بحث:حج: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←مقدمه) |
||
| (۲۱ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
== | == مقدمه == | ||
در | حج در لغت به معنای «قصد» و «آهنگ» است، آهنگ کار و یا جایی کردن، و به حسب بعضی از کتب لغت، آهنگ کاری مهم کردن. [[راغب اصفهانی]] مینویسد: {{عربی|أصل الحج، القصد للزيارة... خص في تعارف الشرع بقصد بيت الله تعالى إقامة للنسك}} اصل حج یعنی قصد [[زیارت]] کردن و در [[شرع]] نیز منظور قصد زیارت [[خانه]] خداست. | ||
این واژه ده بار در [[قرآن]] تکرار شده است. «حج» از [[ارکان اسلام]] است. [[امام باقر]]{{ع}} میفرماید: [[اسلام]] بر پنج پایه بنا شده است: [[نماز]]، [[روزه]]، [[زکات]]، حج و [[ولایت]]<ref>کافی، ج۲، ص۱۸.</ref>. کسی که عمداً حج نگزارد، رکنی از [[ارکان دین]] [[الهی]] خویش را نابود کرده است<ref>صهبای حج، ص۴۳.</ref>. | |||
از امام باقر{{ع}} سوال شد: {{متن حدیث|لِمَ سُمِّيَ الْحَجُّ حَجّاً قَالَ{{ع}} حَجَّ فُلَانٌ أَيْ أَفْلَحَ فُلَانٌ}}؛ «چرا حج حج نامیده شده؟ [[امام]]{{ع}} فرمود: فلان شخص حج انجام داد، یعنی [[رستگار]] شد». حج به معنای [[رستگاری]] است و کسی که این [[اعمال]] را انجام دهد رستگار گردیده و حج در مورد او استعمال میشود.در کتاب «[[معانی الاخبار]]» آمده است: {{متن حدیث|قَالَ{{ع}}: الْحَجُّ الْفَلَاحُ يُقَالُ حَجَّ فُلَانٌ أَيْ أَفْلَحَ}}<ref>معانی الاخبار، ص۱۷۰؛ بحار الانوار، ج۹۶، ص۲.</ref>.حج به معنای رستگاری است و کسی که این اعمال را انجام دهد، رستگار گردیده و حج در مورد او استعمال میشود. | |||
حج در اصطلاح [[فقها]]؛ حج، زیارت [[کعبه]] با اعمال مخصوص در مکانهای مخصوصی است. صاحب «جواهر» میفرماید: {{عربی|الحج و إن كان في اللغة هو القصد فقد صار في الشرع: إسما لمجموع المناسك المؤداة في المشاعر المخصوصة}}<ref>جواهر الکلام، ج۱۷، ص۲۱۹ – ۲۲۰.</ref> | |||
حج، | |||
حج به مجموع اعمال و مناسکی که حجاج در ایام حج انجام میدهند، گفته میشود معنای دیگر حج: {{عربی|الحج قصد البيت للتقرب الى الله تعالى بافعال مخصوصة في اماكن مخصوصة}} حج، زیارت کعبه با اعمال مخصوص در مکانهای مخصوص است. حج آهنگ مخصوص [[بیت الله الحرام]] و [[عرفه]] در وقت مخصوص ([[شوال]]، [[ذی القعده]] [[ذی الحجه]]) به منظور اعمال مخصوص است<ref>معارف و معاریف، دائره المعارف جامع اسلامی، ج۴، ص۳۶۲.</ref>. | |||
==ح نبوی ج۶== | نتیجه اینکه در [[فقه اسلامی]]، حج به مجموعهای از [[اعمال]] که در [[مکه]] و اطراف آن به جا میآورند میگویند که در صورت وجود [[استطاعت]] [[مالی]] و صحت مزاج و [[امنیت]]، بر هر شخص بالغ و [[عاقل]] و [[مکلف]] در تمام [[عمر]] یک مرتبه [[واجب]] میگردد. | ||
{{فهرست اثر}} | |||
* الباب الخامس الحج والعمرة | [[وجوب]] حج فوری است. به [[اجماع]] [[فرقه]] «[[امامیه]]» و [[مذهب]] «[[ابوحنیفه]]» و «[[ابو یوسف]]» و «مالک» و «[[احمد حنبل]]» از [[عامه]]. «[[شافعی]]» گفته است: اگر [[عزم]] انجام حج در سال بعد داشته باشد، تأخیر [[گناه]] نیست. به هر حال از نظر [[شیعه]] وجوب آن فوری و تأخیر آن [[گناه کبیره]] است<ref>معارف و معاریف، دائره المعارف جامع اسلامی، ج۴، ص۳۶۲.</ref>. | ||
* الفصل الأول حكمة الحج وفضله وبركاته | |||
* ۱ / ۱ حكمة الحج | و اما اعمال [[حج تمتع]] از سیزده جزء تشکیل شده است: | ||
* ۱ / ۲ فضل الحج | # [[احرام]] (به قصد و [[نیت]] حج تمتع) در خود [[مکه معظمه]]<ref>لازم به ذکر است که برخی از فقها، محل احرام را مکه قدیم میدانند ولی حضرت امام خمینی تمام شهر مکه «قدیم و جدید» را جایز میدانند گر چه افضل این است که در حجر اسماعیل یا پشت مقام ابراهیم{{ع}} برای حج تمتع محرم شود.</ref> | ||
* ۱ / ۳ ثواب الحج | # وقوف در «[[عرفات]]» | ||
* ۱ / ۴ فضل إدمانه | # وقوف در «[[مشعر الحرام]]» | ||
* ۱ / ۵ فضل من مات في طريقه | # انداختن سنگ ریزه به «جمره [[عقبه]]» در [[منا]] | ||
* ۱ / ۶ فضل الحاج | # [[قربانی]] در منا | ||
* ۱ / ۷ بركات الحج | # تراشیدن [[موی سر]] یا تقصیر کردن و برای [[زن]] به جای حلق و تراشیدن موی سر، تقصیر واجب است و مردان در غیر حج اول، بین تراشیدن سر و تقصیر مخیرند. | ||
* الفصل الثاني تسويف الحج وتركه | # [[طواف]] [[زیارت]] دور [[کعبه]] | ||
* ۲ / ۱ التحذير من تركه | # دو رکعت [[نماز]] طواف | ||
* ۲ / ۲ تارك الحج | # سعی بین [[صفا و مروه]] | ||
* ۲ / ۳ التحذير من تعطيل حج البيت | # طواف [[نساء]] | ||
* الفصل الثالث مناسك الحج | # دو رکعت نماز طواف نساء | ||
* ۳ / ۱ مواقيت الإحرام | # ماندن در منا در شب یازدهم و [[دوازدهم ذیحجه]] برای همه و شب سیزدهم برای بعضی از افراد<ref>برای کسب اطلاعات بیشتر به «مناسک محشی» مراجعه شود.</ref> | ||
* ۳ / ۲ تلبية الإحرام | # [[رمی]] جمره اولی و وسطی و عقبه در روزهای یازدهم و دوازدهم<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۵۴-۳۶۱.</ref>. | ||
* أ معنى التلبية | |||
* ب كيفية التلبية | ==آثار حج== | ||
* ج ثواب التلبية | در [[روایات اسلامی]] به برخی از آثار حج اشاره شده، و بیشتر مورد توجه قرار گرفته است: | ||
* د تلبية الأشياء مع الملبي | |||
* ه آداب التلبية | ===آثار مادی و [[دنیوی]] حج=== | ||
* ۳ / ۳ فضل الطواف | # [[سلامتی]]؛ | ||
* أ أدب الطواف | # توسعه رزق؛ | ||
* ب الاستكثار من الطواف | #تأمین هزینه زندگی. [[امام سجاد]]{{ع}} میفرماید: {{متن قرآن|حُجُّوا وَ اعْتَمِرُوا تَصِحَّ أَبْدَانُكُمْ وَ تَتَّسِعْ أَرْزَاقُكُمْ وَ تُكْفَوْنَ مَئُونَاتِ عِيَالِكُمْ}}<ref>کافی ج۴، ص۲۵۳.</ref>حج و [[عمره]] به جا آورید که این دو [[فریضه]]، آثار و منافعی به همراه دارد، (از آن جمله) بدنها را سالم، روزی را وسیع، و هزینه زندگی شما را تأمین مینماید. | ||
* ج أدعية الطواف | # [[بینیازی]]؛ | ||
* ۳ / ۴ استلام الحجر وآدابه | # حفظ خانواده؛ | ||
* أ استحباب الاستلام | # [[حفظ]] [[سرمایه]]. | ||
* ب ترك الاستلام عند الزحام | [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} در فرازهایی میفرماید: | ||
* ۳ / ۵ السعي | #{{متن حدیث|حُجُّوا تَسْتَغْنُوا}}<ref>بحار الانوار، ج۷، ص، ۲۲۱؛ وسائل الشیعه، ج۸، ص۷؛ مستدرک الوسائل، ج۱۱، ص۱۶.</ref>حج انجام دهید، تا [[بینیاز]] شوید. | ||
#{{متن حدیث|الْحَجُّ يَنْفِي الْفَقْرَ}}<ref>بحار الانوار، ج۷۴، ص۶۲.</ref>حج، [[فقر]] را در [[دنیا]] از بین میبرد. | |||
#{{متن حدیث|... حُجُّوا لَنْ تَفْتَقِرُوا}}<ref>مستدرک الوسائل، ج۸، ص۸.</ref>حج انجام دهید، هرگز نیازمند نمیشوید. | |||
امام سجاد{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|... الْحَاجُّ مَغْفُورٌ لَهُ وَ مَوْجُوبٌ لَهُ الْجَنَّةُ وَ مُسْتَأْنَفٌ لَهُ الْعَمَلُ وَ مَحْفُوظٌ فِي أَهْلِهِ وَ مَالِهِ}}<ref>وسائل الشیعه، ج۸، ص۵؛ کافی، ج۴، ص۲۵۳.</ref> [[زائر]] خانهٔ [[خدا]] از [[آمرزش الهی]] بهرهمند شده و [[بهشت]] بر او [[واجب]] و [[اعمال]] خود را از آغاز شروع نموده و [[خانواده]] و سرمایهٔ [[مالی]] او در [[حفظ]] خدای [[رحیم]] است<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۴۴.</ref>. | |||
===آثار [[معنوی]] و [[اخروی]] حج=== | |||
# [[نور]] حج؛ | |||
# [[غفران الهی]]؛ | |||
# [[وجوب]] [[بهشت]]؛ | |||
# خیر [[دنیا]] و [[آخرت]]؛ | |||
# [[آرامش]] [[دل]]. | |||
[[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|الْحَاجُّ لَا يَزَالُ عَلَيْهِ نُورُ الْحَجِّ مَا لَمْ يُلِمَّ بِذَنْبٍ}}<ref>من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۱۴۳.</ref> نور حج، [[پایدار]] است تا زمانی که [[حاجی]] به ([[گناه]]) [[آلوده]] نشود. [[امام سجاد]]{{ع}} میفرماید: [[زائر]] خانهٔ [[خدا]]، از [[آمرزش الهی]] بهرهمند و بهشت بر او [[واجب]] میشود<ref>وسائل الشیعه، ج۸، ص۵؛ کافی، ج۴، ص۲۵۳.</ref>. [[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} میفرماید: [[زائران]] خانهٔ خدا، میهمانان [[الهی]] هستند، آنچه بخواهند به آنان عطا نموده و دعای آنها را [[مستجاب]] میکند<ref>الحج والعمرة فی الکتاب والسنة، حجة الاسلام والمسلمین محمدی ریشهری، ص۵۴.</ref>. | |||
[[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} میفرماید: {{متن حدیث|مَنْ أَرَادَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةَ فَلْيَؤُمَّ هَذَا الْبَيْتَ، فَما أتاهُ عَبدٌ يَسأَلُ اللّهَ دُنيا إلّا أعطاهُ اللّهُ مِنها، و لا يَسأَلُهُ آخِرَةً إلَّا ادَّخَرَ لَهُ مِنها}}<ref>حج و عمره در قرآن و حدیث، حجة الاسلام والمسلمین محمدی ریشهری، ص۲۴۶.</ref> کسی که دنیا و آخرت میخواهد آهنگ خانهٔ خدا کند. بندهای بدان روی نیاورده که دنیا را خواسته باشد، جز این که خدا دنیا را به او داده است، و آخرت را نخواسته، جز آنکه برایش اندوخته است. | |||
همچنین [[امام باقر]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|الْحَجُّ تَسْكِينُ الْقُلُوبِ}}<ref>امالی، شیخ طوسی، ص۲۹۶. (به نقل از گلواژههای حج و عمره، علیرضا بصیری، ص۲۱).</ref>حج، آرامبخش دلهاست. | |||
علاوه بر فوائد مادی و معنوی که در سفرهای معمول مترتب میباشد، [[سفر]] به [[مکه]] و [[مدینه]]، آثار و [[برکات]] ویژهای را نیز برای افراد به همراه دارد: | |||
# [[زیارت]] [[خانه خدا]] | |||
# [[توفیق]] انجام [[اعمال]] حج و [[عمره]] و بهرهمند شدن از ثوابهای تعیینشده برای این اعمال | |||
# [[زیارت قبور]] [[پیامبر]]{{صل}} و [[ائمه معصومین]] و [[اولیای الهی]]، همچنین آشنایی با اماکن متبرکه و آثار [[پیامبران]] و [[ائمه اطهار]]{{ع}} | |||
#آشنایی با [[اقوام]] و [[ملل]] مختلف | |||
#آشنایی با فرق و [[مذاهب]] مختلف | |||
#ملاحظه نمایش [[شکوه]] و [[عزت]] و [[عظمت]] [[مسلمانان]] در [[سایه]] [[دستورات اسلام]] | |||
# [[تقویت اسلام]] و برگزاری [[مانور]] [[اتحاد اسلامی]]<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۴۵.</ref>. | |||
==آداب سفر حج== | |||
در ارتباط با [[تشرف]] به حج و آمادگیهای قبلی از لسان [[ائمه معصومین]] توصیهها و سفارشهایی به [[زائران]] حرمین شریفین شده است. از آن جمله، توصیههای [[ارزشمند]] [[امام صادق]]{{ع}} است که آن حضرت فرمودهاند: | |||
وقتی أرادهٔ حج نمودی، قبلاً خانهٔ [[دل]] را از هر شاغل و حاجبی که تو را از [[خدا]] [[غافل]] کند، و مشغول به خود گرداند، فارغ ساز. کارها و تمام [[شئون]] زندگیت را به خدا واگذار و در جمیع حرکات و سکنات، [[توکل]] بر او نموده و [[تسلیم]] [[قضا]] و [[تقدیر الهی]] باش. از [[دنیا]] و [[آسایش]] دنیا و [[مردم]]، منقطع شو. [[حقوقی]] را که از دیگران به [[ذمّه]] داری، ادا کن. متکی بر [[توشه]] و مرکب و [[یاران]] راه و قوت بدنی و نیروی [[جوانی]] و [[مال]] و [[دارایی]] خود مباش؛ زیرا [[ترس]] آن میرود که خدا همینها را [[دشمن]] [[انسان]] و مایۀ [[وزر]] و وبال [[آدم]] [[خودخواه]] گرداند، تا دانسته شود که تمام [[حول و قوه]] و [[تدبیر]] و چاره، به دست [[خالق یکتا]] بوده و بدون [[توفیق]] و [[تسدید]] او، احدی [[قادر]] بر چاره و تدبیری نخواهد بود. | |||
پس مهیا و آمادهٔ رفتن شو، مانند کسی که [[امید]] به بازگشت [[مجدد]] به [[خانه]] و [[اهل]] و عیال خود ندارد. با همسفران، نیکورفتار و خوشسفر باش. اوقات [[نماز]] را رعایت نما، [[سنن]] و [[دستورات]] [[رسول]] مکرم{{صل}} را به کار بند و آنچه را [[وظیفه]] است از [[آداب و رسوم]] و [[صبر]] و [[تحمل]] و [[شکر]] و [[مهربانی]] و [[بخشش]] و ترجیح دیگران بر خود، در همهجا و در همهوقت انجام ده. | |||
سپس با آب توبهٔ [[خالص]] خود را از [[گناه]] شستشو داده و جامهٔ [[صدق]] و [[صفا]] و افتادگی و [[خشوع]]، در بر کن و از هرچه که تو را از [[یاد خدا]] باز میدارد و از [[طاعت]] او منصرف میسازد، [[محرم]] شو و لبیک بگو... و همچنانکه با بدنت در میان انبوه [[مسلمانان]]، [[طواف]] کرده، و گرد [[بیت]] [[خدا]] میچرخی، با قلبت در میان [[فرشتگان]]، طواف انجام داده و گرد [[عرش خدا]] گردش کن. هروله کن، اما هرولهای که در معنی، گریختن از [[هوای نفس]] باشد. با بیرون رفتنت از [[مکه]] به [[منا]]، از [[غفلت]] و لغزشهای خود، بیرون آی و هرگز آرزوی آنچه را که بر تو [[حلال]] نمیباشد و یا [[شایستگی]] آن را نداری، منما. | |||
در [[عرفات]]، اعتراف به خطیئات و [[گناهان]] نموده و [[تجدید عهد]] [[عبودیت]] و [[اقرار]] به [[وحدانیت]] [[حضرت حق]] کن و خود را به [[مقام قرب]] خدا برسان. در «[[مزدلفه]]» تقوای خدا در [[دل]] بگیر و با صعود به [[کوه]] مشعر، [[روح]] خود را به سوی عالم بالا [[حرکت]] ده. با [[ذبح]] [[قربانی]]، حنجر [[هوا و هوس]] را بریده و رگهای [[طمع]] را قطع کن. هنگام [[رمی]] و سنگ انداختن بر جمرات، [[افعال]] [[زشت]] و [[اخلاق ناپسند]] و [[دنائت]] و [[پستی]] و شهوتپرستیها را از خود دور کن. با تراشیدن سر، عیبهای ظاهر و [[باطن]] خود را بتراش و با دخول به [[حرم]]، خود را از [[شر]] [[متابعت]] هوای نفس و خواهش دل، رهانیده و در [[حفظ]] و [[امان خدا]]، داخل ساز. بیت را با توجه به [[عظمت]] و [[جلالت]] [[رب]] البیت و آشنایی با سطوت [[سلطان]] او [[زیارت]] کن. استلام [[حجر]] بنما. درحالتی که [[رضا]] به قسمت او داده و [[خاضع]] در برابر عظمتش گشتهای. طواف [[وداع]] را که حاکی از وداع ماسوی [[الله]] قرار داده، باهرچه که غیر خداست، وداع بنما. | |||
با وقوف در [[کوه صفا]] در تصفیهٔ روح و [[تهذیب نفس]] خود بکوش و سعی کن خود را برای لقای [[خدا]] در [[روز]] لقا آماده گردانی. به [[مروه]] که رسیدی، [[مروت]] نموده و اوصاف خود را در جنب ارادهٔ [[حق]]، فانی ساز و به عهدی که با خدا بستهای و حج خود را مشروط به آن، به جا آوردهای تا [[روز قیامت]]، [[وفادار]] بمان. و بدان سرّ اینکه [[خداوند]] حج را [[واجب]] نمود و آن را در میان [[طاعات]]، به خودش نسبت داده و فرموده است: {{متن قرآن|وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا}}<ref>«و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref>، و هم [[نبی اکرم]]{{صل}} ترتیب [[مناسک]] را به این صورت که هست، تنظیم کرده است، آن است که اشارهای به [[مرگ]] و [[قبر]] و [[بعث]] و [[قیامت]] باشد و صاحبدلان و [[خردمندان]] از مشاهدهٔ این مناسک، از اول تا به آخر، متذکر [[عوالم]] بعد از مرگ، از [[بهشت و جهنم]] بشوند و [[آمادگی]] برای [[ارتحال]] به آن عالم را به دست آورند<ref>حج برنامه تکامل، سید محمد ضیاء آبادی.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۴۸.</ref> | |||
== آرزوی حج == | |||
چه بسیارند کسانی که [[مشتاق]] [[زیارت]] حریم [[الهی]] و [[کعبه]] مقدساند، اما شرایط این [[سفر]] [[معنوی]] برای آنان فراهم نمیشود. بر اساس [[روایات]]، آرزومند حج اگر به یکی از این [[آداب]] مداومت کند، به آرزویش میرسد: | |||
# قرائت سوره حج هر سه روز یک بار؛ [[امام ششم]]{{ع}} میفرماید: هر کس [[سوره حج]] را هر سه روز یک بار بخواند از آن سال بیرون نمیرود تا بار سفر [[مکه]] را ببندد و اگر در سفر خود از [[دنیا]] برود و به مکه نرسد، جای او، در [[بهشت]] است<ref>وسائل الشیعه، ج۸ (به نقل از راهنمای حرمین شریفین، ج۳، ص۳۱).</ref>. | |||
# [[تلاوت]] [[سوره نبأ]] در هر روز یک بار<ref>وسائل الشیعه، ج۸ (به نقل از راهنمای حرمین شریفین، ج۳، ص۳۱).</ref>. | |||
# ختم «ماشاء الله» هزار بار در یک مجلس<ref>وسائل الشیعه، ج۸ (به نقل از راهنمای حرمین شریفین، ج۳، ص۳۱).</ref>. | |||
# در تعقیب هر [[نماز واجب]] بگوید: {{عربی|اللهم صل على محمد و آل محمد و اقض عنّي دَين الدنيا و الاخرة}} راوی پرسید: [[دَین]] [[آخرت]] چیست؟ فرمود: حج. | |||
# از [[رسول خدا]]{{صل}} نقل شده است که فرمود: هر کس [[شوق]] حج دارد، لباس جدید خود را بپوشد و ظرف آبی را بردارد و ۳۵ بار [[سوره قدر]] را بر آن بخواند و بعد آن را بر خود بریزد، سپس چهار رکعت [[نماز]] بگذارد، به [[درستی]] که [[خدای تعالی]] حج و [[عمره]] را روزی او میکند. | |||
# طبق [[روایات]] بسیاری، در شب ۲۳ [[ماه مبارک رمضان]] اسامی وافدین و زائرین خانهٔ [[خدا]] ثبت میگردد، پس در این شب [[مبارکه]] میتوان با [[کوشش]] در [[عبادت]] و درخواست این [[موهبت]]، نام خود را به ثبت رساند. | |||
# در [[مناجات]] طلب حج، مداومت کند. [[محدث قمی]] این مناجات را از [[حضرت جواد]]{{ع}} در [[باقیات الصالحات]]، حاشیه مفاتیح نقل فرموده است<ref>راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، ج۳، ص۳۰.</ref>. | |||
از جمله خواستههای مهم [[پیشوایان معصوم]] ما بهویژه در ماه مبارک رمضان درخواست انجام حج و [[زیارت]] [[خانه خدا]] بوده که از رهگذر [[دعا]] از خود بجای گذاشتهاند. در دعای شب اول [[ماه رمضان]] میخوانیم: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضَانَ الَّذِي أَنْزَلْتَ فِيهِ الْقُرْآنَ... اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ أَنْ تَجْعَلَ فِيمَا تَقْضِي وَ تُقَدِّرُ مِنَ الْأَمْرِ الْمَحْتُومِ فِي الْأَمْرِ الْحَكِيمِ مِنَ الْقَضَاءِ الَّذِي لَا يُرَدُّ وَ لَا يُبَدَّلُ أَنْ تَكْتُبَنِي مِنْ حُجَّاجِ بَيْتِكَ الْحَرَامِ الْمَبْرُورِ حَجُّهُمُ الْمَشْكُورِ سَعْيُهُمُ الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمُ الْمُكَفَّرِ عَنْ سَيِّئَاتِهِمْ...}}. | |||
