پرش به محتوا

ظهور اسلام: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۳٬۳۹۸ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۲ سپتامبر ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۸۸: خط ۱۸۸:


۵ - '''زمان‌های تعلیم''': اجتماعات هفتگی اعراب، در [[روز جمعه]] از مهم‌ترین زمان‌های تعلیمی آنها به‌شمار می‌رفت. در این [[روز]] که در سابق آن را «[[یوم]] العروبه» می‌گفتند، مردم مکه در [[کعبه]] گردهم جمع می‌شدند و [[بزرگان قریش]]، برای آنها [[خطبه]] می‌خواندند<ref>آلوسی، بلوغ الارب، ج۱، ص۲۰۷.</ref>. کعب بن لؤی، جد هفتم پیامبر{{صل}} هر [[جمعه]] در کنار کعبه می‌ایستاد و طی خطبه‌هایی [[دینی]] و [[اخلاقی]] [[بعثت]] [[پیامبری]] در میان [[قریش]] را [[پیش‌بینی]] می‌کرد<ref>طبق نظر آلوسی، قریش به دلیل داشتن ریاست دینی و انجام امور مربوط به کعبه به این باور رسیده بود که بی‌شک پیامبری در میانشان مبعوث خواهد شد. ر.ک: آلوسی، بلوغ الارب، ج۱، ص۲۰۷.</ref>. [[قصی بن کلاب]] نیز روزهای جمعه [[مردم]] را به [[تکریم]] کعبه سفارش و از [[پرستش]] [[بت‌ها]] [[نهی]] می‌کرد. او نیز از بعثت پیامبری در مکه خبر می‌داد<ref>آلوسی، بلوغ الارب، ج۲، ص۲۸۵.</ref>. [[اهل یثرب]] نیز، قبل از [[بعثت پیامبر]]{{صل}}، روز جمعه را برای اجتماعات خویش در نظر گرفته بودند. [[موسم حج]] را نیز باید از زمان‌های تعلیمی نزد [[اعراب]] محسوب کرد. اعراب سراسر [[جزیرةالعرب]] و نواحی اطراف آن سالی یک‌بار در موسم حج به قصد [[زیارت]] [[خانه خدا]] یا شرکت در بازارهای موسمی چون [[عکاظ]] در مکه گردهم می‌آمدند. از آنجا که در آن [[روزگار]] [[حج]] تنها به انجام [[مراسم عبادی]] منحصر نبود و در ضمن آن اعراب [[قبایل]] و مناطق گوناگون، آثار ادبی، مفاخرات و سایر مظاهر [[فکری]] خود را عرضه می‌کردند، [[زمان]] مناسبی بود تا افراد بر دانسته‌های خود بیفزایند. چنان‌که پیش‌تر نیز اشاره شد، بازار‌هایی که در ضمن موسم حج برگزار می‌گردید محل حضور آگاهان [[عرب]] چون [[فقها]] و عرّافان بود و مردم می‌توانستند اطلاعات فراوانی را از آنها کسب کنند.<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۱۰۱-۱۱۸.</ref>
۵ - '''زمان‌های تعلیم''': اجتماعات هفتگی اعراب، در [[روز جمعه]] از مهم‌ترین زمان‌های تعلیمی آنها به‌شمار می‌رفت. در این [[روز]] که در سابق آن را «[[یوم]] العروبه» می‌گفتند، مردم مکه در [[کعبه]] گردهم جمع می‌شدند و [[بزرگان قریش]]، برای آنها [[خطبه]] می‌خواندند<ref>آلوسی، بلوغ الارب، ج۱، ص۲۰۷.