تحکیم همسرداری: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۵۲: خط ۵۲:


== تأمین نیازهای عاطفی ==
== تأمین نیازهای عاطفی ==
{{اصلی|تامین نیازهای عاطفی همسر}}
{{اصلی|تأمین نیازهای عاطفی همسر}}
نیاز عاطفی از جمله نیازهای انسان است و برآورده شدن آن نقشی محوری در [[آرامش]] [[آدمی]] دارد. به دیگر سخن [[زن]] و مرد به گونه‌ای [[آفریده]] شده‌اند که به یکدیگر نیازهایی دارند و این نیاز در [[سایه]] [[همزیستی]] آمیخته به آرامش دوجانبه آنان تأمین می‌شود. این نیاز محدود به نیاز جنسی نیست، بلکه نیازهای انسانی از جمله نیاز عاطفی را نیز دربرمی‌گیرد که محور اساسی [[پایداری]] و [[شادابی]] [[خانواده]] است و به تعبیر [[قرآن]] بر دو اصل [[مودت]] و [[رحمت]] {{متن قرآن|وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً}}<ref>«و میان شما دلبستگی پایدار و مهر پدید آورد» سوره روم، آیه ۲۱.</ref> [[استوار]] است؛ یعنی از نگاه قرآن روابط همسری بدون [[محبت]] [[ثبات]] ندارد. واژه «مودت» به معنای محبت [[پایدار]] است که اثرش در [[رفتار]] ظاهر می‌شود. مودت و رحمت مانند ملاطی هستند که میان آجرها و قطعه‌سنگ‌های [[نهاد خانواده]] پیوندی محکم پدید می‌آورند و بدون آن [[زندگی]] مشترک فرومی‌ریزد و دوامی نخواهد داشت؛ از این‌رو [[خدا]] این دو اصل مهم و حیاتی را بین زن و شوهر قرار داد تا مودت و [[دوستی]] آن دو پایدار گردد و انعطاف و رحمت آنان گذشت از [[لغزش‌ها]] را در پی داشته باشد و پیوند آنها ناگسستنی شود<ref>ر.ک: عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۵، ص۶۷۵.</ref>.
نیاز عاطفی از جمله نیازهای انسان است و برآورده شدن آن نقشی محوری در [[آرامش]] [[آدمی]] دارد. به دیگر سخن [[زن]] و مرد به گونه‌ای [[آفریده]] شده‌اند که به یکدیگر نیازهایی دارند و این نیاز در [[سایه]] [[همزیستی]] آمیخته به آرامش دوجانبه آنان تأمین می‌شود. این نیاز محدود به نیاز جنسی نیست، بلکه نیازهای انسانی از جمله نیاز عاطفی را نیز دربرمی‌گیرد که محور اساسی [[پایداری]] و [[شادابی]] [[خانواده]] است و به تعبیر [[قرآن]] بر دو اصل [[مودت]] و [[رحمت]] {{متن قرآن|وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً}}<ref>«و میان شما دلبستگی پایدار و مهر پدید آورد» سوره روم، آیه ۲۱.</ref> [[استوار]] است؛ یعنی از نگاه قرآن روابط همسری بدون [[محبت]] [[ثبات]] ندارد. واژه «مودت» به معنای محبت [[پایدار]] است که اثرش در [[رفتار]] ظاهر می‌شود. مودت و رحمت مانند ملاطی هستند که میان آجرها و قطعه‌سنگ‌های [[نهاد خانواده]] پیوندی محکم پدید می‌آورند و بدون آن [[زندگی]] مشترک فرومی‌ریزد و دوامی نخواهد داشت؛ از این‌رو [[خدا]] این دو اصل مهم و حیاتی را بین زن و شوهر قرار داد تا مودت و [[دوستی]] آن دو پایدار گردد و انعطاف و رحمت آنان گذشت از [[لغزش‌ها]] را در پی داشته باشد و پیوند آنها ناگسستنی شود<ref>ر.ک: عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۵، ص۶۷۵.</ref>.



نسخهٔ ‏۱۱ نوامبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۹:۴۵

شاخص‌های درون‌خانگی تحکیم روابط همسری در سیره امامان(ع)

مقصود از شاخص در موضوع تحکیم روابط همسری معیارهایی است که می‌توان بر پایه آنها سستی یا استحکام روابط همسری را سنجید. اکنون سخن از چیستی آنها در سیره همسرداری امامان(ع) است.

به دیگر سخن خواسته درونی همه افراد سالم این است که در فضایی با طراوت، آرام، صمیمی، اخلاقی و انسانی زندگی کنند. همه آنان یکپارچه علاقه دارند در محیط خانوادگی روابط همسریشان محکم باشد و با همسری مهربان، فهمیده، باادب، وظیفه‌شناس، هوشمند و فروتن مواجه باشند. همگان از محیط‌های بی‌مهر و بی‌روح گریزان‌اند و دوست ندارند در چنین فضاهایی حضور یابند. با این‌همه چه‌بسا بیشتر یا همه آنان با شاخص‌ها و زمینه‌های ایجاد این شرایط بیگانه یا ناآشنا باشند؛ درحالی‌که آشنایی با این شاخص‌ها محبوب همگان است و دوست دارند آنها را در زندگی به کار بندند و به رضایت بیشتری دست یابند. این شاخص‌ها را - که در اینجا از آنها به «شاخص‌های تحکیم روابط همسری» نام می‌بریم - باید در سیره امامان(ع) جستجو کرد و البته باید مبتنی بر اصول همسرداری دانست که در سیره آنان عملی بود.

بر پایه اصل نخست همسرداری یعنی تعهد ایدئولوژیک، باید برای دستیابی به منشأ شاخص‌ها به آیات قرآن کریم رجوع کرد. در قرآن هم در این باره چند آیه بیان شده که به موضوعات کلیدی پرداخته است؛ مانند:

  1. ﴿وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً[۱].
  2. ﴿هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ[۲].
  3. ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا[۳].
  4. ﴿وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ[۴].
  5. ﴿وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ[۵].

آیه نخست بر آرامش و دلدادگی در روابط همسری تأکید می‌ورزد. آیه دوم به صیانت همسران از یکدیگر توجه می‌دهد. آیه سوم بر هدایت و تحمل آنان در رابطه با یکدیگر اشاره می‌کند. آیه چهارم همسران را به رعایت حقوق متقابل فرامی‌خواند و آیه پنجم آنان را به معاشرت نیکو و رفتار پسندیده با یکدیگر وامی‌دارد. بر پایه این آیات محیط خانوادگی، مرکز آرامش روحی، مودت و پیوستگی درونی، صیانت بیرونی، هدایت و حمایت همه‌جانبه، رعایت حقوق متقابل و معاشرت نیکوی رفتاری اعضای خانواده به ویژه همسران با یکدیگر است.

البته زن و شوهر باید با هم تلاش کنند از این عوامل پیوند و یکپارچگی پاسداری کنند و به همدیگر کمک کنند تا این کار صورت پذیرد و نمی‌توان گفت سهم شوهر یا سهم زن بیشتر است، بلکه هر یک به نوبه خود در حفظ این نهاد و حفظ این اجتماع دو نفره که بعدها به تدریج افزایش می‌یابد، نقش دارند.

با توجه به این موضوعات کلیدی می‌توان به شاخص‌های تحکیم روابط همسری در سیره امامان(ع) نزدیک شد و نمونه‌هایی از آنها را در سیره آنان مشاهده کرد که در اینجا در دو فصل شاخص‌های درون‌خانگی و برون‌خانگی قابل بررسی هستند.

نخست شاخص‌های درون‌خانگی تحکیم روابط همسری بررسی می‌شود. پیش از بیان نمونه‌های آن این نکته درخور توجه است که ارتباط زن و مرد در عرصه زندگی با لحاظ و نامحرم مرزهایی دارد که رعایت آنها در فرایند محرم دستیابی به هدف، مورد تأکید آموزه‌های دینی است و در سیره مسلمانان نخست تاریخ اسلام در حد امکان عملی بود. نمونه کوچک ولی ظریف آن جدایی سفره غذای مردان و زنان نامحرم است که چنین کاری در کاهش بسیاری از چالش‌های مربوط به ارتباط‌های نامشروع و آسیب‌های آن نقشی اساسی دارد؛ موضوعی که با تأسف باید گفت در شرایط کنونی کمتر رعایت می‌شود و ناپاکی و بی‌اعتباری و گاهی فروپاشی نهال و نهاد خانواده را در پی دارد؛ نهادی که پیامبر(ص) آن را نزد خدا از هر نهادی محبوب‌تر دانسته است[۶]. در اینجا به نمونه‌هایی از شاخص‌های درون‌خانگی تحکیم روابط همسری که در سیره امامان عملی بود، اشاره می‌شود:

حسن روابط و رعایت آداب

حسن روابط و رفتار نرم و مهربانانه با همسر از شاخص‌های درون‌خانگی تحکیم روابط همسری است که قرآن از آن به ﴿عَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ[۷] تعبیر کرده و پیامبر(ص) نیز با تأکید بر آن گاهی رفتار نرم و مهربانانه با همسر را معیار برتری ایمان دانسته[۸] و دیگربار آن را مایه برتری بر دیگران[۹] و در هر دو مورد خود را نمونه عملی آن معرفی کرده است[۱۰]؛ نیز در رتبه‌بندی مقامات معنوی جایگاه کسی را که با همسرش خوش‌رفتارتر و مهربان‌تر باشد، نزدیک جایگاه خود در قیامت دانسته است[۱۱].

این بدان جهت است که زن و شوهر در عرصه‌های جسمی و روانی با هم متفاوت‌اند. در نتیجه در نوع احساسات و واکنش‌های احساسی نیز تفاوت دارند. علاقه‌مندی و عاطفه آنان خواسته‌ها و ایدئال‌های آنها، انتخاب الگوها، میزان پایبندی آنان به آداب و رسوم و اموری از این دست این دوگانگی احساس را نشان می‌دهد. اگر زن و مرد از تفاوت احساس‌ها آگاهی داشته باشند و به آن توجه کنند و احترام بگذارند و در پی آسیب زدن به آن نباشند، بلکه در تعامل با هم رفتاری مهربانانه داشته باشند، می‌توانند محفل زندگی خود را صمیمی سازند؛ زیرا بیشترین درگیری‌های همسران از بی‌توجهی به احساسات یکدیگر ریشه می‌گیرد و آموزه یادشده نبوی از ریشه آن را بازسازی می‌کند و سخن امام صادق(ع) که فرمود «شایسته نیست کسی غذایی را به خود اختصاص دهد و خانواده‌اش را در آن سهیم نسازد»[۱۲]، در همین راستاست.

به دیگر سخن می‌توان گفت آموزه‌های دین رابطه مرد با همسر را همانند رابطه باغبان با گل می‌داند[۱۳]؛ همان‌گونه که باغبان وظیفه نگهداری از آن را دارد، مرد نیز نگهبان زیبایی و لطافت همسرش است و با رسیدگی به موقع و مناسب به او می‌تواند مانع پژمردگی روان او شود. در حقیقت پیام تعبیر لطیف «الْمَرْأَةُ رَيْحَانَةٌ» این است که قلمرو خدمت زن و مرد کاملاً تفاوت دارد. این تعبیر کارهای زبر و سنگین را که به بازوان قوی و استخوان‌بندی توانا نیاز دارد، از آن مردان دانسته و کارهای ظریف را - که با آفرینش زن هماهنگ است و او را یارای تحمل کارهای خشن نیست - بر عهده زنان نهاده است. تعبیر «وَ لَيْسَتْ بِقَهْرَمَانَةٍ» در سخن امیرمؤمنان(ع) نیز بر این نکته تأکید می‌کند و به شوهر می‌آموزد که با همسر همانند گل خود چگونه رفتار کند؛ نیز به وی می‌آموزد که با شناخت هویت و جایگاه زن نباید کار سنگینی بر او عرضه کند و او را در عرصه تماس با نامحرم جای دهد؛ چراکه این گل در این شرایط پژمرده می‌شود. او باید در بوستانی به دور از این شرایط به سر برد تا بتواند انسان‌های تأثیرگذاری همانند پیامبر بپروراند[۱۴].

رعایت آداب گوناگون زندگی از قبیل نوع تغذیه و امور بهداشتی در این حسن روابط تأثیرگذار است. رعایت این آداب در رفتار امامان مشاهده می‌شود. آنان در همین زمینه به اموری توجه ویژه داشتند و به آن عمل می‌کردند؛ از قبیل: تهیه مواد غذایی سالم و حلال و سودمند و کم‌هزینه[۱۵]؛ تهیه میوه نو و بهره‌گیری از آن[۱۶]؛ تهیه غذای فصل برای خانواده که به دیگران نیز مصرف آن را توصیه می‌کردند[۱۷]؛ مسواک زدن پیش از خواب و در میانه و پس از آن به حدی که خوف ساییده شدن یا ریزش دندان‌ها پدید آید[۱۸]؛ توجه به بوی خوش و بهره‌گیری فراوان از آن[۱۹]؛ حمام رفتن و شستشوی بدن[۲۰]؛ شستشوی موهای سر و صورت با سدر[۲۱]؛ استفاده هفتگی از داروی نظافت[۲۲]؛ تهیه وضوخانه (دستشویی) پاکیزه[۲۳]؛ تهیه دمپایی برای دستشویی و به‌کارگیری آن[۲۴]؛ جارو کردن متناوب خانه و تمیز نگه داشتن آن[۲۵]؛ استفاده از ابزار بهداشتی و آلوده نکردن محیط زندگی[۲۶]. همه این کارها که در خانه و در ارتباط با همسر انجام می‌گرفت، از نمونه‌های حسن روابط با همسر و رعایت آداب آن شمرده می‌شود که در تحکیم روابط همسری نقشی اساسی دارد[۲۷].

تکریم رفتاری

تکریم در برابر توهین است[۲۸]. تکریم رفتاری به معنای حرمت‌گذاری، گرامی‌داشتن، رفتاری محترمانه داشتن با شخص و ارزشمند دانستن اوست[۲۹]. این‌گونه رفتار با همسر از شاخص‌های درون‌خانگی تحکیم روابط همسری و به تعبیر امیرمؤمنان(ع) مایه آبادانی محیط زندگی است[۳۰]. تکریم رفتاری با همسر ناشی از کشش‌های جنسی، منفعت‌طلبی و قرارداد حقوقی نیست، بلکه ناشی از کرامت انسانی[۳۱] و محبت درونی است که در پرتو آن کشش‌های جنسی و منافع آدمی نیز تأمین می‌شود؛ زیرا از محبت درونی و ریشه‌دار بودن آن، حرمت‌گذاری، فداکاری، تحمل و ایثار برمی‌خیزد[۳۲] که نقشی بنیادین در تحکیم روابط همسری دارند، نه صرفا از کشش‌های جنسی و منفعت‌طلبی.

نمونه‌ها: تکریم رفتاری با همسر نمونه‌هایی دارد؛ از قبیل نام بردن به بزرگی، تصدیق به درست‌کرداری، توجه به توصیه‌ها، وفا به پیمان‌ها، به پیشواز رفتن، اعتماد به او در امور مالی که در ادامه می‌آید:

  1. نام‌بردن به بزرگی: امیرمؤمنان(ع) به حضرت زهرا فرمود: «ای دختر رسول خدا، هرچه دوست داری، توصیه کن»[۳۳]. امام کاظم(ع) نیز از همسرش حمیده پس از تولد امام رضا(ع) «طاهره» تعبیر می‌کرد[۳۴]. امام رضا(ع) نیز مادر امام جواد(ع) را پس از تولد پسرش طاهره و مطهره خواند[۳۵] و این تعبیرها، نشانه نهایت بزرگ داشتن آنان است.
  2. تصدیق به درست‌کرداری: امیرمؤمنان(ع) در پاسخ سخنان حضرت زهرا مبنی بر اینکه هیچ‌گاه به تو دروغ نگفتم، خیانت نکردم و با تو مخالفت نکردم، فرمود: «تو داناتر، نیکوکارتر، باتقواتر، گرامی‌تر و خداترس‌تر از این حرف‌ها هستی. هرگز چنین نیست»[۳۶].
  3. خوش‌داشتن دست‌پخت: امیرمؤمنان(ع) در یکی از نوبت‌های همسرش اُمامه دختر ابوالعاص که برای آن حضرت خرما و قارچ جهت افطار آورده بود، از آن استفاده کرد و دست‌پخت او را خوش می‌داشت[۳۷].
  4. وفا به پیمان‌های او: از امیرمؤمنان(ع) نقل شده که می‌فرمود: «اگر کسی با همسرش شرط کرده که کاری انجام دهد (چه در ضمن عقد نکاح چه به صورت ابتدایی) باید به آن وفا کند، مگر شرطی که موجب حلال شدن حرام ی یا حرام شدن حلالی شود»[۳۸]. امام بنا به فرموده خود به سخنی که می‌گفت، عمل می‌کرد[۳۹].
  5. توجه به توصیه‌ها: به گفته عبدالله بن عمر، وی مدتی به دیدن حسن بن علی(ع) نرفته بود و روزی با گروهی به دیدن ایشان رفتند و خوله دختر منظور همسر امام به وی توصیه کرد مهمانان را نگه دار تا برای آنان غذایی آماده کنم. امام(ع) آنان را به سخنی خوش به گونه‌ای سرگرم کرد و آنها بدون آنکه متوجه شوند، دیدند سفره غذا آماده شد و غذا آوردند[۴۰]؛ چنان‌که به نقل طبرانی، آن حضرت در برخی امور منزل از قبیل بهداشت از پیشنهاد کنیز خود استفاده می‌کرد و او را به کمک می‌گرفت[۴۱].
  6. اعتماد به همسر در امور مالی و سپردن برخی اموال به او: همسر با این اقدام احساس می‌کند آنچه مایه قوام زندگی و پشتوانه ابزاری آن است، در اختیار اوست و این برای او شخصیت‌ساز است؛ چراکه مال مایه استواری فرد و جامعه و به منزله ستون فقرات آنان و سبب قوام و پویایی و پایایی آنهاست و نداشتن آن مایه شکستگی ستون فقرات اقتصادی است[۴۲]. قرآن کریم نیز، بر قوام بودن و پایایی مال تأکید می‌کند و می‌فرماید: «مالتان را که مایه قوام و ایستایی شماست، در اختیار بی‌خردان قرار ندهید»[۴۳]. این تعبیر نقش محوری مال در پایندگی زندگی افراد و تأمین نیازهای آنان را نشان می‌دهد. وقتی این بنیه و قوام اقتصادی در اختیار همسر قرار گیرد، او احساس می‌کند نزد شوهر اعتباری ویژه دارد و مورد تکریم اوست. این احساس وی اعتمادش را به شوهر جلب می‌کند و در نتیجه روابط همسری تحکیم می‌یابد. بر پایه روایت مسعدة بن صدقه، امام حسین(ع) بخشی از درآمدش را به همسرش رباب می‌سپرد و در موارد نیاز از آن بهره می‌گرفت. او در یکی از برخوردهایش با گروهی از نیازمندان آنان را به منزلش فراخواند و مقدار مالی را که نزد همسرش رباب نهاده بود‌‌طلبید و به آنان پرداخت[۴۴]. این مال بر پایه گزارش ابن‌شهرآشوب لباس و دراهمی بود که در دست داشت[۴۵]؛ چنان‌که ام‌احمد همسر امام کاظم(ع) علاوه بر نقل روایت از امام بسیار مورد توجه و اعتماد آن حضرت بود و رازی از رازها و مبلغی از دارایی‌های امام تا شهادت ایشان نزد وی ودیعه بود که به امام رضا(ع) تحویل داد[۴۶]. آنچه در این روایت‌ها درخور توجه است، اعتماد امام به همسرش در امور مالی و سپردن بخشی از درآمد زندگی به اوست. این کار سیره آنان بود و این سیره و روش احساس شخصیت همسر را به اوج می‌رساند و چه تکریمی بالاتر از آن. البته این نکته نیز درخور توجه است که این واگذاری بخشی از درآمد به همسران با رعایت امانت‌داری و پرهیز از مصرف‌گرایی آنان بوده که به آن اشاره می‌شود[۴۷].
  7. ابراز خرسندی به هنگام دفع خطر: این نمونه رفتار دیگری است که همسر از آن دلگرم می‌شود و امید به زندگی‌اش افزایش می‌یابد و آن را مایه فخر خود می‌داند و چه بسا آن را نزد دیگران اظهار کند. در این باره از امام باقر(ع) نقل شده که روزی مادرش با خطری مواجه شده بود و پس از رفع خطر، پدرش امام سجاد(ع) به شکرانه رفع خطر از همسرش خرسندی خود را با پرداختن یکصد دینار صدقه ابراز کرد[۴۸].
  8. خرسند کردن مادر در حضور فرزند: پیامبر(ص) فرمود: «از حقوق فرزند بر پدر این است که مادرش را خرسند و سرزنده و گرامی بدارد»[۴۹]. امام کاظم(ع) ام‌احمد را نزد پسرش احمد سرزنده و گرامی می‌داشت. و این نتیجه را در پی داشت که پس از شهادت پدر، مردم مدینه نخست با احمد به عنوان امام بیعت کرده بودند، او بیعت‌کنندگان را به در خانه امام رضا(ع) برد و همگی با امام رضا(ع) به عنوان امام و جانشین پدر بیعت کردند[۵۰].
  9. مسئولیت‌سپاری در امور حقوقی: امام صادق(ع) به همسر و دخترش نمایندگی دادند تا با بررسی مسائل حقوقی مردم به ویژه بانوان به آنان سرکشی کرده، حقوق مرتبط و مورد نظر را ادا کنند[۵۱].[۵۲]

تأمین نیازهای عاطفی

نیاز عاطفی از جمله نیازهای انسان است و برآورده شدن آن نقشی محوری در آرامش آدمی دارد. به دیگر سخن زن و مرد به گونه‌ای آفریده شده‌اند که به یکدیگر نیازهایی دارند و این نیاز در سایه همزیستی آمیخته به آرامش دوجانبه آنان تأمین می‌شود. این نیاز محدود به نیاز جنسی نیست، بلکه نیازهای انسانی از جمله نیاز عاطفی را نیز دربرمی‌گیرد که محور اساسی پایداری و شادابی خانواده است و به تعبیر قرآن بر دو اصل مودت و رحمت ﴿وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً[۵۳] استوار است؛ یعنی از نگاه قرآن روابط همسری بدون محبت ثبات ندارد. واژه «مودت» به معنای محبت پایدار است که اثرش در رفتار ظاهر می‌شود. مودت و رحمت مانند ملاطی هستند که میان آجرها و قطعه‌سنگ‌های نهاد خانواده پیوندی محکم پدید می‌آورند و بدون آن زندگی مشترک فرومی‌ریزد و دوامی نخواهد داشت؛ از این‌رو خدا این دو اصل مهم و حیاتی را بین زن و شوهر قرار داد تا مودت و دوستی آن دو پایدار گردد و انعطاف و رحمت آنان گذشت از لغزش‌ها را در پی داشته باشد و پیوند آنها ناگسستنی شود[۵۴].

