جنگ جمل: تفاوت میان نسخه‌ها

۷۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۲ ژانویهٔ ۲۰۲۵
 
(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۳۳: خط ۳۳:


=== [[توطئه]] [[معاویه]] در تحریک [[طلحه]] و [[زبیر]] ===
=== [[توطئه]] [[معاویه]] در تحریک [[طلحه]] و [[زبیر]] ===
{{همچنین|معاویه}}
معاویه پس از آن‌که [[آگاهی]] یافت گروهی در [[مدینه]] با [[حکومت علی]]{{ع}} مخالفند و اظهارات طلحه و زبیر نیز به وی رسیده بود، فهمید طلحه و زبیر به خاطر اینکه از [[امارت]] محروم‌اند، آرام نخواهند نشست. از این روی در صدد توطئه و تحریک [[مخالفان امام علی]]{{ع}} برآمد. وی در نامه‌هایی که به [[طلحة بن عبیدالله]]، [[زبیر بن عوام]]، [[سعید بن عاص]]، [[عبدالله بن عامر بن کریز]]، [[ولید بن عقبه]] و [[یعلی بن منیه]] نوشت، آنها را بر مخالفت با علی و رسیدن به [[قدرت]] تحریک کرد.
معاویه پس از آن‌که [[آگاهی]] یافت گروهی در [[مدینه]] با [[حکومت علی]]{{ع}} مخالفند و اظهارات طلحه و زبیر نیز به وی رسیده بود، فهمید طلحه و زبیر به خاطر اینکه از [[امارت]] محروم‌اند، آرام نخواهند نشست. از این روی در صدد توطئه و تحریک [[مخالفان امام علی]]{{ع}} برآمد. وی در نامه‌هایی که به [[طلحة بن عبیدالله]]، [[زبیر بن عوام]]، [[سعید بن عاص]]، [[عبدالله بن عامر بن کریز]]، [[ولید بن عقبه]] و [[یعلی بن منیه]] نوشت، آنها را بر مخالفت با علی و رسیدن به [[قدرت]] تحریک کرد.


خط ۷۲: خط ۷۳:


== نزدیک شدن [[بیعت‌شکنان]] به [[بصره]] ==
== نزدیک شدن [[بیعت‌شکنان]] به [[بصره]] ==
{{همچنین|عثمان بن حنیف}}
وقتی که [[طلحه]] و [[زبیر]] همراه [[عایشه]] به چاه [[ابوموسی]] که نزدیک بصره بود، رسیدند، [[عمیر بن عبدالله تمیمی]] آنها را دید و گفت: ای مادر مؤمنان تو را [[سوگند]] می‌دهم که پیش قومی که از قبل هیچ کس را آنجا نفرستاده‌ای نروی و پیشاپیش ابن عامر را که در بصره دست پروردگانی دارد بفرست و باید او برود. عایشه برابر این پیشنهاد عمل کرد و ابن عامر را فرستاد و نامه‌ای نیز به بزرگان بصره مانند [[احنف بن قیس]] و امثال او نوشت و خود توقف کرد<ref>نویری، نهایة الإرب، ج۵، ص۱۱۹.</ref>. طلحه و زبیر نیز نامه‌ای به [[عثمان بن حنیف]] استاندار علی{{ع}} بر بصره نوشتند و از او خواستند که [[دارالاماره]] را برای آنها تخلیه کند.
وقتی که [[طلحه]] و [[زبیر]] همراه [[عایشه]] به چاه [[ابوموسی]] که نزدیک بصره بود، رسیدند، [[عمیر بن عبدالله تمیمی]] آنها را دید و گفت: ای مادر مؤمنان تو را [[سوگند]] می‌دهم که پیش قومی که از قبل هیچ کس را آنجا نفرستاده‌ای نروی و پیشاپیش ابن عامر را که در بصره دست پروردگانی دارد بفرست و باید او برود. عایشه برابر این پیشنهاد عمل کرد و ابن عامر را فرستاد و نامه‌ای نیز به بزرگان بصره مانند [[احنف بن قیس]] و امثال او نوشت و خود توقف کرد<ref>نویری، نهایة الإرب، ج۵، ص۱۱۹.</ref>. طلحه و زبیر نیز نامه‌ای به [[عثمان بن حنیف]] استاندار علی{{ع}} بر بصره نوشتند و از او خواستند که [[دارالاماره]] را برای آنها تخلیه کند.


۱۲۹٬۶۸۱

ویرایش