پیشگیری از جرم: تفاوت میان نسخهها
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۷۴: | خط ۱۷۴: | ||
در سفارش [[امام علی]]{{ع}}، هم به افرادی که ممکن است در صدد [[ارتکاب جرم]] برآیند توصیههایی وجود دارد و هم به افرادی که احتمال دارد در معرض بزهدیدگی قرار گیرند، سفارش میشود. سفارشهای [[اخلاقی]] [[امام]]، بیشتر در زمره گروه نخست قرار میگیرد. اینکه افراد، [[حب دنیا]] را از [[دل]] بیرون کنند<ref>{{متن حدیث|إِيَّاكَ وَ حُبَّ الدُّنْيَا فَإِنَّهَا أَصْلُ كُلِّ خَطِيئَةٍ وَ مَعْدِنُ كُلِّ بَلِيَّةٍ}}. (آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۲، ص۲۹۷، ح۲۶۶۹)</ref>، [[خدا]] را بر کار خویش حاضر و ناظر بدانند، در محاسبههای خود، [[آخرت]] را هم در نظر بگیرند و از لذتهای زودگذری که از رهگذر ارتکاب جرم به دست میآید، [[چشم]] بپوشند<ref>{{متن حدیث|أَلَا فَاذْكُرُوا هَاذِمَ اللَّذَّاتِ وَ مُنَغِّصَ الشَّهَوَاتِ وَ قَاطِعَ الْأُمْنِيَاتِ عِنْدَ الْمُسَاوَرَةِ لِلْأَعْمَالِ الْقَبِيحَةِ}}. (نهج البلاغه، خطبه ۹۹)</ref>، همه از این قبیل است. در گروه دوم، سفارشهایی چون [[چشمپوشی]] از ارزشهای کمتر برای [[حفظ]] ارزشهای بالاتر، مانند چشمپوشی از [[مال]] و حتی [[بذل و بخشش]] آن برای [[حفظ آبرو]] و [[ناموس]]<ref>{{متن حدیث|وَقُّوا أَعْرَاضَكُمْ بِبَذْلِ أَمْوَالِكُمْ}}. (آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۶، ص۱۱۲، ح۱۰۰۷۰)</ref>، دوریجستن از پذیراشدن [[دین]] و ضمانتهای [[مالی]] که از عهده آن نمیتوان برآمد<ref>{{متن حدیث|لَا تَضْمَنْ مَا لَا تَقْدِرُ عَلَى الْوَفَاءِ بِهِ}}. (آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۶، ص۲۶۴، ح۱۰۱۷۸)</ref>، دیده میشود.<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۰۷.</ref> | در سفارش [[امام علی]]{{ع}}، هم به افرادی که ممکن است در صدد [[ارتکاب جرم]] برآیند توصیههایی وجود دارد و هم به افرادی که احتمال دارد در معرض بزهدیدگی قرار گیرند، سفارش میشود. سفارشهای [[اخلاقی]] [[امام]]، بیشتر در زمره گروه نخست قرار میگیرد. اینکه افراد، [[حب دنیا]] را از [[دل]] بیرون کنند<ref>{{متن حدیث|إِيَّاكَ وَ حُبَّ الدُّنْيَا فَإِنَّهَا أَصْلُ كُلِّ خَطِيئَةٍ وَ مَعْدِنُ كُلِّ بَلِيَّةٍ}}. (آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۲، ص۲۹۷، ح۲۶۶۹)</ref>، [[خدا]] را بر کار خویش حاضر و ناظر بدانند، در محاسبههای خود، [[آخرت]] را هم در نظر بگیرند و از لذتهای زودگذری که از رهگذر ارتکاب جرم به دست میآید، [[چشم]] بپوشند<ref>{{متن حدیث|أَلَا فَاذْكُرُوا هَاذِمَ اللَّذَّاتِ وَ مُنَغِّصَ الشَّهَوَاتِ وَ قَاطِعَ الْأُمْنِيَاتِ عِنْدَ الْمُسَاوَرَةِ لِلْأَعْمَالِ الْقَبِيحَةِ}}. (نهج البلاغه، خطبه ۹۹)</ref>، همه از این قبیل است. در گروه دوم، سفارشهایی چون [[چشمپوشی]] از ارزشهای کمتر برای [[حفظ]] ارزشهای بالاتر، مانند چشمپوشی از [[مال]] و حتی [[بذل و بخشش]] آن برای [[حفظ آبرو]] و [[ناموس]]<ref>{{متن حدیث|وَقُّوا أَعْرَاضَكُمْ بِبَذْلِ أَمْوَالِكُمْ}}. (آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۶، ص۱۱۲، ح۱۰۰۷۰)</ref>، دوریجستن از پذیراشدن [[دین]] و ضمانتهای [[مالی]] که از عهده آن نمیتوان برآمد<ref>{{متن حدیث|لَا تَضْمَنْ مَا لَا تَقْدِرُ عَلَى الْوَفَاءِ بِهِ}}. (آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۶، ص۲۶۴، ح۱۰۱۷۸)</ref>، دیده میشود.<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۰۷.</ref> | ||
==[[لزوم]] [[اندیشیدن]] [[تدابیر]] گوناگون== | |||
اصل دیگری که در نگاه کلان به گفتههای [[امام علی]]{{ع}} [[استنباط]] میشود، اتخاذ تدابیر همهجانبه و گوناگون برای [[پیشگیری از جرم]] است. آنچه در روند شکلگیری مباحث و نظریههای پیشگیری از جرم دیده میشود، جزئینگری است که البته به [[پیروی]] از روش [[علوم تجربی]]، در این مباحث نیز پی گرفته شده است. جزئینگری در [[مقام]] [[پژوهش]] به سبب آنکه زوایای بسیاری از موضوعات خاص و جزئی را با عمق و دقت بیشتری میکاود، امری مطلوب است؛ اما به دلیل جزئی بودن نمیتواند کارگشایی فراوانی داشته باشد. در [[مقام عمل]] و مواجهه با پدیده [[شومی]] چون [[بزهکاری]] که علل و عوامل گوناگونی در شکلگیری و [[رشد]] آن [[دخالت]] دارد، نمیتوان از یک دیدگاه و به صورت جزئی اقدام کرد. شاید ریشه [[شکست]] و عدم [[کارایی]] نظریهها و الگوهای پیشگیری از جرم، همین باشد. به هر حال، اگر [[جرم]] و [[انحراف]]، پدیدهای است که ریشه در علل و عوامل گوناگونی چون [[فقر]]، [[جهل]] (کمبود یا نبود آگاهیهای لازم) [[محیط اجتماعی]]، وضعیت [[سیاسی]] و [[فرهنگی]] دارد، نمیتوان با نظر به یک یا چند عامل - و نه همه عوامل- با آن [[مبارزه]] کرد. | |||
تتبع در [[سخنان امام علی]]{{ع}}، آموزههای گوناگونی را در زمینه پیشگیری از جرم، فراروی [[انسان]] قرار میدهد. با نگرشی کلان به این [[آموزهها]] میتوان دریافت که [[امام]] مبارزه و به تعبیر بهتر، واکنشی همهجانبه را در این راه، ضرور میبیند؛ البته میتوان با تحلیل دقیق این آموزهها، اولویتهای اساسی را در پیشگیری از جرم استخراج کرد؛ به طور مثال، امام علی{{ع}} [[نادانی]] را پایه هرگونه [[شر]] و [[بدی]] و [[دانش]] را سرمنشأ هرگونه خیر و صلاح میداند. از دیدگاه او [[تقوای الهی]] و [[کوشش]] در جهت [[متقی]] کردن یکایک افراد [[جامعه]]، کلید و منشأ [[رستگاری]] جامعه و [[رهایی]] آن از هر [[بدبختی]] است. اینگونه آموزهها که امام در آن از اساس و سبب هر بدبختی و انحراف سخن میگوید، در مقایسه با دیگر آموزههایی که از معاشرتکردن با [[فاسقان]] و [[فاجران]] و نیز حضور در مکانهای خاصی [[پرهیز]] میدهد، میتواند این معنا را برساند که از نظر وی کدام یک [[اولویت]] دارد. [[تکرار]] یک آموزه در سخنان [[حضرت امیر]] نیز به سبب در دسترس نبودن همه سخنانش نمیتواند دلیل کافی برای اهمیت و [[اولویت]] آن آموزه باشد، ولی با نظر به آنچه فعلاً موجود است، میتواند نوعی اولویت برای آن آموزه را بیان کند. | |||
دنباله این جستار، ضمن ارائه آموزههای [[پیشگیری]] از دیدگاه [[امام علی]]{{ع}} که بیانگر روشها و برنامههای پیشگیری است، به نوعی اولویتها را نیز خاطرنشان میسازد.<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۰۸.</ref> | |||
==اولویتها و روشهای [[پیشگیری از جرم]]== | |||
===[[اجرای عدالت]]=== | |||
نگاهی به گفتارهای امام علی{{ع}}، این مطلب را به [[ذهن]] خواننده متبادر میسازد که «[[عدالت]]»، بنیاد و قوام [[جامعه سالم]] است که بسیاری از زمینههای [[اجتماعی]]، [[اقتصادی]] و [[سیاسی]] [[انحرافها]] و جرایم را از میان میبرد؛ افزون بر آن، هنگام بروز [[کجی]] و [[انحراف]] در [[جامعه]]، میکوشد تا با بهترین [[شیوه]] ممکن، حالت [[اعتدال]] را به جامعه بازگرداند؛ به گونهای که [[حقوق]] [[مشروع]] افراد و کیان [[اجتماع]] لطمهای نخورد. نقش کارساز و زیربنایی عدالت، [[انسانها]] را همواره شیفته خود ساخته است و هیچ [[انسانی]]، هر چند [[ستمکار]]، از [[شعار]] [[عدالتخواهی]] و [[عدالتطلبی]] نمیگریزد. به عبارت دیگر، «عدالت» همواره در [[اندیشه]] و گفتار [[بشر]]، [[تقدس]] و [[ارزش]] داشته است، تا آنجا که [[ظلم]] بالسویه را نیز [[عدل]] خواندهاند<ref>ر.ک: کاتوزیان، ناصر، «حقوق و عدالت»، مجله نقد و نظر، سال سوم، شماره ۲-۳.</ref> و [[حاکمان]] و سردمداران، ستمگریهای خود را به نام [[رفع ظلم]] و [[برقراری عدالت]] [[اجرا]] کردهاند<ref>محسنی، مرتضی، دوره حقوق جزای عمومی، ص۴، به نقل از: محمدعلی معتمد، حقوق جزای عمومی، ص۷۳.</ref>؛ با وجود این، در میان [[عالمان]]، «عدالت» مفهوم و معنای مورد اتفاقی نمییابد و درباره عناصر سازنده مفهوم عدالت [[اختلاف]] وجود دارد. | |||
تعاریفی که از عدالت ارائه شده، مفاهیم [[انصاف]]، [[برابری]]، [[بیطرفی]] و [[پاداش]] یا [[کیفر]] مناسب را در بر دارد. طبق نظر لوکاس (۱۹۸۰م) عدالت، مفهومی متفاوت از [[نیکوکاری]]، [[بخشندگی]] و [[سخاوت]]، [[قدردانی]] و [[حقشناسی]]، [[دوستی]]، [[ترحم]] و [[دلسوزی]] است. عدالت چیزی نیست که لزوماً باید به سبب آن [[احساس]] [[خرسندی]] کنیم؛ بلکه چیزی است که بر اساس آن، [[حق]] پافشاری داریم. مفهوم [[عدالت]] را نباید با [[مفهوم خیر]] درآمیخت. برخی کارها ممکن است خوب تلقی شوند؛ اما برای عدالت ضرور نباشند؛ به طور مثال [[صدقه دادن]] و [[عفو و گذشت]] خیر است؛ ولی عدالت نیست<ref>POLLOCK، JOYCEIYNM، Ethics in Crime and Justice، U.S.A. West / Wdsworth، third Edition، P. P. ۸۶ – ۸۷.</ref>. | |||
[[متون دینی]] و به ویژه [[سخنان امام علی]]{{ع}} معنا و تصویر روشنی از عدالت ارائه داده است. حضرت میفرماید: | |||
{{متن حدیث|الْعَدْلُ يَضَعُ الْأُمُورَ مَوَاضِعَهَا وَ الْجُودُ يُخْرِجُهَا مِنْ جِهَتِهَا وَ الْعَدْلُ سَائِسٌ عَامٌّ وَ الْجُودُ عَارِضٌ خَاصٌّ}}<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۳۷؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲۰، باب ۴۴۶، ص۸۵.</ref>؛ «عدالت، هر چیزی را در جای خود مینهد؛ در حالی که [[بخشش]]، آن را از جای خود خارج میسازد. عدالت [[تدبیر]] عمومی [[مردم]] است؛ در حالی که بخشش، گروه خاصی را شامل میشود». | |||
از این سخن درمییابیم که عدالت شریفتر و [[برتر]] است. دقت در [[کلام امام]]، بیانگر تفاوت «عدالت و [[تساوی]]» و «عدالت و [[اخلاق]]» است. ممکن است «تساوی» در مواردی از مصادیق عدالت، و در موارد دیگر، از مصادیق [[ظلم]] باشد که در این صورت، رفتارنکردن به تساوی در جایی که باید به تساوی [[رفتار]] شود، خود، موجب [[پایمال شدن حقوق]] افراد و [[برانگیخته شدن]] [[احساسات]] و [[عواطف]] آنها و بر هم خوردن [[نظم اجتماعی]] میشود؛ در مقابل، به تساوی رفتارکردن در جایی که باید به تساوی رفتار نشود نیز گذشته از آنکه خود، [[جرم]] به شمار میرود، جرمزا است؛ به همین جهت، «عدالت» (در صورت [[رعایت]])، عوامل جرمزایی را از میان برمیدارد؛ زیرا احساسات و عواطف [[آدمیان]] را ارضا میسازد؛ البته مانند بسیاری موارد، ممکن است هم برای مجریان عدالت و هم برای عموم مردم در تشخیص مصادیق، نوعی خلط و [[خطا]] پیش آید که در این صورت، چه بسا ظلمی چهره [[عدل]] به خود گیرد یا عدلی، ظلم تلقی شود و عادلی به سبب [[اجرای عدالت]] [[ظالم]] قلمداد و [[شهید]] راه [[عدالت]] گردد. از سوی دیگر، [[عدالتخواهی]] شعاری شیرین است؛ اما در عمل، هم سخت و هم برای برخی تلخ است؛ از اینرو همراهشدن آن با [[اخلاق]]، تا اندازهای چهرهای لطیفتر به آن میبخشد؛ اما هرگز نباید اخلاق، [[ایثار]] وجود را مبنا قرار داد و از [[عدالت]] صرف نظر کرد؛ چراکه به نابودی خودِ اخلاق منجر خواهد شد<ref>مطهری، مرتضی، بیست گفتار، ص۸۴.</ref>. استاد [[مرتضی مطهری]] میگوید: | |||
[[اجرای عدالت]] است که میتواند جلوی [[مطامع]] [[روحی]] را [[سد]] کند، جلوی حرصها و آزها و طمعها را بگیرد؛ البته عدالت فقط میتواند رادع و مانع باشد، نه اینکه آنها را از بیخ و بن برکند؛ اما اگر عدالت نباشد و میدان، میدان [[زور]] و [[غارت]] و [[چپاول]] باشد، آنها که تحت فشار عوامل روحی همچون [[حرص]]، [[آز]]، [[طمع]]، [[حسد]]، [[حقد]] و [[کینه]] هستند، مطامعشان بیشتر تحریک میشود و بیشتر تحت فشار [[قوی]] این عاملها قرار میگیرند. امکان اینکه به سوی [[ظلم و جور]] و ستمکردن و اجحاف [[حقوق دیگران]] کشیده شوند، بیشتر است. این هم از بعد فردی است و هم از بعد [[اجتماعی]]<ref>مطهری، مرتضی، بیست گفتار، ص۱۴.</ref>. | |||
[[تاریخ]] [[زندگی]] [[بشر]] از آن حکایت دارد که اجرای عدالت، با کاهش [[جرم]]، و عدم اجرای عدالت، با افزایش جرایم همراه بوده است. در جوامعی که [[ثروت]] به صورت نابرابر [[توزیع]] شده و دسترسی به [[آموزش و پرورش]]، [[اشتغال]] و [[مراقبت]] [[بهداشتی]] برای همگان به صورت مساوی امکانپذیر نمیباشد، نرخ جرایم بالاتر است<ref>معظمی، شهلا، «جرم شهری: سیاستهایی برای پیشگیری»، مجله امنیت، شماره ۹-۱۰، سال ۱۳۷۹، ص۵۰.</ref>. بدین لحاظ، از جمله اهدافی که [[سازمان]] [[ملل]] در زمینه [[عدالت کیفری]] و [[پیشگیری از جرم]] ارائه کرده، اجرای عدالت به شیوهای کارآمدتر و مؤثرتر است؛ البته با [[رعایت]] [[احترام به حقوق]] همه افراد زیاندیده از جرم (قربانیان جرم) و همه کسانی که در [[نظام]] [[کیفری]] دستاندرکارند<ref>معظمی، شهلا، «جرم شهری: سیاستهایی برای پیشگیری»، مجله امنیت، شماره ۹-۱۰، سال ۱۳۷۹، ص۴۷.</ref>. ۲ | |||
در [[اندیشه]] [[امام علی]]{{ع}}، به سامان رسیدن کار [[حکومت]] و بقای آن، در گرو اجرای عدالت است: {{متن حدیث|مَا حُصِّنَ الدُّوَلُ بِمِثْلِ الْعَدْلِ}}<ref>حکیمی، محمدرضا و محمد حکیمی و علی حکیمی، الحیاة، ج۶، ص۳۳۰.</ref>؛ «هیچ دژی به اندازه اجرای عدالت، از [[حاکمیت]] [[پاسداری]] نمیکند [از [[سقوط]] و [[تهاجم]] محفوظ نمیدارد]»؛ در غیر این صورت، [[فساد]] و [[تباهی]] [[حاکمان]]، فقط به سطح خودشان محدود نمیشود و از آنجا که الگوهای جامعهاند، [[مردم]] نیز به فساد کشیده میشوند و [[خشونت]]، [[بدبختی]]، [[فقر]]، [[گمراهی]] و... از آثار چنین جامعهای خواهد بود. در این [[جامعه]]، دیگر از [[سازندگی]] مادی خبری نیست: {{متن حدیث|لَا يَكُونُ الْعُمْرَانُ حَيْثُ يَجُورُ السُّلْطَانُ}}<ref>حکیمی، محمدرضا و محمد حکیمی و علی حکیمی، الحیاة، ج۶، ص۳۵۴.</ref>؛ در جایی که [[حکومت ستم]] کند، [[آبادانی]] وجود نخواهد داشت». در این جامعه سازندگی [[معنوی]] [[انسانها]] نیز به [[فراموشی]] سپرده میشود؛ چراکه [[اصلاح]] تودهها و اجرای برنامههایی که سازندگی [[شخصیت]] آنها را در پی دارد، در گرو [[اجرای عدالت]] است: {{متن حدیث|الرَّعِيَّةُ لَا يُصْلِحُهَا إِلَّا الْعَدْلُ}}<ref>حکیمی، محمدرضا و محمد حکیمی و علی حکیمی، الحیاة، ج۶، ص۴۰۰.</ref>؛ «[[توده]] را جز اجرای عدالت، چیز دیگری اصلاح نمیکند». | |||
[[فقرزدایی]]، تکاثرزدایی، ایجاد [[برابری]] [[انسانی]]، [[تعلیم و تربیت]] سالم، [[سلامت روانی]] جامعه، [[داد و ستد]] [[مشروع]] و درست، تثبیت [[ارزشها]]، احیای احکام [[دین]] و پرورش [[دینداری]]<ref>در این زمینه، ر.ک: حکیمی، محمدرضا، جامعهسازی قرآنی.</ref>، همه در گرو [[عدالت]] است؛ از اینرو، [[امام علی]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|جَعَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ الْعَدْلَ قَوَاماً لِلْأَنَامِ}}<ref>حکیمی، محمدرضا و محمد حکیمی و علی حکیمی، الحیاة، ج۶، ص۴۰۴.</ref>؛ «[[خداوند سبحان]]، سامانیابی [اصلاح] [[جامعه انسانی]] را در گرو اجرای عدالت قرار داده است».<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۰۹.</ref> | |||
===[[مبارزه]] با [[نادانی]]=== | |||
در [[اندیشه]] علی{{ع}}، مبارزه با نادانی، جزو اساسیترین برنامههای [[پیشگیری]] از [[انحراف]] و تباهی است. [[اولویت]] انجام این مهم بدان سبب است که حضرت، نادانی را به صراحت، ریشه هر [[شر]] و [[بدی]]<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۱، ص۲۰۵، ح۸۱۸.</ref> و منبع و [[معدن]] آن میداند<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۱، ص۱۷۳، ح۶۵۷.</ref>. وی قاعدهای کلی را ارائه میدهد که علت [[لغزش]] و انحراف [[رفتاری]]، [[عقیدتی]] و [[اخلاقی]] [[آدمی]] را باید در نادانی او جست و مصادیق و نمونههایی از آن را نیز بیان میکند<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۷، ص۵۱-۵۲؛ حکیمی، محمدرضا و محمد حکیمی و علی حکیمی، الحیاة، ج۱، فصل ۶. به طور مثال، امام در حدیثی میفرماید: {{متن حدیث|مَنِ اتَّجَرَ بِغَيْرِ عِلْمٍ فَقَدِ ارْتَطَمَ فِي الرِّبَا}}. (آمدی، شرح خوانساری، غرر الحکم، ج۵، ص۲۸۷، ح۸۴۰) مفاد این آموزه این است که هر کس بدون دانشهای دینی لازم به تجارت پردازد، امکان اینکه به وادی ربادهی و رباخواری کشیده شود، وجود دارد.</ref>؛ البته در اینکه مقصود از [[نادانی]] مقابل [[دانایی]] یا [[عقل]] است، دیدگاههای متفاوتی ارائه شده که مجال طرح آن در اینجا نیست. [[اعتقاد]] نویسنده بر این است که حتی اگر [[جهل]]، نقطه مقابل عقل نیز تلقی شود، با توجه به اینکه [[امام علی]]{{ع}} عقل را بر دو نوع مکتسب و غریزی میداند<ref>{{متن حدیث|الْعَقْلُ نَوْعَانِ: غَرِيزِيٌّ وَ مُكْتَسَبٌ}}. (ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، باب ۳۱، ص۶۲)</ref>، عقل، نقطه مقابل [[علم]] نیز تلقی میشود (با این فرض که مقصود از علم، همان [[عقل مسموع]] و [[دانش]] فرا گرفته شده باشد)؛ از اینرو، [[مبارزه]] با نادانی هم بیدارسازی عقلهای سرشته و ذاتی [[آدمیان]] و هم ارائه [[دانشهای لازم]] به آنها را در بر میگیرد و به اصطلاح، هم [[تذکر]] [[وهم]] [[تعلیم]] را [[پوشش]] میدهد. | |||
روشی که [[امام]] در مبارزه با نادانی ارائه میکند، بسیار قابل توجه و در جهت همان اصولی است که با استفاده از دیدگاه حضرت ارائه شد. او از سویی [[حکومت]] را به تعلیم دادن و آگاهیبخشی به [[مردم]] موظف میکند و این را از [[حقوق]] [[شهروندان]] بر حکومت میداند که به هیچ روی نباید ترک شود و در جای دیگر، منظور خویش از این دانش را [[تفسیر]] میکند: | |||
{{متن حدیث|عَلَى الْإِمَامِ أَنْ يُعَلِّمَ أَهْلَ وَلَايَتِهِ حُدُودَ الْإِسْلَامِ وَ الْإِيمَانِ}}<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۴، ص۳۱۸.</ref>؛ «بر امام و [[حاکم]] لازم است که معیارهای [[اسلامی]] و [[ایمان]] را به مردم تحت [[سرپرستی]] خویش بیاموزد». | |||
از سوی دیگر، امام متفکران را به [[نشر]] دانش خویش و [[کوشش]] در جهت [[هدایت]] و تعلیم مردم مؤظف میسازد و سرانجام، یکایک مردم [[اجتماع]] را به [[دانشاندوزی]] و [[کسب اطلاعات]] لازم سفارش میکند و آن را فریضهای بزرگ میشمارد و [[حیا]] و [[شرمساری]] (به علت بالابودن سن یا...) را در [[یادگیری]] رد میکند: {{متن حدیث|اغْدُ عَالِماً أَوْ مُتَعَلِّماً وَ لَا تَكُنِ الثَّالِثَ فَتَعْطَبَ}}<ref>حکیمی، محمدرضا و محمد و علی، الحیاة، ج۱، ص۷۱، ح۴.</ref>؛ «یا [[دانا]] باش یا جوینده [[دانایی]]، و جز این دو مباش که نابود خواهی شد». | |||
نوع ارتباطی که [[امام]] بین [[وظیفه]] عالم و [[متعلم]] تصویر میکند، بیانگر یکی از مهمترین [[فنون]] [[پیشگیری از جرم]] است که از آن به فراهمآوردن مقدمات لازم برای تحقق [[راهبردها]] تعبیر میکنیم. [[امیر مؤمنان]]{{ع}} میفرماید: «[[خدا]] از [[مردم]] [[نادان]] [[عهد]] نگرفت بیاموزند، مگر وقتی که از دانایان عهد گرفت [[آموزش]] دهند»<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۷۸.</ref>. مسئله ارائه اطلاعات لازم و افزایش آگاهیهای عمومی که امروزه از آن در قالب [[تدابیر]] و برنامههای [[مبارزه]] با [[بیسوادی]]، آموزش رایگان و اجباری، تشکیل کلاسها و جلسات [[آموزشی]] تعبیر میشود و در ردیف مهمترین [[وظایف حکومت]] و [[رسانههای عمومی]] به شمار میآید، همگی در جهت تحقق این مهم است. بیجهت نیست که ویکتور هوگو میگفت: «دَرِ یک [[مدرسه]] را باز کنید تا دَرِ یک [[زندان]] بسته شود»<ref>دانش، تاجزمان، مجرم کیست؟ جرمشناسی چیست؟، ص۲۶۲.</ref>. | |||
باید توجه داشت که با هر دانشی، به [[ضرورت]]، [[جرم]] و [[انحراف]] فرونمینشیند؛از اینرو، توجه به نوع دانشی که فرا گرفته میشود، بسیار ضرورت دارد. برخی [[علوم]] برای فرد و [[جامعه]] نفعی اندک دارد یا برای هر دو زیانآور است که این دو، از دایره مفهومی [[علم]] مورد نظر امام خارج است. او فراگیری دانشی را الزامی میداند که سبب صلاح و [[رشد]] مثبت [[آدمی]] شود<ref>{{متن حدیث|أَلْزَمُ الْعِلْمِ بِكَ مَا دَلَّكَ عَلَى صَلَاحِ دِينِكَ وَ أَبَانَ عَنْ فَسَادِهِ}}. (آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۲، ص۴۷۱، ح۳۳۳۷)</ref>. همین علم است که امام آموزش آن را برای [[پیشگیری]] از انحرافهای [[عقیدتی]] [[کودکان]] و [[نوجوانان]]، [[واجب]] دانسته و [[پدران]] و [[مادران]] را به آن [[تکلیف]] کرده است: | |||
{{متن حدیث|عَلِّمُوا صِبْيَانَكُمْ مَا يَنْفَعُهُمُ اللَّهُ بِهِ لَا تَغْلِبْ عَلَيْهِمُ الْمُرْجِئَةُ}}<ref>حکیمی، محمدرضا و محمد و علی، الحیاة، ج۱، ص۱۱۱، به نقل از: مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۲، ص۱۷.</ref>؛ «به کودکانتان چیزی را بیاموزید که [[خداوند]] آن را سودمند قرار داده است تا صاحبان [[افکار]] [[باطل]] آنان را [[گمراه]] نسازند». | |||
به همین سبب، [[پیشوایان دینی]] از [[علمی]] که برای فرد نفعی ندارد، به خداوند پناه میبردهاند؛ زیرا این [[علم]] و این [[مدرسه]]، نه تنها موجب [[هدایت]] و [[پیشگیری]] فرد از [[انحراف]] نیست، که موجب [[گمراهی]] او نیز میشود. بدبختانه گاه آنچه به صورت رسمی و غیر رسمی در [[مدارس]] و آموزشگاهها یا [[رسانهها]] و مطبوعات، [[آموزش]] داده میشود، از این نوع است و مصداق همان سخن هلوسیوس در [[قرن]] هیجدهم است که میگفت: «[[آدمیان]] [[نادان]] به [[دنیا]] میآیند، نه ابله. آنان به واسطه [[تعلیم و تربیت]] به [[بلاهت]] کشانده میشوند»<ref>باتومور، تی، بی، جامعهشناسی، ترجمه سید حسن منصور و سید حسن حسینی، ص۲۴۷.</ref>. | |||
از آنچه گفته شد، میتوان نتیجه گرفت که بین [[نادانی]] و [[جرم]] رابطهای مستقیم وجود دارد<ref>در زمینه رابطه علم و جهل با جرم، ر.ک: محمودی، عباسعلی، پیشگیری و ریشهیابی جرم در اسلام.</ref>؛ به همین علت، جهالتزدایی از مهمترین اولویتها در [[پیشگیری از جرم]] است؛ اما باید به این نکته توجه داشت که بین علم و پیشگیری از جرم رابطه مستقیمی وجود ندارد؛ چنانکه رابطه بین علم (به صورت مطلق) و انحراف نیز چنین است. آری، [[آگاهی]] درست و لازم میتواند نقش بسیاری در پیشگیری از جرم داشته باشد. | |||
نتیجهبخش بودن آگاهی، به [[شخصیت]] فراگیر نیز بستگی دارد. در سخنان پیشوایان دینی، از جمله [[امام علی]]{{ع}}، با صراحت آمده است که اگر فراگیران از [[تهذیب]] و [[پرورش اخلاقی]] درست بهرهمند نباشند، [[علوم]] مفید نیز نمیتواند برای اینان کارگشا و [[راهنما]] باشد، و اینجا است که سومین [[اولویت]] در برنامههای پیشگیرانه رخ مینماید و آن تهذیب [[اخلاقی]] افراد و نهادینهسازی [[اخلاق]] درست است.<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۱۳.</ref> | |||
===[[کوشش]] برای [[ترویج]] [[اخلاق فاضله]]=== | |||
سومین اولویت پیشگیری از جرم در [[سخنان امام علی]]{{ع}}، [[مبارزه]] با [[رذایل اخلاقی]] در سطح فردی و [[اجتماعی]] است. [[امام]] سرچشمه بسیاری از [[شرور]]، [[پلیدیها]] و فجایع را در رذایلی چون [[حقد]]، [[حسد]]، [[بغض]]، [[خودبرتربینی]]، [[تفاخر]] و [[غرور]] بیجا میداند: {{متن حدیث|سِلَاحُ الشَّرِّ الْحِقْدُ}}<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۴، ص۱۲۹، ح۵۵۵۵.</ref>؛ «[[کینهتوزی]]، [[سلاح]] [[شرارت]] است». {{متن حدیث|سَبَبُ الْفِتَنِ الْحِقْدُ}}<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۴، ص۱۲۱، ح۵۵۲۲.</ref>؛ «کینهتوزی علت [[فتنهها]] است». {{متن حدیث|الْحِرْصُ مُوقِعٌ فِي كَثِيرِ الْعُيُوبِ}}<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۱، ص۲۹۴، ح۱۱۳۱.</ref>؛ «[[آز]]، [[آدمی]] را در نابهنجاریهای بسیاری قرار میدهد». | |||
آنچه در اسناد و تحقیقات بینالمللی مکتوب است و جرمشناسان نیز بیان داشتهاند، تصریح روشن به این نکته است که بین [[جرم]] و عدم و وجود [[نابهنجاریهای اخلاقی]] در سطح فردی یا [[اجتماعی]]، رابطهای مستقیم وجود دارد. در نهمین [[کنگره]] [[سازمان ملل متحد]] در خصوص [[پیشگیری از وقوع جرم]] و [[اصلاح]] [[مجرمان]] که در قاهره تشکیل شد و به جرایم [[خشونتآمیز]] اختصاص داشت، آمده است: | |||
دو صفت از [[شخصیت انسان]]، ارتباط زیادی با گسترش [[رفتار]] خشونتآمیز دارد: یکی فقدان [[همدلی]] با [[احساسات]] دیگران و دیگری طبیعت آنیاندیشی که متضمن عدم [[توانایی]] در [[چشمپوشی]] از [[لذت]] است.... | |||
[[اخلاق فردی]] به مثابه [[نظام]] نظارتکننده [[قوی]] درونی، در مقابل [[قانون]] و پلیس که نظارتکنندههای بیرونی هستند، عمل میکند. [[اخلاق اجتماعی]] نیز، خود نوعی نظارتکننده غیر رسمی است که به مراتب قویتر و کارآمدتر از قانون است که ابزار [[نظارت]] رسمی به شمار میرود؛ به همین جهت، راسل [[معتقد]] بود که بدون اخلاق اجتماعی، اجتماعها نابود میشوند<ref>راسل، برتراند، اخلاق و سیاست در جامعه، ترجمه محمود حیدریان، ص۳۲.</ref> و برای دنیای خوب، اخلاق اجتماعی و فردی به طور مساوی لازم است<ref>راسل، برتراند، اخلاق و سیاست در جامعه، ترجمه محمود حیدریان، ص۱۲۹.</ref>. در نقطه مقابل، [[حاکمیت]] [[رذایل اخلاقی]] و عدم وجود [[وجدان اخلاقی]] قوی، عامل بسیاری از بزهکاریهای کوچک و بزرگ به شمار میآید. تحقیقات [[روانشناختی]] نشان میدهد که [[جنایت]] و [[بزهکاری]]، با درجههای پایین [[استدلال]] [[اخلاقی]] همراه است و حتی بین نوع [[جرمی]]که محکومان مرتکب میشوند و مرحله [[رشد اخلاقی]] آنها رابطه وجود دارد<ref>در این زمینه، ر.ک: رهنما، اکبر، بررسی تحول اخلاقی نوجوانان بزهکار پسر و مقایسه آن با نوجوانان عادی پسر.</ref>. نقش [[اخلاق فاضله]] این است که میتواند مانع بسیار مهمی در برابر [[شهوتها]]، خودپرستیها و خودبینیها باشد. دورکیم میگوید: | |||
[[شهوات]] بشری تنها در برابر یک نیروی اخلاقی معتبر بازمیایستد. اگر هیچ نوع [[اقتدار]] اخلاقی وجود نداشته باشد، تنها [[قانون]] [[جنگل]] حکمفرما خواهد بود و [[ستیزهجویی]] به صورت پنهان یا به شکل حاد، الزاماً حالتی مزمن به خود خواهد گرفت<ref>آرون، ریمون، مراحل اساسی سیر اندیشه در جامعهشناسی، ترجمه باقر پرهام، ص۳۴۳.</ref>. | |||
[[شریعت اسلام]] نیز [[اخلاق]] را از اساسیترین ارکان [[اجتماع]] میداند و در [[حمایت]] از آن میکوشد و حتی با [[انحراف]] از این مسیر به شدت برخورد میکند؛ به گونهای که برای بسیاری از رفتارهای ضد اخلاقی [[مجازات]] در نظر گرفته است<ref>عوده، عبدالقادر، التشریع الجنائی الاسلامی، ترجمه ناصر قرباننیا، سعید رضایی و حسین جعفری، ج۱، ص۸۰.</ref>. از سوی دیگر، یکایک [[مردم]] اجتماع را به [[اخلاق نیک]] [[دعوت]] میکند. [[پیامبر]] [[هدف]] از [[برانگیخته شدن]] خود را کاملکردن [[مکارم اخلاقی]] میداند. اینها همه از نقش بارز اخلاق در [[سعادت]] فرد و [[جامعه]] حکایت دارد؛ زیرا کسی که خود را به [[اخلاق نیکو]] آراست، به ندرت مرتکب [[جرم]] میشود<ref>عوده، عبدالقادر، التشریع الجنائی الاسلامی، ترجمه ناصر قرباننیا، سعید رضایی و حسین جعفری، ج۱، ص۲۰۹.</ref>، و در چنین جامعهای، زمینهها و علل پیدایش جرم از میان میرود. | |||
از دیدگاه [[امام علی]]{{ع}} نیز اخلاق، دستمایه سعادت [[دنیایی]] [[بشر]] است. حضرت میفرماید که اگر به [[خدا]] و [[قیامت]] [[اعتقادی]]، و از آن ترسی نباشد، باز هم لازم است [[آدمیان]] به اخلاق درست روی آورند؛ زیرا این امر مایه [[رهایی]] و [[رستگاری]] آنها است<ref>ریشهری، محمد، میزان الحکمه، ح۵۰۴۴، به نقل از: محدث نوری، حسین، مستدرک الوسائل، ج۱۱، ص۱۹۳، ح۱۲۷۲۱.</ref>. او توجه به [[خودسازی]] و [[حسابرسی]] نفس را باعث [[سلامت]] فرد و جامعه میداند. سفارشهای [[امیرمؤمنان]]{{ع}} در زمینه خودسازی، [[تقوا]]، [[زهد]]، [[ایثار]]، و [[همدلی]] و [[همراهی]]، [[تحمل]]، [[صبر]]، [[عفاف]] و به ویژه [[پرهیز]] از [[دنیاپرستی]] و [[عجب]] و [[آز]]، همه در جهت [[پرورش اخلاقی]] فرد و جامعه و نقشی است که این مهم در [[پیشگیری]] از [[بزهکاری]] دارد.<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۱۵.</ref> | |||