این نیاز عاطفی و محبت به همسر در روایت معتبری در ردیف خلق و خوی پیامبران شمرده شده است[۵۵]. اگر پیامبر(ص) فرمود: «مؤمن حتی در خوراکش به اشتها و اندازه و چگونگی خوراک همسرش توجه می‌کند و پا به پای او غذا می‌خورد»[۵۶]، این برای تأمین نیازهای عاطفی اوست. این نیاز عاطفی ابعادی دارد که یکی از آنها شادی است و شادی را می‌توان احساسی مرکب از حس آزادی، رفاه نسبی، شایستگی، احساسات و عواطفی از این دست دانست که می‌توان گفت از راه‌های زیر دست‌یافتنی است:

ابراز محبت

همه روش‌هایی که در اسلام برای تعامل با یکدیگر در محیط خانه آمده، از قبیل سلام کردن، به پیشواز و بدرقه رفتن، خداحافظی کردن، پاکیزگی، زینت و آرایش، قدردانی، عیب‌پوشی، خوش‌رویی، خوش‌زبانی، پخت و پز خوب و مناسب و خرده نگرفتن از کارهای یکدیگر[۵۷]، برای ایجاد محبت و تحکیم روابط خانوادگی و نوعی ابراز محبت است که این اظهار در ایجاد آرامش و دوام آن نقشی اساسی دارد؛ زیرا دوست داشتن به تنهایی سبب ارتباط پایدار نیست؛ از این‌رو پیامبر(ص) فرمود: «شیرینی این سخن مرد به همسرش "که دوستت دارم" هیچ‌گاه از یاد زن نمی‌رود و همواره در دلش جای دارد»[۵۸]. امام صادق(ع) نیز فرمود: «تلاش در افزایش محبت به همسر در حقیقت کوشش برای افزایش مراتب ایمان است»[۵۹]؛ چراکه نتیجه محبت صادقانه هماهنگی و همراهی است[۶۰] و هرجا هماهنگی و همراهی باشد، امنیت که هم‌خانواده ایمان است، نیز هست. پس ایمان امنیت‌آفرین و آرامش‌زاست که قرآن در وصف مؤمنان فرمود: ﴿أُولَئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ[۶۱]. اگر پیامبر(ص) فرمود «از دنیای شما بوی خوش و همسر را دوست می‌دارم و نماز نور چشم من است»[۶۲] و همسردوستی را از یک سو در ردیف بوی خوش و از سوی دیگر در ردیف نماز قرار داد، به دلیل تأثیر ژرف و ریشه‌ای این سه در ایجاد پیوند عمیق و آرامش‌بخش میان انسان با خدا، خانواده و دیگران است؛ پیوندهایی که برای دوام زندگی و خوشبختی آدمی رکن اساسی شمرده می‌شوند؛ چراکه نماز پیوند آرامش‌بخش انسان با خداست. بوی خوش معاشرت انسان با افراد جامعه را گوارا می‌کند و همسردوستی پیوند انسان با خانواده را دلنواز می‌سازد.

بنابراین شیرین‌ترین لحظات زندگی فرصت‌هایی است که آدمی به محبوب خود چشم می‌دوزد و به او می‌نگرد و سخنی محبت‌آمیز به او می‌گوید و نهایت احساس و عاطفه خود را در کلام و نگاهش نشان می‌دهد و با این ابراز محبت سبک زندگی او را می‌سازد. سیره رفتاری امامان(ع) در محیط خانه نیز با این لحظات عاطفی و شیرین آمیخته بود؛ چنان‌که از پیامبر(ص) نقل شده: اهل‎بیت(ع) ویژگی‌هایی دارند که احدی پیش و پس از ایشان از آن بهره‌مند نبوده و نیست. یکی از آنها محبت به زن است[۶۳] که نمونه‌هایی از آن در سیره آنان مشاهده می‌شود؛ برای مثال:

۱. درباره تعامل امیرمؤمنان(ع) با همسرانش چنین نقل شده است که به خوله مادر محمد حنفیه ابراز محبت می‌کرده و او را «جان‌الصفا» می‌نامیده و علت این نامگذاری را حسن و نیکی او می‌دانسته است[۶۴]؛ چنان‌که در تعبیری علاقه شدید خود به همسر دیگرش اُمامه را این‌گونه اظهار کرده است: «تحمل دوری چهار چیز را ندارم و یکی از آنها اُمامه است»[۶۵]. این ابراز محبت علاقه شدید اُمامه به امام را در پی داشت؛ چنان‌که تکریم امام به همسر دیگرش لیلا دختر مسعود همین بازخورد را داشت و این دو به وقت ضربت خوردن امام گریه و بی‌تابی می‌کردند؛ به اندازه‌ای که به ابن‌ملجم گفتند: «تو با این کار خود هیچ ضرری به امیرمؤمنان(ع) نمی‌زنی»[۶۶]. ام‌هیثم نخعی نیز در شعر خود علاقه شدید اُمامه به امام را چنین بازگو کرده است: «اُمامه موی مرا سپید و اندوه مرا بسیار می‌کند. با از دست دادن شوهر در پی جستن او می‌چرخد و با ناامید شدن شیون می‌کند»[۶۷].

۲. درباره تعامل امام حسین(ع) و همسرش رباب نقل‌هایی در دست است که از آنها برمی‌آید تعامل آنان بسیار صمیمی بوده است؛ به گونه‌ای که امام صمیمیت این روابط را با سرودن شعری درباره او چنین اظهار می‌کرد: «به جان تو سوگند، من خانه‌ای را دوست دارم که سکینه و رباب در آن باشند. آنان را دوست دارم و تمامی مالم را برای ایشان فدا می‌کنم و سرزنش احدی در این باره پذیرفته نیست»[۶۸]. آنچه از منابع برمی‌آید، این است که اشعار یاد شده سروده خود سیدالشهدا است، نه زبان حال آن حضرت و نشانه‌ای هم بر زبان حال بودن در دست نیست.

البته رباب نیز شخصیت با کرامت و بزرگواری داشت؛ چنان‌که هشام کلبی تاریخ‌نگار نامدار به این نکته اشاره کرده و درباره او گفته است: مِنْ خِيَارِ النِّسَاءِ وَ أَفْضَلُهُنَّ[۶۹]. این تعبیر از هوش و ادراک و معرفت بالا و شخصیت والای ایشان حکایت می‌کند و رفتار و سروده وی درباره امام حسین(ع) بر این مطلب گواهی می‌دهد. او در سفر کربلا همراه امام(ع) بود و پس از شهادت آن حضرت(ع) نیز وفاداری‌اش را به زبان شعر و عمل نشان داد. مرثیه سروده رباب درباره سیدالشهداء(ع) که با داشتن معانی بلند و زیبا از معرفت، خلوص و ارادت وی به آن حضرت(ع) حکایت می‌کند چنین است: آن نوری که دیگران از درخشش آن بهره می‌بردند در کربلا کشته شده و غیر مدفون رها شده است. ای فرزند پیامبر، خدا از سوی ما به تو پاداش نیکو دهد و در محاسبه الهی تو را از هر زبانی بازدارد. تو آن‌چنان کوه استواری بودی که من به آن پناه می‌بردم؛ آن شخصیتی که از سر رحمت و دینداری با ما همنشین بودی. پس از تو چه کسی برای یتیمان و نیازمندان مانده و کیست که مسکینان به او پناه برند و او بی‌نیازشان سازد؟ به خدا سوگند پس از تو سایه‌ای بر سرم نخواهم پذیرفت تا در خاک پنهان شوم[۷۰].

رباب در بیت سوم رفتار عاطفی خویش را از یک سو و از سوی دیگر پیوند عمیق خود با آن حضرت را بازگو کرده و امام را چون کوهی استوار پناهگاه آرام‌بخش خود دانسته است و تعامل آن حضرت با خود را مهربانانه و دیندارانه وصف کرده است؛ چنان‌که در بیت آخر عزم راسخ خود در آینده زندگی بر ترک ازدواج با دیگری را بازگفته است.

به لحاظ روان‌شناختی نیز می‌گویند فرد داغدیده فشارهای بسیاری را تحمل می‌کند و واکنش‌هایی مانند گریستن، اضطراب، بی‌قراری، بی‌خوابی و بی‌اشتهایی را نشان می‌دهد. به دیگر سخن آثار داغدیدگی در سه بعد فیزیکی، روان‌شناختی و جامعه‌شناختی خود را در فرد داغدیده نشان می‌دهد. در بعد فیزیکی، نشانه‌هایی مانند بیماری‌های جسمانی، تشدید علایم بیماری‌های قبلی و ایجاد شکایات جدید در او پدید می‌آید. آثار روانشناختی به متغیرهای بسیاری ارتباط دارد؛ از قبیل سن، جنس، سلامت جسمانی، سازگاری قبلی، متغیرهای شخصیتی فرد، عوامل چندگانه اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و سیاسی، نوع رابطه داغدیده با متوفی، چگونگی درگذشت و سابقه متوفی و داغدار. با این حال افراد کم و بیش گرفتار ناباوری، سردرگمی، غم، اضطراب، دل‌مشغولی و مانند آن می‌شوند. آثار اجتماعی داغدیدگی به ویژه در میان زنان بیوه نیز بسیار است و نمونه‌هایی مانند تغییر رفت و آمدها، عوض شدن نگاه‌ها و تعارضات خانوادگی ایفای نقش می‌کنند[۷۱]. آنچه می‌توان گفت در این محورها بیشترین نقش را دارد، عاطفه‌مندی و محبت بین داغدیده و متوفی است که این نکته در روابط رباب با امام حسین(ع) مشاهده می‌شود.

ابن‌جوزی درباره علاقه خردمندانه رباب به امام حسین(ع) این مطلب را نقل کرده که وی در مدینه به مدت یکسال به ماتم و عزا پرداخت، بی‌آنکه زیر سقفی برود[۷۲]، هرچند برخی مورخان گفته‌اند: رباب پس از شهادت همسرش به مدت یک سال روی قبرش ماند و سپس به مدینه کوچ کرد. آنان شعری را مبنی بر بیان همین مطلب نیز به او منتسب کرده‌اند[۷۳]؛ ولی این سخن درست نیست؛ چراکه به اتفاق مورخان همه خاندان سیدالشهدا(ع) از جمله رباب را روز پس از شهادت همسرش به اسارت بردند[۷۴]. وانگهی این مطلب در نقلی دیگر به فاطمه بنت الحسین منسوب است که پس از وفات همسرش حسن مثنی چنین کرد؛ چراکه زنان محترم و علاقه‌مند در آن دوره چنین می‌کردند[۷۵]. در همان حال نقل شده که این شعر سروده لبید[۷۶] بوده که فاطمه بنت الحسین آن را زمزمه کرده است[۷۷] و به نظر می‌رسد فاطمه بنت الحسین تنها به زمزمه شعر لبید بسنده کرده باشد، نه آن‌که یک سال بر قبر همسرش مانده باشد.

۳. امام باقر(ع) نیز محبت خود به همسرش را نزد مالک بن اعین جهنی[۷۸] ابراز کرده است. مالک روزی نزد امام رفت؛ درحالی‌که آن حضرت در خانه همسرش بود و لباس سرخ رنگی بر تن داشت. مالک شگفت‌زده شد و تبسمی کرد؛ گویی چنین پوششی را از امام انتظار نداشت. امام فرمود: «من این لباس را به درخواست همسرم که او را دوست می‌دارم، پوشیدم»[۷۹]. نقل دیگری نیز به صورت مرسل محبت آن حضرت به همسرش را نقل کرده است[۸۰].[۸۱]

آزادی در استفاده از ابزار معیشتی

آزاد گذاشتن همسران در محیط منزل در استفاده دلخواه از لوازم معیشتی مربوط به خود و آماده‌سازی عرصه برای بهره‌گیری آنان از اموال شخصی خود در آن محیط از موارد تأمین نیازهای عاطفی در مقام عمل است؛ از این‌رو امامان(ع) همسران خود را در این عرصه آزاد می‌گذاشتند و آنان هم گاهی برای مسکن خود ابزار معیشتی مناسب و غیر تجملاتی که مناسب شأن و جایگاه امام باشد، تهیه می‌کردند و در اتاق‌های مخصوص به خود به تناسب استفاده می‌کردند و امامان(ع) نیز در فرصتی که به اتاق آنان می‌رفتند از آنها بهره می‌گرفتند؛ مانند استفاده سیدالشهدا(ع)[۸۲] و امام باقر(ع)[۸۳] از فرش مناسب، پشتی، ملافه رنگی و تصویردار تهیه شده از سوی همسران آنان.

در موردی نیز درباره امام باقر(ع) آمده است که حکم بن عتیبه (۵۰-۱۱۵ق)[۸۴] نزد آن حضرت رفت و امام را در خانه همسرش در حال استفاده از لباس رنگی و فرش تصویرداری که مال همسرش بود، مشاهده کرد و گفت این وضعیت نزد ما برای جوانان است. امام در پاسخ ضمن بیان جایز بودن بهره‌گیری از حلال الهی در توضیح سیره خود، احترام به خواست نوعروس و برآوردن انتظارات او را مطرح کرد[۸۵].

البته می‌توان در کنار احترام به خواست همسران و آزاد گذاشتن آنان در بهره‌گیری از نوع پوشاک و فرش تصویردار، مبارزه با سنت‌های غلط و خرافه‌پرستی را از عوامل تأثیرگذار در این بهره‌گیری امامان دانست؛ برای نمونه در روایاتی که برخی از آنها سند معتبر دارند، آمده که امام سجاد(ع) و امام باقر(ع) بر فرش تصویرداری که بیگانگان تصویرش را تعظیم می‌کردند، می‌نشستند تا از تأثیر فرهنگ بیگانه در محیط اسلامی پیشگیری کنند[۸۶].

نمونه دیگر در استفاده از ابزار تزئینی در محیط منزل بهره‌گیری از ابزار زیبایی از قبیل انگشترهای متنوع، دستبندها، گردنبندها و خلخال‌های طلا، نقره و مانند آن در جهت آراستگی، نشاط و شادابی است و در ایجاد شادابی و آرامش روحی زنان تأثیر فراوان دارد که در سیره همسرداری امامان(ع) نیز مشاهده می‌شود. به نقل صحیح[۸۷] کلینی، امام صادق(ع) فرمود: «پدرم امام باقر و جدم امام سجاد(ع) برای زنان و دختران زیورهایی از طلا و نقره تهیه می‌کردند»[۸۸] تا در محیط خانه از آن بهره بگیرند، نه در برابر دیدگان نامحرم؛ زیرا ممنوعیت بهره‌گیری از آن نزد نامحرم امری روشن است که در قرآن[۸۹] و روایات[۹۰] بیان شده است؛ چنان‌که امام صادق(ع) افزودند: «بر زن روا نیست نزد نامحرم لباسش بر اندامش چسبیده و حجم بدنش نمایان باشد»[۹۱]. امام به منطوق این سخن با تأکید بر رعایت عفاف بهره‌گیری زنان از هرگونه زینت نزد نامحرمان را ممنوع دانسته و به مفهوم آن این بهره‌گیری را به دور از چشم نامحرم روا دانسته است[۹۲].

هدیه دادن

از نمونه‌های تأمین نیازهای عاطفی که در ردیف شاخص‌های درون‌خانگی تحکیم روابط همسری جای دارد، هدیه دادن به همسر است. نقش مثبت «هدیه» در تحکیم روابط به قدری است که پیامبر(ص) آن را عامل گره‌گشایی در بسیاری از مشکلات[۹۳]، کلید برآورده شدن نیازها[۹۴]، مایه پیوند دل‌ها[۹۵]، سبب پیدایش دوستی‌ها، باعث زیبندگی پیوندها و زدودن کینه‌ها[۹۶] دانسته است و درباره همسر افزوده است: «هرکه به بازار رود و تحفه‌ای بخرد و آن را برای خانواده خود ببرد، همانند کسی است که کالایی را برای نیازمندان حمل می‌کند»[۹۷]؛ حتی ایشان آن را مایه افزایش عفت همسر شمرده است[۹۸]؛ چراکه هدیه از محبت ریشه می‌گیرد و همسر وقتی محبت همسرش را از این راه احساس کند، دلبستگی مضاعفی به او پیدا می‌کند و در نتیجه هیچ‌گاه چشم طمع به دیگری نمی‌دوزد. شاید راز اصلی رواج این کار در سیره معصومان(ع) علاوه بر جنبه اقتصادی همین نکته باشد که روایات فراوانی که در میان آنها روایت معتبر هم هست، بر آن تأکید می‌کنند[۹۹]؛ برای نمونه امام باقر و امام سجاد به زنان و دختران خود زیورهایی از طلا و نقره هدیه می‌دادند[۱۰۰]. امام عسکری(ع) که در سامرا می‌زیست، در سیره کریمانه و دادن عطا و هدیه به خاندان خود از جمله به همسرش زبانزد همگان حتی نزد کینه‌مندان از او بود[۱۰۱]؛ چنان‌که هدیه‌ای را که شامل ده دینار و سه دانه مروارید به ارزش ده دینار بود، به یکی از کنیزانش داد[۱۰۲].[۱۰۳]

گفتگو با همسر

موضوع گفتگو و ارتباط کلامی با همسر و فرصت گذاشتن برای او از شاخص‌های تحکیم روابط همسرداری است که به لحاظ عاطفی نقشی راهبردی دارد و می‌تواند در ردیف اصول همسرداری مطرح باشد؛ ولی به جهت تأثیر آن در تحکیم روابط همسرداری در ردیف شاخص‌های همسرداری جای گرفته است. البته اصل گفتگو از یک سو و شیوه آن از سوی دیگر درخور توجه است. اصل گفتگو اقتضای زندگی مشترک و ناگزیر از آن است درباره شیوه گفتگو دو شیوه محوری را می‌توان در نظر گرفت: ۱. شیوه نرم و مهربانانه؛ ۲. شیوه تند و نقادانه. آنچه می‌تواند در تحکیم روابط همسرداری تأثیرگذار باشد شیوه نرم و مهربانانه است؛ زیرا سرزنش و تندی افراد را گریزان می‌کند؛ چنان‌که عبدالله بن جعفر همسر حضرت زینب(ع) در نصیحت به دخترش گفت: «سرزنش زیاد در معاشرت با همسر سبب کینه‌توزی می‌شود»[۱۰۴]. تعابیری مانند «تو چنین کردی»، «تو باعث شدی چنین شد» و «اگر این رفتار تو نبود، چنین می‌شد» روان طرف مقابل را آزرده می‌کند و می‌توان به جای آن تعبیرهای نرم‌تری به کار برد؛ از «قبیل به نظر من چنین است»، «اگر با هم باشیم، چنین می‌شود» و «اگر این‌گونه رفتار شود، چنین می‌شود». یعنی اگر همان محتوا با واژگان لطیف‌تری جایگزین شود، تأثیرگذارتر است؛ چراکه به تعبیر روان‌شناختی امیرمؤمنان(ع)، «هر ظاهری باطنی همانند خود دارد. هر که ظاهر رفتار و گفتارش پاکیزه باشد، درون او پاکیزه و باصفا گردد و آن‌که ظاهر رفتار و گفتارش آلوده باشد، درون او تیره گردد»[۱۰۵].

