غیبت امام مهدی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
خط ۴۸: خط ۴۸:
*آن حضرت در روایتی به کوتاه و بلند بودن [[دو غیبت]] [[امام]] این‌‏گونه اشاره کرده است: "برای [[قائم]]، [[دو غیبت]] است؛ یکی از آن‏ها کوتاه و دیگری دراز. در [[غیبت]] نخست، جز [[شیعیان]] مخصوص، کسی از [[جایگاه]] او خبر ندارد و در دیگری، جز خدمتکار ویژه آن حضرت، کسی از مکانش [[آگاه]] نیست"<ref>{{عربی|" لِلْقَائِمِ‏ غَيْبَتَانِ‏ إِحْدَاهُمَا قَصِيرَةٌ وَ الْأُخْرَى‏ طَوِيلَةٌ الْغَيْبَةُ الْأُولَى‏ لَا يَعْلَمُ‏ بِمَكَانِهِ‏ فِيهَا إِلَّا خَاصَّةُ شِيعَتِهِ‏ وَ الْأُخْرَى‏ لَا يَعْلَمُ‏ بِمَكَانِهِ‏ فِيهَا إِلَّا خَاصَّةُ مَوَالِيهِ‏‏‏ ‏‏‏‏‏‏‏"}}، شیخ کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۳۴۰</ref>
*آن حضرت در روایتی به کوتاه و بلند بودن [[دو غیبت]] [[امام]] این‌‏گونه اشاره کرده است: "برای [[قائم]]، [[دو غیبت]] است؛ یکی از آن‏ها کوتاه و دیگری دراز. در [[غیبت]] نخست، جز [[شیعیان]] مخصوص، کسی از [[جایگاه]] او خبر ندارد و در دیگری، جز خدمتکار ویژه آن حضرت، کسی از مکانش [[آگاه]] نیست"<ref>{{عربی|" لِلْقَائِمِ‏ غَيْبَتَانِ‏ إِحْدَاهُمَا قَصِيرَةٌ وَ الْأُخْرَى‏ طَوِيلَةٌ الْغَيْبَةُ الْأُولَى‏ لَا يَعْلَمُ‏ بِمَكَانِهِ‏ فِيهَا إِلَّا خَاصَّةُ شِيعَتِهِ‏ وَ الْأُخْرَى‏ لَا يَعْلَمُ‏ بِمَكَانِهِ‏ فِيهَا إِلَّا خَاصَّةُ مَوَالِيهِ‏‏‏ ‏‏‏‏‏‏‏"}}، شیخ کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۳۴۰</ref>
*لازم یادآوری است آن حضرت در دوران پدر بزرگوار خویش نیز نوعی [[پنهان‌‏زیستی]] داشته است و به گونه‏‌ای نبوده که همگان بتوانند آن حضرت را [[ملاقات]] کنند. همین باعث شده است برخی آغاز [[غیبت]] آن حضرت را از هنگام ولادت بدانند<ref>  شیخ مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۳۴۰</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص ۳۱۴ - ۳۲۳.</ref>.
*لازم یادآوری است آن حضرت در دوران پدر بزرگوار خویش نیز نوعی [[پنهان‌‏زیستی]] داشته است و به گونه‏‌ای نبوده که همگان بتوانند آن حضرت را [[ملاقات]] کنند. همین باعث شده است برخی آغاز [[غیبت]] آن حضرت را از هنگام ولادت بدانند<ref>  شیخ مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۳۴۰</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص ۳۱۴ - ۳۲۳.</ref>.
==غیبت در  فرهنگنامه آخرالزمان‏==
*[[غیبت]] در اصطلاح به معنی [[پنهان]] بودن [[امام زمان]]{{ع}} از نظر [[مردم]] است. [[ولادت حضرت مهدی]]{{ع}} از نظر [[عامه]] [[مردم]] مخفی بود و اکثر [[مردم]] حتی بسیاری از [[دوستان]] نیز از ولادت آن جناب اطلاعی نداشتند. این امر به خاطر این بود که [[دشمنان]] پی به [[حقانیت]] [[شیعه]] برده بودند و می‌دانستند او [[آخرین حجت الهی]] است و بنابراین به شدت سعی می‌کردند به او دست پیدا کرده و به زعم [[باطل]] خود با کشتن ایشان [[خیال]] خود را از دست [[امامان شیعه]] راحت کنند، اما غافل از اینکه [[خداوند]] [[وعده]] داده که [[منجی آخرالزمان]] [[ظهور]] خواهد کرد و [[جهان]] را از لوث این [[ظالمان]] [[پاک]] می‌گرداند.
*[[امام باقر]]{{ع}} به [[عبدالله]] بن عطا فرمود:... هرگاه دیدید ولادت یکی از ما [[اهل بیت]] از نظر [[مردم]] پوشیده بود و [[مردم]] از به [[دنیا]] آمدن او با خبر نشدند، او همان [[قائم آل محمد]]{{ع}} خواهد بود. بدانید! هر کسی از ما [[ائمه]]، که در میان [[مردم]] ظاهر می‌شود و [[مردم]] او را دیده و درباره‌اش سخن می‌گویند، یا کشته خواهد شد یا اینکه [[مسموم]] می‌شود. در [[روایات]] زیادی نیز به شدت [[شیعیان]] را از بردن نام [[حضرت]] در مکان‌هایی که خطری [[دوستان]] یا خود آن جناب را تهدید می‌نموده منع کرده‌اند، و این مخصوص زمانی بوده که [[حضرت]] هنوز در [[غیبت صغری]] به سر می‌برند و ممکن بود که از طرف [[حکومت ظالم]] وقت، مزاحمتی برای [[خانواده]] آن [[حضرت]] با اطرافیان و [[شیعیان]] ایشان پیش می‌آمد<ref>غیبت نعمانی، ص ۱۶۷. ر.ک: اسم حضرت.</ref>.
*از این روست که برخی از علمای [[شیعه]] [[غیبت]] [[حضرت]] را از زمان ولادت آن [[حضرت]] می‌دانند، یعنی [[غیبت]] که [[پنهان]] بودن آن جناب از انظار عمومی است، از همان ابتدای ولادت ایشان بوده است و برخی نیز [[غیبت]] [[حضرت]] را از ابتدای [[غیبت صغری]] به حساب می‌آورند. البته گروهی از [[خواص شیعه]]، چه در [[غیبت صغری]] و چه در [[غیبت کبری]] [[خدمت]] [[حضرت]] می‌رسیدند. پیش از [[شهادت امام حسن عسکری]]{{ع}} [[حضرت]] به برخی از [[دوستان]] خود [[امام مهدی]]{{ع}} را نشان می‌داد و می‌فرمود که بعد از من این [[کودک]] [[حجت الهی]] میان شما است، و از طریق این افراد خبر به دست [[سایر]] [[دوستان]] و [[شیعیان]] می‌رسید؛ زیرا [[شیعه]] [[معتقد]] است که [[دنیا]] هیچگاه از حضور [[حجت الهی]] خالی نخواهد بود.
