(۲۲۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۱۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱:
خط ۱:
{{خرد}}
{{اعتقادات شیعه}}
{{مهدویت}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = آخرالزمان | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[رجعت در قرآن]] - [[رجعت در حدیث]] - [[رجعت در کلام اسلامی]] - [[رجعت در معارف و سیره رضوی]] - [[رجعت در معارف مهدویت]]| پرسش مرتبط = رجعت (پرسش)}}
'''رجعت''' به معنای: رجوع و بازگشت به دنیا بعد از مرگ و قبل از قیامت، یا در خصوص بازگشت گروهی از [[مؤمنان]] خالص (مانند: [[انبیا]]؛ [[امامان معصوم]]؛ [[شهدا]] و دیگر مؤمنان) در [[آخر الزمان]]، پس از [[ظهور امام مهدی ]] {{ع}} و در آستانه رستاخیز به کار میرود.
==واژهشناسی لغوی ==
'''رَجعت''' به معنای بازگشت عبارت است از: بازگشت دو گروه از مردگان، مؤمنین خالص و کافرین خالص پس از ظهور [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} با همان بدنهایی که از [[دنیا]] رفتهاند، تا [[مؤمنان]] از برپایی [[حکومت جهانی]] [[عدل]] شاد شده، به [[فیض]] همراه [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} برسند و [[کافران]] از پستی و حقارت [[ستمگران]] دردمند شده و به برخی مکافاتهای دنیوی کارهای خود برسند. البته معنای اصطلاحی عام رجعت رجوع به [[دنیا]] بعد از موت تا قبل از [[قیامت]] است.
رَجعت یا یوم الکرّه<ref>بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار؛ ج ۷، ص ۶۱.</ref> به معنای بازگشت، اسم مصدر از ماده «ر، ج، ع» است که معنای مشترک همه صیغههای آن بازگشتن و تکرار است<ref>الکنی و الالقاب؛ ج ۲، ص ۴۵۰.</ref> <ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903 پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>.
==اصطلاحشناسی ==
== معناشناسی ==
رجعت در اصطلاح، به معنای بازگشت جمعی از درگذشتگان مؤمن و کافر به زندگی دنیا به هنگام قیام [[امام مهدی]] {{ع}} است تا کافران مجازات دنیوی خود را ببیند و مؤمنان نیز ضمن مشارکت در قیام [[امام مهدی]] {{ع}}از مجازات کافران، خشنود گردند<ref>رسائل الشریف المرتضی: ج۱ ص ۱۲۵، علم الیقین فی أصول الدین: ج۲ ص ۸۲۳، مجموعة ثلاث رسائل (مخطوطة)، مفید: ص۳۴، مجمع البحرین: ج۴ ص۳۳۳.</ref> <ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۳۶</ref>.
=== معنای لغوی ===
رَجعت یا [[یوم]] الکرّه<ref>بحار الأنوار؛ ج ۷، ص۶۱.</ref> به معنای بازگشت است<ref>الصحاح، ج ۳، ص۱۲۱۶؛ المصباح، ج ۱، ص۲۲۰؛ مجمع البحرين، ج ۲، ص۱۵۰، «رجع».</ref>، یعنی برگشتن به جایی که پیشتر در آنجا بوده است<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۴ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۴]]، ص۱۸۵.</ref>.
معنای اصطلاحی عام آن که همه عالمان [[شیعه]] و برخی از عالمان [[سنی]] بر آن اتفاق دارند، رجوع به دنیا بعد از موت تا قبل از قیامت است، <ref>اوائل المقالات؛ ص ۴۶.</ref> و معنای اصطلاحی خاص و رایج آن نزد [[شیعه]] این است که بعد از ظهور مهدی {{ع}} و در آستانه رستاخیز گروهی از [[مؤمنان]] خالص "مؤمن محض" همچون: [[انبیاء]]<ref>حق الیقین؛ ص ۳۳۷ - ۳۳۸.</ref>، [[امامان معصوم]] <ref>حق الیقین؛ ص ۳۴۰. </ref> و شهدا <ref> تفسیر موضوعی قرآن مجید؛ ج ۴، ص ۲۶۳ </ref> و نیز گروهی ازافراد بسیار شرور "کافر محض" همچون "کفار" به این جهان بازمیگردند. گروه اول مدارجی از کمال را طی میکنند، و گروه دوم کیفرهای شدیدی میبینند. خداوند متعال دسته اول را بر دسته دوم غلبه میدهد تا از آنان انتقام بگیرند، و سپس هر دو دسته میمیرند و منتظر روز رستاخیز و ثواب یا عقاب ابدی خویش میمانند. <ref>اندیشههای کلامی شیخ مفید؛ ص ۳۵۶ </ref> البته در برخی متون کلامی از دسته دوم به صراحت نامی برده نشده است<ref>رسائل المرتضی؛ ج ۱، ص ۳۰۲ - ۳۰۳.</ref> <ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903 پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>.
=== معنای اصطلاحی ===
رجعت در اصطلاح عبارت است از: بازگشت دو گروه از [[مردگان]] مؤمنین خالص همچون: [[انبیاء]]<ref>حق الیقین؛ ص۳۳۷ - ۳۳۸.</ref>، [[امامان معصوم]]<ref>حق الیقین؛ ص۳۴۰. </ref> و [[شهدا]]<ref> تفسیر موضوعی قرآن مجید؛ ج ۴، ص۲۶۳ </ref> و کافرین [[خالص]] پس از [[ظهور حضرت مهدی]]{{ع}} با همان بدنهایی که از [[دنیا]] رفتهاند، تا [[مؤمنان]] از برپایی حکومت جهانی [[عدل]] شاد شده، به [[فیض]] همراه [[حضرت مهدی]]{{ع}} برسند و [[کافران]] از [[پستی]] و [[حقارت]] [[ستمگران]] دردمند شده، و به برخی مکافاتهای [[دنیوی]] کارهای خود برسند»<ref>رسائل الشریف المرتضی: ج۱ ص۱۲۵، علم الیقین فی أصول الدین: ج۲ ص۸۲۳، مجموعة ثلاث رسائل (مخطوطة)، مفید: ص۳۴، مجمع البحرین: ج۴ ص۳۳۳.</ref>. البته معنای اصطلاحی عام رجعت که همه عالمان شیعه و برخی از [[عالمان]] [[سنی]] بر آن اتفاق دارند، رجوع به دنیا بعد از [[موت]] تا قبل از [[قیامت]] است<ref>اوائل المقالات؛ ص۴۶.</ref>.<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۴ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۴]]، ص۱۸۶ ـ ۱۸۸؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۱۰۴؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۲۷۰.</ref>
معنای اصطلاحی رجعت، جزو آموزههای اختصاصی [[شیعه]] است. دربارۀ زمان دقیق رجعت، سه احتمال وجود دارد: کمی قبل از قیام، همزمان با آغاز قیام و کمی بعد از قیام [[امام مهدی]] {{ع}} <ref>علامه مجلسی، هر سه احتمال را آورده است؛ مرآة العقول: ج۳ ص۲۰۱.</ref> در هر صورت تعبیر هنگام قیام، هر سه احتمال را در بر میگیرد<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۳۶</ref>.
دربارۀ [[زمان]] دقیق رجعت، سه احتمال وجود دارد: کمی قبل از [[قیام]]، همزمان با آغاز قیام و کمی بعد از [[قیام امام مهدی]]{{ع}}<ref>علامه مجلسی، هر سه احتمال را آورده است؛ مرآة العقول: ج۳ ص۲۰۱.</ref>، در هر صورت تعبیر هنگام قیام، هر سه احتمال را در بر میگیرد.
رجعت، به صورت احیای دوبارۀ زندگی دنیاست. بنابراین، باید روح به بدن باز گردد و بازگشتی جسمانی صورت پذیرد، نه صرفاً بازگشتی روحانی. بر اساس احادیث اسلامی، بازگشت روحانی، برای بسیاری از مؤمنان اتفاق میافتد و آنان در مواقعی خاص همچون جمعه، اجازه مییابند که به سوی اهل منزل خود بروند و احوال آنان را مشاهده کنند؛ اما این بازگشت روحانی، غیر از رجعت است که در آن، روح به بدن باز میگردد و انسان، زندگی جسمانی را از سر میگیرد<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۳۷</ref>.
رجعت، به صورت احیای دوبارۀ [[زندگی]] دنیاست. بنابراین، باید [[روح]] به بدن باز گردد و بازگشتی جسمانی صورت پذیرد، نه صرفاً بازگشتی [[روحانی]]. بر اساس [[احادیث اسلامی]]، بازگشت روحانی، برای بسیاری از مؤمنان اتفاق میافتد و آنان در مواقعی خاص همچون [[جمعه]]، [[اجازه]] مییابند که به سوی [[اهل]] [[منزل]] خود بروند و احوال آنان را مشاهده کنند؛ اما این بازگشت [[روحانی]]، غیر از رجعت است که در آن، [[روح]] به بدن باز میگردد و [[انسان]]، [[زندگی]] جسمانی را از سر میگیرد<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[دانشنامهٔ امام مهدی ج۸ (کتاب)|دانشنامهٔ امام مهدی ج۸]]، ص۳۷.</ref>.
==رجعت در قرآن کریم==
== رجعت در قرآن کریم ==
آیات متعددی از قرآن به موضوع رجعت پرداخته که میتوان آنها را به دو دسته تقسیم کرد:
{{اصلی|رجعت در قرآن}}
[[آیات]] متعددی از [[قرآن]] به موضوع رجعت پرداخته که میتوان آنها را به دو دسته تقسیم کرد:
# آیات [[رجعت در امتهای پیشین]]<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ ثُمَّ بَعَثْنَاكُم مِّن بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}} و یاد کنید آنگاه را که گفتید: ای [[موسی]]! ما تا خداوند را آشکارا نبینیم، به تو ایمان نمیآوریم و در حالی که خود مینگریستید آذرخش شما را فرا گرفت باز، از پس مرگتان شما را برانگیختیم، باشد که سپاس بگزارید؛ سوره بقره، آیه ۵۵- ۵۶ و {{متن قرآن|وَإِذْ قَتَلْتُمْ نَفْسًا فَادَّارَأْتُمْ فِيهَا وَاللَّهُ مُخْرِجٌ مَّا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا كَذَلِكَ يُحْيِي اللَّهُ الْمَوْتَى وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}} و یاد کنید آنگاه را که انسانی را کشتید و در آن با هم به ستیزه برخاستید و خداوند چیزی را که پنهان میکردید آشکار کرد باری، گفتیم با پارهای از آن گاو بر این کشته بزنید، این چنین خداوند مردگان را زنده میکند و نشانههای خود را به شما نشان میدهد، باشد که خرد ورزید؛ سوره بقره، آیه ۷۲- ۷۳.</ref>.
# آیات رجعت در عصر ظهور.
۱. آیات رجعت در امتهای پیشین <ref>{{عربی|اندازه=150%|«وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ ثُمَّ بَعَثْنَاكُم مِّن بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»}} و یاد کنید آنگاه را که گفتید: ای [[موسی]]! ما تا خداوند را آشکارا نبینیم، به تو ایمان نمیآوریم و در حالی که خود مینگریستید آذرخش شما را فرا گرفت باز، از پس مرگتان شما را برانگیختیم، باشد که سپاس بگزارید؛ سوره بقره، آیه ۵۵- ۵۶.</ref> <ref>{{عربی|اندازه=150%|«وَإِذْ قَتَلْتُمْ نَفْسًا فَادَّارَأْتُمْ فِيهَا وَاللَّهُ مُخْرِجٌ مَّا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا كَذَلِكَ يُحْيِي اللَّهُ الْمَوْتَى وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ»}} و یاد کنید آنگاه را که انسانی را کشتید و در آن با هم به ستیزه برخاستید و خداوند چیزی را که پنهان میکردید آشکار کرد باری، گفتیم با پارهای از آن گاو بر این کشته بزنید، این چنین خداوند مردگان را زنده میکند و نشانههای خود را به شما نشان میدهد، باشد که خرد ورزید؛ سوره بقره، آیه ۷۲- ۷۳.</ref> <ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903 پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>.
علاوه بر این، آیات دیگری از قرآن دلالت اجمالی بر وقوع رجعت دارد، مانند [[آیه]]: {{متن قرآن|أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُم}}<ref> آیا گمان میکنید به بهشت در خواهید آمد با آنکه هنوز داستان کسانی که پیش از شما (در) گذشتند بر سر شما نیامده است؟؛ سوره بقره، آیه ۲۱۴.</ref> که میفهماند آنچه در امُتهای گذشته رخ داده، در این امُت نیز رخ خواهد داد و یکی از آن وقایع مسأله رجعت و زنده شدن مردگانی است که در [[زمان]] ابراهیم و [[موسی]] و [[عیسی]] و [[عزیر]] و [[ارمیا]] و غیر ایشان اتفاق افتاده، باید در این [[امت]] نیز اتفاق بیفتد<ref>المیزان فی تفسیر القرآن؛ ج ۲، ص ۱۰۸.</ref>.
۲. آیات رجعت در عصر ظهور.
همچنین از [[رسول خدا]]{{صل}} [[کلامی]] نقل شده که به اجمال میفهماند آنچه در امُتهای سابق روی داده است در این امت نیز اتفاق خواهد افتاد<ref>بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار؛ ج ۵۳، ص۱۲۷.</ref>.<ref>[https://thesaurus.isca.ac.ir/term/details/66903 پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی].</ref>
افزون بر این، آیات دیگری از قرآن دلالت اجمالی بر وقوع رجعت دارد، مانند آیه: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُم}}﴾}}<ref> آیا گمان میکنید به بهشت در خواهید آمد با آنکه هنوز داستان کسانی که پیش از شما (در) گذشتند بر سر شما نیامده است؟؛ سوره بقره، آیه ۲۱۴.</ref> که میفهماند آنچه در امُتهای گذشته رخ داده، در این امُت نیز رخ خواهد داد، و یکی از آن وقایع مساله رجعت و زنده شدن مردگانی است که در زمان [[ابراهیم]] و [[موسی]] و [[عیسی]] و [[عزیر]] و [[ارمیا]] و غیر ایشان اتفاق افتاده، باید در این امت نیز اتفاق بیفتد<ref>المیزان فی تفسیر القرآن؛ ج ۲ ،ص ۱۰۸.</ref> <ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903 پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>.
== جایگاه رجعت در اعتقادات شیعه ==
[[روایات]] بسیاری از [[امامان معصوم]]{{عم}} درباره رجعت نقل شده است و وقوع این رویداد از نظر دانشمندان شیعه [[قطعی]] است. [[علامه مجلسی]] از پنجاه عالم [[شیعی]] نام برده است که رجعت را پذیرفتهاند و روایات آن را در کتب خویش بازگفتهاند<ref>مصنفات الشیخ المفید، ۵/ ۶۰.</ref>. در روایات [[باور]] به «رجعت» در میان اعتقادات شیعه از جایگاه والایی برخوردار است تا جایی که منکر آن را از دایرۀ [[تشیع]] بیرون دانسته شده است.
همچنین از [[رسول خدا]] {{صل}} کلامی نقل شده که به اجمال میفهماند آنچه در امُتهای سابق روی داده است در این امت نیز اتفاق خواهد افتاد<ref>بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار؛ ج ۵۳، ص ۱۲۷.</ref> <ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903 پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>.
[[امام صادق]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يُؤْمِنْ بِكَرَّتِنَا}}<ref>از ما نیست کسی که ایمان به بازگشت ما ندارد؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص۴۵۸، ح ۴۵۸۳.</ref>. در روایتی دیگر آن حضرت یکی از شرایط [[ایمان]] را اعتقاد به رجعت دانسته و میفرماید: {{متن حدیث|مَنْ أَقَرَّ بِسَبْعَةِ أَشْيَاءَ فَهُوَ مُؤْمِنٌ... وَ الْإِيمَانِ بِالرَّجْعَة}}<ref>هر کس به هفت چیز اعتقاد داشته باشد مؤمن است... که یکی از آنها ایمان به رجعت است؛ وسائل الشیعة، ج ۲۴، ص۱۳۲، ش ۳۰۱۶۴.</ref>. از این روایات استفاده میشود اعتقاد به رجعت نیز در کنار [[اعتقاد]] به [[یکتاپرستی]] و همانند آن از ضروریات به شمار میآید.
افزون بر آن، روایات بسیاری در باره رجعت وجود دارد که اگر چه تک تک آنها خبر واحد است؛ اما وجوب نقلی اصل رجعت را به تواتر معنوی اثبات مینمایند <ref>المیزان فی تفسیر القرآن؛ ج ۲، ص ۱۰۷.</ref> <ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903 پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>.
برخی مفسران در تفسیر آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَن يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِّنَ الْغَمَامِ وَالْمَلائِكَةُ وَقُضِيَ الأَمْرُ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأُمُورُ}}﴾}}<ref> آیا جز این انتظار دارند که (فرمان) خداوند در سایهبانهایی از ابر و (نیز) فرشتگان نزدشان بیایند و کار (هلاکشان) پایان یافته باشد و کارها به سوی خداوند باز گردانده میشود؛ سوره بقره، آیه ۲۱۰.</ref> با استناد به روایات میگویند: [[اهل بیت]] نبوت {{عم}} این آیه را گاهی به روز قیامت، زمانی به رجعت و گاهی به ظهور [[حضرت مهدی]] {{ع}} تفسیر کردهاند. همچنین از [[ائمه]] [[اهل بیت]] {{عم}} روایت شده که ایام خدا سه روز است، روز ظهور مهدی {{ع}} ، [[روز رجعت]] و [[روز قیامت]]. در برخی دیگر از روایات این سه روز به روز مرگ، [[روز رجعت]] و [[روز قیامت]] تفسیر شده است<ref>بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج ۵۳، ص ۶۳.</ref> <ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903 پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>.
مرحوم [[شیخ مفید]] در توضیح [[کلام]] امام صادق{{ع}} مینویسد: «و اما فرمایش [[معصوم]]{{ع}} که فرمود: هر کس قائل به رجعت ما نشد از ما نیست، همانا از آن [[اراده]] کرده است مسئله رجعت را که عبارت است از اینکه [[خداوند]] گروهی از [[آل محمد]]{{عم}} را پس از مردن پیش از [[روز قیامت]] زنده میکند و این مذهبی است مختص به [[آل محمد]]{{عم}}<ref>المسائل السرویة، (سلسله مؤلفات الشیخ المفید، ج ۷، ص۳۲).</ref>. [[شیخ طوسی]] در این زمینه مینویسد: «[[پیامبر]]{{صل}} ما و [[ائمه معصومین]]{{عم}} همراه با گروهی از امتهای گذشته و [[آینده]] باز خواهند گشت و بر این [[اعتقاد]] [[آیات]] و [[روایات]] فروانی دلالت دارد و [[خداوند]] فرمود: «و روزی که برمیانگیزیم از هر امتی گروهی را.»..، پس اعتقاد به رجعت لازم است<ref>رسالة العقاید الجعفریة، ص۲۵۰.</ref>.<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۴ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۴]]، ص۱۸۹ ـ ۱۹۱؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۲۷۰.</ref>
سرّ اینگونه تفسیرها، همانا وحدت حقیقت و هم سنخی این سه موضوع، در عین اختلاف رتبی آنها است؛ زیرا از یک سو، حقیقت روز قیامت این است که همه مردم در آن روز از قبرها بپا میخیزند و همه اسرارشان آشکار شده و چیزی از ایشان بر خدا پوشیده نمیماند. و از سوی دیگر، گاهی از روز مرگ به [[روز قیامت]] تعبیر میشود؛ چون روز مرگ هم روزی است که پردهها برای میت کنار میرود، روایت شده: هر کس بمیرد قیامتش بر پا میشود. <ref>شرح اصول الکافی؛ ج ۴، ص ۲۷۴.</ref> همچنین رجعت نیز روزی است که آیات خدا به تمام معنا ظاهر میشود، روزی که در آن روز دیگر خدای سبحان نافرمانی نمیشود، بلکه خالصانه عبادت میشود، عبادتی که مشوب و آمیخته با هوای نفس نیست، عبادتی که شیطان و اغوایش هیچ سهمی در آن ندارد. این معنا روشن میسازد روز رجعت خود یکی از مراتب روز قیامت است، هر چند که از نظر ظهور به روز قیامت نمیرسد، چون در روز رجعت باز شر و فساد تا اندازهای امکان دارد، به خلاف روز قیامت که دیگر اثری از شر و فساد نمیماند. و باز به همین جهت روز ظهور مهدی {{ع}} هم مرتبهای از قیامت و روز رجعت است؛ چون در آن روز هم حق به تمام معنا ظاهر میشود، هر چند که باز ظهور حق در آن روز کمتر از ظهور در روز رجعت و قیامت است. و این معنا یعنی اتحاد این سه روز بر حسب حقیقت، و اختلاف آنها از نظر مراتب ظهور باعث شده که گاهی به روز قیامت، گاهی به روز رجعت و گاهی به روز ظهور مهدی از آنها یاد شود<ref>المیزان فی تفسیر القرآن؛ ج ۲، ص ۱۰۶ - ۱۰۹.</ref> <ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903 پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>.
== رجعت از نگاه [[اهل سنت]] ==
این [[باور]] اگر چه ریشۀ [[قرآنی]] دارد، اما از آنجا که در مکتب اهل بیت{{عم}} به طور ویژه بدان پرداخته شده از همان ابتدای پیدایش مورد [[ناسزاگویی]] و استهزای اهل سنت قرار گرفت. به گونهای که برخی این [[عقیده]] را بر گرفته از [[عقاید]] [[یهود]] و [[نصاری]] دانسته و دیگری منشأ اعتقاد به رجعت را پندارهای [[عرب]] [[جاهلیت]] دانسته<ref>ناصر قفاری، اصول مذهب الشیعة عرض و نقد، ج ۳، ص۹۱۱؛ اصفهانی، الاغانی، ج ۳، ص۱۳۹ (حاشیه ۲). محمد مال الله، الشیعة و تحریف القرآن، ص۲۵.</ref>، دیگری به سبب نفهمیدن درست این اعتقاد، آن را [[اعتقادی]] مضحک قلمداد نموده است<ref>ربیع بن محمد سعودی، الشیعة الامامیة الاثناعشریة فی میزان الاسلام، ص۲۰۲.</ref> و گروهی نیز آن را از [[افکار]] [[عبدالله بن سبا]] و روایاتی [[دروغین]] دانسته<ref>همو، الشیعة و التشیع، ص۳۵۹.</ref>، دیگری منشأ باور به رجعت را تأثیرات [[فلسفه]] آفریقایی بر ذهن [[شیعه]] قلمداد کرده است<ref>حسن ابراهیم، تاریخ الاسلام، ج ۴، ص۲۵۹.</ref>.
در [[آخر الزمان]] برخی از [[نیکوکاران]] و بدکاران زمانهای گذشته، دوباره زنده میشوند.{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِن كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا مِّمَّن يُكَذِّبُ بِآيَاتِنَا فَهُمْ يُوزَعُونَ}}﴾}}<ref> و (یاد کن) روزی (را) که از هر امتی دستهای از آنان را که نشانههای ما را دروغ میشمردند گرد میآوریم و آنگاه آنان را به هم میپیوندند.؛ سوره نمل، آیه ۸۳.</ref> این آیه فقط به برانگیخته شدن عدهای از مکذبان و نه همه آنها اشاره کرده؛ بدین جهت، [[روایات]] و [[مفسران]] [[شیعه]]، میان مصداق این آیه و قیامت، تفاوت قائل شده و آیه را به [[آخر الزمان]] مربوط دانستهاند که عدهای از [[نیکوکاران]] و بدکاران اعصار گذشته، زنده شده، هر یک نتیجه دنیایی اعمال خویش را خواهد دید.<ref>مجمعالبیان، ج ۷، ص ۳۶۶؛ البرهان، ج ۴، ص ۲۲۸ ـ ۲۳۱؛ المیزان، ج ۱۵، ص ۳۹۷ و ۳۹۸.</ref> مرگ و زندگی دوباره: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ}}﴾}}<ref> پروردگارا! ما را دو بار میراندی و دو بار زنده گرداندی؛ سوره غافر، آیه ۱۱.</ref>، <ref>بحارالأنوار، ج۵۳، ص۵۶.</ref> عذاب پیش از عذاب بزرگ: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الأَدْنَى دُونَ الْعَذَابِ الأَكْبَرِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ}}﴾}}<ref> و بیگمان به آنان از عذاب نزدیکتر (این جهان) پیش از عذاب بزرگتر (در جهان واپسین) خواهیم چشاند باشد که بازگردند؛ سوره سجده، آیه 21.</ref>، <ref>بحارالأنوار، ج۵۳، ص۵۶.</ref> [[ظهور بندگان پیکارجو]] پیش از قیامت: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَّنَا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ}}﴾}}<ref> و چون وعده نخست (از) آن دو (تباهی) فرا رسد بندگانی سخت جنگاور را که داریم بر شما برمیانگیزیم؛ سوره اسراء، آیه ۵.</ref> <ref>نورالثقلین، ج۳، ص۱۳۸ ـ ۱۴۰.</ref> میثاق [[پیامبران]] با خداوند برای ایمان آوردن و یاری رساندن به [[پیامبر خاتم]]: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُم مِّن كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ}}﴾}}<ref> و آنگاه خداوند از پیامبران پیمان گرفت که چون به شما کتاب و حکمتی دادم سپس پیامبری نزدتان آمد که آن (کتاب) را که با شماست راست میشمارد، باید بدو ایمان آورید و باید او را یاوری کنید؛ سوره آل عمران، آیه ۸۱.</ref> <ref>[[عیاشی]]، ج۱، ص۱۸۱.</ref> و منت الهی بر مستضعفان تاریخ: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ}}﴾}}<ref> و برآنیم که بر آنان که در زمین ناتوان شمرده شدهاند منت گذاریم و آنان را پیشوا گردانیم و آنان را وارثان (روی زمین) کنیم؛ سوره قصص، آیه ۵.</ref> <ref>نورالثقلین، ج۴، ص۱۰۷.</ref> همگی به رجعت، [[تفسیر]] و [[تأویل]] شدهاند؛ با این حال در تفسیر آیات پیشین، آرای دیگری نیز گفته شده است<ref>تاریخ ما بعدالظهور، ص۶۳۲ ـ ۶۳۹، ۶۷۴.</ref>.
برخی پا را از همه آنچه گفته شد فراتر نهاده و باور به رجعت را برابر با [[تکذیب]] [[آیات قرآن]] و [[کفر]] دانستهاند<ref>محمد مال الله، الشیعة و تحریف القرآن، ص۲۵.</ref> و کم نیست این گونه سخنان ناشایست که در طول [[تاریخ]] نثار باورمندان رجعت شده است<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۴ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۴]]، ص۱۹۱ ـ ۱۹۲.</ref>.
== رجعت در حدیث ==
== امکان وقوع و یا [[وجوب]] رجعت ==
امکان به دو قسم تقسیم میشود: امکان ذاتی و امکان وقوعی.
# '''امکان ذاتی رجعت:''' شکی نیست که رجعت، به خودی خود، دارای امکان ذاتی است؛ چراکه زنده کردن [[مردگان]] چه در دنیا و چه در [[آخرت]] در توان [[خداوند]] است و هیچ [[خردمندی]] در آن [[شک]] ندارد. خداوند، در [[آیات]] فراوانی با ردّ مخالفان، معجزۀ زندهشدن مردگان را به دست [[پیامبران]] خود، دلیلی بر [[معاد]]، [[قیامت]] و زنده شدن مردگان، ارائه کرده است.
# '''امکان وقوعی رجعت:''' بهترین دلیل بر امکان یک چیز، وقوع آن است. وقوع رجعت، با بهره از بیانات [[نورانی]] [[قرآن]] و شواهد [[تاریخی]]، به روشنی تمام [[اثبات]] شدنی است.
==جایگاه آموزه رجعت==
برخی از منکرین رجعت، نه فقط وقوع آن را غیر ممکن دانستهاند بلکه امکان آن را نیز محال میدانند و برخی دیگر امکان ذاتی آن را بدون اشکال دانستهاند و فقط در بخش امکان وقوعی آن را محال ذکر کردهاند. دسته سوم کسانی هستند که وقوع آن را در گذشته قبول کردهاند، ولی [[باور]] [[شیعه]] را نپذیرفتهاند و منکر آن در [[آینده]] شدهاند.
