همسرداری در معارف و سیره معصوم: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۲۸: خط ۱۲۸:
# [[امام صادق]]{{ع}}: پرندگان هر کدام صفاتی شایسته و [[ناشایست]] دارند؛ در آمیزش نیز آدابی دارند. «کلاغ» با وجود پر و بال سیاه و صدای ناهنجارش، در آمیزش مخفی کار است. آمیزش مخفی‌کارانه را از کلاغ بیاموزید<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۰۰.</ref>.
# [[امام صادق]]{{ع}}: پرندگان هر کدام صفاتی شایسته و [[ناشایست]] دارند؛ در آمیزش نیز آدابی دارند. «کلاغ» با وجود پر و بال سیاه و صدای ناهنجارش، در آمیزش مخفی کار است. آمیزش مخفی‌کارانه را از کلاغ بیاموزید<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۰۰.</ref>.
# [[امام رضا]]{{ع}}: آقایان! مطابق میل خانمتان [[لباس]] بپوشید؛ در [[خانه]] نیز آراسته باشید؛ [[هوش]] و حواس همسرتان را ماهرانه به خود جلب کنید. با این کار، غدد جنسی او را برای خود فعال کنید و [[عفت]] او به دیگران را فزونی بخشید<ref>طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۸۰.</ref>.<ref>[[ابوالفضل سلمانی گواری|سلمانی گواری، ابوالفضل]]، [[سیره خانوادگی ائمه معصوم (کتاب)|سیره خانوادگی ائمه معصوم]]، ص ۵۷.</ref>
# [[امام رضا]]{{ع}}: آقایان! مطابق میل خانمتان [[لباس]] بپوشید؛ در [[خانه]] نیز آراسته باشید؛ [[هوش]] و حواس همسرتان را ماهرانه به خود جلب کنید. با این کار، غدد جنسی او را برای خود فعال کنید و [[عفت]] او به دیگران را فزونی بخشید<ref>طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۸۰.</ref>.<ref>[[ابوالفضل سلمانی گواری|سلمانی گواری، ابوالفضل]]، [[سیره خانوادگی ائمه معصوم (کتاب)|سیره خانوادگی ائمه معصوم]]، ص ۵۷.</ref>
== حقوق‌مداری و تأمین نیازها ==
آشنایی با [[حقوق]] و [[پایبندی]] به آن، در [[آموزه‌های دینی]] چنان اهمیت دارد که [[ادای حقوق]] [[مردمان]] مقدم بر [[حقوق خداوند]] معرفی شده است؛ بدین معنا که راه [[بندگی]] و [[دین داری]] از حقوق‌مداری می‌گذرد و تا [[انسان‌ها]] حقوق یکدیگر را نشناسند و برای برپایی آن اهتمام نورزند، سخن از [[بندگی خدا]] و دین داری [[حقیقی]] سخنی دور از واقع است. [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} می‌فرمایند:
{{متن حدیث|جَعَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ حُقُوقَ عِبَادِهِ مُقَدِّمَةً لِحُقُوقِهِ فَمَنْ قَامَ بِحُقُوقِ عَبَّادِ اللَّهِ كَانَ ذَلِكَ مُؤَدِّياً إِلَى الْقِيَامِ بِحُقُوقِ اللَّهِ}}؛
«[[خدای سبحان]] حقوق بندگانش را بر حقوق خود مقدم داشته است. پس هر که [[حقوق بندگان]] را ادا کند، این امر به ادای حقوق خداوند منجر خواهد شد»<ref>غررالحکم، ص۴۸۰؛ عیون الحکم والمواعظ، ص٢٢٣.</ref>.
در [[اندیشه]] [[اسلامی]] [[پاسداشت حقوق]]، [[پاسداشت]] [[توحید]] و [[یگانه‌پرستی]] است. [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} می‌فرمایند:
{{متن حدیث|وَ شَدَّ بِالْإِخْلَاصِ وَ التَّوْحِيدِ حُقُوقَ الْمُسْلِمِينَ فِي مَعَاقِدِهَا}}؛
«[[خداوند]] حقوق [[مسلمانان]] را با [[اخلاص]] و یگانه‌پرستی پیوند داده است»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۶۷.</ref>.
بنابراین شرط نخست پیوند [[ایمانی]]، پایبندی در حقوق است و نخستین و مهم‌ترین عرصه این حقوق از نظر شکل‌گیری و جلوه‌گری، [[خانواده]] است. تا حقوق‌مداری در خانواده معنا نیابد، در [[جامعه]] به [[درستی]] معنا نمی‌یابد. [[انسان]] در خانواده با حقوق آشنا می‌شود و پایبندی بدان را می‌آموزد و با آن خو می‌گیرد. [[قرآن کریم]] در این مورد می‌فرماید: {{متن قرآن|... وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ...}}<ref>«و زنان را بر مردان، حقّ شایسته‌ای است» سوره بقره، آیه ۲۲۸.</ref>.
این سخن در خانواده بدین معناست که نه [[زن]] در خانواده [[حکومت]] نماید، نه مرد و نه [[فرزندان]]، بلکه حقوق و حدود حکومت کند و هرکس در حیطه حقوق و حدودش عمل نماید و این‌گونه نیست که مرد در [[خانه]] از حقوق برخوردار باشد و زن [[مکلف]] به انجام دادن [[تکالیف]]، یا بالعکس، بلکه همه اعضای خانواده حقوق و تکالیفی دارند که [[سلامت]] و [[سعادت]] خانواده در گروی [[شناخت]] این حقوق و تکالیف و رعایت آنهاست و نمی‌توان با زیر پا گذاشتن [[حقوق]] و [[تکالیف]] و یک سویه کردن روابط و مناسبات دوسویه، [[انتظار]] [[نشاط]] در [[زندگی]] و [[حرکت]] مناسب در روند زندگی [[خانوادگی]] داشت. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در خطبه‌ای که در [[حجة الوداع]] ([[حج]] البلاغه) ایراد کردند، بیان فرمودند: «[[مردم]]! زنانتان دربند شمایند. آنان را به عنوان [[امانت]] [[خدا]] برگرفتید و با [[حکم خدا]] بر شما [[حلال]] شده‌اند. پس شما را برایشان [[حقوقی]] است و آنان را بر شما حقوقی است».<ref>{{متن حدیث|أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ النِّسَاءَ عِنْدَكُمْ عَوَانٍ لَا يَمْلِكْنَ لِأَنْفُسِهِنَّ ضَرّاً وَ لَا نَفْعاً أَخَذْتُمُوهُنَّ بِأَمَانَةِ اللَّهِ وَ اسْتَحْلَلْتُمْ فُرُوجَهُنَّ بِكَلِمَاتِ اللَّهِ فَلَكُمْ عَلَيْهِنَّ حَقٌّ وَ لَهُنَّ َّ عَلَيْكُمْ حَقٌّ}}؛ بحارالأنوار، ج۲۱، ص۳۸۱.</ref>؛
اعضای یک [[خانواده]] حقوق و نیازهای گوناگونی دارند که برخی از آنها مشترک و برخی متفاوت است و تأمین درست، [[معتدل]] و به موقع آن حقوق و نیازها در تحقق روابط سالم و پرنشاط و [[رشد]] دهنده نقش اساسی دارد. [[زن]] و مرد نیازهای [[عاطفی]]، [[روحی]]، مادی، [[امنیتی]] و جنسی دارند که [[شناخت]] این نیازها و تأمین آن در زندگی خانوادگی مهم و کلیدی است. اگر حقوق و نیازهای افراد در خانواده تأمین شود، نیازی به [[گریز]] از [[خانه]] نخواهند داشت و گرفتار رفتارهای نادرست نخواهند شد. بسیاری از بهانه‌جویی‌ها، کج خلقی‌ها، پرخاشگری‌ها، [[بدرفتاری‌ها]] و تندخویی‌ها معلول عدم تأمین نیازهای افراد در خانواده است. بهترین و محبوب‌ترین اشخاص و [[بندگان]] نزد [[خداوند]] کسانی هستند که نیازهای اعضای خانواده را دریابند و به [[درستی]] تأمین نمایند و در این صورت مفیدترین کس در خانواده خواهند بود، چنان‌که پیامبر اکرم فرمودند:
{{متن حدیث|الْخَلْقُ كُلُّهُمْ عِيَالُ اللَّهِ فَأَحَبُّهُمْ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْفَقُهُمْ لِعِيَالِهِ}}<ref>قرب الاسناد، ص۵۶؛ وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۳۴۴.</ref>؛
«مردم (همگی) خانواده خدایند، پس محبوب‌ترین [[مردمان]] نزد خداوند سودمندترین آنان برای خانواده‌اش است».
حضرت همچنین می‌فرمایند:
{{متن حدیث|عِيَالُ الرَّجُلِ أُسَرَاؤُهُ وَ أَحَبُّ الْعِبَادِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَحْسَنُهُمْ صُنْعاً إِلَى أُسَرَائِهِ}}؛
«[[اهل]] و عیال هرکس، [[اسیر]] و پایبند او هستند و محبوب‌ترین [[بندگان]] در نزد [[خداوند]] کسی است که بهترین [[رفتار]] را با آنان داشته باشد»<ref>الفقیه؛ ج۳، ص۵۵۵؛ وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۱۷۱.</ref>.
[[زنان]] نیز با تأمین همه جانبه نیازهای [[همسر]] خویش به [[زندگی]] مشترک، [[لذت]] می‌بخشند و زمینه کمال یکدیگر را فراهم می‌کنند و با [[جهادی]] [[اخلاقی]] راه خوب زیستن را هموار می‌سازند، چنان‌که [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} می‌فرمایند: {{متن حدیث|جِهَادُ الْمَرْأَةِ حُسْنُ التَّبَعُّلِ‌}}؛ «[[جهاد]] [[زن]]، خوب [[همسرداری]] است»<ref>الکافی، ج۵، ص۹.</ref>.
از این روست که اگر مردی [[حقوق]] عیال [[الله]] را رعایت نکند و بدان‌ها پاسخ مثبت ندهد و زنی در انجام [[وظایف]] خویش جهادگونه عمل ننماید، هر دو به [[گناه]] [[مبتلا]] می‌شوند و [[خانواده]] خویش را در معرض آسیب جدی قرار می‌دهند و زمینه [[خشونت]] و [[بیماری]] و زندگی آزاردهنده‌ای را فراهم می‌کنند. [[امام صادق]]{{ع}} می‌فرمایند: {{متن حدیث|كَفى بِالْمَرْءِ إِثْماً أَنْ يُضَيِّعَ مَنْ يَعُولُهُ‌}}؛ «در گناه [[انسان]] همین بس که خانواده خود را تباه سازد»<ref>الکافی، ج۴، ص۱۲.</ref>.
===حقوق و نیازهای مادی===
در [[قرآن کریم]] [[مسئولیت]] تأمین حقوق و نیازهای مادی و [[اقتصادی]] خانواده بر عهده مرد گذاشته شده است:
{{متن قرآن|الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ}}<ref>«مردان سرپرست زنانند بدان روی که خداوند برخی از آنان را بر برخی دیگر برتری داده است و برای آنکه مردان از دارایی‌های خویش می‌بخشند» سوره نساء، آیه ۳۴.</ref>.
توجه به نیازهای مادی خانواده و تأمین کامل آنها چنان مهم و اساسی تلقی شده است که نوعی [[عبادت]] محسوب می‌شود و می‌توان از آن در جهت [[کمال انسانی]] بهره گرفت و توسط آن [[گناهان]] گذشته را در معرض [[بخشش خداوند]] قرار داد. به همین دلیل [[پیامبر خدا]]{{صل}} می‌فرمایند:
{{متن حدیث|إذا خرج العبد في حاجة أهله، كتب الله تعالى له بكل خطوة درجة، و إذا فرغ من حاجتهم غفر له}}؛
«چون [[بنده]] در [[طلب]] تأمین نیازهای خانواده‌اش گام بیرون [[نهد]]، [[خدای متعال]] برای هرگام او در این راه درجه‌ای می‌نویسد و چون در تأمین نیازهای ایشان از کار فارغ شود آمرزیده محسوب می‌گردد»<ref>کنز العمال، ج۱۶، ص۲۸۲.</ref>.
[[حضرت پیامبر]]{{صل}} در [[حدیث]] دیگری می‌فرمایند:
{{متن حدیث|ما أنفق الرجل في بيته و أهله و ولده و خدمه فهو له صدقة}}؛ «آنچه مرد در [[خانه]] و برای [[همسر]] و فرزند و خدمتکار خود [[خرج]] کند برایش [[صدقه]] به شمار می‌رود»<ref>کنز العمال، ج۶، ص۴۱۵.</ref>.
تأمین نیازها و [[حقوق]] مادی [[خانواده]] نزد [[معصومین]]{{عم}} نیز بزرگ شمرده شده و به آن اهمیت داده‌اند. [[امام سجاد]]{{ع}} می‌فرمایند:
{{متن حدیث|لَأَنْ أَدْخُلَ السُّوقَ وَ مَعِي دَرَاهِمُ أَبْتَاعُ بِهِ لِعِيَالِي لَحْماً وَ قَدْ قَرِمُوا أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أُعْتِقَ نَسَمَةً}}؛
«اگر به [[بازار]] [[روم]] و چند درهمی داشته باشم که برای خانواده خود گوشت بخرم، در حالی که به آن خیلی [[تمایل]] داشته باشند، برای من از [[آزاد]] کردن برده‌ای محبوب‌تر است»<ref>الکافی، ج۴، ص۱۲.</ref>.
آنچه در تأمین حقوق مادی خانواده مؤکد است، فراخ دانستن و وسعت دادن و تأمین کامل [[نیازهای مادی]] آنان است. به عبارت دیگر به هر [[میزان]] که [[خداوند]] به [[انسان]] وسعت داد، او نیز به همان میزان در [[گشایش]] امور خانواده خویش تلاش کند و آن را وسعت دهد. امام سجاد{{ع}} می‌فرمایند:
{{متن حدیث|إِنَّ أَرْضَاكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَسْبَغُكُمْ عَلَى عِيَالِهِ}}؛
«به [[راستی]] پسندیده‌ترین شما در درگاه [[خدا]] [[نعمت]] بخش‌ترین شما بر خانواده خویش است<ref>الکافی، ج۸، ص۶۹.</ref>.
تلاش در این جهت با [[ارزش]] است و آن کس که در این حد [[توانایی]] ندارد، ولی سعی خود را می‌کند، گرانقدر و والامرتبه است و آن کس که توانایی تأمین کامل حقوق مادی خانواده را دارد، لازم است چنین کند و از تنگ گرفتن بر خانواده بپرهیزد. [[امام رضا]]{{ع}} می‌فرمایند: {{متن حدیث|صَاحِبُ النِّعْمَةِ يَجِبُ أَنْ يُوَسِّعَ عَلَى عِيَالِهِ}}؛ «بر [[صاحب نعمت]] [[واجب]] است که بر خانواده خود گشاده گیرد»<ref>الکافی، ج۴، ص۱۱.</ref>.
گشاده گرفتن در [[زندگی]] از نظر مادی و تأمین کامل نیازهای خانواده به معنای فرو رفتن در دام [[تجمل]] پرستی و اسراف‌گرایی نیست، بلکه استفاده بهینه از امکانات و دارایی‌هاست و خانواده نیز نباید جایی برای این ناپسندی‌ها باشد، همان [[طور]] که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} می‌فرمایند: {{متن حدیث|أَعْظَمُ النِّسَاءِ بَرَكَةً أَيْسَرُهُنَ مَئُونَةً}}؛ «بابرکت‌ترین [[زنان]] کم‌هزینه‌ترین آنان است»<ref>مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص۱۶۲.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} نیز می‌فرمایند: {{متن حدیث|مِنْ بَرَكَةِ الْمَرْأَةِ خِفَّةُ مَئُونَتِهَا وَ تَيْسِيرُ وِلَادَتِهَا وَ مِنْ شُؤْمِهَا شِدَّةُ مَئُونَتِهَا}}؛ «از [[برکت]] [[زن]]، سبک بودن [[هزینه]] اوست و از نامیمونی زن، سنگین بودن هزینه اوست»<ref>الکافی، ج۵، ص۵۶۴.</ref>. روایت‌های بسیاری درباره فعالیت‌های گوناکون [[اقتصادی]] و [[امرار معاش]] پیامبر اکرم{{صل}} و [[اهل]] بیتش نقل شده است. درباره [[حضرت علی]]{{ع}} آمده است با دستان خود [[زمین]] را بیل و شخم می‌زد و آب را از زمین بیرون می‌کشید. گاه [[رسول خدا]]{{صل}} کنارش بود و هسته‌های خرما را با آب دهان [[مبارک]] ایشان خیس می‌کرد و در زمین می‌کاشت:
{{متن حدیث|كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ يَضْرِبُ بِالْمَرِّ وَ يَسْتَخْرِجُ الْأَرَضِينَ وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} يَمَصُ النَّوَى بِفِيهِ وَ يَغْرِسُهُ فَيَطْلُعُ مِنْ سَاعَتِهِ}}<ref>الکافی، ج۵، ص۷۴.</ref>. همچنین از حضرت علی{{ع}} نقل شده است که فرمود:
روزی در [[مدینه]] سخت گرسنه شدم، برای پیدا کردن کار به محله‌های بالای مدینه رفتم. در آنجا زنی را دیدم که کلوخ‌هایی را جمع کرده بود. [[فکر]] کردم که می‌خواهد با آنها گل درست کند. نزدیک او رفته و طی کردم برای هر دلو آب که از [[چاه]] بکشم یک دانه خرما به من بدهد. چون شانزده دلوکشیدم، دستم تاول زد. پس لب آب رفتم و دستم را شستم. آنگاه نزد آن زن برگشتم و او شانزده دانه خرما به من داد. من نزد [[پیامبر]] آمدم و او را از آنچه گذشته بود، [[آگاه]] کردم و پیامبر با من از آن خرماها خوردند<ref>کشف الغمه، ج۱، ص۱۷۵.</ref>.
همچنین نقل است روزی علی را دیدند که مقداری خرما خریده، آن را با گوشه عبایش گرفت و راهی [[منزل]] شد. گروهی از [[صحابه]] برای کمک به حضرت جلو رفتند، ولی ایشان{{ع}} فرمود: «[[سرپرست]] [[خانواده]] به حمل آن سزاوارتر است»<ref>مناقب، ج۲، ص۱۰۴.</ref>. درباره [[سیره معیشتی]] [[امام صادق]]{{ع}} نیز نقل شده است که در گرمای [[روز]]، بیل به دست می‌گرفتند و در باغ فعالیت می‌کردند. گاه چنان سخت‌کوشانه به [[کشاورزی]] مشغول می‌شدند که ساده‌اندیشان به قصد [[نصیحت]] به ایشان می‌گفتند: شما به واسطه قرابتی که با [[رسول خدا]] دارید، چه نیازی است که این گونه خود را به [[زحمت]] می‌اندازید؟ [[امام]] در پاسخ به آنها می‌فرمود:
کار می‌کنم که از امثال شما [[بی‌نیاز]] باشم: {{متن حدیث|اسْتَقْبَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} فِي بَعْضِ طُرُقِ الْمَدِينَةِ فِي يَوْمٍ صَائِفٍ شَدِيدِ الْحَرِّ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ حَالُكَ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قَرَابَتُكَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ أَنْتَ تُجْهِدُ لِنَفْسِكَ فِي مِثْلِ هَذَا الْيَوْمِ فَقَالَ يَا عَبْدَ الْأَعْلَى خَرَجْتُ فِي طَلَبِ الرِّزْقِ لِأَسْتَغْنِيَ عَنْ مِثْلِكَ}}<ref>الکافی، ج۵، ص۷۴.</ref>.
همچنین، گاه که دوستدارانش ایشان را از کار و [[کوشش]] در مزرعه منع می‌کردند، حضرت نمی‌پذیرفت و می‌فرمود:
دوست دارم که [[انسان]] در زیر حرارت [[آفتاب]] بسوزد و برای کسب [[معیشت]] بکوشد: {{متن حدیث|رَأَيْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} وَ بِيَدِهِ مِسْحَاةٌ وَ عَلَيْهِ إِزَارٌ غَلِيظٌ يَعْمَلُ فِي حَائِطٍ لَهُ وَ الْعَرَقُ يَتَصَابُّ عَنْ ظَهْرِهِ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَعْطِنِي أَكْفِكَ فَقَالَ لِي إِنِّي أُحِبُّ أَنْ يَتَأَذَّى الرَّجُلُ بِحَرِّ الشَّمْسِ فِي طَلَبِ الْمَعِيشَةِ}}<ref>الکافی، ج۵، ص۷۶.</ref>.
امام صادق{{ع}} می‌فرمایند: [[علی بن الحسین]]{{ع}} [[سحرگاه]] [که] در [[طلب روزی]] خارج می‌شد، عرض کردند: آقا کجا می‌روید؟ فرمود: به خانواده‌ام [[صدقه]] می‌دهم. عرض کردند: به خانواده‌ات صدقه می‌دهی؟ فرمود: هر کس از راه [[حلال]] در جست و جوی روزی باشد، آنچه به دست آورد و برای [[خانواده]] خود [[خرج]] کند، از طرف [[خدا]] صدقه [[حساب]] شود<ref>بحار، ج۴۳، ص۱۱۷.</ref>.<ref>[[حامد ولی‌زاده|ولی‌زاده، حامد]]، [[سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت (کتاب)|سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت]]، ص ۷۰</ref>
===[[حقوق]] و نیازهای روحی و [[عاطفی]]===
تأمین حقوق و نیازهای روحی اعضای خانواده در [[آموزه‌های دین]] کانون تأکید قرار گرفته است، چنان‌که [[زندگی]] [[خانوادگی]] به دور از آنها را بی‌معنا و عین تلخکامی دانسته‌اند.
[[زن]] به توجه و [[حمایت]]، [[احترام]] و [[عشق]] نیاز دارد و مرد به پذیرش، [[اعتماد]] کردن و [[قدردانی]]. زن نیاز دارد که [[احساس]] کند همسرش به او توجه می‌کند؛ برایش وقت گذارد و همه چیز او برایش مهم است؛ نیاز دارد که مرد تکیه گاه و حامی او باشد و او را به تمام معنا [[احترام]] کند و با همه وجود به او [[عشق]] بورزد. مرد نیز نیاز دارد که همسرش او را بپذیرد و به او [[اعتماد]] کند و از او [[قدردانی]] نماید و تحسینش نماید.
[[زن]] و مرد در [[خانه]] به احساس [[آزادی]] نیاز دارند تا بتوانند به میل خود [[رفتار]] کنند؛ [[احساس ناامنی]] نکنند، خود را [[اسیر]] و محصور ندانند و فضای خانه را بر خود بسته یا تنگ نبینند. اگر فضای [[زندگی]] مشترک با سخنان و رفتارهای ناصواب، تنگ و و [[تحمل]] ناپذیر شود، [[روز]] به روز روابط مشترک را از [[لطافت]] و [[صمیمیت]]، [[دوستی]] و [[همیاری]] دورتر می‌کند و به سردی و [[سختی]] در روابط منجر می‌شود. زن و مرد و [[فرزندان]] به فضای صمیمی نیاز دارند و اینکه بتوانند اوقاتی را کنار هم باشند و با یکدیگر [[گفت‌وگو]] کنند و ارتباط [[کلامی]] و [[عاطفی]] و [[روحی]] داشته باشند. لازم است زن و مرد بخش مهمی از اوقات خود را با هم صرف کنند؛ اوقاتی زنده، توأم با توجه و احترام و قدردانی از یکدیگر. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به [[روابط خانوادگی]] پرعاطفه و عاشقانه می‌نگریست و سفارش می‌کرد که چنین نگرشی فراهم شود و می‌فرمود:
{{متن حدیث|أَ لَا أُخْبِرُكُمْ بِخَيْرِ مَا يُكْنَزُ- المَرْأَةُ الصَّالِحَةُ إِذَا نَظَرَ إِلَيْهَا تَسُرُّهُ}}؛
«آیا شما را از بهترین چیزی که اندوخته کنید، [[آگاه]] نکنم؟ (بهترین اندوخته) همسری [[صالح]] است که چون (شویش) بدو بنگرد شادمان شود»<ref>مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص۱۷۱.</ref>.
اعضای [[خانواده]] نیازمند [[امنیت]] همه جانبه در روابط با یکدیگرند، تا آنجا که چون به یکدیگر می‌نگرند، [[احساس آرامش]] و [[شادکامی]] در آنان بجوشد و یکدیگر را از آن لبریز کنند. هر چه این روابط صمیمی‌تر و پرمهرتر باشد، فضای خانواده با روح‌تر و امن‌تر خواهد بود. [[رسول خدا]]{{صل}} در این جهت سفارش می‌فرمودند که [[دوستی‌ها]] و صمیمیت‌ها ابراز شود و به زبان آید و با لطیف‌ترین بیان گفته شود: {{متن حدیث|‌قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَةِ إِنِّي أُحِبُّكِ لَا يَذْهَبُ مِنْ قَلْبِهَا أَبَداً}}؛ «سخن مرد به [[همسر]] خود که «دوستت دارم» هرگز از [[قلب]] [[زن]] بیرون نمی‌رود»<ref>الکافی، ج۵، ص۵۶۹.</ref>.
[[محبت]] و [[لطف]] و [[مهربانی]] زن در [[خانواده]]، محورگرمی و [[شور]] [[زندگی]] و تأمین نیازها و [[حقوق]] [[عاطفی]] و [[روحی]] و [[امنیتی]] اعضای خانواده است. از این روست که [[امام صادق]]{{ع}} [[بهترین زنان]] را چنین معرفی کرده است:
{{متن حدیث|خَيْرُ نِسَائِكُمْ... أَلْطَفُهُنَّ بِأَزْوَاجِهِنَّ وَ أَرْحَمُهُنَّ بِأَوْلَادِهِنَّ}}؛
«بهترین زنان شما... با محبت‌ترین [[زنان]] نسبت به شوهرانشان و [[مهربان‌ترین]] [[مادران]] نسبت به فرزندانشان هستند»<ref>الکافی، ج۵، ص۳۲۶.</ref>.
زن و [[مرد]] نیازمند ابراز [[عشق]] و محبت هستند و نیاز دارند که [[روح]] یکدیگر را از [[دوستی]] و علاقه‌مندی آکنده سازند و [[نیازهای روحی]] یکدیگر را با روابط [[نیکو]] و [[معاشرت]] [[زیبا]] تأمین کنند. امام صادق{{ع}} فرموده است:
{{متن حدیث|إِنَّ الْمَرْءَ يَحْتَاجُ فِي مَنْزِلِهِ وَ عِيَالِهِ إِلَى ثَلَاثِ خِلَالٍ يَتَكَلَّفُهَا وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ فِي طَبْعِهِ ذَلِكَ مُعَاشَرَةٌ جَمِيلَةٌ وَ سَعَةٌ بِتَقْدِيرٍ وَ غَيْرَةٌ بِتَحَصُّنٍ}}<ref>تحف العقول، ص۳۲۲؛ بحار الأنوار، ج۷۵، ص۲۳۵.</ref>؛
«مرد در اداره [[خانه]] و خانواده‌اش نیازمند است خود را به سه [[خصلت]] بیاراید گرچه این [[خصال]] در [[سرشت]] او نباشد: [[رفتاری]] خوش، گشاده دستی به اندازه و غیرتی همراه با [[خویشتن داری]]».
با تأمین این نیازها [[روابط خانوادگی]] سامانی مناسب می‌یابد وزن و مرد [[یاور]] یکدیگر در بالندگی می‌شوند. به تعبیر امام صادق{{ع}}: {{متن حدیث|وَ زَوْجَةٌ صَالِحَةٌ تُعَاوِنُهُ وَ يُحْرِزُ بِهَا دِينَهُ‌}}؛ «و همسر صالحی که او را [[یاری]] می‌کند و مرد به کمک اودینش را [[حفظ]] می‌نماید»<ref>مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص۱۷۲.</ref>.
از جمله نیازهای عاطفی، روحی و امنیتی زن و مرد در خانواده، توجه و [[احترام]] است؛ توجه به ظاهر و زیبایی‌هایشان، [[باطن]] و کمالاتشان و نیز احترام به [[خواسته‌ها]] و تمایلاتشان، تا آنجا که حریمی دریده نشود. از [[امام باقر]]{{ع}} در این باره چنین نقل شده است: «گروهی نزد [[حسین بن علی]]{{ع}} رفتند و گفتند: ای [[پسر رسول خدا]]، در [[منزل]] تو چیزهایی می‌بینیم که [[پسندیده]] نیست و در منزل وی اثاثیه چیده شده و فرش بود. فرمود: ما زمانی که [[ازدواج]] می‌کنیم [[مهریه]] [[همسران]] خود را به آنان عطا می‌کنیم و آنان با آن هر چه مایل باشند خریداری می‌کنند و آن چیزها متعلق به ما نیست»<ref>{{متن حدیث|دَخَلَ قَوْمٌ عَلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ{{ع}} فَقَالُوا يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ نَرَى فِي مَنْزِلِكَ أَشْيَاءَ نَكْرَهُهَا وَ إِذَا فِي مَنْزِلِهِ بُسُطٌ وَ نَمَارِقُ فَقَالَ{{ع}} إِنَّا نَتَزَوَّجُ النِّسَاءَ فَنُعْطِيهِنَّ مُهُورَهُنَّ فَيَشْتَرِينَ مَا شِئْنَ لَيْسَ لَنَا مِنْهُ شَيْ‌ءٌ}}؛ الکافی، ج۶، ص۴۷۶.</ref>.
این امر (توجه به [[نیازهای روحی]] و [[احترام]] و [[تکریم]] [[خانواده]]) چنان در [[زندگی]] [[خانوادگی]] مهم و اساسی است که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} مردانی را که همسران خود را مورد احترام و تکریم قرار نمی‌دهند، انسان‌هایی به دور از [[شأن]] [[انسانی]] و دربند [[فرومایگی]] برشمرده و فرموده است:
{{متن حدیث|ما أكرم النساء إلا كريم، و لا أهانهن إلا لئيم}}؛ «تکریم نمی‌نمایند [[زنان]] را، مگر اشخاص [[بزرگوار]]، و [[تحقیر]] نمی‌نمایند آنان را، مگر [[فرومایگان]]»<ref>کنزالعمال، ج۱۶، ص۳۷۱.</ref>.
«تکریم» در لغت به معنای [[حرمت]] نگاه داشتن و بزرگوار شمردن و گرامی داشتن است<ref>فرهنگ معین، ج۱، ص۱۱۲۶.</ref>. در [[روابط خانوادگی]] به صورت گرامی داشتن یکدیگر و حرمت هم را [[پاس]] داشتن و [[ارج]] نهادن به یکدیگر و [[قدردانی]] و [[تمجید]] و [[تحسین]] هم و [[سپاس گزاری]] از یکدیگر جلوه می‌یابد.
گرامی داشتن و [[احترام کردن]] و ارج نهادن [[همسر]]، امری زاید بر [[نظام]] خانوادگی نیست، بلکه نظام خانواده با این امور معنا می‌یابد و بدین امور روندی سالم را طی می‌کند و این از جمله [[حقوق]] مسلم همسر است، چنان‌که در [[رساله حقوق]] [[امام سجاد]]{{ع}} در این باره آمده است:
{{متن حدیث|وَ أَمَّا حَقُّ الزَّوْجَةِ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَهَا لَكَ سَكَناً وَ أُنْساً فَتَعْلَمَ أَنَّ ذَلِكَ نِعْمَةٌ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْكَ فَتُكْرِمَهَا}}؛
«[[حق همسر]] آن است که بدانی [[خداوند]] او را مایه [[آرامش]] و انس تو قرار داده است. پس بدان که همسری او نعمتی [[الهی]] است و بر توست که او را [[تکریم]] نمایی و [[احترام]] نمایی»<ref>الفقیه، ج۲، ص۶۲۱؛ مصطفی دلشاد تهرانی، سیره نبوی، دفتر چهارم، ص۲۰۴-۲۰۲ و ۲۵۰-۲۴۷.</ref>.
در [[حدیث شریف]] از «[[همسر]]» به نعمتی از جانب [[خدا]] تعبیر شده است و خداوند [[دوست]] دارد که اثر نعمتی که به بنده‌اش می‌بخشد را ببیند: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ إِذَا أَنْعَمَ عَلَى عَبْدِهِ أَنْ يَرَى أَثَرَ نِعْمَتِهِ عَلَيْهِ}}<ref>تحف العقول، ص۵۶.</ref>. «این آثار را می‌توان به دو صورت آشکار کرد: گاه با زبان است و تعبیراتی که حاکی از [[شکر]] و [[سپاس]] باشد و گاه با عمل است و به این ترتیب که با نعمت‌هایی که خداوند عطا فرموده به [[طور]] صحیح برخورد کنیم و [[حق]] آن را ضایع نکنیم. [[خانواده]] از جمله آن نعمت‌هاست؛ بنابراین باید نسبت به [[حقوق]] و نیازهای مختلف خانواده بی‌اعتنا نبود و در جهت ادای این حقوق تلاش کرد.
از «[[ابو خالد]] کنکر کابلی» چنین [[روایت]] شده است:
یحیی بن ام طویل که خداوند درجه‌اش را بالا برد، مرا دید و چون پسر دایه [[حضرت زین العابدین]] بود، دست مرا گرفت و من به همراه او نزد حضرت رفتیم. حضرت را دیدم که در اتاقی نشسته بود که فرش آن زرد رنگ و دیوارهایش سفید بود، در حالی که لباسی رنگین به تن داشت. مدت کوتاهی نزد وی نشستم. هنگام برخاستن، [[امام]] فرمود: فردا انشاءالله نزد من بیا. پس از خروج از [[منزل]] به یحیی گفتم: مرا نزد مردی بردی که [[لباس]] رنگین پوشیده بود. تصمیم داشتم دیگر نزد او بازنگردم. سپس اندیشیدم که دیدار [[مجدد]] وی ضرری ندارد. فردای آن [[روز]] نزد او رفتم. در [[خانه]] باز بود [و] جز من کسی آنجا نبود. خواستم بازگردم، در این هنگام صدایی از داخل خانه مرا خواند. [[گمان]] کردم منظورش کسی جز من است که مرا با نامم خواند: که ای کنکر وارد شو - و فقط مادرم مرا با این نام می‌خواند و کسی از آن [[آگاه]] نبود - پس وارد شدم و حضرت را در اتاقی گلین دیدم که بر حصیری نشسته بود و لباسی از کرباس به تن داشت و یحیی نیز نزد او بود. به من فرمود: ای [[ابوخالد]]، من تازه [[ازدواج]] کرده‌ام و آن چیزهایی که دیروز دیدی نظر همسرم بود و من نمی‌خواهم با نظر همسرم [[مخالفت]] ورزم<ref>مستدرک الوسائل، ج۳، ص۲۵۲؛ بحار، ج۴۶، ص۱۰۲.</ref>.
[[پیشوایان دین]] تا این اندازه ملاحظه [[نیازهای روحی]] و [[عاطفی]] اطرافیان خود را می‌کردند و [[زهد]] و [[ساده‌زیستی]] خود را به آنان [[تحمیل]] نمی‌نمودند.<ref>[[حامد ولی‌زاده|ولی‌زاده، حامد]]، [[سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت (کتاب)|سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت]]، ص ۷۴</ref>
===[[حقوق]] و نیازهای [[زیبایی]] [[دوستی]] و آراسته‌سازی===
از جمله [[فطریات]] [[آدمی]]، میل به زیبایی و [[آراستگی]]، زیبایی دوستی و آراسته پسندی است. این امر در [[زندگی]] [[خانوادگی]] نیز خودنمایی می‌کند و به صورت نیازی جدی برای [[زن]] و مرد جلوه می‌نماید. با اینکه هرکس زیبایی و آراستگی را به نوعی می‌بیند و می‌پسندد، اما همه [[انسان‌ها]] در اصل زیبایی دوستی و آراسته پسندی مشترکند. مرد، زن را [[زیبا]] می‌خواهد و آراسته و زن نیز مرد را چنین می‌پسندد. بنابراین توجه کردن به زیبایی و آراستگی و [[تدارک]] کردن آن برای [[شریک]] زندگی، آن‌گونه که او می‌خواهد و می‌پسندد، از امور مهم در تأمین حقوق و نیازهای مشترک است. در این زمینه نباید کوتاهی کرد و باید به آن جنبه [[الهی]] داد؛ چراکه [[امام هادی]]{{ع}} می‌فرمایند: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْجَمَالَ وَ التَّجَمُّلَ‌}}؛ «همانا [[خداوند]] زیبایی و [[آراستن]] را [[دوست]] دارد»<ref>الکافی، ج۶، ص۴۴۰، ح۱۴.</ref>. و [[امام حسن مجتبی]]{{ع}} نیز می‌فرماید: {{متن حدیث|فَإِنَّ اللَّهَ جَمِيلٌ يُحِبُّ الْجَمَالَ وَ لْيَكُنْ مِنْ حَلَالٍ}}؛ «خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد، البته از راه [[حلال]]»<ref>تفسیر العیاشی، ج۲، ص۱۵؛ کافی، ج۲، ص۴۴۲، ح۷.</ref>.
در رابطه با این موضوع، [[زنان]] به [[طور]] ویژه باید موقعیت مطلوب بودن خود را در نظر داشته و در هیچ صورت به آن بی‌اعتنا نباشند. [[معصومین]]{{عم}} در این زمینه مطالب بسیار جامع و [[زیبایی]] ارائه فرموده‌اند که در این [[روایات]] به جهاتی از این موضوع اشاره می‌کنیم:
[[امام باقر]]{{ع}} فرمود:
{{متن حدیث|لَا يَنْبَغِي لِلْمَرْأَةِ أَنْ تُعَطِّلَ نَفْسَهَا وَ لَوْ تُعَلِّقُ فِي عُنُقِهَا قِلَادَةً وَ لَا يَنْبَغِي أَنْ تَدَعَ يَدَهَا مِنَ الْخِضَابِ وَ لَوْ تَمْسَحُهَا مَسْحاً بِالْحِنَّاءِ وَ إِنْ كَانَتْ مُسِنَّةً}}<ref>کافی، ج۵، ص۵۰۹، ح۲.</ref>؛
«برای [[زن]]، هر چند سالمند باشد، شایسته نیست که از [[آراستن]] خویش برای شوهر خودداری کند، گرچه با آویختن گردن بندی باشد؛ و همچنین شایسته نیست که دستش را بی‌خضاب نگه دارد، گرچه با اندکی [[حنا]] باشد».
در این [[روایت]] چند نکته درباره زن مطرح می‌شود:
# زن نباید در هر صورت نسبت به موقعیت «مطلوب بودن» خود، بی‌اعتنا باشد و از نوعی [[زینت]] عفافی دوری کند؛
# در آن هنگام حنا یک زینت طبیعی بود که استفاده از آن به زن و مرد بسیار سفارش می‌شد. استفاده از حنا سودمند است و برخلاف مواد زینتی عصر جدید، هیچ گونه زیانی ندارد و [[زیبا]] و ماندگار نیز هست.
# زینت را نباید منحصر به [[جوان‌ها]] دانست و در هر شرایطی - حتی در دوران سالمندی - لازم است؛ چنان‌که می‌فرماید: اگرچه زن سن بالایی داشته باشد، نباید دستش خالی از حنا باشد؛
# حنا یکی از زینت‌ها و در دسترس‌ترین آنهاست که می‌فرماید: {{متن حدیث|وَ لَوْ تَمْسَحُهَا مَسْحاً بِالْحِنَّاءِ}}؛ «اگرچه دست بر حنا کشد».
امام باقر{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|لَمْ تَزَلِ النِّسَاءُ يَلْبَسْنَّ الْحُلِيَّ‌}}؛ «[[زنان]] همواره باید خود را بیارایند و از [[زیور]] آلات زنانه استفاده کنند»<ref>الکافی، ج۶، ص۴۷۵، ح۸.</ref>. در این روایت حضرت تأکید می‌کند که زن همیشه باید با زیور و زینت همراه باشد و هیچ گاه خود را از [[آراستگی]] دور نسازد. چنین [[کلامی]] حکایت از [[الزام]] و اهتمام به این امر برای زنان می‌کند؛ زیرا [[سلامت]] مردها بستگی به آراستگی [[زن‌ها]] دارد. [[امام صادق]]{{ع}} همچنین فرمود: {{متن حدیث|يُكْرَهُ الْمُفْدَمُ إِلَّا لِلْعَرُوسِ‌}}؛ «[[پوشیدن لباس]] سرخ رنگ جز برای عروس [[ناپسند]] و [[زشت]] است»<ref>الکافی، ج۶، ص۴۴۷، ح۵.</ref>.
چند نکته در این [[روایت]] درخور توجه است:
# [[زیبایی]] و [[زینت]] یک [[حقیقت]] است؛ همان طورکه [[عفاف]] و [[وقار]] و [[پاکی]] و [[طهارت]] نیز یک حقیقت است.
# در [[زیور]] و زینت نباید جلفی باشد که برای نمونه در این روایت به رنگ قرمز اشاره می‌شود. قرمز از رنگ‌هایی است که به [[تنهایی]] چندان مطلوب نیست، مانند رنگ سیاه که به تنهایی دلگیر است. در رنگ‌شناسی و [[آزمایش]] سلیقه افراد می‌توان از [[تمایل]] به رنگ‌های خاص، اشخاص را [[شناخت]]. قرمز، رنگ تندی و تیزی است و کمتر اتفاق می‌افتد که به تنهایی [[زیبا]] باشد، مگر بعضی از رنگ‌های [[خانواده]] قرمز؛ آن هم در بعضی مواقع و برای برخی افراد؛ همان [[طور]] که رنگ سیاه نیز چنین خصوصیتی دارد. هر یک از این دورنگ می‌توانند گزیده‌ای از رنگ‌های دیگر را هم داشته باشند که در این صورت بسیار هم زیباست. استفاده از این دورنگ به طور مداوم، برای [[روح]] و [[روان آدمی]] مناسب نیست و برای اعصاب [[زیان]] بار است. تناسب رنگ‌ها و آثار هر یک باید در جای خود دنبال شود و ما در این بحث در پی آن نیستیم.
# امروزه [[جامعه]] ما را انقباض و [[خشونت]] غیرعادی فراگرفته و می‌توان این نتیجه را از رنگ‌های مصرفی در جامعه دریافت؛ از فرش‌های قرمز گرفته تا لباس‌های سیاه.
اگر یک [[روان‌شناس]] [[آگاه]] و کارآزموده وارد [[خانه]]، [[بازار]]، هنرکده‌ها و دیگر مراکزی شود که در آنها رنگ‌ها بیشتر یافت می‌شوند، به‌خوبی درمی‌یابد که زمینه بسیاری از نقش‌ها و نقاشی‌ها سیاه یا قرمز است که این نوع رنگ‌ها شاخص و دلیل انقباض و خشونت نفسانیت افراد است. چه خوب است در جامعه و [[خانواده‌ها]] در همه زمینه‌ها از رنگ‌های روشن، هم چون سفید و سبز و [[کرم]] و آبی استفاده شود تا امکان [[پیشگیری]] از بعضی عصبانیت‌ها نیز فراهم گردد.
# این [[روایت]] با آنکه رنگ قرمز را [[مکروه]] می‌داند، ولی برای عروس [[حساب]] خاصی باز می‌کند و همین رنگ را برای او که در یک حالت استثنایی است، [[زیبا]] [[پسندیده]] می‌داند. امروزه ما چنین برداشتی از [[لباس]] تمام رنگ قرمز برای عروس نداریم و سبب آن هم تفاوت طیف رنگ قرمز، پارچه‌ها و موقعیت‌های جغرافیایی و [[فرهنگی]] است و لازم هم نیست که یک چیز در همه جا و همه وقت برای همگان به [[طور]] یکسان مطلوب باشد. استفاده از لباس‌هایی با رنگ‌های شاد و طرح‌های زیبا در میان [[معصومین]] و [[خانواده]] ایشان حکایت از پسندیده بودن این [[انتخاب]] دارد: {{متن حدیث|عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ قَالَ حَدَّثَنِي مَنْ أَثِقُ بِهِ أَنَّهُ رَأَى عَلَى جَوَارِي أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ{{ع}} الْوَشْيَ}}؛ «[[یونس بن یعقوب]] می‌گوید: کسی که به او [[اطمینان]] دارم، برای من حکایت کرد که دیدم [[دختران]] [[امام]] [[موسی بن جعفر]]{{ع}} لباس‌های رنگین و گل‌دار پوشیده‌اند»<ref>کافی، ج۶، ص۴۵۳، ح۳.</ref>.
از این روایت سه نکته را به خوبی درمی‌یابیم:
