بحث:حج: تفاوت میان نسخه‌ها

Page contents not supported in other languages.
از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۵ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
== مقدمه ==
حج در لغت به معنای «قصد» و «آهنگ» است، آهنگ کار و یا جایی کردن، و به حسب بعضی از کتب لغت، آهنگ کاری مهم کردن. [[راغب اصفهانی]] می‌نویسد: {{عربی|أصل الحج، القصد للزيارة... خص في تعارف الشرع بقصد بيت الله تعالى إقامة للنسك}} اصل حج یعنی قصد [[زیارت]] کردن و در [[شرع]] نیز منظور قصد زیارت [[خانه]] خداست.
این واژه ده بار در [[قرآن]] تکرار شده است. «حج» از [[ارکان اسلام]] است. [[امام باقر]]{{ع}} می‌فرماید: [[اسلام]] بر پنج پایه بنا شده است: [[نماز]]، [[روزه]]، [[زکات]]، حج و [[ولایت]]<ref>کافی، ج۲، ص۱۸.</ref>. کسی که عمداً حج نگزارد، رکنی از [[ارکان دین]] [[الهی]] خویش را نابود کرده است<ref>صهبای حج، ص۴۳.</ref>.
از امام باقر{{ع}} سوال شد: {{متن حدیث|لِمَ سُمِّيَ الْحَجُّ حَجّاً قَالَ{{ع}} حَجَّ فُلَانٌ أَيْ أَفْلَحَ فُلَانٌ}}؛ «چرا حج حج نامیده شده؟ [[امام]]{{ع}} فرمود: فلان شخص حج انجام داد، یعنی [[رستگار]] شد». حج به معنای [[رستگاری]] است و کسی که این [[اعمال]] را انجام دهد رستگار گردیده و حج در مورد او استعمال می‌شود.در کتاب «[[معانی الاخبار]]» آمده است: {{متن حدیث|قَالَ{{ع}}: الْحَجُّ الْفَلَاحُ يُقَالُ حَجَّ فُلَانٌ أَيْ أَفْلَحَ}}‌<ref>معانی الاخبار، ص۱۷۰؛ بحار الانوار، ج۹۶، ص۲.</ref>.حج به معنای رستگاری است و کسی که این اعمال را انجام دهد، رستگار گردیده و حج در مورد او استعمال می‌شود.
حج در اصطلاح [[فقها]]؛ حج، زیارت [[کعبه]] با اعمال مخصوص در مکان‌های مخصوصی است. صاحب «جواهر» می‌فرماید: {{عربی|الحج و إن كان في اللغة هو القصد فقد صار في الشرع: إسما لمجموع المناسك المؤداة في المشاعر المخصوصة}}<ref>جواهر الکلام، ج۱۷، ص۲۱۹ – ۲۲۰.</ref>
حج به مجموع اعمال و مناسکی که حجاج در ایام حج انجام می‌دهند، گفته می‌شود معنای دیگر حج: {{عربی|الحج قصد البيت للتقرب الى الله تعالى بافعال مخصوصة في اماكن مخصوصة}} حج، زیارت کعبه با اعمال مخصوص در مکان‌های مخصوص است. حج آهنگ مخصوص [[بیت الله الحرام]] و [[عرفه]] در وقت مخصوص ([[شوال]]، [[ذی القعده]] [[ذی الحجه]]) به منظور اعمال مخصوص است<ref>معارف و معاریف، دائره المعارف جامع اسلامی، ج۴، ص۳۶۲.</ref>.
نتیجه اینکه در [[فقه اسلامی]]، حج به مجموعه‌ای از [[اعمال]] که در [[مکه]] و اطراف آن به جا می‌آورند می‌گویند که در صورت وجود [[استطاعت]] [[مالی]] و صحت مزاج و [[امنیت]]، بر هر شخص بالغ و [[عاقل]] و [[مکلف]] در تمام [[عمر]] یک مرتبه [[واجب]] می‌گردد.
[[وجوب]] حج فوری است. به [[اجماع]] [[فرقه]] «[[امامیه]]» و [[مذهب]] «[[ابوحنیفه]]» و «[[ابو یوسف]]» و «مالک» و «[[احمد حنبل]]» از [[عامه]]. «[[شافعی]]» گفته است: اگر [[عزم]] انجام حج در سال بعد داشته باشد، تأخیر [[گناه]] نیست. به هر حال از نظر [[شیعه]] وجوب آن فوری و تأخیر آن [[گناه کبیره]] است<ref>معارف و معاریف، دائره المعارف جامع اسلامی، ج۴، ص۳۶۲.</ref>.
و اما اعمال [[حج تمتع]] از سیزده جزء تشکیل شده است:
# [[احرام]] (به قصد و [[نیت]] حج تمتع) در خود [[مکه معظمه]]<ref>لازم به ذکر است که برخی از فقها، محل احرام را مکه قدیم می‌دانند ولی حضرت امام خمینی تمام شهر مکه «قدیم و جدید» را جایز می‌دانند گر چه افضل این است که در حجر اسماعیل یا پشت مقام ابراهیم{{ع}} برای حج تمتع محرم شود.</ref>
# وقوف در «[[عرفات]]»
# وقوف در «[[مشعر الحرام]]»
# انداختن سنگ ریزه به «جمره [[عقبه]]» در [[منا]]
# [[قربانی]] در منا
# تراشیدن [[موی سر]] یا تقصیر کردن و برای [[زن]] به جای حلق و تراشیدن موی سر، تقصیر واجب است و مردان در غیر حج اول، بین تراشیدن سر و تقصیر مخیرند.
# [[طواف]] [[زیارت]] دور [[کعبه]]
# دو رکعت [[نماز]] طواف
# سعی بین [[صفا و مروه]]
# طواف [[نساء]]
# دو رکعت نماز طواف نساء
# ماندن در منا در شب یازدهم و [[دوازدهم ذی‌حجه]] برای همه و شب سیزدهم برای بعضی از افراد<ref>برای کسب اطلاعات بیشتر به «مناسک محشی» مراجعه شود.</ref>
# [[رمی]] جمره اولی و وسطی و عقبه در روزهای یازدهم و دوازدهم<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۵۴-۳۶۱.</ref>.
==آثار حج==
==آثار حج==
در [[روایات اسلامی]] به برخی از آثار حج اشاره شده، و بیشتر مورد توجه قرار گرفته است:
در [[روایات اسلامی]] به برخی از آثار حج اشاره شده، و بیشتر مورد توجه قرار گرفته است:
خط ۴۵: خط ۷۵:
در [[عرفات]]، اعتراف به خطیئات و [[گناهان]] نموده و [[تجدید عهد]] [[عبودیت]] و [[اقرار]] به [[وحدانیت]] [[حضرت حق]] کن و خود را به [[مقام قرب]] خدا برسان. در «[[مزدلفه]]» تقوای خدا در [[دل]] بگیر و با صعود به [[کوه]] مشعر، [[روح]] خود را به سوی عالم بالا [[حرکت]] ده. با [[ذبح]] [[قربانی]]، حنجر [[هوا و هوس]] را بریده و رگ‌های [[طمع]] را قطع کن. هنگام [[رمی]] و سنگ انداختن بر جمرات، [[افعال]] [[زشت]] و [[اخلاق ناپسند]] و [[دنائت]] و [[پستی]] و شهوت‌پرستی‌ها را از خود دور کن. با تراشیدن سر، عیب‌های ظاهر و [[باطن]] خود را بتراش و با دخول به [[حرم]]، خود را از [[شر]] [[متابعت]] هوای نفس و خواهش دل، رهانیده و در [[حفظ]] و [[امان خدا]]، داخل ساز. بیت را با توجه به [[عظمت]] و [[جلالت]] [[رب]] البیت و آشنایی با سطوت [[سلطان]] او [[زیارت]] کن. استلام [[حجر]] بنما. درحالتی که [[رضا]] به قسمت او داده و [[خاضع]] در برابر عظمتش گشته‌ای. طواف [[وداع]] را که حاکی از وداع ماسوی [[الله]] قرار داده، باهرچه که غیر خداست، وداع بنما.
در [[عرفات]]، اعتراف به خطیئات و [[گناهان]] نموده و [[تجدید عهد]] [[عبودیت]] و [[اقرار]] به [[وحدانیت]] [[حضرت حق]] کن و خود را به [[مقام قرب]] خدا برسان. در «[[مزدلفه]]» تقوای خدا در [[دل]] بگیر و با صعود به [[کوه]] مشعر، [[روح]] خود را به سوی عالم بالا [[حرکت]] ده. با [[ذبح]] [[قربانی]]، حنجر [[هوا و هوس]] را بریده و رگ‌های [[طمع]] را قطع کن. هنگام [[رمی]] و سنگ انداختن بر جمرات، [[افعال]] [[زشت]] و [[اخلاق ناپسند]] و [[دنائت]] و [[پستی]] و شهوت‌پرستی‌ها را از خود دور کن. با تراشیدن سر، عیب‌های ظاهر و [[باطن]] خود را بتراش و با دخول به [[حرم]]، خود را از [[شر]] [[متابعت]] هوای نفس و خواهش دل، رهانیده و در [[حفظ]] و [[امان خدا]]، داخل ساز. بیت را با توجه به [[عظمت]] و [[جلالت]] [[رب]] البیت و آشنایی با سطوت [[سلطان]] او [[زیارت]] کن. استلام [[حجر]] بنما. درحالتی که [[رضا]] به قسمت او داده و [[خاضع]] در برابر عظمتش گشته‌ای. طواف [[وداع]] را که حاکی از وداع ماسوی [[الله]] قرار داده، باهرچه که غیر خداست، وداع بنما.
با وقوف در [[کوه صفا]] در تصفیهٔ روح و [[تهذیب نفس]] خود بکوش و سعی کن خود را برای لقای [[خدا]] در [[روز]] لقا آماده گردانی. به [[مروه]] که رسیدی، [[مروت]] نموده و اوصاف خود را در جنب ارادهٔ [[حق]]، فانی ساز و به عهدی که با خدا بسته‌ای و حج خود را مشروط به آن، به جا آورده‌ای تا [[روز قیامت]]، [[وفادار]] بمان. و بدان سرّ اینکه [[خداوند]] حج را [[واجب]] نمود و آن را در میان [[طاعات]]، به خودش نسبت داده و فرموده است: {{متن قرآن|وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا}}<ref>«و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref>، و هم [[نبی اکرم]]{{صل}} ترتیب [[مناسک]] را به این صورت که هست، تنظیم کرده است، آن است که اشاره‌ای به [[مرگ]] و [[قبر]] و [[بعث]] و [[قیامت]] باشد و صاحبدلان و [[خردمندان]] از مشاهدهٔ این مناسک، از اول تا به آخر، متذکر [[عوالم]] بعد از مرگ، از [[بهشت و جهنم]] بشوند و [[آمادگی]] برای [[ارتحال]] به آن عالم را به دست آورند<ref>حج برنامه تکامل، سید محمد ضیاء آبادی.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۴۸.</ref>
با وقوف در [[کوه صفا]] در تصفیهٔ روح و [[تهذیب نفس]] خود بکوش و سعی کن خود را برای لقای [[خدا]] در [[روز]] لقا آماده گردانی. به [[مروه]] که رسیدی، [[مروت]] نموده و اوصاف خود را در جنب ارادهٔ [[حق]]، فانی ساز و به عهدی که با خدا بسته‌ای و حج خود را مشروط به آن، به جا آورده‌ای تا [[روز قیامت]]، [[وفادار]] بمان. و بدان سرّ اینکه [[خداوند]] حج را [[واجب]] نمود و آن را در میان [[طاعات]]، به خودش نسبت داده و فرموده است: {{متن قرآن|وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا}}<ref>«و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref>، و هم [[نبی اکرم]]{{صل}} ترتیب [[مناسک]] را به این صورت که هست، تنظیم کرده است، آن است که اشاره‌ای به [[مرگ]] و [[قبر]] و [[بعث]] و [[قیامت]] باشد و صاحبدلان و [[خردمندان]] از مشاهدهٔ این مناسک، از اول تا به آخر، متذکر [[عوالم]] بعد از مرگ، از [[بهشت و جهنم]] بشوند و [[آمادگی]] برای [[ارتحال]] به آن عالم را به دست آورند<ref>حج برنامه تکامل، سید محمد ضیاء آبادی.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۴۸.</ref>
== آرزوی حج ==
چه بسیارند کسانی که [[مشتاق]] [[زیارت]] حریم [[الهی]] و [[کعبه]] مقدس‎اند، اما شرایط این [[سفر]] [[معنوی]] برای آنان فراهم نمی‌شود. بر اساس [[روایات]]، آرزومند حج اگر به یکی از این [[آداب]] مداومت کند، به آرزویش می‌رسد:
# قرائت سوره حج هر سه روز یک بار؛ [[امام ششم]]{{ع}} می‌فرماید: هر کس [[سوره حج]] را هر سه روز یک بار بخواند از آن سال بیرون نمی‌رود تا بار سفر [[مکه]] را ببندد و اگر در سفر خود از [[دنیا]] برود و به مکه نرسد، جای او، در [[بهشت]] است<ref>وسائل الشیعه، ج۸ (به نقل از راهنمای حرمین شریفین، ج۳، ص۳۱).</ref>.
# [[تلاوت]] [[سوره نبأ]] در هر روز یک بار<ref>وسائل الشیعه، ج۸ (به نقل از راهنمای حرمین شریفین، ج۳، ص۳۱).</ref>.
# ختم «ماشاء الله» هزار بار در یک مجلس<ref>وسائل الشیعه، ج۸ (به نقل از راهنمای حرمین شریفین، ج۳، ص۳۱).</ref>.
# در تعقیب هر [[نماز واجب]] بگوید: {{عربی|اللهم صل على محمد و آل محمد و اقض عنّي دَين الدنيا و الاخرة}} راوی پرسید: [[دَین]] [[آخرت]] چیست؟ فرمود: حج.
# از [[رسول خدا]]{{صل}} نقل شده است که فرمود: هر کس [[شوق]] حج دارد، لباس جدید خود را بپوشد و ظرف آبی را بردارد و ۳۵ بار [[سوره قدر]] را بر آن بخواند و بعد آن را بر خود بریزد، سپس چهار رکعت [[نماز]] بگذارد، به [[درستی]] که [[خدای تعالی]] حج و [[عمره]] را روزی او می‌کند.
# طبق [[روایات]] بسیاری، در شب ۲۳ [[ماه مبارک رمضان]] اسامی وافدین و زائرین خانهٔ [[خدا]] ثبت می‌گردد، پس در این شب [[مبارکه]] می‌توان با [[کوشش]] در [[عبادت]] و درخواست این [[موهبت]]، نام خود را به ثبت رساند.  
# در [[مناجات]] طلب حج، مداومت کند. [[محدث قمی]] این مناجات را از [[حضرت جواد]]{{ع}} در [[باقیات الصالحات]]، حاشیه مفاتیح نقل فرموده است<ref>راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، ج۳، ص۳۰.</ref>.
از جمله خواسته‌های مهم [[پیشوایان معصوم]] ما به‌ویژه در ماه مبارک رمضان درخواست انجام حج و [[زیارت]] [[خانه خدا]] بوده که از رهگذر [[دعا]] از خود بجای گذاشته‌اند. در دعای شب اول [[ماه رمضان]] می‌خوانیم: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضَانَ الَّذِي أَنْزَلْتَ فِيهِ الْقُرْآنَ... اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ أَنْ تَجْعَلَ فِيمَا تَقْضِي وَ تُقَدِّرُ مِنَ الْأَمْرِ الْمَحْتُومِ فِي الْأَمْرِ الْحَكِيمِ مِنَ الْقَضَاءِ الَّذِي لَا يُرَدُّ وَ لَا يُبَدَّلُ أَنْ تَكْتُبَنِي مِنْ حُجَّاجِ بَيْتِكَ الْحَرَامِ الْمَبْرُورِ حَجُّهُمُ الْمَشْكُورِ سَعْيُهُمُ الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمُ الْمُكَفَّرِ عَنْ سَيِّئَاتِهِمْ...}}.
و در دعای هر شب ماه رمضان آمده است: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضَانَ الَّذِي أَنْزَلْتَ فِيهِ الْقُرْآنَ وَ افْتَرَضْتَ عَلَى عِبَادِكَ فِيهِ الصِّيَامَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْزُقْنِي حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرَامِ فِي عامِي هذا وَ فِي كُلِّ عامٍ وَ اغْفِرْ لِيَ تِلْكَ الذُّنُوبَ الْعِظَامَ فَإِنَّهُ لَا يَغْفِرُهَا غَيْرُكَ يَا رَحْمَنُ يَا عَلَّامُ}}.
[[ابن ابی عمیر]] از یکی از [[خاندان رسول خدا]]{{صل}} نقل کرده کسی که این دعا را شب اول بخواند [[گناهان]] چهل سالش آمرزیده می‌شود. در این [[دعا]] تنها سه درخواست مطرح است: [[درود]] بر محمد و آل محمد؛ حج [[خانه خدا]] در هر سال؛ [[بخشش گناهان]].
از [[امام صادق]] و [[امام کاظم]]{{ع}} دعایی نقل شده که در [[ماه مبارک رمضان]] در پی هر فریضه‌ای خوانده شود: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرَامِ فِي عَامِي هَذَا وَ فِي كُلِّ عَامٍ مَا أَبْقَيْتَنِي فِي يُسْرٍ مِنْكَ وَ عَافِيَةٍ وَ سَعَةِ رِزْقٍ وَ لَا تُخْلِنِي مِنْ تِلْكَ الْمَوَاقِفِ الْكَرِيمَةِ وَ الْمَشَاهِدِ الشَّرِيفَةِ وَ زِيَارَةِ قَبْرِ نَبِيِّكَ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ...}}<ref>فصلنامه میقات حج، شماره ۵۴، ص۳۵.</ref>؛ خداوندا امسال و هر سال تا وقتی مرا زنده می‌داری حج [[خانه]] خودت را روزی‌ام کن، آن هم در آسانی و [[تندرستی]] و وسعت روزی از سوی خودت و جایم را در آن جایگاه‌های [[ارزشمند]] و حرم‌های [[شریف]] خالی مگذار و از [[زیارت قبر]] پیامبرت محرومم مکن.
از دعاهای بسیار مهم و [[نورانی]] در ماه مبارک رمضان [[دعای ابوحمزه ثمالی]] از [[امام سجاد]]{{ع}} است که در [[سحرگاهان]] خوانده می‌شود. در این دعای شریف سه مرتبه [[زیارت]] [[کعبه]] از [[خداوند]] درخواست شده است... به قسمتی از این دعا اشاره می‌شود: {{متن حدیث|... وَ ارْزُقْنَا حَجَّ بَيْتِكَ وَ زِيَارَةَ قَبْرِ نَبِيِّكَ صَلَوَاتُكَ وَ رَحْمَتُكَ... وَ ارْزُقْنِي حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرَامِ فِي عَامِنَا هَذَا وَ فِي كُلِّ عَامٍ وَ زِيَارَةَ قَبْرِ نَبِيِّكَ وَ لَا تُخْلِنِي يَا رَبِّ مِنْ تِلْكَ الْمَشَاهِدِ الشَّرِيفَةِ وَ الْمَوَاقِفِ الْكَرِيمَةِ... وَ ارْزُقْنِي حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرامِ فِي عامِنا هذا وَ فِي كُلِّ عامٍ، وَ ارْزُقْنِي رِزْقاً واسِعاً مِنْ فَضْلِكَ الْواسِعِ}}<ref>معانی الاخبار، ص۱۱.</ref>.
