←پانویس
(←پانویس) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←پانویس) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۵۶۳: | خط ۵۶۳: | ||
# رهایی از آفات: انسان به صبر دست یابد از بسیاری از آفات در [[زندگی]] در [[امان]] خواهد ماند. [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} میفرماید: اَلحِلمُ حِجابٌ مِنَ الافاتِ؛ [[بردباری]]، مانعی در برابر آفت هاست.<ref>غررالحکم، ح۷۲۰.</ref> | # رهایی از آفات: انسان به صبر دست یابد از بسیاری از آفات در [[زندگی]] در [[امان]] خواهد ماند. [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} میفرماید: اَلحِلمُ حِجابٌ مِنَ الافاتِ؛ [[بردباری]]، مانعی در برابر آفت هاست.<ref>غررالحکم، ح۷۲۰.</ref> | ||
# کمال [[ایمان]]: صبر انسان را به کمال ایمان میرساند. {{متن حدیث|لا يستَكمِلُ عَبدٌ حقيقةَ الايمانِ حَتَّي تَكونَ فيهِ خِصالُ ثَلاثٍ: اَلتَّفقُّهُ فِي الدّينِ وَحُسنُ التَّقديرِ فِي المَعيشَةِ، وَالصَّبرُ عَلَي الرَّزايا}}؛ هیچ [[بنده]] ای [[حقیقت]] ایمانش را کامل نمیکند مگر این که در او سه [[خصلت]] باشد: [[دینشناسی]]، [[تدبر]] [[نیکو]] در [[زندگی]]، و [[شکیبایی]] در [[مصیبتها]] و [[بلاها]].<ref>بحار الانوار، ج ۷۸، ص۳۳۹، ح ۱.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[هفتاد اثر صبر در زندگی (مقاله)|هفتاد اثر صبر در زندگی]].</ref> | # کمال [[ایمان]]: صبر انسان را به کمال ایمان میرساند. {{متن حدیث|لا يستَكمِلُ عَبدٌ حقيقةَ الايمانِ حَتَّي تَكونَ فيهِ خِصالُ ثَلاثٍ: اَلتَّفقُّهُ فِي الدّينِ وَحُسنُ التَّقديرِ فِي المَعيشَةِ، وَالصَّبرُ عَلَي الرَّزايا}}؛ هیچ [[بنده]] ای [[حقیقت]] ایمانش را کامل نمیکند مگر این که در او سه [[خصلت]] باشد: [[دینشناسی]]، [[تدبر]] [[نیکو]] در [[زندگی]]، و [[شکیبایی]] در [[مصیبتها]] و [[بلاها]].<ref>بحار الانوار، ج ۷۸، ص۳۳۹، ح ۱.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[هفتاد اثر صبر در زندگی (مقاله)|هفتاد اثر صبر در زندگی]].</ref> | ||
== حقیقت صبر و سه گانه آن == | |||
برخی گفتهاند: [[صبر]] نگهداری و [[حفظ نفس]] از بیتابی و [[جزع]] هنگام [[نزول]] [[ناخوشی]] است؛ برخی دیگر نیز چون [[خواجه]] [[عبدالله انصاری]] در«[[منازل السائرین]]» صبر را نگهداشت نفس از [[شکایت]] بر جزع مستور و [[نهان]] دانسته است. | |||
بر اساس این تعاریف، صبر از [[مقامات]] متوسطین از [[مؤمنین]] است نه مقامات [[اولیای الهی]] و [[معصومین]]{{ع}}.؛ زیرا کسی که [[بلیات]] و مصیبتهای [[الهی]] بر نفس را ناخوش میشمارد و از آن جزع [[باطنی]] دارد، دارای [[معرفتی]] ناقص و [[ایمانی]] [[سست]] و [[ضعیف]] است؛ زیرا اولیای الهی میدانند که «هر چه از [[دوست]] رسد نیکوست» وهمه آنها از خدای [[علیم]] [[حکیم]] و [[غنی]] [[حمید]] و عزیز [[رحیم]] است که جز خیر [[بندگان]] در سایهرحمت نخواهد که برای آن ایشان را [[خلق]] کرده است<ref>هود، آیه ۱۱۹.</ref>. | |||
