آیه مسئولون: تفاوت میان نسخهها
برچسبها: خنثیسازی پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| (۶۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{در دست ویرایش ۲|ماه=[[ | {{در دست ویرایش ۲|ماه=[[بهمن]]|روز=[[11]]|سال=[[1404]]|کاربر=فرقانی}} | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = آیات امامت امام علی | | موضوع مرتبط = آیات امامت امام علی | ||
| عنوان مدخل | | عنوان مدخل = | ||
| مداخل مرتبط = | | مداخل مرتبط = | ||
| پرسش مرتبط | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
{{جعبه اطلاعات آیات نامدار | {{جعبه اطلاعات آیات نامدار | ||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
| متن آیه = | | متن آیه = | ||
| معنی آیه = و آنان را باز دارید، که آنان بازخواست خواهند شد | | معنی آیه = و آنان را باز دارید، که آنان بازخواست خواهند شد | ||
| شماره آیه = | | شماره آیه = ۲۳ | ||
| نام سوره = صافات | | نام سوره = صافات | ||
| شماره جزء = | | شماره جزء = ۳ | ||
| نامهای دیگر = | | نامهای دیگر = | ||
| شأن نزول = | | شأن نزول = علی بن ابیطالب{{ع}} | ||
| مصداق آیه = ولایت علی بن ابیطالب{{ع}} | | مصداق آیه = ولایت علی بن ابیطالب{{ع}} | ||
| دلالت آیه = {{فهرست جعبه|}} | | دلالت آیه = {{فهرست جعبه|امامت امیرالمؤمنین(ع)| }} | ||
| نتایج آیه = | | نتایج آیه = | ||
}} | }} | ||
آیه {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}}<ref>«و آنان را باز دارید، که آنان بازخواست خواهند شد» سوره صافات، آیه ۲۴.</ref> از جمله [[آیات]] [[اثبات امامت]] و [[ولایت امام]] میرالمؤمنین{{ع}} است که در آن بر بازجویی از [[مردم]] در [[روز قیامت]] و [[پاسخگویی]] آنها در قبال سؤالی مهم تأکید شده است. [[روایات]] متعددی در [[منابع شیعه]] و [[اهل سنت]] از [[صحابه]] و [[تابعین]] نقل شده که [[شان نزول]] آیه را [[امام علی]]{{ع}} دانسته و محتوای سؤال را نیز [[ولایت]] آن حضرت بیان کردهاند. بر اساس این روایات، میتوان به این نکته مهم دست یافت که قطعا [[پذیرش ولایت]] و [[اطاعت]] از آن حضرت در [[دنیا]] بر همگان امری لازم بوده و به عنوان تکلیفی [[واجب]] به شمار میآید؛ چراکه [[انسان]] در [[قیامت]] در قبال امور و [[تکالیف واجب]] و مهم مورد پرسش و بازخواست قرار میگیرد و باید نسبت به آنها پاسخگو باشد. در این صورت ولایت و [[امامت]] آن حضرت ثابت میگردد. | |||
== | ==[[شأن نزول آیه]] == | ||
در | در بسیاری از [[کتابهای تفسیری]]، ذیل [[آیه]] ۲۴ [[صافات]]، در کنار آرایی که درباره مصداق سؤال [[روز قیامت]] مطرح شدهاند، [[پرسش]] از [[ولایت حضرت علی]] {{ع}} یکی از مهمترین نظریههای [[تفسیری]] معرفی و بر آن تأکید شده است. بیشتر آرای [[مفسران]] درباره مصداق آیه ۲۴ صافات و دلالت آن بر [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} برخاسته از [[روایات تفسیری]] نقلشده از [[معصومان]]{{عم}}، [[صحابه]]، [[تابعین]] و برخی [[محدثان]] متقدم است. | ||
== | به عنوان نمونه | ||
== | '''[[فرات کوفی]]''' در تفسیرش، ذیل آیه ۲۴ [[سوره صافات]]، سه [[روایت]] از [[ابن عباس]] نقل میکند که هر سه مضمونی مشترک دارند و آیه را دال بر [[وجوب]] [[پذیرش ولایت]] حضرت میدانند <ref>تفسیر فرات کوفی، ص۳۵۵</ref> فرات ذیل آیه، دو روایت را بهصورت [[معنعن]] از [[ابنعباس]] نقل کرده است. | ||
در '''[[تفسیر منسوب به امام حسن عسکری]]'''{{ع}}، پرسش و بازخواست در برابر [[ارکان دین]]، یعنی [[توحید]]، [[نبوت]] و [[ولایت علی]] بنابیطالب{{ع}} و [[ائمه]] پس از ایشان عنوان شده است <ref>تفسیر منسوب به امام عسکری{{ع}}، ص، ۴۰۵</ref> | |||
'''علی بنابراهیم [[قمی]]''' در [[تفسیر روایی]] خود، مقصود از مورد سؤال واقع شدن در آیه ۲۴ سوره صافات را پرسش از ولایت علی بنابیطالب{{ع}} عنوان میکند و پذیرش ولایت حضرت را عامل [[رستگاری]] میخواند <ref>قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر، ج۲، ص۲۲۲</ref> | |||
در تفسیرهای '''صافی''' <ref>فیض کاشانی، تفسیر صافی، ج۴، ص۲۶۶</ref>، '''[[نور الثقلین]]''' <ref>عروسی حویزی، نورالثقلین، ج۴، ص۴۰۱</ref> و '''[[البرهان]]''' <ref>بحرانی، البرهان، ج۴، ص۵۹۵</ref> نیز این روایت از [[تفسیر قمی]] نقل شده است. سند دو [[روایت تفسیری]] از فرات کوفی در این زمینه به صورت «معنعن» است که در نهایت به ابن عباس منتهی میشود. یک روایت نیز از [[شعبی]] و ابن عباس نقل شده است <ref>همان</ref> | |||
'''[[طبرسی]]''' در [[تفسیر]] مجمع البیان، از سعید بنجبیر از ابن عباس در [[حدیثی]] مرفوع از [[حاکم حسکانی]] به اسنادش، ذیل آیه ۲۴ صافات روایت میکند که از [[مردم]] در روز قیامت درباره ولایت علی{{ع}} پرسیده میشود <ref>طبرسی، ۱۳۷۲: ۸/۱۸۸</ref> گفتنی است که [[طبرسی]] این معنا از [[آیه]] را در کنار مصادیق دیگر، از جمله [[پرسش]] از [[توحید]] و [[دلایل]] [[بدعتگذاری]] در [[جامعه اسلامی]]، مطرح کرده است. | |||
'''عاملی''' در [[تفسیر]] خود این معنا را از مجمع البیان نقل کرده است <ref>عاملی، تفسیر عاملی، ج۷، ص۲۸۵</ref>. | |||
در تفسیر '''روض الجنان'''، ذیل [[آیه کریمه]] {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئولُونَ}}، به روایتی از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} اشاره شده است که فرمودند: «فردای [[قیامت]] رها نکنند هیچکس را که قدم از قدم بردارد تا از او از پنج چیز بپرسند: {{متن حدیث|عن شبابه فیما أبلاه و عن عمره فیما أفناه و عن ماله من أین اکتسبه و أین وضعه و ماذا عمل فیما علم}} <ref>از جوانیاش که در چه راهی صرف کرده و از عمرش که در چه راهی از دست داده و از مالش که از چه راهی به دست آورده و در چه راهی مصرف کرده و از عمل کردن بر طبق آنچه میدانسته</ref> و در [[روایت]] دیگر چنین آمده: {{متن حدیث|و عن ولایتنا اهل البیت}} <ref>ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان، ج۱۶، ص۱۸۴</ref>. در این روایت، [[آیه]] به [[ولایت]] «[[اهلالبیت]]» تعمیم یافته است که [[ولایت علی]]{{ع}} را نیز شامل میشود. همچنین پرسش از ولایت و چگونگی برخورد با [[حق ولایت]] و [[محبت]] ایشان، در کنار موضوعاتی مانند چگونگی گذراندن عمر و چگونگی کسب و استفاده [[مال]] قرار گرفته است. | |||
'''[[تفسیر جوامع الجامع]]'''، [[تأویل]] {{متن قرآن|إِنَّهُمْ مَسْئولُونَ}} به ملزم بودن در قبال پاسخ به پذیرش [[ولایت حضرت علی]]{{ع}} را به سعید بن [[جبیر]] و [[ابو سعید خدری]] نسبت داده است <ref>طبرسی، ۱۳۷۵: ۵/۲۸۱</ref> در تفسیر عزّ بن عبد [[السلام]]، یکی از مصادیق {{متن قرآن|مَسْئولُونَ}} در [[آیه شریفه]]، ولایت علی بنابیطالب{{ع}} عنوان شده است <ref>ابن عبد السلام، ۱۴۲۹: ۲/۱۳۴</ref> وی این مصداق از آیه را در کنار مصادیقی چون پرسش از توحید آورده است. نویسنده تفسیر [[جلاء]] الأذهان نیز در تطبیق آیه بر ولایت علی{{ع}}، به روایتی از سعید بن جبیر استناد کرده که بر اساس آن، سؤال این است که «آیا سؤال شونده تولّای علی{{ع}} را دارد؟» <ref>جرجانی، ۱۳۷۸: ۸/۱۰۶</ref> طبق این دیدگاه، [[ولایت]] حضرت با [[وجوب محبت]] ایشان [[ارتباط مستقیم]] یافته است. | |||
[[استرآبادی]] در '''[[تأویل الآیات الظاهرة]]'''، پس از نقل روایتی از [[ابن عباس]] در [[تفسیر]] این [[آیه]] به [[ولایت امام علی]]{{ع}}، این [[تأویل]] از آیه را دال بر [[واجب]] بودن [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} بر تمام [[خلق]] میداند و [[معتقد]] است آیه بر [[برتری]] حضرت بر تمام خلایق، جز حضرت خاتمالأنبیاء{{صل}}، دلالت واضح دارد <ref>حسینی استرآبادی، تاویل الآیات الظاهرة،ص۴۸۴</ref> تأکید این [[روایت تفسیری]] ذیل آیه بر برتری حضرت بر دیگران، با استناد به آیه ۲۴ [[صافات]] است. | |||
نویسنده '''[[تفسیر منهج الصادقین]]''' پس از بیان مصادیقی برای [[آیه کریمه]]، [[تفسیر آیه]] به [[ولایت علی]]{{ع}} را به [[مصحف]] [[ابن مسعود]] نسبت میدهد و معتقد است در مصحف وی اینگونه نوشته شده: {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئولُونَ}} عن ولایة علی<ref>کاشانی، منهج الصادقین، ج۷، ص۴۶۴</ref> | |||
در تفسیر '''[[اثنیعشری]]''' نیز این معنا به ابن مسعود نسبت داده شده است <ref>شاه عبدالعظیمی، تفسیر اثنی عشری، ج۱۱، ص۱۱۲</ref> این توضیح خارج از آیه از نوع اضافات [[تفسیری]] یا [[تفسیر مزجی]] است که ذیل برخی [[آیات]] در بعضی از [[مصحفها]]، از جمله مصحف [[ابنمسعود]]، درج شده است. وی در ادامه نظریه، [[ابوسعید خدری]] و سعید بن [[جبیر]] را موافق این [[رأی]] تفسیری میداند و در [[تأیید]] این دیدگاه به [[روایت نبوی]]{{صل}} مذکور اشاره میکند که در [[روز قیامت]] از امور مختلف، از جمله ولایت امیرالمؤمنین{{ع}} و [[اهلبیت]]{{ع}}، پرسیده میشود. <ref>شاه عبدالعظیمی، تفسیر اثنی عشری، ج۱۱، ص۱۱۲</ref> | |||
ملافتح [[الله]] [[کاشانی]] نیز در دیگر تفسیر خود، تفسیر آیه به [[پرسش]] در روز قیامت از ولایت علی{{ع}} را ذیل آیه ۲۴ صافات، به ابن عباس و [[ابو سعید خدری]] ارجاع میدهد <ref>کاشانی، زبدة التفاسیر، ج۵، ص۵۴۷</ref> | |||
در '''[[تفسیر بیان السعادة]]'''، آیه ۲۴ صافات با آیات {{متن قرآن|عَمَّ یتَساءَلُونَ * عَنِ النَّبَإِ الْعَظیمِ}} <ref>سوره نبأ: آیات ۱ و ۲</ref> گره خورده است. این تفسیر هر دو آیه را مرتبط به ولایت امام علی{{ع}} میداند که در روز قیامت از آن پرسش میشود، سپس به [[حدیث شریف]] [[نبوی]]{{صل}} و [[امام باقر]]{{ع}} اشاره میکند که: [[بنده]] گامى برنمىدارد، مگر آنکه درباره چهار چیز از او سؤال میشود: از جوانىاش که در چه چیز صرف کرده، از عمرش که در چه چیز فنا کرده، از مالش که از کجا آورده و در کجا [[انفاق]] کرده، و از دوستى ما [[اهل بیت]]{{ع}} <ref>گنابادی، تفسیر بیان السعادة، ج۱۲، ص۲۱۵</ref>. طبق این [[تفسیر]] نیز [[پذیرش ولایت امام علی]]{{ع}} با [[وجوب محبت]] ایشان [[ارتباط مستقیم]] دارد. | |||
'''تفسیر [[عقود]] المرجان''' نیز پس از بیان دلالت [[آیه]] بر [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} مینویسد: «زمانی که [[قیامت]] برپا میشود، در موقف [[صراط]] به هیچکس [[اجازه]] عبور داده نمیشود، مگر آنکه [[ولایت علی]]{{ع}} در قلبش وجود داشته باشد» <ref>جزایری، عقود المرجان، ج۴، ص۲۷۰</ref> باید توجه داشت که با در کنار هم نهادن [[روایات تفسیری]] میتوان دریافت که مراد از [[ولایت]]، وجوب محبت و [[مودت]] حضرت است که لازمه [[نجات]] از [[جهنم]] و موقفهای [[روز قیامت]] به شمار میرود. | |||
صاحب '''[[تفسیر]] الجوهر الثمین''' [[اخبار]] و آرای [[تفسیری]] و [[روایی]] درباره دلالت [[آیه]] ۲۴ [[صافات]] بر [[ولایت علی]]{{ع}} را [[مستفیض]] میداند <ref>شبر، عبدالله، جوهر الثمین، ج۵، ص۲۴۷</ref> | |||
'''[[علامه طباطبایی]]''' در [[تفسیر المیزان]]، منظور از بازخواست در آیه را مورد [[اختلاف]] [[مفسران]] میداند، سپس برخی آرای تفسیری را در این زمینه نقل میکند، از جمله [[پرسش]] از [[ولایت امام علی]]{{ع}} را به برخی از مفسران و [[راویان]] نسبت میدهد. او در ادامه مینویسد: «این وجوه، بر فرض که درست باشند، هر یک به یکى از مصادیق اشاره دارد، نه اینکه منحصراً از فلان چیز بازخواست خواهند کرد» <ref>طباطبایی، سید محمد حسین، ج۱۷، ص۱۹۹</ref> بنابراین از دیدگاه [[علامه]]، تمام آرای مطرح شده در [[تفسیر آیه]] محتملاند و هیچ تناقضی با یکدیگر ندارند؛ از این رو [[انحصار]] آیه در مصداقی خاص [[نفی]] میشود. علامه سپس در بحث روایی، روایاتی از [[تفسیر مجمع البیان]] و برخی از [[کتابهای حدیثی]] و روایی متقدم [[شیعه]] درباره تفسیر آیه ۲۴ صافات به [[وجوب]] [[پذیرش امام]] علی{{ع}} و [[اهلبیت]]{{عم}} نقل میکند <ref>همان، ج۱۷، ص۲۱۳</ref> | |||
'''[[آیتالله مکارم شیرازی]]''' نیز پس از شمردن وجوه مختلف آیه، تأویلی که آیه را ناظر به ولایت علی بنابیطالب{{ع}} میداند را به بسیاری از مفسران و [[محدثان]] [[فریقین]] نسبت میدهد. او در ادامه دیدگاهی مانند [[نظریه ]]علامه طباطبایی را درباره [[آیه کریمه]] مطرح میکند: «این [[تفاسیر]] با هم منافاتى ندارند؛ چراکه در آن [[روز]] از همه چیز سؤال مىشود، از [[عقاید]]، از [[توحید]] و [[ولایت]]، از گفتار و [[کردار]] و از [[نعمتها]] و مواهبى که [[خدا]] در [[اختیار انسان]] گذارده است» <ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۹، ص۳۶</ref> بر این اساس، مکارم شیرازی نیز انحصاری انگاشتن [[پرسشها]] در [[روز قیامت]] را مردود میداند و بر ملزم بودن به پاسخ بازخواستها در امور مختلف، از جمله ولایت امام علی{{ع}}، تأکید میکند. | |||
