بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: خنثیسازی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۵۹: | خط ۵۹: | ||
##'''اقسام [[عدالت]] [[رفتاری]] به ملاحظه عامل ایجابکننده''': عاملی که [[عدالت]] را موجب میشود و [[انسان]] را به [[اجرای عدالت]] ملزم میکند گاهی در [[درون انسان]] قرار دارد و گاهی در بیرون از وجود [[انسان]]. قسم اول [[عدالت]] خودخواسته و اختیاری نامیده میشود و قسم دوم [[عدالت]] تحمیلی. | ##'''اقسام [[عدالت]] [[رفتاری]] به ملاحظه عامل ایجابکننده''': عاملی که [[عدالت]] را موجب میشود و [[انسان]] را به [[اجرای عدالت]] ملزم میکند گاهی در [[درون انسان]] قرار دارد و گاهی در بیرون از وجود [[انسان]]. قسم اول [[عدالت]] خودخواسته و اختیاری نامیده میشود و قسم دوم [[عدالت]] تحمیلی. | ||
### [[عدالت اختیاری]]: [[عدالت]] اختیاری به [[رفتار]] عادلانهای گفته میشود که بدون [[تحمیل]] و فشار خارجی با [[انگیزه]] و سائقه درونی صورت گیرد. در [[جوامع انسانی]] فراوانند کسانی که بدون توجه به عوامل خارجی، [[حقوق]] دیگران را ادا و حدود الاهی را مراعات میکنند، [[امانت]] را بر میگردانند، دیون خود را به هنگام ادا میکنند، با دست و زبان کسی را نمیآزارند، با هرکه [[معاشرت]] کنند، اگر [[یار]] شاطر نباشند، بار خاطر نمیشوند، مطابق [[شریعت]] [[معامله]] میکنند و مطابق [[فرمان]] الاهی، [[عبادت]]؛ به [[حق]] [[قضاوت]] میکنند، به [[راستی]] [[شهادت]] میدهند و... به اینگونه رفتارها که چون جوشش چشمه از [[درون انسان]] سرچشمه میگیرند، [[عدالت]] اختیاری یا درونخیز میگوییم. [[رفتار عادلانه]] درونخیز حامل سه خبر از درون [[جان آدمی]] است: نخست آنکه فاعل آن از [[عدالت]] [[نفسانی]] بهرهمند است، چون در غیر این صورت نمیتوانست بدون هیچ [[انگیزه]] خارجی [[عدالتورزی]] کند؛ دوم آنکه عقلش با [[سلامت]] و [[اقتدار]] بر دیگر قوای نفسش [[حکومت]] میکند. در غیر این صورت، [[شهوت]] و [[غضب]] [[فرصت]] [[رفتار عادلانه]] را از او میگرفتند؛ و سه دیگر آنکه، علقه [[ایمان به خدا]] چنان در قلبش [[استوار]] شده که پیوسته او را در [[صراط مستقیم]] نگاه میدارد. موانع [[عدالت]] اختیاری: [[فطرت انسان]] به خودی خود طرفدار [[عدالت]] است، اگر [[فطرت انسان]] تحت تأثیر عوامل خارجی [[بیمار]] و [[منحرف]] نشود، بی هیچ دعوتی مجذوب [[عدالت]] میشود تا آنجا که [[انسان]] حاضر میشود [[جان]] خود را در [[راه]] [[اجرای عدالت]] [[فدا]] کند. با این حال در همه حوزهها با رفتارهایی مواجه میشویم که بر خلاف [[عدالت]] صورت میگیرند و انسانهای فراوانی را میبینیم که با [[اختیار]] خود عادلانه [[رفتار]] نمیکنند. آنچه اینگونه افراد را از [[عدالتورزی]] باز میدارد ممکن است یکی از این سه باشد: نخست توجه به [[منافع]] شخصی مادی، دوم [[پیروی]] از [[امیال]]، [[هوسها]] و [[هواهای نفسانی]] و سوم، بیمبالاتی. [[عدالت]] هر چند در نهایت به نفع همه [[آحاد]] انسانهاست و حتی [[منافع]] کلی اجراکننده خود را نیز تأمین میکند، گاهی در موارد جزئی با [[منافع]] شخصی ناسازگار است. گاهی [[التزام]] به [[عدالت]] مستلزم آن است که [[مالی]] را از کف دهیم و از منفعتی چشم بپوشیم. به همین [[دلیل]] کسی که عقلش به کمال نرسیده و ایمانش محکم نباشد، [[عدالت]] را نقض میکند. گاهی نیز [[اجرای عدالت]] هوسهای ما را محدود و از [[اعمال]] بیحد و مرز [[شهوت]] و [[غضب]] جلوگیری میکند، به همین [[دلیل]] کسانی که تحت [[سیطره]] قوای تحریکی خود قرار دارند و نمیتوانند با [[غضب]] و [[شهوت]] خود [[مخالفت]] کنند، برخلاف [[عدالت]] قدم برمیدارند. و گاهی هم نه این است و نه آن؛ ولی [[اجرای عدالت]] [[نیازمند]] دقت و به تلاش و قبول زحمت منوط است و [[انسان]] بر اثر بیمبالاتی در این مورد، کوتاهی میکند، چنانکه یک [[قاضی]] بدون [[تحقیق]] در ابعاد مختلف یک پرونده حکمی بر خلاف [[عدالت]] صادر میکند. | ### [[عدالت اختیاری]]: [[عدالت]] اختیاری به [[رفتار]] عادلانهای گفته میشود که بدون [[تحمیل]] و فشار خارجی با [[انگیزه]] و سائقه درونی صورت گیرد. در [[جوامع انسانی]] فراوانند کسانی که بدون توجه به عوامل خارجی، [[حقوق]] دیگران را ادا و حدود الاهی را مراعات میکنند، [[امانت]] را بر میگردانند، دیون خود را به هنگام ادا میکنند، با دست و زبان کسی را نمیآزارند، با هرکه [[معاشرت]] کنند، اگر [[یار]] شاطر نباشند، بار خاطر نمیشوند، مطابق [[شریعت]] [[معامله]] میکنند و مطابق [[فرمان]] الاهی، [[عبادت]]؛ به [[حق]] [[قضاوت]] میکنند، به [[راستی]] [[شهادت]] میدهند و... به اینگونه رفتارها که چون جوشش چشمه از [[درون انسان]] سرچشمه میگیرند، [[عدالت]] اختیاری یا درونخیز میگوییم. [[رفتار عادلانه]] درونخیز حامل سه خبر از درون [[جان آدمی]] است: نخست آنکه فاعل آن از [[عدالت]] [[نفسانی]] بهرهمند است، چون در غیر این صورت نمیتوانست بدون هیچ [[انگیزه]] خارجی [[عدالتورزی]] کند؛ دوم آنکه عقلش با [[سلامت]] و [[اقتدار]] بر دیگر قوای نفسش [[حکومت]] میکند. در غیر این صورت، [[شهوت]] و [[غضب]] [[فرصت]] [[رفتار عادلانه]] را از او میگرفتند؛ و سه دیگر آنکه، علقه [[ایمان به خدا]] چنان در قلبش [[استوار]] شده که پیوسته او را در [[صراط مستقیم]] نگاه میدارد. موانع [[عدالت]] اختیاری: [[فطرت انسان]] به خودی خود طرفدار [[عدالت]] است، اگر [[فطرت انسان]] تحت تأثیر عوامل خارجی [[بیمار]] و [[منحرف]] نشود، بی هیچ دعوتی مجذوب [[عدالت]] میشود تا آنجا که [[انسان]] حاضر میشود [[جان]] خود را در [[راه]] [[اجرای عدالت]] [[فدا]] کند. با این حال در همه حوزهها با رفتارهایی مواجه میشویم که بر خلاف [[عدالت]] صورت میگیرند و انسانهای فراوانی را میبینیم که با [[اختیار]] خود عادلانه [[رفتار]] نمیکنند. آنچه اینگونه افراد را از [[عدالتورزی]] باز میدارد ممکن است یکی از این سه باشد: نخست توجه به [[منافع]] شخصی مادی، دوم [[پیروی]] از [[امیال]]، [[هوسها]] و [[هواهای نفسانی]] و سوم، بیمبالاتی. [[عدالت]] هر چند در نهایت به نفع همه [[آحاد]] انسانهاست و حتی [[منافع]] کلی اجراکننده خود را نیز تأمین میکند، گاهی در موارد جزئی با [[منافع]] شخصی ناسازگار است. گاهی [[التزام]] به [[عدالت]] مستلزم آن است که [[مالی]] را از کف دهیم و از منفعتی چشم بپوشیم. به همین [[دلیل]] کسی که عقلش به کمال نرسیده و ایمانش محکم نباشد، [[عدالت]] را نقض میکند. گاهی نیز [[اجرای عدالت]] هوسهای ما را محدود و از [[اعمال]] بیحد و مرز [[شهوت]] و [[غضب]] جلوگیری میکند، به همین [[دلیل]] کسانی که تحت [[سیطره]] قوای تحریکی خود قرار دارند و نمیتوانند با [[غضب]] و [[شهوت]] خود [[مخالفت]] کنند، برخلاف [[عدالت]] قدم برمیدارند. و گاهی هم نه این است و نه آن؛ ولی [[اجرای عدالت]] [[نیازمند]] دقت و به تلاش و قبول زحمت منوط است و [[انسان]] بر اثر بیمبالاتی در این مورد، کوتاهی میکند، چنانکه یک [[قاضی]] بدون [[تحقیق]] در ابعاد مختلف یک پرونده حکمی بر خلاف [[عدالت]] صادر میکند. | ||
###[[عدالت]] تحمیلی: گاهی ممکن است [[انسان]] با آنکه خود میلی به [[رفتار عادلانه]] ندارد تحت تأثیر عوامل خارجی مثل [[ترس]] از [[حکومت]]، مراعات انظار [[مردمان]]، [[هراس]] از بدنامی و... عادلانه [[رفتار]] کند. کم نیستند کسانی که از درون خود فرمانی برای مراعات [[حقوق مردم]] و [[امتثال | ###[[عدالت]] تحمیلی: گاهی ممکن است [[انسان]] با آنکه خود میلی به [[رفتار عادلانه]] ندارد تحت تأثیر عوامل خارجی مثل [[ترس]] از [[حکومت]]، مراعات انظار [[مردمان]]، [[هراس]] از بدنامی و... عادلانه [[رفتار]] کند. کم نیستند کسانی که از درون خود فرمانی برای مراعات [[حقوق