همسرداری در معارف و سیره معصوم: تفاوت میان نسخهها
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
==[[رفتار]] [[معصومان]]{{عم}} با [[همسران]]== | ==[[رفتار]] [[معصومان]]{{عم}} با [[همسران]]== | ||
یکی از مهمترین پایههای [[مقدس]] [[خانواده]]، [[زن]] و جایگاه اوست. با توجه به اهمیت این موضوع در سیره ائمه{{عم}} و برای الگوپذیری از رفتار ایشان، در این بخش به نمونههایی از رفتار [[ائمه]]{{عم}} با همسران خود و دیدگاه آنان درباره زن میپردازیم. | یکی از مهمترین پایههای [[مقدس]] [[خانواده]]، [[زن]] و جایگاه اوست. با توجه به اهمیت این موضوع در سیره ائمه{{عم}} و برای الگوپذیری از رفتار ایشان، در این بخش به نمونههایی از رفتار [[ائمه]]{{عم}} با همسران خود و دیدگاه آنان درباره زن میپردازیم. | ||
=== [[دوستی]] و [[مهربانی]] === | |||
یکی از مهمترین شاخصههای سبک زندگی همسران بر اساس [[آموزههای قرآن کریم]] و [[سیره معصومان]]{{عم}} دوستی و مهربانی است. [[قرآن کریم]] درباره این شاخصه میفرماید: {{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«و از نشانههای او این است که از خودتان همسرانی برایتان آفرید تا کنار آنان آرامش یابید و میان شما دلبستگی پایدار و مهر پدید آورد؛ بیگمان در این، نشانههایی است برای گروهی که میاندیشند» سوره روم، آیه ۲۱.</ref>. | |||
«[[مودّت]]» از ماده «[[ودّ]]» به معنای [[دوست داشتن]] چیزی و آرزوی بقای آن است<ref>المفردات، ص۵۱۶.</ref> و «[[رحمت]]» مهربانی و رقّتی است که مقتضی [[احسان]] و [[بخشش]] باشد<ref>المفردات، ص۱۹۱.</ref>. [[مودت]] و رحمت در روابط و مناسبات [[خانوادگی]] نقش اساسی دارد و هرچه مودت و رحمت عمیقتر و گستردهتر باشد، زندگی خانوادگی از [[آرامش]] و [[لذت]] و [[توانایی]] و [[رشد]] بیشتری برخوردار خواهد بود؛ مودت و رحمتی [[معتدل]] و معقول، و لطیف و [[انسانی]]. | |||
هر چه مودت و رحمت عمیقتر باشد توان و [[تحمل]] افراد بیشتر میشود و هرچه گستردهتر باشد [[رفتارها]] مناسبتر میگردد؛ و هر چه [[انسانها]] در مراتب انسانی بالاتر روند، وجودشان لطیفتر میشود؛ مودت و رحمتشان بیشتر میشود و گستردهتر جلوه مییابد. [[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|مِنْ أَخْلَاقِ الْأَنْبِيَاءِ{{عم}} حُبُّ النِّسَاءِ}}؛ «[[دوست داشتن]] [[زن]] ([[همسر]]) از [[خلق و خوی]] [[پیامبران]] است»<ref>الکافی، ج۵، ص۳۲۰.</ref>. هرچه [[انسانها]] در مراتب کمال بالاتر روند و به مدارج والاتری از [[ایمان]] برسند، [[محبت]] و [[مهربانی]] نسبت به همسر و [[خانواده]] بیشتر جلوه میکند، چنانکه در [[حدیث نبوی]]{{صل}} آمده است: {{متن حدیث|كُلَّمَا ازْدَادَ الْعَبْدُ إِيمَاناً ازْدَادَ حُبّاً لِلنِّسَاءِ}}؛ «هرگاه ایمان بندهای زیاد شود، محبتش نسبت به زن (همسر) زیاد میشود»<ref>الجعفریات، ص٩٠.</ref>. | |||
در نگاه [[پیشوایان دین]]، میان [[ایمان به خدا]] و دوست داشتن انسانها به [[طور]] کلی و [[عشق]] و علاقه به همسر به طور ویژه، رابطهای تنگاتنگ است، چنانکه هر کسی خدادوستتر باشد، همسر دوستتر است. [[معصومین]]{{عم}} این امر را چنان مهم و اساسی دیدهاند که آن را با [[دوستی]] خود پیوند زدهاند، چنانکه از امام صادق{{ع}} [[روایت]] شده است که فرمود: {{متن حدیث|كُلُّ مَنِ اشْتَدَّ لَنَا حُبّاً اشْتَدَّ لِلنِّسَاءِ حُبّاً}}؛ «هر که محبتش به ما [[اهل بیت پیامبر]] افزون شود، محبتش به زن (همسر) زیاد میشود»<ref>السرائر، ج۳، ص۶۳۶.</ref>. | |||
[[دوستی اهل بیت]]، دوست داشتن [[کمالات]] [[حقیقی]] است و همسر دوستی نیز از همین سنخ است و همان طور که عشق به کمالات حقیقی، منشأ [[رشد]] و تعالی و بارش [[رحمت الهی]] است، همسر دوستی نیز چنین است. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در بیانی لطیف و [[زیبا]] فرموده است: {{متن حدیث|إنّ الرّجل إذا نظر إلى امرأته و نظرت إليه نظر اللَّه تعالى إليهما نظر الرّحمة}}؛ «وقتی مرد به همسر خود [با محبت] مینگرد و زن به شوهر خود [بامهر] مینگرد، [[خداوند]] به دیده [[رحمت]] به آنان مینگرد»<ref>الجامع الصغیر، ج۱، ص۳۰۲؛ کنز العمال، ج۱۶، ص۲۷۶؛ نهج الفصاحه، ص۲۷۹۸.</ref>. | |||
در [[سایه]] همین نگاه رحمانی است که [[ایمان به خداوند]] و [[محبت اهل بیت]] در [[دل انسان]] افزایش پیدا میکند. خانواده پایگاه [[کمالات انسانی]] است و اساس این امر [[مودت]] و محبت در خانواده است. [[زندگی]] بدون مودت و رحمت ویرانکدهای است که از آن [[روح]] و ریحانی نروید و صلاح و سامانی برنخیزد. از این روست که [[پیشوایان دین]] بر مناسبات و روابط مودتزا و محبتآمیز بسیار تأکید کردهاند. این تأکید تا آنجاست که نشستن در کنار [[خانواده]] [[برتر]] از [[اعتکاف]] در [[مسجد النبی]] شمرده شده است. از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[روایت]] شده است: {{متن حدیث|جُلُوسُ الْمَرْءِ عِنْدَ عِيَالِهِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى مِنِ اعْتِكَافٍ فِي مَسْجِدِي هَذَا}}؛ «نشستن مرد در کنار همسرش، نزد [[خدای متعال]] از اعتکاف در این [[مسجد]] من محبوبتر است»<ref>تنبیه الخواطر، ج۲، ص۱۲۱؛ میزان الحکمه، ج۵، ص۱۰۱.</ref>. | |||
روابط محبتآمیز میان [[زن]] و مرد، مطلوب [[خداوند]] است و گنجینهای گرانقدر به شمار میآید؛ گنجینهای که اصل وجود آن پربها، و بهرهبرداری درست از آن در تنظیم روابط خانوادگی کارسازترین اسباب است. [[امام رضا]]{{ع}} فرمودهاند: {{متن حدیث|وَ اعْلَمْ أَنَّ النِّسَاءَ شَتَّى فَمِنْهُنَّ الْغَنِيمَةُ وَ الْغَرَامَةُ وَ هِيَ الْمُتَحَبِّبَةُ لِزَوْجِهَا وَ الْعَاشِقَةُ لَهُ}}؛ «بدان که [[زنان]] چند گروهند: یک گروه از آنان گنج و [[غنیمت]] شمرده میشوند. این گروه، زنانی هستند که [[همسران]] خود را [[دوست]] دارند و به آنان [[عشق]] میورزند»<ref>فقه الرضا، ص۲۳۴.</ref>. | |||
روابط عاشقانه در درون خانواده، ضامن [[سلامتی]] و [[امنیت خانواده]] است؛ از این رو بزرگان [[دین]] سفارش کردهاند چنین روابطی در خانواده [[حاکم]] باشد، چنانکه [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|لَا غِنَى بِالزَّوْجَةِ فِيمَا بَيْنَهَا وَ بَيْنَ زَوْجِهَا الْمُوَافِقِ لَهَا عَنْ ثَلَاثِ خِصَالٍ وَ هُنَّ... إِظْهَارُ الْعِشْقِ لَهُ بِالْخِلَابَةِ}}؛ «زن در روابط میان خود و شوهر همدلش، از سه [[خصلت]] [[بینیاز]] نیست که یکی از آنها، اظهار عشق به شوهر با دلربایی است»<ref>تحف العقول، ص۳۲۳؛ بحار الأنوار، ج۷۸، ص۲۳۷.</ref>.<ref>[[حامد ولیزاده|ولیزاده، حامد]]، [[سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت (کتاب)|سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت]]، ص ۵۱</ref> | |||
==== جلوههای [[محبت]] و [[مهربانی]] ==== | |||
[[مودت]] و [[رحمت]] همانند چشمه جوشان زلالی است که [[سیرابی]] [[زندگی]] از آنها نشأت میگیرد. این چشمه مجاری مختلف دارد و هر مجرا بارور کننده و [[رشد]] دهنده خصلتی [[نیکو]] است. قرار گرفتن دو فرد با دو [[شخصیت]] و دو [[تربیت]] در کنار یکدیگر برای زندگی مشترک، نیازمند جوشش پیوسته محبت و رحمت است. این جوشش زمانی کارساز و مفید است که در ظروف مختلف جاری گردد و در صورتهای گوناگون خود را نشان دهد؛ بر زبان و گفتار و در [[رفتار]] و [[کردار]]. | |||
الف) '''جلوههای زبانی و گفتاری''': از مهمترین جلوههای [[محبت]] و [[مهربانی]] در [[زندگی]]، جلوههای زبانی و گفتاری است. به زبان آوردن [[عشق]] و [[دوستی]]، ابراز محبت زبانی [[واقعی]]، [[تحسین]] کردن یکدیگر و بیان زیباییها و [[خوبیها]] و تواناییها به گفتوگونشستن و با یکدیگر [[مشورت]] کردن و از هر دری [[سخن گفتن]] و یکدیگر را با الفاظ [[زیبا]] و محبتآمیز مخاطب قرار دادن نمونههایی از محبتهای زبانی و گفتاری است. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در جامعهای که چندان توجهی به این امور نمیکرد و یا رویکرد درست به آن را نمیدانست، آموخت که عشق و دوستی بر سر زبان جاری شود و محبتهای گفتاری و لوازم آن در زندگی مشترک ظهور یابد. [[رسول خدا]]{{صل}} بر این امر تأکید داشت و میفرمود: {{متن حدیث|قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَةِ: إِنِّي أُحِبُّكِ، لَا يَذْهَبُ مِنْ قَلْبِهَا أَبَداً}}؛ «سخن مرد به [[همسر]] خود که «دوستت دارم» هرگز از [[قلب]] [[زن]] بیرون نمیرود»<ref>الکافی، ج۵، ص۵۶۹، ح۵۹.</ref>. | |||
ابراز علاقه و محبت زبانی، گستره وسیعی دارد که از جمله موارد آن تحسین و [[تمجید]] و توجه به نیکوییها و زیباییها و دیدن زحمات و خدمات و بیان آنهاست. [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} در [[عهدنامه مالک اشتر]]، سفارشی درباره [[کارگزاران]] نموده که این سفارش درباره هر [[انسانی]] و هر مجموعه انسانی صادق است: {{متن حدیث|وَ وَاصِلْ فِي حُسْنِ الثَّنَاءِ عَلَيْهِمْ وَ تَعْدِيدِ مَا أَبْلَى ذَوُو الْبَلَاءِ مِنْهُمْ فَإِنَّ كَثْرَةَ الذِّكْرِ لِحُسْنِ فِعَالِهِمْ تَهُزُّ الشُّجَاعَ وَ تُحَرِّضُ النَّاكِلَ}}؛ «و ستودنشان را به [[نیکی]] پیوسته دار و [[رنج]] و [[زحمت]] کسانی را که [[کوشش]] کردهاند بر زبان آر که فراوان کار نیکوی آنان را یاد کردن، [[دلیر]] را برانگیزد و ترسان [[بددل]] را به کوشش مایل گرداند»<ref>نهج البلاغه (صبحی صالح)، ص۴۳۴.</ref>. | |||
با محبت خطاب کردن یکدیگر در زندگی نشان دهنده [[احساس]] درونی و جایگاه [[قلبی]] و نوع [[فهم]] از یکدیگر است و یکی از شیوههای ابراز علاقه و [[محبت]] زبانی است. [[رسول خدا]]{{صل}} که دریافتکننده [[وحی]] و [[مفسر]] [[واقعی]] [[قرآن کریم]] بود، [[اصرار]] داشت که اشخاص با نام و عنوان [[زیبا]] خوانده شوند و با بیان احترامآمیز مخاطب قرار گیرند و با نامی که بیشتر [[دوست]] دارند نام برده و یاد شوند. [[حنظلة بن حذیم]] نقل میکند: {{عربی|كان النبي يعجبه أن يدعى (يدعو) الرجل بأحب اسمائه إليه و أحب كناه}}<ref>مجمع الزوائد، ج۸، ص۵۶؛ سبل الهدی والرشاد، ج۹، ص۳۵۸.</ref>؛ «[[پیامبر]] خوشش میآمد که شخص با نام و کنیهای که بیش از همه دوست میداشت، خوانده شود». | |||
حضرت، افزون بر سفارش به دیگران، خود نیز نمونه عملی آن را در برخورد با [[همسران]] نشان میدادند، چنانکه از قول [[عایشه]] چنین نقل شده است: از [[حجره]] خود همراه رسول خدا بیرون آمدیم. چون به فضای بازخانه رسیدیم، بخشی از مواد خوشبوی زرد رنگی که بر موها و سر خود زده بودم بر چهرهام چکید. پیامبر{{صل}} فرمودند {{متن حدیث|إن لونك الآن يا شقيراء لحسن}}؛ «ای سرخ وش! اینک چهرهات زیباست»<ref>کنز العمال، ج۱۲، ص۱۳۶.</ref>. همچنین هنگام بازگشت [[مسلمانان]] از یکی از سفرها به [[مدینه]] انجشه برده سیاه رنگی که شترهای حامل [[زنان پیامبر]] را با [[آواز]] خود به جلو میراند با [[شتاب]] آنها را میبرد، پیامبر خود را به او رساند و فرمود: {{متن حدیث|يَا أَنْجَشَةُ رُوَيْداً سَوْقَكَ بِالْقَوَارِيرِ}}؛ «ای انجشه! در [[حرکت]] دادن این شیشههای شکننده [[احتیاط]] کن»<ref>کنز العمال، ج۱۵، ص۲۱۳.</ref>. گفتوگوی محبتآمیز نیز از مصادیق [[مودت]] و [[رحمت]] است و شاید مهمترین بستر آن در [[خانواده]] است که از لوازم ضروری [[زندگی]] مشترک است. هرچند کسی از نظر [[تربیتی]] و [[روحی]] و [[فرهنگی]] [[عادت]] به گفتوگوی محبتآمیز و به درواز [[بیادبی]]، [[اهانت]]، گوشه و کنایههای [[آزاردهنده]] و آسیبزا نداشته باشد، لازم است آن را از لوازم ابراز علاقه و محبت در نظر بگیرد و برای ابراز آن [[کوشش]] کند. امیرالمؤمنین علی{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|أَجْمِلُوا فِي الْخِطَابِ تَسْمَعُوا جَمِيلَ الْجَوَابِ}}؛ «در خطاب کردن [[زیبا]] و [[نیکو]] خطاب کنید تا جواب زیبا و نیکو بشنوید»<ref>غررالحکم و درالکلم، ص۱۵۸.</ref>. | |||
مردی از [[رسول خدا]]{{صل}} پرسید: [[برترین]] کارها کدام است؟ [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|إِطْيَابُ الْكَلَامِ}}؛ «نیکو [[سخن گفتن]]»<ref>المحاسن، ج۲، ص۳۸۷.</ref>. [[حضرت پیامبر]]{{صل}} در جایی دیگر میفرمایند: {{متن حدیث|وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ مَا أَنْفَقَ النَّاسُ مِنْ نَفَقَةٍ أَحَبَّ مِنْ قَوْلِ الْخَيْرِ}}؛ «[[سوگند]] به آنکه جانم در دست اوست، [[مردم]] هیچ اتفاقی نکردند که [[دوست]] داشتنیتر از [[گفتار نیک]] باشد»<ref>المحاسن، ج۱، ص۱۵، ح۴۱.</ref>. | |||
[[عشق]] و علاقه به [[طور]] طبیعی ارتباط زبانی و گفتاری را به نیکویی و [[زیبایی]] سوق میدهد و این ارتباط نیز بر عشق و علاقه میافزاید و آن را عمق میبخشد. اگر [[کاستی]] و ضعفی بروز کند، در پرتوی ارتباط سالم زبانی و گفتاری رنگ میبازد و [[اصلاح]] میشود. [[امام سجاد]]{{صل}} میفرمایند: {{متن حدیث|الْقَوْلُ الْحَسَنُ يُثْرِي الْمَالَ وَ يُنْمِي الرِّزْقَ وَ يُنْسِي فِي الْأَجَلِ وَ يُحَبِّبُ إِلَى الْأَهْلِ وَ يُدْخِلُ الْجَنَّةَ}}<ref>امالی الصدوق، ص۱۲.</ref>؛ «گفتار نیک [[دارایی]] را زیاد میکند؛ روزی را افزایش میدهد و [[اجل]] را به تأخیر میاندازد و [[انسان]] را نزد [[خداوند]] [[محبوب]] میگرداند و شخص را به [[بهشت]] میبرد». | |||
ارتباط زبانی و گفتاری، معجزهگر است و اگر نادرست و به دور از [[آرامش]] استفاده شود، تباهکننده و ویرانگر میشود. آنچه از [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} در این باره نقل شده بسیار آموزنده است: {{متن حدیث|وَ سُئِلَ أَيُّ شَيْءٍ مِمَّا خَلَقَ اللَّهُ أَحْسَنُ فَقَالَ{{ع}} الْكَلَامُ فَقِيلَ أَيُّ شَيْءٍ مِمَّا خَلَقَ اللَّهُ أَقْبَحُ قَالَ الْكَلَامُ ثُمَّ قَالَ بِالْكَلَامِ ابْيَضَّتِ الْوُجُوهُ وَ بِالْكَلَامِ اسْوَدَّتِ الْوُجُوهُ}}؛ «از امیرمؤمنان علی{{ع}} پرسیدند: از آنچه خداوند [[آفریده]]، کدامین بهتر است؟ فرمود: سخن. پرسیدند: از آنچه خداوند آفریده کدامین زشتتر است؟ فرمود: سخن. سپس افزود: به سخن است که رویها سپید و هم به سخن است که رویها سیاه گردد»<ref>تحف العقول، ص۲۱۶.</ref>. | |||
در روابط دو [[همسر]] نیز سخن گفتن با یکدیگر میتواند مناسبات را به سوی [[همدلی]] و [[همراهی]] سوق دهد و یا مایه دلگیری و دوری گردد. [[زندگی]] مشترک [[فاطمه]] و علی{{عم}} بهترین [[الگو]] برای خانوادههای [[مسلمانان]] است. آنان با [[عشق]] و [[صفا]] و [[محبت]] و [[صداقت]] [[زندگی]] میکردند، چنانکه [[سخن گفتن]] از روی محبت و عشق و [[عاطفه]] از آخرین فرازهای گفتار [[حضرت فاطمه]] درباره [[همسر]] خویش [[گواه]] این [[حقیقت]] است آنجا که میفرماید: {{متن حدیث|يَا ابْنَ عَمِّ مَا عَهِدْتَنِي كَاذِبَةً وَ لَا خَائِنَةً وَ لَا خَالَفْتُكَ مُنْذُ عَاشَرْتَنِي فَقَالَ{{ع}} مَعَاذَ اللَّهِ أَنْتِ أَعْلَمُ بِاللَّهِ وَ أَبَرُّ وَ أَتْقَى وَ أَكْرَمُ وَ أَشَدُّ خَوْفاً مِنَ اللَّهِ أَنْ أُوَبِّخَكِ غَداً بِمُخَالَفَتِي}}؛ «پسر عموی بزرگوارم هیچ گاه در طول زندگی مرا [[دروغگو]] و [[خیانتکار]] نیافتی و از روزی که با تو زندگی مشترک آغاز کردهام، هرگز با تو [[مخالفت]] ننمودهام»<ref>روضة الواعظین، ج۱، ص۱۵۰؛ بحار الأنوار، ج۴۳، ص۱۹۱.</ref>. | |||
علی{{ع}} نیز با کلماتی [[زیبا]] و سرشار از محبت چنین پاسخ دادند: «پناه به [[خدا]] ای [[دختر پیامبر]] تو نسبت به خدا داناتر و نیکوتر و پرهیزکارتر و بزرگوارتر و هراسناکتر از آن هستی که من بخواهم در مورد مخالفت با خود تو را [[سرزنش]] نمایم»<ref>روضة الواعظین، ج۱، ص۱۵۱.</ref>. | |||
[[حضرت زهرا]]{{س}} در جای دیگر هنگامی که علی{{ع}} را محزون و گریان مییافت، با [[نگرانی]] میگفت: {{متن حدیث|لَا أَبْكَى اللَّهُ عَيْنَيْكَ}}؛ «[[خداوند]] چشمانت را گریان نسازد»<ref>کشف الغمه، ج۱، ص۳۲۸؛ العمده، ص۱۶۹.</ref>. محبت و علاقه به همسر، محدود به [[زمان]] [[حیات]] [[همسران پیامبر]]{{صل}} و [[معصومان]]{{عم}} نمیشود، بلکه بعد از حیات آنان این محبت ادامه داشت، چنانکه [[پیامبر]] در موارد بسیاری از [[حضرت خدیجه]] به [[نیکی]] یاد میکردند و هرگز او و خدمات ارزندهاش به [[اسلام]] و مسلمانان را فراموش نمیکردند و خاطره محبت او را زنده مینمودند و گاهی که نام [[خدیجه]] را میشنیدند، [[اشک]] از چشمان ایشان سرازیر میشد و میفرمودند: {{متن حدیث|خَدِيجَةُ وَ أَيْنَ مِثْلُ خَدِيجَةَ صَدَّقَتْنِي حِينَ كَذَّبَنِي النَّاسُ وَ آزَرَتْنِي عَلَى دِينِ اللَّهِ وَ أَعَانَتْنِي عَلَيْهِ بِمَالِهَا}}؛ «خدیجه و کجا مانند خدیجه پیدا میشود؟ او در زمانی که همه مرا [[تکذیب]] کردند، [[تصدیق]] نمود و بر [[دین خدا]] مرا [[یاری]] کرد و با همه [[مال]] خود مرا کمک کرد»<ref>کشف الغمه، ج۱، ص۳۶۰؛ بحار الأنوار، ج۴۳، ص۱۳۰.</ref>. | |||
ب) '''جلوههای [[رفتاری]] و عملی''': [[پایداری]] روابط مطلوب در [[خانواده]] مرهون ابراز [[محبت]] و [[مهربانی]] عملی به صورتهای گوناگون و متناسب با [[آداب و رسوم]] و ویژگیهای [[فرهنگی]] افراد است. در خبری چنین آمده است: | |||