علاوه بر [[مفسران شیعه]]، بسیاری از [[علمای اهل سنت]] نیز به این تفسیر از آیه کریمه اشاره کردهاند. با مراجعه به [[کتابهای تفسیری]] [[اهل سنت]]، ملاحظه میشود دیدگاهی که [[آیه]] ۲۴ [[صافات]] را ناظر به [[ولایت امام علی]]{{ع}} و [[اهلبیت]]{{عم}} میداند، [[میزان]] قابل توجهی از آرای [[تفسیری]] را به خود اختصاص داده است. [[ثعلبی]] در [[تفسیر]] خود، ذیل [[آیه]] {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئولُونَ}}، [[حدیث شریف]] [[نبوی]]{{صل}} را نقل میکند: در [[روز قیامت]] قدم هیچ بندهای [[حرکت]] نخواهد کرد تا از چهار چیز سؤال شود: از [[جوانی]] که در چه چیز به [[پیری]] رساند، از عمرش که در چه راه صرف کرد، از مالش که از کجا آورد و در چه راه [[انفاق]] و صرف کرد و از [[دوستی]] ما اهلبیت{{عم}}<ref>ثعلبی، ۱۴۲۲: ۸/۱۴۲</ref> | |||
'''[[حاکم حسکانی]]''' در شواهد التنزیل، ذیل آیه ۲۴ [[صافات]]، شش [[روایت]] در این خصوص نقل میکند. مضمون هر شش روایت تطبیق آیه بر [[ولایت علی]] بنابیطالب{{ع}} است. در پنج روایت، مقصود از {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئولُونَ}}، [[ولایت]] حضرت و در یک روایت <ref>حدیث شماره ۷۸۶</ref>[[ امامت]] حضرت مصداق سؤال عنوان شده است. سند یک [[روایت تفسیری]] حاکم حسکانی <ref>روایت ۷۸۵</ref> به صورت مرفوع به [[رسول خدا]]{{صل}} بر میگردد. یک روایت <ref>حدیث ۷۹۱</ref> نیز از [[امام باقر]]{{ع}} نقل شده است. دو روایت <ref>روایات ۷۸۶ و ۷۸۷</ref> به [[ابوسعید خدری]] ارجاع داده شده که [[ابوسعید]] نیز از [[پیامبر]] {{صل}} نقل کرده است. همچنین دو روایت <ref>روایات ۷۸۹ و ۷۹۰</ref> به [[ابنعباس]] بر میگردد که واسطه یکی از آنها سعید بن [[جبیر]] و واسطه روایت دیگر ابنعباس است <ref>حسکانی، شواهد التزیل،ص ۱۶۲ ـ ۱۶۴، ح۷۸۵ ـ ۷۹۱</ref> در تفسیر النکت و العیون درباره آیه ۲۴ صافات، شش دیدگاه مطرح شده است که هیچ کدام متناقض دیگری نیست <ref>ماوردی، النکت و العیون، ج۵، ص۴۴</ref> | |||
#از [[توحید]] و [[اقرار]] به {{عربی|لاإله إلا الله}} پرسیده میشود؛ چراکه مهمترین رکن [[دین توحید]] است. این دیدگاه از یحیی بن [[سلام]] نقل شده است. | |||
#مقصود از [[پرسش]] در [[آیه]]، بازخواست در برابر بدعتهایی است که پس از [[پیامبر]]{{صل}} گذاشتهاند. این نظریه به صورت مرفوع به انس بن مالک بر میگردد. | |||
#پرسیده میشود که آیا [[حق]] [[ولایت علی]] بنابیطالب{{ع}} را به جا آوردهاند یا خیر. [[روایات]] این وجه [[تفسیری]] به ابوهارون و [[ابوسعید خدری]] ارجاع داده شده است. | |||
#از آنان درباره نشست و برخاستهایی که داشتهاند پرسش میشود. این دیدگاه به عثمان بن زیاد نسبت داده شده است. | |||
#به [[اعتقاد]] [[ابن عباس]]، مقصود از {{متن قرآن|مَسْئولُونَ}} در آیه پرسش از [[اعمال]]، [[کردار]] و [[رفتار انسان]] در [[دنیا]] است. | |||
#{{متن قرآن|مَسْئولُونَ}} بدون هیچ قید و توضیح و ارجاعی، یکی از مصادیق آیه دانسته شده است. | |||
وجوه مطرحشده هیچ تناقضی با هم ندارند. برای نمونه میتوان گفت همانطور که از توحید میپرسند، از [[ولایت]] نیز خواهند پرسید و مورد سؤال در موضوعی خاص منحصر نیست. این وجوه، علاوه بر [[تفسیر]] ماوردی، در تفسیر رموز و الکنوز نیز نقل شدهاند <ref>رسعنی، عبدالرزاق، رموز الکنوز، ج۶، ص۳۷۹</ref> | |||
نویسنده تفسیر '''[[روح المعانی]]''' نیز پس از آنکه آرای تفسیری، همچون [[مسئول]] بودن در برابر توحید و اعمال و [[عقاید]]، را برای آیه میشمرد، پرسش از ولایت علی بنابیطالب{{ع}} را به [[طایفه]] [[امامیه]] و روایات آن را به ابن عباس، سعید بن [[جبیر]] و ابوسعید خدری ارجاع میدهد و مینویسد: «قول صحیح این است که در مورد عقاید و اعمال پرسیده میشود که در رأس آنها {{عربی|لا إله إلّا الله}} و از مهمترینشان ولایت علی بنابیطالب{{ع}} است» <ref>آلوسی، روح المعانی، ج۱۲، ص۷۸</ref>.<ref>خلیلی، میثم، غفوری منش، محمد، بررسی چگونگی دلالت آیه 24 صافات بر ولایت امام علی{{ع}}، شیعه پژوهی، سال چهارم، تابستان 97</ref> | |||
== [[مفردات]] آیه == | |||
=== {{متن قرآن|قفوهم}} === | |||
{{متن قرآن|قفوهم}}[[ امر]] است یعنی [[خداوند]] در [[قیامت]] به مأمورانی که [[اهل جهنم]] را به سوی [[آتش]] میبرند دستور میدهد که آنان را نگه دارند. علت این [[فرمان]] آن است که [[اهل دوزخ]] به مانند دیگران مورد [[پرسش]] قرار میگیرند. | |||
=== {{متن قرآن|مسئولون}} === | |||
مسئول از مشتقات ماده «سؤال» بوده و سوال نیز خود از مفاهیم [[ذات]] اضافه است و جهت تحقق معنایش در خارج به سه طرف نیاز دارد: | |||
#سؤال کننده ([[سائل]]) | |||
#سؤال شونده ([[مسئول]]) | |||
# محتوای سؤال (مسئول عنه). | |||
به [[یقین]] تنها سؤال کننده در [[روز قیامت]] [[خداوند سبحان]] است؛ چراکه او {{عربی|مالک یوم الدین}} است و اگر چنانچه کسی غیر از [[خدا]] از [[ملائکه]] و [[اولیاء خدا]] نیز | |||
در سؤال دخالتی داشته باشند به [[اذن الهی]] خواهد بود. سؤال شوندگان در این [[آیه]] نیز با توجه به [[آیات]] پیشین، کافرانی هستند که به سوی آتش برده میشوند. اما "مسئول عنه" و به عبارت دیگر محتوای سؤال در آیه بیان نشده است و برای مشخص شدن آن ناگزیر از مراجعه به [[سنت]] صحیح [[نبوی]] هستیم؛ چراکه به اتفاق [[شیعه]] و [[اهل سنت]]،[[ سنت]] صحیح، [[مفسّر]] [[قرآن]] است. | |||
بر اساس [[احادیث]] متعددی که در کتب معتبر اهل سنت نقل شده و اسانید برخی از آنها بنابر [[قواعد]] رجالی سنّیان صحیح و مورد [[اعتماد]] است، "مسئول عنه" در این آیه، [[ولایت]] [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} است؛ یعنی خداوند در قیامت درباره [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} سؤال میکند و آنانی را که به این ولایت تن نداده باشند، به [[آتش جهنم]] معذب خواهد ساخت.<ref>میلانی، سیدعلی، جواهر الکلام،، ج5، ص16</ref>. | |||
== روایات [[فریقین]] == | |||
=== [[روایات شیعه]] === | |||
در منابع تفسیری، حدیثی و کلامی شیعه روایات متعددی از طرق مختلف در تفسیر آیه مذکور نقل شده که همگی شان نزول آیه را ولایت امیرالمومنین {{ع}} و یا محبت اهل بیت{{عم}} میدانند. در ادامه به ذکر چند نمونه از این روایات میپردازیم. | |||
==== [[روایت]] [[ابن عباس]] ==== | |||
{{متن حدیث|ابنعباس: {{متن قرآن|إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}}... قِیلَ: مَسْئُولُونَ عَنْ وَلَایَهًِْ عَلِیِّ بْنِ أَبِیطَالِبٍ}}<ref>برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت{{عم}}، ج۱۲، ص۵۸۶؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج۷، ص۱۵۷؛ ابن شهر آشوب، المناقب، ج۲، ص۱۵۶</ref>. | |||
از [[ابنعبّاس]] نقل شده که گفته است: {{متن قرآن|إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}} درباره [[ولایت]] علیّ بن ابیطالب است. | |||
==== روایت [[پیامبر اکرم]]{{صل}} ==== | |||
{{متن حدیث| عن النبی{{صل}}: إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهًِْ أُوقَفُ أَنَا وَ عَلِیٌّ عَلَی الصِّرَاطِ، فَمَا یَمُرُّ بِنَا أَحَدٌ إِلَّا سَأَلْنَاهُ عَنْ وَلَایَهًِْ عَلِیٍّ. فَمَنْ کَانَتْ مَعَهُ وَ إِلَّا أَلْقَیْنَاهُ فِی النَّارِ، وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ: {{متن قرآن|إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}}.}}<ref>برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت{{عم}}، ج۱۲، ص۵۸۶؛ مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، ج۳۹، ص۱۹۶ و ج۳۹، ص۲۰۲؛ اربلی، کشف الغمهًْ، ج۱، ص۳۹۷</ref>. | |||
از پیامبر اکرم{{صل}} نقل شده که وقتی [[روز قیامت]] و [[رستاخیز]] کبری فرا رسد من و علی بر [[صراط]] گماشته میشویم و هیچ کس از کنار ما نمیگذرد مگر اینکه از [[ولایت علی]] از او میپرسیم، اگر با ولایت علی زیسته باشد، [[نجات]] یابد و خندان بگذرد و اگر ولایت علی را نداشته باشد او را در [[آتش]] میاندازیم و این همان فرمایش [[خداوند]] است که فرمود: {{متن قرآن|إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}} | |||
==== [[روایت]] اول [[ابوسعید خدری]] از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} ==== | |||
{{متن حدیث|عَنْ أَبِیسَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَاللَّهِ{{صل}} یَقُول: إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهًِْ أَمَرَ اللَّهُ مَلَکَیْنِ یَقْعُدَانِ عَلَی الصِّرَاطِ فَلَا یَجُوزُ أَحَدٌ إِلَّا بِبَرَاءَهًِْ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ بْنِ أَبِیطَالِبٍ وَ إِلَّا أَکَبَّهُ اللَّهُ عَلَی مِنْخَرِهِ فِی النَّارِ ذَلِکَ قَوْلُهُ تَعَالَی: {{متن قرآن|وقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}} قُلْتُ: فِدَاکَ أَبِی وَ أُمِّی یَا رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} مَا تَعْنِی بَرَاءَهًَْ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ{{ع}} قَالَ: لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِیٌّ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ، وَصِیُّ رَسُولِ اللَّهِ}} <ref>برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت {{عم}، ج۱۲، ص۵۸۶؛ مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، ج۳۹، ص۲۰۱؛ سید بن طاووس، التحصین، ص۵۵۸، فیه: «شجره» بدل «منخرهًْ»، ص۳۶</ref> | |||
ابوسعیدخُدری گوید: از [[رسول خدا]]{{صل}} شنیدم که فرمود: «چون [[روز قیامت]] فرا رسد، [[خداوند متعال]] به دو [[فرشته]] [[فرمان]] میدهد تا بر [پل] [[صراط]] بنشینند، پس هر کس جواز [[امیرالمؤمنین]] علی بن ابیطالب را همراه داشته باشد، از آن میگذرد و هر کس جواز [[امیر مؤمنان]] را نداشته باشد، [[خداوند]] او را با سر به سوی [[آتش دوزخ]] واژگون میکند و این همان [[کلام]] خداوند متعال است که فرمود: {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}} عرضکردم: «پدر و مادرم به فدایت، ای رسول خدا! جواز امیرالمؤمنین چیست»؟ فرمود: {{متن حدیث|لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ، عَلِیٌّ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ، وَصِیُّ رَسُولِ اللهِ}} | |||
==== [[روایت]] دوم [[ابوسعید خدری]] از [[پیامبر]]{{صل}} ==== | |||
{{متن حدیث|أَخْرَجَ الدَّیْلَمِیُّ عَنْ أَبِیسَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ أَنَّ النَّبِیَّ قَالَ: {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}} أَیْ عَنْ وَلَایَهًِْ عَلِیٍّ (وَ أَهْلِ الْبَیْتِ لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَی أَمَرَ نَبِیَّهُ أَنْ یُعَرِّفَ الْخَلْقَ أَنَّهُ لَا یَسْأَلُ عَنْ تَبْلِیغِ الرِّسَالَهًِْ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّهًَْ فِی الْقُرْبی وَ الْمَعْنَی أَنَّهُمْ یُسْأَلُونَ هَلْ وَالَوْهُمْ حَقَّ الْمُوَالَاهًِْ کَمَا أَوْصَاهُمُ النَّبِیُّ أَمْ أَضَاعُوهَا وَ أَهْمَلُوهَا فَتَکُونَ عَلَیْهِمُ الْمُطَالَبَهًُْ وَ التَّبِعَهًُْ}} <ref>برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت{{عم}}، ج۱۲، ص۵۹۰؛ مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، ج۳۶، ص۷۸</ref> | |||
دیلمی از ابوسعید خدری روایت کرده است که [[رسول اکرم]]{{صل}} فرمود: این [[آیه]] {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}} یعنی در برابر [[ولایت علی]] و [[اهل بیت]] مسؤل هستند و این بدان جهت است که [[خدای تعالی]] به پیغمبرش دستور داد [[خطاب]] به [[مردم]] بفهماند: بابت [[تبلیغ رسالت]] پاداشی درخواست نمیکند مگر دلبستن به [[محبّت]] [[خویشاوندان]] آن حضرت و معنای این [[کلام]] آن است که از ایشان سؤال میشود آیا [[حق]] [[موالات]] را آن�گونه که پیامبر سفارش فرمود، درباره آنان به جا آوردند یا اینکه آن را تباه ساخته و توجهی بدان ننمودند که در این صورت باید پاسخگو باشند و تبعات آن را بپذیرند. | |||
==== [[روایت]] [[عبدالله ابن عباس]] از [[پیامبر]] در [[معراج]] ==== | |||
{{متن حدیث|سُلَیْمَانُ بْنُ مِهْرَانَ قَالَ حَدَّثَنَا جَابِرٌ عَنْ مُجَاهِدٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَبَّاسٍ قَالَ حَدَّثَنَا رَسُولُ اللَّهِ قَالَ: لَمَّا عُرِجَ بِی إِلَی السَّمَاءِ رَأَیْتُ عَلَی بَابِ الْجَنَّهًِْ مَکْتُوباً لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِیٌّ وَلِیُّ اللَّهِ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ سِبْطَا رَسُولِ اللَّهِ وَ فَاطِمَهًُْ الزَّهْرَاءُ صَفْوَهًُْ اللَّهِ وَ عَلَی نَاکِرِهِمْ وَ بَاغِضِهِمْ لَعْنَهًُْ اللَّهِ تَعَالَی. قِیلَ: إِنَ رَسُولَ اللَّهِ کَانَ جَالِساً ذَاتَ یَوْمٍ وَ عِنْدَهُ الْإِمَامُ عَلِیُّ بْنُ أَبِیطَالِبٍ إِذْ دَخَلَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ فَأَخَذَهُ النَّبِیُّ وَ أَجْلَسَهُ فِی حَجْرِهِ وَ قَبَّلَ بَیْنَ عَیْنَیْهِ وَ قَبَّلَ شَفَتَیْهِ وَ کَانَ لِلْحُسَیْنِ سِتُّ سِنِینَ، فَقَالَ عَلِیٌّ: یَا رَسُولَ اللَّهِ أَتُحِبُّ وَلَدِیَ الْحُسَیْنَ؟ قَالَ النَّبِیُّ: وَ کَیْفَ لَا أُحِبُّهُ وَ هُوَ عُضْوٌ مِنْ أَعْضَائِی! فَقَالَ عَلِیٌّ: یَا رَسُولَ اللَّهِ أَیُّمَا أَحَبُّ إِلَیْکَ أَنَا أَمِ الْحُسَیْنُ؟ فَقَالَ الْحُسَیْنُ: یَا أَبَتَا مَنْ کَانَ أَعْلَی شَرَفاً کَانَ أَحَبَّ إِلَی النَّبِیِّ{{صل}} وَ أَقْرَبَ إِلَیْهِ مَنْزِلَهًًْ قَالَ عَلِیٌّ لِوَلَدِهِ: أَتُفَاخِرُنِی یَا حُسَیْنُ؟ قَالَ: نَعَمْ یَا أَبَتَاهْ إِنْ شِئْتَ فَقَالَ لَهُ الْإِمَامُ عَلِیٌّ یَا حُسَیْنُ أَنَا أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ... أَنَا الَّذِی قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فِیَّ وَ فِی عَدُوِّی: {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}} أَیْ عَنْ وَلَایَتِی یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ. أَنَا النَّبَأُ الْعَظِیمُ الَّذِی أَکْمَلَ اللَّهُ تَعَالَی بِهِ الدِّینَ یَوْمَ غَدِیرِ خُمٍّ وَ خَیْبَر}} <ref>برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت{{عم}}، ج۱۲، ص۵۹۰؛ الفضایل، ص۸۳</ref> | |||
