سیره امام مهدی: تفاوت میان نسخهها
(←منابع) |
برچسبها: برگرداندهشده پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۸۵: | خط ۸۵: | ||
سیره جهادی [[امام مهدی]] {{ع}} براساس [[آیه مبارکه]]: {{متن قرآن|مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ}}<ref>«محمد، پیامبر خداوند است و آنان که با ویاند، بر کافران سختگیر، میان خویش مهربانند» سوره فتح، آیه ۲۹.</ref> همانند جدش [[رسول الله]] {{صل}} [[مهربانی]] با [[مؤمنان]] و شدت عمل با [[کفار]] و معاندان است<ref>[[قنبر علی صمدی|صمدی، قنبرعلی]]، [[سیره امام مهدی در عصر ظهور (کتاب)|سیره امام مهدی در عصر ظهور]]، ص ۱۸۴ ـ ۲۰۸.</ref>. | سیره جهادی [[امام مهدی]] {{ع}} براساس [[آیه مبارکه]]: {{متن قرآن|مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ}}<ref>«محمد، پیامبر خداوند است و آنان که با ویاند، بر کافران سختگیر، میان خویش مهربانند» سوره فتح، آیه ۲۹.</ref> همانند جدش [[رسول الله]] {{صل}} [[مهربانی]] با [[مؤمنان]] و شدت عمل با [[کفار]] و معاندان است<ref>[[قنبر علی صمدی|صمدی، قنبرعلی]]، [[سیره امام مهدی در عصر ظهور (کتاب)|سیره امام مهدی در عصر ظهور]]، ص ۱۸۴ ـ ۲۰۸.</ref>. | ||
==سیره امام مهدی{{ع}} در هنگام ظهور== | |||
مجموعهای از [[احادیث]] [[مبارک]] در بیان [[عصر ظهور]] و جریاناتی که در آن واقع میشود و روش [[حضرت مهدی]]{{ع}} در هنگام ظهور و اقداماتی که [[خداوند متعال]] با دست آن حضرت به انجام میرساند، وارد شدهاست. | |||
این احادیث در کتابهای معتبر و مورد [[اعتماد]] فرقههای مختلف [[اسلامی]] نقل گردیده است و در میان آنها روایاتی دارای [[سندهای صحیح]] وجود دارد. و از آنجا که این کتاب گنجایش آوردن همه آن [[روایات]] و تحلیل و بررسی آنها را ندارد، بارزترین مضامین آن روایات را در عناوین مختصری خلاصه نموده و به همین اندازه بسنده میکنیم. و در اکثر موارد [[متن احادیث]] را ذکر نمیکنیم تا خواننده [[محترم]] در صورت نیاز به تفصیل بیشتر خود به منابع مراجعه نماید. در ارائه این بحث ابتدا [[آیات قرآن]] را در این رابطه بیان مینماییم که از خصوصیات عصر ظهور و اموری که خداوند متعال در آن [[روز]] به دست ولی خود حضرت [[مهدی منتظر]]{{ع}} محقق خواهد ساخت، سخن گفته است. | |||
از این متون که در رابطه با عصر ظهور سخن گفتهاند بر میآید که [[دولت مهدوی]] آشکارترین مصداق برای یکی از مهمترین [[اهداف بعثت]] همه پیامبراناست که [[قرآن کریم]] نیز چنین تصویری را ارائه مینماید. | |||
===ویژگیهای دولت مهدوی در قرآن=== | |||
۱. '''کامل شدن نور الهی و برتری یافتن اسلام بر همه ادیان''': [[قرآن مجید]] در سه [[سوره]] مبارک به این مطلب تصریح نموده است: | |||
#{{متن قرآن|يُرِيدُونَ أَن يُطْفِؤُواْ نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللَّهُ إِلاَّ أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ * هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ}}؛ آنها میخواهند [[نور خدا]] را با دهان خود خاموش کنند؛ [[ولی خدا]] جز این نمیخواهد که [[نور]] خود را کامل کند، هر چند [[کافران]] ناخشنود باشند!* او کسی است که رسولش را با [[هدایت]] و [[آیین حق]] فرستاد، تا آن را بر همه [[آیینها]] غالب گرداند، هر چند [[مشرکان]] [[کراهت]] داشتهباشند<ref>توبه، ۳۲ و ۳۳.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ * هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ}}؛ آنان میخواهند [[نور خدا]] را با دهان خود خاموش سازند؛ [[ولی خدا]] [[نور]] خود را کامل میکند هر چند [[کافران]] خوش نداشته باشند!* او کسی است که [[رسول]] خود را با [[هدایت]] و [[دین حق]] فرستاد تا او را بر همه [[ادیان]] غالب سازد، هر چند [[مشرکان]] [[کراهت]] داشته باشند<ref>صف، ۸ و ۹.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا}}؛ او کسی است که رسولش را با هدایت و دین حق فرستاده تا آن را بر همه ادیان [[پیروز]] کند؛ و کافی است که [[خدا]] [[گواه]] این موضوع باشد<ref>فتح، ۲۸.</ref>. [[مفسران]] [[مذاهب مختلف اسلامی]] تصریح کردهاند که این [[وعده]] محققالوقوع فقط در [[زمان]] [[مهدی موعود]] به تحقق میرسد؛ آنجا که [[اسلام]] بر همه ادیان [[برتری]] پیدا کرده شرق و غرب را فرا خواهد گرفت<ref>تفسیر قرطبی ۸، ۱۲، تفسیر کبیر ۱۶، ۴۰، روایات از طرق اهل بیت{{عم}} نیز در رابطه با اختصاص تحقق این وعده به عصر مهدی موعود بسیار زیاد است.</ref>. و [[دولت جهانی]] اسلام برپا میشود؛ زیرا مراد از واژه اظهار در [[آیات قرآن]]، [[پیروزی]] و [[استیلا]] است نه اینکه صرفاً با [[دلایل]] و [[براهین]] تنها در عرصه نظری پیروز میگردد،؛ چراکه چنین پیروزی همیشه برای اسلام فراهم بوده است و [[بشارت]] [[خداوند]] بر امری تعلق میگیرد که در [[آینده]] واقع خواهد شد. [[فخر رازی]] هم در [[تفسیر]] خود به همین مطلب [[استدلال]] کرده است<ref>تفسیر کبیر ۱۶، ۴۰.</ref>. | |||
۲. '''جانشینی مؤمنان صالح''': | |||
#{{متن قرآن|وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ}}؛ و در [[حقیقت]]، در [[زبور]] پس از [[تورات]] نوشتیم که [[زمین]] را [[بندگان شایسته]] ما به [[ارث]] خواهند برد<ref>انبیا، ۱۰۵.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}}؛ [[خدا]] به کسانی از شما که [[ایمان]] آورده و کارهای شایسته کردهاند، [[وعده]] داده است که حتماً آنان را در [[زمین]] [[جانشین]] قرار دهد؛ همانگونه که کسانی را که پیش از آنان بودند جانشین [خود] قرار داد، و آن [[دینی]] را که برایشان [[پسندیده]] است به سودشان مستقر کند، و بیمشان را به ایمنی مبدل گرداند، [تا] مرا [[عبادت]] کنند و چیزی را با من [[شریک]] نگردانند، و هر کس پس از آن به [[کفر]] گراید؛ آنانند که نافرمانند<ref>نور، ۵۵.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلاة وَآتَوُا الزَّكَاة وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَة الأُمُورِ}}؛ همان کسانی که چون در زمین به آنان [[توانایی]] دهیم، [[نماز]] برپا میدارند و [[زکات]] میدهند و به کارهای پسندیده وامیدارند، و از [[کارهای ناپسند]] باز میدارند، و فرجام همه کارها از آنِ خداست<ref>حج، ۴۱.</ref>. | |||
اولین [[آیه]] [[مبارک]] خبر میدهد که قضای حتمی [[الهی]]، [[پاداش]] [[التزام]] به خط ایمان و [[نیکی]] - گذشته از [[پاداش اخروی]] - پاداشی [[دنیوی]] است که همان [[وراثت زمین]] و [[حکومت]] بر آن باشد؛ آنجا که همواره در [[دنیا]] و [[آخرت]] پایان کار را از آن [[پرهیزگاران]] دانسته است<ref>تفسیر المیزان ۱۴، ۳۲۹- ۳۳۱.</ref>، آیه دوم بر این نکته تصریح مینماید که آنان که [[خداوند متعال]] حتماً آنان را در زمین جانشین قرار خواهد داد، از میان [[مسلمانان]]، کسانی هستند که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند؛ کسانی که در زمین مورد [[استضعاف]] واقع شده [[اجازه]] عبادت آزادانه به آنها داده نمیشد. | |||
آیه مزبور بر این نکته [[تأیید]] مینماید که این افراد، به دینی که خداوند متعال برای آنان خواسته است گردن مینهند. چنانکه از [[تدبر]] در این دو آیه بر میآید هر دو آیه در باره عصر [[ظهور مهدوی]] بحث میکنند<ref>مرحوم [[علامه طباطبائی]] در [[تفسیر المیزان]] سایر اقوال را که [[مفسران]] در این باب آوردهاند مورد موشکافی قرار داده و ثابت کرده است که این نظریات با دلالات آیهای که نمیتوان جز بر [[دولت مهدوی]] تفسیرش کرد [[هماهنگی]] ندارد. | |||
ر.ک: [[المیزان]] ۱۵، ۱۵۱- ۱۵۷.</ref>. | |||
۳. '''ایجاد جامعه خالص توحیدی''': با استناد به آنچه گذشت روشن میشود که یکی از ویژگیهای عصر [[مهدی موعود]]{{ع}} این است که زمام امور [[جامعه بشری]] کاملًا در دست [[صالحان]] قرار میگیرد؛ آنان که در [[زمین]] مورد [[استضعاف]] قرار گرفته و [[نمایندگان]] [[اسلام ناب]] هستند و چون [[خداوند متعال]] آنان را در زمین دارای [[قدرت]] و [[حکومت]] میکند [[نماز]] به پا میدارند و [[زکات]] میپردازند و [[امر به معروف و نهی از منکر]] مینمایند؛ یعنی جامعهای خالص و [[توحیدی]] برپا میکنند که در کمال [[امنیت]] فقط [[خدا]] در آن پرستیده شود و ترسی از هیچ [[کافر]] و منافقی در آن راه نداشته باشد. آنان بدین ترتیب همه شرایطی را که برای تحقق [[حقیقت]] [[عبادت]] [[خداوند]] و [[تکامل]] [[انسانی]] در [[سایه]] آن لازم است، فراهم میکنند. | |||
در چنین زمانی هیچ [[حجت]] و بهانهای برای کسانی که راه [[کفر]] را برگزینند باقی نمیماند و به تعبیر [[آیه]]: {{متن قرآن|فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}} آنانند که نافرمانند؛ زیرا با وجود فراهم بودن همه شرایط لازم برای رفتن به [[راه مستقیم]]، از آن رویگردان شدهاند و این یکی دیگر از ویژگیهای عصر [[مهدی منتظر]]{{ع}} و توجیه کننده اخباری است که از [[شدت عمل]] آن حضرت با [[منحرفان]] سخن گفتهاند. | |||
۴. '''تحقق هدف مورد نظر از خلقت نوع بشر''': خداوند متعال میفرماید: {{متن قرآن|وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِنسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ}}؛ و [[جن]] و انس را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند<ref>ذاریات، ۵۶.</ref>. | |||
این آیه [[شریف]] بر [[انحصار]] [[هدف از خلقت انسان]] در عبادت [[خداوند متعال]] دارد<ref>تفسیر المیزان ۱۸، ۳۸۶- ۳۸۹.</ref>، این همان چیزی است که از نظر فردی و [[اجتماعی]] در سایه [[دولت]] مهدی موعود{{ع}} به کاملترین شکل محقق خواهد شد و در بخش گذشته نیز به آن اشاره کردیم. | |||
[[شهید سید محمد صدر]] بحثی [[تفسیری]] [[عقیدتی]] را عنوان کرده است که در آن برای [[اثبات]] [[حتمی بودن ظهور]] دولت مهدی موعود{{ع}} به همین آیه استناد کرده است<ref>تاریخ الغیبة الکبری، ۲۳۳ به بعد.</ref>. و از آنجا که [[تخلف]] مخلوق از [[هدف]] خلقتش محال است، تحقق این هدف امری حتمی است. [[آیه]] مزبور نیز در رابطه با این هدف، از نوع [[بشر]] صحبت کرده است که [[عبادت]] [[حقیقی]] در عرصه فرد و [[اجتماع]] در کل این نوع محقق خواهد گردید و این امری است که در طول [[تاریخ]] [[حیات انسان]] بر [[کره زمین]] یعنی از زمانی که اولین [[انسان]] بر این کره نازل گردید تا کنون محقق نشده است. پس باید [[معتقد]] باشیم که این امر حتماً در [[آینده]] محقق خواهد شد؛ در دولتی [[الهی]] که [[جامعه توحیدی]] صالحی را ایجاد کند که عبادت کننده [[خدا]] باشد؛ خدایی که تنها است و هیچ شریکی ندارد. این همان [[دولت مهدوی]] است که [[آیات]] [[کریم]] و به آن اشاره داشته و [[روایات]] [[شریف]] منقول از [[فریقین]] که پیشتر گذشت بر آن تصریح دارند. | |||
۵. '''از میان رفتن [[ارتداد]] از [[دین]] حق''': [[خداوند متعال]] میفرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّة عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّة عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَة لائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}؛ ای کسانی که [[ایمان]] آوردهاید، هر کس از شما از دین خود برگردد، به زودی خدا گروهی [دیگر] را میآورد که آنان را [[دوست]] میدارد و آنان [نیز] او را دوست دارند. [اینان] با [[مؤمنان]]، [[فروتن]]، [و] بر [[کافران]] سرفرازند. در [[راه خدا]] [[جهاد]] میکنند و از [[سرزنش]] هیچ ملامتگری نمیترسند. این فضل خداست. آن را به هر که بخواهد میدهد، و خدا گشایشگر [[دانا]] است<ref>مائدة، ۵۴.</ref>. | |||
مرحوم [[علامه طباطبایی]] برای [[اثبات]] اینکه این آیه از عصر [[ظهور مهدوی]] سخن میگوید و منظور از ارتداد از [[دین حق]] در این آیه باقی بودن بر [[ظواهر]] [[اسلام]] و در عین حال علاقهمندی به [[یهود]] و [[نصاری]] و [[پیروی]] از آنان در نحوه [[زندگی]] در [[شئون]] مختلف آن است که امروزه [[شاهد]] آن هستیم، بحثی [[تفسیری]] [[قرآنی]] [[روایی]] عنوان کرده است با این مضمون که این همان ارتدادی است که آیات قبل از این [[آیه]]، از آن [[نهی]] کردهاند؛ آیاتی که از [[انحرافی]] سخن به میان میآورند که قبل از [[پیروزی]] [[مهدوی]] دامنگیر [[جهان اسلام]] میشود<ref>تفسیر المیزان ۵، ۳۶۶- ۴۰۰، و ر.ک: تفسیر شیخ اسعد بیوض التمیمی در باره همین آیات در کتاب «زوال اسرائیل حتمیة قرآنیة»، ۱۲۰- ۱۲۴.</ref>. | |||
بنا بر این از ویژگیهای عصر [[دولت مهدوی]] از میان رفتن [[ارتداد]] از [[دین حق]] یا [[پیروی]] از [[یهود]] و [[نصاری]] در نحوه [[زندگی]] و بازگرداندن [[مسلمانان]] به طریقه [[اسلامی]] در [[شئون]] مختلف زندگی است، و این دقیقاً با سایر خصوصیات [[عصر مهدوی]] که [[آیات]] سابقه بر آن دلالت دارند، تطبیق میکند.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۴]]، ج۱۴، ص ۲۷۸.</ref>. | |||
===تاریخ ظهور حضرت مهدی{{ع}}=== | |||
[[احادیث شریف]] آوردهاند که آن حضرت{{ع}} در یکی از سالهای فرد قمری<ref>ارشاد شیخ مفید ۲، ۳۷۹ و به نقل از آن، الفصول المهمة، ۳۰۲ اثبات الهداة ۳، ۵۱۴.</ref> و در [[روز جمعه]] ظهور میفرمایند<ref>اثبات الهداة ۳، ۴۹۶.</ref>، و مطابق با آنچه در سایر [[روایات]] آمده است خروج آن حضرت در [[روز]] [[شنبه]] [[دهم محرم]] به وقوع خواهد پیوست<ref>شیخ طوسی، تهذیب الاحکام ۴، ۳۰۰ و ۳۳۳، سید ابن طاووس، اقبال الاعمال، ۵۵۸، کمالالدین، ۶۵۳، غیبت طوسی، ۲۷۴، مقدسی شافعی، عقد الدرر، ۶۵، متقی هندی، البرهان فی علامات مهدی آخر الزمان، ۱۴۵.</ref>، شاید هم بتوان میان این دو تاریخ این گونه جمع کرد که ظهور آن حضرت در روز جمعه باشد و در آن روز در [[مسجد الحرام]] [[خطبه]] بخواند و خروجش به سمت [[کوفه]] در روز شنبه باشد.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۴]]، ج۱۴، ص ۲۸۳.</ref>. | |||
===مکان ظهور و آغاز قیام آن حضرت{{ع}}=== | |||
دستهای از روایات آوردهاند که ابتدای ظهور آن حضرت از [[مدینه منوره]] بوده و [[اعلان]] قیامش در [[مکه مکرمه]] و مسجد الحرام خواهد بود<ref>متقی هندی، برهان، ۱۴۴.</ref>؛ آنجا که [[حرکت]] خود را آغاز نموده و با ایراد خطبه کوتاهی که دارای مضامین مهمی است [[مردم]] را به سوی خود فرامی خواند. متن این خطبه از حضرت [[امام محمد باقر]]{{ع}} در ضمن [[حدیثی]] طولانی که در رابطه با ظهور نواده بزرگوارش [[حضرت مهدی]]{{ع}} بیان شده، [[روایت]] شده است. ایشان در بخشی از این روایت فرمودهاند: | |||
... سپس به [[مقام ابراهیم]] میرسد و در نزد آن دو رکعت [[نماز]] میخواند، سپس مردم را در باره [[حق]] خود به [[خداوند]] [[سوگند]] داده، میگوید: | |||
ای مردم ما در برابر کسانی که بر ما [[ستم]] روا داشته و [[حق]] ما را از ما سلب نمودند از [[خداوند متعال]] [[طلب یاری]] میکنیم. هر کس با [[خدا]] درباره ما به [[محاجه]] بپردازد من از همه مردم به [[خداوند]] سزاوارتر هستم، و هر کس درباره [[آدم]] با ما به محاجه بپردازد من از همه مردم به آدم سزاوارتر هستم، و هر کس با نوح درباره ما به محاجه بپردازد من از همه مردم به نوح سزاوارتر هستم، و هر کس با ابراهیم درباره ما به محاجه بپردازد من از همه مردم به ابراهیم سزاوارتر هستم، و هر کس با محمد درباره ما به محاجه بپردازد من از همه مردم به محمد سزاوارتر هستم، و هر کس با [[پیامبران]] درباره ما به محاجه بپردازد من از همه مردم به پیامبران سزاوارتر هستم، و هر کس با [[کتاب خدا]] با ما به محاجه بپردازد من از همه مردم به کتاب خدا سزاوارتر هستم، من امروز [[شهادت]] میدهم و همه [[مسلمانان]] نیز شهادت میدهند که ما مورد ستم واقع شده طرد گشته و بر ما [[تجاوز]] نموده از [[دیار]] و [[اموال]] و [[خاندان]] خود به [[قهر]] رانده شدیم، و حال، هر [[مسلمانی]] را در [[راه خدا]] به [[یاری]] میطلبیم<ref>تفسیر عیاشی ۱، ۶۵، شیخ مفید، اختصاص، ۲۵۶.</ref>. | |||
