فرجام حضرت مهدی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{خرد}} {{مهدویت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center;...» ایجاد کرد)
 
جز (جایگزینی متن - 'خدامراد]]،فرهنگ‌نامه' به 'خدامراد، [[فرهنگ‌نامه')
خط ۲۵: خط ۲۵:
*بنابراین طبق این روایت، مرگ طبیعی برخی از [[امامان]]{{عم}} محتمل خواهد بود.
*بنابراین طبق این روایت، مرگ طبیعی برخی از [[امامان]]{{عم}} محتمل خواهد بود.
*از [[امام صادق]]{{ع}} نقل شده که فرمود: "... پس چون معرفت و [[ایمان]] به این‏که او [[امام حسین|حسین]]{{ع}} است، در دل‏ها استقرار یافت، مرگ [[امام مهدی|حضرت حجت]]{{ع}} فرا می‌‏رسد. پس [[حسین بن علی]]{{ع}} او را غسل می‌‏دهد؛ کفن می‌‏کند؛ حنوط می‌‏کند و در قبرش قرار می‌‏دهد .... "<ref>{{عربی|اندازه=120%|" فَإِذَا اسْتَقَرَّتِ‏ الْمَعْرِفَةُ فِي‏ قُلُوبِ‏ الْمُؤْمِنِينَ‏ أَنَّهُ الْحُسَيْنُ {{ع}} جَاءَ الْحُجَّةَ الْمَوْتُ فَيَكُونُ الَّذِي يُغَسِّلُهُ وَ يُكَفِّنُهُ وَ يُحَنِّطُهُ وَ يَلْحَدُهُ فِي حُفْرَتِه‏‏‏‏‏‏‏‏"}}»، محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۸، ص ۲۰۷</ref>
*از [[امام صادق]]{{ع}} نقل شده که فرمود: "... پس چون معرفت و [[ایمان]] به این‏که او [[امام حسین|حسین]]{{ع}} است، در دل‏ها استقرار یافت، مرگ [[امام مهدی|حضرت حجت]]{{ع}} فرا می‌‏رسد. پس [[حسین بن علی]]{{ع}} او را غسل می‌‏دهد؛ کفن می‌‏کند؛ حنوط می‌‏کند و در قبرش قرار می‌‏دهد .... "<ref>{{عربی|اندازه=120%|" فَإِذَا اسْتَقَرَّتِ‏ الْمَعْرِفَةُ فِي‏ قُلُوبِ‏ الْمُؤْمِنِينَ‏ أَنَّهُ الْحُسَيْنُ {{ع}} جَاءَ الْحُجَّةَ الْمَوْتُ فَيَكُونُ الَّذِي يُغَسِّلُهُ وَ يُكَفِّنُهُ وَ يُحَنِّطُهُ وَ يَلْحَدُهُ فِي حُفْرَتِه‏‏‏‏‏‏‏‏"}}»، محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۸، ص ۲۰۷</ref>
*مرگ در روایت فوق شهادت را نیز شامل می‌‏شود اما احتمال مرگ طبیعی را نیز ردّ نمی‌‏کند. از آنچه یاد شد، به دست می‌‏آید که شهادت [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}}‏ امری محتمل‏ است و می‌‏توان از روایت [[امام رضا]]{{ع}} چنین برداشت کرد؛ اما همان‏گونه که [[شیخ مفید]] نیز بدان پایبند بوده، برای اثبات قطعی حکم به شهادت، ناکافی است و همان‏طور که علاوه بر آن برای هر [[امام]] نیاز به شواهد تاریخی است، برای [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} نیز نیاز به دلیل دیگری داریم؛ بنابراین حکم قطعی به شهادت آن حضرت کاری بس مشکل است<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]،[[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص: ۳۳۰ - ۳۳۴.</ref>.