===اتخاذ [[تدابیر]] لازم برای رفع نیازهای اساسی=== | |||
[[انسان]]، موجودی با نیازهای جسمی و روانی است که زندگیاش و تداوم آن به ارضای این نیازها بستگی دارد و کمیت و کیفیت ارضای این نیازها نیز در شکلگیری [[شخصیت]] [[متعادل]]، سالم و بهنجار، یا به عکس، شخصیت نامتعادل، [[منحرف]] و [[گمراه]] او نقش بسیار مهمی را ایفا میکند. بارزترین و اولیترین این نیازها، نیازهای فیزیولوژیک ([[جسمانی]]) از جمله غذا، آب، [[مسکن]]، [[پوشاک]]، [[تفریح]]، [[استراحت]] و نیازهای جنسی است. این نیازها، پایه و اساسی برای توجه فرد به نیازهای متعالی و [[کوشش]] در جهت [[پاسخگویی]] مناسب به آنها به شمار میآید. در آموزههای گرانسنگ موجود از [[پیشوایان دینی]]، ضمن توجه دادن به [[ضرورت]] پاسخگویی درست به اینگونه نیازها، هشدار داده شده که در صورت عدم تأمین نیازهای اساسی افراد، [[آمادگی]] [[رفتار]] منحرفانه در آنان قوت و فزونی خواهد یافت و نمیتوان از [[شر]] و [[بدی]] آنها ایمن بود. | |||
از دیدگاه [[امام علی]]{{ع}}، عدم تأمین یا تأمین نامناسب هر یک از نیازهای اساسی انسان میتواند عاملی مهم در شکلگیری رفتارهای مجرمانه و منحرفانه باشد<ref>{{متن حدیث|أَنَا أَبْرَأُ إِلَيْكُمْ وَ إِلَى ذِمَّتِكُمْ مِنْ مَعَرَّةِ الْجَيْشِ إِلَّا مِنْ جَوْعَةِ الْمُضْطَرِّ لَا يَجِدُ عَنْهَا مَذْهَباً إِلَى شِبَعِهِ}}. (نهج البلاغه، نامه ۶۰) {{متن حدیث|يَا بُنَيَّ! إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكَ الْفَقْرَ، فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنْهُ، فَإِنَّ الْفَقْرَ مَنْقَصَةٌ لِلدِّينِ، مَدْهَشَةٌ لِلْعَقْلِ دَاعِيَةٌ لِلْمَقْتِ}}؛ «فرزندم! از تهیدستی بر تو هراسناکم، از فقر به خدا پناه ببر که همانا فقر، دین انسان را ناقص، عقل را سرگردان میکند و عامل دشمنی است». (نهج البلاغه، حکمت ۳۱۹) و روایات بسیار دیگری که در مباحث جرمشناسی مطرح میشود.</ref>؛ از اینرو، برای پیشگیری از اینگونه [[رفتارها]] لازم است اقدامهای ضرور از سوی [[حکومت]]، [[جامعه]] و افراد انجام شود. اشاره به برخی از این [[تدابیر]] و اقدامها میتواند راهگشا و مفید باشد. | |||
====[[تأمین نیازهای اقتصادی]] و [[معیشتی]]==== | |||
از دیرباز تاکنون درباره نقش [[فقر]] (به مفهوم عدم [[قدرت]] فرد در تأمین [[نیازهای معیشتی]] و جسمی) در [[بزهکاری]]، بحثهای بسیاری شده است. [[افلاطون]] در جمهوریت، فقر را عامل از بین رفتن [[احساسات]] و در نتیجه، تشدید [[حس]] [[کینهتوزی]]، [[انتقامجویی]] و [[بدبینی]] میداند. آمارها و پژوهشهای انجامیافته نیز از افزایش [[میزان]] بزهکاری هنگام ازدیاد [[قیمتها]] (و در نتیجه، عدم [[توانایی]] افراد در رفع نیازهای معیشتی خود) حکایت دارد<ref>ر.ک: ستوده، هدایتالله، مقدمهای بر آسیبشناسی اجتماعی، ص۸.</ref>. گذشته از عوامل فردی، چون [[تنبلی]] و [[سستی]]، مهمترین عوامل این پدیده شوم را باید در [[نظامهای اقتصادی]] نادرست، بحرانهای [[اقتصادی]]، [[توزیع]] نامناسب و ناعادلانه امکانات جست. در نقطه مقابل، جهت مقابله با این پدیده شوم و [[پیشگیری]] از جرایم، افزون بر کوششی که [[هیئت حاکمه]] [[اجتماع]] باید در رواج [[فرهنگ]] [[کار و تلاش]] انجام دهد، باید اموری چون ارائه [[دستمزد]] کافی، [[عدالت اجتماعی]]، تحت [[حمایت]] قراردادن خانوادههای [[بیسرپرست]]، [[ترویج]] فرهنگ [[ایثار]] و [[اطعام]] به [[نیازمندان]] را پیش گیرد و بدینسان یکی از سرچشمههای مهم بزهکاری را بخشکاند. این مهم، بهروشنی در [[سیره عملی]] و [[گفتار امام علی]]{{ع}} دیده میشود. حضرت گذشته از این که خود الگوی تمامعیار کار و [[کوشش]] بود، افراد را به کار و تلاش و استفاده از [[نعمتهای الهی]] فرامیخواند. اقدامهایی که او در دوران کوتاه و [[پربرکت]] خویش انجام داد و کارگزارانش را به [[رعایت]] آنها سفارش کرد، بسیار در خور توجه است.<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۱۸.</ref> | |||
====پرداخت دستمزد کافی==== | |||
[[امیر مؤمنان]]{{ع}} در [[نامه]] خود به [[مالک اشتر]]، به وی سفارش میکند که قاضیان و [[کارمندان]] [[دستگاه قضایی]] را تأمین کند تا احتیاج آنها به [[مردم]] کم شده، از [[نفوذ]] طماعان و حیلهگران در [[امان]] مانند: | |||
آن قدر به او ببخش که نیازهایش برطرف شود و به مردم نیاز نیابد.... تا از [[توطئه]] آنان نزد تو در امان باشد<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>. | |||
دقت در [[کلام امام]] به خوبی نوع رابطه مستقیم رفع [[نیازهای مادی]] و پیشگیری از [[فریب خوردن]] و [[گمراهی]] قاضیان را نشان میدهد. پدیده شوم [[رشوه]]، [[پایمال کردن حق]] [[ضعیف]] و [[مظلوم]] و [[بیاعتنایی]] به افراد کمدرآمد در دادگاهها، در این مسئله ریشه دارد. [[امام علی]]{{ع}} برای دیگر [[کارگزاران حکومت]] نیز همین مطلب را به مالک سفارش میکند: | |||
سپس روزیِ فراوان بر آنان ارزانی دار که با گرفتن [[حقوق]] کافی در [[اصلاح خود]] بیشتر میکوشند و با [[بینیازی]]، دست به [[اموال]] [[بیتالمال]] نمیزنند و اتمام حجتی بر آنان است اگر فرمانت را نپذیرند یا در [[امانت]] تو [[خیانت]] کنند<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>. | |||
بر اساس گفتار [[علی بن ابیطالب]]{{ع}}، بیتوجهی به [[نیازهای معیشتی]] [[کارمندان]]، زمینه [[رعایت قوانین]] [[حکومتی]] و [[قواعد]] و [[مقررات]] [[اخلاقی]] را از بین میبرد؛ به همین جهت، حضرت هشدار میدهد که «اگر [[نیازهای مادی]] کارمندان تأمین شده باشد، حتی افراد نادرست نیز بهانهای برای [[دزدی]] و خیانت و [[رشوهخواری]] نخواهند داشت؛ اما اگر نیازهای مادی آنان تأمین نشده باشد، فشار احتیاج، آنها را از [[راه راست]] [[منحرف]] میسازد و [[روحیه]] [[امانتداری]] را در آنان [[متزلزل]] میکند و [[زمامدار]] نیز حجتی بر آنان نخواهد داشت؛ زیرا [[سرقت]] و خیانت خود را توجیه میکنند و [[گناه]] آن را به گردن [[زمامداری]] که آنها را در [[محرومیت]] و [[نیازمندی]] نگاه داشته و در عین حال، اموال [[مردم]] را زیر دستشان قرار داده است، خواهند انداخت»<ref>فاضل لنکرانی، محمد، آیین کشورداری از دیدگاه امام علی{{ع}}، تقریر و تنظیم حسین کریمی، ص۱۵۸.</ref>.<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۱۹.</ref> | |||
====[[اصلاح]] [[نظام مالیاتی]]==== | |||
[[حضرت امیر]]، اصلاح نظام مالیاتی را مبنا و پایه دیگر [[اصلاحات]] میداند؛ چراکه همه مردم را نانخور [[مالیات]] و [[مالیاتدهندگان]] برمیشمرد و [[آبادانی]] [[شهرها]] و ولایات را وابسته به آن میداند؛ البته در اصلاح نظام مالیاتی نیز سفارش میکند: باید به گونهای [[رفتار]] شود که [[مصلحت]] مالیاتدهندگان نیز مدّنظر قرار گیرد تا آنان از انجام دادن این مهم سر باز نزنند: | |||
در کار [[خراج]]، چنان بنگر که صلاح خراجدهندگان باشد؛ زیرا بهبود خراج و خراجدهندگان، عامل [[اصلاح امور]] قشرهای [[جامعه]] است و تا کار خراجدهندگان سامان نپذیرد کار دیگران سامان نگیرد، که [[مردمان]] همگان، هزینهخوار خراج و خراجدهندگانند<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>. | |||
به همین سبب، [[امام علی]]{{ع}} در وضعیت بد [[اقتصادی]] و جغرافیایی چون [[آفتزدگی]]، کمی نزولات آسمانی و [[خشکسالی]]، به [[تخفیف]] در [[گرفتن مالیات]] سفارش میکند<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>.<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۲۰.</ref> | |||
====توجه ویژه به [[محرومان]]==== | |||
در هر حکومتی همواره طبقاتی [[محروم]] و [[مستضعف]] وجود دارند که به عللی از تأمین نیازهای نخستین خود ناتوانند. گروهی از اینان [[خویشتنداری]] کرده، گروهی دیگر به گدایی دست میزنند. این مسئله خود میتواند عاملی در بزهدیدگی یا [[بزهکاری]] آنان باشد. [[حکومت]] موظف است دستکم [[نیازهای معیشتی]] اینان را از [[بیتالمال]] برآورد. در این میان، [[یتیمان]] و بیسرپرستان و سالخوردگان و [[سالمندان]] باید از توجه ویژهای برخوردار باشند. امام علی{{ع}} در [[نامه]] خود به [[مالک اشتر]] به صراحت بر این نکته تأکید ورزیده است<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>. از سوی دیگر، یکایک افراد [[جامعه]] را به رفع نیاز [[مسکینان]] ترغیب میکند و [[مسکین]] روآورده به [[انسان]] را به مثابه [[فرستاده خدا]] میداند که پاسخ به او [[پاسخگویی]] به [[خدا]] است<ref>نهج البلاغه، حکمت ۳۰۴.</ref>.<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۲۱.</ref> | |||
===[[حفظ کرامت]] و [[منزلت]] [[انسانها]]=== | |||
از نیازهای اساسی [[آدمیان]]، [[حفظ]] و [[پاسداشت]] [[کرامت]]، [[حرمت]] [[آبرو]] و [[مقام]] و منزلت خود در [[اجتماع]] است. این نیاز برای انسان آنقدر [[ارزشمند]] است که گاه حاضر است از نیازهای معیشتی و ضرور خود نیز در حد امکان [[چشم]] بپوشد و کرامت خویش را نزد دیگران محفوظ نگاه دارد. [[آدمی]] به سبب همین نیاز از [[انحراف]] و کژروی [[بیم]] دارد و به آن نزدیک نمیشود؛ البته [[میزان]] توجه هر فرد به این نیاز و چگونگی ارضای آن، به نوع [[تربیت خانوادگی]] و نیز [[فرهنگ]] و [[نظام اجتماعی]] [[حاکم]] بر او بستگی دارد و چه بسا [[انسانی]] به علل گوناگون از این نیاز چشم میپوشد یا با توجیهات نادرست، خود را میفریبد. نکته مهم این است که بیدارسازی انسانها برای توجه به این نیاز و نیز [[کوشش]] در جهت ارضای درست آن میتواند عاملی مهم در [[پیشگیری]] از جرایم به شمار آید. | |||
[[امام علی]]{{ع}} در آموزشهای عمومی خود با ترسیم دو الگوی شخصیتی [[کریم]] و [[لئیم]]، ویژگیها و رفتارهای این دو را در عبارتهای گوناگون برشمرده و از این طریق، [[مردم]] را به اتصاف به کرامت، [[ترغیب]] کرده است. از جمله ویژگیهای کریمان در [[سخن امام]]، [[خویشتنداری]] و [[پرهیز]] از تندادن به خواهشها و هوسهای زودگذر، [[نرمخویی]]، [[پایبندی به پیمان]]، [[آبروداری]] و ترجیح آبرو و [[ناموس]] بر [[ثروت]]، و [[بخشش]] را میتوان نام برد<ref>در این زمینه، ر.ک: آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ص۳۴۵-۳۴۸.</ref>. در مقابل، انسانهای لئیم، [[اسیر]] [[هوسها]] و خواهشهای خود و سختدل و پیمانشکنند، به آبروی خویش وقعی نمینهند، و ترجیح ثروت بر آبرو و ناموس، و [[انتقامجویی]] و [[کینهتوزی]] از دیگر ویژگیهای آنان است. | |||
[[امام]] به [[کارگزاران]] و [[متولیان امر]] [[حکومت]]، [[رعایت]] اموری را سفارش میکند که [[حافظ]] کرامت مردم است و آنان را همچنان در مدار کرامت نگاه میدارد. اینک به برخی از این [[آموزهها]] اشاره میشود: | |||
====[[حفظ]] [[منزلت]] و [[ارزش]] همه افراد==== | |||
از جمله ویژگیها و رفتارهایی که [[انسانها]] به طور معمول دارند، «[[پیشداوری]]» است؛ به این معنا که بر حسب ساختارها و قالبهای [[ذهنی]] خودشان -گرچه نادرست باشد- درباره [[رفتارها]] و [[شخصیت]] انسانهای دیگر [[داوری]] میکنند که گاهی این نحوه نگرش و قضاوتها بسیار متعصبانه است؛ به طور مثال، درباره [[دینداری]] کسانی که به [[باورها]] و [[اعتقادات]] آنان [[معتقد]] نیستند، تردید میکنند؛ در حالی که ممکن است باورها و اعتقادهای خود آنان از اساس [[باطل]] و نادرست باشد، یا بر فرض به کسی که شخصیتی خاص داشت یا مرتکب چند [[خطا]] شد و سزای [[رفتار]] خودش را نیز دید، به چشم [[انسان]] دارای [[حقوق]] و امتیازهای [[انسانی]] نگاه نمیکنند. چنین نگرشی بدون [[شک]] سبب فروریختن [[عزت]] و شکستهشدن [[حرمت]] شخصیت فرد میشود و میتواند عاملی در [[سوق]] دادن او به سوی [[بزهکاری]] باشد. نگرش حکومت و [[حاکمان]] به [[رعیت]] و [[فرودستان]] نیز از این قاعده مستثنا نیست؛ به همین جهت امام در [[نامه]] خود به [[مالک اشتر]] میفرماید: | |||
و [[مهربانی]] بر رعیت و دوستیورزیدن با آنان و مهربانیکردن با همگان را برای [[دل]] خود پوششی گردان و چون جانوری شکاری مباش که خوردنشان را [[غنیمت]] شماری؛ زیرا رعیت دو دستهاند: یا [[برادر دینی]] تواَند یا همانند تو در [[آفرینش]]<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>.<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۲۲.</ref> | |||
====پوشاندن عیبهای کوچک [[مردم]]==== | |||
در [[نظام]] [[پیشگیری]] [[اسلامی]]، با همه خطاهای مردم، آشکارا برخورد نمیشود؛ بلکه با [[استنباط]] مجموع [[آموزههای دینی]]، اصل و قاعده اولی در برخورد با [[لغزشها]] و [[خطاها]] - به ویژه اگر خطاکننده شخصیت سالمی داشته و بر اثر [[غفلت]] یا علل و عواملی دچار [[انحراف]] شده باشد و نیز اگر [[خطا]] فاحش نباشد- پنهان نگاهداشتن آن و برخوردی از روی [[تغافل]] با فرد است. همه این [[تدابیر]] بدان سبب است که شخصیت فرد و [[کرامت]] و [[حرمت]] او در [[اجتماع]] و نزد همگان محفوظ بماند. | |||
بر اساس مطالعهها و یافتههای [[دانشمندان]]، برخوردهایی که به شکستهشدن حرمت و شخصیت افراد، به ویژه [[نوجوانان]] و [[جوانان]]، در اجتماع و [[خانواده]] منجر میشود، از جمله عوامل مؤثر در [[بزهکاری]] است؛ به همین جهت باید کوشید که تا حد ممکن، [[عزت نفس]] و [[ارزشمندی]] افراد [[پاس]] داشته شود. [[امیرمؤمنان]]{{ع}} در این زمینه به [[کارگزار]] خود مینویسد: | |||
{{متن حدیث|فَإِنَّ فِي النَّاسِ عُيُوباً، الْوَالِي أَحَقُّ مَنْ سَتَرَهَا، فَلَا تَكْشِفَنَّ عَمَّا غَابَ عَنْكَ مِنْهَا، فَإِنَّمَا عَلَيْكَ تَطْهِيرُ مَا ظَهَرَ لَكَ}}<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>؛ «همانا مردم عیوبی دارند که [[رهبر]] [[امت]]، در پنهان داشتن آن از همه سزاوارتر است؛ پس مبادا آنچه را بر تو پنهان است، آشکار گردانی و باید آنچه را هویدا است، بپوشانی».<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۲۳.</ref> | |||
====[[بزرگداشت]] [[نیکوکاران]]==== | |||
از جمله اموری که زمینههای [[بزه]]کاری افراد را فراهم میسازد، عدم وجود نظام درست [[پاداش]] و [[تنبیه]] است. اگر در [[نظام اداری]] و اجرایی اجتماع، بین [[نیکوکار]] و [[بدکار]] تفاوت نباشد، اندکاندک انگیزههای [[نیک]] و خیرخواهانه از بین رفته، افراد ارتکاب [[اعمال سوء]] را برای خود روا میشمرند. حتی اگر در نظام تشویقی نیز بین افراد به تناسب نوع و نحوه کارشان تفاوت نباشد، این امر سبب [[کمکاری]] و انحرافهای شغلی دیگر میشود؛ بنابراین، وجود [[نظام]] تشویقی و تنبیهی مناسب میتواند بسیاری از زمینههای بزهکاری را از میان بردارد. [[سخن امام علی]]{{ع}} در این زمینه به [[مالک اشتر]] چنین است: «هرگز نیکوکار و بدکار در نظرت یکسان نباشند؛ زیرا نیکوکاران به [[نیکوکاری]] بیرغبت و [[بدکاران]] به [[بدکاری]] [[تشویق]] میشوند»<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>.<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۲۳.</ref> | |||
===گسترش فضای [[دینی]] و پرورش [[روحیه]] [[دینداری]]=== | |||
از دیگر اولویتهای اساسی [[پیشگیری از جرم]] که از [[گفتار امام علی]]{{ع}} استفاده میشود و به جرئت میتوان آن را اساسیترین اقدام در پیشگیری از جرم دانست، [[کوشش]] در جهت افزایش و تثبیت [[باورهای دینی]] [[مردم]] است. تأملی در آموزههای گرانسنگ [[مولای متقیان]]{{ع}} این مطلب را روشن میکند که دینداری، عاملی در خشکاندن چشمههای [[فساد]] و [[تباهی]] است و در مقابل سرنخ همه جرایم و [[گناهان]] را باید در نبود یا [[ضعف]] [[دینداری]] [[حقیقی]] و درست افراد جست. بسیاری از کارشناسان مسائل [[اجتماعی]] و جرمشناسان نیز [[اذعان]] دارند که کنارگذاشتن [[باورها]] و اعتقادهای دینی و گرایشهای مذهبی، و عدم [[التزام به احکام دینی]]، عامل بسیاری از [[نابهنجاریها]] و کژرویهای [[آدمی]] است<ref>برای مثال، ژان برژه در تشریح علل گسترش اعتیاد مینویسد: «باید این واقعیت آشکار را بپذیریم که مصرف «تریاک» (یا مخدرهای دیگر) دقیقاً از زمانی اوج گرفت که نگرشهای مذهبی از اذهان، یا دستکم از بخش آگاهانه آن پاک شد». (ر.ک: اعتیاد و شخصیت، ترجمه توفان گرگانی، ص۷۸) درباره رابطه معکوس بین جرم و دینداری، ر.ک: ایوانز. تی. دیوید و دیگران، «بررسی مجدد رابطه دین و جرم»، ترجمه علی سلیمی، فصلنامه حوزه و دانشگاه، سال ششم، شماره ۲۳، ص۱۴۲ – ۱۷۸.</ref>؛ به همین جهت، از جمله سفارشهای مجامع بینالمللی و کنگرههای پیشگیری از جرم، تقویت بنیانهای مذهبی است؛ به طور مثال، [[کنگره]] نهم پیشگیری از جرم و [[اصلاح]] [[سازمان ملل متحد]]، [[مذهب]] را یکی از عوامل مؤثر در سالمسازی [[جامعه]] و [[پیشگیری]] از رفتارهای مجرمانه و منحرفانه دانسته است<ref>ر.ک: نجفی ابرندآبادی، علیحسین، «سیاست جنایی سازمان ملل متحد»، مجله تحقیقات حقوقی، شماره ویژه، ص۴۴۷.</ref>. | |||
حال [[پرسش]] اصلی این است که [[دینداری]] چگونه میتواند چنین نقش پیشگیرانهای را ایفا کند. گرچه پاسخ گسترده به این پرسش، در گنجایش این مقال نیست و شایسته است مراکز [[علمی]] به انجام تحقیقات میدانی و نظری در این زمینه توجه کنند، به اختصار به تشریح برخی از جنبههای این مسئله میپردازیم. | |||
====[[خداباوری]] و تأثیر آن بر کاهش [[جرم]]==== | |||
از جمله آموزههای اساسی و محوری [[ادیان الهی]]، پذیرش خداوندی است که همه هستی را آفرید و [[تدبیر]] ریز و درشت همه امور در [[قدرت]] او است<ref>در زمینه نقش جهانبینی و آموزههای دینی، ر.ک: هاشمی شاهرودی، سید محمود، قوانین جزائی از نظر اسلام، به قلم سید علی اشکوری، ص۱۲-۱۹.</ref>. او به همه [[آدمیان]] [[رحمت]]، و از تمام [[کردار]] آنان [[آگاهی]] دارد، حسابگر [[روز جزا]] است و [[آدمی]] باید در برابرش پاسخگو باشد. در ادیان الهی [[خدا]] موجودی نیست که آدمی را [[آفریده]] باشد؛ آنگاه او را به خود واگذاشته و هیچ [[تسلط]] و قدرتی بر او نداشته باشد. [[باور]] به وجود خداوندی [[رحیم]] و [[مهربان]] که دستگیر آدمی در [[سختیها]] است و پذیرش [[رضا]] و قدر او میتواند [[انسان]] را در حالات [[دشواری]] که خود از جمله عوامل کشیدهشدن انسان به [[انحراف]] است، باز دارد. از سوی دیگر، [[اعتقاد]] به خداوندی حاضر و ناظر بر ظاهر و [[باطن]] و [[خلوت]] و جلوت آدمی، عامل بازدارنده بسیار مهمی به شمار میآید. به این [[آموزهها]] دقت کنید: | |||
{{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ}}<ref>«و همانا ما انسان را آفریدهایم و آنچه درونش به او وسوسه میکند میدانیم و ما از رگ گردن به او نزدیکتریم» سوره ق، آیه ۱۶.</ref>. | |||
{{متن قرآن|إِنْ تُبْدُوا مَا فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ}}<ref>«اگر آنچه در دل دارید آشکار یا پنهان کنید، خداوند حساب آن را از شما باز خواهد خواست» سوره بقره، آیه ۲۸۴.</ref>. | |||
{{متن قرآن|أَمْ يَحْسَبُونَ أَنَّا لَا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُمْ بَلَى وَرُسُلُنَا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ}}<ref>«آیا گمان میدارند که ما راز و رازگویی آنان را نمیشنویم؟ چرا، (میشنویم) و فرستادگان ما نزد آنان (آنها را) مینویسند» سوره زخرف، آیه ۸۰.</ref>. | |||
{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا}}<ref>«بیگمان خداوند چشم بر شما دارد» سوره نساء، آیه ۱.</ref>. | |||
{{متن قرآن|وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}}<ref>«و هر جا باشید او با شماست و خداوند به آنچه انجام میدهید بیناست» سوره حدید، آیه ۴.</ref>. | |||
{{متن قرآن|مَا يَكُونُ مِنْ نَجْوَى ثَلَاثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمْ وَلَا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سَادِسُهُمْ وَلَا أَدْنَى مِنْ ذَلِكَ وَلَا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ مَا كَانُوا}}<ref>«هیچ رازگویی میان سه نفر رخ نمیدهد مگر که او چهارمین آنهاست و نه میان پنج تن مگر که او ششمین آنهاست و نه کمتر از آن و نه بیشتر از آن مگر که او هر جا باشند با آنهاست» سوره مجادله، آیه ۷.</ref>. | |||
به [[راستی]]، شخصیتی که با چنین نگرشی شکل یافته، آیا به آسانی به ارتکاب جرایم تن میدهد؟ کدام [[دولت]] و [[حکومتی]] است که بتواند چنین رقیب درونی و بیرونی همیشه و همهجا حاضر و ناظری را برای [[انسان]] طراحی و [[اجرا]] کند؟<ref>در این زمینه، ر.ک: یالجن، مقداد، التربیة الاسلامیة و دورها فی مکافحة الجریمه، فصل دوم.</ref> آموزههای گرانسنگ [[پیشوایان دینی]] در این زمینه، همه [[تفسیری]] از [[آیات]] خداوندی است. تأکید بر [[تقوای الهی]] از جمله اموری است که در [[گفتار معصومان]] به دفعات [[تکرار]] شده است. سفارش فرد و [[اجتماع]] و [[کارگزاران حکومتی]] بر تقوای الهی، دقیقاً در جهت [[سیاست]] [[ترویج]] [[دینداری]] و تثبیت [[خدامحوری]] و [[خداباوری]] در [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] است که به تصریح و ضمانت [[امام علی]]{{ع}}، عامل بازدارنده از [[انحرافها]] و [[پلیدیها]] به شمار میرود. | |||
{{متن حدیث|فَإِنَّ التَّقْوَى فِي الْيَوْمِ الْحِرْزُ وَ الْجُنَّةُ وَ فِي غَدٍ الطَّرِيقُ إِلَى الْجَنَّةِ... أَلَا فَصُونُوهَا وَ تَصَوَّنُوا بِهَا}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۹۱.</ref>؛ | |||
«به [[درستی]] که تقوای الهی در این [[دنیا]]، مانع [از [[بدبختی]] و نابودی] و سپری [در مقابل [[انحرافها]]] و در [[آخرت]]، راه رسیدن به [[بهشت]] است.... [[آگاه]] باشید، از [[تقوا]] [[مراقبت]]، و خویشتن را با آن [[حفظ]] کنید». | |||
امیرالمؤمنین علی{{ع}}، تقوای الهی را مرکبی [[رام]]، [[مطیع]] و راهوار میداند که [[آدمی]] را به سرمنزل [[سعادت]] میرساند و [[شهوات]] را مرکبهایی [[سرکش]] و چموش میداند که صاحب خود را در [[آتش]] [[بدبختی]] میافکند. از دیدگاه او تقوای الهی پناهگاهی محکم و بلند است که پناهندگان خود را از [[سقوط]] و [[گمراهی]] [[محافظت]] میکند و ریشه همه [[گناهان]] و جرایم را میزداید<ref>{{متن حدیث|أَنَّ التَّقْوَى دَارُ حِصْنٍ عَزِيزٍ وَ الْفُجُورَ دَارُ حِصْنٍ ذَلِيلٍ لَا يَمْنَعُ أَهْلَهُ وَ لَا يُحْرِزُ مَنْ لَجَأَ إِلَيْهِ. أَلَا وَ بِالتَّقْوَى تُقْطَعُ حُمَةُ الْخَطَايَا}}؛ «تقوا، دژی محکم و شکستناپذیر است، اما هرزگی، خانهای در حال فروریختن و خوارکننده است که از ساکنان خود دفاع نکرده، کسی که بدان پناه برد در امان نیست. آگاه باشید که با تقوا ریشه گناهان را میتوان برید». (نهج البلاغه، خطبه ۱۵۷)</ref>، و انسان را از هر نابودی میرهاند: {{متن حدیث|فَإِنَّ تَقْوَى اللَّهِ... نَجَاةٌ مِنْ كُلِّ هَلَكَةٍ}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۳۰.</ref>. [[مرتضی مطهری]] با [[تصدیق]] به اینکه فقدان این عنصر در [[زندگی]] [[بشر]]، باعث [[تزلزل]] اساسی زندگی میشود و هیچ چیزی جای این عنصر را نمیگیرد، مینویسد: | |||
از [[ابتلائات]] [[روز]] ما، موضوع زیادی [[قوانین]] و [[مقررات]] و [[تغییر]] و تبدیلهای پشت سر هم است. برای موضوعات بالخصوص هی [[قانون]] وضع میشود. مقررات معین میگردد. آییننامه میسازند. باز میبینند منظور حاصل نشد، قوانین را تغییر و تبدیل میدهند. بر مقررات و آییننامهها افزوده میشود و باز مطلوب حاصل نمیگردد؛ البته شکی نیست که قانون نیز به نوبه خود، یکی از [[حقایق]] زندگی است. گذشته از قوانین کلی [[الهی]]، [[مردم]] احتیاج دارند به یک سلسله قوانین و مقررات [[مدنی]]؛ ولی آیا میتوان تنها با وضع و تکثیر قانون [[جامعه]] را [[اصلاح]] کرد؟ قانون حد و [[مرز]] معین میکند؛ پس باید [[قوه]] و نیرویی در خود مردم باشد که این حدود و مرزها را [[محترم]] بشمارد و آن همان است که به آن نام [[تقوا]] دادهاند<ref>مطهری، مرتضی، ده گفتار، ص۲۰-۲۱.</ref>. | |||
وی در ادامه از برخی [[مشکلات]] و [[مفاسد اجتماعی]] (افزایش [[طلاق]]، تقلبهای انتخاباتی، و [[جنایت]] و [[دزدی]]، [[غش]] و [[تقلب]] در معاملهها و اجناس و...) که تقوا میتواند عامل مؤثری در رفع آنها باشد، نام میبرد و تصریح میکند که بدون تردید، باید [[ضعف]] نیروی [[ایمان]] و خرابی حصار تقوا را عامل مهم این [[مفاسد]] شمرد<ref>مطهری، مرتضی، ص۲۲.</ref>.<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۲۵.</ref> | |||
====[[آخرتمحوری]] و نقش آن در کاهش [[جرم]]==== | |||
از جمله کارکردهای مهم [[دینداری]] که نقش بسیاری در کاهش جرایم و [[پیشگیری]] از مفاسد دارد، [[یقین]] به [[قیامت]] و روز [[حسابرسی]] است. [[انسانی]] که به [[آخرت]] [[معتقد]] است و آن را منزلگاه [[ابدی]] خویش میداند و [[اعتقاد]] دارد که ریز و درشت اعمالش را باید در آن روز پاسخگو باشد و او را از [[پاداش]] یا [[عذاب الهی]] گریزی نیست، در سنجش [[سود]] و [[زیان]] [[رفتار]] خویش، فقط به محاسبهها و پیامدهای [[دنیایی]] توجه نمیکند؛ بلکه بیشترین توجه خود را متوجه پیامدهای [[آخرتی]] [[اعمال]] خود میداند و از این راه، هرگز [[لذتها]] و [[منافع]] دنیایی و زودگذر حاصل از [[ارتکاب جرم]] را به پیامدهای سخت و جانکاه آخرتی آن ترجیح نمیدهد<ref>از نظریات مشهور بزه، نظریه اقتصادی بزه و نظریه تفکر عقلانی بزه است، بکر (۱۹۶۸م) معتقد است که بزهکاران بالقوه با توجه به نتایج تخمین هزینه و منافع، فعالیتهای مشروع یا نامشروع را مرتکب میشوند. ارلیش نیز در دیدگاهی مشابه، به مسئله هزینههای جرم (احتمال دستگیری، میزان مجازات و...) توجه کرده است. نتلر در الگوی بزه عقلانی خود نیز به مسئله سودآوری بزه به صورت امری که نوعی دلیل خوب بر ارتکاب بزه به شمار میآید، توجه کرده است.</ref>. تأثیر آخرتباوری در رفتارهای [[آدمی]] و نقش آن در [[زندگی]] انسانی، به گونهای است که [[امام]] به صراحت از رابطه مستقیم میان این [[باور]] و پیشگیری از [[گناه]] و رفتارهای مجرمانه یاد میکند و میفرماید: {{متن حدیث|مَنْ أَكْثَرَ مِنْ ذِكْرِ الْآخِرَةِ قَلَّتْ مَعْصِيَتُهُ}}<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۵، ص۳۶۵، ح۳۶۵/۵.</ref>؛ «کسی که بسیار یاد آخرت کند، گناهش کاهش یابد». | |||
«[[آگاه]] باشید، به [[خدا]] [[سوگند]]، [[یاد مرگ]] مرا از [[شوخی]] و کارهای [[بیهوده]] بازمیدارد؛ ولی او [= [[عمروعاص]]] را [[فراموشی]] آخرت از سخن [[حق]] بازداشته است»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۸۴.</ref>. به سبب نقش عظیم این باور در [[جلوگیری از انحراف]] و [[فساد]]، [[امام علی]]{{ع}} [[کارگزاران]] و [[مردم]] را به تمرین مرگباوری سفارش میکرد و آن را از جمله روشهای [[پیامبر]] در جهت [[پیشگیری]] از فساد میدانست. امام در نامهای [[خطاب]] به [[مردم مصر]] نوشت: | |||
پس هرگاه [[شهوتها]] به شما روی آورند، بسیار [[مرگ]] را به یاد آورید که این برای پندآموزی کافی است. [[رسول خدا]]{{صل}} [[یاران]] خود را پیوسته به یادآوری مرگ سفارش میکرد و میفرمود: «مرگ را بسیار یاد کنید؛ زیرا برهم زننده [[لذتها]] و مانعی بین شما و شهوتها است»<ref>شیخ طوسی، الامالی، ص۲۸.</ref>. | |||
در جرمشناسی، از جمله ویژگیهای برخی بزهکاران، داشتن [[آرزوها]] و هوسهای بسیار و لجامگسیختگی، [[تعلقات مادی]] و [[دنیایی]] فراوان و [[عطش]] رو به فزون مقامطلبی و ثروتخواهی است، و یاد مرگ دارویی مؤثر در برطرف شدن این زمینهها است. امام علی{{ع}} میفرماید: | |||
