قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲۲۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۹ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{خرد}}
{{مدخل مرتبط
{{امامت}}
| موضوع مرتبط = کتاب آسمانی
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| عنوان مدخل =  
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
| مداخل مرتبط = [[قرآن در قرآن]] - [[قرآن در نهج البلاغه]] - [[قرآن در کلام اسلامی]] - [[قرآن در معارف مهدویت]] - [[قرآن در معارف دعا و زیارات]] - [[قرآن در معارف و سیره علوی]] - [[قرآن در معارف و سیره حسینی]] - [[قرآن در معارف و سیره سجادی]] - [[قرآن در معارف و سیره رضوی]] - [[قرآن در معارف و سیره امام جواد]] - [[قرآن در معارف و سیره معصوم]] - [[قرآن در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| پرسش مرتبط  = قرآن (پرسش)
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[قرآن در قرآن]] | [[قرآن در حدیث]] | [[قرآن در نهج البلاغه]] | [[قرآن در کلام اسلامی]]| [[قرآن در فلسفه اسلامی]] | [[قرآن در عرفان اسلامی]]</div>
}}
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
[[پرونده:قرآن کریم.jpg|300px|بندانگشتی|]]
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[قرآن (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">


==مقدمه==
'''قرآن''' [[کتاب مقدس]] [[مسلمانان]] به معنای جمع، گردآوری و قرائت است که در مدت ۲۳ سال بر [[حضرت محمد]] {{صل}} نازل شد. چگونگی [[نزول قرآن]] به صورت "[[وحی]]" بود یعنی نوعی ارتباط [[کلامی]] میان [[خدا]] و [[پیامبر]] که از طریق فرشته‌ای به نام "[[جبرئیل]]" صورت می‌‌گرفت. قرآن نیازمند [[تفسیر]] بوده و فهم آن نیازمند مفسّرینی همچون [[معصومین]] {{ع}} است.
*لفظ و معنای قرآن، نازل‌ شده از سوی [[خداوند]] و دربردارنده [[معارف]] عمیق است.
*اما [[تورات]] و [[انجیل]] موجود، چیزی جز شرح‌ حال [[حضرت موسی]]{{ع}} و [[حضرت عیسی]]{{ع}} نیست که تناقضات بسیاری در آنها به چشم می‌خورد؛ قرآن برخلاف [[معجزات]] [[انبیا]] دیگر، معجزه‌ای است در دسترس همگان که هرگز [[ملحدان]] نمی‌توانند وجود قرآن و [[اعجاز]] بودن آن را نفی و [[انکار]] کنند. قرآن حجتی دائمی بر [[الهی]] بودن خود و [[حقانیت]] [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]] است<ref>ر.ک.[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص۱۸۴.</ref>.
*[[قرآن کریم]] این [[معجزه]] جاویدان در طول ۲۳ سال بر [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]] نازل گردید و تا ابد، [[مخالفان]] را به معارضه می‌طلبد، آیا شرایط لازم برای [[معجزه]] در [[قرآن کریم]] وجود دارد؟
* [[خارق‌العاده]] بودن قرآن را در بحث وجوه [[اعجاز]] ثابت خواهیم کرد.
* ادعای [[پیامبری]] که از مسلمات [[تاریخ]] است.
* [[تحدی]] که در [[آیات]] متعددی [[مخالفان]] را به معارضه طلبیده.
* [[ناتوانی]] [[مخالفان]] از معارضه که هنوز [[تحدی قرآن]] بی‌پاسخ مانده است.
* مطابقت با مدعا و قصد که موضوع این شرط درباره قرآن منتفی است<ref>ر.ک.[[محمد سعیدی مهر|سعیدی مهر، محمد]]، [[آموزش کلام اسلامی ج۲ (کتاب)|آموزش کلام اسلامی]]، ج۲، ص۸۹.</ref>.


==[[نزول قرآن]]==
== مقدمه ==
<div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:right; font-size: 90%; font-weight: normal;">{{اصلی|نزول قرآن}}</div>
قرآن [[کتاب مقدس]] و آسمانی [[مسلمانان]] است که در مدت ۲۳ سال، به تدریج از سوی [[خداوند]] بر [[حضرت محمد]] {{صل}} نازل شد. لفظ و معنای قرآن، نازل‌ شده از سوی [[خداوند]] و دربردارنده معارف عمیق است. اما [[تورات]] و [[انجیل]] موجود، چیزی جز شرح‌ حال [[حضرت موسی]] {{ع}} و [[حضرت عیسی]] {{ع}} نیست که تناقضات بسیاری در آنها به چشم می‌خورد؛ قرآن برخلاف [[معجزات]] [[انبیا]]ی دیگر، معجزه‌ای است در دسترس همگان که هرگز [[ملحدان]] نمی‌توانند وجود قرآن و [[اعجاز]] بودن آن را نفی و [[انکار]] کنند. قرآن حجتی دائمی بر [[الهی]] بودن خود و حقانیت [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]] است<ref>ر.ک: [[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی ج۲]]، ص۱۸۴؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۱۸۱.</ref>.
*[[قرآن کریم]] [[کلام خداوند]] است که در طول بیست و سه سال بر [[حضرت محمد]]{{صل}} نازل شده است. در قرآن بارها آمده است که قرآن از جانب [[خدا]] نازل شده است. استفاده از تعبیرهايی چون "[[نزول]]"، "تنزیل" و "انزال" برای قرآن شاید به سبب تأکید بر وحیانی بودن این کتاب است تا کسی نپندارد که قرآن [[کلام]] [[بشر]] و ساخته ذهن و زبان شخص [[پیامبر]]{{صل}} است<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۷۵</ref>.


==[[اعجاز قرآن]]==
تنظیم قرآن به صورتِ بخش‌های کوتاه و بلند است که هر کدام "[[سوره]]" نامیده می‌شود. هر [[سوره]] هم از بخش‌ها و جملاتی تشکیل شده که "[[آیه]]" نام دارد. قرآن دارای ۱۱۴ [[سوره]] و بیش از ۶ هزار [[آیه]] است. به [[سوره‌ها]] و آیاتی که در [[مکه]] نازل شده "[[مکی]]" می‌گویند و به [[سوره‌ها]] و آیه‌های نازل شده در [[مدینه]]، "مدنی". طولانی‌ترین [[سوره]]، "بقره" و کوتاه‌ترین [[سوره]] "[[کوثر]]" نام دارد. [[قرآن کریم]]، [[معجزه جاوید]] [[پیامبر اسلام]] {{صل}} است. [[کلام خداوند]] است و از نظر [[فصاحت]] و [[بلاغت]] و [[زیبایی]] متن و محتوای ارزشمند و برخی پیشگویی‌های [[تاریخی]]، در حدی است که از آن زمان تاکنون، کسی نتوانسته نظیر آن را بیاورد. برای قرآن تفسیرهای بسیاری نوشته شده و به اغلب زبان‌های زنده [[دنیا]] نیز ترجمه شده است. مضامین این کتاب، بحث‌های [[اعتقادی]]، [[اخلاقی]]، [[احکام]] و [[قوانین]]، سرگذشت پیشینیان و مسائل [[اجتماعی]] و [[سیاسی]] است و [[تاریخ]] تعدادی از [[انبیا]] در این کتاب آمده است. قرآن کتابی است که با دقت زیاد، از زمان [[پیامبر]] تا کنون، نوشته و حفظ شده و هیچ گونه [[تحریف]] و کاستن و افزودنی در متن آن پیش نیامده است<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۱۸۱.</ref>.
<div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:right; font-size: 90%; font-weight: normal;">{{اصلی|اعجاز قرآن}}</div>


==[[زبان قرآن]]==
== معناشناسی ==
<div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:right; font-size: 90%; font-weight: normal;">{{اصلی|زبان قرآن}}</div>
«قرآن» به معنای جمع، گردآوری و قرائت است<ref>جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح، تاج اللغة و صحاح العربیه، ج۱، ص۶۵؛ زبیدی، ج۱، ص۲۱۸ – ۲۱۹.</ref> و در اصطلاح [[دینی]] به کتاب آسمانی‌ای که فرشته وحی از جانب [[خداوند]] بر [[پیامبر اسلام]]{{صل}} نازل کرده و در دفاتر، نوشته و به تواتر نقل شده گفته می‌شود<ref>جرجانی، سیدشریف، کتاب التعریفات، ص۷۵.</ref>.


==[[تحدی قرآن]]==
از مهم‌ترین نام‌های قرآن، فرقان، ذکر، [[حکیم]] [[نور]]، [[کلام]] و کتاب است. به سبب اینکه [[سوره‌ها]] و [[آیات]] و حروف آن به هم افزوده شده و مقارنت دارند به آن قرآن گفته می‌شود<ref>جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح، تاج اللغة و صحاح العربیه، ج۱، ص۶۵؛ عسکری، ابوهلال، ص۴۹.</ref>. فرقان بودن قرآن به سبب این است که [[حق و باطل]] را از هم جدا کرده است<ref>سیوطی، جلال الدین، الإتقان فی علوم القرآن، ج۱، ص۱۸۹؛ طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۵، ص۱۷۳.</ref>. قرآن را به دلیل اینکه [[موعظه]] و [[اخبار]] امّت‌های گذشته را<ref>سیوطی، جلال الدین، الإتقان فی علوم القرآن، ج۱، ص۱۸۹؛ فیض کاشانی، ملامحسن، الأصفی فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۶۴۹.</ref> و هر آنچه مورد نیاز [[مردم]] در امور [[دین]] است، بیان می‌کند<ref>طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص۷۲۶.</ref> «ذکر» گفته‌اند و به جهت اینکه شامل دقایق [[علوم]] و [[اعمال]] است و آیاتش محکم است، آن را [[حکیم]] خوانند<ref>گنابادی، سلطان محمد، تفسیر بیان‌السعادة فی مقامات‌العباده، ج۳، ص۲۸۵.</ref>.<ref>[[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[قرآن (مقاله)| مقاله «قرآن»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۸ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۸]]، ص ۱۵۲.</ref>
<div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:right; font-size: 90%; font-weight: normal;">{{اصلی|تحدی}}</div>
<div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:right; font-size: 90%; font-weight: normal;">{{اصلی|تحدی قرآن}}</div>


==[[مصونیت قرآن از تحریف]]==
== پیشینه ==
<div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:right; font-size: 90%; font-weight: normal;">{{اصلی|عصمت قرآن}}</div>
نزول [[کتاب‌های آسمانی]] بر [[انبیای الهی]] و بیان [[دستورها]] و [[احکام الهی]]، به این جهت بوده تا [[انسان‌ها]] [[اعمال]] و [[شئون]] [[اجتماعی]] خود را [[اصلاح]] کنند و به [[هدایت]] و [[نجات]] برسند<ref>طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص۲۹۹ - ۳۰۰.</ref>. طبق بعضی از [[روایات]]، ۱۰۴ کتاب بر [[انبیا]]{{عم}} نازل شد که نخستین آن کتاب [[شیث]]{{ع}} [[جانشین]] [[حضرت آدم]]{{ع}} و آخرین آن قرآن است<ref>صدوق، الخصال، ج۲، ص۵۲۴.</ref>. [[قرآن کریم]] نزد [[مسلمانان]] دارای اهمیت و [[احترام]] ویژه‌ای است<ref>خرمشاهی، بهاء الدین، قرآن شناخت، ص۳، ۲۰ - ۲۱.</ref> و مهم‌ترین نقش آن در [[جامعه اسلامی]]، محوریت به عنوان مهم‌ترین [[قانون]] برای [[امّت اسلامی]] است<ref>معرفت، محمد هادی، التمهید فی علوم القرآن، ج۱، ص۳۳۴.</ref> و هیچ سندی در [[اسلام]] به اندازه آن اصالت، مصونیت، اعتبار و [[اتقان]] ندارد<ref>حکیم طباطبایی، سیدمحمدباقر، علوم القرآن، ص۱۰۰ - ۱۰۱.</ref>.


==[[تحریف ناپذیری در قرآن]]==
اکثر [[مفسران]] بر این عقیده‌اند که آغاز [[نزول قرآن]] با آغاز [[بعثت پیامبر اکرم]]{{صل}} در [[کوه]] حرا و با نزول پنج [[آیه]] اول [[سوره علق]] بوده است<ref>کاشانی، ملافتح‌الله، تفسیر منهج الصادقین فی الزام‌المخالفین، ج۱۰، ص۲۹۳.</ref>. [[نظم]] کلمات و جمله‌های قرآن موجود، بدون [[تغییر]] و تبدیل همان نظمی است که [[حق‌تعالی]] نازل کرده است؛ اما ترتیب [[آیات]] و [[سوره‌های قرآن]] در زمان پیامبر{{صل}} صورت گرفت<ref>معرفت، محمد هادی، التمهید فی علوم القرآن، ج۱، ص۲۷۳.</ref>.
==قرآن در موعودنامه==
*به فرموده [[حضرت علی]] {{ع}}، [[امام زمان]] {{ع}} رأی‌ها را به قرآن بازمی‌گرداند، پس از آن‌که قرآن را به رأی‌های خود بازگردانده باشند<ref>نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه ۱۳۸: {{متن حدیث|"وَ يَعْطِفُ الرَّأْيَ عَلَى الْقُرْآنِ، إِذَا عَطَفُوا الْقُرْآنَ عَلَى الرَّأْيِ"}}</ref>. این [[کلام]] [[حضرت]]، روشن می‌کند که [[اندیشه]] [[دینی]] [[پیش از ظهور]]، گاهی براساس [[هوس‌ها]] و [[منافع]] شخصی شکل می‌گیرد و [[عالمان]] دنیامدار، اصول و [[فروع]] [[دینی]] و [[آیات]] [[وحی]] را به دلخواه [[تفسیر]] و [[تأویل]] می‌کنند، چنان‌که [[احادیث]] دیگری نیز، به این تصریح دارد. [[حضرت امیر]] {{ع}} می‌فرماید: "[[مهدی]] {{ع}}، [[کتاب و سنت]] مرده را زنده می‌کند"<ref>نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه ۱۳۸: {{متن حدیث|"يُحْيِي مَيِّتَ الْكِتَابِ وَ السُّنَّةِ"}}</ref>.
*در عصر [[حکومت]] [[حضرت]]، [[آموزش]] قرآن و مفاهیم [[دینی]] به‌طور چشمگیری گسترش می‌یابد و [[مردم]] به [[عبادت]] و [[دین]] روی می‌آورند<ref>عقد الدرر، ص ۱۵۹.</ref>. [[امیر مؤمنان علی]] {{ع}} می‌فرماید: "گویا شیعیانم را می‌بینم که در [[مسجد کوفه]] گرد آمده‌اند و با برپایی چادرهایی، [[مردم]] را به همان ترتیبی که قرآن فرود آمده بود، [[آموزش]] می‌دهند"<ref>غیبة نعمانی، ص ۳۱۸؛ بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۶۴.</ref>. [[امام صادق]] {{ع}} می‌فرماید: "گویا می‌بینم که [[شیعیان]] [[علی]] {{ع}} قرآن‌ها را در دست دارند و [[مردم]] را [[آموزش]] می‌دهند"<ref>غیبة نعمانی، ص ۳۱۸.</ref> و [[امام باقر]] {{ع}} می‌فرماید: "در روزگار [[حضرت مهدی]] {{ع}}، به اندازه‌ای به شما [[حکمت]] و [[فهم]] داده خواهد شد که یک [[زن]] در خانه‌اش، برطبق قرآن و [[سنت]] [[پیامبر]] {{صل}} [[قضاوت]] می‌کند"<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۵۲.</ref><ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۵۵۶.</ref>.


==قرآن در  فرهنگنامه آخرالزمان==
به دلیل اهمیت قرآن نزد [[مسلمانان]] و [[لزوم]] نگهداری و [[حفظ]] [[کلام الهی]]، مسلمانان به حفظ و ثبت قرآن بر روی صحیفه‌ها مبادرت ورزیدند<ref>رامیار، محمود، تاریخ قرآن، ص۲۵۷ – ۲۶۱ و ۲۷۵ - ۲۷۷.</ref>. افراد زیادی در زمان رسول خدا{{صل}} قرآن را [[حفظ]] کردند<ref>باقلانی، محمد بن طیب، الانتصار للقرآن، ج۱، ص۱۵۱.</ref>. حافظان و [[قاریان قرآن]] در آغاز هر آنچه را فرا می‌گرفتند، خدمت [[پیامبر]]{{صل}} می‌خواندند و ایشان تقریر و تصحیح می‌کرد<ref> زنجانی، ابوعبدالله، تاریخ القرآن، ص۴۶.</ref>. به واسطه کافی نبودن حفظ قرآن و احتمال خلل به تمامیت و اصالت قرآن با [[مرگ]] حافظان قرآن، پیامبر{{صل}} اهتمام فراوانی به نوشته شدن قرآن داشت<ref>رکنی یزدی، محمدمهدی، آشنایی با علوم قرآنی، ص۶۳.</ref>. شمار کاتبان وحی در مجموع ۴۳ نفر شمرده شده‌اند که از مشهورترینِ آنان امیرالمؤمنین علی{{ع}} است<ref> زنجانی، ابوعبدالله، تاریخ القرآن، ص۴۸.</ref>.
*[[کتاب آسمانی]] [[مسلمانان]] که [[معجزه جاوید]] [[رسول مکرم اسلام]]، [[محمد مصطفی]]{{صل}} است و تا [[قیام قیامت]] [[باقی]] خواهد بود. قرآن به همراه [[اهل بیت]] [[رسول خدا]]{{صل}}، دو [[امانت]] گرانبها و یادگاری است که [[رسول خدا]]{{صل}} پس از خود بر جای گذاشت تا [[امت]] او در مشکلات خود به این دو [[پناه]] ببرند. قرآن در [[آخرالزمان]] و [[دوران غیبت امام عصر]]{{ع}} مورد بی‌توجهی [[امت]] قرار خواهد گرفت و [[حضرت مهدی]]{{ع}} [[پس از ظهور]] قرآن را [[احیا]] می‌نماید. در [[روایات]] مختلف یاد شده است که چنان [[حقیقت قرآن]] در [[آخرالزمان]] مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرد که وقتی [[امام زمان]]{{ع}} [[ظهور]] نموده و قرآن را بنا بر [[حقیقت]] آن بیان می‌کند، [[مردم]] تعجب نموده و می‌گویند این کتابی [[جدید]] است. در [[آخرالزمان]] [[مردم]] به قرآن فقط ظاهری و قشری می‌نگرند و در معانی [[حقیقی]] آن [[تدبر]] و [[تعقل]] نمی‌کنند، همانند [[خوارج]] که رو در روی [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} با قرآن [[احتجاج]] می‌نمودند.
*[[رسول خدا]]{{صل}} فرمود:.. در [[آخرالزمان]] گروهی قرآن می‌خوانند ولی فقط با زبانشان و قرآن از زبان آنان [[تجاوز]] نمی‌کند و در [[روایت]] دیگری [[حضرت]] فرمود در آن زمان قرآن را بسیار سبک خواهند شمرد<ref>یأتی، ص ۲۶۹ و کنزل العمال، ج ۱۴، ص ۲۱۷ و بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۶۳.</ref>.  
*[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمود:.. [[عدالت]] در این [[امت]] برقرار خواهد بود تا زمانی که [[قاریان]] قرآن به سوی [[سلاطین]] [[جور]] متمایل نشوند... <ref>غیبت نعمانی، ص ۲۴۸: {{متن حدیث|"فَقَالَ الْهَرَبَ الْهَرَبَ فَإِنَّهُ لَا يَزَالُ عَدْلُ اللَّهِ مَبْسُوطاً عَلَى هَذِهِ الْأُمَّةِ مَا لَمْ يَمِلْ قُرَّاؤُهُمْ إِلَى أُمَرَائِهِم"}}</ref>.
*[[ابن عباس]] در [[حدیثی]] طولانی گفت: [[رسول خدا]] در کنار [[کعبه]]، در حالی که دست در حلقه درب [[کعبه]] داشت فرمود... در [[آخرالزمان]] گروهی خواهند آمد که قرآن را برای غیر [[خدا]] یاد می‌گیرند و با وسایل موسیقی و به صورت غنا می‌خوانند<ref>بحارالأنوار، ج ۶، ص ۳۰۶.</ref>.  
*[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمود: به زودی زمانی خواهد آمد که [[حق]] مخفی‌ترین چیز نزد [[مردم]] است و [[باطل]] آشکارترین چیز در [[جامعه]] است، [[دروغ]] بستن به [[خدا]] و [[رسول]] او و بسیار شایع شود، اگر قرآن بر معنای [[حقیقی]] آن خوانده شود، بی‌ارزش‌ترین چیز نزد [[مردم]] است، و اگر قرآن به معنای غیر [[حقیقی]] و بنابر امیال و [[هواهای نفسانی]] خوانده شود مورد استقبال قرار می‌گیرد و آن را قبول خواهند کرد... <ref>یأتی، ص ۲۷۹.</ref>.
*[[امام صادق]]{{ع}} در [[حدیثی]] فرمود: در [[آخرالزمان]] قرآن در نزد [[مردم]] کهنه می‌شود و از روی هوی و [[هوس]] آن را توجیه و [[تأویل]] می‌کنند<ref>روضه کافی: ح ۷.</ref>.
*[[امام صادق]]{{ع}} در [[حدیثی]] فرمودند: یکی از [[نشانه‌های ظهور]] آن است که شنیدن قرآن برای [[مردم]] سنگین است، اما حرف‌های [[باطل]] را به راحتی گوش می‌دهند، قرآن (از فرط بی‌توجهی) به کهنگی‌گراییده است و به میل و [[هوای نفس]] خود آن را معنی و [[تأویل]] می‌کنند. هر کسی که بدون [[دانش]] و بنابر نظر شخصی خود قرآن را [[تفسیر]] کند، اهل [[آتش]] خواهند بود و اگر تفسیری که کرده درست هم باشد، باز هم [[گناهکار]] خواهد بود<ref>یأتی، ص ۵۶۶.</ref>.
*[[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: [[امت]] من به زودی به روزگاری دچار می‌شوند که از [[اسلام]] برای آنها جز یک اسم [[باقی]] نخواهد بود و از قرآن نیز جز یک نوشته چیزی بر جای نمی‌ماند. [[مردم]] آن زمان [[گمان]] می‌کنند که [[مسلمان]] هستند، اما در [[حقیقت]] دورترین افراد نسبت به [[اسلام]] هستند، مساجد آنان آباد است ولی در آن از [[هدایت]] و [[ایمان]] خبری نیست، دین‌شناسانی که در آن روزگار [[زندگی]] می‌کنند، بدترین [[علما]] بر روی [[زمین]] هستند، زیرا آنان خود منشاء [[فتنه‌ها]] هستند<ref>بحارالانوار، ج ۱۸، ص ۱۴۶.</ref>. در [[آخرالزمان]] گروهی قرآن را وسیله‌ای برای [[تجارت]] قرار خواهند داد و [[آیات]] [[متشابه]] قرآن را در بحث‌های خود به کار می‌گیرند و از [[آیات محکم]] قرآن روی گردان هستند. [[قاریان]] قرآن بسیارند، اما عمل‌کنندگان به [[دستورات]] قرآن کمیابند، قرآن را وسیله‌ای برای جلب توجه دیگران می‌کنند و فقط در پی یادگیری الفاظ و کلمات قرآن هستند و [[حکمت]] و [[دانش]] [[حقیقی]] قرآن از قلب‌های [[مردم]] رخت برمی بندد<ref>ر.ک: آخرالزمان پیش از ظهور.</ref>.
*از دیگر مواردی که در [[روایات]] [[آخرالزمان]] بدان اشاره شده است این است که وقتی [[حضرت مهدی]]{{ع}} [[قیام]] نماید، قرآن را دوباره [[احیا]] می‌نماید و حقایق فراموش شده و [[احکام]] قرآن که به کلی کنار گذاشته شده است را دوباره به [[اجرا]] می‌گذارد. این تغییر و تحولی که در [[فهم]] معانی عمیق [[قرآنی]] در میان [[مردم]] [[آخرالزمان]] پدید آمده است باعث می‌شود که وقتی [[حضرت قائم]]{{ع}} قرآن را بر [[حقیقت]] آن توضیح و [[تأویل]] می‌نماید، تعجب همگان را بر می‌انگیزد و گروهی نیز زبان به [[اعتراض]] می‌گشایند و می‌گویند: "این کتابی [[جدید]] است!" و گروهی نیز همان [[قرآنی]] را که در معانی و تأویلات دچار دگرگونی شده است دستاویز قرار داده و با [[حضرت]] به [[احتجاج]] برمی خیزند.
*[[امام باقر]]{{ع}} فرمود: زمانی که [[صاحب الامر]] [[حضرت مهدی]]{{ع}} [[قیام]] نماید، با مردمی سر و کار خواهد داشت که از [[مردم]] زمان [[جاهلیت]] (و مردمی که پیش از [[پیامبر]] به بت‌پرستی مشغول بودند) نادان‌تر خواهند بود؛ زیرا [[رسول خدا]]{{صل}} زمانی که به [[رسالت]] [[مبعوث]] شد، [[مردم]] سنگ و چوب را تراشیده و به [[عبادت]] آن می‌پرداختند، اما زمانی که [[حضرت قائم]]{{ع}} [[ظهور]] کند با مردمی روبرو می‌شود که [[آیات قرآن]] را علیه [[حضرت]] [[تأویل]] می‌کنند و برای [[تکذیب]] کردن آن جناب به کار می‌برند<ref>غیبت نعمانی، ص ۲۹۷.</ref>.
*[[حضرت مهدی]]{{ع}} [[قرآنی]] را که [[امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب]]{{ع}} پس از [[رحلت]] [[رسول خدا]]{{صل}} جمع‌آوری نموده است، [[آشکار]] می‌کند و [[مردم]] را به [[تعلیم]] آن فراخواهد می‌خواند. قرآن [[حضرت علی]]{{ع}} [[قرآنی]] است که [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} پس از [[رحلت]] [[رسول خدا]] به جمع‌آوری آن اهتمام ورزید. ایشان پس از [[رحلت]] [[رسول خدا]] عبا بر دوش نیفکند و لباس‌های رسمی بر تن نمود تا وقتی که از گردآوری [[آیات الهی]] فارغ شد. آن قرآن را که در دو جزو نوشته شده بود، در پارچه‌ای پیچید و به [[مسجد]] [[رسول خدا]] آورد و به [[مردم]] عرضه داشت و فرمود: این قرانی است که من کلمه به کلمه آن گونه که بر [[حضرت محمد]]{{صل}} نازل شده است جمع نموده‌ام. اما [[مردم]] [[نادان]] آن زمان قرآن [[حضرت]] را قبول ننمودند و گفتند: ما به قرآن تو احتیاجی نداریم! [[حضرت]] آن قرآن را پیچید و به خانه برد و فرمود: دیگر این قرآن را هرگز نخواهید دید. این قرآن از امانت‌های [[امامت]] است و دست به دست از [[امامی]] به [[امام]] دیگر می‌رسد و در [[زمان ظهور حضرت مهدی]]{{ع}} [[آشکار]] خواهد شد. در این قرآن تمام [[آیات قرآن]] آن گونه که بر [[رسول خدا]] نازل شده است و به همان ترتیب و با تمام تفسیرها و تأویل‌ها و‌شان نزول‌ها نوشته شده است<ref>نجم الثاقب، ص ۱۵۱.</ref>.  
*در روایتی دیگر نیز [[نقل]] شده است که [[عمر]] در زمان [[استخلاف]] خود از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} خواست که آن قرآن را دوباره بیاورد تا اینکه [[مردم]] با [[تمسک]] به آن متحد شوند. اما [[حضرت]] [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} فرمود: هرگز! چنین چیزی اصلاً امکان‌پذیر نیست! زیرا من در زمان [[ابوبکر]] آن را به میان [[مردم]] آوردم تا [[حجت]] بر شما [[مردم]] تمام باشد و [[روز قیامت]] زبان به [[اعتراض]] نگشایید و نگویید: ما اطلاعی از آن قرآن نداشتیم و کسی به ما نشان نداد؛ همانا آن [[قرآنی]] که نزد من است جز اوصیای [[پاک]] من بدان دسترسی نخواهند داشت. [[عمر]] گفت: آیا زمان مشخصی برای [[آشکار]] شدن آن قرآن وجود دارد؟ [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمود: بلی، زمانی که [[حضرت قائم]] که از [[فرزندان]] من می‌باشد، [[قیام]] نماید، آن قرآن را نمایان خواهد کرد و [[مردم]] را بدان [[دعوت]] می‌نماید و [[احکام]] را بر طبق آن قرآن به [[اجرا]] خواهد گذاشت<ref>تفسیر کنز الدقائق: سوره واقعه تفسیر آیه ۶۳، ۷۹.</ref>.
*[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} می‌فرماید: گویا می‌بینم که برخی از [[شیعیان]] [[عجم]] در [[مسجد کوفه]] جمع شده‌اند و [[خیمه]] برپا نموده و به [[مردم]] قرآن می‌آموزند، [[قرآنی]] که به ترتیب [[نزول]] جمع‌آوری شده است... <ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۶۴.</ref>. [[دانش]] [[حقیقی]] قرآن در [[زمان ظهور]] [[حضرت]] همه جا را فرا خواهد گرفت و همه [[مردم]] از منبع لایزال [[آیات الهی]] بهره‌مند خواهند شد و [[علوم]] [[حقیقی]] قرآن فقط مخصوص دانش‌پژوهان نخواهد بود. [[امام باقر]]{{ع}} در این زمینه می‌فرماید: در زمان [[حضرت حجت]]{{ع}} چنان [[علم]] گسترش خواهد یافت که [[مردم]] از [[دانش]] یکدیگر مستغنی خواهند بود و حتی زن‌های داخل خانه نیز بر اساس قرآن و [[احادیث]] [[حکم خدا]] را تشخیص می‌دهند و در خانه خود بدان [[حکم]] خواهند نمود<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۵۲ و نجم الثاقب: باب سوم، فصل دوم:</ref>.در [[قرآن کریم]] [[آیات]] بسیاری وجود دارد که دلالت بر امر [[ظهور]] [[حضرت]] و [[رجعت]] و حوادث [[زمان ظهور]] آن جناب می‌کند. به برخی از این [[آیات]] ذیلاً اشاره می‌کنیم.  