*[[امیر المؤمنین]]{{ع}} فرمود: [[خداوند]] [[زمین]] را هیچگاه از [[حجت]] خود خالی نمی‌کند، چه آن [[حجت]] [[امام]] ظاهر و [[آشکار]] باشد، یا حجتی در پردۂ [[غیبت]] و [[نهان]]<ref>غیبت طوسی، ص ۲۲۱.</ref>.
*[[حضرت مهدی]]{{ع}} در سال دویست و پنجاه و پنج هجری قمری در [[سامرا]] به [[دنیا]] آمد و [[پدر]] بزرگوار او، [[امام حسن عسکری]]{{ع}} پس از شش سال [[امامت]]، در سن بیست و هفت سالگی در سال ۲۶۰ هجری به [[شهادت]] رسید.
*[[غیبت حضرت مهدی]]{{ع}} به دو بخش تقسیم می‌شود؛ بخشی از ابتدای [[تولد]] آن [[حضرت]] تا درگذشت [[آخرین نایب]] [[حضرت]] در سال سیصد و بیست و نه هجری و بخشی از درگذشت [[آخرین نایب]] [[حضرت]] تا زمانی که آن جناب [[ظهور]] نمایید.
*در طول [[امامت]] [[ائمه هدی]]{{ع}} [[مردم]] به دیدن [[امام]]{{ع}} و [[رجوع]] به محضر آنان عادت داشتند، بنابراین [[غیبت امام]] و عدم دسترسی به محضر آنان برای [[شیعیان]] بسیار سخت و [[غریب]] بود. به همین جهت بود که از زمان [[امام جواد]]{{ع}} کم کم [[مردم]] از دیدن [[امام]]{{ع}} کمتر بهره‌مند می‌شدند، و در زمان [[امامت]] [[حضرت]] [[امام هادی]] و [[امام عسکری]]{{عم}} این امر شدت یافت. این دو [[امام]] در [[سامرا]] در یک منطقه [[نظامی]] تحت نظر بودند. از این رو [[مردم]] به دشواری می‌توانستند این دو [[امام]] را ببینند و از [[ترس]] [[حکومت]] مجبور بودند که با ترفندهای مختلف و پنهانی [[خدمت]] [[حضرت]] برسند. در برخی [[دیدارها]] [[حضرت]] میان خود و مراجعین پرده‌ای می‌آویخت که [[مردم]] به ندیدن [[امام]]{{ع}} عادت کنند. و با [[غیبت امام]] انس بگیرند<ref>اثبات الوصیه، ص ۲۳۱.</ref>. [[امام حسن عسکری]]{{ع}} [[ابوعمرو عثمان بن سعید عمری]] را [[وکیل]] خود قرار داده بود و او را [[نایب حضرت مهدی]]{{ع}} پس درگذشت خود معرفی کرد. [[عثمان بن سعید]] به همراه سه نفر دیگر پس از [[شهادت امام حسن عسکری]]{{ع}} وسیله ارتباط [[شیعیان]] با [[حضرت مهدی]]{{ع}} بودند و نامه‌هایی که از [[امام زمان]]{{ع}} صادر می‌شد به دست آنها می‌رسید و آنان نیز [[نامه‌ها]] را به صاحبانشان می‌رساندند، و سؤالات [[مردم]] را نیز طی نامه‌هایی از [[حضرت]] می‌پرسیدند<ref>ر.ک: نواب اربعه، توقیعات.</ref>. [[غیبت]] سنتی نیست که فقط در [[اسلام]] به وجود آمده باشد، بلکه در امت‌های سابق نیز برخی [[انبیا]] و [[اوصیا]] مدتی را از میان [[قوم]] خویش [[غایب]] می‌شدند. مرحوم [[شیخ صدوق]] در کتاب [[شریف]] [[کمال الدین]] [[روایات]] متعددی را درباره [[غیبت انبیا]] و اوصیای امت‌های گذشته جمع‌آوری نموده است؛ [[حضرت صالح]]، [[موسی]]، [[یونس]]، [[یوسف]]{{ع}} از جمله پیامبرانی بودند که مدتی را از میان [[امت]] خود [[غایب]] شدند. مسئله [[غیبت حضرت مهدی]]{{ع}} با اینکه از مدت‌ها قبل برای آن [[زمینه‌سازی]] شده بود، اما برای جمعیت کثیر [[شیعیان]] در اوایل [[غیبت]] بسیار سخت بود به گونه‌ای که خیلی از [[شیعیان]] به سردرگمی و [[حیرت]] افتاده بودند. در این زمان بود که مرحوم [[شیخ صدوق]] برای [[نجات]] [[شیعه]] از [[حیرت]]، کتاب [[شریف]] [[کمال الدین و تمام النعمة]] را در این راستا نوشت، و سبب تألیف کتاب را چنین بیان می‌کند: شبی در [[خواب]] دیدم که در حال [[طواف]] گرد خانه [[کعبه]] هستم. به [[حجر الاسود]] رسید و استلام حجر نمودم در آن حال دیدم که [[حضرت مهدی]]{{ع}} کنار درب خانه [[کعبه]] ایستاده است. به [[حضرت]] [[سلام]] نمودم و ایشان جواب دادند و فرمودند: چرا کتابی درباره موضوع [[غیبت]] نمی‌نویسی تا [[ناراحتی]] تو برطرف گردد؟ عرض کردم:‌ای پسر [[رسول خدا]]، من درباره [[غیبت]] چند کتاب نوشته‌ام. [[حضرت]] فرمود: خیر، منظورم آنها نیست؛ کتابی درباره [[غیبت]] من بنویس و در آن کتاب، [[غیبت]] [[پیامبران]] گذشته را یادآور شود. سپس [[حضرت]] از نظر من [[غایب]] شد. من هم با [[اضطراب]] از [[خواب]] بیدار شده و تا صبح به [[گریه و زاری]] مشغول بودم. صبحگاه شروع به [[نوشتن]] کتاب [[کمال الدین]] نمودم تا امر [[حضرت]] را به انجام برسانم". البته درباره موضوع [[غیبت]] کتاب‌های زیادی نوشته شده که مشهور‌ترین آنها کتاب "[[الغیبة]]" است که [[شیخ طوسی]] در قرن پنجم هجری نوشته و دیگر کتابی با همین عنوان است که توسط [[محمد]] [[ابراهیم]] [[نعمانی]] تألیف شده است. پس از پایان دوره [[غیبت صغری]] دیگر از طرف [[حضرت]] نایبی برای ارتباط با آن جناب تعیین نشد و [[حضرت]] طی نامه‌ای [[مردم]] را به طرف [[راویان حدیث]] سوق داده‌اند.