از همین رو [[اولیا]] و [[اهل]] [[ولایت الهی]] در [[مقام رضا]] به [[قضا]] و [[تسلیم محض]] هستند و در اوج مصیبتهایی چون [[مصیبت]] عظیم [[کربلا]] [[باور]] دارند که «ما [[رایت]] الا جمیلا؛ جز [[زیبایی]] ندیدم». بنابراین، صبر [[مؤمن]] در هنگام مواجهه با [[معصیت]] یا [[صبر بر طاعت]] یا هنگام مصیبت با همه ارزشی که دارد، بیانگر نقصان [[معرفت]] و [[ضعف ایمان]] به [[اسرار]] [[عبادات]] و [[صور]] [[معاصی]] و [[طاعات]] و [[مصیبتها]] است؛ زیرا اگر کسی [[حقیقت]] [[عبادت]] را بفهمد و صورتهای برزخی آن را ببیند، دیگر صبر بر طاعت و عبادت برایش معنایی ندارد، بلکه عبادت و [[طاعت]] را با [[لذت]] دست کم همین صورتهای برزخی آن به جا میآورد و اگر در مراتب عالیتر باشد، لذتی که از عبادت میبرد و آن را معاشقه با محبوب میبیند، به طاعت میپردازد و [[تکلیف]] و [[سختی]] آن را نمیبیند؛ او [[جهاد]] را ترک نمیکند؛ زیرا دست کم صورت [[جاودانه]] [[حیات طیبه]] را در آن میبیند یا فراتر معاشقه با محبوب را در میادین جهاد مییابد. همچنین کسی که صورتهای برزخی معاصی و [[گناهان]] و زشتیهای آن را میبیند و میداند، صبر در این امور نیز برایش معنایی ندارد؛ زیرا در [[دل]] او هیچ ناخوشایندی نیست تا مستور دارد؛ چون میداند که نزدیکی به کثافت و [[نجاست]] و مردار متعفن هیچ لذتی ندارد، بلکه از تعفن [[گناهان]] میگریزد. چنانکه نسبت به صورتهای برزخی [[ابتلائات]] و [[مصیبتها]] اینگونه است و آن را مایه [[تصفیه]] و [[تزکیه باطن]] و [[رشد عقلانی]] و [[روحانی]] خویش بلکه [[تقرب به خدا]] با کسب [[ملکات]] و [[فضائل]] کمالی میداند و بدانگرایش داشته و [[لذت]] میبرد. به نظر میرسد که [[مؤمن]] [[اهل]] [[معرفت شهودی]] و [[یقینی]]، وقتی [[خوشی]] یا [[راحتی]] میبیند یا خدای نکرده کاری کرده که واجبی [[قضا]] شده یا به فعل [[مکروه]] یا معصیتی نزدیک گردیده، چنان این امور نزد او ناخوشایند است و [[جزع]] و فزع [[باطنی]] دارد که جزع باطنی [[اهل صبر]] نسبت به آن هیچ است. | |||
پس اگر درباره [[اولیای الهی]] سخن از [[صبر]] به میان آمده و آنان به صابرون توصیف شدهاند، شاید ناظر به صبر در رنجهای [[جسمانی]] و [[بدنی]] باشد که باعث تاثر شدید شده یا مراد «صبردر فراق محبوب» در نزد [[محبان]] [[الهی]] است؛ و گرنه صبرهای سه گانه در [[طاعت]] و [[معصیت]] و [[مصیبت]]<ref>کافی، ج ۲؛ کتاب الایمان و الکفر، باب صبر، حدیث ۱۵.</ref> در [[حق]] آنان معنایی ندارد؛ زیرا آنان با توجه معرفت شهودی که دارند، هیچ جزع باطنی ندارند، بلکه از طاعت و [[ترک معصیت]] و مواجه با مصیبت لذت میبرند و آن را [[جمیل]] از سوی جمیل مییابند. | |||
در گزارشهای [[قرآنی]]، از صبر [[پیامبران]] در مصیبتها و [[بلایا]] سخن به میان آمده که ناظر به ساحتجسم آنان بوده است؛ چنانکه ایوب{{ع}} چنین بوده و برمصیبت تن صبر کرده است. البته ایشان در نهایت به [[خدا]] [[شکایت]] میبرد نه [[خلق]]، تا او را از مصیبت ابتلای تن برهاند و خدا نیز میپذیرد. بنابراین، اظهار جزع به نزد [[پروردگار]] هیچ منافاتی با صبر ندارد؛ بلکه آنچه نادرست و ناروا است، جزع و فزع نزد خلق و شکایت [[خالق]] به خلق بردن است. به هر حال، به نظر میرسد که تعاریفی که از صبر و سه گانههای آن شده، نمیتواند در اولیای [[معصوم]]{{ع}} تحقق یابد؛ زیرا آنان در [[مقام رضا]] به [[قضای الهی]] و [[تسلیم محض]] هستند<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نسبت صبر و ایمان (مقاله)]نسبت صبر و ایمان].</ref>. | |||
== نتایج و آثار صبر == | |||