این قانون کلی گفتگوهای دوجانبه از جمله گفتگوی دو همسر را نیز دربرمی‌گیرد که قرآن از آن با تعبیر ﴿عَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ[۱۰۶] نام برده است و تعبیر «معاشرت شایسته» عمومیتی دارد که ارتباط شایسته کلامی و وقت‌گذاری برای آن را نیز دربرمی‌گیرد؛ چراکه گفت و شنود نرم و مهربانانه و اختصاص فرصتی به آن نرمش باطنی دو همسر را نشان می‌دهد که در پی آن آسان‌گیری[۱۰۷] در امور زندگی و پدید آمدن رابطه پر از صدق و صفای دوجانبه آنان و راه نیافتن تیرگی به این زندگی است. شاید به همین جهت است که پیامبر(ص) فرمود: «وقت گذاشتن و نشستن با خانواده و گفتگو با آنها نزد خدا از اعتکاف در مسجد برتر است»[۱۰۸]. امام صادق(ع) نیز فرمود: «هرگاه همسر به چهره همسر بنگرد، خدا به آنان مهرآمیز نگاه می‌کند. پس هرگاه دست یکدیگر را بگیرند، گناهان آن دو از لای انگشتانشان فرو ریزد»[۱۰۹]. بر این پایه امامان معصوم با وقت‌گذاری برای همسران خود با آنان گفتگوی مهربانانه در محورهای مختلف داشتند؛ از قبیل چگونگی دست‌پخت، وضعیت زندگی، تعریف از همسر و خویشاوندان، هدایت فکری و یادآوری خاطرات گذشته. در ادامه به نمونه‌هایی از آن اشاره می‌شود:

  1. امیرمؤمنان(ع) در یکی از شب‌های ماه رمضان که نوبت همسرش اُمامه بود، نزد او رفت و با وی به گفتگوی مهربانانه نشست. در پی آن امامه غذایی که آماده کرده بود نزد ایشان آورد و آن حضرت میل کرد. امامه از این رفتار امام به گونه‌ای خرسند شد که همواره آن را تعریف می‌کرد و می‌گفت: «ایشان این غذا را دوست می‌داشت»[۱۱۰].
  2. در یکی از روزها میان امیرمؤمنان(ع) و اسماء گفتگویی رخ داد که نشانه وقت‌گذاری امام برای همسر و رابطه مهربانانه او با همسرانش است. اسماء که قبلاً همسر جعفر طیار و ابوبکر بود، وقتی به خانه امیرمؤمنان(ع) آمد، فرزندانش نیز با او به خانه امام آمدند و تحت تربیت امام قرار گرفتند. عبدالله و محمد پسران جعفر و ابوبکر بر یکدیگر می‌بالیدند؛ چنان‌که هر یک به دیگری می‌گفت: «پدرم از پدر تو بهتر بود. پس من از تو بهترم». در چنین وضعیتی که شیوه بزرگترها تدبیر مهربانانه میان فرزندان است، امیرمؤمنان(ع) به اسماء فرمود: «میان این دو داوری کن». اسماء گفت: «از میان مردم عرب، جوانمردی بهتر از جعفر و میانسالی بهتر از ابوبکر ندیده‌ام». امیرمؤمنان(ع) به مزاح فرمود: «برای من چیزی باقی نگذاشتی». اسماء به امیرمؤمنان(ع) پاسخی هوشمندانه داد که به دو صورت نقل شده است. ابن‌سعد پاسخ اسماء را این‌گونه نقل کرده است: إِنَّ ثَلَاثَةً - أَنْتَ أَخَسُّهُمْ - لَخِيَارٌ[۱۱۱]: «آن سه نفری که شما کمترین ایشان هستی، برگزیدگان‌اند». ولی ابن شهرآشوب پاسخ اسماء را این‌گونه نقل کرده است: إِنَّ ثَلَاثَةً - أَنْتَ آخِرُهُمْ - لَخِيَارٌ: «آن سه تنی که تو آخرین آنان هستی، بهترین‌ها هستند». امام نیز با نرمش و لطافت رو به فرزندان او کرد و گفت: «مادرتان مرا مانند آخرین اسب مسابقه قرار داد»[۱۱۲]. به نظر می‌رسد با لحاظ ادب و هوشمندی اسماء و با شناختی که از امام داشت نقل ابن شهرآشوب صحیح است و گزارش ابن‌سعد خطای نسخه‌بردار.
  3. امام حسین(ع) شعری درباره رباب سروده و در آن علاقه خود را به رباب و خویشان او ابراز کرده بود و نزد او می‌خواند که نوعی وقت‌گذاری برای همسر و گفتگو با وی شمرده می‌شود[۱۱۳].
  4. امام باقر(ع) با همسرش ام‌علی (ثقفی) که بعدها او را به دلیل پایبندی به عقاید خوارج طلاق داد، فراوان گفتگو کرد و برای او وقت گذاشت؛ حتی برای هدایت او شبی تا صبح با او سخن گفت؛ ولی این گفتگوی عاطفی برای هدایت او به نتیجه نرسید[۱۱۴].
  5. هشام بن سالم وقت‌گذاری و گفتگویی را از امام صادق(ع) برای ام‌اسماعیل یکی از همسران ایشان نقل می‌کند، مبنی بر اینکه این زن در سفر حج همراه امام بود و آن حضرت در میقات پیش از احرام از کنیزش کام گرفته بود که ام اسماعیل - درحالی‌که محرم شده بود - متوجه شد و بر کنیز خرده گرفت. امام در فرصت مناسب درباره آن با همسرش به گفتگو نشست و با تدبیری لطیف و مهربانانه بی‌آنکه احساسات همسرش تحریک شود، حکم شرعی رفتارش را بیان کرد[۱۱۵]. از شیوه نقل هشام بن سالم درباره این گفتگو برمی‌آید که وقتی همسر امام به مکان مورد نظر رسید، شاید خواست با امام مزاحی کرده باشد. امام نیز با استفاده از فن شوخی ـ که موقعیت ناگوار را گوارا و وضعیت تحمل‌ناپذیر را تحمل‌پذیر می‌کند ـ اصل حادثه را برای همسرش یادآور شد و برای هشام بن سالم نیز با صراحت آن را نقل کرد[۱۱۶].

تحمل و گذشت

ساختار زندگی اجتماعی به گونه‌ای است که نمی‌توان بازتاب رفتارهای دیگران را لحاظ نکرد و تنها به خواست خود توجه کرد. ویژگی زیست‌محیطی به صورتی است که همه از منافع تولیدی دیگران سود می‌برند؛ همان‌گونه که پیامد رفتار زشت دیگران تنها دامنگیر خودشان نیست؛ از این‌رو افراد می‌توانند برای دیگران سودمند یا زیان‌آور باشند. در چنین شرایطی آنچه برای بهره‌گیری از سود و ایمن بودن از زیان تأثیر بیشتری دارد، مدارا و گذشت است. قرآن اساس زندگی انسان را در رنج می‌داند و در این باره می‌فرماید: «ما انسان را در رنج آفریدیم»[۱۱۷]. پس رنج فراگیر سراسر زندگی آدمی است و بهترین راه برای عبور از آن تحمل و مداراست. شاید به همین جهت است که فرمود: «صابران پاداش خود را بی‌حساب دریافت می‌کنند»[۱۱۸].

با توجه به این آیات می‌توان گفت اساساً پیشرفت بیش از نود درصد امور زندگی با تحمل و مدارا همراه است؛ از قبیل تحمل آفت‌های رفتار بد خود، تحمل تندخویی افراد خانواده، همسایه، افراد کوچه و خیابان، محیط کار، محیط آموزشی و محیط مدیریتی. اگر آدمی در این موارد تحمل نکند و از آفت‌ها نگذرد، آسیب می‌‌بیند؛ از این‌رو امیرمؤمنان(ع) در این باره فرمود: «آن‌که از مدارا فاصله بگیرد، ناخوشی‌ها به او نزدیک می‌شود»[۱۱۹]. در سخنانی دیگر فرمود: «مدارا با مردم پس از ایمان به خدا اساس[۱۲۰] و ثمره[۱۲۱] خرد، پایه حکمت[۱۲۲]، تابلو عقل[۱۲۳] و موجب سلامت دین و دنیاست»[۱۲۴]. چنان‌که پیامبر(ص) فرمود: «مدارا با مردم صدقه است و هر که زندگی مدارامحور داشته باشد و از دنیا برود، شهید از دنیا رفته است»[۱۲۵]. پس انواع آرامش و سازگاری در زندگی از راه مدارا به دست می‌آید.

بنابراین تحمل و مدارا در محیط خانواده به ویژه در برابر تندخویی همسر از موارد گذشت درون‌خانگی است و مایه نیرومندی زن و شوهر می‌شود. اساساً همسر قوی و شایسته اهل گذشت است و کمتر اسیر خشم و عصبانیت می‌شود و این گذشت می‌تواند ابعاد حقوقی و اخلاقی داشته باشد. گذشت حقوقی مانند گذشت از حق قَسم، حق مضاجع۵ه، حق نفقه، حق پوشاک و حق مسکن. گذشت اخلاقی نیز مانند گذشت از بی‌مهری و تندخویی، چشم‌پوشی و سکوت شوهر. همه این گذشت‌ها برای حفظ ساختار خانوادگی است که اهمیتی اساسی دارد[۱۲۶] و در آموزه‌های دینی به آن توصیه شده است. پیامبر(ص) فرمود: «گذشت مرد از خطای زن از حقوق زن بر شوهرش است»[۱۲۷] و «مردی که بدخلقی زنش را با لحاظ پاداش الهی تحمل کند، خدا در برابر هر بار صبر او پاداشی همانند آنچه به ایوب نبی در برابر تحمل گرفتاری‌ها عطا کرده عنایت کند»[۱۲۸]. امام صادق(ع) در این باره فرمود: «رحمت خدا بر بنده‌ای باشد که با همسرش به نیکی رفتار کند»[۱۲۹]. همچنین افزود: «پدرم همسری داشت که آزارش می‌داد؛ ولی پدر او را می‌بخشید»[۱۳۰]. همان گرامی درباره تحمل زن نیز فرمود: «بهترین زن آن است. اگر از شوهرش به خشم آید،]با تحمل او] به وی گوید دستم در دست توست و تا از من خشنود نگردی، از تو چشم نبندم و نخوابم»[۱۳۱].

کنیز امام حسین دسته گلی برای ایشان آورد و امام او را آزاد کرد. انس بن مالک که در جلسه حضور داشت، پرسید: چرا در برابر دسته گل کم‌ارزش کنیز را آزاد کردی؟ امام فرمود: خدا ما را این‌گونه تربیت کرده است و در قرآن فرمود: «هر گاه به شما تحیت گویند، پاسخ آن را بهتر از آن بدهید. پاسخ بهتر به این کنیز آزادی اوست»[۱۳۲]. وقتی امام در برابر هدیه کنیز این‌گونه احسان می‌کند، آیا می‌توان گفت در مقابل بدخویی کنیز یا دیگر همسرانش چنین نبود؟[۱۳۳]

دلجویی از همسران در وضعیت زایمان و فرزندداری

دلجویی از همسر در شرایط دشوار زایمان مایه آرامش، ایجاد روحیه برای او و عرصه ساز تحمل ناملایمات و افزایش عشق به فرزندداری و فرزندآوری و ی است؛ چراکه از نیازهای انسان خودشکوفایی است و فرزندآوری یکی از راه‌های برآورده کننده این نیاز است و حمایت و دلجویی از زن در حال فرزنددار شدن کمک به خودشکوفایی او و زمینه‌ساز تربیت درست و عاطفی کودک است. این دلجویی شیوه‌های گوناگونی دارد که در شرایط کنونی گل بردن و هدیه دادن و مانند آن رایج است. آیا در آن دوره نیز مشابه این شیوه‌ها وجود داشت؟ این پرسشی است که واکاوی منابع می‌تواند پاسخ مناسبی در این باره ارائه کند و از برخی اقدام‌های امامان در این محور پرده بردارد؛ از جمله می‌توان از روایت ابوبصیر و منهال درباره تولد امام کاظم(ع) نام برد که این دو نفر در روزهای تولد امام کاظم(ع) در ابواء حضور داشتند و خبر تولد آن حضرت را شنیدند. ابوبصیر می‌گوید به محضر امام صادق(ع) تشرف یافتم و بر سفره نهار امام نشسته بودم که رخداد تولد امام کاظم(ع) پیش آمد و امام صادق(ع) نخستین فردی بود که نزد همسرش رفت و به یاری او شتافت و با دلجویی به او گفت: «بشارت، بشارت که امامت در خانه تو ورود یافت»[۱۳۴]. سپس نزد مهمانانش بازگشت و با خوشحالی به همسرش دعا کرد[۱۳۵].

در دو روایت، بشارت و سه روز اطعام امام صادق(ع) به شکرانه تولد پسرش به مردم مدینه گزارش شده است[۱۳۶]. اقدام پیشتازانه امام در یاری به همسرش و سپس در جمع دوستان به او دعاکردن و از او به نیکی یادکردن یکی از اصول راهبردی در تحکیم روابط همسری است و از هر نوع هدیه‌ای برای همسر به وقت زایمان خوشحال کننده‌تر است و مایه آرامش اوست؛ چراکه زن در چنین شرایطی به پشتیبانی شدید نیاز دارد و آرامش‌بخش‌ترین پشتیبان در چنین شرایطی همسر اوست.

نام بردن از همسر به پاکیزگی و نیکویی که در حقیقت تکریم و بلندآوازه کردن اوست، مورد دیگری است که امام کاظم(ع) پس از تولد پسرش امام رضا(ع) با چنین شیوه‌ای از همسرش دلجویی کرد و فرمود: «وی پاکیزه است». او پس از آن به طاهره ملقب شد[۱۳۷]. نیز امام رضا(ع) به وقت تولد امام جواد(ع) درباره مادرش فرمود: «پاک و مقدس آن مادری است که او امام جواد(ع) را زاییده و به راستی این مادر طاهره و مطهره آفریده شده است»[۱۳۸].[۱۳۹]

تقسیم کار منزل

در این بررسی لازم است به چند نکته اشاره شود:

یکم، از امور مهم در رضامندی دو همسر از یکدیگر و تحکیم روابط همسری، تنظیم درست نقش‌ها و مسئولیت‌ها در زندگی مشترک است. با تنظیم مسئولیت‌ها و تعیین جایگاه زن و مرد در چارچوب نظام یکپارچه خانواده هر یک از همسران به نقش سازنده و لازم خویش دست می‌یابند و به دیگری در احساس آرامش و قدرتمندی خانواده یاری می‌رسانند و در نتیجه زندگی بسامان می‌شود.

این نکته‌ای است بسیار مهم که دو آسیب بزرگ آن را تهدید می‌کند: الف) فزون‌طلبی تجاوزکارانه و امتیازخواهی نابجا از یکدیگر که به نزاع آنان می‌انجامد. ب) احساس هیچ‌کاره‌بودن در خانواده که علامتی هشداردهنده است و به تدریج آنان را به سوی تجاوزی نافرجام به حقوق یکدیگر سوق می‌دهد.

دوم، مسئولیت اداره زندگی، تأمین هزینه غذا و مسکن و لباس و درمان بیماری، تأمین مخارج وظایف اجتماعی مانند جهاد و نیازهای جنگ و مجاهدان و دیگر نیازمندی‌ها با مرد است و زن هیچ‌گونه مسئولیتی در موارد یاد شده ندارد. وی حتی در برابر خدمات خانه مانند شیردادن نیز می‌تواند اجرت بگیرد[۱۴۰].

قیومیت را که به معنای داشتن قدرت، هوش و تفکر برای اقدام به کارهای مهم و سخت است و مسئولیتی اجرایی است، خدا با تعبیر ﴿الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ[۱۴۱] برای مرد در نظر گرفته تا مایه پایداری همسرش باشد؛ زیرا زن و ناموس او امانتی الهی است که خدا حفظ و دفاع از وی را وظیفه مرد دانسته است؛ همان‌گونه که تأمین هزینه و نفقه‌اش را بر عهده او نهاده است. پس امور خانه به دو جهت بر عهده شوهر نهاده شد: الف) توانایی، صلابت و مدیریت؛ ب) عهده‌داری تمامی هزینه‌های اختصاصی زن و تأمین نیازهای منزل. بنابراین اگر مردی این دو صفت را نداشت یا از دست داد یا به وظیفه‌اش عمل نکرد، مدیریت او بر خانواده رخت برمی‌بندد و چنین مردی دیگر قیم منزل نخواهد بود. اگر وضعیت خانواده‌ای به عکس باشد، یعنی هوش و ادراک و قدرت تدبیر زنی بیش از شوهرش باشد و امور خانه با ثروت یا درآمد زن اداره شود دلیلی ندارد که مرد فرمانروای خانواده باشد[۱۴۲].

سوم، امور لطیف و نرم و عاطفه‌مندی در خانواده که برای تربیت کودک و ایجاد آرامش و آماده‌سازی فضای خانه برای اعضای آن به ویژه شوهر لازم است بر عهده زن نهاده شده است. پیامبر(ص) در پاسخ زنی که به نمایندگی از زنان دیگر درباره وظایف و فضیلت آنان پرسیده بود فرمودند: «نیکو شوهرداری و همراهی با شوهر معادل جهاد است»[۱۴۳]. همچنین فرمودند: «بهترین همسران همسری است که هر گاه شوهر به او بنگرد شادش کند و چون درخواستی از او داشته باشد، آن را برآورد و در غیاب شوهر امانتداری را در مورد او و مال او رعایت کند»[۱۴۴].

آنچه در آموزه‌های یاد شده قرآنی و روایی به آن توجه شده، تقسیم امور زن و مرد به تناسب آفرینش آن دو است و هیچ‌یک از دو نوع برنامه نه معیار فضیلت آنان است، نه مایه نقص آنها[۱۴۵]. نمونه آن را می‌توان در سیره و سنت امامان به تناسب زمان و مکان دید؛ برای مثال زندگی امی مؤمنان(ع) با همسرانش از جمله حضرت فاطمه از این قانون جدا نبود. در روایت معتبری درباره آنان آمده است که در گذران زندگی کارها را به دو بخش بیرون و درون خانه که همان تقسیم جنسیتی کار است، تقسیم کرده بودند و امور بیرون خانه و برخی امور خانه مثل جارو کردن را امیرمؤمنان(ع) انجام می‌داد؛ ولی مدیریت داخلی و آماده‌سازی فضای خانه از قبیل پخت و پز، آماده‌سازی مواد آن، کودک‌داری و حتی بافندگی[۱۴۶] با حضرت فاطمه بود[۱۴۷]. در همان حال حضرت امیر(ع) در امور منزل، حتی در آماده‌سازی مواد غذایی مانند تمیز کردن عدس کمک می‌کرد[۱۴۸].

در عنوان «نفقه» بیان خواهد شد که امامان علاوه بر انجام دادن کارهای مربوط به خود از قبیل کارهای زراعی در هوای گرم (از جمله امام سجاد(ع)[۱۴۹]، امام باقر(ع)[۱۵۰] و امام صادق(ع)[۱۵۱] برای تأمین روزی حلال و هزینه زندگی) با انجام دادن کارهای رایج منزل[۱۵۲] به همسران خود کمک می‌کردند[۱۵۳].

معقول‌سازی سطح انتظارها

زن و شوهر در ارتباطات یکدیگر به ویژه در پایان کار روزانه وقتی به هم می‌رسند، انتظار دارند توانسته باشند محیط را شاد، خستگی‌زدا و قابل زیست کرده باشند. این انتظار بجایی است. چنانچه در عمل بتوانند چنین کاری بکنند، زندگی شیرینی خواهند داشت. این کار زمانی عملی است که سطح انتظارهای دو طرف از یکدیگر معقول و قابل درک و اجرا باشد.

این معقول‌سازی سطح انتظارها راه‌هایی دارد؛ از قبیل آگاهی از وضعیت زندگی، اطلاع از توانمندی یکدیگر و درک جایگاه و شرایط یکدیگر. در همه اینها مشورت با یکدیگر تأثیری محوری دارد؛ چراکه مشورت «اندیشه جمعی» است و بسیاری از گره‌های کوری را که عقل فردی قادر به گشودن آنها نیست، به راحتی می‌گشاید و نقاط تاریک را روشن می‌کند. با مشورت نقص عقل فردی تا حدی جبران می‌شود و مجموعه‌هایی از اطلاعات تجربیات گرانبها به آسانی در دسترس قرار می‌گیرد؛ چنان‌که امیرمؤمنان(ع) مشورت را عین راهنمایی و راهبری همدیگر[۱۵۴] و برترین پشتیبان آنان دانسته است[۱۵۵].

