تکالیف منتظران امام مهدی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۲۰: خط ۱۲۰:
# '''نصر:''' بر اساس [[اندیشه توحیدی]]، هر فتح و نَصری از [[خدا]] و به [[اذن]] اوست: {{متن قرآن|وَمَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِندِ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ}}<ref>سوره آل عمران، آیه ۱۲۶.</ref> و نیز یاری الهی همواره با کسانی است که [[دین الهی]] را کمک داده و در حراست و ترویج آن می‌کوشند: {{متن قرآن|إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ}}<ref>سوره محمد، آیه ۷.</ref>. بر این پایه، اولین وظیفه نیروهای نظامی تلاش در جهت تقویت و [[دفاع]] از کیان [[دین]] است تا از این راه از [[نصرت]] [[خدای سبحان]] برخوردار گردند: {{متن حدیث|وَ عَلَى‏ الْغُزَاةِ بِالنَّصْرِ}}.
# '''نصر:''' بر اساس [[اندیشه توحیدی]]، هر فتح و نَصری از [[خدا]] و به [[اذن]] اوست: {{متن قرآن|وَمَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِندِ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ}}<ref>سوره آل عمران، آیه ۱۲۶.</ref> و نیز یاری الهی همواره با کسانی است که [[دین الهی]] را کمک داده و در حراست و ترویج آن می‌کوشند: {{متن قرآن|إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ}}<ref>سوره محمد، آیه ۷.</ref>. بر این پایه، اولین وظیفه نیروهای نظامی تلاش در جهت تقویت و [[دفاع]] از کیان [[دین]] است تا از این راه از [[نصرت]] [[خدای سبحان]] برخوردار گردند: {{متن حدیث|وَ عَلَى‏ الْغُزَاةِ بِالنَّصْرِ}}.
# '''[[غلبه]]:''' [[برتری]] قدرتمندانه بر آنان که در برابر اندیشه توحیدی به معارضه برمی‌خیزند، خواسته حضرت [[بقیةالله]]{{ع}} است. بر اساس این فقره از [[دعا]] از سویی، تلاش در جهت دستیابی به توانایی‌های تکنیکی و تاکتیکی و آخرین دستاوردهای [[دفاعی]] و از طرفی کوشش در جهت تقویت ایمان و [[صبر]] و [[استقامت]]، وظیفه گروه‌های نظامی در عصر غیبت است<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[امام مهدی موجود موعود (کتاب)|امام مهدی موجود موعود]]، ص۲۱۵.</ref>.
# '''[[غلبه]]:''' [[برتری]] قدرتمندانه بر آنان که در برابر اندیشه توحیدی به معارضه برمی‌خیزند، خواسته حضرت [[بقیةالله]]{{ع}} است. بر اساس این فقره از [[دعا]] از سویی، تلاش در جهت دستیابی به توانایی‌های تکنیکی و تاکتیکی و آخرین دستاوردهای [[دفاعی]] و از طرفی کوشش در جهت تقویت ایمان و [[صبر]] و [[استقامت]]، وظیفه گروه‌های نظامی در عصر غیبت است<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[امام مهدی موجود موعود (کتاب)|امام مهدی موجود موعود]]، ص۲۱۵.</ref>.
==[[تکالیف]] [[دوران غیبت کبری]]==
[[روایات]] باب [[غیبت حضرت صاحب الزمان]]{{ع}} در رابطه با [[وظایف شیعیان]] در [[زمان غیبت]] به عنوان جنبه‌ای عملی که همه فعالیت‌های آنان را در این برهه حساس فرا می‌گیرد، اهتمام فراوانی به [[خرج]] داده‌اند؛ برهه‌ای که آکنده از فتنه‌های بسیار و [[سختی]] [[رویارویی]] با آنها است که خود ناشی از عدم حضور آشکار [[امام زمان]] و عدم دسترسی آسان به آن حضرت می‌باشد.
در این بخش به صورت فشرده، بارزترین این [[وظایف]] را همان‌گونه که [[احادیث شریف]] بیان فرموده‌اند، برشمرده و سپس به تفصیل در باره تعدادی از مهمترین آنها سخن خواهیم گفت؛ مسأله «[[انتظار فرج]]» که در بر دارنده بسیاری از [[تکالیف مؤمنان]] در دوران [[فرج]] بوده و از جهتی نیز دستخوش برداشت‌های غلط بسیاری شده است.
===مهمترین وظایف شیعیان در [[زمان]] غیبت‌===
۱. اولین [[وظیفه]]، ریشه دار کردن [[شناخت امام زمان]]{{ع}} و [[ایمان]] به [[غیبت]] و [[حتمی بودن ظهور]] آن حضرت در [[دل]] و [[جان]] [[مردم]] و ایمان به اینکه آن [[بزرگوار]] زنده و [[آگاه]] از [[اعمال]] و اوضاع مردم بوده، [[منتظر]] مهیا شدن شرایط لازم برای ظهور است. ایجاد چنین [[معرفت]] و [[شناختی]] کاملًا بر آمده از [[دلایل نقلی]] صحیح و برهان‌های درست [[عقلی]] می‌باشد.
و هنگامی که عدم حضور آشکار امام زمان در زمان غیبت و [[شک]] و شبهه‌هایی که از همین مسأله در [[جامعه]] بر انگیخته می‌شود را در نظر بگیریم اهمیت این وظیفه بر ما بیشتر آشکار می‌شود.
چنین درکی از مسائل تأثیری آشکار در [[انگیزش]] [[انسان]] [[مسلمان]] به سوی فعالیت‌های [[اصلاحی]] سازنده در عرصه فردی و [[اجتماعی]] خواهد داشت و این [[احساس]] درونی که خود را همیشه در محضر و تحت نظر امام زمان خویش ببیند او را انگیزه‌ای مضاعف خواهد بخشید؛ امامی که [[پیشرفت]] [[مؤمنان]] مسرورش ساخته و [[عقب‌ماندگی]] و [[انحراف]] آنان از کارهای اصلاحی و سازنده و دوری ایشان از [[تمسک]] به [[احکام]]، [[اخلاق]] و [[ارزش‌های اسلامی]]، ناراحتش خواهد کرد؛ ارزش‌هایی که آن حضرت سخت در [[انتظار]] مهیا شدن شرایط مناسب برای ظهور خود و حاکم کردن آن [[ارزش‌ها]] در [[زمین]] و [[نجات]] [[بشریت]] به واسطه آنها است.
ما در بررسی روایاتی که قبل از پیدایش [[غیبت]] از آن خبر داده‌اند به این نکته می‌رسیم که این [[روایات]] صراحتاً به همین [[وظیفه]] [[شیعیان]] در [[زمان غیبت]] اشاره کرده‌اند.
در بحث از وظیفه [[انتظار فرج امام زمان]]{{ع}} نیز به نمونه‌های دیگری از این روایات برخورد خواهیم نمود. مضافاً به اینکه بسیاری از دعاهایی که خواندن آنها در عصر غیبت [[مستحب]] دانسته شده انگیزه انجام این وظیفه را در [[مخاطبان]] بیشتر کرده [[معرفت]] و [[شناخت امام زمان]] را در [[اعتقاد]] [[مؤمنان]] راسخ‌تر می‌نماید.
به عنوان مثال [[شیخ کلینی]] در کافی از [[زراره]] نقل می‌کند که حضرت امام‌ صادق{{ع}} فرمود: برای [[قائم]] غیبتی خواهد بود... وی همان کسی است که همگان به انتظارش خواهند نشست و او همان کسی است که [[مردم]] در به [[دنیا]] آمدنش تردید خواهند کرد.
زراره به محضر [[شریف]] آن حضرت عرض کرد: قربانت شوم، اگر چنین روزی را دیدم چه باید انجام دهم؟
[[امام]]{{ع}} پاسخ دادند: {{متن حدیث|یازرارة متی‌ أدرکت ذلک الزمان فلتدع بهذا الدعاء: اَللّهُمَّ عَرِّفْنى نَفْسَكَ، فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى نَفْسَكَ، لَمْ اَعْرِف نَبِيَّكَ؛ اَللّهُمَّ عَرِّفْنى رَسُولَكَ، فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى رَسُولَكَ، لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَكَ؛ اَللّهُمَّ عَرِّفْنى حُجَّتَكَ، فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى حُجَّتَكَ، ضَلَلْتُ عَنْ دينى...}}؛
ای زراره هرگاه چنین زمانی را [[درک]] نمودی این [[دعا]] را بخوان: خداوندا خود را به من بشناسان که اگر خود را به من نشناسانی پیامبرت را نخواهم [[شناخت]]. خداوندا، پیامبرت را به من بشناسان که اگر پیامبرت را به من نشناسانی، حجتت را نخواهم شناخت. خداوندا حجتت را به من بشناسان که اگر حجتت را به من نشناسانی در مسیر [[دین]] خود به [[گمراهی]] خواهم افتاد<ref>کافی ۱، ۳۳۷، غیبت نعمانی، ۱۶۶. ۱۶۷، کمال الدین ۲، ۳۴۲، غیبت طوسی، ۲۰۲.</ref>.
این [[حدیث]] به بنیادهای [[اعتقادی]] [[ایمان به امام]] عصر{{ع}} و نتایج آن اشاره دارد.
۲. از دیگر [[تکالیف]] مهمی که [[احادیث شریف]] بر آن تأکید زیادی دارند تقویت [[رابطه قلبی]] مؤمنانِ [[عصر غیبت]] با [[مهدی منتظر]]، [[همراهی]] عملی با اهداف بلند آن حضرت، [[دفاع]] از آرمان‌های ایشان و [[باور]] عمیق [[رهبری]] آن [[بزرگوار]] است. و این همان چیزی است که اکثر [[تکالیف]] وارده در [[احادیث شریف]]، تأکید کننده آن است؛ تکالیفی چون [[وجوب]] [[دعا]] برای [[حفظ]] وجود [[مبارک]] [[امام زمان]]، [[طلب نصرت]] و [[یاری]] و [[تعجیل در فرج]] ایشان، منکوب شدن [[دشمنان]]، دادن [[صدقه]] برای [[سلامتی]] ایشان، [[خواندن زیارت]] و دیگر تکالیفی که در [[احادیث]] ذکر شده است. حضرت [[آیت‌الله اصفهانی]] در کتاب‌های: «مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم» و «[[وظائف]] الانام فی غیبة الامام» این موارد را جمع‌آوری نموده است.
۳. زنده نگه داشتن [[امر اهل بیت]]{{عم}}‌<ref>برقی، [[محاسن]]، ۱۷۳، کافی ۸، ۸۰، [[کمال الدین]]، ۶۶۴، در این [[حدیث شریف]] [[حضرت امام باقر]]{{ع}} کسانی را که خود را برای [[احیای امر اهل بیت]]{{عم}} [[بسیج]] می‌کنند بسیار مورد [[ستایش]] قرار داده‌اند.</ref> که امام زمان{{ع}} [[نماینده]] این [[خاندان]] است. زنده نگه داشتن امر اهل بیت{{عم}} هم با عمل کردن به [[اسلام ناب محمدی]] که همه [[اهل بیت]]{{عم}} از آن [[دفاع]] کرده‌اند، منتشر کردن [[تفکرات]] آن بزرگواران، شناساندن [[مظلومیت]] آنان، [[دوستی]] ایشان، ابراز [[بیزاری]] از دشمنانشان، عمل کردن به [[دستورات]] و سفارشات و [[میراث]] گرانبهایی که از خود به یادگار نهاده‌اند، عدم [[رجوع]] به [[حکام]] طاغوتی و [[احکام]] آنان، مراجعه به [[فقیهان]] عادلی که [[پیشوایان]] اهل بیت آنان را در [[زمان غیبت]]، بر [[مردمان]] [[حجت]] قرار داده و بالاخره یاری جستن از [[خداوند متعال]] در همه این موارد به تحقق خواهد رسید. چنان‌که در حدیث شریف می‌خوانیم:
هرگاه در شرایطی واقع شدید که [[پیشوایی]] از اهل بیت نیافتید تا از وی [[تبعیت]] کنید از خداوند متعال یاری بجویید و به سنتی که از گذشته بدان عمل می‌نمودید عمل نموده و از آن تبعیت کنید هر آنچه در آن [[روزگار]] [[دوست]] می‌داشتید دوست بدارید و هرکه را در آن [[زمان]] [[دشمن]] می‌داشتید دشمن بدارید و چه نزدیک است که در کار شما گشایشی حاصل شود<ref>کمال الدین، ۳۲۸ و به نقل از آن بحار الأنوار ۵۱، ۱۳۶.</ref>.
۴. تقویت کیان [[ایمانی]] در میان [[جامعه]] [[مؤمنین]] و عمل به دو اصل توصیه به‌ [[حق]] که همان [[اسلام ناب]] باشد و توصیه به [[صبر]]<ref>ر.ک: آیات پایانی سوره عصر.</ref> که به جهت وجود سختی‌های بسیاری که در [[زمان غیبت]] به [[مؤمنان]] خواهد رسید، از [[وظایف]] اکید مؤمنان در [[عصر غیبت]] می‌باشد. و [[پایداری]] در راه [[اهل بیت]] [[عصمت]] و [[طهارت]]{{عم}}:
زمانی بر [[مردم]] فرا خواهد رسید که [[امام]] ایشان از چشمشان ناپدید خواهد شد، پس خوش به حال کسانی که در آن [[زمان]] بر راه [[حق]] [[استوار]] بمانند...<ref>کمال الدین، ۳۳۰، بحار الأنوار ۵۲، ۱۴۵.</ref>.
اینها بارزترین موارد [[وظایف]] و [[تکالیف]] مخصوص عصر غیبت بود.
تکالیف دیگری هم هست که مربوط به بعضی از رویدادهایی است که در عصر غیبت به وقوع می‌پیوندد یا مربوط به بعضی از [[علایم ظهور]] می‌باشد، مانند [[تکلیف]] به [[یاری]] حرکت‌هایی که در جهت [[زمینه‌سازی برای ظهور]] گام برمی‌دارند یا اجتناب از [[مبتلا]] شدن به [[فتنه سفیانی]] و امر به [[احتیاط]] شدید در هنگام بروز نشانه‌های [[نزدیک شدن ظهور]] و....
پس از این مرور سریع به بحث در باره مسأله مهم [[انتظار فرج]] می‌پردازیم که عمل به آن به عنوان بزرگترین تکلیف عصر غیبت دربر دارنده بیشتر وظایف و تکالیفی است که در بالا به آنها اشاره کردیم.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۴]]، ج۱۴، ص ۲۴۵.</ref>.
===[[اهمیت انتظار]]===
[[روایات]] [[شریف]] با اهتمامی زایدالوصف بر [[عظمت]] آثار و [[نتایج انتظار]] [[فرج]] به صورت کلی تأکید می‌کند؛ که خصوصاً و به عنوان بارزترین مصداق، [[ظهور حضرت مهدی]] و [[انتظار]] آن را نیز شامل می‌گردد. برخی از این روایات چنین انتظاری را از [[برترین]] عبادت‌های [[مؤمن]] دانسته‌اند که در [[حدیث]] مروی از [[حضرت امیر المؤمنین]] علی{{ع}} آمده است:
{{متن حدیث|اَفضَلُ اَعمالِ شیعَتِنا اِنْتِـظارُ الْفَرَجِ}}؛
برترین [[عبادات]] مؤمن انتظار کشیدن برای [[گشایش]] [[خداوند]] است.<ref>برقی، محاسن و به نقل از آن، بحار الأنوار ۵۲، ۱۳۱.</ref> و بدون [[شک]] [[عبادت]] مؤمن از عبادت مطلق [[مسلمان]] بافضیلت‌تر است.
پس اگر انتظار فرج با [[نیت خالص]] و به قصد [[تعبد]] انجام شده، مشوب به هیچ [[انگیزه]] مادی و [[دنیوی]] نباشد، از میان همه عباداتِ بافضیلت برترینِ آنها است و به همین سبب می‌تواند از بهترین راه‌های [[تقرب به خداوند متعال]] قرار گیرد.
[[حضرت امام صادق]]{{ع}} در خصوص [[انتظار فرج حضرت مهدی]]{{ع}} می‌فرمایند: «خوش به حال [[شیعیان]] [[قائم]] ما که در زمان غیبتش انتظار ظهورش را می‌کشند و در زمان ظهورش از او [[پیروی]] می‌کنند، چنین کسانی [[دوستان]] [[خدا]] ([[أولیاءالله]]) هستند که هیچ [[ترس]] و اندوهی در ایشان راه ندارد»<ref>کمال الدین، ۳۵۷.</ref>. به همین جهت است که به تعبیر [[حضرت امام سجاد]]{{ع}}: [[انتظار فرج]] خود «بزرگترین [[فرج]]» است‌<ref>کمال الدین، ۳۲۰.</ref> و [[منتظر فرج]] [[شایستگی]] وارد شدن در زمره [[اولیای الهی]] را پیدا می‌کند.
به تعبیر [[روایات]]، [[انتظار]] [[صادقانه]] یک [[مؤمن]] برای [[ظهور امام]] زمانش، [[اخلاص]] او را افزایش داده، [[شک و تردید]] را از دامان ایمانش می‌زداید.
[[حضرت امام جواد]]{{ع}} می‌فرماید:... او را غیبتی است که روزهایش بسیار و مدتش طولانی خواهد بود در آن [[زمان]]، [[مخلصان]] انتظار فرجش را کشیده و [[اهل]] شک و تردید وی را [[انکار]] می‌کنند.<ref>کفایة الأثر، ۲۷۹، کمال الدین، ۳۷۸.</ref> و از آنجا که انتظار فرج [[ایمان به خداوند متعال]] و اخلاص در راه او و [[حسن ظن]] به [[حکمت]] آن [[ذات مقدس]] و رسیدگی او به امور [[بندگان]] را در [[انسان]] مؤمن تقویت می‌کند عجیب نخواهد بود که روایات، از زبان [[مبارک]] [[پیامبر اکرم]]{{ع}} آن را: {{متن حدیث|أحَبُّ الأعمالِ إلى اللّه}}؛
محبوبترین کارها در نزد خدا<ref>شیخ [[صدوق]]، [[خصال]] ۲، ۶۱۰، [[کمال الدین]]، ۶۴۵، [[تحف العقول]]، ۱۰۶.</ref> و در نتیجه:
{{متن حدیث|أفضلُ أعمالِ اُمّتي}}<ref>کمال الدین، ۶۴۴.</ref>؛
[[برترین]] کارهای [[امت]] من بخوانند.
انتظار فرج، [[وابستگی]] و رابطه انسان را با خدای [[کریم]]، و ایمانش را به اینکه [[خداوند]] عز و جل بر کار خویش چیره و مسلط بوده و بر هر چیزی [[قادر]] و توانا است و با حکمت و [[رحمت]] امر بندگانش را [[تدبیر]] می‌نماید، مستحکم می‌سازد. این از مهمترین نتایجی است که صلاح انسان و امکان طی مدارج کمال او در آن است. و [[هدف]] از اکثر [[احکام شرعی]] و همه [[عبادات]] هم چیزی جز این نیست، بلکه این [[ایمان]] [[توحیدی]] شرط قبولی آنها است و بدون آن، عبادات انسان، هیچ ارزشی نخواهد داشت. انتظار [[رسوخ]] دهنده این ایمان در [[قلب]] انسان است. این اثر مهم انتظار را در [[احادیث شریف]] این گونه می‌بینیم.
[[امام صادق]]{{ع}} می‌فرمایند: آیا شما را از اموری که خداوند عز و جل هیچ عبادتی را جز به واسطه آنها نمی‌پذیرد [[آگاه]] نکنم؟... [[شهادت]] به اینکه خداوندی جز [[الله]] نیست و اینکه محمد [[بنده]] و فرستاده او است، [[اقرار]] به آنچه [[خداوند]] به آن امر فرموده است، [[ولایت]] ما و [[بیزاری از دشمنان]] ما - فقط [[ائمه]] - و [[تسلیم]] در برابر آنان، [[ورع]] و سختکوشی، [[وقار]] و [[آرامش]] و [[انتظار قائم]]{{ع}}...<ref>غیبت نعمانی، ۲۰۰، اثبات الهداة ۳، ۵۳۶.</ref>.
[[روایات شریفه]] تصریح می‌کند که [[آراستگی]] به [[انتظار حقیقی]] - با توجه به آثار و نتایجی که به آنها اشاره نمودیم - [[منتظر]] را به [[مقامات]] چندی نایل‌ می‌گرداند. از آن جمله است [[مقام]] [[همراهی]] با [[حضرت مهدی]]{{ع}} که [[امام صادق]]{{ع}} در ادامه [[حدیث]] فوق به آن این گونه بدان اشاره فرموده‌اند: هر کس که از قرار گرفتن در زمره [[اصحاب قائم]] شادمان می‌شود باید [[انتظار]] بکشد.
از دیگر مقاماتی که [[منتظران]] به آن نایل می‌آیند این است که [[اجر]] و [[پاداش]] شرکت در [[حرکت جهادی]] حضرت مهدی{{ع}} نصیب آنان می‌شود. امام صادق{{ع}} می‌فرماید: هر کدام از شما که با [[اعتقاد]] به این امر و در انتظار آن، از [[دنیا]] برود چون کسی است که در اردوگاه [[قائم]]{{ع}} حضور داشته است...<ref>کمال الدین، ۶۴۵.</ref>.
دیگر اینکه به چنین شخصی اجر [[شهید]] داده می‌شود [[حضرت علی]]{{ع}} می‌فرمایند: هرکه امر ما ولایت ما را بپذیرد در [[قیامت]] با ما در [[حظیرة القدس]] است و کسی که منتظر امر ما باشد چون کسی است که در [[راه خدا]] به [[خون]] خود آغشته گردد.<ref>خصال، ۶۲۵ و به نقل از آن، بحار الأنوار ۵۲، ۱۲۳.</ref> بلکه چنین شخصی به بالاترین مراتب [[شهدا]] و [[مجاهدین]] نایل خواهد شد که امام صادق{{ع}} فرموده‌اند: هر کدام از شما که در انتظار این امر از دنیا برود چون کسی است که در اردوگاه قائم{{ع}} حضور داشته‌است.
[[راوی]] گوید: آن حضرت مکثی کرده و سپس فرمودند: نه، بلکه چون کسی است که به همراه قائم [[شمشیر]] زده است سپس فرمود: نه، به [[خدا]] [[سوگند]] چنین کسی تنها به مانند کسانی خواهد بود که در رکاب [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به [[شهادت]] رسیده‌اند<ref>برقی، محاسن ۱، ۲۷۸، ۲۷۹ ح ۱۵۳ و به نقل از آن، بحار الأنوار ۵۲، ۱۲۶ ح ۱۸.</ref>.
احادیثی که از آثار و [[فواید انتظار]] سخن به میان آورده‌اند بسیارند و چنین بر می‌آید که تفاوت مراتبی که برای [[منتظرین]] در آنها ذکر شده است [[کشف]] از تفاوت عمل [[مؤمنان]] به مقتضیات [[انتظار حقیقی]] دارد و هر چه مرتبه [[انتظار]] [[مؤمن]] بالاتر برود فواید و آثار [[مبارک]] آن نیز بیشتر خواهد بود. این امر طبیعتاً به [[میزان]] پیاده کردن [[حقیقت]] و مقتضیات انتظار باز می‌گردد و به همین دلیل باید معنی [[حقیقی]] آن را بشناسیم. در بخش بعد به این مهم خواهیم پرداخت.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۴]]، ج۱۴، ص ۲۴۹.</ref>.
===[[حقیقت انتظار]]===
انتظار عبارت از: حالتی [[روحی]] است که پیامدش، آماده شدن برای چیزی است که انتظارش را می‌کشیم و ضدش [[ناامیدی]] است. پس هرچه انتظار شدیدتر باشد، [[آمادگی]] برای رسیدن به مطلوب بیشتر خواهد بود. دیده‌اید که چون هنگام بازگشت مسافری فرا می‌رسد هرچه به [[زمان]] آمدنش نزدیکتر می‌شوید، آمادگی شما برای آمدنش بیشتر می‌شود؛ بلکه ممکن است شدت انتظار [[خواب]] را از چشمانتان برباید؟