مردم]] و [[امتثال اوامر الهی]] دریافت نمیکنند و اگر از این قبیل عوامل بیرونی نیز تأثیر نپذیرند، حدود و [[حقوق]] را یکسره در مینوردند. [[رفتار عادلانه]] در چنین فضایی با نوعی از فشار و [[تحمیل]] صورت میگیرد و به همین [[دلیل]] آن را [[عدالت]] تحمیلی نام نهادیم. در مواردی که برخی [[انسانها]] با میل و [[اراده]] خود [[راه]] [[عدالت]] نمیروند بر سایر [[انسانها]] لازم است آنها را وادار به [[اجرای عدالت]] کنند [[تحمیل]] [[عدالت]] بر حسب مورد گاهی [[وظیفه]] [[آحاد]] [[مردم]] و گاهی [[تکلیف]] [[حاکمیت]] است. مراتب [[امر به معروف و نهی از منکر]] نیز به همین معنی است که به وسیله [[مردم]] برخی [[احکام]] قابل [[اجرا]] و پارهای از [[حقوق]] قابل استیفاست و برخی دیگر تنها با دخالت [[حکومت]]، عملی و [[احیا]] میشوند. با توجه به اینکه همیشه افراد فراوانی یافت میشوند که به [[اختیار]] خود عادلانه [[رفتار]] نمیکنند و افراد و [[آحاد]] [[جامعه]] نیز نمیتوانند آنها را وادار به [[عدالت]] کنند، [[جامعه انسانی]] محتاج [[حکومت]] عادله میشود. [[حکومت]] عادله به [[حکومتی]] میگوییم که هم [[قوانین]] عادلانه داشته باشد و هم حاکمی [[عادل]] که خود از [[اجرای قوانین]] سر باز نزند. چنین [[حکومتی]] میتواند از باب [[امر به معروف و نهی از منکر]] [[قانون]] خود را بر [[جامعه]] [[تحمیل]] کند. | ||
##'''اقسام [[عدالت]] به ملاحظه طرفین''': [[عدالت]] با دو رکن محقق میشود: نخست کسی که [[عدالت]] میورزد و دیگر کسی که مشمول [[عدالت]] میشود. از [[تغییر]] این دو رکن برای [[عدالت]] اقسامی پیدا میشود<ref>ر.ک: احمد نراقی، معراج السعادة، ج۱، ص۸۲.</ref>. | ##'''اقسام [[عدالت]] به ملاحظه طرفین''': [[عدالت]] با دو رکن محقق میشود: نخست کسی که [[عدالت]] میورزد و دیگر کسی که مشمول [[عدالت]] میشود. از [[تغییر]] این دو رکن برای [[عدالت]] اقسامی پیدا میشود<ref>ر.ک: احمد نراقی، معراج السعادة، ج۱، ص۸۲.</ref>. | ||
### [[عدالت]] بین [[بندگان]] و [[حضرت]] [[خالق]]: [[حضرت حق]] [[بخشنده]] [[حیات]] و عطاکننده همه [[کمالات]] است و همه [[نعمتها]] از آن سو به جانب [[بندگان]] سرازیر میشود؛ بنابراین بر [[بندگان]] لازم است در برابر این همه [[لطف]] و [[احسان]]، خدمتی به جا آورند؛ چون کسی که نعمتی دریافت کند و در صدد جبران برنیاید، [[ظالم]] شمرده میشود. جبران [[احسان]] نسبت به اشخاص مختلف، تفاوت پیدا میکند. اگر کسی که همشأن و رتبه ماست [[احسان]] کند، جبران احسانش به این است که در موقع مناسب حداقل به همان مقدار به او [[احسان]] کنیم، ولی اگر سلطانی [[مقتدر]] عطایی فرستد، جبران آن عطا به فرستادن عطایی مشابه نیست؛ چراکه اولاً، [[رعیت]] از عهده عطایی چون عطای [[سلطان]] برنمی آید؛ و ثانیاً، [[سلطان]] را به آن نیازی نیست. بنابراین، برای جبران [[لطف]] شاهانه باید بقای دولتش را از [[خدا]] خواست و [[فضایل]] و محامدش را در مجامع بازگفت. [[خداوند متعال]] از [[خدمت]] و عطای [[بندگان]]، [[بینیاز]] است و از [[شکر]] و ثنای ایشان مستغنی است؛ ولی با این حال بر [[بندگان]] [[واجب]] است در [[خداشناسی]] و [[خدادوستی]] بکوشند و برای [[امتثال]] [[فرامین]] الامی تلاش کنند و در [[التزام]] به [[دین]] و [[آیین]] و [[شریعت]] [[استواری]] کنند هرچند که همه اینها نیز از جمله نعمتهای او به شمارند. بندهای که در پیشگاه [[پروردگار]] خویش از این تلاش و کوشش فرو نگذارد و در [[اطاعت]] [[فرمان]] آن یکتای یگانه کوتاهی نکند، در رابطه با [[پروردگار]] خویش به [[عدالت]] [[رفتار]] کرده و هر چه از این [[صراط مستقیم]] فاصله گیرد گرفتار [[ظلم و جور]] شده است | ### [[عدالت]] بین [[بندگان]] و [[حضرت]] [[خالق]]: [[حضرت حق]] [[بخشنده]] [[حیات]] و عطاکننده همه [[کمالات]] است و همه [[نعمتها]] از آن سو به جانب [[بندگان]] سرازیر میشود؛ بنابراین بر [[بندگان]] لازم است در برابر این همه [[لطف]] و [[احسان]]، خدمتی به جا آورند؛ چون کسی که نعمتی دریافت کند و در صدد جبران برنیاید، [[ظالم]] شمرده میشود. جبران [[احسان]] نسبت به اشخاص مختلف، تفاوت پیدا میکند. اگر کسی که همشأن و رتبه ماست [[احسان]] کند، جبران احسانش به این است که در موقع مناسب حداقل به همان مقدار به او [[احسان]] کنیم، ولی اگر سلطانی [[مقتدر]] عطایی فرستد، جبران آن عطا به فرستادن عطایی مشابه نیست؛ چراکه اولاً، [[رعیت]] از عهده عطایی چون عطای [[سلطان]] برنمی آید؛ و ثانیاً، [[سلطان]] را به آن نیازی نیست. بنابراین، برای جبران [[لطف]] شاهانه باید بقای دولتش را از [[خدا]] خواست و [[فضایل]] و محامدش را در مجامع بازگفت. [[خداوند متعال]] از [[خدمت]] و عطای [[بندگان]]، [[بینیاز]] است و از [[شکر]] و ثنای ایشان مستغنی است؛ ولی با این حال بر [[بندگان]] [[واجب]] است در [[خداشناسی]] و [[خدادوستی]] بکوشند و برای [[امتثال]] [[فرامین]] الامی تلاش کنند و در [[التزام]] به [[دین]] و [[آیین]] و [[شریعت]] [[استواری]] کنند هرچند که همه اینها نیز از جمله نعمتهای او به شمارند. بندهای که در پیشگاه [[پروردگار]] خویش از این تلاش و کوشش فرو نگذارد و در [[اطاعت]] [[فرمان]] آن یکتای یگانه کوتاهی نکند، در رابطه با [[پروردگار]] خویش به [[عدالت]] [[رفتار]] کرده و هر چه از این [[صراط مستقیم]] فاصله گیرد گرفتار [[ظلم و جور]] شده است | ||
| خط ۱۰۰: | خط ۱۰۰: | ||
==مراتب عدالت== | ==مراتب عدالت== | ||
*[[عدالت]] دارای مراتب فراوانی است که همه آنها قابل شمارش نیست، ولی مهمترین مراتبی که بر اثر [[ضعف]] و شدت این نهاد [[نفسانی]] پدید میآید، پنج مرتبه است. | *[[عدالت]] دارای مراتب فراوانی است که همه آنها قابل شمارش نیست، ولی مهمترین مراتبی که بر اثر [[ضعف]] و شدت این نهاد [[نفسانی]] پدید میآید، پنج مرتبه است. | ||
#'''[[رهایی از ظلم]]''': اولین مرتبه [[عدالت]] آن است که [[انسان]] از رفتارهای ظالمانه دست بردارد و به [[حقوق]] [[مردمان]] و [[احکام]] | #'''[[رهایی از ظلم]]''': اولین مرتبه [[عدالت]] آن است که [[انسان]] از رفتارهای ظالمانه دست بردارد و به [[حقوق]] [[مردمان]] و [[احکام الهی]] توجه پیدا کند، این مرتبه از آن نظر اهمیت دارد که دروازه ورود [[انسان]] به وادی [[عدالت]] است، وگرنه خود از [[عدالت]] بهرهای ندارد. مرتبهای است در مرز [[ظلم]] و [[عدالت]] کسی که در این مرتبه قرار میگیرد، اگر خود را به مراتب بالاتر نرساند، خیلی زود در ورطه [[ظلم]] میافتد. | ||
# '''مراعات گزینشی [[احکام]] و [[حقوق]]''': در این مرتبه [[انسان]] نه تنها از رفتارهای ظالمانه دست برداشته، بلکه پارهای از رفتارهایش نیز بر [[سیاق]] [[عدالت]] است، علاوه بر آنکه به [[احکام]] و [[حقوق]] توجه پیدا کرده برخی از آنها را نیز مراعات میکند. کسی که در این مرتبه قرار دارد، به [[حقیقت]] [[عادل]] نیست و اگر [[ترقی]] نکند و به مراتب بالاتر [[راه]] نیابد، زیانکار است؛ ولی از آن رو که رسیدن به این مرتبه گامی به جلو محسوب شود، حائز اهمیت و شایان ذکر است. | # '''مراعات گزینشی [[احکام]] و [[حقوق]]''': در این مرتبه [[انسان]] نه تنها از رفتارهای ظالمانه دست برداشته، بلکه پارهای از رفتارهایش نیز بر [[سیاق]] [[عدالت]] است، علاوه بر آنکه به [[احکام]] و [[حقوق]] توجه پیدا کرده برخی از آنها را نیز مراعات میکند. کسی که در این مرتبه قرار دارد، به [[حقیقت]] [[عادل]] نیست و اگر [[ترقی]] نکند و به مراتب بالاتر [[راه]] نیابد، زیانکار است؛ ولی از آن رو که رسیدن به این مرتبه گامی به جلو محسوب شود، حائز اهمیت و شایان ذکر است. | ||
#'''رعایت حدود [[واجب شرعی]]''': در این مرتبه [[انسان]] موفق میشود [[حقوق]] سایر [[انسانها]] را ادا کند و [[واجبات]] و [[محرمات]] [[شرعی]] را نیز به طور کامل مراعات نماید. [[انسان]] در این مرتبه مراقب است که هیچ واجبی را ترک نکند و هیچ حرامی را مرتکب نشود. کسی که به این مرتبه نائل میشود، به [[حقیقت]] [[عدالت]] [[دست]] یافته و [[شایسته]] عنوان [[عادل]] است، ولی هنوز هم مراتب بالاتری باقی است که او میتواند به آنها دست یابد. | #'''رعایت حدود [[واجب شرعی]]''': در این مرتبه [[انسان]] موفق میشود [[حقوق]] سایر [[انسانها]] را ادا کند و [[واجبات]] و [[محرمات]] [[شرعی]] را نیز به طور کامل مراعات نماید. [[انسان]] در این مرتبه مراقب است که هیچ واجبی را ترک نکند و هیچ حرامی را مرتکب نشود. کسی که به این مرتبه نائل میشود، به [[حقیقت]] [[عدالت]] [[دست]] یافته و [[شایسته]] عنوان [[عادل]] است، ولی هنوز هم مراتب بالاتری باقی است که او میتواند به آنها دست یابد. | ||