از ابن عبّاس روایت شده است که پیامبر{{صل}} فرمود: هنگامیکه به [[آسمان]] برده شدم دیدم که روی درب [[بهشت]] نوشته بود: «خدایی جز [[الله]] نیست و محمد، [[رسول خدا]] و علی، [[ولی خدا]] و حسن و حسین، نوههای رسول خدا و [[فاطمه زهرا]]، برگزیده خداست. [[لعنت خدا]] بر منکرین و [[دشمنان]] آنها»! گفته شده روزی [[رسول خدا]] نشسته بود و [[امام]] علی بن ابیطالب نزد او حاضر بود که ناگهان حسین بن علی وارد شد. [[پیامبر]] او را گرفت و در دامنش نشاند و میان دو چشمش و لبهایش را بوسید و و حسین آن [[وقت]] شش سال داشت. علی گفت: «ای رسول خدا! آیا فرزندم حسین را [[دوست]] داری»؟ پیامبر فرمود: «چگونه او را دوست نداشته باشم!؟ و حال آنکه او عضوی از اعضای من است». علی گفت: «ای رسول خدا کدامیک نزد شما محبوبتریم. من یا حسین»؟ حسین گفت: «ای پدر من! آنکه شرافتش بیشتر است، نزد رسول خدا محبوبتر است و جایگاه نزدیکتری نسبت به او دارد». علی به فرزندش فرمود: «ای حسین آیا به من [[مفاخره]] میکنی؟ به اینکه هر یک از ما ویژگیهای برجسته خود را بیانکند»!؟ گفت: «بله پدر [[جان]] اگر بخواهی»! [[امام علی]] به او فرمود: «ای حسین من [[امیرالمؤمنین]] هستم... من همان کسی هستم که [[خداوند]] تبارک و تعالی در [[شأن]] من و شأن [[دشمن]] من فرمود: {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}} یعنی از [[ولایت]] من در [[روز قیامت]] [بازپرسی میشوند]. من آن خبر بزرگی هستم که [[خداوند تعالی]] در [[روز غدیر خم]] و [[خیبر]] دینش را با آن کامل کرد». | |||
=== روایات [[عامه]] === | |||
در [[آیه]] معروف به مسئولون درباره [[کافران]] و [[ظالمان]] چنین آمده که در [[قیامت]] به [[فرشتگان]] [[عذاب]]، [[خطاب]] مىشود: {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}}<ref>«و آنان را باز دارید، که آنان بازخواست خواهند شد» سوره صافات، آیه ۲۴.</ref> در اینکه آنها از چه چیزی سؤال مىشوند در میان [[مفسّران]] [[گفتگو]] و [[اختلاف]] نظر وجود دارد. | |||
#بعضى گفتهاند: سؤال از بدعتهایى است که گذاردهاند | |||
#بعضى دیگر گفتهاند: از [[اعمال زشت]] و خطاهایشان | |||
#بعضى نیز معتقدند: از [[توحید]] و کلمه {{عربی|لا اِلهَ اِلاّ اللهُ}} <ref>طبرسی، مجمع البیان، ج۷، ص۴۴۱ ذیل آیه مورد بحث</ref>. | |||
البته مانعى ندارد که همه اینها در مفهوم آیه جمع باشد. ولى در [[روایات]] متعدّدى وارد شده است که: سؤال راجع به [[ولایت]] على بن ابیطالب{{ع}} است، این روایات در منابع معروف اسلامى آمده است. از جمله در شواهد التّنزیل، به دو طریق از [[ابوسعید]] خدرى از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نقل مىکند که در [[تفسیر]] این آیه فرمود: {{متن حدیث|عَنْ وَلایَةِ عَلِىَّ بْنِ اَبى طالِب{{ع}}.}} <ref>حسکانی، حاکم، شواهد التّنزیل، ج۲، ص۱۰۶ و ۱۰۷، ح۷۸۶ و ۷۸۷</ref> در [[حدیث]] دیگرى نیز از [[سعید بن جبیر]] از [[ابن عبّاس]] نقل شده که [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: <ref>{{متن حدیث|اِذا کانَ یَوْمُ القیامَةِ اُوقَفُ اَنَا و عَلِىٌّ على الصِّراطِ فَما یَمُرُّ بِنا اَحَدٌ اِلاّ سَئَلْناهُ عَنْ وَلایَة عَلِىٍّ، فَمَنْ کانَت مَعَهُ، وَ اِلاّ اَلْقَیْناهُ فى النّارِ! وَ ذلِکَ قُوْلُهُ {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}}.}}</ref> «هنگامى که [[روز قیامت]] مى شود، من و على بر [[صراط]] متوقف مى شویم. هر کس از کنار ما مى گذرد، از ولایت على{{ع}} از او سؤال مىکنیم، هر کس ولایت على را داشته باشد ـ از صراط مىگذرد ـ و الاّ او را در [[آتش]] مىافکنیم! و این است معنى آیه {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}} | |||
[[ابن حجر]] نیز این حدیث را از [[ابو سعید]] خدرى از پیامبر اکرم{{صل}} نقل کرده است. <ref>ابن حجر هیتمی، الصّواعق المحرقة، ص۸۹</ref> | |||
عزّالدین حنبلى <ref>عزالدین حنبلی، کشف الغمه، ص۹۲</ref>، آلوسى <ref>آلوسی، روح المعانى، ذیل آیه مورد بحث</ref>، [[سبط]] بن جوزى<ref>سبط ابن جوزی، تذکرة، ص۲۱</ref>، [[ابونعیم]] اصفهانى، <ref>ابونعیم اصفهانی، کفایة الخصام، ص۳۶۱</ref> و شیخ سلیمان قندوزى <ref>سلیمان، قندوزی، ینابیع المودّه، ص۲۵۷</ref> و گروهى دیگر نیز این [[حدیث]] را نقل کردهاند. | |||
این نکته نیز جالب است که تمام [[روایات]] فوق از منابع معروف و کتب مشهور [[اهل]] [[سنّت]] و [[راویان]] مورد قبول آنها نقل شده است، امّا با این حال آلوسى هنگامى که این [[روایت]] را نقل مى کند، مىگوید: «بعضى از [[امامیّه]] از ابن [[جبیر]] از [[ابن عباس]] نقل کردهاند: که منظور، سؤال از [[ولایت]] على{{ع}}» <ref>{{عربی|رَوى بَعْضُ الاِمامیّةِ عَنْ ابْنِ جُبَیْر عَنِ ابْنِ عَبّاسَ یُسْئَلُونَ عَنْ وَلایَةِ عَلِىٍّ...}}آلوسی، روح المعانى، ج۲۳، ص۷۴</ref>.<ref>شوشتری، قاضی نورالله، احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج۳، ص۴۷۶</ref> | |||
==== [[نصوص]] برخی [[روایات]] [[عامه]] ==== | |||
===== [[روایت]] حبری ===== | |||
حبری از [[عالمان]] [[قرن سوم هجری]] در [[تفسیر]] خود چنین روایت میکند: | |||
{{متن حدیث| حدثنى حسين بن نصر قال أخبرنا القاسم بن عبدالغفار العجلي عن أبي الأحوص عن مغيرة عن الشعبي، عن ابن عباس، عن قوله: {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ}}، قال: عن ولاية علي بن أبيطالب{{ع}}.}} <ref>تفسیر حبری، ص۳۱۳</ref> | |||
[[حسین بن نصر]]، از قاسم بن عبدالغفار [[عجلی]] از [[ابوالأحوص]]، از [[مغیره]]، از [[شعبی]]، از [[ابن عباس]] روایت کرد که دربارۀ [[آیه]] {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ}} گفت: درباره [[ولایت]] [[علی بن ابیطالب]]{{ع}} مورد سؤال قرار میگیرند. | |||
===== روایت [[ابونعیم اصفهانی]] ===== | |||
[[حافظ]] ابونعیم اصفهانی در کتاب "ما نزل في عليّ{{ع}}"، روايت [[نزول]] آيه در [[شأن]] أميرالمؤمنين{{ع}} را به دو سند از طریق حبری نقل کرده است. در سند نخست آمده است: {{متن حدیث|حدثنا محمد بن المظفّر قال حدثنا أبو الطيب محمد بن القاسم البزاز قال: حدثني الحسين بن الحكم.....}} | |||
در سند دوم نیز مینویسد: | |||
{{متن حدیث|حدثنا محمد بن عبد الله بن سعيد قال: حدثنا الحسين بن أبي صالح: قال: حدثنا أحمد بن هارون البردعي، قال: حدثنا الحسين بن الحكم مثله}} <ref>خصائص الوحي المبين: ص۱۴۲، ح۸۶ و ۸۷، به نقل از ابونعیم اصفهانی</ref> | |||
حسين بن [[حکم]] همان حِبَری است که ابونعیم اصفهانی به دو [[سند حدیث]] مورد بحث را از وی روایت کرده است و بقیۀ سند همان سند حبری است | |||
===== روایت [[حاکم حسکانی]] ===== | |||
[[حاکم حسکانی]] نیز این [[حدیث]] را به اسانید متعدد [[روایت]] کرده است | |||
#'''سند نخست:'''{{متن حدیث|حدثنا الحاكم الوالد أبو محمد رحمه الله، قال: أخبرنا عمر بن أحمد بن حدثنا أحمد عثمان - ببغداد، قال: حدثنا الحسين بن محمد بن محمد بن عفير بن الفرات، حدثنا عبد الحميد الحماني عن قيس عن أبى هارون، عن أبي سعيد الخدري، عن النبي{{صل}} في قوله تعالى: {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ}} قال: «عن ولاية علي بن ابیطالب}}<ref>حسکانی، حاکم، شواهد التنزیل، ج۲، ص۱۶۱ و ۱۶۲ </ref> | |||
#'''سند دوم:'''{{متن حدیث|حدثنا أبو عبدالرحمن السلمي، إملاء، أخبرنا محمد بن محمد بن يعقوب الحافظ، حدثنا أبو عبدالله الحسين بن محمد بن عفير حدثنا، أحمد حدثنا عبد الحميد، حدثنا قيس، عن عطية، عن أبي سعيد عن النبي{{صل}} فى قوله تعالى: {{متن حدیث|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ}}، قال: «عن ولاية عليّ بن أبيطالب}}<ref>حسکانی، حاکم، شواهد التنزیل، ج۲، ص۱۶۱ و ۱۶۲ </ref> | |||
#'''سند سوم:'''{{متن حدیث|حدثني أبو الحسن الفارسى، حدثنا أبو الفوارس الفضل بن محمّد الكاتب، حدثنا محمّد بن بحرالرهنى - بكرمان - حدثنا أبو كعب الأنصارى، حدثنا عبدالله بن عبدالرحمن حدثنا إسماعيل بن موسى عبدالله حدثنا محمّد بن فضيل، حدثنا عطاء بن السائب عن سعيد بن جبير عن ابن عباس قال: قال رسول الله{{صل}}: «إذا كان يوم القيامة أوقف أنا وعلى على الصراط، فما يمرّ بنا [[أحد]] إلا سألناه عن ولاية على فمن كانت معه وإلّا ألقيناه في النار، وذلك قوله: {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ}}.}}<ref>حسکانی، حاکم، شواهد التنزیل، ج۲، ص۱۶۱ و ۱۶۲ </ref> حاکم حسکانی به سند خود از [[ابن عباس]] نقل میکند که ابن عباس: گفت [[رسول خدا]]{{صل}} فرمودند: چون [[روز قیامت]] فرا رسد من و علی بر [[صراط]] قرار داده میشویم پس احدی از ما نمیگذرد مگر اینکه از او درباره [[ولایت علی]]{{ع}} میپرسیم پس هر کس که همراه با [[ولایت]] بود [مشکلی نخواهد داشت] والا او را به [[آتش]] میافکنیم و این معنای [[آیه]] {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ}} است». | |||
#'''سند چهارم:''' {{متن حدیث|أخبرنا أبو الحسن الأهوازي، أخبرنا أبوبكر البيضاوي، حدثنا علي بن العباس، حدثنا إسماعيل بن إسحاق، حدثنا محمد بن أبى مرة عن عبدالله بن الزبير، عن سليمان بن داوود بن حسن بن حسن، عن أبيه، أبي جعفر{{ع}} في قوله: {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ}} قال: «عن ولاية على}}<ref>حسکانی، حاکم، شواهد التنزیل، ج۲، ۱۶۴</ref>.<ref>حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام، میلانی، ج۵، ص۲۳ تا ۲۶</ref> | |||
==== ناقلان احادیث شأن نزول آیه در ولایت امام علی{{ع}} ==== | |||
در روایاتی که از بزرگان اهل سنت در [[تفسیر]] این آیه نقل شده است، آنچه افراد در قیامت از آن سؤال میشوند، ولایت [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} است. از جمله [[عالمان]] برجسته [[اهل]] سنت که [[نزول]] [[آیه]] مزبور را درباره [[ولایت]] علی{{ع}} نقل کردهاند عبارتند از: | |||
#[[ابن حجر هیثمی]] | |||
#[[محمد ابن اسحاق]] | |||
#[[سفیان اعمش]] | |||
#[[شعبی]] | |||
#[[ابواسحاق سبیعی]] | |||
#[[محمد ابن جریر طبری]] | |||
#[[حسین بن حکم حبری]] | |||
#[[ابونعیم اصفهانی]] | |||
#[[حاکم حسکانی]] | |||
#[[ابن شاهین بغدادی]] | |||
#[[ابن مردویه اصفهانی]] | |||
#[[خطیب خوارزمی]] | |||
#[[سبط ابن جوزی]] | |||
#[[ابوعبدالله گنجی]] | |||
#[[جمال الدین زرندی]] | |||
#[[جوینی حموئی]] | |||
#[[نورالدین سمهودی]] | |||
#[[شهاب الدین خفاجی]] | |||
#[[شهاب الدین آلوسی]] | |||
در برخی از نقلها ولایت [[اهل بیت]] نیز [[روایت]] شده است<ref>ر.ک: هیثمی، ابن حجر، الصواعق المحرقة، ص۱۸۷.</ref>.<ref>میلانی، سیدعلی، جواهر الکلام، ، ج5،ص22 و 23</ref>. | |||
== دلالت آیه == | == دلالت آیه == | ||
=== امامت و ولایت امام علی {{ع}} === | ===[[ امامت]] و [[ولایت امام علی]]{{ع}} === | ||
=== افضلیت امام علی{{ع}} === | با [[عنایت]] به [[روایات]] صادره در [[شأن نزول]] این [[آیه]]، که مورد سؤال در [[قیامت]] را [[امامت]] و [[ولایت امام علی]]{{ع}} دانستهاند، این آیه به روشنی بر امامت آن حضرت دلالت دارد؛ چراکه بدیهی است [[انسان]] نسبت به چیزی در قیامت مورد سؤال و بازخواست قرار میگیرد که در [[دنیا]] نسبت به آن [[مکلف]] باشد، [[وجوب]] این [[تکلیف]] به خصوص وقتی روشنتر خواهد شد که بر اساس [[نص]] برخی روایات گذشته، در صورتی که سؤال شوندگان، نسبت به آن پاسخی نداشته باشند، مورد [[عذاب]] و [[عقاب الهی]] قرار گیرند زیرا [[عذاب اخروی]] در برابر ترک [[تکالیف]] [[دنیوی]] است. از این رو میتوان نتیجه گرفت که [[پذیرش امامت]] و [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} بر همگان در دنیا امری لازم و بلکه [[واجب]] بوده و در قیامت از آن سؤال خواهد شد و این همان مطلوب و مدعای ما یعنی [[اثبات امامت]] آن حضرت است<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی</ref> | ||
=== عصمت امام علی {{ع}} === | |||
=== [[افضلیت امام علی]]{{ع}} === | |||