{{متن حدیث|وَ جَاءَ رَجُلٌ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} فَقَالَ إِنَّ لِي زَوْجَةً إِذَا دَخَلْتُ تَلَقَّتْنِي وَ إِذَا خَرَجْتُ شَيَّعَتْنِي وَ إِذَا رَأَتْنِي مَهْمُوماً قَالَتْ مَا يُهِمُّكَ إِنْ كُنْتَ تَهْتَمُّ لِرِزْقِكَ فَقَدْ تَكَفَّلَ بِهِ غَيْرُكَ وَ إِنْ كُنْتَ تَهْتَمُّ بِأَمْرِ آخِرَتِكَ فَزَادَكَ اللَّهُ هَمّاً فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صبَشِّرْهَا بِالْجَنَّةِ وَ قُلْ لَهَا إِنَّكِ عَامِلَةٌ مِنْ عُمَّالِ اللَّهِ وَ لَكِ فِي كُلِّ يَوْمٍ أَجْرُ سَبْعِينَ شَهِيداً وَ فِي رِوَايَةٍ أَنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عُمَّالًا وَ هَذِهِ مِنْ عُمَّالِهِ لَهَا نِصْفُ أَجْرِ الشَّهِيدِ}}؛ «مردی نزد [[رسول خدا]]{{صل}} آمد و گفت: مرا همسری است که چون به [[خانه]] [[روم]] به استقبالم آید و چون بیرون شوم، بدرقهام نماید و چون مرا اندوهناک بیند، به من گوید: چه چیز تو را اندوهناک ساخته؟ اگر [[اندوه]] روزیات را داری، دیگری آن را برایت تکفل کرده است و اگر اندوه کار آخرتت را داری، [[خداوند]] آن را فزونی بخشد. پس رسول خدا{{صل}} فرمود: خداوند را کارگزارانی است و [[همسر]] تو از جمله آنان است که نیمی از [[پاداش شهید]] برای اوست»<ref>من لا یحضر الفقیه، ج۳، ص۳۸۹.</ref>. | |||
این موارد نمونههایی از جلوههای [[مودت]] و [[رحمت]] در [[رفتار]] و [[منش]] [[خانوادگی]] است. همسری که هنگام ورود و خروج شوهرش به خانه این گونه رفتار میکند، بنیانهای [[عشق]] و علاقه را [[استوار]] میسازد. هنگامی که مرد یا [[زن]] خسته از بیرون پا به خانه میگذارد، نوع استقبال و رفتار [[شریک]] [[زندگی]] بسیار تأثیرگذار است. استقبال کردن از یکدیگر، آن هم با روی بازو گشاده و ظاهر [[زیبا]] و آراسته و نیز بدرقه همراه با اظهار علاقه، و سخنانی این گونه [[آرامشبخش]] و امیددهنده، دریچههای [[دوستی]] و پیوند را میگشاید و راه [[دشواری]] [[زندگی]] را هموار و شیرین میسازد، چنانکه وقتی [[امیر مؤمنان]] از [[جبهه]] [[نبرد]] بازمیگشت، [[فاطمه]]{{س}} به استقبال او میرفت و با روی گشاده و لبخند حاکی از [[رضایت]] و [[افتخار]] به او مینگریست؛ [[لباس]] و [[ابزار جنگی]] او را میشست و از حوادث [[جنگ]] از او میپرسید. چنین [[رفتار]] محبتآمیزی در [[خانه]] [[غم]] و غصهها را از چهره اعضای [[خانواده]] و [[همسر]] میزداید؛ از این رو [[امیرمؤمنان]]{{ع}} میفرمایند: {{متن حدیث|لَقَدْ كُنْتُ أَنْظُرُ إِلَيْهَا فَتَنْكَشِفُ عَنِّي الْهُمُومُ وَ الْأَحْزَانُ}}؛ «هرگاه به چهره فاطمه مینگریستم تمام اندوههایم برطرف میشد و دردهایم را فراموش میکردم»<ref>کشف الغمه، ج۱، ص۳۶۲؛ بحار، ج۴۳، ص۱۳۳.</ref>. و در هنگامهای که خبر مییافت علی{{ع}} به [[دستور پیامبر]]{{صل}} به مأموریتی سخت اعزام میگردد، چشمان فاطمه از شدت [[محبت]] و [[نگرانی]] از دوری علی{{ع}} گریان میشد: {{متن حدیث|فَبَكَتْ إِشْفَاقاً عَلَيْهِ}}<ref>الإرشاد للمفید، ج۱، ص۱۱۴.</ref> و با قطرات [[اشک]] محبت خویش را به همسرش نمایش میداد. | |||
آنگاه که علی و فاطمه{{عم}} در کنار یکدیگر به سر میبردند، به رفتار و گفتار محبتآمیز مشغول میشدند تا در کنار [[مشکلات]] زندگی خاطرههایی [[زیبا]] در یادها به یادگار بگذارند و لحظاتی را به [[مزاح]] و [[خنده]] بگذرانند: «روزی علی و فاطمه به صحرا رفته بودند و خرما میخوردند و علی از روی مزاح به فاطمه گفت: [[رسول خدا]] مرا بیشتر از تو [[دوست]] دارد و فاطمه گفت: [[عجب]] از شما! رسول خدا شما را بیشتر از من دوست دارد، در حالی که من میوه قلبش، پارهای از بدنش و شاخهای از شاخسارش میباشم و غیر از من [[فرزندی]] ندارد. علی گفت: اگر حرف مرا [[تصدیق]] نمیکنی، پس بیا پیش پدرت برویم. وقتی نزد [[پیامبر]] رفتند، آن حضرت در پاسخ به [[پرسش]] فاطمه نسبت به سخن همسرش فرمود: ای فاطمه، تو نزد من محبوبتر و علی عزیزتر است»<ref>{{متن حدیث|أَنَّ الْإِمَامَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ{{ع}} كَانَ ذَاتَ يَوْمٍ هُوَ وَ زَوْجَتُهُ فَاطِمَةُ{{ع}} يَأْكُلَانِ تَمْراً فِي الصَّحْرَاءِ إِذْ تَدَاعَيَا بَيْنَهُمَا بِالْكَلَامِ فَقَالَ عَلِيٌّ{{ع}} يَا فَاطِمَةُ إِنَّ النَّبِيَّ{{صل}} يُحِبُّنِي أَكْثَرَ مِنْكِ فَقَالَتْ وَا عَجَبَا مِنْكَ يُحِبُّكَ أَكْثَرَ مِنِّي وَ أَنَا ثَمَرَةُ فُؤَادِهِ وَ عُضْوٌ مِنْ أَعْضَائِهِ وَ غُصْنٌ مِنْ أَغْصَانِهِ وَ لَيْسَ لَهُ وَلَدٌ غَيْرِي فَقَالَ لَهَا عَلِيٌّ{{ع}} يَا فَاطِمَةُ إِنْ لَمْ تُصَدِّقِينِي فَامْضِي بِنَا إِلَى أَبِيكِ مُحَمَّدٍ{{صل}} قَالَ فَمَضَيْنَا إِلَى حَضْرَتِهِ صفَتَقَدَّمَتْ وَ قَالَتْ يَا رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} أَيُّنَا أَحَبُّ إِلَيْكَ أَنَا أَمْ عَلِيٌّ{{ع}} قَالَ النَّبِيُّ{{صل}} أَنْتَ أَحَبُّ إِلَيَّ وَ عَلِيٌّ أَعَزُّ عَلَيَّ مِنْكَ}}؛ الفضائل، ص۸۰.</ref>. | |||
[[پیامبر اکرم]]{{صل}} نمونههایی دیگر از [[رفتار]] محبتآمیز در [[خانه]] برمیشمارند و آن را [[برتر]] از [[عبادت]] قرار میدهند، آنجا که میفرمایند: {{متن حدیث|إن الرجل إذا سقي امرأته (من) الماء اجرا}}؛ «بیگمان هر مردی (از سر [[محبت]]) به همسرش آب بدهد، [[پاداش]] برد»<ref>کنز العمال، ج۶، ص۴۲۵؛ مسند احمد بن حنبل، ج۴، ص۱۲۸.</ref>. هنگامی که میفرمایند: {{متن حدیث|مَا مِنِ امْرَأَةٍ تَسْقِي زَوْجَهَا شَرْبَةً مِنْ مَاءٍ إِلَّا كَانَ خَيْراً لَهَا مِنْ عِبَادَةِ سَنَةٍ صِيَامٍ نَهَارُهَا وَ قِيَامٍ لَيْلُهَا وَ يَبْنِي اللَّهُ لَهَا بِكُلِّ شَرْبَةٍ تَسْقِي زَوْجَهَا مَدِينَةً فِي الْجَنَّةِ- وَ غَفَرَ لَهَا سِتِّينَ خَطِيئَةً}}؛ «هیچ زنی جرعهای آب به شوهرش نمیدهد، مگر آنکه این کار برای او یک سال عبادتی که روزهایش به [[روزه]] و شبهایش به [[نماز]] و [[شبزندهداری]] بگذرد بهتر است؛ و [[خداوند]] در ازای چنین کاری شهری در [[بهشت]] برای آن [[زن]] ایجاد کند و شصت خطای او را بیامرزد»<ref>ارشاد القلوب، ج۱، ص۱۷۵؛ وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۱۷۲.</ref>. | |||
اگر بنای [[زندگی]] بر [[دوستی]] و [[عشقورزی]] [[استوار]] شود، تنگ نظری و [[خودخواهی]] رنگ میبازد؛ روابط لطیف و [[انسانی]] در زندگی مشترک [[حاکم]] میگردد و در همه چیز خود را نشان میدهد. از [[ام ایوب]] پرسیده شد که با توجه به جایگاه [[رسول خدا]]{{صل}} نزد شما آن حضرت کدام [[خوراک]] را بیشتر [[دوست]] داشت، گفت: هیچ ندیدم که به خوراکی [[فرمان]] دهد و هرگز ندیدم که درباره خوراکی که برایش آورده میشود ایراد بگیرد و بد بگوید<ref>سبل الهدی والرشاد، ج۳، ص۲۷۵.</ref>. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز میفرمایند: {{متن حدیث|الْمُؤْمِنُ يَأْكُلُ بِشَهْوَةِ أَهْلِهِ وَ الْمُنَافِقُ يَأْكُلُ أَهْلُهُ بِشَهْوَتِهِ}}؛ «[[مؤمن]] به میل خانوادهاش غذا میخورد و [[منافق]]، خانوادهاش به میل او غذا میخورند»<ref>الکافی، ج۴، ص۱۲.</ref>. | |||
[[مودت]] و [[رحمت]] در مناسبات [[خانوادگی]] و [[روابط زناشویی]] چنان اهمیت دارد که در [[حدیث]] علی{{ع}} آمده است: «[[عثمان بن مظعون]] نزد [[رسول خدا]]{{صل}} آمد و گفت: ای رسول خدا من تصمیم گرفتهام که همسرم [[خوله]] را بر خود [[حرام]] سازم. حضرت فرمود: چنین مکن ای عثمان! که بیگمان [[بنده]] مؤمن چون دست همسرش را (از سر [[محبت]]) در دست گیرد، [[خداوند]] ده [[نیکی]] برایش بنویسد و ده [[بدی]] را از [[حساب]] او [[پاک]] سازد؛ و چون همسرش را [از سر محبت] ببوسد، خداوند صد نیکی برایش بنویسد و صد بدی را از حساب او پاک نماید؛ و چون (از سر محبت) با همسرش هم آغوش شود، خداوند هزار نیکی برایش بنویسد و هزار بدی را از حساب او پاک سازد و [[فرشتگان]] [[خدا]] [برای [[تکریم]] آن دو] حاضر شوند و چون دو [[همسر]] [[غسل]] نمایند، آبی از هر مویشان جریان نیابد، مگر اینکه خداوند در ازای آن برای هر یکشان نیکی ثبت کند و بدی را از آن دو پاک نماید»<ref>{{متن حدیث|جَاءَ عُثْمَانُ بْنُ مَظْعُونٍ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِلَی أَنْ قَالَ وَ هَمَمْتُ أَنْ أُحَرِّمَ خَوْلَةَ عَلَى نَفْسِي يَعْنِي امْرَأَتَهُ قَالَ لَا تَفْعَلْ يَا عُثْمَانُ فَإِنَّ الْعَبْدَ الْمُؤْمِنَ إِذَا اتَّخَذَ بِيَدِ زَوْجَتِهِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَشْرَ حَسَنَاتٍ وَ مَحَا عَنْهُ عَشْرَ سَيِّئَاتٍ فَإِنْ قَبَّلَهَا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ مِائَةَ حَسَنَةٍ وَ مَحَا عَنْهُ مِائَةَ سَيِّئَةٍ فَإِنْ أَلَمَّ بِهَا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ أَلْفَ حَسَنَةٍ وَ مَحَا عَنْهُ أَلْفَ سَيِّئَةٍ وَ حَضَرَتْهُمَا الْمَلَائِكَةُ وَ إِذَا اغْتَسَلَا لَمْ يَمُرَّ الْمَاءُ عَلَى شَعْرَةٍ مِنْ كُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا إِلَّا كَتَبَ اللَّهُ لَهُمَا حَسَنَةً وَ مَحَا عَنْهُمَا سَيِّئَةً}}؛ دعائم الاسلام، ج۲، ص۱۹۰، ح۶۸۸؛ عوالی اللآلی، ج۳، ص۲۹۱.</ref>. | |||
چنین تأکیدهایی نشاندهنده نوع نگاه [[دین]] و [[پیشوایان]] آن به ابراز [[محبت]] در [[زندگی]] [[خانوادگی]] و [[روابط زناشویی]] است؛ نگاهی که سراسر [[لطافت]] و [[زیبایی]] است و در پرتوی چنین نگاهی روابط دو [[همسر]] معنایی متعالی و بلند مییابد و هر عمل و [[رفتار]] محبتآمیز رنگی آسمانی به خود میگیرد<ref>[[حامد ولیزاده|ولیزاده، حامد]]، [[سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت (کتاب)|سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت]]، ص ۵۱-۵۸</ref>. | |||
=== [[نیکرفتاری]] و سازگاری === | |||
یکی از بارزترین [[صفات پسندیده]] و شاخصههای [[خانواده]] سالم که در [[قرآن کریم]] و گفتار [[مفسرین]] [[واقعی]] [[قرآن]] بدان سفارش شده و در [[سیره معصومان]]{{عم}} بدان عمل شده، [[نیک رفتاری]] و سازگاری در شرایط [[خوشی]] و [[ناخوشی]] در زندگی مشترک بین [[همسران]] است. قرآن کریم در این باره میفرماید: {{متن قرآن|عَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا}}<ref>«با آنان شایسته رفتار کنید و اگر ایشان را نمیپسندید (بدانید) بسا چیزی را ناپسند میدارید و خداوند در آن خیری بسیار نهاده است» سوره نساء، آیه ۱۹.</ref>. | |||
یکی از مزایای [[بندگان شایسته]] [[خداوند]]، [[حسن اخلاق]] است و کسی که خوش [[اخلاق]] باشد، با [[مردم]] [[رفتاری]] [[نیکو]] دارد؛ با چهره خندان سخن میگوید؛ رفتارش و گفتارش با [[ملایمت]] و [[نرمی]] توأم است و بهترین مرکز جلوه نیکرفتاری [[انسان]]، محیط خانوادگی اوست. | |||
قرآن کریم میآموزد که چون انسان همسر برمیگزیند، به نیک رفتاری هم [[متعهد]] میشود. [[تشکیل خانواده]] و نیک رفتاری با همسر لازم و ملزوم یکدیگرند، چنانکه از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] شده است که فرمود: {{متن حدیث|إِذَا أَرَادَ الرَّجُلُ أَنْ يَتَزَوَّجَ الْمَرْأَةَ، فَلْيَقُلْ: أَقْرَرْتُ بِالْمِيثَاقِ الَّذِي أَخَذَ اللَّهُ: إِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ، أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ}}<ref>الکافی، ج۵، ص۵۰۲.</ref>؛ «مرد هنگامی که زنی را به همسری خود درمیآورد باید بگوید: من به [[عهد]] و پیمانی که خداوند از من گرفته است [[اقرار]] میکنم (و آن عهد و [[پیمان]] این است): یا با نیکویی [[زن]] را نگاه دارید یا (در صورت [[ناچاری]]) به نیکویی جدا شوید». | |||
نیک رفتاری با همسر، پیمانی است در ذات زندگی مشترک و اگر کسی پذیرای پیوند مشترک شود، به [[رفتار نیک]] نیز [[متعهد]] میگردد و نباید این [[پیمان الهی]] را نقض کند. سخن نقل شده از [[حضرت امام رضا]]{{ع}} نشاندهنده این [[حقیقت]] است: {{متن حدیث|وَ لَمَّا تَزَوَّجَ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الرِّضَا{{ع}} ابْنَةَ الْمَأْمُونِ خَطَبَ لِنَفْسِهِ فَقَالَ زَوَّجَنِي ابْنَتَهُ عَلَى مَا فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِلْمُسْلِمَاتِ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ مِنْ إِمْسَاكٍ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٍ بِإِحْسَانٍ}}<ref>مکارم الأخلاق، ص۲۰۵.</ref>؛ «هنگامی که [[حضرت رضا]]{{ع}} با دختر [[مأمون]] [[ازدواج]] کرد، فرمود: (مأمون) دختر خودش را به همسری من درآورد و [[خدای عزوجل]] برای [[زنان]] [[مسلمان]] بر مردان [[مؤمن]] [[واجب]] کرده است که زنان را به [[نیکی]] نگاه دارند یا [در صورت [[ناچاری]]] به نیکویی جدا شوند». | |||
از این رو [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودند: {{متن حدیث|أَحْسَنُ النَّاسِ إِيمَاناً أَحْسَنُهُمْ خُلُقاً وَ أَلْطَفُهُمْ بِأَهْلِهِ وَ أَنَا أَلْطَفُكُمْ بِأَهْلِي}}<ref>عیون الاخبار، ج۲، ص۳۸.</ref>؛ «[[شایستهترین]] [[مردم]] از نظر [[ایمان]]، خوشاخلاقترین آنان و [[مهربانترین]] آنان با خانوادهاش است و من مهربانترین شما با خانوادهام هستم». | |||
حسن [[رفتار]] با [[اهل]] [[خانه]] چنان [[زیبا]]، مهم و گرانقدر است که [[پیامبر خاتم]]{{صل}} با تمام [[صفات کمال]]، آن را به خود منسوب مینماید و خود را از این جهت نیز [[برترین]] میداند. | |||
در آموزههای [[پیشوایان دین]]، [[نیک رفتاری]] با [[خانواده]] چنان والامرتبه است که آثار و نتایج آن تنها به سامان دادن [[زندگی]] [[خانوادگی]] محدود نمیشود، بلکه آثار و نتایج [[روحی]] و روانی آن بر خود شخص و نیز در [[نظام تکوین]] در خور توجه است. [[امام صادق]]{{ع}} در این باره فرمودند: {{متن حدیث|مَنْ حَسُنَ بِرُّهُ بِأَهْلِهِ زَادَ اللَّهُ فِي عُمُرِهِ}}؛ «هرکس با خانوادهاش [[نیک]] رفتار باشد، [[خداوند]] بر عمرش بیفزاید»<ref>الکافی، ج۸، ص۲۱۹.</ref>. | |||
[[نیکرفتاری]] در [[منطق قرآن]] چنان اهمیت دارد که در تمام شرایط زندگی به عنوان یک اصل [[حاکم]] مطرح شده است؛ یعنی در هیچ شرایطی نباید از آن [[عدول]] کرد و [[رفتار نیکو]] را از زندگی زدود؛ در [[خوشی]] و [[ناخوشی]]، [[دارایی]] و [[فقر]]، [[سلامتی]] و [[بیماری]] و در شرایط عادی و غیرعادی؛ چراکه شرایط زندگی همیشه یکسان نیست و [[سختی]] و [[راحتی]] و [[قبض]] و بسط درهم تنیده است: {{متن قرآن|فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا * إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا}}<ref>«به راستی با دشواری، آسانی همراه است، * به راستی با دشواری، آسانی همراه است» سوره انشراح، آیه ۶-۵.</ref>. | |||
معمولاً هنگامی که [[انسانها]] در [[ناخوشی]] و تنگی و [[فقر]] و [[بیماری]] قرار میگیرند، زمینه دوری از [[نیک رفتاری]] در آنان تقویت میشود، ولی [[قرآن کریم]] [[فرمان]] میدهد که در چنین شرایطی نیز [[خانواده]] از آسیب کج خلقی و [[بدرفتاری]] در [[امان]] بماند و مرد وزن با یکدیگر و نسبت به [[فرزندان]] نیک رفتاری کنند. حتی شرایط [[زندگی]] مشترک ممکن است به گونهای شود که مرد وزن نسبت به یکدیگر گرفتار [[احساسات]] نامطلوب شوند. این امر آنان را در معرض [[تهدید]] زیر پا گذاشتن [[رفتار نیکو]] قرار میدهد و اینجاست که [[قرآن]] فرمان میدهد که نیک رفتاری [[حفظ]] شود، وگرنه در شرایط مطلوب رعایت نیک رفتاری [[هنر]] والایی نیست. | |||
قرآن کریم به مردان فرمان میدهد که در هر [[حال]] با همسرانشان نیک رفتاری کنند و [[ناملایمات]] زندگی آنان را به [[رفتاری]] دیگر نکشاند؛ حتی اگر زندگی مشترک به بن بست رسید و به هیچ وجه ادامه آن ممکن نشد و کار به جدایی کشید، آنجا نیز با نیک رفتاری جدایی صورت پذیرد<ref>طلاق، آیه ۲-۱.</ref>. قرآن کریم نیک رفتاری را تا آنجا ضروری معرفی کرده است که حتی اگر به سبب برخی امور میان [[زن]] و شوهر بیمیلی پیش آمد، با [[مدارا]] و سازگاری مناسب آن را از سر بگذرانند و با بروز این امور [[نظام]] خانواده را آسیب نزنند و سرسختانه [[رفتار]] نکنند، چنانکه در ادامه [[آیه]] آغازین آمده است: {{متن قرآن|... فَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا}}<ref>«... بسا چیزی را ناپسند میدارید و خداوند در آن خیری بسیار نهاده است» سوره نساء، آیه ۱۹.</ref>. | |||
این آیه گذشته از آنکه نشاندهنده واقعیتی در زندگی [[خانوادگی]] است و اینکه زندگی مشترک میتواند دستخوش مشکلاتی شود و لازم است آن [[مشکلات]] با [[مدارا]] و سازگاری حل گردد، نویدی اساسی میدهد که در پی این مدارا و سازگاری، [[نعمتها]] و برکتهایی برای چنین کسان از جانب خداست. [[قرآن]] میآموزد که اگر مردان از [[همسران]] خود [[رضایت]] کامل نداشته باشند و به سبب اموری، ناخوشایندی در آنان پیش آمد، به سوی جدایی میل نکنند و [[بدرفتاری]] ننمایند، بلکه مدارا و سازگاری پیش گیرند تا روابط [[اصلاح]] شود و [[برکات]] [[خدا]] شامل حالشان گردد؛ بهویژه آنکه بسیاری از مشکلات و [[اختلافات]]، معلول بد فهمیدنها و سوءظنهای بیدلیل و [[حب]] و بغضهای بیجهت است. قضاوتهایی که در این شرایط صورت میگیرد، غالباً نادرست است؛ به گونهای که [[خوبیها]] در نظرشان [[بدی]] و [[بدیها]] در نگاهشان خوبی جلوه میکند، و آنچه [[نجاتبخش]] و راهگشاست، مدارا و سازگاری است که در پرتوی آن باگذشت [[زمان]] [[حقایق]] آشکار میشود و روابط به سوی [[سلامت]] جریان مییابد<ref>تفسیر نمونه، ج۳، ص۳۲۱-۳۲۰.</ref>. | |||
این [[انتظار]] که [[زندگی]] [[خانوادگی]]، خالی از [[اختلاف]] نظر و سلیقه و به دوراز مشکل و [[گرفتاری]] باشد، انتظاری خلاف واقع است. آنچه مهم است [[رویارویی]] صحیح با اختلافات و مشکلات است. از [[قواعد]] مهم برای این رویارویی و دامن نزدن به اختلافات و مشکلات و کاستن و زدودنشان، مدارا و سازگاری است. این گونه [[رفتار]] کردن زمینهساز [[خوشبختی]] خانوادگی است، چنانکه در [[حدیث نبوی]] آمده است: {{متن حدیث|أَرْبَعَةٌ مِنْ سَعَادَةِ الْمَرْءِ الْخُلَطَاءُ الصَّالِحُونَ وَ الْوَلَدُ الْبَارُّ وَ الْمَرْأَةُ الْمُؤَاتِيَةُ وَ أَنْ تَكُونَ مَعِيشَتُهُ فِي بَلَدِهِ}}؛ «چهار چیز از خوشبختی [[انسان]] است: [[همنشینان]] شایسته، فرزند [[نیکوکار]]، [[زن]] سازگار و اینکه محل کسب او در [[شهر]] خودش باشد»<ref>نوادر الراوندی، ص۱۱.</ref>. | |||