همان‌گونه که انتظار از این نظر دارای شدت و [[ضعف]] است، از حیث میزان [[محبت]] به شخص مورد انتظار نیز متفاوت است و هرچه محبت [[منتظِر]] به [[منتظَر]] بیشتر باشد، آمادگی او برای دیدار محبوب بیشتر، و فراقش دردناکتر خواهد بود، بدان سان که ممکن است منتظِر را از اموری که با [[حفظ]] جانش ارتباط دارد [[غافل]] کرده، ابداً توجهی به دردهای جانکاه و مصیبت‌های شدیدی که در این راه بدو می‌رسد نکند.
پس هر چه [[اشتیاق]] مؤمنی که [[منتظر]] مولای خویش است به مولا بیشتر می‌شود، کوشش‌های او هم در راه آماده ساختن خود برای آمدن مولا بیشتر می‌شود؛ آمادگی به وسیله [[ورع]] و [[پرهیزگاری]]، تلاش در راه [[تهذیب نفس]]، دوری گزیدن از [[اخلاق ناپسند]] و [[آراستگی]] به [[اخلاق پسندیده]]، تا بدین وسیله حتی در [[زمان غیبت]] نیز به [[سعادت]] دیدار و [[مشاهده]] [[جمال]] مولایش نایل آید.
چنان‌که این مطلب برای بسیاری از [[صالحان]] به وقوع پیوسته است.
به همین جهت است که می‌بینید [[معصومین]]{{عم}} در روایاتی که گذشت و دیگر [[روایات]] این باب، تأکید فراوانی بر تهذیب نفس، آراستگی صفات و [[مداومت]] بر [[بندگی]] [[خداوند]] می‌نمایند. حتی [[روایت]] [[ابو بصیر]] بر این نکته دلالت دارد که نیل به چنین سعادتی متوقف بر انجام چنان کارهایی است؛ آنجا که [[امام صادق]]{{ع}} می‌فرمایند:
هر کس از بودن در زمره [[اصحاب قائم]] شادمان می‌شود، باید منتظر او باشد و همواره در حال [[انتظار]]، به مقتضای [[ورع]] و در راه کسب [[اخلاق پسندیده]] عمل نماید. پس اگر چنین کسی پیش از [[قیام قائم]] بمیرد برای او [[اجر]] و پاداشی خواهد بود که گویا [[زمان ظهور]] [[قائم]] را [[درک]] کرده است...
شکی نیست که هر قدر چنین انتظاری شدیدتر باشد [[مقام]] و جایگاه و [[ثواب]] صاحبش در نزد [[خداوند متعال]] بیشتر خواهد بود<ref>مکیال المکارم ۲، ۱۵۲- ۱۵۳.</ref>.
انتظار یعنی: [[انتظار فرج]] [[آل محمد]]{{عم}} در هر آن و ترقیب به [[روز ظهور]] [[دولت]] قاهره و [[سلطنت]] ظاهره [[مهدی آل محمد]]{{عم}} و پر شدن [[زمین]] از [[عدل و داد]] و غالب شدن [[دین]] قویم بر جمیع [[ادیان]] که [[خدای تعالی]] به [[نبی اکرم]] خود خود خبر داده و [[وعده]] فرموده، بلکه [[بشارت]] آن را به جمیع [[پیغمبران]] و امم داده که چنین روزی خواهد آمد که جز خدای تعالی کسی را [[پرستش]] نکنند و چیزی از دین نماند که از [[بیم]] احدی در پرده [[ستر]] و [[حجاب]] بماند<ref>النجم الثاقب، ۴۲۸ چاپ علمیه اسلامیه.</ref> پس انتظار دربر دارنده حالتی [[قلبی]] است که برخاسته از [[اصول اعتقادی]] [[شیعه]] است؛ [[اعتقاد]] به [[حتمیت ظهور مهدی]] [[موعود]] و تحقق اهداف، و رسالت‌های [[انبیا]] و [[آمال]] و آرزوهای [[بشریت]] به دست آن حضرت. این حالت قلبی به [[انگیزش]] حرکت‌هایی عملی نیز منجر می‌شود که حول محور [[آمادگی برای ظهور]] [[منتظَر]] دور می‌زند. و از همین رو است که [[احادیث شریف]] بر [[لزوم]] [[شناخت حضرت مهدی]] و [[حتمیت ظهور]] آن حضرت تأکید می‌کند؛ [[معرفتی]] صحیح و مستند به [[ادله]] [[اعتقادی]].
بنا بر آنچه گذشت: انتظار اگر همزمان دارای سه عنصر نباشد [[صادقانه]] نخواهد بود: عنصر [[عقیدتی]]، عنصر [[روحی]] و عنصر [[رفتاری]] و بدون این سه عنصر انتظار دیگر معنی صحیح [[ایمانی]] خویش را نخواهد داشت و به نوعی بی‌توجهی خودخواهانه بدل خواهد گردید که بر همان [[منطق]] [[اصحاب]] [[حضرت موسی]]{{ع}} [[استوار]] است که گفتند: {{متن قرآن|فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ}}؛ پس تو و پروردگارت بروید و بجنگید که ما اینجا به [[انتظار]] نشسته‌ایم...<ref>مائده، ۲۴.</ref> و نتیجه چنین اعتقادی تنها انتظار داشتن [[خیر و خوبی]] برای بشریت، اما بدون انجام هیچ عمل مثبتی است‌<ref>تاریخ الغیبة الکبری، ۳۴۲.</ref>.
از این رو می‌بینیم در روایاتی که در باره انتظار بحث کرده‌اند بر این نکته تأکید کرده‌اند که باید [[شناخت حضرت مهدی]]{{ع}} در [[دل]] و [[جان]] [[مؤمنان]] [[رسوخ]] کند و به عنوان جلوه‌ای از انتظارِ مؤمنان، ارتباط مستمر با آن [[وجود مقدس]] در نهاد آنان ریشه بدواند و در [[مقام عمل]] به [[ولایت]] آن حضرت [[معتقد]] گشته به [[شریعت]] کاملش چنگ زنند. و هر مؤمنی خود را به عنوان یکی از [[یاوران]] آن‌ حضرت به [[حساب]] آورده، خود را به تمام صفات [[جهادی]]، [[عقیدتی]] و [[اخلاقی]] که برای شرکت در [[قیام]] بزرگ [[امام زمان]]{{ع}} لازم است بیاراید.
که در غیر این صورت [[منتظر واقعی]] نخواهد بود.
[[انتظار فرج]] دو گونه است: انتظاری که سازنده است، تحرک بخش است [[تعهد]] آور است، [[عبادت]] است، و بلکه [[بافضیلت‌ترین]] عبادت است و انتظاری که ویرانگر است، بازدارنده است، فلج کننده است و نوعی «[[اباحیگری]]» محسوب می‌شود.... این دو نوع انتظار معلول دو نوع برداشت از ظهور عظیم [[تاریخی]] [[مهدی موعود]]{{ع}} است... برداشت قشری از [[مردم]] از [[مهدویت]] و قیام و [[انقلاب]] [[موعود]]{{ع}} این است که صرفاً ماهیت انفجاری دارد، فقط [[و]] فقط از گسترش و اشاعه و رواج [[ظلم‌ها]]، [[تبعیض‌ها]]، اخنتاق‌ها، [[حق]] کشی‌ها و [[تباهی‌ها]] ناشی می‌شود... آن گاه این انفجار رخ می‌دهد و دست [[غیب]] برای [[نجات]] [[حقیقت]]... از آستین بیرون می‌آید... پس بهترین کمک به [[تسریع در ظهور]] و بهترین شکل انتظار، [[ترویج]] و [[اشاعه فساد]] است...
از [[آیات]] استفاده می‌شود که [[ظهور مهدی موعود]]{{ع}} حلقه‌ای است از حلقات [[مبارزه]] [[اهل حق]] و [[اهل باطل]] که به [[پیروزی]] اهل حق منتهی می‌شود؛ سهیم بودن یک فرد در این [[سعادت]] موقوف به این است که آن فرد عملًا در گروه اهل حق باشد...
از [[روایات]] نیز استفاده می‌شود که همزمان با [[ظهور مهدی]] گروه سُعَدا و گروه اشقِیا هرکدام به نهایت کار خود برسند. سخن در این نیست که سعیدی در کار نباشد و فقط [[اشقیا]] به منتهی درجه [[شقاوت]] برسند. در [[روایات اسلامی]] سخن از گروهی زبده است که به محض [[ظهور امام]] به آن حضرت ملحق می‌شوند... بلکه فرضاً اگر اهل حق از نظر کمیت قابل توجه نباشند از نظر کیفیت ارزنده‌ترین [[اهل]] ایمانند و در ردیف [[یاران سید الشهدا]]{{ع}}. از نظر [[روایات اسلامی]] در مقدمه [[قیام]] و [[ظهور امام]]، یک سلسله قیام‌های دیگر از طرف اهل حق صورت می‌گیرد... در برخی از روایات اسلامی سخن از دولتی است از اهل حق که تا [[قیام مهدی]]{{ع}} ادامه پیدا می‌کند<ref>شهید مرتضی مطهری، قیام و انقلاب مهدی به ضمیمه شهید، ۶۱- ۶۸ با تلخیص.</ref>.
از آنچه گذشت روشن می‌شود که [[انتظار]] مطلوب [[شرعی]] دارای شرایطی است که بدون آنها محقق نخواهد شد و محقق کردن این شرایط از اهم [[تکالیف مؤمنان]] در [[عصر غیبت]] بوده، [[احادیث شریف]] از آنها داد سخن داده‌اند. [[حضرت امام سجاد]]{{ع}} این شرایط را در یک [[حدیث]] جمع نموده و در آن فرموده‌اند: همانا اهل [[زمان غیبت]] او که به امامتش [[اعتقاد]] داشته، [[منتظر]] ظهورش هستند [[برتر]] از [[مردم]] هر [[زمان]] دیگری هستند؛ زیرا [[خداوند متعال]] [[عقل]] و فهمی به آنها [[عنایت]] می‌کند که زمان غیبت در نظر آنان با زمان حضور و [[مشاهده]] عینی تفاوتی ندارد و آنان را در آن زمان به منزله مجاهدانی قرار داده است که در رکاب [[رسول خدا]]{{صل}} [[شمشیر]] زده‌اند. آنها از [[مخلصان]] [[حقیقی]] و [[شیعیان راستین]] ما بوده آنانند که آشکارا و پنهانی [[مردمان]] را به [[دین خدا]] فرامی خوانند<ref>کمال الدین، ۳۱۹.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۴]]، ج۱۴، ص ۲۵۳.</ref>.
===[[شرایط انتظار]]===
در پرتو این [[حدیث شریف]] و توضیحاتی که پیشتر گذشت، می‌توان شرایط انتظار را در نکات ذیل خلاصه کرد که ضمناً روشن کننده راه‌کار عملی است که [[مؤمن]] با [[تبعیت]] از آن به یک [[منتظر واقعی]] بدل گردد:
۱. [[رسوخ]] [[معرفت]] و [[شناخت حضرت مهدی]]{{ع}} و [[ایمان به امامت]] آن حضرت و انجام مسئولیت‌های [[منصب امامت]] از پس پرده [[غیبت]] و [[شناخت]] نقش [[تاریخی]] آن حضرت و ابعاد و ضرورت‌های آن همچنین شناخت نقش [[مؤمنان]] در برابر آن حضرت و مستحکم کردن رابطه با ایشان. و [[ایمان]] به اینکه ظهور آن حضرت در هر زمانی ممکن است اتفاق بیافتد؛ این ایمان باعث می‌شود که مؤمن در همه [[وقت]] آماده ظهور ایشان، و مشارکت در قیامش را داشته باشد.
برای دست‌یابی به این درجه از [[آمادگی]] که از انتظار [[صادقانه]] سرچشمه می‌گیرد مؤمن باید آراسته به صفات دیگری باشد که [[امام سجاد]] در آن حدیث شریف به آنها اشاره فرموده‌اند. و اینها شرایط دیگر تحقق مفهوم [[انتظار]] را در عرصه عمل تشکیل می‌دهند که در بیان شرایط بعدی به آنها خواهیم پرداخت.
۲. [[اخلاص]] در انجام مقتضیات مختلف انتظار و پیرایش آنها از همه غرض‌ها و شائبه‌های مادی و [[نفسانی]]؛ یعنی مؤمن همه این امور را تنها برای رضای [[خداوند متعال]] و با [[نیت]] [[تعبد]] و [[کوشش]] در راه کسب [[رضایت]] آن [[ذات مقدس]] به انجام برساند. بدین گونه است که انتظار به صورت [[برترین]] [[عبا]]دت در خواهد آمد. حضرت [[آیت‌الله]] [[سید]] [[محمد تقی اصفهانی]] در این خصوص تصریح می‌کنند که: تحقق این [[نیت خالص]]، در [[عمل به وظیفه]] [[واجب]] انتظار لازم و ضروری است. در هر حال ایجاد این حالت و پیدا شدن این شرط بستگی مستقیم با [[آمادگی روحی]] برای [[یاری امام زمان]]{{ع}} در [[هنگام ظهور]] دارد؛ چراکه فقدان این شرط، [[شایستگی]] لازم را برای [[تحمل سختی‌ها]] در راه [[یاری امام]]{{ع}} - آن‌هم در [[مأموریت]] [[جهادی]] [[اصلاحی]] بزرگ آن حضرت - از [[منتظر]] سلب می‌نماید.
۳. خود‌سازی و آماده کردن کامل نفس برای یاری امام{{ع}}، از راه [[تمسک]] [[راستین]] به [[قرآن و عترت]] و متخلق شدن به [[اخلاق]] [[ثقلین]] تا بدین وسیله از [[یاران]] [[حقیقی]] [[امام]] قرار گرفته، مصداق این فقره از حدیث شریف امام سجاد{{ع}} شود که فرماید: «آنان از [[شیعیان راستین]] ما هستند». و از نظر شخصیتی شرایط [[الهی]] و جهادی لازم برای یاری امام زمان{{ع}} را در راه تحقق [[اهداف الهی]] آن حضرت دارا باشد و این همان [[زمینه‌سازی برای ظهور]] از نقطه نظر فردی‌است.
۴. فعالیت در جهت [[زمینه‌سازی برای ظهور حضرت مهدی]] از نقطه نظر [[اجتماعی]] از راه [[دعوت]] [[مردم]] به سوی [[دین خدا]] و [[تربیت]] [[یاران حضرت مهدی]]{{ع}} و [[امیدوار]] کردن مردم به [[نهضت]] بزرگ آن حضرت. در حدیث شریف امام سجاد{{ع}} نیز در توصیف [[منتظران]] می‌بینیم: {{متن حدیث|... والدعاة الی‌ دین الله عز وجل سراً وجهراً}}؛
... آنانند که آشکارا و پنهانی [[مردمان]] را به دین خدا فرا می‌خوانند.
این فقره از [[حدیث]] به صورتی کاملًا گویا بر این مطلب تأکید دارد که منتظران باید در [[زمان غیبت]] علیرغم همه [[مشکلات]]، همواره بر [[حرکت]] مقدماتی خود برای [[ظهور حضرت مهدی]] [[پایداری]] کنند. حال اگر اوضاع مساعد بود به صورت آشکارا و در غیر این صورت، پنهانی به این کار مبادرت ورزند و بهانه [[سختی]] شرایط، هرگز مجوزی برای شانه خالی کردن از انجام این [[وظیفه]] [[واجب]] نخواهد بود.
در پرتو آنچه تا کنون ذکر کردیم روشن می‌شود که [[انتظار حقیقی]] علیرغم سختی شرایط و [[ضرورت]] [[فداکاری]] در راه آن، در بر دارنده حرکتی سازنده و مستمر و [[آمادگی فردی]] و [[اجتماعی]] برای [[ظهور منجی]] [[منتظَر]] است. [[حضرت امام خمینی]] [[قدس سره]] در فراز پایانی پیامی که در آخرین [[نیمه شعبان]] پیش از رحلتشان‌ به مناسبت میلاد [[حضرت مهدی]]{{ع}} صادر نمودند، آورده‌اند: «... [[سلام]] بر او، سلام بر [[منتظران واقعی]] او، سلام بر [[غیبت]] و ظهور او و سلام بر آنان که ظهورش را با [[حقیقت]] [[درک]] می‌کنند و از جام [[هدایت]] و [[معرفت]] او لبریز می‌شوند. سلام بر [[ملت]] بزرگ [[ایران]] که با فداکاری و [[ایثار]] و [[شهادت]] راه ظهورش را هموار می‌کنند»...<ref>صحیفه نور ۲۱، ۱۰۷.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۴]]، ج۱۴، ص ۲۵۷.</ref>.
===[[انتظار]] و [[آمادگی]] فوری برای ظهور===
همان‌گونه که [[دانشمندان]] به استناد [[روایات]] که به [[وجوب]] [[انتظار فرج]] [[الهی]] عموماً یا انتظار فرج [[مهدوی]] خصوصاً [[فرمان]] داده است، به وجوب این انتظار تصریح کرده‌اند، با استناد به همان روایات، به وجوب آمادگی دائم برای وقوع ظهور در هر زمانی هم تصریح نموده‌اند. [[شهید سید محمد صدر]] گوید: «در میان روایات دال بر وجوب [[تکالیف]] در زمان غیبت، روایاتی است که بر وجوب انتظار فوری و [[آمادگی برای ظهور]] فوری در هر [[زمان]] دلالت دارد که قبلًا این موضوع را توضیح داده‌ایم».<ref>تاریخ الغیبة الکبری، ۴۲۷.</ref> [[سید]] [[محمد تقی اصفهانی]] هم پس از نقل مجموعه‌ای از [[احادیث]] که همه بر وجوب فوری انتظار دلالت دارند گوید: «مراد از در صبح و [[شام]] آماده [[فرج]] بودن این است که این امر [[مبارک]] یعنی فرج [[موعود]] در هر زمانی مکن است به وقوع بپیوندد و [[منتظر]] باید همواره آمادگی لازم را برای این امر مهم داشته باشد؛ امری که به اقتضای [[فرمان خداوند]] [[مدبر]] [[دانا]] در سال، ماه یا روزی ممکن‌است اتفاق بیافتد. پس بر خاص و عام [[واجب]] است همیشه در انتظار وقوع آن باشند»<ref>مکیال المکارم ۲، ۱۵۸- ۱۵۹.</ref>.
شهید سید محمد صدر با استناد به [[اتفاق نظر]] همه [[مسلمانان]] در حتمیت [[ظهور حضرت مهدی]]{{ع}} و [[تواتر روایات]] دال بر آن، [[کلام]] [[سید محمد]] تقی اصفهانی‌را - در متنی که از او نقل کردیم - مبنی بر شمول [[وجوب]] این انتظار نسبت به همه مسلمانان چنین تأکید می‌کند: «تواتر روایات به گونه‌ای است که موجب [[یقین]] به مدلول آنها گشته، راه هر گونه عذری را در پیشگاه [[خداوند متعال]] نسبت به [[انکار]] آن می‌بندد؛ و پس از یقین به اینکه واقع شدن این امر نیز تنها به [[اراده]] و [[مشیت]] خداوند متعال بستگی داشته و احدی غیر از او را در این امر رأیی نیست، می‌گوییم هر [[روز]] ممکن است [[حرکت]] بزرگ [[مهدوی]] برای [[اجرای فرمان]] خداوند متعال آغاز گردد زیرا روشن است که برای [[اراده خداوند]] [[متعال]] محدودیت زمانی وجود ندارد. بدین ترتیب در اینکه ظهور ممکن است هر آن به [[فرمان]] و اراده خداوند متعال واقع گردد فرقی میان نظریه [[شیعه]] و [[غیر شیعه]] وجود ندارد. چون بنا به [[عقیده شیعه]] خداوند متعال هر [[وقت]] که اراده فرماید به او [[اجازه]] ظهور پس از [[غیبت]] را اعطا می‌نماید و بر اساس نظریه آنان که می‌گویند [[مهدی]] هنوز به [[دنیا]] نیامده و در [[آینده]] به دنیا خواهد آمد و [[قیام مسلحانه]] خواهد نمود هم می‌توان احتمال داد که آن حضرت بنا به اراده خداوند متعال مدتی قبل به دنیا آمده باشد و هر لحظه احتمال دارد که فرمان قیامش از جانب خداوند متعال صادر گردد. این احتمالی است که همیشه وجود دارد»<ref>تاریخ الغیبة الکبری، ۳۴۱- ۳۴۲.</ref>، ایشان در ادامه بحث خود به همین دلیل بر وجوب فوری انتظار بر همه کسانی که از سایر [[ادیان]] نیز به وجود [[منجی]] [[اعتقاد]] دارند استدلال‌ نموده است.
پس از [[اثبات]] [[وجوب]] فوری [[انتظار]] و احتمال وقوع ظهور در هر [[زمان]] یک مسأله باقی می‌ماند و آن مسأله [[علایم ظهور]] است که در [[روایات]] بدان تصریح شده و آمده است که پیش از وقوع ظهور آن علامت‌ها واقع خواهد شد. باید روشن شود که آیا میان این علایم با مسأله وجوب فوری و احتمال همیشگی ظهور تعارضی هست یا خیر؟
پاسخ منفی است، چنین تعارضی وجود ندارد زیرا از آنجا که [[علایم حتمی]] ظهور جزء ظهور بوده، زمان واقع شدن آنها بسیار به [[زمان ظهور]] نزدیک می‌باشد، انتظار همان علایم در واقع [[انتظار ظهور]] به [[حساب]] می‌آید. اما در باره حصول [[شرایط ظهور]] و فراهم آمدن اوضاع و شرایط مناسب برای آن نیز این احتمال وجود دارد که [[خداوند متعال]] در هر زمانی آن شرایط را تکمیل فرماید.
[[شهید سید محمد صدر]] می‌نویسد: علامت‌های حتمی ظهور ممکن است در هر زمانی پیدا شود و احتمال می‌رود که به فاصله اندکی از پیدا شدن علایم [[ظهور حضرت مهدی]]{{ع}} نیز محقق گردد. احتمال تحقق و تکمیل شرایط ظهور نیز در هر زمانی وجود دارد. و گفتیم که وجود همین احتمال در [[اندیشه]] هر فرد برای ایجاد فضای [[روحی]] مناسب برای انتظار فوری کافی‌است<ref>تاریخ الغیبة الکبری، ۳۶۲- ۳۶۳.</ref>.
همین فضای روحی مناسب است که انگیزه لازم را برای [[حرکت]] سریع [[مؤمنان]] در راه فراهم نمودن شرایط لازم برای [[یاری امام]] زمانشان در آنان ایجاد می‌کند؛ شرایطی که با [[خودسازی]]، [[تهذیب نفس]]، [[تربیت]] مناسب و آراسته شدن به صفات [[یاران مهدی]]{{ع}} فراهم می‌گردد.
برای کامل شدن بحث [[وجوب]] انتظار که از مهمترین [[واجبات]] [[عصر غیبت]] است، ضروری است به مسأله [[حرمت]] [[یأس]] از ظهور نیز اشاره‌ای داشته باشیم که این امر برخاسته از ادله‌ای [[قرآنی]] و عامی است که خود نیز یکی از [[ادله]] وجوب انتظار را تشکیل می‌دهد. آیت الله [[سید محمد تقی اصفهانی]] به صورت مفصل از این موضوع بحث کرده و متون [[شرعی]] مربوط به آن را ذکر نموده و دلالت آنها و احکامی که از آن متون [[استنباط]] می‌شود را بیان نموده است ایشان در باره انواع مختلفی از یأس که نسبت به ظهور حضرت مهدی{{ع}} تصور می‌شود بحث کرده و نتیجه گرفته است که به طور کلی یأس از ظهور آن حضرت [[حرام]] است؛ زیرا همه [[مسلمانان]] بر حتمی بودن آن [[اتفاق نظر]] دارند. همچنین [[اثبات]] نموده است که یأس از وقوع ظهور در مدتی معین، یا یأس از نزدیک بودن ظهور هم حرام است‌<ref>مکیال المکارم ۲، ۱۵۷- ۱۶۲.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۴]]، ج۱۴، ص ۲۶۰.</ref>.


