امام مهدی در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'اهل بدر' به 'اهل بدر'
جز (جایگزینی متن - 'اهل بدر' به 'اهل بدر')
خط ۵۳: خط ۵۳:
# [[پیامبر اعظم]] {{صل}}، [[امامان]] پس از خود را [[دوازده نفر]] و [[علی]] {{ع}} را نخستین [[امام]] و [[مهدی]] {{ع}} را [[آخرین امام]] و [[وصی]] خود معرفی کرد و فرمود: [[امامان]] پس از من [[دوازده نفر]] هستند. [[یا علی]]! تو اولین امامی و آخرین آنها [[حضرت قائم]] است که [[خدا]] [[شرق]] و [[غرب]] [[دنیا]] را به دست ایشان [[فتح]] کند<ref>شیخ صدوق، کمال الدین، قم، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۹۵ ه. ق، ج۱، ص۲۹۸؛ محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، بیروت، مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۴ ه. ق، ج۳۹، ص۲۲۹.</ref>.
# [[پیامبر اعظم]] {{صل}}، [[امامان]] پس از خود را [[دوازده نفر]] و [[علی]] {{ع}} را نخستین [[امام]] و [[مهدی]] {{ع}} را [[آخرین امام]] و [[وصی]] خود معرفی کرد و فرمود: [[امامان]] پس از من [[دوازده نفر]] هستند. [[یا علی]]! تو اولین امامی و آخرین آنها [[حضرت قائم]] است که [[خدا]] [[شرق]] و [[غرب]] [[دنیا]] را به دست ایشان [[فتح]] کند<ref>شیخ صدوق، کمال الدین، قم، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۹۵ ه. ق، ج۱، ص۲۹۸؛ محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، بیروت، مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۴ ه. ق، ج۳۹، ص۲۲۹.</ref>.
# [[پیامبر]] در حدیث‌های گوناگونی، اجداد [[حضرت مهدی]] {{ع}} را نام می‌برد و در نهایت، [[حضرت مهدی]] {{ع}} را [[آخرین امام]] و [[فرزند]] [[امام حسن عسکری]] {{ع}} معرفی می‌کند<ref>قندوزی، ینابیع المودة، قم، منشورات رضی، چ ۱، ج۲، باب ۷۶، ص۵۲۹.</ref>.
# [[پیامبر]] در حدیث‌های گوناگونی، اجداد [[حضرت مهدی]] {{ع}} را نام می‌برد و در نهایت، [[حضرت مهدی]] {{ع}} را [[آخرین امام]] و [[فرزند]] [[امام حسن عسکری]] {{ع}} معرفی می‌کند<ref>قندوزی، ینابیع المودة، قم، منشورات رضی، چ ۱، ج۲، باب ۷۶، ص۵۲۹.</ref>.
# [[علامه مجلسی]] [[حدیث]] مفصلی از [[پیامبر]] آورده که چنین است: همانا [[خدای تبارک و تعالی]] در صلب [[حسن]] ([[امام حسن عسکری]] {{ع}}) نطفه‌ای [[پاک]] و [[پاکیزه]]، [[طاهر]] و [[مطهر]] قرار دهد (و از [[نسل]] او به وجود آورد.) فردی که [[راضی]] شود به [[ولایت]] او هر مؤمنی که [[خدا]] از او بر [[ولایت]] ([[مهدی]] {{ع}})، [[عهد]] گرفته است و [[انکار]] کند او را هر معاندی. او ([[مهدی]] {{ع}})، [[امام]] [[پاک]] و [[متقی]] و آراسته به [[کمالات]] و [[هادی]] و [[مهدی]] {{ع}} است. او [[حکم]] کند بر [[عدل]] و امر کند بر [[عدل]] و [[تصدیق]] کند [[خدای تعالی]] را و [[خدا]] او را [[تصدیق]] کند... برای او گنج‌هایی است که نه طلا و نه نقره است، بلکه مرکب‌های [[نیکو]] و [[زیبا]] و مردانی است که [[خدا]] آنان را از بلاد دور بر گردش جمع کند که به تعداد [[اهل]] [[بدر]] و ۳۱۳ نفرند. با او صحیفه‌ای مختوم است که در آن تعداد و نام و [[نسب]] و بلاد یارانش و تمام مشخصات آنها نوشته شده است...