جنگ در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۶٬۵۸۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳۰ مارس ۲۰۲۳
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲۶۰: خط ۲۶۰:
ابزار و شیوه‌های جنگ سرد همانطور که در [[روابط]] [[امریکا]] و شوروی سابق رخ داد، همواره با [[نیرنگ]]، [[تقلب]]، [[دروغ]] و [[نفاق]] همراه است که استفاده از آنها در جنگ سرد بر علیه دشمن کلیه شیوه‌های منطقی دعوت را خنثی و بی‌ثمر خواهد کرد و بی‌نتیجه ماندن دعوت در [[حقیقت]] به معنای ناکام ماندن اسلام در راهبرد نهایی خود در [[سیاست]] جهانی محسوب می‌شود.
ابزار و شیوه‌های جنگ سرد همانطور که در [[روابط]] [[امریکا]] و شوروی سابق رخ داد، همواره با [[نیرنگ]]، [[تقلب]]، [[دروغ]] و [[نفاق]] همراه است که استفاده از آنها در جنگ سرد بر علیه دشمن کلیه شیوه‌های منطقی دعوت را خنثی و بی‌ثمر خواهد کرد و بی‌نتیجه ماندن دعوت در [[حقیقت]] به معنای ناکام ماندن اسلام در راهبرد نهایی خود در [[سیاست]] جهانی محسوب می‌شود.
در جنگ سرد به همان اندازه که طرف [[متخاصم]] [[زیان]] می‌بیند، آغازگر نیز از آثار آن متضرر می‌شود. اگر موضوع جنگ سرد در شرایط [[بحرانی]] و یا در شرایطی که دشمن [[متجاوز]] از آن به عنوان یک حربه و وسیله برای اهداف تجاوزکارانه استفاده می‌کند، مورد بحث قرار گیرد، بیشک اصل [[دفاع مشروع]]، [[اقدام]] متقابل به آن را تجویز می‌کند و به [[حکم عقل]] و [[شریعت اسلام]]، جنگ سرد به عنوان یک وسیله [[دفاعی]] در برابر [[تجاوز]]، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر خواهد بود<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۳۵-۳۷.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۶۰۸.</ref>
در جنگ سرد به همان اندازه که طرف [[متخاصم]] [[زیان]] می‌بیند، آغازگر نیز از آثار آن متضرر می‌شود. اگر موضوع جنگ سرد در شرایط [[بحرانی]] و یا در شرایطی که دشمن [[متجاوز]] از آن به عنوان یک حربه و وسیله برای اهداف تجاوزکارانه استفاده می‌کند، مورد بحث قرار گیرد، بیشک اصل [[دفاع مشروع]]، [[اقدام]] متقابل به آن را تجویز می‌کند و به [[حکم عقل]] و [[شریعت اسلام]]، جنگ سرد به عنوان یک وسیله [[دفاعی]] در برابر [[تجاوز]]، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر خواهد بود<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۳۵-۳۷.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۶۰۸.</ref>
==[[مقررات ممنوعه جنگی]]==
در [[جهاد]] [[اسلامی]] [[اقدام]] به هر نوع عملیات [[جنگی]] مجاز نبوده و با محدودیت‌ها و ممنوعیت‌هایی مواجه است که از بررسی مجموع [[آیات]]، متون [[روایی]] و [[سیره سیاسی]] و نظامی [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و علی{{ع}} می‌توان اصول و مقررات ممنوعه نظامی را به ترتیب زیر استخراج کرد<ref>جامع الاحادیث، ج۳، ص۱۲۱؛ نهج البلاغه، ج۹، ص۱۳۰؛ نهج البلاغه، نامه ۱۴؛ تاریخ طبری، ج۶، ص۳۲۸۲ (چ لیدن)؛ وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۷۱؛ شرح ابن ابی الحدید، ج۱۳، ص۲۸۲؛ شرح عاملی بر نهج البلاغه، ج۱۵، ص۱۲۲؛ مستدرک الوسائل، ج۲، ص۶۹؛ ارشاد شیخ مفید، ص۱۲۷؛ عیون الاخبار ابن قتیبه، ج۱، ص۱۱۰؛ محاسن بیهقی، ج۱، ص۶۹؛ سنن بیهقی، ج۸، ص۱۸۰.</ref>:
#اقدام به [[جنگ]] با انگیزه‌های [[نفسانی]]، مقاصد [[دنیوی]]، به قصد صرفاً [[خونریزی]]، [[کشتار]]، [[تخریب]]، تصاحب [[قدرت]]، [[ثروت]] و [[برتری‌جویی]]؛
#جنگ با نیّات [[آلوده]] به [[ریا]]، [[عُجب]]، [[فخرفروشی]]، [[منّت‌گذاری]]، اطفای [[خشم]]، [[انتقام‌جویی]] و سایر [[رذایل اخلاقی]] که با [[روح]] جهاد و [[قداست]] آن منافات دارد؛
#آغاز به جنگ بدون توجیه [[فرماندهان]] و نیروهای [[رزمنده]] و تبیین اهداف و [[انگیزه‌ها]] و خط‌مشی‌ها و هشدار نسبت به [[اعمال]] ممنوعه و بالاخره امر به رعایت تقواء؛
#[[غلول]] به معنای [[تصرف]] و دست‌درازی به [[غنایم جنگی]] قبل از اقدام به تقسیم آن؛
#[[مثله کردن]] کشتگان به معنای قطع اعضای [[بدن]] آنها چه قبل از [[مرگ]] و چه بعد از مرگ؛
#کشتن [[دشمن]] توأم با [[شکنجه]] مانند آن‌که فردی از دشمن به صورت [[هدف]] در [[تیراندازی]] مورد استفاده قرار گیرد و یا در یک‌جا [[حبس]] شود تا به تدریج [[جان]] بسپارد؛
#[[نقض عهد]] و [[امان]] به معنای زیر پا گذاردن تعهدات ناشی از [[قراردادها]] در عملیات جنگی؛
#کشتن پیرمردان و پیرزنانی که نقشی در جنگ ندارند؛
#کشتن [[کودکان]] و نوزادان؛
#کشتن گوشه‌گیران و صومعه‌نشینان و کسانی که برای [[عبادت]] [[خلوت]] گزیده‌اند؛
#کشتن [[زنان]] حتی اگر در جنگ به نفع دشمن مشارکت داشته باشند به این معنا که باید تا آنجا که امکان دارد از تعرض به [[زنان]] خودداری شود هرچند که [[رزمنده]] باشند.
#کندن و بریدن درختان، مگر در حال [[اضطرار]] و یا آنجا که [[مصلحت عمومی]] ایجاب می‌کند. استثنای حالت اضطرار و [[مصلحت]] بدان جهت است که در [[آیه]]: {{متن قرآن|مَا قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَى أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللَّهِ}}<ref>«هر درخت خرمایی که بریدید یا بر ریشه‌های آن وانهادید به اذن خداوند بود» سوره حشر، آیه ۵.</ref>[[حکم]] مذکور در صورت [[اذن خدا]] استثناء شده است و اذن خدا در حالت اضطرار و مصلحت قابل [[تصور]] است. در ظاهر این قید در تمامی موارد ممنوعه قابل طرح است و تشخیص آن با [[امام]] و [[ولی امر]] [[مسلمانان]] است؛
#[[سوزاندن]] نخل‌ها و به‌طور مطلق [[آتش]] زدن به باغات، کشتزارها، مزارع و محصولات [[کشاورزی]]؛
#آب بستن به نخلستان‌ها به‌طوری‌که آب، نخل‌ها را فراگیرد و سبب نابودی آنها شود. به نظر می‌رسد این حکم شامل درختان دیگر و سایر مزارع نیز خواهد بود؛
#شکستن [[امان]] [[آحاد]] مسلمانان و تعرّض به کسانی که توسط یکی از افراد [[مسلمان]] هرچند عادی، امان داده شده و یا به [[تصوّر]] مصونیت خود را در معرض تعرض مسلمانان قرار داده باشد؛