دعاهای متعددی در [[شب قدر]] وارد شده و در میان خواسته‌های این شب که شب تقدیر [[انسان‌ها]] است حج خانه خدا برجسته است. در روایتی از امام صادق{{ع}} در این باره نقل شده است: {{متن حدیث|يُكْتَبُ فِيهَا وَفْدُ مَكَّةَ فَمَنْ كَانَ فِي تِلْكَ السَّنَةِ مَكْتُوباً لَمْ يَسْتَطِعْ أَنْ يَحْبِسَ وَ إِنْ كَانَ فَقِيراً مَرِيضاً وَ مَنْ لَمْ يَكُنْ فِيهَا مَكْتُوباً لَمْ يَسْتَطِعْ أَنْ يَحُجَّ وَ إِنْ كَانَ غَنِيّاً صَحِيحاً}}<ref>وسائل الشیعه، ج۱۳، ص۳۱۳.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۵۱.</ref>
== ایام تشریق ==
«تشریق»<ref>لسان العرب، جدهم، ص۱۷۶، تشریق یعنی به طرف شرق رفتن، «ایام التشریق» یعنی سه روز پس از عید قربان، التشریق ایضا به معنای نماز عید. (ترجمه منجد الطلاب، ماده شرق)</ref>، نام سه [[روز]] آخر [[مناسک حج]]، یعنی روزهای یازدهم، دوازدهم و [[سیزدهم ذی‌حجه]] است، که در این سه روز [[حاجیان]] پس از انجام [[قربانی]] در روز دهم ([[عید قربان]])، در صحرای [[منا]] اقامت نموده و روز یازدهم و دوازدهم (و برای بعضی‌ها روز سیزدهم) به سنگسار کردن [[شیطان]] در جمرات ثلاثه مشغول می‌شوند. این ایام در [[شرع مقدس اسلام]] از [[قداست]] خاصی برخوردار است، تا آنجا که در [[قرآن مجید]] در دو [[آیه]] از آن یاد شده است: {{متن قرآن|وَاذْكُرُوا اللَّهَ فِي أَيَّامٍ مَعْدُودَاتٍ}}<ref>«و خداوند را در روزهایی چند یاد کنید» سوره بقره، آیه ۲۰۳.</ref>، {{متن قرآن|وَيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِي أَيَّامٍ مَعْلُومَاتٍ}}<ref>«و نام خداوند را در روزهایی معین بر آنچه از دام‌ها که روزیشان کرده است (هنگام قربانی) یاد کنند» سوره حج، آیه ۲۸.</ref>. که در بعضی از [[روایات]] آمده است که «ایام معلومات» اشاره به این روزها می‌باشد.
در کتب [[ادعیه]] [[فضایل]] بسیاری برای [[عبادت]] در این روزها ذکر شده است. هم‌چنین [[روایت]] شده که [[مستحب]] است در این روزها پس از هر نمازی این [[دعا]] ([[تکبیر]]) گفته شود: {{متن حدیث|اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ لِلَّهِ الْحَمْدُ اللَّهُ أَكْبَرُ عَلَى مَا هَدَانَا اللَّهُ أَكْبَرُ عَلَى مَا رَزَقَنَا مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ}}<ref>دائره المعارف تشیع، ج۴، ص۲۶۵.</ref>.
گفته شده است، تشریق همچنان که از نامش پیداست، ایامی است روشنی‌بخش که [[روح]] و [[جان انسان]] در پرتو آن [[مراسم]] عالی مذهبی [[نورانی]] می‌شود. برخی دیگر علت [[تسمیه]] این ایام را به ایام تشریق این دانسته‌اند که در این ایام گوشت‌های قربانی را زیر [[نور]] [[آفتاب]] خشک می‌کردند. «تابش ماهتاب در طول شب»، «[[رمی]] و قربانی پس از [[طلوع]] آفتاب»، «رفتن به سوی [[مشرق]]»، «منع از قربانی گوسفند مشرقه -گوش شکافته -»، و «برق زدن [[خورشید]] بر خون‌های ریخته شده و درخشندگی آنها» را از جمله و وجوه [[تسمیه]] ایام تشریق ذکر کرده‌اند<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۵۷.</ref>.
== ایام معلومات ==
چنان‌چه در [[آیه شریفه]] آمده است {{متن قرآن|وَيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِي أَيَّامٍ مَعْلُومَاتٍ عَلَى مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ}}<ref>«و نام خداوند را در روزهایی معین بر آنچه از دام‌ها که روزیشان کرده است (هنگام قربانی) یاد کنند» سوره حج، آیه ۲۸.</ref> [[خداوند]] را در ایام معلومات یاد کنید و نیز در [[سوره بقره]] آمده است {{متن قرآن|وَاذْكُرُوا اللَّهَ فِي أَيَّامٍ مَعْدُودَاتٍ}}<ref>«و خداوند را در روزهایی چند یاد کنید» سوره بقره، آیه ۲۰۳.</ref> میان [[مفسران]] در این زمینه گفتگوست و [[روایات اسلامی]] در این زمینه متفاوت است.
گروهی از مفسران به استناد برخی از روایات اسلامی، معتقدند که منظور از ایام معلومات ده [[روز]] آغاز [[ذی‌حجه]] است و ایام معدودات «ایام التشریق» یعنی روزهای یازدهم، دوازدهم و [[سیزدهم ذی‌حجه]] می‌باشد. روزهایی که [[نورانی]] و روشنی‌بخش همه دل‌هاست.
در حالی که گروهی دیگر، طبق بعضی دیگر از [[روایات]] گفته‌اند: هر دو اشاره به ایام تشریق است و ایام تشریق را گاهی همان سه روز گرفته‌اند و گاهی روز دهم، یعنی [[عید قربان]] را نیز بر آن افزوده‌اند.
جمله {{متن قرآن|فَمَنْ تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ}}<ref>«و آنکه (برای کوچ کردن از منا) بشتابد (و اعمال را) دو روزه (انجام دهد) گناهی نکرده است» سوره بقره، آیه ۲۰۳.</ref> که در سوره بقره آمده، نشان می‌دهد که ایام تشریق بیش از سه روز نیست؛ زیرا [[تعجیل]] در آن سبب می‌شود که یک روز از آن کاسته و تبدیل به دو روز گردد.
ولی با توجه به این که در [[آیات]] [[سوره حج]] بعد از ذکر «ایام معلومات» مسأله [[قربانی]] آمده و می‌دانیم قربانی در روز دهم انجام می‌گیرد، این موضوع [[تأیید]] می‌شود که ایام معلومات ده روز آغاز [[ذی الحجه]] است که به روز دهم (روز قربانی) ختم می‌گردد. و به این ترتیب [[تفسیر]] اول که دوگانگی مفهوم ایام معلومات با ایام معدودات باشد تقویت می‌گردد. اما با توجه به [[وحدت]] تعبیرهایی که در هر دو [[آیه]] وارد شده بیشتر این مسأله به [[ذهن]] می‌رسد که هر دو اشاره به یک مطلب است. [[هدف]] در هر دو توجه به [[یاد خدا]] در ایام معینی است، که از دهم [[ذی الحجه]] شروع می‌‌شود و به سیزدهم آن ماه پایان می‌یابد. البته یکی از موارد ذکر [[نام خدا]]، ذکر نام او به هنگام [[قربانی]] است<ref>تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۷۳.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۵۸.</ref>
== ایام نَحر ==
به روزهای دهم و یازدهم و [[دوازدهم ذی‌حجه]] گویند. پنجمین عمل از [[اعمال]] [[حج تمتع]]، [[قربانی کردن]] در [[سرزمین منی]] است و اصطلاح نحر درباره قربانی کردن شتر به کار برده می‌شود<ref>فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۲۲.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۵۹.</ref>
== نیت در حج ==
نیت، [[روح]] عمل است و عمل بدون روح، خاصیتی ندارد. در حج، آنچه انجام می‌شود، باید با نیت باشد. نیت در حج، یعنی همواره خود [[آگاه]] بودن، و حج معانی نمودن، نه حج [[مناسک]] و صورت؛ زیرا حج، همه نیت است، اگر چه پاره‌ای از [[اعمال]] بدون نیت، هم تأثیری دارد، مثلاً در [[روزه]]، اگر نیت نباشد، به هر حال آثاری از آن دیده می‌شود، یا در [[زکوة]]، اگر نیت نباشد، به هر حال [[فقیری]] را بی‌نیاز کرده است، اما اگر در حج، نیت نباشد هیچ نیست، چون که این مناسک همه اشاره است. می‌گویند: کسی که نداند [[سجود]] چیست، فقط پیشانی به خاک مالیده است، کسی که نداند مفهوم [[مناسک حج]] چیست، فقط [[شهر مکه]]، و [[خانه کعبه]] را تماشا کرده است، و به عبارت دیگر، فقط سوغات آورده است... .
پس لازم است که تمام اعمال حج را با نیت انجام دهد، و به معانی آن [[نیت‌ها]]، آگاه و آشنا باشد. چون [[عمره]] و حج و اجزاء آنها از [[عبادات]] است، باید قصد داشته باشد آن چه را که [[واجب]] است بر او، قربة الی الله و برای [[اطاعت]] [[خداوند تعالی]] انجام دهد، یعنی انجام عملش، کاملاً باید برای تحصیل رضای [[خدای تعالی]] باشد، به نحوی که هیچ غرضی از اغراض [[دنیوی]] با او همراه نباشد. این نوع نیت، در تمام [[اعمال عبادی]] لازم است.
نیت باید مقارن با عمل باشد، در جایی که باید [[احرام]] بپوشد، همین که شروع به احرام پوشیدن کرد نیت کند، پس نیت در اثناء کافی نخواهد بود و هر گاه در حین شروع، نیت نکرده است، باید تجدید کند.
نیت را به زبان یا حضور [[قلبی]] می‌آورد. مثلاً اگر عمره تمتع است، باید چنین بگوید: احرام می‌بندم برای توجه به [[مکه معظمه]]، و عمره تمتع از [[حجة الاسلام]]، به جهت [[فرمانبرداری]] امر خدای تعالی قربة الی الله.
در صحت نیت اعمال حج، تلفظ و خطور قلبی معتبر نیست، بلکه هرگاه توجه داشته باشد که چه عملی می‌خواهد به جا آورد کافی است، ولی تلفظ به [[نیت]] در [[اعمال]] [[عمره]] و حج [[استحباب]] دارد.
در صحت [[احرام]] لازم نیست که قصد کند ترک محرماتی را که بر [[محرم]] پس از احرام می‌شود، بلکه کسی که به قصد عمره تمتع، یا [[حج تمتع]] لبیک‌های [[واجب]] را گفت محرم می‌شود، چه قصد بکند احرام را یا نکند، و چه قصد بکند ترک محرمات را یا نکند، ولی [[احتیاط]] آن است که قصد کند ترک محرمات را.
باید دانست که افراد مستعد و با کمال، در این جا باید نیت‌های بسیاری بنمایند؛ زیرا هر عملی نیت و توجه مخصوصی به خود دارد، نیت در این جا، به همه چیز پشت کردن و به [[خدا]] رو آوردن است. نیت این است، که هر کس، زین پس بزند سنگ، به مینای [[هوس]]. اکنون که آماده نیت کردن شده‌ای، به خود آی که تاکنون چه کرده‌ام، و از این پس دیگر گرد ناپسندی‌ها، [[زشتی‌ها]]، [[کینه‌ها]]، لاابالی‌ها و نزدیک چیزی که باعث کدورت [[دل]] شود، نگردم.
آن‌گاه که نیت کنی که: (احرام می‌بندم برای عمره تمتع از [[حجة الاسلام]] واجب، قربة الی الله) یعنی که احرام کوی [[کعبه]] می‌بندم تا با [[لباس]] [[انضباط]]، و با [[اراده]] و خودداری از طوفان‌های [[تمایلات نفسانی]] که ۲۴ چیز است، [[خویشتن‌داری]] نموده، و [[تعهد]] می‌کنم که از این میقاتگاه، با انضباط به سوی این عمل [[مقدس]] بروم، و با این احرام که به سوی حرم امن الهی می‌روم، [[احترام]] [[حریم]] آن را داشته و در حال [[غفلت]] نباشم<ref>راهنمای حرمین شریفین ابراهیم غفاری، ج۳، ص۸۴.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۰۴۳.</ref>
== تظلیل ==
به معنای [[سایه]] بر سر گرفتن و خود را زیر سایه قرار دادن است. پس از [[احرام]] بستن در [[روز]]، سایه بر سر گرفتن و خود را زیر سایه قرار دادن در هنگام پیمودن راه، مثل این که چتر به سر بگیرد یا روپوش بر کجاوه اندازد یا در اتومبیل سقف‌دار یا اطاق ترن یا طیاره سوار شود، بر [[مرد]] [[حرام]] است.
فرقی میان سواره و پیاده نیست، بلکه خود را در سایه چتری نگه داشتن (اگرچه آن چتر، سایه‌انداز روی سر نباشد) حرام است. در شب و در هوای ابری هم جائز نیست، در حال راه پیمودن زیر سایبان برود<ref>تضلیل در شب خلاف احتیاط است، گرچه جائز بودن آن بعید نیست، بنابراین، بعید نیست جایز بودن نشستن مُحرم، در هواپیمایی که شب حرکت می‌کند. (امام).</ref>.
سایه‌ای که از پهلو بیفتد، مانند: سایه دیوار، اتومبیل، شتر، درخت، چتری که در دست دیگری است، و امثال اینها، بعضی فرموده‌اند: احواط اجتناب است، و بعضی فرموده‌اند، ضرر ندارد ولی اگر چتر و مانند آن بالای سر او نیست، طوری نکند که سایه آنها بر سر او افتد.
این [[احکام]] که نسبت به [[آفتاب]] گفته شد، نسبت به [[باران]] نیز جاری است؛ یعنی برای مرد حرام است که خود را به وسیله چتر و مانند آن، از باران بپوشاند.
سایه بر سر قرار دادن، بر [[زنان]] و کودکان، مطلقاً جائز است، و می‌توانند در حال [[حرکت]] به اتومبیل سقف‌دار، سوار شوند، و یا چتر بر سر گیرند. البته احرام بستن در زیر سقف [[مسجد شجره]]، جائز است.
نکته دیگر این که بعد از فرود آمدن در منزلگاه، (چه [[مکه]] باشد، چه منازل بین راه، چه [[منی]] و [[عرفات]]) در حال توقف، و در رفت و آمد، زیر سایبان بودن، مانعی ندارد<ref>حرام بودن تظلیل، مختص به حال راه پیمودن است، و اما هرگاه در محلی منزل نماید، چه منی باشد چه غیر آن، با چتر و مثل آن، سایه بر سر قرار دادن مانع ندارد، اگر چه در حال راه رفتن باشد، مثل این که از خیمه خود، در منی برای قربانی یا رمی جمرات با چتر برود، گرچه احتیاط مستحب ترک است در حال راه رفتن. (امام).</ref>.
در صورت [[ضرورت]] (مانند: شدت [[گرما]]، یا سرما، یا [[باران]] شدید، و یا مریضی) می‌تواند خود در [[سایه]] نگه دارد، و [[معصیت]] نکرده، اما «یک گوسفند» باید [[کفاره]] بدهد.
کفاره تظلیل «یک گوسفند» است، چه با عذر باشد، چه با [[اختیار]]، اما بعضی فرموده‌اند: اگر بدون عذر تظلیل کند، به تکرار آن، کفاره مکرر می‌شود، ولی اگر با عذر باشد، تا رفع آن برای هر احرامی، یک کفاره است. بعضی فرموده‌اند: مطلقاً در [[احرام]] [[عمره]]، هر چند بیش از یک مرتبه تظلیل کند «یک گوسفند» است، و همچنین در [[احرام حج]] و بعضی هم گفته‌اند: احوط آن است که اگر می‌تواند برای هر روزی «یک گوسفند» بدهد<ref>اقوی کفایت یک گوسفند است در احرام عمره، هر چند بیش از یک مرتبه تظلیل کرده باشد، و همچنین در احرام حج. (امام).</ref>.
کسانی که [[نذر]] کرده‌اند مثلاً از [[ایران]]، یا [[کشور]] دیگر مُحرم شوند، و باید با طیاره یا کشتی، یا مرکب دیگری که سقف‌دار است بروند، نذر آنها صحیح است<ref>در صورت التفات به این مطلب که ناچار است در حال راه پیمودن، زیر سایبان باشد، پیش از نذر معصیت‌کار است، برای آنکه خود را عملاً مبتلا به معصیت کرده است (امام).</ref>، لکن یک گوسفند باید کفاره بدهند<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۲۵۶.</ref>.
== حَلق ==
تراشیدن سر در [[حج تمتع]] و [[عمره]]، از عباداتی است که [[مظهر]] و نشانه [[خضوع]] و [[خشوع]] [[بنده]] در برابر [[خالق]] توانا و [[متعال]] است. [[خداوند سبحان]]، [[بندگان]] خویش را به میهمانی خود فرا خوانده و آنها نیز در جرگه [[اطاعت]] اوقدم نهاده‌اند و از [[بندگی]] غیرش ([[بت‌ها]]، قدرت‌ها، هوا و [[هوس‌ها]]) گریخته‌اند و در بند [[اسارت]] [[عشق]] به [[الله]] به حالت [[احرام]] درآمده‌اند و به اعمالی چون [[طواف]]، سعی بین [[صفا و مروه]]، وقوف در [[عرفات]]، [[رمی]] جمرات و [[قربانی]] پرداخته‌اند. در این هنگام، [[خداوند]] از آنان می‌خواهد علامت بندگی و خشوع و [[تسلیم]] کامل، یعنی «حلق» و «تقصیر» در حج تمتع و عمره [[تمتع]] و مفرده را با شیوه‌ای خاص به همراه [[قصد قربت]] او، بر خود ظاهر سازند و با این [[فریضه الهی]] از احرام خارج گردند. جد بزرگ ما [[آدم]]{{ع}} از انجام این [[فریضه]] در حج خود کوتاهی نکرد. بلکه همان‌طور که [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: [[خدای سبحان]] [[جبرئیل]] را به همراه<ref>فصلنامه میقات حج، ج۹، ص۲۷ و ۲۸؛ کافی، ج۴، ص۱۹۵.</ref> یاقوتی از [[بهشت]] فرستاد، آن‌گاه سر آدم توسط خود او و یا جبرئیل تراشیده شد.