در [[روایت]] دیگری که [[نعیم بن حماد]] که از [[مشایخ]] [[بخاری]] است آن را با سلسله سند خود از [[حضرت امام باقر]]{{ع}} نقل کرده است نیز خطبهای از آن حضرت نقل شده است که شاید دومین خطبهای باشد که آن حضرت در همان مکان اما بعد از [[نماز عشا]] بیان میفرماید. نعیم از [[امام باقر]]{{ع}} نقل میکند که فرمود: | |||
... پس چون نماز عشا را به جا میآورد با صدای بلند فریاد میکند: ای مردم من خدا را و جایگاه شما در نزد او را به یادتان میآورم، خداوند متعال بر شما حجتی قرار داده و پیامبران و [[کتابهای آسمانی]] را بر شما فرو فرستاده و شما را [[فرمان]] داده است که برای او شریکی قرار ندهید و همواره از او و پیامبرش [[پیروی]] نمایید، فرمان داده که آنچه [[قرآن]] زندهاش کرده زنده بدارید و آنچه قرآن نابودش ساخته نابود کنید، فرمان داده تا همواره یاری دهنده [[راه هدایت]] و حامل بار [[پرهیزگاری]] باشید که پایان و نابودی [[دنیا]] نزدیک شده و بانگ [[وداع]] برآورده است. من شما را به سوی [[خدا]] و [[رسول خدا]]، عمل به [[کتاب خدا]]، [[میراندن]] [[باطل]] و [[زنده کردن]] سنتش فرا میخوانم...<ref>نعیم بن حماد، الملاحم والفتن، ۹۵، عقد الدرر ۱۴۵، متقی هندی، برهان، ۱۴۱، الحاوی للفتاوی الحدیثیة ۲، ۷۱، سفارینی، کتاب اللوائح ۲، ۱۱.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۴]]، ج۱۴، ص ۲۸۴.</ref>. | |||
===تأملی در دو خطبه اعلان قیام=== | |||
در خطبه اول میبینیم آن حضرت بر مورد [[خطاب]] قرار دادن [[پیروان]] همه [[ادیان آسمانی]] تأکید دارد؛ امری برخواسته از [[جهانی بودن]] این [[قیام]] [[دینی]] که [[نماینده]] خط همه [[انبیا]] بوده به همه اهداف بلندی که همه [[پیامبران الهی]] منادی آن بودند فرامی خواند. و نیز بر این نکته تأکید میکند که او خود سمبل [[مکتب]] [[ثقلین]] یعنی [[قرآن و عترت]] است؛ وی نماینده [[اهل بیت]]{{عم}} است که ثقل دوم بوده و هرگز از ثقل اول یعنی [[قرآن کریم]] جدا شدنی نیست به همین جهت آنان سزاوارترین و آشناترین [[مردم]] به [[کتاب خداوند]] و آنچه در [[قرآن]] آمده و راههای [[هدایت]] [[بشریت]] با [[نور هدایت]] آسمانی قرآن میباشند. | |||
سپس به عنوان نکته سوم به [[مظلومیت اهل بیت]]{{عم}} و در معرض انواع [[ستم]] و [[تجاوز]] قرار گرفتن آنها اشاره مینماید؛ امری که منجر به [[غیبت]] آخرین تن از آنان گردید. و همه این امور، از [[خواستههای نفسانی]] [[طاغوتها]] و [[جاه]] پرستان برای [[انحصارطلبی]] و [[بازی]] با [[اموال]] و جانهای مردم و بازداشتن اهل بیت{{عم}} از برقرار کردن [[عدل الهی]] و [[رهبری]] مردم به [[راه راست]]، سرچشمه میگیرد. | |||
سپس آن حضرت از همه [[مسلمانان]] برای دفع این [[مظلومیت]] که موجب خیر برای همه بشریت است [[استمداد]] میکند؛ زیرا سپردن زمام امور به کسی که نماینده خط پیامبران الهی و همسنگ قرآن کریم است، به معنی تحقق [[اهداف]] [[عدالت الهی]] است. البته آن حضرت{{ع}} ابتدا از [[قدرت]] لایزال [[خداوند متعال]] [[طلب یاری]] مینماید که این خود [[نشانه]] [[پیروزی]] حتمی قیام مصلحانه او است. وی همان مضطری است که به تعبیر قرآن اگر [[دعا]] کند دعایش پذیرفته خواهد شد و او همان ولی دمِ مقتول است که باز به تعبیر قرآن کریم حتماً از جانب [[خداوند]] مورد [[نصرت]] و [[یاری]] واقع خواهد گردید. و آن حضرت با این بیان مردم را برای یاری خود [[ترغیب]] مینماید تا به [[سعادت دنیا]] و [[آخرت]] برسند و از [[خواری]] و [[عذاب]] [[دنیا]] و عذاب آخرت که بسیار سختتر است در [[امان]] بمانند.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۴]]، ج۱۴، ص ۲۸۶.</ref>. | |||
===اعلام اهداف قیام=== | |||
در [[خطبه]] دوم که [[حضرت مهدی]]{{ع}} پس از [[نماز عشا]] ایراد میفرمایند به بیان اهداف کلی [[قیام]] خود میپردازد؛ اهدافی که برای رسیدن به آنها از [[مردم]] [[استمداد]] میکند؛ اهدافی که از دیگر روی، گرفتن [[انتقام]] [[مظلومیت اهل بیت]] و [[مکتب]] و راه آنان است. آن حضرت اولین [[هدف]] کلی خود را اقامه [[توحید]] اعلام میکند؛ توحید خالصی که [[انبیا]]{{عم}} برای نیل به آن [[مبعوث]] شده و [[کتابهای آسمانی]] نازل گشته است. و چنین هدفی تنها از راه [[عبادت]] [[خداوند تبارک و تعالی]] و [[پیروی از پیامبر]] [[خدا]]{{صل}} و از طریق [[زنده کردن]] آنچه [[قرآن]] زندهاش داشته و [[میراندن]] آنچه قرآن نابودش ساخته که همان [[بدعتها]]، [[شرک]] و عبودیتهای بیاساس است میسر میگردد. پس [[دعوت]] [[امام زمان]]{{ع}} همان دعوت به [[خداوند]] عز و جل و توحید و دعوت به [[پیامبر خدا]]{{صل}} و عمل به [[سنت]] او که متصل به خداست، میباشد. | |||
بنا بر این استمداد آن حضرت از مردم برای گرفتن انتقام [[اهل بیت]] [[نبوت]] به معنی دعوت به هدف آنان و [[همیاری]] در [[پرهیزگاری]] است.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۴]]، ج۱۴، ص ۲۸۷.</ref>. | |||
===پاسخ مردم به استمداد آن حضرت و بیعت با او=== | |||
اولین کسانی که در همان مکان ایراد خطبه و [[یاری]] جستن حضرت مهدی از [[مسلمانان]]، برای بیعت با او میشتابند، برگزیدهترین [[یاران]] آن حضرت به شمار میآیند: | |||
پس در میان [[رکن و مقام]] سیصد و اندی نفر به تعداد [[اهل]] [[بدر]]، با آن حضرت بیعت میکنند. در میان آنان نجبای [[اهل مصر]]، [[ابدال]] [[اهل شام]] و [[اخیار]] [[اهل عراق]] میباشند<ref>غیبت طوسی، ۲۸۴، و به نقل از آن، بحار الانوار ۵۲، ۳۳۴، اثبات الهداة ۳، ۵۱۷، ۵۱۸.</ref>. | |||
از دسته دیگری از [[احادیث]] که در [[منابع اهل سنت]] [[روایت]] شده استفاده میشود ظهور آن حضرت و بیعت با او پس از [[اختلاف]] و درگیری میان [[قبایل]] [[حجاز]] صورت میپذیرد و ایشان ابتدا از قبول بیعت سر باز زده و و [[خطاب]] به [[بیعت کنندگان]] میفرماید: وای بر شما، چه بسا بیعتهایی که شکستید و خونهایی که ریختید!<ref>مستدرک [[حاکم]] ۴، ۵۰۳، [[ابن حجر]]، القول المختصر، ۱۸، [[متقی هندی]]، [[برهان]]، ۱۴۳، [[عقد الدرر]]، ۱۰۹، [[معجم احادیث الامام المهدی]]{{ع}} ۱، ۴۴۹.</ref>، به نظر میرسد که این عدم قبول بیعت اقدامی در جهت [[آگاه کردن]] بیعت کنندگان به [[مسئولیت]] و پیامدهای بیعت و [[مأموریت]] مهمی که روی بدان آوردهاند، باشد. نظیر کاری که جدش [[حضرت امیر المؤمنین]] علی{{ع}} وقتی [[مردم]] بعد از [[قتل عثمان]] برای بیعت با آن حضرت روی آوردند انجام داد. | |||
از دسته دیگری از [[احادیث]] استفاده میشود که [[نهضت]] [[زمینهسازان ظهور امام زمان]]، در زمانی که آن حضرت در [[مکه]] هستند از راه دور با آن حضرت بیعت میکنند و سپس بیعت خود را حضوراً تجدید مینمایند<ref>فتن ابن حماد، ۸۳- ۸۴، الحاوی للفتاوی ۲، ۶۷، البرهان، ۱۱۸.</ref>. | |||
بعضی از احادیث هم تصریح دارند که [[اصحاب خاص]] آن حضرت یعنی [[سیصد و سیزده نفر]] به صورت [[اعجاز]] یا با [[وسایل نقلیه]] پیشرفته و سریع در مکه حضور پیدا میکنند تا [[ظهور امام]] را دریافته و با آن حضرت بیعت کنند<ref>غیبت نعمانی، ۳۱۵، اثبات الهداة ۳، ۴۵۳.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۴]]، ج۱۴، ص ۲۸۸.</ref>. | |||
===خروج آن حضرت به سمت کوفه و پاکسازی جبهه داخلی=== | |||
آن [[حضرت]] با سپاهیانش به سمت کوفه [[حرکت]] میکند و آن [[شهر]] را پس از فرونشستن [[فتنه سفیانی]] و بروز پدیده [[خسف]] در منطقه بِیدا<ref>تفسیر الطبری ۲۲، ۷۲، تذکره قرطبی ۲، ۶۹۳، سنن دارمی، ۱۰۴، مسند احمد ۶، ۲۹۰، صحیح مسلم ۴، ۲۲۰۸، سنن ابو داوود ۴، ۱۰۸، سنن ابن ماجه ۲، ۱۳۵۱، سنن ترمذی ۴، ۴۰۷، تاریخ بخاری ۵، ۱۱۸، سنن نسائی ۵، ۲۰۷. و احادیث خسف سپاه سفیانی بسیار است که در صحاح و سایر کتب اهل سنت و نیز از طرق اهل بیت{{عم}} روایت شده است.</ref>، مقر حرکت نظامی خود قرار میدهد<ref>بحار الانوار ۵۲، ۳۰۸، اثبات الهداة ۳، ۵۸۳، ۵۲۷، ۴۹۳.</ref>. | |||
و در شهر [[نجف]]، [[پرچم پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} را که در نزد او به [[ودیعت]] نهاده شده است بر میافرازد<ref>تفسیر عیاشی ۱، ۱۰۳، غیبت نعمانی، ۳۰۸، کمال الدین، ۶۷۲.</ref>. و فرشتگانی که در [[جنگ بدر]] به [[یاری]] جدش [[پیامبر]] آمده بودند به یاری او نیز میآیند<ref>تفسیر عیاشی ۱، ۱۹۷، اثبات الهداة ۳، ۵۴۹.</ref>. [[احادیث شریف]] ذکر میکنند که آن حضرت و سپاهیانش در ابتدای حرکت نظامی خود با [[مشکلات]] و سختیهایی رو به رو میشوند<ref>غیبت نعمانی، ۲۹۷.</ref> و جنگهای آن حضرت برای پاکسازی جبهه داخلی هشت ماه و [[نبرد]] کلی آن حضرت بیست سال به طول میانجامد<ref>اثبات الهداة ۳، ۴۶۹ نسبت به مدت اول، و روایت ابن حماد، ۱۲۷ میگوید: نبردهای آن حضرت بیست سال طول میکشد.</ref>. | |||
نکته مورد توجه این است که مسیر انتخابی آن حضرت{{ع}} همان مسیری است که جدش [[امام حسین]]{{ع}} در [[نهضت]] [[شهادت]] طلبانه خود از [[مکه]] به کوفه [[انتخاب]] کرد. که البته در میان راه از رفتن آن حضرت به آن [[شهر]] جلوگیری به عمل آمد. اما نوادهاش [[حضرت مهدی]]{{ع}} به این شهر وارد شده و اهدافی را که جدش [[سید الشهدا]]{{ع}} دنبال میکرد را برآورده میسازد. | |||
هنگامی که آن حضرت وارد [[شهر کوفه]] میشود، سه [[پرچم]] را در آن شهر در اهتزاز میبیند<ref>ارشاد، ۳۶۲، غیبت طوسی، ۲۸۰.</ref> آن حضرت [[آشفتگی]] اوضاع آن شهر را با برافراشتن پرچم [[محمدی]] که در نزد آن حضرت به [[ودیعت]] نهاده شده است برطرف کرده یک پرچم در آن شهر برمیافرازد و در نبرد با فرقهای که [[روایات]] [[شریف]] آن را «[[بتریه]]» خواندهاند باقی مانده [[نفاق]] را در آن شهر نابود میسازد<ref>دلائل الامامة، ۲۴۱، غیبت طوسی، ۲۸۳.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۴]]، ج۱۴، ص ۲۸۹.</ref>. | |||
===وارد شدن آن حضرت به بیت المقدس و نزول حضرت عیسی{{ع}}=== | |||
بسیاری از روایات تصریح میکنند که حضرت مهدی{{ع}} با [[سپاهیان]] خود وارد بیت المقدس میشوند و این مسأله با رویدادی بس مهم همراه میشود و آن [[نزول]] [[پیامبر خدا]] [[حضرت مسیح]] [[عیسی بن مریم]]{{ع}} است که علاوه بر روایات شریف [[روایت]] شده در کتابهای معتبر [[شیعه]] و [[اهل]] سنت<ref>صحیح بخاری ۴، ۳۰۵، مسلم ۱، ۱۳۶، تاریخ بخاری ۷، ۲۳۳، سنن ابن ماجة ۲، ۱۳۵۷، سننترمذی ۴، ۵۱۲، صحیح بخاری ۳، ۱۰۷، فِتَن ابن حماد، ۱۰۳ وبسیاری دیگر از منابع که از طرق فریقین این امر را روایت کردهاند.</ref>، متون [[انجیل]] نیز مژده بازگشتش را دادهاند. [[احادیث]] ذکر کردهاند که [[نماز جماعت]] صبح برگزار میشود و [[حضرت عیسی]] [[دعوت]] حضرت مهدی{{ع}} را برای [[امامت]] نمیپذیرد و پشت سر آن حضرت [[نماز]] میخواند و در عدم [[پذیرش امامت]] چنین [[استدلال]] میکند که نماز به [[یمن]] [[وجود حضرت مهدی]] برپا و برقرار شده است و برای تأکید بر [[خاتمیت]] [[رسالت محمدی]]، پشت سر آن حضرت به نماز میایستد. این کمک بزرگی به [[انقلاب حضرت مهدی]]{{ع}} میباشد؛ زیرا [[جهان غرب]] که [[اکثریت]] آنها را مسیحیان تشکیل میدهند متوجه این مسأله میشوند. | |||
البته اینطور بر میآید که وارد شدن حضرت مهدی به [[سرزمین]] [[قدس]] باید بعد از [[آزاد]] شدن آن از [[فساد]] [[یهود]] و برچیده شدن [[حاکمیت]] آنان از آن منطقه باشد؛ لذا میتوان گفت که ممکن است دخول آن حضرت به آن سرزمین پس از پاکسازی [[جبهه]] داخلی و به عنوان مقدمهای برای [[رویارویی با دشمنان]] خارجی [[اسلام]] یا به تعبیر روایات: [[روم]]، و فتح کل [[زمین]] باشد. و شاید از همین موضوع بتوان سر اینکه [[حضرت عیسی]]{{ع}} در این [[وقت]] و همزمان با دخول حضرت مهدی{{ع}} به [[بیت المقدس]] نازل میشود دریافت.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۴]]، ج۱۴، ص ۲۹۰.</ref>. | |||
===کشته شدن دجال و پایان حاکمیت تمدنهای مادی=== | |||
بیشتر روایاتی که در باره [[نزول حضرت عیسی]]{{ع}} سخن گفتهاند این نکته را متذکر شدهاند که آن حضرت صلیبها را میشکند و [[مسیحیان]] از [[اعتقاد]] به خدایی او دست برمیدارند<ref>سیوطی، الدر المنثور ۲، ۳۵۰.</ref> سپس دَجال به دست حضرت عیسی یا با کمک او به [[دست حضرت مهدی]]{{عم}} کشته میشود؛ کسی که سمبل تمدنهای مادیاست. | |||
با بازگشتن مسیحیان از اعتقاد به خدایی حضرت عیسی{{ع}} و [[مشاهده]] [[همکاری]] [[پیامبر]] خود با حضرت مهدی{{ع}} که آخرین پیشوای اسلام است راهِ گرویدن آنها که بیشترین نسبت ساکنان زمین را تشکیل میدهند به [[دین اسلام]] هموار میشود و در نتیجه مأموریتهای مهم [[قتل دجال]]، نابودی تمدنهای طاغوتی، فتح زمین، اقامه [[دولت عدل جهانی]] اسلام، آغاز عملیات سازنده و [[اصلاحی]] و محقق شدن [[اهداف پیامبران]]{{عم}} بدین وسیله میسر میگردد. | |||
این مختصری از بیان سرفصلهای اصلی بود که [[حرکت حضرت مهدی]]{{ع}} [[پس از ظهور]] آنها را به انجام میرساند و هر کدام از آنها دارای شرح و تفصیل زیادی است که اینجا مجال بیان آنها نیست. به همین جهت با [[رعایت]] همان اختصار به بحث از [[سیره]] و روش آن حضرت پس از ظهور در بارزترین عرصهها و سپس به بیان ویژگیهای عصر آن حضرت میپردازیم.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۴]]، ج۱۴، ص ۲۹۱.</ref>. | |||
===سیره مهدی{{ع}} سیره رسول الله{{صل}}=== | |||
[[احادیث]] چنین دلالت میکنند که روش آن حضرت همان روش جدش [[رسول خدا]]{{صل}} است؛ همو که فرمود: | |||
{{متن حدیث|بُعثت بین جاهلیتین لُاخراهما شر من أولاهما}}؛ | |||
من در میان دو [[جاهلیت]] [[مبعوث]] شدم که آخرینشان بدتر از اولین آنها است.<ref>امالی شجری ۲، ۷۷.</ref> و بسیاری از مظاهر جاهلیت دوم که بدترین است را برای [[امت]] خود بیان فرمود. | |||
مهدی{{ع}} نیز: همان کاری را میکند که رسول خدا{{صل}} انجام داد، وی چنانکه که رسول خدا{{صل}} آنچه قبل از او بود ویران کرد. آنچه قبل از او است ویران میکند و [[اسلامی]] جدید را از ابتدا بنیاد مینهد.<ref>غیبت نعمانی، ۲۳۲، مقدسی شافعی، عقد الدرر، ۲۲۷، تهذیب الاحکام ۶، ۱۵۴.</ref> [[پیامبر اکرم]]{{صل}} خود نیز بسیار از [[غربت اسلام]] پس از خود، سخن گفته و [[مسلمانان]] این احادیث را از حضرتش نقل کرده اند<ref>مسند احمد ۱، ۱۸۴، صحیح مسلم ۱، ۱۳۰، سنن ابن ماجة ۲، ۱۳۱۹، ترمذی ۵، ۱۸.</ref>. | |||
پس [[حضرت مهدی]]{{ع}} چنانکه جدش جاهلیت اول را نابود کرد، جاهلیت دوم را نابود کرده [[اسلام]] را که دوباره گرد [[غربت]] بر سرو رو گرفته از نو بنا مینهد. اما به دلیل تفاوت شرایط و خصوصیات زمانی میان پیامبر اکرم{{صل}} و حضرت مهدی{{ع}} به ناچار تفاوتهایی میان [[سیره]] آن دو [[بزرگوار]] نیز یافت میشود. و این ویژگیهای زمانی است که این تفاوتها را [[تفسیر]] میکند که بعضی از آنها را در [[سیاستهای نظامی]]، [[قضایی]]، [[اداری]]، [[دینی]] و... آن حضرت میتوان ملاحظه کرد. به همین دلیل تفاوتهایی از این دست نمیتواند به یکی بودن سیره این دو بزرگوار خدشهای وارد کند.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۴]]، ج۱۴، ص ۲۹۲.</ref>. | |||