و در دعای هر شب ماه رمضان آمده است: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضَانَ الَّذِي أَنْزَلْتَ فِيهِ الْقُرْآنَ وَ افْتَرَضْتَ عَلَى عِبَادِكَ فِيهِ الصِّيَامَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْزُقْنِي حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرَامِ فِي عامِي هذا وَ فِي كُلِّ عامٍ وَ اغْفِرْ لِيَ تِلْكَ الذُّنُوبَ الْعِظَامَ فَإِنَّهُ لَا يَغْفِرُهَا غَيْرُكَ يَا رَحْمَنُ يَا عَلَّامُ}}. | |||
[[ابن ابی عمیر]] از یکی از [[خاندان رسول خدا]]{{صل}} نقل کرده کسی که این دعا را شب اول بخواند [[گناهان]] چهل سالش آمرزیده میشود. در این [[دعا]] تنها سه درخواست مطرح است: [[درود]] بر محمد و آل محمد؛ حج [[خانه خدا]] در هر سال؛ [[بخشش گناهان]]. | |||
از [[امام صادق]] و [[امام کاظم]]{{ع}} دعایی نقل شده که در [[ماه مبارک رمضان]] در پی هر فریضهای خوانده شود: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرَامِ فِي عَامِي هَذَا وَ فِي كُلِّ عَامٍ مَا أَبْقَيْتَنِي فِي يُسْرٍ مِنْكَ وَ عَافِيَةٍ وَ سَعَةِ رِزْقٍ وَ لَا تُخْلِنِي مِنْ تِلْكَ الْمَوَاقِفِ الْكَرِيمَةِ وَ الْمَشَاهِدِ الشَّرِيفَةِ وَ زِيَارَةِ قَبْرِ نَبِيِّكَ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ...}}<ref>فصلنامه میقات حج، شماره ۵۴، ص۳۵.</ref>؛ خداوندا امسال و هر سال تا وقتی مرا زنده میداری حج [[خانه]] خودت را روزیام کن، آن هم در آسانی و [[تندرستی]] و وسعت روزی از سوی خودت و جایم را در آن جایگاههای [[ارزشمند]] و حرمهای [[شریف]] خالی مگذار و از [[زیارت قبر]] پیامبرت محرومم مکن. | |||
از دعاهای بسیار مهم و [[نورانی]] در ماه مبارک رمضان [[دعای ابوحمزه ثمالی]] از [[امام سجاد]]{{ع}} است که در [[سحرگاهان]] خوانده میشود. در این دعای شریف سه مرتبه [[زیارت]] [[کعبه]] از [[خداوند]] درخواست شده است... به قسمتی از این دعا اشاره میشود: {{متن حدیث|... وَ ارْزُقْنَا حَجَّ بَيْتِكَ وَ زِيَارَةَ قَبْرِ نَبِيِّكَ صَلَوَاتُكَ وَ رَحْمَتُكَ... وَ ارْزُقْنِي حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرَامِ فِي عَامِنَا هَذَا وَ فِي كُلِّ عَامٍ وَ زِيَارَةَ قَبْرِ نَبِيِّكَ وَ لَا تُخْلِنِي يَا رَبِّ مِنْ تِلْكَ الْمَشَاهِدِ الشَّرِيفَةِ وَ الْمَوَاقِفِ الْكَرِيمَةِ... وَ ارْزُقْنِي حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرامِ فِي عامِنا هذا وَ فِي كُلِّ عامٍ، وَ ارْزُقْنِي رِزْقاً واسِعاً مِنْ فَضْلِكَ الْواسِعِ}}<ref>معانی الاخبار، ص۱۱.</ref>. | |||
دعاهای متعددی در [[شب قدر]] وارد شده و در میان خواستههای این شب که شب تقدیر [[انسانها]] است حج خانه خدا برجسته است. در روایتی از امام صادق{{ع}} در این باره نقل شده است: {{متن حدیث|يُكْتَبُ فِيهَا وَفْدُ مَكَّةَ فَمَنْ كَانَ فِي تِلْكَ السَّنَةِ مَكْتُوباً لَمْ يَسْتَطِعْ أَنْ يَحْبِسَ وَ إِنْ كَانَ فَقِيراً مَرِيضاً وَ مَنْ لَمْ يَكُنْ فِيهَا مَكْتُوباً لَمْ يَسْتَطِعْ أَنْ يَحُجَّ وَ إِنْ كَانَ غَنِيّاً صَحِيحاً}}<ref>وسائل الشیعه، ج۱۳، ص۳۱۳.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۵۱.</ref> | |||
== ایام تشریق == | |||
«تشریق»<ref>لسان العرب، جدهم، ص۱۷۶، تشریق یعنی به طرف شرق رفتن، «ایام التشریق» یعنی سه روز پس از عید قربان، التشریق ایضا به معنای نماز عید. (ترجمه منجد الطلاب، ماده شرق)</ref>، نام سه [[روز]] آخر [[مناسک حج]]، یعنی روزهای یازدهم، دوازدهم و [[سیزدهم ذیحجه]] است، که در این سه روز [[حاجیان]] پس از انجام [[قربانی]] در روز دهم ([[عید قربان]])، در صحرای [[منا]] اقامت نموده و روز یازدهم و دوازدهم (و برای بعضیها روز سیزدهم) به سنگسار کردن [[شیطان]] در جمرات ثلاثه مشغول میشوند. این ایام در [[شرع مقدس اسلام]] از [[قداست]] خاصی برخوردار است، تا آنجا که در [[قرآن مجید]] در دو [[آیه]] از آن یاد شده است: {{متن قرآن|وَاذْكُرُوا اللَّهَ فِي أَيَّامٍ مَعْدُودَاتٍ}}<ref>«و خداوند را در روزهایی چند یاد کنید» سوره بقره، آیه ۲۰۳.</ref>، {{متن قرآن|وَيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِي أَيَّامٍ مَعْلُومَاتٍ}}<ref>«و نام خداوند را در روزهایی معین بر آنچه از دامها که روزیشان کرده است (هنگام قربانی) یاد کنند» سوره حج، آیه ۲۸.</ref>. که در بعضی از [[روایات]] آمده است که «ایام معلومات» اشاره به این روزها میباشد. | |||
در کتب [[ادعیه]] [[فضایل]] بسیاری برای [[عبادت]] در این روزها ذکر شده است. همچنین [[روایت]] شده که [[مستحب]] است در این روزها پس از هر نمازی این [[دعا]] ([[تکبیر]]) گفته شود: {{متن حدیث|اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ لِلَّهِ الْحَمْدُ اللَّهُ أَكْبَرُ عَلَى مَا هَدَانَا اللَّهُ أَكْبَرُ عَلَى مَا رَزَقَنَا مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ}}<ref>دائره المعارف تشیع، ج۴، ص۲۶۵.</ref>. | |||
گفته شده است، تشریق همچنان که از نامش پیداست، ایامی است روشنیبخش که [[روح]] و [[جان انسان]] در پرتو آن [[مراسم]] عالی مذهبی [[نورانی]] میشود. برخی دیگر علت [[تسمیه]] این ایام را به ایام تشریق این دانستهاند که در این ایام گوشتهای قربانی را زیر [[نور]] [[آفتاب]] خشک میکردند. «تابش ماهتاب در طول شب»، «[[رمی]] و قربانی پس از [[طلوع]] آفتاب»، «رفتن به سوی [[مشرق]]»، «منع از قربانی گوسفند مشرقه -گوش شکافته -»، و «برق زدن [[خورشید]] بر خونهای ریخته شده و درخشندگی آنها» را از جمله و وجوه [[تسمیه]] ایام تشریق ذکر کردهاند<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۵۷.</ref>. | |||
== ایام معلومات == | |||
چنانچه در [[آیه شریفه]] آمده است {{متن قرآن|وَيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِي أَيَّامٍ مَعْلُومَاتٍ عَلَى مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ}}<ref>«و نام خداوند را در روزهایی معین بر آنچه از دامها که روزیشان کرده است (هنگام قربانی) یاد کنند» سوره حج، آیه ۲۸.</ref> [[خداوند]] را در ایام معلومات یاد کنید و نیز در [[سوره بقره]] آمده است {{متن قرآن|وَاذْكُرُوا اللَّهَ فِي أَيَّامٍ مَعْدُودَاتٍ}}<ref>«و خداوند را در روزهایی چند یاد کنید» سوره بقره، آیه ۲۰۳.</ref> میان [[مفسران]] در این زمینه گفتگوست و [[روایات اسلامی]] در این زمینه متفاوت است. | |||
گروهی از مفسران به استناد برخی از روایات اسلامی، معتقدند که منظور از ایام معلومات ده [[روز]] آغاز [[ذیحجه]] است و ایام معدودات «ایام التشریق» یعنی روزهای یازدهم، دوازدهم و [[سیزدهم ذیحجه]] میباشد. روزهایی که [[نورانی]] و روشنیبخش همه دلهاست. | |||
در حالی که گروهی دیگر، طبق بعضی دیگر از [[روایات]] گفتهاند: هر دو اشاره به ایام تشریق است و ایام تشریق را گاهی همان سه روز گرفتهاند و گاهی روز دهم، یعنی [[عید قربان]] را نیز بر آن افزودهاند. | |||
جمله {{متن قرآن|فَمَنْ تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ}}<ref>«و آنکه (برای کوچ کردن از منا) بشتابد (و اعمال را) دو روزه (انجام دهد) گناهی نکرده است» سوره بقره، آیه ۲۰۳.</ref> که در سوره بقره آمده، نشان میدهد که ایام تشریق بیش از سه روز نیست؛ زیرا [[تعجیل]] در آن سبب میشود که یک روز از آن کاسته و تبدیل به دو روز گردد. | |||
ولی با توجه به این که در [[آیات]] [[سوره حج]] بعد از ذکر «ایام معلومات» مسأله [[قربانی]] آمده و میدانیم قربانی در روز دهم انجام میگیرد، این موضوع [[تأیید]] میشود که ایام معلومات ده روز آغاز [[ذی الحجه]] است که به روز دهم (روز قربانی) ختم میگردد. و به این ترتیب [[تفسیر]] اول که دوگانگی مفهوم ایام معلومات با ایام معدودات باشد تقویت میگردد. اما با توجه به [[وحدت]] تعبیرهایی که در هر دو [[آیه]] وارد شده بیشتر این مسأله به [[ذهن]] میرسد که هر دو اشاره به یک مطلب است. [[هدف]] در هر دو توجه به [[یاد خدا]] در ایام معینی است، که از دهم [[ذی الحجه]] شروع میشود و به سیزدهم آن ماه پایان مییابد. البته یکی از موارد ذکر [[نام خدا]]، ذکر نام او به هنگام [[قربانی]] است<ref>تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۷۳.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۵۸.</ref> | |||
== ایام نَحر == | |||
به روزهای دهم و یازدهم و [[دوازدهم ذیحجه]] گویند. پنجمین عمل از [[اعمال]] [[حج تمتع]]، [[قربانی کردن]] در [[سرزمین منی]] است و اصطلاح نحر درباره قربانی کردن شتر به کار برده میشود<ref>فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۲۲.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۵۹.</ref> | |||
== نیت در حج == | |||
نیت، [[روح]] عمل است و عمل بدون روح، خاصیتی ندارد. در حج، آنچه انجام میشود، باید با نیت باشد. نیت در حج، یعنی همواره خود [[آگاه]] بودن، و حج معانی نمودن، نه حج [[مناسک]] و صورت؛ زیرا حج، همه نیت است، اگر چه پارهای از [[اعمال]] بدون نیت، هم تأثیری دارد، مثلاً در [[روزه]]، اگر نیت نباشد، به هر حال آثاری از آن دیده میشود، یا در [[زکوة]]، اگر نیت نباشد، به هر حال [[فقیری]] را بینیاز کرده است، اما اگر در حج، نیت نباشد هیچ نیست، چون که این مناسک همه اشاره است. میگویند: کسی که نداند [[سجود]] چیست، فقط پیشانی به خاک مالیده است، کسی که نداند مفهوم [[مناسک حج]] چیست، فقط [[شهر مکه]]، و [[خانه کعبه]] را تماشا کرده است، و به عبارت دیگر، فقط سوغات آورده است... . | |||
پس لازم است که تمام اعمال حج را با نیت انجام دهد، و به معانی آن [[نیتها]]، آگاه و آشنا باشد. چون [[عمره]] و حج و اجزاء آنها از [[عبادات]] است، باید قصد داشته باشد آن چه را که [[واجب]] است بر او، قربة الی الله و برای [[اطاعت]] [[خداوند تعالی]] انجام دهد، یعنی انجام عملش، کاملاً باید برای تحصیل رضای [[خدای تعالی]] باشد، به نحوی که هیچ غرضی از اغراض [[دنیوی]] با او همراه نباشد. این نوع نیت، در تمام [[اعمال عبادی]] لازم است. | |||
نیت باید مقارن با عمل باشد، در جایی که باید [[احرام]] بپوشد، همین که شروع به احرام پوشیدن کرد نیت کند، پس نیت در اثناء کافی نخواهد بود و هر گاه در حین شروع، نیت نکرده است، باید تجدید کند. | |||
نیت را به زبان یا حضور [[قلبی]] میآورد. مثلاً اگر عمره تمتع است، باید چنین بگوید: احرام میبندم برای توجه به [[مکه معظمه]]، و عمره تمتع از [[حجة الاسلام]]، به جهت [[فرمانبرداری]] امر خدای تعالی قربة الی الله. | |||
در صحت نیت اعمال حج، تلفظ و خطور قلبی معتبر نیست، بلکه هرگاه توجه داشته باشد که چه عملی میخواهد به جا آورد کافی است، ولی تلفظ به [[نیت]] در [[اعمال]] [[عمره]] و حج [[استحباب]] دارد. | |||
در صحت [[احرام]] لازم نیست که قصد کند ترک محرماتی را که بر [[محرم]] پس از احرام میشود، بلکه کسی که به قصد عمره تمتع، یا [[حج تمتع]] لبیکهای [[واجب]] را گفت محرم میشود، چه قصد بکند احرام را یا نکند، و چه قصد بکند ترک محرمات را یا نکند، ولی [[احتیاط]] آن است که قصد کند ترک محرمات را. | |||
باید دانست که افراد مستعد و با کمال، در این جا باید نیتهای بسیاری بنمایند؛ زیرا هر عملی نیت و توجه مخصوصی به خود دارد، نیت در این جا، به همه چیز پشت کردن و به [[خدا]] رو آوردن است. نیت این است، که هر کس، زین پس بزند سنگ، به مینای [[هوس]]. اکنون که آماده نیت کردن شدهای، به خود آی که تاکنون چه کردهام، و از این پس دیگر گرد ناپسندیها، [[زشتیها]]، [[کینهها]]، لاابالیها و نزدیک چیزی که باعث کدورت [[دل]] شود، نگردم. | |||
آنگاه که نیت کنی که: (احرام میبندم برای عمره تمتع از [[حجة الاسلام]] واجب، قربة الی الله) یعنی که احرام کوی [[کعبه]] میبندم تا با [[لباس]] [[انضباط]]، و با [[اراده]] و خودداری از طوفانهای [[تمایلات نفسانی]] که ۲۴ چیز است، [[خویشتنداری]] نموده، و [[تعهد]] میکنم که از این میقاتگاه، با انضباط به سوی این عمل [[مقدس]] بروم، و با این احرام که به سوی حرم امن الهی میروم، [[احترام]] [[حریم]] آن را داشته و در حال [[غفلت]] نباشم<ref>راهنمای حرمین شریفین ابراهیم غفاری، ج۳، ص۸۴.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۰۴۳.</ref> | |||
== تظلیل == | |||
به معنای [[سایه]] بر سر گرفتن و خود را زیر سایه قرار دادن است. پس از [[احرام]] بستن در [[روز]]، سایه بر سر گرفتن و خود را زیر سایه قرار دادن در هنگام پیمودن راه، مثل این که چتر به سر بگیرد یا روپوش بر کجاوه اندازد یا در اتومبیل سقفدار یا اطاق ترن یا طیاره سوار شود، بر [[مرد]] [[حرام]] است. | |||
فرقی میان سواره و پیاده نیست، بلکه خود را در سایه چتری نگه داشتن (اگرچه آن چتر، سایهانداز روی سر نباشد) حرام است. در شب و در هوای ابری هم جائز نیست، در حال راه پیمودن زیر سایبان برود<ref>تضلیل در شب خلاف احتیاط است، گرچه جائز بودن آن بعید نیست، بنابراین، بعید نیست جایز بودن نشستن مُحرم، در هواپیمایی که شب حرکت میکند. (امام).</ref>. | |||
سایهای که از پهلو بیفتد، مانند: سایه دیوار، اتومبیل، شتر، درخت، چتری که در دست دیگری است، و امثال اینها، بعضی فرمودهاند: احواط اجتناب است، و بعضی فرمودهاند، ضرر ندارد ولی اگر چتر و مانند آن بالای سر او نیست، طوری نکند که سایه آنها بر سر او افتد. | |||
این [[احکام]] که نسبت به [[آفتاب]] گفته شد، نسبت به [[باران]] نیز جاری است؛ یعنی برای مرد حرام است که خود را به وسیله چتر و مانند آن، از باران بپوشاند. | |||
سایه بر سر قرار دادن، بر [[زنان]] و کودکان، مطلقاً جائز است، و میتوانند در حال [[حرکت]] به اتومبیل سقفدار، سوار شوند، و یا چتر بر سر گیرند. البته احرام بستن در زیر سقف [[مسجد شجره]]، جائز است. | |||
نکته دیگر این که بعد از فرود آمدن در منزلگاه، (چه [[مکه]] باشد، چه منازل بین راه، چه [[منی]] و [[عرفات]]) در حال توقف، و در رفت و آمد، زیر سایبان بودن، مانعی ندارد<ref>حرام بودن تظلیل، مختص به حال راه پیمودن است، و اما هرگاه در محلی منزل نماید، چه منی باشد چه غیر آن، با چتر و مثل آن، سایه بر سر قرار دادن مانع ندارد، اگر چه در حال راه رفتن باشد، مثل این که از خیمه خود، در منی برای قربانی یا رمی جمرات با چتر برود، گرچه احتیاط مستحب ترک است در حال راه رفتن. (امام).</ref>. | |||
در صورت [[ضرورت]] (مانند: شدت [[گرما]]، یا سرما، یا [[باران]] شدید، و یا مریضی) میتواند خود در [[سایه]] نگه دارد، و [[معصیت]] نکرده، اما «یک گوسفند» باید [[کفاره]] بدهد. | |||
کفاره تظلیل «یک گوسفند» است، چه با عذر باشد، چه با [[اختیار]]، اما بعضی فرمودهاند: اگر بدون عذر تظلیل کند، به تکرار آن، کفاره مکرر میشود، ولی اگر با عذر باشد، تا رفع آن برای هر احرامی، یک کفاره است. بعضی فرمودهاند: مطلقاً در [[احرام]] [[عمره]]، هر چند بیش از یک مرتبه تظلیل کند «یک گوسفند» است، و همچنین در [[احرام حج]] و بعضی هم گفتهاند: احوط آن است که اگر میتواند برای هر روزی «یک گوسفند» بدهد<ref>اقوی کفایت یک گوسفند است در احرام عمره، هر چند بیش از یک مرتبه تظلیل کرده باشد، و همچنین در احرام حج. (امام).</ref>. | |||
کسانی که [[نذر]] کردهاند مثلاً از [[ایران]]، یا [[کشور]] دیگر مُحرم شوند، و باید با طیاره یا کشتی، یا مرکب دیگری که سقفدار است بروند، نذر آنها صحیح است<ref>در صورت التفات به این مطلب که ناچار است در حال راه پیمودن، زیر سایبان باشد، پیش از نذر معصیتکار است، برای آنکه خود را عملاً مبتلا به معصیت کرده است (امام).</ref>، لکن یک گوسفند باید کفاره بدهند<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۲۵۶.</ref>. | |||
== حَلق == | |||
تراشیدن سر در [[حج تمتع]] و [[عمره]]، از عباداتی است که [[مظهر]] و نشانه [[خضوع]] و [[خشوع]] [[بنده]] در برابر [[خالق]] توانا و [[متعال]] است. [[خداوند سبحان]]، [[بندگان]] خویش را به میهمانی خود فرا خوانده و آنها نیز در جرگه [[اطاعت]] اوقدم نهادهاند و از [[بندگی]] غیرش ([[بتها]]، قدرتها، هوا و [[هوسها]]) گریختهاند و در بند [[اسارت]] [[عشق]] به [[الله]] به حالت [[احرام]] درآمدهاند و به اعمالی چون [[طواف]]، سعی بین [[صفا و مروه]]، وقوف در [[عرفات]]، [[رمی]] جمرات و [[قربانی]] پرداختهاند. در این هنگام، [[خداوند]] از آنان میخواهد علامت بندگی و خشوع و [[تسلیم]] کامل، یعنی «حلق» و «تقصیر» در حج تمتع و عمره [[تمتع]] و مفرده را با شیوهای خاص به همراه [[قصد قربت]] او، بر خود ظاهر سازند و با این [[فریضه الهی]] از احرام خارج گردند. جد بزرگ ما [[آدم]]{{ع}} از انجام این [[فریضه]] در حج خود کوتاهی نکرد. بلکه همانطور که [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: [[خدای سبحان]] [[جبرئیل]] را به همراه<ref>فصلنامه میقات حج، ج۹، ص۲۷ و ۲۸؛ کافی، ج۴، ص۱۹۵.</ref> یاقوتی از [[بهشت]] فرستاد، آنگاه سر آدم توسط خود او و یا جبرئیل تراشیده شد. | |||
«حلق» (سر تراشیدن) این [[سنت الهی]] در [[دوران جاهلیت]] هم به جا آورده میشد. معتمرین هر گاه عمره خود را به جای میآوردند سرشان را نیز میتراشیدند. [[قرآن مجید]] سر تراشی در حج را در [[رؤیای صادق]] [[رسول خدا]]{{صل}} مطرح میفرماید. | |||