«حلق» (سر تراشیدن) این [[سنت الهی]] در [[دوران جاهلیت]] هم به جا آورده می‌شد. معتمرین هر گاه عمره خود را به جای می‌آوردند سرشان را نیز می‌تراشیدند. [[قرآن مجید]] سر تراشی در حج را در [[رؤیای صادق]] [[رسول خدا]]{{صل}} مطرح می‌فرماید.
{{متن قرآن|لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُءُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ}}<ref>«خداوند، به حق رؤیای پیامبرش را راست گردانیده است؛ شما اگر خداوند بخواهد با ایمنی، در حالی که سرهای خود را تراشیده و موها را کوتاه کرده‌اید، بی‌آنکه بهراسید به مسجد الحرام وارد می‌شوید بنابراین او چیزی را می‌دانست که شما نمی‌دانید، از این رو پیش از آن پیروزی نزدیکی پدید آورد» سوره فتح، آیه ۲۷.</ref>.
مرحوم [[صاحب جواهر]] لله در موضوع [[وجوب]] سر تراشیدن در [[منا]] برای کسی که اولین بار موفق به انجام حج می‌شود (که اصطلاحاً به او صروره می‌گویند) به [[روایت]] «[[سلیمان بن مهران]]» [[استشهاد]] می‌کند و می‌گوید: سلیمان از [[امام صادق]]{{ع}} سؤال کرد: چرا حلق و سر تراشیدن بر «صروره» [[واجب]] است نه بر دیگران؟ حضرت در جواب فرمود: زیرا با عمل سر تراشیدن علامت [[ایمان]] را در خود ظاهر نموده (و سپس فرمود) آیا نشنیده‌اید قول [[خداوند عزوجل]] را {{متن قرآن|لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ...}} که در [[سوره فتح]] آمده است.
[[فضیلت]] حلق بر تقصیر؛ اگر چه غیر صروره ملزم به حلق و تراشیدن سر نیست و مخیر است میان کوتاه کردن مو و ناخن و تراشیدن سر، اما حلق و تراشیدن سر فضیلت و [[ثواب]] بیشتری دارد. امام صادق{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|الْحَلْقُ أَفْضَلُ مِنَ التَّقْصِيرِ لِأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} حَلَقَ رَأْسَهُ فِي حِجَّةِ الْوَدَاعِ وَ فِي عُمْرَةِ الْحُدَيْبِيَةِ}}<ref>بحار الانوار، ج۹۶، ص۳۰۱.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۴۲۹.</ref>
== [[تشرف]] در حج ==
تشرف به معنای دیدن و [[شرف]] حضور یافتن به خدمت [[امام زمان]]{{ع}} است. البته [[رؤیت]]، [[ملاقات]]، [[فیض حضور]]، [[شهود]] و [[مشاهده]] با هم تفاوت‌هایی دارد. اگر چه در [[توقیع امام زمان]]{{ع}} به آخرین [[نائب]] خود [[علی بن محمد سمری]] آمده است که: «هر کس در [[دوران غیبت کبری]]، ادعای دیدن مرا نماید، [[دروغگو]] است، اما از طرف دیگر حکایات متواتری با سندهای معتبر، در آنها بیان شده که عده‌ای از اشخاص و علمای مورد [[وثوق]]، به خدمت حضرت مشرف شده و او را دیده‌اند.
در این قسمت به چند نمونه از [[انسان‌های پاک]] و منزهی که [[توفیق]] و [[لیاقت]] [[دیدار امام زمان]]{{ع}} را در [[مراسم]] باشکوه حج داشته‌اند اشاره می‌گردد، به [[امید]] آنکه ما را نیز لایق این دیدار نماید.
تشرف در [[طواف]]؛ عده‌ای از شاگردان حضرت [[آیت‌الله]] اراکی از معظم له خواستند مطالبی را درباره داستان تشریف دخترشان به [[محضر امام]] عصر{{ع}} بیان کنند. ایشان فرمودند: دخترم به [[احکام شرعی]] و [[دستورات]] [[دیدنی]] کاملاً آشنا و نسبت به [[اعمال]] [[شرعی]] پایبندند. من از [[دوران کودکی]] او تا کنون مواظب حالش بودم، تا این که چندی پیش می‌خواست عازم [[مکه]] شود، ولی شوهرش نمی‌توانست همراه او برود، و پسرش هم [[راضی]] نشد همراهی‌اش کند. سرانجام بر این شد که در [[معیت]] آیت‌الله آقای حاج آقا [[موسی]] زنجانی و [[خانواده]] ایشان مشرف شود. موقع خداحافظی، از [[تنهایی]] اظهار [[نگرانی]] می‌کرد و می‌گفت: با این وضع چگونه اعمال حج را به جا آورم؟ به او گفتم که ذکر {{متن حدیث|يَا حَفِيظُ يَا عَلِيمُ‌}} را زیاد بگوید. ایشان خداحافظی کرد و به حج رفت.
روزی که از [[سفر حج]] بازگشت، خاطره‌ای برای من نقل کرد و گفت: هنگام طواف [[خانه خدا]] معطل ماندم، دیدم با ازدحام [[جمعیت]] نمی‌توانم طواف کنم؛ لذا در کناری به [[انتظار]] ایستادم، ناگهان صدایی شنیدم که می‌گفت: ایشان امام زمان است، متصل به امام زمان شده، پشت سر او طواف کن! دیدم آقایی در میان [[جمعیت]] و پیشاپیش آنان در [[حرکت]] است و مردمی دور او حلقه زده‌اند. به طوری که هیچ کس نمی‌توانست وارد آن حلقه شود، من وارد شدم و دستم را به عبایش گرفتم و مکرر می‌گفتم: قربان شما بروم و هفت بار دور [[خانه]] [[طواف]] کردم. [[آیت‌الله]] اراکی در پایان فرمودند: من به [[صدق]] و [[راستی]] این دختر قطع و [[یقین]] دارم و او این داستان را برای کسی حتی آقای حاج آقا موسی زنجانی نگفته بود<ref>برکات سرزمین وحی، ص۸۹ (به نقل از شرح احوال آیت‌الله اراکی، رضا استادی، ص۵۹۸).</ref>.
[[تشرف]] در [[عرفات]]؛ [[حجة الاسلام و المسلمین]] آقای انصاریان نقل کرده‌اند: فردی بود به نام «محمد علی اربابی تهرانی» که با آقای «شیخ رجبعلی [[خیاط]]» بسیار نزدیک بود، درباره سفرش به [[مکه]] می‌گفت: شب نهم به عرفات رسیدم، در آن [[زمان]] عرفات بسیار تاریک بود و از چراغ دستی استفاده می‌شد. [[ساعت]] ۱۰ شب بود که پیوسته متذکر حضرت [[امام عصر]]{{ع}} بودم، البته نه برای زیارت‌شان؛ چراکه خود را لایق [[زیارت]] ایشان نمی‌دانستم. بیرون چادر متذکر بودم در حالی که هیچ کس حضور نداشت، ولی صدایی به [[زبان فارسی]] شنیدم که گفت: حاج آقا محمد علی! برگشتم با یک چهره [[نورانی]]، [[روحانی]] و آسمانی مواجه شدم، گفت: بیا کنار دست من. گفتم: [[چشم]] و در [[حقیقت]] به سوی ایشان کشیده شدم، کنارش نشستم. فرمود: امشب [[شب عرفه]] است، زیارت [[حضرت سیدالشهداء]] وارد است، دلت می‌خواهد من یک زیارت بخوانم؟ حاج آقا محمد علی گفت: من از [[کودکی]] زیارت‌های معروف را شنیده بودم و با آنها آشنایی داشتم و مضامین و کلمات آنها را می‌دانستم، به ایشان گفتم که خیلی دوست دارم. حدود یک ساعت زیارتی را خواند که تا آن زمان نشنیده بودم. کلمه به کلمه که می‌خواند، من [[حفظ]] می‌کردم و تا آخر به حافظه‌ام سپرده شد. [[گریه]] کردن آن شخص هم غیر قابل توصیف بود. پس از زیارت خداحافظی کرد و رفت. هر قدر از من دور می‌شد، [[زیارت]] هم از خاطرم می‌رفت تا اینکه به کلی آن را فراموش کردم. از [[مکه]] به [[کاظمین]] رفتم و کنار راه آهن ایستاده بودم، ناگاه همان شخص را دیدم. نزدیک آمد، [[سلام]] کرد و گفت: به [[تهران]] که رفتی، سلام مرا تنها به آقا شیخ محمد حسن طالقانی برسان.
می‌گفت: وقتی به تهران آمدم و نزد آقا شیخ محمد حسن رفتم و قضیه را نقل کردم، ایشان بسیار گریست و مرا متوجه کرد که آن شخص [[امام عصر]]{{ع}} بوده است، در حالی که من در [[عرفات]] و کاظمین آن [[بزرگوار]] را نشناخته بودم<ref>برکات سرزمین وحی، ص۹۱.</ref>.
[[تشرف]] در راه [[مسجدالحرام]]؛ مرحوم [[حجة الاسلام و المسلمین]] [[هادی]] مروی نقل کردند: «[[آیت‌الله]] شیخ [[راضی]] نجفی تبریزی» ابوالزوجه [[شهید]] حاج شیخ عباس شیرازی، با شنیدن [[شهادت]] ایشان بسیار ناراحت شد و می‌گفت: نمی‌توانم شهادت حاج شیخ عباس شیرازی را [[باور]] کنم. خیلی نا آرام بود و [[گریه]] می‌کرد، زمینه‌ای فراهم گردید که ایشان به حج مشرف شد و پس از بازگشت، داستانی را نقل کرد. گفت [[خداوند]] [[عنایت]] کرد و در کاروانی که نزدیک [[حرم]] مستقر بود، قرار گرفتم (چون پایش ناراحت بود و با [[عصا]] راه می‌رفت) در ساعات میان ۹ تا ۱۰ که وقت خلوتی است به مسجدالحرام رفتم، روزهای هفتم و [[هشتم ذیحجه]] بود و همه [[زائران]] به مکه آمده بودند و خیابان‌ها شلوغ بود. یک بار که به طرف حرم می‌رفتم، دیدم هیچ کسی در خیابان نیست، ماشین دیده می‌شود، ولی کسی در داخل آنها نیست، [[تعجب]] کردم که خیابان‌های شلوغ همه [[روزه]]، چرا امروز [[خلوت]] است در همین [[فکر]] بودم که ناگاه دیدم فردی از روبه‌رو می‌آید، نعلین مردانه‌ای در پا و نقابی بر چهره داشت. به محض این که خواستم سؤالی بکنم، مثل کسی که برق او را گرفته باشد، خشکم زد. در مقابلم ایستاد و هیچ حرکتی نتوانستم بکنم. [[نقاب]] را تا بالای ابرو بالا زد، وقتی چشمم به آن صورت [[زیبا]] افتاد، مکرر گفتم: {{متن حدیث|مَا شَاءَ اللَّهُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ‌}} این جمله را چند بار تکرار کردم و مبهوت [[جمال]] ایشان شدم. سپس نقاب را انداخت و من دوباره غوغای [[جمعیت]] را دیدم.
در جلسه بعد، یکی از منسوبین از ایشان پرسید چه درخواستی از [[خدا]] کرده بودی که این ماجرا برایت رخ داد؟ گفت: وقتی چشمم به [[کعبه]] افتاد، بی‌اختیار این جمله بر زبانم جاری شد که {{متن حدیث|اللَّهُمَّ أَرِنِي الطَّلْعَةَ الرَّشِيدَةَ وَ الْغُرَّةَ الْحَمِيدَةَ...}} و آن گاه افزود: خیلی [[غصه]] خوردم که ای کاش غیر از «[[رؤیت]]»، «تکلم» را هم خواسته بودم. چون در مرتبه اول که چشم [[انسان]] به کعبه می‌افتد، هر آرزویی که داشته باشد [[اجابت]] می‌شود<ref>برکات سرزمین وحی، ص۹۴.</ref>.
کسانی که در دوران [[غیبت طولانی]] آن حضرت به دیدارش مفتخر شده‌اند، بسیارند. برشمردن نام و نشان همه آنان ممکن نیست. [[علامه مجلسی]] در کتاب خود<ref>بحارالانوار، ج۵۲، ص۱ – ۷۷.</ref> نام گروهی را که در [[غیبت کبری]] به دیدار حضرت نایل آمده‌اند، بر شمرده است.
مرحوم نوری نیز در کتاب خود<ref>نجم الثاقب، باب هفتم.</ref> داستان یکصد تن از آنان را که بدین [[افتخار]] نائل شده‌اند، آورده و آن گاه از این یکصد داستان، ۵۸ سرگذشت دیدار را برگزیده و در کتاب دیگرش «جَنَة الماوی» آورده است.
علاوه بر اینها، [[دانشمندان]] پیشین و معاصر نیز کتاب‌های جداگانه‌ای درباره داستان کسانی که به دیدار آن حضرت مفتخر شده‌اند، به رشته تحریر در آورده‌اند. از جمله آنها است: تبصرة [[الولی]] فیمن [[رأی]] [[القائم]] المهدی، [[سید هاشم بحرانی]] - تذکرة الطالب فیمن رأی [[الامام المهدی]] الغائب، میثمی [[عراقی]]- دارالسلام فیمن فاز بسلام الامام، مرحوم نوری - بدائع الکلام فیمن اجتمع بالامام، [[سید]] جمال الدین محمد طباطبایی - البهجة فیمن فاز بلقاء [[الحجة]]، میرزا محمد [[نقی]] الماسی [[اصفهانی]] - العبقری الحسان، [[علی اکبر]] نهاوندی<ref>موعود نامه، مجتبی تونه‌ای، ص۲۲۵.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۲۵۱.</ref>
== [[حج]] ابراهیم{{ع}} ==
قبل از ابراهیم نیز، [[کعبه]] مقصد [[آمال]] بود و [[مردم]] برای انجام حج رو به سوی آن می‌نهادند، اما دیوارهای کعبه به مرور [[زمان]] فرسوده و رو به انهدام بوده است. [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} به [[امر خدا]] پایه‌های آن را از نو برافراشت و با اسماعیل به [[راهنمایی]] [[فرشته وحی]]، [[مناسک حج]] را به جا آورد. بنا بر برخی [[نصوص]]، ابراهیم خود، قبل از تجدید [[بنای کعبه]] حج را به جا آورده بوده است<ref>فروع کافی، ج۴، ص۲۰۳.</ref>.
ابراهیم به [[فرمان خدا]]، مردم را به حج [[خانه خدا]] [[دعوت]] نمود: {{متن قرآن|وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ}}<ref>«و در میان مردم به حجّ بانگ بردار تا پیاده و سوار بر هر شتر تکیده‌ای که از هر راه دوری می‌رسند، نزد تو آیند» سوره حج، آیه ۲۷.</ref>.
پس از اسماعیل، همچنان حراست از سیادت کعبه و تولیت این پایگاه [[توحید]] بر عهده [[فرزندان]] او بود و [[پاسداری]] از [[مراسم حج]] و تطهیر آن را از تحریف‌های [[شرک‌آلود]]، [[پیامبران]] از فرزندان اسماعیل بر عهده داشتند<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۶۱.</ref>.
== [[حج ابراهیمی]] ==
یعنی حقیقتی که [[خداوند]] [[تشریع]] کرد و به حضرت ابراهیم{{ع}} دستور داد که {{متن قرآن|وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ}} و در عصر [[رسول خدا]]{{صل}} این حج توسط آن حضرت تجدید [[حیات]] یافت. حج ابراهیمی حجی است که با انگیزه‌ای خاص و برای تحقق [[فلسفه]] مهم آنکه اظهار [[عبودیت الهی]] و [[نفی شرک]] و [[الحاد]] و رسیدن به قله کمال و [[سعادت]] است، انجام می‌گیرد<ref>فصلنامه میقات حج، ش۲، ص۳۲ و ص۲۳۹.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۶۲.</ref>
== حج اصغر ==
«حج اصغر» به [[عمره]] مفرده اطلاق می‌شود. [[پیامبر خدا]]{{صل}} فرمود: عمره همان حج اصغر است و یک عمره بهتر از دنیاست و آن‌چه در آن است و یک حج، بهتر از عمره است<ref>فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۴۵۴.</ref>. در مقابل آن، حج اکبر است<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۶۵.</ref>.
== حج [[فرشتگان]] ==
در [[نصوص]] [[اسلامی]]، سابقه حج تا پیش از [[آدم]] نیز مطرح شده است. بر این اساس [[حضرت آدم]] نخستین کسی نیست که [[مراسم حج]] را به جا آورده است. در [[حدیثی]] [[امام صادق]]{{ع}} از جدّ بزرگوارش نقل می‌کند: هنگامی که آدم از [[منی]] به [[مکه]] بازگشت، فرشتگان به استقبال وی شتافتند و به او [[تهنیت]] گفتند و نوید [[مقبولیت]] دادند و گفتند: {{متن حدیث|أَمَا إِنَّهُ قَدْ حَجَجْنَا هَذَا الْبَيْتَ قَبْلَ أَنْ تَحُجَّهُ بِأَلْفَيْ عَامٍ}}<ref>در راه برپایی حج ابراهیمی، عمید زنجانی، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ص۸۶.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۸۹.</ref>
== حج فَرضی ==
منظور حج [[واجب]] است<ref>فصلنامه میقات حج، ش۸، ص۲۴.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۸۹.</ref>
== حج [[فریضه]] ==
[[حجة الاسلام]] است که در تمام [[عمر]]، یک بار بر کسی که مستطیع باشد واجب می‌شود و اگر [[زائر]] به [[طور]] صحیح آن را به پایان ببرد، [[تکلیف]] واجب خود را به جای آورده است<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۸۹.</ref>.
== حج مبرور ==
در دعای پس از [[فریضه]] [[ماه مبارک رمضان]] می‌خوانیم: {{متن حدیث|... أَنْ تَكْتُبَنِي مِنْ حُجَّاجِ بَيْتِكَ الْحَرَامِ الْمَبْرُورِ حَجُّهُمْ}}. منظور حج [[نیکو]] و پسندیده است که در [[دعا]] به درگاه [[خداوند]] باید درخواست [[توفیق]] آن را داشت. طبق [[حدیث]]، [[رسول اکرم]]{{صل}} حج مبرور را از [[دنیا]] و آن‌چه در آن است بهتر می‌داند و [[پاداش]] آن را تنها [[بهشت]] ذکر می‌کند<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۹۳.</ref>.