#'''رعایت [[مستحبات]]''': [[احکام]] | #'''رعایت [[مستحبات]]''': [[احکام الهی]] دارای دو مرتبه [[واجب]] و [[مستحب]] است. مراعات [[واجبات]] چنانکه از نامشان پیداست مهم و ضروری است. کسی که به [[واجبات]] ملتزم نباشد، از مرتبه [[عدالت]] [[سقوط]] میکند؛ ولی مراعات [[مستحبات]] [[ارزشمند]] و ارزشآفرین است. [[انسان]] به خاطر ترک [[مستحبات]] از [[مقام]] [[انسانی]] [[سقوط]] نمیکند و از دایره [[بندگی]] خارج نمیشود؛ ولی به خاطر عمل به [[مستحبات]] به [[مقامات]] بالایی دست مییابد که به [[وهم]] و [[گمان]] نمیگنجد و [[عقل]] از [[درک]] آن عجز است. در [[روابط اجتماعی]] نیز [[حقوق انسانها]] در دو مرتبه قرار میگیرد یک مرتبه [[حقوقی]] که ادای آنها [[واجب]] است و ادا نکردن آنها پیگرد [[حقوقی]] و قانونی دارد، و مرتبه دیگر [[حقوقی]] که اداکردن آنها مفید و ثمربخش است، ولی ترک آنها نیز مجاز است و هیچکس نمیتواند آنها را مطالبه کند؛ برای نمونه، کسی که از راهی میگذرد خودداری از ایجاد مزاحمت بر او [[واجب]] است؛ بنابراین نمیتواند به صورتی رانندگی کند که موجب [[ترس]] و [[وحشت]] رهگذران شود یا محیط [[امن]] و آرام آنها را با صداهای [[ناهنجار]] آشفته کند و در صورتی که مراعات نکند سایر [[شهروندان]] میتوانند [[حق]] خود را از او مطالبه کنند، ولی [[سلام کردن]] به پیادگان حقی است که اگر مراعاتش نکند، نمیتوان او را [[سرزنش]] و از نظر [[حقوقی]] تعقیب کرد. کسی که [[حقوق]] [[واجب]] دیگران را مراعات میکند [[عادل]] است، ولی کسی که [[حقوق]] [[مستحب]] را نیز ادا میکند در مرتبه والایی از [[عدالت]] قرار دارد. بنابراین، مرتبه چهارم [[عدالت]] آن است که [[انسان]] علاوه بر مراعات [[احکام]] و [[حقوق]] [[واجب]] به [[مستحبات]] نیز پایبند باشد. | ||
#'''[[عدالت]] همهجانبه''': آخرین مرتبه [[عدالت]] عبارت از آن است که [[انسان]] در تمام مراتب وجود خویش به [[اعتدال]] میرسد؛ از جمله در زمینه [[صفات]] [[نفسانی]] هیچ صفتی خارج از [[اعتدال]] در وجود او یافت نمیشود، در [[مقام عمل]] هیچ گفتار و کرداری بر خلاف [[میزان]] [[عقل]] و [[شرع]] - نه در مرتبه [[واجبات]] و [[محرمات]] و نه در مرتبه [[مستحبات]] و مکروهات - از او صادر نمیشود. در [[مقام]] [[فکر]] و [[اندیشه]] از هر [[فکری]] جز کسب رضای [[حضرت حق]] و رسیدن به [[مقام قرب]] او تهی میشود و در [[مقام]] [[قلب]] و [[روح]] از هر تعلقی جز [[وابستگی]] به [[ذات اقدس | #'''[[عدالت]] همهجانبه''': آخرین مرتبه [[عدالت]] عبارت از آن است که [[انسان]] در تمام مراتب وجود خویش به [[اعتدال]] میرسد؛ از جمله در زمینه [[صفات]] [[نفسانی]] هیچ صفتی خارج از [[اعتدال]] در وجود او یافت نمیشود، در [[مقام عمل]] هیچ گفتار و کرداری بر خلاف [[میزان]] [[عقل]] و [[شرع]] - نه در مرتبه [[واجبات]] و [[محرمات]] و نه در مرتبه [[مستحبات]] و مکروهات - از او صادر نمیشود. در [[مقام]] [[فکر]] و [[اندیشه]] از هر [[فکری]] جز کسب رضای [[حضرت حق]] و رسیدن به [[مقام قرب]] او تهی میشود و در [[مقام]] [[قلب]] و [[روح]] از هر تعلقی جز [[وابستگی]] به [[ذات اقدس الهی]] [[آزاد]] میشود. این مرتبه از [[عدالت]] مخصوص [[اولیا]] و [[پیامبران الهی]] است<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج14، ص70، 71.</ref>. | ||
==مبانی عدالت== | ==مبانی عدالت== | ||
*[[عدالت]] بر چهار پایه [[استوار]] است: [[فطرت]]، [[عقل]]، [[دین]] و [[ایمان]]. | *[[عدالت]] بر چهار پایه [[استوار]] است: [[فطرت]]، [[عقل]]، [[دین]] و [[ایمان]]. | ||
| خط ۱۱۴: | خط ۱۱۴: | ||
#'''[[دین]]''': [[اجرای عدالت]] در نفس و [[جامعه انسانی]] به دو چیز منوط است: نخست آشنایی با [[فضایل]] و [[رذایل]] و خوبی و [[بدی]] و دیگر [[توانایی]] درمان [[رذیلت]] و ترک [[بدی]] از یک سو و کسب [[فضیلت]] و انجام خوبی از سوی دیگر. بدون [[شک]] [[انسان]] به وسیله [[عقل]] خود بسیاری از صفات [[نیک]] و بد و کارهای [[زشت]] و [[زیبا]] را میشناسد و در کسب خوبی و [[مبارزه]] با [[بدیها]] نیز [[ناتوان]] نیست؛ ولی با این حال همه [[خوبیها]] را نمیشناسد و از همه [[بدیها]] با خبر نیست و در میدان کسب و [[مبارزه]]، محتاج انگیزهای [[قوی]]، برنامهای حساب شده و [[حمایت]] دستی [[برتر]] است. [[دین]] میتواند همه این نیازها را پاسخ دهد؛ بنابراین [[دین]] در تحقق و [[اجرای عدالت]] چهار کارکرد مهم دارد. کارکردهای [[دین]] در [[اجرای عدالت]] عبارتاند از: | #'''[[دین]]''': [[اجرای عدالت]] در نفس و [[جامعه انسانی]] به دو چیز منوط است: نخست آشنایی با [[فضایل]] و [[رذایل]] و خوبی و [[بدی]] و دیگر [[توانایی]] درمان [[رذیلت]] و ترک [[بدی]] از یک سو و کسب [[فضیلت]] و انجام خوبی از سوی دیگر. بدون [[شک]] [[انسان]] به وسیله [[عقل]] خود بسیاری از صفات [[نیک]] و بد و کارهای [[زشت]] و [[زیبا]] را میشناسد و در کسب خوبی و [[مبارزه]] با [[بدیها]] نیز [[ناتوان]] نیست؛ ولی با این حال همه [[خوبیها]] را نمیشناسد و از همه [[بدیها]] با خبر نیست و در میدان کسب و [[مبارزه]]، محتاج انگیزهای [[قوی]]، برنامهای حساب شده و [[حمایت]] دستی [[برتر]] است. [[دین]] میتواند همه این نیازها را پاسخ دهد؛ بنابراین [[دین]] در تحقق و [[اجرای عدالت]] چهار کارکرد مهم دارد. کارکردهای [[دین]] در [[اجرای عدالت]] عبارتاند از: | ||
##'''[[کشف]] و معرفی [[فضائل]] و [[رذایل]]''': اصول [[فضایل]] و [[رذایل]] به وسیله [[عقل]] شناسایی میشود، ولی [[فروع]] و مصداقهای آن از حیطه [[ادراک]] [[عقل]] خارج است. یکی از [[کارکردهای دین]]، معرفی [[فروع]] و مصادیق [[فضایل]] و [[رذایل]] است؛ برای نمونه، [[انسان]] به وسیله [[عقل]] میداند که [[جوانمردی]] [[فضیلت]] است و کسب آن لازم و [[پستی]] و [[دنائت]] رذیلتی است که ترک آن ضروری است، ولی تشخیص اینکه چه کاری [[جوانمردی]] و چه کاری [[دنائت]] است؟ از عقل ساخته نیست. در اینجا چراغ [[شرع]] است که [[راه]] را به [[انسان]] نشان میدهد. برای آشنایی با شیوه [[دین]] در معرفی [[فروع]] مصداقهای [[فضایل]] و [[رذایل]]، چند [[روایت]] [[نقل]] میکنیم. [[علی]]{{ع}} میفرماید: [[انسان]] دوگونه [[جوانمردی]] دارد یکی مخصوص حَضَر و دیگری مخصوص [[سفر]]. [[جوانمردی]] در حَضَر، [[قرائت قرآن]]، [[همنشینی]] است با [[دانشمندان]]، مطالعه [[فقه]] و کسب [[آگاهی]] و شرکت در [[نماز جماعت]] است و [[جوانمردی]] در [[سفر]] آن است که از توشه خود ببخشی با همسفرت کمتر [[مخالفت]] کنی و در هر فراز و در هر منزلی و [[قیام]] و قعودی فراوان [[خدا]] را یاد کنی<ref>صدوق، خصال، ص۵۴.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: برخی [[گمان]] میکنند: [[جوانمردی]] با [[فسق]] و [[فجور]] است [[جوانمردی]]، سفره گسترده، هدایای ارسالی و خودداری از [[آزار دیگران]] است<ref>صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۲۹۴.