برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|
| خط ۶۴۱: |
خط ۶۴۱: |
|
| |
|
| پس وقتی مرگ [[ذبح]] میشود و دیگر مرگی در [[آخرت]] نیست، آنجا تنها [[حیات]] باقی خواهد ماند. بر همین اساس [[خداوند]] [[زندگی اخروی]] را حیات محض دانسته و فرموده است: {{متن قرآن|وَمَا هَـٰذِهِ ٱلْحَيَوٰةُ ٱلدُّنْيَآ إِلَّا لَهْوٌۭ وَلَعِبٌۭ وَإِنَّ ٱلدَّارَ ٱلْـَٔاخِرَةَ لَهِىَ ٱلْحَيَوَانُ لَوْ كَانُوا۟ يَعْلَمُونَ}}<ref>«و اگر میدانستند زندگانی این جهان جز سرگرمی و بازیچهای نیست و بیگمان زندگی سرای واپسین است که زندگی (راستین) است» سوره عنکبوت، آیه ۶۴.</ref> و همچنین خداوند [[اهل دوزخ]] را در شرایطی تصویر میکند که دیگر راهی برای خروج ندارند؛ زیرا ماموری چون مرگ نیست تا انتقالی و خروجی صورت گیرد<ref>غافر، آیه ۱۱</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[توشه برای آخرین سفر (مقاله)|توشه برای آخرین سفر]]</ref> | | پس وقتی مرگ [[ذبح]] میشود و دیگر مرگی در [[آخرت]] نیست، آنجا تنها [[حیات]] باقی خواهد ماند. بر همین اساس [[خداوند]] [[زندگی اخروی]] را حیات محض دانسته و فرموده است: {{متن قرآن|وَمَا هَـٰذِهِ ٱلْحَيَوٰةُ ٱلدُّنْيَآ إِلَّا لَهْوٌۭ وَلَعِبٌۭ وَإِنَّ ٱلدَّارَ ٱلْـَٔاخِرَةَ لَهِىَ ٱلْحَيَوَانُ لَوْ كَانُوا۟ يَعْلَمُونَ}}<ref>«و اگر میدانستند زندگانی این جهان جز سرگرمی و بازیچهای نیست و بیگمان زندگی سرای واپسین است که زندگی (راستین) است» سوره عنکبوت، آیه ۶۴.</ref> و همچنین خداوند [[اهل دوزخ]] را در شرایطی تصویر میکند که دیگر راهی برای خروج ندارند؛ زیرا ماموری چون مرگ نیست تا انتقالی و خروجی صورت گیرد<ref>غافر، آیه ۱۱</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[توشه برای آخرین سفر (مقاله)|توشه برای آخرین سفر]]</ref> |
|
| |
| ==سکرات و غمرات مرگ و [[سختی]] [[جان کندن]]==
| |
| یکی از [[اصطلاحات قرآنی]] [[سکرات مرگ]] است. خداوند در [[آیه]] ۱۹ [[سوره ق]] میفرماید: {{متن قرآن|وَجَآءَتْ سَكْرَةُ ٱلْمَوْتِ بِٱلْحَقِّ ذَٰلِكَ مَا كُنتَ مِنْهُ تَحِيدُ}}<ref>«و مستی مرگ، حقیقت را (پیش چشم) میآورد؛ این همان است که از آن کناره میکردی» سوره ق، آیه ۱۹.</ref>
| |
| سکر، به معنای مستی است. مسکر به مستکننده میگویند. از این رو خداوند [[نهی]] کرده در هنگام مستی [[نماز]] خوانده شود.<ref>نساء، آیه ۴۳</ref> به حالتی که محتضر در هنگام مرگ دارد، سکرات میگویند؛ چراکه از فشاری که در هنگام مرگ به او دست میدهد چون مستان [[رفتار]] میکند.