== پانویس ==
== پانویس ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۹ دسامبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۲۱

مقدمه

حج در لغت به معنای «قصد» و «آهنگ» است، آهنگ کار و یا جایی کردن، و به حسب بعضی از کتب لغت، آهنگ کاری مهم کردن. راغب اصفهانی می‌نویسد: أصل الحج، القصد للزيارة... خص في تعارف الشرع بقصد بيت الله تعالى إقامة للنسك اصل حج یعنی قصد زیارت کردن و در شرع نیز منظور قصد زیارت خانه خداست.

این واژه ده بار در قرآن تکرار شده است. «حج» از ارکان اسلام است. امام باقر(ع) می‌فرماید: اسلام بر پنج پایه بنا شده است: نماز، روزه، زکات، حج و ولایت[۱]. کسی که عمداً حج نگزارد، رکنی از ارکان دین الهی خویش را نابود کرده است[۲].

از امام باقر(ع) سوال شد: «لِمَ سُمِّيَ الْحَجُّ حَجّاً قَالَ(ع) حَجَّ فُلَانٌ أَيْ أَفْلَحَ فُلَانٌ»؛ «چرا حج حج نامیده شده؟ امام(ع) فرمود: فلان شخص حج انجام داد، یعنی رستگار شد». حج به معنای رستگاری است و کسی که این اعمال را انجام دهد رستگار گردیده و حج در مورد او استعمال می‌شود.در کتاب «معانی الاخبار» آمده است: «قَالَ(ع): الْحَجُّ الْفَلَاحُ يُقَالُ حَجَّ فُلَانٌ أَيْ أَفْلَحَ»[۳].حج به معنای رستگاری است و کسی که این اعمال را انجام دهد، رستگار گردیده و حج در مورد او استعمال می‌شود.

حج در اصطلاح فقها؛ حج، زیارت کعبه با اعمال مخصوص در مکان‌های مخصوصی است. صاحب «جواهر» می‌فرماید: الحج و إن كان في اللغة هو القصد فقد صار في الشرع: إسما لمجموع المناسك المؤداة في المشاعر المخصوصة[۴]

حج به مجموع اعمال و مناسکی که حجاج در ایام حج انجام می‌دهند، گفته می‌شود معنای دیگر حج: الحج قصد البيت للتقرب الى الله تعالى بافعال مخصوصة في اماكن مخصوصة حج، زیارت کعبه با اعمال مخصوص در مکان‌های مخصوص است. حج آهنگ مخصوص بیت الله الحرام و عرفه در وقت مخصوص (شوال، ذی القعده ذی الحجه) به منظور اعمال مخصوص است[۵].

نتیجه اینکه در فقه اسلامی، حج به مجموعه‌ای از اعمال که در مکه و اطراف آن به جا می‌آورند می‌گویند که در صورت وجود استطاعت مالی و صحت مزاج و امنیت، بر هر شخص بالغ و عاقل و مکلف در تمام عمر یک مرتبه واجب می‌گردد.

وجوب حج فوری است. به اجماع فرقه «امامیه» و مذهب «ابوحنیفه» و «ابو یوسف» و «مالک» و «احمد حنبل» از عامه. «شافعی» گفته است: اگر عزم انجام حج در سال بعد داشته باشد، تأخیر گناه نیست. به هر حال از نظر شیعه وجوب آن فوری و تأخیر آن گناه کبیره است[۶].

و اما اعمال حج تمتع از سیزده جزء تشکیل شده است:

  1. احرام (به قصد و نیت حج تمتع) در خود مکه معظمه[۷]
  2. وقوف در «عرفات»
  3. وقوف در «مشعر الحرام»
  4. انداختن سنگ ریزه به «جمره عقبه» در منا
  5. قربانی در منا
  6. تراشیدن موی سر یا تقصیر کردن و برای زن به جای حلق و تراشیدن موی سر، تقصیر واجب است و مردان در غیر حج اول، بین تراشیدن سر و تقصیر مخیرند.
  7. طواف زیارت دور کعبه
  8. دو رکعت نماز طواف
  9. سعی بین صفا و مروه
  10. طواف نساء
  11. دو رکعت نماز طواف نساء
  12. ماندن در منا در شب یازدهم و دوازدهم ذی‌حجه برای همه و شب سیزدهم برای بعضی از افراد[۸]
  13. رمی جمره اولی و وسطی و عقبه در روزهای یازدهم و دوازدهم[۹].

آثار حج

در روایات اسلامی به برخی از آثار حج اشاره شده، و بیشتر مورد توجه قرار گرفته است:

آثار مادی و دنیوی حج

  1. سلامتی؛
  2. توسعه رزق؛
  3. تأمین هزینه زندگی. امام سجاد(ع) می‌فرماید: ﴿حُجُّوا وَ اعْتَمِرُوا تَصِحَّ أَبْدَانُكُمْ وَ تَتَّسِعْ أَرْزَاقُكُمْ وَ تُكْفَوْنَ مَئُونَاتِ عِيَالِكُمْ[۱۰]حج و عمره به جا آورید که این دو فریضه، آثار و منافعی به همراه دارد، (از آن جمله) بدن‌ها را سالم، روزی را وسیع، و هزینه زندگی شما را تأمین می‌نماید.
  4. بی‌نیازی؛
  5. حفظ خانواده؛
  6. حفظ سرمایه.

پیامبر گرامی اسلام(ص) در فرازهایی می‌فرماید:

  1. «حُجُّوا تَسْتَغْنُوا»[۱۱]حج انجام دهید، تا بی‌نیاز شوید.
  2. «الْحَجُّ يَنْفِي الْفَقْرَ»[۱۲]حج، فقر را در دنیا از بین می‌برد.
  3. «... حُجُّوا لَنْ تَفْتَقِرُوا»[۱۳]حج انجام دهید، هرگز نیازمند نمی‌شوید.

امام سجاد(ع) می‌فرماید: «... الْحَاجُّ مَغْفُورٌ لَهُ وَ مَوْجُوبٌ لَهُ الْجَنَّةُ وَ مُسْتَأْنَفٌ لَهُ الْعَمَلُ وَ مَحْفُوظٌ فِي أَهْلِهِ وَ مَالِهِ»[۱۴] زائر خانهٔ خدا از آمرزش الهی بهره‌مند شده و بهشت بر او واجب و اعمال خود را از آغاز شروع نموده و خانواده و سرمایهٔ مالی او در حفظ خدای رحیم است[۱۵].

آثار معنوی و اخروی حج

  1. نور حج؛
  2. غفران الهی؛
  3. وجوب بهشت؛
  4. خیر دنیا و آخرت؛
  5. آرامش دل.

امام صادق(ع) می‌فرماید: «الْحَاجُّ لَا يَزَالُ عَلَيْهِ نُورُ الْحَجِّ مَا لَمْ يُلِمَّ بِذَنْبٍ»[۱۶] نور حج، پایدار است تا زمانی که حاجی به (گناه) آلوده نشود. امام سجاد(ع) می‌فرماید: زائر خانهٔ خدا، از آمرزش الهی بهره‌مند و بهشت بر او واجب می‌شود[۱۷]. رسول گرامی اسلام(ص) می‌فرماید: زائران خانهٔ خدا، میهمانان الهی هستند، آن‌چه بخواهند به آنان عطا نموده و دعای آنها را مستجاب می‌کند[۱۸].

پیامبر گرامی اسلام(ص) می‌فرماید: «مَنْ أَرَادَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةَ فَلْيَؤُمَّ هَذَا الْبَيْتَ، فَما أتاهُ عَبدٌ يَسأَلُ اللّهَ دُنيا إلّا أعطاهُ اللّهُ مِنها، و لا يَسأَلُهُ آخِرَةً إلَّا ادَّخَرَ لَهُ مِنها»[۱۹] کسی که دنیا و آخرت می‌خواهد آهنگ خانهٔ خدا کند. بنده‌ای بدان روی نیاورده که دنیا را خواسته باشد، جز این که خدا دنیا را به او داده است، و آخرت را نخواسته، جز آنکه برایش اندوخته است. همچنین امام باقر(ع) می‌فرماید: «الْحَجُّ تَسْكِينُ الْقُلُوبِ»[۲۰]حج، آرام‌بخش دل‌هاست.