اعتقاد به حقانیت رجعت به معنای خاص آن، از مختصات و ضروریات مذهب [[شیعه]] است <ref>حق الیقین؛ ج ۲، ص ۳۳۵.</ref> هرچند برخی آن را از اصول مذهب [[شیعه]] ندانسته و بر این باورند که هر کس برایش ثابت شود، [[ایمان]] میآورد و هر کس برایش ثابت نشود آن را رد مینماید و خللی در [[شیعه]] بودن وی وارد نمیآید <ref>امام شناسی؛ ج۱۴، ص۲۶۴. </ref> <ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903 پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>.
البته از سخنان و نوشتههای بعضی از قدمای علمای [[شیعه]] برمیآید که اقلیت بسیار کوچکی از [[شیعه]] رجعت را به معنی بازگشت دولت و [[حکومت اهل بیت]] {{عم}} تفسیر میکردند، نه بازگشت اشخاص و زنده شدن مردگان؛ ولی مخالفت آنها طوری است که لطمهای به اجماع نمیزند. <ref> تفسیر نمونه؛ ج۱۵ ،ص ۵۵۵ - ۵۶۰. </ref> در مقابل این گروه که رجعت را خاص عترت میدانند، برخی از فیلسوفان و عرفا معتقد به وجوب رجعت هم برای عترت است و هم برای امت مؤمنان حتی مؤمنان از امتهای سابق <ref>رشحات البحار؛ ص ۹۴، ۹۹</ref>. دلیل این گروه این است که مؤمنان استعداد و استدعای تکمیل نفوس خود بوسیله پیامبران و امامان را دارند، این استعداد و استدعا برای خیلی از کسانی که [[انبیاء]] و [[امامان]] را ندیدند وجود دارد و حکمت خداوند به فعلیت رساندن همه استعدادها است، پس باید رجعتی برای هم عترت و هم امت باشد. <ref>رشحات البحار، ص ۸۹- ۱۱۰</ref> بنابراین، ضرورت دارد اولیای مقرب قبل از مرگ امت و خروج انان از دنیا، بر آنها ظهور نمایند؛ زیرا در این حالت قابلیت امت برای این امر، اعتقاد آنها به این موضوع، و فاعلیت [[نبوت]] و [[ولایت]] برای این کار به اوج خود رسیده است. البته همه این موارد برای کامل کردن دا
مرحوم [[علامه طباطبایی]] درباره هماهنگی میان رجعت و [[معاد جسمانی]] ذیل [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَن يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِّنَ الْغَمَامِ وَالْمَلائِكَةُ وَقُضِيَ الأَمْرُ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأُمُورُ}}<ref>آیا جز این انتظار دارند که (فرمان) خداوند در سایهبانهایی از ابر و (نیز) فرشتگان نزدشان بیایند و کار (هلاکشان) پایان یافته باشد و کارها به سوی خداوند باز گردانده میشود؛ سوره بقره، آیه ۲۱۰.</ref>، پس از اشاره به برخی از [[روایات]] مینویسد: «نظیر این گونه روایات از [[خاندان]] [[پیغمبر]]{{صل}} فراوان است که بسیاری از [[آیات]] را گاهی به [[قیامت]] و گاهی به رجعت و گاهی به ظهور [[مهدی آل محمد]]{{عم}} [[تفسیر]] کردهاند و این نیست مگر به واسطۀ یک سنخیت و مناسبتی که میان این سه [[روز]] موجود است»<ref>تفسیر المیزان، ترجمه محمدتقی مصباح، ج ۲، ص۱۴۶.</ref>.
یره سعادت مؤمنان است. <ref>رشحات البحار؛ ص ۲۸۹. </ref> ناگفته نماند که این گروه بخلاف متکلمان که معتقدند ارواج به اجسام دنیوی بر میگردند، بر این باورند که ارواح رجعت کنندگان به بدنهای برزخی آنان تعلق میگیرد و نه به بدنهای دنیوی "مُلکی" ایشان <ref>رشحات البحار؛ ص ۳۰۸.</ref> <ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903 پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>.
درباره احکام رجعت، همچون امکان وقوع و یا وجوب رجعت در متون کلامی بحثهایی مطرح شده است. پیرامون امکان رجعت گفته شده: احیای مردگان و رجوع مجدد آنان به نشئه دنیا نه محذور عقلی و نه منع نقلی دارد. بنابراین، اصل رجعتِ فرد یا گروهی به دنیا نه ممتنع عقلی است و نه ممنوع شرعی؛ <ref>تفسیر قرآن کریم؛ ج ۴، ص ۴۹۸ .</ref> و به همین لحاظ گفته شده: خداوند قادر بر چنین کاری هست <ref>رسائل المرتضی؛ ج۱، ص ۳۰۲ - ۳۰۳. </ref> <ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903 پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>.
با این تعبیر آنگاه که رجعت و [[معاد]] از یک سنخ دانسته شد دلائل امکان هر دو یک چیز خواهد شد و شکی نیست که [[ادله]] فراوانی بر معاد اقامه شده است.
بسیاری از اندیشمندان، اعتقاد به رجعت را از ضروریات مذهب تشیع و برخی، انکار آن را موجب خروج از مذهب میدانند<ref>حق القین: ج۲ ص۳۵۴.</ref>. احتمالاً کثرت احادیث این باب به حد تواتر، است و نیز اعتبار شماری از این احادیث، موجب شده است که اعتقاد به رجعت، از ضروریات مذهب شود. اما برخی معاصران، منکر ضروری بودن آن هستند و اعتقاد به آن را به اثبات احادیث مربوط، وابسته دانستهاند<ref>مانند علامه سید محسن امین در کتاب نقض الوشیعة ص۴۷۳ و محمد جواد مغنیه در الجوامع و الفوارق بین السنة و الشیعة ص۳۰۲ و محمد رضا مظفر در عقائد الامامیة ص۸۴.</ref>. البته گویا مقصود آنان، این بوده که اعتقاد به رجعت، مانند عدل و امامت از اصول مذهب نیست<ref>چنان که مرحوم مغنیه در الجوامع و الفوارق بین السنة و الشیعة ص۳۰۲ به این موضوع تصریح میکند.</ref>، و گرنه با توجه به کمیت و کیفیت احادیث رجعت، باید آن را از ضروریات مذهب دانست، هر چند از فروع اعتقادی است<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۳۶</ref>.
کوتاه سخن اینکه: «زنده شدن گروهی از مردگان در این [[دنیا]] از محالات نیست، همانگونه که زنده شدن همۀ [[انسانها]] در قیامت ممکن است و [[شگفتی]] از چنین امری، همچون شگفتی گروهی از [[مشرکان]] [[دوران جاهلیت]] از مسئله معاد است و [[تمسخر]] در برابر آن چونان تمسخر [[کفار]] و مشرکان دربارۀ معاد است، چراکه [[عقل]] چنین چیزی را محال نمیداند و [[قدرت خدا]] آن چنان گسترده است که همۀ این موارد در برابر آن آسان است»<ref>ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۱۵، ص۵۵۶.</ref>.<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۴ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۴]]، ص۱۹۳ ـ ۱۹۵.</ref>
==تاریخچه بحث رجعت==
== وقوع رجعت در [[تاریخ]] ==
* اعتقاد به رجعت از قرن اول هجری میان علمای شیعه معروف بوده است. احادیثی از امام زین العابدین {{ع}} نقل شده است بر این اعتقاد دلالت دارند.
از آنجایی که [[قرآن]] پایهایترین ابزار برای [[اثبات]] [[حقایق]] [[دینی]] است، در مسئله رجعت نیز به عنوان نخستین منبع و اصلیترین آنها، بدان توجه میشود. با یک نگاه گذرا به [[آیات]] مربوط به رجعت، پدیدار شدن آن امری مسلم مینماید. [[قرآن کریم]] در موارد متعددی، از رجعت افراد یا اقوامی به دنیا یاد کرده است. این موارد، افزون بر آنکه [[امکان رجعت]] را اثبات میکند، وقوع آن را در تاریخ نیز بیان میدارد:
* در قرنهای دوم و سوم، احادیث بیشتری نقل شده است. در این دوره اعتقاد به رجعت، از شعائر شیعه بوده، به طوری که مخالفان نیز این را به خوبی میدانستند و گاه با استناد به اعتقاد یک راوی به رجعت، از نقل احادیث او پرهیز میکردند. [[فضل بن شاذان]] از بزرگان اصحاب [[امام رضا]] {{ع}} و [[امام جواد]] {{ع}}، دو کتاب در موضوع رجعت نوشته است<ref>کتاب اثبات الرجعة و کتاب الرجعة: [[نجاشی]] از [[کنجی]] نقل میکند که هر دو کتاب را در میان دهها کتاب دیگر وی دیده است؛ رجال النجاشی: ج۲ ص۱۶۸ ش۸۳۸، [[شیخ طوسی]] نیز از بزرگی او یاد میکند و کتاب إثبات الرجعة او را نام میبرد؛ الفهرست، طوسی: ص۱۹۷، ش۵۶۳.</ref><ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۳۹</ref>.
#{{متن قرآن|أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَى قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّىَ يُحْيِي هَذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ كَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قَالَ بَل لَّبِثْتَ مِائَةَ عَامٍ فَانظُرْ إِلَى طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَانظُرْ إِلَى حِمَارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِّلنَّاسِ وَانظُرْ إِلَى الْعِظَامِ كَيْفَ نُنشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>یا همچون (داستان) آن کس که بر (خرابههای) شهری (با خانههایی) فرو ریخته گذشت. گفت: چگونه خداوند (مردم) این (شهر) را پس از مرگ آن (ها) زنده میگرداند؟ و خداوند همو را صد سال میراند و سپس (دوباره به جهان) باز آورد؛ فرمود: چندگاه درنگ داشتی؟ گفت: یک روز یا پارهای از یک روز درنگ داشتم؛ فرمود: (نه) بلکه صد سال است که درنگ کردهای، به آب و غذایت بنگر که دگرگونی نپذیرفته است و (نیز) به درازگوش خود بنگر (که مرده و پوسیده است) و (این) برای آن (است) که تو را نشانهای برای مردم کنیم و به استخوانها بنگر که چگونه آنها را جنبانده، کنار هم فرا میچینیم آنگاه گوشت (و پوست) بر آن میپوشانیم، و چون بر وی آشکار شد گفت: میدانم که خداوند بر هر کاری تواناست؛ سوره بقره، آیه ۲۵۹.</ref>. این شخص، عُزَیر [[پیامبر]] باشد یا [[پیامبری]] دیگر، تفاوت نمیکند. مهم، صراحت [[قرآن]] دربارۀ [[زندگی]] پس از [[مرگ]] در همین دنیاست. [[مفسران شیعه]] و [[اهل سنت]]، [[اتفاق نظر]] دارند که این [[آیه]] در برابر منکران [[قدرت خدا]] در زنده کردن [[مردگان]] آمده است و نمونهای از آن را در همین [[دنیا]] بیان میکند<ref>از جمله مفسران اهل سنت، عبارتند از: [[طبری]] در تفسیر الطبری: ج۲ جزء۲ ص۵۸۶، [[ابن کثیر]] در تفسیر ابن کثیر: ج۱ ص۴۶۴، [[زمخشری]] در الکشاف: ج۱ ص۱۵۷، ابن قتیبه در غریب القرآن: ج۱ ص۸۶، و بسیاری دیگر.</ref>.
* ثقة الاسلام [[کلینی]] در انتهای قرن سوم، احادیث رجعت را در الکافی آورده است<ref>الکافی: ج۱ ص۱۹۶-۱۹۷ و ۲۸۳ و ۴۳۵ و ج۳ ص ۱۳۱ و ۵۳۶ و ج۸ ص۵۰-۵۱ و ۲۰۶ و ۲۴۷ و ۳۳۷.</ref>. شیخ صدون در قرن چهارم، ضمن آوردن برخی احادیث رجعت در کتابهای حدیثیاش <ref>عیون أخبار الرضا {{ع}}: ج۲، ص۲۰۱، الخصال: ص۱۰۸، معانی الأخبار: ص۳۶۵.</ref>، اعتقاد به آن را حق دانسته و به آیات متعددی از قرآن و نیز به برخی احادیث اهل سنت دربارۀ بازگشت مسیح در [[آخر الزمان]] و نماز خواندن وی به امامت امام {{ع}} استناد کرده است<ref>الإعتقادات: ص۶۰-۶۳.</ref><ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۳۹</ref>.
# {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُواْ مِن دِيَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُواْ ثُمَّ أَحْيَاهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَشْكُرُونَ}}<ref>آیا در (کار) کسانی ننگریستهای که از بیم مرگ از سرزمین خود بیرون رفتند و آنان هزاران کس بودند و خداوند به آنان فرمود: بمیرید سپس آنان را زنده کرد؛ بیگمان خداوند دارای بخشش بر مردم است اما بیشتر مردم سپاس نمیگزارند؛ سوره بقره، آیه ۲۴۳.</ref>. این آیه به صراحت، از بازگشت جمعی از [[مردم]] به [[زندگی دنیا]] [[سخن]] میگوید. بدیهی است که این رجعت، غیر از احیای مردگان در [[قیامت]] است که به گروهی خاص، محدود نمیشود و شامل همۀ موجودات است.
* [[شیخ مفید]] در انتهای قرن چهارم، اعتقاد به رجعت در [[آخر الزمان]] را بین امامیّه اجماعی دانسته و ادلهای بر آن آورده و به شبهات مخالفان، پاسخ داده است.<ref>أوائل المقالات: ص۴۶ و ۷۶-۷۷، الفصول المختارة: ص۱۵۳-۱۵۶، المسائل السروریة: ص۳۲ و ۳۵-۳۶.</ref>.
# یکی از [[معجزات]] [[عیسی]]{{ع}}، زنده کردن مردگان و بازگرداندن آنان به دنیا بود: {{متن قرآن|إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدتُّكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلاً وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَى بِإِذْنِي}}<ref>یاد کن که خداوند فرمود: ای عیسی پسر مریم! نعمت مرا بر خود و بر مادرت به یاد آور هنگامی که تو را با روح القدس پشتیبانی کردم که در گهواره و در میانسالی با مردم سخن میگفتی و هنگامی که به تو کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم و هنگامی که با اذن من از گل، همگون پرنده میساختی و در آن میدمیدی و به اذن من پرنده میشد و نابینای مادرزاد و پیس را با اذن من شفا میدادی و هنگامی که با اذن من مرده را (از گور) برمیخیزاندی؛ سوره مائده، آیه ۱۱۰.</ref>.
* [[سید مرتضی]] در قرن پنجم، ضمن اجماعی دانستن مسئله میان علمای شیعه، بر اعتبار اجماع در این گونه مسائل تأکید نموده و به اشکالات مخالفان پاسخ داده است<ref>رسائل الشریف المرتضی: ج۱ ص۱۲۵-۱۲۶.</ref>.
# کشتهای در [[بنی اسرائیل]] برای معرفی قاتلش، زنده شده: {{متن قرآن|فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا كَذَلِكَ يُحْيِي اللَّهُ الْمَوْتَى وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>باری، گفتیم با پارهای از آن (گاو) بر این (کشته) بزنید، این چنین خداوند مردگان را زنده میکند و نشانههای خود را به شما نشان میدهد، باشد که خرد ورزید؛ سوره بقره، آیه ۷۳.</ref>، آنان به [[دستور خداوند]]، گاو را سر بریدند و به کُشته زدند و او زنده شد و قاتلِ خود را معرفی کرد.
* [[علامه طبرسی]] در قرن ششم، ضمن بیان فراوانی اخبار در باب رجعت، ادلۀ مخالفان را رد کرده است<ref>مجمع البیان: ج۷ ص۳۶۷، جوامع الجامع: ج۲ ص۷۲۴.</ref>. این اعتقاد همچنان در میان علمای شیعه در قرنهای بعدی ادامه داشته است<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۰</ref>.
# گروهی از بنی اسرائیل، بعد از تقاضای مشاهدۀ [[خداوند]]، گرفتار صاعقۀ مرگباری شدند و مُردند. سپس خداوند، آنها را به [[زندگی]] باز گرداند تا [[شکر نعمت]] او را به جا آورند: {{متن قرآن|ثُمَّ بَعَثْنَاكُم مِّن بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}}<ref>باز، از پس مرگتان شما را برانگیختیم، باشد که سپاس بگزارید؛ سوره بقره، آیه ۵۶.</ref>. دلالت این [[آیه]] بر امکان و وقوع رجعت، بسیار روشن است، گو اینکه برخی [[مفسران]] به دلیل [[مخالفت]] با مسئله رجعت، راه [[تأویل]] را در پیش گرفته، صراحت آیه را نادیده انگاشتهاند.
* [[علامه مجلسی]] دربارۀ کمیت و کیفیت احادیث رجعت و تعداد راویان و عالمانی که دربارۀ رجعت کتاب نوشتهاند، چنین مینویسد: چگونه ممکن است کسی به صدق گفتار [[ائمه]] [[اهل بیت]] {{عم}} ایمان داشته باشد اما احادیث متواتر رجعت را نپذیرد؟ احادیث صریحی که شماره آنها به حدود دویست حدیث میرسد و چهل و چند نفر از راویان ثقه و علمای اعلام در بیش از پنجاه کتاب آوردهاند... . اگر این احادیث متواتر نباشد، چه در حدیثی متواتر است؟<ref>بحار الأنوار: ج۵۳ ص۱۲۲-۱۲۳.</ref><ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۰</ref>.
# [[اصحاب کهف]] نیز به رغم آنکه نمرده بودند، به دلیل [[خواب]] طولانی چند قرنه، شبیه همین مواردند: {{متن قرآن|ثُمَّ بَعَثْنَاهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصَى لِمَا لَبِثُوا أَمَدًا}}<ref>سپس آنان را (از خواب) برانگیختیم تا روشن گردانیم کدام یک از دو گروه در ازای درنگی را که (در غار) داشتند بهتر شمارش میکند؛ سوره کهف، آیه ۱۲.</ref>. در [[حدیثی]] از [[امام صادق]]{{ع}}، بازگشت [[اصحاب کهف]]، رجعت به شمار آمده است.
* در مجموع باید گفت: رجعت، از ضروریات مذهب است، بدین معنا که اگر کسی متون مذهب تشیع را ببیند، بیتردید، رجعت را جزء اعتقادات شیعی به حساب میآورد. البته این که رجعت از محکمات اعتقادات شیعی است، به معنای آن نیست که مانند عدل و امامت، جزء اصول اعتقادی است. ممکن است کسی از متون مذهبی، اطلاع کافی نداشته باشد و بر اثر این بیاطلاعی، اعتقاد به رجعت نداشته باشد. چنین کسی از دایره تشیع خارج نیست؛ اما اگر کسی با وجود آگاهی کافی از متون دینی و مذهبی، به رجعت اعتقاد نورزد، از دایره تشیع خارج میشود<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۱</ref>.
# داستان پرندههای چهارگانۀ ابراهیم{{ع}} که بعد از [[ذبح]]، بار دیگر به [[زندگی]] بازگشتند تا امکان [[معاد]] را در مورد [[انسانها]] برای او مجسم سازند، در مسئله رجعت، قابل توجه است: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَى وَلَكِن لِّيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِّنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى كُلِّ جَبَلٍ مِّنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref>و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم گفت: پروردگارا! به من بنمای چگونه مردگان را زنده میسازی؟ فرمود: آیا ایمان نداری؟ گفت: چرا امّا تا دلم آرام یابد؛ فرمود: چهار پرنده برگزین و نزد خود پاره پاره گردان سپس هر پارهای از آنها را بر کوهی نه! آنگاه آنان را فرا خوان تا شتابان نزد تو آیند و بدان که خداوند پیروزمندی فرزانه است؛ سوره بقره، آیه ۲۶۰.</ref>.
==وقوع رجعت در تاریخ==
در یک جمعبندی کوتاه، به نکات ذیل میتوان اشاره کرد:
قرآن کریم در موارد متعددی، از رجعت افراد یا اقوامی به دنیا یاد کرده است. این موارد، افزون بر آن که امکان رجعت را اثبات می کند، وقوع آن را در تاریخ نیز بیان میدارد<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۱</ref>.
# به تصریح [[آیات قرآن]]، رجعتهای فراوانی در گذشته پدیدار شده است.
# {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَى قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّىَ يُحْيِي هَذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ كَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قَالَ بَل لَّبِثْتَ مِائَةَ عَامٍ فَانظُرْ إِلَى طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَانظُرْ إِلَى حِمَارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِّلنَّاسِ وَانظُرْ إِلَى الْعِظَامِ كَيْفَ نُنشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ }}﴾}}<ref> یا همچون (داستان) آن کس که بر (خرابههای) شهری (با خانههایی) فرو ریخته «3» گذشت. گفت: چگونه خداوند (مردم) این (شهر) را پس از مرگ آن (ها) زنده میگرداند؟ و خداوند همو را صد سال میراند و سپس (دوباره به جهان) باز آورد؛ فرمود: چندگاه درنگ داشتی؟ گفت: یک روز یا پارهای از یک روز درنگ داشتم؛ فرمود: (نه) بلکه صد سال است که درنگ کردهای، به آب و غذایت بنگر که دگرگونی نپذیرفته است و (نیز) به درازگوش خود بنگر (که مرده و پوسیده است)- و (این) برای آن (است) که تو را نشانهای برای مردم کنیم- و به استخوانها بنگر که چگونه آنها را جنبانده، کنار هم فرا میچینیم آنگاه گوشت (و پوست) بر آن میپوشانیم، و چون بر وی آشکار شد گفت: میدانم که خداوند بر هر کاری تواناست؛ سوره بقره، آیه ۲۵۹.</ref><ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۲</ref>. این شخص، عُزَیز پیامبر باشد یا پیامبری دیگر، تفاوت نمیکند. مهم، صراحت قرآن دربارۀ زندگی پس از مرگ در همین دنیاست. مفسران [[شیعه]] و [[اهل سنت]]، اتفاق نظر دارند که این آیه در برابر منکران قدرت خدا در زنده کردن مردگان، آمده است و نمونهای از آن را در همین دنیا، بیان میکند<ref>از جمله مفسران [[اهل سنت]]، عبارتند از: [[طبری]] در تفسیر الطبری: ج۲ جزء۲ ص۵۸۶، [[ابن کثیر]] در تفسیر ابن کثیر: ج۱ ص۴۶۴، [[زمخشری]] در الکشاف: ج۱ ص۱۵۷، ابن قتیبه در غریب القرآن: ج۱ ص۸۶، و بسیاری دیگر. </ref><ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۲</ref>.
# افزون بر دانشمندان شیعه، بیشتر دانشمندان اهل سنت نیز بر این باورند که در گذشته، رجعتهایی صورت گرفته است.
# {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُواْ مِن دِيَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُواْ ثُمَّ أَحْيَاهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَشْكُرُونَ}}﴾}}<ref> آیا در (کار) کسانی ننگریستهای که از بیم مرگ از سرزمین خود بیرون رفتند و آنان هزاران کس بودند و خداوند به آنان فرمود: بمیرید سپس آنان را زنده کرد؛ بیگمان خداوند دارای بخشش بر مردم است اما بیشتر مردم سپاس نمیگزارند؛ سوره بقره، آیه ۲۴۳.</ref>. این آیه به صراحت، از بازگشت جمعی از مردم به زندگی دنیا سخن میگوید. بدیهی است که این رجعت، غیر از احیای مردگان در قیامت است که به گروهی خاص، محدود نمیشود و شامل همۀ موجودات است<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۲</ref>.
# یکی از معجزات [[عیسی]] {{ع}}، زنده کردن مردگان و باز گرداندن آنان به دنیا بود:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدتُّكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلاً وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَى بِإِذْنِي}}﴾}}<ref> یاد کن که خداوند فرمود: ای عیسی پسر مریم! نعمت مرا بر خود و بر مادرت به یاد آور هنگامی که تو را با روح القدس پشتیبانی کردم که در گهواره و در میانسالی با مردم سخن میگفتی و هنگامی که به تو کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم و هنگامی که با اذن من از گل، همگون پرنده میساختی و در آن میدمیدی و به اذن من پرنده میشد و نابینای مادرزاد و پیس را با اذن من شفا میدادی و هنگامی که با اذن من مرده را (از گور) برمیخیزاندی؛ سوره مائده، آیه ۱۱۰.</ref><ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۳</ref>.
# کشتهای در بنی اسرائیل برای معرفی قاتلش، زنده شده:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا كَذَلِكَ يُحْيِي اللَّهُ الْمَوْتَى وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}﴾}}<ref> باری، گفتیم با پارهای از آن (گاو) بر این (کشته) بزنید، این چنین خداوند مردگان را زنده میکند و نشانههای خود را به شما نشان میدهد، باشد که خرد ورزید؛ سوره بقره، آیه ۷۳.</ref>آنان به دستور خداوند، گاو را سر بریدند و به کُشته زدند و او زنده شد و قاتلِ خود را معرفی کرد<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۳</ref>.
# گروهی از بنی اسرائیل، بعد از تقاضای مشاهدۀ خداوند، گرفتار صاعقۀ مرگباری شدند و مُردند. سپس خداوند، آنها را به زندگی باز گرداند تا شکر نعمت او را به جا آورند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| ثُمَّ بَعَثْنَاكُم مِّن بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}}﴾}}<ref> باز، از پس مرگتان شما را برانگیختیم، باشد که سپاس بگزارید؛ سوره بقره، آیه ۵۶.</ref> دلالت این آیه بر امکان و وقوع رجعت، بسیار روشن است، گو این که برخی مفسران به دلیل مخالفت با مسئله رجعت، راه تأویل را در پیش گرفته، صراحت آیه را نادیده انگاشتهاند <ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۴</ref>.
# اصحاب کهف نیز به رغم آن که نمرده بودند، به دلیل خواب طولانی چند قرنه، شبیه همین مواردند:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| ثُمَّ بَعَثْنَاهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصَى لِمَا لَبِثُوا أَمَدًا }}﴾}}<ref> سپس آنان را (از خواب) برانگیختیم تا روشن گردانیم کدام یک از دو گروه در ازای درنگی را که (در غار) داشتند بهتر شمارش میکند؛ سوره کهف، آیه ۱۲.</ref>. در حدیثی از امام صادق {{ع}}، بازگشت اصحاب کهف، رجعت به شمار آمده است<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۴</ref>.
# داستان پرندههای چهارگانۀ ابراهیم {{ع}} که بعد از ذبح، بار دیگر به زندگی باز گشتند تا امکان معاد را در مورد انسانها برای او مجسم سازند، در مسئله رجعت، قابل توجه است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَى وَلَكِن لِّيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِّنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى كُلِّ جَبَلٍ مِّنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ }}﴾}}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم گفت: پروردگارا! به من بنمای چگونه مردگان را زنده میسازی؟ فرمود: آیا ایمان نداری؟ گفت: چرا امّا تا دلم آرام یابد؛ فرمود: چهار پرنده برگزین و نزد خود پاره پاره گردان سپس هر پارهای از آنها را بر کوهی نه! آنگاه آنان را فرا خوان تا شتابان نزد تو آیند و بدان که خداوند پیروزمندی فرزانه است؛ سوره بقره، آیه ۲۶۰.</ref><ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۵</ref>.
با توجه به آنچه گذشت، می توان نتیجه گرفت که در تاریخ ادیان گذشته نیز رجعت در شکلهای مختلف واقع شده و اعتقاد به آن، به نوعی وجود داشته است. اسلام نیز بر آن تأکید ورزیده و وقوع آن را در [[آخر الزمان]]، بیان نموده است. این که برخی اندیشمندان معاصر گفتهاند که اعتقاد به رجعت، از یهود وارد تشیع شده است، جز از سر تعصب نیست؛ زیرا اگر قرار باشد هر مشابهتی میان اعتقادات اسلامی و اعتقادات سایر ادیان، موجب این باور شود که آن اعتقاد، برگرفته از آن دین است، باید گفت که بسیاری از آموزههای اسلامی، برگرفته از ادیان گذشتهاند. اگر به سخن خداوند در قرآن ایمان داریم که قرآن را تصدیق کنندۀ کتابهای آسمانیِ پیش از خود معرّفی میکند، وجود عقاید مشترک، امری بدیهی، بلکه ضروری است. افزون بر این، نمیتوان آیات صریح قرآن را دربارۀ وقوع رجعت، نادیده گرفت. آیا این آیات قرآنی هم از یهود وارد اسلام شدهاند؟<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۵</ref>.
بنابراین شکی نخواهد ماند که در گذشته، به خواست [[پروردگار]] انسانهای فراوانی پس از مردن، دوباره با همان بدنی که از [[دنیا]] رفتهاند زنده شده، به زندگی [[دنیایی]] ادامه دادهاند<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۴ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۴]]، ص۱۹۵ ـ ۱۹۶.</ref>.