*سوره [[آل عمران]]  
نخستین کسی که پس از [[وفات پیامبر]]{{صل}} و به [[وصیت]] او، متصدی [[جمع‌آوری قرآن]] شد، [[امام علی]]{{ع}} بود<ref>معرفت، محمد هادی، التمهید فی علوم القرآن، ج۱، ص۲۸۸.</ref>. [[اندیشمندان اسلامی]] در عصرهای مختلف تفسیرهای گوناگونی به روش [[روایی]]، [[اجتهادی]] و [[شهودی]] ارائه کرده‌اند<ref>دیاری بیدگلی، محمدتقی، اندیشه و آرای تفسیری امام خمینی، ص۸۸.</ref> و اتخاذ این روش‌ها، از گرایش‌های [[فکری]]، [[فرهنگی]]، [[دینی]] و علایق فردی [[مفسر]] نشئت می‌گیرد<ref>رضایی اصفهانی، محمدعلی، درسنامه روش‌ها و گرایش‌های تفسیری قرآن، ص۳۵ - ۳۶.</ref>.<ref>[[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[قرآن (مقاله)| مقاله «قرآن»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۸ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۸]]، ص ۱۵۳.</ref>
{{متن قرآن|تِلْكَ الْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ}}<ref>«و ما این روزگاران را میان مردم (دست به دست) می‌گردانیم» سوره آل عمران، آیه ۱۴۰.</ref>.
[[امام]] [[جعفر بن محمد الصادق]]{{ع}} فرمود: از زمانی که [[خداوند]] [[حضرت آدم]] را آفرید: همیشه دولتی از سوی [[خدای متعال]] و دولتی از سوی [[شیطان]] وجود داشته است. اکنون [[دولت]] [[الهی]] کجاست؟ [[آگاه]] باشید که [[صاحب]] [[دولت]] [[الهی]] [[حضرت]] [[قائم آل محمد]]{{صل}} است<ref>تفسیر عیاشی.</ref>.
{{متن قرآن|وَلَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا}}<ref>«آنان که در آسمان‌ها و زمینند خواه‌ناخواه گردن نهاده فرمان اویند» سوره آل عمران، آیه ۸۳.</ref>.  
[[امام صادق]]{{ع}} فرمود: [[تأویل]] این [[آیه]] در [[زمان ظهور]] [[حضرت قائم]]{{ع}} خواهد بود. در آن ایام زمینی نیست مگر اینکه شهادتین و [[اسلام]] [[راستین]] در آن طنین‌انداز خواهد شد<ref>مهدی موعود: باب پنجم:</ref>.
{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا}}<ref>«ای مؤمنان! شکیبایی ورزید و یکدیگر را به شکیب فرا خوانید  و از مرزها نگهبانی کنید» سوره آل عمران، آیه ۲۰۰.</ref>.
[[امام باقر]]{{ع}} می‌فرماید: [[تأویل]] این [[آیه]] این است که در انجام [[واجبات الهی]] [[شکیبایی]] ورزید و بر [[آزار]] و اذیت [[دشمنان]] [[صبر]] کنید و مواظب [[ظهور امام]] خود [[مهدی منتظر]] باشید<ref>مهدی موعود: باب پنجم:</ref>.  
{{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ}}<ref>«و آنگاه خداوند از پیامبران پیمان گرفت که چون به شما کتاب و حکمتی دادم سپس پیامبری نزدتان آمد که آن (کتاب) را که با شماست راست می‌شمارد، باید بدو ایمان آورید و باید او را یاوری کنید» سوره آل عمران، آیه ۸۱.</ref>.
[[امام صادق]]{{ع}} می‌فرماید: هیچ [[پیامبری]] از زمان [[حضرت آدم]] تاکنون [[مبعوث]] نشده است مگر اینکه دوباره در [[زمان رجعت]] در [[آخرالزمان]] بازخواهد گشت و [[امیرالمؤمنین]] و [[حضرت]] [[نبی اکرم]]{{صل}} را [[یاری]] خواهد کرد<ref>تفسیر قمی.</ref>.


*سوره [[ابراهیم]]{{ع}}
== حقیقت قرآن ==
{{متن قرآن|وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ}}<ref>«و به راستی موسی را با نشانه‌های خویش فرستادیم (و گفتیم) که قومت را به سوی روشنایی از تیرگی‌ها بیرون بر و روزهای خداوند را به آنان گوشزد کن، بی‌گمان در آن نشانه‌هایی برای هر شکیبای سپاسگزاری است» سوره ابراهیم، آیه ۵.</ref>.
{{اصلی|تبیین حقیقت قرآن}}
[[امام باقر]]{{ع}} می‌فرماید: "[[ایام الله]]" روزهای [[الهی]] سه روز است؛ روز [[قیام قائم آل محمد]]، روز [[رجعت]]، و [[روز قیامت]]<ref>تفسیر قمی.</ref>.  
اهل معرفت و حکما بر این باورند که حقیقت قرآن، مجموع [[حقایق]] [[عالم هستی]]<ref>گنابادی، سلطان محمد، تفسیر بیان‌السعادة فی مقامات‌العباده، ج۱، ص۴۵.</ref>، کلید درهای غیب الهی<ref>ملاصدرا، تفسیرالقرآن، ج۵، ص۲۸۸.</ref> و مقام جمع و اجمال است که همان حقیقت محمدی{{صل}} است<ref>ملاصدرا، تفسیرالقرآن، ج۶، ص۲۲.</ref>. به سبب عظمت سرّ قرآن، این سرّ و [[روح]] برای هر کس قابل [[ادراک]] نیست؛ مگر صاحبان عقل و [[بصیرت]]<ref>ملاصدرا، الحکمة‌المتعالیه، ج۷، ص۴۰.</ref>.<ref>[[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[قرآن (مقاله)| مقاله «قرآن»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۸ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۸]]، ص ۱۵۷.</ref>
{{متن قرآن|يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَالسَّمَاوَاتُ وَبَرَزُوا لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ}}<ref>«روزی که (این) زمین زمینی دیگر گردد و آسمان‌ها نیز و (همگان) نزد خداوند یگانه دادفرما پدیدار شوند» سوره ابراهیم، آیه ۴۸.</ref>.  
درباره [[تفسیر]] این [[آیه]] فرموده‌اند: چهره [[زمین]] در زمان [[حکومت]] آن [[حضرت]] به خاطر [[عدالت]] [[حضرت]] به کلی تغییر خواهد کرد و [[باران‌های فراوان]] [[برکت]] را به ارمغان می‌آورد و گیاهان و درختان سرتاسر [[گیتی]] را سبز خواهند نمود، و [[مردم]] به چنان نعمتی دست می‌یابند که تاکنون [[زمین]] چنین نعمتی به خود ندیده است و درختان چندین برابر میوه می‌دهند و هیچ جایی در روی [[زمین]] نیست مگر اینکه از گیاهان سبز شده است.  
گنج‌های [[زمین]] همه سر بر می‌آورند و ظاهر می‌شوند، هر گزند و آسیبی بر طرف خواهد شد و حیوانات اذیت‌کننده، دیگر آزاری نخواهند رساند، [[امنیت]] در همه جا بر قرار می‌شود، حتی در بین حیوانات نیز [[امنیت]] و [[عدالت]] برقرار خواهد شد، تا جایی که [[مردم]] [[آرزو]] می‌کنند ای کاش گذشتگان‌شان زنده می‌شدند و آن همه [[وفور نعمت]] را می‌دیدند<ref>نجم الثاقب، ص ۱۵۹.</ref>.


*سوره [[اسراء]]  
[[امام علی]] در وصف [[قرآن کریم]] گفته است: "بدانید، این قرآن، [[خیرخواه]] و نصیحت‌کننده‌ای است که هرگز [[پرده‌پوشی]] نمی‌کند، هدایت‌کننده‌ای است که هرگز [[گمراه]] نمی‌سازد، داستان‌گویی است که هرگز [[دروغ]] نمی‌گوید. هیچ‌کس با این [[کتاب]] هم‌نشینی نکرد، مگر اینکه موقع برخاستن یا چیزی بر او افزوده یا چیزی از او کاسته شد: افزایش در [[هدایت]] و کاهش در نابینایی، برای هیچ‌کس پس از آشنایی با قرآن [[احتجاج]] و [[بینوایی]] وجود ندارد و برای هیچ‌کس بیش از قرآن، [[بی‌نیازی]] تصور نمی‌شود"<ref>{{متن حدیث|وَ مَا جَالَسَ هَذَا الْقُرْآنَ أَحَدٌ إِلَّا قَامَ عَنْهُ بِزِيَادَةٍ أَوْ نُقْصَانٍ، زِيَادَةٍ فِي هُدًى أَوْ نُقْصَانٍ مِنْ عَمًى؛ وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ لَيْسَ عَلَى أَحَدٍ بَعْدَ الْقُرْآنِ مِنْ فَاقَةٍ وَ لَا لِأَحَدٍ قَبْلَ الْقُرْآنِ مِنْ غِنًى}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۷۶.</ref>.<ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۱]]، ص۲۲۹.</ref>
{{متن قرآن|وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا * فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ أُولَاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَنَا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُوا خِلَالَ الدِّيَارِ وَكَانَ وَعْدًا مَفْعُولًا * ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيرًا * إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِيَسُوءُوا وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِيُتَبِّرُوا مَا عَلَوْا تَتْبِيرًا * عَسَى رَبُّكُمْ أَنْ يَرْحَمَكُمْ وَإِنْ عُدْتُمْ عُدْنَا وَجَعَلْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ حَصِيرًا}}<ref>«و به بنی اسرائیل در کتاب (تورات) خبر دادیم  که دو بار در این سرزمین تباهی می‌ورزید و گردنکشی بزرگی می‌کنید * و چون وعده نخست (از) آن دو (تباهی) فرا رسد بندگانی سخت جنگاور را که داریم بر شما برمی‌انگیزیم که درون خانه‌ها را جست و جو می‌کنند و (این) وعده‌ای انجام یافتنی است * سپس پیروزی بر آنان را دوباره بهره شما می‌کنیم و با دارایی‌ها و پسران به شما یاری می‌رسانیم و شمار شما را افزون‌تر می‌گردانیم * اگر نیکی ورزید به خویش نیکی ورزیده‌اید و اگر بدی کنید به خویش کرده‌اید و چون وعده فرجامین  فرا رسد (بندگانی دیگر را می‌فرستیم) تا چهره‌هایتان را اندوهبار گردانند و در آن مسجد  وارد گردند چنان که بار نخست وارد آن شده بودند و تا بر هر چه دست یابند از میان بردارند * باشد که پروردگارتان بر شما بخشایش آورد و اگر (به نافرمانی) بازگردید ما نیز باز می‌گردیم و دوزخ را زندان کافران قرار داده‌ایم» سوره اسراء، آیه ۴-۸.</ref>.
در [[تأویل]] این [[آیه]] فرمودند: [[خداوند]] می‌فرماید: ما در [[تورات]] به [[بنی‌اسرائیل]] خبر دادیم. سپس [[پروردگار]] خطاب را از [[بنی‌اسرائیل]] قطع کرده و [[امت]] [[محمد]]{{صل}} را مخاطب ساخته و می‌فرماید: شما ای [[امت]] [[محمد]] به راه بنی‌اسرائیلی خواهید رفت و دوبار در [[زمین]] دست به [[فساد]] خواهید زد و در [[باب ]][[خلافت]] [[امیرالمؤمنین]] پس از [[رسول خدا]] [[پیمان‌شکنی]] خواهید نمود و سرکشی‌ای بزرگ خواهید کرد و ادعای [[خلافت]] عظمی می‌نمایید. پس چون نخستین [[فتنه]]، یعنی [[جنگ جمل]] پیش آید، [[بندگان]] نیرومند خود که امیرالمؤمنین علی{{ع}} و [[یاران]] او هستند، بر شما مسلط می‌کنیم تا شما را به [[هلاکت]] برسانند هرچند به خانه‌هایتان [[پناه]] ببرید، تا بدانید که [[اراده خداوند]] انجام‌پذیر است. سپس دوباره به شما دولتی خواهیم داد، یعنی [[بنی‌امیه]] که بر [[خاندان رسول خدا]] چیره می‌شوید و [[اموال]] و [[فرزندان]] بی‌شمار به شما خواهیم داد و شما با این عده بسیار خود را [[برتر]] از [[خاندان رسول خدا]] خواهید یافت و با آنان به [[جنگ]] برمی‌خیزید وحسین بن [[علی]]{{ع}} و [[یاران]] او را [[شهید]] نموده و [[زنان]] و [[خاندان]] او را به [[اسارت]] می‌برید. اگر [[نیکی]] کنید، [[نیکی]] می‌یابید و اگر [[بدی]] کنید، [[بدی]] خواهید دید. چون [[وعده]] دیگر فرا رسد، یعنی [[قائم آل محمد]]{{صل}} [[قیام]] کند روی‌های شما سیاه خواهد شد و با یارانش به [[مسجدالحرام]] خواهند آمد، مانند روزی که [[پیامبر اکرم]] و امیرالمؤمنین علی{{ع}} و [[سپاه اسلام]] نخستین بار بدین [[مسجد]] در آمدند تا [[دولت]] شما را سخت تباه سازند و بر شما [[غلبه]] نموده و همگی شما را از دم [[شمشیر]] بگذرانند و آنگاه [[خداوند]] توجه [[کلام]] را به [[آل محمد]]{{صل}} معطوف می‌دارد و می‌فرماید: [[پروردگار]] به شما ترحم خواهد نمود و شما را بر دشمنانتان پیروز خواهد کرد و سپس دوباره به [[بنی‌امیه]] خطاب می‌کند و می‌فرماید: اگر شما با [[شوکت]] [[سفیانی]] [[خروج]] کنید، [[دولت حق]] نیز با [[ظهور]] [[حضرت]] [[قائم آل محمد]]{{صل}} [[قیام]] خواهد کرد<ref>تفسیر علی بن ابراهیم قمی.</ref>.
[[امام صادق]]{{ع}} فرمود: [[تأویل]] این [[آیه شهادت]] [[امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب]]{{ع}}، [[مسموم]] کردن [[امام حسن مجتبی]] و کشتن [[امام حسین]]{{ع}} است. هنگامی که زمان [[خونخواهی]] آن [[حضرت]] فرا رسد، [[خداوند]] مردمی را [[پیش از ظهور]] [[حضرت قائم]]{{ع}} برمی‌انگیزاند که هر جا [[دشمنی]] از [[دشمنان]] و ظالمین آل [[پیغمبر]] پیدا کنند نابود می‌نمایند و این کاری است که قبل از [[قیام]] [[حضرت قائم]]{{ع}} به [[یقین]] واقع خواهد شد<ref>ممکن است در اینجا اشاره به قیام جناب مختار باشد که از دشمنان اهل بیت و قاتلان سیدالشهدا{{ع}} خونخواهی نمود.</ref>. سپس [[امام حسین]]{{ع}} با هفتاد تن از [[یاران]] خود که در [[کربلا]] [[شهید]] شدند، دوباره به [[دنیا]] باز خواهند گشت، در حالی که جامه‌هایی سفید بر تن دارند و به [[مردم]] اعلام می‌نمایند که [[امام حسین]]{{ع}} با یارانش [[قیام]] نموده است تا اهل [[ایمان]] تردید ننمایند و بدانند که او [[دجال]] یا [[شیطان]] نیست، بلکه او [[امامی]] است که در دسترس [[مردم]] است، و [[مردم]] به او [[یقین]] خواهند کرد. سپس از جانب [[امام حسین]]{{ع}}، [[امام زمان]] به همه [[مردم]] معرفی می‌شود و اهل [[ایمان]] نیز آن [[حضرت]] را [[تصدیق]] می‌کنند و چون [[حضرت قائم]]{{ع}} [[وفات]] نماید، [[امام حسین]]{{ع}} او را [[غسل]] داده و [[کفن]] نموده و [[حنوط]] می‌نماید و به [[خاک]] می‌سپارد. [[امام حسین]]{{ع}} پس از ایشان متولی امر [[امامت]] می‌شود و به قدری [[امامت]] خواهد نمود که ابروهای مبارکش به روی دیده‌گانش خواهد افتاد. و در [[حدیث]] دیگری می‌فرماید: {{متن قرآن|بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَنَا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ}}<ref>«بندگانی سخت جنگاور را که داریم بر شما برمی‌انگیزیم» سوره اسراء، آیه ۵.</ref> این [[بندگان خدا]] همانا [[یاوران]] [[حضرت قائم]]{{ع}} هستند که بسیار نیرومندند<ref>تفسیر عیاشی.</ref>.
{{متن قرآن|وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا}}<ref>«و بگو حقّ آمد و باطل از میان رفت؛ بی‌گمان باطل از میان رفتنی است» سوره اسراء، آیه ۸۱.</ref>.
در کتاب [[شریف]] کافی درباره این [[آیه شریفه]] فرموده: زمانی که [[دولت حقه]] [[قائم]]{{ع}} برقرار شود [[دولت]] [[باطل]] خواهد رفت<ref>مهدی موعود: باب پنجم:</ref>.
{{متن قرآن|وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا فَلَا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُورًا}}<ref>«و آن کس را که خداوند (کشتن وی را) حرام کرده است جز به حقّ مکشید و آنکه به ستم کشته شود برای وارث او حقّی نهاده‌ایم پس نباید در کشتن (به قصاص) گزافکاری  کند زیرا (از سوی شرع) یاری شده است» سوره اسراء، آیه ۳۳.</ref>.
[[رسول خدا]]{{صل}} در [[تفسیر]] این [[آیه]] می‌فرماید: کسی که به ناحق کشته شده، [[حسین بن علی]]{{ع}} است که مظلومانه به [[شهادت]] رسید و [[حضرت قائم]]{{ع}} [[خونخواه]] اوست به درستی که [[دنیا]] به پایان نمی‌رسد مگر اینکه مردی از [[خاندان رسول خدا]]{{صل}} به [[یاری]] [[حسین بن علی]]{{ع}} بر خواهد خاست و [[زمین]] را از [[عدل و داد]] پر می‌کند همان طور که از [[ظلم و ستم]] پر شده است.


