غیبت امام مهدی
متن این جستار آزمایشی است؛ امید می رود در آینده نه چندان دور آماده شود. برای اطلاع از جزئیات بیشتر به بانک جامع پرسش و پاسخ مهدویت مراجعه کنید.
- اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل غیبت امام مهدی (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
مقدمه
- غیبت، اسم مصدر از ثلاثی مجرد ماده "غ ی ب" و به معنای ناپدید شدن و پنهان شدن از دیدگان است. غایب به کسی گفته میشود که حاضر و ظاهر نیست. و در اصل، درباره پنهان شدن خورشید، ماه و ستارگان به کار میرود[۱]. همچنین درباره کسی به کار میرود که مدتی در جایی حضور دارد و پس از آن، از دیدگان رفته و دیگر دیده نمیشود[۲]. در اصطلاح مهدویت به پنهانزیستی حضرت مهدی(ع) گفته میشود.
سه دیدگاه کلی درباره چگونگی غیبت
- با بهرهگیری از بیانات معصومان(ع)، سه دیدگاه کلّی و قابل توجّه درباره چگونگی غیبت حضرتش قابل ارائه است:
- پنهان بودن جسم "ناپیدایی"؛
- پنهان بودن عنوان "ناشناسی"؛
- پنهان بودن جسم و پنهان بودن عنوان به تناسب شرایط.
- اما بررسی دیدگاههای یادشده:
پنهان بودن جسم؛
- پارهای روایات، چگونگی غیبت آن حضرت را به پنهان بودن جسم دانسته است. این دیده نشدن جسم، در دوران غیبت به دو گونه قابل تفسیر است:
- بسان فرشتگان، ارواح و جنّ، جسمی نامرئی دارد که با وجود این که در میان جوامع بشری حضور دارد قابل دیدن نیست.
- جسمی مرئی دارد؛
- امّا به قدرت الهی در دیدگان مردم تأثیر و تصرّف نماید که آن حضرت را نبینند. این کار، از اولیای الهی که از سوی خدا دارای قدرت در جهان آفرینش هستند، بعید نیست. از قرآن کریم نیز میتوان امکان استتار و اختفای انسان از دیدگان را - چه به صورت کوتاه مدت یا دراز مدت- دریافت کرد[۳].
- به نظر میرسد تفسیر نخست، غیر قابل پذیرش باشد؛ چرا که هیچ دلیلی وجود ندارد که آن حضرت دارای جسمی با ویژگی این تفسیر باشد. بلکه برعکس، آن حضرت مانند همه انسانها، دارای جسمی مادی است؛ آنگونه که پدران بزرگوارش و رسول گرامی اسلام(ع) بودند. با این بیان، تفسیر دوم مورد پذیرش است. در یک بررسی جامع در سخنان معصومان(ع) برخی روایات که بیان کننده این دیدگاه کلّی است، بدین قرار است: امام علی(ع) در این باره فرمود: "... تا آنگاه که از فرزندان من از دیدگان مردمان پنهان شود ... پس به پروردگار علی سوگند! حجّت حق، بر زمین استوار است، در جادهها حرکت میکند. در خانهها و قصرها وارد میشود و در شرق و غرب زمین به گردش میپردازد، سخن مردم را میشنود و بر مردم سلام میکند، میبیند و دیده نمیشود، تا زمان ظهور وعده الهی و ندای آسمانی. هان! آن روز، روز شادی فرزندان علی و پیروان او است[۴].
- امام صادق(ع) فرمود: "مردم امام خویش را گم میکنند؛ پس آن امام در موسم حج حضور مییابد و مردم را میبیند؛ ولی مردم او را نمیبینند"[۵].
- وقتی درباره امام مهدی(ع) از امام رضا(ع) پرسیدند، فرمود: "جسمش دیده نمیشود"[۶].
- روشن است که این روایات و احادیثی مانند آن، بر دیده نشدن آن حضرت دلالت دارد و قابل تأویل بر شناخته نشدن، نخواهد بود؛ چرا که در معنای دیده نشدن صراحت دارد.
- این برداشت، افزون بر آنکه با معنای لغوی غیبت مطابقت دارد، با روایاتی که حضرت مهدی(ع) در دوران غیبت را به خورشید پس ابر تشبیه نموده، همخوانی بیشتری دارد.
پنهان بودن عنوان
- این دیدگاه، بر این است که آن حضرت، افزون بر اینکه عمر شریف خود را در جوامع انسانی، سپری میکند، مردم را میبیند و مردم نیز او را میبینند؛ ولی او را نمیشناسند. به تعبیر دیگر، فقط از نگاه معرفتی و شناختی مردم پنهان است، نه از دید ظاهری. افرادی که بر این دیدگاه پافشاری میکنند، به روایاتی استدلال کردهاند؛ از جمله روایتی که سدیر از امام صادق(ع) نقل کرده است که: "در قائم، سنّتی از یوسف است ... چرا این مردم منکرند که خدای تعالی با حجت خود همان کند که با یوسف کرد؟ بین ایشان گردش کند و در بازارهای آنها راه رود و بر بساط آنها پا نهد و آنها او را نشناسند. تا آنگاه که خدای تعالی به او اذن دهد که خود را به آنها معرفی کند؛ همانگونه که به یوسف اجازه داد ..."[۷]
- نیز سخن نایب خاص آن حضرت، محمد بن عثمان که در این باره میگوید: "به خدا سوگند! همانا صاحب این امر، هرسال در موسم حج حاضر میشود؛ مردم را میبیند و آنها را میشناسد و مردم او را میبینند؛ ولی نمیشناسند[۸].
- لازم یادآوری است با توجه به معنای لغوی غیبت، بهرهبرداری این معنا از روایاتی که به صورت مطلق غیبت را برای آن حضرت ثابت کردهاند، نیازمند قرینه است.
پنهان بودن جسم و پنهان بودن عنوان، به تناسب شرایط
- آگاهی به چگونگی غیبت حضرت مهدی(ع) فقط نزد پروردگار متعال است؛ امّا از مجموع روایات میتوان دیدگاه سومی ارائه کرد. و آن عبارت است از اینکه: حضرت در مواردی که صلاح بداند از دیدگان مردم پنهان است - البته با تصرّفی که به قدرت الهی در دیدگان افراد مینماید. نه نامرئی کردن جسم خویش - و در مواردی که آن حضرت مصلحت بداند، به صورت آشکار در جامعه حرکت میکند و مردم او را میبینند؛ ولی نمیشناسند.