علاوه بر فوائد مادی و معنوی که در سفرهای معمول مترتب می‌باشد، سفر به مکه و مدینه، آثار و برکات ویژه‌ای را نیز برای افراد به همراه دارد:

  1. زیارت خانه خدا
  2. توفیق انجام اعمال حج و عمره و بهره‌مند شدن از ثواب‌های تعیین‌شده برای این اعمال
  3. زیارت قبور پیامبر(ص) و ائمه معصومین و اولیای الهی، همچنین آشنایی با اماکن متبرکه و آثار پیامبران و ائمه اطهار(ع)
  4. آشنایی با اقوام و ملل مختلف
  5. آشنایی با فرق و مذاهب مختلف
  6. ملاحظه نمایش شکوه و عزت و عظمت مسلمانان در سایه دستورات اسلام
  7. تقویت اسلام و برگزاری مانور اتحاد اسلامی[۲۱].

آداب سفر حج

در ارتباط با تشرف به حج و آمادگی‌های قبلی از لسان ائمه معصومین توصیه‌ها و سفارش‌هایی به زائران حرمین شریفین شده است. از آن جمله، توصیه‌های ارزشمند امام صادق(ع) است که آن حضرت فرموده‌اند: وقتی أرادهٔ حج نمودی، قبلاً خانهٔ دل را از هر شاغل و حاجبی که تو را از خدا غافل کند، و مشغول به خود گرداند، فارغ ساز. کارها و تمام شئون زندگیت را به خدا واگذار و در جمیع حرکات و سکنات، توکل بر او نموده و تسلیم قضا و تقدیر الهی باش. از دنیا و آسایش دنیا و مردم، منقطع شو. حقوقی را که از دیگران به ذمّه داری، ادا کن. متکی بر توشه و مرکب و یاران راه و قوت بدنی و نیروی جوانی و مال و دارایی خود مباش؛ زیرا ترس آن می‌رود که خدا همین‌ها را دشمن انسان و مایۀ وزر و وبال آدم خودخواه گرداند، تا دانسته شود که تمام حول و قوه و تدبیر و چاره، به دست خالق یکتا بوده و بدون توفیق و تسدید او، احدی قادر بر چاره و تدبیری نخواهد بود.

پس مهیا و آمادهٔ رفتن شو، مانند کسی که امید به بازگشت مجدد به خانه و اهل و عیال خود ندارد. با همسفران، نیکورفتار و خوش‌سفر باش. اوقات نماز را رعایت نما، سنن و دستورات رسول مکرم(ص) را به کار بند و آن‌چه را وظیفه است از آداب و رسوم و صبر و تحمل و شکر و مهربانی و بخشش و ترجیح دیگران بر خود، در همه‌جا و در همه‌وقت انجام ده. سپس با آب توبهٔ خالص خود را از گناه شستشو داده و جامهٔ صدق و صفا و افتادگی و خشوع، در بر کن و از هرچه که تو را از یاد خدا باز می‌دارد و از طاعت او منصرف می‌سازد، محرم شو و لبیک بگو... و هم‌چنان‌که با بدنت در میان انبوه مسلمانان، طواف کرده، و گرد بیت خدا می‌چرخی، با قلبت در میان فرشتگان، طواف انجام داده و گرد عرش خدا گردش کن. هروله کن، اما هروله‌ای که در معنی، گریختن از هوای نفس باشد. با بیرون رفتنت از مکه به منا، از غفلت و لغزش‌های خود، بیرون آی و هرگز آرزوی آن‌چه را که بر تو حلال نمی‌باشد و یا شایستگی آن را نداری، منما.

در عرفات، اعتراف به خطیئات و گناهان نموده و تجدید عهد عبودیت و اقرار به وحدانیت حضرت حق کن و خود را به مقام قرب خدا برسان. در «مزدلفه» تقوای خدا در دل بگیر و با صعود به کوه مشعر، روح خود را به سوی عالم بالا حرکت ده. با ذبح قربانی، حنجر هوا و هوس را بریده و رگ‌های طمع را قطع کن. هنگام رمی و سنگ انداختن بر جمرات، افعال زشت و اخلاق ناپسند و دنائت و پستی و شهوت‌پرستی‌ها را از خود دور کن. با تراشیدن سر، عیب‌های ظاهر و باطن خود را بتراش و با دخول به حرم، خود را از شر متابعت هوای نفس و خواهش دل، رهانیده و در حفظ و امان خدا، داخل ساز. بیت را با توجه به عظمت و جلالت رب البیت و آشنایی با سطوت سلطان او زیارت کن. استلام حجر بنما. درحالتی که رضا به قسمت او داده و خاضع در برابر عظمتش گشته‌ای. طواف وداع را که حاکی از وداع ماسوی الله قرار داده، باهرچه که غیر خداست، وداع بنما. با وقوف در کوه صفا در تصفیهٔ روح و تهذیب نفس خود بکوش و سعی کن خود را برای لقای خدا در روز لقا آماده گردانی. به مروه که رسیدی، مروت نموده و اوصاف خود را در جنب ارادهٔ حق، فانی ساز و به عهدی که با خدا بسته‌ای و حج خود را مشروط به آن، به جا آورده‌ای تا روز قیامت، وفادار بمان. و بدان سرّ اینکه خداوند حج را واجب نمود و آن را در میان طاعات، به خودش نسبت داده و فرموده است: ﴿وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا[۲۲]، و هم نبی اکرم(ص) ترتیب مناسک را به این صورت که هست، تنظیم کرده است، آن است که اشاره‌ای به مرگ و قبر و بعث و قیامت باشد و صاحبدلان و خردمندان از مشاهدهٔ این مناسک، از اول تا به آخر، متذکر عوالم بعد از مرگ، از بهشت و جهنم بشوند و آمادگی برای ارتحال به آن عالم را به دست آورند[۲۳].[۲۴]

آرزوی حج

چه بسیارند کسانی که مشتاق زیارت حریم الهی و کعبه مقدس‎اند، اما شرایط این سفر معنوی برای آنان فراهم نمی‌شود. بر اساس روایات، آرزومند حج اگر به یکی از این آداب مداومت کند، به آرزویش می‌رسد:

  1. قرائت سوره حج هر سه روز یک بار؛ امام ششم(ع) می‌فرماید: هر کس سوره حج را هر سه روز یک بار بخواند از آن سال بیرون نمی‌رود تا بار سفر مکه را ببندد و اگر در سفر خود از دنیا برود و به مکه نرسد، جای او، در بهشت است[۲۵].
  2. تلاوت سوره نبأ در هر روز یک بار[۲۶].
  3. ختم «ماشاء الله» هزار بار در یک مجلس[۲۷].
  4. در تعقیب هر نماز واجب بگوید: اللهم صل على محمد و آل محمد و اقض عنّي دَين الدنيا و الاخرة راوی پرسید: دَین آخرت چیست؟ فرمود: حج.
  5. از رسول خدا(ص) نقل شده است که فرمود: هر کس شوق حج دارد، لباس جدید خود را بپوشد و ظرف آبی را بردارد و ۳۵ بار سوره قدر را بر آن بخواند و بعد آن را بر خود بریزد، سپس چهار رکعت نماز بگذارد، به درستی که خدای تعالی حج و عمره را روزی او می‌کند.
  6. طبق روایات بسیاری، در شب ۲۳ ماه مبارک رمضان اسامی وافدین و زائرین خانهٔ خدا ثبت می‌گردد، پس در این شب مبارکه می‌توان با کوشش در عبادت و درخواست این موهبت، نام خود را به ثبت رساند.  
  7. در مناجات طلب حج، مداومت کند. محدث قمی این مناجات را از حضرت جواد(ع) در باقیات الصالحات، حاشیه مفاتیح نقل فرموده است[۲۸].

از جمله خواسته‌های مهم پیشوایان معصوم ما به‌ویژه در ماه مبارک رمضان درخواست انجام حج و زیارت خانه خدا بوده که از رهگذر دعا از خود بجای گذاشته‌اند. در دعای شب اول ماه رمضان می‌خوانیم: «اللَّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضَانَ الَّذِي أَنْزَلْتَ فِيهِ الْقُرْآنَ... اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ أَنْ تَجْعَلَ فِيمَا تَقْضِي وَ تُقَدِّرُ مِنَ الْأَمْرِ الْمَحْتُومِ فِي الْأَمْرِ الْحَكِيمِ مِنَ الْقَضَاءِ الَّذِي لَا يُرَدُّ وَ لَا يُبَدَّلُ أَنْ تَكْتُبَنِي مِنْ حُجَّاجِ بَيْتِكَ الْحَرَامِ الْمَبْرُورِ حَجُّهُمُ الْمَشْكُورِ سَعْيُهُمُ الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمُ الْمُكَفَّرِ عَنْ سَيِّئَاتِهِمْ...».

و در دعای هر شب ماه رمضان آمده است: «اللَّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضَانَ الَّذِي أَنْزَلْتَ فِيهِ الْقُرْآنَ وَ افْتَرَضْتَ عَلَى عِبَادِكَ فِيهِ الصِّيَامَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْزُقْنِي حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرَامِ فِي عامِي هذا وَ فِي كُلِّ عامٍ وَ اغْفِرْ لِيَ تِلْكَ الذُّنُوبَ الْعِظَامَ فَإِنَّهُ لَا يَغْفِرُهَا غَيْرُكَ يَا رَحْمَنُ يَا عَلَّامُ».

ابن ابی عمیر از یکی از خاندان رسول خدا(ص) نقل کرده کسی که این دعا را شب اول بخواند گناهان چهل سالش آمرزیده می‌شود. در این دعا تنها سه درخواست مطرح است: درود بر محمد و آل محمد؛ حج خانه خدا در هر سال؛ بخشش گناهان.

از امام صادق و امام کاظم(ع) دعایی نقل شده که در ماه مبارک رمضان در پی هر فریضه‌ای خوانده شود: «اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرَامِ فِي عَامِي هَذَا وَ فِي كُلِّ عَامٍ مَا أَبْقَيْتَنِي فِي يُسْرٍ مِنْكَ وَ عَافِيَةٍ وَ سَعَةِ رِزْقٍ وَ لَا تُخْلِنِي مِنْ تِلْكَ الْمَوَاقِفِ الْكَرِيمَةِ وَ الْمَشَاهِدِ الشَّرِيفَةِ وَ زِيَارَةِ قَبْرِ نَبِيِّكَ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ...»[۲۹]؛ خداوندا امسال و هر سال تا وقتی مرا زنده می‌داری حج خانه خودت را روزی‌ام کن، آن هم در آسانی و تندرستی و وسعت روزی از سوی خودت و جایم را در آن جایگاه‌های ارزشمند و حرم‌های شریف خالی مگذار و از زیارت قبر پیامبرت محرومم مکن.

از دعاهای بسیار مهم و نورانی در ماه مبارک رمضان دعای ابوحمزه ثمالی از امام سجاد(ع) است که در سحرگاهان خوانده می‌شود. در این دعای شریف سه مرتبه زیارت کعبه از خداوند درخواست شده است... به قسمتی از این دعا اشاره می‌شود: «... وَ ارْزُقْنَا حَجَّ بَيْتِكَ وَ زِيَارَةَ قَبْرِ نَبِيِّكَ صَلَوَاتُكَ وَ رَحْمَتُكَ... وَ ارْزُقْنِي حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرَامِ فِي عَامِنَا هَذَا وَ فِي كُلِّ عَامٍ وَ زِيَارَةَ قَبْرِ نَبِيِّكَ وَ لَا تُخْلِنِي يَا رَبِّ مِنْ تِلْكَ الْمَشَاهِدِ الشَّرِيفَةِ وَ الْمَوَاقِفِ الْكَرِيمَةِ... وَ ارْزُقْنِي حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرامِ فِي عامِنا هذا وَ فِي كُلِّ عامٍ، وَ ارْزُقْنِي رِزْقاً واسِعاً مِنْ فَضْلِكَ الْواسِعِ»[۳۰].

دعاهای متعددی در شب قدر وارد شده و در میان خواسته‌های این شب که شب تقدیر انسان‌ها است حج خانه خدا برجسته است. در روایتی از امام صادق(ع) در این باره نقل شده است: «يُكْتَبُ فِيهَا وَفْدُ مَكَّةَ فَمَنْ كَانَ فِي تِلْكَ السَّنَةِ مَكْتُوباً لَمْ يَسْتَطِعْ أَنْ يَحْبِسَ وَ إِنْ كَانَ فَقِيراً مَرِيضاً وَ مَنْ لَمْ يَكُنْ فِيهَا مَكْتُوباً لَمْ يَسْتَطِعْ أَنْ يَحُجَّ وَ إِنْ كَانَ غَنِيّاً صَحِيحاً»[۳۱].[۳۲]

ایام تشریق

«تشریق»[۳۳]، نام سه روز آخر مناسک حج، یعنی روزهای یازدهم، دوازدهم و سیزدهم ذی‌حجه است، که در این سه روز حاجیان پس از انجام قربانی در روز دهم (عید قربان)، در صحرای منا اقامت نموده و روز یازدهم و دوازدهم (و برای بعضی‌ها روز سیزدهم) به سنگسار کردن شیطان در جمرات ثلاثه مشغول می‌شوند. این ایام در شرع مقدس اسلام از قداست خاصی برخوردار است، تا آنجا که در قرآن مجید در دو آیه از آن یاد شده است: ﴿وَاذْكُرُوا اللَّهَ فِي أَيَّامٍ مَعْدُودَاتٍ[۳۴]، ﴿وَيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِي أَيَّامٍ مَعْلُومَاتٍ[۳۵]. که در بعضی از روایات آمده است که «ایام معلومات» اشاره به این روزها می‌باشد.

در کتب ادعیه فضایل بسیاری برای عبادت در این روزها ذکر شده است. هم‌چنین روایت شده که مستحب است در این روزها پس از هر نمازی این دعا (تکبیر) گفته شود: «اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ لِلَّهِ الْحَمْدُ اللَّهُ أَكْبَرُ عَلَى مَا هَدَانَا اللَّهُ أَكْبَرُ عَلَى مَا رَزَقَنَا مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ»[۳۶].

گفته شده است، تشریق همچنان که از نامش پیداست، ایامی است روشنی‌بخش که روح و جان انسان در پرتو آن مراسم عالی مذهبی نورانی می‌شود. برخی دیگر علت تسمیه این ایام را به ایام تشریق این دانسته‌اند که در این ایام گوشت‌های قربانی را زیر نور آفتاب خشک می‌کردند. «تابش ماهتاب در طول شب»، «رمی و قربانی پس از طلوع آفتاب»، «رفتن به سوی مشرق»، «منع از قربانی گوسفند مشرقه -گوش شکافته -»، و «برق زدن خورشید بر خون‌های ریخته شده و درخشندگی آنها» را از جمله و وجوه تسمیه ایام تشریق ذکر کرده‌اند[۳۷].

ایام معلومات

چنان‌چه در آیه شریفه آمده است ﴿وَيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِي أَيَّامٍ مَعْلُومَاتٍ عَلَى مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ[۳۸] خداوند را در ایام معلومات یاد کنید و نیز در سوره بقره آمده است ﴿وَاذْكُرُوا اللَّهَ فِي أَيَّامٍ مَعْدُودَاتٍ[۳۹] میان مفسران در این زمینه گفتگوست و روایات اسلامی در این زمینه متفاوت است.

گروهی از مفسران به استناد برخی از روایات اسلامی، معتقدند که منظور از ایام معلومات ده روز آغاز ذی‌حجه است و ایام معدودات «ایام التشریق» یعنی روزهای یازدهم، دوازدهم و سیزدهم ذی‌حجه می‌باشد. روزهایی که نورانی و روشنی‌بخش همه دل‌هاست.

در حالی که گروهی دیگر، طبق بعضی دیگر از روایات گفته‌اند: هر دو اشاره به ایام تشریق است و ایام تشریق را گاهی همان سه روز گرفته‌اند و گاهی روز دهم، یعنی عید قربان را نیز بر آن افزوده‌اند.

جمله ﴿فَمَنْ تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ[۴۰] که در سوره بقره آمده، نشان می‌دهد که ایام تشریق بیش از سه روز نیست؛ زیرا تعجیل در آن سبب می‌شود که یک روز از آن کاسته و تبدیل به دو روز گردد.

