حج: تفاوت میان نسخهها
جز (جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن') |
|||
| (۲۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
| موضوع مرتبط = عبادت | | موضوع مرتبط = عبادت | ||
| عنوان مدخل = | | عنوان مدخل = | ||
| مداخل مرتبط = [[حج در قرآن]] - [[حج در نهج البلاغه]] - [[حج در فقه اسلامی]] - [[حج در عرفان اسلامی]] - [[حج در معارف دعا و زیارات]] - [[حج در معارف و سیره معصوم]] - [[حج در معارف و سیره نبوی]] - [[حج در معارف و سیره فاطمی]] - [[حج در معارف و سیره امام حسن]] - [[حج در معارف و سیره حسینی]] - [[حج در معارف و سیره سجادی]] - [[حج در معارف و سیره امام باقر]] - [[حج در معارف و سیره رضوی]] - [[حج در معارف و سیره امام جواد]] - [[حج در معارف مهدویت]] - [[حج در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] | | مداخل مرتبط = [[حج در قرآن]] - [[حج در نهج البلاغه]] - [[حج در تاریخ اسلامی]] - [[حج در فقه اسلامی]] - [[حج در عرفان اسلامی]] - [[حج در معارف دعا و زیارات]] - [[حج در معارف و سیره معصوم]] - [[حج در معارف و سیره نبوی]] - [[حج در معارف و سیره فاطمی]] - [[حج در معارف و سیره امام حسن]] - [[حج در معارف و سیره حسینی]] - [[حج در معارف و سیره سجادی]] - [[حج در معارف و سیره امام باقر]] - [[حج در معارف و سیره رضوی]] - [[حج در معارف و سیره امام جواد]] - [[حج در معارف مهدویت]] - [[حج در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
«حج» آیینی عبادی [[سیاسی]] و از فروع [[دین]] [[اسلام]] است. واژه حج در لغت به معنای قصد و آهنگ [[زیارت]] و در اصطلاح، [[سفر]] به [[خانه خدا]] برای برگزاری [[مناسک]] خاص در ایام ذیالحجه است<ref>المفردات فی غریب القرآن.</ref>. حج بر عهده کسانی است که [[توانایی]] [[مالی]] و جسمی داشته باشد. مناسک حج، علاوه بر آنکه سرشار از [[احکام]] دقیق است، رمز و رازهای [[اخلاقی]]، [[تربیتی]]، [[اجتماعی]] و... فراوانی دارد<ref>نک: صهبای حج، جوادی آملی؛ حج، محسن قرائتی؛ حج در قرآن، شهید بهشتی و...</ref>.<ref>[[علی اکبر شایستهنژاد|شایستهنژاد، علی اکبر]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «حج»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص ۱۸۱.</ref> | |||
حج، یکی از پرشکوهترین اجتماعات [[دینی]] سالانه [[مسلمانان]] در کنار [[کعبه]] [[مقدّس]] و مظهر [[وحدت]] و [[همبستگی]] آنان است و دیدار [[قبله]] و [[مسجد الحرام]] و سپس به [[زیارت]] مرقد [[رسول خدا]] {{صل}} رفتن بنیانهای [[اعتقادی]] [[مسلمانان]] را تقویت میکند. [[پیامبران]] گذشته نیز [[خانه خدا]] را [[زیارت]] میکردند. [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} به کمک فرزندش [[اسماعیل]]، این [[خانه]] را بازسازی کرد و [[مسلمانان]] با رفتن به حج، با [[ابراهیم]] بتشکن، تجدید پیمان میکنند. حج، از باارزشترین عبادتهاست و موجب [[آمرزش گناهان]] میشود. کسی که به این سفر میرود، "[[حاجی]]" میشود. "حج"، نام یکی از [[سورههای قرآن]] نیز هست<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۸۱.</ref>. | |||
حج در [[ | == معناشناسی == | ||
حج در لغت به معنای قصد<ref>مقاییس اللغه، ج ۲، ص۲۹؛ لسان العرب، ج ۲، ص۲۲۶، «حج».</ref>، قصد امر عظیم<ref>العین، ج ۳، ص۹؛ تاج العروس، ج ۳، ص۳۱۴، «حج»؛ جوهری، الصحاح، ۱/۳۰۳–۳۰۴؛ ابنمنظور، لسان العرب، ۲/۲۲۶.</ref>، روی آوردن،<ref>تاج العروس، ج ۳، ص۳۱۴، «حج».</ref> بازگشت<ref>العین، ج ۳، ص۱۰؛ مقاییس اللغه، ج ۲، ص۳۱.</ref> و بازداشتن<ref> تاج العروس، ج ۳، ص۳۱۴.</ref> آمده است و در اصطلاح [[فقه اسلامی]] به قصد خانه خدا در وقت خاص با [[هدف]] به جای آوردن اعمال مخصوص گفته میشود<ref>القاموس الفقهی، ص۷۶؛ معجم الفاظ الفقه الجعفری، ص۱۵۰؛ الموسوعة الفقهیه، ج ۱۷، ص۲۳، «حج».</ref>. به مجموع [[مناسک]] و اعمالی که در این [[سفر]] انجام میگیرد نیز حج گفته شده است<ref>جواهرالکلام، ج ۱۷، ص۲۲۳.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی]]، [[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی]]، [[حج (مقاله)|مقاله «حج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰]]، ص ۳۹۲-۳۹۴؛ [[سید محمود طاهری|طاهری]] و [[پروین سادات قوامی|قوامی]]، [[حج ابراهیمی (مقاله)|مقاله «حج ابراهیمی»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۴]]، ص ۲۶۷.</ref> | |||
[[آیین]] حج | == پیشینه == | ||
[[آیین]] حج، بنابر برخی [[روایات]]، برگرفته از طواف و عبادت [[فرشتگان]] بر گرد «[[بیت المعمور]]» در [[آسمان]] چهارم است<ref>ازرقی، أخبار مکه، ۱/۳۴–۳۶ و ۴۹؛ صدوق، علل الشرائع، ۲/۴۰۶–۴۰۷.</ref>. پس از [[خلقت آدم]]{{ع}}، او به [[فرمان خدا]] [[مأمور]] ساختن کعبه و برگزاری [[مراسم حج]] شد<ref>ازرقی، أخبار مکه، ۱/۳۶–۴۳؛ حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة، ۱۳/۲۰۸ و۲۱۰.</ref>. این [[سنت]] در میان فرزندان [[حضرت آدم]]{{ع}} ادامه یافت و بهویژه [[پیامبران الهی]]{{ع}} بر انجام آن اهتمام داشتند و بسیاری از آنان در کنار [[کعبه]] به خاک سپرده شدند<ref>ازرقی، أخبار مکه، ۱/۵۱، ۶۸–۶۹ و ۷۲–۷۴.</ref>؛ اما آیین حج کمکم به فراموشی سپرده شد تا اینکه حضرت ابراهیم{{ع}} از سوی [[خدا]]، مأمور بازسازی کعبه و احیای آن شد<ref>بقره، ۱۲۵–۱۲۷؛ حج، ۲۶؛ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱/۲۸۰–۲۸۳.</ref>. پس از ابراهیم{{ع}} بهتدریج [[بتپرستی]] در محیط [[مکه]] رواج پیدا کرد و به [[مناسک حج]] ازجمله طواف و [[قربانی]] نیز راه یافت<ref>سبحانی، فروغ ابدیت، ۳۹–۴۲.</ref>. با [[ظهور اسلام]]، حج یکی از [[واجبات]] [[دینی]] [[مسلمانان]] و پیراسته از [[مناسک]] [[شرکآلود]] شد<ref>ازرقی، أخبار مکه، ۱/۱۲۱.</ref>. | |||
[[ | [[رسول خدا]]{{صل}} در سال هشتم هجری، پس از [[فتح مکه]]، کعبه را به همراه [[حضرت علی]]{{ع}} از [[بتها]] [[پاک]] کرد<ref>سبحانی، فروغ ابدیت، ۸۱۰–۸۱۵.</ref>. یک سال بعد، [[آیات]] نخستین [[سوره]] [[برائت]] نازل شد. [[رسول خدا]]{{صل}} پس از آنکه نخست این آیات را به [[ابوبکر]] سپرد که به [[مکه]] برده و در [[موسم حج]] بخواند، به علی{{ع}} مأموریت داد تا آن را در میانه راه از وی گرفته و خود در موسم حج قرائت کند. آن حضرت{{ع}} نیز در [[منا]]، این آیات را قرائت کرد. این آیات شامل چهار بند است که یکی از آنها ممنوعیت ورود [[مشرکان]] به [[خانه خدا]] و حجگزاری آنان پس از مهلت چهارماهه است. این [[اتمام حجت]] تأثیر گذاشت و موجب از میان رفتن [[بتپرستی]] در [[شبهجزیره عربستان]] شد<ref>سبحانی، فروغ ابدیت، ۸۸۹–۸۹۴.</ref>. در [[سال دهم هجری]]، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} با شرکت در نخستین [[مراسم حج]]، [[احکام]] و [[آداب]] حج را به [[مسلمانان]] [[آموزش]] داد<ref>ازرقی، أخبار مکه، ۱/۱۷۵–۱۸۶؛ سبحانی، فروغ ابدیت، ۹۲۳–۹۲۴.</ref>. محدثان در آثار خود فصلهایی را به صورت مستقل به حج اختصاص داده و [[روایات]] فراوانی را درباره آن بیان کردهاند<ref>کلینی، کتاب الحج؛ حر عاملی، ابواب الحج؛ نوری، کتاب الحج.</ref>. احکام حج در کتابهای [[فقهی]] به صورت مفصل و مستقل مطرح شده است<ref>مفید، کتاب المناسک؛ شریف مرتضی، کتاب الحج؛ طوسی، کتاب الحج؛ حلّی، کتاب الحج.</ref>.<ref>[[سید محمود طاهری|طاهری]] و [[پروین سادات قوامی|قوامی]]، [[حج ابراهیمی (مقاله)|مقاله «حج ابراهیمی»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۴]]، ص ۲۶۷؛ [[سید عباس رضوی|رضوی]]، [[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی]]، [[حج (مقاله)|مقاله «حج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰]]، ص ۳۹۵-۴۰۱.</ref> | ||
== حج در [[آیات]] و [[روایات]] == | |||
{{اصلی|حج در قرآن}} | |||
حج از جمله فروعی است که بیشترین [[احکام]] [[قرآنی]] را دارد. [[سوره]] ۲۲ [[قرآن کریم]] به نام «حج» نامگذاری شده است. حج از [[شعائر الهی]] و شایسته [[تعظیم]]<ref>سوره حج، آیه ۳۲.</ref> و [[تکلیف]] اشخاص توانا<ref>سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref> شمرده شده است. برخی از [[مناسک]] و [[احکام فقهی]] و [[اخلاقی]] حج که در قرآن کریم بیان شده، عبارتاند از: احیای حج و [[دعوت]] [[مردم]] به آن در [[زمان]] [[حضرت ابراهیم]]{{ع}}<ref>سوره حج، آیه ۲۷.</ref>، زمان معین داشتن حج<ref>سوره بقره، آیه ۱۹۷.</ref>، [[وجوب]] [[طواف]] [[خانه خدا]]<ref>سوره حج، آیه ۲۹.</ref>، سعی میان [[صفا و مروه]]<ref>سوره بقره، آیه ۱۵۸.</ref>، وقوف در [[عرفات]] و [[مشعرالحرام]] و برخی از [[آداب]] آن<ref>سوره بقره، آیه ۱۹۸.</ref> و ... . | |||
حج در روایات از ارکان دین اسلام<ref>کلینی، الکافی، ۲/۱۸ و ۴/۶۲؛ حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة، ۱/۱۳–۲۰ و ۲۶–۲۸.</ref> و [[برترین]] کار و باارزشترین [[واجب]]<ref>کلینی، الکافی، ۴/۲۵۲–۲۶۴.</ref> شمرده شده و ادا نکردن یا تأخیر انداختن عمدی حج واجب، موجب [[عذاب الهی]] اعلام شده است<ref>نهج البلاغه، ن۴۷، ۴۴۷؛ حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة، ۱۱/۲۹–۳۲.</ref>. [[زمامدار]] [[مسلمانان]] [[وظیفه]] دارد اگر مردم حج را ترک کردند، آنان را به انجام حج وادار کند و هزینه آن را در صورت نیاز، از [[بیتالمال]] بپردازد<ref>کلینی، الکافی، ۴/۲۷۲؛ حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة، ۱۱/۲۳–۲۴.</ref>. | |||
در | |||
درباره [[حکمت]] [[تشریع]] حج نیز [[احادیث]] بسیاری وجود دارد که بخشی از آن چنین است: [[تواضع]] [[مسلمانان]] در برابر عظمت و [[عزت]] [[خداوند]]، [[آمرزش گناهان]]، [[رهایی]] از [[فقر]] و [[تکبر]]، [[آزمایش]] بزرگ برای [[تحمل سختیها]]، نزدیکی و [[همبستگی]] مسلمانان، فراهمشدن اسباب [[تقرب به خداوند]] و [[رحمت الهی]]<ref>نهج البلاغه، خ۱، ۱۸؛ خ۱۰۹، ۱۵۵؛ خ۲۳۴، ۳۵۹–۳۶۰ و ح۲۴۴، ۵۵۵.</ref>.<ref>[[سید محمود طاهری|طاهری]] و [[پروین سادات قوامی|قوامی]]، [[حج ابراهیمی (مقاله)|مقاله «حج ابراهیمی»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۴]]، ص ۲۶۷.</ref> | |||
== اهمیت حج == | |||
حج در [[اسلام]] جایگاه و اهمیت والایی دارد. [[قرآن]] در [[آیه]] {{متن قرآن|فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا ...}}<ref>«در آن نشانههایی روشن (چون) مقام ابراهیم وجود دارد و هر که در آن در آید در امان است ...» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref> حج را [[حق]] خاص [[خداوند]] دانسته است<ref>الخلاف، ج ۲، ص۴۳۲ - ۴۳۳.</ref> و بر [[کافر]] و مسلمان<ref> تذکرة الفقهاء، ج ۷، ص۹۲.</ref> [[واجب]] است، هرچند راه آنان بسیار دور باشد یا پیاده این راه را بپیمایند<ref>سوره حج، آیه ۲۷.</ref>. | |||
در [[روایات اسلامی]] نیز حج از جایگاه و اهمیت فراوانی برخوردار است؛ از جمله در روایتی حج یکی از ۵ رکن [[اسلام]] شمرده شده است<ref> الکافی، ج ۲، ص۱۸؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۷۴؛ صحیح البخاری، ج ۱، ص۸.</ref>. در روایاتی دیگر حج [[برتر]] از [[نماز]] و [[روزه]]<ref>من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۲۱؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۱۱۱ ـ ۱۱۲.</ref> [[مستحب]] و [[انفاق در راه خدا]] شمرده شده است، هرچند طلای سرخ و به اندازه [[کوه]] ابوقبیس باشد؛ همچنین ۱۰ [[روز]] نخست [[ذیحجه]]، پاکترین روزها نزد [[خدا]] و [[عمل صالح]] در این روزها از محبوبترین [[اعمال]] و دارای عظیمترین [[پاداش]] شمرده شده است<ref> وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص۲۷۳؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱۲، ص۱۹۳.</ref>، از اینرو [[معصومان]] {{عم}} در بهترین [[زمان]] یعنی [[ماه رمضان]]<ref> الکافی، ج ۴، ص۷۴؛ وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص۳۲۵.</ref> و پس از هر نماز در این ماه، [[توفیق]] انجام حج در همان سال و بلکه همه سالها را از [[خداوند]] میخواستند<ref> اقبال الاعمال، ج ۱، ص۷۹؛ بحارالانوار، ج ۸۴، ص۳۱۸.</ref> و [[مؤمنان]] را به تکرار حج حتی تا ۵۰ بار و بیشتر از آن<ref>من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۱۷؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۱۲۷.</ref> هرچند با [[قرض]] گرفتن باشد توصیه میکردند<ref> تهذیب، ج ۵، ص۴۴۱ - ۴۴۲؛ وسائلالشیعه، ج ۱۱، ص۱۴۰.</ref>. | |||
از دیگر نشانههای اهمیت حج آن است که بر اساس برخی [[روایات]]، [[حاکمان]] [[اسلامی]] [[مأمور]] شدهاند که در صورت ترک حج از سوی [[مسلمانان]]، آنان را با [[اجبار]] راهی حج کنند<ref>الکافی، ج ۴، ص۲۶۰؛ تهذیب، ج ۵، ص۲۳.</ref> و در صورت نداشتن هزینه [[سفر]]، آن را از [[بیتالمال]] مسلمانان، بپردازند<ref>الکافی، ج ۴، ص۲۷۲؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۴۲۰.</ref>. ترک این عمل از سوی مستطیع، مساوی با [[کفر]]<ref>من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص۳۵۶؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۳۱.</ref> و مردن به [[دین یهود]] یا [[نصارا]]<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۳۰؛ مستدرک الوسائل، ج ۸، ص۱۸.</ref> و سبب هلاک شدن فرد<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۲۳؛ بحارالانوار، ج ۹۶، ص۱۹.</ref>، [[محروم]] شدن وی از [[شفاعت]] و [[حوض کوثر]]، قرار گرفتن در زمره زیانکارترین [[مردم]]، پشیمان شدن هنگام [[مرگ]] و کور گردیدن در [[قیامت]] دانسته شده است<ref>الحج والعمره، ص۱۶۹ ـ ۱۷۳.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی]]، [[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی]]، [[حج (مقاله)|مقاله «حج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰]]، ص ۴۰۱-۴۰۶.</ref> | |||
[[ | == [[فلسفه حج]] == | ||
مراسم پرشکوه حج همچون [[عبادات]] دیگر، دارای [[برکات]] و آثار فراوانی در فرد و [[جامعه اسلامی]] است که اگر طبق برنامه صحیح انجام پذیرد و از آن بهرهبرداری [[درستی]] شود، میتواند منشاء تحول تازهای در [[جوامع اسلامی]] گردد. | |||
این [[مناسک]] بزرگ در [[حقیقت]] دارای چهار بعد است؛ که هر یک از دیگری ریشهدارتر و سودمندتر است. | |||
[[ | ۱. '''بعد [[اخلاقی]]:''' مهمترین حج همان [[دگرگونی]] اخلاقی است که در [[انسانها]] به وجود میآورد، مراسم «[[احرام]]» [[انسان]] را به کلی از تعینات مادی و امتیازات ظاهری و لباسهای رنگارنگ و زر و زور بیرون میبرد، و با [[تحریم]] [[لذائذ]] و پرداختن به [[خودسازی]] که از [[وظایف]] [[محرم]] است، او را از [[جهان]] ماده جدا کرده و در عالمی از [[نور]] و [[روحانیت]] و [[صفا]] قرار میدهد<ref>تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۷۵ و ۷۶.</ref>. سپس مراسم دیگر حج یکی پس از دیگری انجام میگیرد، مراسمی که علاقههای [[معنوی]] انسان را لحظه به لحظه با خدایش محکمتر میکند و رابطه او را نزدیکتر و قویتر میسازد. | ||
مخصوصا توجه به این حقیقت که [[مراسم حج]] در هر قدم، یادآور خاطرات ابراهیم بتشکن و [[اسماعیل ذبیح]] [[الله]] و مادرش [[هاجر]] است که [[مجاهدتها]] و [[ایثارگری]] آنها را در برابر چشمان انسان مجسم میکند. | |||
و نیز در هر گوشهای از [[مسجد الحرام]] و [[سرزمین مکه]]، انسان چهره [[پیامبر]]{{صل}} و علی{{ع}} و سایر [[پیشوایان]] بزرگ را میبیند و صدای آوای حماسههای آنها را میشنود. | |||
اینها همه دست به دست میدهند و زمینه یک [[انقلاب]] اخلاقی را در دلهای آماده فراهم میسازند، به گونهای توصیف ناشدنی ورق زندگانی انسان را برمیگردانند و صفحه نوینی در [[حیات]] او آغاز میکنند. | |||
در [[روایات اسلامی]] میخوانیم کسی که حج را به [[طور]] کامل انجام دهد: «از [[گناهان]] خود بیرون میآید، همانند روزی که از مادر متولد شده»<ref>بحار الانوار، ج۹۹، ص۲۶.</ref>. | |||
۲. '''بعد [[سیاسی]]:''' مراسم حج در عین این که خالصترین و عمیقترین عبادات را عرضه میکند، مؤثرترین وسیله برای پیشبرد اهداف [[سیاسی]] [[اسلام]] است. [[روح]] [[عبادت]]، توجه به خدا و روح [[سیاست]]، توجه به [[خلق]] خداست، این دو در حج آنچنان به هم آمیختهاند که تار و پود یک پارچهاند! | |||
[[ | حج عامل [[مبارزه]] با [[تعصبات]] ملی و نژاد پرستی و محدود شدن در حصار و مرزهای جغرافیایی است. حج وسیلهای است برای انتقال [[اخبار]] سیاسی [[کشورهای اسلامی]] از هر نقطه به نقطه دیگر، و خلاصه حج، عامل مؤثری است برای شکستن زنجیرهای [[اسارت]] و [[استعمار]] و [[آزاد]] ساختن [[مسلمین]]. | ||
[[ | روی همین جهت، [[حضرت علی]]{{ع}} هنگامی که [[فلسفه]] [[فرائض]] و [[عبادات]] را میشمرد، درباره حج میگوید: {{متن حدیث|الْحَجُّ تَقْوِيَةً لِلدِّينِ}}<ref>نهج البلاغه، فیض الاسلام، کلمات قصار، شماره ۲۴۴، ص۱۱۹۷.</ref> «[[خداوند]] [[مراسم حج]] را برای تقویت [[آیین اسلام]] [[تشریع]] کرد». | ||
۳. '''بعد [[فرهنگی]]:''' ارتباط قشرهای [[مسلمانان]] در ایام حج میتواند به عنوان مؤثرین عامل مبادله فرهنگی و انتقال فکرها به شمار آید. با توجه به اینکه [[اجتماع]] شکوهمند حج، نماینده طبیعی و واقعی همه قشرهای مسلمانان [[جهان]] است، (چراکه در [[انتخاب]] افراد برای رفتن به [[زیارت]] [[خانه خدا]] هیچ عامل مصنوعی موثر نیست و [[زوار]] [[کعبه]] از میان تمام گروهها، نژادها و زبانهایی که مسلمانان به آن تکلم میکنند، برخاسته و در آنجا جمع میشوند). | |||