*مرگ در روایت فوق شهادت را نیز شامل می‌‏شود اما احتمال مرگ طبیعی را نیز ردّ نمی‌‏کند. از آنچه یاد شد، به دست می‌‏آید که شهادت [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}}‏ امری محتمل‏ است و می‌‏توان از روایت [[امام رضا]]{{ع}} چنین برداشت کرد؛ اما همان‏گونه که [[شیخ مفید]] نیز بدان پایبند بوده، برای اثبات قطعی حکم به شهادت، ناکافی است و همان‏طور که علاوه بر آن برای هر [[امام]] نیاز به شواهد تاریخی است، برای [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} نیز نیاز به دلیل دیگری داریم؛ بنابراین حکم قطعی به شهادت آن حضرت کاری بس مشکل است<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص: ۳۳۰ - ۳۳۴.</ref>.


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==

نسخهٔ ‏۱۱ آوریل ۲۰۱۹، ساعت ۱۲:۳۱

این مدخل مرتبط با مباحث پیرامون امام مهدی(ع) است. "امام مهدی" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل امام مهدی (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

  • درباره فرجام زندگی پرخیر و برکت آخرین حجت الهی، دیدگاه‏‌های متفاوتی ذکر شده است. برخی پایان عمر آن حضرت را با کشته شدن و شهادت دانسته، و برخی دیگر رحلت آن بزرگوار را به مرگ طبیعی ذکر کرده‌‏اند. هر کدام از دیدگاه‌‏های بالا مستند به دلایلی است.
  • ۱. دلایل کسانی که پایان عمر ایشان را شهادت دانسته‌‏اند:
  1. روایاتی در دست است که پایان عمر همه امامان(ع) را شهادت "مرگ غیر طبیعی" ذکر کرده است. از امام حسن(ع) نقل شده که فرمود: "هیچ‏یک از ما امامان نیست، جز آن‏که کشته یا مسموم شود[۱]. این روایت، به این صورت فقط در کتاب "کفایة الاثر" نوشته علی بن محمد خزاز قمی از علمای قرن چهار و پنج هجری آمده و مرحوم علامه مجلسی آن را از کتاب یاد شده نقل کرده است. آنچه در بررسی این روایت، قابل تأمل است این‏که: این روایت، در کتاب‏‌های پیش از آن مورد اشاره قرار نگرفته است. همچنین برخی از افراد که در سند روایت آمده‌‏اند مجهول بوده، در هیچ یک از کتاب‌‏های رجالی سخنی از آن‏ها به میان نیامده است. در ادامه روایت نیز مطلبی آمده که با اعتقاد شیعه در تعارض است و آن این‏که شمار امامان سیزده نفر خواهد شد؛ چرا که شمار امامان که از نسل علی(ع) است، دوازده نفر ذکر شده است که با خود آن حضرت سیزده خواهد شد؛ بنابراین استناد به این روایت، برای ادعای یاد شده ناکافی می‌‏نماید.
  2. شیخ صدوق به نقل از ابا صلت هروی گوید: از امام رضا(ع) شنیدم که فرمود: "به خدا سوگند! نیست از ما مگر کشته ‏شده به شهادت رسیده"[۲]. این روایت را فقط شیخ صدوق نقل کرده است. وی روایت یاد شده را در کتاب "من لا یحضره الفقیه"[۳]، به صورت مرفوعه "بدون ذکر کامل سند" و در دو کتاب "امالی"[۴] و "عیون اخبار الرضا"(ع)[۵]‏ با ذکر سند آورده است. این احتمال که مقصود حضرت فقط امامان پیش از خود است و شهادت امامان پس از آن حضرت به دلیل نیاز دارد، استدلال قطعی آن بر همه امامان(ع) را نیز ناتمام خواهد ساخت[۶].
