زیدیه: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
جز (جایگزینی متن - 'رده:اتمام لینک داخلی' به '')
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۹: خط ۹:
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">


'''زیدیه''' یکی از فرقه‌های اصلی [[شیعه]] که پس از [[امام حسین]]{{ع}} به [[امامت]] [[زید بن علی]] معتقدند<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۰۰.</ref>.
==[[شخصیت]] [[زید]]==
 
*[[زید]] [[فرزند]] [[امام سجاد]]{{ع}} و شیعۀ [[امامیه]] و از حیث [[علم]]، [[زهد]]، [[ورع]]، [[شجاعت]] و [[دیانت]] از بزرگان [[اهل بیت]]{{ع}}<ref>ر.ک: سلیمیان، خدامراد، درسنامۀ مهدویت، ج‌۱، ص۱۰۴ـ ۱۰۵.</ref> و از [[شاگردان]] و [[راویان حدیث]] [[پدر]] و برادرش [[امام باقر]]{{ع}} بوده است و در [[کمالات]] [[علمی]] و [[معنوی]]، [[ائمه]]{{ع}} را بر خود [[برتر]] می‌‌دانست.[[زید]] خلفای [[اموی]] را بر [[حق]] نمی‌‎دانست بنابراین پس از [[شهادت امام حسین]]{{ع}} علیه آنان [[قیام]] کرد و به طرف [[کوفه]] رفته و به [[همراهی]] چهار هزار نفر با [[حاکم]] [[عراق]] ([[یوسف]] بن [[عمر]]) به [[جنگ]] برخاست، کار [[زید]] در [[کوفه]] ده [[ماه]] طول کشید تا اینکه در سال ۱۲۲ ه.ق به [[دستور]] [[هشام بن عبد الملک]] [[اموی]] به دار آویخته شد. سرش را به [[دمشق]] نزد هشام و از آنجا به [[مدینه]] بردند. [[قیام]] [[زید]] هیچ‌‎گاه در جهت کنار گذاشتن [[امامان معصوم]]{{ع}} و [[غصب خلافت]] ایشان نبوده و پیدایش فرقه‌‎ای به نام [[زیدیه]] از سر [[غلو]] و [[افراط]] دربارۀ وی بوده است؛ همان‎‌گونه که چنین گرایش‎‎هایی دربارۀ [[امام علی بن ابی‌طالب]]{{ع}} [[محمد حنفیه]] و [[اسماعیل بن جعفر]] نیز دیده می‌‌شود<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۳۰۲.</ref>.
 