هان! آنگاه که به [[کارهای زشت]] [[شتاب]] میآورید، برهم زننده لذتها و تیرهکننده شهوتها و برنده آرزوها را به یاد آرید<ref>نهج البلاغه، خطبه ۹۹.</ref>. | |||
در [[سیره عملی امام علی]]{{ع}} نیز توجه دادن به مرگباوری برای پیشگیری از [[انحراف]] دیده میشود؛ نمونه بارز آن ماجرایی است که خود امام درباره برادرش [[عقیل]] نقل میکند که چگونه از امام تقاضای دستدرازی به [[بیتالمال]] و [[تجاوز به حقوق]] عمومی را داشت و امام با نزدیک کردن آهنی گداخته به دستش، او را متوجه [[عذاب]] [[آخرتی]] [[خداوند]] کرد<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۲۴.</ref>.<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۲۷.</ref> | |||
====[[التزام]] به [[رفتارها]] و [[احکام دینی]] و [[پیشگیری از جرم]]==== | |||
[[دین اسلام]] مجموعه احکامی را در قالب عناوین [[واجب]]، [[حرام]]، [[مستحب]] و [[مکروه]] به [[پیروان]] خود عرضه میکند. رفتارهایی که هیچیک از این عناوین بر آنها [[صدق]] نکند، در زمره [[مباحات]] قرار میگیرند. این [[احکام]]، بیملاک و مبنا وضع نشده و همگی در جهت [[سعادت]] دنیایی و آخرتی انسانند؛ به طور مثال، [[خداوند متعال]] در بیان تأثیر [[نماز]] میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ}}<ref>«نماز از کار زشت و کار ناپسند باز میدارد» سوره عنکبوت، آیه ۴۵.</ref>. از جمله فلسفههایی که [[پیشوایان دینی]] ما در تبیین علل وضع این احکام بیان کردهاند، [[پیشگیری]] از انحراف و [[فساد]] [[انسان]] و [[سوق]] دادن او به [[کمالات]] است. [[امام علی]]{{ع}} نیز [[پایبندی به احکام]] [[الهی]] را عامل مهمی در پیشگیری از جرم، و ترک [[طاعات]] الهی را سبب افزایش جرایم میداند: {{متن حدیث|إِذَا قَلَّتِ الطَّاعَاتُ كَثُرَتِ السَّيِّئَاتُ}}<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۳، ص۱۲۷، ح۴۰۲۹.</ref>؛ «هنگامی که [[اطاعت]] از فرمانهای خداوندی کم شود، [[گناهان]] افزایش مییابد». | |||
یکی از مهمترین عوامل بازدارنده از [[جرم]]، [[دینداری]] است. داشتن رابطهای مستحکم با خداوند، [[ترس]] از [[قیامت]]، [[اعتقاد]] به [[حسابرسی]] [[روز جزا]] و [[پایبندی به احکام دینی]]، نقش بسیار مؤثری در کاهش جرم دارد. کاهش [[میزان]] جرم (آمارهای جنایی) در ماههای [[محرم]] یا [[رمضان]] خود [[شاهد]] این مدعا است. | |||
[[جامعهشناسان]] به این نتیجه رسیدهاند که دستکم برخی از ابعاد [[دین]] را میتوان دارای نقشی بازدارنده در خصوص لااقل، برخی از انواع رفتارهای غیر قانونی به [[حساب]] آورد! آنان همچنین بر آنند که دین نیز این نقش بازدارندگی را دستکم در برخی اوضاع و احوال ایفا خواهد کرد<ref>ایوانز، تی، دیوید و دیگران، ترجمه علی سلیمی، بررسی رابطه مجدد دین و جرم، ص۱۴۳.</ref>. | |||
اگر فعالیتهای [[دینی]]، به صورت گروهی و شبکههای [[اجتماعی]] انجام گیرد، به گونهای که بتوان از [[فرهنگ دینی]] سخن گفت، این وضعیت را بیشتر نمودار میسازد. تأثیر فعالیتهای دینی به ویژه در شبکههای اجتماعی از نظر برخی [[محققان]]، به مراتب بیش از جنبههای دیگر دینداری است. ایوانز اظهار میدارد: | |||
نه [[باورها]] (ترس از [[آتش دوزخ]]) و نه نگرشهای دینی (برجستگی [[نفوذ]] دین در فرد) هیچیک به اندازه رفتارهای عملی فرد (فعالیتهای دینی) در بازداشتن وی از ارتکاب [[بزه]] اهمیت ندارد. رفتارهایی که به نوبه خود نیازمند غوطهور شدن فرد در شبکههای دینی، یعنی در اجتماعی از [[مؤمنان]] است<ref>ایوانز، تی، دیوید و دیگران، ترجمه علی سلیمی، بررسی رابطه مجدد دین و جرم، ص۱۶۳.</ref>. | |||
بدین ترتیب، [[وظیفه]] [[دولت]] این است که بکوشد شبکههای [[قوی]] اجتماعی [[دینداران]] را تقویت کند و از راه [[تشویق]] افراد به فعالیتهای دینی، به ویژه فعالیتهای گروهی به تثبیت باورهای مذهبی در افراد بکوشد.<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۲۹.</ref> | |||
===[[اصلاح]] [[ارتباطات]] اجتماعی=== | |||
از دیگر اولویتها و برنامهها در سخنان و [[سیره امام علی]]{{ع}} برای [[پیشگیری از جرم]]، تصحیح ارتباطات اجتماعی و [[کوشش]] در جهت بهینهسازی فرآیند اجتماعیشدن و [[جامعهپذیری]] است. در مباحث مهم مطرح در نظریههای [[جامعهشناختی]] و نیز [[روانشناختی]] اجتماعی، بر نقش شبکههای [[روابط اجتماعی]]، [[خانواده]]، گروهها، معاشران و همسالان و نیز سران و الگوهای اجتماعی در [[رشد]] پدیده شوم [[بزهکاری]] تأکید شده است، تا آنجا که برخی چون لاکاسانی اینگونه وضعیتهای محیطی را به مثابه محیط کشت میدانند که بزهکاری (به مثابه میکرب) در آن رشد میکند. در [[گفتار امام علی]]{{ع}} آموزههای [[ارزشمندی]] را میتوان یافت که از اهتمام حضرت به خشکاندن زمینههای اجتماعی رشد و پرورش بزه حکایت دارد و اشاره به برخی از این [[آموزهها]] سودمند و لازم است: | |||
====سفارش به [[پرهیز]] از [[پیروی]] الگوهای [[منحرف]]==== | |||
[[روانشناسان]] اجتماعی بر این نکته اتفاق دارند که بخش عمدهای از رفتارهای [[انسان]] در جریان [[تقلید]] و همانندسازی، از [[الگوها]] و اشخاصی شکل میگیرد که به عللی (درونی یا بیرونی یا هر دو) دارای نوعی [[قدرت]] یا [[اقتدار]] در افرادند و بسته به اینکه این الگوها چه شخصیتی داشته باشند و چه نوع [[رفتاری]] از خود بروز دهند، [[رفتار]] فرد نیز شکل میگیرد. [[متون مقدس]] [[دینی]] به روشنی تمام این نکته را خاطرنشان میسازد که یکی از مهمترین علل انحرافهای [[انسانها]] و از ریشههای اصلی رفتارهای منحرفانه و مجرمانه، متنفذان صاحبمنصبانی هستند که به نوعی یا [[تسلط معنوی]] و [[روحی]] بر افراد یافتهاند یا به سبب [[جایگاه اجتماعی]] و قرارگرفتن در طبقات بالای اجتماعی و در دست داشتن منابع و امکانات مورد نیاز [[آدمیان]]، از قدرت و اقتدار برخوردارند. از نوع اول میتوان عالمانی را مثال زد که به سبب [[دانش]] خویش از نوعی [[احترام]] و [[تقدیس]] اجتماعی برخوردار و مقلد عموم مردمند؛ اما به سبب [[فساد]] درون و گرفتاربودن در دام [[هواهای نفسانی]] میتوانند جامعهای را به [[انحراف]] و [[تباهی]] بکشانند. [[امام علی]]{{ع}} در این زمینه میفرماید: | |||
{{متن حدیث|زَلَّةُ الْعَالِمِ كَانْكِسَارِ السَّفِينَةِ تَغْرَقُ وَ تُغْرِقُ مَعَهَا غَيْرَهَا}}<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲۰، باب ۹۴۶، ص۳۴۳.</ref>؛ «[[لغزش]] و انحراف عالم، مانند شکسته شدن کشتی است که خود در دریا [[غرق]] میشود و با آن گروهی نیز غرق میگردند». | |||
از دسته دوم نیز میتوان به [[امیران]] و [[حاکمان]] اشاره کرد که به گفته [[امام]]، تأثیر آنها در افراد [[جامعه]] بیشتر از تأثیر [[پدران]] است: | |||
{{متن حدیث|النَّاسُ بِأُمَرَائِهِمْ أَشْبَهُ مِنْهُمْ بِآبَائِهِمْ}}<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۷۸، باب ۱۶، ص۴۶، ح۵۷.</ref>؛ «[[مردم]] به حاکمان و [[پیشوایان]] خود شبیهترند تا به پدران خود». | |||
[[حضرت امیر]]{{ع}} در آموزههای گرانسنگ خویش، مردم را از [[پیروی]] و [[اطاعت]] اینگونه الگوهای [[اجتماعی]] بازمیدارد: | |||
[[آگاه]] باشید! زنهار! زنهار! از پیروی و [[فرمانبری]] سران و بزرگانتان، آنان که به اصل و حسب خود مینازند و خود را بالاتر از آنچه هستند، میپندارند. آنان شالوده [[تعصب جاهلی]]، و ستونهای [[فتنه]]، و شمشیرهای [[تفاخر]] جاهلیتند؛ پس، از [[خدا]] [[پروا]] کنید، و با نعمتهای [[خدادادی]] درگیر نشوید و به فضل و [[بخشش]] او [[حسادت]] نورزید و از [[فرومایگان]] اطاعت نکنید<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲.</ref>. | |||
امام به [[عالمان]] و امیران نیز سفارش میکند که به لحاظ مقامشان در جامعه، پیش از [[هدایت]] دیگران باید به [[تعلیم]] و [[تأدیب]] خویش بپردازند<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۳، ص۳۶۲، ح۴۷۴۶.</ref>.<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۳۱.</ref> | |||
====سفارش به [[پرهیز]] از [[همنشینی]] با پلیدان==== | |||
[[دوستان]] تأثیر فراوانی بر [[شخصیت]] [[آدمی]] دارند و [[سعادت]] و [[شقاوت]] او را رقم میزنند. [[همنشینان]] [[فاسد]] و ناباب، جدا از آنکه میتوانند عرضهکننده [[الگوهای رفتاری]] ناصواب و منحرفانه باشند، از طریق [[همراهی]]، [[تأیید]] و تقویت رفتارهای نابخردانه آدمی، به [[گمراهی]] بیشتر او کمک میکنند. افزون بر این، اینگونه [[معاشرتها]] میتواند فرصتهای لازم را برای ارتکاب [[بزه]] فراهم آورد؛ زیرا با اینگونه معاشرتها، شریکان، معاونان و [[مشاوران]] [[جرم]] به خوبی یافت میشوند. [[امام علی]]{{ع}} بر این نکته تصریح دارد که [[معاشرت]] با [[اشرار]] و پلیدان، مانند [[بازی]] و تماس با [[آتش]] است که [[انسان]] را میسوزاند و از بین میبرد: | |||
{{متن حدیث|إِيَّاكَ وَ مُعَاشَرَةَ الْأَشْرَارِ فَإِنَّهُمْ كَالنَّارِ مُبَاشَرَتُهَا تُحْرِقُ}}<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۲، ص۲۸۹، ح۲۶۴۱.</ref>؛ «از همنشینی با پلیدان بپرهیز؛ زیرا اینان به آتشی میمانند که ارتباط نزدیک با آن سوزاننده است». | |||
و کسانی که در مجالس اشرار حاضر میشوند، از [[بلا]] و گرفتاریهای آن در [[امان]] نخواهند بود: | |||
{{متن حدیث|لَا يَأْمَنُ مُجَالِسُو الْأَشْرَارِ غَوَائِلَ الْبَلَاءِ}}<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۶، ص۴۱۱، ح۱۰۸۲۳.</ref>؛ «همنشینان بدان از آثار و پیامدهای بلا ایمن نیستند». | |||
به همین دلیل، [[امام]] همنشینی با [[فاسقان]] را نیز منع میکند و میفرماید: | |||
{{متن حدیث|إِيَّاكَ وَ مُصَاحَبَةَ الْفُسَّاقِ فَإِنَّ الشَّرَّ بِالشَّرِّ مُلْحَقٌ}}<ref>نهج البلاغه، نامه ۶۹.</ref>؛ «از همراهی با پستصفتان بپرهیز؛ زیرا [[بدی]] و [[پستی]] به پستی پیوند میخورد». | |||
امام ضمن پرهیزدادن افراد از همنشینی با شروران و فاسدان، به لحاظ اینکه انسان از داشتن [[رفیق]] و همراه ناگزیر است و این از نیازهای او به شمار میرود، به همنشینی با [[صالحان]] و [[نیکان]] سفارش میکند: | |||
{{متن حدیث|جَانِبُوا الْأَشْرَارَ وَ جَالِسُوا الْأَخْيَارَ}}<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۳، ص۳۶۲، ح۴۷۴۶.</ref>؛ «از پلیدان دوری گزینید و با نیکان [[همنشین]] شوید». | |||
{{متن حدیث|قَارِنْ أَهْلَ الْخَيْرِ تَكُنْ مِنْهُمْ وَ بَايِنْ أَهْلَ الشَّرِّ تَبِنْ عَنْهُمْ}}<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۴، ص۵۱۴، ح۶۸۰۵.</ref>؛ «با نیکان همراه شو تا از آنان شوی و از بدان دور شو تا از آنان جدا شوی».<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۳۲.</ref> | |||
====سفارش به تقویت [[پیوندهای اجتماعی]]==== | |||
قوام و بقای [[اجتماع]]، به کمیت و کیفیت پیوندهای افراد آن بستگی دارد. این امر، خود، به عواملی چون [[میزان]] [[مدارا]] و [[تسامح]] و [[تساهل]] افراد درباره خطاهای دیگران، [[روحیه]] [[همکاری]] با یکدیگر و عوامل دیگر وابسته است؛ به گونهای که حساسیت بسیار میتواند عاملی در جهت [[تقابل]] و تضاد افراد با یکدیگر باشد و از اینرو به [[بدگویی]]، [[بدبینی]] و حتی جرایم [[خشونتآمیز]] منجر شود. ریشه بسیاری از [[نزاعها]] و [[درگیریها]] را میتوان در حساسیتهای نابهجا و عدم وجود روحیه [[رفق و مدارا]] در [[جامعه]] جست؛ از اینرو، از جمله اقدامهایی که باید در سطح عموم [[ترویج]] و [[تبلیغ]] کرد، اقدامهایی است که به گسترش و تقویت پیوندهای اجتماعی منجر میشود. [[امام علی]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|دَارِ النَّاسَ تَأْمَنْ غَوَائِلَهُمْ وَ تَسْلَمْ مِنْ مَكَايِدِهِمْ}}<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۴، ص۱۵، ح۵۱۲۸.</ref>؛ «با [[مردم]] مدارا کن تا از [[مکر]] و [[تزویر]] آنها در [[امان]] [[مانی]]». و نیز میفرماید: {{متن حدیث|مَنْ دَارَى النَّاسَ أَمِنَ مَكْرَهُمْ}}<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۵، ص۳۰۰، ح۸۴۶۵.</ref>؛ «هر کس با مردم مدارا کند، از مکر و تزویر آنها در امان ماند». همچنین میفرماید: | |||
{{متن حدیث|مُقَارَبَةُ النَّاسِ فِي أَخْلَاقِهِمْ أَمْنٌ مِنْ غَوَائِلِهِمْ}}<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۰۱.</ref>؛ «نزدیک شدن به [[اخلاق]] مردم [همنوایی و پذیرش [[اخلاق]] آنها] سبب [[ایمنی]] و [[آسودگی]] از مکر و حیلههای آنان است». | |||
بدیهی است که سفارشهای پیشین، کمک به افراد در جهت جلوگیری از بزهدیدگی ایشان است؛ البته [[مدارا با مردم]] میتواند [[انسان]] را از [[بزهکاری]] نیز برهاند؛ زیرا کسی که دارای این ویژگی نیست، چه بسا به درگیری و [[نزاع]] با دیگران روی میآورد. به هر رو، [[سلامت]] و [[بهداشت عمومی]] [[زندگی]] با مدارا حاصل میآید: {{متن حدیث|سَلَامَةُ الْعَيْشِ فِي الْمُدَارَاةِ}}<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۴، ص۱۳۹، ح۵۶۰۷.</ref>؛ «سلامت زندگی در پرتو مدارا به دست میآید».<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۳۳.</ref> | |||
====[[مبارزه منفی]] با [[منحرفان]]==== | |||
سفارش به مدارا و [[تسامح]] و [[تساهل]]، چنانکه گذشت، در همه موارد جایز و درست نیست. [[چشمپوشی]] از خطاهای افراد، بدون تردید میتواند (در فرض [[تکرار]] و عدم [[اصلاح فرد]]) به تثبیت آن [[رفتار]] نابهنجار و حتی رویآوردن به رفتارهای زشتتر منجر شود. افزون بر این، به سبب اجتماعیبودن [[آدمی]]، عکسالعمل [[اجتماعی]] مناسب در مقابل رفتارهای منحرفانه و [[ترس]] از [[دستدادن]] [[حمایت]] اجتماعی میتواند عامل مؤثری در [[پیشگیری]] از ارتکاب جرایم باشد. اگر جلوی [[انحرافهای اخلاقی]] و [[رفتاری]] (انحرافهایی که هنوز [[جرم]] تلقی نمیشوند) از این طریق گرفته شود، ریشههای [[بزهکاری]] خشکانده میشود و میتوان از وقوع جرم ایمن بود. [[راز]] اینکه [[روایات]]، [[رضایت]] به وقوع جرم در [[جامعه]] را نیز نوعی [[نابهنجاری]] دانسته و [[راضی]] را مانند مباشر جرم، [[گناهکار]] و [[اهل دوزخ]] معرفی کردهاند، همین است. این [[مبارزه]] در عین مردمیبودن، غیر [[کیفری]] است و بدین سبب اهمیت خاصی دارد<ref>در این زمینه، ر.ک: صدیق اورعی، غلامرضا، اندیشه اجتماعی در گزیدهای از روایات امر به معروف و نهی از منکر.</ref>. | |||
[[امام علی]]{{ع}} بیان میکند که [[پیامبر]] ما را به اتخاذ چنین روشی سفارش میکرده است: «پیامبر به ما دستور داد که با [[گناهکاران]] با چهرههای در هم کشیده روبهرو شویم»<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۴۱۲.</ref>. [[امام]] این عمل را کمترین [[انکار]] و [[اعتراض]] به رفتارهای ناصواب و در عین حال بهترین برخورد با اینگونه [[رفتارها]] میداند: «کمترین انکار [و [[ناپسند]] و نادرست شمردن رفتارهای ناصواب] این است که با گناهکاران با چهرههای در هم کشیده روبهرو شوی»<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۴۱۲.</ref>. «بهترین عمل آن است که با گناهکاران با چهرههای در هم کشیده [و اخم کرده] روبهرو شوی»<ref>محمدی ریشهری، محمد، میزان الحکمه، ح۱۲۵۰۵.</ref>. | |||
این عمل، مصداق یکی از مهمترین و کارسازترین برنامههای [[پیشگیری از جرم]] است که در گستره اقدامهایی تحت عنوان [[امر به معروف و نهی از منکر]] قرار دارد.<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۳۴.</ref> | |||
====امر به معروف و نهی از منکر==== | |||
از مهمترین سازکارهایی که در [[جامعه اسلامی]] برای [[پیشگیری]] از [[انحرافها]] و جرایم و جهتدادن جامعه به سوی [[خوبیها]] و [[نیکیها]] طراحی شده است، [[نظام]] امر به معروف و نهی از منکر است. [[خداوند]] [[رستگاری]] چنین جامعهای را نوید داده، میفرماید: | |||
{{متن قرآن|وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«و باید از میان شما گروهی باشند که (مردم را) به نیکی فرا میخوانند و به کار شایسته فرمان میدهند و از کار ناشایست باز میدارند و اینانند که رستگارند» سوره آل عمران، آیه ۱۰۴.</ref>. | |||
تبیین این ارتباط و اینکه امر به معروف و نهی از منکر، چگونه رستگاری و [[سعادت آدمی]] را در پی دارد، در سخنان [[پیشوایان دین]]، به ویژه [[امام علی]]{{ع}}، به خوبی آمده است. | |||
حضرت درباره [[فلسفه]] این [[دستور الهی]] میفرماید که خداوند، [[امر به معروف]] را برای [[اصلاح]] تودههای [[ناآگاه]] و [[نهی از منکر]] را برای بازداشتن [[ناآگاهان]] و [[سفیهان]] از [[زشتیها]] قرار داده است<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۵۲.</ref>. طبیعی است که نظام امر به معروف میتواند در گسترش و [[نشر]] خوبیها در بین تودهها و بخش عظیمی از [[اجتماع]] که به علل گوناگون ([[بیسوادی]]، مشغلههای زیاد، [[ناآگاهی]] و...) در [[نادانی]] ماندهاند، دانشگاهی زنده، همیشه دایر و پویا باشد. نهی از منکر نیز چنین است؛ به ویژه که آنچه از نهی از منکر متوجه افراد اجتماع میشود، بیشتر مراتب [[قلبی]] و لسانی است؛ زیرا نه چشمان [[حکومت]] و دستگاههای دولتی همیشه و همهجا حضور دارند و نه به [[مصلحت]] است که فهرست بزرگی از [[وظایف]] برای [[دولت]] تهیه شود. | |||
افزون بر این، این [[وظیفه]] را فقط متوجه حکومت دانستن و [[مردم]] را از هر وظیفهای در [[نهی]] از [[منکرها]] مبرا دانستن، اگر مشوق فرد به زشتیها نباشد، چندان مانع او نیز نخواهد بود و زمینه را برای نهادینه شدن زشتیها و در نتیجه، افزون شدن شروران و پلیدان [[جامعه]] فراهم میآورد. امام علی{{ع}} درباره پیامدهای ترک [[امر به معروف و نهی از منکر]] میفرماید: «امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که بدهای شما بر شما مسلط میشوند»<ref>نهج البلاغه، نامه ۴۷.</ref>. | |||
[[سیطره]] شروران، به معنای تعطیل و بستهشدن همه درهای خیر و [[نیکی]] به روی مردم است؛ زیرا چنین جامعهای روی [[امنیت]] را نمیبیند، در آن از [[عبادات]] [[الهی]] خبری نیست و امور بر قوام خود باقی نخواهد ماند و در این صورت، تمام زمینهها برای بروز استعدادها و قابلیتهای مجرمانه هموار میشود؛ به همین جهت، [[مسلمانان]]، اصل امر به معروف و نهی از منکر را عملاً ضامن همه [[اصلاحات]] [[اخلاقی]] و [[اجتماعی]] خود میدانستهاند<ref>مطهری، مرتضی، ده گفتار، ص۵۷. امام باقر{{ع}} درباره فلسفه امر به معروف و نهی از منکر و پیامدهای مثبت آن میفرماید: {{متن حدیث|بِهَا تُقَامُ الْفَرَائِضُ وَ تَأْمَنُ الْمَذَاهِبُ وَ تَحِلُّ الْمَكَاسِبُ وَ تُرَدُّ الْمَظَالِمُ، وَ تُعْمَرُ الْأَرْضُ وَ يُنْتَصَفُ مِنَ الْأَعْدَاءِ وَ يَسْتَقِيمُ الْأَمْرُ}}. طبیعی است که با ترک این وظیفه، هر یک از این نتایج رخت برمیبندد.</ref>. | |||
امر به معروف و نهی از منکر، حوزه [[نظارت همگانی]] را بر اجرای [[پیشگیری]] مراقبتی [[توسعه]] میدهد و شامل مواردی میشود که چهبسا [[نص صریح]] قانونی هم در خصوص آن وجود ندارد<ref>میر خلیلی، سید محمود، پیشگیری از بزهکاری، ص۱۵۲-۱۵۳.</ref>؛ بنابراین، ممکن است به [[آزادیها]] و [[حقوق]] [[مشروع]] افراد لطمه بزند یا سبب [[تضعیف]] [[پیوندهای اجتماعی]] و به هم خوردن [[روابط اجتماعی]] و در نتیجه فرو پاشیدن [[نظم اجتماعی]] شود؛ از اینرو، [[دولت اسلامی]] باید زمینههای نهادینه شدن این اصل را در [[اجتماع]] فراهم آورد و حدود و شرایطی را که در [[روایات]] و [[متون دینی]] برای این [[وظیفه]] آمده است، لحاظ کند تا از این طریق، یکی از مهمترین برنامههای [[سیاست]] جنایی مشارکتی [[اسلامی]]، محقق و عملی شود. | |||
اصل امر به معروف و نهی از منکر، چنانکه برخی چون [[مرتضی مطهری]] اشاره کردهاند، به پیشگیری غیر [[کیفری]] ناظر است و پیشگیری کیفری، هر چند خود نوعی [[نهی از منکر]] است، فقط با [[اجازه]] [[حاکم شرع]] و دولت اسلامی مجاز است<ref>مطهری، مرتضی، ده گفتار، ص۵۰ و ۵۱.</ref>. این سخن به معنای [[نفی]] ورود و [[تسلط]] [[دولت]] بر برنامههای امر به معروف و نهی از منکر نیست. اصل [[حفظ نظم]] و [[اقتدار]] [[حکومت]] اقتضا میکند که دولت اسلامی جریان کلی را زیر نظر داشته باشد و با ارائه آموزشهای لازم به افراد، آنها را در تشخیص مصادیق و چگونگی بهکارگیری درست این اصل، [[یاری]] رساند.<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۳۵.</ref> | |||
===[[نظارت]] بر عملکرد مجریان=== | |||
نظارت و [[بازرسی]] دقیق از جمله برنامهها و و اولویتهای اساسی در الگوی [[پیشگیری از جرم]] است که خود در دو سطح مردمی و دولتی قابل [[اجرا]] است. در سطح مردمیِ آنکه مصداقی از امر به معروف و نهی از منکر به شمار میرود، [[مردم]] به گزارش رفتارهای خلاف و نادرست مجریان به [[حاکم]] و دستگاه نظارتی موظفند که معمولاً امروزه [[سازمان]] یا شعبهای جهت دریافت گزارشهای مردم و نیز نظارت بر کار مجریان به این مهم اختصاص مییابد؛ اما نوع مهمتر آن در سطح [[حکومت و دولت]] است که به دو شکل آشکار و پنهان اجرا میشود. در سطح آشکار آن، سازمان یا وزارتخانه یا گروهی به طور رسمی و آشکارا به نظارت بر کار مجریان حکومت موظفند. در سطح پنهان، افراد مورد [[اعتماد]] و [[موثق]] و امینی باید پنهانی و بدون آنکه شناخته شوند، اطلاعات و گزارشهای لازم را از راههای گوناگون گردآورند و بر کار مجریان نظارت داشته باشند. | |||
اهمیت بازرسی در این است که اگر وجود نداشته باشد، زمینههای [[انحراف]] و [[لغزش]] مجریان فراهم میش[[ود]] و [[سوء استفاده از قدرت]] و [[منصب]] به [[راحتی]] امکان مییابد و این خود، زمینههای [[ستم]] و [[تجاوز]] به مردم و [[خیانت]] و [[بیعدالتی]] را رواج میدهد و اندکاندک بنیان [[جامعه سالم]] از هم فرومیپاشد. [[امام علی]]{{ع}} [[بازرس]] را چشم تیزبین حکومت میداند. طبیعی است «[[حکومتی]] که [[نظام]] بازرسی صحیح و مطمئن نداشته باشد، همانند [[کوری]] است که معایب را نمیبیند و در منجلاب [[عیوب]] و [[مفاسد]] غوطهور میشود»<ref>فاضل لنکرانی، محمد، آیین کشورداری از دیدگاه امام علی{{ع}}، ص۱۵۹-۱۶۰.</ref>. [[امام]] در [[نامه]] خود به [[مالک اشتر]] که سند [[ارزشمند]] [[مملکتداری]] و حکومت است، میفرماید: {{متن حدیث|وَ ابْعَثِ الْعُيُونَ مِنْ أَهْلِ الصِّدْقِ وَ الْوَفَاءِ عَلَيْهِمْ فَإِنَّ تَعَاهُدَكَ فِي السِّرِّ لِأُمُورِهِمْ حَدْوَةٌ لَهُمْ عَلَى اسْتِعْمَالِ الْأَمَانَةِ وَ الرِّفْقِ بِالرَّعِيَّةِ}}<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>؛ «سپس [[رفتار]] [[کارگزاران]] را بررسی کن و جاسوسانی راستگو و وفاپیشه بر آنان بگمار که [[مراقبت]] و بازرسی پنهانی تو از کار آنان، سبب [[امانتداری]] و [[مهربانی]] با [[رعیت]] خواهد بود». | |||
حضرت در ادامه به مالک دستور میدهد که اگر در جریان بازرسی، خیانت کسی آشکار شد، با او به شدت برخورد کند، نه اینکه بازرسی در حد تهیه گزارش باقی بماند و عکسالعمل حکومتی را در پی نداشته باشد که این، مفسدهآورتر است.<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۳۷.</ref> | |||
===ارائه آموزشهای همگانی=== | |||
بخشی از آموزههای به یادگار مانده از امام علی{{ع}}، افراد را به مقابله با وضعیتهای خاص جرمزا [[ترغیب]] میکند که احتمال بزهدیدگی یا [[بزهکاری]] [[انسان]] را فراهم میآورد؛ امری که امروزه از آن با عنوان «[[پیشگیری]] وضعی» یاد میکنند. پیشگیری وضعی را «اقدام پیشگیرانه معطوف به اوضاع و احوالی که [[جرم]] ممکن است در آن وضع به وقوع بپیوندد»<ref>گسن، رمون، روابط میان پیشگیری وضعی و کنترل بزهکاری، ص۶۱۰.</ref>، تعریف میکنند. به عبارتی دیگر، پیشگیری وضعی «شامل اقدامهای غیرکیفری است که هدفشان جلوگیری از به فعل درآوردن [[اندیشه]] مجرمانه با تغییردادن اوضاع و احوال خاصی است که یک سلسله جرایم مشابه در آن به وقوع پیوسته یا ممکن است در آن اوضاع و احوال ارتکاب یابد»<ref>گسن، رمون، روابط میان پیشگیری وضعی و کنترل بزهکاری، ص۶۱۰.</ref>. در این وضعیتها، فرصتهای ارتکاب [[بزه]] بیشتر فراهم است و زمینه گذر از اندیشه مجرمانه به فعل مجرمانه، به سبب وجود آماجهای لازم، موجود است؛ به طور مثال، [[نیازمندی]] [[آدمی]] در وضعیت [[بحرانی]] و [[رجوع]] او به کسی که [[قادر]] به رفع نیازهای او است؛ اما [[شخصیت]] [[نابهنجاری]] دارد، میتواند زمینههای تحریک اندیشه بزهکاری وی را فراهم آورد. موقعیتهای فیزیکی و [[اجتماعی]] خاص نیز میتواند [[وسوسه]] [[ارتکاب جرم]] را در انسان تشدید کند؛ برای مثال، همصحبت شدن و گرمگرفتن با [[زنان]] یا حضور زنان با آرایشهای نامناسب در [[اجتماع]] و چشمچرانی مردان یا حتی [[رؤیت]] آنان، بسته به شخصیت افراد، میتواند زمینههای ارتکاب بزه را فراهم سازد. | |||
ارائه مواردی از [[سفارشهای امام]] علی{{ع}} در زمینه پیشگیری وضعی، ادامه این نوشتار است. | |||
====[[پرهیز]] از حضور در مکانهای جرمخیز==== | |||
[[فرصتها]] و زمینههای ارتکاب بزه در برخی از مکانها به لحاظ جغرافیایی یا محیطی بیشتر فراهم است. حضور در این مکانها به ویژه اگر فرد نیروی بازدارنده درونی [[قوی]] نداشته باشد، میتواند او را به بزهکاری [[سوق]] دهد. در این صورت، «تقوای پرهیز» از «تقوای حضور» کارآمدتر است. اگر انسان از [[تقوا]] و مصونیت درونی قوی و کارسازی برخوردار باشد و بتواند بر آن محیط تأثیر بگذارد، از تقوای حضور برخوردار است و باید در جهت [[امر به معروف و نهی از منکر]] دست به کار شود؛ ولی با توجه به اینکه بیشتر [[مردم]] از چنین نیرویی کمتر بهره دارند، سفارش به [[کنارهگیری]]، مؤثرتر از توصیه به حضور است. یکی از عللی که [[امام علی]]{{ع}} [[سلامت]] [[آدمی]] را در تفرد دانسته، همین است: {{متن حدیث|السَّلَامَةُ فِي التَّفَرُّدِ}}<ref>ریشهری، محمد، میزان الحکمه، ح۱۲۵۹۸.</ref>. «سلامت [[انسان]] در [[تنهایی]] او است». {{متن حدیث|الْعُزْلَةُ سَلَامَةٌ}}<ref>ریشهری، محمد، میزان الحکمه، ح۱۲۵۹۷.</ref>؛ «جدایی از مردم، باعث سلامت انسان است». {{متن حدیث|لَا سَلَامَةَ لِمَنْ أَكْثَرَ مُخَالَطَةَ النَّاسِ}}<ref>ریشهری، محمد، میزان الحکمه، ح۱۲۵۹۴.</ref>؛ «کسی که با مردم بسیار آمیزش دارد، از سلامت برخوردار نیست». {{متن حدیث|فِي اعْتِزَالِ أَبْنَاءِ الدُّنْيَا جِمَاعُ الصَّلَاحِ}}<ref>ریشهری، محمد، میزان الحکمه، ح۱۲۵۸۶.</ref>؛ «همه صلاحها در جدایی از [[دنیاخواهان]]، [نهفته] است». | |||
برخی به لحاظ [[ضعف]] شخصی و شخصیتی، میتوانند آماجهای [[بزه]] به [[حساب]] آیند؛ از اینرو، دور نگه داشتن خود از [[مجرمان]] بالقوه، ایشان را از بزهدیدگی [[محافظت]] میکند. امام علی{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|مَنِ اعْتَزَلَ النَّاسَ سَلِمَ مَنْ شَرِّهِمْ}}<ref>ریشهری، محمد، میزان الحکمه، ح۱۲۶۰۱.</ref>؛ «هر کس از مردم کناره گیرد، از [[بدی]] آنان سالم میماند». | |||
در این میان، محیطهایی چون [[بازار]] به دلیل آمد و شد بسیاری از افراد - و در نتیجه کسانی که میتوان آنها را فریفت، یا به نحوی از [[اموال]] و آبرویشان بهره جست- فرصتهای بسیاری را در [[اختیار]] فرد قرار میدهد؛ به همین جهت، امام علی{{ع}} مردم را از نشستن در چنین محیطهایی منع کرده است: | |||
{{متن حدیث|إِيَّاكَ وَ مَقَاعِدَ الْأَسْوَاقِ فَإِنَّهَا مَعَارِضُ الْفِتَنِ وَ مَحَاضِرُ الشَّيْطَانِ}}<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۲، ص۳۰۵، ح۲۶۹۹.</ref>؛ «از مکانهای نشستن بازارها بپرهیز. به [[راستی]] که آن مکانها جایگاههای ظاهرشدن [[فتنهها]] و حاضر شدن [[شیطان]] است». | |||