البته در مشورت این ویژگی‌ها از منظر امام صادق(ع) باید مورد توجه باشد: عقل‌مداری و تدبیر، آزادگی، خیرخواهی و دلسوزی، آگاهی و تجربه، رازداری، دوراندیشی[۱۵۶]، دین‌شناسی و خداترسی[۱۵۷].

معقول‌سازی سطح انتظارها همراهی، همدلی و تحمل همسران در برابر مشکلات را بالا می‌برد؛ چنان‌که روزی امیرمؤمنان(ع) از حضرت فاطمه غذایی‌طلبید. حضرت زهرا پاسخ داد: دو روز است در منزل غذای کافی نداریم؛ آنچه بود، در اختیار شما و فرزندانم نهادم و خود از غذای اندک بهره نگرفتم. امیرمؤمنان(ع) پرسید: چرا خبر نکردی؟ حضرت زهرا نگاهی نجیبانه به زمین انداخت و گفت: «از خدایم شرم دارم که از شما چیزی بطلبم که در توانتان نیست»[۱۵۸].

این اقدام حضرت فاطمه نهایت معقول بودن سطح انتظار او از همسرش را نشان می‌دهد که در تنگدستی شوهر از وی چیزی نطلبد؛ چنان‌که درباره معقول بودن سطح انتظار شوهر از همسر نیز پیامبر(ص)؛ حتی مرد را از استبداد در غذا و نوع آن نهی کرده و او را به همراهی و همدلی با همسر دعوت کرده و فرموده است: «مؤمن به میل همسر و خانواده‌اش غذا می‌خورد»[۱۵۹]؛ چراکه این‌گونه اقدام‌ها سطح انتظارها را معقول می‌سازد و تکبر و فزون‌طلبی را می‌زداید و همدلی ایجاد می‌کند[۱۶۰]. اگر کسی چنین نکند به همسر آسیب زده و مورد نفرین پیامبر(ص) است[۱۶۱].[۱۶۲]

آموزش آموزه‌های دینی

از اقدامات اساسی و راهبردی معصومان در عرصه‌های زندگی از جمله خانواده آموزش دادن معیارهای مرتبط به آن عرصه بود تا آگاهی افراد در آن عرصه گسترش یابد. این آموزش از شاخص‌هایی است که در سامان‌یابی زندگی و رشد ایمانی نقشی مبنایی دارد؛ چراکه رشد و پایداری رابطه زن و شوهر به برنامه‌ای نیاز دارد که آنان بتوانند در این برنامه منطق و مهارتی را دریافت کنند تا به آنها کمک کند که از یک سو ارتباط رضایت‌بخش و همدلانه‌ای با یکدیگر برقرار کنند و از سوی دیگر بتوانند احساسات همدیگر را بشناسند و بپذیرند. از این برنامه می‌توان به «غنی‌سازی ارتباط» تعبیر کرد. این برنامه همان آموزش آموزه‌های دینی است که همه‌سویه و جامع است؛ زیرا با ارتباطی که به جهان‌بینی و پایه‌های بینشی همسران دارد، ابعاد فکری و عملی آنان را پوشش می‌دهد. در نتیجه کارا و تأثیرگذار است و از جمله تأثیرهای آن به تعبیر امیرمؤمنان(ع) ایجاد امنیت و امانتداری در محیط زندگی است[۱۶۳] و امانتداری نیز اعتماد، هماهنگی، رضایت‌مندی و همدلی را در پی دارد. خدای بزرگ با لحاظ تأثیر این برنامه در شکوفایی خانواده و پیشگیری از آسیب‌های آن بر اجرای آن در گستره زندگی تأکید کرد و آن را همیشگی دانست و به سرپرست خانواده در همه نسل‌ها و عصرها به صورت مطلق فرمود: «خودتان و کسانتان را از آتش حفظ کنید»[۱۶۴]. همچنین افزودند: «به کسانتان درباره اساسی‌ترین عامل سعادت یعنی نماز فرمان بده و خود بر آن شکیبا باش»[۱۶۵]. اگر آدمی بخواهد کاری کند و در پی آن شکیبا باشد، می‌طلبد که آن کار را تا زمان تأثیرگذاری آن پیاپی انجام دهد.

امام مجتبی(ع) نیز در پاسخ به کسی که درباره همسر دخترش با او مشورت کرده بود، او را بر پایبندی همسر به آموزه‌های دینی متوجه کرد و این آموزه‌ها را مایه پایداری زندگی دانست و فرمود: «دخترت را به ازدواج همسری باتقوا درآر که اگر دوستش بدارد، وی را گرامی می‌دارد و اگر دوستش نداشته باشد، به اوستم نکند»[۱۶۶]. نتیجه هر دو صورت این است که زندگی در سایه آموزه‌های دینی پایدار است. امام صادق(ع) هم فرمود: «مؤمن همواره خانواده خود را از دانش و ادب بهره‌مند می‌سازد تا مایه سعادت و بهشتی شدن آنان شود»[۱۶۷].

البته آموزش به دو صورت گفتاری و رفتاری است که این هر دو در سیره امامان مشاهده می‌شود؛ برای نمونه امام باقر(ع) به گونه‌ای همسرش را با آموزه‌های دینی آشنا کرده بود که ایشان از امام نقل روایت می‌کرد و نام او در ردیف راویان از آن حضرت ثبت شده است[۱۶۸]. امام صادق(ع) نیز این آموزش را به حدی رسانیده بود که همسرش را به نمایندگی از خود نزد زنان مدینه برای ادای حقوق اجتماعی و تبیین آموزه‌های دینی می‌فرستاد[۱۶۹].

به لحاظ رفتاری نیز امام سجاد(ع) آموزه‌های مختلف دینی را به خانواده آموزش می‌داد؛ حتی آنان را از به‌کارگیری ابزار بوی خوش در سفر حج[۱۷۰] و استفاده از مال پیداشده منع می‌کرد[۱۷۱] و به پرداختن صدقه به نیازمندان به ویژه در روز جمعه تأکید می‌ورزید[۱۷۲]. همچنین درباره امام سجاد و امام باقر(ع) نقل شده است صرفه‌جویی و مصرف به اندازه را به اعضای خانواده از جمله همسران آموزش می‌دادند و با زیر نظر داشتن مصرف جاری خانواده مواد مصرفی منزل را در استفاده درست و مسرفانه نبودن کنترل می‌کردند و هرگاه می‌دیدند چیزی از خوراکی‌های قابل استفاده دور ریخته شده، به همان اندازه هزینه جاری خانواده را کم می‌کردند[۱۷۳]. این آموزش عملی در سبک زندگی نقشی اساسی دارد؛ چراکه «مصرف به اندازه» به لحاظ اثر، یکی از شاخص‌های اقتصادی است که در عرف رایج عقلا به نقش ویژه آن در مصرف بهینه توجه شده است و در آموزه‌های دینی نیز به تأثیر مبنایی و محوری آن در معیشت سالم و آسایش جسمی و آرامش روانی آدمی توجهی ویژه شده است؛ نیز در برخی روایت‌ها عامل بقای نعمت[۱۷۴]، در بعضی دیگر مایه توانگری و گنج بی‌نیازی[۱۷۵]، در دسته سوم عامل گوارایی و آسایش و راحتی[۱۷۶]، در پاره‌ای بزرگ‌ترین ثروت و بی‌نیازی[۱۷۷] و در دسته‌ای دیگر یکی از نشانه‌های ایمان به خدا[۱۷۸] شمرده شده است. این‌گونه تعبیرها از یک سو نشان دهنده نقش مبنایی مصرف به اندازه (قناعت) در سامان‌یابی زندگی و از سوی دیگر نشانه ثبات زندگی و رشد ایمانی و از جانب سوم مایه تحکیم روابط خانوادگی است[۱۷۹].

تربیت اخلاقی

مقصود از تربیت اخلاقی رشد و شکوفایی آموزه‌های ارزشمندی است که دانش اخلاق بدان فرامی‌خواند و انسان با ایجاد عینی آن در جان خود افعال و صفات و احوال خود را ارزشمند می‌سازد و آدمی خوب و فرشته‌گون می‌شود[۱۸۰]. این تربیت اخلاقی مبتنی بر دو اصل ایدئولوژیکی و اخلاق‌مندی است. بدین سبب امام سجاد(ع) یکی از عوامل کمال ایمان شخص را خوش‌خلقی او با خانواده‌اش دانسته[۱۸۱] نیز این خوش‌خلقی تربیت اخلاقی آنان را در پی دارد؛ چراکه زن و شوهر در فرایند زندگی بیش از هر کس دیگر از اخلاق یکدیگر تأثیر می‌پذیرند و زشتی و زیبایی اخلاقی آنان به مرور زمان در یکدیگر اثر می‌گذارد؛ از این‌رو فرد آلوده‌دامنی که به زن یا مرد نامحرم چشم دارد با آلودگی جنسی و بی‌عفتی خویش ناخودآگاه زمینه‌های فساد همسر و خانواده خود را فراهم می‌کند و آنان را به آن‌سو می‌کشاند؛ ولی انسان پاکدامن با حفظ خود از گناهان و کارهای نامشروع جنسی زمینه مصونیت همسر خود را در برابر ناپاکان فراهم می‌کند. امام صادق(ع) در این باره فرمود: «عِفُّوا عَنْ نِسَاءِ النَّاسِ تَعِفَّ نِسَاؤُكُمْ»[۱۸۲]: «از زنان مردم چشم بپوشید تا زنان خانواده شما پاکدامن بمانند». بر اساس این نگرش، تربیت اخلاقی انسان هدفمند به گونه‌ای است که همه رفتارهایش روشن و هدفمند است و از اصل ایدئولوژیک؛ یعنی معارف قرآن ریشه و برنامه می‌گیرد و رفتارهایی مانند رابطه بی‌مرز زن و مرد، ارتباط دوستانه پنهانی، شکسته شدن حریم خانواده، برترنمایی زن زیبا و پولدار، اجبار به زندگی مشقت‌بار، فرزنددار نشدن بدون مصلحت و شانه خالی کردن از تربیت فرزند را برخلاف سنت آفرینش الهی و تربیت اخلاقی می‌داند؛ چنان‌که پیامبر(ص) از آرایش زنان برای غیر شوهر به شدت نهی کرد و فرمود: «هر زنی با آرایش کردن خود برای غیر همسرش از خانه برون رود، مورد نفرین و خشم الهی است تا وقتی به خانه برگردد»[۱۸۳]؛ چراکه این رفتار پیامدهایی مانند رابطه بی‌مرز زن و مرد، ارتباط دوستانه، پنهانی شکسته شدن حریم خانواده و شانه خالی کردن از تربیت فرزند را در پی دارد.

برابر با حدیثی، تربیت اخلاقی زن و شوهر رابطه آنان و خدا را اصلاح می‌کند و آنکه با خدا ارتباط پسندیده داشته باشد، خدای بزرگ نیز رابطه او با دیگران از جمله همسر را اصلاح و پسندیده می‌کند[۱۸۴]. پسندیده بودن رابطه زن و شوهر مایه خوشبختی و شیرینی زندگی است. بر پایه این حدیث شریف اگر برخی افراد، بدحجابی و ارتباط نامشروع با پسر یا دختر جوان را به عنوان یک ارزش پذیرفته‌اند، به جهت کمرنگی تربیت اخلاقی و اصلاح نشدن ارتباط با خدا در خانواده‌هاست که به مرز ارتباط با نامحرم به خیال آزادی‌خواهی آسیب می‌زند؛ درحالی‌که رعایت نکردن مرز ارتباط با نامحرم نوعی آلودگی و شکسته شدن حرمت و عزت زن است[۱۸۵].

هم‌پوشانی و رازداری

هم‌پوشانی و رازداری زن و شوهر نسبت به یکدیگر از شاخص‌های دیگر تحکیم روابط همسری است که در قرآن از آن با تعبیر «لباس» یاد شده است: ﴿هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ[۱۸۶]؛ چراکه زن و شوهر با همدیگر همانند لباس رابطه هم‌پوشانی و رازداری دارند و با این رابطه خانواده‌ای استوار و پویا پدید خواهد آمد؛ یعنی زن و شوهر همچون لباس پوشاننده عیوب، حافظ آبرو، مایه دلگرمی و زیبایی و آرامش و نگهبان یکدیگرند. پس با رازداری و داشتن رابطه‌ای تنگاتنگ باید مانع رهیابی بیگانه فتنه‌گر به درون زندگی خویش شوند و تماس و تأمین غریزه جنسی را به یکدیگر محدود سازند[۱۸۷] و این مایه تحکیم روابط همسری است.

به دیگر سخن آدمی برخی خصلت‌های پسندیده را باید از برخی حیوان‌ها بیاموزد؛ چراکه آنها بر پایه آفرینش الهی از آن برخوردارند؛ برای مثال گفته می‌شود چالاکی را از گربه، وقار را از گاو و وفا را از سگ نگهبان باید آموخت. در موضوع رابطه هم‌پوشانی زن و مرد در حدیثی معتبر[۱۸۸] آمده که آن از کلاغ اعصم[۱۸۹] آموختنی است؛ یعنی پیامبر(ص) زن صالح را به کلاغ اعصم تشبیه کرده است؛ به این معنا که همان‌گونه که کلاغ اعصم دست‌یافتنی نیست، زن شایسته و پاکدامن نیز شخصیتی دارد که بیگانه توان راهیابی به حریمش را ندارد[۱۹۰] و هم‌پوشانی او تنها به همسر اوست؛ حتی زیبایی و زیور و آرایش خود را از چشم بیگانه می‌پوشد[۱۹۱].[۱۹۲]

پوشش آمیزشی

پوشش و ستر آمیزشی از اموری است که با خوی انسانی و فطرت الهی هماهنگ است و نقش تأثیرگذاری در حفظ حیا، هویت و حریم انسانی دارد. این نکته‌ای است که در آموزه‌های دینی بر آن تأکید شده است؛ حتی در این مورد آدمی را به وجود آن در برخی حیوانات و آموزش از آنها توجه داده‌اند. در بیان امام صادق(ع) آمده است خصلت ستر و پوشش در مسائل جنسی را از کلاغ بیاموزید[۱۹۳] که جفت‌گیری کلاغ نر و ماده پنهانی و به دور از چشم دیگران است. تأثیر این موضوع در تربیت اخلاقی نزد خردمندان و دین‌مداران به توضیح نیاز ندارد. از لوازم پوشش آمیزشی، انتخاب محیطی خلوت و به دور از منظر دیگران حتی کودکان در امر آمیزش است. این اقدام افزون بر پیشگیری از آسیب‌های روانی و اخلاقی و حیثیتی[۱۹۴] مایه ارضای نیاز جنسی همراه با آرامش و سازگار با زندگی است. این نکته در گزارشهای سیره‌ای امامان در این باره هرچند کم است، گزارش سیره یکی از آنان در این مورد از فراگیری آن در میان همه ایشان حکایت می‌کند؛ چنان‌که امام صادق(ع) پس از سال‌ها از شهادت امام سجاد(ع) این نکته سیره‌ای وی را چنین نقل کرده است: «او برای آمیزش درهای اتاق را می‌بست، پرده‌ها را می‌آویخت و همگان، حتی خدمتکاران را از اتاق بیرون می‌کرد»[۱۹۵]. امام صادق(ع) نیز کام‌گیری از کنیز را پنهانی انجام می‌داد[۱۹۶].[۱۹۷]

فرهنگ‌سازی و تقویت تعاملات اخلاقی

عمل به آداب فرهنگ‌ساز در تعاملات اجتماعی آثاری دارد که از جمله آن تقویت تعاملات اخلاقی به ویژه در خانواده است و در آموزه‌های اسلام نیز بر آن تأکید شده است و نمونه‌های فراوانی دارد؛ مانند فروتنی، سلام کردن، پاسخ خوب دادن، خوش‌سخنی، استقبال، خداحافظی و بدرقه برای مثال اگر پیامبر(ص) فرمود «سلام کرد ن را توسعه دهید»[۱۹۸]، «با سلام کردن صله‌رحم کنید»[۱۹۹]، «پس از نشست با یکدیگر و هنگام جدایی از یکدیگر خداحافظی کنید»[۲۰۰] و امام حسین(ع) فرمود: «السَّلَامُ قَبْلَ الْكَلَامِ»[۲۰۱] و امام صادق(ع) فرمود: «سلام کردن و خوب سخن گفتن مایه آمرزش است»[۲۰۲] و «هنگام ورود به منزل به خانواده خود سلام کنید»[۲۰۳]. همه اینها برای تقویت تعامل اخلاقی در تعاملات اجتماعی به ویژه در خانواده و با همسر است؛ چراکه از منظر روان‌شناسی تربیت، اگر فردی بخواهد بر دیگری تأثیر بگذارد، باید نخست به او احترام بگذارد و سپس خواسته‌اش را مطرح کند و سلام کردن در آغاز دیدار احترام کردن است؛ چنان‌که پیامبر(ص) در ابتدای دیدار با کسی نخست به او سلام می‌کرد؛ حتی به کودکان[۲۰۴]. این نمونه‌ها در سیره امامان در همه موارد به ویژه در تعامل با همسر عملی بود. هرچند مستندات چندانی در این باره در دست نیست، به حکم سخن امام صادق(ع) (به شما جز آنچه خود برآنیم، فرمان ندهیم)[۲۰۵] و بر پایه حدیثی از امیرمؤمنان(ع) (مبنی بر اینکه ایشان به زنان سلام می‌کرد، هرچند سلام کردن به زن جوان را به جهت نکات تربیتی خوش نداشت)[۲۰۶] نمی‌توان گفت آنان در تعامل با همسر چنین نبودند[۲۰۷].

شاخص‌های برون‌خانگی تحکیم روابط همسری در سیره امامان(ع)

رفت و آمدهای برون خانگی که در تحکیم روابط همسری تأثیرگذار است می‌تواند به تفاوت فرهنگ‌ها، عرف‌های گوناگون و شرایط زمانی و مکانی شاخص‌های متفاوت و قابل تطور داشته باشد؛ اما برخی از آنها در بسیاری از عرف‌ها و فرهنگ‌ها مشترک است و عمل به آنها در نوع شکل‌گیری و تمدن خانواده و حسن روابط همسران تأثیرگذار است.

رعایت حریم

واژه «حرم» صفت مشبهه و در لغت به معنای منع و بستن است و در برابر «حِل» که به معنای فتح و گشودن است، به‌کار می‌رود؛ در اصطلاح رایج نیز به معنای چیزی است که در نگاه عقل و نقل یا عرف حریم و احترامی دارد و تعدی به آن ممنوع است و «حرمت» به معنای چیزی است که هتک و شکستن آن حلال نیست[۲۰۸]. مقصود از حریم در اینجا حدود، گرداگرد و محدوده و محضر و حرمت صاحب حریم است؛ بنابراین محدوده خانواده حریم خصوصی افراد شمرده می‌شود.

رعایت حریم نشانه هویت فکری و اعتقادی افراد است و موجب حفظ ارزش‌ها و آزادی‌های فردی و اجتماعی همگان و سبب آسایش و آرامش آنان است؛ از این‌رو در آموزه‌های دینی توصیه شده است حریم ارزش‌ها، اشخاص و مکان‌ها رعایت شود.

پیامد رعایت نکردن حریم: رعایت نکردن حریم و بی‌اعتنایی به آن و شکستن آن بر پایه بسیاری از آیات و روایات و بر مبنای «قاعده حرمت توهین به دین و آموزه‌های دینی و افراد» گناه و نارواست و انسان معصیت‌کار، گام به گام به خطر مهم نزدیک می‌شود؛ یعنی گناه او به تدریج به کفر می‌انجامد؛ بدین صورت که پس از ارتکاب مکرر، گناه برای او عادی و حریم شریعت در نظر او شکسته می‌شود و هیبت و حاکمیت اصل دین الهی و حدود آن از دل و جان او زدوده می‌شود؛ تا حدی که گویا اصلاً شریعتی در کار نیست و خبری از آسمان نیامده و وحی‌ای نازل نشده است[۲۰۹].

رسول خدا(ص) درباره رعایت حریم خصوصی افراد از پی‌جویی و کشف اسرار و لغزش‌های مردم منع کرده و آن را مایه به فساد کشاندن مردم دانسته است[۲۱۰]؛ چنان‌که از تعدی افراد به حریم همسایه و برادر مسلمان نهی کرده و فرموده است «هر که به عمد در پی کشف اسرار و لغزش‌های مسلمانی باشد، خدا او را با منافقانی که در پی چنین کاری هستند، همراه می‌کند و از دنیا خارج نمی‌شود، جز آنکه رسوا شود، مگر اینکه توبه کند»[۲۱۱]. امیرمؤمنان(ع) نیز پیامد ورود به حریم خصوصی افراد و کشف اسرار و لغزش‌های مردم را مایه فاش شدن اسرار آدمی دانسته است[۲۱۲].