#استفاده از سموم و سلاح‌های سمی که موجب [[مسمومیت]] هوا و یا آب و به هر نحو دیگری باشد که مسمومیت نیروها و [[مردم]] را به دنبال داشته باشد؛
#پی کردن چهارپایان مگر در مواردی که ناگزیر از [[ذبح]] و استفاده از گوشت آنها هستند؛
#چابک‌سواری [[فرماندهان]] به این معنا که آنان باید از ضعیف‌ترین وسایل نقلیه و مرکب استفاده نمایند؛
#[[قتال]] قبل از [[دعوت]]، چنان‌که [[پیامبر]]{{صل}} اسرایی را که از [[دشمن]] قبل از دعوت گرفته بودند [[آزاد]] کرد<ref>حیاة الصحابه، ج۱، ص۸۹.</ref>؛
#قتال پس از [[قبول اسلام]]؛
#قتال با [[اهل کتاب]] درحالی‌که اعلام [[آمادگی]] به انعقاد [[قرارداد ذمه]] داشته و شرایط آن را پذیرفته باشند؛
#ادامه [[جنگ]] با وجود پیشنهاد [[صلح]] از طرف دشمن؛
#[[تحریف]] ساختمان‌ها و منهدم کردن ابنیه و [[اقدام]] به ویرانگری در [[آبادی‌ها]] و [[شهرها]]<ref>بحار الانوار، ج۲۱، ص۳۰.</ref>؛
#[[بستن آب]] به روی [[دشمن]] چه به معنای راه انداختن سیلاب برای [[غرق]] کردن دشمن<ref>الاسیر، ص۸۰.</ref> و چه به معنای قطع آب و مانع شدن از رسیدن آب به دشمن، چنان‌که [[رسول خدا]]{{صل}} در [[جنگ خیبر]] با وجود [[پیمان‌شکنی]] و [[خیانت]] دشمن از بستن آب به روی دشمن خودداری کرد و [[امام علی]]{{ع}} در [[صفین]] پس از آن‌که دشمن آب را به روی [[یاران امام]] بست و در یک عملیات رزمی راه آب در [[اختیار]] یاران امام قرار گرفت بستن آب را به روی دشمن منع کرد<ref>نصر بن مزاحم، صفین، ص۱۶۲؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۳، ص۳۱۹.</ref>؛
#[[جنگ]] در حال [[اضطراب]] و بدون [[آرامش]] و [[اطمینان]] خاطر؛
#کشتن رزمنده‌های در حال فرار و کسانی که پشت به [[جبهه]] کرده و از جنگ سر برتافته‌اند؛
#کشتن مجروحان حتی مجروحانی که در [[شرف]] [[مرگ]] هستند؛
#عریان کردن افراد و مکشوف کردن آن قسمت از اندام که معمولاً اشخاص از آن [[شرم]] می‌دارند؛
#هتک کردن و افشا کردن اموری که معمولاً به خاطر رعایت [[عفت]] و [[اخلاق]] عمومی پنهان نگاه داشته می‌شوند؛
#ورود به [[خانه‌ها]] بدون کسب [[اجازه]] قبلی (از صاحب [[خانه]] یا [[فرماندهان]])؛
#[[غارت اموال]] و به یغما بردن چیزی جز آنچه که در جبهه به‌دست می‌آید؛
#[[آزار]] رساندن به [[زنان]] و تحریک [[احساسات]] آنان و به ناله و فغان درآوردن آنان، هرچند که [[رزمندگان]] [[مسلمان]] را [[دشنام]] دهند و فرماندهان آنان را [[ناسزا]] گویند،
#تعقیب فراریان و [[دستگیری]] کسانی که از جبهه رو برتافته‌اند؛
#کشتن [[اسیران جنگی]] هرچند که مرتکب [[قتل]] و [[عملیات نظامی]] بر علیه [[مسلمانان]] شده باشند؛
#آسیب رساندن به رزمندگان دشمن هنگامی که در شرایط [[ناهنجار]] قرار دارند؛
#اقدام به [[جنگ تن به تن]] ([[مبارزه]]) مگر آنکه از [[فرمانده]] خود کسب اجازه کرده باشد؛
#ردّ پیشنهاد [[صلح]]؛
#اقدام به جنگ قبل از اعذار و [[اتمام حجت]]؛
#شب را تا صبح به [[استراحت]] پرداختن و از حال [[سپاه]] [[غفلت]] ورزیدن؛
#[[تعجیل]] در امور [[جنگ]] و [[شتاب]] کردن در [[تصمیم‌گیری]] و [[اقدامات نظامی]] مگر در مواردی که درنگ موجب از دست رفتن [[فرصت]] مناسب می‌شود؛
