بحث:حج: تفاوت میان نسخه‌ها

Page contents not supported in other languages.
از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
 
(۲۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
[[حج]] در لغت به معنای «قصد» و «آهنگ» است، آهنگ کار و یا جایی کردن، و به حسب بعضی از کتب لغت، آهنگ کاری مهم کردن.
== مقدمه ==
[[راغب]] [[اصفهانی]] می‌نویسد: {{عربی|أصل الحج، القصد للزيارة... خص في تعارف الشرع بقصد بيت الله تعالى إقامة للنسك}} اصل حج یعنی قصد [[زیارت]] کردن و در [[شرع]] نیز منظور قصد زیارت [[خانه]] خداست.
حج در لغت به معنای «قصد» و «آهنگ» است، آهنگ کار و یا جایی کردن، و به حسب بعضی از کتب لغت، آهنگ کاری مهم کردن. [[راغب اصفهانی]] می‌نویسد: {{عربی|أصل الحج، القصد للزيارة... خص في تعارف الشرع بقصد بيت الله تعالى إقامة للنسك}} اصل حج یعنی قصد [[زیارت]] کردن و در [[شرع]] نیز منظور قصد زیارت [[خانه]] خداست.
این واژه ده بار در [[قرآن]] تکرار شده است.
 
«حج» از [[ارکان اسلام]] است. [[امام باقر]]{{ع}} می‌فرماید: [[اسلام]] بر پنج پایه بنا شده است: [[نماز]]، [[روزه]]، [[زکات]]، حج و [[ولایت]]<ref>کافی، ج۲، ص۱۸.</ref>. کسی که عمداً حج نگزارد، رکنی از [[ارکان دین]] [[الهی]] خویش را نابود کرده است<ref>صهبای حج، ص۴۳.</ref>.
این واژه ده بار در [[قرآن]] تکرار شده است. «حج» از [[ارکان اسلام]] است. [[امام باقر]]{{ع}} می‌فرماید: [[اسلام]] بر پنج پایه بنا شده است: [[نماز]]، [[روزه]]، [[زکات]]، حج و [[ولایت]]<ref>کافی، ج۲، ص۱۸.</ref>. کسی که عمداً حج نگزارد، رکنی از [[ارکان دین]] [[الهی]] خویش را نابود کرده است<ref>صهبای حج، ص۴۳.</ref>.
از امام باقر{{ع}} سوال شد: {{متن حدیث|لِمَ سُمِّيَ الْحَجُّ حَجّاً قَالَ{{ع}} حَجَّ فُلَانٌ أَيْ أَفْلَحَ فُلَانٌ}}؛ «چرا حج حج نامیده شده؟ [[امام]]{{ع}} فرمود: فلان شخص حج انجام داد، یعنی [[رستگار]] شد». حج به معنای [[رستگاری]] است و کسی که این [[اعمال]] را انجام دهد رستگار گردیده و حج در مورد او استعمال می‌شود.
 
در کتاب «[[معانی الاخبار]]» آمده است: {{متن حدیث|قَالَ{{ع}}: الْحَجُّ الْفَلَاحُ يُقَالُ حَجَّ فُلَانٌ أَيْ أَفْلَحَ}}‌<ref>معانی الاخبار، ص۱۷۰؛ بحار الانوار، ج۹۶، ص۲.</ref>.
از امام باقر{{ع}} سوال شد: {{متن حدیث|لِمَ سُمِّيَ الْحَجُّ حَجّاً قَالَ{{ع}} حَجَّ فُلَانٌ أَيْ أَفْلَحَ فُلَانٌ}}؛ «چرا حج حج نامیده شده؟ [[امام]]{{ع}} فرمود: فلان شخص حج انجام داد، یعنی [[رستگار]] شد». حج به معنای [[رستگاری]] است و کسی که این [[اعمال]] را انجام دهد رستگار گردیده و حج در مورد او استعمال می‌شود.در کتاب «[[معانی الاخبار]]» آمده است: {{متن حدیث|قَالَ{{ع}}: الْحَجُّ الْفَلَاحُ يُقَالُ حَجَّ فُلَانٌ أَيْ أَفْلَحَ}}‌<ref>معانی الاخبار، ص۱۷۰؛ بحار الانوار، ج۹۶، ص۲.</ref>.حج به معنای رستگاری است و کسی که این اعمال را انجام دهد، رستگار گردیده و حج در مورد او استعمال می‌شود.
حج به معنای رستگاری است و کسی که این اعمال را انجام دهد، رستگار گردیده و حج در مورد او استعمال می‌شود.
 
حج در اصطلاح [[فقها]]؛ حج، زیارت [[کعبه]] با اعمال مخصوص در مکان‌های مخصوصی است.
حج در اصطلاح [[فقها]]؛ حج، زیارت [[کعبه]] با اعمال مخصوص در مکان‌های مخصوصی است. صاحب «جواهر» می‌فرماید: {{عربی|الحج و إن كان في اللغة هو القصد فقد صار في الشرع: إسما لمجموع المناسك المؤداة في المشاعر المخصوصة}}<ref>جواهر الکلام، ج۱۷، ص۲۱۹ – ۲۲۰.</ref>
صاحب «جواهر» می‌فرماید: {{عربی|الحج و إن كان في اللغة هو القصد فقد صار في الشرع: إسما لمجموع المناسك المؤداة في المشاعر المخصوصة}}<ref>جواهر الکلام، ج۱۷، ص۲۱۹ – ۲۲۰.</ref>
 
حج به مجموع اعمال و مناسکی که حجاج در ایام حج انجام می‌دهند، گفته می‌شود معنای دیگر حج: {{عربی|الحج قصد البيت للتقرب الى الله تعالى بافعال مخصوصة في اماكن مخصوصة}} حج، زیارت کعبه با اعمال مخصوص در مکان‌های مخصوص است. حج آهنگ مخصوص [[بیت الله الحرام]] و [[عرفه]] در وقت مخصوص ([[شوال]]، [[ذی القعده]] [[ذی الحجه]]) به منظور اعمال مخصوص است<ref>معارف و معاریف، دائره المعارف جامع اسلامی، ج۴، ص۳۶۲.</ref>.
 
نتیجه اینکه در [[فقه اسلامی]]، حج به مجموعه‌ای از [[اعمال]] که در [[مکه]] و اطراف آن به جا می‌آورند می‌گویند که در صورت وجود [[استطاعت]] [[مالی]] و صحت مزاج و [[امنیت]]، بر هر شخص بالغ و [[عاقل]] و [[مکلف]] در تمام [[عمر]] یک مرتبه [[واجب]] می‌گردد.
 
[[وجوب]] حج فوری است. به [[اجماع]] [[فرقه]] «[[امامیه]]» و [[مذهب]] «[[ابوحنیفه]]» و «[[ابو یوسف]]» و «مالک» و «[[احمد حنبل]]» از [[عامه]]. «[[شافعی]]» گفته است: اگر [[عزم]] انجام حج در سال بعد داشته باشد، تأخیر [[گناه]] نیست. به هر حال از نظر [[شیعه]] وجوب آن فوری و تأخیر آن [[گناه کبیره]] است<ref>معارف و معاریف، دائره المعارف جامع اسلامی، ج۴، ص۳۶۲.</ref>.


حج به مجموع اعمال و مناسکی که حجاج در ایام حج انجام می‌دهند، گفته می‌شود معنای دیگر حج: {{عربی|الحج قصد البيت للتقرب الى الله تعالى بافعال مخصوصة في اماكن مخصوصة}}
حج، زیارت کعبه با اعمال مخصوص در مکان‌های مخصوص است. حج آهنگ مخصوص [[بیت الله الحرام]] و [[عرفه]] در وقت مخصوص ([[شوال]]، [[ذی القعده]] [[ذی الحجه]]) به منظور اعمال مخصوص است<ref>معارف و معاریف، دائره المعارف جامع اسلامی، ج۴، ص۳۶۲.</ref>.
نتیجه این که در [[فقه اسلامی]]، [[حج]] به مجموعه‌ای از [[اعمال]] که در [[مکه]] و اطراف آن به جا می‌آورند می‌گویند که در صورت وجود [[استطاعت]] [[مالی]] و [[صحت]] مزاج و [[امنیت]]، بر هر شخص بالغ و [[عاقل]] و [[مکلف]] در تمام [[عمر]] یک مرتبه [[واجب]] می‌گردد.
[[وجوب]] حج فوری است. به [[اجماع]] [[فرقه]] «[[امامیه]]» و [[مذهب]] «[[ابوحنیفه]]» و «[[ابو یوسف]]» و «مالک» و «[[احمد حنبل]]» از [[عامه]]. «[[شافعی]]» گفته است: اگر [[عزم]] انجام حج در سال بعد داشته باشد، تأخیر [[گناه]] نیست. به هر [[حال]] از نظر [[شیعه]] وجوب آن فوری و تأخیر آن [[گناه کبیره]] است<ref>معارف و معاریف، دائره المعارف جامع اسلامی، ج۴، ص۳۶۲.</ref>.
و اما اعمال [[حج تمتع]] از سیزده جزء تشکیل شده است:
و اما اعمال [[حج تمتع]] از سیزده جزء تشکیل شده است:
# [[احرام]] (به قصد و [[نیت]] حج تمتع) در خود [[مکه معظمه]]<ref>لازم به ذکر است که برخی از فقها، محل احرام را مکه قدیم می‌دانند ولی حضرت امام خمینی تمام شهر مکه «قدیم و جدید» را جایز می‌دانند گر چه افضل این است که در حجر اسماعیل یا پشت مقام ابراهیم{{ع}} برای حج تمتع محرم شود.</ref>
# [[احرام]] (به قصد و [[نیت]] حج تمتع) در خود [[مکه معظمه]]<ref>لازم به ذکر است که برخی از فقها، محل احرام را مکه قدیم می‌دانند ولی حضرت امام خمینی تمام شهر مکه «قدیم و جدید» را جایز می‌دانند گر چه افضل این است که در حجر اسماعیل یا پشت مقام ابراهیم{{ع}} برای حج تمتع محرم شود.</ref>
خط ۲۶: خط ۲۷:
# دو رکعت نماز طواف نساء
# دو رکعت نماز طواف نساء
# ماندن در منا در شب یازدهم و [[دوازدهم ذی‌حجه]] برای همه و شب سیزدهم برای بعضی از افراد<ref>برای کسب اطلاعات بیشتر به «مناسک محشی» مراجعه شود.</ref>
# ماندن در منا در شب یازدهم و [[دوازدهم ذی‌حجه]] برای همه و شب سیزدهم برای بعضی از افراد<ref>برای کسب اطلاعات بیشتر به «مناسک محشی» مراجعه شود.</ref>
# [[رمی]] جمره اولی و وسطی و عقبه در روزهای یازدهم و دوازدهم
# [[رمی]] جمره اولی و وسطی و عقبه در روزهای یازدهم و دوازدهم<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۵۴-۳۶۱.</ref>.
در رساله [[حضرت امام سجاد]]{{ع}} به نام «[[رساله حقوق]]»، به صورت مبسوط به مسأله [[حقوق]] پرداخته شده است. از جمله [[حقوقی]] را که آن حضرت مطرح نموده‌اند، [[حق حج]] است. در متن [[رساله حقوق]] [[امام سجاد]]{{ع}} در مورد حق حج چنین آمده است:
{{متن حدیث|وَ حَقُّ الْحَجِّ أَنْ تَعْلَمَ أَنَّهُ وِفَادَةٌ إِلَى رَبِّكَ وَ فِرَارٌ إِلَيْهِ مِنْ ذُنُوبِكَ وَ فِيهِ قَبُولُ تَوْبَتِكَ وَ قَضَاءُ الْفَرْضِ الَّذِي أَوْجَبَهُ اللَّهُ تَعَالَى عَلَيْكَ}}<ref>من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۶۲۰ شایان ذکر است که متن رساله الحقوق نیز در کتاب تحف العقول چاپ اسلامیه ص۲۶۰ - ۲۷۸ موجود است ولی در آن ذکری از «حق حج» به میان نیامده است.</ref>؛
«حق حج بر تو این است که بدانی، آن سری است به سوی پروردگارت، و [[فرار]] تو از گناهانت به جانب اوست، و [[قبول توبه]] تو و ادای واجبی است که [[خدای متعال]] آن را بر تو فرض کرده است».
[[امام چهارم]]{{ع}} در این مورد، هیچ اشاره‌ای به جنبه‌های [[سیاسی]] و ابعاد مختلف [[حج]]، نفرموده‌اند و دلیل آن روشن است؛ زیرا شرایط دشوار [[اجتماعی]] آن [[زمان]] و [[حاکمیت]] [[دودمان]] [[جنایت]] کار [[بنی‌امیه]]، [[اجازه]] نمی‌داد تا [[مسلمین]] از این [[اجتماع]] بزرگ بهره گرفته و به سوی [[عدالت]] و [[فضیلت]]، [[هدایت]] شوند<ref>ترجمه و شرح رساله الحقوق، امام سجاد{{ع}}، محمد سپهری، انتشارات دار العلم، ص۹۴ – ۹۵.</ref>.
لذا امام سجاد{{ع}} بیشتر به جهات [[معنوی]] و [[عرفانی]] حج، اشاره فرموده‌اند، چنان که بسیاری از [[حقوق]]، در همین راستا مورد توجه قرار گرفته است.
[[امام صادق]]{{ع}} راجع به [[اسرار]] [[باطنی]] حج و [[وظایف]] [[حاجیان]] می‌فرماید:
# چون [[اراده]] حج کنی، پیش از آن‌که مهیای [[سفر]] شوی [[دل]] خود را از جمیع ماسوی [[الله]] مجرد ساز.
# کلیه امورات خود را به [[خالق]] واگذار.
# در تمام حرکات و سکنات خود بر وی [[توکل]] نما.
# بر [[قضا و قدر]]، و [[حکم]] او، سر [[تسلیم]] تقدیم دار.
# [[دنیا]] و راحت و [[خلق]] را [[وداع]] کن، و چنان‌که مهیای سفری شوی که [[امید]] بازگشت نداشته باشی.
# از [[حقوقی]] که از خلق بر عهده داری بیرون شو.
# تکیه بر زاد و [[توشه]] خود نکن.
# پس مستعدّ شو، [[استعداد]] کسی که [[امید]] بازگشت ندارد.
# [[مصاحبت]] هم‌سفرانت را [[نیکو]] نگه دار.
# پیوسته مراعات نمای اوقات [[فرائض]] خدای را، و [[سنن]] [[رسول]] خدای، و آن چه [[واجب]] است بر تو، از [[ادب]] و [[تحمل]] [[صبر]] و [[شکر]] و [[شفقت]] و [[سخاوت]] و [[ایثار]] زاد (یعنی ترجیح غیر بر خویش در [[توشه]]).
# در هنگام [[غسل]]، به آب [[توبه]] خالصانه، [[گناهان]] خود را شستشو کن.
# کسوت [[راستی]] و [[صفا]] و [[فروتنی]] را بپوش.
# [[احرام]] در بند از هر چیزی که تو را از یاد خدای باز دارد و از [[اطاعت]] او [[حائل]] گردد.
# آن‌گاه که لبیک می‌گوئی، خود را آماده کن که در [[دستورات]] [[پروردگار]] [[فرمان‌بردار]] باشی و باید که [[اجابت]] تو ([[دعوت حق]] را) و (چنگ زدن به بند محکم او) راست و [[پاک]] و صاف و [[پاکیزه]] بوده باشد.
# چون به [[طواف]] مبادرت کنی، [[دل]] را هم با [[فرشتگان]]، گرد [[عرش]] و [[بارگاه الهی]] مشغول ساز.
# هروله کن از [[هوای نفس]]، و [[بیزاری]] جوی، از حول و [[قوّت]] خود.
# وقتی که از [[مکه]] «به سوی [[منی]]» که [[سرزمین]] [[آمال]] و آرزوهاست [[حرکت]] کردی از [[غفلت]] و [[لغزش]] بپرهیز.
# تمنا منما آن‌چه را که برای تو [[حلال]] نیست، و [[استحقاق]] آن را نداری.
# اعتراف کن به خطاهای خود در [[عرفات]]، و تجدید کن [[عهد]] و [[پیمان]] خود را نزد پروردگار، به [[یگانگی]] و [[وحدانیت]] او و [[تقرب]] جوی به سوی او.
# بپرهیز از وی در مُزدلفه.
# روان خود را پرواز ده، به ملا [[اعلی]] هنگام بالا شدن در [[کوه منی]].
# بکش [[هوا و هوس]] و [[آز]] را، به هنگام کشتن [[قربانی]].
# هنگام [[رمی]] جمرات، با سنگ زدن خود، [[شهوات]] و [[پستی]] و [[دنائت]] طبع و [[خوی]] [[نکوهیده]] را از پای درآور.
# هنگام تراشیدن موی خود، ریشه عیب‌های آشکار و نهانی خود را بتراش.
# چون داخل [[حرم]] شوی، در [[امان]] و [[پناه]] و خطاپوشی و نگهداری [[خدای تعالی]] داخل شو، از این که آرزوهای نفس خویش را [[پیروی]] کنی.
# گرد [[خانه]] [[حق]] دور [[زن]]، با [[تعظیم]] صاحبخانه، از روی [[حقیقت]] و [[شناخت]] بزرگی و [[سلطنت]] وی.
# دست بر [[حجر الاسود]] کش، از روی [[رضایت]] به آن چه قسمت تو فرماید، از راه [[خضوع]] به [[عزت و جلال]] او و [[عهد]] [[بندگی]] را با او محکم ساز.
# [[وداع]] کن غیر او را به [[طواف]] وداع.
# صاف و [[پاکیزه]] نما [[روح]] و [[دل]] خود را برای [[ملاقات]] [[خدای تعالی]] به وقوف بر [[صفا]].
# خود را در منظر خدای قرار ده، در [[مروه]] با اوصاف [[نیکو]] و پاکیزه.
# [[استقامت]] نمای بر شروط [[حج]]، و وفای به عهدی که با خدای بستی، یعنی بر شروط و عهدهای خود باقی بمان و با [[گناه]] و [[معصیت]] [[پیمان]] خود را نشکن.
# بدان که [[خداوند]] هیچ طاعتی را مانند حج به خود نسبت نداده، و هیچ عبادتی را [[پیامبر]]{{صل}} هم به این ترتیب [[تشریع]] نکرده، مگر برای آن‌که این عمل، دارای اشارات و تذکراتی است برای صاحبان [[خرد]] و مشتمل است بر نصائح و اندرزهایی برای [[اهل]] [[بصیرت]] و [[بینایی]]؛ زیرا که آن اشارات [[انسان]] را به عالم [[مرگ]] و [[قبر]] و [[حساب]] و احوال [[بهشتیان]] و [[دوزخیان]] دلالت می‌کند، و [[درک]] نمی‌کند آن را مگر صاحبان خرد و ارباب بصیرت<ref>محجه البیضاء، ج۲، ص۲۰۷.</ref>.
با توجه به اختلافی که در خصوص [[حج تمتع]]، در [[جوامع حدیثی]] [[اهل سنت]] وجود دارد، درباره [[برترین]] قسم حج، [[اختلاف]] زیادی در [[مذاهب اربعه]] به وجود آمده است. برخی از این [[اختلافات]]، در خصوص «حج [[برتر]]» از اقسام سه‌گانه حج، به شرح زیر است:
# [[مذهب شافعی]]: در این [[مذهب]]، ترتیب [[افضلیت]] حج‌های سه‌گانه عبارت‌اند از: حجِ اِفراد، حج تمتع و حج قِران<ref>الفقه علی المذاهب الاربعه، ص۶۸۸.</ref>.
# [[مذهب مالکی]]: در این مذهب، ترتیب افضلیت حج‌ها عبارت‌اند از: حجِ اِفراد، حجِ قِران و حج تمتّع.
# [[مذهب حنبلی]]: در این مذهب، نظریات مختلفی وجود دارد، مطابق یک نظر منقول از شخص [[احمد بن حنبل]]، ترتیب [[افضلیت]] حج‌های سه‌گانه عبارت‌اند از: [[حج تمتع]]، حجِ اِفراد، حجِ قِران<ref>الفقه علی المذاهب الاربعه، ص۶۹۲.</ref>.
# [[مذهب حنفی]]: در این [[مذهب]] نیز ترتیب افضلیت حج‌های سه‌گانه، به این صورت است که: [[حج]] [[قرآن]] [[برتر]] از حج تمتع و حج تمتع برتر از حج افراد است»<ref>الفقه علی المذاهب الاربعه، ص۶۹۳.</ref>.
این [[اختلافات]] درباره [[برترین]] نوع حج سبب گردید که برخی از [[مردم]] درباره نوع حج [[پیامبر خدا]]{{صل}} و [[نیت]] آن [[بزرگوار]] در لحظه [[احرام]]، به تردید بیفتند و پرسش‌هایی در این باره از [[امامان]]{{عم}} بنمایند.
[[فضیل بن عیاض]] می‌گوید: من از اختلافات مردم درباره نوع حج پرسیدم و این که درباره حج پیامبر خدا{{صل}} برخی معتقدند: آن بزرگوار به نیت حج اِفراد لبیک گفت و برخی می‌گویند: به نیت [[عمره]] [[محرم]] گشت، برخی دیگر قائلند که آن حضرت به صورت قارن به راه افتاد و برخی دیگر بر این باورند، بدون نیت خاص از [[میقات]] خارج گردید. اما [[منتظر]] [[فرمان]] [[خدای عزوجل]] به سر می‌برد.


[[امام صادق]]{{ع}} در پاسخ فرمود: البته خدای عزوجل [[آگاه]] بود که حج پیامبر خدا{{صل}} در [[سال دهم]]، آخرین حجی است که [[پیامبر]]{{صل}} انجام می‌دهد و بعد از آن حجی برای حضرت نیست؛ لذا در آن سال حج و عمره را برای [[رسول]] خود جمع ساخت تا توأمان بودن حج و عمره، به عنوان سنتی برای [[امت]] او باقی بماند. به همین سبب چون پیامبر [[کعبه]] را [[طواف]] کرد به سعی [[صفا و مروه]] پرداخت، [[جبرئیل]] به او فرمان داد که به مردم بگوید کارهای خود را عمره قرار دهند، به جز کسانی که [[قربانی]] به همراه آورده‌اند که آنان در قید قربانی خواهند بود و طبق گفتار [[خداوند]] که می‌فرماید: {{متن قرآن|...حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ...}}<ref>«و حجّ و عمره را برای خداوند تمام (و کامل) بجا آورید، پس اگر بازداشته شدید؛ از قربانی آنچه دست دهد (قربانی کنید)، و سر نتراشید تا هنگامی که قربانی به قربانگاه خود برسد، و اگر کسی از شما بیمار بود یا در سر آسیبی داشت (و ناچار از تراشیدن سر شد) بر (عهده) او (جایگزینی) است از روزه گرفتن یا صدقه دادن یا قربانی کردن و چون ایمن شدید آنکه از عمره به حجّ تمتّع می‌پردازد آنچه از قربانی دست دهد (قربانی کند)، و هر کس (که قربانی) نیافت روزه سه روز از ایّام حج و هفت روز هنگامی که (از حج) بازگشتید (بر عهده اوست)؛ این ده روز کامل است؛ این (حکم تمتّع) برای کسی است که خانواده‌اش ساکن مکّه نباشند و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند سخت کیفر است» سوره بقره، آیه ۱۹۶.</ref> خروج از [[احرام]] برای آنها روا نیست. به این ترتیب بود که [[عمره]] و [[حج]] برای [[پیامبر]]{{صل}} جمع گردید. البته پیامبر{{صل}} مطابق با همان [[نیت]] و سنتی از [[میقات]] به سوی [[مکه]] روان گشت که در میان [[اعراب]] اولیه جاری بود و [[مردم]] در آن دوران چیزی جز انجام حج (در ماه‌های حج) نمی‌شناختند. پیامبر{{صل}} در این خصوص به [[انتظار]] [[اوامر الهی]] بود، اما در عین [[حال]] می‌فرمود: مردم بر همان [[سنن]] پیشین خود هستند، مگر آن چه را که [[اسلام]] [[تغییر]] دهد و از آنجا که برای مردم انجام عمره در ماه‌های حج متداول نبود، آن‌گاه که پیامبر{{صل}} فرمود: [[مناسک]] خود را عمره قرار دهید، این [[فرمان]] برای [[اصحاب]] آن حضرت سنگین و گران جلوه کرد؛ زیرا آنان سابقه‌ای از انجام مناسک عمره در ماه‌های حج نداشتند<ref>بحار الانوار، ج۹۰، ص۹۶.</ref>.
==آثار حج==
در [[روایات اسلامی]] به برخی از آثار حج اشاره شده، و بیشتر مورد توجه قرار گرفته است:


گفتنی است که در [[مذهب شیعه]] [[افضلیت]] [[حج تمتع]] به [[طور]] [[قاطع]] مورد نظر [[امامان]] بوده که جهت دهنده [[فقه]] [[امامیه]] نیز شده است. امامان [[مذهب]]، به خصوص [[صادقین]]{{عم}} این موضوع را دست‌آورد [[قرآن کریم]] و [[سنت نبوی]] دانسته و هماره بر آن، به عنوان «[[برترین]] نوع حج» تأکید می‌کرده‌اند؛ لذا هم [[شیعیان]] را -در جو [[حاکمیت]] [[اهل سنت]]- بدان [[فرمان]] داده‌اند و هم خود بدون هیچ [[تقیه]] و پروایی به انجام آن مبادرت می‌کردند.
===آثار مادی و [[دنیوی]] حج===
[[احادیث]] زیر -به عنوان شمار محدودی از روایاتی که در این خصوص وارد شده- موضع [[قاطع]] [[امامان]]{{عم}} را درباره [[برترین]] نوع [[حج]] نشان می‌دهد:
# [[سلامتی]]؛
# [[ابوایوب ابراهیم بن عیسی]] می‌گوید: از [[امام صادق]]{{ع}} پرسیدم کدام یک از اقسام حج بر انواع دیگر آن [[برتری]] دارد؟ فرمود: [[حج تمتع]] دارای [[فضیلت]] بیشتری است. چگونه امکان دارد حجی ارجح و [[برتر]] از حج تمتع باشد، با آنکه [[پیامبر خدا]]{{صل}} [[آرزو]] می‌کرد و می‌گفت: اگر آن‌چه تا کنون انجام داده‌ام، انجام نداده بودم، امروز حج خود را به همان صورتی انجام می‌دادم که دیگران انجام می‌دهند<ref>الکافی، ج۴، ص۲۹۱؛ من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۲۰۴.</ref>.
# توسعه رزق؛
# [[حفص بن البختری]] و [[حسن بن عبدالملک]]، از [[زراره]] و او از امام صادق{{ع}} [[روایت]] می‌کنند که فرمود: به [[خدا]] [[سوگند]] حج تمتع بهتر و برتر است. [[کتاب و سنت]] [[گواه]] است که حج تمتع والاتر است<ref>الکافی، ج۴، ص۲۹۱.</ref>.
#تأمین هزینه زندگی. [[امام سجاد]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن قرآن|حُجُّوا وَ اعْتَمِرُوا تَصِحَّ أَبْدَانُكُمْ وَ تَتَّسِعْ أَرْزَاقُكُمْ وَ تُكْفَوْنَ مَئُونَاتِ عِيَالِكُمْ}}<ref>کافی ج۴، ص۲۵۳.</ref>حج و [[عمره]] به جا آورید که این دو [[فریضه]]، آثار و منافعی به همراه دارد، (از آن جمله) بدن‌ها را سالم، روزی را وسیع، و هزینه زندگی شما را تأمین می‌نماید.
# [[صفوان جمال]] می‌گوید: به [[ابو عبدالله]] صادق{{ع}} گفتم برخی از [[مردم]] می‌گویند: با خود [[قربانی]] ببرم تا حج من مانند حج پیامبر خدا{{صل}} باشد. برخی می‌گویند حج تمتع به جا بیاور، شما چه می‌فرمایید؟ [[ابوعبدالله]] فرمود: اگر من هزار سال بیایم و هر سال عازم حج باشم، جز با حج تمتع به [[خانه خدا]] نزدیک نمی‌شوم<ref>الکافی، ج۴، ص۲۹۲.</ref>.
# [[بی‌نیازی]]؛
# [[عطیه]] می‌گوید: به ابوجعفر [[باقر]]{{ع}} گفتم: فدایت شوم، برای یک سال هم که باشد حج [[خالص]] به جا بیاورم؟ ابوجعفر گفت: اگر من هزار سال در [[جهان]] بیایم و به حج بیایم حج تمتع به جا می‌آورم. تو نیز حج خود را از [[تمتع]] خالص مکن<ref>تهذیب الاحکام، ج۵، ص۳۴.</ref>.
# حفظ خانواده؛
# [[محمد بن فضل هاشمی]] می‌گوید: من با برادرانم به حضور ابوعبدالله صادق{{ع}} رسیدیم و گفتیم: ما عازم حج شده‌ایم و بعضاً برای نوبت اول به حج می‌رویم. بفرمایید با چه نیتی عازم شویم؟ امام صادق{{ع}} فرمود: «بر شما باد به [[حج تمتع]]» سپس فرمود: ما [[خاندان رسول]]، درباره حج و [[عمره]] [[تمتع]] از هیچ قدرتی [[واهمه]] نداریم. همچنین درباره [[تحریم]] مسکرات و مسح کشیدن بر پشت پاها»<ref>الکافی، ج۴، ص۲۹۳.</ref>.
# [[حفظ]] [[سرمایه]].
# [[معاویه بن عمار]] می‌گوید: [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: ما غیر از حج تمتع، [[حج]] دیگری را برای [[خداوند]] نمی‌شناسیم (انجام نمی‌دهیم) و چون در [[قیامت]] خدای خود را [[ملاقات]] کنیم، خواهیم گفت: پروردگارا! ما به کتاب تو و [[سنت]] پیامبرت عمل کردیم و این [[مردم]] گویند: خداوندا! ما به [[رأی]] و نظر خود عمل کردیم. آن‌گاه خداوند ما و آنها را در هر جا که [[مشیت]] او اقتضا نماید، قرار دهد<ref>الکافی، ج۴، ص۲۹۱. (به نقل از فصلنامه میقات حج، ش۵۶، ص۱۰۳۰)</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۵۴-۳۶۱.</ref>
[[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} در فرازهایی می‌فرماید:
#{{متن حدیث|حُجُّوا تَسْتَغْنُوا}}<ref>بحار الانوار، ج۷، ص، ۲۲۱؛ وسائل الشیعه، ج۸، ص۷؛ مستدرک الوسائل، ج۱۱، ص۱۶.</ref>حج انجام دهید، تا [[بی‌نیاز]] شوید.
#{{متن حدیث|الْحَجُّ يَنْفِي الْفَقْرَ}}<ref>بحار الانوار، ج۷۴، ص۶۲.</ref>حج، [[فقر]] را در [[دنیا]] از بین می‌برد.
#{{متن حدیث|... حُجُّوا لَنْ تَفْتَقِرُوا}}<ref>مستدرک الوسائل، ج۸، ص۸.</ref>حج انجام دهید، هرگز نیازمند نمی‌شوید.
امام سجاد{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|... الْحَاجُّ مَغْفُورٌ لَهُ وَ مَوْجُوبٌ لَهُ الْجَنَّةُ وَ مُسْتَأْنَفٌ لَهُ الْعَمَلُ وَ مَحْفُوظٌ فِي أَهْلِهِ وَ مَالِهِ}}<ref>وسائل الشیعه، ج۸، ص۵؛ کافی، ج۴، ص۲۵۳.</ref> [[زائر]] خانهٔ [[خدا]] از [[آمرزش الهی]] بهره‌مند شده و [[بهشت]] بر او [[واجب]] و [[اعمال]] خود را از آغاز شروع نموده و [[خانواده]] و سرمایهٔ [[مالی]] او در [[حفظ]] خدای [[رحیم]] است<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۴۴.</ref>.