لذا در [[روایات اسلامی]] میخوانیم یکی از فوائد حج، نشر اخبار و آثار [[رسول الله]]{{صل}} به تمام [[جهان اسلام]] است. «[[هشام بن حکم]]» میگوید: از [[امام صادق]]{{ع}} درباره [[فلسفه حج]] و [[طواف]] کعبه سوال کردم، فرمود:<ref>وسائل الشیعه، ج۸، ص۹.</ref> خداوند این [[بندگان]] را آفرید... و فرمانهایی از طریق [[مصلحت]] [[دین]] و [[دنیا]] به آنها داد، از جمله اجتماع [[مردم]] شرق و غرب را (در [[آیین]] حج) مقرر داشت تا مسلمانان به خوبی یکدیگر را بشناسند و از حال هم [[آگاه]] شوند و هر گروهی سرمایههای [[تجاری]] را از شهری به [[شهر]] دیگر منتقل کنند. و برای این که آثار [[پیامبر]]{{صل}} و اخبار او شناخته شود، مردم آنها را به خاطر آورند و هرگز فراموش نکنند<ref>تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۷۹.</ref>. | |||
بنابراین، حج میتوانند تبدیل به یک [[کنگره]] عظیم [[فرهنگی]] شود و اندیشمندان [[جهان اسلام]] در ایامی که در [[مکه]] هستند گردهم آیند و [[افکار]] و ابتکارات خویش را بر دیگران عرضه کنند. | |||
یکی از بدبختیهای بزرگ این است که مرزهای کشور اسلامی، سبب جدایی فرهنگی آنها شود، [[مسلمانان]] هر [[کشور]] تنها به خود بیندیشند که در این صورت، جامعه واحد اسلامی پاره پاره و نابود میگردد. طبیعی است که حج میتواند جلو این [[سرنوشت]] شوم را بگیرد. | |||
۴. '''[[بعد اقتصادی]]:''' بر خلاف آنچه بعضی [[فکر]] میکنند، استفاده از کنگره عظیم حج برای تقویت پایههای [[اقتصادی]] [[کشورهای اسلامی]]، نه تنها با [[روح]] حج منافات ندارد، بلکه طبق [[روایات اسلامی]]، یکی از فلسفههای آن را تشکیل میدهد. چه مانعی دارد، مسلمانان در آن [[اجتماع]] بزرگ، پایه یک [[بازار]] مشترک [[اسلامی]] را بگذارند و زمینههای مبادلاتی و [[تجاری]] را در میان خود به گونهای فراهم سازند که نه منافعشان به جیب [[دشمنان]] برود و نه اقتصادشان وابسته به [[اجانب]] باشد که این [[دنیاپرستی]] نیست، عین [[عبادت]] است و [[جهاد]]؛ لذا در [[روایت]] [[هشام بن حکم]] از [[امام صادق]]{{ع}} ضمن بیان فلسفههای حج صریحا به این موضوع اشاره شده بود که یکی از اهداف حج، تقویت [[تجارت]] مسلمانان و تسهیل روابط اقتصادی است<ref>وسائل الشیعه، ج۸، ص۹.</ref>. | |||
در [[حدیث]] دیگری از امام صادق{{ع}} در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِّكُمْ}}<ref>«بر شما گناهی نیست که (در ایام حج) بخششی از پروردگار خود بخواهید» سوره بقره، آیه ۱۹۸.</ref> میخوانیم که فرمود: منظور از این [[آیه]]، کسب روزی است: {{متن حدیث|إِذَا أَحَلَّ الرَّجُلُ مِنْ إِحْرَامِهِ وَ قَضَى نُسُكَهُ فَلْيَشْتَرِ وَ لْيَبِعْ فِي الْمَوْسِمِ}}<ref>تفسیر عیاشی، ج۱، ص۱۱۵، تفسیر برهان، ج۱، ص۲۰۱.</ref>؛ «هنگامی که [[انسان]] از [[احرام]] بیرون آید و [[مناسک حج]] را بجا آورد. در همان [[موسم حج]]، [[خرید و فروش]] کند (و این موضوع نه تنها [[گناه]] ندارد، بلکه [[ثواب]] دارد)<ref>تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۱۸.</ref>. | |||
و اما در [[روایات]] بسیاری، [[فلسفه حج]] چنین بیان شده است: | |||
# حج، پشتوانه [[دین]]؛ | |||
# حج، [[پرچم]] دین؛ | |||
# حج، [[آرامش]] [[دلها]]؛ | |||
# حج، نابودکننده [[تکبر]]؛ | |||
# حج، یادآور [[قیامت]]؛ | |||
# حج، [[معاد]] مجسم؛ | |||
# حج، قطع کننده [[وابستگی به دنیا]]؛ | |||
# حج، پایه و اساس دین؛ | |||
# حج، روی آوردن به [[خدا]]؛ | |||
# حج، [[حافظ دین]]؛ | |||
# حج، مانع نزول عذاب. | |||
این [[عبادت]] بزرگ، اگر به [[طور]] صحیح و کامل مورد بهرهبرداری قرار گیرد و زائرین [[خانه خدا]] در آن ایام که در آن [[سرزمین مقدس]] حضور فعال دارند و دلهایشان آماده است، از این فرصت بزرگ برای حل مشکلات گوناگون [[جامعه اسلامی]] با تشکیل کنگرههای مختلف [[سیاسی]] و [[فرهنگی]] و [[اقتصادی]] استفاده کنند، این عبادت میتواند از هر نظر مشکلگشا باشد و شاید به همین دلیل است که [[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|لَا يَزَالُ الدِّينُ قَائِماً مَا قَامَتِ الْكَعْبَةُ}}<ref>معارف و معاریف، دائره المعارف جامع اسلامی، ج۹، ص۴۶.</ref>؛ «مادام که خانه خدا برپا است، [[اسلام]] هم برپا است. | |||
و نیز [[حضرت علی]]{{ع}} فرمودند: {{متن حدیث|وَ اللَّهَ اللَّهَ فِي بَيْتِ رَبِّكُمْ لَا تُخَلُّوهُ مَا بَقِيتُمْ فَإِنَّهُ إِنْ تُرِكَ لَمْ تُنَاظَرُوا}}<ref>نهج البلاغه، فیض الاسلام، نامه ۴۸، ص۹۷۸.</ref>؛ خدا را، خدا را در مورد [[خانه]] پروردگارتان «[[مکه معظمه]]» هرگز تا زنده هستید، آن را خالی نگذارید، که اگر آن را ترک گویید مهلت داده نمیشوید (به [[عذاب]] خدا [[مبتلا]] میشوید). به خاطر اهمیت این موضوع است که فصلی در [[روایات اسلامی]] تحت این عنوان گشوده شده است که اگر یک سال [[مسلمانان]] بخواهند حج را تعطیل کنند، بر [[حکومت اسلامی]] لازم است که به [[اجبار]] آنها را به حج بفرستد<ref>تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۸۲. به نقل از گلواژههای حج و عمره، بصیری – ص۴۳۰.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۷۴۰.</ref> | |||
{{ | |||
{{ | == [[فضیلت]] حج == | ||
از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] شده است که فرمودند: چون [[حضرت موسی]] حج گزارد، [[جبرئیل]] نازل شد. [[موسی]] به او گفت: کسی که با نیتی صادق و خرجی [[پاک]] و [[حلال]] این [[خانه]] را [[زیارت]] کند، چه پاداشی دارد؟ جبرئیل به سوی [[خدا]] بازگشت، [[خداوند]] [[وحی]] کرد که به او بگو: او را در ملکوت اعلی، همراه [[پیامبران]]، صدیقان، [[شهیدان]] و [[صالحان]] قرار میدهد و اینان چه رفیقان و همراهان خوبیاند<ref>حج و عمره در قرآن و حدیث، محمدی ری شهری، ص۲۲۳.</ref>. | |||
[[پیامبر]]{{صل}} به کاروان شترهای حجاج نگاه کرد و فرمود: هیچ گامی برنمیدارند، مگر آنکه بر ایشان [[حسنه]] نوشته میشود و هیچ گامی نمیگذارند مگر آنکه گناهی از آنان محو میشود و هرگاه [[اعمال]] حج خود را به پایان برند، به آنان گفته میشود: بنایی ساختید، پس ویرانش نکنید، [[گناهان]] گذشته شما بخشیده شد، برای [[آینده]] [[کار نیک]] انجام دهید<ref>حج و عمره در قرآن و حدیث، محمدی ری شهری، ص۲۲۳.</ref>. | |||
از [[امام صادق]]{{ع}} نقل شده است که فرمود: مردی از صحرانشینان [[عرب]]، [[پیامبر اکرم]] را دید، عرض کرد: یا [[رسول الله]]! من از [[اهل]] و عیالم جدا شده و آهنگ حج کردم، اما فرصت را از دست دادم و نتوانستم به این زیارت مشرف شوم. من [[مرد]] [[ثروتمندی]] هستم، دستور بده تا به وسیله [[مال]] و ثروتم کاری کنم که [[اجر]] این [[عبادت]] نصیبم شود. [[امام]]{{ع}} فرمودند: [[رسول خدا]] به او توجه کرده، فرمودند: به [[کوه]] [[ابوقبیس]] نگاه کن، اگر این کوه تماما طلای سرخ باشد و از آن تو باشد، و در [[راه خدا]] انفاقش کنی، نمیتوانی به ثوابی که متوجه یک حج گزار شده است نائل شوی، سپس فرمودند: حج گزار هنگامی که اقدام به آماده شدن برای [[سفر حج]] میکند، هیچ چیزی را از [[زمین]] بلند نکرده و بر زمین نمیگذارد، مگر ده حسنه برایش نوشته میشود و ده گناهش محو میشود و مقامش در پیشگاه خداوند ده درجه بالا میرود. هنگامی که [[خانه خدا]] را [[طواف]] کرد، از گناهانش بیرون میرود. هنگامی که سعی بین [[صفا و مروه]] را به جای آورد؛ از گناهانش بیرون میرود. هنگامی که در [[عرفات]] توقف کرد، از گناهانش بیرون میرود. هنگامی که سنگ را به سوی [[شیطان]] افکند، از گناهانش بیرون میرود. هنگامی که در عرفات توقف کرد، از گناهانش بیرون میرود. هنگامی که سنگ را به سوی شیطان افکند، از گناهانش بیرون میرود. | |||
[[امام]]{{ع}} فرمود: [[پیامبر]]{{صل}} هم چنان مواقف مختلف حج را برشمرد و در مورد هر یک فرمود که حج گزار از گناهش بیرون میرود، سپس پیامبر{{صل}} فرمودند: تو چگونه میتوانی به چنین پاداشی دست یابی؟ آنگاه امام{{ع}} فرمود: [[گناهان]] او تا چهار ماه نوشته نمیشود و برایش [[اعمال]] [[نیکو]] مینویسند، مگر اینکه مرتکب [[گناه کبیره]] شود<ref>محجه البیضاء، ج۲، کتاب اسرار الحج، ص۱۴۷، تهذیب، ج۵، ص۱۹.</ref>. | |||
پیامبر{{صل}} در [[حدیثی]] فرمودند: {{متن حدیث|ليس للحجة المبرور ثواب الا الجنة}}<ref>الحج و العمره فی الکتاب و السنه، ص۶۵، به نقل از کتاب مجمع الزوائد، ج۳، ص۲۰۷.</ref>؛ «[[پاداش]] حج نیکو، جز [[بهشت]] نیست». | |||
از [[امام صادق]]{{ع}} نقل شده است که فرمود: {{متن حدیث|حَجَّةٌ مَقْبُولَةٌ خَيْرٌ مِنَ الدُّنْيَا وَ مَا فِيهَا}}<ref>بحار، ج۹۹، ص۱۱.</ref>؛ «یک حج قبول شده، بهتر از همه [[دنیا]] و آنچه در آن است». امام صادق{{ع}} از پیامبر{{صل}} نقل فرموده که آن حضرت فرمود: {{متن حدیث|الْحَجَّةُ ثَوَابُهَا الْجَنَّةُ وَ الْعُمْرَةُ كَفَّارَةُ كُلِّ ذَنْبٍ}}<ref>کافی، ج۴، ص۲۵۳.</ref>؛ «[[ثواب]] حج، بهشت است و [[عمره]]، [[کفاره]] همه گناهان است». | |||
و اما [[مرگ]] در مسیر حج؛ گر چه عزیمت به خانه خدا و انجام اعمال حج و [[سختیها]] و رنجهای این [[سفر]] [[معنوی]]، حتی با سالهای اخیر، از جهات مختلف متفاوت بوده و قابل مقایسه نیست و همه ساله [[دولت]] [[عربستان]] و تمام [[کشورهای اسلامی]] برای [[آرامش]] و [[آسایش]] هر چه بیشتر زائرین حرمین شریفین، [[برنامهریزی]] نموده و [[تدابیر]] لازم را اتخاذ مینماید. لکن تعدادی از عزیزان در طی این سفر، پیمانه عمرشان به پایان رسیده، دعوت حق را [[اجابت]] مینماید و البته کم نیستند افرادی که از [[خداوند]] درخواست مینمایند که پایان عمرشان را در یکی از این دو مکان [[مقدس]] ([[مکه]] یا [[مدینه]]) قرار دهد. در این زمینه میتوان به روایاتی اشاره کرد: [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|الْحَاجُّ وَ الْمُعْتَمِرُ فِي ضَمَانِ اللَّهِ فَإِنْ مَاتَ مُتَوَجِّهاً غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ذُنُوبَهُ وَ إِنْ مَاتَ مُحْرِماً بَعَثَهُ اللَّهُ مُلَبِّياً وَ إِنْ مَاتَ بِأَحَدِ الْحَرَمَيْنِ بَعَثَهُ اللَّهُ مِنَ الْآمِنِينَ وَ إِنْ مَاتَ مُنْصَرِفاً غَفَرَ اللَّهُ لَهُ جَمِيعَ ذُنُوبِهِ}}<ref>کافی، ج۴، ص۲۵۶، قبل از حج بخوانید، آیتالله افتخاری، ص۷۲.</ref>. | |||
کسی که به قصد حج و [[عمره]] به سوی مکه برود در پناه [[خدا]] خواهد بود، پس اگر در حال رفتن به [[خانه خدا]] بمیرد، خداوند [[گناهان]] گذشتهاش را میبخشد و چنانچه در حال [[احرام]] بمیرد، خداوند او را تلبیه گویان از [[قبر]] برانگیزاند و اگر در حرم مکه یا مدینه بمیرد، خداوند او را [[مبعوث]] فرماید در حالی که ایمن از عذاب قبر و آسوده خاطر باشد و اگر در حال مراجعت بمیرد، خدا جمیع گناهانش را بیامرزد. | |||
[[حضرت علی]]{{ع}} در روایتی فرمود: «من [[بهشت]] را برای شش نفر از [[اهل]] [[ایمان]] تضمین میکنم: | |||
# کسی که در راه دستگیری فقراء و کمک به بینوایان بمیرد. | |||
[[ | # کسی که در راه [[عیادت بیماران]] و [[سرکشی]] به مریضهای [[مؤمنین]] بمیرد. | ||
# کسی که در راه [[پیکار]] و [[جهاد]] با دشمنان خدا کشته شود. | |||
# کسی که به قصد [[طواف]] و [[زیارت]] خانه خدا بیرون رود و [[مرگ]] او را فراگیرد. | |||
# کسی که بعد از [[فرایض]] [[جمعه]] بیرون رود و در حال [[طاعت]] بمیرد. | |||
# کسی که برای [[تشییع جنازه]] [[مسلمانان]] و [[برادران دینی]] خارج شود و با مرگ خود روبرو شود». | |||
[[پیامبر]]{{صل}} فرمودند: «هر کس در حال احرام بمیرد، لبیک گوی برانگیخته میشود»<ref>قبل از حج بخوانید، آیتالله افتخاری، ص۷۳.</ref>. | |||
[[ابن عباس]] میگوید: مرد محرمی را مرکبش به [[زمین]] زد و در اثر شکستن گردنش، از [[دنیا]] رفت. [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: او را با آب و سدر [[غسل]] دهید و در همان [[لباس]] احرامش کفن کنید و سر و صورتش را نپوشانید، همانا او [[روز قیامت]] لبیک گویان برانگیخته میشود<ref>الحج و العمره فی الکتاب و السنه، ص۱۵۸؛ صحیح مسلم، ج۲، ص۸۶۶.</ref>. | |||
پیامبر{{صل}} فرمودند: کسی که در این مسیر (راه [[کعبه]]) از [[دنیا]] برود، به حج آمده باشد یا [[عمره]]، او را برای حساب [[محشر]] نمیآورند و به او گفته میشود وارد [[بهشت]] شو<ref>الحج و العمره فی الکتاب و السنه، ص۱۵۸؛ عوالی اللئالی، ج۱، ص۹۶.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: کسی که در مسیر [[مکه]] بمیرد، چه در رفتن و چه در بازگشت، از هول عظیم [[قیامت]] ایمن خواهد بود<ref>الحج و العمره فی الکتاب و السنه، ص۱۵۸ و ۱۵۹؛ کافی، ج۴، ص۲۶۳.</ref>. | |||
در روایتی از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} آمده است: {{متن حدیث|مَنْ مَاتَ فِي أَحَدِ هَذَيْنِ الْحَرَمَيْنِ حَرَمِ اللَّهِ وَ حَرَمِ رَسُولِهِ{{صل}} بَعَثَهُ اللَّهُ تَعَالَى مِنَ الْآمِنِينَ}}<ref>من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۱۶۸؛ شفاء الغرام، ج۱، ص۱۶۱.</ref>؛ کسی که در یکی از دو [[حرم]] [[خدا]] و [[رسول]] او بمیرد، [[خداوند]] او را در قیامت جزء کسانی که [[امنیت]] دارند برمیگزیند. | |||
از امام صادق{{ع}} [[روایت]] شده: {{متن حدیث|مَنْ مَاتَ فِي الْمَدِينَةِ بَعَثَهُ اللَّهُ فِي الْآمِنِينَ...}}<ref>کافی، ج۴، ص۵۵۸.</ref>؛ «کسی که در [[مدینه]] بمیرد، خداوند او را در ردیف کسانی که دارای امنیت هستند برمیگزیند». از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} نقل شده است که فرمود: {{متن حدیث|ايما مسلم خرج من بيته حاجا الى بيت الله الحرام، ثم نزل به الموت قبل بلوغه، أوجب الله الجنة}}<ref>الحج و العمره فی الکتاب والسنه، ص۱۵۸؛ تهذیب، ج۵، ص۲۳.</ref>؛ «هر [[مسلمانی]] که از [[خانه]] برای انجام حج خارج شود و در این مسیر مرگش فرا برسد، خداوند بهشت را بر او [[واجب]] میگرداند». | |||
این | |||
پیامبر اکرم{{صل}} فرمودند: {{متن حدیث|من خرج معتمرا فمات، كتب له أجر المعتمر إلى يوم القيامة}}<ref>منتخب احادیث عمره، قاضی عسکر، ص۳۰.</ref>؛ «هر کس به قصد عمره خارج شود و بمیرد، خداوند تا روز قیامت برای او در نامه عملش [[عمره]] ثبت میکند<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۷۳۳.</ref>. | |||
== [[حکمتها]] و اهداف حج == | |||
[[تشریع]] حج حکمتهایی دارد که مهمترین آنها عبارتاند از: | |||
# '''تقویت [[دین]]:''' از مهمترین حکمتها و اهداف حج برپایی [[دین الهی]] است<ref>سوره مائده، آیه ۹۷.</ref>. در روایاتی حج سبب تقویت<ref>بحارالانوار، ج ۶، ص۱۱۰.</ref> و رفعت و بلندی [[دین]]<ref>علل الشرایع، ج ۱، ص۲۴۸؛ وسائل الشیعه، ج ۱، ص۲۲.</ref> و [[پرچم]] [[اسلام]] شمرده شده است<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۱۵.</ref>. | |||
# '''[[توبه]] و [[آمرزش گناهان]]:''' حکمت دیگر حج، توبه و رفتن به سوی خداست. در روایاتی از [[اهل بیت]] مراد از فرار به سوی [[خدا]] در [[آیه]] {{متن قرآن|فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ}}<ref>«پس، به سوی خداوند بگریزید» سوره ذاریات، آیه ۵۰.</ref> رفتن به حج دانسته شده است<ref>مستدرک الوسائل، ج ۸، ص۱۱؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱۰، ص۲۲۴.</ref>. در [[حدیثی]] از [[امام رضا]] {{ع}} علت [[وجوب]] حج، کوچ کردن به سوی خدا و بازگشت از وضع گذشته و آغاز [[زندگی]] جدید دانسته شده است<ref>علل الشرایع، ج ۲، ص۴۰۴؛ بحارالانوار، ج ۹۶، ص۳۲.</ref>. | |||
# '''[[خودسازی]]:''' حکمت دیگر حج خودسازی و [[غلبه]] بر [[هواهای نفسانی]]<ref>حج در قرآن، ص۱۰۸.</ref> است، بر این اساس خداوند افزون بر تأکید بر [[تحریم]] برخی [[محرمات]]، بسیاری از امور [[حلال]] همچون لذتجویی از [[همسر]] را نیز بر انسان [[حرام]] کرده است<ref>سوره بقره، آیه ۱۹۷.</ref>. | |||
# '''ایجاد [[تقوا]]:''' [[هدف]] دیگر تشریع حج ایجاد ملکه تقوا در [[انسان]] است<ref>سوره بقره، آیه ۱۹۷.</ref>. | |||
# '''منافع مادی:''' حکمت دیگر حج رسیدن نفع مادی به انسانهاست<ref>سوره حج، آیه ۲۷.</ref>. از جمله این منافع، درآمدهاییاند که از راه [[تجارت]] نصیب حجگزاران و نیز غیر حجگزاران اعم از خریداران و فروشندگان، کرایه دهندگان وسائل نقلیه و منازل و نیز تولید کنندگانی میشوند که در دیگر سرزمینها ساکناند، چنانکه این امر در روایات اهلبیت {{عم}} به صراحت آمده است<ref>علل الشرایع، ج ۱، ص۲۷۳؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۱۳.</ref>. | |||
# '''دوری از [[شیطان]] و دشمنان خدا ([[تبری]]):''' حکمت دیگر تشریع حج، [[تبری]] از شیطان و دیگر [[دشمنان]] خداست<ref>مستدرک الوسائل، ج ۹، ص۳۷۲؛ ج ۱۰، ص۱۳۲، ۱۴۴؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱۲، ص۶، ۱۳۹.</ref>. | |||
# '''آشنایی [[مسلمانان]] با یکدیگر:''' از اینکه [[اسلام]] حج را در ماههایی خاص<ref>سوره بقره، آیه ۱۹۷.</ref> و مکانی خاص قرار داده است<ref>سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref> و به [[انسانها]] [[فرمان]] داده است تا همه از مناطق دور و نزدیک در آن مکان گرد آیند<ref>سوره حج، آیه ۲۷.</ref> برمیآید که یکی از حکمتهای این [[عبادت الهی]] آشنا شدن مسلمانان با یکدیگر و رفع [[مشکلات]] و نیازهای یکدیگر است. این [[حکمت]] در برخی روایات اهل بیت نیز ذکر شده است<ref>علل الشرایع، ج ۲، ص۴۰۵ ـ ۴۰۶؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۱۴.</ref>. | |||
# '''[[پاداش الهی]]:''' [[هدف]] عمده دیگر [[تشریع]] حج دستیابی [[بندگان]] به [[پاداش اخروی]] است. در روایتی یکی از مصادیق منفعت در [[آیه]] {{متن قرآن|لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ ...}}<ref>«تا سودهایی که برای آنان دارد ببینند ...» سوره حج، آیه ۲۸.</ref> [[پاداش]] و منافع اخروی دانسته شده است<ref>الکافی، ج ۴، ص۴۲۲؛ تهذیب، ج ۵، ص۱۲۲.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی]]، [[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی]]، [[حج (مقاله)|مقاله «حج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰]]، ص ۴۰۶-۴۰۹.</ref> | |||
== [[تشریع]] حج == | |||