*مرحوم [[شیخ حر عاملی]] از [[شیخ صدوق]] روایتی [[نقل]] می‌کند که [[حضرت مهدی]]{{ع}} نامه‌ای را برای [[اسحاق بن یعقوب]] به دست [[نایب خاص]] خود، [[محمد بن عثمان]]، فرستاد. در ضمن آن [[نامه]] [[حضرت]] فرمود: در پیشامدهایی که پس از این رخ خواهد داد، به [[راویان احادیث]] ما [[رجوع]] کنی، زیرا من آنان را برای شما [[حجت]] قرار دادم و من نیز [[حجت]] [[پروردگار]] بر شما هستم<ref>وسائل الشیعه، ج ۲۷، ص ۱۴۰.</ref>. در [[حدیث]] دیگری [[امام عسکری]]{{ع}} فرمود: [[مردم]] باید از فقیهانی که پرهیزگارند و به [[دین]] خود پایبند هستند و از [[هوای نفس]] خود [[پیروی]] نمی‌کنند و [[اوامر الهی]] را [[اطاعت]] می‌کنند، [[فرمانبری]] کنند<ref>احتجاج طبرسی، ج ۲، ص ۲۶۲ و وسائل الشیعه، ج ۲۷، ص ۱۳۱.</ref>.
*[[امام هادی]]{{ع}} فرمود: اگر در [[دوران غیبت]] [[حضرت قائم]]{{ع}} علمایی [[باقی]] نمی‌ماندند که به سوی او [[دعوت]] کنند و با برهان‌های [[حق]] [[دین خدا]] را حفظ نمایند و شیعیانی که کمتر می‌دانند را از دست فریب‌های [[شیطان]] و [[پیروان]] او و از دست تیرهای [[دشمنان اهل بیت]] [[نجات]] دهند، هیچ مؤمنی بر روی [[زمین]] نمی‌ماند مگر اینکه از [[دین خدا]] روگردان می‌شد! اما این [[علما]] کسانی هستند که رشته [[دل]] [[شیعیان]] [[ضعف]] را به دست می‌گیرند، مانند ناخدایی که سکان [[کشتی]] را به دست می‌گیرد. این [[علما]] به [[راستی]] برترین‌ها نزد [[خدای عزوجل]] هستند<ref>احتجاج طبرسی: احتجاجات امام هادی{{ع}} شماره ۳۳۳.</ref>.
*از این رو به [[فقها]] و علمایی که [[مردم]] در [[زمان غیبت]] بد آنها [[رجوع]] می‌نمایند و [[احکام الهی]] و [[روایات]] را از آنان می‌آموزند، [[نواب عام]] گفته می‌شود. در [[روایات]] [[علت غیبت]] [[حضرت]] متعدد بیان شده است، [[ترس]] از کشته شدن، [[امتحان]] [[مردم]]. بی‌لیاقتی [[مردم]] و عدم [[بیعت اجباری]] با [[حاکمان جور]] و... از دلایلی است که برای [[غیبت]] [[حضرت]] ذکر شده است<ref>احتجاج طبرسی، ج ۲، ص ۲۶۲ و وسائل الشیعه، ج ۲۷، ص ۱۳۱.</ref>.
*[[حضرت]] [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: [[صاحب الامر]]، [[حضرت قائم]]{{ع}} از میان شما [[غایب]] می‌شود، اگر چنین غیبتی را مشاهده کردید [[انکار]] ننمایید و از [[ایمان]] به او روی گردان نشوید. در آن روزگار حفظ [[ایمان]] از [[پاک]] کردن شاخه گیاه پر خار با [[کف دست]] سخت‌تر است، و به [[راستی]] چه کسی می‌تواند اینگونه باشد؟ بدانید که این [[غیبت]] خواهد بود، پس [[پرهیزکاری]] پیشه کنید و [[دین]] خود را نگاه دارید<ref>کافی، ج ۱، ص ۳۴۰ - ۳۳۵.</ref>.
*[[امام صادق]]{{ع}} به [[زراره]] فرمود: [[حضرت مهدی]]{{ع}} پیش از [[قیام]] خود از میان [[مردم]] [[غایب]] خواهد شد. زیرا می‌ترسد، و با دست اشاره به شکم [[مبارک]] خویش فرمود (یعنی اگر از میان [[مردم]] [[غایب]] نباشد، او را نیز مانند [[امامان]] قبل از ایشان یا [[مسموم]] می‌کنند یا با [[شمشیر]] به [[شهادت]] می‌رسانند). سپس [[حضرت]] فرمود‌ای [[زراره]]، او همان ([[منجی آخرالزمان]]) است که همگان [[انتظار]] آمدنش را می‌کشند. (درباره او [[اختلاف]] نظر شدیدی رخ می‌دهد) گروهی در [[ولایت]] او [[شک]] خواهند کرد، و برخی [[گمان]] خواهند کرد که اصلاً به [[دنیا]] نیامده و پدرش فرزندی نداشته است، و عده‌ای می‌گویند او هنوز در شکم [[مادر]] است و برخی نیز می‌گویند او دو سال پیش از [[شهادت]] پدرش به [[دنیا]] آمده است. او از دیده‌ها [[پنهان]] شده زیرا [[خداوند]] [[اراده]] کرده [[شیعیان]] را در [[زمان غیبت]] امامشان [[آزمایش]] نماید، و کسانی که در [[حقیقت]] پیرو [[حق]] نیستند دچار [[شک]] و تردید خواهند شد. [[زراره]] پرسید: اگر چنین زمانی را [[درک]] کردیم چه باید بکنیم؟ [[حضرت]] فرمود: دعای {{متن حدیث|اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي نَفْسَكَ...}} را بخوان<ref>یأتی، ص ۴۹۴. ر.ک: دعا.</ref>.