در روایات [[اهل سنت]] از بازگشت گروههایی از مردم در زمان پیامبر {{صل}} و پس از ایشان سخن گفته شده است. تعداد این روایات، بسیار است<ref>از جمله، روایات بیهقی در دلائل النبوة: ج۳ ص۸۹ و البدایة و النهایة: ج۳ ص۲۹۰ و ابن ابی الدنیا در من عاش بعد الموت: ص۳۲.</ref>. در پارهای روایات، به رجوع برخی صحابۀ پیامبر خدا {{صل}} مانند [[زید بن خارجه]] <ref>[[بیهقی]] در دلائل النبوة: ج۶ ص۵۵ این حدیث را میآورد و سند آن را صحیح میداند. [[ابن اثیر]] نیز در أسد الغابة: ج۲ ص۳۵۴ ش۱۸۳۱ ماجری بازگشت زید را صحیح میداند. دیگر کتابهایی که از این ماجرا یاد کردهاند، عبارتاند از: التاریخ الکبیر، بخاری: ج۳ ص۳۸۳ ش۱۲۸۱، الاستیعاب: ج۲ ص۱۱۸ ش۸۴۹. الجرح و التعدیل، ابن ابی حاتم: ج۳ ص۵۶۲ ش۲۵۴۱، الثقات: ج۳ ص۱۳۷، مشاهیر علماء الأمصار، ابن حبان: ص۳۷، تهذیب التهذیب: ج۳ ص۲۴۳ ش۲۵۰۰، الإصابة: ج۲ ص۴۹۸ ش۲۹۰۱.</ref> و [[ربیع بن حراش]] <ref>[[ابن سعد]] در الطبقات الکبری: ج۶ ص۱۲۷، [[ابن ابی حاتم]] در الجرح و تعدیل: ج۳ ص۴۵۶، [[بیهقی]] در دلائل النبوة: ج۶ ص۴۵۴ به آن اشاره کردهاند.</ref> اشاره شده است. روایات بازگشت مردگان به دنیا آن قدر زیادند که ابن ابی الدنیا کتابی با نام من عاش بعد الموت (کسانی که پس از مرگ زیستهاند)، نوشته است و در آن، عجایب زیادی را نقل میکند<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۶</ref>.
== ادلۀ [[اثبات]] رجعت ==
برای اثبات رجعت، به چهار دلیل: [[قرآن]]، [[احادیث]]، [[عقل]] و [[اجماع]]، تمسک جستهاند. مهمترین ادلۀ رجعت، ادله قرآنی و حدیثی است:
همچنین روایات زیادی از [[اهل سنت]] نقل شده که [[پیامبر]] {{صل}} پس از مرگ، زنده شده و افرادی ایشان را دیدهاند. میان علما در مورد امکان چنین چیزی، بحثهای زیادی در گرفته، تا جایی که سیوطی کتابی در موضوع امکان دیدن [[پیامبر]] {{صل}} و فرشتگان نوشت. او احادیث صحیح را به نقل از [[بخاری]] و [[مسلم]] و [[ابو داوود]] میآورد که در آنها امکان دیدن پیامبر{{صل}} در بیداری، بیان شده است. سپس توضیحات مفصلی در ردّ منکران امکان رجعت پیامبر{{صل}} و امکان دیدن ایشان میآورد و اقوال علمایی را آورده که قائل به امکان آن بودهاند و مواردی را نقل کردهاند که پیامبر{{صل}} را در بیداری دیدهاند و این را از جمله کرامات آنها برشمردهاند. وی کرامت شمردن این دیدار را تنها در صورتی قبول دارد که در بیداری باشد، نه در خواب؛ چرا که دیدن رؤیای [[پیامبر]] {{صل}} برای همه امکان دارد و کرامتی به حساب نمیآید<ref>تنویر الحلک فی امکان رؤیه النبی {{صل}} و الملک: ص۱-۱۳.</ref><ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۶</ref>.
=== ادلۀ قرآنی رجعت ===
ادلۀ متعددی از [[قرآن کریم]] بر وقوع و به طریق اولی بر [[امکان رجعت]] دلالت دارند که برخی از آنها در بحث از [[تاریخ]] رجعت گذشت. البته برای اثبات رجعت، کافی است به ادلۀ معاد که در قرآن فراواناند مراجعه شود؛ زیرا ماهیت رجعت و [[معاد]]، یکی است و تنها ظرف آنها تفاوت دارد. بنابراین، قابلیت قابل، وجود دارد. در واقع به [[قدرت خدا]] [[کفر]] ورزیده است. بنابراین، استبعادهای جمعی از مخالفان، از بیخبری است و یا از سر [[لجاجت]].
اما جای این پرسش وجود دارد که چرا [[اهل سنت]]، رجعت به هنگام ظهور [[امام زمان]] {{ع}} را قبول ندارند؟ این، در حالی است که آنها اصل ظهور [[امام مهدی]] {{ع}} را قبول دارند و امکان رجعت را با توجه به روایاتشان نیز میپذیرند. شاید بتوان حدس زد که قبول رجعت در [[آخر الزمان]]، به دلیل متضمن بودن رجعت [[امامان]] [[اهل بیت]] {{عم}} و انتقامگیری آنان از دشمنانشان به بحث امامت بر میگردد. هنگامی که آنها اصلش را قبول ندارند، نمیتوان انتظار داشت که فرع آن را بپذیرند، و گرنه با توجه به ادلۀ متعدد و محکم رجعت، جایی برای انکار آن وجود ندارد<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۷</ref>.
آیاتی که به نوعی بر رجعت دلالت دارند، فراواناند، از جمله:
# [[آیه]] ۴۲ [[سوره ق]]: {{متن قرآن|يَوْمَ يَسْمَعُونَ الصَّيْحَةَ بِالْحَقِّ ذَلِكَ يَوْمُ الْخُرُوجِ}}<ref>«روزی که بانگ آسمانی حقیقی را بشنوید، روز آمدن است».</ref>
# آیه ۸۳ [[سوره نمل]]: {{متن قرآن|وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِن كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا}}<ref>«و روزی که از هر امتی، گروهی را محشور میکنیم».</ref>
# آیه ۴۷ [[سوره کهف]]: {{متن قرآن|وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا}}<ref>«و ما آنها را محشور میکنیم و یک تن را از آنان وا نمینهیم».</ref>
# آیه ۱۱ [[سوره غافر]]: {{متن قرآن|رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِّن سَبِيلٍ}}<ref>«میگویند: پروردگارا! ما را دو بار میراندی و دو بار زنده گرداندی، اینک ما به گناهان خویش اعتراف کردهایم، آیا راه بیرون شدی از اینجا هست؟».</ref>
# آیه ۸۵ [[سوره قصص]]: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرَادُّكَ إِلَى مَعَادٍ}}<ref>«آن که ابلاغ قرآن را بر تو واجب کرده است، تو را به بازگشتگاهی، باز میگرداند».</ref>
==رجعت کنندگان هنگام ظهور==
=== ادلۀ حدیثی رجعت ===
همان طور که گذشت، دربارۀ رجعت کنندگان، چند نظر وجود دارد؛ اما مشهورتر از همه، آن است که رجعت به کسانی اختصاص دارد که در کفر یا ایمان، خالص بودهاند. احادیث فراوانی از رجعت [[انبیا]]، اولیای خدا، بویژه [[امام حسین]] {{ع}}، [[امام علی]] {{ع}} و [[اهل بیت]] {{عم}}، هنگام ظهور [[امام مهدی]] {{ع}} سخن گفتهاند. در برخی احادیث نیز از رجعت جمعی از اصحاب خاص [[پیامبر]] {{صل}} و [[امام علی]] {{ع}} گفتگو شده است. رجعت شهدا، با عنوان کشته شدگان در راه خدا، نیز مورد تأکید برخی احادیث است. در کنار اینها، از رجعت کافران و منافقان مهم هم یاد شده است. تمام این موارد، قابل درج در عنوان مشهور خالصان در کفر و ایمان هستند، چنان که در ناحیۀ کافران، اختلافی وجود ندارد<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۷.</ref>.
[[احادیث]] نقل شده از [[پیامبر]]{{صل}} و [[اهل بیت]]{{عم}} دربارۀ رجعت، به حدی است که برای فردی منصف و بیتعصب، جایی برای تردید باقی نمیگذارد که از منظر [[اسلام]]، رجعت، امری حتمی و واقعی است. در کتابهای حدیثی و [[تاریخی]] و کتابهایی که در باب [[زیارت]] نوشته شدهاند، احادیث بسیاری هستند که مستقیم یا نامستقیم به رجعت، اشاره دارند. این موضوع در احادیث اهل سنت نیز یافت میشود.
در برخی از احادیث، از رجعت برخی اقوام یا گروهی از هر امت و مانند آن سخن گفته شده؛ اما اجمال یا ابهام در این تعابیر را باید با احادیث دیگری که آن اقوام یا گروه را توضیح دادهاند، برطرف کرد. نتیجه همان است که پیشتر گفته شد؛ یعنی خالصان از هر دسته، رجعت خواهند کرد.
احادیث شیعه در این باب، چند دستهاند. در این میان، احادیث صحیح و قابل اعتماد زیادی یافت میشوند که به چند دسته از آنها اشاره میشود:
تنها یک مورد است که گویا مقداری عامتر به نظر میرسد و آن، عنوان "همۀ مؤمنان" است. این مورد در حدیثی ذکر شده که به رجعت شهدا نیز اشاره کرده است. از [[امام باقر]] {{ع}} دربارۀ آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَئِن قُتِلْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوْ مُتُّمْ}}﴾}}<ref> اگر در راه خداوند کشته شوید یا بمیرید؛ سوره آل عمران، آیه ۱۵۷.</ref> پرسیدند امام {{ع}} پاسخ فرمود: {{عربی|اندازه=155%|«أَ تَدْرِي يَا جَابِرُ مَا سَبِيلُ اللَّهِ فَقُلْتُ لَا وَ اللَّهِ إِلَّا أَنْ أَسْمَعَهُ مِنْكَ قَالَ سَبِيلُ اللَّهِ عَلِيٌّ وَ ذُرِّيَّتُهُ فَمَنْ قُتِلَ فِي وَلَايَتِهِ قُتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ مَنْ مَاتَ فِي وَلَايَتِهِ مَاتَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَيْسَ مَنْ يُؤْمِنُ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ إِلَّا وَ لَهُ قِتْلَةٌ وَ مِيتَةٌ قَالَ إِنَّهُ مَنْ قُتِلَ يُنْشَرُ حَتَّى يَمُوتَ وَ مَنْ مَاتَ يُنْشَرُ حَتَّى يُقْتَل»<ref>ای جابر! آیا میدانی راه خدا کدام است؟ کشته شدن در راه علی {{ع}} و فرزندانش است. اگر کسی در راه ولایت وی کشته شود، در راه خدا کشته شده است و کسی نیست که به این آیه ایمان داشته باشد، مگر آن که هم کشته میشود و هم میمیرد. کسی که کشته شده، از قبر بیرون میآید تا بمیرد و کسی که مرده است، از قبر بیرون میآید تا کشته شود؛ مختصر بصائر الدرجات: ص۲۵، تفسیر العیاشی: ج۱ ص۲۰۲ ح۱۶۲، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۴۰ ح۸.</ref>}} <ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۸.</ref>. این حدیث، که با چند حدیث مشابه، تأیید و تقویت میشود، گویای آن است که کسانی که به آیۀ شریف: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَئِن مُّتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ لإِلَى اللَّه تُحْشَرُونَ}}﴾}}<ref> و اگر بمیرید یا کشته شوید بیگمان نزد خداوند، گردتان میآورند؛ سوره آل عمران، آیه ۱۵۸.</ref> ایمان داشته باشند، هم به مرگ طبیعی خواهند مرد و هم در راه خدا کشته خواهند شد و این نمیشود، مگر این که پس از آن که در زندگی دنیا مردند و یا کشته شدند، دوباره به زندگی باز گردند تا حالتی دیگر را تجربه کنند. این رجعت فقط برای مؤمنان به آیۀ مربوط است و با توجّه به توضیحی که [[امام]] {{ع}} دربارۀ کشته شدن در راه خدا داده و آن را به کشته شدن در راه [[علی]] {{ع}} و فرزندانش تفسیر نموده و با یاری گرفتن از سایر احادیث این باب، میتوان استنتاج کرد که همان مؤمنان خالص، مورد نظر است<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۹.</ref>.
# '''مشابهت این [[امت]] با امتهای پیشین''': دستهای از احادیث میگویند: آنچه در امت پیشین رخ داده است، عیناً در این امت نیز رخ میدهد و از جملۀ این امور، رجعت است<ref>اسناد این احادیث، چندان قوی نیستند و راویان مجهول در میان راویان آنها وجود دارند. از جمله حدیث است که [[حسن بن جهم]] از [[امام رضا]]{{ع}} در مجلس مأمون نقل میکند؛ ر. ک: عیون أخبار الرضا{{ع}}: ج۱ ص۲۱۶ ح۱ و بحار الأنوار: ج۵۳ ص۵۸ ح۴۵.</ref>. اگر این [[احادیث]] از [[معصوم]]{{ع}} وارد شده باشد، به این معنا نیستند که تمام جزئیات [[زندگی]] آنها در این [[امت]] نیز پدید میآید؛ بلکه ظاهر این احادیث، به اموری اشاره دارد که به مسائل [[دینی]] مربوطاند.
# '''بیان اصل اعتقاد به رجعت''': عبدالله بن عطا از [[امام باقر]]{{ع}} نقل میکند که در [[منی]] گروهی از [[عراق]] به دیدار پدرش [[امام زین العابدین]]{{ع}} آمدند و از [[جنگ]] [[مردگان]] با زندگان پرسیدند و پدرش از اینکه اعتقاد به رجعت در میان آنها زنده بود، شادمان گردید و خندید و اصل مطلب را [[تأیید]] نمود<ref>مختصر بصائر الدرجات: ص۲۰، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۶۷ ح۶۲ راویان این حدیث، مورد تأیید رجالیان هستند. تنها در مورد عبدالله بن عطا برخی تردید کردهاند که کدام است. ثانیاً به دلیل روایت کمی که دارد، چندان شناخته شده نیست. البته هیچ گونه تضعیفی دربارۀ هیچ یک از عبدالله بن عطاها نیامده است و این تا حدی حدیث را قابل قبول میسازد، به طوری که اگر با دیکر شواهد تقویت شود، پذیرفتنی میگردد.</ref>. در [[حدیثی]] دیگر [[حسن بن شاذان واسطی]] از امام رضا{{ع}} حکایت میکند که ایشان در پاسخ [[شکایت]] وی از [[ظلم]] اهل واسط، دستور به [[شکیبایی]] تا برپایی دولت حق دادند و از روزگاری گفتند که [[ستمگران]] در آن از [[قبر]] برمیخیزند و بر [[صدق]] وعدههای [[پیامبران]]، [[گواهی]] میدهند<ref>الکافی: ج۸ ص۲۴۷ ح۳۴۶، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۸۹ ح۸۷. سند این حدیث، قوی نیست؛ زیرا وثاقت [[محمد بن سالم بن ابی سلمه]]، با وجود امامی بودن، ثابت نشده است؛ اما در کنار دیگر روایات باب میتواند یکی از شواهد تقویت کنندۀ این دیدگاه باشد.</ref>.
# '''دو نوع [[مرگ]]''': در احادیثی، برای [[مؤمنان]]، دو نوع از [[دنیا]] رفتن ترسیم شده است، در این [[احادیث]]، با استناد به آیۀ {{متن قرآن|وَلَئِن مُّتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ لإِلَى اللَّه تُحْشَرُونَ}}<ref>و اگر بمیرید یا کشته شوید بیگمان نزد خداوند، گردتان میآورند؛ سوره آل عمران، آیه ۱۵۸.</ref>، مرگ عادی از کشته شدن، متمایز شده و برای مؤمنان، هر دو نوع مرگ، بیان گردیده است. [[زراره]] در [[حدیثی]] از [[امام باقر]]{{ع}} نقل میکند: "کسی که در [[راه خدا]] کشته شده، باید به دنیا باز گردد تا مرگ عادی را [[درک]] کند". در حدیثی دیگر، [[صفوان بن یحیی]] از [[امام رضا]]{{ع}} نقل میکند که در رجعت، هر کسی از مؤمنان که در [[زندگی]] قبلی کشته شده، میمیرد و هر که قبلاً مرده، کشته میشود{{متن حدیث|سَمِعْتُهُ يَقُولُ فِي الرَّجْعَةِ: مَنْ مَاتَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ قُتِلَ، وَ مَنْ قُتِلَ مِنْهُمْ مَات}}<ref>مختصر بصائر الدرجات: ص۱۹، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۶۵ ح۵۹.</ref>.
# '''ویژگیهای [[رجعتکنندگان]]''': در احادیث، تنها برای گروههای خاصی، امکان بازگشت در نظر گرفته شده است. در تعداد زیادی از احادیث، رجعت، مخصوص مؤمنان خالص و [[کافران]] [[خالص]] است و سایر مؤمنان و کافران، رجعت ندارند<ref>احادیث در این باب، بسیارند؛ ر. ک: مختصر بصائر الدرجات: ص۲۴ و ۱۷۸، تفسیر القمی: ج۲ ص۱۳۰، دلائل الإمامة: ص۴۴۷ ح۴۲۴؛ بحار الأنوار: ج۶ ص۲۹۲ و ج۲۵ ص۵۱ و ج۵۳ ص۳۹ و ۵۳ و ۶۱ و ج۶۲ ص۱۹۳-۱۹۴.</ref>.
# '''[[اختیار]] دادن به [[مؤمن]] برای بازگشت''': برخی احادیث از باخبر کردن مؤمن در [[قبر]] از [[ظهور امام زمان]]{{ع}} و اختیار دادن به او در [[انتخاب]] بازگشت به دنیا یا ماندن در [[برزخ]] حکایت دارند<ref>از جمله روایت [[مفضّل بن عمر]] که [[امام صادق]]{{ع}} از احوال مردگان در زمان غیبت سؤال میکند و ایشان پاسخ میدهند که هنگام ظهور از مؤمن در قبرش سؤال میکند که: ای فلانی! صاحب تو ظهور کرده است. اگر میخواهی به او ملحق شوی، بشو و اگر نمیخواهی در کرامت الهی باقی بمانی، بمان؛ الغیبة، ص۴۵۸ ح۴۷۰، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۹۱ ح۹۸. این روایت، قابل اعتماد نیست.</ref>.
==ادلۀ اثبات رجعت==
=== سایر [[ادله رجعت]] ===
برای اثبات رجعت، به چهار دلیل: [[قرآن]]، [[احادیث]]، [[عقل]] و [[اجماع]]، تمسک جستهاند. مهمترین ادلۀ رجعت، ادله قرآنی و حدیثی است <ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۵۲.</ref> :
برخی اندیشمندان<ref>مانند مرحوم [[سید ابوالحسن رفیعی قزوینی]] در رسائل و مقالات فلسفی، "مسئله رجعت".</ref> خواستهاند از آنچه در حکمتهای رجعت گفته شد، استدلالی [[عقلی]] بر ضرورت عقلی آن بیاورند. آنان سعی کردهاند با چینش مقدمات چهارگانه، بگویند: مواقعی برای فعلیت یافتن خاصیت وجودیِ [[پیامبر]]{{صل}} و [[ائمۀ اطهار]]{{عم}} وجود داشته که نمیتواند استمرار یابد؛ زیرا {{عربی|"القسر لا یدوم؛ قسر"}}<ref>قسر، در مقابل "طبع" و مرادف با "جبر"، است و حرکت قسری، حرکتی بر خلاف میل را گویند و حرکتی که از خارج بر اجسام تحمیل شود. محرک اجسام، گاه میل و طبع آنهاست و گاه عامل خارجی، که شق دوم را حرکت قسری گویند؛ فرهنگ معارف اسلامی: ج۳ ص۱۴۷۹ برگفته از شفا: ج۱ ص۱۰۹، الأسفار الأربعة: ج۳ ص۱۲۵.</ref> نمیتواند دائمی باشد". بنابراین، عقلاً باید رجعت اتفاق بیفتد. این [[استدلال]] از چند جهت مخدوش است. میتوان پرسید: کدام [[دلیل عقلی]] [[اثبات]] کرده است که باید خاصیت وجودی هر موجودی، فعلیت پیدا کند؟ نهایت چیزی که میتوان گفت، این است که ایجاد فرصت برای تکمیل این ظرفیتهای وجودی از نظر عقلی، [[استحسان]] دارد؛ اما نمیتوان از آن ضرورت و الزام را نتیجه گرفت. ثانیاً قاعدۀ "القسر لا یدوم" اگر درست باشد، در امور طبیعی جاری میشود؛ اما در امور [[انسانی]] که با ارادههای [[مردم]] سر و کار پیدا میکنیم، [[سخن گفتن]] از قسر، درست نیست. آنجا قسری در کار نیست، تا اینکه در دائمی بودن یا نبودن آن گفتگو شود. بله، همچنان که گفته شد، میتوان از استحسان این امور سخن گفت؛ اما اثبات ضرورت عقلی، نیازمند استدلالی قویتر و مؤونهای بیشتر است. در این گونه امور، نیازی به تکلّف برای اثبات عقلی نیست؛ زیرا ادلۀ محکم [[قرآنی]] و [[حدیثی]]، بر امکان و وقوع رجعت وجود دارند. [[احادیث]] مربوط نیز فراتر از حد تواترند<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[دانشنامهٔ امام مهدی ج۸ (کتاب)|دانشنامهٔ امام مهدی ج۸]]، ص۶۷ - ۶۸.</ref>.
===ادلۀ قرآنی رجعت===
== آثار [[تربیتی]] اعتقاد به رجعت ==
ادلۀ متعددی از [[قرآن کریم]] بر وقوع، و به طریق اولی بر امکان رجعت دلالت دارند که برخی از آنها در بحث از تاریخ رجعت گذشت. البته برای اثبات رجعت، کافی است که به ادلۀ معاد که در قرآن فراواناند مراجعه شود؛ زیرا ماهیت رجعت و معاد، یکی است و تنها ظرف آنها تفاوت دارد. بنابراین، قابلیت قابل، وجود دارد. در واقع به قدرت خدا کفر ورزیده است. بنابراین، استبعادهای جمعی از مخالفان، از بیخبری است و یا از سر لجاجت<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۵۲.</ref>.
همانگونه که [[انتظار فرج]] نقش برجسته و به سزایی در پویایی و [[نشاط]] [[جامعه]] ایفا میکند، باور به رجعت به [[دنیا]] در عصر ظهور، نیز میتواند نقش مهم و بهسزایی در نشاط [[دینی]] و [[امید]] به حضور در [[حکومت جهانی حضرت مهدی]]{{ع}} ایفا کند،؛ چراکه [[انسان]] با دیدن افرادی که همۀ عمر خود را در [[انتظار ظهور حضرت مهدی]]{{ع}} سپری کردهاند و آنگاه بدون [[درک]] ظهور از دنیا میروند، دچار سرخوردگی شده و حتی در جایگاه انتظار نیز دچار [[ناامیدی]] خواهد شد و اگر بداند در هنگام ظهور در صورت دارا بودن شرایط، امکان بازگشت او به دنیا و حضور در محضر [[آخرین امام]]{{ع}} را دارد در [[امیدواری]] او نقش بسیاری خواهد داشت.
آیاتی که به نوعی بر رجعت دلالت دارند، فراواناند و در این جا، تنها تعدادی را که با صراحت بیشتری بر رجعت در آینده دلالت دارند. و قابل تأویلِ دیگر نیستند، خواهیم آورد، هر چند مفسران [[اهل سنت]]، به دلیل مخالفت جدی با رجعت تلاشهای زیادی برای تأویل آنها کردهاند<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۵۲.</ref>:
علاوه بر آن، شخص علاقهمند به درک محضر [[آخرین حجت الهی]]، نهایت تلاش خود را به کار خواهد بست که به درجات بالای [[ایمان]] رسیده تا در زمرۀ [[مؤمنان]] رجعت کننده باشد<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۴ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۴]]، ص۱۹۳.</ref>.
# {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِّن سَبِيلٍ}}﴾}}<ref> میگویند: پروردگارا! ما را دو بار میراندی و دو بار زنده گرداندی، اینک ما به گناهان خویش اعتراف کردهایم، آیا راه بیرون شدی از اینجا هست؟؛ سوره غافر، آیه ۱۱.</ref> این آیه از دو بار مردن و زنده شدن یاد میکند. با توجّه به این که مرگ، تنها در جایی معنا دارد که پیش از آن زندگی باشد، نمیتوان برخی تفاسیر را که مرگ اوّل را مربوط به نبودن قبل از خلقت معنا کردهاند، پذیرفت. جملۀ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَمَتَّنَا}}﴾}}، بر این دلالت دارد که گوینده، هویتی دارد و دو مرگ را درک کرده است، در حالی که پیش از به وجود آمدن، هویتی برای گوینده متصور نیست تا بگوید {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَمَتَّنَا}}﴾}}. پس از بازگشت به زندگی در قیامت نیز دیگر مرگی نیست. حتی اگر نبود قبل از خلقت را مرگ به حساب آوریم، اما میراندن به حساب نمیآید؛ زیرا در میراندن، شرط است که فرد، قبل از مردن، زنده باشد. این آیه، از میراندن سخن میگوید، نه از مرگ. پس این تفاسیر نمیتواند درست باشد<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۵۳.</ref>. [[سُدّی]]<ref>اسماعیل ابن عبدالرحمن (م۱۲۷ هـ ق) یکی از مفسران قرن دوم است.</ref>، مرگ اول را در دنیا و زنده شدن اول را در قبر میداند که در آنجا مورد خطاب قرار میگیرد، سپس میمیرد و مجدداً در قیامت زنده میشود. ابن کثیر ضمن بیان گفتۀ سدی، نظر ابن زید را نیز نقل میکند که بر اساس آن، یک زندگی در عالم ذَر است و یکی در عالم دنیا و دو مرگ نیز در پی هر زندگی است. وی هر دو را رد میکند و میگوید لازمۀ آنها، این است که سه زندگی و مرگ داشته باشند. البتّه استدلال وی مخدوش است؛ زیرا با این حساب، سه زندگی و دو مرگ درست شود، نه سه مرگ؛ زیرا پس از آخرین زندگی، یعنی حیات اخروی، دیگر مرگی در کار نیست. [[فخر رازی]] نیز از جمع زیادی از عالمان و مفسران یاد میکند که معتقدند این آیه بر این دلالت دارد که پس از مرگ و قبل از قیامت، زندگی دیگری در قبر وجود دارد که پس از آن دوباره در قبر میمیرد<ref>مفاتیح الغیب: ج۲۷ ص۴۹۴.</ref>. تفسیر مرگ در قبر، پذیرفتنی نیست؛ زیرا قبر، جایگاه مرگ انسان است و با خود مرگ، در واقع، حیات برزخی آغاز میشود، نه این که ابتدا مرده باشد و سپس حیاتی دیگر پیدا کند<ref>حدیث معروف از پیامبر خدا{{صل}} که میفرماید: {{عربی|اندازه=150%|«متن قرآن|مَنْ مَاتَ فَقَدْ قَامَتْ قِيَامَتُه»}} کسی که بمیرد، قیامتش برپا شده است نیز مؤید این مطلب است.؛ بحار الأنوار: ج۶۱ ص۷.</ref>. البته خود وی، این تفسیر را نمیپذیرد؛ اما نشان میدهد که از منظر بسیاری از مفسران [[اهل سنت،]] این آیه بر حیاتی دیگر قبل از قیامت دلالت دارد. این، نوعی رجعت است، هر چند با رجعت [[شیعه]] تفاوت دارد. در مجموع باید پذیرفت که از این آیه، سه زندگی فهمیده میشود. زندگی اول را باید ملاک ساختِ هویت انسان دانست، که زمینهساز دو مرگ و دو احیای پس از مرگ میشود. در آیه نیز ابتدا دو مرگ و پس از آن، دو احیا آمده است. بنابراین، تنها باید پذیرش رجعت میتوان دو مرگ را به خوبی تفسیر کرد. این تفسیر از [[امام صادق]] {{ع}} نیز نقل شده است<ref>علی بن ابراهیم دربارۀ سخن خداوند:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِّن سَبِيلٍ}}﴾}} میگوید: [[امام صادق]] {{ع}} فرمود: «ذَلِكَ فِي الرَّجْعَةِ »؛ تفسیر القمی: ج۲ ص۲۵۶.</ref><ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۵۲- ۵۴.</ref>.
