حقوق زن: تفاوت میان نسخهها
(←مقدمه) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
== | == مقدمه == | ||
با جستوجو در مصادر گوناگون حدیثی و تاریخی، اقوال و سخنان امام علی{{ع}} در این باره به ۱۰۱ سخن رسید. البته ممکن است کلماتی دیگر نیز باشد که این جستوجو بدان نرسیده باشد. این سخنان در یک تقسیمبندی کلی در چهار حوزه قرار دارد: | با جستوجو در مصادر گوناگون حدیثی و تاریخی، اقوال و سخنان امام علی{{ع}} در این باره به ۱۰۱ سخن رسید. البته ممکن است کلماتی دیگر نیز باشد که این جستوجو بدان نرسیده باشد. این سخنان در یک تقسیمبندی کلی در چهار حوزه قرار دارد: | ||
===معرفی زن=== | |||
=== معرفی زن === | |||
سخنانی در این حوزه جای میگیرد که به بیان ویژگیهای [[تکوینی]] و خصلتهای [[روحی]] و جسمی زن میپردازد: | سخنانی در این حوزه جای میگیرد که به بیان ویژگیهای [[تکوینی]] و خصلتهای [[روحی]] و جسمی زن میپردازد: | ||
#''' | # '''نقصان عقل، [[ناتوانی]] جسم و [[جان]]''': این مضمون در دو جا گزارش شده است: | ||
##حضرت پس از [[نبرد جمل]]، در [[بصره]] بر [[منبر]] رفت و چنین | ## حضرت پس از [[نبرد جمل]]، در [[بصره]] بر [[منبر]] رفت و چنین سخنرانی کرد: ای [[مردم]]، [[ایمان]] [[زنان]] ناتمام است، بهره آنان ناتمام، [[خرد]] ایشان ناتمام.... نشانه ناتمام بودن خرد آنان این است که گواهیِ دو زن، چون [[گواهی]] یک مرد به حساب میآید<ref>سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص۸۵؛ نهج البلاغه، خطبه ۸۰؛ آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۷۹؛ حارثی مکی، محمد بن علی، قوت القلوب، ج۱، ص۲۸۲.</ref>. نویسنده [[مصادر نهج البلاغه]] بر این [[باور]] است که [[امام علی]]{{ع}} این سخن را در نامهاش به [[عمرو بن عاص]] به هنگام [[اشغال مصر]] و کشتهشدن [[محمد بن ابیبکر]] نیز آورده، و بعید نیست همان سخن را پس از [[فراغت]] از [[جمل]] و در مناسبتهای دیگر بر زبان آورده باشد<ref>حسینی خطیب، سید عبدالزهرا، مصادر نهج البلاغه، ج۲، ص۸۶.</ref>. | ||
##پیش از | ## پیش از رویارویی با [[قاسطین]] در [[نبرد صفین]] نیز چنین فرمود: [[زنان]] را با زدن برمیانگیزانید، هرچند آبروی شما را بریزند، یا امیرانتان را [[دشنام]] گویند، که توان زنان اندک و جانشان [[ناتوان]] و خردشان دستخوش نقصان است<ref>نهج البلاغه، نامه ۱۴.</ref>. | ||
#''' | # '''نقص [[ایمان]]''': در [[خطبه]] هشتادم [[نهج البلاغه]] آمده است: ای [[مردم]]، ایمان زنان ناتمام است.... نشانه ناتمام بودن ایمان، معذور بودنشان از [[نماز]] و [[روزه]] هنگام قاعدگی است. | ||
#'''گزندگی''': در دو سخن زنان به عقرب مانند شدهاند: «[[زن]] عقربی است، شیرین گزنده»<ref>نهج البلاغه، حکمت ۶۱.</ref>؛ «زن عقربی است شیرین نیش زننده»<ref>آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۶۰.</ref>. | # '''گزندگی''': در دو سخن زنان به عقرب مانند شدهاند: «[[زن]] عقربی است، شیرین گزنده»<ref>نهج البلاغه، حکمت ۶۱.</ref>؛ «زن عقربی است شیرین نیش زننده»<ref>آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۶۰.</ref>. | ||
#'''[[بیوفایی]]''': [[حضرت علی]]{{ع}} در سخنی میفرماید: «[[وفاداری]] از زنان محال است»<ref>دیلمی، حسین بن ابی الحسن، ارشاد القلوب، ج۲۲، ص۲۸.</ref>. همین مضمون در یکی از شعرهای | # '''[[بیوفایی]]''': [[حضرت علی]]{{ع}} در سخنی میفرماید: «[[وفاداری]] از زنان محال است»<ref>دیلمی، حسین بن ابی الحسن، ارشاد القلوب، ج۲۲، ص۲۸.</ref>. همین مضمون در یکی از شعرهای دیوان منسوب به امام علی{{ع}} نیز آمده است: «یاد آنان را فرو گذار که زنان [[وفا]] ندارند. باد صبا و [[پیمان]] زنان یکی است»<ref>کیدری، محمد بن حسین، دیوان المنسوب الی الامام علی{{ع}}، ص۱۰۸.</ref>. | ||
#'''[[شر]] بودن''': این مضمون در نهج البلاغه آمده است: «زن همهاش | # '''[[شر]] بودن''': این مضمون در نهج البلاغه آمده است: «زن همهاش بدی است، و بدتر چیز او اینکه از او چاره نیست»<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۳۸.</ref>. این مضمون با تفاوتی اندک در غرر الحکم نقل شده<ref>آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۶۲.</ref> و مضمون دیگر چنین است: «زن بذر بدی است»<ref>سپهر، محمدتقی، ناسخ التواریخ، ج۵، ص۲۸۳؛ مدیر شانهچی، کاظم، الحکم من کلام علی، ج۲، ص۳۲۸، ح۵۳.</ref>. | ||
#''' | # '''غریزه جنسی و [[حیا]]''': در سخنی از [[امام علی]]{{ع}} آمده است: [[خداوند]] [[شهوت]] را ده قسمت آفرید: نُه قسمت آن را در زنان قرار داد و یک قسمت را در مردان. اگر خداوند حیا و [[شرم]] را در نهاد زنان قرار نمیداد، در برابر هر مرد نُه زن قرار میگرفت<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۳۳۸.</ref>. | ||
#'''[[تمایلات]] زنان''': در برخی سخنان، [[تمایل]] زنان را به زینتهای [[دنیایی]] برشمرده است؛ برای نمونه: «به [[راستی]] میل زنان به زینتهای [[دنیا]] و [[فساد]] در آن است»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۵۳؛ آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۶۷؛ حرانی، ابن شعبه، تحف العقول، ص۱۵۶.</ref>. و در سخنانی دیگر، از تمایل زنان به مردان سخن میگوید: به راستی که میل زنان به سوی مردان است<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۸۲.</ref>. مردان از [[زمین]] [[آفریده]] شدهاند و میل آنان به زمین است، و زنان از مردان آفریده شدهاند و میل آنان به مردان است. ای گروه مردان، زنان را [[حبس]] کنید<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۳۳۷؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۱۷۹.</ref>. | # '''[[تمایلات]] زنان''': در برخی سخنان، [[تمایل]] زنان را به زینتهای [[دنیایی]] برشمرده است؛ برای نمونه: «به [[راستی]] میل زنان به زینتهای [[دنیا]] و [[فساد]] در آن است»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۵۳؛ آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۶۷؛ حرانی، ابن شعبه، تحف العقول، ص۱۵۶.</ref>. و در سخنانی دیگر، از تمایل زنان به مردان سخن میگوید: به راستی که میل زنان به سوی مردان است<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۸۲.</ref>. مردان از [[زمین]] [[آفریده]] شدهاند و میل آنان به زمین است، و زنان از مردان آفریده شدهاند و میل آنان به مردان است. ای گروه مردان، زنان را [[حبس]] کنید<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۳۳۷؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۱۷۹.</ref>. | ||
#'''ظرافت [[زن]]''': بر زن فراتر از توان [[تحمیل]] مکن؛ زیرا زن [[ریحانه]] است و نه | # '''ظرافت [[زن]]''': بر زن فراتر از توان [[تحمیل]] مکن؛ زیرا زن [[ریحانه]] است و نه قهرمان<ref>آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۸۰.</ref>. | ||
#'''آسیبپذیری زنان''': زنان چون گوشتی بر تختهاند که در معرض آسیبند مگر از آنان | # '''آسیبپذیری زنان''': زنان چون گوشتی بر تختهاند که در معرض آسیبند مگر از آنان پاسداری شود<ref>آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ح۹۳۶۳؛ کوفی، ابوالحسن محمد بن محمد، الجعفریات، ص۹۵.</ref>. زن، گویی است که هر کس او را در [[اختیار]] گرفت، باید آن را بپوشاند<ref>لیثی واسطی، علی بن محمد، عیون الحکم والمواعظ، ص۱۷۷؛ محدث نوری، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص۲۰۰.</ref>. برای [[شیطان]] افساری بزرگتر از [[خشم]]، و زنان نیست<ref>آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۷۷؛ محدث نوری، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص۱۳.</ref>.<ref>[[مهدی مهریزی|مهریزی، مهدی]]، [[حقوق زن - مهریزی (مقاله)|مقاله «حقوق زن»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]]، ص ۸۹.</ref> | ||
===تعامل مردان و زنان=== | === تعامل مردان و زنان === | ||
اکنون سخنانی گزارش میشود که درباره رابطه زنان و مردان است: | اکنون سخنانی گزارش میشود که درباره رابطه زنان و مردان است: | ||
#''' | # '''پرهیز از [[اطاعت]] زنان''': [[امام علی]]{{ع}} در پانزده سخن، اطاعت از زنان را نکوهیده است<ref>آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۷۵؛ تمیمی مغربی، ابوحنیفه نعمان بن محمد، دعائم الاسلام، ج۲، ص۳۵۲؛ محدث نوری، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص۲۶۲؛ شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۴۶۸؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۵۱۷؛ شیخ طوسی، الامالی، ص۳۰۴؛ آبی، ابوسعید، نثر الدر، ج۱، ص۱۸۳.</ref> و آن را سبب هلاک<ref>آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۷۱.</ref>، [[پشیمانی]]<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۵۱۷.</ref>، [[نشانه]] [[جهل و نادانی]] دانسته است<ref>آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۷۲-۹۳۷۴.</ref>، یا آنکه [[مخالفت]] با [[زنان]] را [[برکت]] میشمارد و مردانِ مطیعِ زنان را، نفرینشده میخواند<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۵۱۸؛ شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۴۶۸.</ref>. در دو سخن نیز به موارد [[اطاعت]] اشاره شده است: هر کس زنش را در چهار چیز اطاعت کند، [[خداوند]] او را در [[آتش]] افکند. سؤال شد آنها چیستند؟ فرمود: لباسهای نازک، رفتن به حمامها، عروسیها و عزاداریها<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱۰۳، ص۲۴۲، ح۱۰؛ ص۲۴۳، ح۱۱.</ref>. | ||
#''' | # '''پرهیز از مشورت با زنان''': در چهار سخن، مشورت با زنان نکوهش شده و حضرت بر پرهیز از [[رایزنی]] با آنان تأکید ورزیده است: بپرهیز از مشورت با زنان که رأی آنان به [[سستی]] کشاند<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱.</ref>. بپرهیز از مشورت با زنان؛ جز آن کس که کمال عقلش [[تجربه]] شده باشد<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱۰۳، ص۲۵۱؛ کراجکی، ابو الفتح محمد، کنز الفوائد، ص۱۱۷.</ref>. زمانی رسد که سخنچینان، [[مقرب]] [[دستگاه حکومت]] شوند، و [[فاجران]] مورد توجه قرار گیرند. در این هنگام، [[حکومت]] با [[مشورت]] زنان و [[حکمرانی]] بچگان باشد<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۰۲؛ آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۳۴۸، ح۸۰۳۰.</ref>. آن کس که زنی [[نادان]] را [[امین]] شمارد و با وی مشورت کند و بپذیرد، پشیمان گردد<ref>تمیمی مغربی، ابوحنیفه نعمان بن محمد، دعائم الاسلام، ج۲، ص۵۳۴، ح۱۸۹۹.</ref>. | ||
#''' | # '''دلبستگی و استمتاع''': در ده سخن، دلبستگی و استمتاع و گفتوگوی فراوان با زنان [[مذمت]] شده، و مولا آن را سبب [[تباهی]] [[خرد]] و رسوایی قلمداد میکند: هر که از زنان استمتاع جوید، عقلش تباه گردد<ref>آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۵۹، ۹۳۷۸ و ۹۳۸۳.</ref>. بپرهیز از دلبستگی بسیار به زنان<ref>آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ح۹۳۶۵.</ref>. [[امیر مؤمنان]] از گفتوگوی بسیار با زنان منع میکرد<ref>محدث نوری، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص۲۷۳؛ حرانی، ابن شعبه، تحف العقول، ص۱۵۱ و ۳۱۹.</ref>. از [[خلوت]] بسیار با زنان بپرهیز<ref>آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۸۱.</ref>. هنگامی که سپاهی را بدرقه میکرد، فرمود: هرچه میتوانید، از زنان دوری جویید<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۶۰.</ref>. آنکه بسیار با زنان درآمیزد، رسوایی او را فرا گیرد<ref>آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۸۴.</ref>. | ||
#'''[[فتنهانگیزی]] زنان''': زنان یکی از دو بزرگترین فتنهاند<ref>آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ح۲۳۶۱.</ref>. [[فتنه]] سه تا است: [[دوستی]] زنان، و این [[شمشیر]]، و [[شیطان]] است<ref>شیخ صدوق، الخصال، ص۱۱۳.</ref>. | # '''[[فتنهانگیزی]] زنان''': زنان یکی از دو بزرگترین فتنهاند<ref>آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ح۲۳۶۱.</ref>. [[فتنه]] سه تا است: [[دوستی]] زنان، و این [[شمشیر]]، و [[شیطان]] است<ref>شیخ صدوق، الخصال، ص۱۱۳.</ref>. | ||
#'''[[جهاد]] [[زن]]''': جهاد زن، خوب | # '''[[جهاد]] [[زن]]''': جهاد زن، خوب شوهرداری کردن است<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۳۶؛ شیخ صدوق، الخصال، ص۶۲۰؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۹؛ طبرسی، ابوعلی فضل بن حسن، مکارم الاخلاق، ص۲۱۵.</ref>. | ||
#'''خودداری از | # '''خودداری از سلام دادن به زنان''': در برخورد با زنان آغاز به [[سلام]] نکنید<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۵۳۴.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} فرموده است: [[رسول خدا]] بر زنان سلام میکرد و آنان پاسخ میدادند، و [[امیرمؤمنان]] بر زنان سلام میکرد و خوش نداشت بر زنان [[جوان]] سلام کند. وی علی{{ع}} گفت: میترسم از صدایش خوشم آید و بیش از [[پاداش]]، وزر و وبال بر من وارد گردد<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص۶۴۸.</ref>. | ||
#'''[[حقوق زن]] و شوهر''': [[امام علی]]{{ع}} فرموده است: مردان باید مَهر زنان را بپردازند، و کسی که در پرداخت آن بر زنان [[ستم]] روا دارد، گویا با زن [[زنا]] میکند<ref>تمیمی مغربی، ابوحنیفه نعمان بن محمد، دعائم الاسلام، ج۱، ص۲۲۰.</ref>. مرد مجبور میشود | # '''[[حقوق زن]] و شوهر''': [[امام علی]]{{ع}} فرموده است: مردان باید مَهر زنان را بپردازند، و کسی که در پرداخت آن بر زنان [[ستم]] روا دارد، گویا با زن [[زنا]] میکند<ref>تمیمی مغربی، ابوحنیفه نعمان بن محمد، دعائم الاسلام، ج۱، ص۲۲۰.</ref>. مرد مجبور میشود هزینه زندگی زن را بدهد، و اگر چنین نکند [[حبس]] گردد؛ و زن مجبور میشود فرزندش را شیر دهد، نان بپزد و در داخل [[منزل]] به [[مرد]] خدمت کند<ref>کوفی، ابوالحسن محمد بن محمد، الجعفریات، ص۱۰۹.</ref>. امام علی{{ع}} حکایت میکند که زنی نزد رسول خدا آمد و گفت: ای رسول خدا، شوهری دارم که با من با درشتی [[رفتار]] میکند، کاری کردم که بر من [[مهربان]] گردد. رسول خدا فرمود: وای بر تو، دینت را تیره کردی، [[فرشتگان]] [[نیکی]] و فرشتگان [[آسمان]] و [[زمین]] تو را [[نفرین]] کنند. زن روزها [[روزه]] داشته، شبها به [[نیایش]] پرداخت و پوشاکی زبر بر تن کرد و موهایش را تراشید. رسول خدا فرمود: تراشیدن سر پذیرفته نگردد تا شوهر [[راضی]] شود<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۲۱، ص۲۵۰، ح۴۱.</ref>. | ||
#'''در [[اختیار]] | # '''در [[اختیار]] مرد بودن''': زن چون نعلی است که مرد هرگاه خواهد از آن استفاده کند، نه هر گاه زن خواهد<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲۰، ص۲۹۱.</ref>. برخی از گردآورندگان، در انتساب این [[کلام]] به [[امام علی]]{{ع}} تردید کردهاند<ref>مدیر شانهچی، کاظم، حِکَمُ الامام علی بن ابی طالب، ص۶۳.</ref>. اکنون نمونههایی میآوریم که به تعامل مرد و زن برمیگردد، ولی در عنوانهای گذشته نمیگنجد: [[مرد]] [[روزهدار]] خود را در معرض حمام و حجامت و زن زیباروی قرار ندهد<ref>شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۳۹.</ref>. اگر از زنانت کاری مشکوک مشاهده کردی، بر بزرگ و کوچک آنان بازدارندهای بگمار<ref>آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۶۸.</ref>. | ||
در چند سخن، که [[گمان]] میرود به یک نقل برمیگردد، به مردان چنین هشدار میدهد: از [[زنان]] [[اطاعت]] مکنید، آنان را بر [[اموال]] [[امین]] مدانید، اداره [[خانه]] را به آنان مسپارید؛ زیرا خوبیها را از یاد میبرند و بدیها را همیشه به خاطر دارند<ref>شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۵۵۳؛ همو، علل الشرایع، ص۵۱۳؛ کراجکی، ابو الفتح محمد، کنز الفوائد، ص۱۷۷؛ محدث نوری، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص۲۵۱.</ref>. اگر تو را [[دوست]] بدارد، [[آزار]] دهد و اگر از تو [[کینه]] داشته باشد، [[خیانت]] ورزد. چهل سال [[دوستی]] را پنهان کند و [[دشمنی]] را یک [[ساعت]] نگه نمیدارد<ref>آبی، ابوسعید، نثر الدر، ج۱، ص۱۶۱.</ref>.<ref>[[مهدی مهریزی|مهریزی، مهدی]]، [[حقوق زن - مهریزی (مقاله)|مقاله «حقوق زن»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]]، ص ۹۲.</ref> | |||
===گوناگون=== | === حقوق زنان === | ||
# '''نابرابری ارث و شهادت زن و مرد''': امام علی{{ع}} بر نابرابری ارث و [[گواهی]] زنان در محکمههای [[قضایی]] تأکید ورزیده و آن را سبب نقصان بهره و کمخردی گرفته است: ای [[مردم]]، به [[راستی]] که زنان، کمایمان و کمبهره و کمخردند.... نقصان بهره ایشان، نصف بودن سهم آنان از [[میراث]] است نسبت به سهم مردان، و نشانه ناتمام بودن [[خرد]] آنان این بُوَد که گواهی دو [[زن]] چون گواهی یک مرد به حساب رود<ref>نهج البلاغه، خطبه ٨٠.</ref>. و در سخنان فراوان دیگر به جزئیات نابرابری زن و مرد در شهادت و گواهی پرداخته است<ref>ر.ک: کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۷، ص۳۹۰ و ۳۹۱؛ ج۴، ص۷۷؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۷، ص۳۳۵؛ شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۶، ص۲۶۷.</ref>. | |||
#'''وصیت نکردن به زنان''': [[امیرمؤمنان]]{{ع}} فرمود: به زنان وصیت نشود؛ زیرا [[خداوند]] میفرماید: [[ثروتها]] را به [[سفیهان]] و [[نادانان]] مسپارید<ref>شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۲۲۶.</ref>.<ref>[[مهدی مهریزی|مهریزی، مهدی]]، [[حقوق زن - مهریزی (مقاله)|مقاله «حقوق زن»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]]، ص ۹۶.</ref> | |||
=== گوناگون === | |||
جز این محورهای سهگانه، سخنان دیگری از آن حضرت رسیده است که در موضوعی خاص جای نمیگیرد. از اینرو، آنها را ذیل این عنوان آوردیم: | جز این محورهای سهگانه، سخنان دیگری از آن حضرت رسیده است که در موضوعی خاص جای نمیگیرد. از اینرو، آنها را ذیل این عنوان آوردیم: | ||
#'''[[خُلق و خوی]] اکتسابی''': بهترین خصلتهای زنان، بدترین خصلتهای مردان است<ref>آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۷۰.</ref>. بهترین خصلتهای زنان، بدترین خصلتهای مردان است؛ یعنی [[تکبر]]، [[ترس]]، [[بخل]]. اگر زن [[متکبر]] باشد، خود را در [[اختیار]] کسی نگذارد؛ اگر [[بخیل]] باشد، [[اموال]] خود و شوهر را [[حفظ]] کند؛ و اگر [[ترسو]] باشد، از هر پیشامدی | # '''[[خُلق و خوی]] اکتسابی''': بهترین خصلتهای زنان، بدترین خصلتهای مردان است<ref>آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۷۰.</ref>. بهترین خصلتهای زنان، بدترین خصلتهای مردان است؛ یعنی [[تکبر]]، [[ترس]]، [[بخل]]. اگر زن [[متکبر]] باشد، خود را در [[اختیار]] کسی نگذارد؛ اگر [[بخیل]] باشد، [[اموال]] خود و شوهر را [[حفظ]] کند؛ و اگر [[ترسو]] باشد، از هر پیشامدی فرار کند<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۳۴.</ref>. [[غیرت]] زن [[کفر]]، و غیرت [[مرد]] [[ایمان]] است<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۲۴.</ref>. غیرت زن، [[دشمنی]] است<ref>آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۷۶.</ref>. | ||
#'''خوشیُمنی و [[برکت]]''': بزرگترین زنان از لحاظ برکت، آنانند که هزینهشان سبکتر باشد<ref>متقی هندی، علاء الدین، کنز العمال، ج۱۶، ص۲۹۱.</ref>. خوشیُمنی زن در آن است که ازدواجش و زایمانش آسان باشد<ref>تمیمی مغربی، ابوحنیفه نعمان بن محمد، دعائم الاسلام، ج۱، ص۲۹۱.</ref>. | # '''خوشیُمنی و [[برکت]]''': بزرگترین زنان از لحاظ برکت، آنانند که هزینهشان سبکتر باشد<ref>متقی هندی، علاء الدین، کنز العمال، ج۱۶، ص۲۹۱.</ref>. خوشیُمنی زن در آن است که ازدواجش و زایمانش آسان باشد<ref>تمیمی مغربی، ابوحنیفه نعمان بن محمد، دعائم الاسلام، ج۱، ص۲۹۱.</ref>. | ||
#'''خانهنشینی و بیرون رفتن از منزل''': چرا زنان در بازارها به مردان تنه میزنند؟ آیا غیرت ندارید؟ آنکه غیرت ندارد، خیری در او نیست<ref>متقی هندی، علاء الدین، کنز العمال، ج۳، ص۷۸۰.</ref>. [[زنها]] را از رفتن به نمازهای [[عید]] بازمدارید که [[نماز عید]] بر زنان [[واجب]] است<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۷، ص۴۷۲.</ref>. امیرمؤمنان{{ع}} از [[فاطمه]]{{س}} نقل کرده است: بهترین حالت نزدیکی [[زن]] به خداوند، آن هنگام است که در منزل بنشیند<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۱، ص۲۵۰، ح۴۰.</ref>. کلمات دیگری نیز از آن حضرت نقل شده است که بدانها اشاره میشود: [[عقل]] [[زنان]] در [[زیبایی]] آنان است، و زیبایی مردان در خردشان<ref>شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص۲۳۴.</ref>. زیبایی مرد در کلاه او است، و زیبایی زن در کفشهایش<ref>آبی، ابوسعید، نثر الدر، ج۱، ص۲۸۰.</ref>. زنان را بر زینها سوار مکنید که آنان را بر [[تباهی]] برانگیزید<ref>شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۴۶۸.</ref>.<ref>[[مهدی مهریزی|مهریزی، مهدی]]، [[حقوق زن - مهریزی (مقاله)|مقاله «حقوق زن»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۹۶.</ref> | # '''خانهنشینی و بیرون رفتن از منزل''': چرا زنان در بازارها به مردان تنه میزنند؟ آیا غیرت ندارید؟ آنکه غیرت ندارد، خیری در او نیست<ref>متقی هندی، علاء الدین، کنز العمال، ج۳، ص۷۸۰.</ref>. [[زنها]] را از رفتن به نمازهای [[عید]] بازمدارید که [[نماز عید]] بر زنان [[واجب]] است<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۷، ص۴۷۲.</ref>. امیرمؤمنان{{ع}} از [[فاطمه]]{{س}} نقل کرده است: بهترین حالت نزدیکی [[زن]] به خداوند، آن هنگام است که در منزل بنشیند<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۱، ص۲۵۰، ح۴۰.</ref>. کلمات دیگری نیز از آن حضرت نقل شده است که بدانها اشاره میشود: [[عقل]] [[زنان]] در [[زیبایی]] آنان است، و زیبایی مردان در خردشان<ref>شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص۲۳۴.</ref>. زیبایی مرد در کلاه او است، و زیبایی زن در کفشهایش<ref>آبی، ابوسعید، نثر الدر، ج۱، ص۲۸۰.</ref>. زنان را بر زینها سوار مکنید که آنان را بر [[تباهی]] برانگیزید<ref>شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۴۶۸.</ref>.<ref>[[مهدی مهریزی|مهریزی، مهدی]]، [[حقوق زن - مهریزی (مقاله)|مقاله «حقوق زن»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]]، ص ۹۶.</ref> | ||
== برداشتها و تحلیلها == | |||
سخنان یادشده، ذهن شارحان و متفکران را به خود معطوف داشته و تحلیلهایی متناقض را به هم رسانده است. در نگاهی کلی، میتوان تحلیلها را به سه گروه تقسیم کرد: | |||
=== پذیرش مطلق === | |||
این گروه، سخنان حضرت را مبنای زنشناسی و تعامل با زنان قرار داده و به [[دفاع]] از امارههای [[حسی]] آن پرداختهاند، و بازگو کردن این [[حقایق]] را از مصداقهای بارز صراحت [[امام علی]]{{ع}} میدانند. [[ابن میثم]] در شرح [[خطبه]] هشتاد [[نهجالبلاغه]] سخنی طولانی دارد که اجمال آن چنین است: از آن رو که [[حادثه جمل]] و [[کشتار]] [[مسلمانان]] به رأی یک زن برمیگردد، امام علی{{ع}} خواست ساحتهای نقصان زنان را بیان دارد. | |||
از آن رو که [[نماز]] و [[روزه]] از کمال [[ایمان]] و ریاضتهای [[معنوی]] است و زنان از آن منع شدهاند، ایمان آنان ناقص است. سبب برداشته شدن [[تکلیف]] در ایام قاعدگی، به دلیل قذارت و [[پلیدی]] زنان در دوران قاعدگی است که شایسته نیست با آن حالت در برابر [[پروردگار]] بایستند. | |||
نقصان عقل زنان، یکی به دلیل کاستی [[استعداد]] و طبیعت آنان و قصورشان از پذیرش عقل است، و دیگری [[معاشرت]] اندک آنان با [[اهل]] دانش. و قوای حیوانی در آنان غالب است و آنان بیشرمتر، مکارتر و آمادهتر برای پذیرش مکرند؛ لذا آنان به پوشش و خانهنشینی الزام شدهاند<ref>ابن میثم، شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۲۲۳-۲۲۴.</ref>. | |||
[[شیخ محمد عبده]] نیز در شرح خطبه هشتاد مینویسد: | [[شیخ محمد عبده]] نیز در شرح خطبه هشتاد مینویسد: خداوند زنان را آفرید و [[مسئولیت]] بارداری فرزند و [[تربیت]] [[اولاد]] را تا [[سنی]] معین بر دوش آنان نهاد؛ و این پایان ندارد، بلکه باز باردار میشوند و زایمان میکنند. از اینرو، هیچگاه از زایمان و [[تربیت فرزند]] فارغ نخواهند شد. گویا [[خداوند]] آنان را به [[تدبیر]] [[منزل]] و خانهنشینی مختص کرده، و منزل محیطی محدود است که با شوهرانشان سر و کار دارند. بنابراین، خداوند [[عقلی]] به اندازه نیاز در آنان نهاد، و چون [[شریعت]] برابر [[فطرت]] است، [[زنان]] در [[عبادت]] و [[شهادت]] و [[ارثبری]] مانند مردان نیستند<ref>نهج البلاغه، تصحیح عبده، ص۱۲۹.</ref>. | ||
خداوند زنان را آفرید و [[مسئولیت]] بارداری فرزند و [[تربیت]] [[اولاد]] را تا [[سنی]] معین بر دوش آنان نهاد؛ و این پایان ندارد، بلکه باز باردار میشوند و زایمان میکنند. از اینرو، هیچگاه از زایمان و [[تربیت فرزند]] فارغ نخواهند شد. گویا [[خداوند]] آنان را به [[تدبیر]] [[منزل]] و خانهنشینی مختص کرده، و منزل محیطی محدود است که با شوهرانشان سر و کار دارند. بنابراین، خداوند [[عقلی]] به اندازه نیاز در آنان نهاد، و چون [[شریعت]] برابر [[فطرت]] است، [[زنان]] در [[عبادت]] و [[شهادت]] و [[ارثبری]] مانند مردان نیستند<ref>نهج البلاغه، تصحیح عبده، ص۱۲۹.</ref>. | |||
[[محمدجواد مغنیه]] در این باره مینویسد: سخنان و دیدگاههای امام علی{{ع}}، [[حقیقت اسلام]] است، و گفتار او گفتار [[قرآن]]، که هرگز از یکدیگر جدا نشوند تا بر [[حوض کوثر]] بر [[پیامبر]] وارد شوند. | |||
[[تجربه]] به [[اثبات]] رسانده است که زنان بهترین ابزار [[جاسوسی]]، تخریب، تجارتهای [[نامشروع]]، [[حیله]] و [[نیرنگ]] و [[فساد]] و [[فحشا]] هستند. از همینرو، در [[حدیث]]، از آنان به [[دامهای شیطان]] و شبکههای [[ابلیس]] تعبیر شده است. از سوی دیگر، اگر کسی در منابع اسلامی کاوش کند، خواهد یافت که [[اسلام]] به زنان به چشم موجودی [[ضعیف]] که شایسته [[مهربانی]] و [[عطوفت]] است، نگریسته و آنان را در [[دفاع از خود]] [[ناتوان]] میداند. از اینرو، زنان را به شیشه [[تشبیه]] کرده و به مردان سفارش نموده که با آنان مهربانی و [[مدارا]] کنند. این حقیقتِ مسئله است، و هرکس جز این را به اسلام نسبت دهد، مطالبِ ندانسته را به آن نسبت داده است؛ یا با انگیزه درست و یا به قصد حل مشکل [[جوانان]] از راه اختلاط با زنان برهنه و بیپروا<ref>مغنیه، محمدجواد، موسوعة الامام علی{{ع}}، ص۲۵۲ و ۲۵۴.</ref>. ۲ | |||
[[ | |||
===[[نفی]] مطلق=== | همچنین استاد مصطفوی مینویسد: از جمله موارد صراحت لهجه [[حضرت علی]]{{ع}}، معرفی [[زن]] و ترسیم مسیر تکاملی او است..... اما آنچه پیش از اینها به چشم میآید و بر صراحت لهجه ایشان دلالت دارد، دو مورد است: [[امیرمؤمنان]]{{ع}} در [[حکمت]] ۲۳۸ میفرماید: تمام زن، [[شر]] و بدی است، و بدتر از همه، آنکه مرد مجبور است زن بگیرد.... دوم نقص [[عقل]] اوست. | ||
بنابراین، منظور [[حضرت امیر]]، [[مذمت]] زن نیست، بلکه بیان یک واقعیت در [[خلقت]] است؛ یعنی [[قانون]] [[تکوین]] و بقای نسل [[انسان]] اقتضا میکند که زایمان وجود داشته باشد. [[خداوند]] این [[وظیفه]] را بر عهده زن گذاشت و لوازم آن را نیز به او عنایت کرد. یکی از لوازمش [[عشق]] و [[عاطفه]] [[قوی]] است که مرد را از آن [[محروم]] ساخته، و ابزار دیگرش [[ضعف]] عقل است. برای اینکه درد زایمان قابل تحمل باشد، ضعف عقل لازم است<ref>مصطفوی، سیدجواد، پرتوی از نهج البلاغه، ص۱۲۲-۱۲۵.</ref>. | |||
یکی دیگر از شارحان سخنان امام علی{{ع}} گفته است: [[امام علی]]{{ع}} به [[شخصیت]] و [[مقام]] زن [[احترام]] مینهاده است.... اما به [[حکم]] [[سنت رسول الله]] و تجارب شخصی، و با توجه به وضع [[روحی]] و جسمی و [[وظایف]] فیزیکی زن، با شرکت دادن او در [[تکالیف]] و مسئولیتهای ویژه مردان [[مخالفت]] میکرد، و مخصوصاً بعد از آنکه [[عایشه]]، [[امالمؤمنین]]، در [[مدینه]] موجبات [[عصیان]] [[مردم]] و [[قتل]] [[خلیفه]]، عثمان، را فراهم آورد،... در این [[عقیده]] راسختر شد و دخالت [[زنان]] در وظایف خاص مردان را به کلی مردود شمرد<ref>مشایخ فریدنی، محمدحسین، نظرات سیاسی در نهج البلاغه، ص۶۸-۶۹.</ref>.<ref>[[مهدی مهریزی|مهریزی، مهدی]]، [[حقوق زن - مهریزی (مقاله)|مقاله «حقوق زن»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]]، ص ۹۸.</ref> | |||
=== [[نفی]] مطلق === | |||
برخی چنین سخنانی را ستمی بر زن و ظلمی در حقِ [[امام]] تلقی کردهاند. البته وضعیت [[تاریخی]] باعث این امر شده است. اینان بیشتر [[جنگ جمل]] را سبب صدور این سخنان دانستهاند، و البته گفتهاند که این رأیِ شخصی امام علی{{ع}} است و نمیتواند مبنای [[احکام شرعی]] و [[معرفتشناسی]] زن قرار گیرد. | برخی چنین سخنانی را ستمی بر زن و ظلمی در حقِ [[امام]] تلقی کردهاند. البته وضعیت [[تاریخی]] باعث این امر شده است. اینان بیشتر [[جنگ جمل]] را سبب صدور این سخنان دانستهاند، و البته گفتهاند که این رأیِ شخصی امام علی{{ع}} است و نمیتواند مبنای [[احکام شرعی]] و [[معرفتشناسی]] زن قرار گیرد. | ||
===توجیه و [[تأویل]]=== | عمر فروخ، به صراحت، اینگونه [[داوری]] کرده است: از آنچه گذشت، میفهمیم که امام علی{{ع}} بر زن [[ستم]] کرده و به شدت بر او تاخته است. اما جای [[تعجب]] است که چرا هیچگونه خیری در زن ندیده و از خوبیهایش یاد نکرده و به [[نیکی]] از او نام نمیبرد. با این همه، دیدگاههایش در [[نهج البلاغه]] درباره زن، رأیی [[سیاسی]] و شخصی است، نه دیدگاهی [[اجتماعی]] که [[قوانین]] بر آن مبتنی گردد و [[منزلت]] [[حقیقی]] زن و جایگاه تاریخیاش بدان شناخته شود<ref>فروخ، عمر، تاریخ الفکر العربی إلی ایام ابن خلدون، ص۱۹۲.</ref>.<ref>[[مهدی مهریزی|مهریزی، مهدی]]، [[حقوق زن - مهریزی (مقاله)|مقاله «حقوق زن»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]]، ص ۱۰۰.</ref> | ||
گروهی به تأویل و توجیه این سخنان دست زدهاند. اینان از یک سو پذیرش ظاهر این سخنان و نسبت دادن آنها به [[امام علی]]{{ع}} را روا ندانستهاند، و از دیگر سو، آن حضرت را والاتر از آن میدانند که بر موجودی، خواه [[زن]] و خواه مرد، ستم روا دارد و ناعادلانه بر کسی بتازد. از اینرو، به بررسی، تأویل و توجیه این کلمات اقدام ورزیدهاند. توجیهات صورت گرفته از نظر روش و [[اتقان]] در یک سطح نیست. اینان گاه وضعیت تاریخی را مطرح میسازند، و گاه [[رویارویی]] | |||
=== توجیه و [[تأویل]] === | |||
گروهی به تأویل و توجیه این سخنان دست زدهاند. اینان از یک سو پذیرش ظاهر این سخنان و نسبت دادن آنها به [[امام علی]]{{ع}} را روا ندانستهاند، و از دیگر سو، آن حضرت را والاتر از آن میدانند که بر موجودی، خواه [[زن]] و خواه مرد، ستم روا دارد و ناعادلانه بر کسی بتازد. از اینرو، به بررسی، تأویل و توجیه این کلمات اقدام ورزیدهاند. توجیهات صورت گرفته از نظر روش و [[اتقان]] در یک سطح نیست. اینان گاه وضعیت تاریخی را مطرح میسازند، و گاه رویارویی زنی چون عایشه، یا تأثیر فرهنگهای جاهلی و غیردینی را مستند قرار میدهند. | |||
در اینجا به اجمال به برخی از این توجیهات اشاره میکنیم: | |||
# گروهی معتقدند امام این سخنان را از آنرو بر زبان آورد که زنی چون عایشه با حکومتش به معارضه برخاست. به تعبیر دیگر، این سخنان بازتاب حرکتهای اجتماعیای بود که به سردمداری زنی چون عایشه شکل گرفت: بخشی از نکوهشهای [[نهج البلاغه]] راجع به زن، ظاهراً به جریان [[جنگ جمل]] برمیگردد.... روایتی که در نهج البلاغه وارد شده است، یک قضیه حقیقیه نیست؛ تقریباً نظیر قضیه شخصیه یا قضیه خارجیه است. اصل قضیه این است که عایشه این [[جنگ]] را به راه انداخت. [[اهل سنت]] هم معتقدند جنگ جمل را او به پا نموده و سبب و محرک او بوده است<ref>جوادی آملی، عبدالله، زن در آیینه جلال و جمال، ص۳۶۹-۳۷۰.</ref>. همین مطلب به گونهای دیگر در سخن عمر فروخ آمده است؛ با این تفاوت که وی به نتیجه اینگونه [[داوری]] تصریح کرده است و آن را ستم و [[ظلم]] میداند. در نقد چنین توجیهی، پارهای از صاحبنظران اظهار داشتهاند که اگر رویارویی با عایشه سبب اینگونه داوریها و سخنان بود، میبایست [[امام علی]]{{ع}} تندتر از این سخنان را درباره مردان بر زبان میآورد؛ چراکه با مردی چون معاویه نیز درگیر بود، و بسیاری از حرکتهای اجتماعی در برابر حکومتش به دست معاویه سامان گرفت<ref>مغنیه، محمدجواد، فی ظلال نهج البلاغه، ج۱، ص۳۷۴.</ref>. | |||
# عدهای این سخنان را به دورهای از [[زمان]] اختصاص میدهند و بر این باورند که منظور زنانی است که مردان به [[تربیت]] و [[تعلیم]] آنان [[همت]] نگماشتهاند، وگرنه [[زنان]] کمتر از مردان در عرصههای [[علمی]] و [[اجتماعی]] ظاهر نمیشدند. استاد عمید زنجانی این سخن را با این تعبیر به قلم آورده است: مطالبی که در نهج البلاغه درباره [[مقام]] و [[شخصیت]] [[زن]] آمده، اگر به [[درستی]] استقصا شود، سیزده چهارده مورد است. در تمام این موارد، مناسبتهای [[تاریخی]] خاصی هست که باید آن مناسبتها مورد توجه قرار بگیرد، و مع الاسف، برخی به مناسبتها توجه نکرده و از آن [[غافل]] ماندهاند. به عبارت دیگر، برداشتی که من دارم این است که قضایایی که در زمینههای مشابه مقام و شخصیت زن در نهج البلاغه آمده است، به صورت قضایای خارجیه است، نه به صورت قضایای طبیعیه یا حقیقیه؛ با طبیعتِ زن کاری ندارد، به صورت حکم کلی با همه زنان [[جهان]] کاری ندارد. سخن از زنِ موجود در [[جامعه]] است با تمام نقایص و نارساییهایش. آنچه [[امام]] مورد [[انتقاد]] قرار میدهد، زنِ موجود در جامعه است و کلیه زنانی که با چنین خصوصیات و خصایصی در جامعه ظاهر میشوند. اگر در طبیعت زن خواستیم تحقیق بکنیم، [[قرآن]] در این زمینه مسئله را به روشنی بیان کرده است، و این در نهایت به همان مسئله بازگشت میکند که قراین و مناسبتهای تاریخی را نباید ندیده گرفت<ref>یادنامه دومین هزاره نهج البلاغه، ص۷۶-۷۷.</ref>. | |||
# دسته سوم بر این باورند که در برخورد با این سخنان سه نکته را باید در نظر داشت: | |||
## احتمال [[تحریف]]؛ | |||
## سنجش با [[روح]] [[اسلام]]؛ | |||
## [[تأویل]]. صاحب این نظریه مینویسد: [[نهجالبلاغه]] مجموعهای است که عالم [[بزرگوار]] ما، [[سید رضی]]، حدود دو [[قرن]] پس از [[حضرت امیر]] به جمعآوری آن پرداخته است. بنابراین، نمیتوان قسم خورد تمام کلماتی که در بیشتر [[خطبهها]] یا نامهها و یا [[حکمتها]] از حضرت نقل شده، به دور از هرگونه تحریف و دستبرد باشد. این کلمات نیز از قاعدهای که قبلاً گفته شد مستثنا نیست؛ نهجالبلاغه باید مطالبش با روح اسلام که همان [[محکمات]] قرآن است، سنجیده شود، و اگر نکتهای از آن با محکمات قرآن در تعارض باشد، آنچه تحتالشعاع قرار خواهد گرفت، کلمات منقول در نهجالبلاغه است.... پس همین مطلب قرینهای خواهد شد که بر فرض صدور این بیانات از حضرت امیر، مراد ظاهر آن عبارات نیست<ref>گلستان قرآن، شماره ۴، ص۱۹.</ref>.<ref>[[مهدی مهریزی|مهریزی، مهدی]]، [[حقوق زن - مهریزی (مقاله)|مقاله «حقوق زن»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]]، ص ۱۰۱.</ref> | |||
== قواعد تحلیل جامع == | |||
در این فصل بر آنیم تا قواعدی را که باید برای بررسی این سخنان منظور شود، به اجمال مرور کنیم؛ اما پیش از آن، ذکر چند نکته ضروری مینماید: | |||
۱. آنچه در این کلمات مشاهده میشود، دیدگاههای اختصاصی [[امام علی]]{{ع}} درباره [[زن]] نیست، بلکه برخی از این [[احکام]] و داوریها در [[قرآن کریم]] نیز به چشم میخورد. همچنین برخی از آنها در سخنان رسول خدا{{صل}}، و بعضی در سخن سایر [[پیشوایان دین]] موجود است. برای نمونه، مسئله [[نابرابری]] زن و مرد در زمینه [[گواهی]] و [[شهادت]]، در [[قرآن]] آمده است: پس اگر دو مرد نبودند، مردی را با دو زن از میان گواهانی که به آنان [[رضایت]] دارید، [[گواه]] بگیرید تا اگر یکی از آن دو زن فراموش کرد، زن دیگر وی را یادآوری کند<ref>بقره، آیه ۲۸۲.</ref>. | |||
و نیز در مسئله نابرابری [[ارث]]، [[خداوند]] فرموده است: خداوند به شما درباره فرزندانتان سفارش میکند: سهم پسر، چون سهم دو دختر است<ref>نساء، آیه ۱۱.</ref>. | |||
همچنین روایتهای [[نقصان عقل]]، با سندهای متفاوت در [[سخنان پیامبر]] [[اسلام]] آمده است: [[رسول خدا]] بر گروهی از [[زنان]] میگذشت، ایستاد و فرمود: ای گروه زنان، ندیدم [[کمخردان]] و کمدینانی که [[خرد]] مردان را چون شما زنان بربایند<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۱، ح٣؛ شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۹۱، ح۴۳۷۵.</ref>. | |||
در | |||