درباره تشریع حج، [[روایات]] بسیاری وارد شده که یکی از آنان را ذکر میکنیم: [[فضل بن شاذان]] از [[هشتمین امام]]، [[علی بن موسی الرضا]]{{ع}} از علل تشریع حج میپرسد و حضرت پاسخ میدهد: {{متن حدیث|لِعِلَّةِ الْوِفَادَةِ إِلَى اللَّهِ}}؛ «حج به سوی [[خدا]] رفتن و در پیشگاه [[باری تعالی]] حاضر شدن است». (کسی که معنای حضور در پیشگاه. [[حی]] داور را بداند و بفهمد، به غیر از او توجه نکرده، خود را به [[گناه]] نمیآلاید.) {{متن حدیث|وَ طَلَبِ الزِّيَادَةِ}}؛ «حج زیادتطلبی و کمالخواهی و از خدا [[پاداش]] و [[ثواب]] فراوان خواستن است». {{متن حدیث|وَ الْخُرُوجِ مِنْ كُلِّ مَا اقْتَرَفَ الْعَبْدُ تَائِباً مِمَّا مَضَى مُسْتَأْنِفاً لِمَا يَسْتَقْبِلُ}}؛ «حج از گذشته تاریک و پر گناه خارج شدن و از آنچه در گذشته انجام شده [[توبه]] کردن و برای [[آینده]] کار خوب و [[نیک]] را از نو آغاز کردن است». | |||
{{متن حدیث|مَعَ مَا فِيهِ مِنْ إِخْرَاجِ الْأَمْوَالِ}}؛ (حج وسیلهای برای) خارج نمودن و جداسازی [[داراییها]] از یکدیگر است؛ [[خمس]] و [[زکات]] و دیون [[واجب]] را پرداختن و [[حق]] [[فقرا]] و [[محرومان]] و دیگر حقوق دینی را ادا کردن است». | |||
{{متن حدیث|وَ تَعَبِ الْأَبْدَانِ وَ الِاشْتِغَالِ عَنِ الْأَهْلِ وَ الْوَلَدِ وَ حَظْرِ الْأَنْفُسِ عَنِ اللَّذَّاتِ}}؛ «حج بدن را به [[سختی]] انداختن، از [[زن]] و فرزند دور شدن، و [[جان]] را از [[هواهای نفسانی]] و [[شهوات]] و لذتهای [[نامشروع]] منع کردن و تمرین [[خودسازی]] و گناه نکردن است». | |||
{{متن حدیث|... مَعَ مَا فِي ذَلِكَ لِجَمِيعِ الْخَلْقِ مِنَ الْمَنَافِعِ فِي شَرْقِ الْأَرْضِ وَ غَرْبِهَا وَ مَنْ فِي الْبَرْدِ وَ الْحَرِّ مِمَّنْ يَحُجُّ وَ مِمَّنْ لَا يَحُجُّ مِنْ بَيْنِ تَاجِرٍ وَ جَالِبٍ وَ بَائِعٍ وَ مُشْتَرٍ وَ كَاسِبٍ وَ مِسْكِينٍ وَ مُكَارٍ وَ فَقِيرٍ وَ قَضَاءِ حَوَائِجِ أَهْلِ الْأَطْرَافِ فِي الْمَوَاضِعِ الْمُمْكِنِ لَهُمُ الِاجْتِمَاعُ فِيهَا}}؛ «در حج برای تمامی [[مردم]] در شرق و غرب [[زمین]] و آنان که در دریا و خشکی به سر میبرند؛ چه آنها که حج میگزارند و چه غیر آنان، از تاجر، وارد کننده، فروشنده و خریدار، کاسب و کرایه دهنده مرکب و [[فقیر]] و [[مسکین]]، سودمند بوده و نیازهای مردم در اطراف و اکناف [[زمین]] را بر میآورد». | |||
{{متن حدیث|مَعَ مَا فِيهِ مِنَ التَّفَقُّهِ وَ نَقْلِ أَخْبَارِ الْأَئِمَّةِ{{عم}} إِلَى كُلِّ صُقْعٍ وَ نَاحِيَةٍ كَمَا قَالَ اللَّهُ تَعَالَى {{متن قرآن|فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ}}<ref>«اما چرا از هر گروه ایشان دستهای رهسپار نمیگردند تا دین آگاه شوند و چون نزد قوم خود باز آمدند آنها را بیم دهند باشد که بپرهیزند» سوره توبه، آیه ۱۲۲.</ref> {{متن قرآن|لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ}}<ref>«تا سودهایی که برای آنان دارد ببینند» سوره حج، آیه ۲۸.</ref>}}؛ «علاوه بر آن، حج جایگاه فراگیری [[فقه]] و احگام [[دین]]، و انتقال و گسترش [[اخبار]] [[پیشوایان]] به گوشه و کنار [[جهان]] است. همانگونه که [[خداوند]] فرمود: پس چرا کوچ نمیکنند از هر [[فرقه]] و...»<ref>عیون اخبار الرضا، باب ۳۴، مروی از ابن شاذان؛ با همین مضمون در باب ۳۳ نیز نقل شده است.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۲۵۴.</ref> | |||
== ابعاد مختلف حج == | |||
در | حج از مهمترین و عمومیترین اجتماعات مسلمانان است که «[[کنگره]] عمومی [[اسلامی]]» نام گرفته و بر اساس [[قرآن کریم]] بر هر [[مسلمانی]] [[واجب]] است به شرط [[توانایی]]، یک بار در این [[اجتماع]] عظیم شرکت کند: {{متن قرآن|فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ}}<ref>«در آن نشانههایی روشن (چون) مقام ابراهیم وجود دارد و هر که در آن در آید در امان است و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست؛ و هر که انکار کند (بداند که) بیگمان خداوند از جهانیان بینیاز است» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref>؛ چنانکه برای این عمل بزرگ و بینظیر اسلامی، [[زمان]] و مکان مشخص در نظر گرفته شده است<ref>مطهری، مجموعه آثار، ۲۵/۴۴–۴۵.</ref>. حج علاوه بر عبادیبودن و نیاز به قصد قربت، عملی [[اجتماعی]] و نیازمند برخورداری از [[اخلاق]] معاشرتی و اجتماعی است<ref>مطهری، مجموعه آثار، ۲۵/۵۴–۵۵.</ref>. [[خانه کعبه]]، مکانی [[امن]] و متعلق به همه مسلمانان است و میتواند مایه احیا و تداوم [[دین]] و [[وحدت مسلمانان]] شود<ref>سوره مائده، آیه ۹۷.</ref>.<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۶/۱۴۲.</ref> و [[مراسم حج]] میتواند تأمینکننده منافع مادی و [[معنوی]] مسلمانان باشد<ref>سوره حج، آیه ۲۸.</ref>.<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۴/۳۶۹؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۴/۸۵.</ref> | ||
علاوه بر بعد [[عبادی]] حج، مهمترین ابعاد دیگر آن در [[اندیشه]] برخی از بزرگان معاصر را میتوان ابعاد معنوی، [[عرفانی]]، سیاسی و [[اجتماعی]] دانست<ref>[[سید محمود طاهری|طاهری]] و [[پروین سادات قوامی|قوامی]]، [[حج ابراهیمی (مقاله)|مقاله «حج ابراهیمی»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۴]]، ص ۲۶۷.</ref>: | |||
# '''بعد معنوی و عرفانی حج:''' [[عارفان]] به این بعد حج توجه کرده و در این زمینه آثار ارزشمندی نیز نگاشته شده است<ref>ابنعربی، الفتوحات المکیه، ۲/۶۷۲–۶۷۳؛ سبزواری، شرح الاسماء الحسنی، ۳۰۸–۳۱۸.</ref>. برخی از اندیشمندان معاصر در بیان جنبه [[معنوی]] حج، به مسئله حضور در محضر حق و مشاهده [[جمال]] محبوب اشاره کرده، حج را سفری از خود به سوی [[خدا]] دانسته و معتقد بودند با محققشدن جنبه معنوی حج، [[انسان]] به افق [[توحید]] و [[تنزیه]] نزدیک میشود<ref>شیرازی، استراتژی وحدت از منظر امام خمینی، ۲/۱۵۴.</ref>. | |||
# '''ابعاد سیاسی ـ اجتماعی:''' بعد سیاسی حج از دیرباز مورد توجه [[حاکمان]] بوده و دخالت آنان در امر حج که با [[انتخاب]] [[امیران]] حج انجام میگرفت، دلیل اهمیت حج در [[سیاست]] [[جوامع اسلامی]] است. در صدر اسلام، بهویژه هنگامی که تودههای [[مسلمان]] از [[حکومت اموی]] به ستوه آمده بودند، [[رهبران]] سیاسی [[جامعه]] برای [[بسیج]] تودهها از [[مراسم حج]] بهره میگرفتند و شماری از قیامهای صدر اسلام از [[مکه]] آغاز شد که گویای اهمیت حج در [[زندگی]] [[مسلمانان]] صدر اسلام است<ref>سلطانی، تجلی توحید، ۹۵.</ref>؛ چنانکه حج فرصتی استثنایی برای آشنایی [[ملتهای مسلمان]] با یکدیگر و [[مشاوره]] و تبادل نظر آنان با یکدیگر در امور [[علمی]] و [[فرهنگی]] و تبدیلشدن آنان به [[امت واحد]] است و میتواند عامل مهمی برای کسب [[شخصیت]] و هویت اسلامی و کانون تلاش [[مسلمانان]] برای [[حاکمیت]] صلح جهانی باشد<ref>شلتوت، اسلام آئین زندگی، ۲۰۶–۲۰۷.</ref>.<ref>[[سید محمود طاهری|طاهری]] و [[پروین سادات قوامی|قوامی]]، [[حج ابراهیمی (مقاله)|مقاله «حج ابراهیمی»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۴]]، ص ۲۶۷.</ref> | |||
==[[ | == آثار حج == | ||
حج از نگاه سیاسی اجتماعی دارای آثار فراوانی مانند محکمشدن پیوندها و نزدیکی [[دلها]] و تفاهم و [[وحدت]] بیشتر میان مسلمانان و برداشتن موانع و برقراری [[پیمانها]] و مبادلات معنوی و مادی است و مورد توجه [[اندیشمندان اسلامی]] بوده<ref>مطهری، مجموعه آثار، ۲۵/۳۹ و ۴۶.</ref> و در اینجا به مهمترین آنها اشاره میشود: | |||
# '''آثار فرهنگی و [[تبلیغی]]:''' [[روایات]] رسیده از [[رسول خدا]]{{صل}} و [[ائمه معصوم]]{{ع}}، درباره بعد تبلیغی حج، زیاد است. برخی از [[روایات]]، مهمترین [[هدف]] این مراسم را [[شناخت]] آثار و [[اخبار]] [[رسول خدا]]{{صل}} و [[ائمه معصوم]]{{ع}} ذکر کردهاند؛ چنانکه [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بهطور مطلق حج را موجب تحکیم و تقویت دین و [[همبستگی]] [[مسلمانان]] معرفی کرده است<ref>نهج البلاغه، ح۲۴۴، ۵۵۵.</ref> و [[امام صادق]]{{ع}} به این نکته توجه داده است که [[اجتماع]] در حج از شرق و غرب، افزون بر شناخت متقابل افراد نسبت به هم و منافع اقتصادی برای [[مسلمین]]، سبب شناخت آثار و شناخت و احیای اخبار و گفتار پیامبر{{صل}} و فراموش نشدن آنها میشود<ref>حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة، ۱۱/۱۴.</ref>. همچنین بعضی از روایات، حج مقبول را حجی میدانند که [[مسلمان]] ضمن انجام آن، [[ولایت]] و [[دوستی]] خود را نیز بر امام حق عرضه و از دشمنان دین [[اعلام برائت]] کند<ref>کلینی، الکافی، ۱/۳۹۳.</ref>. | |||
در | # '''تبادل اطلاعات و روشنگری:''' حج بزرگترین تجمع مسلمانانِ سراسر [[جهان]] است که در هر سال تکرار میشود و نیروی انسانی بزرگی را با هدف [[اطلاعرسانی]] و روشنگری درباره مسائل مختلف مسلمانان، در [[اختیار]] [[جهان اسلام]] قرار میدهد<ref>محمدی و فلاحزاده، ظرفیتهای حج در تحقق بیداری اسلامی در اندیشه امام خمینی، ۸۶–۸۷.</ref>. سیل عظیم جمعیتی که هر ساله در [[مکه مکرمه]] جمع میشوند و با خود، افزون بر فرهنگ دینی مشترک، خردهفرهنگهای محلی را نیز به همراه میآورند، سرمایهای است که در هیچکجای جهان پیدا نمیشود<ref>سلطانی، تجلی توحید، ۱۳۸.</ref>. یکی از [[وظایف مسلمانان]]، پیبردن به این واقعیت است که حج چیست و چرا باید برای همیشه بخشی از امکانات مادی و [[معنوی]] مسلمانان به آن اختصاص یابد<ref>امام خمینی، صحیفه، ۲۱/۷۷.</ref>. | ||
# '''تقویت [[همبستگی]]:''' پراکندگی جغرافیایی و فرهنگی [[جهان اسلام]] میتواند مانعی در مسیر هویتیابی مشترک و همبستگی جهان اسلام باشد و حج جایگاهی است که در عین حضور حداکثری [[ملتها]] و فرهنگ اسلامی، نهایت یکدلی و [[وحدت]] در آن وجود دارد. به این ترتیب مسلمانان در حج میآموزند که ملیتها را در [[سایه]] [[ایمان به خدا]] و [[تقوا]] کنار بگذارند و اسلام را مایه و محور وحدت و همگرایی خود قرار دهند<ref>محمدی و فلاحزاده، ظرفیتهای حج در تحقق بیداری اسلامی در اندیشه امام خمینی، ۹۲–۹۳.</ref>؛ چنانکه [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[هدف]] از حج را تقویت دین و نزدیکی [[دینداران]] شمرده است<ref>نهج البلاغه، ح۲۴۴، ۵۵۵.</ref>. تقویت دین در صورت افزوده شدن بر [[ایمان]] و عدد [[پیروان]] [[دین]] و مطابقت عمل آنان با [[دین]] شکل میگیرد. قوت اسلام به نیرومندی مسلمانان بستگی دارد و [[قدرت]] مسلمانان، وابسته به استحکام پیوند و [[اتحاد]] میان آنان است؛ بنابراین فرصتحج، فرصتی برای نشر [[حقایق]] [[اسلامی]] و تقویت پیوند مسلمانان است و یکی از فلسفههای [[فریضه]] حج، محکمشدن پیوندها و تفاهم بیشتر میان [[مسلمانان]] است<ref>مطهری، مجموعه آثار، ۲۵/۳۹ و ۸۹–۹۰.</ref>. | |||
# '''فرصت تصمیمگیریهای مهم:''' [[مسلمانان]] در دنیای امروز بهطور جدی به مرکزی برای تصمیمگیریهای مهم و کلان برای پرهیز از تشتت و پراکندگی و [[وابستگی]] به گروهبندیهای خارج [[جهان اسلام]] نیازمند هستند که این نیاز میتواند در حج تأمین شود. توجهنکردن یا ناآشنایی [[رهبران]] [[کشورهای اسلامی]] با این ظرفیت حج، به رنجورشدن جهان اسلام از [[تفرقه]] و جدایی منجر شده است<ref>سلطانی، تجلی توحید، ۱۰۷.</ref>.<ref>[[سید محمود طاهری|طاهری]] و [[پروین سادات قوامی|قوامی]]، [[حج ابراهیمی (مقاله)|مقاله «حج ابراهیمی»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۴]]، ص ۲۶۷.</ref> | |||
# '''آثار مادی و [[دنیوی]] حج:''' برخی از این آثار عبارتاند از: [[سلامتی]]؛ [[بینیازی]]؛ حفظ خانواده؛ [[حفظ]] سرمایه؛ توسعه رزق؛ تأمین هزینه زندگی. [[امام سجاد]]{{ع}} میفرماید: {{متن قرآن|حُجُّوا وَ اعْتَمِرُوا تَصِحَّ أَبْدَانُكُمْ وَ تَتَّسِعْ أَرْزَاقُكُمْ وَ تُكْفَوْنَ مَئُونَاتِ عِيَالِكُمْ}}<ref>کافی ج۴، ص۲۵۳.</ref> حج و [[عمره]] به جا آورید که این دو [[فریضه]]، آثار و منافعی به همراه دارد، (از آن جمله) بدنها را سالم، روزی را وسیع، و هزینه زندگی شما را تأمین مینماید. | |||
# '''آثار [[معنوی]] و [[اخروی]] حج:''' [[نور]] حج؛ [[غفران الهی]]؛ [[وجوب]] [[بهشت]]؛ خیر [[دنیا]] و [[آخرت]]؛ [[آرامش]] [[دل]]. [[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|الْحَاجُّ لَا يَزَالُ عَلَيْهِ نُورُ الْحَجِّ مَا لَمْ يُلِمَّ بِذَنْبٍ}}<ref>من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۱۴۳.</ref> نور حج، [[پایدار]] است تا زمانی که [[حاجی]] به ([[گناه]]) [[آلوده]] نشود. [[امام سجاد]]{{ع}} میفرماید: [[زائر]] خانۀ [[خدا]]، از [[آمرزش الهی]] بهرهمند و بهشت بر او [[واجب]] میشود<ref>وسائل الشیعه، ج۸، ص۵؛ کافی، ج۴، ص۲۵۳.</ref>. [[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} میفرماید: [[زائران]] خانۀ خدا، میهمانان [[الهی]] هستند، آنچه بخواهند به آنان عطا نموده و دعای آنها را [[مستجاب]] میکند<ref>الحج والعمرة فی الکتاب والسنة، حجة الاسلام والمسلمین محمدی ریشهری، ص۵۴.</ref>. | |||
[[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} میفرماید: {{متن حدیث|مَنْ أَرَادَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةَ فَلْيَؤُمَّ هَذَا الْبَيْتَ، فَما أتاهُ عَبدٌ يَسأَلُ اللّهَ دُنيا إلّا أعطاهُ اللّهُ مِنها، و لا يَسأَلُهُ آخِرَةً إلَّا ادَّخَرَ لَهُ مِنها}}<ref>حج و عمره در قرآن و حدیث، حجة الاسلام والمسلمین محمدی ریشهری، ص۲۴۶.</ref> کسی که دنیا و آخرت میخواهد آهنگ خانهٔ خدا کند. بندهای بدان روی نیاورده که دنیا را خواسته باشد، جز این که خدا دنیا را به او داده است، و آخرت را نخواسته، جز آنکه برایش اندوخته است. همچنین [[امام باقر]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|الْحَجُّ تَسْكِينُ الْقُلُوبِ}}<ref>امالی، شیخ طوسی، ص۲۹۶. (به نقل از گلواژههای حج و عمره، علیرضا بصیری، ص۲۱).</ref>حج، آرامبخش دلهاست<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص۴۴ ـ ۴۵.</ref>. | |||
[[ | == اقسام حج == | ||
حج بر سه قسم است:<ref> المبسوط، طوسی، ج ۱، ص۳۰۶؛ الوسیله، ص۱۵۷.</ref> تمتع، قِران و اِفراد. | |||
# '''تمتع''' حجی است که حجگزار در ماههای حج ([[شوال]]، [[ذیقعده]] و [[ذیحجه]]) ابتدا [[اعمال]] [[عمره]] را انجام داده، پس از خروج از [[احرام]] دوباره برای حج [[محرم]] میشود<ref> کشف الرموز، ج ۱، ص۳۳۶؛ بدایة المجتهد، ج ۱، ص۲۶۷.</ref> و از این رو به آن تمتع گفتهاند که تمتع (بهره بردن) از بسیاری [[محرمات]] [[احرام]] از جمله [[زنان]]، میان [[عمره]] و حج [[حلال]] میشود. از آنجا که ارتباط میان این عمره و [[حج تمتع]] به گونهای است که به منزله یک عمل محسوب میشوند، گویا این بهرهبرداری در حج تمتع واقع شده است<ref> الروضة البهیه، ج ۲، ص۲۰۴.</ref>. | |||
# '''حج قِران'''، حجی است که حجگزار ابتدا حج و سپس [[عمره]] را انجام میدهد و هنگام احرام حج، [[قربانی]] را به همراه خود میآورد<ref> مختلف الشیعه، ج ۴، ص۲۴؛ منتهی المطلب، ج ۲، ص۶۵۹.</ref>؛ ولی فقهای اهل سنت برآناند که حج [[قرآن]] آن است که حجگزار حج و عمره را با یک [[نیت]] و احرام انجام داده، [[محرمات]] احرام میان آن دو بر وی [[حلال]] نمیگردد<ref> المبسوط، سرخسی، ج ۴، ص۲۵؛ الروضة البهیه، ج ۲، ص۲۰۵.</ref>. | |||
# '''حج اِفراد'''، آن است که ابتدا حجگزار برای حج [[محرم]] شده، پس از خروج از [[احرام]]، [[عمره]] را به جا میآورد<ref>المعتبر، ج ۲، ص۷۸۵؛ المغنی، ج ۳، ص۲۴۷.</ref>. البته برخی انجام عمره پس از حج را مشروط به عدم انجام آن پیش از حج و نیز داشتن [[استطاعت]] آن دانستهاند<ref> کتاب الحج، گلپایگانی، ج ۱، ص۱۷ ـ ۱۸.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی]]، [[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی]]، [[حج (مقاله)|مقاله «حج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰]]، ص ۴۰۹-۴۱۳.</ref> | |||
== | == آداب سفر حج == | ||
[[سفر]] [[معنوی]] حج، فرصتی ارزشمند برای کسب معرفت و جلب رضایت الهی است. هر کس به [[میزان]] [[آگاهی]] و [[شناخت]] خویش از آن بهره میگیرد. تعدادی از [[حاجیان]] در پایان این سفر [[روحانی]]، [[قلب]] خود را از محبت خدا لبریز کرده، با حجی مقبول به [[شهر]] و [[دیار]] خود باز میگردند، گروهی نیز همچون [[انسان]] فرورفته در خوابی، پس از سفر به ناگاه از [[خواب]] خوش پریده و در [[حسرت]] از دست دادن فرصتهای ارزشمند آن [[اندوهگین]] میشوند. | |||
[[ | |||
{{ | آگاهی به آداب سفر معنوی حج میتواند ما را نسبت به شکوهمندترین [[عبادات]] [[دینی]] مشتاقتر کرده و با عمل به آن در [[روح]] و جانمان تحولی بزرگ رخ بدهد. برخی آداب که از زبان [[پیشوایان معصوم]]{{ع}} به ما رسیده چنین است: | ||