===احیای سنت و آثار پیامبر {{صل}}=== | |||
[[حرکت]] مصلحانه بزرگ حضرت مهدی{{ع}} بر اساس [[احیای سنت محمدی]] و اقامه آن، که قوام همه [[ارزشهای اسلامی]] به آن میباشد [[استوار]] است. پیامبر اکرم{{صل}} نیز فرمودهاند: مردی از [[عترت]] من برای [[سنت]] من [[مبارزه]] میکند چنانکه من برای [[وحی]] مبارزه کردم.<ref>ابن حماد، فتن، ۱۰۲، ابن حجر، القول المختصر، ۷، متقی، برهان، ۹۵.</ref> و او کاملًا پا جای پای من میگذارد.<ref>القول المختصر، ۱۰، ابن عربی، الفتوحات المکیة ۳، ۳۳۲.</ref> و اومردی از من است، نامش نام من بوده، و [[خداوند]] مرا در او [[حفظ]] میکند و او به سنت من عمل میکند.<ref>اثبات الهداة ۳، ۴۹۸.</ref> | |||
پس او آثار پیامبر را آشکار میکند.<ref>اثبات الهداة ۳، ۴۵۴.</ref> وی [[مردمان]] را به سنة [[رسول الله]]{{صل}} فرا میخواند. پس او [[تجدید کننده]] آن است همانگونه که مجدد اسلام است و آنچه از آن پوشیده یا پوشانیده شده است را آشکار میسازد. وی «[[مهدی]]» نامیده شده است زیرا [[مردم]] را به «امری پنهان مانده که [[اکثریت]] مردم [[جامعه]] از آن [[غافل]] ماندهاند» [[هدایت]] میکند<ref>سنن دارمی، ۱۰۱، فتن ابن حماد، ۹۸، عقد الدرر، ۴۰، اثبات الهداة ۳، ۵۲۷.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۴]]، ج۱۴، ص ۲۹۳.</ref>. | |||
===سختگیری آن حضرت با خود و نرمخویی او با امت=== | |||
[[سیره حضرت مهدی]]{{ع}} در باره خود و امتش دقیقاً تجسم عینی [[حاکم]] نمونه [[اسلامی]] است که [[حکومت]] برای او تنها وسیلهای برای [[خدمت به مردم]] و هدایت آنان است نه منبعی برای کسب درآمدهای کلان، [[ستمگری]]، [[سوء استفاده]] از [[اموال عمومی]] و به [[بردگی]] کشیدن مردم. آن [[بزرگوار]] تصویر همان حاکمی را [[احیا]] میکند که پیش از او دو جد گرامیش یعنی [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و جانشینش [[حضرت علی]]{{ع}} آن را به بهترین شکل پیاده کردهاند. | |||
[[سیره]] آن حضرت نسبت به خود این گونه است: لباسش جز [[لباس خشن]] و خوراکش جز نان جو خشک و خالی نیست.<ref>ر.ک: کافی ۱، ۴۱۱، اثبات الهداة ۳، ۵۱۵.</ref> و او کسی است که از [[خداوند]] میترسد، سنگی بر سنگ نمیگذارد و جز برای اقامه [[حد الهی]] در حکومتش تازیانهای بر کسی نواخته نمیگردد<ref>ملاحم ابن طاووس: ۱۳۲.</ref> اما با [[امت]] خود [[رئوف]] و [[مهربان]] است و او را به این صفت خواندهاند که: گویا [[فقیران]] را از [[اموال]] و [[عطایا]] [[بینیاز]] میکند<ref>فتن ابن حماد، ۹۸، عقد الدرر، ۲۲۷.</ref>، وی دارای [[سعه صدر]] بسیار بوده امت او را [[پناهگاه]] و [[ناجی]] خود میدانند و چون زنبورهای عسل که به [[ملکه]] خود پناه میبرند بدو [[پناهنده]] میشوند.<ref>ابن حماد، ۹۹، سیوطی، الحاوی ۲، ۷۷.</ref> یا همچون زنبورهایی که به [[خانه]] خود پناه میبرند<ref>متقی هندی، برهان، ۷۸.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۴]]، ج۱۴، ص ۲۹۴.</ref>. | |||
===سیره قضایی=== | |||
[[مهدی موعود]]{{ع}} کسی است [[خداوند متعال]] به دست او [[زمین]] را آکنده از [[عدل و داد]] میکند چنان که پر از [[ستم]] و [[بیداد]] شده باشد که در این باره [[روایات متواتر]] از پیامبر اکرم{{صل}} نیز وارد شده است و به ثمر رسیدن این [[مأموریت]] مهم نیاز به روش [[قضایی]] قاطعی دارد، به همین جهت [[سیره قضایی]] [[حضرت مهدی]]{{ع}} همان سیره جدش حضرت علی{{ع}} است که برای پیگیری [[حقوق]] [[غصب]] شده [[مردم]] و باز پس ستاندن آن از [[غاصبان]] [[شدت عمل]] به [[خرج]] میداده است؛ حتی اگر آن حقوق زیر دندان [[غاصب]] بوده یا کابین زنی شده باشد و حضرت مهدی همچنین است: باز پس ستاندن حقوق غصب شده مردم توسط [[مهدی]] بدان حد میرسد که اگر [[حق]] غصب شده کسی زیر دندان دیگری باشد آن را از وی باز خواهد ستاند<ref>ابن حماد، ۹۸، الحاوی ۲، ۸۳، القول المختصر، ۲۵، عقد الدرر، ۳۶.</ref>. [[عدالت]] او تا بدان پایه میرسد که در [[زمان]] حکومتش زندگان آرزوی [[مردگان]] را میکنند<ref>ابن حماد، ۹۹، القول المختصر، ۵.</ref> یعنی [[آرزو]] میکنند ای کاش مردگان، زنده میشدند و از [[برکات]] عدالت او بهرهمند میشدند. | |||
دستهای از [[احادیث شریف]] نیز ذکر کردهاند که آن حضرت{{ع}} همچون [[حضرت داوود]] و [[حضرت سلیمان]] بدون [[احتجاج]] به [[بینه]] ([[شهادت]] [[شهود]]) بر مبنای [[علم لدنی]] [[حکم]] میکند<ref>کافی ۱، ۳۹۷، اثبات الهداة ۳، ۴۴۷.</ref>، و شاید این امر برخاسته از مأموریت آن حضرت در بر قرار کردن عدالت [[واقعی]] - نه عدالت ظاهری - باشد؛ زیرا با اقامه بینه (شهود) عدالت ظاهری برقرار میشود، اگرچه در متن واقع مخالف عدالت واقعی باشد. و این حقیقتی شناخته شده است که [[تاریخ اسلام]] و [[تاریخ]] بشری بهترین [[شاهد]] آن است چه بسا که در اثر [[التزام]] به همین بینههای ظاهری [[عدالت حقیقی]] پوشیده مانده است. و فقط عدالت ظاهری استقرار یافته است. | |||
در هر صورت این هم از ویژگیهای دوران [[مهدی موعود]] بوده و با سایر اوضاع کلی آن دوران هماهنگ است.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۴]]، ج۱۴، ص ۲۹۵.</ref>. | |||
===سیره آن حضرت در برابر ادیان و مذاهب=== | |||
حضرت مهدی{{ع}} همه مظاهر [[شرک]] را از بین میبرد و [[توحید]] [[خالص]] را [[ترویج]] مینماید: در روی [[زمین]] مکانی باقی نمیماند که در آن [[عبادت غیر خدا]] انجام شود و هرچند [[کافران]] نپسندند همه [[دین]] از آن [[خدا]] خواهد بود<ref>اثبات الهداة ۲، ۴۱۰.</ref>، آن حضرت [[ایمان]] را بر همه [[مردم]] عرضه میکند و حالت مذهبی را از بین برده همه [[امت]] را بر یک [[مذهب]] [[اسلامی]] مجتمع نموده [[خداوند]] به دست او امر امت را [[اصلاح]] کرده [[اختلاف]] را از میان امت برداشته و میان دلهایشان انس و [[الفت]] ایجاد میکند<ref>ابن حماد، ۱۰۲، طبرانی، الاوسط ۱، ۱۳۶.</ref>؛ آن حضرت این امر مهم را بر اساس [[سنت]] [[ناب]] [[نبوی]] و ارزشهای فراموش شده یا پنهان مانده [[اسلام اصیل]] به انجام میرساند چنانکه جدش [[پیامبر اکرم]]{{عم}} فرموده است: سنت او سنت من است و او مردم را بر اساس [[ملت]] و [[شریعت]] من به پا میدارد<ref>کمال الدین، ۴۱۱.</ref>. | |||
از بعضی از [[روایات]] استفاده میشود که آن حضرت [[تورات]] و [[انجیل]] [[تحریف]] نشده را از غاری در [[انطاکیه]] بیرون میآورد و با آنها با [[یهود]] و [[نصاری]] به بحث و [[محاجه]] میپردازد. آن حضرت همچنین [[زیور]] آلات [[بیت المقدس]] و [[مائده]] سلیمان را بیرون آورده و به بیت المقدس بازمیگرداند<ref>ابن حماد، ۹۸، سنن دانی، ۱۰۱، سیوطی، الحاوی ۲، ۷۵، سفارینی، لوائح ۲، ۲، تاریخ بغداد ۹، ۴۷۱، عقد الدرر، ۱۴۱.</ref> و در این کار [[حضرت عیسی]]{{ع}} با آن حضرت [[همکاری]] مینماید؛ همو که: به [[حضرت مهدی]] بر [[مسیحیان]] [[روم]] و [[چین]] [[احتجاج]] میکند<ref>غیبت نعمانی، ۱۴۶.</ref> آنجا که فرستادگانی از یهود و نصاری پس از [[نزول]] آن حضرت به نزدش میروند و ادعا میکنند که از [[اصحاب]] و [[یاران]] او هستند اما حضرت عیسی{{ع}} آنها را از خود رانده و تصریح میکند که اصحاب و [[یاوران]] او [[مسلمانان]] هستند و به جمع [[یاران مهدی]]{{ع}} میپیوندد<ref>تاریخ بخاری ۷، ۲۳۳، مسلم ۴، ۲۲۵۳، ابن ماجة ۲، ۱۳۵۷، ترمذی ۴، ۵۱۲.</ref> همین امر باعث میشود که مسیحیان از [[اعتقاد]] به خدایی او بازگردند. حضرت عیسی ب ه [[سفر حج]] نیز میرود و پس از [[مرگ]] در کنار [[رسول خدا]]{{صل}} به خاک سپرده میشود<ref>تاریخ بخاری ۱، ۲۶۳، ترمذی ۵، ۵۸۸.</ref>. | |||
بعضی از [[روایات]] نیز آوردهاند که حضرت مهدی{{ع}} [[تورات اصلی]] را از از کوههایی در [[شام]] بیرون میآورد و به وسیله آن با [[یهودیان]] احتجاج میکند و گروه کثیری از آنان [[اسلام]] میآورند<ref>ابن حماد، ۹۸، قندوزی، ینابیع المودة ۳، ۳۴۴.</ref> سپس [[تابوت سکینه]] را از دریاچه [[طبرستان]] بیرون میآورد و آن را در مقابل خود در بیت المقدس قرار میدهد و با این کار اکثر یهودیان اسلام آورده جز تعداد اندکی بر [[عناد]] و [[لجاجت]] باقی نمیمانند<ref>ابن حماد، ۹۹- ۱۰۰، عقد الدرر، ۱۴۷، القول المختصر، ۲۴.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۴]]، ج۱۴، ص ۲۹۶.</ref>. | |||
===نبرد با بدعتها و نفی تحریف غالیان و باطل پویان=== | |||
حضرت مهدی{{ع}} به صورت کامل، هرگونه تحریفی را از دامان [[دین]] میزداید و تمام بدعتهاییرا که مسلمانان از قرنهای دوری از [[ثقلین]] و [[سنت]] [[ناب]] [[نبوی]] و تعطیل این سرمایههای گرانبها به [[میراث]] بردهاند زایل مینماید. [[هدف]] از ظهور آن [[بزرگوار]] این است: تا [[خداوند]] هر بدعتی را به واسطه او محو نموده و هر فتنهای را به دست او بمیراند، خداوند به وسیله او دروازه هر خوبی را میگشاید و در هر [[بدی]] را میبندد<ref>ملاحم سید ابن طاووس، ۳۲.</ref>. | |||
این اولین کاری است که آن حضرت به انجام میرساند [[احادیث شریف]] به عنوان یکی از مصادیق این امر به ویران کردن مقصورههایی که [[بنی امیه]] [[بدعت]] ساختن آنها را در [[مساجد]] باب کردند تا [[امام]] را از مأمومین جدا کنند اشاره دارند<ref>اثبات الهداة ۳، ۵۰۶.</ref>، آن حضرت همچنین [[مقام ابراهیم]] را به جای اصلی آن باز میگرداند<ref>اثبات الهداة، ۵۲۷.</ref> و هر بدعتی را که در طول سالها در مساجد ایجاد شده از آنها زایل نموده، مساجد را به سنت [[اسلامی]] اول و روش [[محمدی]] باز میگرداند<ref>اثبات الهداة، ۵۱۶- ۵۱۷.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۴]]، ج۱۴، ص ۲۹۷.</ref>. | |||
===سیره اداری=== | |||
حضرت مهدی{{ع}} برای اداره [[امور حکومتی]] مناطق مختلف [[زمین]] والیانی از بهترین و برگزیدهترین [[یاران]] خود برمیگزیند؛ کسانی که آراسته به بالاترین سطح [[لیاقت]] یک [[والی]] اسلامی میباشند؛ صفاتی چون [[دانش]]، [[فقه]]، [[شجاعت]]، [[پاکی]] و اخلاص<ref>اثبات الهداة، ۳، ۴۹۴.</ref>، در عین حال آن حضرت دائماً کارهای آنان و روش پرداختن آنان به مأموریتهایشان را مورد بررسی و پیگیری قرار داده و آنها را به شدت مورد [[محاسبه]] قرار میدهد: از نشانههای [[مهدی]] این است که بر مأمورین [[حکومتی]] سختگیر، از نظر [[مالی]] [[بخشنده]] و بر بینوایان [[مهربان]] است<ref>مسند ابن ابی شیبة ۱۵، ۱۹۹، سنن دارمی، ۱۰۱، حاوی سیوطی ۲، ۷۷.</ref> در دوران آن حضرت: به [[نیکوکاری]] [[نیکوکاران]] افزوده شده و [[توبه]] [[بدکاران]] پذیرفته میگردد.<ref>مسند ابن ابی شیبة ۱۵، ۱۹۹، سنن دارمی، ۱۰۱، حاوی سیوطی ۲، ۷۷.</ref> آن حضرت با کسانی که [[دین]] و [[مقدسات اسلامی]] را وسیله کسب در آمد خود ساخته و در راه [[گمراهی]] [[مردم]] تلاش میکنند شدیداً برخورد کرده آنان را از این کار باز میدارد. به همین سبب، از جمله کارهایی که آن حضرت از ابتدا به آن مبادرت مینماید کوتاه کردن دست متولیان رسمی [[کعبه]] است؛ وی آنانرا در نزد مردم [[رسوا]] میکند تا [[فریب]] آنان را نخورند؛ چراکه آنان دزدان [[خدا]] هستند<ref>إثبات الهداة ۳، ۴۴۹، ۴۵۵.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۴]]، ج۱۴، ص ۲۹۸.</ref>. | |||
===سیره جهادی=== | |||
امام [[منتظر]]{{ع}} با [[شمشیر]] [[قیام]] میکند البته ظهور آن حضرت پس از [[اتمام حجت]] کامل و آشکار شدن کامل [[حقایق]] و گشوده شدن درهای [[حق]] و بسته شدن راههای [[باطل]] و وقوع [[معجزات]] و [[کرامات]] که دلالت بر برخورداری آن حضرت از [[تأییدات الهی]] دارد و [[یاری]] [[فرشتگان]] شرکتکننده در [[جنگ بدر]] و در [[اختیار]] داشتن [[پیراهن یوسف]]، [[عصا]] و [[سنگ موسی]]، [[انگشتری سلیمان]]، [[زره]] و شمشیر و [[پرچم پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} و سایر [[میراثهای پیامبران]] و آشکار شدن همه آنها برای او، صورت میگیرد<ref>اثبات الهداة، ۴۳۹- ۴۴۰، ۴۹۴، ۴۷۸، ۴۸۷، ور.ک: عقد الدرر، ۱۳۵، الفصول المهمة، ۲۹۸، کفایة الاثر، ۱۴۷، ابن حماد، ۹۸، القول المختصر، ۳۴، برهان متقی، ۱۵۲.</ref> و آشکار میگردد که او به حق ادامه دهنده راه [[پیامبران خدا]] است و برای محقق کردن [[اهداف الهی]] [[انبیا]] و برقرار کردن [[عدالت]] آسمانی تلاش میکند؛ و با آشکار شدن همه این [[نشانهها]]، جز [[منحرفان]] و مفسدانی که جز [[فساد]] و [[آزار]] و [[ستم]] از آنها [[توقع]] نمیرود، کسی بر [[عقاید]] باطل پافشاری نمیکند و [[پاک]] کردن [[دولت مهدوی]] از لوث چنین کسانی [[واجب]] و لازم است به همین جهت میبینیم که سیره [[جهادی]] امام{{صل}} در برابر [[ستمگران]] و منحرفان آمیخته با [[قاطعیت]]، [[احتیاط]] و [[مقاومت]] بوده جنبندهای از آنان بر روی [[زمین]] باقی نمیگذارد و [[اجازه]] فعالیتهای فساد آلود را به آنان نمیدهد. | |||
مضافاً به اینکه بنا به تصریح [[احادیث شریف]] حضرت [[مهدی منتظر]]{{ع}} همواره به [[سیره]] و روش جد [[بزرگوار]] خود [[پیامبر اکرم]] و [[وصی]] او [[حضرت امام علی]]{{عم}} عمل میکند پس تا [[ایمان]] و [[دین حق]] را بر آنان عرضه نکند و با دلایلی که در نزد خود آنها مورد قبول باشد با آنان به [[محاجه]] نپردازد شروع به [[جنگ]] نخواهد کرد<ref>کافی ۸، ۲۲۷ و به نقل از آن، اثبات الهداة ۳، ۴۵۰.</ref> که در جریان بیرون آوردن [[تورات]] و [[انجیل]] توسط آن حضرت اشارهای بدان داشتیم و این قضیه مهم دیگری در رابطه با سیره جهادی آن حضرت است. | |||
از [[روایات]] استفاده میشود که از جمله سیره جهادی آن حضرت پاکسازی [[جبهه]] داخلی؛ یعنی جبهه [[جهان اسلام]] از جریانات [[منحرف]] و [[محارب]] است که پیش از [[نبرد]] با قوای خارجی آغاز میشود، آن حضرت [[شورش]] [[سفیانی]] را نابود میکند و [[نفوذ]] [[بتریه]] و متأوله [[نادان]] و [[نواصب]] [[گمراه کننده]] معاند را از بین میبرد<ref>ارشاد ۲، ۳۸۴ و به نقل از آن، بحار الانوار ۵۲، ۳۸۶ و به نقل از آن، اثبات الهداة ۳، ۵۴۴.</ref> و برای همین منظور قبل از اینکه برای [[جنگ با یهودیان]] [[روم]] و قتل [[دجال]] و فتح کل [[زمین]] اقدامی انجام بدهد، [[آتش بس]] موقت با روم برقرار میکند. و قبل از اینکه به پاکسازی جبهه داخلی بپردازد به تنظیم صفوف [[سپاه]] خود پرداخته، [[فرماندهان]] لایق نظامی را تعیین کرده برای هرکدام [[پرچم]] خاصی معین مینماید. [[ناراحتیها]] و سستیها را از [[یاران]] خود رانده، دلهایشان را [[قوی]] و سرشار از ایمان به [[حق]] میگرداند<ref>اثبات الهداة، ۷۱.</ref>؛ حقی که در راه آن [[مبارزه]] میکنند و نیز آنان را مورد [[آزمایش]] قرار داده خوب و بدشان را از هم متمایز مینماید<ref>کافی ۸، ۱۶۷، کمال الدین، ۶۷۲.</ref>، تا برای انجام [[مأموریت]] [[اصلاحی]] بزرگش دارای سپاهی [[عقیدتی]]، قوی و منسجم باشد که دارای [[استعداد]] و [[لیاقت]] نظامی مطلوب و [[روحیه]] قوی لازم نیز باشند.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۴]]، ج۱۴، ص ۲۹۹.</ref>. | |||
===سیره مالی=== | |||