با مضمون یادشده، احادیثی فراوان از رسول خدا{{صل}} در [[منابع حدیثی شیعه]] و [[اهل سنت]] گزارش شده است<ref>ر.ک: حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۱، ح۱؛ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱۰۰، ص۲۵۹، ح۱۱؛ طبرسی، ابوعلی فضل بن حسن، مکارم الاخلاق، ص۲۰۱؛ سنن ابن ماجه، ج۲، ح۴۰۰۳؛ سنن الدارمی، ج۱، ص۲۳۷؛ متقی هندی، علاء الدین، کنز العمال، ج۱۶، ص۳۹۵، ح۴۵۰۸۰؛ ص۳۹۴، ح۴۵۰۷۵؛ ص۳۸۶، ح۴۵۰۲۸؛ ص۲۸۷، ح۴۴۵۰۹؛ اصفهانی، ابونعیم، حلیة الأولیاء، ج۹، ص۱۳۸؛ صحیح البخاری، ج۱، ص۸۳؛ مسند احمد بن حنبل، ج۲، ص۳۷۳-۳۷۴؛ دینوری، ابن قتیبه، عیون الاخبار، ج۴، ص۱۱۰.</ref>. در منع از [[مشورت با زنان]] نیز از [[پیامبر]] و [[امام صادق]]{{ع}} احادیثی نقل شده است. برای نمونه: هنگامی که پیامبر [[عزم]] [[جنگ]] داشت، زنانش را فرامیخواند، با آنان [[مشورت]] میکرد و آنگاه [[مخالفت]] میورزید<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۲۹، ح۴.</ref>. | |||
امام صادق{{ع}} میفرمود: با زنان مشورت نکنید؛ زیرا در آنان [[ضعف]]، [[سستی]] و [[ناتوانی]] است<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۳۱، ح۲.</ref>. | |||
شاید سبب حساسیت سخنان [[امیرمؤمنان]]{{ع}} آن باشد که از یک سو [[نهجالبلاغه]] کتابی است که بسیاری از [[اهل]] [[دانش]] و نیز تودههای [[اجتماعی]] به آن مراجعه میکنند و بسیاری از این مضامین در این کتاب گرد آمده است. از سوی دیگر، [[امام علی]]{{ع}} در [[نهج البلاغه]] در [[مقام]] شخصیتی که بر [[کرامت انسانی]]، [[عدالت]] و ارزشهای متعالی تأکید ورزیده، شناخته شده است، و صدور چنین سخنانی، از وی شگفتآور مینماید. به هر رو، این حساسیت و [[پرسش]] باید در سطحی عامتر، مطمحنظر و [[تأمل]] قرار گیرد. | شاید سبب حساسیت سخنان [[امیرمؤمنان]]{{ع}} آن باشد که از یک سو [[نهجالبلاغه]] کتابی است که بسیاری از [[اهل]] [[دانش]] و نیز تودههای [[اجتماعی]] به آن مراجعه میکنند و بسیاری از این مضامین در این کتاب گرد آمده است. از سوی دیگر، [[امام علی]]{{ع}} در [[نهج البلاغه]] در [[مقام]] شخصیتی که بر [[کرامت انسانی]]، [[عدالت]] و ارزشهای متعالی تأکید ورزیده، شناخته شده است، و صدور چنین سخنانی، از وی شگفتآور مینماید. به هر رو، این حساسیت و [[پرسش]] باید در سطحی عامتر، مطمحنظر و [[تأمل]] قرار گیرد. | ||
۲. [[رفتار]] امیرمؤمنان{{ع}} و سایر [[پیشوایان دینی]]، هیچگونه تنقیص و ملامتی را درباره زنان نشان نمیدهد؛ نه در [[منزلت انسانی]] و نه در [[موقعیت اجتماعی]] و دیگر ساحتهای [[حیات بشر]]. اینک به | ۲. [[رفتار]] امیرمؤمنان{{ع}} و سایر [[پیشوایان دینی]]، هیچگونه تنقیص و ملامتی را درباره زنان نشان نمیدهد؛ نه در [[منزلت انسانی]] و نه در [[موقعیت اجتماعی]] و دیگر ساحتهای [[حیات بشر]]. اینک به اجمال، نمونههایی از [[سیره امام علی]]{{ع}} را برمیشماریم: | ||
#هنگامی که [[خلید بن کاس]]، [[حاکم]] [[نیشابور]]، با پادشاه [[ایرانی]] میرزمد و وی را مغلوب میسازد، دختر او را به [[اسارت]] گرفته، نزد امیرمؤمنان{{ع}} روانه میکند. وقتی دختر کسری بر حضرت وارد میشود، به [[امام]] | # هنگامی که [[خلید بن کاس]]، [[حاکم]] [[نیشابور]]، با پادشاه [[ایرانی]] میرزمد و وی را مغلوب میسازد، دختر او را به [[اسارت]] گرفته، نزد امیرمؤمنان{{ع}} روانه میکند. وقتی دختر کسری بر حضرت وارد میشود، به [[امام]] پیشنهاد ازدواج میدهد و حضرت امتناع میکند. [[مسلمانی]] ایرانیتبار از امام علی{{ع}} میخواهد که او را به [[ازدواج]] وی درآورد. حضرت در پاسخ میفرماید: «او اختیاردار [[زندگی]] خود است». سپس به او رو میکند و میگوید: «هر جا میخواهی برو و با هر که [[دوست]] داری ازدواج کن»<ref>دینوری، ابو حنیفه احمد بن داوود، الاخبار الطوال، ص۱۴۴.</ref>. | ||
# [[امام باقر]]{{ع}} میفرماید: روزی علی{{ع}} به هنگام گرمی هوا به [[خانه]] بازمیگشت. در راه، زنی نزد او آمد و گفت: شوهرم به من [[ستم]] کرده و مرا از خانه بیرون رانده است. او [[سوگند]] یاد کرده که مرا کتک زند. حضرت فرمود: کمی [[صبر]] کن تا هوا خنک شود. [[زن]] گفت: شوهرم بیشتر [[خشمگین]] میشود. علی{{ع}} پس از اندکی درنگ، فرمود: میباید [[حق]] ستمدیده بدون [[دشواری]] ستانده شود. آنگاه به سوی خانه زن رفت و در را کوبید. [[جوانی]] بیرون آمد. حضرت فرمود: از [[خدا]] [[پروا]] کن، چرا او را ترساندهای و از خانه راندهای؟ [[جوان]] با [[ناراحتی]] پرسید: تو کیستی؟ برای سخن تو، او را به [[آتش]] میکشم. [[امیرمؤمنان]]{{ع}} فرمود: تو را [[امر به معروف و نهی از منکر]] میکنم و | # [[امام باقر]]{{ع}} میفرماید: روزی علی{{ع}} به هنگام گرمی هوا به [[خانه]] بازمیگشت. در راه، زنی نزد او آمد و گفت: شوهرم به من [[ستم]] کرده و مرا از خانه بیرون رانده است. او [[سوگند]] یاد کرده که مرا کتک زند. حضرت فرمود: کمی [[صبر]] کن تا هوا خنک شود. [[زن]] گفت: شوهرم بیشتر [[خشمگین]] میشود. علی{{ع}} پس از اندکی درنگ، فرمود: میباید [[حق]] ستمدیده بدون [[دشواری]] ستانده شود. آنگاه به سوی خانه زن رفت و در را کوبید. [[جوانی]] بیرون آمد. حضرت فرمود: از [[خدا]] [[پروا]] کن، چرا او را ترساندهای و از خانه راندهای؟ [[جوان]] با [[ناراحتی]] پرسید: تو کیستی؟ برای سخن تو، او را به [[آتش]] میکشم. [[امیرمؤمنان]]{{ع}} فرمود: تو را [[امر به معروف و نهی از منکر]] میکنم و درشتی میکنی؟ مردمی که از کوچه میگذشتند، حضرت را با خطابِ «یا [[امیرالمؤمنین]]» تهنیت میگفتند. جوان متوجه شد و به عذرخواهی پرداخت و گفت: از خطایم درگذر. به خدا سوگند از این پس برای زنم زمینی هموار خواهم بود<ref>ابن شهر آشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۲، ص۱۰۶.</ref>. | ||
#در [[نبرد جمل]]، [[ام فضل]]، دختر حارث، | # در [[نبرد جمل]]، [[ام فضل]]، دختر حارث، حرکت [[عایشه]] و [[طلحه]] و [[زبیر]] از [[مکه]] به سوی [[بصره]] را در ضمن نامهای به [[امیر مؤمنان]] گزارش میدهد<ref>ابن اعثم، الفتوح، ج۲، ص۴۵۶؛ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج۴، ص۴۵۱.</ref>. در [[نبرد صفین]]، «[[ام براء]]» با سرودههایش [[سپاه علی]]{{ع}} را به [[نبرد]] وامیداشت<ref>ابن طیفور، بلاغات النساء، ص۷۵؛ امین عاملی، سید محسن، اعیان الشیعه، ج۳، ص۴۷۵.</ref>. «[[ام خیر]]» به هنگام [[شهادت]] [[عمار بن یاسر]]، سخنانی بسیار مهیج بر زبان راند<ref>ابن عبدربه، العقد الفرید، ج۱، ص۳۵۴؛ امین عاملی، سید محسن، اعیان الشیعه، ج۳، ص۴۷۶.</ref>. «[[ام سنان]]» علی را به [[ظفر]] و [[پیروزی]] و [[جانشینی پیامبر]] ستود<ref>امین عاملی، سید محسن، اعیان الشیعه، ج۳، ص۴۷۹.</ref>. «[[بکاره هلالیه]]» در همان نبرد به [[تمجید]] [[یاران علی]]{{ع}} و تنقیص [[بنیامیه]] پرداخت<ref>ابن طیفور، بلاغات النساء، ص۳۴.</ref>. «زرقاء»، دختر عدی، با قبیلهاش در [[صفین]] حضور یافت و سخنانی هیجانانگیز در تشجیع سپاه علی{{ع}} بر زبان راند<ref>ابن عبدربه، العقد الفرید، ج۱، ص۳۴۷.</ref>. سرودههای «[[سوده]]»<ref>ابن عبدربه، العقد الفرید، ج۱، ص۴۴.</ref> در صفین و سخنان «عِکرِشه» در [[تاریخ]] آمده است<ref>ابن عبدربه، العقد الفرید، ج۱، ص۳۵۱.</ref>. این همه، نشان از حضور [[اجتماعی]] [[زنان]] در دوره کوتاه [[حاکمیت]] علی{{ع}} دارد. | ||
# زنان در ۲۴ مورد از [[قضاوتهای علی]]{{ع}} در [[مقام]] شاکی یا متهم حضور دارند<ref>محمدی ریشهری، محمد، موسوعة الامام علی بن ابیطالب، ج۱۱، ح۵۷۲۹-۵۷۳۰، ۵۷۳۲، ۵۷۳۳-۵۷۴۰؛ ۵۷۴۴-۵۷۴۷، ۵۷۵۰، ۵۷۵۲-۵۷۵۳، ۵۷۵۷-۵۷۵۸، ۵۷۶۷، ۵۷۶۹، ۵۷۷۸-۵۷۷۹.</ref>، و در هیچیک از این داوریها، زنی به استناد | # زنان در ۲۴ مورد از [[قضاوتهای علی]]{{ع}} در [[مقام]] شاکی یا متهم حضور دارند<ref>محمدی ریشهری، محمد، موسوعة الامام علی بن ابیطالب، ج۱۱، ح۵۷۲۹-۵۷۳۰، ۵۷۳۲، ۵۷۳۳-۵۷۴۰؛ ۵۷۴۴-۵۷۴۷، ۵۷۵۰، ۵۷۵۲-۵۷۵۳، ۵۷۵۷-۵۷۵۸، ۵۷۶۷، ۵۷۶۹، ۵۷۷۸-۵۷۷۹.</ref>، و در هیچیک از این داوریها، زنی به استناد کمخردی، کمایمانی یا سایر خصلتهای منفی یادشده، محکوم نشده است. این، مبنا و معیاری برای [[داوری]] در این مسئله است که دیدگاه [[امام علی]]{{ع}} درباره زنان چگونه بود. | ||
۳. جدا از ارزیابیهای سندی درباره [[احادیث]] و بررسی [[صحت]] و سقم آنها، درباره انتساب برخی سخنان به امام علی{{ع}} فرضیهای به | ۳. جدا از ارزیابیهای سندی درباره [[احادیث]] و بررسی [[صحت]] و سقم آنها، درباره انتساب برخی سخنان به امام علی{{ع}} فرضیهای به ذهن میرسد که برای اثباتش به شواهد تاریخیِ بسیار نیاز است، ولی نمیتوان از آن [[غفلت]] ورزید. این فرضیه را میتوان اینگونه مطرح کرد: | ||
# [[دشمنی]] بنیامیه با [[خاندان پیامبر]] بر کسی پوشیده نیست. پس از [[رحلت رسول خدا]]{{صل}} در همه حوادث تلخی که بر خاندان پیامبر گذشت، رد پای بنیامیه، به ویژه معاویه، به روشنی دیده میشود. بحرانهای دوران [[حکومت امام علی]]{{ع}}، [[شهادت]] وی و نیز [[شهادت امام حسن]]{{ع}} و [[امام حسین]]{{ع}} به دسیسههای معاویه بازمیگردد. | # [[دشمنی]] بنیامیه با [[خاندان پیامبر]] بر کسی پوشیده نیست. پس از [[رحلت رسول خدا]]{{صل}} در همه حوادث تلخی که بر خاندان پیامبر گذشت، رد پای بنیامیه، به ویژه معاویه، به روشنی دیده میشود. بحرانهای دوران [[حکومت امام علی]]{{ع}}، [[شهادت]] وی و نیز [[شهادت امام حسن]]{{ع}} و [[امام حسین]]{{ع}} به دسیسههای معاویه بازمیگردد. | ||
#یکی از دسیسههای بنیامیه | # یکی از دسیسههای بنیامیه جعل احادیث برای مشوه ساختن خاندان پیامبر یا [[کتمان فضایل]] آنان است. این مطلب را بسیاری از محدثان و مورخان گوشزد کردهاند، و در اینجا به ذکر چند [[شاهد]] اکتفا میشود: [[ابن کثیر]] نوشته است: معاویه در نامهای به ابوالحسن، فضیلتهای بسیاری برای خود برشمرد که پدرم در [[جاهلیت]] آقایی داشت و خودم در [[اسلام]]، سمت [[پادشاهی]] یافتهام؛ من داماد [[پیامبر]] و دایی [[مؤمنان]] و [[کاتب وحی]] هستم. امیرالمؤمنین علی{{ع}} فرمود: فرزند [[هند جگرخوار]] با فضایلش بر من [[فخر]] میفروشد، ای [[غلام]] بنویس: محمد، [[پیامبر خدا]]، [[برادر]] و پدرزن من است، و [[حمزه]]، [[سید]] [[شهیدان]]، عموی من. جعفر که صبحگاهان و شامگاهان با [[فرشتگان]] پرواز میکند، پسر مادر من است، و دختر محمد [[همسر]] من است که گوشت او با گوشت و [[خون]] من عجین شده و [[نوادگان]] احمد [[فرزندان]] من هستند. کدامیک از شما به اندازه من سهم دارید؟ بر همه شما در [[پذیرش اسلام]] پیشی گرفتم و در کودکی و پیش از [[بلوغ]] به اسلام گرویدم. معاویه وقتی این نامه را دید، گفت: این نامه را پنهان دارید. مبادا [[اهل شام]] آن را بخوانند و به سوی پسر [[ابوطالب]] [[گرایش]] پیدا کنند<ref>ابن کثیر، البدایة والنهایه، ج۸، ص۸-۹.</ref>. [[ابن ابی الحدید]] نیز مینویسد: معاویه حَجاج را به [[حکومت]] گمارد و عابدپیشههای ظاهرالصلاة به [[دشمنی]] علی{{ع}} و [[دوستی]] [[دشمنان]] او رو کردند و در [[فضایل]] [[دشمنان علی]]{{ع}} و منقصتها در [[دشمنی با علی]] [[روایتها]] ساختند<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۳، ص۱۶.</ref>. ایشان از [[امام باقر]]{{ع}} نقل میکند که بر ما [[ستمها]] رفت و چه بسیار [[ظلمها]] که از [[قریش]] کشیدیم؛ تا آنجا که میفرماید: {{متن حدیث|وَ رَوَوْا عَنَّا مَا لَمْ نَقُلْهُ وَ لَمْ نَفْعَلْهُ، لِيُبَغِّضُونَا إِلَى النَّاسِ، وَ كَانَ عِظَمُ ذَلِكَ وَ كِبَرُهُ زَمَنَ مُعَاوِيَةَ بَعْدَ مَوْتِ الْحَسَنِ{{ع}}}}<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۱، ص۴۳.</ref>؛ «چیزهایی از ما نقل کردند که نگفتیم و مرتکب نشدیم، تا ما را [[دشمن]] [[مردم]] وانمود کنند، و بیشترینش در زمان معاویه، پس از وفات امام حسن{{ع}} بود». | ||
#چنانکه در کتب [[تاریخ]] آمده است، زنانی بسیار | # چنانکه در کتب [[تاریخ]] آمده است، زنانی بسیار پس از شهادت امام علی{{ع}} بر معاویه وارد شدند و او درباره علی{{ع}} از آنان پرسید و آنان وی را میستودند و تعبیرهایی از این قبیل بر زبانشان جاری گشت: {{عربی|لِسَانُ نُطْقٍ وَ قَوْلُ صِدْقٍ}}<ref>ابن عبدربه، العقد الفرید، ج۱، ص۳۳۹.</ref>؛ «زبان گویا و سخنان راستین». {{عربی|أَحْبَبْتُ عَلِيّاً عَلَى عَدْلِهِ فِي الرَّعِيَّةِ وَ قَسْمِهِ بِالسَّوِيَّةِ}}<ref>ابن عبدربه، العقد الفرید، ج۲، ص۷۷-۷۸.</ref>؛ «علی{{ع}} را [[دوست]] داشتم به دلیل عدالتپیشگی در میان [[مردمان]] و رعایت [[مساوات]]». {{عربی|صَلَّى الْإِلَهُ عَلَى جِسْمٍ تَضَمَّنَهُ *** قَبْرٌ فَأَصْبَحَ فِيهِ الْعَدْلُ مَدْفُوناً}}<ref>ابن عبدربه، العقد الفرید، ج۱، ص۴۴.</ref>[[درود]] [[خداوند]] بر بدنی که خاک او را در میان گرفت، و [[عدالت]] در آن مدفون شد. | ||
# معاویه و [[بنیامیه]] برای تخریب [[شخصیت امام علی]]{{ع}} در نظر [[زنان]]، احادیثی | # معاویه و [[بنیامیه]] برای تخریب [[شخصیت امام علی]]{{ع}} در نظر [[زنان]]، احادیثی جعل کردند که تحقیر [[زن]] را در پی داشته است، تا بتوانند نیمی از [[جامعه]] را به وی بدبین سازند. | ||
شواهد اولیه ما بر این فرضیه عبارت است از: | شواهد اولیه ما بر این فرضیه عبارت است از: | ||
# | # سیره عملی و [[رفتار]] گزارش شده از [[امام]] دلالتی بر [[اعتقاد]] به چنین نارسایی و منقصتی در زنان ندارد. | ||
#هیچگاه زنانِ با [[فضیلت]] و کمال، در دورههای پیشین، [[امیرمؤمنان]] را رویاروی خویش نپنداشتهاند و بر آن نبودهاند که [[امام علی]]{{ع}} زنان را تحقیر کرده است. به نظر میرسد اگر این مجموعه سخنان از امام علی{{ع}} صادر شده بود، تلقی زنان از وی، اینگونه نمیبود. | # هیچگاه زنانِ با [[فضیلت]] و کمال، در دورههای پیشین، [[امیرمؤمنان]] را رویاروی خویش نپنداشتهاند و بر آن نبودهاند که [[امام علی]]{{ع}} زنان را تحقیر کرده است. به نظر میرسد اگر این مجموعه سخنان از امام علی{{ع}} صادر شده بود، تلقی زنان از وی، اینگونه نمیبود. | ||
# | # کتاب الهی و [[سیره]] و [[سنت پیامبر]] و سایر [[امامان]] از برخی از این تعبیرهای تُند خالی است، بلکه بر [[کرامت]] زنان تأکید بسیار دارد. | ||
# معاویه به [[عبدالرحمان بن شبل]] | # معاویه به [[عبدالرحمان بن شبل]] نامه مینویسد که آنچه از [[پیامبر]] شنیدی برای [[مردم]] بازگو کن، و وی میگوید: از [[رسول خدا]]{{صل}} شنیدم که [[فاسقان]] [[اهل]] آتشند. پرسیدند: ای رسول خدا، فاسقان چه کسانیاند؟ فرمود: زنان<ref>احمد بن حنبل، المسند، ج۳، ص۴۲۸ و ۴۴۴.</ref>. جای [[شگفتی]] است که معاویه نامه مینویسد، و وی تنها همین [[حدیث]] را بر مردم قرائت میکند. | ||
از [[رسول خدا]]{{صل}} شنیدم که [[فاسقان]] [[اهل]] آتشند. پرسیدند: ای رسول خدا، فاسقان چه کسانیاند؟ فرمود: زنان<ref>احمد بن حنبل، المسند، ج۳، ص۴۲۸ و ۴۴۴.</ref>. | |||
جای [[شگفتی]] است که معاویه نامه مینویسد، و وی تنها همین [[حدیث]] را بر مردم قرائت میکند. | اینک پس از ذکر این مقدمات، و روشنشدن اینکه برای بررسی [[سخنان امام علی]]{{ع}} باید به عرصه گستردهترِ [[نصوص دینی]]، یعنی [[قرآن]] و [[سنت]]، توجه داشت، قواعدی بازگو میشود که در پرتو آنها باید به سنجش و تبیین این [[نصوص]] پرداخت<ref>[[مهدی مهریزی|مهریزی، مهدی]]، [[حقوق زن - مهریزی (مقاله)|مقاله «حقوق زن»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]]، ص ۱۰۳-۱۰۹.</ref>: | ||
اینک پس از ذکر این مقدمات، و روشنشدن اینکه برای بررسی [[سخنان امام علی]]{{ع}} باید به عرصه گستردهترِ [[نصوص دینی]]، یعنی [[قرآن]] و [[سنت]]، توجه داشت، قواعدی بازگو میشود که در پرتو آنها باید به سنجش و تبیین این [[نصوص]] پرداخت<ref>[[مهدی مهریزی|مهریزی، مهدی]]، [[حقوق زن - مهریزی (مقاله)|مقاله «حقوق زن»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۱۰۳-۱۰۹.</ref>: | |||
===قرآنمحوری=== | === قرآنمحوری === | ||
در مطالعات [[دینی]] نباید از قرآن [[غفلت]] ورزید. قرآن، نخستین منبع [[دینشناسی]] است. حدیث را باید در پرتو آن [[درک]] کرد، و نیز باید تمام قرآن را منظور داشت، نه بخشی از آن را. | در مطالعات [[دینی]] نباید از قرآن [[غفلت]] ورزید. قرآن، نخستین منبع [[دینشناسی]] است. حدیث را باید در پرتو آن [[درک]] کرد، و نیز باید تمام قرآن را منظور داشت، نه بخشی از آن را. | ||
در قرآن نزدیک به دویست [[آیه]] درباره [[زن]] و روابط او با مرد وجود دارد. قرآن [[آفرینش]] زن و مرد را از آغاز خلقت<ref>قرآن کریم چگونگی آفرینش زن و مرد را یکسان دیده و آن را در خلال موضوعاتی چون سجده فرشتگان، دمیدن روح الهی، تعلیم، عهد، وسوسه شیطان، عصیان، تلقی کلمات، توبه و مبدأ آفرینش طرح کرده است. در این باره، ر.ک: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ * وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَؤُلَاءِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ * قَالُوا سُبْحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ * قَالَ يَا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ * وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ * وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ * فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ * فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ * قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِيعًا فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدًى فَمَنْ تَبِعَ هُدَايَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}} «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: میخواهم جانشینی در زمین بگمارم، گفتند: آیا کسی را در آن میگماری که در آن تباهی میکند و خونها میریزد در حالی که ما تو را با سپاس، به پاکی میستاییم و تو را پاک میشمریم؛ فرمود: من چیزی میدانم که شما نمیدانید * و همه نامها را به آدم آموخت سپس آنان را بر فرشتگان عرضه کرد و گفت: اگر راست میگویید نامهای اینان را به من بگویید * گفتند: پاکاکه تویی! ما دانشی جز آنچه تو به ما آموختهای، نداریم، بیگمان تویی که دانای فرزانهای * فرمود: ای آدم! آنان را از نامهای اینان آگاه ساز! و چون آنان را از نامهای اینان آگاهانید فرمود: آیا به شما نگفته بودم که من نهان آسمانها و زمین را میدانم و از آنچه آشکار میکنید و پوشیده میداشتید آگاهم؟ * و (یاد کنید) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید، همه فروتنی کردند جز ابلیس که سرباز زد و سرکشی کرد و از کافران شد * و گفتیم: ای آدم! تو و همسرت در بهشت جای گیرید و از (نعمتهای) آن، از هر جا خواهید فراوان بخورید اما به این درخت نزدیک نشوید که از ستمگران گردید * شیطان، آنان را از آن فرو لغزاند و از جایی که بودند بیرون راند و ما گفتیم: فرود آیید دشمن یکدیگر! و در زمین تا روزگاری، آرامشگاه و برخورداری خواهید داشت * آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت و (پروردگار) از او در گذشت که او بسیار توبهپذیر بخشاینده است * گفتیم: همه از آن (بهشت فرازین) فرود آیید، آنگاه اگر از من به شما رهنمودی رسید، کسانی که از رهنمود من پیروی کنند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند» سوره بقره، آیه ۳۰-۳۸؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا}} «ای مردم! از پروردگارتان پروا کنید، همان که شما را از تنی یگانه آفرید و از (سرشت) او همسرش را پدید آورد و از آن دو، مردان و زنان بسیار (در جهان) پراکند و از خداوند- که با (سوگند بر نام) او، از هم درخواست میکنید- و از (بریدن پیوند) خویشان پروا کنید، بیگمان خداوند چشم بر شما دارد» سوره نساء، آیه ۱؛ سوره اعراف، آیه ۱۰-۲۷؛ {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِيفًا فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَيْتَنَا صَالِحًا لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ}} «اوست که شما را از تنی یگانه آفرید و از (خود) او همسرش را پدید آورد تا بدو آرامش یابد و چون با او آمیزش کرد، همسرش باری سبک برگرفت آنگاه (چندی) با او به سر آورد تا چون گرانبار شد، خداوند- پروردگارشان- را خواندند که: اگر به ما (فرزند) شایستهای بدهی به یقین از سپاسگزاران خواهیم بود» سوره اعراف، آیه ۱۸۹؛ سوره حجر، آیه ۲۶-۴۲؛ {{متن قرآن|وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَجَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ بَنِينَ وَحَفَدَةً وَرَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ أَفَبِالْبَاطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَتِ اللَّهِ هُمْ يَكْفُرُونَ}} «و خداوند از خودتان برای شما همسرانی آفرید و برای شما از همسرانتان فرزندان و فرزندزادگانی پدید آورد و از چیزهای پاکیزه روزیتان داد؛ آیا باز هم آنان به باطل ایمان میآورند و به نعمتهای خداوند ناسپاسی میورزند؟» سوره نحل، آیه ۷۲؛ {{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْنَاكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْيَانًا كَبِيرًا * وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ قَالَ أَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِينًا * قَالَ أَرَأَيْتَكَ هَذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إِلَّا قَلِيلًا * قَالَ اذْهَبْ فَمَنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزَاؤُكُمْ جَزَاءً مَوْفُورًا * وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَرَجِلِكَ وَشَارِكْهُمْ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ وَعِدْهُمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلَّا غُرُورًا}} «و (یاد کن) آنگاه را که با تو گفتیم: پروردگارت به مردم چیرگی دارد و خوابی که ما به تو نمایاندیم و درخت لعنت شده در قرآن را جز برای آزمون مردم قرار ندادیم و آنان را بیم میدهیم اما جز سرکشی بزرگ، به آنان نمیافزاید * و (یاد کن) آنگاه را که با فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید و فروتنی کردند جز ابلیس که گفت: آیا برای کسی فروتنی کنم که از گل آفریدهای؟ * گفت: به من بگو آیا این است آن کس که بر من برتر داشتی؟ سوگند (میخورم) که اگر تا روز رستخیز مهلتم دهی، بیگمان بر زادگان او- جز اندکی- لجام خواهم نهاد * فرمود: برو که از آنان هر که از تو پیروی کند بیگمان دوزخ کیفر شماست، کیفری تمام (و کامل) * و هر یک از آنان را که بتوانی با آوای خویش بلغزان و با سوارگان و پیادگان خویش بر آنان بتاز و در داراییها و فرزندان آنان شریک شو و به آنها وعده بده! و شیطان جز وعده فریبنده به آنان نخواهد داد» سوره اسراء، آیه ۶۰-۶۴؛ {{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا}} «و (یاد کن) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم برای آدم فروتنی کنید! (همه) فروتنی کردند جز ابلیس که از پریان بود و از فرمان پروردگارش سر پیچید؛ با این حال آیا شما او و فرزندانش را به جای من به سروری برمیگزینید با آنکه آنان دشمن شمایند؟ بد جایگزینی برای ستمگرانند» سوره کهف، آیه ۵۰؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا * وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى * فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَذَا عَدُوٌّ لَكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَى * إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعْرَى * وَأَنَّكَ لَا تَظْمَأُ فِيهَا وَلَا تَضْحَى * فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطَانُ قَالَ يَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَا يَبْلَى * فَأَكَلَا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَعَصَى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَى * ثُمَّ اجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَتَابَ عَلَيْهِ وَهَدَى * قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعًا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَى}} «و ما از پیش به آدم سفارش کردیم اما او از یاد برد و در وی عزمی نیافتیم * و (یاد کن) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم برای آدم فروتنی کنید (همگان) فروتنی کردند جز ابلیس که سرباز زد * گفتیم: ای آدم! این (ابلیس) دشمن تو و دشمن همسر توست، مبادا شما را از بهشت بیرون براند که در سختی افتی * بیگمان برای تو (مقرّر) است که در آنجا گرسنه نشوی و برهنه نمانی * و اینکه در آنجا تشنه نشوی و آفتابزده نگردی * اما شیطان او را وسوسه کرد، گفت: ای آدم! میخواهی تو را به درخت جاودانگی و (آن) فرمانروایی که فرسوده نمیشود راهبر شوم * آنگاه، (هر دو) از آن خوردند و شرمگاههاشان بر آنان نمایان شد و آغاز کردند به نهادن برگ (درختان) بهشت بر خودشان و آدم با پروردگارش نافرمانی کرد و بیراه شد * سپس پروردگارش او را برگزید و او را بخشود و راهنمایی کرد * فرمود: هر دو با هم از آن (بهشت فرازین) فرود آیید - (که) برخی دشمن برخی دیگر (خواهید بود) - آنگاه چون از من رهنمودی به شما رسد، هرکه از رهنمود من پیروی کند نه گمراه میگردد و نه در رنج میافتد» سوره طه، آیه ۱۱۵-۱۲۳؛ {{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}} «و از نشانههای او این است که از خودتان همسرانی برایتان آفرید تا کنار آنان آرامش یابید و میان شما دلبستگی پایدار و مهر پدید آورد؛ بیگمان در این، نشانههایی است برای گروهی که میاندیشند» سوره روم، آیه ۲۱؛ سوره ص، آیه ۷۱-۸۳؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}} «ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را گروهها و قبیلهها کردیم تا یکدیگر را بازشناسید، بیگمان گرامیترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستی خداوند دانایی آگاه است» سوره حجرات، آیه ۱۳؛ {{متن قرآن|وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنْثَى * مِنْ نُطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى}} «و اینکه او دو گونه نر و ماده را آفرید * از نطفهای، آنگاه که فرو ریخته شود» سوره نجم، آیه ۴۵-۴۶؛ {{متن قرآن|أَلَمْ يَكُ نُطْفَةً مِنْ مَنِيٍّ يُمْنَى * ثُمَّ كَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى * فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنْثَى}} «آیا نطفهای نبود از آبی که فرو ریخته میشود؟ * سپس خون بستهای بود که (خداوندش) آفرید و استوار داشت * و از آن، دو گونه نر و ماده را پدید آورد» سوره قیامه، آیه ۳۷-۳۹؛ {{متن قرآن|إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا * إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا}} «ما انسان را از نطفهای برآمیخته آفریدیم، او را میآزماییم از این رو شنوا و بینایش گردانیدهایم * ما به او راه را نشان دادهایم خواه سپاسگزار باشد یا ناسپاس» سوره انسان، آیه ۲-۳؛ {{متن قرآن|وَمَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَالْأُنْثَى}} «و به آنکه نر و ماده را آفرید،» سوره لیل، آیه ۳.</ref> تا سکونت در بهشت<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ * وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ}} «و (یاد کنید) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید، همه فروتنی کردند جز ابلیس که سرباز زد و سرکشی کرد و از کافران شد * و گفتیم: ای آدم! تو و همسرت در بهشت جای گیرید و از (نعمتهای) آن، از هر جا خواهید فراوان بخورید اما به این درخت نزدیک نشوید که از ستمگران گردید» سوره بقره، آیه ۳۴-۳۵؛ {{متن قرآن|وَيَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلَا مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ * فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطَانُ لِيُبْدِيَ لَهُمَا مَا وُورِيَ عَنْهُمَا مِنْ سَوْآتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَنْ تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ * وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ * فَدَلَّاهُمَا بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَنَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَأَقُلْ لَكُمَا إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُبِينٌ}} «و ای آدم! تو و همسرت در بهشت جای گزینید و از هر جا خواهید بخورید و به این درخت نزدیک نشوید که از ستمکاران خواهید شد * پس شیطان آن دو را به وسوسه افکند تا از شرمگاههایشان آنچه را بر آن دو پوشیده بود بر آنها آشکار سازد و گفت: پروردگارتان شما را از این درخت باز نداشت مگر بدین رو که مبادا دو فرشته شوید یا از جاودانگان گردید * و برای آن دو سوگند خورد که من از خیرخواهان شمایم * پس آنان را با فریب فرو لغزاند؛ و چون از آن درخت چشیدند شرمگاههایشان بر آنان نمودار گشت و به چسباندن از برگهای بهشت بر آنها آغازیدند و پروردگارشان به آن دو ندا داد: آیا شما را از این درخت باز نداشته و به شما نگفته بودم که به راستی شیطان، شما را دشمنی آشکار است؟» سوره اعراف، آیه ۱۹-۲۲.</ref> و سپس هبوط<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ * وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ}} «و (یاد کنید) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید، همه فروتنی کردند جز ابلیس که سرباز زد و سرکشی کرد و از کافران شد * و گفتیم: ای آدم! تو و همسرت در بهشت جای گیرید و از (نعمتهای) آن، از هر جا خواهید فراوان بخورید اما به این درخت نزدیک نشوید که از ستمگران گردید» سوره بقره، آیه ۳۴-۳۵؛ {{متن قرآن|قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعًا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَى}} «فرمود: هر دو با هم از آن (بهشت فرازین) فرود آیید- (که) برخی دشمن برخی دیگر (خواهید بود)- آنگاه چون از من رهنمودی به شما رسد، هر که از رهنمود من پیروی کند نه گمراه میگردد و نه در رنج میافتد» سوره طه، آیه ۱۲۳.</ref> یکسان میبیند. | در قرآن نزدیک به دویست [[آیه]] درباره [[زن]] و روابط او با مرد وجود دارد. قرآن [[آفرینش]] زن و مرد را از آغاز خلقت<ref>قرآن کریم چگونگی آفرینش زن و مرد را یکسان دیده و آن را در خلال موضوعاتی چون سجده فرشتگان، دمیدن روح الهی، تعلیم، عهد، وسوسه شیطان، عصیان، تلقی کلمات، توبه و مبدأ آفرینش طرح کرده است. در این باره، ر.ک: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ * وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَؤُلَاءِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ * قَالُوا سُبْحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ * قَالَ يَا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ * وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ * وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ * فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ * فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ * قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِيعًا فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدًى فَمَنْ تَبِعَ هُدَايَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}} «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: میخواهم جانشینی در زمین بگمارم، گفتند: آیا کسی را در آن میگماری که در آن تباهی میکند و خونها میریزد در حالی که ما تو را با سپاس، به پاکی میستاییم و تو را پاک میشمریم؛ فرمود: من چیزی میدانم که شما نمیدانید * و همه نامها را به آدم آموخت سپس آنان را بر فرشتگان عرضه کرد و گفت: اگر راست میگویید نامهای اینان را به من بگویید * گفتند: پاکاکه تویی! ما دانشی جز آنچه تو به ما آموختهای، نداریم، بیگمان تویی که دانای فرزانهای * فرمود: ای آدم! آنان را از نامهای اینان آگاه ساز! و چون آنان را از نامهای اینان آگاهانید فرمود: آیا به شما نگفته بودم که من نهان آسمانها و زمین را میدانم و از آنچه آشکار میکنید و پوشیده میداشتید آگاهم؟ * و (یاد کنید) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید، همه فروتنی کردند جز ابلیس که سرباز زد و سرکشی کرد و از کافران شد * و گفتیم: ای آدم! تو و همسرت در بهشت جای گیرید و از (نعمتهای) آن، از هر جا خواهید فراوان بخورید اما به این درخت نزدیک نشوید که از ستمگران گردید * شیطان، آنان را از آن فرو لغزاند و از جایی که بودند بیرون راند و ما گفتیم: فرود آیید دشمن یکدیگر! و در زمین تا روزگاری، آرامشگاه و برخورداری خواهید داشت * آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت و (پروردگار) از او در گذشت که او بسیار توبهپذیر بخشاینده است * گفتیم: همه از آن (بهشت فرازین) فرود آیید، آنگاه اگر از من به شما رهنمودی رسید، کسانی که از رهنمود من پیروی کنند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند» سوره بقره، آیه ۳۰-۳۸؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا}} «ای مردم! از پروردگارتان پروا کنید، همان که شما را از تنی یگانه آفرید و از (سرشت) او همسرش را پدید آورد و از آن دو، مردان و زنان بسیار (در جهان) پراکند و از خداوند- که با (سوگند بر نام) او، از هم درخواست میکنید- و از (بریدن پیوند) خویشان پروا کنید، بیگمان خداوند چشم بر شما دارد» سوره نساء، آیه ۱؛ سوره اعراف، آیه ۱۰-۲۷؛ {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِيفًا فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَيْتَنَا صَالِحًا لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ}} «اوست که شما را از تنی یگانه آفرید و از (خود) او همسرش را پدید آورد تا بدو آرامش یابد و چون با او آمیزش کرد، همسرش باری سبک برگرفت آنگاه (چندی) با او به سر آورد تا چون گرانبار شد، خداوند- پروردگارشان- را خواندند که: اگر به ما (فرزند) شایستهای بدهی به یقین از سپاسگزاران خواهیم بود» سوره اعراف، آیه ۱۸۹؛ سوره حجر، آیه ۲۶-۴۲؛ {{متن قرآن|وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَجَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ بَنِينَ وَحَفَدَةً وَرَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ أَفَبِالْبَاطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَتِ اللَّهِ هُمْ يَكْفُرُونَ}} «و خداوند از خودتان برای شما همسرانی آفرید و برای شما از همسرانتان فرزندان و فرزندزادگانی پدید آورد و از چیزهای پاکیزه روزیتان داد؛ آیا باز هم آنان به باطل ایمان میآورند و به نعمتهای خداوند ناسپاسی میورزند؟» سوره نحل، آیه ۷۲؛ {{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْنَاكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْيَانًا كَبِيرًا * وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ قَالَ أَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِينًا * قَالَ أَرَأَيْتَكَ هَذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إِلَّا قَلِيلًا * قَالَ اذْهَبْ فَمَنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزَاؤُكُمْ جَزَاءً مَوْفُورًا * وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَرَجِلِكَ وَشَارِكْهُمْ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ وَعِدْهُمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلَّا غُرُورًا}} «و (یاد کن) آنگاه را که با تو گفتیم: پروردگارت به مردم چیرگی دارد و خوابی که ما به تو نمایاندیم و درخت لعنت شده در قرآن را جز برای آزمون مردم قرار ندادیم و آنان را بیم میدهیم اما جز سرکشی بزرگ، به آنان نمیافزاید * و (یاد کن) آنگاه را که با فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید و فروتنی کردند جز ابلیس که گفت: آیا برای کسی فروتنی کنم که از گل آفریدهای؟ * گفت: به من بگو آیا این است آن کس که بر من برتر داشتی؟ سوگند (میخورم) که اگر تا روز رستخیز مهلتم دهی، بیگمان بر زادگان او- جز اندکی- لجام خواهم نهاد * فرمود: برو که از آنان هر که از تو پیروی کند بیگمان دوزخ کیفر شماست، کیفری تمام (و کامل) * و هر یک از آنان را که بتوانی با آوای خویش بلغزان و با سوارگان و پیادگان خویش بر آنان بتاز و در داراییها و فرزندان آنان شریک شو و به آنها وعده بده! و شیطان جز وعده فریبنده به آنان نخواهد داد» سوره اسراء، آیه ۶۰-۶۴؛ {{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا}} «و (یاد کن) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم برای آدم فروتنی کنید! (همه) فروتنی کردند جز ابلیس که از پریان بود و از فرمان پروردگارش سر پیچید؛ با این حال آیا شما او و فرزندانش را به جای من به سروری برمیگزینید با آنکه آنان دشمن شمایند؟ بد جایگزینی برای ستمگرانند» سوره کهف، آیه ۵۰؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا * وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى * فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَذَا عَدُوٌّ لَكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَى * إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعْرَى * وَأَنَّكَ لَا تَظْمَأُ فِيهَا وَلَا تَضْحَى * فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطَانُ قَالَ يَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَا يَبْلَى * فَأَكَلَا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَعَصَى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَى * ثُمَّ اجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَتَابَ عَلَيْهِ وَهَدَى * قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعًا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَى}} «و ما از پیش به آدم سفارش کردیم اما او از یاد برد و در وی عزمی نیافتیم * و (یاد کن) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم برای آدم فروتنی کنید (همگان) فروتنی کردند جز ابلیس که سرباز زد * گفتیم: ای آدم! این (ابلیس) دشمن تو و دشمن همسر توست، مبادا شما را از بهشت بیرون براند که در سختی افتی * بیگمان برای تو (مقرّر) است که در آنجا گرسنه نشوی و برهنه نمانی * و اینکه در آنجا تشنه نشوی و آفتابزده نگردی * اما شیطان او را وسوسه کرد، گفت: ای آدم! میخواهی تو را به درخت جاودانگی و (آن) فرمانروایی که فرسوده نمیشود راهبر شوم * آنگاه، (هر دو) از آن خوردند و شرمگاههاشان بر آنان نمایان شد و آغاز کردند به نهادن برگ (درختان) بهشت بر خودشان و آدم با پروردگارش نافرمانی کرد و بیراه شد * سپس پروردگارش او را برگزید و او را بخشود و راهنمایی کرد * فرمود: هر دو با هم از آن (بهشت فرازین) فرود آیید - (که) برخی دشمن برخی دیگر (خواهید بود) - آنگاه چون از من رهنمودی به شما رسد، هرکه از رهنمود من پیروی کند نه گمراه میگردد و نه در رنج میافتد» سوره طه، آیه ۱۱۵-۱۲۳؛ {{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}} «و از نشانههای او این است که از خودتان همسرانی برایتان آفرید تا کنار آنان آرامش یابید و میان شما دلبستگی پایدار و مهر پدید آورد؛ بیگمان در این، نشانههایی است برای گروهی که میاندیشند» سوره روم، آیه ۲۱؛ سوره ص، آیه ۷۱-۸۳؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}} «ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را گروهها و قبیلهها کردیم تا یکدیگر را بازشناسید، بیگمان گرامیترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستی خداوند دانایی آگاه است» سوره حجرات، آیه ۱۳؛ {{متن قرآن|وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنْثَى * مِنْ نُطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى}} «و اینکه او دو گونه نر و ماده را آفرید * از نطفهای، آنگاه که فرو ریخته شود» سوره نجم، آیه ۴۵-۴۶؛ {{متن قرآن|أَلَمْ يَكُ نُطْفَةً مِنْ مَنِيٍّ يُمْنَى * ثُمَّ كَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى * فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنْثَى}} «آیا نطفهای نبود از آبی که فرو ریخته میشود؟ * سپس خون بستهای بود که (خداوندش) آفرید و استوار داشت * و از آن، دو گونه نر و ماده را پدید آورد» سوره قیامه، آیه ۳۷-۳۹؛ {{متن قرآن|إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا * إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا}} «ما انسان را از نطفهای برآمیخته آفریدیم، او را میآزماییم از این رو شنوا و بینایش گردانیدهایم * ما به او راه را نشان دادهایم خواه سپاسگزار باشد یا ناسپاس» سوره انسان، آیه ۲-۳؛ {{متن قرآن|وَمَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَالْأُنْثَى}} «و به آنکه نر و ماده را آفرید،» سوره لیل، آیه ۳.</ref> تا سکونت در بهشت<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ * وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ}} «و (یاد کنید) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید، همه فروتنی کردند جز ابلیس که سرباز زد و سرکشی کرد و از کافران شد * و گفتیم: ای آدم! تو و همسرت در بهشت جای گیرید و از (نعمتهای) آن، از هر جا خواهید فراوان بخورید اما به این درخت نزدیک نشوید که از ستمگران گردید» سوره بقره، آیه ۳۴-۳۵؛ {{متن قرآن|وَيَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلَا مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ * فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطَانُ لِيُبْدِيَ لَهُمَا مَا وُورِيَ عَنْهُمَا مِنْ سَوْآتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَنْ تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ * وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ * فَدَلَّاهُمَا بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَنَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَأَقُلْ لَكُمَا إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُبِينٌ}} «و ای آدم! تو و همسرت در بهشت جای گزینید و از هر جا خواهید بخورید و به این درخت نزدیک نشوید که از ستمکاران خواهید شد * پس شیطان آن دو را به وسوسه افکند تا از شرمگاههایشان آنچه را بر آن دو پوشیده بود بر آنها آشکار سازد و گفت: پروردگارتان شما را از این درخت باز نداشت مگر بدین رو که مبادا دو فرشته شوید یا از جاودانگان گردید * و برای آن دو سوگند خورد که من از خیرخواهان شمایم * پس آنان را با فریب فرو لغزاند؛ و چون از آن درخت چشیدند شرمگاههایشان بر آنان نمودار گشت و به چسباندن از برگهای بهشت بر آنها آغازیدند و پروردگارشان به آن دو ندا داد: آیا شما را از این درخت باز نداشته و به شما نگفته بودم که به راستی شیطان، شما را دشمنی آشکار است؟» سوره اعراف، آیه ۱۹-۲۲.</ref> و سپس هبوط<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ * وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ}} «و (یاد کنید) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید، همه فروتنی کردند جز ابلیس که سرباز زد و سرکشی کرد و از کافران شد * و گفتیم: ای آدم! تو و همسرت در بهشت جای گیرید و از (نعمتهای) آن، از هر جا خواهید فراوان بخورید اما به این درخت نزدیک نشوید که از ستمگران گردید» سوره بقره، آیه ۳۴-۳۵؛ {{متن قرآن|قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعًا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَى}} «فرمود: هر دو با هم از آن (بهشت فرازین) فرود آیید- (که) برخی دشمن برخی دیگر (خواهید بود)- آنگاه چون از من رهنمودی به شما رسد، هر که از رهنمود من پیروی کند نه گمراه میگردد و نه در رنج میافتد» سوره طه، آیه ۱۲۳.</ref> یکسان میبیند. | ||
[[قرآن]]، در [[فلسفه]] خلقت<ref>{{متن قرآن|وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ}} «و پریان و آدمیان را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند» سوره ذاریات، آیه ۵۶؛ {{متن قرآن|الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ}} «همان که مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک نیکوکردارترید و او پیروز آمرزنده است» سوره ملک، آیه ۲؛ {{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}} «کسانی از مرد و زن که کار شایستهای کنند؛ و مؤمن باشند، بیگمان آنان را با زندگانی پاکیزهای زنده میداریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام میدادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ}} «ای مؤمنان! (ندای) خداوند و پیامبر را هر گاه شما را به چیزی فرا خوانند که به شما زندگی میبخشد پاسخ دهید و بدانید که خداوند میان آدمی و دل او میانجی میشود و (بدانید که) به نزد وی گرد آورده میشوید» سوره انفال، آیه ۲۴؛ {{متن قرآن|اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَأَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْمًا}} «خداوند است که هفت آسمان را و از زمین همانند آنها را آفریده است. فرمان (وی) میان آنها فرود میآید تا بدانید که خداوند بر هر کاری تواناست و اینکه دانش خداوند فراگیر همه چیز است» سوره طلاق، آیه ۱۲.</ref> و استعدادهایی چون [[روح الهی]]<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ * فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ}} «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: من بر آنم بشری از گلی خشک برآمده از لایی بویناک، بیافرینم * پس هنگامی که او را باندام برآوردم و در او از روان خویش دمیدم، برای او به فروتنی در افتید!» سوره حجر، آیه ۲۸-۲۹؛ {{متن قرآن|إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِنْ طِينٍ * فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ}} «آنگاه پروردگارت به فرشتگان گفت: من بر آنم بشری از گل بیافرینم * پس، هنگامی که او را به اندام برآوردم و در او از روان خود دمیدم برای او به فروتنی درافتید!» سوره ص، آیه ۷۱-۷۲؛ {{متن قرآن|الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسَانِ مِنْ طِينٍ * ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ مَاءٍ مَهِينٍ * ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَا تَشْكُرُونَ}} «اوست که هر چه آفرید نیکو آفرید و آفرینش آدمی را از گلی آغازید * سپس نسل او را از چکیده آبی خوارمایه پدید آورد * سپس او را باندام برآورد و از روح خویش در او دمید و برایتان گوش و چشمان و دلها را پدیدار کرد، (امّا) اندک سپاس میگزارید» سوره سجده، آیه ۷-۹.</ref>، تسویه در خلقت<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ}} «که ما [[انسان]] را در [[نیکوترین]] ساختار آفریدهایم،» [[سوره تین]]، [[آیه]] ۴؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ * الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ}} «ای انسان! چه تو را با [[پروردگار]] بخشندهات به خیرگی وا داشت؟ * همان که تو را آفرید، پس [[استوار]] کرد و بهنجار داشت» [[سوره انفطار]]، آیه ۶-۷.</ref>، [[ابزار ادراکی]]<ref>{{متن قرآن|إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ بِحُكْمِهِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ}} «همانا پروردگارت میان آنان به حکم خویش داوری خواهد کرد و اوست که پیروز داناست» سوره نمل، آیه ۷۸؛ {{متن قرآن|إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ وَإِنْ كُنَّا لَمُبْتَلِينَ}} «بیگمان در این، نشانههایی است و به یقین ما (بندگان را) میآزماییم» سوره مؤمنون، آیه ۳۰.</ref>، [[فطرت الهی]]<ref>{{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ}} «بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمیدانند» سوره روم، آیه ۳۰.</ref>، [[وجدان اخلاقی]]<ref>{{متن قرآن|وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا * فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا}} «و به جان (آدمی) و آنکه آن را بهنجار داشت * پس به او نافرمانی و پرهیزگاری را الهام کرد» سوره شمس، آیه ۷-۸.</ref> و [[امانت]]<ref>{{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا}} «ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم، از برداشتن آن سر برتافتند و از آن هراسیدند و آدمی آن را برداشت؛ بیگمان او ستمکارهای نادان است» سوره احزاب، آیه ۷۲.</ref>، میان [[زن]] و مرد تفاوت نمیگذارد؛ | [[قرآن]]، در [[فلسفه]] خلقت<ref>{{متن قرآن|وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ}} «و پریان و آدمیان را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند» سوره ذاریات، آیه ۵۶؛ {{متن قرآن|الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ}} «همان که مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک نیکوکردارترید و او پیروز آمرزنده است» سوره ملک، آیه ۲؛ {{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}} «کسانی از مرد و زن که کار شایستهای کنند؛ و مؤمن باشند، بیگمان آنان را با زندگانی پاکیزهای زنده میداریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام میدادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ}} «ای مؤمنان! (ندای) خداوند و پیامبر را هر گاه شما را به چیزی فرا خوانند که به شما زندگی میبخشد پاسخ دهید و بدانید که خداوند میان آدمی و دل او میانجی میشود و (بدانید که) به نزد وی گرد آورده میشوید» سوره انفال، آیه ۲۴؛ {{متن قرآن|اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَأَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْمًا}} «خداوند است که هفت آسمان را و از زمین همانند آنها را آفریده است. فرمان (وی) میان آنها فرود میآید تا بدانید که خداوند بر هر کاری تواناست و اینکه دانش خداوند فراگیر همه چیز است» سوره طلاق، آیه ۱۲.</ref> و استعدادهایی چون [[روح الهی]]<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ * فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ}} «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: من بر آنم بشری از گلی خشک برآمده از لایی بویناک، بیافرینم * پس هنگامی که او را باندام برآوردم و در او از روان خویش دمیدم، برای او به فروتنی در افتید!» سوره حجر، آیه ۲۸-۲۹؛ {{متن قرآن|إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِنْ طِينٍ * فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ}} «آنگاه پروردگارت به فرشتگان گفت: من بر آنم بشری از گل بیافرینم * پس، هنگامی که او را به اندام برآوردم و در او از روان خود دمیدم برای او به فروتنی درافتید!» سوره ص، آیه ۷۱-۷۲؛ {{متن قرآن|الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسَانِ مِنْ طِينٍ * ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ مَاءٍ مَهِينٍ * ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَا تَشْكُرُونَ}} «اوست که هر چه آفرید نیکو آفرید و آفرینش آدمی را از گلی آغازید * سپس نسل او را از چکیده آبی خوارمایه پدید آورد * سپس او را باندام برآورد و از روح خویش در او دمید و برایتان گوش و چشمان و دلها را پدیدار کرد، (امّا) اندک سپاس میگزارید» سوره سجده، آیه ۷-۹.</ref>، تسویه در خلقت<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ}} «که ما [[انسان]] را در [[نیکوترین]] ساختار آفریدهایم،» [[سوره تین]]، [[آیه]] ۴؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ * الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ}} «ای انسان! چه تو را با [[پروردگار]] بخشندهات به خیرگی وا داشت؟ * همان که تو را آفرید، پس [[استوار]] کرد و بهنجار داشت» [[سوره انفطار]]، آیه ۶-۷.</ref>، [[ابزار ادراکی]]<ref>{{متن قرآن|إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ بِحُكْمِهِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ}} «همانا پروردگارت میان آنان به حکم خویش داوری خواهد کرد و اوست که پیروز داناست» سوره نمل، آیه ۷۸؛ {{متن قرآن|إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ وَإِنْ كُنَّا لَمُبْتَلِينَ}} «بیگمان در این، نشانههایی است و به یقین ما (بندگان را) میآزماییم» سوره مؤمنون، آیه ۳۰.</ref>، [[فطرت الهی]]<ref>{{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ}} «بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمیدانند» سوره روم، آیه ۳۰.</ref>، [[وجدان اخلاقی]]<ref>{{متن قرآن|وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا * فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا}} «و به جان (آدمی) و آنکه آن را بهنجار داشت * پس به او نافرمانی و پرهیزگاری را الهام کرد» سوره شمس، آیه ۷-۸.</ref> و [[امانت]]<ref>{{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا}} «ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم، از برداشتن آن سر برتافتند و از آن هراسیدند و آدمی آن را برداشت؛ بیگمان او ستمکارهای نادان است» سوره احزاب، آیه ۷۲.</ref>، میان [[زن]] و مرد تفاوت نمیگذارد؛ | ||
چنانکه در | چنانکه در ارزشهای انسانی، چون [[ایمان]]، عمل صالح<ref>{{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}} «کسانی از مرد و زن که کار شایستهای کنند؛ و مؤمن باشند، بیگمان آنان را با زندگانی پاکیزهای زنده میداریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام میدادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷؛ {{متن قرآن|وَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلَا يُظْلَمُونَ نَقِيرًا}} «و کسانی که کارهای شایسته انجام دهند، چه مرد چه زن و مؤمن باشند به بهشت در میآیند و سر سوزنی ستم نخواهند دید» سوره نساء، آیه ۱۲۴؛ {{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلَا يُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَمَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيهَا بِغَيْرِ حِسَابٍ}} «کسانی که گناهی کنند جز همانند آن کیفر نمیبینند و کسانی که کاری شایسته بجای آورند و مؤمن باشند چه مرد چه زن به بهشت درمیآیند؛ در آن بیحساب (و شمار) روزی داده میشوند» سوره غافر، آیه ۴۰؛ {{متن قرآن|وَمَنْ أَرَادَ الْآخِرَةَ وَسَعَى لَهَا سَعْيَهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ كَانَ سَعْيُهُمْ مَشْكُورًا}} «و از کوشش آنانکه جهان واپسین را بخواهند و فراخور آن بکوشند و مؤمن باشند؛ سپاسگزاری خواهد شد» سوره اسراء، آیه ۱۹؛ {{متن قرآن|فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لَا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأُوذُوا فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ثَوَابًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ}} «آنگاه پروردگارشان به آنان پاسخ داد که: من پاداش انجام دهنده هیچ کاری را از شما چه مرد و چه زن -که همانند یکدیگرید- تباه نمیگردانم بنابراین بیگمان از گناه آنان که مهاجرت کردند و از دیار خود رانده شدند و در راه من آزار دیدند و کارزار کردند یا کشته شدند چشم میپوشم و آنان را به بوستانهایی در خواهم آورد که از بن آنها جویباران روان است، به پاداشی از نزد خداوند؛ و پاداش نیک (تنها) نزد خداوند است» سوره آل عمران، آیه ۱۹۵؛ {{متن قرآن|وَالْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ}} «سوگند به روزگار * که آدمی در زیانمندی است» سوره عصر، آیه ۱-۲؛ {{متن قرآن|وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى}} «و اینکه آدمی را چیزی جز آنچه (برای آن) کوشیده است نخواهد بود» سوره نجم، آیه ۳۹.</ref>، [[علم]]<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا يَفْسَحِ اللَّهُ لَكُمْ وَإِذَا قِيلَ انْشُزُوا فَانْشُزُوا يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ}} «ای مؤمنان! چون در نشستها به شما گویند جا باز کنید، باز کنید تا خداوند برایتان (در بهشت) جا باز کند و چون گویند: برخیزید، برخیزید تا خداوند (پایگاه) مؤمنان از شما و فرهیختگان را چند پایه بالا برد و خداوند از آنچه انجام میدهید آگاه است» سوره مجادله، آیه ۱۱؛ {{متن قرآن|أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاءَ اللَّيْلِ سَاجِدًا وَقَائِمًا يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَيَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ}} «آیا (آن کافر ناسپاس بهتر است یا) کسی که هر دم از شب در سجده و ایستاده با فروتنی به نیایش میپردازد از جهان واپسین میهراسد و به بخشایش پروردگارش امید میبرد؟ بگو: آیا آنان که میدانند با آنها که نمیدانند برابرند؟ تنها خردمندان پند میپذیرند» سوره زمر، آیه ۹؛ {{متن قرآن|كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولًا مِنْكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ}} «چنان که از خودتان پیامبری در میان شما فرستادیم که آیههای ما را بر شما میخواند و (جان) شما را پاکیزه میگرداند و به شما کتاب آسمانی و فرزانگی میآموزد و آنچه را نمیدانستید به شما یاد میدهد» سوره بقره، آیه ۱۵۱.</ref>، [[تقوا]]<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}} «ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را گروهها و قبیلهها کردیم تا یکدیگر را بازشناسید، بیگمان گرامیترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستی خداوند دانایی آگاه است» سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref>، [[سبقت]] در ایمان<ref>{{متن قرآن|وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ}} «و (سوم) پیشتازان پیشتاز * آنانند که [[نزدیکان]] (به [[خداوند]]) اند» [[سوره واقعه]]، [[آیه]] ۱۰-۱۱.</ref>، [[جهاد]]<ref>{{متن قرآن|لَا يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا * دَرَجَاتٍ مِنْهُ وَمَغْفِرَةً وَرَحْمَةً وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا}} «مؤمنان جهادگریز که آسیب دیده نباشند با جهادگران در راه خداوند به جان و مال، برابر نیستند، خداوند جهادگران به جان و مال را بر جهادگریزان به پایگاهی (والا) برتری بخشیده و به همگان وعده نیکو داده است و خداوند جهادگران را بر جهادگریزان به پاداشی سترگ، برتری بخشیده است * به پایگاههایی و آمرزش و بخشایشی از سوی خویش و خداوند آمرزنده بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۹۵-۹۶؛ {{متن قرآن|إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا}} «بیگمان خداوند برای مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان مؤمن و مردان و زنان فرمانبردار و مردان و زنان راستگفتار و مردان و زنان شکیبا و مردان و زنان فرمانبردار و مردان و زنان بخشنده و مردان و زنان روزهدار و مردان و زنان پاکدامن و مردان و زنانی که خداوند را بسیار یاد میکنند، آمرزش و پاداشی سترگ آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۳۵.</ref>، هجرت<ref>{{متن قرآن|فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لَا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأُوذُوا فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ثَوَابًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ}} «آنگاه پروردگارشان به آنان پاسخ داد که: من پاداش انجام دهنده هیچ کاری را از شما چه مرد و چه زن -که همانند یکدیگرید- تباه نمیگردانم بنابراین بیگمان از گناه آنان که مهاجرت کردند و از دیار خود رانده شدند و در راه من آزار دیدند و کارزار کردند یا کشته شدند چشم میپوشم و آنان را به بوستانهایی در خواهم آورد که از بن آنها جویباران روان است، به پاداشی از نزد خداوند؛ و پاداش نیک (تنها) نزد خداوند است» سوره آل عمران، آیه ۱۹۵.</ref> و راه [[خوشبختی]]<ref>{{متن قرآن|اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}} «راه راست را به ما بنمای» سوره فاتحه، آیه ۶؛ {{متن قرآن|وَأَنِ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ}} «و اینکه مرا بپرستید که این راهی است راست؟» سوره یس، آیه ۶۱؛ {{متن قرآن|سَيَقُولُ السُّفَهَاءُ مِنَ النَّاسِ مَا وَلَّاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُوا عَلَيْهَا قُلْ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}} «به زودی کمخردان از مردم خواهند گفت: چه چیز آنان را از قبلهای که بر آن بودند بازگردانید؟ بگو: خاور و باختر از آن خداوند است، هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون خواهد شد» سوره بقره، آیه ۱۴۲؛ {{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}} «و به یقین تو آنان را به راهی راست میخوانی» سوره مؤمنون، آیه ۷۳.</ref>، تفاوتی صنفی به چشم نمیخورد. [[کتاب وحی]]، [[شیطان]] را [[دشمن]] [[انسان]] میشمرد<ref>{{متن قرآن|قَالَ يَا بُنَيَّ لَا تَقْصُصْ رُؤْيَاكَ عَلَى إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُوا لَكَ كَيْدًا إِنَّ الشَّيْطَانَ لِلْإِنْسَانِ عَدُوٌّ مُبِينٌ}} «گفت: پسرکم! خوابت را برای برادرانت باز مگو که برای تو نیرنگی سخت اندیشند؛ بیگمان شیطان، برای آدمی دشمنی آشکار است» سوره یوسف، آیه ۵؛ {{متن قرآن|أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ}} «ای فرزندان آدم! آیا به شما سفارش نکردم که شیطان را نپرستید که او دشمن آشکار شماست؟» سوره یس، آیه ۶۰؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ}} «ای مردم از آنچه در زمین حلال و پاک است بخورید و از گامهای شیطان پیروی نکنید که او برای شما دشمنی آشکار است» سوره بقره، آیه ۱۶۸.</ref> و مرد و [[زن]] را مکمل یکدیگر<ref>{{متن قرآن|هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ}} «آنها جامه شما و شما جامه آنهایید» سوره بقره، آیه ۱۸۷.</ref>. | ||
[[قرآن کریم]] در | [[قرآن کریم]] در سلوک معنوی، زن [[فرعون]] ([[آسیه]]) و [[حضرت مریم]]{{س}} را الگوی همه [[مؤمنان]] معرفی میکند<ref>{{متن قرآن|ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ * وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}} «خداوند برای کافران، زن نوح و زن لوط را مثل زد که زیر سرپرستی دو بنده شایسته از بندگان ما بودند و به آن دو، خیانت ورزیدند اما آن دو (پیامبر) در برابر (عذاب) خداوند برای آنان سودی نداشتند و (به آنان) گفته شد که با (دیگر) واردشوندگان به آتش (دوزخ) درآیید * و خداوند برای مؤمنان، همسر فرعون را مثل زد هنگامی که گفت: پروردگارا! نزد خود در بهشت برای من خانهای بساز و مرا از فرعون و کردارش رهایی بخش و مرا از این قوم ستمگر آسوده گردان» سوره تحریم، آیه ۱۰-۱۱.</ref> و برای حضرت مریم مقاماتی بس [[ارزشمند]]، چون [[اصطفا]]، [[طهارت]]<ref>{{متن قرآن|أُولَئِكَ هُمُ الْوَارِثُونَ}} «آنانند که میراث برند» سوره مؤمنون، آیه ۱۰.</ref> و [[مکالمه]] فرشتگان<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِينَ * يَا مَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَاسْجُدِي وَارْكَعِي مَعَ الرَّاكِعِينَ * ذَلِكَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ وَمَا كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلَامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَمَا كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ * إِذْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ}} «و آنگاه فرشتگان گفتند: ای مریم! خداوند تو را برگزید و پاکیزه داشت و بر زنان جهان برتری داد * ای مریم! پروردگارت را به فروتنی فرمان بر و سجده کن و با نمازگزاران نماز بگزار * این از خبرهای نهانی است که به تو وحی میکنیم و تو هنگامی که آنان تیرچههای (قرعه) خود را (در آب) میافکندند تا (بدانند) کدام، مریم را سرپرستی کند و هنگامی که با هم (در این کار) ستیزه میورزیدند نزد آنان نبودی * آنگاه فرشتگان گفتند: ای مریم! خداوند تو را به کلمهای از خویش نوید میدهد (که) نامش مسیح پسر مریم است، در این جهان و در جهان واپسین آبرومند و از نزدیکشدگان (به خداوند) است» سوره آل عمران، آیه ۴۲-۴۵.</ref> برمیشمارد. [[آدم]] و همسرش هر دو در [[بهشت]] فرود میآیند و هر دو از آن [[هبوط]] میکنند<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ * وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ}} «و (یاد کنید) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید، همه فروتنی کردند جز ابلیس که سرباز زد و سرکشی کرد و از کافران شد * و گفتیم: ای آدم! تو و همسرت در بهشت جای گیرید و از (نعمتهای) آن، از هر جا خواهید فراوان بخورید اما به این درخت نزدیک نشوید که از ستمگران گردید» سوره بقره، آیه ۳۴-۳۵؛ {{متن قرآن|وَيَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلَا مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ * فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطَانُ لِيُبْدِيَ لَهُمَا مَا وُورِيَ عَنْهُمَا مِنْ سَوْآتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَنْ تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ * وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ * فَدَلَّاهُمَا بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَنَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَأَقُلْ لَكُمَا إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُبِينٌ}} «و ای آدم! تو و همسرت در بهشت جای گزینید و از هر جا خواهید بخورید و به این درخت نزدیک نشوید که از ستمکاران خواهید شد * پس شیطان آن دو را به وسوسه افکند تا از شرمگاههایشان آنچه را بر آن دو پوشیده بود بر آنها آشکار سازد و گفت: پروردگارتان شما را از این درخت باز نداشت مگر بدین رو که مبادا دو فرشته شوید یا از جاودانگان گردید * و برای آن دو سوگند خورد که من از خیرخواهان شمایم * پس آنان را با فریب فرو لغزاند؛ و چون از آن درخت چشیدند شرمگاههایشان بر آنان نمودار گشت و به چسباندن از برگهای بهشت بر آنها آغازیدند و پروردگارشان به آن دو ندا داد: آیا شما را از این درخت باز نداشته و به شما نگفته بودم که به راستی شیطان، شما را دشمنی آشکار است؟» سوره اعراف، آیه ۱۹-۲۲؛ {{متن قرآن|قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعًا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَى}} «فرمود: هر دو با هم از آن (بهشت فرازین) فرود آیید- (که) برخی دشمن برخی دیگر (خواهید بود)- آنگاه چون از من رهنمودی به شما رسد، هر که از رهنمود من پیروی کند نه گمراه میگردد و نه در رنج میافتد» سوره طه، آیه ۱۲۳.</ref>، و قرآنْ [[رحمت]] و [[مودت]] را [[فلسفه]] زوجیت معرفی میکند<ref>{{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}} «و از نشانههای او این است که از خودتان همسرانی برایتان آفرید تا کنار آنان آرامش یابید و میان شما دلبستگی پایدار و مهر پدید آورد؛ بیگمان در این، نشانههایی است برای گروهی که میاندیشند» سوره روم، آیه ۲۱.</ref>، و [[احسان به پدر و مادر]] را همسان [[عبودیت]] [[پروردگار]] مینشاند<ref>{{متن قرآن|وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا * وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا}} «و پروردگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نکویی کنید؛ اگر هر یک از آن دو یا هر دو، نزد تو به پیری رسند به آنان اف مگو و بر آنها بانگ مزن و با ایشان سخن به نکویی بگوی! * و از سر مهر برای آنان به خاکساری افتادگی کن و بگو پروردگارا! بر آنان بخشایش آور چنان که آنها مرا در کودکی پروردند» سوره اسراء، آیه ۲۳-۲۴.</ref>. | ||
[[قرآن]] در ساحت | [[قرآن]] در ساحت مشارکت اجتماعی، از ملکه سبأ یاد میکند که کشوری را اداره میکرد. او زنی [[عاقل]] بود که به سلیمان گروید<ref>{{متن قرآن|إِنِّي وَجَدْتُ امْرَأَةً تَمْلِكُهُمْ وَأُوتِيَتْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ وَلَهَا عَرْشٌ عَظِيمٌ}} «من زنی یافتهام که بر آنان پادشاهی میکند و از همه چیز برخورداری یافته است و اورنگی سترگ دارد» سوره نمل، آیه ۲۳؛ {{متن قرآن|قَالَتْ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ إِنِّي أُلْقِيَ إِلَيَّ كِتَابٌ كَرِيمٌ}} «(آن زن) گفت: ای سرکردگان! نزد من نامهای ارزشمند افکندهاند» سوره نمل، آیه ۲۹؛ {{متن قرآن|قَالَتْ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِي فِي أَمْرِي مَا كُنْتُ قَاطِعَةً أَمْرًا حَتَّى تَشْهَدُونِ}} «(آنگاه) گفت: ای سرکردگان! در کار، به من نظر دهید که من هیچ کاری را تا گواهم نبودهاید به پایان نبردهام» سوره نمل، آیه ۳۲؛ {{متن قرآن|قِيلَ لَهَا ادْخُلِي الصَّرْحَ فَلَمَّا رَأَتْهُ حَسِبَتْهُ لُجَّةً وَكَشَفَتْ عَنْ سَاقَيْهَا قَالَ إِنَّهُ صَرْحٌ مُمَرَّدٌ مِنْ قَوَارِيرَ قَالَتْ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمَانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ}} «به او گفتند به کاخ در آی! چون در آن نگریست گمان برد آبگیری ژرف است و ساقهایش را برهنه کرد، (سلیمان) گفت: این کاخی صیقلی از بلور است؛ (آن زن) گفت: پروردگارا! من به خویش ستم کردهام و (اینک) با سلیمان در برابر خداوند- پروردگار جهانیان- فرمانبردار شدم» سوره نمل، آیه ۴۴.</ref>. قرآن از [[دختران شعیب]] یاد میکند که در فعالیتهای اجتماعی، [[حیا]] و آزرمْ [[نشانه]] [[رفتاری]] آنان است<ref>{{متن قرآن|وَلَمَّا وَرَدَ مَاءَ مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِنَ النَّاسِ يَسْقُونَ وَوَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَيْنِ تَذُودَانِ قَالَ مَا خَطْبُكُمَا قَالَتَا لَا نَسْقِي حَتَّى يُصْدِرَ الرِّعَاءُ وَأَبُونَا شَيْخٌ كَبِيرٌ * فَسَقَى لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ * فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاءٍ قَالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءَهُ وَقَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ * قَالَتْ إِحْدَاهُمَا يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ}} «و چون به آب مدین رسید بر آن، گروهی را دید که (گوسفندان خود را) آب میدادند و کنار آنان دو زن را دید که (گوسفندان خود را از رفتن به سوی آب) دور میداشتند. گفت: شما چه میکنید؟ گفتند: ما (به گوسفندان خود) آب نمیدهیم تا شبانان (گوسفندان خود را از آبشخور) باز گردانند و پدر ما پیری کهنسال است * پس برای آن دو (گوسفندان را) آب داد سپس به سایه بازگشت و گفت پروردگارا به هر خیری که به من برسانی نیازمندم * آنگاه یکی از آن دو که با شرم گام برمیداشت نزد او آمد، گفت: پدرم تو را فرا میخواند تا مزد آبی را که برای ما (به گوسفندان) دادی به تو بپردازد و چون (موسی) نزد او آمد و داستان (خود) را برای او بازگفت، (شعیب) گفت: مهراس که از گروه ستمکاران رهایی یافتی * یکی از آن دو (دختر) گفت: ای پدر! او را به مزد گیر که بیگمان بهترین کسی که (میتوانی) به مزد بگیری، این توانمند درستکار است» سوره قصص، آیه ۲۳-۲۶.</ref>. | ||