==[[حج]] ابراهیم{{ع}}==
===آثار [[معنوی]] و [[اخروی]] حج===
قبل از ابراهیم نیز، [[کعبه]] مقصد [[آمال]] بود و [[مردم]] برای انجام حج رو به سوی آن می‌نهادند، اما دیوارهای کعبه به مرور [[زمان]] فرسوده و رو به انهدام بوده است. [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} به [[امر خدا]] پایه‌های آن را از نو برافراشت و با اسماعیل به [[راهنمایی]] [[فرشته وحی]]، [[مناسک حج]] را به جا آورد. بنا بر برخی [[نصوص]]، ابراهیم خود، قبل از تجدید [[بنای کعبه]] حج را به جا آورده بوده است<ref>فروع کافی، ج۴، ص۲۰۳.</ref>.
# [[نور]] حج؛
ابراهیم به [[فرمان خدا]]، مردم را به حج [[خانه خدا]] [[دعوت]] نمود.
# [[غفران الهی]]؛
{{متن قرآن|وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ}}<ref>«و در میان مردم به حجّ بانگ بردار تا پیاده و سوار بر هر شتر تکیده‌ای که از هر راه دوری می‌رسند، نزد تو آیند» سوره حج، آیه ۲۷.</ref>.
# [[وجوب]] [[بهشت]]؛
پس از اسماعیل، همچنان [[حراست]] از [[سیادت]] کعبه و تولیت این پایگاه [[توحید]] بر عهده [[فرزندان]] او بود و [[پاسداری]] از [[مراسم حج]] و [[تطهیر]] آن را از تحریف‌های [[شرک‌آلود]]، [[پیامبران]] از فرزندان اسماعیل بر عهده داشتند.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۶۱.</ref>
# خیر [[دنیا]] و [[آخرت]]؛
# [[آرامش]] [[دل]].


==[[حج ابراهیمی]]==
[[امام صادق]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|الْحَاجُّ لَا يَزَالُ عَلَيْهِ نُورُ الْحَجِّ مَا لَمْ يُلِمَّ بِذَنْبٍ}}<ref>من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۱۴۳.</ref> نور حج، [[پایدار]] است تا زمانی که [[حاجی]] به ([[گناه]]) [[آلوده]] نشود. [[امام سجاد]]{{ع}} می‌فرماید: [[زائر]] خانهٔ [[خدا]]، از [[آمرزش الهی]] بهره‌مند و بهشت بر او [[واجب]] می‌شود<ref>وسائل الشیعه، ج۸، ص۵؛ کافی، ج۴، ص۲۵۳.</ref>. [[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} می‌فرماید: [[زائران]] خانهٔ خدا، میهمانان [[الهی]] هستند، آن‌چه بخواهند به آنان عطا نموده و دعای آنها را [[مستجاب]] می‌کند<ref>الحج والعمرة فی الکتاب والسنة، حجة الاسلام والمسلمین محمدی ری‌شهری، ص۵۴.</ref>.
یعنی حقیقتی که [[خداوند]] [[تشریع]] کرد و به حضرت ابراهیم{{ع}} دستور داد که {{متن قرآن|وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ}} و در عصر [[رسول خدا]]{{صل}} این حج توسط آن حضرت تجدید [[حیات]] یافت. حج ابراهیمی حجی است که با انگیزه‌ای خاص و برای تحقق [[فلسفه]] مهم آنکه اظهار [[عبودیت الهی]] و [[نفی شرک]] و [[الحاد]] و رسیدن به قله کمال و [[سعادت]] است، انجام می‌گیرد<ref>فصلنامه میقات حج، ش۲، ص۳۲ و ص۲۳۹.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۶۲.</ref>


==[[حج]] استیجاری==
[[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} می‌فرماید: {{متن حدیث|مَنْ أَرَادَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةَ فَلْيَؤُمَّ هَذَا الْبَيْتَ، فَما أتاهُ عَبدٌ يَسأَلُ اللّهَ دُنيا إلّا أعطاهُ اللّهُ مِنها، و لا يَسأَلُهُ آخِرَةً إلَّا ادَّخَرَ لَهُ مِنها}}<ref>حج و عمره در قرآن و حدیث، حجة الاسلام والمسلمین محمدی ری‌شهری، ص۲۴۶.</ref> کسی که دنیا و آخرت می‌خواهد آهنگ خانهٔ خدا کند. بنده‌ای بدان روی نیاورده که دنیا را خواسته باشد، جز این که خدا دنیا را به او داده است، و آخرت را نخواسته، جز آنکه برایش اندوخته است.
حجی است که به خاطر [[اجیر]] شدن بر [[نایب]] [[واجب]] می‌شود. حجی است که اجیر از جانب میّت به جا می‌آورد. اگر [[مکلف]] حجی را که بر او واجب بوده انجام نداده باشد، پس از فوت او شخصی را اجیر می‌کنند تا از جانب وی حج کند. [[حجة الاسلام]] از [[میقات]] برای میّت کفایت می‌کند مگر آنکه [[وصیت]] به خصوص حج بلدی کرده باشد<ref>فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۵۹.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۶۵.</ref>
همچنین [[امام باقر]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|الْحَجُّ تَسْكِينُ الْقُلُوبِ}}<ref>امالی، شیخ طوسی، ص۲۹۶. (به نقل از گلواژه‌های حج و عمره، علیرضا بصیری، ص۲۱).</ref>حج، آرام‌بخش دل‌هاست.


==حج اصغر==
علاوه بر فوائد مادی و معنوی که در سفرهای معمول مترتب می‌باشد، [[سفر]] به [[مکه]] و [[مدینه]]، آثار و [[برکات]] ویژه‌ای را نیز برای افراد به همراه دارد:
«حج اصغر» به [[عمره]] مفرده اطلاق می‌شود. [[پیامبر خدا]]{{صل}} فرمود: عمره همان حج اصغر است و یک عمره بهتر از دنیاست و آن‌چه در آن است و یک حج، بهتر از عمره است<ref>فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۴۵۴.</ref>. در مقابل آن، حج اکبر است.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۶۵.</ref>
# [[زیارت]] [[خانه خدا]]
# [[توفیق]] انجام [[اعمال]] حج و [[عمره]] و بهره‌مند شدن از ثواب‌های تعیین‌شده برای این اعمال
# [[زیارت قبور]] [[پیامبر]]{{صل}} و [[ائمه معصومین]] و [[اولیای الهی]]، همچنین آشنایی با اماکن متبرکه و آثار [[پیامبران]] و [[ائمه اطهار]]{{ع}}
#آشنایی با [[اقوام]] و [[ملل]] مختلف
#آشنایی با فرق و [[مذاهب]] مختلف
#ملاحظه نمایش [[شکوه]] و [[عزت]] و [[عظمت]] [[مسلمانان]] در [[سایه]] [[دستورات اسلام]]
# [[تقویت اسلام]] و برگزاری [[مانور]] [[اتحاد اسلامی]]<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۴۵.</ref>.


==حج اِفراد==
==آداب سفر حج==
یعنی حج تنها. یکی از اقسام حج است. این‌گونه حج بر [[مسلمانی]] که [[اهل مکه]] است یا فاصله [[منزل]] او تا [[مسجد الحرام]] کمتر از ۱۶ فرسخ [[شرعی]] (۸۸ کیلومتر) بوده باشد واجب است. [[وظیفه]] این‌گونه [[حاجیان]] انجام [[دوازده]] عمل است<ref>فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۴۵۴.</ref>.
در ارتباط با [[تشرف]] به حج و آمادگی‌های قبلی از لسان [[ائمه معصومین]] توصیه‌ها و سفارش‌هایی به [[زائران]] حرمین شریفین شده است. از آن جمله، توصیه‌های [[ارزشمند]] [[امام صادق]]{{ع}} است که آن حضرت فرموده‌اند:
همچنین اشخاصی که وظیفه آنها [[حج تمتع]] بوده ولی به عللی نتوانند به موقع [[اعمال]] عمره [[تمتع]] را انجام دهند، مثل این که دیر به [[مکه]] برسند و یا در [[احرام]] عمره تمتع باشند و مریض شوند، و وقوف در [[عرفات]] که رکن است وقت آن ضیق باشد، به طوری که اگر عمره را به جا آورند تا آخر [[روز]] نهم هم به عرفات نمی‌رسند، و همچنین خانم‌هایی که [[عادت]] ماهیانه آنها تا آن وقت که همسفری‌هایشان رهسپار عرفات شوند ادامه داشته باشد، حج تمتع این اشخاص مبدل به حج افراد می‌شود و احرام آنها نیز مبدل به [[احرام حج]] افراد شده، و نباید از احرام بیرون بیایند، بلکه باید [[نیت]] حج افراد کرده، بقیه اعمال را انجام دهند و در صورت [[عدول]] به حج افراد، به حج افراد، [[قربانی]] ساقط می‌شود<ref>راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، ص۳۵.</ref>. به حج افراد، حج مفرده هم گفته می‌شود. در وجه [[تسمیه]] آن گفته‌اند: چون [[قربانی]] همراه قاصد [[حج]] نمی‌باشد، یا چون حج از [[عمره]] جداست. [[اعمال]] حج افراد از [[روز نهم ذی‌حجه]] شروع می‌شود که تا [[روز]] دوازدهم یا [[سیزدهم ذی‌حجه]] به طول می‌انجامد. گرچه برخی اعمال (مثل دو [[طواف]] و سعی) را می‌توان تا آخر [[ذی‌حجه]] به تأخیر انداخت، ولی [[احرام]] این حج را می‌توان از ابتدای ماه‌های حج یعنی از اول [[شوال]] بست.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۶۵.</ref>
وقتی أرادهٔ حج نمودی، قبلاً خانهٔ [[دل]] را از هر شاغل و حاجبی که تو را از [[خدا]] [[غافل]] کند، و مشغول به خود گرداند، فارغ ساز. کارها و تمام [[شئون]] زندگیت را به خدا واگذار و در جمیع حرکات و سکنات، [[توکل]] بر او نموده و [[تسلیم]] [[قضا]] و [[تقدیر الهی]] باش. از [[دنیا]] و [[آسایش]] دنیا و [[مردم]]، منقطع شو. [[حقوقی]] را که از دیگران به [[ذمّه]] داری، ادا کن. متکی بر [[توشه]] و مرکب و [[یاران]] راه و قوت بدنی و نیروی [[جوانی]] و [[مال]] و [[دارایی]] خود مباش؛ زیرا [[ترس]] آن می‌رود که خدا همین‌ها را [[دشمن]] [[انسان]] و مایۀ [[وزر]] و وبال [[آدم]] [[خودخواه]] گرداند، تا دانسته شود که تمام [[حول و قوه]] و [[تدبیر]] و چاره، به دست [[خالق یکتا]] بوده و بدون [[توفیق]] و [[تسدید]] او، احدی [[قادر]] بر چاره و تدبیری نخواهد بود.


==حج اکبر==
پس مهیا و آمادهٔ رفتن شو، مانند کسی که [[امید]] به بازگشت [[مجدد]] به [[خانه]] و [[اهل]] و عیال خود ندارد. با همسفران، نیکورفتار و خوش‌سفر باش. اوقات [[نماز]] را رعایت نما، [[سنن]] و [[دستورات]] [[رسول]] مکرم{{صل}} را به کار بند و آن‌چه را [[وظیفه]] است از [[آداب و رسوم]] و [[صبر]] و [[تحمل]] و [[شکر]] و [[مهربانی]] و [[بخشش]] و ترجیح دیگران بر خود، در همه‌جا و در همه‌وقت انجام ده.
در [[آیه]] سوم [[سوره مبارکه توبه]] ([[برائت]]) آمده است:
سپس با آب توبهٔ [[خالص]] خود را از [[گناه]] شستشو داده و جامهٔ [[صدق]] و [[صفا]] و افتادگی و [[خشوع]]، در بر کن و از هرچه که تو را از [[یاد خدا]] باز می‌دارد و از [[طاعت]] او منصرف می‌سازد، [[محرم]] شو و لبیک بگو... و هم‌چنان‌که با بدنت در میان انبوه [[مسلمانان]]، [[طواف]] کرده، و گرد [[بیت]] [[خدا]] می‌چرخی، با قلبت در میان [[فرشتگان]]، طواف انجام داده و گرد [[عرش خدا]] گردش کن. هروله کن، اما هروله‌ای که در معنی، گریختن از [[هوای نفس]] باشد. با بیرون رفتنت از [[مکه]] به [[منا]]، از [[غفلت]] و لغزش‌های خود، بیرون آی و هرگز آرزوی آن‌چه را که بر تو [[حلال]] نمی‌باشد و یا [[شایستگی]] آن را نداری، منما.
{{متن قرآن|وَأَذَانٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَرَسُولُهُ...}}<ref>«و (این) اعلامی از سوی خداوند و پیامبر او در روز حجّ اکبر به مردم است که خداوند و پیامبرش از مشرکان بیزارند پس اگر توبه کنید برای شما بهتر است و اگر روی بگردانید بدانید که شما خداوند را به ستوه نمی‌توانید آورد و کافران را به عذابی دردناک نوید ده!» سوره توبه، آیه ۳.</ref>
درباره روز حج اکبر چند دیدگاه وجود دارد:
#حج اکبر، وقوف در [[عرفات]] و [[رمی]] جمرات است.
#[[روز عید قربان]] است<ref>حج و عمره در قرآن و حدیث، محمدی ری‌شهری، ص۴۵۷.</ref>.
#حجی است که در آن [[پیامبر]]{{صل}} نیز حج گزارد.
#[[حفص بن غیاث نخعی القاضی]] می‌گوید: از [[حضرت صادق]]{{ع}} درباره آیه سوم [[سوره توبه]] پرسیدم و گفتم: معنای حج اکبر چیست؟ فرمود: به این دلیل اکبر نامیده شد که [[مسلمانان]] و [[مشرکان]] در آن سال با هم حج کردند و بعد از آن مشرکان دیگر حج به جا نیاوردند<ref>فصلنامه میقات حج، ش۵۳، ص۱۲۴.</ref>.
«[[یوم]] الحج الاکبر» در بسیاری از [[روایات]] تطبیق به «یوم النحر» - روز عید قربان - شده و در برخی یوم [[عرفه]] ذکر شده است.
البته شایع است هر گاه [[روز عرفه]] با [[جمعه]] مصادف شود، حج آن سال حج اکبر نامیده می‌شود، ولی در [[روایات اسلامی]] مستندی برای این مطلب نیست، حج اکبر در لسان الحدیث حج مشتمل بر وقوفین و [[مناسک]] [[منی]] است در مقابل [[حج]] اصغر که به [[عمره]] مفرده اطلاق می‌شود<ref>حج و عمره در قرآن و حدیث، محمدی ری‌شهری، ص۴۵۹.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۶۶.</ref>


==[[حجّ]] الاسباب==
در [[عرفات]]، اعتراف به خطیئات و [[گناهان]] نموده و [[تجدید عهد]] [[عبودیت]] و [[اقرار]] به [[وحدانیت]] [[حضرت حق]] کن و خود را به [[مقام قرب]] خدا برسان. در «[[مزدلفه]]» تقوای خدا در [[دل]] بگیر و با صعود به [[کوه]] مشعر، [[روح]] خود را به سوی عالم بالا [[حرکت]] ده. با [[ذبح]] [[قربانی]]، حنجر [[هوا و هوس]] را بریده و رگ‌های [[طمع]] را قطع کن. هنگام [[رمی]] و سنگ انداختن بر جمرات، [[افعال]] [[زشت]] و [[اخلاق ناپسند]] و [[دنائت]] و [[پستی]] و شهوت‌پرستی‌ها را از خود دور کن. با تراشیدن سر، عیب‌های ظاهر و [[باطن]] خود را بتراش و با دخول به [[حرم]]، خود را از [[شر]] [[متابعت]] هوای نفس و خواهش دل، رهانیده و در [[حفظ]] و [[امان خدا]]، داخل ساز. بیت را با توجه به [[عظمت]] و [[جلالت]] [[رب]] البیت و آشنایی با سطوت [[سلطان]] او [[زیارت]] کن. استلام [[حجر]] بنما. درحالتی که [[رضا]] به قسمت او داده و [[خاضع]] در برابر عظمتش گشته‌ای. طواف [[وداع]] را که حاکی از وداع ماسوی [[الله]] قرار داده، باهرچه که غیر خداست، وداع بنما.
حجی است که به یکی از اسباب همچون [[نذر]]، [[عهد]]، [[یمین]] و غیر اینها بر کسی [[واجب]] گردد. حجی که به واسطه نذر واجب شود، حج بالعهد و حج بالنذر گویند. حجی که به واسطه قسم و [[سوگند]] واجب شود را حج بالیمین گویند.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۶۶.</ref>
با وقوف در [[کوه صفا]] در تصفیهٔ روح و [[تهذیب نفس]] خود بکوش و سعی کن خود را برای لقای [[خدا]] در [[روز]] لقا آماده گردانی. به [[مروه]] که رسیدی، [[مروت]] نموده و اوصاف خود را در جنب ارادهٔ [[حق]]، فانی ساز و به عهدی که با خدا بسته‌ای و حج خود را مشروط به آن، به جا آورده‌ای تا [[روز قیامت]]، [[وفادار]] بمان. و بدان سرّ اینکه [[خداوند]] حج را [[واجب]] نمود و آن را در میان [[طاعات]]، به خودش نسبت داده و فرموده است: {{متن قرآن|وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا}}<ref>«و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref>، و هم [[نبی اکرم]]{{صل}} ترتیب [[مناسک]] را به این صورت که هست، تنظیم کرده است، آن است که اشاره‌ای به [[مرگ]] و [[قبر]] و [[بعث]] و [[قیامت]] باشد و صاحبدلان و [[خردمندان]] از مشاهدهٔ این مناسک، از اول تا به آخر، متذکر [[عوالم]] بعد از مرگ، از [[بهشت و جهنم]] بشوند و [[آمادگی]] برای [[ارتحال]] به آن عالم را به دست آورند<ref>حج برنامه تکامل، سید محمد ضیاء آبادی.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۴۸.</ref>


==[[حج]] [[امامان]]==
== آرزوی حج ==
[[امام مجتبی]]{{ع}} بیست‌وپنج بار حج این [[خانه]] را انجام داده است. [[امام حسین]]{{ع}} در اکثر سفرها [[برادر]] بزرگوارش را [[همراهی]]، و حتی در پیاده‌روی از آن حضرت [[تبعیت]] می‌کرده است.
چه بسیارند کسانی که [[مشتاق]] [[زیارت]] حریم [[الهی]] و [[کعبه]] مقدس‎اند، اما شرایط این [[سفر]] [[معنوی]] برای آنان فراهم نمی‌شود. بر اساس [[روایات]]، آرزومند حج اگر به یکی از این [[آداب]] مداومت کند، به آرزویش می‌رسد:
[[میرزا خلیل کمره‌ای]] می‌نویسد: بزرگان [[دین]]، آن‌قدر خود را در جنب این خانه و اردوی آن نادیده می‌گرفتند که [[تشخص]] خود را هیچ‌گاه مانع از تکرار [[خاکساری]]، بر درِ این خانه قرار نمی‌دادند، با کوچک کردن خود در [[تعظیم]]، و [[بزرگداشت]] آن هر چه بیشتر می‌افزودند، با [[تواضع]] و خاکساری مکرر در مکرر خود را به این درگاه [[حق]] می‌رساندند.
# قرائت سوره حج هر سه روز یک بار؛ [[امام ششم]]{{ع}} می‌فرماید: هر کس [[سوره حج]] را هر سه روز یک بار بخواند از آن سال بیرون نمی‌رود تا بار سفر [[مکه]] را ببندد و اگر در سفر خود از [[دنیا]] برود و به مکه نرسد، جای او، در [[بهشت]] است<ref>وسائل الشیعه، ج۸ (به نقل از راهنمای حرمین شریفین، ج۳، ص۳۱).</ref>.
[[حضرت امام حسن]]{{ع}} در سفرهای حج خود که ۲۵ مرتبه بوده، خاکسارانه پیاده راه می‌پیمود، و این پیاده‌روی نه از راه نداشتن [[مال]] سواری بوده و نه از دریغ و مضایقه از [[بذل مال]]، در راه آن، بلکه دستور می‌دادند مرکب‌های سواری را جلو جلو یدکی می‌کشیده‌اند، و خود برای تواضع پیاده می‌رفته‌اند و به [[احترام]] آن [[حضرت امام حسین]]{{ع}} هم پیاده می‌شد. همین که [[خلائق]] می‌دیدند که [[حسنین]]{{عم}} از عقب مرکب پیاده راه می‌روند، رؤسای خلائق هم (از [[قبائل]] و از [[صحابه]]) پیاده می‌شدند.
# [[تلاوت]] [[سوره نبأ]] در هر روز یک بار<ref>وسائل الشیعه، ج۸ (به نقل از راهنمای حرمین شریفین، ج۳، ص۳۱).</ref>.
و کار به جایی می‌رسید که سراسر قافله، پیاده شده و هودج‌ها را پیشاپیش می‌کشیدند! تا بعد از طی مسافتی که [[خلق]] از پیاده‌روی به [[زحمت]] می‌افتادند، به آن دو [[امام]] اظهار می‌کردند که سوار شوند تا خلائق از [[مشقت]] پیاده‌روی [[آسوده]] گردند.
# ختم «ماشاء الله» هزار بار در یک مجلس<ref>وسائل الشیعه، ج۸ (به نقل از راهنمای حرمین شریفین، ج۳، ص۳۱).</ref>.
# در تعقیب هر [[نماز واجب]] بگوید: {{عربی|اللهم صل على محمد و آل محمد و اقض عنّي دَين الدنيا و الاخرة}} راوی پرسید: [[دَین]] [[آخرت]] چیست؟ فرمود: حج.
# از [[رسول خدا]]{{صل}} نقل شده است که فرمود: هر کس [[شوق]] حج دارد، لباس جدید خود را بپوشد و ظرف آبی را بردارد و ۳۵ بار [[سوره قدر]] را بر آن بخواند و بعد آن را بر خود بریزد، سپس چهار رکعت [[نماز]] بگذارد، به [[درستی]] که [[خدای تعالی]] حج و [[عمره]] را روزی او می‌کند.
# طبق [[روایات]] بسیاری، در شب ۲۳ [[ماه مبارک رمضان]] اسامی وافدین و زائرین خانهٔ [[خدا]] ثبت می‌گردد، پس در این شب [[مبارکه]] می‌توان با [[کوشش]] در [[عبادت]] و درخواست این [[موهبت]]، نام خود را به ثبت رساند.  
# در [[مناجات]] طلب حج، مداومت کند. [[محدث قمی]] این مناجات را از [[حضرت جواد]]{{ع}} در [[باقیات الصالحات]]، حاشیه مفاتیح نقل فرموده است<ref>راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، ج۳، ص۳۰.</ref>.


در حالات [[امام سجاد]]{{ع}} است، آن حضرت ناشناس، وارد در کاروان حج می‌شدند، تا تواضع خود را از طریق [[خدمت]] به زائرین خانه عملی سازد!
از جمله خواسته‌های مهم [[پیشوایان معصوم]] ما به‌ویژه در ماه مبارک رمضان درخواست انجام حج و [[زیارت]] [[خانه خدا]] بوده که از رهگذر [[دعا]] از خود بجای گذاشته‌اند. در دعای شب اول [[ماه رمضان]] می‌خوانیم: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضَانَ الَّذِي أَنْزَلْتَ فِيهِ الْقُرْآنَ... اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ أَنْ تَجْعَلَ فِيمَا تَقْضِي وَ تُقَدِّرُ مِنَ الْأَمْرِ الْمَحْتُومِ فِي الْأَمْرِ الْحَكِيمِ مِنَ الْقَضَاءِ الَّذِي لَا يُرَدُّ وَ لَا يُبَدَّلُ أَنْ تَكْتُبَنِي مِنْ حُجَّاجِ بَيْتِكَ الْحَرَامِ الْمَبْرُورِ حَجُّهُمُ الْمَشْكُورِ سَعْيُهُمُ الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمُ الْمُكَفَّرِ عَنْ سَيِّئَاتِهِمْ...}}.
[[امام هفتم]]{{ع}} علاوه بر آن‌که مکرراً این [[مسافرت]] را پیموده است در صورتی که وسائل رفاهی برایش امکان داشته، مع الوصف، گاهی همچون جدش [[امام چهارم]]، تواضع می‌کرده و مانند افراد [[تهی‌دست]] رهسپار این [[سفر]] بوده است!
[[علی بن جعفر الصادق]]{{ع}} می‌گوید: با برادرم امام هفتم، چهار بار به [[مکه]] رفتیم برای [[عمره]] که با [[اهل]] و عیالش پیاده راه می‌رفت. در یک [[سفر]] ۲۶ [[روز]]، و در دیگری ۲۵ روز و در سومی ۲۴ روز، و در چهارمی ۲۱ روز، در راه بودیم.
[[شقیق]] بلخی می‌گوید: در [[سال ۱۴۹ هجری]] به [[حج]] می‌رفتم، چون به [[قادسیه]] رسیدم کاروانی با [[زینت]] تمام در [[حرکت]] بود- میان این کاروان چشمم به [[جوان]] [[خوش‌رویی]] افتاد [[پشمینه‌پوش]] که از [[مردم]] کناره گرفته بود! با خود گفتم این جوان می‌خواهد سنگینی خود را بر [[اهل]] قافله اندازد، نزدیکش رفتم که او را [[سرزنش]] کنم، هنوز سخن نگفته بودم فرمود: یا شقیق {{متن قرآن|اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! از بسیاری از گمان‌ها دوری کنید که برخی از گمان‌ها گناه است و (در کار مردم) کاوش نکنید و از یکدیگر غیبت نکنید؛ آیا هیچ یک از شما دوست می‌دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ پس آن را ناپسند می‌دارید و از خداوند پروا کنید که خداوند توبه‌پذیری بخشاینده است» سوره حجرات، آیه ۱۲.</ref> این بگفت و برفت!


با خود گفتم این امر عظیمی بود که از [[دل]] من خبر داد، و نام مرا برد! این بگذشت تا به [[منزل]] [[واقصه]] رسیدیم. پس آن [[بزرگوار]] را دیدم که [[نماز]] می‌خواند و اعضایش مضطرب بود، گفتم بروم و از او استحلال جویم، چون مرا دید فرمود: یا شقیق {{متن قرآن|وَإِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا ثُمَّ اهْتَدَى}}<ref>«و به راستی من آمرزنده آن کسم که توبه کند و ایمان آورد و کاری شایسته کند سپس به راه آید» سوره طه، آیه ۸۲.</ref> این را گفت و روان شد!! من گفتم این جوان از ([[ابدال]]) است که دو بار از [[قلب]] من خبر داده است! پس دیگر او را ندیدم تا به زباله رسیدیم دیدم رکوه‌ای دارد و لب [[چاه]] آب ایستاده می‌خواهد آب بکشد، ناگاه (رکوه) از دستش در چاه افتاد، دیدم سر به جانب [[آسمان]] نموده می‌گوید: {{متن حدیث|انت ربي اذا ظمئت الى الماء، و قوتي اذا اردت طعاما}} «توئی آب گوارای من هرگاه [[تشنه]] شوم و طعام من هرگاه گرسنه گردم».
و در دعای هر شب ماه رمضان آمده است: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضَانَ الَّذِي أَنْزَلْتَ فِيهِ الْقُرْآنَ وَ افْتَرَضْتَ عَلَى عِبَادِكَ فِيهِ الصِّيَامَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْزُقْنِي حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرَامِ فِي عامِي هذا وَ فِي كُلِّ عامٍ وَ اغْفِرْ لِيَ تِلْكَ الذُّنُوبَ الْعِظَامَ فَإِنَّهُ لَا يَغْفِرُهَا غَيْرُكَ يَا رَحْمَنُ يَا عَلَّامُ}}.
پس گفت: خدای من، غیر از این رکوه نداشتم، که ناگهان آب [[چاه]] بالا آمد، پس رکوه را گرفت و پر از آب نمود، [[وضو]] ساخت، و [[نماز]] خواند، و سپس چند سنگریزه برداشت و در رکوه انداخت و [[حرکت]] داد و از آن آب آشامید. آن‌گاه، من نزدیک رفته [[سلام]] کردم، و استدعا نمودم که از آن رکوه مرا هم بهره‌مند گرداند. به [[خدا]] [[سوگند]] که لذیذتر و خوشبوتر از آن نچشیده و تا چند [[روز]]، میل به طعام و آب نداشتم، پس دیگر آن [[بزرگوار]] را ندیدم تا شبی در [[مسجدالحرام]] کنار ([[قبّه]] السراب) دیدم که با [[خضوع]] تمام نماز می‌گذارد و چون صبح طالع گردید [[نماز صبح]] را خواند و هفت شوط [[طواف]] نموده از [[مسجد]] خارج گردید.


من که دلباخته او شده بودم دنبالش رفته دیدم برخلاف وضعی که در بین راه داشت، اطرافش [[غلامان]] بسیاری هستند و [[مردم]] پروانه شمع وجودش شده‌اند.
[[ابن ابی عمیر]] از یکی از [[خاندان رسول خدا]]{{صل}} نقل کرده کسی که این دعا را شب اول بخواند [[گناهان]] چهل سالش آمرزیده می‌شود. در این [[دعا]] تنها سه درخواست مطرح است: [[درود]] بر محمد و آل محمد؛ حج [[خانه خدا]] در هر سال؛ [[بخشش گناهان]].
متحیر مانده از [[جوانی]] پرسیدم، این آقا کیست؟ گفت این [[موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین]]{{ع}} است. با خود گفتم: این عجایب که من از او دیدم، اگر از غیر او دیده بودم [[عجب]] بود، لکن از این بزرگوار عجبی ندارد.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۶۷.</ref>


==[[حج]] بَذلی==
از [[امام صادق]] و [[امام کاظم]]{{ع}} دعایی نقل شده که در [[ماه مبارک رمضان]] در پی هر فریضه‌ای خوانده شود: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرَامِ فِي عَامِي هَذَا وَ فِي كُلِّ عَامٍ مَا أَبْقَيْتَنِي فِي يُسْرٍ مِنْكَ وَ عَافِيَةٍ وَ سَعَةِ رِزْقٍ وَ لَا تُخْلِنِي مِنْ تِلْكَ الْمَوَاقِفِ الْكَرِيمَةِ وَ الْمَشَاهِدِ الشَّرِيفَةِ وَ زِيَارَةِ قَبْرِ نَبِيِّكَ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ...}}<ref>فصلنامه میقات حج، شماره ۵۴، ص۳۵.</ref>؛ خداوندا امسال و هر سال تا وقتی مرا زنده می‌داری حج [[خانه]] خودت را روزی‌ام کن، آن هم در آسانی و [[تندرستی]] و وسعت روزی از سوی خودت و جایم را در آن جایگاه‌های [[ارزشمند]] و حرم‌های [[شریف]] خالی مگذار و از [[زیارت قبر]] پیامبرت محرومم مکن.
حجی است که با پولی که دیگری بخشیده است به جای آورند و کفایت از [[حجة الاسلام]] می‌کند. گیرنده اگر پس از این خودش مستطیع شد دیگر حجی بر او [[واجب]] نخواهد شد. و اگر [[مالی]] برای خصوص حج بخشیده شود واجب است قبول کردن (برای کسی که حجة الاسلام نکرده) و [[دین]]، مانع از [[وجوب]] حج بذلی نیست (مگر آن‌که [[حال]] باشد و مانع از ادای آن گردد) و در حج بذلی [[رجوع]] به کفایت شرط نیست<ref>مناسک حج، مسأله ۵۳.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۶۹.</ref>


==حج بلدی==
از دعاهای بسیار مهم و [[نورانی]] در ماه مبارک رمضان [[دعای ابوحمزه ثمالی]] از [[امام سجاد]]{{ع}} است که در [[سحرگاهان]] خوانده می‌شود. در این دعای شریف سه مرتبه [[زیارت]] [[کعبه]] از [[خداوند]] درخواست شده است... به قسمتی از این دعا اشاره می‌شود: {{متن حدیث|... وَ ارْزُقْنَا حَجَّ بَيْتِكَ وَ زِيَارَةَ قَبْرِ نَبِيِّكَ صَلَوَاتُكَ وَ رَحْمَتُكَ... وَ ارْزُقْنِي حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرَامِ فِي عَامِنَا هَذَا وَ فِي كُلِّ عَامٍ وَ زِيَارَةَ قَبْرِ نَبِيِّكَ وَ لَا تُخْلِنِي يَا رَبِّ مِنْ تِلْكَ الْمَشَاهِدِ الشَّرِيفَةِ وَ الْمَوَاقِفِ الْكَرِيمَةِ... وَ ارْزُقْنِي حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرامِ فِي عامِنا هذا وَ فِي كُلِّ عامٍ، وَ ارْزُقْنِي رِزْقاً واسِعاً مِنْ فَضْلِكَ الْواسِعِ}}<ref>معانی الاخبار، ص۱۱.</ref>.
مقابل حج میقاتی است. حجی است نیابتی و [[نایب]] از [[شهر]] میّت، به قصد [[حج]] [[حرکت]] می‌کند.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۶۹.</ref>


==حج پیاده==
دعاهای متعددی در [[شب قدر]] وارد شده و در میان خواسته‌های این شب که شب تقدیر [[انسان‌ها]] است حج خانه خدا برجسته است. در روایتی از امام صادق{{ع}} در این باره نقل شده است: {{متن حدیث|يُكْتَبُ فِيهَا وَفْدُ مَكَّةَ فَمَنْ كَانَ فِي تِلْكَ السَّنَةِ مَكْتُوباً لَمْ يَسْتَطِعْ أَنْ يَحْبِسَ وَ إِنْ كَانَ فَقِيراً مَرِيضاً وَ مَنْ لَمْ يَكُنْ فِيهَا مَكْتُوباً لَمْ يَسْتَطِعْ أَنْ يَحُجَّ وَ إِنْ كَانَ غَنِيّاً صَحِيحاً}}<ref>وسائل الشیعه، ج۱۳، ص۳۱۳.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۵۱.</ref>
حج رفتن با پای پیاده از قدیم معمول و مرسوم بوده است. بسیاری از [[امامان]] ما این [[سفر]] [[معنوی]] را با پای پیاده رفته‌اند.
[[حضرت آدم]]{{ع}} هفتاد بار پیاده به حج رفت<ref>بحار الانوار، مجلسی، ج۱۰، ص۷۵.</ref>.
هرگاه [[امام مجتبی]]{{ع}} به حج می‌رفت پیاده و گاه با پای برهنه می‌رفت<ref>بحار الانوار، مجلسی، ج۴۳، ص۳۳.</ref>.
[[امام رضا]]{{ع}} بیست سفر پیاده حج نمودند<ref>بحار الانوار، مجلسی، ج۴۳، ص۳۳.</ref>.
[[امام صادق]]{{ع}} بیست‌وپنج بار پیاده حج نمودند<ref>بحار، ج۴۳، ص۳۳۹.</ref>.