*[[امام صادق]]{{ع}} به [[مفضل]] فرمود: از گسترش نام و یاد [[حضرت]] در میان [[مردم]] بپرهیزید. البته برخی از [[علما]] معتقدند که این [[حکم]] مخصوص زمان [[تقیه]] و [[حکومت]] [[حاکمان جور]] بوده که اگر نام [[حضرت]] را می‌بردند باعث [[آزار]] و اذیت [[خانواده]] [[حضرت]] و [[شیعیان]] آن جناب می‌شده ولی اکنون مصداقی ندارد<ref>ر.ک: اسم حضرت.</ref>. بدانید که [[امام]] شما [[حضرت مهدی]]{{ع}} سال‌ها از میان شما [[غایب]] خواهد بود و شما به [[آزمایش]] سخت آزموده می‌شوید. تا جایی که (بسیاری از [[مردم]] [[ناامید]] شده و) او را فراموش می‌کنند و می‌گویند: او از [[دنیا]] رفته است و در بیابان‌ها از پای درآمده است. چشمان [[مؤمنین]] در آن روزگار بر او خواهد گریست. مانند یک [[کشتی]] که در دریایی مواج واژگون می‌شود، گرفتار خواهید شد و فقط کسانی که [[میثاق]] [[ایمان]] از آنان ستانده شده [[باقی]] خواهند ماند، کسانی که [[روح القدس]] آنان را مدد می‌کند. در آن روز [[دوازده]] گروه شک‌برانگیز [[قیام]] خواهند کرد به گونه‌ای که از میان آنها نمی‌توان [[حق]] را از [[باطل]] تشخیص داد. [[راوی]] از این سخن گریست و عرض نمود: پس چه باید بکنیم؟ [[حضرت]] به شعاع آفتابی که در میان اتاق افتاده بود اشاره نمود و فرمود:‌ای [[عبدالله]] امر ما [[اهل بیت]] از این [[آفتاب]] روشن‌تر است. (یعنی همیشه برای طالبان [[حق]] [[حجت]] تمام خواهد شد و کسانی که در [[فتنه]] ها، خود برانگیزاننده [[فتنه]] و پیرو آن نباشند و در پی [[دستورات]] [[اهل بیت]]{{ع}} به [[تکالیف]] خود عمل نمایند، [[حق]] را می‌یابند و [[نجات]] خواهند یافت، ولی کسانی که در این [[فتنه‌ها]] خود را گرفتار کنند، دچار [[شک]] خواهند شد و ایمانشان متزلزل می‌شود)<ref>کافی، ج ۱، ص ۳۳۸ و ۳۳۶.</ref>.
*[[امام صادق]]{{ع}} فرمود: [[حضرت قائم]]{{ع}} [[دو غیبت]] خواهد داشت یکی کوتاه و دیگری طولانی. در [[غیبت]] کوتاه فقط [[شیعیان]] [[خالص]] از [[جایگاه]] او با خبر خواهند بود و در [[غیبت]] دوم [[دوستان]] مخصوص او می‌دانند که [[حضرت]] در چه مکانی بر سر می‌برند. و در یکی از این [[دو غیبت]] [[حضرت]] به [[زیارت]] [[خانه خدا]] می‌رود و مراسم [[حج]] به جای می‌آورد ولی [[مردم]] او را نمی‌توانند ببینند، بلکه او است که [[مردم]] را می‌بیند. او در [[زمان غیبت]] خود در [[مدینه]] به همراه سی نفر از یارانش در خفا و [[عزلت]] به سر خواهد برد و این سی نفر با او مأنوس خواهند بود. در [[غیبت]] اول که کوتاه است میان [[خانواده]] خود (در [[سامرا]] و [[مدینه]]) تردد می‌کند ولی در [[غیبت]] دوم دیگر [[مردم]] (خبری از او نخواهند داشت بنابراین) می‌گویند او از [[دنیا]] رفته است. در آن زمان اگر دیدید کسی ادعای [[مقام امامت]] [[معصوم]] را نمود، از او سؤالاتی را بپرسید که فقط [[امام]] [[معصوم]] می‌تواند جواب بدهد (در این صورت با عاجز ماندن او از جواب، ادعای [[باطل]] او [[آشکار]] خواهد شد)<ref>همان، ص ۳۴۰ و ۳۳۹.</ref>.
*[[امام باقر]]{{ع}} نیز در [[حدیثی]] فرمود: هرگاه [[خداوند]] بر [[مردم]] [[غضب]] نماید، [[امام]] [[معصوم]] را از میان آنان [[غایب]] گرداند<ref>کافی، ج ۱، ص ۳۴۳.</ref>.
*[[امام صادق]]{{ع}} فرمود: [[حضرت مهدی]]{{ع}} در [[غیبت]] دوم خود [[ظهور]] خواهد نمود، پس اگر کسی به شما خبر داد که او از [[دنیا]] رفته است، نپذیرد (زیرا او قطعاً در دومین [[غیبت]] ظاهر می‌شود)<ref>غیبت نعمانی، ص ۱۷۲.</ref>.
*[[امام باقر]]{{ع}} به منطقه [[ذی طوی]] اشاره نمود و فرمود: [[صاحب الامر]] [[حضرت مهدی]]{{ع}} در میان این دره‌ها [[غایب]] خواهد شد<ref>همان، ص ۱۸۲. ر.ک: ذی طی.</ref>.
*[[امام صادق]]{{ع}} در مسافرتی به [[کوه رضوی]] رسیدند. به آن کوه اشاره نموده و فرمودند:... این کوه جای خوبی برای آن خائف (یعنی [[حضرت مهدی]]{{ع}}) خواهد بود و [[صاحب الامر]] [[حضرت مهدی]]{{ع}} در این کوه [[دو غیبت]] خواهد داشت، یکی کوتاه و دیگری طولانی<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۵۳. ر.ک: رضوی.</ref>.
*[[جابر بن عبدالله انصاری]] از قول [[رسول خدا]] [[روایت]] می‌کند که فرمود: به درستی که [[مهدی]] از [[فرزندان]] من است و نام و [[کنیه]] او مانند نام و [[کنیه]] من است. او از میان [[مردم]] [[غایب]] خواهد شد و از [[غیبت]] او [[مردم]] دچار حیرتی خواهند شد که بسیاری در آن [[گمراه]] می‌شوند. سپس مانند ستاره‌ای درخشان می‌آید و [[زمین]] را که از [[ظلم و ستم]] پر شده، آکنده از [[عدل و داد]] می‌کند<ref>یأتی، ص ۴۹۶.</ref>.
*[[امام صادق]]{{ع}} فرمود: [[صاحب الامر]]، [[حضرت مهدی]]{{ع}}، به دور از چشم [[مردم]] به [[دنیا]] خواهد آمد و زمانی که (در [[آخر الزمان]] [[ظهور]] می‌نماید، از هیچ کس به عهده او بیعتی نخواهد بود<ref>کمال الدین، ص ۴۴۹ - ۴۴۷.</ref>. در زمان [[ائمه]]{{عم}} به خاطر دوران [[تقیه]] شدید، مجبور بودند که حکومت‌های ظالمانه وقت را [[تحمل]] نموده و دم برنیاورند، اما یک [[علت]] [[غیبت حضرت مهدی]]{{ع}} همین امر است که دیگر مجبور نیست به خاطر [[تقیه]] در [[حکومت ظالمان]] [[زندگی]] کنند و برای [[حفظ جان]] خود و پیروانشان خلاف [[میل باطنی]] خویش [[رفتار]] نماید. در روایتی دیگر فرمود: یکی از [[اسرار]] [[غیبت]]، [[امتحان]] [[مردم]] است تا افراد [[باطل]] از [[حق]] جدا گردند و سبب [[غیبت]] به [[حقیقت]] وقتی [[آشکار]] می‌شود که ایشان [[ظهور]] نمایند. همان گونه که کارهای [[حضرت خضر]]{{ع}} برای [[حضرت موسی]] مجهول بود، تا زمانی که خود [[حضرت خضر]]{{ع}} سر آنها را برای [[موسی]] گفت.