با توجه اینکه در [[روایات]] صادر شده از [[معصومین]]{{عم}}، مورد سؤال در [[قیامت]] در [[آیه]] مذکور، [[ولایت امام علی]]{{ع}} بیان شده و از آن گذشته در قبال بیتوجهی به آن یا عدم [[پاسخگویی]] نسبت به آن نیز [[عذاب اخروی]] قرار داده شده است، میتوان به این نتیجه رسید که [[ولایت]] آن حضرت در [[دنیا]] به عنوان یک [[تکلیف]] بر همگان لازم و [[واجب]] است که این همان معنای دیگر [[امامت]] آن حضرت است. بر این اساس میتوان گفت کسی که [[اطاعت]] او در دنیا واجب بوده و در قیامت نیز با سؤال از آن معیار [[نجات]] و [[عذاب]] همگان تعیین میگردد، از جایگاهی عظیم و درجهای رفیع نزد [[خدای متعال]] برخوردار است به گونهای که میتوان او را [[افضل]] و [[برتر]] از دیگران دانست. با [[اثبات]] [[افضلیت]]، از این طریق نیز میتوان امامت را ثابت نمود؛ چراکه به [[حکم عقل]]، در صورت تردید یا [[اختلاف در امامت]] دو نفر که یکی افضل و برتر از دیگری است، همه عقلا به تقدیم شخص افضل[[ حکم]] کرده و [[تقدیم مفضول بر فاضل]] را [[قبیح]] میدانند. <ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی</ref> | |||
=== [[عصمت امام علی]]{{ع}} === | |||
کسی که در [[قیامت]] از ولایتش از همگان سؤال میشود، اطاعتش در [[دنیا]] [[واجب]] خواهد بود، [[وجوب اطاعت]] یک شخص به معنای [[اثبات امامت]] آن شخص است. حال میگوییم بر اساس قاعده کلی [[عقلی]]، [[امر]] امطلق الهی به [[اطاعت]] از شخصی بدون هیچ قید و شرطی به معنای [[عصمت]] آن شخص و مصونیت او از ارتکاب انواع [[معاصی کبیره]] و [[صغیره]]، [[خطا]]، [[اشتباه]] و [[نسیان]] است و الا در غیر این صورت، تناقض لازم میآید که آن هم محال است و از [[خدای حکیم]] صادر نخواهد شد. بدین معنا که گویا از یکسو [[خدای متعال]] امر مطلق به اطاعت از آن شخص نموده و از سوی دیگر از آنجا که فرض این است که آن شخص [[معصوم]] نیست، احتمال ارتکاب [[لغزش]] و خطا هم از او در مواضعی وجود دارد که یقینا از خارج میدانیم که خدای متعال از ارتکاب آنها [[نهی]] کرده با این حال به واسطه وجود آن امر اولیه مطلق، ناچاریم در لغزش ها و [[خطاها]] نیز از آن شخص [[تبعیت]] کنیم یعنی مجبوریم هم آن کار را انجام دهیم و هم ترک کنیم و این همان تناقض یا [[اجتماع]] [[امر و نهی]] در شیء واحد است که در هر دو حالت محال خواهد بود<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی</ref> | |||
== مناقشات عامه در احادیث [[آیه مسئولون]] == | |||
برخی از مخالفان، مناقشاتی پیرامون این [[حدیث]] و [[استدلال]] [[شیعه]] به [[آیه]] {{متن قرآن|ووَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ}} کردهاند که به طرح و بررسی آنها میپردازیم. | |||
=== مناقشات [[آلوسی]] === | |||
[[آلوسی]] در [[تفسیر]] [[آیه مبارکه]] {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ}} مینویسد: «برخی از [[امامیه]] از ابن [[جبیر]] از [[ابن عباس]] [[روایت]] کردهاند که [[مردم]] از [[ولایت علی]]{{ع}} سؤال میشوند. این روایت را از [[ابوسعید خدری]] نیز نقل کردهاند. [[شایستهترین]] قول آن است که سؤال در [[قیامت]] از [[عقاید]] ولایت علی و [[برادران]] وی، یعنی [[خلفای راشدین]] است». <ref>تفسیر الآلوسی، ج۲۳، ص۸۰</ref> | |||
== مناقشات | ==== نقد و بررسی مناقشات [[آلوسی]] ==== | ||
#از عبارت آلوسی چنین بر میآید که [[حدیث]] [[پرسش]] از [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} تنها از سوی [[امامیه]] [[روایت]] شده است. باید دانست منحصر ساختم نقل این حدیث به امامیه به [[یقین]] ادعیی [[دروغین]] است؛ زیرا از سویی هر چند که امامیه این حدیث را روایت کردهاند اما بسیاری از [[عالمان]] [[سنی]] نیز از روات این حدیث هستند و از سویی دیگر حدیث یاد شده در بسیاری از منابع معتبر سنیان نیز آمده است. | |||
#ادعای آلوسی بر تقدم و [[اولویت]] پرسش از [[عقاید]] و [[اعمال]] بر سایر [[پرسشها]] ادعایی بیدلیل است و بلکه بر اساس [[سنت]] صحیح [[نبوی]] و [[روایات معتبر]] نزد [[شیعه]] و [[تسنن]] دلیل بر خلاف این گفته وجود دارد. به بیان دیگر بر اساس [[احادیث]] صریح سنت صحیح نبوی، ([[مسئول]] عنه) در [[آیه]] تنها ولایت امیرالمؤمنین{{ع}} است. با این وجود معلوم نیست چرا [[اهل سنت]] با [[سنت نبوی]] [[مخالفت]] میکنند و در عین حال خود را اهل سنت میپندارند؟! | |||
#داخل کردن پرسش از [[ولایت]] دیگران در کنار پرسش از ولایت امیرالمؤمنین{{ع}} نیز ادعایی [[باطل]] و بیاساس است و هیچ دلیلی برای آن وجود ندارد و بلکه در مقابل آن با [[رجوع]] به [[کتاب و سنت]]، دلیل بر اختصاص پرسش از ولایت امیرالمؤمنین{{ع}} دلالت دارد.<ref>میلانی، سیدعلی، جواهر الکلام، ج۵، ص۵ و ۵۸</ref> | |||
[[ | === مناقشات صاحب تحفه [[اثنی عشریه]] === | ||
محمود شکری آلوسی صاحب مختصر تحفه اثنی عشریه در ذکر [[ادله]] امامیه بر [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} و رد آنها مینویسد: «و از آن موارد سخن [[پروردگار]] است که میفرماید {{متن قرآن|وقفوهم انهم مسئولون}}. [[شیعیان]] در استدلال به این آیه میگویند: از [[ابوسعید خدری]] به صورت مرفوع چنین روایت شده است که گفت آنها را متوقف کنید تا از ولایت [[علی بن ابیطالب]]{{ع}} پرسیده شود. | |||
مخفی نیست که از سویی اینگونه [[استدلال]] در [[حقیقت]] [[تمسک]] به [[روایات]] است نه تمسک به آیاتو این [[روایت]] در [[فردوس]] دیلمی آمده که [[احادیث ضعیف]] و [[بیهوده]] در آن جمع شده است. از سویی دیگر در سند این [[روایت]] نیز افراد [[ضعیف]] و مجهول فراوانی واقع شده است به گونهای که قابلیت [[احتجاج]] به آن از بین میرود، به ویژه در مطالبی ریشهای همچون این مطلب. به علاوه [[نظم]] [[قرآن]] محتوای [[حدیث]] را [[تکذیب]] میکند،؛ چراکه این [[حکم]]]یعنی نگه داشتن برای [[پرسش]][در [[حق]] [[مشرکان]] است... و چنانچه [[صحت روایت]] را بپذیریم و نظم [[قرآنی]] را نادیده بگیریم، باز هم مراد از [[ولایت]] در [[آیه محبت]] است و بر [[زعامت]] کبری که محل [[نزاع]] است دلالت نمیکند و چنانچه مراد از ولایت در حدیث زعامت کبری نیز باشد، این روایت این ادعا را افاده نمیکند،؛ چراکه مفادآیه [[وجوب]] [[اعتقاد]] به [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} در دورهای از دوران است که آن عین [[مذهب]] [[اهل سنت]] است.<ref>[[آلوسی]]، مختصر التحفة الاثنی عشریه، ص۱۷۷- ۱۸۸</ref> | |||
از | ==== نقد و بررسی مناقشات صاحب مختصر تحفه [[اثنی عشریه]] ==== | ||
#نخستین اشکال به وی این است که [[مرحوم علامه حلی]]، وجه [[استدلال]] به این [[آیه]] و حدیث ذیل آن را بیان کرده و محمود شکری هیچ اشارهای به آن نکرده و پاسخی هم برای آن ارائه نداده است و همچون دیگران از پاسخ به استدلال [[مرحوم علامه]] طفره رفته است! | |||
#دوم: هیچ یک از [[عالمان شیعه]]، فقط با استناد به این آیه بر امامت امیرالمؤمنین{{ع}} استدلال نکرده و چنین ادعایی هم نداشتهاند، چنانکه مخالفان نیز هرگز ادعا نکردهاند که آیهای به [[تنهایی]] و بدون [[روایات]] وارد در [[تفسیر]] آنها به [[امامت]] غیر [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} دلالت دارد. بنابراین روشن است که [[سنت]] صحیح، [[مفسر قرآن]] است و استدلال به [[آیات]] همواره باید به کمک تفسیر برگرفته از سنت صحیح باشد. | |||
#سوم: [[نقل حدیث]] پرسش از [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} منحصر به آنچه در [[فردوس]] الاخبار آمده و از [[ابوسعید خدری]] نقل شده نیست. بنابراین تا اینجا سخن آلوسی [[خدعه]] و [[تلبیس]] است. | |||
#چهارم: استدلال به نظم [[قرآنی]] و [[سیاق آیات]] هرگز تاب [[مقاومت]] دربرابر [[استدلال]] و [[سنت]] صحیح [[نبوی]] را ندارد، به ویژه این [[احادیث نبوی]] به اسانید صحیح و معتبر از طریق [[شیعه]] و [[سنی]] وارد شده است. به عبارت دیگر همه قبول دارند که وقتی برای تعیین معنای صحیح [[آیه]]، دلیلی از [[سنت]] اقامه شود، باید از مقتضای [[سیاق]] دست برداشت؛ اما دست برداشتن از [[روایت]] صحیح به بهانه مقتضای سیاق، به [[اجماع]] [[اهل علم]] جایز نیست. | |||
#پنجم: ادعای وی مبنی بر اینکه معنای [[ولایت]] در [[حدیث]] به معنای [[محبت]] است ناصحیح و بیمعنا است و هرگز نمیتوان آن را پاسخی بر [[استدلال]] [[علامه]] قلمداد کرد. | |||
#ششم: ادعای افاده آیه بر [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}}، در برخی از اوقات [[مصادره به مطلوب]] است و با این پیش فرض مطرح شده که [[امامت]] تکیه زنندگان بر [[مسند]] [[خلافت]] پیش از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} مسلم و ثابت شده است، در حالی که این خود محل [[نزاع]] و البته ادعایی بی اساس و واهی است و ظهور [[روایات]] نیز برخلاف این ادعا است.<ref>میلانی، سیدعلی، جواهرالکلام، ج۵، ص۵۷-۶۱</ref> | |||
=== مناقشات ابن [[روزبهان]] === | |||
ابن روزبهان در [[جواب]] استدلال به [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ}} بر [[اثبات ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} و درباره حدیث [[پرسش]] از ولایت آن حضرت در [[قیامت]] مینویسد: «این حدیث در زمره [[روایات اهل سنت]] نیست و اگر صحیح باشد دلالت میکند بر اینکه امیرالمؤمنین{{ع}} از اولیای [[خدای تعالی]] است و ولی به معنای [[محب]] و [[مطیع]] است و این حدیث [[نص در امامت]] نیست.<ref>دلائل الصدق، ج۵، ص۶؛ شرح [[احقاق الحق]]، ج۳، ص۱۰۷</ref> | |||
==== نقد و بررسی مناقشات ابن روزبهان ==== | |||
حدیث پرسش از [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} توسط بسیاری از [[عالمان]] [[حدیثی]] مشهور [[اهل سنت]] روایت شده است؛ در نتیجه به [[یقین]] این حدیث در زمره روایات سنیان به [[حساب]] میآید. با این حال ابن روزبهان هیچ پاسخی به استدلال [[مرحوم علامه]] ارائه نکرده است. [[مرحوم علامه حلی]] چنین استدلال کرده که اگر در قیامت از ولایت کسی سؤال شود، [[واجب]] است که این ولایت در [[دنیا]] برای او ثابت شده باشد، در حالی که غیر از امیرالمومین{{ع}} چنین [[ولایتی]] برای احدی ثابت نشده است و بر اساس این [[ولایت]] این [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} است که [[امام]] است نه شخص دیگری از [[صحابه]]. | |||
ابن [[روزبهان]] به جای پاسخ به این [[استدلال]] ادعا میکند که ولی به معنای [[محب]] و [[مطیع]] است و همچون [[ابن تیمیه]] از پاسخ طفره میرود اما باید دانست که این معنا برای ولی با محتوای [[آیه]] و [[حدیث]] [[مفسر]] آن سازگاری ندارد. به عبارت دیگر معنا ندارد که [[خداوند]] در [[قیامت]][[امر]] به نگاه داشتن [[مردم]] کند تا از آنان سؤال شود که آیا [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[محب]] و طیع خداوند بوده است یا نه؟ | |||
همچنین این معنا با حدیث مشروط بودن جواز [[عبور از صراط]] به [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} <ref>[[الاربعین]] المنتقی من [[مناقب علی]] [[المرتضی]]{{ع}}، باب۳۳ ح۴۰؛ [[فرائد السمطین]]، ج۱، ص۲۸۹ و ۲۹۰</ref> نیز ناسازگار است.<ref>میلانی، سیدعلی، جواهرالکلام، ج۵، ص۵۵-۵۷</ref> | |||
=== مناقشات ابن تیمیه === | |||
ابن تیمیه در [[جواب]] [[استدلال]] [[علامه حلی]] به [[آیه مبارکه]] {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ}} در [[اثبات ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} مینویسد: «[[رافضی]] (علامه حلی) میگوید: ([[برهان]] چهاردهم [بر [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}}] [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ}} است... از طریق [[ابونعیم]] از [[شعبی]] از [[ابن عباس]] نقل شده است که در [[تفسیر]] این آیه گفت: [منظور [[پرسش]]] از [[ولایت]] علی{{ع}} است. همچنین در کتاب [[فردوس]]، این [[روایت]] از [[ابوسعید خدری]] از [[پیامبر]] نقل شده است و اگر از ولایت [کسی] سؤال شود، لازمهاش آن است که ولایت برای او ثابت شده باشد در حالی که ولایت برای احدی از [[صحابه]] غیر از امیرالمؤمنین{{ع}}[[ثابت]] نشده است از این رو او [[امام]] است». | |||
به وجوه مختلف میتوان به این سخن پاسخ داد: | |||
# [[صحت]] این نقل از کجاست و حال آنکه به [[اتفاق]][[اهل علم]] با انتساب [[حدیثی]] به کتاب فردوس و ب کتاب ابونعیم [[حجت]] اقامه نمیشود. | |||
#[[دروغ]] و جعلی بودن این حدیث مورد اتفاق است. | |||
# [[خدای متعال]] میفرماید: {{متن قرآن|بَلْ عَجِبْتَ وَيَسْخَرُونَ}}، پس آیه [[خطاب]] به [[مشرکان]] و [[منکران معاد]] است... و کسی [[قرآن]] را به این [که منظور از سؤآل در آیه، سؤال از ولایت امیرالمؤمنین{{ع}} است] تفسیر نمیکند.او میگوید که پیامبر{{صل}} به مثل این تفسیر کرده در صورتی که [[زندیق]] ملحد، [[بازی]] کننده با [[دین]] و ضربه زننده به [[اسلام]] و یا کسی که به سبب زیادی [[جهل]] نمیداند چه میگویید، چنین [[تفسیری]] نمیکند! و چه تفاوتی میان [[حب علی]]، [[طلحه]]، [[زبیر]]، سعد، [[ابوبکر]]، عمر، و عثمان وجود دارد؟ اگر کسی بگویید که [[مردم]] در [[روز قیامت]] در مورد [[دوستی]] ابوبکر مورد [[پرسش]] قرار میگیرند این ادعا بعیدتر از قول کسی نیست که میگویید از حب علی{{ع}} سؤال میشود و در ایه سؤال، نشانه ای که موجب ترجیح یکی از قول بر دیگری باشد، وجود ندارد. بلکه دلالت [[آیه]] در باره هردو یکسان است و [[ادله]] ای که [[واجب]] بودن دوستی به ابوبکر را ثابت میکند، قویتر است. | |||
#واژه «مسؤلون» در آیه بهصورت مطلق است و ضمیرای به آن متصل نیست تا مورد سؤال را به شیء معینی اختصاص دهد ودر [[سیاق]] نیز چیزی که مقتضی ذکر حب علی باشد وجود ندارد؛ پس این ادعای مدعی که میگوید [[روایت]] بر پرسش از مردم پیرامون حب علی دلالت میکند از بزرگترین [[دروغ]]ها و [[بهتان]]ها است. | |||