- در برخی پیامبران پیشین نیز چنین پنهان زیستیای- البته با ویژگیهای خاص خود- سابقه داشته است؛ به گونهای که شیخ صدوق اساس نگارش کتاب کمال الدین و تمام النعمه را بر این باور بنا نهاده است.
- بنابراین میتوان نتیجه گرفت سخنان نورانی پیشوایان معصوم(ع) از حقایق مربوط به غیبت حضرت مهدی(ع) آن مقدار که مخاطبان میفهمیدند در اختیار آنها قرار میداد و بیش از آن را به دوران ظهور حضرتش واگذار میکردند که آن دوران، عصر ظهور حقایق است.
طولانی بودن غیبت مهدی(ع)
- در روایاتی پس از تصریح به اصل غیبت، به طولانی بودن آن نیز تأکید شده است.
- امام جواد(ع) در پاسخ به دلیل نامگذاری حضرت مهدی(ع) به "منتظر"، فرمود: " همانا برای او غیبتی است که روزهای آن، فراوان و مدت آن، طولانی خواهد شد، پس افرادی که دارای اخلاص باشند، منتظر ظهور او خواهند بود"[۹].
فلسفه و علل غیبت امام مهدی
انواع غیبت
- همزمان با مطرح شدن اصل غیبت برای حضرت مهدی(ع) از سوی معصومان(ع) در روایاتی غیبت حضرت مهدی(ع) به دو بخش کوتاه و بلند تقسیم میشود[۱۰]. که هریک دارای ویژگیهای خاصی است.
- این مطلب با تعبیرهای متفاوتی در سخنان معصومین(ع) به چشم میخورد؛ زراره گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که فرمود: "همانا برای قائم، دو غیبت است که در یکی از آنها به خانوادهاش بر میگردد و در دیگری مکانش معلوم نیست. هر سال در مناسک حج حاضر میشود و مردم را میبیند؛ در حالی که مردم او را نمیبینند[۱۱].
- آن حضرت در روایتی به کوتاه و بلند بودن دو غیبت امام اینگونه اشاره کرده است: "برای قائم، دو غیبت است؛ یکی از آنها کوتاه و دیگری دراز. در غیبت نخست، جز شیعیان مخصوص، کسی از جایگاه او خبر ندارد و در دیگری، جز خدمتکار ویژه آن حضرت، کسی از مکانش آگاه نیست"[۱۲]
- لازم یادآوری است آن حضرت در دوران پدر بزرگوار خویش نیز نوعی پنهانزیستی داشته است و به گونهای نبوده که همگان بتوانند آن حضرت را ملاقات کنند. همین باعث شده است برخی آغاز غیبت آن حضرت را از هنگام ولادت بدانند[۱۳][۱۴].
غیبت در فرهنگنامه آخرالزمان
- غیبت در اصطلاح به معنی پنهان بودن امام زمان(ع) از نظر مردم است. ولادت حضرت مهدی(ع) از نظر عامه مردم مخفی بود و اکثر مردم حتی بسیاری از دوستان نیز از ولادت آن جناب اطلاعی نداشتند. این امر به خاطر این بود که دشمنان پی به حقانیت شیعه برده بودند و میدانستند او آخرین حجت الهی است و بنابراین به شدت سعی میکردند به او دست پیدا کرده و به زعم باطل خود با کشتن ایشان خیال خود را از دست امامان شیعه راحت کنند، اما غافل از اینکه خداوند وعده داده که منجی آخرالزمان ظهور خواهد کرد و جهان را از لوث این ظالمان پاک میگرداند.
- امام باقر(ع) به عبدالله بن عطا فرمود:... هرگاه دیدید ولادت یکی از ما اهل بیت از نظر مردم پوشیده بود و مردم از به دنیا آمدن او با خبر نشدند، او همان قائم آل محمد(ع) خواهد بود. بدانید! هر کسی از ما ائمه، که در میان مردم ظاهر میشود و مردم او را دیده و دربارهاش سخن میگویند، یا کشته خواهد شد یا اینکه مسموم میشود. در روایات زیادی نیز به شدت شیعیان را از بردن نام حضرت در مکانهایی که خطری دوستان یا خود آن جناب را تهدید مینموده منع کردهاند، و این مخصوص زمانی بوده که حضرت هنوز در غیبت صغری به سر میبرند و ممکن بود که از طرف حکومت ظالم وقت، مزاحمتی برای خانواده آن حضرت با اطرافیان و شیعیان ایشان پیش میآمد[۱۵].
- از این روست که برخی از علمای شیعه غیبت حضرت را از زمان ولادت آن حضرت میدانند، یعنی غیبت که پنهان بودن آن جناب از انظار عمومی است، از همان ابتدای ولادت ایشان بوده است و برخی نیز غیبت حضرت را از ابتدای غیبت صغری به حساب میآورند. البته گروهی از خواص شیعه، چه در غیبت صغری و چه در غیبت کبری خدمت حضرت میرسیدند. پیش از شهادت امام حسن عسکری(ع) حضرت به برخی از دوستان خود امام مهدی(ع) را نشان میداد و میفرمود که بعد از من این کودک حجت الهی میان شما است، و از طریق این افراد خبر به دست سایر دوستان و شیعیان میرسید؛ زیرا شیعه معتقد است که دنیا هیچگاه از حضور حجت الهی خالی نخواهد بود.
- امیر المؤمنین(ع) فرمود: خداوند زمین را هیچگاه از حجت خود خالی نمیکند، چه آن حجت امام ظاهر و آشکار باشد، یا حجتی در پردۂ غیبت و نهان[۱۶].
- حضرت مهدی(ع) در سال دویست و پنجاه و پنج هجری قمری در سامرا به دنیا آمد و پدر بزرگوار او، امام حسن عسکری(ع) پس از شش سال امامت، در سن بیست و هفت سالگی در سال ۲۶۰ هجری به شهادت رسید.
- غیبت حضرت مهدی(ع) به دو بخش تقسیم میشود؛ بخشی از ابتدای تولد آن حضرت تا درگذشت آخرین نایب حضرت در سال سیصد و بیست و نه هجری و بخشی از درگذشت آخرین نایب حضرت تا زمانی که آن جناب ظهور نمایید.