{{متن قرآن|لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُءُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ}}<ref>«خداوند، به حق رؤیای پیامبرش را راست گردانیده است؛ شما اگر خداوند بخواهد با ایمنی، در حالی که سرهای خود را تراشیده و موها را کوتاه کردهاید، بیآنکه بهراسید به مسجد الحرام وارد میشوید بنابراین او چیزی را میدانست که شما نمیدانید، از این رو پیش از آن پیروزی نزدیکی پدید آورد» سوره فتح، آیه ۲۷.</ref>. | |||
مرحوم [[صاحب جواهر]] لله در موضوع [[وجوب]] سر تراشیدن در [[منا]] برای کسی که اولین بار موفق به انجام حج میشود (که اصطلاحاً به او صروره میگویند) به [[روایت]] «[[سلیمان بن مهران]]» [[استشهاد]] میکند و میگوید: سلیمان از [[امام صادق]]{{ع}} سؤال کرد: چرا حلق و سر تراشیدن بر «صروره» [[واجب]] است نه بر دیگران؟ حضرت در جواب فرمود: زیرا با عمل سر تراشیدن علامت [[ایمان]] را در خود ظاهر نموده (و سپس فرمود) آیا نشنیدهاید قول [[خداوند عزوجل]] را {{متن قرآن|لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ...}} که در [[سوره فتح]] آمده است. | |||
[[فضیلت]] حلق بر تقصیر؛ اگر چه غیر صروره ملزم به حلق و تراشیدن سر نیست و مخیر است میان کوتاه کردن مو و ناخن و تراشیدن سر، اما حلق و تراشیدن سر فضیلت و [[ثواب]] بیشتری دارد. امام صادق{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|الْحَلْقُ أَفْضَلُ مِنَ التَّقْصِيرِ لِأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} حَلَقَ رَأْسَهُ فِي حِجَّةِ الْوَدَاعِ وَ فِي عُمْرَةِ الْحُدَيْبِيَةِ}}<ref>بحار الانوار، ج۹۶، ص۳۰۱.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۴۲۹.</ref> | |||
== [[تشرف]] در حج == | |||
تشرف به معنای دیدن و [[شرف]] حضور یافتن به خدمت [[امام زمان]]{{ع}} است. البته [[رؤیت]]، [[ملاقات]]، [[فیض حضور]]، [[شهود]] و [[مشاهده]] با هم تفاوتهایی دارد. اگر چه در [[توقیع امام زمان]]{{ع}} به آخرین [[نائب]] خود [[علی بن محمد سمری]] آمده است که: «هر کس در [[دوران غیبت کبری]]، ادعای دیدن مرا نماید، [[دروغگو]] است، اما از طرف دیگر حکایات متواتری با سندهای معتبر، در آنها بیان شده که عدهای از اشخاص و علمای مورد [[وثوق]]، به خدمت حضرت مشرف شده و او را دیدهاند. | |||
در این قسمت به چند نمونه از [[انسانهای پاک]] و منزهی که [[توفیق]] و [[لیاقت]] [[دیدار امام زمان]]{{ع}} را در [[مراسم]] باشکوه حج داشتهاند اشاره میگردد، به [[امید]] آنکه ما را نیز لایق این دیدار نماید. | |||
تشرف در [[طواف]]؛ عدهای از شاگردان حضرت [[آیتالله]] اراکی از معظم له خواستند مطالبی را درباره داستان تشریف دخترشان به [[محضر امام]] عصر{{ع}} بیان کنند. ایشان فرمودند: دخترم به [[احکام شرعی]] و [[دستورات]] [[دیدنی]] کاملاً آشنا و نسبت به [[اعمال]] [[شرعی]] پایبندند. من از [[دوران کودکی]] او تا کنون مواظب حالش بودم، تا این که چندی پیش میخواست عازم [[مکه]] شود، ولی شوهرش نمیتوانست همراه او برود، و پسرش هم [[راضی]] نشد همراهیاش کند. سرانجام بر این شد که در [[معیت]] آیتالله آقای حاج آقا [[موسی]] زنجانی و [[خانواده]] ایشان مشرف شود. موقع خداحافظی، از [[تنهایی]] اظهار [[نگرانی]] میکرد و میگفت: با این وضع چگونه اعمال حج را به جا آورم؟ به او گفتم که ذکر {{متن حدیث|يَا حَفِيظُ يَا عَلِيمُ}} را زیاد بگوید. ایشان خداحافظی کرد و به حج رفت. | |||
روزی که از [[سفر حج]] بازگشت، خاطرهای برای من نقل کرد و گفت: هنگام طواف [[خانه خدا]] معطل ماندم، دیدم با ازدحام [[جمعیت]] نمیتوانم طواف کنم؛ لذا در کناری به [[انتظار]] ایستادم، ناگهان صدایی شنیدم که میگفت: ایشان امام زمان است، متصل به امام زمان شده، پشت سر او طواف کن! دیدم آقایی در میان [[جمعیت]] و پیشاپیش آنان در [[حرکت]] است و مردمی دور او حلقه زدهاند. به طوری که هیچ کس نمیتوانست وارد آن حلقه شود، من وارد شدم و دستم را به عبایش گرفتم و مکرر میگفتم: قربان شما بروم و هفت بار دور [[خانه]] [[طواف]] کردم. [[آیتالله]] اراکی در پایان فرمودند: من به [[صدق]] و [[راستی]] این دختر قطع و [[یقین]] دارم و او این داستان را برای کسی حتی آقای حاج آقا موسی زنجانی نگفته بود<ref>برکات سرزمین وحی، ص۸۹ (به نقل از شرح احوال آیتالله اراکی، رضا استادی، ص۵۹۸).</ref>. | |||
[[تشرف]] در [[عرفات]]؛ [[حجة الاسلام و المسلمین]] آقای انصاریان نقل کردهاند: فردی بود به نام «محمد علی اربابی تهرانی» که با آقای «شیخ رجبعلی [[خیاط]]» بسیار نزدیک بود، درباره سفرش به [[مکه]] میگفت: شب نهم به عرفات رسیدم، در آن [[زمان]] عرفات بسیار تاریک بود و از چراغ دستی استفاده میشد. [[ساعت]] ۱۰ شب بود که پیوسته متذکر حضرت [[امام عصر]]{{ع}} بودم، البته نه برای زیارتشان؛ چراکه خود را لایق [[زیارت]] ایشان نمیدانستم. بیرون چادر متذکر بودم در حالی که هیچ کس حضور نداشت، ولی صدایی به [[زبان فارسی]] شنیدم که گفت: حاج آقا محمد علی! برگشتم با یک چهره [[نورانی]]، [[روحانی]] و آسمانی مواجه شدم، گفت: بیا کنار دست من. گفتم: [[چشم]] و در [[حقیقت]] به سوی ایشان کشیده شدم، کنارش نشستم. فرمود: امشب [[شب عرفه]] است، زیارت [[حضرت سیدالشهداء]] وارد است، دلت میخواهد من یک زیارت بخوانم؟ حاج آقا محمد علی گفت: من از [[کودکی]] زیارتهای معروف را شنیده بودم و با آنها آشنایی داشتم و مضامین و کلمات آنها را میدانستم، به ایشان گفتم که خیلی دوست دارم. حدود یک ساعت زیارتی را خواند که تا آن زمان نشنیده بودم. کلمه به کلمه که میخواند، من [[حفظ]] میکردم و تا آخر به حافظهام سپرده شد. [[گریه]] کردن آن شخص هم غیر قابل توصیف بود. پس از زیارت خداحافظی کرد و رفت. هر قدر از من دور میشد، [[زیارت]] هم از خاطرم میرفت تا اینکه به کلی آن را فراموش کردم. از [[مکه]] به [[کاظمین]] رفتم و کنار راه آهن ایستاده بودم، ناگاه همان شخص را دیدم. نزدیک آمد، [[سلام]] کرد و گفت: به [[تهران]] که رفتی، سلام مرا تنها به آقا شیخ محمد حسن طالقانی برسان. | |||
میگفت: وقتی به تهران آمدم و نزد آقا شیخ محمد حسن رفتم و قضیه را نقل کردم، ایشان بسیار گریست و مرا متوجه کرد که آن شخص [[امام عصر]]{{ع}} بوده است، در حالی که من در [[عرفات]] و کاظمین آن [[بزرگوار]] را نشناخته بودم<ref>برکات سرزمین وحی، ص۹۱.</ref>. | |||
[[تشرف]] در راه [[مسجدالحرام]]؛ مرحوم [[حجة الاسلام و المسلمین]] [[هادی]] مروی نقل کردند: «[[آیتالله]] شیخ [[راضی]] نجفی تبریزی» ابوالزوجه [[شهید]] حاج شیخ عباس شیرازی، با شنیدن [[شهادت]] ایشان بسیار ناراحت شد و میگفت: نمیتوانم شهادت حاج شیخ عباس شیرازی را [[باور]] کنم. خیلی نا آرام بود و [[گریه]] میکرد، زمینهای فراهم گردید که ایشان به حج مشرف شد و پس از بازگشت، داستانی را نقل کرد. گفت [[خداوند]] [[عنایت]] کرد و در کاروانی که نزدیک [[حرم]] مستقر بود، قرار گرفتم (چون پایش ناراحت بود و با [[عصا]] راه میرفت) در ساعات میان ۹ تا ۱۰ که وقت خلوتی است به مسجدالحرام رفتم، روزهای هفتم و [[هشتم ذیحجه]] بود و همه [[زائران]] به مکه آمده بودند و خیابانها شلوغ بود. یک بار که به طرف حرم میرفتم، دیدم هیچ کسی در خیابان نیست، ماشین دیده میشود، ولی کسی در داخل آنها نیست، [[تعجب]] کردم که خیابانهای شلوغ همه [[روزه]]، چرا امروز [[خلوت]] است در همین [[فکر]] بودم که ناگاه دیدم فردی از روبهرو میآید، نعلین مردانهای در پا و نقابی بر چهره داشت. به محض این که خواستم سؤالی بکنم، مثل کسی که برق او را گرفته باشد، خشکم زد. در مقابلم ایستاد و هیچ حرکتی نتوانستم بکنم. [[نقاب]] را تا بالای ابرو بالا زد، وقتی چشمم به آن صورت [[زیبا]] افتاد، مکرر گفتم: {{متن حدیث|مَا شَاءَ اللَّهُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ}} این جمله را چند بار تکرار کردم و مبهوت [[جمال]] ایشان شدم. سپس نقاب را انداخت و من دوباره غوغای [[جمعیت]] را دیدم. | |||
در جلسه بعد، یکی از منسوبین از ایشان پرسید چه درخواستی از [[خدا]] کرده بودی که این ماجرا برایت رخ داد؟ گفت: وقتی چشمم به [[کعبه]] افتاد، بیاختیار این جمله بر زبانم جاری شد که {{متن حدیث|اللَّهُمَّ أَرِنِي الطَّلْعَةَ الرَّشِيدَةَ وَ الْغُرَّةَ الْحَمِيدَةَ...}} و آن گاه افزود: خیلی [[غصه]] خوردم که ای کاش غیر از «[[رؤیت]]»، «تکلم» را هم خواسته بودم. چون در مرتبه اول که چشم [[انسان]] به کعبه میافتد، هر آرزویی که داشته باشد [[اجابت]] میشود<ref>برکات سرزمین وحی، ص۹۴.</ref>. | |||
کسانی که در دوران [[غیبت طولانی]] آن حضرت به دیدارش مفتخر شدهاند، بسیارند. برشمردن نام و نشان همه آنان ممکن نیست. [[علامه مجلسی]] در کتاب خود<ref>بحارالانوار، ج۵۲، ص۱ – ۷۷.</ref> نام گروهی را که در [[غیبت کبری]] به دیدار حضرت نایل آمدهاند، بر شمرده است. | |||
مرحوم نوری نیز در کتاب خود<ref>نجم الثاقب، باب هفتم.</ref> داستان یکصد تن از آنان را که بدین [[افتخار]] نائل شدهاند، آورده و آن گاه از این یکصد داستان، ۵۸ سرگذشت دیدار را برگزیده و در کتاب دیگرش «جَنَة الماوی» آورده است. | |||
علاوه بر اینها، [[دانشمندان]] پیشین و معاصر نیز کتابهای جداگانهای درباره داستان کسانی که به دیدار آن حضرت مفتخر شدهاند، به رشته تحریر در آوردهاند. از جمله آنها است: تبصرة [[الولی]] فیمن [[رأی]] [[القائم]] المهدی، [[سید هاشم بحرانی]] - تذکرة الطالب فیمن رأی [[الامام المهدی]] الغائب، میثمی [[عراقی]]- دارالسلام فیمن فاز بسلام الامام، مرحوم نوری - بدائع الکلام فیمن اجتمع بالامام، [[سید]] جمال الدین محمد طباطبایی - البهجة فیمن فاز بلقاء [[الحجة]]، میرزا محمد [[نقی]] الماسی [[اصفهانی]] - العبقری الحسان، [[علی اکبر]] نهاوندی<ref>موعود نامه، مجتبی تونهای، ص۲۲۵.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۲۵۱.</ref> | |||
== [[حج]] ابراهیم{{ع}} == | |||
قبل از ابراهیم نیز، [[کعبه]] مقصد [[آمال]] بود و [[مردم]] برای انجام حج رو به سوی آن مینهادند، اما دیوارهای کعبه به مرور [[زمان]] فرسوده و رو به انهدام بوده است. [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} به [[امر خدا]] پایههای آن را از نو برافراشت و با اسماعیل به [[راهنمایی]] [[فرشته وحی]]، [[مناسک حج]] را به جا آورد. بنا بر برخی [[نصوص]]، ابراهیم خود، قبل از تجدید [[بنای کعبه]] حج را به جا آورده بوده است<ref>فروع کافی، ج۴، ص۲۰۳.</ref>. | |||
ابراهیم به [[فرمان خدا]]، مردم را به حج [[خانه خدا]] [[دعوت]] نمود: {{متن قرآن|وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ}}<ref>«و در میان مردم به حجّ بانگ بردار تا پیاده و سوار بر هر شتر تکیدهای که از هر راه دوری میرسند، نزد تو آیند» سوره حج، آیه ۲۷.</ref>. | |||
پس از اسماعیل، همچنان حراست از سیادت کعبه و تولیت این پایگاه [[توحید]] بر عهده [[فرزندان]] او بود و [[پاسداری]] از [[مراسم حج]] و تطهیر آن را از تحریفهای [[شرکآلود]]، [[پیامبران]] از فرزندان اسماعیل بر عهده داشتند<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۶۱.</ref>. | |||
== [[حج ابراهیمی]] == | |||
یعنی حقیقتی که [[خداوند]] [[تشریع]] کرد و به حضرت ابراهیم{{ع}} دستور داد که {{متن قرآن|وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ}} و در عصر [[رسول خدا]]{{صل}} این حج توسط آن حضرت تجدید [[حیات]] یافت. حج ابراهیمی حجی است که با انگیزهای خاص و برای تحقق [[فلسفه]] مهم آنکه اظهار [[عبودیت الهی]] و [[نفی شرک]] و [[الحاد]] و رسیدن به قله کمال و [[سعادت]] است، انجام میگیرد<ref>فصلنامه میقات حج، ش۲، ص۳۲ و ص۲۳۹.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۶۲.</ref> | |||
== حج اصغر == | |||
«حج اصغر» به [[عمره]] مفرده اطلاق میشود. [[پیامبر خدا]]{{صل}} فرمود: عمره همان حج اصغر است و یک عمره بهتر از دنیاست و آنچه در آن است و یک حج، بهتر از عمره است<ref>فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۴۵۴.</ref>. در مقابل آن، حج اکبر است<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۶۵.</ref>. | |||
== حج [[فرشتگان]] == | |||
در [[نصوص]] [[اسلامی]]، سابقه حج تا پیش از [[آدم]] نیز مطرح شده است. بر این اساس [[حضرت آدم]] نخستین کسی نیست که [[مراسم حج]] را به جا آورده است. در [[حدیثی]] [[امام صادق]]{{ع}} از جدّ بزرگوارش نقل میکند: هنگامی که آدم از [[منی]] به [[مکه]] بازگشت، فرشتگان به استقبال وی شتافتند و به او [[تهنیت]] گفتند و نوید [[مقبولیت]] دادند و گفتند: {{متن حدیث|أَمَا إِنَّهُ قَدْ حَجَجْنَا هَذَا الْبَيْتَ قَبْلَ أَنْ تَحُجَّهُ بِأَلْفَيْ عَامٍ}}<ref>در راه برپایی حج ابراهیمی، عمید زنجانی، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ص۸۶.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۸۹.</ref> | |||
== حج فَرضی == | |||
منظور حج [[واجب]] است<ref>فصلنامه میقات حج، ش۸، ص۲۴.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۸۹.</ref> | |||
== حج [[فریضه]] == | |||
[[حجة الاسلام]] است که در تمام [[عمر]]، یک بار بر کسی که مستطیع باشد واجب میشود و اگر [[زائر]] به [[طور]] صحیح آن را به پایان ببرد، [[تکلیف]] واجب خود را به جای آورده است<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۸۹.</ref>. | |||
== حج مبرور == | |||
در دعای پس از [[فریضه]] [[ماه مبارک رمضان]] میخوانیم: {{متن حدیث|... أَنْ تَكْتُبَنِي مِنْ حُجَّاجِ بَيْتِكَ الْحَرَامِ الْمَبْرُورِ حَجُّهُمْ}}. منظور حج [[نیکو]] و پسندیده است که در [[دعا]] به درگاه [[خداوند]] باید درخواست [[توفیق]] آن را داشت. طبق [[حدیث]]، [[رسول اکرم]]{{صل}} حج مبرور را از [[دنیا]] و آنچه در آن است بهتر میداند و [[پاداش]] آن را تنها [[بهشت]] ذکر میکند<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۹۳.</ref>. | |||
== پانویس == | |||
{{پانویس}} | |||
==ح نبوی ج۶== | |||
{{فهرست اثر}} | |||
* الباب الخامس الحج والعمرة | |||
* الفصل الأول حكمة الحج وفضله وبركاته | |||
* ۱ / ۱ حكمة الحج | |||
* ۱ / ۲ فضل الحج | |||
* ۱ / ۳ ثواب الحج | |||
* ۱ / ۴ فضل إدمانه | |||
* ۱ / ۵ فضل من مات في طريقه | |||
* ۱ / ۶ فضل الحاج | |||
* ۱ / ۷ بركات الحج | |||
* الفصل الثاني تسويف الحج وتركه | |||
* ۲ / ۱ التحذير من تركه | |||
* ۲ / ۲ تارك الحج | |||
* ۲ / ۳ التحذير من تعطيل حج البيت | |||
* الفصل الثالث مناسك الحج | |||
* ۳ / ۱ مواقيت الإحرام | |||
* ۳ / ۲ تلبية الإحرام | |||
* أ معنى التلبية | |||
* ب كيفية التلبية | |||
* ج ثواب التلبية | |||
* د تلبية الأشياء مع الملبي | |||
* ه آداب التلبية | |||
* ۳ / ۳ فضل الطواف | |||
* أ أدب الطواف | |||
* ب الاستكثار من الطواف | |||
* ج أدعية الطواف | |||
* ۳ / ۴ استلام الحجر وآدابه | |||
* أ استحباب الاستلام | |||
* ب ترك الاستلام عند الزحام | |||
* ۳ / ۵ السعي | |||
* ثواب السعي | * ثواب السعي | ||
* ۳ / ۶ الوقوف في عرفات | * ۳ / ۶ الوقوف في عرفات | ||
| خط ۲٬۵۲۲: | خط ۲٬۷۲۷: | ||
* بخشی از منابع کتاب | * بخشی از منابع کتاب | ||
{{پایان فهرست اثر}} | {{پایان فهرست اثر}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۹ دسامبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۲۱
مقدمه
حج در لغت به معنای «قصد» و «آهنگ» است، آهنگ کار و یا جایی کردن، و به حسب بعضی از کتب لغت، آهنگ کاری مهم کردن. راغب اصفهانی مینویسد: أصل الحج، القصد للزيارة... خص في تعارف الشرع بقصد بيت الله تعالى إقامة للنسك اصل حج یعنی قصد زیارت کردن و در شرع نیز منظور قصد زیارت خانه خداست.
این واژه ده بار در قرآن تکرار شده است. «حج» از ارکان اسلام است. امام باقر(ع) میفرماید: اسلام بر پنج پایه بنا شده است: نماز، روزه، زکات، حج و ولایت[۱]. کسی که عمداً حج نگزارد، رکنی از ارکان دین الهی خویش را نابود کرده است[۲].
از امام باقر(ع) سوال شد: «لِمَ سُمِّيَ الْحَجُّ حَجّاً قَالَ(ع) حَجَّ فُلَانٌ أَيْ أَفْلَحَ فُلَانٌ»؛ «چرا حج حج نامیده شده؟ امام(ع) فرمود: فلان شخص حج انجام داد، یعنی رستگار شد». حج به معنای رستگاری است و کسی که این اعمال را انجام دهد رستگار گردیده و حج در مورد او استعمال میشود.در کتاب «معانی الاخبار» آمده است: «قَالَ(ع): الْحَجُّ الْفَلَاحُ يُقَالُ حَجَّ فُلَانٌ أَيْ أَفْلَحَ»[۳].حج به معنای رستگاری است و کسی که این اعمال را انجام دهد، رستگار گردیده و حج در مورد او استعمال میشود.
حج در اصطلاح فقها؛ حج، زیارت کعبه با اعمال مخصوص در مکانهای مخصوصی است. صاحب «جواهر» میفرماید: الحج و إن كان في اللغة هو القصد فقد صار في الشرع: إسما لمجموع المناسك المؤداة في المشاعر المخصوصة[۴]
حج به مجموع اعمال و مناسکی که حجاج در ایام حج انجام میدهند، گفته میشود معنای دیگر حج: الحج قصد البيت للتقرب الى الله تعالى بافعال مخصوصة في اماكن مخصوصة حج، زیارت کعبه با اعمال مخصوص در مکانهای مخصوص است. حج آهنگ مخصوص بیت الله الحرام و عرفه در وقت مخصوص (شوال، ذی القعده ذی الحجه) به منظور اعمال مخصوص است[۵].
نتیجه اینکه در فقه اسلامی، حج به مجموعهای از اعمال که در مکه و اطراف آن به جا میآورند میگویند که در صورت وجود استطاعت مالی و صحت مزاج و امنیت، بر هر شخص بالغ و عاقل و مکلف در تمام عمر یک مرتبه واجب میگردد.
وجوب حج فوری است. به اجماع فرقه «امامیه» و مذهب «ابوحنیفه» و «ابو یوسف» و «مالک» و «احمد حنبل» از عامه. «شافعی» گفته است: اگر عزم انجام حج در سال بعد داشته باشد، تأخیر گناه نیست. به هر حال از نظر شیعه وجوب آن فوری و تأخیر آن گناه کبیره است[۶].