*[[سوره اعراف]]  
== جایگاه و عظمت قرآن ==
{{متن قرآن|يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِنْدَ رَبِّي لَا يُجَلِّيهَا لِوَقْتِهَا إِلَّا هُوَ ثَقُلَتْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَا تَأْتِيكُمْ إِلَّا بَغْتَةً يَسْأَلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِيٌّ عَنْهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِنْدَ اللَّهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«از تو از برپا شدن رستخیز می‌پرسند که چه هنگام است؟ بگو: دانش آن، تنها نزد پروردگار من است؛ هیچ کس جز او در زمان آن از آن پرده بر نمی‌دارد؛ (بار آن) در آسمان‌ها و زمین، سنگین است، جز ناگهان به سراغتان نمی‌آید؛ از تو می‌پرسند گویی تو از آن نیک آگاهی بگو: دانش آن، تنها نزد خداوند است اما بیشتر مردم نمی‌دانند» سوره اعراف، آیه ۱۸۷.</ref>.
قرآن کتاب [[دینی]] و [[اعتقادی]] [[مسلمانان]] است که بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نازل شده تا [[مردم]] را از تاریکی‌های [[کفر]] و [[نفاق]] به [[ایمان]] و [[اخلاص]] و [[نور]] [[راهنمایی]] کند<ref>ابراهیم/ ۱؛ کاشانی، ملافتح‌الله، تفسیر منهج الصادقین فی الزام‌المخالفین، ج۵، ص۱۲۲.</ref>. طبق [[روایت]] مشهور در منابع [[شیعی]] و [[سنی]] از [[رسول خدا]]{{صل}} قرآن به همراه [[عترت]] آن حضرت{{صل}} یکی از دو ثقل و سرمایه ارزشمندی است که حضرت بر جای گذاشته است و هر کس به این دو تمسک کند، گمراه نخواهد شد<ref>طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج علی أهل اللجاج، ج۲، ص۳۸۰؛ احمد بن حنبل، مسند الامام احمد بن حنبل، ج۳، ص۱۴ و ۱۷.</ref>.
[[امام رضا]]{{ع}} می‌فرماید: شخصی از [[رسول خدا]]{{صل}} پرسید: ای [[رسول خدا]]! قائمی که از فرزندن شماست، چه زمانی [[قیام]] خواهد کرد؟ [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: مثال [[ظهور]] [[حضرت قائم]]{{ع}} مانند ساعت [[قیامت]] است که جز هنگام آمدنش، کسی از زمان وقوع آن با خبر نخواهد شد و این بر [[زمین]] و [[آسمان]] بسیار سنگین است و [[ظهور]] [[حضرت قائم]]{{ع}} به طور ناگهانی رخ خواهد داد.  


*سوره [[انبیاء]]
از دیدگاه [[شیعه]]، [[امامان معصوم]]{{عم}} حاملان علم قرآن و بیان‌کننده مضامین و [[حقایق]] قرآن‌اند. از این‌رو میان کتاب و [[عترت]] تلازم است و همان‌گونه که قرآن با [[روایات]] [[تفسیر]] می‌شود و عام و خاص و [[محکم و متشابه]] آن روشن می‌گردد، قرآن نیز در فرض اختلاف روایات، [[مرجع]] است و روایاتی که مخالف قرآن باشند، مردود می‌شوند<ref>معرفت، محمد هادی، التفسیر، ج۱، ص۴۳۳ - ۴۴۶؛ حکیم طباطبایی، سیدمحمدباقر، علوم القرآن، ص۱۲۴.</ref>.
{{متن قرآن|فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنَا إِذَا هُمْ مِنْهَا يَرْكُضُونَ * لَا تَرْكُضُوا وَارْجِعُوا إِلَى مَا أُتْرِفْتُمْ فِيهِ وَمَسَاكِنِكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْأَلُونَ * قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ * مَا زَالَتْ تِلْكَ دَعْوَاهُمْ حَتَّى جَعَلْنَاهُمْ حَصِيدًا خَامِدِينَ}}<ref>«و همین که عذاب ما را در (می)‌یافتند ناگاه از آن می‌گریختند * مگریزید و به آنچه که در آن کامرانی یافته‌اید و به خانه‌هایتان باز گردید باشد که از شما بازخواست کنند * گفتند: وای بر ما! بی‌گمان ما ستمگر بوده‌ایم * و هماره همان سخن آنان بود تا آنکه آنان را (چون گیاه) دروشده‌ای فرو مرده گرداندیم» سوره انبیاء، آیه ۱۲-۱۵.</ref>.
[[تأویل]] این [[آیه]] مربوط به بازگشت [[بنی‌امیه]] در [[زمان رجعت]] و قصاص آنان به خاطر گناهانی که نموده‌اند می‌باشد. در [[تأویل]] و [[تفسیر]] این [[آیه]] در [[روایات]] آمده است: زمانی که [[بنی‌امیه]] [[عذاب]] ما را که به وسیله [[ظهور]] [[حضرت قائم]]{{ع}} بر آنان فرود می‌آید، احساس می‌کنند، از آن می‌گریزند. به آنان گفته می‌شود که فرار نکنید و باز گردید، تا شما را از آن [[نعمت‌ها]] و جایگاه‌ها که در آن به خوش‌گذرانی و عشرت سرگرم بودید بازخواست کنیم. در آن زمان [[بنی‌امیه]] از [[ترس]] به سوی [[روم]] خواهند گریخت و [[حضرت]] آنان را در [[روم]] دستگیر کرده بیرون می‌آورد و تمام گنج‌هایی که [[پنهان]] نموده‌اند از آنان باز پس خواهد گرفت. [[بنی‌امیه]] می‌گوید: وای بر ما، که قومی [[ستمکار]] بودیم و یکسره این جمله [[حسرت]] را تکرار می‌کند تا اینکه به وسیله [[حضرت قائم]] و [[یاران]] او همه درو می‌شوند و از دم [[شمشیر]] خواهند گذشت.
{{متن قرآن|وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ}}<ref>«و در زبور  پس از تورات  نگاشته‌ایم که بی‌گمان زمین را بندگان شایسته من به ارث خواهند برد» سوره انبیاء، آیه ۱۰۵.</ref>.
در [[تفسیر]] این [[آیه]] فرموده‌اند که [[بندگان]] [[صالح]]، [[یاران حضرت قائم]]{{ع}} خواهند بود که [[وارثان]] و مالکان [[زمین]] خواهند شد<ref>تفسیر قمی.</ref>.  


*سوره انعام
قرآن کریم با وجود عظمتش، نزد [[مسلمانان]] مهجور است؛ چنان‌که در بعضی [[آیات]] نیز به آن تصریح شده است<ref>فرقان/۳۰.</ref>. از دیدگاه [[امام خمینی]] مهجوریت قرآن در ابعاد مختلف است: اول مهجوریت در عمل، دوم در [[تلاوت]]، سوم در نگاه جامع به قرآن<ref>[[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[قرآن (مقاله)| مقاله «قرآن»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۸ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۸]]، ص ۱۵۵.</ref>.
{{متن قرآن|يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ لَا يَنْفَعُ نَفْسًا إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْرًا قُلِ انْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُونَ}}<ref>«روزی که برخی نشانه‌های پروردگارت آید کسی که از پیش ایمان نیاورده یا در ایمان خویش کار نیکویی انجام نداده باشد ایمانش او را سودی نخواهد داد؛ بگو چشم به راه باشید که ما نیز چشم به راهیم» سوره انعام، آیه ۱۵۸.</ref>.  
[[امام صادق]]{{ع}} فرمود [[نشانه‌ها]] در این [[آیه]] همان [[ائمه هدی]]{{ع}} است و منظور از بعضی از [[نشانه‌ها]]، [[حضرت]] [[قائم آل محمد]]{{ع}} می‌باشد<ref>تفسیر قمی.</ref>.
{{متن قرآن|أُولَئِكَ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ فَإِنْ يَكْفُرْ بِهَا هَؤُلَاءِ فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَيْسُوا بِهَا بِكَافِرِينَ}}<ref>«آنان کسانی هستند که به آنها کتاب و داوری و پیامبری دادیم؛ اگر اینان به آن کفر ورزند، گروهی را بر آن گمارده‌ایم که بدان کفر نمی‌ورزند» سوره انعام، آیه ۸۹. و ر.ک: سوره مائده، آیه ۵۴.</ref>.  


*سوره [[انفال]]
==اثبات حقانیت قرآن==
{{متن قرآن|و قاتلوهم حتی لا تکون فتنة ویکون الدین کله لله فإن انتهوا فإن الله بما یعملون بصیر}}<ref>انفال / ۳۹ - ر.ک: توبه / ۳۶.</ref>؛ ([ای [[مؤمنان]]] بکشید آن [[[کافران]]] را تا دیگر [[فتنه]] و فسادی نباشد و [[آیین]] همه [[مردم]] به سوی [[خدا]] باشد و اگر دست [از [[کفر]]] کشیدند، پس [[خداوند]] به کردارشان بیناست).  
=== اعجاز قرآن ===
{{اصلی|اعجاز قرآن}}
[[اعجاز]] به معنای [[ناتوان]] ساختن یا [[ناتوان]] یافتن کسی یا چیزی به‌کار رفته است و واژه معجزه به معنای ناتوان کننده است. [[معجزه]] عمل خارق عادتی را گویند که انجام آن از [[قدرت]] افراد عادی بیرون بوده و تنها به اتکای یک نیروی مافوق طبیعی امکان‌پذیر است، از طرف مدعی [[نبوت]] و دارای برخی شرایط و خصوصیات و نشانه‌ای روشن و دلیلی آشکار است بر [[صدق]] ادعای آورنده آن و قرآن، [[معجزه]] جاویدان [[پیامبر اسلام]] {{صل}} است که مؤلفه‌های [[معجزه]] بودن مانند: [[تحدی]]؛ هماوردطلبی و ... را داراست<ref>[[سید محمود دشتی|دشتی، سید محمود]] و [[غلام علی عزیزی|عزیزی، غلام علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳]]، ص۵۵۸ – ۵۶۴؛ [[محمد تقی مصباح یزدی|مصباح یزدی، محمد تقی]]، [[راه و راهنماشناسی (کتاب)|راه و راهنماشناسی]]، ص ۱۸۱؛ [[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسان‌شناسی (کتاب)|انسان‌شناسی]]، ص۱۴۲ ـ ۱۴۴.</ref>.


*سوره بقره
=== تحدی قرآن ===
{{متن قرآن|الم * ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین * الذین یؤمنون بالغیب}}<ref>بقره / ۱</ref>؛ (الم، این کتاب که هیچ شکی در آن نیست، راهنمای [[پرهیزکاران]] است، آن کسانی که به [[غیب]] [[ایمان]] دارند).
{{اصلی|تحدی|تحدی قرآن}}
[[امام صادق]]{{ع}} فرمود: کسانی [[ایمان به غیب]] دارند که به [[ظهور]] [[حضرت قائم]]{{ع}} [[اقرار]] نمایند و [[متقین]] در این [[آیه]] به معنی [[شیعیان]] [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} است و [[غیب]] آن حجتی است که از دیده‌ها [[غایب]] می‌شود و [[دلیل]] این [[تأویل]] [[آیه]] بیست سورة [[یونس]] است که می‌فرماید:
تحدی به‌معنای هماوردطلبی، عبارت از مبارزه‌طلبی [[خدای متعال]] از مخالفان [[رسول‌ اکرم]] {{صل}} که اگر آن حضرت را فرستاده [[خداوند]] نمی‌دانند، برای آنچه وی آورده است مانندی بیاورند. آیات تحدی سه دسته‌اند: [[تحدی]] به کل قرآن؛ تحدی به ده [[سوره]] و تحدی به یک سوره<ref>[[فرهنگ‌نامه علوم قرآنی (کتاب)|فرهنگ نامه علوم قرآنی]]، ص۵۱.</ref>.
{{متن قرآن|فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّهِ فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ}}<ref>«بگو که غیب، تنها از آن خداوند است پس چشم به راه دارید که من (نیز) با شما از چشم به راه دارندگانم» سوره یونس، آیه ۲۰.</ref><ref>مهدی موعود: باب پنجم:</ref>.
{{متن قرآن|فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ أَيْنَ مَا تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعًا إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«و هر کس را قبله‌ای  است که روی بدان می‌کند، باری، در کارهای نیک از یکدیگر پیشی گیرید. هرجا که باشید خداوند همگی شما را باز خواهد آورد، خداوند بر هر کاری تواناست» سوره بقره، آیه ۱۴۸.</ref>.
این [[آیه]] درباره جمع شدن [[یاران حضرت مهدی]]{{ع}} است، آنان [[سیصد و سیزده]] نفرند که در شب [[ظهور حضرت مهدی]]{{ع}} در یک شب و با طی الأرض، از سرتاسر [[زمین]] در [[مسجد الحرام]] جمع می‌شوند، بدون اینکه همدیگر را بشناسند<ref>ر.ک: یاران حضرت، طی الارض.</ref>.
{{متن قرآن|وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ}}<ref>«و بی‌گمان شما را با چیزی از بیم و گرسنگی و کاستی دارایی‌ها و کسان و فرآورده‌ها می‌آزماییم، و شکیبایان را نوید بخش!» سوره بقره، آیه ۱۵۵.</ref>.
[[محمد بن مسلم]] از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] می‌کند که فرمود: پیش از [[قیام]] [[حضرت قائم]]{{ع}}، نشانه‌هایی برای آزمودن [[مؤمنین]] واقع خواهد شد. این آزمایش‌ها پیدایش [[ترس]] و بیماری‌های گوناگون و [[گرسنگی]] است. نرخ‌ها بالا می‌رود و گرانی پدید می‌آید، [[اموال]] کاهش می‌یابد و [[قحطی]] مسلط می‌شود، مرگ‌های مختلف شایع می‌شود و میوه‌ها تباه می‌شوند و [[باران]] نمی‌بارد. در آن زمان به کسانی که در [[اعتقاد]] به ما [[ثابت قدم]] هستند مژده بده. این [[تأویل]] سخن خداست و جز [[راسخین در علم]] [[تأویل قرآن]] را نمی‌دانند و [[راسخین در علم]] ما اهلبیت هستیم<ref>مهدی موعود: باب پنجم:</ref>.  


*سوره تکویر
== چگونگی نزول قرآن ==
{{متن قرآن|فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ * الْجَوَارِ الْكُنَّسِ}}<ref>«نه، سوگند به اختران فراگرد * و به سیّارگان پنهان‌نورد» سوره تکویر، آیه ۱۵-۱۶.</ref>.
{{اصلی|نزول قرآن}}
[[امام باقر]]{{ع}} به ام هانی فرمود: منظور این [[آیه]] [[امامی]] است که در سال دویست و شصت هجری [[غایب]] می‌شود و سپس چون ستاره‌ای تابان [[آشکار]] می‌شود، اگر او را ببینی دیدگانت روشن می‌شود<ref>تفسیر قمی.</ref>.  
[[قرآن کریم]] [[کلام خداوند]] است که در طول بیست و سه سال بر [[حضرت محمد]] {{صل}} نازل شده است. در قرآن بارها آمده است که قرآن از جانب [[خدا]] نازل شده است. استفاده از تعبیرهايی چون "نزول"، "تنزیل" و "انزال" برای قرآن شاید به سبب تأکید بر وحیانی بودن این کتاب است تا کسی نپندارد قرآن [[کلام]] [[بشر]] و ساخته ذهن و زبان شخص [[پیامبر]] {{صل}} است<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۷۵.</ref>.


*سوره [[توبه]]
کیفیت [[نزول قرآن]] به صورت "[[وحی]]" بود، نوعی ارتباط [[کلامی]] میان [[خدا]] و [[پیامبر]] که از طریق فرشته‌ای به نام "[[جبرئیل]]" صورت می‌‌گرفت و از آغاز [[بعثت]] [[پیامبر اسلام]] تا واپسین روزهای حیاتش، به تناسب حوادث و نیازها، قرآن به صورت بخش بخش فرود می‌‌آمد. [[حضرت محمد]] {{صل}} [[وحی]] را بر [[مردم]] بازخوانی می‌کرد و عده‌ای خاص به نام "[[کاتبان وحی]]" آن را می‌‌نوشتند. از جمله آنان [[امام علی بن ابی طالب]] {{ع}} و [[زید بن ثابت]] و [[عبدالله بن مسعود]] بود<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۱۸۱؛ [[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[قرآن (مقاله)| مقاله «قرآن»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۸ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۸]]، ص ۱۵۶.</ref>.
{{متن قرآن|و قاتلوا المشرکین کافة کما یقاتلوکم کافة واعلموا أن الله مع المتقین}}<ref>توبه / ۹.</ref>؛ (با [[مشرکان]] متحدانه [[نبرد]] کنید، آن گونه که آنان متفق شدند و با شما به [[جنگ]] برخاستند و بدانید که [[خداوند]] با [[پرهیزکاران]] است).
[[زراره]] از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] می‌کند که فرمود: هنوز زمان [[تأویل]] این [[آیه شریفه]] فرا نرسیده است. کسانی که زمان [[قیام قائم آل محمد]]{{صل}} را [[درک]] نمایند، به خوبی [[تأویل]] این [[آیه]] را خواهند دید، زیرا با [[ظهور]] [[حضرت قائم]]{{ع}} شعاع [[دین]] [[رسول خدا]]{{صل}} چنان گسترده می‌شود که در روی [[زمین]] از [[شرک]] و بدبینی اثری [[باقی]] نخواهد ماند چنانکه [[خداوند]] می‌فرماید: {{متن قرآن|و قاتلوهم حتی لا تکون فتنة و یکون الدین کله لله}}<ref>انفال / ۳۹.</ref>؛ (با آنان [[پیکار]] کنید تا فتنه‌ای نباشد و تمام [[دین]] از آن [[خداوند]] باشد)<ref>تفسیر قمی.</ref>.
این مهم فقط در [[زمان ظهور]] [[حضرت قائم]]{{ع}} محقق خواهد شد زیرا در ادوار مختلف زمانی، هیچ‌گاه پیش نیامده است که [[زمین]] یکسره از [[فتنه]] خالی باشد و فقط [[الله]] پرستیده شود، و این امر فقط مخصوص ایام [[ظهور حضرت مهدی]]{{ع}} می‌باشد.  


*سوره [[جن]]
== ویژگی‌های قرآن ==
{{متن قرآن|حتی إذا رأوا ما یوعدون فسیعلمون من أضعف ناصرا و أقل عددا}}<ref>جن / ۲۴.</ref>؛ ([ای [[رسول]] ما، [[کافران]] را رها کن] تا روزی که [[عذاب]] [[وعده]] داده شده خود را به چشم ببینند، در آن روز خواهند دانست که کدام یک دارای یارانی ضعیف‌ترند، و سپاهیانی کمتر دارند).
{{اصلی|ویژگی‌های قرآن}}
[[تفسیر]] این [[آیه]] به زمانی تعلق دارد که [[حضرت قائم]]{{ع}} [[ظهور]] می‌نماید و این [[آیه]] درباره [[امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب]] و [[حضرت مهدی]]{{ع}} است که وقتی [[ظهور]] می‌نماید؛ [[دشمنان]] [[حضرت]] [[علی بن ابی طالب]] خواهند دانست که [[یاران]] چه کسی ضعیف‌ترند و کدام‌شان کم سپاه‌ترند (زیرا همیشه در دوران [[زندگی]] [[اهل بیت]]{{ع}}، [[مردم]] به یاریشان برنمی‌خاستند و آنان را تنها می‌گذاشتند و همه را مظلومانه به [[شهادت]] رساندند، اما در [[زمان ظهور]] [[حضرت]]، قضیه به طور دیگری رقم خواهد خورد، [[زمین]] و زمان، [[جن]] و انس و [[ملک]] در [[اختیار]] و به [[فرمان]] [[حضرت]] خواهند بود و با [[قدرت الهی]] بر [[جهان]] مقتدرانه [[حکومت]] خواهند کرد)<ref>تفسیر قمی.</ref>.  
=== ویژگی نخست: عصمت و تحریف‌ناپذیری ===
{{اصلی|عصمت قرآن|تحریف‌ناپذیری قرآن}}
[[عصمت]] به معنای محافظت و ممانعت از امور [[شر]] و ناپسند، در اصطلاح [[قرآنی]] به معنای عدم راهیابی [[باطل]]، کژی و [[تحریف]] در ساحت [[مقدس]] این [[کلام]] است. [[عصمت]] در قرآن یعنی اینکه این [[کلام]] بدون هیچ تحریفی در [[آیات]] و هیچگونه تعارضی در بین [[آیات]] نازل شده و بر تمام کلام‌های [[دینی]] دیگر مانند [[روایات]]، حجیت و [[برتری]] دارد<ref>ر.ک: [[حمید رضا شاکرین|شاکرین، حمید رضا]]، [[عصمت تام قرآن و برون داده‌ای آن (مقاله)|عصمت تام قرآن و برون داده‌ای آن]]، ص ۴ـ۷.</ref>.