*[[امام صادق]]{{ع}} در [[تفسیر]] این [[آیه شریفه]] فرمود: {{متن قرآن|لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا}}<ref>«اگر (مؤمنان و کافران) از هم جدا می‌بودند، کافران از آنان را عذابی دردناک می‌کردیم» سوره فتح، آیه ۲۵.</ref>. این جداسازی [[مؤمنان]] از [[کافران]]، به معنی افراد مؤمنی است که از صلب [[کفار]] به [[دنیا]] می‌آیند. [[امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب]]{{ع}} با برخی مخالفانش به [[جنگ]] نپرداخت، زیرا در صلب مخالفین خود افراد مؤمنی را یافت که به [[دنیا]] نیامده بودند. [[حضرت قائم]]{{ع}} نیز [[ظهور]] نمی‌نماید تا زمانی که تمام افراد مؤمنی که از [[پدران]] [[کافر]] به [[دنیا]] می‌آیند، پا به عرصه وجود بگذارند سپس [[حضرت]] [[قیام]] می‌نماید و هر کافری را که بیابد خواهد کشت<ref>کمال الدین، ص ۶۴۱.</ref>.
*[[امام باقر]]{{ع}} فرمود: اگر (علاوه بر [[مردم]] عادی)، بنی [[فاطمه]] هم از آن [[حضرت]] با خبر شوند (از روی [[حسادت]] و...) او را می‌کشند و قطعه قطعه خواهند نمود. (بنابراین [[خداوند]] او را از میان خلق، حتی [[دوستان]] خود نیز [[غایب]] نمود تا [[جان]] آن [[حضرت]] را حفظ نماید)<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۹۸.</ref>.
*[[امام زمان]]{{ع}} به [[علی بن مهزیار]] فرمود: شما دچار شدید به [[غیبت]] امام‌تان زیرا به [[ثروت‌اندوزی]] روی آورید و [[مال]] [[دنیا]] را جمع نمودید و بر مؤمنانی که ضعیف بودند [[تکبر]] ورزیدید و [[صله رحم]] بجا نیاوردید. پس چگونه می‌خواهید که به [[غیبت]] دچار نشوید... و در نامه‌ای که [[حضرت مهدی]]{{ع}} به [[شیخ مفید]] نوشتند می‌فرماید: اگر [[شیعیان]] - که [[خداوند]] آنان را به [[اطاعت]] خود موفق کند - به خوبی [[عهد]] خود را وفا می‌نمودند و با یک دیگر یکدل بودند، [[خوشبختی]] [[دیدار]] ما از آنان ستانده نمی‌شد و با شناختی درست و ایمانی [[راستین]] به [[سعادت]] [[دیدار]] ما می‌رسیدند. پس یقیناً آنچه که باعث شده از میان آنان [[غایب]] شوم و مرا نبینند، همانا [[اعمال]] ناشایستی است که از آنها سر می‌زند و ما آن [[اعمال]] را [[دوست]] نداریم و [[شیعیان]] را سزاوار انجام چنین کرداری نمی‌دانیم... <ref>یأتی، ص ۳۴۱ و نوائب الدهور، ج ۳، ص ۳۵۸ - احتجاج طبرسی: توقیعات حضرت و بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۱۷۷.</ref>.
*در نامه‌ای دیگر [[حضرت مهدی]]{{ع}} فرمود: [[خداوند]] ما را از میان [[ظالمان]] [[غایب]] نمود و دور ساخت زیرا در این امر [[صلاح]] ما و [[شیعیان]] ما نهفته است و این تا زمانی که [[دنیا]] در دست [[پادشاهان]] [[ظالم]] [[اداره]] می‌شود ادامه خواهد داشت، ولی ما از تمام [[کردار]] و کارهای شما با خبر هستیم و هیچ خبری از شما بر ما پوشیده نیست و این ذلتی را که دچار آن شده‌اید (یعنی غیبتی را که در آن گرفتارید) می‌دانیم زیرا شما دست به کارهای [[زشتی]] می‌آلایید که نیاکان درستکار شما انجام نمی‌دادند و [[پیمان]] خود را زیر پا نهاده گویا که اصلاً چنین پیمانی نبسته‌اید!<ref>احتجاج طبرسی: باب توقیعات حضرت مهدی{{ع}}.</ref>
*[[امام صادق]]{{ع}} به [[سدیر]] صیرفی فرمود: به [[یقین]] [[خداوند]] [[سنت]] [[پیامبران]] گذشته را که از میان [[قوم]] خود [[غایب]] می‌شوند، درباره [[حضرت مهدی]]{{ع}} نیز [[اجرا]] خواهد کرد و در روایتی دیگر فرمود: [[حضرت قائم]]{{ع}} [[ظهور]] نمی‌نماید تا تمام [[مؤمنین]] که در صلب [[کفار]] هستند به [[دنیا]] بیایند، آنگونه که [[امیر المؤمنین]]{{ع}} در اوایل [[اسلام]] با بسیاری از [[دشمنان]] [[جنگ]] ننمود، و این [[تأویل]] [[کلام]] [[خداوند]] است که می‌فرماید: "اگر ایمان‌آورندگان از [[کفار]] جدا گردند ما عذابی سخت بر [[کفار]] نازل خواهیم کرد"<ref>فتح / ۲۵. بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۹۷ - ۹۰ و یأتی، ص ۳۴۱.</ref>.