- در طول امامت ائمه هدی(ع) مردم به دیدن امام(ع) و رجوع به محضر آنان عادت داشتند، بنابراین غیبت امام و عدم دسترسی به محضر آنان برای شیعیان بسیار سخت و غریب بود. به همین جهت بود که از زمان امام جواد(ع) کم کم مردم از دیدن امام(ع) کمتر بهرهمند میشدند، و در زمان امامت حضرت امام هادی و امام عسکری(ع) این امر شدت یافت. این دو امام در سامرا در یک منطقه نظامی تحت نظر بودند. از این رو مردم به دشواری میتوانستند این دو امام را ببینند و از ترس حکومت مجبور بودند که با ترفندهای مختلف و پنهانی خدمت حضرت برسند. در برخی دیدارها حضرت میان خود و مراجعین پردهای میآویخت که مردم به ندیدن امام(ع) عادت کنند. و با غیبت امام انس بگیرند[۱۷]. امام حسن عسکری(ع) ابوعمرو عثمان بن سعید عمری را وکیل خود قرار داده بود و او را نایب حضرت مهدی(ع) پس درگذشت خود معرفی کرد. عثمان بن سعید به همراه سه نفر دیگر پس از شهادت امام حسن عسکری(ع) وسیله ارتباط شیعیان با حضرت مهدی(ع) بودند و نامههایی که از امام زمان(ع) صادر میشد به دست آنها میرسید و آنان نیز نامهها را به صاحبانشان میرساندند، و سؤالات مردم را نیز طی نامههایی از حضرت میپرسیدند[۱۸]. غیبت سنتی نیست که فقط در اسلام به وجود آمده باشد، بلکه در امتهای سابق نیز برخی انبیا و اوصیا مدتی را از میان قوم خویش غایب میشدند. مرحوم شیخ صدوق در کتاب شریف کمال الدین روایات متعددی را درباره غیبت انبیا و اوصیای امتهای گذشته جمعآوری نموده است؛ حضرت صالح، موسی، یونس، یوسف(ع) از جمله پیامبرانی بودند که مدتی را از میان امت خود غایب شدند. مسئله غیبت حضرت مهدی(ع) با اینکه از مدتها قبل برای آن زمینهسازی شده بود، اما برای جمعیت کثیر شیعیان در اوایل غیبت بسیار سخت بود به گونهای که خیلی از شیعیان به سردرگمی و حیرت افتاده بودند. در این زمان بود که مرحوم شیخ صدوق برای نجات شیعه از حیرت، کتاب شریف کمال الدین و تمام النعمة را در این راستا نوشت، و سبب تألیف کتاب را چنین بیان میکند: شبی در خواب دیدم که در حال طواف گرد خانه کعبه هستم. به حجر الاسود رسید و استلام حجر نمودم در آن حال دیدم که حضرت مهدی(ع) کنار درب خانه کعبه ایستاده است. به حضرت سلام نمودم و ایشان جواب دادند و فرمودند: چرا کتابی درباره موضوع غیبت نمینویسی تا ناراحتی تو برطرف گردد؟ عرض کردم:ای پسر رسول خدا، من درباره غیبت چند کتاب نوشتهام. حضرت فرمود: خیر، منظورم آنها نیست؛ کتابی درباره غیبت من بنویس و در آن کتاب، غیبت پیامبران گذشته را یادآور شود. سپس حضرت از نظر من غایب شد. من هم با اضطراب از خواب بیدار شده و تا صبح به گریه و زاری مشغول بودم. صبحگاه شروع به نوشتن کتاب کمال الدین نمودم تا امر حضرت را به انجام برسانم". البته درباره موضوع غیبت کتابهای زیادی نوشته شده که مشهورترین آنها کتاب "الغیبة" است که شیخ طوسی در قرن پنجم هجری نوشته و دیگر کتابی با همین عنوان است که توسط محمد ابراهیم نعمانی تألیف شده است. پس از پایان دوره غیبت صغری دیگر از طرف حضرت نایبی برای ارتباط با آن جناب تعیین نشد و حضرت طی نامهای مردم را به طرف راویان حدیث سوق دادهاند.
- مرحوم شیخ حر عاملی از شیخ صدوق روایتی نقل میکند که حضرت مهدی(ع) نامهای را برای اسحاق بن یعقوب به دست نایب خاص خود، محمد بن عثمان، فرستاد. در ضمن آن نامه حضرت فرمود: در پیشامدهایی که پس از این رخ خواهد داد، به راویان احادیث ما رجوع کنی، زیرا من آنان را برای شما حجت قرار دادم و من نیز حجت پروردگار بر شما هستم[۱۹]. در حدیث دیگری امام عسکری(ع) فرمود: مردم باید از فقیهانی که پرهیزگارند و به دین خود پایبند هستند و از هوای نفس خود پیروی نمیکنند و اوامر الهی را اطاعت میکنند، فرمانبری کنند[۲۰].
- امام هادی(ع) فرمود: اگر در دوران غیبت حضرت قائم(ع) علمایی باقی نمیماندند که به سوی او دعوت کنند و با برهانهای حق دین خدا را حفظ نمایند و شیعیانی که کمتر میدانند را از دست فریبهای شیطان و پیروان او و از دست تیرهای دشمنان اهل بیت نجات دهند، هیچ مؤمنی بر روی زمین نمیماند مگر اینکه از دین خدا روگردان میشد! اما این علما کسانی هستند که رشته دل شیعیان ضعف را به دست میگیرند، مانند ناخدایی که سکان کشتی را به دست میگیرد. این علما به راستی برترینها نزد خدای عزوجل هستند[۲۱].
- از این رو به فقها و علمایی که مردم در زمان غیبت بد آنها رجوع مینمایند و احکام الهی و روایات را از آنان میآموزند، نواب عام گفته میشود. در روایات علت غیبت حضرت متعدد بیان شده است، ترس از کشته شدن، امتحان مردم. بیلیاقتی مردم و عدم بیعت اجباری با حاکمان جور و... از دلایلی است که برای غیبت حضرت ذکر شده است[۲۲].
- حضرت امام صادق(ع) فرمود: صاحب الامر، حضرت قائم(ع) از میان شما غایب میشود، اگر چنین غیبتی را مشاهده کردید انکار ننمایید و از ایمان به او روی گردان نشوید. در آن روزگار حفظ ایمان از پاک کردن شاخه گیاه پر خار با کف دست سختتر است، و به راستی چه کسی میتواند اینگونه باشد؟ بدانید که این غیبت خواهد بود، پس پرهیزکاری پیشه کنید و دین خود را نگاه دارید[۲۳].
