بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۳۵: | خط ۱۳۵: | ||
#'''[[تکیه]] بر [[حدس]] و [[گمان]]''': [[احکام شرعی]] بر اساس [[علم]] و [[اطمینان]] [[ثابت]] میشود؛ همچنین با [[علم]] و [[اطمینان]] است که میتوان حکمی [[قضایی]] صادر کرد تا حقی از کسی [[سلب]] و به دیگری داده شود؛ ولی از آنجا که [[تحصیل علم]] و [[اطمینان]] همیشه ممکن نیست و اگر [[راه]] دیگری نباشد بسیاری از [[احکام]] تعطیل و بساط [[قضاوت]] در [[جامعه]] برچیده میشود، [[شارع مقدس]] [[رخصت]] داده است که برخی از گمانها [[علم]] تلقی شده و بر مبنای آنها عمل شود، برای نمونه، اگر [[انسان]] [[عادل]] درستکاری از [[امام]] [[معصوم]] خبر بیاورد، ما میتوانیم به آن خبر عمل کنیم، هرچند که به مفاد آن، [[یقین]] کامل نداشته باشیم؛ همچنین به [[قاضی]] اجازه داده است که اگر [[شاهد]] [[عادل]]، به چیزی [[گواهی]] داد، بر مبنای [[شهادت]] او [[حکم]] صادر کند، هر چند که به مفاد [[شهادت]] او [[علم کامل]] نداشته باشد. گمانی که از [[راه]] خبر و [[شهادت]] [[عادل]] پیدا میشود یک [[گمان]] خاص است که [[خداوند متعال]] اجازه داده آن را جایگزین [[علم]] کرده، بر مبنای آن عمل کنیم؛ بنابراین معلوم میشود که [[شارع مقدس]] [[راضی]] نیست ما در مورد [[احکام شرعی]] و [[حقوقی]] [[مردمان]] به هرگمانی عمل کنیم. اگر [[قاضی]] بدون در نظر گرفتن این [[میزان]] طبق [[گمان]] خود [[حکم]] صادر کند، [[بیعدالتی]] کرده است، هرچند احیاناً حکمش [[مطابق واقع]] باشد. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} میفرماید:{{متن حدیث|لَيْسَ مِنَ الْعَدْلِ الْقَضَاءُ عَلَى الثِّقَةِ بِالظَّنِّ}}<ref>شریف رضی، نهج البلاغه، با شرح محمد عبده، ۴/۴۹، حکمت ۲۲۰؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۳۷۹.</ref>؛ از [[عدالت]] نیست که [[انسان]] با [[تکیه]] بر [[گمان]] [[قضاوت]] کند. | #'''[[تکیه]] بر [[حدس]] و [[گمان]]''': [[احکام شرعی]] بر اساس [[علم]] و [[اطمینان]] [[ثابت]] میشود؛ همچنین با [[علم]] و [[اطمینان]] است که میتوان حکمی [[قضایی]] صادر کرد تا حقی از کسی [[سلب]] و به دیگری داده شود؛ ولی از آنجا که [[تحصیل علم]] و [[اطمینان]] همیشه ممکن نیست و اگر [[راه]] دیگری نباشد بسیاری از [[احکام]] تعطیل و بساط [[قضاوت]] در [[جامعه]] برچیده میشود، [[شارع مقدس]] [[رخصت]] داده است که برخی از گمانها [[علم]] تلقی شده و بر مبنای آنها عمل شود، برای نمونه، اگر [[انسان]] [[عادل]] درستکاری از [[امام]] [[معصوم]] خبر بیاورد، ما میتوانیم به آن خبر عمل کنیم، هرچند که به مفاد آن، [[یقین]] کامل نداشته باشیم؛ همچنین به [[قاضی]] اجازه داده است که اگر [[شاهد]] [[عادل]]، به چیزی [[گواهی]] داد، بر مبنای [[شهادت]] او [[حکم]] صادر کند، هر چند که به مفاد [[شهادت]] او [[علم کامل]] نداشته باشد. گمانی که از [[راه]] خبر و [[شهادت]] [[عادل]] پیدا میشود یک [[گمان]] خاص است که [[خداوند متعال]] اجازه داده آن را جایگزین [[علم]] کرده، بر مبنای آن عمل کنیم؛ بنابراین معلوم میشود که [[شارع مقدس]] [[راضی]] نیست ما در مورد [[احکام شرعی]] و [[حقوقی]] [[مردمان]] به هرگمانی عمل کنیم. اگر [[قاضی]] بدون در نظر گرفتن این [[میزان]] طبق [[گمان]] خود [[حکم]] صادر کند، [[بیعدالتی]] کرده است، هرچند احیاناً حکمش [[مطابق واقع]] باشد. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} میفرماید:{{متن حدیث|لَيْسَ مِنَ الْعَدْلِ الْقَضَاءُ عَلَى الثِّقَةِ بِالظَّنِّ}}<ref>شریف رضی، نهج البلاغه، با شرح محمد عبده، ۴/۴۹، حکمت ۲۲۰؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۳۷۹.</ref>؛ از [[عدالت]] نیست که [[انسان]] با [[تکیه]] بر [[گمان]] [[قضاوت]] کند. | ||
#'''[[بیتابی]]''': [[اجرای عدالت]] در آنجا که برای [[انسان]] نفعی ظاهری و ملموس ندارد، مشکل و [[نیازمند]] پایمردی و [[استواری]] است. از این میدان فقط مردان آزموده سربلند خارج میشوند. مشکلتر از این [[مقام]]، مقامی است که علاوه بر این امر [[قضاوت]] به دست خود [[انسان]] باشد. [[رسول خدا]]{{صل}} میفرماید: سه چیز است که [[مردم]] تاب آن را ندارند. با [[مردم]] به [[انصاف]] رفتارکردن...<ref>صدوق، خصال، ص۱۲۵.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} نیز [[انصاف]] با [[مردم]] را در زمره سختترین [[تکالیف]] الاهی به شمار آورده است<ref>صدوق، خصال، ص۱۲۵.</ref>؛ بنابراین یکی از موانع [[اجرای عدالت]] [[بیتابی]] [[انسان]] است<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج14، ص88-90.</ref>. | #'''[[بیتابی]]''': [[اجرای عدالت]] در آنجا که برای [[انسان]] نفعی ظاهری و ملموس ندارد، مشکل و [[نیازمند]] پایمردی و [[استواری]] است. از این میدان فقط مردان آزموده سربلند خارج میشوند. مشکلتر از این [[مقام]]، مقامی است که علاوه بر این امر [[قضاوت]] به دست خود [[انسان]] باشد. [[رسول خدا]]{{صل}} میفرماید: سه چیز است که [[مردم]] تاب آن را ندارند. با [[مردم]] به [[انصاف]] رفتارکردن...<ref>صدوق، خصال، ص۱۲۵.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} نیز [[انصاف]] با [[مردم]] را در زمره سختترین [[تکالیف]] الاهی به شمار آورده است<ref>صدوق، خصال، ص۱۲۵.</ref>؛ بنابراین یکی از موانع [[اجرای عدالت]] [[بیتابی]] [[انسان]] است<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج14، ص88-90.</ref>. | ||
==نشانههای [[عدالت]]== | |||
*نشانههایی که در [[روایات]] برای [[عدالت]] آمده، پارهای مربوط به [[عدالت]] [[نفسانی]]، پارهای مربوط به [[عدالت]] [[رفتاری]] و برخی هم نشانه هر دو [[قسم]] [[عدالت]] میباشند. | |||
#'''[[رفتار]] منصفانه''': آشکارترین نشانه [[عدالت]] [[رفتار]] منصفانه با [[مردم]] است. [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|أَعْدَلُ النَّاسِ مَنْ يَرْضَى لِلنَّاسِ مَا يَرْضَى لِنَفْسِهِ وَ كَرِهَ لَهُمْ مَا يَكْرَهُ لِنَفْسِهِ}}<ref>محمد بن الفتال نیشابوری، روضة الواعظین، ص۴۶۵.</ref>؛ عادلترین [[مردمان]] کسی است که برای [[مردم]] همان را بپسندد که برای خویش میپسندد و آنچه را برای خود نمیپسندد برای ایشان هم نپسندد. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|أَعْدَلُ النَّاسِ مَنْ أَنْصَفَ مَنْ ظَلَمَهُ}}<ref>علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۱۱۶.</ref>؛ عادلترین [[مردمان]] کسی است که با آنکه بر او [[ستم]] کرده به [[انصاف]] [[رفتار]] کند. و میفرماید: {{متن حدیث|الْعَدْلُ أَنَّكَ إِذَا ظُلِمْتَ أَنْصَفْتَ}}<ref>علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۶۵؛ آمدی، غرر الحکم، ح۴۴۶، ح۱۰۲۰۷.</ref>؛ عدل آن است که چون بر تو [[ستم]] رود، [[انصاف]] کنی. | |||