*سوره [[حج]]  
[[تحریف]] به معنای مایل کردن و دگرگون ساختن عبارت از متمایل ساختن معنای [[کلام]] از مقصود گوینده به سَمت احتمالی که می‌توان سخن گوینده را بر آن حمل کرد و در نتیجه ایجاد نوعی دگرگونی در مقصود گوینده است. چند احتمال درباره [[تحریف در قرآن]] وجود دارد که برخی از آنها واقع شده و برخی نه:
{{متن قرآن|أذن للذین یقاتلون بأنهم ظلموا و إن الله علی نصرهم لقدیر}}<ref>حج / ۳۹.</ref>؛ (به آنانی که مورد [[قتل]] قرار گرفته‌اند رخصت [[[انتقام]] و [[جنگ]]] داده شده است، زیرا آنها [از [[دشمن]]] بسیار [[ستم]] دیده‌اند و [[خداوند]] به [[یاری]] آنان توانا است).  
# '''تحریف در معنا:''' بااینکه در [[روایات]] به شدت از ان [[نهی]] شده است اما در مورد برخی از [[آیات]] [[قرآن‌ کریم]] رخ داده است.
[[امام صادق]]{{ع}} می‌فرماید: [[عامه]] [[مردم]] [[گمان]] می‌کنند که این [[آیه]] درباره [[رسول خدا]]{{صل}} نازل شده است، در زمانی که [[قریش]] ایشان را از [[مکه]] بیرون کردند؛ اما [[تفسیر]] این [[آیه]] درباره [[قائم آل محمد]]{{صل}} است که برای [[خونخواهی امام حسین]]{{ع}} [[قیام]] می‌نماید<ref>تفسیر قمی.</ref>.  
# '''تغییر در حروف و حرکات''': این قسم تحریف نیز واقع شده است.
{{متن قرآن|والذین إن مکناهم فی الأرض أقاموا الصلاة وآتوا الزکاة و أمروا بالمعروف ونهوا عن المنکر.... و من عاقب بمثل ما عوقب به ثم بغی علیه لینصرنه الله إن الله لعفو غفور}}<ref>حج / ۴۱ و ۶۰.</ref>؛ (آنان کسانی‌اند که اگر در روی [[زمین]] به [[قدرت]] دست یابند، [[نماز]] را به پا خواهند داشت و [[زکات]] را پرداخت می‌نمایند و [[امر به معروف]] نموده و از [[منکرات]] جلوگیری می‌کنند... هر کس به همان مقدار که به او [[ظلم]] روا داشته شده است. به [[انتقام]] برخیزد، و اگر باز بر او ستمی بشود، البته که [[خداوند]] او را [[یاری]] خواهد نمود. همانا [[خداوند]] بسیار [[بخشاینده]] و [[آمرزنده]] است).  
# '''تغییر کلمات قرآن''': این تحریف مردود شمرده شده است.  
در [[تفسیر]] این [[آیه]] [[امام باقر]]{{ع}} می‌فرماید؛ این [[آیه]] درباره [[آل محمد]]{{صل}} است، یعنی [[دوازده امام]] [[معصوم]] و [[امام مهدی]]{{ع}} و [[یاران]] او که (به برپای [[عدالت]] و [[انتقام]] از [[ستمکاران]] برمی‌خیزند و) [[خداوند]] آنان را در [[شرق]] و [[غرب]] [[جهان]] جای خواهد داد و [[دین اسلام]] را بر همه عالم گسترش می‌دهند و بر هر [[دینی]] چیره می‌شوند و هر [[بدعت]] و باطلی را به وسیله او و یارانش نابود خواهد کرد، آنگونه که حق‌ناشناسان را نابود ساخته است. سپس [[گیتی]] چنان در [[آسایش]] فرو [[رود]] که هیچ نشانه‌ای از [[ظلم]] [[باقی]] نمی‌ماند<ref>مهدی موعود: باب پنجم:</ref>.
# '''تحریف به معنای افزودن بر الفاظ''': این قسم از تحریف نه در قرآن واقع شده و نه کسی آن را ادّعا کرده است.
# '''تحریف به معنای تبدیل یا کاستن از عبارات''': این مورد نیز [[نفی]] شده است<ref>[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص۲۳۳؛ [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی ج۲]]، ص۱۳۹؛ [[فتح‌الله نجارزادگان|نجارزادگان، فتح‌الله]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷]]، ص۳۰۲ - ۳۳۵.</ref>.


*سوره حدید
=== ویژگی دوم: هدایت الهی ===
{{متن قرآن|اعلموا أن الله یحی ألأرض بعد موتها قد بینا لکم ألآیات لعلکم تعقلون}}<ref>حدید / ۱۷.</ref>؛ (بدانید که همانا [[خداوند]] [[زمین]] را پس از [[مرگ]] دوباره زنده می‌گرداند، ما این [[نشانه‌ها]] را برای شما بیان می‌کنیم تا مگر به [[تعقل]] بپردازید).
در [[امّت اسلام]]، [[رسول اکرم]] {{صل}} [[حجّت]] [[ناطق]] است که با بیان و عمل خود، [[دین خدا]] را به [[مردم]] ارائه می‌نماید. قرآن نیز [[حجّت]] صامت است که با [[آیات]] خود، [[هدایت]] را برای [[امّت]] خاتم به ارمغان می‌آورد.
[[امام باقر]]{{ع}} می‌فرماید: [[خداوند]] [[زمین]] را با [[عدالت جهانی]] [[حضرت]] [[قائم آل محمد]]{{صل}} زنده می‌کند و این در زمانی خواهد بود که [[دنیا]] از شدت [[ظلم]] و [[ستمگری]] مرده باشد<ref>تفسیر قمی.</ref>.
{{متن قرآن|و لا یکونوا کالذین أوتوا الکتاب من قبل فطال علیهم ألأمد فقست قلوبهم وکثیر منهم فاسقون}}<ref>حدید / ۱۶.</ref>؛ ([ای [[مؤمنان]]] مانند کسانی نباشید که پیش از این [[کتاب آسمانی]] بر آنان نازل شد و دوره‌ای طولانی بر آنان گذشت و دل‌هایشان زنگ [[قساوت]] گرفت و بسیاری [[فاسق]] و نابکار شدند).
[[امام صادق]]{{ع}} فرمود: این [[آیه]] درباره [[حضرت قائم]]{{ع}} و افرادی است که در [[زمان غیبت]] او دچار خواهند شد<ref>تفسیر قمی و شرح الایات الباهرة.</ref>.  


*سوره ذاریات
در این میان، [[حجّت]] [[ناطق]] [[الهی]]، یعنی [[رسول اکرم]] {{صل}}، در زمان [[حیات]] خود، به [[تبیین]] بیانات خویش می‌پردازد و اگر درکلام آن حضرت امر نامفهوم و یا مشتبهی باشد، خود توضیح می‌دهد. اما همه سخن پیرامون قرآن است که:
{{متن قرآن|فو رب السماء و الأرض إنه لحق مثل ما أنکم تنطقون}}<ref>ذاریات / ۲۳.</ref>؛ (پس به خدای [[آسمان]] و [[زمین]] [[سوگند]] که او همانند سخن گفتن شما [[حقیقت]] دارد) که مقصود از این [[آیه]] [[حقانیت]] و وجود [[مبارک]] [[حضرت قائم]]{{ع}} می‌باشد<ref>تفسیر قمی.</ref>.  
# برای [[امّت اسلام]] کتابی جاودانه است و تا [[قیامت]] راهنمای بشریّت محسوب می‌شود.
# [[باطل]] از هیچ جهت بر آن وارد نمی‌گردد: {{متن قرآن|وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ}}<ref>«و به راستی آن کتابی است ارجمند در حال و آینده آن، باطل راه ندارد، فرو فرستاده (خداوند) فرزانه ستوده‌ای است» سوره فصلت، آیه ۴۱-۴۲.</ref>.
# خود ناظر و [[قیّم]] بر سایر [[کتب آسمانی]] و سایر معارف بشری است و [[حق و باطل]] را از یکدیگر تفکیک می‌کند: {{متن قرآن|ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ}}<ref>«این است آیین استوار» سوره توبه، آیه ۳۶.</ref>؛ {{متن قرآن|رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ يَتْلُو صُحُفًا مُطَهَّرَةً فِيهَا كُتُبٌ قَيِّمَةٌ}}<ref>«(یعنی) پیامبری از سوی خداوند که برگ‌هایی پاک را بخواند (که) در آنها نگاشته‌هایی استوار است» سوره بینه، آیه ۲-۳.</ref>.


*سوره [[الرحمان]]
از سوی دیگر، قرآن [[معجزه]] [[رسول خدا]] {{صل}} است که از همه جهات بی‌نظیر است و [[خداوند]] در [[آیات]] متعدّد، توصیه به [[تدبّر]] در آن نموده است: {{متن قرآن|أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا}}<ref>«آیا در قرآن نیک نمی‌اندیشند یا بر دل‌ها، کلون زده‌اند؟» سوره محمد، آیه ۲۴.</ref>.
{{متن قرآن|مدهامتان}}<ref>الرحمان / ۶۴.</ref>؛ (درختان آن دو [[بهشت]] در نهایت سبزی و خرمی است).
[[یونس]] بن ظبیان از [[امام]] [[جعفر صادق]]{{ع}} [[روایت]] می‌کند که [[تأویل]] این [[آیه]] در زمان برقراری [[دولت حقه]] [[حضرت قائم]]{{ع}} خواهد بود و بین [[شهر]] [[مکه]] و [[مدینه]] از باغ‌های نخل به هم متصل می‌شود<ref>تفسیر قمی.</ref>.
{{متن قرآن|یعرف المجرمون بسیماهم فیؤخذ بالنواصی و ألأقدام}}<ref>الرحمن / ۴۱.</ref>؛ ([آن روز] بدکاران به چهره‌هایشان شناخته می‌شوند و از پیش سرها و پاهایشان آنان گرفته شده [و به [[عذاب]] گرفتار می‌شوند])<ref>مهدی موعود: باب پنجم:</ref>.
[[امام صادق]]{{ع}} فرمود: آنان که [[گمان]] می‌کنند این [[آیه]] درباره [[روز قیامت]] است سخت در اشتباهند، البته که [[خداوند]] مجرمین را در [[قیامت]] می‌شناسد! بلکه این [[آیه]] درباره [[زمان ظهور]] [[حضرت قائم]]{{ع}} است که [[گناه‌کاران]] از روی صورتشان تشخیص داده می‌شوند و [[حضرت مهدی]]{{ع}} به [[همراهی]] [[یاران]] خود مجرمین را از دم [[شمشیر]] می‌گذرانند.
در [[روایات رجعت]] بسیار آمده است که [[امیر المؤمنین]]{{ع}} به [[دنیا]] باز خواهد گشت. در این [[روایات]] از [[حضرت]] به نام "[[دابة الأرض]]" یاد شده است و از خصوصیاتی که برای آن [[حضرت]] فرموده‌اند "مِیسم" است. میسم عصا یا چوب دستی [[حضرت]] است که با آن بر پیشانی [[کفار]] و [[مؤمنین]] نشان [[کفر]] و [[ایمان]] می‌نهد و از چهره هر کسی می‌توان [[کفر]] یا [[ایمان]] او را فهمید<ref>ر.ک: دابة الأرض.</ref>.  


*سوره زمر
[[رسول خدا]] {{صل}} نیز اهتمام فراوان به [[تدبّر]] در قرآن و [[تعلیم]] آن داشتند و به [[امّت اسلام]] [[دستور]] اکید بر یادگیری قرآن و [[تدبّر]] در آن می‌نمودند و از این رو می‌فرمودند: {{متن حدیث|خَيْرُكُمْ مَنْ تَعَلَّمَ الْقُرْآنَ وَ عَلَّمَهُ‌}}<ref>مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل (ط. مؤسسه آل البیت {{عم}}، ۱۴۰۸ ﻫ.ق)، ج۴، ص۲۳۵: باب وجوب تعلم القرآن. همان، ص۲۳۲.</ref>.
{{متن قرآن|و أشرقت ألأرض بنور ربها}}<ref>زمر / ۶۹.</ref>؛ (زمانی که [[زمین]] به [[نور]] [[پروردگار]] خود روشن شود).
[[امام صادق]]{{ع}} فرمود: "[[رب]] الأرض" یعنی [[امام زمان]] که مربی [[زمین]] می‌باشد، پس زمانی که [[حضرت قائم]]{{ع}} [[ظهور]] نماید، [[زمین]] با [[نور]] [[رب]] [[زمین]] روشن می‌شود و [[نور امام]]{{ع}} [[زمین]] را از [[نور]] [[ماه]] و [[خورشید]] مستغنی خواهد نمود، و تاریکی‌ها همه از بین می‌رود.  


*[[سوره سجده]]  
ایشان همچنین در ضمن سفارش خود به [[معاذ بن جبل]]، فرمودند: {{متن حدیث|إِنْ أَرَدْتُمْ عَيْشَ السُّعَدَاءِ وَ مَوْتَ الشُّهَدَاءِ وَ النَّجَاةَ يَوْمَ الْحَسْرَةِ وَ الظِّلَّ يَوْمَ الْحَرُورِ وَ الْهُدَى يَوْمَ الضَّلَالَةِ فَادْرُسُوا الْقُرْآنَ فَإِنَّهُ كَلَامُ الرَّحْمَنِ وَ حِرْزٌ مِنَ الشَّيْطَانِ وَ رُجْحَانٌ فِي الْمِيزَانِ}}<ref>باب اول، وجوب تعلم القرآن و تعلیمه کفایه و استحبابه عینا.</ref>.
{{متن قرآن|و لنذیقنهم من العذاب الأدنی دون العذاب الأکبر لعلهم یرجعون}}<ref>سجده / ۲۱.</ref>؛ (البته ما [[کافران]] را عذابی نزدیکتر می‌چشانیم و این غیر از [[عذاب]] بزرگتر و شدید‌تر است، تا مگر اینکه پشیمان شده و باز گردند).
جناب [[مفضل]] از [[حضرت]] [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] می‌کند: [[عذاب]] نزدیک‌تر که شامل این [[کافران]] می‌شود گرانی نرخ‌ها است و [[عذاب]] بزرگ‌تر [[قیام]] [[حضرت قائم]]{{ع}} با [[شمشیر]] خواهد بود<ref>مهدی موعود: باب پنجم:</ref>.
{{متن قرآن|قل یوم الفتح لا ینفع الذین کفروا إیمانهم ولا هم ینظرون * فأعرض عنهم و انتظر إنهم منتظرون}}<ref>سجده / ۲۹.</ref>؛ (بگو: روز [[فتح]] و [[پیروزی]] دیگر [[ایمان آوردن]] کسافران سودی نخواهد داشت. در آن روز به [[کافران]] هیچ مهلتی داده نخواهد شد. پس از آنان روی گردان و [[منتظر]] باش که آنان نیز [[منتظر]] تو هستند).
[[امام صادق]]{{ع}} فرمود: این روز [[فتح]] و [[پیروزی]]، روز [[فتح جهان]] توسط [[حضرت قائم]]{{ع}} است. در آن روز اگر کسی از قبل [[ایمان]] نیاورده باشد، دیگر [[ایمان]] آن روز و نزدیک شدن به [[حضرت قائم]]{{ع}} هیچ سودی به حال او نخواهد داشت. اما آنان که پیش از [[فتح]] و [[پیروزی]] به [[امامت]] او [[معتقد]] بودند و [[ظهور]] او را [[انتظار]] می‌کشیدند، [[ایمان]] آنان سودمند خواهد بود. [[خداوند]] [[جایگاه]] او را نزد [[حضرت قائم]]{{ع}} بزرگ می‌گرداند، او از [[دوستان]] [[اهل بیت پیامبر]] شمرده خواهد شد<ref>مهدی موعود: باب پنجم:</ref>.  


*سوره شعراء
نکته دیگر آنکه، قرآن [[کلام الهی]] است که بهره‌های ظاهری و [[باطنی]] آن بی‌نهایت است و در هریک از این دو جهت، هر مقدار که در آن تحقیق و [[تدبّر]] شود، مطالب [[جدید]] و دُرهای ثمین به ارمغان می‌آورد.
{{متن قرآن|إن نشأ ننزل علیهم من السماء آیة فظلت أعناقهم لها خاضعین}}<ref>شعراء / ۴.</ref>؛ (اگر ما بخواهیم، از [[آسمان]] نشانه خشمی بر آنان فرود خواهیم فرستاد که همگان به [[جبر]] گردن‌ها در مقابل آن فرو اندازند).
[[امام صادق]]{{ع}} فرمود: [[تأویل]] این [[آیه]] درباره [[بنی‌امیه]] است که ندایی آسمانی نام [[حضرت]] [[قائم آل محمد]]{{صل}} را خواهد برد و آنان در پیشگاه [[حضرت]] گردن فرمود خواهند آورد<ref>تفسیر قمی.</ref>.  


*سوره [[شوری]]
قرآن بیانی است که مطالب آن با مرور زمان رنگ نمی‌پذیرد و کهنه نمی‌شود؛ چنان‌که [[امام رضا]] {{ع}} در پاسخ به پرسشی درباره قرآن فرمودند: {{متن حدیث|هُوَ حَبْلُ اللَّهِ الْمَتِينُ وَ عُرْوَتُهُ الْوُثْقَى وَ طَرِيقَتُهُ الْمُثْلَى الْمُؤَدِّي إِلَى الْجَنَّةِ وَ الْمُنْجِي مِنَ النَّارِ لَا يَخْلُقُ عَلَى الْأَزْمِنَةِ وَ لَا يَغِثُ عَلَى الْأَلْسِنَةِ لِأَنَّهُ لَمْ يُجْعَلْ لِزَمَانٍ دُونَ زَمَانٍ بَلْ جُعِلَ دَلِيلَ الْبُرْهَانِ وَ الْحُجَّةَ عَلَى كُلِّ إِنْسَانٍ}} {{متن قرآن|لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ}}<ref>«در حال و آینده آن، باطل راه ندارد، فرو فرستاده (خداوند) فرزانه ستوده‌ای است» سوره فصلت، آیه ۴۲.</ref>.<ref>عیون اخبار الرضا {{عم}} (ط. نشر جهان، ۱۳۷۸ ﻫ.ق)، ج۲، ص۱۳۰.</ref>
{{متن قرآن|و لمن انتصر بعد ظلمه فأولئک ما علیهم من سبیل * إنما السبیل علی الذین یظلمون الناس و یبغون فی الأرض بغیر الحق أولئک لهم عذاب ألیم}}<ref>شوری / ۴۲ - ۴۱.</ref>؛ (هر کسی بعد از ظلمی که بر او روا داشته شده است، [[انتقام]] طلبد، بر آنان هیچ گناهی نخواهد بود و تنها [[گنه‌کاری]] برای آنانی است که به [[مردم]] [[ستم]] می‌نمایند و در [[زمین]] به راه ناحق رفته و [[شرارت]] می‌کنند، که برایشان [[عذاب]] دردناکی فراهم شده است).
[[ابو حمزه ثمالی]] از [[امام باقر]]{{ع}} [[روایت]] می‌کند که فرمود: [[حضرت قائم]]{{ع}} و [[یاران]] او، همان کسانی هستند که پس از مورد [[ظلم]] واقع شدن، [[انتقام]] می‌گیرند و کسی را یارای مقابله با آنان نخواهد بود؛ [[حضرت قائم]] و یارانش از تمام [[بنی امیه]] و [[دروغگویان]] و [[دشمنان اهل بیت]]{{عم}} [[انتقام]] خواهند گرفت. ایشان کسانی را که بر [[مردم]] [[ستم]] می‌کردند و بی‌جهت در روی [[زمین]] [[بیداد]] به پا می‌کردند به جزای عملشان می‌رسانند و کیفری دردناک در پی آنان خواهد بود<ref>تفسیر قمی و تفسیر فرات الکوفی.</ref>.  
{{متن قرآن|الله الذی أنزل الکتاب بالحق و المیزان وما یدریک لعل الساعة قریب * یستعجل بها الذین لا یؤمنون بها و الذین آمنوا مشفقون منها و یعلمون أنها الحق ألا إن الذین یمارون فی الساعة لفی ضلال بعید}}<ref>شوری / ۱۸ و ۱۷.</ref>؛ (چه چیز به تو آموخت؟ شاید ساعت نزدیک باشد، آنان که [[ایمان]] ندارند در وقوع آن شتاب می‌کنند، اما کسانی که [[ایمان]] آورده‌اند از آن روز در هراسند و می‌دانند که چنین روزی به [[یقین]] واقع می‌شود. [[آگاه]] باشید! آن کسانی که در ساعت [[جدل]] می‌کنند و آن را [[انکار]] می‌نمایند سخت در [[گمراهی]] به سر می‌برند).
[[امام صادق]]{{ع}} به [[مفضل]] فرمود: منظور از ساعت [[ظهور]] [[حضرت قائم]]{{ع}} است و کسانی که به [[جدل]] و [[انکار]] می‌پردازند منکرین [[حضرت مهدی]]{{ع}} هستند. آنان [از روی [[انکار]] و ناباوری] می‌گویند: او چه زمانی متولد شده است؟ چه کسی او را دیده است؟ چه هنگام او [[ظهور]] خواهد کرد؟ و این به خاطر عجله‌ای است که در امور [[الهی]] دارند و به [[قضای الهی]] [[شک]] دارند.


*سوره ص
تعلیم کتاب و حکمت و [[تبیین]] [[آیات قرآن]]، از شؤون [[هدایت الهی]] است که هرکس را به مقدار استعدادش دستگیری نموده و تا سرمنزل مقصود [[همراهی]] کند. در این مسیر، هر چند اصل آشنایی با [[روح]] قرآن، بهره‌مندی از مراتب عالی‌تر [[ایمان]] را به دنبال دارد، که نتیجه [[آموختن]] ظاهر قرآن است، ولی سیر در ادبیات و فهم ظاهر [[آیات الهی]] نیز میدان گسترده‌ای است که بدون معلّمی [[الهی]]، خطر [[انحرافات]] و [[شبهه]] افکنی‌های زیادی را به دنبال دارد<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱]]، ص۳۱۸-۳۲۰.</ref>.
{{متن قرآن|قال رب فأنظرنی إلی یوم یبعثون * قال فإنک من المنظرین * إلی یوم الوقت المعلوم}}<ref>ص / ۸۱ - ۷۹.</ref>؛ ([[شیطان]] گفت مرا تا [[روز رستاخیز]] مهلت بده. [[خداوند]] فرمود: تو تا زمان مشخص شده مهلت داده شده‌ای).
[[راوی]] از [[امام صادق]]{{ع}} پرسید: این روز مشخص شده چه روزی است؟ [[حضرت]] فرمودند: ای وهب! این روز مشخص شده، روزی است که [[رسول خدا]]{{صل}} [[شیطان]] را به [[قتل]] می‌رساند. این واقعه پس از [[قیام]] [[حضرت قائم]]{{ع}} است<ref>ر.ک: شیطان - مهدی موعود: چاپ پنجم:</ref>.  