- امام صادق(ع) به زراره فرمود: حضرت مهدی(ع) پیش از قیام خود از میان مردم غایب خواهد شد. زیرا میترسد، و با دست اشاره به شکم مبارک خویش فرمود (یعنی اگر از میان مردم غایب نباشد، او را نیز مانند امامان قبل از ایشان یا مسموم میکنند یا با شمشیر به شهادت میرسانند). سپس حضرت فرمودای زراره، او همان (منجی آخرالزمان) است که همگان انتظار آمدنش را میکشند. (درباره او اختلاف نظر شدیدی رخ میدهد) گروهی در ولایت او شک خواهند کرد، و برخی گمان خواهند کرد که اصلاً به دنیا نیامده و پدرش فرزندی نداشته است، و عدهای میگویند او هنوز در شکم مادر است و برخی نیز میگویند او دو سال پیش از شهادت پدرش به دنیا آمده است. او از دیدهها پنهان شده زیرا خداوند اراده کرده شیعیان را در زمان غیبت امامشان آزمایش نماید، و کسانی که در حقیقت پیرو حق نیستند دچار شک و تردید خواهند شد. زراره پرسید: اگر چنین زمانی را درک کردیم چه باید بکنیم؟ حضرت فرمود: دعای «اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي نَفْسَكَ...» را بخوان[۲۴].
- امام صادق(ع) به مفضل فرمود: از گسترش نام و یاد حضرت در میان مردم بپرهیزید. البته برخی از علما معتقدند که این حکم مخصوص زمان تقیه و حکومت حاکمان جور بوده که اگر نام حضرت را میبردند باعث آزار و اذیت خانواده حضرت و شیعیان آن جناب میشده ولی اکنون مصداقی ندارد[۲۵]. بدانید که امام شما حضرت مهدی(ع) سالها از میان شما غایب خواهد بود و شما به آزمایش سخت آزموده میشوید. تا جایی که (بسیاری از مردم ناامید شده و) او را فراموش میکنند و میگویند: او از دنیا رفته است و در بیابانها از پای درآمده است. چشمان مؤمنین در آن روزگار بر او خواهد گریست. مانند یک کشتی که در دریایی مواج واژگون میشود، گرفتار خواهید شد و فقط کسانی که میثاق ایمان از آنان ستانده شده باقی خواهند ماند، کسانی که روح القدس آنان را مدد میکند. در آن روز دوازده گروه شکبرانگیز قیام خواهند کرد به گونهای که از میان آنها نمیتوان حق را از باطل تشخیص داد. راوی از این سخن گریست و عرض نمود: پس چه باید بکنیم؟ حضرت به شعاع آفتابی که در میان اتاق افتاده بود اشاره نمود و فرمود:ای عبدالله امر ما اهل بیت از این آفتاب روشنتر است. (یعنی همیشه برای طالبان حق حجت تمام خواهد شد و کسانی که در فتنه ها، خود برانگیزاننده فتنه و پیرو آن نباشند و در پی دستورات اهل بیت(ع) به تکالیف خود عمل نمایند، حق را مییابند و نجات خواهند یافت، ولی کسانی که در این فتنهها خود را گرفتار کنند، دچار شک خواهند شد و ایمانشان متزلزل میشود)[۲۶].
- امام صادق(ع) فرمود: حضرت قائم(ع) دو غیبت خواهد داشت یکی کوتاه و دیگری طولانی. در غیبت کوتاه فقط شیعیان خالص از جایگاه او با خبر خواهند بود و در غیبت دوم دوستان مخصوص او میدانند که حضرت در چه مکانی بر سر میبرند. و در یکی از این دو غیبت حضرت به زیارت خانه خدا میرود و مراسم حج به جای میآورد ولی مردم او را نمیتوانند ببینند، بلکه او است که مردم را میبیند. او در زمان غیبت خود در مدینه به همراه سی نفر از یارانش در خفا و عزلت به سر خواهد برد و این سی نفر با او مأنوس خواهند بود. در غیبت اول که کوتاه است میان خانواده خود (در سامرا و مدینه) تردد میکند ولی در غیبت دوم دیگر مردم (خبری از او نخواهند داشت بنابراین) میگویند او از دنیا رفته است. در آن زمان اگر دیدید کسی ادعای مقام امامت معصوم را نمود، از او سؤالاتی را بپرسید که فقط امام معصوم میتواند جواب بدهد (در این صورت با عاجز ماندن او از جواب، ادعای باطل او آشکار خواهد شد)[۲۷].
- امام باقر(ع) نیز در حدیثی فرمود: هرگاه خداوند بر مردم غضب نماید، امام معصوم را از میان آنان غایب گرداند[۲۸].
- امام صادق(ع) فرمود: حضرت مهدی(ع) در غیبت دوم خود ظهور خواهد نمود، پس اگر کسی به شما خبر داد که او از دنیا رفته است، نپذیرد (زیرا او قطعاً در دومین غیبت ظاهر میشود)[۲۹].
- امام باقر(ع) به منطقه ذی طوی اشاره نمود و فرمود: صاحب الامر حضرت مهدی(ع) در میان این درهها غایب خواهد شد[۳۰].
- امام صادق(ع) در مسافرتی به کوه رضوی رسیدند. به آن کوه اشاره نموده و فرمودند:... این کوه جای خوبی برای آن خائف (یعنی حضرت مهدی(ع)) خواهد بود و صاحب الامر حضرت مهدی(ع) در این کوه دو غیبت خواهد داشت، یکی کوتاه و دیگری طولانی[۳۱].
- جابر بن عبدالله انصاری از قول رسول خدا روایت میکند که فرمود: به درستی که مهدی از فرزندان من است و نام و کنیه او مانند نام و کنیه من است. او از میان مردم غایب خواهد شد و از غیبت او مردم دچار حیرتی خواهند شد که بسیاری در آن گمراه میشوند. سپس مانند ستارهای درخشان میآید و زمین را که از ظلم و ستم پر شده، آکنده از عدل و داد میکند[۳۲].
