بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
===اهمیت حجرالاسود=== | ===اهمیت حجرالاسود=== | ||
* | *حجرالاسود از بخشهای مهم [[مسجد الحرام]] و بر رکن جنوب شرقی [[کعبه]] [[منصوب]] است و سنگی آسمانی و بیضی شکل و سیاهرنگ است که بوسیدن و لمس آن [[مستحب]] بوده و [[واجب]] است [[طواف]] از محازی آن آغاز و به همانجا ختم شود. این سنگ به همراه [[حضرت آدم]]{{ع}} از [[بهشت]] به [[زمین]] آمد و در [[طوفان نوح]] به زیر [[خاک]] رفت و [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} آن را بیرون آورد و همواره در طول [[تاریخ]] به ویژه در [[تاریخ]] [[صدر اسلام]] از [[ارزش]] و اعتبار ویژهای برخوردار بوده است<ref>ر.ک: تونهای، مجتبی، موعودنامه، ص ۲۷۱؛ حیدرزاده، عباس، فرهنگنامۀ آخرالزمان، ص۲۱۷؛ سلیمیان، خدامراد، فرهنگنامۀ مهدویت، ص۱۶۵.</ref>. در روایتی از [[رسول خدا]]{{صل}} آمده است: «حجر الاسود دست [[خدا]] بر روی [[زمین]] است و کسی که به آن دست میکشد، با [[خدا]] [[پیمان]] میبندد». در [[روایات]] آمده است هنگام [[ظهور حضرت مهدی]] {{ع}}، آن جناب در [[مسجد الحرام]] ظاهر میشود و نزدیک حجر الاسود رفته و حجر الاسود به شکل پرندههایی سفید رنگ درمیآید و با آن [[حضرت]] [[بیعت]] میکنند. سپس سایر [[یاران]] [[حضرت]] با ایشان [[بیعت]] نموده و حجر الاسود [[شاهد]] [[بیعت]] آنان خواهد بود<ref>ر.ک: حیدرزاده، عباس، فرهنگنامۀ آخرالزمان، ص۲۱۷. </ref>. | ||
*یکی از خصوصیات این سنگ آن است که هرگاه از جای خود برداشته شود کسی جز [[پیامبران الهی]] یا اوصیای ایشان [[قادر]] به [[نصب]] آن سنگ در جای خود نخواهد بود و اگر شخص دیگری آن را [[نصب]] کند در جای خود قرار نمیگیرد و به [[زمین]] میافتد. این واقعه در [[زمان غیبت]] نیز اتفاق افتاده که مربوط به حملۀ [[قرامطه]] به [[مکه]] و به سرقت بردن سنگ | *یکی از خصوصیات این سنگ آن است که هرگاه از جای خود برداشته شود کسی جز [[پیامبران الهی]] یا اوصیای ایشان [[قادر]] به [[نصب]] آن سنگ در جای خود نخواهد بود و اگر شخص دیگری آن را [[نصب]] کند در جای خود قرار نمیگیرد و به [[زمین]] میافتد. این واقعه در [[زمان غیبت]] نیز اتفاق افتاده که مربوط به حملۀ [[قرامطه]] به [[مکه]] و به سرقت بردن سنگ حجر الاسود و [[نصب]] آن در [[مسجد کوفه]] میشود، بنا به گفتۀ [[راوی]] هرکسی آن را برمیداشت و میخواست در محل خود بگذارد کمی به خود میلرزید و دوباره میافتاد، همه متحیر مانده و نمیدانستند چه باید بکنند؟ تا اینکه [[جوانی]] گندمگون که چهرۀ [[زیبایی]] داشته جلو آمده و سنگ را در محل خود قرار میدهد و سنگ بدون هیچ لرزشی بر جای خود میایستد گویی هیچگاه نیفتاده بود<ref>مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۵۸ ـ ۵۹.</ref>.<ref>ر.ک: تونهای، مجتبی، موعودنامه، ص ۲۷۱؛ حیدرزاده، عباس، فرهنگنامۀ آخرالزمان، ص۲۱۷.</ref> | ||
===حجرالاسود در [[زمان ظهور]]=== | ===حجرالاسود در [[زمان ظهور]]=== | ||
*برخی از [[روایات]] دلالت بر اهمیت و [[جایگاه]] حجرالاسود در عصر [[ظهور حضرت مهدی]]{{ع}} دارند که عبارتاند از: | *برخی از [[روایات]] دلالت بر اهمیت و [[جایگاه]] حجرالاسود در عصر [[ظهور حضرت مهدی]]{{ع}} دارند که عبارتاند از: | ||
#[[امام باقر]]{{ع}} فرمودند: «به [[خدا]] [[سوگند]]! گویا میبینم [[قائم]] پشت خود را به | #[[امام باقر]]{{ع}} فرمودند: «به [[خدا]] [[سوگند]]! گویا میبینم [[قائم]] پشت خود را به حجر الاسود تکیه داده از [[خداوند]] سبحانه و تعالی میخواهد به [[حق]] خود برسد آنگاه [[قائم]] میفرماید: ای [[مردم]]! هر کس دربارۀ [[حضرت آدم]] با من [[احتجاج]] کند بداند من از او به [[آدم]] برترم و آن کس که در رابطه با شخصیت [[نوح]] با من [[احتجاج]] کند من بر او به [[نوح]] مقدم هستم و هر کس بخواهد دربارۀ [[ابراهیم]] با من [[مجادله]] کند