*سوره صف
از [[آیات قرآن]] استفاده می‌شود [[امام]] [[معصوم]] ـ که در عالی‌ترین درجات [[حیات]] معنوی قرار دارد ـ از طریق [[باطن]] و [[ملکوت]] عالم، متصدّی این‌گونه [[هدایت]] می‌شود. قرآن ضمن [[اثبات]] "[[هدایت به امر]]" برای [[امام]] دو شرط را همواره گوشزد می‌نماید: [[صبر]] و [[یقین]]. می‌فرماید: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ}}<ref>«و چون شکیب ورزیدند و به آیات ما یقین داشتند برخی از آنان را پیشوایانی گماردیم که به فرمان ما (مردم را) رهنمایی می‌کردند» سوره سجده، آیه ۲۴.</ref>.
{{متن قرآن|یریدون لیطفؤا نور الله بأفواههم و الله متم نوره و و لو کره الکافرون}}<ref>صف / ۸.</ref>؛ ([[کافران]] می‌خواهند [[نور الهی]] را با گفتار [[باطل]] خاموش کنند اما [[خداوند]] [[نور]] خود را کامل می‌کند، هرچند که [[کافران]] از این کار ناخشنود باشند).
در [[احادیث]]، [[تفسیر]] این [[آیه]] چنین آمده است: [[کافران]] با دهانشان سعی در خاموش کردن [[نور الهی]] دارند، اما [[خداوند]] [[نور]] خود را با [[قائم آل محمد]]{{صل}} تمام می‌نماید، زمانی که او [[ظهور]] نماید، [[دین]] او را بر همه مذهب‌ها غالب می‌کند، به گونه‌ای که جز خدای یگانه پرستیده نخواهد شد و در آن روزگار [[زمین]] از [[عدل و داد]] پر می‌شود همان گونه که از [[ظلم]] و [[بیداد]] پر شده است.
در روایتی دیگر، [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: اگر شما [[مردم]] روی از [[نور الهی]] بتابید، [[خداوند]] [[نور]] خود را پایدار خواهد کرد. در روایتی دیگر [[حضرت موسی بن جعفر]]{{ع}} فرمود: [[نور الهی]] در این [[آیه]]، [[دوستی]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} است، و [[خداوند]] [[امامت]] [[امامان]] [[حق]] را تا پایان حفظ خواهد کرد<ref>مهدی موعود: باب پنجم:</ref>.
{{متن قرآن|و أخری تحبونها نصر من الله و فتح قریب وبشر المؤمنین}}<ref>صف / ۱۳.</ref>؛ (و دیگر چیزی که [[دوست]] دارید [[نصرت]] و پیروزی‌ای است که از جانب [[خدا]] می‌رسد و [[گشایش]] نزدیک، و [[مؤمنین]] را [[بشارت]] ده).  
این [[آیه]] نیز به [[ظهور]] حضور [[قائم]]{{ع}} [[تفسیر]] شده است که [[پیروزی]] و [[گشایش]] نزدیک، [[ظهور حضرت مهدی]]{{ع}} است<ref>تفسیر قمی.</ref>.
{{متن قرآن|هو الذی أرسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله ولو کره المشرکون}}<ref>صف / ۹.</ref>؛ ([[خداوند]] فرستاده خود را با [[هدایت]] و [[دین حق]] فرستاد، تا بر همه اینها چیره شود، هر چند که این کار بر [[مشرکان]] ناگوار آید).
این [[آیه]] نیز درباره [[حضرت]] [[قائم آل محمد]]{{ع}} نازل شده است و او [[امامی]] است که [[خداوند]] او را بر تمامی [[کیش‌ها]] غالب خواهد نمود و او [[زمین]] را از [[عدل و داد]] پر خواهد کرد، هم چنان که از [[ظلم و ستم]] پر شده باشد، و این [[آیه]] از جمله آیاتی است که [[تأویل]] و معنی آن پس از زمان نازل شدنش به وقوع خواهد پیوست.
[[امام رضا]]{{ع}} درباره این [[آیه]] می‌فرماید: هنوز زمان [[تأویل]] این [[آیه]] فرا نرسیده است، انشاءالله هنگامی که [[حضرت قائم]]{{ع}} [[قیام]] نماید، هرجا که [[کافر]] و مشرکی باشد، از [[ظهور]] آن جناب به [[سختی]] و ناخوشی دچار شود، تا جایی که اگر در [[دل]] سنگ [[پنهان]] شود، آن سنگ به سخن آمده و به [[مؤمنین]] خبر می‌دهد و می‌گوید: ای [[مؤمن]]! یک [[کافر]] در درون من [[پنهان]] شده است، او را به [[قتل]] برسان و [[خداوند]] او را (رسوا نموده) و به دست [[مؤمنین]] می‌دهد تا به مجازات برسد و کشته شود.
در روایتی دیگر [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} می‌فرماید: [[خداوند]] رسولی را که در این [[آیه]] از آن سخن به میان رفته است، پس از این ظاهر خواهد نمود، [[سوگند]] به آن خدایی که [[جان]] من به دست اوست، در [[زمان ظهور]] او، هیچ جایی در روی [[زمین]] نباشد مگر آنکه هر صبح و [[شام]] ندای شهادتین [[اذان]] در آن خواهد پیچید.
در [[حدیثی]] دیگر: [[ابن عباس]] [[روایت]] می‌کند: [[تأویل]] این [[آیه]] مربوط به زمانی خواهد بود که تمام [[یهودیان]] و [[نصرانیان]] و [[پیروان]] هر [[دینی]] به [[دین حنیف]] [[اسلام]] بگروند و گرگ و میش و گاو و شیر و [[انسان]] و مار از هر گزندی نسبت به هم در [[امان]] خواهند بود. در آن زمان هیچ موشی انبانی را پاره نمی‌کند و دیگر از هیچ اهل کتابی [[جزیه]] ستانده نمی‌شود و صلیب‌ها شکسته می‌شود و خوک‌ها از بین خواهند رفت. این در [[زمان قیام]] [[حضرت]] [[قائم آل محمد]]{{صل}} خواهد بود<ref>مهدی موعود: باب پنجم:</ref>.  


*سوره طارق
از اینکه در [[آیه]]، [[صبر]] و [[یقین]] را شرط این نوع [[هدایت]] مقرّر داشته است می‌فهمیم این [[هدایت]]، هدایت ظاهری نیست؛ چون هدایت ظاهری شرطی ندارد و همه می‌توانند متصدّی آن شوند. در [[آیه]] دیگری به همین مطلب اشاره دارد و می‌فرماید: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا}}<ref>«و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری می‌کردند» سوره انبیاء، آیه ۷۳.</ref>. باید توجه کرد واژۀ "امر" دارای سه معنا است و در اینجا مفهوم سوّم منظور است که مفهوم "امر" در مقابل مفهوم "[[خلق]]" به وجود دفعی و غیر تدریجی و مجرّد از ماده و عوارض آن (همچون [[روح]]) اطلاق می‌شود.
{{متن قرآن إنهم یکیدون کیدا * و أکیدا کیدا * فمهل الکافرین أمهلهم رویدا}}<ref>طارق / ۱۷ - ۱۵.</ref>؛ ([[دشمنان]] تا می‌توانند مکر می‌کنند و من نیز در مقابلشان مکر می‌کنم، پس به آنان اندکی مهلت بده).
در [[تفسیر]] این [[آیه]] فرموده‌اند: آنان فسونگری پیشه می‌کنند و من نیز به خوبی آن را چاره می‌کنم، پس ای [[محمد]]! آنان را اندکی مهلت بده تا وقتی که [[حضرت قائم]] {{ع}} [[قیام]] کند، برای [[خدا]] از ستم‌گران و سرکشان [[قریش]] از [[بنی امیه]] و دیگر [[کافران]] [[انتقام]] خواهد گرفت<ref>مهدی موعود: باب پنجم:</ref>.  


*سوره طه
در [[آیه امامت]] نیز [[خداوند]] پس از آزمودن [[ابراهیم]] {{ع}} به کلمات و بعد از مقام [[نبوّت]] و کسب شرایط لازم او را به [[مقام امامت]] [[منصوب]] فرمود. [[امام صادق]] {{ع}} می‌فرماید: "[[خداوند متعال]] پیش از آنکه [[ابراهیم]] را [[نبی]] قرار دهد، بندۀ خود قرار داد و پیش از آنکه به [[مقام رسالت]] برساند، نبوّتش بخشید و پیش از آنکه [[خلیل]] خود گرداند، [[مقام رسالت]] را به او عطا کرد و پیش از آنکه [[مقام امامت]] را به وی افاضه فرماید، او را [[خلیل]] و [[دوست]] [[خالص]] خود گردانید و هنگامی که همه این امتیازات را به دست آورد، فرمود: من هم اکنون تو را [[امام]] قرار دادم"<ref>اصول کافی، ج۱، ص۱۷۵.</ref>.<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص۵۷-۵۸.</ref>
{{متن قرآن|او یحدث لهم ذکرا}}<ref>طه / ۱۱۳.</ref>؛ (برای [[مردم]] [[پند]] و ذکری [[جدید]] ایجاد خواهد شد).
ذکر همانا [[ظهور]] [[حضرت قائم]]{{ع}} و [[خروج سفیانی]] خواهد بود<ref>تفسیر قمی.</ref>.  


*[[سوره عصر]]
== مراتب قرآن ==
{{متن قرآن|والعصر * إن الإنسان لفی خسر * إلا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر}}؛ ([[سوگند]] به عصر که [[انسان]] همواره در [[تباهی]] است، مگر آن کسانی که [[ایمان]] آورده و کرداری [[نیک]] دارند و یکدیگر را به سوی [[حق]] و [[صبر]] سفارش می‌کنند).
{{اصلی|مراتب قرآن}}
[[امام صادق]]{{ع}} درباره [[تفسیر]] این سوره می‌فرماید: عصر در این سوره به معنای [[زمان قیام]] [[حضرت قائم]]{{ع}} است که در آن روز [[دشمنان]] ما از زیانکاران خواهند بود و کسانی که به نشانه‌های [[الهی]] (و [[امامان]] [[حق]]) [[ایمان]] آورده‌اند و میان [[برادران دینی]] به [[همیاری]] می‌پردازند و [[برادران دینی]] خود را در [[اموال]] خود سهیم می‌کنند و همدیگر را به [[اعتقاد]] [[امامت]] و [[ایمان]] به [[اهل بیت]] [[رسول خدا]] توصیه می‌کنند<ref>کمال الدین، ج ۲، ص ۶۵۶.</ref>.
قرآن دارای مراتب گوناگونی است که [[خداوند]] در مقام معرّفی قرآن، از آن به دو مرتبه "[[احکام]]" و "تفصیل" یاد می‌کند. مرتبه اِحکام به حقیقت قرآن اشاره دارد و در نزد [[پروردگار]] است و از آن به "[[لوح محفوظ]]" یا "[[ام‌الکتاب]]" و یا "[[کتاب مکنون]]" نیز یاد شده است: {{متن قرآن|حْمَ وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ}}<ref>«حا، میم سوگند به این کتاب روشن به راستی ما آن را قرآنی عربی قرار دادیم باشد که خرد ورزید و بی‌گمان آن نزد ما در اصل کتاب، فرازمندی فرزانه است» سوره زخرف، آیه ۱-۴.</ref>. مرتبه تفصیل در قالب کلمه و [[کلام]]، توسط [[رسول اکرم]] {{صل}} و به زبان عربی بر [[امّت اسلام]] نازل شد: {{متن قرآن|كِتَابٌ فُصِّلَتْ آيَاتُهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ}}<ref>«کتابی است که آیات آن آشکار شده است، به گونه قرآنی عربی، برای گروهی که می‌دانند،» سوره فصلت، آیه ۳.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱]]، ص۳۲۰-۳۲۳.</ref>


*سوره عنکبوت
[[اندیشمندان اسلامی]] مراتب داشتنِ قرآن را با دو رویکرد [[هستی‌شناختی]] و [[معرفت‌شناختی]] نیز بررسی کرده‌اند:
{{متن قرآن|و لئن جاء نصر من ربک لیقولن إنا کنا معکم أو لیس الله بأعلم بما فی صدور العالمین}}<ref>عنکبوت / ۱۰.</ref>؛ (و هر گاه [[نصرت]] و ظفری از سوی [[خدا]] (به [[مؤمنان]]) برسد (آن [[منافقان]]) می‌گویند: ما نیز با شما (هم [[آیین]]) بودیم! آیا [[خداوند]] بر آنچه در [[دل]] مخلوقات است آگاه‌تر نیست؟!).
# مراتب قرآن بر اساس مراتب وجود (هستی‌شناختی): بعضی از اهل معرفت از آنجا که قرآن را جامع همه حقایق الهی به صورت یکسان می‌دانند، معتقدند در قرآن هیچ‌گونه میل و [[انحرافی]] نیست و [[منزلت]] قرآن منزلت [[اعتدال]] است؛ اما اگر از این [[منزل]] و مرتبه تنزل کند، [[جامعیت]] نخواهد داشت<ref>ابن عربی، محی‌الدین، الفتوحات‌المکیه، ج۳، ص۹۳.</ref>.
در روایتی [[تأویل]] این [[آیه]] درباره زمان [[انتقام]] [[حضرت قائم]]{{ع}} قرار داده است و [[شمشیر]] [[عدالت]] برافراشته شده است، به [[دروغ]] می‌گویند: ما نیز مانند [[سایر]] [[مؤمنین]] به [[حق]] [[ایمان]] داشتیم<ref>تفسیر قمی.</ref>.
# مراتب قرآن بر اساس فهم آن ([[معرفت‌شناختی]]): هر مرتبه از مراتب و منازل قرآن مختص گروهی است که پس از به دست آوردن [[طهارت]]، توان حمل و [[درک]] آن را دارند و پایین‌ترین مرتبه آن، همین کتابی است که پیش‌روی [[مردم]] است<ref>ملاصدرا، مفاتیح‌الغیب، ص۳۹ - ۴۱؛ همو، الحکمة‌المتعالیه، ج۷، ص۳۶ - ۳۹.</ref>.<ref>[[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[قرآن (مقاله)| مقاله «قرآن»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۸ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۸]]، ص ۱۵۹.</ref>


*سوره غاشیه
== ظاهر و باطن قرآن ==
{{متن قرآن|هل أتاک حدیث الغاشیة * وجوه یومئذ خاشعة * عاملة ناصبة * تصلی نارا حامیة}}<ref>غاشیه / ۴ – ۱.</ref>؛ (آیا خبر بلای عالمگیر برای تو حکایت شده است؟ آن روز رخسار برخی ترسناک و ذلیل است و همه کارشان [[رنج]] و [[مشقت]] است و به [[آتش]] فروزان [[دوزخ]] در آیند).  
[[قرآن کریم]] تنها شامل یک سطح از معنا نیست که همگان به طور مساوی آن را [[درک]] کنند، بلکه این [[کتاب آسمانی]] دربردارنده لایه‌ها و سطوح معانی گوناگون است<ref>طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۵۹ – ۶۲.</ref>. مراد از ظهور در قرآن، معنای ظاهری و ابتدایی است که از [[آیات]] به دست می‌آید و مراد از بطون، معنای نهفته در آیات است فراتر از مفهوم ظاهری آیات و این معنای [[باطنی]]، ممکن است به مفهوم ظاهری [[آیه]] نزدیک باشد یا با آن فاصله داشته باشد<ref>طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۷۴.</ref>.
[[امام صادق]]{{ع}} فرمود: مقصود از این [[آیه]] [[قیام]] [[حضرت قائم]]{{ع}} است که با [[شمشیر]] [[اهل باطل]] را فرو می‌گیرد و صورت آنان در آن روز افتاده است، آنان بر خلاف [[دستور]] [[خدا]] عمل می‌نمایند و [[والیان]] [[جور]] [[نصب]] می‌کنند، اما در [[زمان ظهور حضرت مهدی]]{{ع}} در [[آتش]] [[جنگ]] خواهند سوخت و در سرای دیگر نیز به [[آتش دوزخ]] گرفتار خواهند شد<ref>تفسیر قمی.</ref>.  


*سوره [[غافر]]
قرآن دارای بطن‌های متعدد و حقایقی است که از دید انسان‌های عادی پوشیده است<ref>امام خمینی، تفسیرحمد، ص۱۳۳؛ دعاءالسحر، ص۵۹؛ صحیفه، ج۱۴، ص۳۸۷.</ref>. در [[حقیقت]]، باطن قرآن از سنخ معانی نیست تا برای [[انسان‌ها]] با [[علوم]] رسمی قابل [[درک]] باشد؛ بلکه باطن قرآن از سنخ [[حقایق]] است و برای درک این حقایق، [[مکاشفه]] تام انسان کامل ختمی{{صل}} لازم است<ref>امام خمینی، دعاءالسحر، ص۳۸؛ آداب‌الصلاة، ص۱۸۱.</ref>. ظاهر قرآن در مقابل [[باطن]] آن نیست، بلکه باطن قرآن در طول ظاهر آن است و آنچه در دست ماست، تنزل یافته مراتب بطونی و حقیقت قرآن است<ref>امام خمینی، تفسیرحمد، ص۱۳۳؛ دعاءالسحر، ص۵۹؛ امام خمینی، تعلیقات فصوص، ص۵۰.</ref>.<ref>[[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[قرآن (مقاله)| مقاله «قرآن»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۸ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۸]]، ص ۱۵۸.</ref>
{{متن قرآن|ربنا أمتنا اثنتین و أحییتنا اثنتین فاعترفنا بذنوبنا فهل إلی خروج من سبیل}}<ref>غافر / ۱۱.</ref>؛ ([[[کفار]] می‌گویند:] خدایا ما را دو بار میراندی و دو بار زنده نمودی، اکنون ما به [[گناهان]] خود اعتراف می‌کنیم، آیا راهی برای خارج شدن از این [[عذاب]] و گرفتاری وجود دارد؟).
[[امام صادق]]{{ع}} فرمود: این سخن را [[کفار]] در [[زمان ظهور]] [[حضرت قائم]]{{ع}} و هنگام [[رجعت]] خواهند گفت، که دوباره به [[دنیا]] بازگشته و به [[کیفر]] گناهانشان می‌رسند<ref>مختصر البصائر: ۴۶۲، الایقاظ، ص ۲۷۸.</ref>.


*سوره [[فتح]]
== حجیت ظواهر قرآن ==
{{متن قرآن|لو تزیلوا لعذبنا الذین کفروا منهم عذابا ألیما}}<ref>فتح / ۲۵.</ref>؛ (اگر (عناصر [[کفر]] و [[ایمان]]) از هم جدا بودند، همانا کسانی که از این گروه [[کافر]] شدند [[عذاب]] دردناکی خواهیم کرد).
اولین و مهم‌ترین منبع [[حقوق]] در [[فقه]] [[امامیه]] [[قرآن مجید]] است که [[معجزه]] جاویدان [[پیامبر اعظم]] {{صل}} بوده و حجیت آن از جهت صدور [[قطعی]] و از جهت دلالت ظنی است و هیچ [[شک]] و ابهامی در این نیست که ظواهر قرآن مطلقا حجت است<ref>امام خمینی، تنقیح الأصول، ج۳، ص۱۲۷.</ref>. یکی از مطالب [[قرآن شریف]]، بیان [[قوانین]] ظاهر [[شریعت]] و آداب و سنن الهیّه است که کلیّات و مهمات آن در این کتاب [[نورانی]] ذکر شده و عمده در این قسم، [[دعوت]] به اصول مطالب و ضوابط آن است و این قسم یعنی [[علم]] ظاهر شریعت، عام‌المنفعه بوده و برای همه اقشار [[مردم]] و برای [[عمران]] و آبادی [[امور دنیا]] و [[آخرت]] آنان جعل شده است تا تمام اقشار مردم از آن به مقدار [[معرفت]] خویش استفاده کنند<ref>امام خمینی، آداب الصلوة، ص۱۹۰.</ref>.<ref>[[حجت‌الله فتحی|فتحی، حجت‌الله]]، [[نظام حقوق اسلامی - فتحی (مقاله)| مقاله «نظام حقوق اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۶۷۴.</ref>
شخصی از [[امام صادق]]{{ع}} پرسید: چرا [[امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب]]{{ع}} با مخالفین خود به [[جنگ]] بر نخاست؟ [[حضرت]] فرمود: برای یک [[آیه]] در قرآن، که [[خداوند]] فرمود: "اگر از هم جدا شوند، ما آن دسته که [[کافر]] شدند به جزای [[سختی]] دچار خواهیم کرد". [[راوی]] می‌پرسید: منظور از این جدا شدن چیست؟ [[حضرت]] پاسخ داد: این جدا شدن مربوط به امانت‌هایی است که در صلب [[کافران]] قرار داده شده است. [[حضرت قائم]]{{ع}} نیز همین گونه خواهد بود، او نیز [[ظهور]] نخواهد کرد مگر زمانی که [[خداوند]] امانت‌هایی را که در صلب [[کفار]] قرار داده شده است، یعنی [[فرزندان]] مؤمنی که از [[پدران]] [[کافر]] به [[دنیا]] می‌آیند، متولد شوند. پس زمانی که آن [[مؤمنان]] از صلب [[پدران]] [[کافر]] خود بیرون آمدند، [[حضرت قائم]]{{ع}} نیز [[ظهور]] نموده و تمام [[دشمنان]] [[خدا]] را به [[قتل]] می‌رساند<ref>کمال الدین، ص ۶۴۱.</ref>.


*سوره فصلت
== ابلاغ و تعلیم قرآن ==
{{متن قرآن|سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی أنفسهم حتی یتبین لهم أنه الحق}}<ref>فصلت / ۵۳.</ref>؛ (ما [[آیات]] خود را در آفاق [[جهان]] و [[نفوس]] [[بندگان]] [[آشکار]] می‌سازیم تا ظاهر شود که [[خداوند]] [[حق]] است).
=== تبیین ظاهر قرآن ===
[[ابوبصیر]] از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] می‌کند که فرمود: [[خداوند]] در زمان [[حضرت قائم]]{{ع}} به [[اهل باطل]] نشان می‌دهد که چگونه منع خواهند شد و آفاق بر آنها تنگ می‌شود. پس در آن وقت [[قدرت پروردگار]] را در خود و آفاق خواهند دید و [[ظهور]] [[حضرت قائم]]{{ع}} به امر [[خداوند]] حتمی است. [[خداوند]] او را ظاهر می‌کند تا همه [[مردم]] او را ببینند<ref>مهدی موعود: باب پنجم:</ref>.  
{{اصلی|تبیین ظاهر قرآن}}
قرآن به عنوان [[معجزه]] [[جاودانه]] [[پیامبر خاتم]] {{صل}}، هر آنچه [[مردم]] تا [[آخرالزمان]] در امور [[دین]] و دنیای خود محتاج آن هستند را بیان کرده است، منتها به گونه‌ای است که نیاز به شرح و بسط و تبیین دارد و کسانی می‌توانند معارف را از [[آیات]] محدود قرآن استخراج نمایند که مانند [[رسول خدا]] {{صل}}، به حقیقت قرآن و اسرار الهی که در آن به ودیعه نهاده شده راه داشته باشند و اینان جز [[امامان]] {{ع}} نیستند که دارای [[مقام عصمت]] نیز هستند<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱]]، ص۳۵۴-۳۵۵.</ref>.


*سوره ق
=== تفسیر قرآن ===
{{متن قرآن|و استمع یوم یناد المناد من مکان قریب * یوم یسمعون الصیحة بالحق ذلک یوم الخروج}}<ref>ق / ۴۲ - ۴۱.</ref>؛ (گوش فرا ده به صدایی که آن روز ندادهنده‌ای از جایی نزدیک ندا می‌دهد. در آن روز [[مردم]] به [[راستی]] [[صیحه]] را می‌شنوند، چنین روزی [[روز قیام]] خواهد بود).  
{{اصلی|تفسیر قرآن}}
[[امام صادق]]{{ع}} فرمود: در [[روز قیام حضرت مهدی]]{{ع}}، ندادهنده نام [[حضرت قائم]]{{ع}} و نام پدرش را خواهد گفت و این [[صدایی آسمانی]] است که [[روز قیام]] [[صاحب الامر]] شنیده می‌شود.  
[[تفسیر]] به معنای پرده‌برداری و رفع ابهام عبارت از دانشی است که چگونگی نزول [[آیات قرآن]] را مشخص می‌‌کند. [[تفسیر قرآن]] به دو گونه است: [[تفسیر ترتیبی]]، به این صورت که [[آیات]] به ترتیبی که در قرآن آمده یکی پس از دیگری تفسیر شود و [[تفسیر موضوعی]]، به این صورت است که آیات متعددی که دربارۀ یک موضوع در سراسر قرآن وجود دارد، جمع‌آوری و در ارتباط‍ باهم ملاحظه و تفسیر شود<ref>[[علی اکبر بابایی|بابایی، علی اکبر]]، [[تاریخ تفسیر قرآن (کتاب)|تاریخ تفسیر قرآن]]، ص۴۳۷-۴۳۸.</ref>.


*[[سوره قدر]]  
==== [[ضرورت وجود مفسر قرآن]] ====
{{متن قرآن|سلام هی حتی مطلع الفجر}}<ref>قدر / ۵.</ref>؛ ([[ملائکه]] و [[روح]] در [[شب قدر]] تا صبح، نازل می‌شوند و رویدادهای حتمی سال را نازل می‌کنند).
قرآن مانند هر کتاب عمیق دیگری نیازمند [[تفسیر]] و [[مفسّر]] است؛ قرآن مجموعه [[قوانین]] و [[احکام]] و معارف و دریای بی‌انتهایی است که معارف آن هرگز تمامی ندارد منتها فهم آنها نیازمند مفسری همچون [[معصومین]] {{ع}} است<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱]]، ص۳۲۴-۳۲۷.</ref>.
[[امام صادق]]{{ع}} فرمود: در [[شب قدر]] [[ملائکه]] و [[روح]] هر حادثه قطعی را نازل می‌کنند، و این ([[شب قدر]]) تا زمان [[قیام قائم آل محمد]] (هر سال) ادامه خواهد داشت.  