#اگر ادعا کننده ای مدعی شود که مردم از [[حب]] [[ابوبکر]] و عمر مورد سؤال قرار میگیرند [[باطل]] است [[ابطال]] این سخن به وجهی ممکن نیست مگر این که ابطال سؤال حب علی به آن وجه قویتر و آشکارتر است. <ref>[[ابن تیمیه]]، [[منهاج السنة]]، ج ۷، ص۱۰۳ و ۱۰۴</ref> | |||
==== نقد و بررسی مناقشات [[ابن تیمیه]] ==== | |||
#وی مدعی است که با انتساب [[حدیث]] به کتاب [[فردوس]] و کتاب [[ابونعیم]]، [[حجت]] اقامه نمیشود. این ادعا سخن صحیحی نیست؛ زیرا صاحب کتاب فردوس و [[ابونعیم اصفهانی]] از [[عالمان]] [[محدثان]] مورد [[اعتماد]] [[اهل سنت]] هستند و با انتساب حدیث به آنان حجت اقامه میشود. افزون بر آنکه [[راویان حدیث]] [[پرسش]] از [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} منحصر در این دو فرد نیست و اسامی ناقلان و [[راویان]] این حدیث در بخش مربوطه در همین مدخل ذکر شده است. علاوه بر این [[صحت]] اسانید این حدیث نیز بر اساس مبانی رجالی اهل سنت [[اثبات]] شده است. | |||
#ادعای اتفاق سنیان بر [[دروغ]] و جعلی بودن حدیث نیز بیاساس و [[کذب]] است و اسانید این حدیث صحیحند و عالمان مشهور و بزرگی آن را نقل کردهاند که بدون تردید ابن تیمیه و سایر [[متعصبان]] نمیتوانند همه این عالمان را [[کذاب]] و جاعل بدانند. | |||
#ابن تیمیه [[تفسیر آیه]] پرسش از ولایت امیرالمؤمنین{{ع}} را زندقه، [[الحاد]]، [[بازی]] با [[دین]] و [[قدح]] [[اسلام]] میشمارد و یا آن را ز سر [[نادانی]] مفرط میداند. این سخن نیز از دو جهت قابل تامل است: | |||
## [[ناسزاگویی]] و [[تکفیر]] در مباحث [[علمی]] شایسته نبوده و هیچ توجیهی ندارد و کسانی که مرتکب چنین جرمی میشوند به دلیل [[آلوده]] ساخت فضای مباحث و [[مناظرات علمی]] نسبت به زندقه و الحاد سزاوارترند. | |||
##از سویی بسیاری از [[پیشوایان]] بزرگ و محدثان مشهور [[سنی]] این حدیث را در ذیل [[آیه]] مطرح ساختهاند و از سویی دیگر [[مفسران]] بزرگ، این آیه و حدیث ذیلش را در تفسیر آیه [[مودت]] نیز آوردهاند و اگر همه آنان ملحد، [[زندیق]]، بازی کننده با دین، قدح کننده در اسلام و یا دچار نادانی مفرط باشند، باز هم اشکالی متوجه [[شیعه]] نیست و [[علامه حلی]] با استناد به [[کلام]] این عالمان که -مورد اعتماد [[اهل]] تسن هستند- بر آنان حجت اقامه کرده است. | |||
#با توجه به صحت دست کم برخی از اسانید [[حدیث]] و وجود شواهد متعددی که مؤید حدیث است، وجود ضمیر یا عدم آن برای تعیین ([[مسئول]] عنه) ضرورتی ندارد و از سویی [[سیاق]] هرگز [[قدرت]] مقابله با [[حدیث صحیح]] را ندارد و اساسا در اینجا بحث از [[سیاق]] بیمعناست. همین طور وقتی ثابت شد که بر اساس [[سنت]] صحیح، ([[مسئول]] عنه) در [[آیه]] [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} است، تفاوت میان [[حب]] و [[ولایت]] آن حضرت با حب سایر [[صحابه پیامبر]]{{صل}} مانند [[آفتاب]] نیمروز روشن خواهد شد | |||
# از سویی ادعای [[لزوم]] [[محبت]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} برای [[رهایی]] از [[جهنم]] با [[احادیث]] متعدد و صحیح ثابت شده است و از سوی دیگر ادعای لزوم محبت دیگران نیز بیدلیل و واضح البطلان است. به بیان دیگر این دو ادعا هرگز قابل [[قیاس]] نیستند؛ چراکه یکی با [[ادله]] محکم [[تأیید]] میشود و دیگری فاقد دلیل و بیاساس است پس با همین پاسخ مختصر روشن میشود که متعصبانی همچون [[ابن تیمیه]] در برابر [[استدلال]] محکم و روشن [[شیعه]] هیچ [[برهان]] معقول و سخن قابل قبولی ندارند.<ref>میلانی، [[سید]] علی، جواهرالکلام، ج۵، ص۵۱ ـ ۵۵</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:440259451.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه کلام اسلامی ج۱''']] | # [[پرونده:440259451.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|'''امامت امام علی''']]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه کلام اسلامی ج۱''']] | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
| خط ۶۶: | خط ۲۵۰: | ||
{{امام علی}} | {{امام علی}} | ||
[[رده:آیات امامت]] | [[رده:آیات امامت]] | ||
[[رده:آیات نامدار]] | [[رده:آیات نامدار]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۳۱ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۳:۲۵
این مقاله هماکنون در دست ویرایش است.
این برچسب در تاریخ 11 بهمن 1404 توسط کاربر:فرقانی برای جلوگیری از تعارض ویرایشی اینجا گذاشته شده است. اگر بیش از پنج روز از آخرین ویرایش مقاله میگذرد میتوانید برچسب را بردارید. در غیر این صورت، شکیبایی کرده و تغییری در مقاله ایجاد نکنید. |
آیه ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ﴾[۱] از جمله آیات اثبات امامت و ولایت امام میرالمؤمنین(ع) است که در آن بر بازجویی از مردم در روز قیامت و پاسخگویی آنها در قبال سؤالی مهم تأکید شده است. روایات متعددی در منابع شیعه و اهل سنت از صحابه و تابعین نقل شده که شان نزول آیه را امام علی(ع) دانسته و محتوای سؤال را نیز ولایت آن حضرت بیان کردهاند. بر اساس این روایات، میتوان به این نکته مهم دست یافت که قطعا پذیرش ولایت و اطاعت از آن حضرت در دنیا بر همگان امری لازم بوده و به عنوان تکلیفی واجب به شمار میآید؛ چراکه انسان در قیامت در قبال امور و تکالیف واجب و مهم مورد پرسش و بازخواست قرار میگیرد و باید نسبت به آنها پاسخگو باشد. در این صورت ولایت و امامت آن حضرت ثابت میگردد.
شأن نزول آیه
در بسیاری از کتابهای تفسیری، ذیل آیه ۲۴ صافات، در کنار آرایی که درباره مصداق سؤال روز قیامت مطرح شدهاند، پرسش از ولایت حضرت علی (ع) یکی از مهمترین نظریههای تفسیری معرفی و بر آن تأکید شده است. بیشتر آرای مفسران درباره مصداق آیه ۲۴ صافات و دلالت آن بر ولایت امیرالمؤمنین(ع) برخاسته از روایات تفسیری نقلشده از معصومان(ع)، صحابه، تابعین و برخی محدثان متقدم است.
به عنوان نمونه فرات کوفی در تفسیرش، ذیل آیه ۲۴ سوره صافات، سه روایت از ابن عباس نقل میکند که هر سه مضمونی مشترک دارند و آیه را دال بر وجوب پذیرش ولایت حضرت میدانند [۲] فرات ذیل آیه، دو روایت را بهصورت معنعن از ابنعباس نقل کرده است.
در تفسیر منسوب به امام حسن عسکری(ع)، پرسش و بازخواست در برابر ارکان دین، یعنی توحید، نبوت و ولایت علی بنابیطالب(ع) و ائمه پس از ایشان عنوان شده است [۳]
علی بنابراهیم قمی در تفسیر روایی خود، مقصود از مورد سؤال واقع شدن در آیه ۲۴ سوره صافات را پرسش از ولایت علی بنابیطالب(ع) عنوان میکند و پذیرش ولایت حضرت را عامل رستگاری میخواند [۴]
در تفسیرهای صافی [۵]، نور الثقلین [۶] و البرهان [۷] نیز این روایت از تفسیر قمی نقل شده است. سند دو روایت تفسیری از فرات کوفی در این زمینه به صورت «معنعن» است که در نهایت به ابن عباس منتهی میشود. یک روایت نیز از شعبی و ابن عباس نقل شده است [۸]
طبرسی در تفسیر مجمع البیان، از سعید بنجبیر از ابن عباس در حدیثی مرفوع از حاکم حسکانی به اسنادش، ذیل آیه ۲۴ صافات روایت میکند که از مردم در روز قیامت درباره ولایت علی(ع) پرسیده میشود [۹] گفتنی است که طبرسی این معنا از آیه را در کنار مصادیق دیگر، از جمله پرسش از توحید و دلایل بدعتگذاری در جامعه اسلامی، مطرح کرده است.
عاملی در تفسیر خود این معنا را از مجمع البیان نقل کرده است [۱۰].
در تفسیر روض الجنان، ذیل آیه کریمه ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئولُونَ﴾، به روایتی از پیامبر اکرم(ص) اشاره شده است که فرمودند: «فردای قیامت رها نکنند هیچکس را که قدم از قدم بردارد تا از او از پنج چیز بپرسند: «عن شبابه فیما أبلاه و عن عمره فیما أفناه و عن ماله من أین اکتسبه و أین وضعه و ماذا عمل فیما علم» [۱۱] و در روایت دیگر چنین آمده: «و عن ولایتنا اهل البیت» [۱۲]. در این روایت، آیه به ولایت «اهلالبیت» تعمیم یافته است که ولایت علی(ع) را نیز شامل میشود. همچنین پرسش از ولایت و چگونگی برخورد با حق ولایت و محبت ایشان، در کنار موضوعاتی مانند چگونگی گذراندن عمر و چگونگی کسب و استفاده مال قرار گرفته است.
تفسیر جوامع الجامع، تأویل ﴿إِنَّهُمْ مَسْئولُونَ﴾ به ملزم بودن در قبال پاسخ به پذیرش ولایت حضرت علی(ع) را به سعید بن جبیر و ابو سعید خدری نسبت داده است [۱۳] در تفسیر عزّ بن عبد السلام، یکی از مصادیق ﴿مَسْئولُونَ﴾ در آیه شریفه، ولایت علی بنابیطالب(ع) عنوان شده است [۱۴] وی این مصداق از آیه را در کنار مصادیقی چون پرسش از توحید آورده است. نویسنده تفسیر جلاء الأذهان نیز در تطبیق آیه بر ولایت علی(ع)، به روایتی از سعید بن جبیر استناد کرده که بر اساس آن، سؤال این است که «آیا سؤال شونده تولّای علی(ع) را دارد؟» [۱۵] طبق این دیدگاه، ولایت حضرت با وجوب محبت ایشان ارتباط مستقیم یافته است.
استرآبادی در تأویل الآیات الظاهرة، پس از نقل روایتی از ابن عباس در تفسیر این آیه به ولایت امام علی(ع)، این تأویل از آیه را دال بر واجب بودن ولایت امیرالمؤمنین(ع) بر تمام خلق میداند و معتقد است آیه بر برتری حضرت بر تمام خلایق، جز حضرت خاتمالأنبیاء(ص)، دلالت واضح دارد [۱۶] تأکید این روایت تفسیری ذیل آیه بر برتری حضرت بر دیگران، با استناد به آیه ۲۴ صافات است.
نویسنده تفسیر منهج الصادقین پس از بیان مصادیقی برای آیه کریمه، تفسیر آیه به ولایت علی(ع) را به مصحف ابن مسعود نسبت میدهد و معتقد است در مصحف وی اینگونه نوشته شده: ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئولُونَ﴾ عن ولایة علی[۱۷]
در تفسیر اثنیعشری نیز این معنا به ابن مسعود نسبت داده شده است [۱۸] این توضیح خارج از آیه از نوع اضافات تفسیری یا تفسیر مزجی است که ذیل برخی آیات در بعضی از مصحفها، از جمله مصحف ابنمسعود، درج شده است. وی در ادامه نظریه، ابوسعید خدری و سعید بن جبیر را موافق این رأی تفسیری میداند و در تأیید این دیدگاه به روایت نبوی(ص) مذکور اشاره میکند که در روز قیامت از امور مختلف، از جمله ولایت امیرالمؤمنین(ع) و اهلبیت(ع)، پرسیده میشود. [۱۹]
ملافتح الله کاشانی نیز در دیگر تفسیر خود، تفسیر آیه به پرسش در روز قیامت از ولایت علی(ع) را ذیل آیه ۲۴ صافات، به ابن عباس و ابو سعید خدری ارجاع میدهد [۲۰]
در تفسیر بیان السعادة، آیه ۲۴ صافات با آیات ﴿عَمَّ یتَساءَلُونَ * عَنِ النَّبَإِ الْعَظیمِ﴾ [۲۱] گره خورده است. این تفسیر هر دو آیه را مرتبط به ولایت امام علی(ع) میداند که در روز قیامت از آن پرسش میشود، سپس به حدیث شریف نبوی(ص) و امام باقر(ع) اشاره میکند که: بنده گامى برنمىدارد، مگر آنکه درباره چهار چیز از او سؤال میشود: از جوانىاش که در چه چیز صرف کرده، از عمرش که در چه چیز فنا کرده، از مالش که از کجا آورده و در کجا انفاق کرده، و از دوستى ما اهل بیت(ع) [۲۲]. طبق این تفسیر نیز پذیرش ولایت امام علی(ع) با وجوب محبت ایشان ارتباط مستقیم دارد.
تفسیر عقود المرجان نیز پس از بیان دلالت آیه بر ولایت امیرالمؤمنین(ع) مینویسد: «زمانی که قیامت برپا میشود، در موقف صراط به هیچکس اجازه عبور داده نمیشود، مگر آنکه ولایت علی(ع) در قلبش وجود داشته باشد» [۲۳] باید توجه داشت که با در کنار هم نهادن روایات تفسیری میتوان دریافت که مراد از ولایت، وجوب محبت و مودت حضرت است که لازمه نجات از جهنم و موقفهای روز قیامت به شمار میرود.
صاحب تفسیر الجوهر الثمین اخبار و آرای تفسیری و روایی درباره دلالت آیه ۲۴ صافات بر ولایت علی(ع) را مستفیض میداند [۲۴]
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، منظور از بازخواست در آیه را مورد اختلاف مفسران میداند، سپس برخی آرای تفسیری را در این زمینه نقل میکند، از جمله پرسش از ولایت امام علی(ع) را به برخی از مفسران و راویان نسبت میدهد. او در ادامه مینویسد: «این وجوه، بر فرض که درست باشند، هر یک به یکى از مصادیق اشاره دارد، نه اینکه منحصراً از فلان چیز بازخواست خواهند کرد» [۲۵] بنابراین از دیدگاه علامه، تمام آرای مطرح شده در تفسیر آیه محتملاند و هیچ تناقضی با یکدیگر ندارند؛ از این رو انحصار آیه در مصداقی خاص نفی میشود. علامه سپس در بحث روایی، روایاتی از تفسیر مجمع البیان و برخی از کتابهای حدیثی و روایی متقدم شیعه درباره تفسیر آیه ۲۴ صافات به وجوب پذیرش امام علی(ع) و اهلبیت(ع) نقل میکند [۲۶]
آیتالله مکارم شیرازی نیز پس از شمردن وجوه مختلف آیه، تأویلی که آیه را ناظر به ولایت علی بنابیطالب(ع) میداند را به بسیاری از مفسران و محدثان فریقین نسبت میدهد. او در ادامه دیدگاهی مانند نظریه علامه طباطبایی را درباره آیه کریمه مطرح میکند: «این تفاسیر با هم منافاتى ندارند؛ چراکه در آن روز از همه چیز سؤال مىشود، از عقاید، از توحید و ولایت، از گفتار و کردار و از نعمتها و مواهبى که خدا در اختیار انسان گذارده است» [۲۷] بر این اساس، مکارم شیرازی نیز انحصاری انگاشتن پرسشها در روز قیامت را مردود میداند و بر ملزم بودن به پاسخ بازخواستها در امور مختلف، از جمله ولایت امام علی(ع)، تأکید میکند.