و نیز فرموده است: {{متن حدیث|مَجَالِسُ الْأَسْوَاقِ مَحَاضِرُ الشَّيْطَانِ}}<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۶، ص۱۳۴، ح۹۸۱۴.</ref>؛ «مجلسهای بازارها، جایگاههای حضور شیطان است». | |||
روایاتی که پیش از این در خصوص منع [[معاشرت]] با افراد [[پست]] و [[ناپاک]] ارائه شد نیز به [[پیشگیری]] وضعی ناظر است. حضور در مجالس پر زرق و برق و پر از [[دارایی]] و خواستنیهای مادی نیز میتواند وسوسههای به چنگ آوردن [[مال]] از هر طریق ممکن، هر چند ناصواب و غیر [[مشروع]] را در [[آدمی]] پدید آورد؛ زیرا به قول [[امام علی]]{{ع}} «مال، ماده اساسی و اصلی همه [[شهوات]] است<ref>نهج البلاغه، حکمت ۵۸.</ref>.<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۳۹.</ref> | |||
====توصیه به [[قناعت]] و مراجعه نکردن به نااهلان==== | |||
[[انسان]]، گاه در وضعیتهای نابهنجار و سخت [[اجتماعی]] و [[اقتصادی]] قرار میگیرد که میتواند او را به سوی [[ثروتمندان]] و صاحبنفوذانی بکشاند که از [[سلامت]] [[نفسانی]] و [[روحی]] برخوردار نیستند و چه بسا از این [[فرصتها]] به [[سود]] خویش بهره جسته، از این افراد به صورت ابزارها و وسایل نیل به [[آرزوها]] و [[مطامع]] خویش سود برند. روی آوردن به چنین کسانی میتواند انسان را به [[بزهکاری]] و بزهدیدگی [[سوق]] دهد؛ از اینرو، سفارش به قناعتورزی و [[صبر]] در [[مشکلات]] و [[مصیبتها]] میتواند افراد را از چنین وضعیتهایی به سلامت برهاند. امام علی{{ع}} در این زمینه بسیار سفارش کرده و افراد را از عوارض شوم [[حاجت خواستن]] از نااهلان برحذر داشته است؛ {{متن حدیث|فَوْتُ الْحَاجَةِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِهَا إِلَى غَيْرِ أَهْلِهَا}}<ref>نهج البلاغه، حکمت ۶۶.</ref>؛ «نرسیدن به [[حاجت]] از درخواست کردن از نااهل بهتر است».<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۴۱.</ref> | |||
====[[پرهیز]] از [[همنشینی]] با نامحرمان==== | |||
از جمله غرایزی که [[خداوند]] در وجود آدمی به [[ودیعه]] نهاده، [[غریزه جنسی]] است که برای [[بقای نسل]] آدمی [[ضرورت]] دارد. ارضا و تأمین نیازهای جنسی در [[اسلام]] مانند دیگر نیازها و [[غرایز]] با برنامه و روش خاصی طراحی شده است. از جمله این برنامهها و روشها سفارشهای اسلام درباره [[چشمپوشی]] از [[محرمات]]، به حداقل بسندهکردن ارتباط [[زن]] و مرد، [[آداب]] نزدیکی، و [[ازدواج]] و [[عفاف]] است. همنشینی و [[معاشرت]] با [[زنان]] میتواند زمینههای تحریک شهوات جنسی را فراهم سازد و با شعله کشیدن شهوات، چه بسا [[حریمها]] و حرمتهای [[الهی]] نادیده گرفته شود. | |||
امیرالمؤمنین علی{{ع}} خود میکوشید، [[اسوه]] و الگوی پرهیز از اختلاط و معاشرت با زنان باشد. هرگاه به زنان سالخورده برمیخورد، به آنها [[سلام]] میکرد (چون معمولاً در برخورد با اینگونه زنان زمینههای تحریکی برای افراد کمتر وجود دارد)؛ ولی وقتی به [[دختران]] یا زنان [[جوان]] میرسید، از سلامکردن به آنها [[اکراه]] داشت و میفرمود: «میترسم صدای زنان مرا به [[شگفتی]] وا دارد و در این صورت، [[زیان]] این کار بیش از فایده آن باشد»<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۷۴.</ref>. | |||
حضرت به [[یاران]] خود میفرمود: «هرگاه به زنان جوان برخوردید به آنان سلام نکنید و آنها را به خوردن غذا نیز نخوانید»<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۷۳.</ref>. این امر بدون [[شک]] درباره زنانی که به [[فساد]] معروفند، بیشتر [[ضرورت]] دارد. به هر حال، [[امام]] [[مردم]] را از اختلاط با زنان بازمیداشت؛ حتی اگر این اختلاط، به بهانه معروف باشد<ref>ر.ک: نهج البلاغه، خطبه ۸۰.</ref>.<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۴۱.</ref> | |||
====[[حجاب]] و [[نظارت]] بر زنان==== | |||
در همین زمینه، امام بر ضرورت [[حفظ]] [[پوشش]] زنان و [[مراقبت]] در آمدوشدهایشان تأکید دارد و این امر را عامل [[سلامت]] و مصونیت از بزهدیدگی و [[بزهکاری]] ایشان میداند<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱.</ref>. | |||
امام به مردم بر ضرورت مراقبت از آمد و شد زنان در خیابانها و کوچهها نیز سفارش میکرد. او درباره آمد و شد آنان میفرماید که زنان و دختران باید از کنار [[دیوار]] یا خیابان رفت و آمد کنند<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۳۲.</ref> تا برخوردی با مردان نداشته باشند. در [[حدیث]] دیگری [[مردم عراق]] را به سبب آنکه بر زنان و دختران خود در خیابانها و کوچهها نظارت ندارند، [[سرزنش]] میکند و میفرماید: | |||
{{متن حدیث|يَا أَهْلَ الْعِرَاقِ! نُبِّئْتُ أَنَّ نِسَاءَكُمْ يُدَافِعْنَ الرِّجَالَ فِي الطَّرِيقِ، أَ مَا تَسْتَحْيُونَ؟}}<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۷۴.</ref>؛ «[[آگاه]] شدهام که زنان شما در معابر با مردان اختلاط دارند و به آنان تنه میزنند. آیا [[حیا]] نمیکنید؟». | |||
از دیگر [[پیشوایان دینی]] نیز در زمینه ضرورت نظارت بر دختران و زنان و آموزشهای لازم به آنها، سفارشهای گرانسنگی رسیده است. [[رسول خدا]]{{صل}} برای [[پیشگیری]] از [[مفاسد اجتماعی]] به زنان سفارش میکرد هنگام بیرون رفتن، لباسی بپوشند که توجه دیگران را به خود جلب نکند، به زیوری خود را [[آرایش]] ندهند که صدایش بلند شود، صدایشان را بدون ضرورت بلند نکنند تا [[نامحرم]] آن را بشنود و اگر به [[خانه]] [[بیگانگان]] رفتند، شب هنگام در آنجا نمانند<ref>محدث نوری، حسین، مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص۲۸۰.</ref>.<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۴۲.</ref> | |||
====[[ضرورت]] ارضای [[غریزه جنسی]] برای مردان==== | |||
نمونهای دیگر از سفارشهای پیشگیرانهای که از [[امام علی]]{{ع}} به ما رسیده و پیشگیری غیرکیفری از نوع وضعی به شمار میآید، سفارش به مردان متأهل هنگام دیدن [[زنان]] و برافروخته شدن [[شهوت جنسی]] در ایشان است؛ البته بهتر، بلکه لازم است که [[انسان]] [[چشم]] خود را از نامحرم بپوشاند؛ ولی در صورتی که این [[حکم الهی]] را [[رعایت]] نکرد یا به طور تصادفی نگاه او به نامحرم افتاد و [[غریزه]] جنسیاش تحریک شد، باید در صدد کنترل آن برآید. [[امام]] در سفارش خویش میفرماید: | |||
{{متن حدیث|إِنَّ أَبْصَارَ هَذِهِ الْفُحُولِ طَوَامِحُ، وَ إِنَّ ذَلِكَ سَبَبُ هِبَابِهَا، فَإِذَا نَظَرَ أَحَدُكُمْ إِلَى امْرَأَةٍ تُعْجِبُهُ فَلْيُلَامِسْ أَهْلَهُ فَإِنَّمَا هِيَ امْرَأَةٌ كَامْرَأَتِهِ}}<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۲۰.</ref>؛ «همانا دیدگان این مردان به منظره شهوتآمیز دوخته شده و به [[هیجان]] آمدهاند. هرگاه کسی از شما با نگاه به زنی به [[شگفتی]] آید، با همسرش بیامیزد که او نیز زنی چون [[زن]] خودش باشد».<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۴۳.</ref> | |||
====[[پرهیز]] از خلوتگزینی==== | |||
از جمله مکانهایی که در آن، [[فرصت]] ارتکاب [[بزه]] بسیار مهیا است، خلوتها و مکانهایی است که انظار دیگران را به آن راهی نیست و هیچ نوع مراقبتی (جز [[مراقبت]] خداوندی) در آن وجود ندارد. امیرالمؤمنین علی{{ع}} از جمله علل و اسباب [[فجور]] را «خلوتها» میداند و افراد را از آن پرهیز میدهد: {{متن حدیث|سَبَبُ الْفُجُورِ الْخَلْوَةُ}}<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۴، ص۱۲۳، ح۵۵۳۲. آمدی میگوید: ممکن است «حلوه»، یعنی زن شیرین و خوشایند خوانده شود و مقصود این باشد که گاهی اینگونه زنان سبب فجور میشوند؛ پس آدمی باید خود را از نگاه کردن به زنان نگاه دارد تا مبادا سبب فجور او شود و ممکن است «جلوه» به جیم، به هر یک از سه [[حرکت]] آن، خوانده شود که جلوه زنان و نمودن خود به مردان، سبب فجور میشود؛ پس زنان را باید از آن منع کرد تا چنین چیزی نشود. (آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۴، ص۱۲۳-۱۲۴) به هر حال، هر کدام مقصود باشد، این سفارش به پیشگیری وضعی مربوط است.</ref>.<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۴۳.</ref> | |||
====[[برنامهریزی]] برای [[اوقات فراغت]]==== | |||
اوقات فراغت نیز از جمله وضعیتهایی است که [[فرصت]] ارتکاب [[بزه]] و نیز در معرض بزهدیدگی قرار گرفتن را بیشتر ممکن میسازد. محیط_هایی که برای گذران اوقات فراغت برگزیده میمی شود، ممکن است [[الگوها]] و برنامههایی را به فرد ارائه دهد که وی را به [[بدبختی]] و [[شقاوت]] بکشاند: | |||
ثابت گردیده که در میان دزدان بزرگسال با [[سوء]] سابقه، بیش از نصف آنان اوقات فراغت خود را در مراکز تفریحات ناسالم گذراندهاند (قهوهخانه، مجالس رقص، قمارخانه و...) [[معاشرت]] با [[دوستان]] [[جنایتکار]] و حتی فاقد [[اخلاق]] نیز قطعاً در شکلگیری [[شخصیت]] بزهکار مؤثر است<ref>گسن، رمون، جرمشناسی نظری، ترجمه مهدی کینیا، ص۱۸۶.</ref>. | |||
[[امام علی]]{{ع}} این نکته را خاطرنشان میسازد که {{متن حدیث|مِنَ الْفَرَاغِ تَكُونُ الصَّبْوَةُ}}<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۶، ص۱۰، ح۹۲۵۱.</ref>؛ «لذتجوییهای نادرست [[دوران جوانی]]، از [[فراغت]] سرچشمه میگیرد»؛ از اینرو باید کوشید تا با برنامهریزی درست، اوقات فراغت [[جوانان]] را پر کرد.<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۴۴.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
نسخهٔ ۱ اکتبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۹:۰۳
مقدمه
از مباحث همیشه رایج و تازهای است که هیچگاه رنگ کهنگی و رسوب قدیمبودن به خود نمیگیرد؛ زیرا از زمانی که بشر به عرصه حیات پاگذاشته، همواره طعم تلخ انحراف و کژروی از معیارهای درست، و در بندِ شهوات بودن و سیهروزی حاصل از تباهیها و جرایم را چشیده است؛ البته تجربه تلخ جرایم، برای بشر رهاوردهایی نیز داشته و او را با شیوهها و ابزارهای گوناگون مقابله با جرایم آشنا و مسلح کرده است؛ اما جرم و انحراف نیز بسان اژدهایی هزار سر بوده که با قطع هر سر و دست آن، سر و دست دیگری روییده و روندی رو به تزاید داشته است. بدینسان، مسئله جرم و پیشگیری، همواره در حال نو شدن است، و بشر، هر زمان در این امید و آرزو است که آیا میتواند به روزی دل خوش دارد که ریشههای جرم و انحراف را بسوزاند و بخشکاند. با وجود همه تدابیر و اقدامهایی که به ذهن خدادادی بشر، برای مقابله با جرم خطور کرده و توفیق اجرا یافته است، نمیتوان این نکته را انکار کرد که رشد جرایم و انحرافها و انواع آن، همواره بر میزان تدبیر پیشگیرانه که بیشتر از نوع کیفری بوده است، پیشی داشته و این غده سرطانی در مقایسه با آن داروهای به ظاهر حیاتبخش، فرصت رشد و گسترش بیشتری یافته است. در اینجا این پرسش رخ مینماید که آیا مشکل در همین تدابیری نیست که برای پیشگیری به کار رفته است. حرکتهایی که در جهت تقویت و ترویج پیشگیری غیر کیفری انجام شده، همه بر اساس این تشخیص است که با اقدامهای کیفری و سرکوبگرانه نمیتوان به رفع مشکل دل بست، و باید به سراغ تدابیر پیشگیرانه غیر کیفری رفت؛ اما با وجود انواع گوناگون تدابیر پیشگیرانه غیر کیفری، باز سخن از ناکامی و شکست است و این پرسش مطرح میشود که راستی راه چاره چیست.
رویکرد به متون دینی و استمداد از آموزههای دینی برای، سابقه دیرینهای ندارد؛ چراکه بشر گرفتار الحاد، قرونی را بدون توجه به این مهم سپری کرد و دین را از صحنه حیات اجتماعی خود دور نگاه داشت و گمان کرد که میتواند فقط با خرد خود در پی سعادت خویش برآید و با گمراهیها و کژیها مبارزه کند، و صد حیف که غیر از فراموشی دین، از شأن حقیقی انسانی خود نیز چشم پوشید و خود را فراموش کرد و تقصیر و چاره را در عوامل بیرونی جست و این، نتیجه طبیعی همان غفلت بود که ﴿نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ﴾[۱]. اینک دوباره رویکردی (نه چندان قوی) به دین پیدا شده و طبیعی است که در این موقعیت جدید، از اندیشمندان دینی و به ویژه حوزههای دینی انتظار میرود که در محدوده خود، به پاسخگویی این نیاز بشری بپردازند. متأسفانه باید اذعان کنیم که در مباحث فقهی (و نه دین) کمتر به این مهم توجه شده است. در اینجا به ریشهها و علل این امر، کاری نداریم؛ ولی باید شجاعانه این واقعیت را بپذیریم که اندیشمندان دینی، خود را از اینگونه صحنهها کنار نگاه داشتهاند. نگاهی به روند مباحث فقهی حوزهها و مجامع دینی میتواند تداعیگر این مطلب باشد که فقه شیعه، در وجه اجتماعی آن، بیشتر فقه تنبیهی جلوهگر شده است تا فقه ترمیمی و پیشگیرانه[۲]؛ هر چند در گستره مباحث اخلاقی دین بهطور غیر نظاممند، میتوان آموزههای را به فراوانی یافت؛ در حالی که اندک مروری بر آموزههای گرانسنگ به یادگار مانده از پیشوایان دینی، این امر را به خوبی تداعی و اثبات میکند که نسبت و سهم فقه پیشگیرانه میتوانست بسیار بیش از فقه تنبیهی باشد. نکته مهم، کمر همت بستن به تدوین این فقه جدید است. نویسنده این مقاله ادعا نمیکند که با نگاه فقهی به آموزههای پیشگیرانه از سخن و سیره امام علی(ع) توجه کرده است؛ بلکه ادعا دارد که در حد بضاعت اندک علمی خویش و البته با همه محدودیتهایی که در آینده به آن اشاره خواهد شد، کوشیده است آموزههایی را از کلام حضرت استخراج کرده، در معرض دید علاقهمندان قرار دهد. باشد تا این گام نخست، گامهای بعدی را تسهیل کند.[۳]
مفهومشناسی
فهم دقیق اصطلاح «پیشگیری از جرم» به تبیین مفهومی دو واژه «پیشگیری» و «جرم» منوط است. امروزه در علوم اجتماعی، این نکته که برای بسیاری از واژگانِ به کار رفته در این علوم نمیتوان تعریف و تبیین معنایی مورد وفاق ارائه کرد، اصلی مسلم است و صاحبنظران در بیشتر واژگان، این نکته را گوشزد میکنند. ماهیت متفاوت علوم اجتماعی (به لحاظ دو عنصر اساسی انسان و اجتماع با ملحقات ویژه آنها نظیر فرهنگ، آداب و رسوم و...) از علوم طبیعی [= تجربی] و ریاضی، چنین اقتضایی را سبب شده است. در جرمشناسی و حقوق جزا نیز وضع اینگونه است. درست است که در یک متن مشتمل بر قوانین جزایی، ممکن است، [بلکه باید] از «جرم» تعریف خاصی ارائه شده باشد، اما در سیر مطالعات جزایی و هنگام طرح مباحث حقوقی و جرمشناختی، هیچگاه به این تعریف بسنده نمیشود؛ بلکه از دیدگاه جامعهشناسی، روانشناسی و... نیز به جرم توجه میشود[۴].
جرم
معانی ارائه شده از جرم را میتوان در دو دسته مضیق و موسع طبقهبندی کرد. جرم در مفهوم ضیق، همان تعریف قضایی و قانونی خود را دارد؛ یعنی هر فعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات یا اقدامهای تأمینی در نظر گرفته شده است. شاخصه مفهوم جرم در معنای مضیق آن، دخالت دولت (قوه قضایی) آن هم بیشتر به شکل سرکوبگرانه است که از آن به «مجازات» تعبیر میشود. تصریح قانونگذار به جرم بودن یک عمل نیز شرط دیگری است که رفتار را مجرمانه میکند؛ از اینرو، اگر عملی به شدت هنجارهای اخلاقی و اجتماعی را نقض کند، اما قانونگذار آن را «جرم» نشناخته باشد، جرم نیست[۵]. آنچه در مباحث جرمشناسی و پیشگیری از جرم، از این واژه اراده میشود، معنای موسع آن است که هر نوع رفتار مخالف با هنجارها و معیارهای مورد پذیرش جامعه را در بر میگیرد؛ اعم از آنکه مجازاتی برای آن در قانون لحاظ شده یا نشده باشد: جرم به معنای بسیار وسیع کلمه، عبارت است از فعل یا ترک فعل آن، به وسیله یک نفر که به جهت آسیبی که به نظم اجتماعی وارد میکند، از طرف جامعه مجازات میشود[۶]. برخی مانند دورکیم، حتی هرگونه عمل مخالف وجدان اخلاقی اجتماع را نیز جرم میدانند؛ یعنی «مجازات اجتماعی» را به ضرورت در مفهوم جرم اخذ نمیکنند. به هر حال، جرم به مفهوم گسترده خود، شامل انحراف و کژروی نیز میشود که گاهی صرفاً نوعی مخالفت با هنجارها و ارزشهای مورد پذیرش اجتماع است؛ گرچه پاسخی آشکار از جامعه به آن داده نشود.[۷]
پیشگیری
از نظر ریشهشناسی، پیشگیری به معنای «پیشدستی کردن» و «به جلوی چیزی رفتن» و نیز «آگاه کردن، و هشدار دادن» است[۸]. به لحاظ معنای اصطلاحی، نوعی تطور و تحول معنایی، در این واژه به چشم میخورد. این امر به سبب نوع رژیمهای گوناگون حقوقی و کیفری است که خود، متغیری از اندیشههای اجتماعی و فرهنگی حاکم در هر زمانی به شمار میرود. آنچه در ابتدا از این واژه برداشت میشده، پیشگیری کیفری به معنای مجموعه اقدامها و تدابیری بوده است که امروزه از آن به مجازاتها و اقدامهای تأمینی تعبیر میشود و مانع ارتکاب مجدد مجرمان به اقدامهای مجرمانه است. مطالعهها و یافتههای موجود در قلمرو حقوق کیفری، حکایت از آن دارد که جوامع بشری برای مقابله با جرایم، به طور عمده از مجازاتها، آن هم از انواع شدید آن، استفاده میکردهاند[۹]. طبیعی است که این نوع پیشگیری، چندان هم پیشدستی به شمار نمیرود؛ البته نفس وضع مجازاتها میتواند عاملی رعبآور و از اینرو مانعی در اجرای جرایم به حساب آید و مانعی بر سر راه فعلیت یافتن اندیشه مجرمانه باشد؛ اما امروزه کمتر کسی بر این کارکرد مجازات اصرار میورزد و آن را تصدیق میکند؛ به عکس، امروزه از شکست رژیم مجازاتها و زرادخانههای کیفری سخن میرود.
امروزه، وقتی درباره پیشگیری از جرم سخن گفته میشود، معنای دیگری از آن مد نظر است. در معنای جدید، مقصود از پیشگیری، مجموعه فعالیتها و تدابیری است که از اساس، مانع وقوع جرم و فعلیت یافتن اندیشه جنایی میشود و با ریشهها و علل پیدایی جرم مبارزه میکند. در معنای جدید، مجازات چیزی جز مبارزه با معلول، یعنی جرم نیست؛ مجازات، سلاحی ناکافی و ناکارآمد است که نمیتواند ریشهها و علل این پدیده شوم را از میان بردارد؛ پس باید به اقدامهایی روی آورد که پیشاپیش از روی آوردن افراد به جرم، بلکه هرگونه انحراف و رفتار کژروانه مانع شود. رمون گسن، محقق و جرمشناس فرانسوی، تعریفی درباره پیشگیری از جرم ارائه کرده است که در این مقاله، مبنای کار قرار خواهد گرفت: از نقطه نظر علمی میتوان گفت که مراد از پیشگیری، هر فعالیت سیاست جنایی است که غرض انحصاری یا غیر کلی آن، تحدید حدود امکان پیشامد مجموعه اعمال جنایی از راه غیر ممکنالوقوع ساختن یا سخت دشوار نمودن یا احتمال وقوع آنها را پایین آوردن است؛ بدون اینکه به تهدید کیفر یا اجرای آن متوسل شد[۱۰]. وی برای مفهوم پیشگیری از جرم، با توجه به معنای موسع جرم، معیارهای چهارگانه ذیل را در نظر میگیرد[۱۱]:
- اقدامی پیشگیرنده تلقی میشود که هدف اصلی آن، تضمین پیشگیری از بزهکاری یا انحرافهای جرمگونه باشد؛ یعنی اقدام مؤثر بر ضد عوامل یا فرآیندهایی که در بروز بزهکاری و انحراف، نقش تعیینکننده و قاطع ایفا میکند.
- تدابیر یا اقدامهای پیشگیرنده، جنبه جمعی دارد؛ یعنی مخاطب آن، کل جمعیت یا گروه یا بخش معینی از آن کل است.
- اقدامهای پیشگیرنده، اقدامهایی هستند که پیش از ارتکاب رفتارهای بزهکارانه یا کجروانه، و نه پس از آن، اعمال میشوند.
- و به لحاظ اینکه این اقدامها پیش از اعمال بزهکارانه است، نمیتوانند به طور مستقیم، قهرآمیز و سرکوبگرانه باشند.[۱۲]
واژهشناسی پیشگیری از جرم
با توجه به توضیحاتی که در تبیین مفهوم دو واژه جرم و پیشگیری گذشت، میتوان از واژگان فراوانی در سخنان امام علی(ع) جهت استخراج مباحث مرتبط با این موضوع، و آموزههایی که این واژگان را در بر دارند، استفاده جست. برخی از واژگان مرتبط با مفهوم جرم[۱۳]، عبارتند از: اثم، سیئه، جرم، حرام، خطیئه، فسق، فساد، جور، منکر، فاحشه، شر، لمم، وزر، ذنب، هلکه، مهلکه و...؛ البته نمیتوان تفاوت مفهومی این واژگان با یکدیگر و گاهی با جرم به مفهوم موسع آن را نادیده گرفت؛ ولی از آنجا که به لحاظ مصادیق و موارد، نوعی همپوشی با مصادیق جرم به مفهوم موسع آن دارند، میتوان از آنها استفاده کرد. از واژگان ناظر به مفهوم پیشگیری نیز میتوان به تعبیرهایی چون وقایه، نجات، دفع، تحصین و... اشاره کرد. بیان کلیدواژگان یادشده، هرگز به مفهوم اکتفا به لفظ و جمود بر آن در استخراج آموزههای پیشگیری از جرم نیست؛ بلکه مطلب مورد نظر، در وهله نخست، مفهوم و معنای کلی مستفاد از گفتار امام علی(ع) است؛ گرچه در مواردی که این واژگان یافت شوند، تأیید و تصریحی بر آموزه تلقی میشوند.[۱۴]
انواع پیشگیری از جرم
پیشگیری به معنایی که گذشت، انواعی دارد که بر حسب تحول و تکامل نظریات جرمشناسی پدیدار شده است. پیدایش و ارائه انواع و نظریات گوناگون درباره پیشگیری، مرهون رهیافتها و نظریات گوناگونی بوده که درباره «پدیده مجرمانه» و علل وقوع آن ارائه گشته است. جرمشناسی، امروزه چهارراه علوم تلقی میشود[۱۵] که از نظریات روانشناختی، جامعهشناختی، زیستشناختی، تعلیم و تربیت، پزشکی و... تغذیه میکند؛ به همین سبب، نضج یافتن و رشد دیدگاهها و شکلگیری نظریههای پیشگیری از جرم نیز از همین علوم مایه میگیرد. اینک به مهمترین انواع پیشگیری اشاره میکنیم.
پیشگیری از بزهکاری اطفال و نوجوانان
به لحاظ شخصیت پذیرا و در حال پرورش نوجوانان و آمادگی بیشتر این قشر برای اقدامهای تربیتی، جهت مقابله با بزهکاری آنان باید با اتخاذ تدابیر تربیتی مناسب و درست، شخصیت سالم و متعادلی را در ایشان پدید آورد. در سخنان و سیره پیشوایان معصوم(ع)، در این زمینه، نکات بسیار گرانسنگی یافت میشود. در گفتار امام علی(ع) نیز در موضوع هدایت و تربیت فرزندان، آموزههای ارزشمندی وجود دارد. عالیترین نمونه آنکه منشور تربیتی نسل جوان به شمار میآید، نامه ۳۱ نهج البلاغه است. در این نامه، امام به فرزند گرانمایه خویش، امام حسن(ع)، میفرماید: «فَبَادَرْتُكَ بِالْأَدَبِ قَبْلَ أَنْ يَقْسُوَ قَلْبُكَ»؛ «پیش از آنکه قلبت سخت شود [و تو را موعظه و نصیحتی به راحتی کارآمد نباشد] به تربیت تو اقدام کردم». طبیعی است که تربیت درست جوانان و نوجوانان، راه را بر انحرافها و کژرویهای آنان میبندد.[۱۶]
پیشگیری عمومی
در پیشگیری عمومی، مقابله با علل و عوامل عمومی وقوع جرم، نظیر عوامل اجتماعی، جغرافیایی، اقتصادی، فرهنگی و... مد نظر است. هر یک از علل یادشده میتواند به نوعی در پیدایش رفتارهای مجرمانه یا پرورش و رشد آنها مؤثر باشد؛ به طور مثال، محیط اجتماعی میتواند به گونهای باشد که رفتارهای مجرمانه در آن فرصت رشد و نضج بیشتری داشته باشند. محیطهای جغرافیایی نیز میتوانند در فعال کردن نیروهای جرمزای نهفته در افراد و گروهها نقش مؤثری ایفا کنند. نبود حکومت یا وجود حکومت فاسد و حاکمانی که پذیرای عدالت نیستند و به اجرای عدالت دلْ خوش ندارند، میتواند از جمله عوامل بروز رفتارهای منحرفانه باشد؛ به همین جهت، اصلاح نظام اقتصادی، حکومتی، قضایی و... نقش بسیار مهمی در کاهش میزان جرم و رفتارهای کژروانه دارد. در پیشگیری اختصاصی، به عوامل اختصاصی جرم و دفع آنها توجه میشود؛ به طور مثال، آنچه در خصوص بهسازی نسل و پرهیز از ازدواج با افراد فاسد و منحرف سفارش میشود، از قبیل پیشگیری است.[۱۷]
پیشگیری انفعالی
در پیشگیری فعال، دولت و به ویژه پلیس برای پرهیز از وقوع بزه، دست به کار شده، جلوی وقوع آن را میگیرند؛ به طور مثال، پلیس برنامهریزی برای هدایت اوقات فراغت جوانانی را که در معرض جرم یا انحراف در مکان و زمان خاصی قرار دارند به عهده میگیرد؛ ولی در پیشگیری منفعلانه چنین نیست؛ بلکه پلیس با حضور در صحنه (مانند مترسک) مانع از وقوع جرم میشود.[۱۸]
پیشگیری نوع اول و دوم و سوم
در این تقسیم که از پزشکی الهام گرفته شده است، در سه مرحله به مقابله و مواجهه با پدیده مجرمانه پرداخته میشود. در پیشگیری نوع اول یا به تعبیری پیشگیری اولیه، هدف، جلوگیری از معضل و آشفتگی، و ایجاد مانع در برابر بروز رفتار مجرمانه از طریق بهبود اوضاع اجتماعی و زندگی و دیگر اقدامهایی است که در جهت تغییر اوضاع و احوال و موقعیت جرمزای محیط فیزیکی و اجتماعی انجام میشود. پیشگیری نوع دوم، شامل اقدامهایی میشود که به گروههای خاصی ناظر است؛ آنان که احتمال دارد هر لحظه مرتکب جرم شوند. هدف از این نوع پیشگیری، تشخیص معضل یا نابسامانی و از بین بردن یا بهبود آن در کوتاهترین زمان ممکن است و مخاطب آن، گروه یا جمعیت خاصی چون کودکان و نوجوانان محلههای فقیر یا بیبضاعت است. هدف از پیشگیری نوع سوم متوقف ساختن وضعیت نابهنجار پیشآمده است و بیشتر به پیشگیری از تکرار جرم از طریق اعمال اقدامهای فردی و سازگارسازی مجدد بزهکاران قدیم ناظر است.[۱۹]
پیشگیری وضعی
این دو نوع پیشگیری در مقایسه با انواع پیشین جدیدترند و در مباحث جرمشناسی و پیشگیری نو، بیشتر از آنها سخن میرود. پیشگیری وضعی یا موضعی به مجموعه اقدامهایی گفته میشود که در جهت تسلط بر محیط و اوضاع پیرامونی مشرف بر جرم و نیز مهار آن انجام میشود تا از این طریق، افراد یا آماجها (ثروت افراد و...) را از بزهدیدگی محافظت کند؛ در صورتی که هدف پیشگیری اجتماعی، حذف یا خنثا کردن آن دسته از عوامل اجتماعی است که در تکوین بزه مؤثرند. پیشگیری اجتماعی، ریشههای بزهکاری را نشانه میگیرد و با استمداد از هیئت اجتماع و از طریق شیوههای گوناگون، علل و عوامل مؤثر در فعلیتیافتن اندیشه مجرمانه را تحت نظارت درمیآورد.[۲۰]
رویکردهای حاکم بر پیشگیری
از انواع گوناگون پیشگیری و نظریههای ارائه شده در زمینه پیشگیری از جرم، میتوان رویکردهای مختلفی را درباره آن[۲۱] استنباط کرد که به طور خلاصه عبارتند از:
رویکردهای مجرممحور[۲۲]
در این رویکرد، اقدامهای پیشگیرانه برای خنثاسازی و کاهش حالت خطرناک افرادی است که در آستانه ارتکاب بزه قرار دادند. به بیان دیگر، محور برنامهها و روشهای پیشگیری، اشخاصی است که قابلیت بالایی را در ارتکاب جرم دارند و هر لحظه احتمال دارد اندیشه مجرمانه در عمل آنها نمود و ظهور یابد. در این رویکرد که بیشتر توجه به علل و عوامل درونی بزهکاری است، در اموری چون ترکیب ژنتیکی افراد، سن، جنس، نژاد و نیز روان آنان کاوش میشود. رویکردهای زیستشناختی و روانشناختی در جرمشناسی، بیشتر در پی تحلیل بنیانهای زیستی و روانی افرادی است که به بزهکاری سوق مییابند. بدیهی است که در کنار عوامل یادشده نمیتوان از نقش اراده فرد در بزهکاری نیز غافل بود و جدیدترین رویکردهای موجود، به این مسئله به خوبی توجه کرده است؛ البته وقتی از اراده فرد سخن به میان میآید، گذشته از مبادی میلی و گرایشی، به مبادی تصوری و تصدیقی نیز توجه میشود. به هر حال، باید افزون بر اقدامهایی که در جهت فروکاستن از تنشها و هیجانهای روانی افراد صورت میپذیرد، به آموزش و بالا بردن سطح شناختی آنها نیز همت گماشت تا از این طریق، فرد از انجام پدیده مجرمانه منصرف شود.[۲۳]
رویکردهای بزهدیدهمحور[۲۴]
در اینگونه رویکردها، فرض بر این است که «بزهدیده»[۲۵] میتواند نقش مؤثری در برانگیختن انگیزهها و استعدادهای شرورانه مجرمان داشته باشد؛ البته قربانی و بزهدیده جرم میتواند انسان، حیوان یا ثروت افراد باشد[۲۶]. هر یک از این موارد که گاه از آن به آماجهای جرم نیز تعبیر میشود، میتواند در وقوع جرم مؤثر باشد. آسان بودن دسترسی به آنها، جذابیت بالا، سطح شعور پایین و نیز توانایی اندک در دفاع از خود، میتواند قابلیت بزهدیدگی افراد را بالا برد. کودکان و کهنسالان به لحاظ آنکه توانایی چندانی در دفاع و مقابله از خود ندارند، بیشتر از افرادی که قدرت کافی در صیانت از خویش دارند، در معرض بزهدیدگی قرار میگیرند، یا زنان به لحاظ غلبه عواطف و احساسات، بیشتر در معرض فریب قرار میگیرند. غریبه و بییار و یاور بودن و عدم آشنایی فرد با محیط نیز میتواند عاملی در بزهدیدگی او به شمار آید. بدینسان، مجنیعلیه، رکن و عنصر حیاتی در وضعیت مستعد ارتکاب جرم، به ویژه در وضعیتهای خاص محسوب میشود؛ به همین جهت، برخی معتقدند که میتوان با ارائه آموزشهای خاص به بزهدیدگان بالقوه و تدابیر فنی و اقدامهایی چون بیمه، تأسیس خانههای سالمندان و...، از بزهدیدگی افراد، پیشگیری کرد.