== پرسش مستقیم ==
== پرسش مستقیم ==

نسخهٔ ‏۱۲ اکتبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۱۴

تکالیف منتظران امام مهدی

تکالیف منتظران امام مهدی(ع) در عصر غیبت موارد بسیاری است که در روایات متعددی به آنها اشاره شده است. این وظایف در دو دسته تقسیم می‏‌شود: وظایف عام مانند: امام‌شناسی؛ پایداری در محبت اهل بیت(ع)؛ پرهیزگاری؛ پیروی از دستورهای امامان(ع) و دست‏گیری از ضعفا و فقیران‏ و وظایف خاص مانند: دوستی با دوستان و دشمنی با دشمنان حضرت مهدی(ع)‏‏؛ صبر بر سختی‌‏های دوران غیبت‏؛ دعا برای فرج حضرت مهدی(ع)‏‏؛ آماده ‏باش دائمی‏؛ بزرگداشت نام و یاد آن حضرت‏؛ حفظ پیوند با مقام ولایت‏؛ زمینه‌سازی و کسب آمادگی برای ظهور حجت حق و ارتباط‍‌ با فقها و مراجع تقلید.

مقدمه

درباره وظایف و تکالیف شیعیان در دوران غیبت، سخن‌های بسیاری گفته شده است و حتی در بعضی کتاب‌ها از جمله کتاب "مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم" تا هشتاد وظیفه برای منتظران حضرت مهدی(ع) برشمرده شده است[۱]؛ اما به اختصار می‌‏توان گفت وظایف انسان‏‌ها در این دوران به دو دسته تقسیم می‏‌شود:

وظایف عام ‏

این وظایف، در سخنان معصومان(ع) در شمار تکالیف عصر غیبت یاد شده است؛ امّا ویژه این دوران نیست و لازم است در همه زمان‏‌ها انجام شود. شاید ذکر آن‏ها در شمار وظایف دوران غیبت برای تأکید بوده است. برخی از این وظایف، بدین قرار است:

امام‌شناسی

یکی از مهمترین وظایف درباره امام، شناخت اوست که از سه جنبه باید پیرامون آن شناخت پیدا کنیم:

  1. شناخت شخصیت اهل بیت(ع): شناخت خلیفه الهی و امام هر عصر، تنها معرفتی ساده و ابتدایی بر پایه شناخت حسب و نسب و نیز شناخت تاریخی نیست، تا آن کس که امام را به اسم و خاندان و تاریخ شناخت، گمان کند به معرفت حیات بخش امام راه یافته و از حیات و مرگ جاهلی رهیده است، بلکه شناخت شخصیت حقیقی امام و اعتقاد به ولایت به انضمام اطاعت او لازم است، و گرنه حاکمان برخاسته از سقیفه، طاغوتیان شام، فاجعه آفرینان کربلا، حکمرانان خونریز مروانی و عباسی و... بیش از دیگران به زوایای سطحی شناخت امامان عصر خویش عالم بودند[۲]. امام عسکری(ع) فرماید: "زمین تا روز قیامت، از حجت خدا بر خلقش خالی نیست. هر که بمیرد، در حالی که امام زمان(ع) خود را نشناسد و به او معتقد نباشد، مرگ او مرگ جاهلیت خواهد بود"[۳]. در فرازهای پایانی زیارت جامعه کبیره این‌گونه از خدای متعال درخواست می‌کنیم: "خدایا از تو می‌خواهم که من را از جمله عارفان به اهل بیت و حق آنها قرار دهی"[۴]. امام صادق(ع) به زراره سفارش می‌کنند که در عصر غیبت این دعا را بخوان: «بار خدایا، خویش را به من بشناسان. پس به درستی که تو اگر خویش را به من نشناسانی، پیغمبر تو را نشناسم. خداوندا، رسول خود را به من بشناسان، پس به درستی که تو اگر رسول خود را به من نشناسانی، حجّت تو را نشناسم. خداوندا، حجّت خود را به من بشناسان، پس به درستی که تو اگر حجّت خود نشناسانی، از دین خویش گمراه می‌شوم»[۵].
  2. شناخت حق اهل بیت(ع): دومین جنبه‌ای که در عرصه شناخت اهل بیت(ع) باید به آن توجه داشته باشیم شناخت حق این بزرگواران است. پیامبر اسلام(ص) می‌فرماید: "به خداوند سوگند، بنده‌ای از اعمال خود سود نمی‌برد، مگر اینکه حق ما را بشناسد"[۶]. در زیارت جامعه، خدا و اهل بیت(ع) را بر اینکه به حق اهل بیت(ع) عارف‌ایم، گواه می‌گیریم: «عَارِفٌ بِحَقِّكُمْ‌» و در پایان زیارت از خدا این‌گونه درخواست می‌کنیم که ما را از عارفان به حق امام قرار دهد: «أَسْأَلُكَ أَنْ تُدْخِلَنِي فِي جُمْلَةِ الْعَارِفِينَ بِهِمْ وَ بِحَقِّهِمْ».
  3. شناخت معارف اهل بیت(ع): سومین جنبه شناخت اهل بیت، شناخت علوم و معارف آنها است. امام صادق(ع) می‌فرماید: "بهترین مردم پس از ما کسانی‌اند که امر ما را مورد توجه و مذاکره قرار می‌دهند و دیگران را به سوی ما دعوت می‌کنند"[۷]. هروی از امام رضا(ع) با نقل می‌کند که حضرت فرمود: "خدا رحمت کند بنده‌ای را که امر ما را زنده دارد. به آن حضرت گفتم: چگونه امر شما را زنده کند؟ فرمود: دانش‌های ما را یاد گیرد و به مردم یاد دهد؛ زیرا مردم اگر سخنان نیکوی ما را بدانند، هر آینه از ما پیروی می‌کنند"[۸]. در زیارت جامعه کبیره نیز، خدا و اهل بیت(ع) را گواه می‌گیریم بر اینکه حامل علوم آنهاییم: «مُحْتَمِلٌ لِعِلْمِكُم‌». حضرت صادق(ع) به داوود بن سرحان فرمود: "ای داوود سلام و درود من را به دوستان و یارانم برسان، در حالی که من می‌گویم: خدا رحمت کند بنده‌ای را که با دیگری گرد آیند و امر ما را به یاد آورند با یکدیگر گفت‌و‌گو نمایند سومی‌آنها گرد نمی‌آیند، جز آنکه خدای تعالی به آنها بر فرشتگان فخر می‌نماید پس هرگاه گرد هم آمدید به ذکر و یاد ما مشغول گردید؛ زیرا در اجتماع و گرد آمدن و مذاکره و یادآوری‌تان زنده کردن ماست و بهترین مردم پس از ما کسی است که کار ما را یادآوری نماید و مردم را به ذکر و یاد ما دعوت نموده و بخواند"[۹].[۱۰]