مصادیق رعایت حریم: رعایت حریم گستره‌ای فراخ دارد که به برخی از آنها در سه قسمت به صورت زیر می‌توان اشاره کرد:

  1. حریم ارزش‌ها مانند حریم خدا و محضر او، حریم دین و حکم شرعی، حریم عدل و داد، حریم قرآن و حدیث، حریم رسالت و عصمت انبیا و امامان(ع)، حریم فتوا و علم، حریم قلب و دل، حریم اندیشه و عمل، حریم کلام، حریم بحث و گفتگو، حریم اصول انسانی، حریم حقوق، حریم پاکدامنی، حریم پوشش و حجاب، حریم نعمت‌های الهی، حریم قانونگذاری دینی، حریم مسئولیت‌های دینی و حریم نظام اسلامی.
  2. حریم اشخاص مانند: حریم پیامبران و امامان و انسان‌های کامل، حریم مسؤلان دینی، حریم عالم و معلم، حریم پدر و مادر و برادر و خواهر، حریم خانواده و خویشاوندان، حریم خود، حریم یکدیگر و مردم، حریم مرد و شخصیت او، حریم زن و شخصیت او و حریم کودک و جوان و میانسال و سالمند.
  3. حریم مکان‌ها و بناهای گوناگونی که با اهداف مختلف ساخته می‌شود؛ مانند حریم کعبه، مسجد، حسینیه، محیط کار، بزرگراه و خیابان و پیاده‌رو، چاه و چشمه و قنات و سد آب، رودخانه‌ها و جوی‌ها، خانه و درهای ورودی آن، همسایه و در ورودی خانه آنان و اماکن دیگری از قبیل مراکز فرهنگی، مذهبی، بهداشتی، خدماتی و دولتی مدیریتی، رعایت حریم و محدوده هر یک به تناسب آنهاست. پس رعایت حریم زن و مرد رعایت ضوابط روابط اسلامی آنان است؛ از قبیل پوشاندن خود از نامحرم، پرهیز از اختلاط با نامحرم و هر آنچه موجب حفظ عزت و اعتبار و کرامت زن است[۲۱۳].

حضور در اجتماعات فرهنگی و زیارتی

از نمونه‌ها و شاخص‌های برون‌خانگی تحکیم روابط همسری چگونگی حضور زن در جامعه است. این نکته از روابط بااهمیتی است که بر دیگر روابط اجتماعی تأثیر می‌گذارد و نشانه ارزشی یا غیر ارزشی بودن روابط یک خانواده و جامعه است؛ از این‌رو قرآن بر سالم‌سازی این روابط و رعایت عفاف تأکید می‌ورزد و آن را در شمار اصول اساسی اسلام مانند توحید و ادای نماز قرار می‌دهد و حضور زنان در جامعه را به آنها مشروط می‌کند[۲۱۴].

پیامبر(ص) نیز در کنار دعوت به توحید سالم‌سازی روابط زن و مرد و حضور پاکدامنانه و عفیفانه آنان در جامعه را از اهداف نخست خود قرار داد[۲۱۵]. بیعت کردن زنان با پیامبر(ص) که حضوری فرهنگی - سیاسی در اجتماع بود، مشروط به حضور عفیفانه آنان شد. امیه در این باره می‌گوید: «گروهی از زنان برای بیعت با رسول خدا(ص) نزد او رفتیم. وی با ما به شرط آنکه به اجرای فرمان‌های قرآن از جمله حضور پاکدامنانه و نداشتن روابط ناهنجار با مردان ملتزم باشیم، بیعت کرد»[۲۱۶]. پیام قرآن و سیره پیامبر(ص) این است که حضور زن در اجتماعات فرهنگی، سیاسی و اقتصادی الزاماتی دارد که رعایت عفاف از جمله آنهاست و موجب رشد فرهنگی خانواده و جامعه است[۲۱۷].

نظارت بر ناهنجاری دینی (رعایت روابط اسلامی زن و مرد)

بر رعایت حجاب و عفاف زن[۲۱۸] و رعایت مرز روابط اسلامی زن و مرد[۲۱۹] و توجه و نظارت مرد بر آن در آموزه‌های دینی با تعبیرهای متفاوت تأکید شده است که می‌توان به برخی از آنها اشاره کرد: پیامبر(ص) با در نظر داشتن حجاب و عفاف زن و رعایت مرز روابط اسلامی زن از اینکه محیط کار و تحصیل و زندگی او در معرض دید و ارتباط نامحرمان باشد، منع کرد و فرمود: «آنها را در چنین موردی سکنی ندهید»[۲۲۰]؛ چراکه موضوع حجاب به حوزه سلامت و امنیت خانواده ارتباط دارد و مهم‌ترین فلسفه ضرورت حجاب امنیت خانواده است که زن و مرد باید حریم آن را حفظ کنند.

از تعبیر «لَا تَسْكُنُوا النِّسَاءَ الْغُرَفَ» برمی‌آید که وظیفه مرد نظارت بر زنان است؛ چنان‌که از آیه ﴿وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا[۲۲۱] و ﴿وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ...[۲۲۲] نیز همین نکته برمی‌آید؛ حتی درباره راه رفتن زنان در اماکن عمومی از قبیل کوچه و خیابان فرمود: «قسمت‌های کنار دیوار و راه را انتخاب کنند»[۲۲۳]. امام صادق(ع) نیز فرمود: «برای زن شایسته نیست که هنگام خروج از منزل لباسش را چشم‌نواز کند»[۲۲۴]. این آموزه‌ها در کل حاکی از وظیفه همسران در نظارت بر زنان است تا به ناهنجاری دینی نینجامد[۲۲۵].

مراقبت رفت و آمدهای بیرونی

مرز نیکی مرد به همسر آن است که به نیازهای واقعی و اصیل وی توجه کند و زمینه رفاه و آسایش او را شایسته و عزتمندانه فراهم آورد. آموزه‌های دینی در این زمینه نیز در پی حفظ کرامت انسانی زن و مرد است و در راهکارهای ارائه‌شده‌اش در این باره نگاهی عزتمندانه و عفیفانه دارد و رویکردش به زن به اقتضای خلقت و لطافت او لطیفانه و متناسب با اوست. حضرت فاطمه برترین و داناترین زن نظام آفرینش[۲۲۶] با نگاهی تخصصی و روان‌شناختی درباره زن فرمود: «بهترین حالت برای زن آن است که به دور از نگاه به نامحرم و نگاه نامحرم به او به سر برد»[۲۲۷]. نیز امام کاظم(ع) درباره تردد زن در اماکن عمومی و کوچه و خیابان توصیه می‌کند از گوشه و نه قسمت میانی آن باشد[۲۲۸]. اینها برای این است که کرامت و عفت زن در روابط اجتماعی حفظ شود؛ از این‌رو در زندگی مشترک زن و مرد، رفت و آمدهای بیرونی زن به سبب آسیب‌هایی که زن را تهدید می‌کند، باید با هماهنگی و مراقبت و حمایت مرد باشد تا حرمت زن تأمین شود از سوی دیگر این هماهنگی عنوان حق مرد لحاظ شده است.

در این باره روایات بسیاری در منابع شیعه و اهل سنت آمده که به یک نمونه بسنده می‌شود: برابر با نقلی، زنی از رسول خدا(ص) درباره حقوق مرد بر همسرش پرسید. آن حضرت هماهنگی زن با شوهر در خروج از منزل را یکی از آنها دانست[۲۲۹]. همان حضرت به زنی که بدون هماهنگی با شوهرش می‌خواست به عیادت پدر بیمارش برود و از ایشان اجازه خواست، رخصت نداد و پدر مرد؛ ولی پیامبر(ص) به آن زن فرمود: «این اقدام تو مایه آمرزش تو و پدرت شده است»[۲۳۰].

الزامات رفت و آمد و پیامد آن

البته حضور زن در اماکن عمومی با هماهنگی همسرش نیز الزاماتی دارد که از جمله آنها رعایت احکام اسلام در پوشش و نگاه است که در فقه بیان شده[۲۳۱] و لحاظ آن برای حفظ عفاف زن در روابط اجتماعی است، هرچند خود به آن ناآگاه یا بی‌توجه باشد گاهی امکان دارد بر پایه عواملی زن نخواهد یا نتواند آن الزامات را رعایت کند. در چنین وضعیتی، دین تأکید می‌کند زن در آن اماکن حضور نیابد و این نیز به سبب این است که حریم و حیای زن از این راه حفظ می‌شود و محبوب خدا می‌گردد. پیامبر(ص) فرمود: «فرد باحیا و بردبار و پاکدامن محبوب خداست؛ چنان‌که شخص بزهکار بی‌حیا مبغوض خداست»[۲۳۲].

پس هر وضعیت و رفتاری که ممکن است زمینه‌ساز بی‌حرمتی و شکسته شدن عفاف زن شود، ممنوع است، چه از سوی زن باشد و چه شوهر. پیامبر(ص) در این باره فرمود: مردی که از همسرش پیروی کند، خدا او را به چهره در در آتش افکند. امیرمؤمنان(ع) پرسید: این پیروی چیست؟ آن حضرت فرمود: به همسرش اجازه دهد]بدون رعایت پوشش درست[به اماکن عمومی مانند عروسی‌ها، سوگواری‌ها و]پارک‌ها] برود یا اجازه دهد لباس نازک بپوشد[۲۳۳] و این پیروی مرد از همسر مایه فرود آمدن بلا بر آنان است[۲۳۴].

ایشان در سخنی دیگر فرمود: «هرگاه زنی در حالی که آرایش کرده و معطر است از خانه‌اش خارج شود و شوهرش از این عمل او خشنود باشد، برای آن شوهر در برابر هر قدمی که آن زن برمی‌دارد، خانه‌ای از آتش ساخته می‌شود. پس زن‌هایتان را از رفتاری این‌چنین که بلندپروازانه است، بازدارید و عرصه ساز رفتار نابجا برای آنان نباشید[. به راستی این کارهای آنها پشیمانی دارد و کیفر آن آتش است و بازداری آنان از رفتاری غیرعفیفانه و بی‌پروا خشنودی خدا و ورود بی‌حساب به بهشت را در پی دارد. وصیت مرا درباره زن‌ها حفظ کنید تا از دشواری حساب نزد خدا نجات یابید و هر که وصیت مرا حفظ نکند، نزد خدا حال بسیار بدی خواهد داشت»[۲۳۵].[۲۳۶]

چرایی مراقبت

مراقبت مرد و هماهنگی زن با شوهر در خروج از منزل به فرموده رسول خدا از حقوق مرد بر همسر است[۲۳۷]؛ چنان‌که اسکان زن در مکانی که در معرض دید نامحرمان نباشد، از حقوق زن بر مرد است[۲۳۸] و این دو نکته به تفصیل در فقه بررسی شده است و راز آن به سخن حضرت فاطمه بازمی‌گردد که فرمود: «بهترین حالت برای زن آن است که به دور از نگاه به نامحرم و نگاه نامحرم به او به سر برد»[۲۳۹]. این گفتار از کلام خالق حکیم ریشه می‌گیرد که فرمود زندگی مشترک زن و مرد بر محور آسایش و آرامش بنیان نهاده شد[۲۴۰]. فضای به دور از معرض دید نامحرمان مایه آرامش زن و امنیت خاطر مرد است و به تعبیر امام صادق(ع) مایه پاکی و پاکیزگی آن دو است[۲۴۱]. به همین دلیل است که وقتی مردی نابینا به منزل فاطمه آمده بود، آن حضرت حجاب به بر کرد. پیامبر(ص) گفت: او که نابیناست. فاطمه پاسخ داد: او نابیناست؛ ولی من بینایم. وانگهی او بویایی دارد. پیامبر(ص) فرمود: شهادت می‌دهم که پاره تن منی[۲۴۲].

به نقل معتبر کلینی از امیرمؤمنان(ع)، آن حضرت به مردم عراق درباره تردد فراوان زنانشان در اماکن عمومی و کوچه و خیابان هشدار داد و آنان را به مراقبت در این کار واداشت و چنین فرمود: «اطلاع یافتم که زنانتان در تردد خیابانی به گونه‌ای حرکت می‌کنند که از مردان اجتناب نمی‌کنند. چرا حیا نمی‌کنید؟»[۲۴۳] امام صادق(ع) نیز درباره نوع پوشش زن در برابر نامحرم فرمود: «بر زن مسلمان روا نیست به گونه‌ای لباس بپوشد که لباس او پاره‌ای از سر و گردن و پیکر او را پوشش ندهد»[۲۴۴]. نیز فرمود: «در لباس نازک و مُصقّل نماز نخوانید»[۲۴۵]. لباس مصقل لباسی است که به جهت تنگ بودن حجم بدن را نشان می‌دهد[۲۴۶]. سیدالشهدا هم پوشش تنگ و چسبان را که حجم بدن را نمایان کند، مایه خواری آدمی و بی‌اعتباری دانست[۲۴۷]. در این روایات، برنامه مراقبت از رفت و آمدهای زنان در میان نامحرمان بیان شده است. در حقیقت مقصود این است که مرد در هماهنگی خواسته‌های همسرش با آموزه‌های دین باید تدبیر کند و در هر موردی که ناهماهنگی می‌بیند، به او کمک کند و آگاهی مناسب ببخشد تا با خردورزی دوجانبه زندگی به سامان شود و به آرامش بینجامد، نه آنکه از سر بی‌تدبیری اقدامی کنند که نافرمانی الهی را در پی داشته باشد؛ چنان‌که امام صادق(ع) همسر خود ام‌اسماعیل را در سفر حج - که حضور در اماکن عمومی است - به همراه برد و او در امور مربوط به بیرون از منزل با امام هماهنگی داشت[۲۴۸].[۲۴۹]

پاسخ به یک شبهه

ممکن است برخی خیال و شبهه کنند که حجاب برای زن محدودیت و حصاری است که وابستگی به شوهر و خانواده برای او ایجاد کرده است؛ بنابراین حجاب نشانه ضعف و محدودیت زن و مانع او برای حضور در اجتماعات است.

پاسخ این شبهه این است که اولاً فلسفه حجاب و عفاف پاکی نسل، صمیمیت خانوادگی و جلوگیری از طلاق، آرامش روح افراد، عدم مانع برای فعالیت‌های اجتماعی، کرامت و احترام و عزت زن و تلطیف غریزه (عشق) است[۲۵۰]. پس حجاب مصونیت است، نه محدودیت، بنابراین زن با حفظ حجاب برای حضور در اجتماعات و شغل‌های اجتماعی متناسب مصونیت پیدا می‌کند.

ثانیاً در بینش قرآن کریم، حجاب زن حقی الهی است؛ یعنی در اسلام حرمت و حیثیت زن به عنوان حق‌الله مطرح است و اختصاصی به خود زن، شوهر، پدر، مادر، برادر، فرزندان و خویشان او ندارد تا همگی به بی‌حجابی رضایت بدهند. اگر همه اینها به بی‌حرمتی زن رضایت دهند، قرآن کریم راضی نخواهد بود. از اینکه قرآن می‌گوید حد الهی را در مورد آلودگی هر گروهی اگرچه راضی به آن باشند، باید اجرا کرد[۲۵۱]، معلوم می‌شود عصمت و عفت زن حق‌الله است و به احدی ارتباط ندارد. در نتیجه همه اعضای خانواده و جامعه به ویژه خود زن امانتدار امانت الهی و حق‌الله هستند؛ چون این مقام و حرمت و حیثیت را خدای بزرگ به زن عطا کرده و فرموده است این حق مرا به عنوان امانت حفظ کن[۲۵۲]. پس احدی حق ندارد بگوید من به حرمت نداشتن و حجاب نداشتن زن رضایت دادم.

رازش این است که اولاً قرآن کریم فلسفه ضرورت حجاب را با تعبیر ﴿ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ[۲۵۳] بیان فرموده است؛ یعنی چون زنان تجسم حرمت و عفاف جامعه‌اند و احترام دارند، خدا حجاب را برای آنان لازم دانسته تا آشکار نشوند و اذیت و آسیبی به آنان نرسد؛ ثانیاً خدای والا زن را با سرمایه عاطفه آفرید و او را پایه اصلی رأفت خانواده قرار داد تا آموزگار مهربانی باشد و پیام عاطفه بیاورد. اگر او این درس رقت و عاطفه را رها کند و در پی غریزه و شهوت باشد، به فسادی مبتلا می‌شود که کانون خانواده را فرومی‌ریزد[۲۵۴]. پیامبر(ص) برای پیشگیری از این حالت از زنان پیمان گرفت که با نامحرمان پنهانی نشست و برخاست نکنند[۲۵۵] و افزودند: «زنی که خود را برای حضور نزد نامحرم آرایش کند، تا بازگشت به خانه مورد لعنت است»[۲۵۶].[۲۵۷]

تکریم خویشاوندان و دوستان

خویشاوندان و دوستان به لحاظ پیوند عاطفی با یکدیگر به موضع‌گیری مثبت و منفی در قبال هم حساس‌اند؛ از این‌رو بازخوردهای مثبت و ابراز محبت درباره آنان بسیار مهم و سازنده است و در تحکیم پیوند خانوادگی نقشی اساسی دارد. هر یک از زن و مرد باید توجه کند که همسر وی با خانواده خود رابطه‌ای عاطفی و محبت‌آمیز دارد. زمانی که زن یا مرد به همسرش از علاقه به مادر یا خویشان او بگوید، همسر نیز بعدها این علاقه و دوستی و محبت را به مادر یا خویشان وی نشان می‌دهد و این مایه بهتر شدن شرایط خانواده‌ها و ارتباط آنها با یکدیگر خواهد شد. اینکه پیامبر(ص) یکی از حقوق فرزندان بر پدر را احترام به مادر او دانسته است[۲۵۸]، می‌تواند در همین جهت باشد؛ چراکه احترام به مادر گستره‌ای وسیع دارد که تکریم خویشاوندان مادر نیز در آن جای دارد.

این نکته در سیره امامان مشاهده می‌شود؛ برای نمونه امیرمؤمنان(ع) نزد یکی از همسرانش رفت و دید برخی زنان خاندان او نزد وی حضور دارند. حضرت با خرسندی پرسید: تا کنون از آنان پذیرایی کرده‌ای؟ گفت: نه. آن حضرت بلافاصله مبلغی به او پراخت تا انگوری خرید و نزد آنان گذاشت و حضرت تعارفشان کرد؛ ولی آنان حیا می‌کردند. حضرت از آن انگور برداشت تا آنان نیز استفاده کنند[۲۵۹].

از امام حسین(ع) نیز شعری درباره رباب آمده که از علاقه امام به خویشان رباب حکایت می‌کند و مضمون آن چنین است: من به خاطر دوستی رباب، زُبد، نَثل و تمام بنورباب را دوست دارم؛ چنان‌که دایی‌های او از خاندان لام، همه را دوست دارم؛ همچنین تمام بنوجناب را که مایه خرسندی من شده‌اند[۲۶۰].

گفتنی است باید تلاش کرد مانع گارد گرفتن خانواده همسر نسبت به خود شد و از ایجاد تنش میان خود و خانواده همسر دوری کرد؛ حتی اگر گله‌ای در میان باشد از اظهار آن باید پرهیز کرد یا نزد کسی بیان کرد که بتواند آن را برطرف کند و نباید هر زمان و هرجا به ویژه نزد کودکان بیان شود؛ زیرا بر پایه این سخن امام صادق(ع)، هر سخنی که از دو لب یا دو نفر بگذرد، افشا شود[۲۶۱]. بازگویی مسائل مختلف درباره خانواده همسر در حضور افراد و کودکان نیز موجب انتقال آنها به دیگران و احتمال پیدایش چالش و تنش است؛ از این‌رو همسران به ویژه زنان به جهت لطافت روانی آنان شایسته رازداری بیشترند تا هر سخنی را اظهار نکنند و این مطلب را به فرزندان نیز بیاموزند. همسران نباید فراموش کنند زمانی خواهد رسید که اختلاف‌های آنان با مادرشوهر یا مادرزن تمام خواهد شد و نباید پل‌های پشت سرشان را خراب کنند؛ زیرا گذر زمان بسیاری از تنش‌ها را از میان برمی‌دارد[۲۶۲].