[[حضرت مهدی موعود]]{{ع}} ساز و کار [[مساوات]] در پرداخت را دوباره [[احیا]] مینماید<ref>مسند احمد ۳، ۳۷، ملاحم ابن منادی، ۴۲، میزان الاعتدال ۳، ۹۷.</ref>؛ سیستمی که در [[زمان رسول خدا]]{{صل}} مورد استفاده قرار داشته و پس از آن حضرت [[تغییر]] و تبدیل یافته با ساخت معیارهای جدید رفته رفته [[نظام]] [[اختلاف طبقاتی]] جای آن را گرفت و اگرچه [[وصی پیامبر]] [[حضرت علی]]{{ع}} در هنگام به دست گرفتن [[خلافت]] و پس از آن حضرت فرزندش [[حضرت امام حسن]]{{ع}} در چند ماه خلافت کوتاه خود سعی در عمل به نظام پرداخت یکسان نمودند. اما پس از [[شهادت]] این دو [[بزرگوار]] این ساز و کار به کلی از میان رفت و [[بنی امیه]] آغاز به [[تصرف]] در [[اموال مسلمانان]] کرده آن را [[ملک]] خود دانسته و پرداخت آن را به افراد وابسته به [[مصالح]] [[سیاسی]] خود نمودند. آنان پرداخت [[بیت المال]] به افراد را از حالت عطای [[شرعی]] به صورت [[رشوه]] و پولی در آوردند که به جهت جلب افراد برای [[یاری]] آنها در راه [[باطل]] و یا به عنوان حق السکوت به افراد پرداخت میگردید تا لب از [[بیان حقیقت]] فروبندند. | |||
اما [[مهدی منتظر]]{{ع}} بیت المال را بدون هیچ امتیاز و تبعیضی به صورت مساوی میان [[مسلمانان]] تقسیم میکند و همه در برخورداری از [[نعمتهای الهی]] و خدماتی که از [[اموال عمومی]] ناشی میشود یکسان هستند تا بدین وسیله یکی از ابعاد [[عدالت]] [[محمدی]] را که [[مکلف]] به برقرار کردن آن است پیاده کند. | |||
[[احادیث شریف]] تصریح میکنند که آن حضرت حالت [[اقطاع]] ([[املاک]] را به تیول کسی دادن) را از میان میبرد. در [[روایت]] میخوانیم: چون [[قائم]] ما [[قیام]] کند برنامه واگذار کردن زمینهای [[حکومتی]] به افراد از میان میرود و تیولی وجود نخواهد داشت.<ref>حمیری، قرب الاسناد، ۳۹.</ref> مراد از این کار واگذاری زمینهای [[کشاورزی]]، سایر [[ثروتها]] و [[منافع ملی]] است که معمولًا [[حاکمان]]، آنها را به [[نزدیکان]] خود میدهند. این پدیده پس از [[وفات رسول خدا]] خصوصاً در [[زمان خلیفه سوم]] و به خصوص در [[زمان]] [[حکومت بنی امیه]] رواج یافت. | |||
بسیاری از [[روایات]] در باره سطح بالای پرداخت در زمان آن حضرت سخن گفته و آن را ویژگی دوران آن حضرت دانستهاند به تعبیر روایات آن حضرت: {{متن حدیث|یحثو المال حثواً}}؛ | |||
[[اموال]] را بر سر [[مردم]] میپاشد.<ref>مسند احمد ۳، ۸۰.</ref> آن حضرت به هر کس از او چیزی بخواهد عطا میکند و این مطلب اگرچه بر [[کرم]] و [[بزرگواری]] آن حضرت و زیادی [[خیرات]] و [[برکات]] در زمان او دلالت دارد، اما از نکته مهم دیگری در [[سیره اقتصادی]] آن حضرت نیز پرده برمیدارد و آن [[بینیاز]] کردن مردم به اندازه کفایت و فراهم کردن [[رفاه اقتصادی]] برای [[زندگی]] آنان است، به گونهای که با [[فراغت]] و [[آسودگی]] [[خیال]] به [[عبادت]] و [[بندگی خدا]] و کارهای مفید و اصلاحگرانه فردی و [[اجتماعی]] پبردازند. | |||
بنا بر این روشن میشود که [[سیره]] آن حضرت در زمینه [[اقتصاد]] کاملًا مربوط به [[مأموریت]] مصلحانه آن حضرت و برپا کردن جامعهای [[توحیدی]] است که مخلصانه به [[بندگی]] [[خداوند]] بپردازد و [[مسائل مالی]] و [[اقتصادی]] زمینهساز این مهم و بر طرف کننده موانع آن است.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۴]]، ج۱۴، ص ۳۰۱.</ref>. | |||
===تصویر کلی دولت مهدوی در متون دینی=== | |||
اکنون به پایان این بخش رسیدهایم در این قسمت به صورت کاملًا خلاصه تصویری را که روایات و [[متون دینی]] از [[دولت]] مهدی [[موعود]]{{ع}} ترسیم و میکند را ارائه میکنیم. | |||
دولت مهدوی فقط با [[هدف]] پایان دادن به [[رنجها]] و [[ظلم]] و ستمهایی که [[بشریت]] در طول [[تاریخ]] با آن دست به گریبان بوده و در اثر [[حکومت]] [[طاغوتها]] و [[حاکمیت]] هواها و [[شهوات]] و گرایشات مادی سطح [[زمین]] را پر کرده است برپا میشود و به تعبیر [[روایت]] با [[ظهور حضرت مهدی]] [[منتظر]] پس از قرنها: [[خداوند متعال]] در امر [[امت]] [[گشایش]] ایجاد میکند پس خوش به حال کسی که [[زمان]] او را [[درک]] کند<ref>اثبات الهداة ۳، ۵۰۴.</ref>. | |||
پس [[خداوند تبارک و تعالی]] همه آرزوهایی را که برخاسته از [[فطرت]] سلیم [[انسانی]] باشد برای [[امت مسلمان]] و همه ابنای نوع [[بشر]] محقق خواهد ساخت، [[شک]] را زایل نموده جامعهای [[موحد]] و [[آمر به معروف و ناهی از منکر]] برپا خواهد نمود که افرادش همواره در راه کارهای خیر [[سرعت]] گرفته منازل و مراتب کمال و پلههای [[نور]] را یکی پس از دیگری طی نمایند. | |||
در چنین دورانی زمین و [[آسمان]] همه [[برکات]] خود را نثار میکنند و آنچه مردم به آن دست مییابند تنها [[بینیازی]] مادی نخواهد بود بلکه: خداوند دلهای [[امت محمد]]{{صل}} را از بینیازی سرشار کرده عدالتش آنان را فرا خواهد گرفت.<ref>مسند احمد ۳، ۳۷.</ref> یعنی آنان را از [[اسارت]] خواستههای محدود مادی و [[معیشتی]] [[آزاد]] میکند. پس [[مهدی منتظر]] [[مسلمانان]] را از [[خواری]] [[پیروی]] از [[گمراهان]] و [[منحرفان]] آزاد میکند و به تعبیر روایت: و به واسطه او [[ذلت]] [[بندگی]] از گردن شما برداشته میشود<ref>غیبت طوسی، ۱۸۵ ح ۱۴۴.</ref>. و [[جهان]] [[بشریت]] را از اسارت و ذلت [[زندگی]] حیوانی و بندگی [[شهوتها]] آزاد مینماید و همه دروازههای [[تکامل]] و [[ترقی]] [[معنوی]] و [[روحی]] را در برابر [[انسان]] میگشاید و دوران آن حضرت [[شاهد]] [[پیشرفت]] روحی و [[فکری]] عظیمی خواهد بود حضرت [[امام محمد باقر]]{{ع}} در این رابطه میفرمایند: چون [[قائم]] ما [[قیام]] نماید [[خداوند]] دستش را بر سر [[بندگان]] میگذارد و بدین وسیله، [[خرد]] و اندیشههای انسانی به تکامل میرسد.<ref>اثبات الهداة ۳، ۴۴۸، کافی ۱، ۲۵، کمال الدین، ۶۷۵.</ref> از دیگر مسائلی که علاوه بر عامل اصلی و مهمی که گذشت، میتواند به این مسأله کمک کند پیشرفت شگفت انگیزی است که عصر آن حضرت به خصوص در زمینه [[ارتباطات]]، شاهد آن خواهد بود که نخستین نشانههای آن را در عصر خود و مطابق با یافتههای [[علمی]] [[مشاهده]] میکنیم. [[حضرت امام صادق]]{{ع}} نیز این گونه به این مطلب اشاره فرمودهاند: چون قائم ما قیام نماید خداوند عز و جل چشم و گوش شیعیان ما را [[قوی]] میکند که دیگر میان آنها و قائم پیک و فرستادهای نیست، بلکه آنها در هرکجا که باشند او را در مکان خود میبینند و چون با آنها سخن میگوید صدایش را میشنوند.<ref>اثبات الهداة ۳، ۴۵۰- ۴۵۱.</ref> البته شاید این مطلب به واسطه مسائل [[غیبی]] باشد که در اثر رسیدن آنها به مراتب بالای روحی امکان رسیدن به آن را یافتهاند گرچه این امر در [[زمان]] ما هم به وسیله وسایل ارتباطی جدید و پیشرفته به صورت محدود ممکن شده است، لکن آنچه که به استناد [[روایات]] [[شریف]] بر آن تأکید میشود این است که بسیاری از [[حقایق]] و مسائل غیبی در دوران [[دولت مهدوی]] آشکار میگردد و بسیاری از [[مؤمنان]] به مراتب عالیهای از [[شناخت]] [[اسرار غیب]] و [[علم کتاب]] و در نوردیدن مرزهای اسباب و [[قوانین طبیعی]] و بسیاری دیگر از پدیدههایی که امروزه آنها را از [[معجزات]] غیر عادی تلقی میکنیم، دست خواهند یافت. | |||
با توجه به فراهم آمدن همه شرایط و عوامل لازم برای [[تکامل]] مادی و [[معنوی]] توسط دولت مهدوی [[جامعه]] موحدی که تنها [[خدا]] را خالصانه [[پرستش]] میکند شکل گرفته، روابط [[ایمانی]] محض در آن [[حاکم]] شده ارزشهایی از قبیل [[بیزاری]] از کسی که با گرفتن گرو [[اطمینان]] بیشتری نسبت به قول [[برادر]] [[مؤمن]] خود پیدا کند. | |||
(گرو و [[رهن]] از قول [[مسلمان]] برایش اطمینانآورتر باشد) و [[سود]] گرفتن مؤمن از مؤمن رباست.<ref>شیخ صدوق، مَن لا یحضره الفقیه ۳، ۳۱۳، تهذیب الاحکام ۷، ۱۷۸.</ref> در جامعه حاکم میگردد و در آن [[روز]] حتی کارهای [[تجاری]] هم تنها [[عبادت]] [[خالص]] برای [[خداوند]] عز و جل خواهد بود زیرا [[هدف]] از آن تنها [[خدمت به خلق]] خدا است. | |||
[[حضرت امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} ضمن [[حدیثی]] در توصیف کامل دولت جهانی [[حضرت مهدی]]{{ع}} میفرمایند: خداوند او را با فرشتگانش [[یاری]] میکند و یارانش را نگاه میدارد و با [[آیات]] خود یاریش کرده بر [[اهل]] [[زمین]] پیروزش میکند یا از روی [[رغبت]] یا [[اجبار]] به [[دین حق]] بگروند. و زمین را پر از [[عدل و داد]] و [[نور]] و [[برهان]] میکند، طول و عرض [[شهرها]] به [[طاعت]] او در آمده، کافری باقی نمیماند مگر اینکه [[ایمان]] میآورد و فاجری نمیماند مگر اینکه به صلاح میگرود، در [[حکومت]] او درندگان از در [[سازش]] در میآیند، زمین [[برکات]] خود را آشکار نموده [[آسمان]] [[برکت]] خود را نازل میکند، گنجها برایش آشکار میشوند و چهل سال بر کل زمین حکومت میکند پس خوش به حال کسانی که [[زمان]] حکومتش را [[درک]] کنند<ref>اثبات الهداة ۳، ۵۲۴.</ref>. | |||
آری در [[سایه]] حکومت و دولت [[مهدی منتظر]]{{ع}} بر همه جهانیان آشکار میشود که خیر و صلاح [[بشریت]] و [[تکامل]] مادی و [[معنوی]] آن در سایه [[رسالت]] آسمانی، و به دست اولیای [[معصوم]] او{{عم}} تحقق مییابد. و این همان کاری است که [[خداوند متعال]] به دست آخرین ولی خود و پایان بخش [[پیشوایان دوازدهگانه]] یعنی حضرت مهدی آن را به انجام خواهد رساند؛ همو که خداوند [[وعده]] آمدنش را به [[امتها]] داده است. چنان که جدش [[پیامبر اکرم]]{{ع}} فرموده است: و به همین سبب [[اهل آسمان]] و [[زمین]] از او [[راضی]] خواهندبود<ref>مستدرک حاکم ۴، ۴۶۵، فتن ابن حماد، ۹۹.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۴]]، ج۱۴، ص ۳۰۳.</ref>. | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
نسخهٔ ۱۲ اکتبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۳۸
سیره به معنای جریان داشتن و در حرکت بودن است که در اصطلاح دینی به معانی طریقه، روش و رفتار و اخلاق عملی به کار رفته است. سیره امام مهدی (ع) همانند سیرۀ پیامبر اکرم (ص) است برای تجدید عظمت قرآن و احیای تعالیم عالی اسلام. سیره مهدوی داری ابعادی همچون سیره فردی، اخلاقی، عبادی، خانوادگی، تربیتی، اجتماعی، تبیلغی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، مدیریتی، نظامی و قضایی است.
مقدمه
"سیره" به معنای شیوه و چگونگی رفتار انسان در زندگی است[۱].[۲] حضرت مهدی (ع)، آخرین امام و واپسین معصوم، از سلالۀ پاک پیامبر و تحققبخش ایدهآل همۀ پیامبران و امامان (ع) و تشکیل دهندۀ حکومت عدل اسلامی و اجراکنندۀ نقشههای پیامبر اسلام (ص) در صحنۀ گیتی است. سیرۀ او همانند سیرۀ پیامبر اکرم (ص) است و برنامۀ دولتش تجدید عظمت قرآن و احیای تعالیم عالی اسلام است. او مانند جدّش حضرت محمد (ص) رحمة للعالمین است و هنگام ظهور، پرچم و نشانههای پیامبر با اوست. پیراهن وی را بر تن و شمشیر آن حضرت را در دست دارد و نشانههای ظاهری و باطنی پیامبر در او نمایان است[۳]. پیامبر اکرم (ص) درباره سیرت و روش کلی او فرمود: "مردی از اهل بیت من قیام میکند و به سنّت و روش من عمل مینماید و خداوند برای وی روزی میفرستد و زمین آنچه دارد بیرون میریزد و او زمین را پر از عدل میکند، چنانکه پر از ظلم و ستم شده باشد"[۴]. راوی میگوید از امام باقر (ع) پرسیدم، قائم چگونه در میان مردم رفتار میکند؟ فرمود: "به روش پیامبر عمل میکند تا آنکه اسلام را آشکار میسازد". عرض کردم: روش پیامبر چگونه بود؟ فرمود: "پیامبر آثار کفر جاهلیت را از میان برد و با مردم به عدالت رفتار کرد. قائم موقعی که قیام میکند، اعمال نامشروع و بدعتی را که هنگام صلح و سازش با بیگانگان اسلام، در میان مسلمین مرسوم گشته، از میان میبرد و مردم را به عدالتگستری رهبری مینماید[۵].[۶]
ابعاد سیره مهدوی
روایات ائمه (ع) سیرۀ امام زمان (ع) را در ابعاد مختلف نمودار ساختهاند از جمله:
سبک زندگی امام مهدی
زندگی شخصی امام، بسیار ساده و دور از تجمل و اشرافیگری است. زندگی آن حضرت از نظر مادی همانند زندگی پایینترین طبقات جامعه است. روایات، امام زمان (ع) را در این عرصه به پیامبر اسلام (ص) و حضرت علی (ع) مانند دانستهاند[۷]. آن حضرت لباس کمبها میپوشد و همانند مستمندان غذا میخورد[۸]. این شیوۀ همۀ رهبران و انسانهای الهی است. آنان زندگی خویش را با نیازمندان و مستمندان همسان میکنند تا فقر و تنگدستی بر آنان گران نیاید و محرومیت از مواهب مادی آنان را نیازارد[۹]. برقرار ساختن حکومت عدل جهانی بیگمان با رنجها و سختیها همراه است و از این رو، بنابر روایات حتی اصحاب امام زمان (ع) نیز پیش از برپایی این حکومت الهی در دشواری و زحمت زندگی میکنند[۱۰]. از روایات دربارۀ محل سکونت حضرت مهدی (ع) استفاده میشود که آن حضرت در مسجد سهله سکونت خواهد گزید[۱۱].[۱۲]
سیره اخلاقی امام مهدی
مقصود از سیره اخلاقی امام مهدی (ع) عبارت است از هر گونه رفتاری که آن حضرت برای اثرگذاری بر شناخت، نگرش، اخلاق و رفتار دیگران، اعم از مسلمانان و غیر مسلمانان، اصحاب و غیر اصحاب، کودک و بزرگسال و فرزندان و خانواده خود یا دیگران، در محیط خانه، مسجد، کوچه و بازار یا هر جای دیگر انجام میدهند. در جامعه مهدوی تربیت و فرهنگ از شأن بالاتری برخوردار است و اقتصاد و ثروت، رنگ حکمت و فرهنگ و قرب به خود میگیرد و توزیع عادلانه آگاهیها و معرفتها و مناصب اجتماعی تابع فرهنگ و زمینه ساز تربیت اجتماعی خواهد بود.
در دولت مهدوی، جامعه بشری به سمت و سوی بصیرت، معنویت، تقواگرایی و اخلاق متعالی پیش میرود و بسیاری از انحرافها، فسادها و رذایل اخلاقی، پوچیها و بیبندوباریها از جامعه رخت برمیبندد و بدینسان آسایشی را عرضه میدارد که بشر قرنها به دنبال آن بوده است و آدمی در سایه آن به تکامل روحی و ادراکی ره مییابد[۱۳].
سیره دینی امام مهدی
سیره دینی امام مهدی(ع) در عصر ظهور همان سیره جدش پیامبر اکرم(ص) است؛ چراکه مأموریت اصلی خاتم اوصیاء(ع) تحقق کامل دین پیامبر خاتم(ص) و تعالی و شکوفائی جامعه دینی در عصر ظهور است؛ زیرا اگرچه اکمال و اتمام دین از نظر بیان و تبلیغ با بعثت مقدس پیامبر اکرم(ص) شکل گرفت، اما در زمان بعثت پیامبر اکرم(ص) شرایط برای اجرای کامل آن، به نحو جهانی و برای جمیع بشریّت مهیّا نبوده است، از این رو اجرای کامل آن در سطح جهانی، به وسیله آخرین وصی پیامبر اکرم(ص)، حضرت مهدی(ع) انجام میپذیرد.
برخی از کارهایی که بعد از ظهور توسط حضرت انجام میگیرد عبارت است از:
- احیای دوباره اسلام: امام مهدی(ع) احیاکننده معارف فراموششده دین و تحققبخش کامل احکام اسلام است، همان احکام نورانی که پیش از او مهجور مانده و یا به زیاده و نقصانی آمیخته شده بود و آن حضرت با قیام خود دین را از افکار بشری غیر صحیح غبارروبی میکند. از این رو در برخی روایات از آن حضرت به عنوان مجدّد اسلام و احیاگر احکام قرآن یاد شده است.
- بازگشت به قرآن: دوران ظهور حضرت ولی عصر(ع) بدون شک، نقطه عطف تاریخ بشر به آموزههای قرآنی است، همانگونه که وجود مبارک امیرمؤمنان علی(ع) دوران ظهور حضرت قائم(ع) را نقطه عطف تاریخ به سوی برنامههای قرآن، معرفی کرده است: "او با محور قرار دادن قرآن، نظرات و خواستههای افراد را به سوی قرآن جلب کرده با محک قرآن میسنجد، آنگاه که مردم قرآن را مستمسک و محملی برای پندارها و توجیه خواستهها و تمایلات خود قرار دادهاند"[۱۴].
- برداشتن تقیه: عصر ظهور امام مهدی(ع) عصر اقتدار و عظمت شیعه در جهان است. از این رو در عصر تقیه که به خاطر حفظ جان شیعه به عنوان یک روش اضطراری در طول تاریخ شیعه بر پیروان اهل بیت(ع) حاکم بود با ظهور آخرین حجت الهی حضرت مهدی(ع) رخت بر بسته و جامعه شیعی در اوج شکوه و عزت زندگی خواهند کرد. در آن زمان اساساً زمینهای برای تقیّه نمیماند.