نمونه بارز این رویکرد، در پیشگیری وضعی تجلی یافته است. پیشگیری وضعی، «بیشتر با حمایت از آماجهای جرم و نیز بزهدیدگان بالقوه و اعمال تدابیر فنی به دنبال پیشگیری از بزهدیدگی افراد یا آماجها در برابر بزهکاران است»؛ البته باید توجه داشت که با گسترش مفهوم بزهدیدگی از انسان به حیوان و اشیا و نیز از شخص حقیقی به شخص حقوقی و از بزهدیده معین به بزهدیده نامعین (چون جرایم بر ضد فرهنگ، ارزشها و مقدسات ملی - مذهبی که بزهدیده آن نهتنها انسانهای حاضر در آن جامعه، بلکه کل بشر است)[۲۷]، دایره تدابیر پیشگیری نیز گسترش خاصی مییابد.[۲۸]
رویکردهای محیطمحور[۲۹]
با توجه به نقشی که محیط (اعم از محیط انتخابی، اجتماعی، اتفاقی و...) در بروز و تکوین بزه دارد، در پیشگیری از جرم به این مسئله توجه شده است که میتوان با تغییر یا دستکاری در وضعیت محیطی، از بروز جرم جلوگیری کرد: پیشگیری محیطی[۳۰]... مبتنی بر تصدیق و شناخت این واقعیت میباشد که پیشگیری از وقوع جرم از طریق تجدید آرایش ساختار اصولی صحنه فیزیکیای که جرم در آن به وقوع میپیوندد، به منظور جلوگیری، جابهجایی و یا غیرضروری یا غیرممکن نمودن وقوع آن، آسانتر از آن است که رفتار تکتک مرتکبین را ابتدائاً تحت قاعده و نظم درآوریم.... برخی از جرمشناسان، روشی را مورد توجه قرار دادهاند که در آن، طرح معماری میتواند بر نرخ ارتکاب جرم تأثیر گذارد. استدلال آنان این است که فقدان «فضای قابل دفاع» در معماری میتواند موجب رواج بزهکاری و خرابکاری گردد. فضاهایی از ساختمانها و محوطه آنها که هم موجب افزایش حس مالکیت شده و هم به آسانی توسط ساکنان آن قابل کنترل و مراقبت است، موجب تقلیل نرخ بزهکاری است[۳۱]. راهبردهای محیطمحور در پیشگیری از جرم، افزون بر پرهیز از آماجها (محیطهای خاص)، شامل برخی از اقدامهای رایج در پیشگیری وضعی و رویکردهای عمومیتر طراحی خروج از جرم[۳۲] نیز میشود[۳۳].[۳۴]
رویکردهای اجتماعمحور[۳۵]
برخی از دانشمندان، مانند لاکاسانی، جرم را به مثابه میکروب و جامعه را محل کشت آن میدانند[۳۶]. اگر جامعهای پذیرای جرم و مجرمان باشد و در مقابل رفتارهای ناشایست، از خود واکنش چشمگیر و بایسته بروز ندهد، فساد و انحراف، رفتهرفته سراسر آن جامعه را فرامیگیرد؛ به عکس، اگر اعضای جامعه در مقابل نابهنجاریها و رفتارهای کژروانه واکنش درخور توجهی نشان دهند و بر حفظ و پایبندی به معیارها و ارزشها مُصر باشند، زمینه رشد و گسترش انحرافها و جرایم کاهش مییابد. تفاوت میزان و نوع جرایم در میان گروهها و نواحی گوناگون و مطالعه رفتارهای اعضای این گروهها و جوامع، این اندیشه را قوت بخشیده است که با استفاده از مشارکت مردم میتوان به مقابله با بزهکاری برخاست. این امر، گذشته از آنکه هزینههای دولت را کاهش میدهد، به سبب بسیج عمومی در مؤثرتر است. «نظارت و مراقبت همسایگی» از جمله روشهای پیشگیری از جرم با توجه به همین رویکرد است. طبیعی است که به لحاظ ضرورت حفظ نظم اجتماعی، استفاده از مشارکت اجتماع در پیشگیری از جرم باید با تقویت، حمایت و مساعدت دولت انجام گیرد. به بیان دیگر، اگر از تقابل رویکرد اجتماعمحوری در مقابل دولتمحوری سخن گفته میشود، فقط به لحاظ ضمیمه کردن مشارکت جامعه مدنی به نقش دولت در فرآیند پیشگیری از جرم است. وقتی از مشارکت جامعه مدنی و طبقات و نهادهای گوناگون اجتماعی سخن میرود، انتظارها و توزیع وظایف و مشارکتها یکسان نیست و با تواناییها، کارکردها، قابلیتها، و ظرفیتهای نهادها و طبقات اجتماع تناسب دارد. گذشته از رویکردهای مهم یادشده، رویکردهای دیگری را نیز میتوان از تحلیل نظریههای پیشگیری از جرم استنباط کرد که در این مجال، فرصت شرح و تبیین آنها نیست.[۳۷]
پرسشهای اساسی تحقیق
با توجه به آنچه گفته شد، مهمترین پرسشهایی که تحقیق حاضر میکوشد پاسخهای مستندی را برای آنها از سخن و سیره امام علی(ع) ارائه کند، عبارتند از:
- آیا در میراث بر جای مانده از امام علی(ع)، در زمینه پیشگیری از جرم آموزههایی یافت میشود؟
- اهمیت و ضرورت پیشگیری از جرم از دیدگاه امام علی(ع) تا چه حد است؟
- اصول اساسی پیشگیری از جرم از دیدگاه امام علی(ع) کدام است؟
- بر کدام یک از رویکردهای یادشده در سخنان و سیره امام علی(ع) تأکید بیشتری شده است و چرا؟
- آیا رویکرد نوی از سخن امام در پیشگیری از جرم به دست میآید؟
- آیا از مجموعه میراث گرانبهای امام علی(ع) میتوان به الگویی از پیشگیری دست یافت؟ خطوط اساسی این الگو کدام است و با الگوهای دیگر چه تفاوت چشمگیری دارد؟[۳۸]
روششناسی تحقیق
روشن است که تبیین دیدگاه و استنباط و استخراج نظریه و الگویی با استفاده از سخن و سیره شخصیتی تاریخی، جز با مطالعه زندگی و نیز تحلیل سخنان وی و استفاده از منابع کتابخانهای و تاریخی امکانپذیر نیست؛ اما آنچه در این زمینه باید مورد نظر قرار گیرد، این است که برای این کار، دستکم به دو روش میتوان حرکت کرد: در یک روش، محقق کاری جز استخراج آموزهها و انطباق آنها با آموزههای علمی ندارد؛ یعنی نهایت کاری که میکند، نوعی مقایسه و تطبیق است. این روش تا حدودی مفید است؛ زیرا دستکم، پاسخهایی را با توجه به چارچوب و قالب مفروض محقق ارائه میدهد؛ ولی از آنجا که فقط این چارچوب مبنای پژوهش او قرار میگیرد، او را از وسعت دید و دقت در ابعاد بسیار مهم دیگر بازمیدارد و این مجال را نیز برای محقق فراهم نمیآورد که بتواند تحلیل چندان گسترده و ژرفی از آموزههای استخراجی خود داشته باشد؛ تحلیلی که به لحاظ مفهومی میتواند با آنچه در بدو امر به نظر میرسیده، متفاوت باشد؛ از اینرو، جهت گریز از این پیامدها، اتخاذ روش دیگری که در آن، اصل بر مطالعه دقیق و عمیق کلام و سیره امام و تحلیل دقیق آنها است ضرورت مییابد. آشکار است که در این روش، آموزههای علمی و آنچه از دیگران موجود است، فقط در حد جرقههای ذهنی محقق و شواهد و مؤیدهایی برای فهم او به شمار میآید، و پژوهشگر، همواره طفیلی دیگران نیست و در انتظار این نمیماند که دیدگاه جدیدی مطرح شود و او را به کندوکاوی دیگر و بیشتر وا دارد. به هر حال، آنچه در این روش تحقیق مطرح است، بیشتر تحلیل و تبیین و نه صرف مقایسه و تطبیق است. در این تحقیق کوشیدهایم که تا حد ممکن از روش دوم استفاده کنیم؛ هر چند محدودیتهای عمدهای فراروی ما قرار داشته است.[۳۹]
محدودیتهای تحقیق
بحث پیشگیری از جرم، به صورت مستقل و جدا از مباحث جرمشناختی، چندان مورد توجه نبوده و مبحثی تازه است. در میان منابع با رویکرد دینی نیز تحقیق یا تألیفی که این مسئله را به صورت مستقل با توجه به دیدگاه امام علی(ع) کاویده باشد، یافت نمیشود؛ گرچه در منابع انگشتشمار موجود، آموزههایی از امام علی(ع) در مباحث گوناگون پیشگیری از جرم، آن هم بیشتر به صورت تطبیقی و نه تحلیلی، نقل شده است. محدودیت دیگر، به موضوع بحث (پیشگیری از جرم) بازمیگردد. اگر بپذیریم که جرم به مفهوم گسترده آن از ضعف و اختلال در شخصیت افراد و نیز ساختار و عملکرد ناصواب نهادهای حکومتی و اجتماعی متأثر است، هر گاه درباره کارکرد بهینه نهادهای اجتماعی و نیز شخصیت انسان سالم و متعارف (تا چه رسد به کامل) سخن به میان میآید، به شکلی در مباحث پیشگیری گام نهادهایم و این مباحث میتواند به پیشگیری ناظر باشد؛ بنابراین، باید از تمام آنچه امام در خصوص خانواده، اقتصاد، آموزش و پرورش، عملکرد قاضیان و والیان و... بیان کرده است، استفاده جست؛ چیزی که حجم فراوان سخنان و سیره امام را در بر میگیرد؛ البته در این تحقیق، بیشتر از گزارههایی استفاده خواهد شد که صراحت و دلالت آشکارتری دارند.
محدودیت دیگری که باید از آن یاد کنیم، این است که حتی با فرض تتبع کامل در سخنان و سیره عملی حضرت، نمیتوان ادعا کرد که به همه آموزهها و در نتیجه الگوی مورد نظر وی دست یافتهایم؛ چراکه بسیاری از سخنان امام در گذشت زمان و به سبب حوادث گوناگون از ما گرفته شده است و از آن محروم گشتهایم. به هر حال، به سبب پرهیز از محدودیتهای یادشده، این تحقیق فقط درآمدی بر آموزههای پیشگیری از جرم در سخن امام علی(ع) است که میکوشد گامهای نخستین این مسیر را بردارد.[۴۰]
اصول پیشگیری از جرم
اهمیت و ضرورت پیشگیری از جرم
گذری بر آنچه از امام علی(ع) به دست ما رسیده است، به خوبی این امر را روشن میسازد که امام هم به مقتضای شأن امامت و ولایت خود، و هم به لحاظ شأن حاکمبودن (در دوران حکومت کوتاه خویش)، به مسئله پیشگیری از جرم توجه بسیاری داشته است. وقتی رسالت دین، هدایت و راهنمایی انسان و بیرون راندن او از گمراهیها و فتنهها باشد، به طور قطع، پیشوایان دینی به لحاظ وظیفهای که خداوند بر دوش آنان نهاده است، باید بکوشند تا این مهم را تحقق بخشند؛ از اینرو است که پیشگیری از انحراف و کژروی و رفتارهای مجرمانه، در فهرست وظایف انبیا و پیشوایان دینی قرار میگیرد. امام علی(ع) چندین بار این امر را خاطرنشان ساخته است: «إِنَّ اللَّهَ بَعَثَ مُحَمَّداً(ص) نَذِيراً لِلْعَالَمِينَ وَ أَمِيناً عَلَى التَّنْزِيلِ وَ أَنْتُمْ مَعْشَرَ الْعَرَبِ عَلَى شَرِّ دِينٍ وَ فِي شَرِّ دَارٍ، مُنِيخُونَ بَيْنَ حِجَارَةٍ خُشْنٍ وَ حَيَّاتٍ صُمٍّ، تَشْرَبُونَ الْكَدِرَ وَ تَأْكُلُونَ الْجَشِبَ، وَ تَسْفِكُونَ دِمَاءَكُمْ وَ تَقْطَعُونَ أَرْحَامَكُمْ، الْأَصْنَامُ فِيكُمْ مَنْصُوبَةٌ وَ الْآثَامُ بِكُمْ مَعْصُوبَةٌ»[۴۱]؛ «همانا خداوند محمد را -درود خدا بر او و خاندانش باد- هشداردهنده به جهانیان و امین وحی و قرآن برانگیخت؛ در حالی که شما ای تودههای عرب، بر بدترین دینهای جهان تکیه داشتید و در بدترین دیار میزیستید. در میان سنگلاخهای مارآکند، میغلتیدید. نوشابهتان آب گندیده بود و خوراکتان نانهای خشک. خون یکدیگر را میریختید و پیوند خویشاوندی را میگسستید. بتها در میانتان برپا، و زندگیتان با انواع گناهان آمیخته بود».
امام در خطبههای متعددی، اوضاع و احوال وحشتآور و نفرتانگیز زمان جاهلیت را که نمونه عالی جامعه فراپوشیده از انحراف است به یاد میآورد و رسالت پیامبر را در هدایت این مردم خاطرنشان میکند[۴۲]. امام در مورد شأن حاکم اسلامی نیز با بیان این نکته که حکومت کردن هدف نیست؛ بلکه وسیلهای در جهت تحقق اهداف عالیتر است، از جمله این اهداف را «اصلاح» و ایجاد امنیت برای ستمدیدگان بیان میکند: خدایا! تو میدانی که جنگ و درگیری ما برای به دست آوردن قدرت و حکومت دنیا و ثروت نبود؛ بلکه میخواستیم نشانههای حق و دین تو را به جایگاه خویش بازگردانیم و در سرزمینهای تو اصلاح را ظاهر کنیم تا بندگان ستمدیدهات در امن و امان زندگی کنند[۴۳]. از اینرو، امام از جمله حقوق شهروندان بر حاکم را حرکت او در جهت صلاح و سعادت آنها میداند. پیشگیری از جرم اقدامی در همین جهت است و چون امام کوشش در جهت اصلاح مردم را بسیار مهم میداند، اهمیت پیشگیری از جرم نیز فهمیده میشود. او در خصوص کوشش در جهت اصلاح مردم میفرماید: «مِنْ كَمَالِ السَّعَادَةِ السَّعْيُ فِي إِصْلَاحِ الْجُمْهُورِ»[۴۴]؛ «کوشش در جهت اصلاح مردم از برترین سعادتها است». از سوی دیگر، اهمیت پیشگیری از جرم به سبب هدفی است که از اجرای آن دنبال میشود؛ یعنی جدا از این که نفسِ این عمل، نوعی عمل به معروف است و از این جهت خیر است (چون مقدمه رسیدن به اهداف عالیتری است)، بسیار اهمیت دارد؛ زیرا زمینههای رشد و تعالی آدمی در پرتو پیشگیری از جرم فرصت ظهور و نمود مییابد. به بیان دیگر، از بین بردن زمینههای بزهکاری و انحراف، خود، مقدمه و مدخلی برای فعلیتیافتن و تحقق زمینهها و فرصتهای هدایت و کمال آدمی و دسترسی او به عبودیت و سعادت حقیقی است؛ از اینرو، پیشگیری از جرم در جهت این هدف غایی، ارزش و اهمیت والایی دارد.
سرانجام، چنانکه پیش از این نیز گفته شد، مقصود از پیشگیری، اقدامهای غیر کیفری است که در مقایسه با اقدامهای کیفری اهمیت بیشتری دارند. کیفرها نیز نقش پیشگیرنده دارند؛ ولی به لحاظ صفت سزادهندگی و آزاردهندگیشان، نوعی شر تلقی میشوند[۴۵]؛ اما اقدامهای پیشگیرنده، فاقد صفت سزادهندگیاند و در نظر عرف، «خیر» و «خوب» به شمار میآیند. بدیهی است که پاسخ گفتن به شرور با خیرات، ارزش و اهمیت بیشتری دارد. امام علی(ع) در این زمینه میفرماید: «ضَادُّوا الشَّرَّ بِالْخَيْرِ»[۴۶]؛ «با شر و بدی، از طریق نیکی و خوبی مقابله کنید».[۴۷]
اصل مشروعیت روشها
آنچه باید به آن توجه داشت، این است که تحقق پیشگیری از جرم، امری نیست که به هر بهایی مجاز و ارزشمند باشد؛ بلکه رعایت اصول و ضوابطی ضرورت دارد؛ اصولی که نه تنها کارآمدی پیشگیری از جرم را تضمین میکند، بلکه آسیبهای پیدا و نهان آن را از بین میبرد. به اعتقاد ما این اصول، چارچوب اصلی یک الگوی پیشگیری از جرم است که رعایت آنها همواره و در همه زمانها و مکانها لازم است و جای هیچگونه تخطی و چشمپوشی از آنها نیست. بیتوجهی به هر یک از این اصول، شکست کوششهای پیشگیرانه از جرم را در پی خواهد داشت. در هر حکومتی، همه اقدامها و فعالیتهای فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و... به شدت تحت تأثیر ارزشها، سنتها و فرهنگ مورد قبول و رایج آن جامعه است و این خود، صافی و معبری است که انجام هر فعالیت و کوششی را روا نمیدارد؛ گرچه در ظاهر کارآمد به نظر آید؛ به طور مثال، در جامعه مردمسالار نمیتوان بدون توجه به آرا و افکار عمومی و مشارکت مردم و با زور سرنیزه و قدرت نظامی، امنیت و آسایش عمومی را برقرار ساخت. در چنین جوامعی، امروزه به طور رسمی اعلام میشود که پلیس باید شمشیرش را غلاف کند یا کنار بکشد یا مثلاً در جوامعی که فرهنگ لیبرالیزم حاکمیت یافته است و فردگرایی و حفظ آزادیهای فردی اهمیت فراوانی دارد، اقدامهای پیشگیرانه باید کمترین صدمه را به این قاعده وارد سازد.
به طور طبیعی برای متفکر دینی و در جامعه اسلامی، قوانین الهی و ارزشهای دینی، محک و معیاری بسیار مهم برای تجویز یا عدم تجویز روشهای پیشگیرانه به شمار میآید؛ چنانکه در دیگر حوزههای اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و... نیز چنین است. اگر دین برای سعادت و بهروزی مردم در دنیا و آخرت آمده است، نمیتوان برای صلاح دنیایی آنان، به اموری تمسک جست که با شریعت، احکام و ارزشهای الهی مغایرت و منافات دارد؛ در غیر این صورت، زیان حاصل از این روشها بسیار بیشتر از منافع کوتاهمدت احتمالی آنها است. این زیان لزوماً آخرتی نیست، بلکه در همین دنیا دامنگیر انسانها میشود. امام علی(ع) این قاعده کلی را چنین بیان فرموده است: «لَا يَتْرُكُ النَّاسُ شَيْئاً مِنْ أَمْرِ دِينِهِمْ لِاسْتِصْلَاحِ دُنْيَاهُمْ إِلَّا فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مَا هُوَ أَضَرُّ مِنْهُ»[۴۸]؛ «مردم برای اصلاح دنیا چیزی از دین را ترک نمیگویند، جز آنکه خدا آنان را به چیزی زیانبارتر دچار خواهد ساخت».
توجه به قسمت اخیر سخن امام، این نکته را به خوبی آشکار میسازد که رویکردها و برنامهها و روشهای پیشگیری از جرم که با هدف اصلاح امور دنیایی مردم انجام میشود، اگر با قواعد دینی مغایر باشد، خود، سبب تیرهروزی و بدبختی بیشتر آنها خواهد شد؛ به همین جهت، هیچگاه نمیتوان روشهای اصلاح نسل را پذیرفت؛ از جمله: عقیمسازی بزهکاران و بیماران روانی که در سال ۱۹۳۰ در ایالات متحده آمریکا رواج داشت، یا آنچه را در آلمان نازی به صورت سترونسازی افراد مبتلا به نابهنجاریهای جسمی یا روانی مطرح بود[۴۹]. بر اثر رعایت همین قاعده است که امام علی(ع) از مصلحتگزینیهای نامشروع و غلبه بر وضعیتهای نابسامان موجود چشم میپوشد و عدالت را فدای مصلحت نمیکند و با صراحت فریاد برمیآورد: «أَ تَأْمُرُونِّي أَنْ أَطْلُبَ النَّصْرَ بِالْجَوْرِ؟»[۵۰] این سخن گهربار، در موقعیت و واقعه خاصی از امام صادر شده است[۵۱]؛ ولی به عنوان یک قاعده، قابلیت تسری به دیگر موقعیتها را نیز دارد؛ از اینرو هیچگاه نمیتوان برای جلوگیری از بزهکاری، به اتخاذ تدابیر و قوانین غیر عادلانه، هر چند موقتی، روی آورد و از روشهای نامشروع استفاده جست.[۵۲]
لزوم توجه به نقش دین در پیشگیری از جرم
مبالغه نکردهایم اگر یکی از مهمترین علل ناکارآمدی نظریههای پیشگیری از جرم را بیتوجهی به دین و نادیدهانگاشتن آموزههای دینی بدانیم؛ هر چند جرمشناسان و جامعهشناسانی بودهاند و هستند که این ارتباط را بررسی کرده[۵۳] و بر جایگاه و نقش دینداری در پیشگیری از بزهکاری تأکید ورزیدهاند. دورکیم، جامعهشناس معروف فرانسوی، معتقد است که علت بسیاری از نابسامانیهای جوامع نوپدید، ضعف یا عدم اعتقاد به خدا در جامعه است. وی اعتقاد دارد کسانی که تعهد و التزام به نظام اعتقادی مشترک را از دست دادهاند، در پی منافع مادی خویش رفته، همنوعان را نادیده میانگارند. ژرژ پیکا، جرمشناس فرانسوی، نیز با اشاره به اینکه در جوامع روستایی بزهکاری بسیار کم است، آن را نتیجه همگونی فراوانی میداند که در این جوامع بر اثر مذهب پدید آمده است، وی جامعه اسلامی را بازماندهای از این الگو میداند[۵۴]. سرّ این مطلب نیز روشن است؛ چراکه بیشتر ادیان آسمانی یا غیر آسمانی، از یک سو انسانها را به اخلاق پسندیده و رفتار و سلوک نیکو فرامیخوانند، و از سوی دیگر، آنها را به دوریجستن از گناه و جرم و رفتارهای ناپسند دعوت میکنند. دین با آموزههای ارزشمند و سفارشهای اخلاقی، اجتماعی، فردی، تربیتی، خانوادگی و... خود، پناهگاه و دژ محکمی را برای فرد پدید میآورد که به ورطه خطاها و انحرافها نیفتد.
این دژ مستحکم، بیرون و درون آدمی را پوشش میدهد و چنانکه در آینده بیان خواهیم کرد، بر عمیقترین و نامرئیترین سطوح عوامل پدیدآورنده انحراف و جرم اثر میگذارد؛ در بعد فردی، بر انگیزههای آدمی رنگ دینی و الهی میزند و ذهن او را از اوهام و نیات فاسد و پلید دور میسازد، به رفتار و احساس او آهنگ ویژهای میبخشد. و در بعد اجتماعی و بیرونی نیز روشها و برنامههای مهم اصلاحی، تربیتی، فرهنگی و اجتماعی را در اختیار بشر قرار میدهد[۵۵]؛ اموری که بشر توان دستیابی به آنها را یا اصلاً ندارد یا گونه درست و متقن آن را نمیشناسد؛ به همین علت، به باور ما، یکی از خطوط و اصول اساسی در هر الگوی پیشگیری، لزوم توجه به دین و حاکمیت ضوابط و اصول دینی و شرعی بر برنامهها و تدابیر پیشگیرانه است و هر الگویی که از این اصل مهم غفلت کند و فاقد آن باشد، سرنوشتی جز شکست و ناکامی نخواهد داشت؛ فلسفه دین، رهایی انسان از گمراهی و بدبختی و رهنمونشدن او به سعادت دنیایی و آخرتی است. در اندیشه امام علی(ع)، فلسفه بعثت پیامبران، چیزی جز رهایی انسانها از انحرافها و گمراهیها نبوده است. در اوج فوران و رواج جرایم و تیرهروزیها و بدبختیها، انبیای الهی با ارائه آموزههای دینی به مدد بشر برخاسته و او را به وادی رستگاری رهنمون شدهاند. محتوای دین، آموزههای آن، اموری است که اگر به درستی برای مردم بیان شود و «تربیت دینی» درست در جامعه تحقق یابد، آن جامعه را به میزان بسیاری از نابهنجاریها و انحرافها پاک خواهد کرد. نگاهی به تاریخ گذشت ه، به ویژه به دوران رسالت پیامبر اسلام(ص) و نیز پیشینه دینی برخی جوامع، به خوبی بیانگر این مطلب است.[۵۶]
ضرورت استفاده از تجربهها و رهیافتهای علمی
از تأکیدی که بر نقش دین شد، نباید اینگونه استفاده شود که از دیدگاه دین و متفکران دینی و به طور کلی نظریهها و الگوهای دینی، جایی برای تجربهها و یافتههای علمی وجود ندارد؛ بلکه متون دینی بیشتر از هر شخص و متن دیگر، بشر را پیوسته به ضرورت کنجکاوی و تأمل و ژرفنگری درباره مسائل هستی و استفاده از تجربههای دیگران سفارش کردهاند. به بیان دیگر، گشودن باب دین و تمسک به آموزههای دینی، هرگز به معنای انسداد باب علم و تجارب بشری نیست؛ بلکه میتوان ادعا کرد که از شاخصههای مهم دینداری، تعقل و تفکر و اهمیت قائل شدن برای تجربههای دیگران است. در اندیشه امام علی(ع) نیز عقل و تجربه، از مهمترین وسایل چیرگی بر مشکلات روزگار، اصلاحکننده امور و نیرومندترین شالوده برای بشر است[۵۷] و کسی که خود را از این دو محروم سازد، بدبخت و تیرهروز است: «فَإِنَّ الشَّقِيَّ مَنْ حُرِمَ نَفْعَ مَا أُوتِيَ مِنَ الْعَقْلِ وَ التَّجْرِبَةِ»[۵۸]؛ «همانا بدبخت کسی است که از سود خرد و تجربهای که به او دادهاند، محروم ماند». به همین دلیل، در الگوی استنباطی پیشگیری از جرم از دیدگاه امام علی(ع)، جای استفاده از تجربههای دیگران باز است؛ البته با رعایت اصول و ضوابط دیگر، به پذیرش آنها اقدام میشود؛ هر چند به این نکته نیز باید اذعان کنیم، اینگونه نیست که در متون دینی نتوان به صراحت یا به طور ضمنی آموزههای روشنی را در پیشگیری از جرم به دست آورد؛ به عکس، با تأمل ژرف در متون دینی، آموزههای بسیار گرانسنگ و راهگشایی به دست میآید که گره بسیاری از مشکلات بشر را میگشاید؛ اما بدبختانه هنوز کار جدی و قابل تأملی در این خصوص صورت نگرفته است.[۵۹]
لزوم رعایت آزادیهای مشروع
به لحاظ ویژگی ضد اجتماعی بودن جرم، پیشگیری و مجازات، شیوههای واکنش جامعه در قبال آن تلقی میشود. جامعه برای صیانت از ارزشها و آرمانهای خود، چنین شیوههایی را روا میدارد؛ اما باید توجه داشت که حراست و حفاظت از کیان جامعه، هرگز نباید دستاویز و بهانهای برای پایمال شدن حقوق و آزادیهای مشروع افراد باشد؛ به همین جهت باید بیشترین حد احتیاط را در حفظ حقوق افراد به کار بست[۶۰] و اصول عدالت و حقوق بشر، یعنی کرامت شخص انسان، آزادی رفت و آمد افراد و خلوت زندگی خصوصی آنان را محترم شمرد[۶۱]؛ البته اینکه کدام یک از دو مصلحت حفظ کیان اجتماع یا حفظ آزادیها و حقوق مشروع افراد، مهمتر است، و در موارد گوناگون چگونه باید با این دو برخورد کرد، بحثی بسیار مهم است که در مجال این مقاله نمیگنجد. به هر حال، ظاهر متون دین و سخنان امام علی(ع) چنین نشان میدهد که قاعده نخستین در اقدامهای پیشگیرانه این است که باید بنا بر حفظ حقوق افراد باشد، و چشمپوشی از حقوق و آزادیهای مشروع مردم و بیاعتنایی به آن، جز با دلیل موجه، جایز نیست. امام علی(ع) در حکومت خویش، این مهم را برای مسلمان و غیر مسلمان رعایت و بدان گوشزد میکرد. حضرت در خصوص حفظ حرمت مؤمن میفرماید: خداوند را محرماتی است که ناشناخته نیست و حلالهایی را مباح دانسته است که در آن کاستی وجود ندارد و در این میان، حرمت و احترام مسلمان را بر هر حرمتی برتری بخشیده و با اخلاص و توحید، شیرازه حقوق مسلمانان را در نقطه پیوند، به سختی گره زده است[۶۲].
بدیهی است رعایت حرمت غیر مسلمانی که در حریم دولت اسلامی زندگی میکند، لازم است، و این به مسلمان اختصاص ندارد. امام در نامهای به مالک اشتر که بهحق میتوان آن را منشور حکومتی همه اعصار تلقی کرد، وی را به این مهم توجه میدهد: «وَ أَشْعِرْ قَلْبَكَ الرَّحْمَةَ لِلرَّعِيَّةِ وَ الْمَحَبَّةَ لَهُمْ وَ اللُّطْفَ بِهِمْ وَ لَا تَكُونَنَّ عَلَيْهِمْ سَبُعاً ضَارِياً تَغْتَنِمُ أَكْلَهُمْ فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ إِمَّا أَخٌ لَكَ فِي الدِّينِ وَ إِمَّا نَظِيرٌ لَكَ فِي الْخَلْقِ يَفْرُطُ مِنْهُمُ الزَّلَلُ وَ تَعْرِضُ لَهُمُ الْعِلَلُ وَ يُؤْتَى عَلَى أَيْدِيهِمْ فِي الْعَمْدِ وَ الْخَطَإِ فَأَعْطِهِمْ مِنْ عَفْوِكَ وَ صَفْحِكَ مِثْلِ الَّذِي تُحِبُّ وَ تَرْضَى أَنْ يُعْطِيَكَ اللَّهُ مِنْ عَفْوِهِ وَ صَفْحِهِ»[۶۳]؛ «مهربانی با مردم را پوشش دل خویش قرار ده و با همه دوست و مهربان باش. مبادا هرگز چونان حیوان درندهای باشی که خوردن آنان را غنیمت دانی؛ زیرا مردم دو دستهاند: دستهای برادر دینی تو و دسته دیگر همانند تو در آفرینش. اگر گناهی از آنان سر میزند یا کاستیهایی بر آنان عارض میشود، یا خواسته و ناخواسته، اشتباهی را مرتکب میگردند، آنان را ببخشای و بر آنان آسان گیر؛ آنگونه که تو دوست داری خدا تو را ببخشاید و بر تو آسان گیرد».[۶۴]
پیشگیری از جرم، وظیفهای همگانی
تا مدتها پیش از این، پیشگیری از جرم فقط وظیفه دولت به شمار میرفت. دولت که نماینده رسمی اجتماع است، به اتخاذ تدابیری برای صیانت از کیان اجتماع در برابر تبهکاری و نابهنجاری موظف بود. رفتهرفته اندیشهای قوت گرفت که این مهم بدون مشارکت و همکاری اجتماع تحقق نمییابد و بهتر است به جای تکیه بر توان دولت و حکومت که در عمل ناکارآمدی خود را نشان داده بود، از بدنه اجتماع در سیاست جنایی استفاده شود؛ به همین جهت، امروزه در واکنش به پدیده مجرمانه از مشارکت جامعه مدنی سخن میرود؛ البته این مشارکت همچنان باید تحت نظر دولت انجام گیرد تا به حقوق فردی و خصوصی و نیز کرامت و شأن انسانها کمترین خدشهای وارد نیاید. مردمیکردن پیشگیری از جرم، گذشته از صرفهجوییهایی که در هزینهها به همراه دارد، به سبب درگیرشدن نهادهای مردمی و مواجهه آنها با مشکلات، از سویی موجب پایین آمدن سطح انتظارهای عمومی از حکومت، و از سوی دیگر، کاهش نگرانی آنها از جرم نیز خواهد شد؛ زیرا بزهکاری و تبهکاری از عمدهترین دلمشغولیها و نگرانیهای مردم است؛ به همین جهت، امروزه برنامهها و روشهایی چون «نظارت همسایگی» و «پلیس محلی» در پیشگیری مطرح میشود. مروری بر سخنان گرانقدر امام علی(ع)، این نکته را به خوبی روشن میسازد که آن حضرت پیشگیری از جرم را وظیفهای همگانی میداند که نه تنها دولت، بلکه یکایک افراد اجتماع و حتی مجرمان (بالقوه) و نیز افرادی که احتمال بزهدیدهشدن آنها وجود دارد، مسئول پیشگیری هستند.
لزوم اقدامهای حکومتی
از دید امام علی(ع) وجود حکومت برای هر جامعهای ضرورت دارد. بهسامانرسیدن امور اجتماعی و صلاح و معاش مردم، در گرو وجود حکومت است و بیحکومتی، نتیجهای جز هرج و مرج و گسترش اقدامهای خودسرانه و نابسامانیهای عظیم اجتماعی در پی ندارد. هیچ چیز جامعه و مردم آن را به اندازه بیقانونی از مسیر پیشرفت و کمال بازنمیدارد؛ به همین دلیل، از دیدگاه حضرت، حکومت امیر ستمگر و فاجر از بیحکومتی و بیقانونی بهتر و مطلوبتر است؛ چراکه بیحکومتی، عامل فتنههای همیشگی است: «أَسَدٌ حَطُومٌ خَيْرٌ مِنْ سُلْطَانٍ ظَلُومٍ وَ سُلْطَانٌ ظَلُومٌ خَيْرٌ مِنْ فِتَنٍ تَدُومُ»[۶۵]؛ «شیر درنده، بهتر از سلطان ستمکار، و سلطان ستمکار، بهتر از فتنههای همیشگی است». به همین سبب، امام در برابر خوارج که از نفی حکومت سخن میگفتند، فرمود: برای پیشگیری از ناامنی و پایمال شدن حقوق ضعیفان، به حکومت امیری نیکوکار یا بدکار نیاز است و چارهای از آن نیست.
«إِنَّهُ لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِيرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِرٍ يَعْمَلُ فِي إِمْرَتِهِ الْمُؤْمِنُ وَ يَسْتَمْتِعُ فِيهَا الْكَافِرُ وَ يُبَلِّغُ اللَّهُ فِيهَا الْأَجَلَ وَ يُجْمَعُ بِهِ الْفَيْءُ وَ يُقَاتَلُ بِهِ الْعَدُوُّ وَ تَأْمَنُ بِهِ السُّبُلُ وَ يُؤْخَذُ بِهِ لِلضَّعِيفِ مِنَ الْقَوِيِّ حَتَّى يَسْتَرِيحَ بَرٌّ وَ يُسْتَرَاحَ مِنْ فَاجِرٍ»[۶۶]؛ «مردم به زمامداری نیک یا بد نیازمندند تا مؤمنان در سایه حکومت به کار خود مشغول باشند و کافران هم بهرهمند شوند، و مردم در استقرار حکومت زندگی کنند. به وسیله حکومت بیتالمال جمعآوری میشود و به کمک آن با دشمنان میتوان مبارزه کرد. جادهها امن و امان و حق ضعیفان از نیرومندان گرفته میشود. نیکوکاران در رفاه و از دست بدکاران در امان خواهند بود». با دقت در این سخنان، ضمن آنکه فلسفه وجود حکومت از دیدگاه امام فهمیده میشود، لزوم تدابیر حکومتی برای پیشگیری از جرم نیز روشن میگردد و بدیهی است که در حکومت حکیمان و پارسایان و انسانهای شایسته، این امور بهتر و بیشتر تحقق مییابد. این چنین حاکمانی در حقیقت امینان خداوند در روی زمین و عامل بازدارنده مردم از زشتیها و پلیدیهایند: «إِنَّ السُّلْطَانَ لَأَمِينُ اللَّهِ فِي الْأَرْضِ وَ مُقِيمُ الْعَدْلِ فِي الْبِلَادِ وَ الْعِبَادِ وَ وَزَعَتُهُ فِي الْأَرْضِ»[۶۷]؛ «همانا زمامدار، امین خدا در روی زمین و برپا دارنده عدالت در جامعه و عامل جلوگیری از فساد و گناه در میان مردم است».
ارزشمندی حکومت از دیدگاه امیر مؤمنان(ع) به توجه و اقدام حکومت به همین امور است؛ وگرنه ارزش یک لنگه کفش از آن بیشتر است[۶۸]. امام علی(ع) پس از به دست گرفتن حکومت، با بیان اینکه در صدد کسب قدرت و بهرهوری از امور دنیایی پست و بیارزش نبوده است، هدف خود را چنین تشریح میکند: «... وَ لَكِنْ لِنَرِدَ الْمَعَالِمَ مِنْ دِينِكَ وَ نُظْهِرَ الْإِصْلَاحَ فِي بِلَادِكَ فَيَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِكَ وَ تُقَامَ الْمُعَطَّلَةُ مِنْ حُدُودِكَ»[۶۹]؛ «بلکه مقصود ما آن است که نشانههای دین تو را به جامعه بازگردانیم و اصلاح را در شهرهای تو آشکار سازیم تا بندگان ستمدیدهات را امنیت فراهم آید و حدود اجرانشدهات به اجرا درآید». برخی دستورها و سفارشهایی که امام به نمایندگان و والیان سرزمینهای اسلامی داده، در جهت وظیفه حکومت در پیشگیری از جرم است.[۷۰]
وظیفه اجتماع
در الگوی حکومتی امام علی(ع)، مردم نقش بسیار سازنده و حساسی دارند؛ به گونهای که میتوان آن را از بهترین الگوهای حکومت مشارکتی دانست. امام همواره از حقوق متقابل مردم و حکومت سخن میگوید و بهترین حکومت را حکومتی میداند که در آن، یکایک مردم از احساس مشارکت و مسئولیت بسیار بالایی برخوردار باشند، از نصیحت به حاکمان و زمامداران کوتاهی نورزند، بین خود، نصیحت و خیرخواهی داشته باشند و در صورت لزوم، به فرمانهای حکومتی گردن نهند و حاکم را یاری رسانند. در پرتو تحقق مشارکت واقعی مردم است که زمینههای انحراف و بزهکاری از بین میرود و عدالت واقعی تحقق مییابد؛ در غیر این صورت، باید همچنان در انتظار نابودی و فساد جامعه بود. امام علی(ع) در این خصوص از سویی مشارکت را حق مردم میداند که حکومت باید آن را مراعات کند و از سوی دیگر، مشارکت را تکلیف و وظیفه همگانی برمیشمرد و مردم را به ادای آن فرامیخواند[۷۱]. سفارشهای امام علی(ع) درباره امر به معروف و نهی از منکر، در همین جهت است. وی آشکارا بیان میکند که اگر مردم در انجام این تکلیف، کوتاهی ورزند، فساد و شرارت جامعه را فرامی گیرد: «لَا تَتْرُكُوا الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ فَيُوَلَّى عَلَيْكُمْ شِرَارُكُمْ»[۷۲]؛ «امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که بَدانِ شما بر شما مسلط میشوند».