*[[امام صادق]]{{ع}} در [[حدیثی]] [[غیبت امام زمان]]{{ع}} را سنتی از [[حضرت یوسف]]{{ع}} می‌داند، که در این [[امت]] نیز درباره [[حضرت مهدی]]{{ع}} جاری شده است. همان گونه که [[برادران]] [[حضرت یوسف]] او را می‌دیدند و با او سخن می‌گفتند و در سرزمینی می‌زیستند که او هم در آن [[زندگی]] می‌کرد، اما باز هم او را نمی‌شناختند، همین طور هم [[حضرت حجت]]{{ع}} در میان [[مردم]] [[زندگی]] می‌کند و او را می‌بینند و با او سخن می‌گویند، اما او را نمی‌شناسند<ref>کافی، ج ۱، ص ۳۳۶.</ref>.
*[[امام صادق]]{{ع}} به [[سدیر]] صیرفی فرمود: [[صاحب الامر]]، [[حضرت قائم]]{{ع}}، شباهتی به [[حضرت یوسف]] [[پیامبر]] خواهد داشت. [[سدیر]] عرض کرد: گویا منظور شما [[غیبت]] [[حضرت یوسف]] و [[زندگی]] او (در سرزمین [[مصر]]) است؟ [[حضرت]] فرمود: (آری) چگونه این مردمِ حیوان صفت، این امر (یعنی غیبت امام مهدی{{ع}}) را [[انکار]] می‌کنند؟! (آیا نشنیده‌اند که) [[یوسف]] [[فرزند پیامبر]] [[الهی]] بود، اما [[برادران]] او وی را به غلامی فروختند و (پس از مدتی) دوباره همدیگر را [[ملاقات]] نموده و با هم [[گفتگو]] کردند، ولی آنان [[یوسف]] را نشناختند، و زمانی پی بردند [[عزیز مصر]] همان [[یوسف]] است که او خود را بدان‌ها معرفی نمود و گفت: "من [[یوسف]] هستم و این [[برادر]] من (بنیامین) است". پس چگونه این [[مردم]] قبول ندارند که [[خداوند]] می‌تواند با [[حجت]] خود ([[حضرت مهدی]]{{ع}}) نیز چنین کند و او مدتی در [[غیبت]] به سر ببرد، آن‌گونه که [[یوسف]]{{ع}} نیز چنین بود.
*به درستی که [[یوسف]] به [[پادشاهی]] [[مصر]] رسید و فاصله میان او و پدرش به اندازه هیجده روز مسافرت بود و [[یوسف]] می‌توانست پدرش را از [[موقعیت]] خود [[آگاه]] کند. زمانی که [[یعقوب]] و فرزندانش از [[یوسف]] با خبر شدند، مسیر کنعان تا [[مصر]] را در نه روز از بیابان‌ها پیمودند. (اما این [[مردم]] با اینکه داستان [[حضرت یوسف]] را می‌دانند و بدان [[ایمان]] هم دارند) چگونه [[غیب]] [[حضرت مهدی]]{{ع}} را [[انکار]] می‌کنند و قبول ندارند که [[خداوند]] می‌تواند ولی خود را از میان [[مردم]] [[غایب]] نماید، به گونه‌ای که [[حجت]] او در بازارهایشان رفت و آمد می‌کند و بر فرش‌های آنان پای می‌نهد ولی کسی او را نمی‌شناسد و فقط زمانی او را خواهند [[شناخت]] که [[خداوند]] اجازه معرفی خویش و [[ظهور]] به او بدهد؛ آن گونه که پس از مدت‌ها به [[یوسف]] اجازه داد که خود را به برادرانش معرفی کند و پیش از آنکه [[یوسف]] خود را معرفی کند، برادرانش او را می‌دیدند ولی نمی‌شناختند.
*[[امام صادق]]{{ع}} فرمود: به [[خدا]] [[سوگند]]! [[صاحب الامر]]، [[حضرت مهدی]]{{ع}} (در [[زمان غیبت کبری]]) همه ساله در مراسم [[حج]] شرکت می‌کند. او [[مردم]] را می‌بیند و آنان را می‌شناسد و [[مردم]] نیز او را می‌بینند ولی نمی‌شناسند (و نمی‌دانند که او همان [[حجت قائم]]{{ع}} است)<ref>یاتی، ص ۴۱۷.</ref>.
*[[امام باقر]]{{ع}} در بیان [[علت]] [[غیبت حضرت مهدی]]{{ع}} فرمود: به درستی که [[صاحب الامر]] [[حضرت مهدی]]{{ع}} (از میان [[مردم]] [[پنهان]] خواهد شد زیرا) اگر در میان [[مردم]] ظاهر شود، با او [[رفتاری]] خواهند کرد، بسیار بدتر از [[رفتاری]] که در [[جاهلیت]] با [[رسول خدا]]{{صل}} نمودند؛ چون زمانی که [[رسول خدا]]{{صل}} [[مبعوث]] شد [[مردم]] بت‌هایی را می‌پرستیدند که خود از سنگ و چوب تراشیده بودند، اما زمانی که [[قائم]]{{ع}} [[ظهور]] نماید، [[مردم]] با [[قرآن]] علیه آن جناب [[احتجاج]] می‌کنند<ref>غیبت نعمانی، ص ۲۹۷.</ref>.
*[[غیبت امام عصر]]{{ع}} به معنی قطع شدن کامل ارتباط و [[نزول]] فیوضات [[الهی]] به دست آن جناب نیست بلکه بنابر فرمایش خود آن [[حضرت]]، [[لطف]] آن جناب در [[زمان غیبت]] نیز جاری است.
*[[حضرت قائم]]{{ع}} در توقیعی که برای [[اسحاق بن یعقوب]] به دست [[محمد بن عثمان]] - دومین [[نایب]] [[خاصه]] - صادر نمود فرمود: [[ظهور فرج]] (و برطرف شدن [[غیبت]] و [[آشکار]] شدن [[امام زمان]]{{ع}}) فقط به [[اراده الهی]] بستگی دارد و کسانی که وقت برای آن واقعه تعیین می‌کنند [[دروغگو]] خواهند بود... و چگونگی بهره‌گیری از من در غیبتم، مانند بهره‌گیری از [[خورشید]] است زمانی که ابرها آن را بپوشانند، به [[راستی]] من [[امان]] هستیم برای زمینیان، آن گونه که ستاره‌ها آمانند برای آسمانیان، پس از مسایلی که به شما ربطی ندارد سؤال ننمایید و به آنچه که [[مکلف]] به دانستن آن نیستند نپردازید، و برای [[تعجیل در فرج]] بسیار [[دعا]] کنید، زیرا این خود باعث [[گشایش]] امور خودتان است.<ref>[[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|فرهنگنامه آخرالزمان]]. ص ۴۳۶.</ref>.
==پرسش‌های وابسته==
==پرسش‌های وابسته==
* [[علل غیبت امام مهدی چیست؟ (پرسش)]]
* [[علل غیبت امام مهدی چیست؟ (پرسش)]]