[[امام حسین]]{{ع}} نیز بیست‌وپنج سفر پیاده به حج رفت<ref>بحار، ج۴۴، ص۱۹۲.</ref>.
== ایام تشریق ==
[[امام سجاد]]{{ع}} پیاده حج کرد و بیست [[روز]] مسافت میان [[مدینه]] و [[مکه]] را طی کرد<ref>بحار، ج۴۶، ص۷۶.</ref>.
«تشریق»<ref>لسان العرب، جدهم، ص۱۷۶، تشریق یعنی به طرف شرق رفتن، «ایام التشریق» یعنی سه روز پس از عید قربان، التشریق ایضا به معنای نماز عید. (ترجمه منجد الطلاب، ماده شرق)</ref>، نام سه [[روز]] آخر [[مناسک حج]]، یعنی روزهای یازدهم، دوازدهم و [[سیزدهم ذی‌حجه]] است، که در این سه روز [[حاجیان]] پس از انجام [[قربانی]] در روز دهم ([[عید قربان]])، در صحرای [[منا]] اقامت نموده و روز یازدهم و دوازدهم (و برای بعضی‌ها روز سیزدهم) به سنگسار کردن [[شیطان]] در جمرات ثلاثه مشغول می‌شوند. این ایام در [[شرع مقدس اسلام]] از [[قداست]] خاصی برخوردار است، تا آنجا که در [[قرآن مجید]] در دو [[آیه]] از آن یاد شده است: {{متن قرآن|وَاذْكُرُوا اللَّهَ فِي أَيَّامٍ مَعْدُودَاتٍ}}<ref>«و خداوند را در روزهایی چند یاد کنید» سوره بقره، آیه ۲۰۳.</ref>، {{متن قرآن|وَيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِي أَيَّامٍ مَعْلُومَاتٍ}}<ref>«و نام خداوند را در روزهایی معین بر آنچه از دام‌ها که روزیشان کرده است (هنگام قربانی) یاد کنند» سوره حج، آیه ۲۸.</ref>. که در بعضی از [[روایات]] آمده است که «ایام معلومات» اشاره به این روزها می‌باشد.
[[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: هر که [[خانه خدا]] را پیاده حج کند، [[خداوند]] هفت هزار [[حسنه]] از [[حسنات]] [[حرم]] در [[نامه]] عملش ثبت نماید، عرض شد یا [[رسول الله]]، حسنات حرم چگونه است؟ فرمود: هر حسنه با هزار حسنه برابر است<ref>بحار، ج۹۹، ص۱۰۵.</ref>.


از امام صادق{{ع}} سؤال شد: آیا حج سواره [[افضل]] است یا پیاده؟
در کتب [[ادعیه]] [[فضایل]] بسیاری برای [[عبادت]] در این روزها ذکر شده است. هم‌چنین [[روایت]] شده که [[مستحب]] است در این روزها پس از هر نمازی این [[دعا]] ([[تکبیر]]) گفته شود: {{متن حدیث|اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ لِلَّهِ الْحَمْدُ اللَّهُ أَكْبَرُ عَلَى مَا هَدَانَا اللَّهُ أَكْبَرُ عَلَى مَا رَزَقَنَا مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ}}<ref>دائره المعارف تشیع، ج۴، ص۲۶۵.</ref>.
حضرت فرمودند: حج سواره افضل است؛ زیرا [[پیامبر]]{{صل}} سواره حج به جا آوردند. [[سیف بن تمار]] می‌گوید: محضر [[مبارک]] امام صادق{{ع}} عرض کردم: ما پیاده به حج می‌رویم و خبری از شما به گوش ما رسیده، می‌خواهم [[رأی]] مبارک خود را بفرمایید؟ حضرت فرمودند: [[مردم]]، هم سواره و هم پیاده به حج می‌روند. گفتم: کدام یک نزد شما محبوب‌تر است که ما همان را انجام دهیم؟ حضرت فرمودند: اگر سواره به حج بروید، نزد من مطلوب‌تر است؛ زیرا سواره رفتن، شما را در [[عبادت]] و [[دعا]] تقویت می‌کند.
[[ابوبصیر]] می‌گوید: از امام صادق{{ع}} پرسیدم: [[فضیلت]] پیاده به حج رفتن بیشتر است یا سواره رفتن؟ فرمودند: اگر شخص توانگر است و به این جهت که [[نفقه]] و [[هزینه]] کمتری صرف کند، پیاده به حج برود، البته سواره رفتن در [[حق]] وی افضل است<ref>فصلنامه میقات حج، ش۵۸، ص۷۰.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۶۹.</ref>


==حج پیامبر{{صل}}==
گفته شده است، تشریق همچنان که از نامش پیداست، ایامی است روشنی‌بخش که [[روح]] و [[جان انسان]] در پرتو آن [[مراسم]] عالی مذهبی [[نورانی]] می‌شود. برخی دیگر علت [[تسمیه]] این ایام را به ایام تشریق این دانسته‌اند که در این ایام گوشت‌های قربانی را زیر [[نور]] [[آفتاب]] خشک می‌کردند. «تابش ماهتاب در طول شب»، «[[رمی]] و قربانی پس از [[طلوع]] آفتاب»، «رفتن به سوی [[مشرق]]»، «منع از قربانی گوسفند مشرقه -گوش شکافته -»، و «برق زدن [[خورشید]] بر خون‌های ریخته شده و درخشندگی آنها» را از جمله و وجوه [[تسمیه]] ایام تشریق ذکر کرده‌اند<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۵۷.</ref>.
[[خانه]] [[توحید]] و [[قبله مسلمین]]، که بازسازی آن، یادگار [[ابراهیم خلیل]]{{ع}} است، مکانی است [[مقدس]] و شهری است مورد [[احترام]]. [[پیامبر خدا]]{{صل}} نیز این [[حرمت]] را [[پاس]] می‌داشت و با [[ذکر و دعا]] و [[رعایت ادب]]، بر [[قداست]] آن توجه می‌داد و با [[تهلیل]] و [[تکبیر]] وارد [[شهر]] و [[حرم الهی]] می‌شد. هنگام رفتن به [[مکه]]، از تپه شمالی وارد و از ناحیه جنوب خارج می‌گشت.
نقل شده است که تنها یک بار به درون [[کعبه]] رفت. [[جامه]] و عبایش را زیر پای خود انداخت و کفش‌هایش را از پای درآورد و میان دو ستون داخل کعبه، دو رکعت [[نماز]] گزارد.
هنگام ورود به مکه، [[خدا]] را به عنوان «ذی المعارج» و صاحب والایی بسیار می‌ستود. در مسیر راه، هنگام برخورد با هر سواره‌ای یا فراز آمدن بر هر تپه‌ای یا فرود آمدن به هر [[وادی]] و در فرصت‌های آخر شب و در پی [[نمازها]] {{متن حدیث|لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ‌، لَبَّيْكَ لَا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ}} می‌گفت<ref>الکافی، ج۴، ص۲۴۹.</ref> و گاهی در طول راه، پیاده‌ها را سوار بر شتر خویش می‌کرد.


پیامبر خدا{{صل}} در دو پارچه [[یمانی]] [[احرام]] می‌بست؛ همان دو جامه احرام که هنگام [[وفات]] نیز در همان‌ها [[کفن]] شد.
== ایام معلومات ==
[[جابر بن عبدالله]] نقل کرده که [[پیامبر]] هنگام احرام این‌گونه لبیک گفت:
چنان‌چه در [[آیه شریفه]] آمده است {{متن قرآن|وَيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِي أَيَّامٍ مَعْلُومَاتٍ عَلَى مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ}}<ref>«و نام خداوند را در روزهایی معین بر آنچه از دام‌ها که روزیشان کرده است (هنگام قربانی) یاد کنند» سوره حج، آیه ۲۸.</ref> [[خداوند]] را در ایام معلومات یاد کنید و نیز در [[سوره بقره]] آمده است {{متن قرآن|وَاذْكُرُوا اللَّهَ فِي أَيَّامٍ مَعْدُودَاتٍ}}<ref>«و خداوند را در روزهایی چند یاد کنید» سوره بقره، آیه ۲۰۳.</ref> میان [[مفسران]] در این زمینه گفتگوست و [[روایات اسلامی]] در این زمینه متفاوت است.
{{متن حدیث|لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ‌، لَبَّيْكَ لَا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ، إِنَّ الْحَمْدَ وَ النِّعْمَةَ لَكَ وَ الْمُلْكَ لَا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ‌}}
همچنین نقل شده که آن حضرت شب را در [[ذوالحلیفه]] می‌گذراند. هنگام صبح، پس از [[نماز فجر]]، بر مرکب خویش سوار می‌شد و لبیک می‌گفت. [[فضل بن عباس]] نیز نقل کرده که پیامبر در طول [[سفر]] لبیک می‌گفت تا آنکه [[رمی]] جمرات [[عقبه]] کند. آن‌گاه هفت سنگ بر جمره عقبه می‌زد و با هر سنگریزه، تکبیر می‌گفت و چون از گفتن لبیک [[فراغت]] می‌یافت، از [[خدای متعال]]، [[مغفرت]] و [[رضایت]] او را می‌خواست و درخواست [[رهایی]] از [[آتش دوزخ]] داشت.


از [[محرمات]] احرام، زیر [[سایه]] رفتن است، مگر آن‌گاه که به منزلگاه برسند و زیر سقف یا [[خیمه]] بگذرانند.
گروهی از مفسران به استناد برخی از روایات اسلامی، معتقدند که منظور از ایام معلومات ده [[روز]] آغاز [[ذی‌حجه]] است و ایام معدودات «ایام التشریق» یعنی روزهای یازدهم، دوازدهم و [[سیزدهم ذی‌حجه]] می‌باشد. روزهایی که [[نورانی]] و روشنی‌بخش همه دل‌هاست.
روزی یکی از [[معاندان]]، از [[امام کاظم]]{{ع}} درباره استظلال (زیر [[سایه]] رفتن) پرسید و این که مگر میان سایه کجاوه در [[حال]] [[سفر]] با سایه [[خیمه]] در حال [[نزول]] فرقی هست؟ [[حضرت موسی بن جعفر]]{{ع}} او را از این که در [[دین]] [[قیاس]] می‌کند [[نکوهش]] کرد و فرمود: ما مثل [[پیامبر خدا]]{{صل}} عمل می‌کنیم و مثل او ذکر و لبیک می‌گوییم. سپس فرمود: «پیامبر خدا{{صل}} بر مرکب خویش سوار می‌شد و هنگام [[سوار شدن]]، سایه‌بان نداشت و گاهی حرارت [[آفتاب]] او را [[رنج]] می‌داد. بعضی از بدنش را با بعضی دیگر و گاهی صورتش را با دستش می‌پوشانید. اما آن‌گاه که در منزلگاه فرود می‌آمد، زیر خیمه و سایه خیمه یا سایه [[دیوار]] قرار می‌گرفت<ref>الکافی، ج۴، ص۳۵۰.</ref>.
[[پیامبر]] هنگامی که از طرف [[خانه علی]] می‌خواست وارد [[مسجد الحرام]] شود، رو به [[کعبه]] می‌ایستاد و [[دعا]] می‌کرد. از [[امام صادق]]{{ع}} درباره ویژگی [[طواف]] پیامبر خدا{{صل}} پرسیدند. حضرت فرمود: پیامبر خدا{{صل}} شب و [[روز]]، ده بار طواف می‌کرد؛ هر بار هفت دور. سه بار در آغاز شب، سه بار در آخر شب، دو بار هنگام صبح و دوبار بعد از ظهر. و در فاصله این نوبت به [[استراحت]] می‌پرداخت.


در [[حدیثی]] از [[امام هادی]]{{ع}} نقل شده که آن حضرت فرمود:
در حالی که گروهی دیگر، طبق بعضی دیگر از [[روایات]] گفته‌اند: هر دو اشاره به ایام تشریق است و ایام تشریق را گاهی همان سه روز گرفته‌اند و گاهی روز دهم، یعنی [[عید قربان]] را نیز بر آن افزوده‌اند.
«پیامبر خدا [[خانه خدا]] را طواف می‌کرد و [[حجر الاسود]] را می‌بوسید»<ref>الکافی، ج۴، ص۵۶۷.</ref>.
از [[حضرت رسول]]{{صل}} [[روایت]] است که: «آب [[زمزم]] برای هر دردی که به خاطر آن نوشیده شود، [[درمان]] است<ref>محاسن برقی، ج۲، ص۳۹۹.</ref>.
[[پیامبر اعظم]]{{صل}} به آب زمزم علاقه داشت و از آن می‌نوشید و گاهی می‌فرمود تا برای او سوغات آورند.
[[سیره حضرت رسول]]{{صل}} در [[قربانی]] آن بود که قوچی بزرگ، چاق و نر قربانی می‌کرد. رنگش کبود مایل به سفیدی بود.
[[ابن عباس]] نقل می‌کند که پیامبر خدا دو گوسفند سفید قربانی می‌کرد، پای خود را هنگام [[ذبح]] بر روی آن می‌گذاشت و می‌فرمود: {{متن حدیث|بسم الله منك و لك، اللهم تقبل من محمد...}}
و به روایت منقول از [[عبدالله بن سنان]]: «[[پیامبر خدا]]{{صل}} [[روز عید قربان]] دو گوسفند [[ذبح]] می‌کرد؛ یکی از جانب خود، دیگری به [[نیابت]] از هر کس از امتش که توان [[قربانی]] نداشت»<ref>بحار الانوار، ج۱۶، ص۲۷۶.</ref>.


[[انس بن مالک]] نقل می‌کند که پیامبر خدا{{صل}} خود با دست خویش قربانی‌اش را ذبح می‌کرد و [[نام خدا]] را بر زبان می‌راند.
جمله {{متن قرآن|فَمَنْ تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ}}<ref>«و آنکه (برای کوچ کردن از منا) بشتابد اعمال را) دو روزه (انجام دهد) گناهی نکرده است» سوره بقره، آیه ۲۰۳.</ref> که در سوره بقره آمده، نشان می‌دهد که ایام تشریق بیش از سه روز نیست؛ زیرا [[تعجیل]] در آن سبب می‌شود که یک روز از آن کاسته و تبدیل به دو روز گردد.
«پیامبر خدا{{صل}} روز عید قربان، موی سرش را می‌تراشید. ناخن هایش را کوتاه می‌کرد و بخشی از شارب و [[محاسن]] (ریش و [[سبیل]]) خود را کوتاه می‌کرد».
طبق نقل [[جابر بن عبدالله]]، پیامبر خدا{{صل}} روز عید قربان هنگامی که [[آفتاب]] بالا آمده. جمرات را [[رمی]] می‌کرد، اما روزهای پس از [[عید]]، پس از زوال [[خورشید]] و بعد از ظهر رمی می‌کرد. و [[ابن عباس]] نقل کرده که آن، حضرت، پس از زوال خورشید (نیم [[روز]]) رمی جمرات می‌کرد و چون فارغ می‌شد، [[نماز ظهر]] را می‌خواند.
از ابن عباس نقل شده که پیامبر خدا در شب‌های تشریق، هر شب از [[منا]] به [[مکه]] می‌آمد و [[خانه کعبه]] را [[زیارت]] می‌کرد.
در [[حدیثی]] هم آمده که [[امام باقر]]{{ع}} در پاسخ [[نامه]] [[ابراهیم بن شیبه]] چنین نوشت:
«پیامبر خدا{{صل}} [[دوست]] داشت که در [[مدینه]] و مکه بسیار [[نماز]] بخواند. تو هم در این دو [[شهر]] نماز زیاد بخوان و نماز را تمام اقامه کن نه شکسته»<ref>کافی، ج۴، ص۵۲۴.</ref>. [[مسجد قبا]] یکی از [[مساجد]] مورد علاقه پیامبر خدا{{صل}} بود. هر گاه به [[قبا]] می‌رفت در [[منزل]] [[سعد بن خیثمه انصاری]] فرود می‌آمد. سراغ مسجد قبا می‌رفت، از [[چاه]]، آب می‌کشید و پاهای خود را می‌شست و از روی سنگ‌های کنار جاده عبور می‌کرد و در آن [[مسجد]] نماز می‌خواند. آن حضرت هر هفته روزهای [[شنبه]] پیاده به مسجد قبا می‌رفت. گاهی هم سواره این راه را می‌پیمود<ref>فصلنامه میقات حج، ش۵۶، ص۱۵، مقاله جواد محدثی.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۷۰.</ref>


==[[حج]] [[پیامبران]]==
ولی با توجه به این که در [[آیات]] [[سوره حج]] بعد از ذکر «ایام معلومات» مسأله [[قربانی]] آمده و می‌دانیم قربانی در روز دهم انجام می‌گیرد، این موضوع [[تأیید]] می‌شود که ایام معلومات ده روز آغاز [[ذی الحجه]] است که به روز دهم (روز قربانی) ختم می‌گردد. و به این ترتیب [[تفسیر]] اول که دوگانگی مفهوم ایام معلومات با ایام معدودات باشد تقویت می‌گردد. اما با توجه به [[وحدت]] تعبیرهایی که در هر دو [[آیه]] وارد شده بیشتر این مسأله به [[ذهن]] می‌رسد که هر دو اشاره به یک مطلب است. [[هدف]] در هر دو توجه به [[یاد خدا]] در ایام معینی است، که از دهم [[ذی الحجه]] شروع می‌‌شود و به سیزدهم آن ماه پایان می‌یابد. البته یکی از موارد ذکر [[نام خدا]]، ذکر نام او به هنگام [[قربانی]] است<ref>تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۷۳.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۵۸.</ref>
از [[روایات]] استفاده می‌شود که از [[زمان]] [[خلقت حضرت آدم]]{{ع}} این [[خانه خدا]] مطاف جهانیان بوده است و هیچ [[پیامبری]] نیامده مگر اینکه به [[زیارت]] این [[خانه]] مشرف شده است. «[[حلبی]]» می‌گوید: از [[امام ششم]]{{ع}} سؤال شد که [[خانه کعبه]] را قبل از [[بعثت پیامبر]]{{صل}} هم آیا به عنوان [[حج]]، زیارت می‌کرده‌اند؟ حضرت فرمود: آری [[گواه]] بر این مطلب در [[قرآن]]، گفتار شعیب می‌باشد آن‌گاه که خواست دختر خود را به [[موسی]]{{ع}} [[تزویج]] نماید، گفت: مهریه او، این است که [[اجاره]] دهی نفس خود را و مزدوری کنی مرا (هشت حج) و نگفت هشت سال:
{{متن قرآن|قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ}}<ref>«(شعیب) گفت: می‌خواهم یکی از این دو دخترم را همسر تو کنم بنابر آنکه هشت سال برای من کار کنی و اگر به ده سال رساندی آن دیگر با توست و من نمی‌خواهم بر تو سخت بگیرم؛ اگر خدا بخواهد مرا از شایستگان خواهی یافت» سوره قصص، آیه ۲۷.</ref>.
آن‌گاه حضرت، حج چند نفر از [[انبیاء]] را بیان می‌فرماید: به [[درستی]] که [[آدم]] و نوح حج گزارده‌اند، و سلیمان حج به جا آورده در حالی که گروهی از [[آدمیان]]، [[پریان]] و پرندگان همراه او بودند. و هر آینه حج به جا آورد موسی{{ع}} در حالی که بر شتر سرخی سوار بود و فریادش را به [[شعار]] (لبیک، لبیک) بلند ساخته بود. همانا حج این خانه از اول بود، چنان‌چه [[خدای تعالی]] می‌فرماید: اول خانه‌ای که برای [[مردم]] در روی [[زمین]] بنا شده، آن خانه‌ای است که در [[مکه]] است<ref>راهنمای حرمین شریفین، ج۱، ص۶۴.</ref>.


امام ششم{{ع}} می‌فرماید: هفتاد [[پیغمبر]] در اثر [[سختی]] و [[گرسنگی]] در مکه فوت کردند و بین [[رکن یمانی]] و [[حجر الاسود]] [[دفن]] شدند<ref>راهنمای حرمین شریفین، ج۱، ص۶۴.</ref>.
== ایام نَحر ==
حج [[حضرت آدم]]{{ع}}: پس از آنکه حضرت آدم و [[حوا]]، [[ترک اولی]] کرده و به زمین [[هبوط]] نمودند، حضرت آدم در [[کوه صفا]] و حوا در [[مروه]] [[منزل]] گرفتند... [[جبرئیل]] نازل شد و به آدم گفت: [[خداوند]] عظیم مرا [[مأمور]] ساخته [[مناسک حج]] را به تو [[آموزش]] دهم تا از [[گناهان]] [[پاکیزه]] گردی، پس دست [[آدم]] را گرفت - در محل فعلی ([[بیت الله]])- سپس لکه ابری به [[قدرت پروردگار]] روی سر او [[سایه]] انداخت که محاذی «[[بیت المعمور]]» بود. [[جبرئیل]] گفت: ای آدم! هر جا این [[ابر]] سایه انداخته قدم بردار؛ زیرا که به این زودی خانه‌ای «مصفّی» تشکیل خواهد شد، طولی نکشید [[خانه کعبه]] تشکیل یافت و [[حجر الاسود]] که از [[بهشت]] نازل شده بود بر آن [[نصب]] گردید<ref>کافی، ج۴، ص۱۹۰ - ۱۹۵.</ref>.
به روزهای دهم و یازدهم و [[دوازدهم ذی‌حجه]] گویند. پنجمین عمل از [[اعمال]] [[حج تمتع]]، [[قربانی کردن]] در [[سرزمین منی]] است و اصطلاح نحر درباره قربانی کردن شتر به کار برده می‌شود<ref>فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۲۲.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۵۹.</ref>


سپس جبرئیل، آدم{{ع}} را به سوی مشعر برد و از آنجا ریگ برداشته، آن‌گاه [[شیطان]] جلو آمد به آدم گفت: کجا می‌روی؟ جبرئیل گفت: با او صحبت مکن و هفت ریگ به او بینداز و هر بار بگو [[الله اکبر]]. سپس به [[طواف]] [[خانه]] آمد، هفت بار طواف کرد، بعد از آن سعی [[صفا و مروه]] نمود، دوباره طواف [[کعبه]] انجام داد که آن را «طواف [[نساء]]» گویند، آن‌گاه جبرئیل گفت: ای آدم! تمام گناهانت آمرزیده شد و همسرت بر تو [[حلال]] گردید<ref>کافی، ج۴، ص۱۹۰ - ۱۹۵.</ref>.
== نیت در حج ==
[[حج]] [[حضرت نوح]]: [[امام چهارم]] می‌فرماید: هنگامی که نوح سوار کشتی بود، [[مأموریت]] به او داده شد که طواف «کعبه» نماید او پس از طواف به [[منا]] رفت و دوباره از آنجا به سمت [[مکه]] مراجعت کرد و «طواف نساء» را انجام داد<ref>کافی، ج۴، ص۲۱۲ - ۲۱۳.</ref>.
نیت، [[روح]] عمل است و عمل بدون روح، خاصیتی ندارد. در حج، آنچه انجام می‌شود، باید با نیت باشد. نیت در حج، یعنی همواره خود [[آگاه]] بودن، و حج معانی نمودن، نه حج [[مناسک]] و صورت؛ زیرا حج، همه نیت است، اگر چه پاره‌ای از [[اعمال]] بدون نیت، هم تأثیری دارد، مثلاً در [[روزه]]، اگر نیت نباشد، به هر حال آثاری از آن دیده می‌شود، یا در [[زکوة]]، اگر نیت نباشد، به هر حال [[فقیری]] را بی‌نیاز کرده است، اما اگر در حج، نیت نباشد هیچ نیست، چون که این مناسک همه اشاره است. می‌گویند: کسی که نداند [[سجود]] چیست، فقط پیشانی به خاک مالیده است، کسی که نداند مفهوم [[مناسک حج]] چیست، فقط [[شهر مکه]]، و [[خانه کعبه]] را تماشا کرده است، و به عبارت دیگر، فقط سوغات آورده است... .


حج [[حضرت ابراهیم]] و اسماعیل: چون حضرت ابراهیم و اسماعیل از [[بنای کعبه]] بیاسودند، به [[تعلیم]] جبرئیل مانند [[حضرت آدم]] [[مناسک حج]] را به جا آوردند<ref>کافی، ج۴، ص۲۰۱ – ۲۰۶.</ref>.
پس لازم است که تمام اعمال حج را با نیت انجام دهد، و به معانی آن [[نیت‌ها]]، آگاه و آشنا باشد. چون [[عمره]] و حج و اجزاء آنها از [[عبادات]] است، باید قصد داشته باشد آن چه را که [[واجب]] است بر او، قربة الی الله و برای [[اطاعت]] [[خداوند تعالی]] انجام دهد، یعنی انجام عملش، کاملاً باید برای تحصیل رضای [[خدای تعالی]] باشد، به نحوی که هیچ غرضی از اغراض [[دنیوی]] با او همراه نباشد. این نوع نیت، در تمام [[اعمال عبادی]] لازم است.
حج [[حضرت موسی]] و [[یونس بن متی]]: از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] شده است که فرمود: [[موسی]]{{ع}} با هفتاد [[پیامبر]] [[زمان]] خود به [[بین الحرمین]] که مکه و [[مدینه]] باشد، عبور نموده در حالی که پارچه ([[قطوانی]]) بر تن آنها بود و تلبیه می‌گفتند: {{متن حدیث|لَبَّيْكَ عَبْدُكَ وَ ابْنُ عَبْدَيْكَ لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ يَا كَرِيمُ لَبَّيْكَ‌}}<ref>راهنمای حرمین شریفین، ج۱، ص۶۶.</ref>.
حج [[حضرت سلیمان]]: «[[زراره بن اعین]]» از [[امام صادق]]{{ع}} و ایشان نیز از [[امام پنجم]]{{ع}} نقل می‌فرمایند که فرمود: «[[سلیمان بن داود]]» [[حج]] [[بیت الله]] نمود در حالی که [[جن]] و انس همراه او بودند و از پارچه ([[قبطی]]) [[احرام]] بسته بود و چون [[خانه]] را [[زیارت]] کرد آن را با پارچه قبطی پوشانید و سپس سلیمان چند روزی در [[مکه]] توقف کرد و روزی پنج هزار شتر و گاو و گوسفند [[قربانی]] می‌کرد و [[مردم]] را خبر داد که [[پیغمبری]] از [[عرب]]، در این [[شهر]] [[مبعوث]] می‌شود که [[خاتم پیامبران]] باشد<ref>راهنمای حرمین شریفین، ج۱، ص۶۷.</ref>.
حج [[خاتم الانبیاء]]: [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[قبل از بعثت]] هر ساله حج انجام می‌دادند، ولی نه هم‌چون مردم مکه و بعد از [[بعثت]] تا [[هجرت]]، چون [[فرمان]] حج نرسیده بود، کیفیت حج آن حضرت بیان نشده است. اما بعد از هجرت در سال ششم حضرت با جمعی از [[مسلمین]] آهنگ حج نمودند و [[کفار]] مکه در [[حدیبیه]] مانع ورود آنها شده تا [[سال هفتم هجرت]] «[[عمرة القضاء]]» به جا آوردند، سپس حج آن حضرت با تشکیلاتی خاص در [[سال دهم هجرت]] انجام یافت که آن را «[[حجة الوداع]]» می‌گویند<ref>راهنمای حرمین شریفین، ج۱، ص۶۷.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۷۳.</ref>


==حج تمتّع==
نیت باید مقارن با عمل باشد، در جایی که باید [[احرام]] بپوشد، همین که شروع به احرام پوشیدن کرد نیت کند، پس نیت در اثناء کافی نخواهد بود و هر گاه در حین شروع، نیت نکرده است، باید تجدید کند.
یکی از اقسام حج است. این‌گونه حج بر تمام کسانی [[واجب]] است که فاصله [[وطن]] آنها تا [[مسجدالحرام]] بیش از ۱۶ فرسخ [[شرعی]] (بیش از ۸۸ کیلومتر) بوده باشد؛ از این‌رو بیشتر [[مسلمانان]] این‌گونه حج را به جای می‌آورند<ref>دائره المعارف اسلامی، ج۶، ص۶۸.</ref>.
{{متن قرآن|ذَلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ}}<ref>«و حجّ و عمره را برای خداوند تمام (و کامل) بجا آورید، پس اگر بازداشته شدید؛ از قربانی آنچه دست دهد (قربانی کنید)، و سر نتراشید تا هنگامی که قربانی به قربانگاه خود برسد، و اگر کسی از شما بیمار بود یا در سر آسیبی داشت (و ناچار از تراشیدن سر شد) بر (عهده) او (جایگزینی) است از روزه گرفتن یا صدقه دادن یا قربانی کردن و چون ایمن شدید آنکه از عمره به حجّ تمتّع می‌پردازد آنچه از قربانی دست دهد (قربانی کند)، و هر کس (که قربانی) نیافت روزه سه روز از ایّام حج و هفت روز هنگامی که (از حج) بازگشتید (بر عهده اوست)؛ این ده روز کامل است؛ این (حکم تمتّع) برای کسی است که خانواده‌اش ساکن مکّه نباشند و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند سخت کیفر است» سوره بقره، آیه ۱۹۶.</ref> بنابراین کسانی که [[وطن]] آنان تا [[مسجد الحرام]] ۸۸ کیلومتر باشد، [[حج]] [[واجب]] آنان [[حج تمتع]] است و البته نوع حجی که بر بیشتر [[مسلمانان]] واجب است، حج تمتع می‌باشد.
در حج تمتع، باید [[عمره]] [[تمتع]] قبل از حج انجام گیرد و به محض این که [[زائر]] از عمره [[فراغت]] یافت، از چیزهایی که به واسطه [[احرام]] از آنها ممنوع بود، متمتع می‌گردد؛ لذا حج تمتع‌اش نامیده‌اند.