*[[دلیل]] [[شبهه]] دربارۀ [[شخصیت]] [[زید]]، روایاتی است که از [[ائمه]]{{ع}} در [[مذمت]] و منقبت [[زید]] و [[نکوهش]] [[قیام]] او [[نقل]] شده است و حال آنکه این [[روایات]] نه از نظر [[سند]] قابل اعتمادند و نه از نظر کمیت و تعداد با [[روایات]] [[مدح]] و ستایشی که از [[زید]] شده است، [[برابری]] می‌‌کنند از این‌ جهت محققان، [[روایات]] [[ذم]] را مردود دا‎‎نسته‎‎‎‌اند<ref>ربانی گلپایگانی، علی، درآمدی بر علم کلام، ص۲۰۲.</ref> و بیشتر روایاتی که از [[ائمه]] دربارۀ [[زید]] [[نقل]] شده [[تأیید]] و [[تکریم]] اوست از جمله: [[امام باقر]]{{ع}} ‌‏فرمودند: «خدایا! پشت مرا به [[زید]] محکم فرما»<ref>«اللهم اشدُدْ ارزی بزید»؛ امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج۳، ص۷۰.</ref> آن [[حضرت]] با مشاهدۀ [[زید]]، آیۀ‏ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ}}<ref>«ای مؤمنان! به دادگری بپاخیزید و برای خداوند گواهی دهید» سوره نساء، آیه 135.</ref> را [[تلاوت]] می‏‌کردند و می‌‏فرمودند: «ای [[زید]]! تو نمونۀ عمل به این [[آیه]] هستی»<ref>امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج ۳، ص ۱۷۰.</ref>؛<ref>ر.ک: سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۲۵۴ ـ ۲۵۵.</ref> [[امام رضا]]{{ع}} او را دانشمند آل‎‌محمد معرفی می‌‌کند<ref>{{متن حدیث|اِنّه کانَ مِنْ علماءِ آل محمد{{صل}}}}؛ ابن بابویه، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۱، باب ۲۵، ص۲۴۸.</ref>؛ [[امام باقر]]{{ع}} نیز او را بزرگ [[خاندان]] آل‌‎رسول می‎‌داند<ref>{{متن حدیث|هَذَا سَیِّدٌ مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ}}؛ ابن بابویه، محمد بن علی، امالی، ص۳۳۵، ح ۱۱.</ref>؛ [[امام صادق]]{{ع}} پس از [[شهادت]] [[زید]] فرمودند: «[[خدا]] او را [[رحمت]] کند او مؤمنی [[دانا]] و [[دانایی]] [[راستگو]] بود اگر [[پیروز]] می‌‌شد به [[عهد]] خود [[وفا]] می‌‌کرد و اگر [[قدرت]] را به دست می‌‌گرفت می‎‌دانست آن را چگونه به‎‌کار ببندد<ref>طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفه الرجال (رجال کشی)، ص ۵۰۵.</ref> کسی که بر او [[گریه]] کند با او در [[بهشت]] خواهد بود و کسی که او را [[سرزنش]] نماید، شریک [[خون]] او خواهد بود»<ref>{{متن حدیث|أَمَّا الْبَاکِی فَمَعَهُ فِی الْجَنَّةِ وَ أَمَّا الشَّامِتُ فَشَرِیکٌ فِی دَمِه‏}}؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج۴۶، ص۱۹۳.</ref>.<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۳۰۲.</ref>
==مقدمه==
==فرقۀ [[زیدیه]]==
*زیدیه، از فرقه‌‏های معروف [[شیعه]] و پیرو [[زید بن علی بن حسین بن علی]]{{عم}} هستند. این گروه، به روایتی از [[پیامبر]]{{صل}} تمسّک کرده‏‌اند که فرمود: "[[امام مهدی|مهدی]] از [[فرزندان]] [[امام حسین|حسین]]{{ع}} است. او با [[شمشیر]] به پا می‏‌خیزد و مادرش [[بهترین]] کنیزان خواهد بود"<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص۲۵۴ - ۲۵۵.</ref>..
*[[پیروان زید]] به خاطر جلب‎‌توجه توده‎‌ها و تسخیر [[عواطف]] و [[احساسات]] مذهبی و انگیزه‎‌های [[نفسانی]] با [[تمسک]] به روایتی از [[پیامبر]]{{صل}} که فرمودند: «[[مهدی]] از [[فرزندان]] [[حسین]]{{ع}} است، او با [[شمشیر]] به پا می‏‌خیزد و مادرش [[بهترین]] کنیزان خواهد بود» مدعی شدند چون [[زید]] از [[نسل]] [[حسین]]{{ع}} است و بر ضد [[ظالمان]] با [[شمشیر]] [[قیام]] کرده و از سویی [[فرزند]] کنیز است، [[مهدی موعود]] است<ref>ر.ک: محمد جعفری، سید حسین، تشیع در مسیر تاریخ، ص ۲۹۰ـ۲۹۳؛ قزوینی، سید محمد کاظم، امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور، ص ۵۶۸.</ref>.<ref>ر.ک: سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۲۵۴ ـ ۲۵۵.</ref> با این [[عقاید]] [[مذهب]] "[[زیدیه]]" به وجود آمد<ref>ر.ک: تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۳۹۱.</ref> و از [[زیدیه]] به "چهار [[امامی]]" نیز یاد می‌‌شود؛ زیرا آنان تنها به [[امامت امام علی]]، [[امام حسن]]، [[امام حسین]]{{ع}} و [[زید بن علی]] معتقدند و دیگر [[ائمه]]{{ع}} را تنها به عنوان [[پیشوایان]] [[علم]] و [[معرفت]] می‌‌دانند<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۳۰۱.</ref>.
*پس زمانی که [[زید بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب]]{{عم}} [[قیام]] خود را بر ضد [[امویان]] آغاز کرد، گفتند: چون او از [[نسل]] [[امام حسین|حسین]]{{ع}} است و بر ضد [[ظالمان]] با [[شمشیر]] [[قیام]] کرده و از سویی [[فرزند]] کنیز است، [[امام مهدی|مهدی]] [[موعود]] است<ref>  ر. ک: سید حسین محمد جعفری، تشیع در مسیر تاریخ، ص ۲۹۰- ۲۹۳؛ [[سید محمد کاظم قزوینی|قزوینی، سید محمد کاظم]]، [[امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور (کتاب)|امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور]]، ص ۵۶۸</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص۲۵۴ - ۲۵۵.</ref>..