- امام صادق(ع) فرمود: صاحب الامر، حضرت مهدی(ع)، به دور از چشم مردم به دنیا خواهد آمد و زمانی که (در آخر الزمان ظهور مینماید، از هیچ کس به عهده او بیعتی نخواهد بود[۳۳]. در زمان ائمه(ع) به خاطر دوران تقیه شدید، مجبور بودند که حکومتهای ظالمانه وقت را تحمل نموده و دم برنیاورند، اما یک علت غیبت حضرت مهدی(ع) همین امر است که دیگر مجبور نیست به خاطر تقیه در حکومت ظالمان زندگی کنند و برای حفظ جان خود و پیروانشان خلاف میل باطنی خویش رفتار نماید. در روایتی دیگر فرمود: یکی از اسرار غیبت، امتحان مردم است تا افراد باطل از حق جدا گردند و سبب غیبت به حقیقت وقتی آشکار میشود که ایشان ظهور نمایند. همان گونه که کارهای حضرت خضر(ع) برای حضرت موسی مجهول بود، تا زمانی که خود حضرت خضر(ع) سر آنها را برای موسی گفت.
- امام صادق(ع) در تفسیر این آیه شریفه فرمود: ﴿لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا﴾[۳۴]. این جداسازی مؤمنان از کافران، به معنی افراد مؤمنی است که از صلب کفار به دنیا میآیند. امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(ع) با برخی مخالفانش به جنگ نپرداخت، زیرا در صلب مخالفین خود افراد مؤمنی را یافت که به دنیا نیامده بودند. حضرت قائم(ع) نیز ظهور نمینماید تا زمانی که تمام افراد مؤمنی که از پدران کافر به دنیا میآیند، پا به عرصه وجود بگذارند سپس حضرت قیام مینماید و هر کافری را که بیابد خواهد کشت[۳۵].
- امام باقر(ع) فرمود: اگر (علاوه بر مردم عادی)، بنی فاطمه هم از آن حضرت با خبر شوند (از روی حسادت و...) او را میکشند و قطعه قطعه خواهند نمود. (بنابراین خداوند او را از میان خلق، حتی دوستان خود نیز غایب نمود تا جان آن حضرت را حفظ نماید)[۳۶].
- امام زمان(ع) به علی بن مهزیار فرمود: شما دچار شدید به غیبت امامتان زیرا به ثروتاندوزی روی آورید و مال دنیا را جمع نمودید و بر مؤمنانی که ضعیف بودند تکبر ورزیدید و صله رحم بجا نیاوردید. پس چگونه میخواهید که به غیبت دچار نشوید... و در نامهای که حضرت مهدی(ع) به شیخ مفید نوشتند میفرماید: اگر شیعیان - که خداوند آنان را به اطاعت خود موفق کند - به خوبی عهد خود را وفا مینمودند و با یک دیگر یکدل بودند، خوشبختی دیدار ما از آنان ستانده نمیشد و با شناختی درست و ایمانی راستین به سعادت دیدار ما میرسیدند. پس یقیناً آنچه که باعث شده از میان آنان غایب شوم و مرا نبینند، همانا اعمال ناشایستی است که از آنها سر میزند و ما آن اعمال را دوست نداریم و شیعیان را سزاوار انجام چنین کرداری نمیدانیم... [۳۷].
- در نامهای دیگر حضرت مهدی(ع) فرمود: خداوند ما را از میان ظالمان غایب نمود و دور ساخت زیرا در این امر صلاح ما و شیعیان ما نهفته است و این تا زمانی که دنیا در دست پادشاهان ظالم اداره میشود ادامه خواهد داشت، ولی ما از تمام کردار و کارهای شما با خبر هستیم و هیچ خبری از شما بر ما پوشیده نیست و این ذلتی را که دچار آن شدهاید (یعنی غیبتی را که در آن گرفتارید) میدانیم زیرا شما دست به کارهای زشتی میآلایید که نیاکان درستکار شما انجام نمیدادند و پیمان خود را زیر پا نهاده گویا که اصلاً چنین پیمانی نبستهاید![۳۸]
- امام صادق(ع) به سدیر صیرفی فرمود: به یقین خداوند سنت پیامبران گذشته را که از میان قوم خود غایب میشوند، درباره حضرت مهدی(ع) نیز اجرا خواهد کرد و در روایتی دیگر فرمود: حضرت قائم(ع) ظهور نمینماید تا تمام مؤمنین که در صلب کفار هستند به دنیا بیایند، آنگونه که امیر المؤمنین(ع) در اوایل اسلام با بسیاری از دشمنان جنگ ننمود، و این تأویل کلام خداوند است که میفرماید: "اگر ایمانآورندگان از کفار جدا گردند ما عذابی سخت بر کفار نازل خواهیم کرد"[۳۹].
- امام صادق(ع) در حدیثی غیبت امام زمان(ع) را سنتی از حضرت یوسف(ع) میداند، که در این امت نیز درباره حضرت مهدی(ع) جاری شده است. همان گونه که برادران حضرت یوسف او را میدیدند و با او سخن میگفتند و در سرزمینی میزیستند که او هم در آن زندگی میکرد، اما باز هم او را نمیشناختند، همین طور هم حضرت حجت(ع) در میان مردم زندگی میکند و او را میبینند و با او سخن میگویند، اما او را نمیشناسند[۴۰].
- امام صادق(ع) به سدیر صیرفی فرمود: صاحب الامر، حضرت قائم(ع)، شباهتی به حضرت یوسف پیامبر خواهد داشت. سدیر عرض کرد: گویا منظور شما غیبت حضرت یوسف و زندگی او (در سرزمین مصر) است؟ حضرت فرمود: (آری) چگونه این مردمِ حیوان صفت، این امر (یعنی غیبت امام مهدی(ع)) را انکار میکنند؟! (آیا نشنیدهاند که) یوسف فرزند پیامبر الهی بود، اما برادران او وی را به غلامی فروختند و (پس از مدتی) دوباره همدیگر را ملاقات نموده و با هم گفتگو کردند، ولی آنان یوسف را نشناختند، و زمانی پی بردند عزیز مصر همان یوسف است که او خود را بدانها معرفی نمود و گفت: "من یوسف هستم و این برادر من (بنیامین) است". پس چگونه این مردم قبول ندارند که خداوند میتواند با حجت خود (حضرت مهدی(ع)) نیز چنین کند و او مدتی در غیبت به سر ببرد، آنگونه که یوسف(ع) نیز چنین بود.