</ref>. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|كُفْرُ النِّعْمَةِ لُؤْمٌ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۸، ص۲۴.</ref>؛ [[کفران نعمت]]، [[پستی]] است. و فرمود: [[بدی]] در [[حق]] آنکه با تو [[نیکی]] کرده، [[پستی]] است<ref>میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص۷۶.</ref>. [[امام سجاد]]{{ع}} فرمود: امروز و فرداکردن کسی که میتواند [[دین]] خود را بپردازد، [[پستی]] است<ref>میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۵، ص۲۶۸.</ref>. [[امام هادی]]{{ع}} میفرماید: [[خشم]] گرفتن بر زیردستان، [[پستی]] است<ref>حسن بن علی بن شعبه حرانی، تحف العقول عن آل الرسول، ص۲۶۸.</ref>. | ##'''[[کشف]] و معرفی [[فضائل]] و [[رذایل]]''': اصول [[فضایل]] و [[رذایل]] به وسیله [[عقل]] شناسایی میشود، ولی [[فروع]] و مصداقهای آن از حیطه [[ادراک]] [[عقل]] خارج است. یکی از [[کارکردهای دین]]، معرفی [[فروع]] و مصادیق [[فضایل]] و [[رذایل]] است؛ برای نمونه، [[انسان]] به وسیله [[عقل]] میداند که [[جوانمردی]] [[فضیلت]] است و کسب آن لازم و [[پستی]] و [[دنائت]] رذیلتی است که ترک آن ضروری است، ولی تشخیص اینکه چه کاری [[جوانمردی]] و چه کاری [[دنائت]] است؟ از عقل ساخته نیست. در اینجا چراغ [[شرع]] است که [[راه]] را به [[انسان]] نشان میدهد. برای آشنایی با شیوه [[دین]] در معرفی [[فروع]] مصداقهای [[فضایل]] و [[رذایل]]، چند [[روایت]] [[نقل]] میکنیم. [[علی]]{{ع}} میفرماید: [[انسان]] دوگونه [[جوانمردی]] دارد یکی مخصوص حَضَر و دیگری مخصوص [[سفر]]. [[جوانمردی]] در حَضَر، [[قرائت قرآن]]، [[همنشینی]] است با [[دانشمندان]]، مطالعه [[فقه]] و کسب [[آگاهی]] و شرکت در [[نماز جماعت]] است و [[جوانمردی]] در [[سفر]] آن است که از توشه خود ببخشی با همسفرت کمتر [[مخالفت]] کنی و در هر فراز و در هر منزلی و [[قیام]] و قعودی فراوان [[خدا]] را یاد کنی<ref>صدوق، خصال، ص۵۴.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: برخی [[گمان]] میکنند: [[جوانمردی]] با [[فسق]] و [[فجور]] است [[جوانمردی]]، سفره گسترده، هدایای ارسالی و خودداری از [[آزار دیگران]] است<ref>صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۲۹۴.</ref>. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|كُفْرُ النِّعْمَةِ لُؤْمٌ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۸، ص۲۴.</ref>؛ [[کفران نعمت]]، [[پستی]] است. و فرمود: [[بدی]] در [[حق]] آنکه با تو [[نیکی]] کرده، [[پستی]] است<ref>میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص۷۶.</ref>. [[امام سجاد]]{{ع}} فرمود: امروز و فرداکردن کسی که میتواند [[دین]] خود را بپردازد، [[پستی]] است<ref>میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۵، ص۲۶۸.</ref>. [[امام هادی]]{{ع}} میفرماید: [[خشم]] گرفتن بر زیردستان، [[پستی]] است<ref>حسن بن علی بن شعبه حرانی، تحف العقول عن آل الرسول، ص۲۶۸.</ref>. | ||
##'''پرورش [[فضایل]] و احیای [[کرامت انسانی]]''': یکی از روشهای [[دین]] برای اجرای برنامه و تحقق اهداف [[دینی]]، توجه دادن [[انسان]] به [[جایگاه]] خود در [[نظام آفرینش]] است. [[قرآن کریم]] [[انسان]] را موجودی [[شریف]] و بزرگوار معرفی میکند<ref>{{متن قرآن|وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلًا}} «و به راستی ما فرزندان آدم را ارجمند داشتهایم و آنان را در خشکی و دریا (بر مرکب) سوار کردهایم و به آنان از چیزهای پاکیزه روزی دادهایم و آنان را بر بسیاری از آنچه آفریدهایم، نیک برتری بخشیدهایم» سوره اسراء، آیه ۷۰.</ref> که از [[روح خدا]] بهرهای برده<ref>{{متن قرآن|وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي}} «و در او از روان خویش دمیدم» سوره حجر، آیه ۲۹.</ref>، [[شایسته]] [[جانشینی خدا]] در [[زمین]] شده<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً..}} «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: میخواهم جانشینی در زمین بگمارم»... سوره بقره، آیه ۳۰.</ref>، بار [[امانت]] او را که [[زمین]] و [[آسمان]] و کوهها از [[تحمل]] آن درماندهاند، به دوش گرفته<ref>{{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ}} «ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم، از برداشتن آن سر برتافتند و از آن هراسیدند و آدمی آن را برداشت» سوره احزاب، آیه ۷۲.</ref> و به همین [[دلیل]] مخاطب [[تکالیف]] | ##'''پرورش [[فضایل]] و احیای [[کرامت انسانی]]''': یکی از روشهای [[دین]] برای اجرای برنامه و تحقق اهداف [[دینی]]، توجه دادن [[انسان]] به [[جایگاه]] خود در [[نظام آفرینش]] است. [[قرآن کریم]] [[انسان]] را موجودی [[شریف]] و بزرگوار معرفی میکند<ref>{{متن قرآن|وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلًا}} «و به راستی ما فرزندان آدم را ارجمند داشتهایم و آنان را در خشکی و دریا (بر مرکب) سوار کردهایم و به آنان از چیزهای پاکیزه روزی دادهایم و آنان را بر بسیاری از آنچه آفریدهایم، نیک برتری بخشیدهایم» سوره اسراء، آیه ۷۰.</ref> که از [[روح خدا]] بهرهای برده<ref>{{متن قرآن|وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي}} «و در او از روان خویش دمیدم» سوره حجر، آیه ۲۹.</ref>، [[شایسته]] [[جانشینی خدا]] در [[زمین]] شده<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً..}} «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: میخواهم جانشینی در زمین بگمارم»... سوره بقره، آیه ۳۰.</ref>، بار [[امانت]] او را که [[زمین]] و [[آسمان]] و کوهها از [[تحمل]] آن درماندهاند، به دوش گرفته<ref>{{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ}} «ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم، از برداشتن آن سر برتافتند و از آن هراسیدند و آدمی آن را برداشت» سوره احزاب، آیه ۷۲.</ref> و به همین [[دلیل]] مخاطب [[تکالیف الهی]] شده است. تصویر چنین جایگاهی، مسیر [[انسان]] را به سمت [[ارزشها]] و [[فضایل اخلاقی]] [[تغییر]] میدهد و در این مسیر است که کسب [[عدالت]] [[نفسانی]] و [[اجرای عدالت]] [[رفتاری]] برای [[انسان]] میسر میشود. | ||
##'''[[راهنمایی]] و [[همراهی]] [[انسان]] در [[تهذیب نفس]] و [[تعدیل غرایز]] [[سرکش]]''': به تصریح [[قرآن کریم]]، یکی از [[اهداف بعثت انبیا]]، [[تهذیب]] و [[تزکیه]] [[انسانها]] از [[رذایل اخلاقی]] است<ref>{{متن قرآن|هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}} «اوست که در میان نانویسندگان (عرب)، پیامبری از خود آنان برانگیخت که بر ایشان آیاتش را میخواند و آنها را پاکیزه میگرداند و به آنان کتاب (قرآن) و فرزانگی میآموزد و به راستی پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند» سوره جمعه، آیه ۲.</ref>. به همین [[دلیل]] برخی از [[تکالیف]] به گونهای طراحی شده است که [[رذایل اخلاقی]] را [[سرکوب]] و ریشهکن میسازد؛ مثلاً [[انفاق]]، [[بخل]] را [[نماز]]، [[تکبر]] را و [[روزه]] [[شکمبارگی]] را درمان میکند؛ بنابراین یکی از [[کارکردهای دین]] علاوه بر معرفی [[رذایل]] و پیامدهای شوم آنها [[برنامهریزی]] عملی برای دفع و درمان آنهاست. | ##'''[[راهنمایی]] و [[همراهی]] [[انسان]] در [[تهذیب نفس]] و [[تعدیل غرایز]] [[سرکش]]''': به تصریح [[قرآن کریم]]، یکی از [[اهداف بعثت انبیا]]، [[تهذیب]] و [[تزکیه]] [[انسانها]] از [[رذایل اخلاقی]] است<ref>{{متن قرآن|هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}} «اوست که در میان نانویسندگان (عرب)، پیامبری از خود آنان برانگیخت که بر ایشان آیاتش را میخواند و آنها را پاکیزه میگرداند و به آنان کتاب (قرآن) و فرزانگی میآموزد و به راستی پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند» سوره جمعه، آیه ۲.</ref>. به همین [[دلیل]] برخی از [[تکالیف]] به گونهای طراحی شده است که [[رذایل اخلاقی]] را [[سرکوب]] و ریشهکن میسازد؛ مثلاً [[انفاق]]، [[بخل]] را [[نماز]]، [[تکبر]] را و [[روزه]] [[شکمبارگی]] را درمان میکند؛ بنابراین یکی از [[کارکردهای دین]] علاوه بر معرفی [[رذایل]] و پیامدهای شوم آنها [[برنامهریزی]] عملی برای دفع و درمان آنهاست. | ||