بدینسان بهترین همسران آنان هستند که [[اهل]] مدارا و سازگاری هستند و شیرینی و [[لطافت]] زندگی خانوادگی را با اندک [[ملایمت]] و اختلاف به تلخی و درگیری نمیکشانند و با بروز مشکلات، آن را با مدارا به سمت اصلاح پیش میبرند. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در توصیفی درباره [[زنان]] فرمود: {{متن حدیث|خَيْرُ نِسَائِكُمْ الْوَدُودُ الْوَلُودُ الْمُؤَاتِيَةُ إذا اتّقين اللَّه و شرّ نسائكم المتبرّجات المتخيّلات}}<ref>جامع الصغیر، ج۱، ص۶۳۰؛ کنز العمال، ج۱۶، ص۲۹۷.</ref>؛ «بهترین زنانتان، [[زن]] [[همسر]] [[دوست]] زاینده و سازگار و همراه است که [[پروای الهی]] داشته باشد؛ و بدترین زنانتان، زن خودنمای [[متکبر]] است». | |||
همچنین از [[حضرت امام رضا]]{{ع}} [[روایت]] شده است که [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|خَيْرُ نِسَائِكُمُ الْخَمْسُ قِيلَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَا الْخَمْسُ قَالَ الْهَيِّنَةُ اللَّيِّنَةُ الْمُؤَاتِيَةُ الَّتِي إِذَا غَضِبَ زَوْجُهَا لَمْ تَكْتَحِلْ بِغُمْضٍ حَتَّى يَرْضَى وَ إِذَا غَابَ عَنْهَا زَوْجُهَا حَفِظَتْهُ فِي غَيْبَتِهِ فَتِلْكَ عَامِلٌ مِنْ عُمَّالِ اللَّهِ وَ عَامِلُ اللَّهِ لَا يَخِيبُ}}؛ «بهترین زنانتان پنج ویژگی دارد. گفته شد: ای [[امیرمؤمنان]]، آن پنج ویژگی چیست؟ فرمود: آرام بودن و ملایم بودن و سازگار بودن و زنی که هرگاه موجبات [[خشم]] همسرش را فراهم کند [[خواب]] در چشمش فرو نرود تا همسرش از او [[خشنود]] گردد و زنی که چون همسرش به [[سفر]] رود، خود را در غیاب او [[حفظ]] نماید و چنین زنی [[کارگزاری]] از [[کارگزاران]] [[خداوند]] است، و [[کارگزار]] [[خدا]] [[ناامید]] نمیشود»<ref>الکافی، ج۵، ص۳۲۵.</ref>. | |||
امیرمؤمنان{{ع}} در شیوه [[رفتاری]] خود و همسرشان در [[خانواده]] میفرمایند: {{متن حدیث|فَوَ اللَّهِ مَا أَغْضَبْتُهَا وَ لَا أَكْرَهْتُهَا عَلَى أَمْرٍ حَتَّى قَبَضَهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ وَ لَا أَغْضَبَتْنِي وَ لَا عَصَتْ لِي أَمْراً}}<ref>بحارالأنوار، ج۴۳، ص۱۳۴؛ کشف الغمه، ج۱، ص۳۶۲.</ref>؛ «به خدا قسم هیچ گاه او را [[خشمگین]] و ناراحت نکردم تا اینکه خداوند [[قبض]] روحش نمود و او نیز مرا ناراحت و [[نافرمانی]] نکرد». همچنین وقتی برخی [[زنان]] از [[عایشه]] پرسیدند که [[پیامبر]]{{صل}} در [[خانه]] چگونه مردی بوده و با همسرانش چگونه [[رفتار]] میکرده است گفت: {{متن حدیث|كان الين الناس و أكرم الناس و كان رجلا من رجالكم إلا أنه كان ضحاكا بساما}}؛ «نرمخوترین و [[بزرگوارترین]] [[مردمان]] بود. او هم مردی چون مردان شما بود؛ با این تفاوت که همواره [[خنده]] و [[تبسم]] بر لب داشت»<ref>کنزالعمال، ج۷، ص۲۲۲.</ref>. | |||
[[سیرهنویسان]] در چگونگی [[نیک رفتاری]] پیامبر در خانوده نوشتهاند: [[مهربانی]] و [[نرمخویی]] ایشان نسبت به خانوادهاش چنان بود که هرگاه شب هنگام بر آنان وارد میشد [[سلام]] و [[احترام]] مینمود و خفته را [[بیدار]] نمیکرد و با بیدار به سخن مینشست<ref>فیض القدیر، ج۵، ص۱۲۶.</ref>. | |||
[[رسول خدا]]{{صل}} در [[خانه]] آن چنان [[ملایمت]] و [[خوش رفتاری]] از خود نشان میدادند که برخی از [[همسران]] ایشان به خود جرئت میدادند که با آن حضرت [[مشاجره]] و تندی نمایند تا آنجا که [[پدران]] برخی از [[همسران پیامبر]] به دخترانشان [[اعتراض]] میکردند و قصد برخورد با آنان را داشتند، اما رسول خدا{{صل}} [[اجازه]] عکس العمل برخلاف [[نیک رفتاری]] و ملایمت نمیدادند<ref>ر.ک: سبل الهدی والرشاد، ج۱۱، ص۱۵۴.</ref>. | |||
[[پیامبر اکرم]]{{صل}} نسبت به کوتاهیها و عملکردهای نامناسب افراد نیز جز با [[رفق و مدارا]] [[رفتار]] نمیکردند، چنانکه در خبرانس بن مالک [[خادم پیامبر]] چنین آمده است: من ده سال در [[خدمت]] رسول خدا بودم. هرگز مرا [[دشنام]] نداد و برخوردی با من نکرد و بر من صدا بلند ننمود و برایم چهره در هم نکشید و زمانی که در انجام [[فرمان]] ایشان کوتاهی میشد، مرا [[سرزنش]] نمیکرد و اگر کسی از اعضای [[خانواده]] مرا سرزنش میکرد، حضرت میفرمود: رهایش کن که اگر آن کار شدنی بود، انجام میشد<ref>امتاع الاسماع، ج۲، ص۲۳۶.</ref>. | |||
[[اهل بیت]] [[حضرت پیامبر]]{{صل}} نیز در [[زندگی]] [[خانوادگی]] همین [[راه و رسم]] را در تمام شرایط [[پاس]] میداشتند و هرگز از مدار [[رفق]] و ملایمت و نیک رفتاری و سازگاری خارج نشدند، چنانکه هنگامی که [[حضرت علی]]{{ع}} متوجه شدند که سه [[روز]] است در خانه چیزی برای خوردن وجود نداشته، از [[فاطمه]]{{س}} پرسیدند: چرا به من اطلاع ندادی؟ [[حضرت زهرا]]{{س}} با برخوردی مهرآمیز پاسخ داد: {{متن حدیث|كَانَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} نَهَانِي أَنْ أَسْأَلَكَ شَيْئاً فَقَالَ لَا تَسْأَلِينَ ابْنَ عَمِّكِ شَيْئاً إِنْ جَاءَكِ بِشَيْءٍ [عَفْوٍ] وَ إِلَّا فَلَا تَسْأَلِيهِ}}<ref>بحار الأنوار، ج۴۳، ص۳۱.</ref>؛ «رسول خدا{{صل}} مرا [[نهی]] نموده از اینکه چیزی از تو بخواهم و فرموده است: اگر علی چیزی برای تو آورد، بپذیر و در غیر این صورت هرگز از او چیزی مخواه»<ref>[[حامد ولیزاده|ولیزاده، حامد]]، [[سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت (کتاب)|سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت]]، ص ۶۲</ref>. | |||
===[[نفقه]] در سیره ائمه{{عم}}=== | ===[[نفقه]] در سیره ائمه{{عم}}=== | ||
نسخهٔ ۵ اکتبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۱:۱۰
رفتار معصومان(ع) با همسران
یکی از مهمترین پایههای مقدس خانواده، زن و جایگاه اوست. با توجه به اهمیت این موضوع در سیره ائمه(ع) و برای الگوپذیری از رفتار ایشان، در این بخش به نمونههایی از رفتار ائمه(ع) با همسران خود و دیدگاه آنان درباره زن میپردازیم.
دوستی و مهربانی
یکی از مهمترین شاخصههای سبک زندگی همسران بر اساس آموزههای قرآن کریم و سیره معصومان(ع) دوستی و مهربانی است. قرآن کریم درباره این شاخصه میفرماید: ﴿وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ﴾[۱].
«مودّت» از ماده «ودّ» به معنای دوست داشتن چیزی و آرزوی بقای آن است[۲] و «رحمت» مهربانی و رقّتی است که مقتضی احسان و بخشش باشد[۳]. مودت و رحمت در روابط و مناسبات خانوادگی نقش اساسی دارد و هرچه مودت و رحمت عمیقتر و گستردهتر باشد، زندگی خانوادگی از آرامش و لذت و توانایی و رشد بیشتری برخوردار خواهد بود؛ مودت و رحمتی معتدل و معقول، و لطیف و انسانی.
هر چه مودت و رحمت عمیقتر باشد توان و تحمل افراد بیشتر میشود و هرچه گستردهتر باشد رفتارها مناسبتر میگردد؛ و هر چه انسانها در مراتب انسانی بالاتر روند، وجودشان لطیفتر میشود؛ مودت و رحمتشان بیشتر میشود و گستردهتر جلوه مییابد. امام صادق(ع) میفرماید: «مِنْ أَخْلَاقِ الْأَنْبِيَاءِ(ع) حُبُّ النِّسَاءِ»؛ «دوست داشتن زن (همسر) از خلق و خوی پیامبران است»[۴]. هرچه انسانها در مراتب کمال بالاتر روند و به مدارج والاتری از ایمان برسند، محبت و مهربانی نسبت به همسر و خانواده بیشتر جلوه میکند، چنانکه در حدیث نبوی(ص) آمده است: «كُلَّمَا ازْدَادَ الْعَبْدُ إِيمَاناً ازْدَادَ حُبّاً لِلنِّسَاءِ»؛ «هرگاه ایمان بندهای زیاد شود، محبتش نسبت به زن (همسر) زیاد میشود»[۵].
در نگاه پیشوایان دین، میان ایمان به خدا و دوست داشتن انسانها به طور کلی و عشق و علاقه به همسر به طور ویژه، رابطهای تنگاتنگ است، چنانکه هر کسی خدادوستتر باشد، همسر دوستتر است. معصومین(ع) این امر را چنان مهم و اساسی دیدهاند که آن را با دوستی خود پیوند زدهاند، چنانکه از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمود: «كُلُّ مَنِ اشْتَدَّ لَنَا حُبّاً اشْتَدَّ لِلنِّسَاءِ حُبّاً»؛ «هر که محبتش به ما اهل بیت پیامبر افزون شود، محبتش به زن (همسر) زیاد میشود»[۶].
دوستی اهل بیت، دوست داشتن کمالات حقیقی است و همسر دوستی نیز از همین سنخ است و همان طور که عشق به کمالات حقیقی، منشأ رشد و تعالی و بارش رحمت الهی است، همسر دوستی نیز چنین است. پیامبر اکرم(ص) در بیانی لطیف و زیبا فرموده است: «إنّ الرّجل إذا نظر إلى امرأته و نظرت إليه نظر اللَّه تعالى إليهما نظر الرّحمة»؛ «وقتی مرد به همسر خود [با محبت] مینگرد و زن به شوهر خود [بامهر] مینگرد، خداوند به دیده رحمت به آنان مینگرد»[۷].
در سایه همین نگاه رحمانی است که ایمان به خداوند و محبت اهل بیت در دل انسان افزایش پیدا میکند. خانواده پایگاه کمالات انسانی است و اساس این امر مودت و محبت در خانواده است. زندگی بدون مودت و رحمت ویرانکدهای است که از آن روح و ریحانی نروید و صلاح و سامانی برنخیزد. از این روست که پیشوایان دین بر مناسبات و روابط مودتزا و محبتآمیز بسیار تأکید کردهاند. این تأکید تا آنجاست که نشستن در کنار خانواده برتر از اعتکاف در مسجد النبی شمرده شده است. از پیامبر اکرم(ص) روایت شده است: «جُلُوسُ الْمَرْءِ عِنْدَ عِيَالِهِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى مِنِ اعْتِكَافٍ فِي مَسْجِدِي هَذَا»؛ «نشستن مرد در کنار همسرش، نزد خدای متعال از اعتکاف در این مسجد من محبوبتر است»[۸].
روابط محبتآمیز میان زن و مرد، مطلوب خداوند است و گنجینهای گرانقدر به شمار میآید؛ گنجینهای که اصل وجود آن پربها، و بهرهبرداری درست از آن در تنظیم روابط خانوادگی کارسازترین اسباب است. امام رضا(ع) فرمودهاند: «وَ اعْلَمْ أَنَّ النِّسَاءَ شَتَّى فَمِنْهُنَّ الْغَنِيمَةُ وَ الْغَرَامَةُ وَ هِيَ الْمُتَحَبِّبَةُ لِزَوْجِهَا وَ الْعَاشِقَةُ لَهُ»؛ «بدان که زنان چند گروهند: یک گروه از آنان گنج و غنیمت شمرده میشوند. این گروه، زنانی هستند که همسران خود را دوست دارند و به آنان عشق میورزند»[۹].
روابط عاشقانه در درون خانواده، ضامن سلامتی و امنیت خانواده است؛ از این رو بزرگان دین سفارش کردهاند چنین روابطی در خانواده حاکم باشد، چنانکه امام صادق(ع) فرمود: «لَا غِنَى بِالزَّوْجَةِ فِيمَا بَيْنَهَا وَ بَيْنَ زَوْجِهَا الْمُوَافِقِ لَهَا عَنْ ثَلَاثِ خِصَالٍ وَ هُنَّ... إِظْهَارُ الْعِشْقِ لَهُ بِالْخِلَابَةِ»؛ «زن در روابط میان خود و شوهر همدلش، از سه خصلت بینیاز نیست که یکی از آنها، اظهار عشق به شوهر با دلربایی است»[۱۰].[۱۱]
جلوههای محبت و مهربانی
مودت و رحمت همانند چشمه جوشان زلالی است که سیرابی زندگی از آنها نشأت میگیرد. این چشمه مجاری مختلف دارد و هر مجرا بارور کننده و رشد دهنده خصلتی نیکو است. قرار گرفتن دو فرد با دو شخصیت و دو تربیت در کنار یکدیگر برای زندگی مشترک، نیازمند جوشش پیوسته محبت و رحمت است. این جوشش زمانی کارساز و مفید است که در ظروف مختلف جاری گردد و در صورتهای گوناگون خود را نشان دهد؛ بر زبان و گفتار و در رفتار و کردار.
الف) جلوههای زبانی و گفتاری: از مهمترین جلوههای محبت و مهربانی در زندگی، جلوههای زبانی و گفتاری است. به زبان آوردن عشق و دوستی، ابراز محبت زبانی واقعی، تحسین کردن یکدیگر و بیان زیباییها و خوبیها و تواناییها به گفتوگونشستن و با یکدیگر مشورت کردن و از هر دری سخن گفتن و یکدیگر را با الفاظ زیبا و محبتآمیز مخاطب قرار دادن نمونههایی از محبتهای زبانی و گفتاری است. پیامبر اکرم(ص) در جامعهای که چندان توجهی به این امور نمیکرد و یا رویکرد درست به آن را نمیدانست، آموخت که عشق و دوستی بر سر زبان جاری شود و محبتهای گفتاری و لوازم آن در زندگی مشترک ظهور یابد. رسول خدا(ص) بر این امر تأکید داشت و میفرمود: «قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَةِ: إِنِّي أُحِبُّكِ، لَا يَذْهَبُ مِنْ قَلْبِهَا أَبَداً»؛ «سخن مرد به همسر خود که «دوستت دارم» هرگز از قلب زن بیرون نمیرود»[۱۲].
ابراز علاقه و محبت زبانی، گستره وسیعی دارد که از جمله موارد آن تحسین و تمجید و توجه به نیکوییها و زیباییها و دیدن زحمات و خدمات و بیان آنهاست. امیرمؤمنان علی(ع) در عهدنامه مالک اشتر، سفارشی درباره کارگزاران نموده که این سفارش درباره هر انسانی و هر مجموعه انسانی صادق است: «وَ وَاصِلْ فِي حُسْنِ الثَّنَاءِ عَلَيْهِمْ وَ تَعْدِيدِ مَا أَبْلَى ذَوُو الْبَلَاءِ مِنْهُمْ فَإِنَّ كَثْرَةَ الذِّكْرِ لِحُسْنِ فِعَالِهِمْ تَهُزُّ الشُّجَاعَ وَ تُحَرِّضُ النَّاكِلَ»؛ «و ستودنشان را به نیکی پیوسته دار و رنج و زحمت کسانی را که کوشش کردهاند بر زبان آر که فراوان کار نیکوی آنان را یاد کردن، دلیر را برانگیزد و ترسان بددل را به کوشش مایل گرداند»[۱۳].
با محبت خطاب کردن یکدیگر در زندگی نشان دهنده احساس درونی و جایگاه قلبی و نوع فهم از یکدیگر است و یکی از شیوههای ابراز علاقه و محبت زبانی است. رسول خدا(ص) که دریافتکننده وحی و مفسر واقعی قرآن کریم بود، اصرار داشت که اشخاص با نام و عنوان زیبا خوانده شوند و با بیان احترامآمیز مخاطب قرار گیرند و با نامی که بیشتر دوست دارند نام برده و یاد شوند. حنظلة بن حذیم نقل میکند: كان النبي يعجبه أن يدعى (يدعو) الرجل بأحب اسمائه إليه و أحب كناه[۱۴]؛ «پیامبر خوشش میآمد که شخص با نام و کنیهای که بیش از همه دوست میداشت، خوانده شود».
حضرت، افزون بر سفارش به دیگران، خود نیز نمونه عملی آن را در برخورد با همسران نشان میدادند، چنانکه از قول عایشه چنین نقل شده است: از حجره خود همراه رسول خدا بیرون آمدیم. چون به فضای بازخانه رسیدیم، بخشی از مواد خوشبوی زرد رنگی که بر موها و سر خود زده بودم بر چهرهام چکید. پیامبر(ص) فرمودند «إن لونك الآن يا شقيراء لحسن»؛ «ای سرخ وش! اینک چهرهات زیباست»[۱۵]. همچنین هنگام بازگشت مسلمانان از یکی از سفرها به مدینه انجشه برده سیاه رنگی که شترهای حامل زنان پیامبر را با آواز خود به جلو میراند با شتاب آنها را میبرد، پیامبر خود را به او رساند و فرمود: «يَا أَنْجَشَةُ رُوَيْداً سَوْقَكَ بِالْقَوَارِيرِ»؛ «ای انجشه! در حرکت دادن این شیشههای شکننده احتیاط کن»[۱۶]. گفتوگوی محبتآمیز نیز از مصادیق مودت و رحمت است و شاید مهمترین بستر آن در خانواده است که از لوازم ضروری زندگی مشترک است. هرچند کسی از نظر تربیتی و روحی و فرهنگی عادت به گفتوگوی محبتآمیز و به درواز بیادبی، اهانت، گوشه و کنایههای آزاردهنده و آسیبزا نداشته باشد، لازم است آن را از لوازم ابراز علاقه و محبت در نظر بگیرد و برای ابراز آن کوشش کند. امیرالمؤمنین علی(ع) میفرماید: «أَجْمِلُوا فِي الْخِطَابِ تَسْمَعُوا جَمِيلَ الْجَوَابِ»؛ «در خطاب کردن زیبا و نیکو خطاب کنید تا جواب زیبا و نیکو بشنوید»[۱۷].
مردی از رسول خدا(ص) پرسید: برترین کارها کدام است؟ پیامبر(ص) فرمود: «إِطْيَابُ الْكَلَامِ»؛ «نیکو سخن گفتن»[۱۸]. حضرت پیامبر(ص) در جایی دیگر میفرمایند: «وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ مَا أَنْفَقَ النَّاسُ مِنْ نَفَقَةٍ أَحَبَّ مِنْ قَوْلِ الْخَيْرِ»؛ «سوگند به آنکه جانم در دست اوست، مردم هیچ اتفاقی نکردند که دوست داشتنیتر از گفتار نیک باشد»[۱۹].
عشق و علاقه به طور طبیعی ارتباط زبانی و گفتاری را به نیکویی و زیبایی سوق میدهد و این ارتباط نیز بر عشق و علاقه میافزاید و آن را عمق میبخشد. اگر کاستی و ضعفی بروز کند، در پرتوی ارتباط سالم زبانی و گفتاری رنگ میبازد و اصلاح میشود. امام سجاد(ص) میفرمایند: «الْقَوْلُ الْحَسَنُ يُثْرِي الْمَالَ وَ يُنْمِي الرِّزْقَ وَ يُنْسِي فِي الْأَجَلِ وَ يُحَبِّبُ إِلَى الْأَهْلِ وَ يُدْخِلُ الْجَنَّةَ»[۲۰]؛ «گفتار نیک دارایی را زیاد میکند؛ روزی را افزایش میدهد و اجل را به تأخیر میاندازد و انسان را نزد خداوند محبوب میگرداند و شخص را به بهشت میبرد».
ارتباط زبانی و گفتاری، معجزهگر است و اگر نادرست و به دور از آرامش استفاده شود، تباهکننده و ویرانگر میشود. آنچه از امیرمؤمنان علی(ع) در این باره نقل شده بسیار آموزنده است: «وَ سُئِلَ أَيُّ شَيْءٍ مِمَّا خَلَقَ اللَّهُ أَحْسَنُ فَقَالَ(ع) الْكَلَامُ فَقِيلَ أَيُّ شَيْءٍ مِمَّا خَلَقَ اللَّهُ أَقْبَحُ قَالَ الْكَلَامُ ثُمَّ قَالَ بِالْكَلَامِ ابْيَضَّتِ الْوُجُوهُ وَ بِالْكَلَامِ اسْوَدَّتِ الْوُجُوهُ»؛ «از امیرمؤمنان علی(ع) پرسیدند: از آنچه خداوند آفریده، کدامین بهتر است؟ فرمود: سخن. پرسیدند: از آنچه خداوند آفریده کدامین زشتتر است؟ فرمود: سخن. سپس افزود: به سخن است که رویها سپید و هم به سخن است که رویها سیاه گردد»[۲۱].
در روابط دو همسر نیز سخن گفتن با یکدیگر میتواند مناسبات را به سوی همدلی و همراهی سوق دهد و یا مایه دلگیری و دوری گردد. زندگی مشترک فاطمه و علی(ع) بهترین الگو برای خانوادههای مسلمانان است. آنان با عشق و صفا و محبت و صداقت زندگی میکردند، چنانکه سخن گفتن از روی محبت و عشق و عاطفه از آخرین فرازهای گفتار حضرت فاطمه درباره همسر خویش گواه این حقیقت است آنجا که میفرماید: «يَا ابْنَ عَمِّ مَا عَهِدْتَنِي كَاذِبَةً وَ لَا خَائِنَةً وَ لَا خَالَفْتُكَ مُنْذُ عَاشَرْتَنِي فَقَالَ(ع) مَعَاذَ اللَّهِ أَنْتِ أَعْلَمُ بِاللَّهِ وَ أَبَرُّ وَ أَتْقَى وَ أَكْرَمُ وَ أَشَدُّ خَوْفاً مِنَ اللَّهِ أَنْ أُوَبِّخَكِ غَداً بِمُخَالَفَتِي»؛ «پسر عموی بزرگوارم هیچ گاه در طول زندگی مرا دروغگو و خیانتکار نیافتی و از روزی که با تو زندگی مشترک آغاز کردهام، هرگز با تو مخالفت ننمودهام»[۲۲].