# [[زیبایی]] و [[زینت]] برای همگان لازم است و این طور نیست که زینت از صفات [[اهل]] [[دنیا]] باشد. نباید خانواده‌های مذهبی یا [[علما]] و بزرگان نسبت به [[خودآرایی]] [[اهمال]] داشته باشند، چنان‌که در این نقل آمده است که دختران حضرت، لباس‌های رنگین و گل دار پوشیده بودند؛
# اینکه فردی می‌گوید: من از فرد مطمئنی شنیدم که او گفت: «دیدم دختران امام{{ع}} چنین بودند»، معلوم می‌شود آن فرد کسی بوده که با آن [[بزرگوار]] مراوده و ارتباط نزدیک داشته است و اینگونه نبوده که دختران حضرت جلفی یا اظهار بی‌مورد داشته باشند؛
# با توجه به اینکه دختران حضرت لباس‌های رنگین و گل‌دار پوشیده‌اند، می‌توان گفت که این طور نیست که لازم باشد دختران از هر [[آرایش]] و [[شادابی]] به درو باشند و این امر مخصوص [[زنان]] باشد؛ زیرا همین دختران باید برای فردای [[جامعه]] زمینه‌های [[کامیابی]] را بازیابند و نسبت به فردای خود در ظرف مقایسه [[تجربه]] کنند و نباید نسبت به استفاده مناسب از این لذت‌های [[مشروع]] به [[طور]] طبیعی بدون جلفی و سبکی [[ناآگاه]] باشند. البته باید در نظر داشت که این [[آرایش]] و [[شادابی]] به دور از چشم نامحرمان و در محیطی زنانه و یا [[خانواده]] و [[محارم]] خویش باشد.
شایان توجه است که محدودیت‌های بی‌مورد در [[خانواده‌ها]] و [[جامعه]] نسبت به [[دختران]]، علت بسیاری از نافرمانی‌های امروز آنان از اولیای خود شده است. چه خوب است با عدم محدودیت و آزادگذاشتن معقول و متناسب [[فرزندان]]، عوامل [[سلامت]] و [[سعادت]] آنها را فراهم کنیم.
در [[حدیث]] دیگری، [[پیام]] آور زیبایی‌ها [[حضرت محمد]]{{صل}} با اشاره به جنبه‌های مختلف و تاثیرات متفاوت رسیدگی به ظاهر تمیز و مرتب فرمودند:
{{متن حدیث|كَثْرَةُ تَسْرِيحِ الرَّأْسِ تَذْهَبُ بِالْوَبَاءِ وَ تَجْلِبُ الرِّزْقَ وَ تَزِيدُ فِي الْجِمَاعِ}}؛
«زیاد شانه کردن موی سراز و با جلوگیری می‌کند و روزی‌آور است و موجب میل بیشتر به آمیزش می‌گردد»<ref>کافی، ج۶، ص۴۸۹، ح۶.</ref>.
در این [[روایت]]، شانه کردن مو - که زینتی مشترک بین [[زن]] و مرد است - با زینتی که زن برای مرد و شوهر برای زن انجام می‌دهد، تفاوت دارد که به طور خلاصه به آن اشاره کنیم:
# [[پیامبر]]{{صل}} می‌فرماید: نه تنها شانه کردن، بلکه زیاد شانه کردن سر، [[ضعف]] و [[بیماری]] و [[مرض]] وبا را از [[انسان]] دور می‌کند؛ موجب زیادی [[رزق]] می‌شود و تقویت [[قوای نفس]] و [[شهوت]] و [[توانمندی]] در آمیزش را به دنبال خواهد داشت؛
# در شانه کردن سر، بی‌مویی و کم مویی مطرح نیست و برای کسی که موی سرش را کوتاه می‌کند هم این کار خوب است؛ زیرا هیچ یک از خصوصیاتی که در ادامه روایت آمده، [[مقید]] به موی بلند نیست و به [[زیبایی]] و آرایش بازنمی‌گردد؛ همان طور که در روایت بعدی می‌فرماید: «سرمه موجب قوت در آمیزش می‌گردد». و استفاده از سرمه تفاوتی در چشم‌های [[زشت]] و [[زیبا]] ندارد، چنان‌که [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|الْكُحْلُ يَزِيدُ فِي الْمُبَاضَعَةِ}}؛ «سرمه بر نیروی آمیزش می‌افزاید»<ref>الکافی، ج۶، ص۴۹۴، ح۸.</ref>. البته سرمه همچون مو، موجب [[زیبایی]] می‌شود که در این [[روایت]]، [[معصومین]]{{عم}} در پی بیان آن نیستند.
الف) '''[[آرایش]] شوهر برای [[همسر]]''': آرایش و زیبایی مخصوص [[زنان]] نیست، بلکه مردان نیز باید در [[زندگی]] [[خانوادگی]] [[زیبا]] و آراسته باشند. مردان نباید ژولیده باشند، بلکه باید لباس‌های خود را تمیز و [[پاکیزه]] نگه دارند؛ سر و صورتشان را [[اصلاح]] کنند، [[مسواک]] بزنند و [[معطر]] باشند و [[زینت]] و [[نظافت]] را فراموش نکنند. جواب این چرایی را [[هدایت کننده]] به [[آراستگی]] درون و برون و شکافنده [[دانش]] [[امام باقر]]{{ع}} این گونه بیان می‌فرمایند:
{{متن حدیث|النِّسَاءُ يُحْبِبْنَ أَنْ يَرَيْنَ الرِّجَالَ فِي مِثْلِ مَا يُحِبُّ الرِّجَالُ أَنْ يرى [يَرَوْا] فِيهِ النِّسَاءَ مِنَ الزِّينَةِ}}؛ «همان طورکه شوهران [[دوست]] دارند [[زن]] خود را زینت شده ببینند، زنان نیز دوست دارند شوهر خود را آراسته ببینند»<ref>مکارم الأخلاق، ص۸۰.</ref>.
هر چند زینت [[زن‌ها]] از اهمیت بیشتری برخوردار بوده و آرایش زنان با آرایش مردان متفاوت است، ولی مردان بدین وسیله از [[فساد]] زنانشان جلوگیری می‌کنند و بر [[عفت]] و حیای آنان می‌افزایند. [[حضرت امام رضا]]{{ع}} فرمود:
پدرم از پدرانش{{ع}} خبر داد که: {{متن حدیث|أَنَّ نِسَاءَ بَنِي إِسْرَائِيلَ خَرَجْنَ مِنَ الْعَفَافِ إِلَى الْفُجُورِ مَا أَخْرَجَهُنَّ إِلَّا قِلَّةُ تَهْيِئَةِ أَزْوَاجِهِنَّ وَ قَالَ إِنَّهَا تَشْتَهِي مِنْكَ مِثْلَ الَّذِي تَشْتَهِي مِنْهَا}}<ref>مکارم الأخلاق؛ ص۸۱.</ref>؛ «زنان [[یهود]] از عفت بیرون رفتند و به فساد کشیده شدند، و چنین نشدند مگر به کم توجهی شوهران به آرایش و نظافت خود. و نیز فرمود: زن از تو همان را میل دارد که تو از او میل داری».
توجه به [[شادابی]] و زیبایی ظاهری در [[رفتار]] [[پیشوایان]] [[زندگی دنیوی]] و [[اخروی]] [[مردم]]، به خوبی دیده می‌شود. اینک به روایاتی چند در همین مورد اشاره می‌کنیم:
روایت اول: «[[حسن بن جهم]] می‌گوید: نزد [[امام]] [[موسی بن جعفر]]{{ع}} رفتم و دیدم حضرت با رنگ مشکی [[خضاب]] نموده‌اند (که [[تعجب]] [[دوستان]] را برانگیخت). به ایشان گفتم: می‌بینم به رنگ سیاه [[خضاب]] نموده‌ای. فرمودند: [[خضاب کردن]] پاداشی بزرگ دارد و خضاب و [[آراستگی]] مرد از عواملی است که [[خداوند]] به وسیله آن بر [[پاکدامنی]] و [[عفت زن]] می‌افزاید. دسته‌ای از [[زنان]]، [[عفت]] خویش را به علت آن که، مردان خود را برای آنان آراسته و آماده نکردند، وانهادند. من به حضرت عرض کردم: ما شنیده‌ایم که [[حنا]] موجب [[پیری]] زودرس می‌شود. حضرت در جواب فرمودند: چه چیزی پیری را زیاد می‌کند! پیری خودش با گذشت [[زمان]] هر [[روزه]] افزوده می‌شود»<ref>{{متن حدیث|مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ{{ع}} وَ قَدِ اخْتَضَبَ بِالسَّوَادِ فَقُلْتُ أَرَاكَ قَدِ اخْتَضَبْتَ بِالسَّوَادِ فَقَالَ إِنَّ فِي الْخِضَابِ أَجْراً وَ الْخِضَابُ وَ التَّهْيِئَةُ مِمَّا يَزِيدُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي عِفَّةِ النِّسَاءِ وَ لَقَدْ تَرَكَ النِّسَاءُ الْعِفَّةَ بِتَرْكِ أَزْوَاجِهِنَّ لَهُنَّ التَّهْيِئَةَ قَالَ قُلْتُ بَلَغَنَا أَنَّ الْحِنَّاءَ يَزِيدُ فِي الشَّيْبِ قَالَ أَيُّ شَيْ‌ءٍ يَزِيدُ فِي الشَّيْبِ الشَّيْبُ يَزِيدُ فِي كُلِّ يَوْمٍ‌}}؛ کافی، ج۵، ص۴۸۰، ح۱.</ref>.
در این [[روایت شریف]] چند نکته به چشم می‌خورد:
# همان [[طور]] که [[زن]] باید برای شوهر آراستگی خود را داشته باشد، مرد هم باید برای زن آراستگی خاص خود را فراهم سازد؛
# [[مؤمن]] نمی‌تواند نسبت به آراستگی خود بی‌اعتنا باشد. گذشته از تحصیل آراستگی شخصی، مؤمن باید خصوصیت‌هایی را که موجب آراستگی مرد برای زن می‌شود، فراهم سازد که تحصیل این آراستگی با آراستگی شخصی تفاوت دارد؛
# به طور کلی [[امام]]{{ع}} می‌فرماید که اگر مردها آراستگی نداشته باشند، دسته‌ای از [[زن‌ها]] به [[هوس]] و [[آلودگی]] افتاده و به مردانی که آراستگی و [[زینت]] بیشتری دارند، توجه پیدا می‌کنند و به این شکل، [[حریم]] [[عفاف]] دریده می‌شود.
[[روایت]] دوم:
{{متن حدیث|عَنْ أَبِي الْحَسَنِ{{ع}} قَالَ: دَخَلَ قَوْمٌ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} فَرَأَوْهُ مُخْتَضِباً بِالسَّوَادِ فَسَأَلُوهُ فَقَالَ إِنِّي رَجُلٌ أُحِبُّ النِّسَاءَ وَ أَنَا أَتَصَنَّعُ لَهُنَّ‌}}<ref>الکافی، ج۶، ص۴۸۰، ح۳.</ref>.
«[[حضرت موسی بن جعفر]]{{ع}} فرمود: گروهی نزد [[امام باقر]]{{ع}} آمده و دیدند که آن حضرت با رنگ مشکی [[خضاب]] کرده است. آنان در این باره از [[حضرت امام باقر]]{{ع}} توضیح خواستند. [[امام]]{{ع}} در پاسخ آنها فرمود: من مردی هستم که [[زنان]] را [[دوست]] می‌دارم و خود را برای آنان (همسرانم) [[زینت]] می‌کنم».
از این [[روایت]] چند مطلب برداشت می‌شود:
#حتی امام [[معصوم]]{{ع}} برای [[آراستگی]] در مقابل زنان خود از خضاب استفاده می‌کند؛
# امام{{ع}} با کمال صراحت می‌فرماید که من [[زن‌ها]] را دوست دارم و خودم را به خاطر آنها آراسته می‌کنم تا دیگران نیز از این عمل حضرت درس [[زندگی]] بیاموزند؛
#این مطلب را که ممکن است ما آن را دلیل بر نقصان مردان بدانیم، حضرت با [[افتخار]]، حسن خود می‌داند و بی‌پروا بیان می‌کند که [[زیبایی]] نشان امتیاز و کمال مرد است؛
# [[دوست داشتن]] [[زن]]، یک [[اخلاق پسندیده]] است و یکی از علامت‌های آن آراستگی در مقابل اوست.
ب) '''ثمرات [[آرایش]] و زینت مردان'''
یکی از همراهان [[امام سجاد]]{{ع}} می‌گوید:
شنیدم [[علی بن حسین]]{{ع}} می‌فرمود: [[رسول خدا]]{{صل}} فرمودند: {{متن حدیث|‌اخْتَضِبُوا بِالْحِنَّاءِ فَإِنَّهُ يَجْلُو الْبَصَرَ وَ يُنْبِتُ الشَّعْرَ وَ يُطَيِّبُ الرِّيحَ وَ يُسَكِّنُ الزَّوْجَةَ}}؛ «با [[حنا]] خضاب کنید؛ زیرا حنا چشم را [[نورانی]] می‌کند؛ مو را می‌رویاند؛ [[انسان]] را خوش بو می‌کند و [[همسر]] را [[آرامش]] می‌بخشد»<ref>الکافی، ج۶، ص۴۸۳، ح۴.</ref>.
از آنجایی که در [[صدر اسلام]] زینت برای همگان منحصر به حنا و خضاب بوده و در دسترس همگان قرار داشته است، [[معصومین]]{{عم}} همیشه از حنا یاد کرده‌اند. البته حنا و خضاب [[خواص]] بسیاری غیر از زیبایی و طراوت دارد که توجه به آن [[ارزشمند]] و راهگشا است که بر [[سلامتی جسم]] و دوری از [[بیماری]] نیز دلالت دارد که امام{{ع}} در این [[حدیث شریف]] به بعضی از آنها اشاره می‌کند.
[[امام صادق]]{{ع}} فرمود:
{{متن حدیث|ثَلَاثَةُ أَشْيَاءَ لَا يُحَاسَبُ عَلَيْهِنَّ الْمُؤْمِنُ طَعَامٌ يَأْكُلُهُ وَ ثَوْبٌ يَلْبَسُهُ وَ زَوْجَةٌ صَالِحَةٌ تُعَاوِنُهُ وَ يُحْصِنُ بِهَا فَرْجَهُ}}؛
«سه چیز است که [[مؤمن]] را برای آن [[محاسبه]] ([[مؤاخذه]]) نمی‌کنند: غذایی که می‌خورد، لباسی که می‌پوشد و [[همسر]] شایسته‌ای که او را [[یاری]] می‌کند و به سبب او از [[حرام]] بازداشته می‌شود»<ref>الکافی، ج۶، ص۲۸۰، ح۲.</ref>.
[[امام]]{{ع}} در این [[روایت]] در یک بیان کلی، سه امری را که [[مؤمن]] نسبت به آنها دست بازتری دارد، بیان می‌کند: [[خوراک]]، [[لباس]] وزن خوبی که موجب [[آرامش]] و [[پاکی]] او می‌شود؛ بنابراین مردان اگر برای [[آراستگی ظاهر]]، [[گشایش]] لازم در لباس و [[پوشش]] و مانند آن، به خود روا دارند، مؤاخذه نمی‌شوند.
البته [[اسراف]] و [[زیاده‌روی]] هم مانند [[اهمال]] و [[سستی]] در این جهات سه‌گانه [[مذموم]] است و باید در این موارد [[اعتدال]] و [[میانه‌روی]] رعایت شود. هرچند گشایش و [[آسان‌گیری]] بیشتری در این سه امر وجود دارد، ولی گشایش غیر از جواز اسراف و [[تبذیر]] است.
ج) '''استفاده از [[عطر]] و لباس رنگین''': گل‌های خوش بو و [[پاک]] گلستان [[عصمت]] و [[طهارت]] که رائحه [[دل]] انگیز گل‌های رنگین و عطرشان، نفسی از وجود آن گلستان است، همان‌گونه که دیگران را به استفاده از [[بوی خوش]] و لباس [[پاکیزه]] و رنگین [[ترغیب]] می‌کردند، خود نیز بدان عمل می‌کرده‌اند [[صادق آل محمد]] گل خوش بوی [[فاطمه]] و علی{{عم}} درباره [[سبک زندگی]] [[رسول خدا]] و استفاده از لباس‌های خوش رنگ در منظر [[اهل]] [[خانه]] فرمودند:
{{متن حدیث|أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} كَانَتْ لَهُ مِلْحَفَةٌ مُوَرَّسَةٌ يَلْبَسُهَا فِي أَهْلِهِ حَتَّى يَرْدَعَ عَلَى جَسَدِهِ وَ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ{{ع}} كُنَّا نَلْبَسُ الْمُعَصْفَرَ فِي الْبَيْتِ}}<ref>الکافی، ج۶، ص۴۴۸، ح۹.</ref>؛
«رسول خدا{{صل}} رواندازی داشت که از [[گیاه]] «ورس»<ref>ورس، گیاهی کوچک است که در یمن می‌روید.</ref> بافته شده بود و آن را وقتی که درمیان [[زنان]] خویش بود به دوش می‌انداخت؛ به گونه‌ای که رنگ آن لباس بر بدن [[مبارک]] حضرت اثر می‌گذاشت. آنگاه در ادامه حضرت افزود: [[امام باقر]]{{ع}} فرمودند: ما وقتی که در خانه باشیم، برای خوشایند زن‌هایمان لباس رنگین می‌پوشیم.
از این روایت به خوبی تفاوت [[زندگی]] و برخورد مرد در میان همسر و محرمانش و مواضع دیگر روشن می‌گردد؛ به گونه‌ای که [[لباس]] [[خانه]] مرد باید با لباس‌های دیگر او تفاوت داشته باشد. باید لباس خانه رنگین‌تر و زیباتر و شاد باشد، نه کهنه و کثیف؛ گرچه [[آراستگی]] در هر صورت [[ضرورت]] دارد، ولی آراستگی داخل [[منزل]] با خارج منزل متفاوت است، تا جایی که حضرت می‌فرماید: ما در خانه برای خوشایند زن‌هایمان از لباس رنگی و روانداز «ورس» استفاده می‌کنیم. حضرت همچنین فرمود:
{{متن حدیث|كَانَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} يُنْفِقُ عَلَى الطِّيبِ أَكْثَرَ ما يُنْفِقُ عَلَى الطَّعَامِ‌}}؛
«[[پیامبر خدا]] بیش از آنچه برای خوراکی و غذا [[خرج]] کنند، در راه خوش بویی [[هزینه]] می‌کردند»<ref>مکارم الأخلاق، ص۳۴؛ بحار، ج۱۶، ص۲۴۸.</ref>.
از حسن [[ابن جهم]] نقل شده است که:
برای [[امام کاظم]]{{ع}} صندوقچه‌ای که در آن [[عطر]] مخصوص [[زنان]] و [[مشک]] بود و از آبنوس بود آوردند: {{متن حدیث|أَخْرَجَ إِلَيَّ أَبُو الْحَسَنِ{{ع}} مَخْزَنَةً فِيهَا مِسْكٌ مِنْ عَتِيدَةِ آبَنُوسٍ فِيهَا بُيُوتٌ كُلُّهَا مِمَّا يَتَّخِذُهَا النِّسَاءُ}}<ref>الکافی، ج۶، ص۵۱۵.</ref>.
[[موسی بن بکر]] می‌گوید:
امام کاظم{{ع}} را دیدم که با شانه‌ای از جنس عاج، موهایش را شانه می‌کرد و آن شانه را من برای او خریده بودم: {{متن حدیث|رَأَيْتُ أَبَا الْحَسَنِ{{ع}} يَتَمَشَّطُ بِمُشْطِ عَاجٍ‌، وَ اشْتَرَيْتُهُ لَهُ}}<ref>الکافی، ج۶، ص۴۸۹.</ref>.
[[امام صادق]]{{ع}} فرمود:
{{متن حدیث|ثَلَاثٌ أُعْطِيَهُنَّ الْأَنْبِيَاءُ{{عم}} الْعِطْرُ وَ الْأَزْوَاجُ وَ السِّوَاكُ‌}}<ref>الکافی، ج۶، ص۵۱۱، ح۹.</ref>؛ «سه [[خصلت]] بر [[انبیا]]{{عم}} ارزانی شده است: استفاده از [[بوی خوش]]، مؤانست با [[همسران]] و [[مسواک زدن]]».
[[امام]]{{ع}} در این [[روایت]] سه چیز را از [[ویژگی‌های انبیا]] می‌شناسد: استفاده از عطر [[ازدواج]] و [[موهبت]] اعطای زنان و مسواک زدن. طبق [[احادیث]] متعددی [[پیامبر]]{{صل}} عطر وزن را [[اختیار]] کرده‌اند و امام صادق{{ع}} در این روایت [[مسواک]] را نیز افزوده‌اند. البته [[نماز]] در آن روایت پیامبر{{صل}}، مرتبه عالی و بلند خود را دارد که خصلت‌هایی چون استفاده از عطر، مسواک زدن و ازدواج از مقدمات [[عروج]] به واسطه آن است. [[پیامبر اکرم]] به پیروانش می‌آموخت که آنها نیز چنین باشند.
هنگام [[ازدواج فاطمه]]{{س}} پیامبر{{صل}} به [[عمار یاسر]] فرمود تا برای وی عطرهای خوش بو ببرد. [[عمار]] می‌گوید: فردای آن [[روز]] عطرها را برای [[فاطمه]] بردم<ref>دلائل الامامه، ص۲۶.</ref>. همچنین از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] شده است که فرمود:
در شب [[عروسی حضرت زهرا]]، [[ام سلمه]] [[همسر پیامبر]] [[خدا]]{{صل}} می‌گوید: {{متن حدیث|فَسَأَلْتُ فَاطِمَةَ هَلْ عِنْدَكِ طِيبٌ ادَّخَرْتِيهِ لِنَفْسِكِ قَالَتْ‌: نَعَمْ، فَأَتَتْ بِقَارُورَةٍ فَسَكَبَتْ مِنْهَا فِي رَاحَتِي، فَشَمَمْتُ مِنْهَا رَائِحَةً مَا شَمَمْتُ مِثْلَهَا قَطُّ}}؛ «به فاطمه گفتم: آیا عطری برای خودت ذخیره نموده‌ای؟ گفت: آری و یک شیشه [[عطر]] آورد و مقداری از آن را در میان دست من ریخت. چنان بویی از آن برخاست که تا آن [[زمان]] استشمام نکرده بودم»<ref>بحار، ج۴۳، ص۹۵ و ۱۱۴.</ref>.
امام صادق{{ع}} همواره می‌فرمود:
{{متن حدیث|حَقٌّ عَلَى كُلِّ مُحْتَلِمٍ فِي كُلِّ جُمُعَةٍ أَخْذُ شَارِبِهِ وَ أَظْفَارِهِ وَ مَسُّ شَيْ‌ءٍ مِنَ الطِّيبِ وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} إِذَا كَانَ يَوْمُ الْجُمُعَةِ وَ لَمْ يَكُنْ عِنْدَهُ طِيبٌ دَعَا بِبَعْضِ خُمُرِ نِسَائِهِ فَبَلَّهَا بِالْمَاءِ ثُمَّ وَضَعَهَا عَلَى وَجْهِهِ}}؛
«هر مرد بالغی باید در هر [[جمعه]] شارب (زیادی [[سبیل]] که بر لب می‌ریزد) و ناخن‌هایش را کوتاه کرده و مقداری [[بوی خوش]] استعمال کند. هرگاه [[رسول خدا]]{{صل}} در [[روز جمعه]] بوی خوش و عطری در [[اختیار]] نداشت، روسری برخی از [[همسران]] خویش را - که به بوی خوش آمیخته بود - با آب خیس می‌کرد و بر صورت خویش می‌نهاد»<ref>بحار الانوار، ج۴۳، ص۹۵، ح۱۰.</ref>.
چند [[پیام]] از این روایت روشن می‌گردد:
# جمعه که یکی از عیدهای مهم مذهبی [[مسلمانان]] است، زمانی مناسب برای [[نظافت]] و [[بهداشت]] است؛
# کوتاه کردن ناخن برای مرد، دست کم در هر جمعه لازم است، ولی به [[زنان]] سفارش شده است که آنها را رها سازند تا بلند و [[زیبا]] شود. رسول خدا{{صل}} می‌فرمود: {{متن حدیث|قُصُّوا أَظَافِيرَكُمْ وَ لِلنِّسَاءِ اتْرُكْنَ فَإِنَّهُ أَزْيَنُ لَكُنَّ}}؛
«ناخن‌هایتان را کوتاه کنید، و به زنان می‌فرمود: ناخن‌هایتان را کوتاه نکنید که کوتاه نکردن ناخن برای شما موجب [[زینت]] بیشتر می‌شود»<ref>بحار الانوار، ج۶، ص۴۹۱، ح۱۵.</ref>.
[[دین اسلام]] درباره بر طرف کردن موهای زائد نیز سفارش‌ها و هشدارهایی جدی داده است، چنان‌که [[زن‌ها]] حداکثر هر ۲۰ [[روز]] یک بار و مردها حداکثر هر ۴۰ روز یک بار باید به آن اقدام کنند<ref>{{متن حدیث|رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} مَنْ كانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَلَا يَتْرُكْ عَانَتَهُ فَوْقَ أَرْبَعِينَ يَوْماً وَ لَا يَحِلُّ لِامْرَأَةٍ تُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ أَنْ تَدَعَ ذَلِكَ مِنْهَا فَوْقَ عِشْرِينَ يَوْماً}} (الکافی، ج۶، ص۵۰۶).</ref> تا جایی که مجاز هستند برای آن، [[قرض]] بگیرند که [[خداوند]] برگشت آن را ضمانت کرده است<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: السُّنَّةُ فِي النُّورَةِ فِي كُلِّ خَمْسَةَ عَشَرَ يَوْماً فَإِنْ أَتَتْ عَلَيْكَ عِشْرُونَ يَوْماً وَ لَيْسَ عِنْدَكَ فَاسْتَقْرِضْ عَلَى اللَّهِ}} (الکافی، ج۶، ص۵۰۶).</ref>. این کار در [[نظافت]] و [[بهداشت]] و [[کامیابی]] بسیار مؤثر است.
[[پیام]] سوم) از نظر [[دین]]، مرد باید بعد از استحمام از [[عطر]] استفاده کند و حتی اگر عطر مردانه در دسترس او نباشد، از عطر زنانه استفاده نماید؛ هرچند عطر زنانه با مردانه تفاوت دارد.<ref>[[حامد ولی‌زاده|ولی‌زاده، حامد]]، [[سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت (کتاب)|سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت]]، ص ۷۸-۹۰</ref>
===[[حقوق]] و نیازهای جنسی===
یکی از کارهایی که در [[استحکام خانواده]] نقش کلیدی دارد و از حقوق مهم [[همسر]] به شمار می‌رود، حقوق جنسی است. [[زن]] و مرد هر دو در باب امور جنسی [[حقوقی]] دارند، چنان‌که [[اهل بیت]]{{عم}} به تأمین صحیح آن توصیه فرمودند. البته یادآوری این نکته مهم است که با توجه به محرمانه بودن این مسائل، در [[سیره اهل بیت]]{{عم}} کمتر [[نقلی]] درباره آن به میان است؛ از این رو تنها به چند [[حدیث]] از ایشان اشاره می‌کنیم:
الف) '''[[ضرورت]] توجه به حقوق جنسی''': [[امام صادق]]{{ع}} درباره حقوق جنسی افراد در [[نهاد خانواده]] فرمود: «[[رسول خدا]]{{صل}} به [[خانه]] [[ام سلمه]] رفت و بوی [[خوشی]] استشمام کرد. پرسید: آیا حولا (زن عطر فروش) نزد شما آمده است؟ ام سلمه گفت: آری، او اینجاست و از شوهر خویش [[گلایه]] دارد. در این هنگام حولا نزد [[پیامبر]]{{صل}} آمد و گفت: پدر و مادرم فدایت باد! شوهرم از من روی گردان است و به من [[بی‌مهری]] می‌کند. [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: بیش از این خویش را برای او خوش بو ساز و بیارا.
حولا گفت: من همیشه با هر عطری که بتوانم خود را برای او خوش بو می‌سازم و با این [[حال]] او از من روی گردان است. حضرت فرمود: اگر می‌دانست که چه پاداشی در برابر توجه و رو آوردن به تو در [[انتظار]] اوست، بی‌تردید از توروی نمی‌گرداند. حولا پرسید: برای او در این صورت چه پاداشی است؟
حضرت فرمود: هنگامی که شوهر به همسرش (به قصد آمیزش) توجه کند، دو [[فرشته]] وی را در بر می‌گیرند و شوهر در این هنگام چون [[جنگ]] جویی است که در [[راه خدا]] [[شمشیر]] کشیده است. [[گناهان]] مرد هنگام آمیزش مانند برگ درختان می‌ریزد و زمانی که [[غسل]] می‌کند، از همه گناهان [[پاک]] می‌شود»<ref>{{متن حدیث|إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} دَخَلَ بَيْتَ أُمِّ سَلَمَةَ فَشَمَّ رِيحاً طَيِّبَةً فَقَالَ أَتَتْكُمُ الْحَوْلَاءُ فَقَالَتْ هُوَ ذَا هِيَ تَشْكُو زَوْجَهَا فَخَرَجَتْ عَلَيْهِ الْحَوْلَاءُ فَقَالَتْ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي إِنَّ زَوْجِي عَنِّي مُعْرِضٌ فَقَالَ زِيدِيهِ يَا حَوْلَاءُ قَالَتْ مَا أَتْرُكُ شَيْئاً طَيِّباً مِمَّا أَتَطَيَّبُ لَهُ بِهِ وَ هُوَ عَنِّي مُعْرِضٌ فَقَالَ أَمَا لَوْ يَدْرِي مَا لَهُ بِإِقْبَالِهِ عَلَيْكِ قَالَتْ وَ مَا لَهُ بِإِقْبَالِهِ عَلَيَّ فَقَالَ أَمَا إِنَّهُ إِذَا أَقْبَلَ اكْتَنَفَهُ مَلَكَانِ فَكَانَ كَالشَّاهِرِ سَيْفَهُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَإِذَا هُوَ جَامَعَ تَحَاتُّ عَنْهُ الذُّنُوبُ كَمَا يَتَحَاتُّ وَرَقُ الشَّجَرِ فَإِذَا هُوَ اغْتَسَلَ انْسَلَخَ مِنَ الذُّنُوبِ}}؛ الکافی، ج۵، ص۴۹۶، ح۴.</ref>.
'''پیام‌ها'''
# بی‌توجهی مرد به [[زن]] [[نکوهیده]] و [[مذموم]] است؛
# زن نباید در [[زناشویی]] با [[همسر]] خود کوتاهی کند؛
# کثرت پاداشی که [[دین]] برای آمیزش جنسی [[حلال]] قرار داده، با [[جزا]] و مکافاتی که برای آمیزش [[حرام]] منظور داشته است، مطابقت دارد. همان [[طور]] که دین، حد بعضی از اقسام [[زنا]] را [[قتل]] قرار داده، [[ثواب]] یک آمیزش جنسی حلال را مانند [[اجر]] شهیدی که در راه خدا به قتل می‌رسد و در [[خون]] خود می‌غلتد، قرار داده است.
به [[راستی]] اگر چنین موازنه‌ای را در نظر بگیریم، چگونه می‌توان گفت که [[ثواب]] آمیزش جنسی معادل با ثواب جنگجویی است که در [[راه خدا]] [[شمشیر]] کشیده و به [[شهادت]] می‌رسد. [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: «سه [[زن]] نزد [[پیامبر خدا]] آمدند. یکی از آنان گفت: شوهرم گوشت نمی‌خورد. دیگری گفت: شوهرم از [[بوی خوش]] استفاده نمی‌کند. سومی گفت: شوهرم با [[زنان]] آمیزش نمی‌کند.
پیامبر خدا{{صل}} پس از شنیدن سخن آنان [[خشمگین]] شد و در حالی که عبایش بر [[زمین]] کشیده می‌شد، به [[مسجد]] آمد و بر [[منبر]] بالا رفت و [[خدا]] را [[حمد]] و [[ستایش]] کرد، آنگاه فرمود: چرا عده‌ای از اصحابم گوشت نمی‌خورند و از بوی خوش استفاده نمی‌کنند و با زنان آمیزش ندارند. بدانید! من گوشت می‌خورم؛ از بوی خوش استفاده می‌کنم و با زنان آمیزش دارم؛ پس هر کس از [[سیره]] و [[سنت]] من روی گرداند، از من نیست»<ref>{{متن حدیث|إِنَّ ثَلَاثَ نِسْوَةٍ أَتَيْنَ رَسُولَ اللَّهِ صفَقَالَتْ إِحْدَاهُنَّ إِنَّ زَوْجِي لَا يَأْكُلُ اللَّحْمَ وَ قَالَتِ الْأُخْرَى إِنَّ زَوْجِي لَا يَشَمُّ الطِّيبَ وَ قَالَتِ الْأُخْرَى إِنَّ زَوْجِي لَا يَقْرَبُ النِّسَاءَ فَخَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} يَجُرُّ رِدَاءَهُ حَتَّى صَعِدَ الْمِنْبَرَ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ مَا بَالُ أَقْوَامٍ مِنْ أَصْحَابِي لَا يَأْكُلُونَ اللَّحْمَ وَ لَا يَشَمُّونَ الطِّيبَ وَ لَا يَأْتُونَ النِّسَاءَ أَمَا إِنِّي آكُلُ اللَّحْمَ وَ أَشَمُّ الطِّيبَ وَ آتِي النِّسَاءَ فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِي فَلَيْسَ مِنِّي}}؛ الکافی، ج۵، ص۴۹۶، ح۵.</ref>.
'''پیام‌ها'''
# [[ملاقات]] زنان با [[پیامبر]]{{صل}} و حضور آنها نزد ایشان و [[گله]] و [[شکایت]] از مردها به آسانی ممکن بوده است؛
# پیامبر{{صل}} به قدری باز عمل می‌کرد و از پنهان کاری و [[کتمان]] دور بود که [[زن‌ها]] در بیان خواسته‌های خود [[نفاق]] و [[ریا]] و پنهان کاری نداشتند و به [[راحتی]] و [[بی‌تکلف]] مسائل پنهانی و جنسی را نزد ایشان بازگو می‌کردند؛
# حضرت ضمن توجه به عدم [[گرایش]] [[اصحاب]] به [[رهبانیت]]، مسائل جنسی را آن قدر با اهمیت می‌دانستند که بی‌درنگ به [[منبر]] رفتند و [[مشکلات]] را مطرح کردند و در جهت رفع آن می‌کوشیدند؛
# حضرت بر روی منبر، در مقابل همه [[زنان]] و مردان، [[ریا]] نمی‌کرد و جانماز آب نمی‌کشید؛ از این رو فرمود: من هم این کارها را انجام می‌دهم و از گوشت، [[عطر]] و [[زن‌ها]] استفاده می‌کنم. این [[روش برخورد]]، اهمیت این امور را روشن می‌کند.
در روایتی دیگر آمده است: «[[سکین نخعی]] [[عبادت]] پیشه کرده بود و زنان را وا نهاده و از [[بوی خوش]] و خوراکی استفاده نمی‌کرد. در این باره نامه‌ای به [[امام صادق]]{{ع}} نگاشت. [[امام]]{{ع}} در جواب او نوشت: اما درباره زنان، به [[درستی]] که تو می‌دانی [[رسول خدا]]{{صل}} چند [[همسر]] داشت و اما درباره غذا، رسول خدا گوشت و عسل می‌خورد»<ref>{{متن حدیث|كَانَ تَعَبَّدَ وَ تَرَكَ النِّسَاءَ وَ الطِّيبَ وَ الطَّعَامَ فَكَتَبَ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} يَسْأَلُهُ عَنْ ذَلِكَ فَكَتَبَ إِلَيْهِ أَمَّا قَوْلُكَ فِي النِّسَاءِ فَقَدْ عَلِمْتَ مَا كَانَ لِرَسُولِ اللَّهِ{{صل}} مِنَ النِّسَاءِ وَ أَمَّا قَوْلُكَ فِي الطَّعَامِ فَكَانَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} يَأْكُلُ اللَّحْمَ وَ الْعَسَلَ}}؛ الکافی، ج۵، ص۳۲۰، ح۴.</ref>.
[[پیامبر خدا]]{{صل}} فرمودند:
{{متن حدیث|...كُلُّ لَهْوِ الْمُؤْمِنِ بَاطِلٌ إِلَّا فِي ثَلَاثٍ فِي تَأْدِيبِهِ الْفَرَسَ وَ رَمْيِهِ عَنْ قَوْسِهِ وَ مُلَاعَبَتِهِ امْرَأَتَهُ فَإِنَّهُنَّ حَقٌّ}}؛
«همه سرگرمی‌ها برای [[مؤمن]] [[باطل]] و نادرست است، مگر در سه قلمرو: پرورش اسب، [[تیراندازی]] و [[شوخی]] و [[بازی]] با همسرش. بی‌تردید این سه [[حق]] است»<ref>الکافی، ج۵، ص۵۰، ح۱۳.</ref>.
این [[روایت]] از سه جهت اهمیت دارد که به [[اجمال]] بیان می‌کنیم:
# با آنکه [[لهو و لعب]] در لسان [[شرع]] [[مذموم]] است، ولی در این سه مورد مستحسن شمرده شده است؛ همان [[طور]] که پیامبر خدا{{صل}} می‌فرمایند: این سه امر حق است و ملاک باطل را ندارد؛
# تفاوتی که این روایت با روایت پیشین دارد، این است که بازی در آن روایت منحصر به «مباضعه» شد، ولی در اینجا بازی، اعم است از مباضعه یا بازی با هر عضو دیگری از [[زن]] که می‌تواند سروپا و دیگر اعضای او را شامل شود؛ یعنی همان موضوع پر طمطراقی که امروز در دنیای غرب با [[پرده‌دری]] [[ترویج]] می‌شود؛
# اگر [[رهبران دینی]] [[قدرت]] [[آگاهی]] دادن و مهار [[جوامع اسلامی]] را داشتند، امروزه [[فرهنگ]] [[لائیک]] و غرب الگوی شمار فراوانی از [[مسلمانان]] نمی‌شد و اگر الگوهای [[دینی]] - که لسان [[وحی]] و [[عصمت]] است - در [[ذهن]] همگان به بار می‌نشست، دیگر رکود دینی و انزوای [[شریعت]] نبود؛ از این رو بسیار ضروری است که [[علمای دین]] با آگاهی کامل برای تصحیح [[کامیابی]] در میان [[جامعه]] و [[مردم]] گام بردارند؛ در غیر این صورت، وضع [[مسلمین]] [[روز]] به روز فجیع‌تر و آلوده‌تر خواهد شد.
[[امام صادق]]{{ع}} فرمود:
{{متن حدیث|خَيْرُ نِسَائِكُمُ الَّتِي إِذَا خَلَتْ مَعَ زَوْجِهَا خَلَعَتْ لَهُ دِرْعَ الْحَيَاءِ وَ إِذَا لَبِسَتْ لَبِسَتْ مَعَهُ دِرْعَ الْحَيَاءِ}}؛
«[[بهترین زنان]] شما زنی است که هرگاه با شوهرش [[خلوت]] گزیند، [[زره]] [[شرم]] و [[حیا]] را از تن بیرون آورد و آنگاه که [[جامه]] می‌پوشد (و [[زمان]] خلوت سپری می‌شود)، زره حیا بر تن کند»<ref>الکافی، ج۵، ص۳۲۴، ح۲.</ref>.
حقایقی که در این [[روایت]] وجود دارد، در دنیای [[روان شناختی]] امروز هم پدیده تازه‌ای است و متأسفانه [[اندیشه]] مسلمین در [[فهم]] آن کمتر موفق بوده است. در اینجا به [[اجمال]] نکاتی از این روایت را بیان می‌کنیم:
# [[امام]]{{ع}} در این روایت، [[زن]] [[مؤمن]] را دارای یک زره معرفی می‌کند، چون زره در میان پوشش‌ها محکم‌ترین [[پوشش]] است و زن بر اثر [[لطافت]] و مطلوبیتش باید از [[لباس]] ضد [[آلودگی]] بهره‌مند باشد؛
# امام{{ع}} [[زنان]] را تقسیم می‌کند و بهترین آنها را کسانی می‌داند که دارای چنین زرهی باشد و [[هنر]] [[پوشیدن]] و درآوردن آن را در ظرف نیاز داشته باشند؛
# زن، هنگامی از بهترین [[همسران]] است که در زمان خلوت با شوهر به کلی زره حیا را از تن به درآورد و بدون هرگونه حیا و [[ریا]] و [[خجالت]] و خدعه‌ای، عشوه‌گری و طنازی کند و مرد را با زینت‌های ظاهری و پنهانی خود [[سیراب]] نماید. تنها در صورت تحقق این معناست که [[پیامبر]]{{صل}} می‌فرماید: {{متن حدیث|جِهَادُ الْمَرْأَةِ حُسْنُ التَّبَعُّلِ‌}}؛ «[[جهاد]] و [[مبارزه]] [[زن]]، خوب [[شوهرداری]] کردن است»<ref>الکافی، ج۵، ص۵۰۷، ح۴.</ref>. و یکی از بهترین نمونه‌های شوهرداری خوب همین است که زن چشم و [[دل]] مرد را به [[طور]] کامل [[سیر]] نماید و آن گونه که در [[جوامع]] عقب مانده مرسوم است، نباشد.
ب) '''[[کامیابی]] ناموفق؛ زمینه [[انحراف]]''': یکی از [[دلایل]] عمده [[مشکلات]] [[خانوادگی]] و [[طلاق‌ها]] و [[انحرافات اجتماعی]] در [[جامعه]] امروز ما «عدم کامیابی صحیح» درون [[خانواده]] است. زن و مردی که نمی‌توانند درباره [[تمایلات]] جنسی خود به [[راحتی]] سخن بگویند و آن را به [[درستی]] بروز دهند و به [[آرامش]] جنسی برسند، گرفتار بازتاب‌های پرآسیب آن می‌شوند. این تمایلات از میان نمی‌رود، بلکه به دلیل ارضا نشدن یا بد ارضا شدن به صورت‌های مخرب ظهور می‌نماید. ریشه برخی تندی‌ها و پرخاشگری‌ها و [[خشونت‌ها]] اینجاست و بعضی روابط و مناسبات غیرمعتدل و نامعقول از اینجا ریشه می‌گیرد.
آموزه‌های [[پیشوایان دین]] در این جهت است که [[زندگی]] خانوادگی توأم با آرامش و بالندگی باشد و زن و مرد [[لذت]] با هم زیستن را دریابند. از لوازم این امر، تأمین درست نیاز جنسی است که بدین منظور [[رعایت آداب]] [[روابط جنسی]] ضروری است. راحت بودن و زمینه راحتی یکدیگر را فراهم کردن و پرده پوشی را کنار گذاشتن، از جمله این [[آداب]] است. پس باید ابتدا [[دانش]] افراد در این زمنیه افزایش یابد و در جهت رفع [[ناآگاهی]] یا مذمومیت خیالی جنسی که شیرازه [[محبت]] خانوادگی را مختل کرده است، بدون پرده‌دری‌های رایج غرب بکوشند.
[[امام صادق]]{{ع}} فرمود:
{{متن حدیث|إِنَّ أَحَدَكُمْ لَيَأْتِي أَهْلَهُ فَتَخْرُجُ مِنْ تَحْتِهِ فَلَوْ أَصَابَتْ زِنْجِيّاً لَتَشَبَّثَتْ بِهِ فَإِذَا أَتَى أَحَدُكُمْ أَهْلَهُ فَلْيَكُنْ بَيْنَهُمَا مُدَاعَبَةٌ فَإِنَّهُ أَطْيَبُ لِلْأَمْرِ}}؛ «همانا گاهی یکی از شما با همسرش آمیزش می‌کند و او بدون آنکه ارضا شود از شوهرش جدا می‌شود. در این حالت است که اگر آن [[زن]]، یک برده سیاه زنگی را هم بیابد، خود را به او [[تحمیل]] می‌کند تا ارضا شود. بنابراین هرگاه یکی از شما خواست با همسرش نزدیکی کند، باید پیش از دخول، ملاعبه، [[بازی]] و [[شوخی]] داشته باشد؛ زیرا این عمل برای زن گواراتر خواهد بود»<ref>الفقیه، ج۳، ص۵۵۹، ح۴۹۱۹.</ref>.
در این [[حدیث]]، حضرت یک [[حقیقت]] پنهان را که از [[اسرار]] [[زناشویی]] است، بیان می‌کند. وقتی کسی بی‌مقدمه و بدون ملاعبه یا با [[ناآگاهی]] یا [[ناتوانی]] با زن خود هم بستر می‌شود، زن به هر صورت از نزد او می‌رود، اگر چه ناراضی بوده و کام نیافته باشد و یا [[اذیت]] شده باشد. او هیچ نمی‌گوید، ولی چنین زنی - که به [[راحتی]] از مرد جدا می‌شود - اگر [[مرد]] [[توانمندی]] را بیابد، به سوی او می‌شتابد تا کام خود را بازیابد.
از این [[روایت]] چند نکته مهم به دست می‌آید:
# زن بر اثر [[نجابت]] و حالت پنهان کاری، [[عواطف]] و [[مشکلات]] [[نفسانی]] خود را اظهار نمی‌کند؛
# مرد نباید نسبت به نیازمندی‌های زن بی‌اعتنا باشد؛ زیرا ممکن است موجب [[انحراف]] همسرش گردد؛
# زن، به [[طور]] نوعی، در صورت عدم [[کامیابی]]، زمینه انحراف را در خود می‌بیند و ممکن است به واسطه [[ضعف ایمان]] و در صورت امکان، به [[گناه]] [[مبتلا]] شود؛ تا جایی که بنابراین روایت ممکن است خود را به کسی تحمیل کند.<ref>[[حامد ولی‌زاده|ولی‌زاده، حامد]]، [[سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت (کتاب)|سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت]]، ص ۹۰-۹۵</ref>