{{ | # هدفداری در [[مسافرت]]؛ [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: در [[حکمت]] [[آل داوود]] آمده است: انسان [[عاقل]]، شایسته است که با سه [[هدف]] به مسافرت برود: توشهای برای فردای [[قیامت]] برگیرد، مخارج [[زندگی]] را تأمین کند، از راه [[حلال]] [[لذت]] ببرد<ref>وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۳۴۳.</ref>؛ | ||
# [[توبه]] و [[استغفار]]؛ امام صادق{{ع}} فرمود: هر گاه قصد حج کردی، با آب توبۀ [[خالص]]، گناهانت را بشوی و [[لباس]] [[راستی]] و [[پاکی]] و [[خضوع]] و [[خشوع]] را بر تن کن؛ | |||
# [[وصیت]] کردن؛ | |||
# [[اخلاص]] در [[نیت]] و قصد قربت؛ | |||
# زاد و توشه حلال فراهم کردن؛ | |||
# چشم به [[مال]] دیگران نداشتن؛ | |||
# تأمین مخارج [[زن]] و فرزند؛ | |||
# [[انتخاب]] [[زمان]] مناسب برای سفر؛ | |||
# [[غسل]] کردن؛ | |||
# [[صدقه دادن]]؛ | |||
# بیخبر به مسافرت نرفتن؛ | |||
# مسافرت در شب سفارش شده است؛ | |||
# انتخاب همراه مناسب؛ | |||
# همشأنی در مسافرت؛ | |||
# یادآوری [[نعمتهای خداوند]]؛ | |||
# [[دعا]] و ذکر در حال حرکت؛ | |||
# شراکت در هزینهها؛ | |||
# [[حفظ]] [[پول]] و اثاثیه، همراه داشتن مواد خوراکی و نیازمندیهای سفر؛ | |||
# لباس تمیز پوشیدن؛ | |||
# پرهیز از پرخوری؛ | |||
# پرهیز از [[اسراف]] و [[تبذیر]]؛ | |||
# خدمت کردن به حاجیان و مراعات کردن حال دیگران؛ | |||
# پرهیز از [[آزار دیگران]]؛ | |||
# حل مشکلات همسفران و [[خیرخواهی]] برای آنان؛ | |||
# [[نماز خواندن]] در [[مساجد]]؛ | |||
# رو به [[قبله]] نشستن؛ | |||
# گرامی داشتن همراهان؛ | |||
# پرهیز از [[سوء ظن]] به دیگران؛ | |||
# پرهیز از ناسازگاری؛ | |||
# کاستیها و [[لغزشها]] را به رخ نکشیدن؛ | |||
# [[زینت]] [[شیعه]] بودن؛ | |||
# [[مدارا]] با [[بیماران]] و کهنسالان؛ | |||
# سوغات آوردن<ref>حج در اندیشه اسلامی، سیدعلی قاضی عسکر، ص۶۳.</ref>. | |||
در ارتباط با [[تشرف]] به حج و آمادگیهای قبلی از لسان [[ائمه معصومین]] توصیهها و سفارشهایی به [[زائران]] حرمین شریفین شده است. از آن جمله، توصیههای ارزشمند [[امام صادق]]{{ع}} است که آن حضرت فرمودهاند: وقتی ارادۀ حج نمودی، قبلاً خانۀ [[دل]] را از هر شاغل و حاجبی که تو را از [[خدا]] [[غافل]] کند، و مشغول به خود گرداند، فارغ ساز. کارها و تمام [[شئون]] زندگیت را به خدا واگذار و در جمیع حرکات و سکنات، [[توکل]] بر او نموده و [[تسلیم]] [[قضا]] و [[تقدیر الهی]] باش. از [[دنیا]] و [[آسایش]] دنیا و [[مردم]]، منقطع شو. [[حقوقی]] را که از دیگران به ذمّه داری، ادا کن. متکی بر توشه و مرکب و [[یاران]] راه و قوت بدنی و نیروی [[جوانی]] و [[مال]] و [[دارایی]] خود مباش؛ زیرا [[ترس]] آن میرود که خدا همینها را [[دشمن]] [[انسان]] و مایۀ وزر و وبال [[آدم]] [[خودخواه]] گرداند، تا دانسته شود که تمام حول و قوه و [[تدبیر]] و چاره، به دست [[خالق یکتا]] بوده و بدون [[توفیق]] و تسدید او، احدی قادر بر چاره و تدبیری نخواهد بود<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۴۸.</ref>. | |||
[[ | |||
[[ | |||
در | == [[اعمال]] و اجزای حج == | ||
[[ | {{اصلی|حج در فقه اسلامی}} | ||
[[ | حج، اعم از تمتع، قرآن و افراد اعمال خاصی دارد که در عمده آنها اشتراک دارند و تفاوت آنها تنها در برخی موارد جزئی یا شیوه انجام این اعمال است. البته از مجموع اعمال [[عمره]] و حج گاه به عنوان اعمال حج یاد میشود؛ لکن از آنجا که عمره خود مدخل مستقل دارد در این بحث تنها به اعمال حج اشاره شده است<ref> الروضة البهیه، ج ۲، ص۲۰۴ ـ ۲۰۵؛ جواهرالکلام، ج ۱۸، ص۷۵.</ref>. این اعمال از نظر [[فقه]] [[امامیه]] به ترتیب عبارتاند از: | ||
# '''[[احرام]]:''' نخستین عمل حج در هریک از سه قسم یاد شده، احرام<ref>شرایع الاسلام، ج ۱، ص۱۷۹.</ref> است که به معنای وارد شدن به اعمال حج با پوشیدن دو [[لباس]] ندوخته برای مردان و [[نیت]] و تلبیه است و بدان جهت به آن احرام گفته شده که حجگزار با این عمل، برخی مباحات را بر خود [[حرام]] میکند<ref>معجم الفاظ الفقه الجعفری، ص۳۳.</ref>. | |||
# '''وقوف در [[عرفات]]:''' دومین عمل حج، ماندن در عرفات است<ref>المبسوط، طوسی، ج ۱، ص۳۶۶؛ شرایع الاسلام، ج ۱، ص۱۷۹.</ref>. [[زمان]] وقوف در عرفات به نظر فقهای امامیه از ظهر [[روز]] نهم [[ذیحجه]] تا غروب [[شرعی]] آن روز است<ref>الروضة البهیه، ج ۲، ص۲۶۹؛ مسالک الافهام، شهید، ج ۲، ص۲۷۳.</ref>. | |||
# '''وقوف در مشعر الحرام:''' پس از کوچ کردن از عرفات، [[واجب]] است حجگزاران به سوی [[مشعرالحرام]] رفته، در آنجا وقوف کنند. زمان وقوف در مشعرالحرام از طلوع فجر روز دهم تا طلوع [[خورشید]] است<ref>ذخیرهالمعاد، ج ۱، ص۶۵۶.</ref>. | |||
# '''[[رمی]] جمره [[عقبه]]:''' چهارمین [[عمل]] واجب حج، رمی جمره عقبه در مناست<ref>منتهی المطلب، ج ۲، ص۷۲۹؛ کتاب الحج، خوئی، ج ۵، ص۱۸۶.</ref>. به نظر برخی رمی جمره که نماد رمی [[شیطان]] است از اعمالی است که [[خداوند]] [[حضرت ابراهیم]] را با آن آزمود<ref>سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref>.<ref>سلسلة الینابیع، ج ۷، ص۳۶۲؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۲۹۸.</ref>. | |||
# '''[[قربانی]]:''' واجب دیگر حج، قربانی است<ref>سوره بقره، آیه ۱۹۶.</ref> که حجگزار به اندازه توان خود یک یا چند شتر، گاو یا گوسفند را در روز عید قربان [[ذبح]] میکند. | |||
# '''حلق یا تقصیر:''' ششمین عمل واجب بر حجگزاران حلق یا تقصیر است<ref>سوره فتح، آیه ۲۷.</ref>.<ref>کتاب الحج، خویی، ج ۵، ص۳۰۴.</ref> که باید پس از قربانی در [[منا]] در روز عید قربان انجام گیرد. | |||
# '''[[طواف]] حج:''' عمل دیگر واجب در حج، طواف حج است<ref>قواعد الاحکام، ج ۱، ص۴۴۶؛ کتاب الحج، خویی، ج ۵، ص۳۳۴.</ref> که به آن طواف [[زیارت]]<ref>قواعد الاحکام، ج ۱، ص۴۴۶؛ تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۳۴۷.</ref> و طواف افاضه<ref>تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۳۴۷.</ref> نیز گفته شده است. در این عمل حجگزار باید ۷ دور به نیت طواف حج بر گِرد [[کعبه]] طواف و هر دور از [[حجرالاسود]] آغاز و به آن ختم کند<ref>کتاب الحج، خویی، ج ۴، ص۳۳۴ ـ ۳۳۵.</ref>. | |||
# '''[[نماز]] طواف:''' پس از طواف، بر [[حاجیان]] واجب است دو رکعت [[نماز]] [[طواف]] در [[مقام ابراهیم]] بگزارند<ref>سوره بقره، آیه ۱۲۵.</ref>.<ref>الخلاف، ج ۲، ص۳۲۷؛ جواهرالکلام، ج ۱۹، ص۳۰۱؛ فتح العزیز، ج ۷، ص۳۰۵ ـ ۳۰۶.</ref>. | |||
# '''سعی بین [[صفا و مروه]]:''' پس از اقامه نماز طواف بر حجگزار [[واجب]] است میان دو [[کوه]] صفا و مروه رفت و آمد کند<ref> سوره بقره، آیه ۱۵۸.</ref>.<ref>الخلاف، ج ۲، ص۳۲۸.</ref> در این [[عمل]] [[حاجیان]] باید ۷ شوط با [[نیت]] میان این دو کوه طواف کنند که دور اول از [[صفا]] آغاز و دور آخر به [[مروه]] ختم میگردد<ref>منتهی المطلب، ج ۲، ص۷۰۵؛ المجموع، ج ۸، ص۶۳.</ref>. | |||
# '''طواف و نماز طواف [[نساء]]:''' دو عمل واجب دیگر در حج به نظر [[فقیهان]] [[شیعه]] طواف نساء و نماز آن است<ref>کتاب الحج، خوئی، ج ۵، ص۳۵۴.</ref>. | |||
# '''بیتوته در منا:''' واجب دیگر حج بیتوته کردن در منا از ابتدای شب تا نیمه آن یا از نیمه شب تا طلوع فجر<ref>کتاب الحج، خویی، ج ۵، ص۳۸۳ - ۳۸۴.</ref>، در شبهای یازدهم و دوازدهم برای همه و شب سیزدهم [[ذیحجه]] برای برخی است<ref>المجموع، ج ۸، ص۲۴۵؛ کشف الرموز، ج ۱، ص۳۸۴؛ جامع المدارک، ج ۲، ص۵۳۱.</ref>. بر اساس [[روایات]]، مراد از این ایام، ایام تشریق در مناست<ref>قرب الاسناد، ص۱۷؛ الکافی، ج ۴، ص۵۱۶.</ref>. | |||
# '''[[رمی]] جمرات سهگانه:''' [[واجب]] دیگر حج رمی جمره اُولی، وُسْطی و عَقَبه در روزهایی است که حجگزار شبهای آنها را در [[منا]] بیتوته کرده است<ref>کشف الرموز، ج ۱، ص۳۸۴؛ تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۲۱۳؛ الاقناع، ج ۱، ص۲۳۶.</ref> که حجگزار باید به [[نیت]] حج به هر جمره به ترتیب ۷ ریگ بزند<ref>شرایع الاسلام، ج ۱، ص۲۰۶؛ تحریر الاحکام، ج ۲، ص۹؛ المبسوط، سرخسی، ج ۴، ص۲۳ ـ ۲۴.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی]]، [[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی]]، [[حج (مقاله)|مقاله «حج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰]]، ص ۴۱۳-۴۱۶.</ref> | |||
== | == شرایط وجوب حج == | ||
به | فقهای اسلامی با استناد به [[آیات قرآن]] و روایات، وجوب حج را به تحقق شرایطی مشروط دانستهاند که عبارتاند از: | ||
# '''[[بلوغ]]''': یکی از شرایط حج بلوغ است<ref>قواعد الاحکام، ج ۱، ص۴۰۲؛ ایضاح الفوائد، ج ۱، ص۲۶۴؛ بدائع الصنائع، ج ۲، ص۱۶۰.</ref>. دلیل این شرط روایاتی است که [[تکلیف]] را از کودک ساقط دانسته است. | |||
# '''[[عقل]]''': از اینرو بر مجنون حج [[واجب]] نیست<ref>تحریر الاحکام، ج ۱، ص۵۴۳؛ المجموع، ج ۷، ص۲۰.</ref>، زیرا بر اساس برخی روایات، [[آیه]] {{متن قرآن|مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا}} استطاعت بدنی را نیز دربرمیگیرد و مجنون از این جهت سالم نیست<ref>تذکرة الفقهاء، ج ۷، ص۴۱.</ref>. | |||
# '''[[حریت]]''': بر این اساس، حج بر بردگان واجب نیست<ref>المعتبر، ج ۲، ص۷۴۹؛ تحریر الاحکام، ج ۱، ص۵۴۳.</ref>، زیرا یکی از شرایط حج توانایی مالی و [[قدرت]] تصرف در آن است و برده چنین [[توانایی]] را ندارد. | |||
# '''[[اسلام]]''': از اینرو بر [[کافران]] [[واجب]] نیست، بدان سبب که حج [[عبادت]] است و کافران به [[عبادات]] [[اسلامی]] [[مکلف]] نیستند<ref>بدائع الصنائع، ج ۲، ص۱۲۰؛ تحفة الفقهاء، ج ۱، ص۳۸۳.</ref>. | |||
# '''[[استطاعت]]''': یکی دیگر از شرایط وجوب حج استطاعت است: {{متن قرآن|وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا}}<ref>«و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref>.<ref>المغنی، ج ۳، ص۱۶۹؛ قواعد الاحکام، ج ۱، ص۴۰۴؛ مستند الشیعه، ج ۱۱، ص۲۴.</ref> مصداق اصلی استطاعت در آیه مذکور، توانایی مالی یعنی توشه و مرکب برای [[سفر حج]] است<ref>قواعد الاحکام، ج ۱، ص۴۰۴؛ تذکرة الفقهاء، ج ۷، ص۴۹؛ المغنی، ج ۳، ص۱۶۹.</ref>. مقدار و کیفیت زاد و راحله در هر مکان و برای هر شخص به [[توانایی]] و [[شأن]] افراد و [[عرف]] [[حاکم]] بر آن [[جامعه]] بستگی دارد<ref>کتاب الحج، خویی، ج ۱، ص۸۷؛ تحریر الوسیله، ج ۱، ص۳۷۳.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی]]، [[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی]]، [[حج (مقاله)|مقاله «حج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰]]، ص ۴۱۶-۴۲۹.</ref> | |||
== [[تشویق]] به حج == | |||
تأکید [[ائمه معصومین]]{{عم}} بر این بوده که از عظمت حج کاسته نشود و همیشه این مراسم عظیم [[عبادی]] [[سیاسی]] با [[شکوه]] هر چه تمامتر برگزار گردد؛ لذا از هر فرصتی استفاده کرده و [[مردم]] را به انجام حج ترغیب میفرمودند. عذافر میگوید: [[امام]] صادق{{ع}} به من فرمود: چه چیز مانع شده که همه ساله به حج نروی؟ گفتم: فدایت گردم، [[زن]] و فرزند! امام فرمود: هنگامی که از [[دنیا]] رفتی چه کسی آنها را اداره میکند؟ به [[همسر]] و فرزندانت سرکه و [[زیتون]] بخوران و با مازاد آن همه ساله به حج مشرف شو<ref>وسائل، ج۱۱، ص۱۳۴.</ref>. | |||
[[امام صادق]]{{ع}} با افرادی دیگر نیز، همین برخورد را داشتهاند. [[عیسی بن ابی منصور]] میگوید: امام صادق{{ع}} به من فرمود: ای [[عیسی]] اگر میتوانی نان را با نمک بخوری و همه ساله به حج بروی این کار را بکن<ref>وسائل، ج۱۱، ص۱۳۵.</ref>. ترغیب و [[تشویق]] [[مردم]] به حدی است که [[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: برای ترک حج [[استخاره]] جایز نیست و حتی برای نرفتن به حج نباید [[مشورت]] کرد. [[اسحاق بن عمار]] میگوید: به امام صادق{{ع}} گفتم: مردی [[ضعیف]] الحال با من در مورد حج مشورت کرد، به او گفتم حج نرود، آن گاه [[امام]] فرمود: {{متن حدیث|مَا أَخْلَقَكَ أَنْ تَمْرَضَ سَنَةً}} و اسحاق بن عمار میگوید یک سال پس از آن مریض بودم<ref>فروع کافی، ج۴، ص۲۷۱.</ref>. | |||
یکی از شرایط انجام حج، [[استطاعت]] [[مالی]] است لکن در [[روایات]] حتی کسانی که مستطیع هم نیستند برای انجام این فریضه الهی تشویق شدهاند. | |||
استطاعت | |||
[[معاویة بن وهب]] از افراد مختلفی نقل میکند که به امام صادق{{ع}} گفتهاند ما مقروض هستیم، آیا [[پول]] [[قرض]] کرده و حج انجام دهیم؟ امام فرمودند: آری (حج وسیله خواهد بود که) [[دین]] او زودتر ادا شود<ref>وسائل، ج۱۱، ص۱۴۰.</ref>. | |||
در پارهای از روایات از تجار خواسته شده تا در طول سال مقداری از سود حاصله از [[تجارت]] را برای حج کنار گذاشته، از آن برای انجام [[فریضه]] حج استفاده نمایند<ref>وسائل، ج۱۱، ص۱۴۳.</ref>. | |||
از | |||
[[عیسی بن ابی منصور]] میگوید: امام صادق{{ع}} به من فرمود: ای [[عیسی]] دوست دارم [[خداوند]] در فاصله بین حج گذشته و [[آینده]] همیشه تو را در حالتی ببیند که برای حج [آینده] آماده میشوی<ref>وسائل، ج۱۱، ص۱۵۰.</ref>. | |||
[[امامان معصوم]]{{عم}} تنها به تشویق و ترغیب مردم بسنده نکرده، بلکه کسانی را که [[خانه خدا]] را ترک نمودهاند، به هلاکت و نابودی [[تهدید]] کردهاند<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۲۵۵.</ref>. | |||
[[ | |||
به | |||
== | == حِجّةُ الاسلام == | ||
اولین حجی است که بر هر [[مسلمان]] [[واجب]] میشود. به بیانی دیگر، حجة الاسلام حجی است که بیش از یک مرتبه در تمام [[عمر]]، بر مستطیع واجب نیست. | |||
در مقابل این حج، حجی است که [[وجوب]] آن به خاطر [[نذر]] باشد و یا حجهایی که مکراراً به صورت استحبابی انجام میشود. | |||
یکی از حجهایی که [[پیامبر اسلام]]{{صل}} انجام داده است، معروف به «[[حجة الوداع]]» است که گاه آن را «حجة الاسلام و گاه «[[حجة البلاغ]]» نامیدهاند. | |||
[[ | |||
«[[ابن سعد]]» در «طبقات» میگوید: «[[ابن عباس]]» [[کراهت]] داشت نام «حجة الوداع» را بر حج [[رسول خدا]] بنهد و خود آن را حجة الاسلام مینامید. شاید اصرار وی از آن جهت بود که بزرگترین شاخص حج [[پیامبر]] آن بود که در طی [[مناسک حج]]، [[اسلام]] با تمام محتوایش به نمایش گذارده شد، و در برابر حج [[شرکآلود]] [[جاهلی]]، حج صحیح ارائه گردید. | |||
خصوصیات چشمگیر «حجة الوداع» نشانگر این [[حقیقت]] است که پیامبر در قالب مناسک حج و در طی این جریان با [[شکوه]]، تمامی قدرت اسلام و عظمت [[مسلمانان]] و نقش [[رهبری]] را به نمایش گذاشتند و تجلی [[روح]] [[توحید]] را در ایجاد [[همبستگی]] با شکوه و استحکام و [[استواری]] و یک جهت نمودن [[هدفها]] و [[خلوص]] و [[پاکی]] [[نیتها]] و خدایی شدن همه حرکتها و تلاشها ارائه دادند. و [[دشمنان]] را در برابر این همه عظمت و [[قدرت]] و [[معنویت]] به [[خضوع]] و [[احساس]] عجز واداشتند<ref>ره توشه حج، ج۱، ص۵۹.</ref>. | |||
شرایط وجوب حجة الاسلام: [[امام خمینی]] رحمه الله و سایر [[مراجع]] عظام نیز چنان که در «[[مناسک]] محشی» آمده است، فرمودهاند: با چند شرط حج واجب میشود: [[بلوغ]]؛ [[عقل]]؛ [[حرّیت]] و [[استطاعت]] از جهت [[مال]] و صحت بدن و [[توانایی]]، بازبودن راه و [[آزادی]] آن و وسعت وقت و کفایت آن. استطاعت از جهت مال یعنی داشتن زاد و راحله که توشه راه و مرکب سواری است. و چنان چه عین آنها را ندارد، کافی است چیزی مثل [[پول]] یا متاع دیگر داشته باشد که ممکن است آن را صرف در تهیه آنها نماید و شرط است که مخارج برگشتن را نیز داشته باشد<ref>مناسک محشی، ص۲۳ – ۲۴.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۹۷.</ref> | |||
== حاجی == | |||
کسی که [[اعمال]] و [[مناسک حج]] را انجام میدهد حاج است و در [[عرف]] [[جامعه]] به او حاجی میگویند. [[امام ششم]]{{ع}} میفرماید: حجاج سه صنف بازگشت میکنند؛ صنفی از [[آتش جهنم]] [[آزاد]] میشوند، و صنفی از [[گناهان]] خود بیرون میروند، مانند روزی که ما در آنها را زاییده است، و صنفی محفوظ خواهند بود از [[اهل]] و [[مال]] خویش. | |||
از آن حضرت سؤال شد که: چگونه بدانیم حج ما قبول شده است؟ فرمود: اگر در شما تغییری پدید آید، حج شما قبول است. به [[طور]] کلی [[نور]] حج، چون شمع فروزان و ستارهای درخشان، در حاجی باید ساطع باشد. حاجی باید بداند که پس از بازگشت از این [[سفر]] باید حامل نوری باشد که تا پایان [[عمر]]، تاریکیهای [[زندگی]] خود را روشن و آنها را که به دیدن او میآیند و یا بعد از مراجعت، با او سر و کار دارند، از گفتار و [[کردار]] و [[بینش]] او، [[حقیقت]] رهنمود گردند. | |||
و | |||
طبق [[روایات]] بسیاری، گناهان حاجی به هنگام سعی [[صفا و مروه]] و وقوف [[عرفات]]، هر اندازهای که باشد، آمرزیده میشود. پس حاجی باید یادش باشد آن [[روز]] که بازگشت مینماید، دیگر گناهی برای او باقی نمیماند. حاجی باید ملتفت باشد که چون بازگشت به [[وطن]] نمود، ممکن است روزهای اول، هفتههای اول، و بلکه ماههای اول، بعد از سفر تا گرد و غبار حج هنوز باقی است، معنویتش باقی باشد، اما بعد از اندک زمانی کمکم [[نفس اماره]] و «[[شیطان]] نیمه جانی» که به او سنگ زده است، به سراغش آمده، به اندک وقتی [[روحانیت]] خود را از دست داده، بر [[غرور]] و نخوتش افزوده میگردد. | |||