و اما اعمال حج تمتع از سیزده جزء تشکیل شده است:
- احرام (به قصد و نیت حج تمتع) در خود مکه معظمه[۷]
- وقوف در «عرفات»
- وقوف در «مشعر الحرام»
- انداختن سنگ ریزه به «جمره عقبه» در منا
- قربانی در منا
- تراشیدن موی سر یا تقصیر کردن و برای زن به جای حلق و تراشیدن موی سر، تقصیر واجب است و مردان در غیر حج اول، بین تراشیدن سر و تقصیر مخیرند.
- طواف زیارت دور کعبه
- دو رکعت نماز طواف
- سعی بین صفا و مروه
- طواف نساء
- دو رکعت نماز طواف نساء
- ماندن در منا در شب یازدهم و دوازدهم ذیحجه برای همه و شب سیزدهم برای بعضی از افراد[۸]
- رمی جمره اولی و وسطی و عقبه در روزهای یازدهم و دوازدهم[۹].
آثار حج
در روایات اسلامی به برخی از آثار حج اشاره شده، و بیشتر مورد توجه قرار گرفته است:
آثار مادی و دنیوی حج
- سلامتی؛
- توسعه رزق؛
- تأمین هزینه زندگی. امام سجاد(ع) میفرماید: ﴿حُجُّوا وَ اعْتَمِرُوا تَصِحَّ أَبْدَانُكُمْ وَ تَتَّسِعْ أَرْزَاقُكُمْ وَ تُكْفَوْنَ مَئُونَاتِ عِيَالِكُمْ﴾[۱۰]حج و عمره به جا آورید که این دو فریضه، آثار و منافعی به همراه دارد، (از آن جمله) بدنها را سالم، روزی را وسیع، و هزینه زندگی شما را تأمین مینماید.
- بینیازی؛
- حفظ خانواده؛
- حفظ سرمایه.
پیامبر گرامی اسلام(ص) در فرازهایی میفرماید:
- «حُجُّوا تَسْتَغْنُوا»[۱۱]حج انجام دهید، تا بینیاز شوید.
- «الْحَجُّ يَنْفِي الْفَقْرَ»[۱۲]حج، فقر را در دنیا از بین میبرد.
- «... حُجُّوا لَنْ تَفْتَقِرُوا»[۱۳]حج انجام دهید، هرگز نیازمند نمیشوید.
امام سجاد(ع) میفرماید: «... الْحَاجُّ مَغْفُورٌ لَهُ وَ مَوْجُوبٌ لَهُ الْجَنَّةُ وَ مُسْتَأْنَفٌ لَهُ الْعَمَلُ وَ مَحْفُوظٌ فِي أَهْلِهِ وَ مَالِهِ»[۱۴] زائر خانهٔ خدا از آمرزش الهی بهرهمند شده و بهشت بر او واجب و اعمال خود را از آغاز شروع نموده و خانواده و سرمایهٔ مالی او در حفظ خدای رحیم است[۱۵].
آثار معنوی و اخروی حج
امام صادق(ع) میفرماید: «الْحَاجُّ لَا يَزَالُ عَلَيْهِ نُورُ الْحَجِّ مَا لَمْ يُلِمَّ بِذَنْبٍ»[۱۶] نور حج، پایدار است تا زمانی که حاجی به (گناه) آلوده نشود. امام سجاد(ع) میفرماید: زائر خانهٔ خدا، از آمرزش الهی بهرهمند و بهشت بر او واجب میشود[۱۷]. رسول گرامی اسلام(ص) میفرماید: زائران خانهٔ خدا، میهمانان الهی هستند، آنچه بخواهند به آنان عطا نموده و دعای آنها را مستجاب میکند[۱۸].
پیامبر گرامی اسلام(ص) میفرماید: «مَنْ أَرَادَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةَ فَلْيَؤُمَّ هَذَا الْبَيْتَ، فَما أتاهُ عَبدٌ يَسأَلُ اللّهَ دُنيا إلّا أعطاهُ اللّهُ مِنها، و لا يَسأَلُهُ آخِرَةً إلَّا ادَّخَرَ لَهُ مِنها»[۱۹] کسی که دنیا و آخرت میخواهد آهنگ خانهٔ خدا کند. بندهای بدان روی نیاورده که دنیا را خواسته باشد، جز این که خدا دنیا را به او داده است، و آخرت را نخواسته، جز آنکه برایش اندوخته است. همچنین امام باقر(ع) میفرماید: «الْحَجُّ تَسْكِينُ الْقُلُوبِ»[۲۰]حج، آرامبخش دلهاست.
علاوه بر فوائد مادی و معنوی که در سفرهای معمول مترتب میباشد، سفر به مکه و مدینه، آثار و برکات ویژهای را نیز برای افراد به همراه دارد:
- زیارت خانه خدا
- توفیق انجام اعمال حج و عمره و بهرهمند شدن از ثوابهای تعیینشده برای این اعمال
- زیارت قبور پیامبر(ص) و ائمه معصومین و اولیای الهی، همچنین آشنایی با اماکن متبرکه و آثار پیامبران و ائمه اطهار(ع)
- آشنایی با اقوام و ملل مختلف
- آشنایی با فرق و مذاهب مختلف
- ملاحظه نمایش شکوه و عزت و عظمت مسلمانان در سایه دستورات اسلام
- تقویت اسلام و برگزاری مانور اتحاد اسلامی[۲۱].
آداب سفر حج
در ارتباط با تشرف به حج و آمادگیهای قبلی از لسان ائمه معصومین توصیهها و سفارشهایی به زائران حرمین شریفین شده است. از آن جمله، توصیههای ارزشمند امام صادق(ع) است که آن حضرت فرمودهاند: وقتی أرادهٔ حج نمودی، قبلاً خانهٔ دل را از هر شاغل و حاجبی که تو را از خدا غافل کند، و مشغول به خود گرداند، فارغ ساز. کارها و تمام شئون زندگیت را به خدا واگذار و در جمیع حرکات و سکنات، توکل بر او نموده و تسلیم قضا و تقدیر الهی باش. از دنیا و آسایش دنیا و مردم، منقطع شو. حقوقی را که از دیگران به ذمّه داری، ادا کن. متکی بر توشه و مرکب و یاران راه و قوت بدنی و نیروی جوانی و مال و دارایی خود مباش؛ زیرا ترس آن میرود که خدا همینها را دشمن انسان و مایۀ وزر و وبال آدم خودخواه گرداند، تا دانسته شود که تمام حول و قوه و تدبیر و چاره، به دست خالق یکتا بوده و بدون توفیق و تسدید او، احدی قادر بر چاره و تدبیری نخواهد بود.
پس مهیا و آمادهٔ رفتن شو، مانند کسی که امید به بازگشت مجدد به خانه و اهل و عیال خود ندارد. با همسفران، نیکورفتار و خوشسفر باش. اوقات نماز را رعایت نما، سنن و دستورات رسول مکرم(ص) را به کار بند و آنچه را وظیفه است از آداب و رسوم و صبر و تحمل و شکر و مهربانی و بخشش و ترجیح دیگران بر خود، در همهجا و در همهوقت انجام ده. سپس با آب توبهٔ خالص خود را از گناه شستشو داده و جامهٔ صدق و صفا و افتادگی و خشوع، در بر کن و از هرچه که تو را از یاد خدا باز میدارد و از طاعت او منصرف میسازد، محرم شو و لبیک بگو... و همچنانکه با بدنت در میان انبوه مسلمانان، طواف کرده، و گرد بیت خدا میچرخی، با قلبت در میان فرشتگان، طواف انجام داده و گرد عرش خدا گردش کن. هروله کن، اما هرولهای که در معنی، گریختن از هوای نفس باشد. با بیرون رفتنت از مکه به منا، از غفلت و لغزشهای خود، بیرون آی و هرگز آرزوی آنچه را که بر تو حلال نمیباشد و یا شایستگی آن را نداری، منما.
در عرفات، اعتراف به خطیئات و گناهان نموده و تجدید عهد عبودیت و اقرار به وحدانیت حضرت حق کن و خود را به مقام قرب خدا برسان. در «مزدلفه» تقوای خدا در دل بگیر و با صعود به کوه مشعر، روح خود را به سوی عالم بالا حرکت ده. با ذبح قربانی، حنجر هوا و هوس را بریده و رگهای طمع را قطع کن. هنگام رمی و سنگ انداختن بر جمرات، افعال زشت و اخلاق ناپسند و دنائت و پستی و شهوتپرستیها را از خود دور کن. با تراشیدن سر، عیبهای ظاهر و باطن خود را بتراش و با دخول به حرم، خود را از شر متابعت هوای نفس و خواهش دل، رهانیده و در حفظ و امان خدا، داخل ساز. بیت را با توجه به عظمت و جلالت رب البیت و آشنایی با سطوت سلطان او زیارت کن. استلام حجر بنما. درحالتی که رضا به قسمت او داده و خاضع در برابر عظمتش گشتهای. طواف وداع را که حاکی از وداع ماسوی الله قرار داده، باهرچه که غیر خداست، وداع بنما. با وقوف در کوه صفا در تصفیهٔ روح و تهذیب نفس خود بکوش و سعی کن خود را برای لقای خدا در روز لقا آماده گردانی. به مروه که رسیدی، مروت نموده و اوصاف خود را در جنب ارادهٔ حق، فانی ساز و به عهدی که با خدا بستهای و حج خود را مشروط به آن، به جا آوردهای تا روز قیامت، وفادار بمان. و بدان سرّ اینکه خداوند حج را واجب نمود و آن را در میان طاعات، به خودش نسبت داده و فرموده است: ﴿وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا﴾[۲۲]، و هم نبی اکرم(ص) ترتیب مناسک را به این صورت که هست، تنظیم کرده است، آن است که اشارهای به مرگ و قبر و بعث و قیامت باشد و صاحبدلان و خردمندان از مشاهدهٔ این مناسک، از اول تا به آخر، متذکر عوالم بعد از مرگ، از بهشت و جهنم بشوند و آمادگی برای ارتحال به آن عالم را به دست آورند[۲۳].[۲۴]
آرزوی حج
چه بسیارند کسانی که مشتاق زیارت حریم الهی و کعبه مقدساند، اما شرایط این سفر معنوی برای آنان فراهم نمیشود. بر اساس روایات، آرزومند حج اگر به یکی از این آداب مداومت کند، به آرزویش میرسد:
- قرائت سوره حج هر سه روز یک بار؛ امام ششم(ع) میفرماید: هر کس سوره حج را هر سه روز یک بار بخواند از آن سال بیرون نمیرود تا بار سفر مکه را ببندد و اگر در سفر خود از دنیا برود و به مکه نرسد، جای او، در بهشت است[۲۵].
- تلاوت سوره نبأ در هر روز یک بار[۲۶].
- ختم «ماشاء الله» هزار بار در یک مجلس[۲۷].
- در تعقیب هر نماز واجب بگوید: اللهم صل على محمد و آل محمد و اقض عنّي دَين الدنيا و الاخرة راوی پرسید: دَین آخرت چیست؟ فرمود: حج.
- از رسول خدا(ص) نقل شده است که فرمود: هر کس شوق حج دارد، لباس جدید خود را بپوشد و ظرف آبی را بردارد و ۳۵ بار سوره قدر را بر آن بخواند و بعد آن را بر خود بریزد، سپس چهار رکعت نماز بگذارد، به درستی که خدای تعالی حج و عمره را روزی او میکند.
- طبق روایات بسیاری، در شب ۲۳ ماه مبارک رمضان اسامی وافدین و زائرین خانهٔ خدا ثبت میگردد، پس در این شب مبارکه میتوان با کوشش در عبادت و درخواست این موهبت، نام خود را به ثبت رساند.
- در مناجات طلب حج، مداومت کند. محدث قمی این مناجات را از حضرت جواد(ع) در باقیات الصالحات، حاشیه مفاتیح نقل فرموده است[۲۸].
از جمله خواستههای مهم پیشوایان معصوم ما بهویژه در ماه مبارک رمضان درخواست انجام حج و زیارت خانه خدا بوده که از رهگذر دعا از خود بجای گذاشتهاند. در دعای شب اول ماه رمضان میخوانیم: «اللَّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضَانَ الَّذِي أَنْزَلْتَ فِيهِ الْقُرْآنَ... اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ أَنْ تَجْعَلَ فِيمَا تَقْضِي وَ تُقَدِّرُ مِنَ الْأَمْرِ الْمَحْتُومِ فِي الْأَمْرِ الْحَكِيمِ مِنَ الْقَضَاءِ الَّذِي لَا يُرَدُّ وَ لَا يُبَدَّلُ أَنْ تَكْتُبَنِي مِنْ حُجَّاجِ بَيْتِكَ الْحَرَامِ الْمَبْرُورِ حَجُّهُمُ الْمَشْكُورِ سَعْيُهُمُ الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمُ الْمُكَفَّرِ عَنْ سَيِّئَاتِهِمْ...».
و در دعای هر شب ماه رمضان آمده است: «اللَّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضَانَ الَّذِي أَنْزَلْتَ فِيهِ الْقُرْآنَ وَ افْتَرَضْتَ عَلَى عِبَادِكَ فِيهِ الصِّيَامَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْزُقْنِي حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرَامِ فِي عامِي هذا وَ فِي كُلِّ عامٍ وَ اغْفِرْ لِيَ تِلْكَ الذُّنُوبَ الْعِظَامَ فَإِنَّهُ لَا يَغْفِرُهَا غَيْرُكَ يَا رَحْمَنُ يَا عَلَّامُ».
ابن ابی عمیر از یکی از خاندان رسول خدا(ص) نقل کرده کسی که این دعا را شب اول بخواند گناهان چهل سالش آمرزیده میشود. در این دعا تنها سه درخواست مطرح است: درود بر محمد و آل محمد؛ حج خانه خدا در هر سال؛ بخشش گناهان.
از امام صادق و امام کاظم(ع) دعایی نقل شده که در ماه مبارک رمضان در پی هر فریضهای خوانده شود: «اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرَامِ فِي عَامِي هَذَا وَ فِي كُلِّ عَامٍ مَا أَبْقَيْتَنِي فِي يُسْرٍ مِنْكَ وَ عَافِيَةٍ وَ سَعَةِ رِزْقٍ وَ لَا تُخْلِنِي مِنْ تِلْكَ الْمَوَاقِفِ الْكَرِيمَةِ وَ الْمَشَاهِدِ الشَّرِيفَةِ وَ زِيَارَةِ قَبْرِ نَبِيِّكَ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ...»[۲۹]؛ خداوندا امسال و هر سال تا وقتی مرا زنده میداری حج خانه خودت را روزیام کن، آن هم در آسانی و تندرستی و وسعت روزی از سوی خودت و جایم را در آن جایگاههای ارزشمند و حرمهای شریف خالی مگذار و از زیارت قبر پیامبرت محرومم مکن.
از دعاهای بسیار مهم و نورانی در ماه مبارک رمضان دعای ابوحمزه ثمالی از امام سجاد(ع) است که در سحرگاهان خوانده میشود. در این دعای شریف سه مرتبه زیارت کعبه از خداوند درخواست شده است... به قسمتی از این دعا اشاره میشود: «... وَ ارْزُقْنَا حَجَّ بَيْتِكَ وَ زِيَارَةَ قَبْرِ نَبِيِّكَ صَلَوَاتُكَ وَ رَحْمَتُكَ... وَ ارْزُقْنِي حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرَامِ فِي عَامِنَا هَذَا وَ فِي كُلِّ عَامٍ وَ زِيَارَةَ قَبْرِ نَبِيِّكَ وَ لَا تُخْلِنِي يَا رَبِّ مِنْ تِلْكَ الْمَشَاهِدِ الشَّرِيفَةِ وَ الْمَوَاقِفِ الْكَرِيمَةِ... وَ ارْزُقْنِي حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرامِ فِي عامِنا هذا وَ فِي كُلِّ عامٍ، وَ ارْزُقْنِي رِزْقاً واسِعاً مِنْ فَضْلِكَ الْواسِعِ»[۳۰].
دعاهای متعددی در شب قدر وارد شده و در میان خواستههای این شب که شب تقدیر انسانها است حج خانه خدا برجسته است. در روایتی از امام صادق(ع) در این باره نقل شده است: «يُكْتَبُ فِيهَا وَفْدُ مَكَّةَ فَمَنْ كَانَ فِي تِلْكَ السَّنَةِ مَكْتُوباً لَمْ يَسْتَطِعْ أَنْ يَحْبِسَ وَ إِنْ كَانَ فَقِيراً مَرِيضاً وَ مَنْ لَمْ يَكُنْ فِيهَا مَكْتُوباً لَمْ يَسْتَطِعْ أَنْ يَحُجَّ وَ إِنْ كَانَ غَنِيّاً صَحِيحاً»[۳۱].[۳۲]
ایام تشریق
«تشریق»[۳۳]، نام سه روز آخر مناسک حج، یعنی روزهای یازدهم، دوازدهم و سیزدهم ذیحجه است، که در این سه روز حاجیان پس از انجام قربانی در روز دهم (عید قربان)، در صحرای منا اقامت نموده و روز یازدهم و دوازدهم (و برای بعضیها روز سیزدهم) به سنگسار کردن شیطان در جمرات ثلاثه مشغول میشوند. این ایام در شرع مقدس اسلام از قداست خاصی برخوردار است، تا آنجا که در قرآن مجید در دو آیه از آن یاد شده است: ﴿وَاذْكُرُوا اللَّهَ فِي أَيَّامٍ مَعْدُودَاتٍ﴾[۳۴]، ﴿وَيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِي أَيَّامٍ مَعْلُومَاتٍ﴾[۳۵]. که در بعضی از روایات آمده است که «ایام معلومات» اشاره به این روزها میباشد.
در کتب ادعیه فضایل بسیاری برای عبادت در این روزها ذکر شده است. همچنین روایت شده که مستحب است در این روزها پس از هر نمازی این دعا (تکبیر) گفته شود: «اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ لِلَّهِ الْحَمْدُ اللَّهُ أَكْبَرُ عَلَى مَا هَدَانَا اللَّهُ أَكْبَرُ عَلَى مَا رَزَقَنَا مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ»[۳۶].
گفته شده است، تشریق همچنان که از نامش پیداست، ایامی است روشنیبخش که روح و جان انسان در پرتو آن مراسم عالی مذهبی نورانی میشود. برخی دیگر علت تسمیه این ایام را به ایام تشریق این دانستهاند که در این ایام گوشتهای قربانی را زیر نور آفتاب خشک میکردند. «تابش ماهتاب در طول شب»، «رمی و قربانی پس از طلوع آفتاب»، «رفتن به سوی مشرق»، «منع از قربانی گوسفند مشرقه -گوش شکافته -»، و «برق زدن خورشید بر خونهای ریخته شده و درخشندگی آنها» را از جمله و وجوه تسمیه ایام تشریق ذکر کردهاند[۳۷].
ایام معلومات
چنانچه در آیه شریفه آمده است ﴿وَيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِي أَيَّامٍ مَعْلُومَاتٍ عَلَى مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ﴾[۳۸] خداوند را در ایام معلومات یاد کنید و نیز در سوره بقره آمده است ﴿وَاذْكُرُوا اللَّهَ فِي أَيَّامٍ مَعْدُودَاتٍ﴾[۳۹] میان مفسران در این زمینه گفتگوست و روایات اسلامی در این زمینه متفاوت است.
گروهی از مفسران به استناد برخی از روایات اسلامی، معتقدند که منظور از ایام معلومات ده روز آغاز ذیحجه است و ایام معدودات «ایام التشریق» یعنی روزهای یازدهم، دوازدهم و سیزدهم ذیحجه میباشد. روزهایی که نورانی و روشنیبخش همه دلهاست.
در حالی که گروهی دیگر، طبق بعضی دیگر از روایات گفتهاند: هر دو اشاره به ایام تشریق است و ایام تشریق را گاهی همان سه روز گرفتهاند و گاهی روز دهم، یعنی عید قربان را نیز بر آن افزودهاند.
جمله ﴿فَمَنْ تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ﴾[۴۰] که در سوره بقره آمده، نشان میدهد که ایام تشریق بیش از سه روز نیست؛ زیرا تعجیل در آن سبب میشود که یک روز از آن کاسته و تبدیل به دو روز گردد.
ولی با توجه به این که در آیات سوره حج بعد از ذکر «ایام معلومات» مسأله قربانی آمده و میدانیم قربانی در روز دهم انجام میگیرد، این موضوع تأیید میشود که ایام معلومات ده روز آغاز ذی الحجه است که به روز دهم (روز قربانی) ختم میگردد. و به این ترتیب تفسیر اول که دوگانگی مفهوم ایام معلومات با ایام معدودات باشد تقویت میگردد. اما با توجه به وحدت تعبیرهایی که در هر دو آیه وارد شده بیشتر این مسأله به ذهن میرسد که هر دو اشاره به یک مطلب است. هدف در هر دو توجه به یاد خدا در ایام معینی است، که از دهم ذی الحجه شروع میشود و به سیزدهم آن ماه پایان مییابد. البته یکی از موارد ذکر نام خدا، ذکر نام او به هنگام قربانی است[۴۱].[۴۲]
ایام نَحر
به روزهای دهم و یازدهم و دوازدهم ذیحجه گویند. پنجمین عمل از اعمال حج تمتع، قربانی کردن در سرزمین منی است و اصطلاح نحر درباره قربانی کردن شتر به کار برده میشود[۴۳].[۴۴]
نیت در حج
نیت، روح عمل است و عمل بدون روح، خاصیتی ندارد. در حج، آنچه انجام میشود، باید با نیت باشد. نیت در حج، یعنی همواره خود آگاه بودن، و حج معانی نمودن، نه حج مناسک و صورت؛ زیرا حج، همه نیت است، اگر چه پارهای از اعمال بدون نیت، هم تأثیری دارد، مثلاً در روزه، اگر نیت نباشد، به هر حال آثاری از آن دیده میشود، یا در زکوة، اگر نیت نباشد، به هر حال فقیری را بینیاز کرده است، اما اگر در حج، نیت نباشد هیچ نیست، چون که این مناسک همه اشاره است. میگویند: کسی که نداند سجود چیست، فقط پیشانی به خاک مالیده است، کسی که نداند مفهوم مناسک حج چیست، فقط شهر مکه، و خانه کعبه را تماشا کرده است، و به عبارت دیگر، فقط سوغات آورده است... .
پس لازم است که تمام اعمال حج را با نیت انجام دهد، و به معانی آن نیتها، آگاه و آشنا باشد. چون عمره و حج و اجزاء آنها از عبادات است، باید قصد داشته باشد آن چه را که واجب است بر او، قربة الی الله و برای اطاعت خداوند تعالی انجام دهد، یعنی انجام عملش، کاملاً باید برای تحصیل رضای خدای تعالی باشد، به نحوی که هیچ غرضی از اغراض دنیوی با او همراه نباشد. این نوع نیت، در تمام اعمال عبادی لازم است.
