چیستی و کلیات

در این بخش مباحث بنیادین شامل ریشه‌شناسی، تعاریف و مرزبندی‌های مفهومی مطرح می‌شود.

معناشناسی واژگانی

حقیقت اصطلاحی صبر

تفاوت صبر با مفاهیم مشابه

گونه‌شناسی و قلمرو صبر

این فصل علاوه بر تقسیم‌بندی مشهور روایی، به عرصه‌های خاص صبر در قرآن مانند جهاد نیز می‌پردازد.

اقسام سه‌گانه مشهور

صبر در جهاد و پایداری نظامی

صبر در تعاملات اجتماعی

مراتب و درجات صبر

بررسی صبر به عنوان یک فرآیند تشکیکی و دارای مراتب طولی که از تحمل ساده آغاز و به مقامات عالی می‌رسد.

صبر ابتدایی و خویشتنداری

مقام رضا و تسلیم

استقامت و پایداری در هدف

جایگاه و ارزش صبر

تبیین موقعیت استراتژیک صبر در هندسه دین و نظام اخلاقی اسلام.

صبر از دیدگاه عزم الامور

مقام معیت با خداوند

کلید رستگاری و فلاح

آثار و کارکردهای تربیتی

نتایج صبر فراتر از پاداش اخروی است و شامل آثار سازنده در تربیت فرد و جامعه می‌شود.

خودسازی و کنترل نفس

استحکام پیوندهای اجتماعی

پیروزی و ظفر بر دشمن

پاداش‌های بی حساب اخروی

راهکارها و موانع

رویکردی عملیاتی برای کسب ملکه صبر و شناخت عواملی که باعث فروپاشی سد شکیبایی می‌شوند.

اصلاح بینش توحیدی

یادآوری سنت‌های الهی

عوامل تضعیف کننده صبر

الگوهای عینی در قرآن

بررسی مصادیق عملی صبر در تاریخ انبیاء و اولیاء به عنوان سرمشق‌های قابل پیروی.

سیره پیامبران اولواالعزم

صبر ویژه پیامبر خاتم

سیمای مجاهدین و مؤمنان

معناشناسی

معنای لغوی

معنای اصطلاحی

«صبر» در لغت به معنای تاب آوردن است که در برابر جزع به معنای بی‌تابی به کار می‌‌رود.[۱] در کاربردهای عربی صبر در سه معنای اصلی به کار رفته است: ۱. حبس و نگهداری. ۲. قسمت بالای یک چیز. ۳. نوعی از سنگ سخت.[۲]

«صبر» به معنای حالت نفسانی که در علم اخلاق به کار می‌‌رود، همان حبس و نگهداری است به طوری که وقتی شخص به صابر نگاه می‌‌کند در می‌‌یابد که از عقل خویش که قسمت بالای انسان است استفاده کرده نه از قلب و احساسات که در میانه است یا اعضا و جوارح که پایین‌ترین قسمت بدن است. صابر از نظر ناظر بیرونی آدمی بی‌قلب و عاطفه است و مانند سنگ خارا و سنگدل و سخت دل محسوب می‌‌شود. پس می‌‌توان گفت که سه معنای اصلی صبر را در حالت نفسانی انسان می‌‌توان ردگیری و شناسایی کرد. به این معنا که اگر به هر سه معنای صبر توجه کنیم می‌‌توانیم آن حالت نفسانی انسان را به عنوان صبر قلمداد کنیم؛ چه به معنای حبس و خودداری خشم و غضب و جزع باشد و چه به معنای قسمت بالای یک چیز یا سنگ خارا و نوعی سنگ سخت باشد.

در فرهنگ قرآن صبر عبارت از امساک در تنگناها و خویشتن داری به مقتضای عقل و شرع یا حبس نفس از چیزی است که عقل و شرع حبس نفس از آن را اقتضا کند.[۳] البته همین معنا در مفهوم اصطلاحی صبر در کتب اخلاقی اسلامی مد نظر است.

امام علی(ع) درباره مفهوم صبر فرموده است: «اَلصَّبْرُ اَنْ یَحْتَمِلَ الرَّجُلُ ما یَنُوبُهُ، وَ یـَکْظِمُ ما یَغْضِبـُهُ»؛ صبر آن است که انسان مصیبتی را که به او می‌‌رسد تحمّل کند و خشم خود را فرو برد.[۴] بنابراین، صبر حالت خویشتن داری و نگه داری نفس از رفتارهای هیجانی و احساسی در هنگام بروز حوادث و مشکلات و مصیبت‌ها است. پس صابر در برابر فشار تاب می‌‌آورد و بی‌تابی و جزع نمی‌کند و رفتاری متعادل و متعارف خواهد داشت؛ هر چند که در وهله نخست به سبب ضربه و صدمه ابتدایی مبهوت و متاثر می‌‌شود ولی به سرعت مدیریت نفس خود را به دست می‌‌گیرد و اجازه نمی‌دهد تا کنش‌های بیرونی واکنش‌های او را مدیریت و جهت دهد.

باید دانست که صبر از اخلاق پیامبران و صالحان است. امام علی(ع) در این باره فرموده است: «اِنَّ الصَّبْرَ وَحُسْنَ الْخُلْقِ وَالْبِرَّ وَالْحِلْمَ مِنْ اَخْلاقِ الاَنْبِیآءِ»؛ صبر و شکیبائی و اخلاق نیکو و حلم و بُردباری از اخـلاق پیـامـبران اسـت.[۵] همچنین صبر از صفات مؤمنانی است که تابع پیامبران هستند و آنان را اسوه حسنه زندگی خویش قرار می‌‌دهند. امام صادق(ع) فرمود: «اَلْمُؤْمِنُ صَبُورٌ فِی الشَّدائِدِ، وَقُورٌ فِی الزَّلازِلِ، قَنُوعٌ بِما اُوتِیَ، لایَعْـظِمُ عَلَیْهِ الْمَصـائِبُ»؛ مؤمن در سختیها صبور ودر مقابل اضطرابها باوقار است، بدانچه به اوداده شده قانع است، وگرفتاری‌ها نزد او بزرگ نیست[۶].[۷]

آثار صبر

  1. صبر وسیله آسان شدن سختی‌ها: ﴿وَاسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ[۸]، ﴿وَقَالَ الْمَلأُ مِن قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَتَذَرُ مُوسَى وَقَوْمَهُ لِيُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ وَيَذَرَكَ وَآلِهَتَكَ قَالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنَاءَهُمْ وَنَسْتَحْيِي نِسَاءهُمْ وَإِنَّا فَوْقَهُمْ قَاهِرُونَ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللَّهِ وَاصْبِرُواْ إِنَّ الأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ[۹].
  2. شکیبایی زمینه‌ساز اجتناب از اتّکا به ستمگران: ﴿وَلاَ تَرْكَنُواْ إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاء ثُمَّ لاَ تُنصَرُونَ وَأَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ ذَلِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِينَ وَاصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ[۱۰].
  3. صبرپیشگی عامل رعایت اعتدال در انفاق و پرهیز از بخل و اسراف در آن: ﴿وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَامًا[۱۱]، ﴿أُوْلَئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلامًا[۱۲].
  4. صبرپیشگی زمینه‌ساز اجتناب از باطل و امور بیهوده: ﴿وَالَّذِينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا[۱۳]، ﴿أُوْلَئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلامًا[۱۴][۱۵].
  5. شکیبایی عامل اجتناب از مجالس باطل و بیهوده: ﴿وَالَّذِينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا[۱۶]، ﴿أُوْلَئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلامًا[۱۷][۱۸].
  6. صبر از عوامل پرهیز از بخل‌ورزی: ﴿وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَامًا[۱۹]، ﴿أُوْلَئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلامًا[۲۰].
  7. صبر عامل اجتناب از طغیان: ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَن تَابَ مَعَكَ وَلاَ تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ[۲۱]، ﴿وَاصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ [۲۲].
  8. صبر پیشگی زمینه‌ساز پرهیز از قتل‌های ناحق: ﴿أُوْلَئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلامًا[۲۳]، ﴿وَالَّذِينَ لا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ وَلا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ وَلا يَزْنُونَ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ يَلْقَ أَثَامًا[۲۴].
  9. صبر زمینه‌ساز استحکام پیوندهای اجتماعی: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ[۲۵][۲۶].
  10. شکیبایی از عوامل استقامت بر طریق حق: ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَن تَابَ مَعَكَ وَلاَ تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ[۲۷]، ﴿وَاصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ [۲۸].
  11. صبر زمینه‌ساز اطاعت از خدا: ﴿وَأَطِيعُواْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ [۲۹].
  12. میسّر بودن اطاعت از رسول خدا (ص) در سایه شکیبایی: ﴿وَأَطِيعُواْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ [۳۰].
  13. صبر زمینه‌ساز اقامه نماز و مواظبت بر آن: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ[۳۱][۳۲]، ﴿وَأَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ ذَلِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِينَ وَاصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ[۳۳]، ﴿وَالَّذِينَ صَبَرُواْ ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُواْ الصَّلاةَ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلانِيَةً وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُوْلَئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ[۳۴]، ﴿وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا لا نَسْأَلُكَ رِزْقًا نَّحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى[۳۵].
  14. صبر زمینه بهره‌مندی از امداد الهی: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ[۳۶]، ﴿وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ[۳۷]، ﴿وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ فَصَبَرُواْ عَلَى مَا كُذِّبُواْ وَأُوذُواْ حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا وَلاَ مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ وَلَقَدْ جَاءَكَ مِن نَّبَإِ الْمُرْسَلِينَينَ[۳۸]، ﴿وَأَطِيعُواْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ [۳۹]، ﴿فَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ صَابِرَةٌ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُواْ أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ[۴۰]، ﴿ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ هَاجَرُواْ مِن بَعْدِ مَا فُتِنُواْ ثُمَّ جَاهَدُواْ وَصَبَرُواْ إِنَّ رَبَّكَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ[۴۱]، ﴿فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالإِبْكَارِ[۴۲].
  15. صبر مجاهدان از عوامل فرود آمدن فرشتگان امدادگر به هنگام یورش شتابان دشمن: ﴿بَلَى إِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ وَيَأْتُوكُم مِّن فَوْرِهِمْ هَذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُم بِخَمْسَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلائِكَةِ مُسَوِّمِينَ[۴۳].
  16. صبر انبیا در برابر تکذیب‌ها و اذیت و آزار دشمنان موجب بهره‌مندی آنان از نصرت خدا: ﴿وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ فَصَبَرُواْ عَلَى مَا كُذِّبُواْ وَأُوذُواْ حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا وَلاَ مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ وَلَقَدْ جَاءَكَ مِن نَّبَإِ الْمُرْسَلِينَينَ[۴۴].
  17. بهره‌مندی از امداد الهی در صورت صبر، سنّتی الهی و تغییرناپذیر: ﴿وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ فَصَبَرُواْ عَلَى مَا كُذِّبُواْ وَأُوذُواْ حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا وَلاَ مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ وَلَقَدْ جَاءَكَ مِن نَّبَإِ الْمُرْسَلِينَينَ[۴۵].
  18. صبر وسیله‌ای کارساز در انجام دستورهای الهی: ﴿يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُواْ نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَوْفُواْ بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَإِيَّايَ فَارْهَبُونِ وَآمِنُواْ بِمَا أَنزَلْتُ مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَكُمْ وَلاَ تَكُونُواْ أَوَّلَ كَافِرٍ بِهِ وَلاَ تَشْتَرُواْ بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلاً وَإِيَّايَ فَاتَّقُونِ وَلاَ تَلْبِسُواْ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُواْ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ وَأَقِيمُواْ الصَّلاةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ وَارْكَعُواْ مَعَ الرَّاكِعِينَ[۴۶]، ﴿وَاسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِينَ[۴۷].
  19. میسّر بودن انجام اعمال صالح در سایه شکیبایی: ﴿وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُبَوِّئَنَّهُم مِّنَ الْجَنَّةِ غُرَفًا تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا نِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ الَّذِينَ صَبَرُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ[۴۸].
  20. امکان انفاق در سایه صبر و شکیبایی: ﴿وَالَّذِينَ صَبَرُواْ ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُواْ الصَّلاةَ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلانِيَةً وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُوْلَئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ[۴۹]، ﴿أُوْلَئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلامًا[۵۰]، ﴿وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَامًا[۵۱].
  21. صبر و شکیبایی موجب ایمن ماندن از توطئه‌های دشمن: ﴿إِن تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِن تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُواْ بِهَا وَإِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ لاَ يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ[۵۲].
  22. صبر از عوامل سالم ماندن از اذیت و آزار دشمنان: ﴿لَتُبْلَوُنَّ فِي أَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ أَذًى كَثِيرًا وَإِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الأُمُورِ [۵۳].
  23. صبر و شکیبایی در برابر حوادث و ناملایمات درپی دارنده بشارت الهی: ﴿وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمْوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ[۵۴]﴿وَلِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنسَكًا لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَى مَا رَزَقَهُم مِّن بَهِيمَةِ الأَنْعَامِ فَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَالصَّابِرِينَ عَلَى مَا أَصَابَهُمْ وَالْمُقِيمِي الصَّلاةِ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ[۵۵].
  24. صبر عامل دستیابی به مقام بندگی خدا: ﴿أُوْلَئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلامًا[۵۶]، ﴿وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلامًا[۵۷].
  25. صبر از عوامل دستیابی به رحمت الهی: ﴿ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ هَاجَرُواْ مِن بَعْدِ مَا فُتِنُواْ ثُمَّ جَاهَدُواْ وَصَبَرُواْ إِنَّ رَبَّكَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ[۵۸]، ﴿وَلَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ[۵۹].
  26. صبر از اسباب بهره‌مندی از رحمت خاصّ خدا: ﴿وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمْوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ[۶۰]، ﴿أُوْلَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ[۶۱]، ﴿وَإِسْمَاعِيلَ وَإِدْرِيسَ وَذَا الْكِفْلِ كُلٌّ مِّنَ الصَّابِرِينَ وَأَدْخَلْنَاهُمْ فِي رَحْمَتِنَا إِنَّهُم مِّنَ الصَّالِحِينَ [۶۲]، ﴿وَوَهَبْنَا لَهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُم مَّعَهُمْ رَحْمَةً مِّنَّا وَذِكْرَى لِأُولِي الأَلْبَابِ وَخُذْ بِيَدِكَ ضِغْثًا فَاضْرِب بِّهِ وَلا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِرًا نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ[۶۳].
  27. صبر زمینه‌ساز بهره‌مندی از مکان و جایگاه نیکو در دنیا: ﴿وَالَّذِينَ هَاجَرُواْ فِي اللَّهِ مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُواْ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَلَأَجْرُ الآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ الَّذِينَ صَبَرُواْ وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ[۶۴][۶۵].
  28. امکان پایداری بر پاکدامنی و اجتناب از آلودگی‌های جنسی در سایه صبرپیشگی: ﴿وَمَن لَّمْ يَسْتَطِعْ مِنكُمْ طَوْلاً أَن يَنكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِن مَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُم مِّن فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ فَانكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلاَ مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنكُمْ وَأَن تَصْبِرُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ[۶۶]، ﴿وَالَّذِينَ لا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ وَلا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ وَلا يَزْنُونَ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ يَلْقَ أَثَامًا[۶۷].
  29. صبر در برابر ستمگری‌ها، موجب پیروزی بر دشمن ستمگر: ﴿وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كَانُواْ يُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنَى عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ بِمَا صَبَرُواْ وَدَمَّرْنَا مَا كَانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُ وَمَا كَانُواْ يَعْرِشُونَ[۶۸].
  30. شکیبایی درپی دارنده پیروزی بر دشمن در میدان جهاد: ﴿فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُم بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَمَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُواْ مِنْهُ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ قَالُواْ لاَ طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاقُوا اللَّهِ كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ وَلَمَّا بَرَزُواْ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُواْ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ اللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُدُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا يَشَاء وَلَوْلاَ دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الأَرْضُ وَلَكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ[۶۹]، ﴿وَكَأَيِّن مِّن نَّبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُواْ لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُواْ وَمَا اسْتَكَانُواْ وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ وَمَا كَانَ قَوْلَهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ فَآتَاهُمُ اللَّهُ ثَوَابَ الدُّنْيَا وَحُسْنَ ثَوَابِ الآخِرَةِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ[۷۰]، ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُونَ[۷۱].
  31. امکان پیروزی صد نفر از مؤمنان بر هزار نفر از کافران در سایه صبر و شکیبایی: ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُونَ[۷۲].
  32. امکان پیروزی بیست نفر از مؤمنان بر دویست نفر از کافران در سایه صبر و شکیبایی: ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُونَ[۷۳].
  33. امکان پیروزی یک مؤمن بر دو نفر کافر در سایه شکیبایی: ﴿الآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفًا فَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ صَابِرَةٌ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُواْ أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ[۷۴].
  34. امکان پیروز شدن گروه کوچک در برابر گروه بزرگتر در سایه صبر و شکیبایی: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ[۷۵]، ﴿وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ[۷۶].
  35. پیروزی نتیجه صبر انبیا در برابر تکذیب و آزار مخالفان: ﴿وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ فَصَبَرُواْ عَلَى مَا كُذِّبُواْ وَأُوذُواْ حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا وَلاَ مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ وَلَقَدْ جَاءَكَ مِن نَّبَإِ الْمُرْسَلِينَينَ[۷۷]، ﴿قَالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِن نَّحْنُ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَمُنُّ عَلَى مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَمَا كَانَ لَنَا أَن نَّأْتِيَكُم بِسُلْطَانٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ وَمَا لَنَا أَلاَّ نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَى مَا آذَيْتُمُونَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّكُم مِّنْ أَرْضِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمِينَ وَلَنُسْكِنَنَّكُمُ الأَرْضَ مِن بَعْدِهِمْ ذَلِكَ لِمَنْ خَافَ مَقَامِي وَخَافَ وَعِيدِ[۷۸].
  36. صبر درپی دارنده موفقیت و پیروزی در برابر مشکلات و ناملایمات: ﴿وَاسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِينَ[۷۹]، ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ[۸۰].
  37. صبر در راه ایمان مقدّمه پیروزی و مایه فرا رسیدن فرج از جانب خداوند: ﴿وَإِن كَانَ طَائِفَةٌ مِّنكُمْ آمَنُواْ بِالَّذِي أُرْسِلْتُ بِهِ وَطَائِفَةٌ لَّمْ يُؤْمِنُواْ فَاصْبِرُواْ حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ بَيْنَنَا وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ[۸۱][۸۲].
  38. صبر بر داده‌های خدا تأمین کننده خیر و مصلحت انسان: ﴿وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَن نَّصْبِرَ عَلَىَ طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنبِتُ الأَرْضُ مِن بَقْلِهَا وَقِثَّائِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُواْ مِصْراً فَإِنَّ لَكُم مَّا سَأَلْتُمْ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَاؤُواْ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُواْ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذَلِكَ بِمَا عَصَواْ وَّكَانُواْ يَعْتَدُونَ[۸۳].
  39. صبر عامل قرار گرفتن در زمره متقین: ﴿لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ[۸۴]، ﴿لَتُبْلَوُنَّ فِي أَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ أَذًى كَثِيرًا وَإِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الأُمُورِ[۸۵][۸۶]، ﴿قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللَّهِ وَاصْبِرُواْ إِنَّ الأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ[۸۷]، ﴿فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ[۸۸]، ﴿وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا لا نَسْأَلُكَ رِزْقًا نَّحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى[۸۹].
  40. امکان دستیابی به تواضع و فروتنی در سایه صبر: ﴿أُوْلَئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلامًا[۹۰]، ﴿وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلامًا[۹۱].
  41. امکان پایداری بر توحید و دوری از شرک و چندگانه پرستی در سایه شکیبایی: ﴿أُوْلَئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلامًا[۹۲]، ﴿وَالَّذِينَ لا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ وَلا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ وَلا يَزْنُونَ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ يَلْقَ أَثَامًا[۹۳].
  42. شکیبایی درپی دارنده ثبات قدم بر حق: ﴿وَلَمَّا بَرَزُواْ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُواْ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ[۹۴].
  43. صبر، یاری دهنده مؤمنان برای جهاد و شهادت در راه خدا: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاء وَلَكِن لاَّ تَشْعُرُونَ[۹۵]، ﴿فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُم بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَمَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُواْ مِنْهُ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ قَالُواْ لاَ طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاقُوا اللَّهِ كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ وَلَمَّا بَرَزُواْ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُواْ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ اللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُدُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا يَشَاء وَلَوْلاَ دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الأَرْضُ وَلَكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ[۹۶]، ﴿وَكَأَيِّن مِّن نَّبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُواْ لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُواْ وَمَا اسْتَكَانُواْ وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ وَمَا كَانَ قَوْلَهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ فَآتَاهُمُ اللَّهُ ثَوَابَ الدُّنْيَا وَحُسْنَ ثَوَابِ الآخِرَةِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ[۹۷].
  44. صبر از عوامل دستیابی به حاکمیت بر سرنوشت خویش و رهایی از حکومت ستمگران: ﴿وَقَالَ الْمَلأُ مِن قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَتَذَرُ مُوسَى وَقَوْمَهُ لِيُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ وَيَذَرَكَ وَآلِهَتَكَ قَالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنَاءَهُمْ وَنَسْتَحْيِي نِسَاءهُمْ وَإِنَّا فَوْقَهُمْ قَاهِرُونَ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللَّهِ وَاصْبِرُواْ إِنَّ الأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ[۹۸]، ﴿وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كَانُواْ يُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنَى عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ بِمَا صَبَرُواْ وَدَمَّرْنَا مَا كَانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُ وَمَا كَانُواْ يَعْرِشُونَ[۹۹].
  45. امکان حفظ اتّحاد و ابهت جامعه ایمانی در سایه شکیبایی: ﴿وَأَطِيعُواْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ [۱۰۰].
  46. حفاظت از مرزهای کشور اسلامی در گرو صبر و شکیبایی مسلمانان: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ[۱۰۱].[۱۰۲].
  47. صبر مایه رشد معرفت آدمی و درک بهتر آیات و نشانه‌های خدا: ﴿وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ[۱۰۳]، ﴿إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ [۱۰۴]، ﴿إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ [۱۰۵]، ﴿إِن يَشَأْ يُسْكِنِ الرِّيحَ فَيَظْلَلْنَ رَوَاكِدَ عَلَى ظَهْرِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ[۱۰۶].
  48. صبر درپی دارنده درک صحیح نسبت به زخارف دنیا و پاداش‌های الهی: ﴿فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ قَالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا يَا لَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِيَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ وَقَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِّمَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا وَلا يُلَقَّاهَا إِلاَّ الصَّابِرُونَ[۱۰۷].
  49. صبر در برابر مشکلات و سختی‌ها درپی دارنده صلوات و درود خدا: ﴿وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمْوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ أُوْلَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ[۱۰۸].
  50. صبر از عوامل جلب محبّت خدا: ﴿وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ [۱۰۹].
  51. صبر زمینه رسیدن به فلاح و رستگاری: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ[۱۱۰]، ﴿إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ[۱۱۱].
  52. صبرپیشگی عامل رفتار نیک در برابر برخوردهای جاهلان: ﴿وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلامًا[۱۱۲]، ﴿أُوْلَئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلامًا[۱۱۳].
  53. صبر درپی دارنده زهد و چشم پوشی از زخارف دنیا: ﴿فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ قَالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا يَا لَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِيَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ وَقَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِّمَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا وَلا يُلَقَّاهَا إِلاَّ الصَّابِرُونَ[۱۱۴].
  54. صبر در برابر ظلم ظالمان درپی دارنده نیک بختی و خوشی در دنیا: ﴿وَالَّذِينَ هَاجَرُواْ فِي اللَّهِ مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُواْ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَلَأَجْرُ الآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ الَّذِينَ صَبَرُواْ وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ[۱۱۵].
  55. امکان شب زنده‌داری در سایه صبر و شکیبایی: ﴿أُوْلَئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلامًا[۱۱۶]، ﴿وَالَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدًا وَقِيَامًا[۱۱۷].
  56. صبر درپی دارنده شکر و سپاس: ﴿فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُواْ لِي وَلاَ تَكْفُرُونِ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ[۱۱۸]، ﴿وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ[۱۱۹][۱۲۰]، ﴿إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ [۱۲۱]،﴿إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ [۱۲۲]، ﴿إِن يَشَأْ يُسْكِنِ الرِّيحَ فَيَظْلَلْنَ رَوَاكِدَ عَلَى ظَهْرِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ[۱۲۳].
  57. صبر در برابر محرومیت‌ها و سختی‌ها از اسباب رسیدن به راستی و صداقت: ﴿لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ[۱۲۴].
  58. صبرپیشگی زمینه ساز عفو و گذشت از بدی دیگران: ﴿وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُواْ بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُم بِهِ وَلَئِن صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِّلصَّابِرِينَ[۱۲۵].
  59. مردن با حال تسلیم و انقیاد در برابر خدا در گرو صبر در مقابل تهدیدهای دشمنان ایمان: ﴿قَالَ فِرْعَوْنُ آمَنتُم بِهِ قَبْلَ أَن آذَنَ لَكُمْ إِنَّ هَذَا لَمَكْرٌ مَّكَرْتُمُوهُ فِي الْمَدِينَةِ لِتُخْرِجُواْ مِنْهَا أَهْلَهَا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلافٍ ثُمَّ لأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ قَالُواْ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ وَمَا تَنقِمُ مِنَّا إِلاَّ أَنْ آمَنَّا بِآيَاتِ رَبِّنَا لَمَّا جَاءَتْنَا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَتَوَفَّنَا مُسْلِمِينَ[۱۲۶].
  60. مرگ مؤمنان نیکوکردار مرگی با سعادت در سایه صبر و توکل: ﴿كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَيْنَا تُرْجَعُونَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُبَوِّئَنَّهُم مِّنَ الْجَنَّةِ غُرَفًا تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا نِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ الَّذِينَ صَبَرُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ[۱۲۷].
  61. صبر از عوامل مصونیت از فخرفروشی در صورت بهره‌مندی از نعمت الهی پس از سختی‌ها: ﴿وَلَئِنْ أَذَقْنَا الإِنسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَيَئُوسٌ كَفُورٌ وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاء بَعْدَ ضَرَّاء مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئَاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ إِلاَّ الَّذِينَ صَبَرُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ[۱۲۸].
  62. صبر از عوامل مصونیت از شادی‌های بی‌مورد و سرمستی در صورت بهره‌مندی از نعمت الهی: ﴿وَلَئِنْ أَذَقْنَا الإِنسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَيَئُوسٌ كَفُورٌ وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاء بَعْدَ ضَرَّاء مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئَاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ إِلاَّ الَّذِينَ صَبَرُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ[۱۲۹].
  63. صبر، عامل مصونیت از کفران و ناسپاسی در صورت از دست دادن نعمت‌ها: ﴿وَلَئِنْ أَذَقْنَا الإِنسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَيَئُوسٌ كَفُورٌ وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاء بَعْدَ ضَرَّاء مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئَاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ إِلاَّ الَّذِينَ صَبَرُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ[۱۳۰].
  64. صبر عامل مصونیت از یأس و ناامیدی در صورت از دست دادن نعمت‌ها: ﴿وَلَئِنْ أَذَقْنَا الإِنسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَيَئُوسٌ كَفُورٌ وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاء بَعْدَ ضَرَّاء مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئَاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ إِلاَّ الَّذِينَ صَبَرُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ[۱۳۱].
  65. صبر از عوامل دستیابی به آمرزش الهی: ﴿وَأَن تَصْبِرُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ[۱۳۲]، ﴿إِلاَّ الَّذِينَ صَبَرُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ[۱۳۳].[۱۳۴]، ﴿ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ هَاجَرُواْ مِن بَعْدِ مَا فُتِنُواْ ثُمَّ جَاهَدُواْ وَصَبَرُواْ إِنَّ رَبَّكَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ[۱۳۵]، ﴿وَلَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ[۱۳۶].[۱۳۷].
  66. صبرپیشگی به جای مقابله به مثل در برابر بدی دیگران درپی دارنده منفعت برتر: ﴿وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُواْ بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُم بِهِ وَلَئِن صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِّلصَّابِرِينَ[۱۳۸].
  67. صبر از عوامل موفقیت در آزمایش‌های الهی: ﴿وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمْوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ[۱۳۹]، ﴿فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُم بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَمَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُواْ مِنْهُ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ قَالُواْ لاَ طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاقُوا اللَّهِ كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ وَلَمَّا بَرَزُواْ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُواْ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ اللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُدُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا يَشَاء وَلَوْلاَ دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الأَرْضُ وَلَكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ[۱۴۰]، ﴿لَتُبْلَوُنَّ فِي أَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ أَذًى كَثِيرًا وَإِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الأُمُورِ [۱۴۱]، ﴿وَهُوَ الَّذِي خَلَق السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاء لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَلَئِن قُلْتَ إِنَّكُم مَّبْعُوثُونَ مِن بَعْدِ الْمَوْتِ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ[۱۴۲]، ﴿وَلَئِنْ أَذَقْنَا الإِنسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَيَئُوسٌ كَفُورٌ وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاء بَعْدَ ضَرَّاء مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئَاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ إِلاَّ الَّذِينَ صَبَرُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ[۱۴۳]، ﴿وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلاَّ إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَيَمْشُونَ فِي الأَسْوَاقِ وَجَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَتَصْبِرُونَ وَكَانَ رَبُّكَ بَصِيرًا[۱۴۴].
  68. صبر از عوامل نجات از اذیت: ﴿وَقَالَ الْمَلأُ مِن قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَتَذَرُ مُوسَى وَقَوْمَهُ لِيُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ وَيَذَرَكَ وَآلِهَتَكَ قَالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنَاءَهُمْ وَنَسْتَحْيِي نِسَاءهُمْ وَإِنَّا فَوْقَهُمْ قَاهِرُونَ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللَّهِ وَاصْبِرُواْ إِنَّ الأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ قَالُواْ أُوذِينَا مِن قَبْلِ أَن تَأْتِيَنَا وَمِن بَعْدِ مَا جِئْتَنَا قَالَ عَسَى رَبُّكُمْ أَن يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ وَيَسْتَخْلِفَكُمْ فِي الأَرْضِ فَيَنظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ[۱۴۵].
  69. صبر از عوامل نجات از استبداد: ﴿وَقَالَ الْمَلأُ مِن قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَتَذَرُ مُوسَى وَقَوْمَهُ لِيُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ وَيَذَرَكَ وَآلِهَتَكَ قَالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنَاءَهُمْ وَنَسْتَحْيِي نِسَاءهُمْ وَإِنَّا فَوْقَهُمْ قَاهِرُونَ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللَّهِ وَاصْبِرُواْ إِنَّ الأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ[۱۴۶].
  70. صبر از عوامل نجات از استثمار: ﴿وَقَالَ الْمَلأُ مِن قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَتَذَرُ مُوسَى وَقَوْمَهُ لِيُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ وَيَذَرَكَ وَآلِهَتَكَ قَالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنَاءَهُمْ وَنَسْتَحْيِي نِسَاءهُمْ وَإِنَّا فَوْقَهُمْ قَاهِرُونَ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللَّهِ وَاصْبِرُواْ إِنَّ الأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ[۱۴۷].
  71. صبر از اسباب نیک فرجامی: ﴿قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللَّهِ وَاصْبِرُواْ إِنَّ الأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ[۱۴۸]، ﴿فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ[۱۴۹]، ﴿وَالَّذِينَ صَبَرُواْ ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُواْ الصَّلاةَ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلانِيَةً وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُوْلَئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ[۱۵۰]، ﴿وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا لا نَسْأَلُكَ رِزْقًا نَّحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى[۱۵۱].
  72. صبرپیشگی عامل نیکی در برابر بدی دیگران: ﴿وَالَّذِينَ صَبَرُواْ ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُواْ الصَّلاةَ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلانِيَةً وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُوْلَئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ[۱۵۲]، ﴿وَلا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ وَمَا يُلَقَّاهَا إِلاَّ الَّذِينَ صَبَرُوا وَمَا يُلَقَّاهَا إِلاَّ ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ[۱۵۳].
  73. شکیبایی از عوامل رسیدن به مقام ابرار: ﴿لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ[۱۵۴]، ﴿إِنَّ الأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا[۱۵۵]، ﴿وَجَزَاهُم بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا[۱۵۶].
  74. شکیبایی برخی افراد بنی اسرائیل از عوامل دستیابی آنها به مقام امامت و پیشوایی از سوی خدا: ﴿وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَلا تَكُن فِي مِرْيَةٍ مِّن لِّقَائِهِ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ [۱۵۷].
  75. صبر زمینه ساز دستیابی به مقام رضا: ﴿فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاء اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى[۱۵۸].
  76. صبر در برابر مشکلات و سختی‌ها سبب قرار گرفتن در زمره نیکوکاران: ﴿وَكَأَيِّن مِّن نَّبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُواْ لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُواْ وَمَا اسْتَكَانُواْ وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ وَمَا كَانَ قَوْلَهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ فَآتَاهُمُ اللَّهُ ثَوَابَ الدُّنْيَا وَحُسْنَ ثَوَابِ الآخِرَةِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ[۱۵۹]، ﴿وَاصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ [۱۶۰]، ﴿قَالُواْ أَإِنَّكَ لَأَنتَ يُوسُفُ قَالَ أَنَاْ يُوسُفُ وَهَذَا أَخِي قَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا إِنَّهُ مَنَّ يَتَّقِ وَيَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ [۱۶۱]،﴿وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلاَّ بِاللَّهِ وَلاَ تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلاَ تَكُ فِي ضَيْقٍ مِّمَّا يَمْكُرُونَ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَواْ وَّالَّذِينَ هُم مُّحْسِنُونَ [۱۶۲].
  77. صبر و شکیبایی در برابر حوادث و سختی‌ها زمینه راهیابی به هدایت الهی: ﴿وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمْوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ[۱۶۳]، ﴿أُوْلَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ [۱۶۴].
  78. صبر، یاری دهنده انسان برای یاد خدا: ﴿فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُواْ لِي وَلاَ تَكْفُرُونِ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ[۱۶۵].
  79. لزوم صبرپیشگی تنها برای خدا: ﴿وَلِرَبِّكَ فَاصْبِرْ [۱۶۶].
  80. صبرپیشگی به انگیزه رسیدن به خشنودی خدا درپی دارنده سعادت و ستایش الهی: ﴿وَالَّذِينَ صَبَرُواْ ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُواْ الصَّلاةَ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلانِيَةً وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُوْلَئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَالْمَلائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِم مِّن كُلِّ بَابٍ سَلامٌ عَلَيْكُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ[۱۶۷].
  81. صبر خالصانه سبب ورود به بهشت عدن به همراه پدران، همسران و فرزندان صالح: ﴿وَالَّذِينَ صَبَرُواْ ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُواْ الصَّلاةَ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلانِيَةً وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُوْلَئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَالْمَلائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِم مِّن كُلِّ بَابٍ[۱۶۸].
  82. صبر خالصانه درپی دارنده سلام و ستایش فرشتگان در بهشت عدن: ﴿وَالَّذِينَ صَبَرُواْ ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُواْ الصَّلاةَ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلانِيَةً وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُوْلَئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَالْمَلائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِم مِّن كُلِّ بَابٍ[۱۶۹].
  83. صبر و استقامت برای کسب رضایت خدا از ویژگی‌های خردمندان: ﴿وَالَّذِينَ صَبَرُواْ ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُواْ الصَّلاةَ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلانِيَةً وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُوْلَئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ[۱۷۰]، ﴿أَفَمَن يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَى إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ[۱۷۱].
  84. صبر خالصانه حضرت یعقوب (ع) در فراق فرزندانش: ﴿قَالُواْ يَا أَبَانَا إِنَّا ذَهَبْنَا نَسْتَبِقُ وَتَرَكْنَا يُوسُفَ عِندَ مَتَاعِنَا فَأَكَلَهُ الذِّئْبُ وَمَا أَنتَ بِمُؤْمِنٍ لَّنَا وَلَوْ كُنَّا صَادِقِينَ وَجَاؤُوا عَلَى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَاللَّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ[۱۷۲][۱۷۳]، ﴿ارْجِعُواْ إِلَى أَبِيكُمْ فَقُولُواْ يَا أَبَانَا إِنَّ ابْنَكَ سَرَقَ وَمَا شَهِدْنَا إِلاَّ بِمَا عَلِمْنَا وَمَا كُنَّا لِلْغَيْبِ حَافِظِينَ[۱۷۴]، ﴿قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ عَسَى اللَّهُ أَن يَأْتِيَنِي بِهِمْ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ[۱۷۵].
  85. دعوت خدا از پیامبر (ص) به صبر خالصانه: ﴿فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِيلا[۱۷۶].
  86. اخلاص در صبر ملاک ارزشمندی آن: ﴿وَالَّذِينَ صَبَرُواْ ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُواْ الصَّلاةَ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلانِيَةً وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُوْلَئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ[۱۷۷]، ﴿وَلِرَبِّكَ فَاصْبِرْ [۱۷۸].[۱۷۹]

ارزش صبر

  1. صبر در برابر حوادث و مشکلات خصلتی نیکو، زیبا و ارجمند: ﴿وَجَاؤُوا عَلَى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَاللَّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ[۱۸۰]، ﴿قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ عَسَى اللَّهُ أَن يَأْتِيَنِي بِهِمْ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ[۱۸۱].
  2. صبر و شکیبایی مفیدتر و ارزشمندتر از قصاص و مقابله به مثل: ﴿وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُواْ بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُم بِهِ وَلَئِن صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِّلصَّابِرِينَ[۱۸۲]، ﴿وَلا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ وَمَا يُلَقَّاهَا إِلاَّ الَّذِينَ صَبَرُوا وَمَا يُلَقَّاهَا إِلاَّ ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ[۱۸۳]، ﴿وَجَزَاء سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِّثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ وَلَمَنِ انتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولَئِكَ مَا عَلَيْهِم مِّن سَبِيلٍ [۱۸۴]، ﴿وَلَمَن صَبَرَ وَغَفَرَ إِنَّ ذَلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الأُمُورِ [۱۸۵].
  3. صبر از ملاکهای امتیاز و ارزش: ﴿أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَاهَدُواْ مِنكُمْ وَيَعْلَمَ الصَّابِرِينَ[۱۸۶]، ﴿وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِينَ مِنكُمْ وَالصَّابِرِينَ وَنَبْلُوَ أَخْبَارَكُمْ[۱۸۷].
  4. صبر برای دیدار و ملاقات با پیامبر (ص) امری ارزشمند: ﴿وَلَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ[۱۸۸].[۱۸۹]

استعانت از صبر

  1. توصیه خدا به مؤمنان مبنی بر استمداد و استعانت از صبر: ﴿وَاسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِينَ[۱۹۰][۱۹۱]، ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ[۱۹۲].
  2. استعانت از صبر (برای انجام تکالیف الهی) از توصیه های خدا به اهل کتاب: ﴿وَاسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِينَ[۱۹۳].[۱۹۴]
  3. توجّه و ایمان به حمایت خدا از صابران زمینه ساز استعانت از صبر: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ[۱۹۵].
  4. استمداد از صبر امری دشوار جز برای خاشعان معاد باور: ﴿وَاسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِينَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاقُوا رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ[۱۹۶].[۱۹۷]
  5. استعانت از صبر، دارای اهمّیتی بیشتر نسبت به استعانت از نماز: ﴿وَاسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِينَ[۱۹۸]، ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ[۱۹۹].[۲۰۰]

نقش اسوه‌های صبر

توجّه به اسوه‌های صبر، تقویت کننده روحیه شکیبایی در انسان: ﴿وَكَأَيِّن مِّن نَّبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُواْ لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُواْ وَمَا اسْتَكَانُواْ وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ وَمَا كَانَ قَوْلَهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ فَآتَاهُمُ اللَّهُ ثَوَابَ الدُّنْيَا وَحُسْنَ ثَوَابِ الآخِرَةِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ[۲۰۱]، ﴿وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ فَصَبَرُواْ عَلَى مَا كُذِّبُواْ وَأُوذُواْ حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا وَلاَ مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ وَلَقَدْ جَاءَكَ مِن نَّبَإِ الْمُرْسَلِينَينَ[۲۰۲]، ﴿وَأَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ[۲۰۳]، ﴿وَإِسْمَاعِيلَ وَإِدْرِيسَ وَذَا الْكِفْلِ كُلٌّ مِّنَ الصَّابِرِينَ [۲۰۴]، ﴿اصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاذْكُرْ عَبْدَنَا دَاوُودَ ذَا الأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ[۲۰۵]، ﴿وَاذْكُرْ عَبْدَنَا أَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطَانُ بِنُصْبٍ وَعَذَابٍ[۲۰۶]، ﴿وَخُذْ بِيَدِكَ ضِغْثًا فَاضْرِب بِّهِ وَلا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِرًا نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ[۲۰۷]، ﴿فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلا تَسْتَعْجِل لَّهُمْ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلاَّ سَاعَةً مِّن نَّهَارٍ بَلاغٌ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلاَّ الْقَوْمُ الْفَاسِقُونَ[۲۰۸].[۲۰۹]