*سوره قصص
==== [[ویژگی مفسر قرآن]] ====
{{متن قرآن|و نرید أن نمن علی الذین استضعفوا فی الأرض و نجعلهم أئمة و نجعلهم الوارثین * و نمکن لهم فی الأرض و نری فرعون وهامان وجنودهما منهم ما کانوا یحذرون}}<ref>قصص / ۶ و ۵.</ref>؛ (ما [[اراده]] نمودیم بر کسانی منت نهیم که در [[زمین]] [[ناتوان]] انگاشته شدند و آنان را [[پیشوایان]] و [[وارثان زمین]] قرار دهیم و آنان را در [[زمین]] [[قدرت]] و تمکین بخشیم و به [[فرعون]] و [[هامان]] و لشکریانش آنچه را که از آن بر حذر بودند، بنمایانیم).
# وظیفه تفسیر قرآن (وظایف پیامبر خاتم)
این [[آیه]] را [[حضرت مهدی]]{{ع}} در [[کودکی]] [[تلاوت]] می‌فرمودند، و [[امام حسن عسکری]]{{ع}} می‌فرمودند: آری [[خداوند]] به من فرزندی [[عنایت]] فرمود به نام "[[محمد]]" که سلسله [[امامت]] تا [[آخرالزمان]] پایدار بماند و سخن دروغ‌گویانی که به زعم خود [[گمان]] می‌کردند من فرزندی نخواهم داشت و [[امامت]] پس از من از بین خواهد رفت، [[باطل]] شد<ref>مهدی موعود: باب پنجم:</ref>.
# [[تفسیر قرآن پس از پیامبر خاتم]]
[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[روایت]] می‌کند: کسانی که در روی [[زمین]] ضعیف داشته شده‌اند [[امامان]] و سفیران او هستند، ما [[اهل بیت]] [[عصمت]] هستیم. [[پروردگار]] عالم "[[مهدی]]" ما را برمی‌انگیزد تا [[اهل بیت]] را سربلند کند و [[دشمنان]] ما را سرشکسته و [[خوار]] گرداند.
# وظیفه تفسیر قرآن (وظایف امام)
# [[وظیفه تفسیر قرآن (وظایف نایب امام)]]


*سوره قمر
=== تأویل قرآن ===
{{متن قرآن|اقتربت الساعة وانشق القمر}}<ref>قمر / ۱.</ref>؛ (آن ساعت نزدیک شد و [[ماه]] شکافته شد).
{{اصلی|تأویل قرآن}}
در روایتی آمده است که منظور از ساعت در این [[آیه شریفه]] [[قیام قائم آل محمد]]{{صل}} است.


*سوره [[لقمان]]
== ارتباط ناگسستنی قرآن و عترت ==
{{متن قرآن|و أسبغ علیکم نعمه ظاهرة و باطنة}}<ref>لقمان / ۲۰.</ref>؛ ([[خداوند]] نعمت‌های [[آشکار]] و [[پنهان]] را برای شما مسخر نموده است).
{{اصلی|ارتباط ناگسستنی قرآن و عترت}}
[[امام]] [[موسی بن جعفر]]{{ع}} می‌فرماید: [[نعمت]] ظاهری، [[امامی]] است که در میان [[مردم]] آشکارا نمایان است و [[نعمت]] [[باطنی]]، [[امامی]] است که از میان [[مردم]] [[غایب]] است و ظاهر نیست و گنج‌های [[زمین]] برای او [[آشکار]] خواهد شد و هر چیزِ دوری برای او نزدیک خواهد بود.  
براساس [[حدیث ثقلین]] که [[رسول اکرم]] {{صل}} در [[حجة الوداع]] آن را فرمودند ارتباط ناگسستنی میان قرآن و [[اهل بیت]] {{ع}} وجود دارد و دلیلی است بر اینکه [[هدایت]] [[انسان‌ها]] به کمال و [[معارف الهی]] مبتنی بر فهم قرآن است و هدایت به این [[کمالات]]، منحصراً از طریق [[اقتداء]] به اهل بیت {{ع}} خواهد بود<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱]]، ص۳۳۸-۳۴۲.</ref>.


*سوره لیل
== رابطه قرآن با فطرت ==
{{متن قرآن|و اللیل إذا یغشی * و النهار إذا تجلی}}<ref>لیل / ۲ – ۱.</ref>؛ (قسم به شب تار هنگامی که همه جا را فرا گیرد و قسم به روز هنگامی که روشن و فروزان شود).
{{اصلی|رابطه قرآن با فطرت}}
[[امام باقر]]{{ع}} فرمود: منظور شب پوشاننده در این [[آیه]]، [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} است که در [[دولت]] [[باطل]] در [[حجاب]] شده و ناگزیر به [[صبر]] گردید، قسم به روز روشنی‌بخش، [[قیام]] [[حضرت]] [[قائم آل محمد]]{{صل}} است که وقتی [[قیام]] می‌نماید، بر [[دولت]] [[باطل]] پیروز گشته و این مثل‌هایی است که [[خداوند]] در قرآن برای [[مردم]] نازل فرموده است، ما [[اهل بیت]] و [[پیامبر خدا]] را مخاطب این مثل‌ها قرار داده و کسی جز ما [[تأویل]] این مثل‌ها را نمی‌داند.  
[[انسان]] دارای فطرتی [[الهی]] است که به‌واسطه آن می‌تواند بدون واسطه با [[خداوند]] ارتباط داشته باشد. خداوند در قرآن این مقام انسان را منطبق با [[دین]] [[توحید]] بیان می‌دارد<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱]]، ص۳۵۹-۳۶۲.</ref>.


*سوره [[مائده]]
== زبان قرآن ==
{{متن قرآن|الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم و اخشون}}<ref>مائده / ۳.</ref>؛ (امروز [[کافران]] از [[دین]] شما [[طمع]] بریدند [که بتوانند خللی به [[دین حق]] وارد کنند] پس از آنان بیمناک نباشید، بلکه از من بترسید).  
{{اصلی|زبان قرآن}}
[[امام باقر]]{{ع}} در [[تفسیر]] این [[آیه]] فرمودند: روزی را که کاملاً [[کافران]] نا [[امید]] می‌شوند و دیگری [[امید]] به ضرر رسانی [[دین حق]] نخواهند داشت، همانا روز [[ظهور]] [[حضرت قائم]]{{ع}} است که [[بنی امیه]] (و دیگر [[ستمگران]] و [[دشمنان دین]]) مأیوس خواهند شد و آنان کسانی‌اند که [[کفر]] ورزیدند و از [[آل محمد]]{{صل}} [[ناامید]] شدند<ref>تفسیر عیاشی.</ref>.
[[خداوند]] با زبان [[انسان‌ها]] با آنها به گفتگو پرداخته است و [[قرآن کریم]] نیز به زبان عربی نازل شده است. [[زبان]] موضوعی قرآن در چهار بخش مطرح شده است: [[احکام]] و [[تکلیف]]؛ امثال و [[حکم]]؛ [[سخن]] از سرای [[غیب]] و معارف و اصول [[شناخت]]<ref>ر.ک: [[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص۱۹۳ ـ ۱۹۷.</ref>.
{{متن قرآن|یا أیها الذین آمنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یأتی الله بقوم یحبهم و یحبونه و أذلة علی المؤمنین أعزة علی الکافرین یجاهدون فی سبیل الله ولا یخافون لومة لائم}}<ref>مائده / ۵۴.</ref>؛ (ای کسانی که [[ایمان]] آورده‌اید! اگر شما از [[دین]] خود روی گردان شوید، به زودی [[خداوند]] گروهی را خواهد فرستاد که بسیار آنان را [[دوست]] دارد و آنان نیز [[خدا]] را [[دوست]] دارند، در مقابل [[مؤمنین]] [[فروتن]] هستند، اما در مقابل [[کافران]] مقتدرند. در [[راه خدا]] به [[جهاد]] می‌پردازند و از هیچ ملامت‌کننده‌ای نمی‌ترسند).
[[امام صادق]]{{ع}} فرمود: این [[آیه]] درباره [[حضرت قائم]]{{ع}} است، او در [[پناه]] [[خداوند]] محفوظ خواهد بود و اگر همه [[مردم]] از بین بروند، [[خداوند]] [[یاران]] او را می‌رساند. [[یاران]] او کسانی‌اند که [[خداوند]] درباره آنان فرموده: {{متن قرآن|فإن یکفر بها هؤلاء فقد وکلنا بها قوما لیسوا بها بکافرین}}<ref>انعام / ۸۹.</ref>؛ (اگر اینان به او [[کفر]] ورزند، ما برای او گروهی را می‌گماریم که هرگز [[کافر]] نمی‌شوند).  


*سوره [[ملک]]  
==[[آموزش قرآن]]==
{{متن قرآن|قل أرأیتم إن أصبح ماؤکم غورا فمن یأتیکم بماء معین}}<ref>ملک / ۳۰.</ref>؛ (بگو: چه تصور می‌کنید؟ اگر [[آب]] (که مایه [[زندگی]]) شما است همه به [[زمین]] فرو شود، کیست که دوباره [[آب]] روان و گوارا برای شما بیاورد؟).
== سوره های قرآن ==
در این [[آیه]] [[امام زمان]]{{ع}} به [[آب]] تعبیر شده است که موجب حیات همه اشیاء است و [[تأویل]] این [[آیه]] این است: بگو اگر [[امام]] شما از نظرها [[غایب]] گردد، چه کسی می‌تواند آن [[امام]] را دوباره بر شما ظاهر کند؟
{{مدخل وابسته}}
[[امام رضا]]{{ع}} فرمود: "اَب" در این [[آیه]] به معنی ابواب (یعنی درب‌ها) است، زیرا [[ائمه هدی]]{{عم}} دروازه‌های ورود به [[رحمت الهی]] هستند و [[تأویل]] [[آیه]] این است که اگر نتوانید به [[علم امام]] خود دسترسی پیدا کنید، چه کسی می‌تواند شما را به آن [[علوم]] [[آگاه]] کند؟
# [[سوره حمد]]
و در روایتی دیگر [[امام]] [[موسی بن جعفر]]{{ع}} فرمود: این [[آیه]] به این معنی است: اگر زمانی رسید که امامتان از میان شما [[غایب]] شود و ندانید که او در کجا می‌باشد؟ چه کسی می‌تواند [[امام]] [[آشکار]] را برای شما بیاورد؛ [[امامی]] که خبرهای [[آسمان]] و [[زمین]] و [[حلال]] و [[حرام]] [[خداوند]] را برای شما بیان می‌کند. آنگاه [[حضرت]] فرمود: به [[خدا]] [[سوگند]] که [[تأویل]] این [[آیه]] هنوز فرا نرسیده است (یعنی [[تأویل]] این [[آیه]] مربوط به زمان [[امام دوازدهم]] می‌باشد).
# [[سوره بقره]]
# [[سوره آل عمران]]
# [[سوره نساء]]
# [[سوره مائده]]
# [[سوره انعام]]
# [[سوره اعراف]]
# [[سوره انفال]]
# [[سوره توبه]]
# [[سوره یونس]]
# [[سوره هود]]
# [[سوره یوسف]]
# [[سوره رعد]]
# [[سوره ابراهیم]]
# [[سوره حجر]]
# [[سوره نحل]]
# [[سوره اسراء]]
# [[سوره کهف]]
# [[سوره مریم]]
# [[سوره طه]]
# [[سوره انبیاء]]
# [[سوره حج]]
# [[سوره مؤمنون]]
# [[سوره نور]]
# [[سوره فرقان]]
# [[سوره شعراء]]
# [[سوره نمل]]
# [[سوره قصص]]
# [[سوره عنکبوت]]
# [[سوره روم]]
# [[سوره لقمان]]
# [[سوره سجده]]
# [[سوره احزاب]]
# [[سوره سبأ]]
# [[سوره فاطر]]
# [[سوره یس]]
# [[سوره صافات]]
# [[سوره ص]]
# [[سوره زمر]]
# [[سوره غافر]]
# [[سوره فصلت]]
# [[سوره شوری]]
# [[سوره زخرف]]
# [[سوره دخان]]
# [[سوره جاثیه]]
# [[سوره احقاف]]
# [[سوره محمد]]
# [[سوره فتح]]
# [[سوره حجرات]]
# [[سوره ق]]
# [[سوره ذاریات]]
# [[سوره طور]]
# [[سوره نجم]]
# [[سوره قمر]]
# [[سوره الرحمن]]
# [[سوره واقعه]]
# [[سوره حدید]]
# [[سوره مجادله]]
# [[سوره حشر]]
# [[سوره ممتحنه]]
# [[سوره صف]]
# [[سوره جمعه]]
# [[سوره منافقون]]
# [[سوره تغابن]]
# [[سوره طلاق]]
# [[سوره تحریم]]
# [[سوره ملک]]
# [[سوره قلم]]
# [[سوره حاقه]]
# [[سوره معارج]]
# [[سوره نوح]]
# [[سوره جن]]
# [[سوره مزمل]]
# [[سوره مدثر]]
# [[سوره قیامت]]
# [[سوره انسان]]
# [[سوره مرسلات]]
# [[سوره نبأ]]
# [[سوره نازعات]]
# [[سوره عبس]]
# [[سوره تکویر]]
# [[سوره انفطار]]
# [[سوره مطففین]]
# [[سوره انشقاق]]
# [[سوره بروج]]
# [[سوره طارق]]
# [[سوره اعلی]]
# [[سوره غاشیه]]
# [[سوره فجر]]
# [[سوره بلد]]
# [[سوره شمس]]
# [[سوره لیل]]
# [[سوره ضحی]]
# [[سوره شرح]]
# [[سوره تین]]
# [[سوره علق]]
# [[سوره قدر]]
# [[سوره بینه]]
# [[سوره زلزله]]
# [[سوره عادیات]]
# [[سوره قارعه]]
# [[سوره تکاثر]]
# [[سوره عصر]]
# [[سوره همزه]]
# [[سوره فیل]]
# [[سوره قریش]]
# [[سوره ماعون]]
# [[سوره کوثر]]
# [[سوره کافرون]]
# [[سوره نصر]]
# [[سوره مسد]]
# [[سوره اخلاص]]
# [[سوره فلق]]
# [[سوره ناس]]
{{پایان مدخل وابسته}}


*سوره نحل
== جستارهای وابسته ==
{{متن قرآن|أ فأمن الذین مکروا السیئات أن یخسف الله بهم الأرض أو یأتیهم العذاب من حیث لا یشعرون}}<ref>نحل / ۴۵.</ref>؛ (آنانکه با [[کردار زشت]] خود به مکرها می‌اندیشند، آیا از این [[بلا]] ایمنند که ناگاه [[خدا]] همه را به [[زمین]] فرو برد، یا از جایی که اصلاً [[گمان]] نمی‌کنند، عذابی بر آنان برسد؟
{{مدخل وابسته}}
[[امام باقر]]{{ع}} فرمود: [[ائمه طاهرین]]{{عم}} در این [[دنیا]] محکوم و [[مظلوم]] قرار گرفتند، اما مردی از آنان [[قیام]] خواهد کرد و [[سیصد و سیزده]] تن مرد [[فداکار]] وی را [[همراهی]] خواهند نمود. 
[[پرچم]] [[رسول خدا]] به اوست و به سوی [[مدینه]] در حرکت هستند. زمانی که از [[سرزمین بیداء]] می‌گذرند، می‌فرماید: این جا سرزمینی است که [[خداوند]] آن [[دشمنان]] را به [[زمین]] فرو خواهد برد<ref>تفسیر عیاشی.</ref>.
[[تفسیر]] این [[آیه]] بر [[خسف]] [[لشکریان]] [[سفیانی]] در [[سرزمین بیداء]] دلالت دارد که آنان در پی [[جنگ]] با [[حضرت مهدی]]{{ع}} از [[مدینه]] به طرف [[مکه]] رهسپار می‌شوند، اما در [[سرزمین بیداء]] به [[امر الهی]] [[زمین]] همه آنان را خواهد بلعید و فقط دو تن از آنان [[باقی]] می‌مانند تا خبر نابودی‌شان را ببرند<ref>ر.ک: سفیانی، بیداء.</ref>.
{{متن قرآن|و أقسموا بالله جهد أیمانهم لا یبعث الله من یموت وعدا علیه حقا و لکن أکثر الناس لا یعلمون}}<ref>نحل / ۳۸.</ref>؛ (آنان سوگندهای [[سختی]] به [[خدا]] یاد می‌کنند که [[خداوند]] مردگان را زنده نمی‌کند! البته که زنده می‌کند، و این [[وعده]] حقی است که حتماً شدنی خواهد بود، اما بیشتر [[مردم]] این را نمی‌دانند.
[[امام صادق]]{{ع}} به [[ابوبصیر]] فرمود: ای [[ابوبصیر]]! [[عامه]] [[مردم]] درباره این [[آیه]] چه می‌گویند؟! [[ابوبصیر]] عرض کرد: [[مردم]] در معنی این [[آیه]] می‌گویند: "[[مشرکان]] به زعم [[باطل]] خود نزد [[پیامبر]] به [[خدا]] قسم یاد می‌کنند که مردگان دوباره برانگیخته نخواهند شد". [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: نابود [[باد]] کسی که چنین [[گمان]] می‌کند! از آنان بپرسند که آیا [[مشرکان]] به [[خدا]] قسم می‌خورند یا به لات و عزی!؟ [[ابوبصیر]] پرسید: پس معنای این [[آیه]] را به من [[تعلیم]] دهید. [[حضرت]] فرمود: ای [[ابوبصیر]]! هر گاه [[حضرت قائم]]{{ع}} [[قیام]] نماید. برخی از [[شیعیان]] ما را از قبرهایشان برمی‌انگیزد و برپا می‌دارد، در حالی که شمشیرهایشان را بر دوش نهاده‌اند و این خبر به گروهی از [[شیعیان]] آن دوران می‌رسد، تعجب نموده و می‌گویند: آیا فلان شخص و فلان شخص از [[گور]] خویش زنده شده و بیرون آمده‌اند و با [[حضرت قائم]]{{ع}} همراه شده‌اند؟! این خبر به مسلمانانی که به ما [[ایمان]] ندارد، نیز می‌رسد و [[شیعیان]] را [[استهزاء]] می‌کنند و می‌گویند: "ای گروه [[شیعیان]]، چه [[قدر]] [[دروغگو]] هستید، اکنون که [[دولت]] شما برقرار شده است، باز هم از [[دروغگویی]] دست برنمی‌دارید؟ به [[خدا]] قسم آنان زنده نشده‌اند و برانگیخته نشده‌اند" [[خداوند]] در این [[آیه]] سخن آنان را حکایت می‌کند، نه سخن [[مشرکین]] را.
 
*[[سوره نمل]]
{{متن قرآن|أمن یجیب المضطر إذا دعاه و یکشف السوء و یجعلکم خلفاء ألأرض}}<ref>نمل / ۶۲.</ref>؛ (یا آن کسی که دعای [[مضطران]] را به [[اجابت]] می‌رساند و [[رنج]] را از آنان برطرف می‌سازد و شما را [[جانشینان]] اهل [[زمین]] قرار می‌دهد).
[[امام صادق]]{{ع}} فرمود: این [[آیه شریفه]] درباره [[حضرت قائم]]{{ع}} نازل شده است. به [[خدا]] [[سوگند]] که او همان "[[مضطر]]" است که دو رکعت [[نماز]] در [[مقام]] [[حضرت ابراهیم]]{{ع}}، در [[مسجد الحرام]] به جای می‌آورد و [[خداوند]] را می‌خواند، سپس [[پروردگار]] او را [[اجابت]] می‌نماید و گرفتاری او را برطرف می‌سازد و آنان را در [[زمین]] [[خلیفه]] و [[جانشین]] خود می‌سازد<ref>تفسیر قمی.</ref>.
{{متن قرآن|و إذا وقع القول علیهم أخرجنا لهم دابة من الأرض تکلمهم أن الناس کانوا بآیاتنا لا یوقنون * و یوم تحشر من کل أمة فوجا ممن یکذب بآیاتنا فهم یوزعون}}<ref>نمل / ۸۳ - ۸۲.</ref>؛ (زمانی که [[وعده]] [[عذاب]] [[کافران]] به وقوع بپیوندد، [[جنبنده‌ای از زمین]] برآوریم که با [[مردم]] سخن می‌گوید، به [[راستی]] که [[مردم]] به نشانه‌های ما [[یقین]] ندارند. روزی است که از هر دو [[امت]] گروهی را که نشانه‌های ما را [[دروغ]] می‌پنداشتند برمی‌انگیزانیم و آنان را برای سؤال و جواب باز خواهیم داشت) این [[آیات]] درباره وقوع [[رجعت]] در [[زمان قیام]] [[حضرت قائم]]{{ع}} است. در آن روز [[دابة الأرض]] یعنی [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} دوباره به [[دنیا]] باز خواهد گشت و گروهی از [[مؤمنان]] و برخی از [[کافران]] نیز زنده می‌شوند و [[کفار]] به جزای [[اعمال]] ناشایست خود خواهد رسید<ref>تفسیر قمی، ر.ک: دابة الأرض، رجعت.</ref>.
 
*[[سوره نور]]
{{متن قرآن|وعد الله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الأرض کما استخلف الذین من قبلهم و لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم أمنا یعبدوننی لا یشرکون بی‌شیئا}}<ref>نور / ۵۵.</ref>؛ ([[خداوند]] به کسانی که از شما [[ایمان]] آورده و [[عمل صالح]] پیشه می‌سازند [[وعده]] داده است که آنها را در [[زمین]] [[نماینده]] خود گرداند، آنگونه که در گذشته نیز افرادی را [[جانشین]] خود ساخته بود و دینشان را برای آنان برمی‌گزیند و ثابت می‌دارد و ترسشان را به [[امنیت]] مبدل می‌سازد و این افراد کسانی‌اند که هیچ‌گاه به من [[شرک]] نیاورده‌اند) این [[آیه]] نیز درباره [[حضرت مهدی موعود]]{{ع}} و [[یاران]] اوست که [[پس از ظهور]] مالکان [[زمین]] خواهند بود و از سوی [[خدا]] [[حکومت]] خواهند کرد و [[جانشین]] [[الهی]] [[قائم آل محمد]]{{ع}} است<ref>تفسیر قمی.</ref>.
 