پایداری در محبت اهل بیت(ع)

یکی از وظایف مهم ما در هر عصر و زمان، محبت و دوستی با اهل بیت پیامبر(ص) در جایگاه دوستان خداوند است. در دوران غیبت واپسین پیشوای معصوم، به سبب پنهان‌‏زیستی امام، ممکن است عواملی انسان را از این وظیفه مهم دور سازد؛ از این ‏رو در روایات، سفارش شده است که بر محبت به آن انوار مقدس پایدار باشیم. فراموش نکنیم این محبت، دستور پروردگار متعال است. سال‏ها پیش از آن‏که آن حضرت، زندگی دنیایی خود را آغاز کند، انسان‏‌های پاک به او ابراز محبت کرده‌‏اند. رسول اکرم(ص)، آن اشرف انبیا و واپسین فرستاده الهی، آن‏گاه که سخن از واپسین وصی خود به میان می‏‌آورد، در نهایت احترام، از بزرگ‏ترین واژگان محبت یعنی «بِأَبِي‏ وَ أُمِّی»؛ بهره برده است؛ آن‏جا که فرمود: «پدر و مادرم فدایش باد! که او هم‏نام من و شبیه من و شبیه موسی بن عمران است که بر او نورهایی احاطه دارد...»[۱۱].

پرهیزگاری

پروای الهی، در همه زمان‌‏ها لازم و واجب است؛ اما در دوران غیبت به دلیل شرایط خاص، اهمیت بیشتری دارد؛ چراکه در این دوران، عوامل فراوانی دست به هم داده تا انسان‌‏ها را به بی‌راهه کشانده گمراه سازند. امام صادق(ع) فرمود: «هرکس دوست دارد از یاران قائم باشد، پس می‏‌بایست پرهیزکار بوده، نیکویی‌‏های اخلاقی را عمل کند؛ در حالی که منتظر است؛ پس اگر از دنیا برود و پس از آن، قائم قیام کند، پاداشی مانند آن‏کس که قائم را درک نماید، خواهد داشت؛ پس کوشش کنید و منتظر باشید. گوارایتان بادای گروه مورد رحمت الهی واقع شده!»[۱۲]. امام عصر(ع) نیز با توجه به ناگهانی بودن امر ظهور، همه شیعیان را در زمان غیبت به انجام اعمال پسندیده و دوری از اعمال ناپسند فرا خوانده است: «پس هر یک از شما باید آنچه را موجب دوستی ما می‌شود، پیشه خود سازد و از هر آنچه موجب خشم و ناخشنودی ما می‌گردد، دوری گزیند؛ زیرا فرمان ما به یک‌باره و ناگهانی فرا می‌رسد و در آن زمان، توبه و بازگشت برای کسی سودی ندارد و پشیمانی از گناه، کسی را از کیفر ما نجات نمی‌بخشد»[۱۳]. تهذیب نفس و دوری گزیدن از گناهان و کردار ناشایست، به عنوان یکی از وظایف منتظران در عصر غیبت، چنان اهمیتی دارد که در توقیع شریفی که از ناحیه مقدسه حضرت صاحب الامر خطاب به شیخ مفید صادر گشته، کردار ناشایست و گناهانی که از شیعیان آن حضرت سر می‌زند، یکی از اسباب یا تنها سبب طولانی شدن غیبت و دوری شیعیان از تقای آن بدر منیر شمرده شده است:... پس تنها چیزی که ما را از آنان (شیعیان) پوشیده می‌دارد، همانا چیزهای ناخوشایندی است که از ایشان به ما می‌رسد و خوشایند ما نیست و از آنان انتظار نمی‌رود[۱۴]. باید توجه داشت تنها زمانی می‌توانیم خود را منتظر امام عدالت‌گستر و پیرو او بدانیم که در زندگی فردی و اجتماعی خویش، راه و روش مورد نظر او را اجرا کنیم، چنان‌که در نامه امیرمؤمنان علی(ع) خطاب به عثمان بن حنیف، فرماندار بصره آمده است: «آگاه باش که هر پیروی را پیشوایی است که پی وی را پوید و از نور دانش او روشنی جوید، بدان که پیشوای شما از دنیای خود به دو جامه فرسوده بسنده کرده و دو قرصه نان را خوردنی خویش ساخته است. بدانید که شما چنین نتوانید کرد، ولی مرا به پارسایی و کوشیدن و پاک‌دامنی و درستی ورزیدن یاری کنید»[۱۵]. از همین روست که در دعای ندبه می‌خوانیم: خداوندا!... ما را در راه ادای حقوق او (امام مهدی(ع))، تلاش در پیروی از او و دوری از مخالفت او یاری کن و با خشنودی او بر ما منت گذار[۱۶]. در اینجا ممکن است پرسیده شود: از کجا می‌توان فهمید که امام زمان(ع) از ما چه می‌خواهد و چه کاری را می‌پسندد؟ در پاسخ به این پرسش باید دو نکته را یادآور شویم:

  1. امام زمان‌(ع)، ادامه‌دهنده راه پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین(ع) به اعتقاد ما، همه امامان معصوم، مفسران کتاب خدا و بیان‌کنندگان سنت رسول خدا(ص) هستند. رضایت و خشنودی امام زمان(ع) نیز در چیزی نیست جز آنچه در کتاب خدا آمده یا در سخنان رسول خدا(ص) و دیگر امامان معصوم: به آن اشاره شده است. به بیان دیگر، اگر کسی به همه تکالیف و وظایفی که در قرآن و روایات معصومین(ع) به آنها امر شده است، عمل کند و از همه محرمات و گناهانی که در این دو منبع الهی از آنها نهی شده است، دوری جوید، خواهد توانست رضایت امام عصر(ع) را چنان که باید و شاید، به دست آورد. بنابراین، هیچ لزومی ندارد که ما حتما از زبان امام زمان(ع) بشنویم که ایشان از چه رفتار و گفتاری، خشنود و از چه رفتار و گفتاری، ناخشنود می‌شود. چنان‌که پیش از این گفته شد، با مراجعه به دعایی مانند "دعای مکارم الاخلاق" که از امام سجاد(ع) نقل شده است، می‌توانیم پی ببریم که امام زمان(ع) از ما چه می‌خواهد و چه کاری را می‌پسندد.
  2. اشاره امام زمان(ع) به عوامل خرسندی و ناخرسندی خود در احادیث، زیارت‌ها و دعاهایی که در طول دوران غیبت صغرا و پس از آن، به صورت توقیع با صورت‌های دیگر از امام مهدی(ع) برای ما به یادگار مانده است، به صراحت تمام، آنچه موجب خرسندی یا ناخرسندی آن حضرت می‌شود، بیان و چگونه عمل کردن، چگونه سخن گفتن و چگونه اندیشیدن به ما آموخته شده است. از این رو، با مراجعه به مجموعه ارزشمند یادگارهای آن حضرت و تأمل و تدبر در آنها می‌توان به راحتی هدایت را از گمراهی و صراط مستقیم را از راه کج باز شناخت. گفتنی است مجموعه سخنان و رهنمودهای امام عصر(ع) را برخی نویسندگان، جمع‌آوری و در قالب کتاب منتشر کرده‌اند[۱۷].

پیروی از دستورهای امامان(ع)

از آن‏جا که همه امامان(ع)، نور واحدی هستند، دستورها و فرموده‏‌های ایشان نیز یک هدف را دنبال می‌‏کند؛ بنابراین، پیروی از هر کدام، پیروی از همه آن‏ها است. در زمانی که یکی از آن‏ها در دسترس نیست، دستورهای دیگران چراغ راه هدایت است. امام صادق(ع) در پاسخ کسی که گفت: «شنیده‏‌ایم صاحب الامر غایب خواهد شد؛ پس چه کنیم؟ فرمود: چنگ بزنید به آنچه از پیشوایان قبل در دستتان است، تا این‏که امر بر شما آشکار شود»[۱۸].

دست‏گیری از ضعفا و فقیران‏

کمک به ضعفا و محرومان در همه زمان‌‏ها کاری بس ارزشمند است و در دین اسلام به آن سفارش شده است؛ اما به علت غیبت امام، در دوران غیبت ارزش بیشتری دارد. امام باقر(ع) فرمود: «... هر آینه باید قوی شما ضعیفتان را کمک نماید و باید ثروتمندتان بر فقیرتان عطوفت نماید و فرد برای برادر دینی خود خیرخواهی نماید... پس اگر شخص در این حال از دنیا رفت پیش از آن‏که قائم ظهور کند، شهید از دنیا رفته است.»..[۱۹] البته فقر، گاهی فقر اقتصادی و گاهی فقر فرهنگی و معنوی است[۲۰].

وظایف خاص ‏

وظایف خاص، وظایفی است که به نوعی با غیبت حضرت مهدی(ع)‏ در ارتباط است که به شمارش آن‏ها می‏‌پردازیم:

دوستی با دوستان و دشمنی با دشمنان حضرت مهدی(ع)‏‏

در روایات فراوانی از پیامبر اکرم(ص) بر محبت و دوستی با اهل بیت(ع) و دشمنی با دشمنان ایشان تأکید شده و این مربوط به همه زمان‏هاست؛ امّا در برخی روایات به صورت ویژه به دوستی با دوستان حضرت مهدی(ع)‏ و دشمنی با دشمنان ایشان سفارش شده است. امام باقر(ع) از رسول خدا(ص) روایت می‌کند که فرمود: «خوشا بر احوال کسی که قائم اهل بیت مرا درک کرده و در غیبت و پیش از قیامش پیرو او باشد؛ دوستانش را دوست بدارد و با دشمنانش دشمن باشد؛ چنین کسی در روز قیامت، از رفقا و دوستان من و گرامی‏‌ترین امت من خواهد بود»[۲۱].

صبر بر سختی‌‏های دوران غیبت‏

امروزه کم نیستند افرادی که به دلیل‌‏هایی، باور به آن امام غایب و یاد آن حضرت را برنمی‌‏تابند و در این راه، از هرگونه ایجاد مانع و اذیت و آزار فرو نمی‌‏گذارند. از آن‏جا که یکی از آموزه‌‏های مهم دینی صبر بر مشکلات و مصیبت‌‏ها است، لازم‏ است در این دوران، بیش از هر زمان دیگر برابر این مشکلات و مصیبت‌‏ها شکیبایی داشته باشیم. امام حسین بن علی(ع) فرمود: «کسی که در غیبت او بر اذیت و تکذیب صبر کند، بسان مجاهدی است که با شمشیر در رکاب پیامبر اکرم(ص) با دشمنان مبارزه کند»[۲۲].

دعا برای فرج حضرت مهدی(ع)‏‏

دعا و نیایش، در فرهنگ اسلامی جایگاه والایی دارد. یکی از مصادیق دعا می‌‏تواند رفع گرفتاری‌‏های همه انسان‏‌ها باشد. در نگاه شیعه، این مهم تحقق نمی‌‏یابد، مگر آن زمانی که واپسین ذخیره الهی از پس پرده غیبت بیرون آمده جهان را به نور خود روشن سازد؛ از این‌‏رو است که در برخی روایات سفارش شده است برای فرج و گشایش دست به دعا برداریم. در روایت است که خود آن حضرت، در بخشی از توقیع شریف فرمود: «و برای تعجیل فرج بسیار دعا کنید»[۲۳].

آماده ‏باش دائمی‏

از مهم‏ترین وظایف دوران غیبت، آمادگی دائمی و راستین است. در این‏ باره در کتاب‏‌های روایی روایات فراوانی وجود دارد. امام باقر(ع) ذیل آیه شریف‏ ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ[۲۴]؛ فرمود: «بر انجام واجبات شکیبایی کنید و برابر دشمنان، یک‏دیگر را یاری نمایید و برای یاری پیشوای منتظر، همواره آمادگی خود را حفظ کنید»[۲۵]. همچنین امام صادق(ع) فرمود: «هریک از شما برای ظهور قائم(ع) ابزار جنگی فراهم کنید؛ اگر چه یک تیر باشد. امید است همین که کسی این نیت را داشته باشد، حقّ‏تعالی او را از اصحاب و یاوران او قرار دهد»[۲۶]. در روایت دیگری از امام موسی کاظم(ع) نقل شده که: «هرکس اسبی را به انتظار امر ما نگاه دارد و به سبب آن دشمنان ما را خشمگین سازد، در حالی که او منسوب به ماست، خداوند روزی‌اش را فراخ می‌گرداند.»..[۲۷]. رمز اینکه شیعه باید هر لحظه آماده یاری امام خود باشد، این است که زمان ظهور برای ما مشخص نیست. البته نحوه آمادگی بستگی به شرایط‍‌ زمان و مکان دارد و اگر در بعضی روایات سخن آماده کردن اسب، تیر و شمشیر به میان آمده، ذکر این موارد تنها به‌عنوان تمثیل و بیان لزوم آمادگی برای یاری آن حضرت است.

بزرگداشت نام و یاد آن حضرت‏

یکی از مسؤولیت‏‌های شیعه برابر حضرت مهدی(ع)‏ در این دوران، بزرگداشت نام و یاد آن حضرت است. این بزرگداشت، جلوه‏‌های فراوانی دارد؛ از تشکیل نشست‏‌های دعا و نیایش گرفته، تا اقدام‏‌های فرهنگی و ترویجی و از تشکیل حلقه‌‏های بحث و گفت‏وگو گرفته، تا پژوهش‌‏های بنیادین و سودمند، همه و همه می‏‌تواند در راستای بلندی بخشیدن به این نام بزرگ باشد.

حفظ پیوند با مقام ولایت‏

حفظ و تقویت پیوند قلبی با امام عصر(ع) و تجدید دائمی عهد و پیمان، یکی دیگر از وظایف مهمی است که هر شیعه منتظر در عصر غیبت بر عهده دارد. امام باقر(ع) درباره ثابت‏ قدمان بر امر ولایت فرموده است: «زمانی بر مردم آید که امامشان غیبت کند. خوشا بر افرادی که در آن زمان، بر امر ما ثابت بمانند! کمترین ثوابی که برای آن‏ها خواهد بود، این است که باری ‏تعالی به آن‏ها ندا کرده و فرماید: "ای بندگان وای کنیزان من! به نهان من ایمان آوردید و غیب مرا تصدیق کردید؛ پس به ثواب نیکوی خود، شما را مژده می‌‏دهم. شما بندگان و کنیزان حقیقی من هستید. از شما می‏‌پذیرم و از شما درمی‌‏گذرم و برای شما می‌‏بخشم و به واسطه شما باران بر بندگانم می‌‏بارم و بلا را از آن‏ها بگردانم. و اگر شما نبودید، بر آن‏ها عذاب می‌‏فرستادم»[۲۸]. در روایتی دیگر از آن حضرت می‌خوانیم: «... بر انجام واجبات صبر کنید و با دشمنانتان پایداری کنید و پیوند خود را با امام منتظرتان مستحکم نمایید»[۲۹]. اگر شیعه منتظر، در آغاز هر روز با حضور و توجه، عهد و پیمانی را با مقتدای خود تجدید نماید، هرگز به رکود، ذلت، ظلم و بی‌عدالتی تن نخواهد داد. در همان توقیع حضرت به شیخ مفید آمده است، «اگر شیعیان ما... در وفای پیمانی که از ایشان گرفته شد، یک‌دل و مصمم باشند، نعمت لقای ما از آنان به تأخیر نمی‌افتد.»... یکی از مشهورترین دعاهای عهد، دعایی است که سید بن طاووس آن را در در ابتدای کتاب آن ارزشمند آمده مصباح الزائر به نقل از امام صادق(ع) روایت کرده و در ابتدای آن آمده است: هر کس چهل بامداد، خدا را با این عهد بخواند، از یاوران قائم ما خواهد بود. پس اگر پیش از ظهور قائم از دنیا برود، خداوند تعالی، او را از قبرش خارج می‌سازد [تا قائم را یاری دهد]. خداوند به شماره هر کلمه [از آن]، هزار حسنه به او عطا کند و هزار بدی را از او برطرف می‌سازد[۳۰]. شیعیان منتظر علاوه بر دعای عهد می‌توانند با بهره‌گیری از دعاها و زیارت‌های دیگری که مرتبط با امام عصر(ع) است، پیوند دایمی خود را با آن امام برقرار سازند که از آن جمله به دعای ندبه، دعای فرج، دعای زمان غیبت، استغاثه به امام زمان(ع)، زیارت آل یاسین، زیارت امام عصر در روز جمعه، نماز امام زمان و مانند آن می‌توان اشاره کرد. دعا به امام زمان(ع) در قنوت و تعقیب نمازهای پنج‌گانه نیز می‌تواند در ایجاد ارتباط و انس بیشتر با آن حضرت نقش داشته باشد. چشم انتظاران امام عصر(ع) همچنین می‌توانند با حضور در مساجد و مکان‌های مقدسی که به امام عصر(ع) منسوب است، مانند مسجد جمکران در قم، مسجد سهله در نجف و سرداب مقدس سامرا، پیوند خویش را با آن حضرت روز به روز مستحکم‌تر سازند.

