صراط مستقیم در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط  
| موضوع مرتبط = صراط مستقیم
| موضوع مرتبط = صراط مستقیم
| عنوان مدخل  = صراط مستقیم
| عنوان مدخل  = صراط مستقیم
| مداخل مرتبط = [[صراط مستقیم در لغت]] - [[صراط مستقیم در قرآن]] - [[صراط مستقیم در حدیث]] - [[صراط مستقیم در کلام اسلامی]] - [[صراط مستقیم در عرفان اسلامی]] - [[مقام صراط مستقیم]] - [[صراط مستقیم در فقه سیاسی]] - [[صراط مستقیم در جامعه‌شناسی اسلامی]]
| مداخل مرتبط = [[صراط مستقیم در لغت]] - [[صراط مستقیم در قرآن]] - [[صراط مستقیم در حدیث]] - [[صراط مستقیم در عرفان اسلامی]] - [[صراط مستقیم در کلام اسلامی]] - [[مقام صراط مستقیم]] - [[صراط مستقیم در فقه سیاسی]] - [[صراط مستقیم در جامعه‌شناسی اسلامی]]
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}


== واژه‌شناسی لغوی ==
== معناشناسی ==
*"[[صراط]]" در لغت به معنای راه راست و "مستقیم‌" اسم فاعل [[استقامت]]، به معنای راست و درست و [[پایداری]] است که هیچ گونه کژی در آن نباشد. استقامت‌ طریق، آن است که راست و بر خط مستوی باشد و طریق [[حق]] را به آن [[تشبیه]] کرده‌اند‌<ref>مفردات فی غریب القرآن ۴۰۷.</ref> بنابراین صراط مستقیم یعنی راه روشـن و راست که همه را در برمی‌گیرد و دارای روندگان بسیاری است.<ref>[[ابوالفضل کمالی|کمالی، ابوالفضل]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|صراط مستقیم]]، ص ۲.</ref>
=== معنای لغوی ===
«صراط مستقیم» ترکیبی وصفی از دو واژه «[[صراط]]» به معنای راه روشن و آسان برای پیمودن<ref>مفردات، ص۴۰۷؛ لسان العرب، ج ۷، ص۳۱۴، «سرط».</ref> و «مستقیم» اسم فاعل باب استفعال از ریشه «ق ـ و ـ م»<ref>اعراب القرآن، درویش، ج ۱، ص۱۵.</ref> به معنای راست و صاف است<ref>القاموس الفقهی، ص۳۰۹.</ref>. «صراط» در اصل از ریشه «س ـ ر ـ ط» به‌ معنای بلعیدن سریع بدون جویدن است<ref>العین، ج ۷، ص۲۱۱؛ مفردات، ص۴۰۷، «سرط».</ref> و چون حرف «ص» و «ط» قریب المخرج‌اند و حرف «ط» بعد از «س» قرار گرفته، مطابق ادبیات عرب «س» به «ص» [[تغییر]] حالت داده و به صورت «صراط» در آمده است<ref>نک: البدیع فی علم العربیه، ج ۴، ص۵۶۳؛ شرح النظام علی الشافیه، ص۶۶۸؛ التطبیق الصرفی، ص۱۴۹-۱۵۰.</ref>. به راه هموار و وسیع از آن ‌رو «سراط» یا «[[صراط]]» گفته شده که رهرو به سرعت در آن ناپدید می‌شود؛ به‌گونه‌ای که‌ گویا راه رهرو‌ خود را می‌بلعد<ref>تهذیب اللغه، ج ۱۲، ص۲۳۲؛ نک: مفردات، ص۴۰۷، «سرط».</ref>. برخی نیز بر این باورند که سراط و [[صراط]] دو گویش متفاوت در لغت عرب‌اند و در معنا با یکدیگر تفاوتی ندارند<ref>نک: الصحاح، ج ۳، ص۱۱۳۱؛ مجمع البحرین، ج ۴، ص۲۵۲، «سرط».</ref>.<ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|مقاله «صراط مستقیم»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص۱۹۲؛ [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[حقیقت صراط مستقیم (مقاله)|حقیقت صراط مستقیم]]؛ [[ابوالفضل کمالی|کمالی، ابوالفضل]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|صراط مستقیم]]، ص۲.</ref>


== اصطلاح‌شناسی [[صراط مستقیم در قرآن]] ==
«[[سبیل]]» و «طریق» دو واژه دیگری هستند که معنایی نزدیک به معنای صراط دارند<ref>المیزان، ج ۱، ص۲۸.</ref>؛ با این تفاوت که ‌عام‌اند و برای راه‌های آسان و سخت، وسیع و غیر وسیع و مادی و غیر مادی به کار می‌روند<ref>معجم الفروق اللغویه، ص۳۱۳.</ref>. «مستقیم‌» نیز به معنای راست و درست و [[معتدل]] است و در برابر مُعْوَجّ به معنای کج قرار دارد<ref>معجم الفروق اللغویه، ص۵۱؛ تاج العروس، ج ۱۷، ص۵۹۲، «قوم».</ref>. به گفته [[راغب اصفهانی]]، ‌استقامت‌ طریق عبارت است از [[استواری]] بر خط مستوی و استعاره‌ای است برای راه [[حق]]<ref>مفردات، ص۶۹۲، «قوم».</ref>، از این رو [[مفسران]] «صراط‌ مستقیم» را به راه آشکار، واضح و راه [[دین]] حق‌ و راهی معرفی کرده‌اند که از [[انحراف]] و [[کژی]] پیراسته باشد‌<ref>نک: التبیان، ج ۱، ص۴۲؛ مجمع البیان، ج ۲، ص۸۰۳؛ المحیط الاعظم، ج ۶، ص۱۸۵؛ مواهب الرحمن، ج ۱، ص۴۰.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|مقاله «صراط مستقیم»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص۱۹۲.</ref>
* [[مفسران]] در مورد مقصود از [[صراط مستقیم]] نظرات مختلفی دارند، برخی مراد از [[صراط مستقیم]] را [[قرآن]] دانسته‌اند و برخی دیگر مراد از آن را [[اسلام]] و برخی از اقوال، [[پیامبر خاتم|پیامبراکرم]] {{صل}} و [[امامان معصوم]] {{عم}} را بیان کرده‌اند. مرحوم [[طبرسی]] در [[کتاب]] [[مجمع البیان]] پس از [[نقل]] اقوال یاد شده که در ذیل [[تفسیر آیه]] ۶ [[سوره فاتحه]] الکتاب آورده اسـت می‌نویسد: بهتر است که آن را بر معنای عام حمل کرد، به طوری که شامل همه مصادیق یاد شده شود؛ زیرا [[صراط]] مستقیـم، [[دینی]] است که [[خداوند]] به آن [[فرمان]] داده و آن اعم از [[توحید]] و [[عدل]] و ولایتِ کسانی است که [[اطاعت]] آنـان واجـب اسـت و همین معنا نیز در [[آیه]] {{متن قرآن|اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref>«راه راست را به ما بنمای» سوره فاتحه، آیه ۶.</ref> مراد و مقصود [[خداوند]] است.<ref>مجمع البیان ج۱و ۲ ص۱۰۴</ref> این سخن [[طبرسی]] همان چیزی است که می‌توان از [[قرآن]] به دست آورد، از این روست که گاه از تمامی [[دین حق]] به صـراط مستقیم یاد می‌شود و گاه دیگر از [[صراط]] [[پیامبر]] {{صل}} به عنوان [[صراط مستقیم]] تعبیر شده{{متن قرآن|وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>«و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۳.</ref> و {{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و به یقین تو آنان را به راهی راست می‌خوانی» سوره مؤمنون، آیه ۷۳.</ref> و گاه دیگر راه [[ولایت]] راه راست دانسته می‌شود. در [[قرآن]] این معنای عام که مرحوم [[شیخ طبرسی]] بیان کرده است با واژگان دیگری نیز توضیح داده شده که می‌توان به واژگانی چون [[حنیف]]، [[صراط]]، [[صراط]] الحمید، [[صراط]] السوی، هی التی اقوم و مانند آن اشاره کرد.<ref>[[ابوالفضل کمالی|کمالی، ابوالفضل]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|صراط مستقیم]]، ص ۲.</ref>.


== [[صراط مستقیم در قرآن]] ==
=== معنای اصطلاحی قرآنی ===
* [[مفسران]] "[[صراط مستقیم]]" را راه راست و آسان، راه آشکار، واضح و راه [[دین]] حق‌ معرفی کرده‌اند‌.<ref>دایرة المعارف تشیع، ۳۲۴/۱.</ref> این‌ راه همان راه [[استقامت]] است در برابر راه اعوجاج. و راه "معوج" راهی است که همراه با‌ تخلف‌ و اختلاف‌ است ولی "[[صراط مستقیم]]" راهی است که از این دو آسیب مصون‌ باشد‌.<ref>تسنیم ۴۶۶/۲.</ref>
[[مفسران]] در مورد مقصود از صراط مستقیم نظرات مختلفی دارند، برخی مراد از صراط مستقیم را [[قرآن]] دانسته‌اند و برخی دیگر مراد از آن را [[اسلام]] و برخی از اقوال، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[امامان معصوم]]{{عم}} را بیان کرده‌اند. مرحوم [[طبرسی]] در کتاب [[مجمع البیان]] پس از نقل اقوال یاد شده که در ذیل [[تفسیر آیه]] ۶ [[سوره فاتحه]] الکتاب آورده است می‌نویسد: بهتر است آن را بر معنای عام حمل کرد، به طوری که شامل همه مصادیق یاد شده شود؛ زیرا صراط مستقیم، [[دینی]] است که [[خداوند]] به آن [[فرمان]] داده و آن اعم از [[توحید]] و [[عدل]] و ولایتِ کسانی است که [[اطاعت]] آنـان واجب است و همین معنا نیز در [[آیه]] {{متن قرآن|اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref>«راه راست را به ما بنمای» سوره فاتحه، آیه ۶.</ref> مراد و مقصود خداوند است<ref>مجمع البیان ج۱و ۲ ص۱۰۴</ref>. این سخن طبرسی همان چیزی است که می‌توان از قرآن به دست آورد، از این روست که گاه از تمامی [[دین حق]] به صراط مستقیم یاد می‌شود و گاه دیگر از صراط [[پیامبر]]{{صل}} به عنوان صراط مستقیم تعبیر شده{{متن قرآن|وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>«و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۳.</ref> و {{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و به یقین تو آنان را به راهی راست می‌خوانی» سوره مؤمنون، آیه ۷۳.</ref> و گاه دیگر راه [[ولایت]] [[راه راست]] دانسته می‌شود. در [[قرآن]] این معنای عام که مرحوم شیخ [[طبرسی]] بیان کرده است با واژگان دیگری نیز توضیح داده شده که می‌توان به واژگانی چون [[حنیف]]، [[صراط]]، صراط الحمید، صراط السوی، هی التی اقوم و مانند آن اشاره کرد<ref>[[ابوالفضل کمالی|کمالی، ابوالفضل]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|صراط مستقیم]]، ص۲.</ref>.
* "[[صراط]]" در [[آیه]]: {{متن قرآن|وَهَذَا صِرَاطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيمًا}}<ref>«و این راه راست پروردگار توست» سوره انعام، آیه ۱۲۶.</ref> و {{متن قرآن|وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا}}<ref>«و این که این راه راست من است» سوره انعام، آیه ۱۵۳.</ref> به [[استقامت]] و نیز در [[آیه]]: {{متن قرآن|فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِيِّ وَمَنِ اهْتَدَى}}<ref>«به زودی خواهید دانست چه کسانی همراهان راه میانه ‌اند و چه کسی رهیافته است» سوره طه، آیه ۱۳۵.</ref> به استوا، و نیز در [[آیه]] {{متن قرآن|الر كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ}}<ref>«الف، لام، را، (این) کتابی است که بر تو فرو فرستاده‌ایم تا مردم را به اذن پروردگارشان به سوی راه آن (خداوند) پیروزمند ستوده، از تیرگی‌ها به سوی روشنایی برون آوری» سوره ابراهیم، آیه ۱.</ref> به [[استواری]] و شکست‌ناپذیری، و [[پسندیده]] بودن وصف‌ شده‌ است و ناظر به آن است‌ که‌ در این‌ صراط‌ الهی‌ هیچگونه اعوجاجی راه ندارد، و هیچ شیطانی‌ را‌ بدان دسترسی نیست تا در آن [[تخلف]] یا اختلافی پدید آورد.
 
* در قرآن‌ کریم‌ کلمه "[[صراط]]" همه جا به صورت‌ مفرد به کار رفته‌ و خداوند‌ [[متعال]] یک [[صراط مستقیم]] را به‌ خود‌ نسبت داده است. از این جا معلوم می‌شود میان [[خداوند متعال]] و [[بندگان]] تنها‌ یک‌ [[صراط مستقیم]] برقرار است. به‌ عنوان‌ مثال‌، [[خداوند متعال]] در‌ [[قرآن]] می‌فرماید‌: {{متن قرآن|وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ}}<ref>«و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۳.</ref> و سرّ تعددناپذیری [[صراط]] آن است که به [[خداوند متعال‌]] استناد‌ دارد و از اوست و به سوی او و هرگز‌ اختلاف‌ و [[تخلف]] نمی‌پذیرد‌ و این‌ راه‌ یکی بیش‌ نیست و هرچه برخلاف آن باشد، {{متن قرآن|سَبِيلَ الْغَيِّ}}<ref> سوره اعراف، آیه ۱۴۶.</ref> است. اما راه‌های [[انحرافی]] {{متن قرآن|سَبِيلَ}} فراوان است و متفرق‌؛ و هرگز‌ اتحادپذیر نبوده، به یک جا ختم‌ نخواهد‌ شد‌.<ref>ر. ک:المیزان، ۴۹-۵۱/۱؛و تفسیر تسنیم، ۴۶۶/۱.</ref><ref>[[صراط مستقیم از دیدگاه کتاب و سنت (مقاله)|صراط مستقیم از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۵۲.</ref>.
== تفاوت [[صراط]] و سبیل ==
[[خداوند]] در [[آیات]] مختلف از صراط و سبیل، هر دو نام برده؛ هرچند هر دوی آنها به معنای راه است، ولی چنان که گفتیم، صراط به راه واضح و روشن و وسیع گفته می‌شود، ولی سبیل به راه عادی و طبیعی بین دو نقطه اطلاق می‌گردد؛ مضاف بر آنکه در [[قرآن]] تفاوت‌هایی به لحاظ کاربردی بین صراط و سبیل وجود دارد که ذیلاً به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:
# صراط در قرآن واحد است و تنها یک راه منسوب به خداوند است که به انحاء گوناگون از آن یاد شده است؛ از قبیل: {{متن قرآن|صِرَاطِ اللَّهِ}}<ref>«راه خداوندی» سوره شوری، آیه ۵۳.</ref>، {{متن قرآن|أَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا}}<ref>«و (دیگر) این که این راه راست من است» سوره انعام، آیه ۱۵۳.</ref>، {{متن قرآن|صِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref>«راه راست را به ما بنمای» سوره فاتحه، آیه ۶.</ref>. که این موارد همگی راه‌های [[الهی]] است؛ اما لغت [[سبیل]] به صورت جمع نیز به کار رفته؛ مثل: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«و راه‌های خویش را به آنان که در (راه) ما بکوشند می‌نماییم و بی‌گمان خداوند با نیکوکاران است» سوره عنکبوت، آیه ۶۹.</ref>.
# [[صراط]] در [[قرآن]] عموماً به [[خداوند]] نسبت داده شده و تنها در [[سوره حمد]] به نعمت‌داران نسبت داده شده است؛ در حالی‌که [[سبیل]]، گاه به خداوند و یا [[مؤمنین]] و گاه به [[شیاطین]] و [[طاغوتیان]] منسوب گردیده است: {{متن قرآن|وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ}}<ref>«و در راه خداوند با آنان که با شما جنگ می‌کنند، جنگ کنید اما تجاوز نکنید که خداوند تجاوزکاران را دوست نمی‌دارد» سوره بقره، آیه ۱۹۰.</ref>، {{متن قرآن|وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَيَّ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«و اگر تو را وا دارند تا آنچه را که نمی‌دانی برای من شریک آوری، از آنان فرمان نبر و در این جهان با آنان به شایستگی همراهی کن و راه کسی را که به درگاه من باز می‌گردد پیش گیر، سپس بازگشتتان به سوی من است آنگاه شما را از آنچه می‌کرده‌اید می‌آگاهانم» سوره لقمان، آیه ۱۵.</ref>، {{متن قرآن|سَأَصْرِفُ عَنْ آيَاتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَإِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لَا يُؤْمِنُوا بِهَا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ لَا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الْغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا عَنْهَا غَافِلِينَ}}<ref>«به زودی کسانی را که در [[زمین]] ناحق گردنفرازی می‌ورزند از نشانه‌های خود روگردان خواهم کرد و هر نشانه‌ای ببینند بدان [[ایمان]] نخواهند آورد؛ و اگر راه درست را ببینند آن را راه (خویش) نخواهند گزید و چون [[کژراهه]] را ببینند آن را راه (خود) برخواهند گزید؛ این از آن روست که آنان نشانه‌های ما را [[دروغ]] شمردند و از آن [[غافل]] بودند» [[سوره اعراف]]، [[آیه]] ۱۴۶.</ref>. با توجه به آنکه اضافه سبیل به مضافٌ‌الیه خود در این [[آیات]]، از سنخ اضافه اختصاص است و مضاف را محدود و مختص به مضافٌ‌الیه می‌کند، معلوم می‌شود که [[صراط]] واحد است ولی [[سبیل]] به تعدّد [[زندگی]] و مرام تک‌تک [[مردم]]، متعدّد است.
# با توجه به نکته دوم، معلوم می‌شود از آنجا که [[سبیل]] بسته به [[میزان]] [[معرفت]] و [[اخلاص]] افراد متفاوت است، با [[شرک]] نیز قابل جمع‌شدن است و هر مقدار که [[ایمان]] کسی کامل‌تر باشد، سبیل [[زندگی]] او به [[صراط مستقیم]] نزدیک‌تر است؛ چنان‌که [[خداوند]] در [[سوره مائده]] به همه مردم می‌فرماید: «[[دین توحید]]، یعنی [[کتاب خدا]] و [[رسول]] مکرم{{صل}}، به سوی شما آمد و هر کس که راه کسب [[رضای الهی]] را بپیماید، در مسیر [[سلامتی]] و خروج از آفات شرک و [[شیطان]] قرار گرفته تا به آنجا که خداوند آنان را از ظلمت‌ها به [[نور هدایت]] می‌کند و در صراط مستقیم قرار می‌دهد»: {{متن قرآن|يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرًا مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ * يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«ای اهل کتاب! فرستاده ما نزد شما آمده است که بسیاری از آنچه را که از کتاب (آسمانی خود) پنهان می‌داشتید برای شما بیان می‌کند و بسیاری (از لغزش‌های شما) را می‌بخشاید؛ به راستی، روشنایی و کتابی روشن از سوی خداوند نزد شما آمده است * خداوند با آن (روشنایی) هر کسی را که پی خشنودی وی باشد به راه‌های بی‌گزند، راهنمایی می‌کند و آنان را به اراده خویش از تیرگی‌ها به سوی روشنایی بیرون می‌آورد و آنها را به راهی راست رهنمون می‌گردد» سوره مائده، آیه ۱۵-۱۶.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴]]، ص۵۴۸.</ref>
 
بر اساس نقلی، [[پیامبر اکرم]] برای تبیین [[صراط مستقیم]]، خط مستقیمی رسم کرد و فرمود این [[راه راست]] خداست. سپس در چپ و راست آن خطوط دیگری رسم کرد و فرمود برسر هر راهی از آنها [[شیطانی]] قرار دارد که [[انسان‌ها]] را به آن فرا می‌خواند. پس از آن، [[آیه]] بالا را قرائت فرمودند<ref>مسند احمد، ج ۱، ص۴۳۵؛ الدرالمنثور، ج ۳، ص۵۶.</ref>. در نگاهی دیگر، صراط مستقیم متشکل از یک راه اصلی و دو راه فرعی است<ref>تفسیر اهل‌بیت، س اول، ش دوم، ص۲۶، «ویژگی‌های صراط مستقیم در قرآن».</ref>. راه اصلی [[اسلام]] است که همان صراط مستقیم است<ref>نک: التفسیر الکاشف، ج ۲، ص۱۲۱.</ref>: {{متن قرآن|إِنَّ ٱلدِّينَ عِندَ ٱللَّهِ ٱلْإِسْلَـٰمُ}}<ref>سوره عمران، آیه ۱۹.</ref>؛ {{متن قرآن|وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ ٱلْإِسْلَـٰمِ دِينًۭا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ}}<ref>«و هر کس جز اسلام دینی گزیند هرگز از او پذیرفته نمی‌شود و او در جهان واپسین از زیانکاران است» سوره عمران، آیه ۸۵.</ref> و دو راه فرعی یکی [[شرایع]] انبیاست که به صراط مستقیم منتهی می‌شوند و دیگری [[قوانین]] فرعی هر شریعت‌اند که در محدوده همان [[شریعت]] لازم الاجرایند<ref>تفسیر اهل‌بیت، س اول، ش دوم، ص۲۶.</ref>.
 
به [[باور]] برخی، نظر به اینکه [[قرآن]] از سویی، تنها یک [[صراط مستقیم]] را به [[خدا]] منتسب کرده: {{متن قرآن|وَأَنَّ هَـٰذَا صِرَٰطِى مُسْتَقِيمًۭا}}<ref>سوره انعام، آیه ۱۵۳.</ref> و در هیچ موردی جز در [[آیه]] {{متن قرآن|ٱهْدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلْمُسْتَقِيمَ * صِرَٰطَ ٱلَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ}}<ref>سوره فاتحه، آیه ۶-۷.</ref> صراط مستقیم را به غیر خدا منتسب نکرده است و از سوی دیگر [[سبیل]] را در آیاتی مانند {{متن قرآن|وَٱلَّذِينَ جَـٰهَدُوا۟ فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا}}<ref>سوره عنکبوت، آیه ۶۹.</ref> جمع آورده و آن را در آیاتی مانند {{متن قرآن|قُلْ هَـٰذِهِۦ سَبِيلِىٓ أَدْعُوٓا۟ إِلَى ٱللَّهِ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ}}<ref>سوره یوسف، آیه ۱۰۸.</ref>، {{متن قرآن|سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَىَّ}}<ref>سوره لقمان، آیه ۱۵.</ref> و {{متن قرآن|سَبِيلِ ٱلْمُؤْمِنِينَ}}<ref>سوره نسا، آیه ۱۱۵.</ref> به غیر خدا نسبت داده است، می‌توان گفت [[سبیل الله]] غیر از صراط مستقیم است و میان خدا و بندگانش چندین سبیل و یک صراط مستقیم برقرار است؛ زیرا با [[اختلاف]] احوال و اوقات رهروان، راه [[عبادت]] نیز مختلف می‌شود؛ اما صراط مستقیم یکی و همانند بزرگراهی است که همه راه‌های فرعی بدان منتهی می‌شوند<ref>نک: المیزان، ج ۱، ص۳۳-۳۴.</ref>: {{متن قرآن|قَدْ جَآءَكُم مِّنَ ٱللَّهِ نُورٌۭ وَكِتَـٰبٌۭ مُّبِينٌۭ * يَهْدِى بِهِ ٱللَّهُ مَنِ ٱتَّبَعَ رِضْوَٰنَهُۥ سُبُلَ ٱلسَّلَـٰمِ وَيُخْرِجُهُم مِّنَ ٱلظُّلُمَـٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ بِإِذْنِهِۦ وَيَهْدِيهِمْ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ}}<ref>سوره مائده، آیه ۱۵-۱۶.</ref>. براین اساس می‌توان گفت مرحله‌ای از [[ضلالت]] و [[شرک]]، با [[ایمان]] که یکی از سبیل‌هاست، قابل جمع است: {{متن قرآن|وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُم بِٱللَّهِ إِلَّا وَهُم مُّشْرِكُونَ}}<ref>«و بیشتر آنها که (در ظاهر) به خداوند ایمان می‌آورند (در باطن همچنان) مشرکند» سوره یوسف، آیه ۱۰۶.</ref>؛ ولی صراط مستقیم با ضلالت و شرک جمع نمی‌شود، چنان‌که عبارت {{متن قرآن|وَلَا ٱلضَّآلِّينَ}}<ref>سوره فاتحه، آیه ۷.</ref> نیز بر این معنا دلالت دارد. هریک از سبیل‌هایی که به خدا منتهی می‌شود مصداق ناقصی از صراط مستقیم است و به سبب امتیازی که دارد، از سبیل‌های دیگر ممتاز می‌گردد؛ اما صراط مستقیم، نه نقص دارد و نه صراط مستقیم فردی با صراط مستقیم فردی دیگر متفاوت است، بلکه صراط مستقیمی که در ضمن یک [[سبیل]] است، عین صراط مستقیمی است که در ضمن سبیل دیگر است<ref>المیزان، ج ۱، ص۳۲-۳۵.</ref>. برخی، [[سبیل الله]] را همان صراط مستقیم دانسته‌اند، جز اینکه معتقدند سبیل [[مؤمنین]]، سبیل منیبین، سبیل [[پیروی]] کنندگان از [[رسول خدا]] یا هر سبیل دیگر، ممکن است از داخل یا خارج دچار آفت گردد؛ ولی صراط مستقیم هرگز دچار آفت نمی‌شود؛ زیرا سبیل چندین مرتبه‌دارد که برخی از آنها [[خالص]] و برخی دیگر (مانند [[ایمان]]) با [[شرک]] و [[ضلالت]] آمیخته است یا بعضی راهی کوتاه‌ترند و بعضی دورتر؛ اما همه آنها در نهایت به صراط مستقیم ختم می‌شوند<ref>المیزان، ج ۱، ص۳۲.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|مقاله «صراط مستقیم»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص۱۹۵.</ref>
 
نتیجه آنکه: صراط مستقیم فقط منتسب به خداوند است و اگر به [[اولیاء الهی]]{{عم}} نیز منسوب شده، بدان دلیل است که همه ظاهر و [[باطن]] [[اعمال]] و [[اعتقادات]] آنها جلوه رضای الهی است و هیچ‌گونه شائبه‌ای از شرک و [[هوای نفس]] در آنها قابل فرض نیست. بنابراین، جلوه [[دنیایی]] و بشری [[صراط الهی]]، در [[صراط]] [[ولایت]] ـ یعنی راه نعمت‌داران [[الهی]] {{متن قرآن|صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ}} ـ ظاهر می‌شود و تفاوتی میان راه [[توحید]] و راه صاحبان [[ولایت]] نیست. بنابراین، [[سبیل]] با [[شرک]] و [[کفر]] قابل جمع است؛ ولی [[صراط مستقیم]] هرگز با [[شرک]] و [[گمراهی]] قابل جمع نیست: {{متن قرآن|غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ}}<ref>«راه آنان که به نعمت پرورده‌ای؛ که نه بر ایشان خشم آورده‌ای و نه گمراه‌اند» سوره فاتحه، آیه ۷.</ref>. به همین دلیل است که در [[آیات قرآن]]، صراط مستقیم [[هدف]] از [[هدایت]] (و نه طریقی برای هدایت) قرار گرفت: {{متن قرآن|اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref>«راه راست را به ما بنمای» سوره فاتحه، آیه ۶.</ref>، {{متن قرآن|وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ}}<ref>«و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید» سوره انعام، آیه ۱۵۳.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴]]، ص۵۴۸.</ref>
 
== [[حقیقت]] [[صراط مستقیم]] ==
صراط مستقیم راه [[عبادت خدا]]: {{متن قرآن|وَأَنِ ٱعْبُدُونِى هَـٰذَا صِرَٰطٌۭ مُّسْتَقِيمٌ}}<ref>«و اینکه مرا بپرستید که این راهی است راست؟» سوره یس، آیه ۶۱.</ref> و راه [[قرآن]] است که مشتمل بر هر چیزی است که [[حیات انسانی]] به آن وابسته است و در مقابل راه‌های پراکنده قرار دارد که موجب گمراهی‌اند<ref>تفسیر مراغی، ج ۸، ص۷۲-۷۳.</ref>:{{متن قرآن|..ذَٰلِكُمْ وَصَّىٰكُم بِهِۦ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ * وَأَنَّ هَـٰذَا صِرَٰطِى مُسْتَقِيمًۭا فَٱتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا۟ ٱلسُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ...}}<ref>سوره انعام، آیه ۱۵۲-۱۵۳.</ref>؛ به دیگر سخن، صراط مستقیم همان [[دین]] راست و [[استواری]] است که پوینده‌اش را به مقصد می‌رساند، برپادارنده [[نیکبختی]] [[دنیا]] و [[آخرت]] و در حقیقت همان [[آیین ابراهیم]] است که از [[انحراف]] و [[شرک]] برکنار بود<ref>المیزان، ج ۷، ص۳۹۳-۳۹۴؛ نک: تفسیر مراغی، ج ۸، ص۸۹.</ref>: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّنِى هَدَىٰنِى رَبِّىٓ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ دِينًۭا قِيَمًۭا مِّلَّةَ إِبْرَٰهِيمَ حَنِيفًۭا وَمَا كَانَ مِنَ ٱلْمُشْرِكِينَ}}<ref> «بگو: بی‌گمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار، آیین ابراهیم درست‌آیین و (او) از مشرکان نبود» سوره انعام، آیه ۱۶۱.</ref> و با [[دین اسلام]] هماهنگی کامل دارد که [[خدا]] سینه [[انسان]] [[مؤمن]] را برای پذیرش آن می‌گشاید: {{متن قرآن|فَمَن يُرِدِ ٱللَّهُ أَن يَهْدِيَهُۥ يَشْرَحْ صَدْرَهُۥ لِلْإِسْلَـٰمِ... * وَهَـٰذَا صِرَٰطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيمًۭا قَدْ فَصَّلْنَا ٱلْـَٔايَـٰتِ لِقَوْمٍۢ يَذَّكَّرُونَ}}<ref>سوره انعام، آیه ۱۲۵-۱۲۶.</ref>. برخی، [[عبودیت]] [[پروردگار]] را جوهره [[فطرت الهی]] در [[انسان‌ها]] دانسته و آن را همان [[صراط]] مستقیمی می‌دانند که همیشه در [[بندگان خدا]] وجود دارد<ref>روح البیان، ج ۷، ص۴۲۲.</ref>: {{متن قرآن|وَأَنِ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ}}<ref>«و اینکه مرا بپرستید که این راهی است راست؟» سوره یس، آیه ۶۱.</ref>.
 
[[علامه طباطبایی]] با برداشتی از مجموع [[آیات]] بیان کنندۀ [[صراط مستقیم]] می‌گوید صراط مستقیم، راه غیر [[گمراهان]] و در [[حقیقت]] همان [[توحید]] است که دو مرحله [[علمی]] و عملی دارد و به‌هیچ روی [[شرک]] و [[ظلم]] در آن راه ندارد، چنان‌که [[ضلالت]] [[باطنی]] و [[قلبی]]، مانند [[کفر]] و خاطرات ناشایست که [[خدا]] از آنها [[راضی]] نیست و ضلالت ظاهری، مانند [[معصیت]] یا [[قصور]] در [[اطاعت]] در آن راه نمی‌یابد<ref>المیزان، ج ۱، ص۳۰.</ref>، چنان‌که [[آیه]] ۸۲ [[سوره انعام]] نیز به‌گونه‌ای بیانگر همین معناست و پس از آنکه مؤمنانِ غیر [[ظالم]] را از [[گمراهی]] ایمن دانسته، [[هدایت]] به صراط مستقیم را به آنان [[وعده]] داده است<ref>تفسیر سمرقندی، ج ۱، ص۴۶۴؛ تیسیر الکریم الرحمن، ص۲۸۹؛ نک: المیزان، ج ۱۴، ص۷۴.</ref>:{{متن قرآن|ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَلَمْ يَلْبِسُوٓا۟ إِيمَـٰنَهُم بِظُلْمٍ أُو۟لَـٰٓئِكَ لَهُمُ ٱلْأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ}}<ref>«آنان که ایمان آورده‌اند و ایمانشان را به هیچ ستمی نیالوده‌اند، امن (و آرامش) دارند و رهیافته‌اند» سوره انعام، آیه ۸۲.</ref>.
 
رهروان این راه، [[عبادت کنندگان]] [[پروردگار]]: {{متن قرآن|إِنَّ ٱللَّهَ رَبِّى وَرَبُّكُمْ فَٱعْبُدُوهُ هَـٰذَا صِرَٰطٌۭ مُّسْتَقِيمٌۭ}}<ref>«بی‌گمان خداوند، پروردگار من و شماست؛ او را بپرستید، این، راهی است راست» سوره عمران، آیه ۵۱.</ref>؛ و مخلَصان درگاه او<ref>المحرر الوجیز، ج ۳، ص۳۶۲؛ مجمع البیان، ج ۶، ص۵۱۹؛ المیزان، ج ۱۲، ص۱۶۵.</ref>: {{متن قرآن|قَالَ...وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ * إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ ٱلْمُخْلَصِينَ * قَالَ هَـٰذَا صِرَٰطٌ عَلَىَّ مُسْتَقِيمٌ}}<ref>«گفت: پروردگارا! برای آنکه مرا بیراه نهادی، در زمین (بدی‌ها را) در دید آنها خواهم آراست و همگان را از راه به در خواهم برد» «بجز از میان آنان بندگان نابت را * فرمود: این راهی است راست، بر عهده من» سوره حجر، آیه ۳۹-۴۱.</ref> و انسان‌های برخوردار از [[نعمت‌های الهی]] هستند که مورد [[خشم]] و [[غضب خدا]] نبوده و راه [[حق]] را پیموده و از گمراهان به شمار نمی‌روند<ref>{{متن قرآن|ٱهْدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلْمُسْتَقِيمَ * صِرَٰطَ ٱلَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ ٱلْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا ٱلضَّآلِّينَ}}«راه راست را به ما بنمای * راه آنان که به نعمت پرورده‌ای؛ که نه بر ایشان خشم آورده‌ای و نه گمراه‌اند» سوره فاتحه، آیه ۶-۷.</ref> و به [[خدا]] [[تمسک]] کرده: {{متن قرآن|..وَمَن يَعْتَصِم بِٱللَّهِ فَقَدْ هُدِىَ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ}}<ref>«و چگونه کفر می‌ورزید در حالی که آیات خداوند را برای شما می‌خوانند و پیامبر او در میان شماست و هر کس به خداوند پناه آورد به راهی راست راهنمایی شده است» سوره عمران، آیه ۱۰۱.</ref> و در پی به دست آوردن [[خشنودی خدا]] هستند<ref>درج الدرر، ج ۱، ص۵۵۴؛‌ کشف الاسرار، ج ۳، ص۷۰.</ref>: {{متن قرآن|يَهْدِى بِهِ ٱللَّهُ مَنِ ٱتَّبَعَ رِضْوَٰنَهُۥ سُبُلَ ٱلسَّلَـٰمِ...وَيَهْدِيهِمْ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ}}<ref>«خداوند با آن (روشنایی) هر کسی را که پی خشنودی وی باشد به راه‌های بی‌گزند، راهنمایی می‌کند و آنان را به اراده خویش از تیرگی ‌ها به سوی روشنایی بیرون می‌آورد و آنها را به راهی راست رهنمون می‌گردد» سوره مائده، آیه ۱۶.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|مقاله «صراط مستقیم»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص۱۹۴.</ref>
 
== صراط مستقیم در قرآن ==
[[صراط مستقیم]]، مصادیق متعددی دارد که در [[قرآن]] و [[روایات]] بیان شده‌‌اند<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۱۰۴.</ref>. تعبیر صراط مستقیم از ترکیب‌های پرکاربرد [[قرآن کریم]] است که ۳۳ بار به صورت‌های معرفه<ref>{{متن قرآن|ٱهْدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلْمُسْتَقِيمَ}}«راه راست را به ما بنمای» سوره فاتحه، آیه ۶.</ref> و نکره<ref>{{متن قرآن|إِنَّ ٱللَّهَ رَبِّى وَرَبُّكُمْ فَٱعْبُدُوهُ هَـٰذَا صِرَٰطٌۭ مُّسْتَقِيمٌۭ}}«بی‌گمان خداوند، پروردگار من و شماست؛ او را بپرستید، این، راهی است راست» سوره عمران، آیه ۵۱. {{متن قرآن|كَانَ ٱلنَّاسُ أُمَّةًۭ وَٰحِدَةًۭ فَبَعَثَ ٱللَّهُ ٱلنَّبِيِّـۧنَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ ٱلْكِتَـٰبَ بِٱلْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ ٱلنَّاسِ فِيمَا ٱخْتَلَفُوا۟ فِيهِ وَمَا ٱخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا ٱلَّذِينَ أُوتُوهُ مِنۢ بَعْدِ مَا جَآءَتْهُمُ ٱلْبَيِّنَـٰتُ بَغْيًۢا بَيْنَهُمْ فَهَدَى ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لِمَا ٱخْتَلَفُوا۟ فِيهِ مِنَ ٱلْحَقِّ بِإِذْنِهِۦ وَٱللَّهُ يَهْدِى مَن يَشَآءُ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍ}}؛ «مردم (در آغاز) امّتی یگانه بودند، (آنگاه به اختلاف پرداختند) پس خداوند پیامبران را مژده‌آور و بیم‌دهنده برانگیخت و با آنان کتاب (آسمانی) را به حق فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه اختلاف داشتند داوری کند و در آن جز کسانی که به آنها کتاب داده بودند، اختلاف نورزیدند (آن هم) پس از آنکه برهان‌های روشن به آنان رسید (و) از سر افزونجویی که در میانشان بود؛ آنگاه خداوند به اراده خویش مؤمنان را در حقیقتی که در آن اختلاف داشتند رهنمون شد و خداوند هر که را بخواهد به راه راست رهنمایی می‌کند» سوره بقره، آیه ۲۱۳.</ref> و... به کار رفته است.
 
ترکیب‌هایی دیگر نیز به معنای صراط مستقیم در قرآن به کار رفته‌اند؛ مانند {{متن قرآن|صِرَٰطِ ٱللَّهِ}}<ref>سوره شوری، آیه ۵۳.</ref>، {{متن قرآن|سَوَآءِ ٱلصِّرَٰطِ}}<ref>سوره ص، آیه ۲۲.</ref>، {{متن قرآن|صِرَٰطِ ٱلْعَزِيزِ ٱلْحَمِيدِ}}<ref>سوره ابراهیم، آیه ۱.</ref>، {{متن قرآن|صِرَٰطِ ٱلْحَمِيدِ}}<ref>سوره حج، آیه ۲۴.</ref>، {{متن قرآن|ٱلصِّرَٰطِ ٱلسَّوِىِّ}}<ref>سوره طه، آیه ۱۳۵.</ref> و {{متن قرآن|صِرَٰطًۭا سَوِيًّۭا}}<ref>سوره [[مریم]]، [[آیه]] ۴۳.</ref>. در برخی [[آیات]]، [[صراط]] به تنهایی با الف و لام [[عهد]] آمده که مراد از آن [[صراط مستقیم]] است<ref>{{متن قرآن|وَإِنَّ ٱلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِٱلْـَٔاخِرَةِ عَنِ ٱلصِّرَٰطِ لَنَـٰكِبُونَ}}«و بی‌گمان آنان که به جهان واپسین ایمان ندارند، از راه گشته‌اند» سوره مؤمنون، آیه ۷۴. {{متن قرآن|وَلَوْ نَشَآءُ لَطَمَسْنَا عَلَىٰٓ أَعْيُنِهِمْ فَٱسْتَبَقُوا۟ ٱلصِّرَٰطَ فَأَنَّىٰ يُبْصِرُونَ}}«و اگر می‌خواستیم دیدگانشان را بی‌فروغ می‌کردیم آنگاه به سوی راه پیشی می‌جستند امّا چگونه می‌دیدند؟» سوره یس، آیه ۶۶.</ref>؛ همچنین در [[قرآن]] ترکیب‌های دیگری هستند که در آنها واژه «[[سبیل]]» به کار رفته است؛ اما به معنای صراط مستقیم‌اند؛ مانند {{متن قرآن|سَوَآءَ ٱلسَّبِيلِ}}<ref>سوره بقره، آیه ۱۰۸.</ref>؛ {{متن قرآن|سَبِيلِ ٱللَّهِ}}<ref>سوره عمران، آیه ۹۹.</ref>، {{متن قرآن|سَبِيلِ ٱلْمُؤْمِنِينَ}}<ref>سوره نسا، آیه ۱۱۵.</ref>، {{متن قرآن|قَصْدُ ٱلسَّبِيلِ}}<ref>سوره نحل، آیه ۹.</ref> و {{متن قرآن|سَبِيلِ رَبِّكَ}}<ref>سوره نحل، آیه ۱۲۵.</ref>. در مقابل [[صراط مستقیم]]، راه [[ضلالت]]<ref>{{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ نَصِيبًۭا مِّنَ ٱلْكِتَـٰبِ يَشْتَرُونَ ٱلضَّلَـٰلَةَ وَيُرِيدُونَ أَن تَضِلُّوا۟ ٱلسَّبِيلَ}}«آیا به آنان ننگریسته‌اید که از کتاب (آسمانی) بهره‌ای (اندک) دارند، خریدار گمراهی‌اند و می‌خواهند شما نیز گمراه باشید؟» سوره نسا، آیه ۴۴.</ref>، راه [[انحرافی]]<ref>{{متن قرآن|ٱلَّذِينَ يَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًۭا وَهُم بِٱلْـَٔاخِرَةِ كَـٰفِرُونَ}}«همان کسانی که (مردم را) از راه خداوند باز می‌دارند و آن را ناراست (و ناهموار) می‌خواهند و به جهان واپسین انکار می‌ورزند» سوره اعراف، آیه ۴۵.</ref>، راه [[طاغوت]]<ref>{{متن قرآن|ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ يُقَـٰتِلُونَ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ يُقَـٰتِلُونَ فِى سَبِيلِ ٱلطَّـٰغُوتِ فَقَـٰتِلُوٓا۟ أَوْلِيَآءَ ٱلشَّيْطَـٰنِ إِنَّ كَيْدَ ٱلشَّيْطَـٰنِ كَانَ ضَعِيفًا}}«مؤمنان در راه خداوند جنگ می‌کنند و کافران در راه طاغوت پس با یاران شیطان کارزار کنید که نیرنگ شیطان، سست است» سوره نسا، آیه ۷۶.</ref>، راه مجرمان<ref>{{متن قرآن|وَكَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلْـَٔايَـٰتِ وَلِتَسْتَبِينَ سَبِيلُ ٱلْمُجْرِمِينَ}}«و ما این‌گونه [[آیات]] را روشن (بیان) می‌داریم (تا دریابند) و تا راه [[گنهکاران]] آشکار شود» [[سوره انعام]]، [[آیه]] ۵۵.</ref> و راه [[مفسدان]]<ref>{{متن قرآن|وَوَٰعَدْنَا مُوسَىٰ ثَلَـٰثِينَ لَيْلَةًۭ وَأَتْمَمْنَـٰهَا بِعَشْرٍۢ فَتَمَّ مِيقَـٰتُ رَبِّهِۦٓ أَرْبَعِينَ لَيْلَةًۭ وَقَالَ مُوسَىٰ لِأَخِيهِ هَـٰرُونَ ٱخْلُفْنِى فِى قَوْمِى وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ ٱلْمُفْسِدِينَ}}«و ما با موسی سی شب وعده نهادیم و با ده شب دیگر آن را کامل کردیم و میقات پروردگارش در چهل شب کمال یافت و موسی به برادر خویش هارون گفت: در میان قوم من جانشین من شو و به سامان دادن (امور) بپرداز و از راه و روش تبهکاران پیروی مکن!» سوره اعراف، آیه ۱۴۲.</ref> قرار دارد.
 
آیات مورد اشاره، بیان کننده [[حقیقت]] صراط مستقیم و ویژگی‌های آن، تفاوت مفهومی «[[سبیل الله]]» و «صراط مستقیم»، زمینه [[هدایت]] به صراط مستقیم، ویژگی‌های رهروان صراط مستقیم، جلوه‌های صراط مستقیم و مباحثی دیگر از این دست‌اند<ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|مقاله «صراط مستقیم»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص۱۹۲.</ref>.
 
[[مفسران]] "[[صراط مستقیم]]" را راه راست و آسان، راه آشکار، واضح و راه [[دین]] حق‌ معرفی کرده‌اند‌<ref>دایرة المعارف تشیع، ۳۲۴/۱.</ref>. این‌ راه همان راه [[استقامت]] است در برابر راه [[اعوجاج]] و راه "معوج" راهی است که همراه با‌ تخلف‌ و اختلاف‌ است ولی "صراط مستقیم" راهی است که از این دو آسیب مصون‌ باشد‌<ref>تسنیم ۴۶۶/۲.</ref>.
 
"صراط" در [[آیه]] {{متن قرآن|وَهَذَا صِرَاطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيمًا}}<ref>«و این راه راست پروردگار توست» سوره انعام، آیه ۱۲۶.</ref> و {{متن قرآن|وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا}}<ref>«و این که این راه راست من است» سوره انعام، آیه ۱۵۳.</ref> به استقامت و نیز در آیه {{متن قرآن|فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِيِّ وَمَنِ اهْتَدَى}}<ref>«به زودی خواهید دانست چه کسانی همراهان راه میانه ‌اند و چه کسی رهیافته است» سوره طه، آیه ۱۳۵.</ref> به استوا و نیز در آیه {{متن قرآن|الر كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ}}<ref>«الف، لام، را، (این) کتابی است که بر تو فرو فرستاده‌ایم تا مردم را به اذن پروردگارشان به سوی راه آن (خداوند) پیروزمند ستوده، از تیرگی‌ها به سوی روشنایی برون آوری» سوره ابراهیم، آیه ۱.</ref> به [[استواری]] و شکست‌ناپذیری و پسندیده بودن وصف‌ شده‌ است و ناظر به آن است‌ که‌ در این‌ صراط‌ الهی‌ هیچگونه اعوجاجی راه ندارد و هیچ شیطانی‌ را‌ بدان دسترسی نیست تا در آن تخلف یا اختلافی پدید آورد.
 
در قرآن‌ کریم‌ کلمه "صراط" همه جا به صورت‌ مفرد به کار رفته‌ و خداوند‌ متعال یک [[صراط مستقیم]] را به‌ خود‌ نسبت داده است. از این جا معلوم می‌شود میان [[خداوند متعال]] و [[بندگان]] تنها‌ یک‌ صراط مستقیم برقرار است. به‌ عنوان‌ مثال‌، خداوند متعال در‌ [[قرآن]] می‌فرماید‌: {{متن قرآن|وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ}}<ref>«و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید» سوره انعام، آیه ۱۵۳.</ref> و سرّ تعددناپذیری [[صراط]] آن است که به [[خداوند متعال‌]] استناد‌ دارد و از اوست و به سوی او و هرگز‌ اختلاف‌ و تخلف نمی‌پذیرد‌ و این‌ راه‌ یکی بیش‌ نیست و هرچه برخلاف آن باشد، {{متن قرآن|سَبِيلَ الْغَيِّ}}<ref>سوره اعراف، آیه ۱۴۶.</ref> است. اما راه‌های [[انحرافی]] {{متن قرآن|سَبِيلَ}} فراوان است و متفرق‌؛ و هرگز‌ اتحادپذیر نبوده، به یک جا ختم‌ نخواهد‌ شد‌.<ref>ر.ک: المیزان، ۴۹-۵۱/۱؛و تفسیر تسنیم، ۴۶۶/۱.</ref>.<ref> [[لیلا صدر هاشمی|صدر هاشمی، لیلا]]، [[صراط مستقیم از دیدگاه کتاب و سنت (مقاله)|صراط مستقیم از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص۵۲.</ref>
 
== معانی صراط مستقیم در تفاسیر قرآن کریم ==
در تفاسیر قرآن کریم معانی بسیاری برای واژه صراط و ترکیب وصفی صراط مستقیم ذکر شده است که برای سهولت کار می‌توان همه آنها را در سه عنوان زیر دسته‌بندی می‌شود:


== معانی [[صراط مستقیم]] در [[تفاسیر قرآن]] [[کریم]] ==
* در [[تفاسیر قرآن]] [[کریم]] معانی بسیاری برای واژه [[صراط]] و ترکیب وصفی [[صراط مستقیم]] ذکر شده است که برای سهولت کار می‌توان همه آنها را در سه عنوان زیر دسته‌بندی می‌شود:
=== [[خدا]] و [[کتاب خدا]] ===
=== [[خدا]] و [[کتاب خدا]] ===
* در برخی از [[تفاسیر]] به [[توحید]]، [[خداوند]] و [[طاعت]] او [[صراط مستقیم]] اطلاق شده است؛ به عنوان نمونه در [[تفسیر]] لباب التأویل فی معانی التنزیل ذیل [[آیه]] {{متن قرآن|هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ}}<ref>«این، راهی است راست» سوره آل عمران، آیه ۵۱.</ref>. [[صراط مستقیم]] به [[توحید]] تعبیر شده است:... یعنی التوحید<ref>(الخازن، بیتا: ۳۷۷)</ref> و در تیسیر التفسیر در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|وَأَنِ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ}}<ref>«و اینکه مرا بپرستید که این راهی است راست؟» سوره یس، آیه ۶۱.</ref>؛ [[طاعت]] [[الهی]] که [[آدمی]] را به طریق مستقیم می‌رساند، [[صراط مستقیم]] خوانده شده است: مرا [[اطاعت]] کنید که [[طاعت]] و [[پیروی]] از من همان است که شما را به [[راه مستقیم]] و راست متصل می‌کند <ref>اطیعونی، فإن طاعتی هی التی توصلکم إلى الطریق المستقیمه (الخازن؛ لباب التأویل فی معانی التنزیل، موقع التفاسیر ۱۴۲).</ref> گاهی نیز به [[قرآن کریم]] [[صراط مستقیم]] اطلاق شده است؛ به عنوان نمونه در [[تفسیر]] ابن [[السلام]] [[صراط مستقیم]] چنین است: "فالصراط: القرآن..." <ref>تفسیر ابن عبدالسلام. موقع التفاسیر ۵.</ref>، یا در [[تفسیر]] [[الزحیلی]] به [[نقل]] از [[امام علی|امیرالمؤمنین علی]] {{ع}} از [[قرآن کریم]] به [[صراط مستقیم]] و [[حبل الله]] تعبیر شده است<ref>{{عربی|روى الترمذی عن علی بن أبی طالب مرفوعا: القرآن: صراط الله المستقیم، و حبل الله المتین}}؛ الزحیلی، التفسیر المنیر فی العقیده و الشریعة و المنهج. الطبعة الثانیة. دمشق: دار الفکر المعاصر (۱۴۱۸ق) ج۶: ۵۲.</ref>.
در برخی از [[تفاسیر]] به [[توحید]]، [[خداوند]] و [[طاعت]] او صراط مستقیم اطلاق شده است؛ به عنوان نمونه در [[تفسیر]] لباب التأویل فی معانی التنزیل ذیل آیه {{متن قرآن|هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ}}<ref>«این، راهی است راست» سوره آل عمران، آیه ۵۱.</ref>. صراط مستقیم به توحید تعبیر شده است:... یعنی [[التوحید]]<ref>(الخازن، بیتا: ۳۷۷)</ref> و در تیسیر التفسیر در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|وَأَنِ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ}}<ref>«و اینکه مرا بپرستید که این راهی است راست؟» سوره یس، آیه ۶۱.</ref>؛ [[طاعت الهی]] که [[آدمی]] را به طریق مستقیم می‌رساند، صراط مستقیم خوانده شده است: مرا [[اطاعت]] کنید که طاعت و [[پیروی]] از من همان است که شما را به [[راه مستقیم]] و راست متصل می‌کند <ref>{{عربی|"اطیعونی، فإن طاعتی هی التی توصلکم إلی الطریق المستقیمه"}}؛ الخازن؛ لباب التأویل فی معانی التنزیل، موقع التفاسیر ۱۴۲.</ref> گاهی نیز به [[قرآن کریم]] [[صراط مستقیم]] اطلاق شده است؛ به عنوان نمونه در [[تفسیر]] ابن السلام صراط مستقیم چنین است: "{{عربی|"فالصراط: القرآن..."}}<ref>تفسیر ابن عبدالسلام. موقع التفاسیر ۵.</ref>، یا در تفسیر الزحیلی به نقل از امیرالمؤمنین علی{{ع}} از قرآن کریم به صراط مستقیم و [[حبل الله]] تعبیر شده است<ref>{{عربی|"روى الترمذی عن علی بن أبی طالب مرفوعا: القرآن: صراط الله المستقیم و حبل الله المتین"}}؛ الزحیلی، التفسیر [[المنیر]] فی العقیده و الشریعة و المنهج. الطبعة الثانیة. دمشق: دار الفکر المعاصر (۱۴۱۸ق) ج۶: ۵۲.</ref>.<ref>[[سعید قاسمی پرشکوه|قاسمی پرشکوه، سعید]] و [[محمد حسین خوانین‌زاده|خوانین‌زاده، محمد حسین]]؛ [[صراط مستقیم در تفاسیر قرآن و آثار ابن عربی (مقاله)|صراط مستقیم در تفاسیر قرآن و آثار ابن عربی]]، ص۲۹ ـ ۳۳.</ref>
 
=== راه [[حق]] و [[دین الهی]] ===
=== راه [[حق]] و [[دین الهی]] ===
* از [[دین]] نیز به [[صراط مستقیم]] یاد شده است:[[دین]] [[صراط مستقیم]] نامیده شده است<ref>الزحیلی، التفسیر المنیر فی العقیده و الشریعة و المنهج. الطبعة الثانیة. دمشق: دار الفکر المعاصر (۱۴۱۸ق) ج۶: ۵۲.</ref> که این طریق را طریق [[معتدل]] خوانده اند<ref>الزحیلی، التفسیر المنیر فی العقیده و الشریعة و المنهج. الطبعة الثانیة. دمشق: دار الفکر المعاصر (۱۴۱۸ق) ج۶: ۵۶.</ref> و در بسیاری از [[تفاسیر]] منظور از [[صراط مستقیم]]، [[دین اسلام]]، [[اسلام]]، [[دین]] قویم و... ذکر گردیده است؛ "وهداه إلى [[صراط مستقیم]]؛ إلى ملة الإسلام" <ref>الزمخشری، بیتا، ۳: ۴۱۰.</ref> یا به [[شریعت]] اطلاق شده است: نزدیک‌ترین راه به [[حق تعالی]] که موسوم به [[شریعت]] است و توجه بدان مقترن به [[سعادت]] است، [[صراط مستقیم]] است که در [[شریعت محمدی]] بدان توجه داده داشته است <ref>أقرب الطرق إلى الحق المعرف بالشریعه الذی قرنت السعاده بالتوجه إلیه هو الصراط المستقیم الذی نبه علیه فی الشریعه المحمدیه؛ (فناری، مصباح الأنس. با حواشی و تعلیقات میرزا هاشم اشکوری، امام خمینی و... چاپ اول: تهران: انتشارات مولی ۶۳۱ - ۶۳۰).</ref> در [[تفسیر]] [[المیزان]] به [[نقل]] از [[امام صادق]] {{ع}} آمده که [[صراط مستقیم]]، طریق [[معرفت الله]] است<ref>{{متن حدیث| هي الطريق إلى معرفة اللَّه‏}}؛ طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن. چاپ پنجم، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ج ۱: ۳۲.</ref> در [[تفسیر]] جلالین نیز ذیل [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«به راستی پروردگار من بر راهی راست است» سوره هود، آیه ۵۶.</ref> [[صراط]] مستقیمی که [[پروردگار]] بر آن است، "طریق [[حق]] و [[عدل]]" ذکر گردیده است:... أی طریق الحق و العدل <ref>المحلی و السیوطی، تفسیر الجلالین. الطبعه الأولى. القاهره: دار الحدیث ۲۹۲.</ref>.
از [[دین]] نیز به صراط مستقیم یاد شده است:دین صراط مستقیم نامیده شده است<ref>الزحیلی، التفسیر المنیر فی العقیده و الشریعة و المنهج. الطبعة الثانیة. دمشق: دار الفکر المعاصر (۱۴۱۸ق) ج۶، ص۵۲.</ref> که این طریق را طریق [[معتدل]] خوانده اند<ref>الزحیلی، التفسیر المنیر فی العقیده و الشریعة و المنهج. الطبعة الثانیة. دمشق: دار الفکر المعاصر (۱۴۱۸ق) ج۶: ۵۶.</ref> و در بسیاری از [[تفاسیر]] منظور از صراط مستقیم، [[دین اسلام]]، [[اسلام]]، [[دین]] قویم و... ذکر گردیده است؛ {{عربی|"وهداه إلى صراط مستقیم؛ إلى ملة الإسلام"}}<ref>الزمخشری، بیتا، ۳: ۴۱۰.</ref> یا به [[شریعت]] اطلاق شده است: نزدیک‌ترین راه به [[حق تعالی]] که موسوم به شریعت است و توجه بدان مقترن به [[سعادت]] است، صراط مستقیم است که در [[شریعت محمدی]] بدان توجه داده داشته است<ref>{{عربی|"أقرب الطرق إلى الحق المعرف بالشریعه الذی قرنت السعاده بالتوجه إلیه هو الصراط المستقیم الذی نبه علیه فی الشریعه المحمدیه"}}؛ (فناری، مصباح الأنس. با حواشی و تعلیقات میرزا هاشم اشکوری، امام خمینی و... چاپ اول: تهران: انتشارات مولی ۶۳۱ - ۶۳۰).</ref> در [[تفسیر المیزان]] به نقل از [[امام صادق]]{{ع}} آمده که صراط مستقیم، طریق [[معرفت الله]] است<ref>{{عربی|"هي الطريق إلى معرفة اللَّه"‏}}؛ طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن. چاپ پنجم، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ج ۱: ۳۲.</ref> در [[تفسیر جلالین]] نیز ذیل [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«به راستی پروردگار من بر راهی راست است» سوره هود، آیه ۵۶.</ref> [[صراط]] مستقیمی که [[پروردگار]] بر آن است، "طریق [[حق]] و [[عدل]]" ذکر گردیده است:... {{عربی|"أی طریق الحق و العدل"}}<ref>المحلی و السیوطی، تفسیر الجلالین. الطبعه الأولى. القاهره: دار الحدیث ۲۹۲.</ref>.
* گاهی نیز به ملائمات [[دین]] و طریق [[حق تعالی]] اطلاق شده است؛ به عنوان نمونه در [[تفسیر]] لباب التأویل فی معانی التنزیل ذیل [[آیه]] {{متن قرآن|يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون خواهد شد» سوره بقره، آیه ۱۴۲.</ref> جهت [[کعبه]] و [[قبله]] ابراهیمی [[صراط مستقیم]] است که [[خداوند]] هر کس را که بخواهد بدان سوی [[هدایت]] می‌فرماید: "و هو قوله: {{متن قرآن|يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ}}<ref>«هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون خواهد شد» سوره بقره، آیه ۱۴۲.</ref> "یعنی من [[عبادی]] إلى [[صراط مستقیم]]" یعنى إلى جهة الکعبه و هی [[قبله]] إبراهیم {{ع}} <ref>الخازن؛ لباب التأویل فی معانی التنزیل، موقع التفاسیر ۱۰۷.</ref> در [[تفسیر]] [[نسفی]] نیز ذیل [[آیه]] یاد شده چنین معنایی از [[صراط مستقیم]] یاد شده است <ref>ر. ک؛ النسفی، تفسیر نسفی، چاپ سوم: تحقیق دکتر عزیزالله جوینی. تهران: انتشارات سروش. بیتا: ۷۵</ref>. همچنین در [[تفسیر]] الباب التأویل فی معانی التنزیل ذیل [[آیه]] {{متن قرآن|فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«هر کس به خداوند پناه آورد به راهی راست راهنمایی شده است» سوره آل عمران، آیه ۱۰۱.</ref> آمده است که [[صراط مستقیم]] "راه روشن [[حق]]" است؛ طریق حقی که سرانجام به [[بهشت]] ختم می‌شود: "أی إلى طریق واضح و هو طریق الحق المؤدی إلى الجنة" <ref>الخازن؛ لباب التأویل فی معانی التنزیل، موقع التفاسیر بیتا: ۴۲۷.</ref> افزون بر این، در همین [[تفسیر]] ذیل [[آیه]] {{متن قرآن|وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و بر راهی است راست» سوره نحل، آیه ۷۶.</ref> "[[سیرت]] صالحه و [[دین]] [[استوار]]" همان [[صراط مستقیم]] ذکر شده است: "یعنی على سیرة صالحة و [[دین]] قویم<ref>الخازن؛ لباب التأویل فی معانی التنزیل، موقع التفاسیر بیتا: ۱۹۷.</ref> در تیسیر التفسیر نیز چند معنا برای "[[صراط]] ربک" ذکر شده است که عبارتند از طریق خوشنودی [[خداوند]]: [[صراط]] پروردگارت طریق اوست که او را خوشنود می‌کند و [[دین]] اوست که [[استوار]] است و هیچ [[انحرافی]] ندارد<ref>صراط ربک: طریقه الذی ارتضاه، و دینه القیوم المستقیم، الذی لا اعوجاج فیه ولا زیغ.</ref><ref>القطان، تیسیر التفسیر. موقع التفاسیر ۷.</ref> و در [[تفسیر]] [[صراط مستقیم]]، آن را راه [[استوار]] [[عقاید]] صحیح و [[شرایع]] حقه می‌داند: [[صراط مستقیم]]، راه [[استوار]] باورهای درست و دین‌های حقه است<ref>صراط مستقیم، طریق قویم من عقائد صحیحه و مشرائع حقه.</ref><ref>القطان، تیسیر التفسیر. موقع التفاسیر ۱۳۷.</ref>
 
گاهی نیز به ملائمات [[دین]] و طریق [[حق تعالی]] اطلاق شده است؛ به عنوان نمونه در تفسیر لباب التأویل فی معانی التنزیل ذیل [[آیه]] {{متن قرآن|يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون خواهد شد» سوره بقره، آیه ۱۴۲.</ref> جهت [[کعبه]] و [[قبله]] ابراهیمی [[صراط مستقیم]] است که [[خداوند]] هر کس را که بخواهد بدان سوی [[هدایت]] می‌فرماید: "و هو قوله: {{متن قرآن|يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ}}<ref>«هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون خواهد شد» سوره بقره، آیه ۱۴۲.</ref> {{عربی|"یعنی من عبادی إلی صراط مستقیم یعنی إلی جهة الکعبه و هی قبله إبراهیم{{ع}}}}<ref>الخازن؛ لباب التأویل فی معانی التنزیل، موقع التفاسیر ۱۰۷.</ref> در [[تفسیر نسفی]] نیز ذیل آیه یاد شده چنین معنایی از صراط مستقیم یاد شده است<ref>ر.ک: النسفی، تفسیر نسفی، چاپ سوم: تحقیق دکتر عزیزالله جوینی. تهران: انتشارات سروش. بیتا: ۷۵</ref>. همچنین در تفسیر الباب التأویل فی معانی التنزیل ذیل آیه {{متن قرآن|فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«هر کس به خداوند پناه آورد به راهی راست راهنمایی شده است» سوره آل عمران، آیه ۱۰۱.</ref> آمده است که صراط مستقیم "راه روشن حق" است؛ طریق حقی که سرانجام به [[بهشت]] ختم می‌شود: {{عربی|"أی إلى طریق واضح و هو طریق الحق المؤدی إلى الجنة"}}<ref>الخازن؛ لباب التأویل فی معانی التنزیل، موقع التفاسیر بیتا: ۴۲۷.</ref> افزون بر این، در همین تفسیر ذیل آیه {{متن قرآن|وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و بر راهی است راست» سوره نحل، آیه ۷۶.</ref> "[[سیرت]] صالحه و دین [[استوار]]" همان صراط مستقیم ذکر شده است: {{عربی|"یعنی على سیرة صالحة و دین قویم"}}<ref>الخازن؛ لباب التأویل فی معانی التنزیل، موقع التفاسیر بیتا: ۱۹۷.</ref> در تیسیر التفسیر نیز چند معنا برای "[[صراط]] ربک" ذکر شده است که عبارت‌اند از طریق [[خوشنودی خداوند]]: [[صراط]] پروردگارت طریق اوست که او را خوشنود می‌کند و [[دین]] اوست که [[استوار]] است و هیچ [[انحرافی]] ندارد<ref>{{عربی|"صراط ربک: طریقه الذی ارتضاه، و دینه القیوم المستقیم، الذی لا اعوجاج فیه ولا زیغ"}}.</ref>.<ref>القطان، تیسیر التفسیر. موقع التفاسیر ۷.</ref> و در [[تفسیر]] [[صراط مستقیم]]، آن را راه استوار [[عقاید]] صحیح و [[شرایع]] حقه می‌داند: صراط مستقیم، راه استوار باورهای درست و دین‌های حقه است<ref>صراط مستقیم، طریق قویم من عقائد صحیحه و مشرائع حقه.</ref>.<ref>القطان، تیسیر التفسیر. موقع التفاسیر ۱۳۷.</ref>.<ref>[[سعید قاسمی پرشکوه|قاسمی پرشکوه، سعید]] و [[محمد حسین خوانین‌زاده|خوانین‌زاده، محمد حسین]]؛ [[صراط مستقیم در تفاسیر قرآن و آثار ابن عربی (مقاله)|صراط مستقیم در تفاسیر قرآن و آثار ابن عربی]]، ص۲۹ ـ ۳۳.</ref>


=== [[نبوت]] و [[امامت]] ===
=== [[نبوت]] و [[امامت]] ===
* در بعضی از [[تفاسیر]] نیز به [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}}، [[ائمه]] {{عم}} به طور عموم و [[امام علی|امیرالمؤمنین علی]] {{ع}} به طور خاص اشاره شده است که اغلب این [[تفاسیر شیعی]] هستند؛ به عنوان مثال در [[مجمع البیان]] فی التفسیر القرآن ذیل [[آیه]] ۵ [[سوره]] [[مبارکه]] [[فاتحة الکتاب]]، [[پیامبر]] {{صل}} و [[ائمه]] {{عم}} [[جانشین]] او، [[صراط مستقیم]] یاد شده است: "اله النبی {{صل}} و الأئمه القائمون مقامه<ref>طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن با مقدمه محمدجواد بلاغی، چاپ سوم: تهران: انتشارات ناصرخسرو ج ۱: ۱۰۴.</ref> در [[تفسیر]] نورالثقلین نیز به [[نقل]] از [[کتاب]] [[الاحتجاج]] [[طبرسی]] و در ضمن [[حدیث]] [[خطبه غدیر]] از قول [[پیامبر اکرم]] آمده است که آن [[حضرت]] فرمود: من [[صراط]] مستقیمی هستم که [[خداوند]] به [[پیروی]] از آن امر فرموده است. پس از من نیز [[امام علی]] {{ع}} و [[ائمه]] و فرزندانی که از صلب او هستند، [[صراط مستقیم]] خواهند بود که [[هادی]] [[حق]] هستند و با او معادل هستند (...)
در بعضی از [[تفاسیر]] نیز به [[پیامبر اکرم]]{{صل}}، [[ائمه]]{{عم}} به طور عموم و امیرالمؤمنین علی{{ع}} به طور خاص اشاره شده است که اغلب این [[تفاسیر شیعی]] هستند؛ به عنوان مثال در [[مجمع البیان]] فی التفسیر القرآن ذیل [[آیه]] ۵ [[سوره]] مبارکه [[فاتحة الکتاب]]، [[پیامبر]]{{صل}} و ائمه{{عم}} [[جانشین]] او، صراط مستقیم یاد شده است: {{عربی|"الی النبی{{صل}} و الأئمه القائمون مقامه}}<ref>طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن با مقدمه محمدجواد بلاغی، چاپ سوم: تهران: انتشارات ناصرخسرو ج ۱: ۱۰۴.</ref> در [[تفسیر نورالثقلین]] نیز به نقل از کتاب [[الاحتجاج]] [[طبرسی]] و در ضمن [[حدیث]] [[خطبه غدیر]] از [[قول پیامبر اکرم]] آمده است که آن حضرت فرمود: من صراط مستقیمی هستم که [[خداوند]] به [[پیروی]] از آن امر فرموده است. پس از من نیز [[امام علی]]{{ع}} و ائمه و فرزندانی که از صلب او هستند، صراط مستقیم خواهند بود که [[هادی]] [[حق]] هستند و با او معادل هستند.
در [[تفسیر]] [[المیزان]] نیز به [[نقل]] از [[امام سجاد]] {{ع}} در المعانی ذکر شده که آن [[حضرت]] جمیع [[ائمه]] {{ع}} را [[صراط مستقیم]] معرفی فرموده است: {{متن حدیث|ٌ نَحْنُ أَبْوَابُ اللَّهِ وَ نَحْنُ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ }}<ref>عروسی الحویزی، تفسیر نورالثقلین. چاپ چهارم: تحقیق سیدهاشم رسولی محلاتی. قم: انتشارات اسماعیلیان.</ref> همچنان که در [[تفسیر]] نورالثقلین نیز [[امام صادق|امام جعفر صادق]] {{ع}} می‌فرماید ما [[ائمه]] [[صراط مستقیم الهی]] هستیم: {{متن حدیث|وَاللَّه‏ نَحْنُ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ}}<ref>عروسی الحویزی، تفسیر نورالثقلین. چاپ چهارم: تحقیق سیدهاشم رسولی محلاتی. قم: انتشارات اسماعیلیان ۱۴۱۵ق، ج ۱: ۲۲.</ref>.
 
* آنچه یاد شد، مواردی بود که در [[تفاسیر]] گوناگون [[قرآن کریم]] درباره مفاهیم [[صراط مستقیم]] یافته و ثبت شد. اما [[یادآوری]] این سخن از [[علامه طباطبائی]] در [[المیزان]] نیز ضروری است که می‌فرمایند: [[صراط مستقیم]] راهی است به سوی [[خدا]] که هر راه دیگری که خلایق به سوی [[خدا]] دارند، شعبه‌ای از آن است و هر طریقی که [[آدمی]] را به سوی [[خدا]] رهنمایی می‌کند، بهره‌ای از [[صراط مستقیم]] را داراست... پس [[صراط مستقیم]] عبارت می‌شود از صراطی که در [[هدایت مردم]] و رساندنشان به سوی [[غایت]] و مقصدشان [[تخلف]] نکند، و صد در صد این اثر خود را ببخشد، همچنان که [[خدای تعالی]] در [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا}}<ref>«اما آن کسان که به خداوند ایمان آوردند و به او چنگ در زدند، (خداوند) آنان را در بخشایش و بخششی از خویش در خواهد آورد و ایشان را به راهی راست به سوی خود راهنمایی خواهد کرد» سوره نساء، آیه ۱۷۵.</ref> آن راهی را که هرگز در [[هدایت]] رهرو خود [[تخلف]] ننموده، و دائما در حال خود باقی است، [[صراط مستقیم]] نامیده است<ref>موسوی همدانی، ترجمه تفسیر المیزان، چاپ پنجم، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ج ۱: ۵۲.</ref><ref>[[سعید قاسمی پرشکوه|قاسمی پرشکوه، سعید]] و [[محمد حسین خوانین‌زاده|خوانین‌زاده، محمد حسین]]؛ [[صراط مستقیم در تفاسیر قرآن و آثار ابن عربی (مقاله)|صراط مستقیم در تفاسیر قرآن و آثار ابن عربی]]، ص ۲۹ تا ۳۳.</ref>
در [[تفسیر المیزان]] نیز به نقل از [[امام سجاد]]{{ع}} در المعانی ذکر شده که آن حضرت جمیع ائمه{{ع}} را صراط مستقیم معرفی فرموده است: {{متن حدیث|نَحْنُ أَبْوَابُ اللَّهِ وَ نَحْنُ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ}}<ref>عروسی الحویزی، تفسیر نورالثقلین. چاپ چهارم: تحقیق سیدهاشم رسولی محلاتی. قم: انتشارات اسماعیلیان.</ref> همچنان که در تفسیر نورالثقلین نیز [[امام]] [[جعفر صادق]]{{ع}} می‌فرماید ما ائمه [[صراط مستقیم الهی]] هستیم: {{متن حدیث|وَاللَّه‏ نَحْنُ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ}}<ref>عروسی الحویزی، تفسیر نورالثقلین. چاپ چهارم: تحقیق سیدهاشم رسولی محلاتی. قم: انتشارات اسماعیلیان ۱۴۱۵ق، ج ۱: ۲۲.</ref>.


== گمراهى از [[صراط مستقیم]] و عوامل آن ==
آنچه یاد شد، مواردی بود که در [[تفاسیر]] گوناگون [[قرآن کریم]] درباره مفاهیم [[صراط مستقیم]] یافته و ثبت شد. اما یادآوری این سخن از [[علامه طباطبائی]] در [[المیزان]] نیز ضروری است که می‌فرمایند: صراط مستقیم راهی است به سوی [[خدا]] که هر راه دیگری که خلایق به سوی خدا دارند، شعبه‌ای از آن است و هر طریقی که [[آدمی]] را به سوی خدا [[رهنمایی]] می‌کند، بهره‌ای از صراط مستقیم را داراست... پس صراط مستقیم عبارت می‌شود از صراطی که در [[هدایت مردم]] و رساندنشان به سوی [[غایت]] و مقصدشان تخلف نکند، و صد در صد این اثر خود را ببخشد، همچنان که [[خدای تعالی]] در [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا}}<ref>«اما آن کسان که به [[خداوند]] [[ایمان]] آوردند و به او چنگ در زدند، (خداوند) آنان را در [[بخشایش]] و بخششی از خویش در خواهد آورد و ایشان را به راهی راست به سوی خود [[راهنمایی]] خواهد کرد» [[سوره نساء]]، [[آیه]] ۱۷۵.</ref> آن راهی را که هرگز در [[هدایت]] رهرو خود تخلف ننموده، و دائما در حال خود باقی است، صراط مستقیم نامیده است<ref>موسوی همدانی، ترجمه تفسیر المیزان، چاپ پنجم، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ج ۱: ۵۲.</ref>.<ref>[[سعید قاسمی پرشکوه|قاسمی پرشکوه، سعید]] و [[محمد حسین خوانین‌زاده|خوانین‌زاده، محمد حسین]]؛ [[صراط مستقیم در تفاسیر قرآن و آثار ابن عربی (مقاله)|صراط مستقیم در تفاسیر قرآن و آثار ابن عربی]]، ص۲۹ ـ ۳۳.</ref>
* تصمیم ابلیس، بر گمراه کردن مردم، با کمین کردن در [[صراط مستقیم]]، به تلافی گمراه شدن خویش: {{متن قرآن|قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref> پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان می‌نشینم؛ سوره اعراف، آیه:۱۶.</ref>.
* شیطان، عامل گمراهی و انحراف از [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|يَا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِرَاطًا سَوِيًّا يَا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِيًّا }}<ref> ای پدر! بی‌گمان من به چیزی از دانش دست یافته‌ام که تو بدان دست نیافته‌ای؛ بنابراین از من پیروی کن تا تو را به راهی درست رهنمون گردم. ای پدر! شیطان را نپرست که شیطان با (خداوند) بخشنده نافرمان است؛ سوره مریم، آیه: ۴۳ - ۴۴.</ref>؛ {{متن قرآن|أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَن لّا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ وَأَنْ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنكُمْ جِبِلًّا كَثِيرًا أَفَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُونَ }}<ref> ای فرزندان آدم! آیا به شما سفارش نکردم که شیطان را نپرستید که او دشمن آشکار شماست؟ و اینکه مرا بپرستید که این راهی است راست؟ و به راستی گروهی فراوان از شما را بیراه کرد پس آیا خرد نمی‌ورزیدید؟؛ سوره یس، آیه: ۶۰ - ۶۲.</ref>
* گمراه ساختن مردم از [[صراط مستقیم]]، هدف ابلیس از مهلت خواهی: {{متن قرآن|فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ }}<ref> همه فروتنی کردند جز ابلیس؛ سوره اعراف، آیه:۱۱.</ref>، {{متن قرآن|فأَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ}}<ref> به من تا روزی که (همه) برانگیخته می‌شوند مهلت ده!؛ سوره اعراف، آیه:۱۴.</ref>، {{متن قرآن|فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ }}<ref> پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان می‌نشینم؛ سوره اعراف، آیه:۱۶.</ref>
* شرک، انحراف از دین حنیف و [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ }}<ref> ای قوم من! من از آنچه شریک (خداوند) قرار می‌دهید بیزارم؛ سوره انعام، آیه:۷۸.</ref>، {{متن قرآن|حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ }}<ref> من از مشرکان نیستم؛ سوره انعام، آیه:۷۹.</ref>، {{متن قرآن|وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ}}<ref> و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم. این رهنمود خداوند است که هر یک از بندگان خود را بخواهد با آن رهنمون می‌شود و اگر شرک ورزیده بودند آنچه می‌کردند تباه می‌شد؛ سوره انعام، آیه: ۸۷- ۸۸.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref> بگو: بی‌گمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار، آیین ابراهیم درست‌آیین و (او) از مشرکان نبود؛ سوره انعام، آیه:۱۶۱.</ref>، {{متن قرآن|وَأَنْ أَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref> و (به من فرمان داده‌اند) که: با درستی آیین، روی به دین آور و هیچ‌گاه از مشرکان مباش!؛ سوره یونس، آیه:۱۰۵.</ref>، {{متن قرآن|وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً رَّجُلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَبْكَمُ لاَ يَقْدِرُ عَلَىَ شَيْءٍ وَهُوَ كَلٌّ عَلَى مَوْلاهُ أَيْنَمَا يُوَجِّههُّ لاَ يَأْتِ بِخَيْرٍ هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَمَن يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> و خداوند دو مرد را مثل می‌زند که یکی از آن دو گنگ است و توان هیچ کاری ندارد و سربار سرور خویش است، هر جا می‌فرستدش خیری (با خود) نمی‌آورد، آیا او با آن کس که به دادگری فرمان می‌دهد و بر راهی است راست، برابر است؟؛ سوره نحل، آیه:۷۶.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلَّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref> به راستی ابراهیم (به تنهایی) امتی فروتن برای خداوند و درست‌آیین بود و از مشرکان نبود؛ سوره نحل، آیه:۱۲۰.</ref>، {{متن قرآن|وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّهُ كَانَ صِدِّيقًا نَّبِيًّا إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ يَا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لا يَسْمَعُ وَلا يُبْصِرُ وَلا يُغْنِي عَنكَ شَيْئًا يَا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِرَاطًا سَوِيًّا}}<ref>و در این کتاب از ابراهیم یاد کن که او پیامبری بسیار راستگو بود. هنگامی که به پدرخویش گفت: ای پدر! چرا چیزی را می‌پرستی که نه می‌شنود و نه می‌بیند و نه هیچ به کار تو می‌آید؟ ای پدر! بی‌گمان من به چیزی از دانش دست یافته‌ام که تو بدان دست نیافته‌ای؛ بنابراین از من پیروی کن تا تو را به راهی درست رهنمون گردم؛ سوره مریم، آیه: ۴۱ - ۴۳.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ سِيرُوا فِي الأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلُ كَانَ أَكْثَرُهُم مُّشْرِكِينَ فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ الْقَيِّمِ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لّا مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللَّهِ يَوْمَئِذٍ يَصَّدَّعُونَ}}<ref>بگو: در زمین گردش کنید، آنگاه بنگرید سرانجام پیشینیان چگونه بوده است؛ بیشتر آنان مشرک بودند. پس، روی (دل) برای این دین استوار راست بدار پیش از آنکه روزی فرا رسد که از سوی خداوند بازگشتی ندارد؛ در آن روز (مردم) پراکنده می‌شوند؛ سوره روم، آیه:۴۲ - ۴۳.</ref>.
* انکار آخرت، عامل گمراهی و انحراف از [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|وَإِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ عَنِ الصِّرَاطِ لَنَاكِبُونَ}}<ref> و بی‌گمان آنان که به جهان واپسین ایمان ندارند، از راه گشته‌اند؛ سوره مؤمنون، آیه:۷۴.</ref>.
* هجوم همه جانبه ابلیس، برای بازداشتن مردم از [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ}}<ref> و به راستی شما را آفریدیم و شما را چهره‌نگاری کردیم سپس به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید! همه فروتنی کردند جز ابلیس که از فروتنان نبود؛ سوره اعراف، آیه:۱۱.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref> پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان می‌نشینم؛ سوره اعراف، آیه:۱۶.</ref>، {{متن قرآن|ثُمَّ لآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ وَلاَ تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ}}<ref> آنگاه از پیش و پس و راست و چپ آنان به سراغشان خواهم رفت و بیشتر آنان را سپاسگزار نخواهی یافت؛ سوره اعراف، آیه:۱۷.</ref>
* استفاده ابلیس از فرزندان، برای گمراه کردن مردم از [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ}}<ref> و به راستی شما را آفریدیم و شما را چهره‌نگاری کردیم سپس به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید! همه فروتنی کردند جز ابلیس که از فروتنان نبود؛ سوره اعراف، آیه:۱۱.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref> پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان می‌نشینم؛ سوره اعراف، آیه:۱۶.</ref>، {{متن قرآن|ثُمَّ لآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ وَلاَ تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ}}<ref> آنگاه از پیش و پس و راست و چپ آنان به سراغشان خواهم رفت و بیشتر آنان را سپاسگزار نخواهی یافت؛ سوره اعراف، آیه:۱۷.</ref><ref>مقصود از "خَلْفِهِمْ" فرزندان و نسل انسان اند، که نسبت به آنان آمال و آرزوهایی دارد و شیطان از همین طریق وارد شده و مقاصد خود را به آدمی القا می کند و برای فرزندان به جمع مال از راه حلال و حرام می پردازد و هر چه در توان دارد برای آنان فراهم کرده، خود را در این راه به هلاکت می افکند؛ المیزان، ج ۸، ص ۳۱.</ref>.
* گمراه کردن مردم از [[صراط مستقیم]] از جانب ابلیس، با استفاده از امور دینی: {{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ}}<ref> و به راستی شما را آفریدیم و شما را چهره‌نگاری کردیم سپس به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید! همه فروتنی کردند جز ابلیس که از فروتنان نبود؛ سوره اعراف، آیه:۱۱.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref> پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان می‌نشینم؛ سوره اعراف، آیه:۱۶.</ref>، {{متن قرآن|ثُمَّ لآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ وَلاَ تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ}}<ref> آنگاه از پیش و پس و راست و چپ آنان به سراغشان خواهم رفت و بیشتر آنان را سپاسگزار نخواهی یافت؛ سوره اعراف، آیه:۱۷.</ref><ref>منظور از "أَيْمَانِهِمْ" اموری است که به سعادت بشر مربوط می‌شود که همان دین باشد. اتیان ابلیس از جانب «یمین» به این است که در برخی از امور دینی ایجاد مبالغه کند و به اموری که خداوند دستور نداده، تکلیف کند؛ المیزان، ج ۸، ص ۳۲. و با تزیین گمراهی، دین شان را به فساد می کشاند؛ التّبیان، ج ۴، ص ۳۶۵؛ تفسیر الصّافی، ج ۲، ص ۱۸۴.</ref>
* گمراه کردن مردم از [[صراط مستقیم]]، از سوی ابلیس، به وسیله تزیین فحشا و منکرات: {{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ}}<ref> و به راستی شما را آفریدیم و شما را چهره‌نگاری کردیم سپس به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید! همه فروتنی کردند جز ابلیس که از فروتنان نبود؛ سوره اعراف، آیه:۱۱.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref> پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان می‌نشینم؛ سوره اعراف، آیه:۱۶.</ref>، {{متن قرآن|ثُمَّ لآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ وَلاَ تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ}}<ref> آنگاه از پیش و پس و راست و چپ آنان به سراغشان خواهم رفت و بیشتر آنان را سپاسگزار نخواهی یافت؛ سوره اعراف، آیه:۱۷.</ref><ref>مقصود از «شمال»، خلاف یمین است و مقصود از آن تزیین منکرات و دعوت به ارتکاب معاصی است؛ المیزان، ج ۸، ص ۳۲.</ref>.
* ابلیس، دارای شیوه‌های مختلف، در منحرف ساختن انسانها از [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ}}<ref> و به راستی شما را آفریدیم و شما را چهره‌نگاری کردیم سپس به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید! همه فروتنی کردند جز ابلیس که از فروتنان نبود؛ سوره اعراف، آیه:۱۱.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref> پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان می‌نشینم؛ سوره اعراف، آیه:۱۶.</ref>، {{متن قرآن|ثُمَّ لآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ وَلاَ تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ}}<ref> آنگاه از پیش و پس و راست و چپ آنان به سراغشان خواهم رفت و بیشتر آنان را سپاسگزار نخواهی یافت؛ سوره اعراف، آیه:۱۷.</ref>.
* استفاده ابلیس از اموال و بخل ورزیدن، برای گمراه کردن مردم از [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ}}<ref> و به راستی شما را آفریدیم و شما را چهره‌نگاری کردیم سپس به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید! همه فروتنی کردند جز ابلیس که از فروتنان نبود؛ سوره اعراف، آیه:۱۱.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref> پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان می‌نشینم؛ سوره اعراف، آیه:۱۶.</ref>، {{متن قرآن|ثُمَّ لآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ وَلاَ تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ}}<ref> آنگاه از پیش و پس و راست و چپ آنان به سراغشان خواهم رفت و بیشتر آنان را سپاسگزار نخواهی یافت؛ سوره اعراف، آیه:۱۷.</ref><ref>در روایتی از [[امام باقر]] {{ع}} "وَمِنْ خَلْفِهِمْ" به گردآوری اموال و بخل ورزیدن از ادای حقوق مالی به دستور ابلیس، تفسیر شده است؛ التّبیان، ج ۴، ص ۳۶۵؛ تفسیر نورالثقلین، ج ۲، ص ۱۱، ح ۳۳.</ref>.
* ابلیس، گمراه کننده مردم از [[صراط مستقیم]]، با ایجاد تساهل نسبت به امور آخرتی: {{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ}}<ref> و به راستی شما را آفریدیم و شما را چهره‌نگاری کردیم سپس به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید! همه فروتنی کردند جز ابلیس که از فروتنان نبود؛ سوره اعراف، آیه:۱۱.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref> پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان می‌نشینم؛ سوره اعراف، آیه:۱۶.</ref>، {{متن قرآن|ثُمَّ لآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ وَلاَ تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ}}<ref> آنگاه از پیش و پس و راست و چپ آنان به سراغشان خواهم رفت و بیشتر آنان را سپاسگزار نخواهی یافت؛ سوره اعراف، آیه:۱۷.</ref><ref>در روایتی از [[امام باقر]] {{ع}} "ثُمَّ لآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ" به نقش شیطان در ایجاد سهل انگاری نسبت به امور اخروی تفسیر شده است؛ التّبیان، ج ۴، ص ۳۶۵.</ref>
* نقش شیطان در گمراه کردن مردم از [[صراط مستقیم]]، با محبوب قرار دادن لذّات و غلبه دادن شهوات در دلهای مردم: {{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ}}<ref> و به راستی شما را آفریدیم و شما را چهره‌نگاری کردیم سپس به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید! همه فروتنی کردند جز ابلیس که از فروتنان نبود؛ سوره اعراف، آیه:۱۱.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref> پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان می‌نشینم؛ سوره اعراف، آیه:۱۶.</ref>، {{متن قرآن|ثُمَّ لآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ وَلاَ تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ}}<ref> آنگاه از پیش و پس و راست و چپ آنان به سراغشان خواهم رفت و بیشتر آنان را سپاسگزار نخواهی یافت؛ سوره اعراف، آیه:۱۷.</ref><ref>در روایتی از [[امام باقر]] {{ع}} "وَعَن شَمَائِلِهِمْ" به محبوب قرار دادن لذّات و غلبه دادن شهوات بر دلها تفسیر شده است؛ التّبیان، ج ۴، ص ۳۶۵؛ مجمع البیان، ج ۳ - ۴، ص ۶۲۳.</ref>
=== کیفر گمراهی از [[صراط مستقیم]] ===
* جهنّم، کیفر گمراهی از [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ }}<ref> پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان می‌نشینم؛ سوره اعراف، آیه:۱۶.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ اخْرُجْ مِنْهَا مَذْؤُومًا مَّدْحُورًا لَّمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكُمْ أَجْمَعِينَ}}<ref> فرمود: نکوهیده و رانده از آنجا بیرون رو! سوگند که از ایشان هر کس از تو پیروی کند دوزخ را از همه شما خواهم انباشت؛ سوره اعراف، آیه: ۱۸.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ هَذَا صِرَاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ}}<ref> فرمود: این راهی است راست، بر عهده من بی‌گمان تو بر بندگان من چیرگی نداری مگر آن گمراهان که از تو پیروی کنند. و به یقین دوزخ وعده‌گاه همه آنان است؛ سوره حجر، آیه: ۴۱ - ۴۳.</ref>.