علی(ع) نیز با کلماتی زیبا و سرشار از محبت چنین پاسخ دادند: «پناه به خدا ای دختر پیامبر تو نسبت به خدا داناتر و نیکوتر و پرهیزکارتر و بزرگوارتر و هراسناکتر از آن هستی که من بخواهم در مورد مخالفت با خود تو را سرزنش نمایم»[۲۳].
حضرت زهرا(س) در جای دیگر هنگامی که علی(ع) را محزون و گریان مییافت، با نگرانی میگفت: «لَا أَبْكَى اللَّهُ عَيْنَيْكَ»؛ «خداوند چشمانت را گریان نسازد»[۲۴]. محبت و علاقه به همسر، محدود به زمان حیات همسران پیامبر(ص) و معصومان(ع) نمیشود، بلکه بعد از حیات آنان این محبت ادامه داشت، چنانکه پیامبر در موارد بسیاری از حضرت خدیجه به نیکی یاد میکردند و هرگز او و خدمات ارزندهاش به اسلام و مسلمانان را فراموش نمیکردند و خاطره محبت او را زنده مینمودند و گاهی که نام خدیجه را میشنیدند، اشک از چشمان ایشان سرازیر میشد و میفرمودند: «خَدِيجَةُ وَ أَيْنَ مِثْلُ خَدِيجَةَ صَدَّقَتْنِي حِينَ كَذَّبَنِي النَّاسُ وَ آزَرَتْنِي عَلَى دِينِ اللَّهِ وَ أَعَانَتْنِي عَلَيْهِ بِمَالِهَا»؛ «خدیجه و کجا مانند خدیجه پیدا میشود؟ او در زمانی که همه مرا تکذیب کردند، تصدیق نمود و بر دین خدا مرا یاری کرد و با همه مال خود مرا کمک کرد»[۲۵].
ب) جلوههای رفتاری و عملی: پایداری روابط مطلوب در خانواده مرهون ابراز محبت و مهربانی عملی به صورتهای گوناگون و متناسب با آداب و رسوم و ویژگیهای فرهنگی افراد است. در خبری چنین آمده است: «وَ جَاءَ رَجُلٌ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ(ص) فَقَالَ إِنَّ لِي زَوْجَةً إِذَا دَخَلْتُ تَلَقَّتْنِي وَ إِذَا خَرَجْتُ شَيَّعَتْنِي وَ إِذَا رَأَتْنِي مَهْمُوماً قَالَتْ مَا يُهِمُّكَ إِنْ كُنْتَ تَهْتَمُّ لِرِزْقِكَ فَقَدْ تَكَفَّلَ بِهِ غَيْرُكَ وَ إِنْ كُنْتَ تَهْتَمُّ بِأَمْرِ آخِرَتِكَ فَزَادَكَ اللَّهُ هَمّاً فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صبَشِّرْهَا بِالْجَنَّةِ وَ قُلْ لَهَا إِنَّكِ عَامِلَةٌ مِنْ عُمَّالِ اللَّهِ وَ لَكِ فِي كُلِّ يَوْمٍ أَجْرُ سَبْعِينَ شَهِيداً وَ فِي رِوَايَةٍ أَنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عُمَّالًا وَ هَذِهِ مِنْ عُمَّالِهِ لَهَا نِصْفُ أَجْرِ الشَّهِيدِ»؛ «مردی نزد رسول خدا(ص) آمد و گفت: مرا همسری است که چون به خانه روم به استقبالم آید و چون بیرون شوم، بدرقهام نماید و چون مرا اندوهناک بیند، به من گوید: چه چیز تو را اندوهناک ساخته؟ اگر اندوه روزیات را داری، دیگری آن را برایت تکفل کرده است و اگر اندوه کار آخرتت را داری، خداوند آن را فزونی بخشد. پس رسول خدا(ص) فرمود: خداوند را کارگزارانی است و همسر تو از جمله آنان است که نیمی از پاداش شهید برای اوست»[۲۶].
این موارد نمونههایی از جلوههای مودت و رحمت در رفتار و منش خانوادگی است. همسری که هنگام ورود و خروج شوهرش به خانه این گونه رفتار میکند، بنیانهای عشق و علاقه را استوار میسازد. هنگامی که مرد یا زن خسته از بیرون پا به خانه میگذارد، نوع استقبال و رفتار شریک زندگی بسیار تأثیرگذار است. استقبال کردن از یکدیگر، آن هم با روی بازو گشاده و ظاهر زیبا و آراسته و نیز بدرقه همراه با اظهار علاقه، و سخنانی این گونه آرامشبخش و امیددهنده، دریچههای دوستی و پیوند را میگشاید و راه دشواری زندگی را هموار و شیرین میسازد، چنانکه وقتی امیر مؤمنان از جبهه نبرد بازمیگشت، فاطمه(س) به استقبال او میرفت و با روی گشاده و لبخند حاکی از رضایت و افتخار به او مینگریست؛ لباس و ابزار جنگی او را میشست و از حوادث جنگ از او میپرسید. چنین رفتار محبتآمیزی در خانه غم و غصهها را از چهره اعضای خانواده و همسر میزداید؛ از این رو امیرمؤمنان(ع) میفرمایند: «لَقَدْ كُنْتُ أَنْظُرُ إِلَيْهَا فَتَنْكَشِفُ عَنِّي الْهُمُومُ وَ الْأَحْزَانُ»؛ «هرگاه به چهره فاطمه مینگریستم تمام اندوههایم برطرف میشد و دردهایم را فراموش میکردم»[۲۷]. و در هنگامهای که خبر مییافت علی(ع) به دستور پیامبر(ص) به مأموریتی سخت اعزام میگردد، چشمان فاطمه از شدت محبت و نگرانی از دوری علی(ع) گریان میشد: «فَبَكَتْ إِشْفَاقاً عَلَيْهِ»[۲۸] و با قطرات اشک محبت خویش را به همسرش نمایش میداد.
آنگاه که علی و فاطمه(ع) در کنار یکدیگر به سر میبردند، به رفتار و گفتار محبتآمیز مشغول میشدند تا در کنار مشکلات زندگی خاطرههایی زیبا در یادها به یادگار بگذارند و لحظاتی را به مزاح و خنده بگذرانند: «روزی علی و فاطمه به صحرا رفته بودند و خرما میخوردند و علی از روی مزاح به فاطمه گفت: رسول خدا مرا بیشتر از تو دوست دارد و فاطمه گفت: عجب از شما! رسول خدا شما را بیشتر از من دوست دارد، در حالی که من میوه قلبش، پارهای از بدنش و شاخهای از شاخسارش میباشم و غیر از من فرزندی ندارد. علی گفت: اگر حرف مرا تصدیق نمیکنی، پس بیا پیش پدرت برویم. وقتی نزد پیامبر رفتند، آن حضرت در پاسخ به پرسش فاطمه نسبت به سخن همسرش فرمود: ای فاطمه، تو نزد من محبوبتر و علی عزیزتر است»[۲۹].
پیامبر اکرم(ص) نمونههایی دیگر از رفتار محبتآمیز در خانه برمیشمارند و آن را برتر از عبادت قرار میدهند، آنجا که میفرمایند: «إن الرجل إذا سقي امرأته (من) الماء اجرا»؛ «بیگمان هر مردی (از سر محبت) به همسرش آب بدهد، پاداش برد»[۳۰]. هنگامی که میفرمایند: «مَا مِنِ امْرَأَةٍ تَسْقِي زَوْجَهَا شَرْبَةً مِنْ مَاءٍ إِلَّا كَانَ خَيْراً لَهَا مِنْ عِبَادَةِ سَنَةٍ صِيَامٍ نَهَارُهَا وَ قِيَامٍ لَيْلُهَا وَ يَبْنِي اللَّهُ لَهَا بِكُلِّ شَرْبَةٍ تَسْقِي زَوْجَهَا مَدِينَةً فِي الْجَنَّةِ- وَ غَفَرَ لَهَا سِتِّينَ خَطِيئَةً»؛ «هیچ زنی جرعهای آب به شوهرش نمیدهد، مگر آنکه این کار برای او یک سال عبادتی که روزهایش به روزه و شبهایش به نماز و شبزندهداری بگذرد بهتر است؛ و خداوند در ازای چنین کاری شهری در بهشت برای آن زن ایجاد کند و شصت خطای او را بیامرزد»[۳۱].
اگر بنای زندگی بر دوستی و عشقورزی استوار شود، تنگ نظری و خودخواهی رنگ میبازد؛ روابط لطیف و انسانی در زندگی مشترک حاکم میگردد و در همه چیز خود را نشان میدهد. از ام ایوب پرسیده شد که با توجه به جایگاه رسول خدا(ص) نزد شما آن حضرت کدام خوراک را بیشتر دوست داشت، گفت: هیچ ندیدم که به خوراکی فرمان دهد و هرگز ندیدم که درباره خوراکی که برایش آورده میشود ایراد بگیرد و بد بگوید[۳۲]. پیامبر اکرم(ص) نیز میفرمایند: «الْمُؤْمِنُ يَأْكُلُ بِشَهْوَةِ أَهْلِهِ وَ الْمُنَافِقُ يَأْكُلُ أَهْلُهُ بِشَهْوَتِهِ»؛ «مؤمن به میل خانوادهاش غذا میخورد و منافق، خانوادهاش به میل او غذا میخورند»[۳۳].
مودت و رحمت در مناسبات خانوادگی و روابط زناشویی چنان اهمیت دارد که در حدیث علی(ع) آمده است: «عثمان بن مظعون نزد رسول خدا(ص) آمد و گفت: ای رسول خدا من تصمیم گرفتهام که همسرم خوله را بر خود حرام سازم. حضرت فرمود: چنین مکن ای عثمان! که بیگمان بنده مؤمن چون دست همسرش را (از سر محبت) در دست گیرد، خداوند ده نیکی برایش بنویسد و ده بدی را از حساب او پاک سازد؛ و چون همسرش را [از سر محبت] ببوسد، خداوند صد نیکی برایش بنویسد و صد بدی را از حساب او پاک نماید؛ و چون (از سر محبت) با همسرش هم آغوش شود، خداوند هزار نیکی برایش بنویسد و هزار بدی را از حساب او پاک سازد و فرشتگان خدا [برای تکریم آن دو] حاضر شوند و چون دو همسر غسل نمایند، آبی از هر مویشان جریان نیابد، مگر اینکه خداوند در ازای آن برای هر یکشان نیکی ثبت کند و بدی را از آن دو پاک نماید»[۳۴].
چنین تأکیدهایی نشاندهنده نوع نگاه دین و پیشوایان آن به ابراز محبت در زندگی خانوادگی و روابط زناشویی است؛ نگاهی که سراسر لطافت و زیبایی است و در پرتوی چنین نگاهی روابط دو همسر معنایی متعالی و بلند مییابد و هر عمل و رفتار محبتآمیز رنگی آسمانی به خود میگیرد[۳۵].
نیکرفتاری و سازگاری
یکی از بارزترین صفات پسندیده و شاخصههای خانواده سالم که در قرآن کریم و گفتار مفسرین واقعی قرآن بدان سفارش شده و در سیره معصومان(ع) بدان عمل شده، نیک رفتاری و سازگاری در شرایط خوشی و ناخوشی در زندگی مشترک بین همسران است. قرآن کریم در این باره میفرماید: ﴿عَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا﴾[۳۶]. یکی از مزایای بندگان شایسته خداوند، حسن اخلاق است و کسی که خوش اخلاق باشد، با مردم رفتاری نیکو دارد؛ با چهره خندان سخن میگوید؛ رفتارش و گفتارش با ملایمت و نرمی توأم است و بهترین مرکز جلوه نیکرفتاری انسان، محیط خانوادگی اوست.
قرآن کریم میآموزد که چون انسان همسر برمیگزیند، به نیک رفتاری هم متعهد میشود. تشکیل خانواده و نیک رفتاری با همسر لازم و ملزوم یکدیگرند، چنانکه از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمود: «إِذَا أَرَادَ الرَّجُلُ أَنْ يَتَزَوَّجَ الْمَرْأَةَ، فَلْيَقُلْ: أَقْرَرْتُ بِالْمِيثَاقِ الَّذِي أَخَذَ اللَّهُ: إِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ، أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ»[۳۷]؛ «مرد هنگامی که زنی را به همسری خود درمیآورد باید بگوید: من به عهد و پیمانی که خداوند از من گرفته است اقرار میکنم (و آن عهد و پیمان این است): یا با نیکویی زن را نگاه دارید یا (در صورت ناچاری) به نیکویی جدا شوید».
نیک رفتاری با همسر، پیمانی است در ذات زندگی مشترک و اگر کسی پذیرای پیوند مشترک شود، به رفتار نیک نیز متعهد میگردد و نباید این پیمان الهی را نقض کند. سخن نقل شده از حضرت امام رضا(ع) نشاندهنده این حقیقت است: «وَ لَمَّا تَزَوَّجَ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الرِّضَا(ع) ابْنَةَ الْمَأْمُونِ خَطَبَ لِنَفْسِهِ فَقَالَ زَوَّجَنِي ابْنَتَهُ عَلَى مَا فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِلْمُسْلِمَاتِ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ مِنْ إِمْسَاكٍ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٍ بِإِحْسَانٍ»[۳۸]؛ «هنگامی که حضرت رضا(ع) با دختر مأمون ازدواج کرد، فرمود: (مأمون) دختر خودش را به همسری من درآورد و خدای عزوجل برای زنان مسلمان بر مردان مؤمن واجب کرده است که زنان را به نیکی نگاه دارند یا [در صورت ناچاری] به نیکویی جدا شوند».
از این رو پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «أَحْسَنُ النَّاسِ إِيمَاناً أَحْسَنُهُمْ خُلُقاً وَ أَلْطَفُهُمْ بِأَهْلِهِ وَ أَنَا أَلْطَفُكُمْ بِأَهْلِي»[۳۹]؛ «شایستهترین مردم از نظر ایمان، خوشاخلاقترین آنان و مهربانترین آنان با خانوادهاش است و من مهربانترین شما با خانوادهام هستم». حسن رفتار با اهل خانه چنان زیبا، مهم و گرانقدر است که پیامبر خاتم(ص) با تمام صفات کمال، آن را به خود منسوب مینماید و خود را از این جهت نیز برترین میداند.
در آموزههای پیشوایان دین، نیک رفتاری با خانواده چنان والامرتبه است که آثار و نتایج آن تنها به سامان دادن زندگی خانوادگی محدود نمیشود، بلکه آثار و نتایج روحی و روانی آن بر خود شخص و نیز در نظام تکوین در خور توجه است. امام صادق(ع) در این باره فرمودند: «مَنْ حَسُنَ بِرُّهُ بِأَهْلِهِ زَادَ اللَّهُ فِي عُمُرِهِ»؛ «هرکس با خانوادهاش نیک رفتار باشد، خداوند بر عمرش بیفزاید»[۴۰].
نیکرفتاری در منطق قرآن چنان اهمیت دارد که در تمام شرایط زندگی به عنوان یک اصل حاکم مطرح شده است؛ یعنی در هیچ شرایطی نباید از آن عدول کرد و رفتار نیکو را از زندگی زدود؛ در خوشی و ناخوشی، دارایی و فقر، سلامتی و بیماری و در شرایط عادی و غیرعادی؛ چراکه شرایط زندگی همیشه یکسان نیست و سختی و راحتی و قبض و بسط درهم تنیده است: ﴿فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا * إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا﴾[۴۱].
معمولاً هنگامی که انسانها در ناخوشی و تنگی و فقر و بیماری قرار میگیرند، زمینه دوری از نیک رفتاری در آنان تقویت میشود، ولی قرآن کریم فرمان میدهد که در چنین شرایطی نیز خانواده از آسیب کج خلقی و بدرفتاری در امان بماند و مرد وزن با یکدیگر و نسبت به فرزندان نیک رفتاری کنند. حتی شرایط زندگی مشترک ممکن است به گونهای شود که مرد وزن نسبت به یکدیگر گرفتار احساسات نامطلوب شوند. این امر آنان را در معرض تهدید زیر پا گذاشتن رفتار نیکو قرار میدهد و اینجاست که قرآن فرمان میدهد که نیک رفتاری حفظ شود، وگرنه در شرایط مطلوب رعایت نیک رفتاری هنر والایی نیست.
قرآن کریم به مردان فرمان میدهد که در هر حال با همسرانشان نیک رفتاری کنند و ناملایمات زندگی آنان را به رفتاری دیگر نکشاند؛ حتی اگر زندگی مشترک به بن بست رسید و به هیچ وجه ادامه آن ممکن نشد و کار به جدایی کشید، آنجا نیز با نیک رفتاری جدایی صورت پذیرد[۴۲]. قرآن کریم نیک رفتاری را تا آنجا ضروری معرفی کرده است که حتی اگر به سبب برخی امور میان زن و شوهر بیمیلی پیش آمد، با مدارا و سازگاری مناسب آن را از سر بگذرانند و با بروز این امور نظام خانواده را آسیب نزنند و سرسختانه رفتار نکنند، چنانکه در ادامه آیه آغازین آمده است: ﴿... فَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا﴾[۴۳].
این آیه گذشته از آنکه نشاندهنده واقعیتی در زندگی خانوادگی است و اینکه زندگی مشترک میتواند دستخوش مشکلاتی شود و لازم است آن مشکلات با مدارا و سازگاری حل گردد، نویدی اساسی میدهد که در پی این مدارا و سازگاری، نعمتها و برکتهایی برای چنین کسان از جانب خداست. قرآن میآموزد که اگر مردان از همسران خود رضایت کامل نداشته باشند و به سبب اموری، ناخوشایندی در آنان پیش آمد، به سوی جدایی میل نکنند و بدرفتاری ننمایند، بلکه مدارا و سازگاری پیش گیرند تا روابط اصلاح شود و برکات خدا شامل حالشان گردد؛ بهویژه آنکه بسیاری از مشکلات و اختلافات، معلول بد فهمیدنها و سوءظنهای بیدلیل و حب و بغضهای بیجهت است. قضاوتهایی که در این شرایط صورت میگیرد، غالباً نادرست است؛ به گونهای که خوبیها در نظرشان بدی و بدیها در نگاهشان خوبی جلوه میکند، و آنچه نجاتبخش و راهگشاست، مدارا و سازگاری است که در پرتوی آن باگذشت زمان حقایق آشکار میشود و روابط به سوی سلامت جریان مییابد[۴۴].
این انتظار که زندگی خانوادگی، خالی از اختلاف نظر و سلیقه و به دوراز مشکل و گرفتاری باشد، انتظاری خلاف واقع است. آنچه مهم است رویارویی صحیح با اختلافات و مشکلات است. از قواعد مهم برای این رویارویی و دامن نزدن به اختلافات و مشکلات و کاستن و زدودنشان، مدارا و سازگاری است. این گونه رفتار کردن زمینهساز خوشبختی خانوادگی است، چنانکه در حدیث نبوی آمده است: «أَرْبَعَةٌ مِنْ سَعَادَةِ الْمَرْءِ الْخُلَطَاءُ الصَّالِحُونَ وَ الْوَلَدُ الْبَارُّ وَ الْمَرْأَةُ الْمُؤَاتِيَةُ وَ أَنْ تَكُونَ مَعِيشَتُهُ فِي بَلَدِهِ»؛ «چهار چیز از خوشبختی انسان است: همنشینان شایسته، فرزند نیکوکار، زن سازگار و اینکه محل کسب او در شهر خودش باشد»[۴۵].
بدینسان بهترین همسران آنان هستند که اهل مدارا و سازگاری هستند و شیرینی و لطافت زندگی خانوادگی را با اندک ملایمت و اختلاف به تلخی و درگیری نمیکشانند و با بروز مشکلات، آن را با مدارا به سمت اصلاح پیش میبرند. پیامبر اکرم(ص) در توصیفی درباره زنان فرمود: «خَيْرُ نِسَائِكُمْ الْوَدُودُ الْوَلُودُ الْمُؤَاتِيَةُ إذا اتّقين اللَّه و شرّ نسائكم المتبرّجات المتخيّلات»[۴۶]؛ «بهترین زنانتان، زن همسر دوست زاینده و سازگار و همراه است که پروای الهی داشته باشد؛ و بدترین زنانتان، زن خودنمای متکبر است».
همچنین از حضرت امام رضا(ع) روایت شده است که امیرمؤمنان علی(ع) فرمود: «خَيْرُ نِسَائِكُمُ الْخَمْسُ قِيلَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَا الْخَمْسُ قَالَ الْهَيِّنَةُ اللَّيِّنَةُ الْمُؤَاتِيَةُ الَّتِي إِذَا غَضِبَ زَوْجُهَا لَمْ تَكْتَحِلْ بِغُمْضٍ حَتَّى يَرْضَى وَ إِذَا غَابَ عَنْهَا زَوْجُهَا حَفِظَتْهُ فِي غَيْبَتِهِ فَتِلْكَ عَامِلٌ مِنْ عُمَّالِ اللَّهِ وَ عَامِلُ اللَّهِ لَا يَخِيبُ»؛ «بهترین زنانتان پنج ویژگی دارد. گفته شد: ای امیرمؤمنان، آن پنج ویژگی چیست؟ فرمود: آرام بودن و ملایم بودن و سازگار بودن و زنی که هرگاه موجبات خشم همسرش را فراهم کند خواب در چشمش فرو نرود تا همسرش از او خشنود گردد و زنی که چون همسرش به سفر رود، خود را در غیاب او حفظ نماید و چنین زنی کارگزاری از کارگزاران خداوند است، و کارگزار خدا ناامید نمیشود»[۴۷].
امیرمؤمنان(ع) در شیوه رفتاری خود و همسرشان در خانواده میفرمایند: «فَوَ اللَّهِ مَا أَغْضَبْتُهَا وَ لَا أَكْرَهْتُهَا عَلَى أَمْرٍ حَتَّى قَبَضَهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ وَ لَا أَغْضَبَتْنِي وَ لَا عَصَتْ لِي أَمْراً»[۴۸]؛ «به خدا قسم هیچ گاه او را خشمگین و ناراحت نکردم تا اینکه خداوند قبض روحش نمود و او نیز مرا ناراحت و نافرمانی نکرد». همچنین وقتی برخی زنان از عایشه پرسیدند که پیامبر(ص) در خانه چگونه مردی بوده و با همسرانش چگونه رفتار میکرده است گفت: «كان الين الناس و أكرم الناس و كان رجلا من رجالكم إلا أنه كان ضحاكا بساما»؛ «نرمخوترین و بزرگوارترین مردمان بود. او هم مردی چون مردان شما بود؛ با این تفاوت که همواره خنده و تبسم بر لب داشت»[۴۹]. سیرهنویسان در چگونگی نیک رفتاری پیامبر در خانوده نوشتهاند: مهربانی و نرمخویی ایشان نسبت به خانوادهاش چنان بود که هرگاه شب هنگام بر آنان وارد میشد سلام و احترام مینمود و خفته را بیدار نمیکرد و با بیدار به سخن مینشست[۵۰].
رسول خدا(ص) در خانه آن چنان ملایمت و خوش رفتاری از خود نشان میدادند که برخی از همسران ایشان به خود جرئت میدادند که با آن حضرت مشاجره و تندی نمایند تا آنجا که پدران برخی از همسران پیامبر به دخترانشان اعتراض میکردند و قصد برخورد با آنان را داشتند، اما رسول خدا(ص) اجازه عکس العمل برخلاف نیک رفتاری و ملایمت نمیدادند[۵۱].