[[امام ششم]]{{ع}} فرمود: تمتع [[برترین]] اقسام حج است که [[قرآن]] به آن امر فرموده و [[سنت]] بر آن جاری شده است. در [[روایت]] دیگر است که آن حضرت به [[صفوان جمّال]] فرمود: اگر هزار حج بگذارم، به [[مکه]] نزدیک نمی‌شوم مگر با حج تمتع.
نیت را به زبان یا حضور [[قلبی]] می‌آورد. مثلاً اگر عمره تمتع است، باید چنین بگوید: احرام می‌بندم برای توجه به [[مکه معظمه]]، و عمره تمتع از [[حجة الاسلام]]، به جهت [[فرمانبرداری]] امر خدای تعالی قربة الی الله.
عمره تمتع و حج آن باید در یک سال واقع شود و جائز نیست تأخیر تا سال [[آینده]] اگر چه تمام سال را در [[حال]] احرام به سر برد، چنان چه جایز نیست بعد از تقصیر عمره تمتع از مکه بیرون رود تا حج را تمام کند، مگر [[حاجت]] ضروری پیدا کند که [[احرام حج]] می‌بندد و برای انجام حاجت خود می‌رود و زود برمی‌گردد تا حج را [[درک]] کند. و اگر بدون احرام بیرون رفت تا به یکی از میقات‌ها رسید، باید در مراجعت احرام عمره را تجدید کند و با احرام وارد مکه شده و عمره را اعاده نماید و عمره دوم از حج‌اش محسوب است. در [[روایات]] بسیاری هست که [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: عمره را در حج داخل کردم و انگشتانش را در یکدیگر داخل کرد.
نکته دیگر این که اگر اصل [[حج]]، مستحبی باشد بعد از عمل [[عمره]] [[تمتع]]، [[واجب]] می‌شود، به طوری که ترک و تأخیر آن [[حرام]] است و در خروج از [[مکه]]، [[حکم]] عمره حج واجب دارد.
[[واجبات]] رکنی حج شش تاست: [[نیت]]، [[احرام]]، وقوف [[عرفات]]، وقوف مشعر، [[طواف]]، سعی.
واجبات غیر رکنی حج هشت تاست: تلبیه، [[نماز]] طواف، طواف [[نساء]]، نماز طواف نساء، [[رمی]] جمرات ثلاثه، [[قربانی]]، حلق یا تقصیر، بیتوته [[منی]]<ref>راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، ج۳، ص۴۲.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۷۵.</ref>


==حج [[جاهلی]]==
در صحت نیت اعمال حج، تلفظ و خطور قلبی معتبر نیست، بلکه هرگاه توجه داشته باشد که چه عملی می‌خواهد به جا آورد کافی است، ولی تلفظ به [[نیت]] در [[اعمال]] [[عمره]] و حج [[استحباب]] دارد.
در [[تاریخ]]، بارها [[کعبه]] و [[مناسک حج]]، توسط انبیای عظام از لوث [[شرک]] و [[بت‌پرستی]] [[تطهیر]] و این پایگاه [[توحید]] از حیطه [[قدرت]] و سودجویی‌ها و سلطه‌گری‌های [[طاغوت]] و [[استکبار]] خارج گردید و به شکل و محتوای [[توحیدی]] بازگردانده شد. ولی در [[دوران فترت]] بین [[حضرت عیسی]] و [[رسالت جهانی]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} که [[مردم]] شبه‌جزیره [[عرب]] با شرک و بت‌پرستی خو گرفته بودند، کعبه و حج دچار انحرافی‌ترین [[بدعت‌ها]] و زیان‌بارترین عادت‌های [[شرک‌آلود]] شد و این پایگاه [[رهایی‌بخش]] و [[خلوص]] و توحید، به مرکز وابستگی‌های استکباری و [[بت]] و بت‌پرستی تبدیل شد و [[عبادت]] مردم در [[پاک‌ترین]] مرکز عبادت به صورت صفیر و سوت کشیدن و کف زدن در آمد: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ صَلَاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكَاءً وَتَصْدِيَةً}}<ref>«و نماز آنان نزد خانه (ی کعبه) جز سوت کشیدن و کف زدن نبود پس عذاب را برای کفری که می‌ورزیدید بچشید!» سوره انفال، آیه ۳۵.</ref>.
هر گروهی که برای [[زیارت]] کعبه و انجام حج به مکه روی می‌آوردند به بتی تعلق داشتند و سر بر آستان آن می‌سائیدند و [[قریش]] که [[پاسداری]] از این [[بت‌ها]] را بر عهده داشتند، [[منافع]] خود را در همین [[وابستگی‌ها]] و توهمات و [[جهالت‌ها]] می‌دیدند و سخت در [[حمایت]] آن می‌کوشیدند.
[[مراسم حج]]، برای اینان که خود را [[خادمان]] کعبه می‌نامیدند، [[روزگار]] [[سیادت]] و [[فرمانروایی]] بر انبوه مردم به [[استضعاف]] کشانده شده و [[جاهل]] و [[تحمیل]] [[خواسته‌ها]] و تأمین [[مطامع]] و کسب [[ثروت]] و اعتبار بود.


در این جا به برخی از ممیزات [[حج]] [[جاهلیت]] اشاره می‌کنیم:
در صحت [[احرام]] لازم نیست که قصد کند ترک محرماتی را که بر [[محرم]] پس از احرام می‌شود، بلکه کسی که به قصد عمره تمتع، یا [[حج تمتع]] لبیک‌های [[واجب]] را گفت محرم می‌شود، چه قصد بکند احرام را یا نکند، و چه قصد بکند ترک محرمات را یا نکند، ولی [[احتیاط]] آن است که قصد کند ترک محرمات را.
# حج [[جاهلی]] بنا بر ماهیت شرک‌آلودش فاقد [[احرام]] بود و میقاتی نداشت و آغازش چون فرجام بی‌محتوا و فاقد تحرک و [[سازندگی]] بود و [[حال]] آن‌که احرام، نخستین گام [[توحیدی]] در [[حج ابراهیمی]] است که نشانه [[خلوص]] و جدا شدن از همه [[وابستگی‌ها]] و پیوستن به [[خدای یگانه]] است. با احرام همه [[اعمال]] حج، رنگ توحیدی می‌یابد و جهت‌گیری‌ها به سوی [[خدا]] و اجتناب از [[شرک]] و [[دشمنی]] با [[طاغوت]] و [[استکبار]] می‌گردد.
#در [[دوران جاهلیت]] جز اندکی، باقی حج‌گزاران به [[محرمات]] احرام ملتزم نبودند و در مدت انجام [[مناسک]] از [[فرصت]] [[آمادگی]] که پیدا کرده‌اند سودی نمی‌بردند و در جهت دوری از عادت‌های [[زشت]] و آماده شدن برای [[زندگی پاک]] گامی برنمی‌داشتند.
#برهنگی در حال [[طواف]]، از عادت‌های [[زشتی]] بود که به شکل ظاهری حج جاهلی نیز چهره نفرت‌انگیز می‌داد و آنان نیز که [[لباس]] احرام می‌پوشیدند، این عملشان حاکی از [[یکدلی]] و [[همسویی]] و کنار گزاردن [[اختلافات]] [[نژادی]] و [[اجتماعی]] و [[اقتصادی]] نبود، بلکه تأمین لباس احرام در [[اختیار]] [[قریش]] قرار داشت و اگر کسی [[جامه]] احرام تهیه نمی‌کرد، می‌بایست برهنه طواف نماید<ref>در تاریخ العرب می‌نویسد: «در جاهلیت عرب سه گروه وجود داشت: گروه نخست، کسانی بودند که برهنه طواف می‌کردند و آنان را «راحله» می‌نامیدند. و گروهی با لباس شخصی خود که آنان را «حُمس» می‌گفتند، و سوم گروهی که در اعمال حج چون «راحله» عمل می‌کردند ولی طواف را با لباسی که از خود داشتند (از اهل حرم نمی‌گرفتند) به جا می‌آوردند».</ref>.
# [[تبعیض]] و [[تفاخر]] نیز به نوبه خود حج جاهلی را از هر نوع خصیصه [[عبادی]] و [[معنوی]] تهی می‌نمود و این [[مراسم]] [[پاک]] را در [[خدمت]] [[اشرافیت]] و اختلافات نژادی و طبقاتی قرار می‌داد. در حج جاهلی، وقوف به [[عرفات]] اختصاص به کسانی داشت که از خارج [[مکه]] به [[زیارت]] [[کعبه]] می‌آمدند و رفتن از [[عرفات]] به [[مشعر الحرام]] ([[افاضه]]) عملی بود که آنان می‌بایست انجام می‌دادند، ولی [[قریش]] و طوائف مجاور [[حرم]] و وابستگانشان خود را از این عمل معاف می‌دانستند و خود را [[اهل الله]] می‌شمردند و این [[تبعیض]] ناروا در [[اسلام]] برداشته شد.
#در [[جاهلیت]] حجاج نمی‌توانستند از غذای خارج حرم استفاده کنند. آنان می‌بایست از آن چه که در [[اختیار]] داشتند استفاده کنند و این امتیاز در عین اینکه یک [[بدعت]] بود، [[سود]] سرشاری را برای قریش که خود را متولیان حرم می‌دانستند دربر داشت؛ به علاوه این عمل، خود نوعی [[سوء استفاده]] از [[احساسات]] مذهبی [[مردم]] در جهت [[مطامع]] مادی محسوب می‌گردد. [[قرآن]] با اشاره‌ای لطیف به این نکته چنین بدعتی را ریشه‌کن نمود: {{متن قرآن|قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ}}<ref>«بگو: چه کسی زیوری را که خداوند برای بندگانش پدید آورده و (نیز) روزی‌های پاکیزه را، حرام کرده است؟ بگو: آن (ها) در زندگی این جهان برای کسانی است که ایمان آورده‌اند، در روز رستخیز (نیز) ویژه (ی مؤمنان) است؛ این چنین ما آیات خود را برای گروهی که دانشورند روشن می‌داریم» سوره اعراف، آیه ۳۲.</ref>.
# حجاج می‌توانستند در زیر چادرهای چرمی [[استراحت]] کنند و استراحت زیر چادرهای غیر چرمی روا نبود.
#اعمالی مانند سرخ کردن با روغن و سائیدن کشک را در مدت [[حج]]، بر خود [[حرام]] می‌دانستند.
#به جای [[طواف]] دور کعبه، در [[صفا و مروه]] دو [[بت]] [[نصب]] کرده بودند که بر دور آنها طواف به جا می‌آوردند و آنها را استلام (مسح کردن با دست) می‌نمودند و [[قربانی]] را نیز به پای این [[بت‌ها]] انجام می‌دادند.
#قبائلی چون قریش در ایام حج، از در [[خانه]] وارد نمی‌شدند و از [[دیوار]] فرود می‌آمدند و آن را برای خود امتیازی می‌دانستند.
# بدعت «[[نسیء]]» که از سودجوئی و خلط مسائل [[عبادی]] با [[منافع]] [[تجاری]] و [[بازرگانی]] نشأت می‌گرفت؛ زیرا اختلافی که [[ماه‌های قمری]] و شمسی دارد، موجب شد که فصول ماه‌های [[حج]] [[تغییر]] کند و [[منافع]] [[تجاری]] و [[بازرگانی]] [[قبائل]] سودجو را به خطر افکند. از این رو با استفاده از تفاوت ایام سال [[قمری]] و شمسی (حدود ده یا یازده [[روز]] در سال) مقرر می‌داشتند که هر سه سال یک بار، ماه صفر را به جای [[محرم]] آغاز سال نو قرار دهند. و به این ترتیب می‌توانستند [[موسم حج]] را همه سال در فصل معین انجام دهند. در زمینه [[بدعت]] [[نسیء]]، نظرات مختلفی وجود دارد، آنچه قابل توجه است تحلیلی است که [[قرآن]] در مورد این بدعت ارائه داده است. {{متن قرآن|إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيَادَةٌ فِي الْكُفْرِ يُضَلُّ بِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا يُحِلُّونَهُ عَامًا وَيُحَرِّمُونَهُ عَامًا لِيُوَاطِئُوا عِدَّةَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ فَيُحِلُّوا مَا حَرَّمَ اللَّهُ}}<ref>«بی‌گمان واپس افکندن (ماه‌های حرام) افزایشی در کفر است؛ با آن، کافران به گمراهی کشیده می‌شوند، یک سال آن (ماه) را حلال و یک سال دیگر حرام می‌شمارند تا با شمار ماه‌هایی که خداوند حرام کرده است هماهنگی کنند از این رو آنچه را خداوند حرام کرده است حلال می‌گ» سوره توبه، آیه ۳۷.</ref>. آن‌چه [[قریش]] به عنوان حج انجام می‌دادند، خود، عملی [[کفرآمیز]] و [[شرک‌آلود]] بود و [[بازی]] با [[معتقدات]] [[مردم]] و محور قرار دادن [[منافع مادی]] در یک عمل [[عبادی]]، و بالاخره تابع [[هوا و هوس]] قرار دادن آن‌چه به عنوان [[عبادت]] انجام می‌گیرد خود، کفری افزون و [[گمراهی]] مضاعف و [[زیاده‌روی]] در [[کفر]] و دور نگهداشتن حقائق از مردم [[گمراه]] می‌باشد.
#کف زدن و سوت کشیدن و [[مراسم عبادی]] را به [[مراسم]] [[جشن]] و پایکوبی و [[عشرت]] درآوردن.


محور اصلی ویژگی‌های حج [[جاهلی]] را می‌توان در سه جهت خلاصه کرد:
باید دانست که افراد مستعد و با کمال، در این جا باید نیت‌های بسیاری بنمایند؛ زیرا هر عملی نیت و توجه مخصوصی به خود دارد، نیت در این جا، به همه چیز پشت کردن و به [[خدا]] رو آوردن است. نیت این است، که هر کس، زین پس بزند سنگ، به مینای [[هوس]]. اکنون که آماده نیت کردن شده‌ای، به خود آی که تاکنون چه کرده‌ام، و از این پس دیگر گرد ناپسندی‌ها، [[زشتی‌ها]]، [[کینه‌ها]]، لاابالی‌ها و نزدیک چیزی که باعث کدورت [[دل]] شود، نگردم.
# [[امتیاز‌طلبی]] و [[روح]] [[تبعیض]]؛ ب) به خود اختصاص دادن [[خانه خدا]] و [[انحصار‌طلبی]] قریش به عنوان [[والیان]] [[حرم]].
#وسیله قرار دادن حج برای [[تأمین منافع]] و مقاصد گروهی<ref>در راه برپایی حج ابراهیمی، عمید زنجانی، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و انتشارات اسلامی، ص۹۹.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۷۶.</ref>


==[[حج]] در [[آخرالزمان]]==
آن‌گاه که نیت کنی که: (احرام می‌بندم برای عمره تمتع از [[حجة الاسلام]] واجب، قربة الی الله) یعنی که احرام کوی [[کعبه]] می‌بندم تا با [[لباس]] [[انضباط]]، و با [[اراده]] و خودداری از طوفان‌های [[تمایلات نفسانی]] که ۲۴ چیز است، [[خویشتن‌داری]] نموده، و [[تعهد]] می‌کنم که از این میقاتگاه، با انضباط به سوی این عمل [[مقدس]] بروم، و با این احرام که به سوی حرم امن الهی می‌روم، [[احترام]] [[حریم]] آن را داشته و در حال [[غفلت]] نباشم<ref>راهنمای حرمین شریفین ابراهیم غفاری، ج۳، ص۸۴.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۰۴۳.</ref>
[[ابن عباس]] می‌گوید: در [[حجة الوداع]] دیدم [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در [[کعبه]] را گرفت و در حالی که رو به [[مردم]] کرده بود سخنانی در زمینه [[حوادث آینده]] و مردم آخرالزمان فرمود. از آن جمله درباره حج آخرالزمان در این [[حدیث]] آمده است:
{{متن حدیث|يحج أغنياء امتي للنزهة و يحج أوساطها للتجارة و يحج فقرائهم للرياء و السمعة}}<ref>تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ج۵، ص۴۳۴.</ref>
[[ثروتمندان]] برای [[تفریح]] و [[خوشگذرانی]] حج به جا می‌آورند و قشرهای متوسط به منظور [[تجارت]]، و [[مستمندان]] برای خودنمایی و کسب [[شهرت]] به حج [[خانه خدا]] می‌روند.
این [[نگرانی]] [[رسول خدا]]{{صل}} به خاطر آن بوده که حج در چنین مواردی [[روح]] و [[حقیقت]] خود را از دست می‌دهد و به جای آن‌که سازنده باشد، در مسیر [[اهداف]] [[دنیایی]] قرار می‌گیرد<ref>در راه برپایی حج ابراهیمی، عمیدزنجانی، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ص۲۱.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۷۸.</ref>


==[[حج]] [[فرشتگان]]==
== تظلیل ==
در [[نصوص]] [[اسلامی]]، سابقه حج تا پیش از [[آدم]] نیز مطرح شده است. بر این اساس [[حضرت آدم]] نخستین کسی نیست که [[مراسم حج]] را به جا آورده است. در [[حدیثی]] [[امام صادق]]{{ع}} از جدّ بزرگوارش نقل می‌کند: هنگامی که آدم از [[منی]] به [[مکه]] بازگشت، فرشتگان به استقبال وی شتافتند و به او [[تهنیت]] گفتند و نوید [[مقبولیت]] دادند و گفتند: {{متن حدیث|أَمَا إِنَّهُ قَدْ حَجَجْنَا هَذَا الْبَيْتَ قَبْلَ أَنْ تَحُجَّهُ بِأَلْفَيْ عَامٍ}}<ref>در راه برپایی حج ابراهیمی، عمید زنجانی، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ص۸۶.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۸۹.</ref>
به معنای [[سایه]] بر سر گرفتن و خود را زیر سایه قرار دادن است. پس از [[احرام]] بستن در [[روز]]، سایه بر سر گرفتن و خود را زیر سایه قرار دادن در هنگام پیمودن راه، مثل این که چتر به سر بگیرد یا روپوش بر کجاوه اندازد یا در اتومبیل سقف‌دار یا اطاق ترن یا طیاره سوار شود، بر [[مرد]] [[حرام]] است.


==[[حجّ]] فَرضی==
فرقی میان سواره و پیاده نیست، بلکه خود را در سایه چتری نگه داشتن (اگرچه آن چتر، سایه‌انداز روی سر نباشد) حرام است. در شب و در هوای ابری هم جائز نیست، در حال راه پیمودن زیر سایبان برود<ref>تضلیل در شب خلاف احتیاط است، گرچه جائز بودن آن بعید نیست، بنابراین، بعید نیست جایز بودن نشستن مُحرم، در هواپیمایی که شب حرکت می‌کند. (امام).</ref>.
منظور حج [[واجب]] است<ref>فصلنامه میقات حج، ش۸، ص۲۴.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۸۹.</ref>


==حج [[فریضه]]==
سایه‌ای که از پهلو بیفتد، مانند: سایه دیوار، اتومبیل، شتر، درخت، چتری که در دست دیگری است، و امثال اینها، بعضی فرموده‌اند: احواط اجتناب است، و بعضی فرموده‌اند، ضرر ندارد ولی اگر چتر و مانند آن بالای سر او نیست، طوری نکند که سایه آنها بر سر او افتد.
[[حجة الاسلام]] است که در تمام [[عمر]]، یک بار بر کسی که مستطیع باشد واجب می‌شود و اگر [[زائر]] به [[طور]] صحیح آن را به پایان ببرد، [[تکلیف]] واجب خود را به جای آورده است.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۸۹.</ref>
==حج قران==
یکی از اقسام حج است. این‌گونه حج بر [[مسلمانی]] واجب است که فاصله او تا [[مسجد الحرام]] کمتر از ۱۶ فرسخ [[شرعی]] (۸۸کیلومتر) بوده باشد.
تفاوتی میان [[واجبات]] و [[مستحبات]] این حج و حج افراد نیست، جز آن‌که در حج قران، حج‌گزار هنگام [[احرام]] باید [[قربانی]] خود را اعم از گاو و گوسفند همراه داشته باشد و مستقیماً از [[میقات]] به سمت [[عرفات]] و سپس مشعر و بالاخره به سمت [[منا]] آمده و در [[قربانگاه]] منا، قربانی را به همراه دیگر [[حاجیان]] در [[روز]] دهم [[ذی‌الحجه]] قربانی کند<ref>دائره المعارف اسلامی، ج۶، ص۶۸.</ref>؛ اما حج افراد، قربانی ندارد. در صورت [[استطاعت]]، در حج قِران و اِفراد، [[عمره]] مفرده را بعد از حج به جا می‌آورند. در وجه [[تسمیه]] آن گفته‌اند: چون حج‌گزار برای [[احرام حج]] و عمره، دو [[نیت]] را مقارن می‌کند و به یک نیت احرام می‌بندد. یا اینکه حج‌گزار قارن است یعنی از میقات و از آغاز احرام و حین احرام، قربانی را [[قرین]] خود می‌کند.
[[اعمال]] واجب حج قرآن عبارتند از: احرام از میقات، وقوف در [[عرفات]]، وقوف در مشعر، [[رمی]] جمره [[عقبه]]، [[قربانی کردن]]، حلق یا تقصیر، [[طواف]] [[زیارت]]، [[نماز]] طواف زیارت، سعی میان [[صفا و مروه]]، طواف [[نساء]]، نماز طواف نساء، بیتوته در [[منی]]، رمی جمرات ثلاث. اما [[اعمال]] [[حج]] [[قرآن]] از [[روز نهم ذی‌حجه]] شروع می‌شود که تا [[روز]] دوازدهم (یا سیزدهم) [[ذی‌حجه]] به طول انجامد. گرچه برخی اعمال (مثل دو طواف و سعی) را می‌توان تا آخر ذی‌حجه به تأخیر انداخت، ولی [[احرام]] این حج را می‌توان از ابتدای ماه‌های حج یعنی از اول [[شوال]] بست.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۹۰.</ref>


==حج [[کودکان]]==
این [[احکام]] که نسبت به [[آفتاب]] گفته شد، نسبت به [[باران]] نیز جاری است؛ یعنی برای مرد حرام است که خود را به وسیله چتر و مانند آن، از باران بپوشاند.
تا فردی به [[بلوغ]] نرسد، تکلیفی ندارد. در کودکان نیز این شرط، مانع از [[وجوب]] اعمال نسبت به آنها است.
در [[عبادات]] [[صبی]] و [[کودک]]، بحث در این است که آیا عبادات او [[مشروع]] است؟ یعنی می‌تواند آنها را به قصد [[امتثال]] به جا آورد یا مشروع نبوده و نمی‌تواند آنها را به قصد [[امتثال امر الهی]] انجام دهد؟
مشهور [[فقها]] بر این عقیده‌اند که اعمال صبی، دارای [[مصلحت]] بوده، [[استحباب]] نیز دارد و تنها تمرین و [[آماده‌سازی]] نیست. عمده دلیل آنها، اطلاقات و عمومات [[آیات قرآن کریم]] است که شامل افراد بالغ و نابالغ -هر دو- می‌شود.


[[آیه کریمه]]: {{متن قرآن|أَقِيمُوا الصَّلَاةَ}}<ref>«و نماز را برپا دارید و زکات بدهید و با نمازگزاران نماز بگزارید» سوره بقره، آیه ۴۳.</ref> به [[طور]] مطلق، بیان می‌کند که همه باید نماز بخوانند؛ چه بالغ و چه غیر بالغ و نیز عموم [[آیه]] {{متن قرآن|فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ...}}<ref>«(روزهای روزه گرفتن در) ماه رمضان است که قرآن را در آن فرو فرستاده‌اند؛ به رهنمودی برای مردم و برهان‌هایی (روشن) از راهنمایی و جدا کردن حقّ از باطل. پس هر کس از شما این ماه را دریافت (و در سفر نبود)، باید (تمام) آن را روزه بگیرد و اگر بیمار یا در سفر بود، شماری از روزهایی دیگر (روزه بر او واجب است)؛ خداوند برای شما آسانی می‌خواهد و برایتان دشواری نمی‌خواهد و (می‌خواهد) تا شمار (روزه‌ها) را کامل کنید و تا خداوند را برای آنکه راهنمایی‌تان کرده است به بزرگی یاد کنید و باشد که سپاس گزارید» سوره بقره، آیه ۱۸۵.</ref> شامل افراد نابالغ هم می‌شود. اما از آنجا که دلیل بر عدم [[وجوب]] [[تکلیف]]، برای [[صبی]] وجود دارد؛ {{عربی|... أَنَّ الْقَلَمَ يُرْفَعُ عَنْ ثَلَاثَةٍ عَنِ الصَّبِيِّ حَتَّى يَحْتَلِمَ‌...}}<ref>وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج۱، ابواب مقدمات عبادات، باب ۴.</ref> پس [[حکم]] وجوب از صبی برداشته می‌شود، اما نسبت به برداشته شدن حکم [[استحباب]] و [[اباحه]] دلیلی وجود ندارد؛ لذا می‌توان گفت که [[اعمال عبادی]] صبی، استحباب دارد.
سایه بر سر قرار دادن، بر [[زنان]] و کودکان، مطلقاً جائز است، و می‌توانند در حال [[حرکت]] به اتومبیل سقف‌دار، سوار شوند، و یا چتر بر سر گیرند. البته احرام بستن در زیر سقف [[مسجد شجره]]، جائز است.
[[آیات]] فراوانی درباره شرایط، [[اعمال]] و [[احکام]] [[حج]] وجود دارد که اطلاق برخی از آنها شامل، صبی نیز می‌شود. {{متن قرآن|وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا}}<ref>«در آن نشانه‌هایی روشن (چون) مقام ابراهیم وجود دارد و هر که در آن در آید در امان است و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست؛ و هر که انکار کند (بداند که) بی‌گمان خداوند از جهانیان بی‌نیاز است» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref> اطلاق وجوب در این [[آیه]]، علاوه بر [[مکلفین]] شامل افراد نابالغ هم می‌شود و روایتی نیز بر این مطلب دلالت می‌کند: {{متن حدیث|الْحَجُّ عَلَى النَّاسِ جَمِيعاً كِبَارِهِمْ وَ صِغَارِهِمْ}}<ref>وسائل الشیعه، ج۱۱، ابواب وجوب حج، باب ۲.</ref> اما به [[دلایل]] خاص، از جمله شرطیت [[بلوغ]] در وجوب تکلیف، افراد نابالغ از اطلاق آیه و [[حدیث]] خارج می‌شوند و [[اجماع]] [[علما]] و [[فقها]] نیز مؤید این مطلب است.


[[فاضل هندی]] می‌گوید: چون صبی هنوز بالغ نشده؛ لذا حج بر او [[واجب]] نیست و اگر حجی هم به جا آورد، از باب تمرین خواهد بود و بر این سخن دو دلیل اقامه می‌کند، یکی اجماع علما و دیگری [[روایات]].
نکته دیگر این که بعد از فرود آمدن در منزلگاه، (چه [[مکه]] باشد، چه منازل بین راه، چه [[منی]] و [[عرفات]]) در حال توقف، و در رفت و آمد، زیر سایبان بودن، مانعی ندارد<ref>حرام بودن تظلیل، مختص به حال راه پیمودن است، و اما هرگاه در محلی منزل نماید، چه منی باشد چه غیر آن، با چتر و مثل آن، سایه بر سر قرار دادن مانع ندارد، اگر چه در حال راه رفتن باشد، مثل این که از خیمه خود، در منی برای قربانی یا رمی جمرات با چتر برود، گرچه احتیاط مستحب ترک است در حال راه رفتن. (امام).</ref>.
مرحوم نراقی نیز گفته است یکی از شرایط وجوب حج، بلوغ و [[عقل]] است. پس بر صبی حج واجب نیست.
[[شهید]] اول هم بر این مطلب تأکید ورزیده که چون [[صبی]] شرط [[وجوب]] [[حج]]، یعنی [[بلوغ]] را ندارد، پس حج بر او [[واجب]] نخواهد بود.
فقهای معاصر نیز بر این امر تأکید دارند که حج بر صبی به خاطر عدم بلوغش، واجب نیست.
[[امام خمینی]] [[رحمة]] [[الله]] هم فرموده‌اند: حج بر صبی واجب نیست، اگر چه مراهق و نزدیک به بلوغ هم باشد و اگر حج به جا آورد گر چه صحیح است، ولی کفایت از [[حجة الاسلام]] نمی‌کند<ref>تحریر الوسیله، امام خمینی رحمه الله، ج۱، ص۳۴۰.</ref>.


از [[امام صادق]]{{ع}} درباره حج [[کودک]] ده ساله سؤال شد. ایشان فرمودند: زمانی حج بر او واجب می‌شود که محتلم شود.
در صورت [[ضرورت]] (مانند: شدت [[گرما]]، یا سرما، یا [[باران]] شدید، و یا مریضی) می‌تواند خود در [[سایه]] نگه دارد، و [[معصیت]] نکرده، اما «یک گوسفند» باید [[کفاره]] بدهد.
[[امام علی]]{{ع}} سه گروه را از دایره [[تکلیف]] وجوبی خارج می‌داند که یکی از آنها صبی است؛ {{متن حدیث|الْقَلَمَ يُرْفَعُ عَنْ ثَلَاثَةٍ عَنِ الصَّبِيِّ حَتَّى يَحْتَلِمَ وَ عَنِ الْمَجْنُونِ حَتَّى يُفِيقَ وَ عَنِ النَّائِمِ حَتَّى يَسْتَيْقِظَ}}<ref>خصال، صدوق، ج۱، ص۹۴.</ref>. اکنون که حج بر صبی واجب نیست، این [[پرسش]] مطرح می‌شود که اگر صبی حج بگزارد آیا حج او صحیح است؟
[[علما]] بر این نظریه‌اند که حج صبی صحیح است و حتی گروهی ادعای [[اجماع]] کرده‌اند.
نتیجه این که صبی می‌تواند و بر او جایز است [[احرام]] ببندد و حج وی [[مشروع]] و صحیح می‌باشد.
[[اذن]] ولی در انجام حج؛ پرسش دیگری که باید به آن پاسخ داده شود، این است که: «آیا با [[اثبات]] [[صحت]] احرام و حج صبی، او باید از ولی خود اذن بگیرد، یا اذن از ولی در صحت حج شرط نیست؟»


در این مورد میان [[فقها]] [[اختلاف]] نظریه وجود دارد؛ گروهی؛ مانند [[شهید]] اول و [[علامه حلّی]] قائل به شرطیت اذن از ولی هستند. اما گروهی دیگر اذن ولی را شرط نمی‌دانند مانند [[مرحوم خویی]] و امام خمینی.
کفاره تظلیل «یک گوسفند» است، چه با عذر باشد، چه با [[اختیار]]، اما بعضی فرموده‌اند: اگر بدون عذر تظلیل کند، به تکرار آن، کفاره مکرر می‌شود، ولی اگر با عذر باشد، تا رفع آن برای هر احرامی، یک کفاره است. بعضی فرموده‌اند: مطلقاً در [[احرام]] [[عمره]]، هر چند بیش از یک مرتبه تظلیل کند «یک گوسفند» است، و همچنین در [[احرام حج]] و بعضی هم گفته‌اند: احوط آن است که اگر می‌تواند برای هر روزی «یک گوسفند» بدهد<ref>اقوی کفایت یک گوسفند است در احرام عمره، هر چند بیش از یک مرتبه تظلیل کرده باشد، و همچنین در احرام حج. (امام).</ref>.
و اما وجوب حج [[طواف]] [[نساء]] بر صبی؛ یکی از [[اعمال]] و [[مناسک]] مهم در حج، طواف نساء است. اهمیت آن به قدری است که در صورت به جا نیاوردن، [[حاجی]] دیگر نمی‌تواند [[ازدواج]] کند و اگر [[همسر]] داشته باشد همسرش بر او [[حرام]] خواهد شد و تا زمانی که آن را به جا نیاورد، این [[حکم]] همچنان باقی خواهد ماند.
در این میان، آن چه مهم است [[حج]] [[صبی]] است. با این که انجام [[اعمال]] حج بر صبی [[مستحب]] است آیا [[طواف]] [[نساء]] بر او [[واجب]] است؟ و آیا او نیز همچون افراد بالغ، باید تمام اعمال حج را انجام دهد؟ پیش از پاسخ به این [[پرسش]] باید به سه نکته توجه داشت:
# طواف نساء بر مرد و [[زن]] بالغ واجب است و در این مورد هیچ اختلافی وجود ندارد، [[روایات]] نیز بر آن تصریح دارند.
#در [[موسم حج]]، زن بر مرد و مرد بر زن زمانی [[حلال]] می‌شوند که طواف نساء را انجام داده باشند.
#هر عملی که بر مُحرِم بالغ حرام است، بر صبی مُحرِم نیز حرام می‌باشد و از هر عملی که او باید اجتناب کند، بر صبی نیز لازم است از آن به بپرهیزد.
در مورد [[وجوب]] طواف نساء بر صبی، همه [[علما]] (غیر از یک نفر) [[اتفاق نظر]] دارند.
[[شهید]] اول در دروس گفته است: طواف نساء واجب است ولی با ترک آن حج [[باطل]] نمی‌شود، اما زن هم بر او حلال نمی‌گردد و حکم خصی، خنثی و صبی نیز چنین است.
[[امام راحل]] نیز طواف النساء را حتی برای صبی غیر ممیز لازم دانسته، می‌گوید: [[ولیّ]] وی باید او را طواف دهد؛ اما در میان فقهای معاصر، تنها مرحوم [[آیت‌الله خویی]] به [[مخالفت]] برخاسته و قول عدم وجوب طواف نساء بر صبی را ترجیح داده است. ایشان می‌گوید: ظاهر آن است که با ترک طواف نساء، زن بر او حرام نمی‌شود.
اگر [[معتقد]] شویم که حج [[کودک]] غیر بالغ صحیح است و آن کودک بعد از [[بلوغ]] مستطیع شود و [[قدرت]] رفتن به [[حج تمتع]] را پیدا کند، آیا بر او واجب است به حج برود یا همان حج [[دوران کودکی]] کافی است؟


در پاسخ باید گفت: هیچ اختلافی در عدم کفایت [[حج]] [[صبی]] از [[حجه]] الاسلام وجود ندارد و علاوه بر [[روایات]]، [[اجماع]] نیز مؤید آن است.
کسانی که [[نذر]] کرده‌اند مثلاً از [[ایران]]، یا [[کشور]] دیگر مُحرم شوند، و باید با طیاره یا کشتی، یا مرکب دیگری که سقف‌دار است بروند، نذر آنها صحیح است<ref>در صورت التفات به این مطلب که ناچار است در حال راه پیمودن، زیر سایبان باشد، پیش از نذر معصیت‌کار است، برای آنکه خود را عملاً مبتلا به معصیت کرده است (امام).</ref>، لکن یک گوسفند باید کفاره بدهند<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۲۵۶.</ref>.
{{متن قرآن|وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا}}<ref>«در آن نشانه‌هایی روشن (چون) مقام ابراهیم وجود دارد و هر که در آن در آید در امان است و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست؛ و هر که انکار کند (بداند که) بی‌گمان خداوند از جهانیان بی‌نیاز است» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref>.
درباره [[وجوب]] حج است بر افراد بالغ و شامل غیر بالغ نمی‌شود. پس حج صبی [[امتثال امر الهی]] نبوده و [[تکلیف]] بر عهده او باقی خواهد ماند؛ لذا این حج او مجزی نبوده و باید حج دیگری بعد از [[بلوغ]] به جا آورد<ref>فصلنامه میقات حج، ش۶۲، ص۱۸.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۹۱.</ref>


==[[حجّ]] مُبَدَّله==
== حَلق ==
حج تمتعی که بدل به حج افراد شود. اگر کسی از روی ندانستن مسأله، تقصیر [[عمره]] [[تمتع]] را ترک کند و وقتی [[احرام]] بسته است برای او قضای آن یا اعاده آن ممکن نیست، بنابراین [[حج تمتع]] او به حج افراد مبدل می‌شود، یعنی [[افعال]] حج را تماماً به جا آورده و سپس به [[میقات]] رفته، عمره احرام مفرده می‌بندد و [[اعمال]] عمره را انجام می‌دهد<ref>فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۶۸.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۹۳.</ref>
تراشیدن سر در [[حج تمتع]] و [[عمره]]، از عباداتی است که [[مظهر]] و نشانه [[خضوع]] و [[خشوع]] [[بنده]] در برابر [[خالق]] توانا و [[متعال]] است. [[خداوند سبحان]]، [[بندگان]] خویش را به میهمانی خود فرا خوانده و آنها نیز در جرگه [[اطاعت]] اوقدم نهاده‌اند و از [[بندگی]] غیرش ([[بت‌ها]]، قدرت‌ها، هوا و [[هوس‌ها]]) گریخته‌اند و در بند [[اسارت]] [[عشق]] به [[الله]] به حالت [[احرام]] درآمده‌اند و به اعمالی چون [[طواف]]، سعی بین [[صفا و مروه]]، وقوف در [[عرفات]]، [[رمی]] جمرات و [[قربانی]] پرداخته‌اند. در این هنگام، [[خداوند]] از آنان می‌خواهد علامت بندگی و خشوع و [[تسلیم]] کامل، یعنی «حلق» و «تقصیر» در حج تمتع و عمره [[تمتع]] و مفرده را با شیوه‌ای خاص به همراه [[قصد قربت]] او، بر خود ظاهر سازند و با این [[فریضه الهی]] از احرام خارج گردند. جد بزرگ ما [[آدم]]{{ع}} از انجام این [[فریضه]] در حج خود کوتاهی نکرد. بلکه همان‌طور که [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: [[خدای سبحان]] [[جبرئیل]] را به همراه<ref>فصلنامه میقات حج، ج۹، ص۲۷ و ۲۸؛ کافی، ج۴، ص۱۹۵.</ref> یاقوتی از [[بهشت]] فرستاد، آن‌گاه سر آدم توسط خود او و یا جبرئیل تراشیده شد.