== راه [[پیروی]] از [[صراط مستقیم]] ==
== رابطه [[رشد]] و هدایت با صراط مستقیم ==
* راهیابی و [[سلوک]] [[انسان]] به [[صراط مستقیم]] و [[پایداری]] بر آن، منوط به خواست و [[اراده]] خود [[انسان]]: {{متن قرآن|لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ وَمَا تَشَاؤُونَ إِلاَّ أَن يَشَاء اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ }}<ref> برای هر کس از شما که بخواهد راه راست در پیش گیرد. و جز آنچه خواست خداوند پروردگار جهانیان است؛ نخواهید؛ سوره تکویر، آیه: ۲۸ - ۲۹.</ref>
[[قرآن]]، «اهتداء» به‌ معنای گام‌برداشتن در‌ راه‌ رشد و صلاح<ref>نک: معجم مقاییس اللغه، ج ۶، ص۴۲، «هدی».</ref> را صراط‌ مستقیم دانسته و «[[ضلال]]» به‌ معنای گمراهی و گام‌برداشتن در راه [[باطل]] و انحرافی‌ را در برابر آن قرار داده است<ref>{{متن قرآن|فَمَن يُرِدِ ٱللَّهُ أَن يَهْدِيَهُۥ يَشْرَحْ صَدْرَهُۥ لِلْإِسْلَـٰمِ وَمَن يُرِدْ أَن يُضِلَّهُۥ يَجْعَلْ صَدْرَهُۥ ضَيِّقًا حَرَجًۭا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِى ٱلسَّمَآءِ كَذَٰلِكَ يَجْعَلُ ٱللَّهُ ٱلرِّجْسَ عَلَى ٱلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ * وَهَـٰذَا صِرَٰطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيمًۭا قَدْ فَصَّلْنَا ٱلْـَٔايَـٰتِ لِقَوْمٍۢ يَذَّكَّرُونَ}}؛ «خداوند هر کس را که بخواهد راهنمایی کند دلش را برای (پذیرش) اسلام می‌گشاید و هر کس را که بخواهد در گمراهی وانهد دلش را تنگ و بسته می‌دارد گویی به آسمان فرا می‌رود؛ بدین گونه خداوند عذاب را بر کسانی که ایمان نمی‌آورند؛ برمی‌گمارد * و این راه راست پروردگار توست؛ بی‌گمان آیات را برای گروهی که در یاد می‌گیرند روشن داشته‌ایم» سوره انعام، آیه ۱۲۵-۱۲۶.</ref>. [[رشد]] در برخی آیات هدفی مستقل برای [[هدایت قرآن]] قرار داده شده و در تضاد با [[شرک]] و [[کفر]] دانسته شده است: {{متن قرآن|...فَقَالُوٓا۟ إِنَّا سَمِعْنَا قُرْءَانًا عَجَبًۭا * يَهْدِىٓ إِلَى ٱلرُّشْدِ فَـَٔامَنَّا بِهِۦ وَلَن نُّشْرِكَ بِرَبِّنَآ أَحَدًۭا}}<ref>سوره جن، آیه ۱-۲.</ref>. بنابراین، از سویی، [[ایمان]] با اهتدای به [[حق]] ملازم است و در مقابل آن [[کفر]] قرار دارد<ref>{{متن قرآن|مَا كَانَ لِلْمُشْرِكِينَ أَن يَعْمُرُوا۟ مَسَـٰجِدَ ٱللَّهِ شَـٰهِدِينَ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِم بِٱلْكُفْرِ أُو۟لَـٰٓئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَـٰلُهُمْ وَفِى ٱلنَّارِ هُمْ خَـٰلِدُونَ * إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَـٰجِدَ ٱللَّهِ مَنْ ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْـَٔاخِرِ وَأَقَامَ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتَى ٱلزَّكَوٰةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلَّا ٱللَّهَ فَعَسَىٰٓ أُو۟لَـٰٓئِكَ أَن يَكُونُوا۟ مِنَ ٱلْمُهْتَدِينَ}}؛ «مشرکان را نرسد که مساجد خداوند را آباد کنند با آنکه به زیان خویش بر کفر (خود) گواهند؛ کردارهای آنان تباه است و آنان در آتش، جاودانند * تنها آن کس مساجد خداوند را آباد می‌تواند کرد که به خداوند و روز واپسین ایمان آورده و نماز را بر پا داشته و زکات پرداخته و جز از خداوند نهراسیده است پس امید است که اینان از رهیافتگان باشند» سوره توبه، آیه ۱۷-۱۸.</ref> و تا زمانی که [[ایمان]] به [[شرک]] و [[ظلم]] آلوده‌ نشود، هریک از اهتدای به حق و ایمان سبب تقویت یکدیگر می‌شود<ref>{{متن قرآن|ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَلَمْ يَلْبِسُوٓا۟ إِيمَـٰنَهُم بِظُلْمٍ أُو۟لَـٰٓئِكَ لَهُمُ ٱلْأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ}}؛ «آنان که ایمان آورده‌اند و ایمانشان را به هیچ ستمی نیالوده‌اند، امن (و آرامش) دارند و رهیافته‌اند» سوره انعام، آیه ۸۲.</ref>. از سوی دیگر میان رشد‌ و حق و صواب، رابطه [[علیت]] برقرار است، از این رو پذیرش اسلام‌ و طرد [[طاغوت]] و [[ایمان به خدا]]، راه رشد دانسته شده<ref>{{متن قرآن|لَآ إِكْرَاهَ فِى ٱلدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ ٱلرُّشْدُ مِنَ ٱلْغَىِّ فَمَن يَكْفُرْ بِٱلطَّـٰغُوتِ وَيُؤْمِنۢ بِٱللَّهِ فَقَدِ ٱسْتَمْسَكَ بِٱلْعُرْوَةِ ٱلْوُثْقَىٰ لَا ٱنفِصَامَ لَهَا وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}؛ «در (کار) دین هیچ اکراهی نیست که رهیافت از گمراهی آشکار است پس، آنکه به طاغوت کفر ورزد و به خداوند ایمان آورد، بی‌گمان به دستاویز استوارتر چنگ زده است که هرگز گسستن ندارد و خداوند شنوای داناست» سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref> و این راه رشد همان [[صراط مستقیم]] است ‌که در [[روایت]] [[ابن مسعود]] از [[پیامبر]] به آن اشاره شده است<ref>نک: الکشاف، ج ۲، ص۸۰؛ جوامع الجامع، ج ۱، ص۴۲۰.</ref>، ازاین‌رو [[خداوند]] کسانی را که از صراط مستقیم [[منحرف]] شده و به ناحق گردن‌فرازی کرده و خود را از دیگران [[برتر]] می‌دانند، از توجّه و گرایش به [[آیات]] [[حق]] باز می‌دارد؛ به‌گونه‌ای که هر نشانه‌ای را از [[حق]] ببینند به آن [[ایمان]] نمی‌آورند و اگر راه رشد در برابر دیدگان آنان نمایان شود، آن را برای خود برنمی‌گزینند و چنانچه راه نادرست و [[باطل]] را ببینند، آن را درپیش‌می‌گیرند: {{متن قرآن|سَأَصْرِفُ عَنْ ءَايَـٰتِىَ ٱلَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِى ٱلْأَرْضِ بِغَيْرِ ٱلْحَقِّ وَإِن يَرَوْا۟ كُلَّ ءَايَةٍۢ لَّا يُؤْمِنُوا۟ بِهَا وَإِن يَرَوْا۟ سَبِيلَ ٱلرُّشْدِ لَا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًۭا وَإِن يَرَوْا۟ سَبِيلَ ٱلْغَىِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًۭا ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَـٰتِنَا وَكَانُوا۟ عَنْهَا غَـٰفِلِينَ}}<ref>«به زودی کسانی را که در زمین ناحق گردنفرازی می‌ورزند از نشانه‌های خود روگردان خواهم کرد و هر نشانه‌ای ببینند بدان ایمان نخواهند آورد؛ و اگر راه درست را ببینند آن را راه (خویش) نخواهند گزید و چون کژراهه را ببینند آن را راه (خود) برخواهند گزید؛ این از آن روست که آنان نشانه‌های ما را دروغ شمردند و از آن غافل بودند» سوره اعراف، آیه ۱۴۶.</ref>. {{متن قرآن|سَبِيلَ ٱلرُّشْدِ}} در این [[آیه]] به [[راه هدایت]] و [[راه مستقیم]] [[تفسیر]] شده و راهی دانسته شده که [[انسان‌ها]] را به [[خدا]] می‌رساند<ref>تیسیر الکریم الرحمن، ص۳۴۲.</ref>. رهروان در این راه کسانی هستند که در پی [[خشنودی]] خدایند و بدین سبب همو آنان را به راه‌های [[سلامت]] که تأمین‌کننده [[نیک‌بختی]] آنهاست رهنمون کرده و آنان را در پرتو [[علم]] خود از تاریکی‌ها بیرون می‌آورد و به سوی [[روشنایی]] می‌برد<ref>المیزان، ج ۵، ص۲۴۵.</ref> و به راهی راست هدایتشان می‌کند: {{متن قرآن|يَهْدِى بِهِ ٱللَّهُ مَنِ ٱتَّبَعَ رِضْوَٰنَهُۥ سُبُلَ ٱلسَّلَـٰمِ وَيُخْرِجُهُم مِّنَ ٱلظُّلُمَـٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ بِإِذْنِهِۦ وَيَهْدِيهِمْ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref>«خداوند با آن (روشنایی) هر کسی را که پی خشنودی وی باشد به راه‌های بی‌گزند، راهنمایی می‌کند و آنان را به اراده خویش از تیرگی ‌ها به سوی روشنایی بیرون می‌آورد و آنها را به راهی راست رهنمون می‌گردد» سوره مائده، آیه ۱۶.</ref>.<ref> [[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|مقاله «صراط مستقیم»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص۲۰۴.</ref>
* کوشش [[انسان]] در کسب [[فضایل]] [[معنوی]]، مؤثّر بر [[توفیق]] [[سلوک]] و ماندن در [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلَّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ شَاكِرًا لِّأَنْعُمِهِ اجْتَبَاهُ وَهَدَاهُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ }}<ref> به راستی ابراهیم (به تنهایی) امتی فروتن برای خداوند و درست‌آیین بود و از مشرکان نبود. سپاسگزار نعمت‌های او بود؛ (خداوند) او را برگزید و به راهی راست راهنمایی کرد؛ سوره نحل، آیه: ۱۲۰ - ۱۲۱.</ref>
 
* توان [[مکلفان]] در پیمودن [[راه مستقیم خداوند]]: {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه:۱۵۱ - ۱۵۳.</ref>.
== ویژگی‌های صراط مستقیم ==
* [[لزوم]] حرکت در [[صراط مستقیم]]، با [[پیروی]] از [[قوانین]] [[دین الهی]]: {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه:۱۵۱ - ۱۵۳.</ref>، {{متن قرآن|وَأَنْ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ }}<ref> و اینکه مرا بپرستید که این راهی است راست؟؛ سوره یس، آیه:۶۱.</ref>.
بر اساس [[آیات قرآن کریم]] صراط مستقیم ویژگی‌هایی دارد:
* [[سلوک]] [[صراط مستقیم]]، منوط به [[توفیق الهی]] و [[هدایتگری]] [[پیامبر]] {{صل}}: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا مَا كُنتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلا الإِيمَانُ وَلَكِن جَعَلْنَاهُ نُورًا نَّهْدِي بِهِ مَنْ نَّشَاء مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> و بدین‌گونه ما روحی از امر خویش را به تو وحی کردیم؛ تو نمی‌دانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از بندگان خویش هر که را بخواهیم راهنمایی می‌کنیم و بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی... ؛ سوره شوری، آیه: ۵۲-۵۳.</ref>
 
* [[نیاز]] پیمودن [[صراط مستقیم]]، به [[هدایت الهی]]: {{متن قرآن|وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ}}<ref> و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم. این رهنمود خداوند است که هر یک از بندگان خود را بخواهد با آن رهنمون می‌شود و اگر شرک ورزیده بودند آنچه می‌کردند تباه می‌شد؛ سوره انعام، آیه: ۸۷- ۸۸.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ}}<ref> و به راستی بر موسی و هارون منّت نهادیم؛ سوره صافات، آیه:۱۱۴.</ref>، {{متن قرآن|وَهَدَيْنَاهُمَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref> و هر دو را به راه راست رهنمون شدیم؛ سوره صافات، آیه:۱۱۸.</ref>، {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا مَا كُنتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلا الإِيمَانُ وَلَكِن جَعَلْنَاهُ نُورًا نَّهْدِي بِهِ مَنْ نَّشَاء مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> و بدین‌گونه ما روحی از امر خویش را به تو وحی کردیم؛ تو نمی‌دانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از بندگان خویش هر که را بخواهیم راهنمایی می‌کنیم و بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی... ؛ سوره شوری، آیه: ۵۲-۵۳.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ كُلٌّ مُّتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِيِّ وَمَنِ اهْتَدَى}}<ref> بگو همه چشم به راهند، شما هم چشم به راه باشید، به زودی خواهید دانست چه کسانی همراهان راه میانه‌ اند و چه کسی رهیافته است؛ سوره طه، آیه:۱۳۵.</ref>.
=== مطابقت با حق و [[موازین]] [[علمی]] و [[عقلی]] ===
* نقش مهم الگوها و نمونه‌های [[عینی]] راه یافتگان، در نیل به [[صراط مستقیم]] و [[سلوک]] در آن: {{متن قرآن|اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ}}<ref> راه راست را به ما بنمای راه آنان که به نعمت پرورده‌ای؛ که نه بر ایشان خشم آورده‌ای و نه گمراه‌اند؛ سوره فاتحه، آیه: ۶ - ۷.</ref>.
در برخی [[آیات]]، صراط مستقیم همان آورده‌های [[اعتقادی]]، [[اخلاقی]] و عملی [[پیامبر اکرم]] از سوی [[پروردگار]] عالم معرفی شده<ref>{{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا۟ أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلَّا تُشْرِكُوا۟ بِهِۦ شَيْـًۭٔا وَبِٱلْوَٰلِدَيْنِ إِحْسَـٰنًۭا وَلَا تَقْتُلُوٓا۟ أَوْلَـٰدَكُم مِّنْ إِمْلَـٰقٍۢ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلَا تَقْرَبُوا۟ ٱلْفَوَٰحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلَا تَقْتُلُوا۟ ٱلنَّفْسَ ٱلَّتِى حَرَّمَ ٱللَّهُ إِلَّا بِٱلْحَقِّ ذَٰلِكُمْ وَصَّىٰكُم بِهِۦ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ * وَلَا تَقْرَبُوا۟ مَالَ ٱلْيَتِيمِ إِلَّا بِٱلَّتِى هِىَ أَحْسَنُ حَتَّىٰ يَبْلُغَ أَشُدَّهُۥ وَأَوْفُوا۟ ٱلْكَيْلَ وَٱلْمِيزَانَ بِٱلْقِسْطِ لَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَٱعْدِلُوا۟ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَىٰ وَبِعَهْدِ ٱللَّهِ أَوْفُوا۟ ذَٰلِكُمْ وَصَّىٰكُم بِهِۦ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ * وَأَنَّ هَـٰذَا صِرَٰطِى مُسْتَقِيمًۭا فَٱتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا۟ ٱلسُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِۦ ذَٰلِكُمْ وَصَّىٰكُم بِهِۦ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}؛ «بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید * و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید * و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۱-۱۵۳.</ref> که با [[موازین]] [[عقلی]] و [[علمی]] در انطباق کامل است، چنان‌که آیه ۶ [[سوره سبأ]] حقانیت آنچه را بر [[پیامبر اکرم]] نازل شده و به راه خداوند عزیز و حمید [[هدایت]] می‌کند، مورد [[تأیید]] و تصدیق [[عالمان]] و دانشمندان دانسته است: {{متن قرآن|وَيَرَى ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْعِلْمَ ٱلَّذِىٓ أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ هُوَ ٱلْحَقَّ وَيَهْدِىٓ إِلَىٰ صِرَٰطِ ٱلْعَزِيزِ ٱلْحَمِيدِ}}<ref>«و کسانی که آنان را از دانش بهره داده‌اند می‌بینند که آنچه از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده، راستین است و به راه (خداوند) پیروز ستوده، رهنمون می‌گردد» سوره سبا، آیه ۶.</ref>؛ نیز [[آیه]] ۵۴ [[سوره]] [[حجّ]] [[هدف]] از بین بردن القائات [[شیطانی]] را این دانسته که برخورداران از [[دانش]] (دانش‌آموختگان) بدانند [[قرآن]] [[حق]] و از سوی [[خدا]] نازل شده است. پس به آن [[ایمان]] آورده و دل‌هایشان برای پذیرش آن نرم شود و در نتیجه به [[صراط مستقیم]] [[هدایت]] شوند؛ زیرا خداوند تنها [[مؤمنان]] را به [[راه راست]] هدایت می‌کند: {{متن قرآن|وَلِيَعْلَمَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْعِلْمَ أَنَّهُ ٱلْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَيُؤْمِنُوا۟ بِهِۦ فَتُخْبِتَ لَهُۥ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ ٱللَّهَ لَهَادِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ}}<ref>«و تا کسانی که دانش یافته‌اند بدانند که این (قرآن) راستین، از سوی پروردگار توست پس به آن ایمان آورند آنگاه دل‌های آنها در برابر آن فروتن گردد و بی‌گمان خداوند راهنمای مؤمنان به راهی راست است» سوره حج، آیه ۵۴.</ref>، از این رو برخی اصلی‌ترین ویژگی صراط مستقیم را هماهنگی آن با [[علم]] و [[حکمت]] و [[عقل]] دانسته‌اند؛ زیرا صراط مستقیم همان راه انبیاست که با [[موازین]] [[علمی]] و [[عقلی]] مطابقت داشته و [[انسان‌ها]] برای رسیدن به [[کمالات انسانی]] خویش باید در آن مسیر حرکت کنند<ref>نک: تفسیر اهل‌بیت، س اول، ش دوم، ص۶، «ویژگی‌های صراط مستقیم در قرآن».</ref>. بنابراین، قرآن حقی است که بر [[پیامبر اکرم]] نازل شده و راه [[راستی]] است که پیامبر اکرم انسان‌ها را بدان فرامی‌خواند و حرکت در آن را به نفع رهرو می‌داند: {{متن قرآن|قُلْ يَـٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ قَدْ جَآءَكُمُ ٱلْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَنِ ٱهْتَدَىٰ فَإِنَّمَا يَهْتَدِى لِنَفْسِهِۦ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَمَآ أَنَا۠ عَلَيْكُم بِوَكِيلٍۢ}}<ref>«بگو: ای مردم! حق از سوی پروردگارتان نزد شما آمده است، هر که رهیاب شد به سود خویش رهیاب می‌شود و هر که گمراه گشت بی‌گمان به زیان خویش گمراه می‌گردد و من کارگزار شما نیستم» سوره یونس، آیه ۱۰۸.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|مقاله «صراط مستقیم»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص۱۹۸.</ref>
 
=== مصونیت از سلطه شیطان ===
[[شیطان]] پس از رانده شدن از درگاه [[خدا]] به سبب سرپیچی از [[فرمان]] [[سجده]] بر [[آدم]]، [[خدا]] را سبب [[گمراهی]] خود خواند و [[سوگند]] یاد کرد تا [[گناهان]] [[بنی‌آدم]] را برای آنان [[نیکو]] جلوه دهد<ref>جامع البیان، ج ۱۴، ص۲۳؛ تفسیر سمرقندی، ج ۲، ص۲۵۶؛‌ روض الجنان، ج ۱۱، ص۳۲۴.</ref> و در نتیجه، جز [[بندگان]] [[مخلَص]] خدا، همه [[انسان‌ها]] را [[گمراه]] سازد. در مقابل، [[خداوند]] راه مخلَصان را [[صراط مستقیم]] دانسته و یادآور می‌شود که [[شیطان]] بر بندگان مخلَص خدا سلطه‌ای ندارد و نمی‌تواند آنان را گمراه کند: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ بِمَآ أَغْوَيْتَنِى لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِى ٱلْأَرْضِ وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ * إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ ٱلْمُخْلَصِينَ * قَالَ هَـٰذَا صِرَٰطٌ عَلَىَّ مُسْتَقِيمٌ * إِنَّ عِبَادِى لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَـٰنٌ إِلَّا مَنِ ٱتَّبَعَكَ مِنَ ٱلْغَاوِينَ}}<ref>«گفت: پروردگارا! برای آنکه مرا بیراه نهادی، در زمین (بدی‌ها را) در دید آنها خواهم آراست و همگان را از راه به در خواهم برد * بجز از میان آنان بندگان نابت را * فرمود: این راهی است راست، بر عهده من * بی‌گمان تو بر بندگان من چیرگی نداری مگر آن گمراهان که از تو پیروی کنند» سوره حجر، آیه ۳۹-۴۲.</ref> برخی [[اخلاص]] را راهی به سوی خدا معرفی کرده‌اند که شیطان [[توانایی]] دستبرد به آن را ندارد<ref>نک: بیان السعاده،‌ ج ۲، ص۴۰۱؛‌ المحرر الوجیز، ج ۳، ص۳۶۲.</ref>، از این رو بسیاری از [[مفسران]] مشارالیه «هَذَا» را در [[آیه]]، اخلاص مخلَصان و آن را از نفوذ شیطان محفوظ دانسته‌اند<ref>کشف الاسرار، ج ۵، ص۳۰۹؛ التفسیر الکاشف، ج ۴، ص۴۷۸.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|مقاله «صراط مستقیم»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص۱۹۸.</ref>
 
=== [[اعتدال]] ===
در [[قرآن]] از صراط مستقیم به «[[صراط]] سَوِی» نیز یاد شده است<ref>نک: روح المعانی، ج ۸، ص۴۱۵.</ref>. در آیه ۴۳ [[سوره مریم]] ابراهیم از [[آزر]] عموی خود که در این آیه به عنوان «پدر» مورد خطاب قرار گرفته است، می‌خواهد تا از او که از دانشی برخوردار شده که به آزر عطا نشده است، [[پیروی]] کند تا او را به راهی راست [[هدایت]] کند: {{متن قرآن|يَـٰٓأَبَتِ إِنِّى قَدْ جَآءَنِى مِنَ ٱلْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَٱتَّبِعْنِىٓ أَهْدِكَ صِرَٰطًۭا سَوِيًّۭا}}<ref>«ای پدر! بی‌گمان من به چیزی از [[دانش]] دست یافته‌ام که تو بدان دست نیافته‌ای؛ بنابراین از من پیروی کن تا تو را به راهی درست رهنمون گردم» سوره مریم، آیه ۴۳.</ref> و در [[آیه]] ۱۳۵ [[سوره طه]] [[کافران]] را به [[عذاب]] [[تهدید]] کرده و به آنان که [[منتظر]] [[مرگ]] [[پیامبر]] بودند می‌گوید شما هم [[انتظار]] بکشید. به‌زودی خواهید دانست که چه کسی از [[یاران]] [[راه راست]] بوده و چه کسی [[هدایت]] شده است: {{متن قرآن|قُلْ كُلٌّۭ مُّتَرَبِّصٌۭ فَتَرَبَّصُوا۟ فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَـٰبُ ٱلصِّرَٰطِ ٱلسَّوِىِّ وَمَنِ ٱهْتَدَىٰ}}<ref>«بگو همه چشم به راهند، شما هم چشم به راه باشید، به زودی خواهید دانست چه کسانی همراهان راه میانه ‌اند و چه کسی رهیافته است» سوره طه، آیه ۱۳۵.</ref>. سَوِیّ در این [[آیات]] به معنای دور بودن از افراط و تفریط در اندازه و کیفیت است<ref>مفردات، ص۴۴۰، «سوی».</ref>. بنابراین [[صراط]] سَوِیّ بزرگراه [[هدایتی]] است که در حالت استوا و [[اعتدال]] قرار دارد و از هرگونه [[انحراف]] پیراسته است<ref>قرآن در قرآن، ص۲۰۲.</ref>، چنان‌که [[صراط مستقیم]] راه اعتدال و [[میانه‌روی]] است، نه راه افراط و تفریط. [[خداوند]] پس از آنکه راه پیامبر را از راه [[تفرقه‌افکنان]] در [[دین]] جدا کرده و تلویحاً آنان را به عذاب تهدید می‌کند<ref>{{متن قرآن|إِنَّ ٱلَّذِينَ فَرَّقُوا۟ دِينَهُمْ وَكَانُوا۟ شِيَعًۭا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِى شَىْءٍ إِنَّمَآ أَمْرُهُمْ إِلَى ٱللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُوا يَفْعَلُونَ}}«تو را با کسانی که دینشان را پاره پاره کردند و گروه گروه شدند کاری نیست؛ کار آنان تنها با خداوند است سپس آنان را از آنچه می‌کردند آگاه می‌سازد» سوره انعام، آیه ۱۵۹.</ref>، به وی [[فرمان]] می‌دهد تا به [[مردم]] بگوید راهی که وی بدان هدایت شده، راهی راست و [[استوار]] است که در آن اختلافی نیست و با دین [[معتدل]] ابراهیم هماهنگ است<ref>نک: التبیان، ج ۱، ص۴۸۰؛ المیزان، ج ۷، ص۳۹۳.</ref>: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّنِى هَدَىٰنِى رَبِّىٓ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ دِينًۭا قِيَمًۭا مِّلَّةَ إِبْرَٰهِيمَ حَنِيفًۭا وَمَا كَانَ مِنَ ٱلْمُشْرِكِينَ}}<ref>«بگو: بی‌گمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار، آیین ابراهیم درست‌آیین و (او) از مشرکان نبود» سوره انعام، آیه ۱۶۱.</ref>. «حَنیفاً» در [[آیه]] به معنای راست و غیر [[منحرف]] و [[اعتدال]] در راه است که از ویژگی‌های [[صراط مستقیم]] است<ref>نک: جامع البیان، ج ۱، ص۴۴۰-۴۴۱؛ تفسیر ابن ابی‌حاتم، ج ۵، ص۱۴۳۳؛ [[متشابه القرآن]]، ص۲۷۲.</ref>، چنان‌که [[امام حسن عسکری]] در روایتی صراط مستقیم را راه اعتدال و راهی معرفی کرده است که از افراط و تفریط دور است و اندک [[انحرافی]] به سوی [[باطل]] ندارد<ref>عانی الاخبار، ص۳۳.</ref>. [[امیرمؤمنان]] نیز راست و چپ را [[گمراهی]] و راه میانه را راه اصلی دانسته که [[کتاب خدا]] و [[سنت پیامبر]] به آن فرا می‌خوانند و فرجام [[نیک]] را در حرکت در این راه می‌داند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۶.</ref>. بر این پایه، [[قرآن]] پس از یادآوری این نکته که [[خدا]] هرکس را بخواهد به صراط مستقیم [[هدایت]] می‌کند، یادآور می‌شود که [[امت اسلامی]] را «[[امت وسط]]» قرار داده است: {{متن قرآن|...لِّلَّهِ ٱلْمَشْرِقُ وَٱلْمَغْرِبُ يَهْدِى مَن يَشَآءُ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ * وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَـٰكُمْ أُمَّةًۭ وَسَطًۭا لِّتَكُونُوا۟ شُهَدَآءَ عَلَى ٱلنَّاسِ...}}<ref>سوره بقره، آیه ۱۴۲-۱۴۳.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|مقاله «صراط مستقیم»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص۱۹۸.</ref>
 
=== گستردگی صراط مستقیم ===
[[اسلام]] همان صراط مستقیم است و گستردگی و وسعت از ویژگی‌های آن به شمار می‌رود، از این رو اگر [[خداوند]] بخواهد کسی را هدایت کند سینۀ او را برای [[پذیرش اسلام]] می‌گشاید و در مقابل، هرکه را بخواهد [[گمراه]] کند، [[دل]] او را سخت تنگ می‌گرداند و این راه را صراط مستقیم [[پروردگار]] می‌داند: {{متن قرآن|فَمَن يُرِدِ ٱللَّهُ أَن يَهْدِيَهُۥ يَشْرَحْ صَدْرَهُۥ لِلْإِسْلَـٰمِ وَمَن يُرِدْ أَن يُضِلَّهُۥ يَجْعَلْ صَدْرَهُۥ ضَيِّقًا حَرَجًۭا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِى ٱلسَّمَآءِ كَذَٰلِكَ يَجْعَلُ ٱللَّهُ ٱلرِّجْسَ عَلَى ٱلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ * وَهَـٰذَا صِرَٰطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيمًۭا قَدْ فَصَّلْنَا ٱلْـَٔايَـٰتِ لِقَوْمٍۢ يَذَّكَّرُونَ}}<ref>«خداوند هر کس را که بخواهد راهنمایی کند دلش را برای (پذیرش) اسلام می‌گشاید و هر کس را که بخواهد در گمراهی وانهد دلش را تنگ و بسته می‌دارد گویی به آسمان فرا می‌رود؛ بدین گونه خداوند عذاب را بر کسانی که ایمان نمی‌آورند؛ برمی‌گمارد * و این راه راست پروردگار توست؛ بی‌گمان آیات را برای گروهی که در یاد می‌گیرند روشن داشته‌ایم» سوره انعام، آیه ۱۲۵-۱۲۶.</ref>، چنان‌که برخی [[صحابه]] [[صراط مستقیم]] را وسیع‌تر از فاصله میان [[زمین]] و [[آسمان]] دانسته است<ref>نک: جامع البیان،‌ ج ۱، ص۵۷.</ref>. به‌گفته برخی، دلیل وسعت صراط مستقیم همگونی و هماهنگی [[دستورات دینی]] با [[فطرت انسانی]] است، و بر اثر [[فطری]] بودن، انجام دادن آنها برای [[انسان]] آسان است<ref>تفسیر اهل‌بیت، س اول، ش دوم، ص۱۷‌، «ویژگی‌های صراط مستقیم در قرآن».</ref>، چنان‌که براساس برخی [[روایات]]، [[خداوند]] [[اسلام]] را به عنوان [[دین]] آسان، راحت و وسیع [[تشریع]] کرده است<ref>نک: الکافی، ج ۲، ص۴۹؛ [[نهج البلاغه]]، خطبه ۱.</ref>. بنابراین در [[مقررات]] [[دینی]] حکمی نیست که [[مسلمانان]] را در تنگنا قرار دهد<ref>{{متن قرآن|وَجَـٰهِدُوا۟ فِى ٱللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِۦ هُوَ ٱجْتَبَىٰكُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِى ٱلدِّينِ مِنْ حَرَجٍۢ مِّلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَٰهِيمَ هُوَ سَمَّىٰكُمُ ٱلْمُسْلِمِينَ مِن قَبْلُ وَفِى هَـٰذَا لِيَكُونَ ٱلرَّسُولُ شَهِيدًا عَلَيْكُمْ وَتَكُونُوا۟ شُهَدَآءَ عَلَى ٱلنَّاسِ فَأَقِيمُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتُوا۟ ٱلزَّكَوٰةَ وَٱعْتَصِمُوا۟ بِٱللَّهِ هُوَ مَوْلَىٰكُمْ فَنِعْمَ ٱلْمَوْلَىٰ وَنِعْمَ ٱلنَّصِيرُ}}«و در (راه) خداوند چنان که سزاوار جهاد (در راه) اوست جهاد کنید؛ او شما را برگزید و در دین- که همان آیین پدرتان ابراهیم است- هیچ تنگنایی برای شما ننهاد، او شما را پیش از این و در این (قرآن) مسلمان نامید تا پیامبر بر شما گواه باشد و شما بر مردم گواه باشید پس نماز را برپا دارید و زکات بپردازید و به (ریسمان) خداوند چنگ زنید؛ او سرور شماست که نیکو یار و نیکو یاور است» سوره حج، آیه ۷۸.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|مقاله «صراط مستقیم»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص۱۹۹.</ref>
 
=== یکی بودن [[صراط مستقیم]] ===
دیگر ویژگی صراط مستقیم، [[وحدت]] آن است. [[آیات قرآن]] در معرفی [[راه خدا]] در بیشتر موارد از واژه [[صراط]] بهره گرفته‌اند که جمع ندارد و در اغلب کاربردهای واژه [[سبیل]] نیز این واژه به صورت مفرد آمده است<ref>{{متن قرآن|أَمْ تُرِيدُونَ أَن تَسْـَٔلُوا۟ رَسُولَكُمْ كَمَا سُئِلَ مُوسَىٰ مِن قَبْلُ وَمَن يَتَبَدَّلِ ٱلْكُفْرَ بِٱلْإِيمَـٰنِ فَقَدْ ضَلَّ سَوَآءَ ٱلسَّبِيلِ}}«آیا بر آنید که از پیامبرتان درخواست کنید چنان که پیش‌تر از [[موسی]] در خواست شد؟ و آنکه [[کفر]] را جایگزین [[ایمان]] کند، بی‌شک راه میانه را گم کرده است» [[سوره بقره]]، [[آیه]] ۱۰۸. {{متن قرآن|مَّثَلُ ٱلَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَٰلَهُمْ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنۢبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِى كُلِّ سُنۢبُلَةٍۢ مِّا۟ئَةُ حَبَّةٍۢ وَٱللَّهُ يُضَـٰعِفُ لِمَن يَشَآءُ وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِيمٌ}}؛ «داستان ([[بخشش]]) آنان که دارایی‌های خود را در راه [[خداوند]] می‌بخشند چون دانه‌ای است که هفت خوشه بر آورده باشد، در هر خوشه صد دانه و خداوند برای هر که بخواهد (آن را) چند برابر می‌گرداند و خداوند نعمت‌گستری داناست» سوره بقره، آیه ۲۶۱ و...</ref> در غالب این موارد راه‌های متفاوتی مانند [[جنگ در راه خدا]]<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَقُولُوا۟ لِمَن يُقْتَلُ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ أَمْوَٰتٌۢ بَلْ أَحْيَآءٌۭ وَلَـٰكِن لَّا تَشْعُرُونَ}}«و کسانی را که در راه خداوند کشته می‌شوند مرده نخوانید که زنده‌اند امّا شما درنمی‌یابید» سوره بقره، آیه ۱۵۴. {{متن قرآن|وَقَـٰتِلُوا۟ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ ٱلَّذِينَ يُقَـٰتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوٓا۟ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلْمُعْتَدِينَ}}«و در راه خداوند با آنان که با شما جنگ می‌کنند، جنگ کنید اما تجاوز نکنید که خداوند تجاوزکاران را دوست نمی‌دارد» سوره بقره، آیه ۱۹۰.</ref>، [[انفاق در راه خدا]]<ref>{{متن قرآن|وَأَنفِقُوا۟ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلَا تُلْقُوا۟ بِأَيْدِيكُمْ إِلَى ٱلتَّهْلُكَةِ وَأَحْسِنُوٓا۟ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلْمُحْسِنِينَ}}«و در راه خداوند هزینه کنید و با دست خویش خود را به نابودی نیفکنید و نیکوکار باشید که خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد» سوره بقره، آیه ۱۹۵.</ref> یا مواردی دیگر برای جلب [[رضای الهی]] ارائه شده‌اند<ref>{{متن قرآن|لِلْفُقَرَآءِ ٱلَّذِينَ أُحْصِرُوا۟ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ لَا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْبًۭا فِى ٱلْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ ٱلْجَاهِلُ أَغْنِيَآءَ مِنَ ٱلتَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُم بِسِيمَـٰهُمْ لَا يَسْـَٔلُونَ ٱلنَّاسَ إِلْحَافًۭا وَمَا تُنفِقُوا۟ مِنْ خَيْرٍۢ فَإِنَّ ٱللَّهَ بِهِۦ عَلِيمٌ}}«(این بخشش‌ها) برای نیازمندانی است که در راه خداوند به تنگنا در افتاده‌اند (و برای کسب و کار) سفر نمی‌توانند کرد، نادان آنان را- از بس که خویشتندارند- توانگر می‌پندارد، ایشان را به چهره باز می‌شناسی، آنها از مردم با پافشاری چیزی نمی‌خواهند؛ و آنچه از دارایی (خود) ببخشید بی‌گمان خداوند به آن داناست» سوره بقره، آیه ۲۷۳.</ref> که پیداست مراد از آن راه‌های متفاوتی است که به [[صراط مستقیم]] ختم می‌شوند و در [[حقیقت]] صراط مستقیم دربردارندۀ همه آنهاست.
 
از میان مواردی که «سُبُل» جمع آمده نیز در اغلب موارد، راه‌های ارتباطی زمینی یا هوایی [[اراده]] شده است<ref>{{متن قرآن|ٱلَّذِى جَعَلَ لَكُمُ ٱلْأَرْضَ مَهْدًۭا وَسَلَكَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلًۭا وَأَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ فَأَخْرَجْنَا بِهِۦٓ أَزْوَٰجًۭا مِّن نَّبَاتٍۢ شَتَّىٰ}}؛ «همان که زمین را برای شما گاهواره‌ای گردانید و در آن برایتان راه‌هایی گشود و از آسمان آبی فرو فرستاد که با آن از گیاهان رنگ‌رنگ گونه‌ها برآوردیم» سوره طه، آیه ۵۳.</ref> و تنها در دو مورد است که «سُبُل» به‌گونه‌ای در ارتباط با صراط مستقیم [[تفسیر]] شده است: یکی {{متن قرآن|سُبُلَنَا}} در آیه ۶۹ [[سوره عنکبوت]] است و دیگری {{متن قرآن|سُبُلَ ٱلسَّلَـٰمِ}} در آیه ۱۶ [[سوره مائده]] که [[مفسران]] آنها را به راه‌های [[نجات از عذاب الهی]]<ref>الکشاف، ج ۱، ص۶۱۷؛ تفسیر بیضاوی، ج ۲، ص۱۲۰.</ref>، راه‌های ورود به [[بهشت]]<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۱، ص۳۲۷؛ البحر المحیط، ج ۴، ص۲۰۹.</ref>، راه‌های [[شهادت]] و [[مغفرت]]<ref>الوجیز، ج ۲، ص۸۳۷.</ref>، راه‌های رسیدن به مواهب و عطایای [[الهی]] و [[توفیق]] راهیابی به [[راه راست]] تفسیر کرده‌اند<ref>التبیان، ج ۸، ص۲۲۶؛ مجمع البیان، ج ۸، ص۴۵۸؛ تفسیر طبرانی، ج ۵، ص۲۱۲.</ref>. برخی نیز در عبارت {{متن قرآن|سُبُلَ ٱلسَّلَـٰمِ}} حذف مضاف (دار) را محتمل دانسته‌اند<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۱، ص۳۲۷؛ اعراب القرآن، زجاج، ج ۱، ص۸۲.</ref>؛ نیز برخی سبب جمع آمدن {{متن قرآن|سُبُلَنَا}} در [[آیه]] ۶۹ [[سوره عنکبوت]] را آمدن جمع {{متن قرآن|ٱلَّذِينَ جَـٰهَدُوا۟}} در ابتدای آیه دانسته‌اند؛ به این معنا که هرکس راهی مخصوص به خود به سوی [[خدا]] دارد<ref>نک: تاویلات اهل السنه، ج ۸، ص۲۴۶.</ref>. این معنا با آنچه در باره [[صراط مستقیم]] گفته شده متفاوت است؛ زیرا همه موارد پیش‌گفته به شاهراه صراط مستقیم ختم می‌شوند<ref>نک: تفسیر اهل بیت، س اول، ش دوم، ص۲۵-۲۷، «ویژگی‌های صراط مستقیم در قرآن».</ref>، از این رو گرچه {{متن قرآن|سُبُل}} جمع است، مراد از آن راه‌هایی است که در [[حقیقت]] به یک راه ختم می‌شوند و آن همان [[راه خدا]] و صراط مستقیم است<ref>المیزان، ج ۵، ص۲۴۵.</ref>. در مقابل این راه، راه‌های [[شیطان]] قرار دارند که متعدد و متشتت‌اند و همه آنها [[گمراهی]] و از راه خدا جدایند<ref>تأویلات اهل السنه، ج ۳، ص۴۸۶.</ref>.<ref>{{متن قرآن|وَأَنَّ هَـٰذَا صِرَٰطِى مُسْتَقِيمًۭا فَٱتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا۟ ٱلسُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِۦ ذَٰلِكُمْ وَصَّىٰكُم بِهِۦ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}؛ «و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۳.</ref>. برخی نیز {{متن قرآن|ٱلسَّلَـٰمِ}} در آیه ۱۶ [[سوره مائده]] را به معنای [[سلامت]] از هر [[زیان]] و ترسی دانسته‌اند<ref>التبیان، ج ۳، ص۴۷۵؛ روض الجنان، ج ۶، ص۳۰۷.</ref> و چون راه‌های ضرر و [[ترس]] بسیارند، در برابر آنها راه‌هایی گوناگون برای [[رهایی]] از هر ترس و ضرر خواهد بود، و از این رو «سُبُل» جمع آمده است.
 
چنان‌که بسیاری تصریح کرده‌اند<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص۲۷۰؛ تفسیر ثعلبی، ج ۴، ص۳۹؛ زاد المسیر، ج ۱، ص۵۲۹.</ref>، می‌توان گفت مراد از {{متن قرآن|سُبُلَ ٱلسَّلَـٰمِ}} راه [[اسلام]] و [[دین]] است که خدا برای [[سعادت دنیوی]] و [[اخروی]] بندگانش [[تشریع]] کرده است و [[تبعیت]] از [[اسلام]] به معنای [[پیروی]] کردن از همه [[احکام]] و [[قوانین اسلام]] است<ref>نک: جوامع الجامع، ج۱، ص۳۲۰؛ تفسیر بغوی، ج ۲، ص۳۲؛‌ لباب التاویل، ج ۲، ص۲۵.</ref> و همان‌گونه که نپذیرفتن اصل اسلام، مانع رسیدن [[انسان]] به [[سعادت]] است، عمل نکردن به هریک از [[احکام اسلام]] نیز می‌تواند مانعی بر سر راه رسیدن به سعادت و کمال مطلوب باشد و در مقابل، عمل به [[قوانین]] و [[احکام دین]] راهی است برای نزدیک‌تر شدن به [[صراط مستقیم]]<ref>نک: التفسیر القیم، ص۱۱۹؛ تفسیر قاسمی، ج ۴،‌ ص۹۲.</ref> و از همین رو در پایان [[آیه]]، {{متن قرآن|وَيَهْدِيهِمْ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ}} آمده است.
 
کاربرد واژه {{متن قرآن|السُبُلَ}} در آیه ۱۵۳ [[سوره انعام]] در برابر صراط مستقیم مفرد، گویای این نکته است که صراط مستقیم جز یک راه نیست و در برابر آن دیگر راه‌ها قرار دارند که به سبب تعدد و تشتت، موجب [[تفرقه]] و جدایی از راه [[حق]] می‌شوند<ref>نک: التفسیر القیم، ص۱۸؛ فی ظلال القرآن، ج ۳، ص۱۲۳۴.</ref>، از این رو [[هدایت]] شدگان، راهیان صراط مستقیم و [[گمراهان]]، روندگان در راه‌های مختلف دانسته شده‌اند<ref>تفسیر البیان، ج ۴، ص۲۳۸.</ref>. مفرد بودن [[صراط]] در تمامی آیاتی که به موضوع صراط مستقیم پرداخته‌اند دلیلی است بر بطلان گفته برخی که نکره بودن صراط در این [[آیات]] را دلیل بر تعدد آن گرفته و بر پایه آن به کثرت‌ ‎‌گرایی دینی‌گراییده و بر این باورند که صراط مستقیمِ بیان شده در [[قرآن]]، مصداقی است از مصادیق متعدد صراط‌های مستقیم<ref>نک: صراط‌های مستقیم، ص۲۷.</ref>.
 
افزون بر این، با بررسی آیات مورد نظر می‌توان آنها را دو گروه دانست:
# آیاتی که صراط در آنها معرفه آمده است (۶ آیه‌) که مورد توجه کثرت‌ ‎ گرایان قرار نگرفته‌اند، در حالی که به نظر می‌رسد می‌توان آنها را با توجه به آیاتی که صراط در آنها نکره آمده، [[تفسیر]] کرد. به [[باور]] برخی، عدم توجه عمدی یا [[سهوی]] طرفداران کثرت‌ ‎‌گرایی [[دینی]]، به قراین پیوسته یا ناپیوسته، سبب شده آنان در [[اعتقاد]] خود به [[خطا]] رفته و قرآن را با رأی خود تفسیر کنند<ref>نک: روش‌شناسی تفسیر قرآن، ص۱۱۰.</ref>. [[علامه طباطبایی]] بر این باور است که نکره همیشه بر تعدد مصادیق دلالت نمی‌کند و گاهی برای [[تعظیم]] و [[بزرگداشت]] مطلب به صورت نکره آورده می‌شود، چنان‌که قرینه [[مقام]] در [[آیه]] ۱۶ [[سوره مائده]] این معنا را می‌رساند<ref>المیزان، ج ۵، ص۲۴۶.</ref>. وی در جای دیگر [[صراط]] را به راه روشن و مستقیم معنا کرده و [[استقامت]] را جزء معنای صراط می‌داند و ذکر آن را در [[آیات قرآن]] توضیحی شمرده و نکره بودن صراط را برای دلالت بر عظمت آن راه دانسته است<ref>المیزان، ج ۱۷، ص۶۲-۶۳.</ref>. دیگر [[مفسران]] نیز تنوین صراط در [[آیه]] ۴ [[سوره یس]] را تنوین تفخیم<ref>روح المعانی، ج ۱۱، ص۳۸۵.</ref> و در آیه ۶۱ همان [[سوره]] برای مبالغه و [[تعظیم]]<ref>روح المعانی، ج ۱۲، ص۴۰.</ref>، [[تبعیض]]<ref>تفسیر بیضاوی، ج ۴، ص۲۷۲.</ref> و تفخیم<ref>روح البیان، ج ۷، ص۴۲۲.</ref> دانسته و برای [[تأیید]] مدعای خویش، به گفته کسانی استشهاد کرده‌اند که برای تعیین مصداق [[صراط مستقیم]] از قرینه سیاق بهره برده‌اند<ref>نک: من وحی القرآن، ج ۶، ص۱۷۸-۱۷۹.</ref>.
# آیاتی که در آنها صراط نکره آمده است. در برخی موارد نیز گرچه صراط نکره آمده است، با بدل آوردن از آن، معلوم می‌شود مراد از آن تنها یک راه است و آن همان راه خداست که [[پیامبر]] [[مردم]] را به آن رهنمون می‌شود: {{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَتَهْدِىٓ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ * صِرَٰطِ ٱللَّهِ ٱلَّذِى لَهُۥ مَا فِى ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَمَا فِی ٱلْأَرْضِ أَلَآ إِلَى ٱللَّهِ تَصِيرُ ٱلْأُمُورُ}}<ref>سوره شوری، آیه ۵۲-۵۳.</ref>. برخی [[روایات]] در [[تفسیر]] صراط مستقیم نیز در جهت تعیین مصداق صراط مستقیم وارد شده‌اند<ref>نک: تفسیر فرات کوفی، ص۵۲؛ الدر المنثور، ج ۳، ص۵۶؛ نور الثقلین، ج ۱، ص۲۴.</ref>.
 
به باور برخی، نکره بودن صراط مستقیم در برخی [[آیات]]، به معنای ابهام و عدم تعین آن نیست تا با تعدد همراه باشد و پلورالیزم [[اعتقادی]]، [[اخلاقی]]، [[فقهی]] و [[حقوقی]] را تأیید کند، بلکه ناظر به زمان‌های متعدد است که در هر زمانی صراط مستقیم خاص خود را می‌طلبد. در نگاه ایشان نکره بودن صراط مستقیم در قرآن دو معنا دارد:
# در یک معنا صراط مستقیم [[تکوینی]] مراد است، چنان‌که بر اساس آیه ۵۶ [[سوره هود]] می‌توان گفت همه موجودات عالم در [[نظام تکوین]] در صراطی مستقیم قرار دارند و هر موجودی راه و رسم تکاملی خاص به خود را دارد؛ برای مثال، راه دریا برای ماهیان شناور و راه [[آسمان]] برای مرغان بلندپرواز و اگر هریک بخواهد در مسیر دیگری به حرکت تکاملی خود ادامه دهد، فرجامی جز هلاک ندارد:{{متن قرآن|إِنِّى تَوَكَّلْتُ عَلَى ٱللَّهِ رَبِّى وَرَبِّكُم مَّا مِن دَآبَّةٍ إِلَّا هُوَ ءَاخِذٌۢ بِنَاصِيَتِهَآ إِنَّ رَبِّى عَلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ}}<ref>«من به خداوند- پروردگار خویش و پروردگار شما- توکل کرده‌ام؛ هیچ جنبنده‌ای نیست مگر که او بر هستیش چیرگی دارد؛ به راستی پروردگار من بر راهی راست است» سوره هود، آیه ۵۶.</ref>.
# نکره بودن صراط مستقیم در برخی [[آیات]]، به [[نظام]] [[تشریع]] اشاره دارد؛ ولی به این معنا که در هر عصری [[پیامبر]] آن عصر شریعتی ویژه آن عصر آورده که صراط مستقیم [[مردم]] همان عصر است<ref>نک: تسنیم، ج ۷، ص۳۰۱-۳۰۲.</ref>. همین [[مفسر]] در [[تفسیر]] [[سوره حمد]]، تبیینی دیگر از [[تکوین]] و تشریع در صراط مستقیم ارائه کرده و بر این باور است که [[نمازگزار]] یا [[قاری قرآن]]، وقتی از [[خدا]] [[هدایت]] می‌طلبد<ref>{{متن قرآن|ٱهْدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلْمُسْتَقِيمَ}}«راه راست را به ما بنمای» سوره فاتحه، آیه ۶.</ref>، مراد او [[هدایت تشریعی]] نیست؛ زیرا او پیش از این به هدایت تشریعی [[دست]] یافته است و در [[حقیقت]] [[معارف قرآن]] را و نیز [[احکام]] را دریافت کرده و اگر باز همان را بخواهد به دست آورد، بی‌معنا خواهد بود، بلکه او در این [[دعا]] چیزی را می‌طلبد که ندارد و آن [[هدایت تکوینی]] است که همان ایصال به مطلوب است نه ارائه طریق و در حقیقت این، [[هدایتی]] [[نورانی]] است که در پرتو آن می‌تواند پرتگاه‌ها را ببیند و در آنها [[سقوط]] نکند<ref>نک: تسنیم، ج ۱، ص۴۵۹.</ref>؛ ولی در نظام تشریع، برخی مطابق آن عمل می‌کنند و آنان همان [[صالحان]] راست‌کردارند که از آنان به «سالکان صراط مستقیم» یاد می‌شود و برخی با [[افراط]] یا تفریط، از صراط مستقیم [[منحرف]] می‌شوند که همان {{متن قرآن|ٱلْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ}} و {{متن قرآن|ٱلضَّآلِّينَ}} هستند، هرچند ممکن است فقیهی متضلع باشند<ref>نک: تسنیم، ج ۱، ص۴۶۹-۴۷۰.</ref>. گفتنی است همان‌گونه که صراط مستقیم [[وحدت]] ذاتی دارد و وحدت‌آفرین و [[پیروی]] از آن نجات‌آفرین است<ref>نک: تسنیم، ج ۱، ص۴۸۶-۴۸۷.</ref>، دنباله‌روی از سُبُل [[انحرافی]] مایه [[تفرقه]] و چنددستگی است<ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|مقاله «صراط مستقیم»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص۲۰۰.</ref>.
 
== [[صراط مستقیم]] و [[صراط]] [[جحیم]] ==
[[قرآن کریم]] به دو صراط تصریح کرده است: یکی صراط مستقیم است که قرآن کریم، ۴۳ بار با تعابیر مختلف از آن سخن گفته است. علاوه بر اینکه تعابیر دیگری همچون {{متن قرآن|سَبِيلِ اللَّهِ}}<ref> در راه خداوند؛ سوره نساء، آیه ۸۴.</ref>، {{متن قرآن|سَوَاء السَّبِيلِ}}<ref> بیراه افتادند؛ سوره مائده، آیه۷۷.</ref> و... نیز گویای همین راه [[حق]] است و اما صراط دوم، {{متن قرآن|صِرَاطِ الْجَحِيمِ}}<ref>راه دوزخ؛ سوره صافات، آیه۲۳.</ref>است که قرآن کریم در [[سوره صافات]] از آن یاد کرده است.


== آثار سلوک [[صراط مستقیم]] ==
نکته جالب توجه این است، با آنکه قرآن کریم، راه [[باطل]] را نیز با واژه "صراط" یاد کرده و آن را "صراط جحیم" نامیده، لکن تنها یک بار واژه "صراط" را در آن به کار برده که نشانگر بی‌اعتنایی [[خداوند]] به این صراط [[پست]] و حقیر است.
* الگوی دیگران واقع شدن، از آثار سلوک در [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ}}<ref> تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو یاری می‌جوییم. راه راست را به ما بنمای راه آنان که به نعمت پرورده‌ای؛ که نه بر ایشان خشم آورده‌ای و نه گمراه‌اند؛ سوره فاتحه، آیه:۵ - ۷.</ref>، {{متن قرآن|وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ}}<ref> و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم. این رهنمود خداوند است که هر یک از بندگان خود را بخواهد با آن رهنمون می‌شود و اگر شرک ورزیده بودند آنچه می‌کردند تباه می‌شد؛ سوره انعام، آیه: ۸۷- ۸۸.</ref>.
* اغواناپذیری، از آثار سلوک در [[صراط مستقیم]] الهی: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ قَالَ هَذَا صِرَاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ}}<ref> گفت: پروردگارا! برای آنکه مرا بیراه نهادی، در زمین (بدی‌ها را) در دید آنها خواهم آراست و همگان را از راه به در خواهم برد. بجز از میان آنان بندگان نابت را. فرمود: این راهی است راست، بر عهده من؛ سوره حجر، آیه: ۳۹ - ۴۱.</ref>.
* تقواپیشگی، از آثار سلوک در [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ }}<ref> و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه:۱۵۳.</ref>
* سعادتمندی، از آثار سلوک در [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا}}<ref> و (مرا) با مادرم نیکوکار کرده و مرا گردنکشی سنگدل نگردانیده است؛ سوره مریم، آیه:۳۲.</ref>، {{متن قرآن|وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ}}<ref> و بی‌گمان خداوند پروردگار من و شماست، او را بپرستید! این راهی راست است؛ سوره مریم، آیه:۳۶.</ref><ref>"هَذَا" اشاره به مضمون مطالبی است که در آیات پیشین آمده است. "شَقِيًّ" یعنی زیانکار، ضدّ سعید؛ تفسیر التحریر و التنویر، ج ۱۶، جزء ۸، ص ۱۰۵. با توجّه به نفی شقاوت، ضدّ آن - که سعادتمندی باشد - اثبات می‌شود.</ref>


== [[دعوت]] به [[صراط مستقیم]] ==
نتیجه اینکه همواره [[بشریت]]، به دو دسته قابل تقسیم بوده‌اند:
* [[دعوت]] [[خداوند]] از [[انسان‌ها]]، برای [[پیروی]] از [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ }}<ref> و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه:۱۵۳.</ref>.
# دسته اول کسانی هستند که [[دنیاگرایی]]، ماده خواهی و [[رفاه‌طلبی]]، همه وجودشان را پرکرده و چون بهائم جز به خور و [[خواب]] و [[شهوت]] نمی‌اندیشند و تمام همتشان معطوف به [[دنیا]] است و رویکردی به [[آخرت]] ندارند. اینان [[سعادت]] را در دنیا، از دنیا و برای دنیا می‌‌بینند و می‌‌جویند و نسبت به [[حقایق]] ماورایی [[عالم هستی]]، کر و کورند. قرآن کریم درباره این گروه می‌فرماید: {{متن قرآن|ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّواْ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الآخِرَةِ وَأَنَّ اللَّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ لاَ جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الآخِرَةِ هُمُ الْخَاسِرُونَ}}<ref>آن (عذاب) از این روست که آنها زندگانی دنیا را از جهان واپسین دوست‌تر دارند و اینکه خداوند گروه کافران را راهنمایی نمی‌کند. آنان کسانی هستند که خداوند بر دل‌ها و گوش و دیدگانشان مهر نهاده است و همانانند که غافلند. ناگزیر چنین است که آنان در جهان واپسین زیانکارند؛ سوره نحل، آیه ۱۰۷ - ۱۰۹.</ref>. چنین گروهی را [[خداوند متعال]] از [[صراط]] مستقیمش [[منحرف]] دانسته و در [[سوره مؤمنون]] فرموده است: {{متن قرآن|وَإِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ عَنِ الصِّرَاطِ لَنَاكِبُونَ}}<ref> و بی‌گمان آنان که به جهان واپسین ایمان ندارند، از راه گشته‌اند؛ سوره مؤمنون، آیه۷۴.</ref>.
* [[پیامبر اکرم]] {{صل}}، [[دعوت]] کننده [[راستین]] [[مردم]] به [[راه مستقیم]]: {{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> و به یقین تو آنان را به راهی راست می‌خوانی؛ سوره مؤمنون، آیه:۷۳.</ref>، {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا مَا كُنتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلا الإِيمَانُ وَلَكِن جَعَلْنَاهُ نُورًا نَّهْدِي بِهِ مَنْ نَّشَاء مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> و بدین‌گونه ما روحی از امر خویش را به تو وحی کردیم؛ تو نمی‌دانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از بندگان خویش هر که را بخواهیم راهنمایی می‌کنیم و بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی... ؛ سوره شوری، آیه: ۵۲-۵۳.</ref>.
# و اما گروه دوم کسانی هستند که علاوه بر [[دنیا]]، [[آخرت]] را نیز در معادلات [[سعادت]] طلبانه خود داخل می‌کنند و بلکه به آن اصالت می‌دهند. [[سخن]] این گروه این است که پروردگارا! در دنیا و در آخرت به ما [[نیکی]] عطا کن: {{متن قرآن|وَمِنْهُم مَّن يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ}}<ref> و از ایشان کسانی هستند که می‌گویند: پروردگارا! در این [[جهان]] به ما نکویی بخش و در [[جهان واپسین]] هم نکویی ده و ما را از [[عذاب]] [[آتش]] نگاه دار؛ [[سوره بقره]]، آیه ۲۰۱.</ref> درحالی که گروه اول تنها [[حسنه]] و نیکی دنیا را طلب می‌کردند: {{متن قرآن|فَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا وَمَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ}}<ref>« از مردم کسانی هستند که می‌گویند: پروردگارا! (هر چه می‌خواهی) در این جهان به ما ببخش و آنان را در جهان واپسین بهره‌ای نیست»؛ سوره بقره، آیه۲۰۰.</ref>.<ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم[[.</ref>
* [[حضرت عیسی]] {{ع}}، دعوت‌کننده [[راستین]] [[مردم]] به [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|وَيُعَلِّمُهُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَرَسُولاً إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُم بِآيَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُم مِّنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُكُم بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ}}<ref> و به او کتاب و حکمت و تورات و انجیل می‌آموزد. و به پیامبری به سوی بنی اسرائیل (می‌فرستد، تا بگوید) که من برای شما نشانه‌ای از پروردگارتان آورده‌ام؛ من برای شما از گل، (اندامواره‌ای) به گونه پرنده می‌سازم و در آن می‌دمم، به اذن خداوند پرنده‌ای خواهد شد و به اذن خداوند نابینای مادرزاد و پیس را شفا خواهم داد و به اذن خداوند مردگان را زنده خواهم کرد و شما را از آنچه می‌خورید یا در خانه می‌انبارید آگاه خواهم ساخت، این نشانه‌ای برای شماست اگر مؤمن باشید؛ سوره آل عمران، آیه: ۴۸ - ۴۹.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا}}<ref> نوزاد) گفت: بی‌گمان من بنده خداوندم، به من کتاب (آسمانی) داده و مرا پیامبر کرده است؛ سوره مریم، آیه:۳۰.</ref>، {{متن قرآن|وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ}}<ref> و بی‌گمان خداوند پروردگار من و شماست، او را بپرستید! این راهی راست است؛ سوره مریم، آیه:۳۶.</ref>، {{متن قرآن|ذَلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِي فِيهِ يَمْتَرُونَ}}<ref> این عیسی پسر مریم است؛ آن سخن راستین که در آن تردید می‌کنند؛ سوره مریم، آیه:۳۴.</ref>، {{متن قرآن|وَلَمَّا جَاءَ عِيسَى بِالْبَيِّنَاتِ قَالَ قَدْ جِئْتُكُم بِالْحِكْمَةِ وَلِأُبَيِّنَ لَكُم بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ إِنَّ اللَّهَ هُوَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ}}<ref> و چون عیسی برهان‌های روشن آورد گفت: برای شما حکمت آورده‌ام و (آمده‌ام) تا برای شما چیزی را که در آن اختلاف دارید روشن گردانم پس، از خداوند پروا کنید و از من فرمان برید! بی‌گمان خداوند پروردگار من و پروردگار شماست پس او را بپرستید! این راهی است راست؛ سوره زخرف، آیه: ۶۳ - ۶۴.</ref>


== سالكان [[صراط مستقیم]] ==
== اوصاف [[صراط مستقیم]] ==
* سالکان [[صراط مستقیم]]، الگوی [[هدایت]]: {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ كُلاًّ هَدَيْنَا وَنُوحًا هَدَيْنَا مِن قَبْلُ وَمِن ذُرِّيَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ وَزَكَرِيَّا وَيَحْيَى وَعِيسَى وَإِلْيَاسَ كُلٌّ مِّنَ الصَّالِحِينَ وَإِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَيُونُسَ وَلُوطًا وَكُلاًّ فَضَّلْنَا عَلَى الْعَالَمِينَ وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> و به او اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و همه را راهنمایی کردیم- نوح را پیش‌تر راهنمایی کرده بودیم- و داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون را که از فرزندزادگان وی بودند (نیز راهنمایی کردیم)؛ و این چنین نیکوکاران را پاداش می‌دهیم. و زکریا و یحیی و عیسی و الیاس را (نیز)؛ آنان همه از شایستگان بودند. و اسماعیل و الیسع و یونس و لوط را (نیز راهنمایی کردیم) و همه را بر جهانیان برتری دادیم. و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم؛ سوره انعام، آیه: ۸۴ - ۸۷.</ref>، {{متن قرآن|أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ قُل لاَّ أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرَى لِلْعَالَمِينَ }}<ref> آنان کسانی هستند که خداوند رهنمایی‌شان کرده است پس، از رهنمود آنان پیروی کن! بگو: من برای آن (پیامبری) از شما پاداشی نمی‌خواهم؛ آن جز یاد کردی برای جهانیان نیست؛ سوره انعام، آیه:۹۰.</ref>
صراط مستقیم به معنای [[راه راست]] و روشن است؛ لذا در روایتی [[امام صادق]]{{ع}} "[[صراط مستقیم]]" را به "{{عربی|"الطَّرِيقِ‏ الْوَاضِحِ‏ ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}" یعنی "راه روشن و آشکار" [[تفسیر]] فرمودند. با این تعریف، طبعاً تعریف [[صراط]] غیرمستقیم و صراط [[جحیم]] نیز روشن می‌شود که "راه تاریک و ظلمانی" است.
* [[دعوت]] [[گمراهان]] به [[صراط مستقیم]]، [[وظیفه]] ره یافتگان و سالکان آن: {{متن قرآن|لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنسَكًا هُمْ نَاسِكُوهُ فَلا يُنَازِعُنَّكَ فِي الأَمْرِ وَادْعُ إِلَى رَبِّكَ إِنَّكَ لَعَلَى هُدًى مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> برای هر امّتی آیینی نهاده‌ایم که آنان بر همان (آیین) رفتار می‌کنند پس نباید در این کار با تو بستیزند و (مردم را) به سوی پروردگارت فرا خوان! بی‌گمان تو بر رهنمودی راست قرار داری؛ سوره حج، آیه:۶۷.</ref><ref>جمله «إنّک لعلی» در مقام تعلیل و مفید عموم است.</ref>.
* مساوی نبودن [[مؤمن]] سالک [[صراط مستقیم]] با [[مشرک]]: {{متن قرآن|وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً رَّجُلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَبْكَمُ لاَ يَقْدِرُ عَلَىَ شَيْءٍ وَهُوَ كَلٌّ عَلَى مَوْلاهُ أَيْنَمَا يُوَجِّههُّ لاَ يَأْتِ بِخَيْرٍ هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَمَن يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> و خداوند دو مرد را مثل می‌زند که یکی از آن دو گنگ است و توان هیچ کاری ندارد و سربار سرور خویش است، هر جا می‌فرستدش خیری (با خود) نمی‌آورد، آیا او با آن کس که به دادگری فرمان می‌دهد و بر راهی است راست، برابر است؟؛ سوره نحل، آیه:۷۶.</ref><ref>بر اساس یک احتمال، مَثَل یاد شده در آیه، بیان حال کافر و مؤمن است؛ المیزان، ج ۱۲، ص ۳۰۰ و ۳۰۳؛ انوارالتّنزیل، بیضاوی، ج ۳، ص ۴۱۲.</ref>، {{متن قرآن|أَفَمَن يَمْشِي مُكِبًّا عَلَى وَجْهِهِ أَهْدَى أَمَّن يَمْشِي سَوِيًّا عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ }}<ref> آیا آنکه به روی درافتاده (و باژگون) راه می‌رود رهیاب‌تر است یا آنکه استوار و بر راهی راست راه می‌رود؟؛ سوره ملک، آیه:۲۲.</ref>.
* [[شایستگی]] سالک [[صراط مستقیم]]، برای [[دعوت]] دیگران به [[عدالت]] پیشگی: {{متن قرآن|وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً رَّجُلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَبْكَمُ لاَ يَقْدِرُ عَلَىَ شَيْءٍ وَهُوَ كَلٌّ عَلَى مَوْلاهُ أَيْنَمَا يُوَجِّههُّ لاَ يَأْتِ بِخَيْرٍ هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَمَن يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> و خداوند دو مرد را مثل می‌زند که یکی از آن دو گنگ است و توان هیچ کاری ندارد و سربار سرور خویش است، هر جا می‌فرستدش خیری (با خود) نمی‌آورد، آیا او با آن کس که به دادگری فرمان می‌دهد و بر راهی است راست، برابر است؟؛ سوره نحل، آیه:۷۶.</ref>.
* [[گزینش]] رهنوردانی جهت [[سلوک]] در [[صراط مستقیم]]، از سوی [[خدا]]: {{متن قرآن|وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم؛ سوره انعام، آیه: ۸۷.</ref>
* بهره‌مندی سالکان و ره یافتگان به [[صراط مستقیم]]، از هدایتی ویژه: {{متن قرآن|سَيَقُولُ السُّفَهَاء مِنَ النَّاسِ مَا وَلاَّهُمْ عَن قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُواْ عَلَيْهَا قُل لِّلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ }}<ref> به زودی کم‌خردان از مردم خواهند گفت: چه چیز آنان را از قبله‌ای که بر آن بودند بازگردانید؟ بگو: خاور و باختر از آن خداوند است، هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون خواهد شد؛ سوره بقره، آیه: ۱۴۲.</ref>،{{متن قرآن|كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللَّهُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> مردم (در آغاز) امّتی یگانه بودند، (آنگاه به اختلاف پرداختند) پس خداوند پیامبران را مژده‌آور و بیم‌دهنده برانگیخت و با آنان کتاب (آسمانی) را به حق فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه اختلاف داشتند داوری کند و در آن جز کسانی که به آنها کتاب داده بودند، اختلاف نورزیدند (آن هم) پس از آنکه برهان‌های روشن به آنان رسید (و) از سر افزونجویی که در میانشان بود؛ آنگاه خداوند به اراده خویش مؤمنان را در حقیقتی که در آن اختلاف داشتند رهنمون شد و خداوند هر که را بخواهد به راه راست رهنمایی می‌کند؛ سوره بقره، آیه: ۲۱۳.</ref>، {{متن قرآن|وَلَهَدَيْنَاهُمْ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا}}<ref> و بی‌گمان آنان را به راهی راست رهنمون می‌شدیم؛ سوره نساء، آیه:۶۸.</ref>، {{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا صُمٌّ وَبُكْمٌ فِي الظُّلُمَاتِ مَن يَشَإِ اللَّهُ يُضْلِلْهُ وَمَن يَشَأْ يَجْعَلْهُ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ }}<ref> و دروغ انگاران آیات ما، کران و لالانی در تاریکی‌هایند؛ هر کس را خداوند بخواهد، در بیراهی وا می‌نهد و هر کس را بخواهد، بر راهی راست می‌دارد؛ سوره الانعام، آیه:۳۹.</ref>، {{متن قرآن|وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ}}<ref> و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم. این رهنمود خداوند است که هر یک از بندگان خود را بخواهد با آن رهنمون می‌شود و اگر شرک ورزیده بودند آنچه می‌کردند تباه می‌شد؛ سوره انعام، آیه: ۸۷- ۸۸.</ref>، {{متن قرآن|وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلامِ وَيَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> و خداوند به بهشت فرا می‌خواند و هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون می‌گردد؛ سوره یونس، آیه:۲۵.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلَّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ شَاكِرًا لِّأَنْعُمِهِ اجْتَبَاهُ وَهَدَاهُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ }}<ref> به راستی ابراهیم (به تنهایی) امتی فروتن برای خداوند و درست‌آیین بود و از مشرکان نبود. سپاسگزار نعمت‌های او بود؛ (خداوند) او را برگزید و به راهی راست راهنمایی کرد؛ سوره نحل، آیه: ۱۲۰ - ۱۲۱.</ref>، {{متن قرآن|لَقَدْ أَنزَلْنَا آيَاتٍ مُّبَيِّنَاتٍ وَاللَّهُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ }}<ref> به راستی ما آیاتی روشنگر فرو فرستاده‌ایم و خداوند هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون می‌گردد؛ سوره نور، آیه: ۴۶.</ref>، {{متن قرآن|لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا }}<ref> به راستی خداوند از مؤمنان خشنود شد هنگامی که با تو در زیر آن درخت بیعت می‌کردند پس آنچه در دل داشتند معلوم داشت، از این رو آرامش را بر آنها فرو فرستاد و به پیروزی زودرسی پاداششان داد؛ سوره فتح، آیه:۱۸.</ref>، {{متن قرآن|وَعَدَكُمُ اللَّهُ مَغَانِمَ كَثِيرَةً تَأْخُذُونَهَا فَعَجَّلَ لَكُمْ هَذِهِ وَكَفَّ أَيْدِيَ النَّاسِ عَنكُمْ وَلِتَكُونَ آيَةً لِّلْمُؤْمِنِينَ وَيَهْدِيَكُمْ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا}}<ref> خداوند غنیمت‌های فراوانی را به شما وعده داد که به دست می‌آورید، آنگاه این (وعده) را برایتان پیش افکند و دست مردم را از شما کوتاه کرد و (چنین کرد) تا نشانه‌ای برای مؤمنان باشد و شما را به راهی راست رهنمون گردد؛ سوره فتح، آیه:۲۰.</ref>.
* [[مقام]] ارجمندتر [[مؤمنان]] سالک [[صراط مستقیم]]، نسبت به سایر [[مؤمنان]]: {{متن قرآن|فَلاَ وَرَبِّكَ لاَ يُؤْمِنُونَ حَتَّىَ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لاَ يَجِدُواْ فِي أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُواْ تَسْلِيمًا وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُواْ مِن دِيَارِكُم مَّا فَعَلُوهُ إِلاَّ قَلِيلٌ مِّنْهُمْ وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُواْ مَا يُوعَظُونَ بِهِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتًا}}<ref> پس نه، به پروردگارت سوگند که ایمان نمی‌آورند تا در آنچه میانشان ستیز رخ داده است تو را داور کنند سپس از آن داوری که کرده‌ای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند و اگر بر آنان مقرّر می‌داشتیم که یکدیگر را بکشید یا از دیار خویش بیرون روید جز اندکی از ایشان آن را انجام نمی‌دادند و اگر اندرزی که داده شده بود به کار می‌بستند برای آنان بهتر و استوارتر می‌بود؛ سوره نساء، آیه: ۶۵ - ۶۶.</ref>، {{متن قرآن|وَلَهَدَيْنَاهُمْ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا}}<ref> و بی‌گمان آنان را به راهی راست رهنمون می‌شدیم؛ سوره نساء، آیه:۶۸.</ref>.
* تباه شدن [[اعمال]] سالکان [[صراط مستقیم]]، در صورت شرکورزی: {{متن قرآن|وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ}}<ref> و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم. این رهنمود خداوند است که هر یک از بندگان خود را بخواهد با آن رهنمون می‌شود و اگر شرک ورزیده بودند آنچه می‌کردند تباه می‌شد؛ سوره انعام، آیه: ۸۷- ۸۸.</ref>.
* [[رهایی]] سالکان [[صراط مستقیم]]، از [[عذاب الهی]]: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّا أَهْلَكْنَاهُم بِعَذَابٍ مِّن قَبْلِهِ لَقَالُوا رَبَّنَا لَوْلا أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولا فَنَتَّبِعَ آيَاتِكَ مِن قَبْلِ أَن نَّذِلَّ وَنَخْزَى قُلْ كُلٌّ مُّتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِيِّ وَمَنِ اهْتَدَى}}<ref> بگو همه چشم به راهند، شما هم چشم به راه باشید، به زودی خواهید دانست چه کسانی همراهان راه میانه‌‌اند و چه کسی رهیافته است؛ سوره طه، آیه:۱۳۴ - ۱۳۵.</ref>.


== ویژگی سالکان [[صراط مستقیم]] ==
بنابراین در واقع "[[صراط مستقیم]]" تعبیر [[زیبایی]] از [[نور]] و "صراط جحیم" تعبیری از [[ظلمت]] است که [[قرآن کریم]] در [[آیه]] ۶۱ [[مائده]]: {{متن قرآن|وَيُخْرِجُهُم مِّنِ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref>و آنان را به اراده خویش از تیرگی‌ها به سوی روشنایی بیرون می‌آورد و آنها را به راهی راست رهنمون می‌گردد؛ سوره مائده، آیه ۱۶.</ref> و {{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا صُمٌّ وَبُكْمٌ فِي الظُّلُمَاتِ مَن يَشَإِ اللَّهُ يُضْلِلْهُ وَمَن يَشَأْ يَجْعَلْهُ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> و دروغ انگاران آیات ما، کران و لالانی در تاریکی‌هایند؛ هر کس را خداوند بخواهد، در بیراهی وا می‌نهد و هر کس را بخواهد، بر راهی راست می‌دارد؛ سوره انعام، آیه۳۹.</ref> بدان اشاره فرموده است. در این [[آیات]]، تقابل نور و ظلمت و صراط مستقیم بودن طرف نور بیان شده است.
* اجتناب از [[استکبار]]، از ویژگی‌های سالکان [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا}}<ref> و هر جا باشم مرا خجسته گردانیده و تا زنده‌ام به نماز و زکاتم سفارش فرموده است و (مرا) با مادرم نیکوکار کرده و مرا گردنکشی سنگدل نگردانیده است؛ سوره مریم، آیه:۳۱ - ۳۲.</ref>، {{متن قرآن|وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ }}<ref> و بی‌گمان خداوند پروردگار من و شماست، او را بپرستید! این راهی راست است؛ سوره مریم، آیه:۳۶.</ref>.
* اجتناب از [[اطاعت]] [[شیطان]]، از موارد [[سلوک]] در [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا لَكَ أَلاَّ تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ}}<ref> فرمود: ای ابلیس! تو را چه می‌شود که با فروتنان نیستی؟؛ سوره حجر، آیه: ۳۲.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ قَالَ هَذَا صِرَاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ }}<ref> گفت: پروردگارا! برای آنکه مرا بیراه نهادی، در زمین (بدی‌ها را) در دید آنها خواهم آراست و همگان را از راه به در خواهم برد. بجز از میان آنان بندگان نابت را. فرمود: این راهی است راست، بر عهده من؛ سوره حجر، آیه: ۳۹ - ۴۲.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِرَاطًا سَوِيًّا يَا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِيًّا }}<ref> ای پدر! بی‌گمان من به چیزی از دانش دست یافته‌ام که تو بدان دست نیافته‌ای؛ بنابراین از من پیروی کن تا تو را به راهی درست رهنمون گردم. ای پدر! شیطان را نپرست که شیطان با (خداوند) بخشنده نافرمان است؛ سوره مریم، آیه: ۴۳ - ۴۴.</ref>، {{متن قرآن|أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَن لّا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ وَأَنْ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ }}<ref> ای فرزندان آدم! آیا به شما سفارش نکردم که شیطان را نپرستید که او دشمن آشکار شماست؟ و اینکه مرا بپرستید که این راهی است راست؟؛ سوره یس، آیه: ۶۰ - ۶۱.</ref>.
* [[پرهیز]] از [[شرک]]، راهی راست به سوی [[خدا]]: {{متن قرآن|فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَذَا رَبِّي هَذَا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref> هنگامی که خورشید را درخشان دید گفت: این پروردگار من است، این بزرگ‌تر است و چون غروب کرد گفت: ای قوم من! من از آنچه شریک (خداوند) قرار می‌دهید بیزارم. من با درستی آیین روی خویش به سوی کسی آورده‌ام که آسمان‌ها و زمین را آفریده است و من از مشرکان نیستم؛ سوره انعام، آیه: ۷۸ - ۷۹.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه:۱۵۱ - ۱۵۳.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref> بگو: بی‌گمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار، آیین ابراهیم درست‌آیین و (او) از مشرکان نبود؛ سوره انعام، آیه:۱۶۱.</ref>، {{متن قرآن|وَأَنْ أَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref> و (به من فرمان داده‌اند) که: با درستی آیین، روی به دین آور و هیچ‌گاه از مشرکان مباش!؛ سوره یونس، آیه:۱۰۵.</ref>، {{متن قرآن|وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً رَّجُلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَبْكَمُ لاَ يَقْدِرُ عَلَىَ شَيْءٍ وَهُوَ كَلٌّ عَلَى مَوْلاهُ أَيْنَمَا يُوَجِّههُّ لاَ يَأْتِ بِخَيْرٍ هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَمَن يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> و خداوند دو مرد را مثل می‌زند که یکی از آن دو گنگ است و توان هیچ کاری ندارد و سربار سرور خویش است، هر جا می‌فرستدش خیری (با خود) نمی‌آورد، آیا او با آن کس که به دادگری فرمان می‌دهد و بر راهی است راست، برابر است؟؛ سوره نحل، آیه:۷۶.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلَّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref> به راستی ابراهیم (به تنهایی) امتی فروتن برای خداوند و درست‌آیین بود و از مشرکان نبود؛ سوره نحل، آیه:۱۲۰.</ref>، {{متن قرآن|وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّهُ كَانَ صِدِّيقًا نَّبِيًّا إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ يَا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لا يَسْمَعُ وَلا يُبْصِرُ وَلا يُغْنِي عَنكَ شَيْئًا يَا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِرَاطًا سَوِيًّا}}<ref>و در این کتاب از ابراهیم یاد کن که او پیامبری بسیار راستگو بود. هنگامی که به پدرخویش گفت: ای پدر! چرا چیزی را می‌پرستی که نه می‌شنود و نه می‌بیند و نه هیچ به کار تو می‌آید؟ ای پدر! بی‌گمان من به چیزی از دانش دست یافته‌ام که تو بدان دست نیافته‌ای؛ بنابراین از من پیروی کن تا تو را به راهی درست رهنمون گردم؛ سوره مریم، آیه: ۴۱ - ۴۳.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ سِيرُوا فِي الأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلُ كَانَ أَكْثَرُهُم مُّشْرِكِينَ فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ الْقَيِّمِ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لّا مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللَّهِ يَوْمَئِذٍ يَصَّدَّعُونَ}}<ref>بگو: در زمین گردش کنید، آنگاه بنگرید سرانجام پیشینیان چگونه بوده است؛ بیشتر آنان مشرک بودند. پس، روی (دل) برای این دین استوار راست بدار پیش از آنکه روزی فرا رسد که از سوی خداوند بازگشتی ندارد؛ در آن روز (مردم) پراکنده می‌شوند؛ سوره روم، آیه:۴۲ - ۴۳.</ref>.
* اجتناب از [[فحشا]] و [[پرهیز]] از کردارهای شنیع، راهی راست به سوی [[خدا]]: {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه:۱۵۱ - ۱۵۳.</ref>.
* اجتناب از فرزندکشی، ویژگی سالکان [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه:۱۵۱ - ۱۵۳.</ref>.
* [[پرهیز]] از فرزندکشی به علّت [[فقر]]، راهی راست به سوی [[خدا]]: {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه:۱۵۱ - ۱۵۳.</ref>.
* اجتناب از [[قتل]] بی‌گناهان، [[صراط مستقیم]] به سوی [[خدا]]: {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه:۱۵۱ - ۱۵۳.</ref>.
* اجتناب از کم فروشی، از ویژگی‌های سالکان [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه:۱۵۱ - ۱۵۳.</ref>.
* [[پرهیز]] از کم فروشی و رعایت [[عدالت]] در [[داد و ستد]]، [[صراط مستقیم]] [[الهی]]: {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه:۱۵۱ - ۱۵۳.</ref>.
* اجتناب سالکان [[صراط مستقیم]]، از خوردن [[مال یتیم]] {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه:۱۵۱ - ۱۵۳.</ref>.
* [[پرهیز]] از [[تجاوز]] به [[دارایی]] [[یتیمان]]، [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه:۱۵۱ - ۱۵۳.</ref><ref>بر اساس یک احتمال، "هَذَا" اشاره به تعالیم حرام و واجبی است که در آیات پیشین از آنها یاد شده است(مجمع البیان، ج ۳ - ۴، ص ۴۷۷؛ تفسیر البغوی، ج ۲، ص ۱۱۸.</ref>
* [[احسان به مادر]]، از ویژگیهای سالکان [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا}}<ref> و هر جا باشم مرا خجسته گردانیده و تا زنده‌ام به نماز و زکاتم سفارش فرموده است و (مرا) با مادرم نیکوکار کرده و مرا گردنکشی سنگدل نگردانیده است؛ سوره مریم، آیه:۳۱ - ۳۲.</ref>، {{متن قرآن|وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ }}<ref> و بی‌گمان خداوند پروردگار من و شماست، او را بپرستید! این راهی راست است؛ سوره مریم، آیه:۳۶.</ref><ref>برخی گفته اند: مشارالیه "هَذَا" دستوراتی است که [[حضرت عیسی]] {{ع}} از خدا خبر داده است؛ مجمع البیان، ج ۵ - ۶، ص ۶۶۵؛ جامع البیان، ج ۹، جزء ۱۶، ص ۱۰۷.</ref>
* [[نیکی]] به [[پدر]] و [[مادر]] و [[احترام]] به آنان، [[راه مستقیم خدا]]: {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه:۱۵۱ - ۱۵۳.</ref>
* [[اخلاص]] و [[فریب]] نخوردن از [[شیطان]]، [[صراط مستقیم]] [[الهی]]: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ قَالَ هَذَا صِرَاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ}}<ref> گفت: پروردگارا! برای آنکه مرا بیراه نهادی، در زمین (بدی‌ها را) در دید آنها خواهم آراست و همگان را از راه به در خواهم برد. بجز از میان آنان بندگان نابت را. فرمود: این راهی است راست، بر عهده من؛ سوره حجر، آیه: ۳۹ - ۴۱.</ref>.
* بهره‌مندی و استفاده از [[تعالیم قرآن]]، [[حقیقت]] [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ }}<ref> این (قرآن) جز پندی برای جهانیان نیست، برای هر کس از شما که بخواهد راه راست در پیش گیرد؛ سوره تکویر، آیه:۲۷ - ۲۸.</ref>.
* [[اسلام]]، [[صراط مستقیم]] [[الهی]]: {{متن قرآن|قُلْ كُلٌّ مُّتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِيِّ وَمَنِ اهْتَدَى}}<ref> بگو همه چشم به راهند، شما هم چشم به راه باشید، به زودی خواهید دانست چه کسانی همراهان راه میانه‌ اند و چه کسی رهیافته است؛ سوره طه، آیه:۱۳۵.</ref><ref>مقصود از "الصِّرَاطِ السَّوِيِّ"، صراط مستقیم است؛ المیزان، ج ۱۴، ص ۲۴۰؛ انوارالتّنزیل، بیضاوی، ج ۴، ص ۸۰؛ جامع البیان، ج ۹، جزء ۱۶، ص ۲۹۵.</ref>، {{متن قرآن|وَهُدُوا إِلَى الطَّيِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَهُدُوا إِلَى صِرَاطِ الْحَمِيدِ }}<ref> و به گفتار پاک و راه خداوند ستوده راهنمایی شده‌اند؛ سوره حج، آیه:۲۴.</ref>، {{متن قرآن|أَفَمَن يَمْشِي مُكِبًّا عَلَى وَجْهِهِ أَهْدَى أَمَّن يَمْشِي سَوِيًّا عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ }}<ref> آیا آنکه به روی درافتاده (و باژگون) راه می‌رود رهیاب‌تر است یا آنکه استوار و بر راهی راست راه می‌رود؟؛ سوره ملک، آیه:۲۲.</ref><ref>منظور از "صِرَاطِ الْحَمِيدِ"، اسلام است؛ تفسیر التحریروالتنویر، ج ۸، جزء ۱۸، ص ۲۳۵؛ التّبیان، ج ۷، ص ۳۰۵.</ref>
* [[دین اسلام]]، [[صراط مستقیم]] [[الهی]] و بدون هیچ [[انحراف]] و کجی: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref> بگو: بی‌گمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار، آیین ابراهیم درست‌آیین و (او) از مشرکان نبود؛ سوره انعام، آیه:۱۶۱.</ref>.
* [[اسلام]] و [[روحیه]] [[تسلیم]] در برابر [[پروردگار]]، [[صراط مستقیم الهی]]: {{متن قرآن|فَمَن يُرِدِ اللَّهُ أَن يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلامِ وَهَذَا صِرَاطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيمًا قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ }}<ref> خداوند هر کس را که بخواهد راهنمایی کند دلش را برای (پذیرش) اسلام می‌گشاید و این راه راست پروردگار توست؛ بی‌گمان آیات را برای گروهی که در یاد می‌گیرند روشن داشته‌ایم؛ سوره انعام، آیه: ۱۲۵ - ۱۲۶.</ref><ref>"هَذَا" می تواند اشاره به "اسلام" در آیه پیشین باشد.</ref>.
* [[اطاعت از خداوند]]، مساوی با قرار گرفتن در [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|وَأَنْ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ }}<ref> و اینکه مرا بپرستید که این راهی است راست؟؛ سوره یس، آیه:۶۱.</ref><ref>برخی عبادت در آیه را به اطاعت تفسیر کرده‌اند؛ الکشّاف، ج ۴، ص ۲۳.</ref>، {{متن قرآن|وَإِنَّهُ لَعِلْمٌ لِّلسَّاعَةِ فَلا تَمْتَرُنَّ بِهَا وَاتَّبِعُونِ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ}}<ref> و چنین است که او نشان آگاهی (به روز) رستخیز است از این روی هیچ‌گاه در آن (روز) تردید نورزید و از من پیروی کنید! این راهی است راست؛ سوره زخرف، آیه:۶۱.</ref>
* [[ایمان]] به [[آخرت]]، [[صراط مستقیم]] [[خدا]]: {{متن قرآن|وَإِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ عَنِ الصِّرَاطِ لَنَاكِبُونَ}}<ref> و بی‌گمان آنان که به جهان واپسین ایمان ندارند، از راه گشته‌اند؛ سوره مؤمنون، آیه:۷۴.</ref>.
* برپاداشتن [[نماز]]، از اوصاف سالکان [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا}}<ref> و هر جا باشم مرا خجسته گردانیده و تا زنده‌ام به نماز و زکاتم سفارش فرموده است و (مرا) با مادرم نیکوکار کرده و مرا گردنکشی سنگدل نگردانیده است؛ سوره مریم، آیه:۳۱ - ۳۲.</ref>، {{متن قرآن|وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ }}<ref> و بی‌گمان خداوند پروردگار من و شماست، او را بپرستید! این راهی راست است؛ سوره مریم، آیه:۳۶.</ref>.
* سالکان [[صراط مستقیم]]، [[متعهد]] به پرداخت [[زکات]]: {{متن قرآن|وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا}}<ref> و هر جا باشم مرا خجسته گردانیده و تا زنده‌ام به نماز و زکاتم سفارش فرموده است و (مرا) با مادرم نیکوکار کرده و مرا گردنکشی سنگدل نگردانیده است؛ سوره مریم، آیه:۳۱ - ۳۲.</ref>، {{متن قرآن|وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ }}<ref> و بی‌گمان خداوند پروردگار من و شماست، او را بپرستید! این راهی راست است؛ سوره مریم، آیه:۳۶.</ref>.
* [[توحید]] و [[پرستش]] خدای یگانه، [[صراط مستقیم]] [[الهی]]: {{متن قرآن|إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ }}<ref> راه راست را به ما بنمای؛ سوره فاتحه، آیه:۵ - ۶.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ}}<ref> بی‌گمان خداوند، پروردگار من و شماست؛ او را بپرستید، این، راهی است راست؛ سوره آل عمران، آیه:۵۱.</ref>، {{متن قرآن|وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ }}<ref> و بی‌گمان خداوند پروردگار من و شماست، او را بپرستید! این راهی راست است؛ سوره مریم، آیه:۳۶.</ref>، {{متن قرآن|وَأَنْ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ }}<ref> و اینکه مرا بپرستید که این راهی است راست؟؛ سوره یس، آیه:۶۱.</ref>، {{متن قرآن|وَلَمَّا جَاءَ عِيسَى بِالْبَيِّنَاتِ قَالَ قَدْ جِئْتُكُم بِالْحِكْمَةِ وَلِأُبَيِّنَ لَكُم بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ إِنَّ اللَّهَ هُوَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ}}<ref> و چون عیسی برهان‌های روشن آورد گفت: برای شما حکمت آورده‌ام و (آمده‌ام) تا برای شما چیزی را که در آن اختلاف دارید روشن گردانم پس، از خداوند پروا کنید و از من فرمان برید! بی‌گمان خداوند پروردگار من و پروردگار شماست پس او را بپرستید! این راهی است راست؛ سوره زخرف، آیه: ۶۳ - ۶۴.</ref>
* [[دین]] [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} [[صراط مستقیم]] [[خدا]] و بدون هیچ [[انحرافی]]: {{متن قرآن|قُلْ صَدَقَ اللَّهُ فَاتَّبِعُواْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref> بگو خداوند راست فرموده است؛ بنابراین از آیین ابراهیم درست‌آیین پیروی کنید و او از مشرکان نبود؛ سوره آل عمران، آیه:۹۵.</ref>، {{متن قرآن|وَمَنْ أَحْسَنُ دِينًا مِّمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّه وَهُوَ مُحْسِنٌ وَاتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلاً}}<ref> و بهدین‌تر از آن کس که روی (دل) خویش به (سوی) خداوند نهد در حالی که نکوکار باشد و از آیین ابراهیم درست‌آیین پیروی کند، کیست؟ و خداوند، ابراهیم را دوست (خود) گرفت؛ سوره نساء، آیه:۱۲۵.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref> بگو: بی‌گمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار، آیین ابراهیم درست‌آیین و (او) از مشرکان نبود؛ سوره انعام، آیه:۱۶۱.</ref>، {{متن قرآن|ثُمَّ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref> سپس به تو وحی کردیم که از آیین ابراهیم درست‌آیین پیروی کن و (او) از مشرکان نبود؛ سوره نحل، آیه:۱۲۳.</ref>
* تنها [[راه خدا]]، [[صراط مستقیم]] و بدون هیچ [[انحراف]]: {{متن قرآن|وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref> این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه: ۱۵۳.</ref>، {{متن قرآن|إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَرَبِّكُم مَّا مِن دَابَّةٍ إِلاَّ هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> من به خداوند- پروردگار خویش و پروردگار شما- توکل کرده‌ام؛ هیچ جنبنده‌ای نیست مگر که او بر هستیش چیرگی دارد؛ به راستی پروردگار من بر راهی راست است؛ سوره هود، آیه:۵۶.</ref>، {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا مَا كُنتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلا الإِيمَانُ وَلَكِن جَعَلْنَاهُ نُورًا نَّهْدِي بِهِ مَنْ نَّشَاء مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> و بدین‌گونه ما روحی از امر خویش را به تو وحی کردیم؛ تو نمی‌دانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از بندگان خویش هر که را بخواهیم راهنمایی می‌کنیم و بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی... ؛ سوره شوری، آیه: ۵۲-۵۳.</ref>
* [[صراط مستقیم]]، از آن [[نعمت داده شدگان]]: {{متن قرآن|اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ }}<ref> راه راست را به ما بنمای راه آنان که به نعمت پرورده‌ای؛ سوره فاتحه، آیه: ۶ - ۷.</ref>.
* رهپویان [[صراط مستقیم]]، افرادی [[سعادتمند]]: {{متن قرآن|وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا}}<ref> و هر جا باشم مرا خجسته گردانیده و تا زنده‌ام به نماز و زکاتم سفارش فرموده است و (مرا) با مادرم نیکوکار کرده و مرا گردنکشی سنگدل نگردانیده است؛ سوره مریم، آیه:۳۱ - ۳۲.</ref>، {{متن قرآن|وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ }}<ref> و بی‌گمان خداوند پروردگار من و شماست، او را بپرستید! این راهی راست است؛ سوره مریم، آیه:۳۶.</ref><ref>"هَذَا" اشاره به مضمون مطالبی است که در آیات پیشین آمده است. "شَقِيًّ" یعنی زیانکار، ضدّ سعید، تفسیر التحریر والتنویر، ج ۱۶، جزء ۸، ص ۱۰۵، با توجّه به نفی شقاوت، ضدّ آن - که سعادتمندی باشد - اثبات می‌شود.</ref>
* سالکان [[صراط مستقیم]]، پایبند به [[عدالت]] در گفتار، حتّی به [[خویشان]] خود: {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه:۱۵۱ - ۱۵۳.</ref>.
* [[عدالت]] پیشگی در سخن و گفتار، راهی راست به سوی [[خدا]]: {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه:۱۵۱ - ۱۵۳.</ref>.
* [[وفای به عهد]]، از ویژگیهای سالکان [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه:۱۵۱ - ۱۵۳.</ref>.
* [[پایبندی]] به پیمانهای [[الهی]]، [[صراط مستقیم]] [[الهی]]: {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه:۱۵۱ - ۱۵۳.</ref>.
* [[هدایت]] [[حق]] پویان با [[شرح صدر]]، [[صراط مستقیم]] [[الهی]]: {{متن قرآن|فَمَن يُرِدِ اللَّهُ أَن يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلامِ وَمَن يُرِدْ أَن يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقًا حَرَجًا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاء كَذَلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ وَهَذَا صِرَاطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيمًا قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ }}<ref> خداوند هر کس را که بخواهد راهنمایی کند دلش را برای (پذیرش) اسلام می‌گشاید و هر کس را که بخواهد در گمراهی وانهد دلش را تنگ و بسته می‌دارد گویی به آسمان فرا می‌رود؛ بدین گونه خداوند عذاب را بر کسانی که ایمان نمی‌آورند؛ برمی‌گمارد. و این راه راست پروردگار توست؛ بی‌گمان آیات را برای گروهی که در یاد می‌گیرند روشن داشته‌ایم؛ سوره انعام، آیه:۱۲۵ - ۱۲۶.</ref>


== [[صراط مستقیم]] و [[صراط]] جحیم ==
اکنون این سؤال مطرح می‌شود که این راه روشن چیست؟ چگونه می‌توان این راه روشن را از راه تاریک و ظلمانی باز [[شناخت]]؟
* [[قرآن کریم]] به دو [[صراط]] تصریح کرده است: یکی [[صراط مستقیم]] است که [[قرآن کریم]]، ۴۳ بار با تعابیر مختلف از آن سخن گفته است. علاوه بر اینکه تعابیر دیگری همچون {{متن قرآن|سَبِيلِ اللَّهِ }}<ref> در راه خداوند؛ سوره نساء، آیه: ۸۴.</ref>، {{متن قرآن|سَوَاء السَّبِيلِ }}<ref> بیراه افتادند؛ سوره مائده، آیه:۷۷.</ref> و... نیز گویای همین راه [[حق]] است<ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]]</ref>.
* و اما [[صراط]] دوم، {{متن قرآن|صِرَاطِ الْجَحِيمِ }}<ref> راه دوزخ؛ سوره صافات، آیه:۲۳.</ref>است که [[قرآن کریم]] در [[سوره صافات]] از آن یاد کرده است<ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]]</ref>.
* نکته جالب توجه این است، با آنکه [[قرآن کریم]]، راه [[باطل]] را نیز با واژه "[[صراط]]" یاد کرده و آن را "[[صراط]] جحیم" نامیده، لکن تنها یک بار واژه "[[صراط]]" را در آن به کار برده که نشانگر [[بی‌اعتنایی]] [[خداوند]] به این [[صراط]] [[پست]] و حقیر است<ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]]</ref>.
* نتیجه اینکه همواره [[بشریت]]، به دو دسته قابل تقسیم بوده‌اند<ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]]</ref>:
* دسته اول کسانی هستند که [[دنیاگرایی]]، ماده خواهی و [[رفاه‌طلبی]]، همه وجودشان را پرکرده و چون بهائم جز به خور و [[خواب]] و [[شهوت]] نمی‌اندیشند و تمام همتشان معطوف به [[دنیا]] است و رویکردی به [[آخرت]] ندارند. اینان [[سعادت]] را در [[دنیا]]، از [[دنیا]] و برای [[دنیا]] می‌‌بینند و می‌‌جویند و نسبت به حقایق ماورایی [[عالم هستی]]، کر و کورند. [[قرآن کریم]] درباره این گروه می‌فرماید: {{متن قرآن|ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّواْ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الآخِرَةِ وَأَنَّ اللَّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ لاَ جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الآخِرَةِ هُمُ الْخَاسِرُونَ }}<ref>آن (عذاب) از این روست که آنها زندگانی دنیا را از جهان واپسین دوست‌تر دارند و اینکه خداوند گروه کافران را راهنمایی نمی‌کند. آنان کسانی هستند که خداوند بر دل‌ها و گوش و دیدگانشان مهر نهاده است و همانانند که غافلند. ناگزیر چنین است که آنان در جهان واپسین زیانکارند؛ سوره نحل، آیه: ۱۰۷ - ۱۰۹.</ref>. چنین گروهی را [[خداوند متعال]] از [[صراط]] مستقیمش [[منحرف]] دانسته و در [[سوره مؤمنون]] فرموده است: {{متن قرآن|وَإِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ عَنِ الصِّرَاطِ لَنَاكِبُونَ }}<ref> و بی‌گمان آنان که به جهان واپسین ایمان ندارند، از راه گشته‌اند؛ سوره مؤمنون، آیه:۷۴.</ref><ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]]</ref>.
* و اما گروه دوم کسانی هستند که علاوه بر [[دنیا]]، [[آخرت]] را نیز در معادلات [[سعادت]] طلبانه خود داخل می‌کنند و بلکه به آن اصالت می‌دهند. [[سخن]] این گروه این است که پروردگارا! در [[دنیا]] و در [[آخرت]] به ما [[نیکی]] عطا کن: {{متن قرآن|وَمِنْهُم مَّن يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ }}<ref> و از ایشان کسانی هستند که می‌گویند: پروردگارا! در این جهان به ما نکویی بخش و در جهان واپسین هم نکویی ده و ما را از عذاب آتش نگاه دار؛ سوره بقره، آیه:۲۰۱.</ref> درحالی که گروه اول تنها [[حسنه]] و [[نیکی]] [[دنیا]] را طلب می‌کردند: {{متن قرآن|فَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا وَمَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ }}<ref> بهتر؛ از مردم کسانی هستند که می‌گویند: پروردگارا! (هر چه می‌خواهی) در این جهان به ما ببخش و آنان را در جهان واپسین بهره‌ای نیست؛ سوره بقره، آیه:۲۰۰.</ref><ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]]</ref>.