- به درستی که یوسف به پادشاهی مصر رسید و فاصله میان او و پدرش به اندازه هیجده روز مسافرت بود و یوسف میتوانست پدرش را از موقعیت خود آگاه کند. زمانی که یعقوب و فرزندانش از یوسف با خبر شدند، مسیر کنعان تا مصر را در نه روز از بیابانها پیمودند. (اما این مردم با اینکه داستان حضرت یوسف را میدانند و بدان ایمان هم دارند) چگونه غیب حضرت مهدی(ع) را انکار میکنند و قبول ندارند که خداوند میتواند ولی خود را از میان مردم غایب نماید، به گونهای که حجت او در بازارهایشان رفت و آمد میکند و بر فرشهای آنان پای مینهد ولی کسی او را نمیشناسد و فقط زمانی او را خواهند شناخت که خداوند اجازه معرفی خویش و ظهور به او بدهد؛ آن گونه که پس از مدتها به یوسف اجازه داد که خود را به برادرانش معرفی کند و پیش از آنکه یوسف خود را معرفی کند، برادرانش او را میدیدند ولی نمیشناختند.
- امام صادق(ع) فرمود: به خدا سوگند! صاحب الامر، حضرت مهدی(ع) (در زمان غیبت کبری) همه ساله در مراسم حج شرکت میکند. او مردم را میبیند و آنان را میشناسد و مردم نیز او را میبینند ولی نمیشناسند (و نمیدانند که او همان حجت قائم(ع) است)[۴۱].
- امام باقر(ع) در بیان علت غیبت حضرت مهدی(ع) فرمود: به درستی که صاحب الامر حضرت مهدی(ع) (از میان مردم پنهان خواهد شد زیرا) اگر در میان مردم ظاهر شود، با او رفتاری خواهند کرد، بسیار بدتر از رفتاری که در جاهلیت با رسول خدا(ص) نمودند؛ چون زمانی که رسول خدا(ص) مبعوث شد مردم بتهایی را میپرستیدند که خود از سنگ و چوب تراشیده بودند، اما زمانی که قائم(ع) ظهور نماید، مردم با قرآن علیه آن جناب احتجاج میکنند[۴۲].
- غیبت امام عصر(ع) به معنی قطع شدن کامل ارتباط و نزول فیوضات الهی به دست آن جناب نیست بلکه بنابر فرمایش خود آن حضرت، لطف آن جناب در زمان غیبت نیز جاری است.
- حضرت قائم(ع) در توقیعی که برای اسحاق بن یعقوب به دست محمد بن عثمان - دومین نایب خاصه - صادر نمود فرمود: ظهور فرج (و برطرف شدن غیبت و آشکار شدن امام زمان(ع)) فقط به اراده الهی بستگی دارد و کسانی که وقت برای آن واقعه تعیین میکنند دروغگو خواهند بود... و چگونگی بهرهگیری از من در غیبتم، مانند بهرهگیری از خورشید است زمانی که ابرها آن را بپوشانند، به راستی من امان هستیم برای زمینیان، آن گونه که ستارهها آمانند برای آسمانیان، پس از مسایلی که به شما ربطی ندارد سؤال ننمایید و به آنچه که مکلف به دانستن آن نیستند نپردازید، و برای تعجیل در فرج بسیار دعا کنید، زیرا این خود باعث گشایش امور خودتان است.[۴۳].
پرسشهای وابسته
- علل غیبت امام مهدی چیست؟ (پرسش)
- علت طولانی شدن غیبت امام مهدی چیست؟ (پرسش)
- اگر امام مهدی بین مردم بود و مردم را به راه راست راهنمایی میکرد بهتر نبود؟ (پرسش)
جستارهای وابسته
- آخر الزمان
- آدینه (جمعه)
- آستانه عسکریین
- آستانه قیامت
- آفتاب پشت ابر (خورشید پشت ابر)
- آینده پژوهی
- آیین جدید دین در عصر ظهور
- اَبدال
- ابوالادیان
- ابوصالح
- ابوالقاسم (امام مهدی)
- اثناعشریه
- احمد (امام مهدی)
- احمد بن اسحاق قمی
- احمد بن هلال کرخی
- احمدیه (قادیانیه)
- اخیار
- ادله رجعت
- اسماعیلیه
- أشراط الساعه
- اصحاب قائم (یاران امام مهدی)(ع)
- اصحاب کهف
- اقامتگاه امام مهدی در عصر ظهور (مسجد سهله)
- القاب امام مهدی (ع)
- امامت امام مهدی (ع)
- امامت و مهدویت
- امام حسن عسکری
- امام زمان (صاحب الزمان)
- امام شناسی (مرگ جاهلی)
- امام مهدی از ولادت تا ظهور
- امامیه
- امدادهای غیبی
- امکان رجعت (رجعت)
- امنیت (حکومت جهانی)
- انتظار فرج
- انتقام
- انجمن حجتیه
- انطاکیه
- اوتاد
- اهل سنت و امام مهدی موعود
- اهل سنّت و ولادت امام مهدی (ع)
- اهل کتاب در عصر ظهور
- ایام الله
- ایستادن هنگام شنیدن لقب قائم
- باب (علی محمد شیرازی)
- بابیه (باب)
- باران های پیاپی
- باقریه
- البرهان فی علامات امام مهدی آخر الزمان
- بعثت امام مهدی
- بلالی (محمد بن علی بن بلال)
- بلالیه
- بهائیت
- البیان فی اخبار صاحب الزمان
- بیت الحمد
- بیت المقدس
- بیدا (خسف به بیدا)
- بیعت امام مهدی
- بیعت نامه امام مهدی
- البیعه لله
- پایان تاریخ (آخرالزمان)
- پدر امام مهدی (امام حسن عسکری)
- پدر امام مهدی و اهل سنّت
- پرچم امام مهدی
- پرچم های سیاه
- پیراهن امام مهدی
- تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم
- تاریخ عصر غیبت
- تاریخ غیبت کبرا
- تشرف (ملاقات با امام مهدی
- تکذیب وقت گزاران وقت ظهور
- تَناثُرُ النُّجُوم
- توقیع
- جبرئیل
- جده
- جزیره خضرا
- جزیره خضرا در ترازوی نقد
- جعفر کذاب
- جمعه
- جنگ افزارهای امام مهدی (سلاح امام مهدی)
- حجت
- حجر الاسود
- حدیث غدیر
- حدیث لوح حضرت زهرا (لوح حضرت زهرا)
- حدیث معراج
- حِرْز امام مهدی
- حرمت نام بردن امام مهدی
- حسن شریعی
- حسین بن روح نوبختی
- حسین بن منصور حلاج
- حکومت جهانی
- حکومت صالحان
- حکومت مستضعفان
- حکیمه خاتون