منابع

پانویس

  1. «و از نشانه‌های او این است که از خودتان همسرانی برایتان آفرید تا کنار آنان آرامش یابید و میان شما دلبستگی پایدار و مهر پدید آورد» سوره روم، آیه ۲۱.
  2. «آنها جامه شما و شما جامه آنهایید» سوره بقره، آیه ۱۸۷.
  3. «ای مؤمنان! خود و خانواده خویش را از آتش بازدارید» سوره تحریم، آیه ۶.
  4. «و زنان را بر مردان، حقّ شایسته‌ای است چنان که مردان را بر زنان؛ و مردان را بر آنان، به پایه‌ای برتری است» سوره بقره، آیه ۲۲۸.
  5. «و با آنان شایسته رفتار کنید» سوره نساء، آیه ۱۹.
  6. شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۸۳، ح۴۳۴۳ («مَا بُنِيَ بِنَاءٌ فِي الْإِسْلَامِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى مِنَ التَّزْوِيجِ»).
  7. «با آنان شایسته رفتار کنید» سوره نساء، آیه ۱۹.
  8. محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۱۵۳، ح۱۵۹۲۸ («... أَحْسَنُ النَّاسِ إِيمَاناً أَحْسَنُهُمْ خُلُقاً وَ أَلْطَفُهُمْ بِأَهْلِهِ وَ أَنَا أَلْطَفُكُمْ بِأَهْلِي»).
  9. علی بن حسام الدین متقی هندی، کنزالعمال، ج۴۳، ص۵۰ («خَيْرُكُمْ خَيْرُكُمْ لِأَهْلِهِ وَ أَنَا خَيْرُكُمْ لِأَهْلِي»).
  10. محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۱۵۳، ح۱۵۹۲۸؛ علی بن حسام الدین متقی هندی، کنز العمال، ج۴۳، ص۵۰.
  11. محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۱۵۳، ح۱۵۹۲۷ («... أَقْرَبُكُمْ مِنِّي مَجْلِساً يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَحْسَنُكُمْ خُلُقاً وَ خَيْرُكُمْ لِأَهْلِهِ»).
  12. علی بن ابراهیم قمی، تفسیر، ج۱، ص۳۸۷ («لَا يَجُوزُ لِلرَّجُلِ أَنْ يَخُصَّ نَفْسَهُ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْمَأْكُولِ دُونَ عِيَالِهِ»).
  13. نهج‌البلاغه، نامه ۳۱ («فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَيْحَانَةٌ وَ لَيْسَتْ بِقَهْرَمَانَةٍ»: زن گل بهاری است، لطیف و آسیب‌پذیر، نه پهلوانی است کارفرما و در هر کار دلیر).
  14. ر.ک: عبدالله جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، ص۴۱۷.
  15. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۷۰، ح۳ («كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) يُعْجِبُهُ الدُّبَّاءُ وَ يَلْتَقِطُهُ مِنَ الصَّحْفَةِ»: تهیه مواد غذایی مانند کدو برای منزل نشانه حسن روابط ایشان با همسر است).
  16. ابوالعباس مستغفری، طب النبی، ص۲۷؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۵۹، ص۲۹۶ «... قَالَ(ص): عَلَيْكُمْ بِالْفَوَاكِهِ فِي إِقْبَالِهَا...»).
  17. امام رضا(ع) فرمود: «كُلِ الْبَارِدَ فِي الصَّيْفِ وَ الْحَارَّ فِي الشِّتَاءِ وَ الْمُعْتَدِلَ فِي الْفَصْلَيْنِ عَلَى قَدْرِ قُوَّتِكَ وَ شَهْوَتِكَ»: «به اندازه توان و میل خود در تابستان غذای با طبع سرد و در زمستان غذای با طبع گرم و در دو فصل دیگر غذای معتدل بخور». نمی‌توان گفت امام(ع) مطلب سودمندی را به دیگران توصیه کند؛ ولی خودش از آن بهره نگیرد؛ چنان‌که امام صادق(ع) پس از توصیه افراد به شیوه مدیریت اقتصادی خانواده فرمود: «... فَإِنِّي أَقُوتُ بِهِ نَفْسِي وَ عِيَالِي...»: «من این برنامه را در زندگی خود نیز، اجرا می‌کنم». (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۱۱، ح۵).
  18. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۲۳؛ حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۳۹ («كَانَ(ص) يَسْتَاكُ كُلَّ لَيْلَةٍ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ...»).
  19. شیخ صدوق، کتاب الخصال، ص۱۶۵ («حُبِّبَ إِلَيَّ مِنْ دُنْيَاكُمُ... الطِّيبُ...»).
  20. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۹۴، ح۲؛ شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۱۱۷، ح۲۴۹ («وَ دَخَلَ الصَّادِقُ(ع) الْحَمَّامَ. فَقَالَ لَهُ صَاحِبُ الْحَمَّامِ: نُخْلِيهِ لَكَ؟ فَقَالَ: لَا...»).
  21. حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۳۲ («وَ كَانَ(ص) إِذَا غَسَلَ رَأْسَهُ وَ لِحْيَتَهُ غَسَلَهُمَا بِالسِّدْرِ»).
  22. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۰۷؛ شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۱۱۷، ح۲۵۰، و ص۱۲۰ («... كَانَ [أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ(ع)] يَدْخُلُ فَيَبْدَأُ فَيَطْلِي عَانَتَهُ وَ مَا يَلِيهَا، ثُمَّ يَلُفُّ إِزَارَهُ عَلَى أَطْرَافِ إِحْلِيلِهِ وَ يَدْعُونِي، فَأَطْلِي سَائِرَ جَسَدِهِ...»).
  23. حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۱۲۶ («مِنْ سَعَادَةِ الْمَرْءِ... نَظَافَةُ مُتَوَضَّاهُ»).
  24. حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۱۲۱ («كَانَ [الْإِمَامُ الرِّضَا](ع) يَدْخُلُ الْمُتَوَضَّأَ فِي خُفٍّ صَغِيرٍ»).
  25. شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۱۶۹ («كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع)... يَكْنِسُ»).
  26. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۱۸۴ (راوی درباره امام رضا(ع) می‌گوید: «... وَ لَا رَأَيْتُهُ تَفَلَ...»).
  27. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۲۶۲.
  28. ﴿وَمَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ «و کسی را که خداوند خوار دارد هیچ کس گرامی نخواهد داشت» سوره حج، آیه ۱۸.
  29. آذرتاش آذرنوش، فرهنگ معاصر عربی-فارسی، واژه «کرم».
  30. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۷۵، ص۵۳، ح۸۹ («وَ أَكْرِمُوا الْجَلِيسَ تُعْمَرْ نَادِيكُمْ...»).
  31. علی بن حسام‌الدین متقی هندی، کنزالعمال، ج۲۳، ص۵۰. پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: «مَا أَكْرَمَ النِّسَاءَ إِلَّا كَرِيمٌ، وَ لَا أَهَانَهُنَّ إِلَّا لَئِيمٌ».
  32. «قَالَ الصَّادِقُ(ع):... الْحُبُّ فَرْعُ الْمَعْرِفَةِ... وَ دَلِيلُ الْحُبِّ إِيْثَارُ الْمَحْبُوبِ عَلَى مَا سِوَاهُ» (محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۶۷، ص۲۲).
  33. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۹۱، ح۲۰ («قَالَ لَهَا عَلِيٌّ(ع): أَوْصِينِي بِمَا أَحْبَبْتِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ...»).
  34. حسن بن موسی نوبختی، فرق الشیعه، ص۸۷؛ شیخ صدوق، معانی الأخبار، ج۱، ص۱۴-۱۶.
  35. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۵۰، ص۱۵ («... قُدِّسَتْ أُمٌّ وَلَدَتْهُ، فَلَقَدْ خُلِقَتْ طَاهِرَةً مُطَهَّرَةً»).
  36. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۹۱، ح۲۰ («... ثُمَّ قَالَتْ: يَا ابْنَ عَمِّ مَا عَهِدْتَنِي كَاذِبَةً وَ لَا خَائِنَةً وَ لَا خَالَفْتُكَ مُنْذُ عَاشَرْتَنِي، فَقَالَ(ع): مَعَاذَ اللَّهِ أَنْتِ أَعْلَمُ بِاللَّهِ وَ أَبَرُّ وَ أَتْقَى وَ أَكْرَمُ وَ أَشَدُّ خَوْفاً مِنْ اللَّهِ مِنْ أَنْ أُوَبِّخَكِ بِمُخَالَفَتِي...»).
  37. شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۱۹۸، ح۵۴۵۵؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۸، ص۲۵۸، ح۱۶۹.
  38. محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۸، ص۱۷، ح۲۳۰۴۴-۲۳۰۴۵ («... كَانَ يَقُولُ: مَنْ شَرَطَ لِامْرَأَتِهِ شَرْطاً فَلْيَفِ لَهَا بِهِ، فَإِنَّ الْمُسْلِمِينَ عِنْدَ شُرُوطِهِمْ إِلَّا شَرْطاً حَرَّمَ حَلَالًا أَوْ أَحَلَّ حَرَاماً»).
  39. نهج البلاغه، خطبه ۱۷۵ («أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي وَ اللَّهِ مَا أَحُثُّكُمْ عَلَى طَاعَةٍ إِلَّا وَ أَسْبِقُكُمْ إِلَيْهَا»).
  40. ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۴، ص۷ («فَقَالَتْ لَهُ خَوْلَةُ: احْتَبِسْهُمْ حَتَّى نُهَيِّئَ لَهُمْ غَدَاءً. قَالَ ابْنُ [عُمَرَ]: فَابْتَدَأَ الْحَسَنُ حَدِيثًا أَلْهَانَا بِالِاسْتِمَاعِ إِعْجَابًا بِهِ حَتَّى جَاءَنَا الطَّعَامُ»).
  41. سلیمان بن احمد طبرانی، معجم الکبیر، ج۳، ص۷۰ («... خَرَجْتُ مَعَ الْحَسَنِ‌(ع) و جَارِيَةٌ تَحُتُّ‌ شَيْئًا مِنَ الْحِنَّاءِ عَنْ أَظْفَارِهِ...»).
  42. ابن‌فارس، معجم مقائیس اللغه، ج۴، ص۴۴۳، ماده «فقر» (الْفَقِيرُ: هُوَ الْمَكْسُورُ فَقَارِ الظَّهْرِ. وَ قَالَ أَهْلُ اللُّغَةِ: مِنْهُ اشْتُقَّ اسْمُ الْفَقِيرِ، وَ كَأَنَّهُ مَكْسُورُ فَقَارِ الظَّهْرِ، مِنْ ذِلَّتِهِ وَ مَسْكَنَتِهِ). ر.ک: عبدالله جوادی آملی، اسلام و محیط زیست، ص۴۹.
  43. ﴿وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَامًا «و دارایی‌هایتان را که خداوند (مایه) پایداری (زندگی) شما گردانیده است به کم‌خردان نسپارید» سوره نساء، آیه ۵.
  44. محمد بن مسعود عیاشی، تفسیر العیاشی، ج۲، ص۲۵۷ («... فَقَالَ لِلرَّبَابِ: أَخْرِجِي مَا كُنْتِ تَدَّخِرِينَ»).
  45. ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۶۶ («... فَأَطْعَمَهُمُ وَ كَسَاهُمْ وَ أَمَرَ لَهُمْ بِدَرَاهِمَ»).
  46. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۸۱-۳۸۲، ح۶ (سند روایت حسن است. ر.ک: محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۴، ص۲۴۱).
  47. ر.ک: عنوان «آموزش آموزه‌های دینی».
  48. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۶۹، ح۱ («عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(ع)، قَالَ:... فَتَصَدَّقَ أَبِي عَنْهَا بِمِائَةِ دِينَارٍ»).
  49. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۹، ح۶ («حَقُّ الْوَلَدِ عَلَى وَالِدِهِ إِذَا كَانَ ذَكَراً أَنْ يَسْتَفْرِهَ أُمَّهُ... وَ إِذَا كَانَتْ أُنْثَى أَنْ يَسْتَفْرِهَ أُمَّهَا»).
  50. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۸، ص۳۰۸ («أَيُّهَا النَّاسُ! كَمَا أَنَّكُمْ جَمِيعًا فِي بَيْعَتِي، فَإِنِّي فِي بَيْعَةِ أَخِي»).
  51. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۲۱۷، ح۵ («... كَانَ أَبِي(ع) يَبْعَثُ أُمِّي وَ أُمَّ فَرْوَةَ تَقْضِيَانِ حُقُوقَ أَهْلِ الْمَدِينَةِ»).
  52. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۲۶۵.
  53. «و میان شما دلبستگی پایدار و مهر پدید آورد» سوره روم، آیه ۲۱.
  54. ر.ک: عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۵، ص۶۷۵.
  55. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۲۰، ح۱ («... مِنْ أَخْلَاقِ الْأَنْبِيَاءِ(ع) حُبُّ النِّسَاءِ»).
  56. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۱۲، ح۶ («... الْمُؤْمِنُ يَأْكُلُ بِشَهْوَةِ أَهْلِهِ [عِيَالِهِ]...»).
  57. برای نمونه، ر.ک: حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۱۹۶.
  58. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۶۹، ح۵۹ («قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَةِ إِنِّي أُحِبُّكِ لَا يَذْهَبُ مِنْ قَلْبِهَا أَبَداً»).
  59. شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۸۴، ح۴۳۵۰ («... الْعَبْدُ كُلَّمَا ازْدَادَ لِلنِّسَاءِ حُبّاً ازْدَادَ فِي الْإِيمَانِ فَضْلًا»).
  60. ابن‌شعبه حرانی، تحف العقول، ص۲۹۴: لَوْ كَانَ حُبُّكَ صَادِقاً لَأَطَعْتَهُ *** إِنَّ الْمُحِبَّ لِمَنْ أَحَبَّ مُطِيعٌ.
  61. «آنان امن (و آرامش) دارند و رهیافته‌اند» سوره انعام، آیه ۸۲.
  62. محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲، ص۱۴۴، ح۱۷۵۵ («... حُبِّبَ إِلَيَّ مِنْ دُنْيَاكُمُ النِّسَاءُ وَ الطِّيبُ وَ جُعِلَ قُرَّةُ عَيْنِي فِي الصَّلَاةِ»).
  63. فضل‌الله بن علی راوندی، النوادر، ص١۵ («قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):... وَ الْمَحَبَّةَ لِلنِّسَاءِ»).
  64. محمد بن جریر طبری امامی، المسترشد فی امامة علی بن ابی‌طالب(ع)، ص۴۱۴؛ ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج۱، ص۲۴۴ («... إِنَّمَا سُمِّيَتْ جَانَّ الصَّفَا لِحُسْنِهَا»).
  65. محمد بن حسن فتال، روضةالواعظین، ج۱، ص۳۴۸ («... أَرْبَعَةٌ لَيْسَ إِلَى فِرَاقِهِنَّ سَبِيلٌ: بِنْتُ أُمَامَةَ أَوْصَتْنِي بِهَا فَاطِمَةُ...»).
  66. احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۴۹۵-۴۹۶ (... وَ قُلْنَ: يَا عَدُوَّ اللَّهِ لَا بَأْسَ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ).
  67. ابن‌حجر عسقلانی، الاصابه، ج۸، ص۲۵.
  68. علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، ص۹۴؛ ابن‌قتیبه، المعارف، ص۲۱۳؛ ابن‌کثیر، البدایة والنهایه، ج۸، ص۲۱۱. «إِنَّنِي لَأُحِبُّ دَارًا *** تَحِلُّ بِهَا سَكِينَةُ وَ الرَّبَابُ أُحِبُّهُمَا وَ أَبْذُلُ جُلَّ مَالِي *** وَ لَيْسَ لِعَاذِلٍ عِنْدِي عِتَابُ‌»
  69. علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۶، ص۹۱.
  70. علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۶، ص۱۴۲؛ سید محسن امین عاملی، اعیان الشیعه، ج۶، ص۴۴۹. إِنَّ الَّذِي كَانَ نُوراً يُسْتَضَاءُ بِهِ *** بِكَرْبَلاءَ قَتِيلٌ غَيْرُ مَدْفُونِ سِبْطَ النَّبِيِّ جَزاكَ اللَّهُ صَالِحَةً *** عَنّا، وَ جُنِّبْتَ خُسْرَانَ الْمَوَازِينِ قَدْ كُنْتَ لِي جَبَلاً صَعْباً أَلُوذُ بِهِ *** وَ كُنْتَ تَصْحَبُنا بِالرُّحْمِ وَ الدِّينِ مَنْ لِلْيَتامى وَ مَنْ لِلسَّائِلِينَ وَ مَنْ *** يُغني وَ يَأوِي إلَيْهِ كُلُّ مِسْكِينِ وَ اللَّهِ لَا أبْتَغِي صِهْراً بِصِهْرِكُمْ *** حَتَّى اغَيَّبَ بَيْنَ الرَّملِ وَ الطِّينِ
  71. ر.ک: محمد کاویانی، «نگاهی روان‌شناختی - دینی به مراسم عزاداری حسینی»، ص۱۹۷-۱۹۹.
  72. ابن‌جوزی، المنتظم، ج۶، ص۹، ش ۴۱۶ (فَعَاشَتْ بَعْدَ الْحُسَيْنِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ سَنَةً لَمْ يُظِلَّهَا سَقْفٌ، فَبَلِيَتْ وَ مَاتَتْ كَمَداً).
  73. ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۶۹، ص۱۱۹-۱۲۰؛ ابن‌کثیر، البدایة والنهایه، ج۸، ص۲۱۲. إِلَى الْحَوْلِ ثُمَّ اسْمُ السَّلاَمِ عَلَيْكُمَا *** وَ مَنْ يَبْكِ حَوْلاً كَامِلاً فَقَدِ اعْتَذَرْ
  74. باقر شریف قرشی، حیاة الامام الحسین: دراسه و تحلیل، ج۳، ص۴۴۰.
  75. شیخ عباس قمی، سفینةالبحار، ج۲، ص۱۹۱-۱۹۲.
  76. لُبید عموی پدر ام‌البنین مادر حضرت عباس بود که هنگام مرگش این اشعار را سرود و به دخترانش توصیه کرد پس از مرگ وی با قرانت آن به مدت یک سال بر قبرش عزاداری کنند و آنان نیز چنین کردند (شیخ عباس قمی، سفینةالبحار، ج۲، ص۱۹۱-۱۹۲).
  77. ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب(ع)، ج۴، ص۳۰ («أَنَّهَا أَنْشَدَتْ بَيْتَ لَبِيدٍ»).
  78. او از یاران دو امام باقر و صادق(ع) بود که در دوره امام صادق درگذشت (محمدتقی تستری، قاموس الرجال، ج۸، ش ۶۲۰۰).
  79. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۷، ح۷ («... إِنَّ الثَّقَفِيَّةَ أَكْرَهَتْنِي عَلَيْهِ وَ أَنَا أُحِبُّهَا فَأَكْرَهَتْنِي عَلَى لُبْسِهَا...»).
  80. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۵، ح۱ («... عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(ع) أَنَّهُ كَانَتْ عِنْدَهُ امْرَأَةٌ تُعْجِبُهُ وَ كَانَ لَهَا مُحِبّاً...»).
  81. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۲۷۲.
  82. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۷۶.
  83. احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۲، ص۶۲۱، ح۶۱؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۷، ح۱ و ۷؛ ص۴۴۸-۴۴۹، ح۱۳.
  84. حکم بن عتیبه از فقیهان تابعی و اصحاب حدیث و صاحب مذهب بود که پیروانی داشت و شیعه زیدی مذهب بود و با امام باقر(ع) و شاگردانش نیز رفت و آمد داشت (حسین عزیزی، پرویز رستگار و یوسف بیات، راویان مشترک فریقین، ج۱، ص۲۵۱-۲۵۴).
  85. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۷، ح۱ و ۳ («... فَأَمَّا هَذَا الْبَيْتُ الَّذِي تَرَى فَهُوَ بَيْتُ الْمَرْأَةِ وَ أَنَا قَرِيبُ الْعَهْدِ بِالْعُرْسِ وَ بَيْتِي الْبَيْتُ الَّذِي تَعْرِفُ»). محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۷ («... رَأَيْتُ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ(ع) ثَوْباً مُعَصْفَراً فَقَالَ: إِنِّي تَزَوَّجْتُ امْرَأَةً مِنْ قُرَيْشٍ») (سند این روایت معتبر است).
  86. محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۵، ص۳۰۸، ح۶۶۲۵ («... الْأَعَاجِمُ تُعَظِّمُهُ وَ إِنَّا لَنَمْتَهِنُهُ»). محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۵، ص۳۱۰، ح۶۶۲۸ و ۶۶۳۲ («... أَرَدْتُ أَنْ أُهِينَهُ»).
  87. محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۲۲، ص۳۶۳.
  88. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۷۵، ح۱ و ۲؛ ابوحنیفه نعمان بن محمد مغربی، دعائم الإسلام، ج۲، ص۱۶۳، ح۵۸۴ («... يُحَلِّي وُلْدَهُ وَ نِسَاءَهُ بِالذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ»).