زمینه‌سازی و کسب آمادگی برای ظهور حجت حق

یکی دیگر از وظایفی که به تصریح روایات، در دوران غیبت بر عهده شیعیان و منتظران فرج قائم آل محمد(ع) است، کسب آمادگی‌های نظامی و فراهم کردن تسلیحات مناسب هر عصر برای یاری امام غایب است. در روایتی که نعمانی از امام صادق(ع) نقل کرده، آمده است: «هر یک از شما باید برای خروج حضرت قائم(ع) [سلاحی] آماده کند، هر چند یک تیر باشد. خدای تعالی هر گاه بداند کسی چنین نیتی دارد، امید آن است که عمرش را طولانی کند تا آن حضرت را درک کند [و از یاران و همراهانش قرار گیرد]»[۳۱]. در روایت دیگری، شیخ کلینی از امام ابوالحسن موسی کاظم(ع) نقل می‌کند: «... هر کس اسبی را به انتظار امر ما نگاه دارد و به سبب آن، دشمنان ما را خشمگین سازد، در حالی که او منسوب به ماست، خداوند روزی‌اش را فراخ گرداند، به او شرح صدر عطا کند، او را به آرزویش برساند و در رسیدن به خواسته هایش یاری کند»[۳۲]. رمز اینکه شیعه باید هر لحظه آماده یاری امام خود باشد، این است که زمان ظهور مشخص نیست و هر آنکه اراده خداوند تعلق گیرد، ممکن است ظهور رخ دهد. بنابراین، شیعیان باید همواره در حال آماده‌باش به سر برند تا در زمان ضرورت، به فرمان امام خود برای مقابله با مستکبران و ستم‌کاران جهان به پا خیزند. با نگاهی به تاریخ شیعه می‌توانیم به عمق باور مردم به موضوع ظهور و آمادگی همیشگی آنها برای این موضوع پی ببریم. ابن بطوطه در سفرنامه خود می‌نویسد: ندبه شیعیان حِله برای امام زمان در نزدیکی بازار بزرگ شهر، مسجدی قرار دارد که بر در آن، پرده حریری آویزان است و آنجا را "مسجد صاحب الزمان" می‌خوانند. شب‌ها پیش از نماز عصر، صد مرد مسلح با شمشیرهای آخته... اسبی یا استری زین کرده می‌گیرند و به سوی مسجد صاحب الزمان روانه می‌شوند. پیشاپیش این چارپا، طبل و شیپور و بوق زده می‌شود. سایر مردم در طرفین این دسته حرکت می‌کنند و چون به مسجد صاحب الزمان می‌رسند، در برابر در ایستاده و آواز می‌دهند که: "بسم الله، ای صاحب الزمان، بسم الله بیرون آی که تباهی روی زمین را فراگرفته و ستم فراوان گشته. وقت آن است که برآیی تا خدا به وسیله تو، حق را از باطل جدا گرداند و به همین ترتیب، به نواختن بوق و شیپور و طبل ادامه می‌دهند تا نماز مغرب فرا رسد...[۳۳].

ارتباط‍‌ با فقها و مراجع تقلید

ائمه(ع) تکلیف ما را در زمان غیبت امام و عدم دسترسی به امام معصوم(ع) مشخص کرده و به ما امر فرموده‌اند که به فقهای جامع الشرایط‍‌ مراجعه کنیم[۳۴]. امام عصر(ع) نیز در یکی از توقیعات خود در پاسخ "اسحاق بن یعقوب" می‌فرماید: «و اما رویدادهایی که پیش می‌آید به راویان حدیث ما مراجعه کنید؛ زیرا آنها حجت بر شما هستند و من حجت خدا بر ایشان»[۳۵].[۳۶]

شکی نیست امامان معصوم(ع) سخنی از نزد خود نمی‌گویند و آنچه در این سخن بدان اشاره فرموده‌اند برگرفته از علومی است که از پیامبر اکرم(ص) و آن حضرت نیز از وحی الهی دریافت کرده است؛ بنابراین جای هیچ تردیدی باقی نخواهد ماند. بنابراین یکی از کارهایی که این پیوند را ناگسستنی می‌کند تجدید عهد هر روزه با آن یار سفر کرده است. در این‌باره سفارش شده در پگاه هر روز، زانوی ادب در مقابل ساحت آن امام همام بر زمین نهاده به دستور امام صادق(ع) این عهدنامه را نجوا نماید که اگر چهل صبح چنین کند، امید است از یاران آن حضرت باشد؛ دعایی که این‌گونه آغاز می‌شود: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم اللَّهُمَّ بَلِّغْ مَولانا صَاحِبَ الزَّمَانِ اَيْنَما کَانَ وَ حَيثُما کَانَ مِنْ مَشَارِقِ الأرْضِ وَ مَغَارِبِهَا سَهْلِهَا وَ جَبَلهَا غَنِيّ وَ عَنْ وَالِدَيَّ و عَنْ وُلْدِي وَ إخْوَانِي التَّحِيَّةَ وَ السَّلَامَ عَدَدَ خَلْقِ اللَّهِ وَ زَنَةَ عَرْشِ اللَّه...»[۳۷].[۳۸]

وظایف اقشار گوناگون در برابر امام زمان(ع)

وظایف منتظران راستین امام مهدی را به‌گونه دیگری نیز می‌توان تقسیم کرد:

وظایف علما

علمای اسلام و رهبران فکری فرهنگی جامعۀ اسلامی مکرر در روایات مورد تعریف و تمجید قرار گرفته و شأن والای آنان گوشزد شده است. علما تجسم الگوی جامعۀ منتظران و منتظران تجسم پیروان آنان هستند و این الگو بودن برای ارزش دادن به عادت‌ها و اعتقادات اسلامی منتظران است که در غالب‌های مختلفی از جمله خطبه‌ها، سخنرانی‌ها، تألیف کتاب، تولید وسایل آموزشی و فرهنگی نقل متون اسلامی و انتشار و رواج آن در میان منتظران است[۳۹]. بر این اساس علما در دوران انتظار وظایفی خاص دارند؛ از جمله آن وظایف عبارت است از: زهد؛ دعوت و نصیحت؛ جهاد همه جانبۀ فرهنگی، اجتماعی، دینی؛ راهنمایی و دستگیری از نسل جوان؛ تعلیم دین و تنظیم اندیشه‌ها؛ دفاع و حفاظت از دین و تربیت منتظران براساس ابزارهای تربیتی معرفی شده توسط امامان(ع)[۴۰].

شاید بزرگترین وظیفۀ فقیه و عالم قبل از همۀ این وظایف برای حفظ شعائر شیعه این باشد که فقیه باید نظام شیعی را به عنوان یک نظام فکری و عملی مرزبندی کند و برای آن از لحاظ عقیدتی و عملی با استفاده از میراث ارزشمند سخنان ائمه چهارچوبی ترسیم کند[۴۱].

وظایف حاکمان و فرماندهان

حاکمان و فرماندهانی که تدبیر امور مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی جامعه اسلامی را به دست گرفته‌اند در زمینه‌سازی ظهور امام عصر(ع) نقش جدی و اثرگذار دارند؛ لذا اهم وظایف آنان چنین بیان گردیده است:

  1. عدالت: عدالت به معنای حرکت میان افراط و تفریط است، به گونه‌ای که هیچ زیاده و نقصی بر آن وارد نباشد. رعایت و اجرای عدالت در تمام شئون مدیریت جامعه اسلامی از وظایف سنگین حاکمان حکومت اسلامی در عصر غیبت است:«وَ عَلَى‏ الْأُمَرَاءِ بِالْعَدْلِ‏».
  2. شفقت: دلسوزی و مدارای افراطی و نیز سختگیری و شدت افراطی، آفات اداره جامعه‌اند. بر حاکمان منتظر است که با برگزیدن رفتاری مشفقانه که دلسوزی و آسانگیری همراه صلابت و قاطعیت و قدرت است، جامعه را به سوی ظهور دولت مهدوی(ع) رهنمون شوند: «وَ الشَّفَقَة‏‏‏‏‏‏‏‏‏»[۴۲].

وظایف توده مردم

امت اسلامی در برابر حاکمان خویش در عصر غیبت ولی الله الاعظم(ع) وظیفه‌ای بر عهده دارند که اگر امت و حاکمان حکومت اسلامی به وظایف متقابلشان عمل کنند، هیچ دشمنی طمع نفوذ به جامعه اسلامی را نخواهد کرد. وظایف توده مردم چنین بازگو شده است:

  1. انصاف: نخستین وظیفه توده مردم در برابر هم و نیز در برابر حکومت اسلامی، رعایت اعتدال و مساوات در ادای حق یا همان انصاف است. امتی که با حاکمانش به انصاف رفتار نکند، یا به افراط‌گراییده و آنان را مستبد می‌سازد؛ یا به تفریط رفته و زمینه ضعف آنان را فراهم می‌آورد.
  2. حسن سلوک: دومین وظیفه توده مردم منتظر، رفتار نیکو و به دور از حب و بغض‌های بی‌پایه و پیراسته از زشتی‌های اخلاقی است که مایه اصلاح حاکمان و امیدبخشی به خادمان حکومت اسلامی و نیز ناامیدی دشمنان و فزونی اتحاد و انسجام امت است[۴۳].

وظایف جوانان

جوانان از سویی سرمایه‌های اساسی هر اجتماع و از طرفی آینده‌سازان آن هستند و در اندیشه دینی از اهمیت والایی برخوردارند. این اهمیت و جایگاه خاص اقتضا می‌کند از آنان در برابر آفات روحی و دام وساوس شیطانی با حساسیتی ویژه محافظت شود. ارتباط دائمی با خدای بزرگ و مراقبت همیشگی، بهترین راه صیانت از نعمت جوانی است[۴۴].

وظایف دانش‌آموزان و دانشجویان

گروهی که تأثیر شگرفی در هدایت امت اسلامی دارند دانشجویان به ویژه طالبان علوم و معارف وحیانی‌اند. این گروه که زمینه‌ساز نهادینه شدن فرهنگ انتظار و اصلاح زمینۀ ظهورند. از جملۀ وظایف دانش‌آموزان و دانشجویان که در زمان غیبت امام مهدی(ع) نقش مؤثری در هدایت امت اسلامی دارند عبارت‌اند از:

  1. تلاش در راه علم‌اندوزی: طالب دانش باید تمام کوشش خویش را در راه علم‌اندوزی به کار گیرد. فرد یا جامعۀ جاهل به مراتب حقیقی انتظار دست نمی‌یابد و نمی‌تواند زمینه‌ساز ظهور امامی باشد که خود خزانۀ علم الهی است[۴۵].
  2. شناخت امام(ع): شناخت امام(ع) هرچه وسیع‌تر باشد تأثیرش در زندگی بیشتر خواهد بود. اطاعت از امام(ع) مستلزم شناخت آن حضرت است، اصولاً اطاعت واقعی بدون معرفت امکان‌پذیر نیست. عدم شناخت موجب گمراهی و انحراف از دین می‌‌شود.
  3. تصمیم بر یاری رساندن بر امام زمان(ع): زمان ظهور حضرت به صورت قطع بر ما مخفی است و اگر کسی احیاناً زمان معینی را معلوم کند به نص صریح روایات دروغگو شمرده می‏‌شود، امام زمان(ع) فرمودند: «کَذَبَ الْوَقَّاتُونَ»[۴۶].[۴۷]

وظایف کهنسالان

کهنسالان در هر اجتماعی با کوله‌باری از تجربه‌های اندوخته و درس‌های آموخته از زندگی، در حرکت و تربیت جوامع نقش چشمگیری دارند. تربیت جامعه منتظر نیز از این قاعده بیرون نیست، پس شایسته است تا آنان خویش را به دو صفتی که در این دعای شریف به عنوان وصف مطلوب آنان از خدای سبحان درخواست گردیده متصف گردانند، تا هم خود اهل انتظار راستین باشند و هم الگوی عملی دیگران:

  1. حفظ وقار: بر اساس دعای نورانی ولی عصر(ع) بر کهنسالان بایسته است در اندیشه و عمل، متانت خویش را حفظ کنند و از هر عملی که از قدر آنها بکاهد و جایگاهشان را پایین آورد بپرهیزند: «وَ عَلَى مَشَايِخِنَا بِالْوَقَارِ‏‏‏‏‏‏‏‏‏».
  2. حفظ سَکینه: سکینه دومین صفتی است که اتصاف به آن برای کهنسالان بایسته است. اگرچه اقتضای طبیعت کهنسالی کم صبری و بی‌قراری است، بر پیران منتظر شایسته و بایسته است تا به هنگام غضب یا هر زمینه تحریکی دیگری که آنان را به اضطراب و بی‌ثباتی در گفتار و رفتار می‌کشاند، آرامش و وزانت خویش را حفظ کنند: «وَ السَّكِينَةِ‏‏‏‏‏‏‏‏‏»[۴۸].

وظایف زنان

زن‌ها بخشی مهم از جامعه اسلامی‌اند از آن رو که سهمی درخور از آرامش و امنیت روانی جامعه وامدار نقش بی‌نظیر زنان است؛ نیز صلاح نسل امروز و سداد نسل فردا در گرو صلاح و سداد آن‌هاست. آفت بزرگی که می‌تواند مانع کارکرد اساسی و ثمربخش این بخش از اجتماع شود و آنان را که قادرند عامل سعادت فرد و جامعه باشند به ابزار انحطاط خویش و جامعه‌شان بدل کند، همانا فقدان صفت‌هایی است که امام عصر (ع) آن‌ها را بایسته زنان امت مهدوی می‌داند و آراستگی به آن صفات را از درگاه عز ربوبی برایشان درخواست می‌کند:

  1. حیاء: بانوان منتظر، امانتداران مظهریت اسمای جمالی خداوندند. آنان باید این امانت الهی را پاس دارند و خویش را در برابر وسوسه‌های شیاطین ظاهری و باطنی که می‌کوشند تا با شکستن حریم شرع، عقل و اخلاق، این امانت بزرگ الهی را ضایع کنند، حفظ و مراقبت کنند تا به دام شیطان نیفتند.
  2. عفت: بانوان منتظر آخرین حجت خداوند (ع)، پاسدار حریم عفت‌اند. حفظ عفت، یعنی نگهداشتن نفس از تمایلات و شهوات نفسانی، فضیلت والای بانوان اهل انتظار است[۴۹].

وظایف ثروتمندان

ثروتمندان، امانتداران اموال الهی و مجرای رسیدن برخی از نعمت‌های خداوند بر دیگران‌اند. میان ثروتمندان جامعه اسلامی که در انتظار مهدی موعود موجود(ع) به‌سر می‌برند و متکاثران مال‌اندوزی که اموال و تجارتشان را از خداوند بیشتر دوست می‌دارند[۵۰] فاصله بسیاری است. ثروتمندان منتظر به اوصافی آراسته‌اند مانند: تواضع و وسعت‌بخشی[۵۱].

وظایف اقشار آسیب‌پذیر

همان‌گونه که اغنیای امت اسلامی موظف به تواضع و وسعت بخشیدن به سایر اهل ایمان‌اند، نیازمندان و اقشار آسیب‌پذیر نیز می‌باید با آراستگی به صفات ذیل، استغنای نفس خویش را حفظ و جامه انتظار راستین را به تن کنند:

  1. صبر: بر آن دسته از منتظران راستین امام عصر(ع) که از اغنیا نیستند رواست که با پرهیز از آشفتگی و بی‌تابی که زمینه‌ساز انحراف آنان است و با آرامش نفس به امداد خداوند قادر اتکال و بر بلای مضیقه معاش صبر کنند: «وعلی الفقراء بالصبر».
  2. قناعت: بر اقشار کم درآمدی که دل در گرو ظهور امام زمان(ع) دارند بایسته است که با تدبیر معیشت خویش بر محور قناعت، افزون بر صیانت از عزت نفس، زمینه‌ساز ظهور آن حضرت باشند: «وَ الْقَنَاعَة‏‏‏‏‏‏‏‏‏»[۵۲].