#استفاده از شیوه‌های [[ناپسند]] و نامناسب با [[کرامت انسانی]] در جنگ و به‌طور کلی خارج شدن از حدود [[احسان]] و [[روح]] [[نیکوکاری]] و انسان‌دوستی در مراحل مختلف رزم و به‌کارگیری [[افراط]] و [[تفریط]] در [[عملیات نظامی]]؛ مراد از {{متن قرآن|غِلْظَةً}} در [[آیه]]: {{متن قرآن|وَلْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً}}<ref>«ای مؤمنان! با کافرانی که نزدیک شمایند جنگ کنید و باید در شما صلابت بیابند و بدانید که خداوند با پرهیزگاران است» سوره توبه، آیه ۱۲۳.</ref> و نیز در آیه: {{متن قرآن|جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ}}<ref>«ای پیامبر! با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنان سخت بگیر و جایگاهشان دوزخ است و (این) پایانه، بد است» سوره توبه، آیه ۷۳.</ref>[[خشونت]] و [[شکنجه]] دادن و تعدّی و استفاده از شیوه‌های [[ناهنجار]] و غیر متناسب با کرامت انسانی نیست، بلکه منظور از آن [[قاطعیت]] در اجرای مقررات و دخالت ندادن به [[احساسات]] در انجام [[مسئولیت‌ها]] و [[سهل‌انگاری]] نکردن در ایفای تعهدات است<ref>تفسیر المیزان، ج۲، ص۶۵؛ تفسیر المنار، ج۲، ص۲۱۴.</ref>؛ در جایی که [[اسلام]] در مورد جانداران توصیه می‌کند و [[ترحم]] بر حیوانات را مدّنظر قرار می‌دهد و از شکار کردن حیوانات به قصد [[تفریح]] [[نهی]] می‌کند و از پوست کندن [[حیوان]] [[ذبح]] شده قبل از [[جان]] دادنش ممانعت می‌کند و قطع اندام حیوان را جز برای معالجه تجویز نمی‌کند<ref>وسائل الشیعه، ج۸، ص۳۹۷؛ جامع احادیث الشیعه، ج۱۶، ص۹۲۲؛ مستدرک الوسائل، ج۳، ص۷۰؛ بحار الانوار، ج۶۴، ص۱۱۹؛ کنز العمال، ج۹، ص۳۷؛ نهج البلاغه، خطبه ۶۵؛ سنن درامی، ج۲، ص۸۳.</ref>، چگونه می‌توان [[تصور]] کرد که به [[غلظت]] به معنای شکنجه، خشونت، [[بی‌حرمتی]] [[کرامت انسان]] و عملیات ضد [[انسانی]] امر کرده باشد؛
#گرسنه نگهداشتن به قصد از پا درآوردن [[دشمن]] و ایجاد زمینه‌های منتهی به آن و بستن راه رسیدن [[غذا]] به [[دشمن]]<ref>تفسیر المیزان، ج۲، ص۶۵.</ref>؛
#[[شبیخون]] زدن و آغاز [[حمله]] در شب و ادامه [[جنگ]] تا شب: [[نهی]] از این عمل به دلیل آن است که [[خونریزی]] کمتر شده، و مدت جنگ کوتاه شود؛ در [[سیره نظامی پیامبر]]{{صل}} آمده است: {{عربی|انه{{صل}} لم يبت عدوا}}<ref>سنن بیهقی، ج۹، ص۷۹؛ سرخسی، المبسوط، ج۱۰، ص۳۱؛ نیل الاوطار، ج۸، ص۶۹.</ref> ([[پیامبر]]{{صل}} هرگز شب را به [[جنگ با دشمن]] نگذرانید) که مبنای آن متوقف کردن هر نوع [[عملیات نظامی]] در شب است؛ در [[حدیثی]] از [[امام علی]]{{ع}} آمده است: جنگ را همواره بعد از ظهر آغاز کنید، تا هنگامی که شب می‌شود از جنگ دست شسته باشید، تا [[کشتار]] کمتر و [[زمان]] جنگ کوتاه‌تر شود. از جمله فرمان‌های نظامی پیامبر{{صل}} [[فرمان]] معروف [[اسامة بن زید]] است که در آن به این اصل تأکید شده که همواره حملات [[جنگی]] را در [[روز]] انجام دهد<ref>سرخسی، المبسوط، ج۱۰، ص۳۱.</ref>.