| |
|
| |
| [[طبرسی]] در ذیل آیه ۱۹ سوره ق درباره سکرات و سختی جان کندن مینویسد: منظور از سختیهای مرگ [[اضطراب]] و گرفتاریهایی است که در آستانه [[جان]] دادن به سوی [[انسان]] [[هجوم]] میآورد و کار را به جایی میرساند که انسان در آن حال از [[هوش]] میرود و آن فشارها بر خود او چیره میگردد.<ref>مجمعالبیان، ذیل آیه</ref>
| |
| [[علامه طباطبایی]] مینویسد: مراد از سکره و مستی [[موت]]، حال نزع و جان کندن [[آدمی]] است که مانند مستان مشغول به خودش است، نه میفهمد چه میگوید و نه میفهمد اطرافیانش دربارهاش چه میگویند و اگر آمدن سکره [[موت]] را [[مقید]] به قید «[[حق]]» کرد، برای این است که اشاره کند به اینکه مسئله [[مرگ]] جزو قضاهای حتمی است که [[خدای تعالی]] در [[نظام]] عالم رانده و از خود مرگ غرض و منظور دارد. و مردن عبارت است از انتقال از یک [[خانه]] به خانهای که بعد از آن و [[دیوار]] به دیوار آن قرار دارد، و این مرگ و انتقال، حق است، همانطور که [[بعث]] و [[جنت]] و [[نار]]، حق است. این معنایی است که از کلمه «حق» میفهمیم ولی دیگران اقوالی دیگر دارند، که فایدهای در نقل آنها نیست… اشاره به کلمه «هذا» (در [[آیه]] ۲۲) به آن حقایقی است که [[انسان]] در [[قیامت]] با چشم خود میبیند که تمامی اسباب از کار افتاده و همه چیز ویران گشته و به سوی [[خداوند]] واحد [[قهار]] برگشته است و همه این [[حقایق]] در [[دنیا]] هم بود. اما انسان به خاطر اعتمادی که به اسباب ظاهری داشت از این حقایق [[غافل]] شده بود (و [[خیال]] میکرد سببیت آن اسباب از خود آنها است و نمیدانست که هرچه دارند از خداست و [[خدا]] روزی سببیت را از آنها خواهد گرفت)، تا آنکه در قیامت خدای تعالی این پرده [[غفلت]] را از جلو چشم او کنار زد، آن وقت [[حقیقت]] امر برایش روشن شده فهمید و به [[مشاهده]] عیان فهمید، نه به [[استدلال]] [[فکری]].
| |
|
| |
| به همین جهت اینطور خطاب میشود: «لقد کنت فی غفله من هذا» تو در دنیا از اینهایی که فعلا مشاهده میکنی و به معاینه میبینی در غفلت بودی، هرچند که در دنیا هم جلو چشمت بود و هرگز از تو غایب نمیشد، لیکن تعلق و دلبستگیات به اسباب، تو را از [[درک]] آنها غافل ساخت و پرده و حائلی بین تو و این حقایق افکند، اینک ما آن پرده را از جلو درک و چشمت کنار زدهایم، «فبصرک» در نتیجه [[بصیرت]] و چشم دلت «الیوم» امروز که [[روز قیامت]] است «[[حدید]]» تیزبین و نافذ شده، میبینی آنچه را که در [[دنیا]] نمیدیدی.<ref>علامه طباطبایی، المیزان، ذیل آیات ۱۹ و ۲۲ سوره ق</ref>
| |
| [[مفسران]] [[تفسیر نمونه]] مینویسند: «سکر» (بر وزن [[مکر]]) در اصل به معنی مسدود کردن راه آب است و سکر (بر وزن [[فکر]]) به معنی محل مسدود، آمده و از آنجا که در حال مستی گویی سدی میان [[انسان]] و عقلش ایجاد میشود به آن «سکر» (بر وزن [[شکر]]) گفته شده است.
| |
| سکره [[مرگ]]، حالتی است شبیه به مستی که بر اثر فرا رسیدن مقدمات مرگ، به صورت [[هیجان]] و [[انقلاب]] فوقالعادهای به انسان دست میدهد و گاه بر [[عقل]] او چیره میگردد و او را در [[اضطراب]] و [[ناآرامی]] شدیدی فرو میبرد.