من از او به [[ابراهیم]] [[برتری]] دارم و اگر کسی بخواهد با شخصیت [[محمد]] {{صل}} با من محاجه کند به طور [[مسلم]] من به [[حضرت محمد]] از او اولی هستم و هرکس بخواهد در [[قرآن]] با من [[مجادله]] نماید من از همه اولی به [[قرآن]] [[خداوند]] هستم»<ref>{{متن حدیث|وَ اللَّهِ لَکَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَی الْقَائِمِ{{ع}} وَ قَدْ أَسْنَدَ ظَهْرَهُ إِلَی الْحَجَرِ ثُمَ یَنْشُدُ اللَّهَ حَقَّهُ ثُمَّ یَقُولُ: یَا أَیُّهَا النَّاسُ مَنْ یُحَاجَّنِی فِی اللَّهِ فَأَنَا أَوْلَی بِاللَّهِ، أَیُّهَا النَّاسُ مَنْ یُحَاجَّنِی فِی آدَمَ فَأَنَا أَوْلَی بِآدَمَ، أَیُّهَا النَّاسُ مَنْ یُحَاجَّنِی فِی نُوحٍ فَأَنَا أَوْلَی بِنُوحٍ، أَیُّهَا النَّاسُ مَنْ یُحَاجَّنِی فِی إِبْرَاهِیمَ فَأَنَا أَوْلَی بِإِبْرَاهِیمَ، أَیُّهَا النَّاسُ مَنْ یُحَاجَّنِی فِی مُوسَی}}؛ نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبة، ص ۱۸۱؛ تفسیر عیاشی، ج ۲، ص ۵۶؛ تفسیر قمی، ج ۲، ص ۲۰۴.</ref>.<ref>ر.ک: سلیمیان، خدامراد، فرهنگنامۀ مهدویت، ص۱۶۵.</ref> | ||
#از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] شده مابین [[رکن یمانی]] و | #از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] شده مابین [[رکن یمانی]] و حجر الاسود، هفتاد [[پیغمبر]] مدفوناند که همه از [[گرسنگی]] و [[سختی]] از [[دنیا]] رفتهاند<ref>{{متن حدیث|دُفِنَ مَا بَیْنَ الرُّکْنِ الْیَمَانِیِّ وَ الْحَجَرِ الْأَسْوَدِ سَبْعُونَ نَبِیّاً أَمَاتَهُمُ اللَّهُ جُوعاً وَ ضُرّا}}؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۱۴، ص ۴۶۴.</ref>. | ||
#[[امام باقر]]{{ع}} فرمودند: «سه سنگ از [[بهشت]] آمده: | #[[امام باقر]]{{ع}} فرمودند: «سه سنگ از [[بهشت]] آمده: حجر الاسود، سنگ [[مقام ابراهیم]] و سنگ [[بنی اسرائیل]]»<ref>ر.ک: معارف و معاریف، ج ۴، ص ۴۰۵.</ref>. | ||
#[[عبدالله]] بن [[صالح]] میگوید: [[حضرت بقیة الله]]{{ع}} را در مقابل | #[[عبدالله]] بن [[صالح]] میگوید: [[حضرت بقیة الله]]{{ع}} را در مقابل حجر الاسود دیدم که [[مردم]] به طرف حجر الاسود [[هجوم]] میبردند و ایشان میفرمودند: «به این [[مأمور]] نیستند»<ref>{{متن حدیث|أَنَّهُ رَآهُ عِنْدَ الْحَجَرِ الْأَسْوَدِ وَ النَّاسُ یَتَجَاذَبُونَ عَلَیْهِ وَ هُوَ یَقُولُ مَا بِهَذَا أُمِرُوا}}؛ کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج ۱، ص ۳۳۱؛ غیبة طوسی، ص ۱۶۲.</ref>. | ||
#[[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: «نخستین چیزی که از [[عدالت]] [[قائم]]{{ع}} ظاهر میشود این است که منادی اعلام میکند آنان که [[طواف]] مستحبّی میکنند مطاف و حجرالاسود را برای کسانی که [[طواف]] [[واجب]] میکنند خالی کنند»<ref>{{متن حدیث|أَوَّلُ مَا یُظْهِرُ الْقَائِمُ مِنَ الْعَدْلِ أَنْ یُنَادِیَ مُنَادِیهِ أَنْ یُسَلِّمَ صَاحِبُ النَّافِلَةِ لِصَاحِبِ الْفَرِیضَةِ الْحَجَرَ الْأَسْوَدَ وَ الطَّوَاف}}؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۷۴؛ الزام الناصب، ص ۲۲۳.</ref>.<ref>ر.ک: تونهای، مجتبی، موعودنامه، ص ۲۷۱.</ref> | #[[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: «نخستین چیزی که از [[عدالت]] [[قائم]]{{ع}} ظاهر میشود این است که منادی اعلام میکند آنان که [[طواف]] مستحبّی میکنند مطاف و حجرالاسود را برای کسانی که [[طواف]] [[واجب]] میکنند خالی کنند»<ref>{{متن حدیث|أَوَّلُ مَا یُظْهِرُ الْقَائِمُ مِنَ الْعَدْلِ أَنْ یُنَادِیَ مُنَادِیهِ أَنْ یُسَلِّمَ صَاحِبُ النَّافِلَةِ لِصَاحِبِ الْفَرِیضَةِ الْحَجَرَ الْأَسْوَدَ وَ الطَّوَاف}}؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۷۴؛ الزام الناصب، ص ۲۲۳.</ref>.<ref>ر.ک: تونهای، مجتبی، موعودنامه، ص ۲۷۱.</ref> | ||