*اما براساس روایتی از خود [[زید]] عقیدۀ صحیح او در امر [[مهدویت]] روشن می‌‌شود: «پدرم [[علی بن حسین]]{{ع}} از پدرش [[حسین بن علی]]{{ع}} از [[رسول خدا]]{{صل}} [[روایت]] کرده است: «ای [[حسین]]! تو [[امامی]] و نه تن از [[فرزندان]] تو امینان و [[امامان]] معصوم‎‌اند و نهمین آنان، [[مهدی]] ایشان است»<ref>خزاز رازی قمی، علی بن محمد، کفایة الاثر فی النصوص علی الائمة الاثنی عشر، ص ۳۲۷.</ref>.<ref>ر.ک: سلیمیان، خدامراد، درسنامۀ مهدویت، ج‌۱، ص۱۰۴ـ ۱۰۵.</ref>
*[[زید بن علی]] خود از بزرگان بود و خلفای [[اموی]] را بر [[حق]] نمی‌‏دانست. او بر ضد آنان [[قیام]] کرد و به طرف [[کوفه]] رفت و همراه چهار هزار نفر، با [[حاکم]] [[عراق]] "[[یوسف بن عمر]]" به [[جنگ]] برخاست. کار [[زید]] در [[کوفه]] ده ماه طول کشید، تا این که در سال ۱۲۲ ق به [[دستور]] [[هشام بن عبد الملک اموی]]، به دار آویخته شد. سرش را به [[دمشق]] نزد هشام و از آن جا به [[مدینه]] بردند<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص۲۵۴ - ۲۵۵.</ref>..
==[[عقاید]] [[زیدیه]]==
*[[امام باقر]]{{ع}} درباره [[زید بن علی]] می‌‏فرمود: "خدایا! پشت مرا به [[زید]] محکم فرما" آن [[حضرت]] با مشاهده [[زید]]، آیه‏ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاء لِلَّهِ }}<ref> ای مؤمنان! به دادگری بپاخیزید و برای خداوند گواهی دهید؛ سوره نساء، آیه: ۱۳۵.</ref>؛ را [[تلاوت]] می‏‌کرد و می‌‏فرمود: ای [[زید]]! تو نمونه عمل به این [[آیه]] هستی"<ref> علامه امینی، الغدیر، ج ۳، ص ۱۷۰</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص۲۵۴ - ۲۵۵.</ref>..
*برخی تاریخ‎‌نگاران [[اهل سنت]] کوشیده‎‌اند [[عقاید]] [[زیدیه]] را به [[معتزله]] نزدیک نمایند<ref>ر.ک: الملل والنحل‌، ج۱، ص ۱۵۵.</ref>، بنابراین [[زیدیه]] [[اختلاف]] [[کلامی]] و [[فقهی]] متعددی با [[امامیه]] دارند<ref>ر.ک: فرهنگ فرق اسلامی، ص ۲۱۷ـ ۲۱۹.</ref>.<ref>فرهنگ شیعه، ص ۲۸۳.</ref> مهم‌ترین [[اصول اعتقادی]] [[زیدیه]] در مسئلۀ [[امامت]] عبارت است از:
*[[پیروان]] [[زید]] اطراف یحیی و فرزندش را گرفتند. یحیی در [[خراسان]] [[قیام]] کرد و در جوزجان کشته شد. [[پیروان]] او به فرقه‌‏های مختلف "رافضیه، [[جارودیه]]، عجلیه، [[بتریه]]، [[صالحیه]] و زیدیه" تقسیم و قائل به [[مهدویت]] [[زید]] و [[منتظر ظهور]] او شدند<ref> شهرستانی، الملل و النحل، ج ۱، ص ۵۴</ref>. [[زید]] از حیث [[علم]]، [[زهد]]، [[ورع]]، [[شجاعت]] و [[دیانت]]، از بزرگان [[اهل بیت]]{{عم}} به شمار می‌‏رود. این که خود [[زید]] ادعای [[امامت]] یا [[مهدویت]] داشته باشد، در منابع یافت نشده است؛ بلکه روایتی از خود او، مؤید [[عقیده]] صحیحش در امر [[مهدویت]] است. او می‌‏فرماید: پدرم، [[علی بن حسین]]{{ع}} از پدرش [[حسین بن علی]]{{ع}} از [[رسول خدا]]{{صل}} [[روایت]] کرده است: ای [[امام حسین|حسین]]! تو [[امامی]] و نه تن از [[فرزندان]] تو امینان و [[امامان]] معصومند و نهمین آنان، [[امام مهدی|مهدی]] ایشان است<ref> علی بن محمّد خزاز رازی قمی، کفایة الاثر، ص ۳۲۷</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص۲۵۴ - ۲۵۵.</ref>.
# [[امامت]] به [[فرزندان حضرت]] [[فاطمه]]{{س}} منحصر است و مراد از فاطمی کسی است که از طریق [[پدر]] به [[امام حسن]]{{ع}} یا [[امام حسین]]{{ع}} برسد؛ زیرا [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودند: «الْمَهْدِیُ مِنْ وُلْدِ فَاطِمَةَ»؛
*این [[فرقه]] [[معتقد]] به [[مبارزه]] بر ضدّ [[ظلم]] بودند و "[[خروج]] بالسّیف" و [[قیام]] مسلّحانه را از شرایط [[امام]] می‌دانستند، از این‌رو به [[امامت]] [[زید بن علی]] که بر ضدّ [[امویان]] [[قیام]] کرد و پس از او به [[امامت]] یحیی بن [[زید]] [[معتقد]] بودند. آنان به سه فرقۀ [[جارودیه]]، [[سلیمانیه]] و [[بتریّه]] تقسیم شدند. زیدیه در [[اعتقاد]]، معتزلی‌اند و در [[فقه]]، [[حنفی]] مسلک<ref>دربارۀ آنان ر. ک: «شخصیت و قیام زید بن علی»، «جنبش زیدیّه در ایران»، «سیره و قیام زید بن علی»، حسین کریمان، «الامام زید»، «تاریخ الفرقه الزیدیّه»، «الزیدیّه: نظریة و تطبیق»، «تاریخ الفرق الزیدیّه»، «دائرة المعارف تشیّع»، ج ۸، «لغت‌نامۀ دهخدا»، «تاریخ دولتهای اسلامی» ج ۱، «مقاتل الطالبیین»</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۰۰.</ref>.
# [[امام]] بایستی [[عالم به شریعت]] باشد تا بتواند [[مردم]] را به [[احکام دینی]] [[هدایت]] نماید؛
*به [[امامت]] [[زید بن علی]]، [[فرزند]] [[امام سجّاد]]{{ع}} به جای [[امام باقر|امام محمّد باقر]]{{ع}} [[معتقد]] بودند. آنان معتقدند که [[امامت]] در [[اولاد]] [[فاطمه زهرا]] است و از شرایط آن [[شجاعت]]، [[سخاوت]]، [[خروج]] مسلّحانه و ادّعای [[امامت]] است. خود اینان هم به چند [[فرقه]] تقسیم می‌شوند، همچون "[[جارودیّه]]"، "[[مرئیه]]"، "[[یعقوبیّه]]"، "[[جریریّه]]"، "[[یمانیّه]]" و...<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۵۹.</ref>.
# [[امام]] باید [[زاهد]] باشد تا به [[اموال]] [[مسلمانان]] [[چشم]] [[طمع]] نورزد؛
 