جایگاه صبر در دعوت پیامبر

  1. ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ[۲۱۰].
  2. ﴿وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلَا تَكُ فِي ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ[۲۱۱].
  3. ﴿وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا[۲۱۲]. نکته: در این آیه خداوند به پیامبر دستور داده که با چه گروه اجتماعی باید باشد که همین بودن نیاز به بردباری و صبر و مقاومت دارد و با چه گروهی نباید باشد و تسامح نکند که آن هم نیز نیاز به صبر و مقاومت و بردباری دارد.
  4. ﴿فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَإِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيْنَا يُرْجَعُونَ[۲۱۳].
  5. ﴿فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُنْ كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَكْظُومٌ[۲۱۴].
  6. ﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَى مَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنَافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُودًا * فَكَيْفَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ثُمَّ جَاءُوكَ يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنْ أَرَدْنَا إِلَّا إِحْسَانًا وَتَوْفِيقًا * أُولَئِكَ الَّذِينَ يَعْلَمُ اللَّهُ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَعِظْهُمْ وَقُلْ لَهُمْ فِي أَنْفُسِهِمْ قَوْلًا بَلِيغًا[۲۱۵]. نکته:بردباری و صبر پیامبر در مقابل رفتار منافقان و به دل نگرفتن و ناراحت نشدن از توصیه‌های خداوند به پیامبر است، که با کلمه: ﴿فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ[۲۱۶] بیان شده است[۲۱۷]. یعنی با تسامح از کنار آنان بگذر، چنانکه در داستان یوسف همین تعبیر (اَعْرِضْ عَنْ هذا) آمده و لذا به پیامبر توصیه شده است، که موعظه کن آنها را و پیام را به صورت رسا، به آنها برسان.
  7. ﴿وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُوا هَذِهِ مِنْ عِنْدِكَ قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فَمَالِ هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ لَا يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثًا[۲۱۸] نکته: در این آیه مسئله تطیر (فال بدزدن) مطرح است که مخالفان حوادث و پیش‌آمدهای بد را به پیامبر نسبت میدهند و ایشان را اذیت می‌کنند و خداوند برای تسلی دل و دعوت ایشان به صبر در مقابل این حرکت ایذایی می‌فرماید: به آنها بگو که همه آن‌چه هست مربوط به خدا است و این موضع‌گیری مخالفان را از روی نادانی آنها اعلام می‌کند. البته این موضوع تطیر در باره پیامبران پیشین هم بوده است.
  8. ﴿وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا[۲۱۹]. نکته: در این آیه رنج پیامبر از نفاق و نفوذی‌ها، مطرح شده و خداوند به پیامبر توصیه می‌کند به دِل نگیرد و توکل کند که خداوند او را کفایت خواهد کرد.
  9. ﴿وَمَنْ يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَى وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيرًا[۲۲۰].
  10. ﴿وَإِنْ يُرِيدُوا خِيَانَتَكَ فَقَدْ خَانُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ فَأَمْكَنَ مِنْهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ[۲۲۱]. نکته: در این آیه خداوند می‌خواهد که غصه‌ها و آلام پیامبر را تخفیف دهد؛ و بردباری او را بالا ببرد که اگر مشرکان (اسیران آزادشده جنگ بدر) می‌خواهند به او خیانت کنند، پیش از این به خدا هم خیانت کرده‌اند و نتیجه آن را دیده‌اند که خداوند نتایج خیانت آنها را از میان برد و قدرت او بر آنها مسلط است. در مقابل خیانت به رسول خدا هم خداوند علیم وحکیم است و آن را خنثی و پیامبر را پیروز خواهد کرد؛ لذا پیامبر نباید ناراحت باشد و غصه به خود راه ندهد.
  11. ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انْفِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ أَرَضِيتُمْ بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الْآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ[۲۲۲].
  12. ﴿لَوْ كَانَ عَرَضًا قَرِيبًا وَسَفَرًا قَاصِدًا لَاتَّبَعُوكَ وَلَكِنْ بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ الشُّقَّةُ وَسَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَوِ اسْتَطَعْنَا لَخَرَجْنَا مَعَكُمْ يُهْلِكُونَ أَنْفُسَهُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ[۲۲۳].
  13. ﴿عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَتَعْلَمَ الْكَاذِبِينَ[۲۲۴].
  14. ﴿لَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ أَنْ يُجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ * إِنَّمَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ[۲۲۵]. نکته: در این آیات: خداوند، رنج پیامبر را از راحت‌طلبان و فرصت‌طلبان، فراری از جهاد و اجازه گرفتن‌های مکرر آنان برای شرکت نکردن در جهاد، که باعث اذیت وی شده را مطرح می‌کند و این که آنها راه به جائی نمی‌برند، هرچند در سپر سوگندها مخفی شوند، و خودشان را نابود می‌کنند. پس پیامبر باید بردبار باشد و به خود رنج الم راه ندهد و خداوند درباره عذرآورندگان برای شرکت در جهاد قانونی را ذکر می‌کند و به پیامبر می‌فرماید آنهایی که از تو اجازه خروج از جهاد میخواهند در توجیهاتی که ذکر می‌کنند صادق نیستند و در آیه ۴۷ سوره توبه به پیامبر می‌گوید نبودن آنها همراه تو بهتر است، چون اگر در میان شما باشند فتنه و جاسوسی می‌کنند. ﴿لَوْ خَرَجُوا فِيكُمْ مَا زَادُوكُمْ إِلَّا خَبَالًا وَلَأَوْضَعُوا خِلَالَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَفِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ[۲۲۶] اگر با شما بیرون آمده بودند جز فساد برای شما نمی‌افزودند و به سرعت خود را در میان شما می‌انداختند و در حق شما فتنه می‌کردند و در میان شما جاسوسانی دارند که به نفع آنان «اقدام می‌کنند» و خدا به حال ستمکاران، دانا است.
  15. ﴿وَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنَّهُمْ لَمِنْكُمْ وَمَا هُمْ مِنْكُمْ وَلَكِنَّهُمْ قَوْمٌ يَفْرَقُونَ * لَوْ يَجِدُونَ مَلْجَأً أَوْ مَغَارَاتٍ أَوْ مُدَّخَلًا لَوَلَّوْا إِلَيْهِ وَهُمْ يَجْمَحُونَ * وَمِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقَاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْهَا رَضُوا وَإِنْ لَمْ يُعْطَوْا مِنْهَا إِذَا هُمْ يَسْخَطُونَ * وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَا آتَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ[۲۲۷] نکته: در این آیات اذیت‌هایی که از سوی افراد ترسو و پرتوقع ـ از نظر اقتصادی ـ به پیامبر (ص) میرسیده، مطرح شده است و می‌فرماید اگر آنها این‌گونه پیامبر را اذیت نمی‌کردند و انتظارات زیادی نداشتند، برای سعادت آنها بهتر بود.
  16. ﴿وَمِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَيَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ[۲۲۸]. نکته: این آیه نشان می‌دهد که مخالفان، با سخنان کوتاه و بی‌هدف خود که مطرح می‌کردند می‌خواستند پیامبر به آنها جواب دهد و او را از مسائل مهم باز دارند و خداوند می‌فرماید اگر او گوش است و به هر سخن پاسخ نمی‌دهد گوش خیر است برای پرداختن به مسائل مهم‌تر و در حقیقت اوج بردباری اوست، نه اینکه زود باور است و خداوند اذیت‌کنندگان به پیامبر را دوست ندارد. (تفصیل بیشتر را در مدخل اخلاق پیامبر که از آن تعبیر به خلق عظیم، شده می‌یابید).
  17. ﴿وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ قُلْ أَبِاللَّهِ وَآيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنْتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ[۲۲۹]. نکته: مسخره و شوخی گرفتن، و بازی کردن، با رسول الله و پیامش برای پیامبر رنجی بزرگ است، که نیاز به بردباری زیاد دارد، و لذا می‌فرماید: آیا خدا و آیات و رسولش را مسخره می‌کنید؟
  18. ﴿وَمِنْهُمْ مَنْ عَاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ آتَانَا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَلَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِينَ * فَلَمَّا آتَاهُمْ مِنْ فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ وَتَوَلَّوْا وَهُمْ مُعْرِضُونَ[۲۳۰] نکته: وفا نکردن به پیمان‌ها، مخصوصاً عهد و پیمان‌های اقتصادی، امری است که هر رهبری باید نگران آن باشد و خداوند نگرانی، رسول خدا و رنج او را از این مسئله ذکر می‌کند؛ زیرا وفا نکردن به عهد و پیمان‌ها هر جدیت را در جامعه تبدیل به شوخی می‌کند؛ و هیچ ملاکی برای استقرار و ثبات روابط اجتماعی باقی نمی‌گذارد. اضافه بر این که از نظر شخصی کسانی که به پیمان‌ها عمل نمی‌کنند، فاقد مروت و خصال حمیده هستند[۲۳۱].
  19. ﴿الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقَاتِ وَالَّذِينَ لَا يَجِدُونَ إِلَّا جُهْدَهُمْ فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ[۲۳۲]. نکته: بودن گروهی در جامعه، که با ملامت، و سرزنش و مسخره کردن، نیکوکاران را از کار خیر باز می‌دارند؛ یکی از دغدغه‌های فکری و رنج پیامبر است؛ زیرا این گروه برهم زننده فصای تعاون اجتماعی و همبستگی مردم هستند.
  20. ﴿فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلَافَ رَسُولِ اللَّهِ وَكَرِهُوا أَنْ يُجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَالُوا لَا تَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَوْ كَانُوا يَفْقَهُونَ[۲۳۳].
  21. ﴿وَإِذَا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ أَنْ آمِنُوا بِاللَّهِ وَجَاهِدُوا مَعَ رَسُولِهِ اسْتَأْذَنَكَ أُولُو الطَّوْلِ مِنْهُمْ وَقَالُوا ذَرْنَا نَكُنْ مَعَ الْقَاعِدِينَ[۲۳۴]. نکته: یکی از سختی‌ها و رنج‌های پیامبر این بود که افراد قدرتمند و دارای توان جسمی و مالی: ﴿أُولُو الطَّوْلِ از پیامبر اجازه می‌خواستند که در جهاد مشارکت نکنند، در حالی که توقع این بود که آنها بیشتر پیامبر را یاری کنند و حال آنکه شانه خالی می‌کردند و ایشان را دچار محنت می‌کردند با این همه حضرت با بردباری آنان را تحمل می‌فرمود.
  22. ﴿وَجَاءَ الْمُعَذِّرُونَ مِنَ الْأَعْرَابِ لِيُؤْذَنَ لَهُمْ وَقَعَدَ الَّذِينَ كَذَبُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ * لَيْسَ عَلَى الضُّعَفَاءِ وَلَا عَلَى الْمَرْضَى وَلَا عَلَى الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ مَا يُنْفِقُونَ حَرَجٌ إِذَا نَصَحُوا لِلَّهِ وَرَسُولِهِ مَا عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِنْ سَبِيلٍ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ * وَلَا عَلَى الَّذِينَ إِذَا مَا أَتَوْكَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لَا أَجِدُ مَا أَحْمِلُكُمْ عَلَيْهِ تَوَلَّوْا وَأَعْيُنُهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَنًا أَلَّا يَجِدُوا مَا يُنْفِقُونَ[۲۳۵]. نکته: رنج پیامبر از عذر آورندگان، صاحب مال و امکانات و مجاهدین بدون امکانات و مال است که قادر به شرکت در جهاد نیستند و پیامبر وقتی که گریه داوطلبان را می‌بیند که بدلیل فقد امکانات مادی، (که در آن عصر تجهیزات رزم مانند شمشیر و سپر و اسب به عهده رزمنده بود) قادر نیست آنها را وارد صف مجاهدین کند، رنج و سختی می‌برد.
  23. ﴿وَمِنَ الْأَعْرَابِ مَنْ يَتَّخِذُ مَا يُنْفِقُ مَغْرَمًا وَيَتَرَبَّصُ بِكُمُ الدَّوَائِرَ عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ[۲۳۶].
  24. ﴿وَمِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ لَا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَى عَذَابٍ عَظِيمٍ[۲۳۷]. نکته: در این دو آیه رنج و سختی پیامبر این است که با افراد منافق و مجهول روبه‌رو است که دشمنی خود را پنهان و به هر شکل به صورت مخفی بر علیه مؤمنین فعالیت می‌کنند و خدا می‌فرماید هر چند آنها برای تو مخفی، و مجهولند، ولی ما آنها را می‌شناسیم، و به‌زودی آنها را برای جزای کارهایشان عذاب خواهیم کرد.
  25. ﴿وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِدًا ضِرَارًا وَكُفْرًا وَتَفْرِيقًا بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصَادًا لِمَنْ حَارَبَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَلَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلَّا الْحُسْنَى وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ * لَا تَقُمْ فِيهِ أَبَدًا لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ * أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ[۲۳۸]. نکته: عده‌ای به فکر استفاده ابزاری از مسجد افتادند و پیامبر را به شدت ناراحت کرد؛ زیرا مسجد کانون معنویت و اخلاص و وسیله ایجاد اتحاد مسلمانان بود، اکنون عامل تفرقه و کمینگاه دشمنان خدا گردیده بود و لذا از آغاز ساخته شدن مسجد ضرار تا تخریب آن با وحی، از این که دستور می‌دهد مسجدی خراب شود، رنج می‌برد.
  26. ﴿لَقَدْ تَابَ اللَّهُ عَلَى النَّبِيِّ وَالْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ الْعُسْرَةِ مِنْ بَعْدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَءُوفٌ رَحِيمٌ[۲۳۹]. نکته: این آیه در باره غزوه تبوک و تحمل سختی آن از طرف پیامبر و مؤمنین است، و همچنین توبه کردن متخلفین از شرکت در جهاد، و پذیرفته شدن توبه آنان از سوی خداوند است.
  27. ﴿وَإِذَا مَا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ نَظَرَ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ هَلْ يَرَاكُمْ مِنْ أَحَدٍ ثُمَّ انْصَرَفُوا صَرَفَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَفْقَهُونَ[۲۴۰]. نکته: به هنگام نزول قرآن، دشمنان به‌گونه‌ای، علامت انکار را نشان می‌دهند و از پیش پیامبر می‌روند و پیامبر از این موضع‌گیری و حرکات آنها سختی زیادی را تحمل می‌کند، جنگ‌های تحمیلی و دفاع از اسلام، سپاه می‌خواهد و برخی از مردم مدینه عذر می‌آوردند و به جهاد نمی‌رفتند و پیامبر از این موضوع رنج می‌برد.
  28. ﴿لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ * فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ[۲۴۱]. نکته: این آیه به‌طور واضح رنج پیامبر را توضیح می‌دهد که چگونه انحراف و مشکلات و غصه‌های مردم برای پیامبر بار بسیار بزرگی است، که باید با بردباری آن را تحمل کند، در حالی که امت در غفلت به‌سر می‌برند.
  29. ﴿فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ عَلَى آثَارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِيثِ أَسَفًا[۲۴۲]. نکته: در این آیه نمایشی از شدت غصه و همّ و غمّ رسول خدا در جایگاه دعوت به خدا و دین حق است که با شهادت خدایی و صادقانه انجام گرفته؛ و به حقیقت مهم اشاره دارد که پیامبر به شدت حریص در دعوت و مبارزه با انحراف‌ها بود و برای او اصرار آنان برعبادت غیر خدا غصه بزرگی بود که با بردباری آن را تحمل میکرد.
  30. ﴿وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ * قُلْ لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا تَلَوْتُهُ عَلَيْكُمْ وَلَا أَدْرَاكُمْ بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُرًا مِنْ قَبْلِهِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ[۲۴۳] نکته: بهانه‌گیری و جدل‌های عنادی مخالفان، باعث رنج و زحمت پیامبر است و جواب پیامبر محکم است که من از طرف خودم نمی‌توانم قرآن را تغییر دهم، و این خداوند است که قرآن را بر من نازل کرده و اگر من چیزی را تغییر دهم دچار عذاب خواهم شد.
  31. ﴿وَمِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ أَفَأَنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَلَوْ كَانُوا لَا يَعْقِلُونَ * وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْظُرُ إِلَيْكَ أَفَأَنْتَ تَهْدِي الْعُمْيَ وَلَوْ كَانُوا لَا يُبْصِرُونَ[۲۴۴] نکته: در این دو آیه مراد گوش دادن و دیدن ظاهری نیست، بلکه تفکر و تعقل و درک کردن و زمینه و ظرفیت داشتن برای گرفتن پیام است و پیامبر محزون می‌شد و رنج زیادی تحمل میکرد که افرادی هر چه پیامبر تلاش میکرد پیام را نمی‌گرفتند و تعقل نمی‌کردند.
  32. ﴿وَمَا تَكُونُ فِي شَأْنٍ وَمَا تَتْلُو مِنْهُ مِنْ قُرْآنٍ وَلَا تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلَّا كُنَّا عَلَيْكُمْ شُهُودًا إِذْ تُفِيضُونَ فِيهِ وَمَا يَعْزُبُ عَنْ رَبِّكَ مِنْ مِثْقَالِ ذَرَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي السَّمَاءِ وَلَا أَصْغَرَ مِنْ ذَلِكَ وَلَا أَكْبَرَ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ[۲۴۵]. نکته: در این آیه بیان شده که خداوند می‌داند تلاش‌های زیاد و رنج و سختی‌های پیامبر را برای رسالت، و بردباری و تحمل و صبر او را و همه آنها در کتاب مبین ثبت می‌شود و به هدر نمی‌رود.
  33. ﴿فَلَعَلَّكَ تَارِكٌ بَعْضَ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَضَائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ جَاءَ مَعَهُ مَلَكٌ[۲۴۶]. نکته: در این آیه، دل‌تنگی پیامبر و رنج او از کوتاه فکری مخاطبین (پیام توحید و نشان دادن راه رستگاری)، که از او گنج میخواهند و یا دنبال فرشته میگردند، مطرح شده است.
  34. ﴿أَفَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَنًا فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ فَلَا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْ حَسَرَاتٍ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِمَا يَصْنَعُونَ[۲۴۷] نکته: در این آیه اشتیاق پیامبر برای هدایت مردم و حسرت خوردن و ناراحتی کشیدن حضرت را متذکر می‌شود و حتی می‌فرماید: جان خودت را از ناراحتی به خطر نیانداز که این خداوند است که هر که را می‌خواهد هدایت می‌کند و خدا از کارهای مخالفان آگاه است.
  35. ﴿وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انْفَضُّوا إِلَيْهَا وَتَرَكُوكَ قَائِمًا قُلْ مَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجَارَةِ وَاللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ[۲۴۸]. نکته: این آیه نیز به صراحت مطرح می‌کند که گروهی از مسلمانان به نماز جمعه حاضر می‌شدند و پیامبر در حال خواندن خطبه شاهد ترک نماز جمعه از سوی آنان برای قافله تجاری بود که با موسیقی و صدای طبل حضور خود را اعلام می‌کرد و این رفتار موجب ناراحتی و رنج زیادی می‌شد و حضرت با بردباری چنین حالتی را تحمل میکرد و خداوند به آنان می‌فرماید، به آنها بگو که آن‌چه پیش خداست، بهتر از لهو و تجارتی است که شما به دنبال آن می‌روید.
  36. ﴿وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا[۲۴۹]. نکته: در این آیه رنج و تحمل سختی برای پیامبر را در مبارزه با سنت‌های جاهلی یاد آور می‌شود، که در جاهلیت پسر خوانده خود را مثل پسر می‌دانسته و با زن‌های آنها پس از طلاق از شوهرشان هم ازدواج نمی‌کردند و خداوند به پیامبر دستور داده، که با زن زید پسر خوانده خویش پس از طلاق، ازدواج کند؛ و به هنگامی که زید می‌خواست زنش را طلاق دهد، پیامبر به او می‌گفت زنت را طلاق نده و خدا می‌فرماید: چرا این موضوع را پنهان می‌کنی و نگران مردم هستی، از خدا بترس و با او ازدواج کن تا برای همیشه این سنت جاهلی شکسته شود[۲۵۰].[۲۵۱]

پیامبر و مؤمنان مامور به صبر از سوی خداوند

  1. ﴿وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ[۲۵۲].
  2. ﴿وَأَقِمِ الصَّلَاةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ ذَلِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِينَ * وَاصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ[۲۵۳]
  3. ﴿وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا لَا نَسْأَلُكَ رِزْقًا نَحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى[۲۵۴].
  4. ﴿فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ[۲۵۵].
  5. ﴿فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِيلًا[۲۵۶].
  6. ﴿وَلِرَبِّكَ فَاصْبِرْ[۲۵۷].
  7. ﴿وَلَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ[۲۵۸].
  8. ﴿فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُنْ كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَكْظُومٌ[۲۵۹]
  9. ﴿وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ[۲۶۰] و ﴿تِلْكَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ مَا كُنْتَ تَعْلَمُهَا أَنْتَ وَلَا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هَذَا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ[۲۶۱].
  10. ﴿وَاتَّبِعْ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَاصْبِرْ حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ[۲۶۲].
  11. ﴿وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ[۲۶۳].
  12. ﴿فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ...[۲۶۴]. نکته: خداوند به پیامبر می‌فرماید درمقابل سخنان غیرمسئولانه مخالفان دعوت که از روی ناراحتی و احساس بیان میکنند صبرکن؛ زیرا سخنان آنان ازروی ضعف است و تاثیری در مقابله با گسترش دعوت توحیدی ندارد و به زودی حقیقت و حق بر زندگی و حیات غالب خواهد شد و این صبر یک عامل مثبت است در برابر مخالفان دعوت که همه شیوه‌های گفتاری و رفتاری خود را به‌کار می‌گیرند و در نهایت در مقابل پیامبر و دعوت توحیدی او تسلیم می‌شوند[۲۶۵].
  13. ﴿فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لَا يُوقِنُونَ[۲۶۶]. نکته: خداوند به پیامبر می‌فرماید در امر دعوت در برابر همه حوادث، همه آزارها و کارشکنی‌ها و نسبت‌های ناروا، صبر کن و اصحاب و پیروانت باید شکیبا باشنند ﴿فَاصْبِرْ[۲۶۷] زیرا نتیجه نهایی در جهت پیروزی توحید بر شرک است ﴿إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ[۲۶۸] کلمه «وعد» در اینجا اشاره به وعده‌های مکرری است که در قرآن در مورد پیروزی مؤمنان داده شده است، از جمله در همین سوره می‌خوانیم ﴿وَكَانَ حَقًّا عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ[۲۶۹] و در سوره غافر ﴿إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ[۲۷۰] و در سوره مائده می‌گوید: ﴿فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ[۲۷۱] و دومین دستور، دستور به تسلط بر اعصاب و حفظ متانت و آرامش، و به اصطلاح از جا در نرفتن در این مبارزه سخت و پی‌گیر است، می‌فرماید: «هرگز نباید کسانی که ایمان ندارند تو را خشمگین و عصبانی کنند و کسانی که یقین به وعده خدای سبحان ندارند، تو را سست نسازند». و ﴿وَلَا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لَا يُوقِنُونَ[۲۷۲] وظیفه تو بردباری و تحمل و حوصله هر چه بیشتر و حفظ متانتی که شایسته یک رهبر در برابر این‌گونه افراد است، می‌باشد. ﴿وَلَا يَسْتَخِفَّنَّكَ از ماده «خفت» به معنی سبکی است، یعنی آن چنان سنگین و پا بر جا باش که این افراد نتوانند تو را سبک بشمرند و از جا تکان دهند، در مسیرت استوار و محکم بایست، چرا که آنها یقین ندارند و تو کانون یقین و ایمانی[۲۷۳].
  14. ﴿اصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ...[۲۷۴]. نکته: خداوند رسول گرامی خود را امر به صبر می‌کند و سفارش می‌فرماید یاوه‌گویی‌های کفار او را متزلزل نکند، و عزم او را سست نسازد. ﴿اصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ...[۲۷۵] و نیز سرگذشت جمعی از بندگان اواب خدا را به یاد آورد که همواره در هنگام هجوم حوادث ناملایم، به خدا مراجعه می‌کردند. ﴿وَاذْكُرْ عَبْدَنَا دَاوُودَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ[۲۷۶] و از این عده نام نه نفر از انبیای گرامی خود را ذکر کرده که عبارتند از: ۱. داوود؛ ۲.سلیمان؛ ۳. ایوب؛ ۴. ابراهیم؛ ۵. اسحاق؛ ۶. یعقوب؛ ۷. اسماعیل؛ ۸. الیسع؛ ۹.ذوالکفل (ع) که ابتدا نام داوود را آورده و به قسمتی از داستان‌های او اشاره می‌فرماید[۲۷۷].
  15. ﴿فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ...[۲۷۸].
  16. ﴿فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُولُو الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلَا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا سَاعَةً مِنْ نَهَارٍ بَلَاغٌ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلَّا الْقَوْمُ الْفَاسِقُونَ[۲۷۹].
  17. ﴿فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ[۲۸۰].
  18. ﴿وَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْرًا جَمِيلًا[۲۸۱].
  19. ﴿فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تُطِعْ مِنْهُمْ آثِمًا أَوْ كَفُورًا[۲۸۲]. نکته: خداوند به رسول گرامی‌اش می‌فرماید در برابر دشواری‌ها و مشکلاتی که در امر تبلیغ رسالت برایت ایجاد میکنند شکیبا باش و در مقابل کسانی که با تهدید و یا تطمیع می‌خواهند تو را از امر رسالت منحرف کنند صبور باش ﴿فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ[۲۸۳] و پیامبر را از هر گونه سازش با منحرفان بر حذر داشته می‌گوید: «از هیچ گنه‌کار و کافری از آنها اطاعت مکن ﴿وَلَا تُطِعْ مِنْهُمْ آثِمًا أَوْ كَفُورًا[۲۸۴] (در حقیقت این حکم دوم تأکیدی است بر حکم اول چرا که جمعیت دشمنان تلاش می‌کردند که از طرق مختلف پیامبر (ص) در مسیر باطل به سازش بکشانند، چنان که نقل شده که «عتبة بن ربیعه» و ولید بن مغیره به پیامبر (ص) می‌گفتند از دعوت خود باز گرد، ما آن قدر ثروت در اختیار تو می‌گذاریم که راضی شوی، و زیباترین دختران عرب را به همسری تو در می‌آوریم، و پیشنهادهای دیگری از این قبیل، و پیامبر (ص) به عنوان یک رهبر بزرگ راستین باید در برابر این وسوسه‌های شیطانی، یا تهدیداتی که بعد از بی‌اثر ماندن این تطمیع‌ها عنوان می‌شود، صبر و استقامت به خرج دهد، نه تسلیم تطمیع گردد، و نه تهدید. درست است که پیامبر اسلام (ص) هرگز تسلیم نشد، ولی این تأکیدی است بر اهمیت این موضوع در مورد آن حضرت (ص) و سرمشقی است جاودانی برای سایر رهبران راه خدا. گرچه بعضی از مفسران «اثم» را به «عتبة بن ربیعه» و «کفور» را به «ولید بن مغیره» یا «ابو جهل» که هر سه از مشرکان عرب بودند تفسیر کرده‌اند، ولی روشن است که «اثم» (گنهکار) و «کفور» (کافر و کفران‌کننده) مفهوم وسیع و گسترده‌ای دارد که همه مجرمان و مشرکان را شامل می‌گردد، هر چند این سه نفر از مصداق‌های روشن آن بودند. این نکته نیز قابل توجه است که «اثم» مفهوم عامی دارد که «کفور» را نیز شامل می‌شود، بنابراین ذکر «کفور» از قبیل ذکر «خاص» بعد از «عام» و برای تأکید است[۲۸۵].
  20. ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفًا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَفْقَهُونَ * الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفًا فَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ صَابِرَةٌ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُوا أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ[۲۸۶].
  21. ﴿وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا * وَجَزَاهُمْ بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا[۲۸۷]
  22. ﴿وَإِذَا رَأَوْكَ إِنْ يَتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُوًا أَهَذَا الَّذِي بَعَثَ اللَّهُ رَسُولًا * إِنْ كَادَ لَيُضِلُّنَا عَنْ آلِهَتِنَا لَوْلَا أَنْ صَبَرْنَا عَلَيْهَا وَسَوْفَ يَعْلَمُونَ حِينَ يَرَوْنَ الْعَذَابَ مَنْ أَضَلُّ سَبِيلًا[۲۸۸].
  23. ﴿ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ هَاجَرُوا مِنْ بَعْدِ مَا فُتِنُوا ثُمَّ جَاهَدُوا وَصَبَرُوا إِنَّ رَبَّكَ مِنْ بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَحِيمٌ[۲۸۹].
  24. ﴿قُلْ يَا عِبَادِ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّكُمْ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَأَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةٌ إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسَابٍ[۲۹۰].

نتیجه: در آیات فوق این موضوعات در رابطه با پیامبر و صبر مطرح گردیده است:

  1. میسّر بودن اطاعت از رسول خدا در سایه صبر و شکیبایی: ﴿وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ[۲۹۱]؛
  2. صبر زمینه‌ساز اقامه کامل فرائض و نماز و توصیه بر مواظبت بر آن برای پیامبر و اهل بیت (ع): ﴿وَأَقِمِ الصَّلَاةَ[۲۹۲]، ﴿وَاصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ[۲۹۳]، ﴿وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا[۲۹۴].
  3. دعوت خدا از پیامبر به صبرخالصانه و زیبا: ﴿فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِيلًا[۲۹۵].
  4. صبر برای دیدار و ملاقات با پیامبر امری ارزشمند: ﴿وَلَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ...[۲۹۶].
  5. تشویق پیامبر و مؤمنان به صبر از اهداف بیان سرگذشت نوح در قرآن: ﴿وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ...[۲۹۷]، ﴿تِلْكَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ مَا كُنْتَ تَعْلَمُهَا أَنْتَ وَلَا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هَذَا فَاصْبِرْ[۲۹۸].
  6. دستورخداوند به پیامبر (ص) به اینکه تنها تابع آن فرامینی باشد که به خود او وحی می‌شود، ﴿وَاتَّبِعْ مَا يُوحَى إِلَيْكَ[۲۹۹] و در برابر هر مصیبت و رنجی که در راه این تبعیت خواهد دید صبر کند ﴿وَاصْبِرْ[۳۰۰] و خدای سبحان به زودی بین او و قومش حکم خواهد کرد، و او حکم نمی‌کند جز به نحوی که مایه روشنی چشم آن حضرت باشد. ﴿حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ[۳۰۱].
  7. خداوند پیامبرش را امر به صبر و شکیبایی می‌کند و می‌فرماید این شکیبائی در صورتی اثر قطعی خواهد گذارد که بدون هیچ چشمداشتی انجام پذیرد یعنی فقط به خاطر خدا باشد، ﴿وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ[۳۰۲]. (علامه طباطبایی درباره این آیه وجه دیگری را مطرح می‌کند و می‌گوید در این جمله رسول خدا (ص) را امر به صبر داده، بشارتش می‌دهد که این نیرو و توانایی که بر صبر دارد و می‌تواند این همه تلخی‌ها را در راه خدا بچشد، از خدای تعالی است، آری هر امری وقتی قابل امتثال است که مأمور، قدرت بر امتثال آن را داشته باشد، خدای تعالی بعد از امر به صبرش خاطر نشان می‌سازد که قدرت بر این صبر داری، چون حول و قوه تو همه از پروردگار تو است، پس در اینکه فرمود: ﴿وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ[۳۰۳] اشاره به همین است که غم مخور، خدا تو را بر چنین صبری نیرو داده است[۳۰۴].
  8. خداوند به پیامبر (ص) می‌فرماید اکنون که بنا نیست این بدکاران فورا مجازات شوند تو در برابر آن‌چه آنها می‌گویند صابر و شکیبا باش ﴿فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ[۳۰۵] و این دستور خود را متفرع بر مطالب قبل کرده، گویا فرموده است: وقتی یکی از قضاهای رانده شده خدایی باشد که عذاب کفار را تاخیر بیندازد، و از آنان در برابر سخنان کفرآمیزی که می‌گویند انتقام نگیرد، ﴿وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَكَانَ لِزَامًا وَأَجَلٌ مُسَمًّى[۳۰۶] دیگر جز صبر راهی برای تو نمی‌ماند، باید به قضای خدا راضی شوی، و او را از آن‌چه در باره‌اش از کلمات شرک می‌گویند منزه بداری، و در برابر عکس‌العمل‌های بدی که نشان می‌دهند صبر کنی و در ازای آثار قضای او حمد خدا گویی، چون آثار قضای او جز اثر جمیل نخواهد بود، پس بر آن‌چه می‌گویند صبر کن، و به حمد پروردگارت تسبیح گوی، باشد که خوشنود گردی[۳۰۷].
  9. خداوند به پیامبرش می‌فرماید: در برابر انکار این کفار صبر کن و از اینکه به معاد ایمان نمی‌آورند حوصله به خرج ده، همان‌طور که رسولان اولوا العزم چنین کردند ﴿فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُولُو الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ[۳۰۸] و در طلب عذاب برای آنان عجله مکن ﴿وَلَا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ[۳۰۹] که به زودی آن روز را با عذاب‌هایی که دارد دیدار خواهند کرد، چون روز قیامت خیلی دور نیست، هر چند که اینان آن را دور می‌پندارند. ﴿كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا سَاعَةً مِنْ نَهَارٍ[۳۱۰].
  10. خداوند به پیامبرش صبری هدفمند با روش - هَجرِ جَمِیل - را میآموزد ﴿وَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْرًا جَمِيلًا[۳۱۱]. به این معنی که می‌فرماید در مواجهه با اذیت‌های گفتاری، تمسخرها و تهمت‌ها مخالفان دعوت توحیدی ازآنها فاصله بگیر و درگیر نشو به گونه‌ای که زمینه دعوت به حق ازطرف تو وجود داشته باشد و برای مشرکان هم زمینه رجوع و نزدیکی برای شنیدن دعوت وجود داشته باشد و اصولاً خُلق عظیم پیامبر و نرمی اخلاق او باعث می‌شود که در مقابل مخالفان همین روش ـ هَجر جَمیل - دوری کردن به روشی زیبا را داشته باشد.
  11. تخفیف یافتن تکلیف صابران مبنی بر مقابله یک با ده نفر به مقابله یک با دو نفر و ضعف بصیرت مؤمنان صابر علت تخفیف تکلیف آنان: ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفًا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَفْقَهُونَ * الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفًا...[۳۱۲]
  12. صبر اهل بیت پیامبر بر سختی گرسنگی و اطعام به نیازمندان سبب بهره‌مندی آنان از بهشت و نعمت‌های آن: ﴿وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا * وَجَزَاهُمْ بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا[۳۱۳].
  13. صبر و استقامت مشرکان بر بت‌ها و پرستش آن به رغم دعوت پیامبر از آنان به توحید: ﴿إِنْ كَادَ لَيُضِلُّنَا عَنْ آلِهَتِنَا لَوْلَا أَنْ صَبَرْنَا عَلَيْهَا[۳۱۴].
  14. صبر بر هجرت و ترک وطن مورد تشویق خداوند: ﴿ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ هَاجَرُوا مِنْ بَعْدِ مَا فُتِنُوا ثُمَّ جَاهَدُوا وَصَبَرُوا...[۳۱۵]، ﴿وَأَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةٌ إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسَابٍ[۳۱۶].[۳۱۷]

معنای صبر

خداوند در قرآن یکی از صفات پیامبران و مؤمنان را صبر دانسته است. نقیض واژه صبر در زبان عربی جزع است که به معنای بی‌تابی است[۳۱۸]. کسی که بی‌تابی می‌‌کند، این بی‌تابی در همه وجودش خودش را نشان می‌‌دهد که فزع و ناله کردن از جمله آنهاست.

به نظر می‌‌رسد که اصل واژه از سنگ سخت گرفته شده که یکی از معنای صبر است[۳۱۹]. بر همین اساس به بالای چیزی که به طور طبیعی سخت‌تر است، نیز صبر گفته می‌‌شود. حبس و بازداشت در یک محدوده و سخت‌گیری نسبت به آن نیز صبر گفته می‌‌شود که ارتباط تنگاتنگی با همان معنای نخست دارد. پس کسی که اهل صبر و شکیبایی است و در برابر مشکلات تاب می‌‌آورد و بی‌تابی نمی‌کند و مقاومت و استقامت دارد، صبر گفته می‌‌شود؛ زیرا خودش را در برابر فشارها محکم وسخت نشان می‌‌دهد و هیجانات خودش را محدود و مهار می‌‌کند و با امساک و خودداری اجازه نمی‌دهد امور بر عقل او غلبه و چیره شود.

در اصطلاح صبر به معنای امساک در تنگناها و خویشتن داری به مقتضای عقل و شرع یا حبس هیجانات نفس از چیزی که عقل و شرع حبس آن را اقتضا کند[۳۲۰].

حضرت امیرمؤمنان امام علی(ع) در تبیین معنا و مفهوم حقیقت صبر در آموزه‌های قرآنی و روایی و اخلاقی فرموده است: «اَلصَّبْرُ اَنْ یَحْتَمِلَ الرَّجُلُ ما یَنُوبُهُ، وَ یکْظِمُ ما یَغْضِبـُهُ»؛ صبر آن است که انسان مصیبتی را که به او می‌‌رسد تحمل کند و خشم خود را فرو برد[۳۲۱].[۳۲۲]

اقسام صبر

صبر یک نوع نیست؛ زیرا واکنش‌های انسان نسبت به امور و مسایلی که با آن مواجه می‌‌شود متفاوت است. تفاوت صبر به تفاوت میان عوامل موثر در هیجانات انسانی بستگی دارد. برخی از عوامل هیجانی با برخی دیگر فرق دارد. پس اختلاف و تفاوت در صبر به اعتبار عوامل ایجادی جزع و فزع بستگی دارد.

امیرمؤمنان امام علی(ع) می‌‌فرماید: «اَلصَّبْرُ، اِمّا صَبْرٌ عـَلَی الْمُصِیبـَةِ، أَوْ عـَلَی الطّـاعـَةِ، أَوْ عَنِ الْمَعْصِیَةِ وَهذَا الْقِسْمُ الثّالِثُ أَعْلی دَرَجَةً مِنَ الْقِسْمَینِ الاَوَّلَیْنِ»؛ صبر یا بر مُصیبت است، یا بر اطاعت خدا، یا در مقابل معصیت است، که قسم سوّم از دو قسم قبلی با ارزش‌تر است[۳۲۳].

پس عوامل موثر بر حالات نفس و ایجاد هیجان سه امر مصیبت و اطاعت و معصیت است. از آن جایی که طبیعت انسانی گزارش به راحتی و آسانی دارد و معصیت هماره آسان‌تر از هر کاری دیگر است، به طور طبیعی اینکه انسان بتواند در برابر فشار معصیت صبر کند و خود را از آن دور نگه دارد، بسیار مهم است. تزیین گری و تسویل گری ابلیس و هواهای نفسانی انسان را به سوی معصیت سوق می‌‌دهد و اگر کسی بتواند از فشارهای آن خود را نگه دارد بسیار هنر کرده است[۳۲۴].

حقیقت ایمان، صبر در گرفتاری‌ها

همان‌گونه که پیامبر اکرم(ص) فرمود، صبر نیمی از ایمان است، امیرمؤمنان(ع) در تبیین این امر، به حقیقت ایمان اشاره کرده و مؤلفه‌های آن را در اموری چند از جمله صبر دانسته و فرموده است: «لايَذُوقُ الْمَرْءُ مِنْ حَقيقَةِ الاِيْمـانِ حَتّي يَكُونَ فيه ثـَلاثُ خِصالٍ: اَلْفِقْهُ فِي الدّينِ وَ الصَّبْرُ عَلَي الْمَصائِبِ وَ حُسْنُ التَّقْدِيرِ فِي الْمَعاشَ»؛ مرد حقیقت ایمان را نمی‌چشد تا اینکه دارای سه خصلت شود: ۱. به مسائل دینی آگاهی کامل داشته باشد؛ ۲. در گرفتاری‌ها صبور باشد؛ ۳. در زندگی حساب و اندازه داشته باشد[۳۲۵].

پس از میان اقسام صبر، صبر در مصیبت بسیار ارزشی است؛ زیرا انسان در مصیبت‌ها تعادل رفتاری خود را از دست می‌‌دهد و حتی به کفر گویی می‌‌افتد. کسی که بتواند براساس حسن الیقین و معرفت یقینی دست حکمیانه خدا را ببیند، در برابر مصیبت صبر پیشه می‌‌کند و ایمان خود را به نمایش می‌‌گذارد. از این روست که آن حضرت(ع) از مولفه‌ها و نشانه‌های ایمان به صبر در گرفتاری‌ها اشاره می‌‌کند[۳۲۶].

حکومت صبر

انسان همانند جامعه‌ای است که باید هر چیزی در جای خود قرار گرفته و هر یک نقش و مسئولیتی را به عهده داشته و به درستی از عهده آن بر آید. اگر عدالت در جامعه برقرار شود، بسیاری از مشکلات انسانی حل و فصل می‌‌شود و شخص بهتر می‌‌تواند در مسیر کمالی خلافت و ربوبیت الهی قرار گیرد و به اهداف آفرینش و خلقت انسان برسد.

پیامبر(ص) در حدیثی، مسئولیت‌های قوای انسانی را بیان کرده و فرموده است: «عَلَيْكَ بِالْعِلْمِ فَاِنَّ الْعِلْمَ خَليلُ الْمُؤْمِنِ، وَالْحِلْمَ وَزيرُهُ، وَالْعَـقْلَ دَليلُهُ، وَالْعَـمَلَ قَيِّمُهُ، وَالرِّفْـقَ اَبُـوهُ، وَاللِّـينَ اَخُـوهُ، وَالصَّبْرَ اَميرُ جُنُودِهِ»؛ بر توباد علم، که علم دوست مؤمن است، وبردباری وزیر مؤمن است، وخرد راهنمای اوست، وعمل سرپرست او، و مدارا کردن پدر او، و نرمی و ملایمت برادر او و صبر امیر سپاهیان اوست[۳۲۷]/

در اصول کافی در حدیث جنود عقل و جهل، بیان شده که انسان دارای عقل است و برای عقل جنود و لشکریانی است که در خدمت اویند؛ همان طوری که برای سفاهت و بی‌خردی یعنی همان جهالت در برابر عقلانیت، نیز جنود و لشکریانی است. اگر انسان صبر پیشه کند همه لشکر در خدمت انسان خواهد بود و حتی می‌‌تواند به سادگی لشکریان سفاهت و بی‌خردی را شکست دهد و اجازه بروز و ظهور ندهد؛ زیرا وقتی امارت سپاه و فرماندهی به صبر سپرده شود، صبر هیجانات را حبس و مهار می‌‌کند و با محدودیت‌سازی نسبت به جنود شیطانی سفاهت و بی‌خردی اجازه نمی‌دهد تا کاری انجام دهند. صبر به عقل اجازه می‌‌دهد تا کارها را به عنوان فرمانده کل نظارت کند و راهنمای خوبی برای فرمانده عملیاتی یعنی صبر باشد. همکاری میان عقل عنوان فرمانده روشنگر راهبردی با صبر به عنوان فرماندهی علمیاتی موجب می‌‌شد تا همه چیز بر اساس آن باشد که موجب کمال یابی می‌‌شود[۳۲۸].

صبر در سختی‌ها

صبر دارای مراتب و نیز اقسامی است. از جمله اقسام آن صبر در سختی است. مؤمن که اصطلاح عام برای همه کسانی است که از درجه اسلام بالاتر رفته و به مرتبه یقین وارد شده‌اند، در همه اقسام صبر استاد هستند. از این رو، پیامبران به عنوان مصادیقی از مؤمنان به این خصلت متصف و متخلق بودند. همین صبر است که او را در مشکلات و سختی‌ها و تکانه‌های شدید حفظ می‌‌کند و موجب می‌‌شود از درون و برون گرفتار اضطراب و تشویش و پریشان نشود و مصیبت و مشکلات کمرش را خم نکند و او را به واکنش‌های تند و احساسی و عاطفی نکشاند، بلکه با تمام وقار و صلابت و استواری در برابر مشکلات ایستادگی کرده و مقاومت می‌‌کند و به درستی عمل و رفتار می‌‌کند.

امام صادق(ع) در این باره فرموده است: «اَلْمُؤْمِنُ صَبُورٌ فِي الشَّدائِدِ، وَقُورٌ فِي الزَّلازِلِ، قَنُـوعٌ بِمـا اُوتِيَ، لايَعْـظِمُ عَلَيْهِ الْمَصـائِبُ»؛ مؤمن در سختی‌ها صبور و در مقابل اضطراب‌ها باوقار است، بدانچه به اوداده شده قانع است، وگرفتاری‌ها نزد او بزرگ نیست[۳۲۹].[۳۳۰]

ثواب صبر، برترین‌ها

از آنجایی که جایگاه صبر در میان عبادت جایگاهی برتر است، بنابراین، باید ثوابی که به صبر تعلق می‌‌گیرد، از برترین‌ها باشد. ارزش هر کاری به اهمیت آن بستگی دارد و چون صبر ارزش بسیاری دارد و در زندگی مردم بسیار مهم و اساسی است، به همین میزان ارزشی نیز بازتاب و آثار آن نیز ارزشمند خواهد شد. از همین رو، امیرمؤمنان امام علی(ع) فرموده است: «ثَوابُ الصَّبْرِ اَعْلَی الثَّوابِ»؛ پاداش صبر، بالاترین پاداش‌هاست[۳۳۱].[۳۳۲]

نیکوترین صبر، صبر فقراء

بر اساس آن چه بیان شد می‌‌توان دریافت که صبر در یک درجه و ارزش نیست؛ زیرا مراتب صبر بر اساس اقسام آن نیز فرق دارد و بر اساس همین نیز ارزش آن نیز متفاوت خواهد بود. در میان اقسام صبر می‌‌توان به صبر بر فقر به عنوان برترین‌ها اشاره کرد. پیامبر اکرم(ص) می‌‌فرماید: «اَلصـَّبْرُ حَـسَن وَلكِنْ فِي الْفُقَراءِ اَحْسَنُ»؛ صبر نیکوست ولی در فقراء نیکوتر است.[۳۳۳].[۳۳۴]

مقام ابرار، نتیجه صبر و شکیبایی

مقام ابرار مقام مقربان و اهل بیت عصمت و طهارت(ع) بر اساس آیات قرآنی از جمله آیات سوره انسان است. برای رسیدن به مقام راه‌هایی است که از جمله آنها می‌‌توان به صبر اشاره کرد. امام علی(ع) فرموده است: «اِنْ صَبَرْتَ اَدْرَكْتَ بِصَبْرِكَ مَنازِلَ الاَبْرارِ وَ اِنْ جَزَعْتَ اَوْرَدَكَ جَزَعُكَ عَذابَ النّارِ»؛ اگر صبر کنی به مقام و منزلت نیکان می‌‌رسی، و اگر بی‌تابی کنی، آن تو را به آتش وارد می‌‌کند.[۳۳۵].[۳۳۶]

خیر عاقبت صبر

انسان باید دنبال خیر باشد و از شر دور شود؛ ممکن است انسان نعمتی داشته باشد، ولی خیر نباشد؛ زیرا خیر آن چیزی است که در نهایت برای کمال انسان مفید و از نقص او را رها می‌‌سازد. البته در بیش‌تر موارد نعمت همراه خیر است؛ ولی این گونه نیست که هر نعمتی خیر باشد و هر نقمت و مشکلی شر باشد.