نسخهٔ ‏۲۳ ژانویهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۲۱:۱۰

متن این جستار آزمایشی است؛ امید می رود در آینده نه چندان دور آماده شود. برای اطلاع از جزئیات بیشتر به بانک جامع پرسش و پاسخ مهدویت مراجعه کنید.
اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل غیبت امام مهدی (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

  • غیبت، اسم مصدر از ثلاثی مجرد ماده "غ ی ب" و به معنای ناپدید شدن و پنهان شدن از دیدگان است. غایب به کسی گفته می‏‌شود که حاضر و ظاهر نیست. و در اصل، درباره پنهان شدن خورشید، ماه و ستارگان به کار می‌‏رود[۱]. همچنین درباره کسی به کار می‏‌رود که مدتی در جایی حضور دارد و پس از آن، از دیدگان رفته و دیگر دیده نمی‌‏شود[۲]. در اصطلاح مهدویت به پنهان‌‏زیستی حضرت مهدی(ع)‏ گفته می‌‏شود.

سه دیدگاه کلی درباره چگونگی غیبت

  • با بهره‌‏گیری از بیانات معصومان(ع)، سه دیدگاه کلّی و قابل‏ توجّه درباره چگونگی غیبت حضرتش قابل ارائه است:
  1. پنهان بودن جسم "ناپیدایی"؛
  2. پنهان بودن عنوان "ناشناسی"؛
  3. پنهان بودن جسم و پنهان بودن عنوان به تناسب شرایط.
  • اما بررسی دیدگاه‏‌های یادشده:

پنهان بودن جسم؛

  1. بسان فرشتگان، ارواح و جنّ، جسمی نامرئی دارد که با وجود این که در میان جوامع بشری حضور دارد قابل دیدن نیست.
  2. جسمی مرئی دارد؛

پنهان بودن عنوان‏

  • این دیدگاه، بر این است که آن حضرت، افزون بر این‏که عمر شریف خود را در جوامع انسانی، سپری می‌‏کند، مردم را می‏‌بیند و مردم نیز او را می‌‏بینند؛ ولی او را نمی‌‏شناسند. به تعبیر دیگر، فقط از نگاه معرفتی و شناختی مردم پنهان است، نه از دید ظاهری. افرادی که بر این دیدگاه پافشاری می‌‏کنند، به روایاتی استدلال کرده‏‌اند؛ از جمله روایتی که سدیر از امام صادق(ع) نقل کرده است که: "در قائم، سنّتی از یوسف است ... چرا این مردم منکرند که خدای‏ تعالی با حجت خود همان کند که با یوسف کرد؟ بین ایشان گردش کند و در بازارهای آن‏ها راه رود و بر بساط آن‏ها پا نهد و آن‏ها او را نشناسند. تا آن‏گاه که خدای تعالی به او اذن دهد که خود را به آن‏ها معرفی کند؛ همان‏گونه که به یوسف اجازه داد ..."[۷]
  • نیز سخن نایب خاص آن حضرت، محمد بن عثمان که در این باره می‏‌گوید: "به خدا سوگند! همانا صاحب این امر، هرسال در موسم حج حاضر می‌‏شود؛ مردم را می‌‏بیند و آن‏ها را می‏‌شناسد و مردم او را می‏‌بینند؛ ولی نمی‌‏شناسند[۸].
  • لازم یادآوری است با توجه به معنای لغوی غیبت، بهره‏‌برداری این معنا از روایاتی که به صورت مطلق غیبت را برای آن حضرت ثابت کرده‏‌اند، نیازمند قرینه است.