امام ششم{{ع}} میفرماید: حاجی مادامی که دامنش به [[گناه]] [[آلوده]] نگردد، پیوسته نور حج در او متجلی است. [[امام پنجم]]{{ع}} در [[حدیثی]] طولانی میفرماید: حاجی وقتی که مناسک حج را انجام داد، گناهان او آمرزیده میشود و تا چهارماه ([[ذیالحجه]]، [[محرم]]، صفر و [[ربیع الاول]]) [[خدا]] امر میکند، [[حسنات]] او را بنویسند و [[سیئات]] او را ننویسند، مگر آنکه [[گناه]] کبیرهای که مستوجب [[آتش]] باشد، انجام دهد. | |||
از این [[روایت]] مهمتر، این است که در کتاب [[وسائل الشیعه]] از [[امام ششم]]{{ع}} روایت نموده: که [[خداوند عزوجل]] همانا شخص [[حاجی]] و [[خانواده]] و بستگان او را و حتی کسانی را که برایشان [[طلب آمرزش]] نموده، تا چهار ماه گناهانشان را میآمرزد و گناهی برای آنها ثبت نمیشود!<ref>وسائل الشیعه، ج۸، ص۷۱.</ref> [[رسول خدا]]{{صل}} میفرماید: نشانه قبول حج، ترک گناهانی است که [[بنده]] [[مؤمن]] پیش از حج، آنها را مرتکب میشد. | |||
وظایفی را که [[پیشوایان]] مذهبی ما نسبت به تجلیل حجاج و زائرین [[خانه خدا]] به هنگام بازگشت آنان از [[سفر حج]] بیان فرمودهاند، در [[حقیقت]] دستوراتی ارشادی و [[فطری]] است. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} میفرماید: هنگامی که [[برادر دینی]] تو از سفر حج بازگشت، میان دیدگان و دهان او را که به آن [[حجرالاسود]] را بوسیده، ببوس که رسول خدا{{صل}} آن را بوسیده و دیدگان او را بوسه زن که به خانه خدا نگاه کرده، و موضع [[سجده]] و صورت او را ببوس، و آن وقت که به او تهنیت گفتید، بگویید: [[خدا]] [[عبادت]] تو را قبول و سعی و زحمات تو را مورد [[لطف]] و آنچه که در این راه [[خرج]] نمودهای به تو [[پاداش]] و عوض دهد و این آخرین [[سفر]] تو نباشد. | |||
در | [[امام چهارم]]{{ع}} میفرماید: بر کسی که از سفر حج یا [[عمره]] آمده و هنوز [[آلوده]] به گناه نشده، در [[سلام کردن]] و [[مصافحه]] با آنها پیشدستی کنید. در روایت دیگر نیز آن حضرت میفرماید: ای گروهی که به حج نرفتهاید! [[حاجیان]] را در موقع بازگشت با خوشروئی دیدن کنید و با آنها مصافحه نمائید و آنها را [[محترم]] بشمارید تا در [[اجر]] و [[ثواب]] با آنها [[شریک]] باشید. | ||
در | امام ششم{{ع}} میفرماید: هر کس با حاجی مصافحه کند، در حالی که هنوز غبار آلوده است، مانند کسی است که حجرالاسود را بوسیده<ref>راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، ص۲۲۵.</ref>. به کسی که هم حج کرده و هم به [[مدینه]] مشرف شده باشد، [[حاجی]] حرمین هم میگویند و زنی را که حج گزارده باشد، حاجیه صدا میکنند<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۵۰.</ref>. | ||
== حج در [[آخرالزمان]] == | |||
{{اصلی|حج در معارف مهدویت}} | |||
[[ابن عباس]] میگوید: در [[حجة الوداع]] دیدم [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در [[کعبه]] را گرفت و در حالی که رو به [[مردم]] کرده بود سخنانی در زمینه حوادث آینده و مردم آخرالزمان فرمود. از آن جمله درباره حج آخرالزمان در این [[حدیث]] آمده است: {{متن حدیث|يحج أغنياء امتي للنزهة و يحج أوساطها للتجارة و يحج فقرائهم للرياء و السمعة}}<ref>تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ج۵، ص۴۳۴.</ref>. [[ثروتمندان]] برای تفریح و خوشگذرانی حج به جا میآورند و قشرهای متوسط به منظور [[تجارت]]، و [[مستمندان]] برای خودنمایی و کسب [[شهرت]] به حج [[خانه خدا]] میروند. | |||
این نگرانی [[رسول خدا]]{{صل}} به خاطر آن بوده که حج در چنین مواردی [[روح]] و [[حقیقت]] خود را از دست میدهد و به جای آنکه سازنده باشد، در مسیر [[اهداف]] [[دنیایی]] قرار میگیرد<ref>در راه برپایی حج ابراهیمی، عمیدزنجانی، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ص۲۱.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۷۸.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:IM009833.jpg|22px]] [[سید محمود طاهری|طاهری]] و [[پروین سادات قوامی|قوامی]]، [[حج ابراهیمی (مقاله)|مقاله «حج ابراهیمی»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۴ (کتاب)|'''دانشنامه امام خمینی ج۴''']] | |||
# [[پرونده:000061.jpg|22px]] [[سید عباس رضوی|رضوی]]، [[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی]]، [[حج (مقاله)|مقاله «حج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰''']] | |||
# [[پرونده:1100609.jpg|22px]] [[علی اکبر شایستهنژاد|شایستهنژاد، علی اکبر]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|'''مقاله «حج»، دانشنامه صحیفه سجادیه''']] | # [[پرونده:1100609.jpg|22px]] [[علی اکبر شایستهنژاد|شایستهنژاد، علی اکبر]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|'''مقاله «حج»، دانشنامه صحیفه سجادیه''']] | ||
# [[پرونده:13681048.jpg|22px]] [[سید جمالالدین دینپرور|دینپرور، سیدجمالالدین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۱''']] | # [[پرونده:13681048.jpg|22px]] [[سید جمالالدین دینپرور|دینپرور، سیدجمالالدین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۱''']] | ||
| خط ۴۱۶: | خط ۳۰۱: | ||
{{فروع دین}} | {{فروع دین}} | ||
[[رده:زیارت]] | [[رده:زیارت]] | ||
[[رده:مدخل فرهنگ زیارت]] | [[رده:مدخل فرهنگ زیارت]] | ||
[[رده:فروع دین]] | [[رده:فروع دین]] | ||
[[رده:عبادت]] | [[رده:عبادت]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۹ دسامبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۲۳
حج به عنوان یکی از فروع دین اسلام، آیینی عبادی ـ سیاسی است به معنای انجام مناسکی خاص در خانه خدا. این اعمال دارای رمز و رازهای فراوانی است. وجوب حج بر انسانهای مستطیع است که در ماه دی الحجه انجام میگیرد هر چند عمره مفرده که مستحب است در هر زمانی قابلیت انجام دارد. حج نماد وحدت مسلمانان است که مسأله احیاء و ترویج فرهنگ اهل بیت (ع) در آن میتواند صورت بگیرد و اصولا روح حج همان امامت است.
مقدمه
«حج» آیینی عبادی سیاسی و از فروع دین اسلام است. واژه حج در لغت به معنای قصد و آهنگ زیارت و در اصطلاح، سفر به خانه خدا برای برگزاری مناسک خاص در ایام ذیالحجه است[۱]. حج بر عهده کسانی است که توانایی مالی و جسمی داشته باشد. مناسک حج، علاوه بر آنکه سرشار از احکام دقیق است، رمز و رازهای اخلاقی، تربیتی، اجتماعی و... فراوانی دارد[۲].[۳]
حج، یکی از پرشکوهترین اجتماعات دینی سالانه مسلمانان در کنار کعبه مقدّس و مظهر وحدت و همبستگی آنان است و دیدار قبله و مسجد الحرام و سپس به زیارت مرقد رسول خدا (ص) رفتن بنیانهای اعتقادی مسلمانان را تقویت میکند. پیامبران گذشته نیز خانه خدا را زیارت میکردند. حضرت ابراهیم (ع) به کمک فرزندش اسماعیل، این خانه را بازسازی کرد و مسلمانان با رفتن به حج، با ابراهیم بتشکن، تجدید پیمان میکنند. حج، از باارزشترین عبادتهاست و موجب آمرزش گناهان میشود. کسی که به این سفر میرود، "حاجی" میشود. "حج"، نام یکی از سورههای قرآن نیز هست[۴].
معناشناسی
حج در لغت به معنای قصد[۵]، قصد امر عظیم[۶]، روی آوردن،[۷] بازگشت[۸] و بازداشتن[۹] آمده است و در اصطلاح فقه اسلامی به قصد خانه خدا در وقت خاص با هدف به جای آوردن اعمال مخصوص گفته میشود[۱۰]. به مجموع مناسک و اعمالی که در این سفر انجام میگیرد نیز حج گفته شده است[۱۱].[۱۲]
پیشینه
آیین حج، بنابر برخی روایات، برگرفته از طواف و عبادت فرشتگان بر گرد «بیت المعمور» در آسمان چهارم است[۱۳]. پس از خلقت آدم(ع)، او به فرمان خدا مأمور ساختن کعبه و برگزاری مراسم حج شد[۱۴]. این سنت در میان فرزندان حضرت آدم(ع) ادامه یافت و بهویژه پیامبران الهی(ع) بر انجام آن اهتمام داشتند و بسیاری از آنان در کنار کعبه به خاک سپرده شدند[۱۵]؛ اما آیین حج کمکم به فراموشی سپرده شد تا اینکه حضرت ابراهیم(ع) از سوی خدا، مأمور بازسازی کعبه و احیای آن شد[۱۶]. پس از ابراهیم(ع) بهتدریج بتپرستی در محیط مکه رواج پیدا کرد و به مناسک حج ازجمله طواف و قربانی نیز راه یافت[۱۷]. با ظهور اسلام، حج یکی از واجبات دینی مسلمانان و پیراسته از مناسک شرکآلود شد[۱۸].
رسول خدا(ص) در سال هشتم هجری، پس از فتح مکه، کعبه را به همراه حضرت علی(ع) از بتها پاک کرد[۱۹]. یک سال بعد، آیات نخستین سوره برائت نازل شد. رسول خدا(ص) پس از آنکه نخست این آیات را به ابوبکر سپرد که به مکه برده و در موسم حج بخواند، به علی(ع) مأموریت داد تا آن را در میانه راه از وی گرفته و خود در موسم حج قرائت کند. آن حضرت(ع) نیز در منا، این آیات را قرائت کرد. این آیات شامل چهار بند است که یکی از آنها ممنوعیت ورود مشرکان به خانه خدا و حجگزاری آنان پس از مهلت چهارماهه است. این اتمام حجت تأثیر گذاشت و موجب از میان رفتن بتپرستی در شبهجزیره عربستان شد[۲۰]. در سال دهم هجری، پیامبر اکرم(ص) با شرکت در نخستین مراسم حج، احکام و آداب حج را به مسلمانان آموزش داد[۲۱]. محدثان در آثار خود فصلهایی را به صورت مستقل به حج اختصاص داده و روایات فراوانی را درباره آن بیان کردهاند[۲۲]. احکام حج در کتابهای فقهی به صورت مفصل و مستقل مطرح شده است[۲۳].[۲۴]
حج در آیات و روایات
حج از جمله فروعی است که بیشترین احکام قرآنی را دارد. سوره ۲۲ قرآن کریم به نام «حج» نامگذاری شده است. حج از شعائر الهی و شایسته تعظیم[۲۵] و تکلیف اشخاص توانا[۲۶] شمرده شده است. برخی از مناسک و احکام فقهی و اخلاقی حج که در قرآن کریم بیان شده، عبارتاند از: احیای حج و دعوت مردم به آن در زمان حضرت ابراهیم(ع)[۲۷]، زمان معین داشتن حج[۲۸]، وجوب طواف خانه خدا[۲۹]، سعی میان صفا و مروه[۳۰]، وقوف در عرفات و مشعرالحرام و برخی از آداب آن[۳۱] و ... .
حج در روایات از ارکان دین اسلام[۳۲] و برترین کار و باارزشترین واجب[۳۳] شمرده شده و ادا نکردن یا تأخیر انداختن عمدی حج واجب، موجب عذاب الهی اعلام شده است[۳۴]. زمامدار مسلمانان وظیفه دارد اگر مردم حج را ترک کردند، آنان را به انجام حج وادار کند و هزینه آن را در صورت نیاز، از بیتالمال بپردازد[۳۵].
درباره حکمت تشریع حج نیز احادیث بسیاری وجود دارد که بخشی از آن چنین است: تواضع مسلمانان در برابر عظمت و عزت خداوند، آمرزش گناهان، رهایی از فقر و تکبر، آزمایش بزرگ برای تحمل سختیها، نزدیکی و همبستگی مسلمانان، فراهمشدن اسباب تقرب به خداوند و رحمت الهی[۳۶].[۳۷]
اهمیت حج
حج در اسلام جایگاه و اهمیت والایی دارد. قرآن در آیه ﴿فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا ...﴾[۳۸] حج را حق خاص خداوند دانسته است[۳۹] و بر کافر و مسلمان[۴۰] واجب است، هرچند راه آنان بسیار دور باشد یا پیاده این راه را بپیمایند[۴۱].
در روایات اسلامی نیز حج از جایگاه و اهمیت فراوانی برخوردار است؛ از جمله در روایتی حج یکی از ۵ رکن اسلام شمرده شده است[۴۲]. در روایاتی دیگر حج برتر از نماز و روزه[۴۳] مستحب و انفاق در راه خدا شمرده شده است، هرچند طلای سرخ و به اندازه کوه ابوقبیس باشد؛ همچنین ۱۰ روز نخست ذیحجه، پاکترین روزها نزد خدا و عمل صالح در این روزها از محبوبترین اعمال و دارای عظیمترین پاداش شمرده شده است[۴۴]، از اینرو معصومان (ع) در بهترین زمان یعنی ماه رمضان[۴۵] و پس از هر نماز در این ماه، توفیق انجام حج در همان سال و بلکه همه سالها را از خداوند میخواستند[۴۶] و مؤمنان را به تکرار حج حتی تا ۵۰ بار و بیشتر از آن[۴۷] هرچند با قرض گرفتن باشد توصیه میکردند[۴۸].
از دیگر نشانههای اهمیت حج آن است که بر اساس برخی روایات، حاکمان اسلامی مأمور شدهاند که در صورت ترک حج از سوی مسلمانان، آنان را با اجبار راهی حج کنند[۴۹] و در صورت نداشتن هزینه سفر، آن را از بیتالمال مسلمانان، بپردازند[۵۰]. ترک این عمل از سوی مستطیع، مساوی با کفر[۵۱] و مردن به دین یهود یا نصارا[۵۲] و سبب هلاک شدن فرد[۵۳]، محروم شدن وی از شفاعت و حوض کوثر، قرار گرفتن در زمره زیانکارترین مردم، پشیمان شدن هنگام مرگ و کور گردیدن در قیامت دانسته شده است[۵۴].[۵۵]
فلسفه حج
مراسم پرشکوه حج همچون عبادات دیگر، دارای برکات و آثار فراوانی در فرد و جامعه اسلامی است که اگر طبق برنامه صحیح انجام پذیرد و از آن بهرهبرداری درستی شود، میتواند منشاء تحول تازهای در جوامع اسلامی گردد.
این مناسک بزرگ در حقیقت دارای چهار بعد است؛ که هر یک از دیگری ریشهدارتر و سودمندتر است.
۱. بعد اخلاقی: مهمترین حج همان دگرگونی اخلاقی است که در انسانها به وجود میآورد، مراسم «احرام» انسان را به کلی از تعینات مادی و امتیازات ظاهری و لباسهای رنگارنگ و زر و زور بیرون میبرد، و با تحریم لذائذ و پرداختن به خودسازی که از وظایف محرم است، او را از جهان ماده جدا کرده و در عالمی از نور و روحانیت و صفا قرار میدهد[۵۶]. سپس مراسم دیگر حج یکی پس از دیگری انجام میگیرد، مراسمی که علاقههای معنوی انسان را لحظه به لحظه با خدایش محکمتر میکند و رابطه او را نزدیکتر و قویتر میسازد.
مخصوصا توجه به این حقیقت که مراسم حج در هر قدم، یادآور خاطرات ابراهیم بتشکن و اسماعیل ذبیح الله و مادرش هاجر است که مجاهدتها و ایثارگری آنها را در برابر چشمان انسان مجسم میکند.
و نیز در هر گوشهای از مسجد الحرام و سرزمین مکه، انسان چهره پیامبر(ص) و علی(ع) و سایر پیشوایان بزرگ را میبیند و صدای آوای حماسههای آنها را میشنود.
اینها همه دست به دست میدهند و زمینه یک انقلاب اخلاقی را در دلهای آماده فراهم میسازند، به گونهای توصیف ناشدنی ورق زندگانی انسان را برمیگردانند و صفحه نوینی در حیات او آغاز میکنند.
در روایات اسلامی میخوانیم کسی که حج را به طور کامل انجام دهد: «از گناهان خود بیرون میآید، همانند روزی که از مادر متولد شده»[۵۷].
۲. بعد سیاسی: مراسم حج در عین این که خالصترین و عمیقترین عبادات را عرضه میکند، مؤثرترین وسیله برای پیشبرد اهداف سیاسی اسلام است. روح عبادت، توجه به خدا و روح سیاست، توجه به خلق خداست، این دو در حج آنچنان به هم آمیختهاند که تار و پود یک پارچهاند!
حج عامل مبارزه با تعصبات ملی و نژاد پرستی و محدود شدن در حصار و مرزهای جغرافیایی است. حج وسیلهای است برای انتقال اخبار سیاسی کشورهای اسلامی از هر نقطه به نقطه دیگر، و خلاصه حج، عامل مؤثری است برای شکستن زنجیرهای اسارت و استعمار و آزاد ساختن مسلمین.
روی همین جهت، حضرت علی(ع) هنگامی که فلسفه فرائض و عبادات را میشمرد، درباره حج میگوید: «الْحَجُّ تَقْوِيَةً لِلدِّينِ»[۵۸] «خداوند مراسم حج را برای تقویت آیین اسلام تشریع کرد».
۳. بعد فرهنگی: ارتباط قشرهای مسلمانان در ایام حج میتواند به عنوان مؤثرین عامل مبادله فرهنگی و انتقال فکرها به شمار آید. با توجه به اینکه اجتماع شکوهمند حج، نماینده طبیعی و واقعی همه قشرهای مسلمانان جهان است، (چراکه در انتخاب افراد برای رفتن به زیارت خانه خدا هیچ عامل مصنوعی موثر نیست و زوار کعبه از میان تمام گروهها، نژادها و زبانهایی که مسلمانان به آن تکلم میکنند، برخاسته و در آنجا جمع میشوند).
لذا در روایات اسلامی میخوانیم یکی از فوائد حج، نشر اخبار و آثار رسول الله(ص) به تمام جهان اسلام است. «هشام بن حکم» میگوید: از امام صادق(ع) درباره فلسفه حج و طواف کعبه سوال کردم، فرمود:[۵۹] خداوند این بندگان را آفرید... و فرمانهایی از طریق مصلحت دین و دنیا به آنها داد، از جمله اجتماع مردم شرق و غرب را (در آیین حج) مقرر داشت تا مسلمانان به خوبی یکدیگر را بشناسند و از حال هم آگاه شوند و هر گروهی سرمایههای تجاری را از شهری به شهر دیگر منتقل کنند. و برای این که آثار پیامبر(ص) و اخبار او شناخته شود، مردم آنها را به خاطر آورند و هرگز فراموش نکنند[۶۰].
بنابراین، حج میتوانند تبدیل به یک کنگره عظیم فرهنگی شود و اندیشمندان جهان اسلام در ایامی که در مکه هستند گردهم آیند و افکار و ابتکارات خویش را بر دیگران عرضه کنند.
یکی از بدبختیهای بزرگ این است که مرزهای کشور اسلامی، سبب جدایی فرهنگی آنها شود، مسلمانان هر کشور تنها به خود بیندیشند که در این صورت، جامعه واحد اسلامی پاره پاره و نابود میگردد. طبیعی است که حج میتواند جلو این سرنوشت شوم را بگیرد.
۴. بعد اقتصادی: بر خلاف آنچه بعضی فکر میکنند، استفاده از کنگره عظیم حج برای تقویت پایههای اقتصادی کشورهای اسلامی، نه تنها با روح حج منافات ندارد، بلکه طبق روایات اسلامی، یکی از فلسفههای آن را تشکیل میدهد. چه مانعی دارد، مسلمانان در آن اجتماع بزرگ، پایه یک بازار مشترک اسلامی را بگذارند و زمینههای مبادلاتی و تجاری را در میان خود به گونهای فراهم سازند که نه منافعشان به جیب دشمنان برود و نه اقتصادشان وابسته به اجانب باشد که این دنیاپرستی نیست، عین عبادت است و جهاد؛ لذا در روایت هشام بن حکم از امام صادق(ع) ضمن بیان فلسفههای حج صریحا به این موضوع اشاره شده بود که یکی از اهداف حج، تقویت تجارت مسلمانان و تسهیل روابط اقتصادی است[۶۱].
در حدیث دیگری از امام صادق(ع) در تفسیر آیه ﴿لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِّكُمْ﴾[۶۲] میخوانیم که فرمود: منظور از این آیه، کسب روزی است: «إِذَا أَحَلَّ الرَّجُلُ مِنْ إِحْرَامِهِ وَ قَضَى نُسُكَهُ فَلْيَشْتَرِ وَ لْيَبِعْ فِي الْمَوْسِمِ»[۶۳]؛ «هنگامی که انسان از احرام بیرون آید و مناسک حج را بجا آورد. در همان موسم حج، خرید و فروش کند (و این موضوع نه تنها گناه ندارد، بلکه ثواب دارد)[۶۴].
و اما در روایات بسیاری، فلسفه حج چنین بیان شده است:
- حج، پشتوانه دین؛
- حج، پرچم دین؛
- حج، آرامش دلها؛
- حج، نابودکننده تکبر؛
- حج، یادآور قیامت؛
- حج، معاد مجسم؛
- حج، قطع کننده وابستگی به دنیا؛
- حج، پایه و اساس دین؛
- حج، روی آوردن به خدا؛
- حج، حافظ دین؛
- حج، مانع نزول عذاب.