  • بررسی و قضاوت در این امر، مبتنی بر دو امر است:
  1. آیا همه امامان(ع) به شهادت‏ رسیده‌‏اند؟ دیدگاه دانشمندان شیعه در این‏ باره چیست؟: آنچه می‌‏توان در جایگاه دیدگاه شاخص در این ‏باره مطرح کرد، یکی نظر شیخ صدوق و دیگری نظر شیخ مفید است. شیخ صدوق معتقد است همه امامان(ع) به مرگ غیر طبیعی از دنیا رفته‌‏اند. ولی شیخ مفید در نقد سخن شیخ صدوق دلیل‌‏های شهادت همه امامان را یقین‏‌آور نمی‏‌داند[۷].
  2. در سخنی به چگونگی شهادت حضرت مهدی(ع)‏ اشاره شده است: به نظر می‌‏رسد نخستین کسی که چنین ادعایی را به گونه گسترده مطرح کرد، صاحب کتاب "الزم الناصب" بود. او در بخشی از کتاب خود آورده است:" پس چون هفتاد سال گذشت، مرگ حضرت حجت(ع) فراخواهد رسید؛ پس او را زنی از بنی تمیم که نامش سعیده و دارای ریشی همچون مردان است، با انداختن سنگی از بام بر آن حضرت به قتل خواهد رساند؛ در حالی که آن حضرت، از راه عبور می‏‌کند. چون از دنیا رفت، امام حسین(ع)، امور مربوط به وی را انجام خواهد داد"[۸]( لازم به یادآوری است که کتاب یاد شده مشتمل بر روایات صحیح هم هست؛ ولی در آن روایات ضعیف فراوانی نیز وجود دارد)</ref> درباره این سخن، باید توجه داشت که این کلام از صاحب کتاب یاد شده است و در کلام معصومان(ع) نه فقط به آن اشاره‌‏ای نشده است بلکه چنین مضمونی هم وجود ندارد.
  • ۲. کسانی که می‌‏گویند آن حضرت به مرگ طبیعی از دنیا خواهد رفت، بر این باورند که:
  1. دلیل‏‌های دسته نخست "به ویژه روایت اول" ناتمام است.
  2. بر فرض قبول روایات یاد شده، این روایات به حضرت مهدی(ع) تخصیص خورده است.
  3. شهادت آن حضرت، با روایاتی که بر اصلاح کامل جامعه در عصر ظهور دلالت دارد، در تعارض است.
  4. در روایاتی چند، سخن از مرگ‏ طبیعی آن حضرت به میان آمده است. ایوب بن نوح گفت: به امام رضا(ع) عرض کردم: "ما امیدواریم شما صاحب الامر باشید و خدای تعالی بدون خونریزی و شمشیر آن را به شما بازگرداند که با شما بیعت شده و سکه به نامتان ضرب گردیده است، فرمود: هیچ‌‏یک از ما امامان نیست که نامه‎‏ها نزد او رفت ‏وآمد کند و از مسائل پرسیده شود و با انگشتان بدو اشاره کنند و اموال نزد وی حمل شود، جز آن‏که به خدعه کشته شود یا آن‏که بر بستر خود بمیرد، تا جایی که که خدای تعالی، مردی را برای این امر برانگیزد که مولد و منشأ او مخفی، اما نسبش آشکار است[۹].
  • از آن‏جا که "اغتیال" هردو احتمال "کشته شدن و مسموم شدن" را شامل می‌‏شود[۱۰]، می‌‏توان احتمال داد از مرگ در بستر، همان مرگ طبیعی استفاده می‌‏شود.
  • بنابراین طبق این روایت، مرگ طبیعی برخی از امامان(ع) محتمل خواهد بود.
