شلمغانیه: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
جز (جایگزینی متن - 'خدامراد]]،فرهنگ‌نامه' به 'خدامراد، [[فرهنگ‌نامه')
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۴: خط ۱۴:
*عده‌‏ای از کاتبان دولت و ثروتمندان و خواص بدو گرویدند. مقصد سیاسی این گروه، برانداختن عباسیان و طالبیان بود، تا مردم از دست حکمرانانی بالفعل و بالقوه خلاص شوند. گویند: میان پیروان شلمغانی، اباحه و آزادی جنسی رایج بود؛ [[قرآن]] را تأویل می‌‏کردند و بهشت را به معنای شناخت و گرایش به آیین شلمغانی و دوزخ را عکس آن می‌‏دانستند. تکالیف اسلامی را به جای نمی‌‏آوردند و همچون "سبعیه" به هفت عالم و هفت آدم قائل بودند. گویند: شلمغانی، دختر [[عثمان بن سعید]] را رجعت [[فاطمه]] می‌‏خواند و می‌‏گفت: روح [[پیغمبر]] در [[عثمان بن سعید]] "از نواب اربعه" حلول کرده است. وی می‌‏گفت: "من و [[حسین بن روح]] وقتی داخل این کار شدیم، می‌‏دانستیم در چه امری وارد می‌‏شویم". [[حسین بن روح]]، شیعیان را از او بر حذر داشت و توقیع [[امام مهدی|صاحب الزمان]]{{ع}} در نفرین شلمغانی و چند مدعی دیگر بابیت بیرون آمد. با اعدام شلمغانی در ۳۲۲ ق نحله او هم به طور ظاهر از میان رفت و حتی یکی از مریدانش در همان جلسه محاکمه، سیلی به صورتش نواخت؛ اما عده‌‏ای از بقایای شلمغانیه گرد شخصی "بصری" نام- که مدعی بود روح شلمغانی در وی حلول کرده است، جمع شدند و چون وی به سال ۳۴۰ ق وفات یافت، به دستور مهلبی وزیر، جانشین وی بازداشت و خانه‏‌هایشان بازرسی شد.
*عده‌‏ای از کاتبان دولت و ثروتمندان و خواص بدو گرویدند. مقصد سیاسی این گروه، برانداختن عباسیان و طالبیان بود، تا مردم از دست حکمرانانی بالفعل و بالقوه خلاص شوند. گویند: میان پیروان شلمغانی، اباحه و آزادی جنسی رایج بود؛ [[قرآن]] را تأویل می‌‏کردند و بهشت را به معنای شناخت و گرایش به آیین شلمغانی و دوزخ را عکس آن می‌‏دانستند. تکالیف اسلامی را به جای نمی‌‏آوردند و همچون "سبعیه" به هفت عالم و هفت آدم قائل بودند. گویند: شلمغانی، دختر [[عثمان بن سعید]] را رجعت [[فاطمه]] می‌‏خواند و می‌‏گفت: روح [[پیغمبر]] در [[عثمان بن سعید]] "از نواب اربعه" حلول کرده است. وی می‌‏گفت: "من و [[حسین بن روح]] وقتی داخل این کار شدیم، می‌‏دانستیم در چه امری وارد می‌‏شویم". [[حسین بن روح]]، شیعیان را از او بر حذر داشت و توقیع [[امام مهدی|صاحب الزمان]]{{ع}} در نفرین شلمغانی و چند مدعی دیگر بابیت بیرون آمد. با اعدام شلمغانی در ۳۲۲ ق نحله او هم به طور ظاهر از میان رفت و حتی یکی از مریدانش در همان جلسه محاکمه، سیلی به صورتش نواخت؛ اما عده‌‏ای از بقایای شلمغانیه گرد شخصی "بصری" نام- که مدعی بود روح شلمغانی در وی حلول کرده است، جمع شدند و چون وی به سال ۳۴۰ ق وفات یافت، به دستور مهلبی وزیر، جانشین وی بازداشت و خانه‏‌هایشان بازرسی شد.
*کتاب‏‌هایی در عقاید آن جماعت به دست آمد و معلوم شد جوانی از ایشان مدعی است روح [[امام علی|علی]]{{ع}} در وی حلول کرده و زنی مدعی است روح [[فاطمه زهرا|فاطمه]]{{س}} در وی حلول کرده است: و یکی از وابستگان [[بنی بسطام]] نیز از آن جماعت مدعی است: روح [[میکائیل]] در وی حلول کرده است. [[مهلبی‏]] می‌‏خواست آن‏ها را مجازات کند؛ اما آن‏ها نزد [[معز‌الدوله بویه‌‏ای]] چنین وانمود که [[شیعه]]‏اند و مهلبی برای آن‏که متهم به ضدیت با تشیع نشود، دیگر پی‏گیر آن‏ها نشد<ref>ر. ک: کتاب الغیبة، ص ۲۴۱؛ الفرق بین الفرق، ترجمه: محمد جواد مشکور، ص ۱۹۱</ref><ref>ر. ک: جمعی از نویسندگان، دایرة المعارف تشیّع، ج ۱۰، ص ۴۴</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص:۲۷۲ - ۲۷۳.</ref>.
*کتاب‏‌هایی در عقاید آن جماعت به دست آمد و معلوم شد جوانی از ایشان مدعی است روح [[امام علی|علی]]{{ع}} در وی حلول کرده و زنی مدعی است روح [[فاطمه زهرا|فاطمه]]{{س}} در وی حلول کرده است: و یکی از وابستگان [[بنی بسطام]] نیز از آن جماعت مدعی است: روح [[میکائیل]] در وی حلول کرده است. [[مهلبی‏]] می‌‏خواست آن‏ها را مجازات کند؛ اما آن‏ها نزد [[معز‌الدوله بویه‌‏ای]] چنین وانمود که [[شیعه]]‏اند و مهلبی برای آن‏که متهم به ضدیت با تشیع نشود، دیگر پی‏گیر آن‏ها نشد<ref>ر. ک: کتاب الغیبة، ص ۲۴۱؛ الفرق بین الفرق، ترجمه: محمد جواد مشکور، ص ۱۹۱</ref><ref>ر. ک: جمعی از نویسندگان، دایرة المعارف تشیّع، ج ۱۰، ص ۴۴</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص:۲۷۲ - ۲۷۳.</ref>.
 