پیامبر اکرم(ص) نسبت به کوتاهیها و عملکردهای نامناسب افراد نیز جز با رفق و مدارا رفتار نمیکردند، چنانکه در خبرانس بن مالک خادم پیامبر چنین آمده است: من ده سال در خدمت رسول خدا بودم. هرگز مرا دشنام نداد و برخوردی با من نکرد و بر من صدا بلند ننمود و برایم چهره در هم نکشید و زمانی که در انجام فرمان ایشان کوتاهی میشد، مرا سرزنش نمیکرد و اگر کسی از اعضای خانواده مرا سرزنش میکرد، حضرت میفرمود: رهایش کن که اگر آن کار شدنی بود، انجام میشد[۵۲].
اهل بیت حضرت پیامبر(ص) نیز در زندگی خانوادگی همین راه و رسم را در تمام شرایط پاس میداشتند و هرگز از مدار رفق و ملایمت و نیک رفتاری و سازگاری خارج نشدند، چنانکه هنگامی که حضرت علی(ع) متوجه شدند که سه روز است در خانه چیزی برای خوردن وجود نداشته، از فاطمه(س) پرسیدند: چرا به من اطلاع ندادی؟ حضرت زهرا(س) با برخوردی مهرآمیز پاسخ داد: «كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) نَهَانِي أَنْ أَسْأَلَكَ شَيْئاً فَقَالَ لَا تَسْأَلِينَ ابْنَ عَمِّكِ شَيْئاً إِنْ جَاءَكِ بِشَيْءٍ [عَفْوٍ] وَ إِلَّا فَلَا تَسْأَلِيهِ»[۵۳]؛ «رسول خدا(ص) مرا نهی نموده از اینکه چیزی از تو بخواهم و فرموده است: اگر علی چیزی برای تو آورد، بپذیر و در غیر این صورت هرگز از او چیزی مخواه»[۵۴].
نفقه در سیره ائمه(ع)
یکی از وظایف شوهر، تأمین زندگی همسرش در حد متعارف جامعه است. این مطلب در یکی از سخنان امام صادق(ع) چنین جلوه یافته است: همسر و خانواده، اسیرانی در دست مرد هستند. پس کسی که خدا به او نعمتی داده، به اسیران خود وسعت دهد. اگر این کار را نکند، خداوند نعمت را از او میگیرد[۵۵]. از امام رضا(ع) نیز روایت شده است که فرمود: شایسته است که انسان بر خانواده خویش در زندگی وسعت دهد تا آرزوی مرگ او را نکنند[۵۶].
در مکتب اسلام تأمین نیازهای خانواده از قبیل خوراک، پوشاک و مسکن برعهده مرد است تا زن در کمال آرامش و رفاه، بتواند مسئولیت خویش را در خانه (نگه داشتن کانون خانواده، رسیدگی به امور منزل و فرزندان) انجام دهد. در سیره معصومان(ع) خدمت به خانواده جایگاهی رفیع و ویژه دارد؛ در این باره، پیامبر گرامی اسلام به داماد خویش، علی(ع) میفرماید: یا علی! هرکس بدون تنگ و عار و بدون کراهت، در خدمت خانواده خویش باشد و برای رفاه و آسایش آنها بکوشد، جایگاهی عظیم در پیشگاه خدای متعال دارد[۵۷].
وظیفهشناسی و مسئولیتپذیری ائمه(ع) در فراهم کردن نیازهای خانواده و به ویژه نیازهای اساسی آنها، از اهمیت موضوع حکایت دارد. معصومان(ع) به عنوان مروجان مکتب اسلامی، با اشاعه فرهنگ کمک و یاری خانواده، به دیگران آموختند که اسلام خدمت به خانواده و زن و فرزند را یک ارزش میداند. علی(ع) همواره در تأمین رفاه خانواده خویش میکوشید و میفرمود: انسان کامل اگر چیزی برای خانواده خویش ببرد، از کمالش کاسته نمیشود[۵۸].[۵۹]
مهریه در سیره ائمه(ع)
از دیگر جلوههای حقوق مالی زن، پرداخت مهریه اوست. این حق را خداوند بر ذمه مرد نهاده است. اهل بیت(ع) کسانی را که این حق را سبک میشمارند و به ادای آن بیتوجهی میکنند، نکوهش کردهاند. حدیث زیبایی از امام صادق(ع) گویای همین حقیقت است که میفرمایند: «کسی که مهریهای برای زنش قرار دهد، ولی نخواهد آن را بپردازد، به منزله دزد است»[۶۰].
خوشبختانه در جوامع امروزی، هدیه دادن به صورت فرهنگ نهادینه شده است. این سنت پسندیده اگر به موقع و با میل و رغبت و از سر صداقت اجرا شود، تأثیری ماندگار در فرد مقابل دارد و طعم شیرینی آن فراموش نشدنی است. حضرت علی(ع) در خصوص این سنت میفرمایند: «هدیه دادن موجب دوستی است»[۶۱]. خداوند متعال برای استحکام و تقویت زندگی مشترک در خانواده، در آیهای از قرآن مجید به مردان دستور میدهد که مهر زنان خویش را به صورت هدیه به آنها بپردازند[۶۲].
بنابراین، مهریه و هدیه دادن در سیره ائمه(ع)، از خصوصیات زندگی مشترک ایشان بوده است. در مورد مقدار مهریه، امام باقر(ع) فرمودهاند: «هر چیزی کم یا زیاد، مورد پذیرش زن و مرد، مهریه قرار میگیرد»[۶۳]. بنابر روایات متواتر، مهریه همسران اهل بیت(ع)، پانصد درهم بوده است[۶۴]. در خصوص پرداخت مهریه نیز امام صادق(ع) میفرمایند: از آنجا که پرداخت مهریه سبب شیرین شدن زندگی مشترک است، در صورت امکان بهتر است مرد هرچه زودتر آن را به شریک زندگی خویش تقدیم کند[۶۵].[۶۶]
رفتار جنسی در سیره ائمه(ع)
تمایل به جنس مخالف، در سرشت انسانها نهادینه شده، از قویترین غرایز و یکی از اهداف ازدواج است. کنترل این غریزه از راهی که فرد با آن، به آرامش روحی برسد و بتواند مراحل ترقی را طی کند، دارای اهمیت است. حسن بن جهم میگوید: روزی حضرت ابوالحسن علی بن موسی الرضا(ع) را دیدم که موهای خویش را خضاب کرده، گفتم: فدایت شوم، شما هم خضاب میکنید؟ فرمود: «اصلاح و آمادگی بر عفت زنان میافزاید»[۶۷].
امام سجاد(ع) درباره حق زن میفرمایند: اما حق همسر تو آن است که بدانی خدای تعالی او را از بهر آسایش و آرامش و مؤانست و مصاحبت تو مقرر فرموده و بدانی که این نعمت بزرگی است که خدای عزوجل بر تو ارزانی داشته است؛ پس باید وی را گرامی بداری و با او از در تکریم و رفق و ملایمت درآیی و با او به نرمی و ملاطفت رفتار کنی. اگرچه حق تو بر وی افزون و رعایت این کار بر وی واجبتر است. اما چون وی اسیر تو و در اختیار توست، بر تو لازم است که بر وی به رحمت و رأفت رفتار کنی و در خوراک و پوشاک او به نیکی اقدام نمایی و اگر کاری از روی نادانی انجام دهد، بر وی بخشایش آوری که نیرو و قوهای جز نیروی خداوند نیست[۶۸]. حسن بن زیات بصری میگوید: با دوستم بر امام باقر(ع) وارد شدیم. حضرت در اتاقی تزئین شده نشسته بود و بالاپوشی نقشدار بر تن داشت؛ محاسن خود را نیز اصلاح کرده و به چشمان خود سرمه کشیده بود. سؤالهایمان را پرسیدیم؛ در هنگام خداحافظی فرمود: ای حسن، فردا تو و دوستت نزدم بیایید. فردای آن روز نیز به محضر امام رسیدیم. این بار حضرت در اتاقی نشسته بود که جز حصیر، فرشی نداشت و پیراهنی خشن پوشیده بود. حضرت رو به دوستم کرده، فرمود: «برادر بصری! دیروز بر من وارد شدی و من در اتاق همسرم بودم. دیروز نوبت او و اتاق، اتاق او، وسایل اتاق هم برای او بود. او خود را برایم آراسته بود و من نیز باید همانند او، خود را برای او میآراستم. به دلت چیزی ناشایست درباره من نگذرد». حسن بن زیات میافزاید: دوستم گفت: فدایت گردم! به خدا سوگند بر دلم چیزی گذشت؛ اما اکنون خدا آن را از میان برد و دانستم حق در همان است که گفتی[۶۹].
با توجه به اهمیت این موضوع، ائمه(ع) توصیههایی در این مورد دارند که به اجمال به آنها اشاره میشود:
- امام علی(ع): اگر گاه چشمانت بیاختیار یا با اختیار به زنی افتاد و شیفته او شدی و دلت لرزید، پیش از این که پایت بلغزد، چشم فروبند و در اولین فرصت با همسرت همبستر شو؛ چراکه زنان همگی مانند هم هستند[۷۰].
- امام صادق(ع): وقتی عروس به حجله آمد به کعبه رو کنید، گیسوان او را نوازش کرده، زلف تاب دارش را به چنگ گیرید و آرام بگویید: خدایا! این امانت توست که به من سپردی. با گفته تو او را به خود حلال کردهام. فرزندم را مبارک، پارسا و از پیروان پیامبرت قرار ده و شیطان را از او دور فرما[۷۱].
- امام صادق(ع): چون عروسی به خانه آوردید، وضو سازید؛ تن و روان خویش طراوت بخشید؛ رو به خدای مهربان کنید و دو رکعت نماز به جای آورید. به عروس خود نیز بگویید همین کار را بکند[۷۲].
- امام صادق(ع): پیش از اینکه با عروس خویش به بستر زفاف روید، هدیهای به وی بدهید با این کار، عشق و آرامش را به او هدیه کردهاید[۷۳].
- امام محمد باقر(ع): چون به قصد بارور کردن رحم همسرت نزد او آرمیدی، با نیتی پاک و زبانی گویا با خدای مهربان چنین بگو: خدایا، مرا فرزندی عنایت فرما و او را پاکیزه و سالم قرار ده که در خلقت او زیاد و کم نباشد و او را عاقبت به خیر گردان[۷۴].
- امام صادق(ع): پرندگان هر کدام صفاتی شایسته و ناشایست دارند؛ در آمیزش نیز آدابی دارند. «کلاغ» با وجود پر و بال سیاه و صدای ناهنجارش، در آمیزش مخفی کار است. آمیزش مخفیکارانه را از کلاغ بیاموزید[۷۵].
- امام رضا(ع): آقایان! مطابق میل خانمتان لباس بپوشید؛ در خانه نیز آراسته باشید؛ هوش و حواس همسرتان را ماهرانه به خود جلب کنید. با این کار، غدد جنسی او را برای خود فعال کنید و عفت او به دیگران را فزونی بخشید[۷۶].[۷۷]
مسئولیتپذیری زن و مرد در نگاه ائمه(ع)
ماهیت حیات مادی و شاکله طبیعی موجودات، بر جنس مذکر و مؤنث استوار است و در گردونه منظم آن، هر موجودی رسالتی در جهت کمال متناسب خویش و وظیفهای در همسویی و هماهنگی در بستر خانواده برعهده دارد. بر همین اساس، زوجیت نقشی تعیین کننده در رهسپاری به سوی کمال دارد و تشکیل خانواده عالیترین وجهه این رسالت است.
بر این اساس، روابط زن و شوهر با تشکیل خانواده شکل میگیرد و در این محیط معنا مییابد؛ چراکه زن و مرد با ازدواج، به رابطهای فراتر از رابطه دو انسان بیگانه دست یافتهاند و خوشبختی و سعادت، یا بدبختی و شقاوت آنها به یکدیگر گره خورده است و بیش از پیش در یکدیگر اثر گذارند.
نگاه آنها به یکدیگر، از سر مودت و رحمت است و رفتار و سخن آنها با یکدیگر معنای دیگری به زندگی بخشیده است. رابطه زن و شوهر، سرچشمه همه عاطفهها و بستر گیراترین رابطههاست. روابط زن و شوهر، جلوهای از برترین هنر زندگی و کاملترین شکل ارتباط انسانی است.
از این رو، اهمیت این ارتباط که پایههای اصلی خانواده را تشکیل میدهد، هم به لحاظ اجتماعی و هم به لحاظ دینی، مورد توجه اندیشمندان علوم اجتماعی و عالمان دین واقع شده است. خانواده در اسلام، مأمنی برای رسیدن به آرامش و امنیت و محل انس و الفت انسانها با یکدیگر است که افراد خانواده از طریق آن به اهداف والای الهی میرسند. در قرآن کریم بارها به هدف آفرینش زن و مرد که رسیدن به آرامش در کنار یکدیگر است، اشاره شده است.
وظایف زن و شوهر
اکنون با توجه به اهمیت خانواده و در نظر گرفتن رکن اصلی آن، که مرکب از زن و شوهر است، اهمیت ارتباط متقابل زن و شوهر نیز آشکار میگردد. رابطه زن و شوهر، رابطه مهرورزی و محبتپذیری، عهد و وفا، گذشت و ایثار، سخاوت و احسان، مودت و مروت، صداقت و درستی است. در این رابطه صمیمی، هر یک از زن و شوهر وظایفی در قبال یکدیگر دارند که در این فصل به اختصار به آنها اشاره میکنیم. این روابط، دو طرفه را از سه جنبه میتوان بررسی کرد:
وظایف متقابل زن و شوهر
آنچه در آیات و در سیره ه معصومین(ع) در خصوص وظیفهمداری زوجین آمده، گاهی به صورت متصل و در یک عبارت و گاه منفصل و در عبارات پراکنده و یا به قرینه، هم شامل زن و هم شامل مرد میشود. در اینجا، آن دسته از نکات برجسته سیره معصومین(ع) آورده میشود که ارتباط اجتماعی و متقابل زن و شوهر را تعریف میکند؛ و گرنه آوردن تمام وظایف زن و شوهر، تحقیق مجزا و مفصلی را میطلبد.
۱. اظهار محبت: آنچه اعضای خانواده را که رکن مهم آن زن و شوهر هستند، در خانواده گردهم میآورد، گذشته از ضرورتها، پیوندی مقدس و درونی است که همان محبت و احساس علاقه به یکدیگر است. اساس زندگی خانوادگی بر محبت است. قرآن کریم در این باره میفرماید: «و از نشانههای او اینکه از [نوع] خودتان همسرانی برای شما آفرید تا بدانها آرام گیرید و میانتان دوستی و رحمت نهاد. آری، در این نعمت برای مردمی که میاندیشند، قطعاً نشانههایی است»[۷۹].
محبت و دوستی، امری قلبی و درونی است که تا به محبوب ابراز نشود، دانسته نمیشود و نمیتواند ثمربخش باشد. پیمان زناشویی معمولاً بر مبنای علاقه درونی و عشق پاک زن و شوهر به یکدیگر است. اما آنچه که در اسلام تأکید شده و بنیان خانواده را تقویت میکند و محبت و الفت را میان زوج جوان افزایش میدهد، اظهار و ابراز این عشق و علاقه است.
از این رو از پیامبر اسلام(ص) نقل شده که فرمودند: «دوستی خود را به آن کسی که تو را دوست دارد، اظهار کن تا [این دوستی] استوارتر شود»[۸۰]. درباره همسران امام حسین(ع) نقل شده است که همسرش، عاتکه، دختر زید بن عمرو بن نفیل، بعد از شهادت آن حضرت نوحه سرایی میکرد و در رثای آن حضرت گفته است: «واحسینا! من حسین را فراموش نمیکنم» و با این کلام، محبت خویش را به همسرش ابراز میکند[۸۱].
این سخنان بیانگر آن است که اظهار محبت درونی، چه میزان میتواند در تقویت و تحکیم بنیان دوستی مؤثر واقع شود. چه بسا انسانهایی که شرمساری و ترس از واکنش ناگوار، اجازه ابراز علاقه به محبوب را به آنها نمیدهد؛ اما هنگامی که بر احساسات درونی محبوب به خویش آگاه گشتند، آنها نیز به بیان احساسات درونی خود جرئت یافته، به همین ترتیب، پیوند دوستی آنها مستحکم و الفت آنها بیشتر میگردد.
حال وقتی این رابطه فراتر رود و رابطه زناشویی بین آنها ایجاد شود، بیش از پیش لازم است که این پیوند، محکم و باثبات گردد. از این رو، تمسک به هر آنچه در این راه کمک کند، ضرورت دارد. به همین دلیل، اظهار دوستی بین زن و شوهر، به عنوان راه رسیدن به استحکام پیوند خانوادگی، نه یک سفارش استحبابی، بلکه دستوری است که عمل به آن واجب است.
همدلی یا همنوایی، یکی دیگر از راههای ابراز محبت است که به تحکیم روابط همسری کمک بسیاری میکند. امام صادق(ع) فرمود: هرچه محبت بنده به بانوان زیادتر شود، ایمانش فضیلت بیشتری مییابد[۸۲].
۲. خوش اخلاقی: خداوند متعال، همانگونه که در قرآن کریم فرمود: ﴿وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً﴾[۸۳] و مودت را میان زوجین قرار داد؛ اما این بدان معنا نیست که با پیوند زوجیت، این مودت محقق میگردد و به هیچ عنوان زایل نخواهد شد؛ بلکه عملکرد زوجین در تقویت یا کمرنگ کردن آن نقش بسزایی دارد. چنان که دشمنیها و کینهتوزیهای زن و شوهر در برخی خانوادهها، بیانگر این واقعیت است که نوع رفتار آنها در تحکیم و تضعیف این موهبت الهی نقش مهمی را ایفا میکند.
در این میان، خوشاخلاقی نیز مودت و دوستی در محیط خانواده را تقویت کند؛ چنان که که در روایت نبوی آمده است: خوشخویی، دوستی را استوار میکند[۸۴]. ایشان در میان سفارشهای خود به حضرت علی(ع) به این مهم توصیه کرده و فرمودهاند: «ای علی، با خانواده و همسایگانت و کسانی که با آنان معاشرت و همنشینی داری، خوشاخلاق باش تا نزد خداوند، در جایگاه و درجات والا قرارگیری»[۸۵].
افزون بر آنچه گفته شد، خوشاخلاقی با کمال ایمان ارتباط مستقیم دارد؛ چنان که امام زین العابدین(ع) فرمودند: «چهار خصلت است که در هرکس وجود داشته باشد، ایمانش کامل است و گناهانش از او پاک شده و در حالی پروردگارش را دیدار میکند که از او راضی است: کسی که برای خدا، به تعهدات خود در برابر مردم وفا کند؛ با مردم راستگو باشد؛ از آنچه نزد خدا و مردم، زشت و نکوهیده است، شرم کند و با خانوادهاش خوشاخلاق باشد»[۸۶]. امام صادق(ع) نیز میفرمایند: «خداوند رحمت آورد بر بندهای که روابط او و همسرش، نیکو و همراه با محبت باشد. در این صورت، خدای متعال زمام همسرش را در اختیار او قرار داده، او را سرپرست و صاحب اختیار همسرش میسازد»[۸۷].
حمیده مصفاه مادر موسی بن جعفر(ع)، از اشراف و بزرگان عجم بود. وی کنیزی به نام تکتم خرید که در عقل و دین و احترام به حمیده، بهترین بود؛ به گونهای که به احترام حمیده هیچگاه در مقابل او نمینشست. حمیده به فرزندش گفت: پسرم، من کنیزی بهتر از تکتم نمیشناسم و شک ندارم که اگر فرزندی داشته باشد، خداوند او را پاکیزه میگرداند. من این کنیز را به تو بخشیدم. درباره او به نیکی رفتار کن و با او اخلاقی نیکو داشته باش. آنگاه که حضرت رضا(ع) از آن بانو متولد شد، او را «طاهره» نامید. رابطه میان آنها نشان دهنده احترام و برخورد نیکوست[۸۸].
امام رضا(ع) درباره یکی از عواملی که کانون خانواده را گرم میکند و به آن صفا میبخشد، این گونه میفرمایند: «کسی که ایمانش برتر از دیگران است، اخلاقش نیکوتر و به خانواده خویش مهربانتر است و من به خانواده خود مهربانترم»[۸۹].
۳. آراستگی: یکی از راههای نفوذ در قلب همسر و تعمیق ارتباط زناشویی، آراستگی آنها برای یکدیگر است. پاکیزگی و خودآرایی زن و شوهر برای یکدیگر، از عوامل تحکیم روابط زناشویی و سبب فراهم شدن محیطی لذتبخش در خانه است. از این رو، روایات متعددی در سفارش به پاکیزگی و آرایش برای استحکام خانواده وارد شده است. از جمله حضرت علی(ع) میفرماید: «هریک از شما [مردان] باید خود را برای همسرش آراسته کند؛ همچنان که دوست دارد همسرش خود را برای او بیاراید»[۹۰].
امام باقر(ع) در مفهوم «تهیه» در کلام مولای متقیان علی(ع) آن را به نظافت معنا کردند[۹۱]. اما آراستگی زوجین برای یکدیگر، مصداقهای متنوعی دارد؛ چنان که امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: «زن باید خود را برای شوهرش خوشبو سازد»[۹۲]. همچنین از حسن بن جهم نقل شده که گفت: «امام موسی کاظم(ع) را دیدم که خضاب کرده بود. گفتم: «قربانت گردم! خضاب کردهاید؟!» فرمود: «آری! آراسته بودن بر پاکدامنی زن میافزاید. زنان، از آن رو ترک پاکدامنی میکنند که شوهرانشان آراسته بودن را ترک میکنند». سپس فرمودند: «آیا تو دوست داری که همسرت را همانند خودت، ناآراسته ببینی؟» گفتم: «نه». فرمودند: «او نیز همین طور». آنگاه افزودند: «پاکیزگی، خوشبویی، اصلاح مو و کثرت آمیزش، از صفات پیامبران است»[۹۳].
در روایت دیگری از امام کاظم(ع) نقل شده که فرمودند: «آراسته بودن مرد برای زن، از عواملی است که بر پاکدامنی زن میافزاید»[۹۴]. امام باقر(ع) نیز فرمودند: «برای زن سزاوار نیست که رسیدگی به خود را رها کند؛ گرچه با آویختن یک گردنبند باشد»[۹۵]. پیامبر اکرم(ص) نیز به زنی که از حقوق شوهر پرسیده بود، فرمودند: «بر زن است که با بهترین عطر، خود را خوشبو کند و بهترین لباس خود را بپوشد و با بهترین زینت، خود را بیاراید و این گونه خود را بر شوهر عرضه کند»[۹۶]. امام باقر(ع) فرمودند: زنها دوست دارند مردها را همانگونه آراسته ببینند که مردها دوست دارند زنها را آنگونه آراسته ببینند[۹۷].
از حسن بن جهم نقل شده است که برای امام کاظم(ع) صندوقچهای که در آن عطر مخصوص زنان و مشک بود و از آبنوس بود، آوردند[۹۸]. موسی بن بکر میگوید: امام کاظم(ع) را دیدم که با شانهای از جنس عاج، موهایش را شانه میکرد و آن شانه را من برای او خریده بودم[۹۹]. در روایت دیگری از امام باقر(ع) میفرمایند: «برای زن سزاوار است که خویش را برای شوهرش آراسته گرداند»[۱۰۰] امام صادق(ع) نیز فرمودهاند: «زنی که خود را جز برای شوهر خویش، خوشبو و زیبا سازد، نمازش پذیرفته نیست تا اینکه اثر آن را برطرف سازد»[۱۰۱].
امام رضا(ع) نیز میفرمایند: آمادگی و آرایش مرد برای زن خویش موجب افزایش پاکدامنی و عفت زن میشود[۱۰۲]. حضرت رضا(ع) همیشه با ظاهری آراسته و زیبا در میان مردم ظاهر میشد؛ تا جایی که صوفیان زاهدنما به ایشان اعتراض میکردند[۱۰۳].