وظایف نیروی انتظامی

نیروهای نظامی، حافظان حدود و ثغور ملت اسلام و مدافعان کیان نظام اسلامی اند که وظیفه آنان در عصر انتظار فَرَج چنین بازگو گردیده است:

  1. نصر: بر اساس اندیشه توحیدی، هر فتح و نَصری از خدا و به اذن اوست: ﴿وَمَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِندِ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ[۵۳] و نیز یاری الهی همواره با کسانی است که دین الهی را کمک داده و در حراست و ترویج آن می‌کوشند: ﴿إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ[۵۴]. بر این پایه، اولین وظیفه نیروهای نظامی تلاش در جهت تقویت و دفاع از کیان دین است تا از این راه از نصرت خدای سبحان برخوردار گردند: «وَ عَلَى‏ الْغُزَاةِ بِالنَّصْرِ».
  2. غلبه: برتری قدرتمندانه بر آنان که در برابر اندیشه توحیدی به معارضه برمی‌خیزند، خواسته حضرت بقیةالله(ع) است. بر اساس این فقره از دعا از سویی، تلاش در جهت دستیابی به توانایی‌های تکنیکی و تاکتیکی و آخرین دستاوردهای دفاعی و از طرفی کوشش در جهت تقویت ایمان و صبر و استقامت، وظیفه گروه‌های نظامی در عصر غیبت است[۵۵].

تکالیف دوران غیبت کبری

روایات باب غیبت حضرت صاحب الزمان(ع) در رابطه با وظایف شیعیان در زمان غیبت به عنوان جنبه‌ای عملی که همه فعالیت‌های آنان را در این برهه حساس فرا می‌گیرد، اهتمام فراوانی به خرج داده‌اند؛ برهه‌ای که آکنده از فتنه‌های بسیار و سختی رویارویی با آنها است که خود ناشی از عدم حضور آشکار امام زمان و عدم دسترسی آسان به آن حضرت می‌باشد. در این بخش به صورت فشرده، بارزترین این وظایف را همان‌گونه که احادیث شریف بیان فرموده‌اند، برشمرده و سپس به تفصیل در باره تعدادی از مهمترین آنها سخن خواهیم گفت؛ مسأله «انتظار فرج» که در بر دارنده بسیاری از تکالیف مؤمنان در دوران فرج بوده و از جهتی نیز دستخوش برداشت‌های غلط بسیاری شده است.

مهمترین وظایف شیعیان در زمان غیبت‌

۱. اولین وظیفه، ریشه دار کردن شناخت امام زمان(ع) و ایمان به غیبت و حتمی بودن ظهور آن حضرت در دل و جان مردم و ایمان به اینکه آن بزرگوار زنده و آگاه از اعمال و اوضاع مردم بوده، منتظر مهیا شدن شرایط لازم برای ظهور است. ایجاد چنین معرفت و شناختی کاملًا بر آمده از دلایل نقلی صحیح و برهان‌های درست عقلی می‌باشد. و هنگامی که عدم حضور آشکار امام زمان در زمان غیبت و شک و شبهه‌هایی که از همین مسأله در جامعه بر انگیخته می‌شود را در نظر بگیریم اهمیت این وظیفه بر ما بیشتر آشکار می‌شود. چنین درکی از مسائل تأثیری آشکار در انگیزش انسان مسلمان به سوی فعالیت‌های اصلاحی سازنده در عرصه فردی و اجتماعی خواهد داشت و این احساس درونی که خود را همیشه در محضر و تحت نظر امام زمان خویش ببیند او را انگیزه‌ای مضاعف خواهد بخشید؛ امامی که پیشرفت مؤمنان مسرورش ساخته و عقب‌ماندگی و انحراف آنان از کارهای اصلاحی و سازنده و دوری ایشان از تمسک به احکام، اخلاق و ارزش‌های اسلامی، ناراحتش خواهد کرد؛ ارزش‌هایی که آن حضرت سخت در انتظار مهیا شدن شرایط مناسب برای ظهور خود و حاکم کردن آن ارزش‌ها در زمین و نجات بشریت به واسطه آنها است.

ما در بررسی روایاتی که قبل از پیدایش غیبت از آن خبر داده‌اند به این نکته می‌رسیم که این روایات صراحتاً به همین وظیفه شیعیان در زمان غیبت اشاره کرده‌اند. در بحث از وظیفه انتظار فرج امام زمان(ع) نیز به نمونه‌های دیگری از این روایات برخورد خواهیم نمود. مضافاً به اینکه بسیاری از دعاهایی که خواندن آنها در عصر غیبت مستحب دانسته شده انگیزه انجام این وظیفه را در مخاطبان بیشتر کرده معرفت و شناخت امام زمان را در اعتقاد مؤمنان راسخ‌تر می‌نماید. به عنوان مثال شیخ کلینی در کافی از زراره نقل می‌کند که حضرت امام‌ صادق(ع) فرمود: برای قائم غیبتی خواهد بود... وی همان کسی است که همگان به انتظارش خواهند نشست و او همان کسی است که مردم در به دنیا آمدنش تردید خواهند کرد.

زراره به محضر شریف آن حضرت عرض کرد: قربانت شوم، اگر چنین روزی را دیدم چه باید انجام دهم؟ امام(ع) پاسخ دادند: «یازرارة متی‌ أدرکت ذلک الزمان فلتدع بهذا الدعاء: اَللّهُمَّ عَرِّفْنى نَفْسَكَ، فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى نَفْسَكَ، لَمْ اَعْرِف نَبِيَّكَ؛ اَللّهُمَّ عَرِّفْنى رَسُولَكَ، فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى رَسُولَكَ، لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَكَ؛ اَللّهُمَّ عَرِّفْنى حُجَّتَكَ، فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى حُجَّتَكَ، ضَلَلْتُ عَنْ دينى...»؛ ای زراره هرگاه چنین زمانی را درک نمودی این دعا را بخوان: خداوندا خود را به من بشناسان که اگر خود را به من نشناسانی پیامبرت را نخواهم شناخت. خداوندا، پیامبرت را به من بشناسان که اگر پیامبرت را به من نشناسانی، حجتت را نخواهم شناخت. خداوندا حجتت را به من بشناسان که اگر حجتت را به من نشناسانی در مسیر دین خود به گمراهی خواهم افتاد[۵۶]. این حدیث به بنیادهای اعتقادی ایمان به امام عصر(ع) و نتایج آن اشاره دارد.

۲. از دیگر تکالیف مهمی که احادیث شریف بر آن تأکید زیادی دارند تقویت رابطه قلبی مؤمنانِ عصر غیبت با مهدی منتظر، همراهی عملی با اهداف بلند آن حضرت، دفاع از آرمان‌های ایشان و باور عمیق رهبری آن بزرگوار است. و این همان چیزی است که اکثر تکالیف وارده در احادیث شریف، تأکید کننده آن است؛ تکالیفی چون وجوب دعا برای حفظ وجود مبارک امام زمان، طلب نصرت و یاری و تعجیل در فرج ایشان، منکوب شدن دشمنان، دادن صدقه برای سلامتی ایشان، خواندن زیارت و دیگر تکالیفی که در احادیث ذکر شده است. حضرت آیت‌الله اصفهانی در کتاب‌های: «مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم» و «وظائف الانام فی غیبة الامام» این موارد را جمع‌آوری نموده است.

۳. زنده نگه داشتن امر اهل بیت(ع)‌[۵۷] که امام زمان(ع) نماینده این خاندان است. زنده نگه داشتن امر اهل بیت(ع) هم با عمل کردن به اسلام ناب محمدی که همه اهل بیت(ع) از آن دفاع کرده‌اند، منتشر کردن تفکرات آن بزرگواران، شناساندن مظلومیت آنان، دوستی ایشان، ابراز بیزاری از دشمنانشان، عمل کردن به دستورات و سفارشات و میراث گرانبهایی که از خود به یادگار نهاده‌اند، عدم رجوع به حکام طاغوتی و احکام آنان، مراجعه به فقیهان عادلی که پیشوایان اهل بیت آنان را در زمان غیبت، بر مردمان حجت قرار داده و بالاخره یاری جستن از خداوند متعال در همه این موارد به تحقق خواهد رسید. چنان‌که در حدیث شریف می‌خوانیم: هرگاه در شرایطی واقع شدید که پیشوایی از اهل بیت نیافتید تا از وی تبعیت کنید از خداوند متعال یاری بجویید و به سنتی که از گذشته بدان عمل می‌نمودید عمل نموده و از آن تبعیت کنید هر آنچه در آن روزگار دوست می‌داشتید دوست بدارید و هرکه را در آن زمان دشمن می‌داشتید دشمن بدارید و چه نزدیک است که در کار شما گشایشی حاصل شود[۵۸].

۴. تقویت کیان ایمانی در میان جامعه مؤمنین و عمل به دو اصل توصیه به‌ حق که همان اسلام ناب باشد و توصیه به صبر[۵۹] که به جهت وجود سختی‌های بسیاری که در زمان غیبت به مؤمنان خواهد رسید، از وظایف اکید مؤمنان در عصر غیبت می‌باشد. و پایداری در راه اهل بیت عصمت و طهارت(ع): زمانی بر مردم فرا خواهد رسید که امام ایشان از چشمشان ناپدید خواهد شد، پس خوش به حال کسانی که در آن زمان بر راه حق استوار بمانند...[۶۰]. اینها بارزترین موارد وظایف و تکالیف مخصوص عصر غیبت بود. تکالیف دیگری هم هست که مربوط به بعضی از رویدادهایی است که در عصر غیبت به وقوع می‌پیوندد یا مربوط به بعضی از علایم ظهور می‌باشد، مانند تکلیف به یاری حرکت‌هایی که در جهت زمینه‌سازی برای ظهور گام برمی‌دارند یا اجتناب از مبتلا شدن به فتنه سفیانی و امر به احتیاط شدید در هنگام بروز نشانه‌های نزدیک شدن ظهور و.... پس از این مرور سریع به بحث در باره مسأله مهم انتظار فرج می‌پردازیم که عمل به آن به عنوان بزرگترین تکلیف عصر غیبت دربر دارنده بیشتر وظایف و تکالیفی است که در بالا به آنها اشاره کردیم.[۶۱].

اهمیت انتظار

روایات شریف با اهتمامی زایدالوصف بر عظمت آثار و نتایج انتظار فرج به صورت کلی تأکید می‌کند؛ که خصوصاً و به عنوان بارزترین مصداق، ظهور حضرت مهدی و انتظار آن را نیز شامل می‌گردد. برخی از این روایات چنین انتظاری را از برترین عبادت‌های مؤمن دانسته‌اند که در حدیث مروی از حضرت امیر المؤمنین علی(ع) آمده است: «اَفضَلُ اَعمالِ شیعَتِنا اِنْتِـظارُ الْفَرَجِ»؛ برترین عبادات مؤمن انتظار کشیدن برای گشایش خداوند است.[۶۲] و بدون شک عبادت مؤمن از عبادت مطلق مسلمان بافضیلت‌تر است. پس اگر انتظار فرج با نیت خالص و به قصد تعبد انجام شده، مشوب به هیچ انگیزه مادی و دنیوی نباشد، از میان همه عباداتِ بافضیلت برترینِ آنها است و به همین سبب می‌تواند از بهترین راه‌های تقرب به خداوند متعال قرار گیرد. حضرت امام صادق(ع) در خصوص انتظار فرج حضرت مهدی(ع) می‌فرمایند: «خوش به حال شیعیان قائم ما که در زمان غیبتش انتظار ظهورش را می‌کشند و در زمان ظهورش از او پیروی می‌کنند، چنین کسانی دوستان خدا (أولیاءالله) هستند که هیچ ترس و اندوهی در ایشان راه ندارد»[۶۳]. به همین جهت است که به تعبیر حضرت امام سجاد(ع): انتظار فرج خود «بزرگترین فرج» است‌[۶۴] و منتظر فرج شایستگی وارد شدن در زمره اولیای الهی را پیدا می‌کند. به تعبیر روایات، انتظار صادقانه یک مؤمن برای ظهور امام زمانش، اخلاص او را افزایش داده، شک و تردید را از دامان ایمانش می‌زداید. حضرت امام جواد(ع) می‌فرماید:... او را غیبتی است که روزهایش بسیار و مدتش طولانی خواهد بود در آن زمان، مخلصان انتظار فرجش را کشیده و اهل شک و تردید وی را انکار می‌کنند.[۶۵] و از آنجا که انتظار فرج ایمان به خداوند متعال و اخلاص در راه او و حسن ظن به حکمت آن ذات مقدس و رسیدگی او به امور بندگان را در انسان مؤمن تقویت می‌کند عجیب نخواهد بود که روایات، از زبان مبارک پیامبر اکرم(ع) آن را: «أحَبُّ الأعمالِ إلى اللّه»؛ محبوبترین کارها در نزد خدا[۶۶] و در نتیجه: «أفضلُ أعمالِ اُمّتي»[۶۷]؛ برترین کارهای امت من بخوانند.

انتظار فرج، وابستگی و رابطه انسان را با خدای کریم، و ایمانش را به اینکه خداوند عز و جل بر کار خویش چیره و مسلط بوده و بر هر چیزی قادر و توانا است و با حکمت و رحمت امر بندگانش را تدبیر می‌نماید، مستحکم می‌سازد. این از مهمترین نتایجی است که صلاح انسان و امکان طی مدارج کمال او در آن است. و هدف از اکثر احکام شرعی و همه عبادات هم چیزی جز این نیست، بلکه این ایمان توحیدی شرط قبولی آنها است و بدون آن، عبادات انسان، هیچ ارزشی نخواهد داشت. انتظار رسوخ دهنده این ایمان در قلب انسان است. این اثر مهم انتظار را در احادیث شریف این گونه می‌بینیم. امام صادق(ع) می‌فرمایند: آیا شما را از اموری که خداوند عز و جل هیچ عبادتی را جز به واسطه آنها نمی‌پذیرد آگاه نکنم؟... شهادت به اینکه خداوندی جز الله نیست و اینکه محمد بنده و فرستاده او است، اقرار به آنچه خداوند به آن امر فرموده است، ولایت ما و بیزاری از دشمنان ما - فقط ائمه - و تسلیم در برابر آنان، ورع و سختکوشی، وقار و آرامش و انتظار قائم(ع)...[۶۸]. روایات شریفه تصریح می‌کند که آراستگی به انتظار حقیقی - با توجه به آثار و نتایجی که به آنها اشاره نمودیم - منتظر را به مقامات چندی نایل‌ می‌گرداند. از آن جمله است مقام همراهی با حضرت مهدی(ع) که امام صادق(ع) در ادامه حدیث فوق به آن این گونه بدان اشاره فرموده‌اند: هر کس که از قرار گرفتن در زمره اصحاب قائم شادمان می‌شود باید انتظار بکشد.

از دیگر مقاماتی که منتظران به آن نایل می‌آیند این است که اجر و پاداش شرکت در حرکت جهادی حضرت مهدی(ع) نصیب آنان می‌شود. امام صادق(ع) می‌فرماید: هر کدام از شما که با اعتقاد به این امر و در انتظار آن، از دنیا برود چون کسی است که در اردوگاه قائم(ع) حضور داشته است...[۶۹]. دیگر اینکه به چنین شخصی اجر شهید داده می‌شود حضرت علی(ع) می‌فرمایند: هرکه امر ما ولایت ما را بپذیرد در قیامت با ما در حظیرة القدس است و کسی که منتظر امر ما باشد چون کسی است که در راه خدا به خون خود آغشته گردد.[۷۰] بلکه چنین شخصی به بالاترین مراتب شهدا و مجاهدین نایل خواهد شد که امام صادق(ع) فرموده‌اند: هر کدام از شما که در انتظار این امر از دنیا برود چون کسی است که در اردوگاه قائم(ع) حضور داشته‌است. راوی گوید: آن حضرت مکثی کرده و سپس فرمودند: نه، بلکه چون کسی است که به همراه قائم شمشیر زده است سپس فرمود: نه، به خدا سوگند چنین کسی تنها به مانند کسانی خواهد بود که در رکاب پیامبر اکرم(ص) به شهادت رسیده‌اند[۷۱]. احادیثی که از آثار و فواید انتظار سخن به میان آورده‌اند بسیارند و چنین بر می‌آید که تفاوت مراتبی که برای منتظرین در آنها ذکر شده است کشف از تفاوت عمل مؤمنان به مقتضیات انتظار حقیقی دارد و هر چه مرتبه انتظار مؤمن بالاتر برود فواید و آثار مبارک آن نیز بیشتر خواهد بود. این امر طبیعتاً به میزان پیاده کردن حقیقت و مقتضیات انتظار باز می‌گردد و به همین دلیل باید معنی حقیقی آن را بشناسیم. در بخش بعد به این مهم خواهیم پرداخت.[۷۲].