ولی با توجه به این که در آیات سوره حج بعد از ذکر «ایام معلومات» مسأله قربانی آمده و می‌دانیم قربانی در روز دهم انجام می‌گیرد، این موضوع تأیید می‌شود که ایام معلومات ده روز آغاز ذی الحجه است که به روز دهم (روز قربانی) ختم می‌گردد. و به این ترتیب تفسیر اول که دوگانگی مفهوم ایام معلومات با ایام معدودات باشد تقویت می‌گردد. اما با توجه به وحدت تعبیرهایی که در هر دو آیه وارد شده بیشتر این مسأله به ذهن می‌رسد که هر دو اشاره به یک مطلب است. هدف در هر دو توجه به یاد خدا در ایام معینی است، که از دهم ذی الحجه شروع می‌‌شود و به سیزدهم آن ماه پایان می‌یابد. البته یکی از موارد ذکر نام خدا، ذکر نام او به هنگام قربانی است[۴۱].[۴۲]

ایام نَحر

به روزهای دهم و یازدهم و دوازدهم ذی‌حجه گویند. پنجمین عمل از اعمال حج تمتع، قربانی کردن در سرزمین منی است و اصطلاح نحر درباره قربانی کردن شتر به کار برده می‌شود[۴۳].[۴۴]

نیت در حج

نیت، روح عمل است و عمل بدون روح، خاصیتی ندارد. در حج، آنچه انجام می‌شود، باید با نیت باشد. نیت در حج، یعنی همواره خود آگاه بودن، و حج معانی نمودن، نه حج مناسک و صورت؛ زیرا حج، همه نیت است، اگر چه پاره‌ای از اعمال بدون نیت، هم تأثیری دارد، مثلاً در روزه، اگر نیت نباشد، به هر حال آثاری از آن دیده می‌شود، یا در زکوة، اگر نیت نباشد، به هر حال فقیری را بی‌نیاز کرده است، اما اگر در حج، نیت نباشد هیچ نیست، چون که این مناسک همه اشاره است. می‌گویند: کسی که نداند سجود چیست، فقط پیشانی به خاک مالیده است، کسی که نداند مفهوم مناسک حج چیست، فقط شهر مکه، و خانه کعبه را تماشا کرده است، و به عبارت دیگر، فقط سوغات آورده است... .

پس لازم است که تمام اعمال حج را با نیت انجام دهد، و به معانی آن نیت‌ها، آگاه و آشنا باشد. چون عمره و حج و اجزاء آنها از عبادات است، باید قصد داشته باشد آن چه را که واجب است بر او، قربة الی الله و برای اطاعت خداوند تعالی انجام دهد، یعنی انجام عملش، کاملاً باید برای تحصیل رضای خدای تعالی باشد، به نحوی که هیچ غرضی از اغراض دنیوی با او همراه نباشد. این نوع نیت، در تمام اعمال عبادی لازم است.

نیت باید مقارن با عمل باشد، در جایی که باید احرام بپوشد، همین که شروع به احرام پوشیدن کرد نیت کند، پس نیت در اثناء کافی نخواهد بود و هر گاه در حین شروع، نیت نکرده است، باید تجدید کند.

نیت را به زبان یا حضور قلبی می‌آورد. مثلاً اگر عمره تمتع است، باید چنین بگوید: احرام می‌بندم برای توجه به مکه معظمه، و عمره تمتع از حجة الاسلام، به جهت فرمانبرداری امر خدای تعالی قربة الی الله.

در صحت نیت اعمال حج، تلفظ و خطور قلبی معتبر نیست، بلکه هرگاه توجه داشته باشد که چه عملی می‌خواهد به جا آورد کافی است، ولی تلفظ به نیت در اعمال عمره و حج استحباب دارد.

در صحت احرام لازم نیست که قصد کند ترک محرماتی را که بر محرم پس از احرام می‌شود، بلکه کسی که به قصد عمره تمتع، یا حج تمتع لبیک‌های واجب را گفت محرم می‌شود، چه قصد بکند احرام را یا نکند، و چه قصد بکند ترک محرمات را یا نکند، ولی احتیاط آن است که قصد کند ترک محرمات را.

باید دانست که افراد مستعد و با کمال، در این جا باید نیت‌های بسیاری بنمایند؛ زیرا هر عملی نیت و توجه مخصوصی به خود دارد، نیت در این جا، به همه چیز پشت کردن و به خدا رو آوردن است. نیت این است، که هر کس، زین پس بزند سنگ، به مینای هوس. اکنون که آماده نیت کردن شده‌ای، به خود آی که تاکنون چه کرده‌ام، و از این پس دیگر گرد ناپسندی‌ها، زشتی‌ها، کینه‌ها، لاابالی‌ها و نزدیک چیزی که باعث کدورت دل شود، نگردم.

آن‌گاه که نیت کنی که: (احرام می‌بندم برای عمره تمتع از حجة الاسلام واجب، قربة الی الله) یعنی که احرام کوی کعبه می‌بندم تا با لباس انضباط، و با اراده و خودداری از طوفان‌های تمایلات نفسانی که ۲۴ چیز است، خویشتن‌داری نموده، و تعهد می‌کنم که از این میقاتگاه، با انضباط به سوی این عمل مقدس بروم، و با این احرام که به سوی حرم امن الهی می‌روم، احترام حریم آن را داشته و در حال غفلت نباشم[۴۵].[۴۶]

تظلیل

به معنای سایه بر سر گرفتن و خود را زیر سایه قرار دادن است. پس از احرام بستن در روز، سایه بر سر گرفتن و خود را زیر سایه قرار دادن در هنگام پیمودن راه، مثل این که چتر به سر بگیرد یا روپوش بر کجاوه اندازد یا در اتومبیل سقف‌دار یا اطاق ترن یا طیاره سوار شود، بر مرد حرام است.

فرقی میان سواره و پیاده نیست، بلکه خود را در سایه چتری نگه داشتن (اگرچه آن چتر، سایه‌انداز روی سر نباشد) حرام است. در شب و در هوای ابری هم جائز نیست، در حال راه پیمودن زیر سایبان برود[۴۷].

سایه‌ای که از پهلو بیفتد، مانند: سایه دیوار، اتومبیل، شتر، درخت، چتری که در دست دیگری است، و امثال اینها، بعضی فرموده‌اند: احواط اجتناب است، و بعضی فرموده‌اند، ضرر ندارد ولی اگر چتر و مانند آن بالای سر او نیست، طوری نکند که سایه آنها بر سر او افتد.

این احکام که نسبت به آفتاب گفته شد، نسبت به باران نیز جاری است؛ یعنی برای مرد حرام است که خود را به وسیله چتر و مانند آن، از باران بپوشاند.

سایه بر سر قرار دادن، بر زنان و کودکان، مطلقاً جائز است، و می‌توانند در حال حرکت به اتومبیل سقف‌دار، سوار شوند، و یا چتر بر سر گیرند. البته احرام بستن در زیر سقف مسجد شجره، جائز است.

نکته دیگر این که بعد از فرود آمدن در منزلگاه، (چه مکه باشد، چه منازل بین راه، چه منی و عرفات) در حال توقف، و در رفت و آمد، زیر سایبان بودن، مانعی ندارد[۴۸].

در صورت ضرورت (مانند: شدت گرما، یا سرما، یا باران شدید، و یا مریضی) می‌تواند خود در سایه نگه دارد، و معصیت نکرده، اما «یک گوسفند» باید کفاره بدهد.

کفاره تظلیل «یک گوسفند» است، چه با عذر باشد، چه با اختیار، اما بعضی فرموده‌اند: اگر بدون عذر تظلیل کند، به تکرار آن، کفاره مکرر می‌شود، ولی اگر با عذر باشد، تا رفع آن برای هر احرامی، یک کفاره است. بعضی فرموده‌اند: مطلقاً در احرام عمره، هر چند بیش از یک مرتبه تظلیل کند «یک گوسفند» است، و همچنین در احرام حج و بعضی هم گفته‌اند: احوط آن است که اگر می‌تواند برای هر روزی «یک گوسفند» بدهد[۴۹].

کسانی که نذر کرده‌اند مثلاً از ایران، یا کشور دیگر مُحرم شوند، و باید با طیاره یا کشتی، یا مرکب دیگری که سقف‌دار است بروند، نذر آنها صحیح است[۵۰]، لکن یک گوسفند باید کفاره بدهند[۵۱].

حَلق

تراشیدن سر در حج تمتع و عمره، از عباداتی است که مظهر و نشانه خضوع و خشوع بنده در برابر خالق توانا و متعال است. خداوند سبحان، بندگان خویش را به میهمانی خود فرا خوانده و آنها نیز در جرگه اطاعت اوقدم نهاده‌اند و از بندگی غیرش (بت‌ها، قدرت‌ها، هوا و هوس‌ها) گریخته‌اند و در بند اسارت عشق به الله به حالت احرام درآمده‌اند و به اعمالی چون طواف، سعی بین صفا و مروه، وقوف در عرفات، رمی جمرات و قربانی پرداخته‌اند. در این هنگام، خداوند از آنان می‌خواهد علامت بندگی و خشوع و تسلیم کامل، یعنی «حلق» و «تقصیر» در حج تمتع و عمره تمتع و مفرده را با شیوه‌ای خاص به همراه قصد قربت او، بر خود ظاهر سازند و با این فریضه الهی از احرام خارج گردند. جد بزرگ ما آدم(ع) از انجام این فریضه در حج خود کوتاهی نکرد. بلکه همان‌طور که امام باقر(ع) فرمود: خدای سبحان جبرئیل را به همراه[۵۲] یاقوتی از بهشت فرستاد، آن‌گاه سر آدم توسط خود او و یا جبرئیل تراشیده شد.

«حلق» (سر تراشیدن) این سنت الهی در دوران جاهلیت هم به جا آورده می‌شد. معتمرین هر گاه عمره خود را به جای می‌آوردند سرشان را نیز می‌تراشیدند. قرآن مجید سر تراشی در حج را در رؤیای صادق رسول خدا(ص) مطرح می‌فرماید.

﴿لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُءُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ[۵۳].

مرحوم صاحب جواهر لله در موضوع وجوب سر تراشیدن در منا برای کسی که اولین بار موفق به انجام حج می‌شود (که اصطلاحاً به او صروره می‌گویند) به روایت «سلیمان بن مهران» استشهاد می‌کند و می‌گوید: سلیمان از امام صادق(ع) سؤال کرد: چرا حلق و سر تراشیدن بر «صروره» واجب است نه بر دیگران؟ حضرت در جواب فرمود: زیرا با عمل سر تراشیدن علامت ایمان را در خود ظاهر نموده (و سپس فرمود) آیا نشنیده‌اید قول خداوند عزوجل را ﴿لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ... که در سوره فتح آمده است.

فضیلت حلق بر تقصیر؛ اگر چه غیر صروره ملزم به حلق و تراشیدن سر نیست و مخیر است میان کوتاه کردن مو و ناخن و تراشیدن سر، اما حلق و تراشیدن سر فضیلت و ثواب بیشتری دارد. امام صادق(ع) فرمود: «الْحَلْقُ أَفْضَلُ مِنَ التَّقْصِيرِ لِأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) حَلَقَ رَأْسَهُ فِي حِجَّةِ الْوَدَاعِ وَ فِي عُمْرَةِ الْحُدَيْبِيَةِ»[۵۴].[۵۵]

تشرف در حج

تشرف به معنای دیدن و شرف حضور یافتن به خدمت امام زمان(ع) است. البته رؤیت، ملاقات، فیض حضور، شهود و مشاهده با هم تفاوت‌هایی دارد. اگر چه در توقیع امام زمان(ع) به آخرین نائب خود علی بن محمد سمری آمده است که: «هر کس در دوران غیبت کبری، ادعای دیدن مرا نماید، دروغگو است، اما از طرف دیگر حکایات متواتری با سندهای معتبر، در آنها بیان شده که عده‌ای از اشخاص و علمای مورد وثوق، به خدمت حضرت مشرف شده و او را دیده‌اند.

در این قسمت به چند نمونه از انسان‌های پاک و منزهی که توفیق و لیاقت دیدار امام زمان(ع) را در مراسم باشکوه حج داشته‌اند اشاره می‌گردد، به امید آنکه ما را نیز لایق این دیدار نماید.

تشرف در طواف؛ عده‌ای از شاگردان حضرت آیت‌الله اراکی از معظم له خواستند مطالبی را درباره داستان تشریف دخترشان به محضر امام عصر(ع) بیان کنند. ایشان فرمودند: دخترم به احکام شرعی و دستورات دیدنی کاملاً آشنا و نسبت به اعمال شرعی پایبندند. من از دوران کودکی او تا کنون مواظب حالش بودم، تا این که چندی پیش می‌خواست عازم مکه شود، ولی شوهرش نمی‌توانست همراه او برود، و پسرش هم راضی نشد همراهی‌اش کند. سرانجام بر این شد که در معیت آیت‌الله آقای حاج آقا موسی زنجانی و خانواده ایشان مشرف شود. موقع خداحافظی، از تنهایی اظهار نگرانی می‌کرد و می‌گفت: با این وضع چگونه اعمال حج را به جا آورم؟ به او گفتم که ذکر «يَا حَفِيظُ يَا عَلِيمُ‌» را زیاد بگوید. ایشان خداحافظی کرد و به حج رفت.

روزی که از سفر حج بازگشت، خاطره‌ای برای من نقل کرد و گفت: هنگام طواف خانه خدا معطل ماندم، دیدم با ازدحام جمعیت نمی‌توانم طواف کنم؛ لذا در کناری به انتظار ایستادم، ناگهان صدایی شنیدم که می‌گفت: ایشان امام زمان است، متصل به امام زمان شده، پشت سر او طواف کن! دیدم آقایی در میان جمعیت و پیشاپیش آنان در حرکت است و مردمی دور او حلقه زده‌اند. به طوری که هیچ کس نمی‌توانست وارد آن حلقه شود، من وارد شدم و دستم را به عبایش گرفتم و مکرر می‌گفتم: قربان شما بروم و هفت بار دور خانه طواف کردم. آیت‌الله اراکی در پایان فرمودند: من به صدق و راستی این دختر قطع و یقین دارم و او این داستان را برای کسی حتی آقای حاج آقا موسی زنجانی نگفته بود[۵۶].

تشرف در عرفات؛ حجة الاسلام و المسلمین آقای انصاریان نقل کرده‌اند: فردی بود به نام «محمد علی اربابی تهرانی» که با آقای «شیخ رجبعلی خیاط» بسیار نزدیک بود، درباره سفرش به مکه می‌گفت: شب نهم به عرفات رسیدم، در آن زمان عرفات بسیار تاریک بود و از چراغ دستی استفاده می‌شد. ساعت ۱۰ شب بود که پیوسته متذکر حضرت امام عصر(ع) بودم، البته نه برای زیارت‌شان؛ چراکه خود را لایق زیارت ایشان نمی‌دانستم. بیرون چادر متذکر بودم در حالی که هیچ کس حضور نداشت، ولی صدایی به زبان فارسی شنیدم که گفت: حاج آقا محمد علی! برگشتم با یک چهره نورانی، روحانی و آسمانی مواجه شدم، گفت: بیا کنار دست من. گفتم: چشم و در حقیقت به سوی ایشان کشیده شدم، کنارش نشستم. فرمود: امشب شب عرفه است، زیارت حضرت سیدالشهداء وارد است، دلت می‌خواهد من یک زیارت بخوانم؟ حاج آقا محمد علی گفت: من از کودکی زیارت‌های معروف را شنیده بودم و با آنها آشنایی داشتم و مضامین و کلمات آنها را می‌دانستم، به ایشان گفتم که خیلی دوست دارم. حدود یک ساعت زیارتی را خواند که تا آن زمان نشنیده بودم. کلمه به کلمه که می‌خواند، من حفظ می‌کردم و تا آخر به حافظه‌ام سپرده شد. گریه کردن آن شخص هم غیر قابل توصیف بود. پس از زیارت خداحافظی کرد و رفت. هر قدر از من دور می‌شد، زیارت هم از خاطرم می‌رفت تا اینکه به کلی آن را فراموش کردم. از مکه به کاظمین رفتم و کنار راه آهن ایستاده بودم، ناگاه همان شخص را دیدم. نزدیک آمد، سلام کرد و گفت: به تهران که رفتی، سلام مرا تنها به آقا شیخ محمد حسن طالقانی برسان. می‌گفت: وقتی به تهران آمدم و نزد آقا شیخ محمد حسن رفتم و قضیه را نقل کردم، ایشان بسیار گریست و مرا متوجه کرد که آن شخص امام عصر(ع) بوده است، در حالی که من در عرفات و کاظمین آن بزرگوار را نشناخته بودم[۵۷].