# [[امام]] باید [[شجاع]] باشد تا در [[جهاد]] با [[دشمنان]] فرار نکند؛
==زیدیه در مباحث مهدویت==
# [[امام علی]]{{ع}} بر سایر [[صحابه]] در [[خلافت]] [[افضلیت]] و [[اولویت]] دارد و در عین حال، تقدم [[مفضول]] بر [[فاضل]] جایز است از این‎‌رو از نظر آنها [[خلافت]] خلفای پیشین نیز [[مشروع]] است؛
*[[پیروان]] [[زید]]، [[فرزند]] [[امام سجاد]] {{ع}} هستند که وی را [[مهدی موعود]] می‌دانستند. در روایتی از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} آمده است که: "[[مهدی]] {{ع}} از [[فرزندان]] [[امام حسین]] {{ع}} است. او با [[شمشیر]] [[قیام]] می‌کند و مادرش، [[بهترین]] کنیزان خواهد بود"<ref>غیبة نعمانی، ص ۲۲۸.</ref>. هنگامی که "[[زید]]" [[فرزند]] [[امام سجاد]] {{ع}} بر ضد دستگاه پلید [[امویان]] [[قیام]] کرد، [[پیروان]] او ادّعا کردند که او همان [[مهدی موعود]] است، چرا که اوّلا از نسل [[حسین]] {{ع}} است، ثانیا شهامت‌مندانه [[قیام]] کرده و ثالثا از سوی مادر، [[فرزند]] اسیر است. اما آنان از یاد بردند که [[پیامبر]] {{صل}} در انبوه [[روایات]] در نوید از [[مهدی]] {{ع}} فرمود: [[امامان]] پس از من [[دوازده]] نفرند، نه نفر آنان از نسل فرزندم [[حسین]] خواهند بود و نهمین آنان [[قائم]] [[آل محمد]] {{ع}} است<ref>بحار الانوار، ج ۳۶، ص ۲۹۲.</ref>. و جناب "[[زید]]" [[نهمین امام]] از نسل [[پاک]] [[حسین]] {{ع}} نبود تا [[مهدی موعود]] باشد.
#خالی بودن زمان از [[امام]] جایز است چنانکه امکان وجود دو [[امام]] در یک زمان در دو منطقه ممکن است؛
*اما [[پیروان]] انقلابی [[زید]]، به خاطر جلب‌توجه توده‌ها و تسخیر عواطف و احساسات مذهبی و به انگیزه‌های نفسانی خویش، به این ادّعای دروغین دست یازیدند و سرانجام [[مذهب]] "زیدیه" به وجود آمد. [[پیروان]] [[مذهب]] "زیدیه" بیشتر در [[یمن]] هستند و متأسفانه از [[مذهب]] [[شیعه]] و راه و رسم [[اهل بیت]] {{عم}} جدا شده و در [[فقه]] و اصول و [[فروع]]، از [[مذاهب]] دیگری [[پیروی]] می‌کنند. زیدی‌ها، در برابر [[امامان معصوم]] {{عم}} مواضع ناپسندی دارند که [[شایسته]] است آنان به اصل و [[نسب]] و اصالت خویش بازگردند و در مذهب‌شان به راه و رسم و [[مذهب]] [[خاندان]] [[پاک]] {{صل}} تمسّک جویند؛ همان مذهبی که در آغاز راه بر آن بودند<ref>[[سید محمد کاظم قزوینی|قزوینی، سید محمد کاظم]]، [[امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور (کتاب)|امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور]]، ص ۵۶۹.</ref><ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۳۹۱.</ref>.
# [[قیام مسلحانه]] در برابر [[ستمگران]] به صورت علنی جایز است و در [[حقیقت]] این مهم‎‌ترین ویژگی [[مکتب]] [[زیدیه]] است و البته این شرط را دربارۀ [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{ع}} لازم نمی‌دانند؛ زیرا [[پیامبر]] دربارۀ آنان فرمودند: «هُمَا إِمَامَانِ قَامَا أَوْ قَعَدَا»؛
 