  89. ﴿وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا «و زیور خود را آشکار نگردانند مگر آنچه از آن، که خود پیداست» سوره نور، آیه ۳۱.
  90. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۲۱، ح۳ («... فِي قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: ﴿إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا قَالَ: الزِّينَةُ الظَّاهِرَةُ الْكُحْلُ وَ الْخَاتَمُ»).
  91. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۱۹، ح۳ («... لَا يَنْبَغِي لِلْمَرْأَةِ أَنْ تُجَمِّرَ ثَوْبَهَا إِذَا خَرَجَتْ مِنْ بَيْتِهَا»).
  92. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۲۷۸.
  93. محمد کوفی، الجعفریات، ص۱۵۳ («... يَا أَهْلَ الْقَرَابَةِ... تَهَادَوْا، فَإِنَّ الْهَدِيَّةَ تَسُلُّ السَّخَائِمَ وَ تُجْلِي ضَغَائِنَ الْعَدَاوَةِ وَ الْأَحْقَادِ»).
  94. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۲۹۰ («... إِنَّ الْهَدِيَّةَ مِفْتَاحُ الْحَوَائِجِ»).
  95. شیخ عباس قمی، سفینة البحار، ج۴، ص۱۸۳ («عَنِ النَّبِيِّ(ص)، قَالَ:... تَهَادَوْا بَيْنَكُمْ فَإِنَّهُ... يُنْبِتُ الْمَوَدَّةَ فِي الْقَلْبِ»).
  96. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۱۴۴ («تَهَادَوْا تَحَابُّوا، تَهَادَوْا فَإِنَّهَا تَذْهَبُ بِالضَّغَائِنِ»).
  97. محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۱، ص۵۱۴، ح۲۷۷۲۸ («... مَنْ دَخَلَ السُّوقَ فَاشْتَرَى تُحْفَةً فَحَمَلَهَا إِلَى عِيَالِهِ كَانَ كَحَامِلِ صَدَقَةٍ إِلَى قَوْمٍ مَحَاوِيجَ»).
  98. شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۳۸۱ («هِبَةُ الرَّجُلِ لِزَوْجَتِهِ تَزِيدُ فِي عِفَّتِهَا»).
  99. محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۱۹، ص۱۲۰؛ ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، باب الهدیه، ص۱۴۳.
  100. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۷۵، ح۱ و ۲ («... يُحَلِّي وُلْدَهُ وَ نِسَاءَهُ بِالذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ»).
  101. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۰۳، ح۱ («... مَا رَأَيْتُ وَ لَا عَرَفْتُ بِسُرَّ مَنْ رَأَى رَجُلًا مِنَ الْعَلَوِيَّةِ مِثْلَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الرِّضَا فِي هَدْيِهِ وَ سُكُونِهِ وَ عَفَافِهِ وَ نُبْلِهِ وَ كَرَمِهِ عِنْدَ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ بَنِي هَاشِمٍ»).
  102. سعید بن عبدالله راوندی، الخرائج و الجرائح، ص۶۹۹-۷۰۱؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۵۱، ص۲۹۵، ح۱۱.
  103. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۲۸۰.
  104. احمد بن یحیی بلاذری، جمل انساب الاشراف، ج۲، ص۳۰۶ (إِيَّاكَ وَ كَثْرَةَ الْمُعَاتَبَةِ فَإِنَّهَا تُورِثُ الضَّغِينَةَ).
  105. عبدالرحمن بن محمد تمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ش ۷۳۱۳ («لِكُلِّ ظَاهِرٍ بَاطِنٌ عَلَى مِثَالِهِ؛ فَمَنْ طَابَ ظَاهِرُهُ طَابَ بَاطِنُهُ وَ مَنْ خَبُثَ ظَاهِرُهُ خَبُثَ بَاطِنُهُ»).
  106. «و با آنان شایسته رفتار کنید» سوره نساء، آیه ۱۹.
  107. محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۱۵۹ («وَ مِنْ زِيِّ الرِّفْقِ اللِّينُ وَ مِنْ زِيِّ اللِّينِ السُّهُولَةُ»).
  108. ورام بن ابی‌فراس، تنبیه الخواطر، ج۲، ص۱۲۱ («جُلُوسُ الْمَرْءِ عِنْدَ عِيَالِهِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى مِنِ اعْتِكَافٍ فِي مَسْجِدِي هَذَا»).
  109. محمد محمدی ری‌شهری، تحکیم خانواده از نگاه قرآن و حدیث، صص ۱۹۲ و ۳۸۱ («إِذَا نَظَرَ الْعَبْدُ إِلَى وَجْهِ زَوجِهِ وَ نَظَرَتْ إِلَيْهِ، نَظَرَ اللهُ إِلَيْهِمَا نَظرَ رَحْمَةٍ، فَإِذَا أَخَذَ بِكَفِّهَا وَ أَخَذَتْ بِكَفِّهِ، تَسَاقَطَتْ ذُنُوبُهُمَا مِنْ خِلَالِ أَصَابِعِهِمَا»).
  110. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۷۰، ح۱ («... عَنْ أُمَامَةَ... قَالَتْ: أَتَانِي أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيٌّ(ع) فِي شَهْرِ رَمَضَانَ، فَأُتِيَ بِعَشَاءٍ وَ تَمْرٍ وَ كَمْأَةٍ فَأَكَلَ(ع) وَ كَانَ يُحِبُّ الْكَمْأَةَ»).
  111. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۲۲.
  112. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب(ع)، ج۳، ص۲۶۹.
  113. محمد مرتضی زبیدی، تاج العروس، ج۲، ص۱۰؛ سید محسن امین عاملی، اعیان الشیعه، ج۶، ص۴۴۹. ابوالفرج اصفهانی از قول ابن‌عبده آورده است که رباب از خاندان حارثه فرزند اوس بن حارثة بن لام الطایی بوده است (مقاتل الطالبیین، ص۹۴). ظاهراً مقصود از «آل لام» همین خانواده است. أُحِبُّ لِحُبِّهَا زَيْداً جَمِيعاً *** وَ نَتْلَةَ كُلَّهَا وَ بَنِي الرَّبَابِ وَ أَخْوَالاً لَهَا مِنْ آلِ لأْمٍ *** أُحِبُّهُمُ وَ طُرَّ بَنِي جَنَابِ
  114. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۷۷، ح۶.
  115. محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۱، ص۱۳۴، ح۶۱-۶۲ («... فَقَالَ: ادْنُهْ هَذِهِ أُمُّ إِسْمَاعِيلَ جَاءَتْ وَ أَنَا أَزْعُمُ أَنَّ هَذَا الْمَكَانَ الَّذِي أَحْبَطَ اللَّهُ فِيهِ حَجَّهَا عَامَ أَوَّلَ...»).
  116. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۲۸۲.
  117. ﴿لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي كَبَدٍ «که بی‌گمان انسان را در رنج آفریده‌ایم،» سوره بلد، آیه ۴.
  118. ﴿إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسَابٍ «جز این نیست که پاداش شکیبایان را بی‌شمار، تمام دهند» سوره زمر، آیه ۱۰.
  119. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۶۸، ص۳۴۱ («مَنْ هَجَرَ الْمُدَارَاةَ قَارَبَهُ الْمَكْرُوهُ»).
  120. محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۲۰۲، ح۱۶۰۸۸ («... رَأْسُ الْعَقْلِ بَعْدَ الْإِيمَانِ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مُدَارَاةُ النَّاسِ»).
  121. عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ص۴۴۵، واژه «مدح المداراة»، ش ۴۱۶ («ثَمَرَةُ الْعَقْلِ مُدَارَاةُ النَّاسِ»).
  122. عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ش۱۰۱۶۸ («رَأْسُ الْحِكْمَةِ مُدَارَاةُ النَّاسِ»).
  123. عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ش۱۰۱۶۹ («عُنْوَانُ الْعَقْلِ مُدَارَاةُ النَّاسِ»).
  124. عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ش۱۰۱۷۸ («سَلَامَةُ الدِّينِ وَ الدُّنْيَا فِي مُدَارَاةِ النَّاسِ»).
  125. محمد بن حسن فتال، روضة الواعظین، ج۲، ص۳۸۰ («قَالَ النَّبِيُّ(ص): مَنْ عَاشَ مُدَارِياً مَاتَ شَهِيداً، وَ قَالَ: مُدَارَاةُ النَّاسِ صَدَقَةٌ»).
  126. ر.ک: عبدالله جوادی آملی، خانواده متعادل، ص۲۴۰.
  127. عزیزالله عطاردی قوچانی، مسند الامام الصادق(ع)، ج۱۶، ص۱۸۸، ح۱۲ («... وَ إِنْ أَذْنَبَتْ غَفَرَ لَهَا»).
  128. محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۱۶۳، ح۲۵۳۱۵ («مَنْ صَبَرَ عَلَى سُوءِ خُلُقِ امْرَأَتِهِ وَ احْتَسَبَهُ أَعْطَاهُ اللَّهُ (بِكُلِّ مَرَّةٍ) يَصْبِرُ عَلَيْهَا مِنَ الثَّوَابِ مِثْلَ مَا أَعْطَى أَيُّوبَ عَلَى بَلَائِهِ»).
  129. شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۴۴۳، ح۴۵۳۷ («قَالَ الصَّادِقُ(ع): رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْسَنَ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ زَوْجَتِهِ...»).
  130. عزیزالله عطاردی قوچانی، مسند الامام الصادق(ع)، ج۱۶، ص۱۸۸، ح۱۱؛ ص۱۹۳، ح۳۴ («... قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع): كَانَتِ امْرَأَةٌ عِنْدَ أَبِي(ع) تُؤْذِيهِ فَيَغْفِرُ لَهَا»).
  131. شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۸۹، ح۴۳۶۶ («... خَيْرُ نِسَائِكُمُ الَّتِي إِنْ غَضِبَتْ أَوْ أَغْضَبَتْ قَالَتْ لِزَوْجِهَا: يَدِي فِي يَدِكَ لَا أَكْتَحِلُ بِغُمْضٍ حَتَّى تَرْضَى عَنِّي»).
  132. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب(ع)، ج۴ ص۱۸؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۳۱ («... فَدَخَلَتْ عَلَيْهِ جَارِيَةٌ فَحَيَّتْهُ بِطَاقَةِ رَيْحَانٍ فَقَالَ لَهَا: أَنْتِ حُرَّةٌ لِوَجْهِ اللَّهِ...»).
  133. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۲۸۶.
  134. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۳۷، ص۱۶ («فَقَالَ لَهَا: يَا حَمِيدَةُ بَخْ بَخْ حَلَّ الْمُلْكُ فِي بَيْتِكِ»).
  135. احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۲، ص۳۰-۳۱، ح۳۲؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۸۵، ح۱ («... قَالَ: سَلَّمَهَا اللَّهُ وَ قَدْ وَهَبَ لِي غُلَاماً...»).
  136. احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۲، ص۱۹۲، ح۱۸۷ («... وَ دَخَلَ بَعْدِي بِيَوْمٍ فَأَطْعَمَ النَّاسَ ثَلَاثاً...»).
  137. محمد بن محمد مفید، الاختصاص، ص۱۹۶ («... فَلَمَّا وَلَدَتْ لَهُ الرِّضَا(ع) سَمَّاهَا الطَّاهِرَةَ وَ كَانَتْ لَهَا أَسْمَاءٌ...»).
  138. علی بن حسین مسعودی، اثبات الوصیة، ص۲۱۶؛ حسین بن عبدالوهاب، عیون المعجزات، ص۱۱۹ («... قُدِّسَتْ أُمٌّ وَلَدَتْهُ قَدْ خُلِقَتْ طَاهِرَةً مُطَهَّرَةً...»).
  139. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۲۸۹.
  140. مقداد بن عبدالله سیوری حلی، کنزالعرفان فی فقه القرآن، ج۲، ص۲۳۳.
  141. «مردان سرپرست زنانند» سوره نساء، آیه ۳۴.
  142. ر.ک: عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۱۱، ص۲۶۳-۲۶۵؛ همو، زن در آینه جلال و جمال، ص۳۹۱.
  143. جلال‌الدین سیوطی، الدرالمنثور، ج۲، ص۵۱۶.
  144. جلال‌الدین سیوطی، الدرالمنثور، ج۲، ص۵۱۶.
  145. ر.ک: عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۱۸، صص ۵۵۳-۵۵۰ و ۵۵۶-۵۷۴؛ ج۱۷، ص۵۵۴؛ همو، زن در آینه جلال و جمال، ص۳۹۱.
  146. شیخ صدوق، الامالی، ص۲۵۶-۲۶۱، ح۱۱؛ حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۲، ص۴۰۳، ح۱۰۵۴؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۱، ص۳۰۲ (صدوق این روایت را با دو طریق که یکی به ابن‌عباس و دیگری به امام صادق(ع) می‌انجامد، نقل کرده است).
  147. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۸۶ («وَ كَانَتْ فَاطِمَةُ(س) تَطْحَنُ وَ تَعْجِنُ وَ تَخْبِزُ») (باسند معتبر).
  148. حسین بن محمد تقی نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۳، ص۴۸، ح۱۴۷۰۶-۲ («... وَ أَنَا أُنَقِّي الْعَدَسَ...»).
  149. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، باب «کفایة العیال»، ص۱۲، ح۱۱.
  150. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۷۳، ح۱ («... لَوْ جَاءَنِي الْمَوْتُ وَ أَنَا عَلَى هَذِهِ الْحَالِ جَاءَنِي وَ أَنَا فِي طَاعَةٍ مِنْ طَاعَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَكُفُّ بِهَا نَفْسِي وَ عِيَالِي...»).
  151. شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۱۶۳، ح۷۶ («قَالَ(ع):... فَإِنِّي أَشْتَهِي أَنْ يَرَانِيَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَعْمَلُ بِيَدِي وَ أَطْلُبُ الْحَلَالَ فِي أَذَى نَفْسِي»).
  152. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰۱، ص۱۳۲، ح۱؛ حسین بن محمد تقی نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۳، ص۴۸، ح۱۴۷۰۶.
  153. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۲۹۱.
  154. نهج‌البلاغه، حکمت ۲۱۱ («وَ الِاسْتِشَارَةُ عَيْنُ الْهِدَايَةِ»).
  155. احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ص۴۳۵، ح(۲۵۰۹) ۱۵؛ نهج‌البلاغه، حکمت ۱۱۳ («لَا مُظَاهَرَةَ أَوْثَقُ مِنَ الْمُشَاوَرَةِ»).
  156. احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۲، ص۴۳۸، ح(۲۵۲۲) ۲۸؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۹۱، ص۲۳۵، ح۴.
  157. احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۲، ص۴۳۶، ح(۲۵۱۱) ۱۷ («اسْتَشِيرُوا فِي أَمْرِكُمُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ»).
  158. ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۲، ص۷۷؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۳۷، ص۱۰۳ («... أَ لَا كُنْتِ أَعْلَمْتِينِي فَأَبْغِيَكُمْ شَيْئاً؟ فَقَالَتْ: يَا أَبَا الْحَسَنِ! إِنِّي لَأَسْتَحْيِي مِنْ إِلَهِي أَنْ أُكَلِّفَ نَفْسَكَ مَا لَا تَقْدِرُ عَلَيْهِ...»).
  159. محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۱، ص۵۴۲، ح۲۷۸۱۴ («... الْمُؤْمِنُ يَأْكُلُ بِشَهْوَةِ عِيَالِهِ»).
  160. حسین بن محمدتقی نوری، مستدرک الوسائل، ج۳، ص۲۵۵، ح۳۵۱۸-۳ («... أَ لَا أُنَبِّئُكُمْ بِخَمْسٍ مَنْ كُنَّ فِيهِ فَلَيْسَ بِمُتَكَبِّرٍ... وَ أَنْ يَأْكُلَ الرَّجُلُ مَعَ عِيَالِهِ»).
  161. محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۱، ص۵۴۲، ح۲۷۸۱۶ («... مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ ضَيَّعَ مَنْ يَعُولُ»).
  162. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۲۹۴.
  163. عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ش۴۵۹۴ («... ثَمَرَةُ الدِّينِ الْأَمَانَةُ»).
  164. ﴿قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا «خود و خانواده خویش را از آتش بازدارید» سوره تحریم، آیه ۶.
  165. ﴿وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا «و خانواده‌ات را به نماز فرمان ده و بر آن شکیب کن» سوره طه، آیه ۱۳۲.
  166. حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۱۹۶ («... زَوِّجْهَا مِنْ رَجُلٍ تَقِيٍّ فَإِنَّهُ إِنْ أَحَبَّهَا أَكْرَمَهَا وَ إِنْ أَبْغَضَهَا لَمْ يَظْلِمْهَا»).
  167. ابوحنیفه نعمان بن محمد مغربی، دعائم الإسلام، ج۱، ص۸۲ («... لَا يَزَالُ الْعَبْدُ الْمُؤْمِنُ يُورِثُ أَهْلَ بَيْتِهِ الْعِلْمَ وَ الْأَدَبَ الصَّالِحَ...»).
  168. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۷۲، ح۱ («... وَ قَالَتْ أُمِّي: قَالَ أَبِي: يَا أُمَّ فَرْوَةَ إِنِّي لَأَدْعُو اللَّهَ لِمُذْنِبِي شِيعَتِنَا...»).
  169. شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۱۷۸، ح۵۲۹ («... كَانَ أَبِي(ع) يَبْعَثُ أُمِّي وَ أُمَّ فَرْوَةَ تَقْضِيَانِ حُقُوقَ أَهْلِ الْمَدِينَةِ...»).
  170. شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۳۵۰، ح۲۶۶۰ («... قَالَ لِأَهْلِهِ: إِيَّاكُمْ أَنْ تَجْعَلُوا فِي زَادِنَا شَيْئاً مِنَ الطِّيبِ وَ لَا الزَّعْفَرَانِ...»).
  171. محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۶، ص۳۸۹، ح۳ («... اللُّقَطَةِ... وَ كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ(ع) يَقُولُ لِأَهْلِهِ: لَا تَمَسُّوهَا») (سند روایت معتبر است).
  172. شیخ صدوق، علل الشرائع، ج۱، ۴۵، ص۴۱ («... فَقَالَ لَهَا: لَا يَعْبُرْ عَلَى بَابِي سَائِلٌ إِلَّا أَطْعَمْتُمُوهُ فَإِنَّ الْيَوْمَ يَوْمُ الْجُمُعَةِ»).
  173. ابوحنیفه نعمان بن محمد مغربی دعائم الإسلام، ج۲، ص۱۱۴، ح۳۷۹ («وَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ(ع) أَنَّهُ قَالَ: كَانَ أَبِي(ع) إِذَا رَأَى شَيْئاً مِنَ الطَّعَامِ فِي مَنْزِلِهِ قَدْ رُمِيَ بِهِ نَقَصَ مِنْ قُوتِ أَهْلِهِ مِثْلَهُ... عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ(ع) إِذَا رَأَى شَيْئاً مِنَ الْخُبْزِ مَطْرُوحاً وَ لَوْ قَدْرَ مَا تَجُرُّهُ النَّمْلَةُ نَقَصَ مِنْ قُوتِ أَهْلِهِ بِقَدْرِ ذَلِكَ»).
  174. ابن‌شعبه حرانی، تحف العقول، ص۴۰۳، ح۲۳۳ (امام کاظم(ع): «مَنِ اقْتَصَدَ وَ قَنِعَ بَقِيَتْ عَلَيْهِ النِّعْمَةُ...»).
  175. شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۳۸۴، ح۵۸۳۴ («لَا كَنْزَ أَغْنَى مِنَ الْقُنُوعِ»). ابن‌شعبه حرانی، تحف العقول، ج۱، ص۶ (پیامبر(ص) فرمود: «مَنْ قَنِعَ بِمَا رَزَقَهُ اللَّهُ فَهُوَ مِنْ أَغْنَى النَّاسِ»). حسن بن علی دیلمی، ارشاد القلوب، ج۱، ص۱۱۹، ح۲۴۴ («... الْغِنَى فِي الْقَنَاعَةِ»).
  176. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۸، ص۱۸، ح۴ («... مَنِ اقْتَصَرَ عَلَى بُلْغَةِ الْكَفَافِ فَقَدِ انْتَظَمَ الرَّاحَةَ»). عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ص۳۹۳، ش۱۹ («أَنْعَمُ النَّاسِ عَيْشاً مَنْ مَنَحَهُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ الْقَنَاعَةَ»).
  177. ابن‌شعبه حرانی، تحف العقول، ص۳۱۵ («مَنْ رُزِقَ ثَلَاثاً نَالَ ثَلَاثاً وَ هُوَ الْغِنَى الْأَكْبَرُ: الْقَنَاعَةُ بِمَا أُعْطِيَ...»).
  178. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۷، ح۱ («... أَنْ يَكُونَ فِيهِ ثَمَانِي خِصَالٍ... قَانِعاً بِمَا رَزَقَهُ اللَّهُ...») (با سند معتبر).
  179. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۲۹۶.