== اوصاف و برخی مصادیق [[صراط مستقیم]] ==
* [[صراط مستقیم]] به معنای راه راست و روشن است. لذا در روایتی [[امام صادق]] {{ع}} "[[صراط مستقیم]]" را به "{{عربی|"الطَّرِيقِ‏ الْوَاضِحِ‏ ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}" یعنی "راه روشن و آشکار" [[تفسیر]] فرمودند. با این تعریف، طبعاً تعریف [[صراط]] غیرمستقیم و [[صراط]] جحیم نیز روشن می‌شود که "راه تاریک و ظلمانی" است<ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]]</ref>.
* بنابر این در واقع "[[صراط مستقیم]]" تعبیر [[زیبایی]] از [[نور]] و "[[صراط]] جحیم" تعبیری از [[ظلمت]] است که [[قرآن کریم]] در [[آیه]] ۶۱ [[مائده]]: {{متن قرآن|وَيُخْرِجُهُم مِّنِ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ }}<ref> و آنان را به اراده خویش از تیرگی‌ها به سوی روشنایی بیرون می‌آورد و آنها را به راهی راست رهنمون می‌گردد؛ سوره مائده، آیه: ۱۶.</ref> و {{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا صُمٌّ وَبُكْمٌ فِي الظُّلُمَاتِ مَن يَشَإِ اللَّهُ يُضْلِلْهُ وَمَن يَشَأْ يَجْعَلْهُ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ }}<ref> و دروغ انگاران آیات ما، کران و لالانی در تاریکی‌هایند؛ هر کس را خداوند بخواهد، در بیراهی وا می‌نهد و هر کس را بخواهد، بر راهی راست می‌دارد؛ سوره انعام، آیه:۳۹.</ref> بدان اشاره فرموده است. در این [[آیات]]، [[تقابل]] [[نور]] و [[ظلمت]] و [[صراط مستقیم]] بودن طرف [[نور]] بیان شده است<ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]]</ref>.
* اکنون این سؤال مطرح می‌شود که این راه روشن چیست؟ چگونه می‌توان این راه روشن را از راه تاریک و ظلمانی باز [[شناخت]]؟<ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]]</ref>.
=== [[راه خدا]] ===
=== [[راه خدا]] ===
* از دیدگاه [[قرآن کریم]] [[صراط مستقیم]]، تنها راه [[خداوند متعال]] است که مالک [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] و همه هستی است: {{متن قرآن|صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ صِرَاطِ اللَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ }}<ref> به راهی راست راهنمایی می‌کنی...راه خداوندی که آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است از آن اوست؛ آگاه باشید که همه کارها به سوی خداوند باز می‌گردد؛ سوره شوری، آیه: ۵۲-۵۳.</ref> در [[عالم هستی]] تنها یک [[صراط]] وجود دارد و آن [[صراط]] [[توحید]] و [[خداپرستی]] و دوری از [[شرک]] و [[بت‌پرستی]] است. تنها این [[صراط]] است که در نهایت [[انسان]] را به [[خدا]] و [[رضوان]] او می‌‌رساند و به [[سعادت ابدی]] نائل می‌کند و از [[عذاب الهی]] و گرفتاری [[آخرت]] [[نجات]] می‌دهد. لذا وجود [[صراط]] دیگری غیر از آن، [[شرک]] و [[صراط]] [[شیطان]] است که در نهایت [[انسان]] را به [[خشم]] و [[غضب]] [[خداوند]] [[مبتلا]] و به [[جهنم]] گرفتار می‌کند و این همان {{متن قرآن|صِرَاطِ الْجَحِيمِ }} است که [[قرآن کریم]] بدان تصریح کرده و قبلا اشاره کردیم<ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]]</ref>.
از دیدگاه قرآن کریم صراط مستقیم، تنها راه [[خداوند متعال]] است که مالک [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] و همه هستی است: {{متن قرآن|صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ صِرَاطِ اللَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ}}<ref> به راهی راست راهنمایی می‌کنی... راه خداوندی که آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است از آن اوست؛ آگاه باشید که همه کارها به سوی خداوند باز می‌گردد؛ سوره شوری، آیه ۵۲-۵۳.</ref> در [[عالم هستی]] تنها یک صراط وجود دارد و آن صراط [[توحید]] و [[خداپرستی]] و دوری از [[شرک]] و [[بت‌پرستی]] است. تنها این [[صراط]] است که در نهایت [[انسان]] را به [[خدا]] و [[رضوان]] او می‌‌رساند و به [[سعادت ابدی]] نائل می‌کند و از [[عذاب الهی]] و گرفتاری [[آخرت]] [[نجات]] می‌دهد؛ لذا وجود صراط دیگری غیر از آن، [[شرک]] و صراط [[شیطان]] است که در نهایت انسان را به [[خشم]] و [[غضب خداوند]] [[مبتلا]] و به [[جهنم]] گرفتار می‌کند و این همان {{متن قرآن|صِرَاطِ الْجَحِيمِ}} است که [[قرآن کریم]] بدان تصریح کرده و قبلا اشاره کردیم<ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]].</ref>.
 
=== راه [[بندگی خدا]] ===
=== راه [[بندگی خدا]] ===
* [[ربوبیت خداوند]] [[متعال]] و [[عبودیت]] همه [[خلق]]، دو [[حقیقت]] بزرگ است که اگر [[انسان]] اندکی [[تعقل]] کند، وضوح و روشنی آنها آشکار خواهد شد. [[خداوند متعال]] [[آیات]] [[حقانیت]] و [[ربوبیت]] خود را در آفاق و انفس قرارداده تا پروردگاری‌اش بر احدی مخفی نماند: {{متن قرآن|سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ }}<ref> به زودی نشانه‌های خویش را در گستره‌های بیرون و پیکره‌های درونشان نشان آنان خواهیم داد تا بر آنها روشن شود که او راستین است؛ آیا بسنده نیست که پروردگارت بر همه چیز گواه است؟؛ سوره فصلت، آیه:۵۳.</ref><ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]]</ref>.
[[ربوبیت خداوند]] متعال و [[عبودیت]] همه [[خلق]]، دو [[حقیقت]] بزرگ است که اگر انسان اندکی [[تعقل]] کند، وضوح و روشنی آنها آشکار خواهد شد. [[خداوند متعال]] [[آیات]] حقانیت و [[ربوبیت]] خود را در [[آفاق و انفس]] قرارداده تا پروردگاری‌اش بر احدی مخفی نماند: {{متن قرآن|سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ}}<ref> به زودی نشانه‌های خویش را در گستره‌های بیرون و پیکره‌های درونشان نشان آنان خواهیم داد تا بر آنها روشن شود که او راستین است؛ آیا بسنده نیست که پروردگارت بر همه چیز گواه است؟؛ سوره فصلت، آیه۵۳.</ref>.
* لذا [[پیامبر اکرم]] {{صل}} فرمود: "هر کس خودش را بشناسد، پروردگارش را می‌‌شناسد"<ref>{{عربی|" مَنْ‏ عَرَفَ‏ نَفْسَهُ‏ فَقَدْ عَرَفَ‏ رَبَّهُ‏ ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}؛ تفسیرالقمی، ج۲، ص۱۱۲.</ref> و [[امام رضا]] {{ع}} در پاسخ به کسی که از [[دلیل]] حدوث عالم سؤال کرد، فرمود: "تو وجود نداشتی و پیدا شدی، و قطعا تو خودت را به وجود نیاوردی و کسی هم که مثل تو است تو را به وجود نیاورده"<ref>{{عربی|" أَنْتَ‏ لَمْ‏ تَكُنْ‏ ثُمَ‏ كُنْتَ‏ وَ قَدْ عَلِمْتَ‏ أَنَّكَ‏ لَمْ‏ تُكَوِّنْ‏ نَفْسَكَ‏ وَ لَا كَوَّنَكَ‏ مَنْ‏ هُوَ مِثْلُك‏‏ ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}؛ بحارالانوار، ج۳، ص۶۳، ج ۱۱، التوحید، ص۳۹۲، ج۳.</ref>. هیچ چیز در عالم نیست، مگر آنکه به زبان گویا فریاد می‌‌زند: من خالقی و رازقی دارم که نه مثل او هستم و نه او مثل من. [[امام حسین]] {{ع}} در دعای ملکوتی [[عرفه]]، می‌‌فرماید: "کور است دیده ای که تو را نبیند... خود را به هر چیز شناساندی و چیزی نیست که تو را نشناسد... تو خود را در هر چیزی به من شناساندی و تو را در هر چیز روشن دیدم و تو برای هر چیزی روشنی"<ref>بحارالانوار، ج۴۶، ص۲۴۱.</ref><ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]]</ref>.
 
* [[قرآن کریم]] به این دو [[حقیقت]] روشن یعنی [[ربوبیت خدا]] و [[بندگی]] [[خلق]]، و اینکه آنها، [[صراط مستقیم]] [[خدا]] است، تصریح فرموده: {{متن قرآن|وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ }}<ref> و بی‌گمان خداوند پروردگار من و شماست، او را بپرستید! این راهی راست است؛ سوره مریم، آیه:۳۶.</ref> و در [[سوره یس]] فرمود: {{متن قرآن|وَأَنْ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ }}<ref> و اینکه مرا بپرستید که این راهی است راست؟؛ سوره یس، آیه:۶۱.</ref> و در [[سوره زخرف]] فرموده: {{متن قرآن|وَاتَّبِعُونِ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ }}<ref> و از من پیروی کنید! این راهی است راست؛ سوره زخرف، آیه:۶۱.</ref><ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]]</ref>.
لذا [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود: "هر کس خودش را بشناسد، پروردگارش را می‌‌شناسد"<ref>{{عربی|"مَنْ‏ عَرَفَ‏ نَفْسَهُ‏ فَقَدْ عَرَفَ‏ رَبَّهُ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}؛ تفسیرالقمی، ج۲، ص۱۱۲.</ref> و [[امام رضا]]{{ع}} در پاسخ به کسی که از دلیل [[حدوث عالم]] سؤال کرد، فرمود: "تو وجود نداشتی و پیدا شدی، و قطعا تو خودت را به وجود نیاوردی و کسی هم که مثل تو است تو را به وجود نیاورده"<ref>{{عربی|"أَنْتَ‏ لَمْ‏ تَكُنْ‏ ثُمَ‏ كُنْتَ‏ وَ قَدْ عَلِمْتَ‏ أَنَّكَ‏ لَمْ‏ تُكَوِّنْ‏ نَفْسَكَ‏ وَ لَا كَوَّنَكَ‏ مَنْ‏ هُوَ مِثْلُك‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}؛ بحارالانوار، ج۳، ص۶۳، ج ۱۱، التوحید، ص۳۹۲، ج۳.</ref>. هیچ چیز در عالم نیست، مگر آنکه به زبان گویا فریاد می‌‌زند: من خالقی و رازقی دارم که نه مثل او هستم و نه او مثل من. [[امام حسین]]{{ع}} در دعای [[ملکوتی]] [[عرفه]]، می‌‌فرماید: "کور است دیده ای که تو را نبیند... خود را به هر چیز شناساندی و چیزی نیست که تو را نشناسد... تو خود را در هر چیزی به من شناساندی و تو را در هر چیز روشن دیدم و تو برای هر چیزی روشنی"<ref>بحارالانوار، ج۴۶، ص۲۴۱.</ref>.
 
[[قرآن کریم]] به این دو [[حقیقت]] روشن یعنی [[ربوبیت خدا]] و [[بندگی]] [[خلق]]، و اینکه آنها، [[صراط مستقیم]] [[خدا]] است، تصریح فرموده: {{متن قرآن|وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ}}<ref> و بی‌گمان خداوند پروردگار من و شماست، او را بپرستید! این راهی راست است؛ سوره مریم، آیه۳۶.</ref> و در [[سوره یس]] فرمود: {{متن قرآن|وَأَنْ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ}}<ref> و اینکه مرا بپرستید که این راهی است راست؟؛ سوره یس، آیه۶۱.</ref> و در [[سوره زخرف]] فرموده: {{متن قرآن|وَاتَّبِعُونِ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ}}<ref> و از من پیروی کنید! این راهی است راست؛ سوره زخرف، آیه۶۱.</ref>.<ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]].</ref>
 
=== راه محبت خدا ===
[[امام صادق]]{{ع}} درباره [[آیه]] {{متن قرآن|اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref> راه راست را به ما بنمای؛ سوره فاتحه، آیه۶.</ref> فرمود: "یعنی خدایا راهنمایی کن که ملتزم راهی باشیم که به [[محبت]] تو می‌‌انجامد و ما را به [[دین]] تو می‌‌رساند و از اینکه از [[هوای نفس]] خود و یا از آراء خود [[پیروی]] کنیم و هلاک گردیم، باز می‌‌دارد"<ref>معانی الأخبار، ص۳۳، ج۴.</ref>.


=== راه [[محبت خدا]] ===
محبت خدا، آب گوارایی است که اگر بر کامی بریزد، دیگر [[تشنه]] نگردد و اگر بر دلی بریزد، دیگر بی‌تاب نشود. به تعبیر دیگر [[محبت خدا]] آتشی است که اگر در دلی افروخته شود، خرمن غیر [[خدا]] را بسوزاند و جز [[دلدادگی]] به محبوب هیچ نماند:{{عربی|"حُبُ‏ اللَّهِ‏ نَارٌ لَا يَمُرُّ عَلَى‏ شَيْ‏ءٍ إِلَّا احْتَرَقَ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}<ref> مصباح الشریعه، ص۲۹۱ از [[امام علی]]{{ع}}.</ref>. چنین محبتی مخصوص [[اولیای خدا]] و [[مؤمنان حقیقی]] است: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلَّهِ}}<ref> و مؤمنان، خداوند را دوستدارترند؛ سوره بقره، آیه۱۶۵.</ref> راه این [[محبت]] جز [[پیروی]] از [[رسولان]] [[خداوند]] که رساننده [[پیام]] [[توحید]] هستند، میسر نمی‌شود: {{متن قرآن|قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ}}<ref> بگو اگر خداوند را دوست می‌دارید از من پیروی کنید تا خداوند شما را دوست؛ سوره آل عمران، آیه۳۱.</ref>.<ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]].</ref>
* [[امام صادق]] {{ع}} درباره [[آیه]] {{متن قرآن|اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ }}<ref> راه راست را به ما بنمای؛ سوره فاتحه، آیه:۶.</ref> فرمود: "یعنی خدایا [[راهنمائی]] کن که ملتزم راهی باشیم که به [[محبت]] تو می‌‌انجامد و ما را به [[دین]] تو می‌‌رساند و از اینکه از [[هوای نفس]] خود و یا از آراء خود [[پیروی]] کنیم و هلاک گردیم، باز می‌‌دارد"<ref>معانی الأخبار، ص۳۳، ج۴.</ref><ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]]</ref>.
* [[محبت خدا]]، [[آب]] گوارایی است که اگر بر کامی بریزد، دیگر [[تشنه]] نگردد و اگر بر دلی بریزد، دیگر بی‌تاب نشود. به تعبیر دیگر [[محبت خدا]] آتشی است که اگر در دلی افروخته شود، خرمن غیر [[خدا]] را بسوزاند و جز [[دلدادگی]] به [[محبوب]] هیچ نماند:{{عربی|" حُبُ‏ اللَّهِ‏ نَارٌ لَا يَمُرُّ عَلَى‏ شَيْ‏ءٍ إِلَّا احْتَرَقَ‏ ‏‏ ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}<ref> مصباح الشریعه، ص۲۹۱ از [[امام علی]] {{ع}}.</ref>. چنین محبتی مخصوص [[اولیای خدا]] و [[مؤمنان]] [[حقیقی]] است: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلَّهِ }}<ref> و مؤمنان، خداوند را دوستدارترند؛ سوره بقره، آیه:۱۶۵.</ref> راه این [[محبت]] جز [[پیروی]] از [[رسولان]] [[خداوند]] که رساننده [[پیام]] [[توحید]] هستند، میسر نمی‌شود: {{متن قرآن|قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ }}<ref> بگو اگر خداوند را دوست می‌دارید از من پیروی کنید تا خداوند شما را دوست؛ سوره آل عمران، آیه:۳۱.</ref><ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]]</ref>.


=== [[دین خدا]] [[صراط مستقیم]] ===
=== [[دین خدا]] [[صراط مستقیم]] ===
* آن راه روشنی که [[انسان]] را در مسیر [[عبودیت]] و [[بندگی]] [[خداوند]] [[حفظ]] می‌کند، و دلدادگان [[حق]] و [[حقیقت]] را به کوی [[محبوب]] می‌رساند، [[دین]] [[خداوند]] است. [[خداوند حکیم]] برای آنکه بندگانش [[تکالیف]] خود را بشناسند و [[راه خدا]] و [[شیطان]] را از هم باز شناسند و بتوانند با [[اطمینان]] در [[راه خدا]] گام بردارند و در [[شبهات]] [[شیطانی]] گرفتار نشوند، [[دین]] خود را از طریق رسولانش فرستاده و راه [[بندگی]] را واضح و آشکار ساخته است<ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]]</ref>.
آن راه روشنی که [[انسان]] را در مسیر [[عبودیت]] و [[بندگی]] خداوند [[حفظ]] می‌کند و دلدادگان [[حق]] و [[حقیقت]] را به کوی محبوب می‌رساند، [[دین]] خداوند است. [[خداوند حکیم]] برای آنکه بندگانش [[تکالیف]] خود را بشناسند و [[راه خدا]] و [[شیطان]] را از هم باز شناسند و بتوانند با [[اطمینان]] در راه خدا گام بردارند و در [[شبهات]] [[شیطانی]] گرفتار نشوند، دین خود را از طریق رسولانش فرستاده و راه بندگی را واضح و آشکار ساخته است.
* [[قرآن کریم]] در [[سوره انعام]] در این باره فرمود: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ }}<ref> بگو: بی‌گمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار، آیین ابراهیم درست‌آیین و (او) از مشرکان نبود؛ سوره الانعام، آیه: ۱۶۱.</ref><ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]]</ref>.
 
* [[امام رضا]] {{ع}} در [[تفسیر]]: {{متن قرآن|اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ }}<ref> راه راست را به ما بنمای؛ سوره فاتحه، آیه:۶.</ref> فرمود: "طلب [[ارشاد]] به سوی دینش و چنگ زدن به ریسمانش و خواهش برای افزون شدن [[معرفت]] و [[شناخت پروردگار]] خویش است"<ref>من لا یحضر الفقیه، شیخ صدوق، ج۱، ص۰۱۳، ج۶۹۲.</ref><ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]]</ref>.
[[قرآن کریم]] در [[سوره انعام]] در این باره فرمود: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref>بگو: بی‌گمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار، آیین ابراهیم درست‌آیین و (او) از مشرکان نبود؛ سوره الانعام، آیه ۱۶۱.</ref>.
* بنابر این وقتی ما از [[خداوند متعال]] می‌‌خواهیم که بار خدایا ما را به [[راه مستقیم]] و راست و مصون از هر کجی و ناراستی [[هدایت]] فرما، در واقع از [[پروردگار متعال]] می‌‌خواهیم که ما را به سوی دینش که همه [[کمالات]] لایق ما در آن بیان شده و ضامن [[سعادت]] ما است، رهنمون گردد. و نیز از [[عزیز]] بی‌همتا می‌خواهیم که به ما توفیقی [[عنایت]] کند که بتوانیم [[ریسمان الهی]] را شناخته و به آن چنگ بزنیم. همچنین از او می‌‌خواهیم که ما را در راه [[شناخت]] روزافزون و [[شایسته]] وحدانیتش، [[هدایت]] کند. این [[خواسته‌ها]] به قدری مهم است که در [[سوره]] [[حمد]] که [[ام الکتاب]] است و تمام حقایق [[قرآن]] در آن نهفته است، آمده و نیز به [[دلیل]] همین اهمیت است که [[راوی]] گوید: پشت سر [[امام صادق]] {{ع}} [[نماز]] می‌خواندم، شنیدم که [[حضرت]] [[دعا]] می‌کرد و بی‌شمار به [[خداوند]] عرض می‌کرد: {{متن قرآن|اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ }}<ref> راه راست را به ما بنمای؛ سوره فاتحه، آیه:۶.</ref> <ref>تفسیرالعیاشی، ج۱، ص۴۲، ح۶۲، بحارالأنوار، ج۹۸، ص۰۴۲، ح۶۴.</ref><ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]]</ref>.
 
=== [[دین اسلام]] ===
[[امام رضا]]{{ع}} در [[تفسیر]]: {{متن قرآن|اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref> راه راست را به ما بنمای؛ سوره فاتحه، آیه۶.</ref> فرمود: "طلب [[ارشاد]] به سوی دینش و چنگ زدن به ریسمانش و خواهش برای افزون شدن [[معرفت]] و [[شناخت پروردگار]] خویش است"<ref>من لا یحضر الفقیه، شیخ صدوق، ج۱، ص۱۳۰، ح۶۹۲.</ref>.
* گفتیم که [[دین خدا]]، همان راه راست و روشنی است که [[انسان]] را به [[توحید]] می‌رساند و از [[شرک]] بازمی دارد. [[بدیهی]] است هر [[دینی]] که [[پیامبران]] از سوی [[خداوند]] آورده باشند، در زمان خود این ویژگی را دارند، لکن [[کامل‌ترین دین]] [[الهی]] که امروز [[حجت خدا]] بر [[خلق]] بوده و تا [[قیامت]] نیز راه [[سعادت بشر]] است، [[دین اسلام]] است<ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]]</ref>.
 
* در روایتی [[امام باقر]] {{ع}} و [[امام صادق]] {{ع}} در [[تفسیر]]: {{متن قرآن|اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ }}<ref> راه راست را به ما بنمای؛ سوره فاتحه، آیه:۶.</ref> فرمودند: "مراد [[دین خدا]] است که [[جبرئیل]] آن را برای [[حضرت محمد]] {{صل}} آورده است" <ref>بحارالأنوار ج۵۳، ص۵۶۳،المناقب ج۳، ص۳۷.</ref><ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]]</ref>.
بنابراین وقتی ما از [[خداوند متعال]] می‌‌خواهیم که بار خدایا ما را به [[راه مستقیم]] و راست و مصون از هر [[کجی]] و ناراستی [[هدایت]] فرما، در واقع از [[پروردگار متعال]] می‌‌خواهیم که ما را به سوی دینش که همه [[کمالات]] لایق ما در آن بیان شده و ضامن [[سعادت]] ما است، رهنمون گردد. و نیز از عزیز بی‌همتا می‌خواهیم که به ما توفیقی عنایت کند که بتوانیم [[ریسمان الهی]] را شناخته و به آن چنگ بزنیم. همچنین از او می‌‌خواهیم که ما را در راه [[شناخت]] روزافزون و شایسته وحدانیتش، هدایت کند. این [[خواسته‌ها]] به قدری مهم است که در [[سوره حمد]] که [[ام الکتاب]] است و تمام [[حقایق قرآن]] در آن نهفته است، آمده و نیز به دلیل همین اهمیت است که راوی گوید: پشت سر [[امام صادق]]{{ع}} [[نماز]] می‌خواندم، شنیدم که حضرت[[دعا]] می‌کرد و بی‌شمار به [[خداوند]] عرض می‌کرد: {{متن قرآن|اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref>راه راست را به ما بنمای؛ سوره فاتحه، آیه۶.</ref>.<ref>تفسیرالعیاشی، ج۱، ص۴۲، ح۶۲، بحارالأنوار، ج۹۸، ص۰۴۲، ح۶۴.</ref>.<ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]].</ref>
* [[قرآن کریم]] در این باره می‌فرماید: {{متن قرآن|فَمَن يُرِدِ اللَّهُ أَن يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلامِ وَهَذَا صِرَاطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيمًا قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ }}<ref> خداوند هر کس را که بخواهد راهنمایی کند دلش را برای (پذیرش) اسلام می‌گشاید و این راه راست پروردگار توست؛ بی‌گمان آیات را برای گروهی که در یاد می‌گیرند روشن داشته‌ایم؛ سوره انعام، آیه: ۱۲۵ - ۱۲۶.</ref>. در [[سوره زخرف]]، [[آیه]]:۳۴ نیز می‌فرماید: {{متن قرآن|فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَّكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ }}<ref> پس، بدانچه به تو وحی شده است دست بیاز که بی‌گمان تو بر راهی راست هستی و همانا آن، یادکردی برای تو و قوم توست و زودا که بازخواست شوید؛ سوره زخرف، آیه:۴۳ - ۴۴.</ref> ظاهر [[آیه شریفه]] این است که [[وحی]] [[خدا]] که همان [[قرآن کریم]] و مایه [[هدایت]] است، همان [[دین خدا]] است که همان [[صراط مستقیم]] است<ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]]</ref>.


=== راه [[بهشت]] ===
=== راه [[بهشت]] ===
* [[امام حسن عسکری]] {{ع}} درباره [[آیه]] {{متن قرآن|اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ }}<ref> راه راست را به ما بنمای؛ سوره فاتحه، آیه:۶.</ref> فرمود: "منظور این است که چنانچه ما را در گذشته [[توفیق]] داده‌ای تا از [[دستور]] تو [[اطاعت]] کنیم، پیوسته موفق بدار تا در [[آینده]] نیز [[مطیع]] تو باشیم سپس فرمودند:اما [[صراط مستقیم]] دو نوع است: یکی [[صراط]] [[دنیا]] و دیگری [[صراط]] [[آخرت]]: [[صراط مستقیم]] در [[دنیا]] آن روش میانه‌ای است که نه [[غلو]] دارد و نه کوتاهی و [[تقصیر]] و نه [[گرایش به باطل]]. اما طریق دیگر همان راه [[مؤمنین]] به سوی [[بهشت]] است که مستقیم است و [[انحراف]] ندارد نه به جانب [[جهنم]] و نه به جای دیگری غیر [[جهنم]]، فقط مستقیم به سوی [[بهشت]] است <ref>بحارالأنوار، ج۸، ص۰۷</ref><ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]]</ref>.
[[امام حسن عسکری]]{{ع}} درباره آیه {{متن قرآن|اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref> راه راست را به ما بنمای؛ سوره فاتحه، آیه۶.</ref> فرمود: "منظور این است که چنانچه ما را در گذشته [[توفیق]] داده‌ای تا از دستور تو [[اطاعت]] کنیم، پیوسته موفق بدار تا در [[آینده]] نیز [[مطیع]] تو باشیم سپس فرمودند: اما صراط مستقیم دو نوع است: یکی [[صراط]] [[دنیا]] و دیگری صراط [[آخرت]]: صراط مستقیم در دنیا آن روش میانه‌ای است که نه [[غلو]] دارد و نه کوتاهی و تقصیر و نه [[گرایش به باطل]]. اما طریق دیگر همان راه [[مؤمنین]] به سوی بهشت است که مستقیم است و [[انحراف]] ندارد نه به جانب [[جهنم]] و نه به جای دیگری غیر جهنم، فقط مستقیم به سوی بهشت است<ref>بحارالأنوار، ج۸، ص70.</ref>.
* [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} در [[تفسیر]] [[سوره]] [[حمد]] که برای [[پادشاه روم]] نوشتند، فرمود: "و اما قول [[خداوند متعال]] که فرمود: {{متن قرآن|اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ }}<ref> راه راست را به ما بنمای؛ سوره فاتحه، آیه:۶.</ref> عبارت است از راه روشن که هر کس در [[دنیا]] [[عمل صالح]] انجام دهد، در [[قیامت]] از آن راه به [[بهشت]] رهسپار می‌‌گردد<ref>ارشاد القلوب ج۲، ص ۵۶۳، بحارالانوار ج۰۱، ص۰۶</ref><ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]]</ref>.
 
[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در [[تفسیر]] [[سوره حمد]] که برای پادشاه روم نوشتند، فرمود: "و اما قول [[خداوند متعال]] که فرمود: {{متن قرآن|اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref>راه راست را به ما بنمای؛ سوره فاتحه، آیه۶.</ref> عبارت است از راه روشن که هر کس در [[دنیا]] [[عمل صالح]] انجام دهد، در [[قیامت]] از آن راه به [[بهشت]] رهسپار می‌‌گردد<ref>ارشاد القلوب ج۲، ص۵۶۳، بحارالانوار ج۰۱، ص۰۶.</ref>.<ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]].</ref>
 
=== راه [[انبیا]]{{عم}} ===
تا اینجا روشن شد که [[صراط مستقیم]]، راه روشن [[بندگی]]، [[عبودیت]] و محبت خداست و نیز معلوم شد که [[بندگی خدا]] در [[حقیقت]] همان عمل به [[فرامین]] [[دین خدا]] و به خصوص [[اسلام]] است. یعنی بندگی خدا، چه در حوزه نظر و چه در حوزه عمل جز از راه [[عمل به دستورات]] و رهنمودهای [[دین]] میسر نیست؛ به بیان دیگر، [[شناخت خداوند]] چنان که خود معرفی کرده است، [[انجام واجبات]]، [[ترک محرمات]]، [[تخلق]] به [[اخلاقیات]] [[اسلامی]]، و پایبندی به [[آداب]] اسلام همان طریق بندگی خدا است.
 
اکنون این نکته باید روشن گردد که دین [[خداوند]]، چیزی جز قول، فعل و تقریر انبیا{{عم}} نیست و در رأس آنها، [[خاتم الانبیاء]]{{صل}} است، البته بدیهی است که [[قول و فعل]] و [[تقریر معصوم]] همان [[نور]] [[توحید خداوند]] و [[امر و نهی]] و [[رضا]] و [[غضب]] او است که [[پیامبران]]{{عم}} از [[طریق وحی]] به آن عالم شده و به [[تأیید]] و [[تسدید]] و [[توفیق]] خداوند، [[تبلیغ]] می‌کنند. از این رو [[امام صادق]]{{ع}} درباره [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ}}<ref>راه راست را به ما بنمای راه آنان که به نعمت پرورده‌ای؛ سوره فاتحه، آیه ۶ ـ ۷.</ref> فرمود: "راه [[انبیاء]] است که [[خدا]] به آنان [[نعمت]] داده است"<ref>بحارالأنوار، ج۲۸، ص۱۲، تفسیرالعیاشی، ج۱، ص۲۲.</ref>.
 
و [[قرآن کریم]] درباره [[پیامبر اکرم]]{{صل}} می‌فرماید: {{متن قرآن|فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَّكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ}}<ref> پس، بدانچه به تو وحی شده است دست بیاز که بی‌گمان تو بر راهی راست هستی و همانا آن، یادکردی برای تو و قوم توست و زودا که بازخواست شوید؛ سوره زخرف، آیه۴۳ - ۴۴.</ref> و نیز می‌فرماید: {{متن قرآن|يس وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> یا، سین؛ سوگند به قرآن حکیم، که تو از فرستادگانی، بر راهی راست؛ سوره یس، آیه ۱ - ۴.</ref>.<ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]].</ref>
 
== مصادیق [[صراط مستقیم]] ==
در [[آیات قرآنی]] برخی از [[اعمال]] به عنوان موارد و مصادیق اساسی [[صراط مستقیم]] بیان شده که شامل دو دسته موارد اثباتی و سلبی است.
# موارد اثباتی شامل مصادیق زیر است: [[اسلام]]<ref>طه، آیه ۱۳۵؛ حج، آیه ۲۴.</ref>، [[اخلاص]]<ref>حجر، آیات ۳۹ تا ۴۱.</ref>، [[احسان به والدین]]<ref>انعام، آیات ۱۵۱ تا ۱۵۳.</ref>، بهره‌مندی از [[قرآن]]<ref>تکویر، آیات ۲۷ و ۲۸.</ref>، [[اطاعت از خدا]]<ref>یس، آیه ۶۱؛ زخرف، آیه ۶۱.</ref>، [[ایمان به آخرت]]<ref>مؤمنون، آیه ۷۴.</ref>، [[اقامه نماز]]<ref>مریم، آیات ۳۱ و ۳۶.</ref>، [[پرداخت زکات]]<ref>همان.</ref>، [[توحید عبادی]]<ref>حمد، آیات ۵ و ۶؛ آل عمران، آیه ۵۱.</ref>، [[عدالت]] در گفتار<ref>انعام، آیات ۱۵۱ تا ۱۵۳.</ref>، [[وفای به عهد]] [[خدا]] و ... .
# موارد سلبی شامل مصادیق زیر است: اجتناب از [[استکبار]]<ref>مریم، آیات ۳۱ و ۳۲ و ۳۶.</ref>، اجتناب از [[اطاعت شیطان]]<ref>حجر، آیه ۳۲؛ مریم، آیات ۴۳ و ۴۴.</ref>، اجتناب از شرک<ref>انعام، [[آیات]] ۷۸ و ۷۹ و ۱۵۱ و۱۵۳.</ref>، اجتناب از [[فحشاء]]<ref>انعام، آیات ۱۵۱ تا ۱۵۳.</ref>، اجتناب از فرزندکشی، اجتناب از [[قتل]] بی‌گناهان، اجتناب از [[مال یتیم]]، اجتناب از [[کم‌فروشی]] و ...<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[حقیقت صراط مستقیم (مقاله)|حقیقت صراط مستقیم]].</ref>.
 
=== دین اسلام ===
[[دین اسلام]] مورد پسند [[خداوند]] و [[صراط]] مستقیمی است که هیچ‌گونه [[کژی]] در آن نیست و خداوند هرکه را بخواهد [[هدایت]] کند، سینه‌اش را برای [[پذیرش اسلام]] گشاده می‌گرداند<ref>ر.ک: [[جامع البیان]]، ج ۸، ص۲۳-۲۴؛ مجمع البیان، ج ۴، ص۵۶۱-۵۶۲.</ref>: {{متن قرآن|فَمَن يُرِدِ ٱللَّهُ أَن يَهْدِيَهُۥ يَشْرَحْ صَدْرَهُۥ لِلْإِسْلَـٰمِ... * وَهَـٰذَا صِرَٰطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيمًا...}}<ref>«خداوند هر کس را که بخواهد راهنمایی کند دلش را برای (پذیرش) اسلام می‌گشاید و هر کس را که بخواهد در گمراهی وانهد دلش را تنگ و بسته می‌دارد گویی به آسمان فرا می‌رود؛ بدین گونه خداوند عذاب را بر کسانی که ایمان نمی‌آورند؛ برمی‌گمارد * و این راه راست پروردگار توست؛ بی‌گمان آیات را برای گروهی که در یاد می‌گیرند روشن داشته‌ایم» سوره انعام، آیه ۱۲۵-۱۲۶.</ref>. [[مفسران]] {{متن قرآن|هَـٰذَا}} [[آیه]] فوق را اشاره به اسلام و همان را صراط مستقیم مورد نظر [[قرآن]] دانسته‌اند<ref>اعراب القرآن، درویش، ج ۳، ص۲۲۰؛ ارشاد الاذهان، ص۱۴۹؛ المنیر، ج ۸، ص۴۰.</ref>. این بدان معنا نیست که دیگر [[ادیان]] در [[زمان]] خودشان صراط مستقیم نبوده‌اند<ref>در این باره نک: تسنیم، ج ۷، ص۳۰۲.</ref>، بلکه به تصریح قرآن همه [[انبیا]] بر صراط مستقیم بوده‌اند: {{متن قرآن|...وَٱجْتَبَيْنَـٰهُمْ وَهَدَيْنَـٰهُمْ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ}}<ref>«و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم» سوره انعام، آیه ۸۷.</ref> و خداوند آنان را برای دادن [[بشارت بهشت]] به [[مردم]] و [[انذار]] آنها از [[جهنم]]، فرستاده و با آنان کتابی را نازل کرده تا مطابق با آن در میان [[قوم]] خویش [[حکم]] کنند<ref>{{متن قرآن|كَانَ ٱلنَّاسُ أُمَّةًۭ وَٰحِدَةًۭ فَبَعَثَ ٱللَّهُ ٱلنَّبِيِّـۧنَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ ٱلْكِتَـٰبَ بِٱلْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ ٱلنَّاسِ فِيمَا ٱخْتَلَفُوا۟ فِيهِ وَمَا ٱخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا ٱلَّذِينَ أُوتُوهُ مِنۢ بَعْدِ مَا جَآءَتْهُمُ ٱلْبَيِّنَـٰتُ بَغْيًۢا بَيْنَهُمْ فَهَدَى ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لِمَا ٱخْتَلَفُوا۟ فِيهِ مِنَ ٱلْحَقِّ بِإِذْنِهِۦ وَٱللَّهُ يَهْدِى مَن يَشَآءُ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍ}}«[[مردم]] (در آغاز) امّتی یگانه بودند، (آنگاه به [[اختلاف]] پرداختند) پس [[خداوند]] [[پیامبران]] را مژده‌آور و بیم‌دهنده برانگیخت و با آنان کتاب (آسمانی) را به [[حق]] فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه اختلاف داشتند [[داوری]] کند و در آن جز کسانی که به آنها کتاب داده بودند، [[اختلاف]] نورزیدند (آن هم) پس از آنکه برهان‌های روشن به آنان رسید (و) از سر افزونجویی که در میانشان بود؛ آنگاه خداوند به [[اراده]] خویش [[مؤمنان]] را در حقیقتی که در آن اختلاف داشتند رهنمون شد و خداوند هر که را بخواهد به [[راه راست]] [[رهنمایی]] می‌کند» [[سوره بقره]]، [[آیه]] ۲۱۳.</ref>. این رویه ‌‌با‌ [[بعثت پیامبر اکرم]] کامل‌ شد که جامع‌ترین [[شریعت]] در اختیار‌ بشر‌ قرار‌ گرفت و پس از آن [[دین اسلام]] برای همیشه [[صراط مستقیم]] دانسته شد<ref>المنیر، ج ۲۳، ص۳۷.</ref>: {{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ}}<ref>«و به یقین تو آنان را به راهی راست می‌خوانی» سوره مؤمنون، آیه ۷۳.</ref> و مردم تا [[روز قیامت]] باید از آن [[پیروی]] کنند: {{متن قرآن|...وَٱتَّبِعُونِ هَـٰذَا صِرَٰطٌۭ مُّسْتَقِيمٌۭ}}<ref>«و چنین است که او نشان آگاهی (به روز) رستخیز است از این روی هیچ‌گاه در آن (روز) تردید نورزید و از من پیروی کنید! این راهی است راست» سوره زخرف، آیه ۶۱.</ref>. نه تنها مردم که خود [[پیامبر]] نیز [[فرمان]] یافته تا به آنچه بر وی نازل ‌شده از این رو که صراط مستقیم است<ref>تفسیر مظهری، ج ۸، ص۳۵۲؛ تفسیر ابو السعود، ج ۸، ص۴۸.</ref> [[تمسک]] جوید و به [[اوامر و نواهی]] آن پایبند باشد<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۷۵؛ کشف الاسرار، ج ۹، ص۶۹.</ref>: {{متن قرآن|فَٱسْتَمْسِكْ بِٱلَّذِىٓ أُوحِىَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ}}<ref>«پس، بدانچه به تو وحی شده است دست بیاز که بی‌گمان تو بر راهی راست هستی» [[سوره زخرف]]، [[آیه]] ۴۳.</ref>.
 
بنابراین، پس از [[بعثت پیامبر اکرم]] اگر [[پیروان]] دیگر [[ادیان]] بخواهند [[دیندار]] و هدایت‌یافته باشند، باید پیرو‌ [[دین]] [[پیامبر خاتم]] باشند، از این رو [[خداوند]] به وی [[فرمان]] داده تا محرماتی را که بر اساس [[قوانین اسلام]] قرار داده شده است برای [[مردم]] بیان کند و از همه راه‌ها، جز [[اسلام]] پرهیز کنند؛ زیرا تنها [[صراط مستقیم]]، اسلام است و دیگر راه‌ها جز [[گمراهی]] نیستند: {{متن قرآن|وَأَنَّ هَـٰذَا صِرَٰطِى مُسْتَقِيمًۭا فَٱتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا۟ ٱلسُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِۦ ذَٰلِكُمْ وَصَّىٰكُم بِهِۦ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>«و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۳.</ref>. آیه ۱۶۱ [[سوره]] انعام نیز صراط مستقیم را دین [[قیّم]] معرفی کرده که همان [[آیین ابراهیم]] است: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّنِى هَدَىٰنِى رَبِّىٓ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ دِينًۭا قِيَمًۭا مِّلَّةَ إِبْرَٰهِيمَ حَنِيفًۭا وَمَا كَانَ مِنَ ٱلْمُشْرِكِينَ}}<ref>«بگو: بی‌گمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار، آیین ابراهیم درست‌آیین و (او) از مشرکان نبود» سوره انعام، آیه ۱۶۱.</ref>. [[مفسران]]، «قیّم» در این آیه را وصف دین و آن را [[صراط]] مستقیمی دانسته‌اند که هیچ [[انحراف]] و [[کجی]] در آن راه ندارد<ref>التبیان، ج ۴، ص۳۳۳؛ المحرر الوجیز، ج ۲، ص۳۶۹.</ref>، یا دین دائمیِ نسخ‌ناپذیر<ref>مجمع البیان، ج ۴، ص۶۰۴.</ref>. بنابراین، این آیه پاسخی است به گفتار [[مشرکان]] که [[مخالفت]] [[پیامبر]] را با [[آیین]] [[بت‌پرستی]] که آیین نیاکان [[عرب]] بود، نکوهش می‌کردند. پیامبر فرمان یافت تا به آنها بگوید راهی که در آن گام نهاده، راه [[راستی]] است که ابراهیم ـ که مورد [[احترام]] همه ماست ـ نیز در آن گام نهاده و از آن راه رفته است<ref>نمونه، ج ۶، ص۶۰.</ref>. برخی «[[حنیف]]» را در برابر «جنیف» به معنای کسی دانسته‌اند که در راه رفتن به چپ و راست متمایل می‌شود و گفته‌اند سرّ آنکه [[صراط مستقیم]] با [[دین ابراهیم]] [[حنیف]] مساوی دانسته شده، آن است که ابراهیم بی‌هیچ‌گونه [[انحرافی]] راه [[دین]] را می‌پیمود<ref>تسنیم، ج ۱، ص۴۶۶؛‌ نیز نک: ج ۷، ص۱۹۵.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|مقاله «صراط مستقیم»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص۲۰۵.</ref>
 
[[پیامبر اکرم]]{{صل}} درباره [[تفسیر]] {{متن قرآن|اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}} می‌‌فرماید: {{متن حدیث|{{متن قرآن|اهْدِنَا}} أرشِدْنا {{متن قرآن|الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}} يَعنِي دِينَ الإسلامِ؛ لأنَّ كُلَّ دِينٍ غيرَ الإسلامِ فَلَيسَ بِمُستَقيمٍ الذي ليسَ فيهِ التَّوحيدُ «صِراطَ الذينَ أنْعَمْتَ علَيهِم» يَعنِي بهِ النَبِيِّينَ و المُؤمِنِينَ الذينَ أنعَمَ اللّه ُ علَيهِم بِالإسلامِ و النبوَّةِ «غَيرِ المَغْضوبِ علَيهِم» يقولُ: أرشِدْنا غَيرَ دِينِ هؤلاءِ الذينَ غَضِبتَ علَيهِم و هُمُ اليَهودُ «و لا الضّالِّينَ». و هُمُ النَّصاري}}؛ «اهدنا» یعنی ما را رهنمون شو، «[[صراط مستقیم]]» یعنی [[دین اسلام]]؛ زیرا هیچ [[دینی]] جز [[اسلام]] راست و مستقیم نیست؛ چون [[توحید]] و [[یگانه پرستی]] در آن نیست، «[[صراط]] کسانی که نعمتشان دادی» یعنی، [[پیامبران]] و [[مؤمنان]]، که [[خداوند]] [[نعمت]] اسلام و [[نبوّت]] را ارزانیشان داشت، «نه [[غضب]] شدگان»، می‌‌فرماید: مارا به غیر [[دین]] آنان که بر ایشان [[خشم]] گرفته‌ای، یعنی [[یهود]]، [[راهنمایی]] فرما، «و نه [[گمراهان]]» یعنی [[نصارا]].<ref>الدر المنثور، ج ۱، ص۲۵.</ref>
 
[[امام صادق]]{{ع}} درباره [[کلام]] [[خدای تعالی]] {{متن قرآن|اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}} می‌‌فرماید: {{متن حدیث|أرشِدْنا الصِّراطَ المُستَقيمَ، أرشِدْنا لِلُزُومِ الطَّريقِ المُؤَدِّي إلي مَحَبَّتِكَ، و المُبَلِّغِ إلي جَنَّتِكَ، مِن أن نَتَّبِعَ أهواءَنا فَنَعطَبَ}}؛ یعنی ما را به [[راه راست]] رهنمون شو، مارا به پیمودن راهی که به [[محبّت]] تو می‌‌انجامد و به بهشتت می‌‌رساند، رهنمون شو، تا از هواهای [[نفْس]] خود [[پیروی]] نکنیم و به هلاکت نیفتیم<ref>بحار الأنوار، ج ۴۷، ص۲۳۸، حدیث ۲۳.</ref>.
 
در [[تفسیر منسوب به امام حسن عسکری]]{{ع}} نیز درباره کلام خدای تعالی {{متن قرآن|اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}} آمده است که [[آدمی]] گوید: {{متن حدیث|أدِمْ لَنا تَوفِيقَكَ الذي بهِ أطَعناكَ في ماضِي أيّامِنا حتّي نُطِيعَكَ كذلكَ في مُستَقبَلِ أعمارِنا. و الصِّراطُ المُستَقيمُ هُو صِراطانِ: صِراطٌ في الدُّنيا و صِراطٌ في الآخِرَةِ، فأمّا الصِّراطُ المُستَقيمُ في الدُّنيا فهُو ما قَصُرَ عنِ الغُلُوِّ، و ارتَفَعَ عنِ التَّقصيرِ، و استَقامَ فلَم يَعدِلْ إلي شَيءٍ مِنَ الباطِلِ، و أمّا الطَّريقُ الآخَرُ فهُو طريقُ المُؤمنينَ إلي الجَنَّةِ الذي هو مُستَقيمٌ}}؛ آن توفیقی را که عطایمان کردی تا در ایّام گذشته عمرِ خود طاعتت کنیم بر ما ادامه بده تا در ایّام مانده عمر خود نیز طاعتت کنیم. صراط مستقیم دو گونه است: صراطی در [[دنیا]] و صراطی در [[آخرت]]. صراطِ مستقیمِ در دنیا، همان راهی است که از افراط و تفریط به دور است، راه میانه است و به سوی [[باطل]] کمترین [[انحرافی]] ندارد، و [[صراط]] [[آخرت]]، همان راه [[مؤمنان]] به سوی [[بهشت]] است که راهی است مستقیم<ref>تفسیر منسوب، ص۴۴، حدیث ۲۰.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[حقیقت صراط مستقیم (مقاله)|حقیقت صراط مستقیم]].</ref>
 
در روایتی [[امام باقر]]{{ع}} و [[امام صادق]]{{ع}} در [[تفسیر]]: {{متن قرآن|اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref> راه راست را به ما بنمای؛ سوره فاتحه، آیه۶.</ref> فرمودند: "مراد [[دین خدا]] است که [[جبرئیل]] آن را برای [[حضرت محمد]]{{صل}} آورده است"<ref>بحارالأنوار ج۵۳، ص۵۶۳،المناقب ج۳، ص۳۷.</ref>.
 
[[قرآن کریم]] در این باره می‌فرماید: {{متن قرآن|فَمَن يُرِدِ اللَّهُ أَن يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلامِ وَهَذَا صِرَاطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيمًا قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ}}<ref> خداوند هر کس را که بخواهد راهنمایی کند دلش را برای (پذیرش) اسلام می‌گشاید و این راه راست پروردگار توست؛ بی‌گمان آیات را برای گروهی که در یاد می‌گیرند روشن داشته‌ایم؛ سوره انعام، آیه ۱۲۵ - ۱۲۶.</ref>. در سوره زخرف، آیه۳۴ نیز می‌فرماید: {{متن قرآن|فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَّكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ}}<ref> پس، بدانچه به تو وحی شده است دست بیاز که بی‌گمان تو بر راهی راست هستی و همانا آن، یادکردی برای تو و قوم توست و زودا که بازخواست شوید؛ سوره زخرف، آیه۴۳ - ۴۴.</ref> ظاهر [[آیه شریفه]] این است که [[وحی]] [[خدا]] که همان قرآن کریم و مایه [[هدایت]] است، همان دین خدا است که همان [[صراط مستقیم]] است<ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]].</ref>.
 
=== پیامبر اکرم{{صل}} و ائمه{{ع}} ===
راه روشن و [[صراط مستقیم الهی]]، [[اعتقاد به وحدانیت]] [[خدا]] و [[بندگی]] اوست و پایبندی به [[دین خدا]]، تنها راه بندگی است که از طریق [[پیامبران]] [[ابلاغ]] می‌شود. به عبارت دیگر از دیدگاه قرآن کریم، [[اطاعت از خدا]]، [[راه راست]] و روشنی است که [[انسان]] را به وصال محبوب و به [[مقامات]] بالای [[بهشت]] و [[رضوان الهی]] می‌رساند و [[اطاعت خدا]] تنها در [[اطاعت رسول]] است: {{متن قرآن|مَّنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ}}<ref> هر که از پیامبر فرمانبرداری کند بی‌گمان از خداوند فرمان برده است؛ سوره نساء، آیه ۸۰.</ref>.
 
اکنون که [[اطاعت از رسول]] اکرم{{صل}}، تنها با [[اطاعت]] از امیرالمؤمنین{{ع}} و ائمه اطهار{{عم}} میسر است؛ زیرا از سویی [[اسلام]] [[دین خاتم]] است و تا [[قیامت]] پابرجاست و [[قرآن]] کامل‌ترین [[کتاب وحی]] است که بیان [[حقایق]] تا قیامت در آن نهفته است و از سوی دیگر با اینکه به تصریح قرآن کریم، پیامبر اکرم{{صل}} [[مأمور]] به تبیین آن است: {{متن قرآن|وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ}}<ref>و نوشته‌ها (فرستادیم) و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستاده‌اند روشن گردانی؛ سوره نحل، آیه ۴۴.</ref>، لکن در آن مدت کوتاه [[رسالت]] و با آن شرایط [[جاهلی]] که در آن برهه از [[تاریخ]] وجود داشته است، یقیناً بیان همه [[حقایق قرآن]] تا [[قیامت]]، برای عموم [[مردم]] ممکن و میسر نبوده و [[حکیمانه]] هم نبود که تمام [[حکمت‌ها]] را به عموم مردم [[تعلیم]] کند درحالی که [[قرآن کریم]] اکثرشان را [[جاهل]]، غیرمتفکر و غیرمؤمن معرفی کرده: {{متن قرآن|أَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ}}<ref> بیشتر آنان خرد نمی‌ورزند؛ سوره مائده، آیه ۱۰۳.</ref>، {{متن قرآن|أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ}}<ref> بیشتر آنان نمی‌دانند؛ سوره انعام، آیه ۳۷.</ref>، {{متن قرآن|أَكْثَرُهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ}}<ref> بیشتر ایشان ایمان ندارند؛ سوره بقره، آیه ۱۰۰.</ref> و {{متن قرآن|أَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ}}<ref> بسیاری از آنان نافرمانند؛ سوره آل عمران، آیه۱۱۰.</ref>.
 
بنابراین [[حکمت]] [[خداوند متعال]] بر این قرار گرفته است که انسان‌های [[معصوم]] و کاملی را بیافریند و آنها را [[اوصیا]] و [[خلفای راستین]] رسولش قرار دهد و رسولش را موظف کند که هر چه را [[خدا]] به او تعلیم کرده به [[وصی]] خود تعلیم کند آن هم نه تعلیم عادی و کلاسیک، بلکه تعلیمی که از هر حرف آن هزار درب [[علم]] گشوده می‌شود، تا علم و [[حکمت خداوند]] بدون هیچ گونه کم و کاست و بدون هیچ گونه [[تحریف]] در [[زمین]] بماند و موجب [[هدایت]] [[انسان‌ها]] وعبودیت [[حقیقی]] گردد؛ لذا [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در [[خطبه غدیر خم]] فرمود: "ای مردم! هیچ [[علمی]] نیست مگر آنکه [[خداوند]] آن را در من قرار داده، و هر دانشی را که من می‌‌دانم آن را در [[امام]] [[پرهیزگاران]] قرار دادم و هیچ علمی نیست مگر آنکه آن را به علی{{ع}} آموخته‌ام، او همان امام آشکار است"<ref>بحارالأنوار، ج۷۳، ص۸۰۲.</ref>.
 
همچنین [[رسول خدا]]{{صل}} در [[احادیث]] بسیاری، چنین مضامینی را فرموده است: "کسی که از علی{{ع}} [[فرمان]] [[نبرد]]، مرا [[نافرمانی]] کرده، و شخصی که [[معصیت]] مرا انجام دهد، [[خدا]] را معصیت نموده، و هر کس که علی{{ع}} را [[اطاعت]] نماید، در [[حقیقت]] مرا اطاعت نموده، و هر فردی [[مطیع]] من باشد، قطعاً از خدا اطاعت کرده، شخصی که علی{{ع}} را در گفتار یا کرداری رد نماید، قطعاً من را رد نموده، و کسی که مرا رد کند قطعاً خدا را در بالای عرشش منکر شده است<ref>معانی الأخبار، ص۲۷۳، بحارالأنوار، ج۸۳، ص۹۲۱.</ref>.
 
"کسی که علی{{ع}} را [[دوست]] بدارد مرا دوست داشته و کسی که مرا دوست بدارد، خدا را دوست داشته"<ref>بحارالأنوار، ج۵، ص۹۶.</ref>. "کسی که علی{{ع}} را [[اذیت]] کند مرا اذیت کرده، و کسی که مرا اذیت کند، خدا را اذیت کرده"، "کسی که با علی{{ع}} بجنگد، با من جنگیده و کسی که با من بجنگد، با خدا جنگیده"<ref>بحارالأنوار، ج۸، ص۶۶۳.</ref> و [[احادیث متواتر]] دیگر مانند: "علی{{ع}} نسبت به من مانند [[هارون]] نسبت به [[موسی]] است"<ref>{{عربی|"عَلِيٌ‏ مِنِّي‏ كَهَارُونَ‏ مِنْ‏ مُوسَى‏"}}.</ref> و "علی{{ع}} از من است و من از او هستم"<ref>{{عربی|" عَلِيٌ‏ مِنِّي‏ وَ أَنَا مِنْهُ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}.</ref> و علی{{ع}} نسبت به من مانند نفس من است و اطاعت او اطاعت من و معصیت او معصیت من است"<ref>{{عربی|"عَلِيٌ‏ مِنِّي‏ كَنَفْسِي‏ طَاعَتُهُ‏ طَاعَتِي‏ وَ مَعْصِيَتُهُ‏ مَعْصِيَتِي‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}.</ref> و... .
 
بنابراین [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} و [[اولاد]] معصومش، همان [[صراط مستقیم]] خدا تا [[قیامت]] هستند که اطاعت از آنها تنها راه [[بندگی خدا]] است؛ لذا [[رسول خدا]]{{صل}} خطاب به آن حضرت فرمود: "[[یا علی]]! تو [[حجت]] خدایی و تو باب [[تقرب]] به خدایی، و تو راه به سوی خدایی، و تویی [[نبأ عظیم]]، و تویی صراط مستقیم [[حق]]"<ref>عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۶.</ref>. و خود آن حضرت فرمود: " منم [[خاتم اوصیا]] و منم [[صراط مستقیم]] و منم [[نبأ عظیم]]" <ref>{{عربی|"أَنَا خَاتَمَ‏ الْوَصِيِّينَ‏ وَ أَنَا الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ‏ وَ أَنَا النَّبَأُ الْعَظِيمُ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}؛ بحارالأنوار، ج۶۲، ص۵.</ref> از این رو [[ائمه]]{{عم}} بسیاری از آیاتی را که درباره [[صراط مستقیم]] آمده است، به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[تفسیر]] و [[تأویل]] کرده و به تبع آن حضرت برای دیگر ائمه{{عم}} نیز ثابت کرده‌اند.
 
به عنوان نمونه به چند مورد اشاره می‌کنیم: [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: {{متن قرآن|اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref>راه راست را به ما بنمای؛ سوره فاتحه، آیه۶.</ref> یعنی امیرالمؤمنین{{ع}}<ref>بحارالأنوار، ج۹۸، ص۲۴۰.</ref> و از [[امام کاظم]]{{ع}} نیز درباره [[آیه]] {{متن قرآن|أَفَمَن يَمْشِي مُكِبًّا عَلَى وَجْهِهِ أَهْدَى أَمَّن يَمْشِي سَوِيًّا عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> آیا آنکه به روی درافتاده (و باژگون) راه می‌رود رهیاب‌تر است یا آنکه [[استوار]] و بر راهی راست راه می‌رود؟؛ سوره ملک، آیه۲۲.</ref> سؤال شد، آن حضرت فرمود: "[[خدا]] کسی را که از [[ولایت علی]]{{ع}} برگشته، به کسی مثل زده است که به رو افتاده، راه می‌‌رود و در کار خود [[گمراه]] است و کسی را که از علی{{ع}} [[پیروی]] کند، با قامت راست بر [[راه مستقیم]] قرار داده و راه مستقیم همان امیرالمؤمنین{{ع}} است"<ref>الکافی، ج۱، ص۳۳۴.</ref>.
 
[[مفضل بن عمر]] گوید: از امام صادق{{ع}} پرسیدم؛ [[صراط]] چیست؟ فرمود: "راهی به سوی شناختن [[خدای بزرگ]] است، و صراط دو گونه است: یکی صراط در [[دنیا]] و دیگری صراط در [[آخرت]]، اما صراط دنیا [[امام]] است که [[فرمانبرداری]] از او [[واجب]] است، هر کس که در دنیا او را [[شناخت]] و رهنمودهای او را به کار بست، در آخرت از صراط که پلی است به روی [[جهنم]]، خواهد گذشت، و هر کس در اینجا امام خود را نشناخت، هنگام گذشتن از [[صراط]] [[آخرت]] گامش خواهد لغزید و در [[آتش دوزخ]] خواهد افتاد"<ref>معانی الأخبار، ص۲۳.</ref>.
 
[[سلمان فارسی]] از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نقل می‌کند که روزی آن حضرت، میان [[اصحاب]] نشسته بود، فرمود: هم اکنون شخصی بر شما وارد می‌شود که شبیه [[عیسی بن مریم]] است. بعضی از اطرافیان از جای حرکت کرده رفتند تا وارد شوند و آنها صاحب این امتیاز باشند. در این موقع [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} وارد شد. آن مرد به برخی از [[دوستان]] خود گفت: چرا محمد{{صل}} به همین قانع نشد که علی{{ع}} را بر ما [[برتری]] بخشد و او را به عیسی بن مریم[[تشبیه]] کرد، به [[خدا]] قسم خدایانی که در [[جاهلیت]] می‌‌پرستیدیم، از او بهتر بودند.
 
لذا [[خداوند]] در [[آیه]] ۷۵ تا ۱۶ [[سوره زخرف]] را در [[شأن علی]]{{ع}} نازل نمود: {{متن قرآن|وَلَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلا}}<ref> و چون (داستان آفرینش) پسر مریم را مثال زنند؛ سوره زخرف، آیه۵۷.</ref> که ترجمه‌اش این است: "و هنگامی که درباره فرزند مریم مثلی زده شد، ناگهان [[قوم]] تو به خاطر آن داد و فریاد راه انداختند و گفتند: آیا خدایان ما بهترند یا او؟! ولی آنها جز از طریق [[جدال]] و لجاج این حرف را نزدند، آنان گروهی [[کینه‌توز]] و پرخاشگرند! او فقط بنده‌ای است که ما [[نعمت]] به او بخشیدیم و او را مثلی برای [[بنی اسرائیل]] قرار دادیم و هرگاه بخواهیم به جای شما در [[زمین]] فرشتگانی قرار می‌دهیم که [[جانشین]] شماگردند!" سپس [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: خداوند [[مقام]] و عظمت [[امیر المؤمنین]]{{ع}} را بیان می‌کند: و او سبب [[آگاهی]] بر [[روز قیامت]] است، هرگز در او تردید نکنید و از من [[پیروی]] کنید. این [[راه مستقیم]] است که منظور [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} است"<ref>{{عربی|"{{متن قرآن|وَ إِنَّهُ‏ لَعِلْمٌ‏ لِلسَّاعَةِ فَلا تَمْتَرُنَ‏ بِها وَ اتَّبِعُونِ هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ}} ‏ يَعْنِي أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}؛ بحارالأنوار، ج۹، ص۶۳۲.</ref>.
 
همچنین از [[امام باقر]]{{ع}} [[روایت]] شده است که در [[تفسیر]] [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref> و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه۱۵۳.</ref> فرمود: "[[علی بن ابی طالب]]{{ع}} و [[ائمه]]{{عم}} از [[فرزندان فاطمه زهرا]]{{س}} است که [[راه خدا]] هستند، هرکس از آنها روی برگرداند داخل در سایر راه‌ها شده است؛ <ref>بحارالأنوار، ج۴۲، ص۵۱.</ref> و در [[حدیث]] دیگر از همین [[امام]] [[بزرگوار]]{{ع}} درباره همان [[آیه]] نقل شده که فرمود: " منظور از {{متن قرآن|وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ}} راه [[امامت]] است و منظور از {{متن قرآن|وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ}} راه‌های دیگر غیر از امامت است".
 
خلاصه آنکه امامت، امروزه تنها راه [[نجات]] و تنها راه [[بندگی خدا]] و تنها طریق [[شناخت]] [[توحید]] [[حق]] و تنها [[صراط مستقیم]] [[خدا]] است که اگر کسی از این راه به سوی خدا برود نجات یافته و کسی از آن تخلف کند هلاک می‌شود: {{عربی|"مَنْ‏ تَبِعَنَا نَجَا، وَ مَنْ‏ تَخَلَّفَ‏ عَنَّا هَلَكَ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}<ref>الأمالی للصدوق، ص۷۰۳، ح ۵۱ از [[امام صادق]]{{ع}}.</ref>.<ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]].</ref>
 
البته [[امامان معصوم]]{{ع}} با اشاره به [[حقیقت]] [[ولایت]] و [[اسلام]]، آن را به [[پیامبر]]{{صل}} و [[معصومان]]{{ع}} حمل می‌‌کنند؛ زیرا کسی نمی‌تواند از اسلام و [[قرآن]] بدون معصومان{{ع}} [[سخن]] بگوید؛ زیرا [[حبل الله]] این ریسمان آویخته میان [[خدا]] و [[خلق]] از حقیقتی تشکیل شده که تار آن را قرآن و پودش را [[اهل بیت]]{{ع}} تشکیل می‌‌دهند. از این روست که هر گونه جدا‌سازی میان [[قرآن و عترت]]{{ع}} به معنای از دست رفتن اسلام و [[ایمان]] و حبل الله و [[عروة الوثقی]] خواهد بود؛ چنان که در [[حدیث ثقلین]] آمده است: {{متن حدیث|إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ اَلثَّقَلَيْنِ أَمَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا- كِتَابَ اَللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي فَإِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ اَلْحَوْضَ}}؛ من در میان شما دو [[امانت]] نفیس و گران‌بها می‌گذارم یکی [[کتاب خدا]] قرآن و دیگری عترتم اهل بیت را. تا وقتی که از این دو [[تمسک]] جویید، هرگز [[گمراه]] نخواهید شد و این دو یادگار من هیچ‌گاه از هم جدا نمی‌شوند. تا کنار [[حوض کوثر]] بر من وارد شوند»<ref>صحیح ترمذی، ج ۵، ص۶۶۳–۶۶۲، ۳۲۸ به نقل از بیش از ۳۰ نفر از اصحاب؛ مستدرک حاکم، فصل «فضیلت اصحاب»، ج ۳، ص۱۰۹، ۱۱۰، ۱۴۸، ۵۳۳، حاکم نوشته که این حدیث صحیح است بر اساس نظر شیخین بخاری و مسلم؛ سنن ابن ماجه، ج ۲، ص۴۳۲؛ مسند احمد بن حنبل، ج ۳، ص۱۴، ۱۷، ۲۶، ۵۹، ج ۴، ص۳۶۶، ۳۷۲–۳۷۰؛ فضایل صحابه، احمد بن حنبل، ج ۲، ص۵۸۵، حدیث ۹۹۰؛ خصایص نسایی، ص۲۱، ۳۰؛ صواعق المحرقه، ابن حجر هیثمی، فصل ۱۱، بخش ۱، ص۲۳۰.</ref>.
 
در روایتی دیگر آمده است: {{متن حدیث|إِنِّي تَارِك فِيكمْ أَمْرَينِ إِنْ أَخَذْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا- كتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَهْلَ بَيتِي عِتْرَتِي أَيهَا النَّاسُ اسْمَعُوا وَ قَدْ بَلَّغْتُ إِنَّكمْ سَتَرِدُونَ عَلَي الْحَوْضَ فَأَسْأَلُكمْ عَمَّا فَعَلْتُمْ فِي الثَّقَلَينِ وَ الثَّقَلَانِ كتَابُ اللَّهِ جَلَّ ذِكرُهُ وَ أَهْلُ بَيتِي‌}}؛ من در میان شما دو چیز باقی می‌گذارم که اگر آنها را دستاویز قرار دهید، هرگز [[گمراه]] نخواهید شد: [[کتاب خدا]] و عترتم که [[اهل]] بیتم هستند. ای [[مردم]] بشنوید! من به شما رساندم که شما در کنار حوض بر من وارد می‌شوید، پس من از شما درباره رفتارتان با این دو یادگار ارزشمند سؤال خواهم کرد، یعنی [[کتاب خدا]] و اهل بیتم<ref>کلینی، الکافی، دار الکتب الاسلامیه، ج۱، ص۲۹۴.</ref>.
 
پس اگر [[اسلام]] به عنوان [[صراط مستقیم الهی]] معرفی شده است، نمی‌توان از [[اسلامی]] [[سخن]] گفت که فاقد [[وحی]] و [[معصومان]]{{ع}} باشد؛ زیرا معصومان{{ع}} تجلیات همان [[نور]] اسلام و [[صراط الهی]] هستند. از همین روست که [[امیرمؤمنان]] [[امام علی]]{{ع}} می‌‌فرماید: {{متن حدیث|أنا صِراطُ اللّه ِ المُستَقيمُ، و عُروَتُهُ الوُثقي التي لا انفِصامَ لها}}؛ منم [[صراط مستقیم]] [[خدا]] و محکمترین دستگیره او که ناگسستنی است<ref>بحار الأنوار، ج ۸، ص۷۰، حدیث ۱۹.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} نیز می‌‌فرماید: {{متن حدیث|الصِّراطُ المُستَقيمُ أميرُ المؤمنينَ عَلِيٌّ{{ع}}}}؛ صراط مستقیم، [[امیر المؤمنین علی]]{{ع}} است<ref>معانی الاخبار، ص۳۲، حدیث ۲.</ref>.
 
البته این اختصاص به امیرمؤمنان امام علی{{ع}} ندارد، بلکه همه معصومان و [[عترت طاهره]]{{ع}} را شامل می‌‌شود؛ از این روست که [[امام سجاد]]{{ع}} می‌‌فرماید: {{متن حدیث|نَحنُ الصِّراطُ المُستَقيمُ، و نحنُ عَيبَةُ عِلمِهِ}}؛ ماییم صراط مستقیم و ما صندوق [[علم]] او هستیم<ref>معانی الأخبار، ص۳۵، حدیث۵.</ref>.
 
براساس [[روایات تفسیری]] که در ذیل [[آیه]] ۱۱۹ [[سوره توبه]] آمده: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!» سوره توبه، آیه ۱۱۹.</ref> رسیده است که مقصود از [[صادقان]] تنها [[امامان]] معصوم‌اند<ref>اهل البیت فی الکتاب و السنة، ص۱۵۸.</ref>.
 
در روایتی از [[جابر بن عبداللّه انصاری]] از [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} نقل می‌‌کند که: {{متن حدیث|اِنَّ اللهَ جَعَلَ عَلِيّاً وَ زَوْجَتَهُ وَ اَبْنائَهُ حُجَجَ اللهِ عَلي خَلْقِهِ وَ هُمْ اَبْوابُ الْعِلْمِ في اُمَّتي، مَنْ اِهْتَدي بِهِمْ هُدِيَ اِلي صِراطٍ مستقيم}}؛ [[خداوند]] علی{{ع}} و همسرش<ref>[[فاطمه زهرا]].</ref> و [[فرزندان]] او را حجت‌های [[الهی]] بر خلقش قرار داده و آنها درهای [[علم]] در [[امت]] منند هر کس به وسیله آنها [[هدایت]] شود به [[صراط مستقیم]] هدایت شده است<ref>اهل البیت فی الکتاب و السنة، ص۱۵۹.</ref>.
 
در [[حدیث]] دیگری [[ابن عباس]] از [[رسول خدا]]{{صل}} چنین نقل می‌‌کند که به [[حضرت علی بن ابی طالب]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|أَنْتَ اَلطَّرِيقُ اَلْوَاضِحُ وَ أَنْتَ اَلصِّرَاطُ اَلْمُسْتَقِيمُ، وَ أَنْتَ يَعْسُوبُ اَلْمُؤْمِنِينَ}}؛ تو راه روشن و صراط مستقیم و [[رهبر]] [[مؤمنان]] هستی<ref>تفسیر برهان، ج ۳، ص۱۷۰؛ بحارالانوار، ج ۳۱، ص۴۱۳ و ۴۱۴؛ شواهد التنزیل، ج ۱، ص۳۴۵؛ مناقب آل ابی طالب، ج ۲، ص۲۸۱.</ref>.
 
[[حضرت امیرمؤمنان علی]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|ان اللّه جلعنا ابوابه و صراطه و سبيله و الوجه الّذي يؤتي منه فمن عدل عن ولايتنا او فضّل علينا غيرنا فانهم عن الصراط لناكبون}}؛ [[خداوند]] ما [[رهبران دینی]] و [[الهی]] را درهای وصول به معرفتش، [[صراط]]، طریق و جهتی که از آن به او می‌رسد قرار داده بنابراین کسانی که از [[ولایت]] ما [[منحرف]] گردند یا دیگری را بر ما برگزینند از صراط[[حق]] منحرفند<ref>شواهد التنزیل، ج ۱، ص۵۸، ح ۸۹.</ref>.
 
[[امام صادق]]{{ع}} در [[تفسیری]] دیگر به گونه‌ای صراط را معنا می‌‌کند تا [[حقیقت]] آن به خوبی روشن شود. ایشان در [[تفسیر]] صراط می‌‌فرماید: {{متن حدیث|في معني الصِّراطِ ـ: هُو الطَّريقُ إلي مَعرِفَةِ اللّه ِ عَزَّ و جلَّ، و هُما صِراطانِ: صِراطٌ في الدُّنيا و صِراطٌ في الآخِرَةِ، فأمّا الصِّراطُ الذي في الدُّنيا فهُو الإمامُ المَفروضُ الطاعَةِ، مَن عَرَفَهُ في الدُّنيا و اقتَدي بِهُداهُ مَرَّ علي الصِّراطِ الذي هو جِسرُ جَهَنَّمَ في الآخرةِ وَ مَن لم يَعرفهُ فِي الدُّنيا زَلّت قَدمُهُ عَن الصَّراطِ فِي الآخرة فَتردي فِي نَار جَهنّم}}؛ آن، راه [[شناخت]] [[خداوند عزّ و جلّ]] است، و دو صراط وجود دارد: صراطی در دنیاست و صراطی در [[آخرت]]. صراط [[دنیا]] همان امامی است که اطاعتش [[واجب]] است. هرکه در دنیا او را بشناسد و از راهنمایی‌هایش [[پیروی]] کند از صراط آخرت که پلی است بر روی [[دوزخ]]، بگذرد؛ اما کسی که در [[شناخت امام]] [[معصوم]] یا [[پیروی]] از او کوتاهی کند پایش بر [[قیامت]] خواهد لغزید و در [[دوزخ]] واژگون خواهد شد<ref>بحار الأنوار، ج ۲۴، ص۱۱، حدیث۳.</ref>.
 
اصولا بر اساس همین [[آیات]] [[سوره فاتحه]] الکتاب، نمی‌توان از [[صراط مستقیم]] به شکل انتزاعی سخن گفت و از اسوه‌های عینی و عملی آن سخنی به میان نیاورد. از همین روست که [[خدا]] پس از بیان صراط مستقیم به اسوه‌ها و سرمشق‌های عینی آن به عنوان «منعم علیهم» [[سخن]] می‌‌گوید و حتی بر پایه «تعرف الاشیاء باضدادها» با اشاره به مقابل این اسوه‌ها و [[اولیای الهی]] که تحت [[ولایت الله]] قرار دارند، به اولیای طاغوتی اشاره می‌‌کند. این بدان معناست که صراط مستقیم را نمی‌توان بدون [[عترت]] و [[معصومان]]{{ع}} [[شناخت]] و بدان راه یافت؛ زیرا آنان همان اسوه‌های عینی هستند که می‌‌توانند معیار سنجش [[رفتار]] ما باشند. از همین روست که [[پیامبر]]{{صل}} درباره [[امیرمؤمنان]] [[امام علی]]{{ع}} می‌‌فرماید: {{متن حدیث|عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ يَدُورُ حَيْثُمَا دَارَ}}؛ علی با [[حق]] و حق با اوست هر جا که علی دور بزند حق دور می‌‌زند<ref>الأمالی للصدوق، ص۸۹؛ الجمل، ص۸۱؛ الأمالی للطوسی، ص۵۴۸؛ کفایة الأثر فی النص علی الأئمة الإثنی عشر، ص۲۰؛ سنن الترمذی، ج ۵، ص۶۳۳؛ الإمامه و السیاسه، ج ۱، ص۹۸؛ المستدرک علی الصحیحین، ج ۳، ص۱۳۵؛ تاریخ مدینة دمشق، ج ۴۲، ص۴۴۸؛ المناقب، ص۱۰۴؛ إحقاق الحق و إزهاق الباطل و ملحقات آن، ج ۵، صص ۶۲۳ ـ ۶۳۸ و ج ۱۶، صص ۳۸۴ ـ ۳۹۷ و ج ۲۱، صص ۳۹۰ ـ ۳۹۵ و ج ۲۳، ص۳۰۷ و ج ۳۰، صص ۲۲۹ ـ ۲۳۰؛ موسوعة الغدیر فی الکتاب و السنه و الأدب، ج ۴، صص ۲۵۱ ـ ۲۵۵.</ref>.
 
البته چنان که مرحوم [[طبرسی]] پس از نقل اقوال یاد شده ذیل [[آیه]] ۶ [[سوره حمد]] می‌‌نویسد: بهتر است که صراط مستقیم را بر معنای عام آن حمل کرد، به طوری که شامل همه مصادیق یاد شده بشود؛ چراکه صراط مستقیم، [[دینی]] است که [[خداوند]] به آن [[فرمان]] داده است؛ پس صراط مستقیم اعمّ از [[توحید]]، [[عدل]] و ولایتِ کسانی که [[اطاعت]] از آنان [[واجب]] است<ref>مجمع البیان، ج ۱ – ۲، ص۱۰۴.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[حقیقت صراط مستقیم (مقاله)|حقیقت صراط مستقیم]].</ref>
 
=== [[نبوت]] و [[امامت]] ===
در [[آیات]] ۶ ـ ۷ [[سوره فاتحه]] بنده‌ای که به [[راز و نیاز]] با پروردگارش می‌پردازد، از خدا هدایت به [[صراط]] مستقیمی را می‌طلبد که برخورداران از [[نعمت‌های الهی]] به آن هدایت شده‌اند. مفسران مراد از صراط مستقیم را پیامبر اکرم و [[پیشوایان معصوم]] از نسل او دانسته‌اند<ref>نک: مجمع البیان، ج ۱، ص۱۰۴؛ نور الثقلین، ج ۱، ص۲۱.</ref>. در روایتی از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز آمده است که ایشان در [[روز غدیر]] و در [[خطبه غدیر]]، خود، علی و [[امامان]] از فرزندانش را [[صراط]] مستقیمی دانست که [[مردم]] به [[پیروی]] از آن دستور داده شده‌اند<ref>الاحتجاج، ج ۱، ص۷۸-۷۹.</ref>. [[امام سجاد]] همه [[امامان از اهل بیت]] را [[صراط مستقیم]] معرفی کرده است<ref>معانی الاخبار، ص۳۵؛ نیز نک: المیزان، ج ۱، ص۴۱.</ref>. همچنین برخی [[آیه]] {{متن قرآن|فَٱسْتَمْسِكْ بِٱلَّذِىٓ أُوحِىَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ}}<ref>«پس، بدانچه به تو وحی شده است دست بیاز که بی‌گمان تو بر راهی راست هستی» سوره زخرف، آیه ۴۳.</ref> را در راستای معرفی راه علی و دیگر [[اهل بیت پیامبر]] به عنوان صراط مستقیم دانسته‌اند. بنابراین معنای آیه این است که ای [[پیامبر]]! به آنچه بر تو در باره [[ولایت علی]] و اهل‌بیتت نازل شده [[تمسک]] کن که آن همان صراط مستقیم است<ref>بیان السعاده، ج ۴، ص۵۸.</ref>. در روایتی از [[امام باقر]] در [[تفسیر]] [[آیه شریفه]] آمده است که تو ای پیامبر، بر [[ولایت]] (به احتمال، مراد از ولایت در این [[روایت]] [[محبت]] باشد) علی هستی و ولایت علی همان صراط مستقیم است<ref>الکافی، ج ۱، ص۴۱۷؛ نیز نک: شواهد التنزیل، ج ۲، ص۲۱۶.</ref>، چنان‌که خود علی نیز بر این نکته صحه گذاشته و خود را مصداق {{متن قرآن|صِرَٰطِ ٱللَّهِ}}<ref>سوره شوری، آیه ۵۳.</ref> و {{متن قرآن|جَنۢبِ ٱللَّهِ}}<ref>سوره زمر، آیه ۵۶.</ref> معرفی کرده است<ref>نور الثقلین، ج ۴، ص۴۹۵.</ref>. برخی صراط مستقیم در آیه ۶ سوره فاتحه را راه [[شناخت امام]] دانسته‌اند<ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص۲۸؛ نور الثقلین، ج ۱، ص۲۱.</ref>.
 
در [[سوره فاتحه]] صراط مستقیم، همان راه برخورداران از [[نعمت‌های الهی]] دانسته شده است: {{متن قرآن|ٱهْدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلْمُسْتَقِيمَ * صِرَٰطَ ٱلَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ}}<ref>«راه راست را به ما بنمای * راه آنان که به نعمت پرورده‌ای؛ که نه بر ایشان خشم آورده‌ای و نه گمراه‌اند» سوره فاتحه، آیه ۶-۷.</ref>. در پاسخ این [[پرسش]] که «برخورداران از نعمت‌های الهی چه کسانی هستند که در این [[آیه هدایت]] به راه آنان از [[خدا]] طلب شده است» در [[آیه]] ۶۹ [[سوره نساء]] آمده است که برخورداران از [[نعمت‌های الهی]] ۴ گروه‌اند: [[پیامبران]]، [[راستگویان]]، [[شهداء]] و [[صالحان]]: {{متن قرآن|وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ فَأُو۟لَـٰٓئِكَ مَعَ ٱلَّذِينَ أَنْعَمَ ٱللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ ٱلنَّبِيِّـۧنَ وَٱلصِّدِّيقِينَ وَٱلشُّهَدَآءِ وَٱلصَّـٰلِحِينَ وَحَسُنَ أُو۟لَـٰٓئِكَ رَفِيقًۭا}}<ref>«و آنان که از خداوند و پیامبر فرمان برند با کسانی که خداوند به آنان نعمت داده است از پیامبران و راستکرداران و شهیدان و شایستگان خواهند بود و آنان همراهانی نیکویند» سوره نسا، آیه ۶۹.</ref>.
 
بر این اساس، می‌توان گفت راه [[انبیا]] و نیز راستگویان، [[شهدا]] و صالحان، همان [[صراط مستقیم]] است که [[مکلف]]، هم باید [[هدایت]] به آن را از [[خدا]] بخواهد و هم باید بکوشد تا از آن [[منحرف]] نشود. بر اساس روایتی از [[امام باقر]] مصداق بارز [[آیه]]، [[دودمان پیامبر]] هستند که [[صدّیق]] و شهداء و صالحان از این دودمان‌اند<ref>نور الثقلین، ج ۱، ص۵۱۳ - ۵۱۴؛ کنز الدقائق، ج ۳، ص۴۶۲.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|مقاله «صراط مستقیم»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص۲۰۷.</ref>
 
=== [[قبله]] بودن [[کعبه]] ===
[[خدا]] به [[پیامبر اکرم]] [[فرمان]] داده تا به سفیهانی که [[تغییر قبله]] از [[بیت المقدس]] به کعبه را بر وی خرده می‌گرفتند بگوید سراسر عالم از شرق تا غرب آن از آنِ خداست و در این میان تنها یک صراط مستقیم وجود دارد که هرکس را خدا بخواهد به آن [[هدایت]] می‌کند:{{متن قرآن|سَيَقُولُ ٱلسُّفَهَآءُ مِنَ ٱلنَّاسِ مَا وَلَّىٰهُمْ عَن قِبْلَتِهِمُ ٱلَّتِى كَانُوا۟ عَلَيْهَا قُل لِّلَّهِ ٱلْمَشْرِقُ وَٱلْمَغْرِبُ يَهْدِى مَن يَشَآءُ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ}}<ref>«به زودی کم‌خردان از مردم خواهند گفت: چه چیز آنان را از قبله‌ای که بر آن بودند بازگردانید؟ بگو: خاور و باختر از آن خداوند است، هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون خواهد شد» سوره بقره، آیه ۱۴۲.</ref>. در نگاه [[مفسران]]، این عبارت به‌گونه کنایی صراط مستقیم بودن جهت قبله یا کعبه را ثابت می‌کند<ref>لباب التأویل، ج ۱، ص۸۷.</ref>. بنابراین، معنای آیه این است که ای محمد! به [[یهودیان]] بگو خداوند ما را به [[راه راست]] که همان راه ابراهیم است هدایت کرده و شما در این صراط مستقیم نیستید<ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|مقاله «صراط مستقیم»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص۲۰۶.</ref>.
 
== راه [[شناخت]] صراط مستقیم ==
برای شناخت راه راست و صراط مستقیم از دو روش می‌توان بهره گرفت: نخست از ویژگی‌هایی که [[خداوند]] در [[قرآن]] برای آن بیان داشته است سود جست و یا از کسانی که در این راه هستند و به عنوان سالکان و روندگان آن معرفی شده‌اند استفاده کرد. قرآن از هر دو روش نظری و عینی برای بیان [[راه راست]] سود جسته است. در این جا نخست ویژگی‌های نظری بیان و سپس به بیان سالکان و شاخصه‌های راه یافته گان پرداخته می‌شود.
 
=== شناخت نظری ===
از مهم‌ترین ویژگی‌های راه راست آن است که خداوند، آن را راهی بر می‌شمارد که می‌بایست [[انسان]] در آن مسیر قرار گیرد و به [[دعوت]] خداوند لبیک گوید. خداوند در [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>«و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۳.</ref> و نیز {{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و به یقین تو آنان را به راهی راست می‌خوانی» سوره مؤمنون، آیه ۷۳.</ref> [[مردمان]] را دعوت کرده است که در این مسیر قرار گیرند. از نظر قرآن راهی است که می‌تواند انسان مستقر در [[زمین]] را به جایگاه واقعی و اصلی او به عنوان [[خلافت الهی]] بازگرداند و از نعمت‌های خاص خداوند برخوردار نماید: {{متن قرآن|اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref>«راه راست را به ما بنمای» سوره فاتحه، آیه ۶.</ref>. کسانی که در این راه قرار می‌گیرند نه تنها از [[ضلالت]] و [[گمراهی]] و اغوای ابلیس و [[شیاطین]] در [[امان]] می‌مانند: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«گفت: پروردگارا! برای آنکه مرا بیراه نهادی، در زمین (بدی‌ها را) در دید آنها خواهم آراست و همگان را از راه به در خواهم برد بجز از میان آنان بندگان نابت را» سوره حجر، آیه ۳۹ - ۴۰.</ref>، بلکه به عنوان اسوه‌ها و الگوهای [[الهی]] مطرح و معرفی می‌شوند: {{متن قرآن|إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ}}<ref>«تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو یاری می‌جوییم راه راست را به ما بنمای راه آنان که به نعمت پرورده‌ای؛ که نه بر ایشان خشم آورده‌ای و نه گمراه‌اند» سوره فاتحه، آیه ۵ -۷.</ref> و نیز {{متن قرآن|وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَكُوا لَحَبِطَ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ أُولَئِكَ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ فَإِنْ يَكْفُرْ بِهَا هَؤُلَاءِ فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَيْسُوا بِهَا بِكَافِرِينَ}}<ref>«و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم این رهنمود خداوند است که هر یک از بندگان خود را بخواهد با آن رهنمون می‌شود و اگر شرک ورزیده بودند آنچه می‌کردند تباه می‌شد آنان کسانی هستند که به آنها کتاب و داوری و پیامبری دادیم؛ اگر اینان به آن کفر ورزند، گروهی را بر آن گمارده‌ایم که بدان کفر نمی‌ورزند» سوره انعام، آیه ۸۷ -۸۹.</ref>.
 
[[خداوند]] در [[آیات]] {{متن قرآن|وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا وَالسَّلَامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا ذَلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِي فِيهِ يَمْتَرُونَ مَا كَانَ لِلَّهِ أَنْ يَتَّخِذَ مِنْ وَلَدٍ سُبْحَانَهُ إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ}}<ref>«و (مرا) با مادرم نیکوکار کرده و مرا گردنکشی سنگدل نگردانیده است و بر من روزی که زاده شدم و روزی که درگذرم و روزی که زنده برانگیخته گردم درود باد این عیسی پسر مریم است؛ آن سخن راستین که در آن تردید می‌کنند سزاوار خداوند نیست که فرزندی برگزیند، پاکا که اوست، چون آهنگ کاری کند تنها بدان فرماید: باش! بی‌درنگ خواهد بود و بی‌گمان خداوند پروردگار من و شماست، او را بپرستید! این راهی راست است» سوره مریم، آیه ۳۲- ۳۶.</ref>، کسانی را که در مسیر صراط مستقیم حرکت می‌کنند انسان‌های [[سعادتمند]] و [[خوشبختی]] معرفی می‌کند که به [[آرامش]] و [[آسایش]] واقعی رسیده‌اند.
 
از ویژگی‌های انحصاری صراط مستقیم که در [[آیات]] {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ صِرَاطِ اللَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ أَلَا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ}}<ref>«و بدین‌گونه ما روحی از امر خویش را به تو وحی کردیم؛ تو نمی‌دانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از بندگان خویش هر که را بخواهیم راهنمایی می‌کنیم و بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی راه خداوندی که آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است از آن اوست؛ آگاه باشید که همه کارها به سوی خداوند باز می‌گردد» سوره شوری، آیه ۵۲-۵۳.</ref> بدان اشاره شده این است که این راه، [[آدمی]] را به [[الله]] که [[هدف]] نهایی است می‌رساند و از هرگونه دوری باز می‌دارد. در [[حقیقت]] راهی است که می‌توان آن را صددرصد درست و راست ارزیابی کرد، که هر کس در آن قرار گیرد به الله می‌رساند. از خصوصیات این راه آن است که راهی طبیعی و مطابق با [[فطرت بشری]] است و [[انسان‌ها]] به طور طبیعی و [[فطری]] همان راه را [[انتخاب]] می‌کنند مگر آنکه طبیعت و [[فطرت]] آنان آسیب دیده باشد و یا تحت وسوسه‌ها و القائات [[شیطانی]] و ابلیسی قرار گرفته باشند. [[راه راست]] راه [[خداوند]] است که در آن هیچ گونه [[کژی]] و [[انحرافی]] یافت نمی‌شود و [[آدمی]] را به سوی بدی‌ها و [[زشتی‌ها]] و نابهنجاری‌ها نمی‌خواند<ref>انعام آیات ۱۵۱ تا ۱۵۳ و هود آیه ۵۶ و آیات دیگر.</ref>.
 
کسانی که در [[راه راست]] قرار می‌گیرند دارای همه خصوصیات بلند [[اخلاقی]] و هنجاری هستند و [[رفتارها]] و گفتارهای ایشان براساس و پایه اصول [[عقلانی]] و عقلایی و [[شرعی]] است و از نابهنجاری‌ها و زشتی‌ها و [[پلیدی‌ها]] پرهیز می‌کنند. از این روست که آنان آینه تمام نمای [[اخلاق]] و [[قانون]] هستند<ref>[[ابوالفضل کمالی|کمالی، ابوالفضل]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|صراط مستقیم]]، ص۲.</ref>.
 
=== [[شناخت]] از روی مصادیق ===
[[قرآن کریم]] دارای دو مرتبه است؛ مرتبه اول [[حقیقت]] آن است و مرتبه دوم ظاهر‌ [[آیات]]. [[ظاهر قرآن]] همان است که قرائت می‌شود و معنای ظاهری و سطحی‌ آن‌ درک‌ می‌شود. اما [[حقیقت قرآن]]، تنها برای کسی که [[تقوا]] داشته باشد، آشکار است، چنانکه مرتبه [[درک]] حقیقت قرآن تنها‌ از‌ آن‌ [[اولیاء]] و [[پیامبران]] و راه‌یافتگان به [[مقام]] [[وحی]] است. از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] است که فرمود‌ند: "ما هستیم که [[راسخین]] در علم‌ می‌باشیم و ما هستیم که‌ تأویل‌ [[قرآن]] را می‌دانیم"<ref>{{متن حدیث|نَحْنُ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ‏ وَ نَحْنُ نَعْلَمُ تَأْوِيلَه‏}}.</ref>.


