شبهات عصمت: تفاوت میان نسخه‌ها

۷٬۹۷۶ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۶ فوریهٔ ۲۰۲۳
خط ۷۰: خط ۷۰:


==== شبهه هفتم: [[خطا]] در فهم [[کلام]] معصوم موجب بی‌اثری عصمت ====
==== شبهه هفتم: [[خطا]] در فهم [[کلام]] معصوم موجب بی‌اثری عصمت ====
[[انسان‌ها]] با توجه به ویژگی‌های [[ذهنی]] و ادراکی متفاوت در موارد گوناگونی در فهم و [[ادراک]] خویش، دچار خطا و [[لغزش]] می‌شوند. فهم [[آموزه‌های دینی]] و سخنان و گفته‌های [[پیشوایان دین]] نیز از این قاعده مستثنا نیست. بنابراین، هنگامی که انسان‌ها در فهم و [[درک]] و [[تفسیر]] کلام و حتی [[رفتار]] معصومان دچار خطا می‌شوند، عصمت آنان خود به خود فایده‌اش را از دست می‌دهد و اهدافی که بر آن مترتب بوده است، محقق نمی‌شود. چه بسا در اینجا بر این نکته نیز تأکید شود که آنچه ما از سخنان [[معصوم]] می‌فهمیم، از ظاهر [[کلام]] آنان برمی‌آید و این در حالی است که ظواهر، [[قاطع]] و یقین‌آور نیست؛ از این رو، حتی اگر [[عصمت مطلق]] [[معصومان]] به [[اثبات]] برسد، فایده‌ای نخواهد داشت؛ زیرا [[فهم]] ما غیر [[معصومانه]] است و [[عصمت]] آنان به فهم ما سرایت نخواهد کرد<ref>ر.ک: طرح نیازسنجی و پژوهشی در ۱۵ کشور و شبهه‌شناسی، (معاونت پژوهش مرکز جهانی علوم اسلامی)، ج۱ ـ ۲، ص۲۷۹.</ref>.
{{اصلی|آیا خطا در فهم کلام معصوم، موجب بی‌اثر شدن عصمت او می‌شود؟ (پرسش)}}
 
'''نقد و نظر'''
# در نقد این [[شبهه]] باید گفت: [[انسان]] معصوم علاوه بر [[هدایت]] و [[رهبری جامعه]] بشری [[شئون]] گوناگون و گسترده‌ای دارد و تبیین و [[تبلیغ]] و [[تفسیر دین]] [[خدا]] یکی از آنهاست. پس، فایده و اهداف مترتب بر عصمت فقط شامل این موارد نیست که با منتفی شدن آن، عصمت را بی‌فایده بخوانیم؛ از این رو، برای باقی ماندن [[دین]] و مصونیت از [[تحریف]]، وجود منبعی [[مصون از تحریف]] و وجود روش و معیاری استاندارد برای [[فهم دین]] که مصونیت داشته باشد [[ضرورت]] دارد.
# [[سخن]] یک گوینده از سه حالت خارج نیست:
## گاه صریح و روشن است؛ به گونه‌ای که هیچ‌گونه تأویلی را نمی‌پذیرد. این قسم را اصطلاحاً در [[علم اصول]] «[[نص]]» می‌گویند.
## به گونه‌ای است که به صورت متعارف و در عرفِ [[اهل]] آن زبان، معنای معینی از آن فهمیده می‌شود و در صورتی که معنای دیگری از آن [[اراده]] شود، کسی نمی‌پذیرد. این نوع سخن را به اصطلاح «ظواهر» گویند.
## گاهی نیز سخن [[تفاسیر]] گوناگونی برمی‌دارد و می‌توان آن را بر چند معنا حمل کرد. مخاطبان در فهم معنای این‌گونه از سخنان دچار سردرگمی می‌شوند و حتما باید قرینه‌ای وجود داشته باشد تا معنای معینی از آن فهمیده شود. این‌گونه سخنان را به اصطلاح «مُجمَل» و نیازمند «مُبیِّن» می‌خوانند.
 
روش همه [[خردمندان]] در فهم معنای یک سخن، [[اعتماد]] بر مفاد «[[نصّ]]» و «[[ظواهر]]» است؛ زیرا اگر بر معنایی که یک سخن به صورت صریح و روشن آن را بیان می‌کند یا ظهور در آن دارد [[اعتماد]] نشود، [[نظام جامعه]] و [[روابط]] گوناگون [[اجتماعی]] کاملاً دچار اختلال می‌شود و سنگ روی سنگ بند نمی‌شود. اغلب سخنان ایراد شده از نوع «[[نص]]» و «ظواهر» است. در مواردی هم که سخنان مجمل باشد، اغلب قراینی یافت می‌شود و منظور گوینده را روشن می‌کند وگرنه حمل بر [[اجمال]] می‌شود و سخن ارزشی نخواهد داشت.
 