*سوره هود
{{متن قرآن|و لئن أخرنا عنهم العذاب إلی أمة معدودة لیقولن ما یحبسه ألا یوم یأتیهم لیس مصروفا عنهم و حاق بهم ما کانوا به یستهزؤن}}<ref>هود / ۸.</ref>؛ (زمانی که ما [[عذاب]] [[کافران]] را تا رسیدن آن عده مشخص به تأخیر اندختیم، آنان می‌گویند: چه چیز موجب تأخیر [[عذاب]] شده است؟ اما بدانید! زمانی که [[عذاب]] آنان فرا رسد هرگز آن [[عذاب]] از آنان برداشته نخواهد شد و آنچه را که مسخره می‌کردند آنان را فرا خواهد گرفت).
[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمود: "أمة معدوده" افراد مشخص و شمارش شده، [[یاران خاص]] [[حضرت مهدی]]{{ع}} هستند که [[سیصد و سیزده]] نفر هستند و این عذابی که از [[کافران]] به تأخیر افتاده است، عذابی است که پس از [[قیام قائم]]{{ع}} آنان را گرفتار خواهد کرد<ref>تفسیر قمی.</ref>.
{{متن قرآن|و لقد آتینا موسی الکتاب فاختلف فیه و لو لا کلمة سبقت من ربک لقضی بینهم و إنهم لفی شک منه مریب}}<ref>هود / ۱۱۰.</ref>؛ (محققاً ما کتاب [[تورات]] را برای [[موسی]] فرستادیم، آنگاه در آن [[اختلاف]] کردند و اگر [[مشیت]] سابقه [[حق تعالی]] نبود، میان آنان [[حکم]] می‌شد و این [[مردم]] همیشه در [[شک]] هستند و بر تردید دچارند).
[[امام باقر]]{{ع}} فرمود: این [[امت]] نیز مانند [[بنی اسرائیل]] درباره [[معانی قرآن]] [[اختلاف]] خواهند کرد چنانکه درباره کتابی که همراه [[حضرت قائم]]{{ع}} است نیز [[اختلاف]] می‌کنند و بسیاری از [[مردم]] آن کتاب را [[انکار]] خواهند کرد و [[حضرت قائم]]{{ع}} تمام منکران را گردن خواهد زد و اگر [[حضرت قائم]]{{ع}} رعایت [[مشیت الهی]] را نمی‌نمود یک تن از آنان را [[باقی]] نمی‌گذاشت.
 
*سوره [[یونس]]
{{متن قرآن|و یقولون لو لا أنزل علیه آیة من ربه فقل إنما الغیب لله فانتظروا إنی معکم من المنتظرین}}<ref>ر.ک: بقره / ۱. ر.ک: آرماگدون.</ref>؛ ([آن [[کافران]] از روی] می‌گویند: کاش نشانه‌ای از پروردگارش بر او فرود می‌آمد، اما تو بگو همانا [[غیب]] مخصوص خداست، [[انتظار]] بکشید که من هم همراه شما به [[انتظار]] نشسته‌ام).<ref>[[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|فرهنگنامه آخرالزمان]]. ص ۴۵۸.</ref>.
 
==جستارهای وابسته==
* [[قرآن (معجزه پیامبر خاتم)]]
* [[قرآن (معجزه پیامبر خاتم)]]
* [[قرآن (منبع علم معصوم)]]
* [[قرآن (منبع علم معصوم)]]
خط ۲۸۵: خط ۲۷۵:
* [[عصمت قرآن]]
* [[عصمت قرآن]]
* [[مرجعیت علمی قرآن]]
* [[مرجعیت علمی قرآن]]
==منابع==
* [[کتب آسمانی]]
{{ستون-شروع|2}}
* قرآن و [[وحی الهی]]
* [[پرونده:1368903.jpg|22px]] [[علی رضا امینی|امینی، علی رضا]] و [[محسن جوادی|جوادی، محسن]]، [[معارف اسلامی ج۲ (کتاب)|'''معارف اسلامی ج۲''']]
* [[نزول قرآن]]
* [[پرونده:1233456.jpg|22px]] [[محمد سعیدی مهر|سعیدی مهر، محمد]]، [[آموزش کلام اسلامی ج۲ (کتاب)|'''آموزش کلام اسلامی ج۲''']]
* [[نورانیت قرآن]]
* [[پرونده:426310763.jpg|22px]] [[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی (کتاب)|'''کلام نوین اسلامی''']]
* [[ویژگی‌های قرآن]]
* [[پرونده:Ka2-m17 91815.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|'''کلام تطبیقی''']]
* [[تلاوت قرآن]]
* [[پرونده:29873800.jpg|22px]] [[مجتبی تونه‌ای|مجتبی تونه‌ای]]، [[موعودنامه (کتاب)|'''موعودنامه''']]
* [[استماع قرآن]]
* [[پرونده:13681151.jpg|22px]] [[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|'''فرهنگنامه آخرالزمان''']]
* [[حفظ قرآن]]
* [[هدایت‌های قرآن]]
* [[اخبار قرآنی]]
* [[ارتباط]] بین [[قرآن ناطق]] و [[قرآن صامت]]
* [[وظایف انسان نسبت به قرآن]]
* [[حروف مقطعه]]
* [[صفات قرآن]]
* [[تحریف قرآن]]
* [[مهجور بودن قرآن]]
* [[جامعیت قرآن]]
*امور مربوط به قرآن
* [[فهم قرآن]]
* [[تفسیر آیات قرآن]]
* [[تطبیق آیات قرآن]]
* [[تأویل آیات قرآن]]
* [[حقایق آیات قرآن]]
* [[شأن نزول آیات قرآن]]
*نام [[سوره‌ها]]
* [[ظاهر قرآن]]
* [[باطن قرآن]]
* [[اعجاز قرآن]]
{{پایان مدخل‌ وابسته}}


{{پایان}}
== منابع ==
{{منابع}}
# [[پرونده:33456.jpg|22px]] [[محمد تقی مصباح یزدی|مصباح یزدی، محمد تقی]]، [[راه و راهنماشناسی (کتاب)|'''راه و راهنماشناسی''']]
# [[پرونده:426310763.jpg|22px]] [[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|'''کلام نوین اسلامی ج۲''']]
# [[پرونده:Ka2-m17 91815.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|'''کلام تطبیقی ج۲''']]
# [[پرونده:13681040.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه دینی''']]
# [[پرونده:1379151.jpg|22px]] [[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|'''ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱''']]
# [[پرونده:11134.jpg|22px]] [[حمید رضا شاکرین|شاکرین، حمید رضا]]، [[عصمت تام قرآن و برون داده‌ای آن (مقاله)|'''عصمت تام قرآن و برون داده‌ای آن''']]
# [[پرونده:4670311.jpg|22px]] [[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|'''امام‌شناسی ۵''']]
# [[پرونده:000054.jpg|22px]] [[سید محمود دشتی]]، [[غلام علی عزیزی‌کیا]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳''']]
# [[پرونده:000057.jpg|22px]] [[فتح‌الله نجارزادگان|نجارزادگان، فتح‌الله]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷''']]
# [[پرونده:IM009972.jpg|22px]] [[علی اکبر بابایی|بابایی، علی اکبر]]، [[تاریخ تفسیر قرآن (کتاب)|'''تاریخ تفسیر قرآن''']]
# [[پرونده:1368921.jpg|22px]] [[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسان‌شناسی (کتاب)|'''انسان‌شناسی''']]
# [[پرونده:IM010488.jpg|22px]] [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|'''آشنایی با علوم قرآنی''']]
# [[پرونده:13681048.jpg|22px]] [[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۱''']]
# [[پرونده:1100618.jpg|22px]] [[حجت‌الله فتحی|فتحی، حجت‌الله]]، [[نظام حقوق اسلامی - فتحی (مقاله)| مقاله «نظام حقوق اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|'''منظومه فکری امام خمینی''']]
# [[پرونده:IM009899.jpg|22px]] [[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[قرآن (مقاله)| مقاله «قرآن»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۸ (کتاب)|'''دانشنامه امام خمینی ج۸''']]
{{پایان منابع}}
 
== پانویس ==
{{پانویس}}


==پانویس==
{{یادآوری پانویس}}
{{پانویس2}}
{{اسلام}}
{{اسلام}}
[[رده:مدخل]]
{{نبوت شناسی}}
[[رده:اتمام لینک داخلی]]
 
{{پیامبر خاتم افقی}}
[[رده:کتاب‌های پیامبران]]
[[رده:مدخل‌های درجه دو دانشنامه]]
[[رده:منابع استنباط احکام]]
[[رده:قرآن]]
[[رده:منابع معرفت]]
[[رده:مدخل موعودنامه]]
[[رده:مقاله‌های اولویت یک]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۸ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۱۶

قرآن کتاب مقدس مسلمانان به معنای جمع، گردآوری و قرائت است که در مدت ۲۳ سال بر حضرت محمد (ص) نازل شد. چگونگی نزول قرآن به صورت "وحی" بود یعنی نوعی ارتباط کلامی میان خدا و پیامبر که از طریق فرشته‌ای به نام "جبرئیل" صورت می‌‌گرفت. قرآن نیازمند تفسیر بوده و فهم آن نیازمند مفسّرینی همچون معصومین (ع) است.

مقدمه

قرآن کتاب مقدس و آسمانی مسلمانان است که در مدت ۲۳ سال، به تدریج از سوی خداوند بر حضرت محمد (ص) نازل شد. لفظ و معنای قرآن، نازل‌ شده از سوی خداوند و دربردارنده معارف عمیق است. اما تورات و انجیل موجود، چیزی جز شرح‌ حال حضرت موسی (ع) و حضرت عیسی (ع) نیست که تناقضات بسیاری در آنها به چشم می‌خورد؛ قرآن برخلاف معجزات انبیای دیگر، معجزه‌ای است در دسترس همگان که هرگز ملحدان نمی‌توانند وجود قرآن و اعجاز بودن آن را نفی و انکار کنند. قرآن حجتی دائمی بر الهی بودن خود و حقانیت پیامبر اسلام است[۱].

تنظیم قرآن به صورتِ بخش‌های کوتاه و بلند است که هر کدام "سوره" نامیده می‌شود. هر سوره هم از بخش‌ها و جملاتی تشکیل شده که "آیه" نام دارد. قرآن دارای ۱۱۴ سوره و بیش از ۶ هزار آیه است. به سوره‌ها و آیاتی که در مکه نازل شده "مکی" می‌گویند و به سوره‌ها و آیه‌های نازل شده در مدینه، "مدنی". طولانی‌ترین سوره، "بقره" و کوتاه‌ترین سوره "کوثر" نام دارد. قرآن کریم، معجزه جاوید پیامبر اسلام (ص) است. کلام خداوند است و از نظر فصاحت و بلاغت و زیبایی متن و محتوای ارزشمند و برخی پیشگویی‌های تاریخی، در حدی است که از آن زمان تاکنون، کسی نتوانسته نظیر آن را بیاورد. برای قرآن تفسیرهای بسیاری نوشته شده و به اغلب زبان‌های زنده دنیا نیز ترجمه شده است. مضامین این کتاب، بحث‌های اعتقادی، اخلاقی، احکام و قوانین، سرگذشت پیشینیان و مسائل اجتماعی و سیاسی است و تاریخ تعدادی از انبیا در این کتاب آمده است. قرآن کتابی است که با دقت زیاد، از زمان پیامبر تا کنون، نوشته و حفظ شده و هیچ گونه تحریف و کاستن و افزودنی در متن آن پیش نیامده است[۲].

معناشناسی

«قرآن» به معنای جمع، گردآوری و قرائت است[۳] و در اصطلاح دینی به کتاب آسمانی‌ای که فرشته وحی از جانب خداوند بر پیامبر اسلام(ص) نازل کرده و در دفاتر، نوشته و به تواتر نقل شده گفته می‌شود[۴].

از مهم‌ترین نام‌های قرآن، فرقان، ذکر، حکیم نور، کلام و کتاب است. به سبب اینکه سوره‌ها و آیات و حروف آن به هم افزوده شده و مقارنت دارند به آن قرآن گفته می‌شود[۵]. فرقان بودن قرآن به سبب این است که حق و باطل را از هم جدا کرده است[۶]. قرآن را به دلیل اینکه موعظه و اخبار امّت‌های گذشته را[۷] و هر آنچه مورد نیاز مردم در امور دین است، بیان می‌کند[۸] «ذکر» گفته‌اند و به جهت اینکه شامل دقایق علوم و اعمال است و آیاتش محکم است، آن را حکیم خوانند[۹].[۱۰]

پیشینه

نزول کتاب‌های آسمانی بر انبیای الهی و بیان دستورها و احکام الهی، به این جهت بوده تا انسان‌ها اعمال و شئون اجتماعی خود را اصلاح کنند و به هدایت و نجات برسند[۱۱]. طبق بعضی از روایات، ۱۰۴ کتاب بر انبیا(ع) نازل شد که نخستین آن کتاب شیث(ع) جانشین حضرت آدم(ع) و آخرین آن قرآن است[۱۲]. قرآن کریم نزد مسلمانان دارای اهمیت و احترام ویژه‌ای است[۱۳] و مهم‌ترین نقش آن در جامعه اسلامی، محوریت به عنوان مهم‌ترین قانون برای امّت اسلامی است[۱۴] و هیچ سندی در اسلام به اندازه آن اصالت، مصونیت، اعتبار و اتقان ندارد[۱۵].

اکثر مفسران بر این عقیده‌اند که آغاز نزول قرآن با آغاز بعثت پیامبر اکرم(ص) در کوه حرا و با نزول پنج آیه اول سوره علق بوده است[۱۶]. نظم کلمات و جمله‌های قرآن موجود، بدون تغییر و تبدیل همان نظمی است که حق‌تعالی نازل کرده است؛ اما ترتیب آیات و سوره‌های قرآن در زمان پیامبر(ص) صورت گرفت[۱۷].

به دلیل اهمیت قرآن نزد مسلمانان و لزوم نگهداری و حفظ کلام الهی، مسلمانان به حفظ و ثبت قرآن بر روی صحیفه‌ها مبادرت ورزیدند[۱۸]. افراد زیادی در زمان رسول خدا(ص) قرآن را حفظ کردند[۱۹]. حافظان و قاریان قرآن در آغاز هر آنچه را فرا می‌گرفتند، خدمت پیامبر(ص) می‌خواندند و ایشان تقریر و تصحیح می‌کرد[۲۰]. به واسطه کافی نبودن حفظ قرآن و احتمال خلل به تمامیت و اصالت قرآن با مرگ حافظان قرآن، پیامبر(ص) اهتمام فراوانی به نوشته شدن قرآن داشت[۲۱]. شمار کاتبان وحی در مجموع ۴۳ نفر شمرده شده‌اند که از مشهورترینِ آنان امیرالمؤمنین علی(ع) است[۲۲].

نخستین کسی که پس از وفات پیامبر(ص) و به وصیت او، متصدی جمع‌آوری قرآن شد، امام علی(ع) بود[۲۳]. اندیشمندان اسلامی در عصرهای مختلف تفسیرهای گوناگونی به روش روایی، اجتهادی و شهودی ارائه کرده‌اند[۲۴] و اتخاذ این روش‌ها، از گرایش‌های فکری، فرهنگی، دینی و علایق فردی مفسر نشئت می‌گیرد[۲۵].[۲۶]

حقیقت قرآن

اهل معرفت و حکما بر این باورند که حقیقت قرآن، مجموع حقایق عالم هستی[۲۷]، کلید درهای غیب الهی[۲۸] و مقام جمع و اجمال است که همان حقیقت محمدی(ص) است[۲۹]. به سبب عظمت سرّ قرآن، این سرّ و روح برای هر کس قابل ادراک نیست؛ مگر صاحبان عقل و بصیرت[۳۰].[۳۱]

امام علی در وصف قرآن کریم گفته است: "بدانید، این قرآن، خیرخواه و نصیحت‌کننده‌ای است که هرگز پرده‌پوشی نمی‌کند، هدایت‌کننده‌ای است که هرگز گمراه نمی‌سازد، داستان‌گویی است که هرگز دروغ نمی‌گوید. هیچ‌کس با این کتاب هم‌نشینی نکرد، مگر اینکه موقع برخاستن یا چیزی بر او افزوده یا چیزی از او کاسته شد: افزایش در هدایت و کاهش در نابینایی، برای هیچ‌کس پس از آشنایی با قرآن احتجاج و بینوایی وجود ندارد و برای هیچ‌کس بیش از قرآن، بی‌نیازی تصور نمی‌شود"[۳۲].[۳۳]

جایگاه و عظمت قرآن

قرآن کتاب دینی و اعتقادی مسلمانان است که بر پیامبر اکرم(ص) نازل شده تا مردم را از تاریکی‌های کفر و نفاق به ایمان و اخلاص و نور راهنمایی کند[۳۴]. طبق روایت مشهور در منابع شیعی و سنی از رسول خدا(ص) قرآن به همراه عترت آن حضرت(ص) یکی از دو ثقل و سرمایه ارزشمندی است که حضرت بر جای گذاشته است و هر کس به این دو تمسک کند، گمراه نخواهد شد[۳۵].

از دیدگاه شیعه، امامان معصوم(ع) حاملان علم قرآن و بیان‌کننده مضامین و حقایق قرآن‌اند. از این‌رو میان کتاب و عترت تلازم است و همان‌گونه که قرآن با روایات تفسیر می‌شود و عام و خاص و محکم و متشابه آن روشن می‌گردد، قرآن نیز در فرض اختلاف روایات، مرجع است و روایاتی که مخالف قرآن باشند، مردود می‌شوند[۳۶].

قرآن کریم با وجود عظمتش، نزد مسلمانان مهجور است؛ چنان‌که در بعضی آیات نیز به آن تصریح شده است[۳۷]. از دیدگاه امام خمینی مهجوریت قرآن در ابعاد مختلف است: اول مهجوریت در عمل، دوم در تلاوت، سوم در نگاه جامع به قرآن[۳۸].

اثبات حقانیت قرآن

اعجاز قرآن

اعجاز به معنای ناتوان ساختن یا ناتوان یافتن کسی یا چیزی به‌کار رفته است و واژه معجزه به معنای ناتوان کننده است. معجزه عمل خارق عادتی را گویند که انجام آن از قدرت افراد عادی بیرون بوده و تنها به اتکای یک نیروی مافوق طبیعی امکان‌پذیر است، از طرف مدعی نبوت و دارای برخی شرایط و خصوصیات و نشانه‌ای روشن و دلیلی آشکار است بر صدق ادعای آورنده آن و قرآن، معجزه جاویدان پیامبر اسلام (ص) است که مؤلفه‌های معجزه بودن مانند: تحدی؛ هماوردطلبی و ... را داراست[۳۹].

تحدی قرآن

تحدی به‌معنای هماوردطلبی، عبارت از مبارزه‌طلبی خدای متعال از مخالفان رسول‌ اکرم (ص) که اگر آن حضرت را فرستاده خداوند نمی‌دانند، برای آنچه وی آورده است مانندی بیاورند. آیات تحدی سه دسته‌اند: تحدی به کل قرآن؛ تحدی به ده سوره و تحدی به یک سوره[۴۰].

چگونگی نزول قرآن

قرآن کریم کلام خداوند است که در طول بیست و سه سال بر حضرت محمد (ص) نازل شده است. در قرآن بارها آمده است که قرآن از جانب خدا نازل شده است. استفاده از تعبیرهايی چون "نزول"، "تنزیل" و "انزال" برای قرآن شاید به سبب تأکید بر وحیانی بودن این کتاب است تا کسی نپندارد قرآن کلام بشر و ساخته ذهن و زبان شخص پیامبر (ص) است[۴۱].

کیفیت نزول قرآن به صورت "وحی" بود، نوعی ارتباط کلامی میان خدا و پیامبر که از طریق فرشته‌ای به نام "جبرئیل" صورت می‌‌گرفت و از آغاز بعثت پیامبر اسلام تا واپسین روزهای حیاتش، به تناسب حوادث و نیازها، قرآن به صورت بخش بخش فرود می‌‌آمد. حضرت محمد (ص) وحی را بر مردم بازخوانی می‌کرد و عده‌ای خاص به نام "کاتبان وحی" آن را می‌‌نوشتند. از جمله آنان امام علی بن ابی طالب (ع) و زید بن ثابت و عبدالله بن مسعود بود[۴۲].

ویژگی‌های قرآن

ویژگی نخست: عصمت و تحریف‌ناپذیری

عصمت به معنای محافظت و ممانعت از امور شر و ناپسند، در اصطلاح قرآنی به معنای عدم راهیابی باطل، کژی و تحریف در ساحت مقدس این کلام است. عصمت در قرآن یعنی اینکه این کلام بدون هیچ تحریفی در آیات و هیچگونه تعارضی در بین آیات نازل شده و بر تمام کلام‌های دینی دیگر مانند روایات، حجیت و برتری دارد[۴۳].

تحریف به معنای مایل کردن و دگرگون ساختن عبارت از متمایل ساختن معنای کلام از مقصود گوینده به سَمت احتمالی که می‌توان سخن گوینده را بر آن حمل کرد و در نتیجه ایجاد نوعی دگرگونی در مقصود گوینده است. چند احتمال درباره تحریف در قرآن وجود دارد که برخی از آنها واقع شده و برخی نه:

  1. تحریف در معنا: بااینکه در روایات به شدت از ان نهی شده است اما در مورد برخی از آیات قرآن‌ کریم رخ داده است.
  2. تغییر در حروف و حرکات: این قسم تحریف نیز واقع شده است.
  3. تغییر کلمات قرآن: این تحریف مردود شمرده شده است.
  4. تحریف به معنای افزودن بر الفاظ: این قسم از تحریف نه در قرآن واقع شده و نه کسی آن را ادّعا کرده است.
  5. تحریف به معنای تبدیل یا کاستن از عبارات: این مورد نیز نفی شده است[۴۴].

ویژگی دوم: هدایت الهی

در امّت اسلام، رسول اکرم (ص) حجّت ناطق است که با بیان و عمل خود، دین خدا را به مردم ارائه می‌نماید. قرآن نیز حجّت صامت است که با آیات خود، هدایت را برای امّت خاتم به ارمغان می‌آورد.

در این میان، حجّت ناطق الهی، یعنی رسول اکرم (ص)، در زمان حیات خود، به تبیین بیانات خویش می‌پردازد و اگر درکلام آن حضرت امر نامفهوم و یا مشتبهی باشد، خود توضیح می‌دهد. اما همه سخن پیرامون قرآن است که:

  1. برای امّت اسلام کتابی جاودانه است و تا قیامت راهنمای بشریّت محسوب می‌شود.
  2. باطل از هیچ جهت بر آن وارد نمی‌گردد: ﴿وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ[۴۵].
  3. خود ناظر و قیّم بر سایر کتب آسمانی و سایر معارف بشری است و حق و باطل را از یکدیگر تفکیک می‌کند: ﴿ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ[۴۶]؛ ﴿رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ يَتْلُو صُحُفًا مُطَهَّرَةً فِيهَا كُتُبٌ قَيِّمَةٌ[۴۷].

از سوی دیگر، قرآن معجزه رسول خدا (ص) است که از همه جهات بی‌نظیر است و خداوند در آیات متعدّد، توصیه به تدبّر در آن نموده است: ﴿أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا[۴۸].

رسول خدا (ص) نیز اهتمام فراوان به تدبّر در قرآن و تعلیم آن داشتند و به امّت اسلام دستور اکید بر یادگیری قرآن و تدبّر در آن می‌نمودند و از این رو می‌فرمودند: «خَيْرُكُمْ مَنْ تَعَلَّمَ الْقُرْآنَ وَ عَلَّمَهُ‌»[۴۹].

ایشان همچنین در ضمن سفارش خود به معاذ بن جبل، فرمودند: «إِنْ أَرَدْتُمْ عَيْشَ السُّعَدَاءِ وَ مَوْتَ الشُّهَدَاءِ وَ النَّجَاةَ يَوْمَ الْحَسْرَةِ وَ الظِّلَّ يَوْمَ الْحَرُورِ وَ الْهُدَى يَوْمَ الضَّلَالَةِ فَادْرُسُوا الْقُرْآنَ فَإِنَّهُ كَلَامُ الرَّحْمَنِ وَ حِرْزٌ مِنَ الشَّيْطَانِ وَ رُجْحَانٌ فِي الْمِيزَانِ»[۵۰].

نکته دیگر آنکه، قرآن کلام الهی است که بهره‌های ظاهری و باطنی آن بی‌نهایت است و در هریک از این دو جهت، هر مقدار که در آن تحقیق و تدبّر شود، مطالب جدید و دُرهای ثمین به ارمغان می‌آورد.