== [[مسئولیت‌پذیری]] [[زن]] و مرد در نگاه [[ائمه]]{{عم}} ==
== [[مسئولیت‌پذیری]] [[زن]] و مرد در نگاه [[ائمه]]{{عم}} ==

نسخهٔ ‏۵ اکتبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۱:۲۵

رفتار معصومان(ع) با همسران

یکی از مهم‌ترین پایه‌های مقدس خانواده، زن و جایگاه اوست. با توجه به اهمیت این موضوع در سیره ائمه(ع) و برای الگوپذیری از رفتار ایشان، در این بخش به نمونه‌هایی از رفتار ائمه(ع) با همسران خود و دیدگاه آنان درباره زن می‌پردازیم.

دوستی و مهربانی

یکی از مهم‌ترین شاخصه‌های سبک زندگی همسران بر اساس آموزه‌های قرآن کریم و سیره معصومان(ع) دوستی و مهربانی است. قرآن کریم درباره این شاخصه می‌فرماید: ﴿وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ[۱].

«مودّت» از ماده «ودّ» به معنای دوست داشتن چیزی و آرزوی بقای آن است[۲] و «رحمت» مهربانی و رقّتی است که مقتضی احسان و بخشش باشد[۳]. مودت و رحمت در روابط و مناسبات خانوادگی نقش اساسی دارد و هرچه مودت و رحمت عمیق‌تر و گسترده‌تر باشد، زندگی خانوادگی از آرامش و لذت و توانایی و رشد بیشتری برخوردار خواهد بود؛ مودت و رحمتی معتدل و معقول، و لطیف و انسانی.

هر چه مودت و رحمت عمیق‌تر باشد توان و تحمل افراد بیشتر می‌شود و هرچه گسترده‌تر باشد رفتارها مناسب‌تر می‌گردد؛ و هر چه انسان‌ها در مراتب انسانی بالاتر روند، وجودشان لطیف‌تر می‌شود؛ مودت و رحمتشان بیشتر می‌شود و گسترده‌تر جلوه می‌یابد. امام صادق(ع) می‌فرماید: «مِنْ أَخْلَاقِ الْأَنْبِيَاءِ(ع) حُبُّ النِّسَاءِ»؛ «دوست داشتن زن (همسر) از خلق و خوی پیامبران است»[۴]. هرچه انسان‌ها در مراتب کمال بالاتر روند و به مدارج والاتری از ایمان برسند، محبت و مهربانی نسبت به همسر و خانواده بیشتر جلوه می‌کند، چنان‌که در حدیث نبوی(ص) آمده است: «كُلَّمَا ازْدَادَ الْعَبْدُ إِيمَاناً ازْدَادَ حُبّاً لِلنِّسَاءِ»؛ «هرگاه ایمان بنده‌ای زیاد شود، محبتش نسبت به زن (همسر) زیاد می‌شود»[۵].

در نگاه پیشوایان دین، میان ایمان به خدا و دوست داشتن انسان‌ها به طور کلی و عشق و علاقه به همسر به طور ویژه، رابطه‌ای تنگاتنگ است، چنان‌که هر کسی خدادوست‌تر باشد، همسر دوست‌تر است. معصومین(ع) این امر را چنان مهم و اساسی دیده‌اند که آن را با دوستی خود پیوند زده‌اند، چنان‌که از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمود: «كُلُّ مَنِ اشْتَدَّ لَنَا حُبّاً اشْتَدَّ لِلنِّسَاءِ حُبّاً»؛ «هر که محبتش به ما اهل بیت پیامبر افزون شود، محبتش به زن (همسر) زیاد می‌شود»[۶].

دوستی اهل بیت، دوست داشتن کمالات حقیقی است و همسر دوستی نیز از همین سنخ است و همان طور که عشق به کمالات حقیقی، منشأ رشد و تعالی و بارش رحمت الهی است، همسر دوستی نیز چنین است. پیامبر اکرم(ص) در بیانی لطیف و زیبا فرموده است: «إنّ الرّجل إذا نظر إلى امرأته و نظرت إليه نظر اللَّه تعالى إليهما نظر الرّحمة»؛ «وقتی مرد به همسر خود [با محبت] می‌نگرد و زن به شوهر خود [بامهر] می‌نگرد، خداوند به دیده رحمت به آنان می‌نگرد»[۷].

در سایه همین نگاه رحمانی است که ایمان به خداوند و محبت اهل بیت در دل انسان افزایش پیدا می‌کند. خانواده پایگاه کمالات انسانی است و اساس این امر مودت و محبت در خانواده است. زندگی بدون مودت و رحمت ویران‌کده‌ای است که از آن روح و ریحانی نروید و صلاح و سامانی برنخیزد. از این روست که پیشوایان دین بر مناسبات و روابط مودت‌زا و محبت‌آمیز بسیار تأکید کرده‌اند. این تأکید تا آنجاست که نشستن در کنار خانواده برتر از اعتکاف در مسجد النبی شمرده شده است. از پیامبر اکرم(ص) روایت شده است: «جُلُوسُ الْمَرْءِ عِنْدَ عِيَالِهِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى مِنِ اعْتِكَافٍ فِي مَسْجِدِي هَذَا»؛ «نشستن مرد در کنار همسرش، نزد خدای متعال از اعتکاف در این مسجد من محبوب‌تر است»[۸].

روابط محبت‌آمیز میان زن و مرد، مطلوب خداوند است و گنجینه‌ای گرانقدر به شمار می‌آید؛ گنجینه‌ای که اصل وجود آن پربها، و بهره‌برداری درست از آن در تنظیم روابط خانوادگی کارسازترین اسباب است. امام رضا(ع) فرموده‌اند: «وَ اعْلَمْ أَنَّ النِّسَاءَ شَتَّى فَمِنْهُنَّ الْغَنِيمَةُ وَ الْغَرَامَةُ وَ هِيَ الْمُتَحَبِّبَةُ لِزَوْجِهَا وَ الْعَاشِقَةُ لَهُ»؛ «بدان که زنان چند گروهند: یک گروه از آنان گنج و غنیمت شمرده می‌شوند. این گروه، زنانی هستند که همسران خود را دوست دارند و به آنان عشق می‌ورزند»[۹].

روابط عاشقانه در درون خانواده، ضامن سلامتی و امنیت خانواده است؛ از این رو بزرگان دین سفارش کرده‌اند چنین روابطی در خانواده حاکم باشد، چنان‌که امام صادق(ع) فرمود: «لَا غِنَى بِالزَّوْجَةِ فِيمَا بَيْنَهَا وَ بَيْنَ زَوْجِهَا الْمُوَافِقِ لَهَا عَنْ ثَلَاثِ خِصَالٍ وَ هُنَّ... إِظْهَارُ الْعِشْقِ لَهُ بِالْخِلَابَةِ»؛ «زن در روابط میان خود و شوهر همدلش، از سه خصلت بی‌نیاز نیست که یکی از آنها، اظهار عشق به شوهر با دلربایی است»[۱۰].[۱۱]

جلوه‌های محبت و مهربانی

مودت و رحمت همانند چشمه جوشان زلالی است که سیرابی زندگی از آنها نشأت می‌گیرد. این چشمه مجاری مختلف دارد و هر مجرا بارور کننده و رشد دهنده خصلتی نیکو است. قرار گرفتن دو فرد با دو شخصیت و دو تربیت در کنار یکدیگر برای زندگی مشترک، نیازمند جوشش پیوسته محبت و رحمت است. این جوشش زمانی کارساز و مفید است که در ظروف مختلف جاری گردد و در صورت‌های گوناگون خود را نشان دهد؛ بر زبان و گفتار و در رفتار و کردار.

الف) جلوه‌های زبانی و گفتاری: از مهم‌ترین جلوه‌های محبت و مهربانی در زندگی، جلوه‌های زبانی و گفتاری است. به زبان آوردن عشق و دوستی، ابراز محبت زبانی واقعی، تحسین کردن یکدیگر و بیان زیبایی‌ها و خوبی‌ها و توانایی‌ها به گفت‌وگونشستن و با یکدیگر مشورت کردن و از هر دری سخن گفتن و یکدیگر را با الفاظ زیبا و محبت‌آمیز مخاطب قرار دادن نمونه‌هایی از محبت‌های زبانی و گفتاری است. پیامبر اکرم(ص) در جامعه‌ای که چندان توجهی به این امور نمی‌کرد و یا رویکرد درست به آن را نمی‌دانست، آموخت که عشق و دوستی بر سر زبان جاری شود و محبت‌های گفتاری و لوازم آن در زندگی مشترک ظهور یابد. رسول خدا(ص) بر این امر تأکید داشت و می‌فرمود: «قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَةِ: إِنِّي أُحِبُّكِ، لَا يَذْهَبُ مِنْ قَلْبِهَا أَبَداً»؛ «سخن مرد به همسر خود که «دوستت دارم» هرگز از قلب زن بیرون نمی‌رود»[۱۲].

ابراز علاقه و محبت زبانی، گستره وسیعی دارد که از جمله موارد آن تحسین و تمجید و توجه به نیکویی‌ها و زیبایی‌ها و دیدن زحمات و خدمات و بیان آنهاست. امیرمؤمنان علی(ع) در عهدنامه مالک اشتر، سفارشی درباره کارگزاران نموده که این سفارش درباره هر انسانی و هر مجموعه انسانی صادق است: «وَ وَاصِلْ فِي حُسْنِ الثَّنَاءِ عَلَيْهِمْ وَ تَعْدِيدِ مَا أَبْلَى ذَوُو الْبَلَاءِ مِنْهُمْ فَإِنَّ كَثْرَةَ الذِّكْرِ لِحُسْنِ فِعَالِهِمْ تَهُزُّ الشُّجَاعَ وَ تُحَرِّضُ النَّاكِلَ»؛ «و ستودنشان را به نیکی پیوسته دار و رنج و زحمت کسانی را که کوشش کرده‌اند بر زبان آر که فراوان کار نیکوی آنان را یاد کردن، دلیر را برانگیزد و ترسان بددل را به کوشش مایل گرداند»[۱۳].

با محبت خطاب کردن یکدیگر در زندگی نشان دهنده احساس درونی و جایگاه قلبی و نوع فهم از یکدیگر است و یکی از شیوه‌های ابراز علاقه و محبت زبانی است. رسول خدا(ص) که دریافت‌کننده وحی و مفسر واقعی قرآن کریم بود، اصرار داشت که اشخاص با نام و عنوان زیبا خوانده شوند و با بیان احترام‌آمیز مخاطب قرار گیرند و با نامی که بیشتر دوست دارند نام برده و یاد شوند. حنظلة بن حذیم نقل می‌کند: كان النبي يعجبه أن يدعى (يدعو) الرجل بأحب اسمائه إليه و أحب كناه[۱۴]؛ «پیامبر خوشش می‌آمد که شخص با نام و کنیه‌ای که بیش از همه دوست می‌داشت، خوانده شود».

حضرت، افزون بر سفارش به دیگران، خود نیز نمونه عملی آن را در برخورد با همسران نشان می‌دادند، چنان‌که از قول عایشه چنین نقل شده است: از حجره خود همراه رسول خدا بیرون آمدیم. چون به فضای بازخانه رسیدیم، بخشی از مواد خوش‌بوی زرد رنگی که بر موها و سر خود زده بودم بر چهره‌ام چکید. پیامبر(ص) فرمودند «إن لونك الآن يا شقيراء لحسن»؛ «ای سرخ وش! اینک چهره‌ات زیباست»[۱۵]. همچنین هنگام بازگشت مسلمانان از یکی از سفرها به مدینه انجشه برده سیاه رنگی که شترهای حامل زنان پیامبر را با آواز خود به جلو می‌راند با شتاب آنها را می‌برد، پیامبر خود را به او رساند و فرمود: «يَا أَنْجَشَةُ رُوَيْداً سَوْقَكَ بِالْقَوَارِيرِ»؛ «ای انجشه! در حرکت دادن این شیشه‌های شکننده احتیاط کن»[۱۶]. گفت‌وگوی محبت‌آمیز نیز از مصادیق مودت و رحمت است و شاید مهم‌ترین بستر آن در خانواده است که از لوازم ضروری زندگی مشترک است. هرچند کسی از نظر تربیتی و روحی و فرهنگی عادت به گفت‌وگوی محبت‌آمیز و به درواز بی‌ادبی، اهانت، گوشه و کنایه‌های آزاردهنده و آسیب‌زا نداشته باشد، لازم است آن را از لوازم ابراز علاقه و محبت در نظر بگیرد و برای ابراز آن کوشش کند. امیرالمؤمنین علی(ع) می‌فرماید: «أَجْمِلُوا فِي الْخِطَابِ تَسْمَعُوا جَمِيلَ الْجَوَابِ»؛ «در خطاب کردن زیبا و نیکو خطاب کنید تا جواب زیبا و نیکو بشنوید»[۱۷].

مردی از رسول خدا(ص) پرسید: برترین کارها کدام است؟ پیامبر(ص) فرمود: «إِطْيَابُ الْكَلَامِ‌»؛ «نیکو سخن گفتن»[۱۸]. حضرت پیامبر(ص) در جایی دیگر می‌فرمایند: «وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ مَا أَنْفَقَ النَّاسُ مِنْ نَفَقَةٍ أَحَبَّ مِنْ قَوْلِ الْخَيْرِ»؛ «سوگند به آنکه جانم در دست اوست، مردم هیچ اتفاقی نکردند که دوست داشتنی‌تر از گفتار نیک باشد»[۱۹].

عشق و علاقه به طور طبیعی ارتباط زبانی و گفتاری را به نیکویی و زیبایی سوق می‌دهد و این ارتباط نیز بر عشق و علاقه می‌افزاید و آن را عمق می‌بخشد. اگر کاستی و ضعفی بروز کند، در پرتوی ارتباط سالم زبانی و گفتاری رنگ می‌بازد و اصلاح می‌شود. امام سجاد(ص) می‌فرمایند: «الْقَوْلُ الْحَسَنُ يُثْرِي الْمَالَ وَ يُنْمِي الرِّزْقَ وَ يُنْسِي فِي الْأَجَلِ وَ يُحَبِّبُ إِلَى الْأَهْلِ وَ يُدْخِلُ الْجَنَّةَ»[۲۰]؛ «گفتار نیک دارایی را زیاد می‌کند؛ روزی را افزایش می‌دهد و اجل را به تأخیر می‌اندازد و انسان را نزد خداوند محبوب می‌گرداند و شخص را به بهشت می‌برد».

ارتباط زبانی و گفتاری، معجزه‌گر است و اگر نادرست و به دور از آرامش استفاده شود، تباه‌کننده و ویرانگر می‌شود. آنچه از امیرمؤمنان علی(ع) در این باره نقل شده بسیار آموزنده است: «وَ سُئِلَ أَيُّ شَيْ‌ءٍ مِمَّا خَلَقَ اللَّهُ أَحْسَنُ فَقَالَ(ع) الْكَلَامُ فَقِيلَ أَيُّ شَيْ‌ءٍ مِمَّا خَلَقَ اللَّهُ أَقْبَحُ قَالَ الْكَلَامُ ثُمَّ قَالَ بِالْكَلَامِ ابْيَضَّتِ الْوُجُوهُ وَ بِالْكَلَامِ اسْوَدَّتِ الْوُجُوهُ»؛ «از امیرمؤمنان علی(ع) پرسیدند: از آنچه خداوند آفریده، کدامین بهتر است؟ فرمود: سخن. پرسیدند: از آنچه خداوند آفریده کدامین زشت‌تر است؟ فرمود: سخن. سپس افزود: به سخن است که روی‌ها سپید و هم به سخن است که روی‌ها سیاه گردد»[۲۱].

در روابط دو همسر نیز سخن گفتن با یکدیگر می‌تواند مناسبات را به سوی همدلی و همراهی سوق دهد و یا مایه دلگیری و دوری گردد. زندگی مشترک فاطمه و علی(ع) بهترین الگو برای خانواده‌های مسلمانان است. آنان با عشق و صفا و محبت و صداقت زندگی می‌کردند، چنان‌که سخن گفتن از روی محبت و عشق و عاطفه از آخرین فرازهای گفتار حضرت فاطمه درباره همسر خویش گواه این حقیقت است آنجا که می‌فرماید: «يَا ابْنَ عَمِّ مَا عَهِدْتَنِي كَاذِبَةً وَ لَا خَائِنَةً وَ لَا خَالَفْتُكَ مُنْذُ عَاشَرْتَنِي فَقَالَ(ع) مَعَاذَ اللَّهِ أَنْتِ أَعْلَمُ بِاللَّهِ وَ أَبَرُّ وَ أَتْقَى وَ أَكْرَمُ وَ أَشَدُّ خَوْفاً مِنَ اللَّهِ أَنْ أُوَبِّخَكِ غَداً بِمُخَالَفَتِي»؛ «پسر عموی بزرگوارم هیچ گاه در طول زندگی مرا دروغگو و خیانت‌کار نیافتی و از روزی که با تو زندگی مشترک آغاز کرده‌ام، هرگز با تو مخالفت ننموده‌ام»[۲۲].

علی(ع) نیز با کلماتی زیبا و سرشار از محبت چنین پاسخ دادند: «پناه به خدا ای دختر پیامبر تو نسبت به خدا داناتر و نیکوتر و پرهیزکارتر و بزرگوارتر و هراسناک‌تر از آن هستی که من بخواهم در مورد مخالفت با خود تو را سرزنش نمایم»[۲۳].

حضرت زهرا(س) در جای دیگر هنگامی که علی(ع) را محزون و گریان می‌یافت، با نگرانی می‌گفت: «لَا أَبْكَى اللَّهُ عَيْنَيْكَ‌»؛ «خداوند چشمانت را گریان نسازد»[۲۴]. محبت و علاقه به همسر، محدود به زمان حیات همسران پیامبر(ص) و معصومان(ع) نمی‌شود، بلکه بعد از حیات آنان این محبت ادامه داشت، چنان‌که پیامبر در موارد بسیاری از حضرت خدیجه به نیکی یاد می‌کردند و هرگز او و خدمات ارزنده‌اش به اسلام و مسلمانان را فراموش نمی‌کردند و خاطره محبت او را زنده می‌نمودند و گاهی که نام خدیجه را می‌شنیدند، اشک از چشمان ایشان سرازیر می‌شد و می‌فرمودند: «خَدِيجَةُ وَ أَيْنَ مِثْلُ خَدِيجَةَ صَدَّقَتْنِي حِينَ كَذَّبَنِي النَّاسُ وَ آزَرَتْنِي عَلَى دِينِ اللَّهِ وَ أَعَانَتْنِي عَلَيْهِ بِمَالِهَا»؛ «خدیجه و کجا مانند خدیجه پیدا می‌شود؟ او در زمانی که همه مرا تکذیب کردند، تصدیق نمود و بر دین خدا مرا یاری کرد و با همه مال خود مرا کمک کرد»[۲۵].

ب) جلوه‌های رفتاری و عملی: پایداری روابط مطلوب در خانواده مرهون ابراز محبت و مهربانی عملی به صورت‌های گوناگون و متناسب با آداب و رسوم و ویژگی‌های فرهنگی افراد است. در خبری چنین آمده است: «وَ جَاءَ رَجُلٌ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ(ص) فَقَالَ إِنَّ لِي زَوْجَةً إِذَا دَخَلْتُ تَلَقَّتْنِي وَ إِذَا خَرَجْتُ شَيَّعَتْنِي وَ إِذَا رَأَتْنِي مَهْمُوماً قَالَتْ مَا يُهِمُّكَ إِنْ كُنْتَ تَهْتَمُّ لِرِزْقِكَ فَقَدْ تَكَفَّلَ بِهِ غَيْرُكَ وَ إِنْ كُنْتَ تَهْتَمُّ بِأَمْرِ آخِرَتِكَ فَزَادَكَ اللَّهُ هَمّاً فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صبَشِّرْهَا بِالْجَنَّةِ وَ قُلْ لَهَا إِنَّكِ عَامِلَةٌ مِنْ عُمَّالِ اللَّهِ وَ لَكِ فِي كُلِّ يَوْمٍ أَجْرُ سَبْعِينَ شَهِيداً وَ فِي رِوَايَةٍ أَنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عُمَّالًا وَ هَذِهِ مِنْ عُمَّالِهِ لَهَا نِصْفُ أَجْرِ الشَّهِيدِ»؛ «مردی نزد رسول خدا(ص) آمد و گفت: مرا همسری است که چون به خانه روم به استقبالم آید و چون بیرون شوم، بدرقه‌ام نماید و چون مرا اندوهناک بیند، به من گوید: چه چیز تو را اندوهناک ساخته؟ اگر اندوه روزی‌ات را داری، دیگری آن را برایت تکفل کرده است و اگر اندوه کار آخرتت را داری، خداوند آن را فزونی بخشد. پس رسول خدا(ص) فرمود: خداوند را کارگزارانی است و همسر تو از جمله آنان است که نیمی از پاداش شهید برای اوست»[۲۶].

این موارد نمونه‌هایی از جلوه‌های مودت و رحمت در رفتار و منش خانوادگی است. همسری که هنگام ورود و خروج شوهرش به خانه این گونه رفتار می‌کند، بنیان‌های عشق و علاقه را استوار می‌سازد. هنگامی که مرد یا زن خسته از بیرون پا به خانه می‌گذارد، نوع استقبال و رفتار شریک زندگی بسیار تأثیرگذار است. استقبال کردن از یکدیگر، آن هم با روی بازو گشاده و ظاهر زیبا و آراسته و نیز بدرقه همراه با اظهار علاقه، و سخنانی این گونه آرامش‌بخش و امیددهنده، دریچه‌های دوستی و پیوند را می‌گشاید و راه دشواری زندگی را هموار و شیرین می‌سازد، چنان‌که وقتی امیر مؤمنان از جبهه نبرد بازمی‌گشت، فاطمه(س) به استقبال او می‌رفت و با روی گشاده و لبخند حاکی از رضایت و افتخار به او می‌نگریست؛ لباس و ابزار جنگی او را می‌شست و از حوادث جنگ از او می‌پرسید. چنین رفتار محبت‌آمیزی در خانه غم و غصه‌ها را از چهره اعضای خانواده و همسر می‌زداید؛ از این رو امیرمؤمنان(ع) می‌فرمایند: «لَقَدْ كُنْتُ أَنْظُرُ إِلَيْهَا فَتَنْكَشِفُ عَنِّي الْهُمُومُ وَ الْأَحْزَانُ»؛ «هرگاه به چهره فاطمه می‌نگریستم تمام اندوه‌هایم برطرف می‌شد و دردهایم را فراموش می‌کردم»[۲۷]. و در هنگامه‌ای که خبر می‌یافت علی(ع) به دستور پیامبر(ص) به مأموریتی سخت اعزام می‌گردد، چشمان فاطمه از شدت محبت و نگرانی از دوری علی(ع) گریان می‌شد: «فَبَكَتْ إِشْفَاقاً عَلَيْهِ‌»[۲۸] و با قطرات اشک محبت خویش را به همسرش نمایش می‌داد.

آنگاه که علی و فاطمه(ع) در کنار یکدیگر به سر می‌بردند، به رفتار و گفتار محبت‌آمیز مشغول می‌شدند تا در کنار مشکلات زندگی خاطره‌هایی زیبا در یادها به یادگار بگذارند و لحظاتی را به مزاح و خنده بگذرانند: «روزی علی و فاطمه به صحرا رفته بودند و خرما می‌خوردند و علی از روی مزاح به فاطمه گفت: رسول خدا مرا بیشتر از تو دوست دارد و فاطمه گفت: عجب از شما! رسول خدا شما را بیشتر از من دوست دارد، در حالی که من میوه قلبش، پاره‌ای از بدنش و شاخه‌ای از شاخسارش می‌باشم و غیر از من فرزندی ندارد. علی گفت: اگر حرف مرا تصدیق نمی‌کنی، پس بیا پیش پدرت برویم. وقتی نزد پیامبر رفتند، آن حضرت در پاسخ به پرسش فاطمه نسبت به سخن همسرش فرمود: ای فاطمه، تو نزد من محبوب‌تر و علی عزیزتر است»[۲۹].

پیامبر اکرم(ص) نمونه‌هایی دیگر از رفتار محبت‌آمیز در خانه برمی‌شمارند و آن را برتر از عبادت قرار می‌دهند، آنجا که می‌فرمایند: «إن الرجل إذا سقي امرأته (من) الماء اجرا»؛ «بی‌گمان هر مردی (از سر محبت) به همسرش آب بدهد، پاداش برد»[۳۰]. هنگامی که می‌فرمایند: «مَا مِنِ امْرَأَةٍ تَسْقِي زَوْجَهَا شَرْبَةً مِنْ مَاءٍ إِلَّا كَانَ خَيْراً لَهَا مِنْ عِبَادَةِ سَنَةٍ صِيَامٍ نَهَارُهَا وَ قِيَامٍ لَيْلُهَا وَ يَبْنِي اللَّهُ لَهَا بِكُلِّ شَرْبَةٍ تَسْقِي زَوْجَهَا مَدِينَةً فِي الْجَنَّةِ- وَ غَفَرَ لَهَا سِتِّينَ خَطِيئَةً»؛ «هیچ زنی جرعه‌ای آب به شوهرش نمی‌دهد، مگر آنکه این کار برای او یک سال عبادتی که روزهایش به روزه و شب‌هایش به نماز و شب‌زنده‌داری بگذرد بهتر است؛ و خداوند در ازای چنین کاری شهری در بهشت برای آن زن ایجاد کند و شصت خطای او را بیامرزد»[۳۱].