  • از امام صادق(ع) نقل شده که فرمود: "... پس چون معرفت و ایمان به این‏که او حسین(ع) است، در دل‏ها استقرار یافت، مرگ حضرت حجت(ع) فرا می‌‏رسد. پس حسین بن علی(ع) او را غسل می‌‏دهد؛ کفن می‌‏کند؛ حنوط می‌‏کند و در قبرش قرار می‌‏دهد .... "[۱۱]
  • مرگ در روایت فوق شهادت را نیز شامل می‌‏شود اما احتمال مرگ طبیعی را نیز ردّ نمی‌‏کند. از آنچه یاد شد، به دست می‌‏آید که شهادت حضرت مهدی(ع)‏ امری محتمل‏ است و می‌‏توان از روایت امام رضا(ع) چنین برداشت کرد؛ اما همان‏گونه که شیخ مفید نیز بدان پایبند بوده، برای اثبات قطعی حکم به شهادت، ناکافی است و همان‏طور که علاوه بر آن برای هر امام نیاز به شواهد تاریخی است، برای حضرت مهدی(ع) نیز نیاز به دلیل دیگری داریم؛ بنابراین حکم قطعی به شهادت آن حضرت کاری بس مشکل است[۱۲].

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. " مَا مِنَّا إِلَّا مَقْتُولٌ‏ أَوْ مَسْمُومٌ‏ ‏‏‏ ‏‏‏‏‏‏‏"، علی بن محمد خزاز قمی، کفایة الاثر، ص ۲۲۶
  2. " وَ اللَّهِ‏ مَا مِنَّا إِلَّا مَقْتُولٌ‏ شَهِيدٌ ‏‏‏‏‏‏‏"، شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۵۸۵، ح ۳۱۹۲
  3. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۵۸۵، ح ۳۱۹۲
  4. شیخ صدوق، الامالی، ص ۶۳
  5. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا علیه السّلام، ج ۲، ص ۲۵۶، ح ۹
  6. دیدگاه شیخ مفید درباره سه امام پس از آن حضرت این احتمال را تقویت می‌‏کند. شیخ مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۲۹۵.
  7. شیخ مفید، تصحیح الاعتقاد، ص ۱۳۲
  8. " فاذا تمت السبعون سنه أتی الحجة الموت فقتله امرأة من بنی تمیم اسمها سعیدة و لها لحیة کلحیة الرجل بهاون صخر من فوق سطح و هو متجاوز فی الطریق فاذا مات تولی تجهیزه الحسین‏‏‏‏‏‏‏"، علی یزدی حایری، الزام الناصب، ج ۲، ص ۱۳۹
  9. " مَا مِنَّا أَحَدٌ اخْتَلَفَتْ‏ إِلَيْهِ‏ الْكُتُبُ‏ وَ أُشِيرَ إِلَيْهِ‏ بِالْأَصَابِعِ وَ سُئِلَ عَنِ الْمَسَائِلِ وَ حُمِلَتْ إِلَيْهِ الْأَمْوَالُ إِلَّا اغْتِيلَ أَوْ مَاتَ عَلَى فِرَاشِهِ حَتَّى يَبْعَثَ اللَّهُ لِهَذَا الْأَمْرِ غُلَاماً مِنَّا‏‏‏‏‏‏‏"، محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۳۴۲؛ نعمانی، الغیبة، ص ۱۶۸، ح ۹؛ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۳۷۰؛ اربلی، کشف الغمة، ج ۲، ص ۵۲۴؛ طبرسی، اعلام الوری، ص ۴۳۳
  10. ر.ک: محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج ۴۹، ص ۲۸۹
  11. " فَإِذَا اسْتَقَرَّتِ‏ الْمَعْرِفَةُ فِي‏ قُلُوبِ‏ الْمُؤْمِنِينَ‏ أَنَّهُ الْحُسَيْنُ (ع) جَاءَ الْحُجَّةَ الْمَوْتُ فَيَكُونُ الَّذِي يُغَسِّلُهُ وَ يُكَفِّنُهُ وَ يُحَنِّطُهُ وَ يَلْحَدُهُ فِي حُفْرَتِه‏‏‏‏‏‏‏‏"»، محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۸، ص ۲۰۷
  12. سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص: ۳۳۰ - ۳۳۴.