  180. ر.ک: محمد عالم‌زاده نوری، راهبرد تربیت اخلاقی در قرآن کریم، ص۳۲-۴۱.
  181. احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۱، ص۸ («... وَ يَحْسُنُ خُلُقُهُ مَعَ أَهْلِهِ»).
  182. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۵۴، ح۵؛ شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۲۱، ح۴۹۸۵.
  183. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۱۸، ح۲ («أَيُّ امْرَأَةٍ تَطَيَّبَتْ ثُمَّ خَرَجَتْ مِنْ بَيْتِهَا فَهِيَ تُلْعَنُ حَتَّى تَرْجِعَ‏ إِلَى بَيْتِهَا مَتَى مَا رَجَعَتْ»).
  184. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۸، ص۳۰۷، ح۴۷۷ («... مَنْ أَصْلَحَ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَصْلَحَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النَّاسِ»).
  185. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۲۹۹.
  186. «آنها جامه شما و شما جامه آنهایید» سوره بقره، آیه ۱۸۷.
  187. ر.ک: عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۹، صص ۴۴۶ و ۴۵۹.
  188. محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۲۰، ص۳۳۱ (سند روایت موثق است).
  189. کلاغ اعصم یکی از دو پایش سفید است و با نجابتی که دارد، به سرعت دست‌یافتنی نیست (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۱۵، ح۴ «... قِيلَ: وَ مَا الْغُرَابُ الْأَعْصَمُ الَّذِي لَا يَكَادُ يُقْدَرُ عَلَيْهِ؟ قَالَ: الْأَبْيَضُ إِحْدَى رِجْلَيْهِ»).
  190. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۱۵ («... إِنَّمَا مَثَلُ الْمَرْأَةِ الصَّالِحَةِ مَثَلُ الْغُرَابِ الْأَعْصَمِ الَّذِي لَا يَكَادُ يُقْدَرُ عَلَيْهِ»).
  191. ﴿وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ «و به زنان مؤمن بگو دیدگان (از نگاه حرام) فرو دارند و پاکدامنی ورزند و زیور خود را آشکار نگردانند مگر آنچه از آن، که خود پیداست و باید روسری‌هایشان را بر گریبان خویش افکنند و زیور خود را آشکار نگردانند جز بر شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان (هم آیین) شان یا کنیزهاشان یا مردان وابسته‌ای که نیاز (به زن) ندارند یا کودکانی که از شرمگاه‌های زنان آگاهی ندارند و چنان پا نکوبند که آنچه از زیورشان پوشیده می‌دارند آشکار گردد و همگان ای مؤمنان! به درگاه خداوند توبه کنید، باشد که رستگار گردید» سوره نور، آیه ۳۱.
  192. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۳۰۱.
  193. شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۴۸۲، ح۱۳۹۴ (تَعَلَّمُوا مِنَ الْغُرَابِ ثَلَاثَ خِصَالٍ اسْتِتَارَهُ بِالسَّفَادِ وَ بُکُورَهُ فِی طَلَبِ الرِّزْقِ وَ حَذَرَهُ).
  194. ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۰۰، ح۲ («... قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَوْ أَنَّ رَجُلًا غَشِيَ امْرَأَتَهُ وَ فِي الْبَيْتِ صَبِيٌّ مُسْتَيْقِظٌ يَرَاهُمَا وَ يَسْمَعُ كَلَامَهُمَا وَ نَفَسَهُمَا مَا أَفْلَحَ أَبَداً؛ إِذَا كَانَ غُلَاماً، كَانَ زَانِياً أَوْ جَارِيَةً، كَانَتْ زَانِيَةً...»).
  195. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۰۰، ح۲ («... وَ كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ(ع) إِذَا أَرَادَ أَنْ يَغْشَى أَهْلَهُ أَغْلَقَ الْبَابَ وَ أَرْخَى السُّتُورَ وَ أَخْرَجَ الْخَدَمَ»).
  196. محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۱، ص۱۳۴، ح۶۱-۶۲؛ همو، الاستبصار، ج۱، ص۱۲۵، ح۵.
  197. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۳۰۲.
  198. محمد بن محمد شعیری، جامع الاخبار، ص۸۸ («أَفْشُوا السَّلَامَ تَسْلَمُوا»).
  199. محمد بن محمد شعیری، جامع الاخبار، ص۸۸ («صِلُوا أَرْحَامَكُمْ وَ لَوْ بِالسَّلَامِ»).
  200. محمد بن محمد شعیری، جامع الاخبار، ص۸۸ («إِذَا قَامَ أَحَدُكُمْ مِنْ مَجْلِسِهِ فَلْيُوَدِّعْهُمْ بِالسَّلَامِ»).
  201. ابن‌شعبه حرانی، تحف العقول، ص۲۴۶.
  202. محمد بن محمد شعیری، جامع الاخبار، ص۸۸ («إِنَّ مِنْ مُوجِبَاتِ الْمَغْفِرَةِ بَذْلَ السَّلَامِ»).
  203. محمد بن محمد شعیری، جامع الاخبار، ص۸۹ («إِذَا دَخَلْتَ مَنْزِلَكَ فَقُلْ بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ سَلِّمْ عَلَى أَهْلِكَ»).
  204. محمد تقی مجلسی، روضة المتقین، ج۱۲، ص۲۵۰ («... كَانَ يُسَلِّمُ عَلَى كُلِّ أَحَدٍ حَتَّى الصِّبْيَانِ وَ النِّسْوَانِ»).
  205. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۷۸-۷۹، ح۸ («... إِنِّي وَ اللَّهِ مَا آمُرُكُمْ إِلَّا بِمَا نَأْمُرُ بِهِ أَنْفُسَنَا...»).
  206. شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۴۶۹.
  207. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۳۰۳.
  208. حسن مصطفوی، التحقیق، ج۲، ص۱۹؛ ابن اثیر، النهایة فی غرائب الحدیث، ج۱، ص۳۷۳، ماده «ح ر م»؛ احمد بن علی فیومی، المصباح المنیر، ص۱۳۱، ذیل «ح ر م». «حرم» در کلمات فقها به حرم مکه انصراف دارد. حرم مکه به محدوده‌ای از اطراف کعبه گفته می‌شود که بر پایه روایات جبرئیل به فرمان الهی آن را برای حضرت ابراهیم(ع) مشخص کرده است (سید محمود هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه، ج۳، واژه «حرم»).
  209. عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۴، ص۶۶۸.
  210. احمد بن حسین بیهقی، السنن الکبری، ج۸، ص۳۳۳ («إِنَّكَ إِنِ اتَّبَعْتَ عَوْرَاتِ النَّاسِ أَوْ عَثَرَاتِ النَّاسِ أَفْسَدْتَهُمْ أَوْ كِدْتَ أَنْ تُفْسِدَهُمْ»).
  211. شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۱۲ («... نَهَى رَسُولُ اللَّهِ... أَنْ يَطَّلِعَ الرَّجُلُ فِي بَيْتِ جَارِهِ وَ قَالَ: مَنْ نَظَرَ إِلَى عَوْرَةِ أَخِيهِ الْمُسْلِمِ... مُتَعَمِّداً أَدْخَلَهُ اللَّهُ تَعَالَى مَعَ الْمُنَافِقِينَ الَّذِينَ كَانُوا يَبْحَثُونَ عَنْ عَوْرَاتِ النَّاسِ وَ لَمْ يَخْرُجْ مِنَ الدُّنْيَا؛ حَتَّى يَفْضَحَهُ اللَّهُ، إِلَّا أَنْ يَتُوبَ...»).
  212. عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ص۴۲۱ («مَنْ تَتَبَّعَ عَوْرَاتِ النَّاسِ كَشَفَ اللَّهُ عَوْرَتَهُ»).
  213. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۳۰۵.
  214. ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءَكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ عَلَى أَنْ لَا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئًا وَلَا يَسْرِقْنَ وَلَا يَزْنِينَ وَلَا يَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَلَا يَأْتِينَ بِبُهْتَانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلَا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ فَبَايِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ «ای پیامبر! چون زنان مؤمن نزد تو آیند تا با تو بیعت کنند که هیچ چیز را با خدا شریک نگردانند و مرتکب دزدی نشوند و زنا نکنند و فرزندان خود را نکشند و با دروغ فرزند حرام‌زاده‌ای را که پیش دست و پای آنان است بر (شوهر) خویش نبندند و در هیچ کار شایسته‌ای سر از فرمان تو نپیچند، با آنان بیعت کن و برای آنها از خداوند آمرزش بخواه که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره ممتحنه، آیه ۱۲.
  215. محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۲۹۰-۲۹۱، حوادث سنه ۶ (دارالتراث)؛ ابن‌حنبل، المسند، ج۱، ح۲۳۶۶.
  216. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۵.
  217. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۳۰۸.
  218. ﴿وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا «و زیور خود را آشکار نگردانند مگر آنچه از آن، که خود پیداست» سوره نور، آیه ۳۱.
  219. حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۲۳۳؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۶۷، ح۲۵۰۵۴ («... خَيْرٌ لِلنِّسَاءِ أَنْ لَا يَرَيْنَ الرِّجَالَ وَ لَا يَرَاهُنَّ الرِّجَالُ...»).
  220. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۹، ج۶؛ شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۴۴۲، ح۴۵۳۵ («... لَا تُنْزِلُوا نِسَاءَكُمُ الْغُرَفَ»).
  221. «و زیور خود را آشکار نگردانند مگر آنچه از آن، که خود پیداست» سوره نور، آیه ۳۱.
  222. «و زیور خود را آشکار نگردانند جز بر شوهرانشان یا.».. سوره نور، آیه ۳۱.
  223. عزیزالله عطاردی قوچانی، مسند الامام الصادق(ع)، ج۱۶، ص۱۸۴-۱۸۵، ح۱ («... لَيْسَ لِلنِّسَاءِ مِنْ سَرَوَاتِ الطَّرِيقِ شَيْ‏ءٌ وَ لَكِنَّهَا تَمْشِي فِي جَانِبِ الْحَائِطِ وَ الطَّرِيقِ»).
  224. عزیزالله عطاردی قوچانی، مسند الامام الصادق(ع)، ج۱۶، ص۱۸۴-۱۸۵، ح۳ («... لَا يَنْبَغِي لِلْمَرْأَةِ أَنْ تُجَمِّرَ ثَوْبَهَا إِذَا خَرَجَتْ مِنْ بَيْتِهَا»).
  225. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۳۰۹.
  226. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب(ع)، ج۳، ص۳۲۳؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۳۷، ص۴۸ («... فَكَانَتْ فَاطِمَةَ جَاءَ بِهَا رَسُولُ اللَّهِ(ص) وَ أَقْعَدَهَا خَلْفَهُ... اللَّهُمَّ هَذِهِ نِسَائِي أَفْضَلُ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ»).
  227. حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۲۳۳؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۱، ص۴۶۶ («... خَيْرٌ لِلنِّسَاءِ أَنْ لَا يَرَيْنَ الرِّجَالَ وَ لَا يَرَاهُنَّ الرِّجَالُ...»).
  228. شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۵۶۱، ح۴۹۲۷ («... لَا يَنْبَغِي لِلْمَرْأَةِ أَنْ تَمْشِيَ فِي وَسَطِ الطَّرِيقِ وَ لَكِنَّهَا تَمْشِي إِلَى جَانِبِ الْحَائِطِ»).
  229. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۰۷، ح۱ («... يَا رَسُولَ اللَّهِ! مَا حَقُّ الزَّوْجِ عَلَى الْمَرْأَةِ؟ قَالَ:... وَ لَا تَخْرُجَ مِنْ بَيْتِهَا إِلَّا بِإِذْنِهِ...»).
  230. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۱۳، ح۱ («أَنَّ اللَّهَ قَدْ غَفَرَ لَكِ وَ لِأَبِيكِ بِطَاعَتِكِ لِزَوْجِكِ»).
  231. ر.ک: روح‌الله خمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۲۳۱-۲۳۴، کتاب النکاح، مسئله ۱۸-۲۹.
  232. محمد بن حسن فتال، روضة الواعظین، ج۲، ص۳۸۱ («إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْحَيِيَّ الْحَلِيمَ الْغَنِيَّ الْمُتَعَفِّفَ وَ يُبْغِضُ الْبَذِيَّ الْفَاحِشَ السَّائِلَ الْمُلْحِفَ»).
  233. شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۳۶۲ («... يَا عَلِيُّ! مَنْ أَطَاعَ امْرَأَتَهُ أَكَبَّهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى وَجْهِهِ فِي النَّارِ، فَقَالَ عَلِيٌّ(ع): وَ مَا تِلْكَ الطَّاعَةُ؟ قَالَ: يَأْذَنُ لَهَا فِي الذَّهَابِ إِلَى الْحَمَّامَاتِ وَ الْعُرُسَاتِ وَ النَّائِحَاتِ وَ لُبْسِ الثِّيَابِ الرِّقَاقِ»).
  234. محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۳۱۱ («إِذَا عَمِلَتْ أُمَّتِي خَمْسَ عَشْرَةَ خَصْلَةً حَلَّ بِهِمُ الْبَلَاءُ... أَطَاعَ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ...»).
  235. محمد بن محمد شعیری، جامع الاخبار، ص۱۵۸ («وَ الْمَرْأَةُ إِذَا خَرَجَتْ مِنْ بَابِ دَارِهَا مُتَزَيِّنَةً مُتَعَطِّرَةً وَ الزَّوْجُ بِذَاكَ رَاضٍ بُنِيَ لِزَوْجِهَا بِكُلِّ قَدَمٍ بَيْتٌ فِي النَّارِ، فَقَصِّرُوا أَجْنِحَةَ نِسَائِكُمْ وَ لَا تُطَوِّلُوهَا فَإِنَّ فِي تَطْوِيلِ أَجْنِحَتِهَا نَدَامَةً وَ جَزَاؤُهَا النَّارُ وَ فِي قَصْرِ أَجْنِحَتِهَا رِضًا وَ سُرُورٌ وَ دُخُولُ الْجَنَّةِ بِغَيْرِ حِسَابٍ احْفَظُوا وَصِيَّتِي فِي أَمْرِ نِسَائِكُمْ حَتَّى تَنْجُوا مِنْ شِدَّةِ الْحِسَابِ وَ مَنْ لَمْ يَحْفَظْ وَصِيَّتِي فَمَا أَسْوَأَ حَالَهُ بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ تَعَالَى»).
  236. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۳۱۰.
  237. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۰۷، ح۱.
  238. شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۴۴۳، ح۴۵۳۵.
  239. حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۲۳۳؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۱، ص۴۶۶.
  240. ﴿لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً «تا کنار آنان آرامش یابید و میان شما دلبستگی پایدار و مهر پدید آورد» سوره روم، آیه ۲۱.
  241. عزیزالله عطاردی قوچانی، مسند الإمام الصادق(ع)، ج۱۶، ص۲۰۵، ح۳ («مَا اعْتَصَمَ أَحَدٌ بِمِثْلِ مَا اعْتَصَمَ بِغَضِّ الْبَصَرِ...»).
  242. ابوحنیفه نعمان بن محمد مغربی، دعائم الإسلام، ج۲، ص۲۱۴، ح۷۹۲ («... إِنْ لَمْ يَكُنْ يَرَانِي فَإِنِّي أَرَاهُ وَ هُوَ يَشَمُّ الرِّيحَ...»).
  243. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۳۷، ح۶ («... يَا أَهْلَ الْعِرَاقِ نُبِّئْتُ أَنَّ نِسَاءَكُمْ يُدَافِعْنَ الرِّجَالَ فِي الطَّرِيقِ أَ مَا تَسْتَحْيُونَ») (با سند موثق).
  244. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۳۹۶، ح۱۴ («لَا يَصْلُحُ لِلْمَرْأَةِ الْمُسْلِمَةِ أَنْ تَلْبَسَ مِنَ الْخُمُرِ وَ الدُّرُوعِ مَا لَا يُوَارِي شَيْئاً»).
  245. محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۲، ص۲۱۴، ح۴۵-۴۶ («لَا تُصَلِّ فِيمَا شَفَّ أَوْ صَفَّ يَعْنِي الثَّوْبَ الْمُصَقَّلَ»).
  246. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۸، ص۱۸۷.
  247. «فَأُتِيَ بِتُبَّانٍ، فَقَالَ: لَا، ذَاكَ لِبَاسُ مَنْ ضُرِبَتْ عَلَيْهِ الذِّلَّةُ» (محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۲۴۵؛ ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۷، جزء ۱۴، ص۲۱۵؛ ابن طاووس، الملهوف، ص۱۲۱).
  248. محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۱، ص۱۳۴؛ محمدتقی تستری، رسالة فی التواریخ النبی و الآل، ص۷۴.
  249. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۳۱۳.
  250. مرتضی مطهری، یادداشت‌های استاد مطهری، ج۳، ص۱۸۷.
  251. ﴿الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ وَلَا تَأْخُذْكُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ «به هر یک از زن و مرد زناکار صد تازیانه بزنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید نباید در دین خداوند بخشایشی بر آن دو به شما دست دهد» سوره نور، آیه ۲.
  252. ﴿يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ «دیدگان (از نگاه حرام) فرو دارند و پاکدامنی ورزند و زیور خود را آشکار نگردانند مگر آنچه از آن، که خود پیداست و باید روسری‌هایشان را بر گریبان خویش افکنند و زیور خود را آشکار نگردانند» سوره نور، آیه ۳۱.
  253. «این (کار) برای اینکه (به پاکدامنی) شناخته شوند و آزار نبینند نزدیک‌تر است» سوره احزاب، آیه ۵۹.
  254. ر.ک: عبدالله جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، ص۴۳۸-۴۳۹.
  255. عزیزالله عطاردی قوچانی، مسند الامام الصادق(ع)، ج۱۶، ص۱۸۵، ح۶ («... مِنَ الْبَيْعَةِ عَلَى النِّسَاءِ أَنْ لَا يَحْتَبِينَ وَ لَا يَقْعُدْنَ مَعَ الرِّجَالِ فِي الْخَلَاءِ»).
  256. عزیزالله عطاردی قوچانی، مسند الامام الصادق(ع)، ج۱۶، ص۱۸۵، ح۲ («أَيُّ امْرَأَةٍ تَطَيَّبَتْ ثُمَّ خَرَجَتْ مِنْ بَيْتِهَا فَهِيَ تُلْعَنُ حَتَّى تَرْجِعَ‏ إِلَى بَيْتِهَا مَتَى مَا رَجَعَتْ»).
  257. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۳۱۵.
  258. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۹.
  259. احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۲، ص۵۴۷، ح۸۶۵ («... قَالَ: دَخَلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) عَلَى امْرَأَتِهِ الْعَامِرِيَّةِ وَ عِنْدَهَا نِسْوَةٌ مِنْ أَهْلِهَا فَقَالَ: هَلْ زَوَّدْتِهِنَّ بَعْدُ. قَالَ قَالَتْ: وَ اللَّهِ مَا أَطْعَمْتُهُنَّ شَيْئاً قَالَ: فَأَخْرَجَ دِرْهَماً مِنْ حُجْزَتِهِ فَقَالَ: اشْتَرُوا بِهَذَا عِنَباً، فَجِي‏ءَ بِهِ، فَقَالَ: أَطْعِمْنَ، فَكَأَنَّهُنَّ اسْتَحْيَيْنَ مِنْهُ قَالَ: فَأَخَذَ عُنْقُوداً بِيَدِهِ ثُمَّ تَنَحَّى وَحْدَهُ فَأَكَلَهُ»).
  260. محمد مرتضی زبیدی، تاج العروس، ج۲، ص۱۰؛ سید محسن امین عاملی، اعیان الشیعه، ج۶، ص۴۴۹. ابوالفرج از قول ابن عبده آورده است که رباب از خاندان حارثه، فرزند اوس بن حارثة بن لام الطایی بوده است (مقاتل الطالبین، ص۹۴). ظاهراً مقصود از آل لام همین خانواده است. أُحِبُّ لِحُبِّهَا زَيْداً جَمِيعاً *** وَ نَتْلَةَ كُلَّهَا وَ بَنِي الرَّبَابِ وَ أَخْوَالاً لَهَا مِنْ آلِ لأْمٍ *** أُحِبُّهُمُ وَ طُرَّ بَنِي جَنَابِ
  261. ابن‌شعبه حرانی، تحف العقول، ص۳۶۸ («... كُلُّ حَدِيثٍ جَاوَزَ اثْنَيْنِ فَاشٍ»).
  262. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۳۱۷.