<ref>بحارالانوار، ح۳۶، ص۲۰۷ و ۲۰۸.</ref><ref>[[مهدی لطفی|لطفی، مهدی]]، [[پیامبر و امام مهدی (کتاب)| پیامبر و امام مهدی]]، ص۱۱- ۱۳.</ref>  
# [[علامه مجلسی]] [[حدیث]] مفصلی از [[پیامبر]] آورده که چنین است: همانا [[خدای تبارک و تعالی]] در صلب [[حسن]] ([[امام حسن عسکری]] {{ع}}) نطفه‌ای [[پاک]] و [[پاکیزه]]، [[طاهر]] و [[مطهر]] قرار دهد (و از [[نسل]] او به وجود آورد.) فردی که [[راضی]] شود به [[ولایت]] او هر مؤمنی که [[خدا]] از او بر [[ولایت]] ([[مهدی]] {{ع}})، [[عهد]] گرفته است و [[انکار]] کند او را هر معاندی. او ([[مهدی]] {{ع}})، [[امام]] [[پاک]] و [[متقی]] و آراسته به [[کمالات]] و [[هادی]] و [[مهدی]] {{ع}} است. او [[حکم]] کند بر [[عدل]] و امر کند بر [[عدل]] و [[تصدیق]] کند [[خدای تعالی]] را و [[خدا]] او را [[تصدیق]] کند... برای او گنج‌هایی است که نه طلا و نه نقره است، بلکه مرکب‌های [[نیکو]] و [[زیبا]] و مردانی است که [[خدا]] آنان را از بلاد دور بر گردش جمع کند که به تعداد [[اهل بدر]] و ۳۱۳ نفرند. با او صحیفه‌ای مختوم است که در آن تعداد و نام و [[نسب]] و بلاد یارانش و تمام مشخصات آنها نوشته شده است...<ref>بحارالانوار، ح۳۶، ص۲۰۷ و ۲۰۸.</ref><ref>[[مهدی لطفی|لطفی، مهدی]]، [[پیامبر و امام مهدی (کتاب)| پیامبر و امام مهدی]]، ص۱۱- ۱۳.</ref>  
# [[صدوق]] در امالی از [[ابن عباس]] [[نقل]] کرده است که [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: چون در شب [[معراج]] مرا به [[آسمان]] هفتم و از آنجا به [[سدرة المنتهی]] و از آنجا به حجاب‌های [[نور]] بردند، پروردگارم ندا کرد که: ای [[محمد]] تو [[بنده]] من و من [[پروردگار]] توام، پس خود را در برابر من کوچک شمار و مرا [[پرستش]] کن و بر من [[توکل]] نما و به من اعتماد داشته باش، زیرا من [[دوست]] دارم که تو [[بنده]]، حبیب، [[رسول]] و [[پیغمبر]] من باشی و برادرت [[علی]] [[جانشین]] و باب [[مدینه علم]] تو باشد. او [[حجت]] من و پیشوای [[بندگان]] من است که به وسیله او [[دوستان]] من از دشمنانم شناخته شوند. به وسیله او حزب [[شیطان]] از حزب الله تمیز داده می‌شود و [[دین]] من به وجود او پایدار و [[حدود]] آن محفوظ و احکامش جاری می‌شود. به خاطر تو و او و [[امامان]] از اولاد تو، به مرد و [[زن]] بندگانم ترحم می‌کنم و به وسیله [[قائم]] شما [[زمین]] خود را با [[تسبیح]] و [[تهلیل]] و [[تکبیر]] و [[تمجید]] ذات مقدسم، آباد کنم و از وجود [[دشمنان]] [[پاک]] گردانم و به دوستانم واگذار نمایم. با [[ظهور]] او سخنان بی‌دینان را پست و تعالیم خود را بلند گردانم و [[شهرها]] و بندگانم را از [[علم]] خود با خبر کنم و گنج‌ها و اندوخته‌ها را آشکار سازم و او را به [[اسرار]] و ما فی الضمیر هر کس مطلع گردانم و با نیروی فرشتگانم مدد کنم تا [[فرمان]] مرا [[اجرا]] کند و دینم را رواج دهد. او ولی به [[حق]] و [[مهدی]] حقیقی [[بندگان]] من است<ref> صدوق، امالی، ص ۵۰۴؛ بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۶۵-۶۶.</ref>.