نیت باید مقارن با عمل باشد، در جایی که باید احرام بپوشد، همین که شروع به احرام پوشیدن کرد نیت کند، پس نیت در اثناء کافی نخواهد بود و هر گاه در حین شروع، نیت نکرده است، باید تجدید کند.
نیت را به زبان یا حضور قلبی میآورد. مثلاً اگر عمره تمتع است، باید چنین بگوید: احرام میبندم برای توجه به مکه معظمه، و عمره تمتع از حجة الاسلام، به جهت فرمانبرداری امر خدای تعالی قربة الی الله.
در صحت نیت اعمال حج، تلفظ و خطور قلبی معتبر نیست، بلکه هرگاه توجه داشته باشد که چه عملی میخواهد به جا آورد کافی است، ولی تلفظ به نیت در اعمال عمره و حج استحباب دارد.
در صحت احرام لازم نیست که قصد کند ترک محرماتی را که بر محرم پس از احرام میشود، بلکه کسی که به قصد عمره تمتع، یا حج تمتع لبیکهای واجب را گفت محرم میشود، چه قصد بکند احرام را یا نکند، و چه قصد بکند ترک محرمات را یا نکند، ولی احتیاط آن است که قصد کند ترک محرمات را.
باید دانست که افراد مستعد و با کمال، در این جا باید نیتهای بسیاری بنمایند؛ زیرا هر عملی نیت و توجه مخصوصی به خود دارد، نیت در این جا، به همه چیز پشت کردن و به خدا رو آوردن است. نیت این است، که هر کس، زین پس بزند سنگ، به مینای هوس. اکنون که آماده نیت کردن شدهای، به خود آی که تاکنون چه کردهام، و از این پس دیگر گرد ناپسندیها، زشتیها، کینهها، لاابالیها و نزدیک چیزی که باعث کدورت دل شود، نگردم.
آنگاه که نیت کنی که: (احرام میبندم برای عمره تمتع از حجة الاسلام واجب، قربة الی الله) یعنی که احرام کوی کعبه میبندم تا با لباس انضباط، و با اراده و خودداری از طوفانهای تمایلات نفسانی که ۲۴ چیز است، خویشتنداری نموده، و تعهد میکنم که از این میقاتگاه، با انضباط به سوی این عمل مقدس بروم، و با این احرام که به سوی حرم امن الهی میروم، احترام حریم آن را داشته و در حال غفلت نباشم[۴۵].[۴۶]
تظلیل
به معنای سایه بر سر گرفتن و خود را زیر سایه قرار دادن است. پس از احرام بستن در روز، سایه بر سر گرفتن و خود را زیر سایه قرار دادن در هنگام پیمودن راه، مثل این که چتر به سر بگیرد یا روپوش بر کجاوه اندازد یا در اتومبیل سقفدار یا اطاق ترن یا طیاره سوار شود، بر مرد حرام است.
فرقی میان سواره و پیاده نیست، بلکه خود را در سایه چتری نگه داشتن (اگرچه آن چتر، سایهانداز روی سر نباشد) حرام است. در شب و در هوای ابری هم جائز نیست، در حال راه پیمودن زیر سایبان برود[۴۷].
سایهای که از پهلو بیفتد، مانند: سایه دیوار، اتومبیل، شتر، درخت، چتری که در دست دیگری است، و امثال اینها، بعضی فرمودهاند: احواط اجتناب است، و بعضی فرمودهاند، ضرر ندارد ولی اگر چتر و مانند آن بالای سر او نیست، طوری نکند که سایه آنها بر سر او افتد.
این احکام که نسبت به آفتاب گفته شد، نسبت به باران نیز جاری است؛ یعنی برای مرد حرام است که خود را به وسیله چتر و مانند آن، از باران بپوشاند.
سایه بر سر قرار دادن، بر زنان و کودکان، مطلقاً جائز است، و میتوانند در حال حرکت به اتومبیل سقفدار، سوار شوند، و یا چتر بر سر گیرند. البته احرام بستن در زیر سقف مسجد شجره، جائز است.
نکته دیگر این که بعد از فرود آمدن در منزلگاه، (چه مکه باشد، چه منازل بین راه، چه منی و عرفات) در حال توقف، و در رفت و آمد، زیر سایبان بودن، مانعی ندارد[۴۸].
در صورت ضرورت (مانند: شدت گرما، یا سرما، یا باران شدید، و یا مریضی) میتواند خود در سایه نگه دارد، و معصیت نکرده، اما «یک گوسفند» باید کفاره بدهد.
کفاره تظلیل «یک گوسفند» است، چه با عذر باشد، چه با اختیار، اما بعضی فرمودهاند: اگر بدون عذر تظلیل کند، به تکرار آن، کفاره مکرر میشود، ولی اگر با عذر باشد، تا رفع آن برای هر احرامی، یک کفاره است. بعضی فرمودهاند: مطلقاً در احرام عمره، هر چند بیش از یک مرتبه تظلیل کند «یک گوسفند» است، و همچنین در احرام حج و بعضی هم گفتهاند: احوط آن است که اگر میتواند برای هر روزی «یک گوسفند» بدهد[۴۹].
کسانی که نذر کردهاند مثلاً از ایران، یا کشور دیگر مُحرم شوند، و باید با طیاره یا کشتی، یا مرکب دیگری که سقفدار است بروند، نذر آنها صحیح است[۵۰]، لکن یک گوسفند باید کفاره بدهند[۵۱].
حَلق
تراشیدن سر در حج تمتع و عمره، از عباداتی است که مظهر و نشانه خضوع و خشوع بنده در برابر خالق توانا و متعال است. خداوند سبحان، بندگان خویش را به میهمانی خود فرا خوانده و آنها نیز در جرگه اطاعت اوقدم نهادهاند و از بندگی غیرش (بتها، قدرتها، هوا و هوسها) گریختهاند و در بند اسارت عشق به الله به حالت احرام درآمدهاند و به اعمالی چون طواف، سعی بین صفا و مروه، وقوف در عرفات، رمی جمرات و قربانی پرداختهاند. در این هنگام، خداوند از آنان میخواهد علامت بندگی و خشوع و تسلیم کامل، یعنی «حلق» و «تقصیر» در حج تمتع و عمره تمتع و مفرده را با شیوهای خاص به همراه قصد قربت او، بر خود ظاهر سازند و با این فریضه الهی از احرام خارج گردند. جد بزرگ ما آدم(ع) از انجام این فریضه در حج خود کوتاهی نکرد. بلکه همانطور که امام باقر(ع) فرمود: خدای سبحان جبرئیل را به همراه[۵۲] یاقوتی از بهشت فرستاد، آنگاه سر آدم توسط خود او و یا جبرئیل تراشیده شد.
«حلق» (سر تراشیدن) این سنت الهی در دوران جاهلیت هم به جا آورده میشد. معتمرین هر گاه عمره خود را به جای میآوردند سرشان را نیز میتراشیدند. قرآن مجید سر تراشی در حج را در رؤیای صادق رسول خدا(ص) مطرح میفرماید.
﴿لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُءُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ﴾[۵۳].
مرحوم صاحب جواهر لله در موضوع وجوب سر تراشیدن در منا برای کسی که اولین بار موفق به انجام حج میشود (که اصطلاحاً به او صروره میگویند) به روایت «سلیمان بن مهران» استشهاد میکند و میگوید: سلیمان از امام صادق(ع) سؤال کرد: چرا حلق و سر تراشیدن بر «صروره» واجب است نه بر دیگران؟ حضرت در جواب فرمود: زیرا با عمل سر تراشیدن علامت ایمان را در خود ظاهر نموده (و سپس فرمود) آیا نشنیدهاید قول خداوند عزوجل را ﴿لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ...﴾ که در سوره فتح آمده است.
فضیلت حلق بر تقصیر؛ اگر چه غیر صروره ملزم به حلق و تراشیدن سر نیست و مخیر است میان کوتاه کردن مو و ناخن و تراشیدن سر، اما حلق و تراشیدن سر فضیلت و ثواب بیشتری دارد. امام صادق(ع) فرمود: «الْحَلْقُ أَفْضَلُ مِنَ التَّقْصِيرِ لِأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) حَلَقَ رَأْسَهُ فِي حِجَّةِ الْوَدَاعِ وَ فِي عُمْرَةِ الْحُدَيْبِيَةِ»[۵۴].[۵۵]
تشرف در حج
تشرف به معنای دیدن و شرف حضور یافتن به خدمت امام زمان(ع) است. البته رؤیت، ملاقات، فیض حضور، شهود و مشاهده با هم تفاوتهایی دارد. اگر چه در توقیع امام زمان(ع) به آخرین نائب خود علی بن محمد سمری آمده است که: «هر کس در دوران غیبت کبری، ادعای دیدن مرا نماید، دروغگو است، اما از طرف دیگر حکایات متواتری با سندهای معتبر، در آنها بیان شده که عدهای از اشخاص و علمای مورد وثوق، به خدمت حضرت مشرف شده و او را دیدهاند.
در این قسمت به چند نمونه از انسانهای پاک و منزهی که توفیق و لیاقت دیدار امام زمان(ع) را در مراسم باشکوه حج داشتهاند اشاره میگردد، به امید آنکه ما را نیز لایق این دیدار نماید.
تشرف در طواف؛ عدهای از شاگردان حضرت آیتالله اراکی از معظم له خواستند مطالبی را درباره داستان تشریف دخترشان به محضر امام عصر(ع) بیان کنند. ایشان فرمودند: دخترم به احکام شرعی و دستورات دیدنی کاملاً آشنا و نسبت به اعمال شرعی پایبندند. من از دوران کودکی او تا کنون مواظب حالش بودم، تا این که چندی پیش میخواست عازم مکه شود، ولی شوهرش نمیتوانست همراه او برود، و پسرش هم راضی نشد همراهیاش کند. سرانجام بر این شد که در معیت آیتالله آقای حاج آقا موسی زنجانی و خانواده ایشان مشرف شود. موقع خداحافظی، از تنهایی اظهار نگرانی میکرد و میگفت: با این وضع چگونه اعمال حج را به جا آورم؟ به او گفتم که ذکر «يَا حَفِيظُ يَا عَلِيمُ» را زیاد بگوید. ایشان خداحافظی کرد و به حج رفت.
روزی که از سفر حج بازگشت، خاطرهای برای من نقل کرد و گفت: هنگام طواف خانه خدا معطل ماندم، دیدم با ازدحام جمعیت نمیتوانم طواف کنم؛ لذا در کناری به انتظار ایستادم، ناگهان صدایی شنیدم که میگفت: ایشان امام زمان است، متصل به امام زمان شده، پشت سر او طواف کن! دیدم آقایی در میان جمعیت و پیشاپیش آنان در حرکت است و مردمی دور او حلقه زدهاند. به طوری که هیچ کس نمیتوانست وارد آن حلقه شود، من وارد شدم و دستم را به عبایش گرفتم و مکرر میگفتم: قربان شما بروم و هفت بار دور خانه طواف کردم. آیتالله اراکی در پایان فرمودند: من به صدق و راستی این دختر قطع و یقین دارم و او این داستان را برای کسی حتی آقای حاج آقا موسی زنجانی نگفته بود[۵۶].
تشرف در عرفات؛ حجة الاسلام و المسلمین آقای انصاریان نقل کردهاند: فردی بود به نام «محمد علی اربابی تهرانی» که با آقای «شیخ رجبعلی خیاط» بسیار نزدیک بود، درباره سفرش به مکه میگفت: شب نهم به عرفات رسیدم، در آن زمان عرفات بسیار تاریک بود و از چراغ دستی استفاده میشد. ساعت ۱۰ شب بود که پیوسته متذکر حضرت امام عصر(ع) بودم، البته نه برای زیارتشان؛ چراکه خود را لایق زیارت ایشان نمیدانستم. بیرون چادر متذکر بودم در حالی که هیچ کس حضور نداشت، ولی صدایی به زبان فارسی شنیدم که گفت: حاج آقا محمد علی! برگشتم با یک چهره نورانی، روحانی و آسمانی مواجه شدم، گفت: بیا کنار دست من. گفتم: چشم و در حقیقت به سوی ایشان کشیده شدم، کنارش نشستم. فرمود: امشب شب عرفه است، زیارت حضرت سیدالشهداء وارد است، دلت میخواهد من یک زیارت بخوانم؟ حاج آقا محمد علی گفت: من از کودکی زیارتهای معروف را شنیده بودم و با آنها آشنایی داشتم و مضامین و کلمات آنها را میدانستم، به ایشان گفتم که خیلی دوست دارم. حدود یک ساعت زیارتی را خواند که تا آن زمان نشنیده بودم. کلمه به کلمه که میخواند، من حفظ میکردم و تا آخر به حافظهام سپرده شد. گریه کردن آن شخص هم غیر قابل توصیف بود. پس از زیارت خداحافظی کرد و رفت. هر قدر از من دور میشد، زیارت هم از خاطرم میرفت تا اینکه به کلی آن را فراموش کردم. از مکه به کاظمین رفتم و کنار راه آهن ایستاده بودم، ناگاه همان شخص را دیدم. نزدیک آمد، سلام کرد و گفت: به تهران که رفتی، سلام مرا تنها به آقا شیخ محمد حسن طالقانی برسان. میگفت: وقتی به تهران آمدم و نزد آقا شیخ محمد حسن رفتم و قضیه را نقل کردم، ایشان بسیار گریست و مرا متوجه کرد که آن شخص امام عصر(ع) بوده است، در حالی که من در عرفات و کاظمین آن بزرگوار را نشناخته بودم[۵۷].
تشرف در راه مسجدالحرام؛ مرحوم حجة الاسلام و المسلمین هادی مروی نقل کردند: «آیتالله شیخ راضی نجفی تبریزی» ابوالزوجه شهید حاج شیخ عباس شیرازی، با شنیدن شهادت ایشان بسیار ناراحت شد و میگفت: نمیتوانم شهادت حاج شیخ عباس شیرازی را باور کنم. خیلی نا آرام بود و گریه میکرد، زمینهای فراهم گردید که ایشان به حج مشرف شد و پس از بازگشت، داستانی را نقل کرد. گفت خداوند عنایت کرد و در کاروانی که نزدیک حرم مستقر بود، قرار گرفتم (چون پایش ناراحت بود و با عصا راه میرفت) در ساعات میان ۹ تا ۱۰ که وقت خلوتی است به مسجدالحرام رفتم، روزهای هفتم و هشتم ذیحجه بود و همه زائران به مکه آمده بودند و خیابانها شلوغ بود. یک بار که به طرف حرم میرفتم، دیدم هیچ کسی در خیابان نیست، ماشین دیده میشود، ولی کسی در داخل آنها نیست، تعجب کردم که خیابانهای شلوغ همه روزه، چرا امروز خلوت است در همین فکر بودم که ناگاه دیدم فردی از روبهرو میآید، نعلین مردانهای در پا و نقابی بر چهره داشت. به محض این که خواستم سؤالی بکنم، مثل کسی که برق او را گرفته باشد، خشکم زد. در مقابلم ایستاد و هیچ حرکتی نتوانستم بکنم. نقاب را تا بالای ابرو بالا زد، وقتی چشمم به آن صورت زیبا افتاد، مکرر گفتم: «مَا شَاءَ اللَّهُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ» این جمله را چند بار تکرار کردم و مبهوت جمال ایشان شدم. سپس نقاب را انداخت و من دوباره غوغای جمعیت را دیدم.
در جلسه بعد، یکی از منسوبین از ایشان پرسید چه درخواستی از خدا کرده بودی که این ماجرا برایت رخ داد؟ گفت: وقتی چشمم به کعبه افتاد، بیاختیار این جمله بر زبانم جاری شد که «اللَّهُمَّ أَرِنِي الطَّلْعَةَ الرَّشِيدَةَ وَ الْغُرَّةَ الْحَمِيدَةَ...» و آن گاه افزود: خیلی غصه خوردم که ای کاش غیر از «رؤیت»، «تکلم» را هم خواسته بودم. چون در مرتبه اول که چشم انسان به کعبه میافتد، هر آرزویی که داشته باشد اجابت میشود[۵۸].
کسانی که در دوران غیبت طولانی آن حضرت به دیدارش مفتخر شدهاند، بسیارند. برشمردن نام و نشان همه آنان ممکن نیست. علامه مجلسی در کتاب خود[۵۹] نام گروهی را که در غیبت کبری به دیدار حضرت نایل آمدهاند، بر شمرده است.
مرحوم نوری نیز در کتاب خود[۶۰] داستان یکصد تن از آنان را که بدین افتخار نائل شدهاند، آورده و آن گاه از این یکصد داستان، ۵۸ سرگذشت دیدار را برگزیده و در کتاب دیگرش «جَنَة الماوی» آورده است. علاوه بر اینها، دانشمندان پیشین و معاصر نیز کتابهای جداگانهای درباره داستان کسانی که به دیدار آن حضرت مفتخر شدهاند، به رشته تحریر در آوردهاند. از جمله آنها است: تبصرة الولی فیمن رأی القائم المهدی، سید هاشم بحرانی - تذکرة الطالب فیمن رأی الامام المهدی الغائب، میثمی عراقی- دارالسلام فیمن فاز بسلام الامام، مرحوم نوری - بدائع الکلام فیمن اجتمع بالامام، سید جمال الدین محمد طباطبایی - البهجة فیمن فاز بلقاء الحجة، میرزا محمد نقی الماسی اصفهانی - العبقری الحسان، علی اکبر نهاوندی[۶۱].[۶۲]
حج ابراهیم(ع)
قبل از ابراهیم نیز، کعبه مقصد آمال بود و مردم برای انجام حج رو به سوی آن مینهادند، اما دیوارهای کعبه به مرور زمان فرسوده و رو به انهدام بوده است. حضرت ابراهیم(ع) به امر خدا پایههای آن را از نو برافراشت و با اسماعیل به راهنمایی فرشته وحی، مناسک حج را به جا آورد. بنا بر برخی نصوص، ابراهیم خود، قبل از تجدید بنای کعبه حج را به جا آورده بوده است[۶۳].
ابراهیم به فرمان خدا، مردم را به حج خانه خدا دعوت نمود: ﴿وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ﴾[۶۴].
پس از اسماعیل، همچنان حراست از سیادت کعبه و تولیت این پایگاه توحید بر عهده فرزندان او بود و پاسداری از مراسم حج و تطهیر آن را از تحریفهای شرکآلود، پیامبران از فرزندان اسماعیل بر عهده داشتند[۶۵].
حج ابراهیمی
یعنی حقیقتی که خداوند تشریع کرد و به حضرت ابراهیم(ع) دستور داد که ﴿وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ﴾ و در عصر رسول خدا(ص) این حج توسط آن حضرت تجدید حیات یافت. حج ابراهیمی حجی است که با انگیزهای خاص و برای تحقق فلسفه مهم آنکه اظهار عبودیت الهی و نفی شرک و الحاد و رسیدن به قله کمال و سعادت است، انجام میگیرد[۶۶].[۶۷]
حج اصغر
«حج اصغر» به عمره مفرده اطلاق میشود. پیامبر خدا(ص) فرمود: عمره همان حج اصغر است و یک عمره بهتر از دنیاست و آنچه در آن است و یک حج، بهتر از عمره است[۶۸]. در مقابل آن، حج اکبر است[۶۹].
حج فرشتگان
در نصوص اسلامی، سابقه حج تا پیش از آدم نیز مطرح شده است. بر این اساس حضرت آدم نخستین کسی نیست که مراسم حج را به جا آورده است. در حدیثی امام صادق(ع) از جدّ بزرگوارش نقل میکند: هنگامی که آدم از منی به مکه بازگشت، فرشتگان به استقبال وی شتافتند و به او تهنیت گفتند و نوید مقبولیت دادند و گفتند: «أَمَا إِنَّهُ قَدْ حَجَجْنَا هَذَا الْبَيْتَ قَبْلَ أَنْ تَحُجَّهُ بِأَلْفَيْ عَامٍ»[۷۰].[۷۱]
حج فَرضی
حج فریضه
حجة الاسلام است که در تمام عمر، یک بار بر کسی که مستطیع باشد واجب میشود و اگر زائر به طور صحیح آن را به پایان ببرد، تکلیف واجب خود را به جای آورده است[۷۴].
حج مبرور
در دعای پس از فریضه ماه مبارک رمضان میخوانیم: «... أَنْ تَكْتُبَنِي مِنْ حُجَّاجِ بَيْتِكَ الْحَرَامِ الْمَبْرُورِ حَجُّهُمْ». منظور حج نیکو و پسندیده است که در دعا به درگاه خداوند باید درخواست توفیق آن را داشت. طبق حدیث، رسول اکرم(ص) حج مبرور را از دنیا و آنچه در آن است بهتر میداند و پاداش آن را تنها بهشت ذکر میکند[۷۵].
پانویس
- ↑ کافی، ج۲، ص۱۸.
- ↑ صهبای حج، ص۴۳.
- ↑ معانی الاخبار، ص۱۷۰؛ بحار الانوار، ج۹۶، ص۲.
- ↑ جواهر الکلام، ج۱۷، ص۲۱۹ – ۲۲۰.
- ↑ معارف و معاریف، دائره المعارف جامع اسلامی، ج۴، ص۳۶۲.
- ↑ معارف و معاریف، دائره المعارف جامع اسلامی، ج۴، ص۳۶۲.
- ↑ لازم به ذکر است که برخی از فقها، محل احرام را مکه قدیم میدانند ولی حضرت امام خمینی تمام شهر مکه «قدیم و جدید» را جایز میدانند گر چه افضل این است که در حجر اسماعیل یا پشت مقام ابراهیم(ع) برای حج تمتع محرم شود.
- ↑ برای کسب اطلاعات بیشتر به «مناسک محشی» مراجعه شود.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۳۵۴-۳۶۱.
- ↑ کافی ج۴، ص۲۵۳.
- ↑ بحار الانوار، ج۷، ص، ۲۲۱؛ وسائل الشیعه، ج۸، ص۷؛ مستدرک الوسائل، ج۱۱، ص۱۶.
- ↑ بحار الانوار، ج۷۴، ص۶۲.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج۸، ص۸.
- ↑ وسائل الشیعه، ج۸، ص۵؛ کافی، ج۴، ص۲۵۳.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۴۴.
- ↑ من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۱۴۳.
- ↑ وسائل الشیعه، ج۸، ص۵؛ کافی، ج۴، ص۲۵۳.
- ↑ الحج والعمرة فی الکتاب والسنة، حجة الاسلام والمسلمین محمدی ریشهری، ص۵۴.
- ↑ حج و عمره در قرآن و حدیث، حجة الاسلام والمسلمین محمدی ریشهری، ص۲۴۶.