این عبادت بزرگ، اگر به طور صحیح و کامل مورد بهرهبرداری قرار گیرد و زائرین خانه خدا در آن ایام که در آن سرزمین مقدس حضور فعال دارند و دلهایشان آماده است، از این فرصت بزرگ برای حل مشکلات گوناگون جامعه اسلامی با تشکیل کنگرههای مختلف سیاسی و فرهنگی و اقتصادی استفاده کنند، این عبادت میتواند از هر نظر مشکلگشا باشد و شاید به همین دلیل است که امام صادق(ع) میفرماید: «لَا يَزَالُ الدِّينُ قَائِماً مَا قَامَتِ الْكَعْبَةُ»[۶۵]؛ «مادام که خانه خدا برپا است، اسلام هم برپا است.
و نیز حضرت علی(ع) فرمودند: «وَ اللَّهَ اللَّهَ فِي بَيْتِ رَبِّكُمْ لَا تُخَلُّوهُ مَا بَقِيتُمْ فَإِنَّهُ إِنْ تُرِكَ لَمْ تُنَاظَرُوا»[۶۶]؛ خدا را، خدا را در مورد خانه پروردگارتان «مکه معظمه» هرگز تا زنده هستید، آن را خالی نگذارید، که اگر آن را ترک گویید مهلت داده نمیشوید (به عذاب خدا مبتلا میشوید). به خاطر اهمیت این موضوع است که فصلی در روایات اسلامی تحت این عنوان گشوده شده است که اگر یک سال مسلمانان بخواهند حج را تعطیل کنند، بر حکومت اسلامی لازم است که به اجبار آنها را به حج بفرستد[۶۷].[۶۸]
فضیلت حج
از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمودند: چون حضرت موسی حج گزارد، جبرئیل نازل شد. موسی به او گفت: کسی که با نیتی صادق و خرجی پاک و حلال این خانه را زیارت کند، چه پاداشی دارد؟ جبرئیل به سوی خدا بازگشت، خداوند وحی کرد که به او بگو: او را در ملکوت اعلی، همراه پیامبران، صدیقان، شهیدان و صالحان قرار میدهد و اینان چه رفیقان و همراهان خوبیاند[۶۹].
پیامبر(ص) به کاروان شترهای حجاج نگاه کرد و فرمود: هیچ گامی برنمیدارند، مگر آنکه بر ایشان حسنه نوشته میشود و هیچ گامی نمیگذارند مگر آنکه گناهی از آنان محو میشود و هرگاه اعمال حج خود را به پایان برند، به آنان گفته میشود: بنایی ساختید، پس ویرانش نکنید، گناهان گذشته شما بخشیده شد، برای آینده کار نیک انجام دهید[۷۰].
از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود: مردی از صحرانشینان عرب، پیامبر اکرم را دید، عرض کرد: یا رسول الله! من از اهل و عیالم جدا شده و آهنگ حج کردم، اما فرصت را از دست دادم و نتوانستم به این زیارت مشرف شوم. من مرد ثروتمندی هستم، دستور بده تا به وسیله مال و ثروتم کاری کنم که اجر این عبادت نصیبم شود. امام(ع) فرمودند: رسول خدا به او توجه کرده، فرمودند: به کوه ابوقبیس نگاه کن، اگر این کوه تماما طلای سرخ باشد و از آن تو باشد، و در راه خدا انفاقش کنی، نمیتوانی به ثوابی که متوجه یک حج گزار شده است نائل شوی، سپس فرمودند: حج گزار هنگامی که اقدام به آماده شدن برای سفر حج میکند، هیچ چیزی را از زمین بلند نکرده و بر زمین نمیگذارد، مگر ده حسنه برایش نوشته میشود و ده گناهش محو میشود و مقامش در پیشگاه خداوند ده درجه بالا میرود. هنگامی که خانه خدا را طواف کرد، از گناهانش بیرون میرود. هنگامی که سعی بین صفا و مروه را به جای آورد؛ از گناهانش بیرون میرود. هنگامی که در عرفات توقف کرد، از گناهانش بیرون میرود. هنگامی که سنگ را به سوی شیطان افکند، از گناهانش بیرون میرود. هنگامی که در عرفات توقف کرد، از گناهانش بیرون میرود. هنگامی که سنگ را به سوی شیطان افکند، از گناهانش بیرون میرود.
امام(ع) فرمود: پیامبر(ص) هم چنان مواقف مختلف حج را برشمرد و در مورد هر یک فرمود که حج گزار از گناهش بیرون میرود، سپس پیامبر(ص) فرمودند: تو چگونه میتوانی به چنین پاداشی دست یابی؟ آنگاه امام(ع) فرمود: گناهان او تا چهار ماه نوشته نمیشود و برایش اعمال نیکو مینویسند، مگر اینکه مرتکب گناه کبیره شود[۷۱].
پیامبر(ص) در حدیثی فرمودند: «ليس للحجة المبرور ثواب الا الجنة»[۷۲]؛ «پاداش حج نیکو، جز بهشت نیست».
از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود: «حَجَّةٌ مَقْبُولَةٌ خَيْرٌ مِنَ الدُّنْيَا وَ مَا فِيهَا»[۷۳]؛ «یک حج قبول شده، بهتر از همه دنیا و آنچه در آن است». امام صادق(ع) از پیامبر(ص) نقل فرموده که آن حضرت فرمود: «الْحَجَّةُ ثَوَابُهَا الْجَنَّةُ وَ الْعُمْرَةُ كَفَّارَةُ كُلِّ ذَنْبٍ»[۷۴]؛ «ثواب حج، بهشت است و عمره، کفاره همه گناهان است».
و اما مرگ در مسیر حج؛ گر چه عزیمت به خانه خدا و انجام اعمال حج و سختیها و رنجهای این سفر معنوی، حتی با سالهای اخیر، از جهات مختلف متفاوت بوده و قابل مقایسه نیست و همه ساله دولت عربستان و تمام کشورهای اسلامی برای آرامش و آسایش هر چه بیشتر زائرین حرمین شریفین، برنامهریزی نموده و تدابیر لازم را اتخاذ مینماید. لکن تعدادی از عزیزان در طی این سفر، پیمانه عمرشان به پایان رسیده، دعوت حق را اجابت مینماید و البته کم نیستند افرادی که از خداوند درخواست مینمایند که پایان عمرشان را در یکی از این دو مکان مقدس (مکه یا مدینه) قرار دهد. در این زمینه میتوان به روایاتی اشاره کرد: امام صادق(ع) فرمود: «الْحَاجُّ وَ الْمُعْتَمِرُ فِي ضَمَانِ اللَّهِ فَإِنْ مَاتَ مُتَوَجِّهاً غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ذُنُوبَهُ وَ إِنْ مَاتَ مُحْرِماً بَعَثَهُ اللَّهُ مُلَبِّياً وَ إِنْ مَاتَ بِأَحَدِ الْحَرَمَيْنِ بَعَثَهُ اللَّهُ مِنَ الْآمِنِينَ وَ إِنْ مَاتَ مُنْصَرِفاً غَفَرَ اللَّهُ لَهُ جَمِيعَ ذُنُوبِهِ»[۷۵].
کسی که به قصد حج و عمره به سوی مکه برود در پناه خدا خواهد بود، پس اگر در حال رفتن به خانه خدا بمیرد، خداوند گناهان گذشتهاش را میبخشد و چنانچه در حال احرام بمیرد، خداوند او را تلبیه گویان از قبر برانگیزاند و اگر در حرم مکه یا مدینه بمیرد، خداوند او را مبعوث فرماید در حالی که ایمن از عذاب قبر و آسوده خاطر باشد و اگر در حال مراجعت بمیرد، خدا جمیع گناهانش را بیامرزد.
حضرت علی(ع) در روایتی فرمود: «من بهشت را برای شش نفر از اهل ایمان تضمین میکنم:
- کسی که در راه دستگیری فقراء و کمک به بینوایان بمیرد.
- کسی که در راه عیادت بیماران و سرکشی به مریضهای مؤمنین بمیرد.
- کسی که در راه پیکار و جهاد با دشمنان خدا کشته شود.
- کسی که به قصد طواف و زیارت خانه خدا بیرون رود و مرگ او را فراگیرد.
- کسی که بعد از فرایض جمعه بیرون رود و در حال طاعت بمیرد.
- کسی که برای تشییع جنازه مسلمانان و برادران دینی خارج شود و با مرگ خود روبرو شود».
پیامبر(ص) فرمودند: «هر کس در حال احرام بمیرد، لبیک گوی برانگیخته میشود»[۷۶].
ابن عباس میگوید: مرد محرمی را مرکبش به زمین زد و در اثر شکستن گردنش، از دنیا رفت. پیامبر(ص) فرمود: او را با آب و سدر غسل دهید و در همان لباس احرامش کفن کنید و سر و صورتش را نپوشانید، همانا او روز قیامت لبیک گویان برانگیخته میشود[۷۷].
پیامبر(ص) فرمودند: کسی که در این مسیر (راه کعبه) از دنیا برود، به حج آمده باشد یا عمره، او را برای حساب محشر نمیآورند و به او گفته میشود وارد بهشت شو[۷۸]. امام صادق(ع) فرمودند: کسی که در مسیر مکه بمیرد، چه در رفتن و چه در بازگشت، از هول عظیم قیامت ایمن خواهد بود[۷۹].
در روایتی از پیامبر اکرم(ص) آمده است: «مَنْ مَاتَ فِي أَحَدِ هَذَيْنِ الْحَرَمَيْنِ حَرَمِ اللَّهِ وَ حَرَمِ رَسُولِهِ(ص) بَعَثَهُ اللَّهُ تَعَالَى مِنَ الْآمِنِينَ»[۸۰]؛ کسی که در یکی از دو حرم خدا و رسول او بمیرد، خداوند او را در قیامت جزء کسانی که امنیت دارند برمیگزیند.
از امام صادق(ع) روایت شده: «مَنْ مَاتَ فِي الْمَدِينَةِ بَعَثَهُ اللَّهُ فِي الْآمِنِينَ...»[۸۱]؛ «کسی که در مدینه بمیرد، خداوند او را در ردیف کسانی که دارای امنیت هستند برمیگزیند». از پیامبر اسلام(ص) نقل شده است که فرمود: «ايما مسلم خرج من بيته حاجا الى بيت الله الحرام، ثم نزل به الموت قبل بلوغه، أوجب الله الجنة»[۸۲]؛ «هر مسلمانی که از خانه برای انجام حج خارج شود و در این مسیر مرگش فرا برسد، خداوند بهشت را بر او واجب میگرداند».
پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «من خرج معتمرا فمات، كتب له أجر المعتمر إلى يوم القيامة»[۸۳]؛ «هر کس به قصد عمره خارج شود و بمیرد، خداوند تا روز قیامت برای او در نامه عملش عمره ثبت میکند[۸۴].
حکمتها و اهداف حج
تشریع حج حکمتهایی دارد که مهمترین آنها عبارتاند از:
- تقویت دین: از مهمترین حکمتها و اهداف حج برپایی دین الهی است[۸۵]. در روایاتی حج سبب تقویت[۸۶] و رفعت و بلندی دین[۸۷] و پرچم اسلام شمرده شده است[۸۸].
- توبه و آمرزش گناهان: حکمت دیگر حج، توبه و رفتن به سوی خداست. در روایاتی از اهل بیت مراد از فرار به سوی خدا در آیه ﴿فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ﴾[۸۹] رفتن به حج دانسته شده است[۹۰]. در حدیثی از امام رضا (ع) علت وجوب حج، کوچ کردن به سوی خدا و بازگشت از وضع گذشته و آغاز زندگی جدید دانسته شده است[۹۱].
- خودسازی: حکمت دیگر حج خودسازی و غلبه بر هواهای نفسانی[۹۲] است، بر این اساس خداوند افزون بر تأکید بر تحریم برخی محرمات، بسیاری از امور حلال همچون لذتجویی از همسر را نیز بر انسان حرام کرده است[۹۳].
- ایجاد تقوا: هدف دیگر تشریع حج ایجاد ملکه تقوا در انسان است[۹۴].
- منافع مادی: حکمت دیگر حج رسیدن نفع مادی به انسانهاست[۹۵]. از جمله این منافع، درآمدهاییاند که از راه تجارت نصیب حجگزاران و نیز غیر حجگزاران اعم از خریداران و فروشندگان، کرایه دهندگان وسائل نقلیه و منازل و نیز تولید کنندگانی میشوند که در دیگر سرزمینها ساکناند، چنانکه این امر در روایات اهلبیت (ع) به صراحت آمده است[۹۶].
- دوری از شیطان و دشمنان خدا (تبری): حکمت دیگر تشریع حج، تبری از شیطان و دیگر دشمنان خداست[۹۷].
- آشنایی مسلمانان با یکدیگر: از اینکه اسلام حج را در ماههایی خاص[۹۸] و مکانی خاص قرار داده است[۹۹] و به انسانها فرمان داده است تا همه از مناطق دور و نزدیک در آن مکان گرد آیند[۱۰۰] برمیآید که یکی از حکمتهای این عبادت الهی آشنا شدن مسلمانان با یکدیگر و رفع مشکلات و نیازهای یکدیگر است. این حکمت در برخی روایات اهل بیت نیز ذکر شده است[۱۰۱].
- پاداش الهی: هدف عمده دیگر تشریع حج دستیابی بندگان به پاداش اخروی است. در روایتی یکی از مصادیق منفعت در آیه ﴿لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ ...﴾[۱۰۲] پاداش و منافع اخروی دانسته شده است[۱۰۳].[۱۰۴]
تشریع حج
درباره تشریع حج، روایات بسیاری وارد شده که یکی از آنان را ذکر میکنیم: فضل بن شاذان از هشتمین امام، علی بن موسی الرضا(ع) از علل تشریع حج میپرسد و حضرت پاسخ میدهد: «لِعِلَّةِ الْوِفَادَةِ إِلَى اللَّهِ»؛ «حج به سوی خدا رفتن و در پیشگاه باری تعالی حاضر شدن است». (کسی که معنای حضور در پیشگاه. حی داور را بداند و بفهمد، به غیر از او توجه نکرده، خود را به گناه نمیآلاید.) «وَ طَلَبِ الزِّيَادَةِ»؛ «حج زیادتطلبی و کمالخواهی و از خدا پاداش و ثواب فراوان خواستن است». «وَ الْخُرُوجِ مِنْ كُلِّ مَا اقْتَرَفَ الْعَبْدُ تَائِباً مِمَّا مَضَى مُسْتَأْنِفاً لِمَا يَسْتَقْبِلُ»؛ «حج از گذشته تاریک و پر گناه خارج شدن و از آنچه در گذشته انجام شده توبه کردن و برای آینده کار خوب و نیک را از نو آغاز کردن است».
«مَعَ مَا فِيهِ مِنْ إِخْرَاجِ الْأَمْوَالِ»؛ (حج وسیلهای برای) خارج نمودن و جداسازی داراییها از یکدیگر است؛ خمس و زکات و دیون واجب را پرداختن و حق فقرا و محرومان و دیگر حقوق دینی را ادا کردن است».
«وَ تَعَبِ الْأَبْدَانِ وَ الِاشْتِغَالِ عَنِ الْأَهْلِ وَ الْوَلَدِ وَ حَظْرِ الْأَنْفُسِ عَنِ اللَّذَّاتِ»؛ «حج بدن را به سختی انداختن، از زن و فرزند دور شدن، و جان را از هواهای نفسانی و شهوات و لذتهای نامشروع منع کردن و تمرین خودسازی و گناه نکردن است».
«... مَعَ مَا فِي ذَلِكَ لِجَمِيعِ الْخَلْقِ مِنَ الْمَنَافِعِ فِي شَرْقِ الْأَرْضِ وَ غَرْبِهَا وَ مَنْ فِي الْبَرْدِ وَ الْحَرِّ مِمَّنْ يَحُجُّ وَ مِمَّنْ لَا يَحُجُّ مِنْ بَيْنِ تَاجِرٍ وَ جَالِبٍ وَ بَائِعٍ وَ مُشْتَرٍ وَ كَاسِبٍ وَ مِسْكِينٍ وَ مُكَارٍ وَ فَقِيرٍ وَ قَضَاءِ حَوَائِجِ أَهْلِ الْأَطْرَافِ فِي الْمَوَاضِعِ الْمُمْكِنِ لَهُمُ الِاجْتِمَاعُ فِيهَا»؛ «در حج برای تمامی مردم در شرق و غرب زمین و آنان که در دریا و خشکی به سر میبرند؛ چه آنها که حج میگزارند و چه غیر آنان، از تاجر، وارد کننده، فروشنده و خریدار، کاسب و کرایه دهنده مرکب و فقیر و مسکین، سودمند بوده و نیازهای مردم در اطراف و اکناف زمین را بر میآورد».
«مَعَ مَا فِيهِ مِنَ التَّفَقُّهِ وَ نَقْلِ أَخْبَارِ الْأَئِمَّةِ(ع) إِلَى كُلِّ صُقْعٍ وَ نَاحِيَةٍ كَمَا قَالَ اللَّهُ تَعَالَى ﴿فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ﴾[۱۰۵] ﴿لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ﴾[۱۰۶]»؛ «علاوه بر آن، حج جایگاه فراگیری فقه و احگام دین، و انتقال و گسترش اخبار پیشوایان به گوشه و کنار جهان است. همانگونه که خداوند فرمود: پس چرا کوچ نمیکنند از هر فرقه و...»[۱۰۷].[۱۰۸]
ابعاد مختلف حج
حج از مهمترین و عمومیترین اجتماعات مسلمانان است که «کنگره عمومی اسلامی» نام گرفته و بر اساس قرآن کریم بر هر مسلمانی واجب است به شرط توانایی، یک بار در این اجتماع عظیم شرکت کند: ﴿فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ﴾[۱۰۹]؛ چنانکه برای این عمل بزرگ و بینظیر اسلامی، زمان و مکان مشخص در نظر گرفته شده است[۱۱۰]. حج علاوه بر عبادیبودن و نیاز به قصد قربت، عملی اجتماعی و نیازمند برخورداری از اخلاق معاشرتی و اجتماعی است[۱۱۱]. خانه کعبه، مکانی امن و متعلق به همه مسلمانان است و میتواند مایه احیا و تداوم دین و وحدت مسلمانان شود[۱۱۲].[۱۱۳] و مراسم حج میتواند تأمینکننده منافع مادی و معنوی مسلمانان باشد[۱۱۴].[۱۱۵]
علاوه بر بعد عبادی حج، مهمترین ابعاد دیگر آن در اندیشه برخی از بزرگان معاصر را میتوان ابعاد معنوی، عرفانی، سیاسی و اجتماعی دانست[۱۱۶]:
- بعد معنوی و عرفانی حج: عارفان به این بعد حج توجه کرده و در این زمینه آثار ارزشمندی نیز نگاشته شده است[۱۱۷]. برخی از اندیشمندان معاصر در بیان جنبه معنوی حج، به مسئله حضور در محضر حق و مشاهده جمال محبوب اشاره کرده، حج را سفری از خود به سوی خدا دانسته و معتقد بودند با محققشدن جنبه معنوی حج، انسان به افق توحید و تنزیه نزدیک میشود[۱۱۸].
- ابعاد سیاسی ـ اجتماعی: بعد سیاسی حج از دیرباز مورد توجه حاکمان بوده و دخالت آنان در امر حج که با انتخاب امیران حج انجام میگرفت، دلیل اهمیت حج در سیاست جوامع اسلامی است. در صدر اسلام، بهویژه هنگامی که تودههای مسلمان از حکومت اموی به ستوه آمده بودند، رهبران سیاسی جامعه برای بسیج تودهها از مراسم حج بهره میگرفتند و شماری از قیامهای صدر اسلام از مکه آغاز شد که گویای اهمیت حج در زندگی مسلمانان صدر اسلام است[۱۱۹]؛ چنانکه حج فرصتی استثنایی برای آشنایی ملتهای مسلمان با یکدیگر و مشاوره و تبادل نظر آنان با یکدیگر در امور علمی و فرهنگی و تبدیلشدن آنان به امت واحد است و میتواند عامل مهمی برای کسب شخصیت و هویت اسلامی و کانون تلاش مسلمانان برای حاکمیت صلح جهانی باشد[۱۲۰].[۱۲۱]
آثار حج
حج از نگاه سیاسی اجتماعی دارای آثار فراوانی مانند محکمشدن پیوندها و نزدیکی دلها و تفاهم و وحدت بیشتر میان مسلمانان و برداشتن موانع و برقراری پیمانها و مبادلات معنوی و مادی است و مورد توجه اندیشمندان اسلامی بوده[۱۲۲] و در اینجا به مهمترین آنها اشاره میشود:
- آثار فرهنگی و تبلیغی: روایات رسیده از رسول خدا(ص) و ائمه معصوم(ع)، درباره بعد تبلیغی حج، زیاد است. برخی از روایات، مهمترین هدف این مراسم را شناخت آثار و اخبار رسول خدا(ص) و ائمه معصوم(ع) ذکر کردهاند؛ چنانکه امیرالمؤمنین(ع) بهطور مطلق حج را موجب تحکیم و تقویت دین و همبستگی مسلمانان معرفی کرده است[۱۲۳] و امام صادق(ع) به این نکته توجه داده است که اجتماع در حج از شرق و غرب، افزون بر شناخت متقابل افراد نسبت به هم و منافع اقتصادی برای مسلمین، سبب شناخت آثار و شناخت و احیای اخبار و گفتار پیامبر(ص) و فراموش نشدن آنها میشود[۱۲۴]. همچنین بعضی از روایات، حج مقبول را حجی میدانند که مسلمان ضمن انجام آن، ولایت و دوستی خود را نیز بر امام حق عرضه و از دشمنان دین اعلام برائت کند[۱۲۵].
- تبادل اطلاعات و روشنگری: حج بزرگترین تجمع مسلمانانِ سراسر جهان است که در هر سال تکرار میشود و نیروی انسانی بزرگی را با هدف اطلاعرسانی و روشنگری درباره مسائل مختلف مسلمانان، در اختیار جهان اسلام قرار میدهد[۱۲۶]. سیل عظیم جمعیتی که هر ساله در مکه مکرمه جمع میشوند و با خود، افزون بر فرهنگ دینی مشترک، خردهفرهنگهای محلی را نیز به همراه میآورند، سرمایهای است که در هیچکجای جهان پیدا نمیشود[۱۲۷]. یکی از وظایف مسلمانان، پیبردن به این واقعیت است که حج چیست و چرا باید برای همیشه بخشی از امکانات مادی و معنوی مسلمانان به آن اختصاص یابد[۱۲۸].
- تقویت همبستگی: پراکندگی جغرافیایی و فرهنگی جهان اسلام میتواند مانعی در مسیر هویتیابی مشترک و همبستگی جهان اسلام باشد و حج جایگاهی است که در عین حضور حداکثری ملتها و فرهنگ اسلامی، نهایت یکدلی و وحدت در آن وجود دارد. به این ترتیب مسلمانان در حج میآموزند که ملیتها را در سایه ایمان به خدا و تقوا کنار بگذارند و اسلام را مایه و محور وحدت و همگرایی خود قرار دهند[۱۲۹]؛ چنانکه امیرالمؤمنین(ع) هدف از حج را تقویت دین و نزدیکی دینداران شمرده است[۱۳۰]. تقویت دین در صورت افزوده شدن بر ایمان و عدد پیروان دین و مطابقت عمل آنان با دین شکل میگیرد. قوت اسلام به نیرومندی مسلمانان بستگی دارد و قدرت مسلمانان، وابسته به استحکام پیوند و اتحاد میان آنان است؛ بنابراین فرصتحج، فرصتی برای نشر حقایق اسلامی و تقویت پیوند مسلمانان است و یکی از فلسفههای فریضه حج، محکمشدن پیوندها و تفاهم بیشتر میان مسلمانان است[۱۳۱].