# [[مشروعیت]] [[امام]] به [[دعوت]] [[آشکار]] به خود و [[قیام]] علیه [[ظالمان]] مشروط است<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۳۰۳.</ref>.
==زیدیه در درسنامه==
==آرا و [[عقاید]] [[کلامی]] زید‎یه==
*از فرقه‌های معروف [[شیعه]] و پیرو [[زید بن علی]] بن [[حسین بن علی]] {{عم}} هستند. این گروه به روایتی از [[پیامبر]] {{صل}} [[تمسک]] کرده‌اند که فرمود: "[[مهدی]] از [[فرزندان]] [[حسین]] {{ع}} است و او با [[شمشیر]] به پا می‌خیزد و مادرش [[بهترین]] کنیزان خواهد بود". پس زمانی که [[زید بن علی]] بن [[حسین بن ]][[علی بن ابی طالب]] [[قیام]] خود را علیه [[امویان]] آغاز کرد؛ گفتند: چون او از [[نسل]] [[حسین]] {{ع}} است و [[قیام به سیف]] علیه [[ظالمان]] کرده و از سویی [[فرزند]] [[اسیر]] است، پس او [[مهدی موعود]] می‌باشد!<ref>سید محمد کاظم قزوینی، امام مهدی {{ع}} از ولادت تا ظهور، ص ۵۶۸.</ref>. [[زید بن علی]] خود از بزرگان بود و خلفای [[اموی]] را بر [[حق]] نمی‌دانست. او علیه آنان [[قیام]] کرد و به طرف [[کوفه]] رفت و به [[همراهی]] چهار هزار نفر، با [[حاکم]] [[عراق]] ([[یوسف]] بن [[عمر]]به [[جنگ]] برخاست. کار [[زید]] در [[کوفه]] ده ماه طول کشید تا اینکه در سال ۱۲۲ ه به [[دستور]] هشام بن [[عبد]] الملک [[اموی]]، به دار آویخته شد. سرش را به [[دمشق]] نزد هشام و از آنجا به [[مدینه]] بردند. [[امام باقر]] {{ع}} درباره [[زید]] می‌فرمود: "خدایا! پشت مرا به [[زید]] محکم فرما". آن [[حضرت]] با مشاهده [[زید]]، آیه‌ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ}}<ref>«ای مؤمنان! به دادگری بپاخیزید و برای خداوند گواهی دهید» سوره نساء، آیه ۱۳۵.</ref>. را [[تلاوت]] می‌کرد و می‌فرمود: "ای [[زید]]! تو نمونه عمل به این [[آیه]] هستی"<ref>علامه امینی، الغدیر، ج ۳، ص ۱۷۰.</ref>. [[پیروان]] [[زید]] اطراف یحیی و فرزندش را گرفتند. یحیی در [[خراسان]] [[قیام]] کرد (۱۲۵ﻫ) و در جوزجان کشته شد. [[پیروان]] او به فرقه‌های مختلف (رافضیه، [[جارودیه]]، عجلیه، [[بتریه]]، [[صالحیه]] و زیدیه)، تقسیم و قائل به [[مهدویت]] [[زید]] و [[منتظر ظهور]] او شدند<ref>شهرستانی، الملل و النحل، ج ۱، ص ۵۴.</ref>. [[زید]] از حیث [[علم]]، [[زهد]]، [[ورع]]، [[شجاعت]] و [[دیانت]]، از بزرگان [[اهل بیت]] {{عم}} به شمار می‌رود. اینکه خود [[زید]] ادعای [[امامت]] یا [[مهدویت]] داشته باشد، در منابع یافت نشده است؛ بلکه روایتی از خود او، مؤید [[عقیده]] صحیحش در امر [[مهدویت]] است. ایشان می‌فرماید: پدرم [[علی]] بن [[حسین]] {{عم}} از پدرش [[حسین بن علی]] {{عم}} از [[رسول خدا]] {{صل}} [[روایت]] کرده است: "ای [[حسین]]! تو [[امامی]] و نه تن از [[فرزندان]] تو امینان و [[امامان]] معصوم‌اند و نهمین آنان، [[مهدی]] ایشان است"<ref>علی بن محمد خزاز رازی قمی، کفایة الاثر فی النصوص علی الائمة الاثنی عشر، ص ۳۲۷.</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت (کتاب)|درسنامه مهدویت]]، ج‌۱، ص۱۰۴، ۱۰۵.</ref>.
*برخی از آرا و [[عقاید]] [[کلامی]] زید‎یه عبارت‌اند از:
# [[زیدیه]] برخی از اوصاف [[خداوند]] را [[تأویل]] می‌‌کنند؛ مثلاً "ید" را به [[قدرت]] و [[نعمت]] [[تفسیر]] و [[تاویل]] می‌‌کنند. آنان [[رؤیت]] بصری [[خدا]] را محال و مستلزم حدوث و جسمانیت [[خدا]] می‌‌دانند؛
#دربارۀ [[عدل]] و [[حکمت الهی]] معتقدند [[خداوند]] [[فعل قبیح]] انجام نمی‎‌دهد و [[تکلیف]] به ما لا یطاق نمی‌‎کند و همچنین [[افعال]] [[قبیح]]، متعلق ارادۀ [[خدا]] نیست و آنچه به مقتضای [[حکمت]] [[واجب]] است، ترک نمی‎‌کند؛
#در [[خلق]] [[افعال]] و [[اختیار]]، تعابیر آنان به دیدگاه [[مفوضه]] نزدیک‎‌تر است؛
# [[مرتکب کبیره]] نه [[فاسق]] است نه [[مؤمن]] و اگر [[مرتکب کبیره]] بدون [[توبه]] بمیرد، مخلد در [[عذاب]] است<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۳۰۳ ـ ۳۰۴</ref>.
==انشعاب‌های [[زیدیه]]==
*[[زیدیه]] به [[دلیل]] [[اختلافات]] [[فکری]] به انشعابات فراوانی دچار شده که شمار آنها تا پانزده شعبه شمرده شده است که البته بیشتر آنها از میان رفته‌اند<ref>شخصیت و قیام زید بن علی، ص ۴۱۴.</ref>. برخی از این [[فرقه‌ها]] عبارت‌اند از:
#"[[جارودیه]]" یا "سرحوبیه"، [[پیروان]] ابی‌‎جا‌‎رود ا‎بو‎نجم زیاد بن منذ‎ر عبدی [[همدانی]] [[خراسانی]]: اینان به [[خلافت بلافصل]] [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} معتقدند و ترک [[بیعت]] با [[علی]]{{ع}} را برابر با [[کفر]] می‎‌دانند؛ بنابر [[باور]] این گروه پس از [[امام علی]]{{ع}} دو فرزندش، [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{ع}} به [[امامت]] رسیده‎‌اند و پس از این دو [[امام]] هر کس از [[فرزندان]] آنان [[قیام]] کند و شورای [[مسلمانان]] او را به [[امامت]] برگزیند، [[امام]] است<ref>فرق الشیعه، ص ۳۹ ـ ۴۰.</ref>.
#"[[سلیمانیه]]" یا "[[جریریه]][[پیروان]] [[سلیمان]] بن [[جریر]] رقی [[زیدی]]: این گروه [[بیعت با ابوبکر]] و [[عمر]] را [[خطا]] می‎‌شمار‎ند؛ اما این [[خطا]] را به حد [[کفر]] نمی‎‌رسانند با این حال، [[عثمان]] را به [[دلیل]] بدعت‎‌هایی که به وجود آورده، [[کافر]] می‎‌دانند.
#"[[صالحیه]]" یا "[[بتریه]]"، [[پیروان]] دو تن از [[رهبران]] [[زیدیه]]، [[حسن بن صالح بن حی همدانی]] و ابواسماعیل، کثیر بن [[اسماعیل]] بن [[نافع]] نواء، ملقب به کثیر النواء و الأبتر: اینان نیز [[خلافت ابوبکر]] و [[عمر]] را [[خطا]] می‌‎شمارند؛ اما دربارۀ [[عثمان]] توقف کرده و به تفسیق او قائل نیستند و نیز [[قیام با شمشیر]] و [[تعیین]] شورای [[مسلمانان]] را [[شرط امامت]] می‎‌دانند<ref>المقالات والفرق، ص ۷.</ref>.<ref>فرهنگ شیعه، ص ۲۸۴.</ref>
#"قاسمیه"، [[پیروان]] قاسم رسی؛
#"هادویه"، [[پیروان]] [[یحیی]] بن [[حسین]] بن قاسم مشهور به الامام الهادی إلی الحق؛
#"ناصریه"، [[پیروان]] [[ناصر]] اطروش؛
#"صیاحیه"، [[پیروان]] صباح بن قاسم مری، یا مزنی؛
#"عقبیه"، [[پیروان]] [[عبدالله]] بن [[محمد]] عقبی؛
#"[[نعیمیه]]"، [[پیروان]] نعیم بن یمان؛
# "[[یعقوبیه]]"، [[پیروان]] [[یعقوب]] بن علیا عدی [[کوفی]]<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۳۰۴.</ref>.
==[[زیدیه]] در [[آخر الزمان]]==
*زید‎‎یان در زمان معاصر نیز وجود دارد و اکثراً در [[یمن]] [[زندگی]] می‌‌کنند و دچار‌ تحولات و عقیده‎‌های [[سلفی]] شده‎‌اند و اکثراً تابع [[مذهب]] [[شافعی]] اهل‌ تسنن هستند. در روایتی [[امام صادق]]{{ع}} [[زیدیه]] را سپر بلای [[شیعه]] معرفی می‌‌نماید<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، اصول‎کافی، ج۲، ص ۲۲۵.</ref>؛ زیرا آنان به‌ واسطۀ نسبت ظاهری با [[شیعه]] و همچنین افراطی‌‎گری، همیشه [[دشمنان]] را متوجه خود‌ می‌‌ساختند.
*در برخی [[احادیث]] به [[جنگ امام مهدی]]{{ع}} با زیدیان اشاره شده از جمله:
# در [[حدیثی]] [[امام صادق]]{{ع}} به [[مفضل]] فرمودند: «[[سید حسنی]] از طرف [[دیلم]] [[قیام]] می‌‌کند و‌ با لشکری انبوه به [[حضرت مهدی]]{{ع}} ملحق می‌‌شود او [[حضرت]] را شناخته ولی برای‌ [[اطمینان]] خاطر [[یاران]] خود از [[حضرت]] [[معجزات]] و نشانه‎‌ها‎یی را می‌‌خواهد و [[حضرت]] همه‌ را انجام می‌‌دهد. [[سید حسنی]] [[دست]] می‌‌گشاید و با [[حضرت]] [[بیعت]] می‌‌کند و سایر لشکر‌ او نیز با [[حضرت]] [[بیعت]] می‌‌کنند اما در میان [[سپاه]] او [[چهل]] هزار نفر [[زیدی]] [[مذهب]] هستند‌ که [[قرآن]] حمایل کرده‌اند. آنها می‌‌گویند [[معجزات]] [[حضرت]] جملگی [[سحر]] است و از‌ [[بیعت]] سرباز می‌‌زنند. درگیری میان دو دسته ایجاد می‌‌شود [[حضرت]] رو به زیدیان کرده‌ و آنها را [[موعظه]] می‌‌کند و تا سه روز به آنها مهلت می‌‎دهد که در عقیدۀ خود تجدید‌ نظر کنند؛ اما آنان روز به روز یاغی‎‌تر می‌‌شوند و سپس [[حضرت]] [[دستور]] می‌‌دهد که همه را‌ بکشند و با قرآنهایشان [[دفن]] کنند تا [[روز قیامت]] بیشتر [[حسرت]] بخورند»<ref>اثبات الهداة، ج ۳، ص ۵۱۶.</ref>.
# [[امام باقر]]{{ع}} فرمودند: «هنگامی که [[حضرت قائم]]{{ع}} [[قیام]] می‌‌کند به‌ سوی [[کوفه]] رفته و در آنجا با شانزده هزار عالم [[دینی]] از فرقۀ [[بتریه]] روبرو می‌‌شود، آنان‌ [[قاریان]] قرآنند و پیشانی‌ها‎‎یشان از کثرت [[سجده]] پینه بسته است اما [[نفاق]] سرتاسر وجود آنان را گرفته است؛ این [[فرقه]] در حالی که [[غرق]] در [[سلاح]] هستند با [[حضرت]] روبرو‌ می‎‌شوند همۀ آنان [[حضرت]] را [[انکار]] می‌‌کنند و می‌‌گویند: ای [[فرزند فاطمه]]! از همان‌ راهی که آمده‌‎ای بازگرد؛ زیرا به تو نیازی نداریم و [[حضرت مهدی]]{{ع}} نیز شمشیر‌ کشیده و آنان را یکسره از دم تیغ می‌‌گذراند. آنان همگی در پشت [[شهر]] [[نجف]] در یک‌ نیم‎‌روز [[دوشنبه]] مانند شترِ [[قربانی]] کشته می‌‌شوند و حتی یک نفر از [[یاران]] [[حضرت]] هم‌ آسیبی نمی‌‎بیند»<ref>اثبات الهداة، ج ۳، ص ۵۱۶.</ref>.<ref>ر.ک: حیدرزاده، عباس، فرهنگنامۀ آخرالزمان، ص ۳۴۶.</ref>