- ↑ امالی، شیخ طوسی، ص۲۹۶. (به نقل از گلواژههای حج و عمره، علیرضا بصیری، ص۲۱).
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۴۵.
- ↑ «و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست» سوره آل عمران، آیه ۹۷.
- ↑ حج برنامه تکامل، سید محمد ضیاء آبادی.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۴۸.
- ↑ وسائل الشیعه، ج۸ (به نقل از راهنمای حرمین شریفین، ج۳، ص۳۱).
- ↑ وسائل الشیعه، ج۸ (به نقل از راهنمای حرمین شریفین، ج۳، ص۳۱).
- ↑ وسائل الشیعه، ج۸ (به نقل از راهنمای حرمین شریفین، ج۳، ص۳۱).
- ↑ راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، ج۳، ص۳۰.
- ↑ فصلنامه میقات حج، شماره ۵۴، ص۳۵.
- ↑ معانی الاخبار، ص۱۱.
- ↑ وسائل الشیعه، ج۱۳، ص۳۱۳.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۵۱.
- ↑ لسان العرب، جدهم، ص۱۷۶، تشریق یعنی به طرف شرق رفتن، «ایام التشریق» یعنی سه روز پس از عید قربان، التشریق ایضا به معنای نماز عید. (ترجمه منجد الطلاب، ماده شرق)
- ↑ «و خداوند را در روزهایی چند یاد کنید» سوره بقره، آیه ۲۰۳.
- ↑ «و نام خداوند را در روزهایی معین بر آنچه از دامها که روزیشان کرده است (هنگام قربانی) یاد کنند» سوره حج، آیه ۲۸.
- ↑ دائره المعارف تشیع، ج۴، ص۲۶۵.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۱۵۷.
- ↑ «و نام خداوند را در روزهایی معین بر آنچه از دامها که روزیشان کرده است (هنگام قربانی) یاد کنند» سوره حج، آیه ۲۸.
- ↑ «و خداوند را در روزهایی چند یاد کنید» سوره بقره، آیه ۲۰۳.
- ↑ «و آنکه (برای کوچ کردن از منا) بشتابد (و اعمال را) دو روزه (انجام دهد) گناهی نکرده است» سوره بقره، آیه ۲۰۳.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۷۳.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۱۵۸.
- ↑ فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۲۲.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۱۵۹.
- ↑ راهنمای حرمین شریفین ابراهیم غفاری، ج۳، ص۸۴.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۱۰۴۳.
- ↑ تضلیل در شب خلاف احتیاط است، گرچه جائز بودن آن بعید نیست، بنابراین، بعید نیست جایز بودن نشستن مُحرم، در هواپیمایی که شب حرکت میکند. (امام).
- ↑ حرام بودن تظلیل، مختص به حال راه پیمودن است، و اما هرگاه در محلی منزل نماید، چه منی باشد چه غیر آن، با چتر و مثل آن، سایه بر سر قرار دادن مانع ندارد، اگر چه در حال راه رفتن باشد، مثل این که از خیمه خود، در منی برای قربانی یا رمی جمرات با چتر برود، گرچه احتیاط مستحب ترک است در حال راه رفتن. (امام).
- ↑ اقوی کفایت یک گوسفند است در احرام عمره، هر چند بیش از یک مرتبه تظلیل کرده باشد، و همچنین در احرام حج. (امام).
- ↑ در صورت التفات به این مطلب که ناچار است در حال راه پیمودن، زیر سایبان باشد، پیش از نذر معصیتکار است، برای آنکه خود را عملاً مبتلا به معصیت کرده است (امام).
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۲۵۶.
- ↑ فصلنامه میقات حج، ج۹، ص۲۷ و ۲۸؛ کافی، ج۴، ص۱۹۵.
- ↑ «خداوند، به حق رؤیای پیامبرش را راست گردانیده است؛ شما اگر خداوند بخواهد با ایمنی، در حالی که سرهای خود را تراشیده و موها را کوتاه کردهاید، بیآنکه بهراسید به مسجد الحرام وارد میشوید بنابراین او چیزی را میدانست که شما نمیدانید، از این رو پیش از آن پیروزی نزدیکی پدید آورد» سوره فتح، آیه ۲۷.
- ↑ بحار الانوار، ج۹۶، ص۳۰۱.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۴۲۹.
- ↑ برکات سرزمین وحی، ص۸۹ (به نقل از شرح احوال آیتالله اراکی، رضا استادی، ص۵۹۸).
- ↑ برکات سرزمین وحی، ص۹۱.
- ↑ برکات سرزمین وحی، ص۹۴.
- ↑ بحارالانوار، ج۵۲، ص۱ – ۷۷.
- ↑ نجم الثاقب، باب هفتم.
- ↑ موعود نامه، مجتبی تونهای، ص۲۲۵.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۲۵۱.
- ↑ فروع کافی، ج۴، ص۲۰۳.
- ↑ «و در میان مردم به حجّ بانگ بردار تا پیاده و سوار بر هر شتر تکیدهای که از هر راه دوری میرسند، نزد تو آیند» سوره حج، آیه ۲۷.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۳۶۱.
- ↑ فصلنامه میقات حج، ش۲، ص۳۲ و ص۲۳۹.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۳۶۲.
- ↑ فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۴۵۴.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۳۶۵.
- ↑ در راه برپایی حج ابراهیمی، عمید زنجانی، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ص۸۶.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۳۸۹.
- ↑ فصلنامه میقات حج، ش۸، ص۲۴.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۳۸۹.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۳۸۹.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۳۹۳.
ح نبوی ج۶
- الباب الخامس الحج والعمرة
- الفصل الأول حكمة الحج وفضله وبركاته
- ۱ / ۱ حكمة الحج
- ۱ / ۲ فضل الحج
- ۱ / ۳ ثواب الحج
- ۱ / ۴ فضل إدمانه
- ۱ / ۵ فضل من مات في طريقه
- ۱ / ۶ فضل الحاج
- ۱ / ۷ بركات الحج
- الفصل الثاني تسويف الحج وتركه
- ۲ / ۱ التحذير من تركه
- ۲ / ۲ تارك الحج
- ۲ / ۳ التحذير من تعطيل حج البيت
- الفصل الثالث مناسك الحج
- ۳ / ۱ مواقيت الإحرام
- ۳ / ۲ تلبية الإحرام
- أ معنى التلبية
- ب كيفية التلبية
- ج ثواب التلبية
- د تلبية الأشياء مع الملبي
- ه آداب التلبية
- ۳ / ۳ فضل الطواف
- أ أدب الطواف
- ب الاستكثار من الطواف
- ج أدعية الطواف
- ۳ / ۴ استلام الحجر وآدابه
- أ استحباب الاستلام
- ب ترك الاستلام عند الزحام
- ۳ / ۵ السعي
- ثواب السعي
- ۳ / ۶ الوقوف في عرفات
- أ أدب الوقوف في عرفات
- ب ثواب الوقوف بعرفات
- ج مباهاة الله بأهل عرفات
- د الإفاضة من عرفات
- ۳ / ۷ الوقوف في المزدلفة
- أ أدب الوقوف في المزدلفة
- ب الإفاضة من المشعر الحرام
- ۳ / ۸ أدب الرمي
- ثواب الرمي
- ۳ / ۹ الأضحية
- ۳ / ۱۰ الحلق
- الفصل الرابع آداب الحج
- ۴ / ۱ الإخلاص
- ۴ / ۲ تعلم المناسك
- ۴ / ۳ تطهير المال
- ۴ / ۴ التزود من أطيب الزاد
- ۴ / ۵ إطعام الطعام وطيب الكلام
- ۴ / ۶ التعجيل في الرجوع بعد قضاء المناسك
- ۴ / ۷ ترك ما كان عليه من الذنوب
- ۴ / ۸ زيارة الحاج
- الفصل الخامس الحج الأصغر
- ۵ / ۱ فضل العمرة
- تنبيه:
- ۵ / ۲ فضل العمرة في رجب
- ۵ / ۳ فضل العمرة في رمضان
- ۵ / ۴ العمرة المفردة في أشهر الحج
- ۵ / ۵ عمرات النبي
- بيان:
- الفصل السادس النوادر
- ۶ / ۱ البراءة من المشركين في الحج
- تحقيق حول مراسم البراءة من المشركين
- ۱ معنى الشرك والمشركين
- ۲ الأديان الإلهية والبراءة من المشركين
- ۳ زمان البراءة من المشركين ومكانها
- ۶ / ۲ حج الأنبياء
- ۶ / ۳ حج النبي
- ۶ / ۴ فضل الحج نيابة
- ۶ / ۵ فضل إحجاج الصبي
الدليل التصنيفي
اجمالي
- ۵:۲ الحج والعمرة
- ۱:۵:۲ مشروعية الحج وفضله
- ۲:۵:۲ حج النبي(ص)
- ۳:۵:۲ شروط وجوب الحج ومواقيته
- ۴:۵:۲ أعمال الحج
- ۵:۵:۲ منهيات الإحرام
- ۶:۵:۲ مباحات الإحرام
- ۷:۵:۲ الإحصار والفوات
- ۸:۵:۲ قضاء الحج والحج عن الغير
- ۹:۵:۲ العمرة
تفصيلي
- ۵:۲ الحج والعمرة
- ۱:۵:۲ مشروعية الحج وفضله
- ۱:۱:۵:۲ حج الفريضة
- ۲:۱:۵:۲ حج التطوع
- ۳:۱:۵:۲ حج الصبي والعبد
- ۴:۱:۵:۲ فضل الحج والنهي عن تركه
- ۵:۱:۵:۲ تأخير الحج
- ۲:۵:۲ حج النبي (ص)
- ۳:۵:۲ شروط وجوب الحج ومواقيته
- ۱:۳:۵:۲ شروط وجوب الحج
- ۱:۱:۳:۵:۲ الإسلام
- ۲:۱:۳:۵:۲ البلوغ
- ۳:۱:۳:۵:۲ الاستطاعة
- ۴:۱:۳:۵:۲ وجود المحرم للمرأة
- ۲:۳:۵:۲ مواقيت الحج
- ۱:۲:۳:۵:۲ الميقات الزماني
- ۲:۲:۳:۵:۲ المواقيت المكانية
- ۴:۵:۲ أعمال الحج
- ۴:۵:۲ :۱ النية والإحرام والتلبية
- ۱:۱:۴:۵:۲ النية والإحرام للحج
- ۱:۱:۱:۴:۵:۲ نية الإفراد أو القران أو التمتع
- ۴:۵:۲:۲:۱:۱ آداب الإحرام
- ۴:۵:۲:۳:۱:۱ كيفية الإحرام
- ۴:۵:۲:۴:۱:۱ لباس الإحرام
- ۴:۵:۲:۵:۱:۱ إحرام الحائض والنفساء
- ۶:۱:۱:۴:۵:۲ الاشتراط عند الإحرام
- ۷:۱:۱:۴:۵:۲ فسخ الإحرام
- ۲:۱:۴:۵:۲ التلبية
- ۱:۲:۱:۴:۵:۲ فضل التلبية
- ۲:۲:۱:۴:۵:۲ ألفاظ التلبية
- ۳:۲:۱:۴:۵:۲ وقت التلبية
- ۴:۵:۲:۴:۲:۱ الدعاء بعد التلبية
- ۵:۲:۱:۴:۵:۲ تلبية المشركين
- ۴:۵:۲:۲ الدخول إلى مكة والخروج منها
- ۱:۲:۴:۵:۲ الدخول إلى مكة
- ۱:۱:۲:۴:۵:۲ وقت دخول مكة
- ۲:۱:۲:۴:۵:۲ كيفية دخول مكة
- ۳:۱:۲:۴:۵:۲ مكروهات دخول مكة
- ۴:۱:۲:۴:۵:۲ ما يقال عند رؤية البيت
- ۵:۱:۲:۴:۵:۲ دخول الكعبة
- ۶:۱:۲:۴:۵:۲ الإقامة في مكة
- ۲:۲:۴:۵:۲ الخروج من مكة والعودة إلى بلده
- ۱:۲:۲:۴:۵:۲ وقت الخروج من مكة
- ۲:۲:۲:۴:۵:۲ مكان الخروج من مكة
- ۳:۲:۲:۴:۵:۲ ما يقال عند الخروج من مكة
- ۴:۲:۲:۴:۵:۲ كيفية دخول الحاج إلى بلده
- ۵:۲:۲:۴:۵:۲ استقبال الحاج والمعتمر
- ۳:۴:۵:۲ الطواف
- ۴:۵:۲:۱:۳ فضل الطواف
- ۲:۳:۴:۵:۲ شروط الطواف
- ۳:۳:۴:۵:۲ كيفية الطواف
- ۴:۵:۲:۱:۳:۳ استقبال الحجر الأسود واستلامه وتقبيله
- ۴:۵:۲:۲:۳:۳ جعل البيت على شمال الطائف
- ۳:۳:۳:۴:۵:۲ أشواط الطواف والموالاة فيها
- ۴:۳:۳:۴:۵:۲ الاضطباع والرمل
- ۵:۳:۳:۴:۵:۲ استلام الركن اليماني والتزام الملتزم
- ۶:۳:۳:۴:۵:۲ الطواف من وراء حجر اسماعيل
- ۸:۳:۳:۴:۵:۲ الكلام والشرب ونحوهما في الطواف
- ۴:۵:۲:۹:۳:۳ طواف النساء
- ۴:۳:۴:۵:۲ أذكار الطواف
- ۵:۳:۴:۵:۲ ركعتا الطواف وما بعدهما
- ۶:۳:۴:۵:۲ أنواع الطواف
- ۱:۶:۳:۴:۵:۲ طواف القدوم
- ۲:۶:۳:۴:۵:۲ طواف الإفاضة
- ۳:۶:۳:۴:۵:۲ طواف الوداع
- ۴:۴:۵:۲ السعي
- ۵:۲:۱:۴:۴ مشروعية السعي
- ۲:۴:۴:۵:۲ كيفية السعي
- ۵:۲: ۳:۴:۴ أذكار السعي
- ۵:۴:۵:۲ الوقوف بعرفة
- ۱:۵:۴:۵:۲ فضل الوقوف بعرفة وحكمه
- ۲:۵:۴:۵:۲ التوجه إلى عرفة
- ۳:۵:۴:۵:۲ وقت الوقوف بعرفة
- ۴:۵:۴:۵:۲ مكان الوقوف بعرفة
- ۵:۵:۴:۵:۲ الخطبة وجمع الظهر والعصر بعرفة
- ۶:۵:۴:۵:۲ الذكر يوم عرفة
- ۷:۵:۴:۵:۲صيام الحاج يوم عرفة
- ۸:۵:۴:۵:۲ الإفاضة من عرفة
- ۶:۴:۵:۲ المبيت بمزدلفة
- ۱:۶:۴:۵:۲ مشروعية المبيت بمزدلفة
- ۲:۶:۴:۵:۲ حدود مزدلفة
- ۳:۶:۴:۵:۲ الجمع بين المغرب والعشاء في مزدلفة
- ۴:۶:۴:۵:۲ مدة المكث في مزدلفة
- ۵:۶:۴:۵:۲ تقديم الضعفة من مزدلفة إلى مني
- ۶:۶:۴:۵:۲ الذكر والتلبية في مزدلفة
- ۷:۶:۴:۵:۲ صلاة الصبح في مزدلفة
- ۷:۴:۵:۲ رمي الجمار
- ۱:۷:۴:۵:۲ وقت رمي الجمار
- ۲:۷:۴:۵:۲ صفة الحصي الذي يرمي
- ۳:۷:۴:۵:۲ كيفية الرمي
- ۷:۴:۵:۲ :۴ ما يقول الحاج عند الرمي
- ۵:۷:۴:۵:۲ منهيات الرمي
- ۴:۵:۲:۸ الهدي والفدية
- ۱:۸:۴:۵:۲ الهدي
- ۱:۱:۸:۴:۵:۲ سوق الهدي وتقليده واشعاره واستخدامه
- ۲:۱:۸:۴:۵:۲ أوصاف الهدي
- ۳:۱:۸:۴:۵:۲ أسباب الهدي
- ۴:۱:۸:۴:۵:۲ وقت نحر الهدي ومكانه
- ۵:۱:۸:۴:۵:۲ فضل النحر وكيفيته
- ۶:۱:۸:۴:۵:۲ النحر عن الغير والإشتراك في الهدي
- ۷:۱:۸:۴:۵:۲ الأكل والتصدق من الهدي
- ۸:۱:۸:۴:۵:۲ إعطاء الأجر للذابح
- ۹:۱:۸:۴:۵:۲ بدل الهدي
- ۲:۸:۴:۵:۲ الفدية
- ۱:۲:۸:۴:۵:۲ أسباب الفدية
- ۲:۲:۸:۴:۵:۲ أنواع الفدية وأوصافها
- ۳:۲:۸:۴:۵:۲ وقت الفدية ومكانها
- ۹:۴:۵:۲ أيام مني والمبيت فيها
- ۱:۹:۴:۵:۲ أيام التروية
- ۲:۹:۴:۵:۲ فضل يوم النحر
- ۳:۹:۴:۵:۲ ترتيب المناسك يوم النحر
- ۴:۹:۴:۵:۲ الإقامة والمبيت في مني
- ۵:۹:۴:۵:۲ المبيت خارج مني لذوي الأعذار
- ۶:۹:۴:۵:۲ صيام أيام مني
- ۷:۹:۴:۵:۲ الخطبة يوم النحر
- ۸:۹:۴:۵:۲ الصلاة في مني
- ۱۰:۴:۵:۲ التحلل
- ۱:۱۰:۴:۵:۲ التحلل الأصغر
- ۲:۱۰:۴:۵:۲ التحلل الأكبر
- ۲:۵:۵ منهيات الإحرام
- ۱:۵:۵:۲ منهيات اللباس
- ۱:۱:۵:۵:۲ ليس المخيط والمصبوغ
- ۲:۱:۵:۵:۲ تغطية الرأس
- ۳:۱:۵:۵:۲ تغطية الوجه ولبس القفازين
- ۴:۱:۵:۵:۲ لبس الخفين
- ۵:۵:۲:۵:۱ عقد الرداء
- ۲:۵:۵:۲ التطيب
- ۳:۵:۵:۲ عقد النكاح والجماع والمباشرة
- ۴:۵:۵:۲ صيد البر للمحرم
- ۵:۵:۲:۵ قتل حيوانات الحرم وقطع نباتاته
- ۶:۵:۵:۲ الرفث والفسوق والجدال
- ۷:۵:۵:۲ تقلد السلاح
- ۸:۵:۵:۲ حك الرأس والجسد
- ۶:۵:۲ مباحات الإحرام
- ۱:۶:۵:۲ الإغتسال وغسل الثياب
- ۲:۶:۵:۲ حلق الرأس وتغطيته للعلاج
- ۳:۶:۵:۲ التكحل والإدهان وشم الريحان
- ۴:۶:۵:۲ لبس الخاتم والحزام والنعل
- ۵:۶:۵:۲ الإستياك والإمتشاط والنظر في المرآة
- ۶:۶:۵:۲ التوقي من الحر والبرد
- ۷:۶:۵:۲ التجارة
- ۷:۵:۲ الإحصار والفوات
- ۱:۷:۵:۲ الإحصار بعدو
- ۲:۷:۵:۲ الإحصار بمرض
- ۳:۷:۵:۲ تحلل المحصر
- ۷:۵:۲:۴ قضاء المحصر
- ۷:۵:۲ :۵ من فاته الوقوف بعرفة
- ۸:۵:۲ قضاء الحج والحج عن الغير
- ۱:۸:۵:۲ قضاء الحج
- ۲:۸:۵:۲ الحج عن الغير
- ۹:۵:۲ العمرة
- ۱:۹:۵:۲ مشروعية العمرة وفضلها
- ۲:۹:۵:۲ عمرات النبي (ص)
- ۳:۹:۵:۲ وقت العمرة
- ۱:۳:۹:۵:۲ العمرة في أشهر الحج
- ۲:۳:۹:۵:۲ العمرة في غير أشهر الحج
- ۳:۳:۹:۵:۲ تكرار العمرة
- ۴:۹:۵:۲ أعمال العمرة
- ۱:۴:۹:۵:۲ الإحرام ومكانه
- ۲:۴:۹:۵:۲ الطواف
- ۳:۴:۹:۵:۲ السعي
- ۴:۴:۹:۵:۲ التحلل
فرهنگنامه حج
- مقدمه
الف
- آبار النبی
- آبار علی(ع)
- آتشسوزی مسجد النّبی
- آثار حج
- آداب زیارت
- آداب سفر حج
- آرامگاه آمنه بنت وهب
- آرامگاه ابوذر
- آرزوی حج
- آطام
- آغاز کعبه
- آغاوات
- آفتابپرستی در مکه
- آلسعود
- آمنه
- آمین گفتن
- آیات بینات
- آیات حج
- ابابیل
- اباطع
- ابراهیم(ع)
- ابراهیم فرزند پیامبر(ص)
- ابرهه
- ابطح
- ابن ابی العوجا
- ابن تیمیه
- ابو ایوب انصاری
- ابواء
- ابو جعفر منصور عباسی
- ابو جهل
- ابو جهم بن حذیفه
- ابو دجانه
- ابوذر
- ابو سعید خدری
- ابو سفیان
- ابو طالب
- ابو طالب یزدی
- ابو طلحه انصاری
- ابو عامر راهب
- ابو قبیس
- ابو لبابه
- ابو لهب
- ابیار علی
- ابی عنبه
- ابی موسی
- اتمام حج
- اثبره
- اثرب
- اجداد پیامبر(ص)
- اجیاد
- احتباء
- احجار الزّیت
- احجار المراء
- احد
- احرام
- احرامی
- احکام حرم
- اخشبان
- ادنی الحلّ
- اذاخر
- اذان اهل سنت
- اذان پیامبر(ص)
- اذخر
- اراق المولد
- اراک
- ارض الله
- ارض الهجرة
- ارکان حج
- ارکان عمره
- ارکان کعبه
- ازلام
- اساف و نائله
- استشفاء
- استطاعت
- استطاعت بدنی
- استطاعت بذلی
- استطاعت جعلی
- استطاعت زمانی
- استطاعت طریقی
- استطاعت مالی
- استلام حجر
- اسحاق
- اسدال
- اسماعیل(ع)
- اسماعیل بن جعفر الصادق(ع)
- اسواف
- اسود
- اشعار
- اشواط
- اصحاب پیامبر
- اصحاب صفّه
- اصحاب عقبه
- اصحاب فیل
- اصحاب معلّقات
- اصناف الاسلام
- اضاعة ابن عقش
- اضاءة لبن
- اضحی
- اضحیه
- اضطباع
- اطحل
- اطرست
- اعتکاف در مسجد الحرام
- اعتکاف در مسجد النبی
- اعراب اسماعیلی
- اعراب بائده
- اعراب عدنانی
- عربهای قحطانی
- اعراب یمانی
- اعلام حرم
- اعنّه
- اعواف
- اغوات
- افاضه
- اقامت در مکه
- اقسام حج
- اکّالة البلدان
- اکّالة القری
- اکمه
- ام
- امارت حج
- ام الارضین
- امّ البنین
- امّ الدود
- ام الصفا
- ام القری
- امامان بقیع(ع)
- ام جعلان
- امّ حبیبه
- ام حردان
- امّ راحم
- امّ رحم
- امّ رحمان
- امّ رحمه
- امّ روح
- امّ زحم
- امّ سلمه