به عنوان نمونه جرعه‌های مصیبتی که انسان با صبر می‌‌خورد ظاهرش نقمت و درد و رنج و تلخی است؛ اما در نهایت خیر میوه آن است. به هر حال در میان امور، صبر از چیزهایی است که پایان آن خیر است. امام صادق(ع) فرموده است: «اَلصَّبْرُ يُعَقِّبُ خَيْراً، فَاصْبِرُوا تَظْفُرُوا»؛ عاقبت صبر و شکیبائی خیر است، بنابراین صبرکنید، تا پیروز شوید[۳۳۷].[۳۳۸]

صابر پیروز میدان

گفته شد که در جنگ میان لشکریان عقل و جهل، کسی پیروز میدان خواهد بود که بر اسب صبر سوار باشد. سوار بر اسب صبر در میدان جنگ پیروز خواهد بود و با فرماندهی عملیاتی صبر می‌‌تواند به چیزهایی دست یابد که با هیچ چیز دیگر تحقق نخواهد یافت. امام علی(ع) می‌‌فرماید: «مَنْ رَكِبَ مَرْكَبَ الصَّبْرِ اِهْتَدي اِلي مِضْمارِ النَّصْرِ»؛ کسی که بر مرکب صبر و بردباری سوار شُد به میدان پیروزی خواهد رسید[۳۳۹].[۳۴۰]

صبور مجاهد در راه خدا

یکی از ارزش‌هایی که در روایت برای صبر بیان شده، مجاهد در راه خداست. امام علی(ع) فرموده است: «مَنْ صَبَرَ عَلي طاعَةِ اللّه ِ وَ عَنْ مَعاصيهِ فَهُوَ الْمُجاهِدُ الصَّبُورُ»؛ کسی که در اطاعت خدا و کناره‌گیری از گناهان صبر و شکیبایی داشته باشد، او مجاهد بسیار صبوری است[۳۴۱].[۳۴۲]

بهشت برآیند صبر و مقاومت در برابر گرفتاری‌ها

اگر صبر فرمانده عملیاتی عقل است و عقل به اطاعت خدا و رضایت او فرمان می‌‌دهد؛ پس نتیجه و برآیند صبر و مقاومت در برابر مشکلات و گرفتاری‌ها، چیزی جز بهشت نخواهد بود. امیرمؤمنان امام علی(ع) فرمود: «لايُنْعَمُ بِنَعيمِ الاخِرَةِ اِلاَّ مَنْ صَبَرَ عَلي بَلاءِ الدُّنْيا»؛ تنها کسی به نعمت‌های آخرت می‌‌رسد، که در مقابل گرفتاریهای دنیا صبر و شکیبائی داشته باشد[۳۴۳].[۳۴۴]

ارزش صبر شیعیان بیش‌تر از صبر امامان(ع)

از جمله مراتب صبر می‌‌توان به صبر شیعیان و مؤمنان در مشکلات و مصیبت‌هایی است که بر ایشان وارد می‌‌شود، اشاره کرد. این نوع صبر از نظر روایات بسیار ارزشی است. امام صادق(ع) درباره علت این ارزش و مرتبه عالی صبر شیعیان می‌‌فرماید: «نَحْنُ صُبَّرٌ وَ شيعَتُنا اَصْبَرُ مِنّا، قُلْتُ: جُعِلْتُ فِداكَ، كَيْفَ صارَ شيعَتُكُمْ اَصْبَرُ مِنْكُمْ؟ قالَ: لاِنّا نَصْبِرُ عَلي ما نَعْلَمُ وَ شيعَتُنا يَصْبِرُونَ عَلي مالايَعْلَمُونَ»؛ ما خاندان، صبور و شکیبائیم و شیعیان ما، از ما هم شکیباترند. گفتم: جانم به فدایت، چگونه شیعیان شما از شما شکیباترند؟ فرمود: چون صبر ما بر چیزی است که می‌‌دانیم؛ امّا شیعیان ما صبر و شکیبائی می‌‌ورزند بر چیزی که نمی‌دانند[۳۴۵].[۳۴۶]

شیرینی پیروزی و تلخی صبر

صبر تلخ است و کام آدمی را تلخ می‌‌کند، اما شیرینی پیروزی موجب می‌‌شود که تلخی صبر را از میان می‌‌برد. امام علی(ع) فرموده است: «حَلاوَةُ الظَّفَرِ تَمْحُو مِرارَةَ الصَّبْرِ»؛ شیرینی پیروزی، تلخی صبر را محو می‌‌کند[۳۴۷].[۳۴۸]

آسان‌‏تر بودن صبر بر اطاعت از عقوبت

انسان عاقل هماره اهل حساب و کتاب است. حتی انسان‌هایی که اهل داد و ستد هستند، در این اندیشه هستند که ببیند در معامله چگونه می‌‌توانند سودی برند و سودشان بیش‌تر باشد. اگر انسان برآیند و نتیجه صبر را با بی‌صبری بسنجند در می‌‌یابد که این جا در دنیا اگر بخواهد در تکالیف و انجام آن مقاومت و صبر داشته باشد، بهتر از آن است که در آخرت صبر بر عقوبت داشته باشد. امام علی(ع) فرموده است: «اَلصَّبْرُ عَلي طاعَةِ اللّه ِ اَهْوَنُ مِنَ الصَّبْرِ عَلي عُقُوبَتِهِ»؛ صبر بر طاعت خدا، از صبر بر عذاب او آسان‌تر است[۳۴۹].[۳۵۰]

ارزش صبر در راه حق

صبر در راه حق حتی اگر بسیار تلخ باشد به سبب آنکه آثاری بسیار دارد، بهتر از آنکه جزع وفزع کند و بی‌تابی نماید. امام زین العابدین عَلِیّ بْنِ الْحُسَیْنِ(ع) می‌‌فرماید: «يا بُنَيَّ اِصْبِرْ عَلي الْحَقِّ وَ اِنْ كانَ مُرّاً»؛ در راه حق، صبر و بردباری داشته باش اگر چه تلخ باشد[۳۵۱].[۳۵۲]

بهشت بی‌حساب پاداش صبور

برخی از افراد بدون حساب و کتاب وارد بهشت می‌‌شوند؛ زیرا چنان در دنیا رفتار کرده‌اند که حساب خودشان را همین جا پس داده و سربلند و سالم از دنیا به سوی آخرت می‌‌روند. کسی که خودش اهل حساب وکتاب و تزکیه نفس است و صبر پیشه می‌‌گیرد بی‌حساب و کتاب وارد بهشت می‌‌رود. در روایت است: «سُئِل النَّبِيُّ(ص): هَلْ رَجُلٌ يَدْخُلُ الْجَنَّةَ بِغَيْرِ حِسابٍ؟ قـالَ: نَعَمْ كُلُّ رَحـيمٍ صَبُورٌ»؛ از رسول خدا(ص) سؤال شد. آیا کسی بدون حساب وارد بهشت می‌‌شود؟ پیامبر(ص) فرمود: آری هر انسان مهربان و شکیبا بدون حساب وارد بهشت می‌‌شود[۳۵۳].[۳۵۴]

ارتباط صبر و آزادگی

از نظر روایات حر واقعی کسی که از بند دنیا و زینت‌های آن آزاد و در بند بندگی خدا باشد و مالکیت او را بپذیرد. این گونه است که صبر واقعی را می‌‌توان در چنین حریت و آزادگی دید. در روایت است: «اَبي بَصيرٍ قالَ سَمِعْتُ اَبا عَبْدِ اللّه ِ(ع) يَقُولُ: اِنَّ الْحُـرَّ حُرٌّ عَلي جَميِع اَحْوالِهِ اِنْ نابَتْهُ نائِبَةٌ صَبَرَ لَها، وَ اِنْ تَدارَكَتْ عَلَيْهِ الْمَصائِبُ لَمْ تَكْسُرْهُ وَ اِنْ اُسِرَ وَ قُهِرَ وَ اسْتُبْدِلَ بِالْيُسْرِ عُسْراً» ابوبصیر از امام صادق(ع) نقل کرده که فرمود: انسان آزاده همیشه آزاده است، اگر حادثه ای برای او پیش آید، صبر و شکیبایی دارد، و اگر مصیبتها بر او فرو ریزد، او را نمی‌شکند اگر چه اسیر و مغلوب شود و آسایش او به سختی تبدیل شود[۳۵۵].[۳۵۶]

صبر در مفهوم قرآنی

واژه صبر در فرهنگ عربی به میوه گیاهی تلخ اطلاق می‌‌شود که به عنوان دارو برای درمان برخی بیماری‌ها و دردها به کار می‌‌رود. از پیامبر(ص) روایت شده که «ضریع» گیاهی است در آتش دوزخ همانند خار که تلخ‌تر از گیاه صبر و بدبوتر از مردار و سوزاننده‌تر از آتش است[۳۵۷].

در اصطلاح فرهنگ قرآنی، صبر به معنای شکیبایی و تاب آوری[۳۵۸] در برابر امور چندی است که شامل صبر در طاعت و انجام تکلیف، صبر بر مصیبت و بلایا و ابتلائات و صبر از معصیت و ترک گناه است. اصولا شکیبایی در این امور همانند خوردن میوه تلخ گیاه صبر است؛ اما انسان برای آنکه بتواند رفتاری مبتنی بر عقلانیت و به دور از جزع و فزع داشته باشد، لازم است تا این گونه کام خویش را تلخ کند تا میوه شیرین سلامت و رستگاری از آن بر آید. از پیامبر(ص) در این باره روایت است که فرمود: «اَلصَّبرُ ثَلاثَهٌ: صَبرٌ عِندَ المُصیبَهِ، وَ صَبرٌ عَلَی الطّاعَهِ وّ صَبرٌ عَنِ المَعصیَهِ»؛ صبر سه نوع است: صبر در هنگام مصیبت، صبر بر طاعت و صبر بر ترک گناه.[۳۵۹]

در آیات ۶۳ تا ۷۵ سوره فرقان به این سه گانۀ صبر اشاره و توجه داده شده و در آنها بیان شده که بندگان خدا در برابر مشکلات، طاعت خدا و ترک گناه، صبر و شکیبایی پیشه می‌‌کنند و تاب می‌‌آورند.

از نظر آموزه‌های وحیانی قرآن، «حلم» به بردباری گفته می‌‌شود که متضمن صبر و عقلانیت قوی است. بنابراین، حلیم بردباری است که عقل و صبر را با هم جمع کرده است؛ چراکه واژه حلم به معنای حبس نفس با عقلانیت است. ازاین رو، در اخلاق، حلم به معنای حبس و نگهداری نفس و طبع از هیجان غضب و خشم به کار رفته و حتی در کاربردهای عربی و قرآنی به معنای عقل نیز آمده است. تفسیر آن به عقل، در حقیقت از این جهت است که مسبَّب عقل و از دستاوردهای آن است[۳۶۰].

از آن جایی که خداوند عقل محض و خالق عقول در موجودات است، به طور طبیعی حلم به معنای عقلانیت بر او اطلاق می‌‌شود و همچنین از آن جایی که خداوند در عقوبت گناهکاران بسیار صبور و در اوج آن است تا جایی که به کافران و مشرکان و دشمنان و عاصیان فرصت می‌‌دهد و امهال می‌‌بخشد تا هر کاری می‌‌خواهند انجام دهند، از همین رو نیز نام حلیم به معنای بسیار بردبار بر خدا اطلاق می‌‌شود و خداوند نیز در آیات قرآنی خود را به این صفت متصف کرده است. در کتب تفسیری و مانند آن، نام حلیم، به عنوان یکی از اسما و صفات خداوند مطرح شده هر چند که در این منابع به معنای مهلت دادن و شتاب نکردن بر عقوبت نسبت به گناه تفسیر شده است؛ اما می‌‌توان به معنای عقل محض نیز باشد.

به هر حال، این واژه دوازده بار در قرآن به هر دو معنای عقل و بسیار صبور آمده است[۳۶۱].

حلم به معنای عقل در روایت نیز آمده است. امام صادق(ع) می‌‌فرماید: «اَلْحِلْمُ سِراجُ اللّهِ»؛ حلم و بردباری چراغ خداست.[۳۶۲] می‌‌دانیم که عقل نیز چراغ است. همچنین می‌‌دانیم که در فرهنگ جاهلی حلیم به کسی اطلاق می‌‌شد که از عقلانیت برخوردار است و رفتار و کنش و واکنش‌هایی را بر اساس عقلانیت انجام می‌‌دهد. امام علی(ع) درباره حقیقت حلم می‌‌فرماید: «اَلْحِلْمُ نورٌ جَوهَرُهُ الْعَقْلُ»؛ بردباری نوری است که جوهره آن عقل است. [۳۶۳]

پس حلم نورانیتی الهی در انسان است که بازتاب آن، گوهر عقل است. به سخن دیگر، نه تنها حلم به یک معنا عقل است، بلکه به یک معنا ریشه و خاستگاه عقل است؛ زیرا نوری است که گوهرش عقلانیت است و عقل و عقلانیت از آنجا برخاسته است. بر همین اساس، امام صادق(ع) حلم را سراج الهی و چراغ خدایی دانسته است؛ زیرا از آن چراغ الهی نوری ساطع می‌‌شود و به بیرون می‌‌درخشد که خروجی و بازتاب آن نور، عقل است. پس حلم است که عقل را تحقق می‌‌بخشد. پس اگر حلم را به عقل و حلیم را به عقلانیت تعبیر می‌‌کنند به اعتبار همان منشایت آن است؛ زیرا خاستگاه عقل، همان حلم نورانی از سراج الهی است[۳۶۴].

رابطه علم و صبر

صبرهای سه گانه، یعنی صبر بر طاعت و صبر از معصیت و صبر بر مصیبت که در روایات آمده، زمانی تحقق می‌یابد که شرایطی فراهم آید. از جمله مهم‌ترین عوامل آن، علم و آگاهی است. اگر انسان بخواهد بر انجام تکالیف صبوری کند، باید فایده آن را بداند و گرنه مانند هر کار طاقت فرسایی که اثر آن را نمی‌داند، آن کار را رها می‌کند. همچنین اگر بخواهد از معصیت و گناه دوری کند، باید تاثیر آن را در زندگی‌اش بداند، وگرنه تحت تاثیر وسوسه‌ها و جاذبه‌های گناه به معصیت کشیده می‌شود. از طرفی زمانی انسان می‌تواند بر مصیبتی صبر کند که حکمت و مصلحت آن را بشناسد و گرنه به جزع و فزع می‌افتد.

البته انسان حلیم نیز مانند صابر و صبور و صبار باید نه تنها علم داشته باشد، بلکه برخوردار از تعقل و تفکر باشد تا بتواند خشم خود را مهار و مدیریت کند. بر همین اساس باید علم را یکی از مهم‌ترین علل و عوامل صبر و حلم در انسان دانست.

حضرت خضر(ع) به حضرت موسی(ع) می‌فرماید: ﴿وَكَيْفَ تَصْبِرُ عَلَى مَا لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْرًا[۳۶۵]

واژه «خُبر» به ضم خاء به معنای خبیر و خُبره است. خبیر کسی است که زمین را می‌کند تا اخباری از وضعیت آن به دست آورد؛ هر چه کاوش‌، عمیق‌تر باشد، احاطه بر موضوع بیشتر بوده و اخبار به صدق نزدیک‌تر خواهد بود. بنابراین از نظر خضر(ع) وقتی موسی(ع) از کارهای او آگاه نیست؛ چگونه می‌تواند به چیزی که تنها ظاهر آن را می‌بیند و از باطن آن خبری ندارد، صبر کند. ظاهر این است که کشتی را سوراخ کرده، کودک بی‌گناهی را کشته و دیواری را به رایگان ساخته است؛ بنابراین، به حکم ظاهر لازم است تا نسبت به آن اعتراض کرد؛ چون به حکمت و باطن این کارها آگاهی و شناختی ندارد[۳۶۶].

خداوند درباره فرمان جهاد و کشتار دشمنان می‌فرماید: ﴿كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ[۳۶۷]

اینکه انسان چیزی را ناخوش دارد یا خوشایند و محبوبش باشد، به علم او بستگی دارد؛ چون شخص، ظاهر قتال را می‌بیند که کراهت‌آمیز است، بر اساس همین میزان علم خویش داوری می‌کند، اما اگر نسبت به باطن و ملکوت آن آگاهی و شناخت داشت، این کراهت برداشته می‌شد و آن امر محبوب می‌شد.

به هر حال، علم و آگاهی انسان نسبت به مسائل موجب می‌شود تا نحوه و چگونگی رفتار و کنش و واکنش‌های وی تغییر یابد. از همین رو در صبر و حلم نمی‌توان نقش علم را نادیده گرفت. کسی که می‌داند هر چیزی از خوب و بد بر سر انسان می‌آید بر اساس حکمت و برنامه تعیین شده الهی است[۳۶۸] دیگر جزع و فزع نمی‌کند و بهره‌مند از رحمت الهی خواهد شد[۳۶۹].[۳۷۰]

برتری صبر شیعیان

کسی که حسن ظن و گمان نیک و یقین به حکمت و مصلحت الهی در زندگی داشته باشد او نیز صبر می‌‌کند. صبر چنین افرادی به سبب کلیت حسن ظن به خداست. البته هر چه فشار بیش‌تر باشد صبر سخت‌تر خواهد بود. کسی که بداند تحت شدائد به مقامات می‌‌رسد و میوه و ثمره شیرین خواهد برد بر مصیبت و سختی راحت‌تر صبر می‌‌کند.

بر همین اساس گفته شده که صبر شیعیان خیلی ارزشمند است؛ زیرا بر بسیاری از مصیبت‌های سنگین صبر می‌‌کنند با آنکه علمی به جزئیات و آثار و برکات آن ندارند. امام صادق(ع) درباره ارزشمندی صبر شیعیان به سبب جهالت نسبت به حکمت‌ها و مصالح آن فرموده است: «نَحْنُ صُبَّرٌ وَ شیعَتُنا اَصْبَرُ مِنّا، قُلْتُ: جُعِلْتُ فِداکَ، کَیْفَ صارَ شیعَتُکُمْ اَصْبَرُ مِنْکُمْ؟ قالَ: لاِنّا نَصْبِرُ عَلی ما نَعْلَمُ وَ شیعَتُنا یَصْبِرُونَ عَلی مالایَعْلَمُونَ»؛ ما خاندان، صبور و شکیبائیم و شیعیان ما، از ما هم شکیباترند. گفتم: جانم به فدایت، چگونه شیعیان شما از شما شکیباترند؟ فرمود: چون صبر ما بر چیزی است که می‌‌دانیم. امّا شیعیان ما صبر و شکیبائی می‌‌ورزند بر چیزی که نمی‌دانند[۳۷۱].[۳۷۲]

اقسام صبر

صبر بر طاعت

انسان در زندگی با سه امر مواجه است که باید در آنها صبر پیشه کند؛ نخست صبر در انجام تکالیف است؛ زیرا هر انسانی در زندگی مسئولیت‌هایی دارد که بر اساس نقش فردی یا اجتماعی در قبال خدا، خود و خلق تعریف شده است. انسان در برابر خدا به عنوان خالق تکالیفی دارد که عقل فطری و نقل وحیانی آن را کشف می‌کند؛ یعنی در قبال خدا مسئولیت‌هایی دارد که از آن به شریعت یاد می‌شود. این تکالیف شامل انجام کارها و ترک کارهایی دیگر است. همچنین در قبال دیگران مسئولیت‌هایی دارد که از آن به مسئولیت اجتماعی یاد می‌شود. بنابراین، نوع اول صبر، همان صبر در تکالیف یا اطاعت است که بارها در قرآن به آنها‌ اشاره شده است[۳۷۳].

صبر بر معصیت

صبر در برابر معصیت، نوع دیگری از صبر است که انسان باید آن را داشته باشد؛ زیرا اموری در زندگی است که انجام آنها برخلاف حق و عدل و از مصادیق باطل و ظلم است. بنابراین، انجام آنها به معنای معصیت است. از نظر قرآن صبر بر معصیت بسیار سخت‌تر از صبر در تکلیف و اطاعت است؛ زیرا گرایش نفس در زندگی دنیوی به سوی این امور است؛ چراکه از نظر ظاهری جاذبه شگفت‌انگیزی دارد و دسترسی به آن ساده‌تر است. ارضای تمایلات غذایی یا جنسی از طریق دزدی و زنا بدون پذیرش مسئولیتی نمونه‌هایی از این امر است. عدم مهار و مدیریت قوه غضب و خشم هنگام مواجهه با امری ناخوشایند و مکروه نیز از مصادیق دیگر عدم صبر در هنگام معصیت است. اما صابر این‌گونه نیست و در برابر مثلا درخواست به زنا مقاومت و صبر می‌کند و تسلیم خواسته نفس نمی‌شود و نه تنها چشم فروهشته می‌دارد، بلکه سمت و سوی زنا نمی‌رود و همانند یوسف‌صفتان و مریم‌صفتان، خود را از معصیت زنا دور نگه می‌دارد و پاکدامنی را پیشه خود می‌کند[۳۷۴].

صبر بر مصیبت‌ها و سختی‌ها

سومین نوع از صبرها که در قرآن به آن پرداخته شده، صبر در مصیبت و ابتلائات است؛ زیرا سنت الهی بر این قرار گرفته تا انسان در زندگی دنیوی همواره با انواع ابتلائات از شرور و خیرات مواجه شود که صبر در مصیبت‌هایی که شرور‌آمیز است بسیار سخت‌تر است؛ چراکه مصیبت‌هایی چون از دست دادن زن، فرزند، مال، مقام، منصب، امتیازات اجتماعی و مانند آنها انسان را به جزع و فزع می‌افکند؛ اما مؤمنان با باور به اینکه همه اینها بر اساس مشیت حکیمانه و علم و قدرت الهی است که نهایت این مصیبت‌ها به نفع شخص تمام می‌شود، بر آنها صبر می‌کنند و به پاداش عظیم رشد کمالی در دنیا و بهشت اخروی نائل می‌شوند[۳۷۵].[۳۷۶]

حق تعالی خاستگاه حقایق

از نظر قرآن، حق تعالی تنها حق ثابت در هستی است و غیر از حق تعالی و شئونات و مظاهرش چیزی جز باطل نیست. از همین روست که خدا در قرآن بیان می‌‌کند: ﴿ سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ؛ «به تحقیق نشانه‌های خود را در کرانه‌ها و اطراف جهان و در نفوس خودشان به آنان نشان دهیم تا برای روشن شود که حق است. آیا کافی نیست که پروردگارت با ظاهر کردن آیات بر هر چیزی مشهود است؟»[۳۷۷]

به سخن دیگر، هر چیزی در هستی است، شئونات و مظاهر حق تعالی است و غیر حق تعالی چیزی نیست؛ اما آن چیزی که ما آن را به عنوان «باطل» می‌‌شناسیم، چیزی جز «توهم» نیست؛ یعنی اسمی بی‌مسمی است که هیچ «سلطان» برای وجودش نیست؛ زیرا غیر خدا کسی نیست تا در برابر خدا قرار گیرد. از این روست که آن را باطل می‌‌نامند.[۳۷۸] از همین روست که وقتی به هستی می‌‌نگریم، تنها حق تعالی را می‌‌بینیم؛ زیرا غیر از خدا هیچ چیز نیست تا مشهود باشد، بلکه هر چیزی که مشهود است و حقیقت دارد، همان حق تعالی و مظاهر و شئونات اوست[۳۷۹].

بنابراین، وقتی از حق در برابر باطل سخن می‌‌گویم، در حقیقت سخن از حق تعالی است که در برابرش چیزی جز «عدم» نیست که هیچ است. پس باطل چیزی نیست تا بدان اشاره کرد، بلکه توهم و تخیلی است که در برخی از افراد انسانی و جنّی شکل می‌‌گیرد که توانایی‌های خاصی دارند؛ زیرا توهم و تخیل پایین‌ترین سطوح عقلانیت است که به سبب فقدان نور کامل و تمام در فکر و ذهن انسان و جن شکل می‌‌گیرد. بنابراین، اگر عقل انسانی به تمام و کمال رسیده و شخص به رشد تمام دست یافته باشد، دیگر جایی برای باطل در ذهن و فکر او نیست؛ زیرا عاقل رشید جز به علم و سلطان چیزی را نمی‌پذیرد و نسبت به هر چیزی ظنی و ریبی توقف می‌‌کند تا پس از تحقق علم، موضع‌گیری خودش را داشته باشد[۳۸۰]؛ زیرا ظن هرگز انسان را به حق نمی‌رساند و «غنا» را موجب نمی‌شود؛ بلکه هماره هم چنان نیاز و فقر در فهم وگرایش باقی خواهد بود[۳۸۱].

اگر بخواهیم برای فهم توده مردم مثالی از حق و باطل بزنیم، که البته مثال است و نه تمام حقیقت، این که گفته شود داستان حق و باطل مانند آب و کف روی آب است؛ زیرا حباب‌های روی آب چیزی جز تظاهری از آب نیست که خودنمایی می‌‌کند و هیچ اصالتی ندارد، بلکه به سبب وابستگی به آب و تحرکات شدید آن شکل گرفته است[۳۸۲] یا در مثالی دیگر می‌‌توانیم نسبت حق و باطل را چیزی شبیه آب و سراب بدانیم که در بیابان شکل می‌‌گیرد. از همین روست که خدا اعمال کافران را «سراب» می‌‌داند که کافران آن را آن آب می‌‌بییند و توهم می‌‌زنند؛ در حالی که وقتی به آن می‌‌رسند چیزی را نمی‌یابند که «وجود» داشته باشد؛ بلکه آن چیزی که «وجود» دارد و شخص آن را می‌‌یابد تنها خدا است که در آنجا به انتظار مواخذه کافران نشسته است[۳۸۳].

در حقیقت از نظر قرآن، حق تعالی خاستگاه هر حقی است. از همین رو، از قرآن خدا در هر چیزی مشهود است و هر چیزی وجودش چیزی جز نشانه بودن نیست؛ زیرا از نظر قرآن هر چیزی «آیتی» از آیات و نشانه ای از نشانه‌های اوست[۳۸۴]، و آن چه که انسان به عنوان «باطل» از آن یاد می‌‌کند، حقیقتی ندارد، و باطل، اصلا «چیز» نیست، بلکه توهم و تخیل انسان‌های بیماردل است که «بصیرت» ندارند تا حقیقت را ببیند، بلکه در بیابان از شدت تشنگی و عدم دست یابی به آب حقیقت، «هیچ» را آب می‌‌بینند و به دنبال آن می‌‌روند و در نهایت به پوچی می‌‌رسند[۳۸۵].

خدا در آیات بسیاری از قرآن، خود را خاستگاه حق دانسته است و هر چیزی را در هستی از مظاهر و شئونات حق تعالی شمرده است.[۳۸۶] از این رو، تعابیری چون «الحق من ربک» در قرآن بسیار آمده است تا این حقیقت آشکار شود که خدا فقط خاستگاه هر حقی چه در آیات تدوین و چه در آیات تکوین و چه در درون و چه در برون است[۳۸۷].[۳۸۸]

ریشه و خاستگاه

«صبر» یک فضلیت اخلاقی و انسانی است؛ زیرا به طور طبیعی انسان در برابر کنش‌های تند و مصیبت‌ها و مشکلات، عنان اختیار خود را از دست می‌‌دهد؛ اما کسی که به خداوند باور داشته باشد، حالت صبر در او ایجاد می‌‌شود. خداوند در آیات ۲۲ و ۲۳ سوره حدید می‌‌فرماید: ﴿مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ * لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ[۳۸۹].

پس هیچ اتفاقی در زندگی بشر نمی‌افتد مگر آنکه در کتاب الهی و لوح محفوظ و ام الکتاب نوشته شده باشد و آنها بر اساس حکمت و مصلحتی اتفاق می‌‌افتد. بنابراین، بی‌تابی و بی‌صبری بشر هیچ تاثیر در آن نخواهد داشت و تنها موجب اذیت و آزار خود شخص و بروز رفتارهای نادرست و نامتعارف خواهد بود.

انسانی که به خداوند حسن ظن دارد و می‌‌داند خداوند جز خیر آفریده‌ها و بندگانش را نمی‌خواهد، در برابر مشکلات و مصیبت‌ها بی‌تابی نمی‌کند؛ زیرا می‌‌داند که به حکمت و یا مصلحتی این اتفاقات رخ می‌‌دهد. چنین گمان نیک به خداوند است که صبر و تاب آوری را در انسان موجب می‌‌شود؛ چنان که امیرمؤمنان امام علی(ع) در بیان خاستگاه و ریشه صبر فرموده است: «اَصْلُ الصَّبْرِ حُسْنُ الْیَقینِ بِاللّهِ»؛ ریشـه صبر، ایمان نیکو و عقیده استوار به خداوند است[۳۹۰].

از همین روست که امام علی(ع) در بیان ارزش و جایگاه صبر در ایمان شخص فرموده است: «اِلْزَموا الصَّبْرَ فَاِنَّهُ دِعامَةُ الاِیْمانِ وَمِلاکُ الاُمُورِ»؛ همیشه همراه صبر و شکیبائی باشید که آن ستون ایمان و قوام کارهاست[۳۹۱]. زیرا کسی که به خداوند نیک گمان است و یقین به خداوند دارد، صبر می‌‌ورزد و با صبر خویش نشان می‌‌دهد تا چه درجه از ایمان سود برده و نور ایمان در دلش نشسته و او را تزیین کرده است. رسول خدا(ص) نیز فرمود: «اَلاْیْمانُ نِصْفانِ، نِصْفٌ فِی الصَّبْرِ وَ نِصْفٌ فِی الشُّکْرِ»؛ ایمان دو نیمه دارد، نیمی از آن در صبر است، و نیمی از آن در شُکر نهفته است[۳۹۲] و امام علی(ع) در تبیین نسبت و رابطه صبر و دین یعنی همان ایمان و اسلام نیز می‌‌فرماید: «اَیُّهَا النّاسُ عَلَیْکُمْ بِالصَّبْرِ فَاِنَّهُ لادیِنَ لِمَن لا صَبْرَلَهُ»؛ مردم! بر شما باد صبر و شکیبائی، چون کسی که صــبر نداشـته باشد، دین نخواهـد داشت[۳۹۳].

امام علی(ع) صبر در گرفتاری‌ها را به عنوان حقیقت ایمان مطرح می‌‌کند و می‌‌فرماید: «لایذُوقُ الْمَرْءُ مِنْ حَقیقَةِ الاِیْمانِ حَتّی یَکُونَ فیه ثـَلاثُ خِصالٍ: اَلْفِقْهُ فِی الدّینِ وَ الصَّبْرُ عَلَی الْمَصائِبِ وَ حُسْنُ التَّقْدِیرِ فِی الْمَعاشَ»؛ مرد حقیقت ایمان را نمی‌چشد تا اینکه دارای سه خصلت شـود: ۱. به مسائل دینی آگاهی کامل داشته باشد؛ ۲. در گرفتاری‌ها صبور باشد؛ ۳. در زندگی حساب و اندازه داشته باشد[۳۹۴]. همچنین از امام علی(ع) روایت است که فرمود: «اَلصَّبْرُ اَحْسَنُ حُلَلِ الاِیْمانِ وَاَشْرَفٌ خـَلائِقِ الاِنْسـانِ»؛ صبر، بهترین جامه‌های ایمان و از برترین ویژگی‌های اخلاقی انسان است[۳۹۵].

امام علی(ع) همچنین با توجه به این جایگاه صبر در ایمان و یقین انسان سفارش به صبر می‌‌کند و می‌‌فرماید: «عَلَیْکَ بِالصَّبْرِ، فَاِنَّهُ حِصْنٌ حَصینٌ وَ عِبادَةُ الْمُؤقِنینَ»؛ بر تو باد به صبر، که صبر دژی استوار است، و عبـادت اهـل یقـین بـه شـمار می‌‌رود[۳۹۶] و بر همین اساس است که رسول خدا(ص) صبر را سلاح مؤمن می‌‌داند و صبر را به ایمان مستند می‌‌کند و می‌‌فرماید: «نِعْمَ سِلاحُ الْمُؤْمِنِ الصَّبْرُ وَ الدُّعآءُ»؛ چه نیکو سلاحی است صبر و دُعا برای مؤمن[۳۹۷].[۳۹۸]

عوامل صبر

بی‌گمان حوزه معرفت و شناخت تاثیر شگرف و مستقیم در نگرش‌ها و رفتارها و اعتقادات و باورهای آدمی دارد. از این روست که بخشی از آموزه‌ها و گزاره‌های قرآنی به حوزه شناخت و معرفت اختصاص یافته است تا انگیزه‌ای در درون انسان برای گرایش به موضوع ایجاد شود؛ زیرا نادانی و جهل نسبت به موضوع هرگز انگیزه‌ای برای انسان برای عمل و رفتار ایجاد نمی‌کند؛ آن چه موجب می‌‌شود تا انسان به چیزی علاقه مند شده و یا بدان گرایش یابد، همان شناخت انسان به موضوع و آثار و برکات آن است. از این روست که شناخت می‌‌تواند به عنوان مهم‌ترین عامل حرکتی و عشقی در آدمی عمل کند و او را به سوی موضوع ترغیب و تشویق نماید.

خداوند بر همین اساس، مهم‌ترین عامل در ایجاد صبر و بردباری در آدمی را توجه به حاکمیت مطلق و برتر خود معرفی می‌‌کند و می‌‌گوید که اگر انسان به این مسأله توجه یابد خود مهم‌ترین عامل در ایجاد صبر می‌‌باشد و اجازه می‌‌دهد تا انسان به سادگی در برابر مشکلات و سختی‌ها بیایستد و بی‌تابی نکند؛ زیرا علم به این که خداوند همه هستی را مدیریت می‌‌کند و حاکم مطلق بر همه چیز است و چیزی از دایره حکومت او بیرون نیست، موجب می‌‌شود تا هر اتفاق و مشکلی را مبتنی بر علم و آگاهی خداوند و در دایره مشیت و اراده عالی خداوندی بییند و با آن کنار بیاید؛ زیرا می‌‌داند که هیچ در جهان بی‌علت یا بی‌حکمت و هدف اتفاق نمی‌افتد و بیرون دایره اراده و مشیت عالی خداوند نیست.[۳۹۹]

در همین رابطه آگاهی و علم آدمی به ربوبیت و پروردگاری الهی نقش بسیار تاثیرگذار و مستقیمی ایفا می‌‌کند؛ زیرا توجه آدمی و همچنین ایمان و اعتقاد به این که خداوند پروردگار عالم است و ربوبیت او فراگیر و همه جانبه بر همه هستی از جمله خود او و روابط دیگران با اوست، می‌‌تواند زمینه صبر و بردباری را در آدمی ایجاد و تقویت نماید. از این روست که خداوند در آیه ۶۵ سوره مریم به علم و ایمان در این باره اشاره می‌‌کند و آن را زمینه‌ساز صبر در انسان بر می‌‌شمارد.

خداوند در این آیه ایمان به توحید و شناخت خدای بی‌مانند و بی‌شریک، را زمینه‌ساز شکیبایی و بردباری بر می‌‌شمارد و می‌‌فرماید که این گونه انسان به سادگی تن به آن چه می‌‌دهد که خداوند برای او مقدر کرده است و در برابر فشارها و سختی‌ها بی‌تابی نمی‌کند بلکه می‌‌کوشد تا واکنش درست و منطقی و براساس آموزه‌های الهی و عقلانی بدهد.

توجه به قدرت خداوند[۴۰۰] و قضای الهی در همه کلیات و جزئیات یا ریز و درشت موضوعات و مسایل و رخدادها[۴۰۱] و همچنین آگاهی و توجه یابی به سنت استدراج و امهال نسبت به دشمنان و مخالفان[۴۰۲] می‌‌تواند در ایجاد و تقویت صبر و بردباری بسیار موثر باشد. از این روست که در این آیات به این امور به عنوان عوامل صبر توجه داده شده است.

توجه و اعتقاد به این که دشمنان دین و توحید شکست می‌‌خورند و هر که بر خلاف حق و حقیقت گام بردارد و به سوی باطل متمایل شود در نهایت شکست خواهد خورد، خود عاملی مهم در ایجاد صبر و تقویت آن می‌‌باشد که در آیات ۵۵ و ۵۶ سوره غافر به آن اشاره شده است.

البته آگاهی انسان نسبت به فرجام بد و شوم بدکاران و باطل گرایان می‌‌تواند انسان را به سوی حق و حقیقت و صبر در برابر آن تقویت نماید. از این روست که خداوند در آیاتی از جمله آیات ۵۵ تا ۶۰ سوره روم گزارشی از احوالات بد و شوم دشمنان و باطل گرایان در قیامت می‌‌دهد تا موجبات تقویت روحیه و افزایش صبر در آدمی شود. در آیات ۴۸ و ۴۹ سوره قلم، نیز خداوند توجه یابی پیامبر به عواقب بی‌صبری در برابر حق ناپذیران را مطرح می‌‌کند و آن را زمینه‌ساز صبر و شکیبایی آن حضرت بر می‌‌شمارد و در آیات ۱۲۸ تا ۱۳۰ سوره طه، توجه به هلاکت و نابودی دشمنان در گذشته تاریخ را زمینه‌ساز صبر انسان در برابر فشارهای بیرونی بر می‌‌شمارد.

آگاهی انسان نسبت به قصه دیگران و رفتارهای آنان و همچنین موفقیت‌ها و پیروزی‌های که در سایه سار صبر پیشگی به دست آورده‌اند، یکی از عوامل ایجاد و تقویت صبر دانسته شده است. از این روست که خداوند در آیات قرآنی به قصه‌های پیامبران[۴۰۳] از جمله سرگذشت حضرت داود[۴۰۴] و حضرت نوح[۴۰۵] و دیگران اشاره می‌‌کند تا این گونه روحیه مقاومت و صبر را در پیامبر(ص) تقویت کند. بر این اساس می‌‌توان گفت که سرگذشت دیگران و خواندن آن می‌‌تواند به عنوان عامل و زمینه‌ساز صبر در آدمی باشد.

آگاهی از وعده‌های الهی و فرجام خوب اهل صیر و تقوا و فرجام بد اهل فجور و بی‌صبری می‌‌تواند خود به عنوان زمینه‌ساز یا عامل ایجادی و یا تقویت صبر مطرح باشد.[۴۰۶]

اگر انسان با استفاده از چنین عواملی زمینه صبر را در خود ایجاد و یا تقویت کند، می‌‌توان به سادگی در برابر بدی‌های دیگران[۴۰۷]، بی‌منطقی‌های دیگران[۴۰۸]، اذیت و آزار دشمنان[۴۰۹]، سخنان ناروا و زخم زبان ها[۴۱۰]، احکام وتکالیف الهی[۴۱۱] سختی‌های عبادت و بندگی[۴۱۲] و دیگر ناملایمات و سختی‌های زندگی صبر کرده و بی‌تابی نکند و بتواند به اهدافی بلندی چون خود‌سازی و دیگران‌سازی از طریق رسالت[۴۱۳] و تبلیغ معارف و حقایق قرآنی[۴۱۴] و اجرای و اقامه عدل و نماز و مانند آن[۴۱۵] برسد و از همه سختی‌ها به سادگی عبور کند و مشکلات زندگی را مدیریت نماید. باشد این گونه باشیم و در برابر سختی‌ها و مصیبت‌ها بی‌تابی نکرده و صبر جمیل در پیش گیریم و از آثار آن بهره مند شویم[۴۱۶].