=== راه [[انبیا]] {{عم}} ===
[[ائمه اطهار]]{{عم}} [[علم]] به [[حقایق قرآن]] دارند و در روایات بسیاری وارد شده که قرآن درباره آنها و دشمنان‌شان و [[فرائض]] و [[سنن]] نازل شده است، [[اصبغ بن نباته]] نقل می‌کند که شنیدم [[امیرالمؤمنین]] علی‌{{ع}} فرمود‌: "قرآن بر سه بخش نازل شده است یک بخش از آن درباره ما و درباره [[دشمن]] ماست، و یک بخش‌ دیگر در‌ [[سنّت]] و مثال‌هاست، و بخش سوم در [[واجبات]] و [[احکام]] است"<ref>{{متن حدیث|نَزَلَ الْقُرْآنُ أَثْلَاثاً ثُلُثٌ فِينَا وَ فِي عَدُوِّنَا وَ ثُلُثٌ سُنَنٌ وَ أَمْثَالٌ وَ ثُلُثٌ فَرَائِضُ وَ أَحْكَام‏}}.</ref>.
* تا اینجا روشن شد که [[صراط مستقیم]]، راه روشن [[بندگی]]، [[عبودیت]] و [[محبت خدا]] است. و نیز معلوم شد که [[بندگی خدا]] در [[حقیقت]] همان عمل به [[فرامین]] [[دین خدا]] و به خصوص [[اسلام]] است. یعنی [[بندگی خدا]]، چه در حوزه نظر و چه در حوزه عمل جز از راه [[عمل به دستورات]] و رهنمودهای [[دین]] میسر نیست؛ به بیان دیگر، [[شناخت خداوند]] چنان که خود معرفی کرده است، انجام [[واجبات]]، ترک [[محرمات]]، [[تخلق]] به [[اخلاقیات]] [[اسلامی]]، و [[پایبندی]] به [[آداب]] [[اسلام]] همان طریق [[بندگی خدا]] است<ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]]</ref>.
* اکنون این نکته باید روشن گردد که [[دین]] [[خداوند]]، چیزی جز قول، فعل و تقریر [[انبیا]] {{عم}} نیست و در رأس آنها، [[خاتم الانبیاء]] {{صل}} است، البته [[بدیهی]] است که [[قول و فعل]] و تقریر [[معصوم]] همان [[نور]] [[توحید خداوند]] و [[امر و نهی]] و [[رضا]] و [[غضب]] او است که [[پیامبران]] {{عم}} از [[طریق وحی]] به آن عالم شده و به [[تأیید]] و [[تسدید]] و [[توفیق]] [[خداوند]]، [[تبلیغ]] می‌کنند. از این رو [[امام صادق]] {{ع}} درباره [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ }}<ref> راه راست را به ما بنمای راه آنان که به نعمت پرورده‌ای؛ سوره فاتحه، آیه: ۶ - ۷.</ref> فرمود: "راه [[انبیاء]] است که [[خدا]] به آنان [[نعمت]] داده است"<ref>بحارالأنوار، ج۲۸، ص۱۲، تفسیرالعیاشی، ج۱، ص۲۲.</ref><ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]]</ref>.
* و [[قرآن کریم]] درباره [[پیامبر اکرم]] {{صل}} می‌فرماید: {{متن قرآن|فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَّكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ }}<ref> پس، بدانچه به تو وحی شده است دست بیاز که بی‌گمان تو بر راهی راست هستی و همانا آن، یادکردی برای تو و قوم توست و زودا که بازخواست شوید؛ سوره زخرف، آیه:۴۳ - ۴۴.</ref> و نیز می‌فرماید: {{متن قرآن|يس وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ }}<ref> یا، سین؛ سوگند به قرآن حکیم، که تو از فرستادگانی، بر راهی راست؛ سوره یس، آیه: ۱ - ۴.</ref><ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]]</ref>.
=== [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} و [[ائمه اطهار]] {{عم}} [[صراط مستقیم]] ===
* از آنچه [[گذشت]] روشن شد که راه روشن و [[صراط مستقیم الهی]]، [[اعتقاد به وحدانیت]] [[خدا]] و [[بندگی]] او است و [[پایبندی]] به [[دین خدا]]، تنها راه [[بندگی]] است که از طریق [[پیامبران]] [[ابلاغ]] می‌شود. به عبارت دیگر از دیدگاه [[قرآن کریم]]، [[اطاعت از خدا]]، راه راست و روشنی است که [[انسان]] را به وصال [[محبوب]] و به [[مقامات]] بالای [[بهشت]] و [[رضوان]] [[الهی]] می‌رساند و [[اطاعت خدا]] تنها در [[اطاعت رسول]] است: {{متن قرآن|مَّنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ }}<ref> هر که از پیامبر فرمانبرداری کند بی‌گمان از خداوند فرمان برده است؛ سوره نساء، آیه: ۸۰.</ref><ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]]</ref>.
* اکنون که [[اطاعت]] از [[رسول اکرم]] {{صل}}، تنها با [[اطاعت]] از [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} و [[ائمه اطهار]] {{عم}} میسر است؛ زیرا از سویی [[اسلام]] [[دین خاتم]] است و تا [[قیامت]] پابرجا است و [[قرآن]] [[کامل‌ترین]] [[کتاب]] [[وحی]] است که بیان حقایق تا [[قیامت]] در آن نهفته است و از سوی دیگر با اینکه به تصریح [[قرآن کریم]]، [[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[مأمور]] به [[تبیین]] آن است: {{متن قرآن|وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ}}<ref> و نوشته‌ها (فرستادیم) و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستاده‌اند روشن گردانی؛ سوره نحل، آیه: ۴۴.</ref>، لکن در آن مدت کوتاه [[رسالت]] و با آن شرایط [[جاهلی]] که در آن برهه از [[تاریخ]] وجود داشته است، یقیناً بیان همه حقایق [[قرآن]] تا [[قیامت]]، برای عموم [[مردم]] ممکن و میسر نبوده و حکیمانه هم نبود که تمام حکمت‌ها را به عموم [[مردم]] [[تعلیم]] کند درحالی که [[قرآن کریم]] اکثرشان را [[جاهل]]، غیرمتفکر و غیرمؤمن معرفی کرده: {{متن قرآن|أَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ }}<ref> بیشتر آنان خرد نمی‌ورزند؛ سوره مائده، آیه: ۱۰۳.</ref>، {{متن قرآن|أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ }}<ref> بیشتر آنان نمی‌دانند؛ سوره انعام، آیه: ۳۷.</ref>، {{متن قرآن|أَكْثَرُهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ }}<ref> بیشتر ایشان ایمان ندارند؛ سوره بقره، آیه: ۱۰۰.</ref> و {{متن قرآن|أَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ}}<ref> بسیاری از آنان نافرمانند؛ سوره آل عمران، آیه:۱۱۰.</ref><ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]]</ref>.
* بنابراین [[حکمت]] [[خداوند متعال]] بر این قرار گرفته است که انسان‌های [[معصوم]] و کاملی را بیافریند و آنها را [[اوصیا]] و خلفای [[راستین]] رسولش قرار دهد و رسولش را موظف کند که هر چه را [[خدا]] به او [[تعلیم]] کرده به [[وصی]] خود [[تعلیم]] کند آن هم نه [[تعلیم]] عادی و کلاسیک، بلکه تعلیمی که از هر حرف آن هزار درب [[علم]] گشوده می‌شود، تا [[علم]] و [[حکمت خداوند]] بدون هیچ گونه کم و کاست و بدون هیچ گونه [[تحریف]] در [[زمین]] بماند و موجب [[هدایت]] [[انسان‌ها]] وعبودیت [[حقیقی]] گردد. لذا [[پیامبر اکرم]] {{صل}} در [[خطبه غدیر]] [[خم]] فرمود: "ای [[مردم]]! هیچ [[علمی]] نیست مگر آنکه [[خداوند]] آن را در من قرار داده، و هر دانشی را که من می‌‌دانم آن را در [[امام]] [[پرهیزگاران]] قرار دادم و هیچ [[علمی]] نیست مگر آنکه آن را به [[امام علی|علی]] {{ع}} آموخته‌ام، او همان [[امام]] آشکار است" <ref>بحارالأنوار، ج۷۳، ص۸۰۲.</ref><ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]]</ref>.
* همچنین [[رسول خدا]] {{صل}} در [[احادیث]] بسیاری، چنین مضامینی را فرموده است: "کسی که از [[امام علی|علی]] {{ع}} [[فرمان]] [[نبرد]]، مرا [[نافرمانی]] کرده، و شخصی که [[معصیت]] مرا انجام دهد، [[خدا]] را [[معصیت]] نموده، و هر کس که [[امام علی|علی]] {{ع}} را [[اطاعت]] نماید، در [[حقیقت]] مرا [[اطاعت]] نموده، و هر فردی [[مطیع]] من باشد، قطعاً از [[خدا]] [[اطاعت]] کرده، شخصی که [[امام علی|علی]] {{ع}} را در گفتار یا کرداری رد نماید، قطعاً من را رد نموده، و کسی که مرا رد کند قطعاً [[خدا]] را در بالای عرشش منکر شده است <ref>معانی الأخبار، ص۲۷۳، بحارالأنوار، ج۸۳، ص۹۲۱.</ref><ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]]</ref>.
*"کسی که [[امام علی|علی]] {{ع}} را [[دوست]] بدارد مرا [[دوست]] داشته و کسی که مرا [[دوست]] بدارد، [[خدا]] را [[دوست]] داشته"<ref>بحارالأنوار، ج۵، ص۹۶.</ref>. "کسی که [[امام علی|علی]] {{ع}} را [[اذیت]] کند مرا [[اذیت]] کرده، و کسی که مرا [[اذیت]] کند، [[خدا]] را [[اذیت]] کرده"، "کسی که با [[امام علی|علی]] {{ع}} بجنگد، با من جنگیده و کسی که با من بجنگد، با [[خدا]] جنگیده" <ref>بحارالأنوار، ج۸، ص۶۶۳.</ref> و [[احادیث متواتر]] دیگر مانند: "[[امام علی|علی]] {{ع}} نسبت به من مانند [[هارون]] نسبت به [[موسی]] است"<ref>{{عربی|" عَلِيٌ‏ مِنِّي‏ كَهَارُونَ‏ مِنْ‏ مُوسَى‏"}}.</ref> و "[[امام علی|علی]] {{ع}} از من است و من از او هستم"<ref>{{عربی|" عَلِيٌ‏ مِنِّي‏ وَ أَنَا مِنْهُ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}.</ref> و [[امام علی|علی]] {{ع}} نسبت به من مانند نفس من است و [[اطاعت]] او [[اطاعت]] من و [[معصیت]] او [[معصیت]] من است"<ref>{{عربی|" عَلِيٌ‏ مِنِّي‏ كَنَفْسِي‏ طَاعَتُهُ‏ طَاعَتِي‏ وَ مَعْصِيَتُهُ‏ مَعْصِيَتِي‏ ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}.</ref> و...<ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]]</ref>.
* بنابراین [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} و [[اولاد]] معصومش، همان [[صراط مستقیم]] [[خدا]] تا [[قیامت]] هستند که [[اطاعت]] از آنها تنها راه [[بندگی خدا]] است. لذا [[رسول خدا]] {{صل}} خطاب به آن [[حضرت]] فرمود: "[[یا علی]]! تو [[حجت]] خدایی و تو باب [[تقرب]] به خدایی، و تو راه به سوی خدایی، و تویی [[نبأ عظیم]]، و تویی [[صراط مستقیم]] [[حق]]"<ref>عیون أخبار الرضا {{ع}}، ج۲، ص۶.</ref>. و خود آن [[حضرت]] فرمود: " منم [[خاتم اوصیا]] و منم [[صراط مستقیم]] و منم [[نبأ عظیم]]" <ref>{{عربی|" أَنَا خَاتَمَ‏ الْوَصِيِّينَ‏ وَ أَنَا الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ‏ وَ أَنَا النَّبَأُ الْعَظِيمُ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}؛ بحارالأنوار، ج۶۲، ص۵.</ref> از این رو [[ائمه]] {{عم}} بسیاری از آیاتی را که درباره [[صراط مستقیم]] آمده است، به [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} [[تفسیر]] و [[تأویل]] کرده و به تبع آن [[حضرت]] برای دیگر [[ائمه]] {{عم}} نیز ثابت کرده‌اند<ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]]</ref>.
* به عنوان نمونه به چند مورد اشاره می‌کنیم<ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]]</ref>:
* [[امام صادق]] {{ع}} فرمود: {{متن قرآن|اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ }}<ref> راه راست را به ما بنمای؛ سوره فاتحه، آیه:۶.</ref> یعنی [[امیرالمؤمنین]] {{ع}}<ref>بحارالأنوار، ج۹۸، ص۲۴۰.</ref> و از [[امام کاظم]] {{ع}} نیز درباره [[آیه]] {{متن قرآن|أَفَمَن يَمْشِي مُكِبًّا عَلَى وَجْهِهِ أَهْدَى أَمَّن يَمْشِي سَوِيًّا عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ }}<ref> آیا آنکه به روی درافتاده (و باژگون) راه می‌رود رهیاب‌تر است یا آنکه استوار و بر راهی راست راه می‌رود؟؛ سوره ملک، آیه:۲۲.</ref> سؤال شد، آن [[حضرت]] فرمود: "[[خدا]] کسی را که از [[ولایت]] [[امام علی|علی]] {{ع}} برگشته، به کسی مثل زده است که به رو افتاده، راه می‌‌رود و در کار خود [[گمراه]] است و کسی را که از [[امام علی|علی]] {{ع}}[[پیروی]] کند، با قامت راست بر [[راه مستقیم]] قرار داده و [[راه مستقیم]] همان [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} است" <ref>الکافی، ج۱، ص۳۳۴.</ref><ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]]</ref>.
* [[مفضل بن عمر]] گوید: از [[امام صادق]] {{ع}} پرسیدم؛ [[صراط]] چیست؟ فرمود: "راهی به سوی شناختن [[خدای بزرگ]] است، و [[صراط]] دو گونه است: یکی [[صراط]] در [[دنیا]] و دیگری [[صراط]] در [[آخرت]]، اما [[صراط]] [[دنیا]] [[امام]] است که [[فرمانبرداری]] از او [[واجب]] است، هر کس که در [[دنیا]] او را [[شناخت]] و رهنمودهای او را به کار بست، در [[آخرت]] از [[صراط]] که پلی است به روی [[جهنم]]، خواهد [[گذشت]]، و هر کس در اینجا [[امام]] خود را نشناخت، هنگام گذشتن از [[صراط]] [[آخرت]] گامش خواهد لغزید و در [[آتش دوزخ]] خواهد افتاد" <ref>معانی الأخبار، ص۲۳.</ref><ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]]</ref>.
* [[سلمان فارسی]] از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[نقل]] می‌کند که روزی آن [[حضرت]]، میان [[اصحاب]] نشسته بود، فرمود: هم اکنون شخصی بر شما وارد می‌شود که [[شبیه]] [[عیسی بن مریم]] است. بعضی از اطرافیان از جای حرکت کرده رفتند تا وارد شوند و آنها صاحب این امتیاز باشند. در این موقع [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} وارد شد. آن مرد به برخی از [[دوستان]] خود گفت: چرا [[محمد]] {{صل}} به همین قانع نشد که [[امام علی|علی]] {{ع}} را بر ما [[برتری]] بخشد و او را به [[عیسی بن مریم]] [[تشبیه]] کرد، به [[خدا]] قسم خدایانی که در [[جاهلیت]] می‌‌پرستیدیم، از او بهتر بودند<ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]]</ref>.
* لذا [[خداوند]] در [[آیه]] ۷۵ تا ۱۶ [[سوره زخرف]] را در [[شأن]] [[امام علی|علی]] {{ع}} نازل نمود: {{متن قرآن|وَلَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلا }}<ref> و چون (داستان آفرینش) پسر مریم را مثال زنند؛ سوره زخرف، آیه:۵۷.</ref> که ترجمه‌اش این است: "و هنگامی که درباره [[فرزند مریم]] مثلی زده شد، ناگهان [[قوم]] تو به خاطر آن داد و فریاد راه انداختند و گفتند: آیا [[خدایان]] ما بهترند یا او؟! ولی آنها جز از طریق [[جدال]] و لجاج این حرف را نزدند، آنان گروهی [[کینه]] توز و پرخاشگرند! او فقط [[بنده]] ای است که ما [[نعمت]] به او بخشیدیم و او را مثلی برای [[بنی اسرائیل]] قرار دادیم و هرگاه بخواهیم به جای شما در [[زمین]] فرشتگانی قرار می‌دهیم که [[جانشین]] شماگردند!" سپس [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: [[خداوند]] [[مقام]] و [[عظمت]] [[امیر المؤمنین]] {{ع}} را بیان می‌کند: و او سبب [[آگاهی]] بر [[روز قیامت]] است، هرگز در او تردید نکنید و از من [[پیروی]] کنید. این [[راه مستقیم]] است که منظور [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} است"<ref>{{عربی|" {{متن قرآن|وَ إِنَّهُ‏ لَعِلْمٌ‏ لِلسَّاعَةِ فَلا تَمْتَرُنَ‏ بِها وَ اتَّبِعُونِ هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ}} ‏ يَعْنِي أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}؛ بحارالأنوار، ج۹، ص۶۳۲.</ref><ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]]</ref>.
* همچنین از [[امام باقر]] {{ع}} [[روایت]] شده است که در [[تفسیر]] [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ }}<ref> و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه:۱۵۳.</ref> فرمود: "[[علی بن ابی طالب]] {{ع}} و [[ائمه]] {{عم}} از [[فرزندان]] [[فاطمه زهرا]] {{س}} است که [[راه خدا]] هستند، هرکس از آنها روی برگرداند داخل در سایر راه‌ها شده است؛ <ref>بحارالأنوار، ج۴۲، ص۵۱.</ref> و در [[حدیث]] دیگر از همین [[امام]] بزرگوار {{ع}} درباره همان [[آیه]] [[نقل]] شده که فرمود: " منظور از {{متن قرآن|وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ}} راه [[امامت]] است و منظور از {{متن قرآن|وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ}} راه‌های دیگر غیر از [[امامت]] است"<ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]]</ref>.
* خلاصه آنکه [[امامت]]، امروزه تنها راه [[نجات]] و تنها راه [[بندگی خدا]] و تنها طریق [[شناخت]] [[توحید]] [[حق]] و تنها [[صراط مستقیم]] [[خدا]] است که اگر کسی از این راه به سوی [[خدا]] برود نجات یافته و کسی از آن [[تخلف]] کند هلاک می‌شود: {{عربی|" مَنْ‏ تَبِعَنَا نَجَا، وَ مَنْ‏ تَخَلَّفَ‏ عَنَّا هَلَكَ‏ ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}} <ref>الأمالی للصدوق، ص۷۰۳، ح ۵۱ از [[امام صادق]] {{ع}}.</ref><ref>[[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]]</ref>.


== صراط مستقیم در فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲==
منظور [[امام]] در این روایت، تأویلات قرآن در خصوص ‌ ‌ایشان و [[اهل بیت]]{{عم}} و [[دشمنان]] آن حضرت و اهل بیت که در حقیقت دشمنان خداوند‌ و رسول‌{{صل}} اویند، می‌باشد و این معانی حتما به طریق [[تأویل]] و پی بردن به حقایق قرآن به دست می‌آید. و غالباً این تأویلات از سوی خود [[اهل بیت]] وارد شده است.
 
یکی از‌ این‌ مباحث‌ که تأویلات آن از سوی‌ اهل‌ بیت‌{{عم}} در قالب [[روایات]] مختلفی وارد شده، بحث "صراط مستقیم" در [[قرآن]] است که به طریق [[تأویل]]، [[حقیقت]] آن توسط [[پیامبر]] و [[ائمه اطهار]] به‌ کرات‌ بیان‌ شده است. از جمله از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نقل‌ است که‌ در [[روز عید غدیر]] فرمود:"ای [[مردم]]، من [[صراط]] الله‌ المستقیم هستم که شما به [[پیروی]] از آن امر شده‌اید و پس از من، [[علی]]صراط مستقیم و سپس ذریه‌ او‌، امامانی‌ که به [[حق]] [[هدایت]] می‌کنند"<ref>{{متن حدیث|مَعَاشِرَ النَّاسِ أَنَا صِرَاطُ اللَّهِ الْمُسْتَقِيمُ الَّذِي أَمَرَكُمْ بِاتِّبَاعِهِ ثُمَّ عَلِيٌّ مِنْ بَعْدِي ثُمَّ وُلْدِي مِنْ صُلْبِهِ أَئِمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ}}؛ البرهان فی تفسیرالقرآن، ج ۲،ص ۲۳۵.</ref>. همچنین از [[امام صادق]]{{ع}} نقل است که‌ فرمود‌: {{متن حدیث| الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِي‏}}<ref>معانی الأخبار ۳۲.</ref>. و از [[امام زین‌العابدین]] نیز [[روایت]] شده که فرمود: {{متن حدیث|نَحْنُ أَبْوَابُ اللَّهِ وَ نَحْنُ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ}}.
 
اما علت این تأویل چیست؟ [[خدای سبحان]] در [[سورۀ انعام]]، صراط مستقیم را‌ [[دین]] قیّمی‌ می‌داند‌ که خود ایستاده و پیروانش را به [[ایستادگی]] فرامی‌خواند: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref>«بگو: بی‌گمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار، آیین ابراهیم درست‌آیین و (او) از مشرکان نبود» سوره انعام، آیه ۱۶۱.</ref> و چون برجسته‌ترین روش را [[ابراهیم خلیل]] نشان‌ داده‌، [[قرآن کریم]] [[دین]] را به روش او نسبت می‌دهد و چون صراط مستقیم دین‌ الهی‌ است‌ و پیامبر اکرم{{صل}} و ائمه اطهار{{عم}} بیان‌کننده دین و قرآن ممثل و [[ناطق]] هستند، از این رو، صراط مستقیم‌ بر پیامبر اکرم{{صل}} و [[امام]] تطبیق شده است<ref>ر.ک: تفسیر تسنیم، ۴۶۷/۱.</ref> و همان‌طور که گفته شد، صراط مستقیم‌ بزرگراه‌ آشکار و نزدیک‌ترین راه به سوی [[خداوند]] است و اگر بر امام تطبیق شده، برای آن است که‌ هرکس‌ به دنبال این [[قرآن ناطق]] و ممثل حرکت کند، با [[سلامتی]] به مقصدش‌ می‌رسد‌<ref>[[لیلا صدر هاشمی|صدر هاشمی، لیلا]]، [[صراط مستقیم از دیدگاه کتاب و سنت (مقاله)|صراط مستقیم از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص۵۴.</ref>.
 
== ویژگی‌های رهروان [[صراط مستقیم]] ==
=== [[عبادت]] [[پروردگار]] ===
[[قرآن کریم]] [[تسبیح]] پروردگار و [[سجده]] برای او و عبادتش را زمینه رسیدن به [[یقین]] دانسته: {{متن قرآن|فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ ٱلسَّـٰجِدِينَ * وَٱعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّىٰ يَأْتِيَكَ ٱلْيَقِينُ}}<ref>«پس پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای و از سجده‌گزاران باش * و پروردگارت را پرستش کن تا مرگ تو فرا رسد» سوره حجر، آیه ۹۸-۹۹.</ref> و ضمن [[نهی]] از [[پرستش]] [[شیطان]] ([[اطاعت]] و [[پیروی]] از [[وسوسه‌های شیطانی]]) به [[عبادت خدا]] [[فرمان]] داده و همان را صراط مستقیم دانسته است: {{متن قرآن|أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَـٰبَنِىٓ ءَادَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا۟ ٱلشَّيْطَـٰنَ إِنَّهُۥ لَكُمْ عَدُوٌّۭ مُّبِينٌۭ * وَأَنِ ٱعْبُدُونِى هَـٰذَا صِرَٰطٌۭ مُّسْتَقِيمٌۭ}}<ref>«ای فرزندان آدم! آیا به شما سفارش نکردم که شیطان را نپرستید که او دشمن آشکار شماست؟ * و اینکه مرا بپرستید که این راهی است راست؟» سوره یس، آیه ۶۰-۶۱.</ref>. در [[آیه]] ۶۴ [[سوره زخرف]] نیز عبادت پروردگار صراط مستقیم دانسته شده است:{{متن قرآن|إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ رَبِّى وَرَبُّكُمْ فَٱعْبُدُوهُ هَـٰذَا صِرَٰطٌۭ مُّسْتَقِيمٌۭ}}<ref>«بی‌گمان خداوند پروردگار من و پروردگار شماست پس او را بپرستید! این راهی است راست» سوره زخرف، آیه ۶۴.</ref>. اغلب [[مفسران]]، این آیه را ادامه سخن [[عیسی]] به [[مسیحیان]] دانسته‌اند که آنان را به [[اطاعت از شریعت]] خود فرامی‌خواند<ref>{{متن قرآن|وَلَمَّا جَآءَ عِيسَىٰ بِٱلْبَيِّنَـٰتِ قَالَ قَدْ جِئْتُكُم بِٱلْحِكْمَةِ وَلِأُبَيِّنَ لَكُم بَعْضَ ٱلَّذِى تَخْتَلِفُونَ فِيهِ فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ}}؛ «و چون عیسی برهان‌ها (ی روشن) آورد گفت: برای شما حکمت آورده‌ام و (آمده‌ام) تا برای شما چیزی را که در آن اختلاف دارید روشن گردانم پس، از خداوند پروا کنید و از من فرمان برید!» سوره زخرف، آیه ۶۳.</ref> و آن را مستدل کرده به اینکه تنها [[خداوند]] که پروردگار وی و آنان است سزاوار پرستش است و پرستش چنین خدایی [[صراط]] مستقیمی است که [[انحراف]] ندارد و [[اعتقاد]] به [[الوهیت عیسی]] و [[معبود]] بودنش [[بیراهه]] و [[ضلالت]] است. البته [[دعوت]] [[عیسی]] به [[صراط مستقیم]]، سبب [[اختلاف]] قومش شد و در نتیجه به گروه‌هایی مانند [[کافران]] به وی، [[غالیان]] در باره وی و [[مؤمنان]] [[معتدل]] قسمت شدند<ref>تفسیر ابن کثیر، ج ۷، ص۲۱۷؛ کشف الاسرار، ج ۹، ص۷۵؛ المیزان، ج ۱۸، ص۱۱۹.</ref>.<ref>{{متن قرآن|فَٱخْتَلَفَ ٱلْأَحْزَابُ مِنۢ بَيْنِهِمْ فَوَيْلٌۭ لِّلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ مِنْ عَذَابِ يَوْمٍ أَلِيمٍ}}«اما گروه‌ها (ی مشرک) میان خود اختلاف ورزیدند پس وای بر ستمگران از عذاب روزی دردناک!» سوره زخرف، آیه ۶۵.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|مقاله «صراط مستقیم»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص۲۰۳.</ref>
 
=== به کاربستن فرمان‌های [[خدا]]، [[قرآن]] و [[پیامبر]]{{صل}} ===
[[خداوند]] ضمن [[فرمان]] به مؤمنان به [[پیروی]] از خویش، آن را صراط مستقیم دانسته است: {{متن قرآن|وَإِنَّهُۥ لَعِلْمٌۭ لِّلسَّاعَةِ فَلَا تَمْتَرُنَّ بِهَا وَٱتَّبِعُونِ هَـٰذَا صِرَٰطٌۭ مُّسْتَقِيمٌۭ}}<ref>«و چنین است که او نشان آگاهی (به روز) رستخیز است از این روی هیچ‌گاه در آن (روز) تردید نورزید و از من پیروی کنید! این راهی است راست» سوره زخرف، آیه ۶۱.</ref>. برخی [[مفسران]]، مشارالیه {{متن قرآن|هَـٰذَا}} در این [[آیه]] را پیروی از [[فرمان‌های الهی]] دانسته‌اند و {{متن قرآن|ٱتَّبِعُونِ}} را سخن خدا دانسته‌اند<ref>ارشاد الاذهان، ص۴۹۹.</ref>. برخی در [[تفسیر]] بخش ابتدایی آیه ۱۵۳ [[سوره انعام]]: {{متن قرآن|وَأَنَّ هَـٰذَا صِرَٰطِى مُسْتَقِيمًۭا فَٱتَّبِعُوهُ}} مشارالیه {{متن قرآن|هَـٰذَا}} را قرآن<ref>التفسیر الکاشف، ج ۶، ص۵۵۶.</ref>، [[توحید]]، [[نبوت]]، [[شریعت]]<ref>تفسیر بیضاوی، ج ۲، ص۱۹۵؛ نیز نک: الاصفی، ج ۱، ص۳۵۳.</ref> و پیامبر دانسته‌اند. در این نگاه، [[ایمان]] به [[قیامت]] موجب پیروی و [[اطاعت از پیامبر]] می‌شود<ref>من وحی القرآن، ج ۲۰، ص۲۵۹.</ref>. بر این اساس، معنای آیه این است که قرآن، توحید، نبوت، شریعت و پیامبر صراط مستقیم من هستند. پس از آنها پیروی کنید<ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|مقاله «صراط مستقیم»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص۲۰۳.</ref>.
 
=== [[تمسک]] به [[خدا]] ===
[[آیه]] ۱۰۱ [[سوره آل‌عمران]] [[آیات قرآن]] و [[پیامبر]] را دو دلیل برای [[کفر]] نورزیدن به خدا معرفی کرده و تمسک به خدا را [[صراط مستقیم]] و در نتیجه کسی را که به خدا تمسک کند [[هدایت]] شده به صراط مستقیم دانسته است: {{متن قرآن|وَكَيْفَ تَكْفُرُونَ وَأَنتُمْ تُتْلَىٰ عَلَيْكُمْ ءَايَـٰتُ ٱللَّهِ وَفِيكُمْ رَسُولُهُۥ وَمَن يَعْتَصِم بِٱللَّهِ فَقَدْ هُدِىَ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ}}<ref>«و چگونه کفر می‌ورزید در حالی که آیات خداوند را برای شما می‌خوانند و پیامبر او در میان شماست و هر کس به خداوند پناه آورد به راهی راست راهنمایی شده است» سوره عمران، آیه ۱۰۱.</ref>. [[مفسران]] {{متن قرآن|يَعْتَصِم}} در آیه را به معنای تعلق به اسباب [[الهی]] دانسته و معتقدند که می‌توان با تمسک به [[دین الهی]]<ref>جامع البیان، ج ۴، ص۱۸؛ تفسیر سمرقندی، ج ۱، ص۲۳۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۸، ص۳۰۹.</ref> و اعتماد و [[ایمان به خدا]]، مانع [[گمراهی]] خود شد<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۸۰۳؛ تفسیر ابن ابی‌حاتم، ج ۳، ص۷۲۰؛ تفسیر واحدی، ج ۱، ص۲۲۵.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|مقاله «صراط مستقیم»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص۲۰۴.</ref>
 
=== [[شرح صدر]] ===
داشتن شرح صدر نیز از ویژگی‌های رهروان صراط مستقیم و در مقابل، [[ضیق صدر]] (تنگی سینه) از نشانه‌های گمراهی و [[انحراف]] از صراط مستقیم است. [[قرآن]] عامل شرح و [[توسعه]] و نیز تنگی سینه را خدا دانسته<ref>نک: التفسیر الکبیر، ج ۱۳، ص۱۳۷-۱۳۸.</ref> و سینه کسانی را که بخواهد به صراط مستقیم هدایتشان کند، می‌گستراند تا توان [[تسلیم شدن]] در برابر [[اوامر و نواهی الهی]] را داشته باشند<ref>نک: تفسیر ابن وهب، ج ۱، ص۲۴۳؛ تفسیر ثعلبی، ج ۴، ص۱۸۷؛ المحرر الوجیز، ج ۲، ص۳۴۲.</ref> و سینه کسانی را که بخواهد گمراهشان کند، چنان تنگ می‌کند که گویی در [[آسمان]] بالا می‌روند: {{متن قرآن|فَمَن يُرِدِ ٱللَّهُ أَن يَهْدِيَهُۥ يَشْرَحْ صَدْرَهُۥ لِلْإِسْلَـٰمِ وَمَن يُرِدْ أَن يُضِلَّهُۥ يَجْعَلْ صَدْرَهُۥ ضَيِّقًا حَرَجًۭا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِى ٱلسَّمَآءِ... * وَهَـٰذَا صِرَٰطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيمًۭا...}}<ref>«[[خداوند]] هر کس را که بخواهد [[راهنمایی]] کند دلش را برای (پذیرش) [[اسلام]] می‌گشاید و هر کس را که بخواهد در [[گمراهی]] وانهد دلش را تنگ و بسته می‌دارد گویی به [[آسمان]] فرا می‌رود؛ بدین گونه خداوند [[عذاب]] را بر کسانی که [[ایمان]] نمی‌آورند؛ برمی‌گمارد * و این [[راه راست]] [[پروردگار]] توست؛ بی‌گمان [[آیات]] را برای گروهی که در یاد می‌گیرند روشن داشته‌ایم» [[سوره انعام]]، [[آیه]] ۱۲۵-۱۲۶.</ref> براین اساس، هرکس به [[صراط مستقیم]] [[هدایت]] شده، سینه او برای پذیرش [[احکام]] و [[مقررات اسلامی]] نیز [[توسعه]] یافته است<ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|مقاله «صراط مستقیم»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص۲۰۴.</ref>.
 
=== ویژگی‌های دیگر سالکان صراط مستقیم ===
اجتناب از [[استکبار]]، از ویژگی‌های سالکان صراط مستقیم: {{متن قرآن|وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا}}<ref> و هر جا باشم مرا خجسته گردانیده و تا زنده‌ام به نماز و زکاتم سفارش فرموده است و (مرا) با مادرم نیکوکار کرده و مرا گردنکشی سنگدل نگردانیده است؛ سوره مریم، آیه۳۱ - ۳۲.</ref>، {{متن قرآن|وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ}}<ref> و بی‌گمان خداوند پروردگار من و شماست، او را بپرستید! این راهی راست است؛ سوره مریم، آیه۳۶.</ref>.
 
اجتناب از اطاعت شیطان، از موارد [[سلوک]] در [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا لَكَ أَلاَّ تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ}}<ref> فرمود: ای ابلیس! تو را چه می‌شود که با فروتنان نیستی؟؛ سوره حجر، آیه ۳۲.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ قَالَ هَذَا صِرَاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ}}<ref> گفت: پروردگارا! برای آنکه مرا بیراه نهادی، در زمین (بدی‌ها را) در دید آنها خواهم آراست و همگان را از راه به در خواهم برد. بجز از میان آنان بندگان نابت را. فرمود: این راهی است راست، بر عهده من؛ سوره حجر، آیه ۳۹ - ۴۲.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِرَاطًا سَوِيًّا يَا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِيًّا}}<ref> ای پدر! بی‌گمان من به چیزی از دانش دست یافته‌ام که تو بدان دست نیافته‌ای؛ بنابراین از من پیروی کن تا تو را به راهی درست رهنمون گردم. ای پدر! شیطان را نپرست که شیطان با (خداوند) بخشنده نافرمان است؛ سوره مریم، آیه ۴۳ - ۴۴.</ref>، {{متن قرآن|أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَن لّا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ وَأَنْ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ}}<ref> ای فرزندان آدم! آیا به شما سفارش نکردم که شیطان را نپرستید که او دشمن آشکار شماست؟ و اینکه مرا بپرستید که این راهی است راست؟؛ سوره یس، آیه ۶۰ - ۶۱.</ref>.
 
پرهیز از [[شرک]]، راهی راست به سوی [[خدا]]: {{متن قرآن|فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَذَا رَبِّي هَذَا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref> هنگامی که [[خورشید]] را درخشان دید گفت: این [[پروردگار]] من است، این بزرگ‌تر است و چون غروب کرد گفت: ای [[قوم]] من! من از آنچه [[شریک]] ([[خداوند]]) قرار می‌دهید بیزارم. من با [[درستی]] [[آیین]] روی خویش به سوی کسی آورده‌ام که [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] را [[آفریده]] است و من از [[مشرکان]] نیستم؛ [[سوره انعام]]، آیه  ۷۸ - ۷۹.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه۱۵۱ - ۱۵۳.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref> بگو: بی‌گمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار، آیین ابراهیم درست‌آیین و (او) از مشرکان نبود؛ سوره انعام، آیه۱۶۱.</ref>، {{متن قرآن|وَأَنْ أَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref> و (به من فرمان داده‌اند) که: با درستی آیین، روی به دین آور و هیچ‌گاه از مشرکان مباش!؛ سوره یونس، آیه۱۰۵.</ref>، {{متن قرآن|وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً رَّجُلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَبْكَمُ لاَ يَقْدِرُ عَلَىَ شَيْءٍ وَهُوَ كَلٌّ عَلَى مَوْلاهُ أَيْنَمَا يُوَجِّههُّ لاَ يَأْتِ بِخَيْرٍ هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَمَن يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> و خداوند دو مرد را مثل می‌زند که یکی از آن دو گنگ است و توان هیچ کاری ندارد و سربار سرور خویش است، هر جا می‌فرستدش خیری (با خود) نمی‌آورد، آیا او با آن کس که به دادگری فرمان می‌دهد و بر راهی است راست، برابر است؟؛ سوره نحل، آیه۷۶.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلَّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref> به راستی ابراهیم (به تنهایی) امتی فروتن برای خداوند و درست‌آیین بود و از مشرکان نبود؛ سوره نحل، آیه۱۲۰.</ref>، {{متن قرآن|وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّهُ كَانَ صِدِّيقًا نَّبِيًّا إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ يَا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لا يَسْمَعُ وَلا يُبْصِرُ وَلا يُغْنِي عَنكَ شَيْئًا يَا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِرَاطًا سَوِيًّا}}<ref>و در این کتاب از ابراهیم یاد کن که او پیامبری بسیار راستگو بود. هنگامی که به پدرخویش گفت: ای پدر! چرا چیزی را می‌پرستی که نه می‌شنود و نه می‌بیند و نه هیچ به کار تو می‌آید؟ ای پدر! بی‌گمان من به چیزی از دانش دست یافته‌ام که تو بدان دست نیافته‌ای؛ بنابراین از من پیروی کن تا تو را به راهی درست رهنمون گردم؛ سوره مریم، آیه ۴۱ - ۴۳.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ سِيرُوا فِي الأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلُ كَانَ أَكْثَرُهُم مُّشْرِكِينَ فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ الْقَيِّمِ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لّا مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللَّهِ يَوْمَئِذٍ يَصَّدَّعُونَ}}<ref>بگو: در زمین گردش کنید، آنگاه بنگرید سرانجام پیشینیان چگونه بوده است؛ بیشتر آنان مشرک بودند. پس، روی (دل) برای این دین استوار راست بدار پیش از آنکه روزی فرا رسد که از سوی خداوند بازگشتی ندارد؛ در آن روز (مردم) پراکنده می‌شوند؛ سوره روم، آیه۴۲ - ۴۳.</ref>.
 
اجتناب از [[فحشا]] و پرهیز از کردارهای شنیع، راهی راست به سوی [[خدا]]: {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>بگو: بیایید تا آنچه را [[خداوند]] بر شما [[حرام]] کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را [[شریک]] او نگیرید و به [[پدر و مادر]] [[نیکی]] کنید و فرزندانتان را از [[ناداری]] نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به [[حق]] مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که [[خرد]] ورزید و به [[مال یتیم]] نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای [[یتیم]]) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با [[دادگری]]، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش [[تکلیف]] نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) [[خویشاوند]] باشد؛ و به [[پیمان]] با [[خداوند]] [[وفا]] کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که [[پند]] گیرید. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن [[پیروی]] کنید و از راه‌ها (ی دیگر) [[پیروی]] نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که [[پرهیزگاری]] ورزید؛ [[سوره انعام]]، آیه ۱۵۱ - ۱۵۳.</ref>.
 
اجتناب از فرزندکشی، ویژگی سالکان [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما [[حرام]] کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را [[شریک]] او نگیرید و به [[پدر و مادر]] [[نیکی]] کنید و فرزندانتان را از [[ناداری]] نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به [[حق]] مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که [[خرد]] ورزید و به [[مال یتیم]] نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای [[یتیم]]) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با [[دادگری]]، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش [[تکلیف]] نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند [[وفا]] کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که [[پند]] گیرید. و (دیگر) این که این [[راه راست]] من است از آن [[پیروی]] کنید و از راه‌ها (ی دیگر) [[پیروی]] نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که [[پرهیزگاری]] ورزید؛ [[سوره انعام]]، آیه۱۵۱ - ۱۵۳.</ref>.
 
پرهیز از فرزندکشی به علّت [[فقر]]، راهی راست به سوی [[خدا]]: {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه۱۵۱ - ۱۵۳.</ref>.
 
اجتناب از [[قتل]] بی‌گناهان، [[صراط مستقیم]] به سوی [[خدا]]: {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه۱۵۱ - ۱۵۳.</ref>.
 
اجتناب از [[کم‌فروشی]]، از ویژگی‌های سالکان [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه۱۵۱ - ۱۵۳.</ref>.
 
پرهیز از [[کم‌فروشی]] و [[رعایت عدالت]] در [[داد و ستد]]، [[صراط مستقیم الهی]]: {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه۱۵۱ - ۱۵۳.</ref>.
 
اجتناب سالکان [[صراط مستقیم]]، از خوردن مال یتیم: {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه۱۵۱ - ۱۵۳.</ref>.
 
پرهیز از [[تجاوز]] به [[دارایی]] [[یتیمان]]، [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه۱۵۱ - ۱۵۳.</ref>.<ref>بر اساس یک احتمال، "هَذَا" اشاره به تعالیم حرام و واجبی است که در آیات پیشین از آنها یاد شده است(مجمع البیان، ج ۳ - ۴، ص۴۷۷؛ تفسیر البغوی، ج ۲، ص۱۱۸.</ref>
 
احسان به مادر، از ویژگی‌های سالکان [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا}}<ref> و هر جا باشم مرا خجسته گردانیده و تا زنده‌ام به نماز و زکاتم سفارش فرموده است و (مرا) با مادرم نیکوکار کرده و مرا گردنکشی سنگدل نگردانیده است؛ سوره مریم، آیه۳۱ - ۳۲.</ref>، {{متن قرآن|وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ}}<ref> و بی‌گمان خداوند پروردگار من و شماست، او را بپرستید! این راهی راست است؛ سوره مریم، آیه۳۶.</ref>.<ref>برخی گفته‌اند: مشارالیه "هَذَا" دستوراتی است که [[حضرت عیسی]]{{ع}} از خدا خبر داده است؛ مجمع البیان، ج ۵ - ۶، ص۶۶۵؛ جامع البیان، ج ۹، جزء ۱۶، ص۱۰۷.</ref>
 
[[نیکی به پدر و مادر]] و [[احترام]] به آنان، راه مستقیم خدا: {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه۱۵۱ - ۱۵۳.</ref>.
 
[[اخلاص]] و [[فریب]] نخوردن از [[شیطان]]، [[صراط مستقیم الهی]]: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ قَالَ هَذَا صِرَاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ}}<ref> گفت: پروردگارا! [[برا]]ی آنکه مرا بیراه نهادی، در [[زمین]] ([[بدی‌ها]] را) در دید آنها خواهم آراست و همگان را از راه به در خواهم برد. بجز از میان آنان [[بندگان]] نابت را. فرمود: این راهی است راست، بر عهده من؛ [[سوره حجر]]، آیه  ۳۹ - ۴۱.</ref>.
 
بهره‌مندی و استفاده از [[تعالیم قرآن]]، [[حقیقت]] [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ}}<ref> این (قرآن) جز پندی برای جهانیان نیست، برای هر کس از شما که بخواهد راه راست در پیش گیرد؛ سوره تکویر، آیه۲۷ - ۲۸.</ref>.
 
[[اسلام]]، صراط مستقیم الهی: {{متن قرآن|قُلْ كُلٌّ مُّتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِيِّ وَمَنِ اهْتَدَى}}<ref> بگو همه چشم به راهند، شما هم چشم به راه باشید، به زودی خواهید دانست چه کسانی همراهان راه میانه‌‌اند و چه کسی رهیافته است؛ سوره طه، آیه۱۳۵.</ref><ref>مقصود از "الصِّرَاطِ السَّوِيِّ"، صراط مستقیم است؛ المیزان، ج ۱۴، ص۲۴۰؛ انوارالتّنزیل، بیضاوی، ج ۴، ص۸۰؛ جامع البیان، ج ۹، جزء ۱۶، ص۲۹۵.</ref>، {{متن قرآن|وَهُدُوا إِلَى الطَّيِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَهُدُوا إِلَى صِرَاطِ الْحَمِيدِ}}<ref> و به گفتار پاک و راه خداوند ستوده راهنمایی شده‌اند؛ سوره حج، آیه۲۴.</ref>، {{متن قرآن|أَفَمَن يَمْشِي مُكِبًّا عَلَى وَجْهِهِ أَهْدَى أَمَّن يَمْشِي سَوِيًّا عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> آیا آنکه به روی درافتاده (و باژگون) راه می‌رود رهیاب‌تر است یا آنکه استوار و بر راهی راست راه می‌رود؟؛ سوره ملک، آیه۲۲.</ref>.<ref>منظور از "صِرَاطِ الْحَمِيدِ"، اسلام است؛ تفسیر التحریروالتنویر، ج ۸، جزء ۱۸، ص۲۳۵؛ التّبیان، ج ۷، ص۳۰۵.</ref>
 
[[دین اسلام]]، صراط مستقیم الهی و بدون هیچ [[انحراف]] و [[کجی]]: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref> بگو: بی‌گمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار، آیین ابراهیم درست‌آیین و (او) از مشرکان نبود؛ سوره انعام، آیه۱۶۱.</ref>.
 
[[اسلام]] و روحیه [[تسلیم]] در برابر [[پروردگار]]، [[صراط مستقیم الهی]]: {{متن قرآن|فَمَن يُرِدِ اللَّهُ أَن يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلامِ وَهَذَا صِرَاطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيمًا قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ}}<ref> خداوند هر کس را که بخواهد راهنمایی کند دلش را برای (پذیرش) اسلام می‌گشاید و این راه راست پروردگار توست؛ بی‌گمان آیات را برای گروهی که در یاد می‌گیرند روشن داشته‌ایم؛ سوره انعام، آیه ۱۲۵ - ۱۲۶.</ref>.<ref>"هَذَا" می‌‌تواند اشاره به "اسلام" در آیه پیشین باشد.</ref>
 
[[اطاعت از خداوند]]، مساوی با قرار گرفتن در [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|وَأَنْ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ}}<ref> و اینکه مرا بپرستید که این راهی است راست؟؛ سوره یس، آیه۶۱.</ref><ref>برخی عبادت در آیه را به اطاعت تفسیر کرده‌اند؛ الکشّاف، ج ۴، ص۲۳.</ref>، {{متن قرآن|وَإِنَّهُ لَعِلْمٌ لِّلسَّاعَةِ فَلا تَمْتَرُنَّ بِهَا وَاتَّبِعُونِ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ}}<ref> و چنین است که او نشان آگاهی (به روز) رستخیز است از این روی هیچ‌گاه در آن (روز) تردید نورزید و از من پیروی کنید! این راهی است راست؛ سوره زخرف، آیه۶۱.</ref>.
 
[[ایمان به آخرت]]، صراط مستقیم [[خدا]]: {{متن قرآن|وَإِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ عَنِ الصِّرَاطِ لَنَاكِبُونَ}}<ref> و بی‌گمان آنان که به جهان واپسین ایمان ندارند، از راه گشته‌اند؛ سوره مؤمنون، آیه۷۴.</ref>.
 
برپاداشتن [[نماز]]، از اوصاف سالکان صراط مستقیم: {{متن قرآن|وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا}}<ref> و هر جا باشم مرا خجسته گردانیده و تا زنده‌ام به نماز و زکاتم سفارش فرموده است و (مرا) با مادرم نیکوکار کرده و مرا گردنکشی سنگدل نگردانیده است؛ سوره مریم، آیه۳۱ - ۳۲.</ref>، {{متن قرآن|وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ}}<ref> و بی‌گمان خداوند پروردگار من و شماست، او را بپرستید! این راهی راست است؛ سوره مریم، آیه۳۶.</ref>.
 
سالکان [[صراط مستقیم]]، [[متعهد]] به [[پرداخت زکات]]: {{متن قرآن|وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا}}<ref> و هر جا باشم مرا [[خجسته]] گردانیده و تا زنده‌ام به [[نماز]] و زکاتم سفارش فرموده است و (مرا) با مادرم [[نیکوکار]] کرده و مرا [[گردنکشی]] [[سنگدل]] نگردانیده است؛ [[سوره]] [[مریم]]، آیه ۳۱ - ۳۲.</ref>، {{متن قرآن|وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ}}<ref> و بی‌گمان خداوند پروردگار من و شماست، او را بپرستید! این راهی راست است؛ سوره مریم، آیه۳۶.</ref>.
 
[[توحید]] و [[پرستش]] [[خدای یگانه]]، [[صراط مستقیم الهی]]: {{متن قرآن|إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref> راه راست را به ما بنمای؛ سوره فاتحه، آیه۵ - ۶.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ}}<ref> بی‌گمان خداوند، پروردگار من و شماست؛ او را بپرستید، این، راهی است راست؛ سوره آل عمران، آیه۵۱.</ref>، {{متن قرآن|وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ}}<ref> و بی‌گمان خداوند پروردگار من و شماست، او را بپرستید! این راهی راست است؛ سوره مریم، آیه۳۶.</ref>، {{متن قرآن|وَأَنْ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ}}<ref> و اینکه مرا بپرستید که این راهی است راست؟؛ سوره یس، آیه۶۱.</ref>، {{متن قرآن|وَلَمَّا جَاءَ عِيسَى بِالْبَيِّنَاتِ قَالَ قَدْ جِئْتُكُم بِالْحِكْمَةِ وَلِأُبَيِّنَ لَكُم بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ إِنَّ اللَّهَ هُوَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ}}<ref> و چون عیسی برهان‌های روشن آورد گفت: برای شما حکمت آورده‌ام و (آمده‌ام) تا برای شما چیزی را که در آن اختلاف دارید روشن گردانم پس، از خداوند پروا کنید و از من فرمان برید! بی‌گمان خداوند پروردگار من و پروردگار شماست پس او را بپرستید! این راهی است راست؛ سوره زخرف، آیه ۶۳ - ۶۴.</ref>.
 
[[دین حضرت ابراهیم]]{{ع}} [[صراط مستقیم]] [[خدا]] و بدون هیچ [[انحرافی]]: {{متن قرآن|قُلْ صَدَقَ اللَّهُ فَاتَّبِعُواْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref> بگو خداوند راست فرموده است؛ بنابراین از آیین ابراهیم درست‌آیین پیروی کنید و او از مشرکان نبود؛ سوره آل عمران، آیه۹۵.</ref>، {{متن قرآن|وَمَنْ أَحْسَنُ دِينًا مِّمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّه وَهُوَ مُحْسِنٌ وَاتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلاً}}<ref> و بهدین‌تر از آن کس که روی ([[دل]]) خویش به (سوی) [[خداوند]] [[نهد]] در حالی که نکوکار باشد و از [[آیین ابراهیم]] درست‌آیین [[پیروی]] کند، کیست؟ و خداوند، ابراهیم را [[دوست]] (خود) گرفت؛ [[سوره نساء]]، آیه ۱۲۵.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref> بگو: بی‌گمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار، آیین ابراهیم درست‌آیین و (او) از مشرکان نبود؛ سوره انعام، آیه۱۶۱.</ref>، {{متن قرآن|ثُمَّ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref> سپس به تو وحی کردیم که از آیین ابراهیم درست‌آیین پیروی کن و (او) از مشرکان نبود؛ سوره نحل، آیه۱۲۳.</ref>.
 
تنها [[راه خدا]]، صراط مستقیم و بدون هیچ [[انحراف]]: {{متن قرآن|وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref> این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه ۱۵۳.</ref>، {{متن قرآن|إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَرَبِّكُم مَّا مِن دَابَّةٍ إِلاَّ هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> من به خداوند- پروردگار خویش و پروردگار شما- توکل کرده‌ام؛ هیچ جنبنده‌ای نیست مگر که او بر هستیش چیرگی دارد؛ به راستی پروردگار من بر راهی راست است؛ سوره هود، آیه۵۶.</ref>، {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا مَا كُنتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلا الإِيمَانُ وَلَكِن جَعَلْنَاهُ نُورًا نَّهْدِي بِهِ مَنْ نَّشَاء مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> و بدین‌گونه ما روحی از امر خویش را به تو وحی کردیم؛ تو نمی‌دانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از بندگان خویش هر که را بخواهیم راهنمایی می‌کنیم و بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی...؛ سوره شوری، آیه ۵۲-۵۳.</ref>.
 
[[صراط مستقیم]]، از آن نعمت داده شدگان : {{متن قرآن|اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ}}<ref> راه راست را به ما بنمای راه آنان که به نعمت پرورده‌ای؛ سوره فاتحه، آیه ۶ - ۷.</ref>.
 
رهپویان صراط مستقیم، افرادی [[سعادتمند]]: {{متن قرآن|وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا}}<ref> و هر جا باشم مرا خجسته گردانیده و تا زنده‌ام به نماز و زکاتم سفارش فرموده است و (مرا) با مادرم نیکوکار کرده و مرا گردنکشی سنگدل نگردانیده است؛ سوره مریم، آیه۳۱ - ۳۲.</ref>، {{متن قرآن|وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ}}<ref> و بی‌گمان خداوند پروردگار من و شماست، او را بپرستید! این راهی راست است؛ سوره مریم، آیه۳۶.</ref>.<ref>"هَذَا" اشاره به مضمون مطالبی است که در آیات پیشین آمده است. "شَقِيًّ" یعنی زیانکار، ضدّ سعید، تفسیر التحریر والتنویر، ج ۱۶، جزء ۸، ص۱۰۵، با توجّه به نفی شقاوت، ضدّ آن - که سعادتمندی باشد - اثبات می‌شود.</ref>
 
سالکان صراط مستقیم، پایبند به [[عدالت]] در گفتار، حتّی به [[خویشان]] خود: {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>بگو: بیایید تا آنچه را [[خداوند]] بر شما [[حرام]] کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را [[شریک]] او نگیرید و به [[پدر و مادر]] [[نیکی]] کنید و فرزندانتان را از [[ناداری]] نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به [[حق]] مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که [[خرد]] ورزید و به [[مال یتیم]] نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای [[یتیم]]) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با [[دادگری]]، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش [[تکلیف]] نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) [[خویشاوند]] باشد؛ و به [[پیمان]] با خداوند [[وفا]] کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که [[پند]] گیرید. و (دیگر) این که این [[راه راست]] من است از آن [[پیروی]] کنید و از راه‌ها (ی دیگر) [[پیروی]] نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که [[پرهیزگاری]] ورزید؛ [[سوره انعام]]، آیه ۱۵۱ - ۱۵۳.</ref>.
 
[[عدالت]] پیشگی در سخن و گفتار، راهی راست به سوی [[خدا]]: {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>بگو: بیایید تا آنچه را [[خداوند]] بر شما [[حرام]] کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را [[شریک]] او نگیرید و به [[پدر و مادر]] [[نیکی]] کنید و فرزندانتان را از [[ناداری]] نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به [[حق]] مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که [[خرد]] ورزید و به [[مال یتیم]] نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای [[یتیم]]) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با [[دادگری]]، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش [[تکلیف]] نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) [[خویشاوند]] باشد؛ و به [[پیمان]] با خداوند [[وفا]] کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که [[پند]] گیرید. و (دیگر) این که این [[راه راست]] من است از آن [[پیروی]] کنید و از راه‌ها (ی دیگر) [[پیروی]] نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که [[پرهیزگاری]] ورزید؛ [[سوره انعام]]، آیه ۱۵۱ - ۱۵۳.</ref>.
 
[[وفای به عهد]]، از ویژگی‌های سالکان [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>بگو: بیایید تا آنچه را [[خداوند]] بر شما [[حرام]] کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را [[شریک]] او نگیرید و به [[پدر و مادر]] [[نیکی]] کنید و فرزندانتان را از [[ناداری]] نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به [[حق]] مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که [[خرد]] ورزید و به [[مال یتیم]] نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای [[یتیم]]) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با [[دادگری]]، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش [[تکلیف]] نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) [[خویشاوند]] باشد؛ و به [[پیمان]] با خداوند [[وفا]] کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که [[پند]] گیرید. و (دیگر) این که این [[راه راست]] من است از آن [[پیروی]] کنید و از راه‌ها (ی دیگر) [[پیروی]] نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که [[پرهیزگاری]] ورزید؛ [[سوره انعام]]، آیه ۱۵۱ - ۱۵۳.</ref>.
 
پایبندی به پیمان‌های [[الهی]]، [[صراط مستقیم الهی]]: {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>بگو: بیایید تا آنچه را [[خداوند]] بر شما [[حرام]] کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را [[شریک]] او نگیرید و به [[پدر و مادر]] [[نیکی]] کنید و فرزندانتان را از [[ناداری]] نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به [[حق]] مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که [[خرد]] ورزید و به [[مال یتیم]] نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای [[یتیم]]) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با [[دادگری]]، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش [[تکلیف]] نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) [[خویشاوند]] باشد؛ و به [[پیمان]] با خداوند [[وفا]] کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که [[پند]] گیرید. و (دیگر) این که این [[راه راست]] من است از آن [[پیروی]] کنید و از راه‌ها (ی دیگر) [[پیروی]] نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که [[پرهیزگاری]] ورزید؛ [[سوره انعام]]، آیه ۱۵۱ - ۱۵۳.</ref>.
 
[[هدایت]] [[حق]] پویان با [[شرح صدر]]، [[صراط مستقیم الهی]]: {{متن قرآن|فَمَن يُرِدِ اللَّهُ أَن يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلامِ وَمَن يُرِدْ أَن يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقًا حَرَجًا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاء كَذَلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ وَهَذَا صِرَاطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيمًا قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ}}<ref> خداوند هر کس را که بخواهد راهنمایی کند دلش را برای (پذیرش) اسلام می‌گشاید و هر کس را که بخواهد در گمراهی وانهد دلش را تنگ و بسته می‌دارد گویی به آسمان فرا می‌رود؛ بدین گونه خداوند عذاب را بر کسانی که ایمان نمی‌آورند؛ برمی‌گمارد. و این راه راست پروردگار توست؛ بی‌گمان آیات را برای گروهی که در یاد می‌گیرند روشن داشته‌ایم؛ سوره انعام، آیه۱۲۵ - ۱۲۶.</ref>.
 
== زمینه [[هدایت]] به صراط مستقیم ==
صراط مستقیم نعمت‌ بزرگ الهی‌ و راه [[انبیاء]]، [[صدّیقان]]، [[شهداء]] و [[صالحان]] است که جز با [[طاعت]] و [[عبادت]] [[پروردگار]] حاصل نمی‌شود<ref>جامع البیان، ج ۱، ص۵۸-۵۹؛ نک: المنار، ج ۵، ص۱۷۴.</ref>: {{متن قرآن|...وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا۟ مَا يُوعَظُونَ بِهِۦ لَكَانَ خَيْرًۭا لَّهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتًۭا * وَإِذًۭا لَّـَٔاتَيْنَـٰهُم مِّن لَّدُنَّآ أَجْرًا عَظِيمًۭا * وَلَهَدَيْنَـٰهُمْ صِرَٰطًۭا مُّسْتَقِيمًۭا * وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ فَأُو۟لَـٰٓئِكَ مَعَ ٱلَّذِينَ أَنْعَمَ ٱللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ ٱلنَّبِيِّـۧنَ وَٱلصِّدِّيقِينَ وَٱلشُّهَدَآءِ وَٱلصَّـٰلِحِينَ...}}<ref>سوره نسا، آیه ۶۶-۶۹.</ref>، از این رو [[دعا]] برای قرارگرفتن در این مسیر و هدایت به آن مورد توجه قرار گرفته و خدای متعالی با [[تشریع]] قرائت سوره حمد به عنوان بخشی از هر رکعت در نمازهای پنج‌گانه، به [[بنده]] خویش [[فرمان]] داده که دست‌کم در هر شبانه [[روز]] ۱۰ بار [[توفیق]] هدایت به این راه را از او بخواهد<ref>{{متن قرآن|ٱهْدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلْمُسْتَقِيمَ * صِرَٰطَ ٱلَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ}} [[سوره فاتحه]]، [[آیه]] ۶-۷.</ref> به احتمال، فرمان به درخواست مکرر [[هدایت]] به [[صراط مستقیم]]، به سبب [[غلبه]] بر راهزنانی مانند [[نفس امّاره]]<ref>{{متن قرآن|وَمَآ أُبَرِّئُ نَفْسِىٓ إِنَّ ٱلنَّفْسَ لَأَمَّارَةٌۢ بِٱلسُّوٓءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّىٓ إِنَّ رَبِّى غَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭ}}«و من نفس خویش را تبرئه نمی‌کنم که نفس به بدی بسیار فرمان می‌دهد مگر پروردگارم بخشایش آورد؛ به راستی پروردگارم آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره یوسف، آیه ۵۳.</ref> یا [[شیطان]] است که همواره برای [[منحرف]] ساختن [[انسان‌ها]] از این مسیر می‌کوشند: {{متن قرآن|قَالَ فَبِمَآ أَغْوَيْتَنِى لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَٰطَكَ ٱلْمُسْتَقِيمَ}}<ref>«گفت: پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان می‌نشینم» سوره اعراف، آیه ۱۶.</ref>. در سبب اهمیت آن می‌توان گفت صراط مستقیم راهی دوسویه است که از یک سو به خدای متعالی مرتبط است‌ و از سوی دیگر در [[فطرت انسانی]] ریشه دارد، چنان‌که [[آیات قرآن]]، از یک سو صراط مستقیم را [[راه خدا]] معرفی کرده‌اند: {{متن قرآن|وَهَـٰذَا صِرَٰطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيمًا}}<ref>سوره انعام، آیه ۱۲۶.</ref>؛ {{متن قرآن|وَأَنَّ هَـٰذَا صِرَٰطِى مُسْتَقِيمًۭا فَٱتَّبِعُوهُ}}<ref>سوره انعام، آیه ۱۵۳.</ref> و از سوی دیگر رهروان آن را انسان‌های پاک‌سرشتی مانند [[انبیاء]]<ref>{{متن قرآن|وَمِنْ ءَابَآئِهِمْ وَذُرِّيَّـٰتِهِمْ وَإِخْوَٰنِهِمْ وَٱجْتَبَيْنَـٰهُمْ وَهَدَيْنَـٰهُمْ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ}}«و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم» سوره انعام، آیه ۸۷.</ref> و به خصوص [[پیامبر اکرم]] دانسته‌اند که به [[راستی و درستی]] راه او [[سوگند]] یاد کرده است: {{متن قرآن|يسٓ * وَٱلْقُرْءَانِ ٱلْحَكِيمِ * إِنَّكَ لَمِنَ ٱلْمُرْسَلِينَ * عَلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ}}<ref>«یا، سین؛ * سوگند به قرآن حکیم * که تو از فرستادگانی * بر راهی راست» سوره یس، آیه ۱-۴.</ref> و از همه انسان‌ها می‌خواهد در این راه گام بردارند<ref>{{متن قرآن|إِنَّ ٱللَّهَ رَبِّى وَرَبُّكُمْ فَٱعْبُدُوهُ هَـٰذَا صِرَٰطٌۭ مُّسْتَقِيمٌۭ}}؛ «بی‌گمان خداوند، پروردگار من و شماست؛ او را بپرستید، این، راهی است راست» سوره عمران، آیه ۵۱. سوره مریم، آیه ۳۶.</ref>؛ اما بر اساس آیات قرآن تنها کسانی به گام برداشتن در این راه موفق می‌شوند که در پی [[خشنودی خدا]] باشند<ref>{{متن قرآن|يَهْدِى بِهِ ٱللَّهُ مَنِ ٱتَّبَعَ رِضْوَٰنَهُۥ سُبُلَ ٱلسَّلَـٰمِ وَيُخْرِجُهُم مِّنَ ٱلظُّلُمَـٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ بِإِذْنِهِۦ وَيَهْدِيهِمْ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ}}«خداوند با آن (روشنایی) هر کسی را که پی خشنودی وی باشد به راه‌های بی‌گزند، راهنمایی می‌کند و آنان را به اراده خویش از تیرگی ‌ها به سوی روشنایی بیرون می‌آورد و آنها را به راهی راست رهنمون می‌گردد» سوره مائده، آیه ۱۶.</ref>.
 
[[مفسران]] بر اساس [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ ٱللَّهَ رَبِّى وَرَبُّكُمْ فَٱعْبُدُوهُ هَـٰذَا صِرَٰطٌۭ مُّسْتَقِيمٌۭ}}<ref>«بی‌گمان خداوند، پروردگار من و شماست؛ او را بپرستید، این، راهی است راست» سوره عمران، آیه ۵۱. سوره مریم، آیه ۳۶.</ref> [[صراط مستقیم]] را راه [[عبادت]] و [[اطاعت خدا]] دانسته و آن را هماهنگ و مطابق با [[فطرت انسانی]] معرفی کرده‌اند<ref>انوار درخشان، ج ۱، ص۲۶؛ [[انوار]] العرفان، ج ۱، ص۸۳.</ref>. بنابراین، پاک‌سرشتی و نیالودن [[سرشت]] و [[فطرت]] اولیه به [[گناهان]] به خودی خود موجب حرکت [[انسان]] در صراط مستقیم می‌شود<ref>نک: نمونه، ج ۱، ص۱۵۴.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|مقاله «صراط مستقیم»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص۱۹۷.</ref>
 
== [[استقامت]] بر صراط مستقیم ==
{{همچنین|استقامت بر حق}}
از نظر [[آموزه‌های وحیانی قرآن]]، تبدیل صفتی به «شاکله» نیازمند سعی و تلاش بسیار در بستر زمانی و صیرورت و انقلاب‌های چندی است؛ زیرا هر چیزی زمانی از حال به [[مقام]] در می‌‌آید که [[انسان]] آن چیز را بسیار تکرار کند و در همه احوالات آن را برای خود هدف قرار دهد و هرگز از آن کوتاه نیاید؛ زیرا اگر تقلبات در احوالات متضاد داشته باشد، هرگز به مقام نمی‌رسد و شاکله و ملکات و مقومات [[شخصیت]] کسی نمی‌شود. به عنوان نمونه [[صبر]] و [[شکیبایی]]، صفتی [[نیک]] مورد اقبال [[مردم]] است، اما مردم به سبب [[عجله]] در کاری یا [[جزع]] و فزع در هنگامه [[مصیبت]]، [[اطاعت]] و [[معصیت]]، نمی‌توانند آن را از حالت صفت به اسم و از حال به مقام در آورند. [[دست]] یابی به [[مقام صبر]] نیازمند یک حرکت جوهری در نفس است. از این حرکت جوهری در [[قرآن]] به «صیرورت» تعبیر می‌‌شود. این حرکت جوهری به سوی تبدیل حال به مقام و صفت به اسم می‌‌بایست به شکل دایمی و بی‌وقفه ادامه و استمرار یابد. شاید در آغاز وقفه‌هایی ایجاد شود، ولی با [[حضور قلب]] و اهتمام به صبر در همه احوال سه گانه [[اطاعت]]، [[مصیبت]] و [[معصیت]] و پرهیز از [[عجله]] و [[جزع]] و فزع، این امکان فراهم می‌‌آید تا در نهایت «انقلابی» رخ دهد و [[صبر]] از حالت صفت به اسم و حال به [[مقام]] در آید و شخص از «الذین صبروا» به «الصابرین» و «الصبور» تبدیل شود.
 
از نظر [[قرآن]]، همه صفات مثبت و منفی این گونه است؛ یعنی تبدیل آن در یک حرکت جوهری انجام می‌‌شود تا به [[انقلاب]] برسد و آن صفات تبدیل به اسم و [[مقام]] شخص شود و ملکه و مقوّم ذاتی شخص گردد به طوری که هرگز در هیچ احوالی از آن خارج نشود؛ چنان که «قوامین بالقسط»<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيرًا فَاللَّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا وَإِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا}} «ای مؤمنان! به دادگری بپاخیزید و برای خداوند گواهی دهید هر چند به زیان خود یا پدر و مادر و یا نزدیکان (تان) باشد و اگر (هر یک از دو طرف دعوا) دارا باشد یا نادار، خداوند به (دستگیری از) هر دو سزاوارتر است، پس (در گواهی دادن) از هوا (ی نفس) پیروی نکنید که به یک سو‌گرایید و اگر (در گواهی دادن) زبان بگردانید یا (از آن) رو برتابید بی‌گمان خداوند از آنچه می‌کنید آگاه است» سوره نساء، آیه ۱۳۵.</ref> و «قوامین لله»<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ}} «ای مؤمنان! برای خداوند بپاخیزید و با دادگری گواهی دهید و نباید دشمنی با گروهی شما را وادارد که دادگری نکنید، دادگری ورزید که به پرهیزگاری نزدیک‌تر است و از خداوند پروا کنید که خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است» سوره مائده، آیه ۸.</ref> این گونه است؛ زیرا [[قسط]] برای چنین شخصی، جزو مقومات ذاتی او شده است.
 
[[خدا]] در قرآن، از «[[قوم]] یعقلون» یا «قوم یومنون» یا ضد آنها «قوم لایعقلون»<ref>{{متن قرآن|وَإِذَا نَادَيْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْقِلُونَ}} «و چون به نماز بانگ برآورید آن را به ریشخند و بازی می‌گیرند؛ این از آن روست که آنان گروهی هستند که خرد نمی‌ورزند» سوره مائده، آیه ۵۸.</ref>، «قوم تجهلون»<ref>{{متن قرآن|وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلَى قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلَى أَصْنَامٍ لَهُمْ قَالُوا يَا مُوسَى اجْعَلْ لَنَا إِلَهًا كَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ}} «و [[بنی اسرائیل]] را از دریا گذراندیم آنگاه آنان به قومی رسیدند که به [[پرستش]] بت‌هایی که داشتند رو آورده بودند، گفتند: ای [[موسی]]! برای ما خدایی بگمار چنان که آنان خدایانی دارند، (موسی) گفت: به [[راستی]] که شما قومی نادانید» [[سوره اعراف]]، [[آیه]] ۱۳۸.</ref>، «قوم لایفقهون»<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُونَ}} «ای پیامبر! مؤمنان را به کارزار برانگیز، اگر از شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز می‌گردند و اگر از شما صد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز می‌شوند زیرا آنان گروهی هستند که درنمی‌یابند» سوره انفال، آیه ۶۵؛ {{متن قرآن|وَإِذَا مَا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ نَظَرَ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ هَلْ يَرَاكُمْ مِنْ أَحَدٍ ثُمَّ انْصَرَفُوا صَرَفَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَفْقَهُونَ}} «و چون سوره‌ای فرو فرستاده شود، به یکدیگر می‌نگرند (و می‌پرسند) آیا کسی شما را می‌بیند؟ سپس (اگر کسی نبیندشان) باز می‌گردند؛ خداوند دل‌هاشان را بگرداند که آنان گروهی هستند که درنمی‌یابند» سوره توبه، آیه ۱۲۷.</ref>، «قوم لایعلمون»<ref>{{متن قرآن|وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْلَمُونَ}} «و اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست به او پناه ده تا کلام خداوند را بشنود سپس او را به پناهگاه وی برسان؛ این بدان روست که اینان گروهی نادانند» سوره توبه، آیه ۶.</ref>، «قوم مسرفون»<ref>{{متن قرآن|إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّسَاءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ}} «شما از سر شهوت به جای زنان به سراغ مردان می‌روید بلکه شما قومی گزافکارید» سوره اعراف، آیه ۸۱.</ref> و مانند آنها سخن به میان می‌‌آید؛ یک معنای این عبارات آن است که [[تعقل]] و [[ایمان]] یا اضداد آنها در این افراد مقوّم ذاتی شده است.
 
بنابراین، وقتی چیزی «مقوّم» شخص شده باشد، آن چیز در [[حقیقت]] در قالب «[[مقام]]» شاکله شخصیتی او را شکل داده و جزء اصلی [[شخصیت]] او می‌‌شود.
 
از نظر [[قرآن]]، هر گاه چیزی جزو شاکله شخصیت شود، [[افکار]] و [[اعمال انسان]] تابع آن خواهد بود؛ زیرا [[خدا]] می‌‌فرماید: {{متن قرآن|كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ}}<ref>«بگو: هر کس به فرا خور خویش  کار می‌کند» سوره اسراء، آیه ۸۴.</ref>.<ref>{{متن قرآن|مَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا}} «هر کس رهیاب شود تنها به سود خود راه یافته و هر کس گمراه شود تنها به زیان خود گمراه گردیده است و هیچ باربرداری بار (گناه) دیگری را بر دوش نخواهد گرفت و ما تا پیامبری برنینگیزیم (کسی را) عذاب نمی‌کنیم» سوره اسراء، آیه ۱۵.</ref>
 
بنابراین، وقتی شخصی شاکله شخصیتی خویش را [[حق جویی]] و [[حق خواهی]] قرار دهد، آن امر به عنوان مقوم ذاتی او قرار می‌‌گیرد. این گونه به عنوان [[انسانی]] مستقیم بر [[حق]] شناخته می‌‌شود.
 
البته از [[آموزه‌های وحیانی قرآن]] بر می‌‌آید که حتی اگر شخص در [[مسیر حق]] و حقیقت قرار گیرد و بر آن [[استقامت]] فعلی داشته باشد، باز همین امر خوب است؛ زیرا تنها چیزی که در قرآن از آن به «مستقیم» توصیف شده، [[صراط الهی]] است که متصف به این اسم است؛ زیرا صراطی است که هیچ گونه [[اعوجاج]] و [[کژی]] در آن نیست و راه نمی‌یابد.
 
به هر حال، [[انسان]] می‌‌بایست در طریق حقیقت مستقیم باشد و به استقامت [[دست]] یابد و بتواند حقیقت را جزو مقومات خویش قرار دهد و به شکل دایمی در مسیر آن حرکت کرده و برای آن تلاش و سعی کند. این طریقت حقیقت همان استقامت در [[صراط مستقیم]] است؛ زیرا هیچ طریقت حقیقتی دیگر جز صراط مستقیم نیست. از همین روست که همه [[آیات قرآنی]] بر حرکت در صراط مستقیم و [[استقامت]] بر این طریقت تأکید دارد که به [[حقیقت]] ختم می‌‌شود.
 
[[خدا]] در [[قرآن]] به پیامبرش [[فرمان]] می‌‌دهد تا بر اساس [[علم الهی]] عمل کند و بر مشکلاتی که دیگران حتی [[اهل کتاب]] برایشان فراهم می‌‌آورد، استقامت ورزد و به [[دعوت]] خویش ادامه دهد و تحت تاثیر [[هواهای نفسانی]] دیگران قرار نگیرد و هماره بگوید که به آن چه از کتاب نازل شده [[ایمان]] داشته و مامورم تا بر اساس [[عدالت]] بین شما [[داوری]] و [[رفتار]] کنم و از طریقت [[حق]] که عدالت باشد خارج نشوم<ref>{{متن قرآن|فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَقُلْ آمَنْتُ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ لَا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ اللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ}} «پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و از هوس‌های آنان پیروی مکن و بگو: به هر کتابی که خداوند فرو فرستاده است ایمان دارم و فرمان یافته‌ام که میان شما دادگری کنم، خداوند پروردگار ما و شماست، کردارهای ما از آن ما و کردارهای شما از آن شما، هیچ چالشی میان ما و شما نیست، خداوند میان ما را جمع می‌گرداند و بازگشت (هر چیز) به سوی اوست» سوره شوری، آیه ۱۵.</ref>.
 
[[پیامبر]] از سوی [[خدا]] مامور است تا با بیان این [[حقیقت]] که او نیز بشری چون دیگران است، [[مردمان]] را در [[مسیر حق]] و حقیقت [[یاری]] رساند و [[اجازه]] دهد تا ایشان به حقیقت برسند و آن را جزو ذاتیات خویش کنند. البته همگان باید به این نکته توجه یابند که پیامبر با آنکه بشری چون دیگران است، [[ولی خدا]] او را به عنوان پیامبرش برگزیده و به او [[وحی]] می‌‌رساند<ref>{{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَوَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ}} «بگو: من تنها بشری همانند شمایم، به من وحی می‌شود که خدای شما خدایی یگانه است پس به او رو آورید و از او آمرزش بخواهید و وای بر مشرکان!» سوره فصلت، آیه ۶.</ref>.
 
استقامت پیامبر{{صل}} و [[مؤمنان]] می‌‌بایست نسبت به این حقیقت باشد که تنها [[خدای عالم]] همان [[خدای یکتا]] و یگانه‌ای است که [[خالق هستی]] است و [[ربوبیت]] به دست اوست و [[استغفار]] و غفران تنها از او خواسته می‌‌شود؛ پس اگر [[گناه]] و خطایی است تنها اوست که می‌‌تواند [[مردمان]] را ببخشد و بیامرزد.
 
آن حضرت{{صل}} همچنین مامور می‌‌شود تا نه تنها خود [[اهل استقامت]] باشد، بلکه تلاش کند تا کسانی که همراه ایشان شده و به [[حق]] بازگشتند، ایشان را نیز به [[استقامت]] بخواند و در همان مسیر [[حقیقت]] نگه دارد و نگذارد تا [[طغیان]] ورزند و هیچ [[گرایش]] و میل اندکی به [[ظالمین]] نداشته باشند و آنان را رکن ندهند، بلکه حق و [[عدالت]] را رکن خویش قرار داده و بر اساس آن عمل و [[رفتار]] کنند<ref>{{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ * وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ ثُمَّ لَا تُنْصَرُونَ}} «پس چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند) و سرکشی نورزید که او به آنچه انجام می‌دهید بیناست * و به ستمگران مگرایید که آتش (دوزخ) به شما رسد در حالی که شما را در برابر خداوند، سروری نباشد، آنگاه یاری نخواهید شد» سوره هود، آیه ۱۱۲-۱۱۳.</ref>.
 
از نظر [[قرآن]] کسانی از [[هدایت قرآنی]] بهره می‌‌برند و در [[صراط مستقیم]] آن گام بر می‌‌دارند که «اقوم» باشند؛ یعنی بخواهند راست‌ترین و قویم‌ترین شخص در [[مسیر حق]] باشند و هرگز از [[درستی]] و [[راستی]] دور نشوند؛ چراکه قرآن خود کتابی است که بر «اقوم» سامان یافته است؛ چنان که [[خدا]] در توصیف قرآن می‌‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ}}؛ به تحقیق که این قرآن بر استوارترین [[آیین]] [[هدایت]] می‌‌کند و «اقوم» است.<ref>{{متن قرآن|إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا كَبِيرًا}} «بی‌گمان این قرآن به آیین استوارتر رهنمون می‌گردد و به مؤمنانی که کارهای شایسته انجام می‌دهند مژده می‌دهد که پاداشی بزرگ دارند» سوره اسراء، آیه ۹.</ref> پس کسی که از چنین کتابی بهره می‌‌گیرد و از آن [[پیروی]] می‌‌کند، خود به «اقوم» تبدیل می‌‌شود و استوارترین شخص می‌‌شود.
 
البته در طول [[تاریخ]] همه [[پیامبران]] از جمله [[حضرت موسی]] و [[هارون]]{{ع}}، این گونه مامور بودند تا بر اساس [[علم وحیانی]] و [[حجت الهی]] عمل کنند، بر [[دعوت الهی]] خویش مستقیم باشند و [[استقامت]] ورزند و دیگران را نیز بدان بخوانند تا [[رستگار]] شوند<ref>{{متن قرآن|قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ}} «فرمود: دعای شما پذیرفته شد پس پایداری ورزید و از روش کسانی که دانایی ندارند پیروی نکنید» سوره یونس، آیه ۸۹.</ref>.
 
به هر حال، [[پیامبران]] و [[مؤمنان]] می‌‌بایست [[حق تعالی]] را با [[آیات آفاقی]] و انفسی بشناسند<ref>{{متن قرآن|سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ}} «به زودی نشانه‌های خویش را در گستره‌های بیرون و پیکره‌های درونشان نشان آنان خواهیم داد تا بر آنها روشن شود که او راستین است؛ آیا بسنده نیست که پروردگارت بر همه چیز گواه است؟» سوره فصلت، آیه ۵۳.</ref> و برای رسیدن به آن [[حق]] سبحانه و متحقق شدن به [[صفات الهی]] صیرورت و حرکت جوهری خویش را در [[صراط مستقیم]] [[اسلام]] و [[شرایع]] آن بپیماند تا متحقق به [[حقیقت الهی]] شوند و [[حقیقت]] جزو مقومات ذاتی آنان شده و آنان متحقق به حق شوند؛ زیرا در [[قیامت]] جز حق ظهوری ندارد و جایی برای [[باطل]] نیست. پس کسی که به قیامت وارد می‌‌شود، به [[میزان]] تحقق به حقیقت در چارچوب صراط مستقیم [[حق]] است که ظهور و بروز دارد؛ زیرا ترازو و میزان الحق جز حق را نشان نمی‌دهد<ref>{{متن قرآن|وَالْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ * وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِمَا كَانُوا بِآيَاتِنَا يَظْلِمُونَ}} «و سنجش در این روز، حق است پس کسانی که ترازوهای (کردار) شان سنگین آید رستگارند * و آن کسان که ترازوهای (کردار) شان سبک آید کسانی هستند که با ستمی که بر آیات ما روا می‌داشتند به خود زیان زدند» سوره اعراف، آیه ۸-۹.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[آثار استقامت در طریقت حق (مقاله)|آثار استقامت در طریقت حق]].</ref>.
 
== آثار استقامت در طریقت حقیقت ==
از نظر [[آموزه‌های وحیانی قرآن]]، مهم‌ترین و اساسی‌ترین آثار استقامت بر طریقت حقیقت آن است که [[انسان]] با [[توسل]] دائمی و ذکرالله تحت [[ربوبیت خدا]] قرار گرفته و خدا بر اساس [[ربوبیت]] خاص خویش، هر گونه [[خوف]] و حزنی را از ایشان در [[دنیا]] بر می‌‌دارد به طوری که نسبت به [[آینده]] ترسی نداشته و نسبت به گذشته [[حزن]] و اندوهی در دلهایشان راه نیابد و در [[آخرت]] نیز از [[بهشت]] و هر آنچه که دلخواه آنان است، بهره مند می‌‌شوند<ref>سوره فصلت، آیات ۳۰ و ۳۱؛ {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ * أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}} «آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند * آنان به پاداش آنچه انجام می‌دادند بهشتی‌اند در حالی که در آن جاودانند» سوره احقاف، آیه ۱۳-۱۴.</ref>.
 
چنین افرادی که [[اهل استقامت]] هستند و [[حق]] در [[جان]] ایشان قوام یافته است، در همین [[دنیا]] به سبب [[وعده الهی]] و [[بشارت]] به [[بهشت]]، دیگر [[خوف]] و ترسی ندارند که با چه مشکلاتی در سر راه خویش مواجه می‌‌شوند؛ زیرا [[فرشتگان]] بر ایشان نازل می‌‌شود و موجبات [[آرامش]] خاطر آنان را فراهم می‌‌آورند. همین فرشتگان به عنوان [[اولیاء الهی]] هماره در دنیا و [[آخرت]] همراه با ایشان بوده و در [[مشکلات]] آنان را [[یاری]] می‌‌رسانند و از جایی که [[انسان]] [[گمان]] نمی‌کند به ایشان کمک می‌‌کنند<ref>{{متن قرآن|حْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنْفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ * نُزُلًا مِنْ غَفُورٍ رَحِيمٍ}} «ما دوستان شما در این جهان و در جهان واپسینیم و در آنجا هر چه دلتان بخواهد هست و هر چه درخواست کنید دارید * به پذیرایی از سوی آمرزنده‌ای بخشاینده» سوره فصلت، آیه ۳۱-۳۲.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[آثار استقامت در طریقت حق (مقاله)|آثار استقامت در طریقت حق]].</ref>.
 
== [[صراط مستقیم]] [[اسلام]]، طریقت [[حقیقت]] ==
از نظر [[آموزه‌های وحیانی قرآن]]، [[اسلام]] حقیقتی است که از سوی [[خدا]] به عنوان [[دین]] معرفی شده و همه [[پیامبران]] بدان [[دعوت]] کرده‌اند؛ زیرا [[شرایع]] و مناهج گوناگون [[اسلامی]] همه شاخه‌های همان [[حقیقت]] برای دسترسی آسان به دریای حقیقت بی‌پایان است. از همین روست که [[دینی]] غیر از اسلام و شرایع آن پذیرفته نمی‌شود؛ زیرا حرکت در غیر [[صراط مستقیم]] چیزی جز حرکت در [[ضلالت]] و [[گمراهی]] نیست<ref>{{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَنْ يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ * وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ}} «بی‌گمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است و اهل کتاب، اختلاف نیافتند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند، از سر افزونجویی که در میان ایشان بود و هر کس به آیات خداوند کفر ورزد (بداند که) خداوند حسابرس سریع است * و هر کس جز اسلام دینی گزیند هرگز از او پذیرفته نمی‌شود و او در جهان واپسین از زیانکاران است» سوره آل عمران، آیه ۱۹ و ۸۵؛ {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ}} «و ما این کتاب را به سوی تو به درستی فرو فرستاده‌ایم که کتاب پیش از خود را راست می‌شمارد و نگاهبان بر آن است؛ پس میان آنان بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری کن و به جای آنچه از حق به تو رسیده است از خواسته‌های آنان پیروی مکن، ما به هر یک از شما شریعت و راهی داده‌ایم و اگر خداوند می‌خواست شما را امّتی یگانه می‌گردانید لیک (نگردانید) تا شما را در آنچه‌تان داده است بیازماید؛ پس در کارهای خیر بر یکدیگر پیشی گیرید، بازگشت همه شما به سوی خداوند است بنابراین شما را از آنچه در آن اختلاف می‌ورزیدید آگاه می‌گرداند» سوره مائده، آیه ۴۸؛ {{متن قرآن|شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ}} «از دین، همان را برای شما بیان داشت که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه را که به تو وحی کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسی و عیسی، سفارش کردیم که دین را استوار بدارید و در آن به پراکندگی نیفتید؛ بر [[مشرکان]] آنچه آنان را بدان می‌خوانی گران است، خداوند است که هر که را بخواهد به سوی خود برمی‌گزیند و هر که را (به درگاه او) بازگردد به سوی خویش رهنمون می‌گردد» سوره شوری، آیه ۱۳.</ref>.
 
[[خدا]] در [[سوره حمد]] به [[انسان]] [[فرمان]] می‌‌دهد تا از او بخواهند ایشان را به [[صراط مستقیم]] [[هدایت]] کند که همان صراط مستقیم پیامبران و [[اولیای الهی]] منعم علیهم؛ زیرا هر حرکت در غیر این صراط مستقیم چیزی جز [[ضلالت]] و [[گمراهی]] و گرفتاری به [[غضب الهی]] نیست.
 
از نظر [[قرآن]]، صراط مستقیم [[اسلام]] و [[شرایع]] آن، همان طریقت [[حقیقت]] است که حتی [[جنیان]] نیز موظف هستند بر اساس آن عمل و [[رفتار]] کنند؛ زیرا بر این باورند که اگر بخواهند از آب فراوان سیراب شوند، می‌‌بایست بر آن طریقت [[استقامت]] ورزند: {{متن قرآن|وَأَلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُم مَّاء غَدَقًا}}<ref>«و اینکه (به من وحی شده است) اگر بر راه (حقّ) پایداری ورزند آنان را از آبی (و رفاهی) فراوان سیراب می‌کنیم؛» سوره جن، آیه ۱۶.</ref>
 
از نظر قرآن، همه [[پیامبران]] و اولیای آنان به سبب حرکت در طریقت [[حقیقت]] و [[استقامت]] بر آن توانسته‌اند به [[پاداش]] عظیم [[دست]] یافته و از [[خشم]] و [[غضب الهی]] در [[امان]] مانند؛ اینان که شامل [[مؤمنان]] به [[پیامبر]]{{صل}}، [[پیامبران]]، [[صدیقین]]، [[شهداء]] و [[صالحین]] هستند، همانانی هستند که [[خدا]] به آنان نعمت‌های بزرگی را بخشیده و از [[فضل الهی]] بهره مند شده‌اند<ref>{{متن قرآن|وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا * ذَلِكَ الْفَضْلُ مِنَ اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ عَلِيمًا}} «و آنان که از خداوند و پیامبر فرمان برند با کسانی که خداوند به آنان نعمت داده است از پیامبران و راستکرداران و شهیدان و شایستگان خواهند بود و آنان همراهانی نیکویند * این بخشش از سوی خداوند است و خداوند به دانایی بسنده است» سوره نساء، آیه ۶۹-۷۰.</ref>.
 
بنابراین، هر کسی بخواهد به [[حق]] و [[حقیقت]] برسد و متحقق به حقیقت شود، می‌‌بایست [[اسلام]] را به عنوان [[صراط مستقیم]] حقیقت بشناسد و بپذیرد و بر اساس آن حرکت کرده و بر آن [[استقامت]] ورزد<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[آثار استقامت در طریقت حق (مقاله)|آثار استقامت در طریقت حق]].</ref>.
 
== [[لزوم]] [[سلوک]] بر [[صراط مستقیم]] ==
هر [[انسانی]] لازم است تا برای رسیدن به [[کمالات]] و [[رهایی]] از نواقص و [[عیوب]] و آثار [[دنیوی]] و [[اخروی]] آن یعنی [[دوزخ]]، به صراط مستقیم رو آورد و در آن سیر و سلوک کند. از نظر [[قرآن]]، هر چند که [[اراده انسان]] بر پیمودن صراط مستقیم، در گرو [[مشیّت]] خدا<ref>{{متن قرآن|إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ * لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ * وَمَا تَشَاؤُونَ إِلاَّ أَن يَشَاء اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ}}؛ «این (قرآن) جز یادکردی برای جهانیان نیست * برای هر کس از شما که بخواهد [[راه راست]] در پیش گیرد * و جز آنچه [[خواست خداوند]] [[پروردگار]] جهانیان است؛ نخواهید» [[سوره تکویر]]، [[آیه]] ۲۷-۲۹.</ref> و [[توفیق الهی]] است<ref>{{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}} «و بدین‌گونه ما روحی از امر خویش را به تو وحی کردیم؛ تو نمی‌دانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از بندگان خویش هر که را بخواهیم راهنمایی می‌کنیم و بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی» سوره شوری، آیه ۵۲.</ref>؛ اما شکی نیست که راهیابی و سلوک [[انسان]] به صراط مستقیم و [[پایداری]] بر آن، منوط به خواست و [[اراده]] خود انسان نیز است. پس هر انسانی توان و [[استطاعت]] پیمودن این صراط مستقیم را داراست<ref>{{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ * وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ * وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}} «بگو: بیایید تا آنچه را [[خداوند]] بر شما [[حرام]] کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را [[شریک]] او نگیرید و به [[پدر و مادر]] [[نیکی]] کنید و فرزندانتان را از [[ناداری]] نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به [[حق]] مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که [[خرد]] ورزید * و به [[مال یتیم]] نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای [[یتیم]]) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با [[دادگری]]، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش [[تکلیف]] نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) [[خویشاوند]] باشد؛ و به [[پیمان]] با خداوند [[وفا]] کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که [[پند]] گیرید * و (دیگر) این که این [[راه راست]] من است از آن [[پیروی]] کنید و از راه‌ها (ی دیگر) [[پیروی]] نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که [[پرهیزگاری]] ورزید» [[سوره انعام]]، [[آیه]] ۱۵۱-۱۵۳.</ref>. بنابراین بر هر کسی لازم است با [[پیروی از قوانین]] و [[شرایع]] [[اسلامی]]<ref>{{متن قرآن|وَأَنِ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ}} «و اینکه مرا بپرستید که این راهی است راست؟» سوره یس، آیه ۶۱.</ref> برای کسب [[فضایل]] و دست یابی به [[کمالات]] و مظهریت در [[اسمای الهی]] در این راه با هدایت‌های [[الهی]]<ref>{{متن قرآن|وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ * ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ}} «و (نیز) برخی از [[پدران]] و فرزندزادگان و [[برادران]] ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم * این رهنمود [[خداوند]] است که هر یک از [[بندگان]] خود را بخواهد با آن رهنمون می‌شود و اگر [[شرک]] ورزیده بودند آنچه می‌کردند تباه می‌شد» [[سوره انعام]]، [[آیه]] ۸۷-۸۸؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ * وَنَجَّيْنَاهُمَا وَقَوْمَهُمَا مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ * وَنَصَرْنَاهُمْ فَكَانُوا هُمُ الْغَالِبِينَ * وَآتَيْنَاهُمَا الْكِتَابَ الْمُسْتَبِينَ * وَهَدَيْنَاهُمَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}} «و به [[راستی]] بر [[موسی]] و [[هارون]] [[منّت]] نهادیم؛ * و آن دو و قومشان را از آن بلای سترگ رهاندیم * و یاریشان کردیم پس آنان بودند که [[پیروز]] شدند * و به هر دو کتابی روشن بخشیدیم * و هر دو را به [[راه راست]] رهنمون شدیم» [[سوره صافات]]، آیه ۱۱۴-۱۱۸؛ [[شوری]]، آیه ۵۲.</ref> کوشش و سعی کند<ref>{{متن قرآن|إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلَّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ * شَاكِرًا لِأَنْعُمِهِ اجْتَبَاهُ وَهَدَاهُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}} «به راستی ابراهیم (به تنهایی) امتی فروتن برای خداوند و درست‌آیین بود و از مشرکان نبود * سپاسگزار نعمت‌های او بود؛ (خداوند) او را برگزید و به راهی راست راهنمایی کرد» سوره نحل، آیه ۱۲۰-۱۲۱.</ref>.
 
[[خدا]] در چرایی [[لزوم]] [[سلوک]] بر [[صراط مستقیم]] به آثار آن اشاره می‌‌کند تا انگیزه‌ای برای [[مردمان]] باشد. از نظر [[قرآن]]، [[سعادتمندی]] و [[رهایی]] از [[شقاوت]]<ref>{{متن قرآن|وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا * وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ}} «و (مرا) با مادرم نیکوکار کرده و مرا گردنکشی سنگدل نگردانیده است * و بی‌گمان خداوند پروردگار من و شماست، او را بپرستید! این راهی راست است» سوره مریم، آیه ۳۲ و ۳۶.</ref>، کسب [[تقوای الهی]] و بهره‌مندی از آثار آن<ref>{{متن قرآن|وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}} «و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۳.</ref>، [[رهایی]] از اغوای دیگران و از جمله [[شیاطین]]<ref>{{متن قرآن|قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ * إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ * قَالَ هَذَا صِرَاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ}} «گفت: پروردگارا! برای آنکه مرا بیراه نهادی، در زمین (بدی‌ها را) در دید آنها خواهم آراست و همگان را از راه به در خواهم برد * بجز از میان آنان بندگان نابت را * فرمود: این راهی است راست، بر عهده من» سوره حجر، آیه ۳۹-۴۱.</ref> و [[اسوه]] و [[سرمشق]] قرار گرفتن<ref>{{متن قرآن|إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ * اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ * صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ}} «تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو یاری می‌جوییم * راه راست را به ما بنمای * راه آنان که به نعمت پرورده‌ای؛ که نه بر ایشان خشم آورده‌ای و نه گمراه‌اند» سوره فاتحه، آیه ۵-۷؛ انعام، آیات ۸۷ و ۸۸.</ref> در گرو و [[رهن]] پیمودن [[صراط مستقیم]] و ملازمت با آن است.
 
از نظر [[قرآن]] کسانی در مسیر صراط مستقیم به [[درستی]] [[سلوک]] کرده و از آثار آن بهره مند شده‌اند که به عنوان «منعم علیهم» از سوی [[خدا]] معرفی شده‌اند. اینان همان [[مؤمنان واقعی]]، [[پیامبران]]، [[صدیقین]]، [[شهداء]] و [[صالحین]] هستند؛ خدا می‌‌فرماید: {{متن قرآن|وَلَهَدَيْنَاهُمْ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا * وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُوْلَئِكَ رَفِيقًا * ذَلِكَ الْفَضْلُ مِنَ اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ عَلِيمًا}}<ref>«و بی‌گمان آنان را به راهی راست رهنمون می‌شدیم * و آنان که از خداوند و پیامبر فرمان برند با کسانی که خداوند به آنان نعمت داده است از پیامبران و راستکرداران و شهیدان و شایستگان خواهند بود و آنان همراهانی نیکویند * این بخشش از سوی خداوند است و خداوند به دانایی بسنده است» سوره نساء، آیه ۶۸-۷۰.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[حقیقت صراط مستقیم (مقاله)|حقیقت صراط مستقیم]].</ref>
 
== پیامبر و صراط مستقیم ==
#{{متن قرآن|قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref>«بگو: بی‌گمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار، آیین ابراهیم درست‌آیین و (او) از مشرکان نبود» سوره انعام، آیه ۱۶۱.</ref>.
#{{متن قرآن|قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref>«بگو: بی‌گمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار، آیین ابراهیم درست‌آیین و (او) از مشرکان نبود» سوره انعام، آیه ۱۶۱.</ref>.
#{{متن قرآن|فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«پس، بدانچه به تو وحی شده است دست بیاز که بی‌گمان تو بر راهی راست هستی» سوره زخرف، آیه ۴۳.</ref>.
#{{متن قرآن|فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«پس، بدانچه به تو وحی شده است دست بیاز که بی‌گمان تو بر راهی راست هستی» سوره زخرف، آیه ۴۳.</ref>.
خط ۱۷۵: خط ۳۹۷:
#{{متن قرآن|لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنْسَكًا هُمْ نَاسِكُوهُ فَلَا يُنَازِعُنَّكَ فِي الْأَمْرِ وَادْعُ إِلَى رَبِّكَ إِنَّكَ لَعَلَى هُدًى مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«برای هر امّتی آیینی نهاده‌ایم که آنان بر همان (آیین) رفتار می‌کنند پس نباید در این کار با تو بستیزند و (مردم را) به سوی پروردگارت فرا خوان! بی‌گمان تو بر رهنمودی راست قرار داری» سوره حج، آیه ۶۷.</ref>.
#{{متن قرآن|لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنْسَكًا هُمْ نَاسِكُوهُ فَلَا يُنَازِعُنَّكَ فِي الْأَمْرِ وَادْعُ إِلَى رَبِّكَ إِنَّكَ لَعَلَى هُدًى مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«برای هر امّتی آیینی نهاده‌ایم که آنان بر همان (آیین) رفتار می‌کنند پس نباید در این کار با تو بستیزند و (مردم را) به سوی پروردگارت فرا خوان! بی‌گمان تو بر رهنمودی راست قرار داری» سوره حج، آیه ۶۷.</ref>.
#{{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و به یقین تو آنان را به راهی راست می‌خوانی» سوره مؤمنون، آیه ۷۳.</ref>.
#{{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و به یقین تو آنان را به راهی راست می‌خوانی» سوره مؤمنون، آیه ۷۳.</ref>.
#{{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی» سوره شوری، آیه ۵۲.</ref>.
#{{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و بی‌گمان تو، به راهی راست [[راهنمایی]] می‌کنی» [[سوره شوری]]، [[آیه]] ۵۲.</ref>.
#{{متن قرآن|الر كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ}}<ref>«الف، لام، را، (این) کتابی است که بر تو فرو فرستاده‌ایم تا مردم را به اذن پروردگارشان به سوی راه آن (خداوند) پیروزمند ستوده، از تیرگی‌ها به سوی روشنایی برون آوری» سوره ابراهیم، آیه ۱.</ref>.
#{{متن قرآن|الر كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ}}<ref>«الف، لام، را، (این) کتابی است که بر تو فرو فرستاده‌ایم تا مردم را به اذن پروردگارشان به سوی راه آن (خداوند) پیروزمند ستوده، از تیرگی‌ها به سوی روشنایی برون آوری» سوره ابراهیم، آیه ۱.</ref>.
#{{متن قرآن|وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>«و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۳.</ref>.
#{{متن قرآن|وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>«و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۳.</ref>.
* '''نتیجه''': در [[آیات]] فوق این موضوعات درباره [[پیامبر]] و [[صراط مستقیم]] مطرح گردیده است:
# [[پیامبر اکرم]] از سالکان ره‌یافته به [[صراط مستقیم الهی]] [[آیات]] {{متن قرآن|قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«بگو: بی‌گمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است» سوره انعام، آیه ۱۶۱.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«بی‌گمان تو بر راهی راست هستی» سوره زخرف، آیه ۴۳.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّكَ لَعَلَى هُدًى مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«بی‌گمان تو بر رهنمودی راست قرار داری» سوره حج، آیه ۶۷.</ref>؛
# [[پیامبر]] دعوت‌کننده و [[هدایت‌گر]] [[انسان‌ها]] به [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و به یقین تو آنان را به راهی راست می‌خوانی» سوره مؤمنون، آیه ۷۳.</ref>، {{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی» سوره شوری، آیه ۵۲.</ref>؛
# بهره‌مندی [[پیامبر]] در همه مراحل مختلف [[زندگی]]، از [[هدایت الهی]] ورود به [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَيَهْدِيَكَ صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا}}<ref>«تا خداوند گناه پیشین و پسین تو را بیامرزد و نعمت خود را بر تو تمام گرداند و تو را به راهی راست رهنمون گردد» سوره فتح، آیه ۲.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۵۶.</ref>.