در مفاهیم [[سیاسی]]، [[بیعت]]<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءَكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ عَلَى أَنْ لَا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئًا وَلَا يَسْرِقْنَ وَلَا يَزْنِينَ وَلَا يَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَلَا يَأْتِينَ بِبُهْتَانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلَا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ فَبَايِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}} «ای پیامبر! چون زنان مؤمن نزد تو آیند تا با تو بیعت کنند که هیچ چیز را با خدا شریک نگردانند و مرتکب دزدی نشوند و زنا نکنند و فرزندان خود را نکشند و با دروغ فرزند حرامزادهای را که پیش دست و پای آنان است بر (شوهر) خویش نبندند و در هیچ کار شایستهای سر از فرمان تو نپیچند، با آنان بیعت کن و برای آنها از خداوند آمرزش بخواه که خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره ممتحنه، آیه ۱۲.</ref>، هجرت<ref>{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا فَأُولَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءَتْ مَصِيرًا * إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ لَا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلَا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا}} «از کسانی که فرشتگان جانشان را در حال ستم به خویش میگیرند، میپرسند: در چه حال بودهاید؟ میگویند: ما ناتوان شمردهشدگان روی زمین بودهایم. میگویند: آیا زمین خداوند (آنقدر) فراخ نبود که در آن هجرت کنید؟ بنابراین، سرای (پایانی) اینان دوزخ است و بد پایانهای است * بجز آن مردان و زنان و کودکان ناتوان شمرده شدهای که نه چارهای میتوانند اندیشید و نه راه به جایی دارند» سوره نساء، آیه ۹۷-۹۸؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا}} «ای پیامبر! ما آن همسرانت را که مهرشان را دادهای بر تو حلال کردهایم و (نیز) کنیزانی را از آنچه خداوند به تو (در جنگها) به غنیمت داده است و دختران عموها و دختران عمّهها و دختران داییها و دختران خالههایت را که با تو هجرت کردهاند و هر زن مؤمنی را که خود را به پیامبر ببخشد- اگر پیامبر بخواهد او را به همسری برگزیند- در حالی که این ویژه توست نه مؤمنان؛ ما نیک میدانیم که برای آنان در مورد همسران و کنیزهاشان چه مقرّر داشتهایم؛ تا برای تو تنگنایی نباشد و خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره احزاب، آیه ۵۰؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءَكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُمْ مَا أَنْفَقُوا وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَلَا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ وَاسْأَلُوا مَا أَنْفَقْتُمْ وَلْيَسْأَلُوا مَا أَنْفَقُوا ذَلِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}} «ای مؤمنان! چون زنان مؤمن هجرتکنان نزد شما بیایند، (ایمان) آنان را بیازمایید، خداوند به ایمان آنان داناتر است پس اگر آنان را مؤمن دانستید به سوی کافران بازنگردانید که ایشان برای آنان و آنان برای ایشان حلال نیستند و آنچه (آن کافران) هزینه کردهاند به آنها بپردازید و هر گاه مهر آنان را بدهید گناهی بر شما نیست که آنان را به همسری درآورید و به پیوند (پیشین خود با) زنان کافر پایبند نباشید و (اگر زنان شما نزد آنها بروند) کابین آنان را بخواهید و آنها نیز میتوانند کابینی که (به زنانشان) دادهاند (از شما) بخواهند؛ این حکم خداوند است که در میان شما داوری میکند و خداوند دانایی فرزانه است» سوره ممتحنه، آیه ۱۰.</ref>، [[امر به معروف و نهی از منکر]]<ref>{{متن قرآن|وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}} «و مردان و زنان مؤمن، دوستان یکدیگرند که به کار شایسته فرمان میدهند و از کار ناشایست باز میدارند و نماز را برپا میدارند و زکات میپردازند و از خداوند و پیامبرش فرمان میبرند، اینانند که خداوند به زودی بر آنان بخشایش میآورد، به راستی خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۷۱.</ref> و مباهله<ref>{{متن قرآن|فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ}} «بنابراین، پس از دست یافتن تو به دانش، به هر کس که با تو به چالش برخیزد؛ بگو: بیایید تا فرزندان خود و فرزندان شما و زنان خود و زنان شما و خودیهای خویش و خودیهای شما را فرا خوانیم آنگاه (به درگاه خداوند) زاری کنیم تا لعنت خداوند را بر دروغگویان نهیم» سوره آل عمران، آیه ۶۱.</ref> را برای زنان و مردان به صورت ویژه [[تذکر]] میدهد. | در مفاهیم [[سیاسی]]، [[بیعت]]<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءَكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ عَلَى أَنْ لَا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئًا وَلَا يَسْرِقْنَ وَلَا يَزْنِينَ وَلَا يَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَلَا يَأْتِينَ بِبُهْتَانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلَا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ فَبَايِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}} «ای پیامبر! چون زنان مؤمن نزد تو آیند تا با تو بیعت کنند که هیچ چیز را با خدا شریک نگردانند و مرتکب دزدی نشوند و زنا نکنند و فرزندان خود را نکشند و با دروغ فرزند حرامزادهای را که پیش دست و پای آنان است بر (شوهر) خویش نبندند و در هیچ کار شایستهای سر از فرمان تو نپیچند، با آنان بیعت کن و برای آنها از خداوند آمرزش بخواه که خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره ممتحنه، آیه ۱۲.</ref>، هجرت<ref>{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا فَأُولَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءَتْ مَصِيرًا * إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ لَا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلَا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا}} «از کسانی که فرشتگان جانشان را در حال ستم به خویش میگیرند، میپرسند: در چه حال بودهاید؟ میگویند: ما ناتوان شمردهشدگان روی زمین بودهایم. میگویند: آیا زمین خداوند (آنقدر) فراخ نبود که در آن هجرت کنید؟ بنابراین، سرای (پایانی) اینان دوزخ است و بد پایانهای است * بجز آن مردان و زنان و کودکان ناتوان شمرده شدهای که نه چارهای میتوانند اندیشید و نه راه به جایی دارند» سوره نساء، آیه ۹۷-۹۸؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا}} «ای پیامبر! ما آن همسرانت را که مهرشان را دادهای بر تو حلال کردهایم و (نیز) کنیزانی را از آنچه خداوند به تو (در جنگها) به غنیمت داده است و دختران عموها و دختران عمّهها و دختران داییها و دختران خالههایت را که با تو هجرت کردهاند و هر زن مؤمنی را که خود را به پیامبر ببخشد- اگر پیامبر بخواهد او را به همسری برگزیند- در حالی که این ویژه توست نه مؤمنان؛ ما نیک میدانیم که برای آنان در مورد همسران و کنیزهاشان چه مقرّر داشتهایم؛ تا برای تو تنگنایی نباشد و خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره احزاب، آیه ۵۰؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءَكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُمْ مَا أَنْفَقُوا وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَلَا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ وَاسْأَلُوا مَا أَنْفَقْتُمْ وَلْيَسْأَلُوا مَا أَنْفَقُوا ذَلِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}} «ای مؤمنان! چون زنان مؤمن هجرتکنان نزد شما بیایند، (ایمان) آنان را بیازمایید، خداوند به ایمان آنان داناتر است پس اگر آنان را مؤمن دانستید به سوی کافران بازنگردانید که ایشان برای آنان و آنان برای ایشان حلال نیستند و آنچه (آن کافران) هزینه کردهاند به آنها بپردازید و هر گاه مهر آنان را بدهید گناهی بر شما نیست که آنان را به همسری درآورید و به پیوند (پیشین خود با) زنان کافر پایبند نباشید و (اگر زنان شما نزد آنها بروند) کابین آنان را بخواهید و آنها نیز میتوانند کابینی که (به زنانشان) دادهاند (از شما) بخواهند؛ این حکم خداوند است که در میان شما داوری میکند و خداوند دانایی فرزانه است» سوره ممتحنه، آیه ۱۰.</ref>، [[امر به معروف و نهی از منکر]]<ref>{{متن قرآن|وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}} «و مردان و زنان مؤمن، دوستان یکدیگرند که به کار شایسته فرمان میدهند و از کار ناشایست باز میدارند و نماز را برپا میدارند و زکات میپردازند و از خداوند و پیامبرش فرمان میبرند، اینانند که خداوند به زودی بر آنان بخشایش میآورد، به راستی خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۷۱.</ref> و مباهله<ref>{{متن قرآن|فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ}} «بنابراین، پس از دست یافتن تو به دانش، به هر کس که با تو به چالش برخیزد؛ بگو: بیایید تا فرزندان خود و فرزندان شما و زنان خود و زنان شما و خودیهای خویش و خودیهای شما را فرا خوانیم آنگاه (به درگاه خداوند) زاری کنیم تا لعنت خداوند را بر دروغگویان نهیم» سوره آل عمران، آیه ۶۱.</ref> را برای زنان و مردان به صورت ویژه [[تذکر]] میدهد. | ||
| خط ۱۳۹: | خط ۱۳۵: | ||
[[قرآن کریم]] کسب و تلاش [[اقتصادی]] [[زنان]] را [[محترم]] میشمارد<ref>{{متن قرآن|لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصِيبًا مَفْرُوضًا}} «مردان را از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان، بر جای مینهند، بهرهای معیّن است؛ و زنان را (نیز) از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان بر جای مینهند؛ بهرهای معیّن است؛ چه کم باشد و چه زیاد» سوره نساء، آیه ۷.</ref> و آنان را صاحب [[ارث]] میداند<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَتَمَنَّوْا مَا فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا}} «و آنچه را که خداوند با آن برخی از شما را بر برخی دیگر برتری داده است آرزو نکنید؛ مردان را از آنچه برای خود به دست میآورند بهرهای است و زنان را (هم) از آنچه برای خویش به کف میآورند بهرهای؛ و بخشش خداوند را درخواست کنید که خداوند به هر چیزی داناست» سوره نساء، آیه ۳۲.</ref>. | [[قرآن کریم]] کسب و تلاش [[اقتصادی]] [[زنان]] را [[محترم]] میشمارد<ref>{{متن قرآن|لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصِيبًا مَفْرُوضًا}} «مردان را از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان، بر جای مینهند، بهرهای معیّن است؛ و زنان را (نیز) از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان بر جای مینهند؛ بهرهای معیّن است؛ چه کم باشد و چه زیاد» سوره نساء، آیه ۷.</ref> و آنان را صاحب [[ارث]] میداند<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَتَمَنَّوْا مَا فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا}} «و آنچه را که خداوند با آن برخی از شما را بر برخی دیگر برتری داده است آرزو نکنید؛ مردان را از آنچه برای خود به دست میآورند بهرهای است و زنان را (هم) از آنچه برای خویش به کف میآورند بهرهای؛ و بخشش خداوند را درخواست کنید که خداوند به هر چیزی داناست» سوره نساء، آیه ۳۲.</ref>. | ||
[[قرآن]] | [[قرآن]] دیدهفرو هشتن در معاشرتهای [[اجتماعی]] را [[تکلیف]] مردان و زنان دانسته است<ref>{{متن قرآن|قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ}} «به مردان مؤمن بگو دیدگان (از نگاه حرام) فرو دارند و پاکدامنی ورزند، این برای آنان پاکتر است، بیگمان خداوند از آنچه میکنند آگاه است» سوره نور، آیه ۳۰.</ref> و زنان را به روسری انداختن<ref>{{متن قرآن|وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ...}} «و به زنان مؤمن بگو دیدگان (از نگاه حرام) فرو دارند و پاکدامنی ورزند و زیور خود را آشکار نگردانند مگر آنچه از آن، که خود پیداست و باید روسریهایشان را بر گریبان خویش افکنند و زیور خود را آشکار نگردانند.».. سوره نور، آیه ۳۱.</ref>، [[پوشش]] فروگرفتن<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا}} «ای پیامبر! به همسرانت و دخترانت و زنان مؤمن بگو چادرها یشان را بر خویش نیک بپوشند؛ این (کار) برای اینکه (به پاکدامنی) شناخته شوند و آزار نبینند نزدیکتر است و خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره احزاب، آیه ۵۹.</ref> و پرهیز از [[تبرج]] [[جاهلی]]<ref>{{متن قرآن|وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى...}} «و در خانههایتان آرام گیرید و چون خویشآرایی دوره جاهلیت نخستین خویشآرایی مکنید.».. سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref> [[مکلف]] میسازد. همچنین زنان را از بروز دادن زنانگی و انوثت در مشارکتهای اجتماعی بازمیدارد<ref>{{متن قرآن|يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفًا}} «ای زنان پیامبر! اگر پرهیزگاری ورزید همانند هیچ یک از زنان نیستید (بلکه برترید)؛ پس نرم سخن مگویید مبادا آنکه بیماردل است به طمع افتد و (نیز) سخن به شایستگی گویید» سوره احزاب، آیه ۳۲؛ {{متن قرآن|وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}} «و به زنان مؤمن بگو دیدگان (از نگاه حرام) فرو دارند و پاکدامنی ورزند و زیور خود را آشکار نگردانند مگر آنچه از آن، که خود پیداست و باید روسریهایشان را بر گریبان خویش افکنند و زیور خود را آشکار نگردانند جز بر شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان (هم آیین) شان یا کنیزهاشان یا مردان وابستهای که نیاز (به زن) ندارند یا کودکانی که از شرمگاههای زنان آگاهی ندارند و چنان پا نکوبند که آنچه از زیورشان پوشیده میدارند آشکار گردد و همگان ای مؤمنان! به درگاه خداوند توبه کنید، باشد که رستگار گردید» سوره نور، آیه ۳۱.</ref>. | ||
در حوزه [[حقوق]] و [[تکالیف]]، بر [[سرپرستی]] مرد<ref>{{متن قرآن|الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ وَاللَّاتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا}} «مردان سرپرست زنانند بدان روی که خداوند برخی از آنان را بر برخی دیگر برتری داده است و برای آنکه مردان از داراییهای خویش میبخشند؛ پس زنان نکوکردار، فرمانبردارند؛ در برابر آنچه خداوند (از حقوق آنان) پاس داشته است در نبود شوهر پاس (وی) میدارند و آن زنان را که از نافرمانیشان بیم دارید (نخست) پندشان دهید و (اگر تأثیر نکرد) در خوابگاهها از آنان دوری گزینید و (باز اگر تأثیر نکرد) بزنیدشان آنگاه اگر فرمانبردار شما شدند دیگر به زیان آنان راهی مجویید که خداوند فرازمندی بزرگ است» سوره نساء، آیه ۳۴.</ref>، تفاوت در شهادت<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجَالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَى وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلَّا تَرْتَابُوا إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}} «ای مؤمنان! چون وامی تا سرآمدی معیّن میان شما برقرار شد، آن را به نوشته آورید و باید نویسندهای میان شما دادگرانه بنویسد و هیچ نویسندهای نباید از نوشتن به گونهای که خداوند بدو آموخته است سر، باز زند پس باید بنویسد و آنکه وامدار است باید املا کند و از خداوند، پروردگار خویش، پروا بدارد و چیزی از آن کم ننهد و امّا اگر وامدار، کم خرد یا ناتوان باشد یا نتواند املا کند باید سرپرست او دادگرانه املا کند و دو تن از مردانتان را نیز گواه بگیرید و اگر دو مرد نباشند یک مرد و دو زن از گواهان مورد پسند خود (گواه بگیرید) تا اگر یکی از آن دو زن از یاد برد دیگری به یاد او آورد و چون گواهان (برای گواهی) فرا خوانده شوند نباید سر، باز زنند و تن نزنید از اینکه آن (وام) را چه خرد و چه کلان به سر رسید آن بنویسید، این نزد خداوند دادگرانهتر و برای گواهگیری، استوارتر و به اینکه دچار تردید نگردید، نزدیکتر است؛ مگر داد و ستدی نقد باشد که (دست به دست) میان خود میگردانید پس گناهی بر شما نیست که آن را ننویسید و چون داد و ستد میکنید گواه بگیرید؛ و نویسنده و گواه نباید زیان بینند و اگر چنین کنید (نشان) نافرمانی شماست و از خداوند پروا کنید؛ و خداوند به شما آموزش میدهد؛ و خداوند به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref> و [[ارث]] تأکید کرده است<ref>{{متن قرآن|يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلَادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ فَإِنْ كُنَّ نِسَاءً فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكَ وَإِنْ كَانَتْ وَاحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَلِأَبَوَيْهِ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِنْ كَانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِنْ كَانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِهَا أَوْ دَيْنٍ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ لَا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعًا فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا}} «خداوند درباره (ارث) فرزندانتان به شما سفارش میکند که بهره پسر برابر با بهره دو دختر است و اگر (همه وارثان)، دختر و بیش از دو تن باشند تنها دو سوم آنچه بر جای نهاده، از آن ایشان است و اگر (تنها) یک دختر باشد، نصف از آن اوست. و برای هر یک از پدر و مادر شخص در گذشته اگر فرزند داشته باشد، یک ششم از آنچه بر جای نهاده، خواهد بود و اگر فرزندی نداشته باشد و پدر و مادرش ارثبر اویند، مادرش یک سوم خواهد برد؛ اگر برادرانی (یا خواهرانی یا برادران و خواهرانی) داشته باشد، برای مادرش یک ششم است. (این تقسیمها) پس از (انجام) آن وصیّتی است که میکند یا (پرداختن) وامی (که دارد)؛ شما در نمییابید کدامیک از پدرانتان و فرزندانتان برای شما سودمندترند؛ (این احکام) فریضهای است از سوی خداوند بیگمان خداوند دانایی حکیم است» سوره نساء، آیه ۱۱.</ref> که البته [[مفسران]] در [[تفسیر]] این [[آیات]] دیدگاههایی گوناگون دارند<ref>ابن عاشور، محمد بن طاهر، التحریر و التنویر، ج۵، ص۳۵؛ مجله زنان، شماره ۲، ص۲۸.</ref>؛ چراکه در آیه [[سرپرستی]] و تفاوت در [[شهادت]]<ref>ر.ک: رشیدرضا، محمد، تفسیر المنار، ج۳، ص۱۲۳-۱۲۵.</ref>، [[قرآن کریم]] [[حکم]] را بر تحلیلی بنیاد مینهد که گروهی بر پایه آن به [[تفسیر آیات]] رو کردهاند. قرآن کریم | در حوزه [[حقوق]] و [[تکالیف]]، بر [[سرپرستی]] مرد<ref>{{متن قرآن|الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ وَاللَّاتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا}} «مردان سرپرست زنانند بدان روی که خداوند برخی از آنان را بر برخی دیگر برتری داده است و برای آنکه مردان از داراییهای خویش میبخشند؛ پس زنان نکوکردار، فرمانبردارند؛ در برابر آنچه خداوند (از حقوق آنان) پاس داشته است در نبود شوهر پاس (وی) میدارند و آن زنان را که از نافرمانیشان بیم دارید (نخست) پندشان دهید و (اگر تأثیر نکرد) در خوابگاهها از آنان دوری گزینید و (باز اگر تأثیر نکرد) بزنیدشان آنگاه اگر فرمانبردار شما شدند دیگر به زیان آنان راهی مجویید که خداوند فرازمندی بزرگ است» سوره نساء، آیه ۳۴.</ref>، تفاوت در شهادت<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجَالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَى وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلَّا تَرْتَابُوا إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}} «ای مؤمنان! چون وامی تا سرآمدی معیّن میان شما برقرار شد، آن را به نوشته آورید و باید نویسندهای میان شما دادگرانه بنویسد و هیچ نویسندهای نباید از نوشتن به گونهای که خداوند بدو آموخته است سر، باز زند پس باید بنویسد و آنکه وامدار است باید املا کند و از خداوند، پروردگار خویش، پروا بدارد و چیزی از آن کم ننهد و امّا اگر وامدار، کم خرد یا ناتوان باشد یا نتواند املا کند باید سرپرست او دادگرانه املا کند و دو تن از مردانتان را نیز گواه بگیرید و اگر دو مرد نباشند یک مرد و دو زن از گواهان مورد پسند خود (گواه بگیرید) تا اگر یکی از آن دو زن از یاد برد دیگری به یاد او آورد و چون گواهان (برای گواهی) فرا خوانده شوند نباید سر، باز زنند و تن نزنید از اینکه آن (وام) را چه خرد و چه کلان به سر رسید آن بنویسید، این نزد خداوند دادگرانهتر و برای گواهگیری، استوارتر و به اینکه دچار تردید نگردید، نزدیکتر است؛ مگر داد و ستدی نقد باشد که (دست به دست) میان خود میگردانید پس گناهی بر شما نیست که آن را ننویسید و چون داد و ستد میکنید گواه بگیرید؛ و نویسنده و گواه نباید زیان بینند و اگر چنین کنید (نشان) نافرمانی شماست و از خداوند پروا کنید؛ و خداوند به شما آموزش میدهد؛ و خداوند به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref> و [[ارث]] تأکید کرده است<ref>{{متن قرآن|يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلَادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ فَإِنْ كُنَّ نِسَاءً فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكَ وَإِنْ كَانَتْ وَاحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَلِأَبَوَيْهِ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِنْ كَانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِنْ كَانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِهَا أَوْ دَيْنٍ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ لَا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعًا فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا}} «خداوند درباره (ارث) فرزندانتان به شما سفارش میکند که بهره پسر برابر با بهره دو دختر است و اگر (همه وارثان)، دختر و بیش از دو تن باشند تنها دو سوم آنچه بر جای نهاده، از آن ایشان است و اگر (تنها) یک دختر باشد، نصف از آن اوست. و برای هر یک از پدر و مادر شخص در گذشته اگر فرزند داشته باشد، یک ششم از آنچه بر جای نهاده، خواهد بود و اگر فرزندی نداشته باشد و پدر و مادرش ارثبر اویند، مادرش یک سوم خواهد برد؛ اگر برادرانی (یا خواهرانی یا برادران و خواهرانی) داشته باشد، برای مادرش یک ششم است. (این تقسیمها) پس از (انجام) آن وصیّتی است که میکند یا (پرداختن) وامی (که دارد)؛ شما در نمییابید کدامیک از پدرانتان و فرزندانتان برای شما سودمندترند؛ (این احکام) فریضهای است از سوی خداوند بیگمان خداوند دانایی حکیم است» سوره نساء، آیه ۱۱.</ref> که البته [[مفسران]] در [[تفسیر]] این [[آیات]] دیدگاههایی گوناگون دارند<ref>ابن عاشور، محمد بن طاهر، التحریر و التنویر، ج۵، ص۳۵؛ مجله زنان، شماره ۲، ص۲۸.</ref>؛ چراکه در آیه [[سرپرستی]] و تفاوت در [[شهادت]]<ref>ر.ک: رشیدرضا، محمد، تفسیر المنار، ج۳، ص۱۲۳-۱۲۵.</ref>، [[قرآن کریم]] [[حکم]] را بر تحلیلی بنیاد مینهد که گروهی بر پایه آن به [[تفسیر آیات]] رو کردهاند. قرآن کریم خصلت منفور [[جاهلی]] (دختر داشتن) را به شدت نکوهش میکند<ref>{{متن قرآن|وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِمْ مَطَرًا فَسَاءَ مَطَرُ الْمُنْذَرِينَ * قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَسَلَامٌ عَلَى عِبَادِهِ الَّذِينَ اصْطَفَى آللَّهُ خَيْرٌ أَمَّا يُشْرِكُونَ}} «و بر آنان بارانی (از عذاب) فرو باریدیم و باران آن بیمیافتگان بد بود * بگو: سپاس خداوند را و درود بر آن بندگان وی که برگزیده است؛ آیا خداوند بهتر است یا آنچه (برای او) شریک میآورند؟» سوره نمل، آیه ۵۸-۵۹.</ref>. | ||
از این گزارش اجمالی چنین برمیآید که تصویر [[قرآن]] از [[زن]] معقول و قابل [[دفاع]] است. از اینرو باید تمام [[احادیث]] و [[روایات]] و نیز برداشتهای [[عالمان]] دینی، از این آهنگِ کلی فراتر نرود و با آن مغایرت نورزد. | از این گزارش اجمالی چنین برمیآید که تصویر [[قرآن]] از [[زن]] معقول و قابل [[دفاع]] است. از اینرو باید تمام [[احادیث]] و [[روایات]] و نیز برداشتهای [[عالمان]] دینی، از این آهنگِ کلی فراتر نرود و با آن مغایرت نورزد. | ||
===نگاه جمعی به سنت=== | [[پیامبر]] و [[امامان]] فرمودهاند: گفتههای نقل شده از ما را بر قرآن عرضه دارید، و اگر مغایرت داشت، آنها را کنار گذارید<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۲، ص۲۲۷، ح۵؛ کشی، ابو عمرو، اختیار معرفة الرجال، ص۲۲۲، ش ۴۰۱؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۳۸۸، ح۹.</ref>.<ref>[[مهدی مهریزی|مهریزی، مهدی]]، [[حقوق زن - مهریزی (مقاله)|مقاله «حقوق زن»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]]، ص ۱۰۹.</ref> | ||
در مطالعات [[دینی]] باید مجموعه سخنان و | |||
نگاه جمعی به [[فرهنگی]] که حدود سه [[قرن]] شکل گرفته، امری لازم است. در پرتو این نگاه، بسیاری از سخنان، یکدیگر را شرح و [[تفسیر]] میکنند. نیز در پرتو سیرههای [[رفتاری]]، نادرستی پارهای از سخنان بازشناخته میشود. مثلاً | === نگاه جمعی به سنت === | ||
در مطالعات [[دینی]] باید مجموعه سخنان و سیره عملی پیامبر و [[پیشوایان دینی]] را گرد آورد و آنگاه به [[استنباط]] و استخراج آرا پرداخت. تجزیه کردن روایات نارواست. همچنین در نظر نیاوردن سیره عملی پیامبر و امامانْ لغزشی بزرگ است. برای نمونه، اگر در احادیثی از مشورت با زنان [[نهی]] شده، در روایتهای دیگر تصریح شده است که با [[زنان]] [[نادان]] [[مشورت]] نشود، و اگر زنی خردش آشکار شد، میتوان با او به شور نشست؛ و این، قاعدهای عقلایی است. در روایتهای ناظر به مشورت درباره مردان نیز این قیود به کار رفته است: «با [[مرد]] [[خردمند]] مشورت کنید»<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۲۰۱، ح۳ و ۷.</ref>. همچنین در سیره رفتاری هیچیک از امامان و [[رسول خدا]]، تحقیر و [[اهانت]] و کتک زدن زن را سراغ نداریم: {{متن حدیث|مَا ضَرَبَ رَسُولُ اللّٰهِ امْرَأَةً}}<ref>سنن ابن ماجه، ج۱، ص۶۳۸.</ref>. | |||
نگاه جمعی به [[فرهنگی]] که حدود سه [[قرن]] شکل گرفته، امری لازم است. در پرتو این نگاه، بسیاری از سخنان، یکدیگر را شرح و [[تفسیر]] میکنند. نیز در پرتو سیرههای [[رفتاری]]، نادرستی پارهای از سخنان بازشناخته میشود. مثلاً خانهنشینی زن را که برخی از سخنان بدان اشاره دارد، در [[حیات]] [[پیشوایان دینی]] نمیتوان سراغ گرفت. حضور [[زنان]] در عرصههای [[تعلیم]]<ref>«زنان، تحصیلات و برداشتهای دینی»، مجله پیام زن، شماره ۲۲، ص۲۶-۲۷.</ref>، فعالیتهای اجتماعی<ref>«مشاغل زنان در عصر رسالت»، مجله پیام زن، شماره ۳۸-۴۰.</ref>، پیکارها و [[نبردها]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۴۱۵.</ref> در [[جامعه اسلامی]] آن [[روزگار]] آشکارا به چشم میخورد<ref>[[مهدی مهریزی|مهریزی، مهدی]]، [[حقوق زن - مهریزی (مقاله)|مقاله «حقوق زن»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]]، ص ۱۱۲.</ref>. | |||
===جعل و تحریف=== | === جعل و تحریف === | ||
تأثیر فرهنگهای غیر [[دینی]] و مسئله جعل و تحریف، در بررسی [[احادیث]] جایگاهی ویژه دارد. از آنچه در طول چند قرن بر [[حدیث]] گذشته نباید بیاعتنا گذشت؛ چه بسا در | تأثیر فرهنگهای غیر [[دینی]] و مسئله جعل و تحریف، در بررسی [[احادیث]] جایگاهی ویژه دارد. از آنچه در طول چند قرن بر [[حدیث]] گذشته نباید بیاعتنا گذشت؛ چه بسا در پژوهشها معلوم گردد که پارهای از آنچه ما از [[دین]] میشناسیم، غیر دینی است، و در خلال قرون، از فرهنگهای دیگر به [[فرهنگ]] ما سرایت کرده است. در اینجا به برخی نمونهها اشاره میشود: | ||
# [[طبری]]، [[خطیب بغدادی]]، [[ابن عساکر]] و [[راغب اصفهانی]] آوردهاند که وقتی خبر [[مرگ]] رقیه، [[دختر پیامبر]]، به وی رسید، فرمود: {{عربی|الْحَمْدُ لِلَّهِ، دَفْنُ الْبَنَاتِ مِنَ الْمُكْرَمَاتِ}}<ref>البانی، محمد ناصرالدین، سلسلة الاحادیث الضعیفة والموضوعه، ص۲۲۰-۲۱۱.</ref>؛ «[[سپاس]] [[خدا]] را، به [[گور]] شدن دختر [[نشانه]] [[بزرگواری]] است». همچنین فرمود: {{عربی|نِعْمَ الْخَتَنُ الْقَبْرُ}}؛ «[[قبر]]، خوبْ دامادی است». | # [[طبری]]، [[خطیب بغدادی]]، [[ابن عساکر]] و [[راغب اصفهانی]] آوردهاند که وقتی خبر [[مرگ]] رقیه، [[دختر پیامبر]]، به وی رسید، فرمود: {{عربی|الْحَمْدُ لِلَّهِ، دَفْنُ الْبَنَاتِ مِنَ الْمُكْرَمَاتِ}}<ref>البانی، محمد ناصرالدین، سلسلة الاحادیث الضعیفة والموضوعه، ص۲۲۰-۲۱۱.</ref>؛ «[[سپاس]] [[خدا]] را، به [[گور]] شدن دختر [[نشانه]] [[بزرگواری]] است». همچنین فرمود: {{عربی|نِعْمَ الْخَتَنُ الْقَبْرُ}}؛ «[[قبر]]، خوبْ دامادی است». | ||
# [[ابوهریره]] از [[پیامبر]] نقل کرده که | # [[ابوهریره]] از [[پیامبر]] نقل کرده که شومی در سه چیز است: مرکب و [[زن]] و [[خانه]]. این از مَثَلهای رایج قبل از [[اسلام]] بود، و [[عایشه]] بدان [[اعتراض]] کرد که پیامبر فرمود: «[[اهل]] [[جاهلیت]] چنین میگفتند». راوی، این قسمت از سخن پیامبر را نقل نکرده است<ref>زرکشی، بدر الدین، الاجابة لایراد ما استدرکته عائشة علی الصحابه، ص۱۱۴-۱۱۷.</ref>. | ||
#روایتهایی که اغوای [[آدم]] را به [[حوا]] نسبت میدهند، مطابق [[عهد قدیم]]، و با [[قرآن]] ناسازگارند<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱۶، ص۱۱-۱۲؛ سحمرانی، اسعد، المرأة فی التاریخ والشریعه، ص۹۶؛ الحیاة (الکتاب المقدس) العهد القدیم، سفر التکوین، ص۹-۱۶.</ref>. | # روایتهایی که اغوای [[آدم]] را به [[حوا]] نسبت میدهند، مطابق [[عهد قدیم]]، و با [[قرآن]] ناسازگارند<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱۶، ص۱۱-۱۲؛ سحمرانی، اسعد، المرأة فی التاریخ والشریعه، ص۹۶؛ الحیاة (الکتاب المقدس) العهد القدیم، سفر التکوین، ص۹-۱۶.</ref>. | ||
#روایتهایی که [[خلقت]] زن را از مرد میدانند، مشابه نقل [[تورات]] هستند<ref>محدث نوری، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص۲۸۵، ح۱؛ تیلا، عباس، زن در آینه تاریخ، ص۱۱۶؛ الحیاة (الکتاب المقدس) العهد القدیم، سفر العدد، ص۳-۱۰.</ref>. | # روایتهایی که [[خلقت]] زن را از مرد میدانند، مشابه نقل [[تورات]] هستند<ref>محدث نوری، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص۲۸۵، ح۱؛ تیلا، عباس، زن در آینه تاریخ، ص۱۱۶؛ الحیاة (الکتاب المقدس) العهد القدیم، سفر العدد، ص۳-۱۰.</ref>. | ||
#به گفته [[استاد مطهری]]، [[پوشش]] صورت و | # به گفته [[استاد مطهری]]، [[پوشش]] صورت و نقاب زدن که در برخی [[روایتها]] و دیدگاههای [[عالمان دینی]] وجود دارد، برگرفته از آداب و رسوم [[ایرانیان]] است<ref>مطهری، مرتضی، مسئله حجاب، ص۲۰۵-۲۰۶؛ کسروی، احمد، خواهران و دختران ما، ص۵ و ۷.</ref>. نوال سعداوی، نویسنده [[عرب]]، گفته است: بسیاری از [[احکام]] امروز که به نام [[اسلام]] بر [[زنان]] عرب فرض شده، از اسلام نیست، بلکه [[میراث]] اندیشههای [[عمر بن خطاب]] و مردانی چون او است که [[خوی]] پدرسالارانه خویش را در اسلام بجا گذاشتهاند<ref>سعداوی، نوال، دراسات عن المرأة والرجل فی المجتمع العربی، ص۷۴۰.</ref>.<ref>[[مهدی مهریزی|مهریزی، مهدی]]، [[حقوق زن - مهریزی (مقاله)|مقاله «حقوق زن»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]]، ص ۱۱۳.</ref> | ||
===نقل به معنا=== | === نقل به معنا === | ||
جواز و رواج نقل به معنا، از قواعدی است که در [[تفسیر]] و | جواز و رواج نقل به معنا، از قواعدی است که در [[تفسیر]] و فهم متون [[روایی]] باید بدان توجه شود. به این ترتیب که راویان شنیدههای خود را گاه با واژههایی دیگر، یا ساختار مشابه که اصل معنا را میرساند، بیان کردهاند. [[محقق حلی]] مینویسد: [[یاران پیامبر]]، مجالس وی را پس از گذشت زمانی نقل میکردند و به طور طبیعی عین واژهها در ذهن آنان نمیماند<ref>حلی، نجم الدین ابوالقاسم، معارج الاصول، ص۱۵۳.</ref>. | ||
[[یاران پیامبر]]، مجالس وی را پس از گذشت زمانی نقل میکردند و به طور طبیعی عین واژهها در | |||
نویسنده کتاب معرفة الحدیث درباره چگونگی نقلها مینگارد: برخی از راویان، کتابت را [[نیکو]] میدانستند، ولی [[حدیث]] را میشنیدند و در سینه نگاه میداشتند و هرگاه فرصتی مناسب دست میداد، آن را مینگاشتند؛ گرچه با واژههای دیگر. اینان بیشترینِ راویان بودند. برخی نیز حدیث را پس از شنیدن مکتوب میکردند تا صحیح نقل شود، و اینان در [[اقلیت]] بودند<ref>بهبودی، محمدباقر، معرفة الحدیث، ص۲۳.</ref>. | |||
برخی از نویسندگان [[اهل سنت]] نیز میگویند: وضعیت اکثر [[صحابه]] و پیشینیان، [[گواهی]] میدهد که [[روایت]] را نقل به معنا میکردهاند، و دلیل این امر، نقلهای متعدد از یک حدیث یا قصه است<ref>ادلبی، صلاح الدین، منهج نقل المتن، ص۷۷.</ref>. | |||
با این وصف، روایتهای متعدد، گاه به یک خبر بازمیگردد. این روش از [[آیتالله بروجردی]] در [[مقام]] [[استنباط]] [[حکم]] نقل شده است<ref>مجلة حوزه، شماره ۴۳-۴۴، ص۲۱۵-۲۱۶ و ۲۱۷؛ آینه پژوهش، شماره ۷، ص۱۹؛ منتظری، حسینعلی، البدر الزاهر، ص۱۳۶، ۱۳۷، ۱۴۹، ۱۶۹.</ref>. از اینرو، از [[استفاضه]] یا تعدد خارج میگردد؛ چنانکه نمیتوان بر قالب منقول، حساسیت دقیق [[علمی]] به [[خرج]] داد. و ایشان به این نکته نیز در استنباطهای خود توجه میکرد<ref>منتظری، حسینعلی، البدر الزاهر، ص۶۲.</ref>، و فقط جایی را نشانه صدور واژهها از [[معصوم]] میدانست، که واژهها در اصول متلقات تکرار شده باشد<ref>منتظری، حسینعلی، البدر الزاهر، ص۱۲۶.</ref>. بنابراین، باید روایاتِ درباره [[زنان]] را از نظر نقلهای متعدد و واژههای به کار رفته در آنها، با این معیار سنجید، آنگاه به [[تفسیر]] آنها پرداخت<ref>[[مهدی مهریزی|مهریزی، مهدی]]، [[حقوق زن - مهریزی (مقاله)|مقاله «حقوق زن»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]]، ص ۱۱۴.</ref>. | |||
این | |||
[[ | |||
بنابراین، | |||
===تاریخ صدور حدیث=== | === قاعده اشتراک === | ||
تاریخ هر حادثه و پدیده، از چگونگی وقوع آن خبر میدهد، و به شناسنامهای میماند که آیندگان را از [[هویت]] آن باخبر میسازد. | اشتراک زنان و مردان در وجود و [[احکام]] و [[تکالیف]]، قاعدهای است که مقبول [[متکلمان]] و اصولیان است. از سوی دیگر، در زبان عربی تفکیک جنسیت در تعبیرها فراوان است. مثلاً فعل و اسم اشاره و ضمیر، به صورت مذکر و مؤنث ادا میشود. در محاوره، در همه ترکیبها و جملهها جنسیت ملحوظ نمیشود، بلکه از تغلیب سود میجویند؛ یعنی اگر از دو گروه [[زن]] و مرد سخن در میان باشد، غالباً به صورت مذکر آورده میشود. | ||
[[سنت]] (گفتار و [[کردار]] و [[تقریر معصوم]]) نیز گاه تاریخبردار است. هر [[حدیث]] از پس نیازی و در پاسخ پرسشی و در مقام تبیین حقیقتی و گاه برای وضعیت ویژهای صادر شده است. و به تعبیر دیگر، [[شأن]] نزولی دارد که دانستنش برای | |||
[[احادیث]] ما، [[شأن نزول]] دارند و در محیطی صادر شدهاند که اقوال و نظریات [[فقیهان]] بزرگ [[اهل سنت]]، [[حاکم]] بوده است. ناظر به این فتاوا، [[اهل بیت]]{{عم}} سخن گفتهاند. سخنان آنان، یا در ردّ نظریهای است و یا در [[اثبات]] آن. بنابراین، باید جو مسئله فقهیه را به دست آورد، تا فهمید مقصود از [[روایت]] چیست<ref>مجله حوزه، شماره ۴۳-۴۴، ص۱۴۵.</ref>. | حال با توجه به قاعده اشتراک و ویژگی زبان عرب، در تفسیر نصوص دینی که در قالب زبان عربی ارائه شده است، نباید از قاعده تغلیب در ادای سخن [[غفلت]] شود. به تعبیر دیگر، در متون دینی بسیاری معارف و [[قوانین]] با ساختار مذکر ادا شده و نمیتوان این را امری اختصاصی تلقی کرد، بلکه قاعده اول، اشتراک است، و اختصاصْ دلیل میخواهد. | ||
[[شهید صدر]]، یکی از آفتهای [[اجتهاد]] در [[نصوص دینی]] را {{عربی|تَجرِيدُ الدَّلِيلِ الشَّرْعِيِّ مِنْ ظُرُوفِهِ وَ شُرُوطِهِ}}<ref>صدر، سید محمدباقر، اقتصادنا، ص۴۰۴.</ref> دانسته و آن را در دو قسمت توضیح داده، و در بخشی فرموده است: | |||
اگر امری در [[عهد]] [[تشریع]] جایز دانسته شد، پژوهشگر باید تمام آنچه را در این تجویز میتوانسته | [[محقق بحرانی]] مینویسد: روشن است که بیشتر احکام، در [[عبادات]] و معاملات و غیر اینها، مختص مردان است. [[پرسشها]] نیز به مردان اختصاص دارد، ولی هیچ اختلافی نیست که زنان داخل در احکام هستند، مگر خصوصیت برای مردان ثابت شود. این امر برای کسی که در تمام [[روایات]] مربوط به احکام [[تدبر]] کند، روشن میشود. دلیلش آن است که آنچه در [[اخبار]] و [[احادیث]] آمده، بر [[سبیل]] [[تمثیل]] است، و با تنقیح مناط [[قطعی]]، [[حکم]] به دیگر افراد سرایت میکند<ref>بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضره، ج۵، ص۴۴۲.</ref>. | ||
و در جایی دیگر نوشته است: این روایات [[حج]] پسربچه اختصاص به پسربچهها دارد، ولی [[فقیهان]] میان دختربچه و پسربچه در احکام فرق نگذاشتهاند؛ زیرا [[احکام]] در ابواب فقهی با عنوان مردان آمده، با اینکه قطعاً در مورد [[زنان]] نیز جریان دارد<ref>بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضره، ج۱۴، ص۶۵.</ref>. | |||
[[استاد جوادی آملی]] در بحثی با عنوانِ «لسان [[قرآن]]، لسان [[فرهنگ]] محاوره» نوشته است: گرچه ذات اقدس اله درباره [[کیفر]] [[اعمال]] میفرماید: {{متن قرآن|كُلُّ امْرِئٍ بِمَا كَسَبَ رَهِينٌ}}<ref>«هر کس در گرو کرده خویش است» سوره طور، آیه ۲۱.</ref>، اما این «[[امرء]]» در مقابل «امرأه» نیست، بلکه فرهنگ محاوره این است که از [[انسان]] به عنوان مرد یاد شود، نه به عنوان مرد در مقابل [[زن]]<ref>جوادی آملی، عبدالله، زن در آیینه جلال و جمال، ص۷۸-۷۹.</ref>. در اینجا ذات اقدس اله میخواهد به ما بفهماند من که به صورت [[مذکر]] تعبیر میکنم، براساس فرهنگ محاوره است، نه اینکه کار مخصوص مرد باشد. | |||
بنابراین، نباید به [[زحمت]] افتاد که چرا [[پیامبر اسلام]] فرمود: {{متن حدیث|طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ}} و نفرمود {{عربی|مُسْلِمَةٍ}}، تا به زحمت [[جواب]] داده شود که در برخی [[نسخ]] {{متن حدیث|مُسْلِمَةٍ}} دارد یا در برخی از [[روایات]] {{متن حدیث|مُسْلِمَةٍ}} هم اضافه شده است، یا اینکه بعضی از محدثان {{متن حدیث|مُسْلِمَةٍ}} را هم نقل کردهاند. اصلاً زحمت سؤال را نباید تحمل کرد تا نوبت به زحمت جواب برسد. [[قرآن کریم]] در عین حال که ما را به عظمت آن معنا آشنا میکند، ما را به خصوصیت فرهنگ محاوره هم [[راهنمایی]] میکند، میفرماید: اگر سخن از مذکر است، نه برای آن است که این وصف، وصف مذکرها است، بلکه برای این است که در [[مقام]] لفظ این چنین تعبیر میشود<ref>جوادی آملی، عبدالله، زن در آیینه جلال و جمال، ص۸۱.</ref>.<ref>[[مهدی مهریزی|مهریزی، مهدی]]، [[حقوق زن - مهریزی (مقاله)|مقاله «حقوق زن»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]]، ص ۱۱۵.</ref> | |||
=== تاریخ صدور حدیث === | |||
تاریخ هر حادثه و پدیده، از چگونگی وقوع آن خبر میدهد، و به شناسنامهای میماند که آیندگان را از [[هویت]] آن باخبر میسازد. [[سنت]] (گفتار و [[کردار]] و [[تقریر معصوم]]) نیز گاه تاریخبردار است. هر [[حدیث]] از پس نیازی و در پاسخ پرسشی و در مقام تبیین حقیقتی و گاه برای وضعیت ویژهای صادر شده است. و به تعبیر دیگر، [[شأن]] نزولی دارد که دانستنش برای فهم بهتر حدیث سودمند است. نخستین فقیهی که بدین مسئله توجه جدی ورزید و در [[روش استنباط]] و شیوه [[تدریس]] بدان [[التزام]] داشت، [[آیتالله]] العظمی [[بروجردی]] بود. وی [[معتقد]] بود: [[احادیث]] ما، [[شأن نزول]] دارند و در محیطی صادر شدهاند که اقوال و نظریات [[فقیهان]] بزرگ [[اهل سنت]]، [[حاکم]] بوده است. ناظر به این فتاوا، [[اهل بیت]]{{عم}} سخن گفتهاند. سخنان آنان، یا در ردّ نظریهای است و یا در [[اثبات]] آن. بنابراین، باید جو مسئله فقهیه را به دست آورد، تا فهمید مقصود از [[روایت]] چیست<ref>مجله حوزه، شماره ۴۳-۴۴، ص۱۴۵.</ref>. | |||