اگر بنای زندگی بر دوستی و عشق‌ورزی استوار شود، تنگ نظری و خودخواهی رنگ می‌بازد؛ روابط لطیف و انسانی در زندگی مشترک حاکم می‌گردد و در همه چیز خود را نشان می‌دهد. از ام ایوب پرسیده شد که با توجه به جایگاه رسول خدا(ص) نزد شما آن حضرت کدام خوراک را بیشتر دوست داشت، گفت: هیچ ندیدم که به خوراکی فرمان دهد و هرگز ندیدم که درباره خوراکی که برایش آورده می‌شود ایراد بگیرد و بد بگوید[۳۲]. پیامبر اکرم(ص) نیز می‌فرمایند: «الْمُؤْمِنُ يَأْكُلُ بِشَهْوَةِ أَهْلِهِ وَ الْمُنَافِقُ يَأْكُلُ أَهْلُهُ بِشَهْوَتِهِ‌»؛ «مؤمن به میل خانواده‌اش غذا می‌خورد و منافق، خانواده‌اش به میل او غذا می‌خورند»[۳۳].

مودت و رحمت در مناسبات خانوادگی و روابط زناشویی چنان اهمیت دارد که در حدیث علی(ع) آمده است: «عثمان بن مظعون نزد رسول خدا(ص) آمد و گفت: ای رسول خدا من تصمیم گرفته‌ام که همسرم خوله را بر خود حرام سازم. حضرت فرمود: چنین مکن ای عثمان! که بی‌گمان بنده مؤمن چون دست همسرش را (از سر محبت) در دست گیرد، خداوند ده نیکی برایش بنویسد و ده بدی را از حساب او پاک سازد؛ و چون همسرش را [از سر محبت] ببوسد، خداوند صد نیکی برایش بنویسد و صد بدی را از حساب او پاک نماید؛ و چون (از سر محبت) با همسرش هم آغوش شود، خداوند هزار نیکی برایش بنویسد و هزار بدی را از حساب او پاک سازد و فرشتگان خدا [برای تکریم آن دو] حاضر شوند و چون دو همسر غسل نمایند، آبی از هر مویشان جریان نیابد، مگر اینکه خداوند در ازای آن برای هر یکشان نیکی ثبت کند و بدی را از آن دو پاک نماید»[۳۴].

چنین تأکیدهایی نشان‌دهنده نوع نگاه دین و پیشوایان آن به ابراز محبت در زندگی خانوادگی و روابط زناشویی است؛ نگاهی که سراسر لطافت و زیبایی است و در پرتوی چنین نگاهی روابط دو همسر معنایی متعالی و بلند می‌یابد و هر عمل و رفتار محبت‌آمیز رنگی آسمانی به خود می‌گیرد[۳۵].

نیک‌رفتاری و سازگاری

یکی از بارزترین صفات پسندیده و شاخصه‌های خانواده سالم که در قرآن کریم و گفتار مفسرین واقعی قرآن بدان سفارش شده و در سیره معصومان(ع) بدان عمل شده، نیک رفتاری و سازگاری در شرایط خوشی و ناخوشی در زندگی مشترک بین همسران است. قرآن کریم در این باره می‌فرماید: ﴿عَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا[۳۶]. یکی از مزایای بندگان شایسته خداوند، حسن اخلاق است و کسی که خوش اخلاق باشد، با مردم رفتاری نیکو دارد؛ با چهره خندان سخن می‌گوید؛ رفتارش و گفتارش با ملایمت و نرمی توأم است و بهترین مرکز جلوه نیک‌رفتاری انسان، محیط خانوادگی اوست.

قرآن کریم می‌آموزد که چون انسان همسر برمی‌گزیند، به نیک رفتاری هم متعهد می‌شود. تشکیل خانواده و نیک رفتاری با همسر لازم و ملزوم یکدیگرند، چنان‌که از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمود: «إِذَا أَرَادَ الرَّجُلُ أَنْ يَتَزَوَّجَ الْمَرْأَةَ، فَلْيَقُلْ: أَقْرَرْتُ بِالْمِيثَاقِ الَّذِي أَخَذَ اللَّهُ: إِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ، أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ»[۳۷]؛ «مرد هنگامی که زنی را به همسری خود درمی‌آورد باید بگوید: من به عهد و پیمانی که خداوند از من گرفته است اقرار می‌کنم (و آن عهد و پیمان این است): یا با نیکویی زن را نگاه دارید یا (در صورت ناچاری) به نیکویی جدا شوید».

نیک رفتاری با همسر، پیمانی است در ذات زندگی مشترک و اگر کسی پذیرای پیوند مشترک شود، به رفتار نیک نیز متعهد می‌گردد و نباید این پیمان الهی را نقض کند. سخن نقل شده از حضرت امام رضا(ع) نشان‌دهنده این حقیقت است: «وَ لَمَّا تَزَوَّجَ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الرِّضَا(ع) ابْنَةَ الْمَأْمُونِ خَطَبَ لِنَفْسِهِ فَقَالَ زَوَّجَنِي ابْنَتَهُ عَلَى مَا فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِلْمُسْلِمَاتِ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ مِنْ إِمْسَاكٍ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٍ بِإِحْسَانٍ»[۳۸]؛ «هنگامی که حضرت رضا(ع) با دختر مأمون ازدواج کرد، فرمود: (مأمون) دختر خودش را به همسری من درآورد و خدای عزوجل برای زنان مسلمان بر مردان مؤمن واجب کرده است که زنان را به نیکی نگاه دارند یا [در صورت ناچاری] به نیکویی جدا شوند».

از این رو پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «أَحْسَنُ النَّاسِ إِيمَاناً أَحْسَنُهُمْ خُلُقاً وَ أَلْطَفُهُمْ بِأَهْلِهِ وَ أَنَا أَلْطَفُكُمْ بِأَهْلِي»[۳۹]؛ «شایسته‌ترین مردم از نظر ایمان، خوش‌اخلاق‌ترین آنان و مهربان‌ترین آنان با خانواده‌اش است و من مهربان‌ترین شما با خانواده‌ام هستم». حسن رفتار با اهل خانه چنان زیبا، مهم و گرانقدر است که پیامبر خاتم(ص) با تمام صفات کمال، آن را به خود منسوب می‌نماید و خود را از این جهت نیز برترین می‌داند.

در آموزه‌های پیشوایان دین، نیک رفتاری با خانواده چنان والامرتبه است که آثار و نتایج آن تنها به سامان دادن زندگی خانوادگی محدود نمی‌شود، بلکه آثار و نتایج روحی و روانی آن بر خود شخص و نیز در نظام تکوین در خور توجه است. امام صادق(ع) در این باره فرمودند: «مَنْ حَسُنَ بِرُّهُ بِأَهْلِهِ زَادَ اللَّهُ فِي عُمُرِهِ»؛ «هرکس با خانواده‌اش نیک رفتار باشد، خداوند بر عمرش بیفزاید»[۴۰].

نیک‌رفتاری در منطق قرآن چنان اهمیت دارد که در تمام شرایط زندگی به عنوان یک اصل حاکم مطرح شده است؛ یعنی در هیچ شرایطی نباید از آن عدول کرد و رفتار نیکو را از زندگی زدود؛ در خوشی و ناخوشی، دارایی و فقر، سلامتی و بیماری و در شرایط عادی و غیرعادی؛ چراکه شرایط زندگی همیشه یکسان نیست و سختی و راحتی و قبض و بسط درهم تنیده است: ﴿فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا * إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا[۴۱].

معمولاً هنگامی که انسان‌ها در ناخوشی و تنگی و فقر و بیماری قرار می‌گیرند، زمینه دوری از نیک رفتاری در آنان تقویت می‌شود، ولی قرآن کریم فرمان می‌دهد که در چنین شرایطی نیز خانواده از آسیب کج خلقی و بدرفتاری در امان بماند و مرد وزن با یکدیگر و نسبت به فرزندان نیک رفتاری کنند. حتی شرایط زندگی مشترک ممکن است به گونه‌ای شود که مرد وزن نسبت به یکدیگر گرفتار احساسات نامطلوب شوند. این امر آنان را در معرض تهدید زیر پا گذاشتن رفتار نیکو قرار می‌دهد و اینجاست که قرآن فرمان می‌دهد که نیک رفتاری حفظ شود، وگرنه در شرایط مطلوب رعایت نیک رفتاری هنر والایی نیست.

قرآن کریم به مردان فرمان می‌دهد که در هر حال با همسرانشان نیک رفتاری کنند و ناملایمات زندگی آنان را به رفتاری دیگر نکشاند؛ حتی اگر زندگی مشترک به بن بست رسید و به هیچ وجه ادامه آن ممکن نشد و کار به جدایی کشید، آنجا نیز با نیک رفتاری جدایی صورت پذیرد[۴۲]. قرآن کریم نیک رفتاری را تا آنجا ضروری معرفی کرده است که حتی اگر به سبب برخی امور میان زن و شوهر بی‌میلی پیش آمد، با مدارا و سازگاری مناسب آن را از سر بگذرانند و با بروز این امور نظام خانواده را آسیب نزنند و سرسختانه رفتار نکنند، چنان‌که در ادامه آیه آغازین آمده است: ﴿... فَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا[۴۳].

این آیه گذشته از آنکه نشان‌دهنده واقعیتی در زندگی خانوادگی است و اینکه زندگی مشترک می‌تواند دستخوش مشکلاتی شود و لازم است آن مشکلات با مدارا و سازگاری حل گردد، نویدی اساسی می‌دهد که در پی این مدارا و سازگاری، نعمت‌ها و برکت‌هایی برای چنین کسان از جانب خداست. قرآن می‌آموزد که اگر مردان از همسران خود رضایت کامل نداشته باشند و به سبب اموری، ناخوشایندی در آنان پیش آمد، به سوی جدایی میل نکنند و بدرفتاری ننمایند، بلکه مدارا و سازگاری پیش گیرند تا روابط اصلاح شود و برکات خدا شامل حالشان گردد؛ به‌ویژه آنکه بسیاری از مشکلات و اختلافات، معلول بد فهمیدن‌ها و سوءظن‌های بی‌دلیل و حب و بغض‌های بی‌جهت است. قضاوت‌هایی که در این شرایط صورت می‌گیرد، غالباً نادرست است؛ به گونه‌ای که خوبی‌ها در نظرشان بدی و بدی‌ها در نگاهشان خوبی جلوه می‌کند، و آنچه نجات‌بخش و راهگشاست، مدارا و سازگاری است که در پرتوی آن باگذشت زمان حقایق آشکار می‌شود و روابط به سوی سلامت جریان می‌یابد[۴۴].

این انتظار که زندگی خانوادگی، خالی از اختلاف نظر و سلیقه و به دوراز مشکل و گرفتاری باشد، انتظاری خلاف واقع است. آنچه مهم است رویارویی صحیح با اختلافات و مشکلات است. از قواعد مهم برای این رویارویی و دامن نزدن به اختلافات و مشکلات و کاستن و زدودنشان، مدارا و سازگاری است. این گونه رفتار کردن زمینه‌ساز خوشبختی خانوادگی است، چنان‌که در حدیث نبوی آمده است: «أَرْبَعَةٌ مِنْ سَعَادَةِ الْمَرْءِ الْخُلَطَاءُ الصَّالِحُونَ وَ الْوَلَدُ الْبَارُّ وَ الْمَرْأَةُ الْمُؤَاتِيَةُ وَ أَنْ تَكُونَ مَعِيشَتُهُ فِي بَلَدِهِ»؛ «چهار چیز از خوشبختی انسان است: همنشینان شایسته، فرزند نیکوکار، زن سازگار و اینکه محل کسب او در شهر خودش باشد»[۴۵].

بدین‌سان بهترین همسران آنان هستند که اهل مدارا و سازگاری هستند و شیرینی و لطافت زندگی خانوادگی را با اندک ملایمت و اختلاف به تلخی و درگیری نمی‌کشانند و با بروز مشکلات، آن را با مدارا به سمت اصلاح پیش می‌برند. پیامبر اکرم(ص) در توصیفی درباره زنان فرمود: «خَيْرُ نِسَائِكُمْ الْوَدُودُ الْوَلُودُ الْمُؤَاتِيَةُ إذا اتّقين اللَّه و شرّ نسائكم المتبرّجات المتخيّلات‌»[۴۶]؛ «بهترین زنانتان، زن همسر دوست زاینده و سازگار و همراه است که پروای الهی داشته باشد؛ و بدترین زنانتان، زن خودنمای متکبر است».

همچنین از حضرت امام رضا(ع) روایت شده است که امیرمؤمنان علی(ع) فرمود: «خَيْرُ نِسَائِكُمُ الْخَمْسُ قِيلَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَا الْخَمْسُ قَالَ الْهَيِّنَةُ اللَّيِّنَةُ الْمُؤَاتِيَةُ الَّتِي إِذَا غَضِبَ زَوْجُهَا لَمْ تَكْتَحِلْ بِغُمْضٍ حَتَّى يَرْضَى وَ إِذَا غَابَ عَنْهَا زَوْجُهَا حَفِظَتْهُ فِي غَيْبَتِهِ فَتِلْكَ عَامِلٌ مِنْ عُمَّالِ اللَّهِ وَ عَامِلُ اللَّهِ لَا يَخِيبُ»؛ «بهترین زنانتان پنج ویژگی دارد. گفته شد: ای امیرمؤمنان، آن پنج ویژگی چیست؟ فرمود: آرام بودن و ملایم بودن و سازگار بودن و زنی که هرگاه موجبات خشم همسرش را فراهم کند خواب در چشمش فرو نرود تا همسرش از او خشنود گردد و زنی که چون همسرش به سفر رود، خود را در غیاب او حفظ نماید و چنین زنی کارگزاری از کارگزاران خداوند است، و کارگزار خدا ناامید نمی‌شود»[۴۷].

امیرمؤمنان(ع) در شیوه رفتاری خود و همسرشان در خانواده می‌فرمایند: «فَوَ اللَّهِ مَا أَغْضَبْتُهَا وَ لَا أَكْرَهْتُهَا عَلَى أَمْرٍ حَتَّى قَبَضَهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ وَ لَا أَغْضَبَتْنِي وَ لَا عَصَتْ لِي أَمْراً»[۴۸]؛ «به خدا قسم هیچ گاه او را خشمگین و ناراحت نکردم تا اینکه خداوند قبض روحش نمود و او نیز مرا ناراحت و نافرمانی نکرد». همچنین وقتی برخی زنان از عایشه پرسیدند که پیامبر(ص) در خانه چگونه مردی بوده و با همسرانش چگونه رفتار می‌کرده است گفت: «كان الين الناس و أكرم الناس و كان رجلا من رجالكم إلا أنه كان ضحاكا بساما»؛ «نرم‌خوترین و بزرگوارترین مردمان بود. او هم مردی چون مردان شما بود؛ با این تفاوت که همواره خنده و تبسم بر لب داشت»[۴۹]. سیره‌نویسان در چگونگی نیک رفتاری پیامبر در خانوده نوشته‌اند: مهربانی و نرم‌خویی ایشان نسبت به خانواده‌اش چنان بود که هرگاه شب هنگام بر آنان وارد می‌شد سلام و احترام می‌نمود و خفته را بیدار نمی‌کرد و با بیدار به سخن می‌نشست[۵۰].

رسول خدا(ص) در خانه آن چنان ملایمت و خوش رفتاری از خود نشان می‌دادند که برخی از همسران ایشان به خود جرئت می‌دادند که با آن حضرت مشاجره و تندی نمایند تا آنجا که پدران برخی از همسران پیامبر به دخترانشان اعتراض می‌کردند و قصد برخورد با آنان را داشتند، اما رسول خدا(ص) اجازه عکس العمل برخلاف نیک رفتاری و ملایمت نمی‌دادند[۵۱].

پیامبر اکرم(ص) نسبت به کوتاهی‌ها و عملکردهای نامناسب افراد نیز جز با رفق و مدارا رفتار نمی‌کردند، چنان‌که در خبرانس بن مالک خادم پیامبر چنین آمده است: من ده سال در خدمت رسول خدا بودم. هرگز مرا دشنام نداد و برخوردی با من نکرد و بر من صدا بلند ننمود و برایم چهره در هم نکشید و زمانی که در انجام فرمان ایشان کوتاهی می‌شد، مرا سرزنش نمی‌کرد و اگر کسی از اعضای خانواده مرا سرزنش می‌کرد، حضرت می‌فرمود: رهایش کن که اگر آن کار شدنی بود، انجام می‌شد[۵۲].

اهل بیت حضرت پیامبر(ص) نیز در زندگی خانوادگی همین راه و رسم را در تمام شرایط پاس می‌داشتند و هرگز از مدار رفق و ملایمت و نیک رفتاری و سازگاری خارج نشدند، چنان‌که هنگامی که حضرت علی(ع) متوجه شدند که سه روز است در خانه چیزی برای خوردن وجود نداشته، از فاطمه(س) پرسیدند: چرا به من اطلاع ندادی؟ حضرت زهرا(س) با برخوردی مهرآمیز پاسخ داد: «كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) نَهَانِي أَنْ أَسْأَلَكَ شَيْئاً فَقَالَ لَا تَسْأَلِينَ ابْنَ عَمِّكِ شَيْئاً إِنْ جَاءَكِ بِشَيْ‌ءٍ [عَفْوٍ] وَ إِلَّا فَلَا تَسْأَلِيهِ»[۵۳]؛ «رسول خدا(ص) مرا نهی نموده از اینکه چیزی از تو بخواهم و فرموده است: اگر علی چیزی برای تو آورد، بپذیر و در غیر این صورت هرگز از او چیزی مخواه»[۵۴].

نفقه در سیره ائمه(ع)

یکی از وظایف شوهر، تأمین زندگی همسرش در حد متعارف جامعه است. این مطلب در یکی از سخنان امام صادق(ع) چنین جلوه یافته است: همسر و خانواده، اسیرانی در دست مرد هستند. پس کسی که خدا به او نعمتی داده، به اسیران خود وسعت دهد. اگر این کار را نکند، خداوند نعمت را از او می‌گیرد[۵۵]. از امام رضا(ع) نیز روایت شده است که فرمود: شایسته است که انسان بر خانواده خویش در زندگی وسعت دهد تا آرزوی مرگ او را نکنند[۵۶].

در مکتب اسلام تأمین نیازهای خانواده از قبیل خوراک، پوشاک و مسکن برعهده مرد است تا زن در کمال آرامش و رفاه، بتواند مسئولیت خویش را در خانه (نگه داشتن کانون خانواده، رسیدگی به امور منزل و فرزندان) انجام دهد. در سیره معصومان(ع) خدمت به خانواده جایگاهی رفیع و ویژه دارد؛ در این باره، پیامبر گرامی اسلام به داماد خویش، علی(ع) می‌فرماید: یا علی! هرکس بدون تنگ و عار و بدون کراهت، در خدمت خانواده خویش باشد و برای رفاه و آسایش آنها بکوشد، جایگاهی عظیم در پیشگاه خدای متعال دارد[۵۷].

وظیفه‌شناسی و مسئولیت‌پذیری ائمه(ع) در فراهم کردن نیازهای خانواده و به ویژه نیازهای اساسی آنها، از اهمیت موضوع حکایت دارد. معصومان(ع) به عنوان مروجان مکتب اسلامی، با اشاعه فرهنگ کمک و یاری خانواده، به دیگران آموختند که اسلام خدمت به خانواده و زن و فرزند را یک ارزش می‌داند. علی(ع) همواره در تأمین رفاه خانواده خویش می‌کوشید و می‌فرمود: انسان کامل اگر چیزی برای خانواده خویش ببرد، از کمالش کاسته نمی‌شود[۵۸].[۵۹]

مهریه در سیره ائمه(ع)

از دیگر جلوه‌های حقوق مالی زن، پرداخت مهریه اوست. این حق را خداوند بر ذمه مرد نهاده است. اهل بیت(ع) کسانی را که این حق را سبک می‌شمارند و به ادای آن بی‌توجهی می‌کنند، نکوهش کرده‌اند. حدیث زیبایی از امام صادق(ع) گویای همین حقیقت است که می‌فرمایند: «کسی که مهریه‌ای برای زنش قرار دهد، ولی نخواهد آن را بپردازد، به منزله دزد است»[۶۰].

خوشبختانه در جوامع امروزی، هدیه دادن به صورت فرهنگ نهادینه شده است. این سنت پسندیده اگر به موقع و با میل و رغبت و از سر صداقت اجرا شود، تأثیری ماندگار در فرد مقابل دارد و طعم شیرینی آن فراموش نشدنی است. حضرت علی(ع) در خصوص این سنت می‌فرمایند: «هدیه دادن موجب دوستی است»[۶۱]. خداوند متعال برای استحکام و تقویت زندگی مشترک در خانواده، در آیه‌ای از قرآن مجید به مردان دستور می‌دهد که مهر زنان خویش را به صورت هدیه به آنها بپردازند[۶۲].

بنابراین، مهریه و هدیه دادن در سیره ائمه(ع)، از خصوصیات زندگی مشترک ایشان بوده است. در مورد مقدار مهریه، امام باقر(ع) فرموده‌اند: «هر چیزی کم یا زیاد، مورد پذیرش زن و مرد، مهریه قرار می‌گیرد»[۶۳]. بنابر روایات متواتر، مهریه همسران اهل بیت(ع)، پانصد درهم بوده است[۶۴]. در خصوص پرداخت مهریه نیز امام صادق(ع) می‌فرمایند: از آنجا که پرداخت مهریه سبب شیرین شدن زندگی مشترک است، در صورت امکان بهتر است مرد هرچه زودتر آن را به شریک زندگی خویش تقدیم کند[۶۵].[۶۶]

رفتار جنسی در سیره ائمه(ع)

تمایل به جنس مخالف، در سرشت انسان‌ها نهادینه شده، از قوی‌ترین غرایز و یکی از اهداف ازدواج است. کنترل این غریزه از راهی که فرد با آن، به آرامش روحی برسد و بتواند مراحل ترقی را طی کند، دارای اهمیت است. حسن بن جهم می‌گوید: روزی حضرت ابوالحسن علی بن موسی الرضا(ع) را دیدم که موهای خویش را خضاب کرده، گفتم: فدایت شوم، شما هم خضاب می‌کنید؟ فرمود: «اصلاح و آمادگی بر عفت زنان می‌افزاید»[۶۷].

امام سجاد(ع) درباره حق زن می‌فرمایند: اما حق همسر تو آن است که بدانی خدای تعالی او را از بهر آسایش و آرامش و مؤانست و مصاحبت تو مقرر فرموده و بدانی که این نعمت بزرگی است که خدای عزوجل بر تو ارزانی داشته است؛ پس باید وی را گرامی بداری و با او از در تکریم و رفق و ملایمت درآیی و با او به نرمی و ملاطفت رفتار کنی. اگرچه حق تو بر وی افزون و رعایت این کار بر وی واجب‌تر است. اما چون وی اسیر تو و در اختیار توست، بر تو لازم است که بر وی به رحمت و رأفت رفتار کنی و در خوراک و پوشاک او به نیکی اقدام نمایی و اگر کاری از روی نادانی انجام دهد، بر وی بخشایش آوری که نیرو و قوه‌ای جز نیروی خداوند نیست[۶۸]. حسن بن زیات بصری می‌گوید: با دوستم بر امام باقر(ع) وارد شدیم. حضرت در اتاقی تزئین شده نشسته بود و بالاپوشی نقش‌دار بر تن داشت؛ محاسن خود را نیز اصلاح کرده و به چشمان خود سرمه کشیده بود. سؤال‌هایمان را پرسیدیم؛ در هنگام خداحافظی فرمود: ای حسن، فردا تو و دوستت نزدم بیایید. فردای آن روز نیز به محضر امام رسیدیم. این بار حضرت در اتاقی نشسته بود که جز حصیر، فرشی نداشت و پیراهنی خشن پوشیده بود. حضرت رو به دوستم کرده، فرمود: «برادر بصری! دیروز بر من وارد شدی و من در اتاق همسرم بودم. دیروز نوبت او و اتاق، اتاق او، وسایل اتاق هم برای او بود. او خود را برایم آراسته بود و من نیز باید همانند او، خود را برای او می‌آراستم. به دلت چیزی ناشایست درباره من نگذرد». حسن بن زیات می‌افزاید: دوستم گفت: فدایت گردم! به خدا سوگند بر دلم چیزی گذشت؛ اما اکنون خدا آن را از میان برد و دانستم حق در همان است که گفتی[۶۹].

با توجه به اهمیت این موضوع، ائمه(ع) توصیه‌هایی در این مورد دارند که به اجمال به آنها اشاره می‌شود:

  1. امام علی(ع): اگر گاه چشمانت بی‌اختیار یا با اختیار به زنی افتاد و شیفته او شدی و دلت لرزید، پیش از این که پایت بلغزد، چشم فروبند و در اولین فرصت با همسرت همبستر شو؛ چراکه زنان همگی مانند هم هستند[۷۰].
  2. امام صادق(ع): وقتی عروس به حجله آمد به کعبه رو کنید، گیسوان او را نوازش کرده، زلف تاب دارش را به چنگ گیرید و آرام بگویید: خدایا! این امانت توست که به من سپردی. با گفته تو او را به خود حلال کرده‌ام. فرزندم را مبارک، پارسا و از پیروان پیامبرت قرار ده و شیطان را از او دور فرما[۷۱].
  3. امام صادق(ع): چون عروسی به خانه آوردید، وضو سازید؛ تن و روان خویش طراوت بخشید؛ رو به خدای مهربان کنید و دو رکعت نماز به جای آورید. به عروس خود نیز بگویید همین کار را بکند[۷۲].
  4. امام صادق(ع): پیش از اینکه با عروس خویش به بستر زفاف روید، هدیه‌ای به وی بدهید با این کار، عشق و آرامش را به او هدیه کرده‌اید[۷۳].
  5. امام محمد باقر(ع): چون به قصد بارور کردن رحم همسرت نزد او آرمیدی، با نیتی پاک و زبانی گویا با خدای مهربان چنین بگو: خدایا، مرا فرزندی عنایت فرما و او را پاکیزه و سالم قرار ده که در خلقت او زیاد و کم نباشد و او را عاقبت به خیر گردان[۷۴].
  6. امام صادق(ع): پرندگان هر کدام صفاتی شایسته و ناشایست دارند؛ در آمیزش نیز آدابی دارند. «کلاغ» با وجود پر و بال سیاه و صدای ناهنجارش، در آمیزش مخفی کار است. آمیزش مخفی‌کارانه را از کلاغ بیاموزید[۷۵].
  7. امام رضا(ع): آقایان! مطابق میل خانمتان لباس بپوشید؛ در خانه نیز آراسته باشید؛ هوش و حواس همسرتان را ماهرانه به خود جلب کنید. با این کار، غدد جنسی او را برای خود فعال کنید و عفت او به دیگران را فزونی بخشید[۷۶].[۷۷]

حقوق‌مداری و تأمین نیازها

آشنایی با حقوق و پایبندی به آن، در آموزه‌های دینی چنان اهمیت دارد که ادای حقوق مردمان مقدم بر حقوق خداوند معرفی شده است؛ بدین معنا که راه بندگی و دین داری از حقوق‌مداری می‌گذرد و تا انسان‌ها حقوق یکدیگر را نشناسند و برای برپایی آن اهتمام نورزند، سخن از بندگی خدا و دین داری حقیقی سخنی دور از واقع است. امیرمؤمنان علی(ع) می‌فرمایند: «جَعَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ حُقُوقَ عِبَادِهِ مُقَدِّمَةً لِحُقُوقِهِ فَمَنْ قَامَ بِحُقُوقِ عَبَّادِ اللَّهِ كَانَ ذَلِكَ مُؤَدِّياً إِلَى الْقِيَامِ بِحُقُوقِ اللَّهِ»؛ «خدای سبحان حقوق بندگانش را بر حقوق خود مقدم داشته است. پس هر که حقوق بندگان را ادا کند، این امر به ادای حقوق خداوند منجر خواهد شد»[۷۸]. در اندیشه اسلامی پاسداشت حقوق، پاسداشت توحید و یگانه‌پرستی است. امیر مؤمنان علی(ع) می‌فرمایند: «وَ شَدَّ بِالْإِخْلَاصِ وَ التَّوْحِيدِ حُقُوقَ الْمُسْلِمِينَ فِي مَعَاقِدِهَا»؛ «خداوند حقوق مسلمانان را با اخلاص و یگانه‌پرستی پیوند داده است»[۷۹]. بنابراین شرط نخست پیوند ایمانی، پایبندی در حقوق است و نخستین و مهم‌ترین عرصه این حقوق از نظر شکل‌گیری و جلوه‌گری، خانواده است. تا حقوق‌مداری در خانواده معنا نیابد، در جامعه به درستی معنا نمی‌یابد. انسان در خانواده با حقوق آشنا می‌شود و پایبندی بدان را می‌آموزد و با آن خو می‌گیرد. قرآن کریم در این مورد می‌فرماید: ﴿... وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ...[۸۰].

این سخن در خانواده بدین معناست که نه زن در خانواده حکومت نماید، نه مرد و نه فرزندان، بلکه حقوق و حدود حکومت کند و هرکس در حیطه حقوق و حدودش عمل نماید و این‌گونه نیست که مرد در خانه از حقوق برخوردار باشد و زن مکلف به انجام دادن تکالیف، یا بالعکس، بلکه همه اعضای خانواده حقوق و تکالیفی دارند که سلامت و سعادت خانواده در گروی شناخت این حقوق و تکالیف و رعایت آنهاست و نمی‌توان با زیر پا گذاشتن حقوق و تکالیف و یک سویه کردن روابط و مناسبات دوسویه، انتظار نشاط در زندگی و حرکت مناسب در روند زندگی خانوادگی داشت. پیامبر اکرم(ص) در خطبه‌ای که در حجة الوداع (حج البلاغه) ایراد کردند، بیان فرمودند: «مردم! زنانتان دربند شمایند. آنان را به عنوان امانت خدا برگرفتید و با حکم خدا بر شما حلال شده‌اند. پس شما را برایشان حقوقی است و آنان را بر شما حقوقی است».[۸۱]؛

اعضای یک خانواده حقوق و نیازهای گوناگونی دارند که برخی از آنها مشترک و برخی متفاوت است و تأمین درست، معتدل و به موقع آن حقوق و نیازها در تحقق روابط سالم و پرنشاط و رشد دهنده نقش اساسی دارد. زن و مرد نیازهای عاطفی، روحی، مادی، امنیتی و جنسی دارند که شناخت این نیازها و تأمین آن در زندگی خانوادگی مهم و کلیدی است. اگر حقوق و نیازهای افراد در خانواده تأمین شود، نیازی به گریز از خانه نخواهند داشت و گرفتار رفتارهای نادرست نخواهند شد. بسیاری از بهانه‌جویی‌ها، کج خلقی‌ها، پرخاشگری‌ها، بدرفتاری‌ها و تندخویی‌ها معلول عدم تأمین نیازهای افراد در خانواده است. بهترین و محبوب‌ترین اشخاص و بندگان نزد خداوند کسانی هستند که نیازهای اعضای خانواده را دریابند و به درستی تأمین نمایند و در این صورت مفیدترین کس در خانواده خواهند بود، چنان‌که پیامبر اکرم فرمودند: «الْخَلْقُ كُلُّهُمْ عِيَالُ اللَّهِ فَأَحَبُّهُمْ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْفَقُهُمْ لِعِيَالِهِ»[۸۲]؛ «مردم (همگی) خانواده خدایند، پس محبوب‌ترین مردمان نزد خداوند سودمندترین آنان برای خانواده‌اش است».

حضرت همچنین می‌فرمایند: «عِيَالُ الرَّجُلِ أُسَرَاؤُهُ وَ أَحَبُّ الْعِبَادِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَحْسَنُهُمْ صُنْعاً إِلَى أُسَرَائِهِ»؛ «اهل و عیال هرکس، اسیر و پایبند او هستند و محبوب‌ترین بندگان در نزد خداوند کسی است که بهترین رفتار را با آنان داشته باشد»[۸۳]. زنان نیز با تأمین همه جانبه نیازهای همسر خویش به زندگی مشترک، لذت می‌بخشند و زمینه کمال یکدیگر را فراهم می‌کنند و با جهادی اخلاقی راه خوب زیستن را هموار می‌سازند، چنان‌که امیرمؤمنان علی(ع) می‌فرمایند: «جِهَادُ الْمَرْأَةِ حُسْنُ التَّبَعُّلِ‌»؛ «جهاد زن، خوب همسرداری است»[۸۴]. از این روست که اگر مردی حقوق عیال الله را رعایت نکند و بدان‌ها پاسخ مثبت ندهد و زنی در انجام وظایف خویش جهادگونه عمل ننماید، هر دو به گناه مبتلا می‌شوند و خانواده خویش را در معرض آسیب جدی قرار می‌دهند و زمینه خشونت و بیماری و زندگی آزاردهنده‌ای را فراهم می‌کنند. امام صادق(ع) می‌فرمایند: «كَفى بِالْمَرْءِ إِثْماً أَنْ يُضَيِّعَ مَنْ يَعُولُهُ‌»؛ «در گناه انسان همین بس که خانواده خود را تباه سازد»[۸۵].

حقوق و نیازهای مادی

در قرآن کریم مسئولیت تأمین حقوق و نیازهای مادی و اقتصادی خانواده بر عهده مرد گذاشته شده است: ﴿الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ[۸۶]. توجه به نیازهای مادی خانواده و تأمین کامل آنها چنان مهم و اساسی تلقی شده است که نوعی عبادت محسوب می‌شود و می‌توان از آن در جهت کمال انسانی بهره گرفت و توسط آن گناهان گذشته را در معرض بخشش خداوند قرار داد. به همین دلیل پیامبر خدا(ص) می‌فرمایند: «إذا خرج العبد في حاجة أهله، كتب الله تعالى له بكل خطوة درجة، و إذا فرغ من حاجتهم غفر له»؛ «چون بنده در طلب تأمین نیازهای خانواده‌اش گام بیرون نهد، خدای متعال برای هرگام او در این راه درجه‌ای می‌نویسد و چون در تأمین نیازهای ایشان از کار فارغ شود آمرزیده محسوب می‌گردد»[۸۷].

حضرت پیامبر(ص) در حدیث دیگری می‌فرمایند: «ما أنفق الرجل في بيته و أهله و ولده و خدمه فهو له صدقة»؛ «آنچه مرد در خانه و برای همسر و فرزند و خدمتکار خود خرج کند برایش صدقه به شمار می‌رود»[۸۸]. تأمین نیازها و حقوق مادی خانواده نزد معصومین(ع) نیز بزرگ شمرده شده و به آن اهمیت داده‌اند. امام سجاد(ع) می‌فرمایند: «لَأَنْ أَدْخُلَ السُّوقَ وَ مَعِي دَرَاهِمُ أَبْتَاعُ بِهِ لِعِيَالِي لَحْماً وَ قَدْ قَرِمُوا أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أُعْتِقَ نَسَمَةً»؛ «اگر به بازار روم و چند درهمی داشته باشم که برای خانواده خود گوشت بخرم، در حالی که به آن خیلی تمایل داشته باشند، برای من از آزاد کردن برده‌ای محبوب‌تر است»[۸۹]. آنچه در تأمین حقوق مادی خانواده مؤکد است، فراخ دانستن و وسعت دادن و تأمین کامل نیازهای مادی آنان است. به عبارت دیگر به هر میزان که خداوند به انسان وسعت داد، او نیز به همان میزان در گشایش امور خانواده خویش تلاش کند و آن را وسعت دهد. امام سجاد(ع) می‌فرمایند: «إِنَّ أَرْضَاكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَسْبَغُكُمْ عَلَى عِيَالِهِ»؛ «به راستی پسندیده‌ترین شما در درگاه خدا نعمت بخش‌ترین شما بر خانواده خویش است[۹۰]. تلاش در این جهت با ارزش است و آن کس که در این حد توانایی ندارد، ولی سعی خود را می‌کند، گرانقدر و والامرتبه است و آن کس که توانایی تأمین کامل حقوق مادی خانواده را دارد، لازم است چنین کند و از تنگ گرفتن بر خانواده بپرهیزد. امام رضا(ع) می‌فرمایند: «صَاحِبُ النِّعْمَةِ يَجِبُ أَنْ يُوَسِّعَ عَلَى عِيَالِهِ»؛ «بر صاحب نعمت واجب است که بر خانواده خود گشاده گیرد»[۹۱].