==حج مبرور==
«حلق» (سر تراشیدن) این [[سنت الهی]] در [[دوران جاهلیت]] هم به جا آورده می‌شد. معتمرین هر گاه عمره خود را به جای می‌آوردند سرشان را نیز می‌تراشیدند. [[قرآن مجید]] سر تراشی در حج را در [[رؤیای صادق]] [[رسول خدا]]{{صل}} مطرح می‌فرماید.
در دعای پس از [[فریضه]] [[ماه مبارک رمضان]] می‌خوانیم: {{متن حدیث|... أَنْ تَكْتُبَنِي مِنْ حُجَّاجِ بَيْتِكَ الْحَرَامِ الْمَبْرُورِ حَجُّهُمْ}}. منظور حج [[نیکو]] و [[پسندیده]] است که در [[دعا]] به درگاه [[خداوند]] باید درخواست [[توفیق]] آن را داشت. طبق [[حدیث]]، [[رسول اکرم]]{{صل}} حج مبرور را از [[دنیا]] و آن‌چه در آن است بهتر می‌داند و [[پاداش]] آن را تنها [[بهشت]] ذکر می‌کند.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۹۳.</ref>


==حَجّ مُتَسَکِّع==
{{متن قرآن|لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُءُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ}}<ref>«خداوند، به حق رؤیای پیامبرش را راست گردانیده است؛ شما اگر خداوند بخواهد با ایمنی، در حالی که سرهای خود را تراشیده و موها را کوتاه کرده‌اید، بی‌آنکه بهراسید به مسجد الحرام وارد می‌شوید بنابراین او چیزی را می‌دانست که شما نمی‌دانید، از این رو پیش از آن پیروزی نزدیکی پدید آورد» سوره فتح، آیه ۲۷.</ref>.
حج کسی است که [[استطاعت]] ندارد و به [[سختی]] و با گرفتن زاد و [[توشه]] از دیگران، حج کند. این حج، کفایت نمی‌کند یعنی اگر مستطیع شود باید حج خود را بجا آورد<ref>فرهنگ اصطلاحات حج، حریری ص۶۸.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۹۴.</ref>


==حج مستحبی==
مرحوم [[صاحب جواهر]] لله در موضوع [[وجوب]] سر تراشیدن در [[منا]] برای کسی که اولین بار موفق به انجام حج می‌شود (که اصطلاحاً به او صروره می‌گویند) به [[روایت]] «[[سلیمان بن مهران]]» [[استشهاد]] می‌کند و می‌گوید: سلیمان از [[امام صادق]]{{ع}} سؤال کرد: چرا حلق و سر تراشیدن بر «صروره» [[واجب]] است نه بر دیگران؟ حضرت در جواب فرمود: زیرا با عمل سر تراشیدن علامت [[ایمان]] را در خود ظاهر نموده (و سپس فرمود) آیا نشنیده‌اید قول [[خداوند عزوجل]] را {{متن قرآن|لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ...}} که در [[سوره فتح]] آمده است.
آن‌چه درباره اهمیت و ثمرات [[حج]] و [[اجر]] و [[ثواب]] آن آمده، تمام آنها شامل حج مستحبی نیز می‌باشد و اختصاص به حج وجوبی ندارد؛ زیرا [[آیات]] و [[روایات]] به نحو اطلاق آمده است. بنابراین افرادی که حج [[واجب]] خود را انجام داده‌اند و [[توانایی]] دارند که از ثمرات آن به دفعات بهره‌مند شوند، شایسته نیست که کوتاهی کنند.
هرگاه کسی بتواند هر سال، حج استحبابی به جا آورد، این [[عمل مستحبی]] او [[برتر]] از تمام [[مستحبات]] است، حتی از [[انفاق]] و [[بنده]] [[آزاد]] کردن.
[[امام ششم]]{{ع}} فرمود: یک حج بهتر است از یک خانه‌ای که پر از طلا باشد و آن [[تصدق]] شود<ref>وسائل الشیعه، ج۸، ص۸۲.</ref>.
نیز فرمود: هیچ عملی با حج [[برابری]] نمی‌کند؛ زیرا یک درهم که در حج صرف شود، برتر است از دو هزار هزار درهم که در راه غیر از آن صرف گردد<ref>وسائل الشیعه، ج۸، ص۸۵.</ref>. [[امام هشتم]]{{ع}} فرمود: هر کسی سه نفر [[مؤمن]] را به حج فرستد، خود را از [[خدای عزوجل]] خریده و [[خدا]] از او سؤال نمی‌کند که مالش را از کجا به دست آورده<ref>وسائل الشیعه، ج۸، ص۹۰.</ref>. نقل شده که [[علی بن یقطین]]، سال‌هایی که به حج موفق نمی‌شد، بیش از سیصد نفر به [[نیابت]] خود به حج می‌فرستاد و با این کار، بسیاری را بهره‌مند می‌ساخت.
بر حج استحبابی آن‌قدر تأکید شده است که گفته‌اند مقدّم بر [[دَین]] است، بلکه [[مستحب]] است برای حج [[قرض]] کند. [[معاویه بن وهب]] از چند نفر [[روایت]] کرده که به امام ششم{{ع}} عرض کردند: ما قرض داریم و پولی به دستمان می‌آید که اگر به طلب‌کارها بدهیم، چیزی برای مخارج حج باقی نمی‌ماند؟ فرمود: با آن حج کنید و [[دعا]] کنید خدا قرض‌تان را ادا کند<ref>وسائل الشیعه، ج۸، ص۱۰۱.</ref>.


در روایتی از امام ششم{{ع}} آمده است که: [[فرشتگان]] برای آن کس که هر سال به حج مشرف می‌شده، ولی در سالی نتوانسته است حج کند، دعا می‌کنند<ref>وسائل الشیعه، ج۸، ص۹۵.</ref>.
[[فضیلت]] حلق بر تقصیر؛ اگر چه غیر صروره ملزم به حلق و تراشیدن سر نیست و مخیر است میان کوتاه کردن مو و ناخن و تراشیدن سر، اما حلق و تراشیدن سر فضیلت و [[ثواب]] بیشتری دارد. امام صادق{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|الْحَلْقُ أَفْضَلُ مِنَ التَّقْصِيرِ لِأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} حَلَقَ رَأْسَهُ فِي حِجَّةِ الْوَدَاعِ وَ فِي عُمْرَةِ الْحُدَيْبِيَةِ}}<ref>بحار الانوار، ج۹۶، ص۳۰۱.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۴۲۹.</ref>
مستحب است [[حج]] استحبابی، به [[نیابت معصومان]]{{عم}} یا پدر، مادر، [[خواهر]] و [[برادر]] و هر که را می‌خواهد انجام گیرد.
[[امام ششم]]{{ع}} فرمود: اگر هزار نفر را در حجی که انجام می‌دهی [[شریک]] کنی، برای هر یک [[ثواب]] حجی خواهد بود، بدون آنکه نقصانی در [[حجّ]] خودت به وجود آید<ref>وسائل الشیعه، ج۸، ص۱۴۳.</ref>.
مردی به امام ششم{{ع}} عرض کرد: جانم به فدایت! من [[نیت]] داشتم که در حج خود که در این سال به جا آوردم، پدر، مادر یا دیگری را از [[اهل]] خود شریک سازم و فراموش کردم. حضرت فرمود: الان آنها را شرکت بده<ref>وسائل الشیعه، ج۸، ص۱۴۴.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۹۴.</ref>


==حج مُستَقَرّ==
== [[تشرف]] در حج ==
هرگاه کسی با وجود شرایط [[استطاعت]]، حج را ترک کند، اصطلاحاً می‌گویند حج بر او مستقر شده و باید به هر صورت که می‌تواند به حج برود<ref>فرهنگ اصطلاحات فقهی، محمدحسین مختاری.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۹۵.</ref>
تشرف به معنای دیدن و [[شرف]] حضور یافتن به خدمت [[امام زمان]]{{ع}} است. البته [[رؤیت]]، [[ملاقات]]، [[فیض حضور]]، [[شهود]] و [[مشاهده]] با هم تفاوت‌هایی دارد. اگر چه در [[توقیع امام زمان]]{{ع}} به آخرین [[نائب]] خود [[علی بن محمد سمری]] آمده است که: «هر کس در [[دوران غیبت کبری]]، ادعای دیدن مرا نماید، [[دروغگو]] است، اما از طرف دیگر حکایات متواتری با سندهای معتبر، در آنها بیان شده که عده‌ای از اشخاص و علمای مورد [[وثوق]]، به خدمت حضرت مشرف شده و او را دیده‌اند.


==حج مقبول==
در این قسمت به چند نمونه از [[انسان‌های پاک]] و منزهی که [[توفیق]] و [[لیاقت]] [[دیدار امام زمان]]{{ع}} را در [[مراسم]] باشکوه حج داشته‌اند اشاره می‌گردد، به [[امید]] آنکه ما را نیز لایق این دیدار نماید.
در مفاتیح می‌خوانیم: {{متن حدیث|وَ أَنْ تَجْعَلَ لِي فِي عَامِي هَذَا إِلَى بَيْتِكَ الْحَرَامِ سَبِيلًا حَجَّةً مَبْرُورَةً مُتَقَبَّلَةً}}. منظور حج پذیرفته شده در بارگاه [[حق تعالی]] است. در [[ادعیه]] باید از [[خداوند]]، [[طلب]] حج مقبول کرد.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۹۵.</ref>


==حج میقاتی==
تشرف در [[طواف]]؛ عده‌ای از شاگردان حضرت [[آیت‌الله]] اراکی از معظم له خواستند مطالبی را درباره داستان تشریف دخترشان به [[محضر امام]] عصر{{ع}} بیان کنند. ایشان فرمودند: دخترم به [[احکام شرعی]] و [[دستورات]] [[دیدنی]] کاملاً آشنا و نسبت به [[اعمال]] [[شرعی]] پایبندند. من از [[دوران کودکی]] او تا کنون مواظب حالش بودم، تا این که چندی پیش می‌خواست عازم [[مکه]] شود، ولی شوهرش نمی‌توانست همراه او برود، و پسرش هم [[راضی]] نشد همراهی‌اش کند. سرانجام بر این شد که در [[معیت]] آیت‌الله آقای حاج آقا [[موسی]] زنجانی و [[خانواده]] ایشان مشرف شود. موقع خداحافظی، از [[تنهایی]] اظهار [[نگرانی]] می‌کرد و می‌گفت: با این وضع چگونه اعمال حج را به جا آورم؟ به او گفتم که ذکر {{متن حدیث|يَا حَفِيظُ يَا عَلِيمُ‌}} را زیاد بگوید. ایشان خداحافظی کرد و به حج رفت.
حجی که [[هزینه]] [[سفر]] فقط از محل [[میقات]] تا [[مکه]] و بازگشت به میقات پرداخت می‌شود<ref>فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۶۹.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۹۵.</ref>


==حجّ نُزهَت==
روزی که از [[سفر حج]] بازگشت، خاطره‌ای برای من نقل کرد و گفت: هنگام طواف [[خانه خدا]] معطل ماندم، دیدم با ازدحام [[جمعیت]] نمی‌توانم طواف کنم؛ لذا در کناری به [[انتظار]] ایستادم، ناگهان صدایی شنیدم که می‌گفت: ایشان امام زمان است، متصل به امام زمان شده، پشت سر او طواف کن! دیدم آقایی در میان [[جمعیت]] و پیشاپیش آنان در [[حرکت]] است و مردمی دور او حلقه زده‌اند. به طوری که هیچ کس نمی‌توانست وارد آن حلقه شود، من وارد شدم و دستم را به عبایش گرفتم و مکرر می‌گفتم: قربان شما بروم و هفت بار دور [[خانه]] [[طواف]] کردم. [[آیت‌الله]] اراکی در پایان فرمودند: من به [[صدق]] و [[راستی]] این دختر قطع و [[یقین]] دارم و او این داستان را برای کسی حتی آقای حاج آقا موسی زنجانی نگفته بود<ref>برکات سرزمین وحی، ص۸۹ (به نقل از شرح احوال آیت‌الله اراکی، رضا استادی، ص۵۹۸).</ref>.
طبق [[روایت]] حجی است که [[پادشاهان]] برای [[تفریح]] انجام می‌دادند.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۹۶.</ref>


==حج نیابتی==
[[تشرف]] در [[عرفات]]؛ [[حجة الاسلام و المسلمین]] آقای انصاریان نقل کرده‌اند: فردی بود به نام «محمد علی اربابی تهرانی» که با آقای «شیخ رجبعلی [[خیاط]]» بسیار نزدیک بود، درباره سفرش به [[مکه]] می‌گفت: شب نهم به عرفات رسیدم، در آن [[زمان]] عرفات بسیار تاریک بود و از چراغ دستی استفاده می‌شد. [[ساعت]] ۱۰ شب بود که پیوسته متذکر حضرت [[امام عصر]]{{ع}} بودم، البته نه برای زیارت‌شان؛ چراکه خود را لایق [[زیارت]] ایشان نمی‌دانستم. بیرون چادر متذکر بودم در حالی که هیچ کس حضور نداشت، ولی صدایی به [[زبان فارسی]] شنیدم که گفت: حاج آقا محمد علی! برگشتم با یک چهره [[نورانی]]، [[روحانی]] و آسمانی مواجه شدم، گفت: بیا کنار دست من. گفتم: [[چشم]] و در [[حقیقت]] به سوی ایشان کشیده شدم، کنارش نشستم. فرمود: امشب [[شب عرفه]] است، زیارت [[حضرت سیدالشهداء]] وارد است، دلت می‌خواهد من یک زیارت بخوانم؟ حاج آقا محمد علی گفت: من از [[کودکی]] زیارت‌های معروف را شنیده بودم و با آنها آشنایی داشتم و مضامین و کلمات آنها را می‌دانستم، به ایشان گفتم که خیلی دوست دارم. حدود یک ساعت زیارتی را خواند که تا آن زمان نشنیده بودم. کلمه به کلمه که می‌خواند، من [[حفظ]] می‌کردم و تا آخر به حافظه‌ام سپرده شد. [[گریه]] کردن آن شخص هم غیر قابل توصیف بود. پس از زیارت خداحافظی کرد و رفت. هر قدر از من دور می‌شد، [[زیارت]] هم از خاطرم می‌رفت تا اینکه به کلی آن را فراموش کردم. از [[مکه]] به [[کاظمین]] رفتم و کنار راه آهن ایستاده بودم، ناگاه همان شخص را دیدم. نزدیک آمد، [[سلام]] کرد و گفت: به [[تهران]] که رفتی، سلام مرا تنها به آقا شیخ محمد حسن طالقانی برسان.
حجی است که به خاطر [[اجیر]] شدن بر [[نایب]] [[واجب]] می‌شود. انجام [[مراسم حج]] به جای دیگری را گویند.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۹۶.</ref>
می‌گفت: وقتی به تهران آمدم و نزد آقا شیخ محمد حسن رفتم و قضیه را نقل کردم، ایشان بسیار گریست و مرا متوجه کرد که آن شخص [[امام عصر]]{{ع}} بوده است، در حالی که من در [[عرفات]] و کاظمین آن [[بزرگوار]] را نشناخته بودم<ref>برکات سرزمین وحی، ص۹۱.</ref>.


==حجّ واجب==
[[تشرف]] در راه [[مسجدالحرام]]؛ مرحوم [[حجة الاسلام و المسلمین]] [[هادی]] مروی نقل کردند: «[[آیت‌الله]] شیخ [[راضی]] نجفی تبریزی» ابوالزوجه [[شهید]] حاج شیخ عباس شیرازی، با شنیدن [[شهادت]] ایشان بسیار ناراحت شد و می‌گفت: نمی‌توانم شهادت حاج شیخ عباس شیرازی را [[باور]] کنم. خیلی نا آرام بود و [[گریه]] می‌کرد، زمینه‌ای فراهم گردید که ایشان به حج مشرف شد و پس از بازگشت، داستانی را نقل کرد. گفت [[خداوند]] [[عنایت]] کرد و در کاروانی که نزدیک [[حرم]] مستقر بود، قرار گرفتم (چون پایش ناراحت بود و با [[عصا]] راه می‌رفت) در ساعات میان ۹ تا ۱۰ که وقت خلوتی است به مسجدالحرام رفتم، روزهای هفتم و [[هشتم ذیحجه]] بود و همه [[زائران]] به مکه آمده بودند و خیابان‌ها شلوغ بود. یک بار که به طرف حرم می‌رفتم، دیدم هیچ کسی در خیابان نیست، ماشین دیده می‌شود، ولی کسی در داخل آنها نیست، [[تعجب]] کردم که خیابان‌های شلوغ همه [[روزه]]، چرا امروز [[خلوت]] است در همین [[فکر]] بودم که ناگاه دیدم فردی از روبه‌رو می‌آید، نعلین مردانه‌ای در پا و نقابی بر چهره داشت. به محض این که خواستم سؤالی بکنم، مثل کسی که برق او را گرفته باشد، خشکم زد. در مقابلم ایستاد و هیچ حرکتی نتوانستم بکنم. [[نقاب]] را تا بالای ابرو بالا زد، وقتی چشمم به آن صورت [[زیبا]] افتاد، مکرر گفتم: {{متن حدیث|مَا شَاءَ اللَّهُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ‌}} این جمله را چند بار تکرار کردم و مبهوت [[جمال]] ایشان شدم. سپس نقاب را انداخت و من دوباره غوغای [[جمعیت]] را دیدم.
حجی است که به یکی از سه راه واجب می‌شود:
#[[حجة الاسلام]] که در تمام [[عمر]] یک مرتبه برای کسی که مستطیع باشد واجب می‌شود.
#حجی که به واسطه [[نذر]] یا [[عهد]] یا قسم بر شخص واجب می‌شود.
#حجی که به جهت اجیر شدن بر نایب واجب می‌شود<ref>توضیح مناسک حج، ص۴.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۹۶.</ref>


==[[ضیافت]] [[الله]]==
در جلسه بعد، یکی از منسوبین از ایشان پرسید چه درخواستی از [[خدا]] کرده بودی که این ماجرا برایت رخ داد؟ گفت: وقتی چشمم به [[کعبه]] افتاد، بی‌اختیار این جمله بر زبانم جاری شد که {{متن حدیث|اللَّهُمَّ أَرِنِي الطَّلْعَةَ الرَّشِيدَةَ وَ الْغُرَّةَ الْحَمِيدَةَ...}} و آن گاه افزود: خیلی [[غصه]] خوردم که ای کاش غیر از «[[رؤیت]]»، «تکلم» را هم خواسته بودم. چون در مرتبه اول که چشم [[انسان]] به کعبه می‌افتد، هر آرزویی که داشته باشد [[اجابت]] می‌شود<ref>برکات سرزمین وحی، ص۹۴.</ref>.
تعبیر ضیافت الله در [[روایات]] در دو مورد به کار گرفته شده است<ref>در روایتی هم از پیامبر اکرم{{صل}} آمده است: {{متن حدیث|وَفْدُ اللَّهِ ثَلَاثَةٌ الْغَازِي وَ الْحَاجُّ وَ الْمُعْتَمِرُ}}؛ (شفاء الغرام، ج۱، ص۳۴۹).</ref>: ضیافت [[روزه]] [[ماه مبارک رمضان]]، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در مورد [[ماه رمضان]] فرمودند:
{{متن حدیث|شَهْرٌ دُعِيتُمْ فِيهِ إِلَى ضِيَافَةِ اللَّهِ وَ جُعِلْتُمْ فِيهِ مِنْ أَهْلِ كَرَامَةِ اللَّهِ...}}<ref>وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۳۱۳.</ref>؛
[[حج]] نیز ضیافت است و [[حاجیان]] ضیوف الرحمان‌اند. [[عظمت]] حج در دعاهای ماه مبارک رمضان بسیار چشم‌گیر است. به نظر می‌رسد یکی از برجسته‌ترین دعاهای ماه مبارک رمضان «[[طلب]] حج» است، آن هم حج مکرر: {{متن حدیث|وَ ارْزُقْنِي حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرَامِ فِي عَامِي هَذَا وَ فِي كُلِّ عَامٍ...}}<ref>دعای ابوحمزه ثمالی، دعای افتتاح.</ref>. این [[دعا]]، دعای روزه‌، دار و ضیف [[الرحمن]] در ماه مبارک رمضان است<ref>عرفان حج، ص۲۲.</ref>.
[[خداوند متعال]] می‌خواهد ضیافت خود را در طی چند ماه تمام کند که آغاز ضیافت، [[شهر]] الله (ماه مبارک رمضان) و پایان آن، ذیحجة الحرام است که پایان اشهر حج می‌باشد. پس حج نیز مانند روزه، ضیافت [[خداوند]] است و حاجیان ضیوف الرحمن.


ضیافت دو مرحله دارد:
کسانی که در دوران [[غیبت طولانی]] آن حضرت به دیدارش مفتخر شده‌اند، بسیارند. برشمردن نام و نشان همه آنان ممکن نیست. [[علامه مجلسی]] در کتاب خود<ref>بحارالانوار، ج۵۲، ص۱ – ۷۷.</ref> نام گروهی را که در [[غیبت کبری]] به دیدار حضرت نایل آمده‌اند، بر شمرده است.
#میزبان به میهمان می‌گوید: چیزی بخواه.
#میزبان آن‌چه را که میهمان می‌خواهد به او عطا می‌کند.
در ماه مبارک رمضان، میزبان که خداوند متعال است به [[بندگان]] [[صالح]] خود دستور می‌دهد از من طلب کنید، آن‌گاه در [[مراسم]] و [[مناسک حج]] [[خواسته‌ها]] را عطا می‌کند. در آنجا سخن از طلب نیست، سخن از عطاست. آنجا نمی‌گوید از من بخواه بلکه خواسته‌ها را عطا می‌کند. گرچه خواسته و عطایش به هم آمیخته شده و هر مرتبه‌ای از عطا، خواسته‌ای را به همراه دارد.
او کسی است که فراوانی [[بخشش]] و عطای او جز بر [[جود]] و [[کرم]] وی نیفزاید: {{متن حدیث|وَ لَا تَزِيدُهُ كَثْرَةُ الْعَطَاءِ إِلَّا جُوداً وَ كَرَماً}}<ref>مفاتیح الجنان، دعای افتتاح.</ref>.
[[انسان]] هر چه از خداوند متعال دریافت کند تشنه‌تر می‌شود، ابتداء نمی‌داند از [[خدا]] چه بخواهد، چون نمی‌داند که در دستگاه [[خداوند]] چه هست. وقتی رخی نشان داد و چیزهایی را از پشت پرده دید، سوال [[تولید]] می‌شود و درخواست ظهور می‌کند. هر مرحله‌ای از عطا و و [[بخشش]]، مرتبه‌ای از درخواست است و خواهش [[انسان]] را زنده می‌کند. و [[آدمی]] با درخواست و خواهش، مرحله تازه‌تری را از [[خداوند متعال]] درخواست و دریافت می‌کند، وقتی مرحله بالاتری را دریافت کرد، [[عطش]] او بیشتر می‌شود و چیزی [[طلب]] می‌کند<ref>عرفان حج، جوادی آملی، ص۲۳.</ref>.
و اما [[حج]]، [[ضیافت]] خداوند است و [[حاجیان]] همانند [[روزه‌داران]] [[مهمانان]] خدای رحمانند. [[امام صادق]]{{ع}} می‌فرمایند:
{{متن حدیث|إِنَّ ضَيْفَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ رَجُلٌ حَجَّ وَ اعْتَمَرَ فَهُوَ ضَيْفُ اللَّهِ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَى مَنْزِلِهِ‌}}<ref>بحار، ج۹۹، ص۷.</ref>؛ «همانا میهمان خدای عزو جل، کسی است که حج و [[عمره]] به جای آورد، او تا زمانی که به منزلش باز گردد، میهمان خداست».


وقتی از امام صادق{{ع}} سؤال شد چرا [[روزه]] در ایام تشریق برای حاجیان [[ناپسند]] است؟ فرمود: چون که این گروه، [[زوار]] [[خدا]] و در میهمانی اویند و سزاوار نیست که میهمان، نزد کسی که به زیارتش رفته و او را میهمان کرده است، روزه بگیرد<ref>بحار، ج۹۹، ص۷، ح۳۸۰.</ref>. البته از جهت [[شرعی]]، روزه این ایام، [[حرام]] است.
مرحوم نوری نیز در کتاب خود<ref>نجم الثاقب، باب هفتم.</ref> داستان یکصد تن از آنان را که بدین [[افتخار]] نائل شده‌اند، آورده و آن گاه از این یکصد داستان، ۵۸ سرگذشت دیدار را برگزیده و در کتاب دیگرش «جَنَة الماوی» آورده است.
و [[راستی]] چه افتخاری [[برتر]] از این که خداوند به خلیلش ابراهیم{{ع}} دستور می‌دهد که پس از مهیا نمودن [[کعبه]]، [[عاشقان]] کعبه را به سوی آن [[دعوت]] نماید. {{متن قرآن|وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ}}<ref>«و در میان مردم به حجّ بانگ بردار» سوره حج، آیه ۲۷.</ref>.
علاوه بر اینها، [[دانشمندان]] پیشین و معاصر نیز کتاب‌های جداگانه‌ای درباره داستان کسانی که به دیدار آن حضرت مفتخر شده‌اند، به رشته تحریر در آورده‌اند. از جمله آنها است: تبصرة [[الولی]] فیمن [[رأی]] [[القائم]] المهدی، [[سید هاشم بحرانی]] - تذکرة الطالب فیمن رأی [[الامام المهدی]] الغائب، میثمی [[عراقی]]- دارالسلام فیمن فاز بسلام الامام، مرحوم نوری - بدائع الکلام فیمن اجتمع بالامام، [[سید]] جمال الدین محمد طباطبایی - البهجة فیمن فاز بلقاء [[الحجة]]، میرزا محمد [[نقی]] الماسی [[اصفهانی]] - العبقری الحسان، [[علی اکبر]] نهاوندی<ref>موعود نامه، مجتبی تونه‌ای، ص۲۲۵.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۲۵۱.</ref>
و در جای دیگر از [[قرآن]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَنْ طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ}}<ref>«و به ابراهیم و اسماعیل سفارش کردیم که خانه مرا برای طواف‌کنندگان (مسافر) و مجاوران (حرم) و رکوع‌کنندگان سجده‌گزار، پاکیزه بدارید» سوره بقره، آیه ۱۲۵.</ref>.
در «[[تفسیر نورالثقلین]]» آمده است: [[حضرت ابراهیم]] پس از [[بنای کعبه]] و دریافت [[فرمان]] [[خداوند تبارک و تعالی]] برای دعوت [[مردم]] به سوی کعبه، به پیشگاه خداوند عرض کرد: خداوندا! صدای من چگونه به [[گوش]] [[مردم]] می‌رسد؟ ندا آمد: {{متن حدیث|عَلَيْكَ الْأَذَانُ وَ عَلَيَّ الْإِبْلَاغُ‌}}<ref>اخبار مکه، ص۶۷ (به نقل از گلواژه‌های حج و عمره، بصیری، ص۳۵۵).</ref>؛ «[[وظیفه]] تو اعلام و وظیفه من رساندن این ندا به گوش مردم است».