قرآن بیانی است که مطالب آن با مرور زمان رنگ نمی‌پذیرد و کهنه نمی‌شود؛ چنان‌که امام رضا (ع) در پاسخ به پرسشی درباره قرآن فرمودند: «هُوَ حَبْلُ اللَّهِ الْمَتِينُ وَ عُرْوَتُهُ الْوُثْقَى وَ طَرِيقَتُهُ الْمُثْلَى الْمُؤَدِّي إِلَى الْجَنَّةِ وَ الْمُنْجِي مِنَ النَّارِ لَا يَخْلُقُ عَلَى الْأَزْمِنَةِ وَ لَا يَغِثُ عَلَى الْأَلْسِنَةِ لِأَنَّهُ لَمْ يُجْعَلْ لِزَمَانٍ دُونَ زَمَانٍ بَلْ جُعِلَ دَلِيلَ الْبُرْهَانِ وَ الْحُجَّةَ عَلَى كُلِّ إِنْسَانٍ» ﴿لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ[۵۱].[۵۲]

تعلیم کتاب و حکمت و تبیین آیات قرآن، از شؤون هدایت الهی است که هرکس را به مقدار استعدادش دستگیری نموده و تا سرمنزل مقصود همراهی کند. در این مسیر، هر چند اصل آشنایی با روح قرآن، بهره‌مندی از مراتب عالی‌تر ایمان را به دنبال دارد، که نتیجه آموختن ظاهر قرآن است، ولی سیر در ادبیات و فهم ظاهر آیات الهی نیز میدان گسترده‌ای است که بدون معلّمی الهی، خطر انحرافات و شبهه افکنی‌های زیادی را به دنبال دارد[۵۳].

از آیات قرآن استفاده می‌شود امام معصوم ـ که در عالی‌ترین درجات حیات معنوی قرار دارد ـ از طریق باطن و ملکوت عالم، متصدّی این‌گونه هدایت می‌شود. قرآن ضمن اثبات "هدایت به امر" برای امام دو شرط را همواره گوشزد می‌نماید: صبر و یقین. می‌فرماید: ﴿وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ[۵۴].

از اینکه در آیه، صبر و یقین را شرط این نوع هدایت مقرّر داشته است می‌فهمیم این هدایت، هدایت ظاهری نیست؛ چون هدایت ظاهری شرطی ندارد و همه می‌توانند متصدّی آن شوند. در آیه دیگری به همین مطلب اشاره دارد و می‌فرماید: ﴿وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا[۵۵]. باید توجه کرد واژۀ "امر" دارای سه معنا است و در اینجا مفهوم سوّم منظور است که مفهوم "امر" در مقابل مفهوم "خلق" به وجود دفعی و غیر تدریجی و مجرّد از ماده و عوارض آن (همچون روح) اطلاق می‌شود.

در آیه امامت نیز خداوند پس از آزمودن ابراهیم (ع) به کلمات و بعد از مقام نبوّت و کسب شرایط لازم او را به مقام امامت منصوب فرمود. امام صادق (ع) می‌فرماید: "خداوند متعال پیش از آنکه ابراهیم را نبی قرار دهد، بندۀ خود قرار داد و پیش از آنکه به مقام رسالت برساند، نبوّتش بخشید و پیش از آنکه خلیل خود گرداند، مقام رسالت را به او عطا کرد و پیش از آنکه مقام امامت را به وی افاضه فرماید، او را خلیل و دوست خالص خود گردانید و هنگامی که همه این امتیازات را به دست آورد، فرمود: من هم اکنون تو را امام قرار دادم"[۵۶].[۵۷]

مراتب قرآن

قرآن دارای مراتب گوناگونی است که خداوند در مقام معرّفی قرآن، از آن به دو مرتبه "احکام" و "تفصیل" یاد می‌کند. مرتبه اِحکام به حقیقت قرآن اشاره دارد و در نزد پروردگار است و از آن به "لوح محفوظ" یا "ام‌الکتاب" و یا "کتاب مکنون" نیز یاد شده است: ﴿حْمَ وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ[۵۸]. مرتبه تفصیل در قالب کلمه و کلام، توسط رسول اکرم (ص) و به زبان عربی بر امّت اسلام نازل شد: ﴿كِتَابٌ فُصِّلَتْ آيَاتُهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ[۵۹].[۶۰]

اندیشمندان اسلامی مراتب داشتنِ قرآن را با دو رویکرد هستی‌شناختی و معرفت‌شناختی نیز بررسی کرده‌اند:

  1. مراتب قرآن بر اساس مراتب وجود (هستی‌شناختی): بعضی از اهل معرفت از آنجا که قرآن را جامع همه حقایق الهی به صورت یکسان می‌دانند، معتقدند در قرآن هیچ‌گونه میل و انحرافی نیست و منزلت قرآن منزلت اعتدال است؛ اما اگر از این منزل و مرتبه تنزل کند، جامعیت نخواهد داشت[۶۱].
  2. مراتب قرآن بر اساس فهم آن (معرفت‌شناختی): هر مرتبه از مراتب و منازل قرآن مختص گروهی است که پس از به دست آوردن طهارت، توان حمل و درک آن را دارند و پایین‌ترین مرتبه آن، همین کتابی است که پیش‌روی مردم است[۶۲].[۶۳]

ظاهر و باطن قرآن

قرآن کریم تنها شامل یک سطح از معنا نیست که همگان به طور مساوی آن را درک کنند، بلکه این کتاب آسمانی دربردارنده لایه‌ها و سطوح معانی گوناگون است[۶۴]. مراد از ظهور در قرآن، معنای ظاهری و ابتدایی است که از آیات به دست می‌آید و مراد از بطون، معنای نهفته در آیات است فراتر از مفهوم ظاهری آیات و این معنای باطنی، ممکن است به مفهوم ظاهری آیه نزدیک باشد یا با آن فاصله داشته باشد[۶۵].

قرآن دارای بطن‌های متعدد و حقایقی است که از دید انسان‌های عادی پوشیده است[۶۶]. در حقیقت، باطن قرآن از سنخ معانی نیست تا برای انسان‌ها با علوم رسمی قابل درک باشد؛ بلکه باطن قرآن از سنخ حقایق است و برای درک این حقایق، مکاشفه تام انسان کامل ختمی(ص) لازم است[۶۷]. ظاهر قرآن در مقابل باطن آن نیست، بلکه باطن قرآن در طول ظاهر آن است و آنچه در دست ماست، تنزل یافته مراتب بطونی و حقیقت قرآن است[۶۸].[۶۹]

حجیت ظواهر قرآن

اولین و مهم‌ترین منبع حقوق در فقه امامیه قرآن مجید است که معجزه جاویدان پیامبر اعظم (ص) بوده و حجیت آن از جهت صدور قطعی و از جهت دلالت ظنی است و هیچ شک و ابهامی در این نیست که ظواهر قرآن مطلقا حجت است[۷۰]. یکی از مطالب قرآن شریف، بیان قوانین ظاهر شریعت و آداب و سنن الهیّه است که کلیّات و مهمات آن در این کتاب نورانی ذکر شده و عمده در این قسم، دعوت به اصول مطالب و ضوابط آن است و این قسم یعنی علم ظاهر شریعت، عام‌المنفعه بوده و برای همه اقشار مردم و برای عمران و آبادی امور دنیا و آخرت آنان جعل شده است تا تمام اقشار مردم از آن به مقدار معرفت خویش استفاده کنند[۷۱].[۷۲]

ابلاغ و تعلیم قرآن

تبیین ظاهر قرآن

قرآن به عنوان معجزه جاودانه پیامبر خاتم (ص)، هر آنچه مردم تا آخرالزمان در امور دین و دنیای خود محتاج آن هستند را بیان کرده است، منتها به گونه‌ای است که نیاز به شرح و بسط و تبیین دارد و کسانی می‌توانند معارف را از آیات محدود قرآن استخراج نمایند که مانند رسول خدا (ص)، به حقیقت قرآن و اسرار الهی که در آن به ودیعه نهاده شده راه داشته باشند و اینان جز امامان (ع) نیستند که دارای مقام عصمت نیز هستند[۷۳].

تفسیر قرآن

تفسیر به معنای پرده‌برداری و رفع ابهام عبارت از دانشی است که چگونگی نزول آیات قرآن را مشخص می‌‌کند. تفسیر قرآن به دو گونه است: تفسیر ترتیبی، به این صورت که آیات به ترتیبی که در قرآن آمده یکی پس از دیگری تفسیر شود و تفسیر موضوعی، به این صورت است که آیات متعددی که دربارۀ یک موضوع در سراسر قرآن وجود دارد، جمع‌آوری و در ارتباط‍ باهم ملاحظه و تفسیر شود[۷۴].

ضرورت وجود مفسر قرآن

قرآن مانند هر کتاب عمیق دیگری نیازمند تفسیر و مفسّر است؛ قرآن مجموعه قوانین و احکام و معارف و دریای بی‌انتهایی است که معارف آن هرگز تمامی ندارد منتها فهم آنها نیازمند مفسری همچون معصومین (ع) است[۷۵].

ویژگی مفسر قرآن

  1. وظیفه تفسیر قرآن (وظایف پیامبر خاتم)
  2. تفسیر قرآن پس از پیامبر خاتم
  3. وظیفه تفسیر قرآن (وظایف امام)
  4. وظیفه تفسیر قرآن (وظایف نایب امام)

تأویل قرآن

ارتباط ناگسستنی قرآن و عترت

براساس حدیث ثقلین که رسول اکرم (ص) در حجة الوداع آن را فرمودند ارتباط ناگسستنی میان قرآن و اهل بیت (ع) وجود دارد و دلیلی است بر اینکه هدایت انسان‌ها به کمال و معارف الهی مبتنی بر فهم قرآن است و هدایت به این کمالات، منحصراً از طریق اقتداء به اهل بیت (ع) خواهد بود[۷۶].

رابطه قرآن با فطرت

انسان دارای فطرتی الهی است که به‌واسطه آن می‌تواند بدون واسطه با خداوند ارتباط داشته باشد. خداوند در قرآن این مقام انسان را منطبق با دین توحید بیان می‌دارد[۷۷].

زبان قرآن

خداوند با زبان انسان‌ها با آنها به گفتگو پرداخته است و قرآن کریم نیز به زبان عربی نازل شده است. زبان موضوعی قرآن در چهار بخش مطرح شده است: احکام و تکلیف؛ امثال و حکم؛ سخن از سرای غیب و معارف و اصول شناخت[۷۸].

آموزش قرآن

سوره های قرآن

  1. سوره حمد
  2. سوره بقره
  3. سوره آل عمران
  4. سوره نساء
  5. سوره مائده
  6. سوره انعام
  7. سوره اعراف
  8. سوره انفال
  9. سوره توبه
  10. سوره یونس
  11. سوره هود
  12. سوره یوسف
  13. سوره رعد
  14. سوره ابراهیم
  15. سوره حجر
  16. سوره نحل
  17. سوره اسراء
  18. سوره کهف
  19. سوره مریم
  20. سوره طه
  21. سوره انبیاء
  22. سوره حج
  23. سوره مؤمنون
  24. سوره نور
  25. سوره فرقان
  26. سوره شعراء
  27. سوره نمل
  28. سوره قصص
  29. سوره عنکبوت
  30. سوره روم
  31. سوره لقمان
  32. سوره سجده
  33. سوره احزاب
  34. سوره سبأ
  35. سوره فاطر
  36. سوره یس
  37. سوره صافات
  38. سوره ص
  39. سوره زمر
  40. سوره غافر
  41. سوره فصلت
  42. سوره شوری
  43. سوره زخرف
  44. سوره دخان
  45. سوره جاثیه
  46. سوره احقاف
  47. سوره محمد
  48. سوره فتح
  49. سوره حجرات
  50. سوره ق
  51. سوره ذاریات
  52. سوره طور
  53. سوره نجم
  54. سوره قمر
  55. سوره الرحمن
  56. سوره واقعه
  57. سوره حدید
  58. سوره مجادله
  59. سوره حشر
  60. سوره ممتحنه
  61. سوره صف
  62. سوره جمعه
  63. سوره منافقون
  64. سوره تغابن
  65. سوره طلاق
  66. سوره تحریم
  67. سوره ملک
  68. سوره قلم
  69. سوره حاقه
  70. سوره معارج
  71. سوره نوح
  72. سوره جن
  73. سوره مزمل
  74. سوره مدثر
  75. سوره قیامت
  76. سوره انسان
  77. سوره مرسلات
  78. سوره نبأ
  79. سوره نازعات
  80. سوره عبس
  81. سوره تکویر
  82. سوره انفطار
  83. سوره مطففین
  84. سوره انشقاق
  85. سوره بروج
  86. سوره طارق
  87. سوره اعلی
  88. سوره غاشیه
  89. سوره فجر
  90. سوره بلد
  91. سوره شمس
  92. سوره لیل
  93. سوره ضحی
  94. سوره شرح
  95. سوره تین
  96. سوره علق
  97. سوره قدر
  98. سوره بینه
  99. سوره زلزله
  100. سوره عادیات
  101. سوره قارعه
  102. سوره تکاثر
  103. سوره عصر
  104. سوره همزه
  105. سوره فیل
  106. سوره قریش
  107. سوره ماعون
  108. سوره کوثر
  109. سوره کافرون
  110. سوره نصر
  111. سوره مسد
  112. سوره اخلاص
  113. سوره فلق
  114. سوره ناس

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. ر.ک: خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی ج۲، ص۱۸۴؛ محدثی، جواد، فرهنگ‌نامه دینی، ص۱۸۱.
  2. محدثی، جواد، فرهنگ‌نامه دینی، ص۱۸۱.
  3. جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح، تاج اللغة و صحاح العربیه، ج۱، ص۶۵؛ زبیدی، ج۱، ص۲۱۸ – ۲۱۹.
  4. جرجانی، سیدشریف، کتاب التعریفات، ص۷۵.
  5. جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح، تاج اللغة و صحاح العربیه، ج۱، ص۶۵؛ عسکری، ابوهلال، ص۴۹.
  6. سیوطی، جلال الدین، الإتقان فی علوم القرآن، ج۱، ص۱۸۹؛ طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۵، ص۱۷۳.
  7. سیوطی، جلال الدین، الإتقان فی علوم القرآن، ج۱، ص۱۸۹؛ فیض کاشانی، ملامحسن، الأصفی فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۶۴۹.
  8. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص۷۲۶.
  9. گنابادی، سلطان محمد، تفسیر بیان‌السعادة فی مقامات‌العباده، ج۳، ص۲۸۵.
  10. صاحبی، باقر، مقاله «قرآن»، دانشنامه امام خمینی ج۸، ص ۱۵۲.
  11. طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص۲۹۹ - ۳۰۰.
  12. صدوق، الخصال، ج۲، ص۵۲۴.
  13. خرمشاهی، بهاء الدین، قرآن شناخت، ص۳، ۲۰ - ۲۱.
  14. معرفت، محمد هادی، التمهید فی علوم القرآن، ج۱، ص۳۳۴.
  15. حکیم طباطبایی، سیدمحمدباقر، علوم القرآن، ص۱۰۰ - ۱۰۱.
  16. کاشانی، ملافتح‌الله، تفسیر منهج الصادقین فی الزام‌المخالفین، ج۱۰، ص۲۹۳.
  17. معرفت، محمد هادی، التمهید فی علوم القرآن، ج۱، ص۲۷۳.
  18. رامیار، محمود، تاریخ قرآن، ص۲۵۷ – ۲۶۱ و ۲۷۵ - ۲۷۷.
  19. باقلانی، محمد بن طیب، الانتصار للقرآن، ج۱، ص۱۵۱.
  20. زنجانی، ابوعبدالله، تاریخ القرآن، ص۴۶.
  21. رکنی یزدی، محمدمهدی، آشنایی با علوم قرآنی، ص۶۳.
  22. زنجانی، ابوعبدالله، تاریخ القرآن، ص۴۸.
  23. معرفت، محمد هادی، التمهید فی علوم القرآن، ج۱، ص۲۸۸.
  24. دیاری بیدگلی، محمدتقی، اندیشه و آرای تفسیری امام خمینی، ص۸۸.
  25. رضایی اصفهانی، محمدعلی، درسنامه روش‌ها و گرایش‌های تفسیری قرآن، ص۳۵ - ۳۶.
  26. صاحبی، باقر، مقاله «قرآن»، دانشنامه امام خمینی ج۸، ص ۱۵۳.
  27. گنابادی، سلطان محمد، تفسیر بیان‌السعادة فی مقامات‌العباده، ج۱، ص۴۵.
  28. ملاصدرا، تفسیرالقرآن، ج۵، ص۲۸۸.
  29. ملاصدرا، تفسیرالقرآن، ج۶، ص۲۲.
  30. ملاصدرا، الحکمة‌المتعالیه، ج۷، ص۴۰.
  31. صاحبی، باقر، مقاله «قرآن»، دانشنامه امام خمینی ج۸، ص ۱۵۷.
  32. «وَ مَا جَالَسَ هَذَا الْقُرْآنَ أَحَدٌ إِلَّا قَامَ عَنْهُ بِزِيَادَةٍ أَوْ نُقْصَانٍ، زِيَادَةٍ فِي هُدًى أَوْ نُقْصَانٍ مِنْ عَمًى؛ وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ لَيْسَ عَلَى أَحَدٍ بَعْدَ الْقُرْآنِ مِنْ فَاقَةٍ وَ لَا لِأَحَدٍ قَبْلَ الْقُرْآنِ مِنْ غِنًى»؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۷۶.
  33. دین‌پرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۱، ص۲۲۹.
  34. ابراهیم/ ۱؛ کاشانی، ملافتح‌الله، تفسیر منهج الصادقین فی الزام‌المخالفین، ج۵، ص۱۲۲.
  35. طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج علی أهل اللجاج، ج۲، ص۳۸۰؛ احمد بن حنبل، مسند الامام احمد بن حنبل، ج۳، ص۱۴ و ۱۷.
  36. معرفت، محمد هادی، التفسیر، ج۱، ص۴۳۳ - ۴۴۶؛ حکیم طباطبایی، سیدمحمدباقر، علوم القرآن، ص۱۲۴.
  37. فرقان/۳۰.
  38. صاحبی، باقر، مقاله «قرآن»، دانشنامه امام خمینی ج۸، ص ۱۵۵.
  39. دشتی، سید محمود و عزیزی، غلام علی، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳، ص۵۵۸ – ۵۶۴؛ مصباح یزدی، محمد تقی، راه و راهنماشناسی، ص ۱۸۱؛ الهی راد، صفدر، انسان‌شناسی، ص۱۴۲ ـ ۱۴۴.
  40. فرهنگ نامه علوم قرآنی، ص۵۱.
  41. شاکر، محمد کاظم، آشنایی با علوم قرآنی، ص ۷۵.
  42. محدثی، جواد، فرهنگ‌نامه دینی، ص۱۸۱؛ صاحبی، باقر، مقاله «قرآن»، دانشنامه امام خمینی ج۸، ص ۱۵۶.
  43. ر.ک: شاکرین، حمید رضا، عصمت تام قرآن و برون داده‌ای آن، ص ۴ـ۷.
  44. خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، ص۲۳۳؛ ربانی گلپایگانی، علی، کلام تطبیقی ج۲، ص۱۳۹؛ نجارزادگان، فتح‌الله، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷، ص۳۰۲ - ۳۳۵.
  45. «و به راستی آن کتابی است ارجمند در حال و آینده آن، باطل راه ندارد، فرو فرستاده (خداوند) فرزانه ستوده‌ای است» سوره فصلت، آیه ۴۱-۴۲.
  46. «این است آیین استوار» سوره توبه، آیه ۳۶.
  47. «(یعنی) پیامبری از سوی خداوند که برگ‌هایی پاک را بخواند (که) در آنها نگاشته‌هایی استوار است» سوره بینه، آیه ۲-۳.
  48. «آیا در قرآن نیک نمی‌اندیشند یا بر دل‌ها، کلون زده‌اند؟» سوره محمد، آیه ۲۴.
  49. مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل (ط. مؤسسه آل البیت (ع)، ۱۴۰۸ ﻫ.ق)، ج۴، ص۲۳۵: باب وجوب تعلم القرآن. همان، ص۲۳۲.
  50. باب اول، وجوب تعلم القرآن و تعلیمه کفایه و استحبابه عینا.
  51. «در حال و آینده آن، باطل راه ندارد، فرو فرستاده (خداوند) فرزانه ستوده‌ای است» سوره فصلت، آیه ۴۲.
  52. عیون اخبار الرضا (ع) (ط. نشر جهان، ۱۳۷۸ ﻫ.ق)، ج۲، ص۱۳۰.
  53. فیاض‌بخش و محسنی، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱، ص۳۱۸-۳۲۰.
  54. «و چون شکیب ورزیدند و به آیات ما یقین داشتند برخی از آنان را پیشوایانی گماردیم که به فرمان ما (مردم را) رهنمایی می‌کردند» سوره سجده، آیه ۲۴.
  55. «و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری می‌کردند» سوره انبیاء، آیه ۷۳.
  56. اصول کافی، ج۱، ص۱۷۵.
  57. محمدی، رضا، امام‌شناسی، ص۵۷-۵۸.
  58. «حا، میم سوگند به این کتاب روشن به راستی ما آن را قرآنی عربی قرار دادیم باشد که خرد ورزید و بی‌گمان آن نزد ما در اصل کتاب، فرازمندی فرزانه است» سوره زخرف، آیه ۱-۴.
  59. «کتابی است که آیات آن آشکار شده است، به گونه قرآنی عربی، برای گروهی که می‌دانند،» سوره فصلت، آیه ۳.
  60. فیاض‌بخش و محسنی، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱، ص۳۲۰-۳۲۳.
  61. ابن عربی، محی‌الدین، الفتوحات‌المکیه، ج۳، ص۹۳.
  62. ملاصدرا، مفاتیح‌الغیب، ص۳۹ - ۴۱؛ همو، الحکمة‌المتعالیه، ج۷، ص۳۶ - ۳۹.
  63. صاحبی، باقر، مقاله «قرآن»، دانشنامه امام خمینی ج۸، ص ۱۵۹.
  64. طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۵۹ – ۶۲.
  65. طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۷۴.
  66. امام خمینی، تفسیرحمد، ص۱۳۳؛ دعاءالسحر، ص۵۹؛ صحیفه، ج۱۴، ص۳۸۷.
  67. امام خمینی، دعاءالسحر، ص۳۸؛ آداب‌الصلاة، ص۱۸۱.
  68. امام خمینی، تفسیرحمد، ص۱۳۳؛ دعاءالسحر، ص۵۹؛ امام خمینی، تعلیقات فصوص، ص۵۰.
  69. صاحبی، باقر، مقاله «قرآن»، دانشنامه امام خمینی ج۸، ص ۱۵۸.
  70. امام خمینی، تنقیح الأصول، ج۳، ص۱۲۷.
  71. امام خمینی، آداب الصلوة، ص۱۹۰.
  72. فتحی، حجت‌الله، مقاله «نظام حقوق اسلامی»، منظومه فکری امام خمینی، ص ۶۷۴.
  73. فیاض‌بخش و محسنی، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱، ص۳۵۴-۳۵۵.
  74. بابایی، علی اکبر، تاریخ تفسیر قرآن، ص۴۳۷-۴۳۸.
  75. فیاض‌بخش و محسنی، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱، ص۳۲۴-۳۲۷.
  76. فیاض‌بخش و محسنی، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱، ص۳۳۸-۳۴۲.
  77. فیاض‌بخش و محسنی، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱، ص۳۵۹-۳۶۲.
  78. ر.ک: خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، ص۱۹۳ ـ ۱۹۷.