## '''ضمانت اجرایی تحقق بخشیدن به [[ارزشها]]''': [[شناخت]] [[فضائل]] و [[رذایل]] اگر چه برای [[تهذیب نفس]] و حرکت در مسیر [[عدالت]]، ضروری است، کافی نیست. [[انسان]] معمولاً تحت تأثیر جاذبههای [[دنیوی]] و [[امیال نفسانی]] از دانستههای خود چشم میپوشد و با آنکه خوب و بد را میشناسد، برای رسیدن به خوبی تلاش نمیکند. یکی از [[کارکردهای دین]] در مسیر تحقق [[عدالت]] این است که با تصویر [[زندگی]] [[اخروی]] و [[کیفر]] و [[پاداش]] در [[بهشت و جهنم]] [[انسان]] را به تلاش و تکاپو وامیدارد. | ## '''ضمانت اجرایی تحقق بخشیدن به [[ارزشها]]''': [[شناخت]] [[فضائل]] و [[رذایل]] اگر چه برای [[تهذیب نفس]] و حرکت در مسیر [[عدالت]]، ضروری است، کافی نیست. [[انسان]] معمولاً تحت تأثیر جاذبههای [[دنیوی]] و [[امیال نفسانی]] از دانستههای خود چشم میپوشد و با آنکه خوب و بد را میشناسد، برای رسیدن به خوبی تلاش نمیکند. یکی از [[کارکردهای دین]] در مسیر تحقق [[عدالت]] این است که با تصویر [[زندگی]] [[اخروی]] و [[کیفر]] و [[پاداش]] در [[بهشت و جهنم]] [[انسان]] را به تلاش و تکاپو وامیدارد. | ||
| خط ۱۲۳: | خط ۱۲۳: | ||
*[[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْدِلُوا فَإِنَّكُمْ تَعِيبُونَ عَلَى قَوْمٍ لَا يَعْدِلُونَ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۲، ص۱۴۷؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۲۹۳.</ref>؛ از [[خدا]] [[پروا]] کنید و به [[عدالت]] [[رفتار]] کنید، زیرا شما خود به کسانی که [[عدالت]] نکنند خرده میگیرید. [[امام سجاد]]{{ع}} [[عدالت]] را یکی از سه رکن اصلی [[قوانین]] [[دین]] شمرده<ref>صدوق، خصال، ص۱۱۳.</ref> و [[امیرالمؤمنین]] [[ثواب]] [[عدالت]] را غیر قابل سنجش معرفی کرده، میفرماید: {{متن حدیث|شَيْئَانِ لَا يُوزَنُ ثَوَابُهُمَا: الْعَفْوُ وَ الْعَدْلُ}}<ref>علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۲۹۷.</ref>؛ دو چیز است که پاداششان به سنجش نمیآید: گذشت و [[عدالت]]. [[عدالت]] [[نفسانی]] نیز به عنوان یکی از انواع اصلی [[فضایل]]، [[برترین]] [[خصلت]]، نافعترین خو، صفتی [[ایمانی]] و مجمع همه [[خوبیها]] ستوده شده است. امیرالمؤمنین علی{{ع}} میفرماید: [[فضایل]] [[انسانی]] چهار نوع است... چهارمین نوع آن عدل است که بر پایه [[اعتدال]] قوای [[نفسانی]] است<ref>محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج۷۵، ص۸۱.</ref>. و میفرماید: {{متن حدیث|الْعَدْلُ أَفْضَلُ سَجِيَّةٍ}}<ref>میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۱، ص۳۱۸.</ref>؛ عدل، [[برترین]] [[خوی]] [[انسانی]] است. و میفرماید: {{متن حدیث|أَكْرَمُ الْأَخْلَاقِ السَّخَاءُ وَ أَعَمُّهَا نَفْعاً الْعَدْلُ}}<ref>علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۱۲۲.</ref>؛ ارزشمندترین [[اخلاق]] [[سخاوت]] است و نافعترین [[اخلاق]] عدل است. و میفرماید: {{متن حدیث|الْإِيمَانُ عَلَى أَرْبَعِ دَعَائِمَ عَلَى الصَّبْرِ وَ الْيَقِينِ وَ الْعَدْلِ وَ الْجِهَادِ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۵۰؛ صدوق، خصال، ص۲۳۱.</ref>؛ [[ایمان]] بر چهار پایه [[استوار]] است: [[صبر]] و [[یقین]] و عدل و [[جهاد]]. و میفرماید: {{متن حدیث|الْعَدْلُ رَأْسُ الْإِيمَانِ وَ جِمَاعُ الْإِحْسَانِ}}<ref>میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۱، ص۳۱۹.</ref>؛ عدل اصل [[ایمان]] و مجمع همه خوبیهاست. و میفرماید: {{متن حدیث|الْعَدْلُ زِينَةُ الْإِيمَانِ}}<ref>محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۷۴، ص۱۳۱؛ ابوالفتح اربلی، کشف الغمه، ج۳، ص۱۳۹.</ref>؛ [[عدالت]] [[زینت]] [[ایمان]] است. و میفرماید: {{متن حدیث|غَايَةُ الْعَدْلِ أَنْ يَعْدِلَ الْمَرْءُ فِي نَفْسِهِ}}<ref>علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۳۴۹.</ref>؛ آخرین مرتبه [[عدالت]] آن است که [[انسان]] در نفس خویش برقرار کند<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج14، ص59، 60.</ref>. | *[[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْدِلُوا فَإِنَّكُمْ تَعِيبُونَ عَلَى قَوْمٍ لَا يَعْدِلُونَ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۲، ص۱۴۷؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۲۹۳.</ref>؛ از [[خدا]] [[پروا]] کنید و به [[عدالت]] [[رفتار]] کنید، زیرا شما خود به کسانی که [[عدالت]] نکنند خرده میگیرید. [[امام سجاد]]{{ع}} [[عدالت]] را یکی از سه رکن اصلی [[قوانین]] [[دین]] شمرده<ref>صدوق، خصال، ص۱۱۳.</ref> و [[امیرالمؤمنین]] [[ثواب]] [[عدالت]] را غیر قابل سنجش معرفی کرده، میفرماید: {{متن حدیث|شَيْئَانِ لَا يُوزَنُ ثَوَابُهُمَا: الْعَفْوُ وَ الْعَدْلُ}}<ref>علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۲۹۷.</ref>؛ دو چیز است که پاداششان به سنجش نمیآید: گذشت و [[عدالت]]. [[عدالت]] [[نفسانی]] نیز به عنوان یکی از انواع اصلی [[فضایل]]، [[برترین]] [[خصلت]]، نافعترین خو، صفتی [[ایمانی]] و مجمع همه [[خوبیها]] ستوده شده است. امیرالمؤمنین علی{{ع}} میفرماید: [[فضایل]] [[انسانی]] چهار نوع است... چهارمین نوع آن عدل است که بر پایه [[اعتدال]] قوای [[نفسانی]] است<ref>محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج۷۵، ص۸۱.</ref>. و میفرماید: {{متن حدیث|الْعَدْلُ أَفْضَلُ سَجِيَّةٍ}}<ref>میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۱، ص۳۱۸.</ref>؛ عدل، [[برترین]] [[خوی]] [[انسانی]] است. و میفرماید: {{متن حدیث|أَكْرَمُ الْأَخْلَاقِ السَّخَاءُ وَ أَعَمُّهَا نَفْعاً الْعَدْلُ}}<ref>علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۱۲۲.</ref>؛ ارزشمندترین [[اخلاق]] [[سخاوت]] است و نافعترین [[اخلاق]] عدل است. و میفرماید: {{متن حدیث|الْإِيمَانُ عَلَى أَرْبَعِ دَعَائِمَ عَلَى الصَّبْرِ وَ الْيَقِينِ وَ الْعَدْلِ وَ الْجِهَادِ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۵۰؛ صدوق، خصال، ص۲۳۱.</ref>؛ [[ایمان]] بر چهار پایه [[استوار]] است: [[صبر]] و [[یقین]] و عدل و [[جهاد]]. و میفرماید: {{متن حدیث|الْعَدْلُ رَأْسُ الْإِيمَانِ وَ جِمَاعُ الْإِحْسَانِ}}<ref>میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۱، ص۳۱۹.</ref>؛ عدل اصل [[ایمان]] و مجمع همه خوبیهاست. و میفرماید: {{متن حدیث|الْعَدْلُ زِينَةُ الْإِيمَانِ}}<ref>محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۷۴، ص۱۳۱؛ ابوالفتح اربلی، کشف الغمه، ج۳، ص۱۳۹.</ref>؛ [[عدالت]] [[زینت]] [[ایمان]] است. و میفرماید: {{متن حدیث|غَايَةُ الْعَدْلِ أَنْ يَعْدِلَ الْمَرْءُ فِي نَفْسِهِ}}<ref>علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۳۴۹.</ref>؛ آخرین مرتبه [[عدالت]] آن است که [[انسان]] در نفس خویش برقرار کند<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج14، ص59، 60.</ref>. | ||