آن حضرت همچنین در خصوص آراستگی میفرمایند: «خداوند زیبایی و آراستگی را دوست دارد و فقر و فقرنمایی را دشمن دارد»[۱۰۴]. او هر روز صبح مسواک میزد و دهان خود را با جویدن کندر خوشبو میکرد[۱۰۵]. همچنین همواره خویش را زینت میکرد و گاهی نیز سرمه میکشید[۱۰۶]. بوی خوش را دوست داشت و همواره خویش را خوشبو میکرد[۱۰۷].
۴. رفق و مدارا: مدارا کردن در برابر مشکلات و بداخلاقیهای همسر، یکی دیگر از راهکارهای حفظ پیوند خانوادگی میان زوجین است؛ در مقابل، کم صبری در برابر خطای دیگران و خشونت در محیط خانواده، باعث آتشافروزی در این جامعه کوچک میگردد. رسول خدا(ص) فرمودند: «ملایمت، میمون است و خشونت، شوم. هرگاه خداوند برای خانوادهای خیری بخواهد، ملایمت را وارد آن خانواده میکند؛ زیرا ملایمت هیچگاه با هیچ چیز همراه نمیشود، مگر اینکه آن را زینت ببخشد؛ و خشونت هرگز با چیزی همراه نمیشود، مگر اینکه آن را زشت بگرداند»[۱۰۸].
از این رو آن حضرت با دادن وعده پاداش الهی به مردان و زنان در برابر دشواری صبر و بردباری، مؤمنان را به این امر پسندیده تشویق کرده و فرمودهاند: «هر مردی در برابر بداخلاقی همسرش صبر کند، خداوند ثوابی را به او میدهد که به ایوب(ع) در قبال گرفتاریاش داد؛ و هرکس بر بداخلاقی شوهرش صبر کند، خداوند همانند پاداش آسیه، بنت مزاحم (همسر فرعون) به او عطا میفرماید»[۱۰۹].
اهمیت این موضوع، تا بدانجاست که میتوان در سیره ائمه(ع) گذشت، عطوفت و مهربانی را به وضوح دید: اسحاق بن عمار میگوید: از امام صادق(ع) پرسیدم: حق زن بر مرد چیست که اگر آن را ادا کند، در زمره نیکوکاران قرار خواهد گرفت؟ امام(ع) فرمود: «غذا و پوشاک زن را تأمین کند و هرگاه از وی نادانی و خطایی سر زد، او را ببخشاید». حضرت در ادامه میفرمایند: «پدرم، امام باقر(ع) زنی داشت که ایشان را همواره اذیت میکرد. پدرم نیز در مقابل رفتار همسر خویش، از در عفو و بخشش وارد میشد و از سر اشتباه او میگذشت»[۱۱۰]. امام صادق(ع) درباره اهمیت خوشرفتاری میفرمایند: «خداوند رحمت خود را بر بندهای فرو فرستد که رفتارش را با همسر خویش نیکو کند؛ زیرا پروردگار متعال اختیار آن زن را به او سپرده و او را سرپرست آن زن قرار داده است»[۱۱۱].
۵. رفتار نیکو: خوشاخلاقی و خوشرفتاری، یکی دیگر از وظایفی است که در سیره ائمه معصوم(ع) به آن توجه ویژهای شده است. مدارا و معاشرت نیکو، جلوهای از این صفات برجسته است. یکی از اهداف ارزشمند ازدواج، رسیدن به آرامش است. از عوامل مؤثر در ایجاد این آرامش در کانون خانواده، رفتار نیکو و شایسته میان زن و مرد است. با توجه به اهمیت مسئله، خداوند در قرآن کریم، خطاب به مردان مؤمن در مورد برخورد با همسرانشان میفرماید: ﴿وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ﴾[۱۱۲].
رفتار نیکویی که فاطمه(س) و علی(ع) در خانواده خویش داشتند، نمونه بارزی از حیات طیبه انسانی است؛ چنان که امیرمؤمنان علی(ع) میفرمایند: «به خدا سوگند هرگز کاری نکردم که فاطمه(س) خشمگین شود و ایشان نیز رفتاری متقابل داشت. هیچگاه برخلاف میل و رغبت یکدیگر عمل نکردیم»[۱۱۳]. عفو و بخشش، راهکاری است که اگر بدان عمل شود، لذت و شیرینی در خانواده چندین برابر میشود.
۶. مهرورزی: آنچه موجب حفظ، دوام و بقای خانواده است، رفتارهای محبتآمیز و مهربانانه میان همسران است. مهربانی و ملاطفت با خانواده، به ویژه با همسر، از دستورات دین و از اخلاق پیشوایان هدایت است؛ چنان که از رسول گرامی اسلام(ص) روایت شده که فرمودند: «أَحْسَنُ النَّاسِ إِيمَاناً أَحْسَنُهُمْ خُلُقاً- وَ أَلْطَفُهُمْ بِأَهْلِهِ وَ أَنَا أَلْطَفُكُمْ بِأَهْلِي»[۱۱۴]. در این روایت با توجه به مطلق بودن واژه «ناس» و با در نظر گرفتن مفهوم آن، میتوان مهرورزی را وظیفه مشترک زوجین دانست.
امیرمؤمنان علی(ع) در ضمن سفارشات خویش به فرزندش محمد حنفیه فرمود: «ای پسر من! چون قوی شدی، بر طاعت خدا قوی باش (ظلم نکن؛ به مردم خدمت کن) و چون ناتوان شدی، از معصیت خدا ناتوان باش (حقوق مردم را ضایع مکن). اگر بتوانی زن را بیش از اموری که مربوط به خود اوست، اختیار ندهی، انجام ده؛ چراکه این کار، جمال زن را ماندگار و خاطرش را آسوده و حال او را نیکو میکند. همانا زن گلی نازک است نه قهرمان سترگ. با او به هر حال مدارا کن و نیکو برخورد کن تا زندگی تو باصفا شود»[۱۱۵].
رباب، همسر امام حسین(ع) به امام بسیار علاقهمند بودند؛ تا حدی که از بذل جان و عزیزان خود در راه ایشان و از هیچ فداکاری، مضایقه نمیکرد. از این رو با بانوان با عصمت همانندی میکرده است. داستان مواجه شدن ایشان با سر بریده امام حسین(ع) در واقعه عاشورا و گریستن بر سر بریده آن حضرت، جلوهای از این عشقورزی و محبت است[۱۱۶].
امام جعفر صادق(ع) نقل میکنند: «این سخن مرد به همسرش که «تو را دوست دارم» هرگز از قلب و دل زن خارج نمیشود»[۱۱۷]. برای تبیین بهتر این موضوع، اشارهای به روابط میان امام موسی کاظم(ع) با ام احمد (مادر شاهچراغ) میکنیم.
مرحوم مجلسی درباره ام احمد مینویسد: مادر احمد از زنان محترم بود و امام کاظم(ع) علاقه شدیدی به او داشت. هنگامی که حضرت میخواست از مدینه به سوی بغداد حرکت کند، ودیعههای امامت را به او سپرد و فرمود: «هرگاه کسی نزد تو آمد، در هر وقتی از اوقات که باشد و این امانت را از تو طلب کرد، بدان که من به شهادت رسیدم و او جانشین بعد از من و امامی است که اطاعت او بر شما و دیگران واجب است»[۱۱۸].
یکی از راههای استحکام بنیان خانواده، توجه به ارتباط کلامی است. سخنان عاطفی و بهرهگیری از کلمات دلنشین و خطابهای شایسته و محبتآمیز، مخاطب را جذب میکند؛ خواسته یا ناخواسته از گوینده راضی میشود و در دلش احساس محبت به او ایجاد میگردد. اگر در خانوادهای مرد و زن با عبارات زیبا و دلپذیر یکدیگر را صدا کنند، علاوه بر اینکه به فرزندان، چگونه سخن گفتن را میآموزند، در قلب همسر خود نیز جایگاه ویژهای خواهند یافت.
۷. احترام متقابل: خداوند به انسان کرامت و بزرگواری بخشیده و فرموده است: ﴿وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ...﴾[۱۱۹]. بر این اساس، انسان از احترام و شخصیت الهی برخوردار است و هیچ کس اجازه بیاحترامی به او را ندارد؛ به ویژه همسر انسان. از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمودند: «هر کس زنی را [به همسری] بگیرد، باید او را گرامی بدارد»[۱۲۰].
رسول خدا(ص) فرمودند: «زنان را گرامی نمیدارد مگر انسان بزرگوار؛ و به آنان اهانت نمیکند مگر انسان پست و فرومایه»[۱۲۱]. این سخن نبوی بیانگر آن است که احترام گذاشتن به دیگران، به ویژه همسر، نشانه محترم بودن کسی است که احترام میگذارد و بیاحترامی، نشانه بیشخصیتی اهانت کننده است. از مصادیق احترام گذاشتن به شخصیت دیگران، سلام کردن است. رسول خدا(ص) به انس بن مالک فرمودند: «هرگاه وارد خانه خود شدی، بر خانوادهات سلام کن؛ زیرا خیر و برکت خانهات زیاد میشود»[۱۲۲].
بنابراین فزونی خیر و برکت، با احترام به افراد خانواده حاصل میگردد. این عمل، باعث استحکام روابط اعضای خانواده میشود و آنها را بیش از پیش به هم پیوند میدهد؛ خواه این احترام از جانب زن به شوهرش و خواه از جانب مرد به همسر خود باشد.
نکتهای که در اینجا به نظر میرسد، آن است که هر چند احترام گذاشتن به دیگران یک وظیفه همگانی است، به دلیل فضای مردسالاری و حقارت زن در زمان صدور این روایات که قبلاً به آن اشاره شد، اسلام چه از طریق آیات و چه در قاب سخنان انبیا و اوصیای الهی، منزلت زن را بازیابی کرده است؛ از این رو بیشتر توصیهها را به مردان کرده تا به زنان کمتر بیمهری و کمتوجهی شود.
چنان که پیشتر اشاره شد، رابطه امام حسین(ع) با رباب، دختر امری القیس بن عدی، نمونهای از احترام متقابل اهل بیت در خانواده بود. امام(ع) به رباب که سرآمد بانوان نیکسیرت است، علاقه و تمایل خاصی داشتند و رابطه میان آنها همواره بر اساس احترام متقابل بود[۱۲۳].
بنابراین، علاقه و محبت میان همسران، موجب بقا و تداوم خانواده میشود. در واقع، احترام متقابل در خانواده، تضمینی برای بقای نظام خانواده است.
۸. روح تعاون و همکاری در خانه: از ارکان مهم تحکیم خانواده و تداوم خوشبختی آن، تعاون و همکاری میان زن و شوهر است. تعاون، پیوند زن و مرد را مستحکم میسازد. بیشتر کشمکشهای زوجین به دلیل دوری آنها از روحیه تعاون است و ریشه بیشتر شکایتها به همین عامل میرسد که هر کدام از زن و مرد، ادعای استقلال میکنند و زندگی را برای خود میخواهند؛ غافل از اینکه آنها دو نفر نیستند؛ بلکه با پیوند مقدس ازدواج، یکی گشتهاند و شریک حقیقی غم و شادی یکدیگر شدهاند.
امام صادق(ع) فرمودند: «امیر مؤمنان علی(ع) هیزم تهیه میکرد، از چاه برای منزل آب میآورد و جارو میکرد؛ حضرت فاطمه(س) نیز گندم را آرد و خمیر میکرد و نان میپخت[۱۲۴] یا جامه وصله میزد»[۱۲۵]. امیرمؤمنان علی(ع) نیز در سفارش به فرزند خویش، محمد بن حنفیه میفرمایند: پسر عزیزم! کارهایی که از قدرت زنان بیرون است، به آنان واگذار مکن؛ زیرا این کار سبب میشود که زیبایی و طراوت آنها تداوم نیابد و آرامش فکر و خیالشان را برهم میزند. زن گل است، نه کلفت و نوکر. پس در تمامی حالات با وی به نیکویی رفتار کن[۱۲۶].
علی(ع) در طول زندگی مشترک با فاطمه(س)، بیشتر اوقات را در میدانهای جنگ، یا مأموریتهای تبلیغی سپری میکرد و در غیاب او، فاطمه زهرا(س) اداره خانه و تربیت فرزندان را بر عهده داشت تا همسرش با خیالی آسوده، وظایفش را انجام دهد. امام صادق(ع) در خصوص تعاون میان زن و مرد فرمودهاند: «سه چیز برای مؤمن راحتی است؛ از جمله زن شایستهای که یار و یاور مرد خانواده است»[۱۲۷].
کمک کردن معصومان(ع) به همسر در کارهای منزل، در حقیقت نوعی ارج نهادن به زحمات همسر و ارزش قائل شدن برای وظیفه آنان است. حضرت زهرا(س) میفرمایند: یکی از عوامل شادابی و تکامل خانوادهها، تعیین حدود مسئولیت افراد در خانواده است. تقسیم کار عادلانه در محیط کوچک خانواده، سعادت میآفریند و زن را از دخالت در اموری که سزاوار وی نیست، باز میدارد[۱۲۸].
در خانواده ایشان، پیامبر(ص) کارها را تقسیم کرده بود؛ کارهای بیرون از منزل با علی(ع) و کارهای درون منزل با فاطمه(س) بود. یاری و پشتیبانی یکدیگر، از خصوصیات بارز آنها در انجام امور بود[۱۲۹].
۹. اظهار دوستی: یکی از عوامل خوشبختی و کامیابی خانواده در گرم و باصفا نگه داشتن کانون خانواده، اخلاق نیکو و اظهار محبت و مهربانی و وفاداری در خانواده است. از این رو امام علی(ع) میفرمایند: «هیچ همنشینی مانند نیکخویی و هیچ میراثی گرانبهاتر از ادب نیست»[۱۳۰]. ویژگی دیگر که در سیره ائمه اطهار(ع) به ویژه در روابط خانوادگی این بزرگواران دیده میشود، محبت و دوستی میان زوجین و اظهار محبت و علاقه و روابط نیکوست.
امام صادق(ع) میفرمایند: هرگاه شخصی را دوست داشتید، دوستی و علاقه خویش را بیان کنید؛ زیرا موجب بیشتر شدن الفت و دوستی میان شما میشود[۱۳۱]. سیوطی در تاریخ خود مینویسد: حسن بن علی(ع) دارای امتیازات اخلاقی و فضایل انسانی فراوانی بود. او شخصیتی بزرگوار، بردبار، باوقار، متین و بخشنده و مورد ستایش مردم و خانواده خویش بود[۱۳۲]. محبت و مهرورزی امام حسن(ع) در خانواده نیز از خصوصیات این امام بزرگوار است[۱۳۳].
اهل بیت(ع) تنها به رفتار نیک اکتفا نمیکردند، بلکه کلمات زیبا و محبتآمیز نیز به کار میبردند. امام حسین(ع) در سرودهای از همسر خویش چنین یاد میکند: لعمرك إنّني لاحبّ دارا تحل بها سكينة و الرباب***احبّهما و أبذل جلّ مالي و ليس لعاتب عندي عتاب[۱۳۴] «به جانت سوگند! خانهای را دوست دارم که سکینه و رباب در آن حضور داشته باشند. آنان مورد علاقه من هستند و بیشترین اموال خویش را برایشان هزینه میکنم و در این کار، جای سرزنش برای هیچ نکوهشگری وجود ندارد».
این ابیات، بیانگر این است که ائمه(ع) از ابراز علاقه و تمایل خویش به همسرانشان دریغ نمیکردند و این امر باعث افزایش محبت و علاقه میان آنها میگردید.
۱۰. تلاش در راه رفاه و آسایش خانواده: فرد بعد از ازدواج، وظایفی را بر عهده میگیرد که باید آنها را به بهترین شکل انجام دهد. یکی از مسئولیتهایی که در سیره ائمه(ع) نیز آشکارا میبینیم، تلاش و کوشش آنان در راستای رفاه و آسایش اعضای خانواده خویش است. از وظایف مرد بعد از ازدواج، تأمین خوراک، پوشاک و مسکن خانواده است. امام سجاد(ع) میفرمایند: اینکه داخل بازار شوم و با پولی که دارم مقداری گوشت برای خانه تهیه کنم، نزد من محبوبتر از آن است که بندهای را در راه خدا آزاد کنم[۱۳۵].
در روایت است که بعد از عروسی حضرت فاطمه(س) و حضرت علی(ع)، پیامبر اکرم(ص) از دامادش پرسید: همسر خود را چگونه یافتی؟ ایشان جواب داد: فاطمه را بهترین کمک در راه فرمانبرداری خدا و آسایش خویش یافتم[۱۳۶].
در خصوص تلاش در راه رفاه و آسایش خانواده، امام صادق(ع) فرمود: علی بن الحسین(ع) سحرگاه در طلب روزی خارج میشد. عرض کردند: آقا کجا میروید؟ فرمود: صدقه میدهم به خانوادهام. عرض کردند: به خانوادهات صدقه میدهی؟ فرمود: «هر کس از راه حلال در جستجوی روزی باشد، آنچه به دست آورد و برای خانواده خود خرج کند، از طرف خدا صدقه حساب میشود»[۱۳۷].
فضیل بن سیار که یکی از راویان حدیث است، نقل میکند که امام صادق(ع) فرمودند: اگر مردی از میان شما در تنگدستی باشد و به اندازهای که او و خانوادهاش را رفع نیاز کند کار و تلاش کند و به دنبال کسب حرام نباشد، او همانند مجاهد در راه خداست[۱۳۸]. خانواده، کانونی است که هر چه باصفا و گرمتر باشد، زندگی شیرینتر و توفیقات الهی بیشتر خواهد شد. امام رضا(ع) در ضرورت تأمین رفاه خانواده میفرماید: «بر کسی که از توانایی مالی برخوردار است، واجب است که برای تأمین رفاه و آسایش خانواده خویش تلاش کند»[۱۳۹]. ایشان در روایت دیگری میفرمایند: «کسی که از راه حلال برای تأمین رفاه خانوادهاش تلاش میکند، همچون مجاهدی است که در راه خدا جهاد میکند»[۱۴۰].
امام موسی کاظم(ع) نیز از درآمد محصولات کشاورزی، خود و خانواده را تأمین میفرمود و به فقرا و محرومان و نیازمندان نیز کمک میکرد. حضرت در روایتی دیگر، ارزش کار برای تأمین خانواده را اینگونه بیان کردند: هر کس در طلب روزی از راه حلال اقدام کند تا خود و خانوادهاش را تأمین کند، مانند کسی است که در راه خدا جهاد کرده است[۱۴۱].
در خصوص اقتصاد و معشیت (رفاه و آسایش) خانواده در سیره امام هادی(ع) آمده است که ایشان برای فراهم آوردن آذوقه خانواده، شخصاً کار میکرد. علی بن حمزه نقل میکند: «ابوالحسن ثالث (امام هادی(ع)) را دیدم که در زمین مشغول کار است و عرق از پاهایش میریزد. عرض کردم: «فدایت شوم، کارگرها کجایند؟.»... امام(ع) فرمود: «ای علی بن حمزه، کسی که از من و از پدرم بهتر بود، با بیل در زمین خود کار میکرد...»[۱۴۲].
حسین مکاری روایت کرده که در بغداد خدمت امام جواد(ع) رسیدم، در حالی که کارش بالا گرفته بود. با خود گفتم: این مرد (امام) با آنچه در اینجا میخورد، دیگر هیچگاه به وطنش برنمیگردد (یعنی وضع خوراک او اینجا بسیار بهتر از مدینه است). سپس حضرت، سرش را پایین انداخت و سپس سرش را بالا گرفت و در حالی که رخسارش زرد شده بود، فرمود: «ای حسین! نان جو و نمک، در حرم جدم رسول خدا(ص) (مدینه) برای من بهتر است از آنچه تو مرا در آن میبینی»[۱۴۳].[۱۴۴]
وظایف خاص مرد
تعیین قلمرو مدیریت مرد در نظام خانواده بسیار مهم است. مرد در جایگاه سرپرست خانواده و تنظیم کننده برنامه زندگی، دارای وظایفی است که باید آنها را مراعات کند. از نظر اقتصادی، مرد مسئول تأمین مخارج همسر و فرزندان است و باید در حد توان خود به این مهم بپردازد؛ اما مسئولیت مهم او در خانه، همان معاشرت نیکو و اخلاق پسندیده است. در ادامه، فرازهایی از سیره ائمه(ع) و دستورات ایشان درباره وظایف مرد در قبال همسر بیان میشود.
۱. سرپرستی و مدیریت: سرپرستی و مدیریت در خانواده، یک ضرورت اجتماعی است. مجموعههای انسانی بدون مدیریت، سامان نمیگیرد و بینظمی و هرجومرج، شیرازه آن را فرو میپاشد. خانواده هم که سلول اولیه پیکره اجتماع است، بدون مدیریت اصولی و صحیح، سامان نخواهد یافت.
مسئولیت خانواده و تأمین وسایل زندگی بر عهده مرد است. در اسلام، سرپرستی و مدیریت خانواده به دو دلیل به مرد واگذار شده است: اول: خصوصیاتی در مرد هست که در زنان نیست؛ مانند چیرگی قدرت تفکر بر نیروی عاطفه و احساسات، همچنین داشتن نیروی جسمی بیشتر که با اولی بتواند بیندیشد و نقشه طرح کند و با دومی بتواند از حریم خانواده خود دفاع کند؛ دوم: تعهد مرد برای پرداختن هزینههای زندگی، مهریه همسر و تأمین زندگی آبرومندانه همسر و فرزندان؛ در حالی که زنان از نظر اسلام تعهدی در این زمینه ندارند.
قرآن کریم نیز به این موضوع اشاره کرده و وظیفه مرد را سرپرستی و نگاهبانی از خانواده میداند: ﴿الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ﴾[۱۴۵]. مردان در مدیریت خانواده نقشی اساسی را ایفا میکنند. امیرمؤمنان علی(ع) در این باره میفرمایند: «هر مردی که زنش او را اداره کند، از رحمت الهی به دور میماند»[۱۴۶]. امام کاظم(ع) در خصوص برنامهریزی و مدیریت خانواده فرمود: تلاش کنید که اوقات شبانه روز خود را به چهار بخش تقسیم کنید: بخشی برای مناجات با خدا، بخشی برای همنشینی با برادران و افراد مطمئن؛ آنها که عیب شما را به شما تذکر دهند و دلسوز و خیرخواه شما باشند و بخشی را هم برای لذت و کسب حلال باقی بگذارید که این ساعت، مددکار شما برای آن ساعت است.
هرگز با خود، از فقر و طول عمر سخن به میان نیاورید؛ چراکه هر کس با خود سخن از فقر و تنگدستی گوید، بخیل میشود و هر کس طول عمر را به خود تلقین کند، حریص میشود. برای خودتان بهرهای از دنیا قرار دهید با برآوردن خواسته حلال نفس و از آنچه که به مروت شما لطمه نمیزند و اسراف هم نیست؛ و کمک بگیرید با این کار – لذتهای حلال و تفریحات سالم - بر امور دین. همانا روایت شده است که از ما نیست آنکه دنیایش را برای دینش و یا دینش را به خاطر دنیایش رها کند[۱۴۷]. در سیره معصومان(ع) همسر دارای شخصیت و هویتی مستقل است و در آنچه به دست میآورد، حق تملک دارد؛ همچنین در کارهای شخصی مانند خرید و فروش، هدیه و صدقه از اموال شخصی خویش، نیاز به اذن شوهر ندارد؛ چنان که اموال حضرت زهرا(س) با توصیه ایشان به فرزندانشان واگذار گردید[۱۴۸]. امام حسین(ع) نیز در خصوص اموال همسر خویش میفرمایند: «وقتی ما زنی را میگیریم، مهریه او را میپردازیم و حق تملک در اموال شخصی او را نداریم»[۱۴۹]. سعید بن کلئوم میگوید: در محضر امام صادق(ع) بودم که از امیرمؤمنان علی(ع) سخن به میان آمد. آن حضرت ایشان را بسیار ستود و آن گونه که شایسته بود، ایشان را مدح کرد؛ سپس فرمود: به خدا سوگند علی(ع) هرگز لقمه حرام برای خانواده خود نیاورد؛ او از اموال شخصی خویش هزاران برده را آزاد کرد. غذای اهل و عیالش را نیز از زیتون، خرما سرکه و شیر تأمین میکرد. در میان خاندانش کسی شبیهتر و نزدیکتر از علی بن حسین(ع) به این ویژگیهای اخلاقی نیست[۱۵۰].