[[حضرت ابراهیم]]{{ع}} بالای سنگی قرار گرفت و با صدای بلند مردم را به [[زیارت]] [[خانه خدا]] [[دعوت]] نمود. نه تنها صدای او به گوش مردم آن عصر رسید، بلکه همه کسانی که در پشت [[پدران]] و رحم [[مادران]] نیز بودند، دعوت حضرت ابراهیم‌{{ع}} را دریافت کردند. این [[روایت]] از [[حضرت علی]]{{ع}} است که:
== [[حج]] ابراهیم{{ع}} ==
{{متن حدیث|الْحَاجُّ الْمُعْتَمِرُ وَفْدُ اللَّهِ وَ حَقٌّ عَلَى اللَّهِ أَنْ يُكْرِمَ وَفْدَهُ وَ يَحْبُوَهُ بِالْمَغْفِرَةِ}}<ref>بحارالانوار، ج۹۹، ص۸؛ کافی، ج۴، ص۲۵۵.</ref>؛ «حجاج در ایام [[حج]] و [[عمره]] میهمان [[خدا]] هستند و [[حق]] دارند مورد [[احترام]] [[خداوند]] قرار گرفته و خداوند با [[مغفرت]] و [[آمرزش]] نسبت به آنها [[اظهار محبت]] نماید».
قبل از ابراهیم نیز، [[کعبه]] مقصد [[آمال]] بود و [[مردم]] برای انجام حج رو به سوی آن می‌نهادند، اما دیوارهای کعبه به مرور [[زمان]] فرسوده و رو به انهدام بوده است. [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} به [[امر خدا]] پایه‌های آن را از نو برافراشت و با اسماعیل به [[راهنمایی]] [[فرشته وحی]]، [[مناسک حج]] را به جا آورد. بنا بر برخی [[نصوص]]، ابراهیم خود، قبل از تجدید [[بنای کعبه]] حج را به جا آورده بوده است<ref>فروع کافی، ج۴، ص۲۰۳.</ref>.
شبی امیرالمؤمنین‌{{ع}} وارد [[مسجدالحرام]] شد، و در کنار [[کعبه]]، [[بادیه‌نشینی]] را [[مشاهده]] فرمود که [[پرده کعبه]] را گرفته و با چشمی اشکبار و دلی غمبار می‌گوید:
{{متن حدیث|يَا صَاحِبَ الْبَيْتِ الْبَيْتُ بَيْتُكَ وَ الضَّيْفُ ضَيْفُكَ وَ لِكُلِّ ضَيْفٍ مِنْ مُضِيفِهِ قِرًى فَاجْعَلْ قِرَايَ مِنْكَ اللَّيْلَةَ الْمَغْفِرَةَ}}<ref>حج و عمره در قرآن و حدیث، ص۲۳۸، حدیث ۳۷۷.</ref>؛ «ای صاحب [[بیت]]! [[خانه]] خانه توست، و من مهمان تو هستم، هر میزبانی به میهمان خود توجه می‌کند و [[پذیرایی]] و احترام تو از من در این شب، [[بخشش]] گناهانم باشد».


این سخنان توجه علی{{ع}} را جلب کرد، حضرت به [[یاران]] و [[دوستان]] خود فرمودند: شما نیز سخنان این [[بادیه‌نشین]] را شنیدید؟ گفتند: بلی، مولا فرمود: خداوند [[کریم]] بدون تردید [[حاجت]] او را می‌پذیرد، {{متن حدیث|اللَّهُ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ يَرُدَّ ضَيْفَهُ‌}}<ref>حج و عمره در قرآن و حدیث، ص۲۳۸، حدیث ۳۷۷.</ref>.
ابراهیم به [[فرمان خدا]]، مردم را به حج [[خانه خدا]] [[دعوت]] نمود: {{متن قرآن|وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ}}<ref>«و در میان مردم به حجّ بانگ بردار تا پیاده و سوار بر هر شتر تکیده‌ای که از هر راه دوری می‌رسند، نزد تو آیند» سوره حج، آیه ۲۷.</ref>.
[[عرب]] بادیه‌نشین، شب دوم و سوم نیز در همان مکان، پرده کعبه را گرفت و دعاهایی را زمزمه کرد، و به ترتیب از خدا دوری از [[آتش دوزخ]]، روزی [[بهشت]] برین و سرانجام مبلغ چهار هزار درهم [[پول]] خواست. حضرت در این هنگام خود را به او رسانید و او را مورد [[عنایت]] قرار داده و فرمود: این پول‌ها را برای چه می‌خواهی؟ او گفت: هزار درهم [[قرض]] دارم، هزار درهم [[هزینه]] [[ازدواج]] و هزار درهم مهریه همسرم می‌باشد و با هزار درهم چهارمی می‌خواهم [[تجارت]] و [[زندگی]] نمایم. حضرت او را [[وعده]] [[یاری]] داد و باغش را در [[مدینه]] فروخت و مشکل [[عرب]] [[بادیه‌نشین]] را برطرف کرد<ref>تحلیلی بر مناسک حج، بابا زاده، ص۲۵.</ref>. [[حضرت امام خمینی]] در پیامی فرمودند:
«مهم آن است که [[حاجی]] بداند کجا می‌رود؟ و [[دعوت]] چه کسی را [[اجابت]] می‌کند؟ و میهمان کیست؟ و [[آداب میهمانی]] چیست؟ و بداند [[خودخواهی]] و [[خودبینی]] با [[خدا]] خواهی مخالف است و با [[هجرت]] الی [[الله]] مباین و موجب [[نقض]] [[معنویت]] [[حج]] است»<ref>بخشی از پیام حضرت امام خمینی به زائران بیت‌الله الحرام، ۲۵/۵/۶۴.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۶۲۲.</ref>


==[[فضیلت]] [[حج]]==
پس از اسماعیل، همچنان حراست از سیادت کعبه و تولیت این پایگاه [[توحید]] بر عهده [[فرزندان]] او بود و [[پاسداری]] از [[مراسم حج]] و تطهیر آن را از تحریف‌های [[شرک‌آلود]]، [[پیامبران]] از فرزندان اسماعیل بر عهده داشتند<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۶۱.</ref>.
از [[حضرت امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] شده است که فرمودند: چون [[حضرت موسی]] حج گزارد، [[جبرئیل]] نازل شد. [[موسی]] به او گفت: کسی که با نیتی صادق و خرجی [[پاک]] و [[حلال]] این [[خانه]] را [[زیارت]] کند، چه پاداشی دارد؟ جبرئیل به سوی [[خدا]] بازگشت، [[خداوند]] [[وحی]] کرد که به او بگو: او را در [[ملکوت اعلی]]، همراه [[پیامبران]]، [[صدیقان]]، [[شهیدان]] و [[صالحان]] قرار می‌دهد و اینان چه رفیقان و همراهان خوبی‌اند<ref>حج و عمره در قرآن و حدیث، محمدی ری شهری، ص۲۲۳.</ref>.
[[پیامبر]]{{صل}} به کاروان شترهای حجاج نگاه کرد و فرمود: هیچ گامی برنمی‌دارند، مگر آنکه بر ایشان [[حسنه]] نوشته می‌شود و هیچ گامی نمی‌گذارند مگر آنکه گناهی از آنان محو می‌شود و هرگاه [[اعمال]] حج خود را به پایان برند، به آنان گفته می‌شود: بنایی ساختید، پس ویرانش نکنید، [[گناهان]] گذشته شما بخشیده شد، برای [[آینده]] [[کار نیک]] انجام دهید<ref>حج و عمره در قرآن و حدیث، محمدی ری شهری، ص۲۲۳.</ref>.


از [[امام صادق]]{{ع}} نقل شده است که فرمود: مردی از [[صحرانشینان]] [[عرب]]، [[پیامبر اکرم]] را دید، عرض کرد: یا [[رسول الله]]! من از [[اهل]] و عیالم جدا شده و آهنگ حج کردم، اما [[فرصت]] را از دست دادم و نتوانستم به این زیارت مشرف شوم. من [[مرد]] [[ثروتمندی]] هستم، دستور بده تا به وسیله [[مال]] و ثروتم کاری کنم که [[اجر]] این [[عبادت]] نصیبم شود. [[امام]]{{ع}} فرمودند: [[رسول خدا]] به او توجه کرده، فرمودند: به [[کوه]] [[ابوقبیس]] نگاه کن، اگر این کوه تماما طلای سرخ باشد و از آن تو باشد، و در [[راه خدا]] انفاقش کنی، نمی‌توانی به ثوابی که متوجه یک حج گزار شده است نائل شوی، سپس فرمودند: حج گزار هنگامی که اقدام به آماده شدن برای [[سفر حج]] می‌کند، هیچ چیزی را از [[زمین]] بلند نکرده و بر زمین نمی‌گذارد، مگر ده حسنه برایش نوشته می‌شود و ده گناهش محو می‌شود و مقامش در پیشگاه خداوند ده درجه بالا می‌رود. هنگامی که [[خانه خدا]] را [[طواف]] کرد، از گناهانش بیرون می‌رود. هنگامی که سعی بین [[صفا و مروه]] را به جای آورد؛ از گناهانش بیرون می‌رود. هنگامی که در [[عرفات]] توقف کرد، از گناهانش بیرون می‌رود. هنگامی که سنگ را به سوی [[شیطان]] افکند، از گناهانش بیرون می‌رود. هنگامی که در عرفات توقف کرد، از گناهانش بیرون می‌رود. هنگامی که سنگ را به سوی شیطان افکند، از گناهانش بیرون می‌رود.
== [[حج ابراهیمی]] ==
[[امام]]{{ع}} فرمود: [[پیامبر]]{{صل}} هم چنان [[مواقف]] مختلف [[حج]] را برشمرد و در مورد هر یک فرمود که حج گزار از گناهش بیرون می‌رود، سپس پیامبر{{صل}} فرمودند: تو چگونه می‌توانی به چنین پاداشی دست یابی؟ آنگاه امام{{ع}} فرمود: [[گناهان]] او تا چهار ماه نوشته نمی‌شود و برایش [[اعمال]] [[نیکو]] می‌نویسند، مگر اینکه [[مرتکب گناه کبیره]] شود<ref>محجه البیضاء، ج۲، کتاب اسرار الحج، ص۱۴۷، تهذیب، ج۵، ص۱۹.</ref>.
یعنی حقیقتی که [[خداوند]] [[تشریع]] کرد و به حضرت ابراهیم{{ع}} دستور داد که {{متن قرآن|وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ}} و در عصر [[رسول خدا]]{{صل}} این حج توسط آن حضرت تجدید [[حیات]] یافت. حج ابراهیمی حجی است که با انگیزه‌ای خاص و برای تحقق [[فلسفه]] مهم آنکه اظهار [[عبودیت الهی]] و [[نفی شرک]] و [[الحاد]] و رسیدن به قله کمال و [[سعادت]] است، انجام می‌گیرد<ref>فصلنامه میقات حج، ش۲، ص۳۲ و ص۲۳۹.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۶۲.</ref>
پیامبر{{صل}} در [[حدیثی]] فرمودند: {{متن حدیث|ليس للحجة المبرور ثواب الا الجنة}}<ref>الحج و العمره فی الکتاب و السنه، ص۶۵، به نقل از کتاب مجمع الزوائد، ج۳، ص۲۰۷.</ref>؛ «[[پاداش]] حج نیکو، جز [[بهشت]] نیست».


از [[امام صادق]]{{ع}} نقل شده است که فرمود: {{متن حدیث|حَجَّةٌ مَقْبُولَةٌ خَيْرٌ مِنَ الدُّنْيَا وَ مَا فِيهَا}}<ref>بحار، ج۹۹، ص۱۱.</ref>؛ «یک حج قبول شده، بهتر از همه [[دنیا]] و آنچه در آن است».
== حج اصغر ==
امام صادق{{ع}} از پیامبر{{صل}} نقل فرموده که آن حضرت فرمود: {{متن حدیث|الْحَجَّةُ ثَوَابُهَا الْجَنَّةُ وَ الْعُمْرَةُ كَفَّارَةُ كُلِّ ذَنْبٍ}}<ref>کافی، ج۴، ص۲۵۳.</ref>؛ «[[ثواب]] حج، بهشت است و [[عمره]]، [[کفاره]] همه گناهان است».
«حج اصغر» به [[عمره]] مفرده اطلاق می‌شود. [[پیامبر خدا]]{{صل}} فرمود: عمره همان حج اصغر است و یک عمره بهتر از دنیاست و آن‌چه در آن است و یک حج، بهتر از عمره است<ref>فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۴۵۴.</ref>. در مقابل آن، حج اکبر است<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۶۵.</ref>.
و اما [[مرگ]] در مسیر حج؛ گر چه عزیمت به خانه خدا و انجام اعمال حج و [[سختی‌ها]] و رنج‌های این [[سفر]] [[معنوی]]، حتی با سال‌های اخیر، از جهات مختلف متفاوت بوده و قابل مقایسه نیست و همه ساله [[دولت]] [[عربستان]] و تمام [[کشورهای اسلامی]] برای [[آرامش]] و [[آسایش]] هر چه بیشتر زائرین حرمین شریفین، [[برنامه‌ریزی]] نموده و [[تدابیر]] لازم را اتخاذ می‌نماید. لکن تعدادی از عزیزان در طی این سفر، پیمانه عمرشان به پایان رسیده، [[دعوت حق]] را [[اجابت]] می‌نماید و البته کم نیستند افرادی که از [[خداوند]] درخواست می‌نمایند که پایان عمرشان را در یکی از این دو مکان [[مقدس]] ([[مکه]] یا [[مدینه]]) قرار دهد. در این زمینه می‌توان به روایاتی اشاره کرد:
[[امام صادق]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|الْحَاجُّ وَ الْمُعْتَمِرُ فِي ضَمَانِ اللَّهِ فَإِنْ مَاتَ مُتَوَجِّهاً غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ذُنُوبَهُ وَ إِنْ مَاتَ مُحْرِماً بَعَثَهُ اللَّهُ مُلَبِّياً وَ إِنْ مَاتَ بِأَحَدِ الْحَرَمَيْنِ بَعَثَهُ اللَّهُ مِنَ الْآمِنِينَ وَ إِنْ مَاتَ مُنْصَرِفاً غَفَرَ اللَّهُ لَهُ جَمِيعَ ذُنُوبِهِ}}<ref>کافی، ج۴، ص۲۵۶، قبل از حج بخوانید، آیت‌الله افتخاری، ص۷۲.</ref>.
کسی که به قصد [[حج]] و [[عمره]] به سوی مکه برود در [[پناه]] [[خدا]] خواهد بود، پس اگر در [[حال]] رفتن به [[خانه خدا]] بمیرد، خداوند [[گناهان]] گذشته‌اش را می‌بخشد و چنانچه در حال [[احرام]] بمیرد، خداوند او را تلبیه گویان از [[قبر]] برانگیزاند و اگر در [[حرم مکه]] یا مدینه بمیرد، خداوند او را [[مبعوث]] فرماید در حالی که ایمن از [[عذاب قبر]] و [[آسوده]] خاطر باشد و اگر در حال مراجعت بمیرد، خدا جمیع گناهانش را بیامرزد.


[[حضرت علی]]{{ع}} در روایتی فرمود: «من [[بهشت]] را برای شش نفر از [[اهل]] [[ایمان]] تضمین می‌کنم؛
== حج [[فرشتگان]] ==
# کسی که در راه [[دستگیری]] فقراء و کمک به بینوایان بمیرد.
در [[نصوص]] [[اسلامی]]، سابقه حج تا پیش از [[آدم]] نیز مطرح شده است. بر این اساس [[حضرت آدم]] نخستین کسی نیست که [[مراسم حج]] را به جا آورده است. در [[حدیثی]] [[امام صادق]]{{ع}} از جدّ بزرگوارش نقل می‌کند: هنگامی که آدم از [[منی]] به [[مکه]] بازگشت، فرشتگان به استقبال وی شتافتند و به او [[تهنیت]] گفتند و نوید [[مقبولیت]] دادند و گفتند: {{متن حدیث|أَمَا إِنَّهُ قَدْ حَجَجْنَا هَذَا الْبَيْتَ قَبْلَ أَنْ تَحُجَّهُ بِأَلْفَيْ عَامٍ}}<ref>در راه برپایی حج ابراهیمی، عمید زنجانی، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ص۸۶.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۸۹.</ref>
# کسی که در راه [[عیادت بیماران]] و [[سرکشی]] به مریض‌های [[مؤمنین]] بمیرد.
# کسی که در راه [[پیکار]] و [[جهاد]] با [[دشمنان خدا]] کشته شود.
# کسی که به قصد [[طواف]] و [[زیارت]] خانه خدا بیرون رود و [[مرگ]] او را فراگیرد.
# کسی که بعد از [[فرایض]] [[جمعه]] بیرون رود و در حال [[طاعت]] بمیرد.
# کسی که برای [[تشییع جنازه]] [[مسلمانان]] و [[برادران دینی]] خارج شود و با مرگ خود روبرو شود».
[[پیامبر]]{{صل}} فرمودند: «هر کس در حال احرام بمیرد، لبیک گوی برانگیخته می‌شود»<ref>قبل از حج بخوانید، آیت‌الله افتخاری، ص۷۳.</ref>.
[[ابن عباس]] می‌گوید: مرد محرمی را مرکبش به [[زمین]] زد و در اثر شکستن گردنش، از [[دنیا]] رفت. [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: او را با آب و سدر [[غسل]] دهید و در همان [[لباس]] احرامش [[کفن]] کنید و سر و صورتش را نپوشانید، همانا او [[روز قیامت]] لبیک گویان برانگیخته می‌شود<ref>الحج و العمره فی الکتاب و السنه، ص۱۵۸؛ صحیح مسلم، ج۲، ص۸۶۶.</ref>.
پیامبر{{صل}} فرمودند: کسی که در این مسیر (راه [[کعبه]]) از [[دنیا]] برود، به [[حج]] آمده باشد یا [[عمره]]، او را برای [[حساب]] [[محشر]] نمی‌آورند و به او گفته می‌شود وارد [[بهشت]] شو<ref>الحج و العمره فی الکتاب و السنه، ص۱۵۸؛ عوالی اللئالی، ج۱، ص۹۶.</ref>.
[[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: کسی که در مسیر [[مکه]] بمیرد، چه در رفتن و چه در بازگشت، از هول عظیم [[قیامت]] ایمن خواهد بود<ref>الحج و العمره فی الکتاب و السنه، ص۱۵۸ و ۱۵۹؛ کافی، ج۴، ص۲۶۳.</ref>.


در روایتی از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} آمده است: {{متن حدیث|مَنْ مَاتَ فِي أَحَدِ هَذَيْنِ الْحَرَمَيْنِ حَرَمِ اللَّهِ وَ حَرَمِ رَسُولِهِ{{صل}} بَعَثَهُ اللَّهُ تَعَالَى مِنَ الْآمِنِينَ}}<ref>من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۱۶۸؛ شفاء الغرام، ج۱، ص۱۶۱.</ref>؛ کسی که در یکی از دو [[حرم]] [[خدا]] و [[رسول]] او بمیرد، [[خداوند]] او را در قیامت جزء کسانی که [[امنیت]] دارند برمی‌گزیند.
== حج فَرضی ==
از امام صادق{{ع}} [[روایت]] شده: {{متن حدیث|مَنْ مَاتَ فِي الْمَدِينَةِ بَعَثَهُ اللَّهُ فِي الْآمِنِينَ...}}<ref>کافی، ج۴، ص۵۵۸.</ref>؛ «کسی که در [[مدینه]] بمیرد، خداوند او را در ردیف کسانی که دارای امنیت هستند برمی‌گزیند».
منظور حج [[واجب]] است<ref>فصلنامه میقات حج، ش۸، ص۲۴.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۸۹.</ref>
از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} نقل شده است که فرمود:
{{متن حدیث|ايما مسلم خرج من بيته حاجا الى بيت الله الحرام، ثم نزل به الموت قبل بلوغه، أوجب الله الجنة}}<ref>الحج و العمره فی الکتاب والسنه، ص۱۵۸؛ تهذیب، ج۵، ص۲۳.</ref>؛ «هر [[مسلمانی]] که از [[خانه]] برای انجام حج خارج شود و در این مسیر مرگش فرا برسد، خداوند بهشت را بر او [[واجب]] می‌گرداند».
پیامبر اکرم{{صل}} فرمودند: {{متن حدیث|من خرج معتمرا فمات، كتب له أجر المعتمر إلى يوم القيامة}}<ref>منتخب احادیث عمره، قاضی عسکر، ص۳۰.</ref>؛ «هر کس به قصد عمره خارج شود و بمیرد، خداوند تا روز قیامت برای او در [[نامه]] عملش [[عمره]] ثبت می‌کند.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۷۳۳.</ref>.


==ماه [[حج]]==
== حج [[فریضه]] ==
به استناد [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِي الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللَّهُ وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ}}<ref>«حجّ (در) ماه‌های شناخته‌ای (انجام‌پذیر) است پس کسی که در آن ماه‌ها حجّ می‌گزارد (بداند که) در حجّ، آمیزش و نافرمانی و کشمکش (روا) نیست و هر کار نیکی کنید خداوند بدان داناست؛ و رهتوشه بردارید و بهترین رهتوشه پرهیزگاری است، و ای خردمندان! از من پروا کنید» سوره بقره، آیه ۱۹۷.</ref> و [[روایات معصومین]]{{عم}}، [[زمان]] برگزاری حج ماه‌های [[شوال]]، [[ذی القعده]] و [[ذی الحجه]] است که حج نامیده می‌شود. البته این ماه‌های شروع حج است وگرنه عمده [[اعمال]] حج در دهه اول ذی الحجه به ویژه روزهای نهم تا دوازدهم انجام می‌شود.
[[حجة الاسلام]] است که در تمام [[عمر]]، یک بار بر کسی که مستطیع باشد واجب می‌شود و اگر [[زائر]] به [[طور]] صحیح آن را به پایان ببرد، [[تکلیف]] واجب خود را به جای آورده است<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۸۹.</ref>.
توضیح اینکه: زمان انجام [[عمره]] [[تمتع]] از اول [[ماه شوال]] تا [[نهم ذی‌حجه]] است و [[حج تمتع]] از نهم ذی‌حجه شروع می‌شود. عمره تمتع و حج تمتع باید در یک سال انجام شود، آن هم طی ماه‌های شوال، [[ذیقعده]] و [[ذیحجه]] و تأخیر حج آن تا سال بعد جایز نیست، اگر چه تمام سال را در [[حال]] [[احرام]] به سر برد.
بنابراین ذیقعده و ذیحجه ضمن آنکه از ماه‌های حرامند، از ماه‌های حج هم محسوب می‌شوند، در حالی که شوال از [[ماه‌های حرام]] نیست، ولی از ماه‌های حج شمرده می‌شود، همین [[طور]] [[محرم]] و [[رجب]] گر چه از ماه‌های حرام هستند ولی از ماه‌های حج شمرده نمی‌شوند؛ لذا نسبت ماه‌های حرام و حج، نسبت عموم و خصوص من وجه است که موارد مشترک آنها ذیقعده و [[ذی‌حجه]] است.


اگر سؤال شود با آنکه اصل عمل حج (اعم از تمتع، اِفراد و قِران) از نهم تا [[سیزدهم ذیحجه]] بیشتر به درازا نمی‌کشد، چرا این سه ماه (شوال، ذیقعده ذیحجه) به عنوان ماه‌های حج نامیده می‌شوند؟ پاسخ آن است که عمره تمتع بخشی از حج تمتع است که وقت انجام آن از اول [[شوال]] تا هنگام [[احرام حج]] در [[ذی الحجه]] است و از این پس، ظرف [[احرام]] خود [[حج]] و [[مراسم]] آن است. و در مورد حج افراد و [[قرآن]] (که [[عمره]] آنها پس از برگزاری اصل حج قرار دارد) دانسته شد که ظرف احرام آنها از اول شوال تا [[نهم ذیحجه]] است، و [[روز]] نهم تا سیزدهم ظرف عمل خود حج می‌باشد، یعنی شخص مختار است که از اول شوال تا نهم ذیحجه هر روزی که خواست به عنوان حج «اِفراد» یا «قِران» [[محرم]] شود. با توجه به مطالب یاد شده، این سه ماه «ماه‌های حج» خوانده می‌شوند و اما این که [[زمان]] حج تا سیزدهم [[ذی حجه]] بیشتر طول نمی‌کشد (نه تا آخر آن)، این جهت با محسوب شدن [[ذیحجه]] به عنوان یکی از ماه‌های حج منافات ندارد؛ زیرا پس از بازگشت از [[منا]]، [[طواف]] و [[نماز]] آن، سعی و طواف [[نساء]] و نماز آن را آخر ذی حجه می‌توان انجام داد<ref>فرهنگنامه حج و عمره و اماکن مربوطه، صدر طباطبایی، ص۲۲.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۸۲۳.</ref>.
== حج مبرور ==
در دعای پس از [[فریضه]] [[ماه مبارک رمضان]] می‌خوانیم: {{متن حدیث|... أَنْ تَكْتُبَنِي مِنْ حُجَّاجِ بَيْتِكَ الْحَرَامِ الْمَبْرُورِ حَجُّهُمْ}}. منظور حج [[نیکو]] و پسندیده است که در [[دعا]] به درگاه [[خداوند]] باید درخواست [[توفیق]] آن را داشت. طبق [[حدیث]]، [[رسول اکرم]]{{صل}} حج مبرور را از [[دنیا]] و آن‌چه در آن است بهتر می‌داند و [[پاداش]] آن را تنها [[بهشت]] ذکر می‌کند<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۹۳.</ref>.


== منابع ==
== پانویس ==
{{منابع}}
{{پانویس}}
# [[پرونده:IM010703.jpg|22px]] [[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|'''محمدنامه''']]
{{پایان منابع}}


==ح نبوی ج۶==
==ح نبوی ج۶==
خط ۲٬۹۱۵: خط ۲٬۷۲۷:
* بخشی از منابع کتاب
* بخشی از منابع کتاب
{{پایان فهرست اثر}}
{{پایان فهرست اثر}}
== پانویس ==
{{پانویس}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۹ دسامبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۲۱

مقدمه

حج در لغت به معنای «قصد» و «آهنگ» است، آهنگ کار و یا جایی کردن، و به حسب بعضی از کتب لغت، آهنگ کاری مهم کردن. راغب اصفهانی می‌نویسد: أصل الحج، القصد للزيارة... خص في تعارف الشرع بقصد بيت الله تعالى إقامة للنسك اصل حج یعنی قصد زیارت کردن و در شرع نیز منظور قصد زیارت خانه خداست.

این واژه ده بار در قرآن تکرار شده است. «حج» از ارکان اسلام است. امام باقر(ع) می‌فرماید: اسلام بر پنج پایه بنا شده است: نماز، روزه، زکات، حج و ولایت[۱]. کسی که عمداً حج نگزارد، رکنی از ارکان دین الهی خویش را نابود کرده است[۲].

از امام باقر(ع) سوال شد: «لِمَ سُمِّيَ الْحَجُّ حَجّاً قَالَ(ع) حَجَّ فُلَانٌ أَيْ أَفْلَحَ فُلَانٌ»؛ «چرا حج حج نامیده شده؟ امام(ع) فرمود: فلان شخص حج انجام داد، یعنی رستگار شد». حج به معنای رستگاری است و کسی که این اعمال را انجام دهد رستگار گردیده و حج در مورد او استعمال می‌شود.در کتاب «معانی الاخبار» آمده است: «قَالَ(ع): الْحَجُّ الْفَلَاحُ يُقَالُ حَجَّ فُلَانٌ أَيْ أَفْلَحَ»[۳].حج به معنای رستگاری است و کسی که این اعمال را انجام دهد، رستگار گردیده و حج در مورد او استعمال می‌شود.

حج در اصطلاح فقها؛ حج، زیارت کعبه با اعمال مخصوص در مکان‌های مخصوصی است. صاحب «جواهر» می‌فرماید: الحج و إن كان في اللغة هو القصد فقد صار في الشرع: إسما لمجموع المناسك المؤداة في المشاعر المخصوصة[۴]

حج به مجموع اعمال و مناسکی که حجاج در ایام حج انجام می‌دهند، گفته می‌شود معنای دیگر حج: الحج قصد البيت للتقرب الى الله تعالى بافعال مخصوصة في اماكن مخصوصة حج، زیارت کعبه با اعمال مخصوص در مکان‌های مخصوص است. حج آهنگ مخصوص بیت الله الحرام و عرفه در وقت مخصوص (شوال، ذی القعده ذی الحجه) به منظور اعمال مخصوص است[۵].

نتیجه اینکه در فقه اسلامی، حج به مجموعه‌ای از اعمال که در مکه و اطراف آن به جا می‌آورند می‌گویند که در صورت وجود استطاعت مالی و صحت مزاج و امنیت، بر هر شخص بالغ و عاقل و مکلف در تمام عمر یک مرتبه واجب می‌گردد.

وجوب حج فوری است. به اجماع فرقه «امامیه» و مذهب «ابوحنیفه» و «ابو یوسف» و «مالک» و «احمد حنبل» از عامه. «شافعی» گفته است: اگر عزم انجام حج در سال بعد داشته باشد، تأخیر گناه نیست. به هر حال از نظر شیعه وجوب آن فوری و تأخیر آن گناه کبیره است[۶].

و اما اعمال حج تمتع از سیزده جزء تشکیل شده است:

  1. احرام (به قصد و نیت حج تمتع) در خود مکه معظمه[۷]
  2. وقوف در «عرفات»
  3. وقوف در «مشعر الحرام»
  4. انداختن سنگ ریزه به «جمره عقبه» در منا
  5. قربانی در منا
  6. تراشیدن موی سر یا تقصیر کردن و برای زن به جای حلق و تراشیدن موی سر، تقصیر واجب است و مردان در غیر حج اول، بین تراشیدن سر و تقصیر مخیرند.
  7. طواف زیارت دور کعبه
  8. دو رکعت نماز طواف
  9. سعی بین صفا و مروه
  10. طواف نساء
  11. دو رکعت نماز طواف نساء
  12. ماندن در منا در شب یازدهم و دوازدهم ذی‌حجه برای همه و شب سیزدهم برای بعضی از افراد[۸]
  13. رمی جمره اولی و وسطی و عقبه در روزهای یازدهم و دوازدهم[۹].

آثار حج

در روایات اسلامی به برخی از آثار حج اشاره شده، و بیشتر مورد توجه قرار گرفته است:

آثار مادی و دنیوی حج

  1. سلامتی؛
  2. توسعه رزق؛
  3. تأمین هزینه زندگی. امام سجاد(ع) می‌فرماید: ﴿حُجُّوا وَ اعْتَمِرُوا تَصِحَّ أَبْدَانُكُمْ وَ تَتَّسِعْ أَرْزَاقُكُمْ وَ تُكْفَوْنَ مَئُونَاتِ عِيَالِكُمْ[۱۰]حج و عمره به جا آورید که این دو فریضه، آثار و منافعی به همراه دارد، (از آن جمله) بدن‌ها را سالم، روزی را وسیع، و هزینه زندگی شما را تأمین می‌نماید.
  4. بی‌نیازی؛
  5. حفظ خانواده؛
  6. حفظ سرمایه.

پیامبر گرامی اسلام(ص) در فرازهایی می‌فرماید:

  1. «حُجُّوا تَسْتَغْنُوا»[۱۱]حج انجام دهید، تا بی‌نیاز شوید.
  2. «الْحَجُّ يَنْفِي الْفَقْرَ»[۱۲]حج، فقر را در دنیا از بین می‌برد.
  3. «... حُجُّوا لَنْ تَفْتَقِرُوا»[۱۳]حج انجام دهید، هرگز نیازمند نمی‌شوید.

امام سجاد(ع) می‌فرماید: «... الْحَاجُّ مَغْفُورٌ لَهُ وَ مَوْجُوبٌ لَهُ الْجَنَّةُ وَ مُسْتَأْنَفٌ لَهُ الْعَمَلُ وَ مَحْفُوظٌ فِي أَهْلِهِ وَ مَالِهِ»[۱۴] زائر خانهٔ خدا از آمرزش الهی بهره‌مند شده و بهشت بر او واجب و اعمال خود را از آغاز شروع نموده و خانواده و سرمایهٔ مالی او در حفظ خدای رحیم است[۱۵].

آثار معنوی و اخروی حج

  1. نور حج؛
  2. غفران الهی؛
  3. وجوب بهشت؛
  4. خیر دنیا و آخرت؛
  5. آرامش دل.

امام صادق(ع) می‌فرماید: «الْحَاجُّ لَا يَزَالُ عَلَيْهِ نُورُ الْحَجِّ مَا لَمْ يُلِمَّ بِذَنْبٍ»[۱۶] نور حج، پایدار است تا زمانی که حاجی به (گناه) آلوده نشود. امام سجاد(ع) می‌فرماید: زائر خانهٔ خدا، از آمرزش الهی بهره‌مند و بهشت بر او واجب می‌شود[۱۷]. رسول گرامی اسلام(ص) می‌فرماید: زائران خانهٔ خدا، میهمانان الهی هستند، آن‌چه بخواهند به آنان عطا نموده و دعای آنها را مستجاب می‌کند[۱۸].

پیامبر گرامی اسلام(ص) می‌فرماید: «مَنْ أَرَادَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةَ فَلْيَؤُمَّ هَذَا الْبَيْتَ، فَما أتاهُ عَبدٌ يَسأَلُ اللّهَ دُنيا إلّا أعطاهُ اللّهُ مِنها، و لا يَسأَلُهُ آخِرَةً إلَّا ادَّخَرَ لَهُ مِنها»[۱۹] کسی که دنیا و آخرت می‌خواهد آهنگ خانهٔ خدا کند. بنده‌ای بدان روی نیاورده که دنیا را خواسته باشد، جز این که خدا دنیا را به او داده است، و آخرت را نخواسته، جز آنکه برایش اندوخته است. همچنین امام باقر(ع) می‌فرماید: «الْحَجُّ تَسْكِينُ الْقُلُوبِ»[۲۰]حج، آرام‌بخش دل‌هاست.