- حیرت
- خاتم الاوصیاء
- خراسانی (خروج خراسانی)
- خردسال ترین پیشوای معصوم (امامت امام مهدی)
- خروج خراسانی
- خروج دابة الاَرض
- خروج دجال
- خروج سفیانی
- خروج سید حسنی
- خروج شعیب بن صالح
- خروج شیصبانی
- خروج عوف سلمی
- خروج امام مهدی (قیام امام مهدی)
- خروج یأجوج (یأجوج و مأجوج)
- خروج یمانی
- خسف به بیداء
- خسوف و کسوف غیرعادی
- خضر
- خلافت موعود
- خورشید پشت ابر
- خطبه قیام
- خورشید مغرب
- خیمه
- دابه الارض (خروج دابه الارض)
- دادگستر جهان
- دانشمندان عامه و امام مهدی موعود
- دجال (خروج دجال)
- در انتظار ققنوس
- در فجر ساحل
- دست بر سر گذاشتن
- دعای افتتاح
- دعای عهد
- دعای ندبه
- دعای سمات
- دوازده امامی (اثناعشریه)
- دولت کریمه (حکومت جهانی)
- دین در آخرالزمان (آخرالزمان)
- دین عصر ظهور
- ذی طوی
- رایات سود (پرچم های سیاه)
- رحلت امام مهدی (فرجام امام مهدی)
- رجعت
- رجعت کنندگان
- رکن و مقام
- رؤیت امام مهدی (ملاقات امام مهدی)
- زبور داود
- زمینه سازان ظهور
- زنان آخرالزمان (آخرالزمان)
- زنان و قیام امام مهدی (یاران امام مهدی)
- زندگی آخرالزمان (آخرالزمان)
- زیارت آل یس
- زیارت ناحیه مقدسه
- زیارت رجبیه
- زیدیه
- سازمان وکالت
- سامرا
- سرداب سامرا
- سلاح امام مهدی
- سفیانی (خروج سفیانی)
- سید حسنی (خروج سید حسنی)
- سیره حکومتی امام مهدی
- سیصد و سیزده
- شاهدان ولادت امام مهدی
- شرایط ظهور
- شرید
- شریعیه
- شعبان
- شعیب بن صالح (خروج شعیب)
- شلمغانیه
- شمائل امام مهدی
- شمشیر امام مهدی (سلاح امام مهدی)
- شهادت امام مهدی (فرجام امام مهدی)
- شیخیه
- شیطان (کشته شدن شیطان)
- شیصبانی (خروج شیصبانی)
- شیعه
- صاحب الامر
- صاحب الدار
- صاحب الزمان
- صاحب السیف
- صاحب الغیبه
- صاید بن صید (خروج دجال)
- صقیل (مادر امام مهدی)
- صیحه آسمانی (ندای آسمانی)
- طالقان
- طرید
- طلوع خورشید از مغرب
- طویل العمر
- طی الارض
- طیبه
- ظهور
- عاشورا
- عبرتایی (احمد بن هلال)
- عثمان بن سعید عمری
- عدد یاران امام مهدی (سیصد و سیزده)
- عدل و قسط (حکومت جهانی)
- العرف الوردی فی اخبار الامام مهدی
- عسکریه
- عصائب
- عصر زندگی
- عقد الدرر فی اخبار المنتظر
- علایم ظهور (نشانه های ظهور)
- علائم قیامت (اشراط الساعه)
- علی بن محمد سمری
- غار انطاکیه (انطاکیه)
- غایب (امام غایب)
- غریم
- غلام
- غیبت (پنهان شدن)
- الغیبه
- غیبت صغرا
- غیبت کبرا
- فترت
- فرید
- فرجام امام مهدی
- فرجام شناسی (آینده پژوهی)
- فضیلت انتظار فرج (انتظار فرج)
- فضیلت منتظران (منتظر)
- فلسفه رجعت (رجعت)
- فلسفه غیبت صغرا (غیبت صغرا)
- فلسفه غیبت (غیبت امام مهدی)
- فواید امام غایب
- فوتوریسم
- قائم
- قادیانیه
- قتل نفس زَکیّه
- قم
- قیامت صغرا (رجعت)
- قیام های پیش از ظهور
- کتاب الغیبه للحجه
- کشته شدن شیطان
- کمال الدین و تمام النعمه
- کوفه
- کنیه امام مهدی (ابوالقاسم)
- کوه رَضْوی
- کیسانیه
- لباس امام مهدی (پیراهن امام مهدی)
- لوح حضرت زهرا
- مادر امام مهدی
- متمهدی (مدعیان مهدویت)
- مثلث برمودا (جزیره خضرا)
- محدَّث
- محل بیعت امام مهدی (رکن و مقام)
- محل ظهور امام مهدی (مسجد الحرام)
- محل قتل نفس زکیه (رکن و مقام)
- محمد
- محمد بن عثمان بن سعید عمری
- محمد بن علی بن هلال
- محمد بن علی شلمغانی
- محمد بن نصیر نمیری
- محمدیه
- مدعیان بابیت
- مدعیان مهدویت
- مرجع تقلید
- مردان آخرالزمان (آخرالزمان)
- مرکز حکومت امام مهدی (مسجد کوفه)
- مرگ جاهلی
- مرگ سرخ
- مرگ سفید
- مستضعف
- مسجد جمکران
- مسجد الحرام
- مسجد سهله
- مسجد صاحب الزمان (مسجد جمکران)
- مسجد کوفه
- مصلای جمعه و جماعات در عصر ظهور (مسجد کوفه)
- مضطر
- معجم احادیث الامام المهدی
- معمرین
- مغیریه
- مقتدای مسیح
- مکیال المکارم فی فواید الدعاء للقائم
- ملاحم و فتن
- ملاقات با امام مهدی
- ملیکه (مادر امام مهدی)
- منتخب الاثر
- منتظِر
- منتَظَر
- منتقم
- منصور
- موتور
- موسویه
- موعود مسیحیت
- موعود یهود
- مهدی
- مهدی سودانی
- مهدی موعود
- مهدویت
- ممهدون (زمینه سازان ظهور)
- مهدویت پژوهی (آینده پژوهی)
- امام مهدی شخصی و امام مهدی نوعی
- مهدیه
- میراث دار پیامبران
- ناحیه مقدسه
- نام های حضرت محمد (احمد)
- ناووسیه
- نجبا
- ندای آسمانی
- نرگس (مادر امام مهدی)
- نزول عیسی
- نشانه های آخرالزمان (آخرالزمان
- نشانه های ظهور
- نفس زکیه
- نماز امام زمان
- نواب خاص
- نیابت خاص
- نیابت عام
- نیمه شعبان
- وقاتون (وقت ظهور)
- وقت ظهور
- وقت معلوم
- وکلای امام مهدی
- ولادت امام مهدی
- ولایت فقیه
- ولی فقیه
- همسر و فرزند امام مهدی
- هیبت امام مهدی
- یأجوج و مأجوج
- یاران امام مهدی
- یالثارات الحسین
منابع
منبعشناسی جامع غیبت امام مهدی
پانویس
- ↑ جوهری، الصحاح، ج ۱، ص ۱۹۶
- ↑ ابو هلال عسکری، الفروق اللغویة، ص ۶۳
- ↑ ر.ک: سوره یس: آیه:۹ و سوره اسراء: آیه:۴۵.