== پرسش‌های وابسته ==
== پرسش‌های وابسته ==

نسخهٔ ‏۴ مهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۱۲:۰۱

این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل زیدیه (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

شخصیت زید

فرقۀ زیدیه

عقاید زیدیه

  1. امامت به فرزندان حضرت فاطمه(س) منحصر است و مراد از فاطمی کسی است که از طریق پدر به امام حسن(ع) یا امام حسین(ع) برسد؛ زیرا پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «الْمَهْدِیُ مِنْ وُلْدِ فَاطِمَةَ»؛
  2. امام بایستی عالم به شریعت باشد تا بتواند مردم را به احکام دینی هدایت نماید؛
  3. امام باید زاهد باشد تا به اموال مسلمانان چشم طمع نورزد؛
  4. امام باید شجاع باشد تا در جهاد با دشمنان فرار نکند؛
  5. امام علی(ع) بر سایر صحابه در خلافت افضلیت و اولویت دارد و در عین حال، تقدم مفضول بر فاضل جایز است از این‎‌رو از نظر آنها خلافت خلفای پیشین نیز مشروع است؛
  6. خالی بودن زمان از امام جایز است چنانکه امکان وجود دو امام در یک زمان در دو منطقه ممکن است؛
  7. قیام مسلحانه در برابر ستمگران به صورت علنی جایز است و در حقیقت این مهم‎‌ترین ویژگی مکتب زیدیه است و البته این شرط را دربارۀ امام حسن و امام حسین(ع) لازم نمی‌دانند؛ زیرا پیامبر دربارۀ آنان فرمودند: «هُمَا إِمَامَانِ قَامَا أَوْ قَعَدَا»؛
  8. مشروعیت امام به دعوت آشکار به خود و قیام علیه ظالمان مشروط است[۲۲].

آرا و عقاید کلامی زید‎یه

  1. زیدیه برخی از اوصاف خداوند را تأویل می‌‌کنند؛ مثلاً "ید" را به قدرت و نعمت تفسیر و تاویل می‌‌کنند. آنان رؤیت بصری خدا را محال و مستلزم حدوث و جسمانیت خدا می‌‌دانند؛
  2. دربارۀ عدل و حکمت الهی معتقدند خداوند فعل قبیح انجام نمی‎‌دهد و تکلیف به ما لا یطاق نمی‌‎کند و همچنین افعال قبیح، متعلق ارادۀ خدا نیست و آنچه به مقتضای حکمت واجب است، ترک نمی‎‌کند؛
  3. در خلق افعال و اختیار، تعابیر آنان به دیدگاه مفوضه نزدیک‎‌تر است؛
  4. مرتکب کبیره نه فاسق است نه مؤمن و اگر مرتکب کبیره بدون توبه بمیرد، مخلد در عذاب است[۲۳].

انشعاب‌های زیدیه

  • زیدیه به دلیل اختلافات فکری به انشعابات فراوانی دچار شده که شمار آنها تا پانزده شعبه شمرده شده است که البته بیشتر آنها از میان رفته‌اند[۲۴]. برخی از این فرقه‌ها عبارت‌اند از:
  1. "جارودیه" یا "سرحوبیه"، پیروان ابی‌‎جا‌‎رود ا‎بو‎نجم زیاد بن منذ‎ر عبدی همدانی خراسانی: اینان به خلافت بلافصل علی بن ابی طالب(ع) معتقدند و ترک بیعت با علی(ع) را برابر با کفر می‎‌دانند؛ بنابر باور این گروه پس از امام علی(ع) دو فرزندش، امام حسن و امام حسین(ع) به امامت رسیده‎‌اند و پس از این دو امام هر کس از فرزندان آنان قیام کند و شورای مسلمانان او را به امامت برگزیند، امام است[۲۵].
  2. "سلیمانیه" یا "جریریهپیروان سلیمان بن جریر رقی زیدی: این گروه بیعت با ابوبکر و عمر را خطا می‎‌شمار‎ند؛ اما این خطا را به حد کفر نمی‎‌رسانند با این حال، عثمان را به دلیل بدعت‎‌هایی که به وجود آورده، کافر می‎‌دانند.
  3. "صالحیه" یا "بتریهپیروان دو تن از رهبران زیدیه، حسن بن صالح بن حی همدانی و ابواسماعیل، کثیر بن اسماعیل بن نافع نواء، ملقب به کثیر النواء و الأبتر: اینان نیز خلافت ابوبکر و عمر را خطا می‌‎شمارند؛ اما دربارۀ عثمان توقف کرده و به تفسیق او قائل نیستند و نیز قیام با شمشیر و تعیین شورای مسلمانان را شرط امامت می‎‌دانند[۲۶].[۲۷]
  4. "قاسمیه"، پیروان قاسم رسی؛
  5. "هادویه"، پیروان یحیی بن حسین بن قاسم مشهور به الامام الهادی إلی الحق؛
  6. "ناصریه"، پیروان ناصر اطروش؛
  7. "صیاحیه"، پیروان صباح بن قاسم مری، یا مزنی؛
  8. "عقبیه"، پیروان عبدالله بن محمد عقبی؛
  9. "نعیمیهپیروان نعیم بن یمان؛
  10. "یعقوبیهپیروان یعقوب بن علیا عدی کوفی[۲۸].