تشرف در راه مسجدالحرام؛ مرحوم حجة الاسلام و المسلمین هادی مروی نقل کردند: «آیت‌الله شیخ راضی نجفی تبریزی» ابوالزوجه شهید حاج شیخ عباس شیرازی، با شنیدن شهادت ایشان بسیار ناراحت شد و می‌گفت: نمی‌توانم شهادت حاج شیخ عباس شیرازی را باور کنم. خیلی نا آرام بود و گریه می‌کرد، زمینه‌ای فراهم گردید که ایشان به حج مشرف شد و پس از بازگشت، داستانی را نقل کرد. گفت خداوند عنایت کرد و در کاروانی که نزدیک حرم مستقر بود، قرار گرفتم (چون پایش ناراحت بود و با عصا راه می‌رفت) در ساعات میان ۹ تا ۱۰ که وقت خلوتی است به مسجدالحرام رفتم، روزهای هفتم و هشتم ذیحجه بود و همه زائران به مکه آمده بودند و خیابان‌ها شلوغ بود. یک بار که به طرف حرم می‌رفتم، دیدم هیچ کسی در خیابان نیست، ماشین دیده می‌شود، ولی کسی در داخل آنها نیست، تعجب کردم که خیابان‌های شلوغ همه روزه، چرا امروز خلوت است در همین فکر بودم که ناگاه دیدم فردی از روبه‌رو می‌آید، نعلین مردانه‌ای در پا و نقابی بر چهره داشت. به محض این که خواستم سؤالی بکنم، مثل کسی که برق او را گرفته باشد، خشکم زد. در مقابلم ایستاد و هیچ حرکتی نتوانستم بکنم. نقاب را تا بالای ابرو بالا زد، وقتی چشمم به آن صورت زیبا افتاد، مکرر گفتم: «مَا شَاءَ اللَّهُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ‌» این جمله را چند بار تکرار کردم و مبهوت جمال ایشان شدم. سپس نقاب را انداخت و من دوباره غوغای جمعیت را دیدم.

در جلسه بعد، یکی از منسوبین از ایشان پرسید چه درخواستی از خدا کرده بودی که این ماجرا برایت رخ داد؟ گفت: وقتی چشمم به کعبه افتاد، بی‌اختیار این جمله بر زبانم جاری شد که «اللَّهُمَّ أَرِنِي الطَّلْعَةَ الرَّشِيدَةَ وَ الْغُرَّةَ الْحَمِيدَةَ...» و آن گاه افزود: خیلی غصه خوردم که ای کاش غیر از «رؤیت»، «تکلم» را هم خواسته بودم. چون در مرتبه اول که چشم انسان به کعبه می‌افتد، هر آرزویی که داشته باشد اجابت می‌شود[۵۸].

کسانی که در دوران غیبت طولانی آن حضرت به دیدارش مفتخر شده‌اند، بسیارند. برشمردن نام و نشان همه آنان ممکن نیست. علامه مجلسی در کتاب خود[۵۹] نام گروهی را که در غیبت کبری به دیدار حضرت نایل آمده‌اند، بر شمرده است.

مرحوم نوری نیز در کتاب خود[۶۰] داستان یکصد تن از آنان را که بدین افتخار نائل شده‌اند، آورده و آن گاه از این یکصد داستان، ۵۸ سرگذشت دیدار را برگزیده و در کتاب دیگرش «جَنَة الماوی» آورده است. علاوه بر اینها، دانشمندان پیشین و معاصر نیز کتاب‌های جداگانه‌ای درباره داستان کسانی که به دیدار آن حضرت مفتخر شده‌اند، به رشته تحریر در آورده‌اند. از جمله آنها است: تبصرة الولی فیمن رأی القائم المهدی، سید هاشم بحرانی - تذکرة الطالب فیمن رأی الامام المهدی الغائب، میثمی عراقی- دارالسلام فیمن فاز بسلام الامام، مرحوم نوری - بدائع الکلام فیمن اجتمع بالامام، سید جمال الدین محمد طباطبایی - البهجة فیمن فاز بلقاء الحجة، میرزا محمد نقی الماسی اصفهانی - العبقری الحسان، علی اکبر نهاوندی[۶۱].[۶۲]

حج ابراهیم(ع)

قبل از ابراهیم نیز، کعبه مقصد آمال بود و مردم برای انجام حج رو به سوی آن می‌نهادند، اما دیوارهای کعبه به مرور زمان فرسوده و رو به انهدام بوده است. حضرت ابراهیم(ع) به امر خدا پایه‌های آن را از نو برافراشت و با اسماعیل به راهنمایی فرشته وحی، مناسک حج را به جا آورد. بنا بر برخی نصوص، ابراهیم خود، قبل از تجدید بنای کعبه حج را به جا آورده بوده است[۶۳].

ابراهیم به فرمان خدا، مردم را به حج خانه خدا دعوت نمود: ﴿وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ[۶۴].

پس از اسماعیل، همچنان حراست از سیادت کعبه و تولیت این پایگاه توحید بر عهده فرزندان او بود و پاسداری از مراسم حج و تطهیر آن را از تحریف‌های شرک‌آلود، پیامبران از فرزندان اسماعیل بر عهده داشتند[۶۵].

حج ابراهیمی

یعنی حقیقتی که خداوند تشریع کرد و به حضرت ابراهیم(ع) دستور داد که ﴿وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ و در عصر رسول خدا(ص) این حج توسط آن حضرت تجدید حیات یافت. حج ابراهیمی حجی است که با انگیزه‌ای خاص و برای تحقق فلسفه مهم آنکه اظهار عبودیت الهی و نفی شرک و الحاد و رسیدن به قله کمال و سعادت است، انجام می‌گیرد[۶۶].[۶۷]

حج اصغر

«حج اصغر» به عمره مفرده اطلاق می‌شود. پیامبر خدا(ص) فرمود: عمره همان حج اصغر است و یک عمره بهتر از دنیاست و آن‌چه در آن است و یک حج، بهتر از عمره است[۶۸]. در مقابل آن، حج اکبر است[۶۹].

حج فرشتگان

در نصوص اسلامی، سابقه حج تا پیش از آدم نیز مطرح شده است. بر این اساس حضرت آدم نخستین کسی نیست که مراسم حج را به جا آورده است. در حدیثی امام صادق(ع) از جدّ بزرگوارش نقل می‌کند: هنگامی که آدم از منی به مکه بازگشت، فرشتگان به استقبال وی شتافتند و به او تهنیت گفتند و نوید مقبولیت دادند و گفتند: «أَمَا إِنَّهُ قَدْ حَجَجْنَا هَذَا الْبَيْتَ قَبْلَ أَنْ تَحُجَّهُ بِأَلْفَيْ عَامٍ»[۷۰].[۷۱]

حج فَرضی

منظور حج واجب است[۷۲].[۷۳]

حج فریضه

حجة الاسلام است که در تمام عمر، یک بار بر کسی که مستطیع باشد واجب می‌شود و اگر زائر به طور صحیح آن را به پایان ببرد، تکلیف واجب خود را به جای آورده است[۷۴].

حج مبرور

در دعای پس از فریضه ماه مبارک رمضان می‌خوانیم: «... أَنْ تَكْتُبَنِي مِنْ حُجَّاجِ بَيْتِكَ الْحَرَامِ الْمَبْرُورِ حَجُّهُمْ». منظور حج نیکو و پسندیده است که در دعا به درگاه خداوند باید درخواست توفیق آن را داشت. طبق حدیث، رسول اکرم(ص) حج مبرور را از دنیا و آن‌چه در آن است بهتر می‌داند و پاداش آن را تنها بهشت ذکر می‌کند[۷۵].

پانویس

  1. کافی، ج۲، ص۱۸.
  2. صهبای حج، ص۴۳.
  3. معانی الاخبار، ص۱۷۰؛ بحار الانوار، ج۹۶، ص۲.
  4. جواهر الکلام، ج۱۷، ص۲۱۹ – ۲۲۰.
  5. معارف و معاریف، دائره المعارف جامع اسلامی، ج۴، ص۳۶۲.
  6. معارف و معاریف، دائره المعارف جامع اسلامی، ج۴، ص۳۶۲.
  7. لازم به ذکر است که برخی از فقها، محل احرام را مکه قدیم می‌دانند ولی حضرت امام خمینی تمام شهر مکه «قدیم و جدید» را جایز می‌دانند گر چه افضل این است که در حجر اسماعیل یا پشت مقام ابراهیم(ع) برای حج تمتع محرم شود.
  8. برای کسب اطلاعات بیشتر به «مناسک محشی» مراجعه شود.
  9. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۳۵۴-۳۶۱.
  10. کافی ج۴، ص۲۵۳.
  11. بحار الانوار، ج۷، ص، ۲۲۱؛ وسائل الشیعه، ج۸، ص۷؛ مستدرک الوسائل، ج۱۱، ص۱۶.
  12. بحار الانوار، ج۷۴، ص۶۲.
  13. مستدرک الوسائل، ج۸، ص۸.
  14. وسائل الشیعه، ج۸، ص۵؛ کافی، ج۴، ص۲۵۳.
  15. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۴۴.
  16. من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۱۴۳.
  17. وسائل الشیعه، ج۸، ص۵؛ کافی، ج۴، ص۲۵۳.
  18. الحج والعمرة فی الکتاب والسنة، حجة الاسلام والمسلمین محمدی ری‌شهری، ص۵۴.
  19. حج و عمره در قرآن و حدیث، حجة الاسلام والمسلمین محمدی ری‌شهری، ص۲۴۶.
  20. امالی، شیخ طوسی، ص۲۹۶. (به نقل از گلواژه‌های حج و عمره، علیرضا بصیری، ص۲۱).
  21. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۴۵.
  22. «و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست» سوره آل عمران، آیه ۹۷.
  23. حج برنامه تکامل، سید محمد ضیاء آبادی.
  24. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۴۸.
  25. وسائل الشیعه، ج۸ (به نقل از راهنمای حرمین شریفین، ج۳، ص۳۱).
  26. وسائل الشیعه، ج۸ (به نقل از راهنمای حرمین شریفین، ج۳، ص۳۱).
  27. وسائل الشیعه، ج۸ (به نقل از راهنمای حرمین شریفین، ج۳، ص۳۱).
  28. راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، ج۳، ص۳۰.
  29. فصلنامه میقات حج، شماره ۵۴، ص۳۵.
  30. معانی الاخبار، ص۱۱.
  31. وسائل الشیعه، ج۱۳، ص۳۱۳.
  32. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۵۱.
  33. لسان العرب، جدهم، ص۱۷۶، تشریق یعنی به طرف شرق رفتن، «ایام التشریق» یعنی سه روز پس از عید قربان، التشریق ایضا به معنای نماز عید. (ترجمه منجد الطلاب، ماده شرق)
  34. «و خداوند را در روزهایی چند یاد کنید» سوره بقره، آیه ۲۰۳.
  35. «و نام خداوند را در روزهایی معین بر آنچه از دام‌ها که روزیشان کرده است (هنگام قربانی) یاد کنند» سوره حج، آیه ۲۸.
  36. دائره المعارف تشیع، ج۴، ص۲۶۵.
  37. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۱۵۷.
  38. «و نام خداوند را در روزهایی معین بر آنچه از دام‌ها که روزیشان کرده است (هنگام قربانی) یاد کنند» سوره حج، آیه ۲۸.
  39. «و خداوند را در روزهایی چند یاد کنید» سوره بقره، آیه ۲۰۳.
  40. «و آنکه (برای کوچ کردن از منا) بشتابد (و اعمال را) دو روزه (انجام دهد) گناهی نکرده است» سوره بقره، آیه ۲۰۳.
  41. تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۷۳.
  42. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۱۵۸.
  43. فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۲۲.
  44. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۱۵۹.
  45. راهنمای حرمین شریفین ابراهیم غفاری، ج۳، ص۸۴.
  46. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۱۰۴۳.
  47. تضلیل در شب خلاف احتیاط است، گرچه جائز بودن آن بعید نیست، بنابراین، بعید نیست جایز بودن نشستن مُحرم، در هواپیمایی که شب حرکت می‌کند. (امام).
  48. حرام بودن تظلیل، مختص به حال راه پیمودن است، و اما هرگاه در محلی منزل نماید، چه منی باشد چه غیر آن، با چتر و مثل آن، سایه بر سر قرار دادن مانع ندارد، اگر چه در حال راه رفتن باشد، مثل این که از خیمه خود، در منی برای قربانی یا رمی جمرات با چتر برود، گرچه احتیاط مستحب ترک است در حال راه رفتن. (امام).
  49. اقوی کفایت یک گوسفند است در احرام عمره، هر چند بیش از یک مرتبه تظلیل کرده باشد، و همچنین در احرام حج. (امام).
  50. در صورت التفات به این مطلب که ناچار است در حال راه پیمودن، زیر سایبان باشد، پیش از نذر معصیت‌کار است، برای آنکه خود را عملاً مبتلا به معصیت کرده است (امام).
  51. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۲۵۶.
  52. فصلنامه میقات حج، ج۹، ص۲۷ و ۲۸؛ کافی، ج۴، ص۱۹۵.
  53. «خداوند، به حق رؤیای پیامبرش را راست گردانیده است؛ شما اگر خداوند بخواهد با ایمنی، در حالی که سرهای خود را تراشیده و موها را کوتاه کرده‌اید، بی‌آنکه بهراسید به مسجد الحرام وارد می‌شوید بنابراین او چیزی را می‌دانست که شما نمی‌دانید، از این رو پیش از آن پیروزی نزدیکی پدید آورد» سوره فتح، آیه ۲۷.
  54. بحار الانوار، ج۹۶، ص۳۰۱.
  55. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۴۲۹.
  56. برکات سرزمین وحی، ص۸۹ (به نقل از شرح احوال آیت‌الله اراکی، رضا استادی، ص۵۹۸).
  57. برکات سرزمین وحی، ص۹۱.
  58. برکات سرزمین وحی، ص۹۴.
  59. بحارالانوار، ج۵۲، ص۱ – ۷۷.
  60. نجم الثاقب، باب هفتم.
  61. موعود نامه، مجتبی تونه‌ای، ص۲۲۵.
  62. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۲۵۱.
  63. فروع کافی، ج۴، ص۲۰۳.
  64. «و در میان مردم به حجّ بانگ بردار تا پیاده و سوار بر هر شتر تکیده‌ای که از هر راه دوری می‌رسند، نزد تو آیند» سوره حج، آیه ۲۷.
  65. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۳۶۱.
  66. فصلنامه میقات حج، ش۲، ص۳۲ و ص۲۳۹.
  67. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۳۶۲.
  68. فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۴۵۴.
  69. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۳۶۵.
  70. در راه برپایی حج ابراهیمی، عمید زنجانی، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ص۸۶.
  71. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۳۸۹.
  72. فصلنامه میقات حج، ش۸، ص۲۴.
  73. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۳۸۹.
  74. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۳۸۹.
  75. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۳۹۳.