امر به معروف و نهی از منکر، از مهمترین برنامهها و تدابیری است که اسلام برای مشارکت عامه مردم در پیشگیری از جرم تدارک دیده است و همه افراد مسلمان در سراسر جهان، به صورت یک عضو فعال در آن شرکت دارند و برای هیچکس در هر مقام که باشد، امتیاز و مصونیت قرار نداده است. بزرگترین فرد در جامعه اسلامی میتواند از طرف عادیترین فرد جامعه مورد امر و نهی قرار گیرد تا کسی در جامعه از قانون و دستورهای شریعت مقدس تخلف نکند[۷۳]: «كُلُّكُمْ رَاعٍ وَ كُلُّكُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ». توجه به این نکته نیز مهم است که آنچه در عمل، کارایی بیشتر دارد، امر به معروف و نهی از منکر در قالب عمل، آن هم به صورت گروهی است[۷۴].[۷۵]
وظیفه و مسئولیت مجرم و بزهدیده
سومین رکن در برنامههای پیشگیری از جرم، «فردی» است که یا در معرض بزهدیدگی قرار گرفته یا خطر فعلیتیافتن اندیشه مجرمانه در او شدت یافته است و هر لحظه ممکن است مرتکب خطا و جرم شود. امام علی(ع) به هر دو گروه از این افراد توجه کرده و در سخنان و سفارشهای خود، وظایف آنان را مشخص فرموده است. در آموزههای بر جای مانده از حضرت میتوان این نکته را به روشنی دریافت که برای پیشگیری از بزهکاری و نیز در مقام هدایت و صلاح، خود فرد، نقش اساسی را ایفا میکند. از نظر اسلام، انسان عنصری صرفاً تأثیرپذیر و مجبور نیست؛ بلکه عنصری تأثیرگذار است که سرنوشت خود و جامعهاش را رقم میزند. او میتواند با اراده و عقل و تدبیر خدادادی خویش، بر نفسانیات و زمینههای وسوسهانگیز و تحریککننده شهوت، چیره شود و خود را از معرض حوادث، فتنهها و جرایم دور سازد و به لحاظ همین وضعیت و شخصیت است که ثواب و عقاب الهی (دنیایی یا آخرتی) معنا مییابد. امروزه دورانی نیست که نقش چندانی برای فرد در ارتکاب جرم قائل نباشند و همه را به طبیعت یا اجتماع و حکومت و عوامل دیگر بیرونی نسبت دهند. اکنون فقط به مؤلفههای سرشتی تغییرناپذیر و غیر قابل نظارتی چون سن، نژاد، جنس و ترکیب ژنتیکی بسنده نمیشود؛ بلکه به اراده و مبادی فردی بیشتر توجه میکنند. این فرد است که اگر کار ناصواب خویش را صواب ببیند یا بزرگی جرم در نظرش خرد و ناچیز آید، به سوی جرم میرود[۷۶]؛ پس باید کوشید تا مبادی رفتار او از طریق آموزشهای درست، شکل صحیحی بیابد.
در سفارش امام علی(ع)، هم به افرادی که ممکن است در صدد ارتکاب جرم برآیند توصیههایی وجود دارد و هم به افرادی که احتمال دارد در معرض بزهدیدگی قرار گیرند، سفارش میشود. سفارشهای اخلاقی امام، بیشتر در زمره گروه نخست قرار میگیرد. اینکه افراد، حب دنیا را از دل بیرون کنند[۷۷]، خدا را بر کار خویش حاضر و ناظر بدانند، در محاسبههای خود، آخرت را هم در نظر بگیرند و از لذتهای زودگذری که از رهگذر ارتکاب جرم به دست میآید، چشم بپوشند[۷۸]، همه از این قبیل است. در گروه دوم، سفارشهایی چون چشمپوشی از ارزشهای کمتر برای حفظ ارزشهای بالاتر، مانند چشمپوشی از مال و حتی بذل و بخشش آن برای حفظ آبرو و ناموس[۷۹]، دوریجستن از پذیراشدن دین و ضمانتهای مالی که از عهده آن نمیتوان برآمد[۸۰]، دیده میشود.[۸۱]
لزوم اندیشیدن تدابیر گوناگون
اصل دیگری که در نگاه کلان به گفتههای امام علی(ع) استنباط میشود، اتخاذ تدابیر همهجانبه و گوناگون برای پیشگیری از جرم است. آنچه در روند شکلگیری مباحث و نظریههای پیشگیری از جرم دیده میشود، جزئینگری است که البته به پیروی از روش علوم تجربی، در این مباحث نیز پی گرفته شده است. جزئینگری در مقام پژوهش به سبب آنکه زوایای بسیاری از موضوعات خاص و جزئی را با عمق و دقت بیشتری میکاود، امری مطلوب است؛ اما به دلیل جزئی بودن نمیتواند کارگشایی فراوانی داشته باشد. در مقام عمل و مواجهه با پدیده شومی چون بزهکاری که علل و عوامل گوناگونی در شکلگیری و رشد آن دخالت دارد، نمیتوان از یک دیدگاه و به صورت جزئی اقدام کرد. شاید ریشه شکست و عدم کارایی نظریهها و الگوهای پیشگیری از جرم، همین باشد. به هر حال، اگر جرم و انحراف، پدیدهای است که ریشه در علل و عوامل گوناگونی چون فقر، جهل (کمبود یا نبود آگاهیهای لازم) محیط اجتماعی، وضعیت سیاسی و فرهنگی دارد، نمیتوان با نظر به یک یا چند عامل - و نه همه عوامل- با آن مبارزه کرد.
تتبع در سخنان امام علی(ع)، آموزههای گوناگونی را در زمینه پیشگیری از جرم، فراروی انسان قرار میدهد. با نگرشی کلان به این آموزهها میتوان دریافت که امام مبارزه و به تعبیر بهتر، واکنشی همهجانبه را در این راه، ضرور میبیند؛ البته میتوان با تحلیل دقیق این آموزهها، اولویتهای اساسی را در پیشگیری از جرم استخراج کرد؛ به طور مثال، امام علی(ع) نادانی را پایه هرگونه شر و بدی و دانش را سرمنشأ هرگونه خیر و صلاح میداند. از دیدگاه او تقوای الهی و کوشش در جهت متقی کردن یکایک افراد جامعه، کلید و منشأ رستگاری جامعه و رهایی آن از هر بدبختی است. اینگونه آموزهها که امام در آن از اساس و سبب هر بدبختی و انحراف سخن میگوید، در مقایسه با دیگر آموزههایی که از معاشرتکردن با فاسقان و فاجران و نیز حضور در مکانهای خاصی پرهیز میدهد، میتواند این معنا را برساند که از نظر وی کدام یک اولویت دارد. تکرار یک آموزه در سخنان حضرت امیر نیز به سبب در دسترس نبودن همه سخنانش نمیتواند دلیل کافی برای اهمیت و اولویت آن آموزه باشد، ولی با نظر به آنچه فعلاً موجود است، میتواند نوعی اولویت برای آن آموزه را بیان کند. دنباله این جستار، ضمن ارائه آموزههای پیشگیری از دیدگاه امام علی(ع) که بیانگر روشها و برنامههای پیشگیری است، به نوعی اولویتها را نیز خاطرنشان میسازد.[۸۲]
اولویتها و روشهای پیشگیری از جرم
اجرای عدالت
نگاهی به گفتارهای امام علی(ع)، این مطلب را به ذهن خواننده متبادر میسازد که «عدالت»، بنیاد و قوام جامعه سالم است که بسیاری از زمینههای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی انحرافها و جرایم را از میان میبرد؛ افزون بر آن، هنگام بروز کجی و انحراف در جامعه، میکوشد تا با بهترین شیوه ممکن، حالت اعتدال را به جامعه بازگرداند؛ به گونهای که حقوق مشروع افراد و کیان اجتماع لطمهای نخورد. نقش کارساز و زیربنایی عدالت، انسانها را همواره شیفته خود ساخته است و هیچ انسانی، هر چند ستمکار، از شعار عدالتخواهی و عدالتطلبی نمیگریزد. به عبارت دیگر، «عدالت» همواره در اندیشه و گفتار بشر، تقدس و ارزش داشته است، تا آنجا که ظلم بالسویه را نیز عدل خواندهاند[۸۳] و حاکمان و سردمداران، ستمگریهای خود را به نام رفع ظلم و برقراری عدالت اجرا کردهاند[۸۴]؛ با وجود این، در میان عالمان، «عدالت» مفهوم و معنای مورد اتفاقی نمییابد و درباره عناصر سازنده مفهوم عدالت اختلاف وجود دارد. تعاریفی که از عدالت ارائه شده، مفاهیم انصاف، برابری، بیطرفی و پاداش یا کیفر مناسب را در بر دارد. طبق نظر لوکاس (۱۹۸۰م) عدالت، مفهومی متفاوت از نیکوکاری، بخشندگی و سخاوت، قدردانی و حقشناسی، دوستی، ترحم و دلسوزی است. عدالت چیزی نیست که لزوماً باید به سبب آن احساس خرسندی کنیم؛ بلکه چیزی است که بر اساس آن، حق پافشاری داریم. مفهوم عدالت را نباید با مفهوم خیر درآمیخت. برخی کارها ممکن است خوب تلقی شوند؛ اما برای عدالت ضرور نباشند؛ به طور مثال صدقه دادن و عفو و گذشت خیر است؛ ولی عدالت نیست[۸۵].
متون دینی و به ویژه سخنان امام علی(ع) معنا و تصویر روشنی از عدالت ارائه داده است. حضرت میفرماید: «الْعَدْلُ يَضَعُ الْأُمُورَ مَوَاضِعَهَا وَ الْجُودُ يُخْرِجُهَا مِنْ جِهَتِهَا وَ الْعَدْلُ سَائِسٌ عَامٌّ وَ الْجُودُ عَارِضٌ خَاصٌّ»[۸۶]؛ «عدالت، هر چیزی را در جای خود مینهد؛ در حالی که بخشش، آن را از جای خود خارج میسازد. عدالت تدبیر عمومی مردم است؛ در حالی که بخشش، گروه خاصی را شامل میشود». از این سخن درمییابیم که عدالت شریفتر و برتر است. دقت در کلام امام، بیانگر تفاوت «عدالت و تساوی» و «عدالت و اخلاق» است. ممکن است «تساوی» در مواردی از مصادیق عدالت، و در موارد دیگر، از مصادیق ظلم باشد که در این صورت، رفتارنکردن به تساوی در جایی که باید به تساوی رفتار شود، خود، موجب پایمال شدن حقوق افراد و برانگیخته شدن احساسات و عواطف آنها و بر هم خوردن نظم اجتماعی میشود؛ در مقابل، به تساوی رفتارکردن در جایی که باید به تساوی رفتار نشود نیز گذشته از آنکه خود، جرم به شمار میرود، جرمزا است؛ به همین جهت، «عدالت» (در صورت رعایت)، عوامل جرمزایی را از میان برمیدارد؛ زیرا احساسات و عواطف آدمیان را ارضا میسازد؛ البته مانند بسیاری موارد، ممکن است هم برای مجریان عدالت و هم برای عموم مردم در تشخیص مصادیق، نوعی خلط و خطا پیش آید که در این صورت، چه بسا ظلمی چهره عدل به خود گیرد یا عدلی، ظلم تلقی شود و عادلی به سبب اجرای عدالت ظالم قلمداد و شهید راه عدالت گردد. از سوی دیگر، عدالتخواهی شعاری شیرین است؛ اما در عمل، هم سخت و هم برای برخی تلخ است؛ از اینرو همراهشدن آن با اخلاق، تا اندازهای چهرهای لطیفتر به آن میبخشد؛ اما هرگز نباید اخلاق، ایثار وجود را مبنا قرار داد و از عدالت صرف نظر کرد؛ چراکه به نابودی خودِ اخلاق منجر خواهد شد[۸۷]. استاد مرتضی مطهری میگوید: اجرای عدالت است که میتواند جلوی مطامع روحی را سد کند، جلوی حرصها و آزها و طمعها را بگیرد؛ البته عدالت فقط میتواند رادع و مانع باشد، نه اینکه آنها را از بیخ و بن برکند؛ اما اگر عدالت نباشد و میدان، میدان زور و غارت و چپاول باشد، آنها که تحت فشار عوامل روحی همچون حرص، آز، طمع، حسد، حقد و کینه هستند، مطامعشان بیشتر تحریک میشود و بیشتر تحت فشار قوی این عاملها قرار میگیرند. امکان اینکه به سوی ظلم و جور و ستمکردن و اجحاف حقوق دیگران کشیده شوند، بیشتر است. این هم از بعد فردی است و هم از بعد اجتماعی[۸۸].
تاریخ زندگی بشر از آن حکایت دارد که اجرای عدالت، با کاهش جرم، و عدم اجرای عدالت، با افزایش جرایم همراه بوده است. در جوامعی که ثروت به صورت نابرابر توزیع شده و دسترسی به آموزش و پرورش، اشتغال و مراقبت بهداشتی برای همگان به صورت مساوی امکانپذیر نمیباشد، نرخ جرایم بالاتر است[۸۹]. بدین لحاظ، از جمله اهدافی که سازمان ملل در زمینه عدالت کیفری و پیشگیری از جرم ارائه کرده، اجرای عدالت به شیوهای کارآمدتر و مؤثرتر است؛ البته با رعایت احترام به حقوق همه افراد زیاندیده از جرم (قربانیان جرم) و همه کسانی که در نظام کیفری دستاندرکارند[۹۰]. ۲
در اندیشه امام علی(ع)، به سامان رسیدن کار حکومت و بقای آن، در گرو اجرای عدالت است: «مَا حُصِّنَ الدُّوَلُ بِمِثْلِ الْعَدْلِ»[۹۱]؛ «هیچ دژی به اندازه اجرای عدالت، از حاکمیت پاسداری نمیکند [از سقوط و تهاجم محفوظ نمیدارد]»؛ در غیر این صورت، فساد و تباهی حاکمان، فقط به سطح خودشان محدود نمیشود و از آنجا که الگوهای جامعهاند، مردم نیز به فساد کشیده میشوند و خشونت، بدبختی، فقر، گمراهی و... از آثار چنین جامعهای خواهد بود. در این جامعه، دیگر از سازندگی مادی خبری نیست: «لَا يَكُونُ الْعُمْرَانُ حَيْثُ يَجُورُ السُّلْطَانُ»[۹۲]؛ در جایی که حکومت ستم کند، آبادانی وجود نخواهد داشت». در این جامعه سازندگی معنوی انسانها نیز به فراموشی سپرده میشود؛ چراکه اصلاح تودهها و اجرای برنامههایی که سازندگی شخصیت آنها را در پی دارد، در گرو اجرای عدالت است: «الرَّعِيَّةُ لَا يُصْلِحُهَا إِلَّا الْعَدْلُ»[۹۳]؛ «توده را جز اجرای عدالت، چیز دیگری اصلاح نمیکند». فقرزدایی، تکاثرزدایی، ایجاد برابری انسانی، تعلیم و تربیت سالم، سلامت روانی جامعه، داد و ستد مشروع و درست، تثبیت ارزشها، احیای احکام دین و پرورش دینداری[۹۴]، همه در گرو عدالت است؛ از اینرو، امام علی(ع) میفرماید: «جَعَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ الْعَدْلَ قَوَاماً لِلْأَنَامِ»[۹۵]؛ «خداوند سبحان، سامانیابی [اصلاح] جامعه انسانی را در گرو اجرای عدالت قرار داده است».[۹۶]
مبارزه با نادانی
در اندیشه علی(ع)، مبارزه با نادانی، جزو اساسیترین برنامههای پیشگیری از انحراف و تباهی است. اولویت انجام این مهم بدان سبب است که حضرت، نادانی را به صراحت، ریشه هر شر و بدی[۹۷] و منبع و معدن آن میداند[۹۸]. وی قاعدهای کلی را ارائه میدهد که علت لغزش و انحراف رفتاری، عقیدتی و اخلاقی آدمی را باید در نادانی او جست و مصادیق و نمونههایی از آن را نیز بیان میکند[۹۹]؛ البته در اینکه مقصود از نادانی مقابل دانایی یا عقل است، دیدگاههای متفاوتی ارائه شده که مجال طرح آن در اینجا نیست. اعتقاد نویسنده بر این است که حتی اگر جهل، نقطه مقابل عقل نیز تلقی شود، با توجه به اینکه امام علی(ع) عقل را بر دو نوع مکتسب و غریزی میداند[۱۰۰]، عقل، نقطه مقابل علم نیز تلقی میشود (با این فرض که مقصود از علم، همان عقل مسموع و دانش فرا گرفته شده باشد)؛ از اینرو، مبارزه با نادانی هم بیدارسازی عقلهای سرشته و ذاتی آدمیان و هم ارائه دانشهای لازم به آنها را در بر میگیرد و به اصطلاح، هم تذکر وهم تعلیم را پوشش میدهد. روشی که امام در مبارزه با نادانی ارائه میکند، بسیار قابل توجه و در جهت همان اصولی است که با استفاده از دیدگاه حضرت ارائه شد. او از سویی حکومت را به تعلیم دادن و آگاهیبخشی به مردم موظف میکند و این را از حقوق شهروندان بر حکومت میداند که به هیچ روی نباید ترک شود و در جای دیگر، منظور خویش از این دانش را تفسیر میکند: «عَلَى الْإِمَامِ أَنْ يُعَلِّمَ أَهْلَ وَلَايَتِهِ حُدُودَ الْإِسْلَامِ وَ الْإِيمَانِ»[۱۰۱]؛ «بر امام و حاکم لازم است که معیارهای اسلامی و ایمان را به مردم تحت سرپرستی خویش بیاموزد».
از سوی دیگر، امام متفکران را به نشر دانش خویش و کوشش در جهت هدایت و تعلیم مردم مؤظف میسازد و سرانجام، یکایک مردم اجتماع را به دانشاندوزی و کسب اطلاعات لازم سفارش میکند و آن را فریضهای بزرگ میشمارد و حیا و شرمساری (به علت بالابودن سن یا...) را در یادگیری رد میکند: «اغْدُ عَالِماً أَوْ مُتَعَلِّماً وَ لَا تَكُنِ الثَّالِثَ فَتَعْطَبَ»[۱۰۲]؛ «یا دانا باش یا جوینده دانایی، و جز این دو مباش که نابود خواهی شد». نوع ارتباطی که امام بین وظیفه عالم و متعلم تصویر میکند، بیانگر یکی از مهمترین فنون پیشگیری از جرم است که از آن به فراهمآوردن مقدمات لازم برای تحقق راهبردها تعبیر میکنیم. امیر مؤمنان(ع) میفرماید: «خدا از مردم نادان عهد نگرفت بیاموزند، مگر وقتی که از دانایان عهد گرفت آموزش دهند»[۱۰۳]. مسئله ارائه اطلاعات لازم و افزایش آگاهیهای عمومی که امروزه از آن در قالب تدابیر و برنامههای مبارزه با بیسوادی، آموزش رایگان و اجباری، تشکیل کلاسها و جلسات آموزشی تعبیر میشود و در ردیف مهمترین وظایف حکومت و رسانههای عمومی به شمار میآید، همگی در جهت تحقق این مهم است. بیجهت نیست که ویکتور هوگو میگفت: «دَرِ یک مدرسه را باز کنید تا دَرِ یک زندان بسته شود»[۱۰۴].
باید توجه داشت که با هر دانشی، به ضرورت، جرم و انحراف فرونمینشیند؛از اینرو، توجه به نوع دانشی که فرا گرفته میشود، بسیار ضرورت دارد. برخی علوم برای فرد و جامعه نفعی اندک دارد یا برای هر دو زیانآور است که این دو، از دایره مفهومی علم مورد نظر امام خارج است. او فراگیری دانشی را الزامی میداند که سبب صلاح و رشد مثبت آدمی شود[۱۰۵]. همین علم است که امام آموزش آن را برای پیشگیری از انحرافهای عقیدتی کودکان و نوجوانان، واجب دانسته و پدران و مادران را به آن تکلیف کرده است: «عَلِّمُوا صِبْيَانَكُمْ مَا يَنْفَعُهُمُ اللَّهُ بِهِ لَا تَغْلِبْ عَلَيْهِمُ الْمُرْجِئَةُ»[۱۰۶]؛ «به کودکانتان چیزی را بیاموزید که خداوند آن را سودمند قرار داده است تا صاحبان افکار باطل آنان را گمراه نسازند». به همین سبب، پیشوایان دینی از علمی که برای فرد نفعی ندارد، به خداوند پناه میبردهاند؛ زیرا این علم و این مدرسه، نه تنها موجب هدایت و پیشگیری فرد از انحراف نیست، که موجب گمراهی او نیز میشود. بدبختانه گاه آنچه به صورت رسمی و غیر رسمی در مدارس و آموزشگاهها یا رسانهها و مطبوعات، آموزش داده میشود، از این نوع است و مصداق همان سخن هلوسیوس در قرن هیجدهم است که میگفت: «آدمیان نادان به دنیا میآیند، نه ابله. آنان به واسطه تعلیم و تربیت به بلاهت کشانده میشوند»[۱۰۷]. از آنچه گفته شد، میتوان نتیجه گرفت که بین نادانی و جرم رابطهای مستقیم وجود دارد[۱۰۸]؛ به همین علت، جهالتزدایی از مهمترین اولویتها در پیشگیری از جرم است؛ اما باید به این نکته توجه داشت که بین علم و پیشگیری از جرم رابطه مستقیمی وجود ندارد؛ چنانکه رابطه بین علم (به صورت مطلق) و انحراف نیز چنین است. آری، آگاهی درست و لازم میتواند نقش بسیاری در پیشگیری از جرم داشته باشد. نتیجهبخش بودن آگاهی، به شخصیت فراگیر نیز بستگی دارد. در سخنان پیشوایان دینی، از جمله امام علی(ع)، با صراحت آمده است که اگر فراگیران از تهذیب و پرورش اخلاقی درست بهرهمند نباشند، علوم مفید نیز نمیتواند برای اینان کارگشا و راهنما باشد، و اینجا است که سومین اولویت در برنامههای پیشگیرانه رخ مینماید و آن تهذیب اخلاقی افراد و نهادینهسازی اخلاق درست است.[۱۰۹]
کوشش برای ترویج اخلاق فاضله
سومین اولویت پیشگیری از جرم در سخنان امام علی(ع)، مبارزه با رذایل اخلاقی در سطح فردی و اجتماعی است. امام سرچشمه بسیاری از شرور، پلیدیها و فجایع را در رذایلی چون حقد، حسد، بغض، خودبرتربینی، تفاخر و غرور بیجا میداند: «سِلَاحُ الشَّرِّ الْحِقْدُ»[۱۱۰]؛ «کینهتوزی، سلاح شرارت است». «سَبَبُ الْفِتَنِ الْحِقْدُ»[۱۱۱]؛ «کینهتوزی علت فتنهها است». «الْحِرْصُ مُوقِعٌ فِي كَثِيرِ الْعُيُوبِ»[۱۱۲]؛ «آز، آدمی را در نابهنجاریهای بسیاری قرار میدهد». آنچه در اسناد و تحقیقات بینالمللی مکتوب است و جرمشناسان نیز بیان داشتهاند، تصریح روشن به این نکته است که بین جرم و عدم و وجود نابهنجاریهای اخلاقی در سطح فردی یا اجتماعی، رابطهای مستقیم وجود دارد. در نهمین کنگره سازمان ملل متحد در خصوص پیشگیری از وقوع جرم و اصلاح مجرمان که در قاهره تشکیل شد و به جرایم خشونتآمیز اختصاص داشت، آمده است: دو صفت از شخصیت انسان، ارتباط زیادی با گسترش رفتار خشونتآمیز دارد: یکی فقدان همدلی با احساسات دیگران و دیگری طبیعت آنیاندیشی که متضمن عدم توانایی در چشمپوشی از لذت است....
اخلاق فردی به مثابه نظام نظارتکننده قوی درونی، در مقابل قانون و پلیس که نظارتکنندههای بیرونی هستند، عمل میکند. اخلاق اجتماعی نیز، خود نوعی نظارتکننده غیر رسمی است که به مراتب قویتر و کارآمدتر از قانون است که ابزار نظارت رسمی به شمار میرود؛ به همین جهت، راسل معتقد بود که بدون اخلاق اجتماعی، اجتماعها نابود میشوند[۱۱۳] و برای دنیای خوب، اخلاق اجتماعی و فردی به طور مساوی لازم است[۱۱۴]. در نقطه مقابل، حاکمیت رذایل اخلاقی و عدم وجود وجدان اخلاقی قوی، عامل بسیاری از بزهکاریهای کوچک و بزرگ به شمار میآید. تحقیقات روانشناختی نشان میدهد که جنایت و بزهکاری، با درجههای پایین استدلال اخلاقی همراه است و حتی بین نوع جرمیکه محکومان مرتکب میشوند و مرحله رشد اخلاقی آنها رابطه وجود دارد[۱۱۵]. نقش اخلاق فاضله این است که میتواند مانع بسیار مهمی در برابر شهوتها، خودپرستیها و خودبینیها باشد. دورکیم میگوید: شهوات بشری تنها در برابر یک نیروی اخلاقی معتبر بازمیایستد. اگر هیچ نوع اقتدار اخلاقی وجود نداشته باشد، تنها قانون جنگل حکمفرما خواهد بود و ستیزهجویی به صورت پنهان یا به شکل حاد، الزاماً حالتی مزمن به خود خواهد گرفت[۱۱۶]. شریعت اسلام نیز اخلاق را از اساسیترین ارکان اجتماع میداند و در حمایت از آن میکوشد و حتی با انحراف از این مسیر به شدت برخورد میکند؛ به گونهای که برای بسیاری از رفتارهای ضد اخلاقی مجازات در نظر گرفته است[۱۱۷]. از سوی دیگر، یکایک مردم اجتماع را به اخلاق نیک دعوت میکند. پیامبر هدف از برانگیخته شدن خود را کاملکردن مکارم اخلاقی میداند. اینها همه از نقش بارز اخلاق در سعادت فرد و جامعه حکایت دارد؛ زیرا کسی که خود را به اخلاق نیکو آراست، به ندرت مرتکب جرم میشود[۱۱۸]، و در چنین جامعهای، زمینهها و علل پیدایش جرم از میان میرود.
از دیدگاه امام علی(ع) نیز اخلاق، دستمایه سعادت دنیایی بشر است. حضرت میفرماید که اگر به خدا و قیامت اعتقادی، و از آن ترسی نباشد، باز هم لازم است آدمیان به اخلاق درست روی آورند؛ زیرا این امر مایه رهایی و رستگاری آنها است[۱۱۹]. او توجه به خودسازی و حسابرسی نفس را باعث سلامت فرد و جامعه میداند. سفارشهای امیرمؤمنان(ع) در زمینه خودسازی، تقوا، زهد، ایثار، و همدلی و همراهی، تحمل، صبر، عفاف و به ویژه پرهیز از دنیاپرستی و عجب و آز، همه در جهت پرورش اخلاقی فرد و جامعه و نقشی است که این مهم در پیشگیری از بزهکاری دارد.[۱۲۰]
اتخاذ تدابیر لازم برای رفع نیازهای اساسی
انسان، موجودی با نیازهای جسمی و روانی است که زندگیاش و تداوم آن به ارضای این نیازها بستگی دارد و کمیت و کیفیت ارضای این نیازها نیز در شکلگیری شخصیت متعادل، سالم و بهنجار، یا به عکس، شخصیت نامتعادل، منحرف و گمراه او نقش بسیار مهمی را ایفا میکند. بارزترین و اولیترین این نیازها، نیازهای فیزیولوژیک (جسمانی) از جمله غذا، آب، مسکن، پوشاک، تفریح، استراحت و نیازهای جنسی است. این نیازها، پایه و اساسی برای توجه فرد به نیازهای متعالی و کوشش در جهت پاسخگویی مناسب به آنها به شمار میآید. در آموزههای گرانسنگ موجود از پیشوایان دینی، ضمن توجه دادن به ضرورت پاسخگویی درست به اینگونه نیازها، هشدار داده شده که در صورت عدم تأمین نیازهای اساسی افراد، آمادگی رفتار منحرفانه در آنان قوت و فزونی خواهد یافت و نمیتوان از شر و بدی آنها ایمن بود. از دیدگاه امام علی(ع)، عدم تأمین یا تأمین نامناسب هر یک از نیازهای اساسی انسان میتواند عاملی مهم در شکلگیری رفتارهای مجرمانه و منحرفانه باشد[۱۲۱]؛ از اینرو، برای پیشگیری از اینگونه رفتارها لازم است اقدامهای ضرور از سوی حکومت، جامعه و افراد انجام شود. اشاره به برخی از این تدابیر و اقدامها میتواند راهگشا و مفید باشد.
تأمین نیازهای اقتصادی و معیشتی
از دیرباز تاکنون درباره نقش فقر (به مفهوم عدم قدرت فرد در تأمین نیازهای معیشتی و جسمی) در بزهکاری، بحثهای بسیاری شده است. افلاطون در جمهوریت، فقر را عامل از بین رفتن احساسات و در نتیجه، تشدید حس کینهتوزی، انتقامجویی و بدبینی میداند. آمارها و پژوهشهای انجامیافته نیز از افزایش میزان بزهکاری هنگام ازدیاد قیمتها (و در نتیجه، عدم توانایی افراد در رفع نیازهای معیشتی خود) حکایت دارد[۱۲۲]. گذشته از عوامل فردی، چون تنبلی و سستی، مهمترین عوامل این پدیده شوم را باید در نظامهای اقتصادی نادرست، بحرانهای اقتصادی، توزیع نامناسب و ناعادلانه امکانات جست. در نقطه مقابل، جهت مقابله با این پدیده شوم و پیشگیری از جرایم، افزون بر کوششی که هیئت حاکمه اجتماع باید در رواج فرهنگ کار و تلاش انجام دهد، باید اموری چون ارائه دستمزد کافی، عدالت اجتماعی، تحت حمایت قراردادن خانوادههای بیسرپرست، ترویج فرهنگ ایثار و اطعام به نیازمندان را پیش گیرد و بدینسان یکی از سرچشمههای مهم بزهکاری را بخشکاند. این مهم، بهروشنی در سیره عملی و گفتار امام علی(ع) دیده میشود. حضرت گذشته از این که خود الگوی تمامعیار کار و کوشش بود، افراد را به کار و تلاش و استفاده از نعمتهای الهی فرامیخواند. اقدامهایی که او در دوران کوتاه و پربرکت خویش انجام داد و کارگزارانش را به رعایت آنها سفارش کرد، بسیار در خور توجه است.[۱۲۳]
پرداخت دستمزد کافی
امیر مؤمنان(ع) در نامه خود به مالک اشتر، به وی سفارش میکند که قاضیان و کارمندان دستگاه قضایی را تأمین کند تا احتیاج آنها به مردم کم شده، از نفوذ طماعان و حیلهگران در امان مانند: آن قدر به او ببخش که نیازهایش برطرف شود و به مردم نیاز نیابد.... تا از توطئه آنان نزد تو در امان باشد[۱۲۴]. دقت در کلام امام به خوبی نوع رابطه مستقیم رفع نیازهای مادی و پیشگیری از فریب خوردن و گمراهی قاضیان را نشان میدهد. پدیده شوم رشوه، پایمال کردن حق ضعیف و مظلوم و بیاعتنایی به افراد کمدرآمد در دادگاهها، در این مسئله ریشه دارد. امام علی(ع) برای دیگر کارگزاران حکومت نیز همین مطلب را به مالک سفارش میکند: سپس روزیِ فراوان بر آنان ارزانی دار که با گرفتن حقوق کافی در اصلاح خود بیشتر میکوشند و با بینیازی، دست به اموال بیتالمال نمیزنند و اتمام حجتی بر آنان است اگر فرمانت را نپذیرند یا در امانت تو خیانت کنند[۱۲۵].
بر اساس گفتار علی بن ابیطالب(ع)، بیتوجهی به نیازهای معیشتی کارمندان، زمینه رعایت قوانین حکومتی و قواعد و مقررات اخلاقی را از بین میبرد؛ به همین جهت، حضرت هشدار میدهد که «اگر نیازهای مادی کارمندان تأمین شده باشد، حتی افراد نادرست نیز بهانهای برای دزدی و خیانت و رشوهخواری نخواهند داشت؛ اما اگر نیازهای مادی آنان تأمین نشده باشد، فشار احتیاج، آنها را از راه راست منحرف میسازد و روحیه امانتداری را در آنان متزلزل میکند و زمامدار نیز حجتی بر آنان نخواهد داشت؛ زیرا سرقت و خیانت خود را توجیه میکنند و گناه آن را به گردن زمامداری که آنها را در محرومیت و نیازمندی نگاه داشته و در عین حال، اموال مردم را زیر دستشان قرار داده است، خواهند انداخت»[۱۲۶].[۱۲۷]
اصلاح نظام مالیاتی
حضرت امیر، اصلاح نظام مالیاتی را مبنا و پایه دیگر اصلاحات میداند؛ چراکه همه مردم را نانخور مالیات و مالیاتدهندگان برمیشمرد و آبادانی شهرها و ولایات را وابسته به آن میداند؛ البته در اصلاح نظام مالیاتی نیز سفارش میکند: باید به گونهای رفتار شود که مصلحت مالیاتدهندگان نیز مدّنظر قرار گیرد تا آنان از انجام دادن این مهم سر باز نزنند: در کار خراج، چنان بنگر که صلاح خراجدهندگان باشد؛ زیرا بهبود خراج و خراجدهندگان، عامل اصلاح امور قشرهای جامعه است و تا کار خراجدهندگان سامان نپذیرد کار دیگران سامان نگیرد، که مردمان همگان، هزینهخوار خراج و خراجدهندگانند[۱۲۸]. به همین سبب، امام علی(ع) در وضعیت بد اقتصادی و جغرافیایی چون آفتزدگی، کمی نزولات آسمانی و خشکسالی، به تخفیف در گرفتن مالیات سفارش میکند[۱۲۹].[۱۳۰]
توجه ویژه به محرومان
در هر حکومتی همواره طبقاتی محروم و مستضعف وجود دارند که به عللی از تأمین نیازهای نخستین خود ناتوانند. گروهی از اینان خویشتنداری کرده، گروهی دیگر به گدایی دست میزنند. این مسئله خود میتواند عاملی در بزهدیدگی یا بزهکاری آنان باشد. حکومت موظف است دستکم نیازهای معیشتی اینان را از بیتالمال برآورد. در این میان، یتیمان و بیسرپرستان و سالخوردگان و سالمندان باید از توجه ویژهای برخوردار باشند. امام علی(ع) در نامه خود به مالک اشتر به صراحت بر این نکته تأکید ورزیده است[۱۳۱]. از سوی دیگر، یکایک افراد جامعه را به رفع نیاز مسکینان ترغیب میکند و مسکین روآورده به انسان را به مثابه فرستاده خدا میداند که پاسخ به او پاسخگویی به خدا است[۱۳۲].[۱۳۳]
حفظ کرامت و منزلت انسانها
از نیازهای اساسی آدمیان، حفظ و پاسداشت کرامت، حرمت آبرو و مقام و منزلت خود در اجتماع است. این نیاز برای انسان آنقدر ارزشمند است که گاه حاضر است از نیازهای معیشتی و ضرور خود نیز در حد امکان چشم بپوشد و کرامت خویش را نزد دیگران محفوظ نگاه دارد. آدمی به سبب همین نیاز از انحراف و کژروی بیم دارد و به آن نزدیک نمیشود؛ البته میزان توجه هر فرد به این نیاز و چگونگی ارضای آن، به نوع تربیت خانوادگی و نیز فرهنگ و نظام اجتماعی حاکم بر او بستگی دارد و چه بسا انسانی به علل گوناگون از این نیاز چشم میپوشد یا با توجیهات نادرست، خود را میفریبد. نکته مهم این است که بیدارسازی انسانها برای توجه به این نیاز و نیز کوشش در جهت ارضای درست آن میتواند عاملی مهم در پیشگیری از جرایم به شمار آید. امام علی(ع) در آموزشهای عمومی خود با ترسیم دو الگوی شخصیتی کریم و لئیم، ویژگیها و رفتارهای این دو را در عبارتهای گوناگون برشمرده و از این طریق، مردم را به اتصاف به کرامت، ترغیب کرده است. از جمله ویژگیهای کریمان در سخن امام، خویشتنداری و پرهیز از تندادن به خواهشها و هوسهای زودگذر، نرمخویی، پایبندی به پیمان، آبروداری و ترجیح آبرو و ناموس بر ثروت، و بخشش را میتوان نام برد[۱۳۴]. در مقابل، انسانهای لئیم، اسیر هوسها و خواهشهای خود و سختدل و پیمانشکنند، به آبروی خویش وقعی نمینهند، و ترجیح ثروت بر آبرو و ناموس، و انتقامجویی و کینهتوزی از دیگر ویژگیهای آنان است. امام به کارگزاران و متولیان امر حکومت، رعایت اموری را سفارش میکند که حافظ کرامت مردم است و آنان را همچنان در مدار کرامت نگاه میدارد. اینک به برخی از این آموزهها اشاره میشود:
حفظ منزلت و ارزش همه افراد
از جمله ویژگیها و رفتارهایی که انسانها به طور معمول دارند، «پیشداوری» است؛ به این معنا که بر حسب ساختارها و قالبهای ذهنی خودشان -گرچه نادرست باشد- درباره رفتارها و شخصیت انسانهای دیگر داوری میکنند که گاهی این نحوه نگرش و قضاوتها بسیار متعصبانه است؛ به طور مثال، درباره دینداری کسانی که به باورها و اعتقادات آنان معتقد نیستند، تردید میکنند؛ در حالی که ممکن است باورها و اعتقادهای خود آنان از اساس باطل و نادرست باشد، یا بر فرض به کسی که شخصیتی خاص داشت یا مرتکب چند خطا شد و سزای رفتار خودش را نیز دید، به چشم انسان دارای حقوق و امتیازهای انسانی نگاه نمیکنند. چنین نگرشی بدون شک سبب فروریختن عزت و شکستهشدن حرمت شخصیت فرد میشود و میتواند عاملی در سوق دادن او به سوی بزهکاری باشد. نگرش حکومت و حاکمان به رعیت و فرودستان نیز از این قاعده مستثنا نیست؛ به همین جهت امام در نامه خود به مالک اشتر میفرماید: و مهربانی بر رعیت و دوستیورزیدن با آنان و مهربانیکردن با همگان را برای دل خود پوششی گردان و چون جانوری شکاری مباش که خوردنشان را غنیمت شماری؛ زیرا رعیت دو دستهاند: یا برادر دینی تواَند یا همانند تو در آفرینش[۱۳۵].[۱۳۶]
پوشاندن عیبهای کوچک مردم
در نظام پیشگیری اسلامی، با همه خطاهای مردم، آشکارا برخورد نمیشود؛ بلکه با استنباط مجموع آموزههای دینی، اصل و قاعده اولی در برخورد با لغزشها و خطاها - به ویژه اگر خطاکننده شخصیت سالمی داشته و بر اثر غفلت یا علل و عواملی دچار انحراف شده باشد و نیز اگر خطا فاحش نباشد- پنهان نگاهداشتن آن و برخوردی از روی تغافل با فرد است. همه این تدابیر بدان سبب است که شخصیت فرد و کرامت و حرمت او در اجتماع و نزد همگان محفوظ بماند. بر اساس مطالعهها و یافتههای دانشمندان، برخوردهایی که به شکستهشدن حرمت و شخصیت افراد، به ویژه نوجوانان و جوانان، در اجتماع و خانواده منجر میشود، از جمله عوامل مؤثر در بزهکاری است؛ به همین جهت باید کوشید که تا حد ممکن، عزت نفس و ارزشمندی افراد پاس داشته شود. امیرمؤمنان(ع) در این زمینه به کارگزار خود مینویسد: «فَإِنَّ فِي النَّاسِ عُيُوباً، الْوَالِي أَحَقُّ مَنْ سَتَرَهَا، فَلَا تَكْشِفَنَّ عَمَّا غَابَ عَنْكَ مِنْهَا، فَإِنَّمَا عَلَيْكَ تَطْهِيرُ مَا ظَهَرَ لَكَ»[۱۳۷]؛ «همانا مردم عیوبی دارند که رهبر امت، در پنهان داشتن آن از همه سزاوارتر است؛ پس مبادا آنچه را بر تو پنهان است، آشکار گردانی و باید آنچه را هویدا است، بپوشانی».[۱۳۸]
بزرگداشت نیکوکاران
از جمله اموری که زمینههای بزهکاری افراد را فراهم میسازد، عدم وجود نظام درست پاداش و تنبیه است. اگر در نظام اداری و اجرایی اجتماع، بین نیکوکار و بدکار تفاوت نباشد، اندکاندک انگیزههای نیک و خیرخواهانه از بین رفته، افراد ارتکاب اعمال سوء را برای خود روا میشمرند. حتی اگر در نظام تشویقی نیز بین افراد به تناسب نوع و نحوه کارشان تفاوت نباشد، این امر سبب کمکاری و انحرافهای شغلی دیگر میشود؛ بنابراین، وجود نظام تشویقی و تنبیهی مناسب میتواند بسیاری از زمینههای بزهکاری را از میان بردارد. سخن امام علی(ع) در این زمینه به مالک اشتر چنین است: «هرگز نیکوکار و بدکار در نظرت یکسان نباشند؛ زیرا نیکوکاران به نیکوکاری بیرغبت و بدکاران به بدکاری تشویق میشوند»[۱۳۹].[۱۴۰]
گسترش فضای دینی و پرورش روحیه دینداری
از دیگر اولویتهای اساسی پیشگیری از جرم که از گفتار امام علی(ع) استفاده میشود و به جرئت میتوان آن را اساسیترین اقدام در پیشگیری از جرم دانست، کوشش در جهت افزایش و تثبیت باورهای دینی مردم است. تأملی در آموزههای گرانسنگ مولای متقیان(ع) این مطلب را روشن میکند که دینداری، عاملی در خشکاندن چشمههای فساد و تباهی است و در مقابل سرنخ همه جرایم و گناهان را باید در نبود یا ضعف دینداری حقیقی و درست افراد جست. بسیاری از کارشناسان مسائل اجتماعی و جرمشناسان نیز اذعان دارند که کنارگذاشتن باورها و اعتقادهای دینی و گرایشهای مذهبی، و عدم التزام به احکام دینی، عامل بسیاری از نابهنجاریها و کژرویهای آدمی است[۱۴۱]؛ به همین جهت، از جمله سفارشهای مجامع بینالمللی و کنگرههای پیشگیری از جرم، تقویت بنیانهای مذهبی است؛ به طور مثال، کنگره نهم پیشگیری از جرم و اصلاح سازمان ملل متحد، مذهب را یکی از عوامل مؤثر در سالمسازی جامعه و پیشگیری از رفتارهای مجرمانه و منحرفانه دانسته است[۱۴۲].