گشاده گرفتن در زندگی از نظر مادی و تأمین کامل نیازهای خانواده به معنای فرو رفتن در دام تجمل پرستی و اسراف‌گرایی نیست، بلکه استفاده بهینه از امکانات و دارایی‌هاست و خانواده نیز نباید جایی برای این ناپسندی‌ها باشد، همان طور که پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند: «أَعْظَمُ النِّسَاءِ بَرَكَةً أَيْسَرُهُنَ مَئُونَةً»؛ «بابرکت‌ترین زنان کم‌هزینه‌ترین آنان است»[۹۲]. امام صادق(ع) نیز می‌فرمایند: «مِنْ بَرَكَةِ الْمَرْأَةِ خِفَّةُ مَئُونَتِهَا وَ تَيْسِيرُ وِلَادَتِهَا وَ مِنْ شُؤْمِهَا شِدَّةُ مَئُونَتِهَا»؛ «از برکت زن، سبک بودن هزینه اوست و از نامیمونی زن، سنگین بودن هزینه اوست»[۹۳]. روایت‌های بسیاری درباره فعالیت‌های گوناکون اقتصادی و امرار معاش پیامبر اکرم(ص) و اهل بیتش نقل شده است. درباره حضرت علی(ع) آمده است با دستان خود زمین را بیل و شخم می‌زد و آب را از زمین بیرون می‌کشید. گاه رسول خدا(ص) کنارش بود و هسته‌های خرما را با آب دهان مبارک ایشان خیس می‌کرد و در زمین می‌کاشت: «كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ يَضْرِبُ بِالْمَرِّ وَ يَسْتَخْرِجُ الْأَرَضِينَ وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) يَمَصُ النَّوَى بِفِيهِ وَ يَغْرِسُهُ فَيَطْلُعُ مِنْ سَاعَتِهِ»[۹۴]. همچنین از حضرت علی(ع) نقل شده است که فرمود: روزی در مدینه سخت گرسنه شدم، برای پیدا کردن کار به محله‌های بالای مدینه رفتم. در آنجا زنی را دیدم که کلوخ‌هایی را جمع کرده بود. فکر کردم که می‌خواهد با آنها گل درست کند. نزدیک او رفته و طی کردم برای هر دلو آب که از چاه بکشم یک دانه خرما به من بدهد. چون شانزده دلوکشیدم، دستم تاول زد. پس لب آب رفتم و دستم را شستم. آنگاه نزد آن زن برگشتم و او شانزده دانه خرما به من داد. من نزد پیامبر آمدم و او را از آنچه گذشته بود، آگاه کردم و پیامبر با من از آن خرماها خوردند[۹۵]. همچنین نقل است روزی علی را دیدند که مقداری خرما خریده، آن را با گوشه عبایش گرفت و راهی منزل شد. گروهی از صحابه برای کمک به حضرت جلو رفتند، ولی ایشان(ع) فرمود: «سرپرست خانواده به حمل آن سزاوارتر است»[۹۶]. درباره سیره معیشتی امام صادق(ع) نیز نقل شده است که در گرمای روز، بیل به دست می‌گرفتند و در باغ فعالیت می‌کردند. گاه چنان سخت‌کوشانه به کشاورزی مشغول می‌شدند که ساده‌اندیشان به قصد نصیحت به ایشان می‌گفتند: شما به واسطه قرابتی که با رسول خدا دارید، چه نیازی است که این گونه خود را به زحمت می‌اندازید؟ امام در پاسخ به آنها می‌فرمود: کار می‌کنم که از امثال شما بی‌نیاز باشم: «اسْتَقْبَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) فِي بَعْضِ طُرُقِ الْمَدِينَةِ فِي يَوْمٍ صَائِفٍ شَدِيدِ الْحَرِّ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ حَالُكَ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قَرَابَتُكَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ(ص) وَ أَنْتَ تُجْهِدُ لِنَفْسِكَ فِي مِثْلِ هَذَا الْيَوْمِ فَقَالَ يَا عَبْدَ الْأَعْلَى خَرَجْتُ فِي طَلَبِ الرِّزْقِ لِأَسْتَغْنِيَ عَنْ مِثْلِكَ»[۹۷].

همچنین، گاه که دوستدارانش ایشان را از کار و کوشش در مزرعه منع می‌کردند، حضرت نمی‌پذیرفت و می‌فرمود: دوست دارم که انسان در زیر حرارت آفتاب بسوزد و برای کسب معیشت بکوشد: «رَأَيْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) وَ بِيَدِهِ مِسْحَاةٌ وَ عَلَيْهِ إِزَارٌ غَلِيظٌ يَعْمَلُ فِي حَائِطٍ لَهُ وَ الْعَرَقُ يَتَصَابُّ عَنْ ظَهْرِهِ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَعْطِنِي أَكْفِكَ فَقَالَ لِي إِنِّي أُحِبُّ أَنْ يَتَأَذَّى الرَّجُلُ بِحَرِّ الشَّمْسِ فِي طَلَبِ الْمَعِيشَةِ»[۹۸]. امام صادق(ع) می‌فرمایند: علی بن الحسین(ع) سحرگاه [که] در طلب روزی خارج می‌شد، عرض کردند: آقا کجا می‌روید؟ فرمود: به خانواده‌ام صدقه می‌دهم. عرض کردند: به خانواده‌ات صدقه می‌دهی؟ فرمود: هر کس از راه حلال در جست و جوی روزی باشد، آنچه به دست آورد و برای خانواده خود خرج کند، از طرف خدا صدقه حساب شود[۹۹].[۱۰۰]

حقوق و نیازهای روحی و عاطفی

تأمین حقوق و نیازهای روحی اعضای خانواده در آموزه‌های دین کانون تأکید قرار گرفته است، چنان‌که زندگی خانوادگی به دور از آنها را بی‌معنا و عین تلخکامی دانسته‌اند. زن به توجه و حمایت، احترام و عشق نیاز دارد و مرد به پذیرش، اعتماد کردن و قدردانی. زن نیاز دارد که احساس کند همسرش به او توجه می‌کند؛ برایش وقت گذارد و همه چیز او برایش مهم است؛ نیاز دارد که مرد تکیه گاه و حامی او باشد و او را به تمام معنا احترام کند و با همه وجود به او عشق بورزد. مرد نیز نیاز دارد که همسرش او را بپذیرد و به او اعتماد کند و از او قدردانی نماید و تحسینش نماید. زن و مرد در خانه به احساس آزادی نیاز دارند تا بتوانند به میل خود رفتار کنند؛ احساس ناامنی نکنند، خود را اسیر و محصور ندانند و فضای خانه را بر خود بسته یا تنگ نبینند. اگر فضای زندگی مشترک با سخنان و رفتارهای ناصواب، تنگ و و تحمل ناپذیر شود، روز به روز روابط مشترک را از لطافت و صمیمیت، دوستی و همیاری دورتر می‌کند و به سردی و سختی در روابط منجر می‌شود. زن و مرد و فرزندان به فضای صمیمی نیاز دارند و اینکه بتوانند اوقاتی را کنار هم باشند و با یکدیگر گفت‌وگو کنند و ارتباط کلامی و عاطفی و روحی داشته باشند. لازم است زن و مرد بخش مهمی از اوقات خود را با هم صرف کنند؛ اوقاتی زنده، توأم با توجه و احترام و قدردانی از یکدیگر. پیامبر اکرم(ص) به روابط خانوادگی پرعاطفه و عاشقانه می‌نگریست و سفارش می‌کرد که چنین نگرشی فراهم شود و می‌فرمود: «أَ لَا أُخْبِرُكُمْ بِخَيْرِ مَا يُكْنَزُ- المَرْأَةُ الصَّالِحَةُ إِذَا نَظَرَ إِلَيْهَا تَسُرُّهُ»؛ «آیا شما را از بهترین چیزی که اندوخته کنید، آگاه نکنم؟ (بهترین اندوخته) همسری صالح است که چون (شویش) بدو بنگرد شادمان شود»[۱۰۱]. اعضای خانواده نیازمند امنیت همه جانبه در روابط با یکدیگرند، تا آنجا که چون به یکدیگر می‌نگرند، احساس آرامش و شادکامی در آنان بجوشد و یکدیگر را از آن لبریز کنند. هر چه این روابط صمیمی‌تر و پرمهرتر باشد، فضای خانواده با روح‌تر و امن‌تر خواهد بود. رسول خدا(ص) در این جهت سفارش می‌فرمودند که دوستی‌ها و صمیمیت‌ها ابراز شود و به زبان آید و با لطیف‌ترین بیان گفته شود: «‌قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَةِ إِنِّي أُحِبُّكِ لَا يَذْهَبُ مِنْ قَلْبِهَا أَبَداً»؛ «سخن مرد به همسر خود که «دوستت دارم» هرگز از قلب زن بیرون نمی‌رود»[۱۰۲].

محبت و لطف و مهربانی زن در خانواده، محورگرمی و شور زندگی و تأمین نیازها و حقوق عاطفی و روحی و امنیتی اعضای خانواده است. از این روست که امام صادق(ع) بهترین زنان را چنین معرفی کرده است: «خَيْرُ نِسَائِكُمْ... أَلْطَفُهُنَّ بِأَزْوَاجِهِنَّ وَ أَرْحَمُهُنَّ بِأَوْلَادِهِنَّ»؛ «بهترین زنان شما... با محبت‌ترین زنان نسبت به شوهرانشان و مهربان‌ترین مادران نسبت به فرزندانشان هستند»[۱۰۳]. زن و مرد نیازمند ابراز عشق و محبت هستند و نیاز دارند که روح یکدیگر را از دوستی و علاقه‌مندی آکنده سازند و نیازهای روحی یکدیگر را با روابط نیکو و معاشرت زیبا تأمین کنند. امام صادق(ع) فرموده است: «إِنَّ الْمَرْءَ يَحْتَاجُ فِي مَنْزِلِهِ وَ عِيَالِهِ إِلَى ثَلَاثِ خِلَالٍ يَتَكَلَّفُهَا وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ فِي طَبْعِهِ ذَلِكَ مُعَاشَرَةٌ جَمِيلَةٌ وَ سَعَةٌ بِتَقْدِيرٍ وَ غَيْرَةٌ بِتَحَصُّنٍ»[۱۰۴]؛ «مرد در اداره خانه و خانواده‌اش نیازمند است خود را به سه خصلت بیاراید گرچه این خصال در سرشت او نباشد: رفتاری خوش، گشاده دستی به اندازه و غیرتی همراه با خویشتن داری». با تأمین این نیازها روابط خانوادگی سامانی مناسب می‌یابد وزن و مرد یاور یکدیگر در بالندگی می‌شوند. به تعبیر امام صادق(ع): «وَ زَوْجَةٌ صَالِحَةٌ تُعَاوِنُهُ وَ يُحْرِزُ بِهَا دِينَهُ‌»؛ «و همسر صالحی که او را یاری می‌کند و مرد به کمک اودینش را حفظ می‌نماید»[۱۰۵]. از جمله نیازهای عاطفی، روحی و امنیتی زن و مرد در خانواده، توجه و احترام است؛ توجه به ظاهر و زیبایی‌هایشان، باطن و کمالاتشان و نیز احترام به خواسته‌ها و تمایلاتشان، تا آنجا که حریمی دریده نشود. از امام باقر(ع) در این باره چنین نقل شده است: «گروهی نزد حسین بن علی(ع) رفتند و گفتند: ای پسر رسول خدا، در منزل تو چیزهایی می‌بینیم که پسندیده نیست و در منزل وی اثاثیه چیده شده و فرش بود. فرمود: ما زمانی که ازدواج می‌کنیم مهریه همسران خود را به آنان عطا می‌کنیم و آنان با آن هر چه مایل باشند خریداری می‌کنند و آن چیزها متعلق به ما نیست»[۱۰۶]. این امر (توجه به نیازهای روحی و احترام و تکریم خانواده) چنان در زندگی خانوادگی مهم و اساسی است که پیامبر اکرم(ص) مردانی را که همسران خود را مورد احترام و تکریم قرار نمی‌دهند، انسان‌هایی به دور از شأن انسانی و دربند فرومایگی برشمرده و فرموده است: «ما أكرم النساء إلا كريم، و لا أهانهن إلا لئيم»؛ «تکریم نمی‌نمایند زنان را، مگر اشخاص بزرگوار، و تحقیر نمی‌نمایند آنان را، مگر فرومایگان»[۱۰۷].

«تکریم» در لغت به معنای حرمت نگاه داشتن و بزرگوار شمردن و گرامی داشتن است[۱۰۸]. در روابط خانوادگی به صورت گرامی داشتن یکدیگر و حرمت هم را پاس داشتن و ارج نهادن به یکدیگر و قدردانی و تمجید و تحسین هم و سپاس گزاری از یکدیگر جلوه می‌یابد. گرامی داشتن و احترام کردن و ارج نهادن همسر، امری زاید بر نظام خانوادگی نیست، بلکه نظام خانواده با این امور معنا می‌یابد و بدین امور روندی سالم را طی می‌کند و این از جمله حقوق مسلم همسر است، چنان‌که در رساله حقوق امام سجاد(ع) در این باره آمده است: «وَ أَمَّا حَقُّ الزَّوْجَةِ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَهَا لَكَ سَكَناً وَ أُنْساً فَتَعْلَمَ أَنَّ ذَلِكَ نِعْمَةٌ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْكَ فَتُكْرِمَهَا»؛ «حق همسر آن است که بدانی خداوند او را مایه آرامش و انس تو قرار داده است. پس بدان که همسری او نعمتی الهی است و بر توست که او را تکریم نمایی و احترام نمایی»[۱۰۹]. در حدیث شریف از «همسر» به نعمتی از جانب خدا تعبیر شده است و خداوند دوست دارد که اثر نعمتی که به بنده‌اش می‌بخشد را ببیند: «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ إِذَا أَنْعَمَ عَلَى عَبْدِهِ أَنْ يَرَى أَثَرَ نِعْمَتِهِ عَلَيْهِ»[۱۱۰]. «این آثار را می‌توان به دو صورت آشکار کرد: گاه با زبان است و تعبیراتی که حاکی از شکر و سپاس باشد و گاه با عمل است و به این ترتیب که با نعمت‌هایی که خداوند عطا فرموده به طور صحیح برخورد کنیم و حق آن را ضایع نکنیم. خانواده از جمله آن نعمت‌هاست؛ بنابراین باید نسبت به حقوق و نیازهای مختلف خانواده بی‌اعتنا نبود و در جهت ادای این حقوق تلاش کرد.

از «ابو خالد کنکر کابلی» چنین روایت شده است: یحیی بن ام طویل که خداوند درجه‌اش را بالا برد، مرا دید و چون پسر دایه حضرت زین العابدین بود، دست مرا گرفت و من به همراه او نزد حضرت رفتیم. حضرت را دیدم که در اتاقی نشسته بود که فرش آن زرد رنگ و دیوارهایش سفید بود، در حالی که لباسی رنگین به تن داشت. مدت کوتاهی نزد وی نشستم. هنگام برخاستن، امام فرمود: فردا انشاءالله نزد من بیا. پس از خروج از منزل به یحیی گفتم: مرا نزد مردی بردی که لباس رنگین پوشیده بود. تصمیم داشتم دیگر نزد او بازنگردم. سپس اندیشیدم که دیدار مجدد وی ضرری ندارد. فردای آن روز نزد او رفتم. در خانه باز بود [و] جز من کسی آنجا نبود. خواستم بازگردم، در این هنگام صدایی از داخل خانه مرا خواند. گمان کردم منظورش کسی جز من است که مرا با نامم خواند: که ای کنکر وارد شو - و فقط مادرم مرا با این نام می‌خواند و کسی از آن آگاه نبود - پس وارد شدم و حضرت را در اتاقی گلین دیدم که بر حصیری نشسته بود و لباسی از کرباس به تن داشت و یحیی نیز نزد او بود. به من فرمود: ای ابوخالد، من تازه ازدواج کرده‌ام و آن چیزهایی که دیروز دیدی نظر همسرم بود و من نمی‌خواهم با نظر همسرم مخالفت ورزم[۱۱۱]. پیشوایان دین تا این اندازه ملاحظه نیازهای روحی و عاطفی اطرافیان خود را می‌کردند و زهد و ساده‌زیستی خود را به آنان تحمیل نمی‌نمودند.[۱۱۲]

حقوق و نیازهای زیبایی دوستی و آراسته‌سازی

از جمله فطریات آدمی، میل به زیبایی و آراستگی، زیبایی دوستی و آراسته پسندی است. این امر در زندگی خانوادگی نیز خودنمایی می‌کند و به صورت نیازی جدی برای زن و مرد جلوه می‌نماید. با اینکه هرکس زیبایی و آراستگی را به نوعی می‌بیند و می‌پسندد، اما همه انسان‌ها در اصل زیبایی دوستی و آراسته پسندی مشترکند. مرد، زن را زیبا می‌خواهد و آراسته و زن نیز مرد را چنین می‌پسندد. بنابراین توجه کردن به زیبایی و آراستگی و تدارک کردن آن برای شریک زندگی، آن‌گونه که او می‌خواهد و می‌پسندد، از امور مهم در تأمین حقوق و نیازهای مشترک است. در این زمینه نباید کوتاهی کرد و باید به آن جنبه الهی داد؛ چراکه امام هادی(ع) می‌فرمایند: «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْجَمَالَ وَ التَّجَمُّلَ‌»؛ «همانا خداوند زیبایی و آراستن را دوست دارد»[۱۱۳]. و امام حسن مجتبی(ع) نیز می‌فرماید: «فَإِنَّ اللَّهَ جَمِيلٌ يُحِبُّ الْجَمَالَ وَ لْيَكُنْ مِنْ حَلَالٍ»؛ «خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد، البته از راه حلال»[۱۱۴]. در رابطه با این موضوع، زنان به طور ویژه باید موقعیت مطلوب بودن خود را در نظر داشته و در هیچ صورت به آن بی‌اعتنا نباشند. معصومین(ع) در این زمینه مطالب بسیار جامع و زیبایی ارائه فرموده‌اند که در این روایات به جهاتی از این موضوع اشاره می‌کنیم: امام باقر(ع) فرمود: «لَا يَنْبَغِي لِلْمَرْأَةِ أَنْ تُعَطِّلَ نَفْسَهَا وَ لَوْ تُعَلِّقُ فِي عُنُقِهَا قِلَادَةً وَ لَا يَنْبَغِي أَنْ تَدَعَ يَدَهَا مِنَ الْخِضَابِ وَ لَوْ تَمْسَحُهَا مَسْحاً بِالْحِنَّاءِ وَ إِنْ كَانَتْ مُسِنَّةً»[۱۱۵]؛ «برای زن، هر چند سالمند باشد، شایسته نیست که از آراستن خویش برای شوهر خودداری کند، گرچه با آویختن گردن بندی باشد؛ و همچنین شایسته نیست که دستش را بی‌خضاب نگه دارد، گرچه با اندکی حنا باشد».

در این روایت چند نکته درباره زن مطرح می‌شود:

  1. زن نباید در هر صورت نسبت به موقعیت «مطلوب بودن» خود، بی‌اعتنا باشد و از نوعی زینت عفافی دوری کند؛
  2. در آن هنگام حنا یک زینت طبیعی بود که استفاده از آن به زن و مرد بسیار سفارش می‌شد. استفاده از حنا سودمند است و برخلاف مواد زینتی عصر جدید، هیچ گونه زیانی ندارد و زیبا و ماندگار نیز هست.
  3. زینت را نباید منحصر به جوان‌ها دانست و در هر شرایطی - حتی در دوران سالمندی - لازم است؛ چنان‌که می‌فرماید: اگرچه زن سن بالایی داشته باشد، نباید دستش خالی از حنا باشد؛
  4. حنا یکی از زینت‌ها و در دسترس‌ترین آنهاست که می‌فرماید: «وَ لَوْ تَمْسَحُهَا مَسْحاً بِالْحِنَّاءِ»؛ «اگرچه دست بر حنا کشد».

امام باقر(ع) فرمود: «لَمْ تَزَلِ النِّسَاءُ يَلْبَسْنَّ الْحُلِيَّ‌»؛ «زنان همواره باید خود را بیارایند و از زیور آلات زنانه استفاده کنند»[۱۱۶]. در این روایت حضرت تأکید می‌کند که زن همیشه باید با زیور و زینت همراه باشد و هیچ گاه خود را از آراستگی دور نسازد. چنین کلامی حکایت از الزام و اهتمام به این امر برای زنان می‌کند؛ زیرا سلامت مردها بستگی به آراستگی زن‌ها دارد. امام صادق(ع) همچنین فرمود: «يُكْرَهُ الْمُفْدَمُ إِلَّا لِلْعَرُوسِ‌»؛ «پوشیدن لباس سرخ رنگ جز برای عروس ناپسند و زشت است»[۱۱۷].

چند نکته در این روایت درخور توجه است:

  1. زیبایی و زینت یک حقیقت است؛ همان طورکه عفاف و وقار و پاکی و طهارت نیز یک حقیقت است.
  2. در زیور و زینت نباید جلفی باشد که برای نمونه در این روایت به رنگ قرمز اشاره می‌شود. قرمز از رنگ‌هایی است که به تنهایی چندان مطلوب نیست، مانند رنگ سیاه که به تنهایی دلگیر است. در رنگ‌شناسی و آزمایش سلیقه افراد می‌توان از تمایل به رنگ‌های خاص، اشخاص را شناخت. قرمز، رنگ تندی و تیزی است و کمتر اتفاق می‌افتد که به تنهایی زیبا باشد، مگر بعضی از رنگ‌های خانواده قرمز؛ آن هم در بعضی مواقع و برای برخی افراد؛ همان طور که رنگ سیاه نیز چنین خصوصیتی دارد. هر یک از این دورنگ می‌توانند گزیده‌ای از رنگ‌های دیگر را هم داشته باشند که در این صورت بسیار هم زیباست. استفاده از این دورنگ به طور مداوم، برای روح و روان آدمی مناسب نیست و برای اعصاب زیان بار است. تناسب رنگ‌ها و آثار هر یک باید در جای خود دنبال شود و ما در این بحث در پی آن نیستیم.
  3. امروزه جامعه ما را انقباض و خشونت غیرعادی فراگرفته و می‌توان این نتیجه را از رنگ‌های مصرفی در جامعه دریافت؛ از فرش‌های قرمز گرفته تا لباس‌های سیاه.

اگر یک روان‌شناس آگاه و کارآزموده وارد خانه، بازار، هنرکده‌ها و دیگر مراکزی شود که در آنها رنگ‌ها بیشتر یافت می‌شوند، به‌خوبی درمی‌یابد که زمینه بسیاری از نقش‌ها و نقاشی‌ها سیاه یا قرمز است که این نوع رنگ‌ها شاخص و دلیل انقباض و خشونت نفسانیت افراد است. چه خوب است در جامعه و خانواده‌ها در همه زمینه‌ها از رنگ‌های روشن، هم چون سفید و سبز و کرم و آبی استفاده شود تا امکان پیشگیری از بعضی عصبانیت‌ها نیز فراهم گردد.

  1. این روایت با آنکه رنگ قرمز را مکروه می‌داند، ولی برای عروس حساب خاصی باز می‌کند و همین رنگ را برای او که در یک حالت استثنایی است، زیبا پسندیده می‌داند. امروزه ما چنین برداشتی از لباس تمام رنگ قرمز برای عروس نداریم و سبب آن هم تفاوت طیف رنگ قرمز، پارچه‌ها و موقعیت‌های جغرافیایی و فرهنگی است و لازم هم نیست که یک چیز در همه جا و همه وقت برای همگان به طور یکسان مطلوب باشد. استفاده از لباس‌هایی با رنگ‌های شاد و طرح‌های زیبا در میان معصومین و خانواده ایشان حکایت از پسندیده بودن این انتخاب دارد: «عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ قَالَ حَدَّثَنِي مَنْ أَثِقُ بِهِ أَنَّهُ رَأَى عَلَى جَوَارِي أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ(ع) الْوَشْيَ»؛ «یونس بن یعقوب می‌گوید: کسی که به او اطمینان دارم، برای من حکایت کرد که دیدم دختران امام موسی بن جعفر(ع) لباس‌های رنگین و گل‌دار پوشیده‌اند»[۱۱۸].

از این روایت سه نکته را به خوبی درمی‌یابیم:

  1. زیبایی و زینت برای همگان لازم است و این طور نیست که زینت از صفات اهل دنیا باشد. نباید خانواده‌های مذهبی یا علما و بزرگان نسبت به خودآرایی اهمال داشته باشند، چنان‌که در این نقل آمده است که دختران حضرت، لباس‌های رنگین و گل دار پوشیده بودند؛
  2. اینکه فردی می‌گوید: من از فرد مطمئنی شنیدم که او گفت: «دیدم دختران امام(ع) چنین بودند»، معلوم می‌شود آن فرد کسی بوده که با آن بزرگوار مراوده و ارتباط نزدیک داشته است و اینگونه نبوده که دختران حضرت جلفی یا اظهار بی‌مورد داشته باشند؛
  3. با توجه به اینکه دختران حضرت لباس‌های رنگین و گل‌دار پوشیده‌اند، می‌توان گفت که این طور نیست که لازم باشد دختران از هر آرایش و شادابی به درو باشند و این امر مخصوص زنان باشد؛ زیرا همین دختران باید برای فردای جامعه زمینه‌های کامیابی را بازیابند و نسبت به فردای خود در ظرف مقایسه تجربه کنند و نباید نسبت به استفاده مناسب از این لذت‌های مشروع به طور طبیعی بدون جلفی و سبکی ناآگاه باشند. البته باید در نظر داشت که این آرایش و شادابی به دور از چشم نامحرمان و در محیطی زنانه و یا خانواده و محارم خویش باشد.

شایان توجه است که محدودیت‌های بی‌مورد در خانواده‌ها و جامعه نسبت به دختران، علت بسیاری از نافرمانی‌های امروز آنان از اولیای خود شده است. چه خوب است با عدم محدودیت و آزادگذاشتن معقول و متناسب فرزندان، عوامل سلامت و سعادت آنها را فراهم کنیم. در حدیث دیگری، پیام آور زیبایی‌ها حضرت محمد(ص) با اشاره به جنبه‌های مختلف و تاثیرات متفاوت رسیدگی به ظاهر تمیز و مرتب فرمودند: «كَثْرَةُ تَسْرِيحِ الرَّأْسِ تَذْهَبُ بِالْوَبَاءِ وَ تَجْلِبُ الرِّزْقَ وَ تَزِيدُ فِي الْجِمَاعِ»؛ «زیاد شانه کردن موی سراز و با جلوگیری می‌کند و روزی‌آور است و موجب میل بیشتر به آمیزش می‌گردد»[۱۱۹]. در این روایت، شانه کردن مو - که زینتی مشترک بین زن و مرد است - با زینتی که زن برای مرد و شوهر برای زن انجام می‌دهد، تفاوت دارد که به طور خلاصه به آن اشاره کنیم:

  1. پیامبر(ص) می‌فرماید: نه تنها شانه کردن، بلکه زیاد شانه کردن سر، ضعف و بیماری و مرض وبا را از انسان دور می‌کند؛ موجب زیادی رزق می‌شود و تقویت قوای نفس و شهوت و توانمندی در آمیزش را به دنبال خواهد داشت؛
  2. در شانه کردن سر، بی‌مویی و کم مویی مطرح نیست و برای کسی که موی سرش را کوتاه می‌کند هم این کار خوب است؛ زیرا هیچ یک از خصوصیاتی که در ادامه روایت آمده، مقید به موی بلند نیست و به زیبایی و آرایش بازنمی‌گردد؛ همان طور که در روایت بعدی می‌فرماید: «سرمه موجب قوت در آمیزش می‌گردد». و استفاده از سرمه تفاوتی در چشم‌های زشت و زیبا ندارد، چنان‌که امام صادق(ع) فرمود: «الْكُحْلُ يَزِيدُ فِي الْمُبَاضَعَةِ»؛ «سرمه بر نیروی آمیزش می‌افزاید»[۱۲۰]. البته سرمه همچون مو، موجب زیبایی می‌شود که در این روایت، معصومین(ع) در پی بیان آن نیستند.

الف) آرایش شوهر برای همسر: آرایش و زیبایی مخصوص زنان نیست، بلکه مردان نیز باید در زندگی خانوادگی زیبا و آراسته باشند. مردان نباید ژولیده باشند، بلکه باید لباس‌های خود را تمیز و پاکیزه نگه دارند؛ سر و صورتشان را اصلاح کنند، مسواک بزنند و معطر باشند و زینت و نظافت را فراموش نکنند. جواب این چرایی را هدایت کننده به آراستگی درون و برون و شکافنده دانش امام باقر(ع) این گونه بیان می‌فرمایند: «النِّسَاءُ يُحْبِبْنَ أَنْ يَرَيْنَ الرِّجَالَ فِي مِثْلِ مَا يُحِبُّ الرِّجَالُ أَنْ يرى [يَرَوْا] فِيهِ النِّسَاءَ مِنَ الزِّينَةِ»؛ «همان طورکه شوهران دوست دارند زن خود را زینت شده ببینند، زنان نیز دوست دارند شوهر خود را آراسته ببینند»[۱۲۱]. هر چند زینت زن‌ها از اهمیت بیشتری برخوردار بوده و آرایش زنان با آرایش مردان متفاوت است، ولی مردان بدین وسیله از فساد زنانشان جلوگیری می‌کنند و بر عفت و حیای آنان می‌افزایند. حضرت امام رضا(ع) فرمود: پدرم از پدرانش(ع) خبر داد که: «أَنَّ نِسَاءَ بَنِي إِسْرَائِيلَ خَرَجْنَ مِنَ الْعَفَافِ إِلَى الْفُجُورِ مَا أَخْرَجَهُنَّ إِلَّا قِلَّةُ تَهْيِئَةِ أَزْوَاجِهِنَّ وَ قَالَ إِنَّهَا تَشْتَهِي مِنْكَ مِثْلَ الَّذِي تَشْتَهِي مِنْهَا»[۱۲۲]؛ «زنان یهود از عفت بیرون رفتند و به فساد کشیده شدند، و چنین نشدند مگر به کم توجهی شوهران به آرایش و نظافت خود. و نیز فرمود: زن از تو همان را میل دارد که تو از او میل داری».

توجه به شادابی و زیبایی ظاهری در رفتار پیشوایان زندگی دنیوی و اخروی مردم، به خوبی دیده می‌شود. اینک به روایاتی چند در همین مورد اشاره می‌کنیم: روایت اول: «حسن بن جهم می‌گوید: نزد امام موسی بن جعفر(ع) رفتم و دیدم حضرت با رنگ مشکی خضاب نموده‌اند (که تعجب دوستان را برانگیخت). به ایشان گفتم: می‌بینم به رنگ سیاه خضاب نموده‌ای. فرمودند: خضاب کردن پاداشی بزرگ دارد و خضاب و آراستگی مرد از عواملی است که خداوند به وسیله آن بر پاکدامنی و عفت زن می‌افزاید. دسته‌ای از زنان، عفت خویش را به علت آن که، مردان خود را برای آنان آراسته و آماده نکردند، وانهادند. من به حضرت عرض کردم: ما شنیده‌ایم که حنا موجب پیری زودرس می‌شود. حضرت در جواب فرمودند: چه چیزی پیری را زیاد می‌کند! پیری خودش با گذشت زمان هر روزه افزوده می‌شود»[۱۲۳].

در این روایت شریف چند نکته به چشم می‌خورد:

  1. همان طور که زن باید برای شوهر آراستگی خود را داشته باشد، مرد هم باید برای زن آراستگی خاص خود را فراهم سازد؛
  2. مؤمن نمی‌تواند نسبت به آراستگی خود بی‌اعتنا باشد. گذشته از تحصیل آراستگی شخصی، مؤمن باید خصوصیت‌هایی را که موجب آراستگی مرد برای زن می‌شود، فراهم سازد که تحصیل این آراستگی با آراستگی شخصی تفاوت دارد؛
  3. به طور کلی امام(ع) می‌فرماید که اگر مردها آراستگی نداشته باشند، دسته‌ای از زن‌ها به هوس و آلودگی افتاده و به مردانی که آراستگی و زینت بیشتری دارند، توجه پیدا می‌کنند و به این شکل، حریم عفاف دریده می‌شود.

روایت دوم: «عَنْ أَبِي الْحَسَنِ(ع) قَالَ: دَخَلَ قَوْمٌ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ(ع) فَرَأَوْهُ مُخْتَضِباً بِالسَّوَادِ فَسَأَلُوهُ فَقَالَ إِنِّي رَجُلٌ أُحِبُّ النِّسَاءَ وَ أَنَا أَتَصَنَّعُ لَهُنَّ‌»[۱۲۴]. «حضرت موسی بن جعفر(ع) فرمود: گروهی نزد امام باقر(ع) آمده و دیدند که آن حضرت با رنگ مشکی خضاب کرده است. آنان در این باره از حضرت امام باقر(ع) توضیح خواستند. امام(ع) در پاسخ آنها فرمود: من مردی هستم که زنان را دوست می‌دارم و خود را برای آنان (همسرانم) زینت می‌کنم». از این روایت چند مطلب برداشت می‌شود:

  1. حتی امام معصوم(ع) برای آراستگی در مقابل زنان خود از خضاب استفاده می‌کند؛
  2. امام(ع) با کمال صراحت می‌فرماید که من زن‌ها را دوست دارم و خودم را به خاطر آنها آراسته می‌کنم تا دیگران نیز از این عمل حضرت درس زندگی بیاموزند؛
  3. این مطلب را که ممکن است ما آن را دلیل بر نقصان مردان بدانیم، حضرت با افتخار، حسن خود می‌داند و بی‌پروا بیان می‌کند که زیبایی نشان امتیاز و کمال مرد است؛
  4. دوست داشتن زن، یک اخلاق پسندیده است و یکی از علامت‌های آن آراستگی در مقابل اوست.

ب) ثمرات آرایش و زینت مردان یکی از همراهان امام سجاد(ع) می‌گوید: شنیدم علی بن حسین(ع) می‌فرمود: رسول خدا(ص) فرمودند: «‌اخْتَضِبُوا بِالْحِنَّاءِ فَإِنَّهُ يَجْلُو الْبَصَرَ وَ يُنْبِتُ الشَّعْرَ وَ يُطَيِّبُ الرِّيحَ وَ يُسَكِّنُ الزَّوْجَةَ»؛ «با حنا خضاب کنید؛ زیرا حنا چشم را نورانی می‌کند؛ مو را می‌رویاند؛ انسان را خوش بو می‌کند و همسر را آرامش می‌بخشد»[۱۲۵]. از آنجایی که در صدر اسلام زینت برای همگان منحصر به حنا و خضاب بوده و در دسترس همگان قرار داشته است، معصومین(ع) همیشه از حنا یاد کرده‌اند. البته حنا و خضاب خواص بسیاری غیر از زیبایی و طراوت دارد که توجه به آن ارزشمند و راهگشا است که بر سلامتی جسم و دوری از بیماری نیز دلالت دارد که امام(ع) در این حدیث شریف به بعضی از آنها اشاره می‌کند. امام صادق(ع) فرمود: «ثَلَاثَةُ أَشْيَاءَ لَا يُحَاسَبُ عَلَيْهِنَّ الْمُؤْمِنُ طَعَامٌ يَأْكُلُهُ وَ ثَوْبٌ يَلْبَسُهُ وَ زَوْجَةٌ صَالِحَةٌ تُعَاوِنُهُ وَ يُحْصِنُ بِهَا فَرْجَهُ»؛ «سه چیز است که مؤمن را برای آن محاسبه (مؤاخذه) نمی‌کنند: غذایی که می‌خورد، لباسی که می‌پوشد و همسر شایسته‌ای که او را یاری می‌کند و به سبب او از حرام بازداشته می‌شود»[۱۲۶]. امام(ع) در این روایت در یک بیان کلی، سه امری را که مؤمن نسبت به آنها دست بازتری دارد، بیان می‌کند: خوراک، لباس وزن خوبی که موجب آرامش و پاکی او می‌شود؛ بنابراین مردان اگر برای آراستگی ظاهر، گشایش لازم در لباس و پوشش و مانند آن، به خود روا دارند، مؤاخذه نمی‌شوند. البته اسراف و زیاده‌روی هم مانند اهمال و سستی در این جهات سه‌گانه مذموم است و باید در این موارد اعتدال و میانه‌روی رعایت شود. هرچند گشایش و آسان‌گیری بیشتری در این سه امر وجود دارد، ولی گشایش غیر از جواز اسراف و تبذیر است.

ج) استفاده از عطر و لباس رنگین: گل‌های خوش بو و پاک گلستان عصمت و طهارت که رائحه دل انگیز گل‌های رنگین و عطرشان، نفسی از وجود آن گلستان است، همان‌گونه که دیگران را به استفاده از بوی خوش و لباس پاکیزه و رنگین ترغیب می‌کردند، خود نیز بدان عمل می‌کرده‌اند صادق آل محمد گل خوش بوی فاطمه و علی(ع) درباره سبک زندگی رسول خدا و استفاده از لباس‌های خوش رنگ در منظر اهل خانه فرمودند: «أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) كَانَتْ لَهُ مِلْحَفَةٌ مُوَرَّسَةٌ يَلْبَسُهَا فِي أَهْلِهِ حَتَّى يَرْدَعَ عَلَى جَسَدِهِ وَ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ(ع) كُنَّا نَلْبَسُ الْمُعَصْفَرَ فِي الْبَيْتِ»[۱۲۷]؛ «رسول خدا(ص) رواندازی داشت که از گیاه «ورس»[۱۲۸] بافته شده بود و آن را وقتی که درمیان زنان خویش بود به دوش می‌انداخت؛ به گونه‌ای که رنگ آن لباس بر بدن مبارک حضرت اثر می‌گذاشت. آنگاه در ادامه حضرت افزود: امام باقر(ع) فرمودند: ما وقتی که در خانه باشیم، برای خوشایند زن‌هایمان لباس رنگین می‌پوشیم. از این روایت به خوبی تفاوت زندگی و برخورد مرد در میان همسر و محرمانش و مواضع دیگر روشن می‌گردد؛ به گونه‌ای که لباس خانه مرد باید با لباس‌های دیگر او تفاوت داشته باشد. باید لباس خانه رنگین‌تر و زیباتر و شاد باشد، نه کهنه و کثیف؛ گرچه آراستگی در هر صورت ضرورت دارد، ولی آراستگی داخل منزل با خارج منزل متفاوت است، تا جایی که حضرت می‌فرماید: ما در خانه برای خوشایند زن‌هایمان از لباس رنگی و روانداز «ورس» استفاده می‌کنیم. حضرت همچنین فرمود: «كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) يُنْفِقُ عَلَى الطِّيبِ أَكْثَرَ ما يُنْفِقُ عَلَى الطَّعَامِ‌»؛ «پیامبر خدا بیش از آنچه برای خوراکی و غذا خرج کنند، در راه خوش بویی هزینه می‌کردند»[۱۲۹].

از حسن ابن جهم نقل شده است که: برای امام کاظم(ع) صندوقچه‌ای که در آن عطر مخصوص زنان و مشک بود و از آبنوس بود آوردند: «أَخْرَجَ إِلَيَّ أَبُو الْحَسَنِ(ع) مَخْزَنَةً فِيهَا مِسْكٌ مِنْ عَتِيدَةِ آبَنُوسٍ فِيهَا بُيُوتٌ كُلُّهَا مِمَّا يَتَّخِذُهَا النِّسَاءُ»[۱۳۰]. موسی بن بکر می‌گوید: امام کاظم(ع) را دیدم که با شانه‌ای از جنس عاج، موهایش را شانه می‌کرد و آن شانه را من برای او خریده بودم: «رَأَيْتُ أَبَا الْحَسَنِ(ع) يَتَمَشَّطُ بِمُشْطِ عَاجٍ‌، وَ اشْتَرَيْتُهُ لَهُ»[۱۳۱]. امام صادق(ع) فرمود: «ثَلَاثٌ أُعْطِيَهُنَّ الْأَنْبِيَاءُ(ع) الْعِطْرُ وَ الْأَزْوَاجُ وَ السِّوَاكُ‌»[۱۳۲]؛ «سه خصلت بر انبیا(ع) ارزانی شده است: استفاده از بوی خوش، مؤانست با همسران و مسواک زدن». امام(ع) در این روایت سه چیز را از ویژگی‌های انبیا می‌شناسد: استفاده از عطر ازدواج و موهبت اعطای زنان و مسواک زدن. طبق احادیث متعددی پیامبر(ص) عطر وزن را اختیار کرده‌اند و امام صادق(ع) در این روایت مسواک را نیز افزوده‌اند. البته نماز در آن روایت پیامبر(ص)، مرتبه عالی و بلند خود را دارد که خصلت‌هایی چون استفاده از عطر، مسواک زدن و ازدواج از مقدمات عروج به واسطه آن است. پیامبر اکرم به پیروانش می‌آموخت که آنها نیز چنین باشند.