| |
|
| |
| چگونه چنین نباشد در حالی که مرگ یک مرحله انتقالی مهم است که باید انسان در آن لحظه تمام پیوندهای خود را با جهانی که سالیان دراز با آن خو گرفته بود قطع کند و در عالمی گام بگذارد که برای او کاملا تازه و اسرارآمیز است، بخصوص اینکه در لحظه [[مرگ انسان]] [[درک]] و دید تازهای پیدا میکند، [[بیثباتی]] این [[جهان]] را با چشم خود میبیند و حوادث بعد از مرگ را کم و بیش [[مشاهده]] میکند. اینجا است که وحشتی عظیم سر تا پای او را فرا میگیرد و حالتی شبیه مستی به او دست میدهد ولی مست نیست.
| |
| حتی [[انبیا]] و مردان [[خدا]] که در [[لحظه مرگ]] از [[آرامش]] کاملی برخوردارند از [[مشکلات]] و [[شدائد]] این لحظه انتقالی بینصیب نیستند، چنانکه در حالات [[پیامبر]]{{صل}} آمده است که در لحظات آخر عمر مبارکش دست خود را در ظرف آبی میکرد و به صورت میکشید و لا [[اله]] الاالله میگفت و میفرمود: {{متن حدیث|إِنَّ لِلْمَوْتِ سَکَرَاتُ}}: مرگ سکراتی دارد.<ref>روحالبیان، جلد ۹ صفحه ۱۱۸</ref>
| |
| علی{{ع}} ترسیم زنده و گویایی از لحظه مرگ و سکرات آن دارد میفرماید: [[سکرات مرگ]]، توأم با [[حسرت]] از دست دادن آنچه داشتند بر آنها [[هجوم]] میآورد، اعضای بدنشان [[سست]] میگردد و رنگ از صورتهایشان میپرد کمکم [[مرگ]] در آنها [[نفوذ]] کرده، میان آنها و زبانشان جدائی میافکند، در حالی که او در میان [[خانواده]] خویش است، با چشمش میبیند و با گوشش میشنود و [[عقل]] و هوشش سالم است، اما نمیتواند سخن بگوید! در این میاندیشد که عمرش را در چه راه فانی کرده؟ و روزگارش را در چه راهی سپری نموده است؟!
| |
|
| |
| به یاد ثروتهائی میافتد که در تهیه آن چشم بر هم گذارده و از [[حلال و حرام]] و مشکوک جمعآوری نموده و تبعات و [[مسئولیت]] گردآوری آن را بر دوش میکشد، در حالی که هنگام جدائی و فراق از آنها رسیده است و به دست بازماندگان میافتد، آنها از آن متنعم میشوند و بهره میگیرند اما مسئولیت و حسابش بر او است!<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۱۰۹</ref>
| |
| و در جای دیگر این [[معلم]] بزرگ [[جهان]] [[انسانیت]] هشدار میدهد و میفرماید: {{متن حدیث|فَإِنَّكُمْ لَوْ عَايَنْتُمْ مَا قَدْ عَايَنَ مَنْ مَاتَ مِنْكُمْ لَجَزِعْتُمْ وَ وَهِلْتُمْ وَ سَمِعْتُمْ وَ أَطَعْتُمْ وَ لَكِنْ مَحْجُوبٌ عَنْكُمْ مَا قَدْ عَايَنُوا وَ قَرِيبٌ مَا يُطْرَحُ الْحِجَابُ}}؛ اگر آنچه را [[مردگان]] شما [[مشاهده]] کردهاند شما میدیدید [[وحشت]] میکردید، و ترسان میشدید، سخنان [[حق]] را میشنیدید و [[اطاعت]] میکردید، ولی آنها آنچه دیدهاند از شما مستور است و به زودی پردهها کنار میرود و شما هم مشاهده میکنید.<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۲۰</ref>
| |
| مرگ واقعیتی است که غالب افراد از آن میگریزند، و این گریختن یا به خاطر علائق و پیوندهای شدیدی است که با [[دنیا]] و [[مواهب مادی]] دارند و نمیتوانند از آن [[دل]] بر کنند و یا به خاطر [[تاریکی]] [[نامه]] اعمالشان!