- ↑ نعمانی، الغیبة، ص ۱۴۴
- ↑ " يَفْقِدُ النَّاسُ إِمَامَهُمْ يَشْهَدُ الْمَوْسِمَ فَيَرَاهُمْ وَ لَا يَرَوْنَهُ"، شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۱۶۱، ح ۱۱۹؛ شیخ کلینی، الکافی، ج ۱ ص ۳۳۷، ح ۶؛ نعمانی، الغیبة، ص ۱۷۵ ح ۱۴؛ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، باب ۳۳، ص ۳۴۶، ح ۳۳
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۳۳۳؛ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص ۳۷۰
- ↑ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص ۱۴۴، باب ۵، ح ۳
- ↑ شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۳۶۲؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۵۲۰؛ نیز: سیّد رضا صدر، راه مهدی علیه السّلام، ص ۷۸
- ↑ " إِنَ لَهُ غَيْبَةً يَكْثُرُ أَيَّامُهَا وَ يَطُولُ أَمَدُهَا فَيَنْتَظِرُ خُرُوجَهُ الْمُخْلِصُونَ "، شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص ۳۷۸
- ↑ امروزه از این دو غیبت، با نامهای" غیبت صغرا" و" غیبت کبرا" یاد میشود؛ ولی در بیان اندیشوران شیعه از آنها با عنوانهایی چون" غیبت قصری" و" غیبت طولی" و مانند آن نیز یاد شده است
- ↑ " إِنَ لِلْقَائِمِ غَيْبَتَيْنِ يَرْجِعُ فِي إِحْدَاهُمَا وَ فِي الْأُخْرَى لَا يُدْرَى أَيْنَ هُوَ يَشْهَدُ الْمَوَاسِمَ يَرَى النَّاسَ وَ لَا يَرَوْنَهُ "، نعمانی، الغیبة، ص ۱۷۵، ح ۱۵
- ↑ " لِلْقَائِمِ غَيْبَتَانِ إِحْدَاهُمَا قَصِيرَةٌ وَ الْأُخْرَى طَوِيلَةٌ الْغَيْبَةُ الْأُولَى لَا يَعْلَمُ بِمَكَانِهِ فِيهَا إِلَّا خَاصَّةُ شِيعَتِهِ وَ الْأُخْرَى لَا يَعْلَمُ بِمَكَانِهِ فِيهَا إِلَّا خَاصَّةُ مَوَالِيهِ "، شیخ کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۳۴۰
- ↑ شیخ مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۳۴۰
- ↑ سلیمیان، خدامراد، فرهنگنامه مهدویت، ص ۳۱۴ - ۳۲۳.
- ↑ غیبت نعمانی، ص ۱۶۷. ر.ک: اسم حضرت.
- ↑ غیبت طوسی، ص ۲۲۱.
- ↑ اثبات الوصیه، ص ۲۳۱.
- ↑ ر.ک: نواب اربعه، توقیعات.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۲۷، ص ۱۴۰.
- ↑ احتجاج طبرسی، ج ۲، ص ۲۶۲ و وسائل الشیعه، ج ۲۷، ص ۱۳۱.
- ↑ احتجاج طبرسی: احتجاجات امام هادی(ع) شماره ۳۳۳.
- ↑ احتجاج طبرسی، ج ۲، ص ۲۶۲ و وسائل الشیعه، ج ۲۷، ص ۱۳۱.
- ↑ کافی، ج ۱، ص ۳۴۰ - ۳۳۵.
- ↑ یأتی، ص ۴۹۴. ر.ک: دعا.
- ↑ ر.ک: اسم حضرت.
- ↑ کافی، ج ۱، ص ۳۳۸ و ۳۳۶.
- ↑ همان، ص ۳۴۰ و ۳۳۹.
- ↑ کافی، ج ۱، ص ۳۴۳.
- ↑ غیبت نعمانی، ص ۱۷۲.
- ↑ همان، ص ۱۸۲. ر.ک: ذی طی.
- ↑ بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۵۳. ر.ک: رضوی.
- ↑ یأتی، ص ۴۹۶.
- ↑ کمال الدین، ص ۴۴۹ - ۴۴۷.
- ↑ «اگر (مؤمنان و کافران) از هم جدا میبودند، کافران از آنان را عذابی دردناک میکردیم» سوره فتح، آیه ۲۵.
- ↑ کمال الدین، ص ۶۴۱.
- ↑ بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۹۸.
- ↑ یأتی، ص ۳۴۱ و نوائب الدهور، ج ۳، ص ۳۵۸ - احتجاج طبرسی: توقیعات حضرت و بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۱۷۷.
- ↑ احتجاج طبرسی: باب توقیعات حضرت مهدی(ع).
- ↑ فتح / ۲۵. بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۹۷ - ۹۰ و یأتی، ص ۳۴۱.
- ↑ کافی، ج ۱، ص ۳۳۶.
- ↑ یاتی، ص ۴۱۷.
- ↑ غیبت نعمانی، ص ۲۹۷.
- ↑ حیدرزاده، عباس، فرهنگنامه آخرالزمان. ص ۴۳۶.