از نگاه [[آموزههای وحیانی]] [[کتاب الله]] و عترت{{ع}}، [[صبر]] یکی از مهمترین کلیدهای [[تزکیه نفس]] است؛ زیرا کسی که در امور سه گانه [[طاعت]] و [[معصیت]] و [[مصیبت]] صبر کند و ترک [[لذات]] [[نفسانی]] کند، کم کم نفسعادت به پذیرش [[قضا و قدر الهی]] کرده و از چموشی و [[سرکشی]] برون آید و رام شود و [[ملکه]] [[راسخ]] نوری صبر در او ایجاد شود و بستر [[رشد]] و [[ترقی]] نفس به [[مقامات]] عالیتر فراهم آید. | |||
صبر در [[معاصی]] منشا [[تقوای نفس]] و صبر در [[طاعت]] خاستگاه انس با [[حق]] و [[صبر در مصیبت]] خاستگاه [[رضا]] به [[قضای الهی]] است. بنابراین، صبر یکی از مهمترین تجلیات [[ایمان]] شخص است؛ از همین رو در [[روایات]]، صبر نسبت به ایمان به منزله سر به تن معرفی شده است، تا جایی که اگر سر برود تن نیز برود. پس اگر صبر برود ایمان نیز برود.<ref>کافی، ج ۲، کتاب الایمان و الکفر، باب صبر، حدیث ۲.</ref> بنابراین، کسی که صبر ندارد ایمان نیز ندارد.<ref>کافی، ج ۲، کتاب الایمان و الکفر، باب صبر، [[حدیث]] ۴.</ref> از آثار صبر این است که [[اضطراب]] درونی را از میان میبرد و شخص را به [[آرامش]] میرساند به طوری که از [[شکایت]] به [[خلق]] باز میایستد و اعضا از حرکات بیهوده باز میماند و شخص در [[اعتدال]] کامل نفسانی خویش قرار میگیرد. باید توجه داشت کسی که به [[خدا]] و [[قضا]] و قدرش ایمان دارد و خدای [[خالق]] [[قضا و قدر]] را خالقی [[رحمان]] و [[رحیم]] و کریم و [[غنی]] و [[حمید]] و [[قدیر]] میداند که جز به [[رحمت]] نیافریده و جز به رحمت به [[بهشت و دوزخ]] نمیبرد، به این امر ایمان دارد که «هر چه ازدوست رسد نیکوست». پس هر امری که به او در سهگانه میرسد چیزی جز در راستای [[تقرب]] و کمال او نیست. پس نسبت به هیچ امری از طاعت و [[مصیبت]] و [[معصیت]] [[جزع]] و فزع و شکایت ندارد و همه را عینرحمت میشمارد که او را به [[کرامت الهی]] میرساند. بنابراین [[تسلیم محض]] و [[راضی]] به قضای الهی میشود. | |||
به سخن دیگر، [[انسان]] [[مؤمن]] باید بداند که [[قضا و قدر الهی]] جاری و ساری است، خواه جزع کند و خواه [[صبر]] نماید<ref>کافی، ج ۲، کتاب الایمان و الکفر، باب صبر، حدیث ۱۰.</ref>. پس وقتی صبر و جزع هیچ تاثیری در [[تکوین]] امری ندارد و هیچ تبدیل و تغییری در قضا و قدر الهی ایجاد نمیکند، صبر نیکوتر از جزع و فزع [[بیهوده]] است. بر اساس آحادیث [[نبوی]] درمیان صبرهای سه گانه، [[صبر در معصیت]] دشوارتر بر [[توده مردم]] است، ولی [[اجر]] آن بزرگتر است<ref>کافی، ج ۲، کتاب الایمان و الکفر، باب صبر، حدیث ۱۵.</ref>. | |||
بنابراین لازم است در این امر [[صبر]] کرد؛ به ویژه آنکه بر اساس [[روایات متواتر]]، در [[آخر الزمان]] امور به گونهای است که [[صبر در معصیت]] لازم است؛ زیرا افزایش [[گناه]] و [[معصیت]] چنان است که [[دینداری]] را سخت میکند و کسی که در آن زمانه صبر کند، [[پیروز]] میدان صبر است. در شرایط سخت آخر الزمانی جز با صبر نمیتوان [[دین]] نگه داشت و [[دینداران]] لازم است تا صبر را [[ملکه]] خویش سازند تا از معصیتها و مصیبتهای آخر الزمانی [[پیش از ظهور]] برهند<ref>کافی، ج ۲، کتاب الایمان و الکفر، باب صبر، حدیث ۱۲.</ref>؛ چراکه آن دوره همان دوران غربالگری است تا [[کافران]] از [[مؤمنان]] و [[پاک]] از [[ناپاک]] باز شناخته شوند و هر کسی همان را به نمایش گذارد که در اوست<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نسبت صبر و ایمان (مقاله)]نسبت صبر و ایمان]].</ref>. | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||