حال پرسش اصلی این است که دینداری چگونه میتواند چنین نقش پیشگیرانهای را ایفا کند. گرچه پاسخ گسترده به این پرسش، در گنجایش این مقال نیست و شایسته است مراکز علمی به انجام تحقیقات میدانی و نظری در این زمینه توجه کنند، به اختصار به تشریح برخی از جنبههای این مسئله میپردازیم.
خداباوری و تأثیر آن بر کاهش جرم
از جمله آموزههای اساسی و محوری ادیان الهی، پذیرش خداوندی است که همه هستی را آفرید و تدبیر ریز و درشت همه امور در قدرت او است[۱۴۳]. او به همه آدمیان رحمت، و از تمام کردار آنان آگاهی دارد، حسابگر روز جزا است و آدمی باید در برابرش پاسخگو باشد. در ادیان الهی خدا موجودی نیست که آدمی را آفریده باشد؛ آنگاه او را به خود واگذاشته و هیچ تسلط و قدرتی بر او نداشته باشد. باور به وجود خداوندی رحیم و مهربان که دستگیر آدمی در سختیها است و پذیرش رضا و قدر او میتواند انسان را در حالات دشواری که خود از جمله عوامل کشیدهشدن انسان به انحراف است، باز دارد. از سوی دیگر، اعتقاد به خداوندی حاضر و ناظر بر ظاهر و باطن و خلوت و جلوت آدمی، عامل بازدارنده بسیار مهمی به شمار میآید. به این آموزهها دقت کنید: ﴿وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ﴾[۱۴۴]. ﴿إِنْ تُبْدُوا مَا فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ﴾[۱۴۵].
﴿أَمْ يَحْسَبُونَ أَنَّا لَا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُمْ بَلَى وَرُسُلُنَا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ﴾[۱۴۶]. ﴿إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا﴾[۱۴۷].
﴿وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ﴾[۱۴۸]. ﴿مَا يَكُونُ مِنْ نَجْوَى ثَلَاثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمْ وَلَا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سَادِسُهُمْ وَلَا أَدْنَى مِنْ ذَلِكَ وَلَا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ مَا كَانُوا﴾[۱۴۹]. به راستی، شخصیتی که با چنین نگرشی شکل یافته، آیا به آسانی به ارتکاب جرایم تن میدهد؟ کدام دولت و حکومتی است که بتواند چنین رقیب درونی و بیرونی همیشه و همهجا حاضر و ناظری را برای انسان طراحی و اجرا کند؟[۱۵۰] آموزههای گرانسنگ پیشوایان دینی در این زمینه، همه تفسیری از آیات خداوندی است. تأکید بر تقوای الهی از جمله اموری است که در گفتار معصومان به دفعات تکرار شده است. سفارش فرد و اجتماع و کارگزاران حکومتی بر تقوای الهی، دقیقاً در جهت سیاست ترویج دینداری و تثبیت خدامحوری و خداباوری در زندگی فردی و اجتماعی است که به تصریح و ضمانت امام علی(ع)، عامل بازدارنده از انحرافها و پلیدیها به شمار میرود.
«فَإِنَّ التَّقْوَى فِي الْيَوْمِ الْحِرْزُ وَ الْجُنَّةُ وَ فِي غَدٍ الطَّرِيقُ إِلَى الْجَنَّةِ... أَلَا فَصُونُوهَا وَ تَصَوَّنُوا بِهَا»[۱۵۱]؛ «به درستی که تقوای الهی در این دنیا، مانع [از بدبختی و نابودی] و سپری [در مقابل انحرافها] و در آخرت، راه رسیدن به بهشت است.... آگاه باشید، از تقوا مراقبت، و خویشتن را با آن حفظ کنید». امیرالمؤمنین علی(ع)، تقوای الهی را مرکبی رام، مطیع و راهوار میداند که آدمی را به سرمنزل سعادت میرساند و شهوات را مرکبهایی سرکش و چموش میداند که صاحب خود را در آتش بدبختی میافکند. از دیدگاه او تقوای الهی پناهگاهی محکم و بلند است که پناهندگان خود را از سقوط و گمراهی محافظت میکند و ریشه همه گناهان و جرایم را میزداید[۱۵۲]، و انسان را از هر نابودی میرهاند: «فَإِنَّ تَقْوَى اللَّهِ... نَجَاةٌ مِنْ كُلِّ هَلَكَةٍ»[۱۵۳]. مرتضی مطهری با تصدیق به اینکه فقدان این عنصر در زندگی بشر، باعث تزلزل اساسی زندگی میشود و هیچ چیزی جای این عنصر را نمیگیرد، مینویسد: از ابتلائات روز ما، موضوع زیادی قوانین و مقررات و تغییر و تبدیلهای پشت سر هم است. برای موضوعات بالخصوص هی قانون وضع میشود. مقررات معین میگردد. آییننامه میسازند. باز میبینند منظور حاصل نشد، قوانین را تغییر و تبدیل میدهند. بر مقررات و آییننامهها افزوده میشود و باز مطلوب حاصل نمیگردد؛ البته شکی نیست که قانون نیز به نوبه خود، یکی از حقایق زندگی است. گذشته از قوانین کلی الهی، مردم احتیاج دارند به یک سلسله قوانین و مقررات مدنی؛ ولی آیا میتوان تنها با وضع و تکثیر قانون جامعه را اصلاح کرد؟ قانون حد و مرز معین میکند؛ پس باید قوه و نیرویی در خود مردم باشد که این حدود و مرزها را محترم بشمارد و آن همان است که به آن نام تقوا دادهاند[۱۵۴]. وی در ادامه از برخی مشکلات و مفاسد اجتماعی (افزایش طلاق، تقلبهای انتخاباتی، و جنایت و دزدی، غش و تقلب در معاملهها و اجناس و...) که تقوا میتواند عامل مؤثری در رفع آنها باشد، نام میبرد و تصریح میکند که بدون تردید، باید ضعف نیروی ایمان و خرابی حصار تقوا را عامل مهم این مفاسد شمرد[۱۵۵].[۱۵۶]
آخرتمحوری و نقش آن در کاهش جرم
از جمله کارکردهای مهم دینداری که نقش بسیاری در کاهش جرایم و پیشگیری از مفاسد دارد، یقین به قیامت و روز حسابرسی است. انسانی که به آخرت معتقد است و آن را منزلگاه ابدی خویش میداند و اعتقاد دارد که ریز و درشت اعمالش را باید در آن روز پاسخگو باشد و او را از پاداش یا عذاب الهی گریزی نیست، در سنجش سود و زیان رفتار خویش، فقط به محاسبهها و پیامدهای دنیایی توجه نمیکند؛ بلکه بیشترین توجه خود را متوجه پیامدهای آخرتی اعمال خود میداند و از این راه، هرگز لذتها و منافع دنیایی و زودگذر حاصل از ارتکاب جرم را به پیامدهای سخت و جانکاه آخرتی آن ترجیح نمیدهد[۱۵۷]. تأثیر آخرتباوری در رفتارهای آدمی و نقش آن در زندگی انسانی، به گونهای است که امام به صراحت از رابطه مستقیم میان این باور و پیشگیری از گناه و رفتارهای مجرمانه یاد میکند و میفرماید: «مَنْ أَكْثَرَ مِنْ ذِكْرِ الْآخِرَةِ قَلَّتْ مَعْصِيَتُهُ»[۱۵۸]؛ «کسی که بسیار یاد آخرت کند، گناهش کاهش یابد».
«آگاه باشید، به خدا سوگند، یاد مرگ مرا از شوخی و کارهای بیهوده بازمیدارد؛ ولی او [= عمروعاص] را فراموشی آخرت از سخن حق بازداشته است»[۱۵۹]. به سبب نقش عظیم این باور در جلوگیری از انحراف و فساد، امام علی(ع) کارگزاران و مردم را به تمرین مرگباوری سفارش میکرد و آن را از جمله روشهای پیامبر در جهت پیشگیری از فساد میدانست. امام در نامهای خطاب به مردم مصر نوشت: پس هرگاه شهوتها به شما روی آورند، بسیار مرگ را به یاد آورید که این برای پندآموزی کافی است. رسول خدا(ص) یاران خود را پیوسته به یادآوری مرگ سفارش میکرد و میفرمود: «مرگ را بسیار یاد کنید؛ زیرا برهم زننده لذتها و مانعی بین شما و شهوتها است»[۱۶۰].
در جرمشناسی، از جمله ویژگیهای برخی بزهکاران، داشتن آرزوها و هوسهای بسیار و لجامگسیختگی، تعلقات مادی و دنیایی فراوان و عطش رو به فزون مقامطلبی و ثروتخواهی است، و یاد مرگ دارویی مؤثر در برطرف شدن این زمینهها است. امام علی(ع) میفرماید: هان! آنگاه که به کارهای زشت شتاب میآورید، برهم زننده لذتها و تیرهکننده شهوتها و برنده آرزوها را به یاد آرید[۱۶۱]. در سیره عملی امام علی(ع) نیز توجه دادن به مرگباوری برای پیشگیری از انحراف دیده میشود؛ نمونه بارز آن ماجرایی است که خود امام درباره برادرش عقیل نقل میکند که چگونه از امام تقاضای دستدرازی به بیتالمال و تجاوز به حقوق عمومی را داشت و امام با نزدیک کردن آهنی گداخته به دستش، او را متوجه عذاب آخرتی خداوند کرد[۱۶۲].[۱۶۳]
التزام به رفتارها و احکام دینی و پیشگیری از جرم
دین اسلام مجموعه احکامی را در قالب عناوین واجب، حرام، مستحب و مکروه به پیروان خود عرضه میکند. رفتارهایی که هیچیک از این عناوین بر آنها صدق نکند، در زمره مباحات قرار میگیرند. این احکام، بیملاک و مبنا وضع نشده و همگی در جهت سعادت دنیایی و آخرتی انسانند؛ به طور مثال، خداوند متعال در بیان تأثیر نماز میفرماید: ﴿إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ﴾[۱۶۴]. از جمله فلسفههایی که پیشوایان دینی ما در تبیین علل وضع این احکام بیان کردهاند، پیشگیری از انحراف و فساد انسان و سوق دادن او به کمالات است. امام علی(ع) نیز پایبندی به احکام الهی را عامل مهمی در پیشگیری از جرم، و ترک طاعات الهی را سبب افزایش جرایم میداند: «إِذَا قَلَّتِ الطَّاعَاتُ كَثُرَتِ السَّيِّئَاتُ»[۱۶۵]؛ «هنگامی که اطاعت از فرمانهای خداوندی کم شود، گناهان افزایش مییابد».
یکی از مهمترین عوامل بازدارنده از جرم، دینداری است. داشتن رابطهای مستحکم با خداوند، ترس از قیامت، اعتقاد به حسابرسی روز جزا و پایبندی به احکام دینی، نقش بسیار مؤثری در کاهش جرم دارد. کاهش میزان جرم (آمارهای جنایی) در ماههای محرم یا رمضان خود شاهد این مدعا است. جامعهشناسان به این نتیجه رسیدهاند که دستکم برخی از ابعاد دین را میتوان دارای نقشی بازدارنده در خصوص لااقل، برخی از انواع رفتارهای غیر قانونی به حساب آورد! آنان همچنین بر آنند که دین نیز این نقش بازدارندگی را دستکم در برخی اوضاع و احوال ایفا خواهد کرد[۱۶۶].
اگر فعالیتهای دینی، به صورت گروهی و شبکههای اجتماعی انجام گیرد، به گونهای که بتوان از فرهنگ دینی سخن گفت، این وضعیت را بیشتر نمودار میسازد. تأثیر فعالیتهای دینی به ویژه در شبکههای اجتماعی از نظر برخی محققان، به مراتب بیش از جنبههای دیگر دینداری است. ایوانز اظهار میدارد: نه باورها (ترس از آتش دوزخ) و نه نگرشهای دینی (برجستگی نفوذ دین در فرد) هیچیک به اندازه رفتارهای عملی فرد (فعالیتهای دینی) در بازداشتن وی از ارتکاب بزه اهمیت ندارد. رفتارهایی که به نوبه خود نیازمند غوطهور شدن فرد در شبکههای دینی، یعنی در اجتماعی از مؤمنان است[۱۶۷]. بدین ترتیب، وظیفه دولت این است که بکوشد شبکههای قوی اجتماعی دینداران را تقویت کند و از راه تشویق افراد به فعالیتهای دینی، به ویژه فعالیتهای گروهی به تثبیت باورهای مذهبی در افراد بکوشد.[۱۶۸]
اصلاح ارتباطات اجتماعی
از دیگر اولویتها و برنامهها در سخنان و سیره امام علی(ع) برای پیشگیری از جرم، تصحیح ارتباطات اجتماعی و کوشش در جهت بهینهسازی فرآیند اجتماعیشدن و جامعهپذیری است. در مباحث مهم مطرح در نظریههای جامعهشناختی و نیز روانشناختی اجتماعی، بر نقش شبکههای روابط اجتماعی، خانواده، گروهها، معاشران و همسالان و نیز سران و الگوهای اجتماعی در رشد پدیده شوم بزهکاری تأکید شده است، تا آنجا که برخی چون لاکاسانی اینگونه وضعیتهای محیطی را به مثابه محیط کشت میدانند که بزهکاری (به مثابه میکرب) در آن رشد میکند. در گفتار امام علی(ع) آموزههای ارزشمندی را میتوان یافت که از اهتمام حضرت به خشکاندن زمینههای اجتماعی رشد و پرورش بزه حکایت دارد و اشاره به برخی از این آموزهها سودمند و لازم است:
سفارش به پرهیز از پیروی الگوهای منحرف
روانشناسان اجتماعی بر این نکته اتفاق دارند که بخش عمدهای از رفتارهای انسان در جریان تقلید و همانندسازی، از الگوها و اشخاصی شکل میگیرد که به عللی (درونی یا بیرونی یا هر دو) دارای نوعی قدرت یا اقتدار در افرادند و بسته به اینکه این الگوها چه شخصیتی داشته باشند و چه نوع رفتاری از خود بروز دهند، رفتار فرد نیز شکل میگیرد. متون مقدس دینی به روشنی تمام این نکته را خاطرنشان میسازد که یکی از مهمترین علل انحرافهای انسانها و از ریشههای اصلی رفتارهای منحرفانه و مجرمانه، متنفذان صاحبمنصبانی هستند که به نوعی یا تسلط معنوی و روحی بر افراد یافتهاند یا به سبب جایگاه اجتماعی و قرارگرفتن در طبقات بالای اجتماعی و در دست داشتن منابع و امکانات مورد نیاز آدمیان، از قدرت و اقتدار برخوردارند. از نوع اول میتوان عالمانی را مثال زد که به سبب دانش خویش از نوعی احترام و تقدیس اجتماعی برخوردار و مقلد عموم مردمند؛ اما به سبب فساد درون و گرفتاربودن در دام هواهای نفسانی میتوانند جامعهای را به انحراف و تباهی بکشانند. امام علی(ع) در این زمینه میفرماید: «زَلَّةُ الْعَالِمِ كَانْكِسَارِ السَّفِينَةِ تَغْرَقُ وَ تُغْرِقُ مَعَهَا غَيْرَهَا»[۱۶۹]؛ «لغزش و انحراف عالم، مانند شکسته شدن کشتی است که خود در دریا غرق میشود و با آن گروهی نیز غرق میگردند».
از دسته دوم نیز میتوان به امیران و حاکمان اشاره کرد که به گفته امام، تأثیر آنها در افراد جامعه بیشتر از تأثیر پدران است: «النَّاسُ بِأُمَرَائِهِمْ أَشْبَهُ مِنْهُمْ بِآبَائِهِمْ»[۱۷۰]؛ «مردم به حاکمان و پیشوایان خود شبیهترند تا به پدران خود». حضرت امیر(ع) در آموزههای گرانسنگ خویش، مردم را از پیروی و اطاعت اینگونه الگوهای اجتماعی بازمیدارد: آگاه باشید! زنهار! زنهار! از پیروی و فرمانبری سران و بزرگانتان، آنان که به اصل و حسب خود مینازند و خود را بالاتر از آنچه هستند، میپندارند. آنان شالوده تعصب جاهلی، و ستونهای فتنه، و شمشیرهای تفاخر جاهلیتند؛ پس، از خدا پروا کنید، و با نعمتهای خدادادی درگیر نشوید و به فضل و بخشش او حسادت نورزید و از فرومایگان اطاعت نکنید[۱۷۱]. امام به عالمان و امیران نیز سفارش میکند که به لحاظ مقامشان در جامعه، پیش از هدایت دیگران باید به تعلیم و تأدیب خویش بپردازند[۱۷۲].[۱۷۳]
سفارش به پرهیز از همنشینی با پلیدان
دوستان تأثیر فراوانی بر شخصیت آدمی دارند و سعادت و شقاوت او را رقم میزنند. همنشینان فاسد و ناباب، جدا از آنکه میتوانند عرضهکننده الگوهای رفتاری ناصواب و منحرفانه باشند، از طریق همراهی، تأیید و تقویت رفتارهای نابخردانه آدمی، به گمراهی بیشتر او کمک میکنند. افزون بر این، اینگونه معاشرتها میتواند فرصتهای لازم را برای ارتکاب بزه فراهم آورد؛ زیرا با اینگونه معاشرتها، شریکان، معاونان و مشاوران جرم به خوبی یافت میشوند. امام علی(ع) بر این نکته تصریح دارد که معاشرت با اشرار و پلیدان، مانند بازی و تماس با آتش است که انسان را میسوزاند و از بین میبرد: «إِيَّاكَ وَ مُعَاشَرَةَ الْأَشْرَارِ فَإِنَّهُمْ كَالنَّارِ مُبَاشَرَتُهَا تُحْرِقُ»[۱۷۴]؛ «از همنشینی با پلیدان بپرهیز؛ زیرا اینان به آتشی میمانند که ارتباط نزدیک با آن سوزاننده است».
و کسانی که در مجالس اشرار حاضر میشوند، از بلا و گرفتاریهای آن در امان نخواهند بود: «لَا يَأْمَنُ مُجَالِسُو الْأَشْرَارِ غَوَائِلَ الْبَلَاءِ»[۱۷۵]؛ «همنشینان بدان از آثار و پیامدهای بلا ایمن نیستند». به همین دلیل، امام همنشینی با فاسقان را نیز منع میکند و میفرماید: «إِيَّاكَ وَ مُصَاحَبَةَ الْفُسَّاقِ فَإِنَّ الشَّرَّ بِالشَّرِّ مُلْحَقٌ»[۱۷۶]؛ «از همراهی با پستصفتان بپرهیز؛ زیرا بدی و پستی به پستی پیوند میخورد». امام ضمن پرهیزدادن افراد از همنشینی با شروران و فاسدان، به لحاظ اینکه انسان از داشتن رفیق و همراه ناگزیر است و این از نیازهای او به شمار میرود، به همنشینی با صالحان و نیکان سفارش میکند: «جَانِبُوا الْأَشْرَارَ وَ جَالِسُوا الْأَخْيَارَ»[۱۷۷]؛ «از پلیدان دوری گزینید و با نیکان همنشین شوید». «قَارِنْ أَهْلَ الْخَيْرِ تَكُنْ مِنْهُمْ وَ بَايِنْ أَهْلَ الشَّرِّ تَبِنْ عَنْهُمْ»[۱۷۸]؛ «با نیکان همراه شو تا از آنان شوی و از بدان دور شو تا از آنان جدا شوی».[۱۷۹]
سفارش به تقویت پیوندهای اجتماعی
قوام و بقای اجتماع، به کمیت و کیفیت پیوندهای افراد آن بستگی دارد. این امر، خود، به عواملی چون میزان مدارا و تسامح و تساهل افراد درباره خطاهای دیگران، روحیه همکاری با یکدیگر و عوامل دیگر وابسته است؛ به گونهای که حساسیت بسیار میتواند عاملی در جهت تقابل و تضاد افراد با یکدیگر باشد و از اینرو به بدگویی، بدبینی و حتی جرایم خشونتآمیز منجر شود. ریشه بسیاری از نزاعها و درگیریها را میتوان در حساسیتهای نابهجا و عدم وجود روحیه رفق و مدارا در جامعه جست؛ از اینرو، از جمله اقدامهایی که باید در سطح عموم ترویج و تبلیغ کرد، اقدامهایی است که به گسترش و تقویت پیوندهای اجتماعی منجر میشود. امام علی(ع) میفرماید: «دَارِ النَّاسَ تَأْمَنْ غَوَائِلَهُمْ وَ تَسْلَمْ مِنْ مَكَايِدِهِمْ»[۱۸۰]؛ «با مردم مدارا کن تا از مکر و تزویر آنها در امان مانی». و نیز میفرماید: «مَنْ دَارَى النَّاسَ أَمِنَ مَكْرَهُمْ»[۱۸۱]؛ «هر کس با مردم مدارا کند، از مکر و تزویر آنها در امان ماند». همچنین میفرماید: «مُقَارَبَةُ النَّاسِ فِي أَخْلَاقِهِمْ أَمْنٌ مِنْ غَوَائِلِهِمْ»[۱۸۲]؛ «نزدیک شدن به اخلاق مردم [همنوایی و پذیرش اخلاق آنها] سبب ایمنی و آسودگی از مکر و حیلههای آنان است».
بدیهی است که سفارشهای پیشین، کمک به افراد در جهت جلوگیری از بزهدیدگی ایشان است؛ البته مدارا با مردم میتواند انسان را از بزهکاری نیز برهاند؛ زیرا کسی که دارای این ویژگی نیست، چه بسا به درگیری و نزاع با دیگران روی میآورد. به هر رو، سلامت و بهداشت عمومی زندگی با مدارا حاصل میآید: «سَلَامَةُ الْعَيْشِ فِي الْمُدَارَاةِ»[۱۸۳]؛ «سلامت زندگی در پرتو مدارا به دست میآید».[۱۸۴]
مبارزه منفی با منحرفان
سفارش به مدارا و تسامح و تساهل، چنانکه گذشت، در همه موارد جایز و درست نیست. چشمپوشی از خطاهای افراد، بدون تردید میتواند (در فرض تکرار و عدم اصلاح فرد) به تثبیت آن رفتار نابهنجار و حتی رویآوردن به رفتارهای زشتتر منجر شود. افزون بر این، به سبب اجتماعیبودن آدمی، عکسالعمل اجتماعی مناسب در مقابل رفتارهای منحرفانه و ترس از دستدادن حمایت اجتماعی میتواند عامل مؤثری در پیشگیری از ارتکاب جرایم باشد. اگر جلوی انحرافهای اخلاقی و رفتاری (انحرافهایی که هنوز جرم تلقی نمیشوند) از این طریق گرفته شود، ریشههای بزهکاری خشکانده میشود و میتوان از وقوع جرم ایمن بود. راز اینکه روایات، رضایت به وقوع جرم در جامعه را نیز نوعی نابهنجاری دانسته و راضی را مانند مباشر جرم، گناهکار و اهل دوزخ معرفی کردهاند، همین است. این مبارزه در عین مردمیبودن، غیر کیفری است و بدین سبب اهمیت خاصی دارد[۱۸۵].
امام علی(ع) بیان میکند که پیامبر ما را به اتخاذ چنین روشی سفارش میکرده است: «پیامبر به ما دستور داد که با گناهکاران با چهرههای در هم کشیده روبهرو شویم»[۱۸۶]. امام این عمل را کمترین انکار و اعتراض به رفتارهای ناصواب و در عین حال بهترین برخورد با اینگونه رفتارها میداند: «کمترین انکار [و ناپسند و نادرست شمردن رفتارهای ناصواب] این است که با گناهکاران با چهرههای در هم کشیده روبهرو شوی»[۱۸۷]. «بهترین عمل آن است که با گناهکاران با چهرههای در هم کشیده [و اخم کرده] روبهرو شوی»[۱۸۸]. این عمل، مصداق یکی از مهمترین و کارسازترین برنامههای پیشگیری از جرم است که در گستره اقدامهایی تحت عنوان امر به معروف و نهی از منکر قرار دارد.[۱۸۹]
امر به معروف و نهی از منکر
از مهمترین سازکارهایی که در جامعه اسلامی برای پیشگیری از انحرافها و جرایم و جهتدادن جامعه به سوی خوبیها و نیکیها طراحی شده است، نظام امر به معروف و نهی از منکر است. خداوند رستگاری چنین جامعهای را نوید داده، میفرماید: ﴿وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ﴾[۱۹۰]. تبیین این ارتباط و اینکه امر به معروف و نهی از منکر، چگونه رستگاری و سعادت آدمی را در پی دارد، در سخنان پیشوایان دین، به ویژه امام علی(ع)، به خوبی آمده است. حضرت درباره فلسفه این دستور الهی میفرماید که خداوند، امر به معروف را برای اصلاح تودههای ناآگاه و نهی از منکر را برای بازداشتن ناآگاهان و سفیهان از زشتیها قرار داده است[۱۹۱]. طبیعی است که نظام امر به معروف میتواند در گسترش و نشر خوبیها در بین تودهها و بخش عظیمی از اجتماع که به علل گوناگون (بیسوادی، مشغلههای زیاد، ناآگاهی و...) در نادانی ماندهاند، دانشگاهی زنده، همیشه دایر و پویا باشد. نهی از منکر نیز چنین است؛ به ویژه که آنچه از نهی از منکر متوجه افراد اجتماع میشود، بیشتر مراتب قلبی و لسانی است؛ زیرا نه چشمان حکومت و دستگاههای دولتی همیشه و همهجا حضور دارند و نه به مصلحت است که فهرست بزرگی از وظایف برای دولت تهیه شود. افزون بر این، این وظیفه را فقط متوجه حکومت دانستن و مردم را از هر وظیفهای در نهی از منکرها مبرا دانستن، اگر مشوق فرد به زشتیها نباشد، چندان مانع او نیز نخواهد بود و زمینه را برای نهادینه شدن زشتیها و در نتیجه، افزون شدن شروران و پلیدان جامعه فراهم میآورد. امام علی(ع) درباره پیامدهای ترک امر به معروف و نهی از منکر میفرماید: «امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که بدهای شما بر شما مسلط میشوند»[۱۹۲].
سیطره شروران، به معنای تعطیل و بستهشدن همه درهای خیر و نیکی به روی مردم است؛ زیرا چنین جامعهای روی امنیت را نمیبیند، در آن از عبادات الهی خبری نیست و امور بر قوام خود باقی نخواهد ماند و در این صورت، تمام زمینهها برای بروز استعدادها و قابلیتهای مجرمانه هموار میشود؛ به همین جهت، مسلمانان، اصل امر به معروف و نهی از منکر را عملاً ضامن همه اصلاحات اخلاقی و اجتماعی خود میدانستهاند[۱۹۳]. امر به معروف و نهی از منکر، حوزه نظارت همگانی را بر اجرای پیشگیری مراقبتی توسعه میدهد و شامل مواردی میشود که چهبسا نص صریح قانونی هم در خصوص آن وجود ندارد[۱۹۴]؛ بنابراین، ممکن است به آزادیها و حقوق مشروع افراد لطمه بزند یا سبب تضعیف پیوندهای اجتماعی و به هم خوردن روابط اجتماعی و در نتیجه فرو پاشیدن نظم اجتماعی شود؛ از اینرو، دولت اسلامی باید زمینههای نهادینه شدن این اصل را در اجتماع فراهم آورد و حدود و شرایطی را که در روایات و متون دینی برای این وظیفه آمده است، لحاظ کند تا از این طریق، یکی از مهمترین برنامههای سیاست جنایی مشارکتی اسلامی، محقق و عملی شود. اصل امر به معروف و نهی از منکر، چنانکه برخی چون مرتضی مطهری اشاره کردهاند، به پیشگیری غیر کیفری ناظر است و پیشگیری کیفری، هر چند خود نوعی نهی از منکر است، فقط با اجازه حاکم شرع و دولت اسلامی مجاز است[۱۹۵]. این سخن به معنای نفی ورود و تسلط دولت بر برنامههای امر به معروف و نهی از منکر نیست. اصل حفظ نظم و اقتدار حکومت اقتضا میکند که دولت اسلامی جریان کلی را زیر نظر داشته باشد و با ارائه آموزشهای لازم به افراد، آنها را در تشخیص مصادیق و چگونگی بهکارگیری درست این اصل، یاری رساند.[۱۹۶]
نظارت بر عملکرد مجریان
نظارت و بازرسی دقیق از جمله برنامهها و و اولویتهای اساسی در الگوی پیشگیری از جرم است که خود در دو سطح مردمی و دولتی قابل اجرا است. در سطح مردمیِ آنکه مصداقی از امر به معروف و نهی از منکر به شمار میرود، مردم به گزارش رفتارهای خلاف و نادرست مجریان به حاکم و دستگاه نظارتی موظفند که معمولاً امروزه سازمان یا شعبهای جهت دریافت گزارشهای مردم و نیز نظارت بر کار مجریان به این مهم اختصاص مییابد؛ اما نوع مهمتر آن در سطح حکومت و دولت است که به دو شکل آشکار و پنهان اجرا میشود. در سطح آشکار آن، سازمان یا وزارتخانه یا گروهی به طور رسمی و آشکارا به نظارت بر کار مجریان حکومت موظفند. در سطح پنهان، افراد مورد اعتماد و موثق و امینی باید پنهانی و بدون آنکه شناخته شوند، اطلاعات و گزارشهای لازم را از راههای گوناگون گردآورند و بر کار مجریان نظارت داشته باشند.
اهمیت بازرسی در این است که اگر وجود نداشته باشد، زمینههای انحراف و لغزش مجریان فراهم میشود و سوء استفاده از قدرت و منصب به راحتی امکان مییابد و این خود، زمینههای ستم و تجاوز به مردم و خیانت و بیعدالتی را رواج میدهد و اندکاندک بنیان جامعه سالم از هم فرومیپاشد. امام علی(ع) بازرس را چشم تیزبین حکومت میداند. طبیعی است «حکومتی که نظام بازرسی صحیح و مطمئن نداشته باشد، همانند کوری است که معایب را نمیبیند و در منجلاب عیوب و مفاسد غوطهور میشود»[۱۹۷]. امام در نامه خود به مالک اشتر که سند ارزشمند مملکتداری و حکومت است، میفرماید: «وَ ابْعَثِ الْعُيُونَ مِنْ أَهْلِ الصِّدْقِ وَ الْوَفَاءِ عَلَيْهِمْ فَإِنَّ تَعَاهُدَكَ فِي السِّرِّ لِأُمُورِهِمْ حَدْوَةٌ لَهُمْ عَلَى اسْتِعْمَالِ الْأَمَانَةِ وَ الرِّفْقِ بِالرَّعِيَّةِ»[۱۹۸]؛ «سپس رفتار کارگزاران را بررسی کن و جاسوسانی راستگو و وفاپیشه بر آنان بگمار که مراقبت و بازرسی پنهانی تو از کار آنان، سبب امانتداری و مهربانی با رعیت خواهد بود». حضرت در ادامه به مالک دستور میدهد که اگر در جریان بازرسی، خیانت کسی آشکار شد، با او به شدت برخورد کند، نه اینکه بازرسی در حد تهیه گزارش باقی بماند و عکسالعمل حکومتی را در پی نداشته باشد که این، مفسدهآورتر است.[۱۹۹]
ارائه آموزشهای همگانی
بخشی از آموزههای به یادگار مانده از امام علی(ع)، افراد را به مقابله با وضعیتهای خاص جرمزا ترغیب میکند که احتمال بزهدیدگی یا بزهکاری انسان را فراهم میآورد؛ امری که امروزه از آن با عنوان «پیشگیری وضعی» یاد میکنند. پیشگیری وضعی را «اقدام پیشگیرانه معطوف به اوضاع و احوالی که جرم ممکن است در آن وضع به وقوع بپیوندد»[۲۰۰]، تعریف میکنند. به عبارتی دیگر، پیشگیری وضعی «شامل اقدامهای غیرکیفری است که هدفشان جلوگیری از به فعل درآوردن اندیشه مجرمانه با تغییردادن اوضاع و احوال خاصی است که یک سلسله جرایم مشابه در آن به وقوع پیوسته یا ممکن است در آن اوضاع و احوال ارتکاب یابد»[۲۰۱]. در این وضعیتها، فرصتهای ارتکاب بزه بیشتر فراهم است و زمینه گذر از اندیشه مجرمانه به فعل مجرمانه، به سبب وجود آماجهای لازم، موجود است؛ به طور مثال، نیازمندی آدمی در وضعیت بحرانی و رجوع او به کسی که قادر به رفع نیازهای او است؛ اما شخصیت نابهنجاری دارد، میتواند زمینههای تحریک اندیشه بزهکاری وی را فراهم آورد. موقعیتهای فیزیکی و اجتماعی خاص نیز میتواند وسوسه ارتکاب جرم را در انسان تشدید کند؛ برای مثال، همصحبت شدن و گرمگرفتن با زنان یا حضور زنان با آرایشهای نامناسب در اجتماع و چشمچرانی مردان یا حتی رؤیت آنان، بسته به شخصیت افراد، میتواند زمینههای ارتکاب بزه را فراهم سازد. ارائه مواردی از سفارشهای امام علی(ع) در زمینه پیشگیری وضعی، ادامه این نوشتار است.