== صراط در ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ==
'''نتیجه''': در [[آیات]] فوق این موضوعات درباره [[پیامبر]] و [[صراط مستقیم]] مطرح گردیده است:
# مستقیم بودن و دوری از اعوجاج، دراصل معنای این واژه لحاظ شده است؛ در نتیجه، وصف مستقیم در [[آیه]]، اگر به معنای غیر معوج باشد، وصف تأکیدی است.
# [[پیامبر اکرم]]{{صل}} از سالکان ره‌یافته به [[صراط مستقیم الهی]] آیات {{متن قرآن|قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«بگو: بی‌گمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است» سوره انعام، آیه ۱۶۱.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«بی‌گمان تو بر راهی راست هستی» سوره زخرف، آیه ۴۳.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّكَ لَعَلَى هُدًى مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«بی‌گمان تو بر رهنمودی راست قرار داری» سوره حج، آیه ۶۷.</ref>؛
# برخی از اهل لغت، اصل در معنای «سرط» را [[غایب شدن]] به واسطه رفت و آمد در راه معنا کرده‌اند. آنها «سرط الطعام» را از آنجا گرفته‌اند که [[غذا]] با فرو رفتن در مجرای گلو ناپدید می‌شود. بدین ترتیب، [[صراط]] به راه گسترده و مستقیمی گفته می‌شود که سالک آن را چنان به سرعت طی می‌کند که گویی در راه ناپدید می‌شود<ref>معجم مقاییس اللغة (ط. مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۴۰۴ ﻫ.قج۳، ص۱۵۲.</ref>.
# پیامبر دعوت‌کننده و [[هدایت‌گر]] [[انسان‌ها]] به صراط مستقیم: {{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و به یقین تو آنان را به راهی راست می‌خوانی» سوره مؤمنون، آیه ۷۳.</ref>، {{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی» سوره شوری، آیه ۵۲.</ref>؛
# صراط در معنای مادی و [[معنوی]]، هردو به کار می‌رود. با توجه به نکته قبل، معلوم می‌شود که صراط معنوی آن راه [[باطنی]] است که اوّلاً، چون مستقیم است، کوتاه‌ترین راه به مقصد محسوب می‌شود و ثانیاً، آن‌چنان وسیع و سهل‌المؤونه در رسیدن به مقصد است که همه انانیّت‌های سالک در طی راه از او گرفته می‌شود<ref>التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۶، ص۲۳۰.</ref>. گویی کسی که کاملاً در [[صراط مستقیم]] قرار گرفته، فانی در راه می‌شود و از او چیزی جز ذوب شدن یکپارچه در صفات [[صراط الهی]] باقی نمی‌ماند. این همان مستقر شدن تحت [[ولایت پروردگار]] است: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ}}<ref>«بی‌گمان خداوند، پروردگار من و شماست؛ او را بپرستید، این، راهی است راست» سوره آل عمران، آیه ۵۱.</ref>، {{متن قرآن|وَأَنِ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ}}<ref>«و اینکه مرا بپرستید که این راهی است راست؟» سوره یس، آیه ۶۱.</ref>.
# بهره‌مندی پیامبر در همه مراحل مختلف [[زندگی]]، از [[هدایت الهی]] ورود به صراط مستقیم: {{متن قرآن|لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَيَهْدِيَكَ صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا}}<ref>«تا خداوند گناه پیشین و پسین تو را بیامرزد و نعمت خود را بر تو تمام گرداند و تو را به راهی راست رهنمون گردد» سوره فتح، آیه ۲.</ref>.<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲]]، ص۵۶.</ref>
# دو واژه «طریق» و «[[سبیل]]» نیز در [[قرآن]] به معنای راه به کار رفته‌اند؛ با این تفاوت که طریق از ماده «ط‌رق» به معنای کوبیدن است و به راهی گفته می‌شود که به واسطه رفت و آمد زیاد در آن و یا دست‌ساز بودن، بسیار کوبیده و هموار شده و آماده برای رفت و آمد است؛ سبیل نیز از ریشه «س‌ب‌ل» به معنای کشیدن و امتداد دادن چیزی است؛ لذا [[سبیل]] به راه ساده و همگانی گفته می‌شود که بین مبداء و مقصد کشیده شده و اسم عامی است برای راه‌های گوناگون. به همین جهت، در مسیرهای غیرمادی نیز، سبیل، به [[زشتی‌ها]] یا [[خوبی‌ها]] و یا روندگان خوب یا بد اضافه می‌شود؛ مثل «سبیل‌الغیّ» یا «سبیل‌الرشد» و یا «سبیل‌المجاهدین» یا «سبیل‌الکافرین». ولی در [[صراط]]، تأکید بر وضوح و [[سلامت]] راه است؛ به گونه‌ای که روندگان در آن بدون [[نگرانی]] به مقصد می‌رسند؛ لذا در [[قرآن]]، از آنجا که راه [[حق]] فقط یکی است، صراط مفرد به کار رفته و در [[غالب]] موارد، «صراط» به راه [[توحید]] نسبت داده شده و تنها در یک مورد به [[جهنم]] اضافه شده<ref>در سوره صافات می‌فرماید: {{متن قرآن|احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَأَزْوَاجَهُمْ وَمَا كَانُوا يَعْبُدُونَ * مِن دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَى‏ صِرَاطِ الْجَحِیمِ}} «و ستم‌پیشگان و همگونان ایشان و آنچه را به جای خداوند می‌پرستیدند گرد آورید و به راه دوزخ راهنمایی کنید» سوره صافات، آیه ۲۲-۲۳]. تعبیر از هدایت به صراط جهنم، یا از جهت استهزاء است که در دنیا مؤمنین را مسخره می‌کردند و یا اشاره به شدت وضوح راه باطل آنان دارد که به حدّی در باطل روشن خود مستقر بودند که هرگز توجه به امور دیگر نمی‌کردند.</ref> که در آن نیز ظرافتی است که فعلاً خارج از بحث ما است. در حالی که سبیل، هم به صورت مفرد و هم جمع به کار رفته است: {{متن قرآن|إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ * صِرَاطِ اللَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ أَلَا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ}}<ref>«بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی * راه خداوندی که آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است از آن اوست؛ آگاه باشید که همه کارها به سوی خداوند باز می‌گردد» سوره شوری، آیه ۵۲-۵۳.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴]] ص ۵۰۶.</ref>
 
== گمراهی از صراط مستقیم و عوامل آن ==
تصمیم [[ابلیس]]، بر [[گمراه کردن]] [[مردم]]، با کمین کردن در صراط مستقیم، به [[تلافی]] [[گمراه]] شدن خویش: {{متن قرآن|قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref> پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان می‌نشینم؛ سوره اعراف، آیه۱۶.</ref>.
 
[[شیطان]]، عامل [[گمراهی]] و [[انحراف]] از [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|يَا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِرَاطًا سَوِيًّا يَا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِيًّا}}<ref> ای پدر! بی‌گمان من به چیزی از دانش دست یافته‌ام که تو بدان دست نیافته‌ای؛ بنابراین از من پیروی کن تا تو را به راهی درست رهنمون گردم. ای پدر! شیطان را نپرست که شیطان با (خداوند) بخشنده نافرمان است؛ سوره مریم، آیه ۴۳ - ۴۴.</ref>؛ {{متن قرآن|أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَن لّا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ وَأَنْ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنكُمْ جِبِلًّا كَثِيرًا أَفَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُونَ}}<ref> ای فرزندان آدم! آیا به شما سفارش نکردم که شیطان را نپرستید که او دشمن آشکار شماست؟ و اینکه مرا بپرستید که این راهی است راست؟ و به راستی گروهی فراوان از شما را بیراه کرد پس آیا خرد نمی‌ورزیدید؟؛ سوره یس، آیه ۶۰ - ۶۲.</ref>.
 
[[گمراه]] ساختن [[مردم]] از [[صراط مستقیم]]، [[هدف]] [[ابلیس]] از مهلت خواهی: {{متن قرآن|فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ}}<ref> همه فروتنی کردند جز ابلیس؛ سوره اعراف، آیه۱۱.</ref>، {{متن قرآن|فأَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ}}<ref> به من تا روزی که (همه) برانگیخته می‌شوند مهلت ده!؛ [[سوره اعراف]]، آیه ۱۴.</ref>، {{متن قرآن|فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref>پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان می‌نشینم؛ سوره اعراف، آیه۱۶.</ref>.
 
[[شرک]]، [[انحراف]] از [[دین حنیف]] و صراط مستقیم: {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ}}<ref> ای قوم من! من از آنچه شریک (خداوند) قرار می‌دهید بیزارم؛ سوره انعام، آیه۷۸.</ref>، {{متن قرآن|حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref> من از مشرکان نیستم؛ سوره انعام، آیه۷۹.</ref>، {{متن قرآن|وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ}}<ref> و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم. این رهنمود خداوند است که هر یک از بندگان خود را بخواهد با آن رهنمون می‌شود و اگر شرک ورزیده بودند آنچه می‌کردند تباه می‌شد؛ سوره انعام، آیه ۸۷- ۸۸.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref> بگو: بی‌گمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار، آیین ابراهیم درست‌آیین و (او) از مشرکان نبود؛ سوره انعام، آیه۱۶۱.</ref>، {{متن قرآن|وَأَنْ أَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref> و (به من فرمان داده‌اند) که: با درستی آیین، روی به دین آور و هیچ‌گاه از مشرکان مباش!؛ سوره یونس، آیه۱۰۵.</ref>، {{متن قرآن|وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً رَّجُلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَبْكَمُ لاَ يَقْدِرُ عَلَىَ شَيْءٍ وَهُوَ كَلٌّ عَلَى مَوْلاهُ أَيْنَمَا يُوَجِّههُّ لاَ يَأْتِ بِخَيْرٍ هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَمَن يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> و [[خداوند]] دو مرد را مثل می‌زند که یکی از آن دو گنگ است و توان هیچ کاری ندارد و سربار [[سرور]] خویش است، هر جا می‌فرستدش خیری (با خود) نمی‌آورد، آیا او با آن کس که به [[دادگری]] [[فرمان]] می‌دهد و بر راهی است راست، برابر است؟؛ [[سوره نحل]]، آیه ۷۶.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلَّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref> به راستی ابراهیم (به تنهایی) امتی فروتن برای خداوند و درست‌آیین بود و از مشرکان نبود؛ سوره نحل، آیه۱۲۰.</ref>، {{متن قرآن|وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّهُ كَانَ صِدِّيقًا نَّبِيًّا إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ يَا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لا يَسْمَعُ وَلا يُبْصِرُ وَلا يُغْنِي عَنكَ شَيْئًا يَا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِرَاطًا سَوِيًّا}}<ref>و در این کتاب از ابراهیم یاد کن که او پیامبری بسیار راستگو بود. هنگامی که به پدرخویش گفت: ای پدر! چرا چیزی را می‌پرستی که نه می‌شنود و نه می‌بیند و نه هیچ به کار تو می‌آید؟ ای پدر! بی‌گمان من به چیزی از دانش دست یافته‌ام که تو بدان دست نیافته‌ای؛ بنابراین از من پیروی کن تا تو را به راهی درست رهنمون گردم؛ سوره مریم، آیه ۴۱ - ۴۳.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ سِيرُوا فِي الأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلُ كَانَ أَكْثَرُهُم مُّشْرِكِينَ فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ الْقَيِّمِ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لّا مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللَّهِ يَوْمَئِذٍ يَصَّدَّعُونَ}}<ref>بگو: در زمین گردش کنید، آنگاه بنگرید سرانجام پیشینیان چگونه بوده است؛ بیشتر آنان مشرک بودند. پس، روی (دل) برای این دین استوار راست بدار پیش از آنکه روزی فرا رسد که از سوی خداوند بازگشتی ندارد؛ در آن روز (مردم) پراکنده می‌شوند؛ سوره روم، آیه۴۲ - ۴۳.</ref>.


== تفاوت صراط و سبیل ==
[[انکار]] [[آخرت]]، عامل [[گمراهی]] و [[انحراف]] از [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|وَإِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ عَنِ الصِّرَاطِ لَنَاكِبُونَ}}<ref> و بی‌گمان آنان که به جهان واپسین ایمان ندارند، از راه گشته‌اند؛ سوره مؤمنون، آیه۷۴.</ref>.
[[خداوند]] در [[آیات]] مختلف از [[صراط]] و [[سبیل]]، هر دو نام برده؛ هرچند هر دوی آنها به معنای راه است، ولی چنان که گفتیم، صراط به راه واضح و روشن و وسیع گفته می‌شود، ولی سبیل به راه عادی و طبیعی بین دو نقطه اطلاق می‌گردد؛ مضاف بر آنکه در [[قرآن]] تفاوت‌هایی به لحاظ کاربردی بین صراط و سبیل وجود دارد که ذیلاً به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:
# صراط در قرآن واحد است و تنها یک راه منسوب به خداوند است که به انحاء گوناگون از آن یاد شده است؛ از قبیل: {{متن قرآن|صِرَاطِ اللَّهِ}}<ref>«راه خداوندی» سوره شوری، آیه ۵۳.</ref>، {{متن قرآن|أَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا}}<ref>«و (دیگر) این که این راه راست من است» سوره انعام، آیه ۱۵۳.</ref>، {{متن قرآن|صِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref>«راه راست را به ما بنمای» سوره فاتحه، آیه ۶.</ref>. که این موارد همگی راه‌های [[الهی]] است؛ اما لغت سبیل به صورت جمع نیز به کار رفته؛ مثل: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«و راه‌های خویش را به آنان که در (راه) ما بکوشند می‌نماییم و بی‌گمان خداوند با نیکوکاران است» سوره عنکبوت، آیه ۶۹.</ref>.
# صراط در قرآن عموماً به خداوند نسبت داده شده و تنها در [[سوره حمد]] به نعمت‌داران نسبت داده شده است؛ در حالی‌که سبیل، گاه به خداوند و یا [[مؤمنین]] و گاه به [[شیاطین]] و [[طاغوتیان]] منسوب گردیده است: {{متن قرآن|وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ}}<ref>«و در راه خداوند با آنان که با شما جنگ می‌کنند، جنگ کنید اما تجاوز نکنید که خداوند تجاوزکاران را دوست نمی‌دارد» سوره بقره، آیه ۱۹۰.</ref>، {{متن قرآن|وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَيَّ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«و اگر تو را وا دارند تا آنچه را که نمی‌دانی برای من شریک آوری، از آنان فرمان نبر و در این جهان با آنان به شایستگی همراهی کن و راه کسی را که به درگاه من باز می‌گردد پیش گیر، سپس بازگشتتان به سوی من است آنگاه شما را از آنچه می‌کرده‌اید می‌آگاهانم» سوره لقمان، آیه ۱۵.</ref>، {{متن قرآن|سَأَصْرِفُ عَنْ آيَاتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَإِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لَا يُؤْمِنُوا بِهَا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ لَا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الْغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا عَنْهَا غَافِلِينَ}}<ref>«به زودی کسانی را که در زمین ناحق گردنفرازی می‌ورزند از نشانه‌های خود روگردان خواهم کرد و هر نشانه‌ای ببینند بدان ایمان نخواهند آورد؛ و اگر راه درست را ببینند آن را راه (خویش) نخواهند گزید و چون کژراهه را ببینند آن را راه (خود) برخواهند گزید؛ این از آن روست که آنان نشانه‌های ما را دروغ شمردند و از آن غافل بودند» سوره اعراف، آیه ۱۴۶.</ref>. با توجه به آنکه اضافه [[سبیل]] به مضافٌ‌الیه خود در این [[آیات]]، از سنخ اضافه اختصاص است و مضاف را محدود و مختص به مضافٌ‌الیه می‌کند، معلوم می‌شود که [[صراط]] واحد است ولی سبیل به تعدّد [[زندگی]] و مرام تک‌تک [[مردم]]، متعدّد است.
# با توجه به نکته دوم، معلوم می‌شود از آنجا که سبیل بسته به [[میزان]] [[معرفت]] و [[اخلاص]] افراد متفاوت است، با [[شرک]] نیز قابل جمع‌شدن است و هر مقدار که [[ایمان]] کسی کامل‌تر باشد، سبیل زندگی او به [[صراط مستقیم]] نزدیک‌تر است؛ چنان‌که [[خداوند]] در [[سوره مائده]] به همه مردم می‌فرماید: «[[دین توحید]]، یعنی [[کتاب خدا]] و [[رسول]] مکرم {{صل}}، به سوی شما آمد و هر کس که راه کسب [[رضای الهی]] را بپیماید، در مسیر [[سلامتی]] و خروج از آفات شرک و [[شیطان]] قرار گرفته تا به آنجا که خداوند آنان را از ظلمت‌ها به [[نور هدایت]] می‌کند و در صراط مستقیم قرار می‌دهد». {{متن قرآن|يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرًا مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ * يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«ای اهل کتاب! فرستاده ما نزد شما آمده است که بسیاری از آنچه را که از کتاب (آسمانی خود) پنهان می‌داشتید برای شما بیان می‌کند و بسیاری (از لغزش‌های شما) را می‌بخشاید؛ به راستی، روشنایی و کتابی روشن از سوی خداوند نزد شما آمده است * خداوند با آن (روشنایی) هر کسی را که پی خشنودی وی باشد به راه‌های بی‌گزند، راهنمایی می‌کند و آنان را به اراده خویش از تیرگی‌ها به سوی روشنایی بیرون می‌آورد و آنها را به راهی راست رهنمون می‌گردد» سوره مائده، آیه ۱۵-۱۶.</ref>.


نتیجه آنکه: [[صراط مستقیم]] فقط منتسب به [[خداوند]] است و اگر به [[اولیاء الهی]] {{عم}} نیز منسوب شده، بدان دلیل است که همه ظاهر و [[باطن]] [[اعمال]] و [[اعتقادات]] آنها جلوه [[رضای الهی]] است و هیچ‌گونه شائبه‌ای از [[شرک]] و [[هوای نفس]] در آنها قابل فرض نیست. بنابراین، جلوه [[دنیایی]] و بشری [[صراط الهی]]، در [[صراط]] [[ولایت]] -یعنی راه نعمت‌داران [[الهی]] {{متن قرآن|صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ}} - ظاهر می‌شود و تفاوتی میان راه [[توحید]] و راه صاحبان ولایت نیست. بنابراین، [[سبیل]] با شرک و [[کفر]] قابل جمع است؛ ولی صراط مستقیم هرگز با شرک و [[گمراهی]] قابل جمع نیست: {{متن قرآن|غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ}}<ref>«راه آنان که به نعمت پرورده‌ای؛ که نه بر ایشان خشم آورده‌ای و نه گمراه‌اند» سوره فاتحه، آیه ۷.</ref>. به همین دلیل است که در [[آیات قرآن]]، صراط مستقیم [[هدف]] از [[هدایت]] (و نه طریقی برای هدایت) قرار گرفت: {{متن قرآن|اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref>«راه راست را به ما بنمای» سوره فاتحه، آیه ۶.</ref>، {{متن قرآن|وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ}}<ref>«و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید» سوره انعام، آیه ۱۵۳.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴]] ص ۵۴۸.</ref>
هجوم همه جانبه [[ابلیس]]، برای بازداشتن [[مردم]] از صراط مستقیم: {{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ}}<ref> و به [[راستی]] شما را آفریدیم و شما را چهره‌نگاری کردیم سپس به [[فرشتگان]] گفتیم: برای [[آدم]] [[فروتنی]] کنید! همه فروتنی کردند جز ابلیس که از فروتنان نبود؛ [[سوره اعراف]]، آیه۱۱.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref> پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان می‌نشینم؛ سوره اعراف، آیه۱۶.</ref>، {{متن قرآن|ثُمَّ لآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ وَلاَ تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ}}<ref> آنگاه از پیش و پس و راست و چپ آنان به سراغشان خواهم رفت و بیشتر آنان را سپاسگزار نخواهی یافت؛ سوره اعراف، آیه۱۷.</ref>.


==استقامت بر صراط مستقیم==
استفاده ابلیس از [[فرزندان]]، برای [[گمراه کردن]] مردم از صراط مستقیم: {{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ}}<ref> و به راستی شما را آفریدیم و شما را چهره‌نگاری کردیم سپس به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید! همه فروتنی کردند جز ابلیس که از فروتنان نبود؛ سوره اعراف، آیه۱۱.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref> پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان می‌نشینم؛ سوره اعراف، آیه۱۶.</ref>، {{متن قرآن|ثُمَّ لآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ وَلاَ تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ}}<ref> آنگاه از پیش و پس و راست و چپ آنان به سراغشان خواهم رفت و بیشتر آنان را سپاسگزار نخواهی یافت؛ سوره اعراف، آیه۱۷.</ref>.<ref>مقصود از "خَلْفِهِمْ" فرزندان و نسل انسان‌اند، که نسبت به آنان آمال و آرزوهایی دارد و شیطان از همین طریق وارد شده و مقاصد خود را به آدمی القا می‌‌کند و برای فرزندان به جمع مال از راه حلال و حرام می‌‌پردازد و هر چه در توان دارد برای آنان فراهم کرده، خود را در این راه به هلاکت می‌‌افکند؛ المیزان، ج ۸، ص۳۱.</ref>
{{همچنین|استقامت بر حق}}
از نظر [[آموزه‌های وحیانی قرآن]]، تبدیل صفتی به «شاکله» نیازمند سعی و تلاش بسیار در بستر زمانی و صیرورت و انقلاب‌های چندی است؛ زیرا هر چیزی زمانی از حال به [[مقام]] در می‌‌آید که [[انسان]] آن چیز را بسیار تکرار کند و در همه احوالات آن را برای خود [[هدف]] قرار دهد و هرگز از آن کوتاه نیاید؛ زیرا اگر تقلبات در احوالات متضاد داشته باشد، هرگز به مقام نمی‌رسد و شاکله و [[ملکات]] و مقومات [[شخصیت]] کسی نمی‌شود. به عنوان نمونه [[صبر]] و [[شکیبایی]]، صفتی [[نیک]] مورد اقبال [[مردم]] است، اما مردم به سبب [[عجله]] در کاری یا [[جزع]] و فزع در هنگامه [[مصیبت]]، [[اطاعت]] و [[معصیت]]، نمی‌توانند آن را از حالت صفت به اسم و از حال به مقام در آورند. دست یابی به [[مقام صبر]] نیازمند یک حرکت جوهری در نفس است. از این حرکت جوهری در قرآن به «صیرورت» تعبیر می‌‌شود. این حرکت جوهری به سوی تبدیل حال به مقام و صفت به اسم می‌‌بایست به شکل دایمی و بی‌وقفه ادامه و استمرار یابد. شاید در آغاز وقفه‌هایی ایجاد شود، ولی با [[حضور قلب]] و اهتمام به صبر در همه احوال سه گانه اطاعت، مصیبت و معصیت، و [[پرهیز]] از عجله و جزع و فزع، این امکان فراهم می‌‌آید تا در نهایت «انقلابی» رخ دهد و صبر از حالت صفت به اسم و حال به مقام در آید و شخص از «الذین صبروا» به «الصابرین» و «الصبور» تبدیل شود.


از نظر قرآن، همه صفات مثبت و منفی این گونه است؛ یعنی تبدیل آن در یک حرکت جوهری انجام می‌‌شود تا به [[انقلاب]] برسد و آن صفات تبدیل به اسم و مقام شخص شود و [[ملکه]] و مقوّم ذاتی شخص گردد به طوری که هرگز در هیچ احوالی از آن خارج نشود؛ چنان که «قوامین بالقسط»<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيرًا فَاللَّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا وَإِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا}} «ای مؤمنان! به دادگری بپاخیزید و برای خداوند گواهی دهید هر چند به زیان خود یا پدر و مادر و یا نزدیکان (تان) باشد و اگر (هر یک از دو طرف دعوا) دارا باشد یا نادار، خداوند به (دستگیری از) هر دو سزاوارتر است، پس (در گواهی دادن) از هوا (ی نفس) پیروی نکنید که به یک سو‌گرایید و اگر (در گواهی دادن) زبان بگردانید یا (از آن) رو برتابید بی‌گمان خداوند از آنچه می‌کنید آگاه است» سوره نساء، آیه ۱۳۵.</ref> و «قوامین لله»<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ}} «ای مؤمنان! برای خداوند بپاخیزید و با دادگری گواهی دهید و نباید دشمنی با گروهی شما را وادارد که دادگری نکنید، دادگری ورزید که به پرهیزگاری نزدیک‌تر است و از خداوند پروا کنید که خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است» سوره مائده، آیه ۸.</ref> این گونه است؛ زیرا [[قسط]] برای چنین شخصی، جزو مقومات ذاتی او شده است.
[[گمراه کردن]] [[مردم]] از [[صراط مستقیم]] از جانب [[ابلیس]]، با استفاده از [[امور دینی]]: {{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ}}<ref> و به [[راستی]] شما را آفریدیم و شما را چهره‌نگاری کردیم سپس به [[فرشتگان]] گفتیم: برای [[آدم]] [[فروتنی]] کنید! همه فروتنی کردند جز ابلیس که از فروتنان نبود؛ [[سوره اعراف]]، آیه ۱۱.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref> پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان می‌نشینم؛ سوره اعراف، آیه۱۶.</ref>، {{متن قرآن|ثُمَّ لآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ وَلاَ تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ}}<ref> آنگاه از پیش و پس و راست و چپ آنان به سراغشان خواهم رفت و بیشتر آنان را سپاسگزار نخواهی یافت؛ سوره اعراف، آیه۱۷.</ref>.<ref>منظور از "أَيْمَانِهِمْ" اموری است که به سعادت بشر مربوط می‌شود که همان دین باشد. اتیان ابلیس از جانب «یمین» به این است که در برخی از امور دینی ایجاد مبالغه کند و به اموری که خداوند دستور نداده، تکلیف کند؛ المیزان، ج ۸، ص۳۲. و با تزیین گمراهی، دین شان را به فساد می‌‌کشاند؛ التّبیان، ج ۴، ص۳۶۵؛ تفسیر الصّافی، ج ۲، ص۱۸۴.</ref>


[[خدا]] در [[قرآن]]، از «[[قوم]] یعقلون» یا «قوم یومنون» یا ضد آنها «قوم لایعقلون»<ref>{{متن قرآن|وَإِذَا نَادَيْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْقِلُونَ}} «و چون به نماز بانگ برآورید آن را به ریشخند و بازی می‌گیرند؛ این از آن روست که آنان گروهی هستند که خرد نمی‌ورزند» سوره مائده، آیه ۵۸.</ref>، «قوم تجهلون»<ref>{{متن قرآن|وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلَى قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلَى أَصْنَامٍ لَهُمْ قَالُوا يَا مُوسَى اجْعَلْ لَنَا إِلَهًا كَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ}} «و بنی اسرائیل را از دریا گذراندیم آنگاه آنان به قومی رسیدند که به پرستش بت‌هایی که داشتند رو آورده بودند، گفتند: ای موسی! برای ما خدایی بگمار چنان که آنان خدایانی دارند، (موسی) گفت: به راستی که شما قومی نادانید» سوره اعراف، آیه ۱۳۸.</ref>، «[[قوم]] لایفقهون»<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُونَ}} «ای پیامبر! مؤمنان را به کارزار برانگیز، اگر از شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز می‌گردند و اگر از شما صد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز می‌شوند زیرا آنان گروهی هستند که درنمی‌یابند» سوره انفال، آیه ۶۵؛ {{متن قرآن|وَإِذَا مَا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ نَظَرَ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ هَلْ يَرَاكُمْ مِنْ أَحَدٍ ثُمَّ انْصَرَفُوا صَرَفَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَفْقَهُونَ}} «و چون سوره‌ای فرو فرستاده شود، به یکدیگر می‌نگرند (و می‌پرسند) آیا کسی شما را می‌بیند؟ سپس (اگر کسی نبیندشان) باز می‌گردند؛ خداوند دل‌هاشان را بگرداند که آنان گروهی هستند که درنمی‌یابند» سوره توبه، آیه ۱۲۷.</ref>، «قوم لایعلمون»<ref>{{متن قرآن|وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْلَمُونَ}} «و اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست به او پناه ده تا کلام خداوند را بشنود سپس او را به پناهگاه وی برسان؛ این بدان روست که اینان گروهی نادانند» سوره توبه، آیه ۶.</ref>، «قوم مسرفون»<ref>{{متن قرآن|إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّسَاءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ}} «شما از سر شهوت به جای زنان به سراغ مردان می‌روید بلکه شما قومی گزافکارید» سوره اعراف، آیه ۸۱.</ref> و مانند آنها سخن به میان می‌‌آید؛ یک معنای این عبارات آن است که [[تعقل]] و [[ایمان]] یا اضداد آنها در این افراد مقوم ذاتی شده است.
[[گمراه کردن]] [[مردم]] از [[صراط مستقیم]]، از سوی [[ابلیس]]، به وسیله [[تزیین]] [[فحشا]] و منکرات: {{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ}}<ref> و به راستی شما را آفریدیم و شما را چهره‌نگاری کردیم سپس به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید! همه فروتنی کردند جز ابلیس که از فروتنان نبود؛ سوره اعراف، آیه۱۱.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref> پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان می‌نشینم؛ سوره اعراف، آیه۱۶.</ref>، {{متن قرآن|ثُمَّ لآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ وَلاَ تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ}}<ref> آنگاه از پیش و پس و راست و چپ آنان به سراغشان خواهم رفت و بیشتر آنان را سپاسگزار نخواهی یافت؛ سوره اعراف، آیه۱۷.</ref>.<ref>مقصود از «شمال»، خلاف یمین است و مقصود از آن تزیین منکرات و دعوت به ارتکاب معاصی است؛ المیزان، ج ۸، ص۳۲.</ref>


بنابراین، وقتی چیزی «مقوم» شخص شده باشد، آن چیز در [[حقیقت]] در قالب «[[مقام]]» شاکله شخصیتی او را شکل داده و جزء اصلی [[شخصیت]] او می‌‌شود.
ابلیس، دارای شیوه‌های مختلف، در [[منحرف]] ساختن [[انسان‌ها]] از صراط مستقیم: {{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ}}<ref> و به راستی شما را آفریدیم و شما را چهره‌نگاری کردیم سپس به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید! همه فروتنی کردند جز ابلیس که از فروتنان نبود؛ سوره اعراف، آیه۱۱.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref> پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان می‌نشینم؛ سوره اعراف، آیه۱۶.</ref>، {{متن قرآن|ثُمَّ لآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ وَلاَ تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ}}<ref> آنگاه از پیش و پس و راست و چپ آنان به سراغشان خواهم رفت و بیشتر آنان را سپاسگزار نخواهی یافت؛ سوره اعراف، آیه۱۷.</ref>.


از نظر [[قرآن]]، هر گاه چیزی جزو شاکله [[شخصیت]] شود، [[افکار]] و [[اعمال انسان]] تابع آن خواهد بود؛ زیرا [[خدا]] می‌‌فرماید: کل یعمل علی شاکلته؛ هر کسی بر شاکله و شخصیت خویش عمل می‌‌کند.<ref>{{متن قرآن|مَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا}} «هر کس رهیاب شود تنها به سود خود راه یافته و هر کس گمراه شود تنها به زیان خود گمراه گردیده است و هیچ باربرداری بار (گناه) دیگری را بر دوش نخواهد گرفت و ما تا پیامبری برنینگیزیم (کسی را) عذاب نمی‌کنیم» سوره اسراء، آیه ۱۵.</ref>
استفاده [[ابلیس]] از [[اموال]] و [[بخل]] ورزیدن، برای [[گمراه کردن]] [[مردم]] از [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ}}<ref> و به راستی شما را آفریدیم و شما را چهره‌نگاری کردیم سپس به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید! همه فروتنی کردند جز ابلیس که از فروتنان نبود؛ سوره اعراف، آیه۱۱.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref> پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان می‌نشینم؛ سوره اعراف، آیه۱۶.</ref>، {{متن قرآن|ثُمَّ لآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ وَلاَ تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ}}<ref> آنگاه از پیش و پس و راست و چپ آنان به سراغشان خواهم رفت و بیشتر آنان را سپاسگزار نخواهی یافت؛ سوره اعراف، آیه۱۷.</ref>.<ref>در روایتی از [[امام باقر]]{{ع}} "وَمِنْ خَلْفِهِمْ" به گردآوری اموال و بخل ورزیدن از ادای حقوق مالی به دستور ابلیس، تفسیر شده است؛ التّبیان، ج ۴، ص۳۶۵؛ تفسیر نورالثقلین، ج ۲، ص۱۱، ح ۳۳.</ref>
بنابراین، وقتی شخصی شاکله شخصیتی خویش را [[حق جویی]] و [[حق خواهی]] قرار دهد، آن امر به عنوان مقوم ذاتی او قرار می‌‌گیرد. این گونه به عنوان [[انسانی]] مستقیم بر [[حق]] شناخته می‌‌شود.


البته از [[آموزه‌های وحیانی قرآن]] بر می‌‌آید که حتی اگر شخص در [[مسیر حق]] و [[حقیقت]] قرار گیرد و بر آن [[استقامت]] فعلی داشته باشد، باز همین امر خوب است؛ زیرا تنها چیزی که در قرآن از آن به «مستقیم» توصیف شده، [[صراط الهی]] است که متصف به این اسم است؛ زیرا صراطی است که هیچ گونه [[اعوجاج]] و [[کژی]] در آن نیست و راه نمی‌یابد.
ابلیس، [[گمراه کننده]] مردم از صراط مستقیم، با ایجاد [[تساهل]] نسبت به امور [[آخرتی]]: {{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ}}<ref> و به راستی شما را آفریدیم و شما را چهره‌نگاری کردیم سپس به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید! همه فروتنی کردند جز ابلیس که از فروتنان نبود؛ سوره اعراف، آیه۱۱.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref> پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان می‌نشینم؛ سوره اعراف، آیه۱۶.</ref>، {{متن قرآن|ثُمَّ لآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ وَلاَ تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ}}<ref> آنگاه از پیش و پس و راست و چپ آنان به سراغشان خواهم رفت و بیشتر آنان را سپاسگزار نخواهی یافت؛ سوره اعراف، آیه۱۷.</ref>.<ref>در روایتی از [[امام باقر]]{{ع}} "ثُمَّ لآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ" به نقش شیطان در ایجاد سهل‌انگاری نسبت به امور اخروی تفسیر شده است؛ التّبیان، ج ۴، ص۳۶۵.</ref>


به هر حال، [[انسان]] می‌‌بایست در طریق حقیقت مستقیم باشد وبه استقامت دست یابد و بتواند حقیقت را جزو مقومات خویش قرار دهد و به شکل دایمی در مسیر آن حرکت کرده و برای آن تلاش و سعی کند. این [[طریقت]] حقیقت همان استقامت در [[صراط مستقیم]] است؛ زیرا هیچ طریقت حقیقتی دیگر جز صراط مستقیم نیست. از همین روست که همه [[آیات قرآنی]] بر حرکت در صراط مستقیم و استقامت بر این طریقت تاکید دارد که به حقیقت ختم می‌‌شود.
نقش [[شیطان]] در [[گمراه کردن]] [[مردم]] از [[صراط مستقیم]]، با محبوب قرار دادن [[لذّات]] و [[غلبه]] دادن [[شهوات]] در دلهای مردم: {{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ}}<ref> و به راستی شما را آفریدیم و شما را چهره‌نگاری کردیم سپس به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید! همه فروتنی کردند جز ابلیس که از فروتنان نبود؛ سوره اعراف، آیه۱۱.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref> پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان می‌نشینم؛ سوره اعراف، آیه۱۶.</ref>، {{متن قرآن|ثُمَّ لآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ وَلاَ تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ}}<ref> آنگاه از پیش و پس و راست و چپ آنان به سراغشان خواهم رفت و بیشتر آنان را سپاسگزار نخواهی یافت؛ سوره اعراف، آیه۱۷.</ref>.<ref>در روایتی از امام باقر{{ع}} "وَعَن شَمَائِلِهِمْ" به محبوب قرار دادن لذّات و غلبه دادن شهوات بر دلها تفسیر شده است؛ التّبیان، ج ۴، ص۳۶۵؛ مجمع البیان، ج ۳ - ۴، ص۶۲۳.</ref>
خدا در قرآن به پیامبرش [[فرمان]] می‌‌دهد تا بر اساس [[علم الهی]] عمل کند و بر مشکلاتی که دیگران حتی [[اهل کتاب]] برایشان فراهم می‌‌آورد، استقامت ورزد و به [[دعوت]] خویش ادامه دهد و تحت تاثیر [[هواهای نفسانی]] دیگران قرار نگیرد و هماره بگوید که به آن چه از کتاب نازل شده [[ایمان]] داشته و مامورم تا بر اساس [[عدالت]] بین شما [[داوری]] و [[رفتار]] کنم و از [[طریقت]] [[حق]] که عدالت باشد خارج نشوم.<ref>{{متن قرآن|فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَقُلْ آمَنْتُ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ لَا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ اللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ}} «پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و از هوس‌های آنان پیروی مکن و بگو: به هر کتابی که خداوند فرو فرستاده است ایمان دارم و فرمان یافته‌ام که میان شما دادگری کنم، خداوند پروردگار ما و شماست، کردارهای ما از آن ما و کردارهای شما از آن شما، هیچ چالشی میان ما و شما نیست، خداوند میان ما را جمع می‌گرداند و بازگشت (هر چیز) به سوی اوست» سوره شوری، آیه ۱۵.</ref>


[[پیامبر]] از سوی [[خدا]] مامور است تا با بیان این [[حقیقت]] که او نیز بشری چون دیگران است، [[مردمان]] را در [[مسیر حق]] و حقیقت [[یاری]] رساند و [[اجازه]] دهد تا ایشان به حقیقت برسند و آن را جزو ذاتیات خویش کنند. البته همگان باید به این نکته توجه یابند که پیامبر با آنکه بشری چون دیگران است، [[ولی خدا]] او را به عنوان پیامبرش برگزیده و به او [[وحی]] می‌‌رساند.<ref>{{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَوَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ}} «بگو: من تنها بشری همانند شمایم، به من وحی می‌شود که خدای شما خدایی یگانه است پس به او رو آورید و از او آمرزش بخواهید و وای بر مشرکان!» سوره فصلت، آیه ۶.</ref>
=== [[کیفر]] [[گمراهی]] از [[صراط]] مستقیم ===
[[جهنّم]]، کیفر گمراهی از صراط مستقیم: {{متن قرآن|فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref> پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان می‌نشینم؛ سوره اعراف، آیه۱۶.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ اخْرُجْ مِنْهَا مَذْؤُومًا مَّدْحُورًا لَّمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكُمْ أَجْمَعِينَ}}<ref> فرمود: نکوهیده و رانده از آنجا بیرون رو! سوگند که از ایشان هر کس از تو پیروی کند دوزخ را از همه شما خواهم انباشت؛ سوره اعراف، آیه ۱۸.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ هَذَا صِرَاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ}}<ref>فرمود: این راهی است راست، بر عهده من بی‌گمان تو بر بندگان من چیرگی نداری مگر آن گمراهان که از تو پیروی کنند. و به یقین دوزخ وعده‌گاه همه آنان است؛ سوره حجر، آیه ۴۱ - ۴۳.</ref>.


[[استقامت پیامبر]]{{صل}} و [[مؤمنان]] می‌‌بایست نسبت به این حقیقت باشد که تنها [[خدای عالم]] همان [[خدای یکتا]] و یگانه ای است که [[خالق هستی]] است و [[ربوبیت]] به دست اوست و [[استغفار]] وغفران تنها از او خواسته می‌‌شود؛ پس اگر [[گناه]] و خطایی است تنها اوست که می‌‌تواند [[مردمان]] را ببخشد و بیامرزد.
== راه [[پیروی]] از [[صراط مستقیم]] ==
آن حضرت{{صل}} همچنین مامور می‌‌شود تا نه تنها خود [[اهل]] [[استقامت]] باشد، بلکه تلاش کند تا کسانی که همراه ایشان شده و به [[حق]] بازگشتند، ایشان را نیز به استقامت بخواند و در همان مسیر [[حقیقت]] نگه دارد و نگذارد تا [[طغیان]] ورزند و هیچ [[گرایش]] و میل اندکی به [[ظالمین]] نداشته باشند و آنان را رکن ندهند، بلکه حق و [[عدالت]] را رکن خویش قرار داده و بر اساس آن عمل و [[رفتار]] کنند.<ref>{{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ * وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ ثُمَّ لَا تُنْصَرُونَ}} «پس چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند) و سرکشی نورزید که او به آنچه انجام می‌دهید بیناست * و به ستمگران مگرایید که آتش (دوزخ) به شما رسد در حالی که شما را در برابر خداوند، سروری نباشد، آنگاه یاری نخواهید شد» سوره هود، آیه ۱۱۲-۱۱۳.</ref>
راهیابی و [[سلوک]] [[انسان]] به صراط مستقیم و [[پایداری]] بر آن، منوط به خواست و [[اراده]] خود انسان: {{متن قرآن|لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ وَمَا تَشَاؤُونَ إِلاَّ أَن يَشَاء اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ}}<ref> برای هر کس از شما که بخواهد راه راست در پیش گیرد. و جز آنچه خواست خداوند پروردگار جهانیان است؛ نخواهید؛ سوره تکویر، آیه ۲۸ - ۲۹.</ref>.


از نظر [[قرآن]] کسانی از [[هدایت قرآنی]] بهره می‌‌برند و در [[صراط مستقیم]] آن گام بر می‌‌دارند که «اقوم» باشند؛ یعنی بخواهند راست‌ترین و قویم‌ترین شخص در [[مسیر حق]] باشند و هرگز از [[درستی]] و [[راستی]] دور نشوند؛ چراکه قرآن خود کتابی است که بر «اقوم» سامان یافته است؛ چنان که [[خدا]] در توصیف قرآن می‌‌فرماید: ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم؛ به تحقیق که این قرآن بر استوارترین [[آیین]] [[هدایت]] می‌‌کند و «اقوم» است.<ref>{{متن قرآن|إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا كَبِيرًا}} «بی‌گمان این قرآن به آیین استوارتر رهنمون می‌گردد و به مؤمنانی که کارهای شایسته انجام می‌دهند مژده می‌دهد که پاداشی بزرگ دارند» سوره اسراء، آیه ۹.</ref> پس کسی که از چنین کتابی بهره می‌‌گیرد و از آن [[پیروی]] می‌‌کند، خود به «اقوم» تبدیل می‌‌شود و استوارترین شخص می‌‌شود.
کوشش انسان در کسب [[فضایل]] [[معنوی]]، مؤثّر بر [[توفیق]] سلوک و ماندن در صراط مستقیم: {{متن قرآن|إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلَّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ شَاكِرًا لِّأَنْعُمِهِ اجْتَبَاهُ وَهَدَاهُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> به راستی ابراهیم (به تنهایی) امتی فروتن برای خداوند و درست‌آیین بود و از مشرکان نبود. سپاسگزار نعمت‌های او بود؛ (خداوند) او را برگزید و به راهی راست راهنمایی کرد؛ سوره نحل، آیه ۱۲۰ - ۱۲۱.</ref>.


البته در طول [[تاریخ]] همه [[پیامبران]] از جمله [[حضرت موسی]] و [[هارون]]{{ع}}، این گونه مامور بودند تا بر اساس [[علم وحیانی]] و [[حجت الهی]] عمل کنند، بر [[دعوت الهی]] خویش مستقیم باشند و [[استقامت]] ورزند و دیگران را نیز بدان بخوانند تا [[رستگار]] شوند.<ref>{{متن قرآن|قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ}} «فرمود: دعای شما پذیرفته شد پس پایداری ورزید و از روش کسانی که دانایی ندارند پیروی نکنید» سوره یونس، آیه ۸۹.</ref>
توان [[مکلفان]] در پیمودن راه مستقیم خداوند: {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه۱۵۱ - ۱۵۳.</ref>.
به هر حال، پیامبران و [[مؤمنان]] می‌‌بایست [[حق تعالی]] را با [[آیات آفاقی]] و انفسی بشناسند<ref>{{متن قرآن|سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ}} «به زودی نشانه‌های خویش را در گستره‌های بیرون و پیکره‌های درونشان نشان آنان خواهیم داد تا بر آنها روشن شود که او راستین است؛ آیا بسنده نیست که پروردگارت بر همه چیز گواه است؟» سوره فصلت، آیه ۵۳.</ref> و برای رسیدن به آن [[حق]] سبحانه و متحقق شدن به [[صفات الهی]] صیرورت و حرکت جوهری خویش را در [[صراط مستقیم]] [[اسلام]] و [[شرایع]] آن بپیماند تا متحقق به [[حقیقت الهی]] شوند و [[حقیقت]] جزو مقومات ذاتی آنان شده و آنان متحقق به حق شوند؛ زیرا در [[قیامت]] جز حق ظهوری ندارد و جایی برای [[باطل]] نیست. پس کسی که به قیامت وارد می‌‌شود، به [[میزان]] تحقق به حقیقت در چارچوب صراط مستقیم حق است که ظهور و بروز دارد؛ زیرا ترازو و [[میزان الحق]] جز حق را نشان نمی‌دهد.<ref>{{متن قرآن|وَالْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ * وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِمَا كَانُوا بِآيَاتِنَا يَظْلِمُونَ}} «و سنجش در این روز، حق است پس کسانی که ترازوهای (کردار) شان سنگین آید رستگارند * و آن کسان که ترازوهای (کردار) شان سبک آید کسانی هستند که با ستمی که بر آیات ما روا می‌داشتند به خود زیان زدند» سوره اعراف، آیه ۸-۹.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[آثار استقامت در طریقت حق (مقاله)|آثار استقامت در طریقت حق]].</ref>.


==[[صراط مستقیم]] [[اسلام]]، [[طریقت]] [[حقیقت]]==
[[لزوم]] حرکت در [[صراط مستقیم]]، با [[پیروی از قوانین]] [[دین الهی]]: {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه۱۵۱ - ۱۵۳.</ref>، {{متن قرآن|وَأَنْ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ}}<ref> و اینکه مرا بپرستید که این راهی است راست؟؛ سوره یس، آیه۶۱.</ref>.
از نظر [[آموزه‌های وحیانی قرآن]]، اسلام حقیقتی است که از سوی [[خدا]] به عنوان [[دین]] معرفی شده و همه [[پیامبران]] بدان [[دعوت]] کرده‌اند؛ زیرا [[شرایع]] و مناهج گوناگون [[اسلامی]] همه شاخه‌های همان حقیقت برای دسترسی آسان به دریای حقیقت بی‌پایان است. از همین روست که [[دینی]] غیر از اسلام و شرایع آن پذیرفته نمی‌شود؛ زیرا حرکت در غیر صراط مستقیم چیزی جز حرکت در [[ضلالت]] و [[گمراهی]] نیست.<ref>{{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَنْ يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ * وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ}} «بی‌گمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است و اهل کتاب، اختلاف نیافتند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند، از سر افزونجویی که در میان ایشان بود و هر کس به آیات خداوند کفر ورزد (بداند که) خداوند حسابرس سریع است * و هر کس جز اسلام دینی گزیند هرگز از او پذیرفته نمی‌شود و او در جهان واپسین از زیانکاران است» سوره آل عمران، آیه ۱۹ و ۸۵؛ {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ}} «و ما این کتاب را به سوی تو به درستی فرو فرستاده‌ایم که کتاب پیش از خود را راست می‌شمارد و نگاهبان بر آن است؛ پس میان آنان بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری کن و به جای آنچه از حق به تو رسیده است از خواسته‌های آنان پیروی مکن، ما به هر یک از شما شریعت و راهی داده‌ایم و اگر خداوند می‌خواست شما را امّتی یگانه می‌گردانید لیک (نگردانید) تا شما را در آنچه‌تان داده است بیازماید؛ پس در کارهای خیر بر یکدیگر پیشی گیرید، بازگشت همه شما به سوی خداوند است بنابراین شما را از آنچه در آن اختلاف می‌ورزیدید آگاه می‌گرداند» سوره مائده، آیه ۴۸؛ {{متن قرآن|شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ}} «از دین، همان را برای شما بیان داشت که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه را که به تو وحی کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسی و عیسی، سفارش کردیم که دین را استوار بدارید و در آن به پراکندگی نیفتید؛ بر مشرکان آنچه آنان را بدان می‌خوانی گران است، خداوند است که هر که را بخواهد به سوی خود برمی‌گزیند و هر که را (به درگاه او) بازگردد به سوی خویش رهنمون می‌گردد» سوره شوری، آیه ۱۳.</ref>


[[خدا]] در [[سوره حمد]] به [[انسان]] [[فرمان]] می‌‌دهد تا از او بخوانند ایشان را به [[صراط مستقیم]] [[هدایت]] کند که همان صراط مستقیم [[پیامبران]] و [[اولیای الهی]] [[منعم علیهم]]؛ زیرا هر حرکت در غیر این صراط مستقیم چیزی جز [[ضلالت]] و [[گمراهی]] و [[گرفتاری]] به [[غضب الهی]] نیست.
[[سلوک]] [[صراط مستقیم]]، منوط به [[توفیق الهی]] و [[هدایتگری]] [[پیامبر]]{{صل}}: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا مَا كُنتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلا الإِيمَانُ وَلَكِن جَعَلْنَاهُ نُورًا نَّهْدِي بِهِ مَنْ نَّشَاء مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> و بدین‌گونه ما [[روحی]] از امر خویش را به تو [[وحی]] کردیم؛ تو نمی‌دانستی کتاب و [[ایمان]] چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از [[بندگان]] خویش هر که را بخواهیم [[راهنمایی]] می‌کنیم و بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی...؛ [[سوره شوری]]، آیه  ۵۲-۵۳.</ref>.


از نظر [[قرآن]]، صراط مستقیم [[اسلام]] و [[شرایع]] آن، همان [[طریقت]] [[حقیقت]] است که حتی [[جنیان]] نیز موظف هستند بر اساس آن عمل و [[رفتار]] کنند؛ زیرا بر این باورند که اگر بخواهند از آب فراوان [[سیراب]] شوند، می‌‌بایست بر آن طریقت [[استقامت]] ورزند: و الو استقاموا علی الطریقه لاسقیناهم [[ماء]] غدقا.<ref>{{متن قرآن|وَأَلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُم مَّاء غَدَقًا}} «و اینکه (به من وحی شده است) اگر بر راه (حقّ) پایداری ورزند آنان را از آبی (و رفاهی) فراوان سیراب می‌کنیم؛» سوره جن، آیه ۱۶.</ref>
نیاز پیمودن صراط مستقیم، به [[هدایت الهی]]: {{متن قرآن|وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ}}<ref> و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم. این رهنمود خداوند است که هر یک از بندگان خود را بخواهد با آن رهنمون می‌شود و اگر شرک ورزیده بودند آنچه می‌کردند تباه می‌شد؛ سوره انعام، آیه ۸۷- ۸۸.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ}}<ref> و به راستی بر موسی و هارون منّت نهادیم؛ سوره صافات، آیه۱۱۴.</ref>، {{متن قرآن|وَهَدَيْنَاهُمَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref> و هر دو را به راه راست رهنمون شدیم؛ سوره صافات، آیه۱۱۸.</ref>، {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا مَا كُنتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلا الإِيمَانُ وَلَكِن جَعَلْنَاهُ نُورًا نَّهْدِي بِهِ مَنْ نَّشَاء مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> و بدین‌گونه ما روحی از امر خویش را به تو وحی کردیم؛ تو نمی‌دانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از بندگان خویش هر که را بخواهیم راهنمایی می‌کنیم و بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی...؛ سوره شوری، آیه ۵۲-۵۳.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ كُلٌّ مُّتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِيِّ وَمَنِ اهْتَدَى}}<ref> بگو همه چشم به راهند، شما هم چشم به راه باشید، به زودی خواهید دانست چه کسانی همراهان راه میانه‌‌اند و چه کسی رهیافته است؛ سوره طه، آیه۱۳۵.</ref>.


از نظر [[قرآن]]، همه [[پیامبران]] و اولیای آنان به سبب حرکت در [[طریقت]] [[حقیقت]] و [[استقامت]] بر آن توانسته‌اند به [[پاداش]] عظیم دست یافته و از [[خشم]] و [[غضب الهی]] در [[امان]] مانند؛ اینان که شامل [[مؤمنان]] به [[پیامبر]]{{صل}}، پیامبران، [[صدیقین]]، [[شهداء]] و [[صالحین]] هستند، همانانی هستند که [[خدا]] به آنان نعمت‌های بزرگی را بخشیده و از [[فضل الهی]] بهره مند شده‌اند.<ref>{{متن قرآن|وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا * ذَلِكَ الْفَضْلُ مِنَ اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ عَلِيمًا}} «و آنان که از خداوند و پیامبر فرمان برند با کسانی که خداوند به آنان نعمت داده است از پیامبران و راستکرداران و شهیدان و شایستگان خواهند بود و آنان همراهانی نیکویند * این بخشش از سوی خداوند است و خداوند به دانایی بسنده است» سوره نساء، آیه ۶۹-۷۰.</ref>
نقش مهم [[الگوها]] و نمونه‌های عینی راه یافتگان، در نیل به [[صراط مستقیم]] و [[سلوک]] در آن: {{متن قرآن|اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ}}<ref> راه راست را به ما بنمای راه آنان که به نعمت پرورده‌ای؛ که نه بر ایشان خشم آورده‌ای و نه گمراه‌اند؛ سوره فاتحه، آیه ۶ - ۷.</ref>.


بنابراین، هر کسی بخواهد به [[حق]] و حقیقت برسد و متحقق به حقیقت شود، می‌‌بایست [[اسلام]] را به عنوان [[صراط مستقیم]] حقیقت بشناسد و بپذیرد و بر اساس آن حرکت کرده و بر آن استقامت ورزد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[آثار استقامت در طریقت حق (مقاله)|آثار استقامت در طریقت حق]].</ref>.
== آثار سلوک صراط مستقیم ==
الگوی دیگران واقع شدن، از آثار سلوک در صراط مستقیم: {{متن قرآن|إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ}}<ref> تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو یاری می‌جوییم. راه راست را به ما بنمای راه آنان که به نعمت پرورده‌ای؛ که نه بر ایشان خشم آورده‌ای و نه گمراه‌اند؛ سوره فاتحه، آیه۵ - ۷.</ref>، {{متن قرآن|وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ}}<ref> و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم. این رهنمود خداوند است که هر یک از بندگان خود را بخواهد با آن رهنمون می‌شود و اگر شرک ورزیده بودند آنچه می‌کردند تباه می‌شد؛ سوره انعام، آیه ۸۷- ۸۸.</ref>.


==آثار استقامت در طریقت حقیقت==
اغواناپذیری، از آثار [[سلوک]] در [[صراط مستقیم الهی]]: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ قَالَ هَذَا صِرَاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ}}<ref> گفت: پروردگارا! برای آنکه مرا بیراه نهادی، در زمین (بدی‌ها را) در دید آنها خواهم آراست و همگان را از راه به در خواهم برد. بجز از میان آنان بندگان نابت را. فرمود: این راهی است راست، بر عهده من؛ سوره حجر، آیه ۳۹ - ۴۱.</ref>.
از نظر [[آموزه‌های وحیانی قرآن]]، مهم‌ترین و اساسی‌ترین آثار استقامت بر طریقت حقیقت آن است که [[انسان]] با [[توسل]] دایمی و ذکرالله «ربنا» تحت [[ربوبیت خدا]] قرار گرفته و خدا بر اساس [[ربوبیت]] خاص خویش، هر گونه [[خوف]] و حزنی را از ایشان در [[دنیا]] بر می‌‌دارد به طوری که نسبت به [[آینده]] ترسی نداشته و نسبت به گذشته [[حزن]] و اندوهی در دلهایشان راه نیابد، و در [[آخرت]] نیز از [[بهشت]] و هر آن چه که دلخواه آنان است، بهره مند می‌‌شوند.<ref>فصلت، آیات ۳۰ و ۳۱؛ {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ * أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}} «آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند * آنان به پاداش آنچه انجام می‌دادند بهشتی‌اند در حالی که در آن جاودانند» سوره احقاف، آیه ۱۳-۱۴.</ref>


چنین افرادی که [[اهل]] [[استقامت]] هستند و [[حق]] در [[جان]] ایشان قوام یافته است، در همین [[دنیا]] به سبب [[وعده الهی]] و [[بشارت]] به [[بهشت]]، دیگر [[خوف]] و ترسی ندارند که با چه مشکلاتی در سر راه خویش مواجه می‌‌شوند؛ زیرا [[فرشتگان]] بر ایشان نازل می‌‌شود و موجبات [[آرامش]] خاطر آنان را فراهم می‌‌آورند. همین فرشتگان به عنوان [[اولیاء الهی]] هماره در دنیا و [[آخرت]] همراه با ایشان بوده و در [[مشکلات]] آنان را [[یاری]] می‌‌رسانند و از جایی که [[انسان]] [[گمان]] نمی‌کند به ایشان کمک می‌‌کنند.<ref>{{متن قرآن|حْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنْفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ * نُزُلًا مِنْ غَفُورٍ رَحِيمٍ}} «ما دوستان شما در این جهان و در جهان واپسینیم و در آنجا هر چه دلتان بخواهد هست و هر چه درخواست کنید دارید * به پذیرایی از سوی آمرزنده‌ای بخشاینده» سوره فصلت، آیه ۳۱-۳۲.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[آثار استقامت در طریقت حق (مقاله)|آثار استقامت در طریقت حق]].</ref>.
[[تقواپیشگی]]، از آثار سلوک در [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref> و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه۱۵۳.</ref> .


==مفهوم‌شناسی [[صراط مستقیم]]==
[[سعادتمندی]]، از آثار سلوک در صراط مستقیم: {{متن قرآن|وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا}}<ref> و (مرا) با مادرم [[نیکوکار]] کرده و مرا [[گردنکشی]] [[سنگدل]] نگردانیده است؛ [[سوره]] [[مریم]]، آیه ۳۲.</ref>، {{متن قرآن|وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ}}<ref> و بی‌گمان خداوند پروردگار من و شماست، او را بپرستید! این راهی راست است؛ سوره مریم، آیه۳۶.</ref>.<ref>"هَذَا" اشاره به مضمون مطالبی است که در آیات پیشین آمده است. "شَقِيًّ" یعنی زیانکار، ضدّ سعید؛ تفسیر التحریر و التنویر، ج ۱۶، جزء ۸، ص۱۰۵. با توجّه به نفی شقاوت، ضدّ آن - که سعادتمندی باشد - اثبات می‌شود.</ref>
«[[صراط]]»، مشتق از «سرط» است.<ref>مجمع البیان، ج ۱ – ۲، ص۱۰۳.</ref> سرط، یعنی بلعیدن سریع.<ref>ترتیب العین، ج ۲، ص۸۱۳، «سرط».</ref> البته به راه روشن و وسیع از آن جهت که روندگان بسیاری را در خود جا می‌‌دهد، صراط گفته شده است. <ref>مجمع البیان، ج ۱ – ۲، ص۱۰۴.</ref>
اما واژه مستقیم، از ریشه «[[قوم]]» در ترکیب صراط مستقیم، به معنای راه [[راستی]] است که هیچ گونه [[کجی]] در آن نباشد. بنابراین صراط مستقیم یعنی راه روشن و راست به دور از هر گونه [[کژی]] و [[انحراف]].
درباره اینکه مقصود از صراط مستقیم چیست؟ اقوالی نقل شده است که شامل: [[قرآن]]، [[اسلام]]، [[پیامبراکرم]]{{صل}} و [[ائمّه]] [[معصومین]]{{ع}} است.


[[پیامبر]]{{صل}} درباره [[تفسیر]] {{متن قرآن|اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}} می‌‌فرماید: {{متن حدیث|{{متن قرآن|اهْدِنَا}} أرشِدْنا {{متن قرآن|الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}} يَعنِي دِينَ الإسلامِ؛ لأنَّ كُلَّ دِينٍ غيرَ الإسلامِ فَلَيسَ بِمُستَقيمٍ الذي ليسَ فيهِ التَّوحيدُ «صِراطَ الذينَ أنْعَمْتَ علَيهِم» يَعنِي بهِ النَبِيِّينَ و المُؤمِنِينَ الذينَ أنعَمَ [[اللّه]] ُ علَيهِم بِالإسلامِ و النبوَّةِ «غَيرِ المَغْضوبِ علَيهِم» يقولُ: أرشِدْنا غَيرَ دِينِ هؤلاءِ الذينَ غَضِبتَ علَيهِم و هُمُ اليَهودُ «و لا الضّالِّينَ». و هُمُ النَّصاري}}؛ «اهدنا» یعنی ما را رهنمون شو، «صراط مستقیم» یعنی [[دین اسلام]]؛ زیرا هیچ [[دینی]] جز اسلام راست و مستقیم نیست؛ چون [[توحید]] و [[یگانه پرستی]] در آن نیست، «صراط کسانی که نعمتشان دادی» یعنی، [[پیامبران]] و [[مؤمنان]]، که [[خداوند]] [[نعمت]] اسلام و [[نبوّت]] را ارزانیشان داشت، «نه [[غضب]] شدگان»، می‌‌فرماید: مارا به غیر [[دین]] آنان که بر ایشان [[خشم]] گرفته‌ای، یعنی [[یهود]]، [[راهنمایی]] فرما، «و نه [[گمراهان]]» یعنی [[نصارا]].<ref>الدر المنثور، ج ۱، ص۲۵</ref>
== [[دعوت]] به [[صراط مستقیم]] ==
دعوت [[خداوند]] از [[انسان‌ها]]، برای [[پیروی]] از صراط مستقیم: {{متن قرآن|وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref> و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه۱۵۳.</ref>.


[[امام صادق]]{{ع}} درباره [[کلام]] [[خدای تعالی]] {{متن قرآن|اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}} می‌‌فرماید: {{متن حدیث|أرشِدْنا الصِّراطَ المُستَقيمَ، أرشِدْنا لِلُزُومِ الطَّريقِ المُؤَدِّي إلي مَحَبَّتِكَ، و المُبَلِّغِ إلي جَنَّتِكَ، مِن أن نَتَّبِعَ أهواءَنا فَنَعطَبَ}}؛ یعنی ما را به [[راه راست]] رهنمون شو، مارا به پیمودن راهی که به [[محبّت]] تو می‌‌انجامد و به بهشتت می‌‌رساند، رهنمون شو، تا از هواهای [[نفْس]] خود [[پیروی]] نکنیم و به [[هلاکت]] نیفتیم.<ref>بحار الأنوار، ج ۴۷، ص۲۳۸، حدیث ۲۳.</ref>
[[پیامبر اکرم]]{{صل}}، دعوت کننده راستین [[مردم]] به [[راه مستقیم]]: {{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> و به یقین تو آنان را به راهی راست می‌خوانی؛ سوره مؤمنون، آیه۷۳.</ref>، {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا مَا كُنتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلا الإِيمَانُ وَلَكِن جَعَلْنَاهُ نُورًا نَّهْدِي بِهِ مَنْ نَّشَاء مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> و بدین‌گونه ما روحی از امر خویش را به تو وحی کردیم؛ تو نمی‌دانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از بندگان خویش هر که را بخواهیم راهنمایی می‌کنیم و بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی...؛ سوره شوری، آیه ۵۲-۵۳.</ref>.


در [[تفسیر منسوب به امام حسن عسکری]]{{ع}} نیز درباره [[کلام]] [[خدای تعالی]] {{متن قرآن|اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}} آمده است که [[آدمی]] گوید: {{متن حدیث|أدِمْ لَنا تَوفِيقَكَ الذي بهِ أطَعناكَ في ماضِي أيّامِنا حتّي نُطِيعَكَ كذلكَ في مُستَقبَلِ أعمارِنا. و الصِّراطُ المُستَقيمُ هُو صِراطانِ: صِراطٌ في الدُّنيا و صِراطٌ في الآخِرَةِ، فأمّا الصِّراطُ المُستَقيمُ في الدُّنيا فهُو ما قَصُرَ عنِ الغُلُوِّ، و ارتَفَعَ عنِ التَّقصيرِ، و استَقامَ فلَم يَعدِلْ إلي شَيءٍ مِنَ الباطِلِ، و أمّا الطَّريقُ الآخَرُ فهُو طريقُ المُؤمنينَ إلي الجَنَّةِ الذي هو مُستَقيمٌ}}؛ آن توفیقی را که عطایمان کردی تا در ایّام گذشته عمرِ خود طاعتت کنیم بر ما ادامه بده تا در ایّام مانده [[عمر]] خود نیز طاعتت کنیم. [[صراط مستقیم]] دو گونه است: صراطی در [[دنیا]] و صراطی در [[آخرت]]. صراطِ مستقیمِ در دنیا، همان راهی است که از [[افراط]] و [[تفریط]] به دور است، راه میانه است و به سوی [[باطل]] کمترین [[انحرافی]] ندارد، و [[صراط]] آخرت، همان راه [[مؤمنان]] به سوی [[بهشت]] است که راهی است مستقیم.<ref>تفسیر منسوب، ص۴۴، حدیث ۲۰.</ref>
[[حضرت عیسی]]{{ع}}، دعوت‌کننده راستین مردم به صراط مستقیم: {{متن قرآن|وَيُعَلِّمُهُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَرَسُولاً إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُم بِآيَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُم مِّنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُكُم بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ}}<ref> و به او کتاب و حکمت و تورات و انجیل می‌آموزد. و به پیامبری به سوی بنی اسرائیل (می‌فرستد، تا بگوید) که من برای شما نشانه‌ای از پروردگارتان آورده‌ام؛ من برای شما از گل، (اندامواره‌ای) به گونه پرنده می‌سازم و در آن می‌دمم، به اذن خداوند پرنده‌ای خواهد شد و به اذن خداوند نابینای مادرزاد و پیس را شفا خواهم داد و به اذن خداوند مردگان را زنده خواهم کرد و شما را از آنچه می‌خورید یا در خانه می‌انبارید آگاه خواهم ساخت، این نشانه‌ای برای شماست اگر مؤمن باشید؛ سوره آل عمران، آیه ۴۸ - ۴۹.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا}}<ref> نوزاد) گفت: بی‌گمان من بنده خداوندم، به من کتاب (آسمانی) داده و مرا پیامبر کرده است؛ سوره مریم، آیه۳۰.</ref>، {{متن قرآن|وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ}}<ref> و بی‌گمان خداوند پروردگار من و شماست، او را بپرستید! این راهی راست است؛ سوره مریم، آیه۳۶.</ref>، {{متن قرآن|ذَلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِي فِيهِ يَمْتَرُونَ}}<ref> این عیسی پسر مریم است؛ آن سخن راستین که در آن تردید می‌کنند؛ سوره مریم، آیه۳۴.</ref>، {{متن قرآن|وَلَمَّا جَاءَ عِيسَى بِالْبَيِّنَاتِ قَالَ قَدْ جِئْتُكُم بِالْحِكْمَةِ وَلِأُبَيِّنَ لَكُم بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ إِنَّ اللَّهَ هُوَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ}}<ref> و چون عیسی برهان‌های روشن آورد گفت: برای شما حکمت آورده‌ام و (آمده‌ام) تا برای شما چیزی را که در آن اختلاف دارید روشن گردانم پس، از خداوند پروا کنید و از من فرمان برید! بی‌گمان خداوند پروردگار من و پروردگار شماست پس او را بپرستید! این راهی است راست؛ سوره زخرف، آیه ۶۳ - ۶۴.</ref>.


البته [[امامان معصوم]]{{ع}} با اشاره به [[حقیقت]] [[ولایت]] و [[اسلام]]، آن را به [[پیامبر]]{{صل}} و [[معصومان]]{{ع}} حمل می‌‌کنند؛ زیرا کسی نمی‌تواند از اسلام و [[قرآن]] بدون معصومان{{ع}} سخن بگوید؛ زیرا [[حبل الله]] این ریسمان آویخته میان [[خدا]] و [[خلق]] از حقیقتی تشکیل شده که تار آن را قرآن و پودش را [[اهل بیت]]{{ع}} تشکیل می‌‌دهند. از این روست که هر گونه جدا‌سازی میان [[قرآن و عترت]]{{ع}} به معنای از دست رفتن اسلام و [[ایمان]] و حبل الله و [[عروة الوثقی]] خواهد بود؛ چنان که در [[حدیث ثقلین]] آمده است: {{متن حدیث|إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ اَلثَّقَلَيْنِ أَمَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا- كِتَابَ اَللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي فَإِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ اَلْحَوْضَ}}؛ من در میان شما دو [[امانت]] نفیس و گرانبها می‌گذارم یکی [[کتاب خدا]] [[قرآن]] و دیگری عترتم [[اهل بیت]] را. تا وقتی که از این دو [[تمسک]] جویید، هرگز [[گمراه]] نخواهید شد و این دو یادگار من هیچ‌گاه از هم جدا نمی‌شوند. تا کنار [[حوض کوثر]] بر من وارد شوند».<ref>صحیح ترمذی، ج ۵، ص۶۶۳–۶۶۲، ۳۲۸ به نقل از بیش از ۳۰ نفر از اصحاب؛ مستدرک حاکم، فصل «فضیلت اصحاب»، ج ۳، ص۱۰۹، ۱۱۰، ۱۴۸، ۵۳۳، حاکم نوشته که این حدیث صحیح است بر اساس نظر شیخین بخاری و مسلم؛ سنن ابن ماجه، ج ۲، ص۴۳۲؛ مسند احمد بن حنبل، ج ۳، ص۱۴، ۱۷، ۲۶، ۵۹، ج ۴، ص۳۶۶، ۳۷۲–۳۷۰؛ فضایل صحابه، احمد بن حنبل، ج ۲، ص۵۸۵، حدیث ۹۹۰؛ خصایص نسایی، ص۲۱، ۳۰؛ صواعق المحرقه، ابن حجر هیثمی، فصل ۱۱، بخش ۱، ص۲۳۰</ref>
== سالكان [[صراط مستقیم]] ==
سالکان صراط مستقیم، الگوی [[هدایت]]: {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ كُلاًّ هَدَيْنَا وَنُوحًا هَدَيْنَا مِن قَبْلُ وَمِن ذُرِّيَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ وَزَكَرِيَّا وَيَحْيَى وَعِيسَى وَإِلْيَاسَ كُلٌّ مِّنَ الصَّالِحِينَ وَإِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَيُونُسَ وَلُوطًا وَكُلاًّ فَضَّلْنَا عَلَى الْعَالَمِينَ وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> و به او اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و همه را راهنمایی کردیم- نوح را پیش‌تر راهنمایی کرده بودیم- و داوود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون را که از فرزندزادگان وی بودند (نیز راهنمایی کردیم)؛ و این چنین نیکوکاران را پاداش می‌دهیم. و زکریا و یحیی و عیسی و الیاس را (نیز)؛ آنان همه از شایستگان بودند. و اسماعیل و الیسع و یونس و لوط را (نیز راهنمایی کردیم) و همه را بر جهانیان برتری دادیم. و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم؛ سوره انعام، آیه ۸۴ - ۸۷.</ref>، {{متن قرآن|أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ قُل لاَّ أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرَى لِلْعَالَمِينَ}}<ref> آنان کسانی هستند که خداوند رهنمایی‌شان کرده است پس، از رهنمود آنان پیروی کن! بگو: من برای آن (پیامبری) از شما پاداشی نمی‌خواهم؛ آن جز یاد کردی برای جهانیان نیست؛ سوره انعام، آیه۹۰.</ref>.


در روایتی دیگر آمده است: {{متن حدیث|إِنِّي تَارِك فِيكمْ أَمْرَينِ إِنْ أَخَذْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا- كتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَهْلَ بَيتِي عِتْرَتِي أَيهَا النَّاسُ اسْمَعُوا وَ قَدْ بَلَّغْتُ إِنَّكمْ سَتَرِدُونَ عَلَي الْحَوْضَ فَأَسْأَلُكمْ عَمَّا فَعَلْتُمْ فِي الثَّقَلَينِ وَ الثَّقَلَانِ كتَابُ اللَّهِ جَلَّ ذِكرُهُ وَ أَهْلُ بَيتِي‌}}؛ من در میان شما دو چیز باقی می‌گذارم که اگر آنها را دستاویز قرار دهید، هرگز گمراه نخواهید شد: کتاب خدا و عترتم که [[اهل]] بیتم هستند. ای [[مردم]] بشنوید! من به شما رساندم که شما در کنار [[حوض]] بر من وارد می‌شوید، پس من از شما درباره رفتارتان با این دو یادگار [[ارزشمند]] سؤال خواهم کرد، یعنی کتاب خدا و اهل بیتم.<ref>کلینی، الکافی، دار الکتب الاسلامیه، ج۱، ص۲۹۴.</ref>
[[دعوت]] [[گمراهان]] به [[صراط مستقیم]]، [[وظیفه]] ره یافتگان و سالکان آن: {{متن قرآن|لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنسَكًا هُمْ نَاسِكُوهُ فَلا يُنَازِعُنَّكَ فِي الأَمْرِ وَادْعُ إِلَى رَبِّكَ إِنَّكَ لَعَلَى هُدًى مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> برای هر امّتی آیینی نهاده‌ایم که آنان بر همان (آیین) رفتار می‌کنند پس نباید در این کار با تو بستیزند و (مردم را) به سوی پروردگارت فرا خوان! بی‌گمان تو بر رهنمودی راست قرار داری؛ سوره حج، آیه۶۷.</ref>.<ref>جمله «إنّک لعلی» در مقام تعلیل و مفید عموم است.</ref>
پس اگر [[اسلام]] به عنوان [[صراط مستقیم الهی]] معرفی شده است، نمی‌توان از [[اسلامی]] سخن گفت که فاقد [[وحی]] و [[معصومان]]{{ع}} باشد؛ زیرا معصومان{{ع}} تجلیات همان [[نور]] اسلام و [[صراط الهی]] هستند.
از همین روست که [[امیرمؤمنان]] [[امام علی]]{{ع}} می‌‌فرماید: {{متن حدیث|أنا صِراطُ اللّه ِ المُستَقيمُ، و عُروَتُهُ الوُثقي التي لا انفِصامَ لها}}؛ منم [[صراط مستقیم]] [[خدا]] و محکمترین دستگیره او که ناگسستنی است.<ref>بحار الأنوار، ج ۸، ص۷۰، حدیث ۱۹.</ref>
[[امام صادق]]{{ع}} نیز می‌‌فرماید: {{متن حدیث|الصِّراطُ المُستَقيمُ أميرُ المؤمنينَ عَلِيٌّ{{ع}}}}؛ [[صراط مستقیم]]، [[امیر المؤمنین علی]]{{ع}} است.<ref>معانی الاخبار، ص۳۲، حدیث ۲</ref>


البته این اختصاص به [[امیرمؤمنان]] [[امام علی]]{{ع}} ندارد، بلکه همه [[معصومان]] و [[عترت طاهره]]{{ع}} را شامل می‌‌شود؛ از این روست که [[امام سجاد]]{{ع}} می‌‌فرماید: {{متن حدیث|نَحنُ الصِّراطُ المُستَقيمُ، و نحنُ عَيبَةُ عِلمِهِ}}؛ ماییم صراط مستقیم و ما صندوق [[علم]] او هستیم.<ref>معانی الأخبار، ص۳۵، حدیث۵</ref>
مساوی نبودن [[مؤمن]] سالک صراط مستقیم با [[مشرک]]: {{متن قرآن|وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً رَّجُلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَبْكَمُ لاَ يَقْدِرُ عَلَىَ شَيْءٍ وَهُوَ كَلٌّ عَلَى مَوْلاهُ أَيْنَمَا يُوَجِّههُّ لاَ يَأْتِ بِخَيْرٍ هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَمَن يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> و [[خداوند]] دو مرد را مثل می‌زند که یکی از آن دو گنگ است و توان هیچ کاری ندارد و سربار [[سرور]] خویش است، هر جا می‌فرستدش خیری (با خود) نمی‌آورد، آیا او با آن کس که به [[دادگری]] [[فرمان]] می‌دهد و بر راهی است راست، برابر است؟؛ [[سوره نحل]]، آیه ۷۶.</ref><ref>بر اساس یک احتمال، مَثَل یاد شده در آیه، بیان حال کافر و مؤمن است؛ المیزان، ج ۱۲، ص۳۰۰ و ۳۰۳؛ انوارالتّنزیل، بیضاوی، ج ۳، ص۴۱۲.</ref>، {{متن قرآن|أَفَمَن يَمْشِي مُكِبًّا عَلَى وَجْهِهِ أَهْدَى أَمَّن يَمْشِي سَوِيًّا عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> آیا آنکه به روی درافتاده (و باژگون) راه می‌رود رهیاب‌تر است یا آنکه استوار و بر راهی راست راه می‌رود؟؛ سوره ملک، آیه۲۲.</ref>.


براساس [[روایات تفسیری]] که در ذیل [[آیه]] ۱۱۹ [[سوره توبه]] آمده: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!» سوره توبه، آیه ۱۱۹.</ref>. رسیده است که مقصود از [[صادقان]] تنها [[امامان]] معصوم‌اند.<ref>اهل البیت فی الکتاب و السنة، ص۱۵۸</ref>
شایستگی سالک [[صراط مستقیم]]، برای [[دعوت]] دیگران به [[عدالت]] پیشگی: {{متن قرآن|وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً رَّجُلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَبْكَمُ لاَ يَقْدِرُ عَلَىَ شَيْءٍ وَهُوَ كَلٌّ عَلَى مَوْلاهُ أَيْنَمَا يُوَجِّههُّ لاَ يَأْتِ بِخَيْرٍ هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَمَن يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> و خداوند دو مرد را مثل می‌زند که یکی از آن دو گنگ است و توان هیچ کاری ندارد و سربار سرور خویش است، هر جا می‌فرستدش خیری (با خود) نمی‌آورد، آیا او با آن کس که به دادگری فرمان می‌دهد و بر راهی است راست، برابر است؟؛ سوره نحل، آیه۷۶.</ref>.
در روایتی از [[جابر بن عبداللّه انصاری]] از [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} نقل می‌‌کند که: {{متن حدیث|اِنَّ اللهَ جَعَلَ عَلِيّاً وَ زَوْجَتَهُ وَ اَبْنائَهُ حُجَجَ اللهِ عَلي خَلْقِهِ وَ هُمْ اَبْوابُ الْعِلْمِ في اُمَّتي، مَنْ اِهْتَدي بِهِمْ هُدِيَ اِلي صِراطٍ مستقيم}}؛ [[خداوند]] علی{{ع}} و همسرش <ref>فاطمه [[زهرا]]</ref> و [[فرزندان]] او را حجتهای [[الهی]] بر خلقش قرار داده و آنها درهای علم در [[امت]] منند هر کس به وسیله آنها [[هدایت]] شود به صراط مستقیم هدایت شده است.<ref>اهل البیت فی الکتاب و السنة، ص۱۵۹</ref>
در [[حدیث]] دیگری [[ابن عباس]] از [[رسول خدا]]{{صل}} چنین نقل می‌‌کند که به [[حضرت علی بن ابی طالب]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|أَنْتَ اَلطَّرِيقُ اَلْوَاضِحُ وَ أَنْتَ اَلصِّرَاطُ اَلْمُسْتَقِيمُ، وَ أَنْتَ يَعْسُوبُ اَلْمُؤْمِنِينَ}}؛ تو راه روشن و صراط مستقیم و [[رهبر]] [[مؤمنان]] هستی.<ref>تفسیر برهان، ج ۳، ص۱۷۰؛ بحارالانوار، ج ۳۱، ص۴۱۳ و ۴۱۴؛ شواهد التنزیل، ج ۱، ص۳۴۵؛ مناقب آل ابی طالب، ج ۲، ص۲۸۱</ref>


[[حضرت امیرمؤمنان علی]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|ان اللّه جلعنا ابوابه و صراطه و سبيله و الوجه الّذي يؤتي منه فمن عدل عن ولايتنا او فضّل علينا غيرنا فانهم عن الصراط لناكبون}}؛ خداوند ما [[رهبران دینی]] و الهی را درهای وصول به معرفتش، [[صراط]]، طریق و جهتی که از آن به او می‌رسد قرار داده بنابراین کسانی که از [[ولایت]] ما [[منحرف]] گردند یا دیگری را بر ما برگزینند از [[صراط]] [[حق]] منحرفند.<ref>شواهد التنزیل، ج ۱، ص۵۸، ح ۸۹.</ref>
[[گزینش]] رهنوردانی جهت [[سلوک]] در صراط مستقیم، از سوی [[خدا]]: {{متن قرآن|وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم؛ سوره انعام، آیه ۸۷.</ref>.
[[امام صادق]]{{ع}} در [[تفسیری]] دیگر به گونه ای صراط را معنا می‌‌کند تا [[حقیقت]] آن به خوبی روشن شود. ایشان در [[تفسیر]] صراط می‌‌فرماید: {{متن حدیث|في معني الصِّراطِ ـ: هُو الطَّريقُ إلي مَعرِفَةِ اللّه ِ عَزَّ و جلَّ، و هُما صِراطانِ: صِراطٌ في الدُّنيا و صِراطٌ في الآخِرَةِ، فأمّا الصِّراطُ الذي في الدُّنيا فهُو الإمامُ المَفروضُ الطاعَةِ، مَن عَرَفَهُ في الدُّنيا و اقتَدي بِهُداهُ مَرَّ علي الصِّراطِ الذي هو جِسرُ جَهَنَّمَ في الآخرةِ وَ مَن لم يَعرفهُ فِي الدُّنيا زَلّت قَدمُهُ عَن الصَّراطِ فِي الآخرة فَتردي فِي نَار جَهنّم}}؛ آن، راه [[شناخت]] [[خداوند عزّ و جلّ]] است، و دو صراط وجود دارد: صراطی در دنیاست و صراطی در [[آخرت]]. صراط [[دنیا]] همان امامی است که اطاعتش [[واجب]] است. هرکه در دنیا او را بشناسد و از راهنمایی‌هایش [[پیروی]] کند از صراط آخرت که پلی است بر روی [[دوزخ]]، بگذرد؛ اما کسی که در [[شناخت امام]] [[معصوم]] یا پیروی از او کوتاهی کند پایش بر [[قیامت]] خواهد لغزید و در دوزخ واژگون خواهد شد. <ref>بحار الأنوار، ج ۲۴، ص۱۱، حدیث۳.</ref>


اصولا بر اساس همین [[آیات]] [[سوره فاتحه]] الکتاب، نمی‌توان از [[صراط مستقیم]] به شکل انتزاعی سخن گفت و از اسوه‌های عینی و عملی آن سخنی به میان نیاورد. از همین روست که [[خدا]] پس از بیان صراط مستقیم به اسوه‌ها و سرمشق‌های عینی آن به عنوان «[[منعم علیهم]]» سخن می‌‌گوید و حتی بر پایه «تعرف الاشیاء باضدادها» با اشاره به مقابل این اسوه‌ها و [[اولیای الهی]] که تحت [[ولایت الله]] قرار دارند، به اولیای طاغوتی اشاره می‌‌کند. این بدان معناست که صراط مستقیم را نمی‌توان بدون [[عترت]] و [[معصومان]]{{ع}} شناخت و بدان راه یافت؛ زیرا آنان همان اسوه‌های عینی هستند که می‌‌توانند معیار سنجش [[رفتار]] ما باشند. از همین روست که [[پیامبر]]{{صل}} درباره [[امیرمؤمنان]] [[امام علی]]{{ع}} می‌‌فرماید: {{متن حدیث|عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ يَدُورُ حَيْثُمَا دَارَ}}؛ علی با [[حق]] و حق با اوست هر جا که علی دور بزند حق دور می‌‌زند.<ref>الأمالی للصدوق، ص۸۹؛ الجمل، ص۸۱؛ الأمالی للطوسی، ص۵۴۸؛ کفایة الأثر فی النص علی الأئمة الإثنی عشر، ص۲۰؛ سنن الترمذی، ج ۵، ص۶۳۳؛ الإمامه و السیاسه، ج ۱، ص۹۸؛ المستدرک علی الصحیحین، ج ۳، ص۱۳۵؛ تاریخ مدینة دمشق، ج ۴۲، ص۴۴۸؛ المناقب، ص۱۰۴؛ إحقاق الحق و إزهاق الباطل و ملحقات آن، ج ۵، صص ۶۲۳ ـ ۶۳۸ و ج ۱۶، صص ۳۸۴ ـ ۳۹۷ و ج ۲۱، صص ۳۹۰ ـ ۳۹۵ و ج ۲۳، ص۳۰۷ و ج ۳۰، صص ۲۲۹ ـ ۲۳۰؛ موسوعة الغدیر فی الکتاب و السنه و الأدب، ج ۴، صص ۲۵۱ ـ ۲۵۵</ref>
بهره‌مندی سالکان و ره یافتگان به صراط مستقیم، از [[هدایتی]] ویژه: {{متن قرآن|سَيَقُولُ السُّفَهَاء مِنَ النَّاسِ مَا وَلاَّهُمْ عَن قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُواْ عَلَيْهَا قُل لِّلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> به زودی کم‌خردان از مردم خواهند گفت: چه چیز آنان را از قبله‌ای که بر آن بودند بازگردانید؟ بگو: خاور و باختر از آن خداوند است، هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون خواهد شد؛ سوره بقره، آیه ۱۴۲.</ref>،{{متن قرآن|كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللَّهُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> مردم (در آغاز) امّتی یگانه بودند، (آنگاه به اختلاف پرداختند) پس خداوند پیامبران را مژده‌آور و بیم‌دهنده برانگیخت و با آنان کتاب (آسمانی) را به حق فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه اختلاف داشتند داوری کند و در آن جز کسانی که به آنها کتاب داده بودند، اختلاف نورزیدند (آن هم) پس از آنکه برهان‌های روشن به آنان رسید (و) از سر افزونجویی که در میانشان بود؛ آنگاه خداوند به اراده خویش مؤمنان را در حقیقتی که در آن اختلاف داشتند رهنمون شد و خداوند هر که را بخواهد به راه راست رهنمایی می‌کند؛ سوره بقره، آیه ۲۱۳.</ref>، {{متن قرآن|وَلَهَدَيْنَاهُمْ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا}}<ref> و بی‌گمان آنان را به راهی راست رهنمون می‌شدیم؛ سوره نساء، آیه۶۸.</ref>، {{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا صُمٌّ وَبُكْمٌ فِي الظُّلُمَاتِ مَن يَشَإِ اللَّهُ يُضْلِلْهُ وَمَن يَشَأْ يَجْعَلْهُ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> و دروغ انگاران آیات ما، کران و لالانی در تاریکی‌هایند؛ هر کس را خداوند بخواهد، در بیراهی وا می‌نهد و هر کس را بخواهد، بر راهی راست می‌دارد؛ سوره الانعام، آیه۳۹.</ref>، {{متن قرآن|وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ}}<ref> و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم. این رهنمود خداوند است که هر یک از بندگان خود را بخواهد با آن رهنمون می‌شود و اگر شرک ورزیده بودند آنچه می‌کردند تباه می‌شد؛ سوره انعام، آیه ۸۷- ۸۸.</ref>، {{متن قرآن|وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلامِ وَيَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> و [[خداوند]] به [[بهشت]] فرا می‌خواند و هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون می‌گردد؛ [[سوره یونس]]، آیه ۲۵.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلَّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ شَاكِرًا لِّأَنْعُمِهِ اجْتَبَاهُ وَهَدَاهُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> به راستی ابراهیم (به تنهایی) امتی فروتن برای خداوند و درست‌آیین بود و از مشرکان نبود. سپاسگزار نعمت‌های او بود؛ (خداوند) او را برگزید و به راهی راست راهنمایی کرد؛ سوره نحل، آیه ۱۲۰ - ۱۲۱.</ref>، {{متن قرآن|لَقَدْ أَنزَلْنَا آيَاتٍ مُّبَيِّنَاتٍ وَاللَّهُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> به راستی ما آیاتی روشنگر فرو فرستاده‌ایم و خداوند هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون می‌گردد؛ سوره نور، آیه ۴۶.</ref>، {{متن قرآن|لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا}}<ref> به راستی خداوند از مؤمنان خشنود شد هنگامی که با تو در زیر آن درخت بیعت می‌کردند پس آنچه در دل داشتند معلوم داشت، از این رو آرامش را بر آنها فرو فرستاد و به پیروزی زودرسی پاداششان داد؛ سوره فتح، آیه۱۸.</ref>، {{متن قرآن|وَعَدَكُمُ اللَّهُ مَغَانِمَ كَثِيرَةً تَأْخُذُونَهَا فَعَجَّلَ لَكُمْ هَذِهِ وَكَفَّ أَيْدِيَ النَّاسِ عَنكُمْ وَلِتَكُونَ آيَةً لِّلْمُؤْمِنِينَ وَيَهْدِيَكُمْ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا}}<ref> خداوند غنیمت‌های فراوانی را به شما وعده داد که به دست می‌آورید، آنگاه این (وعده) را برایتان پیش افکند و دست مردم را از شما کوتاه کرد و (چنین کرد) تا نشانه‌ای برای مؤمنان باشد و شما را به راهی راست رهنمون گردد؛ سوره فتح، آیه۲۰.</ref>.
البته چنان که مرحوم [[طبرسی]] پس از نقل اقوال یاد شده ذیل [[آیه]] ۶ [[سوره حمد]] می‌‌نویسد: بهتر است که [[صراط مستقیم]] را بر معنای عام آن حمل کرد، به طوری که شامل همه مصادیق یاد شده بشود؛ چراکه صراط مستقیم، [[دینی]] است که [[خداوند]] به آن [[فرمان]] داده است؛ پس صراط مستقیم اعمّ از [[توحید]]، [[عدل]] و ولایتِ کسانی که [[اطاعت]] از آنان [[واجب]] است. <ref>مجمع البیان، ج ۱ – ۲، ص۱۰۴.</ref>
در [[آیات قرآنی]] برای بیان این مفهوم اصطلاحی از صراط مستقیم واژگان مورد استفاده قرار گرفته که شامل: «الّتی هی أقوم»، «[[حنیف]]»، «[[صراط]]»، «صراط [[الحمید]]»، «صراط السوی»، «صراط مستقیم» و «یستقیم» است.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[حقیقت صراط مستقیم (مقاله)|حقیقت صراط مستقیم]].</ref>.