- اصلاح انحرافات: از کارکردهای مهم دیگر امام مهدی(ع) در عرصه دینی، زدودن بدعتها، تصحیح انحرافات و حذف برداشتهای غیراسلامی و نادرستی است که به نام اسلام وبه مرور زمان به جامعه القا شده و در مبانی دین تحریف معنوی یا موضعی پدید آورده است.
- حاکمیت فراگیر دین اسلام: همانگونه که دین اسلام آخرین دین الهی و جهانی است، حضرت مهدی(ع) نیز عهده دار تحقق این دین در جهان است و رسالت او همانند رسالت پیامبر بزرگوار اسلام(ص) جهانی است. عناصر محوری رسالت آخرین ذخیره الهی، همان عناصری است که در رسالت تمام انبیا بوده است.
- گسترش فرهنگ توحید در جهان: از کارکردهای مهم و درخشان دوران حاکمیت امام زمان(ع) توسعه و ترویج همه جانبه یگانه پرستی و زدودن مظاهر شرک و کفر در جامعه است؛ زیرا آن حضرت فرهنگ دینی را بر کلیه سطوح جامعه حاکم میگرداند و توحید را در میان مردم نهادینه میکند[۱۵].
سیره عبادی امام مهدی
درباره عبادت و تهجّد و شب زنده داری حضرت مهدی (ع) روایات مختلفی وجود دارد از جمله اینکه امام رضا (ع) در توصیف روحیه تعبد امام مهدی (ع) در برابر خدای متعال فرمود: "او در برابر خدای جلیل از همگان متواضعتر است"[۱۶]. همچنین آن حضرت در توصیف خشوع شدید حضرت مهدی (ع) در برابر خدا میفرمایند: "مهدی (ع) در برابر خداوند فروتن است، همچون عقاب در برابر بالش"[۱۷].[۱۸]
سیره خانوادگی امام مهدی
سیره تربیتی امام مهدی
روزگار ظهور، عصر تحقق همۀ آرمانهای آسمانی است. دانش و تکامل روحی و اخلاقی انسان به نهایت خویش میرسد. این موضوع از مهمترین آرمانهای مهدوی(ع) است که خود، زمینهای است برای وجود یافتن دیگر آرمانها. از امام علی (ع) نقل است که فرمود: «نهمین فرزند از نسل حسین، قائم است. خدا به دست او زمین را از دانایی پُر میکند پس از آنکه از نادانی پر میشود»[۱۹]. همچنین از امام صادق (ع) نقل شده است: «دانش را بیست و هفت جزء است. هر چه پیامبران تاکنون آوردهاند، دو جزء است، چون قائم ما قیام کند، بیست و پنج جزء دیگر آشکار میگردد»[۲۰] زنان نیز در آن دوران در دانش دینی به مرتبت والایی میرسند؛ چنان که امام باقر (ع) فرمود: «در زمان حکومت مهدی (ع) به همه مردم حکمت و علم بیاموزند تا آنجا که زنان در خانهها با کتاب و سنت پیامبر قضاوت کنند» جامعه اسلامی به برکت رهبری امام زمان (ع) در عرصه اخلاق و رفتار میشکفد و در فضایل انسانی پیش میرود و بنابر روایات، کینهها از دلها برون میروند، بینیازی و بزرگواری در جانها مینشیند، خُلق و خوی مردم به کمال میرسد و یگانگی و برادری میانشان برقرار میگردد؛ چونان که اگر کسی نیازمند شود، از جیب برادر خویش برمیدارد و کسی او را باز نمیدارد[۲۱].[۲۲]
سیره اجتماعی امام مهدی
گسترانیدن عدل و داد از آرمانهای بنیادی امام زمان(ع) است؛ همان سان که پیامبران(ع) نیز همواره در پی آن بودهاند[۲۳]. احادیثی که از قیام امام زمان(ع) سخن میگویند، همان قدر بر عدالت پای میفشارند که بر توحید و مبارزۀ با شرک. دادگری، آشکارترین صفت نیک امام(ع) است و بدین روی در برخی ادعیه از آن حضرت با عنوان "عدل منتظر" یاد شده است. در روایتی آمده است: "امام موعود، آغاز و انجام عدل است". بدین معنا که عدالت با آن حضرت به کمال و تمام میرسد. کمتر حدیثی را دربارۀ امام غایب(ع) میتوان یافت که از یادکرد عدالت تهی باشد و اخبار در این باره به سرحد تواتر رسیدهاند[۲۴].
در عصر ظهور، تربیت دینی و اخلاقی مردم، زمینههای برپایی عدالت را در همۀ ابعاد فردی و اجتماعی فراهم میسازد. جامعۀ انسانی در روزگار ظهور برای نخستین بار به گونهای بیهمتا بر عدالت و درستی استوار میشود و روایات بزرگان معصوم برای به تصویر کشاندن آن، به فراخور حال مخاطبان، حتی از جزئیات نظم و عدل اجتماعی روزگار حکومت جهانی امام زمان(ع) سخن گفتهاند[۲۵].
سیره فرهنگی امام مهدی
سیره تبلیغی امام مهدی
سیره علمی امام مهدی
سیره علمی حضرت مهدی (ع) مبتنی بر رشد آگاهی و شکوفایی علمی و بالندگی خرد جمعی است. بدون شک تمام پیشرفتهای بشری در گرو رشد علمی و خردورزی جامعه است. هر اندازه عقل و خرد بشر فزونی یابد و به کمال نهایی خویش برسد، کارآمدی و کارآیی آن در عرصههای اخلاق و فرهنگ نیز بیشتر شده و فضایل انسانی و اخلاقی را در جامعه نهادینه میکند.
بر اساس روایات، در عصر ظهور، رشد علمی جامعه بشری، در پرتو رهبری الهی امام مهدی (ع) به اوج کمال خویش میرسد و بشریت با شناخت مسائل معنوی و صلاح و سعادت روح خویش، در راه تحقق جامعه آرمانی، پلههای تکامل مادی و معنوی را میپیماید؛ زیرا در آن عصر، بشریت به خزانه دار علوم الهی و منبع جوشان آگاهی و معرفت که چیزی از دیده ژرف نگر و حقیقت بین او پوشیده نیست؛ یعنی ولی معصوم (ع) دست مییابد و همه مسائل بشری، به هدف اصلی و مرز نهایی میرسد و بشریت به اوج تکامل علمی دست مییابد[۲۶].
سیره سیاسی امام مهدی
سیره حکومتی امام مهدی
سیره حکومتی امام مهدی (ع) همان سیره حکومتی پیامبر اکرم (ص)، امام علی (ع) و دیگر امامان (ع) است. ماهیّت نظام سیاسی در حکومت مهدوی، الهی است و اهداف و شیوه حکومتی آن بر پایه دین استوار است و جهتگیری نظام سیاسی مهدوی به سمت سعادت واقعی و کرامت انسانی مردم در پرتو عبودیت و اطاعت از خداوند و هدایت مردم به صراط حق حاصل است. برخی از مهمترین ویژگیها و کارهای منحصر به فرد سیره حکومتی امام مهدی (ع) عبارتاند از: دینمداری؛ عدالتمحور بودن؛ جهانشمول بودن، داشتن محبوبیت مردمی و امنیتگرا[۲۷].
سیره مدیریتی امام مهدی
سیره مدیریتی امام مهدی (ع) بر اساس عمل به تکالیف الهی و تحقق بخشی عدالت محض در جامعه است، از این رو آن حضرت با نظارت و کنترل دستگاههای اجرایی و اشراف دقیق به کارکردهای مدیران و مسؤولان نظام مهدوی، جریان کلی امور را مدیریت میکند.
سیره مدیریتی امام مهدی (ع) درباره کارگزاران نظام مهدوی، نظارت و سختگیری است تا آنکه از جانب دولت و کارگزاران نظام، بر کسی ذرهای ستم نرود و حقی از کسی ضایع نشود. در سیره مدیریتی حکومت مهدوی، معیار گزینش وزیران و انتخاب کارگزاران، اخلاص و صداقت در عمل است.
رفتار مدیریتی حضرت مهدی (ع) نسبت به تودههای مردم، مهرورزی و گشاده رویی و رأفت و رحمت است. در نظام مدیریتی امام مهدی (ع) تلاش بر این است که همگرایی و وحدت و الفت قلبی را در میان مردم نهادینه کند[۲۸].
سیره اقتصادی امام مهدی
سیره اقتصادی حضرت مهدی (ع) در عصر ظهور، توسعه همه جانبه عدالت اقتصادی و رفاه اقتصادی از راه تولید و توزیع و نظارت دقیق است. بینیازی جامعه به سبب تحقق عدالت و مساوات و عمران و آبادانی و فراوانی ثروت، از مشخصات سیره اقتصادی امام مهدی (ع) است. از شاخصههای سیره اقتصادی حضرت مهدی (ع) فقرزدایی، توزیع عادلانه اموال، عمران و آبادانی، توسعه کشاورزی، استخراج معادن، اعطای مساوی اموال به مردم و ... است[۲۹].
سیره قضایی امام مهدی
از موضوعاتی که روایات پرشماری دربارۀ آن نقل شده است، چگونگی قضاوت امام زمان (ع) میان مردم و حل مشکلات قضائی انسان است. شیوۀ قضاوت حضرت مهدی (ع) با آنچه در نظامهای قضائی بشری مرسوم است، تفاوت بنیادی دارد. آن حضرت (ع) با شواهد و دلایل ظاهری قضاوت نمیکند؛ بلکه معیار قضاوت مهدوی، علم باطنی است. امام (ع) با دیدن هر کس، به درون او راه مییابد و میداند چه کس بر حق است و چه کس بر باطل. حضرت مهدی (ع) از دانشی الهی بهرهمند است که از گذر آن حتی میان اهل کتاب به کتاب ایشان قضاوت میکند[۳۰]. در روایتی از امام صادق (ع) نقل است: «قائم به حکم داوود و آل داوود و سلیمان داوری میکند و بینه طلب نمیکند»[۳۱]
خداوند به او الهام میکند و بر اساس علم خویش به داوری برمیخیزد و هر قومی را به آنچه پنهان میدارند، آگاه میسازد. دوست را از دشمن، به چهره بازمیشناسد[۳۲]. از برخی روایات برمیآید امام (ع) برای قضاوت نمایندگانی به این سوی و آن سوی جهان میفرستد و آنان با تعالیم و به یاری آن حضرت (ع) از گونهای علم غیبی برخوردارند و در قضاوت از آن بهره میگیرند[۳۳].[۳۴]
سیره نظامی امام مهدی
سیره نظامی امام مهدی (ع) برای زدودن مظاهر فتنه و شرک و کفر و براندازی همه نظامهای طاغوت و حاکمیت مطلق دین الهی در سراسر جهان است. عبدالعظیم حسنی از امام جواد (ع) نقل کرده است که حضرت فرمود: "مهدی (ع) کسی است که خداوند به وسیله او اهل کفر و عناد را ریشه کن کرده و زمین را از وجود آنان پاک میکند"[۳۵]. با ظهور حضرت مهدی (ع) هر آنچه مایه اقتدار و قدرت و دولت برای اهل باطل شمرده میشد، از بین میرود و دین اسلام و نظام ولایی امامت جایگزین میگردد.
سیره جهادی امام مهدی (ع) براساس آیه مبارکه: ﴿مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ﴾[۳۶] همانند جدش رسول الله (ص) مهربانی با مؤمنان و شدت عمل با کفار و معاندان است[۳۷].
سیره امام مهدی(ع) در هنگام ظهور
مجموعهای از احادیث مبارک در بیان عصر ظهور و جریاناتی که در آن واقع میشود و روش حضرت مهدی(ع) در هنگام ظهور و اقداماتی که خداوند متعال با دست آن حضرت به انجام میرساند، وارد شدهاست. این احادیث در کتابهای معتبر و مورد اعتماد فرقههای مختلف اسلامی نقل گردیده است و در میان آنها روایاتی دارای سندهای صحیح وجود دارد. و از آنجا که این کتاب گنجایش آوردن همه آن روایات و تحلیل و بررسی آنها را ندارد، بارزترین مضامین آن روایات را در عناوین مختصری خلاصه نموده و به همین اندازه بسنده میکنیم. و در اکثر موارد متن احادیث را ذکر نمیکنیم تا خواننده محترم در صورت نیاز به تفصیل بیشتر خود به منابع مراجعه نماید. در ارائه این بحث ابتدا آیات قرآن را در این رابطه بیان مینماییم که از خصوصیات عصر ظهور و اموری که خداوند متعال در آن روز به دست ولی خود حضرت مهدی منتظر(ع) محقق خواهد ساخت، سخن گفته است. از این متون که در رابطه با عصر ظهور سخن گفتهاند بر میآید که دولت مهدوی آشکارترین مصداق برای یکی از مهمترین اهداف بعثت همه پیامبراناست که قرآن کریم نیز چنین تصویری را ارائه مینماید.
ویژگیهای دولت مهدوی در قرآن
۱. کامل شدن نور الهی و برتری یافتن اسلام بر همه ادیان: قرآن مجید در سه سوره مبارک به این مطلب تصریح نموده است:
- ﴿يُرِيدُونَ أَن يُطْفِؤُواْ نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللَّهُ إِلاَّ أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ * هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ﴾؛ آنها میخواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند؛ ولی خدا جز این نمیخواهد که نور خود را کامل کند، هر چند کافران ناخشنود باشند!* او کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد، تا آن را بر همه آیینها غالب گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشتهباشند[۳۸].
- ﴿يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ * هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ﴾؛ آنان میخواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند؛ ولی خدا نور خود را کامل میکند هر چند کافران خوش نداشته باشند!* او کسی است که رسول خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا او را بر همه ادیان غالب سازد، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند[۳۹].
- ﴿هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا﴾؛ او کسی است که رسولش را با هدایت و دین حق فرستاده تا آن را بر همه ادیان پیروز کند؛ و کافی است که خدا گواه این موضوع باشد[۴۰]. مفسران مذاهب مختلف اسلامی تصریح کردهاند که این وعده محققالوقوع فقط در زمان مهدی موعود به تحقق میرسد؛ آنجا که اسلام بر همه ادیان برتری پیدا کرده شرق و غرب را فرا خواهد گرفت[۴۱]. و دولت جهانی اسلام برپا میشود؛ زیرا مراد از واژه اظهار در آیات قرآن، پیروزی و استیلا است نه اینکه صرفاً با دلایل و براهین تنها در عرصه نظری پیروز میگردد،؛ چراکه چنین پیروزی همیشه برای اسلام فراهم بوده است و بشارت خداوند بر امری تعلق میگیرد که در آینده واقع خواهد شد. فخر رازی هم در تفسیر خود به همین مطلب استدلال کرده است[۴۲].
۲. جانشینی مؤمنان صالح:
- ﴿وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ﴾؛ و در حقیقت، در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد[۴۳].
- ﴿وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ﴾؛ خدا به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند، وعده داده است که حتماً آنان را در زمین جانشین قرار دهد؛ همانگونه که کسانی را که پیش از آنان بودند جانشین [خود] قرار داد، و آن دینی را که برایشان پسندیده است به سودشان مستقر کند، و بیمشان را به ایمنی مبدل گرداند، [تا] مرا عبادت کنند و چیزی را با من شریک نگردانند، و هر کس پس از آن به کفر گراید؛ آنانند که نافرمانند[۴۴].
- ﴿الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلاة وَآتَوُا الزَّكَاة وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَة الأُمُورِ﴾؛ همان کسانی که چون در زمین به آنان توانایی دهیم، نماز برپا میدارند و زکات میدهند و به کارهای پسندیده وامیدارند، و از کارهای ناپسند باز میدارند، و فرجام همه کارها از آنِ خداست[۴۵].
اولین آیه مبارک خبر میدهد که قضای حتمی الهی، پاداش التزام به خط ایمان و نیکی - گذشته از پاداش اخروی - پاداشی دنیوی است که همان وراثت زمین و حکومت بر آن باشد؛ آنجا که همواره در دنیا و آخرت پایان کار را از آن پرهیزگاران دانسته است[۴۶]، آیه دوم بر این نکته تصریح مینماید که آنان که خداوند متعال حتماً آنان را در زمین جانشین قرار خواهد داد، از میان مسلمانان، کسانی هستند که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند؛ کسانی که در زمین مورد استضعاف واقع شده اجازه عبادت آزادانه به آنها داده نمیشد. آیه مزبور بر این نکته تأیید مینماید که این افراد، به دینی که خداوند متعال برای آنان خواسته است گردن مینهند. چنانکه از تدبر در این دو آیه بر میآید هر دو آیه در باره عصر ظهور مهدوی بحث میکنند[۴۷].
۳. ایجاد جامعه خالص توحیدی: با استناد به آنچه گذشت روشن میشود که یکی از ویژگیهای عصر مهدی موعود(ع) این است که زمام امور جامعه بشری کاملًا در دست صالحان قرار میگیرد؛ آنان که در زمین مورد استضعاف قرار گرفته و نمایندگان اسلام ناب هستند و چون خداوند متعال آنان را در زمین دارای قدرت و حکومت میکند نماز به پا میدارند و زکات میپردازند و امر به معروف و نهی از منکر مینمایند؛ یعنی جامعهای خالص و توحیدی برپا میکنند که در کمال امنیت فقط خدا در آن پرستیده شود و ترسی از هیچ کافر و منافقی در آن راه نداشته باشد. آنان بدین ترتیب همه شرایطی را که برای تحقق حقیقت عبادت خداوند و تکامل انسانی در سایه آن لازم است، فراهم میکنند. در چنین زمانی هیچ حجت و بهانهای برای کسانی که راه کفر را برگزینند باقی نمیماند و به تعبیر آیه: ﴿فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ﴾ آنانند که نافرمانند؛ زیرا با وجود فراهم بودن همه شرایط لازم برای رفتن به راه مستقیم، از آن رویگردان شدهاند و این یکی دیگر از ویژگیهای عصر مهدی منتظر(ع) و توجیه کننده اخباری است که از شدت عمل آن حضرت با منحرفان سخن گفتهاند.
۴. تحقق هدف مورد نظر از خلقت نوع بشر: خداوند متعال میفرماید: ﴿وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِنسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ﴾؛ و جن و انس را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند[۴۸]. این آیه شریف بر انحصار هدف از خلقت انسان در عبادت خداوند متعال دارد[۴۹]، این همان چیزی است که از نظر فردی و اجتماعی در سایه دولت مهدی موعود(ع) به کاملترین شکل محقق خواهد شد و در بخش گذشته نیز به آن اشاره کردیم. شهید سید محمد صدر بحثی تفسیری عقیدتی را عنوان کرده است که در آن برای اثبات حتمی بودن ظهور دولت مهدی موعود(ع) به همین آیه استناد کرده است[۵۰]. و از آنجا که تخلف مخلوق از هدف خلقتش محال است، تحقق این هدف امری حتمی است. آیه مزبور نیز در رابطه با این هدف، از نوع بشر صحبت کرده است که عبادت حقیقی در عرصه فرد و اجتماع در کل این نوع محقق خواهد گردید و این امری است که در طول تاریخ حیات انسان بر کره زمین یعنی از زمانی که اولین انسان بر این کره نازل گردید تا کنون محقق نشده است. پس باید معتقد باشیم که این امر حتماً در آینده محقق خواهد شد؛ در دولتی الهی که جامعه توحیدی صالحی را ایجاد کند که عبادت کننده خدا باشد؛ خدایی که تنها است و هیچ شریکی ندارد. این همان دولت مهدوی است که آیات کریم و به آن اشاره داشته و روایات شریف منقول از فریقین که پیشتر گذشت بر آن تصریح دارند.
۵. از میان رفتن ارتداد از دین حق: خداوند متعال میفرماید: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّة عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّة عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَة لائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ﴾؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید، هر کس از شما از دین خود برگردد، به زودی خدا گروهی [دیگر] را میآورد که آنان را دوست میدارد و آنان [نیز] او را دوست دارند. [اینان] با مؤمنان، فروتن، [و] بر کافران سرفرازند. در راه خدا جهاد میکنند و از سرزنش هیچ ملامتگری نمیترسند. این فضل خداست. آن را به هر که بخواهد میدهد، و خدا گشایشگر دانا است[۵۱].