# {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الأَشْهَادُ }}﴾}}<ref> ما پیامبران خویش و مؤمنان را در زندگی این جهان و در روزی که گواهان (به گواهی) برخیزند یاری میکنیم؛ سوره غافر، آیه ۵۱.</ref> بسیاری از فرستادگان و اولیای خداوند، در زندگی دنیا یاری نشدند. آنان، یا کشته شدند و یا به اهداف متعالیشان در زندگی دست نیافتند؛ اما از سوی دیگر، خداوند، وعده نموده که آنان را در دنیا و آخرت یاری کند. مفسران [[اهل سنت]] در تفسیر این آیه، راههای مختلفی رفتهاند و تأویلهای گوناگونی ارائه کردهاند. [[فخر رازی]] ناچار شده است برای این که با وجود کشته شدن و شکست ظاهری رسولان و مؤمنان، یاری شدن دنیوی آنان را درست کند، به هفت تأویل دست بزند. این هفت تأویل، عبارت اند از: کمک شدن با حجت و استدلال، یاری شدن با زنده ماندن نام آنان، انتقام گرفتن خون آنان، مدح و ستایش مردمان، نورانیت و یقین باطنی آنان، کوتاه بودن دولت باطل، محظورات و مشکلات پیش آمده برای آنان، به دلیل این که موجب افزایش مقام و مرتبت آنان میگرد<ref>مفتاح الغیب: ج۲۷ ص۵۲۳-۵۲۴. </ref>. غالب مفسران [[اهل سنت]]، یک یا چند تأویل از این تأویلات را انتخاب کردهاند<ref>مانند: [[عبدالکریم خطیب]] در التفسیر القرآنی للقرآن؛ ج۱۲، ص۱۲۴۶، [[بروسوی]] در روح البیان؛ ج،۸ ص۱۹۴، [[مراغی]] در تفسیر المراغی؛ ج۲۴، ص۸۲، [[مظهری]] در التفسیر المظهری؛ ج۸، ص۲۶۴، [[زحیلی]] در التفسیر المنبر فی العقیدة و الشریعة و المنهج؛ ج۲۴، ص۱۴۲، [[حجازی]] در التفسیر الواضح؛ ج۳ ص۳۱۰، [[طنطاوی]] در التفسیر الوسیط؛ ج۱۲، ص۲۹۸، [[سورآبادی]] در تفسیر سورآبادی؛ ج۴ ص۲۲۰۲ [[آل سعدی]] در تفسیر الکریم الرحمن؛ ج۱ ص۸۹۰، [[قرطبی]] در الجامع لأحکام القرآن؛ ج۱۵، ص۳۲۲، [[سیوطی]] در الدّرّ المنثور؛ ج۵، ص۳۵۲ و دیگران.</ref>. برخی نیز تأویلاتی دیگر افزودهاند، از جمله: نگریستن به عاقبت کار جهان <ref>روح المعانی؛ ج۲۴ ص۷۶.</ref>، اقتدای مردمان به سیرۀ آنان<ref>تفسیر غرائب القرآن و رغائب الفرقان؛ ج۶، ص۴۰.</ref> و کفایت نصرت غالب رسولان. چنان که ملاحظه میشود، هیچ یک از این تأویلات، در جایی که تفسیر درست و مطابق ظاهر آیه وجود دارد، پذیرفتنی نیستند. افزون بر این، هرگونه تأویلی باید مستند به دلیل و قرینه باشد و این مفسّران، هیچ دلیلی بر تأویلات یاد شده، اقامه نکردهاند. تنها تفسیر درست بیتأویل، پذیرش رجعت آنها در [[آخر الزمان]] است که روز نصرت حق و از بین رفتن باطل است. آیات متعددی با این مضمون وجود دارند که در آنها وعدۀ یاری خداوند داده شده یا گفته شده که خدا و فرستاندگانش پیروز خواهند بود، که البتّه تنها میتوان به عمومیت آنها استناد کرد و به عنوان شواهد تقویت کنندۀ استدلال از آنها بهره گرفت.<ref>مانند آیه:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا الْمُرْسَلِينَ إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنصُورُونَ وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ}}﴾}} و درباره بندگانی که فرستادهایم، از سوی ما از پیش سخن رفته است که آنان یاری شدهاند و بیگمان تنها سپاه ماست که پیروز است؛ سوره صافات، آیه ۱۷۱- ۱۷۳ و نیز آیه: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِي}}﴾}} خداوند مقرّر فرموده است که من و فرستادگانم پیروز خواهیم شد؛ سوره مجادله آیه ۲۱.</ref> آیه مورد بحث، به صراحت یاری رسولان و مؤمنان را در زندگی دنیا بیان کرده است و معنای اولیه و روشن یاری، پیروزی و غلبۀ آنان بر مخالفان است. در تفسیر القمی، حدیثی از [[امام صادق]] {{ع}} در توضیح آیه آمده است که همین تفسیر را میکند و پیروزی رسولان و مؤمنان را در رجعت میداند<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۵۴- ۵۶.</ref>.
# {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِن كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا مِّمَّن يُكَذِّبُ بِآيَاتِنَا فَهُمْ يُوزَعُونَ}}﴾}}<ref> و (یاد کن) روزی (را) که از هر امتی دستهای از آنان را که نشانههای ما را دروغ میشمردند گرد میآوریم و آنگاه آنان را به هم میپیوندند؛ سوره نمل، آیه ۸۳.</ref> این آیه دلالت دارد که گروهی از کافران، رجعت میکند. [[امام باقر]] {{ع}} در برابر مخالفان رجعت، این آیه را دلیلی بر وقوع رجعت در آینده مینماید: {{عربی|اندازه=150%|«قَالَ لِي أَبُو جَعْفَرٍ {{ع}}: يُنْكِرُ أَهْلُ الْعِرَاقِ الرَّجْعَةَ قُلْتُ: نَعَمْ قَالَ: أَ مَا يَقْرَءُونَ الْقُرْآنَ ﴿{{متن قرآن|وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِن كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا مِّمَّن يُكَذِّبُ بِآيَاتِنَا فَهُمْ يُوزَعُونَ}}﴾}}<ref> ابوبصیر گفت: [[امام باقر]] {{ع}}پرسید: آیا اهل عراق، رجعت را انکار میکند؟. گفتم: بله. فرمود: آیا قرآن را نخواندهاند که:و آن روز که از هر امتی، گروهی از کسانی را که آیات ما را تکذیب کردهاند، محشور میگردانیم.</ref> [[اهل سنت]] این آیه را دلیل بر حشر در قیامت گرفتهاند. [[قمی]] در تفسیرش به نقل از [[امام صادق]] {{ع}} به این گروه پاسخ میدهد:{{عربی|اندازه=150%|«أَ يَحْشُرُ اللَّهُ فِي الْقِيَامَةِ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً وَ يَدَعُ الْبَاقِينَ إِنَّمَا آيَةُ الْقِيَامَةِ قَوْلُه:﴿{{متن قرآن|وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا }}﴾}}<ref>و مردم را گرد آوریم و هیچ یک از ایشان را وا نمینهیم؛ سوره کهف، آیه ۴۷.</ref> <ref>تفسیر القمی: ج۱ ص۲۴، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۵۱.</ref>. عموم مفسران [[اهل سنت]]، این آیه را مربوط به حشر در قیامت دانستهاند و بدون جواب دادن به اشکال یاد شده به تفاوت میان دو حشر ذکر شده و آیه اشاره نکردهاند<ref>از جمله: [[عبدالکریم]] خطیب در التفسیر القرآن للقرآن؛ ج۱۰، ص۲۹۴، [[مراغی]] در تفسیر المراغی؛ ج۲۰ ص۲۲، [[مظهری]] در التفسیر المظهری؛ ج۷ ص۱۳۵، [[زحیلی]] در التفسیر المنیر فی العقیدة و الشریعة و المنهج؛ ج۲۰ ص۳۶، [[حجازی]] در التفسیر الواضح؛ ج۲ ص۸۰۷، [[طنطاوی]] در التفسیر الوسیط؛ ج۱۰ ص۳۵۹، [[سورآبادی]] در تفسیر سورآبادی؛ ج۳ ص۱۷۹۲، [[آل سعدی]] در تفسیر الکریم الرحمن؛ ج۱ ص۷۲۸، [[قرطبی]] در الجامع لأحکام القرآن؛ ج۱۳ ص۲۳۸؛ [[سیوطی]] در الدرّ المنثور؛ ج۶ ص۳۸۴، [[طبری]] در جامع البیان؛ ج۱۱ ص۷، [[ابن کثیر]] در تفسیر ابن کثیر؛ ج۶ ص۲۲۴، [[ابن ابی حاتم]] در تفسیر القرآن العظیم؛ ج۹ ص۲۹۲۷، [[نیشابوری]] در تفسیر غرائب القرآن؛ ج۵ ص۳۲۲ و دیگران.</ref> . برخی تفسیرها در بیان تفاوت دو حشر گفتهاند که حشر عمومی (در آیۀ ۴۷ سورۀ کهف) برای همه است و حشر در آیۀ مورد بحث، خاصّ کافران است که بعد از حشر کلّی اتفاق میافتد و برای عذاب کردن آنهاست<ref>مانند: [[آلوسی]] در روح المعانی: ج۲۰ ص۲۶.</ref>. اولاً، چنین برداشتی از آیه، هیچ دلیل و شاهدی ندارد. ثانیاً، آن دیگر حشر نیست؛ زیرا در حشر به معنای لغوی، سه قید وجود دارد: برانگیختن، جمع کردن و راندن<ref>التحقیق فی کلمات القرآن الکریم: ج۲ ص۲۲۴.</ref>، در حالی که کافران، قبل از این از قبور برانگیخته شدهاند و و دوباره برانگیخته نمیشوند و حشر مجدّد برایشان بیمعنا است. در حشر به معنای اصطلاحی نیز لازم است که جمع کردن از قبور باشد که با تفسیر یاد شده، کافران قبلاً محشور شدهاند و حشر مجدّد آنها تحصیل حاصل و بیمعناست. در این میان، [[آلوسی]] به نقل از طبرسی در مجمع البیان، به نظریۀ [[شیعه]] اشاره و آن را رد میکند؛ اما میگوید: نهایت چیزی که از این آیه فهمیده میشود، رجعت گروهی از کافران است جزئیات عقاید شیعه در این باره به وسیلۀ این آیه اثبات نمیشود؛ بلکه تنها اصل رجعت اثبات میگردد<ref>روح المعانی: ج۲۰ ص۲۶.</ref>. البته [[آلوسی]] نگفته که کدام مفسر شیعی تلاش کرده تا جزئیات رجعت را با این آیه اثبات کند، افزون بر این که خود وی میگوید: [[طبرسی]] نیز تنها اصل رجعت را از آیه استفاده کرده است، نه بیشتر. بنابراین، میتوان گفت: با این آیه اصل رجعت اثبات میشود و جزئیات آن را احادیث بیان میکنند<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۵۷- ۵۹.</ref>.
# {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَحَرَامٌ عَلَى قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا أَنَّهُمْ لا يَرْجِعُونَ}}﴾}}<ref> و بر (مردم) شهری که ما نابودشان کردهایم حرام (و محال) است که (در رستخیز) بازنگردند؛ سوره انبیاء، آیه ۹۵.</ref> مضمون آیه این است که رجعت برای گروههایی از مردم جایز، اما برای گروههایی، حرام است؛ زیرا اگر رجعت بر همه هم حرام باشد، گفته نمیشود که بر هلاک شدگان حرام است و آنان باز نخواهند گشت. از سوی دیگر نمیتوان گفت که این آیه مخصوص قیامت است؛ زیرا در قیامت، همه باز میگردند تا به حساب اعمالشان رسیدگی شود، چه هلاکشده و چه غیر هلاکشده. بنابراین، تنها تفسیر صحیح، این میشود که بپذیریم گروهی از غیر هلاکشدگان، باز خواهند گشت؛ اما هلاکشدگان، بازگشت ندارند. این تفسیر از [[امیرمؤمنان]] {{ع}}<ref>بحار الأنوار: ج۵۳ ص۱۱۸ ح۱۴۹.</ref>، و از [[امام باقر]] و [[امام صادق]] {{عم}} روایت شده است و این آیه بهترین دلیل بر رجعت است. مفسران [[اهل سنت]]، در تفسیر این آیه چند دسته شدهاند. برخی هلاک و رجوع را مطابق ظاهر آیه، مادی و جسمانی میدانند و دربارۀ این پرسش که : «اگر رجعت برای هیچ کس واقع نمیشود،خدای متعال در این آیه حکم عدم بازگشت را به اقوام هلاکشده، اختصاص داده است؟» سکوت کردهاند<ref>مانند [[ابن عباس]]، [[فریابی]]، [[قتاده]]، [[مقاتل]]، [[ابن ابی حاتم]] و [[بیهقی]]؛ روح المعانی: ج ۱۷ ص۹۱، التفسیر الوسیط للقرآن الکریم: ج۹ ص۲۵۰ و الدر المنثور: ج۵ ص۶۷۲.</ref>. دستۀ دیگر، هلاک و رجوع را معنوی در نظر گرفتهاند و گفتهاند: مراد، آن است که خداوند، هلاک برخی را مقدّر کرده است؛ زیرا آنان از گناه و کفر خویش باز نمیگردند. اینان مجبور شدهاند: چند تأویل و چند تقدیر درست کنند که همۀ آنها خلاف ظاهر آیه است<ref>مانند [[زجاج]]، [[ابو عتبه]]، [[مجاهد]]، [[حسن]] و [[عکرمه]]؛ روح المعانی: ج۱۷ ص۹۱، التفسیر الوسیط للقرآن الکریم: ج۹ ص۲۵۰، و الدر المنثور: ج۵ ص۶۷۲.</ref>. دستۀ سوم، هر دو احتمال را دادهاند <ref>مانند [[آلوسی]] در روح المعانی؛ ج۱۷ ص۹۱، [[سیوطی]] در الدر المنثور؛ ج۵ ص۶۷۲، [[قرطبی]] در الجامع لأحکام القرآن؛ ج۱۱ ص۳۴۱، [[زحیلی]] در تفسیر الوسیط؛ ج۲ ص۱۶۱۵ و التفسیر المنیر فی العقیدة و الشریعة و المنهج؛ ج۱۷ ص۱۳۰ و [[سورآبادی]] در تفسیر سورآبادی؛ ج۳ ص۱۵۸۴.</ref>. [[طبری]] ضمن اشاره به نظر [[امام باقر]] {{ع}} و مسئله رجعت، احتمال دوم را ترجیح میدهد. استدلال وی برای ترجیح احتمال دوم، این است که خدای متعال از کار خودش در قبال کسانی خبر میدهد که از پاسخ مثبت به رسولان اجتناب کردهاند، نه از هلاک کردن کسانی که کفر ورزیدهاند یا کار نیک نکردهاند. این استدلال، مخدوش است؛ زیرا اشکالی ندارد که خداوند، سرنوشت کسانی را که با رسولان مخالفت کردهاند و به آنان کفر ورزیدهاند، بیان کند و بگوید: آنان رجعت نخواهند کرد. افزون بر این، تأویل [[طبری]] که به تبع عکرمه و دیگران است، خلاف ظاهر آیه است و دلیلی بر ضرورت و جواز این تأویل وجود ندارد<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۵۹- ۶۱.</ref>.
# {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُم مِّن كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُواْ أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُواْ وَأَنَاْ مَعَكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ}}﴾}}<ref> و آنگاه خداوند از پیامبران پیمان گرفت که چون به شما کتاب و حکمتی دادم سپس پیامبری نزدتان آمد که آن (کتاب) را که با شماست راست میشمارد، باید بدو ایمان آورید و باید او را یاوری کنید و (آنگاه) فرمود: آیا اقرار کردید و بر (پایه) آن پیمان مرا پذیرفتید؟ گفتند: اقرار کردیم؛ فرمود: پس گواه باشید و من نیز همراه شما از گواهانم؛ سوره آل عمران، آیه ۸۱.</ref>این آیه از پیمانی جدی و مؤکد یاد میکند که خدا از پیامبران گذشته گرفته و بر اساس آن باید به [[رسول خدا]] {{صل}} ایمان بیاورند و او را یاری دهند. خداوند، این پیمان را با انواع تأکیدها و اقرار گرفتن و شاهد گرفتن تشدید میکند. این یاری هنوز به طور روشن و کامل واقع نشده است و انتظار میرود در رجعت اتّفاق افتد و اگر اتّفاق نیفتد، با این همه تأکید و پافشاری بر این پیمان، سازگار نیست. البته میتوان مصادیق ضعیفتری از یاری را در نظر گرفت که قبلاً واقع شده باشد. مثلاً به وسیلۀ دعوت پیروانشان به پذیرش پیامبری که بعد خواهد آمد<ref>این تأویل از سوی بسیاری از مفسران [[اهل سنت]] ارائه شده است، از جمله [[طبری]] در جامع البیان؛ ج۳ جزء۳ ص۳۳۲)، [[نیشابوری]] در تفسیر غرائب القرآن؛ ج۲ ص۱۹۸، [[آل سعدی]] در تفسیر الکریم الرحمن؛ ج۱ ص۱۴۴، [[ابن ابی حاتم]] در تفسیر القرآن العظیم؛ ج۲ ص۶۹۴ و دیگران.</ref>، یا این که مقصود از انبیایی که از آنها پیمان گرفته شده، خود آنها نباشند، بلکه فرزندانشان باشد. برخی نیز مراد از [[رسول]] را [[پیامبر اسلام]] ندانستهاند و آن را تعمیم دادهاند و گفتهاند: هر پیامبر جدیدی که آمد، قبلیها باید به او ایمان بیاورند و یاریاش کنند؛ اما این معانی با ظهور اوّلیۀ آیه سازگار نیست و تا مجبور، نباشیم نباید به این تأویلات دست بزنیم، افزون بر این که هر تأویلی محتاج قرینه و دلیل است و هیچ دلیلی برای این تأویلات ذکر نشده است. اکثر این مفسران، قرائتی دیگر را نقل میکنند که به کلی معنا را تغییر میدهد. آنها به جای لفظ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ }}﴾}} از لفظ "میثاق اهل الکتاب" استفاده کردهاند تا دیگر نیازی به این تأویلات نباشد؛ ولی هیچ یک آن را ترجیح ندادهاند. [[ابن کثیر]] از [[امام علی بن ابی طالب]] {{ع}} و [[ابن عباس]] نقل میکند که به نظر آنان این آیه میگوید که اگر [[پیامبر اسلام]] {{صل}} مبعوث شد و آن انبیا زده باشند، باید به او ایمان آورند و یاریاش کنند<ref>تفسیر ابن کثیر: ج۲ ص۵۶.</ref>. ظاهراً [[ابن کثیر]] نمیخواهد رجعت را بپذیرد و زنده بودن دیگر پیامبران را در زمان حیات پیامبر اسلام، امری فرضی در نظر میگیرد؛ اما با روایتی که نقل میکند، این موضوع را روشن میکند که در نظر برخی صحابه امکان چنین همزمانیای وجود دارد. از طرف دیگر، خداوند متعال پیمانی بیخاصیت بیمصداق از انبیا نمیگیرد، آن هم چنین پیمان غلیظ و مستحکمی، این پیمان باید مصداق پیدا کند و مصداق آن، تنها در رجعت است. حدیثِ یاد شده را تعدادی دیگر از مفسران [[اهل سنت]] نقل کردهاند<ref>مانند [[طبری]] در جامع البیان؛ ج۳ جزء۳ ص۳۳۲، [[ابن ابی حاتم]] در تفسیر القرآن العظیم؛ ج۲ ص۶۹۴، [[سیوطی]] در الدر المنثور؛ ج۲ ص۲۵۲، [[نیشابوری]] در تفسیر غرائب القرآن؛ ج۲ ص۱۹۸ و [[قرطبی]] در الجامع لأحکام القرآن؛ ج۲ ص۱۲۵.</ref>. در روایت تفسیر النعمانی از [[امیر مؤمنان]] {{ع}} برای اثبات رجعت به چند آیۀ قرآن، از جمله به این آیه استناد شده است<ref>ر.ک: بحار الأنوار: ج۵۳ ص۱۱۸.</ref>. این آیه اگر دلیلی قاطع بر اثبات رجعت نباشد، دست کم تأیید آن است<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۱- ۶۳.</ref>.
===ادلۀ حدیثی رجعت===
احادیث نقل شده از [[پیامبر]] {{صل}} و [[اهل بیت]] {{عم}} دربارۀ رجعت، به حدی است که برای فردی منصف و بیتعصب، جایی برای تردید باقی نمیگذارد که از منظر اسلام، رجعت، امری حتمی و واقعی است. در کتابهای حدیثی و تاریخی و کتابهایی که در باب زیارت نوشته شدهاند، احادیث بسیاری هستند که مستقیم یا نامستقیم به رجعت، اشاره دارند. این موضوع در احادیث [[اهل سنت]] نیز یافت میشود<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۳.</ref>.
احادیث [[شیعه]] در این باب، چند دستهاند. در این میان، احادیث صحیح و قابل اعتماد زیادی یافت میشوند که به چند دسته از آنها اشاره میشود<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۳.</ref>:
== مقارنت رجعت با [[قیام امام مهدی]]{{ع}} ==
# '''مشابهت این امت با امّتهای پیشین'''. دستهای از احادیث میگویند: آنچه در امت پیشین رخ داده است، عیناً در این امت نیز رخ میدهد و از جملۀ این امور، رجعت است<ref>اسناد این احادیث، چندان قوی نیستند و راویان مجهول در میان راویان آنها وجود دارند. از جمله حدیث است که [[حسن بن جهم]] از [[امام رضا]] {{ع}} در مجلس مأمون نقل میکند؛ ر.ک: عیون أخبار الرضا {{ع}}: ج۱ ص۲۱۶ ح۱ و بحار الأنوار: ج۵۳ ص۵۸ ح۴۵.</ref>. اگر این احادیث از [[معصوم]] {{ع}} وارد شده باشد، به این معنا نیستند که تمام جزئیات زندگی آنها در این امت نیز پدید میآید؛ بلکه ظاهر این احادیث، به اموری اشاره دارد که به مسائل دینی مربوطاند<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۳.</ref>.
{{اصلی|رجعت در معارف مهدویت}}
# '''بیان اصل اعتقاد به رجعت'''. [[عبدالله بن عطا]] از [[امام باقر]] {{ع}} نقل میکند که در مِنا گروهی از عراق به دیدار پدرش [[امام زین العابدین]] {{ع}} آمدند و از جنگ مردگان با زندگانی پرسیدند و پدرش از این که اعتقاد به رجعت در میان آنها زنده بود، شادمان گردید و خندید و اصل مطلب را تأیید نمود<ref>مختصر بصائر الدرجات: ص۲۰، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۶۷ ح۶۲ راویان این حدیث، مورد تأیید رجالیان هستند. تنها در مورد [[عبدالله بن عطا]] برخی تردید کردهاند که کدام است. ثانیاً به دلیل روایت کمی که دارد، چندان شناخته شده نیست. البته هیچ گونه تضعیفی دربارۀ هیچ یک از [[عبدالله بن عطا]] ها نیامده است و این تا حدی حدیث را قابل قبول میسازد، به طوری که اگر با دیکر شواهد تقویت شود، پذیرفتنی میگردد.</ref>. در حدیثی دیگر [[حسن بن شاذان واسطی[[ از [[امام رضا]] {{ع}} حکایت میکند که ایشان در پاسخ شکایت وی از ظلم اهل واسط، دستور به شکیبایی تا برپایی دولت حق دادند و از روزگاری گفتند که ستمگران در آن از قبر برمیخیزند و بر صدق وعدههای پیامبران، گواهی میدهند <ref>الکافی: ج۸ ص۲۴۷ ح۳۴۶، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۸۹ ح۸۷. سند این حدیث، قوی نیست؛ زیرا وثاقت [[محمد بن سالم بن ابی سلمه]]، با وجود امامی بودن، ثابت نشده است؛ اما در کنار دیگر روایات باب میتواند یکی از شواهد تقویت کنندۀ این دیدگاه باشد.</ref> <ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۳- ۶۴</ref>.
از [[روایات معصومین]]{{عم}} استفاده میشود، رجعت همزمان با ظهور حضرت مهدی{{ع}} آغاز میشود و در دوران ظهور ادامه خواهد داشت و همانند برخی از حوادث دیگر جزء [[کرامات]] به شمار میآید؛ زندهشدن [[مردگان]] و بیرون آمدن از قبرها در حالی که سر و رویشان را غبار و خاک گرفته و آنان از سر میافشانند، حالتی است که [[مردم]] آن را ندیدهاند و در آن [[روز]] خواهند دید<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۴ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۴]]، ص۱۹۳.</ref>.
# '''دو نوع مرگ'''. در احادیثی، برای مؤمنان، دو نوع از دنیا رفتن ترسیم شده است. در این احادیث، با استناد به آیۀ: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَئِن مُّتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ لإِلَى اللَّه تُحْشَرُونَ}}﴾}}<ref> و اگر بمیرید یا کشته شوید بیگمان نزد خداوند، گردتان میآورند؛ سوره آل عمران، آیه ۱۵۸.</ref>، مرگ عادی از کشته شدن، متمایز شده و برای مؤمنان، هر دو نوع مرگ، بیان گردیده است. [[زراره]] در حدیثی از [[امام باقر]] {{ع}} نقل میکند: کسی که در راه خدا کشته شده، باید به دنیا باز گردد تا مرگ عادی را درک کند. در حدیثی دیگر، [[صفوان بن یحیی]] از [[امام رضا]] {{ع}} نقل میکند که در رجعت، هر کسی از مؤمنان که در زندگی قبلی کشته شده، میمیرد و هر که قبلاً مرده، کشته میشود{{عربی|اندازه=150%|«سَمِعْتُهُ يَقُولُ فِي الرَّجْعَةِ: مَنْ مَاتَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ قُتِلَ، وَ مَنْ قُتِلَ مِنْهُمْ مَات»}}<ref> مختصر بصائر الدرجات: ص۱۹، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۶۵ ح۵۹.</ref> <ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۴.</ref>.
# '''ویژگیهای رجعتکنندگان'''. در احادیث، تنها برای گروههای خاصی، امکان بازگشت در نظر گرفته شده است. در تعداد زیادی از احادیث، رجعت، مخصوص مؤمنان خالص و کافران خالص است و سایر مؤمنان و کافران، رجعت ندارند<ref>احادیث در این باب، بسیارند؛ ر.ک: مختصر بصائر الدرجات: ص۲۴ و ۱۷۸، تفسیر القمی: ج۲ ص۱۳۰، دلائل الإمامة: ص۴۴۷ ح۴۲۴؛ بحار الأنوار: ج۶ ص۲۹۲ و ج۲۵ ص۵۱ و ج۵۳ ص۳۹ و ۵۳ و ۶۱ و ج۶۲ ص ۱۹۳-۱۹۴.</ref> <ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۵.</ref>.
# '''اختیار دادن به مؤمن برای بازگشت'''. برخی احادیث از با خبر کردن مؤمن در قبر از ظهور [[امام زمان]] {{ع}} و اختیار دادن به او در انتخاب بازگشت به دنیا یا ماندن در برزخ حکایت دارند<ref>از جمله روایت [[مفضّل بن عمر]] که [[امام صادق]] {{ع}} از احوال مردگان در زمان غیبت سؤال میکند و ایشان پاسخ میدهند که هنگام ظهور از مؤمن در قبرش سؤال میکند که: ای فلانی! صاحب تو ظهور کرده است. اگر میخواهی به او ملحق شوی، بشو و اگر نمیخواهی در کرامت الهی باقی بمانی، بمان؛ الغیبة، ص۴۵۸ ح۴۷۰، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۹۱ ح۹۸. این روایت، قابل اعتماد نیست.</ref> <ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۵.</ref>.
# '''جنگ با دجّال'''. [[ابوحمزۀ قمالی]] در حدیثی از [[امام باقر]] {{ع}} نقل میکند که [[امیر مؤمنان]] {{ع}} میفرمود: «هر کس میخواهد با پیروان دجّال بجنگد، با کسانی بجنگد که بر خون عثمان میگریند یا بر اهل نهروان (خوارج) میگریند...» و اگر مرده باشند، خداوند آنها را زنده میکند تا دجّال را درک کنند<ref>سند این حدیث قوی و راویان آن از بزرگان اصحاباند؛ مختصر بصائر الدرجات: ص۱۹، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۹۰ ح۹۲.</ref> <ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۵.</ref>.
# '''نام و نشان رجعت کنندگان'''. در پارهای از احادیث، به نام و تعداد کسانی که از برخی مناطق رجعت میکنند، اشاره شده است. [[مفضّل بن عمر]] که از بزرگان اصحاب [[امام صادق]] {{ع}} است، از این امام روایت کرده که ۲۵ نفر از کوفه و ۷ نفر اصحاب کهف و برخی دیگر از بزرگان مانند [[سلمان]] و تعدادی از قوم [[موسی]] {{ع}} بازگشت میکند. به نام برخی پیامبران نیز اشاره شده است <ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۵.</ref>.