[[شهید صدر]]، یکی از آفتهای [[اجتهاد]] در [[نصوص دینی]] را {{عربی|تَجرِيدُ الدَّلِيلِ الشَّرْعِيِّ مِنْ ظُرُوفِهِ وَ شُرُوطِهِ}}<ref>صدر، سید محمدباقر، اقتصادنا، ص۴۰۴.</ref> دانسته و آن را در دو قسمت توضیح داده، و در بخشی فرموده است: اگر امری در [[عهد]] [[تشریع]] جایز دانسته شد، پژوهشگر باید تمام آنچه را در این تجویز میتوانسته دخالت داشته باشد، منظور کند؛ وگرنه تعمیم حکم با منظور نکردن شرایط خارجیِ آن [[زمان]]، امری [[خطا]] خواهد بود<ref>صدر، سید محمدباقر، اقتصادنا، ص۴۱۲.</ref>. | |||
علامه سید جعفر مرتضی عاملی، [[ضرورت]] [[آگاهی]] از [[تاریخ]] صدور حدیث و فواید آن در مطالعات [[فقهی]] را چنین بازگفته است: شما از نقش [[تسلط]] بر تاریخ و دانستن وقایع [[تاریخی]] در فهم احادیث و نصوص دینی [[غافل]] نباشید. تمام حوادث، در بستر تاریخی خود شکل میگیرند. [[انسان]] با زمان، رابطه متقابل تأثیر و تأثر دارد<ref>مجله آینه پژوهش، شماره ۵، ص۶۴.</ref>. بنابراین، [[درک]] درست بسیاری از [[نصوص]]، نیازمند آگاهی کامل از زمان، مکان و شرایطی است که در آنْ صادر شده است. محیط و عکسالعمل آن در مقابل نصوص صادرشده را باید بشناسیم. [[شناخت]] این موارد، ما را در فهم حدود، قیود و درک اشارات و لطایف آن [[یاری]] میکند. در کتاب السوق فی ظل الدولة الاسلامیه نگاهی چنین داشتیم.... این کتاب، با حجم اندک خود، میتواند نمایانگر [[میزان]] تأثیر شناخت [[واقعیات]] خارجی در شناخت طبیعت نصوص صادرشده و اهداف آن باشد، و به خوبی میرساند که این شناخت، فضای گستردهای را برای فهم بهتر نصوص و استفاده کامل از آنها فراهم میآورد<ref>مجله آینه پژوهش، شماره ۵، ص۶۹.</ref>. | |||
دستیابی به [[احکام]] موقت، و به تعبیر دیگر، احکام گرهخورده با اوضاع زمانی و مکانی، از فواید [[شناخت]] وضعیت صدور است. [[شهید صدر]] میفرماید: تشریعاتی که [[پیامبر]] با آنها [[منطقة الفراغ]] را به عنوان [[ولی امر]] پُر میکرد، همیشگی نیستند؛ زیرا اینگونه احکام، از [[رسول خدا]] به عنوان [[حاکم]] و ولی [[مسلمانان]] صادر شدهاند، نه به عنوان مبلغ [[حکم الهی]]<ref>صدر، سید محمدباقر، اقتصادنا، ص۴۰۱.</ref>. | |||
[[آیت الله خویی]] [[حدیثی]] را که [[فقیهان]] در باب منع خروج [[زن]] از [[منزل]] بدون [[اذن]] شوهر بدان استناد میکنند، قضیهای خاص میداند که حکمش قابل تعمیم نیست<ref>بروجردی، مرتضی، مستند العروة الوثقی، کتاب النکاح، ج۲، ص۳۶۲.</ref>. | [[آیت الله خویی]] [[حدیثی]] را که [[فقیهان]] در باب منع خروج [[زن]] از [[منزل]] بدون [[اذن]] شوهر بدان استناد میکنند، قضیهای خاص میداند که حکمش قابل تعمیم نیست<ref>بروجردی، مرتضی، مستند العروة الوثقی، کتاب النکاح، ج۲، ص۳۶۲.</ref>. | ||
محمد مهدی شمس الدین و [[استاد مطهری]]، روایاتِ منع [[تدبیر]] زن را ناظر به وضعیت آن [[روز]] [[ایران]] میدانند و ماهیت [[حکومت]] امروزی را با گذشته متفاوت دانسته، این [[حکم]] را تعمیم نمیدهند<ref>شمس الدین، محمدمهدی، مسائل حرجة فی فقه المرأة المسلمه، ج۲، ص۸۲-۸۳؛ مجله پیام زن، شماره ۶، ص۱۷.</ref>. | |||
برخی [[روایتها]] در منع [[زنان]] از فراگیری | |||
برخی [[روایتها]] در منع [[زنان]] از فراگیری کتابت<ref>مجله پیام زن، شماره ۲۰، ص۲۲.</ref> یا رفتن به حمام<ref>فیض کاشانی، محسن، الوافی، ج۶، ص۵۹۳؛ سائلی، علی، زن در نگاه امام علی، ص۲۱۸-۲۲۳.</ref>، باید به اوضاع خاص [[اجتماعی]] مربوط باشد، و نمیتوان بر فرض [[درستی]] مضمون، آنها را تعمیم داد. | |||
[[ابن عاشور]]، [[آیه]] {{متن قرآن|وَاضْرِبُوهُنَّ}} را با توجه به تفاوت فضاهای [[فرهنگی]] [[تفسیر]] میکند و میگوید: «جواز [[کتک زدن]] زن مربوط به [[جامعه]] و شرایطی است که این عمل [[ستم]] تلقی نگردد»<ref>ابن عاشور، محمد بن طاهر، التحریر و التنویر، ج۵، ص۳۹-۴۱.</ref>. | [[ابن عاشور]]، [[آیه]] {{متن قرآن|وَاضْرِبُوهُنَّ}} را با توجه به تفاوت فضاهای [[فرهنگی]] [[تفسیر]] میکند و میگوید: «جواز [[کتک زدن]] زن مربوط به [[جامعه]] و شرایطی است که این عمل [[ستم]] تلقی نگردد»<ref>ابن عاشور، محمد بن طاهر، التحریر و التنویر، ج۵، ص۳۹-۴۱.</ref>. | ||
مدنی، از نویسندگان [[اهل سنت]]، در [[تفسیر آیات]] [[تعدد زوجات]]، وجود وضعیت اجتماعی مناسب، مانند [[زمان]] [[جنگ]] یا [[بیماری]] و نازایی زن را مجوز [[چندهمسری]] میداند و حاکم میتواند اجرای این [[قانون]] را بر عهده گیرد تا از تحقق شرایط [[اطمینان]] حاصل کند<ref>رسالة الاسلام، [[سال دهم]]، شماره ۴، ص۴۱۳-۴۴۷.</ref>.<ref>[[مهدی مهریزی|مهریزی، مهدی]]، [[حقوق زن - مهریزی (مقاله)|مقاله «حقوق زن»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]]، ص ۱۱۷.</ref> | |||
[[آیت الله خویی]]، سخنی مفصل دارند که اجمالش چنین است: | === لزوم معرفت در مباحث انسانشناسی === | ||
در حوزه اصول عقاید، اگر غرض [[معرفت]] است، با گمان حاصل نمیشود؛ خواه غرض معرفت باشد عقلاً و خواه شرعاً. البته [[عقد]] [[قلب]] و [[انقیاد]]، با [[ظن]] معتبر مانعی ندارد. در امور [[تکوینی]] و [[تاریخی]]، ظن مطلق [[حجت]] نیست و ظن خاص (به اعتبار [[اِخبار]] از متعلق) جایز است، طبق مسلک طریقیت، و اما طبق مسلک منجزیت، همین مقدار هم جایز نیست<ref>واعظ بهسودی، محمد، مصباح الاصول، ج۲، ص۲۳۵-۲۳۹.</ref>. | در [[مسائل اعتقادی]] و [[انسانشناختی]]، دلالت و سند، زمانی پذیرفته است که به مرحله اطمینان برسد؛ وگرنه باید آن [[حدیث]] را مسکوت گذاشت، و براساس آن، به نام [[دین]] رأیی صادر نکرد. اصولیان و فقیهان و [[مفسران]]، بر این امر تأکید دارند. البته کثرت و تعدد نقل و وجود اسناد بسیار، میتواند درباره سند، قطعآور باشد؛ اما قطعیت دلالت، محتاج شواهد و قراینی فراتر از ظهور است. همچنین فهم [[عالمان دینی]] میتواند [[شاهد]] و قرینهای برای دلالت باشد؛ اما این تا زمانی است که شاهدی برخلاف آن یافت نشود؛ وگرنه باید آن فهم را تخطئه کرد. برای نمونه، قرنها [[فقیهان]] به قلیل بودن آب چاه [[معتقد]] نبودند، با آنکه صحیحه [[اسماعیل بن بزیع]] در کتب حدیثی وجود داشت. نیز پس از [[شیخ طوسی]]، [[مجتهدان]]، تحت [[سیطره]] عظمت [[علمی]] ایشان، مقلدی بیش نبودند. در این باره، به ذکر چند شاهد میپردازیم: [[آیتالله]] نایینی معتقد است: در زمینه [[اصول عقاید]]، به «[[گمان]]» اعتنایی نیست؛ بلکه باید «[[علم]]» حاصل شود، و در جایی هم که راه علم مسدود است، میتوان به نحو اجمال [[عقیده]] داشت؛ یعنی عقیده به «واقع»، آنگونه که هست<ref>کاظمی خراسانی، محمدعلی، فوائد الاصول، ج۳، ص۳۲۴.</ref>. | ||
نتیجه اینکه در اصول عقاید و [[تاریخ]] و امور تکوینی، با خبرِ واحدِ معتبر، چیزی ثابت نمیشود. البته در [[عقاید]] میتوان براساس آن عقیده پیدا کرد - و در امور تکوینی و تاریخی، تنها میتوان اِخبار کرد - اما معرفت به واقع حاصل نمیشود. [[علامه طباطبایی]] فرموده است: | |||
آنچه امروزه ثابت است، این است که [[خبر متواتر]]، یا خبر همراه با قرینه | [[آیت الله خویی]]، سخنی مفصل دارند که اجمالش چنین است: در حوزه اصول عقاید، اگر غرض [[معرفت]] است، با گمان حاصل نمیشود؛ خواه غرض معرفت باشد عقلاً و خواه شرعاً. البته [[عقد]] [[قلب]] و [[انقیاد]]، با [[ظن]] معتبر مانعی ندارد. در امور [[تکوینی]] و [[تاریخی]]، ظن مطلق [[حجت]] نیست و ظن خاص (به اعتبار [[اِخبار]] از متعلق) جایز است، طبق مسلک طریقیت، و اما طبق مسلک منجزیت، همین مقدار هم جایز نیست<ref>واعظ بهسودی، محمد، مصباح الاصول، ج۲، ص۲۳۵-۲۳۹.</ref>. | ||
نتیجه اینکه در اصول عقاید و [[تاریخ]] و امور تکوینی، با خبرِ واحدِ معتبر، چیزی ثابت نمیشود. البته در [[عقاید]] میتوان براساس آن عقیده پیدا کرد - و در امور تکوینی و تاریخی، تنها میتوان اِخبار کرد - اما معرفت به واقع حاصل نمیشود. [[علامه طباطبایی]] فرموده است: آنچه امروزه ثابت است، این است که [[خبر متواتر]]، یا خبر همراه با قرینه قطعی، بدون تردید حجت است، و اما جز اینها، [[روایات]] مورد [[وثوق]]، تنها در [[احکام]] شرعیِ فرعی حجت است. دلیلش آن است که [[حجیت شرعی]]، از اعتبارهای عقلایی است که تابع اثر [[شرعی]] میباشد؛ اثری که قابلیت جعل و اعتبار داشته باشد. حوادث [[تاریخی]] و مسائل [[عقیدتی]]، بدین معنا حجیتبردار نیست؛ زیرا در آن، اثر شرعی نیست، و معنا ندارد که [[شارع]]، غیر [[علم]] را علم دانسته، [[مردم]] را بدان [[متعبد]] سازد. | |||
در موضوعات خارجی، اثر شرعی متصور است، اما چون اثر جزئی است، باز هم در جرگه اعتبار [[شرع]] قرار نمیگیرد<ref>طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۰، ص۳۵۱.</ref>. | در موضوعات خارجی، اثر شرعی متصور است، اما چون اثر جزئی است، باز هم در جرگه اعتبار [[شرع]] قرار نمیگیرد<ref>طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۰، ص۳۵۱.</ref>. | ||
[[علامه طباطبایی]] این مطلب را در مواردی متعدد از [[تفسیر]] گرانسنگ [[المیزان]] و تعلیقه بر [[بحارالانوار]] گوشزد کرده است<ref>ر.ک: طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان، ج۱، ص۲۹۶؛ ج۶، ص۵۷؛ ج۸، ص۶۲، ۶۶، ۱۴۱، ۲۶۱؛ ج۹، ص۲۱۱-۲۱۲؛ ج۱۰، ص۳۴۹؛ ج۱۳، ص۳۵۳؛ ج۱۴، ص۲۵، ۱۳۳، ۲۰۵-۲۰۷؛ ج۱۷، ص۱۷۴.</ref>. | [[علامه طباطبایی]] این مطلب را در مواردی متعدد از [[تفسیر]] گرانسنگ [[المیزان]] و تعلیقه بر [[بحارالانوار]] گوشزد کرده است<ref>ر.ک: طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان، ج۱، ص۲۹۶؛ ج۶، ص۵۷؛ ج۸، ص۶۲، ۶۶، ۱۴۱، ۲۶۱؛ ج۹، ص۲۱۱-۲۱۲؛ ج۱۰، ص۳۴۹؛ ج۱۳، ص۳۵۳؛ ج۱۴، ص۲۵، ۱۳۳، ۲۰۵-۲۰۷؛ ج۱۷، ص۱۷۴.</ref>. | ||
[[آیت الله]] [[میرزا جواد تهرانی]] در این باره نگاشته است: در اعتقادیات، باید به مدارک معلوم (از نظر صدور و دلالت) متکی باشیم. با [[خبر واحد]] غیر معلوم الصدور یا [[تأویل]] [[متشابهات]]، به نظر و میل خودمان و بدون ارجاع به [[محکمات]]، نباید به مطلبی [[اعتقاد]] ورزیم و از واقعْ [[اِخبار]] قطعی بنماییم. | |||
===بررسی واژهها در فرهنگ زمان صدور=== | هر [[حدیثی]] که برخلاف محکمات [[قرآن کریم]]، یا [[احادیث]] متواتره قطعی الدلاله، و یا بر خلاف [[عقل]] [[فطری]] سلیم بود، باید رد و [[تکذیب]] شود. اگر [[حدیث]]، نه چنین مخالفتی داشت (که موجب طرح و تکذیب آن شود) و نه [[حدیث معلوم الصدور]] و معلوم الدلاله بود (که موجب اخذ و [[التزام]] به مفاد آن بشود) باید آن را در بوته اجمال و احتمال گذاشت، و به تعبیر دیگر، در مورد آن باید توقف نمود، و به عبارت ثالث، چنین حدیثی که منتسب به [[اهل بیت]]{{عم}} است، علم آن را به خود اهل بیت باید واگذاشت، گرچه در کتب حدیث، هزاران حدیث در موضوعات مختلف از این قبیل مشاهده گردد، نه آن را باید طرح و تکذیب کرد و نه باید به ظاهر آن تعبداً التزام قطعی پیدا نمود و نه آن را با [[زور]] تأویل و توجیه، بر یکی از نظریات و اختیارات فرد یا دستهای از متفکرین و بزرگان، حمل قطعی کرد. | ||
یکی از اموری که در [[تفسیر]] | |||
واژه [[عقل]] در [[احادیث]] و [[روایات]] معانی گوناگونی دارد که | هر مورد که ظاهر [[کلام]] برخلاف ضروریات و مسلمات [[عقول]] فطری سلیم بود، [[کشف]] میشود که آن ظاهر، مراد نبوده، و یا اساساً صادر نشده است، مگر این که معلومالصدور باشد، که در این صورت باید در معنای ظاهر تصرف نمود<ref>تهرانی، جواد، عارف و صوفی چه میگویند؟، ص۲۵۴-۲۵۵.</ref>. | ||
[[شیخ حر عاملی]] فرموده است: | |||
عقل در [[کلام]] | این مطلب، هم درباره سند و هم دلالت جاری است؛ یعنی دلالتی مقبول است که [[نص]] باشد و احتمال [[خطا]] و خلاف در آن نباشد. بر این اساس، روایاتی که در معرفی ویژگیهای [[زن]] و خصلتها و [[آفرینش]] و نقصان [[عقل]] وی وارد شده است، باید با این ملاک سنجیده شود؛ یعنی زمانی میتوان به اتکای آن [[احادیث]] و حتی [[آیات قرآنی]] به [[انسانشناسی]] و زنشناسی پرداخت که سند حدیثْ [[یقینی]]، و دلالت حدیث و [[قرآن]]، انکارناپذیر باشد. با هر خبر صحیح و هر ظهوری نمیتوان نتایجی را در این مقولهها به [[دین]] نسبت داد؛ زیرا در این حوزه، نه [[شرع]] [[تعبد]] دارد و نه عقلا تعبد دارند. | ||
#نیروی [[درک]] خیر و [[شر]] و | |||
#ملکهای درونی که [[انسان]] را به [[گزینش]] | برای مثال، اگر فردی بسیار [[متدین]] و [[پارسا]] (که زبانش از هر [[دروغ]] پیراسته است، و به قول عالمان رجال، از «ضبط» و «وثاقت» لازم برخوردار است)، یک مسئله ریاضی را حل کند و بگوید درست حل کردهام، این گفته قطعآور نیست و به آن اعتنا نمیشود، بلکه باید برای قبول [[درستی]] حل مسئله، آن را [[آزمایش]] کرد. در صورتی که اگر همین فرد، هر خبری را در حوزه [[زندگی]] روزمره نقل کند، بدان اعتنا میشود. سرّ امر در این است که در صورت نخست، دنبال واقع هستیم و عقلا و شرع تعبدی ندارند؛ اما در صورت دوم، در امور اعتباری و زندگی، عقلا با اعتبار و تعبد زندگی میکنند و شرع نیز همان شیوه را میپذیرد. چنین روایاتی، یا باید [[متواتر]] بوده، در دلالتْ نص باشند، یا در سند و دلالت قراین یقینآوری بر آنها اقامه شود، تا بتوان به [[استنتاج]] دست زد. البته این بدان معنا نیست که هر خبر غیر متواتری را طرد کنیم و نسبت [[کذب]] و جعل به آن بدهیم. طرد [[روایات]] غیر متواتر و غیر نص، تا زمانی که با [[دلیل عقلی]] [[قطعی]] مخالفتی نداشته باشند، جایز نیست؛ همانگونه که بر اساس چنین احادیثی نمیتوان به رأی دین در این حوزهها دست یافت<ref>[[مهدی مهریزی|مهریزی، مهدی]]، [[حقوق زن - مهریزی (مقاله)|مقاله «حقوق زن»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]]، ص ۱۱۹.</ref>. | ||
=== بررسی واژهها در فرهنگ زمان صدور === | |||
یکی از اموری که در [[تفسیر]] نصوص دینی باید منظور گردد، این است که واژهها در بستر شکلگیری و زمان خود قرار گیرند، و بعد تفسیر شوند، یا به نمونههای مشابه در سایر [[نصوص]] مراجعه گردد؛ وگرنه نمیتوان واژهها را در شرایط امروزی تفسیر کرد. | |||
واژه [[عقل]] در [[احادیث]] و [[روایات]] معانی گوناگونی دارد که محدثان نیز بدان [[اعتراف]] دارند. کسی که میخواهد نقصان عقل [[زنان]] را معنا کند، باید بر همه آن کاربردها واقف بوده، شواهد روشنی بر یکی از آن معانی بیابد. اینک برای توجه دادن به اهمیت این مسئله، [[تفسیرها]] و کاربردهای عقل در احادیث، به اختصار بررسی میشود: [[شیخ حر عاملی]] فرموده است: عقل در [[کلام]] دانشمندان و حکما، معانی گوناگونی دارد، و در احادیث و روایات، به سه معنا به کار رفته است: | |||
# نیروی [[درک]] خیر و [[شر]] و تمییز آنها از یکدیگر، و این مناط و ملاک [[تکلیف]] است. | |||
# ملکهای درونی که [[انسان]] را به [[گزینش]] خوبیها و رها کردن بدیها فرامیخواند. | |||
# [[تعقل]] و [[دانش]]، و بدین سبب است که میبینیم در روایات، عقل در برابر [[جهل و نادانی]] به کار رفته است<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۲۰۸.</ref>. | # [[تعقل]] و [[دانش]]، و بدین سبب است که میبینیم در روایات، عقل در برابر [[جهل و نادانی]] به کار رفته است<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۲۰۸.</ref>. | ||
[[علامه مجلسی]] نیز فرموده است: | |||
اخباری که در ابواب عقل و [[جهل]] رسیده، یا به معنای نیروی درک [[خیر و شر]] است و یا به معنای ملکهای درونی که انسان را به [[انتخاب]] خوبیها و ترک بدیها [[دعوت]] میکند. البته در معنای دوم، روایات بیشتری وجود دارد، و برخی روایات، احتمال معنای دیگر هم دارد؛ همانطور که در بعضی از آنها عقل، به معنای دانش آمده است<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱، ص۱۰۱.</ref>. | [[علامه مجلسی]] نیز فرموده است: اخباری که در ابواب عقل و [[جهل]] رسیده، یا به معنای نیروی درک [[خیر و شر]] است و یا به معنای ملکهای درونی که انسان را به [[انتخاب]] خوبیها و ترک بدیها [[دعوت]] میکند. البته در معنای دوم، روایات بیشتری وجود دارد، و برخی روایات، احتمال معنای دیگر هم دارد؛ همانطور که در بعضی از آنها عقل، به معنای دانش آمده است<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱، ص۱۰۱.</ref>. | ||
با جستوجو در [[اخبار]] منسوب به [[امامان معصوم]]، به دست آوردیم که [[خداوند]] در هر یک از انسانهای [[مکلف]]، نیروی درک نفع و ضرر آنها را [[آفریده]] است؛ گرچه این نیرو در میان آنها متفاوت است... و این نیرو به [[میزان]] دانش و [[رفتار]] [[انسانها]] قابل [[رشد]] است. هر قدر [[آدمی]] در [[کسب دانش]] تلاش کند، این نیرو افزایش مییابد<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱، ص۱۰۰.</ref>. | با جستوجو در [[اخبار]] منسوب به [[امامان معصوم]]، به دست آوردیم که [[خداوند]] در هر یک از انسانهای [[مکلف]]، نیروی درک نفع و ضرر آنها را [[آفریده]] است؛ گرچه این نیرو در میان آنها متفاوت است... و این نیرو به [[میزان]] دانش و [[رفتار]] [[انسانها]] قابل [[رشد]] است. هر قدر [[آدمی]] در [[کسب دانش]] تلاش کند، این نیرو افزایش مییابد<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱، ص۱۰۰.</ref>. | ||
در احادیثی که لفظ «عقل» به کار رفته است، معانی گوناگون دیده میشود. [[امیر المؤمنین علی]]{{ع}} فرمود: | |||
{{متن حدیث|الْعَقْلُ عَقْلَانِ: عَقْلُ الطَّبْعِ وَ عَقْلُ التَّجْرِبَةِ، وَ كِلَاهُمَا يُؤَدِّي إِلَى الْمَنْفَعَةِ}}<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۷۵، ص۶، ح۵۸.</ref>؛ «عقل دو تا است: طبیعی و اکتسابی، و هر دو به | در احادیثی که لفظ «عقل» به کار رفته است، معانی گوناگون دیده میشود. [[امیر المؤمنین علی]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|الْعَقْلُ عَقْلَانِ: عَقْلُ الطَّبْعِ وَ عَقْلُ التَّجْرِبَةِ، وَ كِلَاهُمَا يُؤَدِّي إِلَى الْمَنْفَعَةِ}}<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۷۵، ص۶، ح۵۸.</ref>؛ «عقل دو تا است: طبیعی و اکتسابی، و هر دو به سود راه میبرند». | ||
برخی [[روایات]]، به [[عقل]] ذاتیِ طبیعی اشارت دارند که نمونههایی از آنها را میآوریم: | برخی [[روایات]]، به [[عقل]] ذاتیِ طبیعی اشارت دارند که نمونههایی از آنها را میآوریم: | ||
#برخی [[احادیث]] انسان را ترکیبشده از عقل و [[شهوت]] میدانند. هر کس عقلش را غالب بدارد، به | # برخی [[احادیث]] انسان را ترکیبشده از عقل و [[شهوت]] میدانند. هر کس عقلش را غالب بدارد، به مقام فرشتگان و [[برتر]] از آن نایل میشود، و هر کس شهوت را [[غلبه]] دهد، در جرگه بهایم خواهد بود: [[عبدالله بن سنان]] گوید که از [[امام صادق]]{{ع}} پرسیدیم: آیا [[آدمیان]] برترند یا [[فرشتگان]]؟ فرمود: [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} گفته است: «[[خدا]] فرشتگان را از عقلِ بدون شهوت آفرید و چارپایان را از شهوت بدون عقل؛ اما در [[آدمی]]، هر دو را ترکیب کرد. آنکه عقلش بر شهوتش چیره شود، از فرشتگان برتر است، و آنکه شهوتش بر عقلش چیره گردد، از چارپایان پستتر است<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۲۰۹، ح۲۰۲۹۸.</ref>. | ||
#برخی [[روایات]]، انسان را ترکیبی از عقل و صورت معرفی میکند و عقل را به منزله [[روح]] در کالبد انسان میداند. [[امام علی]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|الْإِنْسَانُ عَقْلٌ وَ صُورَةٌ فَمَنْ أَخْطَأَهُ الْعَقْلُ وَ لَزِمَتْهُ الصُّورَةُ لَمْ يَكُنْ كَامِلًا وَ كَانَ بِمَنْزِلَةِ مَنْ لَا رُوحَ فِيهِ}}<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۷۵، ص۷، ح۵۹.</ref>؛ «آدمی، عقل و صورت است. آنکه عقل را رها کرده و به صورت چسبیده است، کامل نیست، و مانند موجودی است که روح ندارد». | # برخی [[روایات]]، انسان را ترکیبی از عقل و صورت معرفی میکند و عقل را به منزله [[روح]] در کالبد انسان میداند. [[امام علی]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|الْإِنْسَانُ عَقْلٌ وَ صُورَةٌ فَمَنْ أَخْطَأَهُ الْعَقْلُ وَ لَزِمَتْهُ الصُّورَةُ لَمْ يَكُنْ كَامِلًا وَ كَانَ بِمَنْزِلَةِ مَنْ لَا رُوحَ فِيهِ}}<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۷۵، ص۷، ح۵۹.</ref>؛ «آدمی، عقل و صورت است. آنکه عقل را رها کرده و به صورت چسبیده است، کامل نیست، و مانند موجودی است که روح ندارد». | ||
#دستهای دیگر از احادیث، ملاک [[انسانیت]] را عقل میشناسد. امام علی{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|الْإِنْسَانُ بِعَقْلِهِ}}<ref>حکیمی، محمدرضا، الحیاة، ج۱، ص۴۵، ح۶؛ آمدی، عبدالواحد، غرر الحکم، ص۱۴.</ref>؛ «انسانیت انسان، به عقل او است». | # دستهای دیگر از احادیث، ملاک [[انسانیت]] را عقل میشناسد. امام علی{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|الْإِنْسَانُ بِعَقْلِهِ}}<ref>حکیمی، محمدرضا، الحیاة، ج۱، ص۴۵، ح۶؛ آمدی، عبدالواحد، غرر الحکم، ص۱۴.</ref>؛ «انسانیت انسان، به عقل او است». | ||
#دستهای دیگر از احادیث، بر عقل اکتسابی دلالت دارند. [[رشد]] و | # دستهای دیگر از احادیث، بر عقل اکتسابی دلالت دارند. [[رشد]] و نقص این عقل، به خصلتها و [[رفتار]] آدمی بسته است. [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|أَطْعِمُوا نِسَاءَكُمُ الْحَوَامِلَ اللُّبَانَ فَإِنَّهُ يَزِيدُ فِي عَقْلِ الصَّبِيِّ}}<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۶۳، ص۴۴۴، ح۸؛ طبرسی، ابوعلی فضل بن حسن، مکارم الاخلاق، ص۲۲۲.</ref>؛ «به [[زنان]] باردار، شیر بخورانید؛ زیرا عقل بچه را افزایش میدهد». | ||
[[امیر مؤمنان]]{{ع}} نیز میفرماید: {{متن حدیث|وَ الْعِلْمُ يَزِيدُ الْعَاقِلَ عَقْلًا}}<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۷۵، ص۶، ح۵۷.</ref>؛ «[[دانش]]، عقل [[عاقل]] را افزون میکند». | |||
همچنین امام صادق{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|التِّجَارَةُ تَزِيدُ فِي الْعَقْلِ}}<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۷۵، ص۵، ح۱.</ref>؛ «[[تجارت]]، عقل را افزایش میدهد». | [[امیر مؤمنان]]{{ع}} نیز میفرماید: {{متن حدیث|وَ الْعِلْمُ يَزِيدُ الْعَاقِلَ عَقْلًا}}<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۷۵، ص۶، ح۵۷.</ref>؛ «[[دانش]]، عقل [[عاقل]] را افزون میکند». همچنین امام صادق{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|التِّجَارَةُ تَزِيدُ فِي الْعَقْلِ}}<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۷۵، ص۵، ح۱.</ref>؛ «[[تجارت]]، عقل را افزایش میدهد». | ||
بنابراین، عقل در [[احادیث]]، گاه به معنای [[تعقل]]، گاه [[درک]] خوبی و | |||
بنابراین، عقل در [[احادیث]]، گاه به معنای [[تعقل]]، گاه [[درک]] خوبی و بدی و گاه به معنای [[انتخاب]] خوبی و بدی به کار رفته است. از سوی دیگر، در برخی احادیث، مرادْ عقلِ طبیعیِ ذاتی است، و در برخی دیگر، عقل اکتسابی تجربی. از اینرو، بدون روشن ساختنِ معنای عقل، نمیتوان درباره احادیثِ نقصان [[عقول]] [[زنان]] [[قضاوت]] کرد<ref>[[مهدی مهریزی|مهریزی، مهدی]]، [[حقوق زن - مهریزی (مقاله)|مقاله «حقوق زن»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]]، ص ۱۲۳.</ref>. | |||
===توجه به واقعیتها و تاریخ گذشته زنان=== | === توجه به واقعیتها و تاریخ گذشته زنان === | ||
از قواعدی که در [[تفسیر]] این متون و | از قواعدی که در [[تفسیر]] این متون و نصوص دینی قابل استفاده است، واقعیتهای حال و گذشته [[زندگی]] زنان است از جمله: بررسی [[میزان]] درک زنان امروزی، توان [[مدیریت]] و اداره امور اجتماعی، [[قدرت]] [[تعلیم و تعلم]]. | ||
امروزه در پرتو این واقعیتها بسیاری از توهمات گذشته درباره [[ناتوانی]] زنان، برطرف شده است، و میتوان به استناد آنها برخی [[نصوص]] را نقد محتوایی کرد. در این زمینه، حتی گذشته [[تاریخی]] زنان نیز میتواند راهگشا باشد. تاریخ را مردان نوشتهاند و بسیاری از توانمندیها و [[کمالات]] زنان به ثبت نرسیده، اما همان اندازه کم که به یادگار مانده، یا در پرتو تلاشهای | |||
امروزه در پرتو این واقعیتها بسیاری از توهمات گذشته درباره [[ناتوانی]] زنان، برطرف شده است، و میتوان به استناد آنها برخی [[نصوص]] را نقد محتوایی کرد. در این زمینه، حتی گذشته [[تاریخی]] زنان نیز میتواند راهگشا باشد. تاریخ را مردان نوشتهاند و بسیاری از توانمندیها و [[کمالات]] زنان به ثبت نرسیده، اما همان اندازه کم که به یادگار مانده، یا در پرتو تلاشهای محققان امروزی روشن میشود، بسیار مغتنم و قابل استفاده است. | |||
[[زهری]] درباره زنان گفته است: {{عربی|مَا ارْتَدَّتِ امْرَأَةٌ بَعْدَ إِيمَانٍ}}<ref>ابوشقه، عبدالحلیم محمد، تحریر المرأة فی عصر الرساله، ج۲، ص۴۲۳.</ref>؛ «هیچ زنی پس از ایمانْ [[مرتد]] نشد». [[ذهبی]] نیز گفته است: {{عربی|لَمْ يُؤْثَرْ عَنِ امْرَأَةٍ أَنَّهَا كَذَبَتْ فِي حَدِيثٍ}}<ref>ابوشقه، عبدالحلیم محمد، تحریر المرأة فی عصر الرساله، ج۱، ص۱۱۸.</ref>؛ «[[دروغگویی]] زنی در [[نقل حدیث]] به ثبت نرسیده است». این در حالی است که خود در میزان الاعتدال چهارهزار نمونه [[اتهام]] در نقل حدیث را معرفی کرده است<ref>درنیقه، محمد احمد، اعلام العابدات الزاهدات، ص۱۱.</ref>. | [[زهری]] درباره زنان گفته است: {{عربی|مَا ارْتَدَّتِ امْرَأَةٌ بَعْدَ إِيمَانٍ}}<ref>ابوشقه، عبدالحلیم محمد، تحریر المرأة فی عصر الرساله، ج۲، ص۴۲۳.</ref>؛ «هیچ زنی پس از ایمانْ [[مرتد]] نشد». [[ذهبی]] نیز گفته است: {{عربی|لَمْ يُؤْثَرْ عَنِ امْرَأَةٍ أَنَّهَا كَذَبَتْ فِي حَدِيثٍ}}<ref>ابوشقه، عبدالحلیم محمد، تحریر المرأة فی عصر الرساله، ج۱، ص۱۱۸.</ref>؛ «[[دروغگویی]] زنی در [[نقل حدیث]] به ثبت نرسیده است». این در حالی است که خود در میزان الاعتدال چهارهزار نمونه [[اتهام]] در نقل حدیث را معرفی کرده است<ref>درنیقه، محمد احمد، اعلام العابدات الزاهدات، ص۱۱.</ref>. | ||
[[ابوعبدالرحمان سلمی]] کتابی به نام ذکر النسوة المتعبدات الصوفیات نوشته و ۸۴ [[زن]] [[عارف]] را شناسانده است. | [[ابوعبدالرحمان سلمی]] کتابی به نام ذکر النسوة المتعبدات الصوفیات نوشته و ۸۴ [[زن]] [[عارف]] را شناسانده است. ابو عبدالرحمان جامی در نفحات الانس از چهل زن عارف مسلک یاد میکند<ref>جامی، عبدالرحمان، نفحات الانس، ص۶۱۵-۶۳۵.</ref>. محمد احمد درنیقه در کتاب اعلام العابدات الزاهدات، زنان [[عابد]] و [[زاهد]] را معرفی کرده است. دکتر [[صالح]] معتوق در کتاب جهود المرأة فی روایة الحدیث، تلاشهای زنان در زمینه [[روایت]] در قرن هشتم را به قلم آورده است. دکتر ناجیه عبدالله ابراهیم، تلاشهای [[علمی]] زنانِ قرنهای پنجم و ششم در [[بغداد]] را با تألیف کتابی برشمرده است<ref>ناجیه، عبدالله ابراهیم، الجهود العلمیة للمرأة خلال القرنین الخامس والسادس الهجریین.</ref>. [[زینب]]، دختر محمد بن عثمان دمشقی، جلسه درسی داشت که بیش از پنجاه نفر در آن شرکت میجستند. [[ابن حجر عسقلانی]] از آن جمله بود<ref>رسالة الاسلام، سال سوم، شماره ۱، ص۸۲.</ref>. [[ابن عساکر]] نزد بیش از هفتاد زن درس خوانده است. سخاوی، نویسنده الضوء اللامع، از پنجاه زن درس آموخت<ref>رسالة الاسلام، سال سوم، شماره ۱، ص۸۳.</ref>. تنها در [[کشور ایران]]، در فاصله سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۷۴، [[بانوان]] ۳۸۴۷ جلد کتاب ترجمه و تألیف کردهاند<ref>ر.ک: مجله گفتوگو، شماره ۹، ص۱۳۴؛ کتابنامه زن: فهرست کتابهای تألیف و ترجمه شده توسط بانوان (۱۳۵۸-۱۳۷۴)؛ فرخ زادی، مجید، کتابشناسی آثار مذهبی زنان [[ایرانی]].</ref>. | ||
آیا این واقعیتها نمیتواند برخی از [[نصوص]] و متون را زیر سؤال برد؟ البته این تنها گوشهای از [[تاریخ]] زنان [[مسلمان]] در حوزه [[علوم دینی]] بود؛ وگرنه تلاش زنان مسلمان در حوزه | |||
آیا این واقعیتها نمیتواند برخی از [[نصوص]] و متون را زیر سؤال برد؟ البته این تنها گوشهای از [[تاریخ]] زنان [[مسلمان]] در حوزه [[علوم دینی]] بود؛ وگرنه تلاش زنان مسلمان در حوزه ادبیات و [[شعر]] از شماره بیرون است<ref>[[مهدی مهریزی|مهریزی، مهدی]]، [[حقوق زن - مهریزی (مقاله)|مقاله «حقوق زن»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]]، ص ۱۲۵.</ref>. | |||
=== استفاده از دانش و تجربه بشری === | |||
استفاده از دستاوردهای تجربی [[بشر]]، آنگاه که به گونهای از [[اتقان]] رسیده باشد، در فهم برخی از متون و نصوص دینی مؤثر است. در مَثَل، روایتهایی که [[میزان]] غریزه جنسی زن و مرد را بیان میکند یا بر تفاوت [[حیا]] در آنان تأکید دارد، یا برخی خلقوخوهای زنان را برمیشمرد، امروزه میتواند در پرتو دستاوردهای دانشهای روانشناسی، [[تعلیم و تربیت]] و مردمشناسی بهتر نقد و و بررسی و فهمیده شود. از همین دست است توانمندیهای تدبیری زنان و میزان [[عاطفه]] و [[تعقل]] آنان. با تکیه بر این [[دانشها]] میتوان نصوص یادشده را بهتر ارزیابی کرد. البته باید به یاد داشت که نظریههای [[اثبات]] نشده یا ابطال شده، گاه راهزن پژوهشهای عالمانه است. | |||
اینها قواعدی دهگانه بود که میباید نصوص و روایاتِ موضوع [[زن]] را در [[سنت]] و سخن امام علی{{ع}} بر پایه آنها بررسی کرد، و آنچه از این چنبره بیرون میآید، دیدگاهی معقول است که میتوان آن را چنین ترسیم کرد: زنْ [[انسانی]] است که همه مواهب [[رشد]] را دارد؛ نقص و خللی در جوهر وجودش راه ندارد؛ ابزار [[تکامل]] را به اندازه مردان واجد است؛ در [[حیات]] و [[آفرینش]] [[استقلال]] دارد و [[طفیل]] دیگری نیست؛ اُنوثت تنها وسیلهای برای بقای نسل [[آدمی]] است، و این، [[سنت الهی]] در جهان است. | |||
گفتنی است که انوثتْ لوازم و ملزوماتی دارد که در اندکی از ساحتهای روانی و جسمی و نیز پارهای [[تکالیف]] و [[حقوق]]، تفاوتهایی ایجاد میکند. به سخن دیگر، ساحتهای [[زندگی]] [[آدمیان]] به دو بخش انسانی و جنسیتی تقسیم میشود. ساحت انسانی، زن و مرد نمیشناسد و جنسیت نمیپذیرد؛ اما در ساحت جنسیت، زن باید کار زنانه کند و به لوازم و آثارش پایبند باشد؛ چنانکه مرد باید چنین باشد<ref>[[مهدی مهریزی|مهریزی، مهدی]]، [[حقوق زن - مهریزی (مقاله)|مقاله «حقوق زن»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]]، ص ۱۲۷.</ref>. | |||
گفتنی است که انوثتْ لوازم و ملزوماتی دارد که در اندکی از ساحتهای روانی و جسمی و نیز پارهای [[تکالیف]] و [[حقوق]]، تفاوتهایی ایجاد میکند. به سخن دیگر، ساحتهای [[زندگی]] [[آدمیان]] به دو بخش انسانی و جنسیتی تقسیم میشود. ساحت انسانی، زن و مرد نمیشناسد و جنسیت نمیپذیرد؛ اما در ساحت جنسیت، زن باید کار زنانه کند و به لوازم و آثارش پایبند باشد؛ چنانکه مرد باید چنین باشد | |||
== منابع == | == منابع == | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۶ اکتبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۳:۵۴
مقدمه
با جستوجو در مصادر گوناگون حدیثی و تاریخی، اقوال و سخنان امام علی(ع) در این باره به ۱۰۱ سخن رسید. البته ممکن است کلماتی دیگر نیز باشد که این جستوجو بدان نرسیده باشد. این سخنان در یک تقسیمبندی کلی در چهار حوزه قرار دارد:
معرفی زن
سخنانی در این حوزه جای میگیرد که به بیان ویژگیهای تکوینی و خصلتهای روحی و جسمی زن میپردازد:
- نقصان عقل، ناتوانی جسم و جان: این مضمون در دو جا گزارش شده است:
- حضرت پس از نبرد جمل، در بصره بر منبر رفت و چنین سخنرانی کرد: ای مردم، ایمان زنان ناتمام است، بهره آنان ناتمام، خرد ایشان ناتمام.... نشانه ناتمام بودن خرد آنان این است که گواهیِ دو زن، چون گواهی یک مرد به حساب میآید[۱]. نویسنده مصادر نهج البلاغه بر این باور است که امام علی(ع) این سخن را در نامهاش به عمرو بن عاص به هنگام اشغال مصر و کشتهشدن محمد بن ابیبکر نیز آورده، و بعید نیست همان سخن را پس از فراغت از جمل و در مناسبتهای دیگر بر زبان آورده باشد[۲].
- پیش از رویارویی با قاسطین در نبرد صفین نیز چنین فرمود: زنان را با زدن برمیانگیزانید، هرچند آبروی شما را بریزند، یا امیرانتان را دشنام گویند، که توان زنان اندک و جانشان ناتوان و خردشان دستخوش نقصان است[۳].
- نقص ایمان: در خطبه هشتادم نهج البلاغه آمده است: ای مردم، ایمان زنان ناتمام است.... نشانه ناتمام بودن ایمان، معذور بودنشان از نماز و روزه هنگام قاعدگی است.
- گزندگی: در دو سخن زنان به عقرب مانند شدهاند: «زن عقربی است، شیرین گزنده»[۴]؛ «زن عقربی است شیرین نیش زننده»[۵].
- بیوفایی: حضرت علی(ع) در سخنی میفرماید: «وفاداری از زنان محال است»[۶]. همین مضمون در یکی از شعرهای دیوان منسوب به امام علی(ع) نیز آمده است: «یاد آنان را فرو گذار که زنان وفا ندارند. باد صبا و پیمان زنان یکی است»[۷].
- شر بودن: این مضمون در نهج البلاغه آمده است: «زن همهاش بدی است، و بدتر چیز او اینکه از او چاره نیست»[۸]. این مضمون با تفاوتی اندک در غرر الحکم نقل شده[۹] و مضمون دیگر چنین است: «زن بذر بدی است»[۱۰].
- غریزه جنسی و حیا: در سخنی از امام علی(ع) آمده است: خداوند شهوت را ده قسمت آفرید: نُه قسمت آن را در زنان قرار داد و یک قسمت را در مردان. اگر خداوند حیا و شرم را در نهاد زنان قرار نمیداد، در برابر هر مرد نُه زن قرار میگرفت[۱۱].
- تمایلات زنان: در برخی سخنان، تمایل زنان را به زینتهای دنیایی برشمرده است؛ برای نمونه: «به راستی میل زنان به زینتهای دنیا و فساد در آن است»[۱۲]. و در سخنانی دیگر، از تمایل زنان به مردان سخن میگوید: به راستی که میل زنان به سوی مردان است[۱۳]. مردان از زمین آفریده شدهاند و میل آنان به زمین است، و زنان از مردان آفریده شدهاند و میل آنان به مردان است. ای گروه مردان، زنان را حبس کنید[۱۴].
- ظرافت زن: بر زن فراتر از توان تحمیل مکن؛ زیرا زن ریحانه است و نه قهرمان[۱۵].
- آسیبپذیری زنان: زنان چون گوشتی بر تختهاند که در معرض آسیبند مگر از آنان پاسداری شود[۱۶]. زن، گویی است که هر کس او را در اختیار گرفت، باید آن را بپوشاند[۱۷]. برای شیطان افساری بزرگتر از خشم، و زنان نیست[۱۸].[۱۹]
تعامل مردان و زنان
اکنون سخنانی گزارش میشود که درباره رابطه زنان و مردان است:
- پرهیز از اطاعت زنان: امام علی(ع) در پانزده سخن، اطاعت از زنان را نکوهیده است[۲۰] و آن را سبب هلاک[۲۱]، پشیمانی[۲۲]، نشانه جهل و نادانی دانسته است[۲۳]، یا آنکه مخالفت با زنان را برکت میشمارد و مردانِ مطیعِ زنان را، نفرینشده میخواند[۲۴]. در دو سخن نیز به موارد اطاعت اشاره شده است: هر کس زنش را در چهار چیز اطاعت کند، خداوند او را در آتش افکند. سؤال شد آنها چیستند؟ فرمود: لباسهای نازک، رفتن به حمامها، عروسیها و عزاداریها[۲۵].
- پرهیز از مشورت با زنان: در چهار سخن، مشورت با زنان نکوهش شده و حضرت بر پرهیز از رایزنی با آنان تأکید ورزیده است: بپرهیز از مشورت با زنان که رأی آنان به سستی کشاند[۲۶]. بپرهیز از مشورت با زنان؛ جز آن کس که کمال عقلش تجربه شده باشد[۲۷]. زمانی رسد که سخنچینان، مقرب دستگاه حکومت شوند، و فاجران مورد توجه قرار گیرند. در این هنگام، حکومت با مشورت زنان و حکمرانی بچگان باشد[۲۸]. آن کس که زنی نادان را امین شمارد و با وی مشورت کند و بپذیرد، پشیمان گردد[۲۹].
- دلبستگی و استمتاع: در ده سخن، دلبستگی و استمتاع و گفتوگوی فراوان با زنان مذمت شده، و مولا آن را سبب تباهی خرد و رسوایی قلمداد میکند: هر که از زنان استمتاع جوید، عقلش تباه گردد[۳۰]. بپرهیز از دلبستگی بسیار به زنان[۳۱]. امیر مؤمنان از گفتوگوی بسیار با زنان منع میکرد[۳۲]. از خلوت بسیار با زنان بپرهیز[۳۳]. هنگامی که سپاهی را بدرقه میکرد، فرمود: هرچه میتوانید، از زنان دوری جویید[۳۴]. آنکه بسیار با زنان درآمیزد، رسوایی او را فرا گیرد[۳۵].
- فتنهانگیزی زنان: زنان یکی از دو بزرگترین فتنهاند[۳۶]. فتنه سه تا است: دوستی زنان، و این شمشیر، و شیطان است[۳۷].
- جهاد زن: جهاد زن، خوب شوهرداری کردن است[۳۸].
- خودداری از سلام دادن به زنان: در برخورد با زنان آغاز به سلام نکنید[۳۹]. امام صادق(ع) فرموده است: رسول خدا بر زنان سلام میکرد و آنان پاسخ میدادند، و امیرمؤمنان بر زنان سلام میکرد و خوش نداشت بر زنان جوان سلام کند. وی علی(ع) گفت: میترسم از صدایش خوشم آید و بیش از پاداش، وزر و وبال بر من وارد گردد[۴۰].
- حقوق زن و شوهر: امام علی(ع) فرموده است: مردان باید مَهر زنان را بپردازند، و کسی که در پرداخت آن بر زنان ستم روا دارد، گویا با زن زنا میکند[۴۱]. مرد مجبور میشود هزینه زندگی زن را بدهد، و اگر چنین نکند حبس گردد؛ و زن مجبور میشود فرزندش را شیر دهد، نان بپزد و در داخل منزل به مرد خدمت کند[۴۲]. امام علی(ع) حکایت میکند که زنی نزد رسول خدا آمد و گفت: ای رسول خدا، شوهری دارم که با من با درشتی رفتار میکند، کاری کردم که بر من مهربان گردد. رسول خدا فرمود: وای بر تو، دینت را تیره کردی، فرشتگان نیکی و فرشتگان آسمان و زمین تو را نفرین کنند. زن روزها روزه داشته، شبها به نیایش پرداخت و پوشاکی زبر بر تن کرد و موهایش را تراشید. رسول خدا فرمود: تراشیدن سر پذیرفته نگردد تا شوهر راضی شود[۴۳].
- در اختیار مرد بودن: زن چون نعلی است که مرد هرگاه خواهد از آن استفاده کند، نه هر گاه زن خواهد[۴۴]. برخی از گردآورندگان، در انتساب این کلام به امام علی(ع) تردید کردهاند[۴۵]. اکنون نمونههایی میآوریم که به تعامل مرد و زن برمیگردد، ولی در عنوانهای گذشته نمیگنجد: مرد روزهدار خود را در معرض حمام و حجامت و زن زیباروی قرار ندهد[۴۶]. اگر از زنانت کاری مشکوک مشاهده کردی، بر بزرگ و کوچک آنان بازدارندهای بگمار[۴۷].