تمام مذاکرات مهم [[سیاسی]] بین هیئت‌های عالی‌رتبه [[دیپلماسی]]، قراردادهای مهم [[اقتصادی]] و [[امنیتی]]، تمام قطع‌نامه‌های تصویب شده در شورای [[امنیت]] و [[سازمان]] [[ملل]] و مراکز سیاسی و [[فرهنگی]] بین‌المللی و داخلی در تمام رشته‌های گوناگون، اعم از حوزوی و دانشگاهی و تمام مراکز [[آموزشی]]، تمام [[قوانین]] مدون در کشورها مربوط به [[قضاوت]] و ادعاها و اقرارهای اشخاص [[حقیقی]] و [[حقوقی]] در [[دادگاه]]، حتی گفت‌وگوهای دوستانه و [[خانوادگی]] و هزاران مورد دیگر، همه و همه از این آبشخور سرچشمه می‌گیرد، به گونه‌ای که سخن یا صریح و نص است و یا جزء ظواهر که بی‌شک براساس [[منطق]] [[زبان]] و معیارهای منطقی و اصولی از قبیل ظهور الفاظ، دلالت‌های [[کلام]]، فضای طرح سخن، نمی‌توان در برداشت مطلب از متن کلام تردید کرد. از طرفی، ساز و کار [[تعلیم و تعلم]] در تمام مراکز آموزشی بر همین مبنا [[استوار]] است و در علوم انسانی، نظیر: [[فقه]]، [[حقوق]]، [[اقتصاد]]، [[سیاست]] و دیگر [[علوم]]، مانند: پزشکی، ریاضی، شیمی و فیزیک همین روش دنبال می‌شود و اساساً ارتباط و مفاهمه بین همه ملت‌های [[جهان]] با اعتماد بر [[نصوص]]، ظواهر و یا قرینه‌ها انجام می‌شود.
 
بنابراین، از آنجا که [[معصومان]] نیز در [[مقام]] گفت‌وگو بر اساس همان روش [[عرفی]] و عقلایی سخن می‌گویند، [[فهم]] سخنان صریح و ظواهر کلام آنها با هیچ مشکلی مواجه نمی‌شود. بنابراین، در رساندن [[پیام الهی]] و نیز تمام [[شئون]] [[رسالت]] و [[امامت]] هم شخص [[معصوم]] و هم [[سخن معصوم]] وجودش لازم و ضروری است تا [[هدف]] و غرض [[الهی]] تحقق یابد و نقض غرض لازم نیاید و سازوکار [[هدایت]] به والاترین شکل و زیباترین شیوه در [[اختیار]] همه قرار گیرد و همه از آن بهرمند شوند؛ در این صورت است که پیروی از معصوم و سخنان وی بر همه لازم می‌شود. از این روست که وجود [[انسان]] معصوم در تمام دوره‌ها [[ضرورت]] می‌یابد، آن‌چنان‌که در [[حدیث]] آمده است: اگر [[زمین]] یک لحظه بدون [[حجت]] و [[امام]] معصومی که هدایت [[بشر]] را از سوی [[خداوند]] به عهده دارد بماند، فرو می‌ریزد و از بین می‌رود<ref>{{متن حدیث|لَوْ بَقِيَتِ الْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ لَسَاخَتْ‌}}، الکافی، ج۱، ص۱۷۹، کتاب الحجة، باب ۵، ج۱۰.</ref>؛ از این‌رو، هم وجود معصوم لازم و ضروری است و هم سخن [[معصومانه]] آنان ضروری و هر کدام فایده‌های بی‌شماری دارند که [[جامعه بشری]] نباید از آن بی‌بهره باشد<ref>[[سید موسی هاشمی تنکابنی|هاشمی تنکابنی، سید موسی]]، [[عصمت ضرورت و آثار (کتاب)|عصمت ضرورت و آثار]]، ص۲۱۴.</ref>.


==== شبهه هشتم: [[عصمت]] و [[تبعیض]] ====
==== شبهه هشتم: [[عصمت]] و [[تبعیض]] ====
۱۳۰٬۵۵۳

ویرایش