==[[لزوم]] [[سلوک]] بر [[صراط مستقیم]]==
[[مقام]] ارجمندتر [[مؤمنان]] سالک [[صراط مستقیم]]، نسبت به سایر مؤمنان: {{متن قرآن|فَلاَ وَرَبِّكَ لاَ يُؤْمِنُونَ حَتَّىَ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لاَ يَجِدُواْ فِي أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُواْ تَسْلِيمًا وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُواْ مِن دِيَارِكُم مَّا فَعَلُوهُ إِلاَّ قَلِيلٌ مِّنْهُمْ وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُواْ مَا يُوعَظُونَ بِهِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتًا}}<ref> پس نه، به پروردگارت [[سوگند]] که [[ایمان]] نمی‌آورند تا در آنچه میانشان [[ستیز]] رخ داده است تو را [[داور]] کنند سپس از آن [[داوری]] که کرده‌ای در خود [[دلتنگی]] نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند و اگر بر آنان مقرّر می‌داشتیم که یکدیگر را بکشید یا از [[دیار]] خویش بیرون روید جز اندکی از ایشان آن را انجام نمی‌دادند و اگر اندرزی که داده شده بود به کار می‌بستند برای آنان بهتر و استوارتر می‌بود؛ [[سوره نساء]]، آیه  ۶۵ - ۶۶.</ref>، {{متن قرآن|وَلَهَدَيْنَاهُمْ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا}}<ref> و بی‌گمان آنان را به راهی راست رهنمون می‌شدیم؛ سوره نساء، آیه۶۸.</ref>.
هر [[انسانی]] لازم است تا برای رسیدن به [[کمالات]] و [[رهایی]] از نواقص و [[عیوب]] و آثار [[دنیوی]] و [[اخروی]] آن یعنی [[دوزخ]]، به صراط مستقیم رو آورد و در آن [[سیر و سلوک]] کند. از نظر [[قرآن]]، هر چند که [[اراده انسان]] بر پیمودن صراط مستقیم، در گرو [[مشیّت]] [[خدا]]<ref>{{متن قرآن|إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ * لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ * وَمَا تَشَاؤُونَ إِلاَّ أَن يَشَاء اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ}} >«این (قرآن) جز یادکردی برای جهانیان نیست * برای هر کس از شما که بخواهد راه راست در پیش گیرد * و جز آنچه خواست خداوند پروردگار جهانیان است؛ نخواهید» سوره تکویر، آیه ۲۷-۲۹.</ref> و [[توفیق الهی]] است<ref>{{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}} «و بدین‌گونه ما روحی از امر خویش را به تو وحی کردیم؛ تو نمی‌دانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از بندگان خویش هر که را بخواهیم راهنمایی می‌کنیم و بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی» سوره شوری، آیه ۵۲.</ref>؛ اما شکی نیست که راهیابی و سلوک [[انسان]] به صراط مستقیم و [[پایداری]] بر آن، منوط به خواست و [[اراده]] خود انسان نیز است. پس هر انسانی توان و [[استطاعت]] پیمودن این صراط مستقیم را دارا است.<ref>{{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ * وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ * وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}} «بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید * و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید * و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۱-۱۵۳.</ref> بنابراین بر هر کسی لازم است با [[پیروی از قوانین]] و [[شرایع]] [[اسلامی]] <ref>{{متن قرآن|وَأَنِ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ}} «و اینکه مرا بپرستید که این راهی است راست؟» سوره یس، آیه ۶۱.</ref> برای کسب [[فضایل]] و دست یابی به [[کمالات]] و مظهریت در [[اسمای الهی]] در این راه با هدایت‌های [[الهی]] <ref>{{متن قرآن|وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ * ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ}} «و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم * این رهنمود خداوند است که هر یک از بندگان خود را بخواهد با آن رهنمون می‌شود و اگر شرک ورزیده بودند آنچه می‌کردند تباه می‌شد» سوره انعام، آیه ۸۷-۸۸؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ * وَنَجَّيْنَاهُمَا وَقَوْمَهُمَا مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ * وَنَصَرْنَاهُمْ فَكَانُوا هُمُ الْغَالِبِينَ * وَآتَيْنَاهُمَا الْكِتَابَ الْمُسْتَبِينَ * وَهَدَيْنَاهُمَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}} «و به راستی بر موسی و هارون منّت نهادیم؛ * و آن دو و قومشان را از آن بلای سترگ رهاندیم * و یاریشان کردیم پس آنان بودند که پیروز شدند * و به هر دو کتابی روشن بخشیدیم * و هر دو را به راه راست رهنمون شدیم» سوره صافات، آیه ۱۱۴-۱۱۸؛ شوری، آیه ۵۲</ref> [[کوشش]] و سعی کند.<ref>{{متن قرآن|إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلَّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ * شَاكِرًا لِأَنْعُمِهِ اجْتَبَاهُ وَهَدَاهُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}} «به راستی ابراهیم (به تنهایی) امتی فروتن برای خداوند و درست‌آیین بود و از مشرکان نبود * سپاسگزار نعمت‌های او بود؛ (خداوند) او را برگزید و به راهی راست راهنمایی کرد» سوره نحل، آیه ۱۲۰-۱۲۱.</ref>


[[خدا]] در چرایی [[لزوم]] [[سلوک]] بر [[صراط مستقیم]] به آثار آن اشاره می‌‌کند تا انگیزه ای برای [[مردمان]] باشد. از نظر [[قرآن]]، [[سعادتمندی]] و [[رهایی]] از [[شقاوت]]<ref>{{متن قرآن|وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا * وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ}} «و (مرا) با مادرم نیکوکار کرده و مرا گردنکشی سنگدل نگردانیده است * و بی‌گمان خداوند پروردگار من و شماست، او را بپرستید! این راهی راست است» سوره مریم، آیه ۳۲ و ۳۶.</ref>، کسب [[تقوای الهی]] و بهره‌مندی از آثار آن<ref>{{متن قرآن|وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}} «و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۳.</ref>، [[رهایی]] از اغوای دیگران و از جمله [[شیاطین]]<ref>{{متن قرآن|قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ * إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ * قَالَ هَذَا صِرَاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ}} «گفت: پروردگارا! برای آنکه مرا بیراه نهادی، در زمین (بدی‌ها را) در دید آنها خواهم آراست و همگان را از راه به در خواهم برد * بجز از میان آنان بندگان نابت را * فرمود: این راهی است راست، بر عهده من» سوره حجر، آیه ۳۹-۴۱.</ref> و [[اسوه]] و [[سرمشق]] قرار گرفتن<ref>{{متن قرآن|إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ * اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ * صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ}} «تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو یاری می‌جوییم * راه راست را به ما بنمای * راه آنان که به نعمت پرورده‌ای؛ که نه بر ایشان خشم آورده‌ای و نه گمراه‌اند» سوره فاتحه، آیه ۵-۷؛ انعام، آیات ۸۷ و ۸۸</ref> در گرو و [[رهن]] پیمودن [[صراط مستقیم]] و ملازمت با آن است.
تباه شدن [[اعمال]] سالکان [[صراط مستقیم]]، در صورت شرکورزی: {{متن قرآن|وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ}}<ref> و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم. این رهنمود خداوند است که هر یک از بندگان خود را بخواهد با آن رهنمون می‌شود و اگر شرک ورزیده بودند آنچه می‌کردند تباه می‌شد؛ سوره انعام، آیه ۸۷- ۸۸.</ref>.


از نظر [[قرآن]] کسانی در مسیر صراط مستقیم به [[درستی]] [[سلوک]] کرده و از آثار آن بهره مند شده‌اند که به عنوان «[[منعم علیهم]]» از سوی [[خدا]] معرفی شده‌اند. اینان همان [[مؤمنان واقعی]]، [[پیامبران]]، [[صدیقین]]، [[شهداء]] و [[صالحین]] هستند؛ خدا می‌‌فرماید: {{متن قرآن|وَلَهَدَيْنَاهُمْ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا * وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُوْلَئِكَ رَفِيقًا * ذَلِكَ الْفَضْلُ مِنَ اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ عَلِيمًا}}<ref>«و بی‌گمان آنان را به راهی راست رهنمون می‌شدیم * و آنان که از خداوند و پیامبر فرمان برند با کسانی که خداوند به آنان نعمت داده است از پیامبران و راستکرداران و شهیدان و شایستگان خواهند بود و آنان همراهانی نیکویند * این بخشش از سوی خداوند است و خداوند به دانایی بسنده است» سوره نساء، آیه ۶۸-۷۰.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[حقیقت صراط مستقیم (مقاله)|حقیقت صراط مستقیم]].</ref>.
[[رهایی]] سالکان صراط مستقیم، از [[عذاب الهی]]: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّا أَهْلَكْنَاهُم بِعَذَابٍ مِّن قَبْلِهِ لَقَالُوا رَبَّنَا لَوْلا أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولا فَنَتَّبِعَ آيَاتِكَ مِن قَبْلِ أَن نَّذِلَّ وَنَخْزَى قُلْ كُلٌّ مُّتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِيِّ وَمَنِ اهْتَدَى}}<ref> بگو همه چشم به راهند، شما هم چشم به راه باشید، به زودی خواهید دانست چه کسانی همراهان راه میانه‌‌اند و چه کسی رهیافته است؛ سوره طه، آیه۱۳۴ - ۱۳۵.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:8766735353.jpg|22px]] [[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|'''صراط مستقیم از منظر قرآن کریم''']] (منتشر شده در[[روزنامه كیهان (نشریه)|روزنامه كیهان]]، شنبه، ۲ شهریور ۱۳۸۷).
# [[پرونده:8766735353.jpg|22px]] [[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|'''صراط مستقیم از منظر قرآن کریم''']] (منتشر شده در روزنامه كیهان، شنبه، ۲ شهریور ۱۳۸۷).
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم''']]
# [[پرونده:8766735353.jpg|22px]] [[ابوالفضل کمالی|کمالی، ابوالفضل]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|'''صراط مستقیم''']] (منتشر شده در روزنامه كیهان، شنبه، ۱۱ مهر ۱۳۸۷).
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲''']]
# [[پرونده:1379153.jpg|22px]] [[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴ (کتاب)|'''ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴''']]
# [[پرونده:1379153.jpg|22px]] [[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴ (کتاب)|'''ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[آثار استقامت در طریقت حق (مقاله)|'''آثار استقامت در طریقت حق''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[آثار استقامت در طریقت حق (مقاله)|'''آثار استقامت در طریقت حق''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[حقیقت صراط مستقیم (مقاله)|'''حقیقت صراط مستقیم''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[حقیقت صراط مستقیم (مقاله)|'''حقیقت صراط مستقیم''']]
# [[پرونده:13681050.jpg|22px]] [[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|مقاله «صراط مستقیم»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷''']]
# [[پرونده:11155.jpg|22px]] [[لیلا صدر هاشمی|صدر هاشمی، لیلا]]، [[صراط مستقیم از دیدگاه کتاب و سنت (مقاله)|صراط مستقیم از دیدگاه کتاب و سنت]]، [[بینات (نشریه)|فصلنامه بینات]]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


خط ۲۹۱: خط ۵۰۱:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:صراط مستقیم]]
[[رده:مدخل‌های قرآنی دانشنامه]]
[[رده:مدخل‌های قرآنی دانشنامه]]
[[رده:مدخل‌های تلخیص شده]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۷ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۰۹:۵۳

معناشناسی

معنای لغوی

«صراط مستقیم» ترکیبی وصفی از دو واژه «صراط» به معنای راه روشن و آسان برای پیمودن[۱] و «مستقیم» اسم فاعل باب استفعال از ریشه «ق ـ و ـ م»[۲] به معنای راست و صاف است[۳]. «صراط» در اصل از ریشه «س ـ ر ـ ط» به‌ معنای بلعیدن سریع بدون جویدن است[۴] و چون حرف «ص» و «ط» قریب المخرج‌اند و حرف «ط» بعد از «س» قرار گرفته، مطابق ادبیات عرب «س» به «ص» تغییر حالت داده و به صورت «صراط» در آمده است[۵]. به راه هموار و وسیع از آن ‌رو «سراط» یا «صراط» گفته شده که رهرو به سرعت در آن ناپدید می‌شود؛ به‌گونه‌ای که‌ گویا راه رهرو‌ خود را می‌بلعد[۶]. برخی نیز بر این باورند که سراط و صراط دو گویش متفاوت در لغت عرب‌اند و در معنا با یکدیگر تفاوتی ندارند[۷].[۸]

«سبیل» و «طریق» دو واژه دیگری هستند که معنایی نزدیک به معنای صراط دارند[۹]؛ با این تفاوت که ‌عام‌اند و برای راه‌های آسان و سخت، وسیع و غیر وسیع و مادی و غیر مادی به کار می‌روند[۱۰]. «مستقیم‌» نیز به معنای راست و درست و معتدل است و در برابر مُعْوَجّ به معنای کج قرار دارد[۱۱]. به گفته راغب اصفهانی، ‌استقامت‌ طریق عبارت است از استواری بر خط مستوی و استعاره‌ای است برای راه حق[۱۲]، از این رو مفسران «صراط‌ مستقیم» را به راه آشکار، واضح و راه دین حق‌ و راهی معرفی کرده‌اند که از انحراف و کژی پیراسته باشد‌[۱۳].[۱۴]

معنای اصطلاحی قرآنی

مفسران در مورد مقصود از صراط مستقیم نظرات مختلفی دارند، برخی مراد از صراط مستقیم را قرآن دانسته‌اند و برخی دیگر مراد از آن را اسلام و برخی از اقوال، پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم(ع) را بیان کرده‌اند. مرحوم طبرسی در کتاب مجمع البیان پس از نقل اقوال یاد شده که در ذیل تفسیر آیه ۶ سوره فاتحه الکتاب آورده است می‌نویسد: بهتر است آن را بر معنای عام حمل کرد، به طوری که شامل همه مصادیق یاد شده شود؛ زیرا صراط مستقیم، دینی است که خداوند به آن فرمان داده و آن اعم از توحید و عدل و ولایتِ کسانی است که اطاعت آنـان واجب است و همین معنا نیز در آیه ﴿اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ[۱۵] مراد و مقصود خداوند است[۱۶]. این سخن طبرسی همان چیزی است که می‌توان از قرآن به دست آورد، از این روست که گاه از تمامی دین حق به صراط مستقیم یاد می‌شود و گاه دیگر از صراط پیامبر(ص) به عنوان صراط مستقیم تعبیر شده﴿وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ[۱۷] و ﴿وَإِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ[۱۸] و گاه دیگر راه ولایت راه راست دانسته می‌شود. در قرآن این معنای عام که مرحوم شیخ طبرسی بیان کرده است با واژگان دیگری نیز توضیح داده شده که می‌توان به واژگانی چون حنیف، صراط، صراط الحمید، صراط السوی، هی التی اقوم و مانند آن اشاره کرد[۱۹].

تفاوت صراط و سبیل

خداوند در آیات مختلف از صراط و سبیل، هر دو نام برده؛ هرچند هر دوی آنها به معنای راه است، ولی چنان که گفتیم، صراط به راه واضح و روشن و وسیع گفته می‌شود، ولی سبیل به راه عادی و طبیعی بین دو نقطه اطلاق می‌گردد؛ مضاف بر آنکه در قرآن تفاوت‌هایی به لحاظ کاربردی بین صراط و سبیل وجود دارد که ذیلاً به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

  1. صراط در قرآن واحد است و تنها یک راه منسوب به خداوند است که به انحاء گوناگون از آن یاد شده است؛ از قبیل: ﴿صِرَاطِ اللَّهِ[۲۰]، ﴿أَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا[۲۱]، ﴿صِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ[۲۲]. که این موارد همگی راه‌های الهی است؛ اما لغت سبیل به صورت جمع نیز به کار رفته؛ مثل: ﴿وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ[۲۳].
  2. صراط در قرآن عموماً به خداوند نسبت داده شده و تنها در سوره حمد به نعمت‌داران نسبت داده شده است؛ در حالی‌که سبیل، گاه به خداوند و یا مؤمنین و گاه به شیاطین و طاغوتیان منسوب گردیده است: ﴿وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ[۲۴]، ﴿وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَيَّ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ[۲۵]، ﴿سَأَصْرِفُ عَنْ آيَاتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَإِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لَا يُؤْمِنُوا بِهَا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ لَا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الْغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا عَنْهَا غَافِلِينَ[۲۶]. با توجه به آنکه اضافه سبیل به مضافٌ‌الیه خود در این آیات، از سنخ اضافه اختصاص است و مضاف را محدود و مختص به مضافٌ‌الیه می‌کند، معلوم می‌شود که صراط واحد است ولی سبیل به تعدّد زندگی و مرام تک‌تک مردم، متعدّد است.
  3. با توجه به نکته دوم، معلوم می‌شود از آنجا که سبیل بسته به میزان معرفت و اخلاص افراد متفاوت است، با شرک نیز قابل جمع‌شدن است و هر مقدار که ایمان کسی کامل‌تر باشد، سبیل زندگی او به صراط مستقیم نزدیک‌تر است؛ چنان‌که خداوند در سوره مائده به همه مردم می‌فرماید: «دین توحید، یعنی کتاب خدا و رسول مکرم(ص)، به سوی شما آمد و هر کس که راه کسب رضای الهی را بپیماید، در مسیر سلامتی و خروج از آفات شرک و شیطان قرار گرفته تا به آنجا که خداوند آنان را از ظلمت‌ها به نور هدایت می‌کند و در صراط مستقیم قرار می‌دهد»: ﴿يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرًا مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ * يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ[۲۷].[۲۸]

بر اساس نقلی، پیامبر اکرم برای تبیین صراط مستقیم، خط مستقیمی رسم کرد و فرمود این راه راست خداست. سپس در چپ و راست آن خطوط دیگری رسم کرد و فرمود برسر هر راهی از آنها شیطانی قرار دارد که انسان‌ها را به آن فرا می‌خواند. پس از آن، آیه بالا را قرائت فرمودند[۲۹]. در نگاهی دیگر، صراط مستقیم متشکل از یک راه اصلی و دو راه فرعی است[۳۰]. راه اصلی اسلام است که همان صراط مستقیم است[۳۱]: ﴿إِنَّ ٱلدِّينَ عِندَ ٱللَّهِ ٱلْإِسْلَـٰمُ[۳۲]؛ ﴿وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ ٱلْإِسْلَـٰمِ دِينًۭا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ[۳۳] و دو راه فرعی یکی شرایع انبیاست که به صراط مستقیم منتهی می‌شوند و دیگری قوانین فرعی هر شریعت‌اند که در محدوده همان شریعت لازم الاجرایند[۳۴].

به باور برخی، نظر به اینکه قرآن از سویی، تنها یک صراط مستقیم را به خدا منتسب کرده: ﴿وَأَنَّ هَـٰذَا صِرَٰطِى مُسْتَقِيمًۭا[۳۵] و در هیچ موردی جز در آیه ﴿ٱهْدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلْمُسْتَقِيمَ * صِرَٰطَ ٱلَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ[۳۶] صراط مستقیم را به غیر خدا منتسب نکرده است و از سوی دیگر سبیل را در آیاتی مانند ﴿وَٱلَّذِينَ جَـٰهَدُوا۟ فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا[۳۷] جمع آورده و آن را در آیاتی مانند ﴿قُلْ هَـٰذِهِۦ سَبِيلِىٓ أَدْعُوٓا۟ إِلَى ٱللَّهِ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ[۳۸]، ﴿سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَىَّ[۳۹] و ﴿سَبِيلِ ٱلْمُؤْمِنِينَ[۴۰] به غیر خدا نسبت داده است، می‌توان گفت سبیل الله غیر از صراط مستقیم است و میان خدا و بندگانش چندین سبیل و یک صراط مستقیم برقرار است؛ زیرا با اختلاف احوال و اوقات رهروان، راه عبادت نیز مختلف می‌شود؛ اما صراط مستقیم یکی و همانند بزرگراهی است که همه راه‌های فرعی بدان منتهی می‌شوند[۴۱]: ﴿قَدْ جَآءَكُم مِّنَ ٱللَّهِ نُورٌۭ وَكِتَـٰبٌۭ مُّبِينٌۭ * يَهْدِى بِهِ ٱللَّهُ مَنِ ٱتَّبَعَ رِضْوَٰنَهُۥ سُبُلَ ٱلسَّلَـٰمِ وَيُخْرِجُهُم مِّنَ ٱلظُّلُمَـٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ بِإِذْنِهِۦ وَيَهْدِيهِمْ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ[۴۲]. براین اساس می‌توان گفت مرحله‌ای از ضلالت و شرک، با ایمان که یکی از سبیل‌هاست، قابل جمع است: ﴿وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُم بِٱللَّهِ إِلَّا وَهُم مُّشْرِكُونَ[۴۳]؛ ولی صراط مستقیم با ضلالت و شرک جمع نمی‌شود، چنان‌که عبارت ﴿وَلَا ٱلضَّآلِّينَ[۴۴] نیز بر این معنا دلالت دارد. هریک از سبیل‌هایی که به خدا منتهی می‌شود مصداق ناقصی از صراط مستقیم است و به سبب امتیازی که دارد، از سبیل‌های دیگر ممتاز می‌گردد؛ اما صراط مستقیم، نه نقص دارد و نه صراط مستقیم فردی با صراط مستقیم فردی دیگر متفاوت است، بلکه صراط مستقیمی که در ضمن یک سبیل است، عین صراط مستقیمی است که در ضمن سبیل دیگر است[۴۵]. برخی، سبیل الله را همان صراط مستقیم دانسته‌اند، جز اینکه معتقدند سبیل مؤمنین، سبیل منیبین، سبیل پیروی کنندگان از رسول خدا یا هر سبیل دیگر، ممکن است از داخل یا خارج دچار آفت گردد؛ ولی صراط مستقیم هرگز دچار آفت نمی‌شود؛ زیرا سبیل چندین مرتبه‌دارد که برخی از آنها خالص و برخی دیگر (مانند ایمان) با شرک و ضلالت آمیخته است یا بعضی راهی کوتاه‌ترند و بعضی دورتر؛ اما همه آنها در نهایت به صراط مستقیم ختم می‌شوند[۴۶].[۴۷]

نتیجه آنکه: صراط مستقیم فقط منتسب به خداوند است و اگر به اولیاء الهی(ع) نیز منسوب شده، بدان دلیل است که همه ظاهر و باطن اعمال و اعتقادات آنها جلوه رضای الهی است و هیچ‌گونه شائبه‌ای از شرک و هوای نفس در آنها قابل فرض نیست. بنابراین، جلوه دنیایی و بشری صراط الهی، در صراط ولایت ـ یعنی راه نعمت‌داران الهی ﴿صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ ـ ظاهر می‌شود و تفاوتی میان راه توحید و راه صاحبان ولایت نیست. بنابراین، سبیل با شرک و کفر قابل جمع است؛ ولی صراط مستقیم هرگز با شرک و گمراهی قابل جمع نیست: ﴿غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ[۴۸]. به همین دلیل است که در آیات قرآن، صراط مستقیم هدف از هدایت (و نه طریقی برای هدایت) قرار گرفت: ﴿اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ[۴۹]، ﴿وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ[۵۰].[۵۱]

حقیقت صراط مستقیم

صراط مستقیم راه عبادت خدا: ﴿وَأَنِ ٱعْبُدُونِى هَـٰذَا صِرَٰطٌۭ مُّسْتَقِيمٌ[۵۲] و راه قرآن است که مشتمل بر هر چیزی است که حیات انسانی به آن وابسته است و در مقابل راه‌های پراکنده قرار دارد که موجب گمراهی‌اند[۵۳]:﴿..ذَٰلِكُمْ وَصَّىٰكُم بِهِۦ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ * وَأَنَّ هَـٰذَا صِرَٰطِى مُسْتَقِيمًۭا فَٱتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا۟ ٱلسُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ...[۵۴]؛ به دیگر سخن، صراط مستقیم همان دین راست و استواری است که پوینده‌اش را به مقصد می‌رساند، برپادارنده نیکبختی دنیا و آخرت و در حقیقت همان آیین ابراهیم است که از انحراف و شرک برکنار بود[۵۵]: ﴿قُلْ إِنَّنِى هَدَىٰنِى رَبِّىٓ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ دِينًۭا قِيَمًۭا مِّلَّةَ إِبْرَٰهِيمَ حَنِيفًۭا وَمَا كَانَ مِنَ ٱلْمُشْرِكِينَ[۵۶] و با دین اسلام هماهنگی کامل دارد که خدا سینه انسان مؤمن را برای پذیرش آن می‌گشاید: ﴿فَمَن يُرِدِ ٱللَّهُ أَن يَهْدِيَهُۥ يَشْرَحْ صَدْرَهُۥ لِلْإِسْلَـٰمِ... * وَهَـٰذَا صِرَٰطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيمًۭا قَدْ فَصَّلْنَا ٱلْـَٔايَـٰتِ لِقَوْمٍۢ يَذَّكَّرُونَ[۵۷]. برخی، عبودیت پروردگار را جوهره فطرت الهی در انسان‌ها دانسته و آن را همان صراط مستقیمی می‌دانند که همیشه در بندگان خدا وجود دارد[۵۸]: ﴿وَأَنِ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ[۵۹].

علامه طباطبایی با برداشتی از مجموع آیات بیان کنندۀ صراط مستقیم می‌گوید صراط مستقیم، راه غیر گمراهان و در حقیقت همان توحید است که دو مرحله علمی و عملی دارد و به‌هیچ روی شرک و ظلم در آن راه ندارد، چنان‌که ضلالت باطنی و قلبی، مانند کفر و خاطرات ناشایست که خدا از آنها راضی نیست و ضلالت ظاهری، مانند معصیت یا قصور در اطاعت در آن راه نمی‌یابد[۶۰]، چنان‌که آیه ۸۲ سوره انعام نیز به‌گونه‌ای بیانگر همین معناست و پس از آنکه مؤمنانِ غیر ظالم را از گمراهی ایمن دانسته، هدایت به صراط مستقیم را به آنان وعده داده است[۶۱]:﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَلَمْ يَلْبِسُوٓا۟ إِيمَـٰنَهُم بِظُلْمٍ أُو۟لَـٰٓئِكَ لَهُمُ ٱلْأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ[۶۲].

رهروان این راه، عبادت کنندگان پروردگار: ﴿إِنَّ ٱللَّهَ رَبِّى وَرَبُّكُمْ فَٱعْبُدُوهُ هَـٰذَا صِرَٰطٌۭ مُّسْتَقِيمٌۭ[۶۳]؛ و مخلَصان درگاه او[۶۴]: ﴿قَالَ...وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ * إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ ٱلْمُخْلَصِينَ * قَالَ هَـٰذَا صِرَٰطٌ عَلَىَّ مُسْتَقِيمٌ[۶۵] و انسان‌های برخوردار از نعمت‌های الهی هستند که مورد خشم و غضب خدا نبوده و راه حق را پیموده و از گمراهان به شمار نمی‌روند[۶۶] و به خدا تمسک کرده: ﴿..وَمَن يَعْتَصِم بِٱللَّهِ فَقَدْ هُدِىَ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ[۶۷] و در پی به دست آوردن خشنودی خدا هستند[۶۸]: ﴿يَهْدِى بِهِ ٱللَّهُ مَنِ ٱتَّبَعَ رِضْوَٰنَهُۥ سُبُلَ ٱلسَّلَـٰمِ...وَيَهْدِيهِمْ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ[۶۹].[۷۰]

صراط مستقیم در قرآن

صراط مستقیم، مصادیق متعددی دارد که در قرآن و روایات بیان شده‌‌اند[۷۱]. تعبیر صراط مستقیم از ترکیب‌های پرکاربرد قرآن کریم است که ۳۳ بار به صورت‌های معرفه[۷۲] و نکره[۷۳] و... به کار رفته است.

ترکیب‌هایی دیگر نیز به معنای صراط مستقیم در قرآن به کار رفته‌اند؛ مانند ﴿صِرَٰطِ ٱللَّهِ[۷۴]، ﴿سَوَآءِ ٱلصِّرَٰطِ[۷۵]، ﴿صِرَٰطِ ٱلْعَزِيزِ ٱلْحَمِيدِ[۷۶]، ﴿صِرَٰطِ ٱلْحَمِيدِ[۷۷]، ﴿ٱلصِّرَٰطِ ٱلسَّوِىِّ[۷۸] و ﴿صِرَٰطًۭا سَوِيًّۭا[۷۹]. در برخی آیات، صراط به تنهایی با الف و لام عهد آمده که مراد از آن صراط مستقیم است[۸۰]؛ همچنین در قرآن ترکیب‌های دیگری هستند که در آنها واژه «سبیل» به کار رفته است؛ اما به معنای صراط مستقیم‌اند؛ مانند ﴿سَوَآءَ ٱلسَّبِيلِ[۸۱]؛ ﴿سَبِيلِ ٱللَّهِ[۸۲]، ﴿سَبِيلِ ٱلْمُؤْمِنِينَ[۸۳]، ﴿قَصْدُ ٱلسَّبِيلِ[۸۴] و ﴿سَبِيلِ رَبِّكَ[۸۵]. در مقابل صراط مستقیم، راه ضلالت[۸۶]، راه انحرافی[۸۷]، راه طاغوت[۸۸]، راه مجرمان[۸۹] و راه مفسدان[۹۰] قرار دارد.

آیات مورد اشاره، بیان کننده حقیقت صراط مستقیم و ویژگی‌های آن، تفاوت مفهومی «سبیل الله» و «صراط مستقیم»، زمینه هدایت به صراط مستقیم، ویژگی‌های رهروان صراط مستقیم، جلوه‌های صراط مستقیم و مباحثی دیگر از این دست‌اند[۹۱].

مفسران "صراط مستقیم" را راه راست و آسان، راه آشکار، واضح و راه دین حق‌ معرفی کرده‌اند‌[۹۲]. این‌ راه همان راه استقامت است در برابر راه اعوجاج و راه "معوج" راهی است که همراه با‌ تخلف‌ و اختلاف‌ است ولی "صراط مستقیم" راهی است که از این دو آسیب مصون‌ باشد‌[۹۳].

"صراط" در آیه ﴿وَهَذَا صِرَاطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيمًا[۹۴] و ﴿وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا[۹۵] به استقامت و نیز در آیه ﴿فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِيِّ وَمَنِ اهْتَدَى[۹۶] به استوا و نیز در آیه ﴿الر كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ[۹۷] به استواری و شکست‌ناپذیری و پسندیده بودن وصف‌ شده‌ است و ناظر به آن است‌ که‌ در این‌ صراط‌ الهی‌ هیچگونه اعوجاجی راه ندارد و هیچ شیطانی‌ را‌ بدان دسترسی نیست تا در آن تخلف یا اختلافی پدید آورد.

در قرآن‌ کریم‌ کلمه "صراط" همه جا به صورت‌ مفرد به کار رفته‌ و خداوند‌ متعال یک صراط مستقیم را به‌ خود‌ نسبت داده است. از این جا معلوم می‌شود میان خداوند متعال و بندگان تنها‌ یک‌ صراط مستقیم برقرار است. به‌ عنوان‌ مثال‌، خداوند متعال در‌ قرآن می‌فرماید‌: ﴿وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ[۹۸] و سرّ تعددناپذیری صراط آن است که به خداوند متعال‌ استناد‌ دارد و از اوست و به سوی او و هرگز‌ اختلاف‌ و تخلف نمی‌پذیرد‌ و این‌ راه‌ یکی بیش‌ نیست و هرچه برخلاف آن باشد، ﴿سَبِيلَ الْغَيِّ[۹۹] است. اما راه‌های انحرافی ﴿سَبِيلَ فراوان است و متفرق‌؛ و هرگز‌ اتحادپذیر نبوده، به یک جا ختم‌ نخواهد‌ شد‌.[۱۰۰].[۱۰۱]

معانی صراط مستقیم در تفاسیر قرآن کریم

در تفاسیر قرآن کریم معانی بسیاری برای واژه صراط و ترکیب وصفی صراط مستقیم ذکر شده است که برای سهولت کار می‌توان همه آنها را در سه عنوان زیر دسته‌بندی می‌شود:

خدا و کتاب خدا

در برخی از تفاسیر به توحید، خداوند و طاعت او صراط مستقیم اطلاق شده است؛ به عنوان نمونه در تفسیر لباب التأویل فی معانی التنزیل ذیل آیه ﴿هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ[۱۰۲]. صراط مستقیم به توحید تعبیر شده است:... یعنی التوحید[۱۰۳] و در تیسیر التفسیر در تفسیر آیه ﴿وَأَنِ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ[۱۰۴]؛ طاعت الهی که آدمی را به طریق مستقیم می‌رساند، صراط مستقیم خوانده شده است: مرا اطاعت کنید که طاعت و پیروی از من همان است که شما را به راه مستقیم و راست متصل می‌کند [۱۰۵] گاهی نیز به قرآن کریم صراط مستقیم اطلاق شده است؛ به عنوان نمونه در تفسیر ابن السلام صراط مستقیم چنین است: ""فالصراط: القرآن..."[۱۰۶]، یا در تفسیر الزحیلی به نقل از امیرالمؤمنین علی(ع) از قرآن کریم به صراط مستقیم و حبل الله تعبیر شده است[۱۰۷].[۱۰۸]

راه حق و دین الهی

از دین نیز به صراط مستقیم یاد شده است:دین صراط مستقیم نامیده شده است[۱۰۹] که این طریق را طریق معتدل خوانده اند[۱۱۰] و در بسیاری از تفاسیر منظور از صراط مستقیم، دین اسلام، اسلام، دین قویم و... ذکر گردیده است؛ "وهداه إلى صراط مستقیم؛ إلى ملة الإسلام"[۱۱۱] یا به شریعت اطلاق شده است: نزدیک‌ترین راه به حق تعالی که موسوم به شریعت است و توجه بدان مقترن به سعادت است، صراط مستقیم است که در شریعت محمدی بدان توجه داده داشته است[۱۱۲] در تفسیر المیزان به نقل از امام صادق(ع) آمده که صراط مستقیم، طریق معرفت الله است[۱۱۳] در تفسیر جلالین نیز ذیل تفسیر آیه ﴿إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ[۱۱۴] صراط مستقیمی که پروردگار بر آن است، "طریق حق و عدل" ذکر گردیده است:... "أی طریق الحق و العدل"[۱۱۵].

گاهی نیز به ملائمات دین و طریق حق تعالی اطلاق شده است؛ به عنوان نمونه در تفسیر لباب التأویل فی معانی التنزیل ذیل آیه ﴿يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ[۱۱۶] جهت کعبه و قبله ابراهیمی صراط مستقیم است که خداوند هر کس را که بخواهد بدان سوی هدایت می‌فرماید: "و هو قوله: ﴿يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ[۱۱۷] "یعنی من عبادی إلی صراط مستقیم یعنی إلی جهة الکعبه و هی قبله إبراهیم(ع)[۱۱۸] در تفسیر نسفی نیز ذیل آیه یاد شده چنین معنایی از صراط مستقیم یاد شده است[۱۱۹]. همچنین در تفسیر الباب التأویل فی معانی التنزیل ذیل آیه ﴿فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ[۱۲۰] آمده است که صراط مستقیم "راه روشن حق" است؛ طریق حقی که سرانجام به بهشت ختم می‌شود: "أی إلى طریق واضح و هو طریق الحق المؤدی إلى الجنة"[۱۲۱] افزون بر این، در همین تفسیر ذیل آیه ﴿وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ[۱۲۲] "سیرت صالحه و دین استوار" همان صراط مستقیم ذکر شده است: "یعنی على سیرة صالحة و دین قویم"[۱۲۳] در تیسیر التفسیر نیز چند معنا برای "صراط ربک" ذکر شده است که عبارت‌اند از طریق خوشنودی خداوند: صراط پروردگارت طریق اوست که او را خوشنود می‌کند و دین اوست که استوار است و هیچ انحرافی ندارد[۱۲۴].[۱۲۵] و در تفسیر صراط مستقیم، آن را راه استوار عقاید صحیح و شرایع حقه می‌داند: صراط مستقیم، راه استوار باورهای درست و دین‌های حقه است[۱۲۶].[۱۲۷].[۱۲۸]

نبوت و امامت

در بعضی از تفاسیر نیز به پیامبر اکرم(ص)، ائمه(ع) به طور عموم و امیرالمؤمنین علی(ع) به طور خاص اشاره شده است که اغلب این تفاسیر شیعی هستند؛ به عنوان مثال در مجمع البیان فی التفسیر القرآن ذیل آیه ۵ سوره مبارکه فاتحة الکتاب، پیامبر(ص) و ائمه(ع) جانشین او، صراط مستقیم یاد شده است: "الی النبی(ص) و الأئمه القائمون مقامه[۱۲۹] در تفسیر نورالثقلین نیز به نقل از کتاب الاحتجاج طبرسی و در ضمن حدیث خطبه غدیر از قول پیامبر اکرم آمده است که آن حضرت فرمود: من صراط مستقیمی هستم که خداوند به پیروی از آن امر فرموده است. پس از من نیز امام علی(ع) و ائمه و فرزندانی که از صلب او هستند، صراط مستقیم خواهند بود که هادی حق هستند و با او معادل هستند.

در تفسیر المیزان نیز به نقل از امام سجاد(ع) در المعانی ذکر شده که آن حضرت جمیع ائمه(ع) را صراط مستقیم معرفی فرموده است: «نَحْنُ أَبْوَابُ اللَّهِ وَ نَحْنُ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ»[۱۳۰] همچنان که در تفسیر نورالثقلین نیز امام جعفر صادق(ع) می‌فرماید ما ائمه صراط مستقیم الهی هستیم: «وَاللَّه‏ نَحْنُ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ»[۱۳۱].

آنچه یاد شد، مواردی بود که در تفاسیر گوناگون قرآن کریم درباره مفاهیم صراط مستقیم یافته و ثبت شد. اما یادآوری این سخن از علامه طباطبائی در المیزان نیز ضروری است که می‌فرمایند: صراط مستقیم راهی است به سوی خدا که هر راه دیگری که خلایق به سوی خدا دارند، شعبه‌ای از آن است و هر طریقی که آدمی را به سوی خدا رهنمایی می‌کند، بهره‌ای از صراط مستقیم را داراست... پس صراط مستقیم عبارت می‌شود از صراطی که در هدایت مردم و رساندنشان به سوی غایت و مقصدشان تخلف نکند، و صد در صد این اثر خود را ببخشد، همچنان که خدای تعالی در آیه شریفه ﴿فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا[۱۳۲] آن راهی را که هرگز در هدایت رهرو خود تخلف ننموده، و دائما در حال خود باقی است، صراط مستقیم نامیده است[۱۳۳].[۱۳۴]

رابطه رشد و هدایت با صراط مستقیم

قرآن، «اهتداء» به‌ معنای گام‌برداشتن در‌ راه‌ رشد و صلاح[۱۳۵] را صراط‌ مستقیم دانسته و «ضلال» به‌ معنای گمراهی و گام‌برداشتن در راه باطل و انحرافی‌ را در برابر آن قرار داده است[۱۳۶]. رشد در برخی آیات هدفی مستقل برای هدایت قرآن قرار داده شده و در تضاد با شرک و کفر دانسته شده است: ﴿...فَقَالُوٓا۟ إِنَّا سَمِعْنَا قُرْءَانًا عَجَبًۭا * يَهْدِىٓ إِلَى ٱلرُّشْدِ فَـَٔامَنَّا بِهِۦ وَلَن نُّشْرِكَ بِرَبِّنَآ أَحَدًۭا[۱۳۷]. بنابراین، از سویی، ایمان با اهتدای به حق ملازم است و در مقابل آن کفر قرار دارد[۱۳۸] و تا زمانی که ایمان به شرک و ظلم آلوده‌ نشود، هریک از اهتدای به حق و ایمان سبب تقویت یکدیگر می‌شود[۱۳۹]. از سوی دیگر میان رشد‌ و حق و صواب، رابطه علیت برقرار است، از این رو پذیرش اسلام‌ و طرد طاغوت و ایمان به خدا، راه رشد دانسته شده[۱۴۰] و این راه رشد همان صراط مستقیم است ‌که در روایت ابن مسعود از پیامبر به آن اشاره شده است[۱۴۱]، ازاین‌رو خداوند کسانی را که از صراط مستقیم منحرف شده و به ناحق گردن‌فرازی کرده و خود را از دیگران برتر می‌دانند، از توجّه و گرایش به آیات حق باز می‌دارد؛ به‌گونه‌ای که هر نشانه‌ای را از حق ببینند به آن ایمان نمی‌آورند و اگر راه رشد در برابر دیدگان آنان نمایان شود، آن را برای خود برنمی‌گزینند و چنانچه راه نادرست و باطل را ببینند، آن را درپیش‌می‌گیرند: ﴿سَأَصْرِفُ عَنْ ءَايَـٰتِىَ ٱلَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِى ٱلْأَرْضِ بِغَيْرِ ٱلْحَقِّ وَإِن يَرَوْا۟ كُلَّ ءَايَةٍۢ لَّا يُؤْمِنُوا۟ بِهَا وَإِن يَرَوْا۟ سَبِيلَ ٱلرُّشْدِ لَا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًۭا وَإِن يَرَوْا۟ سَبِيلَ ٱلْغَىِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًۭا ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَـٰتِنَا وَكَانُوا۟ عَنْهَا غَـٰفِلِينَ[۱۴۲]. ﴿سَبِيلَ ٱلرُّشْدِ در این آیه به راه هدایت و راه مستقیم تفسیر شده و راهی دانسته شده که انسان‌ها را به خدا می‌رساند[۱۴۳]. رهروان در این راه کسانی هستند که در پی خشنودی خدایند و بدین سبب همو آنان را به راه‌های سلامت که تأمین‌کننده نیک‌بختی آنهاست رهنمون کرده و آنان را در پرتو علم خود از تاریکی‌ها بیرون می‌آورد و به سوی روشنایی می‌برد[۱۴۴] و به راهی راست هدایتشان می‌کند: ﴿يَهْدِى بِهِ ٱللَّهُ مَنِ ٱتَّبَعَ رِضْوَٰنَهُۥ سُبُلَ ٱلسَّلَـٰمِ وَيُخْرِجُهُم مِّنَ ٱلظُّلُمَـٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ بِإِذْنِهِۦ وَيَهْدِيهِمْ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍ[۱۴۵].[۱۴۶]

ویژگی‌های صراط مستقیم

بر اساس آیات قرآن کریم صراط مستقیم ویژگی‌هایی دارد:

مطابقت با حق و موازین علمی و عقلی

در برخی آیات، صراط مستقیم همان آورده‌های اعتقادی، اخلاقی و عملی پیامبر اکرم از سوی پروردگار عالم معرفی شده[۱۴۷] که با موازین عقلی و علمی در انطباق کامل است، چنان‌که آیه ۶ سوره سبأ حقانیت آنچه را بر پیامبر اکرم نازل شده و به راه خداوند عزیز و حمید هدایت می‌کند، مورد تأیید و تصدیق عالمان و دانشمندان دانسته است: ﴿وَيَرَى ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْعِلْمَ ٱلَّذِىٓ أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ هُوَ ٱلْحَقَّ وَيَهْدِىٓ إِلَىٰ صِرَٰطِ ٱلْعَزِيزِ ٱلْحَمِيدِ[۱۴۸]؛ نیز آیه ۵۴ سوره حجّ هدف از بین بردن القائات شیطانی را این دانسته که برخورداران از دانش (دانش‌آموختگان) بدانند قرآن حق و از سوی خدا نازل شده است. پس به آن ایمان آورده و دل‌هایشان برای پذیرش آن نرم شود و در نتیجه به صراط مستقیم هدایت شوند؛ زیرا خداوند تنها مؤمنان را به راه راست هدایت می‌کند: ﴿وَلِيَعْلَمَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْعِلْمَ أَنَّهُ ٱلْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَيُؤْمِنُوا۟ بِهِۦ فَتُخْبِتَ لَهُۥ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ ٱللَّهَ لَهَادِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ[۱۴۹]، از این رو برخی اصلی‌ترین ویژگی صراط مستقیم را هماهنگی آن با علم و حکمت و عقل دانسته‌اند؛ زیرا صراط مستقیم همان راه انبیاست که با موازین علمی و عقلی مطابقت داشته و انسان‌ها برای رسیدن به کمالات انسانی خویش باید در آن مسیر حرکت کنند[۱۵۰]. بنابراین، قرآن حقی است که بر پیامبر اکرم نازل شده و راه راستی است که پیامبر اکرم انسان‌ها را بدان فرامی‌خواند و حرکت در آن را به نفع رهرو می‌داند: ﴿قُلْ يَـٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ قَدْ جَآءَكُمُ ٱلْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَنِ ٱهْتَدَىٰ فَإِنَّمَا يَهْتَدِى لِنَفْسِهِۦ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَمَآ أَنَا۠ عَلَيْكُم بِوَكِيلٍۢ[۱۵۱].[۱۵۲]

مصونیت از سلطه شیطان

شیطان پس از رانده شدن از درگاه خدا به سبب سرپیچی از فرمان سجده بر آدم، خدا را سبب گمراهی خود خواند و سوگند یاد کرد تا گناهان بنی‌آدم را برای آنان نیکو جلوه دهد[۱۵۳] و در نتیجه، جز بندگان مخلَص خدا، همه انسان‌ها را گمراه سازد. در مقابل، خداوند راه مخلَصان را صراط مستقیم دانسته و یادآور می‌شود که شیطان بر بندگان مخلَص خدا سلطه‌ای ندارد و نمی‌تواند آنان را گمراه کند: ﴿قَالَ رَبِّ بِمَآ أَغْوَيْتَنِى لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِى ٱلْأَرْضِ وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ * إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ ٱلْمُخْلَصِينَ * قَالَ هَـٰذَا صِرَٰطٌ عَلَىَّ مُسْتَقِيمٌ * إِنَّ عِبَادِى لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَـٰنٌ إِلَّا مَنِ ٱتَّبَعَكَ مِنَ ٱلْغَاوِينَ[۱۵۴] برخی اخلاص را راهی به سوی خدا معرفی کرده‌اند که شیطان توانایی دستبرد به آن را ندارد[۱۵۵]، از این رو بسیاری از مفسران مشارالیه «هَذَا» را در آیه، اخلاص مخلَصان و آن را از نفوذ شیطان محفوظ دانسته‌اند[۱۵۶].[۱۵۷]

اعتدال

در قرآن از صراط مستقیم به «صراط سَوِی» نیز یاد شده است[۱۵۸]. در آیه ۴۳ سوره مریم ابراهیم از آزر عموی خود که در این آیه به عنوان «پدر» مورد خطاب قرار گرفته است، می‌خواهد تا از او که از دانشی برخوردار شده که به آزر عطا نشده است، پیروی کند تا او را به راهی راست هدایت کند: ﴿يَـٰٓأَبَتِ إِنِّى قَدْ جَآءَنِى مِنَ ٱلْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَٱتَّبِعْنِىٓ أَهْدِكَ صِرَٰطًۭا سَوِيًّۭا[۱۵۹] و در آیه ۱۳۵ سوره طه کافران را به عذاب تهدید کرده و به آنان که منتظر مرگ پیامبر بودند می‌گوید شما هم انتظار بکشید. به‌زودی خواهید دانست که چه کسی از یاران راه راست بوده و چه کسی هدایت شده است: ﴿قُلْ كُلٌّۭ مُّتَرَبِّصٌۭ فَتَرَبَّصُوا۟ فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَـٰبُ ٱلصِّرَٰطِ ٱلسَّوِىِّ وَمَنِ ٱهْتَدَىٰ[۱۶۰]. سَوِیّ در این آیات به معنای دور بودن از افراط و تفریط در اندازه و کیفیت است[۱۶۱]. بنابراین صراط سَوِیّ بزرگراه هدایتی است که در حالت استوا و اعتدال قرار دارد و از هرگونه انحراف پیراسته است[۱۶۲]، چنان‌که صراط مستقیم راه اعتدال و میانه‌روی است، نه راه افراط و تفریط. خداوند پس از آنکه راه پیامبر را از راه تفرقه‌افکنان در دین جدا کرده و تلویحاً آنان را به عذاب تهدید می‌کند[۱۶۳]، به وی فرمان می‌دهد تا به مردم بگوید راهی که وی بدان هدایت شده، راهی راست و استوار است که در آن اختلافی نیست و با دین معتدل ابراهیم هماهنگ است[۱۶۴]: ﴿قُلْ إِنَّنِى هَدَىٰنِى رَبِّىٓ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ دِينًۭا قِيَمًۭا مِّلَّةَ إِبْرَٰهِيمَ حَنِيفًۭا وَمَا كَانَ مِنَ ٱلْمُشْرِكِينَ[۱۶۵]. «حَنیفاً» در آیه به معنای راست و غیر منحرف و اعتدال در راه است که از ویژگی‌های صراط مستقیم است[۱۶۶]، چنان‌که امام حسن عسکری در روایتی صراط مستقیم را راه اعتدال و راهی معرفی کرده است که از افراط و تفریط دور است و اندک انحرافی به سوی باطل ندارد[۱۶۷]. امیرمؤمنان نیز راست و چپ را گمراهی و راه میانه را راه اصلی دانسته که کتاب خدا و سنت پیامبر به آن فرا می‌خوانند و فرجام نیک را در حرکت در این راه می‌داند[۱۶۸]. بر این پایه، قرآن پس از یادآوری این نکته که خدا هرکس را بخواهد به صراط مستقیم هدایت می‌کند، یادآور می‌شود که امت اسلامی را «امت وسط» قرار داده است: ﴿...لِّلَّهِ ٱلْمَشْرِقُ وَٱلْمَغْرِبُ يَهْدِى مَن يَشَآءُ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ * وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَـٰكُمْ أُمَّةًۭ وَسَطًۭا لِّتَكُونُوا۟ شُهَدَآءَ عَلَى ٱلنَّاسِ...[۱۶۹].[۱۷۰]

گستردگی صراط مستقیم

اسلام همان صراط مستقیم است و گستردگی و وسعت از ویژگی‌های آن به شمار می‌رود، از این رو اگر خداوند بخواهد کسی را هدایت کند سینۀ او را برای پذیرش اسلام می‌گشاید و در مقابل، هرکه را بخواهد گمراه کند، دل او را سخت تنگ می‌گرداند و این راه را صراط مستقیم پروردگار می‌داند: ﴿فَمَن يُرِدِ ٱللَّهُ أَن يَهْدِيَهُۥ يَشْرَحْ صَدْرَهُۥ لِلْإِسْلَـٰمِ وَمَن يُرِدْ أَن يُضِلَّهُۥ يَجْعَلْ صَدْرَهُۥ ضَيِّقًا حَرَجًۭا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِى ٱلسَّمَآءِ كَذَٰلِكَ يَجْعَلُ ٱللَّهُ ٱلرِّجْسَ عَلَى ٱلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ * وَهَـٰذَا صِرَٰطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيمًۭا قَدْ فَصَّلْنَا ٱلْـَٔايَـٰتِ لِقَوْمٍۢ يَذَّكَّرُونَ[۱۷۱]، چنان‌که برخی صحابه صراط مستقیم را وسیع‌تر از فاصله میان زمین و آسمان دانسته است[۱۷۲]. به‌گفته برخی، دلیل وسعت صراط مستقیم همگونی و هماهنگی دستورات دینی با فطرت انسانی است، و بر اثر فطری بودن، انجام دادن آنها برای انسان آسان است[۱۷۳]، چنان‌که براساس برخی روایات، خداوند اسلام را به عنوان دین آسان، راحت و وسیع تشریع کرده است[۱۷۴]. بنابراین در مقررات دینی حکمی نیست که مسلمانان را در تنگنا قرار دهد[۱۷۵].[۱۷۶]

یکی بودن صراط مستقیم

دیگر ویژگی صراط مستقیم، وحدت آن است. آیات قرآن در معرفی راه خدا در بیشتر موارد از واژه صراط بهره گرفته‌اند که جمع ندارد و در اغلب کاربردهای واژه سبیل نیز این واژه به صورت مفرد آمده است[۱۷۷] در غالب این موارد راه‌های متفاوتی مانند جنگ در راه خدا[۱۷۸]، انفاق در راه خدا[۱۷۹] یا مواردی دیگر برای جلب رضای الهی ارائه شده‌اند[۱۸۰] که پیداست مراد از آن راه‌های متفاوتی است که به صراط مستقیم ختم می‌شوند و در حقیقت صراط مستقیم دربردارندۀ همه آنهاست.

از میان مواردی که «سُبُل» جمع آمده نیز در اغلب موارد، راه‌های ارتباطی زمینی یا هوایی اراده شده است[۱۸۱] و تنها در دو مورد است که «سُبُل» به‌گونه‌ای در ارتباط با صراط مستقیم تفسیر شده است: یکی ﴿سُبُلَنَا در آیه ۶۹ سوره عنکبوت است و دیگری ﴿سُبُلَ ٱلسَّلَـٰمِ در آیه ۱۶ سوره مائده که مفسران آنها را به راه‌های نجات از عذاب الهی[۱۸۲]، راه‌های ورود به بهشت[۱۸۳]، راه‌های شهادت و مغفرت[۱۸۴]، راه‌های رسیدن به مواهب و عطایای الهی و توفیق راهیابی به راه راست تفسیر کرده‌اند[۱۸۵]. برخی نیز در عبارت ﴿سُبُلَ ٱلسَّلَـٰمِ حذف مضاف (دار) را محتمل دانسته‌اند[۱۸۶]؛ نیز برخی سبب جمع آمدن ﴿سُبُلَنَا در آیه ۶۹ سوره عنکبوت را آمدن جمع ﴿ٱلَّذِينَ جَـٰهَدُوا۟ در ابتدای آیه دانسته‌اند؛ به این معنا که هرکس راهی مخصوص به خود به سوی خدا دارد[۱۸۷]. این معنا با آنچه در باره صراط مستقیم گفته شده متفاوت است؛ زیرا همه موارد پیش‌گفته به شاهراه صراط مستقیم ختم می‌شوند[۱۸۸]، از این رو گرچه ﴿سُبُل جمع است، مراد از آن راه‌هایی است که در حقیقت به یک راه ختم می‌شوند و آن همان راه خدا و صراط مستقیم است[۱۸۹]. در مقابل این راه، راه‌های شیطان قرار دارند که متعدد و متشتت‌اند و همه آنها گمراهی و از راه خدا جدایند[۱۹۰].[۱۹۱]. برخی نیز ﴿ٱلسَّلَـٰمِ در آیه ۱۶ سوره مائده را به معنای سلامت از هر زیان و ترسی دانسته‌اند[۱۹۲] و چون راه‌های ضرر و ترس بسیارند، در برابر آنها راه‌هایی گوناگون برای رهایی از هر ترس و ضرر خواهد بود، و از این رو «سُبُل» جمع آمده است.

چنان‌که بسیاری تصریح کرده‌اند[۱۹۳]، می‌توان گفت مراد از ﴿سُبُلَ ٱلسَّلَـٰمِ راه اسلام و دین است که خدا برای سعادت دنیوی و اخروی بندگانش تشریع کرده است و تبعیت از اسلام به معنای پیروی کردن از همه احکام و قوانین اسلام است[۱۹۴] و همان‌گونه که نپذیرفتن اصل اسلام، مانع رسیدن انسان به سعادت است، عمل نکردن به هریک از احکام اسلام نیز می‌تواند مانعی بر سر راه رسیدن به سعادت و کمال مطلوب باشد و در مقابل، عمل به قوانین و احکام دین راهی است برای نزدیک‌تر شدن به صراط مستقیم[۱۹۵] و از همین رو در پایان آیه، ﴿وَيَهْدِيهِمْ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ آمده است.

کاربرد واژه ﴿السُبُلَ در آیه ۱۵۳ سوره انعام در برابر صراط مستقیم مفرد، گویای این نکته است که صراط مستقیم جز یک راه نیست و در برابر آن دیگر راه‌ها قرار دارند که به سبب تعدد و تشتت، موجب تفرقه و جدایی از راه حق می‌شوند[۱۹۶]، از این رو هدایت شدگان، راهیان صراط مستقیم و گمراهان، روندگان در راه‌های مختلف دانسته شده‌اند[۱۹۷]. مفرد بودن صراط در تمامی آیاتی که به موضوع صراط مستقیم پرداخته‌اند دلیلی است بر بطلان گفته برخی که نکره بودن صراط در این آیات را دلیل بر تعدد آن گرفته و بر پایه آن به کثرت‌ ‎‌گرایی دینی‌گراییده و بر این باورند که صراط مستقیمِ بیان شده در قرآن، مصداقی است از مصادیق متعدد صراط‌های مستقیم[۱۹۸].

افزون بر این، با بررسی آیات مورد نظر می‌توان آنها را دو گروه دانست:

  1. آیاتی که صراط در آنها معرفه آمده است (۶ آیه‌) که مورد توجه کثرت‌ ‎ گرایان قرار نگرفته‌اند، در حالی که به نظر می‌رسد می‌توان آنها را با توجه به آیاتی که صراط در آنها نکره آمده، تفسیر کرد. به باور برخی، عدم توجه عمدی یا سهوی طرفداران کثرت‌ ‎‌گرایی دینی، به قراین پیوسته یا ناپیوسته، سبب شده آنان در اعتقاد خود به خطا رفته و قرآن را با رأی خود تفسیر کنند[۱۹۹]. علامه طباطبایی بر این باور است که نکره همیشه بر تعدد مصادیق دلالت نمی‌کند و گاهی برای تعظیم و بزرگداشت مطلب به صورت نکره آورده می‌شود، چنان‌که قرینه مقام در آیه ۱۶ سوره مائده این معنا را می‌رساند[۲۰۰]. وی در جای دیگر صراط را به راه روشن و مستقیم معنا کرده و استقامت را جزء معنای صراط می‌داند و ذکر آن را در آیات قرآن توضیحی شمرده و نکره بودن صراط را برای دلالت بر عظمت آن راه دانسته است[۲۰۱]. دیگر مفسران نیز تنوین صراط در آیه ۴ سوره یس را تنوین تفخیم[۲۰۲] و در آیه ۶۱ همان سوره برای مبالغه و تعظیم[۲۰۳]، تبعیض[۲۰۴] و تفخیم[۲۰۵] دانسته و برای تأیید مدعای خویش، به گفته کسانی استشهاد کرده‌اند که برای تعیین مصداق صراط مستقیم از قرینه سیاق بهره برده‌اند[۲۰۶].
  2. آیاتی که در آنها صراط نکره آمده است. در برخی موارد نیز گرچه صراط نکره آمده است، با بدل آوردن از آن، معلوم می‌شود مراد از آن تنها یک راه است و آن همان راه خداست که پیامبر مردم را به آن رهنمون می‌شود: ﴿وَإِنَّكَ لَتَهْدِىٓ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ * صِرَٰطِ ٱللَّهِ ٱلَّذِى لَهُۥ مَا فِى ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَمَا فِی ٱلْأَرْضِ أَلَآ إِلَى ٱللَّهِ تَصِيرُ ٱلْأُمُورُ[۲۰۷]. برخی روایات در تفسیر صراط مستقیم نیز در جهت تعیین مصداق صراط مستقیم وارد شده‌اند[۲۰۸].

به باور برخی، نکره بودن صراط مستقیم در برخی آیات، به معنای ابهام و عدم تعین آن نیست تا با تعدد همراه باشد و پلورالیزم اعتقادی، اخلاقی، فقهی و حقوقی را تأیید کند، بلکه ناظر به زمان‌های متعدد است که در هر زمانی صراط مستقیم خاص خود را می‌طلبد. در نگاه ایشان نکره بودن صراط مستقیم در قرآن دو معنا دارد:

  1. در یک معنا صراط مستقیم تکوینی مراد است، چنان‌که بر اساس آیه ۵۶ سوره هود می‌توان گفت همه موجودات عالم در نظام تکوین در صراطی مستقیم قرار دارند و هر موجودی راه و رسم تکاملی خاص به خود را دارد؛ برای مثال، راه دریا برای ماهیان شناور و راه آسمان برای مرغان بلندپرواز و اگر هریک بخواهد در مسیر دیگری به حرکت تکاملی خود ادامه دهد، فرجامی جز هلاک ندارد:﴿إِنِّى تَوَكَّلْتُ عَلَى ٱللَّهِ رَبِّى وَرَبِّكُم مَّا مِن دَآبَّةٍ إِلَّا هُوَ ءَاخِذٌۢ بِنَاصِيَتِهَآ إِنَّ رَبِّى عَلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ[۲۰۹].
  2. نکره بودن صراط مستقیم در برخی آیات، به نظام تشریع اشاره دارد؛ ولی به این معنا که در هر عصری پیامبر آن عصر شریعتی ویژه آن عصر آورده که صراط مستقیم مردم همان عصر است[۲۱۰]. همین مفسر در تفسیر سوره حمد، تبیینی دیگر از تکوین و تشریع در صراط مستقیم ارائه کرده و بر این باور است که نمازگزار یا قاری قرآن، وقتی از خدا هدایت می‌طلبد[۲۱۱]، مراد او هدایت تشریعی نیست؛ زیرا او پیش از این به هدایت تشریعی دست یافته است و در حقیقت معارف قرآن را و نیز احکام را دریافت کرده و اگر باز همان را بخواهد به دست آورد، بی‌معنا خواهد بود، بلکه او در این دعا چیزی را می‌طلبد که ندارد و آن هدایت تکوینی است که همان ایصال به مطلوب است نه ارائه طریق و در حقیقت این، هدایتی نورانی است که در پرتو آن می‌تواند پرتگاه‌ها را ببیند و در آنها سقوط نکند[۲۱۲]؛ ولی در نظام تشریع، برخی مطابق آن عمل می‌کنند و آنان همان صالحان راست‌کردارند که از آنان به «سالکان صراط مستقیم» یاد می‌شود و برخی با افراط یا تفریط، از صراط مستقیم منحرف می‌شوند که همان ﴿ٱلْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ و ﴿ٱلضَّآلِّينَ هستند، هرچند ممکن است فقیهی متضلع باشند[۲۱۳]. گفتنی است همان‌گونه که صراط مستقیم وحدت ذاتی دارد و وحدت‌آفرین و پیروی از آن نجات‌آفرین است[۲۱۴]، دنباله‌روی از سُبُل انحرافی مایه تفرقه و چنددستگی است[۲۱۵].

صراط مستقیم و صراط جحیم

قرآن کریم به دو صراط تصریح کرده است: یکی صراط مستقیم است که قرآن کریم، ۴۳ بار با تعابیر مختلف از آن سخن گفته است. علاوه بر اینکه تعابیر دیگری همچون ﴿سَبِيلِ اللَّهِ[۲۱۶]، ﴿سَوَاء السَّبِيلِ[۲۱۷] و... نیز گویای همین راه حق است و اما صراط دوم، ﴿صِرَاطِ الْجَحِيمِ[۲۱۸]است که قرآن کریم در سوره صافات از آن یاد کرده است.

نکته جالب توجه این است، با آنکه قرآن کریم، راه باطل را نیز با واژه "صراط" یاد کرده و آن را "صراط جحیم" نامیده، لکن تنها یک بار واژه "صراط" را در آن به کار برده که نشانگر بی‌اعتنایی خداوند به این صراط پست و حقیر است.

نتیجه اینکه همواره بشریت، به دو دسته قابل تقسیم بوده‌اند:

  1. دسته اول کسانی هستند که دنیاگرایی، ماده خواهی و رفاه‌طلبی، همه وجودشان را پرکرده و چون بهائم جز به خور و خواب و شهوت نمی‌اندیشند و تمام همتشان معطوف به دنیا است و رویکردی به آخرت ندارند. اینان سعادت را در دنیا، از دنیا و برای دنیا می‌‌بینند و می‌‌جویند و نسبت به حقایق ماورایی عالم هستی، کر و کورند. قرآن کریم درباره این گروه می‌فرماید: ﴿ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّواْ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الآخِرَةِ وَأَنَّ اللَّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ لاَ جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الآخِرَةِ هُمُ الْخَاسِرُونَ[۲۱۹]. چنین گروهی را خداوند متعال از صراط مستقیمش منحرف دانسته و در سوره مؤمنون فرموده است: ﴿وَإِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ عَنِ الصِّرَاطِ لَنَاكِبُونَ[۲۲۰].
  2. و اما گروه دوم کسانی هستند که علاوه بر دنیا، آخرت را نیز در معادلات سعادت طلبانه خود داخل می‌کنند و بلکه به آن اصالت می‌دهند. سخن این گروه این است که پروردگارا! در دنیا و در آخرت به ما نیکی عطا کن: ﴿وَمِنْهُم مَّن يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ[۲۲۱] درحالی که گروه اول تنها حسنه و نیکی دنیا را طلب می‌کردند: ﴿فَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا وَمَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ[۲۲۲].[۲۲۳]

اوصاف صراط مستقیم

صراط مستقیم به معنای راه راست و روشن است؛ لذا در روایتی امام صادق(ع) "صراط مستقیم" را به ""الطَّرِيقِ‏ الْوَاضِحِ‏ ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"" یعنی "راه روشن و آشکار" تفسیر فرمودند. با این تعریف، طبعاً تعریف صراط غیرمستقیم و صراط جحیم نیز روشن می‌شود که "راه تاریک و ظلمانی" است.

بنابراین در واقع "صراط مستقیم" تعبیر زیبایی از نور و "صراط جحیم" تعبیری از ظلمت است که قرآن کریم در آیه ۶۱ مائده: ﴿وَيُخْرِجُهُم مِّنِ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ[۲۲۴] و ﴿وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا صُمٌّ وَبُكْمٌ فِي الظُّلُمَاتِ مَن يَشَإِ اللَّهُ يُضْلِلْهُ وَمَن يَشَأْ يَجْعَلْهُ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ[۲۲۵] بدان اشاره فرموده است. در این آیات، تقابل نور و ظلمت و صراط مستقیم بودن طرف نور بیان شده است.

اکنون این سؤال مطرح می‌شود که این راه روشن چیست؟ چگونه می‌توان این راه روشن را از راه تاریک و ظلمانی باز شناخت؟

راه خدا

از دیدگاه قرآن کریم صراط مستقیم، تنها راه خداوند متعال است که مالک آسمان‌ها و زمین و همه هستی است: ﴿صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ صِرَاطِ اللَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ[۲۲۶] در عالم هستی تنها یک صراط وجود دارد و آن صراط توحید و خداپرستی و دوری از شرک و بت‌پرستی است. تنها این صراط است که در نهایت انسان را به خدا و رضوان او می‌‌رساند و به سعادت ابدی نائل می‌کند و از عذاب الهی و گرفتاری آخرت نجات می‌دهد؛ لذا وجود صراط دیگری غیر از آن، شرک و صراط شیطان است که در نهایت انسان را به خشم و غضب خداوند مبتلا و به جهنم گرفتار می‌کند و این همان ﴿صِرَاطِ الْجَحِيمِ است که قرآن کریم بدان تصریح کرده و قبلا اشاره کردیم[۲۲۷].

راه بندگی خدا

ربوبیت خداوند متعال و عبودیت همه خلق، دو حقیقت بزرگ است که اگر انسان اندکی تعقل کند، وضوح و روشنی آنها آشکار خواهد شد. خداوند متعال آیات حقانیت و ربوبیت خود را در آفاق و انفس قرارداده تا پروردگاری‌اش بر احدی مخفی نماند: ﴿سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ[۲۲۸].

لذا پیامبر اکرم(ص) فرمود: "هر کس خودش را بشناسد، پروردگارش را می‌‌شناسد"[۲۲۹] و امام رضا(ع) در پاسخ به کسی که از دلیل حدوث عالم سؤال کرد، فرمود: "تو وجود نداشتی و پیدا شدی، و قطعا تو خودت را به وجود نیاوردی و کسی هم که مثل تو است تو را به وجود نیاورده"[۲۳۰]. هیچ چیز در عالم نیست، مگر آنکه به زبان گویا فریاد می‌‌زند: من خالقی و رازقی دارم که نه مثل او هستم و نه او مثل من. امام حسین(ع) در دعای ملکوتی عرفه، می‌‌فرماید: "کور است دیده ای که تو را نبیند... خود را به هر چیز شناساندی و چیزی نیست که تو را نشناسد... تو خود را در هر چیزی به من شناساندی و تو را در هر چیز روشن دیدم و تو برای هر چیزی روشنی"[۲۳۱].

قرآن کریم به این دو حقیقت روشن یعنی ربوبیت خدا و بندگی خلق، و اینکه آنها، صراط مستقیم خدا است، تصریح فرموده: ﴿وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ[۲۳۲] و در سوره یس فرمود: ﴿وَأَنْ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ[۲۳۳] و در سوره زخرف فرموده: ﴿وَاتَّبِعُونِ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ[۲۳۴].[۲۳۵]

راه محبت خدا

امام صادق(ع) درباره آیه ﴿اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ[۲۳۶] فرمود: "یعنی خدایا راهنمایی کن که ملتزم راهی باشیم که به محبت تو می‌‌انجامد و ما را به دین تو می‌‌رساند و از اینکه از هوای نفس خود و یا از آراء خود پیروی کنیم و هلاک گردیم، باز می‌‌دارد"[۲۳۷].

محبت خدا، آب گوارایی است که اگر بر کامی بریزد، دیگر تشنه نگردد و اگر بر دلی بریزد، دیگر بی‌تاب نشود. به تعبیر دیگر محبت خدا آتشی است که اگر در دلی افروخته شود، خرمن غیر خدا را بسوزاند و جز دلدادگی به محبوب هیچ نماند:"حُبُ‏ اللَّهِ‏ نَارٌ لَا يَمُرُّ عَلَى‏ شَيْ‏ءٍ إِلَّا احْتَرَقَ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"[۲۳۸]. چنین محبتی مخصوص اولیای خدا و مؤمنان حقیقی است: ﴿وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلَّهِ[۲۳۹] راه این محبت جز پیروی از رسولان خداوند که رساننده پیام توحید هستند، میسر نمی‌شود: ﴿قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ[۲۴۰].[۲۴۱]

دین خدا صراط مستقیم

آن راه روشنی که انسان را در مسیر عبودیت و بندگی خداوند حفظ می‌کند و دلدادگان حق و حقیقت را به کوی محبوب می‌رساند، دین خداوند است. خداوند حکیم برای آنکه بندگانش تکالیف خود را بشناسند و راه خدا و شیطان را از هم باز شناسند و بتوانند با اطمینان در راه خدا گام بردارند و در شبهات شیطانی گرفتار نشوند، دین خود را از طریق رسولانش فرستاده و راه بندگی را واضح و آشکار ساخته است.

قرآن کریم در سوره انعام در این باره فرمود: ﴿قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ[۲۴۲].

امام رضا(ع) در تفسیر: ﴿اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ[۲۴۳] فرمود: "طلب ارشاد به سوی دینش و چنگ زدن به ریسمانش و خواهش برای افزون شدن معرفت و شناخت پروردگار خویش است"[۲۴۴].

بنابراین وقتی ما از خداوند متعال می‌‌خواهیم که بار خدایا ما را به راه مستقیم و راست و مصون از هر کجی و ناراستی هدایت فرما، در واقع از پروردگار متعال می‌‌خواهیم که ما را به سوی دینش که همه کمالات لایق ما در آن بیان شده و ضامن سعادت ما است، رهنمون گردد. و نیز از عزیز بی‌همتا می‌خواهیم که به ما توفیقی عنایت کند که بتوانیم ریسمان الهی را شناخته و به آن چنگ بزنیم. همچنین از او می‌‌خواهیم که ما را در راه شناخت روزافزون و شایسته وحدانیتش، هدایت کند. این خواسته‌ها به قدری مهم است که در سوره حمد که ام الکتاب است و تمام حقایق قرآن در آن نهفته است، آمده و نیز به دلیل همین اهمیت است که راوی گوید: پشت سر امام صادق(ع) نماز می‌خواندم، شنیدم که حضرتدعا می‌کرد و بی‌شمار به خداوند عرض می‌کرد: ﴿اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ[۲۴۵].[۲۴۶].[۲۴۷]

راه بهشت

امام حسن عسکری(ع) درباره آیه ﴿اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ[۲۴۸] فرمود: "منظور این است که چنانچه ما را در گذشته توفیق داده‌ای تا از دستور تو اطاعت کنیم، پیوسته موفق بدار تا در آینده نیز مطیع تو باشیم سپس فرمودند: اما صراط مستقیم دو نوع است: یکی صراط دنیا و دیگری صراط آخرت: صراط مستقیم در دنیا آن روش میانه‌ای است که نه غلو دارد و نه کوتاهی و تقصیر و نه گرایش به باطل. اما طریق دیگر همان راه مؤمنین به سوی بهشت است که مستقیم است و انحراف ندارد نه به جانب جهنم و نه به جای دیگری غیر جهنم، فقط مستقیم به سوی بهشت است[۲۴۹].

امیرالمؤمنین(ع) در تفسیر سوره حمد که برای پادشاه روم نوشتند، فرمود: "و اما قول خداوند متعال که فرمود: ﴿اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ[۲۵۰] عبارت است از راه روشن که هر کس در دنیا عمل صالح انجام دهد، در قیامت از آن راه به بهشت رهسپار می‌‌گردد[۲۵۱].[۲۵۲]

راه انبیا(ع)

تا اینجا روشن شد که صراط مستقیم، راه روشن بندگی، عبودیت و محبت خداست و نیز معلوم شد که بندگی خدا در حقیقت همان عمل به فرامین دین خدا و به خصوص اسلام است. یعنی بندگی خدا، چه در حوزه نظر و چه در حوزه عمل جز از راه عمل به دستورات و رهنمودهای دین میسر نیست؛ به بیان دیگر، شناخت خداوند چنان که خود معرفی کرده است، انجام واجبات، ترک محرمات، تخلق به اخلاقیات اسلامی، و پایبندی به آداب اسلام همان طریق بندگی خدا است.

اکنون این نکته باید روشن گردد که دین خداوند، چیزی جز قول، فعل و تقریر انبیا(ع) نیست و در رأس آنها، خاتم الانبیاء(ص) است، البته بدیهی است که قول و فعل و تقریر معصوم همان نور توحید خداوند و امر و نهی و رضا و غضب او است که پیامبران(ع) از طریق وحی به آن عالم شده و به تأیید و تسدید و توفیق خداوند، تبلیغ می‌کنند. از این رو امام صادق(ع) درباره آیه شریفه: ﴿اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ[۲۵۳] فرمود: "راه انبیاء است که خدا به آنان نعمت داده است"[۲۵۴].

و قرآن کریم درباره پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: ﴿فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَّكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ[۲۵۵] و نیز می‌فرماید: ﴿يس وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ[۲۵۶].[۲۵۷]

مصادیق صراط مستقیم

در آیات قرآنی برخی از اعمال به عنوان موارد و مصادیق اساسی صراط مستقیم بیان شده که شامل دو دسته موارد اثباتی و سلبی است.

  1. موارد اثباتی شامل مصادیق زیر است: اسلام[۲۵۸]، اخلاص[۲۵۹]، احسان به والدین[۲۶۰]، بهره‌مندی از قرآن[۲۶۱]، اطاعت از خدا[۲۶۲]، ایمان به آخرت[۲۶۳]، اقامه نماز[۲۶۴]، پرداخت زکات[۲۶۵]، توحید عبادی[۲۶۶]، عدالت در گفتار[۲۶۷]، وفای به عهد خدا و ... .
  2. موارد سلبی شامل مصادیق زیر است: اجتناب از استکبار[۲۶۸]، اجتناب از اطاعت شیطان[۲۶۹]، اجتناب از شرک[۲۷۰]، اجتناب از فحشاء[۲۷۱]، اجتناب از فرزندکشی، اجتناب از قتل بی‌گناهان، اجتناب از مال یتیم، اجتناب از کم‌فروشی و ...[۲۷۲].

دین اسلام

دین اسلام مورد پسند خداوند و صراط مستقیمی است که هیچ‌گونه کژی در آن نیست و خداوند هرکه را بخواهد هدایت کند، سینه‌اش را برای پذیرش اسلام گشاده می‌گرداند[۲۷۳]: ﴿فَمَن يُرِدِ ٱللَّهُ أَن يَهْدِيَهُۥ يَشْرَحْ صَدْرَهُۥ لِلْإِسْلَـٰمِ... * وَهَـٰذَا صِرَٰطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيمًا...[۲۷۴]. مفسران ﴿هَـٰذَا آیه فوق را اشاره به اسلام و همان را صراط مستقیم مورد نظر قرآن دانسته‌اند[۲۷۵]. این بدان معنا نیست که دیگر ادیان در زمان خودشان صراط مستقیم نبوده‌اند[۲۷۶]، بلکه به تصریح قرآن همه انبیا بر صراط مستقیم بوده‌اند: ﴿...وَٱجْتَبَيْنَـٰهُمْ وَهَدَيْنَـٰهُمْ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ[۲۷۷] و خداوند آنان را برای دادن بشارت بهشت به مردم و انذار آنها از جهنم، فرستاده و با آنان کتابی را نازل کرده تا مطابق با آن در میان قوم خویش حکم کنند[۲۷۸]. این رویه ‌‌با‌ بعثت پیامبر اکرم کامل‌ شد که جامع‌ترین شریعت در اختیار‌ بشر‌ قرار‌ گرفت و پس از آن دین اسلام برای همیشه صراط مستقیم دانسته شد[۲۷۹]: ﴿وَإِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ[۲۸۰] و مردم تا روز قیامت باید از آن پیروی کنند: ﴿...وَٱتَّبِعُونِ هَـٰذَا صِرَٰطٌۭ مُّسْتَقِيمٌۭ[۲۸۱]. نه تنها مردم که خود پیامبر نیز فرمان یافته تا به آنچه بر وی نازل ‌شده از این رو که صراط مستقیم است[۲۸۲] تمسک جوید و به اوامر و نواهی آن پایبند باشد[۲۸۳]: ﴿فَٱسْتَمْسِكْ بِٱلَّذِىٓ أُوحِىَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ[۲۸۴].

بنابراین، پس از بعثت پیامبر اکرم اگر پیروان دیگر ادیان بخواهند دیندار و هدایت‌یافته باشند، باید پیرو‌ دین پیامبر خاتم باشند، از این رو خداوند به وی فرمان داده تا محرماتی را که بر اساس قوانین اسلام قرار داده شده است برای مردم بیان کند و از همه راه‌ها، جز اسلام پرهیز کنند؛ زیرا تنها صراط مستقیم، اسلام است و دیگر راه‌ها جز گمراهی نیستند: ﴿وَأَنَّ هَـٰذَا صِرَٰطِى مُسْتَقِيمًۭا فَٱتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا۟ ٱلسُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِۦ ذَٰلِكُمْ وَصَّىٰكُم بِهِۦ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ[۲۸۵]. آیه ۱۶۱ سوره انعام نیز صراط مستقیم را دین قیّم معرفی کرده که همان آیین ابراهیم است: ﴿قُلْ إِنَّنِى هَدَىٰنِى رَبِّىٓ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ دِينًۭا قِيَمًۭا مِّلَّةَ إِبْرَٰهِيمَ حَنِيفًۭا وَمَا كَانَ مِنَ ٱلْمُشْرِكِينَ[۲۸۶]. مفسران، «قیّم» در این آیه را وصف دین و آن را صراط مستقیمی دانسته‌اند که هیچ انحراف و کجی در آن راه ندارد[۲۸۷]، یا دین دائمیِ نسخ‌ناپذیر[۲۸۸]. بنابراین، این آیه پاسخی است به گفتار مشرکان که مخالفت پیامبر را با آیین بت‌پرستی که آیین نیاکان عرب بود، نکوهش می‌کردند. پیامبر فرمان یافت تا به آنها بگوید راهی که در آن گام نهاده، راه راستی است که ابراهیم ـ که مورد احترام همه ماست ـ نیز در آن گام نهاده و از آن راه رفته است[۲۸۹]. برخی «حنیف» را در برابر «جنیف» به معنای کسی دانسته‌اند که در راه رفتن به چپ و راست متمایل می‌شود و گفته‌اند سرّ آنکه صراط مستقیم با دین ابراهیم حنیف مساوی دانسته شده، آن است که ابراهیم بی‌هیچ‌گونه انحرافی راه دین را می‌پیمود[۲۹۰].[۲۹۱]

پیامبر اکرم(ص) درباره تفسیر ﴿اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ می‌‌فرماید: «﴿اهْدِنَا أرشِدْنا ﴿الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ يَعنِي دِينَ الإسلامِ؛ لأنَّ كُلَّ دِينٍ غيرَ الإسلامِ فَلَيسَ بِمُستَقيمٍ الذي ليسَ فيهِ التَّوحيدُ «صِراطَ الذينَ أنْعَمْتَ علَيهِم» يَعنِي بهِ النَبِيِّينَ و المُؤمِنِينَ الذينَ أنعَمَ اللّه ُ علَيهِم بِالإسلامِ و النبوَّةِ «غَيرِ المَغْضوبِ علَيهِم» يقولُ: أرشِدْنا غَيرَ دِينِ هؤلاءِ الذينَ غَضِبتَ علَيهِم و هُمُ اليَهودُ «و لا الضّالِّينَ». و هُمُ النَّصاري»؛ «اهدنا» یعنی ما را رهنمون شو، «صراط مستقیم» یعنی دین اسلام؛ زیرا هیچ دینی جز اسلام راست و مستقیم نیست؛ چون توحید و یگانه پرستی در آن نیست، «صراط کسانی که نعمتشان دادی» یعنی، پیامبران و مؤمنان، که خداوند نعمت اسلام و نبوّت را ارزانیشان داشت، «نه غضب شدگان»، می‌‌فرماید: مارا به غیر دین آنان که بر ایشان خشم گرفته‌ای، یعنی یهود، راهنمایی فرما، «و نه گمراهان» یعنی نصارا.[۲۹۲]

امام صادق(ع) درباره کلام خدای تعالی ﴿اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ می‌‌فرماید: «أرشِدْنا الصِّراطَ المُستَقيمَ، أرشِدْنا لِلُزُومِ الطَّريقِ المُؤَدِّي إلي مَحَبَّتِكَ، و المُبَلِّغِ إلي جَنَّتِكَ، مِن أن نَتَّبِعَ أهواءَنا فَنَعطَبَ»؛ یعنی ما را به راه راست رهنمون شو، مارا به پیمودن راهی که به محبّت تو می‌‌انجامد و به بهشتت می‌‌رساند، رهنمون شو، تا از هواهای نفْس خود پیروی نکنیم و به هلاکت نیفتیم[۲۹۳].

در تفسیر منسوب به امام حسن عسکری(ع) نیز درباره کلام خدای تعالی ﴿اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ آمده است که آدمی گوید: «أدِمْ لَنا تَوفِيقَكَ الذي بهِ أطَعناكَ في ماضِي أيّامِنا حتّي نُطِيعَكَ كذلكَ في مُستَقبَلِ أعمارِنا. و الصِّراطُ المُستَقيمُ هُو صِراطانِ: صِراطٌ في الدُّنيا و صِراطٌ في الآخِرَةِ، فأمّا الصِّراطُ المُستَقيمُ في الدُّنيا فهُو ما قَصُرَ عنِ الغُلُوِّ، و ارتَفَعَ عنِ التَّقصيرِ، و استَقامَ فلَم يَعدِلْ إلي شَيءٍ مِنَ الباطِلِ، و أمّا الطَّريقُ الآخَرُ فهُو طريقُ المُؤمنينَ إلي الجَنَّةِ الذي هو مُستَقيمٌ»؛ آن توفیقی را که عطایمان کردی تا در ایّام گذشته عمرِ خود طاعتت کنیم بر ما ادامه بده تا در ایّام مانده عمر خود نیز طاعتت کنیم. صراط مستقیم دو گونه است: صراطی در دنیا و صراطی در آخرت. صراطِ مستقیمِ در دنیا، همان راهی است که از افراط و تفریط به دور است، راه میانه است و به سوی باطل کمترین انحرافی ندارد، و صراط آخرت، همان راه مؤمنان به سوی بهشت است که راهی است مستقیم[۲۹۴].[۲۹۵]

در روایتی امام باقر(ع) و امام صادق(ع) در تفسیر: ﴿اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ[۲۹۶] فرمودند: "مراد دین خدا است که جبرئیل آن را برای حضرت محمد(ص) آورده است"[۲۹۷].

قرآن کریم در این باره می‌فرماید: ﴿فَمَن يُرِدِ اللَّهُ أَن يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلامِ وَهَذَا صِرَاطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيمًا قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ[۲۹۸]. در سوره زخرف، آیه۳۴ نیز می‌فرماید: ﴿فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَّكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ[۲۹۹] ظاهر آیه شریفه این است که وحی خدا که همان قرآن کریم و مایه هدایت است، همان دین خدا است که همان صراط مستقیم است[۳۰۰].

پیامبر اکرم(ص) و ائمه(ع)

راه روشن و صراط مستقیم الهی، اعتقاد به وحدانیت خدا و بندگی اوست و پایبندی به دین خدا، تنها راه بندگی است که از طریق پیامبران ابلاغ می‌شود. به عبارت دیگر از دیدگاه قرآن کریم، اطاعت از خدا، راه راست و روشنی است که انسان را به وصال محبوب و به مقامات بالای بهشت و رضوان الهی می‌رساند و اطاعت خدا تنها در اطاعت رسول است: ﴿مَّنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ[۳۰۱].

اکنون که اطاعت از رسول اکرم(ص)، تنها با اطاعت از امیرالمؤمنین(ع) و ائمه اطهار(ع) میسر است؛ زیرا از سویی اسلام دین خاتم است و تا قیامت پابرجاست و قرآن کامل‌ترین کتاب وحی است که بیان حقایق تا قیامت در آن نهفته است و از سوی دیگر با اینکه به تصریح قرآن کریم، پیامبر اکرم(ص) مأمور به تبیین آن است: ﴿وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ[۳۰۲]، لکن در آن مدت کوتاه رسالت و با آن شرایط جاهلی که در آن برهه از تاریخ وجود داشته است، یقیناً بیان همه حقایق قرآن تا قیامت، برای عموم مردم ممکن و میسر نبوده و حکیمانه هم نبود که تمام حکمت‌ها را به عموم مردم تعلیم کند درحالی که قرآن کریم اکثرشان را جاهل، غیرمتفکر و غیرمؤمن معرفی کرده: ﴿أَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ[۳۰۳]، ﴿أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ[۳۰۴]، ﴿أَكْثَرُهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ[۳۰۵] و ﴿أَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ[۳۰۶].

بنابراین حکمت خداوند متعال بر این قرار گرفته است که انسان‌های معصوم و کاملی را بیافریند و آنها را اوصیا و خلفای راستین رسولش قرار دهد و رسولش را موظف کند که هر چه را خدا به او تعلیم کرده به وصی خود تعلیم کند آن هم نه تعلیم عادی و کلاسیک، بلکه تعلیمی که از هر حرف آن هزار درب علم گشوده می‌شود، تا علم و حکمت خداوند بدون هیچ گونه کم و کاست و بدون هیچ گونه تحریف در زمین بماند و موجب هدایت انسان‌ها وعبودیت حقیقی گردد؛ لذا پیامبر اکرم(ص) در خطبه غدیر خم فرمود: "ای مردم! هیچ علمی نیست مگر آنکه خداوند آن را در من قرار داده، و هر دانشی را که من می‌‌دانم آن را در امام پرهیزگاران قرار دادم و هیچ علمی نیست مگر آنکه آن را به علی(ع) آموخته‌ام، او همان امام آشکار است"[۳۰۷].

همچنین رسول خدا(ص) در احادیث بسیاری، چنین مضامینی را فرموده است: "کسی که از علی(ع) فرمان نبرد، مرا نافرمانی کرده، و شخصی که معصیت مرا انجام دهد، خدا را معصیت نموده، و هر کس که علی(ع) را اطاعت نماید، در حقیقت مرا اطاعت نموده، و هر فردی مطیع من باشد، قطعاً از خدا اطاعت کرده، شخصی که علی(ع) را در گفتار یا کرداری رد نماید، قطعاً من را رد نموده، و کسی که مرا رد کند قطعاً خدا را در بالای عرشش منکر شده است[۳۰۸].

"کسی که علی(ع) را دوست بدارد مرا دوست داشته و کسی که مرا دوست بدارد، خدا را دوست داشته"[۳۰۹]. "کسی که علی(ع) را اذیت کند مرا اذیت کرده، و کسی که مرا اذیت کند، خدا را اذیت کرده"، "کسی که با علی(ع) بجنگد، با من جنگیده و کسی که با من بجنگد، با خدا جنگیده"[۳۱۰] و احادیث متواتر دیگر مانند: "علی(ع) نسبت به من مانند هارون نسبت به موسی است"[۳۱۱] و "علی(ع) از من است و من از او هستم"[۳۱۲] و علی(ع) نسبت به من مانند نفس من است و اطاعت او اطاعت من و معصیت او معصیت من است"[۳۱۳] و... .

بنابراین امیرالمؤمنین(ع) و اولاد معصومش، همان صراط مستقیم خدا تا قیامت هستند که اطاعت از آنها تنها راه بندگی خدا است؛ لذا رسول خدا(ص) خطاب به آن حضرت فرمود: "یا علی! تو حجت خدایی و تو باب تقرب به خدایی، و تو راه به سوی خدایی، و تویی نبأ عظیم، و تویی صراط مستقیم حق"[۳۱۴]. و خود آن حضرت فرمود: " منم خاتم اوصیا و منم صراط مستقیم و منم نبأ عظیم" [۳۱۵] از این رو ائمه(ع) بسیاری از آیاتی را که درباره صراط مستقیم آمده است، به امیرالمؤمنین(ع) تفسیر و تأویل کرده و به تبع آن حضرت برای دیگر ائمه(ع) نیز ثابت کرده‌اند.

به عنوان نمونه به چند مورد اشاره می‌کنیم: امام صادق(ع) فرمود: ﴿اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ[۳۱۶] یعنی امیرالمؤمنین(ع)[۳۱۷] و از امام کاظم(ع) نیز درباره آیه ﴿أَفَمَن يَمْشِي مُكِبًّا عَلَى وَجْهِهِ أَهْدَى أَمَّن يَمْشِي سَوِيًّا عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ[۳۱۸] سؤال شد، آن حضرت فرمود: "خدا کسی را که از ولایت علی(ع) برگشته، به کسی مثل زده است که به رو افتاده، راه می‌‌رود و در کار خود گمراه است و کسی را که از علی(ع) پیروی کند، با قامت راست بر راه مستقیم قرار داده و راه مستقیم همان امیرالمؤمنین(ع) است"[۳۱۹].

مفضل بن عمر گوید: از امام صادق(ع) پرسیدم؛ صراط چیست؟ فرمود: "راهی به سوی شناختن خدای بزرگ است، و صراط دو گونه است: یکی صراط در دنیا و دیگری صراط در آخرت، اما صراط دنیا امام است که فرمانبرداری از او واجب است، هر کس که در دنیا او را شناخت و رهنمودهای او را به کار بست، در آخرت از صراط که پلی است به روی جهنم، خواهد گذشت، و هر کس در اینجا امام خود را نشناخت، هنگام گذشتن از صراط آخرت گامش خواهد لغزید و در آتش دوزخ خواهد افتاد"[۳۲۰].

سلمان فارسی از پیامبر اکرم(ص) نقل می‌کند که روزی آن حضرت، میان اصحاب نشسته بود، فرمود: هم اکنون شخصی بر شما وارد می‌شود که شبیه عیسی بن مریم است. بعضی از اطرافیان از جای حرکت کرده رفتند تا وارد شوند و آنها صاحب این امتیاز باشند. در این موقع علی بن ابی طالب(ع) وارد شد. آن مرد به برخی از دوستان خود گفت: چرا محمد(ص) به همین قانع نشد که علی(ع) را بر ما برتری بخشد و او را به عیسی بن مریمتشبیه کرد، به خدا قسم خدایانی که در جاهلیت می‌‌پرستیدیم، از او بهتر بودند.

لذا خداوند در آیه ۷۵ تا ۱۶ سوره زخرف را در شأن علی(ع) نازل نمود: ﴿وَلَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلا[۳۲۱] که ترجمه‌اش این است: "و هنگامی که درباره فرزند مریم مثلی زده شد، ناگهان قوم تو به خاطر آن داد و فریاد راه انداختند و گفتند: آیا خدایان ما بهترند یا او؟! ولی آنها جز از طریق جدال و لجاج این حرف را نزدند، آنان گروهی کینه‌توز و پرخاشگرند! او فقط بنده‌ای است که ما نعمت به او بخشیدیم و او را مثلی برای بنی اسرائیل قرار دادیم و هرگاه بخواهیم به جای شما در زمین فرشتگانی قرار می‌دهیم که جانشین شماگردند!" سپس پیامبر(ص) فرمود: خداوند مقام و عظمت امیر المؤمنین(ع) را بیان می‌کند: و او سبب آگاهی بر روز قیامت است، هرگز در او تردید نکنید و از من پیروی کنید. این راه مستقیم است که منظور امیرالمؤمنین(ع) است"[۳۲۲].

همچنین از امام باقر(ع) روایت شده است که در تفسیر آیه شریفه: ﴿وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ[۳۲۳] فرمود: "علی بن ابی طالب(ع) و ائمه(ع) از فرزندان فاطمه زهرا(س) است که راه خدا هستند، هرکس از آنها روی برگرداند داخل در سایر راه‌ها شده است؛ [۳۲۴] و در حدیث دیگر از همین امام بزرگوار(ع) درباره همان آیه نقل شده که فرمود: " منظور از ﴿وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ راه امامت است و منظور از ﴿وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ راه‌های دیگر غیر از امامت است".

خلاصه آنکه امامت، امروزه تنها راه نجات و تنها راه بندگی خدا و تنها طریق شناخت توحید حق و تنها صراط مستقیم خدا است که اگر کسی از این راه به سوی خدا برود نجات یافته و کسی از آن تخلف کند هلاک می‌شود: "مَنْ‏ تَبِعَنَا نَجَا، وَ مَنْ‏ تَخَلَّفَ‏ عَنَّا هَلَكَ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"[۳۲۵].[۳۲۶]

البته امامان معصوم(ع) با اشاره به حقیقت ولایت و اسلام، آن را به پیامبر(ص) و معصومان(ع) حمل می‌‌کنند؛ زیرا کسی نمی‌تواند از اسلام و قرآن بدون معصومان(ع) سخن بگوید؛ زیرا حبل الله این ریسمان آویخته میان خدا و خلق از حقیقتی تشکیل شده که تار آن را قرآن و پودش را اهل بیت(ع) تشکیل می‌‌دهند. از این روست که هر گونه جدا‌سازی میان قرآن و عترت(ع) به معنای از دست رفتن اسلام و ایمان و حبل الله و عروة الوثقی خواهد بود؛ چنان که در حدیث ثقلین آمده است: «إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ اَلثَّقَلَيْنِ أَمَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا- كِتَابَ اَللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي فَإِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ اَلْحَوْضَ»؛ من در میان شما دو امانت نفیس و گران‌بها می‌گذارم یکی کتاب خدا قرآن و دیگری عترتم اهل بیت را. تا وقتی که از این دو تمسک جویید، هرگز گمراه نخواهید شد و این دو یادگار من هیچ‌گاه از هم جدا نمی‌شوند. تا کنار حوض کوثر بر من وارد شوند»[۳۲۷].

در روایتی دیگر آمده است: «إِنِّي تَارِك فِيكمْ أَمْرَينِ إِنْ أَخَذْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا- كتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَهْلَ بَيتِي عِتْرَتِي أَيهَا النَّاسُ اسْمَعُوا وَ قَدْ بَلَّغْتُ إِنَّكمْ سَتَرِدُونَ عَلَي الْحَوْضَ فَأَسْأَلُكمْ عَمَّا فَعَلْتُمْ فِي الثَّقَلَينِ وَ الثَّقَلَانِ كتَابُ اللَّهِ جَلَّ ذِكرُهُ وَ أَهْلُ بَيتِي‌»؛ من در میان شما دو چیز باقی می‌گذارم که اگر آنها را دستاویز قرار دهید، هرگز گمراه نخواهید شد: کتاب خدا و عترتم که اهل بیتم هستند. ای مردم بشنوید! من به شما رساندم که شما در کنار حوض بر من وارد می‌شوید، پس من از شما درباره رفتارتان با این دو یادگار ارزشمند سؤال خواهم کرد، یعنی کتاب خدا و اهل بیتم[۳۲۸].

پس اگر اسلام به عنوان صراط مستقیم الهی معرفی شده است، نمی‌توان از اسلامی سخن گفت که فاقد وحی و معصومان(ع) باشد؛ زیرا معصومان(ع) تجلیات همان نور اسلام و صراط الهی هستند. از همین روست که امیرمؤمنان امام علی(ع) می‌‌فرماید: «أنا صِراطُ اللّه ِ المُستَقيمُ، و عُروَتُهُ الوُثقي التي لا انفِصامَ لها»؛ منم صراط مستقیم خدا و محکمترین دستگیره او که ناگسستنی است[۳۲۹]. امام صادق(ع) نیز می‌‌فرماید: «الصِّراطُ المُستَقيمُ أميرُ المؤمنينَ عَلِيٌّ(ع)»؛ صراط مستقیم، امیر المؤمنین علی(ع) است[۳۳۰].

البته این اختصاص به امیرمؤمنان امام علی(ع) ندارد، بلکه همه معصومان و عترت طاهره(ع) را شامل می‌‌شود؛ از این روست که امام سجاد(ع) می‌‌فرماید: «نَحنُ الصِّراطُ المُستَقيمُ، و نحنُ عَيبَةُ عِلمِهِ»؛ ماییم صراط مستقیم و ما صندوق علم او هستیم[۳۳۱].

براساس روایات تفسیری که در ذیل آیه ۱۱۹ سوره توبه آمده: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ[۳۳۲] رسیده است که مقصود از صادقان تنها امامان معصوم‌اند[۳۳۳].