#به [[آتش]] کشیدن و [[سوزاندن]] اشخاص هرچند [[رزمنده]] باشند که از آن، در متون [[حدیث]] به {{عربی|رميهم بالميزان}} تعبیر شده است<ref>سرخسی، المبسوط، ج۲، ص۱۱.</ref>،
#کشتن اشخاص غیر نظامی و افرادی از دشمن که در جنگ شرکت نکرده‌اند. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در [[فتح مکه]] به [[فرماندهان]] دستور داد {{متن حدیث|لَا يُقَاتِلُوا إِلَّا مَنْ قَاتَلَهُمْ}}<ref>البدایة و النهایة، ج۴، ص۲۹۷.</ref> سربازانتان جز با کسی که با آنها می‌جنگند، [[مقاتله]] نکنند.
#[[اقدام]] به کشتار نیروهای دشمن با وجود امکان [[اسیر]] گرفتن آنان، که این مضمون در حدیثی از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} چنین بیان شده است: (تا می‌توانید [[فرزندان عبدالمطلب]] را به جای کشتن اسیر بگیرید؛ زیرا آنان به [[اجبار]] به [[جبهه]] آمده‌اند)<ref>جامع الأحادیث الشیعه، ج۱۳، ص۱۷۷؛ کنز العمال، ج۱۰، ص۲۴۶.</ref>. از تعلیلی که در حدیث آمده است می‌توان [[تعمیم حکم]] نسبت به غیر از فرزندان عبدالمطلب را استفاده کرد؛
#کشتن افرادی که در جبهه دشمن هستند، ولی [[نمازگزار]] و یا حتی [[تظاهر به اسلام]] می‌کنند، هرچند اطمینانی به [[صداقت]] آنان در اظهار [[شهادتین]] نیست. هنگامی که یکی از اهالی [[فدک]] که از [[ترس]] [[سپاه اسلام]] شهادتین بر زبان آورده بود، توسط [[اسامة بن زید]] به [[قتل]] رسید. [[رسول خدا]]{{صل}} برآشفت و به وی فرمود: کسی را که شهادتین می‌گفت، کشتی؟ او در جواب گفت آن مرد از ترس و برای زنده ماندن شهادتین را بر زبان آورد، رسول خدا{{صل}} در پاسخ فرمود: تو نه زبانش را پذیرفتی و نه از دلش [[آگاهی]] یافتی؟<ref>بحار الانوار، ج۱۹، ص۱۴۷؛ سنن بیهقی،‌ج ۸، ص۱۹۲.</ref>
#تعرض به افراد [[ناآگاه]]، ابله و یا دیوانه که در [[احادیث]] در ردیف افرادی که در [[جنگ]] مصونیت دارند، نام برده شده‌اند<ref>سنن بیهقی، ج۹، ص۹۱؛ تذکرة الاحکام، ج۱، ص۴۱۲.</ref>و<ref>فقه سیاسی، ج۶، ص۵۸ – ۵۲.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۶۱۱-۶۱۴.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۸۰٬۳۷۲

ویرایش