- امّ صبح
- امّ صحّ
- امّ عماره
- ام کلثوم دختر پیامبر(ص)
- امّ کوثی
- امنیت در حرم
- امّ هانی
- امیر الحاج
- امین
- امینه
- انصاب
- انصار
- انقاب
- اودیة المدینه
- اوس و خزرج
- اوطاس
- اولین امیر الحاج
- اولین پوشش کعبه
- اولین کاتب وحی
- اولین مدفون بقیع
- اولین نماز
- اولین نماز جمعه مدینه
- او وار نحط رس طرمر
- اهل آفاق
- اهل التلبیه
- اهل الحاضره
- اهل الله
- اهل بیت
- اهل حرم
- اهل حرمین
- اهل حلّ
- اهل صفّه
- اهل کتاب
- اهل مدر
- اهل مکه
- اهل وبر
- اهلیه
- ایام تشویق
- ایام معدودات
- ایام معلومات
- ایام نحر
- ایسار
- ایمان
- ایوان داود پاشا
- أنا
ب
- باب آل محمد
- باب ابراهیم
- باب اجیاد صغیر
- باب الباسطیه
- باب البطحاء
- باب البّقالیه
- باب البقیع
- باب التّوسّل
- باب الجاهدیه
- باب الجبل
- باب الجمعه
- باب الحرم
- باب الحریریین
- باب الحزوره
- باب الحمام
- باب الحمیدی
- باب الحنّاطین
- باب الخلفیین
- باب الدّربیه
- باب الرحمه
- باب الرسول
- باب الزیادة
- باب السّده
- باب السّلام
- باب السلیمانیه
- باب السّوق
- باب السویقه
- باب الشامی
- باب الصدقات
- باب الصّفا
- باب العتیق
- باب العجله
- باب العمره
- باب العنبریه
- باب العوالی
- باب الفرج
- باب القباء
- باب القطبی
- باب الکعبه
- باب الکومه
- باب المجیدی
- باب المحکمه
- باب المصری
- باب النبی
- باب النساء
- باب النعوش
- باب امّ هانی
- باب بازان
- باب بنی الشمس
- باب بنی سفیان
- باب بنی شیبه
- باب بنی عائذ
- باب بنی مخزوم
- باب بنی هاشم
- باب تحجّد
- باب توبه
- باب جبرئیل
- باب جبر
- باب جنائز
- باب حجرۀ طاهره
- باب ریطه
- باب صبری پاشا
- باب عاتکه
- باب عثمان
- باب علی
- باب فاطمه
- باب قبله
- باب مدرسه الزمامیه
- باب مدرسه داودیه
- باب مدرسه سلطان
- باب مدرسه شریف عجلان
- باب مدرسه شریف غالب
- باب مروان
- باب ملک عبد العزیز
- باب نعله
- باب وفود
- بابهای مسجد الحرام
- بابهای مسجد النبی
- بادی
- بادیة السّماوة
- بادیة الشّام
- بارگاه امامان بقیع
- بارگاه قبور بقیع
- بارّة
- بازار ابو سفیان
- بازار بدر
- بازار جدیریه
- بازار عطّاران
- بازار عکاظ
- بازسازی کعبه
- باسته
- باسّه
- باغ فدک
- بتپرستی در مکه
- بحر
- بحرة
- بحیرة
- بدر
- بدن
- بذّر
- برائت از مشرکان
- برطله
- برقع
- برکه
- برود
- برّة
- برید البعث
- بسّاسه
- بساق
- بست
- بشری
- بطحا
- بطحیا
- بطن عقیق
- بطن محسّر
- بطن مکه
- بطن وجّ
- بعثه
- بقیع
- بقیع العمات
- بقیع العمّه
- بقیع الغرقد
- بقیع خیل
- بقیع در سیره
- بقیع مصلّی
- بکّار
- بکّه
- بلاد العرب
- بلاط
- بلاطۀ حمراء
- بلال حبشی
- بلد
- بلد الامین
- بلد الحرام
- بلد الله
- بلد المرزوقه
- بلد المساجد
- بلد النّذر
- بلد الیسار
- بلد رسول الله
- بلدة
- بنو قریظه
- بنو قینقاع
- بنو نضیر
- بنی شیبه
- بنی هاشم
- بورگ گترم
- بهره
- بیت
- بیت ابی النّبی
- بیت اسماعیل
- بیت الحرم
- بیت الاحزان
- بیت الارقم
- بیت الاسلام
- بیت الحرام
- بیت الحزن
- بیت الدّعا
- بیت الرسول
- بیت الصلوه
- بیت الضّراح
- بیت العتیق
- بیت العروس
- بیت الله
- بیت الله الحرام
- بیت المحرّم
- بیت المعمور
- بیت المقدس
- بیتوته
- بیداء
- بیرق زنون
- بیعت رضوان
- بیعت صغری
- بیعة النساء
- بین الاحرامین
- بین الحرمین
- بیّنه
پ
- پاداش طواف
- پرچم اسلام
- پرده کعبه
- پرده مقام ابراهیم
- پلاس
- پل جمرات
- پوشش داخل کعبه
- پوشش قبر پیامبر(ص)
- پوشش کعبه
- پیاده بهسوی حج
- پیدایش زمزم
- پیمان حلف الفضول
- پیمان عقبه
ت
- تاج
- تار عنکبوت
- تارک الحج
- تاریخ حج
- تاریخ هجری
- تأبّط
- تأزیر
- تبرّک به زمزم
- تبرک جستن
- تبّع
- تبعیدگاه ابوذر
- تثویب
- تجرید
- تجلیل
- تجمیر
- تحریف در حج
- تخریب بقیع
- ترک حج
- ترویه
- تشرّف در حج
- تشریع حج
- تشریق
- تشویق به حج
- تصدیه
- تضحیه
- تظلیل
- تعمیر مقام ابراهیم
- تغطیة الرأس
- تغییر قبله
- تفّاحه
- تفث
- تقصیر
- تقلید
- تقلیم
- تقیّه
- تکبیرات
- تکتّف
- تکتم
- تلبید
- تلبیه
- تلّ سرخ
- تل قرین
- تلویث
- تمام الحج
- تمتّع
- تندد
- تندر
- تنعیم
- توحید عبادی
- توسعه مسجد الحرام
- توسعه مسجد النبی
- توسعه مسجد الحرام
- توسعه مسجد النبی
- توسّل
- توشّح
- تهامة
- تهمت به شیعه
- تین
ث
- ثبیر
- ثبیر الاثبیره
- ثبیر الاعرج
- ثبیر الخضراء
- ثبیر الزّنج
- ثبیر النصع
- ثبیر غیناء
- ثجّ
- ثنّیة البیضاء
- ثنیة الحضیاء
- ثنیة الحلّ
- ثنیة الرّکاب
- ثنیة الشّرید
- ثنیة العلیا
- ثنّیة الکدیّ
- ثنّیة المحدث
- ثنیة الوداع
- ثنیة سفلی
- ثنیة عثعت
- ثویه
ج
- جابر بن عبد الله انصاری
- جابرة
- جار الله
- جاسوم
- جامع ابراهیم
- جامع خیف
- جامع مدینه
- جامعه
- جامۀ احرام
- جامۀ کعبه
- جایزه
- جبّار
- جبّاره
- جبرئیل
- جبل الاسلام
- جبل الال
- جبل الامین
- جبل الدّعاء
- جبل الرّحمة
- جبل القرآن
- جبل المشاة
- جبل النّور
- جبل فاران
- جحف السیل
- جحفه
- جحفة الوداع
- جدّ
- جدار الحجر
- جدال
- جدّه
- جدی
- جرهم
- جزعه
- جزور
- جزیره
- جزیرة العرب
- جعرانه
- جفر
- جمار
- جمانه بنت عبد المطلب
- جماوات
- جماء الکبری
- جماء ام خالد
- جماء تضارع
- جماء عاقر
- جمرات
- جمره
- جمره اخری
- جمره اولی
- جمره دنیا
- جمره صغری
- جمره عظمی
- جمره عقبه
- جمره کبری
- جمره کبیرة
- جمره وسطی
- جمع
- جمعا
- جمل
- جنگ احد
- جنگ احزاب
- جنگ بدر
- جنگ خندق
- جنگ خیبر
- جنگ طائف
- جنگهای پیامبر(ص)
- جنّة البقیع
- جنّة الحصینه
- جنّة المعلّی
- جنة المعلی
- جوف
- جویریه
- جیبة
- جیران رسول الله
چ
- چاووشخوانی
- چاه اریس
- چاه اسماعیل
- چاه انس بن مالک
- چاه بضاعه
- چاه بلیله
- چاه بوصه
- چاه تفله
- چاه جبیر بن مطعم
- چاه حاء
- چاه خاتم
- چاه ذو الهرم
- چاه رومة
- چاه زمزم
- چاه سقیا
- چاه عثمان
- چاه عسیله
- چاه علی
- چاه علیا
- چاه عهن
- چاه غرس
- چاه میمون
- چاههای بدر
- چاههای مدینه
- چاههای مکّه
ح
- حاج
- حاجی
- حاجیانه
- حاجی صدقه
- حارثة بن نعمان
- حاضر
- حاطمه
- حاوه
- حبری
- حبش
- حبیبه
- حج
- حج آدم(ع)
- حجاب البیت
- حجابت
- حج ابراهیم(ع)
- حج ابراهیمی
- حجاج بن یوسف
- حجاز
- حج استحبابی
- حجّ استطاله
- حج استیجاری
- حج اصغر
- حج افراد
- حج اکبر
- حجّ الاسباب
- حج امامان
- حج بالعهد
- حج بالنّذر
- حج بالیمین
- حج بذلی
- حج بلدی
- حج بیت
- حج پیاده
- حج پیامبر(ص)
- حج پیامبران
- حج تبرّع
- حج تطوّع
- حج تمتع
- حج جاهلی
- حج در آخر الزمان
- حجر اسماعیل
- حجر الاسعد
- حجر الاسود
- حجر الزّیت
- حجر السّماق
- حجر الکعبه
- حجره پیامبر(ص)
- حجرۀ طاهره
- حجرۀ فاطمه
- حجرین
- حج سنّتی
- حج صرورة
- حج عقوبه
- حج فرشتگان
- حج فرضی
- حج فریضه
- حجّ فقرا
- حج قرآن
- حجّ قضاء
- حج کودکان
- حجّ مبدّله
- حج مبرور
- حجّ متسکّع
- حج محصور
- حج مستحبی
- حج مستقرّ
- حج مصدود
- حجّ مفرده
- حجّ مقبول
- حج میقاتی
- حجّ نزهت
- حج نیابتی
- حجّ واجب
- حجون
- حجّه فروش
- حجة الاسلام
- حجة البلاغ
- حجة التّمام
- حجّة الکمال
- حجة الوداع
- حجیج
- حدائق الفتح
- حدائق سبعه
- حدّ طواف
- حدّ عرفات
- حدّ مزدلفه
- حدّ مشعر
- حدّ منی
- حدود حرم
- حدّه
- حدیبیّه
- حرا
- حرام
- حرامان
- حرس
- حرم
- حرمات الله
- حرم الرّسول
- حرم الله
- حرم امن
- حرمان
- حرمة
- حرمین
- حرمیه
- حرّه
- حرّه بنی حارثه
- حرّه بنی سلیم
- حرّه واقم
- حرّه وبره
- حری
- حریره
- حزام
- حزوره
- حسنة
- حشّ ابی طلحه
- حشّ کوکب
- حصاب
- حصار مدینه
- حصن العزّاب
- حصن کوکب
- حصوه
- حصن العزّاب
- حصن کوکب
- حصوه
- حصی
- حصی الجمار
- حصی الخذف
- حضر موت
- حطّاب
- حطیم
- حظیره
- حفر زمزم
- حفره توبه
- حفصه
- حفیرة العباس
- حفیرة عبد المطلب
- حقّ حج
- حلّ
- حلال
- حلف الفضول
- حلق
- حلوه
- حلّه
- حلی الکعبه
- حلّیان
- حلیمه سعدیه
- حمام الحرم
- حمزة بن عبد المطّلب
- حمس
- حمسا
- حمل
- حملهدار
- حنبلی
- حنظله
- حنفی
- حنیف
- حوّا
- حوائط النبی
- حوائطه سبعه
- حویطب
- حیاض
- حی الشهداء
- حیطان سبعه
- حیطان شیعه
خ
- خاتون خیاب
- خاتون عرب
- خاتون کائنات
- خادم الحرمین
- خالد بن عبد الله
- خالصه
- خانه ابو ایوب انصاری
- خانه ابو بکر
- خانه ابوذر
- خانه ابو سعید
- خانه ابوطالب
- خانه ارقم
- خانه امام صادق
- خانه پیامبر(ص)
- خانه حارث بن عبد المطّلب
- خانه حسن بن زید
- خانه خالد بن ولید
- خانه خدیجه(س)
- خانه رباح
- خانه عبد الرحمن بن عوف
- خانه عبد الله بن جدعان
- خانه عبد الله بن عمر
- خانه عثمان بن عفان
- خانه عمار بن یاسر
- خانه عمر بن خطّاب
- خانه کلثوم بن هدم
- خانه مروان بن حکم
- خانه مقداد بن اسود
- خانههای تاریخی مکه
- خانههای صحابه
- خانۀ ابو یوسف
- خانۀ امام سجاد
- خانۀ امام علی(ع)
- خانۀ امّ هانی
- خانۀ بنیة بن وهب
- خانۀ جبرئیل
- خانۀ حضرت زهرا(س)
- خانۀ خدا
- خانۀ عقیل
- خانۀ مخرمه
- خاوه
- ختم قرآن در مکه
- خدیجه(س)
- خذف
- خراب شدن کعبه
- خروج از کعبه
- خزامی
- خزانة الزّیت
- خزانة الکعبه
- خشک شدن زمزم
- خضراء قریش
- خطبۀ وداع
- خطم الحجون
- خلّ المقطّع
- خلف مقام
- خلوق
- خلیفه بن عمیر
- خم
- خنادم
- خیبر
- خیر البلاد
- خیرة
- خیرة الاصفر
- خیرة المدود
- خیف
- خیمۀ جمانه
د
- داخل کعبه
- دار
- دار ارقم
- دار الابرار
- دار الاخیام
- دار الاعنّه
- دار الایمان
- دار البیضاء
- دار التبلیغ ارقم
- دار السّفاره
- دار السّلامه
- دار السنة
- دار الشوری
- دار الصّفا
- دار الضیافه
- دار الضّیفان
- دار العجله
- دار العشرة
- دار العماره
- دار الفتح
- دار القبّه
- دار القرّاء
- دار الکبری
- دار الکسوه
- دار المختار
- دار المنتدی
- دار المهاجرین
- دار النابغه
- دار الندوه
- دار الهجرة
- دار خیزران
- دبر الکعبه
- دحو الارض
- درب سیلاب
- درج
- درع
- در کعبه
- دروازههای مدینه
- درهای مسجد الحرام
- درهای مسجد النبی(ص)
- درّه سلاخها
- درّه هارون
- درّۀ ابی دبّ
- درّۀ صفی
- درّة البیضاء
- دعای سفر
- دعای عرفه
- دکّة الاغوات
- دکة الاقوات
- دلیل
- دوّار
- دورق
- دومة الجندل
- دویرة الاهل
- دهناء
- دین در جزیرة العرب
- دیوار کعبه
ذ
- ذات الجیش
- ذات الحجر
- ذات الحرار
- ذات السّلقه
- ذات السّلیم
- ذات النّخل
- ذات الودع
- ذات انواط
- ذات عرق
- ذاء
- ذبح اکبر
- ذبح عظیم
- ذبح نیابتی
- ذبیح الله
- ذرع
- ذو الحجة
- ذو الحلیفه
- ذو الخویصره
- ذو القعده
- ذو الکعبات
- ذو المجاز
- ذو المنزلین
- ذو الندوة
- ذو الوطنین
- ذو الهرم
- ذو قبلتین
- ذونواس
- ذی طوی
ر
- راحله
- راقصات
- راء
- رأس
- رباط عثمان صغری
- رباط عجم
- ربذه
- ربع الخالی
- رتّاج
- رحم
- رخامة الحمراء
- رداء
- ردم
- ردم بنی جمح
- رضوی
- رفادت
- رفث
- رقاع
- رقطاء
- رقیه دختر پیامبر(ص)
- رکاز
- رکایا قدامه
- رکضة جبرئیل
- رکن
- رکن اسود
- رکن بصری
- رکن جنوبی
- رکن حجر
- رکن حجر الاسود
- رکن شامی
- رکن شرقی
- رکن شمالی
- رکن عراقی
- رکن غربی
- رکن مغربی
- رکن یمانی
- رمرم
- رمل
- رمی
- رنک
- رنوک
- رواء
- روحاء
- روز عرفه
- روضۀ بهشتی
- روضۀ رسول
- روضۀ شریفه
- روضۀ مسجد النبی
- روضۀ مطهره
- روضۀ نبوی
- روضة
- روضة النبی(ص)
- ریاض
- ریال
- ریطه
- رؤیای زبیده
ز
- زاویة السّمان
- زبیده
- زرتشت در مکه
- زقاق الحجر
- زقاق الطّوال
- زقاق العطّارین
- زقاق المولد
- زقاق النّار
- زقاق جعفر
- زمازم
- زمزم
- زمزّم
- زمزم و ایرانیان
- زمزمیین
- زمّم
- زوراء
- زهیر
- زیارت
- زیارت دوره
- زیارت رسول خدا(ص)
- زیارت قبور
- زینب دختر پیامبر(ص)
- زینب دختر جحش
- زینب دختر خزیمه
- زینت کعبه
- زیور کعبه
س
- سابق الحج
- ساره
- ساقّ
- ساقی الحجیج
- سالمه
- سال وفد
- سبّوحه
- ستون ابو لبابه
- ستون امامیه
- ستون توبه
- ستون تهجّد
- ستون جزعه
- ستون حرس
- ستون حنّانه
- ستون سریر
- ستون عایشه
- ستون قرعه
- ستون محرس
- ستون مخلّقه
- ستون مربّعة القبر
- ستون مقام جبرئیل
- ستون مهاجران
- ستون وفود
- ستونهای مسجد النبی(ص)
- سجدهگاه پیامبر(ص)
- سجله
- سدانت
- سدنة البیت
- سرف
- سرقت مقام ابراهیم
- سعد بن معاذ
- سعدیّه
- سعودی
- سعی
- سعی صفا و مروه
- سعیین
- سفارت
- سفر الی الله
- سفرنامه حج
- سفیان بن حارث
- سقایت
- سقایة الحاج
- سقایة العبّاس
- سقر
- سقیا
- سقیا اسماعیل
- سقیا الله اسماعیل
- سقیفه بنی ساعده
- سقیفة الرّصاص
- سکوی خواجهها
- سلام
- سلقه
- سلمان
- سمهودی
- سمیه
- سنبله
- سنگ سرخ
- سنگ مقام
- سنگ نوشته بقیع
- سوده
- سوغات حج
- سوق الطّوال
- سویقه
- سیاق هدی
- سیّده
- سیدة البلدان
- سیره
- سیل
- سیل ابن حنظله
- سیل امّ نهشل
- سیل کبیر
ش
- شاخ گوسفند
- شاذروان
- شافعی
- شافیة
- شاهد
- شباشعه
- شباعه
- شبّاعة العیال
- شبّاک
- شبعه
- شبلی
- شجره
- شراب الابرار
- شرطة الحاج
- شرفا
- شرکاء
- شرک در عبادت
- شریف
- شعائر
- شعائر الله
- شعب
- شعب آل عبد الله بن خالد
- شعب آل قنفذ
- شعب ابی دبّ
- شعب ابی طالب
- شعب ابی یوسف
- شعب الخلفیین
- شعب اللئام
- شعب المقبره
- شعب بنی عامر
- شعب بنی هاشم
- شعب جزارین
- شعب علی(ع)
- شعب مولد
- شفاعت
- شفاء
- شفاء سقم
- شفیه
- شقّ القمر
- شمیبی
- شمیسی
- شوّال
- شوذب
- شوط
- شهدای احد
- شهدای بدر
- شهدای جنّت
- شهدای حرّه
- شهدای فخّ
- شهر حرام
- شیح
- شیعیان عربستان
- شیعیان نخاوله
ص
- صاحب الرّفاده
- صاحب السّقایه
- صافیه
- صحابه
- صحابی
- صحراهای جزیرة العرب
- صحرای احقاف
- صحرای دهناء
- صحرای نفود
- صدر
- صروره
- صفّاح
- صفا و مروه
- صفّه
- صفیه
- صفیه بنت عبد المطلب
- صلا
- صلاح
- صلاصل
- صمّا
- صنابیر
- صوره
- صید
- صید احرامی
- صید حرمی
ض
ط
- طائب
- طائف
- طائفین
- طابة
- طاهره
- طبابا
- طراز
- طعام
- طعام الابرار
- طعام طعم
- طلس
- طلوب
- طواف
- طواف آخر العهد
- طواف افاضه
- طواف اول
- طواف اول عهد
- طواف پیامبران
- طواف تحیّت
- طواف حامل
- طواف در جاهلیت
- طواف در شب
- طواف دوم
- طواف رکن
- طواف زیارت
- طواف سنّت
- طواف صدر
- طواف عاشقانه
- طواف عربان
- طواف عمره
- طواف فرشتگان
- طواف فرض
- طواف فریضه
- طواف قدوم
- طواف لقاء
- طواف متعه
- طواف متمتّع
- طواف مستحبی
- طواف نافله
- طواف نساء
- طواف نیابتی
- طواف واجب
- طواف وداع
- طوافین
- طوی
- طهارت بیت الله
- طیبه
- طیّبه
ظ
- ظبایا
- ظلاّ
- ظلال
ع
- عائر
- عاتکه بنت عبد المطلب
- عاصمة
- عافیه
- عاقر
- عاکف
- عالیه
- عام الاستطاعه
- عام الحصر
- عایشه
- عبا
- عباس بن عبد المطلب
- عباسیان در مدینه
- عباسیان در مکه
- عبد الدّار
- عبد الکعبه
- عبد الله بن جعفر
- عبد الله بن عبد المطلب
- عبد الله بن مسعود
- عبد المطلب
- عبرتهای حج
- عتیق
- عثمان بن عفان
- عثمان بن مظعون
- عثمانیها در حرمین
- عجّ