امام سجاد(ع) کارهای خانه را همواره خود انجام میداد. خادم ایشان روایت کرده است که ایشان هیچگاه به کسی اجازه بردن غذا برای حضرت و پهن کردن رختخواب را نمیداد و هرگز از حال فقرا و مستمندان غفلت نمیکرد[۱۵۱].
علی بن حمزه میگوید: امام کاظم(ع) را دیدم که در زمین کشاورزی خود کار میکرد و عرق میریخت. عرض کردم: «قربانت گردم! پس کارگران کجا هستند؟» فرمود: «ای علی! بهتر از من و پدرم در این زمین، با بیل کار میکردند». عرض کردم: «آنان را معرفی فرما». حضرت فرمود: «رسول خدا(ص)، امیرالمؤمنین(ع) و پدرانم همه با دست خود کار میکردند. کشاورزی شغل پیامبران خدا و جانشینان آنان و مردان شایسته است»[۱۵۲]. بنابراین، کار کشاورزی اصلیترین منبع درآمد امام کاظم(ع) برای تأمین خانواده بود.
۲. عدالت میان همسران: گرچه در آیات و روایات متعددی مردان مخاطب واقع شدهاند، با کمی تأمل در آنها در مییابیم که این دستورها و توصیهها منحصر به مردان نبوده و زنان را نیز در بر میگیرد. تنها موضوعی که در زمینه وظایف زن و شوهر، منحصر به مردان است، مسئله رعایت عدالت بین همسران در صورت داشتن همسران متعدد است.
رعایت عدالت، یکی از آرزوهای دیرین بشری و خواسته آنان از کسانی است که زمام امور را به دست گرفتهاند. قرآن کریم در مورد مردانی که چند همسر اختیار کردهاند، میفرماید: ﴿وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلَا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ﴾[۱۵۳].
در مکتب اسلام با توجه به اهمیت خانواده و بقای آن، رعایت عدالت میان همسران، توصیه شده است. قرآن کریم نیز میفرماید: ﴿فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً﴾[۱۵۴].
با توجه به بیان قرآن کریم، هیچ مردی قادر به رعایت عدالت به معنای حقیقی آن در بین زنان نیست؛ هرچند که در تحقق آن عدالت، حرص ورزد؛ پس آنچه در این باب بر مرد واجب است، این است که به کلی از حد وسط، به یکی از دو طرف متمایل نشود و تا حد امکان، رعایت عدالت را بکند؛ به ویژه مراقب باشد که در حق همسر دیگر کوتاهی نکند و به کلی از او رویگردان نشود و آن زن را سرگردان و مانند زن بیشوهر نگذارد که نه شوهر داشته باشد تا از او بهرهمند شود و نه بیشوهر باشد تا بتواند همسری دیگر اختیار کند، یا پی کار خود رفته، از قید و بند شوهر خود، آزاد باشد[۱۵۵].
با این اوصافی که ذکر شد، آن مقدار از عدالت که بر مرد واجب است، این است که در عمل و رفتار، بین همسران خود مساوات و برابری را حفظ کند؛ به این معنا که اگر حق یکی را میدهد، حق دیگری را نیز بپردازد و دوستی و علاقهمندی به یکی از آنان، او را به ضایع کردن حقوق همسر دیگر وادار نکند.
این حد واجب عدالت است و اما عدالت مستحب و پسندیده، آن است که به همه همسرانش احسان و نیکی کند و از معاشرت با هیچ یک از آنها اظهار کراهت و بیمیلی نکند و به هیچ یک بداخلاقی روا ندارد؛ همچنان که سیره و رفتار رسول خدا(ص) با همسرانش اینگونه بود[۱۵۶] که فرمودند: «خَيْرُكُمْ خَيْرُكُمْ لِنِسَائِهِ وَ أَنَا خَيْرُكُمْ لِنِسَائِي»؛ «بهترین شما کسی است که برای زنانش بهترین باشد و من برای زنان خود بهترین هستم»[۱۵۷].
در خصوص همسران امام باقر(ع) نقل شده که یکی از آنها ام فروه، دختر قاسم بن محمد بوده که زنی فهمیده و حقشناس، دوستدار اهل بیت و در برابر مقام امام خاضع بود و از پیوند با حضرت افتخار میکرد[۱۵۸]. همسر دیگر این امام بزرگوار، دختر اسید بن مغیره ثقفی، به نام امحکیم بود. این زن والامقام، علاقهمند به امام باقر(ع) و همسر شایسته ایشان بودند[۱۵۹]. میل و رغبتی که میان آنها وجود داشت، بیانگر محبت و رابطه نیکویی است که امام(ع) با رعایت عدالت، میان همسران خویش برقرار ساخته بود.
بنابراین، یکی از مهمترین وظایف مردانی که چند همسر دارند، رعایت عدالت میان آنهاست. از آیات قرآن و سیره عملی ائمه اطهار(ع) چنین به دست میآید که گرم نگه داشتن کانون خانواده، در گرو رعایت عدالت در بین همسران است. امیرمؤمنان علی(ع) در مورد حقوق همسران میفرمایند: مبادا بر زنان خویش ستم روا دارید و آنان را از حق خویش محروم سازید. هر کس به اندازه یک درهم گوشت برای همسر و فرزندانش بخرد، مانند کسی است که بردهای از فرزندان اسماعیل را آزاد کرده است[۱۶۰].
۳. محافظت از حریم خانواده: یکی دیگر از ویژگیهای مدیریت در خانواده «اصل حفاظت» است. یکی از مسئولیتهای مهم مرد در مقام مدیر خانواده، حفاظت و پاسداری از حریم خانواده و سلامت زن و فرزند و عفت و حجاب آنهاست. به عبارت دیگر، تأمین امنیت و محافظت از حریم خانواده بر عهده سرپرست خانواده، یعنی پدر است.
امام علی(ع) در این مورد به فرزند گرامی خویش امام حسن(ع) سفارش میکند: «... دفاع از حریم خانواده، نشانه بزرگی است»[۱۶۱]. همچنین میفرمایند: «[خانواده را] در پرده حجاب نگاهشان دار تا نامحرمان را ننگرند؛ زیرا که سختگیری در پوشش، عامل سلامت و استواری آنان است. بیرون رفتن زنان، بدتر از آن نیست که افراد غیرصالح را در میانشان آوری؛ و اگر بتوانی به گونهای زندگی کنی که غیر تو را نشناسند، چنین کن»[۱۶۲].
از امام صادق(ع) نقل شده است که مرد برای اداره خانه و عیالش به سه خصلت نیازمند است تا آنها را متکفل شود؛ اگرچه این خصلتها در سرشت او نباشند: خوشرفتاری، وسعتی به اندازه و غیرتی نیکو[۱۶۳].[۱۶۴]
وظایف خاص زن
در این بحث به شرح وظایف زن در سیره ائمه(ع) میپردازیم.
۱. حق تمکین و اطاعت و پذیرفتن مرد به عنوان رئیس خانواده: اطاعت و فرمانبرداری زن، لازمه مدیریت مرد در خانه و زمینهساز صفا و صمیمیت در محیط خانواده است. از مصداقهای این اطاعت، امور جنسی و ورود و خروج زن در خانه است که موجب صفا و استحکام خانواده میشود. در قرآن کریم درباره تقسیم وظایف و حقوق همسران آمده است: ﴿الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ وَاللَّاتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا﴾[۱۶۵].
این آیه شریف، مردان را مسلط بر امور همسران و مدیر و مدبر خانه و خانواده خویش قرار داده است[۱۶۶]. در مقابل، زن صالح را تابع و مطیع شوهر معرفی کرده و در برابر تمکین نکردن او از شوهر خویش، مجازاتهایی را از جانب شوهر برای وی مقرر فرموده است. مسلط ساختن مردان بر امور همسران خود طبق این آیه، گرچه بر اساس برتری نوع مردان بر زنان است، چنان که در فصل سوم گذشت، هیچگونه امتیاز و شرافتی را برای مردان اثبات نمیکند؛ بلکه این برتری، فقط وظیفهای است که دوش مردان در قبال زنان گذاشته شده تا امور زندگی جوامع بشری به درستی به گردش درآید و زندگی بشر به سامان رسد.
در روایت است که یهود مدینه که در همسایگی حضرت فاطمه(س) بودند، مجلس عروسی داشتند. آنها نزد پیامبر اکرم(ص) آمدند و از حضرت تقاضا کردند به دلیل حق همسایگی، اجازه دهد دخترش، حضرت فاطمه(س) به مجلس آنها آید و مجلسشان را رونق دهد. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «فاطمه همسر علی بن ابیطالب است، و در اختیار اوست»[۱۶۷].
بر اساس این روایت، زن هر قدر هم بافضیلت باشد، برای خروج از خانه باید از شوهرش اجازه بگیرد. فاطمه(س) هرگز بدون اجازه علی(ع) از خانه خارج نشد، هیچگاه او را غضبناک نکرد، هرگز به علی(ع) دروغ نگفت و از دستوراتش سرپیچی نکرد. امیرمؤمنان علی(ع) میفرماید: به خدا سوگند! من هرگز فاطمه را ناراحت و خشمگین نکردم و بر هیچ کاری مجبورش نساختم تا آن زمان که خداوند او را به دیار ابدی برد. او نیز هرگز مرا ناراحت و خشمگین نساخت و در هیچ موضوعی با من مخالفت نکرد[۱۶۸].
البته اینکه تدبیر امور خانواده بر عهده مردان گذاشته شده و به زنان امر گردیده که مطیع اوامر شوهر خود باشند و سیاست و تدبیر امور منزل را به آنها بسپارند، به این معنا نیست که هر خواسته شوهر باید عملی شود؛ بلکه در پیروی از شوهر، ملاکهای شرعی و عرفی باید رعایت گردد.
در صورتی که درخواست شوهر از همسر خود انجام دادن کارهایی باشد که رضایت خداوند متعال در آنها نیست، نافرمانی زن از شوهر، نشوز به حساب نمیآید؛ چنان که در مورد پدر و مادر، به فرزندان توصیه میکند به والدین احسان کنید؛ اما اگر آنها فرزندان خود را به شرک دعوت کنند، فرزندان را از پیروی آنها برحذر میدارد و میفرماید: ﴿وَإِنْ جَاهَدَاكَ لِتُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا﴾[۱۶۹].
بنابراین، اگر بحث مدیریت مرد بر زن و اطاعت زن از شوهر خود مطرح شده، برای صلاح جامعه بشری است و این تقسیمبندی، نه حقی را برای شوهر ثابت و نه کمبودی را برای زن تصور میکند. مراد از تعبیر زنان شایسته در قرآن، فرمانبردار بودن آنهاست و اینکه از حق شوهرانشان دفاع کنند. حمایت فاطمه(س) از علی(ع) نمونهای از فرمانبرداری و اطاعت زن از شوهر در اسلام است.
بر اساس اسناد شیعی و سنی، ایشان بزرگترین حامی شوهر خویش و سرسخت سقیفه بود که در برابر آن ایستاد و از حق حضرت علی(ع) حمایت کرد. همچنین هنگامی که شیخین درخواست عیادت و ملاقات ایشان را مطرح کردند، هر چند حضرت زهرا(س) تمایلی به این دیدار نداشت، به درخواست امیرمؤمنان علی(ع) اذن ورود به آنها را داد؛ اما سلامشان را پاسخ نفرمود و روی از آنها برگرفت. آنها تلاش کردند تا با سخنان خود از غضب آن حضرت بکاهند، اما سودی نداشت و حضرتش در پاسخ آنها فرمود: شما را به خدا آیا نشنیدهاید که پیامبر خدا(ص) میگفت: خشنودی فاطمه خشنودی من و خشم او خشم من است و هر کس دخترم، فاطمه را دوست داشته باشد. مرا دوست داشته و هرکس او را به خشم آورد، مرا خشمگین ساخته است؟ گفتند: چرا، شنیدهایم که چنین سخنی گفته است. آنگاه حضرت(ع) دو دستش را به سوی آسمان بلند کرد و فرمود: من خدا و فرشتگان و پیامبرانش را گواه میگیرم که شما مرا به خشم آوردید و هنگامی که پیامبر خدا(ص) را ملاقات کنم، شکایت شما را به او خواهم کرد[۱۷۰].
روابط میان علی(ع) و فاطمه(س) در خصوص ماجرای سقیفه، نمونه بارزی از حمایت دو همسر از یکدیگر تعاون میان آنهاست[۱۷۱]. امام باقر(ع) میفرمایند: زنی نزد پیامبر(ص) آمد و از ایشان پرسید: «ای رسول خدا! حق شوهر بر زن چیست؟» فرمود: این است که او را فرمان برد و نافرمانیاش نکند و از اموال شوهرش جز با اجازه او بخشش نکند و خدا را از او منع نکند»[۱۷۲].
بنابراین مسئولیت حفظ و نگهداری خانواده به صورت مستقیم از دوش زن برداشته شده است، ولی وی باید با همکاری و همدلی با مدیر و نگاهبان خانواده، یعنی همسرش، در انجام این مسئولیت به او کمک کند.
۲. شوهرداری شایسته: همسر شایسته و باکمال، به محیط خانواده آرامش میبخشد و با عوامل اضطراب و نگرانی که ممکن است زندگی زناشویی او را به مخاطره اندازد، مبارزه میکند. او سختیهای زندگی را در گفتار و عمل، آسان جلوه میدهد و به دلجویی از شوهرش میپردازد تا فقر و نداری، بیمسکنی و سختیهای زندگی، او را از پا در نیاورد و برای مشکلات مادی اندوهگین نشود.
زن با انس و محبت و عطوفت سرشاری که خداوند به او بخشیده، شوهرش را سیراب میکند و احساس تنهایی او را به همدلی و اتحاد مبدل میسازد. با توجه به اهمیت این موضوع در اسلام، علی(ع) میفرمایند: «جهاد زن، خوب شوهرداری است»[۱۷۳]؛ زیرا سامان دادن به زندگی خانوادگی و دست و پنجه نرم کردن با مشکلات مادی و معنوی، کمتر از جهاد نیست.
حضرت فاطمه(س) در خانه علی(ع) با عشق و صفا و صمیمیت زندگی کرد و در آخرین لحظات زندگی، به شوهر وفادار خویش صادقانه اظهار داشت: «ای عموزاده! هیچگاه دروغ و خیانتی در زندگی از من ندیدی و از وقتی که با من زندگی مشترک آغاز کردی، هرگز با دستورات تو مخالفت نکردم». علی(ع) نیز در جواب او فرمود: «پناه بر خدا [ای دختر پیامبر]! تو درباره خدا داناتر و نیکوتر و پرهیزکارتر و بزرگوارتر و هراسناکتر از آنی که بخواهم در مورد مخالفت با خود، تو را سرزنش و توبیخ کنم»[۱۷۴]. این گفتوگوی صادقانه، نشانه شوهرداری شایسته آن حضرت است.
امام صادق(ع) فرمود: هر زنی که شب بخوابد، در حالی که شوهرش بر او به حق خشمگین باشد، هیچ نمازی از او قبول نیست تا اینکه شوهرش از وی راضی گردد و هر زنی که خود را برای غیرشوهر خوشبو سازد، خداوند هیچ نمازی از او نپذیرد تا اینکه از بوی خوش غسل کند، همچنان که از جنابت غسل میکند[۱۷۵].
فاطمه زهرا(س) دلارام شوهرش بود؛ همواره امیرمؤمنان را تحسین و تشویق میکرد، فداکاریها و شجاعتهایش را میستود و به این وسیله او را دلگرم و برای مبارزهای دیگر در میدان نبرد آماده میکرد و جراحتهایش را تسکین میداد. شوهرداری فاطمه(س) را از زبان علی(ع) بشنوید: «هرگاه به فاطمه مینگریستم، تمام غم و غصههایم برطرف میشد»[۱۷۶].
بنابراین، بانوان در گفتار و رفتار خود همواره باید توجه داشته باشند که رضایت شوهر برای ایشان یک اصل است که سعادت آنها تا حد زیادی به آن بستگی دارد. لباس، خانه، اثاث و سایر اشیا اگر با خشم شوهر همراه باشد، بیارزش و ناچیز است.
۳. برخورد نیکو: یکی از بارزترین صفات پسندیده برای زن که در سیره معصومین(ع) بدان توجه ویژهای شده، خوش اخلاقی است. امیرمؤمنان علی(ع) متوجه شد که سه روز است در خانه چیزی برای خوردن وجود ندارد؛ پس از فاطمه(س) پرسید: «چرا به من نگفتی؟» حضرت با برخوردی مهرآمیز پاسخ داد: «پدرم مرا نهی کرده است از اینکه از تو چیزی بخواهم که نتوانی تهیه کنی و فرمود اگر همسرت چیزی به خانه آورد که هیچ، وگرنه از پسرعمویت چیزی مخواه»[۱۷۷].
همچنین سرور زنان دو عالم میفرمود: «من از خدایم شرم دارم که چیزی را بر تو تکلیف کنم که توانایی برآوردنش را نداری». این تنها نمونهای از خوشاخلاقی و برخورد نیکوی فاطمه زهرا(س) در زندگی مشترک با علی(ع) بود.
ازدواج امام کاظم(ع) با تکتم مادر امام رضا(ع) یا همان نجمه، نمونهای دیگر از برخورد نیکو در سیره ائمه(ع) است[۱۷۸]. (نجمه مادر امام رضا(ع) حضرت معصومه(س) است) حمیده مادر امام کاظم(ع) او را که کنیزی بود خریداری کرد. وی وقتی وارد خانه امام هفتم شد، در محضر درس و آموزشهای مادر ایشان به کمالات عالی و علمی و معنوی رسید. گویا بعد از خریداری و تعلیم و تربیت وی، ایشان را به ازدواج فرزند خویش درآورد[۱۷۹].
ام اسحاق دختر طلحه بن عبدالله مادر فاطمه بنت الحسین(ع) است. این زن ابتدا همسر امام حسن(ع) بود که بعدها به امام حسین(ع) وصیت کرد که با ایشان وصلت برقرار نماید. رابطه او نیز با امام، همواره با محبت و علاقه میان آنها بود و برخورد نیکو موجب تداوم این مهر و علاقه میشد[۱۸۰]. رابطهای که میان آنها منعقد شده بود، سرشار از محبت، آرامش و تعلق خاطر بود و این رابطه استحکام بالایی پیدا میکرد.
مسعودی در خصوص همسر امام هادی(ع) در کتاب اثبات الوصیة روایت میکند: سلیل یا حدیث، مادر امام حسن عسکری(ع) است[۱۸۱] که رابطه و اخلاقی نیکو با همسر خویش داشت و همواره در کنار همسر خویش آرامش را برای خانواده تأمین میکرد.
۴. استقبال گرم از شوهر: خانواده، کانون آرامش و راحتی است. مرد در بیرون از خانه، با انواع ناملایمات و سختیها دست و پنجه نرم میکند و دوست دارد هنگام ورود به خانه، با چهره آرام و مهربان همسرش روبهرو شود و همسرش از او دلجویی کند. از سنتهای بسیار نیکویی که در اسلام بدان سفارش شده است و در سیره خانوادگی ائمه(ع) نیز دیده میشود، استقبال گرم و مهرآمیز زن از شوهر خویش است.
رسول اکرم(ص) در این مورد فرمودهاند: «وظیفه زن این است که در خانه به پیشواز شوهرش برود و به وی خوشآمد بگوید». همچنین میفرمایند: «مواظب باشید به شوهر خویش توهین و بیادبی نکنید، ناسزا نگویید و با او برخورد نیکو و استقبالی گرم از او داشته باشید»[۱۸۲]. امام صادق(ع) نیز فرمودهاند: «هر زنی که برای شوهرش احترام کند و آزارش نرساند، خوشبخت و سعادتمند خواهد بود»[۱۸۳].
۵. حفاظت از اموال شوهر: زن در محیط خانواده، امین اموال شوهر است و باید در حفظ آنها بکوشد؛ تصرفات او با اجازه و رضایت شوهرش باشد و بدون رضایت او حق ندارد چیزی به کسی ببخشد یا از آن اموال، برای کسی سوغات و چشم روشنی ببرد؛ حتی اگر برای خویشان خود و یا شوهرش باشد. رسول خدا(ص) میفرمایند: «زن، نگهبان و امانتدار اموال شوهر است و در این باره مسئولیت دارد»[۱۸۴].
۶. قناعت: کدبانوی خانه برای اینکه زندگی آرام و خوشی داشته باشد، باید به آنچه خدا روزی او کرده است، رضا دهد، زبان به اعتراض نگشاید و احساس ناکامی نکند. امام علی(ع) در تفسیر آیه ﴿فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً﴾[۱۸۵] میفرمایند: «منظور از زندگی پاکیزه، زندگی با قناعت است»[۱۸۶]. در روایتی دیگر میفرماید: «خوشبختترین مردم در زندگی، کسی است که به آنچه خدا قسمت او کرده، رضا دهد»[۱۸۷].
۷. مصرف بهینه: منظور از مصرف بهینه در اینجا استفاده صحیح و و بجا از امکانات زندگی خانوادگی و نعمتهای الهی، صرفهجویی و پرهیز از ریخت و پاش است. اسلام، همگان را به مصرف بهینه و بهرهبرداری درست از نعمتهای الهی و امکانات زندگی دعوت کرده و از اسراف و تبذیر برحذر داشته است.
الگوی مصرف بهینه در اسلام عبارت است از رعایت حد اعتدال و میانه، دوری از اسراف و سختگیری؛ چنان که خداوند در وصف بندگان شایسته خود میفرماید: ﴿وَالَّذِينَ إِذَا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَامًا﴾[۱۸۸].
در روایتی آمده است که حضرت فاطمه(س) به حضرت علی(ع) فرمود: پیامبر به من فرمود: از پسر عمویت (حضرت علی(ع)) چیزی مخواه؛ اگر [چیزی] آورد که خوب است؛ و گرنه از او درخواست مکن (یعنی او را تحت فشار قرار نده)[۱۸۹].
ابان بن تغلب میگوید: امام صادق(ع) به من فرمود: آیا گمان میکنی وقتی خدا به کسی ثروت عطا کرده، برای احترام به او بوده یا به کسی که چیزی نداده، برای اهانت به او بوده است؟ نه، چنین نیست. مال، مال خداست و آن را به صورت امانت به کسی میسپارد و به او اجازه میدهد که به اعتدال از آنها بهرهبرداری کند، بیاشامد، لباس بپوشد، ازدواج کند، بر مرکب سوار شود و اضافه آن را به فقرا بدهد و نیازهای آنها را برطرف سازد. بنابراین هر کس اینگونه رفتار کند، آنچه را از آن بهره گرفته همه بر او حلال است و اگر چنین نکرد، تمام بر او حرام است. سپس آیه ﴿وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ﴾[۱۹۰] را تلاوت فرمود[۱۹۱].
۸. تدبیر منزل: خانواده یک نهاد اجتماعی است. در هر نهاد اجتماعی، کارها بر اساس همکاری و تعاون پیش میرود و اگر همه اعضا همکاری نکنند، آن نهاد دچار اختلال و آشفتگی خواهد شد. در اسلام، وظیفه مدیریت کلان خانواده بر عهده مرد و اداره امور داخلی خانه، بر عهده زن است.