عوامل و موجبات

برای اینکه صبر در انسان تحقق یابد غیر از منشا و خاستگاه آنکه همان خداوند تعالی است[۴۱۷] عوامل و موجباتی می‌‌خواهد که در این جا به آنها اشاره می‌‌شود:

  1. آگاهی: آگاهی و شناخت از فلسفه حوادث پیش آمده[۴۱۸]، آگاهی از سرنوشت گذشتگان[۴۱۹]، آگاهی از جهل ریشه دار و انکارهای جاهلانه دشمنان[۴۲۰] و آگاهی از قوانین و سنّتهای الهی زمینه‌ساز صبر در آدمی است. بنابراین، نقش علم و آگاهی و خبر نسبت به مسایل می‌‌توان در ایجاد صبر در شخص موثر باشد.
  2. اراده قوی: خداوند در آیاتی بر عزم و اراده قوی به عنوان یکی از مهم‌ترین موجبات و عوامل صبر اشاره دارد که از آن جمله می‌‌توان به آیه ۱۸۶ سوره ال عمران، ۱۷ سوره لقمان، ۴۳ سوره شوری و ۳۵ سوره احقاف اشاره کرد.
  3. استغفار: استغفار از گناهان زمینه‌ساز صبر و شکیبایی است.[۴۲۱] در حقیقت کسی که گناهی کرده با استغفار از خداوند این فرصت را برای خود فراهم می‌‌آورد تا بی‌تابی و جزع و فزع نکند و تحت رحمت الهی قرار گیرد.
  4. اعتقاد به معاد: باور به رستاخیز و اعتقاد به معاد و روز جزا از موجبات پایمردی در برابر سختی هاست.[۴۲۲] کسی که ایمان به معاد و باور به کیفر شدن کفار در آخرت دارد در برابر فشارهای مخالفان و دشمنان[۴۲۳] و در برابر عنادورزی مخالفان صبر پیشه می‌‌کند.[۴۲۴] چنان که باور به نزدیکی معاد موجب می‌‌شود که صبر شخص افزایش یابد و در برابر مصیبت‌ها، سختی‌ها و فشارهای دشمنان شکیبایی ورزد.[۴۲۵]
  5. اقامه شهادت: گواهی دادن و اقامه شهادت از موجبات شکیبایی در برابر شرّ و بدی است که در آیات ۱۹ تا ۳۳ سوره معارج به آن اشاره شده است.
  6. امانتداری از موجبات شکیبایی در برابر شرّ و بدی است. به این معنا که امین با امانت داری خویش زمینه صبر را در خود ایجاد می‌‌کند و از صابران می‌‌شود.[۴۲۶]
  7. امتحان: شکیباسازی و توانمند کردن روحیّه مردم فلسفه آزمایش آنان از سوی خداوند است. بنابراین می‌‌توان گفت که امتحانات الهی در اشکال گوناگون آن موجب توانمندی‌سازی و تاب آوری مردم می‌‌شود و صبر ایشان را ایجاد یا افزایش می‌‌دهد.[۴۲۷]
  8. امید به امداد خدا: امید انبیا و مؤمنان به امداد الهی پشتوانه صبر و مقاومت آنها[۴۲۸] و تاب آوری ایشان در برابر شداید[۴۲۹] و دست یابی به صبر جمیل و زیبا و پسندیده می‌‌شود.[۴۳۰]
  9. امید به بهشت: آرزوی ورود به بهشت مقتضی صبر و پایداری در سختیهاست که خداوند در آیاتی از جمله ۲۱۴ سوره بقره و ۱۴۲ سوره آل عمران به آن توجه داده است.
  10. انفاق مالی: اختصاص دادن سهمی مشخص از مال خود به نیازمندان از اسباب صبر در برابر مشکلات و مصیبت‌ها و تکالیف سخت الهی است.[۴۳۱]
  11. ایمان: شکی نیست که ایمان نقش کلیدی در زندگی بشر به ویژه در مسأله صبر در برابر مشکلات، تکالیف، مصیبت‌ها، آزمون‌ها و مانند آن دارد. به عنوان نمونه باور و ایمان به پیروزی اهل تقوا زمینه‌ساز صبر در برابر مشکلات[۴۳۲]، همچنین باور و توجّه به عالمانه و حکیمانه بودن افعال الهی[۴۳۳]، ویا توجّه و ایمان به رازقیّت خداوند[۴۳۴]، و نیز توجه به بصیر بودن خدا[۴۳۵]، یا حتمی بودن پاداش الهی[۴۳۶]، توجه به توکل و نقش آن[۴۳۷] و مانند آنها نقش تعیین کننده ای در ایجاد و افزایش صبر انسان دارد.
  12. بصیرت: بصیرت و درک عمیق از عوامل صبر و شکیبایی است که خداوند در آیات ۶۵ و ۶۶ سوره انفال و ۱۹ و ۲۰ سوره رعد به آن توجه داده است.
  13. بینش توحیدی: جهان بینی توحیدی مؤمنان[۴۳۸] دلیل صبر آنان در برابر سختیهاست. این بدان معناست که توحید به ویژه توحید فعل نقش تعیین کننده در ایجاد و تقویت صبر در بشر دارد.[۴۳۹]
  14. پاکدامنی و عفت: پاکدامنی از موجبات شکیبایی در برابر شرور و بدی‌ها و بدکاری هاست که خداوند در آیات ۱۹ تا ۳۱ سوره معارج به آن اشاره کرده است.
  15. تدبر در سرگذشت ها: تدبر و تامل در سرگذشت‌ها به ویژه پیامبرانی چون ایوب(ع) و موسی(ع) و یوسف(ع) و یعقوب(ع) و مانند آنها می‌‌تواند در ایجاد وافزایش صبر مفید و سازنده باشد.[۴۴۰]
  16. ترس از عذاب و کیفر: ترس از عذاب خداوند از عوامل شکیبایی در سختیهاست که از آیات ۱۹ تا ۲۸ سوره معارج این معنا به دست می‌‌آید.
  17. تسبیح خدا: تسبیح و ستایش پروردگار در صبح و شام زمینه استواری روح و دستیابی به صبر در برابر ناگواریهاست.[۴۴۱]
  18. تواضع: فروتنی و اخبات و تواضع از عوامل دستیابی به صبر است که در آیات ۳۴ و۳۵ سوره حج به آن اشاره شده است.
  19. توجه به اسوه‌های صبر: توجّه به اسوه‌های صبر تقویت کننده روحیّه شکیبایی در انسان است. از این روست که خداوند بارها در قرآن به مشکلات و فشارهایی که پیامبران تحمل کرده اشاره نموده تا صبر پیامبر(ص) و مؤمنان افزایش یابد.[۴۴۲]
  20. توجه به برتری نیکی: توجّه به اصل بدیهی برتری نیکی بر بدی زمینه‌ساز صبر در برابر بدی دیگران خواهد بود.[۴۴۳]
  21. توجه به بی‌منطقی دشمن: توجّه به بی‌پایگی و بی‌منطقی دشمنان زمینه‌ساز صبر در برابر آنان که در آیات ۵۵ و ۵۶ سوره غافر به آن اشاره شده است.
  22. توجه به پاداش جاودانه: توجّه به زوال نعمت‌های دنیوی و جاودانه بودن پاداشهای الهی از عوامل شکیبایی در وفای به عهد الهی است.[۴۴۴]
  23. توجه به حقانیت وعده خدا: توجّه به حقانیّت وعده‌های خدا از عوامل صبر و شکیبایی است که در آیات ۶۰ سوره روم و ۵۵ و ۷۷ سوره غافر مطرح شده است.
  24. توجه به عنایت خاص خدا: توجّه به عنایت خاصّ خدا به پیامبر(ص) و نیز مؤمنان از عوامل صبر او در برابر مشرکان تکذیبگر است.[۴۴۵]
  25. توجه به فواید صبر: توجّه به منفعت و فواید صبر از عوامل شکیبایی در برابر بدیهای دیگران[۴۴۶] و در امور جنسی[۴۴۷] و امور دیگر خواهد بود.
  26. توجه به عواقب بی‌تابی: توجّه به عواقب ناخوشایند بی‌صبری از عوامل صبرپیشگی است که خداوند در آیات ۴۸ و ۴۹ سوره قلم به آن توجه می‌‌دهد.
  27. توجه به قدرت خدا: توجّه و باور به قدرت خدا در نابودی دشمنان و آفرینش هستی مقتضی صبر در برابر دشمنان است.[۴۴۸]
  28. توجه به ناکامی دشمن: توجّه به ناکامی دشمن در اهداف خود از عوامل شکیبایی در برابر آنها است.[۴۴۹]
  29. همچنین خشوع[۴۵۰]، خردمندی و تعقل[۴۵۱]، داشتن خصلت‌های نیک[۴۵۲]، سجده[۴۵۳]، شب زنده داری[۴۵۴]، نماز و مداومت بر آن[۴۵۵]، وفای به عهد[۴۵۶]، یاد خدا[۴۵۷]، یقین به آیات الهی[۴۵۸] و مانند آنها از موجبات ایجاد یا تقویت صبر و حلم و بردباری و شکیبایی است[۴۵۹].

انگیزه‌‏ها

صبر در برابر مشکلات و مصیبت‌ها، بسیار سخت و دشوار است و بسیاری از مردم توان آن را ندارند که صبر پیشه گیرند و بی‌تابی نکنند. البته چنان که گفته شد کسی که به خداوند گمان نیک داشته باشد هرگز بی‌تابی نمی‌کند و هر چیز را بر اساس حکمت و مصلحت می‌‌داند.

البته شکی نیست که برخی از امور به عنوان انگیزه می‌‌تواند باعث تقویت صبر در آدمی شود. اصولا انسان وقتی آثار و برکات چیزی را می‌‌شناسد و می‌‌داند علاقه مند به آن امر شده و برای آن تلاش می‌‌کند. اموری در زندگی است که موجب ایجاد و تقویت صبر در آدمی می‌‌شود و به عنوان انگیزه‌های صبر خودنمایی می‌‌کند.

رسول خدا(ص) درباره انگیزه‌های ایجادی و تقویتی صبر بر چهار انگیزه اصلی توجه داده و فرموده است: «اَلصَّبْرُ عَلی اَرْبَعِ شُعَبٍ: اَلشـَّوْقُ وَ الشـَّفَـقَةُ وَالزَّهادَةُ، وَ التَّرقُّبُ، فَمَنِ اشْتاقَ اِلَی الْجَنَّةِ سَلا عَنِ الشَّـهَواتِ، وَ مَنْ اَشْفَقَ عَنِ النّارِ رَجَعَ عَنِ الْمُحَرَّماتِ، وَ مَنْ زَهِـدَ فِی الدُّنْیا تـَهاوَنَ بِالْمُصیباتِ، وَ مَنِ ارْتَقَبَ الْمَوْتَ سـارَعَ فِی الْخَیْراتِ»؛ صبر چهار شعبه دارد: اشتیاق، هراس، وارستگی، و انتظار. پس هر کس مشتاق بهشت است باید از شهوات بیرون برود؛ و کسی که از آتش می‌‌ترسد باید از گناهان برگردد؛ و کسی که نسبت به دنیا زهد می‌‌ورزد، باید گرفتاری را سبک بشمارد، و کسی که در انتظار مرگ است باید در کارهای خوب بشتابد[۴۶۰].[۴۶۱]

شناخت

از نظر آموزه‌های قرآن، صبر کردن زمانی تحقق می‌یابد که شخص علم هرچند اجمالی نسبت به این صبرهای سه‌گانه داشته باشد؛ البته اگر علم تفصیلی نسبت به هر یک از این امور داشته و از آثار و برکات آن آگاه باشد، صبر کردن بسیار آسان‌تر می‌شود. کسی که هیچ آگاهی و علمی نسبت به موضوع نداشته باشد، نمی‌تواند صبر کند، به ویژه اگر این موضوعات به گونه‌ای باشد که برخلاف اعتقاد و باورهای شخص باشد و کراهت شدیدی نسبت به آنها داشته باشد. اصولا انسان زمانی نسبت به چیزی در زندگی اعتراض می‌کند که نسبت به آن شناختی ندارد یا به طور فطری از آن کراهت دارد. در داستان همراهی موسی(ع) با خضر(ع) نخستین سخن خضر(ع) این است: کیف تصبر علی ما لم تحط به خبرا؛ چگونه بر چیزی صبر می‌کنی که اطلاعی نسبت به آن نداری؟[۴۶۲] حضرت موسی(ع) در پاسخ می‌گوید که ان‌شاء‌الله صبر می‌کند؛ اما در آزمون‌های سه‌گانه نشان می‌دهد که نمی‌تواند نسبت به اعمال بظاهر خلاف شریعت که عقل و نقل آن را تأیید می‌کند، اعتراض نکند و صبر پیشه گیرد.[۴۶۳]

خدا در قرآن به این نکته به‌اشکال گوناگون توجه می‌دهد که میان صبر و علم و معرفت و آگاهی رابطه وجود دارد؛ از این رو درباره صبر بر مصیبت‌ها به این نکته توجه می‌دهد که صابرین کسانی هستند که مالکیت خدا را باور دارند و او را علیم و قدیر دانسته و مشیت و کارهایش را بر اساس حکمت می‌دانند؛ لذا صبر در مصیبت را به کسانی نسبت می‌دهد که هنگام مصیبت «استرجاع» داشته و می‌گویند: «انا لله و انا الیه راجعون؛ ما از آن خداییم و به سوی او بازمی‌گردیم». در حقیقت این صابرین هرچند که علم کامل و احاطی به جزئیات اهداف و مقاصد الهی در ابتلائات و مصیبت‌ها ندارند، ولی می‌دانند که این‌گونه تصرفات از سوی خدا مبتنی بر رحمتی است که انسان را برای آن خلق کرده و همین اطلاع ولو ‌اندک تاب‌آوری آنان را افزون می‌کند[۴۶۴].[۴۶۵]

آثار و فوائد

برای اینکه نقش و تاثیر صبر و بردباری را در زندگی بدانیم پیش از بیان عوامل آن به آثار آن می‌‌پردازیم. البته آثاری که در این جا بیان می‌‌شود با توجه به آثار صبری است که قرآن برای صبر پیامبر(ص) این اسوه انسان و اشرف آفرینش بیان کرده است.

  1. امداد خداوند: خداوند از آثار صبر را امدادهای قطعی خداوند بر می‌‌شمارد و بیان می‌‌کند که اگر صبر پیشه گرفته شود، خداوند عنایت خاص خواهد داشت و از طرق و راه‌هایی که انسان گمان نمی‌کند به او کمک می‌‌کند تا به هدف و مقصود خویش برسد. این وعده حق الهی است که در صورت شکیبایی می‌‌تواند مورد کمک و امدادهای خاص قرار گیرد.[۴۶۶]
  2. جلب محبت: از دیگر آثار صبر در برابر بد رفتاری‌های دیگران و دفع آن به بهترین شیوه می‌‌توان به جلب دوستی دیگران و زمینه برطرف شدن دشمنی‌ها اشاره کرد که خداوند در آیات ۳۴ و ۳۵ سوره فصلت به آن اشاره دارد.
  3. مقام رضا: اگر کسی بخواهد به مقام رضا برسد و از آثار خشنودی و رضایت الهی در دنیا و آخرت بهره مند شود می‌‌بایست، صبر را در برابر اذیت و آزار دشمنان پیشه گیرد و اجازه ندهد که اذیت و آزار او را بی‌تاب نماید و از انجام مسئولیت و مأموریت باز دارد و مانع حرکت طبیعی به سوی هدف شود. اگر انسان به مقام رضا برسد از بهشت رضوان بهره مند خواهد شد و دل وی در دنیا نیز به آرامش و خشنودی می‌‌رسد؛ چراکه خشنودی الهی به طور طبیعی خشنودی دل را به همراه خواهد داشت. به هر حال اگر کسی بخواهد به مقام رضای الهی دست یابد می‌‌بایست صبر را بر اساس آیه ۱۳۰ سوره طه به عنوان یکی از مهم‌ترین ابزارهای دست یابی در پیش گیرد و به آن پای بند باشد.
  4. فرجام نیک: از دیگر آثار صبر پیشگی می‌‌توان به بهره‌مندی از فرجام نیک و عاقبت به خیری اشاره کرد که در آیاتی از جمله ۴۹ سوره هود و ۱۳۲ سوره طه به آن اشاره شده است.
  5. نیکی در برابر بدی: انسان‌ها به طور طبیعی واکنش متقابلی انجام می‌‌دهند و اگر نیکی از کسی ببیند می‌‌کوشند نیکی کنند و کم‌تر کسی است که در برابر نیکی رفتاری متضاد و متقابل انجام دهد و بدکاری نماید. همچنین کم‌تر کسی است که در برابر بدی دیگران اقدام به نیکی کند و خود را چنان بسازد که بدی را به نیکی پاسخ دهد. اما کسانی که صبر پیشه کرده‌اند، هرگز بر اساس رفتارهای دیگران واکنش و پاسخ نمی‌دهند بلکه بر اساس اخلاق و آموزه‌های انسانی و الهی می‌‌کوشند پاسخ دهند. این گونه است که در برابر بدی دیگران به نیکی اقدام می‌‌کنند و نشان می‌‌دهند که همانند دیگران نیستند بلکه در یک مرتبه بالاتر از اخلاق و انسانیت قرار دارند و همواره رحمت ایشان بر غضب ایشان پیشی می‌‌گیرد. خداوند دست یابی به خصلت نیکی در برابر بدی دیگران را در سایه سار شکیبایی و صبر می‌‌داند و در آیات ۳۴ و ۳۵ سوره فصلت به عنوان یکی از آثار صبر از آن یاد می‌‌کند.
  6. مقام احسان: بر اساس آیه ۱۱۵ سوره هود می‌‌توان گفت که صبر موجب قرار گرفتن انسان در زمره محسنان است. البته چنان که گفته شد صبر خود به یک معنا خود نمادی از ویژگی احسان در شخص است. از این روست که به عنوان تعلیل در آیه مورد توجه قرار گرفته است. به هر حال ارتباط تنگاتنگی میان مقام احسان و مقام صبر وجود دارد که از این آیه می‌‌توان آن را استنباط کرد.

اینها تنها نمونه‌های از آثار صبر است که در این جا به آن اشاره شده است. همین مقدار از آثار صبر به خوبی می‌‌تواند منزلت و ارزش و اهمیت صبر در زندگی را نشان دهد و عاملی در تشویق انسان برای کسب آن باشد. اگر کسی بخواهد به همین آثار صبر دست یابد می‌‌بایست به عوامل ایجادی و تقویتی صبر توجه یابد و از بخواهد تا با شناسایی آنها، زمینه صبر را در خود پدید آورد و از آثار و برکات آن بهره مند شود. از این رو در ادامه به عوامل ایجادی و تقویتی صبر اشاره می‌‌شود. تا باشد با بهره‌مندی از این عوامل و تحقق صبر از آثار صبر بهره‌مند شویم[۴۶۷].

آثار صبر و برکات آن

در آیات و روایات آثار و برکاتی برای صبر و تاب آوری در برابر مشکلات و مصیبت‌ها آمده است که به برخی از آنها اشاره می‌‌شود:

  1. بهشت: از مهم‌ترین آثار صبر در زندگی فلاح و رستگاری و رسیدن به بهشت است. امام باقر(ع) فرمود: «اَلْجَنَّةُ مَحْفُوفَةٌ بِالْمَکارِهِ وَ الصَّبْرِ فَمَنْ صَبَرَ عَلَی الْمَکارِهِ فِی الدُّنْیا دَخَلَ الْجَنَّةَ، وَ جَهَنَّمُ مَحْفُوفَةٌ بِاللَّذّاتِ وَ الشَّهواتِ، فَمَنْ اَعْطی نَفْسَهُ لَذَّتَها وَ شَهْوَتَها دَخَلَ النّـارَ»؛ بهشت آمیخته به سختیها و صبر و بُردباری است، پس هر کس در دنیا بر سختی‌ها شکیبا و صبور باشد، وارد بهشت می‌‌شود، و جهنّم آمیخته به شهوات و خوشگذرانیهاست. پس هر کس خواسته‌ها و شهوات نفس خود را تأمین کند، وارد آتش می‌‌شود.[۴۶۸]
  2. مقدّمه رستگاری و بهشت: امام علی(ع) فرمود: «اِنَّکَ لَنْ تُدْرِکَ ما تُحِبُّ مِنْ رَبِّکَ اِلاّ بِالصَّبْرِ عَمّا تَشْتَهی»؛ تو به آنچه که دوست داری از پروردگارت بتو برسد[۴۶۹]دست نمی‌یابی، مگر اینکه در مقابل خواسته‌های نفسانی مقاومت کنی[۴۷۰]
  3. پیروزی: از دیگر آثار صبر می‌‌بایست به پیروزی در کارها و موفقیت در امور اشاره کرد. امام علی(ع) فرمود: «اَلصَّبْرُ کَفِیلٌ بِالظَّفَرِ»؛ صبر ضامن پیروزی است.[۴۷۱] از همین گفته شده است: صبر وظفر هردو دوستان قدیمندبر اثر صبر نوبت ظفر آید. امام علی(ع) همچنین فرمود: «مَنْ رَکِبَ مَرْکَبَ الصَّبْرِ اِهْتَدی اِلی مِضْمارِ النَّصْرِ»؛ کسی که بر مرکب صبر و بردباری سوار شُد به میدان پیروزی خواهد رسید.[۴۷۲] امام علی(ع) فرمود: «لایَعْدِمُ الصَّـبُورُ الظَّـفَرَ وَ اِنْ طـالَ بـِهِ الزَّمـانُ»؛ انسان صبور و شکیبا پیروزی را از دست نمی‌دهد، اگر چه زمان آن طولانی شود.[۴۷۳]
  4. رهایی از فقر: امام علی(ع) فرمود: «اَلصَّبْرُ جُنَّةٌ مِنَ الْفاقَةِ»؛ صبر و بردباری سپری در برابر فقر است.
  5. گنج بهشتی: پیامبر خدا(ص) فرمود: «اَلصَّبْرُ کَنْزٌ مِنْ کُنُوزِ الْجَّنَّةِ»؛ صبر و شکیبائی گنجی از گنجهای بهشت است.[۴۷۴]
  6. بهترین عبادت: امام علی(ع) فرمود: «اَفْضَلُ الْعِبـادَةِ الصَّـبْرُ وَالصَّمْتُ وَاِنْتِظارُ الْفَرَجِ»؛ برترین پرستش خدا صبر و شکیبائی، سکوت وانتظارفرج است.[۴۷۵]
  7. بهره‌مندی از بهترین ثواب‌ها: امام علی(ع) فرمود: «ثَوابُ الصَّبْرِ اَعْلَی الثَّوابِ»؛ پاداش صبر، بالاترین پاداشها است.[۴۷۶]
  8. بهره‌مندی از منازال ابرار: امام علی(ع) فرمود: «اِنْ صَبَرْتَ اَدْرَکْتَ بِصَبْرِکَ مَنازِلَ الاَبْرارِ وَ اِنْ جَزَعْتَ اَوْرَدَکَ جَزَعُکَ عَذابَ النّارِ»؛ اگر صبر کنی به مقام و منزلت نیکان می‌‌رسی، و اگر بی‌تابی کنی، آن تو را به آتش وارد می‌‌کند.[۴۷۷]
  9. خیررسانی: صبر هماره خیر را با خود به دنبال دارد. امام صادق(ع) فرموده است: «اَلصَّبْرُ یُعَقِّبُ خَیْراً، فَاصْبِرُوا تَظْفُرُوا»؛ عاقبت صبر وشکیبائی خیراست، بنابراین صبرکنید، تا پیروز شوید.[۴۷۸]
  10. خشنودی خدا و اجر الهی: امام باقر(ع) می‌‌فرماید: «مَنْ صَبَرَ وَ اسْتـَرْجَعَ وَ حـَمِدَ اللّهَ عِنْدَ الْمُصیـبَةِ فَقَدْ رَضِیَ بِما صَنَعَ اللّهُ، وَ وَقَعَ اَجْرُهُ عَلَی اللّهِ وَ مَنْ لَمْ یَفْعَلْ ذلِکَ جَری عَلَیْهِ الْقَضآءُ وَ هُوَ ذَمیمٌ وَ اَحْبَطَ اللّهُ اَجْـرَهُ»؛ کسی که صبر کند، و کلمه استرجاع، یعنی[۴۷۹] بگوید و هنگام گرفتاری خدا را ستایش کند، پس او از کار خدا خشنود است و اجرش با خداست و کسی که این چنین نکند، سرنوشت او تغییر نمی‌کند و مذمّت می‌‌شود و پاداش او هم از بین می‌‌رود.[۴۸۰]
  11. مایه عزّت: ابوحمزه ثابت بن دینار ثُمالی از امام باقر(ع) نقل می‌‌کند که فرمود: «سَمِعْتُهُ یَقُولُ: مَنْ صَبَرَ عَلی مُصیبَةٍ زادَهُ اللّهُ عز و جلعِزّاً عَلی عِزِّهِ وَ اَدْخَلَهُ جَنَّتَهُ مَعَ مُحَمَّدٍ وَ اَهْلِ بَیْتِهِ»؛ کسی که در مقابل مصیبت شکیبائی ورزد، خداوند عز و جلبر عزّت او می‌‌افزاید و او را با حضرت محمد(ص) و خاندانش وارد بهشت می‌‌کند.[۴۸۱]
  12. مقام مجاهدان: جهاد اقسامی دارد که شامل جهاد علمی و جهاد نظامی و جهاد مالی و جهاد نفس است. بی‌گمان صبر در حوزه جهاد اکبر نفس قرار می‌‌گیرد و شخص از آثار آن بهره مند خواهد شد. امام علی(ع) فرمود: «مَنْ صَبَرَ عَلی طاعَةِ اللّهِ وَ عَنْ مَعاصیهِ فَهُوَ الْمُجاهِدُ الصَّبُورُ»؛ کسی که در اطاعت خدا و کناره‌گیری از گناهان صبر و شکیبائی داشته باشد، او مجاهد بسیار صبوری است.[۴۸۲]
  13. بهره‌مندی از نعمت‌های اخروی: امام علی(ع) فرمود: «لایُنْعَمُ بِنَعیمِ الاخِرَةِ اِلاَّ مَنْ صَبَرَ عَلی بَلاءِ الدُّنْیا»؛ تنها کسی به نعمت‌های آخرت می‌‌رسد، که در مقابل گرفتاریهای دنیا صبر و شکیبائی داشته باشد.[۴۸۳]
  14. شیرینی صبر: امام علی(ع) فرمود: «حَلاوَةُ الظَّفَرِ تَمْحُو مِرارَةَ الصَّبْرِ»؛ شیرینی پیروزی، تلخی صبر را محو می‌‌کند.[۴۸۴]
  15. بهشت بی‌حساب: از رسول خدا(ص) سؤال شد: «هَلْ رَجُلٌ یَدْخُلُ الْجَنَّةَ بِغَیْرِ حِسابٍ؟ قـالَ: نَعَمْ کُلُّ رَحـیمٍ صَبُورٌ»؛ آیا کسی بدون حساب وارد بهشت می‌‌شود؟ پیامبر(ص)فرمود: آری هر انسان مهربان و شکیبا بدون حساب وارد بهشت می‌‌شـود.[۴۸۵]
  16. تبدیل سختی به آسانی: ابوبصیر می‌‌گوید از امام صادق(ع) شنیدم که می‌‌فرمود: «اِنَّ الْحُـرَّ حُرٌّ عَلی جَمیِع اَحْوالِهِ اِنْ نابَتْهُ نائِبَةٌ صَبَرَ لَها، وَ اِنْ تَدارَکَتْ عَلَیْهِ الْمَصائِبُ لَمْ تَکْسُرْهُ وَ اِنْ اُسِرَ وَ قُهِرَ وَ اسْتُبْدِلَ بِالْیُسْرِ عُسْراً»؛ انسان آزاده همیشه آزاده است، اگر حادثه ای برای او پیش آید، صبر و شکیبایی دارد، و اگر مصیبتها بر او فرو ریزد، او را نمی‌شکند اگر چه اسیر و مغلوب شود و آسایش او به سختی تبدیل شود[۴۸۶].[۴۸۷]

پیامدها و آثار

چه آثار و برکاتی را در دنیا و آخرت و از نظر مادی و معنوی نصیبت ما خواهد شد؟ آموزه‌های قرآنی بر اساس یک شیوه تربیت علمی و روان‌شناسی به این پرسش پاسخ می‌‌دهد؛ از این روست که بیان فلسفه و اهداف هر حکم و دستوری از جمله دستور به صبر کردن را بیان کرده تا انگیزه در انسان برای کسب این فضلیت و تمرین و تقویت آن پدید آید. در این جا به پیامدها و اثار صبر اشاره می‌‌شود.

  1. خوشبختی: از مهم‌ترین آثار و پیامدهای صبر می‌‌توان به همان فلسفه وغایت زندگی در همه انسان‌ها اشاره کرد. هر کسی دوست می‌‌دارد تا خوشبخت و سعادتمند باشد؛ یعنی آرامش و آسایش جاودانه بدون درد و رنج و گرسنگی و تشنگی، عریانی و سرمایی و مانند آنها را داشته باشد و هرگز خوف و ترس از دست دادن آن وجود نداشته باشد. صبر چنین پیامدی برای بشر دارد. امام موسی کاظم(ع) می‌‌فرماید: «اِصبِر عَلي طاعَةِ اللّه، وَاصبِر عَن مَعاصِي اللّه؛ فَإنَّمَا الدُّنيا ساعَةٌ، فَما مَضي مِنها فَلَيسَ تَجِدُ لَهُ سُرورا وَلا حُزنا، وَ ما لَم يَأتِ مِنها فَلَيسَ تَعرِفُهُ، فَاصبِر عَلي تِلكَ السّاعَةِ الَّتي أنتَ فيها فَكَأَنَّكَ قَدِ اغتَبَطتَ»؛ بر طاعت خدا صبر کن و در ترک معاصی او شکیبا باش؛ زیرا دنیا لحظه ای بیش نیست. آنچه گذشته جای شادی و غم ندارد و از آنچه نیامده نیز خبری نداری. پس لحظه ای را که در آن به سر می‌‌بری، صبور باش چنان که گویی خوشبخت و خوشحالی.[۴۸۸]
  2. آسانی: صبر وسیله آسان شدن سختیها بر انسان است. انسان به جای آنکه فزع و جزع و بی‌تابی نماید بی‌آنکه ثمره ای ببرد با صبر می‌‌تواند به سادگی از سختی‌ها و مصیبت‌ها عبور کند وکار را بر خود و دیگران آسان نماید. از این روست که خداوند در آیات چندی از جمله ۴۵ و ۱۵۳ سوره بقره و ۱۲۷ و ۱۲۸سوره اعراف از استعانت جویی به صبر در برابر مشکلات و مصیبت‌ها سخن به میان می‌‌آورد و آن را به عنوان یک راهکار و سازوکار توصیه می‌‌نماید.
  3. اجتناب از تکیه کردن به ستمگران: صبر و شکیبایی زمینه‌ساز اجتناب و پبرهیز از اتّکا به ستمگران است. اگر انسان بی‌تابی کند واکنش‌های نادرست خواهد داشت که از جمله آنها پناه جویی به ستمگران و تکیه بر آنان برای جبران خسارت یا عبور از مشکلات و سختی‌ها خواهد بود. اما صبر و تاب آوری موجب می‌‌شود که به جای تکیه بر ستمگران بر خود اعتماد و تکیه نماید و به آنان باج ندهد.[۴۸۹]
  4. اجتناب از اسراف: اسراف در هر شکلی از آن ظلم است؛ حال اعتقادی باشد یا رفتاری یا اقتصادی و مانند آن. انسان اگر صبرپیشه کند می‌‌تواند از اسراف دوری شود؛ زیرا صبر عامل رعایت اعتدال در انفاق و پرهیز از بخل و اسراف در آن است، چنان که خداوند در آیات ۶۷ و ۷۵ سوره فرقان به آن اشاره دارد.
  5. اجتناب از باطل: صبرپیشگی زمینه‌ساز اجتناب از باطل و امور بیهوده هم چون مجالس بیهوده دارد که برای انسان هیچ ثمری جز تباهی فکری و روحی و ایمانی ندارد.[۴۹۰]
  6. اجتناب از بخل: انفاق و احسان از خصلت‌های نیک بشری است. در برابر بخل و خساست از بدترین خصلت هاست. صبر پیشگی از عوامل پرهیز از بخلورزی است که خداون در آیاتی به آن تاکید کرده است.[۴۹۱]
  7. اجتناب از طغیان: بسیاری از مردم به سبب طغیان به دوزخ می‌‌روند و حتی درهمین دنیا گرفتار عذاب استیصال می‌‌شوند. صبر عامل اجتناب انسان از طغیان است و باید برای رهایی از طغیان و آثار زشت و بدش از صبر استعانت گرفت.[۴۹۲]
  8. اجتناب از قتل: صبر پیشگی زمینه‌ساز پرهیز از قتل‌های ناحق است. به این معنا که بسیاری از مردم به سبب بی‌صبری و از کوره در رفتن و پاسخ دادن مثبت به هیجانات زودگذر غضب است که مرتکب قتل می‌‌شوند؛ اما اگر کسی صبر پیشه کند هرگز گرفتار قتل و تبعات آن نخواهد شد.[۴۹۳] امیرمؤمنان علی(ع) می‌‌فرماید: «اَلصَّبرُ اَن يَحتَمِلَ الرَّجُلُ ما يَنوبُهُ وَ يَكظِمَ ما يُغضِبُهُ»؛ صبر آن است که انسان گرفتاری و مصیبتی را که به او می‌‌رسد تحمل کند و خشم خود را فرو خورد.[۴۹۴]
  9. انسجام و استحکام اجتماعی: صبر زمینه‌ساز استحکام پیوندهای اجتماعی و انسجام مردمی است که خداوند در آیاتی از جمله آیه ۲۰۰ سوره آل عمران به آن توجه داده است.
  10. استقامت و پایداری: شکیبایی از عوامل استقامت به ویژه پایداری بر طریق حق و حقیقت است.[۴۹۵] این همان مفهوم واقعی صبر است که به معنای مقاومت و استقامت است نه وادادگی و پذیرش ظلم و ستم که از در عربی به آن منظلم می‌‌گویند. یعنی انسان می‌‌بایست مقاومت و استقامت بورزد هر چند که مظلوم واقع شود ولی منظلم نباشد.
  11. اطاعت خدا: شکی نیست که انجام واجبات و اطاعت خدا بسیار سخت است؛ زیرا لازمه اطاعت آن است که انسان در برابر ظلم و ستم مقاومت کند و یا علیه هواهای نفسانی بیایستد و امور دیگری که تکلیف و سخت است انجام دهد. از این روست که در آیات قرانی بر صبر به عنوان زمینه‌ساز اطاعت از خدا تاکید شده است.[۴۹۶]
  12. اطاعت از پیامبر(ص): همچنین اطاعت از پیامبر(ص) و انجام فرمان‌های ایشان به عنوان رهبر و پیشوای دین و دنیا نیازمند صبر است. خداوند در آیاتی بیان می‌‌کند که میسّر بودن اطاعت از رسول خدا در سایه شکیبایی و صبر به دست می‌‌آید.[۴۹۷]
  13. اعتدال: انسان اگر بخواهد از اسراف و تفریط و افراط و تبذیر و مانند آنها دور بماند باید اهل صبر باشد؛ زیرا دست یابی به اعتدال و تعادل رفتاری و فکری در سایه صبر است.[۴۹۸]
  14. اقامه نماز: اقامه نماز به معنای برپایی آن به ویژه در شکل اجتماعی آن بسیار سخت و دشوار است. انسان حتی اگر بخواهد علیه نفس خویش قیام کند و در خانه به اخلاص برای خدا سجده کند برای بسیاری شدنی نیست؛ انجام این عمل عبادی در شکل نماز جمعه و جماعت بسیار سخت‌تر است؛ زیرا افزون بر نفس و وسوسه‌های شیطانی باید با جامعه وسواس خناس نیز مبارزه کند تا بتواند نماز را اقامه کند. از این روست که انجام این واجب آن هم در پنج وقت و به شکل اقامه و اجتماعی کردن آن بسیار سخت و دشوار بوده و نیاز مند صبر دانسته شده است.[۴۹۹]
  15. امداد: صبر زمینه بهره‌مندی از امداد الهی در اشکال گوناگون است.[۵۰۰] چنان که صبر مجاهدان از عوامل فرود آمدن فرشتگان امدادگر به هنگام یورش شتابان دشمن در جنگ‌ها بود[۵۰۱] و یا صبر انبیا در برابر تکذیبها و اذیّت و آزار دشمنان موجب بهره‌مندی آنان از نصرت خدای بوده است[۵۰۲] خداوند در آیه ۳۴ سوره انعام بیان می‌‌کند که بهره‌مندی از امداد الهی در صورت صبر، سنّتی الهی و تغییرناپذیر است.
  16. انجام تکالیف الهی: چنان که گفته شد انجام تکالیف الهی در شکل واجب و ترک حرام از آثار صبر است؛ چراکه صبر وسیله ای کارساز در انجام دستورهای الهی است چنان که خداوند در آیاتی از جمله ۴۰ تا ۴۵ سوره بقره به آن اشاره دارد.
  17. انجام کارهای نیک: میسّر بودن انجام اعمال صالح در سایه شکیبایی و صبر است؛ زیرا نیازمند ایجاد مقتضی و حذف موانع به ویژه موانع نفسانی است.[۵۰۳]
  18. انفاق: امکان انفاق چه مالی و چه علمی و مانند آن در سایه صبر و شکیبایی به دست می‌‌آید.[۵۰۴]
  19. ایمنی و امنیت: صبر و شکیبایی موجب ایمن ماندن از توطئه‌های دشمن است[۵۰۵] و خداوند در آیه ۱۸۶ همین سوره بیان می‌‌کند که صبر از عوامل سالم ماندن از اذیّت و آزار دشمنان بوده است.
  20. بشارت و مژده الهی: از دیگر آثار صبر باید گفته که تاب آوری و شکیبایی در برابر حوادث و ناملایمات درپی دارنده بشارت الهی به خیر و خوشی و خوشبختی و مانند آن هاست.[۵۰۶]
  21. بندگی خدا: صبر عامل دستیابی به مقام بندگی خداست که از مقام بلند بشریت است؛ زیرا عبودیت همان چیزی است که گوهر و باطن آن ربوبیت و پروردگاری و دست یابی به مقام خلافت الهی است.[۵۰۷]
  22. رحمت الهی: صبر از عوامل دستیابی به رحمت الهی به ویژه خاص و ویژه است که مخصوص بندگان صابر است.[۵۰۸]
  23. بهره‌مندی از مکان نیک: صبر زمینه‌ساز بهره‌مندی از مکان و جایگاه نیکو در دنیاست و اختصاص به بهشت و آخرت ندارد.[۵۰۹]
  24. پاکدامنی: امکان پایداری بر پاکدامنی و اجتناب از آلودگی‌های جنسی در سایه صبرپیشگی است که خداوند در آیاتی از جمله ۲۵ سوره سبا و ۶۸ و ۷۵ سوره فرقان به آن اشاره کرده است.
  25. پیروزی: صبر در برابر ستمگریها، موجب پیروزی بر دشمن ستمگر است.این صبر به معنای استقامت و مقاومت است نه این که ظلم را پذیرا شود، بلکه به این معناست که به جای بی‌تابی و فزع کردن به مقاومت حتی مقاومت منفی خود را از زیر ستم رهانیدن و با توکل به خدا راه پیروزی را فراهم کردن است.[۵۱۰] از این روست که صبر در میدان جهاد نیز مطرح می‌‌شود که به معنای استقامت و پایداری است تا این گونه پیروزی رقم بخورد.[۵۱۱] و این گونه است که گروه‌های کوچک[۵۱۲] و پیامبران[۵۱۳] پیروز شدند و انسان می‌‌تواند سر بلند از مشکلات و ناملایمات بگذرد.[۵۱۴]
  26. تأمین خیر: صبر برداده‌های خدا تأمین کننده خیر و مصلحت انسان است و نباید بی‌تابی کند و جزع و فزع نماید که نوعی کفران نعمت است.[۵۱۵]
  27. تقوا: صبر پیشگی عامل قرار گرفتن در زمره متقین است که خداوند برای آن آثاری بسیار چون کرامت یابی در دنیا و آخرت و فلاح و رستگاری را بیان کرده است.[۵۱۶]
  28. تواضع: امکان دستیابی به تواضع و فروتنی در سایه صبر شدنی است چنان که خداوند در آیات ۶۳ و ۷۵ سوره فرقان به آن اشاره دارد.
  29. توحید: امکان پایداری بر توحید و دوری از شرک و چندگانه پرستی در سایه شکیبایی و صبر به دست می‌‌آید. این مطلب را می‌‌توان از آیات ۶۸ و ۷۵ سوره فرقان به دست آورد.
  30. ثبات قدم: صبر و شکیبایی درپی دارنده ثبات قدم بر حق و پایداری است به گونه ای که در مقام عمل و اراده چیزی نمی‌تواند او را تکان دهد و یا تغییر جهت و موضع را موجب شود.[۵۱۷]
  31. جهاد: صبر، یاری دهنده مؤمنان برای جهاد در راه خداست.[۵۱۸]
  32. شهادت: رسیدن به مقام شهادت تنها در سایه صبر و شکیبایی در میادین جهاد به دست می‌‌آید.[۵۱۹]
  33. حاکمیت بر سرنوشت: صبر از عوامل دستیابی به حاکمیّت بر سرنوشت خویش و رهایی از حکومت ستمگران است که در آیاتی از قرآن از جمله ۱۲۷ و ۱۲۸ و ۱۳۷ سوره اعراف به آن توجه داده شده است.
  34. اتحاد: حفظ اتّحاد و ابهت جامعه ایمانی در سایه شکیبایی و صبر در برابر مشکلات و تحریم‌ها و محاصره‌ها و مانند آن شدنی و به دست می‌‌اید.[۵۲۰]
  35. حفظ مرزها: حفاظت از مرزهای کشور اسلامی در گرو صبر و شکیبایی مسلمانان در برابر مشکلات و دشمنان است.[۵۲۱]
  36. درک و فهم آیات الهی: صبر مایه رشد معرفت آدمی و درک بهتر آیات و نشانه‌های خداست. این مطلب بارها در آیات ۵ سوره ابراهیم، ۳۱ سوره لقمان، ۱۹ سوره سبا و ۳۳ سوره شوری بیان شده است.
  37. درک صحیح: صبر درپی دارنده درک صحیح نسبت به زخارف دنیا و پاداشهای الهی است و انسان حقایق را بهتر درک و فهم می‌‌کند و فریب دروغ و زینت‌های دنیوی را نمی‌خورد.[۵۲۲]
  38. درود و صلوات الهی: صبر در برابر مشکلات و سختیها درپی دارنده صلوات و درود خداوند است.[۵۲۳]
  39. دوستی خدا: صبر از عوامل جلب محبّت و دوستی خداست که در آیات قرآنی از جمله ۱۴۶ سوره آل عمران به آن توجه داده شده است.
  40. رستگاری: همچنین صبر و شکیبایی زمینه رسیدن به فلاح و رستگاری ابدی و پیرزوی و سربلندی از امتحان دنیا خواهد بود.[۵۲۴]
  41. رفتار نیک: صبرپیشگی عامل رفتار نیک در برابر برخوردهای جاهلان است که خداوند بر آن در آیهات ۶۳ و ۷۵ سوره فرقان تاکید می‌‌کند.
  42. زهد و پارسایی: صبر درپی دارنده زهد و چشم پوشی از زخارف دنیا و رسیدن به مقام پارسایی است.[۵۲۵]
  43. سعادت دنیا: صبر در برابر ظلم ظالمان درپی دارنده نیک بختی و خوشی در دنیاست و این گونه نیست که تنها آخرت شخص با صبر به فلاح و رستگاری تبدیل شود، بلکه بهره آن را در دنیا نیز خواهد دید و لذت آن را خواهد چشید.[۵۲۶]
  44. شب زنده داری و تهجد: امکان شب زنده داری در سایه ئ صبر و شکیبایی به دست می‌‌آید و انسان صابر است که به مقام متهجدین می‌‌رسد.[۵۲۷]
  45. شکر و سپاس: صبر درپی دارنده شکر و سپاس است که خداوند در آیات قرآنی بر آن تاکید داشته است.[۵۲۸]
  46. صداقت: صبر در برابر محرومیّتها و سختیها از اسباب رسیدن به راستی و صداقت است که در آیه ۱۷۷ سوره بقره به آن اشاره و به عنوان اثری از آثار صبر معرفی شده است.
  47. گذشت: صبرپیشگی زمینه‌ساز عفو و گذشت از بدی دیگران است.[۵۲۹]
  48. مرگ با سعادت: مردن با حال تسلیم و انقیاد در برابر خدا در گرو صبر در مقابل تهدیدهای دشمنان ایمان است[۵۳۰] و خداوند در آیات ۵۷ تا ۵۹ سوره عنکبوت بیان می‌‌کند که مرگ مؤمنان نیکوکردار مرگی با سعادت در سایه صبر و توکّل است. پس باید به این نکته هماره توجه داشت.
  49. مصونیت از تفاخر: صبر از عوامل مصونیّت از فخرفروشی در صورت بهره‌مندی از نعمت الهی پس از سختیهاست.[۵۳۱]
  50. مصونیت از سرمستی: همچنین صبر از عوامل مصونیّت از شادیهای بی‌مورد و سرمستی در صورت بهره‌مندی از نعمت الهی است.[۵۳۲]
  51. مصونیت از کفران نعمت: صبر، عامل مصونیّت از کفران و ناسپاسی در صورت از دست دادن نعمت‌هاست.[۵۳۳]
  52. مصونیت از نومیدی: صبر عامل مصونیّت از یأس و ناامیدی در صورت از دست دادن نعمت‌هاست که در همین آیات به آن اشاره شده است.
  53. مغفرت و آمرزش الهی: صبر از عوامل دستیابی به آمرزش الهی است که خداوند در آیه ۲۵ سوره نساء و ۱۱ سوره هود و ۱۱۰ سوره نحل و ۵ سوره حجرات به آن توجه داده است.
  54. منعفت برتر: صبرپیشگی به جای مقابله به مثل در برابر بدی دیگران درپی دارنده منفعت برتر است که در آیه ۱۲۶ سوره نحل به آن اشاره شده است.
  55. موفقیت در امتحان: صبر از عوامل موفقیّت در آزمایشهای الهی است. یعنی تنها از طریق صبر و توکل است که می‌‌توان سربلند از آزمون‌های سخت الهی که به شر و خیر است رهایی یافت و پیروزمندانه بیرون آمد.[۵۳۴]
  56. نجات از اذیت: صبر از عوامل نجات از اذیّت و رهایی از آزار است و انسان در امنیت قرار می‌‌گیرد.[۵۳۵]
  57. نجات از استبداد: صبر از عوامل نجات از استبداد است. از آیات پیشین این معنا به دست می‌‌آید که انسان می‌‌توان از راه صبر از هر گونه استبداد به ویژه استبداد حکومتی و حاکمیتی رهایی یابد و به آزادی دست پیدا کند.
  58. رهایی از بهره کشی: همچنین صبر از عوامل نجات از استثمار و بهره کشی است که از سوی ستمگران و مستبدان اعمال می‌‌شود.[۵۳۶]
  59. نیک فرجام: پایان خوش و نیک فرجامی از دیگر پیامدها و آثار صبر و شکیبایی است که در آیات قرآنی از جمله ۱۲۸ سوره اعراف و ۴۹ سوره هود به آن اشاره شده است.
  60. نیکی در برابر بدی: صبرپیشگی عامل نیکی در برابر بدی دیگران است یعنی به جای مقابله به مثل کار نیک می‌‌کند و رفتاری برتر از خود بروز می‌‌دهد.[۵۳۷]
  61. وصول به مقام امامت: شکیبایی برخی افراد بنی اسرائیل از عوامل دستیابی آنها به مقام امامت و پیشوایی از سوی خداست.[۵۳۸] از آن جایی که امامت و پیشوایی مراتبی دارد دست یابی به مقام امامت متقین و اهل تقوا از راه صبر برای دیگران نیز به عنوان یک اثر می‌‌تواند مطرح باشد.
  62. مقام رضا: صبر زمینه‌ساز دستیابی به مقام رضاست که از مقام‌های بزرگ است؛ زیرا خشنودی خدا در برگیرنده بسیاری از منافع مادی و معنوی و دنیوی و اخروی است.[۵۳۹]
  63. مقام محسنان: صبر در برابر مشکلات و سختیها سبب قرار گرفتن در زمره نیکوکاران و محسنان است که خداوند در آیاتی از جمله ۱۴۶ و ۱۴۷ سوره آل عمران و ۱۱۵ سوره هود و ۹۰ سوره یوسف و ۱۲۷ و ۱۲۸ سوره نحل به آن توجه داده است.
  64. هدایت الهی: صبر و شکیبایی در برابر حوادث و سختیها زمینه راهیابی به هدایت الهی است.[۵۴۰]
  65. یاد و ذکر خدا: صبر، یاری دهنده انسان برای یاد خدا و ذکر الهی است که خود اطمینان بخش برای آدمی است.[۵۴۱]
  66. کرامت انسان: اصولا ارزش انسان به تقوای الهی است و صبر و مانند آن بستر ساز فلاح و رستگاری انسان است.[۵۴۲]
  67. رهایی از خواری و ذلت: از دیگر آثار صبر آن است که انسان به عزت می‌‌رسد و از خواری و ذلت رها می‌‌شود. کسانی که فزع و بی‌تابی می‌‌کنند گرفتار خواری می‌‌شوند.[۵۴۳]
  68. پاداش و اجر الهی: امیرمؤمنان(ع) درباره این اثر صبر می‌‌فرماید: «إنّكَ إن صَبَرتَ جَرَت عَلَيكَ المَقاديرُ و أنتَ مَأجُورٌ، و إن جَزِعتَ جَرَت عَلَيكَ المَقاديرُ و أنتَ مَأزورٌ»؛ اگر صبر کنی مقدرات الهی بر تو جاری می‌‌شود و اجر خواهی بُرد و اگر بیتابی کنی باز هم مقدرات خداوند بر تو جاری می‌‌شود و گناهکار خواهی بود.[۵۴۴]
  69. رهایی از آفات: انسان به صبر دست یابد از بسیاری از آفات در زندگی در امان خواهد ماند. امیرمؤمنان علی(ع) می‌‌فرماید: اَلحِلمُ حِجابٌ مِنَ الافاتِ؛ بردباری، مانعی در برابر آفت هاست.[۵۴۵]
  70. کمال ایمان: صبر انسان را به کمال ایمان می‌‌رساند. «لا يستَكمِلُ عَبدٌ حقيقةَ الايمانِ حَتَّي تَكونَ فيهِ خِصالُ ثَلاثٍ: اَلتَّفقُّهُ فِي الدّينِ وَحُسنُ التَّقديرِ فِي المَعيشَةِ، وَالصَّبرُ عَلَي الرَّزايا»؛ هیچ بنده ای حقیقت ایمانش را کامل نمی‌کند مگر این که در او سه خصلت باشد: دین‌شناسی، تدبر نیکو در زندگی، و شکیبایی در مصیبت‌ها و بلاها.[۵۴۶].[۵۴۷]

حقیقت صبر و سه گانه آن

برخی گفته‌اند: صبر نگهداری و حفظ نفس از بیتابی و جزع هنگام نزول ناخوشی است؛ برخی دیگر نیز چون خواجه عبدالله انصاری در«منازل السائرین» صبر را نگهداشت نفس از شکایت بر جزع مستور و نهان دانسته است.