==آثار و نتایج عدالت== | ==آثار و نتایج عدالت== | ||
*[[عدالت]] در [[زندگی دنیوی]] و [[اخروی]] و فردی و [[اجتماعی]] [[انسان]] آثار و نتایج فراوانی دارد. پیش از آنکه [[آثار عدالت]] را یاد کنیم، [[تذکر]] این نکته ضروری است که منظور از [[عدالت]] در این [[مقام]] [[عدالت]] [[رفتاری]] است چون نتیجه [[عدالت]] [[نفسانی]] که همان مراعات حدود و [[احکام]] | *[[عدالت]] در [[زندگی دنیوی]] و [[اخروی]] و فردی و [[اجتماعی]] [[انسان]] آثار و نتایج فراوانی دارد. پیش از آنکه [[آثار عدالت]] را یاد کنیم، [[تذکر]] این نکته ضروری است که منظور از [[عدالت]] در این [[مقام]] [[عدالت]] [[رفتاری]] است چون نتیجه [[عدالت]] [[نفسانی]] که همان مراعات حدود و [[احکام الهی]] است نیاز به گفتن و شمردن ندارد. کسی که [[احکام خدا]] را مراعات کند، در [[دنیا]] و [[آخرت]] مشمول [[لطف]] و [[رحمت]] [[پروردگار]] میشود و به همه [[اهداف]] [[دینمداری]] [[دست]] مییابد. | ||
*'''آثار فردی [[عدالت]]''': | *'''آثار فردی [[عدالت]]''': | ||
#'''بالارفتن [[منزلت اجتماعی]]''' [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|مَنْ عَدَلَ عَظُمَ قَدْرُهُ}}<ref>آمدی، غررالحکم، ص۱۹۳.</ref>؛ هرکس [[عدالت]] کند [[ارزش]] و منزلتش بالا میرود. | #'''بالارفتن [[منزلت اجتماعی]]''' [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|مَنْ عَدَلَ عَظُمَ قَدْرُهُ}}<ref>آمدی، غررالحکم، ص۱۹۳.</ref>؛ هرکس [[عدالت]] کند [[ارزش]] و منزلتش بالا میرود. | ||
| خط ۱۳۷: | خط ۱۳۷: | ||
*برای دستیابی به [[عدالت]] همانند سایر [[فضایل]]، از دو [[راه]] میتوان رفت: [[راه]] [[علمی]] و [[راه]] عملی. | *برای دستیابی به [[عدالت]] همانند سایر [[فضایل]]، از دو [[راه]] میتوان رفت: [[راه]] [[علمی]] و [[راه]] عملی. | ||
*'''[[راه]] [[علمی]] دستیابی به [[عدالت]]''': برای دستیابی به [[عدالت]] از این [[راه]]، [[انسان]] باید در دو حوزه بیندیشد: نخست [[ارزش]] ذاتی [[عدالت]] از یک سو و [[زشتی]] و ناپسندی [[ظلم]] از سوی دیگر، دوم، نتایج و ثمرات [[عدالت]] و عواقب و پیامدهای [[ظلم]]. | *'''[[راه]] [[علمی]] دستیابی به [[عدالت]]''': برای دستیابی به [[عدالت]] از این [[راه]]، [[انسان]] باید در دو حوزه بیندیشد: نخست [[ارزش]] ذاتی [[عدالت]] از یک سو و [[زشتی]] و ناپسندی [[ظلم]] از سوی دیگر، دوم، نتایج و ثمرات [[عدالت]] و عواقب و پیامدهای [[ظلم]]. | ||
*[[ارزش]] و [[جایگاه]] [[عدل]] و [[ظلم]]: یکی از راههای رسیدن به [[عدالت]] این است که [[انسان]] درباره [[ارزش]] ذاتی و [[جایگاه]] [[علم]] و [[ظلم]] [[فکر]] کند. با [[تفکر]] است که [[انسان]] پی میبرد [[عدالت]] در بین رفتارهای [[انسان]] چه [[ارزش]] و جایگاهی دارد و [[ستم]] تا چه مایه [[زشت]] و [[ناپسند]] است. پیش از این در [[ستایش عدالت]] تعدادی از [[نصوص دینی]] را [[نقل]] کردیم. در اینجا تعدادی از [[روایات]] را که در صدد [[نکوهش]] [[ظلم]] صادر شده از نظر میگذرانیم. پیش از هر چیز توجه به این نکته ضروری است که [[ظلم]] ناشی از [[ضعف]] و [[ناتوانی]] است و درست به همین [[دلیل]] [[ذات اقدس | *[[ارزش]] و [[جایگاه]] [[عدل]] و [[ظلم]]: یکی از راههای رسیدن به [[عدالت]] این است که [[انسان]] درباره [[ارزش]] ذاتی و [[جایگاه]] [[علم]] و [[ظلم]] [[فکر]] کند. با [[تفکر]] است که [[انسان]] پی میبرد [[عدالت]] در بین رفتارهای [[انسان]] چه [[ارزش]] و جایگاهی دارد و [[ستم]] تا چه مایه [[زشت]] و [[ناپسند]] است. پیش از این در [[ستایش عدالت]] تعدادی از [[نصوص دینی]] را [[نقل]] کردیم. در اینجا تعدادی از [[روایات]] را که در صدد [[نکوهش]] [[ظلم]] صادر شده از نظر میگذرانیم. پیش از هر چیز توجه به این نکته ضروری است که [[ظلم]] ناشی از [[ضعف]] و [[ناتوانی]] است و درست به همین [[دلیل]] [[ذات اقدس الهی]] از [[ظلم]] منزه و [[بینیاز]] است<ref>صحیفه سجادیه، تحقیق: سید محمدباقر موحد ابطحی، ص۱۰۷ و ۳۵۲.</ref>. [[ظلم]] در [[مقام]] یک صفت، [[پستترین]] [[رذیلت]]، بزرگترین [[گناه]] و زشتترین [[راه]] و رسم است. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|الظُّلْمُ أَلْأَمُ الرَّذَائِلِ}}<ref>علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۵۱.</ref>؛ [[ظلم]]، [[پستترین]] [[رذایل]] است. و میفرماید: {{متن حدیث|أَقْبَحُ السَّيْرِ الظُّلْمُ}}<ref>علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۱۱۸.</ref>؛ زشتترین [[راه]] و روش [[ظلم]] است. و میفرماید: {{متن حدیث|ابْعُدُوا عَنِ الظُّلْمِ فَإِنَّهُ أَعْظَمُ الْجَرَائِمِ وَ أَكْبَرُ الْمَآثِمِ}}<ref>علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۹۰.</ref>؛ از [[ستم]] دوری کنید که [[ستم]] بزرگترین [[جرم]] و زشتترین [[گناه]] است. به [[دلیل]] این همه [[زشتی]] است که در [[سیره رهبران الهی]] اثری از [[ظلم]] به چشم نمیخورد و [[اهل]] [[ستم]] را با ایشان نسبتی نیست. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|لَيْسَ مِنْ شِيعَتِنَا مَنْ أَخَذَ غَيْرَ حَقِّهِ وَ لَا مَنْ ظَلَمَ النَّاسَ وَ لَا مَنْ تَنَاوَلَ مَا لَيْسَ لَهُ}}<ref>قاضی نعمان مغربی، دعائم الاسلام، ج۱، ص۵۶.</ref>؛ از [[شیعیان]] ما نیست کسی که بستاند آنچه را حقش نیست و کسی که به [[مردم]] [[ستم]] کند و کسی که در دست بگیرد چیزی را که [[حق]] ندارد. | ||
*'''[[راه]] عملی دستیابی به [[عدالت]]''': [[بهترین]] [[راه]] کسب [[ملکات نفسانی]]، تمرین و تکرار است؛ چراکه [[انسان]] وقتی عملی را به طور مکرر و مرتب انجام میدهد حتی اگر تحت فشار عوامل خارجی باشد، تکرار آن عمل بر نفس تأثیر میگذارد، به نفس حالت میدهد و در نفس، [[راسخ]] و به [[ملکه نفسانی]] تبدیل میشود. [[عدالت]] در بعد [[نفسانی]] یک [[ملکه]] به شمار است و در بعد عملی، ناشی از آن [[ملکه]] است؛ بنابراین، [[راه]] عملی رسیدن به [[عدالت]]، تمرین مرتب و مکرر [[رفتار عادلانه]] است. | *'''[[راه]] عملی دستیابی به [[عدالت]]''': [[بهترین]] [[راه]] کسب [[ملکات نفسانی]]، تمرین و تکرار است؛ چراکه [[انسان]] وقتی عملی را به طور مکرر و مرتب انجام میدهد حتی اگر تحت فشار عوامل خارجی باشد، تکرار آن عمل بر نفس تأثیر میگذارد، به نفس حالت میدهد و در نفس، [[راسخ]] و به [[ملکه نفسانی]] تبدیل میشود. [[عدالت]] در بعد [[نفسانی]] یک [[ملکه]] به شمار است و در بعد عملی، ناشی از آن [[ملکه]] است؛ بنابراین، [[راه]] عملی رسیدن به [[عدالت]]، تمرین مرتب و مکرر [[رفتار عادلانه]] است. | ||