زیدیه در آخر الزمان

  • زید‎‎یان در زمان معاصر نیز وجود دارد و اکثراً در یمن زندگی می‌‌کنند و دچار‌ تحولات و عقیده‎‌های سلفی شده‎‌اند و اکثراً تابع مذهب شافعی اهل‌ تسنن هستند. در روایتی امام صادق(ع) زیدیه را سپر بلای شیعه معرفی می‌‌نماید[۲۹]؛ زیرا آنان به‌ واسطۀ نسبت ظاهری با شیعه و همچنین افراطی‌‎گری، همیشه دشمنان را متوجه خود‌ می‌‌ساختند.
  • در برخی احادیث به جنگ امام مهدی(ع) با زیدیان اشاره شده از جمله:
  1. در حدیثی امام صادق(ع) به مفضل فرمودند: «سید حسنی از طرف دیلم قیام می‌‌کند و‌ با لشکری انبوه به حضرت مهدی(ع) ملحق می‌‌شود او حضرت را شناخته ولی برای‌ اطمینان خاطر یاران خود از حضرت معجزات و نشانه‎‌ها‎یی را می‌‌خواهد و حضرت همه‌ را انجام می‌‌دهد. سید حسنی دست می‌‌گشاید و با حضرت بیعت می‌‌کند و سایر لشکر‌ او نیز با حضرت بیعت می‌‌کنند اما در میان سپاه او چهل هزار نفر زیدی مذهب هستند‌ که قرآن حمایل کرده‌اند. آنها می‌‌گویند معجزات حضرت جملگی سحر است و از‌ بیعت سرباز می‌‌زنند. درگیری میان دو دسته ایجاد می‌‌شود حضرت رو به زیدیان کرده‌ و آنها را موعظه می‌‌کند و تا سه روز به آنها مهلت می‌‎دهد که در عقیدۀ خود تجدید‌ نظر کنند؛ اما آنان روز به روز یاغی‎‌تر می‌‌شوند و سپس حضرت دستور می‌‌دهد که همه را‌ بکشند و با قرآنهایشان دفن کنند تا روز قیامت بیشتر حسرت بخورند»[۳۰].
  2. امام باقر(ع) فرمودند: «هنگامی که حضرت قائم(ع) قیام می‌‌کند به‌ سوی کوفه رفته و در آنجا با شانزده هزار عالم دینی از فرقۀ بتریه روبرو می‌‌شود، آنان‌ قاریان قرآنند و پیشانی‌ها‎‎یشان از کثرت سجده پینه بسته است اما نفاق سرتاسر وجود آنان را گرفته است؛ این فرقه در حالی که غرق در سلاح هستند با حضرت روبرو‌ می‎‌شوند همۀ آنان حضرت را انکار می‌‌کنند و می‌‌گویند: ای فرزند فاطمه! از همان‌ راهی که آمده‌‎ای بازگرد؛ زیرا به تو نیازی نداریم و حضرت مهدی(ع) نیز شمشیر‌ کشیده و آنان را یکسره از دم تیغ می‌‌گذراند. آنان همگی در پشت شهر نجف در یک‌ نیم‎‌روز دوشنبه مانند شترِ قربانی کشته می‌‌شوند و حتی یک نفر از یاران حضرت هم‌ آسیبی نمی‌‎بیند»[۳۱].[۳۲]

پرسش‌های وابسته

جستارهای وابسته

منابع

منبع‌شناسی جامع زیدیه

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. ر.ک: سلیمیان، خدامراد، درسنامۀ مهدویت، ج‌۱، ص۱۰۴ـ ۱۰۵.
  2. ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۳۰۲.
  3. ربانی گلپایگانی، علی، درآمدی بر علم کلام، ص۲۰۲.
  4. «اللهم اشدُدْ ارزی بزید»؛ امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج۳، ص۷۰.
  5. «ای مؤمنان! به دادگری بپاخیزید و برای خداوند گواهی دهید» سوره نساء، آیه 135.
  6. امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج ۳، ص ۱۷۰.
  7. ر.ک: سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۲۵۴ ـ ۲۵۵.
  8. «اِنّه کانَ مِنْ علماءِ آل محمد(ص)»؛ ابن بابویه، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا(ع)، ج۱، باب ۲۵، ص۲۴۸.
  9. «هَذَا سَیِّدٌ مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ»؛ ابن بابویه، محمد بن علی، امالی، ص۳۳۵، ح ۱۱.
  10. طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفه الرجال (رجال کشی)، ص ۵۰۵.
  11. «أَمَّا الْبَاکِی فَمَعَهُ فِی الْجَنَّةِ وَ أَمَّا الشَّامِتُ فَشَرِیکٌ فِی دَمِه‏»؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج۴۶، ص۱۹۳.
  12. ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۳۰۲.
  13. ر.ک: محمد جعفری، سید حسین، تشیع در مسیر تاریخ، ص ۲۹۰ـ۲۹۳؛ قزوینی، سید محمد کاظم، امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور، ص ۵۶۸.
  14. ر.ک: سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۲۵۴ ـ ۲۵۵.
  15. ر.ک: تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۳۹۱.
  16. ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۳۰۱.
  17. خزاز رازی قمی، علی بن محمد، کفایة الاثر فی النصوص علی الائمة الاثنی عشر، ص ۳۲۷.
  18. ر.ک: سلیمیان، خدامراد، درسنامۀ مهدویت، ج‌۱، ص۱۰۴ـ ۱۰۵.
  19. ر.ک: الملل والنحل‌، ج۱، ص ۱۵۵.
  20. ر.ک: فرهنگ فرق اسلامی، ص ۲۱۷ـ ۲۱۹.
  21. فرهنگ شیعه، ص ۲۸۳.
  22. ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۳۰۳.
  23. ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۳۰۳ ـ ۳۰۴
  24. شخصیت و قیام زید بن علی، ص ۴۱۴.
  25. فرق الشیعه، ص ۳۹ ـ ۴۰.
  26. المقالات والفرق، ص ۷.
  27. فرهنگ شیعه، ص ۲۸۴.
  28. ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۳۰۴.
  29. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول‎کافی، ج۲، ص ۲۲۵.
  30. اثبات الهداة، ج ۳، ص ۵۱۶.
  31. اثبات الهداة، ج ۳، ص ۵۱۶.
  32. ر.ک: حیدرزاده، عباس، فرهنگنامۀ آخرالزمان، ص ۳۴۶.