| |
| هرچه هست از آن گریزانند، اما چه [[سود]] که این سرنوشتی است که در [[انتظار]] همگان است و شتری است که بر در [[خانه]] همهکس میخوابد و احدی را توان [[فرار]] از آن نیست، همه سرانجام در کام [[مرگ]] فرو میروند و به آنها گفته میشود این همان است که از آن [[فرار]] میکردید؟!
| |
|
| |
| اصطلاح دیگر [[قرآنی]]، «[[غمره]]» است. [[خداوند]] میفرماید: و کیست ستمکارتر از آن کس که بر [[خدا]] [[دروغ]] میبندد یا میگوید: «به من [[وحی]] شده»، در حالی که چیزی به او وحی نشده باشد، و آنکس که میگوید: «به زودی نظیر آنچه را خدا نازل کرده است نازل میکنم»؟ و کاش [[ستمکاران]] را در [[شداید]] مرگ میدیدی که [[فرشتگان]]]به سوی آنان دستهایشان را گشودهاند و نهیب میزنند: «جانهایتان را بیرون دهید» امروز به سزای آنچه بناحق بر خدا دروغ میبستید و در برابر [[آیات]] او [[تکبر]] میکردید، به [[عذاب]] خوارکننده [[کیفر]] مییابید.<ref>انعام، آیه ۹۳</ref>
| |
| «غمرهًْ» به مفهوم [[سختی]] و شدت است. این واژه نسبت به هر چیزی که به کار میرود، [[رنج]] و سختی آن را میرساند. برای نمونه «غمرات الموت» به مفهوم سختیهای مرگ است که [[انسان]] را به کام خود میکشد.
| |
| البته به نظر میرسد که سکرات حالتی عمومیتر دارد و اختصاصی به [[مؤمن]] و [[کافر]] ندارد، اما غمرات ویژه [[کافران]] است؛ چراکه خداوند با کافران [[معامله]] دیگری دارد. در [[آیات قرآنی]] آمده است که هنگام [[جان]] گرفتن از کافران فرشتگان عذاب آنان را میزنند.<ref>محمد، آیه ۲۷</ref>
| |
|
| |
| از آیات و [[روایات]] به دست میآید که [[نفس آدمی]] کمکم از بدن خارج میشود این عمل از نوک انگشتان پا شروع شده و در نهایت به حلقوم میرسد. در [[قرآن]] آمده است وقتی جان به حلقوم میرسد، آخر کار ارتباط بدن و نفس خواهد بود. خداوند میفرماید: {{متن قرآن|فَلَوْلَآ إِذَا بَلَغَتِ ٱلْحُلْقُومَ * وَأَنتُمْ حِينَئِذٍۢ تَنظُرُونَ * وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَـٰكِن لَّا تُبْصِرُونَ * فَلَوْلَآ إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ * تَرْجِعُونَهَآ إِن كُنتُمْ صَـٰدِقِينَ}}<ref>«پس هنگامی که جان به گلو (ی یکی از شما) رسد، * و شما در آن هنگام مینگرید، * و ما به او از شما نزدیکتریم اما شما نمیبینید، * اگر شما کیفر شدنی نیستید * چرا آن جان را- اگر راست میگویید- (به بدن او) باز نمیگردانید؟» سوره واقعه، آیه ۸۳-۸۷.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[توشه برای آخرین سفر (مقاله)|توشه برای آخرین سفر]]</ref>
| |
|
| |
|
| ==عوامل [[سختی]] [[جان کندن]]== | | ==عوامل [[سختی]] [[جان کندن]]== |