بر اساس این تعاریف، صبر از مقامات متوسطین از مؤمنین است نه مقامات اولیای الهی و معصومین(ع).؛ زیرا کسی که بلیات و مصیبت‌های الهی بر نفس را ناخوش می‌شمارد و از آن جزع باطنی دارد، دارای معرفتی ناقص و ایمانی سست و ضعیف است؛ زیرا اولیای الهی می‌دانند که «هر چه از دوست رسد نیکوست» وهمه آنها از خدای علیم حکیم و غنی حمید و عزیز رحیم است که جز خیر بندگان در سایه‌رحمت نخواهد که برای آن ایشان را خلق کرده است[۵۴۸].

از همین رو اولیا و اهل ولایت الهی در مقام رضا به قضا و تسلیم محض هستند و در اوج مصیبت‌هایی چون مصیبت عظیم کربلا باور دارند که «ما رایت الا جمیلا؛ جز زیبایی ندیدم». بنابراین، صبر مؤمن در هنگام مواجهه با معصیت یا صبر بر طاعت یا هنگام مصیبت با همه ارزشی که دارد، بیانگر نقصان معرفت و ضعف ایمان به اسرار عبادات و صور معاصی و طاعات و مصیبت‌ها است؛ زیرا اگر کسی حقیقت عبادت را بفهمد و صورت‌های برزخی آن را ببیند، دیگر صبر بر طاعت و عبادت برایش معنایی ندارد، بلکه عبادت و طاعت را با لذت دست کم همین صورت‌های برزخی آن به جا می‌آورد و اگر در مراتب عالی‌تر باشد، لذتی که از عبادت می‌برد و آن را معاشقه با محبوب می‌بیند، به طاعت می‌پردازد و تکلیف و سختی آن را نمی‌بیند؛ او جهاد را ترک نمی‌کند؛ زیرا دست کم صورت جاودانه حیات طیبه را در آن می‌بیند یا فراتر معاشقه با محبوب را در میادین جهاد می‌یابد. همچنین کسی که صورت‌های برزخی معاصی و گناهان و زشتی‌های آن را می‌بیند و می‌داند، صبر در این امور نیز برایش معنایی ندارد؛ زیرا در دل او هیچ ناخوشایندی نیست تا مستور دارد؛ چون می‌داند که نزدیکی به کثافت و نجاست و مردار متعفن هیچ لذتی ندارد، بلکه از تعفن گناهان می‌گریزد. چنان‌که نسبت به صورت‌های برزخی ابتلائات و مصیبت‌ها این‌گونه است و آن را مایه تصفیه و تزکیه باطن و رشد عقلانی و روحانی خویش بلکه تقرب به خدا با کسب ملکات و فضائل کمالی می‌داند و بدان‌گرایش داشته و لذت می‌برد. به نظر می‌رسد که مؤمن اهل معرفت شهودی و یقینی، وقتی خوشی یا راحتی می‌بیند یا خدای نکرده کاری کرده که واجبی قضا شده یا به فعل مکروه یا معصیتی نزدیک گردیده، چنان این امور نزد او ناخوشایند است و جزع و فزع باطنی دارد که جزع باطنی اهل صبر نسبت به آن هیچ است.

پس اگر درباره اولیای الهی سخن از صبر به میان آمده و آنان به صابرون توصیف شده‌اند، شاید ناظر به صبر در رنج‌های جسمانی و بدنی باشد که باعث تاثر شدید شده یا مراد «صبردر فراق محبوب» در نزد محبان الهی است؛ و گرنه صبرهای سه گانه در طاعت و معصیت و مصیبت[۵۴۹] در حق آنان معنایی ندارد؛ زیرا آنان با توجه معرفت شهودی که دارند، هیچ جزع باطنی ندارند، بلکه از طاعت و ترک معصیت و مواجه با مصیبت لذت می‌برند و آن را جمیل از سوی جمیل می‌یابند.

در گزارش‌های قرآنی، از صبر پیامبران در مصیبت‌ها و بلایا سخن به میان آمده که ناظر به ساحت‌جسم آنان بوده است؛ چنان‌که ایوب(ع) چنین بوده و برمصیبت تن صبر کرده است. البته ایشان در نهایت به خدا شکایت می‌برد نه خلق، تا او را از مصیبت ابتلای تن برهاند و خدا نیز می‌پذیرد. بنابراین، اظهار جزع به نزد پروردگار هیچ منافاتی با صبر ندارد؛ بلکه آنچه نادرست و ناروا است، جزع و فزع نزد خلق و شکایت خالق به خلق بردن است. به هر حال، به نظر می‌رسد که تعاریفی که از صبر و سه گانه‌های آن شده، نمی‌تواند در اولیای معصوم(ع) تحقق یابد؛ زیرا آنان در مقام رضا به قضای الهی و تسلیم محض هستند[۵۵۰].

نتایج و آثار صبر

از نگاه آموزه‌های وحیانی کتاب الله و عترت‌(ع)‌، صبر یکی از مهم‌ترین کلیدهای تزکیه نفس است؛ زیرا کسی که در امور سه گانه طاعت و معصیت و مصیبت صبر کند و ترک لذات نفسانی کند، کم کم نفس‌عادت به پذیرش قضا و قدر الهی کرده و از چموشی و سرکشی برون آید و رام شود و ملکه راسخ نوری صبر در او ایجاد شود و بستر رشد و ترقی نفس به مقامات عالی‌تر فراهم آید.

صبر در معاصی منشا تقوای نفس و صبر در طاعت خاستگاه انس با حق و صبر در مصیبت خاستگاه رضا به قضای الهی است. بنابراین، صبر یکی از مهم‌ترین تجلیات ایمان شخص است؛ از همین رو در روایات‌، صبر نسبت به ایمان به منزله سر به تن معرفی شده است، تا جایی که اگر سر برود تن نیز برود. پس اگر صبر برود ایمان نیز برود.[۵۵۱] بنابراین، کسی که صبر ندارد ایمان نیز ندارد.[۵۵۲] از آثار صبر این است که اضطراب درونی را از میان می‌برد و شخص را به آرامش می‌رساند به طوری که از شکایت به خلق باز می‌ایستد و اعضا از حرکات بیهوده باز می‌ماند و شخص در اعتدال کامل نفسانی خویش قرار می‌گیرد. باید توجه داشت کسی که به خدا و قضا و قدرش ایمان دارد و خدای خالق قضا و قدر را خالقی رحمان و رحیم و کریم و غنی و حمید و قدیر می‌داند که جز به رحمت نیافریده و جز به رحمت به بهشت و دوزخ نمی‌برد، به این امر ایمان دارد که «هر چه از‌دوست رسد نیکوست». پس هر امری که به او در سه‌گانه می‌رسد چیزی جز در راستای تقرب و کمال او نیست. پس نسبت به هیچ امری از طاعت و مصیبت و معصیت جزع و فزع و شکایت ندارد و همه را عین‌رحمت می‌شمارد که او را به کرامت الهی می‌رساند. بنابراین تسلیم محض و راضی به قضای الهی می‌شود.

به سخن دیگر، انسان مؤمن باید بداند که قضا و قدر الهی جاری و ساری است، خواه جزع کند و خواه صبر نماید[۵۵۳]. پس وقتی صبر و جزع هیچ تاثیری در تکوین امری ندارد و هیچ تبدیل و تغییری در قضا و قدر الهی ایجاد نمی‌کند، صبر نیکوتر از جزع و فزع بیهوده است. بر اساس آحادیث نبوی درمیان صبرهای سه گانه، صبر در معصیت دشوارتر بر توده مردم است، ولی اجر آن بزرگ‌تر است[۵۵۴].

بنابراین لازم است در این امر صبر کرد؛ به ویژه آنکه بر اساس روایات متواتر، در آخر الزمان امور به گونه‌ای است که صبر در معصیت لازم است؛ زیرا افزایش گناه و معصیت چنان است که دینداری را سخت می‌کند و کسی که در آن زمانه صبر کند، پیروز میدان صبر است. در شرایط سخت آخر الزمانی جز با صبر نمی‌توان دین نگه داشت و دینداران لازم است تا صبر را ملکه خویش سازند تا از معصیت‌ها و مصیبت‌های آخر الزمانی پیش از ظهور برهند[۵۵۵]؛ چراکه آن دوره همان دوران غربالگری است تا کافران از مؤمنان و پاک از ناپاک باز شناخته شوند و هر کسی همان را به نمایش گذارد که در اوست[۵۵۶].

نگاهی به نشانه‌های صبوری از دیدگاه قرآن

یکی از مهمترین دغدغه‌های انسان مدیریت هیجانات عاطفی در قالب شادی، اندوه، خشم و مهر است. اینکه تحت تأثیر عوامل بیرونی یا درونی واکنش‌هایی را از خود بروز دهد که مبتنی بر جوشش شدید هیجانات است و رفتارهایی که انسان را از تعادل بیرون می‌برد و پیامدهایی را به دنبال دارد که گاه پشیمانی در آن سودی ندارد. خشم یکی از این هیجانات است که اگر مدیریت و مهار نشود پیامدهای بسیار خطرناکی دارد. برای مدیریت خشم و مهار آن باید انسان به درجه‌ای از تحمل برسد که فشارهای سهمگین را تاب آورد و واکنش‌هایی را که نشان می‌دهد براساس تدبیر و بصیرت باشد تا پیامدهای بد و زشتی را به دنبال نداشته باشد. اینجاست که مسئله صبر و حلم و افزایش آستانه تحمل مطرح می‌شود.

قرآن به عنوان کتاب انسان ساز و جامعه‌ساز، به همه آن چیزی پرداخته است که انسان برای رسیدن به کمال و سعادت دنیوی و اخروی بدان نیازمند است. از این رو به این مسئله نیز پرداخته و راه‌های ایجاد و افزایش شکیبایی و بردباری یعنی صبر و حلم را بیان کرده است. آنچه در پی می‌آید بیان بخشی از نشانه‌های صبوری در قرآن است که تقدیم خوانندگان عزیز می‌شود[۵۵۷].

نشانه‏‌های صبور

چگونه می‌‌توانیم صبور را بشناسیم و یا صبر خود را ارزیابی کرده و درجه و مرتبه آن را بدانیم؟ در آیات و روایات به این پرسش پاسخ داده شده است. در روایت آمده است: «اِنَّ النَّبيَّ(ص) قالَ: عَلامَةُ الصّابِرِ فِي ثَلاثٍ: اَوَّلُها، اَنْ لايَكْسِلَ، وَالثَّانِيَةُ، اَنْ لايَضْجُرَ، وَالثّالِثَةُ، اَنْ لايَشْكُوَ مِنْ رَبِّهِ عز و جل لاِنَّهُ اِذا كَسِلَ فَقَدْ ضَيَّعَ الْحَقَّ وَ اِذا ضَجِرَ لَمْ يُؤَدِّ الشُّكْرَ، وَاِذا شَكا مِنْ رَبِّهِ عز و جل فَقَدْ عَصاهُ»؛ پیامبر اکرم(ص) فرمود: نشانه انسان صبور در سه چیز است: ۱. اینکه کسل نمی‌شود؛ ۲. دل تنگ نمی‌شود؛ ۳. از پروردگارش شکایت نمی‌کند؛ چراکه وقتی کسل شود، حق را ضایع و تباه خواهد کرد، و هنگامی که دلتنگ شد، سپاسگزاری نمی‌کند و وقتی که از پروردگارش شکایت کند، گناه خواهد کرد[۵۵۸].[۵۵۹]

آثار و برکات

از نظر قرآن، پیامبر(ص) به سبب همین باورها از عنایت خاص الهی برخوردار شده و صبر ایشان در اوج کمال قرار گرفت. هر کسی بخواهد چنین باورهایی داشته باشد و از آثاری که پیامبر(ص) از آن بهره‌مند شده، برخوردار شود و با بهره‌گیری از صبری در سطح پیامبر(ص) از همان آثار سود برد. از جمله این آثار می‌توان به امدادهای غیبی الهی[۵۶۰]، جلب محبت و برطرف شدن دشمنی‌ها[۵۶۱]، دستیابی او به مقام رضا[۵۶۲]، قرار گرفتن در زمره محسنان[۵۶۳]، فرجام نیک[۵۶۴]، دستیابی به خصلت نیکی کردن در برابر بدی دیگران یعنی دستیابی به مقام ایثار و اکرام[۵۶۵] اشاره کرد.

لازمه یک صبر کامل این است که انسان در برابر تکالیف و وظایف الهی صبر داشته باشد و همه سختی‌های آن را تحمل کند مانند سختی جهاد و روزه و مانند آنها[۵۶۶]، ونیز باید در برابر معصیت دوستان و دشمنان صبوری کند[۵۶۷]؛ و نسبت به مصیبت‌ها و احکام الهی و قضا و قدر نیز شکیبایی به خرج دهد[۵۶۸]. آیات بسیاری در قرآن به این سه گانه صبر اشاره دارد که پیامبر(ص) آن را به نحو احسن به کار گرفت تا بتواند اسوه صبر و شکیبایی باشد. پس با شناخت این دسته از آیات و بهره‌گیری از شیوه و سبک زندگی پیامبر(ص) می‌توان به چنین فضیلت و خصلتی دست یافت که انسان را به بالاترین سطح انسانیت می‌رساند[۵۶۹].

صبر در فتنه

صبر به معنای تاب آوردن، نقیض جزع و بی‌تابی است. کسانی که سطح پایینی از تحمل را دارا هستند در برابر مشکلات و مصیبت‌ها به جزع و بی‌تابی می‌افتند و تاب خود را از دست می‌دهند. اما کسانی که آستانه تحمل خوب یا بالایی دارند، بی‌تابی نمی‌کنند و فشارها آنان را از حالت تعادل ذهنی و رفتاری بیرون نمی‌برد. انسان‌ها از سوی خداوند به انواع امتحانات آزموده می‌شوند، اینجاست که نقش صبر و تاب‌آوری به خوبی خود را نشان می‌دهد و شخصیت انسان‌ها را شکل داده و آنان را از نظر شخصیت تثبیت می‌کند. نویسنده در این مطلب با بهره‌گیری آموزه‌های قرآنی نقش صبر در آزمون‌های الهی و آثار و برکات آن را تبیین کرده است[۵۷۰].

تاب و تحمل در روان شناختی شخصیت

شخصیت انسان‌ها همان شاکله وجودی آنان است. در حقیقت شاکله وجودی هر انسانی از اموری شکل می‌گیرد که شامل هستی شناختی، جهان بینی، فلسفه زندگی، بینش‌ها و نگرش‌ها است. هر کسی بر اساس فلسفه زندگی که برای خود ساخته، سبک زندگی خود را تعیین می‌کند. از این رو، با نگاهی به سبک زندگی و رفتارهایش به سادگی می‌توان فلسفه زندگی او را حدس زد.

وقتی ما از شخصیت افراد سخن می‌گوئیم، به بینش‌ها و نگرش‌هایش توجه می‌کنیم؛ زیرا افکار ذهنی و باورهای قلبی اوست که شخصیت او را شکل می‌دهد. افراد دارای اندیشه‌ها و بینش‌ها و نگرش‌هایی هستند که ترکیبی از عقل و قلب است. این ترکیب شاکله وجودی افراد و شخصیت او را شکل می‌بخشد. رفتارها در حقیقت آینه تمام نمای شاکله و شخصیت وجودی هر انسانی است. از این رو خداوند در آیه ۸۴ سوره اسراء می‌فرماید: ﴿كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ[۵۷۱]؛ هر انسانی بر اساس شاکله و شخصیت خودش عمل می‌کند. پس سبک زندگی هر انسانی به طور طبیعی‌نمایی از فلسفه زندگی و تجلیات و مظاهر آن است.

شخصیت‌های عاطفی رفتارهای عاطفی از خود بروز می‌دهند و شخصیت‌های عقلی دارای رفتارهای خشک عقلی هستند و عواطف در آنها جایی ندارد. البته این بدان معنا نیست که هیچ عاطفه و احساسی ندارند، بلکه از نظر درصد یکی بر دیگری می‌چربد.

از نظر آموزه‌های اسلامی انسان‌هایی متعادل هستند که تناسب معناداری میان عقل و قلب ایجاد کرده باشند. اینان با چنین کاری اعتدال و تعادل شخصیتی خود را چنانکه خداوند آفریده حفظ کرده و اجازه نمی‌دهند که افراط و تفریطی صورت گیرد[۵۷۲].

در انسان‌های متعادل، به همان میزان که عدالت مهم است، انصاف و احسان نیز مهم است؛ قانون‌مداری را در حوزه رفتار شخصی و فردی دارا هستند و عدالت را مراعات می‌کنند، هرچند که به ضرر و زیانشان باشد و در حوزه رفتارهای اجتماعی با دیگران، اهل احسان و انصاف هستند و از حقوق خود می‌گذرند در حالی عدالت، اقتضای آن را دارد،؛ چراکه بر این باورند که باید مکارم اخلاقی را به تمامیت برسانند و آنچه را برای خود می‌پسندند برای دیگران بپسندند. این گونه است که نوعی تعادل در رفتار خود پدید می‌آورند که مبتنی بر عقل و قلب یعنی عدالت و احسان است. از این رو ایثار و عفو و صفح و گذشت در اینان همان اندازه معنا می‌یابد که عدالت و قانون و عقل معنا دارد. انسان‌هایی که دارای تعادل شخصیتی هستند و توانسته‌اند بدرستی میان عقل و قلب جمع کنند، انسان‌های صبوری نیز هستند؛ زیرا در برابر فشارها و مصیبت‌ها به گونه‌ای عمل می‌کنند که یا اصلا ضرری به دیگران نرسد یا کمترین ضرر متوجه دیگران شود. اینان مصیبت را به جان می‌خرند تا دیگران در آسایش و آرامش باشند. این‌گونه است که تاب تحمل آنان بسیار بالاست و از آستانه تحمل و صبر بالایی برخوردار هستند[۵۷۳].

صبر در آزمون و امتحان و بلا

بر اساس آموزه‌های قرآنی، زندگی دنیوی دارای مقتضیاتی است که از جمله آنها سنت آزمون و ابتلاء و امتحان است. خداوند در آیه ۲ سوره عنکبوت به‌صراحت از امتحان به عنوان یک سنت الهی یاد می‌کند که همه انسان‌ها بدان مبتلا می‌شوند. البته فلسفه‌ای که برای سنت فتنه و امتحان الهی بیان شده اموری چند است که از جمله آنها بازشناسی شخصیت هر انسان، معلوم کردن میزان ایمان و باور، شناخت جزم و عزم افراد، افزایش ظرفیت، اظهار استعداد و توان و مانند آن است که در آیات و روایات بسیاری به آنها‌ اشاره شده است. خداوند در بیان فلسفه سنت آزمون در آیه ۲ سوره عنکبوت می‌فرماید که آیا مردم گمان کرده‌اند به سخن آنان در ایمان بسنده می‌شود و امتحان نمی‌شوند؟ این بدان معناست که وقتی کسی مدعی سخن و باوری است می‌بایست نشان دهد که تا چه اندازه در این سخن و باور صادق است. صداقت به معنای مطابقت جزم‌اندیشه و عزم ارادی است. به این معنا که قول و فعلش یکی باشد. قول و سخن هر کسی به معنای اظهار باورها و اعتقادات اوست، وقتی قولی را اظهار می‌کند در حقیقت باور و اعتقاد و ایمانی را اظهار کرده است. چنین شخصی می‌بایست در عمل نشان دهد که در باور خویش صادق است و این صداقت تنها در فعل قابل شناسایی است. از این رو در هنگام امتحان است که شخص معلوم می‌کند تا چه اندازه اهل صداقت است و میان قول و فعل او تطابق و هماهنگی وجود دارد.

البته انسان‌هایی که ادعاها و اقوال بزرگ‌تر و زیادتری دارند، گرفتار آزمون‌های بیشتری هستند. از این رو مدعیان ولایت بیشترین و سخت‌ترین آزمون‌ها را باید تحمل کنند. بر همین اساس گفته شده است: البلاء للولاء، هر که مقرب‌تر است جام بلا بیشترش می‌دهند.

اما کسانی که ادعایی ندارند یا کمترین ادعا را دارند، مانند شاگردان تنبل کلاس در سال تنها یک بار یا دوبار در آزمون‌های عمومی شرکت داده می‌شوند تا یا بیدار شوند یا مدعی نشوند و بر آنان اتمام حجتی شده باشد. از این رو خداوند درباره منافقان می‌فرماید که اینان در سال یک یا دوبار به فتنه‌ای آزموده می‌شوند تا توبه کنند یا تذکر پیدا کنند[۵۷۴].

خداوند در آیه ۲۰ سوره فرقان می‌فرماید: ﴿وَجَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَتَصْبِرُونَ[۵۷۵].

این آیه درحقیقت بیان می‌کند که بعض از انسان‌ها برای بعض دیگر وسیله آزمون هستند تا این‌گونه تاب و تحمل افراد مشخص شود یا تاب و تحمل آنان افزایش یابد. پس خداوند، برخی از مردمان را با برخی دیگر می‌آزماید که شکیباسازی و توانمند کردن روحیه مردمان، ازجمله فلسفه‌های آزمایش آنان از سوی خداوند است[۵۷۶].

زن و فرزند و مال از مصادیق آزمون و ابتلا

در آیات و روایات مصادیق و موارد بسیاری به عنوان فتنه یعنی ابزارهای آزمون الهی مطرح شده است. به عنوان نمونه در آیه ۲۰ سوره فرقان انتخاب پیامبر از میان مردمان معمولی ابزار آزمون دانسته شده است.

همچنین زن و فرزند و مال در آیات و روایات به عنوان ابزار ابتلا و گاه حتی به عنوان دشمن انسان معرفی می‌شود. خداوند می‌فرماید که اموال و فرزندانتان وسیله آزمایش شما هستند. گاه برخی از همین فرزندان تبدیل به دشمن می‌شوند که سد راه دینداری آنان هستند. خداوند در آیه ۱۴ سوره تغابن می‌فرماید:‌ ای کسانی که ایمان آورده‌اید در میان زنان و فرزندانتان دشمنی برای شما وجود دارد از آنها حذر کنید و اگر عفو کنید و چشم بپوشید و گناه آنان را پوشیده دارید، خدا آمرزنده و مهربان است.

از رسول‌اللّه(ص) روایت است که فرمود: «إنّ في مالِ الرجُلِ فِتنَهًًْ، و في زوجَتِهِ فِتنَهًًْ و ولدِهِ»؛ همانا دارایی انسان مایه آزمایش است و زن و فرزند او نیز وسیله امتحان هستند. [۵۷۷] آن حضرت در جایی دیگر می‌فرماید: «إنّ لِكُلِّ اُمّهًٍْ فِتنَهًْ، و فِتنَهًْ اُمَّتِي المالُ»؛ برای هر امّتی آزمایشی است و وسیله آزمایش امّت من، دارایی است[۵۷۸].

به نظر برخی از مردم آزمون مصیبت سخت‌تر است و دین و ایمان آدمی را می‌برد؛ اما باید توجه داشت که فتنه مال و ثروت بدتر است؛ زیرا رفاه و تنعم، آدمی را به اتراف و اسراف سوق می‌دهد و جرم و هنجارشکنی را در او تقویت می‌کند. از این رو مال و ثروت بدتر از فقر و بدبختی آدمی را به تباهی و شقاوت ابدی می‌اندازد.

امیرمؤمنان علی(ع) در بیان مصادیق آزمون می‌فرماید: «الفِتَنُ ثلاثٌ: حُبُّ النِّساءِ و هُو سَيفُ الشَّيطانِ، و شُربُ الخَمرِ و هُو فَخُّ الشَّيطانِ، و حُبُّ الدِّينارِ و الدِّرهَمِ و هُو سَهمُ الشَّيطانِ، فَمَن أحَبَّ النِّساءَ لم ينتَفِعْ بعَيشِهِ، و مَن أحَبَّ الأشرِبَهًْ حَرُمَت علَيهِ الجَنّهًْ، و مَن أحَبَّ الدِّينارَ و الدِّرهَمَ فهُو عَبدُ الدنيا»؛ ابتلائات سه چیزند: زنْ دوستی[۵۷۹]، که شمشیر شیطان است و شرابخواری که دام شیطان است و عشق به درهم و دینار که تیر شیطان است. کسی که عشق[۵۸۰] به زنان داشته باشد، از زندگی‌اش بهره‌مند نشود و کسی که مشروبات را دوست داشته باشد، بهشت بر او حرام گردد و کسی که عشق به درهم و دینار داشته باشد، بنده دنیاست[۵۸۱].

حتی در برخی از روایات از آن حضرت نقل شده که حضرت عیسی(ع) از این سه فتنه اصلی در امان بوده است. ایشان در بیان صفات حضرت عیسی(ع) فرموده است: «و لم تكن لَهُ زَوجَهًٌْ تَفتِنُه، و لا وَلَدٌ يحزُنُهُ (يخزنُهُ)، و لا مالٌ يلفِتُهُ»؛ نه همسری داشت که او را به فتنه (گرفتاری) درافکند، نه فرزندی که غمگینش سازد و نه مالی که او را به خود مشغول [و از خدا غافل]گرداند[۵۸۲].[۵۸۳]

صبر در مصیبت زن و فرزند

انسان دربرابر زن و فرزند مسئولیت دارد. به‌ویژه آنکه تربیت فرزند برعهده اوست. تربیت، اصل مهمی است که هرگونه بی‌توجهی دراین مورد به معنای از دست رفتن خوشبختی فرزند بلکه خود اوست؛ زیرا فرزندی که به خوبی تربیت نشود، دین و ایمان آدمی را نیز با خود می‌برد.

از آنجا که عواطف و احساسات، مبنای خانواده است و اصل خانواده بر عشق و مودت و محبت شکل گرفته است[۵۸۴] نقش عاطفه و محبت‌های قلبی بر عقل در این موارد می‌چربد. این گونه است که زمینه تباهی خانواده فراهم می‌آید.

محبت به فرزند و دلبستگی عاطفی به کودک اجازه نمی‌دهد تا در هنگام خطا و گناه او را تنبیه مناسب کنیم و لذا تربیت به دست فراموشی سپرده می‌شود. از آنجا که تربیت یک امر فرآیندی و ترکیبی از عقل و قلب است، هرگونه نادیده گرفتن این امور موجب می‌شود که انسان خود و خانواده‌اش را به تباهی سوق دهد.

خداوند در چند جای قرآن به جای صبر از واژه اصطبر استفاده کرده است. صبر به معنای تاب‌آوری و شکیبایی است، ولی اصطبار از ثلاثی مزید افتعال به معنای استقامت در صبر و نهایت تاب و تحمل است. خداوند در مسئله تربیت خانوادگی و آموزش و تعلیم و تربیت نماز به زن و فرزند می‌فرماید که در این کار می‌بایست نهایت استقامت و تاب و تحمل را داشته باشی تا بتوانی در تربیت آنان به موفقیت برسی. [۵۸۵] در حقیقت لازم است که برای تربیت فرزند نهایت صبر و استقامت و شکیبایی را داشته باشی و آستانه تحمل تو بسیار بالا باشد؛ زیرا تربیت به‌ویژه تربیت دینی بسیار سخت و طاقت‌فرساست؛ چراکه باید امری را که مشقت‌زا است به کودک بیاموزی تا او هر روز پنج بار به نماز قیام کند. چنین تربیتی بسیار سخت است تا بتوانی شاکله و شخصیت کودک را شکل بدهی و او را به نماز خواندن عادت بدهی.

پس مداومت در امر تربیت و تاب تحمل بالا داشتن و نهایت صبر را به کار گرفتن، از اصولی است که در این آیه بر آن تاکید شده است. اینکه انسان از تمرد و عصیان کودک خسته نشود و به‌اشکال و روش‌های گوناگون مستقیم و غیرمستقیم کودک را اندک اندک به تکالیف دینی آشنا و عادت دهد. در این میان اصل نماز به عنوان مرز ایمان و کفر بسیار مورد تاکید است؛ چراکه کسی که نماز را به جا آورد از نظر تربیت دینی آمادگی می‌یابد که به تکالیف دینی دیگر نیز بپردازد. آثار بسیاری برای این تربیت دینی خانواده در آیات قرآن بیان شده که از جمله در همین آیه برکت و رزق است که به سوی خانواده می‌آید و خانواده عاقبت به خیر می‌شود.

البته چنان‌که گفته شد زن نیز همین حکم را دارد. اینکه انسان بتواند در برابر آزمون زنان صبر و اصطبار داشته باشد خیلی مهم است. مرد مسئولیت دارد که همسرش را به کمال برساند و او را تربیت دینی کند.

آزمونی که خداوند در آیه ۲۰ سوره فرقان بیان کرده که برخی از مردم را با برخی دیگر می‌آزماییم در‌باره زن و فرزند بسیار مهم‌تر است؛ زیرا اینان دشمنان شیرینی هستند که در درون خانه جا خوش کرده‌اند و می‌توانند مانند عبدالله بن زبیر پدر و خانواده را به هلاکت سوق دهند و در برابر امام مسلمین قرار دهند؛ چنانکه عبدالله پدرش زبیر را علیه امیرمؤمنان علی(ع) شوراند.

در داستان‌های زیادی بیان شده که اصطبار و داشتن تاب و تحمل بالا و استقامت در تربیت خانوادگی موجب رشد شخص و خانواده می‌شود. بسیاری از علما و مراجع همانند پیامبران دارای زنان و فرزندان بد خلق بودند که تربیت ایشان به سختی ممکن بود. حتی برخی از اینان تربیت نشدند و اسباب زحمت پیامبران بودند که از آن جمله می‌توان به زن لوط(ع) و زن نوح(ع) ‌اشاره کرد.[۵۸۶] همچنین برخی از زنان پیامبر(ص) این گونه بودند که در آیات سوره تحریم به آنها‌ اشاره شده است.

در داستان‌هایی که درباره برخی از مراجع در درس‌های اخلاقی شنیده ایم موارد بسیاری را می‌توان یافت. از جمله یکی از مراجع قم زنی بدخو و بدخلق داشت که او را می‌زد و گاه این کتک‌کاری در جلوی شاگردان انجام می‌شد. وقتی شاگردان اعتراض می‌کردند که چرا این زن را طلاق نمی‌دهی. آن مرجع بزرگوار می‌گفت: این زن بد مرا خالی می‌کند. یکی از مراجع تقلید معاصر در تهران زنی بدخو داشت. روزی شاگردان از علت تاخیر استاد پرسیدند. ایشان گفت: زنم به من اجازه نداد تا به موقع و سر وقت به درس بیایم؛ زیرا مرا مجبور کرد تا همه ظرف‌ها را بشویم سپس اجازه رخصت داد تا بیرون بیایم[۵۸۷].

صبر بر مصیبت

از اقسام صبر، صبر بر مصیبت‌هایی است که انسان در طول زندگی به عنوان مجازات و کیفر یا به عنوان ابتلاء و آزمون الهی با آن رو به رو می‌‌شود. از نظر قرآن، مصیبتها و بلایا از موارد شکیبایی و صبر است[۵۸۸] و انسان‌ها می‌‌بایست در برابر مشکلات و مصیبت‌ها صبر کنند؛ زیرا هر مصیبتی از خیر و شر به حکمت و مشیت و مقدر الهی است[۵۸۹] و مصیبت‌هایی که از مصادیق شرور و نقص و کمبود هستند، چه در قالب کیفر باشد و چه در قالب امتحان می‌‌بایست انسان نسبت به آن صبر ورزد و با جزع و فزع بر دامنه کمی و کیفی آن نیافراید و مصیبت را دو چندان و مضاعف نکند.

از نظر قرآن، صبر در برابر مشکلات و سختی‌ها از ویژگی‌های نیکان[۵۹۰] و از نشانه‌های صداقت و تقوا[۵۹۱] و موجب محبت الهی[۵۹۲] و در پی دارنده صلوات الهی و رحمت و هدایت خاص و نیز بهشت و عنایات دیگر الهی است[۵۹۳].

از نظر قرآن، کمبود کالا و نیز میوه و محصولات از مصیبت‌ها و نیازمند شکیبایی و صبر است.[۵۹۴] البته توجه به این که هر چیزی بر اساس حکمت، مشیت و مقدر الهی است در تحقق صبر بر مصیبت نقش اساسی دارد[۵۹۵].[۵۹۶]

صبر از معصیت

یکی از سه گانه‌های صبر، همانا صبر از معصیت است. این که انسان بتواند در برابر معصیت دیگران صبر ورزد و اجازه ندهد تا دیگران با معصیت خویش راه حق را بندند و او را نیز به گمراهی بکشانند. این که انسان به گونه ای باشد که در برابر انگیزه‌های قوی گناه صبر ورزد و به دام گناه نیافتد و از آن اجتناب کند، از مهم‌ترین مصادیق صبر است که در آیات قرآنی بیان شده است.

از نظر قرآن، ترک گناه و اجتناب از معاصی نیازمند، صبر است[۵۹۷]. در آموزه‌های وحیانی قرآن، اجتناب و پرهیز از اتّکای به ستمگران[۵۹۸]، رعایت عفت و پاکدامنی و پرهیز از زنا[۵۹۹]، اجتناب از شرک، شهادت ناحق، پرهیز از قتل بی‌گناهان، اجتناب از نزاع و حفظ وحدت[۶۰۰] نیازمند صبر از معصیت است.

البته گاه غفلت انسان از معصیت به سبب آنکه مجذوب امری می‌‌شود. این گونه است که بی‌توجه به این که کجا پا می‌‌گذارد حرکت می‌‌کند و برخی از معصیت‌ها و خطایا را انجام می‌‌دهد. بنابراین، لازم است انسان هماره مراقب باشد و احتیاط کند و گرفتار غفلت نشود؛ زیرا توجه بیش از اندازه نسبت به هدف و مجذوب شدن موجب می‌‌شود تا شخص نسبت به رفتارش به ویژه خطا و اشتباه و گناه کم توجه یا بی‌توجه باشد[۶۰۱].

معیت قیّومی خدا در هستی

از نظر آموزه‌های وحیانی قرآن، خدا در همه سطوح و مراتب از ایجاد و بقای هر امری حضور مستقیم دارد. این امری حقیقی است؛ زیرا هر چیزی در هستی چیزی جز ظهور و تجلیات انوار صفات و اسماء الله نیست[۶۰۲].

از نظر قرآن، خدا با هر چیزی انواع نسبت‌ها را دارد که از جمله آنها معیت است؛ البته معیت الهی با امور هستی خود به چند نوع تقسیم می‌‌شود که از جمله آنها می‌‌توان به معیت ولایتی و نصرتی نسبت به مؤمنان اشاره کرد که خدا می‌‌فرماید: ﴿لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا[۶۰۳].

همچنین از انواع معیت می‌‌توان به معیت قیومی اشاره کرد: هو معکم؛ او با شماست[۶۰۴] این معیت قیومی به این معنا است که خدا قوام بخش حقیقت وجودی هر چیزی از جمله انسان است؛ زیرا هستی جز شئون و ظهورات و تجلیات اسماءالله و انوار الله نیست. بر همین اساس، نسیان خدا به معنای نسیان حقیقت نفس است.[۶۰۵] و همچنین بر همین اساس است که خدا از رگهای گردن به انسان نزدیک‌تر است: نحن اقرب الیه من حبل الورید[۶۰۶].

به هر حال، از نظر آموزه‌های وحیانی قرآن، هر چیزی جز تجلیات انوار اسماء الله نیست. بنابراین، نسبت هر چیزی با خدا نسبت نور با مظهرش است[۶۰۷].

محدودیت تاثیر علل در سایه اذن الهی

همچنین از نظر قرآن، تحقق هر چیزی در هستی بر اساس مشیت حکیمانه الهی است. این مشیت حکیمانه که از آن به مشیت کلی یاد می‌‌شود، موجب می‌‌شود تا اراده کلی الهی نیز در قالب قدر و قضای کلی شکل بگیرد؛ زیرا برای هر چیزی اندازه و مقدر کلی است که آن اندازه و قدر نیز مربوط به ساحت مقاصدی است که برای هر چیزی در نظر گرفته شده است.

از نظر قرآن، پس از این مراتب و موارد، مشیت و اراده، قدر و قضای جزیی قرار دارد؛ یعنی هر مورد خاصی که تحقق می‌‌یابد در می‌‌بایست این مراتب را به شکل خاص بگذراند تا تحقق یابد. پس تا زمانی که مشیت و اراده و قدر و قضای جزئی الهی بدان تعلق نگرفته باشد، چیزی وقوع خارجی و تحقق وجودی در خارج علم الله نمی‌یابد؛ زیرا قوانین کلی که در قالب بخش نخست کلی به امری تعلق گرفته، نمی‌تواند حاکم بر خدا شود و خدا مجبور باشد تا تابع قوانین تکوینی وضعی خودش باشد، بلکه خدا هماره حاکم بر قوانین تکوینی و غیر تکوینی است و هیچ چیز او را مجبور و محدود نمی‌کند. بنابراین، هرگاه خدا بخواهد و اراده کند، امری که طبق قوانین بخش نخست می‌‌بایست تحقق یابد، به سبب حاکمیت اراده الهی بر همه هستی در همه سطوح و مراتب، ممکن است تحقق نیابد؛ زیرا تحقق هر چیزی منوط و متوقف بر بخش دوم است. از همین روست که در آموزه‌های وحیانی مسأله «اذن» مطرح شده است تا این معنا دانسته شود اگر چیزی بر اساس سنت‌ها و قوانین الهی در جریان است، تاثیرات آن زمانی خواهد بود که اذن باقی باشد؛ و هر گاه اذن به امری دیگر تعلق بگیرد، آن چیز تاثیرات خودش را نخواهد داشت؛ چنان که قانون سوزاندن آتش، هر چند ماذون به اذن الهی است، ولی اگر مشیت و اراده الهی به چیزی بر خلاف آن باشد، آتش نمی‌سوزاند؛ چنان که درباره حضرت ابراهیم(ع) اتفاق افتاد و خدا فرمان می‌‌دهد: یا نار کونی بردا و سلاما علی ابراهیم؛ ای آتش بر ابراهیم سرد و سلامت باش![۶۰۸]

خدا به صراحت درباره تاثیر سحر و جادو و تعلیمات هاروت و ماروت به این نکته توجه می‌‌دهد و می‌‌فرماید: و ما هم بالضارین به من احد الا باذن الله؛ و آنان با این امر، زیان و ضرر رسان به کسی نیستند، مگر آنکه به اذن الهی باشد[۶۰۹].

بنابراین، علل امور در زمانی خواهد بود که افزون بر مشیت و اراده و قدر و قضای کلی، تعلق جزیی الهی نیز به آن وجود داشته باشد، و گرنه علل تاثیری نخواهد داشت و معلول به تحقق علتی تحقق نمی‌یابد؛ چنان که درباره تاثیر آتش و سحر و جادو بیان شد.

بر اساس آن چه بیان شده دانسته شد که امور در هستی زمانی تحقق می‌‌یابد که در یک کلمه اذن کلی و جزیی وجود داشته باشد، وگرنه چیزی تحقق نخواهد یافت. پس از نظر آموزه‌های وحیانی این حقیقتی درعالم تکوین است که ایمان و باور و عدم ایمان بدان هیچ تاثیری در واقعیت و حقیقت بودن آن ایجاد نمی‌کند؛ هر چند که از نظر قرآن باور و ایمان بدان از سوی انسان موجب می‌‌شود تا شخص با چنین حقیقتی گام‌های مطمئنی در سایه معیت ولایی بردارد و از نصرت الهی برخوردار شود؛ چنان که از نظر قرآن فقدان چنین باور و ایمانی در شخص موجب می‌‌شود تا قدرتمندترین افراد، شکست بخورد؛ زیرا اگر خدا نخواهد و مشیت و اراده نسبت به تحقق چیزی نداشته باشد، همان چیزی که به ظاهر امری عادی و معمولی است و می‌‌بایست با تحقق علت، معلول نیز تحقق یابد، تحقق نخواهد نیافت؛ زیرا تحقق هر چیزی افزون بر مشیت کلی، نیازمند اراده و قدر و قضای جزیی است و اذن الهی است که گاه چنین اذنی نیست و شخص با آنکه اراده کرده و عزم قوی داشته است بدان نمی‌رسد؛ خدا به صراحت به پیامبر(ص) گوشزد می‌‌کند که توجه به این امر در هر کاری بسیار مهم است؛ زیرا اگر تنها به علل و اسباب ظاهری توجه شود و علت اصلی یعنی مشیت و اذن الهی در کاری دیده نشود، ممکن است که خدا مشیتی دیگر داشته باشد و آن چیز تحقق نیابد.

به عنوان نمونه انسان بر اساس سنت‌ها و قوانین حاکم بر هستی، مشیت و اراده می‌‌کند تا کاری را انجام دهد که بر اساس تجربیات مکرر دانسته شد که این چیز علت آن چیز است و نسبت میان آن دو علت و معلولی است؛ اما باید توجه داشت که اصل حاکم بر هستی، همان مشیت و اذن الهی به تحقق چیزی است؛ از همین روست که خدا می‌‌فرماید: ﴿وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَلِكَ غَدًا * إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ وَاذْكُرْ رَبَّكَ إِذَا نَسِيتَ وَقُلْ عَسَى أَنْ يَهْدِيَنِ رَبِّي لِأَقْرَبَ مِنْ هَذَا رَشَدًا[۶۱۰].