- فرصت تصمیمگیریهای مهم: مسلمانان در دنیای امروز بهطور جدی به مرکزی برای تصمیمگیریهای مهم و کلان برای پرهیز از تشتت و پراکندگی و وابستگی به گروهبندیهای خارج جهان اسلام نیازمند هستند که این نیاز میتواند در حج تأمین شود. توجهنکردن یا ناآشنایی رهبران کشورهای اسلامی با این ظرفیت حج، به رنجورشدن جهان اسلام از تفرقه و جدایی منجر شده است[۱۳۲].[۱۳۳]
- آثار مادی و دنیوی حج: برخی از این آثار عبارتاند از: سلامتی؛ بینیازی؛ حفظ خانواده؛ حفظ سرمایه؛ توسعه رزق؛ تأمین هزینه زندگی. امام سجاد(ع) میفرماید: ﴿حُجُّوا وَ اعْتَمِرُوا تَصِحَّ أَبْدَانُكُمْ وَ تَتَّسِعْ أَرْزَاقُكُمْ وَ تُكْفَوْنَ مَئُونَاتِ عِيَالِكُمْ﴾[۱۳۴] حج و عمره به جا آورید که این دو فریضه، آثار و منافعی به همراه دارد، (از آن جمله) بدنها را سالم، روزی را وسیع، و هزینه زندگی شما را تأمین مینماید.
- آثار معنوی و اخروی حج: نور حج؛ غفران الهی؛ وجوب بهشت؛ خیر دنیا و آخرت؛ آرامش دل. امام صادق(ع) میفرماید: «الْحَاجُّ لَا يَزَالُ عَلَيْهِ نُورُ الْحَجِّ مَا لَمْ يُلِمَّ بِذَنْبٍ»[۱۳۵] نور حج، پایدار است تا زمانی که حاجی به (گناه) آلوده نشود. امام سجاد(ع) میفرماید: زائر خانۀ خدا، از آمرزش الهی بهرهمند و بهشت بر او واجب میشود[۱۳۶]. رسول گرامی اسلام(ص) میفرماید: زائران خانۀ خدا، میهمانان الهی هستند، آنچه بخواهند به آنان عطا نموده و دعای آنها را مستجاب میکند[۱۳۷].
پیامبر گرامی اسلام(ص) میفرماید: «مَنْ أَرَادَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةَ فَلْيَؤُمَّ هَذَا الْبَيْتَ، فَما أتاهُ عَبدٌ يَسأَلُ اللّهَ دُنيا إلّا أعطاهُ اللّهُ مِنها، و لا يَسأَلُهُ آخِرَةً إلَّا ادَّخَرَ لَهُ مِنها»[۱۳۸] کسی که دنیا و آخرت میخواهد آهنگ خانهٔ خدا کند. بندهای بدان روی نیاورده که دنیا را خواسته باشد، جز این که خدا دنیا را به او داده است، و آخرت را نخواسته، جز آنکه برایش اندوخته است. همچنین امام باقر(ع) میفرماید: «الْحَجُّ تَسْكِينُ الْقُلُوبِ»[۱۳۹]حج، آرامبخش دلهاست[۱۴۰].
اقسام حج
حج بر سه قسم است:[۱۴۱] تمتع، قِران و اِفراد.
- تمتع حجی است که حجگزار در ماههای حج (شوال، ذیقعده و ذیحجه) ابتدا اعمال عمره را انجام داده، پس از خروج از احرام دوباره برای حج محرم میشود[۱۴۲] و از این رو به آن تمتع گفتهاند که تمتع (بهره بردن) از بسیاری محرمات احرام از جمله زنان، میان عمره و حج حلال میشود. از آنجا که ارتباط میان این عمره و حج تمتع به گونهای است که به منزله یک عمل محسوب میشوند، گویا این بهرهبرداری در حج تمتع واقع شده است[۱۴۳].
- حج قِران، حجی است که حجگزار ابتدا حج و سپس عمره را انجام میدهد و هنگام احرام حج، قربانی را به همراه خود میآورد[۱۴۴]؛ ولی فقهای اهل سنت برآناند که حج قرآن آن است که حجگزار حج و عمره را با یک نیت و احرام انجام داده، محرمات احرام میان آن دو بر وی حلال نمیگردد[۱۴۵].
- حج اِفراد، آن است که ابتدا حجگزار برای حج محرم شده، پس از خروج از احرام، عمره را به جا میآورد[۱۴۶]. البته برخی انجام عمره پس از حج را مشروط به عدم انجام آن پیش از حج و نیز داشتن استطاعت آن دانستهاند[۱۴۷].[۱۴۸]
آداب سفر حج
سفر معنوی حج، فرصتی ارزشمند برای کسب معرفت و جلب رضایت الهی است. هر کس به میزان آگاهی و شناخت خویش از آن بهره میگیرد. تعدادی از حاجیان در پایان این سفر روحانی، قلب خود را از محبت خدا لبریز کرده، با حجی مقبول به شهر و دیار خود باز میگردند، گروهی نیز همچون انسان فرورفته در خوابی، پس از سفر به ناگاه از خواب خوش پریده و در حسرت از دست دادن فرصتهای ارزشمند آن اندوهگین میشوند.
آگاهی به آداب سفر معنوی حج میتواند ما را نسبت به شکوهمندترین عبادات دینی مشتاقتر کرده و با عمل به آن در روح و جانمان تحولی بزرگ رخ بدهد. برخی آداب که از زبان پیشوایان معصوم(ع) به ما رسیده چنین است:
- هدفداری در مسافرت؛ امام صادق(ع) فرمود: در حکمت آل داوود آمده است: انسان عاقل، شایسته است که با سه هدف به مسافرت برود: توشهای برای فردای قیامت برگیرد، مخارج زندگی را تأمین کند، از راه حلال لذت ببرد[۱۴۹]؛
- توبه و استغفار؛ امام صادق(ع) فرمود: هر گاه قصد حج کردی، با آب توبۀ خالص، گناهانت را بشوی و لباس راستی و پاکی و خضوع و خشوع را بر تن کن؛
- وصیت کردن؛
- اخلاص در نیت و قصد قربت؛
- زاد و توشه حلال فراهم کردن؛
- چشم به مال دیگران نداشتن؛
- تأمین مخارج زن و فرزند؛
- انتخاب زمان مناسب برای سفر؛
- غسل کردن؛
- صدقه دادن؛
- بیخبر به مسافرت نرفتن؛
- مسافرت در شب سفارش شده است؛
- انتخاب همراه مناسب؛
- همشأنی در مسافرت؛
- یادآوری نعمتهای خداوند؛
- دعا و ذکر در حال حرکت؛
- شراکت در هزینهها؛
- حفظ پول و اثاثیه، همراه داشتن مواد خوراکی و نیازمندیهای سفر؛
- لباس تمیز پوشیدن؛
- پرهیز از پرخوری؛
- پرهیز از اسراف و تبذیر؛
- خدمت کردن به حاجیان و مراعات کردن حال دیگران؛
- پرهیز از آزار دیگران؛
- حل مشکلات همسفران و خیرخواهی برای آنان؛
- نماز خواندن در مساجد؛
- رو به قبله نشستن؛
- گرامی داشتن همراهان؛
- پرهیز از سوء ظن به دیگران؛
- پرهیز از ناسازگاری؛
- کاستیها و لغزشها را به رخ نکشیدن؛
- زینت شیعه بودن؛
- مدارا با بیماران و کهنسالان؛
- سوغات آوردن[۱۵۰].
در ارتباط با تشرف به حج و آمادگیهای قبلی از لسان ائمه معصومین توصیهها و سفارشهایی به زائران حرمین شریفین شده است. از آن جمله، توصیههای ارزشمند امام صادق(ع) است که آن حضرت فرمودهاند: وقتی ارادۀ حج نمودی، قبلاً خانۀ دل را از هر شاغل و حاجبی که تو را از خدا غافل کند، و مشغول به خود گرداند، فارغ ساز. کارها و تمام شئون زندگیت را به خدا واگذار و در جمیع حرکات و سکنات، توکل بر او نموده و تسلیم قضا و تقدیر الهی باش. از دنیا و آسایش دنیا و مردم، منقطع شو. حقوقی را که از دیگران به ذمّه داری، ادا کن. متکی بر توشه و مرکب و یاران راه و قوت بدنی و نیروی جوانی و مال و دارایی خود مباش؛ زیرا ترس آن میرود که خدا همینها را دشمن انسان و مایۀ وزر و وبال آدم خودخواه گرداند، تا دانسته شود که تمام حول و قوه و تدبیر و چاره، به دست خالق یکتا بوده و بدون توفیق و تسدید او، احدی قادر بر چاره و تدبیری نخواهد بود[۱۵۱].
اعمال و اجزای حج
حج، اعم از تمتع، قرآن و افراد اعمال خاصی دارد که در عمده آنها اشتراک دارند و تفاوت آنها تنها در برخی موارد جزئی یا شیوه انجام این اعمال است. البته از مجموع اعمال عمره و حج گاه به عنوان اعمال حج یاد میشود؛ لکن از آنجا که عمره خود مدخل مستقل دارد در این بحث تنها به اعمال حج اشاره شده است[۱۵۲]. این اعمال از نظر فقه امامیه به ترتیب عبارتاند از:
- احرام: نخستین عمل حج در هریک از سه قسم یاد شده، احرام[۱۵۳] است که به معنای وارد شدن به اعمال حج با پوشیدن دو لباس ندوخته برای مردان و نیت و تلبیه است و بدان جهت به آن احرام گفته شده که حجگزار با این عمل، برخی مباحات را بر خود حرام میکند[۱۵۴].
- وقوف در عرفات: دومین عمل حج، ماندن در عرفات است[۱۵۵]. زمان وقوف در عرفات به نظر فقهای امامیه از ظهر روز نهم ذیحجه تا غروب شرعی آن روز است[۱۵۶].
- وقوف در مشعر الحرام: پس از کوچ کردن از عرفات، واجب است حجگزاران به سوی مشعرالحرام رفته، در آنجا وقوف کنند. زمان وقوف در مشعرالحرام از طلوع فجر روز دهم تا طلوع خورشید است[۱۵۷].
- رمی جمره عقبه: چهارمین عمل واجب حج، رمی جمره عقبه در مناست[۱۵۸]. به نظر برخی رمی جمره که نماد رمی شیطان است از اعمالی است که خداوند حضرت ابراهیم را با آن آزمود[۱۵۹].[۱۶۰].
- قربانی: واجب دیگر حج، قربانی است[۱۶۱] که حجگزار به اندازه توان خود یک یا چند شتر، گاو یا گوسفند را در روز عید قربان ذبح میکند.
- حلق یا تقصیر: ششمین عمل واجب بر حجگزاران حلق یا تقصیر است[۱۶۲].[۱۶۳] که باید پس از قربانی در منا در روز عید قربان انجام گیرد.
- طواف حج: عمل دیگر واجب در حج، طواف حج است[۱۶۴] که به آن طواف زیارت[۱۶۵] و طواف افاضه[۱۶۶] نیز گفته شده است. در این عمل حجگزار باید ۷ دور به نیت طواف حج بر گِرد کعبه طواف و هر دور از حجرالاسود آغاز و به آن ختم کند[۱۶۷].
- نماز طواف: پس از طواف، بر حاجیان واجب است دو رکعت نماز طواف در مقام ابراهیم بگزارند[۱۶۸].[۱۶۹].
- سعی بین صفا و مروه: پس از اقامه نماز طواف بر حجگزار واجب است میان دو کوه صفا و مروه رفت و آمد کند[۱۷۰].[۱۷۱] در این عمل حاجیان باید ۷ شوط با نیت میان این دو کوه طواف کنند که دور اول از صفا آغاز و دور آخر به مروه ختم میگردد[۱۷۲].
- طواف و نماز طواف نساء: دو عمل واجب دیگر در حج به نظر فقیهان شیعه طواف نساء و نماز آن است[۱۷۳].
- بیتوته در منا: واجب دیگر حج بیتوته کردن در منا از ابتدای شب تا نیمه آن یا از نیمه شب تا طلوع فجر[۱۷۴]، در شبهای یازدهم و دوازدهم برای همه و شب سیزدهم ذیحجه برای برخی است[۱۷۵]. بر اساس روایات، مراد از این ایام، ایام تشریق در مناست[۱۷۶].
- رمی جمرات سهگانه: واجب دیگر حج رمی جمره اُولی، وُسْطی و عَقَبه در روزهایی است که حجگزار شبهای آنها را در منا بیتوته کرده است[۱۷۷] که حجگزار باید به نیت حج به هر جمره به ترتیب ۷ ریگ بزند[۱۷۸].[۱۷۹]
شرایط وجوب حج
فقهای اسلامی با استناد به آیات قرآن و روایات، وجوب حج را به تحقق شرایطی مشروط دانستهاند که عبارتاند از:
- بلوغ: یکی از شرایط حج بلوغ است[۱۸۰]. دلیل این شرط روایاتی است که تکلیف را از کودک ساقط دانسته است.
- عقل: از اینرو بر مجنون حج واجب نیست[۱۸۱]، زیرا بر اساس برخی روایات، آیه ﴿مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا﴾ استطاعت بدنی را نیز دربرمیگیرد و مجنون از این جهت سالم نیست[۱۸۲].
- حریت: بر این اساس، حج بر بردگان واجب نیست[۱۸۳]، زیرا یکی از شرایط حج توانایی مالی و قدرت تصرف در آن است و برده چنین توانایی را ندارد.
- اسلام: از اینرو بر کافران واجب نیست، بدان سبب که حج عبادت است و کافران به عبادات اسلامی مکلف نیستند[۱۸۴].
- استطاعت: یکی دیگر از شرایط وجوب حج استطاعت است: ﴿وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا﴾[۱۸۵].[۱۸۶] مصداق اصلی استطاعت در آیه مذکور، توانایی مالی یعنی توشه و مرکب برای سفر حج است[۱۸۷]. مقدار و کیفیت زاد و راحله در هر مکان و برای هر شخص به توانایی و شأن افراد و عرف حاکم بر آن جامعه بستگی دارد[۱۸۸].[۱۸۹]
تشویق به حج
تأکید ائمه معصومین(ع) بر این بوده که از عظمت حج کاسته نشود و همیشه این مراسم عظیم عبادی سیاسی با شکوه هر چه تمامتر برگزار گردد؛ لذا از هر فرصتی استفاده کرده و مردم را به انجام حج ترغیب میفرمودند. عذافر میگوید: امام صادق(ع) به من فرمود: چه چیز مانع شده که همه ساله به حج نروی؟ گفتم: فدایت گردم، زن و فرزند! امام فرمود: هنگامی که از دنیا رفتی چه کسی آنها را اداره میکند؟ به همسر و فرزندانت سرکه و زیتون بخوران و با مازاد آن همه ساله به حج مشرف شو[۱۹۰].
امام صادق(ع) با افرادی دیگر نیز، همین برخورد را داشتهاند. عیسی بن ابی منصور میگوید: امام صادق(ع) به من فرمود: ای عیسی اگر میتوانی نان را با نمک بخوری و همه ساله به حج بروی این کار را بکن[۱۹۱]. ترغیب و تشویق مردم به حدی است که امام صادق(ع) میفرماید: برای ترک حج استخاره جایز نیست و حتی برای نرفتن به حج نباید مشورت کرد. اسحاق بن عمار میگوید: به امام صادق(ع) گفتم: مردی ضعیف الحال با من در مورد حج مشورت کرد، به او گفتم حج نرود، آن گاه امام فرمود: «مَا أَخْلَقَكَ أَنْ تَمْرَضَ سَنَةً» و اسحاق بن عمار میگوید یک سال پس از آن مریض بودم[۱۹۲].
یکی از شرایط انجام حج، استطاعت مالی است لکن در روایات حتی کسانی که مستطیع هم نیستند برای انجام این فریضه الهی تشویق شدهاند.
معاویة بن وهب از افراد مختلفی نقل میکند که به امام صادق(ع) گفتهاند ما مقروض هستیم، آیا پول قرض کرده و حج انجام دهیم؟ امام فرمودند: آری (حج وسیله خواهد بود که) دین او زودتر ادا شود[۱۹۳].
در پارهای از روایات از تجار خواسته شده تا در طول سال مقداری از سود حاصله از تجارت را برای حج کنار گذاشته، از آن برای انجام فریضه حج استفاده نمایند[۱۹۴].
عیسی بن ابی منصور میگوید: امام صادق(ع) به من فرمود: ای عیسی دوست دارم خداوند در فاصله بین حج گذشته و آینده همیشه تو را در حالتی ببیند که برای حج [آینده] آماده میشوی[۱۹۵]. امامان معصوم(ع) تنها به تشویق و ترغیب مردم بسنده نکرده، بلکه کسانی را که خانه خدا را ترک نمودهاند، به هلاکت و نابودی تهدید کردهاند[۱۹۶].
حِجّةُ الاسلام
اولین حجی است که بر هر مسلمان واجب میشود. به بیانی دیگر، حجة الاسلام حجی است که بیش از یک مرتبه در تمام عمر، بر مستطیع واجب نیست.
در مقابل این حج، حجی است که وجوب آن به خاطر نذر باشد و یا حجهایی که مکراراً به صورت استحبابی انجام میشود.
یکی از حجهایی که پیامبر اسلام(ص) انجام داده است، معروف به «حجة الوداع» است که گاه آن را «حجة الاسلام و گاه «حجة البلاغ» نامیدهاند.
«ابن سعد» در «طبقات» میگوید: «ابن عباس» کراهت داشت نام «حجة الوداع» را بر حج رسول خدا بنهد و خود آن را حجة الاسلام مینامید. شاید اصرار وی از آن جهت بود که بزرگترین شاخص حج پیامبر آن بود که در طی مناسک حج، اسلام با تمام محتوایش به نمایش گذارده شد، و در برابر حج شرکآلود جاهلی، حج صحیح ارائه گردید.
خصوصیات چشمگیر «حجة الوداع» نشانگر این حقیقت است که پیامبر در قالب مناسک حج و در طی این جریان با شکوه، تمامی قدرت اسلام و عظمت مسلمانان و نقش رهبری را به نمایش گذاشتند و تجلی روح توحید را در ایجاد همبستگی با شکوه و استحکام و استواری و یک جهت نمودن هدفها و خلوص و پاکی نیتها و خدایی شدن همه حرکتها و تلاشها ارائه دادند. و دشمنان را در برابر این همه عظمت و قدرت و معنویت به خضوع و احساس عجز واداشتند[۱۹۷].
شرایط وجوب حجة الاسلام: امام خمینی رحمه الله و سایر مراجع عظام نیز چنان که در «مناسک محشی» آمده است، فرمودهاند: با چند شرط حج واجب میشود: بلوغ؛ عقل؛ حرّیت و استطاعت از جهت مال و صحت بدن و توانایی، بازبودن راه و آزادی آن و وسعت وقت و کفایت آن. استطاعت از جهت مال یعنی داشتن زاد و راحله که توشه راه و مرکب سواری است. و چنان چه عین آنها را ندارد، کافی است چیزی مثل پول یا متاع دیگر داشته باشد که ممکن است آن را صرف در تهیه آنها نماید و شرط است که مخارج برگشتن را نیز داشته باشد[۱۹۸].[۱۹۹]
حاجی
کسی که اعمال و مناسک حج را انجام میدهد حاج است و در عرف جامعه به او حاجی میگویند. امام ششم(ع) میفرماید: حجاج سه صنف بازگشت میکنند؛ صنفی از آتش جهنم آزاد میشوند، و صنفی از گناهان خود بیرون میروند، مانند روزی که ما در آنها را زاییده است، و صنفی محفوظ خواهند بود از اهل و مال خویش.
از آن حضرت سؤال شد که: چگونه بدانیم حج ما قبول شده است؟ فرمود: اگر در شما تغییری پدید آید، حج شما قبول است. به طور کلی نور حج، چون شمع فروزان و ستارهای درخشان، در حاجی باید ساطع باشد. حاجی باید بداند که پس از بازگشت از این سفر باید حامل نوری باشد که تا پایان عمر، تاریکیهای زندگی خود را روشن و آنها را که به دیدن او میآیند و یا بعد از مراجعت، با او سر و کار دارند، از گفتار و کردار و بینش او، حقیقت رهنمود گردند.
طبق روایات بسیاری، گناهان حاجی به هنگام سعی صفا و مروه و وقوف عرفات، هر اندازهای که باشد، آمرزیده میشود. پس حاجی باید یادش باشد آن روز که بازگشت مینماید، دیگر گناهی برای او باقی نمیماند. حاجی باید ملتفت باشد که چون بازگشت به وطن نمود، ممکن است روزهای اول، هفتههای اول، و بلکه ماههای اول، بعد از سفر تا گرد و غبار حج هنوز باقی است، معنویتش باقی باشد، اما بعد از اندک زمانی کمکم نفس اماره و «شیطان نیمه جانی» که به او سنگ زده است، به سراغش آمده، به اندک وقتی روحانیت خود را از دست داده، بر غرور و نخوتش افزوده میگردد.
امام ششم(ع) میفرماید: حاجی مادامی که دامنش به گناه آلوده نگردد، پیوسته نور حج در او متجلی است. امام پنجم(ع) در حدیثی طولانی میفرماید: حاجی وقتی که مناسک حج را انجام داد، گناهان او آمرزیده میشود و تا چهارماه (ذیالحجه، محرم، صفر و ربیع الاول) خدا امر میکند، حسنات او را بنویسند و سیئات او را ننویسند، مگر آنکه گناه کبیرهای که مستوجب آتش باشد، انجام دهد.
از این روایت مهمتر، این است که در کتاب وسائل الشیعه از امام ششم(ع) روایت نموده: که خداوند عزوجل همانا شخص حاجی و خانواده و بستگان او را و حتی کسانی را که برایشان طلب آمرزش نموده، تا چهار ماه گناهانشان را میآمرزد و گناهی برای آنها ثبت نمیشود![۲۰۰] رسول خدا(ص) میفرماید: نشانه قبول حج، ترک گناهانی است که بنده مؤمن پیش از حج، آنها را مرتکب میشد.
وظایفی را که پیشوایان مذهبی ما نسبت به تجلیل حجاج و زائرین خانه خدا به هنگام بازگشت آنان از سفر حج بیان فرمودهاند، در حقیقت دستوراتی ارشادی و فطری است. امیرالمؤمنین(ع) میفرماید: هنگامی که برادر دینی تو از سفر حج بازگشت، میان دیدگان و دهان او را که به آن حجرالاسود را بوسیده، ببوس که رسول خدا(ص) آن را بوسیده و دیدگان او را بوسه زن که به خانه خدا نگاه کرده، و موضع سجده و صورت او را ببوس، و آن وقت که به او تهنیت گفتید، بگویید: خدا عبادت تو را قبول و سعی و زحمات تو را مورد لطف و آنچه که در این راه خرج نمودهای به تو پاداش و عوض دهد و این آخرین سفر تو نباشد.