علاوه بر فوائد مادی و معنوی که در سفرهای معمول مترتب می‌باشد، سفر به مکه و مدینه، آثار و برکات ویژه‌ای را نیز برای افراد به همراه دارد:

  1. زیارت خانه خدا
  2. توفیق انجام اعمال حج و عمره و بهره‌مند شدن از ثواب‌های تعیین‌شده برای این اعمال
  3. زیارت قبور پیامبر(ص) و ائمه معصومین و اولیای الهی، همچنین آشنایی با اماکن متبرکه و آثار پیامبران و ائمه اطهار(ع)
  4. آشنایی با اقوام و ملل مختلف
  5. آشنایی با فرق و مذاهب مختلف
  6. ملاحظه نمایش شکوه و عزت و عظمت مسلمانان در سایه دستورات اسلام
  7. تقویت اسلام و برگزاری مانور اتحاد اسلامی[۲۱].

آداب سفر حج

در ارتباط با تشرف به حج و آمادگی‌های قبلی از لسان ائمه معصومین توصیه‌ها و سفارش‌هایی به زائران حرمین شریفین شده است. از آن جمله، توصیه‌های ارزشمند امام صادق(ع) است که آن حضرت فرموده‌اند: وقتی أرادهٔ حج نمودی، قبلاً خانهٔ دل را از هر شاغل و حاجبی که تو را از خدا غافل کند، و مشغول به خود گرداند، فارغ ساز. کارها و تمام شئون زندگیت را به خدا واگذار و در جمیع حرکات و سکنات، توکل بر او نموده و تسلیم قضا و تقدیر الهی باش. از دنیا و آسایش دنیا و مردم، منقطع شو. حقوقی را که از دیگران به ذمّه داری، ادا کن. متکی بر توشه و مرکب و یاران راه و قوت بدنی و نیروی جوانی و مال و دارایی خود مباش؛ زیرا ترس آن می‌رود که خدا همین‌ها را دشمن انسان و مایۀ وزر و وبال آدم خودخواه گرداند، تا دانسته شود که تمام حول و قوه و تدبیر و چاره، به دست خالق یکتا بوده و بدون توفیق و تسدید او، احدی قادر بر چاره و تدبیری نخواهد بود.

پس مهیا و آمادهٔ رفتن شو، مانند کسی که امید به بازگشت مجدد به خانه و اهل و عیال خود ندارد. با همسفران، نیکورفتار و خوش‌سفر باش. اوقات نماز را رعایت نما، سنن و دستورات رسول مکرم(ص) را به کار بند و آن‌چه را وظیفه است از آداب و رسوم و صبر و تحمل و شکر و مهربانی و بخشش و ترجیح دیگران بر خود، در همه‌جا و در همه‌وقت انجام ده. سپس با آب توبهٔ خالص خود را از گناه شستشو داده و جامهٔ صدق و صفا و افتادگی و خشوع، در بر کن و از هرچه که تو را از یاد خدا باز می‌دارد و از طاعت او منصرف می‌سازد، محرم شو و لبیک بگو... و هم‌چنان‌که با بدنت در میان انبوه مسلمانان، طواف کرده، و گرد بیت خدا می‌چرخی، با قلبت در میان فرشتگان، طواف انجام داده و گرد عرش خدا گردش کن. هروله کن، اما هروله‌ای که در معنی، گریختن از هوای نفس باشد. با بیرون رفتنت از مکه به منا، از غفلت و لغزش‌های خود، بیرون آی و هرگز آرزوی آن‌چه را که بر تو حلال نمی‌باشد و یا شایستگی آن را نداری، منما.

در عرفات، اعتراف به خطیئات و گناهان نموده و تجدید عهد عبودیت و اقرار به وحدانیت حضرت حق کن و خود را به مقام قرب خدا برسان. در «مزدلفه» تقوای خدا در دل بگیر و با صعود به کوه مشعر، روح خود را به سوی عالم بالا حرکت ده. با ذبح قربانی، حنجر هوا و هوس را بریده و رگ‌های طمع را قطع کن. هنگام رمی و سنگ انداختن بر جمرات، افعال زشت و اخلاق ناپسند و دنائت و پستی و شهوت‌پرستی‌ها را از خود دور کن. با تراشیدن سر، عیب‌های ظاهر و باطن خود را بتراش و با دخول به حرم، خود را از شر متابعت هوای نفس و خواهش دل، رهانیده و در حفظ و امان خدا، داخل ساز. بیت را با توجه به عظمت و جلالت رب البیت و آشنایی با سطوت سلطان او زیارت کن. استلام حجر بنما. درحالتی که رضا به قسمت او داده و خاضع در برابر عظمتش گشته‌ای. طواف وداع را که حاکی از وداع ماسوی الله قرار داده، باهرچه که غیر خداست، وداع بنما. با وقوف در کوه صفا در تصفیهٔ روح و تهذیب نفس خود بکوش و سعی کن خود را برای لقای خدا در روز لقا آماده گردانی. به مروه که رسیدی، مروت نموده و اوصاف خود را در جنب ارادهٔ حق، فانی ساز و به عهدی که با خدا بسته‌ای و حج خود را مشروط به آن، به جا آورده‌ای تا روز قیامت، وفادار بمان. و بدان سرّ اینکه خداوند حج را واجب نمود و آن را در میان طاعات، به خودش نسبت داده و فرموده است: ﴿وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا[۲۲]، و هم نبی اکرم(ص) ترتیب مناسک را به این صورت که هست، تنظیم کرده است، آن است که اشاره‌ای به مرگ و قبر و بعث و قیامت باشد و صاحبدلان و خردمندان از مشاهدهٔ این مناسک، از اول تا به آخر، متذکر عوالم بعد از مرگ، از بهشت و جهنم بشوند و آمادگی برای ارتحال به آن عالم را به دست آورند[۲۳].[۲۴]

آرزوی حج

چه بسیارند کسانی که مشتاق زیارت حریم الهی و کعبه مقدس‎اند، اما شرایط این سفر معنوی برای آنان فراهم نمی‌شود. بر اساس روایات، آرزومند حج اگر به یکی از این آداب مداومت کند، به آرزویش می‌رسد:

  1. قرائت سوره حج هر سه روز یک بار؛ امام ششم(ع) می‌فرماید: هر کس سوره حج را هر سه روز یک بار بخواند از آن سال بیرون نمی‌رود تا بار سفر مکه را ببندد و اگر در سفر خود از دنیا برود و به مکه نرسد، جای او، در بهشت است[۲۵].
  2. تلاوت سوره نبأ در هر روز یک بار[۲۶].
  3. ختم «ماشاء الله» هزار بار در یک مجلس[۲۷].
  4. در تعقیب هر نماز واجب بگوید: اللهم صل على محمد و آل محمد و اقض عنّي دَين الدنيا و الاخرة راوی پرسید: دَین آخرت چیست؟ فرمود: حج.
  5. از رسول خدا(ص) نقل شده است که فرمود: هر کس شوق حج دارد، لباس جدید خود را بپوشد و ظرف آبی را بردارد و ۳۵ بار سوره قدر را بر آن بخواند و بعد آن را بر خود بریزد، سپس چهار رکعت نماز بگذارد، به درستی که خدای تعالی حج و عمره را روزی او می‌کند.
  6. طبق روایات بسیاری، در شب ۲۳ ماه مبارک رمضان اسامی وافدین و زائرین خانهٔ خدا ثبت می‌گردد، پس در این شب مبارکه می‌توان با کوشش در عبادت و درخواست این موهبت، نام خود را به ثبت رساند.  
  7. در مناجات طلب حج، مداومت کند. محدث قمی این مناجات را از حضرت جواد(ع) در باقیات الصالحات، حاشیه مفاتیح نقل فرموده است[۲۸].

از جمله خواسته‌های مهم پیشوایان معصوم ما به‌ویژه در ماه مبارک رمضان درخواست انجام حج و زیارت خانه خدا بوده که از رهگذر دعا از خود بجای گذاشته‌اند. در دعای شب اول ماه رمضان می‌خوانیم: «اللَّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضَانَ الَّذِي أَنْزَلْتَ فِيهِ الْقُرْآنَ... اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ أَنْ تَجْعَلَ فِيمَا تَقْضِي وَ تُقَدِّرُ مِنَ الْأَمْرِ الْمَحْتُومِ فِي الْأَمْرِ الْحَكِيمِ مِنَ الْقَضَاءِ الَّذِي لَا يُرَدُّ وَ لَا يُبَدَّلُ أَنْ تَكْتُبَنِي مِنْ حُجَّاجِ بَيْتِكَ الْحَرَامِ الْمَبْرُورِ حَجُّهُمُ الْمَشْكُورِ سَعْيُهُمُ الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمُ الْمُكَفَّرِ عَنْ سَيِّئَاتِهِمْ...».

و در دعای هر شب ماه رمضان آمده است: «اللَّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضَانَ الَّذِي أَنْزَلْتَ فِيهِ الْقُرْآنَ وَ افْتَرَضْتَ عَلَى عِبَادِكَ فِيهِ الصِّيَامَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْزُقْنِي حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرَامِ فِي عامِي هذا وَ فِي كُلِّ عامٍ وَ اغْفِرْ لِيَ تِلْكَ الذُّنُوبَ الْعِظَامَ فَإِنَّهُ لَا يَغْفِرُهَا غَيْرُكَ يَا رَحْمَنُ يَا عَلَّامُ».

ابن ابی عمیر از یکی از خاندان رسول خدا(ص) نقل کرده کسی که این دعا را شب اول بخواند گناهان چهل سالش آمرزیده می‌شود. در این دعا تنها سه درخواست مطرح است: درود بر محمد و آل محمد؛ حج خانه خدا در هر سال؛ بخشش گناهان.

از امام صادق و امام کاظم(ع) دعایی نقل شده که در ماه مبارک رمضان در پی هر فریضه‌ای خوانده شود: «اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرَامِ فِي عَامِي هَذَا وَ فِي كُلِّ عَامٍ مَا أَبْقَيْتَنِي فِي يُسْرٍ مِنْكَ وَ عَافِيَةٍ وَ سَعَةِ رِزْقٍ وَ لَا تُخْلِنِي مِنْ تِلْكَ الْمَوَاقِفِ الْكَرِيمَةِ وَ الْمَشَاهِدِ الشَّرِيفَةِ وَ زِيَارَةِ قَبْرِ نَبِيِّكَ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ...»[۲۹]؛ خداوندا امسال و هر سال تا وقتی مرا زنده می‌داری حج خانه خودت را روزی‌ام کن، آن هم در آسانی و تندرستی و وسعت روزی از سوی خودت و جایم را در آن جایگاه‌های ارزشمند و حرم‌های شریف خالی مگذار و از زیارت قبر پیامبرت محرومم مکن.

از دعاهای بسیار مهم و نورانی در ماه مبارک رمضان دعای ابوحمزه ثمالی از امام سجاد(ع) است که در سحرگاهان خوانده می‌شود. در این دعای شریف سه مرتبه زیارت کعبه از خداوند درخواست شده است... به قسمتی از این دعا اشاره می‌شود: «... وَ ارْزُقْنَا حَجَّ بَيْتِكَ وَ زِيَارَةَ قَبْرِ نَبِيِّكَ صَلَوَاتُكَ وَ رَحْمَتُكَ... وَ ارْزُقْنِي حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرَامِ فِي عَامِنَا هَذَا وَ فِي كُلِّ عَامٍ وَ زِيَارَةَ قَبْرِ نَبِيِّكَ وَ لَا تُخْلِنِي يَا رَبِّ مِنْ تِلْكَ الْمَشَاهِدِ الشَّرِيفَةِ وَ الْمَوَاقِفِ الْكَرِيمَةِ... وَ ارْزُقْنِي حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرامِ فِي عامِنا هذا وَ فِي كُلِّ عامٍ، وَ ارْزُقْنِي رِزْقاً واسِعاً مِنْ فَضْلِكَ الْواسِعِ»[۳۰].

دعاهای متعددی در شب قدر وارد شده و در میان خواسته‌های این شب که شب تقدیر انسان‌ها است حج خانه خدا برجسته است. در روایتی از امام صادق(ع) در این باره نقل شده است: «يُكْتَبُ فِيهَا وَفْدُ مَكَّةَ فَمَنْ كَانَ فِي تِلْكَ السَّنَةِ مَكْتُوباً لَمْ يَسْتَطِعْ أَنْ يَحْبِسَ وَ إِنْ كَانَ فَقِيراً مَرِيضاً وَ مَنْ لَمْ يَكُنْ فِيهَا مَكْتُوباً لَمْ يَسْتَطِعْ أَنْ يَحُجَّ وَ إِنْ كَانَ غَنِيّاً صَحِيحاً»[۳۱].[۳۲]

ایام تشریق

«تشریق»[۳۳]، نام سه روز آخر مناسک حج، یعنی روزهای یازدهم، دوازدهم و سیزدهم ذی‌حجه است، که در این سه روز حاجیان پس از انجام قربانی در روز دهم (عید قربان)، در صحرای منا اقامت نموده و روز یازدهم و دوازدهم (و برای بعضی‌ها روز سیزدهم) به سنگسار کردن شیطان در جمرات ثلاثه مشغول می‌شوند. این ایام در شرع مقدس اسلام از قداست خاصی برخوردار است، تا آنجا که در قرآن مجید در دو آیه از آن یاد شده است: ﴿وَاذْكُرُوا اللَّهَ فِي أَيَّامٍ مَعْدُودَاتٍ[۳۴]، ﴿وَيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِي أَيَّامٍ مَعْلُومَاتٍ[۳۵]. که در بعضی از روایات آمده است که «ایام معلومات» اشاره به این روزها می‌باشد.

در کتب ادعیه فضایل بسیاری برای عبادت در این روزها ذکر شده است. هم‌چنین روایت شده که مستحب است در این روزها پس از هر نمازی این دعا (تکبیر) گفته شود: «اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ لِلَّهِ الْحَمْدُ اللَّهُ أَكْبَرُ عَلَى مَا هَدَانَا اللَّهُ أَكْبَرُ عَلَى مَا رَزَقَنَا مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ»[۳۶].

گفته شده است، تشریق همچنان که از نامش پیداست، ایامی است روشنی‌بخش که روح و جان انسان در پرتو آن مراسم عالی مذهبی نورانی می‌شود. برخی دیگر علت تسمیه این ایام را به ایام تشریق این دانسته‌اند که در این ایام گوشت‌های قربانی را زیر نور آفتاب خشک می‌کردند. «تابش ماهتاب در طول شب»، «رمی و قربانی پس از طلوع آفتاب»، «رفتن به سوی مشرق»، «منع از قربانی گوسفند مشرقه -گوش شکافته -»، و «برق زدن خورشید بر خون‌های ریخته شده و درخشندگی آنها» را از جمله و وجوه تسمیه ایام تشریق ذکر کرده‌اند[۳۷].

ایام معلومات

چنان‌چه در آیه شریفه آمده است ﴿وَيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِي أَيَّامٍ مَعْلُومَاتٍ عَلَى مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ[۳۸] خداوند را در ایام معلومات یاد کنید و نیز در سوره بقره آمده است ﴿وَاذْكُرُوا اللَّهَ فِي أَيَّامٍ مَعْدُودَاتٍ[۳۹] میان مفسران در این زمینه گفتگوست و روایات اسلامی در این زمینه متفاوت است.

گروهی از مفسران به استناد برخی از روایات اسلامی، معتقدند که منظور از ایام معلومات ده روز آغاز ذی‌حجه است و ایام معدودات «ایام التشریق» یعنی روزهای یازدهم، دوازدهم و سیزدهم ذی‌حجه می‌باشد. روزهایی که نورانی و روشنی‌بخش همه دل‌هاست.

در حالی که گروهی دیگر، طبق بعضی دیگر از روایات گفته‌اند: هر دو اشاره به ایام تشریق است و ایام تشریق را گاهی همان سه روز گرفته‌اند و گاهی روز دهم، یعنی عید قربان را نیز بر آن افزوده‌اند.

جمله ﴿فَمَنْ تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ[۴۰] که در سوره بقره آمده، نشان می‌دهد که ایام تشریق بیش از سه روز نیست؛ زیرا تعجیل در آن سبب می‌شود که یک روز از آن کاسته و تبدیل به دو روز گردد.

ولی با توجه به این که در آیات سوره حج بعد از ذکر «ایام معلومات» مسأله قربانی آمده و می‌دانیم قربانی در روز دهم انجام می‌گیرد، این موضوع تأیید می‌شود که ایام معلومات ده روز آغاز ذی الحجه است که به روز دهم (روز قربانی) ختم می‌گردد. و به این ترتیب تفسیر اول که دوگانگی مفهوم ایام معلومات با ایام معدودات باشد تقویت می‌گردد. اما با توجه به وحدت تعبیرهایی که در هر دو آیه وارد شده بیشتر این مسأله به ذهن می‌رسد که هر دو اشاره به یک مطلب است. هدف در هر دو توجه به یاد خدا در ایام معینی است، که از دهم ذی الحجه شروع می‌‌شود و به سیزدهم آن ماه پایان می‌یابد. البته یکی از موارد ذکر نام خدا، ذکر نام او به هنگام قربانی است[۴۱].[۴۲]

ایام نَحر

به روزهای دهم و یازدهم و دوازدهم ذی‌حجه گویند. پنجمین عمل از اعمال حج تمتع، قربانی کردن در سرزمین منی است و اصطلاح نحر درباره قربانی کردن شتر به کار برده می‌شود[۴۳].[۴۴]

نیت در حج

نیت، روح عمل است و عمل بدون روح، خاصیتی ندارد. در حج، آنچه انجام می‌شود، باید با نیت باشد. نیت در حج، یعنی همواره خود آگاه بودن، و حج معانی نمودن، نه حج مناسک و صورت؛ زیرا حج، همه نیت است، اگر چه پاره‌ای از اعمال بدون نیت، هم تأثیری دارد، مثلاً در روزه، اگر نیت نباشد، به هر حال آثاری از آن دیده می‌شود، یا در زکوة، اگر نیت نباشد، به هر حال فقیری را بی‌نیاز کرده است، اما اگر در حج، نیت نباشد هیچ نیست، چون که این مناسک همه اشاره است. می‌گویند: کسی که نداند سجود چیست، فقط پیشانی به خاک مالیده است، کسی که نداند مفهوم مناسک حج چیست، فقط شهر مکه، و خانه کعبه را تماشا کرده است، و به عبارت دیگر، فقط سوغات آورده است... .

پس لازم است که تمام اعمال حج را با نیت انجام دهد، و به معانی آن نیت‌ها، آگاه و آشنا باشد. چون عمره و حج و اجزاء آنها از عبادات است، باید قصد داشته باشد آن چه را که واجب است بر او، قربة الی الله و برای اطاعت خداوند تعالی انجام دهد، یعنی انجام عملش، کاملاً باید برای تحصیل رضای خدای تعالی باشد، به نحوی که هیچ غرضی از اغراض دنیوی با او همراه نباشد. این نوع نیت، در تمام اعمال عبادی لازم است.

نیت باید مقارن با عمل باشد، در جایی که باید احرام بپوشد، همین که شروع به احرام پوشیدن کرد نیت کند، پس نیت در اثناء کافی نخواهد بود و هر گاه در حین شروع، نیت نکرده است، باید تجدید کند.

نیت را به زبان یا حضور قلبی می‌آورد. مثلاً اگر عمره تمتع است، باید چنین بگوید: احرام می‌بندم برای توجه به مکه معظمه، و عمره تمتع از حجة الاسلام، به جهت فرمانبرداری امر خدای تعالی قربة الی الله.

در صحت نیت اعمال حج، تلفظ و خطور قلبی معتبر نیست، بلکه هرگاه توجه داشته باشد که چه عملی می‌خواهد به جا آورد کافی است، ولی تلفظ به نیت در اعمال عمره و حج استحباب دارد.

در صحت احرام لازم نیست که قصد کند ترک محرماتی را که بر محرم پس از احرام می‌شود، بلکه کسی که به قصد عمره تمتع، یا حج تمتع لبیک‌های واجب را گفت محرم می‌شود، چه قصد بکند احرام را یا نکند، و چه قصد بکند ترک محرمات را یا نکند، ولی احتیاط آن است که قصد کند ترک محرمات را.

باید دانست که افراد مستعد و با کمال، در این جا باید نیت‌های بسیاری بنمایند؛ زیرا هر عملی نیت و توجه مخصوصی به خود دارد، نیت در این جا، به همه چیز پشت کردن و به خدا رو آوردن است. نیت این است، که هر کس، زین پس بزند سنگ، به مینای هوس. اکنون که آماده نیت کردن شده‌ای، به خود آی که تاکنون چه کرده‌ام، و از این پس دیگر گرد ناپسندی‌ها، زشتی‌ها، کینه‌ها، لاابالی‌ها و نزدیک چیزی که باعث کدورت دل شود، نگردم.

آن‌گاه که نیت کنی که: (احرام می‌بندم برای عمره تمتع از حجة الاسلام واجب، قربة الی الله) یعنی که احرام کوی کعبه می‌بندم تا با لباس انضباط، و با اراده و خودداری از طوفان‌های تمایلات نفسانی که ۲۴ چیز است، خویشتن‌داری نموده، و تعهد می‌کنم که از این میقاتگاه، با انضباط به سوی این عمل مقدس بروم، و با این احرام که به سوی حرم امن الهی می‌روم، احترام حریم آن را داشته و در حال غفلت نباشم[۴۵].[۴۶]

تظلیل

به معنای سایه بر سر گرفتن و خود را زیر سایه قرار دادن است. پس از احرام بستن در روز، سایه بر سر گرفتن و خود را زیر سایه قرار دادن در هنگام پیمودن راه، مثل این که چتر به سر بگیرد یا روپوش بر کجاوه اندازد یا در اتومبیل سقف‌دار یا اطاق ترن یا طیاره سوار شود، بر مرد حرام است.

فرقی میان سواره و پیاده نیست، بلکه خود را در سایه چتری نگه داشتن (اگرچه آن چتر، سایه‌انداز روی سر نباشد) حرام است. در شب و در هوای ابری هم جائز نیست، در حال راه پیمودن زیر سایبان برود[۴۷].

سایه‌ای که از پهلو بیفتد، مانند: سایه دیوار، اتومبیل، شتر، درخت، چتری که در دست دیگری است، و امثال اینها، بعضی فرموده‌اند: احواط اجتناب است، و بعضی فرموده‌اند، ضرر ندارد ولی اگر چتر و مانند آن بالای سر او نیست، طوری نکند که سایه آنها بر سر او افتد.

این احکام که نسبت به آفتاب گفته شد، نسبت به باران نیز جاری است؛ یعنی برای مرد حرام است که خود را به وسیله چتر و مانند آن، از باران بپوشاند.

سایه بر سر قرار دادن، بر زنان و کودکان، مطلقاً جائز است، و می‌توانند در حال حرکت به اتومبیل سقف‌دار، سوار شوند، و یا چتر بر سر گیرند. البته احرام بستن در زیر سقف مسجد شجره، جائز است.

نکته دیگر این که بعد از فرود آمدن در منزلگاه، (چه مکه باشد، چه منازل بین راه، چه منی و عرفات) در حال توقف، و در رفت و آمد، زیر سایبان بودن، مانعی ندارد[۴۸].

در صورت ضرورت (مانند: شدت گرما، یا سرما، یا باران شدید، و یا مریضی) می‌تواند خود در سایه نگه دارد، و معصیت نکرده، اما «یک گوسفند» باید کفاره بدهد.

کفاره تظلیل «یک گوسفند» است، چه با عذر باشد، چه با اختیار، اما بعضی فرموده‌اند: اگر بدون عذر تظلیل کند، به تکرار آن، کفاره مکرر می‌شود، ولی اگر با عذر باشد، تا رفع آن برای هر احرامی، یک کفاره است. بعضی فرموده‌اند: مطلقاً در احرام عمره، هر چند بیش از یک مرتبه تظلیل کند «یک گوسفند» است، و همچنین در احرام حج و بعضی هم گفته‌اند: احوط آن است که اگر می‌تواند برای هر روزی «یک گوسفند» بدهد[۴۹].

کسانی که نذر کرده‌اند مثلاً از ایران، یا کشور دیگر مُحرم شوند، و باید با طیاره یا کشتی، یا مرکب دیگری که سقف‌دار است بروند، نذر آنها صحیح است[۵۰]، لکن یک گوسفند باید کفاره بدهند[۵۱].

حَلق

تراشیدن سر در حج تمتع و عمره، از عباداتی است که مظهر و نشانه خضوع و خشوع بنده در برابر خالق توانا و متعال است. خداوند سبحان، بندگان خویش را به میهمانی خود فرا خوانده و آنها نیز در جرگه اطاعت اوقدم نهاده‌اند و از بندگی غیرش (بت‌ها، قدرت‌ها، هوا و هوس‌ها) گریخته‌اند و در بند اسارت عشق به الله به حالت احرام درآمده‌اند و به اعمالی چون طواف، سعی بین صفا و مروه، وقوف در عرفات، رمی جمرات و قربانی پرداخته‌اند. در این هنگام، خداوند از آنان می‌خواهد علامت بندگی و خشوع و تسلیم کامل، یعنی «حلق» و «تقصیر» در حج تمتع و عمره تمتع و مفرده را با شیوه‌ای خاص به همراه قصد قربت او، بر خود ظاهر سازند و با این فریضه الهی از احرام خارج گردند. جد بزرگ ما آدم(ع) از انجام این فریضه در حج خود کوتاهی نکرد. بلکه همان‌طور که امام باقر(ع) فرمود: خدای سبحان جبرئیل را به همراه[۵۲] یاقوتی از بهشت فرستاد، آن‌گاه سر آدم توسط خود او و یا جبرئیل تراشیده شد.

«حلق» (سر تراشیدن) این سنت الهی در دوران جاهلیت هم به جا آورده می‌شد. معتمرین هر گاه عمره خود را به جای می‌آوردند سرشان را نیز می‌تراشیدند. قرآن مجید سر تراشی در حج را در رؤیای صادق رسول خدا(ص) مطرح می‌فرماید.

﴿لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُءُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ[۵۳].

مرحوم صاحب جواهر لله در موضوع وجوب سر تراشیدن در منا برای کسی که اولین بار موفق به انجام حج می‌شود (که اصطلاحاً به او صروره می‌گویند) به روایت «سلیمان بن مهران» استشهاد می‌کند و می‌گوید: سلیمان از امام صادق(ع) سؤال کرد: چرا حلق و سر تراشیدن بر «صروره» واجب است نه بر دیگران؟ حضرت در جواب فرمود: زیرا با عمل سر تراشیدن علامت ایمان را در خود ظاهر نموده (و سپس فرمود) آیا نشنیده‌اید قول خداوند عزوجل را ﴿لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ... که در سوره فتح آمده است.

فضیلت حلق بر تقصیر؛ اگر چه غیر صروره ملزم به حلق و تراشیدن سر نیست و مخیر است میان کوتاه کردن مو و ناخن و تراشیدن سر، اما حلق و تراشیدن سر فضیلت و ثواب بیشتری دارد. امام صادق(ع) فرمود: «الْحَلْقُ أَفْضَلُ مِنَ التَّقْصِيرِ لِأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) حَلَقَ رَأْسَهُ فِي حِجَّةِ الْوَدَاعِ وَ فِي عُمْرَةِ الْحُدَيْبِيَةِ»[۵۴].[۵۵]

تشرف در حج

تشرف به معنای دیدن و شرف حضور یافتن به خدمت امام زمان(ع) است. البته رؤیت، ملاقات، فیض حضور، شهود و مشاهده با هم تفاوت‌هایی دارد. اگر چه در توقیع امام زمان(ع) به آخرین نائب خود علی بن محمد سمری آمده است که: «هر کس در دوران غیبت کبری، ادعای دیدن مرا نماید، دروغگو است، اما از طرف دیگر حکایات متواتری با سندهای معتبر، در آنها بیان شده که عده‌ای از اشخاص و علمای مورد وثوق، به خدمت حضرت مشرف شده و او را دیده‌اند.

در این قسمت به چند نمونه از انسان‌های پاک و منزهی که توفیق و لیاقت دیدار امام زمان(ع) را در مراسم باشکوه حج داشته‌اند اشاره می‌گردد، به امید آنکه ما را نیز لایق این دیدار نماید.

تشرف در طواف؛ عده‌ای از شاگردان حضرت آیت‌الله اراکی از معظم له خواستند مطالبی را درباره داستان تشریف دخترشان به محضر امام عصر(ع) بیان کنند. ایشان فرمودند: دخترم به احکام شرعی و دستورات دیدنی کاملاً آشنا و نسبت به اعمال شرعی پایبندند. من از دوران کودکی او تا کنون مواظب حالش بودم، تا این که چندی پیش می‌خواست عازم مکه شود، ولی شوهرش نمی‌توانست همراه او برود، و پسرش هم راضی نشد همراهی‌اش کند. سرانجام بر این شد که در معیت آیت‌الله آقای حاج آقا موسی زنجانی و خانواده ایشان مشرف شود. موقع خداحافظی، از تنهایی اظهار نگرانی می‌کرد و می‌گفت: با این وضع چگونه اعمال حج را به جا آورم؟ به او گفتم که ذکر «يَا حَفِيظُ يَا عَلِيمُ‌» را زیاد بگوید. ایشان خداحافظی کرد و به حج رفت.

روزی که از سفر حج بازگشت، خاطره‌ای برای من نقل کرد و گفت: هنگام طواف خانه خدا معطل ماندم، دیدم با ازدحام جمعیت نمی‌توانم طواف کنم؛ لذا در کناری به انتظار ایستادم، ناگهان صدایی شنیدم که می‌گفت: ایشان امام زمان است، متصل به امام زمان شده، پشت سر او طواف کن! دیدم آقایی در میان جمعیت و پیشاپیش آنان در حرکت است و مردمی دور او حلقه زده‌اند. به طوری که هیچ کس نمی‌توانست وارد آن حلقه شود، من وارد شدم و دستم را به عبایش گرفتم و مکرر می‌گفتم: قربان شما بروم و هفت بار دور خانه طواف کردم. آیت‌الله اراکی در پایان فرمودند: من به صدق و راستی این دختر قطع و یقین دارم و او این داستان را برای کسی حتی آقای حاج آقا موسی زنجانی نگفته بود[۵۶].

تشرف در عرفات؛ حجة الاسلام و المسلمین آقای انصاریان نقل کرده‌اند: فردی بود به نام «محمد علی اربابی تهرانی» که با آقای «شیخ رجبعلی خیاط» بسیار نزدیک بود، درباره سفرش به مکه می‌گفت: شب نهم به عرفات رسیدم، در آن زمان عرفات بسیار تاریک بود و از چراغ دستی استفاده می‌شد. ساعت ۱۰ شب بود که پیوسته متذکر حضرت امام عصر(ع) بودم، البته نه برای زیارت‌شان؛ چراکه خود را لایق زیارت ایشان نمی‌دانستم. بیرون چادر متذکر بودم در حالی که هیچ کس حضور نداشت، ولی صدایی به زبان فارسی شنیدم که گفت: حاج آقا محمد علی! برگشتم با یک چهره نورانی، روحانی و آسمانی مواجه شدم، گفت: بیا کنار دست من. گفتم: چشم و در حقیقت به سوی ایشان کشیده شدم، کنارش نشستم. فرمود: امشب شب عرفه است، زیارت حضرت سیدالشهداء وارد است، دلت می‌خواهد من یک زیارت بخوانم؟ حاج آقا محمد علی گفت: من از کودکی زیارت‌های معروف را شنیده بودم و با آنها آشنایی داشتم و مضامین و کلمات آنها را می‌دانستم، به ایشان گفتم که خیلی دوست دارم. حدود یک ساعت زیارتی را خواند که تا آن زمان نشنیده بودم. کلمه به کلمه که می‌خواند، من حفظ می‌کردم و تا آخر به حافظه‌ام سپرده شد. گریه کردن آن شخص هم غیر قابل توصیف بود. پس از زیارت خداحافظی کرد و رفت. هر قدر از من دور می‌شد، زیارت هم از خاطرم می‌رفت تا اینکه به کلی آن را فراموش کردم. از مکه به کاظمین رفتم و کنار راه آهن ایستاده بودم، ناگاه همان شخص را دیدم. نزدیک آمد، سلام کرد و گفت: به تهران که رفتی، سلام مرا تنها به آقا شیخ محمد حسن طالقانی برسان. می‌گفت: وقتی به تهران آمدم و نزد آقا شیخ محمد حسن رفتم و قضیه را نقل کردم، ایشان بسیار گریست و مرا متوجه کرد که آن شخص امام عصر(ع) بوده است، در حالی که من در عرفات و کاظمین آن بزرگوار را نشناخته بودم[۵۷].