*تمرین و ممارست: بدون [[شک]] تمرین و تکرار یک عمل، آن عمل را در [[نفس انسان]] نهادینه میکند، ولی نفس هوسباز و [[سرکش]] [[انسان]] تمرین را برنمی تابد و تن به ناملایم نمیدهد؛ بنابراین برای واداشتن نفس به تمرین نیز راهکاری لازم است که نسبت به غیر و خویشتن متفاوت میشود. اگر [[انسان]] به عنوان مربی در صدد است، افراد تحت [[تربیت]] خود را به تمرین [[عدالت]] وادارد باید از دو عامل [[قانون]] و [[تشویق]] بهره بگیرد؛ به این معنی که در وهله اول آنها را در محدوده [[شرع]] نگه دارد و [[رخصت]] ندهد به [[مال]]، [[جان]] و آبروی دیگران تعرضی کنند؛ در وهله دوم لازم است هر کس را که به خوبی [[مرزداری]] میکند، بنوازد و [[پاداش]] دهد و آن را که مرز میشکند، [[مجازات]] کند. ولی در صورتی که [[انسان]] در صدد [[تربیت نفس]] خویش است، برای وادار کردن نفس به تمرین [[عدالت]] باید از اصل [[تربیتی]] «[[تغییر]] [[جایگاه]]» بهره بگیرد. اگر [[انسان]] بخواهد در برخورد با دیگران عادلانه [[رفتار]] کند، باید خودش را به جای ایشان بگذارد و آنگاه کاری را که در [[حق]] خویش میپسندد در [[حق دیگران]] نیز انجام دهد. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در [[وصیت]] به [[امام حسن مجتبی]] نوشته است: پسرم در [[ارتباط]] با دیگران، آنها را با خودت بسنج؛ آنچه را برای خود میپسندی برای دیگران هم بپسند و آنچه را برای خود نمیپسندی برای آنها نیز مپسند، [[ستم]] نکن چنانکه [[دوست]] نداری کسی به تو [[ستم]] کند و [[نیکی]] کن چنانکه [[دوست]] داری دیگران به تو [[نیکی]] کنند هر کاری را که از دیگران [[زشت]] میدانی از خودت نیز [[زشت]] بدان و به آنچه خود میپسندی در [[حق]] آنها کنی از آنها در [[حق]] خودت [[راضی]] باش، بیش از دانستههایت. مگو هر چند که دانستههایت کم باشند. چیزی که [[دوست]] نداری به تو بگویند به دیگران مگوی<ref>نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام، نامه ۳۱، ص۹۲۱.</ref>. اگر [[انسان]] از اصل [[تغییر]] [[جایگاه]] استفاده نکند، [[عقل عملی]] [[فریب]] میخورد و در مواقعی که [[انسان]] به دیگری [[ظلم]] میکند، [[قبح]] کار او را به [[درستی]] دریافت نمیکند و بسا که بر [[ظلم]] او مهر [[تأیید]] میزند، ولی با استفاده از این اصل، [[زشتی]] عمل به خوبی آشکار میشود و [[عقل عملی]] با [[درک]] این [[زشتی]] به نفس نهیب میزند و او را از [[ستم]] باز میدارد. در روایتی است که [[رسول خدا]]{{صل}} برای غزوهای در حال حرکت بود. یک [[اعرابی]] رکاب [[اسب حضرت]] را گرفت<ref>محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۲، ص۱۴۴.</ref> و به [[حضرت]] گفت: {{متن حدیث|يَا رَسُولَ اللَّهِ! عَلِّمْنِي عَمَلًا أَدْخُلُ بِهِ الْجَنَّةَ}}؛ ای [[رسول خدا]] چیزی به من یاد بده که با عمل به آن به [[بهشت]] بروم. [[پیغمبر]]{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|مَا أَحْبَبْتَ أَنْ يَأْتِيَهُ النَّاسُ إِلَيْكَ فَأْتِهِ إِلَيْهِمْ وَ مَا كَرِهْتَ أَنْ يَأْتِيَهُ إِلَيْكَ فَلَا تَأْتِهِ إِلَيْهِمْ}}؛ آنگونه که [[دوست]] داری [[مردم]] با تو [[رفتار]] نمایند با دیگران [[رفتار]] نما، و آنچنان که [[دوست]] نداری با تو [[رفتار]] کنند با آنها [[رفتار]] نکن. در [[روایت]] دیگری است که مردی شامی [[خدمت]] [[حضرت علی]]{{ع}} رسید و خواست که [[حضرت]] چیزی به او یاد دهد. [[حضرت]] در ضمن سخنی طولانی فرمود: {{متن حدیث|يَا شَيْخُ ارْضَ لِلنَّاسِ مَا تَرْضَى لِنَفْسِكَ وَ ائْتِ إِلَى النَّاسِ مَا تُحِبُّ أَنْ يُؤْتَى إِلَيْكَ}}<ref>صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۳۸۱.</ref>؛ ای پیرمرد آنچه را برای خود میپسندی برای دیگران نیز بپسند و آنگونه که [[دوست]] داری با تو [[رفتار]] کنند با ایشان [[رفتار]] کن<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج14، ص84-87.</ref>. | *تمرین و ممارست: بدون [[شک]] تمرین و تکرار یک عمل، آن عمل را در [[نفس انسان]] نهادینه میکند، ولی نفس هوسباز و [[سرکش]] [[انسان]] تمرین را برنمی تابد و تن به ناملایم نمیدهد؛ بنابراین برای واداشتن نفس به تمرین نیز راهکاری لازم است که نسبت به غیر و خویشتن متفاوت میشود. اگر [[انسان]] به عنوان مربی در صدد است، افراد تحت [[تربیت]] خود را به تمرین [[عدالت]] وادارد باید از دو عامل [[قانون]] و [[تشویق]] بهره بگیرد؛ به این معنی که در وهله اول آنها را در محدوده [[شرع]] نگه دارد و [[رخصت]] ندهد به [[مال]]، [[جان]] و آبروی دیگران تعرضی کنند؛ در وهله دوم لازم است هر کس را که به خوبی [[مرزداری]] میکند، بنوازد و [[پاداش]] دهد و آن را که مرز میشکند، [[مجازات]] کند. ولی در صورتی که [[انسان]] در صدد [[تربیت نفس]] خویش است، برای وادار کردن نفس به تمرین [[عدالت]] باید از اصل [[تربیتی]] «[[تغییر]] [[جایگاه]]» بهره بگیرد. اگر [[انسان]] بخواهد در برخورد با دیگران عادلانه [[رفتار]] کند، باید خودش را به جای ایشان بگذارد و آنگاه کاری را که در [[حق]] خویش میپسندد در [[حق دیگران]] نیز انجام دهد. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در [[وصیت]] به [[امام حسن مجتبی]] نوشته است: پسرم در [[ارتباط]] با دیگران، آنها را با خودت بسنج؛ آنچه را برای خود میپسندی برای دیگران هم بپسند و آنچه را برای خود نمیپسندی برای آنها نیز مپسند، [[ستم]] نکن چنانکه [[دوست]] نداری کسی به تو [[ستم]] کند و [[نیکی]] کن چنانکه [[دوست]] داری دیگران به تو [[نیکی]] کنند هر کاری را که از دیگران [[زشت]] میدانی از خودت نیز [[زشت]] بدان و به آنچه خود میپسندی در [[حق]] آنها کنی از آنها در [[حق]] خودت [[راضی]] باش، بیش از دانستههایت. مگو هر چند که دانستههایت کم باشند. چیزی که [[دوست]] نداری به تو بگویند به دیگران مگوی<ref>نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام، نامه ۳۱، ص۹۲۱.</ref>. اگر [[انسان]] از اصل [[تغییر]] [[جایگاه]] استفاده نکند، [[عقل عملی]] [[فریب]] میخورد و در مواقعی که [[انسان]] به دیگری [[ظلم]] میکند، [[قبح]] کار او را به [[درستی]] دریافت نمیکند و بسا که بر [[ظلم]] او مهر [[تأیید]] میزند، ولی با استفاده از این اصل، [[زشتی]] عمل به خوبی آشکار میشود و [[عقل عملی]] با [[درک]] این [[زشتی]] به نفس نهیب میزند و او را از [[ستم]] باز میدارد. در روایتی است که [[رسول خدا]]{{صل}} برای غزوهای در حال حرکت بود. یک [[اعرابی]] رکاب [[اسب حضرت]] را گرفت<ref>محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۲، ص۱۴۴.</ref> و به [[حضرت]] گفت: {{متن حدیث|يَا رَسُولَ اللَّهِ! عَلِّمْنِي عَمَلًا أَدْخُلُ بِهِ الْجَنَّةَ}}؛ ای [[رسول خدا]] چیزی به من یاد بده که با عمل به آن به [[بهشت]] بروم. [[پیغمبر]]{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|مَا أَحْبَبْتَ أَنْ يَأْتِيَهُ النَّاسُ إِلَيْكَ فَأْتِهِ إِلَيْهِمْ وَ مَا كَرِهْتَ أَنْ يَأْتِيَهُ إِلَيْكَ فَلَا تَأْتِهِ إِلَيْهِمْ}}؛ آنگونه که [[دوست]] داری [[مردم]] با تو [[رفتار]] نمایند با دیگران [[رفتار]] نما، و آنچنان که [[دوست]] نداری با تو [[رفتار]] کنند با آنها [[رفتار]] نکن. در [[روایت]] دیگری است که مردی شامی [[خدمت]] [[حضرت علی]]{{ع}} رسید و خواست که [[حضرت]] چیزی به او یاد دهد. [[حضرت]] در ضمن سخنی طولانی فرمود: {{متن حدیث|يَا شَيْخُ ارْضَ لِلنَّاسِ مَا تَرْضَى لِنَفْسِكَ وَ ائْتِ إِلَى النَّاسِ مَا تُحِبُّ أَنْ يُؤْتَى إِلَيْكَ}}<ref>صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۳۸۱.</ref>؛ ای پیرمرد آنچه را برای خود میپسندی برای دیگران نیز بپسند و آنگونه که [[دوست]] داری با تو [[رفتار]] کنند با ایشان [[رفتار]] کن<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج14، ص84-87.</ref>. | ||
| خط ۱۴۹: | خط ۱۴۹: | ||