#'''خودداری از [[گناه]]''': یکی از [[نشانههای عدالت]] آن است که [[انسان]] از هر گناهی خودداری کند. [[امام صادق]]{{ع}} در توصیف [[عادل]] میفرماید: {{متن حدیث|إِذَا غَضَّ طَرْفَهُ عَنِ الْمَحَارِمِ وَ لِسَانَهُ عَنِ الْمآثِمِ وَ كَفَّهُ عَنِ الْمَظَالِمِ}}<ref>ابن شعبه حرانی، تحف العقول عن آل الرسول، ص۳۶۵؛ میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۱، ص۳۱۷.</ref>؛ [[عادل]] کسی است که چشم از [[حرام]] [[خدا]] ببندد، [[زبان]] از [[گناهان]] بدارد و دست از [[ستم]] بر دارد. [[امام رضا]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|مَنْ عَامَلَ النَّاسَ فَلَمْ يَظْلِمْهُمْ وَ حَدَّثَهُمْ فَلَمْ يَكْذِبْهُمْ وَ وَعَدَهُمْ فَلَمْ يُخْلِفْهُمْ فَهُوَ مِمَّنْ كَمُلَتْ مُرُوءَتُهُ وَ ظَهَرَتْ عَدَالَتُهُ وَ وَجَبَتْ أُخُوَّتُهُ وَ حَرُمَتْ غَيْبَتُهُ}}<ref>صدوق، خصال، ص۲۰۸؛ ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۲۳۹.</ref>؛ کسی که در معاملات، بر [[مردم]] [[ستم]] نکند، در سخن به آنها [[دروغ]] نگوید و در وعدههای خود با آنها خلاف نکند جوانمردیش کامل و عدالتش آشکار است. | |||
#'''یکرنگی''': از [[نشانههای عدالت]]، یکرنگی در گفتار و [[کردار]] است. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|مَنْ طَابَقَ سِرُّهُ عَلَانِيَتَهُ وَ وَافَقَ فِعْلُهُ مَقَالَتَهُ فَهُوَ الَّذِي أَدَّى الْأَمَانَةَ وَ أَخْلَصَ عِبَادَتَهُ}}<ref>آمدی، غرر الحکم، ص۲۲۱، ح۴۰۶۹.</ref>؛ هرکس نهانش با آشکارش مطابق و کردارش با گفتارش موافق باشد، [[امانت]] را ادا کرده و عدالتش آشکار است. | |||
#'''[[پرهیز]] از [[تبعیض]] با زیردستان''': از [[نشانههای عدالت]]، خودداری از [[تبعیض]] با زیردستان است. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}در نامهای به یکی از [[کارگزاران]] خود مینویسد: {{متن حدیث|وَ اخْفِضْ لِلرَّعِيَّةِ جَنَاحَكَ وَ ابْسُطْ لَهُمْ وَجْهَكَ وَ أَلِنْ لَهُمْ جَانِبَكَ وَ آسِ بَيْنَهُمْ فِي اللَّحْظَةِ وَ النَّظْرَةِ وَ الْإِشَارَةِ وَ التَّحِيَّةِ حَتَّى لَا يَطْمَعَ الْعُظَمَاءُ فِي حَيْفِكَ وَ لَا يَيْأَسَ الضُّعَفَاءُ مِنْ عَدْلِكَ}}<ref>شریف رضی، نهجالبلاغه، نامه ۴۶، شرح محمد عبده، ۳/۷۶.</ref>؛ با [[رعیت]]، [[فروتن]]، [[گشادهرو]] و ملایم باش. گردش چشم، نگاه، اشاره و [[سلامت]] را بین آنها به [[مساوات]] تقسیم کن تا فرادستان به [[ظلمت]] [[طمع]] نبندند و فرودستان از [[عدالت]] [[ناامید]] نشوند<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج14، ص78، 79.</ref>. | |||
==نسبیت [[عدالت]]== | ==نسبیت [[عدالت]]== | ||