هنگام ازدواج فاطمه(س) پیامبر(ص) به عمار یاسر فرمود تا برای وی عطرهای خوش بو ببرد. عمار می‌گوید: فردای آن روز عطرها را برای فاطمه بردم[۱۳۳]. همچنین از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمود: در شب عروسی حضرت زهرا، ام سلمه همسر پیامبر خدا(ص) می‌گوید: «فَسَأَلْتُ فَاطِمَةَ هَلْ عِنْدَكِ طِيبٌ ادَّخَرْتِيهِ لِنَفْسِكِ قَالَتْ‌: نَعَمْ، فَأَتَتْ بِقَارُورَةٍ فَسَكَبَتْ مِنْهَا فِي رَاحَتِي، فَشَمَمْتُ مِنْهَا رَائِحَةً مَا شَمَمْتُ مِثْلَهَا قَطُّ»؛ «به فاطمه گفتم: آیا عطری برای خودت ذخیره نموده‌ای؟ گفت: آری و یک شیشه عطر آورد و مقداری از آن را در میان دست من ریخت. چنان بویی از آن برخاست که تا آن زمان استشمام نکرده بودم»[۱۳۴]. امام صادق(ع) همواره می‌فرمود: «حَقٌّ عَلَى كُلِّ مُحْتَلِمٍ فِي كُلِّ جُمُعَةٍ أَخْذُ شَارِبِهِ وَ أَظْفَارِهِ وَ مَسُّ شَيْ‌ءٍ مِنَ الطِّيبِ وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) إِذَا كَانَ يَوْمُ الْجُمُعَةِ وَ لَمْ يَكُنْ عِنْدَهُ طِيبٌ دَعَا بِبَعْضِ خُمُرِ نِسَائِهِ فَبَلَّهَا بِالْمَاءِ ثُمَّ وَضَعَهَا عَلَى وَجْهِهِ»؛ «هر مرد بالغی باید در هر جمعه شارب (زیادی سبیل که بر لب می‌ریزد) و ناخن‌هایش را کوتاه کرده و مقداری بوی خوش استعمال کند. هرگاه رسول خدا(ص) در روز جمعه بوی خوش و عطری در اختیار نداشت، روسری برخی از همسران خویش را - که به بوی خوش آمیخته بود - با آب خیس می‌کرد و بر صورت خویش می‌نهاد»[۱۳۵]. چند پیام از این روایت روشن می‌گردد:

  1. جمعه که یکی از عیدهای مهم مذهبی مسلمانان است، زمانی مناسب برای نظافت و بهداشت است؛
  2. کوتاه کردن ناخن برای مرد، دست کم در هر جمعه لازم است، ولی به زنان سفارش شده است که آنها را رها سازند تا بلند و زیبا شود. رسول خدا(ص) می‌فرمود: «قُصُّوا أَظَافِيرَكُمْ وَ لِلنِّسَاءِ اتْرُكْنَ فَإِنَّهُ أَزْيَنُ لَكُنَّ»؛

«ناخن‌هایتان را کوتاه کنید، و به زنان می‌فرمود: ناخن‌هایتان را کوتاه نکنید که کوتاه نکردن ناخن برای شما موجب زینت بیشتر می‌شود»[۱۳۶]. دین اسلام درباره بر طرف کردن موهای زائد نیز سفارش‌ها و هشدارهایی جدی داده است، چنان‌که زن‌ها حداکثر هر ۲۰ روز یک بار و مردها حداکثر هر ۴۰ روز یک بار باید به آن اقدام کنند[۱۳۷] تا جایی که مجاز هستند برای آن، قرض بگیرند که خداوند برگشت آن را ضمانت کرده است[۱۳۸]. این کار در نظافت و بهداشت و کامیابی بسیار مؤثر است. پیام سوم) از نظر دین، مرد باید بعد از استحمام از عطر استفاده کند و حتی اگر عطر مردانه در دسترس او نباشد، از عطر زنانه استفاده نماید؛ هرچند عطر زنانه با مردانه تفاوت دارد.[۱۳۹]

حقوق و نیازهای جنسی

یکی از کارهایی که در استحکام خانواده نقش کلیدی دارد و از حقوق مهم همسر به شمار می‌رود، حقوق جنسی است. زن و مرد هر دو در باب امور جنسی حقوقی دارند، چنان‌که اهل بیت(ع) به تأمین صحیح آن توصیه فرمودند. البته یادآوری این نکته مهم است که با توجه به محرمانه بودن این مسائل، در سیره اهل بیت(ع) کمتر نقلی درباره آن به میان است؛ از این رو تنها به چند حدیث از ایشان اشاره می‌کنیم:

الف) ضرورت توجه به حقوق جنسی: امام صادق(ع) درباره حقوق جنسی افراد در نهاد خانواده فرمود: «رسول خدا(ص) به خانه ام سلمه رفت و بوی خوشی استشمام کرد. پرسید: آیا حولا (زن عطر فروش) نزد شما آمده است؟ ام سلمه گفت: آری، او اینجاست و از شوهر خویش گلایه دارد. در این هنگام حولا نزد پیامبر(ص) آمد و گفت: پدر و مادرم فدایت باد! شوهرم از من روی گردان است و به من بی‌مهری می‌کند. پیامبر(ص) فرمود: بیش از این خویش را برای او خوش بو ساز و بیارا. حولا گفت: من همیشه با هر عطری که بتوانم خود را برای او خوش بو می‌سازم و با این حال او از من روی گردان است. حضرت فرمود: اگر می‌دانست که چه پاداشی در برابر توجه و رو آوردن به تو در انتظار اوست، بی‌تردید از توروی نمی‌گرداند. حولا پرسید: برای او در این صورت چه پاداشی است؟ حضرت فرمود: هنگامی که شوهر به همسرش (به قصد آمیزش) توجه کند، دو فرشته وی را در بر می‌گیرند و شوهر در این هنگام چون جنگ جویی است که در راه خدا شمشیر کشیده است. گناهان مرد هنگام آمیزش مانند برگ درختان می‌ریزد و زمانی که غسل می‌کند، از همه گناهان پاک می‌شود»[۱۴۰].

پیام‌ها

  1. بی‌توجهی مرد به زن نکوهیده و مذموم است؛
  2. زن نباید در زناشویی با همسر خود کوتاهی کند؛
  3. کثرت پاداشی که دین برای آمیزش جنسی حلال قرار داده، با جزا و مکافاتی که برای آمیزش حرام منظور داشته است، مطابقت دارد. همان طور که دین، حد بعضی از اقسام زنا را قتل قرار داده، ثواب یک آمیزش جنسی حلال را مانند اجر شهیدی که در راه خدا به قتل می‌رسد و در خون خود می‌غلتد، قرار داده است.

به راستی اگر چنین موازنه‌ای را در نظر بگیریم، چگونه می‌توان گفت که ثواب آمیزش جنسی معادل با ثواب جنگجویی است که در راه خدا شمشیر کشیده و به شهادت می‌رسد. امام صادق(ع) فرمود: «سه زن نزد پیامبر خدا آمدند. یکی از آنان گفت: شوهرم گوشت نمی‌خورد. دیگری گفت: شوهرم از بوی خوش استفاده نمی‌کند. سومی گفت: شوهرم با زنان آمیزش نمی‌کند. پیامبر خدا(ص) پس از شنیدن سخن آنان خشمگین شد و در حالی که عبایش بر زمین کشیده می‌شد، به مسجد آمد و بر منبر بالا رفت و خدا را حمد و ستایش کرد، آنگاه فرمود: چرا عده‌ای از اصحابم گوشت نمی‌خورند و از بوی خوش استفاده نمی‌کنند و با زنان آمیزش ندارند. بدانید! من گوشت می‌خورم؛ از بوی خوش استفاده می‌کنم و با زنان آمیزش دارم؛ پس هر کس از سیره و سنت من روی گرداند، از من نیست»[۱۴۱].

پیام‌ها

  1. ملاقات زنان با پیامبر(ص) و حضور آنها نزد ایشان و گله و شکایت از مردها به آسانی ممکن بوده است؛
  2. پیامبر(ص) به قدری باز عمل می‌کرد و از پنهان کاری و کتمان دور بود که زن‌ها در بیان خواسته‌های خود نفاق و ریا و پنهان کاری نداشتند و به راحتی و بی‌تکلف مسائل پنهانی و جنسی را نزد ایشان بازگو می‌کردند؛
  3. حضرت ضمن توجه به عدم گرایش اصحاب به رهبانیت، مسائل جنسی را آن قدر با اهمیت می‌دانستند که بی‌درنگ به منبر رفتند و مشکلات را مطرح کردند و در جهت رفع آن می‌کوشیدند؛
  4. حضرت بر روی منبر، در مقابل همه زنان و مردان، ریا نمی‌کرد و جانماز آب نمی‌کشید؛ از این رو فرمود: من هم این کارها را انجام می‌دهم و از گوشت، عطر و زن‌ها استفاده می‌کنم. این روش برخورد، اهمیت این امور را روشن می‌کند.

در روایتی دیگر آمده است: «سکین نخعی عبادت پیشه کرده بود و زنان را وا نهاده و از بوی خوش و خوراکی استفاده نمی‌کرد. در این باره نامه‌ای به امام صادق(ع) نگاشت. امام(ع) در جواب او نوشت: اما درباره زنان، به درستی که تو می‌دانی رسول خدا(ص) چند همسر داشت و اما درباره غذا، رسول خدا گوشت و عسل می‌خورد»[۱۴۲]. پیامبر خدا(ص) فرمودند: «...كُلُّ لَهْوِ الْمُؤْمِنِ بَاطِلٌ إِلَّا فِي ثَلَاثٍ فِي تَأْدِيبِهِ الْفَرَسَ وَ رَمْيِهِ عَنْ قَوْسِهِ وَ مُلَاعَبَتِهِ امْرَأَتَهُ فَإِنَّهُنَّ حَقٌّ»؛ «همه سرگرمی‌ها برای مؤمن باطل و نادرست است، مگر در سه قلمرو: پرورش اسب، تیراندازی و شوخی و بازی با همسرش. بی‌تردید این سه حق است»[۱۴۳]. این روایت از سه جهت اهمیت دارد که به اجمال بیان می‌کنیم:

  1. با آنکه لهو و لعب در لسان شرع مذموم است، ولی در این سه مورد مستحسن شمرده شده است؛ همان طور که پیامبر خدا(ص) می‌فرمایند: این سه امر حق است و ملاک باطل را ندارد؛
  2. تفاوتی که این روایت با روایت پیشین دارد، این است که بازی در آن روایت منحصر به «مباضعه» شد، ولی در اینجا بازی، اعم است از مباضعه یا بازی با هر عضو دیگری از زن که می‌تواند سروپا و دیگر اعضای او را شامل شود؛ یعنی همان موضوع پر طمطراقی که امروز در دنیای غرب با پرده‌دری ترویج می‌شود؛
  3. اگر رهبران دینی قدرت آگاهی دادن و مهار جوامع اسلامی را داشتند، امروزه فرهنگ لائیک و غرب الگوی شمار فراوانی از مسلمانان نمی‌شد و اگر الگوهای دینی - که لسان وحی و عصمت است - در ذهن همگان به بار می‌نشست، دیگر رکود دینی و انزوای شریعت نبود؛ از این رو بسیار ضروری است که علمای دین با آگاهی کامل برای تصحیح کامیابی در میان جامعه و مردم گام بردارند؛ در غیر این صورت، وضع مسلمین روز به روز فجیع‌تر و آلوده‌تر خواهد شد.

امام صادق(ع) فرمود: «خَيْرُ نِسَائِكُمُ الَّتِي إِذَا خَلَتْ مَعَ زَوْجِهَا خَلَعَتْ لَهُ دِرْعَ الْحَيَاءِ وَ إِذَا لَبِسَتْ لَبِسَتْ مَعَهُ دِرْعَ الْحَيَاءِ»؛ «بهترین زنان شما زنی است که هرگاه با شوهرش خلوت گزیند، زره شرم و حیا را از تن بیرون آورد و آنگاه که جامه می‌پوشد (و زمان خلوت سپری می‌شود)، زره حیا بر تن کند»[۱۴۴]. حقایقی که در این روایت وجود دارد، در دنیای روان شناختی امروز هم پدیده تازه‌ای است و متأسفانه اندیشه مسلمین در فهم آن کمتر موفق بوده است. در اینجا به اجمال نکاتی از این روایت را بیان می‌کنیم:

  1. امام(ع) در این روایت، زن مؤمن را دارای یک زره معرفی می‌کند، چون زره در میان پوشش‌ها محکم‌ترین پوشش است و زن بر اثر لطافت و مطلوبیتش باید از لباس ضد آلودگی بهره‌مند باشد؛
  2. امام(ع) زنان را تقسیم می‌کند و بهترین آنها را کسانی می‌داند که دارای چنین زرهی باشد و هنر پوشیدن و درآوردن آن را در ظرف نیاز داشته باشند؛
  3. زن، هنگامی از بهترین همسران است که در زمان خلوت با شوهر به کلی زره حیا را از تن به درآورد و بدون هرگونه حیا و ریا و خجالت و خدعه‌ای، عشوه‌گری و طنازی کند و مرد را با زینت‌های ظاهری و پنهانی خود سیراب نماید. تنها در صورت تحقق این معناست که پیامبر(ص) می‌فرماید: «جِهَادُ الْمَرْأَةِ حُسْنُ التَّبَعُّلِ‌»؛ «جهاد و مبارزه زن، خوب شوهرداری کردن است»[۱۴۵]. و یکی از بهترین نمونه‌های شوهرداری خوب همین است که زن چشم و دل مرد را به طور کامل سیر نماید و آن گونه که در جوامع عقب مانده مرسوم است، نباشد.

ب) کامیابی ناموفق؛ زمینه انحراف: یکی از دلایل عمده مشکلات خانوادگی و طلاق‌ها و انحرافات اجتماعی در جامعه امروز ما «عدم کامیابی صحیح» درون خانواده است. زن و مردی که نمی‌توانند درباره تمایلات جنسی خود به راحتی سخن بگویند و آن را به درستی بروز دهند و به آرامش جنسی برسند، گرفتار بازتاب‌های پرآسیب آن می‌شوند. این تمایلات از میان نمی‌رود، بلکه به دلیل ارضا نشدن یا بد ارضا شدن به صورت‌های مخرب ظهور می‌نماید. ریشه برخی تندی‌ها و پرخاشگری‌ها و خشونت‌ها اینجاست و بعضی روابط و مناسبات غیرمعتدل و نامعقول از اینجا ریشه می‌گیرد. آموزه‌های پیشوایان دین در این جهت است که زندگی خانوادگی توأم با آرامش و بالندگی باشد و زن و مرد لذت با هم زیستن را دریابند. از لوازم این امر، تأمین درست نیاز جنسی است که بدین منظور رعایت آداب روابط جنسی ضروری است. راحت بودن و زمینه راحتی یکدیگر را فراهم کردن و پرده پوشی را کنار گذاشتن، از جمله این آداب است. پس باید ابتدا دانش افراد در این زمنیه افزایش یابد و در جهت رفع ناآگاهی یا مذمومیت خیالی جنسی که شیرازه محبت خانوادگی را مختل کرده است، بدون پرده‌دری‌های رایج غرب بکوشند. امام صادق(ع) فرمود: «إِنَّ أَحَدَكُمْ لَيَأْتِي أَهْلَهُ فَتَخْرُجُ مِنْ تَحْتِهِ فَلَوْ أَصَابَتْ زِنْجِيّاً لَتَشَبَّثَتْ بِهِ فَإِذَا أَتَى أَحَدُكُمْ أَهْلَهُ فَلْيَكُنْ بَيْنَهُمَا مُدَاعَبَةٌ فَإِنَّهُ أَطْيَبُ لِلْأَمْرِ»؛ «همانا گاهی یکی از شما با همسرش آمیزش می‌کند و او بدون آنکه ارضا شود از شوهرش جدا می‌شود. در این حالت است که اگر آن زن، یک برده سیاه زنگی را هم بیابد، خود را به او تحمیل می‌کند تا ارضا شود. بنابراین هرگاه یکی از شما خواست با همسرش نزدیکی کند، باید پیش از دخول، ملاعبه، بازی و شوخی داشته باشد؛ زیرا این عمل برای زن گواراتر خواهد بود»[۱۴۶]. در این حدیث، حضرت یک حقیقت پنهان را که از اسرار زناشویی است، بیان می‌کند. وقتی کسی بی‌مقدمه و بدون ملاعبه یا با ناآگاهی یا ناتوانی با زن خود هم بستر می‌شود، زن به هر صورت از نزد او می‌رود، اگر چه ناراضی بوده و کام نیافته باشد و یا اذیت شده باشد. او هیچ نمی‌گوید، ولی چنین زنی - که به راحتی از مرد جدا می‌شود - اگر مرد توانمندی را بیابد، به سوی او می‌شتابد تا کام خود را بازیابد. از این روایت چند نکته مهم به دست می‌آید:

  1. زن بر اثر نجابت و حالت پنهان کاری، عواطف و مشکلات نفسانی خود را اظهار نمی‌کند؛
  2. مرد نباید نسبت به نیازمندی‌های زن بی‌اعتنا باشد؛ زیرا ممکن است موجب انحراف همسرش گردد؛
  3. زن، به طور نوعی، در صورت عدم کامیابی، زمینه انحراف را در خود می‌بیند و ممکن است به واسطه ضعف ایمان و در صورت امکان، به گناه مبتلا شود؛ تا جایی که بنابراین روایت ممکن است خود را به کسی تحمیل کند.[۱۴۷]

مسئولیت‌پذیری زن و مرد در نگاه ائمه(ع)

ماهیت حیات مادی و شاکله طبیعی موجودات، بر جنس مذکر و مؤنث استوار است و در گردونه منظم آن، هر موجودی رسالتی در جهت کمال متناسب خویش و وظیفه‌ای در همسویی و هماهنگی در بستر خانواده برعهده دارد. بر همین اساس، زوجیت نقشی تعیین کننده در رهسپاری به سوی کمال دارد و تشکیل خانواده عالی‌ترین وجهه این رسالت است.

بر این اساس، روابط زن و شوهر با تشکیل خانواده شکل می‌گیرد و در این محیط معنا می‌یابد؛ چراکه زن و مرد با ازدواج، به رابطه‌ای فراتر از رابطه دو انسان بیگانه دست یافته‌اند و خوشبختی و سعادت، یا بدبختی و شقاوت آنها به یکدیگر گره خورده است و بیش از پیش در یکدیگر اثر گذارند.

نگاه آنها به یکدیگر، از سر مودت و رحمت است و رفتار و سخن آنها با یکدیگر معنای دیگری به زندگی بخشیده است. رابطه زن و شوهر، سرچشمه همه عاطفه‌ها و بستر گیراترین رابطه‌هاست. روابط زن و شوهر، جلوه‌ای از برترین هنر زندگی و کامل‌ترین شکل ارتباط انسانی است.

از این رو، اهمیت این ارتباط که پایه‌های اصلی خانواده را تشکیل می‌دهد، هم به لحاظ اجتماعی و هم به لحاظ دینی، مورد توجه اندیشمندان علوم اجتماعی و عالمان دین واقع شده است. خانواده در اسلام، مأمنی برای رسیدن به آرامش و امنیت و محل انس و الفت انسان‌ها با یکدیگر است که افراد خانواده از طریق آن به اهداف والای الهی می‌رسند. در قرآن کریم بارها به هدف آفرینش زن و مرد که رسیدن به آرامش در کنار یکدیگر است، اشاره شده است.

وظایف زن و شوهر

اکنون با توجه به اهمیت خانواده و در نظر گرفتن رکن اصلی آن، که مرکب از زن و شوهر است، اهمیت ارتباط متقابل زن و شوهر نیز آشکار می‌گردد. رابطه زن و شوهر، رابطه مهرورزی و محبت‌پذیری، عهد و وفا، گذشت و ایثار، سخاوت و احسان، مودت و مروت، صداقت و درستی است. در این رابطه صمیمی، هر یک از زن و شوهر وظایفی در قبال یکدیگر دارند که در این فصل به اختصار به آنها اشاره می‌کنیم. این روابط، دو طرفه را از سه جنبه می‌توان بررسی کرد:

  1. وظائف مشترک زن و شوهر؛
  2. وظایف خاص مرد؛
  3. وظایف خاص زن[۱۴۸].

وظایف متقابل زن و شوهر

آنچه در آیات و در سیره ه معصومین(ع) در خصوص وظیفه‌مداری زوجین آمده، گاهی به صورت متصل و در یک عبارت و گاه منفصل و در عبارات پراکنده و یا به قرینه، هم شامل زن و هم شامل مرد می‌شود. در اینجا، آن دسته از نکات برجسته سیره معصومین(ع) آورده می‌شود که ارتباط اجتماعی و متقابل زن و شوهر را تعریف می‌کند؛ و گرنه آوردن تمام وظایف زن و شوهر، تحقیق مجزا و مفصلی را می‌طلبد.

۱. اظهار محبت: آنچه اعضای خانواده را که رکن مهم آن زن و شوهر هستند، در خانواده گردهم می‌آورد، گذشته از ضرورت‌ها، پیوندی مقدس و درونی است که همان محبت و احساس علاقه به یکدیگر است. اساس زندگی خانوادگی بر محبت است. قرآن کریم در این باره می‌فرماید: «و از نشانه‌های او اینکه از [نوع] خودتان همسرانی برای شما آفرید تا بدان‌ها آرام گیرید و میانتان دوستی و رحمت نهاد. آری، در این نعمت برای مردمی که می‌اندیشند، قطعاً نشانه‌هایی است»[۱۴۹].

محبت و دوستی، امری قلبی و درونی است که تا به محبوب ابراز نشود، دانسته نمی‌شود و نمی‌تواند ثمربخش باشد. پیمان زناشویی معمولاً بر مبنای علاقه درونی و عشق پاک زن و شوهر به یکدیگر است. اما آنچه که در اسلام تأکید شده و بنیان خانواده را تقویت می‌کند و محبت و الفت را میان زوج جوان افزایش می‌دهد، اظهار و ابراز این عشق و علاقه است.

از این رو از پیامبر اسلام(ص) نقل شده که فرمودند: «دوستی خود را به آن کسی که تو را دوست دارد، اظهار کن تا [این دوستی] استوارتر شود»[۱۵۰]. درباره همسران امام حسین(ع) نقل شده است که همسرش، عاتکه، دختر زید بن عمرو بن نفیل، بعد از شهادت آن حضرت نوحه سرایی می‌کرد و در رثای آن حضرت گفته است: «واحسینا! من حسین را فراموش نمی‌کنم» و با این کلام، محبت خویش را به همسرش ابراز می‌کند[۱۵۱].

این سخنان بیانگر آن است که اظهار محبت درونی، چه میزان می‌تواند در تقویت و تحکیم بنیان دوستی مؤثر واقع شود. چه بسا انسان‌هایی که شرمساری و ترس از واکنش ناگوار، اجازه ابراز علاقه به محبوب را به آنها نمی‌دهد؛ اما هنگامی که بر احساسات درونی محبوب به خویش آگاه گشتند، آنها نیز به بیان احساسات درونی خود جرئت یافته، به همین ترتیب، پیوند دوستی آنها مستحکم و الفت آنها بیشتر می‌گردد.

حال وقتی این رابطه فراتر رود و رابطه زناشویی بین آنها ایجاد شود، بیش از پیش لازم است که این پیوند، محکم و باثبات گردد. از این رو، تمسک به هر آنچه در این راه کمک کند، ضرورت دارد. به همین دلیل، اظهار دوستی بین زن و شوهر، به عنوان راه رسیدن به استحکام پیوند خانوادگی، نه یک سفارش استحبابی، بلکه دستوری است که عمل به آن واجب است.

همدلی یا هم‌نوایی، یکی دیگر از راه‌های ابراز محبت است که به تحکیم روابط همسری کمک بسیاری می‌کند. امام صادق(ع) فرمود: هرچه محبت بنده به بانوان زیادتر شود، ایمانش فضیلت بیشتری می‌یابد[۱۵۲].

۲. خوش اخلاقی: خداوند متعال، همان‌گونه که در قرآن کریم فرمود: ﴿وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً[۱۵۳] و مودت را میان زوجین قرار داد؛ اما این بدان معنا نیست که با پیوند زوجیت، این مودت محقق می‌گردد و به هیچ عنوان زایل نخواهد شد؛ بلکه عملکرد زوجین در تقویت یا کمرنگ کردن آن نقش بسزایی دارد. چنان که دشمنی‌ها و کینه‌توزی‌های زن و شوهر در برخی خانواده‌ها، بیانگر این واقعیت است که نوع رفتار آنها در تحکیم و تضعیف این موهبت الهی نقش مهمی را ایفا می‌کند.

در این میان، خوش‌اخلاقی نیز مودت و دوستی در محیط خانواده را تقویت کند؛ چنان که که در روایت نبوی آمده است: خوش‌خویی، دوستی را استوار می‌کند[۱۵۴]. ایشان در میان سفارش‌های خود به حضرت علی(ع) به این مهم توصیه کرده و فرموده‌اند: «ای علی، با خانواده و همسایگانت و کسانی که با آنان معاشرت و همنشینی داری، خوش‌اخلاق باش تا نزد خداوند، در جایگاه و درجات والا قرار‌گیری»[۱۵۵].

افزون بر آنچه گفته شد، خوش‌اخلاقی با کمال ایمان ارتباط مستقیم دارد؛ چنان که امام زین العابدین(ع) فرمودند: «چهار خصلت است که در هرکس وجود داشته باشد، ایمانش کامل است و گناهانش از او پاک شده و در حالی پروردگارش را دیدار می‌کند که از او راضی است: کسی که برای خدا، به تعهدات خود در برابر مردم وفا کند؛ با مردم راستگو باشد؛ از آنچه نزد خدا و مردم، زشت و نکوهیده است، شرم کند و با خانواده‌اش خوش‌اخلاق باشد»[۱۵۶]. امام صادق(ع) نیز می‌فرمایند: «خداوند رحمت آورد بر بنده‌ای که روابط او و همسرش، نیکو و همراه با محبت باشد. در این صورت، خدای متعال زمام همسرش را در اختیار او قرار داده، او را سرپرست و صاحب اختیار همسرش می‌سازد»[۱۵۷].

حمیده مصفاه مادر موسی بن جعفر(ع)، از اشراف و بزرگان عجم بود. وی کنیزی به نام تکتم خرید که در عقل و دین و احترام به حمیده، بهترین بود؛ به گونه‌ای که به احترام حمیده هیچ‌گاه در مقابل او نمی‌نشست. حمیده به فرزندش گفت: پسرم، من کنیزی بهتر از تکتم نمی‌شناسم و شک ندارم که اگر فرزندی داشته باشد، خداوند او را پاکیزه می‌گرداند. من این کنیز را به تو بخشیدم. درباره او به نیکی رفتار کن و با او اخلاقی نیکو داشته باش. آنگاه که حضرت رضا(ع) از آن بانو متولد شد، او را «طاهره» نامید. رابطه میان آنها نشان دهنده احترام و برخورد نیکوست[۱۵۸].

امام رضا(ع) درباره یکی از عواملی که کانون خانواده را گرم می‌کند و به آن صفا می‌بخشد، این گونه می‌فرمایند: «کسی که ایمانش برتر از دیگران است، اخلاقش نیکوتر و به خانواده خویش مهربان‌تر است و من به خانواده خود مهربان‌ترم»[۱۵۹].

۳. آراستگی: یکی از راه‌های نفوذ در قلب همسر و تعمیق ارتباط زناشویی، آراستگی آنها برای یکدیگر است. پاکیزگی و خودآرایی زن و شوهر برای یکدیگر، از عوامل تحکیم روابط زناشویی و سبب فراهم شدن محیطی لذت‌بخش در خانه است. از این رو، روایات متعددی در سفارش به پاکیزگی و آرایش برای استحکام خانواده وارد شده است. از جمله حضرت علی(ع) می‌فرماید: «هریک از شما [مردان] باید خود را برای همسرش آراسته کند؛ همچنان که دوست دارد همسرش خود را برای او بیاراید»[۱۶۰].

امام باقر(ع) در مفهوم «تهیه» در کلام مولای متقیان علی(ع) آن را به نظافت معنا کردند[۱۶۱]. اما آراستگی زوجین برای یکدیگر، مصداق‌های متنوعی دارد؛ چنان که امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: «زن باید خود را برای شوهرش خوش‌بو سازد»[۱۶۲]. همچنین از حسن بن جهم نقل شده که گفت: «امام موسی کاظم(ع) را دیدم که خضاب کرده بود. گفتم: «قربانت گردم! خضاب کرده‌اید؟!» فرمود: «آری! آراسته بودن بر پاک‌دامنی زن می‌افزاید. زنان، از آن رو ترک پاک‌دامنی می‌کنند که شوهرانشان آراسته بودن را ترک می‌کنند». سپس فرمودند: «آیا تو دوست داری که همسرت را همانند خودت، ناآراسته ببینی؟» گفتم: «نه». فرمودند: «او نیز همین طور». آن‌گاه افزودند: «پاکیزگی، خوش‌بویی، اصلاح مو و کثرت آمیزش، از صفات پیامبران است»[۱۶۳].

در روایت دیگری از امام کاظم(ع) نقل شده که فرمودند: «آراسته بودن مرد برای زن، از عواملی است که بر پاک‌دامنی زن می‌افزاید»[۱۶۴]. امام باقر(ع) نیز فرمودند: «برای زن سزاوار نیست که رسیدگی به خود را رها کند؛ گرچه با آویختن یک گردنبند باشد»[۱۶۵]. پیامبر اکرم(ص) نیز به زنی که از حقوق شوهر پرسیده بود، فرمودند: «بر زن است که با بهترین عطر، خود را خوش‌بو کند و بهترین لباس خود را بپوشد و با بهترین زینت، خود را بیاراید و این گونه خود را بر شوهر عرضه کند»[۱۶۶]. امام باقر(ع) فرمودند: زن‌ها دوست دارند مردها را همان‌گونه آراسته ببینند که مردها دوست دارند زنها را آن‌گونه آراسته ببینند[۱۶۷].

از حسن بن جهم نقل شده است که برای امام کاظم(ع) صندوقچه‌ای که در آن عطر مخصوص زنان و مشک بود و از آبنوس بود، آوردند[۱۶۸]. موسی بن بکر می‌گوید: امام کاظم(ع) را دیدم که با شانه‌ای از جنس عاج، موهایش را شانه می‌کرد و آن شانه را من برای او خریده بودم[۱۶۹]. در روایت دیگری از امام باقر(ع) می‌فرمایند: «برای زن سزاوار است که خویش را برای شوهرش آراسته گرداند»[۱۷۰] امام صادق(ع) نیز فرموده‌اند: «زنی که خود را جز برای شوهر خویش، خوش‌بو و زیبا سازد، نمازش پذیرفته نیست تا اینکه اثر آن را برطرف سازد»[۱۷۱].

امام رضا(ع) نیز می‌فرمایند: آمادگی و آرایش مرد برای زن خویش موجب افزایش پاک‌دامنی و عفت زن می‌شود[۱۷۲]. حضرت رضا(ع) همیشه با ظاهری آراسته و زیبا در میان مردم ظاهر می‌شد؛ تا جایی که صوفیان زاهدنما به ایشان اعتراض می‌کردند[۱۷۳].

آن حضرت همچنین در خصوص آراستگی می‌فرمایند: «خداوند زیبایی و آراستگی را دوست دارد و فقر و فقرنمایی را دشمن دارد»[۱۷۴]. او هر روز صبح مسواک می‌زد و دهان خود را با جویدن کندر خوش‌بو می‌کرد[۱۷۵]. همچنین همواره خویش را زینت می‌کرد و گاهی نیز سرمه می‌کشید[۱۷۶]. بوی خوش را دوست داشت و همواره خویش را خوش‌بو می‌کرد[۱۷۷].

۴. رفق و مدارا: مدارا کردن در برابر مشکلات و بداخلاقی‌های همسر، یکی دیگر از راهکارهای حفظ پیوند خانوادگی میان زوجین است؛ در مقابل، کم صبری در برابر خطای دیگران و خشونت در محیط خانواده، باعث آتش‌افروزی در این جامعه کوچک می‌گردد. رسول خدا(ص) فرمودند: «ملایمت، میمون است و خشونت، شوم. هرگاه خداوند برای خانواده‌ای خیری بخواهد، ملایمت را وارد آن خانواده می‌کند؛ زیرا ملایمت هیچ‌گاه با هیچ چیز همراه نمی‌شود، مگر اینکه آن را زینت ببخشد؛ و خشونت هرگز با چیزی همراه نمی‌شود، مگر اینکه آن را زشت بگرداند»[۱۷۸].

از این رو آن حضرت با دادن وعده پاداش الهی به مردان و زنان در برابر دشواری صبر و بردباری، مؤمنان را به این امر پسندیده تشویق کرده و فرموده‌اند: «هر مردی در برابر بداخلاقی همسرش صبر کند، خداوند ثوابی را به او می‌دهد که به ایوب(ع) در قبال گرفتاری‌اش داد؛ و هرکس بر بداخلاقی شوهرش صبر کند، خداوند همانند پاداش آسیه، بنت مزاحم (همسر فرعون) به او عطا می‌فرماید»[۱۷۹].

اهمیت این موضوع، تا بدان‌جاست که می‌توان در سیره ائمه(ع) گذشت، عطوفت و مهربانی را به وضوح دید: اسحاق بن عمار می‌گوید: از امام صادق(ع) پرسیدم: حق زن بر مرد چیست که اگر آن را ادا کند، در زمره نیکوکاران قرار خواهد گرفت؟ امام(ع) فرمود: «غذا و پوشاک زن را تأمین کند و هرگاه از وی نادانی و خطایی سر زد، او را ببخشاید». حضرت در ادامه می‌فرمایند: «پدرم، امام باقر(ع) زنی داشت که ایشان را همواره اذیت می‌کرد. پدرم نیز در مقابل رفتار همسر خویش، از در عفو و بخشش وارد می‌شد و از سر اشتباه او می‌گذشت»[۱۸۰]. امام صادق(ع) درباره اهمیت خوش‌رفتاری می‌فرمایند: «خداوند رحمت خود را بر بنده‌ای فرو فرستد که رفتارش را با همسر خویش نیکو کند؛ زیرا پروردگار متعال اختیار آن زن را به او سپرده و او را سرپرست آن زن قرار داده است»[۱۸۱].

۵. رفتار نیکو: خوش‌اخلاقی و خوش‌رفتاری، یکی دیگر از وظایفی است که در سیره ائمه معصوم(ع) به آن توجه ویژه‌ای شده است. مدارا و معاشرت نیکو، جلوه‌ای از این صفات برجسته است. یکی از اهداف ارزشمند ازدواج، رسیدن به آرامش است. از عوامل مؤثر در ایجاد این آرامش در کانون خانواده، رفتار نیکو و شایسته میان زن و مرد است. با توجه به اهمیت مسئله، خداوند در قرآن کریم، خطاب به مردان مؤمن در مورد برخورد با همسرانشان می‌فرماید: ﴿وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ[۱۸۲].

رفتار نیکویی که فاطمه(س) و علی(ع) در خانواده خویش داشتند، نمونه بارزی از حیات طیبه انسانی است؛ چنان که امیرمؤمنان علی(ع) می‌فرمایند: «به خدا سوگند هرگز کاری نکردم که فاطمه(س) خشمگین شود و ایشان نیز رفتاری متقابل داشت. هیچ‌گاه برخلاف میل و رغبت یکدیگر عمل نکردیم»[۱۸۳]. عفو و بخشش، راهکاری است که اگر بدان عمل شود، لذت و شیرینی در خانواده چندین برابر می‌شود.

۶. مهرورزی: آنچه موجب حفظ، دوام و بقای خانواده است، رفتارهای محبت‌آمیز و مهربانانه میان همسران است. مهربانی و ملاطفت با خانواده، به ویژه با همسر، از دستورات دین و از اخلاق پیشوایان هدایت است؛ چنان که از رسول گرامی اسلام(ص) روایت شده که فرمودند: «أَحْسَنُ النَّاسِ إِيمَاناً أَحْسَنُهُمْ خُلُقاً- وَ أَلْطَفُهُمْ بِأَهْلِهِ وَ أَنَا أَلْطَفُكُمْ بِأَهْلِي»[۱۸۴]. در این روایت با توجه به مطلق بودن واژه «ناس» و با در نظر گرفتن مفهوم آن، می‌توان مهرورزی را وظیفه مشترک زوجین دانست.

امیرمؤمنان علی(ع) در ضمن سفارشات خویش به فرزندش محمد حنفیه فرمود: «ای پسر من! چون قوی شدی، بر طاعت خدا قوی باش (ظلم نکن؛ به مردم خدمت کن) و چون ناتوان شدی، از معصیت خدا ناتوان باش (حقوق مردم را ضایع مکن). اگر بتوانی زن را بیش از اموری که مربوط به خود اوست، اختیار ندهی، انجام ده؛ چراکه این کار، جمال زن را ماندگار و خاطرش را آسوده و حال او را نیکو می‌کند. همانا زن گلی نازک است نه قهرمان سترگ. با او به هر حال مدارا کن و نیکو برخورد کن تا زندگی تو باصفا شود»[۱۸۵].

رباب، همسر امام حسین(ع) به امام بسیار علاقه‌مند بودند؛ تا حدی که از بذل جان و عزیزان خود در راه ایشان و از هیچ فداکاری، مضایقه نمی‌کرد. از این رو با بانوان با عصمت همانندی می‌کرده است. داستان مواجه شدن ایشان با سر بریده امام حسین(ع) در واقعه عاشورا و گریستن بر سر بریده آن حضرت، جلوه‌ای از این عشق‌ورزی و محبت است[۱۸۶].

امام جعفر صادق(ع) نقل می‌کنند: «این سخن مرد به همسرش که «تو را دوست دارم» هرگز از قلب و دل زن خارج نمی‌شود»[۱۸۷]. برای تبیین بهتر این موضوع، اشاره‌ای به روابط میان امام موسی کاظم(ع) با ام احمد (مادر شاهچراغ) می‌کنیم.