# '''بازگشت انبیا و اولیا'''. [[فیض بن ابی شبیه]] از [[امام صادق]] {{ع}} نقل میکند با قرائت آیۀ: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُم مِّن كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُواْ أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُواْ وَأَنَاْ مَعَكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ}}﴾}} فرموده: همۀ [[انبیا]] از [[آدم]] به بعد، به [[پیامبر خدا]] ایمان میآورند و به دنیا باز میگردند و در رکاب [[امیر مؤمنان]] {{ع}} خواهند جنگید <ref>مختصر بصائر الدرجات: ص۲۵، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۴۱ ح۹.</ref> سند این حدیث، قوی و قابل اعتماد است. راویان آن یا از اصحاب اجماعاند یا از بزرگان اصحاب امامان {{عم}}، [[محمد بن سنان ظاهری]] نیز بر اساس تحقیق آیة الله [[شبیری زنجانی]] ثقه و قابل اعتماد است؛ ر.ک: نرم افزار درایة النور.</ref>. این حدیث صحیح، هم به اصل رجعت اشاره دارد و هم رجعت انبیای الهی و [[امیر مؤمنان]] {{ع}} را بیان میکند. در برخی احادیث، بر رجعت [[پیامبر خدا]] {{صل}} و [[امام علی]] {{ع}}، تصریح خاص شده است<ref>ر.ک: رجعت پیامبر خدا و اهل بیت او؛ ص ۱۱ و رجعت پیامبران و اوصیای آنان؛ ص ۱۵ و مختصر بصائر الدرجات: ص۲۴. این حدیث، راویانی موثق و بلند مرتبه دارد و [[بکیر بن اعین]]، آن را از [[امام باقر]] {{ع}} نقل کرده است.</ref> <ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۶.</ref>.
# '''شبهات به حقانیت رجعت'''. گروهی دیگر از احادیث، به زیارتهای امامان {{عم}} مربوطاند. در بسیاری از زیارتنامهها شهادت میدهیم که رجعت امامان {{عم}}، حق است و از خداوند متعال درخواست میکنیم که ما را نیز در رجعت آنها شریک سازد و به دنیا باز گرداند. از جملۀ این احادیث، زیارت جامعه کبیره است با این مضمون:{{عربی|اندازه=150%|«وَ جَعَلَنى مِمَّنْ يَقْتَصُّ آثارَكُمْ، وَيَسْلُكُ سَبيلَكُمْ، وَيَهْتَدى بِهُديكُمْ، وَيُحْشَرُ فى زُمْرَتِكُمْ، وَيَكِرُّ فى رَجْعَتِكُمْ، وَيُمَلَّكُ فى دَوْلَتِكُمْ وَ يُشَرَّفُ فى عافِيَتِكُمْ، وَيُمَكَّنُ فى اَيَّامِكُمْ، وَتَقِرُّ عَيْنُهُ غَداً بِرُؤْيَتِكُمْ»}}<ref> مرا به زمرۀ کسانی در آورد که در پی شما گام میسپارند، و به راه شما میروند، و در پرتو هدایت شما راه میجویند، و در جمع شما محشور میشوند، و در رجعت شما برای پیکار بر ضدّ دشمنانتان باز میگردند، و در دولت شما به حکومت میرسند، و در جوی از سلامت و عافیت شما به شرف و علوّ مقام نائل میشوند، و در ایام شما عزت و ثبات مییابند، و فردا چشمشان به دیدار شما روشن میگردد؛ ر.ک: عیون أخبار الرضا {{ع}}: ج۲ ص۲۷۲ ح۱.</ref> برخی دیگر از این زیارتها عبارتاند از: زیارت [[امام حسین]] {{ع}}، زیارت [[امام علی]] {{ع}}، زیارت عسکریین، زیارتهای [[امام زمان]] <ref>منقول در المزار الکبیر: ص۳۰۵ و ۵۷۰ و ۵۸۸، بحار الأنوار: ج۱۰۰ ص۳۴۷ ح۳۴ و ج۹۴ ص۳۶ ح۲۳ و ج۵۳ ص۹۵ ح۱۰۹، مصباح المتهجد: ص۸۲۱، کتاب من لا یحضره الفقیه: ج۲ ص۶۰۹ ح۳۲۱۲.</ref> برخی از این احادیث، اسنادی صحیح یا قوی دارند، مانند روایت کتاب من لایحضره الفقیه که در آن به امامان {{عم}} خطاب میکنیم و از خداوند میخواهیم که در دولت امامان عدل، امکان عمل پیدا کنیم و همراه آنان به دنیا باز گردیم <ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۶.</ref>.
# '''اولین رجعت کنندگان'''. برخی احادیث، اولین رجعت کننده را [[امام حسین]] {{ع}} معرفی کردهاند<ref>ر.ک: مختصر بصائر الدرجات؛ ص۱۳ ح۱۴۲۵. همۀ راویان این حدیث، از اصحاب برجسته و مورد وثوق [[امامان]] {{عم}} هستند. همچنین در پارهای از احادیثِ مربوط به بازگشت [[انبیا]] و [[اولیا]]، ترتیب آمدن آنها نیز ذکر شده است. احادیث دیگری وجود دارند که از مضاعف بودن عمر افراد در رجعت سخن میگویند؛ مختصر بصائر الدرجات: ص۱۸ و بحار الأنوار: ج۵۳ ص۶۳ ح۵۶. برخی راویان این حدیث، مجهولاند. </ref> یا از تعجب میان جمادی و رجب به دلیل ملاقات مردگان با زندگان<ref>الهدایة الکبری: ص۳۶۲، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۷۷-۷۸. هر دو حدیث، راویانی مجهول دارند.</ref>. این احادیث، ضعیفاند و ما در استدلال بر رجعت نیازی به استناد به آنها نداریم<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۷.</ref>.
===سایر ادله رجعت===
در این باره چند گونه [[حدیث]] وجود دارد:
بسیاری از علمای [[شیعه]] برای اثبات رجعت، از اجماع یاری گرفتهاند. در این مورد که اعتقاد به رجعت در میان شیعیان، بویژه در عصرهای متقدم، اجماعی بوده، تردیدی نیست. این موضوع را مخالفان نیز قبول دارند؛ اما این اجماع، در صورتی حجیت دارد که طریقی قاطل برای اثبات نظر [[معصوم]] {{ع}} باشد. با وجود ادلۀ متعدد قرآنی و حدیثی، نیازی به استناد به اجماع برای اثبات نظر [[معصوم]] {{ع}} باقی نمیماند، هر چند وجود چنین اجماعی، اطمینان به وقوع رجعت را بالا میبرد و جایی برای تردید باقی نمیگذارد<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۷ - ۶۸.</ref>.
# در برخی [[احادیث]] به طور کلی از رجعت در هنگام ظهور، [[سخن]] رفته است. مانند این حدیث: [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: «همانا [[پرسش]] در [[قبر]]، از کسی است که [[ایمان]] محض یا [[کفر]] محض دارد و از دیگران صرف نظر میشود و دربارۀ رجعت هم فرمود: همانا هنگام ظهور [[قائم]]{{ع}} به [[دنیا]] بر میگردد هر که ایمان محض دارد و یا کفر محض؛ اما دیگران تا [[قیامت]] رجوع ندارند»<ref>{{متن حدیث|إِنَّمَا يُسْأَلُ فِي قَبْرِهِ مَنْ مَحَضَ الْإِيمَانَ مَحْضاً أَوْ مَحَضَ الْكُفْرَ مَحْضاً فَأَمَّا مَا سِوَى هَذَيْنِ فَإِنَّهُ يُلْهَى عَنْهُ وَ قَالَ: فِي الرَّجْعَة إِنَّمَا يَرْجِعُ إِلَى الدُّنْيَا عِنْدَ قِيَامِ الْقَائِمِ{{ع}} مَنْ مَحَضَ الْإِيمَانَ مَحْضاً أَوْ مَحَضَ الْكُفْرَ مَحْضاً فَأَمَّا مَا سِوَى هَذَيْنِ فَلَا رُجُوعَ لَهُمْ إِلَى يَوْمِ الْمَآبِ}}؛ تصحیح اعتقادات الإمامیة: ص۹۰، بحار الأنوار: ج۶ ص۲۵۳.</ref>.
# برخی دیگر میگویند: هنگامی که زمان قیام قائم{{ع}} میرسد، در ماه [[جمادی]] آخر و ده روز از [[رجب]]، بارانی بیمانند میبارد که [[خداوند]] به واسطۀ آن، بدنهای [[مؤمنان]] و گوشت آنان را در قبورشان میرویاند و...<ref>{{متن حدیث|رَوَى عَبْدُ الْكَرِيمِ الْخَثْعَمِيُّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ{{ع}} كَمْ يَمْلِكُ الْقَائِمُ{{ع}} قَالَ: سَبْعَ سِنِينَ تَطُولُ لَهُ الْأَيَّامُ وَ اللَّيَالِي حَتَّى تَكُونَ السَّنَةُ مِنْ سِنِيهِ مِقْدَارَ عَشْرِ سِنِينَ مِنْ سِنِيكُمْ فَيَكُونُ سِنُو مُلْكِهِ سَبْعِينَ سَنَةً مِنْ سِنِيكُمْ هَذِهِ وَ إِذَا آنَ قِيَامُهُ مُطِرَ النَّاسُ جُمَادَى الْآخِرَةَ وَ عَشَرَةَ أَيَّامٍ مِنْ رَجَبٍ مَطَراً لَمْ يَرَ الْخَلَائِقُ مِثْلَهُ فَيُنْبِتُ اللَّهُ بِهِ لُحُومَ الْمُؤْمِنِينَ وَ أَبْدَانَهُمْ فِي قُبُورِهِمْ فَكَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَيْهِمْ مُقْبِلِينَ مِنْ قِبَلِ جُهَيْنَةَ يَنْفُضُونَ شُعُورَهُمْ مِنَ التُّرَاب}} و هنگام قیام او، بارانی در ماه جمادی آخر و ده روز اول رجب بر مردم فرو میریزد که مانند آن را ندیدهاند و خداوند، گوشت و پیکر مؤمنان را در قبرهایشان با آن باران میرویاند و گویی آنان را میبینم که از سوی جهینه پیش میآیند و موهایشان را از خاک قبر میتکانند؛ ر.ک: الارشاد؛ ص۲۵ ح۱۴۳۳.</ref>.
# در برخی [[احادیث]] که پیشتر گذشتند، نام یا تعداد کسانی از اقوام گذشته بیان شده است که رجعت میکنند تا در رکاب [[امام زمان]]{{ع}} باشند<ref>{{متن حدیث|رَوَى الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ{{ع}} قَالَ: يُخْرِجُ الْقَائِمُ{{ع}} مِنْ ظَهْرِ الْكُوفَةِ سَبْعَةً وَ عِشْرِينَ رَجُلًا خَمْسَةَ عَشَرَ مِنْ قَوْمِ مُوسَى{{ع}} الَّذِينَ كَانُوا يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ وَ سَبْعَةً مِنْ أَهْلِ الْكَهْفِ وَ يُوشَعَ بْنَ نُونٍ وَ سَلْمَانَ وَ أَبَا دُجَانَةَ الْأَنْصَارِيَّ وَ الْمِقْدَادَ وَ مَالِكاً الْأَشْتَرَ فَيَكُونُونَ بَيْنَ يَدَيْهِ أَنْصَاراً وَ حُكَّاما}} مفضّل بن عمر گفت: [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: [[قائم]]{{ع}} بیست و هفت مرد را از پشت کوفه بیرون میآورد که پانزده تن از آنان از قوم [[موسی]] هستند که به سوی حق هدایت میکنند و به حق و عدالت، داوری میکنند و هفت تن دیگر، اصحاب کهف و [[یوشع بن نون]]، [[سلمان]]، [[ابو دجانه انصاری]]، [[مقداد]] و [[مالک اشتر]] هستند که یاوران و کارگزاران پیش روی او خواهند بود؛ ر. ک: الارشاد: ص۲۹ ح۱۴۳۶.</ref>.
# در احادیثی دیگر، دستور خواندن [[دعا]] برای رجعت پس از [[مرگ]] به منظور [[درک]] ایام [[ظهور امام مهدی]]{{ع}} داده شده است<ref>{{متن حدیث|عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ{{ع}} أَنَّهُ قَالَ: مَنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً بِهَذَا الْعَهْدِ كَانَ مِنْ أَنْصَارِ قَائِمِنَا فَإِنْ مَاتَ قَبْلَهُ أَخْرَجَهُ اللَّهُ تَعَالَى مِنْ قَبْرِهِ وَ أَعْطَاهُ بِكُلِّ كَلِمَةٍ أَلْفَ حَسَنَةٍ وَ مَحَا عَنْهُ أَلْفَ سَيِّئَةٍ وَ هُوَ هَذَا اللَّهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظِيمِ وَ رَبَّ الْكُرْسِيِّ الرَّفِيعِ وَ رَبَّ الْبَحْرِ الْمَسْجُور}} هر کس خدای متعال را چهل بامداد با این عهد بخواند، از یاران قائم ما خواهد بود و اگر پیش از ظهور بمیرد، خدای متعال، او را از قبرش بیرون میآورد، و در برابر هر کلمه این دعا، هزار حسنه به او میدهد و هزار بدی از او محو میکند. و متن آن، این است: خدایا! پروردگار نور بزرگ، پروردگار کرسی رفیع، پروردگار دریای انبوه!...؛ ر. ک: مصباح الزائر: ص۳۵، ص۱۴۴۳.</ref>.
# [[روایت]] شده که [[مؤمن]] پس از [[مرگ]]، مانند تازه داماد یا تازه عروس که بر فراش خود آرمیده، با مژدۀ [[بهشت]] به [[خواب]] میرود و [[اهل بیت]]{{عم}} را در بهشت [[رضوی]] [[زیارت]] میکند و... تا اینکه [[قائم]]{{ع}} [[قیام]] میکند. در این هنگام، [[خداوند]]، مؤمن را بر میانگیزاند تا به ندای [[امام زمان]]{{ع}} پاسخ گوید و همراه دیگران دسته دسته به سوی وی میروند<ref>الکافی: ج۳ ص۱۳۱ ح۴. بحار الأنوار: ج۶ ص۱۹۸ ح۵۱.</ref>. در برخی [[احادیث]]، از [[پرسش]] [[مؤمنان]] از رجعت دیگر مؤمنان در هنگامۀ ظهور، [[سخن]] رفته است<ref>الکافی، ج۸ ص۵۰ ح۱۴، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۹۳.</ref>. در [[حدیث]] رجعت، [[امام علی]]{{ع}}، از [[علائم ظهور]] به حساب آمده است<ref>بحار الأنوار: ج۵۳ ص۹۱-۹۲.</ref>؛ اما این حدیث با احادیثی که اولین رجعت کننده را [[امام حسین]]{{ع}} معرفی میکند و رجعت ایشان را هنگام مرگ یا کشته شدن امام زمان{{ع}} تعیین کرده است، منافات دارد. شاید بتوان گفت که مراد از اولین رجعت کننده در این احادیث، رجعت پس از شهادت امام زمان{{ع}} است که اولین رجعت کننده، امام حسین{{ع}} است و هم ایشان متکفل کفن و دفن امام زمان{{ع}} خواهد شد. از سوی دیگر، رجعت [[امام علی]]{{ع}} پیش از ظهور، یکی از رجعتهای [[امیر مؤمنان]]{{ع}} است؛ زیرا در احادیث متعددی ایشان صاحب رجعات "بازگشتها" معرفی شده است<ref>ر.ک: الکافی: ج۱ ص۱۹۷ ح۳؛ بصائر الدرجات: ص۱۹۹ ح۱ و مختصر بصائر الدرجات: ص۴۱ و ۲۰۴ و بحار الأنوار: ج۵۳ ص۱۰۱ ح۱۲۳.</ref>. در زیارتهای ایشان نیز این موضوع بیان شده است<ref>ر.ک: المزار الکبیر: ص۳۰۵.</ref>. در [[حدیثی]] گفته شده که علی{{ع}} یک رجعت با [[امام حسین]]{{ع}} دارد تا از [[بنی امیه]] [[انتقام]] کشد<ref>شرح نهج البلاغه، [[ابن ابی الحدید]]: ج۷، ص۵۹.</ref> و یک رجعت با [[پیامبر]]{{صل}} دارد تا خلیفۀ او باشد و سایر [[امامان]]{{ع}} از عوامل وی باشند<ref>مختصر بصائر الدرجات: ص۲۹ و بحار الأنوار: ج۵۳ ص۷۴ ح۷۵.</ref>. [[علامه مجلسی]] میگوید: [[امام علی]]{{ع}}، هم پیش از ظهور و هم مقارن آن و هم پس از ظهور، رجعت دارد<ref>بحار الأنوار: ج۲۵ ص۳۵۵.</ref>. با این بیان، مشکل تعارض برطرف میشود<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[دانشنامهٔ امام مهدی ج۸ (کتاب)|دانشنامهٔ امام مهدی ج۸]]، ص۷۷ ـ ۸۲.</ref>.
برخی اندیشمندان <ref>مانند مرحوم [[سید ابوالحسن رفیعی قزوینی]] در رسائل و مقالات فلسفی، "مسئله رجعت".</ref> خواستهاند از آنچه در حکمت های رجعت گفته شد، استدلالی عقلی بر ضرورت عقلی بر ضرورت آن بیاورند. آنان سعی کردهاند که با چینش مقدّمات چهارگانه، بگویند: مواقعی برای فعلیت یافتن خاصیت وجودیِ [[پیامبر]] {{صل}} و [[ائمۀ اطهار]] {{عم}} وجود داشته که نمیتواند استمرار یابد؛ زیرا "القسر لا یدوم؛ قسر<ref>قسر، در مقابل "طبع" و مرادف با "جبر"، است و حرکت قسری، حرکتی بر خلاف میل را گویند و حرکتی که از خارج بر اجسام تحمیل شود. محرک اجسام، گاه میل و طبع آنهاست و گاه عامل خارجی، که شق دوم را حرکت قسری گویند؛ فرهنگ معارف اسلامی: ج۳ ص۱۴۷۹ برگفته از شفا: ج۱ ص۱۰۹، الأسفار الأربعة: ج۳ ص۱۲۵.</ref> نمیتواند دائمی باشد". بنابراین، عقلاً باید رجعت اتفاق بیفتد. این استدلال از چند جهت مخدوش است. میتوان پرسید: کدام دلیل عقلی اثبات کرده است که باید خاصیت وجودی هر موجودی، فعلیت پیدا کند؟ نهایت چیزی که میتوان گفت، این است که ایجاد فرصت برای تکمیل این ظرفیتهای وجودی از نظر عقلی، استحسان دارد؛ امّا نمیتوان از آن ضرورت و الزام را نتیجه گرفت. ثانیاً قاعدۀ "القسر لا یدوم" اگر درست باشد، در امور طبیعی جاری میشود؛ اما در امور انسانی که با ارادههای مردم سر و کار پیدا میکنیم، سخن گفتن از قسر، درست نیست. آن جا قسری در کار نیست، تا این که در دائمی بودن یا نبودن آن گفتگو شود. بله، همچنان که گفته شد، میتوان از استحسان این امور سخن گفت؛ اما اثبات ضرورت عقلی، نیازمند استدلالی قویتر و مؤونهای بیشتر است. در این گونه امور، نیازی به تکلّف برای اثبات عقلی نیست؛ زیرا ادلۀ محکم قرآنی و حدیثی، بر امکان و وقوع رجعت وجود دارند. احادیث مربوط نیز فراتر از حد تواترند<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۷ - ۶۸.</ref>.
==[[حکمت]] رجعت ==
===ادله و شبهات مخالفان رجعت===
حکمتهای رجعت را نباید به عنوان [[دلیل عقلی]] [[قطعی]] در نظر گرفت؛ بلکه هر یک از آنها در جهت معقولسازی و قابل فهم کردن مسأله به کار میآید. فایدۀ این [[حکمتها]]، آن است که ذهن [[انسان]] را برای فهم و پذیرش موضوع، آماده میکند و مانع [[انکار]] بیجا و [[جاهلانه]] میشوند. برای رجعت، چند [[حکمت]] متصور است:
مخالفان رجعت، سعی کردهاند برای موضع خود، ادلهای بیاورند. شیخ [[حر عاملی]]، شبهات آنان را به تفصیل نقل کرده و پاسخ داده است. برخی از آنها صرفاً استبعاد است و برخی دیگر، استناد به ادلۀ نقلی و برخی دیگر، ادّعای نداشتن دلیل بر اثبات رجعت؛ اما چنان که پیشتر ملاحظه شد، با وجود ادلۀ قرآنی بر وقوع رجعت، نه جایی برای استبعاد وجود دارد و نه ادعای بی دلیلی پذیرفتنی است. بنابراین، تنها باید دید آیا دلیلی بر نفی رجعت وجود دارد که با ادلۀ اثبات رجعت، تعارض کند یا نه. مهمترین استدلالهای مخالفان به شرح زیر است<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۹.</ref>:
# '''[[پاداش]] [[صالحان]] و مجازات مجرمان:''' ساختار این [[جهان]]، بر اساس [[عدل]] است. پس این [[انتظار]] بهجاست که روزی در همین [[زندگی]] دنیای ظالمانی که [[خون]] [[مستضعفان]] را در شیشه کردهاند، به سزای اعمال خود برسند. البته [[مجازات]] اصلی، در [[آخرت]] خواهد بود؛ زیرا [[دنیا]] ظرفیت کافی برای مجازات مجرمان را ندارد؛ اما بر اساس قاعدۀ [[عقلانی]] {{عربی|"ما لا یدرک کلّه، لا یترک کلّه"}}<ref>آنچه نمیتوان به همهاش رسید، همهاش رها نمیشود</ref>، خوب است در اینجا هم به سزای اعمالشان برسند و بخشی از مجازات خود را دریابند. بنابراین، جا دارد به هنگام برپایی دولت عدل مهدوی{{ع}}، بهترینها و بدترینها باز گردند تا خوبان از بدان، انتقام کشند و در اقامۀ [[عدالت]]، مشارکت کنند و سینههایشان را از داغ [[ظلم]]، [[شفا]] دهند<ref>این موضوع در احادیث متعددی بیان شده است، از جمله در حدیثی از [[امام رضا]]{{ع}} که فرمود: {{عربی|«متن قرآن|وَلَئِن قُتِلْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوْ مُتُّمْ»}} دوست داشتند که شاید در آن وقت زنده میبودند، فرا میرسد، و خداوند، سینههای مردم با ایمان را شفا میدهد؛ الغیبة، طوسی: ص۴۴۰ ح۴۳۱، بحار الأنوار: ج۵۲ ص۲۹۰ ح۲۸.</ref> و [[عزت]] یابند و ایام دولت حق را ببینند و از آن بهرهمند گردند.
# خدای متعال، تقاضای بازگشت عدهای را هنگام مرگ رد میکند. چگونه میتوان پذیرفت که پس از مرگ باز گردند. قرآن میفرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلاَّ إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ}}﴾}}<ref> هنگامی که مرگ هر یک از آنان فرا رسد میگوید: پروردگارا! مرا باز گردانید! ... شاید من در آنچه وا نهادهام، (بتوانم) کاری نیکو انجام دهم؛ هرگز! این سخنی است که او گوینده آن است و پیشاروی آنان تا روزی که برانگیخته گردند برزخی خواهد بود؛ سوره مؤمنون، آیه ۹۹ - ۱۰۰.</ref> قرآن ادعای درخواست کنندگان بازگشتن را تکذیب میکند و میفرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَوْ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ}}﴾}}<ref> و اگر بازگردانده شوند به همان چیزهایی که از آن نهی شده بودند باز میگردند و بیگمان آنان دروغ پردازند؛ سوره انعام، آیه ۲۸.</ref> '''پاسخ:''' با استفاده از آیات ذکر شده و توجّه به معنای رجعت، میتوان فهمید که میان رجعت اصطلاحی و این آرزوی کافران، دست کم، چهار تفاوت وجود دارد:'''یک.''' درخواست بازگشت کافران هنگام مرگ، برای از سرگیری عمل است؛ امّا رجعت کافران در [[آخر الزمان]]، برای عمل نیست و هیچ فرصتی برای اصلاح اعمال به آنان داده نمیشود. حتی اگر کافران بخواهند آن زمان ایمان بیاورند، این ایمان، مفید نیست؛ زیرا به فرمودۀ قرآن: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ لاَ يَنفَعُ نَفْسًا إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِن قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْرًا قُلِ انتَظِرُواْ إِنَّا مُنتَظِرُونَ}}﴾}}<ref> روزی که برخی نشانههای پروردگارت آید کسی که از پیش ایمان نیاورده یا در ایمان خویش کار نیکویی انجام نداده باشد ایمانش او را سودی نخواهد داد؛ بگو چشم به راه باشید که ما نیز چشم به راهیم؛ سوره انعام، آیه ۱۵۸.</ref> ظهور [[امام مهدی]] {{ع}}، یکی از آیات پروردگار است که پس از آن، دیگر ایمان کافران، پذیرفته نخواهد شد. بر این موضوع در تعدادی از احادیث اسلامی، تأکید گردیده است '''دو.''' اراده کننده در رجعت، خداوند است؛ اما درخواست بازگشت کافران، از سوی خود آنهاست. به عبارت دیگر، در هنگام دیدن نشانههای مرگ، کافران میخواهند فرصتی دیگر باره بیابند تا شاید در زندگی دنیا کاری نیک کنند و توشهای برای آخرت برچینند؛ اما در رجعت، آنان هیچ تمایل به بازگشت ندارند؛ زیرا در این بازگشت، فرصتی برای عمل ندارند؛ بلکه به هدفی دیگر باز گردانده میشوند '''سه.''' هدف در رجعت، مجازات کافران است؛ اما هدف کافران از تقاضای بازگشت به دنیا در هنگام دیدن نشانههای مرگ، رهایی از مجازات برزخ و آخرت است '''چهار.''' در تحقّق هدف رجعت، تخلفی نیست؛ ولی در تحقق هدف کافران، تخلف هست؛ یعنی آنان دورغ میگویند و چنان که قرآن میگوید، اگر باز گردند، به وعدههایشان عمل نمیکنند<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۱.</ref>.
# '''تقویت [[امید]] و آمادگی منتظران:''' فایدۀ دیگر اعتقاد به رجعت، ایجاد امید و حرکت در جمع [[مؤمنان]] برای آمادهسازی خود است. اگر مؤمنان خالص، امکان [[درک]] [[زمان]] [[دولت موعود]] [[حق]] را پیدا کنند، همین [[مردم]] را [[تشویق]] میکند که خود را مصداق چنان مؤمنانی بگردانند. همچنین امیدشان افزوده میگردد و میدانند زحماتی که میکشند، در [[دنیا]] نیز ثمر خواهد داد.