در چند سخن، که گمان میرود به یک نقل برمیگردد، به مردان چنین هشدار میدهد: از زنان اطاعت مکنید، آنان را بر اموال امین مدانید، اداره خانه را به آنان مسپارید؛ زیرا خوبیها را از یاد میبرند و بدیها را همیشه به خاطر دارند[۴۸]. اگر تو را دوست بدارد، آزار دهد و اگر از تو کینه داشته باشد، خیانت ورزد. چهل سال دوستی را پنهان کند و دشمنی را یک ساعت نگه نمیدارد[۴۹].[۵۰]
حقوق زنان
- نابرابری ارث و شهادت زن و مرد: امام علی(ع) بر نابرابری ارث و گواهی زنان در محکمههای قضایی تأکید ورزیده و آن را سبب نقصان بهره و کمخردی گرفته است: ای مردم، به راستی که زنان، کمایمان و کمبهره و کمخردند.... نقصان بهره ایشان، نصف بودن سهم آنان از میراث است نسبت به سهم مردان، و نشانه ناتمام بودن خرد آنان این بُوَد که گواهی دو زن چون گواهی یک مرد به حساب رود[۵۱]. و در سخنان فراوان دیگر به جزئیات نابرابری زن و مرد در شهادت و گواهی پرداخته است[۵۲].
- وصیت نکردن به زنان: امیرمؤمنان(ع) فرمود: به زنان وصیت نشود؛ زیرا خداوند میفرماید: ثروتها را به سفیهان و نادانان مسپارید[۵۳].[۵۴]
گوناگون
جز این محورهای سهگانه، سخنان دیگری از آن حضرت رسیده است که در موضوعی خاص جای نمیگیرد. از اینرو، آنها را ذیل این عنوان آوردیم:
- خُلق و خوی اکتسابی: بهترین خصلتهای زنان، بدترین خصلتهای مردان است[۵۵]. بهترین خصلتهای زنان، بدترین خصلتهای مردان است؛ یعنی تکبر، ترس، بخل. اگر زن متکبر باشد، خود را در اختیار کسی نگذارد؛ اگر بخیل باشد، اموال خود و شوهر را حفظ کند؛ و اگر ترسو باشد، از هر پیشامدی فرار کند[۵۶]. غیرت زن کفر، و غیرت مرد ایمان است[۵۷]. غیرت زن، دشمنی است[۵۸].
- خوشیُمنی و برکت: بزرگترین زنان از لحاظ برکت، آنانند که هزینهشان سبکتر باشد[۵۹]. خوشیُمنی زن در آن است که ازدواجش و زایمانش آسان باشد[۶۰].
- خانهنشینی و بیرون رفتن از منزل: چرا زنان در بازارها به مردان تنه میزنند؟ آیا غیرت ندارید؟ آنکه غیرت ندارد، خیری در او نیست[۶۱]. زنها را از رفتن به نمازهای عید بازمدارید که نماز عید بر زنان واجب است[۶۲]. امیرمؤمنان(ع) از فاطمه(س) نقل کرده است: بهترین حالت نزدیکی زن به خداوند، آن هنگام است که در منزل بنشیند[۶۳]. کلمات دیگری نیز از آن حضرت نقل شده است که بدانها اشاره میشود: عقل زنان در زیبایی آنان است، و زیبایی مردان در خردشان[۶۴]. زیبایی مرد در کلاه او است، و زیبایی زن در کفشهایش[۶۵]. زنان را بر زینها سوار مکنید که آنان را بر تباهی برانگیزید[۶۶].[۶۷]
برداشتها و تحلیلها
سخنان یادشده، ذهن شارحان و متفکران را به خود معطوف داشته و تحلیلهایی متناقض را به هم رسانده است. در نگاهی کلی، میتوان تحلیلها را به سه گروه تقسیم کرد:
پذیرش مطلق
این گروه، سخنان حضرت را مبنای زنشناسی و تعامل با زنان قرار داده و به دفاع از امارههای حسی آن پرداختهاند، و بازگو کردن این حقایق را از مصداقهای بارز صراحت امام علی(ع) میدانند. ابن میثم در شرح خطبه هشتاد نهجالبلاغه سخنی طولانی دارد که اجمال آن چنین است: از آن رو که حادثه جمل و کشتار مسلمانان به رأی یک زن برمیگردد، امام علی(ع) خواست ساحتهای نقصان زنان را بیان دارد.
از آن رو که نماز و روزه از کمال ایمان و ریاضتهای معنوی است و زنان از آن منع شدهاند، ایمان آنان ناقص است. سبب برداشته شدن تکلیف در ایام قاعدگی، به دلیل قذارت و پلیدی زنان در دوران قاعدگی است که شایسته نیست با آن حالت در برابر پروردگار بایستند.
نقصان عقل زنان، یکی به دلیل کاستی استعداد و طبیعت آنان و قصورشان از پذیرش عقل است، و دیگری معاشرت اندک آنان با اهل دانش. و قوای حیوانی در آنان غالب است و آنان بیشرمتر، مکارتر و آمادهتر برای پذیرش مکرند؛ لذا آنان به پوشش و خانهنشینی الزام شدهاند[۶۸].
شیخ محمد عبده نیز در شرح خطبه هشتاد مینویسد: خداوند زنان را آفرید و مسئولیت بارداری فرزند و تربیت اولاد را تا سنی معین بر دوش آنان نهاد؛ و این پایان ندارد، بلکه باز باردار میشوند و زایمان میکنند. از اینرو، هیچگاه از زایمان و تربیت فرزند فارغ نخواهند شد. گویا خداوند آنان را به تدبیر منزل و خانهنشینی مختص کرده، و منزل محیطی محدود است که با شوهرانشان سر و کار دارند. بنابراین، خداوند عقلی به اندازه نیاز در آنان نهاد، و چون شریعت برابر فطرت است، زنان در عبادت و شهادت و ارثبری مانند مردان نیستند[۶۹].
محمدجواد مغنیه در این باره مینویسد: سخنان و دیدگاههای امام علی(ع)، حقیقت اسلام است، و گفتار او گفتار قرآن، که هرگز از یکدیگر جدا نشوند تا بر حوض کوثر بر پیامبر وارد شوند.
تجربه به اثبات رسانده است که زنان بهترین ابزار جاسوسی، تخریب، تجارتهای نامشروع، حیله و نیرنگ و فساد و فحشا هستند. از همینرو، در حدیث، از آنان به دامهای شیطان و شبکههای ابلیس تعبیر شده است. از سوی دیگر، اگر کسی در منابع اسلامی کاوش کند، خواهد یافت که اسلام به زنان به چشم موجودی ضعیف که شایسته مهربانی و عطوفت است، نگریسته و آنان را در دفاع از خود ناتوان میداند. از اینرو، زنان را به شیشه تشبیه کرده و به مردان سفارش نموده که با آنان مهربانی و مدارا کنند. این حقیقتِ مسئله است، و هرکس جز این را به اسلام نسبت دهد، مطالبِ ندانسته را به آن نسبت داده است؛ یا با انگیزه درست و یا به قصد حل مشکل جوانان از راه اختلاط با زنان برهنه و بیپروا[۷۰]. ۲
همچنین استاد مصطفوی مینویسد: از جمله موارد صراحت لهجه حضرت علی(ع)، معرفی زن و ترسیم مسیر تکاملی او است..... اما آنچه پیش از اینها به چشم میآید و بر صراحت لهجه ایشان دلالت دارد، دو مورد است: امیرمؤمنان(ع) در حکمت ۲۳۸ میفرماید: تمام زن، شر و بدی است، و بدتر از همه، آنکه مرد مجبور است زن بگیرد.... دوم نقص عقل اوست.
بنابراین، منظور حضرت امیر، مذمت زن نیست، بلکه بیان یک واقعیت در خلقت است؛ یعنی قانون تکوین و بقای نسل انسان اقتضا میکند که زایمان وجود داشته باشد. خداوند این وظیفه را بر عهده زن گذاشت و لوازم آن را نیز به او عنایت کرد. یکی از لوازمش عشق و عاطفه قوی است که مرد را از آن محروم ساخته، و ابزار دیگرش ضعف عقل است. برای اینکه درد زایمان قابل تحمل باشد، ضعف عقل لازم است[۷۱].
یکی دیگر از شارحان سخنان امام علی(ع) گفته است: امام علی(ع) به شخصیت و مقام زن احترام مینهاده است.... اما به حکم سنت رسول الله و تجارب شخصی، و با توجه به وضع روحی و جسمی و وظایف فیزیکی زن، با شرکت دادن او در تکالیف و مسئولیتهای ویژه مردان مخالفت میکرد، و مخصوصاً بعد از آنکه عایشه، امالمؤمنین، در مدینه موجبات عصیان مردم و قتل خلیفه، عثمان، را فراهم آورد،... در این عقیده راسختر شد و دخالت زنان در وظایف خاص مردان را به کلی مردود شمرد[۷۲].[۷۳]
نفی مطلق
برخی چنین سخنانی را ستمی بر زن و ظلمی در حقِ امام تلقی کردهاند. البته وضعیت تاریخی باعث این امر شده است. اینان بیشتر جنگ جمل را سبب صدور این سخنان دانستهاند، و البته گفتهاند که این رأیِ شخصی امام علی(ع) است و نمیتواند مبنای احکام شرعی و معرفتشناسی زن قرار گیرد.
عمر فروخ، به صراحت، اینگونه داوری کرده است: از آنچه گذشت، میفهمیم که امام علی(ع) بر زن ستم کرده و به شدت بر او تاخته است. اما جای تعجب است که چرا هیچگونه خیری در زن ندیده و از خوبیهایش یاد نکرده و به نیکی از او نام نمیبرد. با این همه، دیدگاههایش در نهج البلاغه درباره زن، رأیی سیاسی و شخصی است، نه دیدگاهی اجتماعی که قوانین بر آن مبتنی گردد و منزلت حقیقی زن و جایگاه تاریخیاش بدان شناخته شود[۷۴].[۷۵]
توجیه و تأویل
گروهی به تأویل و توجیه این سخنان دست زدهاند. اینان از یک سو پذیرش ظاهر این سخنان و نسبت دادن آنها به امام علی(ع) را روا ندانستهاند، و از دیگر سو، آن حضرت را والاتر از آن میدانند که بر موجودی، خواه زن و خواه مرد، ستم روا دارد و ناعادلانه بر کسی بتازد. از اینرو، به بررسی، تأویل و توجیه این کلمات اقدام ورزیدهاند. توجیهات صورت گرفته از نظر روش و اتقان در یک سطح نیست. اینان گاه وضعیت تاریخی را مطرح میسازند، و گاه رویارویی زنی چون عایشه، یا تأثیر فرهنگهای جاهلی و غیردینی را مستند قرار میدهند.
در اینجا به اجمال به برخی از این توجیهات اشاره میکنیم:
- گروهی معتقدند امام این سخنان را از آنرو بر زبان آورد که زنی چون عایشه با حکومتش به معارضه برخاست. به تعبیر دیگر، این سخنان بازتاب حرکتهای اجتماعیای بود که به سردمداری زنی چون عایشه شکل گرفت: بخشی از نکوهشهای نهج البلاغه راجع به زن، ظاهراً به جریان جنگ جمل برمیگردد.... روایتی که در نهج البلاغه وارد شده است، یک قضیه حقیقیه نیست؛ تقریباً نظیر قضیه شخصیه یا قضیه خارجیه است. اصل قضیه این است که عایشه این جنگ را به راه انداخت. اهل سنت هم معتقدند جنگ جمل را او به پا نموده و سبب و محرک او بوده است[۷۶]. همین مطلب به گونهای دیگر در سخن عمر فروخ آمده است؛ با این تفاوت که وی به نتیجه اینگونه داوری تصریح کرده است و آن را ستم و ظلم میداند. در نقد چنین توجیهی، پارهای از صاحبنظران اظهار داشتهاند که اگر رویارویی با عایشه سبب اینگونه داوریها و سخنان بود، میبایست امام علی(ع) تندتر از این سخنان را درباره مردان بر زبان میآورد؛ چراکه با مردی چون معاویه نیز درگیر بود، و بسیاری از حرکتهای اجتماعی در برابر حکومتش به دست معاویه سامان گرفت[۷۷].
- عدهای این سخنان را به دورهای از زمان اختصاص میدهند و بر این باورند که منظور زنانی است که مردان به تربیت و تعلیم آنان همت نگماشتهاند، وگرنه زنان کمتر از مردان در عرصههای علمی و اجتماعی ظاهر نمیشدند. استاد عمید زنجانی این سخن را با این تعبیر به قلم آورده است: مطالبی که در نهج البلاغه درباره مقام و شخصیت زن آمده، اگر به درستی استقصا شود، سیزده چهارده مورد است. در تمام این موارد، مناسبتهای تاریخی خاصی هست که باید آن مناسبتها مورد توجه قرار بگیرد، و مع الاسف، برخی به مناسبتها توجه نکرده و از آن غافل ماندهاند. به عبارت دیگر، برداشتی که من دارم این است که قضایایی که در زمینههای مشابه مقام و شخصیت زن در نهج البلاغه آمده است، به صورت قضایای خارجیه است، نه به صورت قضایای طبیعیه یا حقیقیه؛ با طبیعتِ زن کاری ندارد، به صورت حکم کلی با همه زنان جهان کاری ندارد. سخن از زنِ موجود در جامعه است با تمام نقایص و نارساییهایش. آنچه امام مورد انتقاد قرار میدهد، زنِ موجود در جامعه است و کلیه زنانی که با چنین خصوصیات و خصایصی در جامعه ظاهر میشوند. اگر در طبیعت زن خواستیم تحقیق بکنیم، قرآن در این زمینه مسئله را به روشنی بیان کرده است، و این در نهایت به همان مسئله بازگشت میکند که قراین و مناسبتهای تاریخی را نباید ندیده گرفت[۷۸].
- دسته سوم بر این باورند که در برخورد با این سخنان سه نکته را باید در نظر داشت:
- احتمال تحریف؛
- سنجش با روح اسلام؛
- تأویل. صاحب این نظریه مینویسد: نهجالبلاغه مجموعهای است که عالم بزرگوار ما، سید رضی، حدود دو قرن پس از حضرت امیر به جمعآوری آن پرداخته است. بنابراین، نمیتوان قسم خورد تمام کلماتی که در بیشتر خطبهها یا نامهها و یا حکمتها از حضرت نقل شده، به دور از هرگونه تحریف و دستبرد باشد. این کلمات نیز از قاعدهای که قبلاً گفته شد مستثنا نیست؛ نهجالبلاغه باید مطالبش با روح اسلام که همان محکمات قرآن است، سنجیده شود، و اگر نکتهای از آن با محکمات قرآن در تعارض باشد، آنچه تحتالشعاع قرار خواهد گرفت، کلمات منقول در نهجالبلاغه است.... پس همین مطلب قرینهای خواهد شد که بر فرض صدور این بیانات از حضرت امیر، مراد ظاهر آن عبارات نیست[۷۹].[۸۰]
قواعد تحلیل جامع
در این فصل بر آنیم تا قواعدی را که باید برای بررسی این سخنان منظور شود، به اجمال مرور کنیم؛ اما پیش از آن، ذکر چند نکته ضروری مینماید:
۱. آنچه در این کلمات مشاهده میشود، دیدگاههای اختصاصی امام علی(ع) درباره زن نیست، بلکه برخی از این احکام و داوریها در قرآن کریم نیز به چشم میخورد. همچنین برخی از آنها در سخنان رسول خدا(ص)، و بعضی در سخن سایر پیشوایان دین موجود است. برای نمونه، مسئله نابرابری زن و مرد در زمینه گواهی و شهادت، در قرآن آمده است: پس اگر دو مرد نبودند، مردی را با دو زن از میان گواهانی که به آنان رضایت دارید، گواه بگیرید تا اگر یکی از آن دو زن فراموش کرد، زن دیگر وی را یادآوری کند[۸۱].
و نیز در مسئله نابرابری ارث، خداوند فرموده است: خداوند به شما درباره فرزندانتان سفارش میکند: سهم پسر، چون سهم دو دختر است[۸۲].
همچنین روایتهای نقصان عقل، با سندهای متفاوت در سخنان پیامبر اسلام آمده است: رسول خدا بر گروهی از زنان میگذشت، ایستاد و فرمود: ای گروه زنان، ندیدم کمخردان و کمدینانی که خرد مردان را چون شما زنان بربایند[۸۳].
با مضمون یادشده، احادیثی فراوان از رسول خدا(ص) در منابع حدیثی شیعه و اهل سنت گزارش شده است[۸۴]. در منع از مشورت با زنان نیز از پیامبر و امام صادق(ع) احادیثی نقل شده است. برای نمونه: هنگامی که پیامبر عزم جنگ داشت، زنانش را فرامیخواند، با آنان مشورت میکرد و آنگاه مخالفت میورزید[۸۵].
امام صادق(ع) میفرمود: با زنان مشورت نکنید؛ زیرا در آنان ضعف، سستی و ناتوانی است[۸۶].
شاید سبب حساسیت سخنان امیرمؤمنان(ع) آن باشد که از یک سو نهجالبلاغه کتابی است که بسیاری از اهل دانش و نیز تودههای اجتماعی به آن مراجعه میکنند و بسیاری از این مضامین در این کتاب گرد آمده است. از سوی دیگر، امام علی(ع) در نهج البلاغه در مقام شخصیتی که بر کرامت انسانی، عدالت و ارزشهای متعالی تأکید ورزیده، شناخته شده است، و صدور چنین سخنانی، از وی شگفتآور مینماید. به هر رو، این حساسیت و پرسش باید در سطحی عامتر، مطمحنظر و تأمل قرار گیرد.
۲. رفتار امیرمؤمنان(ع) و سایر پیشوایان دینی، هیچگونه تنقیص و ملامتی را درباره زنان نشان نمیدهد؛ نه در منزلت انسانی و نه در موقعیت اجتماعی و دیگر ساحتهای حیات بشر. اینک به اجمال، نمونههایی از سیره امام علی(ع) را برمیشماریم:
- هنگامی که خلید بن کاس، حاکم نیشابور، با پادشاه ایرانی میرزمد و وی را مغلوب میسازد، دختر او را به اسارت گرفته، نزد امیرمؤمنان(ع) روانه میکند. وقتی دختر کسری بر حضرت وارد میشود، به امام پیشنهاد ازدواج میدهد و حضرت امتناع میکند. مسلمانی ایرانیتبار از امام علی(ع) میخواهد که او را به ازدواج وی درآورد. حضرت در پاسخ میفرماید: «او اختیاردار زندگی خود است». سپس به او رو میکند و میگوید: «هر جا میخواهی برو و با هر که دوست داری ازدواج کن»[۸۷].
- امام باقر(ع) میفرماید: روزی علی(ع) به هنگام گرمی هوا به خانه بازمیگشت. در راه، زنی نزد او آمد و گفت: شوهرم به من ستم کرده و مرا از خانه بیرون رانده است. او سوگند یاد کرده که مرا کتک زند. حضرت فرمود: کمی صبر کن تا هوا خنک شود. زن گفت: شوهرم بیشتر خشمگین میشود. علی(ع) پس از اندکی درنگ، فرمود: میباید حق ستمدیده بدون دشواری ستانده شود. آنگاه به سوی خانه زن رفت و در را کوبید. جوانی بیرون آمد. حضرت فرمود: از خدا پروا کن، چرا او را ترساندهای و از خانه راندهای؟ جوان با ناراحتی پرسید: تو کیستی؟ برای سخن تو، او را به آتش میکشم. امیرمؤمنان(ع) فرمود: تو را امر به معروف و نهی از منکر میکنم و درشتی میکنی؟ مردمی که از کوچه میگذشتند، حضرت را با خطابِ «یا امیرالمؤمنین» تهنیت میگفتند. جوان متوجه شد و به عذرخواهی پرداخت و گفت: از خطایم درگذر. به خدا سوگند از این پس برای زنم زمینی هموار خواهم بود[۸۸].
- در نبرد جمل، ام فضل، دختر حارث، حرکت عایشه و طلحه و زبیر از مکه به سوی بصره را در ضمن نامهای به امیر مؤمنان گزارش میدهد[۸۹]. در نبرد صفین، «ام براء» با سرودههایش سپاه علی(ع) را به نبرد وامیداشت[۹۰]. «ام خیر» به هنگام شهادت عمار بن یاسر، سخنانی بسیار مهیج بر زبان راند[۹۱]. «ام سنان» علی را به ظفر و پیروزی و جانشینی پیامبر ستود[۹۲]. «بکاره هلالیه» در همان نبرد به تمجید یاران علی(ع) و تنقیص بنیامیه پرداخت[۹۳]. «زرقاء»، دختر عدی، با قبیلهاش در صفین حضور یافت و سخنانی هیجانانگیز در تشجیع سپاه علی(ع) بر زبان راند[۹۴]. سرودههای «سوده»[۹۵] در صفین و سخنان «عِکرِشه» در تاریخ آمده است[۹۶]. این همه، نشان از حضور اجتماعی زنان در دوره کوتاه حاکمیت علی(ع) دارد.
- زنان در ۲۴ مورد از قضاوتهای علی(ع) در مقام شاکی یا متهم حضور دارند[۹۷]، و در هیچیک از این داوریها، زنی به استناد کمخردی، کمایمانی یا سایر خصلتهای منفی یادشده، محکوم نشده است. این، مبنا و معیاری برای داوری در این مسئله است که دیدگاه امام علی(ع) درباره زنان چگونه بود.
۳. جدا از ارزیابیهای سندی درباره احادیث و بررسی صحت و سقم آنها، درباره انتساب برخی سخنان به امام علی(ع) فرضیهای به ذهن میرسد که برای اثباتش به شواهد تاریخیِ بسیار نیاز است، ولی نمیتوان از آن غفلت ورزید. این فرضیه را میتوان اینگونه مطرح کرد:
- دشمنی بنیامیه با خاندان پیامبر بر کسی پوشیده نیست. پس از رحلت رسول خدا(ص) در همه حوادث تلخی که بر خاندان پیامبر گذشت، رد پای بنیامیه، به ویژه معاویه، به روشنی دیده میشود. بحرانهای دوران حکومت امام علی(ع)، شهادت وی و نیز شهادت امام حسن(ع) و امام حسین(ع) به دسیسههای معاویه بازمیگردد.
- یکی از دسیسههای بنیامیه جعل احادیث برای مشوه ساختن خاندان پیامبر یا کتمان فضایل آنان است. این مطلب را بسیاری از محدثان و مورخان گوشزد کردهاند، و در اینجا به ذکر چند شاهد اکتفا میشود: ابن کثیر نوشته است: معاویه در نامهای به ابوالحسن، فضیلتهای بسیاری برای خود برشمرد که پدرم در جاهلیت آقایی داشت و خودم در اسلام، سمت پادشاهی یافتهام؛ من داماد پیامبر و دایی مؤمنان و کاتب وحی هستم. امیرالمؤمنین علی(ع) فرمود: فرزند هند جگرخوار با فضایلش بر من فخر میفروشد، ای غلام بنویس: محمد، پیامبر خدا، برادر و پدرزن من است، و حمزه، سید شهیدان، عموی من. جعفر که صبحگاهان و شامگاهان با فرشتگان پرواز میکند، پسر مادر من است، و دختر محمد همسر من است که گوشت او با گوشت و خون من عجین شده و نوادگان احمد فرزندان من هستند. کدامیک از شما به اندازه من سهم دارید؟ بر همه شما در پذیرش اسلام پیشی گرفتم و در کودکی و پیش از بلوغ به اسلام گرویدم. معاویه وقتی این نامه را دید، گفت: این نامه را پنهان دارید. مبادا اهل شام آن را بخوانند و به سوی پسر ابوطالب گرایش پیدا کنند[۹۸]. ابن ابی الحدید نیز مینویسد: معاویه حَجاج را به حکومت گمارد و عابدپیشههای ظاهرالصلاة به دشمنی علی(ع) و دوستی دشمنان او رو کردند و در فضایل دشمنان علی(ع) و منقصتها در دشمنی با علی روایتها ساختند[۹۹]. ایشان از امام باقر(ع) نقل میکند که بر ما ستمها رفت و چه بسیار ظلمها که از قریش کشیدیم؛ تا آنجا که میفرماید: «وَ رَوَوْا عَنَّا مَا لَمْ نَقُلْهُ وَ لَمْ نَفْعَلْهُ، لِيُبَغِّضُونَا إِلَى النَّاسِ، وَ كَانَ عِظَمُ ذَلِكَ وَ كِبَرُهُ زَمَنَ مُعَاوِيَةَ بَعْدَ مَوْتِ الْحَسَنِ(ع)»[۱۰۰]؛ «چیزهایی از ما نقل کردند که نگفتیم و مرتکب نشدیم، تا ما را دشمن مردم وانمود کنند، و بیشترینش در زمان معاویه، پس از وفات امام حسن(ع) بود».
- چنانکه در کتب تاریخ آمده است، زنانی بسیار پس از شهادت امام علی(ع) بر معاویه وارد شدند و او درباره علی(ع) از آنان پرسید و آنان وی را میستودند و تعبیرهایی از این قبیل بر زبانشان جاری گشت: لِسَانُ نُطْقٍ وَ قَوْلُ صِدْقٍ[۱۰۱]؛ «زبان گویا و سخنان راستین». أَحْبَبْتُ عَلِيّاً عَلَى عَدْلِهِ فِي الرَّعِيَّةِ وَ قَسْمِهِ بِالسَّوِيَّةِ[۱۰۲]؛ «علی(ع) را دوست داشتم به دلیل عدالتپیشگی در میان مردمان و رعایت مساوات». صَلَّى الْإِلَهُ عَلَى جِسْمٍ تَضَمَّنَهُ *** قَبْرٌ فَأَصْبَحَ فِيهِ الْعَدْلُ مَدْفُوناً[۱۰۳]درود خداوند بر بدنی که خاک او را در میان گرفت، و عدالت در آن مدفون شد.
- معاویه و بنیامیه برای تخریب شخصیت امام علی(ع) در نظر زنان، احادیثی جعل کردند که تحقیر زن را در پی داشته است، تا بتوانند نیمی از جامعه را به وی بدبین سازند.
شواهد اولیه ما بر این فرضیه عبارت است از:
- سیره عملی و رفتار گزارش شده از امام دلالتی بر اعتقاد به چنین نارسایی و منقصتی در زنان ندارد.
- هیچگاه زنانِ با فضیلت و کمال، در دورههای پیشین، امیرمؤمنان را رویاروی خویش نپنداشتهاند و بر آن نبودهاند که امام علی(ع) زنان را تحقیر کرده است. به نظر میرسد اگر این مجموعه سخنان از امام علی(ع) صادر شده بود، تلقی زنان از وی، اینگونه نمیبود.
- کتاب الهی و سیره و سنت پیامبر و سایر امامان از برخی از این تعبیرهای تُند خالی است، بلکه بر کرامت زنان تأکید بسیار دارد.
- معاویه به عبدالرحمان بن شبل نامه مینویسد که آنچه از پیامبر شنیدی برای مردم بازگو کن، و وی میگوید: از رسول خدا(ص) شنیدم که فاسقان اهل آتشند. پرسیدند: ای رسول خدا، فاسقان چه کسانیاند؟ فرمود: زنان[۱۰۴]. جای شگفتی است که معاویه نامه مینویسد، و وی تنها همین حدیث را بر مردم قرائت میکند.
اینک پس از ذکر این مقدمات، و روشنشدن اینکه برای بررسی سخنان امام علی(ع) باید به عرصه گستردهترِ نصوص دینی، یعنی قرآن و سنت، توجه داشت، قواعدی بازگو میشود که در پرتو آنها باید به سنجش و تبیین این نصوص پرداخت[۱۰۵]:
قرآنمحوری
در مطالعات دینی نباید از قرآن غفلت ورزید. قرآن، نخستین منبع دینشناسی است. حدیث را باید در پرتو آن درک کرد، و نیز باید تمام قرآن را منظور داشت، نه بخشی از آن را.
در قرآن نزدیک به دویست آیه درباره زن و روابط او با مرد وجود دارد. قرآن آفرینش زن و مرد را از آغاز خلقت[۱۰۶] تا سکونت در بهشت[۱۰۷] و سپس هبوط[۱۰۸] یکسان میبیند.
قرآن، در فلسفه خلقت[۱۰۹] و استعدادهایی چون روح الهی[۱۱۰]، تسویه در خلقت[۱۱۱]، ابزار ادراکی[۱۱۲]، فطرت الهی[۱۱۳]، وجدان اخلاقی[۱۱۴] و امانت[۱۱۵]، میان زن و مرد تفاوت نمیگذارد؛
چنانکه در ارزشهای انسانی، چون ایمان، عمل صالح[۱۱۶]، علم[۱۱۷]، تقوا[۱۱۸]، سبقت در ایمان[۱۱۹]، جهاد[۱۲۰]، هجرت[۱۲۱] و راه خوشبختی[۱۲۲]، تفاوتی صنفی به چشم نمیخورد. کتاب وحی، شیطان را دشمن انسان میشمرد[۱۲۳] و مرد و زن را مکمل یکدیگر[۱۲۴].
قرآن کریم در سلوک معنوی، زن فرعون (آسیه) و حضرت مریم(س) را الگوی همه مؤمنان معرفی میکند[۱۲۵] و برای حضرت مریم مقاماتی بس ارزشمند، چون اصطفا، طهارت[۱۲۶] و مکالمه فرشتگان[۱۲۷] برمیشمارد. آدم و همسرش هر دو در بهشت فرود میآیند و هر دو از آن هبوط میکنند[۱۲۸]، و قرآنْ رحمت و مودت را فلسفه زوجیت معرفی میکند[۱۲۹]، و احسان به پدر و مادر را همسان عبودیت پروردگار مینشاند[۱۳۰].
قرآن در ساحت مشارکت اجتماعی، از ملکه سبأ یاد میکند که کشوری را اداره میکرد. او زنی عاقل بود که به سلیمان گروید[۱۳۱]. قرآن از دختران شعیب یاد میکند که در فعالیتهای اجتماعی، حیا و آزرمْ نشانه رفتاری آنان است[۱۳۲].
در مفاهیم سیاسی، بیعت[۱۳۳]، هجرت[۱۳۴]، امر به معروف و نهی از منکر[۱۳۵] و مباهله[۱۳۶] را برای زنان و مردان به صورت ویژه تذکر میدهد.
قرآن کریم کسب و تلاش اقتصادی زنان را محترم میشمارد[۱۳۷] و آنان را صاحب ارث میداند[۱۳۸].
قرآن دیدهفرو هشتن در معاشرتهای اجتماعی را تکلیف مردان و زنان دانسته است[۱۳۹] و زنان را به روسری انداختن[۱۴۰]، پوشش فروگرفتن[۱۴۱] و پرهیز از تبرج جاهلی[۱۴۲] مکلف میسازد. همچنین زنان را از بروز دادن زنانگی و انوثت در مشارکتهای اجتماعی بازمیدارد[۱۴۳].
در حوزه حقوق و تکالیف، بر سرپرستی مرد[۱۴۴]، تفاوت در شهادت[۱۴۵] و ارث تأکید کرده است[۱۴۶] که البته مفسران در تفسیر این آیات دیدگاههایی گوناگون دارند[۱۴۷]؛ چراکه در آیه سرپرستی و تفاوت در شهادت[۱۴۸]، قرآن کریم حکم را بر تحلیلی بنیاد مینهد که گروهی بر پایه آن به تفسیر آیات رو کردهاند. قرآن کریم خصلت منفور جاهلی (دختر داشتن) را به شدت نکوهش میکند[۱۴۹].
از این گزارش اجمالی چنین برمیآید که تصویر قرآن از زن معقول و قابل دفاع است. از اینرو باید تمام احادیث و روایات و نیز برداشتهای عالمان دینی، از این آهنگِ کلی فراتر نرود و با آن مغایرت نورزد.
پیامبر و امامان فرمودهاند: گفتههای نقل شده از ما را بر قرآن عرضه دارید، و اگر مغایرت داشت، آنها را کنار گذارید[۱۵۰].[۱۵۱]
نگاه جمعی به سنت
در مطالعات دینی باید مجموعه سخنان و سیره عملی پیامبر و پیشوایان دینی را گرد آورد و آنگاه به استنباط و استخراج آرا پرداخت. تجزیه کردن روایات نارواست. همچنین در نظر نیاوردن سیره عملی پیامبر و امامانْ لغزشی بزرگ است. برای نمونه، اگر در احادیثی از مشورت با زنان نهی شده، در روایتهای دیگر تصریح شده است که با زنان نادان مشورت نشود، و اگر زنی خردش آشکار شد، میتوان با او به شور نشست؛ و این، قاعدهای عقلایی است. در روایتهای ناظر به مشورت درباره مردان نیز این قیود به کار رفته است: «با مرد خردمند مشورت کنید»[۱۵۲]. همچنین در سیره رفتاری هیچیک از امامان و رسول خدا، تحقیر و اهانت و کتک زدن زن را سراغ نداریم: «مَا ضَرَبَ رَسُولُ اللّٰهِ امْرَأَةً»[۱۵۳].
نگاه جمعی به فرهنگی که حدود سه قرن شکل گرفته، امری لازم است. در پرتو این نگاه، بسیاری از سخنان، یکدیگر را شرح و تفسیر میکنند. نیز در پرتو سیرههای رفتاری، نادرستی پارهای از سخنان بازشناخته میشود. مثلاً خانهنشینی زن را که برخی از سخنان بدان اشاره دارد، در حیات پیشوایان دینی نمیتوان سراغ گرفت. حضور زنان در عرصههای تعلیم[۱۵۴]، فعالیتهای اجتماعی[۱۵۵]، پیکارها و نبردها[۱۵۶] در جامعه اسلامی آن روزگار آشکارا به چشم میخورد[۱۵۷].
جعل و تحریف
تأثیر فرهنگهای غیر دینی و مسئله جعل و تحریف، در بررسی احادیث جایگاهی ویژه دارد. از آنچه در طول چند قرن بر حدیث گذشته نباید بیاعتنا گذشت؛ چه بسا در پژوهشها معلوم گردد که پارهای از آنچه ما از دین میشناسیم، غیر دینی است، و در خلال قرون، از فرهنگهای دیگر به فرهنگ ما سرایت کرده است. در اینجا به برخی نمونهها اشاره میشود:
- طبری، خطیب بغدادی، ابن عساکر و راغب اصفهانی آوردهاند که وقتی خبر مرگ رقیه، دختر پیامبر، به وی رسید، فرمود: الْحَمْدُ لِلَّهِ، دَفْنُ الْبَنَاتِ مِنَ الْمُكْرَمَاتِ[۱۵۸]؛ «سپاس خدا را، به گور شدن دختر نشانه بزرگواری است». همچنین فرمود: نِعْمَ الْخَتَنُ الْقَبْرُ؛ «قبر، خوبْ دامادی است».
- ابوهریره از پیامبر نقل کرده که شومی در سه چیز است: مرکب و زن و خانه. این از مَثَلهای رایج قبل از اسلام بود، و عایشه بدان اعتراض کرد که پیامبر فرمود: «اهل جاهلیت چنین میگفتند». راوی، این قسمت از سخن پیامبر را نقل نکرده است[۱۵۹].
- روایتهایی که اغوای آدم را به حوا نسبت میدهند، مطابق عهد قدیم، و با قرآن ناسازگارند[۱۶۰].
- روایتهایی که خلقت زن را از مرد میدانند، مشابه نقل تورات هستند[۱۶۱].
- به گفته استاد مطهری، پوشش صورت و نقاب زدن که در برخی روایتها و دیدگاههای عالمان دینی وجود دارد، برگرفته از آداب و رسوم ایرانیان است[۱۶۲]. نوال سعداوی، نویسنده عرب، گفته است: بسیاری از احکام امروز که به نام اسلام بر زنان عرب فرض شده، از اسلام نیست، بلکه میراث اندیشههای عمر بن خطاب و مردانی چون او است که خوی پدرسالارانه خویش را در اسلام بجا گذاشتهاند[۱۶۳].[۱۶۴]
نقل به معنا
جواز و رواج نقل به معنا، از قواعدی است که در تفسیر و فهم متون روایی باید بدان توجه شود. به این ترتیب که راویان شنیدههای خود را گاه با واژههایی دیگر، یا ساختار مشابه که اصل معنا را میرساند، بیان کردهاند. محقق حلی مینویسد: یاران پیامبر، مجالس وی را پس از گذشت زمانی نقل میکردند و به طور طبیعی عین واژهها در ذهن آنان نمیماند[۱۶۵].
نویسنده کتاب معرفة الحدیث درباره چگونگی نقلها مینگارد: برخی از راویان، کتابت را نیکو میدانستند، ولی حدیث را میشنیدند و در سینه نگاه میداشتند و هرگاه فرصتی مناسب دست میداد، آن را مینگاشتند؛ گرچه با واژههای دیگر. اینان بیشترینِ راویان بودند. برخی نیز حدیث را پس از شنیدن مکتوب میکردند تا صحیح نقل شود، و اینان در اقلیت بودند[۱۶۶].
برخی از نویسندگان اهل سنت نیز میگویند: وضعیت اکثر صحابه و پیشینیان، گواهی میدهد که روایت را نقل به معنا میکردهاند، و دلیل این امر، نقلهای متعدد از یک حدیث یا قصه است[۱۶۷].
با این وصف، روایتهای متعدد، گاه به یک خبر بازمیگردد. این روش از آیتالله بروجردی در مقام استنباط حکم نقل شده است[۱۶۸]. از اینرو، از استفاضه یا تعدد خارج میگردد؛ چنانکه نمیتوان بر قالب منقول، حساسیت دقیق علمی به خرج داد. و ایشان به این نکته نیز در استنباطهای خود توجه میکرد[۱۶۹]، و فقط جایی را نشانه صدور واژهها از معصوم میدانست، که واژهها در اصول متلقات تکرار شده باشد[۱۷۰]. بنابراین، باید روایاتِ درباره زنان را از نظر نقلهای متعدد و واژههای به کار رفته در آنها، با این معیار سنجید، آنگاه به تفسیر آنها پرداخت[۱۷۱].
قاعده اشتراک
اشتراک زنان و مردان در وجود و احکام و تکالیف، قاعدهای است که مقبول متکلمان و اصولیان است. از سوی دیگر، در زبان عربی تفکیک جنسیت در تعبیرها فراوان است. مثلاً فعل و اسم اشاره و ضمیر، به صورت مذکر و مؤنث ادا میشود. در محاوره، در همه ترکیبها و جملهها جنسیت ملحوظ نمیشود، بلکه از تغلیب سود میجویند؛ یعنی اگر از دو گروه زن و مرد سخن در میان باشد، غالباً به صورت مذکر آورده میشود.
حال با توجه به قاعده اشتراک و ویژگی زبان عرب، در تفسیر نصوص دینی که در قالب زبان عربی ارائه شده است، نباید از قاعده تغلیب در ادای سخن غفلت شود. به تعبیر دیگر، در متون دینی بسیاری معارف و قوانین با ساختار مذکر ادا شده و نمیتوان این را امری اختصاصی تلقی کرد، بلکه قاعده اول، اشتراک است، و اختصاصْ دلیل میخواهد.
محقق بحرانی مینویسد: روشن است که بیشتر احکام، در عبادات و معاملات و غیر اینها، مختص مردان است. پرسشها نیز به مردان اختصاص دارد، ولی هیچ اختلافی نیست که زنان داخل در احکام هستند، مگر خصوصیت برای مردان ثابت شود. این امر برای کسی که در تمام روایات مربوط به احکام تدبر کند، روشن میشود. دلیلش آن است که آنچه در اخبار و احادیث آمده، بر سبیل تمثیل است، و با تنقیح مناط قطعی، حکم به دیگر افراد سرایت میکند[۱۷۲].
و در جایی دیگر نوشته است: این روایات حج پسربچه اختصاص به پسربچهها دارد، ولی فقیهان میان دختربچه و پسربچه در احکام فرق نگذاشتهاند؛ زیرا احکام در ابواب فقهی با عنوان مردان آمده، با اینکه قطعاً در مورد زنان نیز جریان دارد[۱۷۳].
استاد جوادی آملی در بحثی با عنوانِ «لسان قرآن، لسان فرهنگ محاوره» نوشته است: گرچه ذات اقدس اله درباره کیفر اعمال میفرماید: ﴿كُلُّ امْرِئٍ بِمَا كَسَبَ رَهِينٌ﴾[۱۷۴]، اما این «امرء» در مقابل «امرأه» نیست، بلکه فرهنگ محاوره این است که از انسان به عنوان مرد یاد شود، نه به عنوان مرد در مقابل زن[۱۷۵]. در اینجا ذات اقدس اله میخواهد به ما بفهماند من که به صورت مذکر تعبیر میکنم، براساس فرهنگ محاوره است، نه اینکه کار مخصوص مرد باشد.
بنابراین، نباید به زحمت افتاد که چرا پیامبر اسلام فرمود: «طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ» و نفرمود مُسْلِمَةٍ، تا به زحمت جواب داده شود که در برخی نسخ «مُسْلِمَةٍ» دارد یا در برخی از روایات «مُسْلِمَةٍ» هم اضافه شده است، یا اینکه بعضی از محدثان «مُسْلِمَةٍ» را هم نقل کردهاند. اصلاً زحمت سؤال را نباید تحمل کرد تا نوبت به زحمت جواب برسد. قرآن کریم در عین حال که ما را به عظمت آن معنا آشنا میکند، ما را به خصوصیت فرهنگ محاوره هم راهنمایی میکند، میفرماید: اگر سخن از مذکر است، نه برای آن است که این وصف، وصف مذکرها است، بلکه برای این است که در مقام لفظ این چنین تعبیر میشود[۱۷۶].[۱۷۷]
تاریخ صدور حدیث
تاریخ هر حادثه و پدیده، از چگونگی وقوع آن خبر میدهد، و به شناسنامهای میماند که آیندگان را از هویت آن باخبر میسازد. سنت (گفتار و کردار و تقریر معصوم) نیز گاه تاریخبردار است. هر حدیث از پس نیازی و در پاسخ پرسشی و در مقام تبیین حقیقتی و گاه برای وضعیت ویژهای صادر شده است. و به تعبیر دیگر، شأن نزولی دارد که دانستنش برای فهم بهتر حدیث سودمند است. نخستین فقیهی که بدین مسئله توجه جدی ورزید و در روش استنباط و شیوه تدریس بدان التزام داشت، آیتالله العظمی بروجردی بود. وی معتقد بود: احادیث ما، شأن نزول دارند و در محیطی صادر شدهاند که اقوال و نظریات فقیهان بزرگ اهل سنت، حاکم بوده است. ناظر به این فتاوا، اهل بیت(ع) سخن گفتهاند. سخنان آنان، یا در ردّ نظریهای است و یا در اثبات آن. بنابراین، باید جو مسئله فقهیه را به دست آورد، تا فهمید مقصود از روایت چیست[۱۷۸].