# [[صدوق]] در امالی از [[ابن عباس]] [[نقل]] کرده است که [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: چون در شب [[معراج]] مرا به [[آسمان]] هفتم و از آنجا به [[سدرة المنتهی]] و از آنجا به حجاب‌های [[نور]] بردند، پروردگارم ندا کرد که: ای [[محمد]] تو [[بنده]] من و من [[پروردگار]] توام، پس خود را در برابر من کوچک شمار و مرا [[پرستش]] کن و بر من [[توکل]] نما و به من اعتماد داشته باش، زیرا من [[دوست]] دارم که تو [[بنده]]، حبیب، [[رسول]] و [[پیغمبر]] من باشی و برادرت [[علی]] [[جانشین]] و باب [[مدینه علم]] تو باشد. او [[حجت]] من و پیشوای [[بندگان]] من است که به وسیله او [[دوستان]] من از دشمنانم شناخته شوند. به وسیله او حزب [[شیطان]] از حزب الله تمیز داده می‌شود و [[دین]] من به وجود او پایدار و [[حدود]] آن محفوظ و احکامش جاری می‌شود. به خاطر تو و او و [[امامان]] از اولاد تو، به مرد و [[زن]] بندگانم ترحم می‌کنم و به وسیله [[قائم]] شما [[زمین]] خود را با [[تسبیح]] و [[تهلیل]] و [[تکبیر]] و [[تمجید]] ذات مقدسم، آباد کنم و از وجود [[دشمنان]] [[پاک]] گردانم و به دوستانم واگذار نمایم. با [[ظهور]] او سخنان بی‌دینان را پست و تعالیم خود را بلند گردانم و [[شهرها]] و بندگانم را از [[علم]] خود با خبر کنم و گنج‌ها و اندوخته‌ها را آشکار سازم و او را به [[اسرار]] و ما فی الضمیر هر کس مطلع گردانم و با نیروی فرشتگانم مدد کنم تا [[فرمان]] مرا [[اجرا]] کند و دینم را رواج دهد. او ولی به [[حق]] و [[مهدی]] حقیقی [[بندگان]] من است<ref> صدوق، امالی، ص ۵۰۴؛ بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۶۵-۶۶.</ref>.
# مجلسی در بحار از [[شیخ صدوق]] در کتاب [[کمال الدین]] از [[سعید بن جبیر]] و او از [[ابن عباس]] و او از [[پیامبر]] {{صل}} [[نقل]] کرده که فرمود: [[جانشینان]] من که بعد از من [[حجت‌های پروردگار]] بر [[مردم]] روی [[زمین]] هستند، [[دوازده تن]] می‌باشند. اول آنها برادرم و آخر آنها فرزندم خواهد بود. عرض کردند: یا [[رسول الله]] برادر شما کیست؟ فرمود: [[علی]] ابن ابی طالب {{ع}}. گفتند: [[فرزند]] شما کیست؟ فرمود: [[مهدی]] است که [[زمین]] را از [[عدل و داد]] پر کند، چنانکه پر از [[ظلم و ستم]] شده باشد. به خدایی که مرا به [[راستی]] به [[مقام]] [[پیغمبری]] برانگیخته، اگر یک روز از [[عمر]] [[دنیا]] باقی مانده باشد، [[خداوند]] آن روز را چندان طولانی گرداند تا فرزندم [[مهدی]] در آن روز [[ظهور]] کند. پس [[عیسی]] [[روح]] الله از [[آسمان]] فرود آید و پشت سر او [[نماز]] گزارد. [[زمین]] به [[نور]] پروردگارش روشن شود و سلطنتش در شرق و غرب عالم گسترش یابد<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۷۱.</ref>.
# مجلسی در بحار از [[شیخ صدوق]] در کتاب [[کمال الدین]] از [[سعید بن جبیر]] و او از [[ابن عباس]] و او از [[پیامبر]] {{صل}} [[نقل]] کرده که فرمود: [[جانشینان]] من که بعد از من [[حجت‌های پروردگار]] بر [[مردم]] روی [[زمین]] هستند، [[دوازده تن]] می‌باشند. اول آنها برادرم و آخر آنها فرزندم خواهد بود. عرض کردند: یا [[رسول الله]] برادر شما کیست؟ فرمود: [[علی]] ابن ابی طالب {{ع}}. گفتند: [[فرزند]] شما کیست؟ فرمود: [[مهدی]] است که [[زمین]] را از [[عدل و داد]] پر کند، چنانکه پر از [[ظلم و ستم]] شده باشد. به خدایی که مرا به [[راستی]] به [[مقام]] [[پیغمبری]] برانگیخته، اگر یک روز از [[عمر]] [[دنیا]] باقی مانده باشد، [[خداوند]] آن روز را چندان طولانی گرداند تا فرزندم [[مهدی]] در آن روز [[ظهور]] کند. پس [[عیسی]] [[روح]] الله از [[آسمان]] فرود آید و پشت سر او [[نماز]] گزارد. [[زمین]] به [[نور]] پروردگارش روشن شود و سلطنتش در شرق و غرب عالم گسترش یابد<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۷۱.</ref>.
۲۲۴٬۹۰۳

ویرایش