# بازگشت کافران به دنیا پس از دیدن عذابهای برزخ و دیدن آنچه پس از مرگ رخ میدهد، موجب میشود که آنان فرصتی دیگر برای عمل پیدا کنند و با یقینی که پیدا کردهاند، به عمل بپردازند. در این صورت، دیگر جایی برای مجازات آنها باقی نمیماند و تفاوتی با مؤمنان نخواهد داشت و این، بیعدالتی است '''پاسخ:''' خداوند متعال، چنین فرصتی را برای کافران و مجرمان فراهم نمیسازد. آنان خواهان بازگشت به دنیا برای عمل نیک هستند؛ اما این خواسته اجابت نمیشود. خواستۀ آنان، از هنگام دیدن نشانههای مرگ آغاز میگردد و در صحرای محشر، تکرار میشود و میگویند: خدایا! اینک چشمان ما گشوده شد و زین پس، گوش به فرمان تو خواهیم بود. ما را باز گردان تا کار نیک کنیم. دیگر یقین آوردیم<ref>{{عربی|اندازه=150%|«وَلَوْ تَرَى إِذِ الْمُجْرِمُونَ نَاكِسُو رُؤُوسِهِمْ عِندَ رَبِّهِمْ رَبَّنَا أَبْصَرْنَا وَسَمِعْنَا فَارْجِعْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا إِنَّا مُوقِنُونَ»}}و کاش گناهکاران را آنگاه که نزد پروردگارشان سرافکندهاند میدیدی (که میگویند:) پروردگارا! دیدیم و شنیدیم اکنون بازمان گردان تا کاری شایسته کنیم که ما (اکنون) یقین داریم؛ سوره سجده، آیه 12.</ref>. در این جا پاسخی به آنان داده نمیشود، تا این که آنان را به نزدیکی دوزخ میبرند و آتش را از نزدیک مشاهده میکنند. در این حال به التماس میافتند و آرزو میکنند که کاش از جملۀ مؤمنان بودند و نشانههای پروردگار را انکار نمیکردند؛ اما اگر هم باز گردند، به همان کارهایی باز خواهند گشت که از آنها نهی شدهاند و آنان دروغ میگویند<ref>{{عربی|اندازه=150%|«وَلَوْ تَرَىَ إِذْ وُقِفُواْ عَلَى النَّارِ فَقَالُواْ يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَلاَ نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ بَلْ بَدَا لَهُم مَّا كَانُواْ يُخْفُونَ مِن قَبْلُ وَلَوْ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ»}} و کاش آنگاه که آنان را بر آتش نگاه داشتهاند میدیدی که میگویند: ای کاش بازمان میگرداندند و آیات پروردگارمان را دروغ نمیشمردیم و از مؤمنان میشدیم (چنین نیست) بلکه آنچه از پیش پنهان میداشتند برای آنان آشکار گردید و اگر بازگردانده شوند به همان چیزهایی که از آن نهی شده بودند باز میگردند و بیگمان آنان دروغ پردازند؛ سوره انعام، آیه ۲۷ - ۲۸.</ref>. آنان پس از این که وارد آتش شدند و گرما و غل و زنجیر داغ و آبهای جوشان را چشیدند، فریادشان بلند میشود که: پروردگارا! ما را از این جا خارج ساز. قول میدهیم که کارهای نیک کنیم و گذشته را جبران نماییم. به آنان با زبانی خرد کننده خطاب میرسد که: ساکت شوید و سخن نگویید. مگر به قدر کفایت به شما عمر ندادیم تا پند گیرید؟! مگر برای شما به قدر کافی انذار دهندگان نیامدند؟! حال بچشید که امروز یاوری برای ستمکاران وجود ندارد <ref> {{عربی|اندازه=150%|«وَهُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيهَا رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ أَوَلَمْ نُعَمِّرْكُم مَّا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَن تَذَكَّرَ وَجَاءَكُمُ النَّذِيرُ فَذُوقُوا فَمَا لِلظَّالِمِينَ مِن نَّصِيرٍ»}} و آنان در آن فریاد سر میدهند که پروردگارا! ما را بیرون آور تا کاری شایسته جز آنچه (پیشتر) میکردیم در پیش گیریم؛ آیا ما به شما عمر (دراز) ندادیم که در آن آن کس که اهل پند است، پند میگیرد، و (آیا) هشداردهندهای نزدتان نیامد؟ پس (عذاب را) بچشید که ستمکاران را یاوری نیست ؛ سوره فاطر، آیه ۳۷ و {{عربی|اندازه=150%|«بَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ قَالَ اخْسَؤُوا فِيهَا وَلا تُكَلِّمُونِ»}} پروردگارا! ما را از آن (دوزخ) بیرون آور، اگر (به گذشته خود) بازگشتیم آنگاه، بیگمان ما ستمکارهایم میفرماید: در آن (دوزخ) گم شوید و با من سخن مگویید؛ سوره مؤمنون، آیه ۱۰۷ - ۱۰۸.</ref>. بنابراین، بازگشتی برای کافران وجود ندارد و اگر هم باز گردند، اعمال نیک نخواهند کرد و عدالت بر هم نمیخورد. افزون بر این، رجعت اصطلاحی اصلاً ربطی به این تقاضای بازگشت کافران ندارد. رجعت، برای مجازات است و آن هم مخصوص عدهای اندک از رئوس گمراهی و کفر است<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۱ - ۷۲.</ref>.
# '''ایجاد فرصت عمل برای شماری از [[نیکان]]:''' [[اولیای خدا]] و پیامبرانی که در [[زندگی]] خود، [[توفیق]] کامل [[یاری]] و [[نصرت]] حق را نیافتند و مردم، آنها را تنها گذاشتند و نتوانستند ظرفیتهای وجودی خود را آن چنان که میتوانستند، متحقق کنند، اینک این امکان را مییابند که به آن ظرفیتها تحقق بخشند و به کمال لایق خویش دست یابند. از این رهگذر، مردم [[جهان]] نیز بهرهمند میشوند. مؤمنان طراز اول نیز چنین حکمی دارند. آنان که ظرفیتهای بیشتری برای عمل در راه [[حق]] داشتنهاند، اما به دلیل عمل سران [[کفر]] و [[نفاق]]، از راه باز ماندهاند، جا دارد که دوباره به زندگی باز گردند تا ضمن نصرت دولت حق، خود به مراتبی در "سیر الی الله" [[دست]] یابند<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[دانشنامهٔ امام مهدی ج۸ (کتاب)|دانشنامهٔ امام مهدی ج۸]]، ص۴۹ ـ ۵۱؛ [[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[رجعت (مقاله)|مقاله «رجعت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۳]].</ref>.
# قرآن میفرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَحَرَامٌ عَلَى قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا أَنَّهُمْ لا يَرْجِعُونَ}}﴾}}<ref> و بر (مردم) شهری که ما نابودشان کردهایم حرام (و محال) است که (در رستخیز) بازنگردند؛ (آنان بیگمان باز میگردند)؛ سوره انبیا، آیه ۹۵.</ref> بنابراین، قرآن به صراحت، رجعت را رد میکند. '''پاسخ:''' با توضیحی که پیشتر دربارۀ این آیه داده شد، معلوم شد این آیه نه تنها مخالف رجعت نیست، بلکه از بهترین ادله برای اثبات رجعت است؛ زیرا آیه میگوید گروهی خاص بازگشت ندارند و لازمهاش این است که گروهی دیگر بازگشت دارند. ممکن است گفته شود که رجعت کنندگان، هم از مؤمناناند و هم از کافران. اگر هلاک شدگان، از کافران باشند، آنگاه رجعت آنان، براساس این آیه، ناممکن است؛ اما باید توجه داشت که رجعت کافران، به منظور چشیدن عذاب دنیوی است. کسانی که هلاک شدهاند، یک بار این عذاب را چشیدهاند و دیگر نیازی به رجعت آنان نیست. همچنین نباید فراموش کرد که همۀ کافران و مشرکان، هلاک نشدهاند. اقوامی اندک از آنان به هلاک رسیدهاند. بسیاری ماندهاند تا دورۀ رجعت آنان فرا برسد و برای مجازات باز گردند<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۳.</ref>.
# {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنْ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لاَ يَرْجِعُونَ}}﴾}}<ref> آیا ندیدهاند چه بسیار نسلها را پیش از ایشان نابود کردیم که آنان به سویشان باز نمیگردند؟؛ سوره یس، آیه ۳۱.</ref>'''پاسخ:''' این آیه نیز مانند آیۀ سابق است که از بازگشت نیافتن گروههایی سخن میگوید که هلاک شدهاند و نمیتواند نافی رجعت باشد. در واقع از این دو آیه استنباط میشود که نسلهای هلاک شده، به دلیل این که یک بار عذاب دنیوی شدهاند، دیگر بازگشتی ندارند تا دوباره عقوبت شوند و تنها برزخ و حساب و کتاب آخرت پیش روی آنان است؛ امّا کسانی که در دنیا عذاب نشدهاند و سزاوار آن هستند، بازگشت دارند <ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۳.</ref>.
# برخی، اشکالی عقلی مطرح میکنند و میگویند: برگشت گناهکاران، به یکی از دلایل زیر انجام میشود: مجازات، اذیت یا بیان خیانت آنها به مردم. مجازات را در آخرت خواهند کشید و مجازات دنیوی آنها ظلم است. اذیت را در قبر خواهند دید. بیان خیانت آنها نیز در این زمان فایده ندارد، برای مردم زمان خودشان مفید است، نه مردم زمان دیگر<ref>[[ولی الله دهلوی]]، به نقل از تحفۀ اثنی عشریه: ص۴۸۴. </ref>'''پاسخ:''' احادیث باب رجعت، تصریح دارند که باز گرداندن مجرمان، برای مجازات دنیویِ آنان است و مجازات دنیوی، هیچ منافاتی با عذاب آخرت ندارد و ظلم نیست، چنان که اگر قاتلی را در دنیا قصاص کنند، باز هم در آخرت عذاب در انتظارش هست. چشیدن شیرینی اجرای عدالت در دنیا، حق مظلومان است. بنابراین، نباید اجرای این حق را منافی عذاب آخرت دانست. همچنین میتوان بیان خیانت آنان را برای دیگران، از جمله دلایل رجعت آنها دانست. این بیان، تنها برای مردم زمان خودشان مفید نیست؛ بلکه برای مردم هر زمانی مفید است و میتواند درسی عبرتآمیز باشد<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۴.</ref>.
# چنان که پس از این خواهد آمد، رجعت [[امامان]] {{عم}} در زمان [[امام زمان]] {{ع}} اتفاق خواهد افتاد. به ادلۀ عقلی و نقلی اثبات شده که ممکن نیست یک چشم به هم زدن زمین، از حجت، خالی بماند، و ممکن نیست غیر افضل بر افضل مقدم شود... با این مقدمات، رجعت معنا ندارد؛ چون لازم میآید یا [[امام مهدی]] {{ع}} از امامت عزل شود، در صورتی که بر حسب ادله، امامت او تا قیامت ادامه دارد، یا غیر افضل یعنی [[امام زمان]] {{ع}} بر افضل، یعنی [[امیر مؤمنان]] {{ع}} یا [[امام حسین ]]{{ع}} مقدم باشد و یا عدد امامان از دوازده نفر زیادتر باشد و ریاست امام، عمومی نباشد<ref>الإیقاظ من الهجعة: ص۴۱۲.</ref>'''پاسخ:''' اولاً اگر امامت غیر افضل به امر و اجازۀ خود افضل باشد، اشکالی ندارد. ثانیاً ممکن است هر یک از امامان رهبری ناحیهای را به دست گیرند و به نوعی تقسیم کار قائل شویم. ثالثاً ممکن است رجعت سایر امامان، پس از شهادت [[امام مهدی]] {{ع}} باشد. دلیلی قاطع بر این مطلب نیست که امامت [[امام زمان]] {{ع}} تا قیامت ادامه خواهد داشت، به ویژه این که در برخی احادیث، از رحلت ایشان و کفن و دفنشان به دست [[امام حسین]] {{ع}} سخن رفته است. افزون بر این، حدیثی از رجعت [[امیر مؤمنان]] {{ع}} و امامان دیگر سخن گفته است و [[امامان]] {{عم}} را به عنوان کارگزاران [[علی]] {{ع}} معرفی کرده است<ref>مختصر بصائر الدرجات: ص۲۹، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۷۴ ح۷۵.</ref>. پاسخهای دیگری نیز به این اشکال دادهاند که برای پرهیز از تطویل، از بیان آنها خودداری میکنیم<ref>برای دیدن آنها، ر.ک: الإیقاظ من الهجعة: ص۴۱۲-۴۲۱.</ref>؛ اما در هر حال، عدد امامان از دوازده، تجاوز نخواهد کرد و همان امامان قبلی باز خواهند گشت<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۴.</ref>.
# رجعت، مستلزم تناسخ است و تناسخ از نظر اسلام، مردود است. پس رجعت، مردود است'''پاسخ:''' این اشکال از فهم نادرست معنای تناسخ و معنای رجعت ناشی شده است. تناسخ به معنای آن است که روح کسی پس از مرگ، در بدنی دیگر، غیر از بدن خودش وارد شود؛ اما رجعت به معنای بازگشت روح به بدن خود فرد است، دقیقاً مانند همان اتّفاقی که در معاد خواهد افتاد. اگر بازگشت روح به بدن در معاد مستلزم تناسخ است، در رجعت هم هست؛ اما نه در معاد و نه در رجعت، بازگشت به بدنی دیگر نیست؛ بلکه بازگشت به بدن خود فرد است. بنابراین، هیچ امری که محال یا خلاف اسلام باشد اتّفاق نخواهد افتاد<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۵.</ref>.
# کسی که به کمال خاص خود رسیده، اگر پس از مرگ، دوباره به دنیا باز گردد، رجوع از فعل به قوه است و این، محال است؛ نفس انسان با مُردن، تجرد پیدا میکند و یک موجود مثالی یا عقلی میشود. حال اگر دوباره به دنیا باز گردد، موجودی مادی میشود و از فعلیت تجردی به قوه باز میگردد '''پاسخ:''' این اشکال وارد نیست؛ زیرا حتی اگر این اصل فلسفی که چیزی از فعل به قوه باز نمیگردد، درست باشد، اما زنده شدن موجودی پس از مرگ، از مصادیق آن نیست. انسان پیش از مرگ نیز تجرد دارد. نفس انسانی چه هنگام تعلّق به بدن، چه پس از آن و چه با تعلّق دوباره به بدن، مجرد است. مرتبۀ نفس، در هیچ یک از این حالات تفاوت نمیکند و چنین نیست که پیش از مرگ، مادی باشد و پس از مرگ، مجرّد شود و با رجعت، دوباره مادی گردد. بنابراین، چیزی از فعل به قوه باز نمیگردد؛ بلکه از فعلیت جدیدی پدید میآید<ref>[[علامه طباطبایی]] این پاسخ را داده است؛ ر.ک: المیزان: ج۱ ص۲۰۷.</ref>. در مجموع باید گفت: اگر کسی نخواهد جزئیات رجعت را آن چنان که در پارهای احادیث آمده است، بپذیرد، اما چارهای جز قبول اصل رجعت ندارد. ادلۀ محکم قرآنی و حدیثی در این زمینه قاطعاند و نمیتوان آنها را انکار کرد، هر چند فهم جزئیات رجعت بر برخی دشوار باشد. افزون بر این، باید توجه داشت که اعتقاد به رجعت، از محکمات اعتقادات شیعی است، اما از اصول اعتقادی نیست و ندانستن جزئیات و فروع آن یا احیاناً غفلت از اصل آن، ضرری به ایمان و اعتقاد فرد نمیزند. البته اگر کسی آگاهانه و پس از دیدن ادلۀ محکم رجعت، آن را رد کند، مشمول حکم این آیۀ شریف میشود که در مقام توبیخ منکران از اهل کتاب میفرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ}}﴾}}<ref> و از سر ستم و گردنکشی، با آنکه در دل باور داشتند آن را انکار کردند پس بنگر که سرانجام (کار) تبهکاران چگونه بود؛ سوره نمل، آیه ۱۴.</ref> <ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۵.</ref>.
==مقارنت رجعت با قیام [[امام مهدی]] {{ع}}==
== پرسش مستقیم ==
در مورد زمان رجعت، به طور قاطع میتوان گفت که رجعت، امری مرتبط با ظهور [[امام زمان]] {{ع}} است. میان علمای [[شیعه]] در این زمینه اختلافی وجود ندارد و تقریباً تمام کسانی که دربارۀ رجعت سخن گفتهاند، آن را مقارن ظهور ایشان دانستهاند چنان که گذشت، شیخ [[صدوق]] در احتجاج بر مخالفان، بازگشت مسیح در [[آخر الزمان]] و نماز خواندن وی به امامت [[امام مهدی]] {{ع}} را به نقل از آنان بیان میکند<ref>الاعتقادات: ص۶۲.</ref>. شیخ [[مفید]]، اعتقاد به رجعت هنگام قیام [[امام مهدی]] {{ع}} را بین امامیه اجماعی میداند و ادلهای بر آن میآورد و به شبهات مخالفان، پاسخ میدهد<ref>شیخ [[مفید]] در أوائل المقالات؛ ص۷۷-۷۸ ذیل مسئله ۵۵ با عنوان "القول فی الرجعة" چنین میگوید: «و اقول: ان الله تعالی یرد قوما من الاموات الی الدنیا فی صورهم التی کانو علیها فیعزّ منهم فریقاً و یذل فریقا او یدل المحقین من المبطلین و المظلومین و ذلک عند قیام مهدی [[آل محمد]] {{صل}}». تعبیر ایشان، «هنگام قیام مهدی خاندان محمد {{صل}}» است. در جای دیگر نیز تعبیری مشابه دارد؛ ر.ک: الفصول المختاره: ص۱۵۵.</ref>.[[سید مرتضی]] نیز رجعت را هنگام ظهور [[امام زمان]] {{ع}} میداند و این عقیده را به کل [[شیعه]] [[امامیه]] نسبت میدهد<ref>«اعلم ان الذی تذهب الشیعة الامامیة الیه ان الله تعالی یعید عند ظهور [[امام الزمان]] المهدی {{ع}} قوماً ممّن کان قد تقدم موته من شیعته لیفوزوا بثواب نصرته و معونته و مشاهدة دولته و یعید ایضا قوماً من اعدائه لینتقم منهم فیلتذوا بما یشاهدون من ظهور الحقّ و علوّ کلمة اهله»؛ رسائل الشریف المرتضی: ج۱ ص۱۲۵.</ref>. جالب این جاست که وی این سخنرا در پاسخ پرسشی میگوید که به تفسیری شاذ از رجعت معتقد است و رجعت را به معنای بازگشت دولت [[اهل بیت]] {{عم}} در زمان قائم {{ع}} میداند، نه بازگشت خود آنها، هر چند در این تفاسیر نیز زمان رجعت، در ایام حکمرانی [[امام مهدی]] {{ع}} تصویر شده است<ref>صاحب این تفسیر شاذ، معلوم نیست و تنها نقل آن از طریق بزرگانی مانند [[سید مرتضی]] به ما رسیده است؛ رسائل الشریف المرتضی: ج۱، ص۱۲۵.</ref>. شیخ [[طبرسی]] نیز به صراحت رجعت را هنگام قیام [[مهدی]] {{ع}} میداند<ref>مجمع البیان: ج۷ ص۳۶۷ و جوامع الجامع: ج۳ ص۲۰۳.</ref>. علمای بسیار دیگری نیز به زمان رجعت تصریح کرده و آن را هنگام قیام [[امام زمان]] {{ع}} دانستهاند، از جمله: [[محمد بن علی ابن شهر آشوب مازندرانی]]<ref>متشابه القرآن و مختلفه: ج۲ ص۶۹.</ref>، [[فیض کاشانی]]<ref>علم الیقین فی اُصول الدین: ج۳ ص۱۰۰۱، قرة العیون فی المعارف و الحکم: ص۳۶۰، الوافی: ج۲ ص۴۶۰؛ تفسیر الصافی: ج۴ ص۷۴ و الأصفی فی تفسیر القرآن: ج۲ ص۹۱۵.</ref>، [[سید شرف الدین علی حسینی استرآبادی]]<ref>تأویل الآات الظاهرة: ج۱ ص۴۰۸.</ref>، شیخ [[حر عاملی]]<ref>الإیقاظ من الهجعة: ص۳۸.</ref>، [[محمد بن محمد رضا قمی مشهدی]]<ref>کنز الدقائق و بحر الغرائب: ج۹ ص۵۹۵.</ref>، [[محمد اسماعیل خواجویی]] <ref>جامع الشتات: ص۲۶.</ref>، [[عبد علی بن جمعه عروسی حویزی]] <ref>نور الثقلین: ج۴ ص۱۰۰.</ref>، حتی مفسران و عالمان [[اهل سنت]] نیز این نگرش را از علمای [[شیع]]ه میشناسند<ref>مانند [[آلوسی]] در روح المعانی؛ ج۲۰ ص۲۶ و [[ابن ابی الحدید]] در شرح نهج البلاغه: ج۷ ص۵۹.</ref>.
[[علامه مجلسی]] نیز همین نظر را برگرفته از احادیث متعدد به علمای [[شیعه]] نسبت میدهد:«اخبار فراوانی از امامان هُدا از اهل [[پیامبر]] {{صل}} وجود دارد با این مضمون که هنگام قیام [[قائم]] {{ع}} خداوند، گروهی از اولیا و شیعیان را که پیش تر مردهاند، باز میگرداند تا ثواب یاری و معاونت [[امام زمان]] {{ع}} نصیبشان گردد و به دلیل ظهور دولتش شاد گردند و گروهی را هم از دشمنانش باز میگرداند و تا از آنها انتقام کشد و ... »<ref>بحار الأنوار: ج۵۳ ص۱۲۶-۱۲۷. البته این عبارت عین عبارتی است که مرحوم [[طبرسی]] در مجمع البیان؛ ج۷ ص۳۶۷ آورده و مرحوم [[مجلسی]] تنها لفظ «قائم» را به جای مهدی نشانده است.</ref><ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۷ - ۷۹</ref>.
در این باره چند گونه حدیث وجود دارد:
* در برخی احادیث به طور کلی از رجعت در هنگام ظهور، سخن رفته است.مانند این حدیث: [[امام صادق]] {{ع}} فرمود: {{عربی|اندازه=150%|«إِنَّمَا يُسْأَلُ فِي قَبْرِهِ مَنْ مَحَضَ الْإِيمَانَ مَحْضاً أَوْ مَحَضَ الْكُفْرَ مَحْضاً فَأَمَّا مَا سِوَى هَذَيْنِ فَإِنَّهُ يُلْهَى عَنْهُ وَ قَالَ: فِي الرَّجْعَة إِنَّمَا يَرْجِعُ إِلَى الدُّنْيَا عِنْدَ قِيَامِ الْقَائِمِ {{ع}} مَنْ مَحَضَ الْإِيمَانَ مَحْضاً أَوْ مَحَضَ الْكُفْرَ مَحْضاً فَأَمَّا مَا سِوَى هَذَيْنِ فَلَا رُجُوعَ لَهُمْ إِلَى يَوْمِ الْمَآبِ»}}<ref> همانا پرسش در گور، از کسی است که [[ایمان]] محض یا کفر محض دارد و از دیگران صرف نظر می شود، و دربارۀ رجعت هم فرمود: همانا هنگام ظهور [[قائم]] {{ع}} به دنیا بر میگردد هر که [[ایمان]] محض دارد و یا کفر محض؛ اما دیگران تا قیامت رجوع ندارند؛ تصحیح اعتقادات الإمامیة: ص۹۰، بحار الأنوار: ج۶ ص۲۵۳.</ref>
*برخی دیگر میگویند: هنگامی که زمان قیام [[قائم]] {{ع}} میرسد، در ماه جمادی آخر و ده روز از رجب، بارانی بیمانند میبارد که خداوند به واسطۀ آن، بدنهای مؤمنان و گوشت آنان را در قبورشان میرویاند و...<ref>{{عربی|اندازه=150%|«رَوَى عَبْدُ الْكَرِيمِ الْخَثْعَمِيُّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ {{ع}} كَمْ يَمْلِكُ الْقَائِمُ {{ع}} قَالَ: سَبْعَ سِنِينَ تَطُولُ لَهُ الْأَيَّامُ وَ اللَّيَالِي حَتَّى تَكُونَ السَّنَةُ مِنْ سِنِيهِ مِقْدَارَ عَشْرِ سِنِينَ مِنْ سِنِيكُمْ فَيَكُونُ سِنُو مُلْكِهِ سَبْعِينَ سَنَةً مِنْ سِنِيكُمْ هَذِهِ وَ إِذَا آنَ قِيَامُهُ مُطِرَ النَّاسُ جُمَادَى الْآخِرَةَ وَ عَشَرَةَ أَيَّامٍ مِنْ رَجَبٍ مَطَراً لَمْ يَرَ الْخَلَائِقُ مِثْلَهُ فَيُنْبِتُ اللَّهُ بِهِ لُحُومَ الْمُؤْمِنِينَ وَ أَبْدَانَهُمْ فِي قُبُورِهِمْ فَكَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَيْهِمْ مُقْبِلِينَ مِنْ قِبَلِ جُهَيْنَةَ يَنْفُضُونَ شُعُورَهُمْ مِنَ التُّرَاب»}} و هنگام قیام او، بارانی در ماه جمادی آخر و ده روز اول رجب بر مردم فرو میریزد که مانند آن را ندیدهاند و خداوند، گوشت و پیکر مؤمنان را در قبرهایشان با آن باران میرویاند و گویی آنان را میبینم که از سوی جهینه پیش میآیند و موهایشان را از خاک قبر میتکانند؛ ر.ک: الإرشاد؛ ص۲۵ ح۱۴۳۳.</ref>.
*در برخی احادیث که پیشتر گذشتند، نام یا تعداد کسانی از اقوام گذشته بیان شده است که رجعت میکنند تا در رکاب [[امام زمان]] {{ع}} باشند <ref>{{عربی|اندازه=150%|«رَوَى الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ {{ع}} قَالَ: يُخْرِجُ الْقَائِمُ {{ع}} مِنْ ظَهْرِ الْكُوفَةِ سَبْعَةً وَ عِشْرِينَ رَجُلًا خَمْسَةَ عَشَرَ مِنْ قَوْمِ مُوسَى {{ع}} الَّذِينَ كَانُوا يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ وَ سَبْعَةً مِنْ أَهْلِ الْكَهْفِ وَ يُوشَعَ بْنَ نُونٍ وَ سَلْمَانَ وَ أَبَا دُجَانَةَ الْأَنْصَارِيَّ وَ الْمِقْدَادَ وَ مَالِكاً الْأَشْتَرَ فَيَكُونُونَ بَيْنَ يَدَيْهِ أَنْصَاراً وَ حُكَّاما»}} مفضّل بن عمر گفت: [[امام صادق]] {{ع}} فرمود: [[قائم]] {{ع}} بیست و هفت مرد را از پشت کوفه بیرون میآورد که پانزده تن از آنان از قوم [[موسی]] هستند که به سوی حق هدایت میکنند و به حق و عدالت، داوری میکنند و هفت تن دیگر، اصحاب کهف و [[یوشع بن نون]]، [[سلمان]]، [[ابو دجانه انصاری]]، [[مقداد]] و [[مالک اشتر]] هستند که یاوران و کارگزاران پیش روی او خواهند بود؛ ر.ک: الإرشاد: ص۲۹ ح۱۴۳۶.</ref>.
*در احادیثی دیگر، دستور خواندن دعا برای رجعت پس از مرگ به منظور درک ایام ظهور [[امام مهدی]] {{ع}} داده شده است<ref>{{عربی|اندازه=150%|«عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ {{ع}} أَنَّهُ قَالَ: مَنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً بِهَذَا الْعَهْدِ كَانَ مِنْ أَنْصَارِ قَائِمِنَا فَإِنْ مَاتَ قَبْلَهُ أَخْرَجَهُ اللَّهُ تَعَالَى مِنْ قَبْرِهِ وَ أَعْطَاهُ بِكُلِّ كَلِمَةٍ أَلْفَ حَسَنَةٍ وَ مَحَا عَنْهُ أَلْفَ سَيِّئَةٍ وَ هُوَ هَذَا اللَّهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظِيمِ وَ رَبَّ الْكُرْسِيِّ الرَّفِيعِ وَ رَبَّ الْبَحْرِ الْمَسْجُور»}} هر کس خدای متعال را چهل بامداد با این عهد بخواند، از یاران قائم ما خواهد بود و اگر پیش از ظهور بمیرد، خدای متعال، او را از قبرش بیرون میآورد، و در برابر هر کلمه این دعا، هزار حسنه به او میدهد و هزار بدی از او محو میکند. و متن آن، این است: خدایا! پروردگار نور بزرگ، پروردگار کرسی رفیع، پروردگار دریای انبوه!...؛ ر.ک: مصباح الزائر: ص۳۵، ص۱۴۴۳.</ref>.