امام چهارم(ع) میفرماید: بر کسی که از سفر حج یا عمره آمده و هنوز آلوده به گناه نشده، در سلام کردن و مصافحه با آنها پیشدستی کنید. در روایت دیگر نیز آن حضرت میفرماید: ای گروهی که به حج نرفتهاید! حاجیان را در موقع بازگشت با خوشروئی دیدن کنید و با آنها مصافحه نمائید و آنها را محترم بشمارید تا در اجر و ثواب با آنها شریک باشید.
امام ششم(ع) میفرماید: هر کس با حاجی مصافحه کند، در حالی که هنوز غبار آلوده است، مانند کسی است که حجرالاسود را بوسیده[۲۰۱]. به کسی که هم حج کرده و هم به مدینه مشرف شده باشد، حاجی حرمین هم میگویند و زنی را که حج گزارده باشد، حاجیه صدا میکنند[۲۰۲].
حج در آخرالزمان
ابن عباس میگوید: در حجة الوداع دیدم پیامبر اکرم(ص) در کعبه را گرفت و در حالی که رو به مردم کرده بود سخنانی در زمینه حوادث آینده و مردم آخرالزمان فرمود. از آن جمله درباره حج آخرالزمان در این حدیث آمده است: «يحج أغنياء امتي للنزهة و يحج أوساطها للتجارة و يحج فقرائهم للرياء و السمعة»[۲۰۳]. ثروتمندان برای تفریح و خوشگذرانی حج به جا میآورند و قشرهای متوسط به منظور تجارت، و مستمندان برای خودنمایی و کسب شهرت به حج خانه خدا میروند.
این نگرانی رسول خدا(ص) به خاطر آن بوده که حج در چنین مواردی روح و حقیقت خود را از دست میدهد و به جای آنکه سازنده باشد، در مسیر اهداف دنیایی قرار میگیرد[۲۰۴].[۲۰۵]
منابع
- طاهری و قوامی، مقاله «حج ابراهیمی»، دانشنامه امام خمینی ج۴
- رضوی، صادقی فدکی، مقاله «حج»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰
- شایستهنژاد، علی اکبر، مقاله «حج»، دانشنامه صحیفه سجادیه
- دینپرور، سیدجمالالدین، دانشنامه نهج البلاغه ج۱
- محدثی، جواد، فرهنگ زیارت
- محدثی، جواد، فرهنگنامه دینی
- تونهای، مجتبی، محمدنامه
پانویس
- ↑ المفردات فی غریب القرآن.
- ↑ نک: صهبای حج، جوادی آملی؛ حج، محسن قرائتی؛ حج در قرآن، شهید بهشتی و...
- ↑ شایستهنژاد، علی اکبر، مقاله «حج»، دانشنامه صحیفه سجادیه، ص ۱۸۱.
- ↑ محدثی، جواد، فرهنگنامه دینی، ص۸۱.
- ↑ مقاییس اللغه، ج ۲، ص۲۹؛ لسان العرب، ج ۲، ص۲۲۶، «حج».
- ↑ العین، ج ۳، ص۹؛ تاج العروس، ج ۳، ص۳۱۴، «حج»؛ جوهری، الصحاح، ۱/۳۰۳–۳۰۴؛ ابنمنظور، لسان العرب، ۲/۲۲۶.
- ↑ تاج العروس، ج ۳، ص۳۱۴، «حج».
- ↑ العین، ج ۳، ص۱۰؛ مقاییس اللغه، ج ۲، ص۳۱.
- ↑ تاج العروس، ج ۳، ص۳۱۴.
- ↑ القاموس الفقهی، ص۷۶؛ معجم الفاظ الفقه الجعفری، ص۱۵۰؛ الموسوعة الفقهیه، ج ۱۷، ص۲۳، «حج».
- ↑ جواهرالکلام، ج ۱۷، ص۲۲۳.
- ↑ رضوی، صادقی فدکی، مقاله «حج»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰، ص ۳۹۲-۳۹۴؛ طاهری و قوامی، مقاله «حج ابراهیمی»، دانشنامه امام خمینی ج۴، ص ۲۶۷.
- ↑ ازرقی، أخبار مکه، ۱/۳۴–۳۶ و ۴۹؛ صدوق، علل الشرائع، ۲/۴۰۶–۴۰۷.
- ↑ ازرقی، أخبار مکه، ۱/۳۶–۴۳؛ حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة، ۱۳/۲۰۸ و۲۱۰.
- ↑ ازرقی، أخبار مکه، ۱/۵۱، ۶۸–۶۹ و ۷۲–۷۴.
- ↑ بقره، ۱۲۵–۱۲۷؛ حج، ۲۶؛ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱/۲۸۰–۲۸۳.
- ↑ سبحانی، فروغ ابدیت، ۳۹–۴۲.
- ↑ ازرقی، أخبار مکه، ۱/۱۲۱.
- ↑ سبحانی، فروغ ابدیت، ۸۱۰–۸۱۵.
- ↑ سبحانی، فروغ ابدیت، ۸۸۹–۸۹۴.
- ↑ ازرقی، أخبار مکه، ۱/۱۷۵–۱۸۶؛ سبحانی، فروغ ابدیت، ۹۲۳–۹۲۴.
- ↑ کلینی، کتاب الحج؛ حر عاملی، ابواب الحج؛ نوری، کتاب الحج.
- ↑ مفید، کتاب المناسک؛ شریف مرتضی، کتاب الحج؛ طوسی، کتاب الحج؛ حلّی، کتاب الحج.
- ↑ طاهری و قوامی، مقاله «حج ابراهیمی»، دانشنامه امام خمینی ج۴، ص ۲۶۷؛ رضوی، صادقی فدکی، مقاله «حج»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰، ص ۳۹۵-۴۰۱.
- ↑ سوره حج، آیه ۳۲.
- ↑ سوره آل عمران، آیه ۹۷.
- ↑ سوره حج، آیه ۲۷.
- ↑ سوره بقره، آیه ۱۹۷.
- ↑ سوره حج، آیه ۲۹.
- ↑ سوره بقره، آیه ۱۵۸.
- ↑ سوره بقره، آیه ۱۹۸.
- ↑ کلینی، الکافی، ۲/۱۸ و ۴/۶۲؛ حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة، ۱/۱۳–۲۰ و ۲۶–۲۸.
- ↑ کلینی، الکافی، ۴/۲۵۲–۲۶۴.
- ↑ نهج البلاغه، ن۴۷، ۴۴۷؛ حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة، ۱۱/۲۹–۳۲.
- ↑ کلینی، الکافی، ۴/۲۷۲؛ حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة، ۱۱/۲۳–۲۴.
- ↑ نهج البلاغه، خ۱، ۱۸؛ خ۱۰۹، ۱۵۵؛ خ۲۳۴، ۳۵۹–۳۶۰ و ح۲۴۴، ۵۵۵.
- ↑ طاهری و قوامی، مقاله «حج ابراهیمی»، دانشنامه امام خمینی ج۴، ص ۲۶۷.
- ↑ «در آن نشانههایی روشن (چون) مقام ابراهیم وجود دارد و هر که در آن در آید در امان است ...» سوره آل عمران، آیه ۹۷.
- ↑ الخلاف، ج ۲، ص۴۳۲ - ۴۳۳.
- ↑ تذکرة الفقهاء، ج ۷، ص۹۲.
- ↑ سوره حج، آیه ۲۷.
- ↑ الکافی، ج ۲، ص۱۸؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۷۴؛ صحیح البخاری، ج ۱، ص۸.
- ↑ من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۲۱؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۱۱۱ ـ ۱۱۲.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص۲۷۳؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱۲، ص۱۹۳.
- ↑ الکافی، ج ۴، ص۷۴؛ وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص۳۲۵.
- ↑ اقبال الاعمال، ج ۱، ص۷۹؛ بحارالانوار، ج ۸۴، ص۳۱۸.
- ↑ من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۱۷؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۱۲۷.
- ↑ تهذیب، ج ۵، ص۴۴۱ - ۴۴۲؛ وسائلالشیعه، ج ۱۱، ص۱۴۰.
- ↑ الکافی، ج ۴، ص۲۶۰؛ تهذیب، ج ۵، ص۲۳.
- ↑ الکافی، ج ۴، ص۲۷۲؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۴۲۰.
- ↑ من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص۳۵۶؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۳۱.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۳۰؛ مستدرک الوسائل، ج ۸، ص۱۸.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۲۳؛ بحارالانوار، ج ۹۶، ص۱۹.
- ↑ الحج والعمره، ص۱۶۹ ـ ۱۷۳.
- ↑ رضوی، صادقی فدکی، مقاله «حج»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰، ص ۴۰۱-۴۰۶.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۷۵ و ۷۶.
- ↑ بحار الانوار، ج۹۹، ص۲۶.
- ↑ نهج البلاغه، فیض الاسلام، کلمات قصار، شماره ۲۴۴، ص۱۱۹۷.
- ↑ وسائل الشیعه، ج۸، ص۹.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۷۹.
- ↑ وسائل الشیعه، ج۸، ص۹.
- ↑ «بر شما گناهی نیست که (در ایام حج) بخششی از پروردگار خود بخواهید» سوره بقره، آیه ۱۹۸.
- ↑ تفسیر عیاشی، ج۱، ص۱۱۵، تفسیر برهان، ج۱، ص۲۰۱.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۱۸.
- ↑ معارف و معاریف، دائره المعارف جامع اسلامی، ج۹، ص۴۶.
- ↑ نهج البلاغه، فیض الاسلام، نامه ۴۸، ص۹۷۸.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۸۲. به نقل از گلواژههای حج و عمره، بصیری – ص۴۳۰.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۷۴۰.
- ↑ حج و عمره در قرآن و حدیث، محمدی ری شهری، ص۲۲۳.
- ↑ حج و عمره در قرآن و حدیث، محمدی ری شهری، ص۲۲۳.
- ↑ محجه البیضاء، ج۲، کتاب اسرار الحج، ص۱۴۷، تهذیب، ج۵، ص۱۹.
- ↑ الحج و العمره فی الکتاب و السنه، ص۶۵، به نقل از کتاب مجمع الزوائد، ج۳، ص۲۰۷.
- ↑ بحار، ج۹۹، ص۱۱.
- ↑ کافی، ج۴، ص۲۵۳.
- ↑ کافی، ج۴، ص۲۵۶، قبل از حج بخوانید، آیتالله افتخاری، ص۷۲.
- ↑ قبل از حج بخوانید، آیتالله افتخاری، ص۷۳.
- ↑ الحج و العمره فی الکتاب و السنه، ص۱۵۸؛ صحیح مسلم، ج۲، ص۸۶۶.
- ↑ الحج و العمره فی الکتاب و السنه، ص۱۵۸؛ عوالی اللئالی، ج۱، ص۹۶.
- ↑ الحج و العمره فی الکتاب و السنه، ص۱۵۸ و ۱۵۹؛ کافی، ج۴، ص۲۶۳.
- ↑ من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۱۶۸؛ شفاء الغرام، ج۱، ص۱۶۱.
- ↑ کافی، ج۴، ص۵۵۸.
- ↑ الحج و العمره فی الکتاب والسنه، ص۱۵۸؛ تهذیب، ج۵، ص۲۳.
- ↑ منتخب احادیث عمره، قاضی عسکر، ص۳۰.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۷۳۳.
- ↑ سوره مائده، آیه ۹۷.
- ↑ بحارالانوار، ج ۶، ص۱۱۰.
- ↑ علل الشرایع، ج ۱، ص۲۴۸؛ وسائل الشیعه، ج ۱، ص۲۲.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۱۵.
- ↑ «پس، به سوی خداوند بگریزید» سوره ذاریات، آیه ۵۰.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۸، ص۱۱؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱۰، ص۲۲۴.
- ↑ علل الشرایع، ج ۲، ص۴۰۴؛ بحارالانوار، ج ۹۶، ص۳۲.
- ↑ حج در قرآن، ص۱۰۸.
- ↑ سوره بقره، آیه ۱۹۷.
- ↑ سوره بقره، آیه ۱۹۷.
- ↑ سوره حج، آیه ۲۷.
- ↑ علل الشرایع، ج ۱، ص۲۷۳؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۱۳.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۹، ص۳۷۲؛ ج ۱۰، ص۱۳۲، ۱۴۴؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱۲، ص۶، ۱۳۹.
- ↑ سوره بقره، آیه ۱۹۷.
- ↑ سوره آل عمران، آیه ۹۷.
- ↑ سوره حج، آیه ۲۷.
- ↑ علل الشرایع، ج ۲، ص۴۰۵ ـ ۴۰۶؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۱۴.
- ↑ «تا سودهایی که برای آنان دارد ببینند ...» سوره حج، آیه ۲۸.
- ↑ الکافی، ج ۴، ص۴۲۲؛ تهذیب، ج ۵، ص۱۲۲.
- ↑ رضوی، صادقی فدکی، مقاله «حج»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰، ص ۴۰۶-۴۰۹.
- ↑ «اما چرا از هر گروه ایشان دستهای رهسپار نمیگردند تا دین آگاه شوند و چون نزد قوم خود باز آمدند آنها را بیم دهند باشد که بپرهیزند» سوره توبه، آیه ۱۲۲.
- ↑ «تا سودهایی که برای آنان دارد ببینند» سوره حج، آیه ۲۸.
- ↑ عیون اخبار الرضا، باب ۳۴، مروی از ابن شاذان؛ با همین مضمون در باب ۳۳ نیز نقل شده است.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۲۵۴.
- ↑ «در آن نشانههایی روشن (چون) مقام ابراهیم وجود دارد و هر که در آن در آید در امان است و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست؛ و هر که انکار کند (بداند که) بیگمان خداوند از جهانیان بینیاز است» سوره آل عمران، آیه ۹۷.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار، ۲۵/۴۴–۴۵.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار، ۲۵/۵۴–۵۵.
- ↑ سوره مائده، آیه ۹۷.
- ↑ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۶/۱۴۲.
- ↑ سوره حج، آیه ۲۸.
- ↑ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۴/۳۶۹؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۴/۸۵.
- ↑ طاهری و قوامی، مقاله «حج ابراهیمی»، دانشنامه امام خمینی ج۴، ص ۲۶۷.
- ↑ ابنعربی، الفتوحات المکیه، ۲/۶۷۲–۶۷۳؛ سبزواری، شرح الاسماء الحسنی، ۳۰۸–۳۱۸.
- ↑ شیرازی، استراتژی وحدت از منظر امام خمینی، ۲/۱۵۴.
- ↑ سلطانی، تجلی توحید، ۹۵.
- ↑ شلتوت، اسلام آئین زندگی، ۲۰۶–۲۰۷.
- ↑ طاهری و قوامی، مقاله «حج ابراهیمی»، دانشنامه امام خمینی ج۴، ص ۲۶۷.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار، ۲۵/۳۹ و ۴۶.
- ↑ نهج البلاغه، ح۲۴۴، ۵۵۵.
- ↑ حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة، ۱۱/۱۴.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱/۳۹۳.
- ↑ محمدی و فلاحزاده، ظرفیتهای حج در تحقق بیداری اسلامی در اندیشه امام خمینی، ۸۶–۸۷.
- ↑ سلطانی، تجلی توحید، ۱۳۸.
- ↑ امام خمینی، صحیفه، ۲۱/۷۷.
- ↑ محمدی و فلاحزاده، ظرفیتهای حج در تحقق بیداری اسلامی در اندیشه امام خمینی، ۹۲–۹۳.
- ↑ نهج البلاغه، ح۲۴۴، ۵۵۵.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار، ۲۵/۳۹ و ۸۹–۹۰.
- ↑ سلطانی، تجلی توحید، ۱۰۷.
- ↑ طاهری و قوامی، مقاله «حج ابراهیمی»، دانشنامه امام خمینی ج۴، ص ۲۶۷.
- ↑ کافی ج۴، ص۲۵۳.
- ↑ من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۱۴۳.
- ↑ وسائل الشیعه، ج۸، ص۵؛ کافی، ج۴، ص۲۵۳.
- ↑ الحج والعمرة فی الکتاب والسنة، حجة الاسلام والمسلمین محمدی ریشهری، ص۵۴.
- ↑ حج و عمره در قرآن و حدیث، حجة الاسلام والمسلمین محمدی ریشهری، ص۲۴۶.
- ↑ امالی، شیخ طوسی، ص۲۹۶. (به نقل از گلواژههای حج و عمره، علیرضا بصیری، ص۲۱).
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص۴۴ ـ ۴۵.
- ↑ المبسوط، طوسی، ج ۱، ص۳۰۶؛ الوسیله، ص۱۵۷.
- ↑ کشف الرموز، ج ۱، ص۳۳۶؛ بدایة المجتهد، ج ۱، ص۲۶۷.
- ↑ الروضة البهیه، ج ۲، ص۲۰۴.
- ↑ مختلف الشیعه، ج ۴، ص۲۴؛ منتهی المطلب، ج ۲، ص۶۵۹.
- ↑ المبسوط، سرخسی، ج ۴، ص۲۵؛ الروضة البهیه، ج ۲، ص۲۰۵.
- ↑ المعتبر، ج ۲، ص۷۸۵؛ المغنی، ج ۳، ص۲۴۷.
- ↑ کتاب الحج، گلپایگانی، ج ۱، ص۱۷ ـ ۱۸.
- ↑ رضوی، صادقی فدکی، مقاله «حج»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰، ص ۴۰۹-۴۱۳.
- ↑ وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۳۴۳.
- ↑ حج در اندیشه اسلامی، سیدعلی قاضی عسکر، ص۶۳.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۴۸.
- ↑ الروضة البهیه، ج ۲، ص۲۰۴ ـ ۲۰۵؛ جواهرالکلام، ج ۱۸، ص۷۵.
- ↑ شرایع الاسلام، ج ۱، ص۱۷۹.
- ↑ معجم الفاظ الفقه الجعفری، ص۳۳.
- ↑ المبسوط، طوسی، ج ۱، ص۳۶۶؛ شرایع الاسلام، ج ۱، ص۱۷۹.
- ↑ الروضة البهیه، ج ۲، ص۲۶۹؛ مسالک الافهام، شهید، ج ۲، ص۲۷۳.
- ↑ ذخیرهالمعاد، ج ۱، ص۶۵۶.
- ↑ منتهی المطلب، ج ۲، ص۷۲۹؛ کتاب الحج، خوئی، ج ۵، ص۱۸۶.
- ↑ سوره بقره، آیه ۱۲۴.
- ↑ سلسلة الینابیع، ج ۷، ص۳۶۲؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۲۹۸.
- ↑ سوره بقره، آیه ۱۹۶.
- ↑ سوره فتح، آیه ۲۷.
- ↑ کتاب الحج، خویی، ج ۵، ص۳۰۴.
- ↑ قواعد الاحکام، ج ۱، ص۴۴۶؛ کتاب الحج، خویی، ج ۵، ص۳۳۴.
- ↑ قواعد الاحکام، ج ۱، ص۴۴۶؛ تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۳۴۷.
- ↑ تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۳۴۷.
- ↑ کتاب الحج، خویی، ج ۴، ص۳۳۴ ـ ۳۳۵.
- ↑ سوره بقره، آیه ۱۲۵.
- ↑ الخلاف، ج ۲، ص۳۲۷؛ جواهرالکلام، ج ۱۹، ص۳۰۱؛ فتح العزیز، ج ۷، ص۳۰۵ ـ ۳۰۶.
- ↑ سوره بقره، آیه ۱۵۸.
- ↑ الخلاف، ج ۲، ص۳۲۸.
- ↑ منتهی المطلب، ج ۲، ص۷۰۵؛ المجموع، ج ۸، ص۶۳.
- ↑ کتاب الحج، خوئی، ج ۵، ص۳۵۴.
- ↑ کتاب الحج، خویی، ج ۵، ص۳۸۳ - ۳۸۴.
- ↑ المجموع، ج ۸، ص۲۴۵؛ کشف الرموز، ج ۱، ص۳۸۴؛ جامع المدارک، ج ۲، ص۵۳۱.
- ↑ قرب الاسناد، ص۱۷؛ الکافی، ج ۴، ص۵۱۶.
- ↑ کشف الرموز، ج ۱، ص۳۸۴؛ تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۲۱۳؛ الاقناع، ج ۱، ص۲۳۶.
- ↑ شرایع الاسلام، ج ۱، ص۲۰۶؛ تحریر الاحکام، ج ۲، ص۹؛ المبسوط، سرخسی، ج ۴، ص۲۳ ـ ۲۴.
- ↑ رضوی، صادقی فدکی، مقاله «حج»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰، ص ۴۱۳-۴۱۶.
- ↑ قواعد الاحکام، ج ۱، ص۴۰۲؛ ایضاح الفوائد، ج ۱، ص۲۶۴؛ بدائع الصنائع، ج ۲، ص۱۶۰.
- ↑ تحریر الاحکام، ج ۱، ص۵۴۳؛ المجموع، ج ۷، ص۲۰.
- ↑ تذکرة الفقهاء، ج ۷، ص۴۱.
- ↑ المعتبر، ج ۲، ص۷۴۹؛ تحریر الاحکام، ج ۱، ص۵۴۳.
- ↑ بدائع الصنائع، ج ۲، ص۱۲۰؛ تحفة الفقهاء، ج ۱، ص۳۸۳.
- ↑ «و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست» سوره آل عمران، آیه ۹۷.
- ↑ المغنی، ج ۳، ص۱۶۹؛ قواعد الاحکام، ج ۱، ص۴۰۴؛ مستند الشیعه، ج ۱۱، ص۲۴.
- ↑ قواعد الاحکام، ج ۱، ص۴۰۴؛ تذکرة الفقهاء، ج ۷، ص۴۹؛ المغنی، ج ۳، ص۱۶۹.
- ↑ کتاب الحج، خویی، ج ۱، ص۸۷؛ تحریر الوسیله، ج ۱، ص۳۷۳.
- ↑ رضوی، صادقی فدکی، مقاله «حج»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰، ص ۴۱۶-۴۲۹.
- ↑ وسائل، ج۱۱، ص۱۳۴.
- ↑ وسائل، ج۱۱، ص۱۳۵.
- ↑ فروع کافی، ج۴، ص۲۷۱.
- ↑ وسائل، ج۱۱، ص۱۴۰.
- ↑ وسائل، ج۱۱، ص۱۴۳.
- ↑ وسائل، ج۱۱، ص۱۵۰.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۲۵۵.
- ↑ ره توشه حج، ج۱، ص۵۹.
- ↑ مناسک محشی، ص۲۳ – ۲۴.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۳۹۷.
- ↑ وسائل الشیعه، ج۸، ص۷۱.
- ↑ راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، ص۲۲۵.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۳۵۰.
- ↑ تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ج۵، ص۴۳۴.
- ↑ در راه برپایی حج ابراهیمی، عمیدزنجانی، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ص۲۱.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۳۷۸.