پنهان بودن جسم و پنهان بودن عنوان، به تناسب شرایط

طولانی بودن غیبت مهدی(ع)‏

  • در روایاتی پس از تصریح به اصل غیبت، به طولانی بودن آن نیز تأکید شده است.
  • امام جواد(ع) در پاسخ به دلیل نام‏گذاری حضرت مهدی(ع)‏ به "منتظر"، فرمود: " همانا برای او غیبتی است که روزهای آن، فراوان و مدت آن، طولانی خواهد شد، پس افرادی که دارای اخلاص باشند، منتظر ظهور او خواهند بود"[۹].

فلسفه و علل غیبت امام مهدی

انواع غیبت‏

  • هم‏زمان با مطرح شدن اصل غیبت برای حضرت مهدی(ع)‏ از سوی معصومان(ع) در روایاتی غیبت حضرت مهدی(ع)‏ به دو بخش کوتاه و بلند تقسیم می‌‏شود[۱۰]. که هریک دارای ویژگی‏‌های خاصی است.
  • این مطلب با تعبیرهای متفاوتی در سخنان معصومین(ع) به چشم می‏‌خورد؛ زراره گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که فرمود: "همانا برای قائم، دو غیبت است که در یکی از آن‏ها به خانواده‌‏اش بر می‌‏گردد و در دیگری مکانش معلوم نیست. هر سال در مناسک حج حاضر می‏‌شود و مردم را می‏‌بیند؛ در حالی که مردم او را نمی‌‏بینند[۱۱].
  • آن حضرت در روایتی به کوتاه و بلند بودن دو غیبت امام این‌‏گونه اشاره کرده است: "برای قائم، دو غیبت است؛ یکی از آن‏ها کوتاه و دیگری دراز. در غیبت نخست، جز شیعیان مخصوص، کسی از جایگاه او خبر ندارد و در دیگری، جز خدمتکار ویژه آن حضرت، کسی از مکانش آگاه نیست"[۱۲]
  • لازم یادآوری است آن حضرت در دوران پدر بزرگوار خویش نیز نوعی پنهان‌‏زیستی داشته است و به گونه‏‌ای نبوده که همگان بتوانند آن حضرت را ملاقات کنند. همین باعث شده است برخی آغاز غیبت آن حضرت را از هنگام ولادت بدانند[۱۳][۱۴].

پرسش‌های وابسته

جستارهای وابسته

منابع

منبع‌شناسی جامع غیبت امام مهدی

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. جوهری، الصحاح، ج ۱، ص ۱۹۶
  2. ابو هلال عسکری، الفروق اللغویة، ص ۶۳
  3. ر.ک: سوره یس: آیه:۹ و سوره اسراء: آیه:۴۵.
  4. نعمانی، الغیبة، ص ۱۴۴
  5. " يَفْقِدُ النَّاسُ‏ إِمَامَهُمْ‏ يَشْهَدُ الْمَوْسِمَ‏ فَيَرَاهُمْ‏ وَ لَا يَرَوْنَهُ‏‏‏‏‏‏‏"، شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۱۶۱، ح ۱۱۹؛ شیخ کلینی، الکافی، ج ۱ ص ۳۳۷، ح ۶؛ نعمانی، الغیبة، ص ۱۷۵ ح ۱۴؛ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، باب ۳۳، ص ۳۴۶، ح ۳۳
  6. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۳۳۳؛ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص ۳۷۰
  7. شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص ۱۴۴، باب ۵، ح ۳
  8. شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۳۶۲؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۵۲۰؛ نیز: سیّد رضا صدر، راه مهدی علیه السّلام، ص ۷۸
  9. " إِنَ‏ لَهُ‏ غَيْبَةً يَكْثُرُ أَيَّامُهَا وَ يَطُولُ‏ أَمَدُهَا فَيَنْتَظِرُ خُرُوجَهُ‏ الْمُخْلِصُونَ‏ ‏‏‏‏‏‏‏"، شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص ۳۷۸
  10. امروزه از این دو غیبت، با نام‏های" غیبت صغرا" و" غیبت کبرا" یاد می‌‏شود؛ ولی در بیان اندیشوران شیعه از آن‏ها با عنوان‏‌هایی چون" غیبت قصری" و" غیبت طولی" و مانند آن نیز یاد شده است
  11. " إِنَ‏ لِلْقَائِمِ‏ غَيْبَتَيْنِ‏ يَرْجِعُ‏ فِي‏ إِحْدَاهُمَا وَ فِي الْأُخْرَى لَا يُدْرَى أَيْنَ هُوَ يَشْهَدُ الْمَوَاسِمَ يَرَى النَّاسَ وَ لَا يَرَوْنَهُ‏‏ ‏‏‏‏‏‏‏"، نعمانی، الغیبة، ص ۱۷۵، ح ۱۵
  12. " لِلْقَائِمِ‏ غَيْبَتَانِ‏ إِحْدَاهُمَا قَصِيرَةٌ وَ الْأُخْرَى‏ طَوِيلَةٌ الْغَيْبَةُ الْأُولَى‏ لَا يَعْلَمُ‏ بِمَكَانِهِ‏ فِيهَا إِلَّا خَاصَّةُ شِيعَتِهِ‏ وَ الْأُخْرَى‏ لَا يَعْلَمُ‏ بِمَكَانِهِ‏ فِيهَا إِلَّا خَاصَّةُ مَوَالِيهِ‏‏‏ ‏‏‏‏‏‏‏"، شیخ کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۳۴۰
  13. شیخ مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۳۴۰
  14. سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص ۳۱۴ - ۳۲۳.