بنابراین، اصل حاکم بر همه اسباب و علل خلقتی، حاکمیت مشیت و اذن الهی است. این بدان معنا خواهد که انسان از جهات گوناگونی با محدودیت‌های بسیاری مواجه است؛ از همین روست که خدا به عنوان یک اصلی کلی به انسان گوشزد می‌‌کند و می‌‌فرماید: ﴿مَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ؛ شما چیزی را مشیت نمی‌کنید مگر آنکه خدا پروردگار جهانیان پیش از آن مشیت کرده باشد[۶۱۱].[۶۱۲]

توفیق الهی در تحقق صبر

بر اساس این قوانین الهی می‌‌بایست گفت که از نظر آموزه‌های وحیانی حتی انجام ساده‌ترین و صالح‌ترین کار و کسب موفیقت در هر چیزی، جز در سایه توفیق الهی نیست؛ بنابراین، حتی اگر پیامبری مکرّم و معظّم چون محمد مصطفی(ص) باشی، می‌‌بایست با توکل بر خدا و توفیق خواهی در هر کاری و امری وارد شوی؛ زیرا این خدا است که به انسان توفیق می‌‌دهد تا کاری را انجام دهد و موفقیتی کسب کند؛ حتی اگر به ظاهر بر اساس سنت‌ها و قوانین کلی الهی، نسبت میان دو چیز نسبت علت و معلولی است؛ چراکه وقتی مشیت و اذن الهی به چیزی تعلق نگیرد، با وجود تحقق علت، معلول تحقق نمی‌یابد.

خدا در آیات بسیاری از پیامبر(ص) و مؤمنان خواسته تا هماره در هر کاری ذکر الهی را در نظر داشته و خدا را در هیچ دم و لحظه و کاری و امری فراموش نکنند و بدانند که اگر خدا نخواهد و مشیت نکند؛ چیزی تحقق نمی‌یابد هر چند که نسبت میان آنها علت و معلولی باشد. از همین روست که خدا به پیامبرش فرمان می‌‌دهد تا هر کاری که وارد می‌‌شود خدا را یابد کند و از خدا بخواهد تا او را در کارش موفق کند. این که خدا پس از فرمان به آن حضرت(ص) جهت «ان شاء الله» گفتن می‌‌فرماید: ﴿وَاذْكُرْ رَبَّكَ إِذَا نَسِيتَ..؛ و خدا را دمی فراموش مکن و او را یاد کن و بگو که امید است که پروردگارم مرا هدایت کند به امر رشیدی که بهتر این است.[۶۱۳] برای این منظور است که اگر خدا در مقام ربوبیت نخواهد چیزی تحقق نمی‌یابد و انسان به موفقیت و رشدی که مطلوب است دست نمی‌یابد.

این که گفته می‌‌شود حتی پیامبر(ص) می‌‌بایست ان شاء الله بگوید، باور و ایمان به این حقیقت است که اگر مشیت الهی به امری تعلق نگیرد آن تحقق نمی‌یابد حتی اگر امری نیک و رشدی باشد و مطلوب خدا؛ زیرا گاه مشیت الهی بر این است تا شخص شکست بخورد حتی اگر همه امکانات برای موفقیت و پیروزی فراهم باشد؛ چنان که با همه امکانات و جمعیت به ظاهر عامل پیروزی، شکست سنگین برای مسلمانان در جنگ حنین رخ داد؛ زیرا چیزی نمی‌تواند جایگزین خدا و مشیت او باشد و انسان را از خدا بی‌نیاز و غنی سازد.[۶۱۴] پس از نظر قرآن، پیروزی و موفقیت در هر کاری زمانی رخ می‌‌دهد که انسان بر خدا توکل کند و توفیق از او بخواهد تا مشیت الهی به آن تعلق گیرد.

خدا گزارش می‌‌کند که حضرت شعیب(ع) با همه امکانات و بهره‌گیری از توان و استطاعت خویش به دنبال اصلاح رفت، ولی به این نکته توجه داشت که تحقق آن جز به توفیق الهی نخواهد بود: ﴿وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ[۶۱۵] پس اسباب را در نظر می‌‌گیرد، ولی می‌‌داند که این اسباب تنها در سایه توفیق الهی خواهد بود؛ زیرا توفیق به معنای موافقت میان دو امر است؛ خواه این دو امر نسبت علت و معلولی داشته باشد، یا این گونه نباشد؛ چنان که زمانی که علت و معلولی میان آتش بود، آتش نسوزاند؛ زیرا خدا اراده و مشیت نکرده بود تا توفیقی میان علت و معلول ایجاد کند؛ این گونه است که نه تنها با وجود علت آتش، سوختن تحقق نیافت، بلکه فضایی خنک و سالم در درون شعله‌های عظیم آتش برقرار شد[۶۱۶].

خدا به پیامبرش فرمان می‌‌دهد که هر گاه اراده کاری داشته و عزم جدی بر انجام باشد، باید توکل را از یاد نبرد و با توکل بر خدا به آن اقدام کند؛ یعنی از خدا بخواهد تا نسبت علت و معلولی را میان دو چیز ایجاد و تأیید کند[۶۱۷].

از نظر قرآن، کسب فضایل و توفیق در آن از جمله کسب صبر و توفیق در آن تنها در سایه معیت خدا و اذن الهی خواهد بود. از همین روست که خدا به پیامبرش فرمان داده و می‌‌فرماید: اصبر و ما صبرک الا بالله؛ صبر کن و صبر تو جز به خدا نیست[۶۱۸].

کلمه «باء» در «بالله» به معنای سببیت و علیت است؛ به این معنا که صبر تنها با خدا ایجاد می‌‌شود و این خداست که منشاء و خاستگاه صبر است و اگر فرمان صبر به پیامبر داده می‌‌شود، به این نکته نیز توجه داده می‌‌شود که توفیق در صبر و کسب آن تنها زمانی است که خدا بخواهد؛ زیرا خدا علت هر چیزی از جمله علت صبر است؛ هر چند که در ظاهر اسباب طولی باشد که نقش علیت را بازی می‌‌کند، ولی باید توجه داشت که علیت چیزی زمانی است که خدا بخواهد و اگر نخواهد نسبت علیت میان دو چیز ایجاد نمی‌شود.

به سخن دیگر، خدا علت العلل است و امور دیگر چیزی جز اسباب یا همان علت ناقصه طولی نیست. پس اگر مشیت خدا نباشد، علتی وجود ندارد تا معلولی باشد. این سببیتی که در قالب «باء» مطرح می‌‌شود، بیان علت واقعی و حقیقی کامل هر چیزی از جمله صبری است که می‌‌بایست در پیامبر تحقق یابد.

از نظر قرآن معیت الهی با اهل تقوا و محسنین یک معیت ولایی است که موجب می‌‌شود تا خدا در قالب علت تامه به یاری آنان برود و آنان را در امورشان موفق دارد[۶۱۹].

همچنین خدا می‌‌فرماید که پیامبر(ص) و مؤمنانی که تنها وجه الله را طالب هستند، می‌‌توانند صبر ورزند و خدا توفیق صبر و موفقیت را به آنان خواهد داد[۶۲۰].

مؤمنان به توفیق الهی می‌‌توانند بر هر آن چه از خیر و شر به ایشان می‌‌رسد، صبر ورزند و در مقام علم و عمل به آموزه‌های وحیانی از جمله امر به معروف و نهی از منکر عمل کنند و در کارها با عزم وارد شده و موفقیت را به دست آورند[۶۲۱].

وقتی توفیق الهی باشد انسان می‌‌ تواند در برابر هر گونه فشار درونی و بیرونی صبر ورزد و استقامت نماید و به هدف برسد و احکام الهی را به راحتی عمل و براساس آن رفتار کند[۶۲۲].

از خدا توفیق صبر جمیل را خواست[۶۲۳] در کارها عجول نبود و درخواست عاجلانه نداشت[۶۲۴]؛ زیرا برای هر چیزی زمانی است که در آن تحقق می‌‌یابد[۶۲۵].

به هر حال، از نظر آموزه‌های وحیانی قرآن هر کاری از جمله صبرورزی نیازمند توفیق الهی است و انسان می‌‌بایست تنها به او امید داشته باشد تا بتواند کاری که مورد رضایت خداست را انجام دهد؛ یعنی این گونه نیست که انسان کاری را برای خدا انجام دهد و حتما به دلیل این که برای خدا انجام می‌‌دهد، توفیق یابد، بلکه ممکن است که انسان برای پروردگارش کاری از جمله صبر را پیشه کند[۶۲۶] ولی توفیق نیابد که صبوری کند و در امر صبر موفق باشد و از کوره در نرود و عجله نداشته باشد؛ زیرا یونس پیامبر(ع) با این که مأموریت داشته و برای خدا عمل می‌‌کرد، ولی به سبب عدم توجه به اموری از جمله عدم انتظار برای رسیدن دستور الهی، اقداماتی کرد که موفقیتی برایش نداشت بلکه او را گرفتار خشم و غضب الهی کرد. از همین روست که خدا به پیامبرش فرمان می‌‌دهد که هم چون یونس(ع) عمل نکند، بلکه به انتظار حکم الهی باشد و تا حکم الهی نرسیده کاری نکند[۶۲۷].[۶۲۸]