*روایت شده که مؤمن پس از مرگ، مانند تازه داماد یا تازه عروس که بر فراش خود آرمیده، با مژدۀ بهشت به خواب میرود و [[اهل بیت]] {{عم}} را در بهشت رضوی زیارت میکند و... تا این که [[قائم]] {{ع}} قیام میکند. در این هنگام، خداوند، مؤمن را بر میانگیزاند تا به ندای [[امام زمان]] {{ع}} پاسخ گوید و همراه دیگران دسته دسته به سوی وی میروند<ref>الکافی: ج۳ ص۱۳۱ ح۴. بحار الأنوار: ج۶ ص۱۹۸ ح۵۱.</ref>. در برخی احادیث، از پرسش مؤمنان از رجعت دیگر مؤمنان در هنگامۀ ظهور، سخن رفته است<ref>الکافی: ج۸ ص۵۰ ح۱۴، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۹۳.</ref>. در حدیث رجعت، [[امام علی]] {{ع}}، از علائم ظهور به حساب آمده است<ref>بحار الأنوار: ج۵۳ ص۹۱-۹۲.</ref>؛ اما این حدیث با احادیثی که اولین رجعت کننده را [[امام حسین]] {{ع}} معرفی میکند و رجعت ایشان را هنگام مرگ یا کشته شدن [[امام زمان]] {{ع}} تعیین کرده است، منافات دارد. شاید بتوان گفت که مراد از اولین رجعت کننده در این احادیث، رجعت پس از مرگ [[امام زمان]] {{ع}} است که اولین رجعت کننده، [[امام حسین]] {{ع}} است و هم ایشان متکفل کفن و دفن [[امام زمان]] {{ع}} خواهد شد. از سوی دیگر، رجعت [[امام علی]] {{ع}} پیش از ظهور، یکی از رجعتهای [[امیر مؤمنان]] {{ع}} است؛ زیرا در احادیث متعددی ایشان صاحب رجعات "بازگشتها" معرفی شده است<ref>ر.ک: الکافی: ج۱ ص۱۹۷ ح۳؛ بصائر الدرجات: ص۱۹۹ ح۱ و مختصر بصائر الدرجات: ص۴۱ و ۲۰۴ و بحار الأنوار: ج۵۳ ص۱۰۱ ح۱۲۳.</ref>. در زیارتهای ایشان نیز این موضوع بیان شده است<ref>ر.ک: المزار الکبیر: ص۳۰۵.</ref>. در حدیثی گفته شده که [[علی]] {{ع}} یک رجعت با [[امام حسین]] {{ع}} دارد تا از بنی امیه انتقام کشد<ref>شرح نهج البلاغه، [[ابن ابی الحدید]]: ج۷، ص۵۹.</ref>. و یک رجعت با [[پیامبر]] {{صل}} دارد تا خلیفۀ او باشد و سایر [[امامان]]{{عل}} از عوامل وی باشند<ref>مختصر بصائر الدرجات: ص۲۹ و بحار الأنوار: ج۵۳ ص۷۴ ح۷۵.</ref>. [[علامه مجلسی]] میگوید: [[امام علی]] {{ع}}، هم پیش از ظهور و هم مقارن آن و هم پس از ظهور، رجعت دارد<ref>بحار الأنوار: ج۲۵ ص۳۵۵.</ref>. با این بیان، مشکل تعارض برطرف میشود.
نتیجه این که تعدّد رجعت از ویژگیهای [[امیر مؤمنان]] {{ع}} است که در سه موضع تحقق میپذیرد؛ اما رجعت بقیۀ افراد، مؤمن یا کافر، هنگام ظهور است، هر چند نمیتوان در تعیین دقیق زمان و چگونگی تقارنش با ظهور، سخنی قاطع و دقیق گفت.
اجمالاً این موضوع قابل اثبات است که رجعت با ظهور [[امام مهدی]] {{ع}} ارتباط دارد و زمان وقوع آن، نزدیک ظهور است؛ اما تقدیم و تأخیر وقایع ظهور و تعیین دقیق زمان رجعت و این در پی کدام واقعۀ مرتبط با ظهور اتفاق خواهد افتاد، میسّر نیست و ضرورتی هم برای تعیین دقیق آن وجود ندارد. احادیث در این باره بسیارند و نیازی به ذکر همۀ آنها نیست. آنچه اهمیت دارد و از حکمتهای رجعت بر میآید، همان علم اجمالی به وقوع رجعت با ویژگیهای کلّی آن است و علم به جزئیات آن، هیچ تأثیری در اعتقاد به رجعت و تلاش برای به دست آوردن صلاحیتهای مرتبط با آن ندارد.
==حکمت رجعت==
حکمتهای رجعت را نباید به عنوان دلیل عقلی قطعی در نظر گرفت؛ بلکه هر یک از آنها در جهت معقولسازی و قابل فهم کردن مسئله به کار میآید. فایدۀ این حکمتها، آن است که ذهن انسان را برای فهم و پذیرش موضوع، آماده میکند و مانع انکار بیجا و جاهلانه میشوند. برای رجعت، چند حکمت متصور است <ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۹.</ref> :
# '''پاداش صالحان و مجازات مجرمان''' ساختار این جهان، بر اساس عدل است. پس این انتظار بهجاست که روزی در همین زندگی دنیاء ظالمانی که خون مستضعفان را در شیشه کردهاند، به سزای اعمال خود برسند. البتّه مجازات اصلی، در آخرت خواهد بود؛ زیرا دنیا ظرفیت کافی برای مجازات مجرمان را ندارد؛ اما بر اساس قاعدۀ عقلانی "ما لا یدرک کلّه، لا یترک کلّه"؛ <ref>آنچه نمیتوان به همهاش رسید، همهاش رها نمیشود</ref>، خوب است که در این جا هم به سزای اعمالشان برسند و بخشی از مجازات خود را دریابند. بنابراین، جا دارد که به هنگام برپایی دولت عدل مهدوی {{ع}}، بهترینها و بدترینها باز گردند تا خوبان از بدان، انتقام کشند و در اقامۀ عدالت، مشارکت کنند و سینههایشان را از داغ ظلم، شفا دهند <ref>این موضوع در احادیث متعددی بیان شده است، از جمله در حدیثی از [[امام رضا]] {{ع}} که فرمود: {{عربی|اندازه=150%|«متن قرآن|وَلَئِن قُتِلْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوْ مُتُّمْ»}} دوست داشتند که شاید در آن وقت زنده میبودند، فرا میرسد، و خداوند، سینههای مردم با ایمان را شفا میدهد؛ الغیبة، طوسی: ص۴۴۰ ح۴۳۱، بحار الأنوار: ج۵۲ ص۲۹۰ ح۲۸.</ref> و عزت یابند و ایام دولت حق را ببینند و از آن بهرهمند گردند<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۹.</ref>.
# '''تقویت امید و آمادگی منتظران''' فایدۀ دیگر اعتقاد به رجعت، ایجاد امید و حرکت در جمع مؤمنان برای آمادهسازی خود است. اگر مؤمنان خالص، امکان درک زمان دولت موعود حق را پیدا کنند، همین، مردمان را تشویق میکند که خود را مصداق چنان مؤمنانی بگردانند. همچنین امیدشان افزوده میگردد و میدانند زحماتی که میکشند، در دنیا نیز ثمر خواهد داد<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۵۰.</ref>.
# '''ایجاد فرصت عمل برای شماری از نیکان''' اولیای خدا و پیامبرانی که در زندگی خود، توفیق کامل یاری و نصرت حق را نیافتند و مردم، آنها را تنها گذاشتند و نتوانستند ظرفیتهای وجودی خود را آن چنان که میتوانستند، متحقّق کنند، اینک این امکان را مییابند که به آن ظرفیتها تحقق بخشند و به کمال لایق خویش دست یابند. از این رهگذر، مردم جهان نیز بهرهمند میشوند. مؤمنان طراز اول نیز چنین حکمی دارند. آنان که ظرفیتهای بیشتری برای عمل در راه حق داشتنهاند، اما به دلیل عمل سران کفر و نفاق، از راه باز ماندهاند، جا دارد که دوباره به زندگی باز گردند تا ضمن نصرت دولت حق، خود به مراتبی در سیر إلی الله دست یابند. میتوان حدس زد که این فرصت، ویژه کسانی است که همّت و اندیشۀ برتری داشته و بیش از آنچه برایشان میسر شده، در اندیشه گذراندهاند و نیّت آن را داشتهاند که در راه حق، اعمال بزرگتری انجام دهند؛ امّا کسانی که تغییر شرایط و ادامۀ حیاتشان، تغییری در عملکرد آنها ایجاد نمیکرد، و به آنچه برایشان میّسر شد، بسنده میکردند، ضرورتی برای رجعت آنها وجود ندارد. این گروه، همان مردم متوسطاند. به بیان دیگر، مقتضای عدل الهی، آن است که فرصت عمل برای همه فراهم آید و در قیامت، کسی نتواند بگوید: اگر شرایط و فرصت دیگری میداشتم، میتوانستم بیشتر در راه خدا مجاهده کنم. بر این اساس، متوسطان از مردم، اعم از مؤمن و کافر، به آنچه رخ داده، اکتفا میکنند. دو گروه نخبه میماند: گروه کافران که از همۀ ظرفیت خود، بهره گرفته و هر چه توانستهاند، کردهاند. آنان دستشان باز بوده و اگر بیشتر عمر میکردند، به همان طریق قبلی ادامه میدادند؛ و گروه مؤمنان طراز بالا، که دستشان برای بسیاری از کارها بسته بوده و نتوانستهاند تمام ظرفیت خود را تحقّق بخشند و تنها در دولت عدل [[آخر الزمان]] است که فرصت چنان اعمالی را پیدا میکنند. حکمت بالغۀ پروردگار، اقتضا می کند که چنان فرصتی را برای این مردم نیک سیرت فراهم آورد<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۵۱.</ref>.
==زمان رجعت==
اما نسبت به وقوع رجعت گفته شده، عقل هیچ راهی برای اثبات یا منع آن چه در قرآن، روایات و نقلهای تاریخی نسبت به وقوع رجعت در گذشته آمده است، ندارد؛ زیرا رجوع معین، قضیه شخصی است و امور جزئی خارجی از قلمرو ادراک عقل بیرون است. پس اصل تحقق عینی رجعت را تنها دلیل نقلی بر عهده دارد. <ref>تفسیر قرآن کریم؛ ج۴، ص ۴۹۸ - ۴۹۹.</ref> همچنین نسبت به وقوع حتمی رجعت در آینده، هیچگونه دلیل عقلی اقامه نشده است؛ زیرا صرف تحقق حادثهای در گذشته، دلیل حتمی بودن وقوع آن در آینده نخواهد بود. شیخ طوسی در این باره معتقد است که احیای گروهی در زمانی خاص، دلیل بر حتمی بودن احیای قوم دیگر در زمانی دیگر نیست <ref>التبیان فی تفسیر القرآن؛ ج ۱، ص ۲۵۴.</ref> <ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903 پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>.
چنانکه درباره امتناع وقوع رجعت در آینده نیز هیچ دلیل عقلی یا نقلی اقامه نشده است. هرچند برخی، مانند [[بلخی]] با استدلالهای سُست وقوع آن را در آینده جایز ندانستهاند، از جمله:
# رجعت، معجزه بوده و بر [[نبوت]] [[پیامبر]] دلالت دارد و چنین کاری فقط در عصر [[رسول خدا]] {{صل}} جایز است و در زمانی که [[پیامبر]] رحلت کرد و بعد از او [[پیامبر]] دیگری نیست، مجالی برای چنین معجزهای نخواهد بود. پاسخ این پندار آن است که دلیل، اخص از مدعاست؛ زیرا در عصر ارتحال [[رسول اکرم]] {{صل}} ، [[امامان معصوم]] {{عم}} حضور دارند و معجزه الهی همانطور که دلیل [[نبوت]] [[پیامبر]] است، آیتِ امامت [[امام معصوم]] {{ع}} خواهد بود و تحقق رجعت به عنوان معجزه [[امام معصوم]]، بدون محذور است<ref>التبیان فی تفسیر القرآن؛ ج ۱، ص ۲۵۴ - ۲۵۵. </ref> <ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903 پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>.
# رجوع به دنیا با اعلام به رجعت، جایز نیست؛ زیرا کسی که بداند بار دیگر به دنیا باز میگردد، ممکن است اِغراء شود و تن به تباهی دهد و به اتّکالِ بر توبه بعد از رجوع مجدد، مصرانه [[گناه]] کند<ref>تفسیر قرآن کریم؛ ج ۴، ص ۴۹۸ - ۴۹۹.</ref>. پاسخ: دلیل، اخص از مدعاست؛ زیرا طبق همین پندار، رجوع شخص به دنیا بدون اعلام جایز است. گذشته از آن که رجعت مانند معاد، همگانی نیست. از اینرو گنهکار در عین اطمینان به اصل رجوع برخی از افراد، علم به رجوع خود ندارد. پس هیچ اغرایی لازم نمیآید <ref>تفسیر قرآن کریم؛ ج ۴، ص ۵۰۰. </ref> <ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903 پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>.
== اقسام رجعت ==
* [[رجعت عام]]
* [[رجعت خاص]]
== مدخل های اخص ==
=== به لحاظ رجعت كننده ===
* [[رجعت اسماعیل بن جعفر بن محمد الصادق]]
* [[رجعت اسماعیل بن حزقیل]]
* [[رجعت اصحاب علی]]
* [[رجعت اهل بیت]]
* [[رجعت عیسی]]
* [[رجعت محمد الإمام]]
===به لحاظ موطن رجعت===
* [[رجعت در دنیا]]
* [[رجعت در عالم مثال]]
== مباحث مرتبط ==
{{پرسشهای وابسته}}
{{ستون-شروع|3}}
* [[آیه ۶ سوره نازعات]]
* [[آیه ۹۹ سوره مؤمنون]]
* [[امتهای گذشته]]
* [[امكان رجعت]]
* [[تأویل رجعت]]
* [[حقیت رجعت]]
* [[رجعت كنندگان]]
* [[رجعت كنندگان]]
* [[عذاب رجعت]]
* [[وقوع رجعت]]
* [[احادیث رجعت]]
* [[رجعت امام حسین]]
* [[رجعت امام علی]]
* تنافی بین نفی اعاده کفار با رجعت
* رجعت نزد شیعه
* کیفیت رجعت
* عقاید شیعه امامیه درباره رجعت
* دلالت آیه 243 بقره درباره رجعت
* فَرق رجعت با عالم قیامت در آیه 083 نمل
* جایگاه بحث رجعت در تعالیم اسلامی
* عقاید شیعه درباره رجعت
* تعریف لغوی رجعت
* تعریف اصطلاحی رجعت
* دیدگاه شیخ مفید درباره رجعت
* دیدگاه علم الهدی درباره رجعت
* دیدگاه مجلسی درباره رجعت
* حدیث امام رضا درباره رجعت
* عدم تنافی اعاده ظالمان با رجعت
* فرق بین تناسخ با رجعت
* مناظره مؤمن طاق و ابو حنیفه درباره رجعت
* دیدگاه طریحی درباره معنا رجعت
* دیدگاه شیعه درباره رجعت
* معنای رجعت
* کتاب شناسی رجعت
* احادیث اهل سنت درباره رجعت
* نقد بر اهل سنت درباره رجعت
* احادیث رجعت
* دیدگاه عبد الجلیل قزوینی درباره رجعت
* دیدگاه شیعه درباره رجعت
* ادله ابن بابویه درباره رجعت
* رجعت قوم حضرت حزقیل پیامبر در آیه 243 بقره
* ادله طبرسی درباره رجعت
* ادله مجلسی درباره رجعت
* مناظره سیدحمیری با عنبری درباره رجعت
* ادله مفید درباره رجعت
* دیدگاه علم الهدی درباره رجعت
* ادله آل کاشف الغطاء درباره رجعت
* دیدگاه مظفر درباره رجعت
* غلو درباره رجعت ربیع بن خراش عبسی بعد از مرگ
* ادله نقلی سیدحمیری درباره رجعت
* دیدگاه شیعه درباره رجعت
* مناظره متکلمان شیعه با متکلمان معتزله درباره رجعت
* شبهات رجعت
* کیفیت رجعت
* دیدگاه شیعه اثنی عشری درباره رجعت
* اختلاف نظر شیعه اثناعشری درباره معانی رجعت
* اختلاف نظر متکلمان شیعه در معانی رجعت
* معانی رجعت
{{پایان}}
{{پایان}}
== جستارهای وابسته ==
{{پرسشهای وابسته}}
{{پرسشهای وابسته}}
{{ستون-شروع|3}}
* [[آیا رجعت اختیاری است؟ (پرسش)]]
* [[امام مهدی]] {{ع}}
* [[چه کسانی رجعت میکنند؟ (پرسش)]]
* [[موعودباوری]]
{{پایان پرسشهای وابسته}}
* [[فارقلیط]]
* [[پارکلیت]]
* [[ماشیح]]
* [[سوشیانس]]
* [[سوشینت]]
* [[هوشیدر]]
* [[هوشیدرماه]]
* [[میتریا]]
* [[آرماگدون]]
* [[ظهور امام مهدی]] {{ع}}
* [[نشانههای ظهور]]
* [[خروج منبعث سوم]]
* [[جیش الغضب]]
* [[حکومت امام زمان]] {{ع}}
* فتنههای شیطان در [[زمان ظهور امام مهدی]] {{ع}}
* بی ارزش شدن خون مردم
* تدریجی بودن [[نشانههای ظهور امام مهدی]] {{ع}}
* گسسته شدن پیوند خویشاوندی
* شکسته شدن حرمت انسان
* جدا شدن مردم بر اثر بلا و گرفتاری
* [[رویارویی امام مهدی]] {{ع}} با جاهلان
* ترس و اضطراب همگانی
* سختی پیش از [[ظهور امام مهدی]] {{ع}}
* [[بحران معنویت]]؛
* [[وقوع اختلافها و درگیریهای بسیار]]؛
* [[ظهور دجال]]؛
* [[وقوع مصائب]]؛
* [[خروج سفیانی]]؛
* [[ندای آسمانی]]؛
* [[ظهور منجی|ظهور منجی بزرگ بشر]]؛
* [[نزول عیسی]] {{ع}}؛
* [[خروج جنبندهای از زمین]]؛
* [[هجوم یأجوج و مأجوج]]؛
* [[صلح و آرامش پایدار|صلح و آرامش پایدار در سرتاسر جهان]].
{{پایان}}
{{پایان}}
==منابع==
== پرسشهای وابسته ==
* [http://maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=1 دائرة المعارف قرآن کریم، ص ۱۱۴-۱۲۴]
{{پرسمان رجعت}}
* [http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903 پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]
رَجعت به معنای بازگشت عبارت است از: بازگشت دو گروه از مردگان، مؤمنین خالص و کافرین خالص پس از ظهور حضرت مهدی (ع) با همان بدنهایی که از دنیا رفتهاند، تا مؤمنان از برپایی حکومت جهانیعدل شاد شده، به فیض همراه حضرت مهدی (ع) برسند و کافران از پستی و حقارت ستمگران دردمند شده و به برخی مکافاتهای دنیوی کارهای خود برسند. البته معنای اصطلاحی عام رجعت رجوع به دنیا بعد از موت تا قبل از قیامت است.
معناشناسی
معنای لغوی
رَجعت یا یوم الکرّه[۱] به معنای بازگشت است[۲]، یعنی برگشتن به جایی که پیشتر در آنجا بوده است[۳].
دربارۀ زمان دقیق رجعت، سه احتمال وجود دارد: کمی قبل از قیام، همزمان با آغاز قیام و کمی بعد از قیام امام مهدی(ع)[۱۰]، در هر صورت تعبیر هنگام قیام، هر سه احتمال را در بر میگیرد.
رجعت، به صورت احیای دوبارۀ زندگی دنیاست. بنابراین، باید روح به بدن باز گردد و بازگشتی جسمانی صورت پذیرد، نه صرفاً بازگشتی روحانی. بر اساس احادیث اسلامی، بازگشت روحانی، برای بسیاری از مؤمنان اتفاق میافتد و آنان در مواقعی خاص همچون جمعه، اجازه مییابند که به سوی اهلمنزل خود بروند و احوال آنان را مشاهده کنند؛ اما این بازگشت روحانی، غیر از رجعت است که در آن، روح به بدن باز میگردد و انسان، زندگی جسمانی را از سر میگیرد[۱۱].
علاوه بر این، آیات دیگری از قرآن دلالت اجمالی بر وقوع رجعت دارد، مانند آیه: ﴿أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُم﴾[۱۳] که میفهماند آنچه در امُتهای گذشته رخ داده، در این امُت نیز رخ خواهد داد و یکی از آن وقایع مسأله رجعت و زنده شدن مردگانی است که در زمان ابراهیم و موسی و عیسی و عزیر و ارمیا و غیر ایشان اتفاق افتاده، باید در این امت نیز اتفاق بیفتد[۱۴].
همچنین از رسول خدا(ص) کلامی نقل شده که به اجمال میفهماند آنچه در امُتهای سابق روی داده است در این امت نیز اتفاق خواهد افتاد[۱۵].[۱۶]
جایگاه رجعت در اعتقادات شیعه
روایات بسیاری از امامان معصوم(ع) درباره رجعت نقل شده است و وقوع این رویداد از نظر دانشمندان شیعه قطعی است. علامه مجلسی از پنجاه عالم شیعی نام برده است که رجعت را پذیرفتهاند و روایات آن را در کتب خویش بازگفتهاند[۱۷]. در روایات باور به «رجعت» در میان اعتقادات شیعه از جایگاه والایی برخوردار است تا جایی که منکر آن را از دایرۀ تشیع بیرون دانسته شده است.
امام صادق(ع) فرمود: «لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يُؤْمِنْ بِكَرَّتِنَا»[۱۸]. در روایتی دیگر آن حضرت یکی از شرایط ایمان را اعتقاد به رجعت دانسته و میفرماید: «مَنْ أَقَرَّ بِسَبْعَةِ أَشْيَاءَ فَهُوَ مُؤْمِنٌ... وَ الْإِيمَانِ بِالرَّجْعَة»[۱۹]. از این روایات استفاده میشود اعتقاد به رجعت نیز در کنار اعتقاد به یکتاپرستی و همانند آن از ضروریات به شمار میآید.
مرحوم شیخ مفید در توضیح کلام امام صادق(ع) مینویسد: «و اما فرمایش معصوم(ع) که فرمود: هر کس قائل به رجعت ما نشد از ما نیست، همانا از آن اراده کرده است مسئله رجعت را که عبارت است از اینکه خداوند گروهی از آل محمد(ع) را پس از مردن پیش از روز قیامت زنده میکند و این مذهبی است مختص به آل محمد(ع)[۲۰]. شیخ طوسی در این زمینه مینویسد: «پیامبر(ص) ما و ائمه معصومین(ع) همراه با گروهی از امتهای گذشته و آینده باز خواهند گشت و بر این اعتقادآیات و روایات فروانی دلالت دارد و خداوند فرمود: «و روزی که برمیانگیزیم از هر امتی گروهی را.»..، پس اعتقاد به رجعت لازم است[۲۱].[۲۲]
این باور اگر چه ریشۀ قرآنی دارد، اما از آنجا که در مکتب اهل بیت(ع) به طور ویژه بدان پرداخته شده از همان ابتدای پیدایش مورد ناسزاگویی و استهزای اهل سنت قرار گرفت. به گونهای که برخی این عقیده را بر گرفته از عقایدیهود و نصاری دانسته و دیگری منشأ اعتقاد به رجعت را پندارهای عربجاهلیت دانسته[۲۳]، دیگری به سبب نفهمیدن درست این اعتقاد، آن را اعتقادی مضحک قلمداد نموده است[۲۴] و گروهی نیز آن را از افکارعبدالله بن سبا و روایاتی دروغین دانسته[۲۵]، دیگری منشأ باور به رجعت را تأثیرات فلسفه آفریقایی بر ذهن شیعه قلمداد کرده است[۲۶].
برخی پا را از همه آنچه گفته شد فراتر نهاده و باور به رجعت را برابر با تکذیبآیات قرآن و کفر دانستهاند[۲۷] و کم نیست این گونه سخنان ناشایست که در طول تاریخ نثار باورمندان رجعت شده است[۲۸].
امکان به دو قسم تقسیم میشود: امکان ذاتی و امکان وقوعی.
امکان ذاتی رجعت: شکی نیست که رجعت، به خودی خود، دارای امکان ذاتی است؛ چراکه زنده کردن مردگان چه در دنیا و چه در آخرت در توان خداوند است و هیچ خردمندی در آن شک ندارد. خداوند، در آیات فراوانی با ردّ مخالفان، معجزۀ زندهشدن مردگان را به دست پیامبران خود، دلیلی بر معاد، قیامت و زنده شدن مردگان، ارائه کرده است.
امکان وقوعی رجعت: بهترین دلیل بر امکان یک چیز، وقوع آن است. وقوع رجعت، با بهره از بیانات نورانیقرآن و شواهد تاریخی، به روشنی تمام اثبات شدنی است.
برخی از منکرین رجعت، نه فقط وقوع آن را غیر ممکن دانستهاند بلکه امکان آن را نیز محال میدانند و برخی دیگر امکان ذاتی آن را بدون اشکال دانستهاند و فقط در بخش امکان وقوعی آن را محال ذکر کردهاند. دسته سوم کسانی هستند که وقوع آن را در گذشته قبول کردهاند، ولی باورشیعه را نپذیرفتهاند و منکر آن در آینده شدهاند.
مرحوم علامه طباطبایی درباره هماهنگی میان رجعت و معاد جسمانی ذیل آیه شریفه: ﴿هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَن يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِّنَ الْغَمَامِ وَالْمَلائِكَةُ وَقُضِيَ الأَمْرُ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأُمُورُ﴾[۲۹]، پس از اشاره به برخی از روایات مینویسد: «نظیر این گونه روایات از خاندانپیغمبر(ص) فراوان است که بسیاری از آیات را گاهی به قیامت و گاهی به رجعت و گاهی به ظهور مهدی آل محمد(ع) تفسیر کردهاند و این نیست مگر به واسطۀ یک سنخیت و مناسبتی که میان این سه روز موجود است»[۳۰].
با این تعبیر آنگاه که رجعت و معاد از یک سنخ دانسته شد دلائل امکان هر دو یک چیز خواهد شد و شکی نیست که ادله فراوانی بر معاد اقامه شده است.
کوتاه سخن اینکه: «زنده شدن گروهی از مردگان در این دنیا از محالات نیست، همانگونه که زنده شدن همۀ انسانها در قیامت ممکن است و شگفتی از چنین امری، همچون شگفتی گروهی از مشرکاندوران جاهلیت از مسئله معاد است و تمسخر در برابر آن چونان تمسخر کفار و مشرکان دربارۀ معاد است، چراکه عقل چنین چیزی را محال نمیداند و قدرت خدا آن چنان گسترده است که همۀ این موارد در برابر آن آسان است»[۳۱].[۳۲]
از آنجایی که قرآن پایهایترین ابزار برای اثباتحقایقدینی است، در مسئله رجعت نیز به عنوان نخستین منبع و اصلیترین آنها، بدان توجه میشود. با یک نگاه گذرا به آیات مربوط به رجعت، پدیدار شدن آن امری مسلم مینماید. قرآن کریم در موارد متعددی، از رجعت افراد یا اقوامی به دنیا یاد کرده است. این موارد، افزون بر آنکه امکان رجعت را اثبات میکند، وقوع آن را در تاریخ نیز بیان میدارد:
﴿أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَى قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّىَ يُحْيِي هَذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ كَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قَالَ بَل لَّبِثْتَ مِائَةَ عَامٍ فَانظُرْ إِلَى طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَانظُرْ إِلَى حِمَارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِّلنَّاسِ وَانظُرْ إِلَى الْعِظَامِ كَيْفَ نُنشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ﴾[۳۳]. این شخص، عُزَیر پیامبر باشد یا پیامبری دیگر، تفاوت نمیکند. مهم، صراحت قرآن دربارۀ زندگی پس از مرگ در همین دنیاست. مفسران شیعه و اهل سنت، اتفاق نظر دارند که این آیه در برابر منکران قدرت خدا در زنده کردن مردگان آمده است و نمونهای از آن را در همین دنیا بیان میکند[۳۴].
﴿أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُواْ مِن دِيَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُواْ ثُمَّ أَحْيَاهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَشْكُرُونَ﴾[۳۵]. این آیه به صراحت، از بازگشت جمعی از مردم به زندگی دنیاسخن میگوید. بدیهی است که این رجعت، غیر از احیای مردگان در قیامت است که به گروهی خاص، محدود نمیشود و شامل همۀ موجودات است.
یکی از معجزاتعیسی(ع)، زنده کردن مردگان و بازگرداندن آنان به دنیا بود: ﴿إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدتُّكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلاً وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَى بِإِذْنِي﴾[۳۶].
کشتهای در بنی اسرائیل برای معرفی قاتلش، زنده شده: ﴿فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا كَذَلِكَ يُحْيِي اللَّهُ الْمَوْتَى وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ﴾[۳۷]، آنان به دستور خداوند، گاو را سر بریدند و به کُشته زدند و او زنده شد و قاتلِ خود را معرفی کرد.
گروهی از بنی اسرائیل، بعد از تقاضای مشاهدۀ خداوند، گرفتار صاعقۀ مرگباری شدند و مُردند. سپس خداوند، آنها را به زندگی باز گرداند تا شکر نعمت او را به جا آورند: ﴿ثُمَّ بَعَثْنَاكُم مِّن بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ﴾[۳۸]. دلالت این آیه بر امکان و وقوع رجعت، بسیار روشن است، گو اینکه برخی مفسران به دلیل مخالفت با مسئله رجعت، راه تأویل را در پیش گرفته، صراحت آیه را نادیده انگاشتهاند.