حقیقت انتظار

انتظار عبارت از: حالتی روحی است که پیامدش، آماده شدن برای چیزی است که انتظارش را می‌کشیم و ضدش ناامیدی است. پس هرچه انتظار شدیدتر باشد، آمادگی برای رسیدن به مطلوب بیشتر خواهد بود. دیده‌اید که چون هنگام بازگشت مسافری فرا می‌رسد هرچه به زمان آمدنش نزدیکتر می‌شوید، آمادگی شما برای آمدنش بیشتر می‌شود؛ بلکه ممکن است شدت انتظار خواب را از چشمانتان برباید؟ همان‌گونه که انتظار از این نظر دارای شدت و ضعف است، از حیث میزان محبت به شخص مورد انتظار نیز متفاوت است و هرچه محبت منتظِر به منتظَر بیشتر باشد، آمادگی او برای دیدار محبوب بیشتر، و فراقش دردناکتر خواهد بود، بدان سان که ممکن است منتظِر را از اموری که با حفظ جانش ارتباط دارد غافل کرده، ابداً توجهی به دردهای جانکاه و مصیبت‌های شدیدی که در این راه بدو می‌رسد نکند. پس هر چه اشتیاق مؤمنی که منتظر مولای خویش است به مولا بیشتر می‌شود، کوشش‌های او هم در راه آماده ساختن خود برای آمدن مولا بیشتر می‌شود؛ آمادگی به وسیله ورع و پرهیزگاری، تلاش در راه تهذیب نفس، دوری گزیدن از اخلاق ناپسند و آراستگی به اخلاق پسندیده، تا بدین وسیله حتی در زمان غیبت نیز به سعادت دیدار و مشاهده جمال مولایش نایل آید. چنان‌که این مطلب برای بسیاری از صالحان به وقوع پیوسته است.

به همین جهت است که می‌بینید معصومین(ع) در روایاتی که گذشت و دیگر روایات این باب، تأکید فراوانی بر تهذیب نفس، آراستگی صفات و مداومت بر بندگی خداوند می‌نمایند. حتی روایت ابو بصیر بر این نکته دلالت دارد که نیل به چنین سعادتی متوقف بر انجام چنان کارهایی است؛ آنجا که امام صادق(ع) می‌فرمایند: هر کس از بودن در زمره اصحاب قائم شادمان می‌شود، باید منتظر او باشد و همواره در حال انتظار، به مقتضای ورع و در راه کسب اخلاق پسندیده عمل نماید. پس اگر چنین کسی پیش از قیام قائم بمیرد برای او اجر و پاداشی خواهد بود که گویا زمان ظهور قائم را درک کرده است... شکی نیست که هر قدر چنین انتظاری شدیدتر باشد مقام و جایگاه و ثواب صاحبش در نزد خداوند متعال بیشتر خواهد بود[۷۳].

انتظار یعنی: انتظار فرج آل محمد(ع) در هر آن و ترقیب به روز ظهور دولت قاهره و سلطنت ظاهره مهدی آل محمد(ع) و پر شدن زمین از عدل و داد و غالب شدن دین قویم بر جمیع ادیان که خدای تعالی به نبی اکرم خود خود خبر داده و وعده فرموده، بلکه بشارت آن را به جمیع پیغمبران و امم داده که چنین روزی خواهد آمد که جز خدای تعالی کسی را پرستش نکنند و چیزی از دین نماند که از بیم احدی در پرده ستر و حجاب بماند[۷۴] پس انتظار دربر دارنده حالتی قلبی است که برخاسته از اصول اعتقادی شیعه است؛ اعتقاد به حتمیت ظهور مهدی موعود و تحقق اهداف، و رسالت‌های انبیا و آمال و آرزوهای بشریت به دست آن حضرت. این حالت قلبی به انگیزش حرکت‌هایی عملی نیز منجر می‌شود که حول محور آمادگی برای ظهور منتظَر دور می‌زند. و از همین رو است که احادیث شریف بر لزوم شناخت حضرت مهدی و حتمیت ظهور آن حضرت تأکید می‌کند؛ معرفتی صحیح و مستند به ادله اعتقادی. بنا بر آنچه گذشت: انتظار اگر همزمان دارای سه عنصر نباشد صادقانه نخواهد بود: عنصر عقیدتی، عنصر روحی و عنصر رفتاری و بدون این سه عنصر انتظار دیگر معنی صحیح ایمانی خویش را نخواهد داشت و به نوعی بی‌توجهی خودخواهانه بدل خواهد گردید که بر همان منطق اصحاب حضرت موسی(ع) استوار است که گفتند: ﴿فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ؛ پس تو و پروردگارت بروید و بجنگید که ما اینجا به انتظار نشسته‌ایم...[۷۵] و نتیجه چنین اعتقادی تنها انتظار داشتن خیر و خوبی برای بشریت، اما بدون انجام هیچ عمل مثبتی است‌[۷۶].

از این رو می‌بینیم در روایاتی که در باره انتظار بحث کرده‌اند بر این نکته تأکید کرده‌اند که باید شناخت حضرت مهدی(ع) در دل و جان مؤمنان رسوخ کند و به عنوان جلوه‌ای از انتظارِ مؤمنان، ارتباط مستمر با آن وجود مقدس در نهاد آنان ریشه بدواند و در مقام عمل به ولایت آن حضرت معتقد گشته به شریعت کاملش چنگ زنند. و هر مؤمنی خود را به عنوان یکی از یاوران آن‌ حضرت به حساب آورده، خود را به تمام صفات جهادی، عقیدتی و اخلاقی که برای شرکت در قیام بزرگ امام زمان(ع) لازم است بیاراید. که در غیر این صورت منتظر واقعی نخواهد بود. انتظار فرج دو گونه است: انتظاری که سازنده است، تحرک بخش است تعهد آور است، عبادت است، و بلکه بافضیلت‌ترین عبادت است و انتظاری که ویرانگر است، بازدارنده است، فلج کننده است و نوعی «اباحیگری» محسوب می‌شود.... این دو نوع انتظار معلول دو نوع برداشت از ظهور عظیم تاریخی مهدی موعود(ع) است... برداشت قشری از مردم از مهدویت و قیام و انقلاب موعود(ع) این است که صرفاً ماهیت انفجاری دارد، فقط و فقط از گسترش و اشاعه و رواج ظلم‌ها، تبعیض‌ها، اخنتاق‌ها، حق کشی‌ها و تباهی‌ها ناشی می‌شود... آن گاه این انفجار رخ می‌دهد و دست غیب برای نجات حقیقت... از آستین بیرون می‌آید... پس بهترین کمک به تسریع در ظهور و بهترین شکل انتظار، ترویج و اشاعه فساد است... از آیات استفاده می‌شود که ظهور مهدی موعود(ع) حلقه‌ای است از حلقات مبارزه اهل حق و اهل باطل که به پیروزی اهل حق منتهی می‌شود؛ سهیم بودن یک فرد در این سعادت موقوف به این است که آن فرد عملًا در گروه اهل حق باشد...

از روایات نیز استفاده می‌شود که همزمان با ظهور مهدی گروه سُعَدا و گروه اشقِیا هرکدام به نهایت کار خود برسند. سخن در این نیست که سعیدی در کار نباشد و فقط اشقیا به منتهی درجه شقاوت برسند. در روایات اسلامی سخن از گروهی زبده است که به محض ظهور امام به آن حضرت ملحق می‌شوند... بلکه فرضاً اگر اهل حق از نظر کمیت قابل توجه نباشند از نظر کیفیت ارزنده‌ترین اهل ایمانند و در ردیف یاران سید الشهدا(ع). از نظر روایات اسلامی در مقدمه قیام و ظهور امام، یک سلسله قیام‌های دیگر از طرف اهل حق صورت می‌گیرد... در برخی از روایات اسلامی سخن از دولتی است از اهل حق که تا قیام مهدی(ع) ادامه پیدا می‌کند[۷۷]. از آنچه گذشت روشن می‌شود که انتظار مطلوب شرعی دارای شرایطی است که بدون آنها محقق نخواهد شد و محقق کردن این شرایط از اهم تکالیف مؤمنان در عصر غیبت بوده، احادیث شریف از آنها داد سخن داده‌اند. حضرت امام سجاد(ع) این شرایط را در یک حدیث جمع نموده و در آن فرموده‌اند: همانا اهل زمان غیبت او که به امامتش اعتقاد داشته، منتظر ظهورش هستند برتر از مردم هر زمان دیگری هستند؛ زیرا خداوند متعال عقل و فهمی به آنها عنایت می‌کند که زمان غیبت در نظر آنان با زمان حضور و مشاهده عینی تفاوتی ندارد و آنان را در آن زمان به منزله مجاهدانی قرار داده است که در رکاب رسول خدا(ص) شمشیر زده‌اند. آنها از مخلصان حقیقی و شیعیان راستین ما بوده آنانند که آشکارا و پنهانی مردمان را به دین خدا فرامی خوانند[۷۸].[۷۹].

شرایط انتظار

در پرتو این حدیث شریف و توضیحاتی که پیشتر گذشت، می‌توان شرایط انتظار را در نکات ذیل خلاصه کرد که ضمناً روشن کننده راه‌کار عملی است که مؤمن با تبعیت از آن به یک منتظر واقعی بدل گردد:

۱. رسوخ معرفت و شناخت حضرت مهدی(ع) و ایمان به امامت آن حضرت و انجام مسئولیت‌های منصب امامت از پس پرده غیبت و شناخت نقش تاریخی آن حضرت و ابعاد و ضرورت‌های آن همچنین شناخت نقش مؤمنان در برابر آن حضرت و مستحکم کردن رابطه با ایشان. و ایمان به اینکه ظهور آن حضرت در هر زمانی ممکن است اتفاق بیافتد؛ این ایمان باعث می‌شود که مؤمن در همه وقت آماده ظهور ایشان، و مشارکت در قیامش را داشته باشد. برای دست‌یابی به این درجه از آمادگی که از انتظار صادقانه سرچشمه می‌گیرد مؤمن باید آراسته به صفات دیگری باشد که امام سجاد در آن حدیث شریف به آنها اشاره فرموده‌اند. و اینها شرایط دیگر تحقق مفهوم انتظار را در عرصه عمل تشکیل می‌دهند که در بیان شرایط بعدی به آنها خواهیم پرداخت.

۲. اخلاص در انجام مقتضیات مختلف انتظار و پیرایش آنها از همه غرض‌ها و شائبه‌های مادی و نفسانی؛ یعنی مؤمن همه این امور را تنها برای رضای خداوند متعال و با نیت تعبد و کوشش در راه کسب رضایت آن ذات مقدس به انجام برساند. بدین گونه است که انتظار به صورت برترین عبادت در خواهد آمد. حضرت آیت‌الله سید محمد تقی اصفهانی در این خصوص تصریح می‌کنند که: تحقق این نیت خالص، در عمل به وظیفه واجب انتظار لازم و ضروری است. در هر حال ایجاد این حالت و پیدا شدن این شرط بستگی مستقیم با آمادگی روحی برای یاری امام زمان(ع) در هنگام ظهور دارد؛ چراکه فقدان این شرط، شایستگی لازم را برای تحمل سختی‌ها در راه یاری امام(ع) - آن‌هم در مأموریت جهادی اصلاحی بزرگ آن حضرت - از منتظر سلب می‌نماید.

۳. خود‌سازی و آماده کردن کامل نفس برای یاری امام(ع)، از راه تمسک راستین به قرآن و عترت و متخلق شدن به اخلاق ثقلین تا بدین وسیله از یاران حقیقی امام قرار گرفته، مصداق این فقره از حدیث شریف امام سجاد(ع) شود که فرماید: «آنان از شیعیان راستین ما هستند». و از نظر شخصیتی شرایط الهی و جهادی لازم برای یاری امام زمان(ع) را در راه تحقق اهداف الهی آن حضرت دارا باشد و این همان زمینه‌سازی برای ظهور از نقطه نظر فردی‌است.

۴. فعالیت در جهت زمینه‌سازی برای ظهور حضرت مهدی از نقطه نظر اجتماعی از راه دعوت مردم به سوی دین خدا و تربیت یاران حضرت مهدی(ع) و امیدوار کردن مردم به نهضت بزرگ آن حضرت. در حدیث شریف امام سجاد(ع) نیز در توصیف منتظران می‌بینیم: «... والدعاة الی‌ دین الله عز وجل سراً وجهراً»؛ ... آنانند که آشکارا و پنهانی مردمان را به دین خدا فرا می‌خوانند. این فقره از حدیث به صورتی کاملًا گویا بر این مطلب تأکید دارد که منتظران باید در زمان غیبت علیرغم همه مشکلات، همواره بر حرکت مقدماتی خود برای ظهور حضرت مهدی پایداری کنند. حال اگر اوضاع مساعد بود به صورت آشکارا و در غیر این صورت، پنهانی به این کار مبادرت ورزند و بهانه سختی شرایط، هرگز مجوزی برای شانه خالی کردن از انجام این وظیفه واجب نخواهد بود. در پرتو آنچه تا کنون ذکر کردیم روشن می‌شود که انتظار حقیقی علیرغم سختی شرایط و ضرورت فداکاری در راه آن، در بر دارنده حرکتی سازنده و مستمر و آمادگی فردی و اجتماعی برای ظهور منجی منتظَر است. حضرت امام خمینی قدس سره در فراز پایانی پیامی که در آخرین نیمه شعبان پیش از رحلتشان‌ به مناسبت میلاد حضرت مهدی(ع) صادر نمودند، آورده‌اند: «... سلام بر او، سلام بر منتظران واقعی او، سلام بر غیبت و ظهور او و سلام بر آنان که ظهورش را با حقیقت درک می‌کنند و از جام هدایت و معرفت او لبریز می‌شوند. سلام بر ملت بزرگ ایران که با فداکاری و ایثار و شهادت راه ظهورش را هموار می‌کنند»...[۸۰].[۸۱].

انتظار و آمادگی فوری برای ظهور

همان‌گونه که دانشمندان به استناد روایات که به وجوب انتظار فرج الهی عموماً یا انتظار فرج مهدوی خصوصاً فرمان داده است، به وجوب این انتظار تصریح کرده‌اند، با استناد به همان روایات، به وجوب آمادگی دائم برای وقوع ظهور در هر زمانی هم تصریح نموده‌اند. شهید سید محمد صدر گوید: «در میان روایات دال بر وجوب تکالیف در زمان غیبت، روایاتی است که بر وجوب انتظار فوری و آمادگی برای ظهور فوری در هر زمان دلالت دارد که قبلًا این موضوع را توضیح داده‌ایم».[۸۲] سید محمد تقی اصفهانی هم پس از نقل مجموعه‌ای از احادیث که همه بر وجوب فوری انتظار دلالت دارند گوید: «مراد از در صبح و شام آماده فرج بودن این است که این امر مبارک یعنی فرج موعود در هر زمانی مکن است به وقوع بپیوندد و منتظر باید همواره آمادگی لازم را برای این امر مهم داشته باشد؛ امری که به اقتضای فرمان خداوند مدبر دانا در سال، ماه یا روزی ممکن‌است اتفاق بیافتد. پس بر خاص و عام واجب است همیشه در انتظار وقوع آن باشند»[۸۳]. شهید سید محمد صدر با استناد به اتفاق نظر همه مسلمانان در حتمیت ظهور حضرت مهدی(ع) و تواتر روایات دال بر آن، کلام سید محمد تقی اصفهانی‌را - در متنی که از او نقل کردیم - مبنی بر شمول وجوب این انتظار نسبت به همه مسلمانان چنین تأکید می‌کند: «تواتر روایات به گونه‌ای است که موجب یقین به مدلول آنها گشته، راه هر گونه عذری را در پیشگاه خداوند متعال نسبت به انکار آن می‌بندد؛ و پس از یقین به اینکه واقع شدن این امر نیز تنها به اراده و مشیت خداوند متعال بستگی داشته و احدی غیر از او را در این امر رأیی نیست، می‌گوییم هر روز ممکن است حرکت بزرگ مهدوی برای اجرای فرمان خداوند متعال آغاز گردد زیرا روشن است که برای اراده خداوند متعال محدودیت زمانی وجود ندارد. بدین ترتیب در اینکه ظهور ممکن است هر آن به فرمان و اراده خداوند متعال واقع گردد فرقی میان نظریه شیعه و غیر شیعه وجود ندارد. چون بنا به عقیده شیعه خداوند متعال هر وقت که اراده فرماید به او اجازه ظهور پس از غیبت را اعطا می‌نماید و بر اساس نظریه آنان که می‌گویند مهدی هنوز به دنیا نیامده و در آینده به دنیا خواهد آمد و قیام مسلحانه خواهد نمود هم می‌توان احتمال داد که آن حضرت بنا به اراده خداوند متعال مدتی قبل به دنیا آمده باشد و هر لحظه احتمال دارد که فرمان قیامش از جانب خداوند متعال صادر گردد. این احتمالی است که همیشه وجود دارد»[۸۴]، ایشان در ادامه بحث خود به همین دلیل بر وجوب فوری انتظار بر همه کسانی که از سایر ادیان نیز به وجود منجی اعتقاد دارند استدلال‌ نموده است.