مرحوم مجلسی درباره ام احمد می‌نویسد: مادر احمد از زنان محترم بود و امام کاظم(ع) علاقه شدیدی به او داشت. هنگامی که حضرت می‌خواست از مدینه به سوی بغداد حرکت کند، ودیعه‌های امامت را به او سپرد و فرمود: «هرگاه کسی نزد تو آمد، در هر وقتی از اوقات که باشد و این امانت را از تو طلب کرد، بدان که من به شهادت رسیدم و او جانشین بعد از من و امامی است که اطاعت او بر شما و دیگران واجب است»[۱۸۸].

یکی از راه‌های استحکام بنیان خانواده، توجه به ارتباط کلامی است. سخنان عاطفی و بهره‌گیری از کلمات دلنشین و خطاب‌های شایسته و محبت‌آمیز، مخاطب را جذب می‌کند؛ خواسته یا ناخواسته از گوینده راضی می‌شود و در دلش احساس محبت به او ایجاد می‌گردد. اگر در خانواده‌ای مرد و زن با عبارات زیبا و دلپذیر یکدیگر را صدا کنند، علاوه بر اینکه به فرزندان، چگونه سخن گفتن را می‌آموزند، در قلب همسر خود نیز جایگاه ویژه‌ای خواهند یافت.

۷. احترام متقابل: خداوند به انسان کرامت و بزرگواری بخشیده و فرموده است: ﴿وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ...[۱۸۹]. بر این اساس، انسان از احترام و شخصیت الهی برخوردار است و هیچ کس اجازه بی‌احترامی به او را ندارد؛ به ویژه همسر انسان. از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمودند: «هر کس زنی را [به همسری] بگیرد، باید او را گرامی بدارد»[۱۹۰].

رسول خدا(ص) فرمودند: «زنان را گرامی نمی‌دارد مگر انسان بزرگوار؛ و به آنان اهانت نمی‌کند مگر انسان پست و فرومایه»[۱۹۱]. این سخن نبوی بیانگر آن است که احترام گذاشتن به دیگران، به ویژه همسر، نشانه محترم بودن کسی است که احترام می‌گذارد و بی‌احترامی، نشانه بی‌شخصیتی اهانت کننده است. از مصادیق احترام گذاشتن به شخصیت دیگران، سلام کردن است. رسول خدا(ص) به انس بن مالک فرمودند: «هرگاه وارد خانه خود شدی، بر خانواده‌ات سلام کن؛ زیرا خیر و برکت خانه‌ات زیاد می‌شود»[۱۹۲].

بنابراین فزونی خیر و برکت، با احترام به افراد خانواده حاصل می‌گردد. این عمل، باعث استحکام روابط اعضای خانواده می‌شود و آنها را بیش از پیش به هم پیوند می‌دهد؛ خواه این احترام از جانب زن به شوهرش و خواه از جانب مرد به همسر خود باشد.

نکته‌ای که در اینجا به نظر می‌رسد، آن است که هر چند احترام گذاشتن به دیگران یک وظیفه همگانی است، به دلیل فضای مردسالاری و حقارت زن در زمان صدور این روایات که قبلاً به آن اشاره شد، اسلام چه از طریق آیات و چه در قاب سخنان انبیا و اوصیای الهی، منزلت زن را بازیابی کرده است؛ از این رو بیشتر توصیه‌ها را به مردان کرده تا به زنان کمتر بی‌مهری و کم‌توجهی شود.

چنان که پیش‌تر اشاره شد، رابطه امام حسین(ع) با رباب، دختر امری القیس بن عدی، نمونه‌ای از احترام متقابل اهل بیت در خانواده بود. امام(ع) به رباب که سرآمد بانوان نیک‌سیرت است، علاقه و تمایل خاصی داشتند و رابطه میان آنها همواره بر اساس احترام متقابل بود[۱۹۳].

بنابراین، علاقه و محبت میان همسران، موجب بقا و تداوم خانواده می‌شود. در واقع، احترام متقابل در خانواده، تضمینی برای بقای نظام خانواده است.

۸. روح تعاون و همکاری در خانه: از ارکان مهم تحکیم خانواده و تداوم خوشبختی آن، تعاون و همکاری میان زن و شوهر است. تعاون، پیوند زن و مرد را مستحکم می‌سازد. بیشتر کشمکش‌های زوجین به دلیل دوری آنها از روحیه تعاون است و ریشه بیشتر شکایت‌ها به همین عامل می‌رسد که هر کدام از زن و مرد، ادعای استقلال می‌کنند و زندگی را برای خود می‌خواهند؛ غافل از اینکه آنها دو نفر نیستند؛ بلکه با پیوند مقدس ازدواج، یکی گشته‌اند و شریک حقیقی غم و شادی یکدیگر شده‌اند.

امام صادق(ع) فرمودند: «امیر مؤمنان علی(ع) هیزم تهیه می‌کرد، از چاه برای منزل آب می‌آورد و جارو می‌کرد؛ حضرت فاطمه(س) نیز گندم را آرد و خمیر می‌کرد و نان می‌پخت[۱۹۴] یا جامه وصله می‌زد»[۱۹۵]. امیرمؤمنان علی(ع) نیز در سفارش به فرزند خویش، محمد بن حنفیه می‌فرمایند: پسر عزیزم! کارهایی که از قدرت زنان بیرون است، به آنان واگذار مکن؛ زیرا این کار سبب می‌شود که زیبایی و طراوت آنها تداوم نیابد و آرامش فکر و خیالشان را برهم می‌زند. زن گل است، نه کلفت و نوکر. پس در تمامی حالات با وی به نیکویی رفتار کن[۱۹۶].

علی(ع) در طول زندگی مشترک با فاطمه(س)، بیشتر اوقات را در می‌دانهای جنگ، یا مأموریت‌های تبلیغی سپری می‌کرد و در غیاب او، فاطمه زهرا(س) اداره خانه و تربیت فرزندان را بر عهده داشت تا همسرش با خیالی آسوده، وظایفش را انجام دهد. امام صادق(ع) در خصوص تعاون میان زن و مرد فرموده‌اند: «سه چیز برای مؤمن راحتی است؛ از جمله زن شایسته‌ای که یار و یاور مرد خانواده است»[۱۹۷].

کمک کردن معصومان(ع) به همسر در کارهای منزل، در حقیقت نوعی ارج نهادن به زحمات همسر و ارزش قائل شدن برای وظیفه آنان است. حضرت زهرا(س) می‌فرمایند: یکی از عوامل شادابی و تکامل خانواده‌ها، تعیین حدود مسئولیت افراد در خانواده است. تقسیم کار عادلانه در محیط کوچک خانواده، سعادت می‌آفریند و زن را از دخالت در اموری که سزاوار وی نیست، باز می‌دارد[۱۹۸].

در خانواده ایشان، پیامبر(ص) کارها را تقسیم کرده بود؛ کارهای بیرون از منزل با علی(ع) و کارهای درون منزل با فاطمه(س) بود. یاری و پشتیبانی یکدیگر، از خصوصیات بارز آنها در انجام امور بود[۱۹۹].

۹. اظهار دوستی: یکی از عوامل خوشبختی و کامیابی خانواده در گرم و باصفا نگه داشتن کانون خانواده، اخلاق نیکو و اظهار محبت و مهربانی و وفاداری در خانواده است. از این رو امام علی(ع) می‌فرمایند: «هیچ همنشینی مانند نیکخویی و هیچ میراثی گران‌بهاتر از ادب نیست»[۲۰۰]. ویژگی دیگر که در سیره ائمه اطهار(ع) به ویژه در روابط خانوادگی این بزرگواران دیده می‌شود، محبت و دوستی میان زوجین و اظهار محبت و علاقه و روابط نیکوست.

امام صادق(ع) می‌فرمایند: هرگاه شخصی را دوست داشتید، دوستی و علاقه خویش را بیان کنید؛ زیرا موجب بیشتر شدن الفت و دوستی میان شما می‌شود[۲۰۱]. سیوطی در تاریخ خود می‌نویسد: حسن بن علی(ع) دارای امتیازات اخلاقی و فضایل انسانی فراوانی بود. او شخصیتی بزرگوار، بردبار، باوقار، متین و بخشنده و مورد ستایش مردم و خانواده خویش بود[۲۰۲]. محبت و مهرورزی امام حسن(ع) در خانواده نیز از خصوصیات این امام بزرگوار است[۲۰۳].

اهل بیت(ع) تنها به رفتار نیک اکتفا نمی‌کردند، بلکه کلمات زیبا و محبت‌آمیز نیز به کار می‌بردند. امام حسین(ع) در سرودهای از همسر خویش چنین یاد می‌کند: لعمرك إنّني لاحبّ دارا تحل بها سكينة و الرباب‌***احبّهما و أبذل جلّ مالي‌ و ليس لعاتب عندي عتاب‌[۲۰۴] «به جانت سوگند! خانه‌ای را دوست دارم که سکینه و رباب در آن حضور داشته باشند. آنان مورد علاقه من هستند و بیشترین اموال خویش را برایشان هزینه می‌کنم و در این کار، جای سرزنش برای هیچ نکوهش‌گری وجود ندارد».

این ابیات، بیانگر این است که ائمه(ع) از ابراز علاقه و تمایل خویش به همسرانشان دریغ نمی‌کردند و این امر باعث افزایش محبت و علاقه میان آنها می‌گردید.

۱۰. تلاش در راه رفاه و آسایش خانواده: فرد بعد از ازدواج، وظایفی را بر عهده می‌گیرد که باید آنها را به بهترین شکل انجام دهد. یکی از مسئولیت‌هایی که در سیره ائمه(ع) نیز آشکارا می‌بینیم، تلاش و کوشش آنان در راستای رفاه و آسایش اعضای خانواده خویش است. از وظایف مرد بعد از ازدواج، تأمین خوراک، پوشاک و مسکن خانواده است. امام سجاد(ع) می‌فرمایند: اینکه داخل بازار شوم و با پولی که دارم مقداری گوشت برای خانه تهیه کنم، نزد من محبوب‌تر از آن است که بنده‌ای را در راه خدا آزاد کنم[۲۰۵].

در روایت است که بعد از عروسی حضرت فاطمه(س) و حضرت علی(ع)، پیامبر اکرم(ص) از دامادش پرسید: همسر خود را چگونه یافتی؟ ایشان جواب داد: فاطمه را بهترین کمک در راه فرمان‌برداری خدا و آسایش خویش یافتم[۲۰۶].

در خصوص تلاش در راه رفاه و آسایش خانواده، امام صادق(ع) فرمود: علی بن الحسین(ع) سحرگاه در طلب روزی خارج می‌شد. عرض کردند: آقا کجا می‌روید؟ فرمود: صدقه می‌دهم به خانواده‌ام. عرض کردند: به خانواده‌ات صدقه می‌دهی؟ فرمود: «هر کس از راه حلال در جستجوی روزی باشد، آنچه به دست آورد و برای خانواده خود خرج کند، از طرف خدا صدقه حساب می‌شود»[۲۰۷].

فضیل بن سیار که یکی از راویان حدیث است، نقل می‌کند که امام صادق(ع) فرمودند: اگر مردی از میان شما در تنگ‌دستی باشد و به اندازه‌ای که او و خانواده‌اش را رفع نیاز کند کار و تلاش کند و به دنبال کسب حرام نباشد، او همانند مجاهد در راه خداست[۲۰۸]. خانواده، کانونی است که هر چه باصفا و گر‌متر باشد، زندگی شیرین‌تر و توفیقات الهی بیشتر خواهد شد. امام رضا(ع) در ضرورت تأمین رفاه خانواده می‌فرماید: «بر کسی که از توانایی مالی برخوردار است، واجب است که برای تأمین رفاه و آسایش خانواده خویش تلاش کند»[۲۰۹]. ایشان در روایت دیگری می‌فرمایند: «کسی که از راه حلال برای تأمین رفاه خانواده‌اش تلاش می‌کند، همچون مجاهدی است که در راه خدا جهاد می‌کند»[۲۱۰].

امام موسی کاظم(ع) نیز از درآمد محصولات کشاورزی، خود و خانواده را تأمین می‌فرمود و به فقرا و محرومان و نیازمندان نیز کمک می‌کرد. حضرت در روایتی دیگر، ارزش کار برای تأمین خانواده را این‌گونه بیان کردند: هر کس در طلب روزی از راه حلال اقدام کند تا خود و خانواده‌اش را تأمین کند، مانند کسی است که در راه خدا جهاد کرده است[۲۱۱].

در خصوص اقتصاد و معشیت (رفاه و آسایش) خانواده در سیره امام هادی(ع) آمده است که ایشان برای فراهم آوردن آذوقه خانواده، شخصاً کار می‌کرد. علی بن حمزه نقل می‌کند: «ابوالحسن ثالث (امام هادی(ع)) را دیدم که در زمین مشغول کار است و عرق از پاهایش می‌ریزد. عرض کردم: «فدایت شوم، کارگرها کجایند؟.»... امام(ع) فرمود: «ای علی بن حمزه، کسی که از من و از پدرم بهتر بود، با بیل در زمین خود کار می‌کرد...»[۲۱۲].

حسین مکاری روایت کرده که در بغداد خدمت امام جواد(ع) رسیدم، در حالی که کارش بالا گرفته بود. با خود گفتم: این مرد (امام) با آنچه در اینجا می‌خورد، دیگر هیچ‌گاه به وطنش برنمی‌گردد (یعنی وضع خوراک او اینجا بسیار بهتر از مدینه است). سپس حضرت، سرش را پایین انداخت و سپس سرش را بالا گرفت و در حالی که رخسارش زرد شده بود، فرمود: «ای حسین! نان جو و نمک، در حرم جدم رسول خدا(ص) (مدینه) برای من بهتر است از آنچه تو مرا در آن می‌بینی»[۲۱۳].[۲۱۴]

وظایف خاص مرد

تعیین قلمرو مدیریت مرد در نظام خانواده بسیار مهم است. مرد در جایگاه سرپرست خانواده و تنظیم کننده برنامه زندگی، دارای وظایفی است که باید آنها را مراعات کند. از نظر اقتصادی، مرد مسئول تأمین مخارج همسر و فرزندان است و باید در حد توان خود به این مهم بپردازد؛ اما مسئولیت مهم او در خانه، همان معاشرت نیکو و اخلاق پسندیده است. در ادامه، فرازهایی از سیره ائمه(ع) و دستورات ایشان درباره وظایف مرد در قبال همسر بیان می‌شود.

۱. سرپرستی و مدیریت: سرپرستی و مدیریت در خانواده، یک ضرورت اجتماعی است. مجموعه‌های انسانی بدون مدیریت، سامان نمی‌گیرد و بی‌نظمی و هرج‌ومرج، شیرازه آن را فرو می‌پاشد. خانواده هم که سلول اولیه پیکره اجتماع است، بدون مدیریت اصولی و صحیح، سامان نخواهد یافت.

مسئولیت خانواده و تأمین وسایل زندگی بر عهده مرد است. در اسلام، سرپرستی و مدیریت خانواده به دو دلیل به مرد واگذار شده است: اول: خصوصیاتی در مرد هست که در زنان نیست؛ مانند چیرگی قدرت تفکر بر نیروی عاطفه و احساسات، همچنین داشتن نیروی جسمی بیشتر که با اولی بتواند بیندیشد و نقشه طرح کند و با دومی بتواند از حریم خانواده خود دفاع کند؛ دوم: تعهد مرد برای پرداختن هزینه‌های زندگی، مهریه همسر و تأمین زندگی آبرومندانه همسر و فرزندان؛ در حالی که زنان از نظر اسلام تعهدی در این زمینه ندارند.

قرآن کریم نیز به این موضوع اشاره کرده و وظیفه مرد را سرپرستی و نگاهبانی از خانواده می‌داند: ﴿الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ[۲۱۵]. مردان در مدیریت خانواده نقشی اساسی را ایفا می‌کنند. امیرمؤمنان علی(ع) در این باره می‌فرمایند: «هر مردی که زنش او را اداره کند، از رحمت الهی به دور می‌ماند»[۲۱۶]. امام کاظم(ع) در خصوص برنامه‌ریزی و مدیریت خانواده فرمود: تلاش کنید که اوقات شبانه روز خود را به چهار بخش تقسیم کنید: بخشی برای مناجات با خدا، بخشی برای همنشینی با برادران و افراد مطمئن؛ آنها که عیب شما را به شما تذکر دهند و دلسوز و خیرخواه شما باشند و بخشی را هم برای لذت و کسب حلال باقی بگذارید که این ساعت، مددکار شما برای آن ساعت است.

هرگز با خود، از فقر و طول عمر سخن به میان نیاورید؛ چراکه هر کس با خود سخن از فقر و تنگدستی گوید، بخیل می‌شود و هر کس طول عمر را به خود تلقین کند، حریص می‌شود. برای خودتان بهره‌ای از دنیا قرار دهید با برآوردن خواسته حلال نفس و از آنچه که به مروت شما لطمه نمی‌زند و اسراف هم نیست؛ و کمک بگیرید با این کار – لذت‌های حلال و تفریحات سالم - بر امور دین. همانا روایت شده است که از ما نیست آنکه دنیایش را برای دینش و یا دینش را به خاطر دنیایش رها کند[۲۱۷]. در سیره معصومان(ع) همسر دارای شخصیت و هویتی مستقل است و در آنچه به دست می‌آورد، حق تملک دارد؛ همچنین در کارهای شخصی مانند خرید و فروش، هدیه و صدقه از اموال شخصی خویش، نیاز به اذن شوهر ندارد؛ چنان که اموال حضرت زهرا(س) با توصیه ایشان به فرزندانشان واگذار گردید[۲۱۸]. امام حسین(ع) نیز در خصوص اموال همسر خویش می‌فرمایند: «وقتی ما زنی را می‌گیریم، مهریه او را می‌پردازیم و حق تملک در اموال شخصی او را نداریم»[۲۱۹]. سعید بن کلئوم می‌گوید: در محضر امام صادق(ع) بودم که از امیرمؤمنان علی(ع) سخن به میان آمد. آن حضرت ایشان را بسیار ستود و آن گونه که شایسته بود، ایشان را مدح کرد؛ سپس فرمود: به خدا سوگند علی(ع) هرگز لقمه حرام برای خانواده خود نیاورد؛ او از اموال شخصی خویش هزاران برده را آزاد کرد. غذای اهل و عیالش را نیز از زیتون، خرما سرکه و شیر تأمین می‌کرد. در میان خاندانش کسی شبیه‌تر و نزدیک‌تر از علی بن حسین(ع) به این ویژگی‌های اخلاقی نیست[۲۲۰].

امام سجاد(ع) کارهای خانه را همواره خود انجام می‌داد. خادم ایشان روایت کرده است که ایشان هیچ‌گاه به کسی اجازه بردن غذا برای حضرت و پهن کردن رختخواب را نمی‌داد و هرگز از حال فقرا و مستمندان غفلت نمی‌کرد[۲۲۱].

علی بن حمزه می‌گوید: امام کاظم(ع) را دیدم که در زمین کشاورزی خود کار می‌کرد و عرق می‌ریخت. عرض کردم: «قربانت گردم! پس کارگران کجا هستند؟» فرمود: «ای علی! بهتر از من و پدرم در این زمین، با بیل کار می‌کردند». عرض کردم: «آنان را معرفی فرما». حضرت فرمود: «رسول خدا(ص)، امیرالمؤمنین(ع) و پدرانم همه با دست خود کار می‌کردند. کشاورزی شغل پیامبران خدا و جانشینان آنان و مردان شایسته است»[۲۲۲]. بنابراین، کار کشاورزی اصلی‌ترین منبع درآمد امام کاظم(ع) برای تأمین خانواده بود.

۲. عدالت میان همسران: گرچه در آیات و روایات متعددی مردان مخاطب واقع شده‌اند، با کمی تأمل در آنها در می‌یابیم که این دستورها و توصیه‌ها منحصر به مردان نبوده و زنان را نیز در بر می‌گیرد. تنها موضوعی که در زمینه وظایف زن و شوهر، منحصر به مردان است، مسئله رعایت عدالت بین همسران در صورت داشتن همسران متعدد است.

رعایت عدالت، یکی از آرزوهای دیرین بشری و خواسته آنان از کسانی است که زمام امور را به دست گرفته‌اند. قرآن کریم در مورد مردانی که چند همسر اختیار کرده‌اند، می‌فرماید: ﴿وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلَا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ[۲۲۳].

در مکتب اسلام با توجه به اهمیت خانواده و بقای آن، رعایت عدالت میان همسران، توصیه شده است. قرآن کریم نیز می‌فرماید: ﴿فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً[۲۲۴].

با توجه به بیان قرآن کریم، هیچ مردی قادر به رعایت عدالت به معنای حقیقی آن در بین زنان نیست؛ هرچند که در تحقق آن عدالت، حرص ورزد؛ پس آنچه در این باب بر مرد واجب است، این است که به کلی از حد وسط، به یکی از دو طرف متمایل نشود و تا حد امکان، رعایت عدالت را بکند؛ به ویژه مراقب باشد که در حق همسر دیگر کوتاهی نکند و به کلی از او روی‌گردان نشود و آن زن را سرگردان و مانند زن بی‌شوهر نگذارد که نه شوهر داشته باشد تا از او بهره‌مند شود و نه بی‌شوهر باشد تا بتواند همسری دیگر اختیار کند، یا پی کار خود رفته، از قید و بند شوهر خود، آزاد باشد[۲۲۵].

با این اوصافی که ذکر شد، آن مقدار از عدالت که بر مرد واجب است، این است که در عمل و رفتار، بین همسران خود مساوات و برابری را حفظ کند؛ به این معنا که اگر حق یکی را می‌دهد، حق دیگری را نیز بپردازد و دوستی و علاقه‌مندی به یکی از آنان، او را به ضایع کردن حقوق همسر دیگر وادار نکند.

این حد واجب عدالت است و اما عدالت مستحب و پسندیده، آن است که به همه همسرانش احسان و نیکی کند و از معاشرت با هیچ یک از آنها اظهار کراهت و بی‌میلی نکند و به هیچ یک بداخلاقی روا ندارد؛ همچنان که سیره و رفتار رسول خدا(ص) با همسرانش این‌گونه بود[۲۲۶] که فرمودند: «خَيْرُكُمْ خَيْرُكُمْ لِنِسَائِهِ وَ أَنَا خَيْرُكُمْ لِنِسَائِي»؛ «بهترین شما کسی است که برای زنانش بهترین باشد و من برای زنان خود بهترین هستم»[۲۲۷].

در خصوص همسران امام باقر(ع) نقل شده که یکی از آنها ام فروه، دختر قاسم بن محمد بوده که زنی فهمیده و حق‌شناس، دوستدار اهل بیت و در برابر مقام امام خاضع بود و از پیوند با حضرت افتخار می‌کرد[۲۲۸]. همسر دیگر این امام بزرگوار، دختر اسید بن مغیره ثقفی، به نام ام‌حکیم بود. این زن والامقام، علاقه‌مند به امام باقر(ع) و همسر شایسته ایشان بودند[۲۲۹]. میل و رغبتی که میان آنها وجود داشت، بیانگر محبت و رابطه نیکویی است که امام(ع) با رعایت عدالت، میان همسران خویش برقرار ساخته بود.

بنابراین، یکی از مهم‌ترین وظایف مردانی که چند همسر دارند، رعایت عدالت میان آنهاست. از آیات قرآن و سیره عملی ائمه اطهار(ع) چنین به دست می‌آید که گرم نگه داشتن کانون خانواده، در گرو رعایت عدالت در بین همسران است. امیرمؤمنان علی(ع) در مورد حقوق همسران می‌فرمایند: مبادا بر زنان خویش ستم روا دارید و آنان را از حق خویش محروم سازید. هر کس به اندازه یک درهم گوشت برای همسر و فرزندانش بخرد، مانند کسی است که برده‌ای از فرزندان اسماعیل را آزاد کرده است[۲۳۰].

۳. محافظت از حریم خانواده: یکی دیگر از ویژگی‌های مدیریت در خانواده «اصل حفاظت» است. یکی از مسئولیت‌های مهم مرد در مقام مدیر خانواده، حفاظت و پاسداری از حریم خانواده و سلامت زن و فرزند و عفت و حجاب آنهاست. به عبارت دیگر، تأمین امنیت و محافظت از حریم خانواده بر عهده سرپرست خانواده، یعنی پدر است.

امام علی(ع) در این مورد به فرزند گرامی خویش امام حسن(ع) سفارش می‌کند: «... دفاع از حریم خانواده، نشانه بزرگی است»[۲۳۱]. همچنین می‌فرمایند: «[خانواده را] در پرده حجاب نگاهشان دار تا نامحرمان را ننگرند؛ زیرا که سخت‌گیری در پوشش، عامل سلامت و استواری آنان است. بیرون رفتن زنان، بدتر از آن نیست که افراد غیرصالح را در میانشان آوری؛ و اگر بتوانی به گونه‌ای زندگی کنی که غیر تو را نشناسند، چنین کن»[۲۳۲].

از امام صادق(ع) نقل شده است که مرد برای اداره خانه و عیالش به سه خصلت نیازمند است تا آنها را متکفل شود؛ اگرچه این خصلت‌ها در سرشت او نباشند: خوش‌رفتاری، وسعتی به اندازه و غیرتی نیکو[۲۳۳].[۲۳۴]

وظایف خاص زن

در این بحث به شرح وظایف زن در سیره ائمه(ع) می‌پردازیم.

۱. حق تمکین و اطاعت و پذیرفتن مرد به عنوان رئیس خانواده: اطاعت و فرمان‌برداری زن، لازمه مدیریت مرد در خانه و زمینه‌ساز صفا و صمیمیت در محیط خانواده است. از مصداق‌های این اطاعت، امور جنسی و ورود و خروج زن در خانه است که موجب صفا و استحکام خانواده می‌شود. در قرآن کریم درباره تقسیم وظایف و حقوق همسران آمده است: ﴿الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ وَاللَّاتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا[۲۳۵].

این آیه شریف، مردان را مسلط بر امور همسران و مدیر و مدبر خانه و خانواده خویش قرار داده است[۲۳۶]. در مقابل، زن صالح را تابع و مطیع شوهر معرفی کرده و در برابر تمکین نکردن او از شوهر خویش، مجازات‌هایی را از جانب شوهر برای وی مقرر فرموده است. مسلط ساختن مردان بر امور همسران خود طبق این آیه، گرچه بر اساس برتری نوع مردان بر زنان است، چنان که در فصل سوم گذشت، هیچ‌گونه امتیاز و شرافتی را برای مردان اثبات نمی‌کند؛ بلکه این برتری، فقط وظیفه‌ای است که دوش مردان در قبال زنان گذاشته شده تا امور زندگی جوامع بشری به درستی به گردش درآید و زندگی بشر به سامان رسد.

در روایت است که یهود مدینه که در همسایگی حضرت فاطمه(س) بودند، مجلس عروسی داشتند. آنها نزد پیامبر اکرم(ص) آمدند و از حضرت تقاضا کردند به دلیل حق همسایگی، اجازه دهد دخترش، حضرت فاطمه(س) به مجلس آنها آید و مجلس‌شان را رونق دهد. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «فاطمه همسر علی بن ابی‌طالب است، و در اختیار اوست»[۲۳۷].

بر اساس این روایت، زن هر قدر هم بافضیلت باشد، برای خروج از خانه باید از شوهرش اجازه بگیرد. فاطمه(س) هرگز بدون اجازه علی(ع) از خانه خارج نشد، هیچ‌گاه او را غضبناک نکرد، هرگز به علی(ع) دروغ نگفت و از دستوراتش سرپیچی نکرد. امیرمؤمنان علی(ع) می‌فرماید: به خدا سوگند! من هرگز فاطمه را ناراحت و خشمگین نکردم و بر هیچ کاری مجبورش نساختم تا آن زمان که خداوند او را به دیار ابدی برد. او نیز هرگز مرا ناراحت و خشمگین نساخت و در هیچ موضوعی با من مخالفت نکرد[۲۳۸].

البته اینکه تدبیر امور خانواده بر عهده مردان گذاشته شده و به زنان امر گردیده که مطیع اوامر شوهر خود باشند و سیاست و تدبیر امور منزل را به آنها بسپارند، به این معنا نیست که هر خواسته شوهر باید عملی شود؛ بلکه در پیروی از شوهر، ملاک‌های شرعی و عرفی باید رعایت گردد.

در صورتی که درخواست شوهر از همسر خود انجام دادن کارهایی باشد که رضایت خداوند متعال در آنها نیست، نافرمانی زن از شوهر، نشوز به حساب نمی‌آید؛ چنان که در مورد پدر و مادر، به فرزندان توصیه می‌کند به والدین احسان کنید؛ اما اگر آنها فرزندان خود را به شرک دعوت کنند، فرزندان را از پیروی آنها برحذر می‌دارد و می‌فرماید: ﴿وَإِنْ جَاهَدَاكَ لِتُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا[۲۳۹].

بنابراین، اگر بحث مدیریت مرد بر زن و اطاعت زن از شوهر خود مطرح شده، برای صلاح جامعه بشری است و این تقسیم‌بندی، نه حقی را برای شوهر ثابت و نه کمبودی را برای زن تصور می‌کند. مراد از تعبیر زنان شایسته در قرآن، فرمان‌بردار بودن آنهاست و اینکه از حق شوهرانشان دفاع کنند. حمایت فاطمه(س) از علی(ع) نمونه‌ای از فرمان‌برداری و اطاعت زن از شوهر در اسلام است.

بر اساس اسناد شیعی و سنی، ایشان بزرگ‌ترین حامی شوهر خویش و سرسخت سقیفه بود که در برابر آن ایستاد و از حق حضرت علی(ع) حمایت کرد. همچنین هنگامی که شیخین درخواست عیادت و ملاقات ایشان را مطرح کردند، هر چند حضرت زهرا(س) تمایلی به این دیدار نداشت، به درخواست امیرمؤمنان علی(ع) اذن ورود به آنها را داد؛ اما سلامشان را پاسخ نفرمود و روی از آنها برگرفت. آنها تلاش کردند تا با سخنان خود از غضب آن حضرت بکاهند، اما سودی نداشت و حضرتش در پاسخ آنها فرمود: شما را به خدا آیا نشنیده‌اید که پیامبر خدا(ص) می‌گفت: خشنودی فاطمه خشنودی من و خشم او خشم من است و هر کس دخترم، فاطمه را دوست داشته باشد. مرا دوست داشته و هرکس او را به خشم آورد، مرا خشمگین ساخته است؟ گفتند: چرا، شنیده‌ایم که چنین سخنی گفته است. آن‌گاه حضرت(ع) دو دستش را به سوی آسمان بلند کرد و فرمود: من خدا و فرشتگان و پیامبرانش را گواه می‌گیرم که شما مرا به خشم آوردید و هنگامی که پیامبر خدا(ص) را ملاقات کنم، شکایت شما را به او خواهم کرد[۲۴۰].

روابط میان علی(ع) و فاطمه(س) در خصوص ماجرای سقیفه، نمونه بارزی از حمایت دو همسر از یکدیگر تعاون میان آنهاست[۲۴۱]. امام باقر(ع) می‌فرمایند: زنی نزد پیامبر(ص) آمد و از ایشان پرسید: «ای رسول خدا! حق شوهر بر زن چیست؟» فرمود: این است که او را فرمان برد و نافرمانی‌اش نکند و از اموال شوهرش جز با اجازه او بخشش نکند و خدا را از او منع نکند»[۲۴۲].

بنابراین مسئولیت حفظ و نگهداری خانواده به صورت مستقیم از دوش زن برداشته شده است، ولی وی باید با همکاری و همدلی با مدیر و نگاهبان خانواده، یعنی همسرش، در انجام این مسئولیت به او کمک کند.

۲. شوهرداری شایسته: همسر شایسته و باکمال، به محیط خانواده آرامش می‌بخشد و با عوامل اضطراب و نگرانی که ممکن است زندگی زناشویی او را به مخاطره اندازد، مبارزه می‌کند. او سختی‌های زندگی را در گفتار و عمل، آسان جلوه می‌دهد و به دلجویی از شوهرش می‌پردازد تا فقر و نداری، بی‌مسکنی و سختی‌های زندگی، او را از پا در نیاورد و برای مشکلات مادی اندوهگین نشود.

زن با انس و محبت و عطوفت سرشاری که خداوند به او بخشیده، شوهرش را سیراب می‌کند و احساس تنهایی او را به همدلی و اتحاد مبدل می‌سازد. با توجه به اهمیت این موضوع در اسلام، علی(ع) می‌فرمایند: «جهاد زن، خوب شوهرداری است»[۲۴۳]؛ زیرا سامان دادن به زندگی خانوادگی و دست و پنجه نرم کردن با مشکلات مادی و معنوی، کمتر از جهاد نیست.

حضرت فاطمه(س) در خانه علی(ع) با عشق و صفا و صمیمیت زندگی کرد و در آخرین لحظات زندگی، به شوهر وفادار خویش صادقانه اظهار داشت: «ای عموزاده! هیچ‌گاه دروغ و خیانتی در زندگی از من ندیدی و از وقتی که با من زندگی مشترک آغاز کردی، هرگز با دستورات تو مخالفت نکردم». علی(ع) نیز در جواب او فرمود: «پناه بر خدا [ای دختر پیامبر]! تو درباره خدا داناتر و نیکوتر و پرهیزکارتر و بزرگوارتر و هراسناک‌تر از آنی که بخواهم در مورد مخالفت با خود، تو را سرزنش و توبیخ کنم»[۲۴۴]. این گفت‌وگوی صادقانه، نشانه شوهرداری شایسته آن حضرت است.

امام صادق(ع) فرمود: هر زنی که شب بخوابد، در حالی که شوهرش بر او به حق خشمگین باشد، هیچ نمازی از او قبول نیست تا اینکه شوهرش از وی راضی گردد و هر زنی که خود را برای غیرشوهر خوش‌بو سازد، خداوند هیچ نمازی از او نپذیرد تا اینکه از بوی خوش غسل کند، همچنان که از جنابت غسل می‌کند[۲۴۵].

فاطمه زهرا(س) دلارام شوهرش بود؛ همواره امیرمؤمنان را تحسین و تشویق می‌کرد، فداکاری‌ها و شجاعت‌هایش را می‌ستود و به این وسیله او را دلگرم و برای مبارزه‌ای دیگر در میدان نبرد آماده می‌کرد و جراحت‌هایش را تسکین می‌داد. شوهرداری فاطمه(س) را از زبان علی(ع) بشنوید: «هرگاه به فاطمه می‌نگریستم، تمام غم و غصه‌هایم برطرف می‌شد»[۲۴۶].

بنابراین، بانوان در گفتار و رفتار خود همواره باید توجه داشته باشند که رضایت شوهر برای ایشان یک اصل است که سعادت آنها تا حد زیادی به آن بستگی دارد. لباس، خانه، اثاث و سایر اشیا اگر با خشم شوهر همراه باشد، بی‌ارزش و ناچیز است.

۳. برخورد نیکو: یکی از بارزترین صفات پسندیده برای زن که در سیره معصومین(ع) بدان توجه ویژه‌ای شده، خوش اخلاقی است. امیرمؤمنان علی(ع) متوجه شد که سه روز است در خانه چیزی برای خوردن وجود ندارد؛ پس از فاطمه(س) پرسید: «چرا به من نگفتی؟» حضرت با برخوردی مهرآمیز پاسخ داد: «پدرم مرا نهی کرده است از اینکه از تو چیزی بخواهم که نتوانی تهیه کنی و فرمود اگر همسرت چیزی به خانه آورد که هیچ، وگرنه از پسرعمویت چیزی مخواه»[۲۴۷].

همچنین سرور زنان دو عالم می‌فرمود: «من از خدایم شرم دارم که چیزی را بر تو تکلیف کنم که توانایی برآوردنش را نداری». این تنها نمونه‌ای از خوش‌اخلاقی و برخورد نیکوی فاطمه زهرا(س) در زندگی مشترک با علی(ع) بود.

ازدواج امام کاظم(ع) با تکتم مادر امام رضا(ع) یا همان نجمه، نمونه‌ای دیگر از برخورد نیکو در سیره ائمه(ع) است[۲۴۸]. (نجمه مادر امام رضا(ع) حضرت معصومه(س) است) حمیده مادر امام کاظم(ع) او را که کنیزی بود خریداری کرد. وی وقتی وارد خانه امام هفتم شد، در محضر درس و آموزش‌های مادر ایشان به کمالات عالی و علمی و معنوی رسید. گویا بعد از خریداری و تعلیم و تربیت وی، ایشان را به ازدواج فرزند خویش درآورد[۲۴۹].

ام اسحاق دختر طلحه بن عبدالله مادر فاطمه بنت الحسین(ع) است. این زن ابتدا همسر امام حسن(ع) بود که بعدها به امام حسین(ع) وصیت کرد که با ایشان وصلت برقرار نماید. رابطه او نیز با امام، همواره با محبت و علاقه میان آنها بود و برخورد نیکو موجب تداوم این مهر و علاقه می‌شد[۲۵۰]. رابطه‌ای که میان آنها منعقد شده بود، سرشار از محبت، آرامش و تعلق خاطر بود و این رابطه استحکام بالایی پیدا می‌کرد.

مسعودی در خصوص همسر امام هادی(ع) در کتاب اثبات الوصیة روایت می‌کند: سلیل یا حدیث، مادر امام حسن عسکری(ع) است[۲۵۱] که رابطه و اخلاقی نیکو با همسر خویش داشت و همواره در کنار همسر خویش آرامش را برای خانواده تأمین می‌کرد.

۴. استقبال گرم از شوهر: خانواده، کانون آرامش و راحتی است. مرد در بیرون از خانه، با انواع ناملایمات و سختی‌ها دست و پنجه نرم می‌کند و دوست دارد هنگام ورود به خانه، با چهره آرام و مهربان همسرش روبه‌رو شود و همسرش از او دلجویی کند. از سنت‌های بسیار نیکویی که در اسلام بدان سفارش شده است و در سیره خانوادگی ائمه(ع) نیز دیده می‌شود، استقبال گرم و مهرآمیز زن از شوهر خویش است.

رسول اکرم(ص) در این مورد فرموده‌اند: «وظیفه زن این است که در خانه به پیشواز شوهرش برود و به وی خوش‌آمد بگوید». همچنین می‌فرمایند: «مواظب باشید به شوهر خویش توهین و بی‌ادبی نکنید، ناسزا نگویید و با او برخورد نیکو و استقبالی گرم از او داشته باشید»[۲۵۲]. امام صادق(ع) نیز فرموده‌اند: «هر زنی که برای شوهرش احترام کند و آزارش نرساند، خوشبخت و سعادتمند خواهد بود»[۲۵۳].