مردها به حکم آنکه سرپرست خانوادهاند، وظیفه دارند هزینه اداره خانواده و مخارج همسر و فرزندان را تأمین کنند. بنابراین، به طور معمول روزها در خارج از خانه به سر میبرند. در این وضعیت، اگر زن کارهای خانه (پخت و پز، شستن لباسها، ظروف و...) را انجام ندهد، امور خانواده مختل میگردد و به تدریج، شیرازه خانواده از هم میپاشد. از این رو، ضروری است که زن با انجام دادن کارهای داخل خانه و اداره امور داخلی خانواده، شوهر را در اداره خانواده یاری کند.
امام صادق(ع) از پدر بزرگوار خود نقل میکند که فرمود: «علی(ع) و فاطمه(س) از پیامبر(ص) درخواست کردند که کارهای خانه را میان آنها تقسیم کند. ایشان کارهای داخل خانه را به فاطمه(س) و کارهای بیرون خانه را به علی(ع) واگذار کرد. حضرت فاطمه(س) پس از این قضاوت پیامبر(ص) فرمود: کسی جز خدا نمیداند از اینکه پیامبر(ص) مرا از رنج معاشرت با مردان معاف داشت، چقدر خوشحال شدم»[۱۹۲].
هر چند کار در خانه برای زن از نظر قانونی لازم نیست، برای اداره هرچه بهتر خانه و کمکرسانی به شوهر در مدیریت خانواده، امری بسیار مهم و حیاتی است و اگر زن از انجام آنها سر باز زند، مرد در اداره مطلوب خانواده ناتوان خواهد بود. از این رو، از یک سو صلاح زن نیز در آن است که کارهای درون خانه را انجام دهد و خود را در اداره خانواده سهیم کند؛ از سوی دیگر، اخلاق اسلامی حکم میکند که مرد، به همسر خود در انجام کارهای خانه و وظایف مربوط به مدیریت داخل منزل کمک کند.
۹. آرامش بخشیدن: نظام خانواده در اسلام متناسب با روحیات زن و مرد برنامهریزی شده است. یکی از وظایف مهم بانوان، تأمین عواطف و مهیا کردن فضای آرام و باصفا در میان خانواده است. بانوان به لحاظ لطافت روحی که دارند، مسئول تنظیم آرامش و صفای درون خانواده هستند. در این خصوص، از مولای متقیان، علی(ع) نقل شده است که میفرمود: «هرگاه به خانه میآمدم و به فاطمه(س) نگاه میکردم، تمام غم و غصهام برطرف میشد»[۱۹۳].
روایتی دیگر، در همین خصوص مبنی بر شادیآفرین بودن زن، از مولا امام علی(ع) نقل شده است: «زن گل است و باید همچون گل، شادیآفرین باشد»[۱۹۴]. مادر امام حسن عسکری(ع) کنیزی بود که سوسن خوانده میشد. ایشان نیز همواره اخلاقی نیکو و رابطهای پسندیده در خانه داشتند که موجب ایجاد آرامش روحی در خانواده بودند[۱۹۵].[۱۹۶]
منابع
پانویس
- ↑ «و از نشانههای او این است که از خودتان همسرانی برایتان آفرید تا کنار آنان آرامش یابید و میان شما دلبستگی پایدار و مهر پدید آورد؛ بیگمان در این، نشانههایی است برای گروهی که میاندیشند» سوره روم، آیه ۲۱.
- ↑ المفردات، ص۵۱۶.
- ↑ المفردات، ص۱۹۱.
- ↑ الکافی، ج۵، ص۳۲۰.
- ↑ الجعفریات، ص٩٠.
- ↑ السرائر، ج۳، ص۶۳۶.
- ↑ الجامع الصغیر، ج۱، ص۳۰۲؛ کنز العمال، ج۱۶، ص۲۷۶؛ نهج الفصاحه، ص۲۷۹۸.
- ↑ تنبیه الخواطر، ج۲، ص۱۲۱؛ میزان الحکمه، ج۵، ص۱۰۱.
- ↑ فقه الرضا، ص۲۳۴.
- ↑ تحف العقول، ص۳۲۳؛ بحار الأنوار، ج۷۸، ص۲۳۷.
- ↑ ولیزاده، حامد، سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت، ص ۵۱
- ↑ الکافی، ج۵، ص۵۶۹، ح۵۹.
- ↑ نهج البلاغه (صبحی صالح)، ص۴۳۴.
- ↑ مجمع الزوائد، ج۸، ص۵۶؛ سبل الهدی والرشاد، ج۹، ص۳۵۸.
- ↑ کنز العمال، ج۱۲، ص۱۳۶.
- ↑ کنز العمال، ج۱۵، ص۲۱۳.
- ↑ غررالحکم و درالکلم، ص۱۵۸.
- ↑ المحاسن، ج۲، ص۳۸۷.
- ↑ المحاسن، ج۱، ص۱۵، ح۴۱.
- ↑ امالی الصدوق، ص۱۲.
- ↑ تحف العقول، ص۲۱۶.
- ↑ روضة الواعظین، ج۱، ص۱۵۰؛ بحار الأنوار، ج۴۳، ص۱۹۱.
- ↑ روضة الواعظین، ج۱، ص۱۵۱.
- ↑ کشف الغمه، ج۱، ص۳۲۸؛ العمده، ص۱۶۹.
- ↑ کشف الغمه، ج۱، ص۳۶۰؛ بحار الأنوار، ج۴۳، ص۱۳۰.
- ↑ من لا یحضر الفقیه، ج۳، ص۳۸۹.
- ↑ کشف الغمه، ج۱، ص۳۶۲؛ بحار، ج۴۳، ص۱۳۳.
- ↑ الإرشاد للمفید، ج۱، ص۱۱۴.
- ↑ «أَنَّ الْإِمَامَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ(ع) كَانَ ذَاتَ يَوْمٍ هُوَ وَ زَوْجَتُهُ فَاطِمَةُ(ع) يَأْكُلَانِ تَمْراً فِي الصَّحْرَاءِ إِذْ تَدَاعَيَا بَيْنَهُمَا بِالْكَلَامِ فَقَالَ عَلِيٌّ(ع) يَا فَاطِمَةُ إِنَّ النَّبِيَّ(ص) يُحِبُّنِي أَكْثَرَ مِنْكِ فَقَالَتْ وَا عَجَبَا مِنْكَ يُحِبُّكَ أَكْثَرَ مِنِّي وَ أَنَا ثَمَرَةُ فُؤَادِهِ وَ عُضْوٌ مِنْ أَعْضَائِهِ وَ غُصْنٌ مِنْ أَغْصَانِهِ وَ لَيْسَ لَهُ وَلَدٌ غَيْرِي فَقَالَ لَهَا عَلِيٌّ(ع) يَا فَاطِمَةُ إِنْ لَمْ تُصَدِّقِينِي فَامْضِي بِنَا إِلَى أَبِيكِ مُحَمَّدٍ(ص) قَالَ فَمَضَيْنَا إِلَى حَضْرَتِهِ صفَتَقَدَّمَتْ وَ قَالَتْ يَا رَسُولَ اللَّهِ(ص) أَيُّنَا أَحَبُّ إِلَيْكَ أَنَا أَمْ عَلِيٌّ(ع) قَالَ النَّبِيُّ(ص) أَنْتَ أَحَبُّ إِلَيَّ وَ عَلِيٌّ أَعَزُّ عَلَيَّ مِنْكَ»؛ الفضائل، ص۸۰.
- ↑ کنز العمال، ج۶، ص۴۲۵؛ مسند احمد بن حنبل، ج۴، ص۱۲۸.
- ↑ ارشاد القلوب، ج۱، ص۱۷۵؛ وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۱۷۲.
- ↑ سبل الهدی والرشاد، ج۳، ص۲۷۵.
- ↑ الکافی، ج۴، ص۱۲.
- ↑ «جَاءَ عُثْمَانُ بْنُ مَظْعُونٍ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ(ص) فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِلَی أَنْ قَالَ وَ هَمَمْتُ أَنْ أُحَرِّمَ خَوْلَةَ عَلَى نَفْسِي يَعْنِي امْرَأَتَهُ قَالَ لَا تَفْعَلْ يَا عُثْمَانُ فَإِنَّ الْعَبْدَ الْمُؤْمِنَ إِذَا اتَّخَذَ بِيَدِ زَوْجَتِهِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَشْرَ حَسَنَاتٍ وَ مَحَا عَنْهُ عَشْرَ سَيِّئَاتٍ فَإِنْ قَبَّلَهَا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ مِائَةَ حَسَنَةٍ وَ مَحَا عَنْهُ مِائَةَ سَيِّئَةٍ فَإِنْ أَلَمَّ بِهَا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ أَلْفَ حَسَنَةٍ وَ مَحَا عَنْهُ أَلْفَ سَيِّئَةٍ وَ حَضَرَتْهُمَا الْمَلَائِكَةُ وَ إِذَا اغْتَسَلَا لَمْ يَمُرَّ الْمَاءُ عَلَى شَعْرَةٍ مِنْ كُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا إِلَّا كَتَبَ اللَّهُ لَهُمَا حَسَنَةً وَ مَحَا عَنْهُمَا سَيِّئَةً»؛ دعائم الاسلام، ج۲، ص۱۹۰، ح۶۸۸؛ عوالی اللآلی، ج۳، ص۲۹۱.
- ↑ ولیزاده، حامد، سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت، ص ۵۱-۵۸
- ↑ «با آنان شایسته رفتار کنید و اگر ایشان را نمیپسندید (بدانید) بسا چیزی را ناپسند میدارید و خداوند در آن خیری بسیار نهاده است» سوره نساء، آیه ۱۹.
- ↑ الکافی، ج۵، ص۵۰۲.
- ↑ مکارم الأخلاق، ص۲۰۵.
- ↑ عیون الاخبار، ج۲، ص۳۸.
- ↑ الکافی، ج۸، ص۲۱۹.
- ↑ «به راستی با دشواری، آسانی همراه است، * به راستی با دشواری، آسانی همراه است» سوره انشراح، آیه ۶-۵.
- ↑ طلاق، آیه ۲-۱.
- ↑ «... بسا چیزی را ناپسند میدارید و خداوند در آن خیری بسیار نهاده است» سوره نساء، آیه ۱۹.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۳، ص۳۲۱-۳۲۰.
- ↑ نوادر الراوندی، ص۱۱.
- ↑ جامع الصغیر، ج۱، ص۶۳۰؛ کنز العمال، ج۱۶، ص۲۹۷.
- ↑ الکافی، ج۵، ص۳۲۵.
- ↑ بحارالأنوار، ج۴۳، ص۱۳۴؛ کشف الغمه، ج۱، ص۳۶۲.
- ↑ کنزالعمال، ج۷، ص۲۲۲.
- ↑ فیض القدیر، ج۵، ص۱۲۶.
- ↑ ر.ک: سبل الهدی والرشاد، ج۱۱، ص۱۵۴.
- ↑ امتاع الاسماع، ج۲، ص۲۳۶.
- ↑ بحار الأنوار، ج۴۳، ص۳۱.
- ↑ ولیزاده، حامد، سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت، ص ۶۲
- ↑ اربلی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، ج۲، ص۲۰۷.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۱، ص۵۴۱.
- ↑ موسوی، الکوثر فی احوال فاطمة بنت النبی الاطهر، ج۴، ص۳۳.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج۴۱، ص۵۴.
- ↑ سلمانی گواری، ابوالفضل، سیره خانوادگی ائمه معصوم، ص ۵۵.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۱، ص۲۶۶.
- ↑ نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۳، ص۲۰۷.
- ↑ ﴿وَآتُوا النِّسَاءَ صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيْءٍ مِنْهُ نَفْسًا فَكُلُوهُ هَنِيئًا مَرِيئًا﴾ «و کابین زنان را با خشنودی به آنان بپردازید و اگر با خوشدلی چیزی از آن را به شما بخشیدند نوش و گوارا بخورید» سوره نساء، آیه ۴.
- ↑ مکارم شیرازی، شیوه همسری در خانواده نمونه، ص۵۰.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۱۲.
- ↑ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۳۵۶.
- ↑ سلمانی گواری، ابوالفضل، سیره خانوادگی ائمه معصوم، ص ۵۶.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۲۴۶.
- ↑ امین عاملی، سیره معصومان، ترجمه: علی حجتی کرمانی، ج۵، ص۲۶۶.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۵، ص۳۲.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۷۳.
- ↑ کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۰۰.
- ↑ طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۲۳۹.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۲۱۵.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۸۷.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۰۰.
- ↑ طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۸۰.
- ↑ سلمانی گواری، ابوالفضل، سیره خانوادگی ائمه معصوم، ص ۵۷.
- ↑ سلمانی گواری، ابوالفضل، سیره خانوادگی ائمه معصوم، ص ۱۷۲.
- ↑ روم/ ۲۱.
- ↑ ابن ابی الدنیا، بیتا، ص۱۳۷.
- ↑ جمعی از نویسندگان، فرهنگ جامع سخنان امام حسین(ع)، ج۶، ص۳۷۷.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۹.
- ↑ «و از نشانههای او این است که از خودتان همسرانی برایتان آفرید تا کنار آنان آرامش یابید و میان شما دلبستگی پایدار و مهر پدید آورد؛ بیگمان در این، نشانههایی است برای گروهی که میاندیشند» سوره روم، آیه ۲۱.
- ↑ ابن شعبه حرانی، تحف العقول من آل الرسول، ص۴۵.
- ↑ ابن شعبه حرانی، تحف العقول من آل الرسول، ص۱۴.
- ↑ برقی، المحاسن، ج۱، ص۸.
- ↑ طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۲۱۷.
- ↑ ابن ابی ثلج، تاریخ اهل البیت، ص۱۲۳؛ مسعودی، اثبات الوصیة، ص۳۸۰ – ۳۷۸؛ طبرسی، تاج الموالید، ص۹۹.
- ↑ بنیاد پژوهشهای اسلامی، امام علی بن موسی الرضا(ع)، زندگانی و سیره، ص۵۵.
- ↑ نعمان مغربی، دعائم الإسلام، ج۱، ص۱۲۳.
- ↑ نعمان مغربی، دعائم الإسلام، ج۲، ص۲۱۰.
- ↑ ابن شعبه حرانی، تحف العقول من آل الرسول، ص۱۱۱.
- ↑ کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۶۷.
- ↑ طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۹۷.
- ↑ کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۰۹ – ۵۰۸.
- ↑ کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۰۹ – ۵۰۸.
- ↑ طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۸۹.
- ↑ کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۱۵.
- ↑ کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۸۸.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۱۶.
- ↑ طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۲۴۷.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۸۳.
- ↑ اربلی، کشف الغمة فی معرفة الائمة، ج۲، ص۸۲۵.
- ↑ ابن شعبه حرانی، تحف العقول عن آل الرسول، ص۴۲۲.
- ↑ عطاردی، مسند امام رضا(ع)، ج۱، ص۳۹.
- ↑ مجلسی، بحارالأنوار، ج۷۶، ص۹۷.
- ↑ مجلسی، بحارالأنوار، ج۷۷، ص۹۷.
- ↑ متقی هندی، کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، ج۳، ص۵۲ – ۵۱.
- ↑ طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۲۱۴-۲۱۳.
- ↑ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۴۴۱؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۲۰-۱۲۱.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۱۷۰.
- ↑ «و با آنان شایسته رفتار کنید» سوره نساء، آیه ۱۹.
- ↑ اربلی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، ج۱، ص۳۶۳؛ رشاد، دانشنامه امام علی(ع)، ج۱۰، ص۲۵.
- ↑ زید بن علی، مسند زید بن علی، ص۴۷۶.
- ↑ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۴۴۴ و ۵۵۶.
- ↑ ملبوبی، الوقایع و الحوادث، ج۳، ص۸۶.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۲۳.
- ↑ مجلسی، بحار الانوار، ج۴۸، ص۲۷۹.
- ↑ «و به راستی ما فرزندان آدم را ارجمند داشتهایم و آنان را در خشکی و دریا (بر مرکب) سوار کردهایم و به آنان از چیزهای پاکیزه روزی دادهایم و آنان را بر بسیاری از آنچه آفریدهایم، نیک برتری بخشیدهایم» سوره اسراء، آیه ۷۰.
- ↑ حمیری قمی، ۱۴۱۳، ص۷۰.
- ↑ متقی هندی، کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، ج۶، ص۳۷۱.
- ↑ طبرانی، المعجم الأوسط، ج۵، ص۳۲۸.
- ↑ ملبوبی، الوقائع و الحوادث، ج۳، ص۸۴؛ طبرسی، اعلام الوری باعلام الهدی، ج۲، ص۳۹۳.
- ↑ مجلسی، بحارالأنوار ج۴۳، ص۵۱؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۲۲؛ رشاد، دانشنامه امام علی(ع)، ج۱۰، ص۲۵؛ ربیعی، علی مظلوم تاریخ، بیست و پنج سال سکوت، پنج سال حکومت، ص۱۷۶.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۸.
- ↑ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۵۵۶.
- ↑ کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۲۸.
- ↑ دشتی، امام علی(ع) و مدیریت اسلامی، ص۷۶.
- ↑ دشتی، امام علی(ع) و مدیریت اسلامی، ص۷۷.
- ↑ رشاد، دانشنامه امام علی(ع)، ج۱۰، ص۲۴.
- ↑ کلینی، الکافی، ج۲، ص۶۴۴.
- ↑ سیوطی، تاریخ الخلفا، ص۱۸۹.
- ↑ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۱۴.
- ↑ ملبوبی، الوقائع و الحوادث، ج۳، ص۸۵؛ سماوی، ابصار العین فی انصار الحسین(ع)، ص۶۷؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۴۵، ص۴۷.
- ↑ طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۲۴۱.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج۲۳، ص۱۱۷.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج۴۶، ص۶۷؛ راوندی، جلوههای اعجاز معصومین(ع)، ص۶۰۶.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۶۷.
- ↑ ابن شعبه حرانی، تحف العقول عن آل الرسول، ص۴۶۶.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۸، ص۳۳۷.
- ↑ عطاردی، مسند امام کاظم(ع)، ج۲، ص۴۲.
- ↑ شریف قرشی، تحلیلی از زندگانی امام هادی(ع)، ص۵۹.
- ↑ راوندی، جلوههای اعجاز معصومین(ع)، ص۳۰۸؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج۵۰، ص۴۸.
- ↑ سلمانی گواری، ابوالفضل، سیره خانوادگی ائمه معصوم، ص ۱۷۲-۱۹۲.
- ↑ «مردان سرپرست زنانند» سوره نساء، آیه ۳۴.
- ↑ طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۲۳۱.
- ↑ ابن شعبه حرانی، تحف العقول عن آل الرسول، ص۳۰۷.
- ↑ نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص۵۴.
- ↑ کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۷۶.
- ↑ حلی، المستجاد من کتاب الارشاد، ص۲۰۳.
- ↑ خوانساری، دایرة المعارف تشیع، ص۲۸۵.
- ↑ مجلسی، بحار الانوار، ج۴۸، ص۱۱۵.
- ↑ «و هرگز نمیتوانید میان زنان (خود) دادگری کنید هر چند (به آن) آزمند باشید پس، (از یکی) یکسره رو مگردانید که او را سرگردان واگذارید و اگر (میان خود و او را) سازش دهید و پرهیزگاری ورزید بیگمان خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۱۲۹.
- ↑ «و اگر میهراسید که در مورد یتیمان دادگری نکنید (با آنان ازدواج نکنید و) از زنانی که میپسندید، دو دو، و سه سه، و چهار چهار همسر گیرید و اگر بیم دارید که داد نورزید یک زن را و یا کنیز خود را (به همسری گزینید)؛ این کار به آنکه ستم نورزید نزدیکتر است» سوره نساء، آیه ۳.
- ↑ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۱۰۱.
- ↑ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۱۰۲.
- ↑ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۴۴۳.
- ↑ طبرسی، تاج الموالید، ص۹۲؛ ابن طولون، الائمة اثنی عشر، ص۸۶؛ حسینی عاملی، التتمة فی التواریخ الائمة، ص۹۵.
- ↑ حسینی عاملی، التتمة فی التواریخ الائمه، ص۹۵.
- ↑ رشاد، دانشنامه امام علی(ع)، ج۱۰، ص۲۶.
- ↑ میرعظیمی، حقوق والدین، ص۱۶۹.
- ↑ دشتی، امام علی(ع) و مدیریت اسلامی، ص۸۲ – ۸۱.
- ↑ امین عاملی، سیره معصومان، ترجمه: علی حجتی کرمانی، ج۶، ص۸۳.
- ↑ سلمانی گواری، ابوالفضل، سیره خانوادگی ائمه معصوم، ص ۱۹۲-۲۰۰.
- ↑ «مردان سرپرست زنانند بدان روی که خداوند برخی از آنان را بر برخی دیگر برتری داده است و برای آنکه مردان از داراییهای خویش میبخشند؛ پس زنان نکوکردار، فرمانبردارند؛ در برابر آنچه خداوند (از حقوق آنان) پاس داشته است در نبود شوهر پاس (وی) میدارند و آن زنان را که از نافرمانیشان بیم دارید (نخست) پندشان دهید و (اگر تأثیر نکرد) در خوابگاهها از آنان دوری گزینید و (باز اگر تأثیر نکرد) بزنیدشان آنگاه اگر فرمانبردار شما شدند دیگر به زیان آنان راهی مجویید که خداوند فرازمندی بزرگ است» سوره نساء، آیه ۳۴.
- ↑ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۳۴۳.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۳۰.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۳۴.
- ↑ «و اگر در تو کوشیدند تا چیزی را که دانشی درباره آن نداری شریک من سازی، از آن دو فرمان نبر!» سوره عنکبوت، آیه ۸.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۲؛ صدوق، علل الشرایع، ج۱، ص۱۸۶؛ ربیعی، علی مظلوم تاریخ؛ بیست و پنج سال سکوت، پنج سال حکومت، ص۴۳.
- ↑ ربیعی، علی مظلوم تاریخ؛ بیست و پنج سال سکوت، پنج سال حکومت، ص۳۷.
- ↑ کلینی، الکافی، ج۵۰۸، حر عاملی، وسائل الشیعه ج۷، ص۲۹۳.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج۳، ص۲۵۳؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۲۶ - ۱۱۶.
- ↑ خوارزمی، المناقب، ص۳۵۴.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۱۳.
- ↑ مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳، ج۴۳، ص۱۳۴.
- ↑ مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳، ج۶، ص۳۱.
- ↑ مسعودی، اثبات الوصیه، ۳۸۲ – ۳۸۰.
- ↑ شوشتری، احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج۱۲، ص۳۵۰.
- ↑ شوشتری، احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج۱۲، ص۴۷۱.
- ↑ مسعودی، اثبات الوصیة، ص۲۴۴؛ شوشتری، احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج۲۹، ص۷۰.
- ↑ نوری، مستدرک الوسائل، ج۳، ص۵۵۱.
- ↑ مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۰۳، ص۲۵۳.
- ↑ نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص۲۴۸.
- ↑ «بیگمان آنان را با زندگانی پاکیزهای زنده میداریم» سوره نحل، آیه ۹۷.
- ↑ رضی، شرح نهج البلاغه، حکمت ۲۲۹.
- ↑ خوانساری، شرح غررالحکم و دررالکلم، ج۲، ص۴۹۱.
- ↑ «و آنان که چون بخشش کنند نه گزافکاری میکنند و نه تنگ میگیرند و (بخشش آنها) میانگینی میان این دو، است» سوره فرقان، آیه ۶۷.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۳۱.
- ↑ «و گزافکاری نکنید که او گزافکاران را دوست نمیدارد» سوره انعام، آیه ۱۴۱.
- ↑ نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۵، ص۲۷۰.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۸۱.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۹.
- ↑ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۵۵۶.
- ↑ ابن ابی ثلج، تاریخ اهل بیت، ص۱۲۳؛ امین عاملی، سیره معصومان، ۱۳۷۶، ج۶، ص۲۴۸.
- ↑ سلمانی گواری، ابوالفضل، سیره خانوادگی ائمه معصوم، ص ۲۰۰-۲۱۳.