پس از اثبات وجوب فوری انتظار و احتمال وقوع ظهور در هر زمان یک مسأله باقی می‌ماند و آن مسأله علایم ظهور است که در روایات بدان تصریح شده و آمده است که پیش از وقوع ظهور آن علامت‌ها واقع خواهد شد. باید روشن شود که آیا میان این علایم با مسأله وجوب فوری و احتمال همیشگی ظهور تعارضی هست یا خیر؟ پاسخ منفی است، چنین تعارضی وجود ندارد زیرا از آنجا که علایم حتمی ظهور جزء ظهور بوده، زمان واقع شدن آنها بسیار به زمان ظهور نزدیک می‌باشد، انتظار همان علایم در واقع انتظار ظهور به حساب می‌آید. اما در باره حصول شرایط ظهور و فراهم آمدن اوضاع و شرایط مناسب برای آن نیز این احتمال وجود دارد که خداوند متعال در هر زمانی آن شرایط را تکمیل فرماید. شهید سید محمد صدر می‌نویسد: علامت‌های حتمی ظهور ممکن است در هر زمانی پیدا شود و احتمال می‌رود که به فاصله اندکی از پیدا شدن علایم ظهور حضرت مهدی(ع) نیز محقق گردد. احتمال تحقق و تکمیل شرایط ظهور نیز در هر زمانی وجود دارد. و گفتیم که وجود همین احتمال در اندیشه هر فرد برای ایجاد فضای روحی مناسب برای انتظار فوری کافی‌است[۸۵]. همین فضای روحی مناسب است که انگیزه لازم را برای حرکت سریع مؤمنان در راه فراهم نمودن شرایط لازم برای یاری امام زمانشان در آنان ایجاد می‌کند؛ شرایطی که با خودسازی، تهذیب نفس، تربیت مناسب و آراسته شدن به صفات یاران مهدی(ع) فراهم می‌گردد. برای کامل شدن بحث وجوب انتظار که از مهمترین واجبات عصر غیبت است، ضروری است به مسأله حرمت یأس از ظهور نیز اشاره‌ای داشته باشیم که این امر برخاسته از ادله‌ای قرآنی و عامی است که خود نیز یکی از ادله وجوب انتظار را تشکیل می‌دهد. آیت الله سید محمد تقی اصفهانی به صورت مفصل از این موضوع بحث کرده و متون شرعی مربوط به آن را ذکر نموده و دلالت آنها و احکامی که از آن متون استنباط می‌شود را بیان نموده است ایشان در باره انواع مختلفی از یأس که نسبت به ظهور حضرت مهدی(ع) تصور می‌شود بحث کرده و نتیجه گرفته است که به طور کلی یأس از ظهور آن حضرت حرام است؛ زیرا همه مسلمانان بر حتمی بودن آن اتفاق نظر دارند. همچنین اثبات نموده است که یأس از وقوع ظهور در مدتی معین، یا یأس از نزدیک بودن ظهور هم حرام است‌[۸۶].[۸۷].

پرسش مستقیم

پرسش‌های وابسته

  1. ویژگی‌‏های منتظران واقعی در دوران غیبت چیست؟ (پرسش)
  2. انتظارات امام مهدی از منتظران چیست؟ (پرسش)
  3. چه نوع انتظاری راجح است؟ (پرسش)
  4. دانش ‏آموزان چگونه باید منتظر امام مهدی باشند؟ (پرسش)
  5. وظیفه منتظران در زمان غیبت امام مهدی چیست؟ (پرسش)
  6. رضایت امام مهدی از چه راهی به دست می‌آید؟ (پرسش)
  7. آیا شیعیان و منتظران ظهور افزون‌بر وظایف فردی و دینی تکالیف سیاسی و اجتماعی نیز دارند؟ (پرسش)
  8. آیا برای منتظر واقعی بودن اقدام‌های سیاسی و اجتماعی خاصی باید انجام داد؟ (پرسش)
  9. وظایف ما در دوران غیبت امام مهدی چیست؟ (پرسش)
  10. چه تناسبی میان انتظار موعود و مبارزه با فساد وجود دارد؟ آیا انتظار به معنای ساکت ماندن نیست؟ (پرسش)
  11. چه مقام و منزلتی در روایات برای منتظران بیان شده است؟ (پرسش)
  12. جامعه منتظر دارای چه ویژگی‌هایی است؟ (پرسش)
  13. انتظارات امام مهدی از منتظران چیست؟ (پرسش)
  14. صرف‏‌نظر از وظایف شخصی در قبال امام مهدی وظایف خود انسان منتظر به‌طور کلی چیست؟ (پرسش)
  15. منتظران برجسته همچون علما باید چه عملکردی داشته باشند؟ (پرسش)
  16. آیا کسانی که منتظر فرج امام مهدی هستند دارای فضیلتی خاص می‌‏باشند؟ (پرسش)
  17. منتظران برجسته همچون علما باید چه عملکردی داشته باشند؟ (پرسش)
  18. در روایات چه پاداشی برای منتظران امام مهدی بیان شده است؟ (پرسش)
  19. ویژگی‏های منتظران واقعی در این دوران چیست؟ (پرسش)
  20. آیا تنها انتظار فرج برای ظهور امام مهدی کافی است؟ (پرسش)

منابع

پانویس

  1. مکیال المکارم، ج ۲، ص۱۰۴.
  2. امام مهدی موجود موعود، ص۱۷۰.
  3. «أَنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو مِنْ حُجَّةِ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً»؛ وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۲۴۶.
  4. «أَسْأَلُكَ أَنْ تُدْخِلَنِي فِي جُمْلَةِ الْعَارِفِينَ بِهِمْ وَ بِحَقِّهِمْ‌»
  5. «اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي نَفْسَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي نَفْسَكَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِيَّكَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي رَسُولَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي رَسُولَكَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَكَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي حُجَّتَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دِينِي»؛ کافی، ج۱، ص۳۳۷.
  6. «وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَا يَنْتَفِعُ عَبْدٌ بِعَمَلِهِ إِلَّا بِمَعْرِفَةِ حَقِّنَا»؛ بحارالأنوار، ج۲۷، ص۱۷۰؛ فضائل الخمسه من الصحاح السته، ج۲، ص۷۹.
  7. «خَيْرُ النَّاسِ بَعْدَنَا مَنْ ذَاكَرَ بِأَمْرِنَا وَ دَعَا إِلَى ذِكْرِنَا»؛ وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۳۴۸.
  8. «رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْيَا أَمْرَنَا فَقُلْتُ لَهُ وَ كَيْفَ يُحْيِي أَمْرَكُمْ قَالَ يَتَعَلَّمُ عُلُومَنَا وَ يُعَلِّمُهَا النَّاسَ فَإِنَّ النَّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحَاسِنَ كَلَامِنَا لَاتَّبَعُونَا»؛ عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۳۰۷.
  9. «يَا دَاوُدُ أَبْلِغْ مَوَالِيَّ عَنِّي السَّلَامَ وَ أَنِّي أَقُولُ رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً اجْتَمَعَ مَعَ آخَرَ فَتَذَاكَرَ أَمْرَنَا فَإِنَّ ثَالِثَهُمَا مَلَكٌ يَسْتَغْفِرُ لَهُمَا وَ مَا اجْتَمَعَ اثْنَانِ عَلَى ذِكْرِنَا إِلَّا بَاهَى اللَّهُ تَعَالَى بِهِمَا الْمَلَائِكَةَ فَإِذَا اجْتَمَعْتُمْ فَاشْتَغِلُوا بِالذِّكْرِ فَإِنَّ فِي اجْتِمَاعِكُمْ وَ مُذَاكَرَتِكُمْ إِحْيَاءَنَا وَ خَيْرُ النَّاسِ مِنْ بَعْدِنَا مَنْ ذَاكَرَ بِأَمْرِنَا وَ دَعَا إِلَى ذِكْرِنَا»؛ بحارالأنوار، ج۱، ص۲۰۰.
  10. مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص۲۴۷-۲۵۱؛ سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۴۱۷ – ۴۲۳؛ درسنامه مهدویت ج۲، ص۲۲۲-۲۳۳؛ تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۷۵۴؛ شفیعی سروستانی، ابراهیم، چشم به راه، ص۵۵-۷۴؛ زهادت، عبدالمجید، معارف و عقاید ۵ ج۲، ص۲۴۴.
  11. «بِأَبِي‏ وَ أُمِّي‏ سَمِيِّي‏ وَ شَبِيهِي‏ وَ شَبِيهُ‏ مُوسَى‏ بْنِ‏ عِمْرَانَ‏ عَلَيْهِ‏ جُيُوبُ‏ النُّور‏»، علی بن محمّد خزاز قمی، کفایة الاثر، ص۱۵۶.
  12. نعمانی، الغیبة، ص۲۰۰.
  13. بحار الانوار، ج ۵۳، ص۱۷۶.
  14. بحارالأنوار، ج ۵۳، ص۱۷۷.
  15. نهج‌البلاغه، ترجمه: سید جعفر شهیدی، نامه ۴۵، ص۳۱۷.
  16. بحارالأنوار، ج ۹۹، ص۱۰۹.
  17. از آن جمله می‌توان به این کتاب‌ها اشاره کرد: محمد خادمی شیرازی، مجموعه سخنان، توقیعات و ادعیه حضرت بقیه الله(ع)، چاپ دوم: قم، رسالت، ۱۳۷۷؛ سید حسن شیرازی، کلمة الإمام المهدی(ع)، ترجمه: سید حسن افتخارزاده سبزواری، تهران، آفاق، چاپ اول: ۱۴۰۷ ه- ق؛ محمد الغروی، المختار من کلمات الإمام المهدی(ع)، چاپ اول: قم، مؤلف، ج ۳، ۱۴۱۴ ه- ق.
  18. شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص۱۵۹، ح ۴ و ۵.
  19. محمد بن ابی القاسم طبری آملی، بشارة المصطفی، ص۱۱۳.
  20. سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۴۱۷ – ۴۲۳؛ درسنامه مهدویت ج۲، ص۲۲۲-۲۳۳؛ تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۷۵۴؛ شفیعی سروستانی، ابراهیم، چشم به راه، ص۵۵-۷۴؛ زهادت، عبدالمجید، معارف و عقاید ۵ ج۲، ص۲۴۴.
  21. «طُوبَى‏ لِمَنْ‏ أَدْرَكَ‏ قَائِمَ‏ أَهْلِ‏ بَيْتِي‏ وَ هُوَ يَأْتَمُ‏ بِهِ‏ فِي‏ غَيْبَتِهِ‏ قَبْلَ‏ قِيَامِهِ‏ وَ يَتَوَلَّى‏ أَوْلِيَاءَهُ‏ وَ يُعَادِي أَعْدَاءَهُ ذَلِكَ مِنْ رُفَقَائِي وَ ذَوِي مَوَدَّتِي وَ أَكْرَمُ أُمَّتِي عَلَيَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ‏»، شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۲۸۶، ح ۲.
  22. «أَمَا إِنَ‏ الصَّابِرَ فِي‏ غَيْبَتِهِ‏ عَلَى‏ الْأَذَى‏ وَ التَّكْذِيبِ‏ بِمَنْزِلَةِ الْمُجَاهِدِ بِالسَّيْفِ‏ بَيْنَ‏ يَدَيْ‏ رَسُولِ اللَّهِ(ص)‏»، شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۳۱۷، ح ۳؛ عیون اخبار الرضا(ع)، ج ۱، ص۶۸، ح ۳۶.
  23. «وَ أَكْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِيلِ‏ الْفَرَج‏‏»، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص۴۸۳، ح ۴.
  24. ای مؤمنان! شکیبایی ورزید و یکدیگر را به شکیب فرا خوانید و از مرزها نگهبانی کنید و از خداوند پروا بدارید باشد که رستگار شوید؛ سوره آل عمران، آیه ۲۰۰.
  25. «اصْبِرُوا عَلَى‏ أَدَاءِ الْفَرَائِضِ‏ وَ صابِرُوا عَدُوَّكُمْ‏ وَ رابِطُوا إِمَامَكُمُ‏ الْمُنْتَظَرَ‏‏»، نعمانی، الغیبة، ص۱۹۹.
  26. نعمانی، الغیبة،، ص۳۲۰، ح ۱۰.
  27. کافی، ج ۶، ص۵۳۵.
  28. شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۳۳۰، باب ۳۱، ح ۱۵.
  29. غیبة نعمانی، ص۱۹۹.
  30. ابن طاووس، سید علی بن موسی، مصباح الزائر، قم، مؤسسة آل البیت(ع) لإحیاء التراث، ۱۴۱۷ ه- ق، ص۴۵۵؛ بحارالأنوار، ج ۹۹، ص۱۱۱.
  31. کتاب الغیبة (نعمانی)، ص۳۲۰، ح ۱۰.
  32. الکافی، ج ۶، ص۵۳۵، ح ۱.
  33. ابن بطوطه، سفرنامه، ج ۱، ص۲۷۲، به نقل از: محمد حکیمی، در فجر ساحل، چاپ نوزدهم: تهران، آفاق، ۱۳۷۵، ص۵۵؛ برای مطالعه بیشتر در این زمینه ر. ک: رسول جعفریان، تاریخ تشیع در ایران، چاپ اول: قم، انصاریان، ۱۳۷۵، ج ۲، صص ۶۹۴ - ۶۹۷.
  34. وسائل الشیعه، ج ۱۸، ص۹۵.
  35. شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص۴۸۳.
  36. سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۴۱۷ – ۴۲۳؛ درسنامه مهدویت ج۲، ص۲۲۲-۲۳۳؛ تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۷۵۴؛ شفیعی سروستانی، ابراهیم، چشم به راه، ص۵۵-۷۴؛ مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص۲۵۲-۲۵۴؛ زهادت، عبدالمجید، معارف و عقاید ۵ ج۲، ص۲۴۴.
  37. کفعمی، ابراهیم بن علی، مصباح کفعمی، ص۵۵۰؛ و نیز ر.ک: شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان.
  38. سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۴۱۷ ـ ۴۲۳؛ درسنامه مهدویت ج۲، ص۲۲۲-۲۳۳.
  39. ر.ک: یوسف مدن، روان‌شناسی انتظار، ص۲۱۷-۲۲۱.
  40. ر.ک: مصباح یزدی، محمد تقی، آفتاب ولایت، ص۲۰۹- ۲۱۶؛ جوادی آملی، عبدالله، امام مهدی موجود موعود، ص۲۰۶-۲۰۷؛ مهدوی‌فرد، میرزا عباس، فلسفه انتظار، ص۱۷۹-۱۸۴.
  41. ر.ک: حسینی خامنه‌ای، سید علی، ما منتظریم، ص۱۳۱.
  42. جوادی آملی، عبدالله، امام مهدی موجود موعود، ص۲۱۴.
  43. جوادی آملی، عبدالله، امام مهدی موجود موعود، ص۲۱۵-۲۱۶.
  44. جوادی آملی، عبدالله، امام مهدی موجود موعود، ص۲۰۹-۲۱۰.
  45. ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، امام مهدی موجود موعود، ص۲۰۷ـ ۲۰۸.
  46. کافی، ج ۱، ص۳۶۸.
  47. ر.ک: آزاد منجیری، محمد رضا، ویژگی‌های دانشجوی منتظر.
  48. جوادی آملی، عبدالله، امام مهدی موجود موعود، ص۲۰۸-۲۰۹.
  49. جوادی آملی، عبدالله، امام مهدی موجود موعود، ص ۲۱۰-۲۱۱.
  50. ر.ک: سوره توبه، آیه ۲۴.
  51. جوادی آملی، عبدالله، امام مهدی موجود موعود، ص۲۱۲.
  52. جوادی آملی، عبدالله، امام مهدی موجود موعود، ص۲۱۳.
  53. سوره آل عمران، آیه ۱۲۶.
  54. سوره محمد، آیه ۷.
  55. جوادی آملی، عبدالله، امام مهدی موجود موعود، ص۲۱۵.
  56. کافی ۱، ۳۳۷، غیبت نعمانی، ۱۶۶. ۱۶۷، کمال الدین ۲، ۳۴۲، غیبت طوسی، ۲۰۲.
  57. برقی، محاسن، ۱۷۳، کافی ۸، ۸۰، کمال الدین، ۶۶۴، در این حدیث شریف حضرت امام باقر(ع) کسانی را که خود را برای احیای امر اهل بیت(ع) بسیج می‌کنند بسیار مورد ستایش قرار داده‌اند.
  58. کمال الدین، ۳۲۸ و به نقل از آن بحار الأنوار ۵۱، ۱۳۶.
  59. ر.ک: آیات پایانی سوره عصر.
  60. کمال الدین، ۳۳۰، بحار الأنوار ۵۲، ۱۴۵.
  61. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۴، ج۱۴، ص ۲۴۵.
  62. برقی، محاسن و به نقل از آن، بحار الأنوار ۵۲، ۱۳۱.
  63. کمال الدین، ۳۵۷.
  64. کمال الدین، ۳۲۰.
  65. کفایة الأثر، ۲۷۹، کمال الدین، ۳۷۸.
  66. شیخ صدوق، خصال ۲، ۶۱۰، کمال الدین، ۶۴۵، تحف العقول، ۱۰۶.
  67. کمال الدین، ۶۴۴.
  68. غیبت نعمانی، ۲۰۰، اثبات الهداة ۳، ۵۳۶.
  69. کمال الدین، ۶۴۵.
  70. خصال، ۶۲۵ و به نقل از آن، بحار الأنوار ۵۲، ۱۲۳.
  71. برقی، محاسن ۱، ۲۷۸، ۲۷۹ ح ۱۵۳ و به نقل از آن، بحار الأنوار ۵۲، ۱۲۶ ح ۱۸.
  72. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۴، ج۱۴، ص ۲۴۹.
  73. مکیال المکارم ۲، ۱۵۲- ۱۵۳.
  74. النجم الثاقب، ۴۲۸ چاپ علمیه اسلامیه.
  75. مائده، ۲۴.
  76. تاریخ الغیبة الکبری، ۳۴۲.
  77. شهید مرتضی مطهری، قیام و انقلاب مهدی به ضمیمه شهید، ۶۱- ۶۸ با تلخیص.
  78. کمال الدین، ۳۱۹.
  79. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۴، ج۱۴، ص ۲۵۳.
  80. صحیفه نور ۲۱، ۱۰۷.
  81. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۴، ج۱۴، ص ۲۵۷.
  82. تاریخ الغیبة الکبری، ۴۲۷.
  83. مکیال المکارم ۲، ۱۵۸- ۱۵۹.
  84. تاریخ الغیبة الکبری، ۳۴۱- ۳۴۲.
  85. تاریخ الغیبة الکبری، ۳۶۲- ۳۶۳.
  86. مکیال المکارم ۲، ۱۵۷- ۱۶۲.
  87. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۴، ج۱۴، ص ۲۶۰.