پرهیز از حضور در مکانهای جرمخیز
فرصتها و زمینههای ارتکاب بزه در برخی از مکانها به لحاظ جغرافیایی یا محیطی بیشتر فراهم است. حضور در این مکانها به ویژه اگر فرد نیروی بازدارنده درونی قوی نداشته باشد، میتواند او را به بزهکاری سوق دهد. در این صورت، «تقوای پرهیز» از «تقوای حضور» کارآمدتر است. اگر انسان از تقوا و مصونیت درونی قوی و کارسازی برخوردار باشد و بتواند بر آن محیط تأثیر بگذارد، از تقوای حضور برخوردار است و باید در جهت امر به معروف و نهی از منکر دست به کار شود؛ ولی با توجه به اینکه بیشتر مردم از چنین نیرویی کمتر بهره دارند، سفارش به کنارهگیری، مؤثرتر از توصیه به حضور است. یکی از عللی که امام علی(ع) سلامت آدمی را در تفرد دانسته، همین است: «السَّلَامَةُ فِي التَّفَرُّدِ»[۲۰۲]. «سلامت انسان در تنهایی او است». «الْعُزْلَةُ سَلَامَةٌ»[۲۰۳]؛ «جدایی از مردم، باعث سلامت انسان است». «لَا سَلَامَةَ لِمَنْ أَكْثَرَ مُخَالَطَةَ النَّاسِ»[۲۰۴]؛ «کسی که با مردم بسیار آمیزش دارد، از سلامت برخوردار نیست». «فِي اعْتِزَالِ أَبْنَاءِ الدُّنْيَا جِمَاعُ الصَّلَاحِ»[۲۰۵]؛ «همه صلاحها در جدایی از دنیاخواهان، [نهفته] است».
برخی به لحاظ ضعف شخصی و شخصیتی، میتوانند آماجهای بزه به حساب آیند؛ از اینرو، دور نگه داشتن خود از مجرمان بالقوه، ایشان را از بزهدیدگی محافظت میکند. امام علی(ع) میفرماید: «مَنِ اعْتَزَلَ النَّاسَ سَلِمَ مَنْ شَرِّهِمْ»[۲۰۶]؛ «هر کس از مردم کناره گیرد، از بدی آنان سالم میماند». در این میان، محیطهایی چون بازار به دلیل آمد و شد بسیاری از افراد - و در نتیجه کسانی که میتوان آنها را فریفت، یا به نحوی از اموال و آبرویشان بهره جست- فرصتهای بسیاری را در اختیار فرد قرار میدهد؛ به همین جهت، امام علی(ع) مردم را از نشستن در چنین محیطهایی منع کرده است: «إِيَّاكَ وَ مَقَاعِدَ الْأَسْوَاقِ فَإِنَّهَا مَعَارِضُ الْفِتَنِ وَ مَحَاضِرُ الشَّيْطَانِ»[۲۰۷]؛ «از مکانهای نشستن بازارها بپرهیز. به راستی که آن مکانها جایگاههای ظاهرشدن فتنهها و حاضر شدن شیطان است». و نیز فرموده است: «مَجَالِسُ الْأَسْوَاقِ مَحَاضِرُ الشَّيْطَانِ»[۲۰۸]؛ «مجلسهای بازارها، جایگاههای حضور شیطان است». روایاتی که پیش از این در خصوص منع معاشرت با افراد پست و ناپاک ارائه شد نیز به پیشگیری وضعی ناظر است. حضور در مجالس پر زرق و برق و پر از دارایی و خواستنیهای مادی نیز میتواند وسوسههای به چنگ آوردن مال از هر طریق ممکن، هر چند ناصواب و غیر مشروع را در آدمی پدید آورد؛ زیرا به قول امام علی(ع) «مال، ماده اساسی و اصلی همه شهوات است[۲۰۹].[۲۱۰]
توصیه به قناعت و مراجعه نکردن به نااهلان
انسان، گاه در وضعیتهای نابهنجار و سخت اجتماعی و اقتصادی قرار میگیرد که میتواند او را به سوی ثروتمندان و صاحبنفوذانی بکشاند که از سلامت نفسانی و روحی برخوردار نیستند و چه بسا از این فرصتها به سود خویش بهره جسته، از این افراد به صورت ابزارها و وسایل نیل به آرزوها و مطامع خویش سود برند. روی آوردن به چنین کسانی میتواند انسان را به بزهکاری و بزهدیدگی سوق دهد؛ از اینرو، سفارش به قناعتورزی و صبر در مشکلات و مصیبتها میتواند افراد را از چنین وضعیتهایی به سلامت برهاند. امام علی(ع) در این زمینه بسیار سفارش کرده و افراد را از عوارض شوم حاجت خواستن از نااهلان برحذر داشته است؛ «فَوْتُ الْحَاجَةِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِهَا إِلَى غَيْرِ أَهْلِهَا»[۲۱۱]؛ «نرسیدن به حاجت از درخواست کردن از نااهل بهتر است».[۲۱۲]
پرهیز از همنشینی با نامحرمان
از جمله غرایزی که خداوند در وجود آدمی به ودیعه نهاده، غریزه جنسی است که برای بقای نسل آدمی ضرورت دارد. ارضا و تأمین نیازهای جنسی در اسلام مانند دیگر نیازها و غرایز با برنامه و روش خاصی طراحی شده است. از جمله این برنامهها و روشها سفارشهای اسلام درباره چشمپوشی از محرمات، به حداقل بسندهکردن ارتباط زن و مرد، آداب نزدیکی، و ازدواج و عفاف است. همنشینی و معاشرت با زنان میتواند زمینههای تحریک شهوات جنسی را فراهم سازد و با شعله کشیدن شهوات، چه بسا حریمها و حرمتهای الهی نادیده گرفته شود. امیرالمؤمنین علی(ع) خود میکوشید، اسوه و الگوی پرهیز از اختلاط و معاشرت با زنان باشد. هرگاه به زنان سالخورده برمیخورد، به آنها سلام میکرد (چون معمولاً در برخورد با اینگونه زنان زمینههای تحریکی برای افراد کمتر وجود دارد)؛ ولی وقتی به دختران یا زنان جوان میرسید، از سلامکردن به آنها اکراه داشت و میفرمود: «میترسم صدای زنان مرا به شگفتی وا دارد و در این صورت، زیان این کار بیش از فایده آن باشد»[۲۱۳]. حضرت به یاران خود میفرمود: «هرگاه به زنان جوان برخوردید به آنان سلام نکنید و آنها را به خوردن غذا نیز نخوانید»[۲۱۴]. این امر بدون شک درباره زنانی که به فساد معروفند، بیشتر ضرورت دارد. به هر حال، امام مردم را از اختلاط با زنان بازمیداشت؛ حتی اگر این اختلاط، به بهانه معروف باشد[۲۱۵].[۲۱۶]
حجاب و نظارت بر زنان
در همین زمینه، امام بر ضرورت حفظ پوشش زنان و مراقبت در آمدوشدهایشان تأکید دارد و این امر را عامل سلامت و مصونیت از بزهدیدگی و بزهکاری ایشان میداند[۲۱۷]. امام به مردم بر ضرورت مراقبت از آمد و شد زنان در خیابانها و کوچهها نیز سفارش میکرد. او درباره آمد و شد آنان میفرماید که زنان و دختران باید از کنار دیوار یا خیابان رفت و آمد کنند[۲۱۸] تا برخوردی با مردان نداشته باشند. در حدیث دیگری مردم عراق را به سبب آنکه بر زنان و دختران خود در خیابانها و کوچهها نظارت ندارند، سرزنش میکند و میفرماید: «يَا أَهْلَ الْعِرَاقِ! نُبِّئْتُ أَنَّ نِسَاءَكُمْ يُدَافِعْنَ الرِّجَالَ فِي الطَّرِيقِ، أَ مَا تَسْتَحْيُونَ؟»[۲۱۹]؛ «آگاه شدهام که زنان شما در معابر با مردان اختلاط دارند و به آنان تنه میزنند. آیا حیا نمیکنید؟».
از دیگر پیشوایان دینی نیز در زمینه ضرورت نظارت بر دختران و زنان و آموزشهای لازم به آنها، سفارشهای گرانسنگی رسیده است. رسول خدا(ص) برای پیشگیری از مفاسد اجتماعی به زنان سفارش میکرد هنگام بیرون رفتن، لباسی بپوشند که توجه دیگران را به خود جلب نکند، به زیوری خود را آرایش ندهند که صدایش بلند شود، صدایشان را بدون ضرورت بلند نکنند تا نامحرم آن را بشنود و اگر به خانه بیگانگان رفتند، شب هنگام در آنجا نمانند[۲۲۰].[۲۲۱]
ضرورت ارضای غریزه جنسی برای مردان
نمونهای دیگر از سفارشهای پیشگیرانهای که از امام علی(ع) به ما رسیده و پیشگیری غیرکیفری از نوع وضعی به شمار میآید، سفارش به مردان متأهل هنگام دیدن زنان و برافروخته شدن شهوت جنسی در ایشان است؛ البته بهتر، بلکه لازم است که انسان چشم خود را از نامحرم بپوشاند؛ ولی در صورتی که این حکم الهی را رعایت نکرد یا به طور تصادفی نگاه او به نامحرم افتاد و غریزه جنسیاش تحریک شد، باید در صدد کنترل آن برآید. امام در سفارش خویش میفرماید: «إِنَّ أَبْصَارَ هَذِهِ الْفُحُولِ طَوَامِحُ، وَ إِنَّ ذَلِكَ سَبَبُ هِبَابِهَا، فَإِذَا نَظَرَ أَحَدُكُمْ إِلَى امْرَأَةٍ تُعْجِبُهُ فَلْيُلَامِسْ أَهْلَهُ فَإِنَّمَا هِيَ امْرَأَةٌ كَامْرَأَتِهِ»[۲۲۲]؛ «همانا دیدگان این مردان به منظره شهوتآمیز دوخته شده و به هیجان آمدهاند. هرگاه کسی از شما با نگاه به زنی به شگفتی آید، با همسرش بیامیزد که او نیز زنی چون زن خودش باشد».[۲۲۳]
پرهیز از خلوتگزینی
از جمله مکانهایی که در آن، فرصت ارتکاب بزه بسیار مهیا است، خلوتها و مکانهایی است که انظار دیگران را به آن راهی نیست و هیچ نوع مراقبتی (جز مراقبت خداوندی) در آن وجود ندارد. امیرالمؤمنین علی(ع) از جمله علل و اسباب فجور را «خلوتها» میداند و افراد را از آن پرهیز میدهد: «سَبَبُ الْفُجُورِ الْخَلْوَةُ»[۲۲۴].[۲۲۵]
برنامهریزی برای اوقات فراغت
اوقات فراغت نیز از جمله وضعیتهایی است که فرصت ارتکاب بزه و نیز در معرض بزهدیدگی قرار گرفتن را بیشتر ممکن میسازد. محیط_هایی که برای گذران اوقات فراغت برگزیده میمی شود، ممکن است الگوها و برنامههایی را به فرد ارائه دهد که وی را به بدبختی و شقاوت بکشاند: ثابت گردیده که در میان دزدان بزرگسال با سوء سابقه، بیش از نصف آنان اوقات فراغت خود را در مراکز تفریحات ناسالم گذراندهاند (قهوهخانه، مجالس رقص، قمارخانه و...) معاشرت با دوستان جنایتکار و حتی فاقد اخلاق نیز قطعاً در شکلگیری شخصیت بزهکار مؤثر است[۲۲۶]. امام علی(ع) این نکته را خاطرنشان میسازد که «مِنَ الْفَرَاغِ تَكُونُ الصَّبْوَةُ»[۲۲۷]؛ «لذتجوییهای نادرست دوران جوانی، از فراغت سرچشمه میگیرد»؛ از اینرو باید کوشید تا با برنامهریزی درست، اوقات فراغت جوانان را پر کرد.[۲۲۸]
منابع
پانویس
- ↑ «خداوند را فراموش کردند پس (خداوند نیز) آنان را از یاد خودشان برد» سوره حشر، آیه ۱۹.
- ↑ ر.ک: محمدی، مجید، آسیبشناسی دینی، ص۱۷۰.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۲۸۳.
- ↑ در این زمینه ر.ک: دانش، تاجزمان، جرم چیست؟ مجرم کیست؟، فصل پنجم.
- ↑ ر.ک: استفانی، گاستون و لواسور، ژرژ، حقوق جزای عمومی، ج۱، ترجمه حسن دادبان، ص۱-۵.
- ↑ استفانی، گاستون و لواسور، ژرژ، حقوق جزای عمومی، ج۱، ترجمه حسن دادبان، ص۱.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۲۸۳.
- ↑ گسن، رمون، جرمشناسی کاربردی، ترجمه مهدی کینیا، ص۱۳۳.
- ↑ نجفی ابرندآبادی، علیحسین، «بزهکاری و پلیس محلی»، مجله تحقیقات حقوقی، شماره ۲۵-۲۶، ص۱۲۹.
- ↑ گسن، رمون، جرمشناسی کاربردی، ترجمه مهدی کینیا، ص۱۳۳.
- ↑ ر.ک: نجفی ابرندآبادی، علیحسین، «بزهکاری و پلیس محلی»، مجله تحقیقات حقوقی، شماره ۲۵ و ۲۶، ص۱۳۶.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۲۸۴.
- ↑ در زمینه واژگان معادل جرم در متون دینی و عربی، ر.ک: طاهر، عباس، سیکولوجیة الذنب، ص۱۳-۱۴.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۲۸۶.
- ↑ ر.ک: کینیا، مهدی، مبانی جرمشناسی، ج۱، فصل اول؛ نجفی ابرندآبادی، علیحسین، «بزه کاری و پلیس محلی»، مجله تحقیقات حقوقی، شماره ۲۵ و ۲۶، ص۱۳۷- ۱۴۰.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۲۸۷.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۲۸۸.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۲۸۸.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۲۸۸.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۲۸۹.
- ↑ در تدوین این بخش از مقاله از منبع زیر استفاده شده است: Mclaughlin، Eugene and Muncie John، Controlling Crime، Sage publications، ۱۹۹۶، p.p. ۲۹۳ – ۳۳۳.
- ↑ Offender - Centred approaches.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۲۸۹.
- ↑ Victim - Centred approaches.
- ↑ Victim.
- ↑ Controlling crime، P. ۲۹۹.
- ↑ نجفی ابرندآبادی، علیحسین، جرمشناسی، تهیه و تنظیم فاطمه قناد، ص۵۰-۵۱.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۲۹۰.
- ↑ Environment - Centred approuches.
- ↑ Environmental prevention.
- ↑ نجفی ابرندآبادی، علیحسین و حمید هاشمبیگی، دانشنامه جرمشناسی، ص۱۵۵-۱۵۶.
- ↑ Designing out crime.
- ↑ Controlling Crime، P. ۳۰۳.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۲۹۱.
- ↑ Community - Centred approaches.
- ↑ دانش، تاجزمان، مجرم کیست، جرمشناسی چیست؟، ص۲۳۲.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۲۹۲.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۲۹۳.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۲۹۳.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۲۹۴.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۲۶.
- ↑ ر.ک: نهج البلاغه، خطبههای ۱ و ۴۲ و ۹۵ و ۱۰۴.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱۳۱.
- ↑ آمدی، عبدالواحد، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۶، ص۳۰، ح۹۳۶۱.
- ↑ در اینجا مفهوم عرفی شر مراد است، وگرنه کیفر فی نفسه نیز خیر است.
- ↑ آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۱، ص۴۲۰.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۲۹۵.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۱۰۶.
- ↑ نجفی ابرندآبادی، علیحسین و حمید هاشمبیگی، دانشنامه جرمشناسی، ص۹۰.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱۲۶.
- ↑ ماجرای نصیحت برخی اصحاب خیرخواه که حضرت را به نوعی تبعیض و انعطاف در برنامههای اقتصادی و مسکوتگذاشتن عدالت اقتصادی سفارش میکردند تا از این طریق حکومت از هجوم دشمن بیرونی مصون بماند.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۲۹۷.
- ↑ در این زمینه، ر.ک: خلف، محمد، مبادی علم الاجرام، ص۳۳۴-۳۳۹؛ تی. دیوید ایوانر و دیگران، «بررسی مجدد رابطه دین و جرم»، ترجمه علی سلیمی، فصلنامه حوزه و دانشگاه، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، سال ششم، ۱۳۷۹، ص۱۴۲- ۱۷۹.
- ↑ پیکا، ژرژ، جرمشناسی، ترجمه علیحسین نجفی ابرندآبادی، ص۱۱۷.
- ↑ خلف، محمد، مبادی علم الاجرام، ص۳۳۴.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۲۹۹.
- ↑ در این زمینه، ر.ک: حکیمی، محمدرضا و محمد حکیمی و علی حکیمی، الحیاة، ترجمه احمد آرام، ج۱.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۷۸.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۳۰۱.
- ↑ استفانی، گاستون و دیگران، حقوق جزای عمومی، ترجمه حسن دادبان، ج۱، ص۲۳.
- ↑ نجفی ابرندآبادی، علیحسین، «بزهکاری و پلیس محلی»، مجله تحقیقات حقوقی، شماره ۲۵-۲۶، ص۱۴۹.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱۶۷.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۵۳.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۳۰۲.
- ↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۷۵، ص۳۵۹.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۴۰.
- ↑ آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۲، ص۶۰۴.
- ↑ «وَ اللَّهِ لَهِيَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ إِمْرَتِكُمْ إِلَّا أَنْ أُقِيمَ حَقّاً أَوْ أَدْفَعَ بَاطِلًا». (نهج البلاغه، خطبه ۳۳)
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱۳۱.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۳۰۴.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۲۱۶. در این زمینه، ر.ک: دلشاد تهرانی، مصطفی، حکومت حکمت، ص۱۰۴-۱۱۶.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۴۷.
- ↑ هاشمی، سید محمود، قوانین جزایی از نظر اسلام، به قلم سید علی اشکوری، ص۱۵-۱۶.
- ↑ مطهری، مرتضی، ده گفتار، ص۶۸.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۳۰۶.
- ↑ «أَشَدُّ الذُّنُوبِ مَا اسْتَهَانَ بِهِ صَاحِبُهُ». (نهج البلاغه، حکمت ۳۴۸)
- ↑ «إِيَّاكَ وَ حُبَّ الدُّنْيَا فَإِنَّهَا أَصْلُ كُلِّ خَطِيئَةٍ وَ مَعْدِنُ كُلِّ بَلِيَّةٍ». (آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۲، ص۲۹۷، ح۲۶۶۹)
- ↑ «أَلَا فَاذْكُرُوا هَاذِمَ اللَّذَّاتِ وَ مُنَغِّصَ الشَّهَوَاتِ وَ قَاطِعَ الْأُمْنِيَاتِ عِنْدَ الْمُسَاوَرَةِ لِلْأَعْمَالِ الْقَبِيحَةِ». (نهج البلاغه، خطبه ۹۹)
- ↑ «وَقُّوا أَعْرَاضَكُمْ بِبَذْلِ أَمْوَالِكُمْ». (آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۶، ص۱۱۲، ح۱۰۰۷۰)
- ↑ «لَا تَضْمَنْ مَا لَا تَقْدِرُ عَلَى الْوَفَاءِ بِهِ». (آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۶، ص۲۶۴، ح۱۰۱۷۸)
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۳۰۷.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۳۰۸.
- ↑ ر.ک: کاتوزیان، ناصر، «حقوق و عدالت»، مجله نقد و نظر، سال سوم، شماره ۲-۳.
- ↑ محسنی، مرتضی، دوره حقوق جزای عمومی، ص۴، به نقل از: محمدعلی معتمد، حقوق جزای عمومی، ص۷۳.
- ↑ POLLOCK، JOYCEIYNM، Ethics in Crime and Justice، U.S.A. West / Wdsworth، third Edition، P. P. ۸۶ – ۸۷.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۲۳۷؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲۰، باب ۴۴۶، ص۸۵.
- ↑ مطهری، مرتضی، بیست گفتار، ص۸۴.
- ↑ مطهری، مرتضی، بیست گفتار، ص۱۴.
- ↑ معظمی، شهلا، «جرم شهری: سیاستهایی برای پیشگیری»، مجله امنیت، شماره ۹-۱۰، سال ۱۳۷۹، ص۵۰.
- ↑ معظمی، شهلا، «جرم شهری: سیاستهایی برای پیشگیری»، مجله امنیت، شماره ۹-۱۰، سال ۱۳۷۹، ص۴۷.
- ↑ حکیمی، محمدرضا و محمد حکیمی و علی حکیمی، الحیاة، ج۶، ص۳۳۰.
- ↑ حکیمی، محمدرضا و محمد حکیمی و علی حکیمی، الحیاة، ج۶، ص۳۵۴.
- ↑ حکیمی، محمدرضا و محمد حکیمی و علی حکیمی، الحیاة، ج۶، ص۴۰۰.
- ↑ در این زمینه، ر.ک: حکیمی، محمدرضا، جامعهسازی قرآنی.
- ↑ حکیمی، محمدرضا و محمد حکیمی و علی حکیمی، الحیاة، ج۶، ص۴۰۴.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۳۰۹.
- ↑ آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۱، ص۲۰۵، ح۸۱۸.
- ↑ آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۱، ص۱۷۳، ح۶۵۷.
- ↑ آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۷، ص۵۱-۵۲؛ حکیمی، محمدرضا و محمد حکیمی و علی حکیمی، الحیاة، ج۱، فصل ۶. به طور مثال، امام در حدیثی میفرماید: «مَنِ اتَّجَرَ بِغَيْرِ عِلْمٍ فَقَدِ ارْتَطَمَ فِي الرِّبَا». (آمدی، شرح خوانساری، غرر الحکم، ج۵، ص۲۸۷، ح۸۴۰) مفاد این آموزه این است که هر کس بدون دانشهای دینی لازم به تجارت پردازد، امکان اینکه به وادی ربادهی و رباخواری کشیده شود، وجود دارد.
- ↑ «الْعَقْلُ نَوْعَانِ: غَرِيزِيٌّ وَ مُكْتَسَبٌ». (ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، باب ۳۱، ص۶۲)
- ↑ آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۴، ص۳۱۸.
- ↑ حکیمی، محمدرضا و محمد و علی، الحیاة، ج۱، ص۷۱، ح۴.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۴۷۸.
- ↑ دانش، تاجزمان، مجرم کیست؟ جرمشناسی چیست؟، ص۲۶۲.
- ↑ «أَلْزَمُ الْعِلْمِ بِكَ مَا دَلَّكَ عَلَى صَلَاحِ دِينِكَ وَ أَبَانَ عَنْ فَسَادِهِ». (آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۲، ص۴۷۱، ح۳۳۳۷)
- ↑ حکیمی، محمدرضا و محمد و علی، الحیاة، ج۱، ص۱۱۱، به نقل از: مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۲، ص۱۷.
- ↑ باتومور، تی، بی، جامعهشناسی، ترجمه سید حسن منصور و سید حسن حسینی، ص۲۴۷.
- ↑ در زمینه رابطه علم و جهل با جرم، ر.ک: محمودی، عباسعلی، پیشگیری و ریشهیابی جرم در اسلام.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۳۱۳.
- ↑ آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۴، ص۱۲۹، ح۵۵۵۵.
- ↑ آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۴، ص۱۲۱، ح۵۵۲۲.
- ↑ آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۱، ص۲۹۴، ح۱۱۳۱.
- ↑ راسل، برتراند، اخلاق و سیاست در جامعه، ترجمه محمود حیدریان، ص۳۲.
- ↑ راسل، برتراند، اخلاق و سیاست در جامعه، ترجمه محمود حیدریان، ص۱۲۹.
- ↑ در این زمینه، ر.ک: رهنما، اکبر، بررسی تحول اخلاقی نوجوانان بزهکار پسر و مقایسه آن با نوجوانان عادی پسر.
- ↑ آرون، ریمون، مراحل اساسی سیر اندیشه در جامعهشناسی، ترجمه باقر پرهام، ص۳۴۳.
- ↑ عوده، عبدالقادر، التشریع الجنائی الاسلامی، ترجمه ناصر قرباننیا، سعید رضایی و حسین جعفری، ج۱، ص۸۰.
- ↑ عوده، عبدالقادر، التشریع الجنائی الاسلامی، ترجمه ناصر قرباننیا، سعید رضایی و حسین جعفری، ج۱، ص۲۰۹.
- ↑ ریشهری، محمد، میزان الحکمه، ح۵۰۴۴، به نقل از: محدث نوری، حسین، مستدرک الوسائل، ج۱۱، ص۱۹۳، ح۱۲۷۲۱.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۳۱۵.
- ↑ «أَنَا أَبْرَأُ إِلَيْكُمْ وَ إِلَى ذِمَّتِكُمْ مِنْ مَعَرَّةِ الْجَيْشِ إِلَّا مِنْ جَوْعَةِ الْمُضْطَرِّ لَا يَجِدُ عَنْهَا مَذْهَباً إِلَى شِبَعِهِ». (نهج البلاغه، نامه ۶۰) «يَا بُنَيَّ! إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكَ الْفَقْرَ، فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنْهُ، فَإِنَّ الْفَقْرَ مَنْقَصَةٌ لِلدِّينِ، مَدْهَشَةٌ لِلْعَقْلِ دَاعِيَةٌ لِلْمَقْتِ»؛ «فرزندم! از تهیدستی بر تو هراسناکم، از فقر به خدا پناه ببر که همانا فقر، دین انسان را ناقص، عقل را سرگردان میکند و عامل دشمنی است». (نهج البلاغه، حکمت ۳۱۹) و روایات بسیار دیگری که در مباحث جرمشناسی مطرح میشود.
- ↑ ر.ک: ستوده، هدایتالله، مقدمهای بر آسیبشناسی اجتماعی، ص۸.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۳۱۸.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۵۳.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۵۳.
- ↑ فاضل لنکرانی، محمد، آیین کشورداری از دیدگاه امام علی(ع)، تقریر و تنظیم حسین کریمی، ص۱۵۸.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۳۱۹.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۵۳.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۵۳.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۳۲۰.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۵۳.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۳۰۴.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۳۲۱.
- ↑ در این زمینه، ر.ک: آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ص۳۴۵-۳۴۸.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۵۳.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۳۲۲.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۵۳.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۳۲۳.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۵۳.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۳۲۳.
- ↑ برای مثال، ژان برژه در تشریح علل گسترش اعتیاد مینویسد: «باید این واقعیت آشکار را بپذیریم که مصرف «تریاک» (یا مخدرهای دیگر) دقیقاً از زمانی اوج گرفت که نگرشهای مذهبی از اذهان، یا دستکم از بخش آگاهانه آن پاک شد». (ر.ک: اعتیاد و شخصیت، ترجمه توفان گرگانی، ص۷۸) درباره رابطه معکوس بین جرم و دینداری، ر.ک: ایوانز. تی. دیوید و دیگران، «بررسی مجدد رابطه دین و جرم»، ترجمه علی سلیمی، فصلنامه حوزه و دانشگاه، سال ششم، شماره ۲۳، ص۱۴۲ – ۱۷۸.
- ↑ ر.ک: نجفی ابرندآبادی، علیحسین، «سیاست جنایی سازمان ملل متحد»، مجله تحقیقات حقوقی، شماره ویژه، ص۴۴۷.
- ↑ در زمینه نقش جهانبینی و آموزههای دینی، ر.ک: هاشمی شاهرودی، سید محمود، قوانین جزائی از نظر اسلام، به قلم سید علی اشکوری، ص۱۲-۱۹.
- ↑ «و همانا ما انسان را آفریدهایم و آنچه درونش به او وسوسه میکند میدانیم و ما از رگ گردن به او نزدیکتریم» سوره ق، آیه ۱۶.
- ↑ «اگر آنچه در دل دارید آشکار یا پنهان کنید، خداوند حساب آن را از شما باز خواهد خواست» سوره بقره، آیه ۲۸۴.
- ↑ «آیا گمان میدارند که ما راز و رازگویی آنان را نمیشنویم؟ چرا، (میشنویم) و فرستادگان ما نزد آنان (آنها را) مینویسند» سوره زخرف، آیه ۸۰.
- ↑ «بیگمان خداوند چشم بر شما دارد» سوره نساء، آیه ۱.
- ↑ «و هر جا باشید او با شماست و خداوند به آنچه انجام میدهید بیناست» سوره حدید، آیه ۴.
- ↑ «هیچ رازگویی میان سه نفر رخ نمیدهد مگر که او چهارمین آنهاست و نه میان پنج تن مگر که او ششمین آنهاست و نه کمتر از آن و نه بیشتر از آن مگر که او هر جا باشند با آنهاست» سوره مجادله، آیه ۷.
- ↑ در این زمینه، ر.ک: یالجن، مقداد، التربیة الاسلامیة و دورها فی مکافحة الجریمه، فصل دوم.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱۹۱.
- ↑ «أَنَّ التَّقْوَى دَارُ حِصْنٍ عَزِيزٍ وَ الْفُجُورَ دَارُ حِصْنٍ ذَلِيلٍ لَا يَمْنَعُ أَهْلَهُ وَ لَا يُحْرِزُ مَنْ لَجَأَ إِلَيْهِ. أَلَا وَ بِالتَّقْوَى تُقْطَعُ حُمَةُ الْخَطَايَا»؛ «تقوا، دژی محکم و شکستناپذیر است، اما هرزگی، خانهای در حال فروریختن و خوارکننده است که از ساکنان خود دفاع نکرده، کسی که بدان پناه برد در امان نیست. آگاه باشید که با تقوا ریشه گناهان را میتوان برید». (نهج البلاغه، خطبه ۱۵۷)
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۲۳۰.
- ↑ مطهری، مرتضی، ده گفتار، ص۲۰-۲۱.
- ↑ مطهری، مرتضی، ص۲۲.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۳۲۵.
- ↑ از نظریات مشهور بزه، نظریه اقتصادی بزه و نظریه تفکر عقلانی بزه است، بکر (۱۹۶۸م) معتقد است که بزهکاران بالقوه با توجه به نتایج تخمین هزینه و منافع، فعالیتهای مشروع یا نامشروع را مرتکب میشوند. ارلیش نیز در دیدگاهی مشابه، به مسئله هزینههای جرم (احتمال دستگیری، میزان مجازات و...) توجه کرده است. نتلر در الگوی بزه عقلانی خود نیز به مسئله سودآوری بزه به صورت امری که نوعی دلیل خوب بر ارتکاب بزه به شمار میآید، توجه کرده است.
- ↑ آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۵، ص۳۶۵، ح۳۶۵/۵.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۸۴.
- ↑ شیخ طوسی، الامالی، ص۲۸.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۹۹.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۲۲۴.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۳۲۷.
- ↑ «نماز از کار زشت و کار ناپسند باز میدارد» سوره عنکبوت، آیه ۴۵.
- ↑ آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۳، ص۱۲۷، ح۴۰۲۹.
- ↑ ایوانز، تی، دیوید و دیگران، ترجمه علی سلیمی، بررسی رابطه مجدد دین و جرم، ص۱۴۳.
- ↑ ایوانز، تی، دیوید و دیگران، ترجمه علی سلیمی، بررسی رابطه مجدد دین و جرم، ص۱۶۳.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۳۲۹.
- ↑ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲۰، باب ۹۴۶، ص۳۴۳.
- ↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۷۸، باب ۱۶، ص۴۶، ح۵۷.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲.
- ↑ آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۳، ص۳۶۲، ح۴۷۴۶.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۳۳۱.
- ↑ آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۲، ص۲۸۹، ح۲۶۴۱.
- ↑ آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۶، ص۴۱۱، ح۱۰۸۲۳.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۶۹.
- ↑ آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۳، ص۳۶۲، ح۴۷۴۶.
- ↑ آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۴، ص۵۱۴، ح۶۸۰۵.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۳۳۲.
- ↑ آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۴، ص۱۵، ح۵۱۲۸.
- ↑ آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۵، ص۳۰۰، ح۸۴۶۵.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۴۰۱.
- ↑ آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۴، ص۱۳۹، ح۵۶۰۷.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۳۳۳.
- ↑ در این زمینه، ر.ک: صدیق اورعی، غلامرضا، اندیشه اجتماعی در گزیدهای از روایات امر به معروف و نهی از منکر.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۴۱۲.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۴۱۲.
- ↑ محمدی ریشهری، محمد، میزان الحکمه، ح۱۲۵۰۵.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۳۳۴.
- ↑ «و باید از میان شما گروهی باشند که (مردم را) به نیکی فرا میخوانند و به کار شایسته فرمان میدهند و از کار ناشایست باز میدارند و اینانند که رستگارند» سوره آل عمران، آیه ۱۰۴.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۲۵۲.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۴۷.
- ↑ مطهری، مرتضی، ده گفتار، ص۵۷. امام باقر(ع) درباره فلسفه امر به معروف و نهی از منکر و پیامدهای مثبت آن میفرماید: «بِهَا تُقَامُ الْفَرَائِضُ وَ تَأْمَنُ الْمَذَاهِبُ وَ تَحِلُّ الْمَكَاسِبُ وَ تُرَدُّ الْمَظَالِمُ، وَ تُعْمَرُ الْأَرْضُ وَ يُنْتَصَفُ مِنَ الْأَعْدَاءِ وَ يَسْتَقِيمُ الْأَمْرُ». طبیعی است که با ترک این وظیفه، هر یک از این نتایج رخت برمیبندد.
- ↑ میر خلیلی، سید محمود، پیشگیری از بزهکاری، ص۱۵۲-۱۵۳.
- ↑ مطهری، مرتضی، ده گفتار، ص۵۰ و ۵۱.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۳۳۵.
- ↑ فاضل لنکرانی، محمد، آیین کشورداری از دیدگاه امام علی(ع)، ص۱۵۹-۱۶۰.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۵۳.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۳۳۷.
- ↑ گسن، رمون، روابط میان پیشگیری وضعی و کنترل بزهکاری، ص۶۱۰.
- ↑ گسن، رمون، روابط میان پیشگیری وضعی و کنترل بزهکاری، ص۶۱۰.
- ↑ ریشهری، محمد، میزان الحکمه، ح۱۲۵۹۸.
- ↑ ریشهری، محمد، میزان الحکمه، ح۱۲۵۹۷.
- ↑ ریشهری، محمد، میزان الحکمه، ح۱۲۵۹۴.
- ↑ ریشهری، محمد، میزان الحکمه، ح۱۲۵۸۶.
- ↑ ریشهری، محمد، میزان الحکمه، ح۱۲۶۰۱.
- ↑ آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۲، ص۳۰۵، ح۲۶۹۹.
- ↑ آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۶، ص۱۳۴، ح۹۸۱۴.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۵۸.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۳۳۹.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۶۶.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۳۴۱.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۷۴.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۷۳.
- ↑ ر.ک: نهج البلاغه، خطبه ۸۰.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۳۴۱.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۳۱.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۳۲.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۷۴.
- ↑ محدث نوری، حسین، مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص۲۸۰.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۳۴۲.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۴۲۰.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۳۴۳.
- ↑ آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۴، ص۱۲۳، ح۵۵۳۲. آمدی میگوید: ممکن است «حلوه»، یعنی زن شیرین و خوشایند خوانده شود و مقصود این باشد که گاهی اینگونه زنان سبب فجور میشوند؛ پس آدمی باید خود را از نگاه کردن به زنان نگاه دارد تا مبادا سبب فجور او شود و ممکن است «جلوه» به جیم، به هر یک از سه حرکت آن، خوانده شود که جلوه زنان و نمودن خود به مردان، سبب فجور میشود؛ پس زنان را باید از آن منع کرد تا چنین چیزی نشود. (آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۴، ص۱۲۳-۱۲۴) به هر حال، هر کدام مقصود باشد، این سفارش به پیشگیری وضعی مربوط است.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۳۴۳.
- ↑ گسن، رمون، جرمشناسی نظری، ترجمه مهدی کینیا، ص۱۸۶.
- ↑ آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۶، ص۱۰، ح۹۲۵۱.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۳۴۴.