تشرف در راه مسجدالحرام؛ مرحوم حجة الاسلام و المسلمین هادی مروی نقل کردند: «آیت‌الله شیخ راضی نجفی تبریزی» ابوالزوجه شهید حاج شیخ عباس شیرازی، با شنیدن شهادت ایشان بسیار ناراحت شد و می‌گفت: نمی‌توانم شهادت حاج شیخ عباس شیرازی را باور کنم. خیلی نا آرام بود و گریه می‌کرد، زمینه‌ای فراهم گردید که ایشان به حج مشرف شد و پس از بازگشت، داستانی را نقل کرد. گفت خداوند عنایت کرد و در کاروانی که نزدیک حرم مستقر بود، قرار گرفتم (چون پایش ناراحت بود و با عصا راه می‌رفت) در ساعات میان ۹ تا ۱۰ که وقت خلوتی است به مسجدالحرام رفتم، روزهای هفتم و هشتم ذیحجه بود و همه زائران به مکه آمده بودند و خیابان‌ها شلوغ بود. یک بار که به طرف حرم می‌رفتم، دیدم هیچ کسی در خیابان نیست، ماشین دیده می‌شود، ولی کسی در داخل آنها نیست، تعجب کردم که خیابان‌های شلوغ همه روزه، چرا امروز خلوت است در همین فکر بودم که ناگاه دیدم فردی از روبه‌رو می‌آید، نعلین مردانه‌ای در پا و نقابی بر چهره داشت. به محض این که خواستم سؤالی بکنم، مثل کسی که برق او را گرفته باشد، خشکم زد. در مقابلم ایستاد و هیچ حرکتی نتوانستم بکنم. نقاب را تا بالای ابرو بالا زد، وقتی چشمم به آن صورت زیبا افتاد، مکرر گفتم: «مَا شَاءَ اللَّهُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ‌» این جمله را چند بار تکرار کردم و مبهوت جمال ایشان شدم. سپس نقاب را انداخت و من دوباره غوغای جمعیت را دیدم.

در جلسه بعد، یکی از منسوبین از ایشان پرسید چه درخواستی از خدا کرده بودی که این ماجرا برایت رخ داد؟ گفت: وقتی چشمم به کعبه افتاد، بی‌اختیار این جمله بر زبانم جاری شد که «اللَّهُمَّ أَرِنِي الطَّلْعَةَ الرَّشِيدَةَ وَ الْغُرَّةَ الْحَمِيدَةَ...» و آن گاه افزود: خیلی غصه خوردم که ای کاش غیر از «رؤیت»، «تکلم» را هم خواسته بودم. چون در مرتبه اول که چشم انسان به کعبه می‌افتد، هر آرزویی که داشته باشد اجابت می‌شود[۵۸].

کسانی که در دوران غیبت طولانی آن حضرت به دیدارش مفتخر شده‌اند، بسیارند. برشمردن نام و نشان همه آنان ممکن نیست. علامه مجلسی در کتاب خود[۵۹] نام گروهی را که در غیبت کبری به دیدار حضرت نایل آمده‌اند، بر شمرده است.

مرحوم نوری نیز در کتاب خود[۶۰] داستان یکصد تن از آنان را که بدین افتخار نائل شده‌اند، آورده و آن گاه از این یکصد داستان، ۵۸ سرگذشت دیدار را برگزیده و در کتاب دیگرش «جَنَة الماوی» آورده است. علاوه بر اینها، دانشمندان پیشین و معاصر نیز کتاب‌های جداگانه‌ای درباره داستان کسانی که به دیدار آن حضرت مفتخر شده‌اند، به رشته تحریر در آورده‌اند. از جمله آنها است: تبصرة الولی فیمن رأی القائم المهدی، سید هاشم بحرانی - تذکرة الطالب فیمن رأی الامام المهدی الغائب، میثمی عراقی- دارالسلام فیمن فاز بسلام الامام، مرحوم نوری - بدائع الکلام فیمن اجتمع بالامام، سید جمال الدین محمد طباطبایی - البهجة فیمن فاز بلقاء الحجة، میرزا محمد نقی الماسی اصفهانی - العبقری الحسان، علی اکبر نهاوندی[۶۱].[۶۲]

حج ابراهیم(ع)

قبل از ابراهیم نیز، کعبه مقصد آمال بود و مردم برای انجام حج رو به سوی آن می‌نهادند، اما دیوارهای کعبه به مرور زمان فرسوده و رو به انهدام بوده است. حضرت ابراهیم(ع) به امر خدا پایه‌های آن را از نو برافراشت و با اسماعیل به راهنمایی فرشته وحی، مناسک حج را به جا آورد. بنا بر برخی نصوص، ابراهیم خود، قبل از تجدید بنای کعبه حج را به جا آورده بوده است[۶۳].

ابراهیم به فرمان خدا، مردم را به حج خانه خدا دعوت نمود: ﴿وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ[۶۴].

پس از اسماعیل، همچنان حراست از سیادت کعبه و تولیت این پایگاه توحید بر عهده فرزندان او بود و پاسداری از مراسم حج و تطهیر آن را از تحریف‌های شرک‌آلود، پیامبران از فرزندان اسماعیل بر عهده داشتند[۶۵].

حج ابراهیمی

یعنی حقیقتی که خداوند تشریع کرد و به حضرت ابراهیم(ع) دستور داد که ﴿وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ و در عصر رسول خدا(ص) این حج توسط آن حضرت تجدید حیات یافت. حج ابراهیمی حجی است که با انگیزه‌ای خاص و برای تحقق فلسفه مهم آنکه اظهار عبودیت الهی و نفی شرک و الحاد و رسیدن به قله کمال و سعادت است، انجام می‌گیرد[۶۶].[۶۷]

حج اصغر

«حج اصغر» به عمره مفرده اطلاق می‌شود. پیامبر خدا(ص) فرمود: عمره همان حج اصغر است و یک عمره بهتر از دنیاست و آن‌چه در آن است و یک حج، بهتر از عمره است[۶۸]. در مقابل آن، حج اکبر است[۶۹].

حج فرشتگان

در نصوص اسلامی، سابقه حج تا پیش از آدم نیز مطرح شده است. بر این اساس حضرت آدم نخستین کسی نیست که مراسم حج را به جا آورده است. در حدیثی امام صادق(ع) از جدّ بزرگوارش نقل می‌کند: هنگامی که آدم از منی به مکه بازگشت، فرشتگان به استقبال وی شتافتند و به او تهنیت گفتند و نوید مقبولیت دادند و گفتند: «أَمَا إِنَّهُ قَدْ حَجَجْنَا هَذَا الْبَيْتَ قَبْلَ أَنْ تَحُجَّهُ بِأَلْفَيْ عَامٍ»[۷۰].[۷۱]

حج فَرضی

منظور حج واجب است[۷۲].[۷۳]

حج فریضه

حجة الاسلام است که در تمام عمر، یک بار بر کسی که مستطیع باشد واجب می‌شود و اگر زائر به طور صحیح آن را به پایان ببرد، تکلیف واجب خود را به جای آورده است[۷۴].

حج مبرور

در دعای پس از فریضه ماه مبارک رمضان می‌خوانیم: «... أَنْ تَكْتُبَنِي مِنْ حُجَّاجِ بَيْتِكَ الْحَرَامِ الْمَبْرُورِ حَجُّهُمْ». منظور حج نیکو و پسندیده است که در دعا به درگاه خداوند باید درخواست توفیق آن را داشت. طبق حدیث، رسول اکرم(ص) حج مبرور را از دنیا و آن‌چه در آن است بهتر می‌داند و پاداش آن را تنها بهشت ذکر می‌کند[۷۵].

پانویس

  1. کافی، ج۲، ص۱۸.
  2. صهبای حج، ص۴۳.
  3. معانی الاخبار، ص۱۷۰؛ بحار الانوار، ج۹۶، ص۲.
  4. جواهر الکلام، ج۱۷، ص۲۱۹ – ۲۲۰.
  5. معارف و معاریف، دائره المعارف جامع اسلامی، ج۴، ص۳۶۲.
  6. معارف و معاریف، دائره المعارف جامع اسلامی، ج۴، ص۳۶۲.
  7. لازم به ذکر است که برخی از فقها، محل احرام را مکه قدیم می‌دانند ولی حضرت امام خمینی تمام شهر مکه «قدیم و جدید» را جایز می‌دانند گر چه افضل این است که در حجر اسماعیل یا پشت مقام ابراهیم(ع) برای حج تمتع محرم شود.
  8. برای کسب اطلاعات بیشتر به «مناسک محشی» مراجعه شود.
  9. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۳۵۴-۳۶۱.
  10. کافی ج۴، ص۲۵۳.
  11. بحار الانوار، ج۷، ص، ۲۲۱؛ وسائل الشیعه، ج۸، ص۷؛ مستدرک الوسائل، ج۱۱، ص۱۶.
  12. بحار الانوار، ج۷۴، ص۶۲.
  13. مستدرک الوسائل، ج۸، ص۸.
  14. وسائل الشیعه، ج۸، ص۵؛ کافی، ج۴، ص۲۵۳.
  15. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۴۴.
  16. من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۱۴۳.
  17. وسائل الشیعه، ج۸، ص۵؛ کافی، ج۴، ص۲۵۳.
  18. الحج والعمرة فی الکتاب والسنة، حجة الاسلام والمسلمین محمدی ری‌شهری، ص۵۴.
  19. حج و عمره در قرآن و حدیث، حجة الاسلام والمسلمین محمدی ری‌شهری، ص۲۴۶.
  20. امالی، شیخ طوسی، ص۲۹۶. (به نقل از گلواژه‌های حج و عمره، علیرضا بصیری، ص۲۱).
  21. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۴۵.
  22. «و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست» سوره آل عمران، آیه ۹۷.
  23. حج برنامه تکامل، سید محمد ضیاء آبادی.
  24. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۴۸.
  25. وسائل الشیعه، ج۸ (به نقل از راهنمای حرمین شریفین، ج۳، ص۳۱).
  26. وسائل الشیعه، ج۸ (به نقل از راهنمای حرمین شریفین، ج۳، ص۳۱).
  27. وسائل الشیعه، ج۸ (به نقل از راهنمای حرمین شریفین، ج۳، ص۳۱).
  28. راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، ج۳، ص۳۰.
  29. فصلنامه میقات حج، شماره ۵۴، ص۳۵.
  30. معانی الاخبار، ص۱۱.
  31. وسائل الشیعه، ج۱۳، ص۳۱۳.
  32. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۵۱.
  33. لسان العرب، جدهم، ص۱۷۶، تشریق یعنی به طرف شرق رفتن، «ایام التشریق» یعنی سه روز پس از عید قربان، التشریق ایضا به معنای نماز عید. (ترجمه منجد الطلاب، ماده شرق)
  34. «و خداوند را در روزهایی چند یاد کنید» سوره بقره، آیه ۲۰۳.
  35. «و نام خداوند را در روزهایی معین بر آنچه از دام‌ها که روزیشان کرده است (هنگام قربانی) یاد کنند» سوره حج، آیه ۲۸.
  36. دائره المعارف تشیع، ج۴، ص۲۶۵.
  37. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۱۵۷.
  38. «و نام خداوند را در روزهایی معین بر آنچه از دام‌ها که روزیشان کرده است (هنگام قربانی) یاد کنند» سوره حج، آیه ۲۸.
  39. «و خداوند را در روزهایی چند یاد کنید» سوره بقره، آیه ۲۰۳.
  40. «و آنکه (برای کوچ کردن از منا) بشتابد (و اعمال را) دو روزه (انجام دهد) گناهی نکرده است» سوره بقره، آیه ۲۰۳.
  41. تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۷۳.
  42. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۱۵۸.
  43. فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۲۲.
  44. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۱۵۹.
  45. راهنمای حرمین شریفین ابراهیم غفاری، ج۳، ص۸۴.
  46. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۱۰۴۳.
  47. تضلیل در شب خلاف احتیاط است، گرچه جائز بودن آن بعید نیست، بنابراین، بعید نیست جایز بودن نشستن مُحرم، در هواپیمایی که شب حرکت می‌کند. (امام).
  48. حرام بودن تظلیل، مختص به حال راه پیمودن است، و اما هرگاه در محلی منزل نماید، چه منی باشد چه غیر آن، با چتر و مثل آن، سایه بر سر قرار دادن مانع ندارد، اگر چه در حال راه رفتن باشد، مثل این که از خیمه خود، در منی برای قربانی یا رمی جمرات با چتر برود، گرچه احتیاط مستحب ترک است در حال راه رفتن. (امام).
  49. اقوی کفایت یک گوسفند است در احرام عمره، هر چند بیش از یک مرتبه تظلیل کرده باشد، و همچنین در احرام حج. (امام).
  50. در صورت التفات به این مطلب که ناچار است در حال راه پیمودن، زیر سایبان باشد، پیش از نذر معصیت‌کار است، برای آنکه خود را عملاً مبتلا به معصیت کرده است (امام).
  51. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۲۵۶.
  52. فصلنامه میقات حج، ج۹، ص۲۷ و ۲۸؛ کافی، ج۴، ص۱۹۵.
  53. «خداوند، به حق رؤیای پیامبرش را راست گردانیده است؛ شما اگر خداوند بخواهد با ایمنی، در حالی که سرهای خود را تراشیده و موها را کوتاه کرده‌اید، بی‌آنکه بهراسید به مسجد الحرام وارد می‌شوید بنابراین او چیزی را می‌دانست که شما نمی‌دانید، از این رو پیش از آن پیروزی نزدیکی پدید آورد» سوره فتح، آیه ۲۷.
  54. بحار الانوار، ج۹۶، ص۳۰۱.
  55. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۴۲۹.
  56. برکات سرزمین وحی، ص۸۹ (به نقل از شرح احوال آیت‌الله اراکی، رضا استادی، ص۵۹۸).
  57. برکات سرزمین وحی، ص۹۱.
  58. برکات سرزمین وحی، ص۹۴.
  59. بحارالانوار، ج۵۲، ص۱ – ۷۷.
  60. نجم الثاقب، باب هفتم.
  61. موعود نامه، مجتبی تونه‌ای، ص۲۲۵.
  62. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۲۵۱.
  63. فروع کافی، ج۴، ص۲۰۳.
  64. «و در میان مردم به حجّ بانگ بردار تا پیاده و سوار بر هر شتر تکیده‌ای که از هر راه دوری می‌رسند، نزد تو آیند» سوره حج، آیه ۲۷.
  65. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۳۶۱.
  66. فصلنامه میقات حج، ش۲، ص۳۲ و ص۲۳۹.
  67. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۳۶۲.
  68. فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۴۵۴.
  69. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۳۶۵.
  70. در راه برپایی حج ابراهیمی، عمید زنجانی، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ص۸۶.
  71. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۳۸۹.
  72. فصلنامه میقات حج، ش۸، ص۲۴.
  73. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۳۸۹.
  74. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۳۸۹.
  75. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۳۹۳.

ح نبوی ج۶

  • الباب الخامس الحج والعمرة
  • الفصل الأول حكمة الحج وفضله وبركاته
  • ۱ / ۱ حكمة الحج
  • ۱ / ۲ فضل الحج
  • ۱ / ۳ ثواب الحج
  • ۱ / ۴ فضل إدمانه
  • ۱ / ۵ فضل من مات في طريقه
  • ۱ / ۶ فضل الحاج
  • ۱ / ۷ بركات الحج
  • الفصل الثاني تسويف الحج وتركه
  • ۲ / ۱ التحذير من تركه
  • ۲ / ۲ تارك الحج
  • ۲ / ۳ التحذير من تعطيل حج البيت
  • الفصل الثالث مناسك الحج
  • ۳ / ۱ مواقيت الإحرام
  • ۳ / ۲ تلبية الإحرام
  • أ معنى التلبية
  • ب كيفية التلبية
  • ج ثواب التلبية
  • د تلبية الأشياء مع الملبي
  • ه آداب التلبية
  • ۳ / ۳ فضل الطواف
  • أ أدب الطواف
  • ب الاستكثار من الطواف
  • ج أدعية الطواف
  • ۳ / ۴ استلام الحجر وآدابه
  • أ استحباب الاستلام
  • ب ترك الاستلام عند الزحام
  • ۳ / ۵ السعي
  • ثواب السعي
  • ۳ / ۶ الوقوف في عرفات
  • أ أدب الوقوف في عرفات
  • ب ثواب الوقوف بعرفات
  • ج مباهاة الله بأهل عرفات
  • د الإفاضة من عرفات
  • ۳ / ۷ الوقوف في المزدلفة
  • أ أدب الوقوف في المزدلفة
  • ب الإفاضة من المشعر الحرام
  • ۳ / ۸ أدب الرمي
  • ثواب الرمي
  • ۳ / ۹ الأضحية
  • ۳ / ۱۰ الحلق
  • الفصل الرابع آداب الحج
  • ۴ / ۱ الإخلاص
  • ۴ / ۲ تعلم المناسك
  • ۴ / ۳ تطهير المال
  • ۴ / ۴ التزود من أطيب الزاد
  • ۴ / ۵ إطعام الطعام وطيب الكلام
  • ۴ / ۶ التعجيل في الرجوع بعد قضاء المناسك
  • ۴ / ۷ ترك ما كان عليه من الذنوب
  • ۴ / ۸ زيارة الحاج
  • الفصل الخامس الحج الأصغر
  • ۵ / ۱ فضل العمرة
  • تنبيه:
  • ۵ / ۲ فضل العمرة في رجب
  • ۵ / ۳ فضل العمرة في رمضان
  • ۵ / ۴ العمرة المفردة في أشهر الحج
  • ۵ / ۵ عمرات النبي
  • بيان:
  • الفصل السادس النوادر
  • ۶ / ۱ البراءة من المشركين في الحج
  • تحقيق حول مراسم البراءة من المشركين
  • ۱ معنى الشرك والمشركين
  • ۲ الأديان الإلهية والبراءة من المشركين
  • ۳ زمان البراءة من المشركين ومكانها
  • ۶ / ۲ حج الأنبياء
  • ۶ / ۳ حج النبي
  • ۶ / ۴ فضل الحج نيابة
  • ۶ / ۵ فضل إحجاج الصبي

الدليل التصنيفي

اجمالي

  • ۵:۲ الحج والعمرة
  • ۱:۵:۲ مشروعية الحج وفضله
  • ۲:۵:۲ حج النبي(ص)
  • ۳:۵:۲ شروط وجوب الحج ومواقيته
  • ۴:۵:۲ أعمال الحج
  • ۵:۵:۲ منهيات الإحرام
  • ۶:۵:۲ مباحات الإحرام
  • ۷:۵:۲ الإحصار والفوات
  • ۸:۵:۲ قضاء الحج والحج عن الغير
  • ۹:۵:۲ العمرة

تفصيلي

  • ۵:۲ الحج والعمرة
  • ۱:۵:۲ مشروعية الحج وفضله
  • ۱:۱:۵:۲ حج الفريضة
  •  ۲:۱:۵:۲ حج التطوع
  • ۳:۱:۵:۲ حج الصبي والعبد
  • ۴:۱:۵:۲ فضل الحج والنهي عن تركه
  • ۵:۱:۵:۲ تأخير الحج
  • ۲:۵:۲ حج النبي (ص)
  • ۳:۵:۲ شروط وجوب الحج ومواقيته
  • ۱:۳:۵:۲ شروط وجوب الحج
  • ۱:۱:۳:۵:۲ الإسلام
  • ۲:۱:۳:۵:۲ البلوغ
  • ۳:۱:۳:۵:۲ الاستطاعة
  • ۴:۱:۳:۵:۲ وجود المحرم للمرأة
  • ۲:۳:۵:۲ مواقيت الحج
  • ۱:۲:۳:۵:۲ الميقات الزماني
  • ۲:۲:۳:۵:۲ المواقيت المكانية
  • ۴:۵:۲ أعمال الحج
  • ۴:۵:۲ :۱ النية والإحرام والتلبية
  • ۱:۱:۴:۵:۲ النية والإحرام للحج
  • ۱:۱:۱:۴:۵:۲ نية الإفراد أو القران أو التمتع
  • ۴:۵:۲:۲:۱:۱ آداب الإحرام
  • ۴:۵:۲:۳:۱:۱ كيفية الإحرام
  • ۴:۵:۲:۴:۱:۱ لباس الإحرام
  • ۴:۵:۲:۵:۱:۱ إحرام الحائض والنفساء
  • ۶:۱:۱:۴:۵:۲ الاشتراط عند الإحرام
  • ۷:۱:۱:۴:۵:۲ فسخ الإحرام
  • ۲:۱:۴:۵:۲ التلبية
  • ۱:۲:۱:۴:۵:۲ فضل التلبية
  • ۲:۲:۱:۴:۵:۲ ألفاظ التلبية
  • ۳:۲:۱:۴:۵:۲ وقت التلبية
  • ۴:۵:۲:۴:۲:۱ الدعاء بعد التلبية
  • ۵:۲:۱:۴:۵:۲ تلبية المشركين
  • ۴:۵:۲:۲ الدخول إلى مكة والخروج منها
  • ۱:۲:۴:۵:۲ الدخول إلى مكة
  • ۱:۱:۲:۴:۵:۲ وقت دخول مكة
  • ۲:۱:۲:۴:۵:۲ كيفية دخول مكة
  • ۳:۱:۲:۴:۵:۲ مكروهات دخول مكة
  • ۴:۱:۲:۴:۵:۲ ما يقال عند رؤية البيت
  • ۵:۱:۲:۴:۵:۲ دخول الكعبة
  • ۶:۱:۲:۴:۵:۲ الإقامة في مكة
  • ۲:۲:۴:۵:۲ الخروج من مكة والعودة إلى بلده
  • ۱:۲:۲:۴:۵:۲ وقت الخروج من مكة
  • ۲:۲:۲:۴:۵:۲ مكان الخروج من مكة
  • ۳:۲:۲:۴:۵:۲ ما يقال عند الخروج من مكة
  • ۴:۲:۲:۴:۵:۲ كيفية دخول الحاج إلى بلده
  • ۵:۲:۲:۴:۵:۲ استقبال الحاج والمعتمر
  • ۳:۴:۵:۲ الطواف
  • ۴:۵:۲:۱:۳ فضل الطواف
  • ۲:۳:۴:۵:۲ شروط الطواف
  • ۳:۳:۴:۵:۲ كيفية الطواف
  • ۴:۵:۲:۱:۳:۳ استقبال الحجر الأسود واستلامه وتقبيله
  • ۴:۵:۲:۲:۳:۳ جعل البيت على شمال الطائف
  • ۳:۳:۳:۴:۵:۲ أشواط الطواف والموالاة فيها
  • ۴:۳:۳:۴:۵:۲ الاضطباع والرمل
  • ۵:۳:۳:۴:۵:۲ استلام الركن اليماني والتزام الملتزم
  • ۶:۳:۳:۴:۵:۲ الطواف من وراء حجر اسماعيل
  • ۸:۳:۳:۴:۵:۲ الكلام والشرب ونحوهما في الطواف
  • ۴:۵:۲:۹:۳:۳ طواف النساء
  • ۴:۳:۴:۵:۲ أذكار الطواف
  • ۵:۳:۴:۵:۲ ركعتا الطواف وما بعدهما
  • ۶:۳:۴:۵:۲ أنواع الطواف
  • ۱:۶:۳:۴:۵:۲ طواف القدوم
  • ۲:۶:۳:۴:۵:۲ طواف الإفاضة
  • ۳:۶:۳:۴:۵:۲ طواف الوداع
  • ۴:۴:۵:۲ السعي
  • ۵:۲:۱:۴:۴ مشروعية السعي
  • ۲:۴:۴:۵:۲ كيفية السعي
  • ۵:۲: ۳:۴:۴ أذكار السعي
  • ۵:۴:۵:۲ الوقوف بعرفة
  • ۱:۵:۴:۵:۲ فضل الوقوف بعرفة وحكمه
  • ۲:۵:۴:۵:۲ التوجه إلى عرفة
  • ۳:۵:۴:۵:۲ وقت الوقوف بعرفة
  • ۴:۵:۴:۵:۲ مكان الوقوف بعرفة
  • ۵:۵:۴:۵:۲ الخطبة وجمع الظهر والعصر بعرفة
  • ۶:۵:۴:۵:۲ الذكر يوم عرفة
  • ۷:۵:۴:۵:۲صيام الحاج يوم عرفة
  • ۸:۵:۴:۵:۲ الإفاضة من عرفة
  • ۶:۴:۵:۲ المبيت بمزدلفة
  • ۱:۶:۴:۵:۲ مشروعية المبيت بمزدلفة
  • ۲:۶:۴:۵:۲ حدود مزدلفة
  • ۳:۶:۴:۵:۲ الجمع بين المغرب والعشاء في مزدلفة
  • ۴:۶:۴:۵:۲ مدة المكث في مزدلفة
  • ۵:۶:۴:۵:۲ تقديم الضعفة من مزدلفة إلى مني
  • ۶:۶:۴:۵:۲ الذكر والتلبية في مزدلفة
  • ۷:۶:۴:۵:۲ صلاة الصبح في مزدلفة
  • ۷:۴:۵:۲ رمي الجمار
  • ۱:۷:۴:۵:۲ وقت رمي الجمار
  • ۲:۷:۴:۵:۲ صفة الحصي الذي يرمي
  • ۳:۷:۴:۵:۲ كيفية الرمي
  • ۷:۴:۵:۲ :۴ ما يقول الحاج عند الرمي
  • ۵:۷:۴:۵:۲ منهيات الرمي
  • ۴:۵:۲:۸ الهدي والفدية
  • ۱:۸:۴:۵:۲ الهدي
  • ۱:۱:۸:۴:۵:۲ سوق الهدي وتقليده واشعاره واستخدامه
  • ۲:۱:۸:۴:۵:۲ أوصاف الهدي
  • ۳:۱:۸:۴:۵:۲ أسباب الهدي
  • ۴:۱:۸:۴:۵:۲ وقت نحر الهدي ومكانه
  • ۵:۱:۸:۴:۵:۲ فضل النحر وكيفيته
  • ۶:۱:۸:۴:۵:۲ النحر عن الغير والإشتراك في الهدي
  • ۷:۱:۸:۴:۵:۲ الأكل والتصدق من الهدي
  • ۸:۱:۸:۴:۵:۲ إعطاء الأجر للذابح
  • ۹:۱:۸:۴:۵:۲ بدل الهدي
  • ۲:۸:۴:۵:۲ الفدية
  • ۱:۲:۸:۴:۵:۲ أسباب الفدية
  • ۲:۲:۸:۴:۵:۲ أنواع الفدية وأوصافها
  • ۳:۲:۸:۴:۵:۲ وقت الفدية ومكانها
  • ۹:۴:۵:۲ أيام مني والمبيت فيها
  • ۱:۹:۴:۵:۲ أيام التروية
  • ۲:۹:۴:۵:۲ فضل يوم النحر
  • ۳:۹:۴:۵:۲ ترتيب المناسك يوم النحر
  • ۴:۹:۴:۵:۲ الإقامة والمبيت في مني
  • ۵:۹:۴:۵:۲ المبيت خارج مني لذوي الأعذار
  • ۶:۹:۴:۵:۲ صيام أيام مني
  • ۷:۹:۴:۵:۲ الخطبة يوم النحر
  • ۸:۹:۴:۵:۲ الصلاة في مني
  • ۱۰:۴:۵:۲ التحلل
  • ۱:۱۰:۴:۵:۲ التحلل الأصغر
  • ۲:۱۰:۴:۵:۲ التحلل الأكبر
  • ۲:۵:۵ منهيات الإحرام
  • ۱:۵:۵:۲ منهيات اللباس
  • ۱:۱:۵:۵:۲ ليس المخيط والمصبوغ
  • ۲:۱:۵:۵:۲ تغطية الرأس
  • ۳:۱:۵:۵:۲ تغطية الوجه ولبس القفازين
  • ۴:۱:۵:۵:۲ لبس الخفين
  • ۵:۵:۲:۵:۱ عقد الرداء
  • ۲:۵:۵:۲ التطيب
  • ۳:۵:۵:۲ عقد النكاح والجماع والمباشرة
  • ۴:۵:۵:۲ صيد البر للمحرم
  • ۵:۵:۲:۵ قتل حيوانات الحرم وقطع نباتاته
  • ۶:۵:۵:۲ الرفث والفسوق والجدال
  • ۷:۵:۵:۲ تقلد السلاح  
  • ۸:۵:۵:۲ حك الرأس والجسد
  • ۶:۵:۲ مباحات الإحرام
  • ۱:۶:۵:۲ الإغتسال وغسل الثياب
  • ۲:۶:۵:۲ حلق الرأس وتغطيته للعلاج
  • ۳:۶:۵:۲ التكحل والإدهان وشم الريحان
  • ۴:۶:۵:۲ لبس الخاتم والحزام والنعل
  • ۵:۶:۵:۲ الإستياك والإمتشاط والنظر في المرآة
  • ۶:۶:۵:۲ التوقي من الحر والبرد
  • ۷:۶:۵:۲ التجارة
  • ۷:۵:۲ الإحصار والفوات
  • ۱:۷:۵:۲ الإحصار بعدو
  • ۲:۷:۵:۲ الإحصار بمرض
  • ۳:۷:۵:۲ تحلل المحصر
  • ۷:۵:۲:۴ قضاء المحصر
  • ۷:۵:۲ :۵ من فاته الوقوف بعرفة
  • ۸:۵:۲ قضاء الحج والحج عن الغير
  • ۱:۸:۵:۲ قضاء الحج
  • ۲:۸:۵:۲ الحج عن الغير
  • ۹:۵:۲ العمرة
  • ۱:۹:۵:۲ مشروعية العمرة وفضلها
  • ۲:۹:۵:۲ عمرات النبي (ص)
  • ۳:۹:۵:۲ وقت العمرة
  • ۱:۳:۹:۵:۲ العمرة في أشهر الحج
  • ۲:۳:۹:۵:۲ العمرة في غير أشهر الحج
  • ۳:۳:۹:۵:۲ تكرار العمرة
  • ۴:۹:۵:۲ أعمال العمرة
  • ۱:۴:۹:۵:۲ الإحرام ومكانه
  • ۲:۴:۹:۵:۲ الطواف
  • ۳:۴:۹:۵:۲ السعي
  • ۴:۴:۹:۵:۲ التحلل

فرهنگنامه حج

  • مقدمه

الف

ب

پ

ت

ث

  • ثبیر
  • ثبیر الاثبیره
  • ثبیر الاعرج
  • ثبیر الخضراء
  • ثبیر الزّنج
  • ثبیر النصع
  • ثبیر غیناء
  • ثجّ
  • ثنّیة البیضاء
  • ثنیة الحضیاء
  • ثنیة الحلّ
  • ثنیة الرّکاب
  • ثنیة الشّرید
  • ثنیة العلیا
  • ثنّیة الکدیّ
  • ثنّیة المحدث
  • ثنیة الوداع
  • ثنیة سفلی
  • ثنیة عثعت
  • ثویه

ج

چ

ح

خ

د

ذ

  • ذات الجیش
  • ذات الحجر
  • ذات الحرار
  • ذات السّلقه
  • ذات السّلیم
  • ذات النّخل
  • ذات الودع
  • ذات انواط
  • ذات عرق
  • ذاء
  • ذبح اکبر
  • ذبح عظیم
  • ذبح نیابتی
  • ذبیح الله
  • ذرع
  • ذو الحجة
  • ذو الحلیفه
  • ذو الخویصره
  • ذو القعده
  • ذو الکعبات
  • ذو المجاز
  • ذو المنزلین
  • ذو الندوة
  • ذو الوطنین
  • ذو الهرم
  • ذو قبلتین
  • ذونواس
  • ذی طوی

ر

ز

س

ش

ص

ض

ط

ظ

  • ظبایا
  • ظلاّ
  • ظلال

ع

غ

ف

ق

ک

گ

  • گردنۀ اذاخر
  • گناه‌کردن در مکه
  • گنبد
  • گیاه اذخر
  • گیاه خزامی
  • گیاه شیح
  • گیاه عصفر
  • گیاه قیصوم

ل

م

ن

و

ه

ی

  • بخشی از منابع کتاب