در روایتی از جابر بن عبداللّه انصاری از پیغمبر اکرم(ص) نقل می‌‌کند که: «اِنَّ اللهَ جَعَلَ عَلِيّاً وَ زَوْجَتَهُ وَ اَبْنائَهُ حُجَجَ اللهِ عَلي خَلْقِهِ وَ هُمْ اَبْوابُ الْعِلْمِ في اُمَّتي، مَنْ اِهْتَدي بِهِمْ هُدِيَ اِلي صِراطٍ مستقيم»؛ خداوند علی(ع) و همسرش[۳۳۴] و فرزندان او را حجت‌های الهی بر خلقش قرار داده و آنها درهای علم در امت منند هر کس به وسیله آنها هدایت شود به صراط مستقیم هدایت شده است[۳۳۵].

در حدیث دیگری ابن عباس از رسول خدا(ص) چنین نقل می‌‌کند که به حضرت علی بن ابی طالب(ع) فرمود: «أَنْتَ اَلطَّرِيقُ اَلْوَاضِحُ وَ أَنْتَ اَلصِّرَاطُ اَلْمُسْتَقِيمُ، وَ أَنْتَ يَعْسُوبُ اَلْمُؤْمِنِينَ»؛ تو راه روشن و صراط مستقیم و رهبر مؤمنان هستی[۳۳۶].

حضرت امیرمؤمنان علی(ع) می‌فرماید: «ان اللّه جلعنا ابوابه و صراطه و سبيله و الوجه الّذي يؤتي منه فمن عدل عن ولايتنا او فضّل علينا غيرنا فانهم عن الصراط لناكبون»؛ خداوند ما رهبران دینی و الهی را درهای وصول به معرفتش، صراط، طریق و جهتی که از آن به او می‌رسد قرار داده بنابراین کسانی که از ولایت ما منحرف گردند یا دیگری را بر ما برگزینند از صراطحق منحرفند[۳۳۷].

امام صادق(ع) در تفسیری دیگر به گونه‌ای صراط را معنا می‌‌کند تا حقیقت آن به خوبی روشن شود. ایشان در تفسیر صراط می‌‌فرماید: «في معني الصِّراطِ ـ: هُو الطَّريقُ إلي مَعرِفَةِ اللّه ِ عَزَّ و جلَّ، و هُما صِراطانِ: صِراطٌ في الدُّنيا و صِراطٌ في الآخِرَةِ، فأمّا الصِّراطُ الذي في الدُّنيا فهُو الإمامُ المَفروضُ الطاعَةِ، مَن عَرَفَهُ في الدُّنيا و اقتَدي بِهُداهُ مَرَّ علي الصِّراطِ الذي هو جِسرُ جَهَنَّمَ في الآخرةِ وَ مَن لم يَعرفهُ فِي الدُّنيا زَلّت قَدمُهُ عَن الصَّراطِ فِي الآخرة فَتردي فِي نَار جَهنّم»؛ آن، راه شناخت خداوند عزّ و جلّ است، و دو صراط وجود دارد: صراطی در دنیاست و صراطی در آخرت. صراط دنیا همان امامی است که اطاعتش واجب است. هرکه در دنیا او را بشناسد و از راهنمایی‌هایش پیروی کند از صراط آخرت که پلی است بر روی دوزخ، بگذرد؛ اما کسی که در شناخت امام معصوم یا پیروی از او کوتاهی کند پایش بر قیامت خواهد لغزید و در دوزخ واژگون خواهد شد[۳۳۸].

اصولا بر اساس همین آیات سوره فاتحه الکتاب، نمی‌توان از صراط مستقیم به شکل انتزاعی سخن گفت و از اسوه‌های عینی و عملی آن سخنی به میان نیاورد. از همین روست که خدا پس از بیان صراط مستقیم به اسوه‌ها و سرمشق‌های عینی آن به عنوان «منعم علیهم» سخن می‌‌گوید و حتی بر پایه «تعرف الاشیاء باضدادها» با اشاره به مقابل این اسوه‌ها و اولیای الهی که تحت ولایت الله قرار دارند، به اولیای طاغوتی اشاره می‌‌کند. این بدان معناست که صراط مستقیم را نمی‌توان بدون عترت و معصومان(ع) شناخت و بدان راه یافت؛ زیرا آنان همان اسوه‌های عینی هستند که می‌‌توانند معیار سنجش رفتار ما باشند. از همین روست که پیامبر(ص) درباره امیرمؤمنان امام علی(ع) می‌‌فرماید: «عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ يَدُورُ حَيْثُمَا دَارَ»؛ علی با حق و حق با اوست هر جا که علی دور بزند حق دور می‌‌زند[۳۳۹].

البته چنان که مرحوم طبرسی پس از نقل اقوال یاد شده ذیل آیه ۶ سوره حمد می‌‌نویسد: بهتر است که صراط مستقیم را بر معنای عام آن حمل کرد، به طوری که شامل همه مصادیق یاد شده بشود؛ چراکه صراط مستقیم، دینی است که خداوند به آن فرمان داده است؛ پس صراط مستقیم اعمّ از توحید، عدل و ولایتِ کسانی که اطاعت از آنان واجب است[۳۴۰].[۳۴۱]

نبوت و امامت

در آیات ۶ ـ ۷ سوره فاتحه بنده‌ای که به راز و نیاز با پروردگارش می‌پردازد، از خدا هدایت به صراط مستقیمی را می‌طلبد که برخورداران از نعمت‌های الهی به آن هدایت شده‌اند. مفسران مراد از صراط مستقیم را پیامبر اکرم و پیشوایان معصوم از نسل او دانسته‌اند[۳۴۲]. در روایتی از پیامبر اکرم(ص) نیز آمده است که ایشان در روز غدیر و در خطبه غدیر، خود، علی و امامان از فرزندانش را صراط مستقیمی دانست که مردم به پیروی از آن دستور داده شده‌اند[۳۴۳]. امام سجاد همه امامان از اهل بیت را صراط مستقیم معرفی کرده است[۳۴۴]. همچنین برخی آیه ﴿فَٱسْتَمْسِكْ بِٱلَّذِىٓ أُوحِىَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ[۳۴۵] را در راستای معرفی راه علی و دیگر اهل بیت پیامبر به عنوان صراط مستقیم دانسته‌اند. بنابراین معنای آیه این است که ای پیامبر! به آنچه بر تو در باره ولایت علی و اهل‌بیتت نازل شده تمسک کن که آن همان صراط مستقیم است[۳۴۶]. در روایتی از امام باقر در تفسیر آیه شریفه آمده است که تو ای پیامبر، بر ولایت (به احتمال، مراد از ولایت در این روایت محبت باشد) علی هستی و ولایت علی همان صراط مستقیم است[۳۴۷]، چنان‌که خود علی نیز بر این نکته صحه گذاشته و خود را مصداق ﴿صِرَٰطِ ٱللَّهِ[۳۴۸] و ﴿جَنۢبِ ٱللَّهِ[۳۴۹] معرفی کرده است[۳۵۰]. برخی صراط مستقیم در آیه ۶ سوره فاتحه را راه شناخت امام دانسته‌اند[۳۵۱].

در سوره فاتحه صراط مستقیم، همان راه برخورداران از نعمت‌های الهی دانسته شده است: ﴿ٱهْدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلْمُسْتَقِيمَ * صِرَٰطَ ٱلَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ[۳۵۲]. در پاسخ این پرسش که «برخورداران از نعمت‌های الهی چه کسانی هستند که در این آیه هدایت به راه آنان از خدا طلب شده است» در آیه ۶۹ سوره نساء آمده است که برخورداران از نعمت‌های الهی ۴ گروه‌اند: پیامبران، راستگویان، شهداء و صالحان: ﴿وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ فَأُو۟لَـٰٓئِكَ مَعَ ٱلَّذِينَ أَنْعَمَ ٱللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ ٱلنَّبِيِّـۧنَ وَٱلصِّدِّيقِينَ وَٱلشُّهَدَآءِ وَٱلصَّـٰلِحِينَ وَحَسُنَ أُو۟لَـٰٓئِكَ رَفِيقًۭا[۳۵۳].

بر این اساس، می‌توان گفت راه انبیا و نیز راستگویان، شهدا و صالحان، همان صراط مستقیم است که مکلف، هم باید هدایت به آن را از خدا بخواهد و هم باید بکوشد تا از آن منحرف نشود. بر اساس روایتی از امام باقر مصداق بارز آیه، دودمان پیامبر هستند که صدّیق و شهداء و صالحان از این دودمان‌اند[۳۵۴].[۳۵۵]

قبله بودن کعبه

خدا به پیامبر اکرم فرمان داده تا به سفیهانی که تغییر قبله از بیت المقدس به کعبه را بر وی خرده می‌گرفتند بگوید سراسر عالم از شرق تا غرب آن از آنِ خداست و در این میان تنها یک صراط مستقیم وجود دارد که هرکس را خدا بخواهد به آن هدایت می‌کند:﴿سَيَقُولُ ٱلسُّفَهَآءُ مِنَ ٱلنَّاسِ مَا وَلَّىٰهُمْ عَن قِبْلَتِهِمُ ٱلَّتِى كَانُوا۟ عَلَيْهَا قُل لِّلَّهِ ٱلْمَشْرِقُ وَٱلْمَغْرِبُ يَهْدِى مَن يَشَآءُ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ[۳۵۶]. در نگاه مفسران، این عبارت به‌گونه کنایی صراط مستقیم بودن جهت قبله یا کعبه را ثابت می‌کند[۳۵۷]. بنابراین، معنای آیه این است که ای محمد! به یهودیان بگو خداوند ما را به راه راست که همان راه ابراهیم است هدایت کرده و شما در این صراط مستقیم نیستید[۳۵۸].

راه شناخت صراط مستقیم

برای شناخت راه راست و صراط مستقیم از دو روش می‌توان بهره گرفت: نخست از ویژگی‌هایی که خداوند در قرآن برای آن بیان داشته است سود جست و یا از کسانی که در این راه هستند و به عنوان سالکان و روندگان آن معرفی شده‌اند استفاده کرد. قرآن از هر دو روش نظری و عینی برای بیان راه راست سود جسته است. در این جا نخست ویژگی‌های نظری بیان و سپس به بیان سالکان و شاخصه‌های راه یافته گان پرداخته می‌شود.

شناخت نظری

از مهم‌ترین ویژگی‌های راه راست آن است که خداوند، آن را راهی بر می‌شمارد که می‌بایست انسان در آن مسیر قرار گیرد و به دعوت خداوند لبیک گوید. خداوند در آیه ﴿وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ[۳۵۹] و نیز ﴿وَإِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ[۳۶۰] مردمان را دعوت کرده است که در این مسیر قرار گیرند. از نظر قرآن راهی است که می‌تواند انسان مستقر در زمین را به جایگاه واقعی و اصلی او به عنوان خلافت الهی بازگرداند و از نعمت‌های خاص خداوند برخوردار نماید: ﴿اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ[۳۶۱]. کسانی که در این راه قرار می‌گیرند نه تنها از ضلالت و گمراهی و اغوای ابلیس و شیاطین در امان می‌مانند: ﴿قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ[۳۶۲]، بلکه به عنوان اسوه‌ها و الگوهای الهی مطرح و معرفی می‌شوند: ﴿إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ[۳۶۳] و نیز ﴿وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَكُوا لَحَبِطَ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ أُولَئِكَ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ فَإِنْ يَكْفُرْ بِهَا هَؤُلَاءِ فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَيْسُوا بِهَا بِكَافِرِينَ[۳۶۴].

خداوند در آیات ﴿وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا وَالسَّلَامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا ذَلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِي فِيهِ يَمْتَرُونَ مَا كَانَ لِلَّهِ أَنْ يَتَّخِذَ مِنْ وَلَدٍ سُبْحَانَهُ إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ[۳۶۵]، کسانی را که در مسیر صراط مستقیم حرکت می‌کنند انسان‌های سعادتمند و خوشبختی معرفی می‌کند که به آرامش و آسایش واقعی رسیده‌اند.

از ویژگی‌های انحصاری صراط مستقیم که در آیات ﴿وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ صِرَاطِ اللَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ أَلَا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ[۳۶۶] بدان اشاره شده این است که این راه، آدمی را به الله که هدف نهایی است می‌رساند و از هرگونه دوری باز می‌دارد. در حقیقت راهی است که می‌توان آن را صددرصد درست و راست ارزیابی کرد، که هر کس در آن قرار گیرد به الله می‌رساند. از خصوصیات این راه آن است که راهی طبیعی و مطابق با فطرت بشری است و انسان‌ها به طور طبیعی و فطری همان راه را انتخاب می‌کنند مگر آنکه طبیعت و فطرت آنان آسیب دیده باشد و یا تحت وسوسه‌ها و القائات شیطانی و ابلیسی قرار گرفته باشند. راه راست راه خداوند است که در آن هیچ گونه کژی و انحرافی یافت نمی‌شود و آدمی را به سوی بدی‌ها و زشتی‌ها و نابهنجاری‌ها نمی‌خواند[۳۶۷].

کسانی که در راه راست قرار می‌گیرند دارای همه خصوصیات بلند اخلاقی و هنجاری هستند و رفتارها و گفتارهای ایشان براساس و پایه اصول عقلانی و عقلایی و شرعی است و از نابهنجاری‌ها و زشتی‌ها و پلیدی‌ها پرهیز می‌کنند. از این روست که آنان آینه تمام نمای اخلاق و قانون هستند[۳۶۸].

شناخت از روی مصادیق

قرآن کریم دارای دو مرتبه است؛ مرتبه اول حقیقت آن است و مرتبه دوم ظاهر‌ آیات. ظاهر قرآن همان است که قرائت می‌شود و معنای ظاهری و سطحی‌ آن‌ درک‌ می‌شود. اما حقیقت قرآن، تنها برای کسی که تقوا داشته باشد، آشکار است، چنانکه مرتبه درک حقیقت قرآن تنها‌ از‌ آن‌ اولیاء و پیامبران و راه‌یافتگان به مقام وحی است. از امام صادق(ع) روایت است که فرمود‌ند: "ما هستیم که راسخین در علم‌ می‌باشیم و ما هستیم که‌ تأویل‌ قرآن را می‌دانیم"[۳۶۹].

ائمه اطهار(ع) علم به حقایق قرآن دارند و در روایات بسیاری وارد شده که قرآن درباره آنها و دشمنان‌شان و فرائض و سنن نازل شده است، اصبغ بن نباته نقل می‌کند که شنیدم امیرالمؤمنین علی‌(ع) فرمود‌: "قرآن بر سه بخش نازل شده است یک بخش از آن درباره ما و درباره دشمن ماست، و یک بخش‌ دیگر در‌ سنّت و مثال‌هاست، و بخش سوم در واجبات و احکام است"[۳۷۰].

منظور امام در این روایت، تأویلات قرآن در خصوص ‌ ‌ایشان و اهل بیت(ع) و دشمنان آن حضرت و اهل بیت که در حقیقت دشمنان خداوند‌ و رسول‌(ص) اویند، می‌باشد و این معانی حتما به طریق تأویل و پی بردن به حقایق قرآن به دست می‌آید. و غالباً این تأویلات از سوی خود اهل بیت وارد شده است.

یکی از‌ این‌ مباحث‌ که تأویلات آن از سوی‌ اهل‌ بیت‌(ع) در قالب روایات مختلفی وارد شده، بحث "صراط مستقیم" در قرآن است که به طریق تأویل، حقیقت آن توسط پیامبر و ائمه اطهار به‌ کرات‌ بیان‌ شده است. از جمله از پیامبر اکرم(ص) نقل‌ است که‌ در روز عید غدیر فرمود:"ای مردم، من صراط الله‌ المستقیم هستم که شما به پیروی از آن امر شده‌اید و پس از من، علیصراط مستقیم و سپس ذریه‌ او‌، امامانی‌ که به حق هدایت می‌کنند"[۳۷۱]. همچنین از امام صادق(ع) نقل است که‌ فرمود‌: « الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِي‏»[۳۷۲]. و از امام زین‌العابدین نیز روایت شده که فرمود: «نَحْنُ أَبْوَابُ اللَّهِ وَ نَحْنُ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ».

اما علت این تأویل چیست؟ خدای سبحان در سورۀ انعام، صراط مستقیم را‌ دین قیّمی‌ می‌داند‌ که خود ایستاده و پیروانش را به ایستادگی فرامی‌خواند: ﴿قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ[۳۷۳] و چون برجسته‌ترین روش را ابراهیم خلیل نشان‌ داده‌، قرآن کریم دین را به روش او نسبت می‌دهد و چون صراط مستقیم دین‌ الهی‌ است‌ و پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) بیان‌کننده دین و قرآن ممثل و ناطق هستند، از این رو، صراط مستقیم‌ بر پیامبر اکرم(ص) و امام تطبیق شده است[۳۷۴] و همان‌طور که گفته شد، صراط مستقیم‌ بزرگراه‌ آشکار و نزدیک‌ترین راه به سوی خداوند است و اگر بر امام تطبیق شده، برای آن است که‌ هرکس‌ به دنبال این قرآن ناطق و ممثل حرکت کند، با سلامتی به مقصدش‌ می‌رسد‌[۳۷۵].

ویژگی‌های رهروان صراط مستقیم

عبادت پروردگار

قرآن کریم تسبیح پروردگار و سجده برای او و عبادتش را زمینه رسیدن به یقین دانسته: ﴿فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ ٱلسَّـٰجِدِينَ * وَٱعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّىٰ يَأْتِيَكَ ٱلْيَقِينُ[۳۷۶] و ضمن نهی از پرستش شیطان (اطاعت و پیروی از وسوسه‌های شیطانی) به عبادت خدا فرمان داده و همان را صراط مستقیم دانسته است: ﴿أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَـٰبَنِىٓ ءَادَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا۟ ٱلشَّيْطَـٰنَ إِنَّهُۥ لَكُمْ عَدُوٌّۭ مُّبِينٌۭ * وَأَنِ ٱعْبُدُونِى هَـٰذَا صِرَٰطٌۭ مُّسْتَقِيمٌۭ[۳۷۷]. در آیه ۶۴ سوره زخرف نیز عبادت پروردگار صراط مستقیم دانسته شده است:﴿إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ رَبِّى وَرَبُّكُمْ فَٱعْبُدُوهُ هَـٰذَا صِرَٰطٌۭ مُّسْتَقِيمٌۭ[۳۷۸]. اغلب مفسران، این آیه را ادامه سخن عیسی به مسیحیان دانسته‌اند که آنان را به اطاعت از شریعت خود فرامی‌خواند[۳۷۹] و آن را مستدل کرده به اینکه تنها خداوند که پروردگار وی و آنان است سزاوار پرستش است و پرستش چنین خدایی صراط مستقیمی است که انحراف ندارد و اعتقاد به الوهیت عیسی و معبود بودنش بیراهه و ضلالت است. البته دعوت عیسی به صراط مستقیم، سبب اختلاف قومش شد و در نتیجه به گروه‌هایی مانند کافران به وی، غالیان در باره وی و مؤمنان معتدل قسمت شدند[۳۸۰].[۳۸۱].[۳۸۲]

به کاربستن فرمان‌های خدا، قرآن و پیامبر(ص)

خداوند ضمن فرمان به مؤمنان به پیروی از خویش، آن را صراط مستقیم دانسته است: ﴿وَإِنَّهُۥ لَعِلْمٌۭ لِّلسَّاعَةِ فَلَا تَمْتَرُنَّ بِهَا وَٱتَّبِعُونِ هَـٰذَا صِرَٰطٌۭ مُّسْتَقِيمٌۭ[۳۸۳]. برخی مفسران، مشارالیه ﴿هَـٰذَا در این آیه را پیروی از فرمان‌های الهی دانسته‌اند و ﴿ٱتَّبِعُونِ را سخن خدا دانسته‌اند[۳۸۴]. برخی در تفسیر بخش ابتدایی آیه ۱۵۳ سوره انعام: ﴿وَأَنَّ هَـٰذَا صِرَٰطِى مُسْتَقِيمًۭا فَٱتَّبِعُوهُ مشارالیه ﴿هَـٰذَا را قرآن[۳۸۵]، توحید، نبوت، شریعت[۳۸۶] و پیامبر دانسته‌اند. در این نگاه، ایمان به قیامت موجب پیروی و اطاعت از پیامبر می‌شود[۳۸۷]. بر این اساس، معنای آیه این است که قرآن، توحید، نبوت، شریعت و پیامبر صراط مستقیم من هستند. پس از آنها پیروی کنید[۳۸۸].

تمسک به خدا

آیه ۱۰۱ سوره آل‌عمران آیات قرآن و پیامبر را دو دلیل برای کفر نورزیدن به خدا معرفی کرده و تمسک به خدا را صراط مستقیم و در نتیجه کسی را که به خدا تمسک کند هدایت شده به صراط مستقیم دانسته است: ﴿وَكَيْفَ تَكْفُرُونَ وَأَنتُمْ تُتْلَىٰ عَلَيْكُمْ ءَايَـٰتُ ٱللَّهِ وَفِيكُمْ رَسُولُهُۥ وَمَن يَعْتَصِم بِٱللَّهِ فَقَدْ هُدِىَ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ[۳۸۹]. مفسران ﴿يَعْتَصِم در آیه را به معنای تعلق به اسباب الهی دانسته و معتقدند که می‌توان با تمسک به دین الهی[۳۹۰] و اعتماد و ایمان به خدا، مانع گمراهی خود شد[۳۹۱].[۳۹۲]

شرح صدر

داشتن شرح صدر نیز از ویژگی‌های رهروان صراط مستقیم و در مقابل، ضیق صدر (تنگی سینه) از نشانه‌های گمراهی و انحراف از صراط مستقیم است. قرآن عامل شرح و توسعه و نیز تنگی سینه را خدا دانسته[۳۹۳] و سینه کسانی را که بخواهد به صراط مستقیم هدایتشان کند، می‌گستراند تا توان تسلیم شدن در برابر اوامر و نواهی الهی را داشته باشند[۳۹۴] و سینه کسانی را که بخواهد گمراهشان کند، چنان تنگ می‌کند که گویی در آسمان بالا می‌روند: ﴿فَمَن يُرِدِ ٱللَّهُ أَن يَهْدِيَهُۥ يَشْرَحْ صَدْرَهُۥ لِلْإِسْلَـٰمِ وَمَن يُرِدْ أَن يُضِلَّهُۥ يَجْعَلْ صَدْرَهُۥ ضَيِّقًا حَرَجًۭا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِى ٱلسَّمَآءِ... * وَهَـٰذَا صِرَٰطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيمًۭا...[۳۹۵] براین اساس، هرکس به صراط مستقیم هدایت شده، سینه او برای پذیرش احکام و مقررات اسلامی نیز توسعه یافته است[۳۹۶].

ویژگی‌های دیگر سالکان صراط مستقیم

اجتناب از استکبار، از ویژگی‌های سالکان صراط مستقیم: ﴿وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا[۳۹۷]، ﴿وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ[۳۹۸].

اجتناب از اطاعت شیطان، از موارد سلوک در صراط مستقیم: ﴿قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا لَكَ أَلاَّ تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ[۳۹۹]، ﴿قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ قَالَ هَذَا صِرَاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ[۴۰۰]، ﴿يَا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِرَاطًا سَوِيًّا يَا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِيًّا[۴۰۱]، ﴿أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَن لّا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ وَأَنْ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ[۴۰۲].

پرهیز از شرک، راهی راست به سوی خدا: ﴿فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَذَا رَبِّي هَذَا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ[۴۰۳]، ﴿قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ[۴۰۴]، ﴿قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ[۴۰۵]، ﴿وَأَنْ أَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ[۴۰۶]، ﴿وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً رَّجُلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَبْكَمُ لاَ يَقْدِرُ عَلَىَ شَيْءٍ وَهُوَ كَلٌّ عَلَى مَوْلاهُ أَيْنَمَا يُوَجِّههُّ لاَ يَأْتِ بِخَيْرٍ هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَمَن يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ[۴۰۷]، ﴿إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلَّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ[۴۰۸]، ﴿وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّهُ كَانَ صِدِّيقًا نَّبِيًّا إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ يَا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لا يَسْمَعُ وَلا يُبْصِرُ وَلا يُغْنِي عَنكَ شَيْئًا يَا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِرَاطًا سَوِيًّا[۴۰۹]، ﴿قُلْ سِيرُوا فِي الأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلُ كَانَ أَكْثَرُهُم مُّشْرِكِينَ فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ الْقَيِّمِ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لّا مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللَّهِ يَوْمَئِذٍ يَصَّدَّعُونَ[۴۱۰].

اجتناب از فحشا و پرهیز از کردارهای شنیع، راهی راست به سوی خدا: ﴿قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ[۴۱۱].

اجتناب از فرزندکشی، ویژگی سالکان صراط مستقیم: ﴿قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ[۴۱۲].

پرهیز از فرزندکشی به علّت فقر، راهی راست به سوی خدا: ﴿قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ[۴۱۳].

اجتناب از قتل بی‌گناهان، صراط مستقیم به سوی خدا: ﴿قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ[۴۱۴].

اجتناب از کم‌فروشی، از ویژگی‌های سالکان صراط مستقیم: ﴿قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ[۴۱۵].

پرهیز از کم‌فروشی و رعایت عدالت در داد و ستد، صراط مستقیم الهی: ﴿قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ[۴۱۶].

اجتناب سالکان صراط مستقیم، از خوردن مال یتیم: ﴿قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ[۴۱۷].

پرهیز از تجاوز به دارایی یتیمان، صراط مستقیم: ﴿قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ[۴۱۸].[۴۱۹]

احسان به مادر، از ویژگی‌های سالکان صراط مستقیم: ﴿وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا[۴۲۰]، ﴿وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ[۴۲۱].[۴۲۲]

نیکی به پدر و مادر و احترام به آنان، راه مستقیم خدا: ﴿قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ[۴۲۳].

اخلاص و فریب نخوردن از شیطان، صراط مستقیم الهی: ﴿قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ قَالَ هَذَا صِرَاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ[۴۲۴].

بهره‌مندی و استفاده از تعالیم قرآن، حقیقت صراط مستقیم: ﴿إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ[۴۲۵].

اسلام، صراط مستقیم الهی: ﴿قُلْ كُلٌّ مُّتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِيِّ وَمَنِ اهْتَدَى[۴۲۶][۴۲۷]، ﴿وَهُدُوا إِلَى الطَّيِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَهُدُوا إِلَى صِرَاطِ الْحَمِيدِ[۴۲۸]، ﴿أَفَمَن يَمْشِي مُكِبًّا عَلَى وَجْهِهِ أَهْدَى أَمَّن يَمْشِي سَوِيًّا عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ[۴۲۹].[۴۳۰]

دین اسلام، صراط مستقیم الهی و بدون هیچ انحراف و کجی: ﴿قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ[۴۳۱].

اسلام و روحیه تسلیم در برابر پروردگار، صراط مستقیم الهی: ﴿فَمَن يُرِدِ اللَّهُ أَن يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلامِ وَهَذَا صِرَاطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيمًا قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ[۴۳۲].[۴۳۳]

اطاعت از خداوند، مساوی با قرار گرفتن در صراط مستقیم: ﴿وَأَنْ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ[۴۳۴][۴۳۵]، ﴿وَإِنَّهُ لَعِلْمٌ لِّلسَّاعَةِ فَلا تَمْتَرُنَّ بِهَا وَاتَّبِعُونِ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ[۴۳۶].

ایمان به آخرت، صراط مستقیم خدا: ﴿وَإِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ عَنِ الصِّرَاطِ لَنَاكِبُونَ[۴۳۷].

برپاداشتن نماز، از اوصاف سالکان صراط مستقیم: ﴿وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا[۴۳۸]، ﴿وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ[۴۳۹].

سالکان صراط مستقیم، متعهد به پرداخت زکات: ﴿وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا[۴۴۰]، ﴿وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ[۴۴۱].

توحید و پرستش خدای یگانه، صراط مستقیم الهی: ﴿إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ[۴۴۲]، ﴿إِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ[۴۴۳]، ﴿وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ[۴۴۴]، ﴿وَأَنْ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ[۴۴۵]، ﴿وَلَمَّا جَاءَ عِيسَى بِالْبَيِّنَاتِ قَالَ قَدْ جِئْتُكُم بِالْحِكْمَةِ وَلِأُبَيِّنَ لَكُم بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ إِنَّ اللَّهَ هُوَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ[۴۴۶].

دین حضرت ابراهیم(ع) صراط مستقیم خدا و بدون هیچ انحرافی: ﴿قُلْ صَدَقَ اللَّهُ فَاتَّبِعُواْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ[۴۴۷]، ﴿وَمَنْ أَحْسَنُ دِينًا مِّمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّه وَهُوَ مُحْسِنٌ وَاتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلاً[۴۴۸]، ﴿قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ[۴۴۹]، ﴿ثُمَّ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ[۴۵۰].

تنها راه خدا، صراط مستقیم و بدون هیچ انحراف: ﴿وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ[۴۵۱]، ﴿إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَرَبِّكُم مَّا مِن دَابَّةٍ إِلاَّ هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ[۴۵۲]، ﴿وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا مَا كُنتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلا الإِيمَانُ وَلَكِن جَعَلْنَاهُ نُورًا نَّهْدِي بِهِ مَنْ نَّشَاء مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ[۴۵۳].

صراط مستقیم، از آن نعمت داده شدگان : ﴿اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ[۴۵۴].

رهپویان صراط مستقیم، افرادی سعادتمند: ﴿وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا[۴۵۵]، ﴿وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ[۴۵۶].[۴۵۷]

سالکان صراط مستقیم، پایبند به عدالت در گفتار، حتّی به خویشان خود: ﴿قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ[۴۵۸].

عدالت پیشگی در سخن و گفتار، راهی راست به سوی خدا: ﴿قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ[۴۵۹].

وفای به عهد، از ویژگی‌های سالکان صراط مستقیم: ﴿قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ[۴۶۰].

پایبندی به پیمان‌های الهی، صراط مستقیم الهی: ﴿قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ[۴۶۱].

هدایت حق پویان با شرح صدر، صراط مستقیم الهی: ﴿فَمَن يُرِدِ اللَّهُ أَن يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلامِ وَمَن يُرِدْ أَن يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقًا حَرَجًا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاء كَذَلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ وَهَذَا صِرَاطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيمًا قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ[۴۶۲].

زمینه هدایت به صراط مستقیم

صراط مستقیم نعمت‌ بزرگ الهی‌ و راه انبیاء، صدّیقان، شهداء و صالحان است که جز با طاعت و عبادت پروردگار حاصل نمی‌شود[۴۶۳]: ﴿...وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا۟ مَا يُوعَظُونَ بِهِۦ لَكَانَ خَيْرًۭا لَّهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتًۭا * وَإِذًۭا لَّـَٔاتَيْنَـٰهُم مِّن لَّدُنَّآ أَجْرًا عَظِيمًۭا * وَلَهَدَيْنَـٰهُمْ صِرَٰطًۭا مُّسْتَقِيمًۭا * وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ فَأُو۟لَـٰٓئِكَ مَعَ ٱلَّذِينَ أَنْعَمَ ٱللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ ٱلنَّبِيِّـۧنَ وَٱلصِّدِّيقِينَ وَٱلشُّهَدَآءِ وَٱلصَّـٰلِحِينَ...[۴۶۴]، از این رو دعا برای قرارگرفتن در این مسیر و هدایت به آن مورد توجه قرار گرفته و خدای متعالی با تشریع قرائت سوره حمد به عنوان بخشی از هر رکعت در نمازهای پنج‌گانه، به بنده خویش فرمان داده که دست‌کم در هر شبانه روز ۱۰ بار توفیق هدایت به این راه را از او بخواهد[۴۶۵] به احتمال، فرمان به درخواست مکرر هدایت به صراط مستقیم، به سبب غلبه بر راهزنانی مانند نفس امّاره[۴۶۶] یا شیطان است که همواره برای منحرف ساختن انسان‌ها از این مسیر می‌کوشند: ﴿قَالَ فَبِمَآ أَغْوَيْتَنِى لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَٰطَكَ ٱلْمُسْتَقِيمَ[۴۶۷]. در سبب اهمیت آن می‌توان گفت صراط مستقیم راهی دوسویه است که از یک سو به خدای متعالی مرتبط است‌ و از سوی دیگر در فطرت انسانی ریشه دارد، چنان‌که آیات قرآن، از یک سو صراط مستقیم را راه خدا معرفی کرده‌اند: ﴿وَهَـٰذَا صِرَٰطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيمًا[۴۶۸]؛ ﴿وَأَنَّ هَـٰذَا صِرَٰطِى مُسْتَقِيمًۭا فَٱتَّبِعُوهُ[۴۶۹] و از سوی دیگر رهروان آن را انسان‌های پاک‌سرشتی مانند انبیاء[۴۷۰] و به خصوص پیامبر اکرم دانسته‌اند که به راستی و درستی راه او سوگند یاد کرده است: ﴿يسٓ * وَٱلْقُرْءَانِ ٱلْحَكِيمِ * إِنَّكَ لَمِنَ ٱلْمُرْسَلِينَ * عَلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ[۴۷۱] و از همه انسان‌ها می‌خواهد در این راه گام بردارند[۴۷۲]؛ اما بر اساس آیات قرآن تنها کسانی به گام برداشتن در این راه موفق می‌شوند که در پی خشنودی خدا باشند[۴۷۳].

مفسران بر اساس آیه ﴿إِنَّ ٱللَّهَ رَبِّى وَرَبُّكُمْ فَٱعْبُدُوهُ هَـٰذَا صِرَٰطٌۭ مُّسْتَقِيمٌۭ[۴۷۴] صراط مستقیم را راه عبادت و اطاعت خدا دانسته و آن را هماهنگ و مطابق با فطرت انسانی معرفی کرده‌اند[۴۷۵]. بنابراین، پاک‌سرشتی و نیالودن سرشت و فطرت اولیه به گناهان به خودی خود موجب حرکت انسان در صراط مستقیم می‌شود[۴۷۶].[۴۷۷]

استقامت بر صراط مستقیم

از نظر آموزه‌های وحیانی قرآن، تبدیل صفتی به «شاکله» نیازمند سعی و تلاش بسیار در بستر زمانی و صیرورت و انقلاب‌های چندی است؛ زیرا هر چیزی زمانی از حال به مقام در می‌‌آید که انسان آن چیز را بسیار تکرار کند و در همه احوالات آن را برای خود هدف قرار دهد و هرگز از آن کوتاه نیاید؛ زیرا اگر تقلبات در احوالات متضاد داشته باشد، هرگز به مقام نمی‌رسد و شاکله و ملکات و مقومات شخصیت کسی نمی‌شود. به عنوان نمونه صبر و شکیبایی، صفتی نیک مورد اقبال مردم است، اما مردم به سبب عجله در کاری یا جزع و فزع در هنگامه مصیبت، اطاعت و معصیت، نمی‌توانند آن را از حالت صفت به اسم و از حال به مقام در آورند. دست یابی به مقام صبر نیازمند یک حرکت جوهری در نفس است. از این حرکت جوهری در قرآن به «صیرورت» تعبیر می‌‌شود. این حرکت جوهری به سوی تبدیل حال به مقام و صفت به اسم می‌‌بایست به شکل دایمی و بی‌وقفه ادامه و استمرار یابد. شاید در آغاز وقفه‌هایی ایجاد شود، ولی با حضور قلب و اهتمام به صبر در همه احوال سه گانه اطاعت، مصیبت و معصیت و پرهیز از عجله و جزع و فزع، این امکان فراهم می‌‌آید تا در نهایت «انقلابی» رخ دهد و صبر از حالت صفت به اسم و حال به مقام در آید و شخص از «الذین صبروا» به «الصابرین» و «الصبور» تبدیل شود.

از نظر قرآن، همه صفات مثبت و منفی این گونه است؛ یعنی تبدیل آن در یک حرکت جوهری انجام می‌‌شود تا به انقلاب برسد و آن صفات تبدیل به اسم و مقام شخص شود و ملکه و مقوّم ذاتی شخص گردد به طوری که هرگز در هیچ احوالی از آن خارج نشود؛ چنان که «قوامین بالقسط»[۴۷۸] و «قوامین لله»[۴۷۹] این گونه است؛ زیرا قسط برای چنین شخصی، جزو مقومات ذاتی او شده است.

خدا در قرآن، از «قوم یعقلون» یا «قوم یومنون» یا ضد آنها «قوم لایعقلون»[۴۸۰]، «قوم تجهلون»[۴۸۱]، «قوم لایفقهون»[۴۸۲]، «قوم لایعلمون»[۴۸۳]، «قوم مسرفون»[۴۸۴] و مانند آنها سخن به میان می‌‌آید؛ یک معنای این عبارات آن است که تعقل و ایمان یا اضداد آنها در این افراد مقوّم ذاتی شده است.

بنابراین، وقتی چیزی «مقوّم» شخص شده باشد، آن چیز در حقیقت در قالب «مقام» شاکله شخصیتی او را شکل داده و جزء اصلی شخصیت او می‌‌شود.

از نظر قرآن، هر گاه چیزی جزو شاکله شخصیت شود، افکار و اعمال انسان تابع آن خواهد بود؛ زیرا خدا می‌‌فرماید: ﴿كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ[۴۸۵].[۴۸۶]

بنابراین، وقتی شخصی شاکله شخصیتی خویش را حق جویی و حق خواهی قرار دهد، آن امر به عنوان مقوم ذاتی او قرار می‌‌گیرد. این گونه به عنوان انسانی مستقیم بر حق شناخته می‌‌شود.

البته از آموزه‌های وحیانی قرآن بر می‌‌آید که حتی اگر شخص در مسیر حق و حقیقت قرار گیرد و بر آن استقامت فعلی داشته باشد، باز همین امر خوب است؛ زیرا تنها چیزی که در قرآن از آن به «مستقیم» توصیف شده، صراط الهی است که متصف به این اسم است؛ زیرا صراطی است که هیچ گونه اعوجاج و کژی در آن نیست و راه نمی‌یابد.

به هر حال، انسان می‌‌بایست در طریق حقیقت مستقیم باشد و به استقامت دست یابد و بتواند حقیقت را جزو مقومات خویش قرار دهد و به شکل دایمی در مسیر آن حرکت کرده و برای آن تلاش و سعی کند. این طریقت حقیقت همان استقامت در صراط مستقیم است؛ زیرا هیچ طریقت حقیقتی دیگر جز صراط مستقیم نیست. از همین روست که همه آیات قرآنی بر حرکت در صراط مستقیم و استقامت بر این طریقت تأکید دارد که به حقیقت ختم می‌‌شود.

خدا در قرآن به پیامبرش فرمان می‌‌دهد تا بر اساس علم الهی عمل کند و بر مشکلاتی که دیگران حتی اهل کتاب برایشان فراهم می‌‌آورد، استقامت ورزد و به دعوت خویش ادامه دهد و تحت تاثیر هواهای نفسانی دیگران قرار نگیرد و هماره بگوید که به آن چه از کتاب نازل شده ایمان داشته و مامورم تا بر اساس عدالت بین شما داوری و رفتار کنم و از طریقت حق که عدالت باشد خارج نشوم[۴۸۷].

پیامبر از سوی خدا مامور است تا با بیان این حقیقت که او نیز بشری چون دیگران است، مردمان را در مسیر حق و حقیقت یاری رساند و اجازه دهد تا ایشان به حقیقت برسند و آن را جزو ذاتیات خویش کنند. البته همگان باید به این نکته توجه یابند که پیامبر با آنکه بشری چون دیگران است، ولی خدا او را به عنوان پیامبرش برگزیده و به او وحی می‌‌رساند[۴۸۸].

استقامت پیامبر(ص) و مؤمنان می‌‌بایست نسبت به این حقیقت باشد که تنها خدای عالم همان خدای یکتا و یگانه‌ای است که خالق هستی است و ربوبیت به دست اوست و استغفار و غفران تنها از او خواسته می‌‌شود؛ پس اگر گناه و خطایی است تنها اوست که می‌‌تواند مردمان را ببخشد و بیامرزد.

آن حضرت(ص) همچنین مامور می‌‌شود تا نه تنها خود اهل استقامت باشد، بلکه تلاش کند تا کسانی که همراه ایشان شده و به حق بازگشتند، ایشان را نیز به استقامت بخواند و در همان مسیر حقیقت نگه دارد و نگذارد تا طغیان ورزند و هیچ گرایش و میل اندکی به ظالمین نداشته باشند و آنان را رکن ندهند، بلکه حق و عدالت را رکن خویش قرار داده و بر اساس آن عمل و رفتار کنند[۴۸۹].

از نظر قرآن کسانی از هدایت قرآنی بهره می‌‌برند و در صراط مستقیم آن گام بر می‌‌دارند که «اقوم» باشند؛ یعنی بخواهند راست‌ترین و قویم‌ترین شخص در مسیر حق باشند و هرگز از درستی و راستی دور نشوند؛ چراکه قرآن خود کتابی است که بر «اقوم» سامان یافته است؛ چنان که خدا در توصیف قرآن می‌‌فرماید: ﴿إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ؛ به تحقیق که این قرآن بر استوارترین آیین هدایت می‌‌کند و «اقوم» است.[۴۹۰] پس کسی که از چنین کتابی بهره می‌‌گیرد و از آن پیروی می‌‌کند، خود به «اقوم» تبدیل می‌‌شود و استوارترین شخص می‌‌شود.

البته در طول تاریخ همه پیامبران از جمله حضرت موسی و هارون(ع)، این گونه مامور بودند تا بر اساس علم وحیانی و حجت الهی عمل کنند، بر دعوت الهی خویش مستقیم باشند و استقامت ورزند و دیگران را نیز بدان بخوانند تا رستگار شوند[۴۹۱].

به هر حال، پیامبران و مؤمنان می‌‌بایست حق تعالی را با آیات آفاقی و انفسی بشناسند[۴۹۲] و برای رسیدن به آن حق سبحانه و متحقق شدن به صفات الهی صیرورت و حرکت جوهری خویش را در صراط مستقیم اسلام و شرایع آن بپیماند تا متحقق به حقیقت الهی شوند و حقیقت جزو مقومات ذاتی آنان شده و آنان متحقق به حق شوند؛ زیرا در قیامت جز حق ظهوری ندارد و جایی برای باطل نیست. پس کسی که به قیامت وارد می‌‌شود، به میزان تحقق به حقیقت در چارچوب صراط مستقیم حق است که ظهور و بروز دارد؛ زیرا ترازو و میزان الحق جز حق را نشان نمی‌دهد[۴۹۳].[۴۹۴].

آثار استقامت در طریقت حقیقت

از نظر آموزه‌های وحیانی قرآن، مهم‌ترین و اساسی‌ترین آثار استقامت بر طریقت حقیقت آن است که انسان با توسل دائمی و ذکرالله تحت ربوبیت خدا قرار گرفته و خدا بر اساس ربوبیت خاص خویش، هر گونه خوف و حزنی را از ایشان در دنیا بر می‌‌دارد به طوری که نسبت به آینده ترسی نداشته و نسبت به گذشته حزن و اندوهی در دلهایشان راه نیابد و در آخرت نیز از بهشت و هر آنچه که دلخواه آنان است، بهره مند می‌‌شوند[۴۹۵].

چنین افرادی که اهل استقامت هستند و حق در جان ایشان قوام یافته است، در همین دنیا به سبب وعده الهی و بشارت به بهشت، دیگر خوف و ترسی ندارند که با چه مشکلاتی در سر راه خویش مواجه می‌‌شوند؛ زیرا فرشتگان بر ایشان نازل می‌‌شود و موجبات آرامش خاطر آنان را فراهم می‌‌آورند. همین فرشتگان به عنوان اولیاء الهی هماره در دنیا و آخرت همراه با ایشان بوده و در مشکلات آنان را یاری می‌‌رسانند و از جایی که انسان گمان نمی‌کند به ایشان کمک می‌‌کنند[۴۹۶].[۴۹۷].

صراط مستقیم اسلام، طریقت حقیقت

از نظر آموزه‌های وحیانی قرآن، اسلام حقیقتی است که از سوی خدا به عنوان دین معرفی شده و همه پیامبران بدان دعوت کرده‌اند؛ زیرا شرایع و مناهج گوناگون اسلامی همه شاخه‌های همان حقیقت برای دسترسی آسان به دریای حقیقت بی‌پایان است. از همین روست که دینی غیر از اسلام و شرایع آن پذیرفته نمی‌شود؛ زیرا حرکت در غیر صراط مستقیم چیزی جز حرکت در ضلالت و گمراهی نیست[۴۹۸].

خدا در سوره حمد به انسان فرمان می‌‌دهد تا از او بخواهند ایشان را به صراط مستقیم هدایت کند که همان صراط مستقیم پیامبران و اولیای الهی منعم علیهم؛ زیرا هر حرکت در غیر این صراط مستقیم چیزی جز ضلالت و گمراهی و گرفتاری به غضب الهی نیست.

از نظر قرآن، صراط مستقیم اسلام و شرایع آن، همان طریقت حقیقت است که حتی جنیان نیز موظف هستند بر اساس آن عمل و رفتار کنند؛ زیرا بر این باورند که اگر بخواهند از آب فراوان سیراب شوند، می‌‌بایست بر آن طریقت استقامت ورزند: ﴿وَأَلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُم مَّاء غَدَقًا[۴۹۹]

از نظر قرآن، همه پیامبران و اولیای آنان به سبب حرکت در طریقت حقیقت و استقامت بر آن توانسته‌اند به پاداش عظیم دست یافته و از خشم و غضب الهی در امان مانند؛ اینان که شامل مؤمنان به پیامبر(ص)، پیامبران، صدیقین، شهداء و صالحین هستند، همانانی هستند که خدا به آنان نعمت‌های بزرگی را بخشیده و از فضل الهی بهره مند شده‌اند[۵۰۰].

بنابراین، هر کسی بخواهد به حق و حقیقت برسد و متحقق به حقیقت شود، می‌‌بایست اسلام را به عنوان صراط مستقیم حقیقت بشناسد و بپذیرد و بر اساس آن حرکت کرده و بر آن استقامت ورزد[۵۰۱].

لزوم سلوک بر صراط مستقیم

هر انسانی لازم است تا برای رسیدن به کمالات و رهایی از نواقص و عیوب و آثار دنیوی و اخروی آن یعنی دوزخ، به صراط مستقیم رو آورد و در آن سیر و سلوک کند. از نظر قرآن، هر چند که اراده انسان بر پیمودن صراط مستقیم، در گرو مشیّت خدا[۵۰۲] و توفیق الهی است[۵۰۳]؛ اما شکی نیست که راهیابی و سلوک انسان به صراط مستقیم و پایداری بر آن، منوط به خواست و اراده خود انسان نیز است. پس هر انسانی توان و استطاعت پیمودن این صراط مستقیم را داراست[۵۰۴]. بنابراین بر هر کسی لازم است با پیروی از قوانین و شرایع اسلامی[۵۰۵] برای کسب فضایل و دست یابی به کمالات و مظهریت در اسمای الهی در این راه با هدایت‌های الهی[۵۰۶] کوشش و سعی کند[۵۰۷].

خدا در چرایی لزوم سلوک بر صراط مستقیم به آثار آن اشاره می‌‌کند تا انگیزه‌ای برای مردمان باشد. از نظر قرآن، سعادتمندی و رهایی از شقاوت[۵۰۸]، کسب تقوای الهی و بهره‌مندی از آثار آن[۵۰۹]، رهایی از اغوای دیگران و از جمله شیاطین[۵۱۰] و اسوه و سرمشق قرار گرفتن[۵۱۱] در گرو و رهن پیمودن صراط مستقیم و ملازمت با آن است.

از نظر قرآن کسانی در مسیر صراط مستقیم به درستی سلوک کرده و از آثار آن بهره مند شده‌اند که به عنوان «منعم علیهم» از سوی خدا معرفی شده‌اند. اینان همان مؤمنان واقعی، پیامبران، صدیقین، شهداء و صالحین هستند؛ خدا می‌‌فرماید: ﴿وَلَهَدَيْنَاهُمْ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا * وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُوْلَئِكَ رَفِيقًا * ذَلِكَ الْفَضْلُ مِنَ اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ عَلِيمًا[۵۱۲].[۵۱۳]

پیامبر و صراط مستقیم

  1. ﴿قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ[۵۱۴].
  2. ﴿فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ[۵۱۵].
  3. ﴿لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَيَهْدِيَكَ صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا[۵۱۶].
  4. ﴿قُلْ كُلٌّ مُتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِيِّ وَمَنِ اهْتَدَى[۵۱۷].
  5. ﴿لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنْسَكًا هُمْ نَاسِكُوهُ فَلَا يُنَازِعُنَّكَ فِي الْأَمْرِ وَادْعُ إِلَى رَبِّكَ إِنَّكَ لَعَلَى هُدًى مُسْتَقِيمٍ[۵۱۸].
  6. ﴿وَإِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ[۵۱۹].
  7. ﴿وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ[۵۲۰].
  8. ﴿الر كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ[۵۲۱].
  9. ﴿وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ[۵۲۲].

نتیجه: در آیات فوق این موضوعات درباره پیامبر و صراط مستقیم مطرح گردیده است:

  1. پیامبر اکرم(ص) از سالکان ره‌یافته به صراط مستقیم الهی آیات ﴿قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ[۵۲۳]، ﴿إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ[۵۲۴]، ﴿إِنَّكَ لَعَلَى هُدًى مُسْتَقِيمٍ[۵۲۵]؛
  2. پیامبر دعوت‌کننده و هدایت‌گر انسان‌ها به صراط مستقیم: ﴿وَإِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ[۵۲۶]، ﴿وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ[۵۲۷]؛
  3. بهره‌مندی پیامبر در همه مراحل مختلف زندگی، از هدایت الهی ورود به صراط مستقیم: ﴿لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَيَهْدِيَكَ صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا[۵۲۸].[۵۲۹]

گمراهی از صراط مستقیم و عوامل آن

تصمیم ابلیس، بر گمراه کردن مردم، با کمین کردن در صراط مستقیم، به تلافی گمراه شدن خویش: ﴿قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ[۵۳۰].

شیطان، عامل گمراهی و انحراف از صراط مستقیم: ﴿يَا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِرَاطًا سَوِيًّا يَا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِيًّا[۵۳۱]؛ ﴿أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَن لّا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ وَأَنْ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنكُمْ جِبِلًّا كَثِيرًا أَفَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُونَ[۵۳۲].

گمراه ساختن مردم از صراط مستقیم، هدف ابلیس از مهلت خواهی: ﴿فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ[۵۳۳]، ﴿فأَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ[۵۳۴]، ﴿فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ[۵۳۵].

شرک، انحراف از دین حنیف و صراط مستقیم: ﴿قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ[۵۳۶]، ﴿حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ[۵۳۷]، ﴿وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ[۵۳۸]، ﴿قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ[۵۳۹]، ﴿وَأَنْ أَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ[۵۴۰]، ﴿وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً رَّجُلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَبْكَمُ لاَ يَقْدِرُ عَلَىَ شَيْءٍ وَهُوَ كَلٌّ عَلَى مَوْلاهُ أَيْنَمَا يُوَجِّههُّ لاَ يَأْتِ بِخَيْرٍ هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَمَن يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ[۵۴۱]، ﴿إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلَّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ[۵۴۲]، ﴿وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّهُ كَانَ صِدِّيقًا نَّبِيًّا إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ يَا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لا يَسْمَعُ وَلا يُبْصِرُ وَلا يُغْنِي عَنكَ شَيْئًا يَا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِرَاطًا سَوِيًّا[۵۴۳]، ﴿قُلْ سِيرُوا فِي الأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلُ كَانَ أَكْثَرُهُم مُّشْرِكِينَ فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ الْقَيِّمِ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لّا مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللَّهِ يَوْمَئِذٍ يَصَّدَّعُونَ[۵۴۴].

انکار آخرت، عامل گمراهی و انحراف از صراط مستقیم: ﴿وَإِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ عَنِ الصِّرَاطِ لَنَاكِبُونَ[۵۴۵].

هجوم همه جانبه ابلیس، برای بازداشتن مردم از صراط مستقیم: ﴿وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ[۵۴۶]، ﴿قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ[۵۴۷]، ﴿ثُمَّ لآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ وَلاَ تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ[۵۴۸].

استفاده ابلیس از فرزندان، برای گمراه کردن مردم از صراط مستقیم: ﴿وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ[۵۴۹]، ﴿قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ[۵۵۰]، ﴿ثُمَّ لآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ وَلاَ تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ[۵۵۱].[۵۵۲]

گمراه کردن مردم از صراط مستقیم از جانب ابلیس، با استفاده از امور دینی: ﴿وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ[۵۵۳]، ﴿قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ[۵۵۴]، ﴿ثُمَّ لآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ وَلاَ تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ[۵۵۵].[۵۵۶]

گمراه کردن مردم از صراط مستقیم، از سوی ابلیس، به وسیله تزیین فحشا و منکرات: ﴿وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ[۵۵۷]، ﴿قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ[۵۵۸]، ﴿ثُمَّ لآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ وَلاَ تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ[۵۵۹].[۵۶۰]

ابلیس، دارای شیوه‌های مختلف، در منحرف ساختن انسان‌ها از صراط مستقیم: ﴿وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ[۵۶۱]، ﴿قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ[۵۶۲]، ﴿ثُمَّ لآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ وَلاَ تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ[۵۶۳].

استفاده ابلیس از اموال و بخل ورزیدن، برای گمراه کردن مردم از صراط مستقیم: ﴿وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ[۵۶۴]، ﴿قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ[۵۶۵]، ﴿ثُمَّ لآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ وَلاَ تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ[۵۶۶].[۵۶۷]

ابلیس، گمراه کننده مردم از صراط مستقیم، با ایجاد تساهل نسبت به امور آخرتی: ﴿وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ[۵۶۸]، ﴿قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ[۵۶۹]، ﴿ثُمَّ لآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ وَلاَ تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ[۵۷۰].[۵۷۱]

نقش شیطان در گمراه کردن مردم از صراط مستقیم، با محبوب قرار دادن لذّات و غلبه دادن شهوات در دلهای مردم: ﴿وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ[۵۷۲]، ﴿قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ[۵۷۳]، ﴿ثُمَّ لآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ وَلاَ تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ[۵۷۴].[۵۷۵]

کیفر گمراهی از صراط مستقیم

جهنّم، کیفر گمراهی از صراط مستقیم: ﴿فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ[۵۷۶]، ﴿قَالَ اخْرُجْ مِنْهَا مَذْؤُومًا مَّدْحُورًا لَّمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكُمْ أَجْمَعِينَ[۵۷۷]، ﴿قَالَ هَذَا صِرَاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ[۵۷۸].

راه پیروی از صراط مستقیم

راهیابی و سلوک انسان به صراط مستقیم و پایداری بر آن، منوط به خواست و اراده خود انسان: ﴿لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ وَمَا تَشَاؤُونَ إِلاَّ أَن يَشَاء اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ[۵۷۹].

کوشش انسان در کسب فضایل معنوی، مؤثّر بر توفیق سلوک و ماندن در صراط مستقیم: ﴿إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلَّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ شَاكِرًا لِّأَنْعُمِهِ اجْتَبَاهُ وَهَدَاهُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ[۵۸۰].

توان مکلفان در پیمودن راه مستقیم خداوند: ﴿قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ[۵۸۱].

لزوم حرکت در صراط مستقیم، با پیروی از قوانین دین الهی: ﴿قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ[۵۸۲]، ﴿وَأَنْ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ[۵۸۳].

سلوک صراط مستقیم، منوط به توفیق الهی و هدایتگری پیامبر(ص): ﴿وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا مَا كُنتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلا الإِيمَانُ وَلَكِن جَعَلْنَاهُ نُورًا نَّهْدِي بِهِ مَنْ نَّشَاء مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ[۵۸۴].

نیاز پیمودن صراط مستقیم، به هدایت الهی: ﴿وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ[۵۸۵]، ﴿وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ[۵۸۶]، ﴿وَهَدَيْنَاهُمَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ[۵۸۷]، ﴿وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا مَا كُنتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلا الإِيمَانُ وَلَكِن جَعَلْنَاهُ نُورًا نَّهْدِي بِهِ مَنْ نَّشَاء مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ[۵۸۸]، ﴿قُلْ كُلٌّ مُّتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِيِّ وَمَنِ اهْتَدَى[۵۸۹].

نقش مهم الگوها و نمونه‌های عینی راه یافتگان، در نیل به صراط مستقیم و سلوک در آن: ﴿اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ[۵۹۰].

آثار سلوک صراط مستقیم

الگوی دیگران واقع شدن، از آثار سلوک در صراط مستقیم: ﴿إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ[۵۹۱]، ﴿وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ[۵۹۲].

اغواناپذیری، از آثار سلوک در صراط مستقیم الهی: ﴿قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ قَالَ هَذَا صِرَاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ[۵۹۳].

تقواپیشگی، از آثار سلوک در صراط مستقیم: ﴿وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ[۵۹۴] .

سعادتمندی، از آثار سلوک در صراط مستقیم: ﴿وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا[۵۹۵]، ﴿وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ[۵۹۶].[۵۹۷]

دعوت به صراط مستقیم

دعوت خداوند از انسان‌ها، برای پیروی از صراط مستقیم: ﴿وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ[۵۹۸].

پیامبر اکرم(ص)، دعوت کننده راستین مردم به راه مستقیم: ﴿وَإِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ[۵۹۹]، ﴿وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا مَا كُنتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلا الإِيمَانُ وَلَكِن جَعَلْنَاهُ نُورًا نَّهْدِي بِهِ مَنْ نَّشَاء مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ[۶۰۰].

حضرت عیسی(ع)، دعوت‌کننده راستین مردم به صراط مستقیم: ﴿وَيُعَلِّمُهُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَرَسُولاً إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُم بِآيَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُم مِّنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُكُم بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ[۶۰۱]، ﴿قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا[۶۰۲]، ﴿وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ[۶۰۳]، ﴿ذَلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِي فِيهِ يَمْتَرُونَ[۶۰۴]، ﴿وَلَمَّا جَاءَ عِيسَى بِالْبَيِّنَاتِ قَالَ قَدْ جِئْتُكُم بِالْحِكْمَةِ وَلِأُبَيِّنَ لَكُم بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ إِنَّ اللَّهَ هُوَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ[۶۰۵].

سالكان صراط مستقیم

سالکان صراط مستقیم، الگوی هدایت: ﴿وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ كُلاًّ هَدَيْنَا وَنُوحًا هَدَيْنَا مِن قَبْلُ وَمِن ذُرِّيَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ وَزَكَرِيَّا وَيَحْيَى وَعِيسَى وَإِلْيَاسَ كُلٌّ مِّنَ الصَّالِحِينَ وَإِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَيُونُسَ وَلُوطًا وَكُلاًّ فَضَّلْنَا عَلَى الْعَالَمِينَ وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ[۶۰۶]، ﴿أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ قُل لاَّ أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرَى لِلْعَالَمِينَ[۶۰۷].

دعوت گمراهان به صراط مستقیم، وظیفه ره یافتگان و سالکان آن: ﴿لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنسَكًا هُمْ نَاسِكُوهُ فَلا يُنَازِعُنَّكَ فِي الأَمْرِ وَادْعُ إِلَى رَبِّكَ إِنَّكَ لَعَلَى هُدًى مُّسْتَقِيمٍ[۶۰۸].[۶۰۹]

مساوی نبودن مؤمن سالک صراط مستقیم با مشرک: ﴿وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً رَّجُلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَبْكَمُ لاَ يَقْدِرُ عَلَىَ شَيْءٍ وَهُوَ كَلٌّ عَلَى مَوْلاهُ أَيْنَمَا يُوَجِّههُّ لاَ يَأْتِ بِخَيْرٍ هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَمَن يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ[۶۱۰][۶۱۱]، ﴿أَفَمَن يَمْشِي مُكِبًّا عَلَى وَجْهِهِ أَهْدَى أَمَّن يَمْشِي سَوِيًّا عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ[۶۱۲].

شایستگی سالک صراط مستقیم، برای دعوت دیگران به عدالت پیشگی: ﴿وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً رَّجُلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَبْكَمُ لاَ يَقْدِرُ عَلَىَ شَيْءٍ وَهُوَ كَلٌّ عَلَى مَوْلاهُ أَيْنَمَا يُوَجِّههُّ لاَ يَأْتِ بِخَيْرٍ هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَمَن يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ[۶۱۳].

گزینش رهنوردانی جهت سلوک در صراط مستقیم، از سوی خدا: ﴿وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ[۶۱۴].

بهره‌مندی سالکان و ره یافتگان به صراط مستقیم، از هدایتی ویژه: ﴿سَيَقُولُ السُّفَهَاء مِنَ النَّاسِ مَا وَلاَّهُمْ عَن قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُواْ عَلَيْهَا قُل لِّلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ[۶۱۵]،﴿كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللَّهُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ[۶۱۶]، ﴿وَلَهَدَيْنَاهُمْ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا[۶۱۷]، ﴿وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا صُمٌّ وَبُكْمٌ فِي الظُّلُمَاتِ مَن يَشَإِ اللَّهُ يُضْلِلْهُ وَمَن يَشَأْ يَجْعَلْهُ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ[۶۱۸]، ﴿وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ[۶۱۹]، ﴿وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلامِ وَيَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ[۶۲۰]، ﴿إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلَّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ شَاكِرًا لِّأَنْعُمِهِ اجْتَبَاهُ وَهَدَاهُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ[۶۲۱]، ﴿لَقَدْ أَنزَلْنَا آيَاتٍ مُّبَيِّنَاتٍ وَاللَّهُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ[۶۲۲]، ﴿لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا[۶۲۳]، ﴿وَعَدَكُمُ اللَّهُ مَغَانِمَ كَثِيرَةً تَأْخُذُونَهَا فَعَجَّلَ لَكُمْ هَذِهِ وَكَفَّ أَيْدِيَ النَّاسِ عَنكُمْ وَلِتَكُونَ آيَةً لِّلْمُؤْمِنِينَ وَيَهْدِيَكُمْ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا[۶۲۴].

مقام ارجمندتر مؤمنان سالک صراط مستقیم، نسبت به سایر مؤمنان: ﴿فَلاَ وَرَبِّكَ لاَ يُؤْمِنُونَ حَتَّىَ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لاَ يَجِدُواْ فِي أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُواْ تَسْلِيمًا وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُواْ مِن دِيَارِكُم مَّا فَعَلُوهُ إِلاَّ قَلِيلٌ مِّنْهُمْ وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُواْ مَا يُوعَظُونَ بِهِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتًا[۶۲۵]، ﴿وَلَهَدَيْنَاهُمْ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا[۶۲۶].

تباه شدن اعمال سالکان صراط مستقیم، در صورت شرکورزی: ﴿وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ[۶۲۷].

رهایی سالکان صراط مستقیم، از عذاب الهی: ﴿وَلَوْ أَنَّا أَهْلَكْنَاهُم بِعَذَابٍ مِّن قَبْلِهِ لَقَالُوا رَبَّنَا لَوْلا أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولا فَنَتَّبِعَ آيَاتِكَ مِن قَبْلِ أَن نَّذِلَّ وَنَخْزَى قُلْ كُلٌّ مُّتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِيِّ وَمَنِ اهْتَدَى[۶۲۸].