مرحوم علامه طباطبایی برای اثبات اینکه این آیه از عصر ظهور مهدوی سخن میگوید و منظور از ارتداد از دین حق در این آیه باقی بودن بر ظواهر اسلام و در عین حال علاقهمندی به یهود و نصاری و پیروی از آنان در نحوه زندگی در شئون مختلف آن است که امروزه شاهد آن هستیم، بحثی تفسیری قرآنی روایی عنوان کرده است با این مضمون که این همان ارتدادی است که آیات قبل از این آیه، از آن نهی کردهاند؛ آیاتی که از انحرافی سخن به میان میآورند که قبل از پیروزی مهدوی دامنگیر جهان اسلام میشود[۵۲]. بنا بر این از ویژگیهای عصر دولت مهدوی از میان رفتن ارتداد از دین حق یا پیروی از یهود و نصاری در نحوه زندگی و بازگرداندن مسلمانان به طریقه اسلامی در شئون مختلف زندگی است، و این دقیقاً با سایر خصوصیات عصر مهدوی که آیات سابقه بر آن دلالت دارند، تطبیق میکند.[۵۳].
تاریخ ظهور حضرت مهدی(ع)
احادیث شریف آوردهاند که آن حضرت(ع) در یکی از سالهای فرد قمری[۵۴] و در روز جمعه ظهور میفرمایند[۵۵]، و مطابق با آنچه در سایر روایات آمده است خروج آن حضرت در روز شنبه دهم محرم به وقوع خواهد پیوست[۵۶]، شاید هم بتوان میان این دو تاریخ این گونه جمع کرد که ظهور آن حضرت در روز جمعه باشد و در آن روز در مسجد الحرام خطبه بخواند و خروجش به سمت کوفه در روز شنبه باشد.[۵۷].
مکان ظهور و آغاز قیام آن حضرت(ع)
دستهای از روایات آوردهاند که ابتدای ظهور آن حضرت از مدینه منوره بوده و اعلان قیامش در مکه مکرمه و مسجد الحرام خواهد بود[۵۸]؛ آنجا که حرکت خود را آغاز نموده و با ایراد خطبه کوتاهی که دارای مضامین مهمی است مردم را به سوی خود فرامی خواند. متن این خطبه از حضرت امام محمد باقر(ع) در ضمن حدیثی طولانی که در رابطه با ظهور نواده بزرگوارش حضرت مهدی(ع) بیان شده، روایت شده است. ایشان در بخشی از این روایت فرمودهاند: ... سپس به مقام ابراهیم میرسد و در نزد آن دو رکعت نماز میخواند، سپس مردم را در باره حق خود به خداوند سوگند داده، میگوید: ای مردم ما در برابر کسانی که بر ما ستم روا داشته و حق ما را از ما سلب نمودند از خداوند متعال طلب یاری میکنیم. هر کس با خدا درباره ما به محاجه بپردازد من از همه مردم به خداوند سزاوارتر هستم، و هر کس درباره آدم با ما به محاجه بپردازد من از همه مردم به آدم سزاوارتر هستم، و هر کس با نوح درباره ما به محاجه بپردازد من از همه مردم به نوح سزاوارتر هستم، و هر کس با ابراهیم درباره ما به محاجه بپردازد من از همه مردم به ابراهیم سزاوارتر هستم، و هر کس با محمد درباره ما به محاجه بپردازد من از همه مردم به محمد سزاوارتر هستم، و هر کس با پیامبران درباره ما به محاجه بپردازد من از همه مردم به پیامبران سزاوارتر هستم، و هر کس با کتاب خدا با ما به محاجه بپردازد من از همه مردم به کتاب خدا سزاوارتر هستم، من امروز شهادت میدهم و همه مسلمانان نیز شهادت میدهند که ما مورد ستم واقع شده طرد گشته و بر ما تجاوز نموده از دیار و اموال و خاندان خود به قهر رانده شدیم، و حال، هر مسلمانی را در راه خدا به یاری میطلبیم[۵۹].
در روایت دیگری که نعیم بن حماد که از مشایخ بخاری است آن را با سلسله سند خود از حضرت امام باقر(ع) نقل کرده است نیز خطبهای از آن حضرت نقل شده است که شاید دومین خطبهای باشد که آن حضرت در همان مکان اما بعد از نماز عشا بیان میفرماید. نعیم از امام باقر(ع) نقل میکند که فرمود: ... پس چون نماز عشا را به جا میآورد با صدای بلند فریاد میکند: ای مردم من خدا را و جایگاه شما در نزد او را به یادتان میآورم، خداوند متعال بر شما حجتی قرار داده و پیامبران و کتابهای آسمانی را بر شما فرو فرستاده و شما را فرمان داده است که برای او شریکی قرار ندهید و همواره از او و پیامبرش پیروی نمایید، فرمان داده که آنچه قرآن زندهاش کرده زنده بدارید و آنچه قرآن نابودش ساخته نابود کنید، فرمان داده تا همواره یاری دهنده راه هدایت و حامل بار پرهیزگاری باشید که پایان و نابودی دنیا نزدیک شده و بانگ وداع برآورده است. من شما را به سوی خدا و رسول خدا، عمل به کتاب خدا، میراندن باطل و زنده کردن سنتش فرا میخوانم...[۶۰].[۶۱].
تأملی در دو خطبه اعلان قیام
در خطبه اول میبینیم آن حضرت بر مورد خطاب قرار دادن پیروان همه ادیان آسمانی تأکید دارد؛ امری برخواسته از جهانی بودن این قیام دینی که نماینده خط همه انبیا بوده به همه اهداف بلندی که همه پیامبران الهی منادی آن بودند فرامی خواند. و نیز بر این نکته تأکید میکند که او خود سمبل مکتب ثقلین یعنی قرآن و عترت است؛ وی نماینده اهل بیت(ع) است که ثقل دوم بوده و هرگز از ثقل اول یعنی قرآن کریم جدا شدنی نیست به همین جهت آنان سزاوارترین و آشناترین مردم به کتاب خداوند و آنچه در قرآن آمده و راههای هدایت بشریت با نور هدایت آسمانی قرآن میباشند.
سپس به عنوان نکته سوم به مظلومیت اهل بیت(ع) و در معرض انواع ستم و تجاوز قرار گرفتن آنها اشاره مینماید؛ امری که منجر به غیبت آخرین تن از آنان گردید. و همه این امور، از خواستههای نفسانی طاغوتها و جاه پرستان برای انحصارطلبی و بازی با اموال و جانهای مردم و بازداشتن اهل بیت(ع) از برقرار کردن عدل الهی و رهبری مردم به راه راست، سرچشمه میگیرد. سپس آن حضرت از همه مسلمانان برای دفع این مظلومیت که موجب خیر برای همه بشریت است استمداد میکند؛ زیرا سپردن زمام امور به کسی که نماینده خط پیامبران الهی و همسنگ قرآن کریم است، به معنی تحقق اهداف عدالت الهی است. البته آن حضرت(ع) ابتدا از قدرت لایزال خداوند متعال طلب یاری مینماید که این خود نشانه پیروزی حتمی قیام مصلحانه او است. وی همان مضطری است که به تعبیر قرآن اگر دعا کند دعایش پذیرفته خواهد شد و او همان ولی دمِ مقتول است که باز به تعبیر قرآن کریم حتماً از جانب خداوند مورد نصرت و یاری واقع خواهد گردید. و آن حضرت با این بیان مردم را برای یاری خود ترغیب مینماید تا به سعادت دنیا و آخرت برسند و از خواری و عذاب دنیا و عذاب آخرت که بسیار سختتر است در امان بمانند.[۶۲].
اعلام اهداف قیام
در خطبه دوم که حضرت مهدی(ع) پس از نماز عشا ایراد میفرمایند به بیان اهداف کلی قیام خود میپردازد؛ اهدافی که برای رسیدن به آنها از مردم استمداد میکند؛ اهدافی که از دیگر روی، گرفتن انتقام مظلومیت اهل بیت و مکتب و راه آنان است. آن حضرت اولین هدف کلی خود را اقامه توحید اعلام میکند؛ توحید خالصی که انبیا(ع) برای نیل به آن مبعوث شده و کتابهای آسمانی نازل گشته است. و چنین هدفی تنها از راه عبادت خداوند تبارک و تعالی و پیروی از پیامبر خدا(ص) و از طریق زنده کردن آنچه قرآن زندهاش داشته و میراندن آنچه قرآن نابودش ساخته که همان بدعتها، شرک و عبودیتهای بیاساس است میسر میگردد. پس دعوت امام زمان(ع) همان دعوت به خداوند عز و جل و توحید و دعوت به پیامبر خدا(ص) و عمل به سنت او که متصل به خداست، میباشد. بنا بر این استمداد آن حضرت از مردم برای گرفتن انتقام اهل بیت نبوت به معنی دعوت به هدف آنان و همیاری در پرهیزگاری است.[۶۳].
پاسخ مردم به استمداد آن حضرت و بیعت با او
اولین کسانی که در همان مکان ایراد خطبه و یاری جستن حضرت مهدی از مسلمانان، برای بیعت با او میشتابند، برگزیدهترین یاران آن حضرت به شمار میآیند: پس در میان رکن و مقام سیصد و اندی نفر به تعداد اهل بدر، با آن حضرت بیعت میکنند. در میان آنان نجبای اهل مصر، ابدال اهل شام و اخیار اهل عراق میباشند[۶۴]. از دسته دیگری از احادیث که در منابع اهل سنت روایت شده استفاده میشود ظهور آن حضرت و بیعت با او پس از اختلاف و درگیری میان قبایل حجاز صورت میپذیرد و ایشان ابتدا از قبول بیعت سر باز زده و و خطاب به بیعت کنندگان میفرماید: وای بر شما، چه بسا بیعتهایی که شکستید و خونهایی که ریختید![۶۵]، به نظر میرسد که این عدم قبول بیعت اقدامی در جهت آگاه کردن بیعت کنندگان به مسئولیت و پیامدهای بیعت و مأموریت مهمی که روی بدان آوردهاند، باشد. نظیر کاری که جدش حضرت امیر المؤمنین علی(ع) وقتی مردم بعد از قتل عثمان برای بیعت با آن حضرت روی آوردند انجام داد.
از دسته دیگری از احادیث استفاده میشود که نهضت زمینهسازان ظهور امام زمان، در زمانی که آن حضرت در مکه هستند از راه دور با آن حضرت بیعت میکنند و سپس بیعت خود را حضوراً تجدید مینمایند[۶۶]. بعضی از احادیث هم تصریح دارند که اصحاب خاص آن حضرت یعنی سیصد و سیزده نفر به صورت اعجاز یا با وسایل نقلیه پیشرفته و سریع در مکه حضور پیدا میکنند تا ظهور امام را دریافته و با آن حضرت بیعت کنند[۶۷].[۶۸].
خروج آن حضرت به سمت کوفه و پاکسازی جبهه داخلی
آن حضرت با سپاهیانش به سمت کوفه حرکت میکند و آن شهر را پس از فرونشستن فتنه سفیانی و بروز پدیده خسف در منطقه بِیدا[۶۹]، مقر حرکت نظامی خود قرار میدهد[۷۰].
و در شهر نجف، پرچم پیامبر اکرم(ص) را که در نزد او به ودیعت نهاده شده است بر میافرازد[۷۱]. و فرشتگانی که در جنگ بدر به یاری جدش پیامبر آمده بودند به یاری او نیز میآیند[۷۲]. احادیث شریف ذکر میکنند که آن حضرت و سپاهیانش در ابتدای حرکت نظامی خود با مشکلات و سختیهایی رو به رو میشوند[۷۳] و جنگهای آن حضرت برای پاکسازی جبهه داخلی هشت ماه و نبرد کلی آن حضرت بیست سال به طول میانجامد[۷۴]. نکته مورد توجه این است که مسیر انتخابی آن حضرت(ع) همان مسیری است که جدش امام حسین(ع) در نهضت شهادت طلبانه خود از مکه به کوفه انتخاب کرد. که البته در میان راه از رفتن آن حضرت به آن شهر جلوگیری به عمل آمد. اما نوادهاش حضرت مهدی(ع) به این شهر وارد شده و اهدافی را که جدش سید الشهدا(ع) دنبال میکرد را برآورده میسازد. هنگامی که آن حضرت وارد شهر کوفه میشود، سه پرچم را در آن شهر در اهتزاز میبیند[۷۵] آن حضرت آشفتگی اوضاع آن شهر را با برافراشتن پرچم محمدی که در نزد آن حضرت به ودیعت نهاده شده است برطرف کرده یک پرچم در آن شهر برمیافرازد و در نبرد با فرقهای که روایات شریف آن را «بتریه» خواندهاند باقی مانده نفاق را در آن شهر نابود میسازد[۷۶].[۷۷].
وارد شدن آن حضرت به بیت المقدس و نزول حضرت عیسی(ع)
بسیاری از روایات تصریح میکنند که حضرت مهدی(ع) با سپاهیان خود وارد بیت المقدس میشوند و این مسأله با رویدادی بس مهم همراه میشود و آن نزول پیامبر خدا حضرت مسیح عیسی بن مریم(ع) است که علاوه بر روایات شریف روایت شده در کتابهای معتبر شیعه و اهل سنت[۷۸]، متون انجیل نیز مژده بازگشتش را دادهاند. احادیث ذکر کردهاند که نماز جماعت صبح برگزار میشود و حضرت عیسی دعوت حضرت مهدی(ع) را برای امامت نمیپذیرد و پشت سر آن حضرت نماز میخواند و در عدم پذیرش امامت چنین استدلال میکند که نماز به یمن وجود حضرت مهدی برپا و برقرار شده است و برای تأکید بر خاتمیت رسالت محمدی، پشت سر آن حضرت به نماز میایستد. این کمک بزرگی به انقلاب حضرت مهدی(ع) میباشد؛ زیرا جهان غرب که اکثریت آنها را مسیحیان تشکیل میدهند متوجه این مسأله میشوند. البته اینطور بر میآید که وارد شدن حضرت مهدی به سرزمین قدس باید بعد از آزاد شدن آن از فساد یهود و برچیده شدن حاکمیت آنان از آن منطقه باشد؛ لذا میتوان گفت که ممکن است دخول آن حضرت به آن سرزمین پس از پاکسازی جبهه داخلی و به عنوان مقدمهای برای رویارویی با دشمنان خارجی اسلام یا به تعبیر روایات: روم، و فتح کل زمین باشد. و شاید از همین موضوع بتوان سر اینکه حضرت عیسی(ع) در این وقت و همزمان با دخول حضرت مهدی(ع) به بیت المقدس نازل میشود دریافت.[۷۹].
کشته شدن دجال و پایان حاکمیت تمدنهای مادی
بیشتر روایاتی که در باره نزول حضرت عیسی(ع) سخن گفتهاند این نکته را متذکر شدهاند که آن حضرت صلیبها را میشکند و مسیحیان از اعتقاد به خدایی او دست برمیدارند[۸۰] سپس دَجال به دست حضرت عیسی یا با کمک او به دست حضرت مهدی(ع) کشته میشود؛ کسی که سمبل تمدنهای مادیاست. با بازگشتن مسیحیان از اعتقاد به خدایی حضرت عیسی(ع) و مشاهده همکاری پیامبر خود با حضرت مهدی(ع) که آخرین پیشوای اسلام است راهِ گرویدن آنها که بیشترین نسبت ساکنان زمین را تشکیل میدهند به دین اسلام هموار میشود و در نتیجه مأموریتهای مهم قتل دجال، نابودی تمدنهای طاغوتی، فتح زمین، اقامه دولت عدل جهانی اسلام، آغاز عملیات سازنده و اصلاحی و محقق شدن اهداف پیامبران(ع) بدین وسیله میسر میگردد. این مختصری از بیان سرفصلهای اصلی بود که حرکت حضرت مهدی(ع) پس از ظهور آنها را به انجام میرساند و هر کدام از آنها دارای شرح و تفصیل زیادی است که اینجا مجال بیان آنها نیست. به همین جهت با رعایت همان اختصار به بحث از سیره و روش آن حضرت پس از ظهور در بارزترین عرصهها و سپس به بیان ویژگیهای عصر آن حضرت میپردازیم.[۸۱].
سیره مهدی(ع) سیره رسول الله(ص)
احادیث چنین دلالت میکنند که روش آن حضرت همان روش جدش رسول خدا(ص) است؛ همو که فرمود: «بُعثت بین جاهلیتین لُاخراهما شر من أولاهما»؛ من در میان دو جاهلیت مبعوث شدم که آخرینشان بدتر از اولین آنها است.[۸۲] و بسیاری از مظاهر جاهلیت دوم که بدترین است را برای امت خود بیان فرمود. مهدی(ع) نیز: همان کاری را میکند که رسول خدا(ص) انجام داد، وی چنانکه که رسول خدا(ص) آنچه قبل از او بود ویران کرد. آنچه قبل از او است ویران میکند و اسلامی جدید را از ابتدا بنیاد مینهد.[۸۳] پیامبر اکرم(ص) خود نیز بسیار از غربت اسلام پس از خود، سخن گفته و مسلمانان این احادیث را از حضرتش نقل کرده اند[۸۴]. پس حضرت مهدی(ع) چنانکه جدش جاهلیت اول را نابود کرد، جاهلیت دوم را نابود کرده اسلام را که دوباره گرد غربت بر سرو رو گرفته از نو بنا مینهد. اما به دلیل تفاوت شرایط و خصوصیات زمانی میان پیامبر اکرم(ص) و حضرت مهدی(ع) به ناچار تفاوتهایی میان سیره آن دو بزرگوار نیز یافت میشود. و این ویژگیهای زمانی است که این تفاوتها را تفسیر میکند که بعضی از آنها را در سیاستهای نظامی، قضایی، اداری، دینی و... آن حضرت میتوان ملاحظه کرد. به همین دلیل تفاوتهایی از این دست نمیتواند به یکی بودن سیره این دو بزرگوار خدشهای وارد کند.[۸۵].
احیای سنت و آثار پیامبر (ص)
حرکت مصلحانه بزرگ حضرت مهدی(ع) بر اساس احیای سنت محمدی و اقامه آن، که قوام همه ارزشهای اسلامی به آن میباشد استوار است. پیامبر اکرم(ص) نیز فرمودهاند: مردی از عترت من برای سنت من مبارزه میکند چنانکه من برای وحی مبارزه کردم.[۸۶] و او کاملًا پا جای پای من میگذارد.[۸۷] و اومردی از من است، نامش نام من بوده، و خداوند مرا در او حفظ میکند و او به سنت من عمل میکند.[۸۸] پس او آثار پیامبر را آشکار میکند.[۸۹] وی مردمان را به سنة رسول الله(ص) فرا میخواند. پس او تجدید کننده آن است همانگونه که مجدد اسلام است و آنچه از آن پوشیده یا پوشانیده شده است را آشکار میسازد. وی «مهدی» نامیده شده است زیرا مردم را به «امری پنهان مانده که اکثریت مردم جامعه از آن غافل ماندهاند» هدایت میکند[۹۰].[۹۱].
سختگیری آن حضرت با خود و نرمخویی او با امت
سیره حضرت مهدی(ع) در باره خود و امتش دقیقاً تجسم عینی حاکم نمونه اسلامی است که حکومت برای او تنها وسیلهای برای خدمت به مردم و هدایت آنان است نه منبعی برای کسب درآمدهای کلان، ستمگری، سوء استفاده از اموال عمومی و به بردگی کشیدن مردم. آن بزرگوار تصویر همان حاکمی را احیا میکند که پیش از او دو جد گرامیش یعنی پیامبر اکرم(ص) و جانشینش حضرت علی(ع) آن را به بهترین شکل پیاده کردهاند. سیره آن حضرت نسبت به خود این گونه است: لباسش جز لباس خشن و خوراکش جز نان جو خشک و خالی نیست.[۹۲] و او کسی است که از خداوند میترسد، سنگی بر سنگ نمیگذارد و جز برای اقامه حد الهی در حکومتش تازیانهای بر کسی نواخته نمیگردد[۹۳] اما با امت خود رئوف و مهربان است و او را به این صفت خواندهاند که: گویا فقیران را از اموال و عطایا بینیاز میکند[۹۴]، وی دارای سعه صدر بسیار بوده امت او را پناهگاه و ناجی خود میدانند و چون زنبورهای عسل که به ملکه خود پناه میبرند بدو پناهنده میشوند.[۹۵] یا همچون زنبورهایی که به خانه خود پناه میبرند[۹۶].[۹۷].