#'''انتقامجویی''': [[قرآن کریم]] به ما [[رخصت]] داده است تا در صورتی که از کسی [[ستم]] دیدیم، [[حق]] خود را به همان [[میزان]] استیفا کنیم<ref>{{متن قرآن|الشَّهْرُ الْحَرَامُ بِالشَّهْرِ الْحَرَامِ وَالْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ}} «(این) ماه حرام در برابر (آن) ماه حرام است و حرمت شکنیها قصاص دارد پس هر کس بر شما ستم روا داشت همانگونه که با شما ستم روا داشته است با وی ستم روا دارید، و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند با پرهیزگاران است» سوره بقره، آیه ۱۹۴.</ref>؛ بنابراین [[انتقام]] نابرابر از نظر [[قرآن]] مجاز نیست. [[قرآن کریم]] میفرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! برای خداوند بپاخیزید و با دادگری گواهی دهید و نباید دشمنی با گروهی شما را وادارد که دادگری نکنید، دادگری ورزید که به پرهیزگاری نزدیکتر است و از خداوند پروا کنید که خداوند از آنچه انجام میدهید آگاه است» سوره مائده، آیه ۸.</ref>. ولی گاهی [[انسان]] چون بر حریف دست مییابد و راهی برای [[انتقام]] پیدا میکند، به [[حق]] خود قانع نیست و از سر [[بغض]] و [[کینه]] یا عوامل دیگر کمر به نابودی او میبندد. در چنین فضایی است که اگر بنا باشد بر مطلبی [[گواهی]] دهد که به او مربوط میشود، بدون توجه به [[عدالت]]، چنان [[گواهی]] میدهد که او را زیانبار کند، بنابراین انتقامجویی یکی از موانع [[عدالت]] است. | #'''انتقامجویی''': [[قرآن کریم]] به ما [[رخصت]] داده است تا در صورتی که از کسی [[ستم]] دیدیم، [[حق]] خود را به همان [[میزان]] استیفا کنیم<ref>{{متن قرآن|الشَّهْرُ الْحَرَامُ بِالشَّهْرِ الْحَرَامِ وَالْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ}} «(این) ماه حرام در برابر (آن) ماه حرام است و حرمت شکنیها قصاص دارد پس هر کس بر شما ستم روا داشت همانگونه که با شما ستم روا داشته است با وی ستم روا دارید، و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند با پرهیزگاران است» سوره بقره، آیه ۱۹۴.</ref>؛ بنابراین [[انتقام]] نابرابر از نظر [[قرآن]] مجاز نیست. [[قرآن کریم]] میفرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! برای خداوند بپاخیزید و با دادگری گواهی دهید و نباید دشمنی با گروهی شما را وادارد که دادگری نکنید، دادگری ورزید که به پرهیزگاری نزدیکتر است و از خداوند پروا کنید که خداوند از آنچه انجام میدهید آگاه است» سوره مائده، آیه ۸.</ref>. ولی گاهی [[انسان]] چون بر حریف دست مییابد و راهی برای [[انتقام]] پیدا میکند، به [[حق]] خود قانع نیست و از سر [[بغض]] و [[کینه]] یا عوامل دیگر کمر به نابودی او میبندد. در چنین فضایی است که اگر بنا باشد بر مطلبی [[گواهی]] دهد که به او مربوط میشود، بدون توجه به [[عدالت]]، چنان [[گواهی]] میدهد که او را زیانبار کند، بنابراین انتقامجویی یکی از موانع [[عدالت]] است. | ||
#'''[[تکیه]] بر [[حدس]] و [[گمان]]''': [[احکام شرعی]] بر اساس [[علم]] و [[اطمینان]] ثابت میشود؛ همچنین با [[علم]] و [[اطمینان]] است که میتوان حکمی [[قضایی]] صادر کرد تا حقی از کسی [[سلب]] و به دیگری داده شود؛ ولی از آنجا که [[تحصیل علم]] و [[اطمینان]] همیشه ممکن نیست و اگر [[راه]] دیگری نباشد بسیاری از [[احکام]] تعطیل و بساط [[قضاوت]] در [[جامعه]] برچیده میشود، [[شارع مقدس]] [[رخصت]] داده است که برخی از گمانها [[علم]] تلقی شده و بر مبنای آنها عمل شود، برای نمونه، اگر [[انسان]] [[عادل]] درستکاری از [[امام]] [[معصوم]] خبر بیاورد، ما میتوانیم به آن خبر عمل کنیم، هرچند که به مفاد آن، [[یقین]] کامل نداشته باشیم؛ همچنین به [[قاضی]] اجازه داده است که اگر [[شاهد]] [[عادل]]، به چیزی [[گواهی]] داد، بر مبنای [[شهادت]] او [[حکم]] صادر کند، هر چند که به مفاد [[شهادت]] او [[علم کامل]] نداشته باشد. گمانی که از [[راه]] خبر و [[شهادت]] [[عادل]] پیدا میشود یک [[گمان]] خاص است که [[خداوند متعال]] اجازه داده آن را جایگزین [[علم]] کرده، بر مبنای آن عمل کنیم؛ بنابراین معلوم میشود که [[شارع مقدس]] [[راضی]] نیست ما در مورد [[احکام شرعی]] و [[حقوقی]] [[مردمان]] به هرگمانی عمل کنیم. اگر [[قاضی]] بدون در نظر گرفتن این [[میزان]] طبق [[گمان]] خود [[حکم]] صادر کند، [[بیعدالتی]] کرده است، هرچند احیاناً حکمش [[مطابق واقع]] باشد. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} میفرماید:{{متن حدیث|لَيْسَ مِنَ الْعَدْلِ الْقَضَاءُ عَلَى الثِّقَةِ بِالظَّنِّ}}<ref>شریف رضی، نهج البلاغه، با شرح محمد عبده، ۴/۴۹، حکمت ۲۲۰؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۳۷۹.</ref>؛ از [[عدالت]] نیست که [[انسان]] با [[تکیه]] بر [[گمان]] [[قضاوت]] کند. | #'''[[تکیه]] بر [[حدس]] و [[گمان]]''': [[احکام شرعی]] بر اساس [[علم]] و [[اطمینان]] ثابت میشود؛ همچنین با [[علم]] و [[اطمینان]] است که میتوان حکمی [[قضایی]] صادر کرد تا حقی از کسی [[سلب]] و به دیگری داده شود؛ ولی از آنجا که [[تحصیل علم]] و [[اطمینان]] همیشه ممکن نیست و اگر [[راه]] دیگری نباشد بسیاری از [[احکام]] تعطیل و بساط [[قضاوت]] در [[جامعه]] برچیده میشود، [[شارع مقدس]] [[رخصت]] داده است که برخی از گمانها [[علم]] تلقی شده و بر مبنای آنها عمل شود، برای نمونه، اگر [[انسان]] [[عادل]] درستکاری از [[امام]] [[معصوم]] خبر بیاورد، ما میتوانیم به آن خبر عمل کنیم، هرچند که به مفاد آن، [[یقین]] کامل نداشته باشیم؛ همچنین به [[قاضی]] اجازه داده است که اگر [[شاهد]] [[عادل]]، به چیزی [[گواهی]] داد، بر مبنای [[شهادت]] او [[حکم]] صادر کند، هر چند که به مفاد [[شهادت]] او [[علم کامل]] نداشته باشد. گمانی که از [[راه]] خبر و [[شهادت]] [[عادل]] پیدا میشود یک [[گمان]] خاص است که [[خداوند متعال]] اجازه داده آن را جایگزین [[علم]] کرده، بر مبنای آن عمل کنیم؛ بنابراین معلوم میشود که [[شارع مقدس]] [[راضی]] نیست ما در مورد [[احکام شرعی]] و [[حقوقی]] [[مردمان]] به هرگمانی عمل کنیم. اگر [[قاضی]] بدون در نظر گرفتن این [[میزان]] طبق [[گمان]] خود [[حکم]] صادر کند، [[بیعدالتی]] کرده است، هرچند احیاناً حکمش [[مطابق واقع]] باشد. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} میفرماید:{{متن حدیث|لَيْسَ مِنَ الْعَدْلِ الْقَضَاءُ عَلَى الثِّقَةِ بِالظَّنِّ}}<ref>شریف رضی، نهج البلاغه، با شرح محمد عبده، ۴/۴۹، حکمت ۲۲۰؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۳۷۹.</ref>؛ از [[عدالت]] نیست که [[انسان]] با [[تکیه]] بر [[گمان]] [[قضاوت]] کند. | ||
#'''[[بیتابی]]''': [[اجرای عدالت]] در آنجا که برای [[انسان]] نفعی ظاهری و ملموس ندارد، مشکل و [[نیازمند]] پایمردی و [[استواری]] است. از این میدان فقط مردان آزموده سربلند خارج میشوند. مشکلتر از این [[مقام]]، مقامی است که علاوه بر این امر [[قضاوت]] به دست خود [[انسان]] باشد. [[رسول خدا]]{{صل}} میفرماید: سه چیز است که [[مردم]] تاب آن را ندارند. با [[مردم]] به [[انصاف]] رفتارکردن...<ref>صدوق، خصال، ص۱۲۵.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} نیز [[انصاف]] با [[مردم]] را در زمره سختترین [[تکالیف]] | #'''[[بیتابی]]''': [[اجرای عدالت]] در آنجا که برای [[انسان]] نفعی ظاهری و ملموس ندارد، مشکل و [[نیازمند]] پایمردی و [[استواری]] است. از این میدان فقط مردان آزموده سربلند خارج میشوند. مشکلتر از این [[مقام]]، مقامی است که علاوه بر این امر [[قضاوت]] به دست خود [[انسان]] باشد. [[رسول خدا]]{{صل}} میفرماید: سه چیز است که [[مردم]] تاب آن را ندارند. با [[مردم]] به [[انصاف]] رفتارکردن...<ref>صدوق، خصال، ص۱۲۵.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} نیز [[انصاف]] با [[مردم]] را در زمره سختترین [[تکالیف الهی]] به شمار آورده است<ref>صدوق، خصال، ص۱۲۵.</ref>؛ بنابراین یکی از موانع [[اجرای عدالت]] [[بیتابی]] [[انسان]] است<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج14، ص88-90.</ref>. | ||
==نشانههای [[عدالت]]== | ==نشانههای [[عدالت]]== | ||
*نشانههایی که در [[روایات]] برای [[عدالت]] آمده، پارهای مربوط به [[عدالت]] [[نفسانی]]، پارهای مربوط به [[عدالت]] [[رفتاری]] و برخی هم نشانه هر دو [[قسم]] [[عدالت]] میباشند. | *نشانههایی که در [[روایات]] برای [[عدالت]] آمده، پارهای مربوط به [[عدالت]] [[نفسانی]]، پارهای مربوط به [[عدالت]] [[رفتاری]] و برخی هم نشانه هر دو [[قسم]] [[عدالت]] میباشند. | ||