ح نبوی ج۶

  • الباب الخامس الحج والعمرة
  • الفصل الأول حكمة الحج وفضله وبركاته
  • ۱ / ۱ حكمة الحج
  • ۱ / ۲ فضل الحج
  • ۱ / ۳ ثواب الحج
  • ۱ / ۴ فضل إدمانه
  • ۱ / ۵ فضل من مات في طريقه
  • ۱ / ۶ فضل الحاج
  • ۱ / ۷ بركات الحج
  • الفصل الثاني تسويف الحج وتركه
  • ۲ / ۱ التحذير من تركه
  • ۲ / ۲ تارك الحج
  • ۲ / ۳ التحذير من تعطيل حج البيت
  • الفصل الثالث مناسك الحج
  • ۳ / ۱ مواقيت الإحرام
  • ۳ / ۲ تلبية الإحرام
  • أ معنى التلبية
  • ب كيفية التلبية
  • ج ثواب التلبية
  • د تلبية الأشياء مع الملبي
  • ه آداب التلبية
  • ۳ / ۳ فضل الطواف
  • أ أدب الطواف
  • ب الاستكثار من الطواف
  • ج أدعية الطواف
  • ۳ / ۴ استلام الحجر وآدابه
  • أ استحباب الاستلام
  • ب ترك الاستلام عند الزحام
  • ۳ / ۵ السعي
  • ثواب السعي
  • ۳ / ۶ الوقوف في عرفات
  • أ أدب الوقوف في عرفات
  • ب ثواب الوقوف بعرفات
  • ج مباهاة الله بأهل عرفات
  • د الإفاضة من عرفات
  • ۳ / ۷ الوقوف في المزدلفة
  • أ أدب الوقوف في المزدلفة
  • ب الإفاضة من المشعر الحرام
  • ۳ / ۸ أدب الرمي
  • ثواب الرمي
  • ۳ / ۹ الأضحية
  • ۳ / ۱۰ الحلق
  • الفصل الرابع آداب الحج
  • ۴ / ۱ الإخلاص
  • ۴ / ۲ تعلم المناسك
  • ۴ / ۳ تطهير المال
  • ۴ / ۴ التزود من أطيب الزاد
  • ۴ / ۵ إطعام الطعام وطيب الكلام
  • ۴ / ۶ التعجيل في الرجوع بعد قضاء المناسك
  • ۴ / ۷ ترك ما كان عليه من الذنوب
  • ۴ / ۸ زيارة الحاج
  • الفصل الخامس الحج الأصغر
  • ۵ / ۱ فضل العمرة
  • تنبيه:
  • ۵ / ۲ فضل العمرة في رجب
  • ۵ / ۳ فضل العمرة في رمضان
  • ۵ / ۴ العمرة المفردة في أشهر الحج
  • ۵ / ۵ عمرات النبي
  • بيان:
  • الفصل السادس النوادر
  • ۶ / ۱ البراءة من المشركين في الحج
  • تحقيق حول مراسم البراءة من المشركين
  • ۱ معنى الشرك والمشركين
  • ۲ الأديان الإلهية والبراءة من المشركين
  • ۳ زمان البراءة من المشركين ومكانها
  • ۶ / ۲ حج الأنبياء
  • ۶ / ۳ حج النبي
  • ۶ / ۴ فضل الحج نيابة
  • ۶ / ۵ فضل إحجاج الصبي

الدليل التصنيفي

اجمالي

  • ۵:۲ الحج والعمرة
  • ۱:۵:۲ مشروعية الحج وفضله
  • ۲:۵:۲ حج النبي(ص)
  • ۳:۵:۲ شروط وجوب الحج ومواقيته
  • ۴:۵:۲ أعمال الحج
  • ۵:۵:۲ منهيات الإحرام
  • ۶:۵:۲ مباحات الإحرام
  • ۷:۵:۲ الإحصار والفوات
  • ۸:۵:۲ قضاء الحج والحج عن الغير
  • ۹:۵:۲ العمرة

تفصيلي

  • ۵:۲ الحج والعمرة
  • ۱:۵:۲ مشروعية الحج وفضله
  • ۱:۱:۵:۲ حج الفريضة
  •  ۲:۱:۵:۲ حج التطوع
  • ۳:۱:۵:۲ حج الصبي والعبد
  • ۴:۱:۵:۲ فضل الحج والنهي عن تركه
  • ۵:۱:۵:۲ تأخير الحج
  • ۲:۵:۲ حج النبي (ص)
  • ۳:۵:۲ شروط وجوب الحج ومواقيته
  • ۱:۳:۵:۲ شروط وجوب الحج
  • ۱:۱:۳:۵:۲ الإسلام
  • ۲:۱:۳:۵:۲ البلوغ
  • ۳:۱:۳:۵:۲ الاستطاعة
  • ۴:۱:۳:۵:۲ وجود المحرم للمرأة
  • ۲:۳:۵:۲ مواقيت الحج
  • ۱:۲:۳:۵:۲ الميقات الزماني
  • ۲:۲:۳:۵:۲ المواقيت المكانية
  • ۴:۵:۲ أعمال الحج
  • ۴:۵:۲ :۱ النية والإحرام والتلبية
  • ۱:۱:۴:۵:۲ النية والإحرام للحج
  • ۱:۱:۱:۴:۵:۲ نية الإفراد أو القران أو التمتع
  • ۴:۵:۲:۲:۱:۱ آداب الإحرام
  • ۴:۵:۲:۳:۱:۱ كيفية الإحرام
  • ۴:۵:۲:۴:۱:۱ لباس الإحرام
  • ۴:۵:۲:۵:۱:۱ إحرام الحائض والنفساء
  • ۶:۱:۱:۴:۵:۲ الاشتراط عند الإحرام
  • ۷:۱:۱:۴:۵:۲ فسخ الإحرام
  • ۲:۱:۴:۵:۲ التلبية
  • ۱:۲:۱:۴:۵:۲ فضل التلبية
  • ۲:۲:۱:۴:۵:۲ ألفاظ التلبية
  • ۳:۲:۱:۴:۵:۲ وقت التلبية
  • ۴:۵:۲:۴:۲:۱ الدعاء بعد التلبية
  • ۵:۲:۱:۴:۵:۲ تلبية المشركين
  • ۴:۵:۲:۲ الدخول إلى مكة والخروج منها
  • ۱:۲:۴:۵:۲ الدخول إلى مكة
  • ۱:۱:۲:۴:۵:۲ وقت دخول مكة
  • ۲:۱:۲:۴:۵:۲ كيفية دخول مكة
  • ۳:۱:۲:۴:۵:۲ مكروهات دخول مكة
  • ۴:۱:۲:۴:۵:۲ ما يقال عند رؤية البيت
  • ۵:۱:۲:۴:۵:۲ دخول الكعبة
  • ۶:۱:۲:۴:۵:۲ الإقامة في مكة
  • ۲:۲:۴:۵:۲ الخروج من مكة والعودة إلى بلده
  • ۱:۲:۲:۴:۵:۲ وقت الخروج من مكة
  • ۲:۲:۲:۴:۵:۲ مكان الخروج من مكة
  • ۳:۲:۲:۴:۵:۲ ما يقال عند الخروج من مكة
  • ۴:۲:۲:۴:۵:۲ كيفية دخول الحاج إلى بلده
  • ۵:۲:۲:۴:۵:۲ استقبال الحاج والمعتمر
  • ۳:۴:۵:۲ الطواف
  • ۴:۵:۲:۱:۳ فضل الطواف
  • ۲:۳:۴:۵:۲ شروط الطواف
  • ۳:۳:۴:۵:۲ كيفية الطواف
  • ۴:۵:۲:۱:۳:۳ استقبال الحجر الأسود واستلامه وتقبيله
  • ۴:۵:۲:۲:۳:۳ جعل البيت على شمال الطائف
  • ۳:۳:۳:۴:۵:۲ أشواط الطواف والموالاة فيها
  • ۴:۳:۳:۴:۵:۲ الاضطباع والرمل
  • ۵:۳:۳:۴:۵:۲ استلام الركن اليماني والتزام الملتزم
  • ۶:۳:۳:۴:۵:۲ الطواف من وراء حجر اسماعيل
  • ۸:۳:۳:۴:۵:۲ الكلام والشرب ونحوهما في الطواف
  • ۴:۵:۲:۹:۳:۳ طواف النساء
  • ۴:۳:۴:۵:۲ أذكار الطواف
  • ۵:۳:۴:۵:۲ ركعتا الطواف وما بعدهما
  • ۶:۳:۴:۵:۲ أنواع الطواف
  • ۱:۶:۳:۴:۵:۲ طواف القدوم
  • ۲:۶:۳:۴:۵:۲ طواف الإفاضة
  • ۳:۶:۳:۴:۵:۲ طواف الوداع
  • ۴:۴:۵:۲ السعي
  • ۵:۲:۱:۴:۴ مشروعية السعي
  • ۲:۴:۴:۵:۲ كيفية السعي
  • ۵:۲: ۳:۴:۴ أذكار السعي
  • ۵:۴:۵:۲ الوقوف بعرفة
  • ۱:۵:۴:۵:۲ فضل الوقوف بعرفة وحكمه
  • ۲:۵:۴:۵:۲ التوجه إلى عرفة
  • ۳:۵:۴:۵:۲ وقت الوقوف بعرفة
  • ۴:۵:۴:۵:۲ مكان الوقوف بعرفة
  • ۵:۵:۴:۵:۲ الخطبة وجمع الظهر والعصر بعرفة
  • ۶:۵:۴:۵:۲ الذكر يوم عرفة
  • ۷:۵:۴:۵:۲صيام الحاج يوم عرفة
  • ۸:۵:۴:۵:۲ الإفاضة من عرفة
  • ۶:۴:۵:۲ المبيت بمزدلفة
  • ۱:۶:۴:۵:۲ مشروعية المبيت بمزدلفة
  • ۲:۶:۴:۵:۲ حدود مزدلفة
  • ۳:۶:۴:۵:۲ الجمع بين المغرب والعشاء في مزدلفة
  • ۴:۶:۴:۵:۲ مدة المكث في مزدلفة
  • ۵:۶:۴:۵:۲ تقديم الضعفة من مزدلفة إلى مني
  • ۶:۶:۴:۵:۲ الذكر والتلبية في مزدلفة
  • ۷:۶:۴:۵:۲ صلاة الصبح في مزدلفة
  • ۷:۴:۵:۲ رمي الجمار
  • ۱:۷:۴:۵:۲ وقت رمي الجمار
  • ۲:۷:۴:۵:۲ صفة الحصي الذي يرمي
  • ۳:۷:۴:۵:۲ كيفية الرمي
  • ۷:۴:۵:۲ :۴ ما يقول الحاج عند الرمي
  • ۵:۷:۴:۵:۲ منهيات الرمي
  • ۴:۵:۲:۸ الهدي والفدية
  • ۱:۸:۴:۵:۲ الهدي
  • ۱:۱:۸:۴:۵:۲ سوق الهدي وتقليده واشعاره واستخدامه
  • ۲:۱:۸:۴:۵:۲ أوصاف الهدي
  • ۳:۱:۸:۴:۵:۲ أسباب الهدي
  • ۴:۱:۸:۴:۵:۲ وقت نحر الهدي ومكانه
  • ۵:۱:۸:۴:۵:۲ فضل النحر وكيفيته
  • ۶:۱:۸:۴:۵:۲ النحر عن الغير والإشتراك في الهدي
  • ۷:۱:۸:۴:۵:۲ الأكل والتصدق من الهدي
  • ۸:۱:۸:۴:۵:۲ إعطاء الأجر للذابح
  • ۹:۱:۸:۴:۵:۲ بدل الهدي
  • ۲:۸:۴:۵:۲ الفدية
  • ۱:۲:۸:۴:۵:۲ أسباب الفدية
  • ۲:۲:۸:۴:۵:۲ أنواع الفدية وأوصافها
  • ۳:۲:۸:۴:۵:۲ وقت الفدية ومكانها
  • ۹:۴:۵:۲ أيام مني والمبيت فيها
  • ۱:۹:۴:۵:۲ أيام التروية
  • ۲:۹:۴:۵:۲ فضل يوم النحر
  • ۳:۹:۴:۵:۲ ترتيب المناسك يوم النحر
  • ۴:۹:۴:۵:۲ الإقامة والمبيت في مني
  • ۵:۹:۴:۵:۲ المبيت خارج مني لذوي الأعذار
  • ۶:۹:۴:۵:۲ صيام أيام مني
  • ۷:۹:۴:۵:۲ الخطبة يوم النحر
  • ۸:۹:۴:۵:۲ الصلاة في مني
  • ۱۰:۴:۵:۲ التحلل
  • ۱:۱۰:۴:۵:۲ التحلل الأصغر
  • ۲:۱۰:۴:۵:۲ التحلل الأكبر
  • ۲:۵:۵ منهيات الإحرام
  • ۱:۵:۵:۲ منهيات اللباس
  • ۱:۱:۵:۵:۲ ليس المخيط والمصبوغ
  • ۲:۱:۵:۵:۲ تغطية الرأس
  • ۳:۱:۵:۵:۲ تغطية الوجه ولبس القفازين
  • ۴:۱:۵:۵:۲ لبس الخفين
  • ۵:۵:۲:۵:۱ عقد الرداء
  • ۲:۵:۵:۲ التطيب
  • ۳:۵:۵:۲ عقد النكاح والجماع والمباشرة
  • ۴:۵:۵:۲ صيد البر للمحرم
  • ۵:۵:۲:۵ قتل حيوانات الحرم وقطع نباتاته
  • ۶:۵:۵:۲ الرفث والفسوق والجدال
  • ۷:۵:۵:۲ تقلد السلاح  
  • ۸:۵:۵:۲ حك الرأس والجسد
  • ۶:۵:۲ مباحات الإحرام
  • ۱:۶:۵:۲ الإغتسال وغسل الثياب
  • ۲:۶:۵:۲ حلق الرأس وتغطيته للعلاج
  • ۳:۶:۵:۲ التكحل والإدهان وشم الريحان
  • ۴:۶:۵:۲ لبس الخاتم والحزام والنعل
  • ۵:۶:۵:۲ الإستياك والإمتشاط والنظر في المرآة
  • ۶:۶:۵:۲ التوقي من الحر والبرد
  • ۷:۶:۵:۲ التجارة
  • ۷:۵:۲ الإحصار والفوات
  • ۱:۷:۵:۲ الإحصار بعدو
  • ۲:۷:۵:۲ الإحصار بمرض
  • ۳:۷:۵:۲ تحلل المحصر
  • ۷:۵:۲:۴ قضاء المحصر
  • ۷:۵:۲ :۵ من فاته الوقوف بعرفة
  • ۸:۵:۲ قضاء الحج والحج عن الغير
  • ۱:۸:۵:۲ قضاء الحج
  • ۲:۸:۵:۲ الحج عن الغير
  • ۹:۵:۲ العمرة
  • ۱:۹:۵:۲ مشروعية العمرة وفضلها
  • ۲:۹:۵:۲ عمرات النبي (ص)
  • ۳:۹:۵:۲ وقت العمرة
  • ۱:۳:۹:۵:۲ العمرة في أشهر الحج
  • ۲:۳:۹:۵:۲ العمرة في غير أشهر الحج
  • ۳:۳:۹:۵:۲ تكرار العمرة
  • ۴:۹:۵:۲ أعمال العمرة
  • ۱:۴:۹:۵:۲ الإحرام ومكانه
  • ۲:۴:۹:۵:۲ الطواف
  • ۳:۴:۹:۵:۲ السعي
  • ۴:۴:۹:۵:۲ التحلل

فرهنگنامه حج

  • مقدمه

الف

ب

پ

ت

ث

  • ثبیر
  • ثبیر الاثبیره
  • ثبیر الاعرج
  • ثبیر الخضراء
  • ثبیر الزّنج
  • ثبیر النصع
  • ثبیر غیناء
  • ثجّ
  • ثنّیة البیضاء
  • ثنیة الحضیاء
  • ثنیة الحلّ
  • ثنیة الرّکاب
  • ثنیة الشّرید
  • ثنیة العلیا
  • ثنّیة الکدیّ
  • ثنّیة المحدث
  • ثنیة الوداع
  • ثنیة سفلی
  • ثنیة عثعت
  • ثویه

ج

چ

ح

خ

د

ذ

  • ذات الجیش
  • ذات الحجر
  • ذات الحرار
  • ذات السّلقه
  • ذات السّلیم
  • ذات النّخل
  • ذات الودع
  • ذات انواط
  • ذات عرق
  • ذاء
  • ذبح اکبر
  • ذبح عظیم
  • ذبح نیابتی
  • ذبیح الله
  • ذرع
  • ذو الحجة
  • ذو الحلیفه
  • ذو الخویصره
  • ذو القعده
  • ذو الکعبات
  • ذو المجاز
  • ذو المنزلین
  • ذو الندوة
  • ذو الوطنین
  • ذو الهرم
  • ذو قبلتین
  • ذونواس
  • ذی طوی

ر

ز

س

ش

ص

ض

ط

ظ

  • ظبایا
  • ظلاّ
  • ظلال

ع

غ

ف

ق

ک

گ

  • گردنۀ اذاخر
  • گناه‌کردن در مکه
  • گنبد
  • گیاه اذخر
  • گیاه خزامی
  • گیاه شیح
  • گیاه عصفر
  • گیاه قیصوم

ل

م

ن

و

ه

ی

  • بخشی از منابع کتاب