سیره قضایی
مهدی موعود(ع) کسی است خداوند متعال به دست او زمین را آکنده از عدل و داد میکند چنان که پر از ستم و بیداد شده باشد که در این باره روایات متواتر از پیامبر اکرم(ص) نیز وارد شده است و به ثمر رسیدن این مأموریت مهم نیاز به روش قضایی قاطعی دارد، به همین جهت سیره قضایی حضرت مهدی(ع) همان سیره جدش حضرت علی(ع) است که برای پیگیری حقوق غصب شده مردم و باز پس ستاندن آن از غاصبان شدت عمل به خرج میداده است؛ حتی اگر آن حقوق زیر دندان غاصب بوده یا کابین زنی شده باشد و حضرت مهدی همچنین است: باز پس ستاندن حقوق غصب شده مردم توسط مهدی بدان حد میرسد که اگر حق غصب شده کسی زیر دندان دیگری باشد آن را از وی باز خواهد ستاند[۹۸]. عدالت او تا بدان پایه میرسد که در زمان حکومتش زندگان آرزوی مردگان را میکنند[۹۹] یعنی آرزو میکنند ای کاش مردگان، زنده میشدند و از برکات عدالت او بهرهمند میشدند.
دستهای از احادیث شریف نیز ذکر کردهاند که آن حضرت(ع) همچون حضرت داوود و حضرت سلیمان بدون احتجاج به بینه (شهادت شهود) بر مبنای علم لدنی حکم میکند[۱۰۰]، و شاید این امر برخاسته از مأموریت آن حضرت در بر قرار کردن عدالت واقعی - نه عدالت ظاهری - باشد؛ زیرا با اقامه بینه (شهود) عدالت ظاهری برقرار میشود، اگرچه در متن واقع مخالف عدالت واقعی باشد. و این حقیقتی شناخته شده است که تاریخ اسلام و تاریخ بشری بهترین شاهد آن است چه بسا که در اثر التزام به همین بینههای ظاهری عدالت حقیقی پوشیده مانده است. و فقط عدالت ظاهری استقرار یافته است. در هر صورت این هم از ویژگیهای دوران مهدی موعود بوده و با سایر اوضاع کلی آن دوران هماهنگ است.[۱۰۱].
سیره آن حضرت در برابر ادیان و مذاهب
حضرت مهدی(ع) همه مظاهر شرک را از بین میبرد و توحید خالص را ترویج مینماید: در روی زمین مکانی باقی نمیماند که در آن عبادت غیر خدا انجام شود و هرچند کافران نپسندند همه دین از آن خدا خواهد بود[۱۰۲]، آن حضرت ایمان را بر همه مردم عرضه میکند و حالت مذهبی را از بین برده همه امت را بر یک مذهب اسلامی مجتمع نموده خداوند به دست او امر امت را اصلاح کرده اختلاف را از میان امت برداشته و میان دلهایشان انس و الفت ایجاد میکند[۱۰۳]؛ آن حضرت این امر مهم را بر اساس سنت ناب نبوی و ارزشهای فراموش شده یا پنهان مانده اسلام اصیل به انجام میرساند چنانکه جدش پیامبر اکرم(ع) فرموده است: سنت او سنت من است و او مردم را بر اساس ملت و شریعت من به پا میدارد[۱۰۴].
از بعضی از روایات استفاده میشود که آن حضرت تورات و انجیل تحریف نشده را از غاری در انطاکیه بیرون میآورد و با آنها با یهود و نصاری به بحث و محاجه میپردازد. آن حضرت همچنین زیور آلات بیت المقدس و مائده سلیمان را بیرون آورده و به بیت المقدس بازمیگرداند[۱۰۵] و در این کار حضرت عیسی(ع) با آن حضرت همکاری مینماید؛ همو که: به حضرت مهدی بر مسیحیان روم و چین احتجاج میکند[۱۰۶] آنجا که فرستادگانی از یهود و نصاری پس از نزول آن حضرت به نزدش میروند و ادعا میکنند که از اصحاب و یاران او هستند اما حضرت عیسی(ع) آنها را از خود رانده و تصریح میکند که اصحاب و یاوران او مسلمانان هستند و به جمع یاران مهدی(ع) میپیوندد[۱۰۷] همین امر باعث میشود که مسیحیان از اعتقاد به خدایی او بازگردند. حضرت عیسی ب ه سفر حج نیز میرود و پس از مرگ در کنار رسول خدا(ص) به خاک سپرده میشود[۱۰۸]. بعضی از روایات نیز آوردهاند که حضرت مهدی(ع) تورات اصلی را از از کوههایی در شام بیرون میآورد و به وسیله آن با یهودیان احتجاج میکند و گروه کثیری از آنان اسلام میآورند[۱۰۹] سپس تابوت سکینه را از دریاچه طبرستان بیرون میآورد و آن را در مقابل خود در بیت المقدس قرار میدهد و با این کار اکثر یهودیان اسلام آورده جز تعداد اندکی بر عناد و لجاجت باقی نمیمانند[۱۱۰].[۱۱۱].
نبرد با بدعتها و نفی تحریف غالیان و باطل پویان
حضرت مهدی(ع) به صورت کامل، هرگونه تحریفی را از دامان دین میزداید و تمام بدعتهاییرا که مسلمانان از قرنهای دوری از ثقلین و سنت ناب نبوی و تعطیل این سرمایههای گرانبها به میراث بردهاند زایل مینماید. هدف از ظهور آن بزرگوار این است: تا خداوند هر بدعتی را به واسطه او محو نموده و هر فتنهای را به دست او بمیراند، خداوند به وسیله او دروازه هر خوبی را میگشاید و در هر بدی را میبندد[۱۱۲]. این اولین کاری است که آن حضرت به انجام میرساند احادیث شریف به عنوان یکی از مصادیق این امر به ویران کردن مقصورههایی که بنی امیه بدعت ساختن آنها را در مساجد باب کردند تا امام را از مأمومین جدا کنند اشاره دارند[۱۱۳]، آن حضرت همچنین مقام ابراهیم را به جای اصلی آن باز میگرداند[۱۱۴] و هر بدعتی را که در طول سالها در مساجد ایجاد شده از آنها زایل نموده، مساجد را به سنت اسلامی اول و روش محمدی باز میگرداند[۱۱۵].[۱۱۶].
سیره اداری
حضرت مهدی(ع) برای اداره امور حکومتی مناطق مختلف زمین والیانی از بهترین و برگزیدهترین یاران خود برمیگزیند؛ کسانی که آراسته به بالاترین سطح لیاقت یک والی اسلامی میباشند؛ صفاتی چون دانش، فقه، شجاعت، پاکی و اخلاص[۱۱۷]، در عین حال آن حضرت دائماً کارهای آنان و روش پرداختن آنان به مأموریتهایشان را مورد بررسی و پیگیری قرار داده و آنها را به شدت مورد محاسبه قرار میدهد: از نشانههای مهدی این است که بر مأمورین حکومتی سختگیر، از نظر مالی بخشنده و بر بینوایان مهربان است[۱۱۸] در دوران آن حضرت: به نیکوکاری نیکوکاران افزوده شده و توبه بدکاران پذیرفته میگردد.[۱۱۹] آن حضرت با کسانی که دین و مقدسات اسلامی را وسیله کسب در آمد خود ساخته و در راه گمراهی مردم تلاش میکنند شدیداً برخورد کرده آنان را از این کار باز میدارد. به همین سبب، از جمله کارهایی که آن حضرت از ابتدا به آن مبادرت مینماید کوتاه کردن دست متولیان رسمی کعبه است؛ وی آنانرا در نزد مردم رسوا میکند تا فریب آنان را نخورند؛ چراکه آنان دزدان خدا هستند[۱۲۰].[۱۲۱].
سیره جهادی
امام منتظر(ع) با شمشیر قیام میکند البته ظهور آن حضرت پس از اتمام حجت کامل و آشکار شدن کامل حقایق و گشوده شدن درهای حق و بسته شدن راههای باطل و وقوع معجزات و کرامات که دلالت بر برخورداری آن حضرت از تأییدات الهی دارد و یاری فرشتگان شرکتکننده در جنگ بدر و در اختیار داشتن پیراهن یوسف، عصا و سنگ موسی، انگشتری سلیمان، زره و شمشیر و پرچم پیامبر اکرم(ص) و سایر میراثهای پیامبران و آشکار شدن همه آنها برای او، صورت میگیرد[۱۲۲] و آشکار میگردد که او به حق ادامه دهنده راه پیامبران خدا است و برای محقق کردن اهداف الهی انبیا و برقرار کردن عدالت آسمانی تلاش میکند؛ و با آشکار شدن همه این نشانهها، جز منحرفان و مفسدانی که جز فساد و آزار و ستم از آنها توقع نمیرود، کسی بر عقاید باطل پافشاری نمیکند و پاک کردن دولت مهدوی از لوث چنین کسانی واجب و لازم است به همین جهت میبینیم که سیره جهادی امام(ص) در برابر ستمگران و منحرفان آمیخته با قاطعیت، احتیاط و مقاومت بوده جنبندهای از آنان بر روی زمین باقی نمیگذارد و اجازه فعالیتهای فساد آلود را به آنان نمیدهد.
مضافاً به اینکه بنا به تصریح احادیث شریف حضرت مهدی منتظر(ع) همواره به سیره و روش جد بزرگوار خود پیامبر اکرم و وصی او حضرت امام علی(ع) عمل میکند پس تا ایمان و دین حق را بر آنان عرضه نکند و با دلایلی که در نزد خود آنها مورد قبول باشد با آنان به محاجه نپردازد شروع به جنگ نخواهد کرد[۱۲۳] که در جریان بیرون آوردن تورات و انجیل توسط آن حضرت اشارهای بدان داشتیم و این قضیه مهم دیگری در رابطه با سیره جهادی آن حضرت است. از روایات استفاده میشود که از جمله سیره جهادی آن حضرت پاکسازی جبهه داخلی؛ یعنی جبهه جهان اسلام از جریانات منحرف و محارب است که پیش از نبرد با قوای خارجی آغاز میشود، آن حضرت شورش سفیانی را نابود میکند و نفوذ بتریه و متأوله نادان و نواصب گمراه کننده معاند را از بین میبرد[۱۲۴] و برای همین منظور قبل از اینکه برای جنگ با یهودیان روم و قتل دجال و فتح کل زمین اقدامی انجام بدهد، آتش بس موقت با روم برقرار میکند. و قبل از اینکه به پاکسازی جبهه داخلی بپردازد به تنظیم صفوف سپاه خود پرداخته، فرماندهان لایق نظامی را تعیین کرده برای هرکدام پرچم خاصی معین مینماید. ناراحتیها و سستیها را از یاران خود رانده، دلهایشان را قوی و سرشار از ایمان به حق میگرداند[۱۲۵]؛ حقی که در راه آن مبارزه میکنند و نیز آنان را مورد آزمایش قرار داده خوب و بدشان را از هم متمایز مینماید[۱۲۶]، تا برای انجام مأموریت اصلاحی بزرگش دارای سپاهی عقیدتی، قوی و منسجم باشد که دارای استعداد و لیاقت نظامی مطلوب و روحیه قوی لازم نیز باشند.[۱۲۷].
سیره مالی
حضرت مهدی موعود(ع) ساز و کار مساوات در پرداخت را دوباره احیا مینماید[۱۲۸]؛ سیستمی که در زمان رسول خدا(ص) مورد استفاده قرار داشته و پس از آن حضرت تغییر و تبدیل یافته با ساخت معیارهای جدید رفته رفته نظام اختلاف طبقاتی جای آن را گرفت و اگرچه وصی پیامبر حضرت علی(ع) در هنگام به دست گرفتن خلافت و پس از آن حضرت فرزندش حضرت امام حسن(ع) در چند ماه خلافت کوتاه خود سعی در عمل به نظام پرداخت یکسان نمودند. اما پس از شهادت این دو بزرگوار این ساز و کار به کلی از میان رفت و بنی امیه آغاز به تصرف در اموال مسلمانان کرده آن را ملک خود دانسته و پرداخت آن را به افراد وابسته به مصالح سیاسی خود نمودند. آنان پرداخت بیت المال به افراد را از حالت عطای شرعی به صورت رشوه و پولی در آوردند که به جهت جلب افراد برای یاری آنها در راه باطل و یا به عنوان حق السکوت به افراد پرداخت میگردید تا لب از بیان حقیقت فروبندند.
اما مهدی منتظر(ع) بیت المال را بدون هیچ امتیاز و تبعیضی به صورت مساوی میان مسلمانان تقسیم میکند و همه در برخورداری از نعمتهای الهی و خدماتی که از اموال عمومی ناشی میشود یکسان هستند تا بدین وسیله یکی از ابعاد عدالت محمدی را که مکلف به برقرار کردن آن است پیاده کند. احادیث شریف تصریح میکنند که آن حضرت حالت اقطاع (املاک را به تیول کسی دادن) را از میان میبرد. در روایت میخوانیم: چون قائم ما قیام کند برنامه واگذار کردن زمینهای حکومتی به افراد از میان میرود و تیولی وجود نخواهد داشت.[۱۲۹] مراد از این کار واگذاری زمینهای کشاورزی، سایر ثروتها و منافع ملی است که معمولًا حاکمان، آنها را به نزدیکان خود میدهند. این پدیده پس از وفات رسول خدا خصوصاً در زمان خلیفه سوم و به خصوص در زمان حکومت بنی امیه رواج یافت.
بسیاری از روایات در باره سطح بالای پرداخت در زمان آن حضرت سخن گفته و آن را ویژگی دوران آن حضرت دانستهاند به تعبیر روایات آن حضرت: «یحثو المال حثواً»؛ اموال را بر سر مردم میپاشد.[۱۳۰] آن حضرت به هر کس از او چیزی بخواهد عطا میکند و این مطلب اگرچه بر کرم و بزرگواری آن حضرت و زیادی خیرات و برکات در زمان او دلالت دارد، اما از نکته مهم دیگری در سیره اقتصادی آن حضرت نیز پرده برمیدارد و آن بینیاز کردن مردم به اندازه کفایت و فراهم کردن رفاه اقتصادی برای زندگی آنان است، به گونهای که با فراغت و آسودگی خیال به عبادت و بندگی خدا و کارهای مفید و اصلاحگرانه فردی و اجتماعی پبردازند. بنا بر این روشن میشود که سیره آن حضرت در زمینه اقتصاد کاملًا مربوط به مأموریت مصلحانه آن حضرت و برپا کردن جامعهای توحیدی است که مخلصانه به بندگی خداوند بپردازد و مسائل مالی و اقتصادی زمینهساز این مهم و بر طرف کننده موانع آن است.[۱۳۱].
تصویر کلی دولت مهدوی در متون دینی
اکنون به پایان این بخش رسیدهایم در این قسمت به صورت کاملًا خلاصه تصویری را که روایات و متون دینی از دولت مهدی موعود(ع) ترسیم و میکند را ارائه میکنیم. دولت مهدوی فقط با هدف پایان دادن به رنجها و ظلم و ستمهایی که بشریت در طول تاریخ با آن دست به گریبان بوده و در اثر حکومت طاغوتها و حاکمیت هواها و شهوات و گرایشات مادی سطح زمین را پر کرده است برپا میشود و به تعبیر روایت با ظهور حضرت مهدی منتظر پس از قرنها: خداوند متعال در امر امت گشایش ایجاد میکند پس خوش به حال کسی که زمان او را درک کند[۱۳۲]. پس خداوند تبارک و تعالی همه آرزوهایی را که برخاسته از فطرت سلیم انسانی باشد برای امت مسلمان و همه ابنای نوع بشر محقق خواهد ساخت، شک را زایل نموده جامعهای موحد و آمر به معروف و ناهی از منکر برپا خواهد نمود که افرادش همواره در راه کارهای خیر سرعت گرفته منازل و مراتب کمال و پلههای نور را یکی پس از دیگری طی نمایند.
در چنین دورانی زمین و آسمان همه برکات خود را نثار میکنند و آنچه مردم به آن دست مییابند تنها بینیازی مادی نخواهد بود بلکه: خداوند دلهای امت محمد(ص) را از بینیازی سرشار کرده عدالتش آنان را فرا خواهد گرفت.[۱۳۳] یعنی آنان را از اسارت خواستههای محدود مادی و معیشتی آزاد میکند. پس مهدی منتظر مسلمانان را از خواری پیروی از گمراهان و منحرفان آزاد میکند و به تعبیر روایت: و به واسطه او ذلت بندگی از گردن شما برداشته میشود[۱۳۴]. و جهان بشریت را از اسارت و ذلت زندگی حیوانی و بندگی شهوتها آزاد مینماید و همه دروازههای تکامل و ترقی معنوی و روحی را در برابر انسان میگشاید و دوران آن حضرت شاهد پیشرفت روحی و فکری عظیمی خواهد بود حضرت امام محمد باقر(ع) در این رابطه میفرمایند: چون قائم ما قیام نماید خداوند دستش را بر سر بندگان میگذارد و بدین وسیله، خرد و اندیشههای انسانی به تکامل میرسد.[۱۳۵] از دیگر مسائلی که علاوه بر عامل اصلی و مهمی که گذشت، میتواند به این مسأله کمک کند پیشرفت شگفت انگیزی است که عصر آن حضرت به خصوص در زمینه ارتباطات، شاهد آن خواهد بود که نخستین نشانههای آن را در عصر خود و مطابق با یافتههای علمی مشاهده میکنیم. حضرت امام صادق(ع) نیز این گونه به این مطلب اشاره فرمودهاند: چون قائم ما قیام نماید خداوند عز و جل چشم و گوش شیعیان ما را قوی میکند که دیگر میان آنها و قائم پیک و فرستادهای نیست، بلکه آنها در هرکجا که باشند او را در مکان خود میبینند و چون با آنها سخن میگوید صدایش را میشنوند.[۱۳۶] البته شاید این مطلب به واسطه مسائل غیبی باشد که در اثر رسیدن آنها به مراتب بالای روحی امکان رسیدن به آن را یافتهاند گرچه این امر در زمان ما هم به وسیله وسایل ارتباطی جدید و پیشرفته به صورت محدود ممکن شده است، لکن آنچه که به استناد روایات شریف بر آن تأکید میشود این است که بسیاری از حقایق و مسائل غیبی در دوران دولت مهدوی آشکار میگردد و بسیاری از مؤمنان به مراتب عالیهای از شناخت اسرار غیب و علم کتاب و در نوردیدن مرزهای اسباب و قوانین طبیعی و بسیاری دیگر از پدیدههایی که امروزه آنها را از معجزات غیر عادی تلقی میکنیم، دست خواهند یافت. با توجه به فراهم آمدن همه شرایط و عوامل لازم برای تکامل مادی و معنوی توسط دولت مهدوی جامعه موحدی که تنها خدا را خالصانه پرستش میکند شکل گرفته، روابط ایمانی محض در آن حاکم شده ارزشهایی از قبیل بیزاری از کسی که با گرفتن گرو اطمینان بیشتری نسبت به قول برادر مؤمن خود پیدا کند.
(گرو و رهن از قول مسلمان برایش اطمینانآورتر باشد) و سود گرفتن مؤمن از مؤمن رباست.[۱۳۷] در جامعه حاکم میگردد و در آن روز حتی کارهای تجاری هم تنها عبادت خالص برای خداوند عز و جل خواهد بود زیرا هدف از آن تنها خدمت به خلق خدا است. حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) ضمن حدیثی در توصیف کامل دولت جهانی حضرت مهدی(ع) میفرمایند: خداوند او را با فرشتگانش یاری میکند و یارانش را نگاه میدارد و با آیات خود یاریش کرده بر اهل زمین پیروزش میکند یا از روی رغبت یا اجبار به دین حق بگروند. و زمین را پر از عدل و داد و نور و برهان میکند، طول و عرض شهرها به طاعت او در آمده، کافری باقی نمیماند مگر اینکه ایمان میآورد و فاجری نمیماند مگر اینکه به صلاح میگرود، در حکومت او درندگان از در سازش در میآیند، زمین برکات خود را آشکار نموده آسمان برکت خود را نازل میکند، گنجها برایش آشکار میشوند و چهل سال بر کل زمین حکومت میکند پس خوش به حال کسانی که زمان حکومتش را درک کنند[۱۳۸]. آری در سایه حکومت و دولت مهدی منتظر(ع) بر همه جهانیان آشکار میشود که خیر و صلاح بشریت و تکامل مادی و معنوی آن در سایه رسالت آسمانی، و به دست اولیای معصوم او(ع) تحقق مییابد. و این همان کاری است که خداوند متعال به دست آخرین ولی خود و پایان بخش پیشوایان دوازدهگانه یعنی حضرت مهدی آن را به انجام خواهد رساند؛ همو که خداوند وعده آمدنش را به امتها داده است. چنان که جدش پیامبر اکرم(ع) فرموده است: و به همین سبب اهل آسمان و زمین از او راضی خواهندبود[۱۳۹].[۱۴۰].