علاوه بر مفسران شیعه، بسیاری از علمای اهل سنت نیز به این تفسیر از آیه کریمه اشاره کردهاند. با مراجعه به کتابهای تفسیری اهل سنت، ملاحظه میشود دیدگاهی که آیه ۲۴ صافات را ناظر به ولایت امام علی(ع) و اهلبیت(ع) میداند، میزان قابل توجهی از آرای تفسیری را به خود اختصاص داده است. ثعلبی در تفسیر خود، ذیل آیه ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئولُونَ﴾، حدیث شریف نبوی(ص) را نقل میکند: در روز قیامت قدم هیچ بندهای حرکت نخواهد کرد تا از چهار چیز سؤال شود: از جوانی که در چه چیز به پیری رساند، از عمرش که در چه راه صرف کرد، از مالش که از کجا آورد و در چه راه انفاق و صرف کرد و از دوستی ما اهلبیت(ع)[۲۸]
حاکم حسکانی در شواهد التنزیل، ذیل آیه ۲۴ صافات، شش روایت در این خصوص نقل میکند. مضمون هر شش روایت تطبیق آیه بر ولایت علی بنابیطالب(ع) است. در پنج روایت، مقصود از ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئولُونَ﴾، ولایت حضرت و در یک روایت [۲۹]امامت حضرت مصداق سؤال عنوان شده است. سند یک روایت تفسیری حاکم حسکانی [۳۰] به صورت مرفوع به رسول خدا(ص) بر میگردد. یک روایت [۳۱] نیز از امام باقر(ع) نقل شده است. دو روایت [۳۲] به ابوسعید خدری ارجاع داده شده که ابوسعید نیز از پیامبر (ص) نقل کرده است. همچنین دو روایت [۳۳] به ابنعباس بر میگردد که واسطه یکی از آنها سعید بن جبیر و واسطه روایت دیگر ابنعباس است [۳۴] در تفسیر النکت و العیون درباره آیه ۲۴ صافات، شش دیدگاه مطرح شده است که هیچ کدام متناقض دیگری نیست [۳۵]
- از توحید و اقرار به لاإله إلا الله پرسیده میشود؛ چراکه مهمترین رکن دین توحید است. این دیدگاه از یحیی بن سلام نقل شده است.
- مقصود از پرسش در آیه، بازخواست در برابر بدعتهایی است که پس از پیامبر(ص) گذاشتهاند. این نظریه به صورت مرفوع به انس بن مالک بر میگردد.
- پرسیده میشود که آیا حق ولایت علی بنابیطالب(ع) را به جا آوردهاند یا خیر. روایات این وجه تفسیری به ابوهارون و ابوسعید خدری ارجاع داده شده است.
- از آنان درباره نشست و برخاستهایی که داشتهاند پرسش میشود. این دیدگاه به عثمان بن زیاد نسبت داده شده است.
- به اعتقاد ابن عباس، مقصود از ﴿مَسْئولُونَ﴾ در آیه پرسش از اعمال، کردار و رفتار انسان در دنیا است.
- ﴿مَسْئولُونَ﴾ بدون هیچ قید و توضیح و ارجاعی، یکی از مصادیق آیه دانسته شده است.
وجوه مطرحشده هیچ تناقضی با هم ندارند. برای نمونه میتوان گفت همانطور که از توحید میپرسند، از ولایت نیز خواهند پرسید و مورد سؤال در موضوعی خاص منحصر نیست. این وجوه، علاوه بر تفسیر ماوردی، در تفسیر رموز و الکنوز نیز نقل شدهاند [۳۶]
نویسنده تفسیر روح المعانی نیز پس از آنکه آرای تفسیری، همچون مسئول بودن در برابر توحید و اعمال و عقاید، را برای آیه میشمرد، پرسش از ولایت علی بنابیطالب(ع) را به طایفه امامیه و روایات آن را به ابن عباس، سعید بن جبیر و ابوسعید خدری ارجاع میدهد و مینویسد: «قول صحیح این است که در مورد عقاید و اعمال پرسیده میشود که در رأس آنها لا إله إلّا الله و از مهمترینشان ولایت علی بنابیطالب(ع) است» [۳۷].[۳۸]
مفردات آیه
﴿قفوهم﴾
﴿قفوهم﴾امر است یعنی خداوند در قیامت به مأمورانی که اهل جهنم را به سوی آتش میبرند دستور میدهد که آنان را نگه دارند. علت این فرمان آن است که اهل دوزخ به مانند دیگران مورد پرسش قرار میگیرند.
﴿مسئولون﴾
مسئول از مشتقات ماده «سؤال» بوده و سوال نیز خود از مفاهیم ذات اضافه است و جهت تحقق معنایش در خارج به سه طرف نیاز دارد:
به یقین تنها سؤال کننده در روز قیامت خداوند سبحان است؛ چراکه او مالک یوم الدین است و اگر چنانچه کسی غیر از خدا از ملائکه و اولیاء خدا نیز در سؤال دخالتی داشته باشند به اذن الهی خواهد بود. سؤال شوندگان در این آیه نیز با توجه به آیات پیشین، کافرانی هستند که به سوی آتش برده میشوند. اما "مسئول عنه" و به عبارت دیگر محتوای سؤال در آیه بیان نشده است و برای مشخص شدن آن ناگزیر از مراجعه به سنت صحیح نبوی هستیم؛ چراکه به اتفاق شیعه و اهل سنت،سنت صحیح، مفسّر قرآن است.
بر اساس احادیث متعددی که در کتب معتبر اهل سنت نقل شده و اسانید برخی از آنها بنابر قواعد رجالی سنّیان صحیح و مورد اعتماد است، "مسئول عنه" در این آیه، ولایت حضرت امیرالمؤمنین(ع) است؛ یعنی خداوند در قیامت درباره ولایت امیرالمؤمنین(ع) سؤال میکند و آنانی را که به این ولایت تن نداده باشند، به آتش جهنم معذب خواهد ساخت.[۳۹].
روایات فریقین
روایات شیعه
در منابع تفسیری، حدیثی و کلامی شیعه روایات متعددی از طرق مختلف در تفسیر آیه مذکور نقل شده که همگی شان نزول آیه را ولایت امیرالمومنین (ع) و یا محبت اهل بیت(ع) میدانند. در ادامه به ذکر چند نمونه از این روایات میپردازیم.
روایت ابن عباس
«ابنعباس: ﴿إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ﴾... قِیلَ: مَسْئُولُونَ عَنْ وَلَایَهًِْ عَلِیِّ بْنِ أَبِیطَالِبٍ»[۴۰].
از ابنعبّاس نقل شده که گفته است: ﴿إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ﴾ درباره ولایت علیّ بن ابیطالب است.
روایت پیامبر اکرم(ص)
« عن النبی(ص): إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهًِْ أُوقَفُ أَنَا وَ عَلِیٌّ عَلَی الصِّرَاطِ، فَمَا یَمُرُّ بِنَا أَحَدٌ إِلَّا سَأَلْنَاهُ عَنْ وَلَایَهًِْ عَلِیٍّ. فَمَنْ کَانَتْ مَعَهُ وَ إِلَّا أَلْقَیْنَاهُ فِی النَّارِ، وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ: ﴿إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ﴾.»[۴۱].
از پیامبر اکرم(ص) نقل شده که وقتی روز قیامت و رستاخیز کبری فرا رسد من و علی بر صراط گماشته میشویم و هیچ کس از کنار ما نمیگذرد مگر اینکه از ولایت علی از او میپرسیم، اگر با ولایت علی زیسته باشد، نجات یابد و خندان بگذرد و اگر ولایت علی را نداشته باشد او را در آتش میاندازیم و این همان فرمایش خداوند است که فرمود: ﴿إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ﴾
روایت اول ابوسعید خدری از پیامبر اکرم(ص)
«عَنْ أَبِیسَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَاللَّهِ(ص) یَقُول: إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهًِْ أَمَرَ اللَّهُ مَلَکَیْنِ یَقْعُدَانِ عَلَی الصِّرَاطِ فَلَا یَجُوزُ أَحَدٌ إِلَّا بِبَرَاءَهًِْ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ بْنِ أَبِیطَالِبٍ وَ إِلَّا أَکَبَّهُ اللَّهُ عَلَی مِنْخَرِهِ فِی النَّارِ ذَلِکَ قَوْلُهُ تَعَالَی: ﴿وقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ﴾ قُلْتُ: فِدَاکَ أَبِی وَ أُمِّی یَا رَسُولَ اللَّهِ(ص) مَا تَعْنِی بَرَاءَهًَْ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ(ع) قَالَ: لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِیٌّ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ، وَصِیُّ رَسُولِ اللَّهِ» [۴۲]
ابوسعیدخُدری گوید: از رسول خدا(ص) شنیدم که فرمود: «چون روز قیامت فرا رسد، خداوند متعال به دو فرشته فرمان میدهد تا بر [پل] صراط بنشینند، پس هر کس جواز امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب را همراه داشته باشد، از آن میگذرد و هر کس جواز امیر مؤمنان را نداشته باشد، خداوند او را با سر به سوی آتش دوزخ واژگون میکند و این همان کلام خداوند متعال است که فرمود: ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ﴾ عرضکردم: «پدر و مادرم به فدایت، ای رسول خدا! جواز امیرالمؤمنین چیست»؟ فرمود: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ، عَلِیٌّ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ، وَصِیُّ رَسُولِ اللهِ»
روایت دوم ابوسعید خدری از پیامبر(ص)
«أَخْرَجَ الدَّیْلَمِیُّ عَنْ أَبِیسَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ أَنَّ النَّبِیَّ قَالَ: ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ﴾ أَیْ عَنْ وَلَایَهًِْ عَلِیٍّ (وَ أَهْلِ الْبَیْتِ لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَی أَمَرَ نَبِیَّهُ أَنْ یُعَرِّفَ الْخَلْقَ أَنَّهُ لَا یَسْأَلُ عَنْ تَبْلِیغِ الرِّسَالَهًِْ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّهًَْ فِی الْقُرْبی وَ الْمَعْنَی أَنَّهُمْ یُسْأَلُونَ هَلْ وَالَوْهُمْ حَقَّ الْمُوَالَاهًِْ کَمَا أَوْصَاهُمُ النَّبِیُّ أَمْ أَضَاعُوهَا وَ أَهْمَلُوهَا فَتَکُونَ عَلَیْهِمُ الْمُطَالَبَهًُْ وَ التَّبِعَهًُْ» [۴۳]
دیلمی از ابوسعید خدری روایت کرده است که رسول اکرم(ص) فرمود: این آیه ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ﴾ یعنی در برابر ولایت علی و اهل بیت مسؤل هستند و این بدان جهت است که خدای تعالی به پیغمبرش دستور داد خطاب به مردم بفهماند: بابت تبلیغ رسالت پاداشی درخواست نمیکند مگر دلبستن به محبّت خویشاوندان آن حضرت و معنای این کلام آن است که از ایشان سؤال میشود آیا حق موالات را آن�گونه که پیامبر سفارش فرمود، درباره آنان به جا آوردند یا اینکه آن را تباه ساخته و توجهی بدان ننمودند که در این صورت باید پاسخگو باشند و تبعات آن را بپذیرند.
روایت عبدالله ابن عباس از پیامبر در معراج
«سُلَیْمَانُ بْنُ مِهْرَانَ قَالَ حَدَّثَنَا جَابِرٌ عَنْ مُجَاهِدٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَبَّاسٍ قَالَ حَدَّثَنَا رَسُولُ اللَّهِ قَالَ: لَمَّا عُرِجَ بِی إِلَی السَّمَاءِ رَأَیْتُ عَلَی بَابِ الْجَنَّهًِْ مَکْتُوباً لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِیٌّ وَلِیُّ اللَّهِ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ سِبْطَا رَسُولِ اللَّهِ وَ فَاطِمَهًُْ الزَّهْرَاءُ صَفْوَهًُْ اللَّهِ وَ عَلَی نَاکِرِهِمْ وَ بَاغِضِهِمْ لَعْنَهًُْ اللَّهِ تَعَالَی. قِیلَ: إِنَ رَسُولَ اللَّهِ کَانَ جَالِساً ذَاتَ یَوْمٍ وَ عِنْدَهُ الْإِمَامُ عَلِیُّ بْنُ أَبِیطَالِبٍ إِذْ دَخَلَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ فَأَخَذَهُ النَّبِیُّ وَ أَجْلَسَهُ فِی حَجْرِهِ وَ قَبَّلَ بَیْنَ عَیْنَیْهِ وَ قَبَّلَ شَفَتَیْهِ وَ کَانَ لِلْحُسَیْنِ سِتُّ سِنِینَ، فَقَالَ عَلِیٌّ: یَا رَسُولَ اللَّهِ أَتُحِبُّ وَلَدِیَ الْحُسَیْنَ؟ قَالَ النَّبِیُّ: وَ کَیْفَ لَا أُحِبُّهُ وَ هُوَ عُضْوٌ مِنْ أَعْضَائِی! فَقَالَ عَلِیٌّ: یَا رَسُولَ اللَّهِ أَیُّمَا أَحَبُّ إِلَیْکَ أَنَا أَمِ الْحُسَیْنُ؟ فَقَالَ الْحُسَیْنُ: یَا أَبَتَا مَنْ کَانَ أَعْلَی شَرَفاً کَانَ أَحَبَّ إِلَی النَّبِیِّ(ص) وَ أَقْرَبَ إِلَیْهِ مَنْزِلَهًًْ قَالَ عَلِیٌّ لِوَلَدِهِ: أَتُفَاخِرُنِی یَا حُسَیْنُ؟ قَالَ: نَعَمْ یَا أَبَتَاهْ إِنْ شِئْتَ فَقَالَ لَهُ الْإِمَامُ عَلِیٌّ یَا حُسَیْنُ أَنَا أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ... أَنَا الَّذِی قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فِیَّ وَ فِی عَدُوِّی: ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ﴾ أَیْ عَنْ وَلَایَتِی یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ. أَنَا النَّبَأُ الْعَظِیمُ الَّذِی أَکْمَلَ اللَّهُ تَعَالَی بِهِ الدِّینَ یَوْمَ غَدِیرِ خُمٍّ وَ خَیْبَر» [۴۴]
از ابن عبّاس روایت شده است که پیامبر(ص) فرمود: هنگامیکه به آسمان برده شدم دیدم که روی درب بهشت نوشته بود: «خدایی جز الله نیست و محمد، رسول خدا و علی، ولی خدا و حسن و حسین، نوههای رسول خدا و فاطمه زهرا، برگزیده خداست. لعنت خدا بر منکرین و دشمنان آنها»! گفته شده روزی رسول خدا نشسته بود و امام علی بن ابیطالب نزد او حاضر بود که ناگهان حسین بن علی وارد شد. پیامبر او را گرفت و در دامنش نشاند و میان دو چشمش و لبهایش را بوسید و و حسین آن وقت شش سال داشت. علی گفت: «ای رسول خدا! آیا فرزندم حسین را دوست داری»؟ پیامبر فرمود: «چگونه او را دوست نداشته باشم!؟ و حال آنکه او عضوی از اعضای من است». علی گفت: «ای رسول خدا کدامیک نزد شما محبوبتریم. من یا حسین»؟ حسین گفت: «ای پدر من! آنکه شرافتش بیشتر است، نزد رسول خدا محبوبتر است و جایگاه نزدیکتری نسبت به او دارد». علی به فرزندش فرمود: «ای حسین آیا به من مفاخره میکنی؟ به اینکه هر یک از ما ویژگیهای برجسته خود را بیانکند»!؟ گفت: «بله پدر جان اگر بخواهی»! امام علی به او فرمود: «ای حسین من امیرالمؤمنین هستم... من همان کسی هستم که خداوند تبارک و تعالی در شأن من و شأن دشمن من فرمود: ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ﴾ یعنی از ولایت من در روز قیامت [بازپرسی میشوند]. من آن خبر بزرگی هستم که خداوند تعالی در روز غدیر خم و خیبر دینش را با آن کامل کرد».
روایات عامه
در آیه معروف به مسئولون درباره کافران و ظالمان چنین آمده که در قیامت به فرشتگان عذاب، خطاب مىشود: ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ﴾[۴۵] در اینکه آنها از چه چیزی سؤال مىشوند در میان مفسّران گفتگو و اختلاف نظر وجود دارد.
- بعضى گفتهاند: سؤال از بدعتهایى است که گذاردهاند
- بعضى دیگر گفتهاند: از اعمال زشت و خطاهایشان
- بعضى نیز معتقدند: از توحید و کلمه لا اِلهَ اِلاّ اللهُ [۴۶].