شهید صدر، یکی از آفتهای اجتهاد در نصوص دینی را تَجرِيدُ الدَّلِيلِ الشَّرْعِيِّ مِنْ ظُرُوفِهِ وَ شُرُوطِهِ[۱۷۹] دانسته و آن را در دو قسمت توضیح داده، و در بخشی فرموده است: اگر امری در عهد تشریع جایز دانسته شد، پژوهشگر باید تمام آنچه را در این تجویز میتوانسته دخالت داشته باشد، منظور کند؛ وگرنه تعمیم حکم با منظور نکردن شرایط خارجیِ آن زمان، امری خطا خواهد بود[۱۸۰].
علامه سید جعفر مرتضی عاملی، ضرورت آگاهی از تاریخ صدور حدیث و فواید آن در مطالعات فقهی را چنین بازگفته است: شما از نقش تسلط بر تاریخ و دانستن وقایع تاریخی در فهم احادیث و نصوص دینی غافل نباشید. تمام حوادث، در بستر تاریخی خود شکل میگیرند. انسان با زمان، رابطه متقابل تأثیر و تأثر دارد[۱۸۱]. بنابراین، درک درست بسیاری از نصوص، نیازمند آگاهی کامل از زمان، مکان و شرایطی است که در آنْ صادر شده است. محیط و عکسالعمل آن در مقابل نصوص صادرشده را باید بشناسیم. شناخت این موارد، ما را در فهم حدود، قیود و درک اشارات و لطایف آن یاری میکند. در کتاب السوق فی ظل الدولة الاسلامیه نگاهی چنین داشتیم.... این کتاب، با حجم اندک خود، میتواند نمایانگر میزان تأثیر شناخت واقعیات خارجی در شناخت طبیعت نصوص صادرشده و اهداف آن باشد، و به خوبی میرساند که این شناخت، فضای گستردهای را برای فهم بهتر نصوص و استفاده کامل از آنها فراهم میآورد[۱۸۲].
دستیابی به احکام موقت، و به تعبیر دیگر، احکام گرهخورده با اوضاع زمانی و مکانی، از فواید شناخت وضعیت صدور است. شهید صدر میفرماید: تشریعاتی که پیامبر با آنها منطقة الفراغ را به عنوان ولی امر پُر میکرد، همیشگی نیستند؛ زیرا اینگونه احکام، از رسول خدا به عنوان حاکم و ولی مسلمانان صادر شدهاند، نه به عنوان مبلغ حکم الهی[۱۸۳].
آیت الله خویی حدیثی را که فقیهان در باب منع خروج زن از منزل بدون اذن شوهر بدان استناد میکنند، قضیهای خاص میداند که حکمش قابل تعمیم نیست[۱۸۴].
محمد مهدی شمس الدین و استاد مطهری، روایاتِ منع تدبیر زن را ناظر به وضعیت آن روز ایران میدانند و ماهیت حکومت امروزی را با گذشته متفاوت دانسته، این حکم را تعمیم نمیدهند[۱۸۵].
برخی روایتها در منع زنان از فراگیری کتابت[۱۸۶] یا رفتن به حمام[۱۸۷]، باید به اوضاع خاص اجتماعی مربوط باشد، و نمیتوان بر فرض درستی مضمون، آنها را تعمیم داد.
ابن عاشور، آیه ﴿وَاضْرِبُوهُنَّ﴾ را با توجه به تفاوت فضاهای فرهنگی تفسیر میکند و میگوید: «جواز کتک زدن زن مربوط به جامعه و شرایطی است که این عمل ستم تلقی نگردد»[۱۸۸].
مدنی، از نویسندگان اهل سنت، در تفسیر آیات تعدد زوجات، وجود وضعیت اجتماعی مناسب، مانند زمان جنگ یا بیماری و نازایی زن را مجوز چندهمسری میداند و حاکم میتواند اجرای این قانون را بر عهده گیرد تا از تحقق شرایط اطمینان حاصل کند[۱۸۹].[۱۹۰]
لزوم معرفت در مباحث انسانشناسی
در مسائل اعتقادی و انسانشناختی، دلالت و سند، زمانی پذیرفته است که به مرحله اطمینان برسد؛ وگرنه باید آن حدیث را مسکوت گذاشت، و براساس آن، به نام دین رأیی صادر نکرد. اصولیان و فقیهان و مفسران، بر این امر تأکید دارند. البته کثرت و تعدد نقل و وجود اسناد بسیار، میتواند درباره سند، قطعآور باشد؛ اما قطعیت دلالت، محتاج شواهد و قراینی فراتر از ظهور است. همچنین فهم عالمان دینی میتواند شاهد و قرینهای برای دلالت باشد؛ اما این تا زمانی است که شاهدی برخلاف آن یافت نشود؛ وگرنه باید آن فهم را تخطئه کرد. برای نمونه، قرنها فقیهان به قلیل بودن آب چاه معتقد نبودند، با آنکه صحیحه اسماعیل بن بزیع در کتب حدیثی وجود داشت. نیز پس از شیخ طوسی، مجتهدان، تحت سیطره عظمت علمی ایشان، مقلدی بیش نبودند. در این باره، به ذکر چند شاهد میپردازیم: آیتالله نایینی معتقد است: در زمینه اصول عقاید، به «گمان» اعتنایی نیست؛ بلکه باید «علم» حاصل شود، و در جایی هم که راه علم مسدود است، میتوان به نحو اجمال عقیده داشت؛ یعنی عقیده به «واقع»، آنگونه که هست[۱۹۱].
آیت الله خویی، سخنی مفصل دارند که اجمالش چنین است: در حوزه اصول عقاید، اگر غرض معرفت است، با گمان حاصل نمیشود؛ خواه غرض معرفت باشد عقلاً و خواه شرعاً. البته عقد قلب و انقیاد، با ظن معتبر مانعی ندارد. در امور تکوینی و تاریخی، ظن مطلق حجت نیست و ظن خاص (به اعتبار اِخبار از متعلق) جایز است، طبق مسلک طریقیت، و اما طبق مسلک منجزیت، همین مقدار هم جایز نیست[۱۹۲].
نتیجه اینکه در اصول عقاید و تاریخ و امور تکوینی، با خبرِ واحدِ معتبر، چیزی ثابت نمیشود. البته در عقاید میتوان براساس آن عقیده پیدا کرد - و در امور تکوینی و تاریخی، تنها میتوان اِخبار کرد - اما معرفت به واقع حاصل نمیشود. علامه طباطبایی فرموده است: آنچه امروزه ثابت است، این است که خبر متواتر، یا خبر همراه با قرینه قطعی، بدون تردید حجت است، و اما جز اینها، روایات مورد وثوق، تنها در احکام شرعیِ فرعی حجت است. دلیلش آن است که حجیت شرعی، از اعتبارهای عقلایی است که تابع اثر شرعی میباشد؛ اثری که قابلیت جعل و اعتبار داشته باشد. حوادث تاریخی و مسائل عقیدتی، بدین معنا حجیتبردار نیست؛ زیرا در آن، اثر شرعی نیست، و معنا ندارد که شارع، غیر علم را علم دانسته، مردم را بدان متعبد سازد.
در موضوعات خارجی، اثر شرعی متصور است، اما چون اثر جزئی است، باز هم در جرگه اعتبار شرع قرار نمیگیرد[۱۹۳].
علامه طباطبایی این مطلب را در مواردی متعدد از تفسیر گرانسنگ المیزان و تعلیقه بر بحارالانوار گوشزد کرده است[۱۹۴].
آیت الله میرزا جواد تهرانی در این باره نگاشته است: در اعتقادیات، باید به مدارک معلوم (از نظر صدور و دلالت) متکی باشیم. با خبر واحد غیر معلوم الصدور یا تأویل متشابهات، به نظر و میل خودمان و بدون ارجاع به محکمات، نباید به مطلبی اعتقاد ورزیم و از واقعْ اِخبار قطعی بنماییم.
هر حدیثی که برخلاف محکمات قرآن کریم، یا احادیث متواتره قطعی الدلاله، و یا بر خلاف عقل فطری سلیم بود، باید رد و تکذیب شود. اگر حدیث، نه چنین مخالفتی داشت (که موجب طرح و تکذیب آن شود) و نه حدیث معلوم الصدور و معلوم الدلاله بود (که موجب اخذ و التزام به مفاد آن بشود) باید آن را در بوته اجمال و احتمال گذاشت، و به تعبیر دیگر، در مورد آن باید توقف نمود، و به عبارت ثالث، چنین حدیثی که منتسب به اهل بیت(ع) است، علم آن را به خود اهل بیت باید واگذاشت، گرچه در کتب حدیث، هزاران حدیث در موضوعات مختلف از این قبیل مشاهده گردد، نه آن را باید طرح و تکذیب کرد و نه باید به ظاهر آن تعبداً التزام قطعی پیدا نمود و نه آن را با زور تأویل و توجیه، بر یکی از نظریات و اختیارات فرد یا دستهای از متفکرین و بزرگان، حمل قطعی کرد.
هر مورد که ظاهر کلام برخلاف ضروریات و مسلمات عقول فطری سلیم بود، کشف میشود که آن ظاهر، مراد نبوده، و یا اساساً صادر نشده است، مگر این که معلومالصدور باشد، که در این صورت باید در معنای ظاهر تصرف نمود[۱۹۵].
این مطلب، هم درباره سند و هم دلالت جاری است؛ یعنی دلالتی مقبول است که نص باشد و احتمال خطا و خلاف در آن نباشد. بر این اساس، روایاتی که در معرفی ویژگیهای زن و خصلتها و آفرینش و نقصان عقل وی وارد شده است، باید با این ملاک سنجیده شود؛ یعنی زمانی میتوان به اتکای آن احادیث و حتی آیات قرآنی به انسانشناسی و زنشناسی پرداخت که سند حدیثْ یقینی، و دلالت حدیث و قرآن، انکارناپذیر باشد. با هر خبر صحیح و هر ظهوری نمیتوان نتایجی را در این مقولهها به دین نسبت داد؛ زیرا در این حوزه، نه شرع تعبد دارد و نه عقلا تعبد دارند.
برای مثال، اگر فردی بسیار متدین و پارسا (که زبانش از هر دروغ پیراسته است، و به قول عالمان رجال، از «ضبط» و «وثاقت» لازم برخوردار است)، یک مسئله ریاضی را حل کند و بگوید درست حل کردهام، این گفته قطعآور نیست و به آن اعتنا نمیشود، بلکه باید برای قبول درستی حل مسئله، آن را آزمایش کرد. در صورتی که اگر همین فرد، هر خبری را در حوزه زندگی روزمره نقل کند، بدان اعتنا میشود. سرّ امر در این است که در صورت نخست، دنبال واقع هستیم و عقلا و شرع تعبدی ندارند؛ اما در صورت دوم، در امور اعتباری و زندگی، عقلا با اعتبار و تعبد زندگی میکنند و شرع نیز همان شیوه را میپذیرد. چنین روایاتی، یا باید متواتر بوده، در دلالتْ نص باشند، یا در سند و دلالت قراین یقینآوری بر آنها اقامه شود، تا بتوان به استنتاج دست زد. البته این بدان معنا نیست که هر خبر غیر متواتری را طرد کنیم و نسبت کذب و جعل به آن بدهیم. طرد روایات غیر متواتر و غیر نص، تا زمانی که با دلیل عقلی قطعی مخالفتی نداشته باشند، جایز نیست؛ همانگونه که بر اساس چنین احادیثی نمیتوان به رأی دین در این حوزهها دست یافت[۱۹۶].
بررسی واژهها در فرهنگ زمان صدور
یکی از اموری که در تفسیر نصوص دینی باید منظور گردد، این است که واژهها در بستر شکلگیری و زمان خود قرار گیرند، و بعد تفسیر شوند، یا به نمونههای مشابه در سایر نصوص مراجعه گردد؛ وگرنه نمیتوان واژهها را در شرایط امروزی تفسیر کرد.
واژه عقل در احادیث و روایات معانی گوناگونی دارد که محدثان نیز بدان اعتراف دارند. کسی که میخواهد نقصان عقل زنان را معنا کند، باید بر همه آن کاربردها واقف بوده، شواهد روشنی بر یکی از آن معانی بیابد. اینک برای توجه دادن به اهمیت این مسئله، تفسیرها و کاربردهای عقل در احادیث، به اختصار بررسی میشود: شیخ حر عاملی فرموده است: عقل در کلام دانشمندان و حکما، معانی گوناگونی دارد، و در احادیث و روایات، به سه معنا به کار رفته است:
- نیروی درک خیر و شر و تمییز آنها از یکدیگر، و این مناط و ملاک تکلیف است.
- ملکهای درونی که انسان را به گزینش خوبیها و رها کردن بدیها فرامیخواند.
- تعقل و دانش، و بدین سبب است که میبینیم در روایات، عقل در برابر جهل و نادانی به کار رفته است[۱۹۷].
علامه مجلسی نیز فرموده است: اخباری که در ابواب عقل و جهل رسیده، یا به معنای نیروی درک خیر و شر است و یا به معنای ملکهای درونی که انسان را به انتخاب خوبیها و ترک بدیها دعوت میکند. البته در معنای دوم، روایات بیشتری وجود دارد، و برخی روایات، احتمال معنای دیگر هم دارد؛ همانطور که در بعضی از آنها عقل، به معنای دانش آمده است[۱۹۸].
با جستوجو در اخبار منسوب به امامان معصوم، به دست آوردیم که خداوند در هر یک از انسانهای مکلف، نیروی درک نفع و ضرر آنها را آفریده است؛ گرچه این نیرو در میان آنها متفاوت است... و این نیرو به میزان دانش و رفتار انسانها قابل رشد است. هر قدر آدمی در کسب دانش تلاش کند، این نیرو افزایش مییابد[۱۹۹].
در احادیثی که لفظ «عقل» به کار رفته است، معانی گوناگون دیده میشود. امیر المؤمنین علی(ع) فرمود: «الْعَقْلُ عَقْلَانِ: عَقْلُ الطَّبْعِ وَ عَقْلُ التَّجْرِبَةِ، وَ كِلَاهُمَا يُؤَدِّي إِلَى الْمَنْفَعَةِ»[۲۰۰]؛ «عقل دو تا است: طبیعی و اکتسابی، و هر دو به سود راه میبرند».
برخی روایات، به عقل ذاتیِ طبیعی اشارت دارند که نمونههایی از آنها را میآوریم:
- برخی احادیث انسان را ترکیبشده از عقل و شهوت میدانند. هر کس عقلش را غالب بدارد، به مقام فرشتگان و برتر از آن نایل میشود، و هر کس شهوت را غلبه دهد، در جرگه بهایم خواهد بود: عبدالله بن سنان گوید که از امام صادق(ع) پرسیدیم: آیا آدمیان برترند یا فرشتگان؟ فرمود: امیرالمؤمنین(ع) گفته است: «خدا فرشتگان را از عقلِ بدون شهوت آفرید و چارپایان را از شهوت بدون عقل؛ اما در آدمی، هر دو را ترکیب کرد. آنکه عقلش بر شهوتش چیره شود، از فرشتگان برتر است، و آنکه شهوتش بر عقلش چیره گردد، از چارپایان پستتر است[۲۰۱].
- برخی روایات، انسان را ترکیبی از عقل و صورت معرفی میکند و عقل را به منزله روح در کالبد انسان میداند. امام علی(ع) فرمود: «الْإِنْسَانُ عَقْلٌ وَ صُورَةٌ فَمَنْ أَخْطَأَهُ الْعَقْلُ وَ لَزِمَتْهُ الصُّورَةُ لَمْ يَكُنْ كَامِلًا وَ كَانَ بِمَنْزِلَةِ مَنْ لَا رُوحَ فِيهِ»[۲۰۲]؛ «آدمی، عقل و صورت است. آنکه عقل را رها کرده و به صورت چسبیده است، کامل نیست، و مانند موجودی است که روح ندارد».
- دستهای دیگر از احادیث، ملاک انسانیت را عقل میشناسد. امام علی(ع) فرمود: «الْإِنْسَانُ بِعَقْلِهِ»[۲۰۳]؛ «انسانیت انسان، به عقل او است».
- دستهای دیگر از احادیث، بر عقل اکتسابی دلالت دارند. رشد و نقص این عقل، به خصلتها و رفتار آدمی بسته است. رسول خدا(ص) فرمود: «أَطْعِمُوا نِسَاءَكُمُ الْحَوَامِلَ اللُّبَانَ فَإِنَّهُ يَزِيدُ فِي عَقْلِ الصَّبِيِّ»[۲۰۴]؛ «به زنان باردار، شیر بخورانید؛ زیرا عقل بچه را افزایش میدهد».
امیر مؤمنان(ع) نیز میفرماید: «وَ الْعِلْمُ يَزِيدُ الْعَاقِلَ عَقْلًا»[۲۰۵]؛ «دانش، عقل عاقل را افزون میکند». همچنین امام صادق(ع) فرمود: «التِّجَارَةُ تَزِيدُ فِي الْعَقْلِ»[۲۰۶]؛ «تجارت، عقل را افزایش میدهد».
بنابراین، عقل در احادیث، گاه به معنای تعقل، گاه درک خوبی و بدی و گاه به معنای انتخاب خوبی و بدی به کار رفته است. از سوی دیگر، در برخی احادیث، مرادْ عقلِ طبیعیِ ذاتی است، و در برخی دیگر، عقل اکتسابی تجربی. از اینرو، بدون روشن ساختنِ معنای عقل، نمیتوان درباره احادیثِ نقصان عقول زنان قضاوت کرد[۲۰۷].
توجه به واقعیتها و تاریخ گذشته زنان
از قواعدی که در تفسیر این متون و نصوص دینی قابل استفاده است، واقعیتهای حال و گذشته زندگی زنان است از جمله: بررسی میزان درک زنان امروزی، توان مدیریت و اداره امور اجتماعی، قدرت تعلیم و تعلم.
امروزه در پرتو این واقعیتها بسیاری از توهمات گذشته درباره ناتوانی زنان، برطرف شده است، و میتوان به استناد آنها برخی نصوص را نقد محتوایی کرد. در این زمینه، حتی گذشته تاریخی زنان نیز میتواند راهگشا باشد. تاریخ را مردان نوشتهاند و بسیاری از توانمندیها و کمالات زنان به ثبت نرسیده، اما همان اندازه کم که به یادگار مانده، یا در پرتو تلاشهای محققان امروزی روشن میشود، بسیار مغتنم و قابل استفاده است.
زهری درباره زنان گفته است: مَا ارْتَدَّتِ امْرَأَةٌ بَعْدَ إِيمَانٍ[۲۰۸]؛ «هیچ زنی پس از ایمانْ مرتد نشد». ذهبی نیز گفته است: لَمْ يُؤْثَرْ عَنِ امْرَأَةٍ أَنَّهَا كَذَبَتْ فِي حَدِيثٍ[۲۰۹]؛ «دروغگویی زنی در نقل حدیث به ثبت نرسیده است». این در حالی است که خود در میزان الاعتدال چهارهزار نمونه اتهام در نقل حدیث را معرفی کرده است[۲۱۰].
ابوعبدالرحمان سلمی کتابی به نام ذکر النسوة المتعبدات الصوفیات نوشته و ۸۴ زن عارف را شناسانده است. ابو عبدالرحمان جامی در نفحات الانس از چهل زن عارف مسلک یاد میکند[۲۱۱]. محمد احمد درنیقه در کتاب اعلام العابدات الزاهدات، زنان عابد و زاهد را معرفی کرده است. دکتر صالح معتوق در کتاب جهود المرأة فی روایة الحدیث، تلاشهای زنان در زمینه روایت در قرن هشتم را به قلم آورده است. دکتر ناجیه عبدالله ابراهیم، تلاشهای علمی زنانِ قرنهای پنجم و ششم در بغداد را با تألیف کتابی برشمرده است[۲۱۲]. زینب، دختر محمد بن عثمان دمشقی، جلسه درسی داشت که بیش از پنجاه نفر در آن شرکت میجستند. ابن حجر عسقلانی از آن جمله بود[۲۱۳]. ابن عساکر نزد بیش از هفتاد زن درس خوانده است. سخاوی، نویسنده الضوء اللامع، از پنجاه زن درس آموخت[۲۱۴]. تنها در کشور ایران، در فاصله سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۷۴، بانوان ۳۸۴۷ جلد کتاب ترجمه و تألیف کردهاند[۲۱۵].
آیا این واقعیتها نمیتواند برخی از نصوص و متون را زیر سؤال برد؟ البته این تنها گوشهای از تاریخ زنان مسلمان در حوزه علوم دینی بود؛ وگرنه تلاش زنان مسلمان در حوزه ادبیات و شعر از شماره بیرون است[۲۱۶].
استفاده از دانش و تجربه بشری
استفاده از دستاوردهای تجربی بشر، آنگاه که به گونهای از اتقان رسیده باشد، در فهم برخی از متون و نصوص دینی مؤثر است. در مَثَل، روایتهایی که میزان غریزه جنسی زن و مرد را بیان میکند یا بر تفاوت حیا در آنان تأکید دارد، یا برخی خلقوخوهای زنان را برمیشمرد، امروزه میتواند در پرتو دستاوردهای دانشهای روانشناسی، تعلیم و تربیت و مردمشناسی بهتر نقد و و بررسی و فهمیده شود. از همین دست است توانمندیهای تدبیری زنان و میزان عاطفه و تعقل آنان. با تکیه بر این دانشها میتوان نصوص یادشده را بهتر ارزیابی کرد. البته باید به یاد داشت که نظریههای اثبات نشده یا ابطال شده، گاه راهزن پژوهشهای عالمانه است.
اینها قواعدی دهگانه بود که میباید نصوص و روایاتِ موضوع زن را در سنت و سخن امام علی(ع) بر پایه آنها بررسی کرد، و آنچه از این چنبره بیرون میآید، دیدگاهی معقول است که میتوان آن را چنین ترسیم کرد: زنْ انسانی است که همه مواهب رشد را دارد؛ نقص و خللی در جوهر وجودش راه ندارد؛ ابزار تکامل را به اندازه مردان واجد است؛ در حیات و آفرینش استقلال دارد و طفیل دیگری نیست؛ اُنوثت تنها وسیلهای برای بقای نسل آدمی است، و این، سنت الهی در جهان است.
گفتنی است که انوثتْ لوازم و ملزوماتی دارد که در اندکی از ساحتهای روانی و جسمی و نیز پارهای تکالیف و حقوق، تفاوتهایی ایجاد میکند. به سخن دیگر، ساحتهای زندگی آدمیان به دو بخش انسانی و جنسیتی تقسیم میشود. ساحت انسانی، زن و مرد نمیشناسد و جنسیت نمیپذیرد؛ اما در ساحت جنسیت، زن باید کار زنانه کند و به لوازم و آثارش پایبند باشد؛ چنانکه مرد باید چنین باشد[۲۱۷].
منابع
پانویس
- ↑ سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص۸۵؛ نهج البلاغه، خطبه ۸۰؛ آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۷۹؛ حارثی مکی، محمد بن علی، قوت القلوب، ج۱، ص۲۸۲.
- ↑ حسینی خطیب، سید عبدالزهرا، مصادر نهج البلاغه، ج۲، ص۸۶.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۱۴.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۶۱.
- ↑ آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۶۰.
- ↑ دیلمی، حسین بن ابی الحسن، ارشاد القلوب، ج۲۲، ص۲۸.
- ↑ کیدری، محمد بن حسین، دیوان المنسوب الی الامام علی(ع)، ص۱۰۸.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۲۳۸.
- ↑ آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۶۲.
- ↑ سپهر، محمدتقی، ناسخ التواریخ، ج۵، ص۲۸۳؛ مدیر شانهچی، کاظم، الحکم من کلام علی، ج۲، ص۳۲۸، ح۵۳.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۳۳۸.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱۵۳؛ آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۶۷؛ حرانی، ابن شعبه، تحف العقول، ص۱۵۶.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۸۲.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۳۳۷؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۱۷۹.
- ↑ آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۸۰.
- ↑ آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ح۹۳۶۳؛ کوفی، ابوالحسن محمد بن محمد، الجعفریات، ص۹۵.
- ↑ لیثی واسطی، علی بن محمد، عیون الحکم والمواعظ، ص۱۷۷؛ محدث نوری، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص۲۰۰.
- ↑ آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۷۷؛ محدث نوری، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص۱۳.
- ↑ مهریزی، مهدی، مقاله «حقوق زن»، دانشنامه امام علی ج۵، ص ۸۹.
- ↑ آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۷۵؛ تمیمی مغربی، ابوحنیفه نعمان بن محمد، دعائم الاسلام، ج۲، ص۳۵۲؛ محدث نوری، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص۲۶۲؛ شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۴۶۸؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۵۱۷؛ شیخ طوسی، الامالی، ص۳۰۴؛ آبی، ابوسعید، نثر الدر، ج۱، ص۱۸۳.
- ↑ آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۷۱.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۵۱۷.
- ↑ آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۷۲-۹۳۷۴.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۵۱۸؛ شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۴۶۸.
- ↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱۰۳، ص۲۴۲، ح۱۰؛ ص۲۴۳، ح۱۱.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۳۱.
- ↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱۰۳، ص۲۵۱؛ کراجکی، ابو الفتح محمد، کنز الفوائد، ص۱۱۷.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۱۰۲؛ آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۳۴۸، ح۸۰۳۰.
- ↑ تمیمی مغربی، ابوحنیفه نعمان بن محمد، دعائم الاسلام، ج۲، ص۵۳۴، ح۱۸۹۹.
- ↑ آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۵۹، ۹۳۷۸ و ۹۳۸۳.
- ↑ آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ح۹۳۶۵.
- ↑ محدث نوری، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص۲۷۳؛ حرانی، ابن شعبه، تحف العقول، ص۱۵۱ و ۳۱۹.
- ↑ آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۸۱.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۲۶۰.
- ↑ آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۸۴.
- ↑ آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ح۲۳۶۱.
- ↑ شیخ صدوق، الخصال، ص۱۱۳.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۱۳۶؛ شیخ صدوق، الخصال، ص۶۲۰؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۹؛ طبرسی، ابوعلی فضل بن حسن، مکارم الاخلاق، ص۲۱۵.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۵۳۴.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص۶۴۸.
- ↑ تمیمی مغربی، ابوحنیفه نعمان بن محمد، دعائم الاسلام، ج۱، ص۲۲۰.
- ↑ کوفی، ابوالحسن محمد بن محمد، الجعفریات، ص۱۰۹.
- ↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۲۱، ص۲۵۰، ح۴۱.
- ↑ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲۰، ص۲۹۱.
- ↑ مدیر شانهچی، کاظم، حِکَمُ الامام علی بن ابی طالب، ص۶۳.
- ↑ شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۳۹.
- ↑ آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۶۸.
- ↑ شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۵۵۳؛ همو، علل الشرایع، ص۵۱۳؛ کراجکی، ابو الفتح محمد، کنز الفوائد، ص۱۷۷؛ محدث نوری، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص۲۵۱.
- ↑ آبی، ابوسعید، نثر الدر، ج۱، ص۱۶۱.
- ↑ مهریزی، مهدی، مقاله «حقوق زن»، دانشنامه امام علی ج۵، ص ۹۲.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ٨٠.
- ↑ ر.ک: کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۷، ص۳۹۰ و ۳۹۱؛ ج۴، ص۷۷؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۷، ص۳۳۵؛ شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۶، ص۲۶۷.
- ↑ شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۲۲۶.
- ↑ مهریزی، مهدی، مقاله «حقوق زن»، دانشنامه امام علی ج۵، ص ۹۶.
- ↑ آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۷۰.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۲۳۴.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۱۲۴.
- ↑ آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم، ص۴۰۸، ح۹۳۷۶.
- ↑ متقی هندی، علاء الدین، کنز العمال، ج۱۶، ص۲۹۱.
- ↑ تمیمی مغربی، ابوحنیفه نعمان بن محمد، دعائم الاسلام، ج۱، ص۲۹۱.
- ↑ متقی هندی، علاء الدین، کنز العمال، ج۳، ص۷۸۰.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۷، ص۴۷۲.
- ↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۱، ص۲۵۰، ح۴۰.
- ↑ شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص۲۳۴.
- ↑ آبی، ابوسعید، نثر الدر، ج۱، ص۲۸۰.
- ↑ شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۴۶۸.
- ↑ مهریزی، مهدی، مقاله «حقوق زن»، دانشنامه امام علی ج۵، ص ۹۶.
- ↑ ابن میثم، شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۲۲۳-۲۲۴.
- ↑ نهج البلاغه، تصحیح عبده، ص۱۲۹.
- ↑ مغنیه، محمدجواد، موسوعة الامام علی(ع)، ص۲۵۲ و ۲۵۴.
- ↑ مصطفوی، سیدجواد، پرتوی از نهج البلاغه، ص۱۲۲-۱۲۵.
- ↑ مشایخ فریدنی، محمدحسین، نظرات سیاسی در نهج البلاغه، ص۶۸-۶۹.
- ↑ مهریزی، مهدی، مقاله «حقوق زن»، دانشنامه امام علی ج۵، ص ۹۸.
- ↑ فروخ، عمر، تاریخ الفکر العربی إلی ایام ابن خلدون، ص۱۹۲.
- ↑ مهریزی، مهدی، مقاله «حقوق زن»، دانشنامه امام علی ج۵، ص ۱۰۰.
- ↑ جوادی آملی، عبدالله، زن در آیینه جلال و جمال، ص۳۶۹-۳۷۰.
- ↑ مغنیه، محمدجواد، فی ظلال نهج البلاغه، ج۱، ص۳۷۴.
- ↑ یادنامه دومین هزاره نهج البلاغه، ص۷۶-۷۷.
- ↑ گلستان قرآن، شماره ۴، ص۱۹.
- ↑ مهریزی، مهدی، مقاله «حقوق زن»، دانشنامه امام علی ج۵، ص ۱۰۱.
- ↑ بقره، آیه ۲۸۲.
- ↑ نساء، آیه ۱۱.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۱، ح٣؛ شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۹۱، ح۴۳۷۵.
- ↑ ر.ک: حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۱، ح۱؛ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱۰۰، ص۲۵۹، ح۱۱؛ طبرسی، ابوعلی فضل بن حسن، مکارم الاخلاق، ص۲۰۱؛ سنن ابن ماجه، ج۲، ح۴۰۰۳؛ سنن الدارمی، ج۱، ص۲۳۷؛ متقی هندی، علاء الدین، کنز العمال، ج۱۶، ص۳۹۵، ح۴۵۰۸۰؛ ص۳۹۴، ح۴۵۰۷۵؛ ص۳۸۶، ح۴۵۰۲۸؛ ص۲۸۷، ح۴۴۵۰۹؛ اصفهانی، ابونعیم، حلیة الأولیاء، ج۹، ص۱۳۸؛ صحیح البخاری، ج۱، ص۸۳؛ مسند احمد بن حنبل، ج۲، ص۳۷۳-۳۷۴؛ دینوری، ابن قتیبه، عیون الاخبار، ج۴، ص۱۱۰.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۲۹، ح۴.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۳۱، ح۲.
- ↑ دینوری، ابو حنیفه احمد بن داوود، الاخبار الطوال، ص۱۴۴.
- ↑ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۲، ص۱۰۶.
- ↑ ابن اعثم، الفتوح، ج۲، ص۴۵۶؛ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج۴، ص۴۵۱.
- ↑ ابن طیفور، بلاغات النساء، ص۷۵؛ امین عاملی، سید محسن، اعیان الشیعه، ج۳، ص۴۷۵.
- ↑ ابن عبدربه، العقد الفرید، ج۱، ص۳۵۴؛ امین عاملی، سید محسن، اعیان الشیعه، ج۳، ص۴۷۶.
- ↑ امین عاملی، سید محسن، اعیان الشیعه، ج۳، ص۴۷۹.
- ↑ ابن طیفور، بلاغات النساء، ص۳۴.
- ↑ ابن عبدربه، العقد الفرید، ج۱، ص۳۴۷.
- ↑ ابن عبدربه، العقد الفرید، ج۱، ص۴۴.
- ↑ ابن عبدربه، العقد الفرید، ج۱، ص۳۵۱.
- ↑ محمدی ریشهری، محمد، موسوعة الامام علی بن ابیطالب، ج۱۱، ح۵۷۲۹-۵۷۳۰، ۵۷۳۲، ۵۷۳۳-۵۷۴۰؛ ۵۷۴۴-۵۷۴۷، ۵۷۵۰، ۵۷۵۲-۵۷۵۳، ۵۷۵۷-۵۷۵۸، ۵۷۶۷، ۵۷۶۹، ۵۷۷۸-۵۷۷۹.
- ↑ ابن کثیر، البدایة والنهایه، ج۸، ص۸-۹.
- ↑ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۳، ص۱۶.
- ↑ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۱، ص۴۳.
- ↑ ابن عبدربه، العقد الفرید، ج۱، ص۳۳۹.
- ↑ ابن عبدربه، العقد الفرید، ج۲، ص۷۷-۷۸.
- ↑ ابن عبدربه، العقد الفرید، ج۱، ص۴۴.
- ↑ احمد بن حنبل، المسند، ج۳، ص۴۲۸ و ۴۴۴.
- ↑ مهریزی، مهدی، مقاله «حقوق زن»، دانشنامه امام علی ج۵، ص ۱۰۳-۱۰۹.
- ↑ قرآن کریم چگونگی آفرینش زن و مرد را یکسان دیده و آن را در خلال موضوعاتی چون سجده فرشتگان، دمیدن روح الهی، تعلیم، عهد، وسوسه شیطان، عصیان، تلقی کلمات، توبه و مبدأ آفرینش طرح کرده است. در این باره، ر.ک: ﴿وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ * وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَؤُلَاءِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ * قَالُوا سُبْحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ * قَالَ يَا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ * وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ * وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ * فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ * فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ * قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِيعًا فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدًى فَمَنْ تَبِعَ هُدَايَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ﴾ «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: میخواهم جانشینی در زمین بگمارم، گفتند: آیا کسی را در آن میگماری که در آن تباهی میکند و خونها میریزد در حالی که ما تو را با سپاس، به پاکی میستاییم و تو را پاک میشمریم؛ فرمود: من چیزی میدانم که شما نمیدانید * و همه نامها را به آدم آموخت سپس آنان را بر فرشتگان عرضه کرد و گفت: اگر راست میگویید نامهای اینان را به من بگویید * گفتند: پاکاکه تویی! ما دانشی جز آنچه تو به ما آموختهای، نداریم، بیگمان تویی که دانای فرزانهای * فرمود: ای آدم! آنان را از نامهای اینان آگاه ساز! و چون آنان را از نامهای اینان آگاهانید فرمود: آیا به شما نگفته بودم که من نهان آسمانها و زمین را میدانم و از آنچه آشکار میکنید و پوشیده میداشتید آگاهم؟ * و (یاد کنید) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید، همه فروتنی کردند جز ابلیس که سرباز زد و سرکشی کرد و از کافران شد * و گفتیم: ای آدم! تو و همسرت در بهشت جای گیرید و از (نعمتهای) آن، از هر جا خواهید فراوان بخورید اما به این درخت نزدیک نشوید که از ستمگران گردید * شیطان، آنان را از آن فرو لغزاند و از جایی که بودند بیرون راند و ما گفتیم: فرود آیید دشمن یکدیگر! و در زمین تا روزگاری، آرامشگاه و برخورداری خواهید داشت * آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت و (پروردگار) از او در گذشت که او بسیار توبهپذیر بخشاینده است * گفتیم: همه از آن (بهشت فرازین) فرود آیید، آنگاه اگر از من به شما رهنمودی رسید، کسانی که از رهنمود من پیروی کنند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند» سوره بقره، آیه ۳۰-۳۸؛ ﴿يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا﴾ «ای مردم! از پروردگارتان پروا کنید، همان که شما را از تنی یگانه آفرید و از (سرشت) او همسرش را پدید آورد و از آن دو، مردان و زنان بسیار (در جهان) پراکند و از خداوند- که با (سوگند بر نام) او، از هم درخواست میکنید- و از (بریدن پیوند) خویشان پروا کنید، بیگمان خداوند چشم بر شما دارد» سوره نساء، آیه ۱؛ سوره اعراف، آیه ۱۰-۲۷؛ ﴿هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِيفًا فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَيْتَنَا صَالِحًا لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ﴾ «اوست که شما را از تنی یگانه آفرید و از (خود) او همسرش را پدید آورد تا بدو آرامش یابد و چون با او آمیزش کرد، همسرش باری سبک برگرفت آنگاه (چندی) با او به سر آورد تا چون گرانبار شد، خداوند- پروردگارشان- را خواندند که: اگر به ما (فرزند) شایستهای بدهی به یقین از سپاسگزاران خواهیم بود» سوره اعراف، آیه ۱۸۹؛ سوره حجر، آیه ۲۶-۴۲؛ ﴿وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَجَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ بَنِينَ وَحَفَدَةً وَرَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ أَفَبِالْبَاطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَتِ اللَّهِ هُمْ يَكْفُرُونَ﴾ «و خداوند از خودتان برای شما همسرانی آفرید و برای شما از همسرانتان فرزندان و فرزندزادگانی پدید آورد و از چیزهای پاکیزه روزیتان داد؛ آیا باز هم آنان به باطل ایمان میآورند و به نعمتهای خداوند ناسپاسی میورزند؟» سوره نحل، آیه ۷۲؛ ﴿وَإِذْ قُلْنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْنَاكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْيَانًا كَبِيرًا * وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ قَالَ أَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِينًا * قَالَ أَرَأَيْتَكَ هَذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إِلَّا قَلِيلًا * قَالَ اذْهَبْ فَمَنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزَاؤُكُمْ جَزَاءً مَوْفُورًا * وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَرَجِلِكَ وَشَارِكْهُمْ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ وَعِدْهُمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلَّا غُرُورًا﴾ «و (یاد کن) آنگاه را که با تو گفتیم: پروردگارت به مردم چیرگی دارد و خوابی که ما به تو نمایاندیم و درخت لعنت شده در قرآن را جز برای آزمون مردم قرار ندادیم و آنان را بیم میدهیم اما جز سرکشی بزرگ، به آنان نمیافزاید * و (یاد کن) آنگاه را که با فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید و فروتنی کردند جز ابلیس که گفت: آیا برای کسی فروتنی کنم که از گل آفریدهای؟ * گفت: به من بگو آیا این است آن کس که بر من برتر داشتی؟ سوگند (میخورم) که اگر تا روز رستخیز مهلتم دهی، بیگمان بر زادگان او- جز اندکی- لجام خواهم نهاد * فرمود: برو که از آنان هر که از تو پیروی کند بیگمان دوزخ کیفر شماست، کیفری تمام (و کامل) * و هر یک از آنان را که بتوانی با آوای خویش بلغزان و با سوارگان و پیادگان خویش بر آنان بتاز و در داراییها و فرزندان آنان شریک شو و به آنها وعده بده! و شیطان جز وعده فریبنده به آنان نخواهد داد» سوره اسراء، آیه ۶۰-۶۴؛ ﴿وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا﴾ «و (یاد کن) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم برای آدم فروتنی کنید! (همه) فروتنی کردند جز ابلیس که از پریان بود و از فرمان پروردگارش سر پیچید؛ با این حال آیا شما او و فرزندانش را به جای من به سروری برمیگزینید با آنکه آنان دشمن شمایند؟ بد جایگزینی برای ستمگرانند» سوره کهف، آیه ۵۰؛ ﴿وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا * وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى * فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَذَا عَدُوٌّ لَكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَى * إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعْرَى * وَأَنَّكَ لَا تَظْمَأُ فِيهَا وَلَا تَضْحَى * فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطَانُ قَالَ يَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَا يَبْلَى * فَأَكَلَا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَعَصَى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَى * ثُمَّ اجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَتَابَ عَلَيْهِ وَهَدَى * قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعًا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَى﴾ «و ما از پیش به آدم سفارش کردیم اما او از یاد برد و در وی عزمی نیافتیم * و (یاد کن) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم برای آدم فروتنی کنید (همگان) فروتنی کردند جز ابلیس که سرباز زد * گفتیم: ای آدم! این (ابلیس) دشمن تو و دشمن همسر توست، مبادا شما را از بهشت بیرون براند که در سختی افتی * بیگمان برای تو (مقرّر) است که در آنجا گرسنه نشوی و برهنه نمانی * و اینکه در آنجا تشنه نشوی و آفتابزده نگردی * اما شیطان او را وسوسه کرد، گفت: ای آدم! میخواهی تو را به درخت جاودانگی و (آن) فرمانروایی که فرسوده نمیشود راهبر شوم * آنگاه، (هر دو) از آن خوردند و شرمگاههاشان بر آنان نمایان شد و آغاز کردند به نهادن برگ (درختان) بهشت بر خودشان و آدم با پروردگارش نافرمانی کرد و بیراه شد * سپس پروردگارش او را برگزید و او را بخشود و راهنمایی کرد * فرمود: هر دو با هم از آن (بهشت فرازین) فرود آیید - (که) برخی دشمن برخی دیگر (خواهید بود) - آنگاه چون از من رهنمودی به شما رسد، هرکه از رهنمود من پیروی کند نه گمراه میگردد و نه در رنج میافتد» سوره طه، آیه ۱۱۵-۱۲۳؛ ﴿وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ﴾ «و از نشانههای او این است که از خودتان همسرانی برایتان آفرید تا کنار آنان آرامش یابید و میان شما دلبستگی پایدار و مهر پدید آورد؛ بیگمان در این، نشانههایی است برای گروهی که میاندیشند» سوره روم، آیه ۲۱؛ سوره ص، آیه ۷۱-۸۳؛ ﴿يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ﴾ «ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را گروهها و قبیلهها کردیم تا یکدیگر را بازشناسید، بیگمان گرامیترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستی خداوند دانایی آگاه است» سوره حجرات، آیه ۱۳؛ ﴿وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنْثَى * مِنْ نُطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى﴾ «و اینکه او دو گونه نر و ماده را آفرید * از نطفهای، آنگاه که فرو ریخته شود» سوره نجم، آیه ۴۵-۴۶؛ ﴿أَلَمْ يَكُ نُطْفَةً مِنْ مَنِيٍّ يُمْنَى * ثُمَّ كَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى * فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنْثَى﴾ «آیا نطفهای نبود از آبی که فرو ریخته میشود؟ * سپس خون بستهای بود که (خداوندش) آفرید و استوار داشت * و از آن، دو گونه نر و ماده را پدید آورد» سوره قیامه، آیه ۳۷-۳۹؛ ﴿إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا * إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا﴾ «ما انسان را از نطفهای برآمیخته آفریدیم، او را میآزماییم از این رو شنوا و بینایش گردانیدهایم * ما به او راه را نشان دادهایم خواه سپاسگزار باشد یا ناسپاس» سوره انسان، آیه ۲-۳؛ ﴿وَمَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَالْأُنْثَى﴾ «و به آنکه نر و ماده را آفرید،» سوره لیل، آیه ۳.