اصحاب کهف نیز به رغم آنکه نمرده بودند، به دلیل خواب طولانی چند قرنه، شبیه همین مواردند: ﴿ثُمَّ بَعَثْنَاهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصَى لِمَا لَبِثُوا أَمَدًا﴾[۳۹]. در حدیثی از امام صادق(ع)، بازگشت اصحاب کهف، رجعت به شمار آمده است.
داستان پرندههای چهارگانۀ ابراهیم(ع) که بعد از ذبح، بار دیگر به زندگی بازگشتند تا امکان معاد را در مورد انسانها برای او مجسم سازند، در مسئله رجعت، قابل توجه است: ﴿وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَى وَلَكِن لِّيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِّنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى كُلِّ جَبَلٍ مِّنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ﴾[۴۰].
در یک جمعبندی کوتاه، به نکات ذیل میتوان اشاره کرد:
به تصریح آیات قرآن، رجعتهای فراوانی در گذشته پدیدار شده است.
افزون بر دانشمندان شیعه، بیشتر دانشمندان اهل سنت نیز بر این باورند که در گذشته، رجعتهایی صورت گرفته است.
بنابراین شکی نخواهد ماند که در گذشته، به خواست پروردگار انسانهای فراوانی پس از مردن، دوباره با همان بدنی که از دنیا رفتهاند زنده شده، به زندگی دنیایی ادامه دادهاند[۴۱].
برای اثبات رجعت، به چهار دلیل: قرآن، احادیث، عقل و اجماع، تمسک جستهاند. مهمترین ادلۀ رجعت، ادله قرآنی و حدیثی است:
ادلۀ قرآنی رجعت
ادلۀ متعددی از قرآن کریم بر وقوع و به طریق اولی بر امکان رجعت دلالت دارند که برخی از آنها در بحث از تاریخ رجعت گذشت. البته برای اثبات رجعت، کافی است به ادلۀ معاد که در قرآن فراواناند مراجعه شود؛ زیرا ماهیت رجعت و معاد، یکی است و تنها ظرف آنها تفاوت دارد. بنابراین، قابلیت قابل، وجود دارد. در واقع به قدرت خداکفر ورزیده است. بنابراین، استبعادهای جمعی از مخالفان، از بیخبری است و یا از سر لجاجت.
آیاتی که به نوعی بر رجعت دلالت دارند، فراواناند، از جمله:
احادیث نقل شده از پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) دربارۀ رجعت، به حدی است که برای فردی منصف و بیتعصب، جایی برای تردید باقی نمیگذارد که از منظر اسلام، رجعت، امری حتمی و واقعی است. در کتابهای حدیثی و تاریخی و کتابهایی که در باب زیارت نوشته شدهاند، احادیث بسیاری هستند که مستقیم یا نامستقیم به رجعت، اشاره دارند. این موضوع در احادیث اهل سنت نیز یافت میشود.
احادیث شیعه در این باب، چند دستهاند. در این میان، احادیث صحیح و قابل اعتماد زیادی یافت میشوند که به چند دسته از آنها اشاره میشود:
مشابهت این امت با امتهای پیشین: دستهای از احادیث میگویند: آنچه در امت پیشین رخ داده است، عیناً در این امت نیز رخ میدهد و از جملۀ این امور، رجعت است[۴۷]. اگر این احادیث از معصوم(ع) وارد شده باشد، به این معنا نیستند که تمام جزئیات زندگی آنها در این امت نیز پدید میآید؛ بلکه ظاهر این احادیث، به اموری اشاره دارد که به مسائل دینی مربوطاند.
بیان اصل اعتقاد به رجعت: عبدالله بن عطا از امام باقر(ع) نقل میکند که در منی گروهی از عراق به دیدار پدرش امام زین العابدین(ع) آمدند و از جنگمردگان با زندگان پرسیدند و پدرش از اینکه اعتقاد به رجعت در میان آنها زنده بود، شادمان گردید و خندید و اصل مطلب را تأیید نمود[۴۸]. در حدیثی دیگر حسن بن شاذان واسطی از امام رضا(ع) حکایت میکند که ایشان در پاسخ شکایت وی از ظلم اهل واسط، دستور به شکیبایی تا برپایی دولت حق دادند و از روزگاری گفتند که ستمگران در آن از قبر برمیخیزند و بر صدق وعدههای پیامبران، گواهی میدهند[۴۹].
دو نوع مرگ: در احادیثی، برای مؤمنان، دو نوع از دنیا رفتن ترسیم شده است، در این احادیث، با استناد به آیۀ ﴿وَلَئِن مُّتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ لإِلَى اللَّه تُحْشَرُونَ﴾[۵۰]، مرگ عادی از کشته شدن، متمایز شده و برای مؤمنان، هر دو نوع مرگ، بیان گردیده است. زراره در حدیثی از امام باقر(ع) نقل میکند: "کسی که در راه خدا کشته شده، باید به دنیا باز گردد تا مرگ عادی را درک کند". در حدیثی دیگر، صفوان بن یحیی از امام رضا(ع) نقل میکند که در رجعت، هر کسی از مؤمنان که در زندگی قبلی کشته شده، میمیرد و هر که قبلاً مرده، کشته میشود«سَمِعْتُهُ يَقُولُ فِي الرَّجْعَةِ: مَنْ مَاتَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ قُتِلَ، وَ مَنْ قُتِلَ مِنْهُمْ مَات»[۵۱].
ویژگیهای رجعتکنندگان: در احادیث، تنها برای گروههای خاصی، امکان بازگشت در نظر گرفته شده است. در تعداد زیادی از احادیث، رجعت، مخصوص مؤمنان خالص و کافرانخالص است و سایر مؤمنان و کافران، رجعت ندارند[۵۲].
اختیار دادن به مؤمن برای بازگشت: برخی احادیث از باخبر کردن مؤمن در قبر از ظهور امام زمان(ع) و اختیار دادن به او در انتخاب بازگشت به دنیا یا ماندن در برزخ حکایت دارند[۵۳].
برخی اندیشمندان[۵۴] خواستهاند از آنچه در حکمتهای رجعت گفته شد، استدلالی عقلی بر ضرورت عقلی آن بیاورند. آنان سعی کردهاند با چینش مقدمات چهارگانه، بگویند: مواقعی برای فعلیت یافتن خاصیت وجودیِ پیامبر(ص) و ائمۀ اطهار(ع) وجود داشته که نمیتواند استمرار یابد؛ زیرا "القسر لا یدوم؛ قسر"[۵۵] نمیتواند دائمی باشد". بنابراین، عقلاً باید رجعت اتفاق بیفتد. این استدلال از چند جهت مخدوش است. میتوان پرسید: کدام دلیل عقلیاثبات کرده است که باید خاصیت وجودی هر موجودی، فعلیت پیدا کند؟ نهایت چیزی که میتوان گفت، این است که ایجاد فرصت برای تکمیل این ظرفیتهای وجودی از نظر عقلی، استحسان دارد؛ اما نمیتوان از آن ضرورت و الزام را نتیجه گرفت. ثانیاً قاعدۀ "القسر لا یدوم" اگر درست باشد، در امور طبیعی جاری میشود؛ اما در امور انسانی که با ارادههای مردم سر و کار پیدا میکنیم، سخن گفتن از قسر، درست نیست. آنجا قسری در کار نیست، تا اینکه در دائمی بودن یا نبودن آن گفتگو شود. بله، همچنان که گفته شد، میتوان از استحسان این امور سخن گفت؛ اما اثبات ضرورت عقلی، نیازمند استدلالی قویتر و مؤونهای بیشتر است. در این گونه امور، نیازی به تکلّف برای اثبات عقلی نیست؛ زیرا ادلۀ محکم قرآنی و حدیثی، بر امکان و وقوع رجعت وجود دارند. احادیث مربوط نیز فراتر از حد تواترند[۵۶].
همانگونه که انتظار فرج نقش برجسته و به سزایی در پویایی و نشاطجامعه ایفا میکند، باور به رجعت به دنیا در عصر ظهور، نیز میتواند نقش مهم و بهسزایی در نشاط دینی و امید به حضور در حکومت جهانی حضرت مهدی(ع) ایفا کند،؛ چراکه انسان با دیدن افرادی که همۀ عمر خود را در انتظار ظهور حضرت مهدی(ع) سپری کردهاند و آنگاه بدون درک ظهور از دنیا میروند، دچار سرخوردگی شده و حتی در جایگاه انتظار نیز دچار ناامیدی خواهد شد و اگر بداند در هنگام ظهور در صورت دارا بودن شرایط، امکان بازگشت او به دنیا و حضور در محضر آخرین امام(ع) را دارد در امیدواری او نقش بسیاری خواهد داشت.
علاوه بر آن، شخص علاقهمند به درک محضر آخرین حجت الهی، نهایت تلاش خود را به کار خواهد بست که به درجات بالای ایمان رسیده تا در زمرۀ مؤمنان رجعت کننده باشد[۵۷].
از روایات معصومین(ع) استفاده میشود، رجعت همزمان با ظهور حضرت مهدی(ع) آغاز میشود و در دوران ظهور ادامه خواهد داشت و همانند برخی از حوادث دیگر جزء کرامات به شمار میآید؛ زندهشدن مردگان و بیرون آمدن از قبرها در حالی که سر و رویشان را غبار و خاک گرفته و آنان از سر میافشانند، حالتی است که مردم آن را ندیدهاند و در آن روز خواهند دید[۵۸].
در برخی احادیث به طور کلی از رجعت در هنگام ظهور، سخن رفته است. مانند این حدیث: امام صادق(ع) فرمود: «همانا پرسش در قبر، از کسی است که ایمان محض یا کفر محض دارد و از دیگران صرف نظر میشود و دربارۀ رجعت هم فرمود: همانا هنگام ظهور قائم(ع) به دنیا بر میگردد هر که ایمان محض دارد و یا کفر محض؛ اما دیگران تا قیامت رجوع ندارند»[۵۹].
برخی دیگر میگویند: هنگامی که زمان قیام قائم(ع) میرسد، در ماه جمادی آخر و ده روز از رجب، بارانی بیمانند میبارد که خداوند به واسطۀ آن، بدنهای مؤمنان و گوشت آنان را در قبورشان میرویاند و...[۶۰].
در برخی احادیث که پیشتر گذشتند، نام یا تعداد کسانی از اقوام گذشته بیان شده است که رجعت میکنند تا در رکاب امام زمان(ع) باشند[۶۱].
روایت شده که مؤمن پس از مرگ، مانند تازه داماد یا تازه عروس که بر فراش خود آرمیده، با مژدۀ بهشت به خواب میرود و اهل بیت(ع) را در بهشت رضویزیارت میکند و... تا اینکه قائم(ع) قیام میکند. در این هنگام، خداوند، مؤمن را بر میانگیزاند تا به ندای امام زمان(ع) پاسخ گوید و همراه دیگران دسته دسته به سوی وی میروند[۶۳]. در برخی احادیث، از پرسشمؤمنان از رجعت دیگر مؤمنان در هنگامۀ ظهور، سخن رفته است[۶۴]. در حدیث رجعت، امام علی(ع)، از علائم ظهور به حساب آمده است[۶۵]؛ اما این حدیث با احادیثی که اولین رجعت کننده را امام حسین(ع) معرفی میکند و رجعت ایشان را هنگام مرگ یا کشته شدن امام زمان(ع) تعیین کرده است، منافات دارد. شاید بتوان گفت که مراد از اولین رجعت کننده در این احادیث، رجعت پس از شهادت امام زمان(ع) است که اولین رجعت کننده، امام حسین(ع) است و هم ایشان متکفل کفن و دفن امام زمان(ع) خواهد شد. از سوی دیگر، رجعت امام علی(ع) پیش از ظهور، یکی از رجعتهای امیر مؤمنان(ع) است؛ زیرا در احادیث متعددی ایشان صاحب رجعات "بازگشتها" معرفی شده است[۶۶]. در زیارتهای ایشان نیز این موضوع بیان شده است[۶۷]. در حدیثی گفته شده که علی(ع) یک رجعت با امام حسین(ع) دارد تا از بنی امیهانتقام کشد[۶۸] و یک رجعت با پیامبر(ص) دارد تا خلیفۀ او باشد و سایر امامان(ع) از عوامل وی باشند[۶۹]. علامه مجلسی میگوید: امام علی(ع)، هم پیش از ظهور و هم مقارن آن و هم پس از ظهور، رجعت دارد[۷۰]. با این بیان، مشکل تعارض برطرف میشود[۷۱].
حکمتهای رجعت را نباید به عنوان دلیل عقلیقطعی در نظر گرفت؛ بلکه هر یک از آنها در جهت معقولسازی و قابل فهم کردن مسأله به کار میآید. فایدۀ این حکمتها، آن است که ذهن انسان را برای فهم و پذیرش موضوع، آماده میکند و مانع انکار بیجا و جاهلانه میشوند. برای رجعت، چند حکمت متصور است:
پاداشصالحان و مجازات مجرمان: ساختار این جهان، بر اساس عدل است. پس این انتظار بهجاست که روزی در همین زندگی دنیای ظالمانی که خونمستضعفان را در شیشه کردهاند، به سزای اعمال خود برسند. البته مجازات اصلی، در آخرت خواهد بود؛ زیرا دنیا ظرفیت کافی برای مجازات مجرمان را ندارد؛ اما بر اساس قاعدۀ عقلانی"ما لا یدرک کلّه، لا یترک کلّه"[۷۲]، خوب است در اینجا هم به سزای اعمالشان برسند و بخشی از مجازات خود را دریابند. بنابراین، جا دارد به هنگام برپایی دولت عدل مهدوی(ع)، بهترینها و بدترینها باز گردند تا خوبان از بدان، انتقام کشند و در اقامۀ عدالت، مشارکت کنند و سینههایشان را از داغ ظلم، شفا دهند[۷۳] و عزت یابند و ایام دولت حق را ببینند و از آن بهرهمند گردند.
تقویت امید و آمادگی منتظران: فایدۀ دیگر اعتقاد به رجعت، ایجاد امید و حرکت در جمع مؤمنان برای آمادهسازی خود است. اگر مؤمنان خالص، امکان درکزماندولت موعودحق را پیدا کنند، همین مردم را تشویق میکند که خود را مصداق چنان مؤمنانی بگردانند. همچنین امیدشان افزوده میگردد و میدانند زحماتی که میکشند، در دنیا نیز ثمر خواهد داد.
ایجاد فرصت عمل برای شماری از نیکان:اولیای خدا و پیامبرانی که در زندگی خود، توفیق کامل یاری و نصرت حق را نیافتند و مردم، آنها را تنها گذاشتند و نتوانستند ظرفیتهای وجودی خود را آن چنان که میتوانستند، متحقق کنند، اینک این امکان را مییابند که به آن ظرفیتها تحقق بخشند و به کمال لایق خویش دست یابند. از این رهگذر، مردم جهان نیز بهرهمند میشوند. مؤمنان طراز اول نیز چنین حکمی دارند. آنان که ظرفیتهای بیشتری برای عمل در راه حق داشتنهاند، اما به دلیل عمل سران کفر و نفاق، از راه باز ماندهاند، جا دارد که دوباره به زندگی باز گردند تا ضمن نصرت دولت حق، خود به مراتبی در "سیر الی الله" دست یابند[۷۴].
↑﴿وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ ثُمَّ بَعَثْنَاكُم مِّن بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ﴾ و یاد کنید آنگاه را که گفتید: ای موسی! ما تا خداوند را آشکارا نبینیم، به تو ایمان نمیآوریم و در حالی که خود مینگریستید آذرخش شما را فرا گرفت باز، از پس مرگتان شما را برانگیختیم، باشد که سپاس بگزارید؛ سوره بقره، آیه ۵۵- ۵۶ و ﴿وَإِذْ قَتَلْتُمْ نَفْسًا فَادَّارَأْتُمْ فِيهَا وَاللَّهُ مُخْرِجٌ مَّا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا كَذَلِكَ يُحْيِي اللَّهُ الْمَوْتَى وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ﴾ و یاد کنید آنگاه را که انسانی را کشتید و در آن با هم به ستیزه برخاستید و خداوند چیزی را که پنهان میکردید آشکار کرد باری، گفتیم با پارهای از آن گاو بر این کشته بزنید، این چنین خداوند مردگان را زنده میکند و نشانههای خود را به شما نشان میدهد، باشد که خرد ورزید؛ سوره بقره، آیه ۷۲- ۷۳.
↑ آیا گمان میکنید به بهشت در خواهید آمد با آنکه هنوز داستان کسانی که پیش از شما (در) گذشتند بر سر شما نیامده است؟؛ سوره بقره، آیه ۲۱۴.
↑آیا جز این انتظار دارند که (فرمان) خداوند در سایهبانهایی از ابر و (نیز) فرشتگان نزدشان بیایند و کار (هلاکشان) پایان یافته باشد و کارها به سوی خداوند باز گردانده میشود؛ سوره بقره، آیه ۲۱۰.
↑یا همچون (داستان) آن کس که بر (خرابههای) شهری (با خانههایی) فرو ریخته گذشت. گفت: چگونه خداوند (مردم) این (شهر) را پس از مرگ آن (ها) زنده میگرداند؟ و خداوند همو را صد سال میراند و سپس (دوباره به جهان) باز آورد؛ فرمود: چندگاه درنگ داشتی؟ گفت: یک روز یا پارهای از یک روز درنگ داشتم؛ فرمود: (نه) بلکه صد سال است که درنگ کردهای، به آب و غذایت بنگر که دگرگونی نپذیرفته است و (نیز) به درازگوش خود بنگر (که مرده و پوسیده است) و (این) برای آن (است) که تو را نشانهای برای مردم کنیم و به استخوانها بنگر که چگونه آنها را جنبانده، کنار هم فرا میچینیم آنگاه گوشت (و پوست) بر آن میپوشانیم، و چون بر وی آشکار شد گفت: میدانم که خداوند بر هر کاری تواناست؛ سوره بقره، آیه ۲۵۹.
↑از جمله مفسران اهل سنت، عبارتند از: طبری در تفسیر الطبری: ج۲ جزء۲ ص۵۸۶، ابن کثیر در تفسیر ابن کثیر: ج۱ ص۴۶۴، زمخشری در الکشاف: ج۱ ص۱۵۷، ابن قتیبه در غریب القرآن: ج۱ ص۸۶، و بسیاری دیگر.
↑آیا در (کار) کسانی ننگریستهای که از بیم مرگ از سرزمین خود بیرون رفتند و آنان هزاران کس بودند و خداوند به آنان فرمود: بمیرید سپس آنان را زنده کرد؛ بیگمان خداوند دارای بخشش بر مردم است اما بیشتر مردم سپاس نمیگزارند؛ سوره بقره، آیه ۲۴۳.
↑یاد کن که خداوند فرمود: ای عیسی پسر مریم! نعمت مرا بر خود و بر مادرت به یاد آور هنگامی که تو را با روح القدس پشتیبانی کردم که در گهواره و در میانسالی با مردم سخن میگفتی و هنگامی که به تو کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم و هنگامی که با اذن من از گل، همگون پرنده میساختی و در آن میدمیدی و به اذن من پرنده میشد و نابینای مادرزاد و پیس را با اذن من شفا میدادی و هنگامی که با اذن من مرده را (از گور) برمیخیزاندی؛ سوره مائده، آیه ۱۱۰.
↑باری، گفتیم با پارهای از آن (گاو) بر این (کشته) بزنید، این چنین خداوند مردگان را زنده میکند و نشانههای خود را به شما نشان میدهد، باشد که خرد ورزید؛ سوره بقره، آیه ۷۳.
↑باز، از پس مرگتان شما را برانگیختیم، باشد که سپاس بگزارید؛ سوره بقره، آیه ۵۶.
↑سپس آنان را (از خواب) برانگیختیم تا روشن گردانیم کدام یک از دو گروه در ازای درنگی را که (در غار) داشتند بهتر شمارش میکند؛ سوره کهف، آیه ۱۲.
↑و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم گفت: پروردگارا! به من بنمای چگونه مردگان را زنده میسازی؟ فرمود: آیا ایمان نداری؟ گفت: چرا امّا تا دلم آرام یابد؛ فرمود: چهار پرنده برگزین و نزد خود پاره پاره گردان سپس هر پارهای از آنها را بر کوهی نه! آنگاه آنان را فرا خوان تا شتابان نزد تو آیند و بدان که خداوند پیروزمندی فرزانه است؛ سوره بقره، آیه ۲۶۰.
↑«و ما آنها را محشور میکنیم و یک تن را از آنان وا نمینهیم».
↑«میگویند: پروردگارا! ما را دو بار میراندی و دو بار زنده گرداندی، اینک ما به گناهان خویش اعتراف کردهایم، آیا راه بیرون شدی از اینجا هست؟».
↑«آن که ابلاغ قرآن را بر تو واجب کرده است، تو را به بازگشتگاهی، باز میگرداند».
↑اسناد این احادیث، چندان قوی نیستند و راویان مجهول در میان راویان آنها وجود دارند. از جمله حدیث است که حسن بن جهم از امام رضا(ع) در مجلس مأمون نقل میکند؛ ر. ک: عیون أخبار الرضا(ع): ج۱ ص۲۱۶ ح۱ و بحار الأنوار: ج۵۳ ص۵۸ ح۴۵.
↑مختصر بصائر الدرجات: ص۲۰، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۶۷ ح۶۲ راویان این حدیث، مورد تأیید رجالیان هستند. تنها در مورد عبدالله بن عطا برخی تردید کردهاند که کدام است. ثانیاً به دلیل روایت کمی که دارد، چندان شناخته شده نیست. البته هیچ گونه تضعیفی دربارۀ هیچ یک از عبدالله بن عطاها نیامده است و این تا حدی حدیث را قابل قبول میسازد، به طوری که اگر با دیکر شواهد تقویت شود، پذیرفتنی میگردد.
↑الکافی: ج۸ ص۲۴۷ ح۳۴۶، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۸۹ ح۸۷. سند این حدیث، قوی نیست؛ زیرا وثاقت محمد بن سالم بن ابی سلمه، با وجود امامی بودن، ثابت نشده است؛ اما در کنار دیگر روایات باب میتواند یکی از شواهد تقویت کنندۀ این دیدگاه باشد.
↑و اگر بمیرید یا کشته شوید بیگمان نزد خداوند، گردتان میآورند؛ سوره آل عمران، آیه ۱۵۸.
↑احادیث در این باب، بسیارند؛ ر. ک: مختصر بصائر الدرجات: ص۲۴ و ۱۷۸، تفسیر القمی: ج۲ ص۱۳۰، دلائل الإمامة: ص۴۴۷ ح۴۲۴؛ بحار الأنوار: ج۶ ص۲۹۲ و ج۲۵ ص۵۱ و ج۵۳ ص۳۹ و ۵۳ و ۶۱ و ج۶۲ ص۱۹۳-۱۹۴.
↑از جمله روایت مفضّل بن عمر که امام صادق(ع) از احوال مردگان در زمان غیبت سؤال میکند و ایشان پاسخ میدهند که هنگام ظهور از مؤمن در قبرش سؤال میکند که: ای فلانی! صاحب تو ظهور کرده است. اگر میخواهی به او ملحق شوی، بشو و اگر نمیخواهی در کرامت الهی باقی بمانی، بمان؛ الغیبة، ص۴۵۸ ح۴۷۰، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۹۱ ح۹۸. این روایت، قابل اعتماد نیست.
↑قسر، در مقابل "طبع" و مرادف با "جبر"، است و حرکت قسری، حرکتی بر خلاف میل را گویند و حرکتی که از خارج بر اجسام تحمیل شود. محرک اجسام، گاه میل و طبع آنهاست و گاه عامل خارجی، که شق دوم را حرکت قسری گویند؛ فرهنگ معارف اسلامی: ج۳ ص۱۴۷۹ برگفته از شفا: ج۱ ص۱۰۹، الأسفار الأربعة: ج۳ ص۱۲۵.
↑«رَوَى عَبْدُ الْكَرِيمِ الْخَثْعَمِيُّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ(ع) كَمْ يَمْلِكُ الْقَائِمُ(ع) قَالَ: سَبْعَ سِنِينَ تَطُولُ لَهُ الْأَيَّامُ وَ اللَّيَالِي حَتَّى تَكُونَ السَّنَةُ مِنْ سِنِيهِ مِقْدَارَ عَشْرِ سِنِينَ مِنْ سِنِيكُمْ فَيَكُونُ سِنُو مُلْكِهِ سَبْعِينَ سَنَةً مِنْ سِنِيكُمْ هَذِهِ وَ إِذَا آنَ قِيَامُهُ مُطِرَ النَّاسُ جُمَادَى الْآخِرَةَ وَ عَشَرَةَ أَيَّامٍ مِنْ رَجَبٍ مَطَراً لَمْ يَرَ الْخَلَائِقُ مِثْلَهُ فَيُنْبِتُ اللَّهُ بِهِ لُحُومَ الْمُؤْمِنِينَ وَ أَبْدَانَهُمْ فِي قُبُورِهِمْ فَكَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَيْهِمْ مُقْبِلِينَ مِنْ قِبَلِ جُهَيْنَةَ يَنْفُضُونَ شُعُورَهُمْ مِنَ التُّرَاب» و هنگام قیام او، بارانی در ماه جمادی آخر و ده روز اول رجب بر مردم فرو میریزد که مانند آن را ندیدهاند و خداوند، گوشت و پیکر مؤمنان را در قبرهایشان با آن باران میرویاند و گویی آنان را میبینم که از سوی جهینه پیش میآیند و موهایشان را از خاک قبر میتکانند؛ ر.ک: الارشاد؛ ص۲۵ ح۱۴۳۳.
↑«رَوَى الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ(ع) قَالَ: يُخْرِجُ الْقَائِمُ(ع) مِنْ ظَهْرِ الْكُوفَةِ سَبْعَةً وَ عِشْرِينَ رَجُلًا خَمْسَةَ عَشَرَ مِنْ قَوْمِ مُوسَى(ع) الَّذِينَ كَانُوا يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ وَ سَبْعَةً مِنْ أَهْلِ الْكَهْفِ وَ يُوشَعَ بْنَ نُونٍ وَ سَلْمَانَ وَ أَبَا دُجَانَةَ الْأَنْصَارِيَّ وَ الْمِقْدَادَ وَ مَالِكاً الْأَشْتَرَ فَيَكُونُونَ بَيْنَ يَدَيْهِ أَنْصَاراً وَ حُكَّاما» مفضّل بن عمر گفت: امام صادق(ع) فرمود: قائم(ع) بیست و هفت مرد را از پشت کوفه بیرون میآورد که پانزده تن از آنان از قوم موسی هستند که به سوی حق هدایت میکنند و به حق و عدالت، داوری میکنند و هفت تن دیگر، اصحاب کهف و یوشع بن نون، سلمان، ابو دجانه انصاری، مقداد و مالک اشتر هستند که یاوران و کارگزاران پیش روی او خواهند بود؛ ر. ک: الارشاد: ص۲۹ ح۱۴۳۶.
↑«عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ(ع) أَنَّهُ قَالَ: مَنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً بِهَذَا الْعَهْدِ كَانَ مِنْ أَنْصَارِ قَائِمِنَا فَإِنْ مَاتَ قَبْلَهُ أَخْرَجَهُ اللَّهُ تَعَالَى مِنْ قَبْرِهِ وَ أَعْطَاهُ بِكُلِّ كَلِمَةٍ أَلْفَ حَسَنَةٍ وَ مَحَا عَنْهُ أَلْفَ سَيِّئَةٍ وَ هُوَ هَذَا اللَّهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظِيمِ وَ رَبَّ الْكُرْسِيِّ الرَّفِيعِ وَ رَبَّ الْبَحْرِ الْمَسْجُور» هر کس خدای متعال را چهل بامداد با این عهد بخواند، از یاران قائم ما خواهد بود و اگر پیش از ظهور بمیرد، خدای متعال، او را از قبرش بیرون میآورد، و در برابر هر کلمه این دعا، هزار حسنه به او میدهد و هزار بدی از او محو میکند. و متن آن، این است: خدایا! پروردگار نور بزرگ، پروردگار کرسی رفیع، پروردگار دریای انبوه!...؛ ر. ک: مصباح الزائر: ص۳۵، ص۱۴۴۳.
↑این موضوع در احادیث متعددی بیان شده است، از جمله در حدیثی از امام رضا(ع) که فرمود: «متن قرآن دوست داشتند که شاید در آن وقت زنده میبودند، فرا میرسد، و خداوند، سینههای مردم با ایمان را شفا میدهد؛ الغیبة، طوسی: ص۴۴۰ ح۴۳۱، بحار الأنوار: ج۵۲ ص۲۹۰ ح۲۸.