البته مانعى ندارد که همه اینها در مفهوم آیه جمع باشد. ولى در روایات متعدّدى وارد شده است که: سؤال راجع به ولایت على بن ابیطالب(ع) است، این روایات در منابع معروف اسلامى آمده است. از جمله در شواهد التّنزیل، به دو طریق از ابوسعید خدرى از پیامبر اکرم(ص) نقل مىکند که در تفسیر این آیه فرمود: «عَنْ وَلایَةِ عَلِىَّ بْنِ اَبى طالِب(ع).» [۴۷] در حدیث دیگرى نیز از سعید بن جبیر از ابن عبّاس نقل شده که پیامبر(ص) فرمود: [۴۸] «هنگامى که روز قیامت مى شود، من و على بر صراط متوقف مى شویم. هر کس از کنار ما مى گذرد، از ولایت على(ع) از او سؤال مىکنیم، هر کس ولایت على را داشته باشد ـ از صراط مىگذرد ـ و الاّ او را در آتش مىافکنیم! و این است معنى آیه ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ﴾
ابن حجر نیز این حدیث را از ابو سعید خدرى از پیامبر اکرم(ص) نقل کرده است. [۴۹]
عزّالدین حنبلى [۵۰]، آلوسى [۵۱]، سبط بن جوزى[۵۲]، ابونعیم اصفهانى، [۵۳] و شیخ سلیمان قندوزى [۵۴] و گروهى دیگر نیز این حدیث را نقل کردهاند.
این نکته نیز جالب است که تمام روایات فوق از منابع معروف و کتب مشهور اهل سنّت و راویان مورد قبول آنها نقل شده است، امّا با این حال آلوسى هنگامى که این روایت را نقل مى کند، مىگوید: «بعضى از امامیّه از ابن جبیر از ابن عباس نقل کردهاند: که منظور، سؤال از ولایت على(ع)» [۵۵].[۵۶]
نصوص برخی روایات عامه
روایت حبری
حبری از عالمان قرن سوم هجری در تفسیر خود چنین روایت میکند: « حدثنى حسين بن نصر قال أخبرنا القاسم بن عبدالغفار العجلي عن أبي الأحوص عن مغيرة عن الشعبي، عن ابن عباس، عن قوله: ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ﴾، قال: عن ولاية علي بن أبيطالب(ع).» [۵۷]
حسین بن نصر، از قاسم بن عبدالغفار عجلی از ابوالأحوص، از مغیره، از شعبی، از ابن عباس روایت کرد که دربارۀ آیه ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ﴾ گفت: درباره ولایت علی بن ابیطالب(ع) مورد سؤال قرار میگیرند.
روایت ابونعیم اصفهانی
حافظ ابونعیم اصفهانی در کتاب "ما نزل في عليّ(ع)"، روايت نزول آيه در شأن أميرالمؤمنين(ع) را به دو سند از طریق حبری نقل کرده است. در سند نخست آمده است: «حدثنا محمد بن المظفّر قال حدثنا أبو الطيب محمد بن القاسم البزاز قال: حدثني الحسين بن الحكم.....»
در سند دوم نیز مینویسد: «حدثنا محمد بن عبد الله بن سعيد قال: حدثنا الحسين بن أبي صالح: قال: حدثنا أحمد بن هارون البردعي، قال: حدثنا الحسين بن الحكم مثله» [۵۸]
حسين بن حکم همان حِبَری است که ابونعیم اصفهانی به دو سند حدیث مورد بحث را از وی روایت کرده است و بقیۀ سند همان سند حبری است
روایت حاکم حسکانی
حاکم حسکانی نیز این حدیث را به اسانید متعدد روایت کرده است
- سند نخست:«حدثنا الحاكم الوالد أبو محمد رحمه الله، قال: أخبرنا عمر بن أحمد بن حدثنا أحمد عثمان - ببغداد، قال: حدثنا الحسين بن محمد بن محمد بن عفير بن الفرات، حدثنا عبد الحميد الحماني عن قيس عن أبى هارون، عن أبي سعيد الخدري، عن النبي(ص) في قوله تعالى: ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ﴾ قال: «عن ولاية علي بن ابیطالب»[۵۹]
- سند دوم:«حدثنا أبو عبدالرحمن السلمي، إملاء، أخبرنا محمد بن محمد بن يعقوب الحافظ، حدثنا أبو عبدالله الحسين بن محمد بن عفير حدثنا، أحمد حدثنا عبد الحميد، حدثنا قيس، عن عطية، عن أبي سعيد عن النبي(ص) فى قوله تعالى: «وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ»، قال: «عن ولاية عليّ بن أبيطالب»[۶۰]
- سند سوم:«حدثني أبو الحسن الفارسى، حدثنا أبو الفوارس الفضل بن محمّد الكاتب، حدثنا محمّد بن بحرالرهنى - بكرمان - حدثنا أبو كعب الأنصارى، حدثنا عبدالله بن عبدالرحمن حدثنا إسماعيل بن موسى عبدالله حدثنا محمّد بن فضيل، حدثنا عطاء بن السائب عن سعيد بن جبير عن ابن عباس قال: قال رسول الله(ص): «إذا كان يوم القيامة أوقف أنا وعلى على الصراط، فما يمرّ بنا أحد إلا سألناه عن ولاية على فمن كانت معه وإلّا ألقيناه في النار، وذلك قوله: ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ﴾.»[۶۱] حاکم حسکانی به سند خود از ابن عباس نقل میکند که ابن عباس: گفت رسول خدا(ص) فرمودند: چون روز قیامت فرا رسد من و علی بر صراط قرار داده میشویم پس احدی از ما نمیگذرد مگر اینکه از او درباره ولایت علی(ع) میپرسیم پس هر کس که همراه با ولایت بود [مشکلی نخواهد داشت] والا او را به آتش میافکنیم و این معنای آیه ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ﴾ است».
- سند چهارم: «أخبرنا أبو الحسن الأهوازي، أخبرنا أبوبكر البيضاوي، حدثنا علي بن العباس، حدثنا إسماعيل بن إسحاق، حدثنا محمد بن أبى مرة عن عبدالله بن الزبير، عن سليمان بن داوود بن حسن بن حسن، عن أبيه، أبي جعفر(ع) في قوله: ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ﴾ قال: «عن ولاية على»[۶۲].[۶۳]
ناقلان احادیث شأن نزول آیه در ولایت امام علی(ع)
در روایاتی که از بزرگان اهل سنت در تفسیر این آیه نقل شده است، آنچه افراد در قیامت از آن سؤال میشوند، ولایت علی بن ابی طالب(ع) است. از جمله عالمان برجسته اهل سنت که نزول آیه مزبور را درباره ولایت علی(ع) نقل کردهاند عبارتند از:
- ابن حجر هیثمی
- محمد ابن اسحاق
- سفیان اعمش
- شعبی
- ابواسحاق سبیعی
- محمد ابن جریر طبری
- حسین بن حکم حبری
- ابونعیم اصفهانی
- حاکم حسکانی
- ابن شاهین بغدادی
- ابن مردویه اصفهانی
- خطیب خوارزمی
- سبط ابن جوزی
- ابوعبدالله گنجی
- جمال الدین زرندی
- جوینی حموئی
- نورالدین سمهودی
- شهاب الدین خفاجی
- شهاب الدین آلوسی
در برخی از نقلها ولایت اهل بیت نیز روایت شده است[۶۴].[۶۵].
دلالت آیه
امامت و ولایت امام علی(ع)
با عنایت به روایات صادره در شأن نزول این آیه، که مورد سؤال در قیامت را امامت و ولایت امام علی(ع) دانستهاند، این آیه به روشنی بر امامت آن حضرت دلالت دارد؛ چراکه بدیهی است انسان نسبت به چیزی در قیامت مورد سؤال و بازخواست قرار میگیرد که در دنیا نسبت به آن مکلف باشد، وجوب این تکلیف به خصوص وقتی روشنتر خواهد شد که بر اساس نص برخی روایات گذشته، در صورتی که سؤال شوندگان، نسبت به آن پاسخی نداشته باشند، مورد عذاب و عقاب الهی قرار گیرند زیرا عذاب اخروی در برابر ترک تکالیف دنیوی است. از این رو میتوان نتیجه گرفت که پذیرش امامت و ولایت امیرالمؤمنین(ع) بر همگان در دنیا امری لازم و بلکه واجب بوده و در قیامت از آن سؤال خواهد شد و این همان مطلوب و مدعای ما یعنی اثبات امامت آن حضرت است[۶۶]
افضلیت امام علی(ع)
با توجه اینکه در روایات صادر شده از معصومین(ع)، مورد سؤال در قیامت در آیه مذکور، ولایت امام علی(ع) بیان شده و از آن گذشته در قبال بیتوجهی به آن یا عدم پاسخگویی نسبت به آن نیز عذاب اخروی قرار داده شده است، میتوان به این نتیجه رسید که ولایت آن حضرت در دنیا به عنوان یک تکلیف بر همگان لازم و واجب است که این همان معنای دیگر امامت آن حضرت است. بر این اساس میتوان گفت کسی که اطاعت او در دنیا واجب بوده و در قیامت نیز با سؤال از آن معیار نجات و عذاب همگان تعیین میگردد، از جایگاهی عظیم و درجهای رفیع نزد خدای متعال برخوردار است به گونهای که میتوان او را افضل و برتر از دیگران دانست. با اثبات افضلیت، از این طریق نیز میتوان امامت را ثابت نمود؛ چراکه به حکم عقل، در صورت تردید یا اختلاف در امامت دو نفر که یکی افضل و برتر از دیگری است، همه عقلا به تقدیم شخص افضلحکم کرده و تقدیم مفضول بر فاضل را قبیح میدانند. [۶۷]
عصمت امام علی(ع)
کسی که در قیامت از ولایتش از همگان سؤال میشود، اطاعتش در دنیا واجب خواهد بود، وجوب اطاعت یک شخص به معنای اثبات امامت آن شخص است. حال میگوییم بر اساس قاعده کلی عقلی، امر امطلق الهی به اطاعت از شخصی بدون هیچ قید و شرطی به معنای عصمت آن شخص و مصونیت او از ارتکاب انواع معاصی کبیره و صغیره، خطا، اشتباه و نسیان است و الا در غیر این صورت، تناقض لازم میآید که آن هم محال است و از خدای حکیم صادر نخواهد شد. بدین معنا که گویا از یکسو خدای متعال امر مطلق به اطاعت از آن شخص نموده و از سوی دیگر از آنجا که فرض این است که آن شخص معصوم نیست، احتمال ارتکاب لغزش و خطا هم از او در مواضعی وجود دارد که یقینا از خارج میدانیم که خدای متعال از ارتکاب آنها نهی کرده با این حال به واسطه وجود آن امر اولیه مطلق، ناچاریم در لغزش ها و خطاها نیز از آن شخص تبعیت کنیم یعنی مجبوریم هم آن کار را انجام دهیم و هم ترک کنیم و این همان تناقض یا اجتماع امر و نهی در شیء واحد است که در هر دو حالت محال خواهد بود[۶۸]
مناقشات عامه در احادیث آیه مسئولون
برخی از مخالفان، مناقشاتی پیرامون این حدیث و استدلال شیعه به آیه ﴿ووَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ﴾ کردهاند که به طرح و بررسی آنها میپردازیم.
مناقشات آلوسی
آلوسی در تفسیر آیه مبارکه ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ﴾ مینویسد: «برخی از امامیه از ابن جبیر از ابن عباس روایت کردهاند که مردم از ولایت علی(ع) سؤال میشوند. این روایت را از ابوسعید خدری نیز نقل کردهاند. شایستهترین قول آن است که سؤال در قیامت از عقاید ولایت علی و برادران وی، یعنی خلفای راشدین است». [۶۹]
نقد و بررسی مناقشات آلوسی
- از عبارت آلوسی چنین بر میآید که حدیث پرسش از ولایت امیرالمؤمنین(ع) تنها از سوی امامیه روایت شده است. باید دانست منحصر ساختم نقل این حدیث به امامیه به یقین ادعیی دروغین است؛ زیرا از سویی هر چند که امامیه این حدیث را روایت کردهاند اما بسیاری از عالمان سنی نیز از روات این حدیث هستند و از سویی دیگر حدیث یاد شده در بسیاری از منابع معتبر سنیان نیز آمده است.
- ادعای آلوسی بر تقدم و اولویت پرسش از عقاید و اعمال بر سایر پرسشها ادعایی بیدلیل است و بلکه بر اساس سنت صحیح نبوی و روایات معتبر نزد شیعه و تسنن دلیل بر خلاف این گفته وجود دارد. به بیان دیگر بر اساس احادیث صریح سنت صحیح نبوی، (مسئول عنه) در آیه تنها ولایت امیرالمؤمنین(ع) است. با این وجود معلوم نیست چرا اهل سنت با سنت نبوی مخالفت میکنند و در عین حال خود را اهل سنت میپندارند؟!
- داخل کردن پرسش از ولایت دیگران در کنار پرسش از ولایت امیرالمؤمنین(ع) نیز ادعایی باطل و بیاساس است و هیچ دلیلی برای آن وجود ندارد و بلکه در مقابل آن با رجوع به کتاب و سنت، دلیل بر اختصاص پرسش از ولایت امیرالمؤمنین(ع) دلالت دارد.[۷۰]
مناقشات صاحب تحفه اثنی عشریه
محمود شکری آلوسی صاحب مختصر تحفه اثنی عشریه در ذکر ادله امامیه بر امامت امیرالمؤمنین(ع) و رد آنها مینویسد: «و از آن موارد سخن پروردگار است که میفرماید ﴿وقفوهم انهم مسئولون﴾. شیعیان در استدلال به این آیه میگویند: از ابوسعید خدری به صورت مرفوع چنین روایت شده است که گفت آنها را متوقف کنید تا از ولایت علی بن ابیطالب(ع) پرسیده شود. مخفی نیست که از سویی اینگونه استدلال در حقیقت تمسک به روایات است نه تمسک به آیاتو این روایت در فردوس دیلمی آمده که احادیث ضعیف و بیهوده در آن جمع شده است. از سویی دیگر در سند این روایت نیز افراد ضعیف و مجهول فراوانی واقع شده است به گونهای که قابلیت احتجاج به آن از بین میرود، به ویژه در مطالبی ریشهای همچون این مطلب. به علاوه نظم قرآن محتوای حدیث را تکذیب میکند،؛ چراکه این حکم]یعنی نگه داشتن برای پرسش[در حق مشرکان است... و چنانچه صحت روایت را بپذیریم و نظم قرآنی را نادیده بگیریم، باز هم مراد از ولایت در آیه محبت است و بر زعامت کبری که محل نزاع است دلالت نمیکند و چنانچه مراد از ولایت در حدیث زعامت کبری نیز باشد، این روایت این ادعا را افاده نمیکند،؛ چراکه مفادآیه وجوب اعتقاد به امامت امیرالمؤمنین(ع) در دورهای از دوران است که آن عین مذهب اهل سنت است.[۷۱]
نقد و بررسی مناقشات صاحب مختصر تحفه اثنی عشریه
- نخستین اشکال به وی این است که مرحوم علامه حلی، وجه استدلال به این آیه و حدیث ذیل آن را بیان کرده و محمود شکری هیچ اشارهای به آن نکرده و پاسخی هم برای آن ارائه نداده است و همچون دیگران از پاسخ به استدلال مرحوم علامه طفره رفته است!
- دوم: هیچ یک از عالمان شیعه، فقط با استناد به این آیه بر امامت امیرالمؤمنین(ع) استدلال نکرده و چنین ادعایی هم نداشتهاند، چنانکه مخالفان نیز هرگز ادعا نکردهاند که آیهای به تنهایی و بدون روایات وارد در تفسیر آنها به امامت غیر امیرالمؤمنین(ع) دلالت دارد. بنابراین روشن است که سنت صحیح، مفسر قرآن است و استدلال به آیات همواره باید به کمک تفسیر برگرفته از سنت صحیح باشد.
- سوم: نقل حدیث پرسش از ولایت امیرالمؤمنین(ع) منحصر به آنچه در فردوس الاخبار آمده و از ابوسعید خدری نقل شده نیست. بنابراین تا اینجا سخن آلوسی خدعه و تلبیس است.
- چهارم: استدلال به نظم قرآنی و سیاق آیات هرگز تاب مقاومت دربرابر استدلال و سنت صحیح نبوی را ندارد، به ویژه این احادیث نبوی به اسانید صحیح و معتبر از طریق شیعه و سنی وارد شده است. به عبارت دیگر همه قبول دارند که وقتی برای تعیین معنای صحیح آیه، دلیلی از سنت اقامه شود، باید از مقتضای سیاق دست برداشت؛ اما دست برداشتن از روایت صحیح به بهانه مقتضای سیاق، به اجماع اهل علم جایز نیست.
- پنجم: ادعای وی مبنی بر اینکه معنای ولایت در حدیث به معنای محبت است ناصحیح و بیمعنا است و هرگز نمیتوان آن را پاسخی بر استدلال علامه قلمداد کرد.