- ↑ ﴿وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ * وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ﴾ «و (یاد کنید) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید، همه فروتنی کردند جز ابلیس که سرباز زد و سرکشی کرد و از کافران شد * و گفتیم: ای آدم! تو و همسرت در بهشت جای گیرید و از (نعمتهای) آن، از هر جا خواهید فراوان بخورید اما به این درخت نزدیک نشوید که از ستمگران گردید» سوره بقره، آیه ۳۴-۳۵؛ ﴿وَيَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلَا مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ * فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطَانُ لِيُبْدِيَ لَهُمَا مَا وُورِيَ عَنْهُمَا مِنْ سَوْآتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَنْ تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ * وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ * فَدَلَّاهُمَا بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَنَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَأَقُلْ لَكُمَا إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُبِينٌ﴾ «و ای آدم! تو و همسرت در بهشت جای گزینید و از هر جا خواهید بخورید و به این درخت نزدیک نشوید که از ستمکاران خواهید شد * پس شیطان آن دو را به وسوسه افکند تا از شرمگاههایشان آنچه را بر آن دو پوشیده بود بر آنها آشکار سازد و گفت: پروردگارتان شما را از این درخت باز نداشت مگر بدین رو که مبادا دو فرشته شوید یا از جاودانگان گردید * و برای آن دو سوگند خورد که من از خیرخواهان شمایم * پس آنان را با فریب فرو لغزاند؛ و چون از آن درخت چشیدند شرمگاههایشان بر آنان نمودار گشت و به چسباندن از برگهای بهشت بر آنها آغازیدند و پروردگارشان به آن دو ندا داد: آیا شما را از این درخت باز نداشته و به شما نگفته بودم که به راستی شیطان، شما را دشمنی آشکار است؟» سوره اعراف، آیه ۱۹-۲۲.
- ↑ ﴿وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ * وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ﴾ «و (یاد کنید) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید، همه فروتنی کردند جز ابلیس که سرباز زد و سرکشی کرد و از کافران شد * و گفتیم: ای آدم! تو و همسرت در بهشت جای گیرید و از (نعمتهای) آن، از هر جا خواهید فراوان بخورید اما به این درخت نزدیک نشوید که از ستمگران گردید» سوره بقره، آیه ۳۴-۳۵؛ ﴿قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعًا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَى﴾ «فرمود: هر دو با هم از آن (بهشت فرازین) فرود آیید- (که) برخی دشمن برخی دیگر (خواهید بود)- آنگاه چون از من رهنمودی به شما رسد، هر که از رهنمود من پیروی کند نه گمراه میگردد و نه در رنج میافتد» سوره طه، آیه ۱۲۳.
- ↑ ﴿وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ﴾ «و پریان و آدمیان را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند» سوره ذاریات، آیه ۵۶؛ ﴿الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ﴾ «همان که مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک نیکوکردارترید و او پیروز آمرزنده است» سوره ملک، آیه ۲؛ ﴿مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴾ «کسانی از مرد و زن که کار شایستهای کنند؛ و مؤمن باشند، بیگمان آنان را با زندگانی پاکیزهای زنده میداریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام میدادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷؛ ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ﴾ «ای مؤمنان! (ندای) خداوند و پیامبر را هر گاه شما را به چیزی فرا خوانند که به شما زندگی میبخشد پاسخ دهید و بدانید که خداوند میان آدمی و دل او میانجی میشود و (بدانید که) به نزد وی گرد آورده میشوید» سوره انفال، آیه ۲۴؛ ﴿اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَأَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْمًا﴾ «خداوند است که هفت آسمان را و از زمین همانند آنها را آفریده است. فرمان (وی) میان آنها فرود میآید تا بدانید که خداوند بر هر کاری تواناست و اینکه دانش خداوند فراگیر همه چیز است» سوره طلاق، آیه ۱۲.
- ↑ ﴿وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ * فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ﴾ «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: من بر آنم بشری از گلی خشک برآمده از لایی بویناک، بیافرینم * پس هنگامی که او را باندام برآوردم و در او از روان خویش دمیدم، برای او به فروتنی در افتید!» سوره حجر، آیه ۲۸-۲۹؛ ﴿إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِنْ طِينٍ * فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ﴾ «آنگاه پروردگارت به فرشتگان گفت: من بر آنم بشری از گل بیافرینم * پس، هنگامی که او را به اندام برآوردم و در او از روان خود دمیدم برای او به فروتنی درافتید!» سوره ص، آیه ۷۱-۷۲؛ ﴿الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسَانِ مِنْ طِينٍ * ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ مَاءٍ مَهِينٍ * ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَا تَشْكُرُونَ﴾ «اوست که هر چه آفرید نیکو آفرید و آفرینش آدمی را از گلی آغازید * سپس نسل او را از چکیده آبی خوارمایه پدید آورد * سپس او را باندام برآورد و از روح خویش در او دمید و برایتان گوش و چشمان و دلها را پدیدار کرد، (امّا) اندک سپاس میگزارید» سوره سجده، آیه ۷-۹.
- ↑ ﴿لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ﴾ «که ما انسان را در نیکوترین ساختار آفریدهایم،» سوره تین، آیه ۴؛ ﴿يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ * الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ﴾ «ای انسان! چه تو را با پروردگار بخشندهات به خیرگی وا داشت؟ * همان که تو را آفرید، پس استوار کرد و بهنجار داشت» سوره انفطار، آیه ۶-۷.
- ↑ ﴿إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ بِحُكْمِهِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ﴾ «همانا پروردگارت میان آنان به حکم خویش داوری خواهد کرد و اوست که پیروز داناست» سوره نمل، آیه ۷۸؛ ﴿إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ وَإِنْ كُنَّا لَمُبْتَلِينَ﴾ «بیگمان در این، نشانههایی است و به یقین ما (بندگان را) میآزماییم» سوره مؤمنون، آیه ۳۰.
- ↑ ﴿فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ﴾ «بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمیدانند» سوره روم، آیه ۳۰.
- ↑ ﴿وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا * فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا﴾ «و به جان (آدمی) و آنکه آن را بهنجار داشت * پس به او نافرمانی و پرهیزگاری را الهام کرد» سوره شمس، آیه ۷-۸.
- ↑ ﴿إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا﴾ «ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم، از برداشتن آن سر برتافتند و از آن هراسیدند و آدمی آن را برداشت؛ بیگمان او ستمکارهای نادان است» سوره احزاب، آیه ۷۲.
- ↑ ﴿مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴾ «کسانی از مرد و زن که کار شایستهای کنند؛ و مؤمن باشند، بیگمان آنان را با زندگانی پاکیزهای زنده میداریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام میدادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷؛ ﴿وَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلَا يُظْلَمُونَ نَقِيرًا﴾ «و کسانی که کارهای شایسته انجام دهند، چه مرد چه زن و مؤمن باشند به بهشت در میآیند و سر سوزنی ستم نخواهند دید» سوره نساء، آیه ۱۲۴؛ ﴿مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلَا يُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَمَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيهَا بِغَيْرِ حِسَابٍ﴾ «کسانی که گناهی کنند جز همانند آن کیفر نمیبینند و کسانی که کاری شایسته بجای آورند و مؤمن باشند چه مرد چه زن به بهشت درمیآیند؛ در آن بیحساب (و شمار) روزی داده میشوند» سوره غافر، آیه ۴۰؛ ﴿وَمَنْ أَرَادَ الْآخِرَةَ وَسَعَى لَهَا سَعْيَهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ كَانَ سَعْيُهُمْ مَشْكُورًا﴾ «و از کوشش آنانکه جهان واپسین را بخواهند و فراخور آن بکوشند و مؤمن باشند؛ سپاسگزاری خواهد شد» سوره اسراء، آیه ۱۹؛ ﴿فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لَا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأُوذُوا فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ثَوَابًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ﴾ «آنگاه پروردگارشان به آنان پاسخ داد که: من پاداش انجام دهنده هیچ کاری را از شما چه مرد و چه زن -که همانند یکدیگرید- تباه نمیگردانم بنابراین بیگمان از گناه آنان که مهاجرت کردند و از دیار خود رانده شدند و در راه من آزار دیدند و کارزار کردند یا کشته شدند چشم میپوشم و آنان را به بوستانهایی در خواهم آورد که از بن آنها جویباران روان است، به پاداشی از نزد خداوند؛ و پاداش نیک (تنها) نزد خداوند است» سوره آل عمران، آیه ۱۹۵؛ ﴿وَالْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ﴾ «سوگند به روزگار * که آدمی در زیانمندی است» سوره عصر، آیه ۱-۲؛ ﴿وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى﴾ «و اینکه آدمی را چیزی جز آنچه (برای آن) کوشیده است نخواهد بود» سوره نجم، آیه ۳۹.
- ↑ ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا يَفْسَحِ اللَّهُ لَكُمْ وَإِذَا قِيلَ انْشُزُوا فَانْشُزُوا يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ﴾ «ای مؤمنان! چون در نشستها به شما گویند جا باز کنید، باز کنید تا خداوند برایتان (در بهشت) جا باز کند و چون گویند: برخیزید، برخیزید تا خداوند (پایگاه) مؤمنان از شما و فرهیختگان را چند پایه بالا برد و خداوند از آنچه انجام میدهید آگاه است» سوره مجادله، آیه ۱۱؛ ﴿أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاءَ اللَّيْلِ سَاجِدًا وَقَائِمًا يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَيَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ﴾ «آیا (آن کافر ناسپاس بهتر است یا) کسی که هر دم از شب در سجده و ایستاده با فروتنی به نیایش میپردازد از جهان واپسین میهراسد و به بخشایش پروردگارش امید میبرد؟ بگو: آیا آنان که میدانند با آنها که نمیدانند برابرند؟ تنها خردمندان پند میپذیرند» سوره زمر، آیه ۹؛ ﴿كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولًا مِنْكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ﴾ «چنان که از خودتان پیامبری در میان شما فرستادیم که آیههای ما را بر شما میخواند و (جان) شما را پاکیزه میگرداند و به شما کتاب آسمانی و فرزانگی میآموزد و آنچه را نمیدانستید به شما یاد میدهد» سوره بقره، آیه ۱۵۱.
- ↑ ﴿يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ﴾ «ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را گروهها و قبیلهها کردیم تا یکدیگر را بازشناسید، بیگمان گرامیترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستی خداوند دانایی آگاه است» سوره حجرات، آیه ۱۳.
- ↑ ﴿وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ﴾ «و (سوم) پیشتازان پیشتاز * آنانند که نزدیکان (به خداوند) اند» سوره واقعه، آیه ۱۰-۱۱.
- ↑ ﴿لَا يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا * دَرَجَاتٍ مِنْهُ وَمَغْفِرَةً وَرَحْمَةً وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا﴾ «مؤمنان جهادگریز که آسیب دیده نباشند با جهادگران در راه خداوند به جان و مال، برابر نیستند، خداوند جهادگران به جان و مال را بر جهادگریزان به پایگاهی (والا) برتری بخشیده و به همگان وعده نیکو داده است و خداوند جهادگران را بر جهادگریزان به پاداشی سترگ، برتری بخشیده است * به پایگاههایی و آمرزش و بخشایشی از سوی خویش و خداوند آمرزنده بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۹۵-۹۶؛ ﴿إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا﴾ «بیگمان خداوند برای مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان مؤمن و مردان و زنان فرمانبردار و مردان و زنان راستگفتار و مردان و زنان شکیبا و مردان و زنان فرمانبردار و مردان و زنان بخشنده و مردان و زنان روزهدار و مردان و زنان پاکدامن و مردان و زنانی که خداوند را بسیار یاد میکنند، آمرزش و پاداشی سترگ آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۳۵.
- ↑ ﴿فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لَا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأُوذُوا فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ثَوَابًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ﴾ «آنگاه پروردگارشان به آنان پاسخ داد که: من پاداش انجام دهنده هیچ کاری را از شما چه مرد و چه زن -که همانند یکدیگرید- تباه نمیگردانم بنابراین بیگمان از گناه آنان که مهاجرت کردند و از دیار خود رانده شدند و در راه من آزار دیدند و کارزار کردند یا کشته شدند چشم میپوشم و آنان را به بوستانهایی در خواهم آورد که از بن آنها جویباران روان است، به پاداشی از نزد خداوند؛ و پاداش نیک (تنها) نزد خداوند است» سوره آل عمران، آیه ۱۹۵.
- ↑ ﴿اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ﴾ «راه راست را به ما بنمای» سوره فاتحه، آیه ۶؛ ﴿وَأَنِ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ﴾ «و اینکه مرا بپرستید که این راهی است راست؟» سوره یس، آیه ۶۱؛ ﴿سَيَقُولُ السُّفَهَاءُ مِنَ النَّاسِ مَا وَلَّاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُوا عَلَيْهَا قُلْ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ﴾ «به زودی کمخردان از مردم خواهند گفت: چه چیز آنان را از قبلهای که بر آن بودند بازگردانید؟ بگو: خاور و باختر از آن خداوند است، هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون خواهد شد» سوره بقره، آیه ۱۴۲؛ ﴿وَإِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ﴾ «و به یقین تو آنان را به راهی راست میخوانی» سوره مؤمنون، آیه ۷۳.
- ↑ ﴿قَالَ يَا بُنَيَّ لَا تَقْصُصْ رُؤْيَاكَ عَلَى إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُوا لَكَ كَيْدًا إِنَّ الشَّيْطَانَ لِلْإِنْسَانِ عَدُوٌّ مُبِينٌ﴾ «گفت: پسرکم! خوابت را برای برادرانت باز مگو که برای تو نیرنگی سخت اندیشند؛ بیگمان شیطان، برای آدمی دشمنی آشکار است» سوره یوسف، آیه ۵؛ ﴿أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ﴾ «ای فرزندان آدم! آیا به شما سفارش نکردم که شیطان را نپرستید که او دشمن آشکار شماست؟» سوره یس، آیه ۶۰؛ ﴿يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ﴾ «ای مردم از آنچه در زمین حلال و پاک است بخورید و از گامهای شیطان پیروی نکنید که او برای شما دشمنی آشکار است» سوره بقره، آیه ۱۶۸.
- ↑ ﴿هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ﴾ «آنها جامه شما و شما جامه آنهایید» سوره بقره، آیه ۱۸۷.
- ↑ ﴿ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ * وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ﴾ «خداوند برای کافران، زن نوح و زن لوط را مثل زد که زیر سرپرستی دو بنده شایسته از بندگان ما بودند و به آن دو، خیانت ورزیدند اما آن دو (پیامبر) در برابر (عذاب) خداوند برای آنان سودی نداشتند و (به آنان) گفته شد که با (دیگر) واردشوندگان به آتش (دوزخ) درآیید * و خداوند برای مؤمنان، همسر فرعون را مثل زد هنگامی که گفت: پروردگارا! نزد خود در بهشت برای من خانهای بساز و مرا از فرعون و کردارش رهایی بخش و مرا از این قوم ستمگر آسوده گردان» سوره تحریم، آیه ۱۰-۱۱.
- ↑ ﴿أُولَئِكَ هُمُ الْوَارِثُونَ﴾ «آنانند که میراث برند» سوره مؤمنون، آیه ۱۰.
- ↑ ﴿وَإِذْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِينَ * يَا مَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَاسْجُدِي وَارْكَعِي مَعَ الرَّاكِعِينَ * ذَلِكَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ وَمَا كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلَامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَمَا كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ * إِذْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ﴾ «و آنگاه فرشتگان گفتند: ای مریم! خداوند تو را برگزید و پاکیزه داشت و بر زنان جهان برتری داد * ای مریم! پروردگارت را به فروتنی فرمان بر و سجده کن و با نمازگزاران نماز بگزار * این از خبرهای نهانی است که به تو وحی میکنیم و تو هنگامی که آنان تیرچههای (قرعه) خود را (در آب) میافکندند تا (بدانند) کدام، مریم را سرپرستی کند و هنگامی که با هم (در این کار) ستیزه میورزیدند نزد آنان نبودی * آنگاه فرشتگان گفتند: ای مریم! خداوند تو را به کلمهای از خویش نوید میدهد (که) نامش مسیح پسر مریم است، در این جهان و در جهان واپسین آبرومند و از نزدیکشدگان (به خداوند) است» سوره آل عمران، آیه ۴۲-۴۵.
- ↑ ﴿وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ * وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ﴾ «و (یاد کنید) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید، همه فروتنی کردند جز ابلیس که سرباز زد و سرکشی کرد و از کافران شد * و گفتیم: ای آدم! تو و همسرت در بهشت جای گیرید و از (نعمتهای) آن، از هر جا خواهید فراوان بخورید اما به این درخت نزدیک نشوید که از ستمگران گردید» سوره بقره، آیه ۳۴-۳۵؛ ﴿وَيَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلَا مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ * فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطَانُ لِيُبْدِيَ لَهُمَا مَا وُورِيَ عَنْهُمَا مِنْ سَوْآتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَنْ تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ * وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ * فَدَلَّاهُمَا بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَنَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَأَقُلْ لَكُمَا إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُبِينٌ﴾ «و ای آدم! تو و همسرت در بهشت جای گزینید و از هر جا خواهید بخورید و به این درخت نزدیک نشوید که از ستمکاران خواهید شد * پس شیطان آن دو را به وسوسه افکند تا از شرمگاههایشان آنچه را بر آن دو پوشیده بود بر آنها آشکار سازد و گفت: پروردگارتان شما را از این درخت باز نداشت مگر بدین رو که مبادا دو فرشته شوید یا از جاودانگان گردید * و برای آن دو سوگند خورد که من از خیرخواهان شمایم * پس آنان را با فریب فرو لغزاند؛ و چون از آن درخت چشیدند شرمگاههایشان بر آنان نمودار گشت و به چسباندن از برگهای بهشت بر آنها آغازیدند و پروردگارشان به آن دو ندا داد: آیا شما را از این درخت باز نداشته و به شما نگفته بودم که به راستی شیطان، شما را دشمنی آشکار است؟» سوره اعراف، آیه ۱۹-۲۲؛ ﴿قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعًا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَى﴾ «فرمود: هر دو با هم از آن (بهشت فرازین) فرود آیید- (که) برخی دشمن برخی دیگر (خواهید بود)- آنگاه چون از من رهنمودی به شما رسد، هر که از رهنمود من پیروی کند نه گمراه میگردد و نه در رنج میافتد» سوره طه، آیه ۱۲۳.
- ↑ ﴿وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ﴾ «و از نشانههای او این است که از خودتان همسرانی برایتان آفرید تا کنار آنان آرامش یابید و میان شما دلبستگی پایدار و مهر پدید آورد؛ بیگمان در این، نشانههایی است برای گروهی که میاندیشند» سوره روم، آیه ۲۱.
- ↑ ﴿وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا * وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا﴾ «و پروردگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نکویی کنید؛ اگر هر یک از آن دو یا هر دو، نزد تو به پیری رسند به آنان اف مگو و بر آنها بانگ مزن و با ایشان سخن به نکویی بگوی! * و از سر مهر برای آنان به خاکساری افتادگی کن و بگو پروردگارا! بر آنان بخشایش آور چنان که آنها مرا در کودکی پروردند» سوره اسراء، آیه ۲۳-۲۴.
- ↑ ﴿إِنِّي وَجَدْتُ امْرَأَةً تَمْلِكُهُمْ وَأُوتِيَتْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ وَلَهَا عَرْشٌ عَظِيمٌ﴾ «من زنی یافتهام که بر آنان پادشاهی میکند و از همه چیز برخورداری یافته است و اورنگی سترگ دارد» سوره نمل، آیه ۲۳؛ ﴿قَالَتْ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ إِنِّي أُلْقِيَ إِلَيَّ كِتَابٌ كَرِيمٌ﴾ «(آن زن) گفت: ای سرکردگان! نزد من نامهای ارزشمند افکندهاند» سوره نمل، آیه ۲۹؛ ﴿قَالَتْ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِي فِي أَمْرِي مَا كُنْتُ قَاطِعَةً أَمْرًا حَتَّى تَشْهَدُونِ﴾ «(آنگاه) گفت: ای سرکردگان! در کار، به من نظر دهید که من هیچ کاری را تا گواهم نبودهاید به پایان نبردهام» سوره نمل، آیه ۳۲؛ ﴿قِيلَ لَهَا ادْخُلِي الصَّرْحَ فَلَمَّا رَأَتْهُ حَسِبَتْهُ لُجَّةً وَكَشَفَتْ عَنْ سَاقَيْهَا قَالَ إِنَّهُ صَرْحٌ مُمَرَّدٌ مِنْ قَوَارِيرَ قَالَتْ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمَانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ﴾ «به او گفتند به کاخ در آی! چون در آن نگریست گمان برد آبگیری ژرف است و ساقهایش را برهنه کرد، (سلیمان) گفت: این کاخی صیقلی از بلور است؛ (آن زن) گفت: پروردگارا! من به خویش ستم کردهام و (اینک) با سلیمان در برابر خداوند- پروردگار جهانیان- فرمانبردار شدم» سوره نمل، آیه ۴۴.
- ↑ ﴿وَلَمَّا وَرَدَ مَاءَ مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِنَ النَّاسِ يَسْقُونَ وَوَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَيْنِ تَذُودَانِ قَالَ مَا خَطْبُكُمَا قَالَتَا لَا نَسْقِي حَتَّى يُصْدِرَ الرِّعَاءُ وَأَبُونَا شَيْخٌ كَبِيرٌ * فَسَقَى لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ * فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاءٍ قَالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءَهُ وَقَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ * قَالَتْ إِحْدَاهُمَا يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ﴾ «و چون به آب مدین رسید بر آن، گروهی را دید که (گوسفندان خود را) آب میدادند و کنار آنان دو زن را دید که (گوسفندان خود را از رفتن به سوی آب) دور میداشتند. گفت: شما چه میکنید؟ گفتند: ما (به گوسفندان خود) آب نمیدهیم تا شبانان (گوسفندان خود را از آبشخور) باز گردانند و پدر ما پیری کهنسال است * پس برای آن دو (گوسفندان را) آب داد سپس به سایه بازگشت و گفت پروردگارا به هر خیری که به من برسانی نیازمندم * آنگاه یکی از آن دو که با شرم گام برمیداشت نزد او آمد، گفت: پدرم تو را فرا میخواند تا مزد آبی را که برای ما (به گوسفندان) دادی به تو بپردازد و چون (موسی) نزد او آمد و داستان (خود) را برای او بازگفت، (شعیب) گفت: مهراس که از گروه ستمکاران رهایی یافتی * یکی از آن دو (دختر) گفت: ای پدر! او را به مزد گیر که بیگمان بهترین کسی که (میتوانی) به مزد بگیری، این توانمند درستکار است» سوره قصص، آیه ۲۳-۲۶.
- ↑ ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءَكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ عَلَى أَنْ لَا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئًا وَلَا يَسْرِقْنَ وَلَا يَزْنِينَ وَلَا يَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَلَا يَأْتِينَ بِبُهْتَانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلَا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ فَبَايِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ﴾ «ای پیامبر! چون زنان مؤمن نزد تو آیند تا با تو بیعت کنند که هیچ چیز را با خدا شریک نگردانند و مرتکب دزدی نشوند و زنا نکنند و فرزندان خود را نکشند و با دروغ فرزند حرامزادهای را که پیش دست و پای آنان است بر (شوهر) خویش نبندند و در هیچ کار شایستهای سر از فرمان تو نپیچند، با آنان بیعت کن و برای آنها از خداوند آمرزش بخواه که خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره ممتحنه، آیه ۱۲.
- ↑ ﴿إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا فَأُولَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءَتْ مَصِيرًا * إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ لَا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلَا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا﴾ «از کسانی که فرشتگان جانشان را در حال ستم به خویش میگیرند، میپرسند: در چه حال بودهاید؟ میگویند: ما ناتوان شمردهشدگان روی زمین بودهایم. میگویند: آیا زمین خداوند (آنقدر) فراخ نبود که در آن هجرت کنید؟ بنابراین، سرای (پایانی) اینان دوزخ است و بد پایانهای است * بجز آن مردان و زنان و کودکان ناتوان شمرده شدهای که نه چارهای میتوانند اندیشید و نه راه به جایی دارند» سوره نساء، آیه ۹۷-۹۸؛ ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا﴾ «ای پیامبر! ما آن همسرانت را که مهرشان را دادهای بر تو حلال کردهایم و (نیز) کنیزانی را از آنچه خداوند به تو (در جنگها) به غنیمت داده است و دختران عموها و دختران عمّهها و دختران داییها و دختران خالههایت را که با تو هجرت کردهاند و هر زن مؤمنی را که خود را به پیامبر ببخشد- اگر پیامبر بخواهد او را به همسری برگزیند- در حالی که این ویژه توست نه مؤمنان؛ ما نیک میدانیم که برای آنان در مورد همسران و کنیزهاشان چه مقرّر داشتهایم؛ تا برای تو تنگنایی نباشد و خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره احزاب، آیه ۵۰؛ ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءَكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُمْ مَا أَنْفَقُوا وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَلَا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ وَاسْأَلُوا مَا أَنْفَقْتُمْ وَلْيَسْأَلُوا مَا أَنْفَقُوا ذَلِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ﴾ «ای مؤمنان! چون زنان مؤمن هجرتکنان نزد شما بیایند، (ایمان) آنان را بیازمایید، خداوند به ایمان آنان داناتر است پس اگر آنان را مؤمن دانستید به سوی کافران بازنگردانید که ایشان برای آنان و آنان برای ایشان حلال نیستند و آنچه (آن کافران) هزینه کردهاند به آنها بپردازید و هر گاه مهر آنان را بدهید گناهی بر شما نیست که آنان را به همسری درآورید و به پیوند (پیشین خود با) زنان کافر پایبند نباشید و (اگر زنان شما نزد آنها بروند) کابین آنان را بخواهید و آنها نیز میتوانند کابینی که (به زنانشان) دادهاند (از شما) بخواهند؛ این حکم خداوند است که در میان شما داوری میکند و خداوند دانایی فرزانه است» سوره ممتحنه، آیه ۱۰.
- ↑ ﴿وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ﴾ «و مردان و زنان مؤمن، دوستان یکدیگرند که به کار شایسته فرمان میدهند و از کار ناشایست باز میدارند و نماز را برپا میدارند و زکات میپردازند و از خداوند و پیامبرش فرمان میبرند، اینانند که خداوند به زودی بر آنان بخشایش میآورد، به راستی خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۷۱.
- ↑ ﴿فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ﴾ «بنابراین، پس از دست یافتن تو به دانش، به هر کس که با تو به چالش برخیزد؛ بگو: بیایید تا فرزندان خود و فرزندان شما و زنان خود و زنان شما و خودیهای خویش و خودیهای شما را فرا خوانیم آنگاه (به درگاه خداوند) زاری کنیم تا لعنت خداوند را بر دروغگویان نهیم» سوره آل عمران، آیه ۶۱.
- ↑ ﴿لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصِيبًا مَفْرُوضًا﴾ «مردان را از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان، بر جای مینهند، بهرهای معیّن است؛ و زنان را (نیز) از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان بر جای مینهند؛ بهرهای معیّن است؛ چه کم باشد و چه زیاد» سوره نساء، آیه ۷.
- ↑ ﴿وَلَا تَتَمَنَّوْا مَا فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا﴾ «و آنچه را که خداوند با آن برخی از شما را بر برخی دیگر برتری داده است آرزو نکنید؛ مردان را از آنچه برای خود به دست میآورند بهرهای است و زنان را (هم) از آنچه برای خویش به کف میآورند بهرهای؛ و بخشش خداوند را درخواست کنید که خداوند به هر چیزی داناست» سوره نساء، آیه ۳۲.
- ↑ ﴿قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ﴾ «به مردان مؤمن بگو دیدگان (از نگاه حرام) فرو دارند و پاکدامنی ورزند، این برای آنان پاکتر است، بیگمان خداوند از آنچه میکنند آگاه است» سوره نور، آیه ۳۰.
- ↑ ﴿وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ...﴾ «و به زنان مؤمن بگو دیدگان (از نگاه حرام) فرو دارند و پاکدامنی ورزند و زیور خود را آشکار نگردانند مگر آنچه از آن، که خود پیداست و باید روسریهایشان را بر گریبان خویش افکنند و زیور خود را آشکار نگردانند.».. سوره نور، آیه ۳۱.
- ↑ ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا﴾ «ای پیامبر! به همسرانت و دخترانت و زنان مؤمن بگو چادرها یشان را بر خویش نیک بپوشند؛ این (کار) برای اینکه (به پاکدامنی) شناخته شوند و آزار نبینند نزدیکتر است و خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره احزاب، آیه ۵۹.
- ↑ ﴿وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى...﴾ «و در خانههایتان آرام گیرید و چون خویشآرایی دوره جاهلیت نخستین خویشآرایی مکنید.».. سوره احزاب، آیه ۳۳.
- ↑ ﴿يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفًا﴾ «ای زنان پیامبر! اگر پرهیزگاری ورزید همانند هیچ یک از زنان نیستید (بلکه برترید)؛ پس نرم سخن مگویید مبادا آنکه بیماردل است به طمع افتد و (نیز) سخن به شایستگی گویید» سوره احزاب، آیه ۳۲؛ ﴿وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴾ «و به زنان مؤمن بگو دیدگان (از نگاه حرام) فرو دارند و پاکدامنی ورزند و زیور خود را آشکار نگردانند مگر آنچه از آن، که خود پیداست و باید روسریهایشان را بر گریبان خویش افکنند و زیور خود را آشکار نگردانند جز بر شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان (هم آیین) شان یا کنیزهاشان یا مردان وابستهای که نیاز (به زن) ندارند یا کودکانی که از شرمگاههای زنان آگاهی ندارند و چنان پا نکوبند که آنچه از زیورشان پوشیده میدارند آشکار گردد و همگان ای مؤمنان! به درگاه خداوند توبه کنید، باشد که رستگار گردید» سوره نور، آیه ۳۱.
- ↑ ﴿الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ وَاللَّاتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا﴾ «مردان سرپرست زنانند بدان روی که خداوند برخی از آنان را بر برخی دیگر برتری داده است و برای آنکه مردان از داراییهای خویش میبخشند؛ پس زنان نکوکردار، فرمانبردارند؛ در برابر آنچه خداوند (از حقوق آنان) پاس داشته است در نبود شوهر پاس (وی) میدارند و آن زنان را که از نافرمانیشان بیم دارید (نخست) پندشان دهید و (اگر تأثیر نکرد) در خوابگاهها از آنان دوری گزینید و (باز اگر تأثیر نکرد) بزنیدشان آنگاه اگر فرمانبردار شما شدند دیگر به زیان آنان راهی مجویید که خداوند فرازمندی بزرگ است» سوره نساء، آیه ۳۴.
- ↑ ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجَالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَى وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلَّا تَرْتَابُوا إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ﴾ «ای مؤمنان! چون وامی تا سرآمدی معیّن میان شما برقرار شد، آن را به نوشته آورید و باید نویسندهای میان شما دادگرانه بنویسد و هیچ نویسندهای نباید از نوشتن به گونهای که خداوند بدو آموخته است سر، باز زند پس باید بنویسد و آنکه وامدار است باید املا کند و از خداوند، پروردگار خویش، پروا بدارد و چیزی از آن کم ننهد و امّا اگر وامدار، کم خرد یا ناتوان باشد یا نتواند املا کند باید سرپرست او دادگرانه املا کند و دو تن از مردانتان را نیز گواه بگیرید و اگر دو مرد نباشند یک مرد و دو زن از گواهان مورد پسند خود (گواه بگیرید) تا اگر یکی از آن دو زن از یاد برد دیگری به یاد او آورد و چون گواهان (برای گواهی) فرا خوانده شوند نباید سر، باز زنند و تن نزنید از اینکه آن (وام) را چه خرد و چه کلان به سر رسید آن بنویسید، این نزد خداوند دادگرانهتر و برای گواهگیری، استوارتر و به اینکه دچار تردید نگردید، نزدیکتر است؛ مگر داد و ستدی نقد باشد که (دست به دست) میان خود میگردانید پس گناهی بر شما نیست که آن را ننویسید و چون داد و ستد میکنید گواه بگیرید؛ و نویسنده و گواه نباید زیان بینند و اگر چنین کنید (نشان) نافرمانی شماست و از خداوند پروا کنید؛ و خداوند به شما آموزش میدهد؛ و خداوند به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۸۲.
- ↑ ﴿يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلَادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ فَإِنْ كُنَّ نِسَاءً فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكَ وَإِنْ كَانَتْ وَاحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَلِأَبَوَيْهِ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِنْ كَانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِنْ كَانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِهَا أَوْ دَيْنٍ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ لَا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعًا فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا﴾ «خداوند درباره (ارث) فرزندانتان به شما سفارش میکند که بهره پسر برابر با بهره دو دختر است و اگر (همه وارثان)، دختر و بیش از دو تن باشند تنها دو سوم آنچه بر جای نهاده، از آن ایشان است و اگر (تنها) یک دختر باشد، نصف از آن اوست. و برای هر یک از پدر و مادر شخص در گذشته اگر فرزند داشته باشد، یک ششم از آنچه بر جای نهاده، خواهد بود و اگر فرزندی نداشته باشد و پدر و مادرش ارثبر اویند، مادرش یک سوم خواهد برد؛ اگر برادرانی (یا خواهرانی یا برادران و خواهرانی) داشته باشد، برای مادرش یک ششم است. (این تقسیمها) پس از (انجام) آن وصیّتی است که میکند یا (پرداختن) وامی (که دارد)؛ شما در نمییابید کدامیک از پدرانتان و فرزندانتان برای شما سودمندترند؛ (این احکام) فریضهای است از سوی خداوند بیگمان خداوند دانایی حکیم است» سوره نساء، آیه ۱۱.
- ↑ ابن عاشور، محمد بن طاهر، التحریر و التنویر، ج۵، ص۳۵؛ مجله زنان، شماره ۲، ص۲۸.
- ↑ ر.ک: رشیدرضا، محمد، تفسیر المنار، ج۳، ص۱۲۳-۱۲۵.
- ↑ ﴿وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِمْ مَطَرًا فَسَاءَ مَطَرُ الْمُنْذَرِينَ * قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَسَلَامٌ عَلَى عِبَادِهِ الَّذِينَ اصْطَفَى آللَّهُ خَيْرٌ أَمَّا يُشْرِكُونَ﴾ «و بر آنان بارانی (از عذاب) فرو باریدیم و باران آن بیمیافتگان بد بود * بگو: سپاس خداوند را و درود بر آن بندگان وی که برگزیده است؛ آیا خداوند بهتر است یا آنچه (برای او) شریک میآورند؟» سوره نمل، آیه ۵۸-۵۹.
- ↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۲، ص۲۲۷، ح۵؛ کشی، ابو عمرو، اختیار معرفة الرجال، ص۲۲۲، ش ۴۰۱؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۳۸۸، ح۹.
- ↑ مهریزی، مهدی، مقاله «حقوق زن»، دانشنامه امام علی ج۵، ص ۱۰۹.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۲۰۱، ح۳ و ۷.
- ↑ سنن ابن ماجه، ج۱، ص۶۳۸.
- ↑ «زنان، تحصیلات و برداشتهای دینی»، مجله پیام زن، شماره ۲۲، ص۲۶-۲۷.
- ↑ «مشاغل زنان در عصر رسالت»، مجله پیام زن، شماره ۳۸-۴۰.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۴۱۵.
- ↑ مهریزی، مهدی، مقاله «حقوق زن»، دانشنامه امام علی ج۵، ص ۱۱۲.
- ↑ البانی، محمد ناصرالدین، سلسلة الاحادیث الضعیفة والموضوعه، ص۲۲۰-۲۱۱.
- ↑ زرکشی، بدر الدین، الاجابة لایراد ما استدرکته عائشة علی الصحابه، ص۱۱۴-۱۱۷.
- ↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱۶، ص۱۱-۱۲؛ سحمرانی، اسعد، المرأة فی التاریخ والشریعه، ص۹۶؛ الحیاة (الکتاب المقدس) العهد القدیم، سفر التکوین، ص۹-۱۶.
- ↑ محدث نوری، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص۲۸۵، ح۱؛ تیلا، عباس، زن در آینه تاریخ، ص۱۱۶؛ الحیاة (الکتاب المقدس) العهد القدیم، سفر العدد، ص۳-۱۰.
- ↑ مطهری، مرتضی، مسئله حجاب، ص۲۰۵-۲۰۶؛ کسروی، احمد، خواهران و دختران ما، ص۵ و ۷.
- ↑ سعداوی، نوال، دراسات عن المرأة والرجل فی المجتمع العربی، ص۷۴۰.
- ↑ مهریزی، مهدی، مقاله «حقوق زن»، دانشنامه امام علی ج۵، ص ۱۱۳.
- ↑ حلی، نجم الدین ابوالقاسم، معارج الاصول، ص۱۵۳.
- ↑ بهبودی، محمدباقر، معرفة الحدیث، ص۲۳.
- ↑ ادلبی، صلاح الدین، منهج نقل المتن، ص۷۷.
- ↑ مجلة حوزه، شماره ۴۳-۴۴، ص۲۱۵-۲۱۶ و ۲۱۷؛ آینه پژوهش، شماره ۷، ص۱۹؛ منتظری، حسینعلی، البدر الزاهر، ص۱۳۶، ۱۳۷، ۱۴۹، ۱۶۹.
- ↑ منتظری، حسینعلی، البدر الزاهر، ص۶۲.
- ↑ منتظری، حسینعلی، البدر الزاهر، ص۱۲۶.
- ↑ مهریزی، مهدی، مقاله «حقوق زن»، دانشنامه امام علی ج۵، ص ۱۱۴.
- ↑ بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضره، ج۵، ص۴۴۲.
- ↑ بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضره، ج۱۴، ص۶۵.
- ↑ «هر کس در گرو کرده خویش است» سوره طور، آیه ۲۱.
- ↑ جوادی آملی، عبدالله، زن در آیینه جلال و جمال، ص۷۸-۷۹.
- ↑ جوادی آملی، عبدالله، زن در آیینه جلال و جمال، ص۸۱.
- ↑ مهریزی، مهدی، مقاله «حقوق زن»، دانشنامه امام علی ج۵، ص ۱۱۵.
- ↑ مجله حوزه، شماره ۴۳-۴۴، ص۱۴۵.
- ↑ صدر، سید محمدباقر، اقتصادنا، ص۴۰۴.
- ↑ صدر، سید محمدباقر، اقتصادنا، ص۴۱۲.
- ↑ مجله آینه پژوهش، شماره ۵، ص۶۴.
- ↑ مجله آینه پژوهش، شماره ۵، ص۶۹.
- ↑ صدر، سید محمدباقر، اقتصادنا، ص۴۰۱.
- ↑ بروجردی، مرتضی، مستند العروة الوثقی، کتاب النکاح، ج۲، ص۳۶۲.
- ↑ شمس الدین، محمدمهدی، مسائل حرجة فی فقه المرأة المسلمه، ج۲، ص۸۲-۸۳؛ مجله پیام زن، شماره ۶، ص۱۷.
- ↑ مجله پیام زن، شماره ۲۰، ص۲۲.
- ↑ فیض کاشانی، محسن، الوافی، ج۶، ص۵۹۳؛ سائلی، علی، زن در نگاه امام علی، ص۲۱۸-۲۲۳.
- ↑ ابن عاشور، محمد بن طاهر، التحریر و التنویر، ج۵، ص۳۹-۴۱.
- ↑ رسالة الاسلام، سال دهم، شماره ۴، ص۴۱۳-۴۴۷.
- ↑ مهریزی، مهدی، مقاله «حقوق زن»، دانشنامه امام علی ج۵، ص ۱۱۷.
- ↑ کاظمی خراسانی، محمدعلی، فوائد الاصول، ج۳، ص۳۲۴.
- ↑ واعظ بهسودی، محمد، مصباح الاصول، ج۲، ص۲۳۵-۲۳۹.
- ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۰، ص۳۵۱.
- ↑ ر.ک: طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان، ج۱، ص۲۹۶؛ ج۶، ص۵۷؛ ج۸، ص۶۲، ۶۶، ۱۴۱، ۲۶۱؛ ج۹، ص۲۱۱-۲۱۲؛ ج۱۰، ص۳۴۹؛ ج۱۳، ص۳۵۳؛ ج۱۴، ص۲۵، ۱۳۳، ۲۰۵-۲۰۷؛ ج۱۷، ص۱۷۴.
- ↑ تهرانی، جواد، عارف و صوفی چه میگویند؟، ص۲۵۴-۲۵۵.
- ↑ مهریزی، مهدی، مقاله «حقوق زن»، دانشنامه امام علی ج۵، ص ۱۱۹.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۲۰۸.
- ↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱، ص۱۰۱.
- ↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱، ص۱۰۰.
- ↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۷۵، ص۶، ح۵۸.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۲۰۹، ح۲۰۲۹۸.
- ↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۷۵، ص۷، ح۵۹.
- ↑ حکیمی، محمدرضا، الحیاة، ج۱، ص۴۵، ح۶؛ آمدی، عبدالواحد، غرر الحکم، ص۱۴.
- ↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۶۳، ص۴۴۴، ح۸؛ طبرسی، ابوعلی فضل بن حسن، مکارم الاخلاق، ص۲۲۲.
- ↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۷۵، ص۶، ح۵۷.
- ↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۷۵، ص۵، ح۱.
- ↑ مهریزی، مهدی، مقاله «حقوق زن»، دانشنامه امام علی ج۵، ص ۱۲۳.
- ↑ ابوشقه، عبدالحلیم محمد، تحریر المرأة فی عصر الرساله، ج۲، ص۴۲۳.
- ↑ ابوشقه، عبدالحلیم محمد، تحریر المرأة فی عصر الرساله، ج۱، ص۱۱۸.
- ↑ درنیقه، محمد احمد، اعلام العابدات الزاهدات، ص۱۱.
- ↑ جامی، عبدالرحمان، نفحات الانس، ص۶۱۵-۶۳۵.
- ↑ ناجیه، عبدالله ابراهیم، الجهود العلمیة للمرأة خلال القرنین الخامس والسادس الهجریین.
- ↑ رسالة الاسلام، سال سوم، شماره ۱، ص۸۲.
- ↑ رسالة الاسلام، سال سوم، شماره ۱، ص۸۳.
- ↑ ر.ک: مجله گفتوگو، شماره ۹، ص۱۳۴؛ کتابنامه زن: فهرست کتابهای تألیف و ترجمه شده توسط بانوان (۱۳۵۸-۱۳۷۴)؛ فرخ زادی، مجید، کتابشناسی آثار مذهبی زنان ایرانی.
- ↑ مهریزی، مهدی، مقاله «حقوق زن»، دانشنامه امام علی ج۵، ص ۱۲۵.
- ↑ مهریزی، مهدی، مقاله «حقوق زن»، دانشنامه امام علی ج۵، ص ۱۲۷.