منابع

پانویس

  1. مفردات، ص۴۰۷؛ لسان العرب، ج ۷، ص۳۱۴، «سرط».
  2. اعراب القرآن، درویش، ج ۱، ص۱۵.
  3. القاموس الفقهی، ص۳۰۹.
  4. العین، ج ۷، ص۲۱۱؛ مفردات، ص۴۰۷، «سرط».
  5. نک: البدیع فی علم العربیه، ج ۴، ص۵۶۳؛ شرح النظام علی الشافیه، ص۶۶۸؛ التطبیق الصرفی، ص۱۴۹-۱۵۰.
  6. تهذیب اللغه، ج ۱۲، ص۲۳۲؛ نک: مفردات، ص۴۰۷، «سرط».
  7. نک: الصحاح، ج ۳، ص۱۱۳۱؛ مجمع البحرین، ج ۴، ص۲۵۲، «سرط».
  8. یوسف‌زاده، حسین علی، مقاله «صراط مستقیم»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص۱۹۲؛ منصوری، خلیل، حقیقت صراط مستقیم؛ کمالی، ابوالفضل، صراط مستقیم، ص۲.
  9. المیزان، ج ۱، ص۲۸.
  10. معجم الفروق اللغویه، ص۳۱۳.
  11. معجم الفروق اللغویه، ص۵۱؛ تاج العروس، ج ۱۷، ص۵۹۲، «قوم».
  12. مفردات، ص۶۹۲، «قوم».
  13. نک: التبیان، ج ۱، ص۴۲؛ مجمع البیان، ج ۲، ص۸۰۳؛ المحیط الاعظم، ج ۶، ص۱۸۵؛ مواهب الرحمن، ج ۱، ص۴۰.
  14. یوسف‌زاده، حسین علی، مقاله «صراط مستقیم»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص۱۹۲.
  15. «راه راست را به ما بنمای» سوره فاتحه، آیه ۶.
  16. مجمع البیان ج۱و ۲ ص۱۰۴
  17. «و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۳.
  18. «و به یقین تو آنان را به راهی راست می‌خوانی» سوره مؤمنون، آیه ۷۳.
  19. کمالی، ابوالفضل، صراط مستقیم، ص۲.
  20. «راه خداوندی» سوره شوری، آیه ۵۳.
  21. «و (دیگر) این که این راه راست من است» سوره انعام، آیه ۱۵۳.
  22. «راه راست را به ما بنمای» سوره فاتحه، آیه ۶.
  23. «و راه‌های خویش را به آنان که در (راه) ما بکوشند می‌نماییم و بی‌گمان خداوند با نیکوکاران است» سوره عنکبوت، آیه ۶۹.
  24. «و در راه خداوند با آنان که با شما جنگ می‌کنند، جنگ کنید اما تجاوز نکنید که خداوند تجاوزکاران را دوست نمی‌دارد» سوره بقره، آیه ۱۹۰.
  25. «و اگر تو را وا دارند تا آنچه را که نمی‌دانی برای من شریک آوری، از آنان فرمان نبر و در این جهان با آنان به شایستگی همراهی کن و راه کسی را که به درگاه من باز می‌گردد پیش گیر، سپس بازگشتتان به سوی من است آنگاه شما را از آنچه می‌کرده‌اید می‌آگاهانم» سوره لقمان، آیه ۱۵.
  26. «به زودی کسانی را که در زمین ناحق گردنفرازی می‌ورزند از نشانه‌های خود روگردان خواهم کرد و هر نشانه‌ای ببینند بدان ایمان نخواهند آورد؛ و اگر راه درست را ببینند آن را راه (خویش) نخواهند گزید و چون کژراهه را ببینند آن را راه (خود) برخواهند گزید؛ این از آن روست که آنان نشانه‌های ما را دروغ شمردند و از آن غافل بودند» سوره اعراف، آیه ۱۴۶.
  27. «ای اهل کتاب! فرستاده ما نزد شما آمده است که بسیاری از آنچه را که از کتاب (آسمانی خود) پنهان می‌داشتید برای شما بیان می‌کند و بسیاری (از لغزش‌های شما) را می‌بخشاید؛ به راستی، روشنایی و کتابی روشن از سوی خداوند نزد شما آمده است * خداوند با آن (روشنایی) هر کسی را که پی خشنودی وی باشد به راه‌های بی‌گزند، راهنمایی می‌کند و آنان را به اراده خویش از تیرگی‌ها به سوی روشنایی بیرون می‌آورد و آنها را به راهی راست رهنمون می‌گردد» سوره مائده، آیه ۱۵-۱۶.
  28. فیاض‌بخش و محسنی، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴، ص۵۴۸.
  29. مسند احمد، ج ۱، ص۴۳۵؛ الدرالمنثور، ج ۳، ص۵۶.
  30. تفسیر اهل‌بیت، س اول، ش دوم، ص۲۶، «ویژگی‌های صراط مستقیم در قرآن».
  31. نک: التفسیر الکاشف، ج ۲، ص۱۲۱.
  32. سوره عمران، آیه ۱۹.
  33. «و هر کس جز اسلام دینی گزیند هرگز از او پذیرفته نمی‌شود و او در جهان واپسین از زیانکاران است» سوره عمران، آیه ۸۵.
  34. تفسیر اهل‌بیت، س اول، ش دوم، ص۲۶.
  35. سوره انعام، آیه ۱۵۳.
  36. سوره فاتحه، آیه ۶-۷.
  37. سوره عنکبوت، آیه ۶۹.
  38. سوره یوسف، آیه ۱۰۸.
  39. سوره لقمان، آیه ۱۵.
  40. سوره نسا، آیه ۱۱۵.
  41. نک: المیزان، ج ۱، ص۳۳-۳۴.
  42. سوره مائده، آیه ۱۵-۱۶.
  43. «و بیشتر آنها که (در ظاهر) به خداوند ایمان می‌آورند (در باطن همچنان) مشرکند» سوره یوسف، آیه ۱۰۶.
  44. سوره فاتحه، آیه ۷.
  45. المیزان، ج ۱، ص۳۲-۳۵.
  46. المیزان، ج ۱، ص۳۲.
  47. یوسف‌زاده، حسین علی، مقاله «صراط مستقیم»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص۱۹۵.
  48. «راه آنان که به نعمت پرورده‌ای؛ که نه بر ایشان خشم آورده‌ای و نه گمراه‌اند» سوره فاتحه، آیه ۷.
  49. «راه راست را به ما بنمای» سوره فاتحه، آیه ۶.
  50. «و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید» سوره انعام، آیه ۱۵۳.
  51. فیاض‌بخش و محسنی، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴، ص۵۴۸.
  52. «و اینکه مرا بپرستید که این راهی است راست؟» سوره یس، آیه ۶۱.
  53. تفسیر مراغی، ج ۸، ص۷۲-۷۳.
  54. سوره انعام، آیه ۱۵۲-۱۵۳.
  55. المیزان، ج ۷، ص۳۹۳-۳۹۴؛ نک: تفسیر مراغی، ج ۸، ص۸۹.
  56. «بگو: بی‌گمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار، آیین ابراهیم درست‌آیین و (او) از مشرکان نبود» سوره انعام، آیه ۱۶۱.
  57. سوره انعام، آیه ۱۲۵-۱۲۶.
  58. روح البیان، ج ۷، ص۴۲۲.
  59. «و اینکه مرا بپرستید که این راهی است راست؟» سوره یس، آیه ۶۱.
  60. المیزان، ج ۱، ص۳۰.
  61. تفسیر سمرقندی، ج ۱، ص۴۶۴؛ تیسیر الکریم الرحمن، ص۲۸۹؛ نک: المیزان، ج ۱۴، ص۷۴.
  62. «آنان که ایمان آورده‌اند و ایمانشان را به هیچ ستمی نیالوده‌اند، امن (و آرامش) دارند و رهیافته‌اند» سوره انعام، آیه ۸۲.
  63. «بی‌گمان خداوند، پروردگار من و شماست؛ او را بپرستید، این، راهی است راست» سوره عمران، آیه ۵۱.
  64. المحرر الوجیز، ج ۳، ص۳۶۲؛ مجمع البیان، ج ۶، ص۵۱۹؛ المیزان، ج ۱۲، ص۱۶۵.
  65. «گفت: پروردگارا! برای آنکه مرا بیراه نهادی، در زمین (بدی‌ها را) در دید آنها خواهم آراست و همگان را از راه به در خواهم برد» «بجز از میان آنان بندگان نابت را * فرمود: این راهی است راست، بر عهده من» سوره حجر، آیه ۳۹-۴۱.
  66. ﴿ٱهْدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلْمُسْتَقِيمَ * صِرَٰطَ ٱلَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ ٱلْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا ٱلضَّآلِّينَ«راه راست را به ما بنمای * راه آنان که به نعمت پرورده‌ای؛ که نه بر ایشان خشم آورده‌ای و نه گمراه‌اند» سوره فاتحه، آیه ۶-۷.
  67. «و چگونه کفر می‌ورزید در حالی که آیات خداوند را برای شما می‌خوانند و پیامبر او در میان شماست و هر کس به خداوند پناه آورد به راهی راست راهنمایی شده است» سوره عمران، آیه ۱۰۱.
  68. درج الدرر، ج ۱، ص۵۵۴؛‌ کشف الاسرار، ج ۳، ص۷۰.
  69. «خداوند با آن (روشنایی) هر کسی را که پی خشنودی وی باشد به راه‌های بی‌گزند، راهنمایی می‌کند و آنان را به اراده خویش از تیرگی ‌ها به سوی روشنایی بیرون می‌آورد و آنها را به راهی راست رهنمون می‌گردد» سوره مائده، آیه ۱۶.
  70. یوسف‌زاده، حسین علی، مقاله «صراط مستقیم»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص۱۹۴.
  71. مجمع البیان، ج ۱، ص۱۰۴.
  72. ﴿ٱهْدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلْمُسْتَقِيمَ«راه راست را به ما بنمای» سوره فاتحه، آیه ۶.
  73. ﴿إِنَّ ٱللَّهَ رَبِّى وَرَبُّكُمْ فَٱعْبُدُوهُ هَـٰذَا صِرَٰطٌۭ مُّسْتَقِيمٌۭ«بی‌گمان خداوند، پروردگار من و شماست؛ او را بپرستید، این، راهی است راست» سوره عمران، آیه ۵۱. ﴿كَانَ ٱلنَّاسُ أُمَّةًۭ وَٰحِدَةًۭ فَبَعَثَ ٱللَّهُ ٱلنَّبِيِّـۧنَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ ٱلْكِتَـٰبَ بِٱلْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ ٱلنَّاسِ فِيمَا ٱخْتَلَفُوا۟ فِيهِ وَمَا ٱخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا ٱلَّذِينَ أُوتُوهُ مِنۢ بَعْدِ مَا جَآءَتْهُمُ ٱلْبَيِّنَـٰتُ بَغْيًۢا بَيْنَهُمْ فَهَدَى ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لِمَا ٱخْتَلَفُوا۟ فِيهِ مِنَ ٱلْحَقِّ بِإِذْنِهِۦ وَٱللَّهُ يَهْدِى مَن يَشَآءُ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍ؛ «مردم (در آغاز) امّتی یگانه بودند، (آنگاه به اختلاف پرداختند) پس خداوند پیامبران را مژده‌آور و بیم‌دهنده برانگیخت و با آنان کتاب (آسمانی) را به حق فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه اختلاف داشتند داوری کند و در آن جز کسانی که به آنها کتاب داده بودند، اختلاف نورزیدند (آن هم) پس از آنکه برهان‌های روشن به آنان رسید (و) از سر افزونجویی که در میانشان بود؛ آنگاه خداوند به اراده خویش مؤمنان را در حقیقتی که در آن اختلاف داشتند رهنمون شد و خداوند هر که را بخواهد به راه راست رهنمایی می‌کند» سوره بقره، آیه ۲۱۳.
  74. سوره شوری، آیه ۵۳.
  75. سوره ص، آیه ۲۲.
  76. سوره ابراهیم، آیه ۱.
  77. سوره حج، آیه ۲۴.
  78. سوره طه، آیه ۱۳۵.
  79. سوره مریم، آیه ۴۳.
  80. ﴿وَإِنَّ ٱلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِٱلْـَٔاخِرَةِ عَنِ ٱلصِّرَٰطِ لَنَـٰكِبُونَ«و بی‌گمان آنان که به جهان واپسین ایمان ندارند، از راه گشته‌اند» سوره مؤمنون، آیه ۷۴. ﴿وَلَوْ نَشَآءُ لَطَمَسْنَا عَلَىٰٓ أَعْيُنِهِمْ فَٱسْتَبَقُوا۟ ٱلصِّرَٰطَ فَأَنَّىٰ يُبْصِرُونَ«و اگر می‌خواستیم دیدگانشان را بی‌فروغ می‌کردیم آنگاه به سوی راه پیشی می‌جستند امّا چگونه می‌دیدند؟» سوره یس، آیه ۶۶.
  81. سوره بقره، آیه ۱۰۸.
  82. سوره عمران، آیه ۹۹.
  83. سوره نسا، آیه ۱۱۵.
  84. سوره نحل، آیه ۹.
  85. سوره نحل، آیه ۱۲۵.
  86. ﴿أَلَمْ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ نَصِيبًۭا مِّنَ ٱلْكِتَـٰبِ يَشْتَرُونَ ٱلضَّلَـٰلَةَ وَيُرِيدُونَ أَن تَضِلُّوا۟ ٱلسَّبِيلَ«آیا به آنان ننگریسته‌اید که از کتاب (آسمانی) بهره‌ای (اندک) دارند، خریدار گمراهی‌اند و می‌خواهند شما نیز گمراه باشید؟» سوره نسا، آیه ۴۴.
  87. ﴿ٱلَّذِينَ يَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًۭا وَهُم بِٱلْـَٔاخِرَةِ كَـٰفِرُونَ«همان کسانی که (مردم را) از راه خداوند باز می‌دارند و آن را ناراست (و ناهموار) می‌خواهند و به جهان واپسین انکار می‌ورزند» سوره اعراف، آیه ۴۵.
  88. ﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ يُقَـٰتِلُونَ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ يُقَـٰتِلُونَ فِى سَبِيلِ ٱلطَّـٰغُوتِ فَقَـٰتِلُوٓا۟ أَوْلِيَآءَ ٱلشَّيْطَـٰنِ إِنَّ كَيْدَ ٱلشَّيْطَـٰنِ كَانَ ضَعِيفًا«مؤمنان در راه خداوند جنگ می‌کنند و کافران در راه طاغوت پس با یاران شیطان کارزار کنید که نیرنگ شیطان، سست است» سوره نسا، آیه ۷۶.
  89. ﴿وَكَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلْـَٔايَـٰتِ وَلِتَسْتَبِينَ سَبِيلُ ٱلْمُجْرِمِينَ«و ما این‌گونه آیات را روشن (بیان) می‌داریم (تا دریابند) و تا راه گنهکاران آشکار شود» سوره انعام، آیه ۵۵.
  90. ﴿وَوَٰعَدْنَا مُوسَىٰ ثَلَـٰثِينَ لَيْلَةًۭ وَأَتْمَمْنَـٰهَا بِعَشْرٍۢ فَتَمَّ مِيقَـٰتُ رَبِّهِۦٓ أَرْبَعِينَ لَيْلَةًۭ وَقَالَ مُوسَىٰ لِأَخِيهِ هَـٰرُونَ ٱخْلُفْنِى فِى قَوْمِى وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ ٱلْمُفْسِدِينَ«و ما با موسی سی شب وعده نهادیم و با ده شب دیگر آن را کامل کردیم و میقات پروردگارش در چهل شب کمال یافت و موسی به برادر خویش هارون گفت: در میان قوم من جانشین من شو و به سامان دادن (امور) بپرداز و از راه و روش تبهکاران پیروی مکن!» سوره اعراف، آیه ۱۴۲.
  91. یوسف‌زاده، حسین علی، مقاله «صراط مستقیم»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص۱۹۲.
  92. دایرة المعارف تشیع، ۳۲۴/۱.
  93. تسنیم ۴۶۶/۲.
  94. «و این راه راست پروردگار توست» سوره انعام، آیه ۱۲۶.
  95. «و این که این راه راست من است» سوره انعام، آیه ۱۵۳.
  96. «به زودی خواهید دانست چه کسانی همراهان راه میانه ‌اند و چه کسی رهیافته است» سوره طه، آیه ۱۳۵.
  97. «الف، لام، را، (این) کتابی است که بر تو فرو فرستاده‌ایم تا مردم را به اذن پروردگارشان به سوی راه آن (خداوند) پیروزمند ستوده، از تیرگی‌ها به سوی روشنایی برون آوری» سوره ابراهیم، آیه ۱.
  98. «و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید» سوره انعام، آیه ۱۵۳.
  99. سوره اعراف، آیه ۱۴۶.
  100. ر.ک: المیزان، ۴۹-۵۱/۱؛و تفسیر تسنیم، ۴۶۶/۱.
  101. صدر هاشمی، لیلا، صراط مستقیم از دیدگاه کتاب و سنت، ص۵۲.
  102. «این، راهی است راست» سوره آل عمران، آیه ۵۱.
  103. (الخازن، بیتا: ۳۷۷)
  104. «و اینکه مرا بپرستید که این راهی است راست؟» سوره یس، آیه ۶۱.
  105. "اطیعونی، فإن طاعتی هی التی توصلکم إلی الطریق المستقیمه"؛ الخازن؛ لباب التأویل فی معانی التنزیل، موقع التفاسیر ۱۴۲.
  106. تفسیر ابن عبدالسلام. موقع التفاسیر ۵.
  107. "روى الترمذی عن علی بن أبی طالب مرفوعا: القرآن: صراط الله المستقیم و حبل الله المتین"؛ الزحیلی، التفسیر المنیر فی العقیده و الشریعة و المنهج. الطبعة الثانیة. دمشق: دار الفکر المعاصر (۱۴۱۸ق) ج۶: ۵۲.
  108. قاسمی پرشکوه، سعید و خوانین‌زاده، محمد حسین؛ صراط مستقیم در تفاسیر قرآن و آثار ابن عربی، ص۲۹ ـ ۳۳.
  109. الزحیلی، التفسیر المنیر فی العقیده و الشریعة و المنهج. الطبعة الثانیة. دمشق: دار الفکر المعاصر (۱۴۱۸ق) ج۶، ص۵۲.
  110. الزحیلی، التفسیر المنیر فی العقیده و الشریعة و المنهج. الطبعة الثانیة. دمشق: دار الفکر المعاصر (۱۴۱۸ق) ج۶: ۵۶.
  111. الزمخشری، بیتا، ۳: ۴۱۰.
  112. "أقرب الطرق إلى الحق المعرف بالشریعه الذی قرنت السعاده بالتوجه إلیه هو الصراط المستقیم الذی نبه علیه فی الشریعه المحمدیه"؛ (فناری، مصباح الأنس. با حواشی و تعلیقات میرزا هاشم اشکوری، امام خمینی و... چاپ اول: تهران: انتشارات مولی ۶۳۱ - ۶۳۰).
  113. "هي الطريق إلى معرفة اللَّه"‏؛ طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن. چاپ پنجم، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ج ۱: ۳۲.
  114. «به راستی پروردگار من بر راهی راست است» سوره هود، آیه ۵۶.
  115. المحلی و السیوطی، تفسیر الجلالین. الطبعه الأولى. القاهره: دار الحدیث ۲۹۲.
  116. «هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون خواهد شد» سوره بقره، آیه ۱۴۲.
  117. «هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون خواهد شد» سوره بقره، آیه ۱۴۲.
  118. الخازن؛ لباب التأویل فی معانی التنزیل، موقع التفاسیر ۱۰۷.
  119. ر.ک: النسفی، تفسیر نسفی، چاپ سوم: تحقیق دکتر عزیزالله جوینی. تهران: انتشارات سروش. بیتا: ۷۵
  120. «هر کس به خداوند پناه آورد به راهی راست راهنمایی شده است» سوره آل عمران، آیه ۱۰۱.
  121. الخازن؛ لباب التأویل فی معانی التنزیل، موقع التفاسیر بیتا: ۴۲۷.
  122. «و بر راهی است راست» سوره نحل، آیه ۷۶.
  123. الخازن؛ لباب التأویل فی معانی التنزیل، موقع التفاسیر بیتا: ۱۹۷.
  124. "صراط ربک: طریقه الذی ارتضاه، و دینه القیوم المستقیم، الذی لا اعوجاج فیه ولا زیغ".
  125. القطان، تیسیر التفسیر. موقع التفاسیر ۷.
  126. صراط مستقیم، طریق قویم من عقائد صحیحه و مشرائع حقه.
  127. القطان، تیسیر التفسیر. موقع التفاسیر ۱۳۷.
  128. قاسمی پرشکوه، سعید و خوانین‌زاده، محمد حسین؛ صراط مستقیم در تفاسیر قرآن و آثار ابن عربی، ص۲۹ ـ ۳۳.
  129. طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن با مقدمه محمدجواد بلاغی، چاپ سوم: تهران: انتشارات ناصرخسرو ج ۱: ۱۰۴.
  130. عروسی الحویزی، تفسیر نورالثقلین. چاپ چهارم: تحقیق سیدهاشم رسولی محلاتی. قم: انتشارات اسماعیلیان.
  131. عروسی الحویزی، تفسیر نورالثقلین. چاپ چهارم: تحقیق سیدهاشم رسولی محلاتی. قم: انتشارات اسماعیلیان ۱۴۱۵ق، ج ۱: ۲۲.
  132. «اما آن کسان که به خداوند ایمان آوردند و به او چنگ در زدند، (خداوند) آنان را در بخشایش و بخششی از خویش در خواهد آورد و ایشان را به راهی راست به سوی خود راهنمایی خواهد کرد» سوره نساء، آیه ۱۷۵.
  133. موسوی همدانی، ترجمه تفسیر المیزان، چاپ پنجم، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ج ۱: ۵۲.
  134. قاسمی پرشکوه، سعید و خوانین‌زاده، محمد حسین؛ صراط مستقیم در تفاسیر قرآن و آثار ابن عربی، ص۲۹ ـ ۳۳.
  135. نک: معجم مقاییس اللغه، ج ۶، ص۴۲، «هدی».
  136. ﴿فَمَن يُرِدِ ٱللَّهُ أَن يَهْدِيَهُۥ يَشْرَحْ صَدْرَهُۥ لِلْإِسْلَـٰمِ وَمَن يُرِدْ أَن يُضِلَّهُۥ يَجْعَلْ صَدْرَهُۥ ضَيِّقًا حَرَجًۭا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِى ٱلسَّمَآءِ كَذَٰلِكَ يَجْعَلُ ٱللَّهُ ٱلرِّجْسَ عَلَى ٱلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ * وَهَـٰذَا صِرَٰطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيمًۭا قَدْ فَصَّلْنَا ٱلْـَٔايَـٰتِ لِقَوْمٍۢ يَذَّكَّرُونَ؛ «خداوند هر کس را که بخواهد راهنمایی کند دلش را برای (پذیرش) اسلام می‌گشاید و هر کس را که بخواهد در گمراهی وانهد دلش را تنگ و بسته می‌دارد گویی به آسمان فرا می‌رود؛ بدین گونه خداوند عذاب را بر کسانی که ایمان نمی‌آورند؛ برمی‌گمارد * و این راه راست پروردگار توست؛ بی‌گمان آیات را برای گروهی که در یاد می‌گیرند روشن داشته‌ایم» سوره انعام، آیه ۱۲۵-۱۲۶.
  137. سوره جن، آیه ۱-۲.
  138. ﴿مَا كَانَ لِلْمُشْرِكِينَ أَن يَعْمُرُوا۟ مَسَـٰجِدَ ٱللَّهِ شَـٰهِدِينَ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِم بِٱلْكُفْرِ أُو۟لَـٰٓئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَـٰلُهُمْ وَفِى ٱلنَّارِ هُمْ خَـٰلِدُونَ * إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَـٰجِدَ ٱللَّهِ مَنْ ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْـَٔاخِرِ وَأَقَامَ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتَى ٱلزَّكَوٰةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلَّا ٱللَّهَ فَعَسَىٰٓ أُو۟لَـٰٓئِكَ أَن يَكُونُوا۟ مِنَ ٱلْمُهْتَدِينَ؛ «مشرکان را نرسد که مساجد خداوند را آباد کنند با آنکه به زیان خویش بر کفر (خود) گواهند؛ کردارهای آنان تباه است و آنان در آتش، جاودانند * تنها آن کس مساجد خداوند را آباد می‌تواند کرد که به خداوند و روز واپسین ایمان آورده و نماز را بر پا داشته و زکات پرداخته و جز از خداوند نهراسیده است پس امید است که اینان از رهیافتگان باشند» سوره توبه، آیه ۱۷-۱۸.
  139. ﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَلَمْ يَلْبِسُوٓا۟ إِيمَـٰنَهُم بِظُلْمٍ أُو۟لَـٰٓئِكَ لَهُمُ ٱلْأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ؛ «آنان که ایمان آورده‌اند و ایمانشان را به هیچ ستمی نیالوده‌اند، امن (و آرامش) دارند و رهیافته‌اند» سوره انعام، آیه ۸۲.
  140. ﴿لَآ إِكْرَاهَ فِى ٱلدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ ٱلرُّشْدُ مِنَ ٱلْغَىِّ فَمَن يَكْفُرْ بِٱلطَّـٰغُوتِ وَيُؤْمِنۢ بِٱللَّهِ فَقَدِ ٱسْتَمْسَكَ بِٱلْعُرْوَةِ ٱلْوُثْقَىٰ لَا ٱنفِصَامَ لَهَا وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ؛ «در (کار) دین هیچ اکراهی نیست که رهیافت از گمراهی آشکار است پس، آنکه به طاغوت کفر ورزد و به خداوند ایمان آورد، بی‌گمان به دستاویز استوارتر چنگ زده است که هرگز گسستن ندارد و خداوند شنوای داناست» سوره بقره، آیه ۲۵۶.
  141. نک: الکشاف، ج ۲، ص۸۰؛ جوامع الجامع، ج ۱، ص۴۲۰.
  142. «به زودی کسانی را که در زمین ناحق گردنفرازی می‌ورزند از نشانه‌های خود روگردان خواهم کرد و هر نشانه‌ای ببینند بدان ایمان نخواهند آورد؛ و اگر راه درست را ببینند آن را راه (خویش) نخواهند گزید و چون کژراهه را ببینند آن را راه (خود) برخواهند گزید؛ این از آن روست که آنان نشانه‌های ما را دروغ شمردند و از آن غافل بودند» سوره اعراف، آیه ۱۴۶.
  143. تیسیر الکریم الرحمن، ص۳۴۲.
  144. المیزان، ج ۵، ص۲۴۵.
  145. «خداوند با آن (روشنایی) هر کسی را که پی خشنودی وی باشد به راه‌های بی‌گزند، راهنمایی می‌کند و آنان را به اراده خویش از تیرگی ‌ها به سوی روشنایی بیرون می‌آورد و آنها را به راهی راست رهنمون می‌گردد» سوره مائده، آیه ۱۶.
  146. یوسف‌زاده، حسین علی، مقاله «صراط مستقیم»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص۲۰۴.
  147. ﴿قُلْ تَعَالَوْا۟ أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلَّا تُشْرِكُوا۟ بِهِۦ شَيْـًۭٔا وَبِٱلْوَٰلِدَيْنِ إِحْسَـٰنًۭا وَلَا تَقْتُلُوٓا۟ أَوْلَـٰدَكُم مِّنْ إِمْلَـٰقٍۢ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلَا تَقْرَبُوا۟ ٱلْفَوَٰحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلَا تَقْتُلُوا۟ ٱلنَّفْسَ ٱلَّتِى حَرَّمَ ٱللَّهُ إِلَّا بِٱلْحَقِّ ذَٰلِكُمْ وَصَّىٰكُم بِهِۦ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ * وَلَا تَقْرَبُوا۟ مَالَ ٱلْيَتِيمِ إِلَّا بِٱلَّتِى هِىَ أَحْسَنُ حَتَّىٰ يَبْلُغَ أَشُدَّهُۥ وَأَوْفُوا۟ ٱلْكَيْلَ وَٱلْمِيزَانَ بِٱلْقِسْطِ لَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَٱعْدِلُوا۟ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَىٰ وَبِعَهْدِ ٱللَّهِ أَوْفُوا۟ ذَٰلِكُمْ وَصَّىٰكُم بِهِۦ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ * وَأَنَّ هَـٰذَا صِرَٰطِى مُسْتَقِيمًۭا فَٱتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا۟ ٱلسُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِۦ ذَٰلِكُمْ وَصَّىٰكُم بِهِۦ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ؛ «بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید * و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید * و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۱-۱۵۳.
  148. «و کسانی که آنان را از دانش بهره داده‌اند می‌بینند که آنچه از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده، راستین است و به راه (خداوند) پیروز ستوده، رهنمون می‌گردد» سوره سبا، آیه ۶.
  149. «و تا کسانی که دانش یافته‌اند بدانند که این (قرآن) راستین، از سوی پروردگار توست پس به آن ایمان آورند آنگاه دل‌های آنها در برابر آن فروتن گردد و بی‌گمان خداوند راهنمای مؤمنان به راهی راست است» سوره حج، آیه ۵۴.
  150. نک: تفسیر اهل‌بیت، س اول، ش دوم، ص۶، «ویژگی‌های صراط مستقیم در قرآن».
  151. «بگو: ای مردم! حق از سوی پروردگارتان نزد شما آمده است، هر که رهیاب شد به سود خویش رهیاب می‌شود و هر که گمراه گشت بی‌گمان به زیان خویش گمراه می‌گردد و من کارگزار شما نیستم» سوره یونس، آیه ۱۰۸.
  152. یوسف‌زاده، حسین علی، مقاله «صراط مستقیم»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص۱۹۸.
  153. جامع البیان، ج ۱۴، ص۲۳؛ تفسیر سمرقندی، ج ۲، ص۲۵۶؛‌ روض الجنان، ج ۱۱، ص۳۲۴.
  154. «گفت: پروردگارا! برای آنکه مرا بیراه نهادی، در زمین (بدی‌ها را) در دید آنها خواهم آراست و همگان را از راه به در خواهم برد * بجز از میان آنان بندگان نابت را * فرمود: این راهی است راست، بر عهده من * بی‌گمان تو بر بندگان من چیرگی نداری مگر آن گمراهان که از تو پیروی کنند» سوره حجر، آیه ۳۹-۴۲.
  155. نک: بیان السعاده،‌ ج ۲، ص۴۰۱؛‌ المحرر الوجیز، ج ۳، ص۳۶۲.
  156. کشف الاسرار، ج ۵، ص۳۰۹؛ التفسیر الکاشف، ج ۴، ص۴۷۸.
  157. یوسف‌زاده، حسین علی، مقاله «صراط مستقیم»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص۱۹۸.
  158. نک: روح المعانی، ج ۸، ص۴۱۵.
  159. «ای پدر! بی‌گمان من به چیزی از دانش دست یافته‌ام که تو بدان دست نیافته‌ای؛ بنابراین از من پیروی کن تا تو را به راهی درست رهنمون گردم» سوره مریم، آیه ۴۳.
  160. «بگو همه چشم به راهند، شما هم چشم به راه باشید، به زودی خواهید دانست چه کسانی همراهان راه میانه ‌اند و چه کسی رهیافته است» سوره طه، آیه ۱۳۵.
  161. مفردات، ص۴۴۰، «سوی».
  162. قرآن در قرآن، ص۲۰۲.
  163. ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ فَرَّقُوا۟ دِينَهُمْ وَكَانُوا۟ شِيَعًۭا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِى شَىْءٍ إِنَّمَآ أَمْرُهُمْ إِلَى ٱللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُوا يَفْعَلُونَ«تو را با کسانی که دینشان را پاره پاره کردند و گروه گروه شدند کاری نیست؛ کار آنان تنها با خداوند است سپس آنان را از آنچه می‌کردند آگاه می‌سازد» سوره انعام، آیه ۱۵۹.
  164. نک: التبیان، ج ۱، ص۴۸۰؛ المیزان، ج ۷، ص۳۹۳.
  165. «بگو: بی‌گمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار، آیین ابراهیم درست‌آیین و (او) از مشرکان نبود» سوره انعام، آیه ۱۶۱.
  166. نک: جامع البیان، ج ۱، ص۴۴۰-۴۴۱؛ تفسیر ابن ابی‌حاتم، ج ۵، ص۱۴۳۳؛ متشابه القرآن، ص۲۷۲.
  167. عانی الاخبار، ص۳۳.
  168. نهج البلاغه، خطبه ۱۶.
  169. سوره بقره، آیه ۱۴۲-۱۴۳.
  170. یوسف‌زاده، حسین علی، مقاله «صراط مستقیم»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص۱۹۸.
  171. «خداوند هر کس را که بخواهد راهنمایی کند دلش را برای (پذیرش) اسلام می‌گشاید و هر کس را که بخواهد در گمراهی وانهد دلش را تنگ و بسته می‌دارد گویی به آسمان فرا می‌رود؛ بدین گونه خداوند عذاب را بر کسانی که ایمان نمی‌آورند؛ برمی‌گمارد * و این راه راست پروردگار توست؛ بی‌گمان آیات را برای گروهی که در یاد می‌گیرند روشن داشته‌ایم» سوره انعام، آیه ۱۲۵-۱۲۶.
  172. نک: جامع البیان،‌ ج ۱، ص۵۷.
  173. تفسیر اهل‌بیت، س اول، ش دوم، ص۱۷‌، «ویژگی‌های صراط مستقیم در قرآن».
  174. نک: الکافی، ج ۲، ص۴۹؛ نهج البلاغه، خطبه ۱.
  175. ﴿وَجَـٰهِدُوا۟ فِى ٱللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِۦ هُوَ ٱجْتَبَىٰكُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِى ٱلدِّينِ مِنْ حَرَجٍۢ مِّلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَٰهِيمَ هُوَ سَمَّىٰكُمُ ٱلْمُسْلِمِينَ مِن قَبْلُ وَفِى هَـٰذَا لِيَكُونَ ٱلرَّسُولُ شَهِيدًا عَلَيْكُمْ وَتَكُونُوا۟ شُهَدَآءَ عَلَى ٱلنَّاسِ فَأَقِيمُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتُوا۟ ٱلزَّكَوٰةَ وَٱعْتَصِمُوا۟ بِٱللَّهِ هُوَ مَوْلَىٰكُمْ فَنِعْمَ ٱلْمَوْلَىٰ وَنِعْمَ ٱلنَّصِيرُ«و در (راه) خداوند چنان که سزاوار جهاد (در راه) اوست جهاد کنید؛ او شما را برگزید و در دین- که همان آیین پدرتان ابراهیم است- هیچ تنگنایی برای شما ننهاد، او شما را پیش از این و در این (قرآن) مسلمان نامید تا پیامبر بر شما گواه باشد و شما بر مردم گواه باشید پس نماز را برپا دارید و زکات بپردازید و به (ریسمان) خداوند چنگ زنید؛ او سرور شماست که نیکو یار و نیکو یاور است» سوره حج، آیه ۷۸.
  176. یوسف‌زاده، حسین علی، مقاله «صراط مستقیم»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص۱۹۹.
  177. ﴿أَمْ تُرِيدُونَ أَن تَسْـَٔلُوا۟ رَسُولَكُمْ كَمَا سُئِلَ مُوسَىٰ مِن قَبْلُ وَمَن يَتَبَدَّلِ ٱلْكُفْرَ بِٱلْإِيمَـٰنِ فَقَدْ ضَلَّ سَوَآءَ ٱلسَّبِيلِ«آیا بر آنید که از پیامبرتان درخواست کنید چنان که پیش‌تر از موسی در خواست شد؟ و آنکه کفر را جایگزین ایمان کند، بی‌شک راه میانه را گم کرده است» سوره بقره، آیه ۱۰۸. ﴿مَّثَلُ ٱلَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَٰلَهُمْ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنۢبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِى كُلِّ سُنۢبُلَةٍۢ مِّا۟ئَةُ حَبَّةٍۢ وَٱللَّهُ يُضَـٰعِفُ لِمَن يَشَآءُ وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِيمٌ؛ «داستان (بخشش) آنان که دارایی‌های خود را در راه خداوند می‌بخشند چون دانه‌ای است که هفت خوشه بر آورده باشد، در هر خوشه صد دانه و خداوند برای هر که بخواهد (آن را) چند برابر می‌گرداند و خداوند نعمت‌گستری داناست» سوره بقره، آیه ۲۶۱ و...
  178. ﴿وَلَا تَقُولُوا۟ لِمَن يُقْتَلُ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ أَمْوَٰتٌۢ بَلْ أَحْيَآءٌۭ وَلَـٰكِن لَّا تَشْعُرُونَ«و کسانی را که در راه خداوند کشته می‌شوند مرده نخوانید که زنده‌اند امّا شما درنمی‌یابید» سوره بقره، آیه ۱۵۴. ﴿وَقَـٰتِلُوا۟ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ ٱلَّذِينَ يُقَـٰتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوٓا۟ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلْمُعْتَدِينَ«و در راه خداوند با آنان که با شما جنگ می‌کنند، جنگ کنید اما تجاوز نکنید که خداوند تجاوزکاران را دوست نمی‌دارد» سوره بقره، آیه ۱۹۰.
  179. ﴿وَأَنفِقُوا۟ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلَا تُلْقُوا۟ بِأَيْدِيكُمْ إِلَى ٱلتَّهْلُكَةِ وَأَحْسِنُوٓا۟ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلْمُحْسِنِينَ«و در راه خداوند هزینه کنید و با دست خویش خود را به نابودی نیفکنید و نیکوکار باشید که خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد» سوره بقره، آیه ۱۹۵.
  180. ﴿لِلْفُقَرَآءِ ٱلَّذِينَ أُحْصِرُوا۟ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ لَا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْبًۭا فِى ٱلْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ ٱلْجَاهِلُ أَغْنِيَآءَ مِنَ ٱلتَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُم بِسِيمَـٰهُمْ لَا يَسْـَٔلُونَ ٱلنَّاسَ إِلْحَافًۭا وَمَا تُنفِقُوا۟ مِنْ خَيْرٍۢ فَإِنَّ ٱللَّهَ بِهِۦ عَلِيمٌ«(این بخشش‌ها) برای نیازمندانی است که در راه خداوند به تنگنا در افتاده‌اند (و برای کسب و کار) سفر نمی‌توانند کرد، نادان آنان را- از بس که خویشتندارند- توانگر می‌پندارد، ایشان را به چهره باز می‌شناسی، آنها از مردم با پافشاری چیزی نمی‌خواهند؛ و آنچه از دارایی (خود) ببخشید بی‌گمان خداوند به آن داناست» سوره بقره، آیه ۲۷۳.
  181. ﴿ٱلَّذِى جَعَلَ لَكُمُ ٱلْأَرْضَ مَهْدًۭا وَسَلَكَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلًۭا وَأَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ فَأَخْرَجْنَا بِهِۦٓ أَزْوَٰجًۭا مِّن نَّبَاتٍۢ شَتَّىٰ؛ «همان که زمین را برای شما گاهواره‌ای گردانید و در آن برایتان راه‌هایی گشود و از آسمان آبی فرو فرستاد که با آن از گیاهان رنگ‌رنگ گونه‌ها برآوردیم» سوره طه، آیه ۵۳.
  182. الکشاف، ج ۱، ص۶۱۷؛ تفسیر بیضاوی، ج ۲، ص۱۲۰.
  183. التفسیر الکبیر، ج ۱۱، ص۳۲۷؛ البحر المحیط، ج ۴، ص۲۰۹.
  184. الوجیز، ج ۲، ص۸۳۷.
  185. التبیان، ج ۸، ص۲۲۶؛ مجمع البیان، ج ۸، ص۴۵۸؛ تفسیر طبرانی، ج ۵، ص۲۱۲.
  186. التفسیر الکبیر، ج ۱۱، ص۳۲۷؛ اعراب القرآن، زجاج، ج ۱، ص۸۲.
  187. نک: تاویلات اهل السنه، ج ۸، ص۲۴۶.
  188. نک: تفسیر اهل بیت، س اول، ش دوم، ص۲۵-۲۷، «ویژگی‌های صراط مستقیم در قرآن».
  189. المیزان، ج ۵، ص۲۴۵.
  190. تأویلات اهل السنه، ج ۳، ص۴۸۶.
  191. ﴿وَأَنَّ هَـٰذَا صِرَٰطِى مُسْتَقِيمًۭا فَٱتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا۟ ٱلسُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِۦ ذَٰلِكُمْ وَصَّىٰكُم بِهِۦ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ؛ «و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۳.
  192. التبیان، ج ۳، ص۴۷۵؛ روض الجنان، ج ۶، ص۳۰۷.
  193. مجمع البیان، ج ۳، ص۲۷۰؛ تفسیر ثعلبی، ج ۴، ص۳۹؛ زاد المسیر، ج ۱، ص۵۲۹.
  194. نک: جوامع الجامع، ج۱، ص۳۲۰؛ تفسیر بغوی، ج ۲، ص۳۲؛‌ لباب التاویل، ج ۲، ص۲۵.
  195. نک: التفسیر القیم، ص۱۱۹؛ تفسیر قاسمی، ج ۴،‌ ص۹۲.
  196. نک: التفسیر القیم، ص۱۸؛ فی ظلال القرآن، ج ۳، ص۱۲۳۴.
  197. تفسیر البیان، ج ۴، ص۲۳۸.
  198. نک: صراط‌های مستقیم، ص۲۷.
  199. نک: روش‌شناسی تفسیر قرآن، ص۱۱۰.
  200. المیزان، ج ۵، ص۲۴۶.
  201. المیزان، ج ۱۷، ص۶۲-۶۳.
  202. روح المعانی، ج ۱۱، ص۳۸۵.
  203. روح المعانی، ج ۱۲، ص۴۰.
  204. تفسیر بیضاوی، ج ۴، ص۲۷۲.
  205. روح البیان، ج ۷، ص۴۲۲.
  206. نک: من وحی القرآن، ج ۶، ص۱۷۸-۱۷۹.
  207. سوره شوری، آیه ۵۲-۵۳.
  208. نک: تفسیر فرات کوفی، ص۵۲؛ الدر المنثور، ج ۳، ص۵۶؛ نور الثقلین، ج ۱، ص۲۴.
  209. «من به خداوند- پروردگار خویش و پروردگار شما- توکل کرده‌ام؛ هیچ جنبنده‌ای نیست مگر که او بر هستیش چیرگی دارد؛ به راستی پروردگار من بر راهی راست است» سوره هود، آیه ۵۶.
  210. نک: تسنیم، ج ۷، ص۳۰۱-۳۰۲.
  211. ﴿ٱهْدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلْمُسْتَقِيمَ«راه راست را به ما بنمای» سوره فاتحه، آیه ۶.
  212. نک: تسنیم، ج ۱، ص۴۵۹.
  213. نک: تسنیم، ج ۱، ص۴۶۹-۴۷۰.
  214. نک: تسنیم، ج ۱، ص۴۸۶-۴۸۷.
  215. یوسف‌زاده، حسین علی، مقاله «صراط مستقیم»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص۲۰۰.
  216. در راه خداوند؛ سوره نساء، آیه ۸۴.
  217. بیراه افتادند؛ سوره مائده، آیه۷۷.
  218. راه دوزخ؛ سوره صافات، آیه۲۳.
  219. آن (عذاب) از این روست که آنها زندگانی دنیا را از جهان واپسین دوست‌تر دارند و اینکه خداوند گروه کافران را راهنمایی نمی‌کند. آنان کسانی هستند که خداوند بر دل‌ها و گوش و دیدگانشان مهر نهاده است و همانانند که غافلند. ناگزیر چنین است که آنان در جهان واپسین زیانکارند؛ سوره نحل، آیه ۱۰۷ - ۱۰۹.
  220. و بی‌گمان آنان که به جهان واپسین ایمان ندارند، از راه گشته‌اند؛ سوره مؤمنون، آیه۷۴.
  221. و از ایشان کسانی هستند که می‌گویند: پروردگارا! در این جهان به ما نکویی بخش و در جهان واپسین هم نکویی ده و ما را از عذاب آتش نگاه دار؛ سوره بقره، آیه ۲۰۱.
  222. « از مردم کسانی هستند که می‌گویند: پروردگارا! (هر چه می‌خواهی) در این جهان به ما ببخش و آنان را در جهان واپسین بهره‌ای نیست»؛ سوره بقره، آیه۲۰۰.
  223. سیف‌اللهی، حسین، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم[[.
  224. و آنان را به اراده خویش از تیرگی‌ها به سوی روشنایی بیرون می‌آورد و آنها را به راهی راست رهنمون می‌گردد؛ سوره مائده، آیه ۱۶.
  225. و دروغ انگاران آیات ما، کران و لالانی در تاریکی‌هایند؛ هر کس را خداوند بخواهد، در بیراهی وا می‌نهد و هر کس را بخواهد، بر راهی راست می‌دارد؛ سوره انعام، آیه۳۹.
  226. به راهی راست راهنمایی می‌کنی... راه خداوندی که آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است از آن اوست؛ آگاه باشید که همه کارها به سوی خداوند باز می‌گردد؛ سوره شوری، آیه ۵۲-۵۳.
  227. سیف‌اللهی، حسین، صراط مستقیم از منظر قرآن کریم.
  228. به زودی نشانه‌های خویش را در گستره‌های بیرون و پیکره‌های درونشان نشان آنان خواهیم داد تا بر آنها روشن شود که او راستین است؛ آیا بسنده نیست که پروردگارت بر همه چیز گواه است؟؛ سوره فصلت، آیه۵۳.
  229. "مَنْ‏ عَرَفَ‏ نَفْسَهُ‏ فَقَدْ عَرَفَ‏ رَبَّهُ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"؛ تفسیرالقمی، ج۲، ص۱۱۲.
  230. "أَنْتَ‏ لَمْ‏ تَكُنْ‏ ثُمَ‏ كُنْتَ‏ وَ قَدْ عَلِمْتَ‏ أَنَّكَ‏ لَمْ‏ تُكَوِّنْ‏ نَفْسَكَ‏ وَ لَا كَوَّنَكَ‏ مَنْ‏ هُوَ مِثْلُك‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"؛ بحارالانوار، ج۳، ص۶۳، ج ۱۱، التوحید، ص۳۹۲، ج۳.
  231. بحارالانوار، ج۴۶، ص۲۴۱.
  232. و بی‌گمان خداوند پروردگار من و شماست، او را بپرستید! این راهی راست است؛ سوره مریم، آیه۳۶.
  233. و اینکه مرا بپرستید که این راهی است راست؟؛ سوره یس، آیه۶۱.
  234. و از من پیروی کنید! این راهی است راست؛ سوره زخرف، آیه۶۱.
  235. سیف‌اللهی، حسین، صراط مستقیم از منظر قرآن کریم.
  236. راه راست را به ما بنمای؛ سوره فاتحه، آیه۶.
  237. معانی الأخبار، ص۳۳، ج۴.
  238. مصباح الشریعه، ص۲۹۱ از امام علی(ع).
  239. و مؤمنان، خداوند را دوستدارترند؛ سوره بقره، آیه۱۶۵.
  240. بگو اگر خداوند را دوست می‌دارید از من پیروی کنید تا خداوند شما را دوست؛ سوره آل عمران، آیه۳۱.
  241. سیف‌اللهی، حسین، صراط مستقیم از منظر قرآن کریم.
  242. بگو: بی‌گمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار، آیین ابراهیم درست‌آیین و (او) از مشرکان نبود؛ سوره الانعام، آیه ۱۶۱.
  243. راه راست را به ما بنمای؛ سوره فاتحه، آیه۶.
  244. من لا یحضر الفقیه، شیخ صدوق، ج۱، ص۱۳۰، ح۶۹۲.
  245. راه راست را به ما بنمای؛ سوره فاتحه، آیه۶.
  246. تفسیرالعیاشی، ج۱، ص۴۲، ح۶۲، بحارالأنوار، ج۹۸، ص۰۴۲، ح۶۴.
  247. سیف‌اللهی، حسین، صراط مستقیم از منظر قرآن کریم.
  248. راه راست را به ما بنمای؛ سوره فاتحه، آیه۶.
  249. بحارالأنوار، ج۸، ص70.
  250. راه راست را به ما بنمای؛ سوره فاتحه، آیه۶.
  251. ارشاد القلوب ج۲، ص۵۶۳، بحارالانوار ج۰۱، ص۰۶.
  252. سیف‌اللهی، حسین، صراط مستقیم از منظر قرآن کریم.
  253. راه راست را به ما بنمای راه آنان که به نعمت پرورده‌ای؛ سوره فاتحه، آیه ۶ ـ ۷.
  254. بحارالأنوار، ج۲۸، ص۱۲، تفسیرالعیاشی، ج۱، ص۲۲.
  255. پس، بدانچه به تو وحی شده است دست بیاز که بی‌گمان تو بر راهی راست هستی و همانا آن، یادکردی برای تو و قوم توست و زودا که بازخواست شوید؛ سوره زخرف، آیه۴۳ - ۴۴.
  256. یا، سین؛ سوگند به قرآن حکیم، که تو از فرستادگانی، بر راهی راست؛ سوره یس، آیه ۱ - ۴.
  257. سیف‌اللهی، حسین، صراط مستقیم از منظر قرآن کریم.
  258. طه، آیه ۱۳۵؛ حج، آیه ۲۴.
  259. حجر، آیات ۳۹ تا ۴۱.
  260. انعام، آیات ۱۵۱ تا ۱۵۳.
  261. تکویر، آیات ۲۷ و ۲۸.
  262. یس، آیه ۶۱؛ زخرف، آیه ۶۱.
  263. مؤمنون، آیه ۷۴.
  264. مریم، آیات ۳۱ و ۳۶.
  265. همان.
  266. حمد، آیات ۵ و ۶؛ آل عمران، آیه ۵۱.
  267. انعام، آیات ۱۵۱ تا ۱۵۳.
  268. مریم، آیات ۳۱ و ۳۲ و ۳۶.
  269. حجر، آیه ۳۲؛ مریم، آیات ۴۳ و ۴۴.
  270. انعام، آیات ۷۸ و ۷۹ و ۱۵۱ و۱۵۳.
  271. انعام، آیات ۱۵۱ تا ۱۵۳.
  272. منصوری، خلیل، حقیقت صراط مستقیم.
  273. ر.ک: جامع البیان، ج ۸، ص۲۳-۲۴؛ مجمع البیان، ج ۴، ص۵۶۱-۵۶۲.
  274. «خداوند هر کس را که بخواهد راهنمایی کند دلش را برای (پذیرش) اسلام می‌گشاید و هر کس را که بخواهد در گمراهی وانهد دلش را تنگ و بسته می‌دارد گویی به آسمان فرا می‌رود؛ بدین گونه خداوند عذاب را بر کسانی که ایمان نمی‌آورند؛ برمی‌گمارد * و این راه راست پروردگار توست؛ بی‌گمان آیات را برای گروهی که در یاد می‌گیرند روشن داشته‌ایم» سوره انعام، آیه ۱۲۵-۱۲۶.
  275. اعراب القرآن، درویش، ج ۳، ص۲۲۰؛ ارشاد الاذهان، ص۱۴۹؛ المنیر، ج ۸، ص۴۰.
  276. در این باره نک: تسنیم، ج ۷، ص۳۰۲.
  277. «و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم» سوره انعام، آیه ۸۷.
  278. ﴿كَانَ ٱلنَّاسُ أُمَّةًۭ وَٰحِدَةًۭ فَبَعَثَ ٱللَّهُ ٱلنَّبِيِّـۧنَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ ٱلْكِتَـٰبَ بِٱلْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ ٱلنَّاسِ فِيمَا ٱخْتَلَفُوا۟ فِيهِ وَمَا ٱخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا ٱلَّذِينَ أُوتُوهُ مِنۢ بَعْدِ مَا جَآءَتْهُمُ ٱلْبَيِّنَـٰتُ بَغْيًۢا بَيْنَهُمْ فَهَدَى ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لِمَا ٱخْتَلَفُوا۟ فِيهِ مِنَ ٱلْحَقِّ بِإِذْنِهِۦ وَٱللَّهُ يَهْدِى مَن يَشَآءُ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍ«مردم (در آغاز) امّتی یگانه بودند، (آنگاه به اختلاف پرداختند) پس خداوند پیامبران را مژده‌آور و بیم‌دهنده برانگیخت و با آنان کتاب (آسمانی) را به حق فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه اختلاف داشتند داوری کند و در آن جز کسانی که به آنها کتاب داده بودند، اختلاف نورزیدند (آن هم) پس از آنکه برهان‌های روشن به آنان رسید (و) از سر افزونجویی که در میانشان بود؛ آنگاه خداوند به اراده خویش مؤمنان را در حقیقتی که در آن اختلاف داشتند رهنمون شد و خداوند هر که را بخواهد به راه راست رهنمایی می‌کند» سوره بقره، آیه ۲۱۳.
  279. المنیر، ج ۲۳، ص۳۷.
  280. «و به یقین تو آنان را به راهی راست می‌خوانی» سوره مؤمنون، آیه ۷۳.
  281. «و چنین است که او نشان آگاهی (به روز) رستخیز است از این روی هیچ‌گاه در آن (روز) تردید نورزید و از من پیروی کنید! این راهی است راست» سوره زخرف، آیه ۶۱.
  282. تفسیر مظهری، ج ۸، ص۳۵۲؛ تفسیر ابو السعود، ج ۸، ص۴۸.
  283. مجمع البیان، ج ۹، ص۷۵؛ کشف الاسرار، ج ۹، ص۶۹.
  284. «پس، بدانچه به تو وحی شده است دست بیاز که بی‌گمان تو بر راهی راست هستی» سوره زخرف، آیه ۴۳.
  285. «و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۳.
  286. «بگو: بی‌گمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار، آیین ابراهیم درست‌آیین و (او) از مشرکان نبود» سوره انعام، آیه ۱۶۱.
  287. التبیان، ج ۴، ص۳۳۳؛ المحرر الوجیز، ج ۲، ص۳۶۹.
  288. مجمع البیان، ج ۴، ص۶۰۴.
  289. نمونه، ج ۶، ص۶۰.
  290. تسنیم، ج ۱، ص۴۶۶؛‌ نیز نک: ج ۷، ص۱۹۵.
  291. یوسف‌زاده، حسین علی، مقاله «صراط مستقیم»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص۲۰۵.
  292. الدر المنثور، ج ۱، ص۲۵.
  293. بحار الأنوار، ج ۴۷، ص۲۳۸، حدیث ۲۳.
  294. تفسیر منسوب، ص۴۴، حدیث ۲۰.
  295. منصوری، خلیل، حقیقت صراط مستقیم.
  296. راه راست را به ما بنمای؛ سوره فاتحه، آیه۶.
  297. بحارالأنوار ج۵۳، ص۵۶۳،المناقب ج۳، ص۳۷.
  298. خداوند هر کس را که بخواهد راهنمایی کند دلش را برای (پذیرش) اسلام می‌گشاید و این راه راست پروردگار توست؛ بی‌گمان آیات را برای گروهی که در یاد می‌گیرند روشن داشته‌ایم؛ سوره انعام، آیه ۱۲۵ - ۱۲۶.
  299. پس، بدانچه به تو وحی شده است دست بیاز که بی‌گمان تو بر راهی راست هستی و همانا آن، یادکردی برای تو و قوم توست و زودا که بازخواست شوید؛ سوره زخرف، آیه۴۳ - ۴۴.
  300. سیف‌اللهی، حسین، صراط مستقیم از منظر قرآن کریم.
  301. هر که از پیامبر فرمانبرداری کند بی‌گمان از خداوند فرمان برده است؛ سوره نساء، آیه ۸۰.
  302. و نوشته‌ها (فرستادیم) و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستاده‌اند روشن گردانی؛ سوره نحل، آیه ۴۴.
  303. بیشتر آنان خرد نمی‌ورزند؛ سوره مائده، آیه ۱۰۳.
  304. بیشتر آنان نمی‌دانند؛ سوره انعام، آیه ۳۷.
  305. بیشتر ایشان ایمان ندارند؛ سوره بقره، آیه ۱۰۰.
  306. بسیاری از آنان نافرمانند؛ سوره آل عمران، آیه۱۱۰.
  307. بحارالأنوار، ج۷۳، ص۸۰۲.
  308. معانی الأخبار، ص۲۷۳، بحارالأنوار، ج۸۳، ص۹۲۱.
  309. بحارالأنوار، ج۵، ص۹۶.
  310. بحارالأنوار، ج۸، ص۶۶۳.
  311. "عَلِيٌ‏ مِنِّي‏ كَهَارُونَ‏ مِنْ‏ مُوسَى‏".
  312. " عَلِيٌ‏ مِنِّي‏ وَ أَنَا مِنْهُ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏".
  313. "عَلِيٌ‏ مِنِّي‏ كَنَفْسِي‏ طَاعَتُهُ‏ طَاعَتِي‏ وَ مَعْصِيَتُهُ‏ مَعْصِيَتِي‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏".
  314. عیون أخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۶.
  315. "أَنَا خَاتَمَ‏ الْوَصِيِّينَ‏ وَ أَنَا الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ‏ وَ أَنَا النَّبَأُ الْعَظِيمُ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"؛ بحارالأنوار، ج۶۲، ص۵.
  316. راه راست را به ما بنمای؛ سوره فاتحه، آیه۶.
  317. بحارالأنوار، ج۹۸، ص۲۴۰.
  318. آیا آنکه به روی درافتاده (و باژگون) راه می‌رود رهیاب‌تر است یا آنکه استوار و بر راهی راست راه می‌رود؟؛ سوره ملک، آیه۲۲.
  319. الکافی، ج۱، ص۳۳۴.
  320. معانی الأخبار، ص۲۳.
  321. و چون (داستان آفرینش) پسر مریم را مثال زنند؛ سوره زخرف، آیه۵۷.
  322. "﴿وَ إِنَّهُ‏ لَعِلْمٌ‏ لِلسَّاعَةِ فَلا تَمْتَرُنَ‏ بِها وَ اتَّبِعُونِ هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ ‏ يَعْنِي أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"؛ بحارالأنوار، ج۹، ص۶۳۲.
  323. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه۱۵۳.
  324. بحارالأنوار، ج۴۲، ص۵۱.
  325. الأمالی للصدوق، ص۷۰۳، ح ۵۱ از امام صادق(ع).
  326. سیف‌اللهی، حسین، صراط مستقیم از منظر قرآن کریم.
  327. صحیح ترمذی، ج ۵، ص۶۶۳–۶۶۲، ۳۲۸ به نقل از بیش از ۳۰ نفر از اصحاب؛ مستدرک حاکم، فصل «فضیلت اصحاب»، ج ۳، ص۱۰۹، ۱۱۰، ۱۴۸، ۵۳۳، حاکم نوشته که این حدیث صحیح است بر اساس نظر شیخین بخاری و مسلم؛ سنن ابن ماجه، ج ۲، ص۴۳۲؛ مسند احمد بن حنبل، ج ۳، ص۱۴، ۱۷، ۲۶، ۵۹، ج ۴، ص۳۶۶، ۳۷۲–۳۷۰؛ فضایل صحابه، احمد بن حنبل، ج ۲، ص۵۸۵، حدیث ۹۹۰؛ خصایص نسایی، ص۲۱، ۳۰؛ صواعق المحرقه، ابن حجر هیثمی، فصل ۱۱، بخش ۱، ص۲۳۰.
  328. کلینی، الکافی، دار الکتب الاسلامیه، ج۱، ص۲۹۴.
  329. بحار الأنوار، ج ۸، ص۷۰، حدیث ۱۹.
  330. معانی الاخبار، ص۳۲، حدیث ۲.
  331. معانی الأخبار، ص۳۵، حدیث۵.
  332. «ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!» سوره توبه، آیه ۱۱۹.
  333. اهل البیت فی الکتاب و السنة، ص۱۵۸.
  334. فاطمه زهرا.
  335. اهل البیت فی الکتاب و السنة، ص۱۵۹.
  336. تفسیر برهان، ج ۳، ص۱۷۰؛ بحارالانوار، ج ۳۱، ص۴۱۳ و ۴۱۴؛ شواهد التنزیل، ج ۱، ص۳۴۵؛ مناقب آل ابی طالب، ج ۲، ص۲۸۱.
  337. شواهد التنزیل، ج ۱، ص۵۸، ح ۸۹.
  338. بحار الأنوار، ج ۲۴، ص۱۱، حدیث۳.
  339. الأمالی للصدوق، ص۸۹؛ الجمل، ص۸۱؛ الأمالی للطوسی، ص۵۴۸؛ کفایة الأثر فی النص علی الأئمة الإثنی عشر، ص۲۰؛ سنن الترمذی، ج ۵، ص۶۳۳؛ الإمامه و السیاسه، ج ۱، ص۹۸؛ المستدرک علی الصحیحین، ج ۳، ص۱۳۵؛ تاریخ مدینة دمشق، ج ۴۲، ص۴۴۸؛ المناقب، ص۱۰۴؛ إحقاق الحق و إزهاق الباطل و ملحقات آن، ج ۵، صص ۶۲۳ ـ ۶۳۸ و ج ۱۶، صص ۳۸۴ ـ ۳۹۷ و ج ۲۱، صص ۳۹۰ ـ ۳۹۵ و ج ۲۳، ص۳۰۷ و ج ۳۰، صص ۲۲۹ ـ ۲۳۰؛ موسوعة الغدیر فی الکتاب و السنه و الأدب، ج ۴، صص ۲۵۱ ـ ۲۵۵.
  340. مجمع البیان، ج ۱ – ۲، ص۱۰۴.
  341. منصوری، خلیل، حقیقت صراط مستقیم.
  342. نک: مجمع البیان، ج ۱، ص۱۰۴؛ نور الثقلین، ج ۱، ص۲۱.
  343. الاحتجاج، ج ۱، ص۷۸-۷۹.
  344. معانی الاخبار، ص۳۵؛ نیز نک: المیزان، ج ۱، ص۴۱.
  345. «پس، بدانچه به تو وحی شده است دست بیاز که بی‌گمان تو بر راهی راست هستی» سوره زخرف، آیه ۴۳.
  346. بیان السعاده، ج ۴، ص۵۸.
  347. الکافی، ج ۱، ص۴۱۷؛ نیز نک: شواهد التنزیل، ج ۲، ص۲۱۶.
  348. سوره شوری، آیه ۵۳.
  349. سوره زمر، آیه ۵۶.
  350. نور الثقلین، ج ۴، ص۴۹۵.
  351. تفسیر قمی، ج ۱، ص۲۸؛ نور الثقلین، ج ۱، ص۲۱.
  352. «راه راست را به ما بنمای * راه آنان که به نعمت پرورده‌ای؛ که نه بر ایشان خشم آورده‌ای و نه گمراه‌اند» سوره فاتحه، آیه ۶-۷.
  353. «و آنان که از خداوند و پیامبر فرمان برند با کسانی که خداوند به آنان نعمت داده است از پیامبران و راستکرداران و شهیدان و شایستگان خواهند بود و آنان همراهانی نیکویند» سوره نسا، آیه ۶۹.
  354. نور الثقلین، ج ۱، ص۵۱۳ - ۵۱۴؛ کنز الدقائق، ج ۳، ص۴۶۲.
  355. یوسف‌زاده، حسین علی، مقاله «صراط مستقیم»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص۲۰۷.
  356. «به زودی کم‌خردان از مردم خواهند گفت: چه چیز آنان را از قبله‌ای که بر آن بودند بازگردانید؟ بگو: خاور و باختر از آن خداوند است، هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون خواهد شد» سوره بقره، آیه ۱۴۲.
  357. لباب التأویل، ج ۱، ص۸۷.
  358. یوسف‌زاده، حسین علی، مقاله «صراط مستقیم»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص۲۰۶.
  359. «و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۳.
  360. «و به یقین تو آنان را به راهی راست می‌خوانی» سوره مؤمنون، آیه ۷۳.
  361. «راه راست را به ما بنمای» سوره فاتحه، آیه ۶.
  362. «گفت: پروردگارا! برای آنکه مرا بیراه نهادی، در زمین (بدی‌ها را) در دید آنها خواهم آراست و همگان را از راه به در خواهم برد بجز از میان آنان بندگان نابت را» سوره حجر، آیه ۳۹ - ۴۰.
  363. «تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو یاری می‌جوییم راه راست را به ما بنمای راه آنان که به نعمت پرورده‌ای؛ که نه بر ایشان خشم آورده‌ای و نه گمراه‌اند» سوره فاتحه، آیه ۵ -۷.
  364. «و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم این رهنمود خداوند است که هر یک از بندگان خود را بخواهد با آن رهنمون می‌شود و اگر شرک ورزیده بودند آنچه می‌کردند تباه می‌شد آنان کسانی هستند که به آنها کتاب و داوری و پیامبری دادیم؛ اگر اینان به آن کفر ورزند، گروهی را بر آن گمارده‌ایم که بدان کفر نمی‌ورزند» سوره انعام، آیه ۸۷ -۸۹.
  365. «و (مرا) با مادرم نیکوکار کرده و مرا گردنکشی سنگدل نگردانیده است و بر من روزی که زاده شدم و روزی که درگذرم و روزی که زنده برانگیخته گردم درود باد این عیسی پسر مریم است؛ آن سخن راستین که در آن تردید می‌کنند سزاوار خداوند نیست که فرزندی برگزیند، پاکا که اوست، چون آهنگ کاری کند تنها بدان فرماید: باش! بی‌درنگ خواهد بود و بی‌گمان خداوند پروردگار من و شماست، او را بپرستید! این راهی راست است» سوره مریم، آیه ۳۲- ۳۶.
  366. «و بدین‌گونه ما روحی از امر خویش را به تو وحی کردیم؛ تو نمی‌دانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از بندگان خویش هر که را بخواهیم راهنمایی می‌کنیم و بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی راه خداوندی که آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است از آن اوست؛ آگاه باشید که همه کارها به سوی خداوند باز می‌گردد» سوره شوری، آیه ۵۲-۵۳.
  367. انعام آیات ۱۵۱ تا ۱۵۳ و هود آیه ۵۶ و آیات دیگر.
  368. کمالی، ابوالفضل، صراط مستقیم، ص۲.
  369. «نَحْنُ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ‏ وَ نَحْنُ نَعْلَمُ تَأْوِيلَه‏».
  370. «نَزَلَ الْقُرْآنُ أَثْلَاثاً ثُلُثٌ فِينَا وَ فِي عَدُوِّنَا وَ ثُلُثٌ سُنَنٌ وَ أَمْثَالٌ وَ ثُلُثٌ فَرَائِضُ وَ أَحْكَام‏».
  371. «مَعَاشِرَ النَّاسِ أَنَا صِرَاطُ اللَّهِ الْمُسْتَقِيمُ الَّذِي أَمَرَكُمْ بِاتِّبَاعِهِ ثُمَّ عَلِيٌّ مِنْ بَعْدِي ثُمَّ وُلْدِي مِنْ صُلْبِهِ أَئِمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ»؛ البرهان فی تفسیرالقرآن، ج ۲،ص ۲۳۵.
  372. معانی الأخبار ۳۲.
  373. «بگو: بی‌گمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار، آیین ابراهیم درست‌آیین و (او) از مشرکان نبود» سوره انعام، آیه ۱۶۱.
  374. ر.ک: تفسیر تسنیم، ۴۶۷/۱.
  375. صدر هاشمی، لیلا، صراط مستقیم از دیدگاه کتاب و سنت، ص۵۴.
  376. «پس پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای و از سجده‌گزاران باش * و پروردگارت را پرستش کن تا مرگ تو فرا رسد» سوره حجر، آیه ۹۸-۹۹.
  377. «ای فرزندان آدم! آیا به شما سفارش نکردم که شیطان را نپرستید که او دشمن آشکار شماست؟ * و اینکه مرا بپرستید که این راهی است راست؟» سوره یس، آیه ۶۰-۶۱.
  378. «بی‌گمان خداوند پروردگار من و پروردگار شماست پس او را بپرستید! این راهی است راست» سوره زخرف، آیه ۶۴.
  379. ﴿وَلَمَّا جَآءَ عِيسَىٰ بِٱلْبَيِّنَـٰتِ قَالَ قَدْ جِئْتُكُم بِٱلْحِكْمَةِ وَلِأُبَيِّنَ لَكُم بَعْضَ ٱلَّذِى تَخْتَلِفُونَ فِيهِ فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ؛ «و چون عیسی برهان‌ها (ی روشن) آورد گفت: برای شما حکمت آورده‌ام و (آمده‌ام) تا برای شما چیزی را که در آن اختلاف دارید روشن گردانم پس، از خداوند پروا کنید و از من فرمان برید!» سوره زخرف، آیه ۶۳.
  380. تفسیر ابن کثیر، ج ۷، ص۲۱۷؛ کشف الاسرار، ج ۹، ص۷۵؛ المیزان، ج ۱۸، ص۱۱۹.
  381. ﴿فَٱخْتَلَفَ ٱلْأَحْزَابُ مِنۢ بَيْنِهِمْ فَوَيْلٌۭ لِّلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ مِنْ عَذَابِ يَوْمٍ أَلِيمٍ«اما گروه‌ها (ی مشرک) میان خود اختلاف ورزیدند پس وای بر ستمگران از عذاب روزی دردناک!» سوره زخرف، آیه ۶۵.
  382. یوسف‌زاده، حسین علی، مقاله «صراط مستقیم»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص۲۰۳.
  383. «و چنین است که او نشان آگاهی (به روز) رستخیز است از این روی هیچ‌گاه در آن (روز) تردید نورزید و از من پیروی کنید! این راهی است راست» سوره زخرف، آیه ۶۱.
  384. ارشاد الاذهان، ص۴۹۹.
  385. التفسیر الکاشف، ج ۶، ص۵۵۶.
  386. تفسیر بیضاوی، ج ۲، ص۱۹۵؛ نیز نک: الاصفی، ج ۱، ص۳۵۳.
  387. من وحی القرآن، ج ۲۰، ص۲۵۹.
  388. یوسف‌زاده، حسین علی، مقاله «صراط مستقیم»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص۲۰۳.
  389. «و چگونه کفر می‌ورزید در حالی که آیات خداوند را برای شما می‌خوانند و پیامبر او در میان شماست و هر کس به خداوند پناه آورد به راهی راست راهنمایی شده است» سوره عمران، آیه ۱۰۱.
  390. جامع البیان، ج ۴، ص۱۸؛ تفسیر سمرقندی، ج ۱، ص۲۳۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۸، ص۳۰۹.
  391. مجمع البیان، ج ۲، ص۸۰۳؛ تفسیر ابن ابی‌حاتم، ج ۳، ص۷۲۰؛ تفسیر واحدی، ج ۱، ص۲۲۵.
  392. یوسف‌زاده، حسین علی، مقاله «صراط مستقیم»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص۲۰۴.
  393. نک: التفسیر الکبیر، ج ۱۳، ص۱۳۷-۱۳۸.
  394. نک: تفسیر ابن وهب، ج ۱، ص۲۴۳؛ تفسیر ثعلبی، ج ۴، ص۱۸۷؛ المحرر الوجیز، ج ۲، ص۳۴۲.
  395. «خداوند هر کس را که بخواهد راهنمایی کند دلش را برای (پذیرش) اسلام می‌گشاید و هر کس را که بخواهد در گمراهی وانهد دلش را تنگ و بسته می‌دارد گویی به آسمان فرا می‌رود؛ بدین گونه خداوند عذاب را بر کسانی که ایمان نمی‌آورند؛ برمی‌گمارد * و این راه راست پروردگار توست؛ بی‌گمان آیات را برای گروهی که در یاد می‌گیرند روشن داشته‌ایم» سوره انعام، آیه ۱۲۵-۱۲۶.
  396. یوسف‌زاده، حسین علی، مقاله «صراط مستقیم»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص۲۰۴.
  397. و هر جا باشم مرا خجسته گردانیده و تا زنده‌ام به نماز و زکاتم سفارش فرموده است و (مرا) با مادرم نیکوکار کرده و مرا گردنکشی سنگدل نگردانیده است؛ سوره مریم، آیه۳۱ - ۳۲.
  398. و بی‌گمان خداوند پروردگار من و شماست، او را بپرستید! این راهی راست است؛ سوره مریم، آیه۳۶.
  399. فرمود: ای ابلیس! تو را چه می‌شود که با فروتنان نیستی؟؛ سوره حجر، آیه ۳۲.
  400. گفت: پروردگارا! برای آنکه مرا بیراه نهادی، در زمین (بدی‌ها را) در دید آنها خواهم آراست و همگان را از راه به در خواهم برد. بجز از میان آنان بندگان نابت را. فرمود: این راهی است راست، بر عهده من؛ سوره حجر، آیه ۳۹ - ۴۲.
  401. ای پدر! بی‌گمان من به چیزی از دانش دست یافته‌ام که تو بدان دست نیافته‌ای؛ بنابراین از من پیروی کن تا تو را به راهی درست رهنمون گردم. ای پدر! شیطان را نپرست که شیطان با (خداوند) بخشنده نافرمان است؛ سوره مریم، آیه ۴۳ - ۴۴.
  402. ای فرزندان آدم! آیا به شما سفارش نکردم که شیطان را نپرستید که او دشمن آشکار شماست؟ و اینکه مرا بپرستید که این راهی است راست؟؛ سوره یس، آیه ۶۰ - ۶۱.
  403. هنگامی که خورشید را درخشان دید گفت: این پروردگار من است، این بزرگ‌تر است و چون غروب کرد گفت: ای قوم من! من از آنچه شریک (خداوند) قرار می‌دهید بیزارم. من با درستی آیین روی خویش به سوی کسی آورده‌ام که آسمان‌ها و زمین را آفریده است و من از مشرکان نیستم؛ سوره انعام، آیه ۷۸ - ۷۹.
  404. بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه۱۵۱ - ۱۵۳.
  405. بگو: بی‌گمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار، آیین ابراهیم درست‌آیین و (او) از مشرکان نبود؛ سوره انعام، آیه۱۶۱.
  406. و (به من فرمان داده‌اند) که: با درستی آیین، روی به دین آور و هیچ‌گاه از مشرکان مباش!؛ سوره یونس، آیه۱۰۵.
  407. و خداوند دو مرد را مثل می‌زند که یکی از آن دو گنگ است و توان هیچ کاری ندارد و سربار سرور خویش است، هر جا می‌فرستدش خیری (با خود) نمی‌آورد، آیا او با آن کس که به دادگری فرمان می‌دهد و بر راهی است راست، برابر است؟؛ سوره نحل، آیه۷۶.
  408. به راستی ابراهیم (به تنهایی) امتی فروتن برای خداوند و درست‌آیین بود و از مشرکان نبود؛ سوره نحل، آیه۱۲۰.
  409. و در این کتاب از ابراهیم یاد کن که او پیامبری بسیار راستگو بود. هنگامی که به پدرخویش گفت: ای پدر! چرا چیزی را می‌پرستی که نه می‌شنود و نه می‌بیند و نه هیچ به کار تو می‌آید؟ ای پدر! بی‌گمان من به چیزی از دانش دست یافته‌ام که تو بدان دست نیافته‌ای؛ بنابراین از من پیروی کن تا تو را به راهی درست رهنمون گردم؛ سوره مریم، آیه ۴۱ - ۴۳.
  410. بگو: در زمین گردش کنید، آنگاه بنگرید سرانجام پیشینیان چگونه بوده است؛ بیشتر آنان مشرک بودند. پس، روی (دل) برای این دین استوار راست بدار پیش از آنکه روزی فرا رسد که از سوی خداوند بازگشتی ندارد؛ در آن روز (مردم) پراکنده می‌شوند؛ سوره روم، آیه۴۲ - ۴۳.
  411. بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه ۱۵۱ - ۱۵۳.
  412. بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه۱۵۱ - ۱۵۳.
  413. بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه۱۵۱ - ۱۵۳.
  414. بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه۱۵۱ - ۱۵۳.
  415. بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه۱۵۱ - ۱۵۳.
  416. بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه۱۵۱ - ۱۵۳.
  417. بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه۱۵۱ - ۱۵۳.
  418. بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه۱۵۱ - ۱۵۳.
  419. بر اساس یک احتمال، "هَذَا" اشاره به تعالیم حرام و واجبی است که در آیات پیشین از آنها یاد شده است(مجمع البیان، ج ۳ - ۴، ص۴۷۷؛ تفسیر البغوی، ج ۲، ص۱۱۸.
  420. و هر جا باشم مرا خجسته گردانیده و تا زنده‌ام به نماز و زکاتم سفارش فرموده است و (مرا) با مادرم نیکوکار کرده و مرا گردنکشی سنگدل نگردانیده است؛ سوره مریم، آیه۳۱ - ۳۲.
  421. و بی‌گمان خداوند پروردگار من و شماست، او را بپرستید! این راهی راست است؛ سوره مریم، آیه۳۶.
  422. برخی گفته‌اند: مشارالیه "هَذَا" دستوراتی است که حضرت عیسی(ع) از خدا خبر داده است؛ مجمع البیان، ج ۵ - ۶، ص۶۶۵؛ جامع البیان، ج ۹، جزء ۱۶، ص۱۰۷.
  423. بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه۱۵۱ - ۱۵۳.
  424. گفت: پروردگارا! برای آنکه مرا بیراه نهادی، در زمین (بدی‌ها را) در دید آنها خواهم آراست و همگان را از راه به در خواهم برد. بجز از میان آنان بندگان نابت را. فرمود: این راهی است راست، بر عهده من؛ سوره حجر، آیه ۳۹ - ۴۱.
  425. این (قرآن) جز پندی برای جهانیان نیست، برای هر کس از شما که بخواهد راه راست در پیش گیرد؛ سوره تکویر، آیه۲۷ - ۲۸.
  426. بگو همه چشم به راهند، شما هم چشم به راه باشید، به زودی خواهید دانست چه کسانی همراهان راه میانه‌‌اند و چه کسی رهیافته است؛ سوره طه، آیه۱۳۵.
  427. مقصود از "الصِّرَاطِ السَّوِيِّ"، صراط مستقیم است؛ المیزان، ج ۱۴، ص۲۴۰؛ انوارالتّنزیل، بیضاوی، ج ۴، ص۸۰؛ جامع البیان، ج ۹، جزء ۱۶، ص۲۹۵.
  428. و به گفتار پاک و راه خداوند ستوده راهنمایی شده‌اند؛ سوره حج، آیه۲۴.
  429. آیا آنکه به روی درافتاده (و باژگون) راه می‌رود رهیاب‌تر است یا آنکه استوار و بر راهی راست راه می‌رود؟؛ سوره ملک، آیه۲۲.
  430. منظور از "صِرَاطِ الْحَمِيدِ"، اسلام است؛ تفسیر التحریروالتنویر، ج ۸، جزء ۱۸، ص۲۳۵؛ التّبیان، ج ۷، ص۳۰۵.
  431. بگو: بی‌گمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار، آیین ابراهیم درست‌آیین و (او) از مشرکان نبود؛ سوره انعام، آیه۱۶۱.
  432. خداوند هر کس را که بخواهد راهنمایی کند دلش را برای (پذیرش) اسلام می‌گشاید و این راه راست پروردگار توست؛ بی‌گمان آیات را برای گروهی که در یاد می‌گیرند روشن داشته‌ایم؛ سوره انعام، آیه ۱۲۵ - ۱۲۶.
  433. "هَذَا" می‌‌تواند اشاره به "اسلام" در آیه پیشین باشد.
  434. و اینکه مرا بپرستید که این راهی است راست؟؛ سوره یس، آیه۶۱.
  435. برخی عبادت در آیه را به اطاعت تفسیر کرده‌اند؛ الکشّاف، ج ۴، ص۲۳.
  436. و چنین است که او نشان آگاهی (به روز) رستخیز است از این روی هیچ‌گاه در آن (روز) تردید نورزید و از من پیروی کنید! این راهی است راست؛ سوره زخرف، آیه۶۱.
  437. و بی‌گمان آنان که به جهان واپسین ایمان ندارند، از راه گشته‌اند؛ سوره مؤمنون، آیه۷۴.
  438. و هر جا باشم مرا خجسته گردانیده و تا زنده‌ام به نماز و زکاتم سفارش فرموده است و (مرا) با مادرم نیکوکار کرده و مرا گردنکشی سنگدل نگردانیده است؛ سوره مریم، آیه۳۱ - ۳۲.
  439. و بی‌گمان خداوند پروردگار من و شماست، او را بپرستید! این راهی راست است؛ سوره مریم، آیه۳۶.
  440. و هر جا باشم مرا خجسته گردانیده و تا زنده‌ام به نماز و زکاتم سفارش فرموده است و (مرا) با مادرم نیکوکار کرده و مرا گردنکشی سنگدل نگردانیده است؛ سوره مریم، آیه ۳۱ - ۳۲.
  441. و بی‌گمان خداوند پروردگار من و شماست، او را بپرستید! این راهی راست است؛ سوره مریم، آیه۳۶.
  442. راه راست را به ما بنمای؛ سوره فاتحه، آیه۵ - ۶.
  443. بی‌گمان خداوند، پروردگار من و شماست؛ او را بپرستید، این، راهی است راست؛ سوره آل عمران، آیه۵۱.
  444. و بی‌گمان خداوند پروردگار من و شماست، او را بپرستید! این راهی راست است؛ سوره مریم، آیه۳۶.
  445. و اینکه مرا بپرستید که این راهی است راست؟؛ سوره یس، آیه۶۱.
  446. و چون عیسی برهان‌های روشن آورد گفت: برای شما حکمت آورده‌ام و (آمده‌ام) تا برای شما چیزی را که در آن اختلاف دارید روشن گردانم پس، از خداوند پروا کنید و از من فرمان برید! بی‌گمان خداوند پروردگار من و پروردگار شماست پس او را بپرستید! این راهی است راست؛ سوره زخرف، آیه ۶۳ - ۶۴.
  447. بگو خداوند راست فرموده است؛ بنابراین از آیین ابراهیم درست‌آیین پیروی کنید و او از مشرکان نبود؛ سوره آل عمران، آیه۹۵.
  448. و بهدین‌تر از آن کس که روی (دل) خویش به (سوی) خداوند نهد در حالی که نکوکار باشد و از آیین ابراهیم درست‌آیین پیروی کند، کیست؟ و خداوند، ابراهیم را دوست (خود) گرفت؛ سوره نساء، آیه ۱۲۵.
  449. بگو: بی‌گمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار، آیین ابراهیم درست‌آیین و (او) از مشرکان نبود؛ سوره انعام، آیه۱۶۱.
  450. سپس به تو وحی کردیم که از آیین ابراهیم درست‌آیین پیروی کن و (او) از مشرکان نبود؛ سوره نحل، آیه۱۲۳.
  451. این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه ۱۵۳.
  452. من به خداوند- پروردگار خویش و پروردگار شما- توکل کرده‌ام؛ هیچ جنبنده‌ای نیست مگر که او بر هستیش چیرگی دارد؛ به راستی پروردگار من بر راهی راست است؛ سوره هود، آیه۵۶.
  453. و بدین‌گونه ما روحی از امر خویش را به تو وحی کردیم؛ تو نمی‌دانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از بندگان خویش هر که را بخواهیم راهنمایی می‌کنیم و بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی...؛ سوره شوری، آیه ۵۲-۵۳.
  454. راه راست را به ما بنمای راه آنان که به نعمت پرورده‌ای؛ سوره فاتحه، آیه ۶ - ۷.
  455. و هر جا باشم مرا خجسته گردانیده و تا زنده‌ام به نماز و زکاتم سفارش فرموده است و (مرا) با مادرم نیکوکار کرده و مرا گردنکشی سنگدل نگردانیده است؛ سوره مریم، آیه۳۱ - ۳۲.
  456. و بی‌گمان خداوند پروردگار من و شماست، او را بپرستید! این راهی راست است؛ سوره مریم، آیه۳۶.
  457. "هَذَا" اشاره به مضمون مطالبی است که در آیات پیشین آمده است. "شَقِيًّ" یعنی زیانکار، ضدّ سعید، تفسیر التحریر والتنویر، ج ۱۶، جزء ۸، ص۱۰۵، با توجّه به نفی شقاوت، ضدّ آن - که سعادتمندی باشد - اثبات می‌شود.
  458. بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه ۱۵۱ - ۱۵۳.
  459. بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه ۱۵۱ - ۱۵۳.
  460. بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه ۱۵۱ - ۱۵۳.
  461. بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه ۱۵۱ - ۱۵۳.
  462. خداوند هر کس را که بخواهد راهنمایی کند دلش را برای (پذیرش) اسلام می‌گشاید و هر کس را که بخواهد در گمراهی وانهد دلش را تنگ و بسته می‌دارد گویی به آسمان فرا می‌رود؛ بدین گونه خداوند عذاب را بر کسانی که ایمان نمی‌آورند؛ برمی‌گمارد. و این راه راست پروردگار توست؛ بی‌گمان آیات را برای گروهی که در یاد می‌گیرند روشن داشته‌ایم؛ سوره انعام، آیه۱۲۵ - ۱۲۶.
  463. جامع البیان، ج ۱، ص۵۸-۵۹؛ نک: المنار، ج ۵، ص۱۷۴.
  464. سوره نسا، آیه ۶۶-۶۹.
  465. ﴿ٱهْدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلْمُسْتَقِيمَ * صِرَٰطَ ٱلَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ سوره فاتحه، آیه ۶-۷.
  466. ﴿وَمَآ أُبَرِّئُ نَفْسِىٓ إِنَّ ٱلنَّفْسَ لَأَمَّارَةٌۢ بِٱلسُّوٓءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّىٓ إِنَّ رَبِّى غَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭ«و من نفس خویش را تبرئه نمی‌کنم که نفس به بدی بسیار فرمان می‌دهد مگر پروردگارم بخشایش آورد؛ به راستی پروردگارم آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره یوسف، آیه ۵۳.
  467. «گفت: پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان می‌نشینم» سوره اعراف، آیه ۱۶.
  468. سوره انعام، آیه ۱۲۶.
  469. سوره انعام، آیه ۱۵۳.
  470. ﴿وَمِنْ ءَابَآئِهِمْ وَذُرِّيَّـٰتِهِمْ وَإِخْوَٰنِهِمْ وَٱجْتَبَيْنَـٰهُمْ وَهَدَيْنَـٰهُمْ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ«و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم» سوره انعام، آیه ۸۷.
  471. «یا، سین؛ * سوگند به قرآن حکیم * که تو از فرستادگانی * بر راهی راست» سوره یس، آیه ۱-۴.
  472. ﴿إِنَّ ٱللَّهَ رَبِّى وَرَبُّكُمْ فَٱعْبُدُوهُ هَـٰذَا صِرَٰطٌۭ مُّسْتَقِيمٌۭ؛ «بی‌گمان خداوند، پروردگار من و شماست؛ او را بپرستید، این، راهی است راست» سوره عمران، آیه ۵۱. سوره مریم، آیه ۳۶.
  473. ﴿يَهْدِى بِهِ ٱللَّهُ مَنِ ٱتَّبَعَ رِضْوَٰنَهُۥ سُبُلَ ٱلسَّلَـٰمِ وَيُخْرِجُهُم مِّنَ ٱلظُّلُمَـٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ بِإِذْنِهِۦ وَيَهْدِيهِمْ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ«خداوند با آن (روشنایی) هر کسی را که پی خشنودی وی باشد به راه‌های بی‌گزند، راهنمایی می‌کند و آنان را به اراده خویش از تیرگی ‌ها به سوی روشنایی بیرون می‌آورد و آنها را به راهی راست رهنمون می‌گردد» سوره مائده، آیه ۱۶.
  474. «بی‌گمان خداوند، پروردگار من و شماست؛ او را بپرستید، این، راهی است راست» سوره عمران، آیه ۵۱. سوره مریم، آیه ۳۶.
  475. انوار درخشان، ج ۱، ص۲۶؛ انوار العرفان، ج ۱، ص۸۳.
  476. نک: نمونه، ج ۱، ص۱۵۴.
  477. یوسف‌زاده، حسین علی، مقاله «صراط مستقیم»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص۱۹۷.
  478. ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيرًا فَاللَّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا وَإِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا «ای مؤمنان! به دادگری بپاخیزید و برای خداوند گواهی دهید هر چند به زیان خود یا پدر و مادر و یا نزدیکان (تان) باشد و اگر (هر یک از دو طرف دعوا) دارا باشد یا نادار، خداوند به (دستگیری از) هر دو سزاوارتر است، پس (در گواهی دادن) از هوا (ی نفس) پیروی نکنید که به یک سو‌گرایید و اگر (در گواهی دادن) زبان بگردانید یا (از آن) رو برتابید بی‌گمان خداوند از آنچه می‌کنید آگاه است» سوره نساء، آیه ۱۳۵.
  479. ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ «ای مؤمنان! برای خداوند بپاخیزید و با دادگری گواهی دهید و نباید دشمنی با گروهی شما را وادارد که دادگری نکنید، دادگری ورزید که به پرهیزگاری نزدیک‌تر است و از خداوند پروا کنید که خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است» سوره مائده، آیه ۸.
  480. ﴿وَإِذَا نَادَيْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْقِلُونَ «و چون به نماز بانگ برآورید آن را به ریشخند و بازی می‌گیرند؛ این از آن روست که آنان گروهی هستند که خرد نمی‌ورزند» سوره مائده، آیه ۵۸.
  481. ﴿وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلَى قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلَى أَصْنَامٍ لَهُمْ قَالُوا يَا مُوسَى اجْعَلْ لَنَا إِلَهًا كَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ «و بنی اسرائیل را از دریا گذراندیم آنگاه آنان به قومی رسیدند که به پرستش بت‌هایی که داشتند رو آورده بودند، گفتند: ای موسی! برای ما خدایی بگمار چنان که آنان خدایانی دارند، (موسی) گفت: به راستی که شما قومی نادانید» سوره اعراف، آیه ۱۳۸.
  482. ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُونَ «ای پیامبر! مؤمنان را به کارزار برانگیز، اگر از شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز می‌گردند و اگر از شما صد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز می‌شوند زیرا آنان گروهی هستند که درنمی‌یابند» سوره انفال، آیه ۶۵؛ ﴿وَإِذَا مَا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ نَظَرَ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ هَلْ يَرَاكُمْ مِنْ أَحَدٍ ثُمَّ انْصَرَفُوا صَرَفَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَفْقَهُونَ «و چون سوره‌ای فرو فرستاده شود، به یکدیگر می‌نگرند (و می‌پرسند) آیا کسی شما را می‌بیند؟ سپس (اگر کسی نبیندشان) باز می‌گردند؛ خداوند دل‌هاشان را بگرداند که آنان گروهی هستند که درنمی‌یابند» سوره توبه، آیه ۱۲۷.
  483. ﴿وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْلَمُونَ «و اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست به او پناه ده تا کلام خداوند را بشنود سپس او را به پناهگاه وی برسان؛ این بدان روست که اینان گروهی نادانند» سوره توبه، آیه ۶.
  484. ﴿إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّسَاءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ «شما از سر شهوت به جای زنان به سراغ مردان می‌روید بلکه شما قومی گزافکارید» سوره اعراف، آیه ۸۱.
  485. «بگو: هر کس به فرا خور خویش کار می‌کند» سوره اسراء، آیه ۸۴.
  486. ﴿مَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا «هر کس رهیاب شود تنها به سود خود راه یافته و هر کس گمراه شود تنها به زیان خود گمراه گردیده است و هیچ باربرداری بار (گناه) دیگری را بر دوش نخواهد گرفت و ما تا پیامبری برنینگیزیم (کسی را) عذاب نمی‌کنیم» سوره اسراء، آیه ۱۵.
  487. ﴿فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَقُلْ آمَنْتُ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ لَا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ اللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ «پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و از هوس‌های آنان پیروی مکن و بگو: به هر کتابی که خداوند فرو فرستاده است ایمان دارم و فرمان یافته‌ام که میان شما دادگری کنم، خداوند پروردگار ما و شماست، کردارهای ما از آن ما و کردارهای شما از آن شما، هیچ چالشی میان ما و شما نیست، خداوند میان ما را جمع می‌گرداند و بازگشت (هر چیز) به سوی اوست» سوره شوری، آیه ۱۵.
  488. ﴿قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَوَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ «بگو: من تنها بشری همانند شمایم، به من وحی می‌شود که خدای شما خدایی یگانه است پس به او رو آورید و از او آمرزش بخواهید و وای بر مشرکان!» سوره فصلت، آیه ۶.
  489. ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ * وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ ثُمَّ لَا تُنْصَرُونَ «پس چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند) و سرکشی نورزید که او به آنچه انجام می‌دهید بیناست * و به ستمگران مگرایید که آتش (دوزخ) به شما رسد در حالی که شما را در برابر خداوند، سروری نباشد، آنگاه یاری نخواهید شد» سوره هود، آیه ۱۱۲-۱۱۳.
  490. ﴿إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا كَبِيرًا «بی‌گمان این قرآن به آیین استوارتر رهنمون می‌گردد و به مؤمنانی که کارهای شایسته انجام می‌دهند مژده می‌دهد که پاداشی بزرگ دارند» سوره اسراء، آیه ۹.
  491. ﴿قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ «فرمود: دعای شما پذیرفته شد پس پایداری ورزید و از روش کسانی که دانایی ندارند پیروی نکنید» سوره یونس، آیه ۸۹.
  492. ﴿سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ «به زودی نشانه‌های خویش را در گستره‌های بیرون و پیکره‌های درونشان نشان آنان خواهیم داد تا بر آنها روشن شود که او راستین است؛ آیا بسنده نیست که پروردگارت بر همه چیز گواه است؟» سوره فصلت، آیه ۵۳.
  493. ﴿وَالْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ * وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِمَا كَانُوا بِآيَاتِنَا يَظْلِمُونَ «و سنجش در این روز، حق است پس کسانی که ترازوهای (کردار) شان سنگین آید رستگارند * و آن کسان که ترازوهای (کردار) شان سبک آید کسانی هستند که با ستمی که بر آیات ما روا می‌داشتند به خود زیان زدند» سوره اعراف، آیه ۸-۹.
  494. منصوری، خلیل، آثار استقامت در طریقت حق.
  495. سوره فصلت، آیات ۳۰ و ۳۱؛ ﴿إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ * أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ «آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند * آنان به پاداش آنچه انجام می‌دادند بهشتی‌اند در حالی که در آن جاودانند» سوره احقاف، آیه ۱۳-۱۴.
  496. ﴿حْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنْفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ * نُزُلًا مِنْ غَفُورٍ رَحِيمٍ «ما دوستان شما در این جهان و در جهان واپسینیم و در آنجا هر چه دلتان بخواهد هست و هر چه درخواست کنید دارید * به پذیرایی از سوی آمرزنده‌ای بخشاینده» سوره فصلت، آیه ۳۱-۳۲.
  497. منصوری، خلیل، آثار استقامت در طریقت حق.
  498. ﴿إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَنْ يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ * وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ «بی‌گمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است و اهل کتاب، اختلاف نیافتند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند، از سر افزونجویی که در میان ایشان بود و هر کس به آیات خداوند کفر ورزد (بداند که) خداوند حسابرس سریع است * و هر کس جز اسلام دینی گزیند هرگز از او پذیرفته نمی‌شود و او در جهان واپسین از زیانکاران است» سوره آل عمران، آیه ۱۹ و ۸۵؛ ﴿وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ «و ما این کتاب را به سوی تو به درستی فرو فرستاده‌ایم که کتاب پیش از خود را راست می‌شمارد و نگاهبان بر آن است؛ پس میان آنان بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری کن و به جای آنچه از حق به تو رسیده است از خواسته‌های آنان پیروی مکن، ما به هر یک از شما شریعت و راهی داده‌ایم و اگر خداوند می‌خواست شما را امّتی یگانه می‌گردانید لیک (نگردانید) تا شما را در آنچه‌تان داده است بیازماید؛ پس در کارهای خیر بر یکدیگر پیشی گیرید، بازگشت همه شما به سوی خداوند است بنابراین شما را از آنچه در آن اختلاف می‌ورزیدید آگاه می‌گرداند» سوره مائده، آیه ۴۸؛ ﴿شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ «از دین، همان را برای شما بیان داشت که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه را که به تو وحی کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسی و عیسی، سفارش کردیم که دین را استوار بدارید و در آن به پراکندگی نیفتید؛ بر مشرکان آنچه آنان را بدان می‌خوانی گران است، خداوند است که هر که را بخواهد به سوی خود برمی‌گزیند و هر که را (به درگاه او) بازگردد به سوی خویش رهنمون می‌گردد» سوره شوری، آیه ۱۳.
  499. «و اینکه (به من وحی شده است) اگر بر راه (حقّ) پایداری ورزند آنان را از آبی (و رفاهی) فراوان سیراب می‌کنیم؛» سوره جن، آیه ۱۶.
  500. ﴿وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا * ذَلِكَ الْفَضْلُ مِنَ اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ عَلِيمًا «و آنان که از خداوند و پیامبر فرمان برند با کسانی که خداوند به آنان نعمت داده است از پیامبران و راستکرداران و شهیدان و شایستگان خواهند بود و آنان همراهانی نیکویند * این بخشش از سوی خداوند است و خداوند به دانایی بسنده است» سوره نساء، آیه ۶۹-۷۰.
  501. منصوری، خلیل، آثار استقامت در طریقت حق.
  502. ﴿إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ * لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ * وَمَا تَشَاؤُونَ إِلاَّ أَن يَشَاء اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ؛ «این (قرآن) جز یادکردی برای جهانیان نیست * برای هر کس از شما که بخواهد راه راست در پیش گیرد * و جز آنچه خواست خداوند پروردگار جهانیان است؛ نخواهید» سوره تکویر، آیه ۲۷-۲۹.
  503. ﴿وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ «و بدین‌گونه ما روحی از امر خویش را به تو وحی کردیم؛ تو نمی‌دانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از بندگان خویش هر که را بخواهیم راهنمایی می‌کنیم و بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی» سوره شوری، آیه ۵۲.
  504. ﴿قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ * وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ * وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ «بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید * و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید * و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۱-۱۵۳.
  505. ﴿وَأَنِ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ «و اینکه مرا بپرستید که این راهی است راست؟» سوره یس، آیه ۶۱.
  506. ﴿وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ * ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ «و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم * این رهنمود خداوند است که هر یک از بندگان خود را بخواهد با آن رهنمون می‌شود و اگر شرک ورزیده بودند آنچه می‌کردند تباه می‌شد» سوره انعام، آیه ۸۷-۸۸؛ ﴿وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ * وَنَجَّيْنَاهُمَا وَقَوْمَهُمَا مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ * وَنَصَرْنَاهُمْ فَكَانُوا هُمُ الْغَالِبِينَ * وَآتَيْنَاهُمَا الْكِتَابَ الْمُسْتَبِينَ * وَهَدَيْنَاهُمَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ «و به راستی بر موسی و هارون منّت نهادیم؛ * و آن دو و قومشان را از آن بلای سترگ رهاندیم * و یاریشان کردیم پس آنان بودند که پیروز شدند * و به هر دو کتابی روشن بخشیدیم * و هر دو را به راه راست رهنمون شدیم» سوره صافات، آیه ۱۱۴-۱۱۸؛ شوری، آیه ۵۲.
  507. ﴿إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلَّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ * شَاكِرًا لِأَنْعُمِهِ اجْتَبَاهُ وَهَدَاهُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ «به راستی ابراهیم (به تنهایی) امتی فروتن برای خداوند و درست‌آیین بود و از مشرکان نبود * سپاسگزار نعمت‌های او بود؛ (خداوند) او را برگزید و به راهی راست راهنمایی کرد» سوره نحل، آیه ۱۲۰-۱۲۱.
  508. ﴿وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا * وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ «و (مرا) با مادرم نیکوکار کرده و مرا گردنکشی سنگدل نگردانیده است * و بی‌گمان خداوند پروردگار من و شماست، او را بپرستید! این راهی راست است» سوره مریم، آیه ۳۲ و ۳۶.
  509. ﴿وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ «و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۳.
  510. ﴿قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ * إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ * قَالَ هَذَا صِرَاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ «گفت: پروردگارا! برای آنکه مرا بیراه نهادی، در زمین (بدی‌ها را) در دید آنها خواهم آراست و همگان را از راه به در خواهم برد * بجز از میان آنان بندگان نابت را * فرمود: این راهی است راست، بر عهده من» سوره حجر، آیه ۳۹-۴۱.
  511. ﴿إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ * اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ * صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ «تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو یاری می‌جوییم * راه راست را به ما بنمای * راه آنان که به نعمت پرورده‌ای؛ که نه بر ایشان خشم آورده‌ای و نه گمراه‌اند» سوره فاتحه، آیه ۵-۷؛ انعام، آیات ۸۷ و ۸۸.
  512. «و بی‌گمان آنان را به راهی راست رهنمون می‌شدیم * و آنان که از خداوند و پیامبر فرمان برند با کسانی که خداوند به آنان نعمت داده است از پیامبران و راستکرداران و شهیدان و شایستگان خواهند بود و آنان همراهانی نیکویند * این بخشش از سوی خداوند است و خداوند به دانایی بسنده است» سوره نساء، آیه ۶۸-۷۰.
  513. منصوری، خلیل، حقیقت صراط مستقیم.
  514. «بگو: بی‌گمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار، آیین ابراهیم درست‌آیین و (او) از مشرکان نبود» سوره انعام، آیه ۱۶۱.
  515. «پس، بدانچه به تو وحی شده است دست بیاز که بی‌گمان تو بر راهی راست هستی» سوره زخرف، آیه ۴۳.
  516. «تا خداوند گناه پیشین و پسین تو را بیامرزد و نعمت خود را بر تو تمام گرداند و تو را به راهی راست رهنمون گردد» سوره فتح، آیه ۲.
  517. «بگو همه چشم به راهند، شما هم چشم به راه باشید، به زودی خواهید دانست چه کسانی همراهان راه میانه‌اند و چه کسی رهیافته است» سوره طه، آیه ۱۳۵.
  518. «برای هر امّتی آیینی نهاده‌ایم که آنان بر همان (آیین) رفتار می‌کنند پس نباید در این کار با تو بستیزند و (مردم را) به سوی پروردگارت فرا خوان! بی‌گمان تو بر رهنمودی راست قرار داری» سوره حج، آیه ۶۷.
  519. «و به یقین تو آنان را به راهی راست می‌خوانی» سوره مؤمنون، آیه ۷۳.
  520. «و بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی» سوره شوری، آیه ۵۲.
  521. «الف، لام، را، (این) کتابی است که بر تو فرو فرستاده‌ایم تا مردم را به اذن پروردگارشان به سوی راه آن (خداوند) پیروزمند ستوده، از تیرگی‌ها به سوی روشنایی برون آوری» سوره ابراهیم، آیه ۱.
  522. «و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۳.
  523. «بگو: بی‌گمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است» سوره انعام، آیه ۱۶۱.
  524. «بی‌گمان تو بر راهی راست هستی» سوره زخرف، آیه ۴۳.
  525. «بی‌گمان تو بر رهنمودی راست قرار داری» سوره حج، آیه ۶۷.
  526. «و به یقین تو آنان را به راهی راست می‌خوانی» سوره مؤمنون، آیه ۷۳.
  527. «و بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی» سوره شوری، آیه ۵۲.
  528. «تا خداوند گناه پیشین و پسین تو را بیامرزد و نعمت خود را بر تو تمام گرداند و تو را به راهی راست رهنمون گردد» سوره فتح، آیه ۲.
  529. سعیدیان‌فر و ایازی، فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲، ص۵۶.
  530. پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان می‌نشینم؛ سوره اعراف، آیه۱۶.
  531. ای پدر! بی‌گمان من به چیزی از دانش دست یافته‌ام که تو بدان دست نیافته‌ای؛ بنابراین از من پیروی کن تا تو را به راهی درست رهنمون گردم. ای پدر! شیطان را نپرست که شیطان با (خداوند) بخشنده نافرمان است؛ سوره مریم، آیه ۴۳ - ۴۴.
  532. ای فرزندان آدم! آیا به شما سفارش نکردم که شیطان را نپرستید که او دشمن آشکار شماست؟ و اینکه مرا بپرستید که این راهی است راست؟ و به راستی گروهی فراوان از شما را بیراه کرد پس آیا خرد نمی‌ورزیدید؟؛ سوره یس، آیه ۶۰ - ۶۲.
  533. همه فروتنی کردند جز ابلیس؛ سوره اعراف، آیه۱۱.
  534. به من تا روزی که (همه) برانگیخته می‌شوند مهلت ده!؛ سوره اعراف، آیه ۱۴.
  535. پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان می‌نشینم؛ سوره اعراف، آیه۱۶.
  536. ای قوم من! من از آنچه شریک (خداوند) قرار می‌دهید بیزارم؛ سوره انعام، آیه۷۸.
  537. من از مشرکان نیستم؛ سوره انعام، آیه۷۹.
  538. و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم. این رهنمود خداوند است که هر یک از بندگان خود را بخواهد با آن رهنمون می‌شود و اگر شرک ورزیده بودند آنچه می‌کردند تباه می‌شد؛ سوره انعام، آیه ۸۷- ۸۸.
  539. بگو: بی‌گمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار، آیین ابراهیم درست‌آیین و (او) از مشرکان نبود؛ سوره انعام، آیه۱۶۱.
  540. و (به من فرمان داده‌اند) که: با درستی آیین، روی به دین آور و هیچ‌گاه از مشرکان مباش!؛ سوره یونس، آیه۱۰۵.
  541. و خداوند دو مرد را مثل می‌زند که یکی از آن دو گنگ است و توان هیچ کاری ندارد و سربار سرور خویش است، هر جا می‌فرستدش خیری (با خود) نمی‌آورد، آیا او با آن کس که به دادگری فرمان می‌دهد و بر راهی است راست، برابر است؟؛ سوره نحل، آیه ۷۶.
  542. به راستی ابراهیم (به تنهایی) امتی فروتن برای خداوند و درست‌آیین بود و از مشرکان نبود؛ سوره نحل، آیه۱۲۰.
  543. و در این کتاب از ابراهیم یاد کن که او پیامبری بسیار راستگو بود. هنگامی که به پدرخویش گفت: ای پدر! چرا چیزی را می‌پرستی که نه می‌شنود و نه می‌بیند و نه هیچ به کار تو می‌آید؟ ای پدر! بی‌گمان من به چیزی از دانش دست یافته‌ام که تو بدان دست نیافته‌ای؛ بنابراین از من پیروی کن تا تو را به راهی درست رهنمون گردم؛ سوره مریم، آیه ۴۱ - ۴۳.
  544. بگو: در زمین گردش کنید، آنگاه بنگرید سرانجام پیشینیان چگونه بوده است؛ بیشتر آنان مشرک بودند. پس، روی (دل) برای این دین استوار راست بدار پیش از آنکه روزی فرا رسد که از سوی خداوند بازگشتی ندارد؛ در آن روز (مردم) پراکنده می‌شوند؛ سوره روم، آیه۴۲ - ۴۳.
  545. و بی‌گمان آنان که به جهان واپسین ایمان ندارند، از راه گشته‌اند؛ سوره مؤمنون، آیه۷۴.
  546. و به راستی شما را آفریدیم و شما را چهره‌نگاری کردیم سپس به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید! همه فروتنی کردند جز ابلیس که از فروتنان نبود؛ سوره اعراف، آیه۱۱.
  547. پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان می‌نشینم؛ سوره اعراف، آیه۱۶.
  548. آنگاه از پیش و پس و راست و چپ آنان به سراغشان خواهم رفت و بیشتر آنان را سپاسگزار نخواهی یافت؛ سوره اعراف، آیه۱۷.
  549. و به راستی شما را آفریدیم و شما را چهره‌نگاری کردیم سپس به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید! همه فروتنی کردند جز ابلیس که از فروتنان نبود؛ سوره اعراف، آیه۱۱.
  550. پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان می‌نشینم؛ سوره اعراف، آیه۱۶.
  551. آنگاه از پیش و پس و راست و چپ آنان به سراغشان خواهم رفت و بیشتر آنان را سپاسگزار نخواهی یافت؛ سوره اعراف، آیه۱۷.
  552. مقصود از "خَلْفِهِمْ" فرزندان و نسل انسان‌اند، که نسبت به آنان آمال و آرزوهایی دارد و شیطان از همین طریق وارد شده و مقاصد خود را به آدمی القا می‌‌کند و برای فرزندان به جمع مال از راه حلال و حرام می‌‌پردازد و هر چه در توان دارد برای آنان فراهم کرده، خود را در این راه به هلاکت می‌‌افکند؛ المیزان، ج ۸، ص۳۱.
  553. و به راستی شما را آفریدیم و شما را چهره‌نگاری کردیم سپس به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید! همه فروتنی کردند جز ابلیس که از فروتنان نبود؛ سوره اعراف، آیه ۱۱.
  554. پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان می‌نشینم؛ سوره اعراف، آیه۱۶.
  555. آنگاه از پیش و پس و راست و چپ آنان به سراغشان خواهم رفت و بیشتر آنان را سپاسگزار نخواهی یافت؛ سوره اعراف، آیه۱۷.
  556. منظور از "أَيْمَانِهِمْ" اموری است که به سعادت بشر مربوط می‌شود که همان دین باشد. اتیان ابلیس از جانب «یمین» به این است که در برخی از امور دینی ایجاد مبالغه کند و به اموری که خداوند دستور نداده، تکلیف کند؛ المیزان، ج ۸، ص۳۲. و با تزیین گمراهی، دین شان را به فساد می‌‌کشاند؛ التّبیان، ج ۴، ص۳۶۵؛ تفسیر الصّافی، ج ۲، ص۱۸۴.
  557. و به راستی شما را آفریدیم و شما را چهره‌نگاری کردیم سپس به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید! همه فروتنی کردند جز ابلیس که از فروتنان نبود؛ سوره اعراف، آیه۱۱.
  558. پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان می‌نشینم؛ سوره اعراف، آیه۱۶.
  559. آنگاه از پیش و پس و راست و چپ آنان به سراغشان خواهم رفت و بیشتر آنان را سپاسگزار نخواهی یافت؛ سوره اعراف، آیه۱۷.
  560. مقصود از «شمال»، خلاف یمین است و مقصود از آن تزیین منکرات و دعوت به ارتکاب معاصی است؛ المیزان، ج ۸، ص۳۲.
  561. و به راستی شما را آفریدیم و شما را چهره‌نگاری کردیم سپس به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید! همه فروتنی کردند جز ابلیس که از فروتنان نبود؛ سوره اعراف، آیه۱۱.
  562. پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان می‌نشینم؛ سوره اعراف، آیه۱۶.
  563. آنگاه از پیش و پس و راست و چپ آنان به سراغشان خواهم رفت و بیشتر آنان را سپاسگزار نخواهی یافت؛ سوره اعراف، آیه۱۷.
  564. و به راستی شما را آفریدیم و شما را چهره‌نگاری کردیم سپس به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید! همه فروتنی کردند جز ابلیس که از فروتنان نبود؛ سوره اعراف، آیه۱۱.
  565. پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان می‌نشینم؛ سوره اعراف، آیه۱۶.
  566. آنگاه از پیش و پس و راست و چپ آنان به سراغشان خواهم رفت و بیشتر آنان را سپاسگزار نخواهی یافت؛ سوره اعراف، آیه۱۷.
  567. در روایتی از امام باقر(ع) "وَمِنْ خَلْفِهِمْ" به گردآوری اموال و بخل ورزیدن از ادای حقوق مالی به دستور ابلیس، تفسیر شده است؛ التّبیان، ج ۴، ص۳۶۵؛ تفسیر نورالثقلین، ج ۲، ص۱۱، ح ۳۳.
  568. و به راستی شما را آفریدیم و شما را چهره‌نگاری کردیم سپس به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید! همه فروتنی کردند جز ابلیس که از فروتنان نبود؛ سوره اعراف، آیه۱۱.
  569. پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان می‌نشینم؛ سوره اعراف، آیه۱۶.
  570. آنگاه از پیش و پس و راست و چپ آنان به سراغشان خواهم رفت و بیشتر آنان را سپاسگزار نخواهی یافت؛ سوره اعراف، آیه۱۷.
  571. در روایتی از امام باقر(ع) "ثُمَّ لآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ" به نقش شیطان در ایجاد سهل‌انگاری نسبت به امور اخروی تفسیر شده است؛ التّبیان، ج ۴، ص۳۶۵.
  572. و به راستی شما را آفریدیم و شما را چهره‌نگاری کردیم سپس به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید! همه فروتنی کردند جز ابلیس که از فروتنان نبود؛ سوره اعراف، آیه۱۱.
  573. پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان می‌نشینم؛ سوره اعراف، آیه۱۶.
  574. آنگاه از پیش و پس و راست و چپ آنان به سراغشان خواهم رفت و بیشتر آنان را سپاسگزار نخواهی یافت؛ سوره اعراف، آیه۱۷.
  575. در روایتی از امام باقر(ع) "وَعَن شَمَائِلِهِمْ" به محبوب قرار دادن لذّات و غلبه دادن شهوات بر دلها تفسیر شده است؛ التّبیان، ج ۴، ص۳۶۵؛ مجمع البیان، ج ۳ - ۴، ص۶۲۳.
  576. پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان می‌نشینم؛ سوره اعراف، آیه۱۶.
  577. فرمود: نکوهیده و رانده از آنجا بیرون رو! سوگند که از ایشان هر کس از تو پیروی کند دوزخ را از همه شما خواهم انباشت؛ سوره اعراف، آیه ۱۸.
  578. فرمود: این راهی است راست، بر عهده من بی‌گمان تو بر بندگان من چیرگی نداری مگر آن گمراهان که از تو پیروی کنند. و به یقین دوزخ وعده‌گاه همه آنان است؛ سوره حجر، آیه ۴۱ - ۴۳.
  579. برای هر کس از شما که بخواهد راه راست در پیش گیرد. و جز آنچه خواست خداوند پروردگار جهانیان است؛ نخواهید؛ سوره تکویر، آیه ۲۸ - ۲۹.
  580. به راستی ابراهیم (به تنهایی) امتی فروتن برای خداوند و درست‌آیین بود و از مشرکان نبود. سپاسگزار نعمت‌های او بود؛ (خداوند) او را برگزید و به راهی راست راهنمایی کرد؛ سوره نحل، آیه ۱۲۰ - ۱۲۱.
  581. بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه۱۵۱ - ۱۵۳.
  582. بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه۱۵۱ - ۱۵۳.
  583. و اینکه مرا بپرستید که این راهی است راست؟؛ سوره یس، آیه۶۱.
  584. و بدین‌گونه ما روحی از امر خویش را به تو وحی کردیم؛ تو نمی‌دانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از بندگان خویش هر که را بخواهیم راهنمایی می‌کنیم و بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی...؛ سوره شوری، آیه ۵۲-۵۳.
  585. و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم. این رهنمود خداوند است که هر یک از بندگان خود را بخواهد با آن رهنمون می‌شود و اگر شرک ورزیده بودند آنچه می‌کردند تباه می‌شد؛ سوره انعام، آیه ۸۷- ۸۸.
  586. و به راستی بر موسی و هارون منّت نهادیم؛ سوره صافات، آیه۱۱۴.
  587. و هر دو را به راه راست رهنمون شدیم؛ سوره صافات، آیه۱۱۸.
  588. و بدین‌گونه ما روحی از امر خویش را به تو وحی کردیم؛ تو نمی‌دانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از بندگان خویش هر که را بخواهیم راهنمایی می‌کنیم و بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی...؛ سوره شوری، آیه ۵۲-۵۳.
  589. بگو همه چشم به راهند، شما هم چشم به راه باشید، به زودی خواهید دانست چه کسانی همراهان راه میانه‌‌اند و چه کسی رهیافته است؛ سوره طه، آیه۱۳۵.
  590. راه راست را به ما بنمای راه آنان که به نعمت پرورده‌ای؛ که نه بر ایشان خشم آورده‌ای و نه گمراه‌اند؛ سوره فاتحه، آیه ۶ - ۷.
  591. تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو یاری می‌جوییم. راه راست را به ما بنمای راه آنان که به نعمت پرورده‌ای؛ که نه بر ایشان خشم آورده‌ای و نه گمراه‌اند؛ سوره فاتحه، آیه۵ - ۷.
  592. و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم. این رهنمود خداوند است که هر یک از بندگان خود را بخواهد با آن رهنمون می‌شود و اگر شرک ورزیده بودند آنچه می‌کردند تباه می‌شد؛ سوره انعام، آیه ۸۷- ۸۸.
  593. گفت: پروردگارا! برای آنکه مرا بیراه نهادی، در زمین (بدی‌ها را) در دید آنها خواهم آراست و همگان را از راه به در خواهم برد. بجز از میان آنان بندگان نابت را. فرمود: این راهی است راست، بر عهده من؛ سوره حجر، آیه ۳۹ - ۴۱.
  594. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه۱۵۳.
  595. و (مرا) با مادرم نیکوکار کرده و مرا گردنکشی سنگدل نگردانیده است؛ سوره مریم، آیه ۳۲.
  596. و بی‌گمان خداوند پروردگار من و شماست، او را بپرستید! این راهی راست است؛ سوره مریم، آیه۳۶.
  597. "هَذَا" اشاره به مضمون مطالبی است که در آیات پیشین آمده است. "شَقِيًّ" یعنی زیانکار، ضدّ سعید؛ تفسیر التحریر و التنویر، ج ۱۶، جزء ۸، ص۱۰۵. با توجّه به نفی شقاوت، ضدّ آن - که سعادتمندی باشد - اثبات می‌شود.
  598. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه۱۵۳.
  599. و به یقین تو آنان را به راهی راست می‌خوانی؛ سوره مؤمنون، آیه۷۳.
  600. و بدین‌گونه ما روحی از امر خویش را به تو وحی کردیم؛ تو نمی‌دانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از بندگان خویش هر که را بخواهیم راهنمایی می‌کنیم و بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی...؛ سوره شوری، آیه ۵۲-۵۳.
  601. و به او کتاب و حکمت و تورات و انجیل می‌آموزد. و به پیامبری به سوی بنی اسرائیل (می‌فرستد، تا بگوید) که من برای شما نشانه‌ای از پروردگارتان آورده‌ام؛ من برای شما از گل، (اندامواره‌ای) به گونه پرنده می‌سازم و در آن می‌دمم، به اذن خداوند پرنده‌ای خواهد شد و به اذن خداوند نابینای مادرزاد و پیس را شفا خواهم داد و به اذن خداوند مردگان را زنده خواهم کرد و شما را از آنچه می‌خورید یا در خانه می‌انبارید آگاه خواهم ساخت، این نشانه‌ای برای شماست اگر مؤمن باشید؛ سوره آل عمران، آیه ۴۸ - ۴۹.
  602. نوزاد) گفت: بی‌گمان من بنده خداوندم، به من کتاب (آسمانی) داده و مرا پیامبر کرده است؛ سوره مریم، آیه۳۰.
  603. و بی‌گمان خداوند پروردگار من و شماست، او را بپرستید! این راهی راست است؛ سوره مریم، آیه۳۶.
  604. این عیسی پسر مریم است؛ آن سخن راستین که در آن تردید می‌کنند؛ سوره مریم، آیه۳۴.
  605. و چون عیسی برهان‌های روشن آورد گفت: برای شما حکمت آورده‌ام و (آمده‌ام) تا برای شما چیزی را که در آن اختلاف دارید روشن گردانم پس، از خداوند پروا کنید و از من فرمان برید! بی‌گمان خداوند پروردگار من و پروردگار شماست پس او را بپرستید! این راهی است راست؛ سوره زخرف، آیه ۶۳ - ۶۴.
  606. و به او اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و همه را راهنمایی کردیم- نوح را پیش‌تر راهنمایی کرده بودیم- و داوود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون را که از فرزندزادگان وی بودند (نیز راهنمایی کردیم)؛ و این چنین نیکوکاران را پاداش می‌دهیم. و زکریا و یحیی و عیسی و الیاس را (نیز)؛ آنان همه از شایستگان بودند. و اسماعیل و الیسع و یونس و لوط را (نیز راهنمایی کردیم) و همه را بر جهانیان برتری دادیم. و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم؛ سوره انعام، آیه ۸۴ - ۸۷.
  607. آنان کسانی هستند که خداوند رهنمایی‌شان کرده است پس، از رهنمود آنان پیروی کن! بگو: من برای آن (پیامبری) از شما پاداشی نمی‌خواهم؛ آن جز یاد کردی برای جهانیان نیست؛ سوره انعام، آیه۹۰.
  608. برای هر امّتی آیینی نهاده‌ایم که آنان بر همان (آیین) رفتار می‌کنند پس نباید در این کار با تو بستیزند و (مردم را) به سوی پروردگارت فرا خوان! بی‌گمان تو بر رهنمودی راست قرار داری؛ سوره حج، آیه۶۷.
  609. جمله «إنّک لعلی» در مقام تعلیل و مفید عموم است.
  610. و خداوند دو مرد را مثل می‌زند که یکی از آن دو گنگ است و توان هیچ کاری ندارد و سربار سرور خویش است، هر جا می‌فرستدش خیری (با خود) نمی‌آورد، آیا او با آن کس که به دادگری فرمان می‌دهد و بر راهی است راست، برابر است؟؛ سوره نحل، آیه ۷۶.
  611. بر اساس یک احتمال، مَثَل یاد شده در آیه، بیان حال کافر و مؤمن است؛ المیزان، ج ۱۲، ص۳۰۰ و ۳۰۳؛ انوارالتّنزیل، بیضاوی، ج ۳، ص۴۱۲.
  612. آیا آنکه به روی درافتاده (و باژگون) راه می‌رود رهیاب‌تر است یا آنکه استوار و بر راهی راست راه می‌رود؟؛ سوره ملک، آیه۲۲.
  613. و خداوند دو مرد را مثل می‌زند که یکی از آن دو گنگ است و توان هیچ کاری ندارد و سربار سرور خویش است، هر جا می‌فرستدش خیری (با خود) نمی‌آورد، آیا او با آن کس که به دادگری فرمان می‌دهد و بر راهی است راست، برابر است؟؛ سوره نحل، آیه۷۶.
  614. و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم؛ سوره انعام، آیه ۸۷.
  615. به زودی کم‌خردان از مردم خواهند گفت: چه چیز آنان را از قبله‌ای که بر آن بودند بازگردانید؟ بگو: خاور و باختر از آن خداوند است، هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون خواهد شد؛ سوره بقره، آیه ۱۴۲.
  616. مردم (در آغاز) امّتی یگانه بودند، (آنگاه به اختلاف پرداختند) پس خداوند پیامبران را مژده‌آور و بیم‌دهنده برانگیخت و با آنان کتاب (آسمانی) را به حق فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه اختلاف داشتند داوری کند و در آن جز کسانی که به آنها کتاب داده بودند، اختلاف نورزیدند (آن هم) پس از آنکه برهان‌های روشن به آنان رسید (و) از سر افزونجویی که در میانشان بود؛ آنگاه خداوند به اراده خویش مؤمنان را در حقیقتی که در آن اختلاف داشتند رهنمون شد و خداوند هر که را بخواهد به راه راست رهنمایی می‌کند؛ سوره بقره، آیه ۲۱۳.
  617. و بی‌گمان آنان را به راهی راست رهنمون می‌شدیم؛ سوره نساء، آیه۶۸.
  618. و دروغ انگاران آیات ما، کران و لالانی در تاریکی‌هایند؛ هر کس را خداوند بخواهد، در بیراهی وا می‌نهد و هر کس را بخواهد، بر راهی راست می‌دارد؛ سوره الانعام، آیه۳۹.
  619. و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم. این رهنمود خداوند است که هر یک از بندگان خود را بخواهد با آن رهنمون می‌شود و اگر شرک ورزیده بودند آنچه می‌کردند تباه می‌شد؛ سوره انعام، آیه ۸۷- ۸۸.
  620. و خداوند به بهشت فرا می‌خواند و هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون می‌گردد؛ سوره یونس، آیه ۲۵.
  621. به راستی ابراهیم (به تنهایی) امتی فروتن برای خداوند و درست‌آیین بود و از مشرکان نبود. سپاسگزار نعمت‌های او بود؛ (خداوند) او را برگزید و به راهی راست راهنمایی کرد؛ سوره نحل، آیه ۱۲۰ - ۱۲۱.
  622. به راستی ما آیاتی روشنگر فرو فرستاده‌ایم و خداوند هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون می‌گردد؛ سوره نور، آیه ۴۶.
  623. به راستی خداوند از مؤمنان خشنود شد هنگامی که با تو در زیر آن درخت بیعت می‌کردند پس آنچه در دل داشتند معلوم داشت، از این رو آرامش را بر آنها فرو فرستاد و به پیروزی زودرسی پاداششان داد؛ سوره فتح، آیه۱۸.
  624. خداوند غنیمت‌های فراوانی را به شما وعده داد که به دست می‌آورید، آنگاه این (وعده) را برایتان پیش افکند و دست مردم را از شما کوتاه کرد و (چنین کرد) تا نشانه‌ای برای مؤمنان باشد و شما را به راهی راست رهنمون گردد؛ سوره فتح، آیه۲۰.
  625. پس نه، به پروردگارت سوگند که ایمان نمی‌آورند تا در آنچه میانشان ستیز رخ داده است تو را داور کنند سپس از آن داوری که کرده‌ای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند و اگر بر آنان مقرّر می‌داشتیم که یکدیگر را بکشید یا از دیار خویش بیرون روید جز اندکی از ایشان آن را انجام نمی‌دادند و اگر اندرزی که داده شده بود به کار می‌بستند برای آنان بهتر و استوارتر می‌بود؛ سوره نساء، آیه ۶۵ - ۶۶.
  626. و بی‌گمان آنان را به راهی راست رهنمون می‌شدیم؛ سوره نساء، آیه۶۸.
  627. و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم. این رهنمود خداوند است که هر یک از بندگان خود را بخواهد با آن رهنمون می‌شود و اگر شرک ورزیده بودند آنچه می‌کردند تباه می‌شد؛ سوره انعام، آیه ۸۷- ۸۸.
  628. بگو همه چشم به راهند، شما هم چشم به راه باشید، به زودی خواهید دانست چه کسانی همراهان راه میانه‌‌اند و چه کسی رهیافته است؛ سوره طه، آیه۱۳۴ - ۱۳۵.