- ششم: ادعای افاده آیه بر امامت امیرالمؤمنین(ع)، در برخی از اوقات مصادره به مطلوب است و با این پیش فرض مطرح شده که امامت تکیه زنندگان بر مسند خلافت پیش از امیرالمؤمنین(ع) مسلم و ثابت شده است، در حالی که این خود محل نزاع و البته ادعایی بی اساس و واهی است و ظهور روایات نیز برخلاف این ادعا است.[۷۲]
مناقشات ابن روزبهان
ابن روزبهان در جواب استدلال به آیه شریفه ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ﴾ بر اثبات ولایت امیرالمؤمنین(ع) و درباره حدیث پرسش از ولایت آن حضرت در قیامت مینویسد: «این حدیث در زمره روایات اهل سنت نیست و اگر صحیح باشد دلالت میکند بر اینکه امیرالمؤمنین(ع) از اولیای خدای تعالی است و ولی به معنای محب و مطیع است و این حدیث نص در امامت نیست.[۷۳]
نقد و بررسی مناقشات ابن روزبهان
حدیث پرسش از ولایت امیرالمؤمنین(ع) توسط بسیاری از عالمان حدیثی مشهور اهل سنت روایت شده است؛ در نتیجه به یقین این حدیث در زمره روایات سنیان به حساب میآید. با این حال ابن روزبهان هیچ پاسخی به استدلال مرحوم علامه ارائه نکرده است. مرحوم علامه حلی چنین استدلال کرده که اگر در قیامت از ولایت کسی سؤال شود، واجب است که این ولایت در دنیا برای او ثابت شده باشد، در حالی که غیر از امیرالمومین(ع) چنین ولایتی برای احدی ثابت نشده است و بر اساس این ولایت این امیرالمؤمنین(ع) است که امام است نه شخص دیگری از صحابه. ابن روزبهان به جای پاسخ به این استدلال ادعا میکند که ولی به معنای محب و مطیع است و همچون ابن تیمیه از پاسخ طفره میرود اما باید دانست که این معنا برای ولی با محتوای آیه و حدیث مفسر آن سازگاری ندارد. به عبارت دیگر معنا ندارد که خداوند در قیامتامر به نگاه داشتن مردم کند تا از آنان سؤال شود که آیا امیرالمؤمنین(ع) محب و طیع خداوند بوده است یا نه؟ همچنین این معنا با حدیث مشروط بودن جواز عبور از صراط به ولایت امیرالمؤمنین(ع) [۷۴] نیز ناسازگار است.[۷۵]
مناقشات ابن تیمیه
ابن تیمیه در جواب استدلال علامه حلی به آیه مبارکه ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ﴾ در اثبات ولایت امیرالمؤمنین(ع) مینویسد: «رافضی (علامه حلی) میگوید: (برهان چهاردهم [بر امامت امیرالمؤمنین(ع)] آیه شریفه ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ﴾ است... از طریق ابونعیم از شعبی از ابن عباس نقل شده است که در تفسیر این آیه گفت: [منظور پرسش] از ولایت علی(ع) است. همچنین در کتاب فردوس، این روایت از ابوسعید خدری از پیامبر نقل شده است و اگر از ولایت [کسی] سؤال شود، لازمهاش آن است که ولایت برای او ثابت شده باشد در حالی که ولایت برای احدی از صحابه غیر از امیرالمؤمنین(ع)ثابت نشده است از این رو او امام است». به وجوه مختلف میتوان به این سخن پاسخ داد:
- صحت این نقل از کجاست و حال آنکه به اتفاقاهل علم با انتساب حدیثی به کتاب فردوس و ب کتاب ابونعیم حجت اقامه نمیشود.
- دروغ و جعلی بودن این حدیث مورد اتفاق است.
- خدای متعال میفرماید: ﴿بَلْ عَجِبْتَ وَيَسْخَرُونَ﴾، پس آیه خطاب به مشرکان و منکران معاد است... و کسی قرآن را به این [که منظور از سؤآل در آیه، سؤال از ولایت امیرالمؤمنین(ع) است] تفسیر نمیکند.او میگوید که پیامبر(ص) به مثل این تفسیر کرده در صورتی که زندیق ملحد، بازی کننده با دین و ضربه زننده به اسلام و یا کسی که به سبب زیادی جهل نمیداند چه میگویید، چنین تفسیری نمیکند! و چه تفاوتی میان حب علی، طلحه، زبیر، سعد، ابوبکر، عمر، و عثمان وجود دارد؟ اگر کسی بگویید که مردم در روز قیامت در مورد دوستی ابوبکر مورد پرسش قرار میگیرند این ادعا بعیدتر از قول کسی نیست که میگویید از حب علی(ع) سؤال میشود و در ایه سؤال، نشانه ای که موجب ترجیح یکی از قول بر دیگری باشد، وجود ندارد. بلکه دلالت آیه در باره هردو یکسان است و ادله ای که واجب بودن دوستی به ابوبکر را ثابت میکند، قویتر است.
- واژه «مسؤلون» در آیه بهصورت مطلق است و ضمیرای به آن متصل نیست تا مورد سؤال را به شیء معینی اختصاص دهد ودر سیاق نیز چیزی که مقتضی ذکر حب علی باشد وجود ندارد؛ پس این ادعای مدعی که میگوید روایت بر پرسش از مردم پیرامون حب علی دلالت میکند از بزرگترین دروغها و بهتانها است.
- اگر ادعا کننده ای مدعی شود که مردم از حب ابوبکر و عمر مورد سؤال قرار میگیرند باطل است ابطال این سخن به وجهی ممکن نیست مگر این که ابطال سؤال حب علی به آن وجه قویتر و آشکارتر است. [۷۶]
نقد و بررسی مناقشات ابن تیمیه
- وی مدعی است که با انتساب حدیث به کتاب فردوس و کتاب ابونعیم، حجت اقامه نمیشود. این ادعا سخن صحیحی نیست؛ زیرا صاحب کتاب فردوس و ابونعیم اصفهانی از عالمان محدثان مورد اعتماد اهل سنت هستند و با انتساب حدیث به آنان حجت اقامه میشود. افزون بر آنکه راویان حدیث پرسش از ولایت امیرالمؤمنین(ع) منحصر در این دو فرد نیست و اسامی ناقلان و راویان این حدیث در بخش مربوطه در همین مدخل ذکر شده است. علاوه بر این صحت اسانید این حدیث نیز بر اساس مبانی رجالی اهل سنت اثبات شده است.
- ادعای اتفاق سنیان بر دروغ و جعلی بودن حدیث نیز بیاساس و کذب است و اسانید این حدیث صحیحند و عالمان مشهور و بزرگی آن را نقل کردهاند که بدون تردید ابن تیمیه و سایر متعصبان نمیتوانند همه این عالمان را کذاب و جاعل بدانند.
- ابن تیمیه تفسیر آیه پرسش از ولایت امیرالمؤمنین(ع) را زندقه، الحاد، بازی با دین و قدح اسلام میشمارد و یا آن را ز سر نادانی مفرط میداند. این سخن نیز از دو جهت قابل تامل است:
- ناسزاگویی و تکفیر در مباحث علمی شایسته نبوده و هیچ توجیهی ندارد و کسانی که مرتکب چنین جرمی میشوند به دلیل آلوده ساخت فضای مباحث و مناظرات علمی نسبت به زندقه و الحاد سزاوارترند.
- از سویی بسیاری از پیشوایان بزرگ و محدثان مشهور سنی این حدیث را در ذیل آیه مطرح ساختهاند و از سویی دیگر مفسران بزرگ، این آیه و حدیث ذیلش را در تفسیر آیه مودت نیز آوردهاند و اگر همه آنان ملحد، زندیق، بازی کننده با دین، قدح کننده در اسلام و یا دچار نادانی مفرط باشند، باز هم اشکالی متوجه شیعه نیست و علامه حلی با استناد به کلام این عالمان که -مورد اعتماد اهل تسن هستند- بر آنان حجت اقامه کرده است.
- با توجه به صحت دست کم برخی از اسانید حدیث و وجود شواهد متعددی که مؤید حدیث است، وجود ضمیر یا عدم آن برای تعیین (مسئول عنه) ضرورتی ندارد و از سویی سیاق هرگز قدرت مقابله با حدیث صحیح را ندارد و اساسا در اینجا بحث از سیاق بیمعناست. همین طور وقتی ثابت شد که بر اساس سنت صحیح، (مسئول عنه) در آیه ولایت امیرالمؤمنین(ع) است، تفاوت میان حب و ولایت آن حضرت با حب سایر صحابه پیامبر(ص) مانند آفتاب نیمروز روشن خواهد شد
- از سویی ادعای لزوم محبت امیرالمؤمنین(ع) برای رهایی از جهنم با احادیث متعدد و صحیح ثابت شده است و از سوی دیگر ادعای لزوم محبت دیگران نیز بیدلیل و واضح البطلان است. به بیان دیگر این دو ادعا هرگز قابل قیاس نیستند؛ چراکه یکی با ادله محکم تأیید میشود و دیگری فاقد دلیل و بیاساس است پس با همین پاسخ مختصر روشن میشود که متعصبانی همچون ابن تیمیه در برابر استدلال محکم و روشن شیعه هیچ برهان معقول و سخن قابل قبولی ندارند.[۷۷]
منابع
پانویس
- ↑ «و آنان را باز دارید، که آنان بازخواست خواهند شد» سوره صافات، آیه ۲۴.
- ↑ تفسیر فرات کوفی، ص۳۵۵
- ↑ تفسیر منسوب به امام عسکری(ع)، ص، ۴۰۵
- ↑ قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر، ج۲، ص۲۲۲
- ↑ فیض کاشانی، تفسیر صافی، ج۴، ص۲۶۶
- ↑ عروسی حویزی، نورالثقلین، ج۴، ص۴۰۱
- ↑ بحرانی، البرهان، ج۴، ص۵۹۵
- ↑ همان
- ↑ طبرسی، ۱۳۷۲: ۸/۱۸۸
- ↑ عاملی، تفسیر عاملی، ج۷، ص۲۸۵
- ↑ از جوانیاش که در چه راهی صرف کرده و از عمرش که در چه راهی از دست داده و از مالش که از چه راهی به دست آورده و در چه راهی مصرف کرده و از عمل کردن بر طبق آنچه میدانسته
- ↑ ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان، ج۱۶، ص۱۸۴
- ↑ طبرسی، ۱۳۷۵: ۵/۲۸۱
- ↑ ابن عبد السلام، ۱۴۲۹: ۲/۱۳۴
- ↑ جرجانی، ۱۳۷۸: ۸/۱۰۶
- ↑ حسینی استرآبادی، تاویل الآیات الظاهرة،ص۴۸۴
- ↑ کاشانی، منهج الصادقین، ج۷، ص۴۶۴
- ↑ شاه عبدالعظیمی، تفسیر اثنی عشری، ج۱۱، ص۱۱۲
- ↑ شاه عبدالعظیمی، تفسیر اثنی عشری، ج۱۱، ص۱۱۲
- ↑ کاشانی، زبدة التفاسیر، ج۵، ص۵۴۷
- ↑ سوره نبأ: آیات ۱ و ۲
- ↑ گنابادی، تفسیر بیان السعادة، ج۱۲، ص۲۱۵
- ↑ جزایری، عقود المرجان، ج۴، ص۲۷۰
- ↑ شبر، عبدالله، جوهر الثمین، ج۵، ص۲۴۷
- ↑ طباطبایی، سید محمد حسین، ج۱۷، ص۱۹۹
- ↑ همان، ج۱۷، ص۲۱۳
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۹، ص۳۶
- ↑ ثعلبی، ۱۴۲۲: ۸/۱۴۲
- ↑ حدیث شماره ۷۸۶
- ↑ روایت ۷۸۵
- ↑ حدیث ۷۹۱
- ↑ روایات ۷۸۶ و ۷۸۷
- ↑ روایات ۷۸۹ و ۷۹۰
- ↑ حسکانی، شواهد التزیل،ص ۱۶۲ ـ ۱۶۴، ح۷۸۵ ـ ۷۹۱
- ↑ ماوردی، النکت و العیون، ج۵، ص۴۴
- ↑ رسعنی، عبدالرزاق، رموز الکنوز، ج۶، ص۳۷۹
- ↑ آلوسی، روح المعانی، ج۱۲، ص۷۸
- ↑ خلیلی، میثم، غفوری منش، محمد، بررسی چگونگی دلالت آیه 24 صافات بر ولایت امام علی(ع)، شیعه پژوهی، سال چهارم، تابستان 97
- ↑ میلانی، سیدعلی، جواهر الکلام،، ج5، ص16
- ↑ برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت(ع)، ج۱۲، ص۵۸۶؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج۷، ص۱۵۷؛ ابن شهر آشوب، المناقب، ج۲، ص۱۵۶
- ↑ برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت(ع)، ج۱۲، ص۵۸۶؛ مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، ج۳۹، ص۱۹۶ و ج۳۹، ص۲۰۲؛ اربلی، کشف الغمهًْ، ج۱، ص۳۹۷
- ↑ برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت {{عم}، ج۱۲، ص۵۸۶؛ مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، ج۳۹، ص۲۰۱؛ سید بن طاووس، التحصین، ص۵۵۸، فیه: «شجره» بدل «منخرهًْ»، ص۳۶
- ↑ برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت(ع)، ج۱۲، ص۵۹۰؛ مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، ج۳۶، ص۷۸
- ↑ برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت(ع)، ج۱۲، ص۵۹۰؛ الفضایل، ص۸۳
- ↑ «و آنان را باز دارید، که آنان بازخواست خواهند شد» سوره صافات، آیه ۲۴.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ج۷، ص۴۴۱ ذیل آیه مورد بحث
- ↑ حسکانی، حاکم، شواهد التّنزیل، ج۲، ص۱۰۶ و ۱۰۷، ح۷۸۶ و ۷۸۷
- ↑ «اِذا کانَ یَوْمُ القیامَةِ اُوقَفُ اَنَا و عَلِىٌّ على الصِّراطِ فَما یَمُرُّ بِنا اَحَدٌ اِلاّ سَئَلْناهُ عَنْ وَلایَة عَلِىٍّ، فَمَنْ کانَت مَعَهُ، وَ اِلاّ اَلْقَیْناهُ فى النّارِ! وَ ذلِکَ قُوْلُهُ ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ﴾.»
- ↑ ابن حجر هیتمی، الصّواعق المحرقة، ص۸۹
- ↑ عزالدین حنبلی، کشف الغمه، ص۹۲
- ↑ آلوسی، روح المعانى، ذیل آیه مورد بحث
- ↑ سبط ابن جوزی، تذکرة، ص۲۱
- ↑ ابونعیم اصفهانی، کفایة الخصام، ص۳۶۱
- ↑ سلیمان، قندوزی، ینابیع المودّه، ص۲۵۷
- ↑ رَوى بَعْضُ الاِمامیّةِ عَنْ ابْنِ جُبَیْر عَنِ ابْنِ عَبّاسَ یُسْئَلُونَ عَنْ وَلایَةِ عَلِىٍّ...آلوسی، روح المعانى، ج۲۳، ص۷۴
- ↑ شوشتری، قاضی نورالله، احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج۳، ص۴۷۶
- ↑ تفسیر حبری، ص۳۱۳
- ↑ خصائص الوحي المبين: ص۱۴۲، ح۸۶ و ۸۷، به نقل از ابونعیم اصفهانی
- ↑ حسکانی، حاکم، شواهد التنزیل، ج۲، ص۱۶۱ و ۱۶۲
- ↑ حسکانی، حاکم، شواهد التنزیل، ج۲، ص۱۶۱ و ۱۶۲
- ↑ حسکانی، حاکم، شواهد التنزیل، ج۲، ص۱۶۱ و ۱۶۲
- ↑ حسکانی، حاکم، شواهد التنزیل، ج۲، ۱۶۴
- ↑ حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام، میلانی، ج۵، ص۲۳ تا ۲۶
- ↑ ر.ک: هیثمی، ابن حجر، الصواعق المحرقة، ص۱۸۷.
- ↑ میلانی، سیدعلی، جواهر الکلام، ، ج5،ص22 و 23
- ↑ مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی
- ↑ مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی
- ↑ مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی
- ↑ تفسیر الآلوسی، ج۲۳، ص۸۰
- ↑ میلانی، سیدعلی، جواهر الکلام، ج۵، ص۵ و ۵۸
- ↑ آلوسی، مختصر التحفة الاثنی عشریه، ص۱۷۷- ۱۸۸
- ↑ میلانی، سیدعلی، جواهرالکلام، ج۵، ص۵۷-۶۱
- ↑ دلائل الصدق، ج۵، ص۶؛ شرح احقاق الحق، ج۳، ص۱۰۷
- ↑ الاربعین المنتقی من مناقب علی المرتضی(ع)، باب۳۳ ح۴۰؛ فرائد السمطین، ج۱، ص۲۸۹ و ۲۹۰
- ↑ میلانی، سیدعلی، جواهرالکلام، ج۵، ص۵۵-۵۷
- ↑ ابن تیمیه، منهاج السنة، ج ۷، ص۱۰۳ و ۱۰۴
- ↑ میلانی، سید علی، جواهرالکلام، ج۵، ص۵۱ ـ ۵۵