جستارهای وابسته
- سبک زندگی امام مهدی
- سیره اخلاقی امام مهدی
- سیره دینی امام مهدی
- سیره عبادی امام مهدی
- سیره خانوادگی امام مهدی
- سیره تربیتی امام مهدی
- سیره اجتماعی امام مهدی
- سیره علمی امام مهدی
- سیره تبلیغی امام مهدی
- سیره سیاسی امام مهدی
- سیره اقتصادی امام مهدی
- سیره فرهنگی امام مهدی
- سیره مدیریتی امام مهدی
- سیره نظامی امام مهدی
- سیره قضایی امام مهدی
- سیره حکومتی امام مهدی
پرسشهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ مجموعه آثار شهید مطهری، ج ۱۶ ص ۵۰.
- ↑ ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۲۸۷.
- ↑ گلپایگانی، لطف الله، منتخب الاثر، ص ۴۹۰.
- ↑ «یَخْرُجُ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ بَیْتِی وَ یَعْمَلُ بِسُنَّتِی وَ یُنَزِّلُ اللَّهُ لَهُ الْبَرَکَةَ مِنَ السَّمَاءِ وَ تُخْرِجُ الْأَرْضُ بَرَکَتَهَا وَ تُمْلَأُ بِهِ الْأَرْضُ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْرا»؛ بحار الانوار، ج ۵۱، ص۸۲.
- ↑ «سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (ع)عَنِ الْقَائِمِ إِذَا قَامَ بِأَیِّ سِیرَةٍ یَسِیرُ فِی النَّاسِ فَقَالَ بِسِیرَةِ مَا سَارَ بِهِ رَسُولُ اللَّهِ صحَتَّی یُظْهِرَ الْإِسْلَامَ قُلْتُ وَ مَا کَانَتْ سِیرَةُ رَسُولِ اللَّهِ صقَالَ أَبْطَلَ مَا کَانَتْ فِی الْجَاهِلِیَّةِ وَ اسْتَقْبَلَ النَّاسَ بِالْعَدْلِ وَ کَذَلِکَ الْقَائِمُ (ع)إِذَا قَامَ یُبْطِلُ مَا کَانَ فِی الْهُدْنَةِ مِمَّا کَانَ فِی أَیْدِی النَّاسِ وَ یَسْتَقْبِلُ بِهِمُ الْعَدْل»؛ بحار الانوار، ج ۵۲، ص۳۸۱.
- ↑ تونهای، مجتبی، موعودنامه، ص۴۱۹.
- ↑ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۵۲ ص ۳۴۰ و ۳۶۰
- ↑ «مَا لِبَاسُ الْقَائِمِ (ع)إِلَّا الْغَلِیظُ وَ مَا طَعَامُهُ إِلَّا الْجَشِب»؛ بحارالانوار، ج ۵۲ ص ۳۵۴، ۳۵۹ و ۳۵۸.
- ↑ نهج البلاغه خ ۲۰۹
- ↑ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۵۲ ص ۳۴۰.
- ↑ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۵۲ ص ۳۴۰ و ۳۶۰
- ↑ ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۲۸۷-۲۸۸.
- ↑ صمدی، قنبرعلی، سیره امام مهدی در عصر ظهور، ص ۶۵.
- ↑ «يَعْطِفُ الْهَوَى عَلَى الْهُدَى إِذَا عَطَفُوا الْهُدَى عَلَى الْهَوَى وَ يَعْطِفُ الرَّأْيَ عَلَى الْقُرْآنِ إِذَا عَطَفُوا الْقُرْآنَ عَلَى الرَّأْيِ»؛ نهج البلاغه، ج۲، ص۲۱؛ بحارالانوار، ج۳۱، ص۵۴۹؛ میزان الحکمه، ج۱، ص۱۸۷.
- ↑ صمدی، قنبرعلی، سیره امام مهدی در عصر ظهور، ص۷۰ ـ ۱۲۴.
- ↑ «يَكُونُ أَشَدَّ النَّاسِ تَوَاضُعاً لِلَّهِ جَلَّ ذِكْرُهُ»؛ من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۴۱۸.
- ↑ «المَهدِیّ خاشِعُ للهِ کَخُشوعِ النَّسرِ لِجَنَاحِه»؛ التشریف بالمنن فی التعریف بالفتن، ص۱۵۳.
- ↑ صمدی، قنبرعلی، سیره امام مهدی در عصر ظهور، ص ۵۶.
- ↑ «تَاسِعُهُمُ الْقَائِمُ الَّذِی یَمْلَأُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ الْأَرْضَ نُوراً بَعْدَ ظُلْمَتِهَا»؛ کمال الدین ج ۱ ص ۲۶۰.
- ↑ «الْعِلْمُ سَبْعَةٌ وَ عِشْرُونَ حَرْفاً فَجَمِیعُ مَا جَاءَتْ بِهِ الرُّسُلُ حَرْفَانِ فَلَمْ یَعْرِفِ النَّاسُ حَتَّی الْیَوْمِ غَیْرَ الْحَرْفَیْنِ فَإِذَا قَامَ قَائِمُنَا أَخْرَجَ الْخَمْسَةَ وَ الْعِشْرِینَ حَرْفاً فَبَثَّهَا فِی النَّاسِ وَ ضَمَّ إِلَیْهَا الْحَرْفَیْنِ حَتَّی یَبُثَّهَا سَبْعَةً وَ عِشْرِینَ حَرْفاً»؛ بحار الأنوار ج ۵۲ ص ۳۳۶.
- ↑ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۳۶.
- ↑ ر.ک: فرهنگ شیعه ص ۲۹۰ ـ ۲۹۱.
- ↑ ﴿قَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ﴾«ما پیامبرانمان را با برهانها (ی روشن) فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو فرو فرستادیم تا مردم به دادگری برخیزند و (نیز) آهن را فرو فرستادیم که در آن نیرویی سخت و سودهایی برای مردم است و تا خداوند معلوم دارد چه کسی در نهان، (دین) او و پیامبرانش را یاری می کند» سوره حدید، آیه ۲۵.
- ↑ مکیال المکارم، ج ۱ ص۱۱۸ ـ ۱۱۹.
- ↑ ر.ک: فرهنگ شیعه، ص۲۸۸-۲۹۰.
- ↑ صمدی، قنبرعلی، سیره امام مهدی در عصر ظهور، ص ۲۲۶ ـ ۲۳۵.
- ↑ سلیمیان، خدامراد، فرهنگنامه مهدویت، ص۲۶۳ - ۲۶۵؛ صمدی، قنبرعلی، سیره امام مهدی در عصر ظهور، ص ۱۳۳ ـ ۱۶۶.
- ↑ صمدی، قنبرعلی، سیره امام مهدی در عصر ظهور، ص ۲۱۷ ـ ۲۲۶.
- ↑ صمدی، قنبرعلی، سیره امام مهدی در عصر ظهور، ص ۲۴۳ ـ ۲۵۸.
- ↑ بحارالانوار، ج ۵۱ ص ۲۹.
- ↑ «إِذَا قَامَ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ (ع)حَکَمَ بَیْنَ النَّاسِ بِحُکْمِ دَاوُدَ لَا یَحْتَاجُ إِلَی بَیِّنَة»؛ بحارالانوار، ج، ۵۲، ص ۳۳۹.
- ↑ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۳۹.
- ↑ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۳۹.
- ↑ ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۲۹۰؛ صمدی، قنبرعلی، سیره امام مهدی در عصر ظهور، ص ۱۷۴.
- ↑ «الْقَائِمَ الَّذِي يُطَهِّرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ الْأَرْضَ مِنْ أَهْلِ الْكُفْرِ وَ الْجُحُودِ»؛ کمال الدین و تمام النعمه، ج۲، ص۳۷۸. واژه «یُطهِّر» در این کلام حضرت و همچنین در سخن امیر مؤمنان (ع) که فرمود: «وَ لَيُطَهِّرَنَ الْأَرْضَ مِنْ كُلِّ غَاشٍ»؛ بحارالانوار، ج۵۱، ص۱۲۰. بیانگر خباثت و پلیدی کفار و انسانهای ناپاک است که زمین را آلوده کرده است و باید تطهیر شود.
- ↑ «محمد، پیامبر خداوند است و آنان که با ویاند، بر کافران سختگیر، میان خویش مهربانند» سوره فتح، آیه ۲۹.
- ↑ صمدی، قنبرعلی، سیره امام مهدی در عصر ظهور، ص ۱۸۴ ـ ۲۰۸.
- ↑ توبه، ۳۲ و ۳۳.
- ↑ صف، ۸ و ۹.
- ↑ فتح، ۲۸.
- ↑ تفسیر قرطبی ۸، ۱۲، تفسیر کبیر ۱۶، ۴۰، روایات از طرق اهل بیت(ع) نیز در رابطه با اختصاص تحقق این وعده به عصر مهدی موعود بسیار زیاد است.
- ↑ تفسیر کبیر ۱۶، ۴۰.
- ↑ انبیا، ۱۰۵.
- ↑ نور، ۵۵.
- ↑ حج، ۴۱.
- ↑ تفسیر المیزان ۱۴، ۳۲۹- ۳۳۱.
- ↑ مرحوم علامه طباطبائی در تفسیر المیزان سایر اقوال را که مفسران در این باب آوردهاند مورد موشکافی قرار داده و ثابت کرده است که این نظریات با دلالات آیهای که نمیتوان جز بر دولت مهدوی تفسیرش کرد هماهنگی ندارد. ر.ک: المیزان ۱۵، ۱۵۱- ۱۵۷.
- ↑ ذاریات، ۵۶.
- ↑ تفسیر المیزان ۱۸، ۳۸۶- ۳۸۹.
- ↑ تاریخ الغیبة الکبری، ۲۳۳ به بعد.
- ↑ مائدة، ۵۴.
- ↑ تفسیر المیزان ۵، ۳۶۶- ۴۰۰، و ر.ک: تفسیر شیخ اسعد بیوض التمیمی در باره همین آیات در کتاب «زوال اسرائیل حتمیة قرآنیة»، ۱۲۰- ۱۲۴.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۴، ج۱۴، ص ۲۷۸.
- ↑ ارشاد شیخ مفید ۲، ۳۷۹ و به نقل از آن، الفصول المهمة، ۳۰۲ اثبات الهداة ۳، ۵۱۴.
- ↑ اثبات الهداة ۳، ۴۹۶.
- ↑ شیخ طوسی، تهذیب الاحکام ۴، ۳۰۰ و ۳۳۳، سید ابن طاووس، اقبال الاعمال، ۵۵۸، کمالالدین، ۶۵۳، غیبت طوسی، ۲۷۴، مقدسی شافعی، عقد الدرر، ۶۵، متقی هندی، البرهان فی علامات مهدی آخر الزمان، ۱۴۵.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۴، ج۱۴، ص ۲۸۳.
- ↑ متقی هندی، برهان، ۱۴۴.
- ↑ تفسیر عیاشی ۱، ۶۵، شیخ مفید، اختصاص، ۲۵۶.
- ↑ نعیم بن حماد، الملاحم والفتن، ۹۵، عقد الدرر ۱۴۵، متقی هندی، برهان، ۱۴۱، الحاوی للفتاوی الحدیثیة ۲، ۷۱، سفارینی، کتاب اللوائح ۲، ۱۱.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۴، ج۱۴، ص ۲۸۴.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۴، ج۱۴، ص ۲۸۶.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۴، ج۱۴، ص ۲۸۷.
- ↑ غیبت طوسی، ۲۸۴، و به نقل از آن، بحار الانوار ۵۲، ۳۳۴، اثبات الهداة ۳، ۵۱۷، ۵۱۸.
- ↑ مستدرک حاکم ۴، ۵۰۳، ابن حجر، القول المختصر، ۱۸، متقی هندی، برهان، ۱۴۳، عقد الدرر، ۱۰۹، معجم احادیث الامام المهدی(ع) ۱، ۴۴۹.
- ↑ فتن ابن حماد، ۸۳- ۸۴، الحاوی للفتاوی ۲، ۶۷، البرهان، ۱۱۸.
- ↑ غیبت نعمانی، ۳۱۵، اثبات الهداة ۳، ۴۵۳.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۴، ج۱۴، ص ۲۸۸.
- ↑ تفسیر الطبری ۲۲، ۷۲، تذکره قرطبی ۲، ۶۹۳، سنن دارمی، ۱۰۴، مسند احمد ۶، ۲۹۰، صحیح مسلم ۴، ۲۲۰۸، سنن ابو داوود ۴، ۱۰۸، سنن ابن ماجه ۲، ۱۳۵۱، سنن ترمذی ۴، ۴۰۷، تاریخ بخاری ۵، ۱۱۸، سنن نسائی ۵، ۲۰۷. و احادیث خسف سپاه سفیانی بسیار است که در صحاح و سایر کتب اهل سنت و نیز از طرق اهل بیت(ع) روایت شده است.
- ↑ بحار الانوار ۵۲، ۳۰۸، اثبات الهداة ۳، ۵۸۳، ۵۲۷، ۴۹۳.
- ↑ تفسیر عیاشی ۱، ۱۰۳، غیبت نعمانی، ۳۰۸، کمال الدین، ۶۷۲.
- ↑ تفسیر عیاشی ۱، ۱۹۷، اثبات الهداة ۳، ۵۴۹.
- ↑ غیبت نعمانی، ۲۹۷.
- ↑ اثبات الهداة ۳، ۴۶۹ نسبت به مدت اول، و روایت ابن حماد، ۱۲۷ میگوید: نبردهای آن حضرت بیست سال طول میکشد.
- ↑ ارشاد، ۳۶۲، غیبت طوسی، ۲۸۰.
- ↑ دلائل الامامة، ۲۴۱، غیبت طوسی، ۲۸۳.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۴، ج۱۴، ص ۲۸۹.
- ↑ صحیح بخاری ۴، ۳۰۵، مسلم ۱، ۱۳۶، تاریخ بخاری ۷، ۲۳۳، سنن ابن ماجة ۲، ۱۳۵۷، سننترمذی ۴، ۵۱۲، صحیح بخاری ۳، ۱۰۷، فِتَن ابن حماد، ۱۰۳ وبسیاری دیگر از منابع که از طرق فریقین این امر را روایت کردهاند.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۴، ج۱۴، ص ۲۹۰.
- ↑ سیوطی، الدر المنثور ۲، ۳۵۰.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۴، ج۱۴، ص ۲۹۱.
- ↑ امالی شجری ۲، ۷۷.
- ↑ غیبت نعمانی، ۲۳۲، مقدسی شافعی، عقد الدرر، ۲۲۷، تهذیب الاحکام ۶، ۱۵۴.
- ↑ مسند احمد ۱، ۱۸۴، صحیح مسلم ۱، ۱۳۰، سنن ابن ماجة ۲، ۱۳۱۹، ترمذی ۵، ۱۸.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۴، ج۱۴، ص ۲۹۲.
- ↑ ابن حماد، فتن، ۱۰۲، ابن حجر، القول المختصر، ۷، متقی، برهان، ۹۵.
- ↑ القول المختصر، ۱۰، ابن عربی، الفتوحات المکیة ۳، ۳۳۲.
- ↑ اثبات الهداة ۳، ۴۹۸.
- ↑ اثبات الهداة ۳، ۴۵۴.
- ↑ سنن دارمی، ۱۰۱، فتن ابن حماد، ۹۸، عقد الدرر، ۴۰، اثبات الهداة ۳، ۵۲۷.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۴، ج۱۴، ص ۲۹۳.
- ↑ ر.ک: کافی ۱، ۴۱۱، اثبات الهداة ۳، ۵۱۵.
- ↑ ملاحم ابن طاووس: ۱۳۲.
- ↑ فتن ابن حماد، ۹۸، عقد الدرر، ۲۲۷.
- ↑ ابن حماد، ۹۹، سیوطی، الحاوی ۲، ۷۷.
- ↑ متقی هندی، برهان، ۷۸.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۴، ج۱۴، ص ۲۹۴.
- ↑ ابن حماد، ۹۸، الحاوی ۲، ۸۳، القول المختصر، ۲۵، عقد الدرر، ۳۶.
- ↑ ابن حماد، ۹۹، القول المختصر، ۵.
- ↑ کافی ۱، ۳۹۷، اثبات الهداة ۳، ۴۴۷.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۴، ج۱۴، ص ۲۹۵.
- ↑ اثبات الهداة ۲، ۴۱۰.
- ↑ ابن حماد، ۱۰۲، طبرانی، الاوسط ۱، ۱۳۶.
- ↑ کمال الدین، ۴۱۱.
- ↑ ابن حماد، ۹۸، سنن دانی، ۱۰۱، سیوطی، الحاوی ۲، ۷۵، سفارینی، لوائح ۲، ۲، تاریخ بغداد ۹، ۴۷۱، عقد الدرر، ۱۴۱.
- ↑ غیبت نعمانی، ۱۴۶.
- ↑ تاریخ بخاری ۷، ۲۳۳، مسلم ۴، ۲۲۵۳، ابن ماجة ۲، ۱۳۵۷، ترمذی ۴، ۵۱۲.
- ↑ تاریخ بخاری ۱، ۲۶۳، ترمذی ۵، ۵۸۸.
- ↑ ابن حماد، ۹۸، قندوزی، ینابیع المودة ۳، ۳۴۴.
- ↑ ابن حماد، ۹۹- ۱۰۰، عقد الدرر، ۱۴۷، القول المختصر، ۲۴.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۴، ج۱۴، ص ۲۹۶.
- ↑ ملاحم سید ابن طاووس، ۳۲.
- ↑ اثبات الهداة ۳، ۵۰۶.
- ↑ اثبات الهداة، ۵۲۷.
- ↑ اثبات الهداة، ۵۱۶- ۵۱۷.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۴، ج۱۴، ص ۲۹۷.
- ↑ اثبات الهداة، ۳، ۴۹۴.
- ↑ مسند ابن ابی شیبة ۱۵، ۱۹۹، سنن دارمی، ۱۰۱، حاوی سیوطی ۲، ۷۷.
- ↑ مسند ابن ابی شیبة ۱۵، ۱۹۹، سنن دارمی، ۱۰۱، حاوی سیوطی ۲، ۷۷.
- ↑ إثبات الهداة ۳، ۴۴۹، ۴۵۵.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۴، ج۱۴، ص ۲۹۸.
- ↑ اثبات الهداة، ۴۳۹- ۴۴۰، ۴۹۴، ۴۷۸، ۴۸۷، ور.ک: عقد الدرر، ۱۳۵، الفصول المهمة، ۲۹۸، کفایة الاثر، ۱۴۷، ابن حماد، ۹۸، القول المختصر، ۳۴، برهان متقی، ۱۵۲.
- ↑ کافی ۸، ۲۲۷ و به نقل از آن، اثبات الهداة ۳، ۴۵۰.
- ↑ ارشاد ۲، ۳۸۴ و به نقل از آن، بحار الانوار ۵۲، ۳۸۶ و به نقل از آن، اثبات الهداة ۳، ۵۴۴.
- ↑ اثبات الهداة، ۷۱.
- ↑ کافی ۸، ۱۶۷، کمال الدین، ۶۷۲.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۴، ج۱۴، ص ۲۹۹.
- ↑ مسند احمد ۳، ۳۷، ملاحم ابن منادی، ۴۲، میزان الاعتدال ۳، ۹۷.
- ↑ حمیری، قرب الاسناد، ۳۹.
- ↑ مسند احمد ۳، ۸۰.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۴، ج۱۴، ص ۳۰۱.
- ↑ اثبات الهداة ۳، ۵۰۴.
- ↑ مسند احمد ۳، ۳۷.
- ↑ غیبت طوسی، ۱۸۵ ح ۱۴۴.
- ↑ اثبات الهداة ۳، ۴۴۸، کافی ۱، ۲۵، کمال الدین، ۶۷۵.
- ↑ اثبات الهداة ۳، ۴۵۰- ۴۵۱.
- ↑ شیخ صدوق، مَن لا یحضره الفقیه ۳، ۳۱۳، تهذیب الاحکام ۷، ۱۷۸.
- ↑ اثبات الهداة ۳، ۵۲۴.
- ↑ مستدرک حاکم ۴، ۴۶۵، فتن ابن حماد، ۹۹.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۴، ج۱۴، ص ۳۰۳.