پانویس

  1. ترتیب العین، ج ۲، ص۹۶۶، «صبر».
  2. معجم مقاییس اللّغه، ج ۳، ص۳۲۹، «صبر».
  3. مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص۴۷۴، «صبر».
  4. غرر الحکم، چاپ دانشگاه تهران، ج ۲، ۱۸۷۴.
  5. بحارالانوار، ج ۷۱، ص۹۲.
  6. بحارالانوار، ج ۸۲، ص۱۳۳.
  7. فرهنگ قرآن، ج۱۸، ص۲۴۶ - ۲۵۹.
  8. از شکیبایی و نماز یاری بجویید و بی‌گمان این کار جز بر فروتنان دشوار است؛ سوره بقره، آیه۴۵ و ۱۵۳.
  9. و سرکردگان قوم فرعون گفتند: آیا موسی و قومش را وا می‌نهی تا در این سرزمین تبهکاری کنند و (موسی) تو و خدایانت را رها کند؟ گفت: پسرانشان را خواهیم کشت و زنانشان را زنده باز خواهیم نهاد و بی‌گمان ما بر آنان چیره‌ایم. موسی به قوم خود گفت: از خداوند یاری بخواهید و شکیبا باشید، بی‌گمان زمین از آن خداوند است، به هر کس از بندگان خویش که بخواهد به میراث می‌دهد و سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است؛ سوره اعراف، آیه۱۲۷ ـ ۱۲۸.
  10. و به ستمگران مگرایید که آتش (دوزخ) به شما رسد در حالی که شما را در برابر خداوند، سروری نباشد، آنگاه یاری نخواهید شد. و نماز را در دو سوی روز و ساعتی از آغاز شب بپا دار؛ بی‌گمان نیکی‌ها بدی‌ها را می‌زدایند؛ این یادکردی برای یادآوران است. و شکیبایی ورز که خداوند پاداش نکوکاران را تباه نمی‌سازد؛ سوره هود، آیه۱۱۳ – ۱۱۵.
  11. و آنان که چون بخشش کنند نه گزافکاری می‌کنند و نه تنگ می‌گیرند و (بخشش آنها) میانگینی میان این دو، است؛ سوره فرقان، آیه۶۷.
  12. آنانند که غرفه (ی بهشت) را بر شکیبی که ورزیده‌اند پاداش می‌برند و در آن با خوش‌آمد و درود روبه‌رو می‌گردند؛ سوره فرقان، آیه۷۵.
  13. و آنان که گواهی دروغ نمی‌دهند و چون بر یاوه بگذرند بزرگوارانه می‌گذرند؛ سوره فرقان، آیه۷۲.
  14. آنانند که غرفه (ی بهشت) را بر شکیبی که ورزیده‌اند پاداش می‌برند و در آن با خوش‌آمد و درود روبه‌رو می‌گردند؛ سوره فرقان، آیه۷۵.
  15. امر به استعانت به صبر برای این است که صبر ملاک هدایت است و به واسطه آن پیروی از حق آسان می‌شود؛ تفسیر التحریروالتنویر، ج ۱، جزء ۱، ص ۴۷۷.
  16. و آنان که گواهی دروغ نمی‌دهند و چون بر یاوه بگذرند بزرگوارانه می‌گذرند؛ سوره فرقان، آیه۷۲.
  17. آنانند که غرفه (ی بهشت) را بر شکیبی که ورزیده‌اند پاداش می‌برند و در آن با خوش‌آمد و درود روبه‌رو می‌گردند؛ سوره فرقان، آیه۷۵.
  18. طبق یک احتمال "الزُّورَ" به معنای لهو باطل مانند غنا و امثال آن و مقصود از "لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ" این است که در مجالس باطل حضور نمی یابند؛ المیزان، ج ۱۵، ص ۲۴۴.
  19. و آنان که چون بخشش کنند نه گزافکاری می‌کنند و نه تنگ می‌گیرند و (بخشش آنها) میانگینی میان این دو، است؛ سوره فرقان، آیه۶۷.
  20. آنانند که غرفه (ی بهشت) را بر شکیبی که ورزیده‌اند پاداش می‌برند و در آن با خوش‌آمد و درود روبه‌رو می‌گردند؛ سوره فرقان، آیه۷۵.
  21. پس چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند) و سرکشی نورزید که او به آنچه انجام می‌دهید بیناست؛ سوره هود، آیه۱۱۲.
  22. و شکیبایی ورز که خداوند پاداش نکوکاران را تباه نمی‌سازد؛ سوره هود، آیه۱۱۵.
  23. آنانند که غرفه (ی بهشت) را بر شکیبی که ورزیده‌اند پاداش می‌برند و در آن با خوش‌آمد و درود روبه‌رو می‌گردند؛ سوره فرقان، آیه۷۵.
  24. و آنان که، با خداوند، خدایی دیگر را (به پرستش) نمی‌خوانند و انسانی را که خداوند (کشتنش را) حرام کرده است جز به حقّ نمی‌کشند و زنا نمی‌کنند و هر که چنین کند کیفر خواهد دید؛ سوره فرقان، آیه۶۸.
  25. ای مؤمنان! شکیبایی ورزید و یکدیگر را به شکیب فرا خوانید و از مرزها نگهبانی کنید و از خداوند پروا بدارید باشد که رستگار شوید؛ سوره آل عمران، آیه۲۰۰.
  26. بیان لزوم ارتباط و هماهنگی افراد با یکدیگر پس از طرح ضرورت صبر و شکیبایی می تواند اشاره به نقش صبر در ایجاد ارتباط و پیوند بین افراد جامعه ایمانی داشته باشد. شایان ذکر است که برخی مفسّران "رَابِطُواْ" را به ایجاد گروه و ارتباط میان نیروها و کارهایشان در تمام امور زندگی دینی چه در حال سختی چه در حال راحتی تفسیر کرده‌اند؛ المیزان، ج ۴، ص ۹۲.
  27. پس چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند) و سرکشی نورزید که او به آنچه انجام می‌دهید بیناست؛ سوره هود، آیه۱۱۲.
  28. و شکیبایی ورز که خداوند پاداش نکوکاران را تباه نمی‌سازد؛ سوره هود، آیه۱۱۵.
  29. و از خداوند و پیامبرش فرمانبرداری کنید و در هم نیفتید که سست شوید و شکوهتان از میان برود و شکیبا باشید که خداوند با شکیبایان است؛ سوره انفال، آیه۴۶.
  30. و از خداوند و پیامبرش فرمانبرداری کنید و در هم نیفتید که سست شوید و شکوهتان از میان برود و شکیبا باشید که خداوند با شکیبایان است؛ سوره انفال، آیه۴۶.
  31. ای مؤمنان! شکیبایی ورزید و یکدیگر را به شکیب فرا خوانید و از مرزها نگهبانی کنید و از خداوند پروا بدارید باشد که رستگار شوید؛ سوره آل عمران، آیه۲۰۰.
  32. برخی مفسّران با توجّه به اینکه در زمان پیامبر اسلام (ص) و نزول آیه مرزبانی وجود نداشت "رَابِطُواْ" را به انتظار نماز پس از نماز تفسیر کرده‌اند؛ جامع البیان، ج ۳، جزء ۴، ص ۲۹۳. و در روایتی پیامبر (ص)فرمود: مقصود از "رباط" "رَابِطُواْ" وضوی کامل، زیاد رفتن به مسجد و انتظار نماز پس از نماز است؛ جامع البیان، ج ۳، جزء ۴، ص ۲۹۳.
  33. نماز را در دو سوی روز و ساعتی از آغاز شب بپا دار؛ بی‌گمان نیکی‌ها بدی‌ها را می‌زدایند؛ این یادکردی برای یادآوران است. و شکیبایی ورز که خداوند پاداش نکوکاران را تباه نمی‌سازد؛ سوره هود، آیه۱۱۴ – ۱۱۵.
  34. و آنان را که در پی خشنودی پروردگارشان شکیبایی پیشه می‌کنند و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه ما روزی آنان کرده‌ایم پنهان و آشکار می‌بخشند و به نیکی، بدی را دور می‌دارند؛ فرجام (نیک) آن سرای است؛ سوره رعد، آیه۲۲.
  35. و خانواده‌ات را به نماز فرمان ده و بر آن شکیب کن، ما از تو روزی نمی‌خواهیم که خود، تو را روزی می‌دهیم و سرانجام (نیک) برای پرهیزگاری است؛ سوره طه، آیه۱۳۲.
  36. ای مؤمنان! از شکیبایی و نماز یاری بجویید که خداوند با شکیبایان است؛ سوره بقره، آیه۱۵۳.
  37. خداوند با شکیبایان است؛ سوره بقره، آیه۲۴۹.
  38. و به یقین پیش از تو (نیز) پیامبرانی دروغگو شمرده شدند پس، هر چه دروغگو شمرده شدند و آزار دیدند شکیبایی ورزیدند تا آنکه یاری ما به ایشان رسید؛ و برای کلمات خداوند هیچ دگرگون‌کننده‌ای نیست و بی‌گمان (برخی) از خبر (های) پیامبران به تو رسیده است؛ سوره انعام، آیه۳۴.
  39. و از خداوند و پیامبرش فرمانبرداری کنید و در هم نیفتید که سست شوید و شکوهتان از میان برود و شکیبا باشید که خداوند با شکیبایان است؛ سوره انفال، آیه۴۶.
  40. اگر از شما صد تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز می‌گردند و اگر از شما هزار تن باشند بر دو هزار تن به اذن خداوند پیروز می‌شوند و خداوند با شکیبایان است؛ سوره انفال، آیه۶۶.
  41. سپس پروردگارت برای آنان که پس از آزار دیدن هجرت گزیدند آنگاه جهاد کردند و شکیبایی ورزیدند، بی‌گمان پس از آن آمرزنده‌ای بخشاینده است؛ سوره نحل، آیه۱۱۰.
  42. بنابراین شکیب کن که وعده خداوند راستین است و از گناه خویش آمرزش بخواه و در پایان روز و پگاهان با سپاس پروردگارت را به پاکی بستای!؛ سوره غافر، آیه۵۵.
  43. چرا؛ (بی‌گمان بسنده است و) اگر شکیبایی کنید و پرهیزگاری ورزید و آنان چنین شتابان به سوی شما آیند خداوند شما را با پنج هزار فرشته نشانگذار یاری خواهد رساند؛ سوره آل عمران، آیه۱۲۵.
  44. و به یقین پیش از تو (نیز) پیامبرانی دروغگو شمرده شدند پس، هر چه دروغگو شمرده شدند و آزار دیدند شکیبایی ورزیدند تا آنکه یاری ما به ایشان رسید؛ و برای کلمات خداوند هیچ دگرگون‌کننده‌ای نیست و بی‌گمان (برخی) از خبر (های) پیامبران به تو رسیده است؛ سوره انعام، آیه۳۴.
  45. و به یقین پیش از تو (نیز) پیامبرانی دروغگو شمرده شدند پس، هر چه دروغگو شمرده شدند و آزار دیدند شکیبایی ورزیدند تا آنکه یاری ما به ایشان رسید؛ و برای کلمات خداوند هیچ دگرگون‌کننده‌ای نیست و بی‌گمان (برخی) از خبر (های) پیامبران به تو رسیده است؛ سوره انعام، آیه۳۴.
  46. ای بنی اسرائیل! نعمت مرا که ارزانی شما داشتم به یاد آورید و به پیمان من وفا کنید تا به پیمان شما وفا کنم و تنها از من بهراسید. و به آنچه فرو فرستاده‌ام، که کتاب نزد شما را راست می‌شمارد، ایمان آورید و نخستین منکر آن نباشید و آیات مرا به بهای ناچیز نفروشید و تنها از من پروا کنید. و حق را با باطل میامیزید و آگاهانه حقپوشی مکنید. و نماز را برپا دارید و زکات بدهید و با نمازگزاران نماز بگزارید؛ سوره بقره، آیه ۴۰ – ۴۳.
  47. از شکیبایی و نماز یاری بجویید و بی‌گمان این کار جز بر فروتنان دشوار است؛ سوره بقره، آیه۴۵.
  48. و آنان را که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند در غرفه‌هایی از بهشت که از بن آنها جویباران روان است جا می‌دهیم، جاودانه در آنند؛ پاداش اهل کردار نیکو (پاداشی) است همانان که شکیب ورزیدند و بر پروردگارشان توکل می‌کنند؛ سوره عنکبوت، آیه۵۸ ـ ۵۹.
  49. و آنان را که در پی خشنودی پروردگارشان شکیبایی پیشه می‌کنند و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه ما روزی آنان کرده‌ایم پنهان و آشکار می‌بخشند و به نیکی، بدی را دور می‌دارند؛ فرجام (نیک) آن سرای است؛ سوره رعد، آیه۲۲.
  50. آنانند که غرفه (ی بهشت) را بر شکیبی که ورزیده‌اند پاداش می‌برند و در آن با خوش‌آمد و درود روبه‌رو می‌گردند؛ سوره فرقان، آیه۷۵.
  51. و آنان که چون بخشش کنند نه گزافکاری می‌کنند و نه تنگ می‌گیرند و (بخشش آنها) میانگینی میان این دو، است؛ سوره فرقان، آیه۶۷.
  52. چون نیکی‌یی به شما رسد آنان را غمگین می‌کند و چون بدی‌یی دامنگیرتان شود از آن شادمان می‌شوند؛ و اگر شکیبایی کنید و پرهیزگاری ورزید نیرنگ آنان به شما هیچ زیانی نخواهد رساند؛ که خداوند آنچه را انجام می‌دهند فراگیر است؛ سوره آل عمران، آیه۱۲۰.
  53. بی‌گمان با مال و جانتان آزمون خواهید شد و از آنان که پیش از شما به آنان کتاب (آسمانی) داده‌اند و از کسانی که شرک ورزیده‌اند (سخنان دل) آزار بسیار خواهید شنید و اگر شکیبایی کنید و پرهیزگاری ورزید؛ بی‌گمان این از کارهایی است که آهنگ آن می‌کنند؛ سوره آل عمران، آیه۱۸۶.
  54. و بی‌گمان شما را با چیزی از بیم و گرسنگی و کاستی دارایی‌ها و کسان و فرآورده‌ها می‌آزماییم، و شکیبایان را نوید بخش! همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد می‌گویند: ما از آن خداوندیم و به سوی او باز می‌گردیم؛ سوره بقره، آیه ۱۵۵ - ۱۵۶.
  55. و برای هر امتی آیینی نهاده‌ایم تا نام خداوند را بر آنچه از چارپایان روزی آنان کرده است (به هنگام ذبح) یاد کنند پس خدای شما خدایی یگانه است؛ فرمانبردار او باشید و فروتنان را نوید ده. همان کسان که چون از خداوند یاد شود دل‌هاشان بیمناک می‌شود و بر هر چه به آنها رسد شکیبایند و برپادارندگان نمازند و از آنچه روزیشان کرده‌ایم می‌بخشند؛ سوره حج، آیه ۳۴ - ۳۵.
  56. آنانند که غرفه (ی بهشت) را بر شکیبی که ورزیده‌اند پاداش می‌برند و در آن با خوش‌آمد و درود روبه‌رو می‌گردند؛ سوره فرقان، آیه۷۵.
  57. و بندگان (خداوند) بخشنده آنانند که بر زمین فروتنانه گام برمی‌دارند و هرگاه نادانان با آنان سخن سر کنند پاسخی نرم گویند؛ سوره فرقان، آیه۶۳.
  58. سپس پروردگارت برای آنان که پس از آزار دیدن هجرت گزیدند آنگاه جهاد کردند و شکیبایی ورزیدند، بی‌گمان پس از آن آمرزنده‌ای بخشاینده است؛ سوره نحل، آیه۱۱۰.
  59. و اگر آنها شکیبایی می‌ورزیدند تا تو خود به نزد آنان برون آیی برای آنها بهتر می‌بود و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است؛ سوره حجرات، آیه۵.
  60. و بی‌گمان شما را با چیزی از بیم و گرسنگی و کاستی دارایی‌ها و کسان و فرآورده‌ها می‌آزماییم، و شکیبایان را نوید بخش!؛ سوره بقره، آیه ۱۵۵.
  61. بر آنان از پروردگارشان درودها و بخشایشی است و آنانند که رهیافته‌اند؛ سوره بقره، آیه۱۵۷.
  62. و اسماعیل و ادریس و ذو الکفل را (یاد کن) که همه از شکیبایان بودند. و آنان را در بخشایش خویش در آوردیم؛ بی‌گمان آنها از شایستگان بودند؛ سوره انبیاء، آیه ۸۵ - ۸۶.
  63. و ما از سر بخشایشی از خویش و پند آموختن به خردمندان، خانواده‌اش را- و با آنها، همانند آنان را- به او بخشیدیم. و دسته‌ای گیاه در کف بگیر و با آن (یکبار همسرت را) بزن و سوگند مشکن؛ به راستی ما او را شکیبا یافتیم. نیکو بنده بود که اهل بازگشت (و توبه) بود؛ سوره ص، آیه۴۳ - ۴۴.
  64. و کسانی را که پس از ستم دیدن در راه خداوند هجرت کردند در این جهان در جایی نیکو جا می‌دهیم و پاداش دنیای واپسین بزرگ‌تر است اگر می‌دانستند. همانان که شکیب ورزیدند و بر پروردگارشان توکّل می‌کنند؛ سوره نحل، آیه ۴۱ - ۴۲.
  65. طبق احتمالی مقصود از "لَنُبَوِّئَنَّهُمْ" شهر نیکو "مدینه منوّره" است؛ مجمع البیان، ج ۵ - ۶، ص ۵۵۷.
  66. و هر یک از شما که یارایی مالی نداشته باشد تا زنان آزاد مؤمن را به همسری گیرد، در میان کنیزان، از دختران جوان مؤمن، همسر گزیند و خداوند به ایمانتان داناتر است؛ همه چون یکدیگرید پس با اجازه کسان آنها با آنان ازدواج کنید و کابین‌هایشان را در حالی که پاکدامنند و نه پلیدکار و گزیننده دوست‌های پنهان، به گونه شایسته به (کسان) آنها بپردازید. آنگاه چون شوی کنند، اگر به کاری زشت دست یازیدند بر آنان نیمی از کیفر زنان آزاد خواهد بود. این (ازدواج با کنیزکان) برای کسی است که از (آلایش) گناه بهراسد و شکیبایی ورزیدن، برای شما بهتر است و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است؛ سوره نساء، آیه۲۵.
  67. و آنان که، با خداوند، خدایی دیگر را (به پرستش) نمی‌خوانند و انسانی را که خداوند (کشتنش را) حرام کرده است جز به حقّ نمی‌کشند و زنا نمی‌کنند و هر که چنین کند کیفر خواهد دید؛ سوره فرقان، آیه۶۸.
  68. و قومی را که (از سوی فرعونیان) ناتوان شمرده می‌شدند وارث شرق و غرب آن سرزمین کردیم که در آن برکت نهاده بودیم و سخن نیکوی پروردگارت درباره بنی اسرائیل به خاطر شکیبی که ورزیدند راست آمد و آنچه را فرعون و قومش می‌ساختند و آنچه را بر می‌افراختند زیر و زبر کردیم؛ سوره اعراف، آیه۱۳۷.
  69. و چون طالوت با سپاه (از شهر) بیرون رفت گفت: خداوند شما را به (آب) جویباری می‌آزماید، هر که از آن بنوشد از من نیست و هر که نخورد با من است مگر آنکه تنها کفی از آن برگیرد. باری، همه جز اندکی از آن نوشیدند و چون طالوت و مؤمنان همراه وی از آن گذشتند (همراهان سست ایمان طالوت که از آب نوشیده بودند) گفتند: امروز ما را تاب جالوت و سپاه وی نیست اما آنان که می‌دانستند خداوند را دیدار خواهند کرد گفتند: بسا گروهی اندک بر گروهی بسیار به اذن خداوند، پیروز شده است و خداوند با شکیبایان است. و چون با جالوت و سپاه وی رویاروی شدند گفتند: پروردگارا! ما را از شکیب، سرشار کن و گام‌های ما را استوار دار و ما را بر کافران پیروز گردان. پس آنان را به اذن خداوند تار و مار کردند و داود جالوت را کشت و خداوند به وی پادشاهی و فرزانگی ارزانی داشت و آنچه خود می‌خواست بدو آموخت، و اگر خداوند برخی مردم را با برخی دیگر باز نمی‌داشت، زمین تباه می‌گردید امّا خداوند بر جهانیان بخششی (بزرگ) دارد؛ سوره بقره، آیه ۲۴۹ - ۲۵۱.
  70. و بسا پیامبرانی که همراه آنان توده‌های انبوه به نبرد (با دشمنان خداوند) پرداختند و در راه خداوند هر چه به ایشان رسید نه سست و نه ناتوان شدند و نه تن به زبونی سپردند؛ و خداوند شکیبایان را دوست می‌دارد. و گفتارشان جز این نبود که (می) گفتند: پروردگارا! از گناهان ما و گزافکاری‌ها که در کار خویش کرده‌ایم در گذر و گام‌های ما را استوار دار و ما را بر گروه کافران پیروز گردان. پس خداوند به آنان پاداش این جهان و پاداش نیک جهان واپسین را بخشید و خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد؛ سوره آل عمران، آیه ۱۴۶ - ۱۴۸.
  71. ای پیامبر! مؤمنان را به کارزار برانگیز، اگر از شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز می‌گردند و اگر از شما صد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز می‌شوند زیرا آنان گروهی هستند که درنمی‌یابند؛ سوره انفال، آیه۶۵.
  72. ای پیامبر! مؤمنان را به کارزار برانگیز، اگر از شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز می‌گردند و اگر از شما صد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز می‌شوند زیرا آنان گروهی هستند که درنمی‌یابند؛ سوره انفال، آیه۶۵.
  73. ای پیامبر! مؤمنان را به کارزار برانگیز، اگر از شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز می‌گردند و اگر از شما صد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز می‌شوند زیرا آنان گروهی هستند که درنمی‌یابند؛ سوره انفال، آیه۶۵.
  74. اکنون خداوند بر شما آسان گرفت و معلوم داشت که در شما ناتوانی هست؛ اگر از شما صد تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز می‌گردند و اگر از شما هزار تن باشند بر دو هزار تن به اذن خداوند پیروز می‌شوند و خداوند با شکیبایان است؛ سوره انفال، آیه۶۶.
  75. ای مؤمنان! از شکیبایی و نماز یاری بجویید که خداوند با شکیبایان است؛ سوره بقره، آیه۱۵۳.
  76. خداوند با شکیبایان است؛ سوره بقره، آیه۲۴۹.
  77. و به یقین پیش از تو (نیز) پیامبرانی دروغگو شمرده شدند پس، هر چه دروغگو شمرده شدند و آزار دیدند شکیبایی ورزیدند تا آنکه یاری ما به ایشان رسید؛ و برای کلمات خداوند هیچ دگرگون‌کننده‌ای نیست و بی‌گمان (برخی) از خبر (های) پیامبران به تو رسیده است؛ سوره انعام، آیه۳۴.
  78. پیامبرانشان به آنها گفتند: ما جز بشری مانند شما نیستیم امّا خداوند بر هر کس از بندگانش که بخواهد منّت می‌گذارد (و به او رسالت می‌بخشد) و ما را نشاید که جز به اذن خداوند برهانی برای شما بیاوریم و مؤمنان باید تنها بر خداوند توکّل کنند. و چرا بر خداوند توکّل نکنیم حال آنکه راهمان را به ما نشان داده است؟ و بی‌گمان بر آزاری که می‌دهیدمان شکیبایی پیشه می‌کنیم و توکّل‌کنندگان باید تنها بر خداوند توکّل کنند. و کافران به پیامبرانشان گفتند: شما را از سرزمینمان بیرون خواهیم راند مگر به آیین ما باز گردید آنگاه پروردگارشان به آنان وحی کرد که بی‌گمان ستمگران را نابود خواهیم کرد. و شما را پس از آنان در این سرزمین جای خواهیم داد؛ این برای کسی است که از ایستادن در پیشگاه من و از هشدار من می‌هراسد؛ سوره ابراهیم، آیه۱۱ - ۱۴.
  79. از شکیبایی و نماز یاری بجویید و بی‌گمان این کار جز بر فروتنان دشوار است؛ سوره بقره، آیه۴۵.
  80. ای مؤمنان! از شکیبایی و نماز یاری بجویید که خداوند با شکیبایان است؛ سوره بقره، آیه۱۵۳.
  81. و اگر گروهی از شما به آنچه برای آن فرستاده شده‌ام ایمان آوردند و گروهی ایمان نیاوردند شکیبایی کنید تا خداوند میان ما داوری کند و او بهترین داوران است؛ سوره اعراف، آیه۸۷.
  82. برخی مفسّران گفته اند: خطاب آیه متوجّه مؤمنان است؛ روح المعانی، ج ۵، جزء ۸، ص ۲۶۶؛ تفسیر التحریروالتنویر، ج ۵، جزء ۸، ص ۲۵۰.
  83. و (یاد کنید) آنگاه را که گفتید: ای موسی! هرگز یک (رنگ) خوراک را برنمی‌تابیم به خاطر ما از پروردگارت بخواه تا برای ما از آنچه زمین می‌رویاند، از سبزی و خیار و سیر و عدس و پیاز، بر آورد. او گفت: آیا چیز پست‌تر را به جای چیز بهتر می‌خواهید؟ به شهری فرود آیید که (آنجا) آنچه خواستید در اختیار شماست؛ و مهر خواری و تهیدستی بر آنان زده شد و سزاوار خشم خداوند شدند زیرا نشانه‌های خداوند را انکار می‌کردند و پیامبران را ناحقّ می‌کشتند؛ این بدان روی بود که سرکشی ورزیدند و از اندازه، می‌گذشتند؛ سوره بقره، آیه۶۱.
  84. نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راه‌ماندگان و کمک‌خواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات پردازد و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند؛ و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند؛ سوره بقره، آیه۱۷۷.
  85. بی‌گمان با مال و جانتان آزمون خواهید شد و از آنان که پیش از شما به آنان کتاب (آسمانی) داده‌اند و از کسانی که شرک ورزیده‌اند (سخنان دل) آزار بسیار خواهید شنید و اگر شکیبایی کنید و پرهیزگاری ورزید؛ بی‌گمان این از کارهایی است که آهنگ آن می‌کنند؛ سوره آل عمران، آیه۱۸۶.
  86. ذکر صبر پیش از ذکر تقوا برای این است که انسان صبر می کند تا اینکه از چیزهایی که شایسته نیست در امان باشد؛ التّفسیر الکبیر، ج ۹ - ۱۰، جزء ۹، ص ۱۰۵.
  87. موسی به قوم خود گفت: از خداوند یاری بخواهید و شکیبا باشید، بی‌گمان زمین از آن خداوند است، به هر کس از بندگان خویش که بخواهد به میراث می‌دهد و سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است؛ سوره اعراف، آیه ۱۲۸.
  88. پس شکیبا باش که سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است؛ سوره هود، آیه۴۹.
  89. و خانواده‌ات را به نماز فرمان ده و بر آن شکیب کن، ما از تو روزی نمی‌خواهیم که خود، تو را روزی می‌دهیم و سرانجام (نیک) برای پرهیزگاری است؛ سوره طه، آیه۱۳۲.
  90. آنانند که غرفه (ی بهشت) را بر شکیبی که ورزیده‌اند پاداش می‌برند و در آن با خوش‌آمد و درود روبه‌رو می‌گردند؛ سوره فرقان، آیه۷۵.
  91. و بندگان (خداوند) بخشنده آنانند که بر زمین فروتنانه گام برمی‌دارند و هرگاه نادانان با آنان سخن سر کنند پاسخی نرم گویند؛ سوره فرقان، آیه۶۳.
  92. آنانند که غرفه (ی بهشت) را بر شکیبی که ورزیده‌اند پاداش می‌برند و در آن با خوش‌آمد و درود روبه‌رو می‌گردند؛ سوره فرقان، آیه۷۵.
  93. و آنان که، با خداوند، خدایی دیگر را (به پرستش) نمی‌خوانند و انسانی را که خداوند (کشتنش را) حرام کرده است جز به حقّ نمی‌کشند و زنا نمی‌کنند و هر که چنین کند کیفر خواهد دید؛ سوره فرقان، آیه۶۸.
  94. و چون با جالوت و سپاه وی رویاروی شدند گفتند: پروردگارا! ما را از شکیب، سرشار کن و گام‌های ما را استوار دار و ما را بر کافران پیروز گردان؛ سوره بقره، آیه۲۵۰.
  95. ای مؤمنان! از شکیبایی و نماز یاری بجویید که خداوند با شکیبایان استو کسانی را که در راه خداوند کشته می‌شوند مرده نخوانید که زنده‌اند امّا شما درنمی‌یابید؛ سوره بقره، آیه۱۵۳ - ۱۵۴.
  96. و چون طالوت با سپاه (از شهر) بیرون رفت گفت: خداوند شما را به (آب) جویباری می‌آزماید، هر که از آن بنوشد از من نیست و هر که نخورد با من است مگر آنکه تنها کفی از آن برگیرد. باری، همه جز اندکی از آن نوشیدند و چون طالوت و مؤمنان همراه وی از آن گذشتند (همراهان سست ایمان طالوت که از آب نوشیده بودند) گفتند: امروز ما را تاب جالوت و سپاه وی نیست اما آنان که می‌دانستند خداوند را دیدار خواهند کرد گفتند: بسا گروهی اندک بر گروهی بسیار به اذن خداوند، پیروز شده است و خداوند با شکیبایان است. و چون با جالوت و سپاه وی رویاروی شدند گفتند: پروردگارا! ما را از شکیب، سرشار کن و گام‌های ما را استوار دار و ما را بر کافران پیروز گردان. پس آنان را به اذن خداوند تار و مار کردند و داود جالوت را کشت و خداوند به وی پادشاهی و فرزانگی ارزانی داشت و آنچه خود می‌خواست بدو آموخت، و اگر خداوند برخی مردم را با برخی دیگر باز نمی‌داشت، زمین تباه می‌گردید امّا خداوند بر جهانیان بخششی (بزرگ) دارد؛ سوره بقره، آیه ۲۴۹ - ۲۵۱.
  97. و بسا پیامبرانی که همراه آنان توده‌های انبوه به نبرد (با دشمنان خداوند) پرداختند و در راه خداوند هر چه به ایشان رسید نه سست و نه ناتوان شدند و نه تن به زبونی سپردند؛ و خداوند شکیبایان را دوست می‌دارد. و گفتارشان جز این نبود که (می) گفتند: پروردگارا! از گناهان ما و گزافکاری‌ها که در کار خویش کرده‌ایم در گذر و گام‌های ما را استوار دار و ما را بر گروه کافران پیروز گردان. پس خداوند به آنان پاداش این جهان و پاداش نیک جهان واپسین را بخشید و خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد؛ سوره آل عمران، آیه ۱۴۶ - ۱۴۸.
  98. و سرکردگان قوم فرعون گفتند: آیا موسی و قومش را وا می‌نهی تا در این سرزمین تبهکاری کنند و (موسی) تو و خدایانت را رها کند؟ گفت: پسرانشان را خواهیم کشت و زنانشان را زنده باز خواهیم نهاد و بی‌گمان ما بر آنان چیره‌ایم. موسی به قوم خود گفت: از خداوند یاری بخواهید و شکیبا باشید، بی‌گمان زمین از آن خداوند است، به هر کس از بندگان خویش که بخواهد به میراث می‌دهد و سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است؛ سوره اعراف، آیه۱۲۷ – ۱۲۸.
  99. و قومی را که (از سوی فرعونیان) ناتوان شمرده می‌شدند وارث شرق و غرب آن سرزمین کردیم که در آن برکت نهاده بودیم و سخن نیکوی پروردگارت درباره بنی اسرائیل به خاطر شکیبی که ورزیدند راست آمد و آنچه را فرعون و قومش می‌ساختند و آنچه را بر می‌افراختند زیر و زبر کردیم؛ سوره اعراف، آیه۱۳۷.
  100. و از خداوند و پیامبرش فرمانبرداری کنید و در هم نیفتید که سست شوید و شکوهتان از میان برود و شکیبا باشید که خداوند با شکیبایان است؛ سوره انفال، آیه۴۶.
  101. ای مؤمنان! شکیبایی ورزید و یکدیگر را به شکیب فرا خوانید و از مرزها نگهبانی کنید و از خداوند پروا بدارید باشد که رستگار شوید؛ سوره آل عمران، آیه۲۰۰.
  102. برخی مفسّران "رَابِطُواْ" را به مرزبانی تفسیر کرده‌اند؛ التفسیرالمنیر، ج ۴، ص ۲۱۳ و ۲۱۷.گفتنی است که تقدّم "اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ" حکایت از نقش صبر در حفاظت از مرزها دارد.
  103. به آنان گوشزد کن، بی‌گمان در آن نشانه‌هایی برای هر شکیبای سپاسگزاری است؛ سوره ابراهیم، آیه۵.
  104. بی‌گمان در این، نشانه‌هایی برای هر شکیبای سپاسگزاری است؛ سوره لقمان، آیه۳۱.
  105. بی‌گمان در این، نشانه‌هایی برای هر شکیبای سپاسگزاری است؛ سوره سبأ، آیه۱۹.
  106. اگر بخواهد باد را از وزیدن باز می‌دارد و (کشتی‌ها) بر آن (دریا) بی‌جنبش می‌مانند، بی‌گمان در این برای هر پرشکیب سپاسگزاری نشانه‌هاست؛ سوره شوری، آیه۳۳.
  107. آنگاه با زیورهایش در پیش قوم خویش آشکار شد؛ کسانی که زندگی این جهان را می‌خواستند گفتند: ای کاش ما نیز همانند آنچه به قارون داده شده است می‌داشتیم، بی‌گمان او را بهره‌ای سترگ است. و دانشوران گفتند: وای بر شما! پاداش خداوند برای آن کس که ایمان آورد و کرداری شایسته دارد بهتر است و آن را جز به شکیبایان فرا نیاموزند؛ سوره قصص، آیه ۷۹ ـ ۸۰.
  108. و بی‌گمان شما را با چیزی از بیم و گرسنگی و کاستی دارایی‌ها و کسان و فرآورده‌ها می‌آزماییم، و شکیبایان را نوید بخش! همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد می‌گویند: ما از آن خداوندیم و به سوی او باز می‌گردیم بر آنان از پروردگارشان درودها و بخشایشی است و آنانند که رهیافته‌اند؛ سوره بقره، آیه۱۵۵ - ۱۵۷.
  109. خداوند شکیبایان را دوست می‌دارد؛ سوره آل عمران، آیه ۱۴۶ ـ ۱۴۸.
  110. ای مؤمنان! شکیبایی ورزید و یکدیگر را به شکیب فرا خوانید و از مرزها نگهبانی کنید و از خداوند پروا بدارید باشد که رستگار شوید؛ سوره آل عمران، آیه۲۰۰.
  111. من امروز به آنان برای شکیبی که ورزیده بودند پاداش دادم؛ بی‌گمان آنانند که کامیابند؛ سوره مؤمنون، آیه۱۱۱.
  112. و بندگان (خداوند) بخشنده آنانند که بر زمین فروتنانه گام برمی‌دارند و هرگاه نادانان با آنان سخن سر کنند پاسخی نرم گویند؛ سوره فرقان، آیه۶۳.
  113. آنانند که غرفه (ی بهشت) را بر شکیبی که ورزیده‌اند پاداش می‌برند و در آن با خوش‌آمد و درود روبه‌رو می‌گردند؛ سوره فرقان، آیه۷۵.
  114. آنگاه با زیورهایش در پیش قوم خویش آشکار شد؛ کسانی که زندگی این جهان را می‌خواستند گفتند: ای کاش ما نیز همانند آنچه به قارون داده شده است می‌داشتیم، بی‌گمان او را بهره‌ای سترگ است. و دانشوران گفتند: وای بر شما! پاداش خداوند برای آن کس که ایمان آورد و کرداری شایسته دارد بهتر است و آن را جز به شکیبایان فرا نیاموزند؛ سوره قصص، آیه ۷۹ - ۸۰.
  115. و کسانی را که پس از ستم دیدن در راه خداوند هجرت کردند در این جهان در جایی نیکو جا می‌دهیم و پاداش دنیای واپسین بزرگ‌تر است اگر می‌دانستند. همانان که شکیب ورزیدند و بر پروردگارشان توکّل می‌کنند؛ سوره نحل، آیه ۴۱ - ۴۲.
  116. آنانند که غرفه (ی بهشت) را بر شکیبی که ورزیده‌اند پاداش می‌برند و در آن با خوش‌آمد و درود روبه‌رو می‌گردند؛ سوره فرقان، آیه۷۵.
  117. و آنان که برای پروردگارشان در سجده و ایستاده شب زنده‌داری کنند؛ سوره فرقان، آیه۶۴.
  118. پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و مرا سپاس بگزارید و با من ناسپاسی نورزید. ای مؤمنان! از شکیبایی و نماز یاری بجویید که خداوند با شکیبایان است؛ سوره بقره، آیه ۱۵۲ - ۱۵۳.
  119. به آنان گوشزد کن، بی‌گمان در آن نشانه‌هایی برای هر شکیبای سپاسگزاری است؛ سوره ابراهیم، آیه۵.
  120. تقدیم "صَبَّارٍ" بر "شَكُورٍ" برای این است که صبر کلید گشایش و مقتضی شکر است؛ روح المعانی، ج ۸، جزء ۱۳، ص ۲۷۲.
  121. بی‌گمان در این، نشانه‌هایی برای هر شکیبای سپاسگزاری است؛ سوره لقمان، آیه۳۱.
  122. بی‌گمان در این، نشانه‌هایی برای هر شکیبای سپاسگزاری است؛ سوره سبأ، آیه۱۹.
  123. اگر بخواهد باد را از وزیدن باز می‌دارد و (کشتی‌ها) بر آن (دریا) بی‌جنبش می‌مانند، بی‌گمان در این برای هر پرشکیب سپاسگزاری نشانه‌هاست؛ سوره شوری، آیه۳۳.
  124. نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راه‌ماندگان و کمک‌خواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات پردازد و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند؛ و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند؛ سوره بقره، آیه۱۷۷.
  125. و اگر کیفر می‌کنید مانند آنچه خود کیفر شده‌اید کیفر کنید و اگر شکیبایی پیشه کنید همان برای شکیبایان بهتر است؛ سوره نحل، آیه۱۲۶.
  126. فرعون گفت: آیا پیش از آنکه من به شما اجازه دهم به او ایمان آورده‌اید؟ بی‌گمان این نیرنگی است که در این شهر به کار برده‌اید تا مردم آن را از آن بیرون برانید، به زودی خواهید دانست. سوگند می‌خورم که دست‌ها و پاهایتان را چپ و راست خواهم برید سپس همگی شما را به دار خواهم آویخت. گفتند: (باکی نیست) ما به سوی پروردگارمان باز می‌گردیم. و تو ما را کیفر نمی‌دهی مگر برای آنکه ما به نشانه‌های پروردگارمان هنگامی که به ما رسید ایمان آوردیم، پروردگارا! ما را از شکیب سرشار کن و ما را مسلمان بمیران!؛ سوره اعراف، آیه ۱۲۳- ۱۲۶.
  127. و آنان را که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند در غرفه‌هایی از بهشت که از بن آنها جویباران روان است جا می‌دهیم، جاودانه در آنند؛ پاداش اهل کردار نیکو (پاداشی) است همانان که شکیب ورزیدند و بر پروردگارشان توکل می‌کنند؛ سوره عنکبوت، آیه۵۷ - ۵۹.
  128. و اگر به انسان بخشایشی از خویش بچشانیم سپس آن را از وی باز گیریم بی‌گمان نومید و ناسپاس خواهد شد. و اگر پس از رنجی که به او رسیده است آسایشی به وی بچشانیم به یقین خواهد گفت بدی‌ها از من دور شد؛ که او سخت شادمان و خویشتن‌ستای است. جز آن کسان که شکیبایی ورزیده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند؛ آنانند که آمرزش و پاداشی بزرگ خواهند داشت؛ سوره هود، آیه ۹ - ۱۱.
  129. و اگر به انسان بخشایشی از خویش بچشانیم سپس آن را از وی باز گیریم بی‌گمان نومید و ناسپاس خواهد شد. و اگر پس از رنجی که به او رسیده است آسایشی به وی بچشانیم به یقین خواهد گفت بدی‌ها از من دور شد؛ که او سخت شادمان و خویشتن‌ستای است. جز آن کسان که شکیبایی ورزیده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند؛ آنانند که آمرزش و پاداشی بزرگ خواهند داشت؛ سوره هود، آیه ۹ - ۱۱.
  130. و اگر به انسان بخشایشی از خویش بچشانیم سپس آن را از وی باز گیریم بی‌گمان نومید و ناسپاس خواهد شد. و اگر پس از رنجی که به او رسیده است آسایشی به وی بچشانیم به یقین خواهد گفت بدی‌ها از من دور شد؛ که او سخت شادمان و خویشتن‌ستای است. جز آن کسان که شکیبایی ورزیده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند؛ آنانند که آمرزش و پاداشی بزرگ خواهند داشت؛ سوره هود، آیه ۹ - ۱۱.
  131. و اگر به انسان بخشایشی از خویش بچشانیم سپس آن را از وی باز گیریم بی‌گمان نومید و ناسپاس خواهد شد. و اگر پس از رنجی که به او رسیده است آسایشی به وی بچشانیم به یقین خواهد گفت بدی‌ها از من دور شد؛ که او سخت شادمان و خویشتن‌ستای است. جز آن کسان که شکیبایی ورزیده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند؛ آنانند که آمرزش و پاداشی بزرگ خواهند داشت؛ سوره هود، آیه ۹ - ۱۱.
  132. شکیبایی ورزیدن، برای شما بهتر است و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است؛ سوره نساء، آیه۲۵.
  133. جز آن کسان که شکیبایی ورزیده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند؛ آنانند که آمرزش و پاداشی بزرگ خواهند داشت؛ سوره هود، آیه ۱۱.
  134. با توجّه به ذکر "وَأَجْرٌ كَبِيرٌ" استفاده می‌شود مغفرت ذکر شده در آیه اعمّ از پاداش است و لذا برخی مفسّران؛ المیزان، ج ۱۰، ص ۱۵۸. مغفرت در این آیه را به محو ساختن آثار طبع مذموم "که در آیات قبل ذکر شده" و جایگزین ساختن آن به خصال نیک معنا کرده‌اند.
  135. سپس پروردگارت برای آنان که پس از آزار دیدن هجرت گزیدند آنگاه جهاد کردند و شکیبایی ورزیدند، بی‌گمان پس از آن آمرزنده‌ای بخشاینده است؛ سوره نحل، آیه۱۱۰.
  136. و اگر آنها شکیبایی می‌ورزیدند تا تو خود به نزد آنان برون آیی برای آنها بهتر می‌بود و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است؛ سوره حجرات، آیه۵.
  137. ممکن است "وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ" ناظر به صبر باشد یعنی صبر سبب قرب به مغفرت و رحمت الهی می‌شود؛ المیزان، ج ۱۸، ص ۳۱۱.
  138. و اگر کیفر می‌کنید مانند آنچه خود کیفر شده‌اید کیفر کنید و اگر شکیبایی پیشه کنید همان برای شکیبایان بهتر است؛ سوره نحل، آیه۱۲۶.
  139. و بی‌گمان شما را با چیزی از بیم و گرسنگی و کاستی دارایی‌ها و کسان و فرآورده‌ها می‌آزماییم، و شکیبایان را نوید بخش!؛ سوره بقره، آیه۱۵۵.
  140. و چون طالوت با سپاه (از شهر) بیرون رفت گفت: خداوند شما را به (آب) جویباری می‌آزماید، هر که از آن بنوشد از من نیست و هر که نخورد با من است مگر آنکه تنها کفی از آن برگیرد. باری، همه جز اندکی از آن نوشیدند و چون طالوت و مؤمنان همراه وی از آن گذشتند (همراهان سست ایمان طالوت که از آب نوشیده بودند) گفتند: امروز ما را تاب جالوت و سپاه وی نیست اما آنان که می‌دانستند خداوند را دیدار خواهند کرد گفتند: بسا گروهی اندک بر گروهی بسیار به اذن خداوند، پیروز شده است و خداوند با شکیبایان است. و چون با جالوت و سپاه وی رویاروی شدند گفتند: پروردگارا! ما را از شکیب، سرشار کن و گام‌های ما را استوار دار و ما را بر کافران پیروز گردان. پس آنان را به اذن خداوند تار و مار کردند و داود جالوت را کشت و خداوند به وی پادشاهی و فرزانگی ارزانی داشت و آنچه خود می‌خواست بدو آموخت، و اگر خداوند برخی مردم را با برخی دیگر باز نمی‌داشت، زمین تباه می‌گردید امّا خداوند بر جهانیان بخششی (بزرگ) دارد؛ سوره بقره، آیه ۲۴۹ - ۲۵۱.
  141. بی‌گمان با مال و جانتان آزمون خواهید شد و از آنان که پیش از شما به آنان کتاب (آسمانی) داده‌اند و از کسانی که شرک ورزیده‌اند (سخنان دل) آزار بسیار خواهید شنید و اگر شکیبایی کنید و پرهیزگاری ورزید؛ بی‌گمان این از کارهایی است که آهنگ آن می‌کنند؛ سوره آل عمران، آیه۱۸۶.
  142. و اوست که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید و اورنگ (فرمانفرمایی) وی بر آب قرار داشت تا شما را بیازماید که کدام نکوکردار ترید و اگر بگویی که شما پس از مرگ برانگیخته خواهید شد بی‌گمان کافران می‌گویند این جز جادویی آشکار نیست؛ سوره هود، آیه ۷.
  143. و اگر به انسان بخشایشی از خویش بچشانیم سپس آن را از وی باز گیریم بی‌گمان نومید و ناسپاس خواهد شد. و اگر پس از رنجی که به او رسیده است آسایشی به وی بچشانیم به یقین خواهد گفت بدی‌ها از من دور شد؛ که او سخت شادمان و خویشتن‌ستای است. جز آن کسان که شکیبایی ورزیده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند؛ آنانند که آمرزش و پاداشی بزرگ خواهند داشت؛ سوره هود، آیه ۹ - ۱۱.
  144. و پیش از تو پیامبران را نفرستادیم مگر آنکه بی‌گمان آنان خوراک می‌خورند و در بازارها راه می‌رفتند و شما را مایه آزمون یکدیگر کردیم (تا ببینیم) آیا شکیب می‌ورزید؟ و پروردگار تو بیناست؛ سوره فرقان، آیه۲۰.
  145. و سرکردگان قوم فرعون گفتند: آیا موسی و قومش را وا می‌نهی تا در این سرزمین تبهکاری کنند و (موسی) تو و خدایانت را رها کند؟ گفت: پسرانشان را خواهیم کشت و زنانشان را زنده باز خواهیم نهاد و بی‌گمان ما بر آنان چیره‌ایم. موسی به قوم خود گفت: از خداوند یاری بخواهید و شکیبا باشید، بی‌گمان زمین از آن خداوند است، به هر کس از بندگان خویش که بخواهد به میراث می‌دهد و سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است گفتند: ما پیش از آنکه تو نزد ما بیایی و پس از آنکه آمدی آزار دیده‌ایم، (موسی) گفت:امید است پروردگارتان دشمنتان را نابود گرداند و شما را در زمین جانشین سازد آنگاه در نگرد که چگونه رفتار می‌کنید؛ سوره اعراف، آیه۱۲۷ ـ ۱۲۹.
  146. و سرکردگان قوم فرعون گفتند: آیا موسی و قومش را وا می‌نهی تا در این سرزمین تبهکاری کنند و (موسی) تو و خدایانت را رها کند؟ گفت: پسرانشان را خواهیم کشت و زنانشان را زنده باز خواهیم نهاد و بی‌گمان ما بر آنان چیره‌ایم. موسی به قوم خود گفت: از خداوند یاری بخواهید و شکیبا باشید، بی‌گمان زمین از آن خداوند است، به هر کس از بندگان خویش که بخواهد به میراث می‌دهد و سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است؛ سوره اعراف، آیه۱۲۷ ـ ۱۲۸.
  147. و سرکردگان قوم فرعون گفتند: آیا موسی و قومش را وا می‌نهی تا در این سرزمین تبهکاری کنند و (موسی) تو و خدایانت را رها کند؟ گفت: پسرانشان را خواهیم کشت و زنانشان را زنده باز خواهیم نهاد و بی‌گمان ما بر آنان چیره‌ایم. موسی به قوم خود گفت: از خداوند یاری بخواهید و شکیبا باشید، بی‌گمان زمین از آن خداوند است، به هر کس از بندگان خویش که بخواهد به میراث می‌دهد و سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است؛ سوره اعراف، آیه۱۲۷ ـ ۱۲۸.
  148. موسی به قوم خود گفت: از خداوند یاری بخواهید و شکیبا باشید، بی‌گمان زمین از آن خداوند است، به هر کس از بندگان خویش که بخواهد به میراث می‌دهد و سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است؛ سوره اعراف، آیه ۱۲۸.
  149. پس شکیبا باش که سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است؛ سوره هود، آیه۴۹.
  150. و آنان را که در پی خشنودی پروردگارشان شکیبایی پیشه می‌کنند و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه ما روزی آنان کرده‌ایم پنهان و آشکار می‌بخشند و به نیکی، بدی را دور می‌دارند؛ فرجام (نیک) آن سرای است؛ سوره رعد، آیه۲۲.
  151. و خانواده‌ات را به نماز فرمان ده و بر آن شکیب کن، ما از تو روزی نمی‌خواهیم که خود، تو را روزی می‌دهیم و سرانجام (نیک) برای پرهیزگاری است؛ سوره طه، آیه۱۳۲.
  152. و آنان را که در پی خشنودی پروردگارشان شکیبایی پیشه می‌کنند و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه ما روزی آنان کرده‌ایم پنهان و آشکار می‌بخشند و به نیکی، بدی را دور می‌دارند؛ فرجام (نیک) آن سرای است؛ سوره رعد، آیه۲۲.
  153. نیکی با بدی برابر نیست؛ به بهترین شیوه (دیگران را از چالش با خود) باز دار، ناگاه آن کس که میان تو و او دشمنی است چون دوستی مهربان می‌گردد. و این را جز به آنان که می‌شکیبند، و جز به آنان که بهره‌ای سترگ دارند فرانیاموزند؛ سوره فصلت، آیه ۳۴ - ۳۵.
  154. نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راه‌ماندگان و کمک‌خواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات پردازد و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند؛ و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند؛ سوره بقره، آیه۱۷۷.
  155. نیکان از پیاله‌ای می‌نوشند که آمیخته به بوی خوش است؛ سوره انسان، آیه۵.
  156. و به آنان برای شکیبی که ورزیده‌اند بهشت و (پوشاک) پرنیان پاداش می‌دهد؛ سوره انسان، آیه۱۲.
  157. و به راستی ما به موسی کتاب (آسمانی) دادیم- بنابراین در لقای او (با خداوند) تردیدی مکن- و ما آن (کتاب) را رهنمودی برای بنی اسرائیل قرار دادیم. و چون شکیب ورزیدند و به آیات ما یقین داشتند برخی از آنان را پیشوایانی گماردیم که به فرمان ما (مردم را) رهنمایی می‌کردند؛ سوره سجده، آیه۲۳ - ۲۴.
  158. باری، بر آنچه می‌گویند شکیب کن و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از فرو رفتن آن پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای! و پاس‌هایی از شب و پیرامون‌های روز را نیز به ستایش پرداز باشد که خشنود گردی؛ سوره طه، آیه۱۳۰.
  159. و بسا پیامبرانی که همراه آنان توده‌های انبوه به نبرد (با دشمنان خداوند) پرداختند و در راه خداوند هر چه به ایشان رسید نه سست و نه ناتوان شدند و نه تن به زبونی سپردند؛ و خداوند شکیبایان را دوست می‌دارد. و گفتارشان جز این نبود که (می) گفتند: پروردگارا! از گناهان ما و گزافکاری‌ها که در کار خویش کرده‌ایم در گذر و گام‌های ما را استوار دار و ما را بر گروه کافران پیروز گردان. پس خداوند به آنان پاداش این جهان و پاداش نیک جهان واپسین را بخشید و خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد؛ سوره آل عمران، آیه ۱۴۶ - ۱۴۸.
  160. و شکیبایی ورز که خداوند پاداش نکوکاران را تباه نمی‌سازد؛ سوره هود، آیه۱۱۵.
  161. گفتند: آیا تو همان یوسفی؟ گفت: من یوسفم و این، برادر من (بنیامین) است؛ خداوند بر ما منّت نهاد، چنین است که هر کس پرهیزگاری ورزد و شکیبایی کند بی‌گمان خداوند پاداش نیکوکاران را تباه نمی‌گرداند؛ سوره یوسف، آیه۹۰.
  162. و شکیبا باش! و شکیب تو جز با (یاری) خداوند نیست و برای آنان اندوه مخور و از نیرنگی که می‌بازند در تنگدلی به سر مبر. بی‌گمان خداوند با کسانی است که پرهیزگاری می‌ورزند و با کسانی است که نیکوکارند؛ سوره نحل، آیه ۱۲۷ - ۱۲۸.
  163. و بی‌گمان شما را با چیزی از بیم و گرسنگی و کاستی دارایی‌ها و کسان و فرآورده‌ها می‌آزماییم، و شکیبایان را نوید بخش!؛ سوره بقره، آیه۱۵۵.
  164. بر آنان از پروردگارشان درودها و بخشایشی است و آنانند که رهیافته‌اند؛ سوره بقره، آیه۱۵۷.
  165. پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و مرا سپاس بگزارید و با من ناسپاسی نورزید. ای مؤمنان! از شکیبایی و نماز یاری بجویید که خداوند با شکیبایان است؛ سوره بقره، آیه ۱۵۲ - ۱۵۳.
  166. و برای پروردگارت شکیبایی پیشه کن؛ سوره مدثر، آیه۷.
  167. و آنان را که در پی خشنودی پروردگارشان شکیبایی پیشه می‌کنند و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه ما روزی آنان کرده‌ایم پنهان و آشکار می‌بخشند و به نیکی، بدی را دور می‌دارند؛ فرجام (نیک) آن سرای است، بهشت‌هایی جاودان که آنان و شایستگان از نیاکان و همسران و فرزندانشان در آن وارد می‌شوند و فرشتگان از هر دری بر آنان درمی‌آیند. درود بر شما به شکیبی که ورزیده‌اید که فرجام آن سرای، نیکوست!؛ سوره رعد، آیه۲۲ - ۲۴.
  168. و آنان را که در پی خشنودی پروردگارشان شکیبایی پیشه می‌کنند و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه ما روزی آنان کرده‌ایم پنهان و آشکار می‌بخشند و به نیکی، بدی را دور می‌دارند؛ فرجام (نیک) آن سرای است، بهشت‌هایی جاودان که آنان و شایستگان از نیاکان و همسران و فرزندانشان در آن وارد می‌شوند و فرشتگان از هر دری بر آنان درمی‌آیند؛ سوره رعد، آیه۲۲ - ۲۳.
  169. و آنان را که در پی خشنودی پروردگارشان شکیبایی پیشه می‌کنند و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه ما روزی آنان کرده‌ایم پنهان و آشکار می‌بخشند و به نیکی، بدی را دور می‌دارند؛ فرجام (نیک) آن سرای است، بهشت‌هایی جاودان که آنان و شایستگان از نیاکان و همسران و فرزندانشان در آن وارد می‌شوند و فرشتگان از هر دری بر آنان درمی‌آیند؛ سوره رعد، آیه۲۲ - ۲۳.
  170. و آنان را که در پی خشنودی پروردگارشان شکیبایی پیشه می‌کنند و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه ما روزی آنان کرده‌ایم پنهان و آشکار می‌بخشند و به نیکی، بدی را دور می‌دارند؛ فرجام (نیک) آن سرای است؛ سوره رعد، آیه۲۲.
  171. آیا کسی که می‌داند آنچه از پروردگارت بر تو فرو فرستاده شده حقّ است همگون کسی است که کوردل است؟ تنها خردمندان پند می‌پذیرند؛ سوره رعد، آیه۱۹.
  172. گفتند: ای پدر! ما رفته بودیم مسابقه بدهیم و یوسف را کنار بار خود وانهاده بودیم که گرگ او را خورد و (می‌دانیم) اگر (هم) راستگو می‌بودیم (سخن) ما را باور نمی‌کردی. و خونی دروغین را بر پیراهن او آوردند؛ (یعقوب) گفت: (نه چنین است که می‌گویید) بلکه (هوای) نفستان کاری را در چشمتان آراست، اکنون (کار من) شکیبی نیکوست و بر آنچه وصف می‌کنید از خداوند باید یاری جست؛ سوره یوسف، آیه ۱۷ - ۱۸.
  173. برخی گفته‌اند: جمیل بودن صبر به این است که در آن قصد قربت شده باشد؛ مجمع البیان، ج ۵ - ۶، ص۳۳۴.
  174. نزد پدرتان بازگردید و بگویید: ای پدر! به راستی پسرت دزدی کرده است و ما جز به آنچه (دیدیم و) دانستیم گواهی ندادیم و علم غیب هم نداشتیم؛ سوره یوسف، آیه۸۱.
  175. یعقوب) گفت: (نه چنین است) بلکه هوای نفستان کاری را در چشمتان آراست پس (کار من) شکیبی نیکو (خواهد بود)، باشد که خداوند همه آنان را به نزد من باز آورد، اوست که دانای فرزانه است؛ سوره یوسف، آیه۸۳.
  176. پس به نکویی شکیب کن؛ سوره معارج، آیه۵.
  177. و آنان را که در پی خشنودی پروردگارشان شکیبایی پیشه می‌کنند و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه ما روزی آنان کرده‌ایم پنهان و آشکار می‌بخشند و به نیکی، بدی را دور می‌دارند؛ فرجام (نیک) آن سرای است؛ سوره رعد، آیه۲۲.
  178. و برای پروردگارت شکیبایی پیشه کن؛ سوره مدثر، آیه ۷.
  179. فرهنگ قرآن، ج۱۸، ص۲۴۶ - ۲۵۹.
  180. و خونی دروغین را بر پیراهن او آوردند؛ (یعقوب) گفت: (نه چنین است که می‌گویید) بلکه (هوای) نفستان کاری را در چشمتان آراست، اکنون (کار من) شکیبی نیکوست و بر آنچه وصف می‌کنید از خداوند باید یاری جست؛ سوره یوسف، آیه۱۸.
  181. یعقوب) گفت: (نه چنین است) بلکه هوای نفستان کاری را در چشمتان آراست پس (کار من) شکیبی نیکو (خواهد بود)، باشد که خداوند همه آنان را به نزد من باز آورد، اوست که دانای فرزانه است؛ سوره یوسف، آیه۸۳.
  182. و اگر کیفر می‌کنید مانند آنچه خود کیفر شده‌اید کیفر کنید و اگر شکیبایی پیشه کنید همان برای شکیبایان بهتر است؛ سوره نحل، آیه۱۲۶.
  183. نیکی با بدی برابر نیست؛ به بهترین شیوه (دیگران را از چالش با خود) باز دار، ناگاه آن کس که میان تو و او دشمنی است چون دوستی مهربان می‌گردد. و این را جز به آنان که می‌شکیبند، و جز به آنان که بهره‌ای سترگ دارند فرانیاموزند؛ سوره فصلت، آیه ۳۴ - ۳۵.
  184. و کیفر هر بدی بدی‌یی، مانند آن است پس هر که درگذرد و به راه آید پاداش وی بر خداوند است، بی‌گمان او ستمگران را دوست نمی‌دارد. و بر آنانکه پس از ستم دیدن داد ستانند ایرادی نیست؛ سوره شوری، آیه۴۰ - ۴۱.
  185. و هر آنکه شکیب ورزد و درگذرد بی‌گمان این از کارهایی است که آهنگ آن می‌کنند؛ سوره شوری، آیه۴۳.