==پرسش‌های وابسته==
* [[مدعیان نیابت امام مهدی چه کسانی هستند؟ (پرسش)]]
== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
{{پرسش‌های وابسته}}
{{پرسش‌های وابسته}}

نسخهٔ ‏۸ ژوئن ۲۰۱۹، ساعت ۱۲:۵۶

این مدخل مرتبط با مباحث پیرامون امام مهدی(ع) است. "امام مهدی" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل امام مهدی (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

وی نخست خود را باب امام مهدی نامید، بعد ادعای حلول کرد و گاه خود را روح القدس و مسیح می‏‌خواند.

  • عده‌‏ای از کاتبان دولت و ثروتمندان و خواص بدو گرویدند. مقصد سیاسی این گروه، برانداختن عباسیان و طالبیان بود، تا مردم از دست حکمرانانی بالفعل و بالقوه خلاص شوند. گویند: میان پیروان شلمغانی، اباحه و آزادی جنسی رایج بود؛ قرآن را تأویل می‌‏کردند و بهشت را به معنای شناخت و گرایش به آیین شلمغانی و دوزخ را عکس آن می‌‏دانستند. تکالیف اسلامی را به جای نمی‌‏آوردند و همچون "سبعیه" به هفت عالم و هفت آدم قائل بودند. گویند: شلمغانی، دختر عثمان بن سعید را رجعت فاطمه می‌‏خواند و می‌‏گفت: روح پیغمبر در عثمان بن سعید "از نواب اربعه" حلول کرده است. وی می‌‏گفت: "من و حسین بن روح وقتی داخل این کار شدیم، می‌‏دانستیم در چه امری وارد می‌‏شویم". حسین بن روح، شیعیان را از او بر حذر داشت و توقیع صاحب الزمان(ع) در نفرین شلمغانی و چند مدعی دیگر بابیت بیرون آمد. با اعدام شلمغانی در ۳۲۲ ق نحله او هم به طور ظاهر از میان رفت و حتی یکی از مریدانش در همان جلسه محاکمه، سیلی به صورتش نواخت؛ اما عده‌‏ای از بقایای شلمغانیه گرد شخصی "بصری" نام- که مدعی بود روح شلمغانی در وی حلول کرده است، جمع شدند و چون وی به سال ۳۴۰ ق وفات یافت، به دستور مهلبی وزیر، جانشین وی بازداشت و خانه‏‌هایشان بازرسی شد.
  • کتاب‏‌هایی در عقاید آن جماعت به دست آمد و معلوم شد جوانی از ایشان مدعی است روح علی(ع) در وی حلول کرده و زنی مدعی است روح فاطمه(س) در وی حلول کرده است: و یکی از وابستگان بنی بسطام نیز از آن جماعت مدعی است: روح میکائیل در وی حلول کرده است. مهلبی‏ می‌‏خواست آن‏ها را مجازات کند؛ اما آن‏ها نزد معز‌الدوله بویه‌‏ای چنین وانمود که شیعه‏اند و مهلبی برای آن‏که متهم به ضدیت با تشیع نشود، دیگر پی‏گیر آن‏ها نشد[۲][۳][۴].

پرسش‌های وابسته

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. ر. ک: نعمت اللّه صفری فروشانی، غالیان، ص ۱۳۶
  2. ر. ک: کتاب الغیبة، ص ۲۴۱؛ الفرق بین الفرق، ترجمه: محمد جواد مشکور، ص ۱۹۱
  3. ر. ک: جمعی از نویسندگان، دایرة المعارف تشیّع، ج ۱۰، ص ۴۴
  4. سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص:۲۷۲ - ۲۷۳.