۵. حفاظت از اموال شوهر: زن در محیط خانواده، امین اموال شوهر است و باید در حفظ آنها بکوشد؛ تصرفات او با اجازه و رضایت شوهرش باشد و بدون رضایت او حق ندارد چیزی به کسی ببخشد یا از آن اموال، برای کسی سوغات و چشم روشنی ببرد؛ حتی اگر برای خویشان خود و یا شوهرش باشد. رسول خدا(ص) می‌فرمایند: «زن، نگهبان و امانت‌دار اموال شوهر است و در این باره مسئولیت دارد»[۲۵۴].

۶. قناعت: کدبانوی خانه برای اینکه زندگی آرام و خوشی داشته باشد، باید به آنچه خدا روزی او کرده است، رضا دهد، زبان به اعتراض نگشاید و احساس ناکامی نکند. امام علی(ع) در تفسیر آیه ﴿فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً[۲۵۵] می‌فرمایند: «منظور از زندگی پاکیزه، زندگی با قناعت است»[۲۵۶]. در روایتی دیگر می‌فرماید: «خوشبخت‌ترین مردم در زندگی، کسی است که به آنچه خدا قسمت او کرده، رضا دهد»[۲۵۷].

۷. مصرف بهینه: منظور از مصرف بهینه در اینجا استفاده صحیح و و بجا از امکانات زندگی خانوادگی و نعمت‌های الهی، صرفه‌جویی و پرهیز از ریخت و پاش است. اسلام، همگان را به مصرف بهینه و بهره‌برداری درست از نعمت‌های الهی و امکانات زندگی دعوت کرده و از اسراف و تبذیر برحذر داشته است.

الگوی مصرف بهینه در اسلام عبارت است از رعایت حد اعتدال و میانه، دوری از اسراف و سخت‌گیری؛ چنان که خداوند در وصف بندگان شایسته خود می‌فرماید: ﴿وَالَّذِينَ إِذَا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَامًا[۲۵۸].

در روایتی آمده است که حضرت فاطمه(س) به حضرت علی(ع) فرمود: پیامبر به من فرمود: از پسر عمویت (حضرت علی(ع)) چیزی مخواه؛ اگر [چیزی] آورد که خوب است؛ و گرنه از او درخواست مکن (یعنی او را تحت فشار قرار نده)[۲۵۹].

ابان بن تغلب می‌گوید: امام صادق(ع) به من فرمود: آیا گمان می‌کنی وقتی خدا به کسی ثروت عطا کرده، برای احترام به او بوده یا به کسی که چیزی نداده، برای اهانت به او بوده است؟ نه، چنین نیست. مال، مال خداست و آن را به صورت امانت به کسی می‌سپارد و به او اجازه می‌دهد که به اعتدال از آنها بهره‌برداری کند، بیاشامد، لباس بپوشد، ازدواج کند، بر مرکب سوار شود و اضافه آن را به فقرا بدهد و نیازهای آنها را برطرف سازد. بنابراین هر کس این‌گونه رفتار کند، آنچه را از آن بهره گرفته همه بر او حلال است و اگر چنین نکرد، تمام بر او حرام است. سپس آیه ﴿وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ[۲۶۰] را تلاوت فرمود[۲۶۱].

۸. تدبیر منزل: خانواده یک نهاد اجتماعی است. در هر نهاد اجتماعی، کارها بر اساس همکاری و تعاون پیش می‌رود و اگر همه اعضا همکاری نکنند، آن نهاد دچار اختلال و آشفتگی خواهد شد. در اسلام، وظیفه مدیریت کلان خانواده بر عهده مرد و اداره امور داخلی خانه، بر عهده زن است.

مردها به حکم آنکه سرپرست خانواده‌اند، وظیفه دارند هزینه اداره خانواده و مخارج همسر و فرزندان را تأمین کنند. بنابراین، به طور معمول روزها در خارج از خانه به سر می‌برند. در این وضعیت، اگر زن کارهای خانه (پخت و پز، شستن لباس‌ها، ظروف و...) را انجام ندهد، امور خانواده مختل می‌گردد و به تدریج، شیرازه خانواده از هم می‌پاشد. از این رو، ضروری است که زن با انجام دادن کارهای داخل خانه و اداره امور داخلی خانواده، شوهر را در اداره خانواده یاری کند.

امام صادق(ع) از پدر بزرگوار خود نقل می‌کند که فرمود: «علی(ع) و فاطمه(س) از پیامبر(ص) درخواست کردند که کارهای خانه را میان آنها تقسیم کند. ایشان کارهای داخل خانه را به فاطمه(س) و کارهای بیرون خانه را به علی(ع) واگذار کرد. حضرت فاطمه(س) پس از این قضاوت پیامبر(ص) فرمود: کسی جز خدا نمی‌داند از اینکه پیامبر(ص) مرا از رنج معاشرت با مردان معاف داشت، چقدر خوشحال شدم»[۲۶۲].

هر چند کار در خانه برای زن از نظر قانونی لازم نیست، برای اداره هرچه بهتر خانه و کمک‌رسانی به شوهر در مدیریت خانواده، امری بسیار مهم و حیاتی است و اگر زن از انجام آنها سر باز زند، مرد در اداره مطلوب خانواده ناتوان خواهد بود. از این رو، از یک سو صلاح زن نیز در آن است که کارهای درون خانه را انجام دهد و خود را در اداره خانواده سهیم کند؛ از سوی دیگر، اخلاق اسلامی حکم می‌کند که مرد، به همسر خود در انجام کارهای خانه و وظایف مربوط به مدیریت داخل منزل کمک کند.

۹. آرامش بخشیدن: نظام خانواده در اسلام متناسب با روحیات زن و مرد برنامه‌ریزی شده است. یکی از وظایف مهم بانوان، تأمین عواطف و مهیا کردن فضای آرام و باصفا در میان خانواده است. بانوان به لحاظ لطافت روحی که دارند، مسئول تنظیم آرامش و صفای درون خانواده هستند. در این خصوص، از مولای متقیان، علی(ع) نقل شده است که می‌فرمود: «هرگاه به خانه می‌آمدم و به فاطمه(س) نگاه می‌کردم، تمام غم و غصه‌ام برطرف می‌شد»[۲۶۳].

روایتی دیگر، در همین خصوص مبنی بر شادی‌آفرین بودن زن، از مولا امام علی(ع) نقل شده است: «زن گل است و باید همچون گل، شادی‌آفرین باشد»[۲۶۴]. مادر امام حسن عسکری(ع) کنیزی بود که سوسن خوانده می‌شد. ایشان نیز همواره اخلاقی نیکو و رابطه‌ای پسندیده در خانه داشتند که موجب ایجاد آرامش روحی در خانواده بودند[۲۶۵].[۲۶۶]

منابع

پانویس

  1. «و از نشانه‌های او این است که از خودتان همسرانی برایتان آفرید تا کنار آنان آرامش یابید و میان شما دلبستگی پایدار و مهر پدید آورد؛ بی‌گمان در این، نشانه‌هایی است برای گروهی که می‌اندیشند» سوره روم، آیه ۲۱.
  2. المفردات، ص۵۱۶.
  3. المفردات، ص۱۹۱.
  4. الکافی، ج۵، ص۳۲۰.
  5. الجعفریات، ص٩٠.
  6. السرائر، ج۳، ص۶۳۶.
  7. الجامع الصغیر، ج۱، ص۳۰۲؛ کنز العمال، ج۱۶، ص۲۷۶؛ نهج الفصاحه، ص۲۷۹۸.
  8. تنبیه الخواطر، ج۲، ص۱۲۱؛ میزان الحکمه، ج۵، ص۱۰۱.
  9. فقه الرضا، ص۲۳۴.
  10. تحف العقول، ص۳۲۳؛ بحار الأنوار، ج۷۸، ص۲۳۷.
  11. ولی‌زاده، حامد، سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت، ص ۵۱
  12. الکافی، ج۵، ص۵۶۹، ح۵۹.
  13. نهج البلاغه (صبحی صالح)، ص۴۳۴.
  14. مجمع الزوائد، ج۸، ص۵۶؛ سبل الهدی والرشاد، ج۹، ص۳۵۸.
  15. کنز العمال، ج۱۲، ص۱۳۶.
  16. کنز العمال، ج۱۵، ص۲۱۳.
  17. غررالحکم و درالکلم، ص۱۵۸.
  18. المحاسن، ج۲، ص۳۸۷.
  19. المحاسن، ج۱، ص۱۵، ح۴۱.
  20. امالی الصدوق، ص۱۲.
  21. تحف العقول، ص۲۱۶.
  22. روضة الواعظین، ج۱، ص۱۵۰؛ بحار الأنوار، ج۴۳، ص۱۹۱.
  23. روضة الواعظین، ج۱، ص۱۵۱.
  24. کشف الغمه، ج۱، ص۳۲۸؛ العمده، ص۱۶۹.
  25. کشف الغمه، ج۱، ص۳۶۰؛ بحار الأنوار، ج۴۳، ص۱۳۰.
  26. من لا یحضر الفقیه، ج۳، ص۳۸۹.
  27. کشف الغمه، ج۱، ص۳۶۲؛ بحار، ج۴۳، ص۱۳۳.
  28. الإرشاد للمفید، ج۱، ص۱۱۴.
  29. «أَنَّ الْإِمَامَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ(ع) كَانَ ذَاتَ يَوْمٍ هُوَ وَ زَوْجَتُهُ فَاطِمَةُ(ع) يَأْكُلَانِ تَمْراً فِي الصَّحْرَاءِ إِذْ تَدَاعَيَا بَيْنَهُمَا بِالْكَلَامِ فَقَالَ عَلِيٌّ(ع) يَا فَاطِمَةُ إِنَّ النَّبِيَّ(ص) يُحِبُّنِي أَكْثَرَ مِنْكِ فَقَالَتْ وَا عَجَبَا مِنْكَ يُحِبُّكَ أَكْثَرَ مِنِّي وَ أَنَا ثَمَرَةُ فُؤَادِهِ وَ عُضْوٌ مِنْ أَعْضَائِهِ وَ غُصْنٌ مِنْ أَغْصَانِهِ وَ لَيْسَ لَهُ وَلَدٌ غَيْرِي فَقَالَ لَهَا عَلِيٌّ(ع) يَا فَاطِمَةُ إِنْ لَمْ تُصَدِّقِينِي فَامْضِي بِنَا إِلَى أَبِيكِ مُحَمَّدٍ(ص) قَالَ فَمَضَيْنَا إِلَى حَضْرَتِهِ صفَتَقَدَّمَتْ وَ قَالَتْ يَا رَسُولَ اللَّهِ(ص) أَيُّنَا أَحَبُّ إِلَيْكَ أَنَا أَمْ عَلِيٌّ(ع) قَالَ النَّبِيُّ(ص) أَنْتَ أَحَبُّ إِلَيَّ وَ عَلِيٌّ أَعَزُّ عَلَيَّ مِنْكَ»؛ الفضائل، ص۸۰.
  30. کنز العمال، ج۶، ص۴۲۵؛ مسند احمد بن حنبل، ج۴، ص۱۲۸.
  31. ارشاد القلوب، ج۱، ص۱۷۵؛ وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۱۷۲.
  32. سبل الهدی والرشاد، ج۳، ص۲۷۵.
  33. الکافی، ج۴، ص۱۲.
  34. «جَاءَ عُثْمَانُ بْنُ مَظْعُونٍ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ(ص) فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِلَی أَنْ قَالَ وَ هَمَمْتُ أَنْ أُحَرِّمَ خَوْلَةَ عَلَى نَفْسِي يَعْنِي امْرَأَتَهُ قَالَ لَا تَفْعَلْ يَا عُثْمَانُ فَإِنَّ الْعَبْدَ الْمُؤْمِنَ إِذَا اتَّخَذَ بِيَدِ زَوْجَتِهِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَشْرَ حَسَنَاتٍ وَ مَحَا عَنْهُ عَشْرَ سَيِّئَاتٍ فَإِنْ قَبَّلَهَا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ مِائَةَ حَسَنَةٍ وَ مَحَا عَنْهُ مِائَةَ سَيِّئَةٍ فَإِنْ أَلَمَّ بِهَا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ أَلْفَ حَسَنَةٍ وَ مَحَا عَنْهُ أَلْفَ سَيِّئَةٍ وَ حَضَرَتْهُمَا الْمَلَائِكَةُ وَ إِذَا اغْتَسَلَا لَمْ يَمُرَّ الْمَاءُ عَلَى شَعْرَةٍ مِنْ كُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا إِلَّا كَتَبَ اللَّهُ لَهُمَا حَسَنَةً وَ مَحَا عَنْهُمَا سَيِّئَةً»؛ دعائم الاسلام، ج۲، ص۱۹۰، ح۶۸۸؛ عوالی اللآلی، ج۳، ص۲۹۱.
  35. ولی‌زاده، حامد، سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت، ص ۵۱-۵۸
  36. «با آنان شایسته رفتار کنید و اگر ایشان را نمی‌پسندید (بدانید) بسا چیزی را ناپسند می‌دارید و خداوند در آن خیری بسیار نهاده است» سوره نساء، آیه ۱۹.
  37. الکافی، ج۵، ص۵۰۲.
  38. مکارم الأخلاق، ص۲۰۵.
  39. عیون الاخبار، ج۲، ص۳۸.
  40. الکافی، ج۸، ص۲۱۹.
  41. «به راستی با دشواری، آسانی همراه است، * به راستی با دشواری، آسانی همراه است» سوره انشراح، آیه ۶-۵.
  42. طلاق، آیه ۲-۱.
  43. «... بسا چیزی را ناپسند می‌دارید و خداوند در آن خیری بسیار نهاده است» سوره نساء، آیه ۱۹.
  44. تفسیر نمونه، ج۳، ص۳۲۱-۳۲۰.
  45. نوادر الراوندی، ص۱۱.
  46. جامع الصغیر، ج۱، ص۶۳۰؛ کنز العمال، ج۱۶، ص۲۹۷.
  47. الکافی، ج۵، ص۳۲۵.
  48. بحارالأنوار، ج۴۳، ص۱۳۴؛ کشف الغمه، ج۱، ص۳۶۲.
  49. کنزالعمال، ج۷، ص۲۲۲.
  50. فیض القدیر، ج۵، ص۱۲۶.
  51. ر.ک: سبل الهدی والرشاد، ج۱۱، ص۱۵۴.
  52. امتاع الاسماع، ج۲، ص۲۳۶.
  53. بحار الأنوار، ج۴۳، ص۳۱.
  54. ولی‌زاده، حامد، سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت، ص ۶۲
  55. اربلی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، ج۲، ص۲۰۷.
  56. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۱، ص۵۴۱.
  57. موسوی، الکوثر فی احوال فاطمة بنت النبی الاطهر، ج۴، ص۳۳.
  58. مجلسی، بحارالانوار، ج۴۱، ص۵۴.
  59. سلمانی گواری، ابوالفضل، سیره خانوادگی ائمه معصوم، ص ۵۵.
  60. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۱، ص۲۶۶.
  61. نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۳، ص۲۰۷.
  62. ﴿وَآتُوا النِّسَاءَ صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيْءٍ مِنْهُ نَفْسًا فَكُلُوهُ هَنِيئًا مَرِيئًا «و کابین زنان را با خشنودی به آنان بپردازید و اگر با خوشدلی چیزی از آن را به شما بخشیدند نوش و گوارا بخورید» سوره نساء، آیه ۴.
  63. مکارم شیرازی، شیوه همسری در خانواده نمونه، ص۵۰.
  64. مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۱۲.
  65. طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۳۵۶.
  66. سلمانی گواری، ابوالفضل، سیره خانوادگی ائمه معصوم، ص ۵۶.
  67. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۲۴۶.
  68. امین عاملی، سیره معصومان، ترجمه: علی حجتی کرمانی، ج۵، ص۲۶۶.
  69. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۵، ص۳۲.
  70. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۷۳.
  71. کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۰۰.
  72. طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۲۳۹.
  73. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۲۱۵.
  74. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۸۷.
  75. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۰۰.
  76. طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۸۰.
  77. سلمانی گواری، ابوالفضل، سیره خانوادگی ائمه معصوم، ص ۵۷.
  78. غررالحکم، ص۴۸۰؛ عیون الحکم والمواعظ، ص٢٢٣.
  79. نهج البلاغه، خطبه ۱۶۷.
  80. «و زنان را بر مردان، حقّ شایسته‌ای است» سوره بقره، آیه ۲۲۸.
  81. «أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ النِّسَاءَ عِنْدَكُمْ عَوَانٍ لَا يَمْلِكْنَ لِأَنْفُسِهِنَّ ضَرّاً وَ لَا نَفْعاً أَخَذْتُمُوهُنَّ بِأَمَانَةِ اللَّهِ وَ اسْتَحْلَلْتُمْ فُرُوجَهُنَّ بِكَلِمَاتِ اللَّهِ فَلَكُمْ عَلَيْهِنَّ حَقٌّ وَ لَهُنَّ َّ عَلَيْكُمْ حَقٌّ»؛ بحارالأنوار، ج۲۱، ص۳۸۱.
  82. قرب الاسناد، ص۵۶؛ وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۳۴۴.
  83. الفقیه؛ ج۳، ص۵۵۵؛ وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۱۷۱.
  84. الکافی، ج۵، ص۹.
  85. الکافی، ج۴، ص۱۲.
  86. «مردان سرپرست زنانند بدان روی که خداوند برخی از آنان را بر برخی دیگر برتری داده است و برای آنکه مردان از دارایی‌های خویش می‌بخشند» سوره نساء، آیه ۳۴.
  87. کنز العمال، ج۱۶، ص۲۸۲.
  88. کنز العمال، ج۶، ص۴۱۵.
  89. الکافی، ج۴، ص۱۲.
  90. الکافی، ج۸، ص۶۹.
  91. الکافی، ج۴، ص۱۱.
  92. مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص۱۶۲.
  93. الکافی، ج۵، ص۵۶۴.
  94. الکافی، ج۵، ص۷۴.
  95. کشف الغمه، ج۱، ص۱۷۵.
  96. مناقب، ج۲، ص۱۰۴.
  97. الکافی، ج۵، ص۷۴.
  98. الکافی، ج۵، ص۷۶.
  99. بحار، ج۴۳، ص۱۱۷.
  100. ولی‌زاده، حامد، سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت، ص ۷۰
  101. مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص۱۷۱.
  102. الکافی، ج۵، ص۵۶۹.
  103. الکافی، ج۵، ص۳۲۶.
  104. تحف العقول، ص۳۲۲؛ بحار الأنوار، ج۷۵، ص۲۳۵.
  105. مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص۱۷۲.
  106. «دَخَلَ قَوْمٌ عَلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ(ع) فَقَالُوا يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ نَرَى فِي مَنْزِلِكَ أَشْيَاءَ نَكْرَهُهَا وَ إِذَا فِي مَنْزِلِهِ بُسُطٌ وَ نَمَارِقُ فَقَالَ(ع) إِنَّا نَتَزَوَّجُ النِّسَاءَ فَنُعْطِيهِنَّ مُهُورَهُنَّ فَيَشْتَرِينَ مَا شِئْنَ لَيْسَ لَنَا مِنْهُ شَيْ‌ءٌ»؛ الکافی، ج۶، ص۴۷۶.
  107. کنزالعمال، ج۱۶، ص۳۷۱.
  108. فرهنگ معین، ج۱، ص۱۱۲۶.
  109. الفقیه، ج۲، ص۶۲۱؛ مصطفی دلشاد تهرانی، سیره نبوی، دفتر چهارم، ص۲۰۴-۲۰۲ و ۲۵۰-۲۴۷.
  110. تحف العقول، ص۵۶.
  111. مستدرک الوسائل، ج۳، ص۲۵۲؛ بحار، ج۴۶، ص۱۰۲.
  112. ولی‌زاده، حامد، سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت، ص ۷۴
  113. الکافی، ج۶، ص۴۴۰، ح۱۴.
  114. تفسیر العیاشی، ج۲، ص۱۵؛ کافی، ج۲، ص۴۴۲، ح۷.
  115. کافی، ج۵، ص۵۰۹، ح۲.
  116. الکافی، ج۶، ص۴۷۵، ح۸.
  117. الکافی، ج۶، ص۴۴۷، ح۵.
  118. کافی، ج۶، ص۴۵۳، ح۳.
  119. کافی، ج۶، ص۴۸۹، ح۶.
  120. الکافی، ج۶، ص۴۹۴، ح۸.
  121. مکارم الأخلاق، ص۸۰.
  122. مکارم الأخلاق؛ ص۸۱.
  123. «مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ(ع) وَ قَدِ اخْتَضَبَ بِالسَّوَادِ فَقُلْتُ أَرَاكَ قَدِ اخْتَضَبْتَ بِالسَّوَادِ فَقَالَ إِنَّ فِي الْخِضَابِ أَجْراً وَ الْخِضَابُ وَ التَّهْيِئَةُ مِمَّا يَزِيدُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي عِفَّةِ النِّسَاءِ وَ لَقَدْ تَرَكَ النِّسَاءُ الْعِفَّةَ بِتَرْكِ أَزْوَاجِهِنَّ لَهُنَّ التَّهْيِئَةَ قَالَ قُلْتُ بَلَغَنَا أَنَّ الْحِنَّاءَ يَزِيدُ فِي الشَّيْبِ قَالَ أَيُّ شَيْ‌ءٍ يَزِيدُ فِي الشَّيْبِ الشَّيْبُ يَزِيدُ فِي كُلِّ يَوْمٍ‌»؛ کافی، ج۵، ص۴۸۰، ح۱.
  124. الکافی، ج۶، ص۴۸۰، ح۳.
  125. الکافی، ج۶، ص۴۸۳، ح۴.
  126. الکافی، ج۶، ص۲۸۰، ح۲.
  127. الکافی، ج۶، ص۴۴۸، ح۹.
  128. ورس، گیاهی کوچک است که در یمن می‌روید.
  129. مکارم الأخلاق، ص۳۴؛ بحار، ج۱۶، ص۲۴۸.
  130. الکافی، ج۶، ص۵۱۵.
  131. الکافی، ج۶، ص۴۸۹.
  132. الکافی، ج۶، ص۵۱۱، ح۹.
  133. دلائل الامامه، ص۲۶.
  134. بحار، ج۴۳، ص۹۵ و ۱۱۴.
  135. بحار الانوار، ج۴۳، ص۹۵، ح۱۰.
  136. بحار الانوار، ج۶، ص۴۹۱، ح۱۵.
  137. «رَسُولُ اللَّهِ(ص) مَنْ كانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَلَا يَتْرُكْ عَانَتَهُ فَوْقَ أَرْبَعِينَ يَوْماً وَ لَا يَحِلُّ لِامْرَأَةٍ تُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ أَنْ تَدَعَ ذَلِكَ مِنْهَا فَوْقَ عِشْرِينَ يَوْماً» (الکافی، ج۶، ص۵۰۶).
  138. «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: السُّنَّةُ فِي النُّورَةِ فِي كُلِّ خَمْسَةَ عَشَرَ يَوْماً فَإِنْ أَتَتْ عَلَيْكَ عِشْرُونَ يَوْماً وَ لَيْسَ عِنْدَكَ فَاسْتَقْرِضْ عَلَى اللَّهِ» (الکافی، ج۶، ص۵۰۶).
  139. ولی‌زاده، حامد، سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت، ص ۷۸-۹۰
  140. «إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) دَخَلَ بَيْتَ أُمِّ سَلَمَةَ فَشَمَّ رِيحاً طَيِّبَةً فَقَالَ أَتَتْكُمُ الْحَوْلَاءُ فَقَالَتْ هُوَ ذَا هِيَ تَشْكُو زَوْجَهَا فَخَرَجَتْ عَلَيْهِ الْحَوْلَاءُ فَقَالَتْ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي إِنَّ زَوْجِي عَنِّي مُعْرِضٌ فَقَالَ زِيدِيهِ يَا حَوْلَاءُ قَالَتْ مَا أَتْرُكُ شَيْئاً طَيِّباً مِمَّا أَتَطَيَّبُ لَهُ بِهِ وَ هُوَ عَنِّي مُعْرِضٌ فَقَالَ أَمَا لَوْ يَدْرِي مَا لَهُ بِإِقْبَالِهِ عَلَيْكِ قَالَتْ وَ مَا لَهُ بِإِقْبَالِهِ عَلَيَّ فَقَالَ أَمَا إِنَّهُ إِذَا أَقْبَلَ اكْتَنَفَهُ مَلَكَانِ فَكَانَ كَالشَّاهِرِ سَيْفَهُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَإِذَا هُوَ جَامَعَ تَحَاتُّ عَنْهُ الذُّنُوبُ كَمَا يَتَحَاتُّ وَرَقُ الشَّجَرِ فَإِذَا هُوَ اغْتَسَلَ انْسَلَخَ مِنَ الذُّنُوبِ»؛ الکافی، ج۵، ص۴۹۶، ح۴.
  141. «إِنَّ ثَلَاثَ نِسْوَةٍ أَتَيْنَ رَسُولَ اللَّهِ صفَقَالَتْ إِحْدَاهُنَّ إِنَّ زَوْجِي لَا يَأْكُلُ اللَّحْمَ وَ قَالَتِ الْأُخْرَى إِنَّ زَوْجِي لَا يَشَمُّ الطِّيبَ وَ قَالَتِ الْأُخْرَى إِنَّ زَوْجِي لَا يَقْرَبُ النِّسَاءَ فَخَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) يَجُرُّ رِدَاءَهُ حَتَّى صَعِدَ الْمِنْبَرَ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ مَا بَالُ أَقْوَامٍ مِنْ أَصْحَابِي لَا يَأْكُلُونَ اللَّحْمَ وَ لَا يَشَمُّونَ الطِّيبَ وَ لَا يَأْتُونَ النِّسَاءَ أَمَا إِنِّي آكُلُ اللَّحْمَ وَ أَشَمُّ الطِّيبَ وَ آتِي النِّسَاءَ فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِي فَلَيْسَ مِنِّي»؛ الکافی، ج۵، ص۴۹۶، ح۵.
  142. «كَانَ تَعَبَّدَ وَ تَرَكَ النِّسَاءَ وَ الطِّيبَ وَ الطَّعَامَ فَكَتَبَ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) يَسْأَلُهُ عَنْ ذَلِكَ فَكَتَبَ إِلَيْهِ أَمَّا قَوْلُكَ فِي النِّسَاءِ فَقَدْ عَلِمْتَ مَا كَانَ لِرَسُولِ اللَّهِ(ص) مِنَ النِّسَاءِ وَ أَمَّا قَوْلُكَ فِي الطَّعَامِ فَكَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) يَأْكُلُ اللَّحْمَ وَ الْعَسَلَ»؛ الکافی، ج۵، ص۳۲۰، ح۴.
  143. الکافی، ج۵، ص۵۰، ح۱۳.
  144. الکافی، ج۵، ص۳۲۴، ح۲.
  145. الکافی، ج۵، ص۵۰۷، ح۴.
  146. الفقیه، ج۳، ص۵۵۹، ح۴۹۱۹.
  147. ولی‌زاده، حامد، سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت، ص ۹۰-۹۵
  148. سلمانی گواری، ابوالفضل، سیره خانوادگی ائمه معصوم، ص ۱۷۲.
  149. روم/ ۲۱.
  150. ابن ابی الدنیا، بی‌تا، ص۱۳۷.
  151. جمعی از نویسندگان، فرهنگ جامع سخنان امام حسین(ع)، ج۶، ص۳۷۷.
  152. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۹.
  153. «و از نشانه‌های او این است که از خودتان همسرانی برایتان آفرید تا کنار آنان آرامش یابید و میان شما دلبستگی پایدار و مهر پدید آورد؛ بی‌گمان در این، نشانه‌هایی است برای گروهی که می‌اندیشند» سوره روم، آیه ۲۱.
  154. ابن شعبه حرانی، تحف العقول من آل الرسول، ص۴۵.
  155. ابن شعبه حرانی، تحف العقول من آل الرسول، ص۱۴.
  156. برقی، المحاسن، ج۱، ص۸.
  157. طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۲۱۷.
  158. ابن ابی ثلج، تاریخ اهل البیت، ص۱۲۳؛ مسعودی، اثبات الوصیة، ص۳۸۰ – ۳۷۸؛ طبرسی، تاج الموالید، ص۹۹.
  159. بنیاد پژوهش‌های اسلامی، امام علی بن موسی الرضا(ع)، زندگانی و سیره، ص۵۵.
  160. نعمان مغربی، دعائم الإسلام، ج۱، ص۱۲۳.
  161. نعمان مغربی، دعائم الإسلام، ج۲، ص۲۱۰.
  162. ابن شعبه حرانی، تحف العقول من آل الرسول، ص۱۱۱.
  163. کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۶۷.
  164. طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۹۷.
  165. کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۰۹ – ۵۰۸.
  166. کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۰۹ – ۵۰۸.
  167. طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۸۹.
  168. کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۱۵.
  169. کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۸۸.
  170. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۱۶.
  171. طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۲۴۷.
  172. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۸۳.
  173. اربلی، کشف الغمة فی معرفة الائمة، ج۲، ص۸۲۵.
  174. ابن شعبه حرانی، تحف العقول عن آل الرسول، ص۴۲۲.
  175. عطاردی، مسند امام رضا(ع)، ج۱، ص۳۹.
  176. مجلسی، بحارالأنوار، ج۷۶، ص۹۷.
  177. مجلسی، بحارالأنوار، ج۷۷، ص۹۷.
  178. متقی هندی، کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، ج۳، ص۵۲ – ۵۱.
  179. طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۲۱۴-۲۱۳.
  180. صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۴۴۱؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۲۰-۱۲۱.
  181. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۱۷۰.
  182. «و با آنان شایسته رفتار کنید» سوره نساء، آیه ۱۹.
  183. اربلی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، ج۱، ص۳۶۳؛ رشاد، دانشنامه امام علی(ع)، ج۱۰، ص۲۵.
  184. زید بن علی، مسند زید بن علی، ص۴۷۶.
  185. صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۴۴۴ و ۵۵۶.
  186. ملبوبی، الوقایع و الحوادث، ج۳، ص۸۶.
  187. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۲۳.
  188. مجلسی، بحار الانوار، ج۴۸، ص۲۷۹.
  189. «و به راستی ما فرزندان آدم را ارجمند داشته‌ایم و آنان را در خشکی و دریا (بر مرکب) سوار کرده‌ایم و به آنان از چیزهای پاکیزه روزی داده‌ایم و آنان را بر بسیاری از آنچه آفریده‌ایم، نیک برتری بخشیده‌ایم» سوره اسراء، آیه ۷۰.
  190. حمیری قمی، ۱۴۱۳، ص۷۰.
  191. متقی هندی، کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، ج۶، ص۳۷۱.
  192. طبرانی، المعجم الأوسط، ج۵، ص۳۲۸.
  193. ملبوبی، الوقائع و الحوادث، ج۳، ص۸۴؛ طبرسی، اعلام الوری باعلام الهدی، ج۲، ص۳۹۳.
  194. مجلسی، بحارالأنوار ج۴۳، ص۵۱؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۲۲؛ رشاد، دانشنامه امام علی(ع)، ج۱۰، ص۲۵؛ ربیعی، علی مظلوم تاریخ، بیست و پنج سال سکوت، پنج سال حکومت، ص۱۷۶.
  195. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۸.
  196. صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۵۵۶.
  197. کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۲۸.
  198. دشتی، امام علی(ع) و مدیریت اسلامی، ص۷۶.
  199. دشتی، امام علی(ع) و مدیریت اسلامی، ص۷۷.
  200. رشاد، دانشنامه امام علی(ع)، ج۱۰، ص۲۴.
  201. کلینی، الکافی، ج۲، ص۶۴۴.
  202. سیوطی، تاریخ الخلفا، ص۱۸۹.
  203. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۱۴.
  204. ملبوبی، الوقائع و الحوادث، ج۳، ص۸۵؛ سماوی، ابصار العین فی انصار الحسین(ع)، ص۶۷؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۴۵، ص۴۷.
  205. طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۲۴۱.
  206. مجلسی، بحارالانوار، ج۲۳، ص۱۱۷.
  207. مجلسی، بحارالانوار، ج۴۶، ص۶۷؛ راوندی، جلوه‌های اعجاز معصومین(ع)، ص۶۰۶.
  208. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۶۷.
  209. ابن شعبه حرانی، تحف العقول عن آل الرسول، ص۴۶۶.
  210. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۸، ص۳۳۷.
  211. عطاردی، مسند امام کاظم(ع)، ج۲، ص۴۲.
  212. شریف قرشی، تحلیلی از زندگانی امام هادی(ع)، ص۵۹.
  213. راوندی، جلوه‌های اعجاز معصومین(ع)، ص۳۰۸؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج۵۰، ص۴۸.
  214. سلمانی گواری، ابوالفضل، سیره خانوادگی ائمه معصوم، ص ۱۷۲-۱۹۲.
  215. «مردان سرپرست زنانند» سوره نساء، آیه ۳۴.
  216. طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۲۳۱.
  217. ابن شعبه حرانی، تحف العقول عن آل الرسول، ص۳۰۷.
  218. نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص۵۴.
  219. کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۷۶.
  220. حلی، المستجاد من کتاب الارشاد، ص۲۰۳.
  221. خوانساری، دایرة المعارف تشیع، ص۲۸۵.
  222. مجلسی، بحار الانوار، ج۴۸، ص۱۱۵.
  223. «و هرگز نمی‌توانید میان زنان (خود) دادگری کنید هر چند (به آن) آزمند باشید پس، (از یکی) یکسره رو مگردانید که او را سرگردان واگذارید و اگر (میان خود و او را) سازش دهید و پرهیزگاری ورزید بی‌گمان خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۱۲۹.
  224. «و اگر می‌هراسید که در مورد یتیمان دادگری نکنید (با آنان ازدواج نکنید و) از زنانی که می‌پسندید، دو دو، و سه سه، و چهار چهار همسر گیرید و اگر بیم دارید که داد نورزید یک زن را و یا کنیز خود را (به همسری گزینید)؛ این کار به آنکه ستم نورزید نزدیک‌تر است» سوره نساء، آیه ۳.
  225. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۱۰۱.
  226. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۱۰۲.
  227. صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۴۴۳.
  228. طبرسی، تاج الموالید، ص۹۲؛ ابن طولون، الائمة اثنی عشر، ص۸۶؛ حسینی عاملی، التتمة فی التواریخ الائمة، ص۹۵.
  229. حسینی عاملی، التتمة فی التواریخ الائمه، ص۹۵.
  230. رشاد، دانشنامه امام علی(ع)، ج۱۰، ص۲۶.
  231. میرعظیمی، حقوق والدین، ص۱۶۹.
  232. دشتی، امام علی(ع) و مدیریت اسلامی، ص۸۲ – ۸۱.
  233. امین عاملی، سیره معصومان، ترجمه: علی حجتی کرمانی، ج۶، ص۸۳.
  234. سلمانی گواری، ابوالفضل، سیره خانوادگی ائمه معصوم، ص ۱۹۲-۲۰۰.
  235. «مردان سرپرست زنانند بدان روی که خداوند برخی از آنان را بر برخی دیگر برتری داده است و برای آنکه مردان از دارایی‌های خویش می‌بخشند؛ پس زنان نکوکردار، فرمانبردارند؛ در برابر آنچه خداوند (از حقوق آنان) پاس داشته است در نبود شوهر پاس (وی) می‌دارند و آن زنان را که از نافرمانیشان بیم دارید (نخست) پندشان دهید و (اگر تأثیر نکرد) در خوابگاه‌ها از آنان دوری گزینید و (باز اگر تأثیر نکرد) بزنیدشان آنگاه اگر فرمانبردار شما شدند دیگر به زیان آنان راهی مجویید که خداوند فرازمندی بزرگ است» سوره نساء، آیه ۳۴.
  236. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۳۴۳.
  237. مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۳۰.
  238. مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۳۴.
  239. «و اگر در تو کوشیدند تا چیزی را که دانشی درباره آن نداری شریک من سازی، از آن دو فرمان نبر!» سوره عنکبوت، آیه ۸.
  240. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۲؛ صدوق، علل الشرایع، ج۱، ص۱۸۶؛ ربیعی، علی مظلوم تاریخ؛ بیست و پنج سال سکوت، پنج سال حکومت، ص۴۳.
  241. ربیعی، علی مظلوم تاریخ؛ بیست و پنج سال سکوت، پنج سال حکومت، ص۳۷.
  242. کلینی، الکافی، ج۵۰۸، حر عاملی، وسائل الشیعه ج۷، ص۲۹۳.
  243. مجلسی، بحارالانوار، ج۳، ص۲۵۳؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۲۶ - ۱۱۶.
  244. خوارزمی، المناقب، ص۳۵۴.
  245. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۱۳.
  246. مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳، ج۴۳، ص۱۳۴.
  247. مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳، ج۶، ص۳۱.
  248. مسعودی، اثبات الوصیه، ۳۸۲ – ۳۸۰.
  249. شوشتری، احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج۱۲، ص۳۵۰.
  250. شوشتری، احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج۱۲، ص۴۷۱.
  251. مسعودی، اثبات الوصیة، ص۲۴۴؛ شوشتری، احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج۲۹، ص۷۰.
  252. نوری، مستدرک الوسائل، ج۳، ص۵۵۱.
  253. مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۰۳، ص۲۵۳.
  254. نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص۲۴۸.
  255. «بی‌گمان آنان را با زندگانی پاکیزه‌ای زنده می‌داریم» سوره نحل، آیه ۹۷.
  256. رضی، شرح نهج البلاغه، حکمت ۲۲۹.
  257. خوانساری، شرح غررالحکم و دررالکلم، ج۲، ص۴۹۱.
  258. «و آنان که چون بخشش کنند نه گزافکاری می‌کنند و نه تنگ می‌گیرند و (بخشش آنها) میانگینی میان این دو، است» سوره فرقان، آیه ۶۷.
  259. مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۳۱.
  260. «و گزافکاری نکنید که او گزافکاران را دوست نمی‌دارد» سوره انعام، آیه ۱۴۱.
  261. نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۵، ص۲۷۰.
  262. مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۸۱.
  263. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۹.
  264. صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۵۵۶.
  265. ابن ابی ثلج، تاریخ اهل بیت، ص۱۲۳؛ امین عاملی، سیره معصومان، ۱۳۷۶، ج۶، ص۲۴۸.
  266. سلمانی گواری، ابوالفضل، سیره خانوادگی ائمه معصوم، ص ۲۰۰-۲۱۳.