  186. آیا پنداشته‌اید به بهشت می‌روید بی‌آنکه خداوند جهادگران و شکیبایان شما را معلوم دارد؟؛ سوره آل عمران، آیه۱۴۲.
  187. و بی‌گمان می‌آزماییمتان تا جهادگران و شکیبایان شما را معلوم داریم و گزارش‌های (کردارهای) شما را بررسی کنیم؛ سوره محمد، آیه۳۱.
  188. و اگر آنها شکیبایی می‌ورزیدند تا تو خود به نزد آنان برون آیی برای آنها بهتر می‌بود و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است؛ سوره حجرات، آیه۵.
  189. فرهنگ قرآن، ج۱۸، ص۲۴۶ - ۲۵۹.
  190. از شکیبایی و نماز یاری بجویید و بی‌گمان این کار جز بر فروتنان دشوار است؛ سوره بقره، آیه۴۵.
  191. برخی مفسّران گفته‌اند: "اسْتَعِينُواْ" در آیه فوق خطاب به مسلمانان است؛ مجمع البیان، ج ۱ - ۲، ص ۲۱۶.
  192. ای مؤمنان! از شکیبایی و نماز یاری بجویید که خداوند با شکیبایان است؛ سوره بقره، آیه۱۵۳.
  193. از شکیبایی و نماز یاری بجویید و بی‌گمان این کار جز بر فروتنان دشوار است؛ سوره بقره، آیه۴۵.
  194. احتمال دارد به قرینه آیات قبل آیه یاد شده خطاب به اهل کتاب باشد؛ مجمع البیان، ج ۱ - ۲، ص ۲۱۶ - ۲۱۷.
  195. ای مؤمنان! از شکیبایی و نماز یاری بجویید که خداوند با شکیبایان است؛ سوره بقره، آیه۱۵۳.
  196. از شکیبایی و نماز یاری بجویید و بی‌گمان این کار جز بر فروتنان دشوار است همان کسان که می‌دانند به لقای پروردگارشان خواهند رسید و به سوی او باز می‌گردند؛ سوره بقره، آیه ۴۵ - ۴۶.
  197. برداشت بنا بر این احتمال است که مرجع ضمیر "إِنَّهَا" استعانت باشد؛ الکشّاف، ج ۱، ص ۱۳۴.
  198. از شکیبایی و نماز یاری بجویید و بی‌گمان این کار جز بر فروتنان دشوار است؛ سوره بقره، آیه۴۵.
  199. ای مؤمنان! از شکیبایی و نماز یاری بجویید که خداوند با شکیبایان است؛ سوره بقره، آیه۱۵۳.
  200. فرهنگ قرآن، ج۱۸، ص۲۴۶ - ۲۵۹.
  201. و بسا پیامبرانی که همراه آنان توده‌های انبوه به نبرد (با دشمنان خداوند) پرداختند و در راه خداوند هر چه به ایشان رسید نه سست و نه ناتوان شدند و نه تن به زبونی سپردند؛ و خداوند شکیبایان را دوست می‌دارد. و گفتارشان جز این نبود که (می) گفتند: پروردگارا! از گناهان ما و گزافکاری‌ها که در کار خویش کرده‌ایم در گذر و گام‌های ما را استوار دار و ما را بر گروه کافران پیروز گردان. پس خداوند به آنان پاداش این جهان و پاداش نیک جهان واپسین را بخشید و خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد؛ سوره آل عمران، آیه ۱۴۶ - ۱۴۸.
  202. و به یقین پیش از تو (نیز) پیامبرانی دروغگو شمرده شدند پس، هر چه دروغگو شمرده شدند و آزار دیدند شکیبایی ورزیدند تا آنکه یاری ما به ایشان رسید؛ و برای کلمات خداوند هیچ دگرگون‌کننده‌ای نیست و بی‌گمان (برخی) از خبر (های) پیامبران به تو رسیده است؛ سوره انعام، آیه۳۴.
  203. و ایّوب را (یاد کن) آنگاه که پروردگارش را خواند که به من گزند رسیده است و تو بخشاینده‌ترین بخشایندگانی؛ سوره انبیاء، آیه۸۳.
  204. و اسماعیل و ادریس و ذو الکفل را (یاد کن) که همه از شکیبایان بودند؛ سوره انبیاء، آیه۸۵.
  205. بر آنچه می‌گویند، شکیبا باش و از بنده ما داود توانمند یاد کن که اهل بازگشت (و توبه) بود؛ سوره ص، آیه۱۷.
  206. و از بنده ما ایّوب یاد کن آنگاه که پروردگارش را ندا کرد که شیطان به من رنج و عذاب رسانده است؛ سوره ص، آیه۴۱.
  207. و دسته‌ای گیاه در کف بگیر و با آن (یکبار همسرت را) بزن و سوگند مشکن؛ به راستی ما او را شکیبا یافتیم. نیکو بنده بود که اهل بازگشت (و توبه) بود؛ سوره ص، آیه۴۴.
  208. بنابراین شکیبا باش همان‌گونه که پیامبران اولوا العزم شکیبایی ورزیدند و برای آنان (عذاب را به) شتاب مخواه که آنان روزی که آنچه را وعده‌شان داده‌اند بنگرند، چنانند که گویی جز ساعتی از یک روز (در جهان) درنگ نکرده‌اند، این، پیام‌رسانی است؛ پس آیا جز بزهکاران نابود می‌گردند؟؛ سوره احقاف، آیه۳۵.
  209. فرهنگ قرآن، ج۱۸، ص۲۴۶ - ۲۵۹.
  210. «پس چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند) و سرکشی نورزید که او به آنچه انجام می‌دهید بیناست» سوره هود، آیه ۱۱۲.
  211. «و شکیبا باش! و شکیب تو جز با (یاری) خداوند نیست و برای آنان اندوه مخور و از نیرنگی که می‌بازند در تنگدلی به سر مبر» سوره نحل، آیه ۱۲۷.
  212. «و با آنان که پروردگار خویش را سپیده‌دمان و در پایان روز به شوق لقای وی می‌خوانند خویشتنداری کن و دیدگانت از آنان به دیگران دوخته نشود که زیور زندگی این جهان را بجویی و از آن کس که دلش را از یاد خویش غافل کرده‌ایم و از هوای (نفس) خود پیروی کرده و کارش تباه است پیروی مکن» سوره کهف، آیه ۲۸.
  213. «پس شکیبا باش که وعده خداوند راستین است پس، چه برخی از آنچه را به آنان وعده می‌دهیم به تو نشان دهیم، چه تو را بمیرانیم، باری، (به هر روی) به سوی ما باز گردانده می‌شوند» سوره غافر، آیه ۷۷.
  214. «پس برای (رسیدن) فرمان پروردگارت شکیبایی پیشه کن و چون «همراه ماهی» (یونس) مباش آنگاه که بانگ برداشت در حالی که اندوهگین بود» سوره قلم، آیه ۴۸.
  215. «و چون به آنان گفته شود که به سوی آنچه خداوند فرو فرستاده است و به سوی این پیامبر آیید دورویان را خواهی دید که یکسره روی از تو باز می‌گردانند * پس چه حالی دارند هنگامی که برای کارهایی که کرده‌اند مصیبتی به آنان برسد سپس نزد تو آیند و به خداوند سوگند خورند که ما جز نیکی و هماهنگی نظری نداشتیم؟! * آنانند که آنچه را در دل دارند خداوند می‌داند؛ از آنان دوری گزین و پندشان ده و به آنان سخنی رسا که در دلشان جایگیر شود، بگوی» سوره نساء، آیه ۶۱-۶۳.
  216. «از آنان دوری گزین» سوره نساء، آیه ۶۳.
  217. در کتاب شخصیة الرسول الاعظم قرآنیاً می‌نویسد که خداوند از کلمه: ﴿فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ یعنی فازجر و انصرف و این به معنای تسامح است و مثل این تعبیر جمله: ﴿يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هَذَا است و لذا به پیامبر توصیه شده، که موعظه کن آنها را و پیام را به صورت رسا به آنها برسان. (شخصیة الرسول الاعظم قرآنیاً، ص۶۱).
  218. «و اگر بدی‌یی به آنان رسد می‌گویند این از سوی توست بگو همه (چیز) از سوی خداوند است؛ بر سر این گروه چه آمده است که بر آن نیستند تا سخنی را دریابند» سوره نساء، آیه ۷۸.
  219. «و می‌گویند: فرمان می‌بریم اما چون از نزد تو بیرون می‌روند برخی از ایشان به هنگام شب جز آنچه تو می‌گویی می‌اندیشند؛ و خداوند آنچه شبانه اندیشه کنند نوشته می‌دارد؛ پس، از آنان دوری گزین و بر خداوند توکل کن و خداوند (تو را) کارساز، بس» سوره نساء، آیه ۸۱.
  220. «و هر کس پس از آنکه به روشنی رهنمود یافت با پیامبر مخالفت ورزد و از راهی جز راه مؤمنان پیروی کند وی را با آنچه بدان روی آورده است وامی‌نهیم و وی را به دوزخ می‌افکنیم و این بد پایانه‌ای است!» سوره نساء، آیه ۱۱۵.
  221. «و اگر بخواهند به تو خیانت ورزند (باکی نیست) به خداوند نیز پیش از این خیانت کرده‌اند و (خداوند تو را) بر آنان دستیابی داد و خداوند دانایی فرزانه است» سوره انفال، آیه ۷۱.
  222. «ای مؤمنان! چگونه‌اید که چون به شما گفته شود در راه خداوند رهسپار (جنگ) گردید، گرانخیزی می‌ورزید؟ آیا به جای جهان واپسین به زندگانی این جهان خرسند شده‌اید؟ در حالی که کالای زندگی این جهان در برابر جهان واپسین جز اندکی نیست» سوره توبه، آیه ۳۸.
  223. «اگر غنیمتی در دسترس و سفری آسان می‌بود از تو پیروی می‌کردند اما راه سخت بر آنان گران است و به زودی به خداوند سوگند می‌خورند که اگر یارایی می‌داشتیم با شما روانه می‌شدیم؛ خود را (با دروغ) نابود می‌کنند و خداوند می‌داند که آنان دروغگویند» سوره توبه، آیه ۴۲.
  224. «خداوند از تو در گذراد! چرا پیش‌تر از آنکه راستگویان بر تو آشکار گردند و دروغگویان را بشناسی به آنان اجازه دادی؟» سوره توبه، آیه ۴۳.
  225. «آنان که به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند برای جهاد با مال و جانشان از تو اجازه نمی‌گیرند و خداوند به (حال) پرهیزگاران داناست * تنها کسانی از تو اجازه (ی معاف بودن از جهاد) می‌خواهند که به خداوند و روز بازپسین ایمان ندارند و دل به شک سپرده‌اند و در تردید خود سرگردانند» سوره توبه، آیه ۴۴-۴۵. .
  226. «اگر در میان شما روانه می‌شدند جز شرّ به شما نمی‌افزودند و در میان شما برای ایجاد آشوب رخنه می‌کردند و آنان میان شما جاسوسانی دارند و خداوند به (حال) ستمگران داناست» سوره توبه، آیه ۴۷.
  227. «و به خداوند سوگند می‌خورند که از شمایند در حالی که از شما نیستند امّا آنان گروهی هستند که می‌هراسند * اگر پناهگاهی یا غارهایی یا نهانگاهی می‌یافتند با شتاب به آن رو می‌آوردند * و برخی از ایشان درباره زکات‌ها بر تو خرده می‌گیرند؛ اگر از آن به آنان داده شود خرسند می‌شوند و اگر داده نشود ناگهان به خشم می‌آیند * و اگر آنها به آنچه خداوند و پیامبرش به آنان داده‌اند خرسند می‌شدند و می‌گفتند: «خداوند ما را بس، به زودی خداوند و پیامبرش از بخشش خویش به ما خواهند داد، ما به سوی خداوند دست به دعا برمی‌داریم» (پسندیده‌تر بود)» سوره توبه، آیه ۵۶-۵۹.
  228. «و برخی از ایشان کسانی هستند که پیغمبر را آزار می‌کنند و می‌گویند او خوش‌باور است؛ بگو سخن نیوش خوبی برای شماست که به خداوند ایمان و مؤمنان را باور دارد و برای آن دسته از شما که ایمان آورده‌اند رحمت است و برای آن کسان که به فرستاده خداوند آزار می‌رسانند عذابی دردناک خواهد بود» سوره توبه، آیه ۶۱.
  229. «و اگر از آنان (از ریشخند کردنشان) بپرسی، به یقین می‌گویند: ما تنها (در گفت‌وگو) فرو می‌رفتیم و بازی می‌کردیم بگو: آیا خداوند و آیات وی و پیامبرش را ریشخند می‌کردید؟» سوره توبه، آیه ۶۵.
  230. «و از ایشان کسانی هستند که با خداوند پیمان بستند که اگر از بخشش خود به ما ارزانی دارد ما بی‌چون و چرا زکات خواهیم داد و بی‌گمان از شایستگان خواهیم بود * و چون (خداوند) از بخشش خود به آنان ارزانی داشت تنگ‌چشمی ورزیدند و با رویگردانی بازگشتند» سوره توبه، آیه ۷۵-۷۶.
  231. شخصیة الرسول الاعظم قرآنیاً، ص۶۲.
  232. «آنان که به مؤمنان داوطلب دادن صدقه‌ها و به کسانی که جز توان (اندک) خود چیزی (برای دادن صدقه) نمی‌یابند طعنه می‌زنند و آنان را به ریشخند می‌گیرند، خداوند به ریشخندشان می‌گیرد و عذابی دردناک خواهند داشت» سوره توبه، آیه ۷۹.
  233. «بازماندگان (از جهاد در جنگ تبوک)، از خانه‌نشینی خویش در مخالفت با پیامبر شادمانی کردند و خوش نداشتند که با جان و مالشان در راه خداوند جهاد کنند و گفتند: در این گرما رهسپار نشوید؛ بگو: بگو: آتش دوزخ گرم‌تر است اگر در می‌یافتند» سوره توبه، آیه ۸۱.
  234. «و چون سوره‌ای فرو فرستاده شود که به خداوند ایمان آورید و همراه با پیامبرش جهاد کنید، توانمندان از ایشان، از تو اجازه می‌گیرند و می‌گویند: بگذار تا ما با خانه‌نشینان بمانیم» سوره توبه، آیه ۸۶.
  235. «عذرآوران از تازیان بیابان‌نشین آمدند تا به آنان اجازه (ی جهاد) داده شود و آنان که به خداوند و پیامبرش دروغ گفته بودند خانه‌نشین شدند! به زودی از (میان) ایشان به کافران عذابی دردناک خواهد رسید * بر ناتوانان و بیماران و آنان که چیزی برای بخشیدن (به راه و راهیان جهاد) نمی‌یابند چون خیرخواه خداوند و پیامبرش باشند گناهی نیست؛ (آری) بر نیکوکاران ایرادی نیست و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است * و نه بر کسانی که چون نزد تو آمدند تا آنان را سوار کنی گفتی چیزی نمی‌یابم تا بر آن سوارتان کنم؛ بازگشتند در حالی که چشم‌هاشان لبریز از اشک بود از غم اینکه چیزی نمی‌یافتند تا (در این راه) ببخشند» سوره توبه، آیه ۹۰-۹۲.
  236. «و برخی از تازیان بیابان‌نشین آنچه هزینه می‌کنند غرامت می‌شمارند و برای شما انتظار پیشامدها را می‌کشند؛ پیشامدهای بد بر (خود) آنان باد و خداوند شنوایی داناست» سوره توبه، آیه ۹۸.
  237. «و از پیرامونیان شما از تازیان بیابان‌نشین و از اهل مدینه منافقانی هستند که به دورویی خو کرده‌اند؛ تو آنان را نمی‌شناسی ما آنها را می‌شناسیم؛ به زودی آنان را دوبار عذاب خواهیم کرد سپس به سوی عذابی سترگ برده می‌شوند» سوره توبه، آیه ۱۰۱.
  238. «و کسانی هستند که مسجدی را برگزیده‌اند برای زیان رساندن (به مردم) و کفر و اختلاف افکندن میان مؤمنان و (ساختن) کمینگاه برای آن کس که از پیش با خداوند و پیامبر وی به جنگ برخاسته بود؛ و سوگند می‌خورند که ما جز سر نیکی نداریم و خداوند گواهی می‌دهد که آنان دروغگویند * هیچ‌گاه در آن (مسجد) حاضر مشو! بی‌گمان مسجدی که از روز نخست بنیان آن را بر پرهیزگاری نهاده‌اند سزاوارتر است که در آن حاضر گردی؛ در آن مردانی هستند که پاکیزه کردن (خود) را دوست می‌دارند و خداوند پاکیزگان را دوست می‌دارد * آیا کسی که بنیان خود را بر پروا از خداوند و خشنودی (او) نهاده بهتر است یا آنکه بنیان خود را بر لب پرتگاهی در حال ریزش گذارده است که او را به درون آتش دوزخ فرو می‌لغزاند؟ و خداوند گروه ستمکاران را رهنمایی نمی‌کند» سوره توبه، آیه ۱۰۷-۱۰۹.
  239. «خداوند بر پیامبر و مهاجران و انصاری که از او هنگام دشواری پیروی کردند- پس از آنکه نزدیک بود دل گروهی از ایشان بگردد- بخشایش آورد سپس توبه آنان را پذیرفت که او نسبت به آنها مهربانی بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۱۱۷.
  240. «و چون سوره‌ای فرو فرستاده شود، به یکدیگر می‌نگرند (و می‌پرسند) آیا کسی شما را می‌بیند؟ سپس (اگر کسی نبیندشان) باز می‌گردند؛ خداوند دل‌هاشان را بگرداند که آنان گروهی هستند که درنمی‌یابند» سوره توبه، آیه ۱۲۷.
  241. «بی‌گمان پیامبری از (میان) خودتان نزد شما آمده است که هر رنجی ببرید بر او گران است، بسیار خواستار شماست، با مؤمنان مهربانی بخشاینده است * پس اگر رو بگردانند بگو: خداوندی که خدایی جز او نیست مرا بس؛ بر او توکّل دارم و او پروردگار اورنگ سترگ (فرمانفرمایی جهان) است» سوره توبه، آیه ۱۲۸-۱۲۹.
  242. «بسا اگر به این سخن ایمان نیاورند تو، به دنبال ایشان از دریغ، جان خود بفرسایی» سوره کهف، آیه ۶.
  243. «و چون آیات روشن ما برای آنان خوانده شود کسانی که لقای ما را امید نمی‌برند می‌گویند: قرآن دیگری جز این بیاور یا آن را دگرگون کن! بگو: مرا نسزد که از پیش خود آن را دگرگون کنم. من جز از آنچه به من وحی می‌شود پیروی نمی‌کنم؛ بی‌گمان من اگر با پروردگارم نافرمانی کنم از عذاب روزی سترگ می‌هراسم * بگو اگر خداوند می‌خواست آن را برای شما نمی‌خواندم و او شما را از آن آگاه نمی‌کرد؛ پیش از آن (هم) من در میان شما روزگاری دراز زیسته‌ام پس آیا خرد نمی‌ورزید؟» سوره یونس، آیه ۱۵-۱۶.
  244. «و برخی از آنان به (گفتار) تو گوش می‌دهند؛ آیا تو ناشنوایان را هر چند خرد نورزند، شنوا می‌توانی کرد؟ * و برخی از ایشان به تو می‌نگرند آیا تو نابینایان را هر چند بینشی نداشته باشند رهنمایی می‌توانی کرد؟» سوره یونس، آیه ۴۲-۴۳.
  245. «و تو در هیچ کاری نیستی و از آن هیچ قرآنی نمی‌خوانی و (نیز شما) هیچ کاری نمی‌کنید مگر همین که بدان می‌پردازید، ما بر شما گواهیم و همسنگ ذرّه‌ای در زمین یا در آسمان، از پروردگارت پنهان نمی‌ماند و هیچ چیز کوچک‌تر و یا بزرگ‌تر از آن نیست مگر که در کتابی روشنگر آمده است» سوره یونس، آیه ۶۱.
  246. «و مبادا تو برخی از آنچه را بر تو وحی شده است کنار نهی و دل از آن تنگ داری از آن رو که می‌گویند: «چرا بر او گنجی فرو فرستاده نمی‌شود یا فرشته‌ای همراه وی نمی‌آید؟» سوره هود، آیه ۱۲.
  247. «پس آیا کسی که بدی کردارش در چشم وی آرایش یافته است و آن را نیکو می‌بیند (چون کسی است که رهیافته است)؟ آری، خداوند هر کس را بخواهد بی‌راه می‌نهد و هر کس را بخواهد راهنمایی می‌کند بنابراین مبادا جانت از دریغ خوردن بر آنان بفرساید که خداوند به آنچه انجام می‌دهند داناست» سوره فاطر، آیه ۸.
  248. «و چون داد و ستد یا سرگرمی‌یی ببینند، بدان سو شتاب می‌آورند و تو را ایستاده رها می‌کنند؛ بگو: آنچه نزد خداوند است از سرگرمی و داد و ستد، نکوتر است و خداوند بهترین روزی‌دهندگان است» سوره جمعه، آیه ۱۱.
  249. «و (یاد کن) آنگاه را که به کسی که خداوند و خود تو بدو نعمت رسانده بودید گفتی که: همسرت را برای خویش نگه دار (و طلاق مده) و از خداوند پروا کن و چیزی را که خداوند آشکار کننده آن بود در دل نگه می‌داشتی و از مردم می‌ترسیدی در حالی که خداوند سزاوارتر بود که از او بترسی و چون زید نیازی از او برآورد او را به همسری تو درآوردیم تا مؤمنان را در ازدواج با همسران (طلاق داده) پسرخواندگانشان چون نیازی را از آنان برآورده باشند تنگنایی نباشد و فرمان خداوند انجام‌یافتنی است» سوره احزاب، آیه ۳۷.
  250. ر.ک: شخصیة الرسول الاعظم قرآنیاً، ص ۶۲-۶۹.
  251. سعیدیان‌فر و ایازی، فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲، ص ۲۲-۳۶.
  252. «و از خداوند و پیامبرش فرمانبرداری کنید و در هم نیفتید که سست شوید و شکوهتان از میان برود و شکیبا باشید که خداوند با شکیبایان است» سوره انفال، آیه ۴۶.
  253. «و نماز را در دو سوی روز و ساعتی از آغاز شب بپا دار؛ بی‌گمان نیکی‌ها بدی‌ها را می‌زدایند؛ این یادکردی برای یادآوران است * و شکیبایی ورز که خداوند پاداش نکوکاران را تباه نمی‌سازد» سوره هود، آیه ۱۱۴-۱۱۵.
  254. «و خانواده‌ات را به نماز فرمان ده و بر آن شکیب کن، ما از تو روزی نمی‌خواهیم که خود، تو را روزی می‌دهیم و سرانجام (نیک) برای پرهیزگاری است» سوره طه، آیه ۱۳۲.
  255. «بنابراین شکیب کن که وعده خداوند راستین است و از گناه خویش آمرزش بخواه و در پایان روز و پگاهان با سپاس پروردگارت را به پاکی بستای!» سوره غافر، آیه ۵۵.
  256. «پس به نکویی شکیب کن» سوره معارج، آیه ۵.
  257. «و برای پروردگارت شکیبایی پیشه کن،» سوره مدثر، آیه ۷.
  258. «و اگر آنها شکیبایی می‌ورزیدند تا تو خود به نزد آنان برون آیی برای آنها بهتر می‌بود و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره حجرات، آیه ۵.
  259. «پس برای (رسیدن) فرمان پروردگارت شکیبایی پیشه کن و چون «همراه ماهی» (یونس) مباش آنگاه که بانگ برداشت در حالی که اندوهگین بود» سوره قلم، آیه ۴۸.
  260. «و به یقین نوح را نزد قومش فرستادیم (و به ایشان گفت:) من برای شما بیم دهنده‌ای آشکارم» سوره هود، آیه ۲۵. .
  261. «این از خبرهای غیب است که ما به تو وحی می‌کنیم؛ تو و قومت پیش از این آنها را نمی‌دانستید پس شکیبا باش که سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است» سوره هود، آیه ۴۹.
  262. «و از آنچه به تو وحی می‌گردد پیروی کن و شکیبایی پیشه ساز تا خداوند داوری فرماید و او بهترین داوران است» سوره یونس، آیه ۱۰۹.
  263. «و شکیبا باش! و شکیب تو جز با (یاری) خداوند نیست» سوره نحل، آیه ۱۲۷.
  264. «باری، بر آنچه می‌گویند شکیب کن.».. سوره طه، آیه ۱۳۰.
  265. تفسیر من وحی القرآن، ج۱۵، ص۱۷۵.
  266. «پس شکیبا باش که وعده خداوند راستین است و مبادا آنان که اهل یقین نیستند تو را سبکسار گردانند» سوره روم، آیه ۶۰.
  267. «پس شکیبا باش» سوره روم، آیه ۶۰.
  268. «که وعده خداوند راستین است» سوره روم، آیه ۶۰.
  269. «و یاری مؤمنان بر ما واجب است» سوره روم، آیه ۴۷.
  270. «ما پیامبران خویش و مؤمنان را در زندگی این جهان و در روزی که گواهان (به گواهی) برخیزند یاری می‌کنیم» سوره غافر، آیه ۵۱.
  271. «بی‌گمان حزب خداوند پیروز است» سوره مائده، آیه ۵۶.
  272. «و مبادا آنان که اهل یقین نیستند تو را سبکسار گردانند» سوره روم، آیه ۶۰.
  273. تفسیر نمونه، ج۱۶، ص ۴۸۹.
  274. «باری، بر آنچه می‌گویند شکیب کن.».. سوره طه، آیه ۱۳۰.
  275. «باری، بر آنچه می‌گویند شکیب کن.».. سوره طه، آیه ۱۳۰.
  276. «بر آنچه می‌گویند، شکیبا باش و از بنده ما داود توانمند یاد کن که اهل بازگشت (و توبه) بود» سوره ص، آیه ۱۷.
  277. ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۷، ص ۲۸۸.
  278. «پس شکیبا باش که وعده خداوند راستین است» سوره روم، آیه ۶۰.
  279. «بنابراین شکیبا باش همان‌گونه که پیامبران اولوا العزم شکیبایی ورزیدند و برای آنان (عذاب را به) شتاب مخواه که آنان روزی که آنچه را وعده‌شان داده‌اند بنگرند، چنانند که گویی جز ساعتی از یک روز (در جهان) درنگ نکرده‌اند، این، پیام‌رسانی است؛ پس آیا جز بزهکار» سوره احقاف، آیه ۳۵.
  280. «پس بر آنچه می‌گویند شکیبا باش و پروردگارت را پیش از برآمدن خورشید و پیش از غروب با سپاس به پاکی بستای!» سوره ق، آیه ۳۹.
  281. «و بر آنچه می‌گویند شکیبا باش و از آنان به نکویی دوری گزین» سوره مزمل، آیه ۱۰.
  282. «پس برای فرمان پروردگارت شکیبا باش و از هیچ گناهکار یا ناسپاس آنان فرمان نبر» سوره انسان، آیه ۲۴.
  283. «پس برای فرمان پروردگارت شکیبا باش» سوره انسان، آیه ۲۴.
  284. «و از هیچ گناهکار یا ناسپاس آنان فرمان نبر» سوره انسان، آیه ۲۴.
  285. تفسیر نمونه، ج۲۵، ص۳۷۷.
  286. «ای پیامبر! مؤمنان را به کارزار برانگیز، اگر از شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز می‌گردند و اگر از شما صد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز می‌شوند زیرا آنان گروهی هستند که درنمی‌یابند * اکنون خداوند بر شما آسان گرفت و معلوم داشت که در شما ناتوانی هست؛ اگر از شما صد تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز می‌گردند و اگر از شما هزار تن باشند بر دو هزار تن به اذن خداوند پیروز می‌شوند و خداوند با شکیبایان است» سوره انفال، آیه ۶۵-۶۶. .
  287. «و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر می‌دهند * و به آنان برای شکیبی که ورزیده‌اند بهشت و (پوشاک) پرنیان پاداش می‌دهد» سوره انسان، آیه ۸ و ۱۲.
  288. «و چون تو را ببینند جز به ریشخند نمی‌گیرند (و می‌گویند) که آیا این است همان که خداوند او را به پیامبری برانگیخته است؟ * به راستی نزدیک بود ما را از (پرستش) خدایانمان- اگر بر آن شکیبایی نمی‌ورزیدیم- گمراه گرداند و به زودی هنگامی که عذاب را بنگرند خواهند دانست که چه کس گمراه‌تر است» سوره فرقان، آیه ۴۱-۴۲.
  289. «سپس پروردگارت برای آنان که پس از آزار دیدن هجرت گزیدند آنگاه جهاد کردند و شکیبایی ورزیدند، بی‌گمان پس از آن آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره نحل، آیه ۱۱۰.
  290. «بگو: ای بندگان من که ایمان آورده‌اید، از پروردگارتان پروا کنید! برای کسانی که در این جهان، نیکی ورزند نیکی خواهد بود و زمین خداوند پهناور است؛ جز این نیست که پاداش شکیبایان را بی‌شمار، تمام دهند» سوره زمر، آیه ۱۰.
  291. «و از خداوند و پیامبرش فرمانبرداری کنید و در هم نیفتید که سست شوید و شکوهتان از میان برود و شکیبا باشید که خداوند با شکیبایان است» سوره انفال، آیه ۴۶.
  292. «و نماز را در دو سوی روز و ساعتی از آغاز شب بپا دار؛ بی‌گمان نیکی‌ها بدی‌ها را می‌زدایند؛ این یادکردی برای یادآوران است» سوره هود، آیه ۱۱۴.
  293. «و شکیبایی ورز که خداوند پاداش نکوکاران را تباه نمی‌سازد» سوره هود، آیه ۱۱۵.
  294. «و خانواده‌ات را به نماز فرمان ده و بر آن شکیب کن» سوره طه، آیه ۱۳۲.
  295. «پس به نکویی شکیب کن» سوره معارج، آیه ۵.
  296. «و اگر آنها شکیبایی می‌ورزیدند تا تو خود به نزد آنان برون آیی برای آنها بهتر می‌بود» سوره حجرات، آیه ۵.
  297. «و به یقین نوح را نزد قومش فرستادیم.».. سوره هود، آیه ۲۵.
  298. «این از خبرهای غیب است که ما به تو وحی می‌کنیم؛ تو و قومت پیش از این آنها را نمی‌دانستید پس شکیبا باش که سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است» سوره هود، آیه ۴۹.
  299. «و از آنچه به تو وحی می‌گردد پیروی کن» سوره یونس، آیه ۱۰۹.
  300. «شکیبایی پیشه ساز» سوره یونس، آیه ۱۰۹.
  301. «و از آنچه به تو وحی می‌گردد پیروی کن و شکیبایی پیشه ساز تا خداوند داوری فرماید و او بهترین داوران است» سوره یونس، آیه ۱۰۹.
  302. «و شکیبا باش! و شکیب تو جز با (یاری) خداوند نیست» سوره نحل، آیه ۱۲۷.
  303. «و شکیبا باش! و شکیب تو جز با (یاری) خداوند نیست» سوره نحل، آیه ۱۲۷.
  304. ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۲، ص۵۳۸.
  305. «باری، بر آنچه می‌گویند شکیب کن» سوره طه، آیه ۱۳۰.
  306. «و اگر سخنی از سوی پروردگارت پیشی نگرفته و اجلی معیّن مقرّر نشده بود بی‌گمان (آن عذاب، هم اکنون) لازم می‌شد» سوره طه، آیه ۱۲۹.
  307. ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۴، ص۳۲۸.
  308. «بنابراین شکیبا باش همان‌گونه که پیامبران اولوا العزم شکیبایی ورزیدند» سوره احقاف، آیه ۳۵.
  309. «و برای آنان (عذاب را به) شتاب مخواه» سوره احقاف، آیه ۳۵.
  310. «که آنان روزی که آنچه را وعده‌شان داده‌اند بنگرند، چنانند که گویی جز ساعتی از یک روز (در جهان) درنگ نکرده‌اند» سوره احقاف، آیه ۳۵.
  311. «و بر آنچه می‌گویند شکیبا باش و از آنان به نکویی دوری گزین» سوره مزمل، آیه ۱۰.
  312. «ای پیامبر! مؤمنان را به کارزار برانگیز، اگر از شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز می‌گردند و اگر از شما صد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز می‌شوند زیرا آنان گروهی هستند که درنمی‌یابند * اکنون خداوند بر شما آسان گرفت و معلوم داشت که در شما ناتوانی هست» سوره انفال، آیه ۶۵-۶۶.
  313. «و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر می‌دهند * و به آنان برای شکیبی که ورزیده‌اند بهشت و (پوشاک) پرنیان پاداش می‌دهد» سوره انسان، آیه ۸ و ۱۲. .
  314. «به راستی نزدیک بود ما را از (پرستش) خدایانمان- اگر بر آن شکیبایی نمی‌ورزیدیم- گمراه گرداند و به زودی هنگامی که عذاب را بنگرند خواهند دانست که چه کس گمراه‌تر است» سوره فرقان، آیه ۴۲.
  315. «سپس پروردگارت برای آنان که پس از آزار دیدن هجرت گزیدند آنگاه جهاد کردند و شکیبایی ورزیدند، بی‌گمان پس از آن آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره نحل، آیه ۱۱۰.
  316. «و زمین خداوند پهناور است؛ جز این نیست که پاداش شکیبایان را بی‌شمار، تمام دهند» سوره زمر، آیه ۱۰.
  317. سعیدیان‌فر و ایازی، فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲، ص ۲۲-۳۶.
  318. ترتیب العین، ج ۲، ص۹۶۶، «صبر».
  319. نگاه کنید: معجم مقاییس اللّغه، ج ۳، ص۳۲۹، «صبر».
  320. نگاه کنید: مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ذیل واژه صبر.
  321. غرر الحکم، چاپ دانشگاه تهران، ج ۲، ۱۸۷۴.
  322. منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی در اسلام.
  323. میزان الحکمه، نشر دفتر تبلیغات اسلامی،ج ۵، ح ۱۰۱۰۱.
  324. منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی در اسلام.
  325. بحارالانوار،ج ۷۱، ص۸۵.
  326. منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی در اسلام.
  327. نهج الفصاحه، نشر سازمان انتشارات جاویدان، ح ۱۹۶۱.
  328. منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی در اسلام.
  329. بحارالانوار، ج ۸۲، ص۱۳۳.
  330. منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی در اسلام.
  331. غرر الحکم، ج ۳، ش ۴۶۹۴.
  332. منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی در اسلام.
  333. نهج الفصاحه، ۲۰۰۶.
  334. منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی در اسلام.
  335. غرر الحکم، ج ۳، ش ۳۷۱۳.
  336. منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی در اسلام.
  337. بحارالانوار، ج ۷۱، ص۹۶.
  338. منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی در اسلام.
  339. بحارالانوار، ج ۷۸، ص۷۹.
  340. منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی در اسلام.
  341. غرر الحکم، ج ۵، ش ۹۱۹۰.
  342. منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی در اسلام.
  343. غرر الحکم، ج ۶، ش ۱۰۷۵۲.
  344. منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی در اسلام.
  345. بحارالانوار، ج ۷۱، ص۸۰.
  346. منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی در اسلام.
  347. غرر الحکم، ج ۳، ش ۴۸۸۲.
  348. منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی در اسلام.
  349. غرر الحکم، ج ۲، ش ۱۷۳۱.
  350. منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی در اسلام.
  351. بحارالانوار، ج ۷۱، ص۷۷.
  352. منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی در اسلام.
  353. بحارالانوار، ج ۸۲، ص۱۳۹.
  354. منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی در اسلام.
  355. بحارالانوار، ج ۷۱، ص۶۹.
  356. منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی در اسلام.
  357. تفسیر نورالثقلین، ج ۵، ص۵۶۵، حدیث ۱۴.
  358. ترتیب العین، ج ۲، ص۹۶۶، «صبر»؛ معجم مقاییس اللّغه، ج ۳، ص۳۲۹، «صبر».
  359. کافی، ج۲، ص۹۱، ح۱۵.
  360. مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص۲۵۳، «حلم».
  361. نگاه کنید: بقره، آیات ۲۲۵ و ۲۳۵ و ۲۶۳؛ آل عمران، آیات ۱۵۵؛ نساء، آیات ۱۲؛ مائده، آیات ۱۰۱؛ توبه، آیات ۱۱۴؛ حج، آیات ۵۹؛ اسراء، آیات ۴۴؛ احزاب، آیات ۵۱؛ فاطر، آیات ۴۱؛ تغابن، آیات ۱۷.
  362. بحارالأنوار، ج ۷۱، ص۴۲۲، ح۶۱.
  363. غررالحکم، ج ۱، ص۳۱۱، ح ۱۱۸۵.
  364. منصوری، خلیل، نسبت صبر و عجله از نظر قرآن.
  365. «و چگونه در چیزی که به آن آگاهی فراگیر نداری شکیب می‌کنی؟» سوره کهف، آیه ۶۸.
  366. ﴿وَكَيْفَ تَصْبِرُ عَلَى مَا لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْرًا * قَالَ سَتَجِدُنِي إِن شَاء اللَّهُ صَابِرًا وَلا أَعْصِي لَكَ أَمْرًا * قَالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَنِي فَلا تَسْأَلْنِي عَن شَيْءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْرًا * فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا رَكِبَا فِي السَّفِينَةِ خَرَقَهَا قَالَ أَخَرَقْتَهَا لِتُغْرِقَ أَهْلَهَا لَقَدْ جِئْتَ شَيْئًا إِمْرًا * قَالَ أَلَمْ أَقُلْ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا «و چگونه در چیزی که به آن آگاهی فراگیر نداری شکیب می‌کنی؟ * گفت: اگر خداوند بخواهد مرا شکیبا خواهی یافت و از هیچ فرمان تو سرنمی‌پیچم * گفت: اگر از من پیروی داری چیزی از من مپرس تا خود از آن برای تو سخن سر کنم * پس راه افتادند، تا هنگامی که سوار کشتی شدند آن را سوراخ کرد؛ (موسی) گفت: آیا آن را سوراخ کردی که سرنشینان را غرق کنی، بی‌گمان کاری شگفت کردی! * گفت: آیا نگفتم که تو هرگز با من شکیبایی نمی‌توانی کرد؟» سوره کهف، آیه ۶۸-۷۲.
  367. «جنگ بر شما مقرر شده است در حالی که شما را ناپسند است و بسا چیزی را ناپسند می‌دارید و همان برای شما بهتر است و بسا چیزی را دوست می‌دارید و همان برایتان بدتر است و خداوند می‌داند و شما نمی‌دانید» سوره بقره، آیه ۲۱۶.
  368. ﴿مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ * لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ «هیچ گزندی در زمین و به جان‌هایتان نمی‌رسد مگر پیش از آنکه آن را پدید آوریم، در کتابی (آمده) است؛ این بر خداوند آسان است * تا بر آنچه از دست شما رفت دریغ نخورید و بر آنچه به شما دهد شادی نکنید و خداوند هیچ خود پسند خویشتن ستایی را دوست نمی‌دارد» سوره حدید، آیه ۲۲-۲۳؛ ﴿وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا وَلَا حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَلَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ «و کلیدهای (چیزهای) نهان نزد اوست؛ (هیچ کس) جز او آنها را نمی‌داند؛ و او آنچه را در خشکی و دریاست می‌داند و هیچ برگی فرو نمی‌افتد مگر که او آن را می‌داند و هیچ دانه‌ای در تاریکی‌های زمین و هیچ‌تر و خشکی نیست جز آنکه در کتابی روشن آمده است» سوره انعام، آیه ۵۹.
  369. ﴿الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ * أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ «همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد می‌گویند: «انّا للّه و انّا الیه راجعون» (ما از آن خداوندیم و به سوی او باز می‌گردیم) * بر آنان از پروردگارشان درودها و بخشایشی است و آنانند که رهیافته‌اند» سوره بقره، آیه ۱۵۶-۱۵۷.
  370. منصوری، خلیل، رابطه علم و صبر.
  371. بحارالانوار، ج ۷۱، ص۸۰.
  372. منصوری، خلیل، صبر ویژگی‌ها و آثار آن.
  373. منصوری، خلیل، صبر پیامبر الگوی مؤمنان.
  374. منصوری، خلیل، صبر پیامبر الگوی مؤمنان.
  375. بقره، آیات ۱۵۵ تا ۱۵۷.
  376. منصوری، خلیل، صبر پیامبر الگوی مؤمنان.
  377. فصلت، آیه ۵۳.
  378. یوسف، آیه ۴۰.
  379. فصلت، آیه ۵۳.
  380. یوسف، آیه ۴۰؛ اسراء، آیه ۳۶.
  381. سوره نجم، آیه ۲۸.
  382. رعد، آیه ۱۷.
  383. سوره نور، آیه ۳۹.
  384. فصلت، آیه ۵۳.
  385. نور، آیه ۳۹.
  386. فصلت، آیه ۵۳.
  387. همان؛ بقره، آیات ۲۶ و ۹۱ و ۱۴۴ و ۱۴۷؛ آل عمران، آیه ۶۰؛ انعام، آیه ۶۶.
  388. منصوری، خلیل، صبر بر حق از نظر قرآن.
  389. «هیچ گزندی در زمین و به جان‌هایتان نمی‌رسد مگر پیش از آنکه آن را پدید آوریم، در کتابی (آمده) است؛ این بر خداوند آسان است * تا بر آنچه از دست شما رفت دریغ نخورید و بر آنچه به شما دهد شادی نکنید و خداوند هیچ خود پسند خویشتن ستایی را دوست نمی‌دارد» سوره حدید، آیه ۲۲-۲۳.
  390. غرر الحکم، ج ۲، ۳۱۸۴.
  391. غرر الحکم، ج ۲، ۲۵۴۲.
  392. نهج الفصاحه، ۱۰۷۰.
  393. بحارالانوار، ج ۷۱، ص۹۲.
  394. بحارالانوار، ج ۷۱، ص۸۵.
  395. غرر الحکم، ج ۲، ۱۸۹۳.
  396. غرر الحکم، ج ۴، ۶۱۳۴.
  397. نهج الفصاحه، ۳۱۲۸.
  398. منصوری، خلیل، صبر ویژگی‌ها و آثار آن.
  399. ﴿وَاتَّبِعْ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَاصْبِرْ حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ «و از آنچه به تو وحی می‌گردد پیروی کن و شکیبایی پیشه ساز تا خداوند داوری فرماید و او بهترین داوران است» سوره یونس، آیه ۱۰۹.
  400. ﴿وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَمَا مَسَّنَا مِنْ لُغُوبٍ * فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ «و ما آسمان‌ها و زمین و آنچه را میان آنهاست در شش روز آفریدیم و هیچ ماندگی به ما نرسید * پس بر آنچه می‌گویند شکیبا باش و پروردگارت را پیش از برآمدن خورشید و پیش از غروب با سپاس به پاکی بستای!» سوره ق، آیه ۳۸-۳۹.
  401. طه، آیات ۱۲۸ تا ۱۳۰ و نیز روم، آیات ۵۸ تا ۶۰.
  402. قلم، آیات ۴۴ تا ۴۸.
  403. ﴿وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ فَصَبَرُوا عَلَى مَا كُذِّبُوا وَأُوذُوا حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا وَلَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ وَلَقَدْ جَاءَكَ مِنْ نَبَإِ الْمُرْسَلِينَ «و به یقین پیش از تو (نیز) پیامبرانی دروغگو شمرده شدند پس، هر چه دروغگو شمرده شدند و آزار دیدند شکیبایی ورزیدند تا آنکه یاری ما به ایشان رسید؛ و برای کلمات خداوند هیچ دگرگون‌کننده‌ای نیست و بی‌گمان (برخی) از خبر (های) پیامبران به تو رسیده است» سوره انعام، آیه ۳۴.
  404. ص، آیات ۱۷ تا ۱۲۰.
  405. ﴿قِيلَ يَا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلَامٍ مِنَّا وَبَرَكَاتٍ عَلَيْكَ وَعَلَى أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَكَ وَأُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ يَمَسُّهُمْ مِنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ * تِلْكَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ مَا كُنْتَ تَعْلَمُهَا أَنْتَ وَلَا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هَذَا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ «گفته شد: ای نوح! (از کشتی) فرود آی با درودی از ما و برکت‌هایی بر تو و بر امت‌هایی از همراهانت و امت‌هایی که به زودی آنان را برخوردار خواهیم کرد سپس از ما عذابی دردناک به ایشان خواهد رسید * این از خبرهای غیب است که ما به تو وحی می‌کنیم؛ تو و قومت پیش از این آنها را نمی‌دانستید پس شکیبا باش که سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است» سوره هود، آیه ۴۸-۴۹.
  406. احقاف، آیات ۳۴ و ۳۵ و نیز انعام، ایه ۳۴ و آیات دیگر.
  407. فصلت، ایات ۳۲ و ۳۵.
  408. معارج،آیات ۱ تا ۵.
  409. انعام، آیه ۳۴.
  410. طه،آیه ۱۳۰ و ق، ایه ۳۹.
  411. معارج،ایات ۱ تا ۵.
  412. ﴿رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَاعْبُدْهُ وَاصْطَبِرْ لِعِبَادَتِهِ هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيًّا «پروردگار آسمان‌ها و زمین است و آنچه میان آنهاست پس او را بپرست و در پرستش او شکیبایی کن، آیا برای او همنامی می‌شناسی؟» سوره مریم، آیه ۶۵.
  413. یونس، آیات ۱۰۸ و ۱۰۹.
  414. ﴿إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ تَنْزِيلًا * فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تُطِعْ مِنْهُمْ آثِمًا أَوْ كَفُورًا «به راستی ما این قرآن را بر تو خرده خرده فرو فرستاده‌ایم * پس برای فرمان پروردگارت شکیبا باش و از هیچ گناهکار یا ناسپاس آنان فرمان نبر» سوره انسان، آیه ۲۳-۲۴.
  415. ﴿وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا لَا نَسْأَلُكَ رِزْقًا نَحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى «و خانواده‌ات را به نماز فرمان ده و بر آن شکیب کن، ما از تو روزی نمی‌خواهیم که خود، تو را روزی می‌دهیم و سرانجام (نیک) برای پرهیزگاری است» سوره طه، آیه ۱۳۲.
  416. منصوری، خلیل، عوامل و آثار صبر در زندگی.
  417. صافات، آیات ۱۰۲ و ۱۰۶؛ بقره، آیه ۲۵۰؛ نحل، آیه ۱۲۷.
  418. کهف، ایه ۶۸.
  419. هود، آیه ۴۹.
  420. روم،آیات ۵۸ تا ۶۰.
  421. توبه، آیه ۵۵.
  422. بقره، آیات ۴۵ و ۴۶ و ۲۴۹.
  423. معارج، آیات ۱ تا ۵.
  424. غافر، آیات ۷۰ تا ۷۷.
  425. معارج، ایات ۵ تا ۷.
  426. معارج، آیات ۱۹ تا ۳۲.
  427. بقره، آیه ۱۵۵؛ آل عمران، آیه ۱۸۶؛ هود، آیات ۷ تا ۱۱؛ فرقان، آیه ۲۰.
  428. بقره، آیه ۲۱۴.
  429. یوسف، آیه ۸۳.
  430. یوسف، آیه ۸۳.
  431. معارج، آیات ۱۹ تا ۲۵.
  432. اعراف، آیه ۱۲۸؛ هود، آیه ۴۹؛ نحل، آیه ۱۲۷ و ۱۲۸.
  433. یوسف، ایه ۸۳.
  434. طه، آیه ۱۳۲.
  435. فرقان، ایه ۲۰.
  436. یوسف، ایه ۹۰.
  437. مزمل، آیات ۹ و ۱۰.
  438. از خدا بودن و به سوی او بازگشتن.
  439. بقره، آیات ۱۵۵و۱۵۶.
  440. ص، آیات ۴۱ تا ۴۴؛ غافر، آیه ۵۵.
  441. طه، آیه ۱۳۰؛ غافر، آیه ۵۵؛ ق، آیه ۳۹.
  442. آل عمران، آیه ۱۶۴؛ انعام، آیه ۳۴؛ انبیاء، آیات ۸۳ و۸۵؛ ص،آیات۱۷ و ۴۱ و ۴۴.
  443. فصلت، آیات ۳۴ و ۳۵.
  444. نحل، آیات ۹۵ و ۹۶.
  445. طور، آیه ۴۸ و آیات دیگر.
  446. نحل، آیه ۱۲۶.
  447. نساء، ایه ۲۵.
  448. ق، آیات ۳۶ تا ۳۹.
  449. غافر، آیات ۵۵ و ۵۶.
  450. بقره، آیه ۴۵.
  451. رعد، آیات ۱۹ و ۲۲.
  452. فصلت، آیات ۳۴ و ۳۵.
  453. انسان، آیات ۲۴ و ۲۶.
  454. طه، آیه ۱۳۰.
  455. معارج، ایات ۱۹ تا ۲۳.
  456. معارج، آیات ۱۹ تا ۳۲.
  457. انسان، آیات ۲۴ و ۲۵.
  458. سجده، ایه ۲۴.
  459. منصوری، خلیل، عوامل و موجبات صبر و حلم.
  460. میزان الحکمة، ۵/۱۰۱۳۳.
  461. منصوری، خلیل، صبر ویژگی‌ها و آثار آن.
  462. کهف، آیه ۶۸.
  463. کهف، آیات ۶۹ تا ۸۲.
  464. بقره، آیات ۱۵۵ تا ۱۵۷؛ هود، آیه ۱۱۹.
  465. منصوری، خلیل، صبر پیامبر الگوی مؤمنان .
  466. انعام، آیه ۳۴؛ نحل، آیات ۱۲۷ و ۱۲۸ و نیز روم، آیه ۶۰.
  467. منصوری، خلیل، عوامل و آثار صبر در زندگی.
  468. اصول کافی، ج ۲، ص۷۳، ح ۷، مکتبة الاسلامیة، تهران ۱۳۸۸ هجری.
  469. بهشت.
  470. غرر الحکم، ج ۳، ۳۷۹۴.
  471. غرر الحکم، ج ۱، ۷۶۰.
  472. بحارالانوار، ج ۷۸، ص۷۹.
  473. میزان الحکمة ج ۵، ۱۰۰۷۰.
  474. بحارالانوار، ج ۸۲، ص۱۳۷.
  475. بحارالانوار، ج ۷۱، ص۹۶.
  476. غرر الحکم، ج ۳، ۴۶۹۴.
  477. غرر الحکم، ج ۳، ۳۷۱۳.
  478. بحارالانوار، ج ۷۱، ص۹۶.
  479. اِنّا لِلّهِ وَاِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ.
  480. بحارالانوار، ج ۷۱، ص۹۶.
  481. بحارالانوار، ج ۸۲، ص۱۲۸.
  482. غرر الحکم، ج ۵، ۹۱۹۰.
  483. غرر الحکم، ج ۶، ۱۰۷۵۲.
  484. غرر الحکم، ج ۳، ۴۸۸۲.
  485. بحارالانوار، ج ۸۲، ص۱۳۹.
  486. بحارالانوار، ج ۷۱، ص۶۹.
  487. منصوری، خلیل، صبر ویژگی‌ها و آثار آن.
  488. بحارالأنوار، ج۷۵، ص۳۱۱، ح ۱.
  489. هود، آیات ۱۱۳ و ۱۱۵.
  490. فرقان، آیات ۷۲ و ۷۵.
  491. فرقان، آیات ۶۷ و ۷۵.
  492. هود، آیات ۱۱۲ و ۱۱۵.
  493. فرقان، آیات ۶۸ و ۷۵.
  494. غررالحکم، ج۲، ص۶۹، ح۱۸۷۴.
  495. هود، آیات ۱۱۲ و ۱۱۵.
  496. انفال، آیه ۴۶.
  497. انفال، آیه ۴۶ و آیات دیگر.
  498. فرقان، آیات ۶۷ و ۷۵.
  499. آل عمران، آیه ۲۰۰؛ هود، آیه ۱۱۴ و ۱۱۵؛ رعد، آیه ۲۲؛ طه، آیه ۱۲۳.
  500. بقره، آیه ۱۵۳.
  501. آل عمران، آیه ۱۲۵.
  502. انعام، آیه ۳۴.
  503. عنکبوت، آیات ۵۸ و ۵۹.
  504. رعد، آیه ۲۲؛ فرقان، آیات ۶۷ و ۷۵.
  505. آل عمران، آیه ۱۲۰.
  506. بقره، آیات ۱۵۵ و ۱۵۶؛ حج، آیات ۳۴ و ۳۵.
  507. فرقان، آیات ۶۳ و ۷۵.
  508. نحل، آیه ۱۱۰؛ حجرات، آیه ۵؛ بقره، آیات ۱۵۵ و ۱۵۷؛ انبیاء، آیات ۸۵ و ۸۶؛ ص، آیات ۴۳ و ۴۴.
  509. نحل، آیات ۴۱ و ۴۲.
  510. اعراف، آیه ۱۳۷.
  511. بقره، آیه ۲۴۹ و ۲۵۰؛ آل عمران، آیات ۱۴۶ و ۱۴۸ .
  512. انفال، آیات ۶۵ و ۶۶.
  513. انعام، آیه ۳۴؛ ابراهیم، آیات ۱۱ تا ۱۴.
  514. بقره، آیات ۴۵ و ۱۵۳.
  515. بقره، آیه ۶۱.
  516. بقره، آیه ۱۷۷؛ اعراف، آیه ۱۲۸؛ هود، آیه ۴۹؛ طه، ایه ۱۳۲.
  517. بقره، آیه ۲۵۰.
  518. بقره، آیه ۱۵۳ و ۱۵۴؛ و ۲۴۹ تا ۲۵۱؛ آل عمران، آیه ۱۴۶ و ۱۴۸.
  519. همان .
  520. انفال، آیه ۴۶.
  521. آل عمران، آیه ۲۰۰.
  522. قصص، آیات ۷۹ و ۸۰.
  523. بقره، آیات ۱۵۵ تا ۱۵۷.
  524. آل عمران، آیه ۲۰۰؛ مؤمنون، آیه ۱۱۱.
  525. قصص، آیات ۷۹ و ۸۰.
  526. نحل، آیات ۴۱ و ۴۲.
  527. فرقان، آیات ۶۴ و ۷۵.
  528. بقره، آیات ۱۵۲ و ۱۵۳؛ ابراهیم، ایه ۵؛ لقمان، آیه ۳۱؛ سبا، آیه ۱۹؛ شوری، ایه ۳۳.
  529. نحل، آیه ۱۲۶.
  530. اعراف، آیات ۱۲۳ تا ۱۲۶.
  531. هود، آیات ۱۰ و ۱۱.
  532. همان.
  533. هود، آیات ۹ تا ۱۱.
  534. بقره، آیات ۱۵۵ و ۲۴۹؛ آل عمران، آیه ۱۸۶؛ هود، آیات ۷ تا ۱۱، فرقان، آیه ۲۱.
  535. اعراف، آیات ۱۲۷ تا ۱۲۹.
  536. همان آیات .
  537. رعد، آیه ۲۲؛ فصلت، آیه ۵۳ و ۵۴.
  538. سجده، آیات ۲۳ و ۲۴.
  539. طه، آیه ۱۳۰.
  540. بقره، آیات ۱۵۵ و ۱۵۷.
  541. بقره، آیات ۱۵۲ و ۱۵۳.
  542. آل عمران، ایه ۱۴۲؛ محمد، آیه ۳۱.
  543. روم، آیات ۵۸ و ۶۰.
  544. جامع الأخبار، ص۳۱۶، ح۸۸۲.
  545. غررالحکم، ح۷۲۰.
  546. بحار الانوار، ج ۷۸، ص۳۳۹، ح ۱.
  547. منصوری، خلیل، هفتاد اثر صبر در زندگی.
  548. هود، آیه ۱۱۹.
  549. کافی، ج ۲؛ کتاب الایمان و الکفر، باب صبر، حدیث ۱۵.
  550. منصوری، خلیل، [[نسبت صبر و ایمان (مقاله)]نسبت صبر و ایمان].
  551. کافی، ج ۲، کتاب الایمان و الکفر، باب صبر، حدیث ۲.
  552. کافی، ج ۲، کتاب الایمان و الکفر، باب صبر، حدیث ۴.
  553. کافی، ج ۲، کتاب الایمان و الکفر، باب صبر، حدیث ۱۰.
  554. کافی، ج ۲، کتاب الایمان و الکفر، باب صبر، حدیث ۱۵.
  555. کافی، ج ۲، کتاب الایمان و الکفر، باب صبر، حدیث ۱۲.
  556. منصوری، خلیل، [[نسبت صبر و ایمان (مقاله)]نسبت صبر و ایمان]].
  557. منصوری، خلیل، چگونه میزان صبر خود را بشناسیم.
  558. بحارالانوار، ج ۷۱، ص۸۶.
  559. منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی در اسلام.
  560. انعام، آیه ۳۴؛ نحل، آیات ۱۲۷ و ۱۲۸؛ روم، آیه ۶۰؛ غافر، آیه ۵۵.
  561. فصلت، آیات ۳۴ و ۳۵.
  562. طه، آیه ۱۳۰.
  563. هود، آیه ۱۱۵.
  564. هود، آیه ۴۹؛ طه، آیه ۱۳۲.
  565. فصلت، آیات ۳۴ و ۳۵.
  566. هود، آیات ۱۱۴ و ۱۱۵؛ طه، آیات ۱۳۰ تا ۱۳۲؛ ق‌، آیه ۳۹.
  567. فصلت، آیات ۳۴ و ۳۵؛ معارج، آیات ۱ تا ۵؛ مزمل، آیه ۱۰.
  568. قلم، آیه ۴۸؛ انسان، آیه ۲۴؛ یونس، آیات ۱۰۸ و ۱۰۹.
  569. منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی پیامبر از منظر قرآن.
  570. منصوری، خلیل، نقش تا‌ب‌آوری در آزمون‌ها و ابتلائات الهی.
  571. «بگو: هر کس به فرا خور خویش کار می‌کند و پروردگار شما داناتر است که چه کس رهیافته‌تر است» سوره اسراء، آیه ۸۴.
  572. شمس، آیه ۷.
  573. منصوری، خلیل، نقش تا‌ب‌آوری در آزمون‌ها و ابتلائات الهی.
  574. توبه، آیه ۱۲۶.
  575. «و پیش از تو پیامبران را نفرستادیم مگر آنکه بی‌گمان آنان خوراک می‌خورند و در بازارها راه می‌رفتند و شما را مایه آزمون یکدیگر کردیم (تا ببینیم) آیا شکیب می‌ورزید؟ و پروردگار تو بیناست» سوره فرقان، آیه ۲۰.
  576. منصوری، خلیل، نقش تا‌ب‌آوری در آزمون‌ها و ابتلائات الهی.
  577. کنز العمّال، حدیث ۴۴۴۹۰.
  578. الترغیب و الترهیب، ج ۴، ص۱۷۸، حدیث۵۷.
  579. شهوانی.
  580. شهوانی.
  581. بحار الأنوار، ج ۷۳، ص۱۴۰، حدیث۱۲.
  582. نهج البلاغه، الخطبهًْ۱۶۰.
  583. منصوری، خلیل، نقش تا‌ب‌آوری در آزمون‌ها و ابتلائات الهی.
  584. روم، آیه ۲۱.
  585. طه، آیه ۱۳۲.
  586. تحریم، آیه ۱۰.
  587. منصوری، خلیل، نقش تا‌ب‌آوری در آزمون‌ها و ابتلائات الهی.
  588. بقره، آیات ۱۵۵ و ۱۵۶ و ۱۷۷؛ حج، آیه ۳۵.
  589. حدید، آیات ۲۲ و ۲۳.
  590. بقره، آیه ۱۷۷؛ انسان، آیات ۸ و ۱۲.
  591. بقره، آیه ۱۷۷.
  592. آل عمران، آیه ۱۴۶.
  593. بقره، آیه ۱۷۷.
  594. بقره، آیه ۱۵۵.
  595. حدید، آیات ۲۲ و ۲۳.
  596. منصوری، خلیل، موارد سه گانه صبر در قرآن.
  597. فرقان، آیات ۶۸ و ۷۵.
  598. هود، آیات ۱۱۳ و ۱۱۵.
  599. فرقان، آیات ۶۸ و ۷۵.
  600. انفال، آیه ۴۶.
  601. منصوری، خلیل، موارد سه گانه صبر در قرآن.
  602. نور، آیه ۳۵.
  603. «مهراس که خداوند با ماست و خداوند آرامش خود را بر او فرو فرستاد و وی را با سپاهی که آنان را نمی‌دیدید پشتیبانی کرد و سخن کافران را فروتر نهاد و سخن خداوند است که فراتر است و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۴۰.
  604. حدید، آیه ۴.
  605. حشر، آیه ۱۹.
  606. ق، آیه ۱۶.
  607. منصوری، خلیل، صبر در سایه توفیق الهی.
  608. انبیاء، آیه ۶۹.
  609. بقره، آیه ۱۰۲.
  610. «و هرگز در هیچ کار مگو: «من فردا انجام دهنده آن خواهم بود. * مگر اینکه (بگویی اگر) خداوند بخواهد و چون فراموش کردی پروردگارت را یاد کن و بگو: امید است پروردگارم مرا به رهیافتی نزدیک‌تر از این رهنمایی کند» سوره کهف، آیه ۲۳-۲۴.
  611. تکویر، آیه ۲۹؛ انسان، آیه ۳۰.
  612. منصوری، خلیل، صبر در سایه توفیق الهی.
  613. کهف، آیه ۲۴.
  614. توبه، آیه ۲۵.
  615. «گفت: ای قوم من! به من بگویید که اگر برهانی از پروردگار خود داشته باشم و او نیز از نزد خویش به من روزی نیکویی ارزانی داشته باشد (شما چه خواهید کرد؟) و من در آنچه شما را از آن باز می‌دارم نمی‌خواهم با شما مخالفت کنم، تا آنجا که می‌توانم جز اصلاح نظری ندارم و توفیق من جز با خداوند نیست، بر او توکل دارم و به سوی او باز می‌گردم» سوره هود، آیه ۸۸.
  616. انبیاء، آیه ۶۹.
  617. آل عمران، آیه ۱۵۹.
  618. نحل، آیه ۱۲۷.
  619. نحل، آیه ۱۲۸.
  620. کهف، ایه ۲۸.
  621. لقمان، آیه ۱۷؛ احقاف، آیه ۳۵.
  622. ص، آیه ۱۷؛ طور، آیه ۴۸؛ مزمل، آیه ۱۰.
  623. معارج، آیه ۱۵.
  624. احقاف، آیه ۳۵.
  625. روم، آیه ۶۰.
  626. مدثر، آیه ۷.
  627. قلم، آیه ۴۸.
  628. منصوری، خلیل، صبر در سایه توفیق الهی.
بازگشت به صفحهٔ «صبر در قرآن».