- عدل
- عذراء
- عراء
- عرب
- عربستان سعودی
- عرب عاربه
- عرب مستعربه
- عرش
- عرش
- عرش الله
- عرفات
- عرفه
- عرنه
- عروس عرب
- عروش
- عروض
- عری
- عریش
- عریض
- عسکران
- عسیله
- عشره کامله
- عشره مبشّره
- عصفر
- عصمه
- عقاب
- عقبه
- عقبه اخری
- عقبه اولی
- عقبه وسطی
- عقبة بن ازرق
- عقیق
- عقیل بن ابی طالب
- عکاظ
- عکرمه
- علم اسلام
- علمین
- علوق
- علویان در مدینه
- علی بن حسن هاشمی
- علی بن مهزیار
- عمّار
- عمارت
- عمامه بسر
- عمرو بن جموح
- عمرو بن حارث بن مضاض
- عمرو بن عثمان
- عمرو بن فرج رخجی
- عمره
- عمره استحبابی
- عمره اکمه
- عمره بتلا
- عمره تطوّع
- عمره تمتع
- عمره رجبیّه
- عمره رمضان
- عمره مبتوله
- عمره مفرده
- عمرههای پیامبر(ص)
- عمرۀ افراد
- عمرۀ حدیبیه
- عمرۀ صلح
- عمرۀ قصاص
- عمرۀ قضیّه
- عمرۀ مفروضه
- عمرۀ واجب
- عمرة الاسلام
- عمرة القضاء
- عمرة جعّرانه
- عمور
- عوالی
- عونه
- عید قربان
- عیر
- عین ازرق
- عین زبیده
- عین زرقا
- عین عرفه
- عینین
غ
ف
- فاران
- فاضح
- فاضحة
- فاطمه بنت اسد
- فاطمه زهرا(س)
- فاطمیان در مکه
- فتح مکه
- فخّ
- فدک
- فرّاشان
- فرزندان پیامبر(ص)
- فسخ حج
- فسوق
- فضیلت بقیع
- فضیلت حج
- فضیلت زمزم
- فضیلت طواف
- فضیلت عمره
- فضیلت کعبه
- فقه مقارن
- فلسفه حج
- فلق
ق
- قادس
- قادسه
- قادسیّة
- قارن
- قاسم بن محمد
- قاصمة
- قبا
- قباطی
- قبّتین
- قبر ابو بکر
- قبر پیامبر(ص)
- قبر حضرت زهرا(س)
- قبرستان ابوطالب
- قبرستان احد
- قبرستان بدر
- قبرستان بقیع
- قبرستان بنی حرام
- قبرستان بنی سالم
- قبرستان بنی سلمه
- قبرستان بنی هاشم
- قبرستان حجون
- قبرستان حش کوکب
- قبرستان قریش
- قبرستان معلّی
- قبر عمر
- قبر هارون
- قبل از حج
- قبلتین
- قبله
- قبله اوّل
- قبله دوّم
- قبله مدینه
- قبور الشهداء
- قبوة
- قبّه
- قبه آدم
- قبه بنات الرسول
- قبّه جبرائیل
- قبّه عباسیه
- قبّه فاطمه
- قبّه هارون
- قبّة الاحزان
- قبة الاسلام
- قبّة البیضاء
- قبّة الثنایا
- قبّة الحزن
- قبّة الخضراء
- قبّة الرّووس
- قبة الزرقاء
- قبّة الزوجات
- قبّة الزّیت
- قبّة السقایة
- قبّة الشّراب
- قبّة الشّمع
- قبّة الصّخره
- قبّة الضیحاء
- قبّة العباس
- قبّة العتیق
- قبّة الفرّاشین
- قبّة الوحی
- قبّة علی
- قبّة مصرع
- قبیس
- قرامطه
- قران
- قران طواف
- قربانگاه
- قربانی
- قرعه
- قرن
- قرن الثعالب
- قرن المنازل
- قریتان
- قریش
- قریصه
- قرین
- قریه
- قریة الانصار
- قریة الحمس
- قریة القدیمه
- قریة النّمل
- قریة رسول الله
- قزح
- قشاشیه
- قصر الکسوة
- قصر بنی جدیله
- قصر بنی یوسف
- قصی بن کلاب
- قعیقعان
- قفّازین
- قلائد
- قلب الایمان
- قلّیس
- قنات حنین
- قنات زبیده
- قنات زرقا
- قنات عرفه
- قنادیل
- قیادت
- قیصوم
ک
- کارگاه پردهبافی مکه
- کافیه
- کبش
- کبش فداء
- کبیر السدنه
- کبیره
- کتابخانه بشیر آغا
- کتابخانه عارف پاشا
- کتابخانه محمودیه
- کتابخانه ملک عبد العزیز
- کتاتیب القرآن
- کثیب الاحمر
- کر آدم
- کردشیات
- کریساء
- کسوه
- کشّافه
- کشتارگاه
- کعبات
- کعبتان
- کعبده
- کعبه
- کعبه در قرآن
- کعبه و بیت المقدس
- کلیدداری کعبه
- کنده شدن مقام ابراهیم
- کوثی
- کوچه بنیهاشم
- کوه ابو قبیس
- کوه احد
- کوه اذاخر
- کوه اطحل
- کوه اعظم
- کوه الال
- کوه المقطّع
- کوه امین
- کوه انعم
- کوه تفّاحه
- کوه ثبیر
- کوه ثقبه
- کوه ثواب
- کوه ثور
- کوه جزل
- کوه حبش
- کوه حجون
- کوه حرا
- کوه خلیفه
- کوه خندمه
- کوه دعا
- کوه ذباب
- کوه رحمت
- کوه رخم
- کوه رماة
- کوه سدیر
- کوه سقر
- کوه سلع
- کوه سلیع
- کوه شیطان
- کوه صفائح
- کوه صفا
- کوه ضحاضح
- کوه طاد
- کوه طیر
- کوه عائر
- کوه عثعث
- کوه عرفات
- کوه عیر
- کوه عیر الصادر
- کوه عیر الوارد
- کوه عینین
- کوه فاران
- کوه فاضح
- کوه فلق
- کوه قرآن
- کوه قرین
- کوه قزح
- کوه قعیقعان
- کوه کید
- کوه ماطان
- کوه محصّب
- کوه مروه
- کوه مزدلفه
- کوه مستندر
- کوه مطابخ
- کوه منعم
- کوه میطان
- کوه نابت
- کوه ناعم
- کوه نعیم
- کوه نمره
- کوه نور
- کوه وعیر
- کوههای مکه
- کویساء
- کهف بنی حرام
گ
- گردنۀ اذاخر
- گناهکردن در مکه
- گنبد
- گیاه اذخر
- گیاه خزامی
- گیاه شیح
- گیاه عصفر
- گیاه قیصوم
ل
- لابه
- لا تدم
- لا شرق
- لباس احرام
- لباس درع
- لباس مصبوغ
- لبّ الایمان
- لبیک
- لحیا جمل
- لدود
- لقطه حرم
- لقی
- لوا
- لوری
- لیله اضحی
- لیله مشعر
- لیلۀ جمع
- لیلۀ حصبه
- لیلۀ مزدلفه
- لیلۀ نفر
- لیلة المبیت
- لیلی
م
- ماحی
- ماریه قبطیّه
- مال الجهات
- مال الله
- مال امّ ابراهیم
- مالک بن انس
- مالکی
- ماه حج
- ماه حرام
- ماه خون
- مأذنه بلال
- مأذنه مسجد الحرام
- مأذنه مسجد النبی
- مأرز الایمان
- مأزم
- مأزمین
- مبارکه
- مباهله
- مبدأ تاریخ
- مبرک
- مبوء الحلال و الحرام
- مبیت منی
- مبین الحلال و الحرام
- متحفه
- متسکّع
- متعبّدات
- متعوذ
- متعه حج
- متکرّر
- متمتّع
- متمّم حج
- مثابه
- مجارید
- مجبورة
- مجلس قلاده
- مجلس مهاجرین
- محاذی
- محبّبه
- محبس الجنّ
- محبوبه
- محبوره
- محبة
- محراب النبی
- محراب پیامبر(ص)
- محراب تهجّد
- محراب حنفی
- محراب دکة الاقوات
- محراب سلیمانی
- محراب عثمانی
- محراب فاطمه(س)
- محراب مشایخ حرم
- محراب نبوی
- محرّم
- محرم
- محرّمات احرام
- محرّمه
- محروسه
- محسّر
- محصّب
- محصور
- محطّة التّبرید
- محفوظه
- محفوفه
- محلّ
- محلّ الهدی
- محلّ کفّاره
- محلّل
- محل معراج
- محلّه اجابة
- محله بنی هاشم
- محله حاجی
- محله قشاشیه
- محلّه نخاوله
- محلّۀ شهداء
- محمد بن عبد الوهاب
- محمد بن کثیر
- محمد رسول الله(ص)
- محمل
- محیه
- مخازن الزّیت
- مختاره
- مختبی
- مخرج صدق
- مخلقه
- مخیریق
- مدافن المسلمین
- مدخل
- مدخل صدق
- مدرج
- مدرسه باسطیّه
- مدرسه بشیر آغا
- مدرسه حمیدیه
- مدرسه شهابیه
- مدرسه محمودیه
- مدعی
- مدفونین بقیع
- مدنی
- مدینه
- مدینه بعد
- مدینه قبل
- مدینه مشرّفه
- مدینۀ طیبه
- مدینۀ مکرّمه
- مدینۀ منوّره
- مدینۀ یثرب
- مدینة الرّب
- مدینة الرّسول
- مدینة السّماء
- مدینة العذراء
- مذاد
- مذاهب اهل سنّت
- مذبح
- مذهب
- مذهب حنبلی
- مذهب حنفی
- مذهب شافعی
- مذهب مالکی
- مرّ الظهران
- مراهق
- مراهقه
- مربد
- مربّعة القبر
- مرحومه
- مرزوقه
- مرقد رسول الله
- مروتین
- مروه
- مرویه
- مرید الاعتمار
- مزدلفه
- مزوّر
- مزولة
- مساجد احد
- مساجد اربعه
- مساجد پیامبر از مدینه تا تبوک
- مساجد ثلاثه
- مساجد دوره
- مساجد سبعه
- مساجد ستّه
- مساجد مدینه
- مساجد مکّه
- مساجد میان مکه و مدینه
- مساجد یثرب
- مستجار
- مستطیع
- مستوفره
- مسجد آبار
- مسجد آل قنفذ
- مسجد ابراهیم
- مسجد ابواء
- مسجد ابو بکر
- مسجد ابوذر
- مسجد ابیار
- مسجد ابیّ بن کعب
- مسجد اثایه
- مسجد اجابه
- مسجد احد
- مسجد احرام
- مسجد احزاب
- مسجد استراحة
- مسجد استسقاء
- مسجد اعلی
- مسجد الاقصی
- مسجد الحرام
- مسجد النبی
- مسجد امّ ابراهیم
- مسجد ام هانی
- مسجد امیّة الاوسیّین
- مسجد انشقاق القمر
- مسجد بدایع
- مسجد بدر
- مسجد بغله
- مسجد بقیع
- مسجد بقیع الزّبیر
- مسجد بلال
- مسجد بنات النّجار
- مسجد بنی اسلم
- مسجد بنی الحبلی
- مسجد بنی جدیله
- مسجد بنی جهینه
- مسجد بنی حارثه
- مسجد بنی حرام صغیر
- مسجد بنی حرام کبیر
- مسجد بنی خداره
- مسجد بنی خدره
- مسجد بنی دینار
- مسجد بنی رائج
- مسجد بنی زریق
- مسجد بنی ساعده
- مسجد بنی سالم
- مسجد بنی سلمه
- مسجد بنی ظفر
- مسجد بنی عاتکه
- مسجد بنی عبید
- مسجد بنی عدّی
- مسجد بنی عمرو بن مبذول
- مسجد بنی غفار
- مسجد بنی قباله
- مسجد بنی قریظه
- مسجد بنی نضیر
- مسجد بوعی
- مسجد بوقری
- مسجد بیاضه
- مسجد بیضه
- مسجد بیعت
- مسجد پیامبر
- مسجد تبوک
- مسجد تقوا
- مسجد تنعیم
- مسجد توبه
- مسجد ثنایا
- مسجد ثنیه تبوک
- مسجد ثنیة الوداع
- مسجد ثنیة رکوبه
- مسجد جبل الرماة
- مسجد جبل العینین
- مسجد جثجاثه
- مسجد جحفه
- مسجد جعرانه
- مسجد جمعه
- مسجد جنّ
- مسجد جندراوی
- مسجد حدیبیه
- مسجد حرس
- مسجد حره خلیص
- مسجد حمزه
- مسجد حی جمل
- مسجد خلیص
- مسجد خندق
- مسجد خیف
- مسجد دار النابغه
- مسجد دار سعد بن خیثمه
- مسجد دبة المستعلجه
- مسجد درع
- مسجد ذات عرق
- مسجد ذباب
- مسجد ذفران
- مسجد ذو قبلتین
- مسجد ذی طوی
- مسجد رایة
- مسجد ردّ الشمس
- مسجد ردم الاعلی
- مسجد رسول
- مسجد رضوان
- مسجد رماة
- مسجد روثیه
- مسجد روحاء
- مسجد زهرا
- مسجد سبق
- مسجد سجده
- مسجد سرف
- مسجد سقیا
- مسجد سلمان فارسی
- مسجد شجره
- مسجد شرف الروحاء
- مسجد شعب سیر
- مسجد شق القمر
- مسجد شمران
- مسجد شمس
- مسجد شهداء
- مسجد شیخان
- مسجد صخره
- مسجد صدقة الزبیر
- مسجد صغر
- مسجد صفائح
- مسجد صهباء
- مسجد ضرار
- مسجد ضیقه
- مسجد طائف
- مسجد طرف قدید
- مسجد عاتکه
- مسجد عایشه
- مسجد عتبان بن مالک
- مسجد عثمان بن عفّان
- مسجد عرج
- مسجد عرفات
- مسجد عرفه
- مسجد عرق الظبیه
- مسجد عرنه
- مسجد عریش
- مسجد عسکر
- مسجد عسکریّه
- مسجد عشیره
- مسجد عصر
- مسجد عقبه
- مسجد عقبة هرشی
- مسجد علی بن ابیطالب(ع)
- مسجد علی عریضی
- مسجد عمرات الرسول
- مسجد عمر بن خطاب
- مسجد عمره
- مسجد عیثومه
- مسجد عینین
- مسجد غدیر خم
- مسجد غزاله
- مسجد غمامه
- مسجد غنم
- مسجد فاطمه(س)
- مسجد فاطمه صغری
- مسجد فتح
- مسجد فرع
- مسجد فسخ
- مسجد فضیخ
- مسجد فیفاء الخبار
- مسجد قبا
- مسجد قبلتین
- مسجد قبة الرّووس
- مسجد قشله
- مسجد کبش
- مسجد کبیر
- مسجد کرید
- مسجد کوثر
- مسجد کوه احد
- مسجد لیه
- مسجد مائده
- مسجد مازن
- مسجد مالک بن سنان
- مسجد مباهله
- مسجد متّکا
- مسجد مثیب
- مسجد محرم
- مسجد مختبی
- مسجد مختفی
- مسجد مدلجه تعهن
- مسجد مدینه
- مسجد مر الظهران
- مسجد مرسلات
- مسجد مزدلفه
- مسجد مستراح
- مسجد مسیجد
- مسجد مشعر الحرام
- مسجد مصبح
- مسجد مصرع
- مسجد مصلی
- مسجد معتمل
- مسجد معرّس
- مسجد مغسله
- مسجد مکه
- مسجد منارتین
- مسجد منبجس
- مسجد منصرف
- مسجد منی
- مسجد نبوی
- مسجد نحر
- مسجد نخل
- مسجد نمره
- مسجد نور
- مسجد وائل
- مسجد وادی
- مسجد واقف
- مسجد واقم
- مسجدین
- مسعی
- مسفله
- مسقله
- مسکینه
- مسلخ
- مسلمه
- مسیحیان نجران
- مسیحیت در مکه
- مشاعر
- مشربه امّ ابراهیم
- مشرفه
- مشعر
- مشعر الاقصی
- مشعر الحرام
- مشهد عقیل
- مشهود
- مصدود
- مصعب بن عمیر
- مصلای آدم(ع)
- مصلای استسقاء
- مصلای پیامبر(ص)
- مصلاّی علی
- مصلای عید
- مصلّی
- مصلّی الجنائز
- مصونة
- مضجع رسول الله
- مضمونه
- مضنونه
- مطابخ
- مطاف
- مطوّف
- مطیبه
- مظلّه
- معاد
- معافر
- معافری
- معتمر
- معجم
- معجن
- معراج
- معرس النبی
- معرس ذی الحلیفه
- معصومه
- معطّشه
- معلاّة
- معلّقات
- معماری مدینه
- معیصم
- مغذّیه
- مفجر
- مفخّمه
- مفدّاه
- مقابر بنی هاشم
- مقام ابراهیم
- مقامات مسجد الحرام
- مقام بلال
- مقام جبرئیل
- مقام حنبلی
- مقام حنفی
- مقام شافعی
- مقام مالکی
- مقام مصلی
- مقام ملتزم
- مقبره بنی هاشم
- مقبره محمد بن عبد الله محض
- مقبرة البقیع
- مقبرة الحجون
- مقبرة الشّهداء
- مقبرة المطیبین
- مقبرة المعلاة
- مقرّ
- مقصورة الشریفه
- مقصورة المبلغین
- مقطّع
- مکان الجنائز
- مکاء
- مکبریه
- مکتبه
- مکتبة مکه المکرمه
- مکتومه
- مکرّمه
- مکنّان
- مکنونه
- مکه
- مکه از ظهور اسلام تا هجرت
- مکّه تا ظهور اسلام
- مکّی
- مکینه
- ملاء
- ملتزم
- منار مسجد الحرم
- مناره باب الوداع
- مناره حزوره
- منارههای مسجد الحرام
- منارههای مسجد النبی(ص)
- منارۀ باب الزیاده
- منارۀ باب السّلام
- منارۀ باب العمره
- منارۀ باب المحکمه
- منارۀ باب علی
- منارۀ باب قایتبای
- منارۀ رئیسیه
- منارۀ سلیمانیه
- منارۀ شکیبیه
- منارۀ عزیزیه
- مناسک
- مناصب قریش
- مناصب کعبه
- مناصب مکه
- منبر پیامبر
- منبر مسجد الحرام
- منبر مسجد النبی
- منبر نبوی
- منحر
- منی
- مواطن اربعه
- مواقف
- مواقیت
- مواقیت معروفه
- موزه مکه
- موسم
- موفّیه
- موقف
- موقف اختیاری
- موقف اضطراری
- موقف اول
- موقف دوم
- مولد النّبی
- مولد پیامبر(ص)
- مولد علی(ع)
- مولد فاطمه(س)
- مولود کعبه
- مهابة
- مهاجران
- مهاجر رسول الله
- مهبط
- مهبط جبرئیل
- مهدی در حج
- مهدی عباسی
- مهراس
- مهر حجّاج
- مهرة
- مهلّ
- مهلل
- مهلهل
- مهیعه
- میزاب
- میقات
- میقات کودکان
- میمونه
- مؤمنه
- مؤنسه
ن
- نائله
- نائی
- نابیه
- ناجیه
- نادره
- ناذر
- نار الغدر
- نار المزدلفه
- ناسّه
- ناشته
- ناشر
- ناشه
- ناظر الکسوة
- نافع
- نافعه
- ناقل المیرة
- نامهای کعبه
- نامهای مدینه
- نامهای مکه
- نامیّة
- ناودان رحمت
- ناودان طلا
- ناودان کعبه
- نایب
- نبش قبر پیامبر(ص)
- نبلاء
- نبیذ سقایة
- نتف
- نجاشی
- نجد
- نجر
- نجران
- نحر
- نخاوله
- نخله
- نخولی
- نذر عبد المطلب
- نساسته
- نسّاسه
- نسک
- نسئ
- نسیکه
- نشانه
- نصب حجر الاسود
- نعمان
- نفر
- نقرة الغراب
- نقع
- نگاهکردن به کعبه
- نماز استدارهای
- نماز اهل سنت
- نماز تراویح
- نماز جمعه
- نماز طواف
- نمازگاه ابراهیم(ع)
- نماز میّت
- نمرات
- نمره
- نواخله
- نوحاجی
- نووهابیان
- نهج البلاغه و حج
- نیابت
- نیت
و
- واجب الحج
- وادی
- وادی ابراهیم
- وادی ابی جیده
- وادی الحرم
- وادی النار
- وادی بطحان
- وادی جمع
- وادی جنّ
- وادی حصون النّیق
- وادی رانوناء
- وادی سیل
- وادی عرفات
- وادی عرنه
- وادی عقیق
- وادی غیر ذی ذرع
- وادی فاطمه
- وادی فخّ
- وادی قرن
- وادی قنات
- وادی مازمین
- وادی مبارک
- وادی محرم
- وادی محسّر
- وادی محصّب
- وادی مذینب
- وادی مسفله
- وادی مشعر
- وادی منی
- وادی مهزور
- وادی نخله
- وادیهای مدینه
- وادی یلملم
- واقم
- والده
- وحی
- وداع با مکه
- وردان
- ورود به کعبه
- ورود به مسجد الحرام
- ورود به مکّه
- وشاح
- وصایل
- وضوی اهل سنّت
- وضوی پیامبر(ص)
- وفود
- وقوف
- وقوفین
- ولایت و حج
- ولیمه
- وهّابیّت
- وهّابیت و اهل سنّت
ه
- هاجر
- هارون الرشید
- هاشم بن عبد مناف
- هجرت
- هدی
- هدی السیاق
- هدی القران
- هدی تحلّل
- هدی تمتّع
- هدی مندوب
- هدی واجب
- هدیه آوردن آب زمزم
- هذراء
- هروله
- هروله در طواف
- هزمة اسماعیل
- هزمة الملک
- هزمة جبرائیل
- هشتم شوال
- هفت شوط
- همسران پیامبر(ص)
- هی برکة
ی
- یاقوته
- یثرب
- یرمرم
- یسیر
- یلملم
- یمن
- یمین الله
- ینبع
- ینبوع
- یندد
- یوم استفتاح
- یوم افتتاح
- یوم الاکارع
- یوم الاکرع
- یوم التّحصیب
- یوم الترویه
- یوم الجمع
- یوم الحج
- یوم الحج الاکبر
- یوم الحصبه
- یوم الرئوس
- یوم الصّدر
- یوم العرفه
- یوم الفتح
- یوم القدر
- یوم القر
- یوم المزدلفه
- یوم النحر
- یوم النّفر
- یوم النّفور
- یهود در جزیرة العرب
- یهودیان مدینه
- بخشی از منابع کتاب