</ref>. کعب بن لؤی، جد هفتم پیامبر{{صل}} هر [[جمعه]] در کنار کعبه می‌ایستاد و طی خطبه‌هایی [[دینی]] و [[اخلاقی]] [[بعثت]] [[پیامبری]] در میان [[قریش]] را [[پیش‌بینی]] می‌کرد<ref>طبق نظر آلوسی، قریش به دلیل داشتن ریاست دینی و انجام امور مربوط به کعبه به این باور رسیده بود که بی‌شک پیامبری در میانشان مبعوث خواهد شد. ر.ک: آلوسی، بلوغ الارب، ج۱، ص۲۰۷.</ref>. [[قصی بن کلاب]] نیز روزهای جمعه [[مردم]] را به [[تکریم]] کعبه سفارش و از [[پرستش]] [[بت‌ها]] [[نهی]] می‌کرد. او نیز از بعثت پیامبری در مکه خبر می‌داد<ref>آلوسی، بلوغ الارب، ج۲، ص۲۸۵.</ref>. [[اهل یثرب]] نیز، قبل از [[بعثت پیامبر]]{{صل}}، روز جمعه را برای اجتماعات خویش در نظر گرفته بودند. [[موسم حج]] را نیز باید از زمان‌های تعلیمی نزد [[اعراب]] محسوب کرد. اعراب سراسر [[جزیرةالعرب]] و نواحی اطراف آن سالی یک‌بار در موسم حج به قصد [[زیارت]] [[خانه خدا]] یا شرکت در بازارهای موسمی چون [[عکاظ]] در مکه گردهم می‌آمدند. از آنجا که در آن [[روزگار]] [[حج]] تنها به انجام [[مراسم عبادی]] منحصر نبود و در ضمن آن اعراب [[قبایل]] و مناطق گوناگون، آثار ادبی، مفاخرات و سایر مظاهر [[فکری]] خود را عرضه می‌کردند، [[زمان]] مناسبی بود تا افراد بر دانسته‌های خود بیفزایند. چنان‌که پیش‌تر نیز اشاره شد، بازار‌هایی که در ضمن موسم حج برگزار می‌گردید محل حضور آگاهان [[عرب]] چون [[فقها]] و عرّافان بود و مردم می‌توانستند اطلاعات فراوانی را از آنها کسب کنند.<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۱۰۱-۱۱۸.</ref>
===عراق===
در کنار تبیین شرایط [[فرهنگی]] [[جزیرةالعرب]]، بررسی زمینه‌های فرهنگی [[عراق]] نیز اهمیت دارد؛ چراکه عراق به ویژه [[شهر کوفه]]، زمینه‌ساز حوادث فراوانی در [[تاریخ اسلام]] و [[زندگی]] [[اهل بیت]]{{عم}} گردید. در این بخش به‌طور اجمالی پیشینه و شرایط فرهنگی عراق، خصوصاً [[کوفه]] بررسی خواهد شد.
===پیشینه [[تمدنی]]===
[[عراق]] یا جنوب [[بین‌النهرین]] را می‌توان مهد تمدن‌های کهن نامید. این [[سرزمین]]، به دلیل موقعیت جغرافیایی ممتاز و قرار گرفتن در محل تلاقی راه‌های [[تجاری]] میان [[شام]]، [[مصر]] و شرق [[مدیترانه]] در غرب، [[آسیای صغیر]] و [[ارمنستان]] در شمال، [[جزیرةالعرب]] در جنوب و [[ایران]] و هند در شرق، خاستگاه تمدن‌های فراوانی است. مهم‌ترین عامل پیدایش [[شهرها]] و تمدن‌های عظیم در بین‌النهرین، وجود منابع آبی فراوان چون دجله و [[فرات]] و خاک حاصلخیز و در نتیجه رونق [[کشاورزی]] بود.
[[سومریان]]، نخستین [[مهاجران]] مهم و [[قدرتمند]] به بین‌النهرین بودند که در حدود [[قرن چهارم]] ق. م در جنوب آن ساکن شده و شهرهایی را بنا کردند. از مهم‌ترین [[اقدامات فرهنگی]] آنها، دست یافتن به فن [[کتابت]]، [[ابداع]] خط میخی، ثبت [[معاملات]]، [[احکام]] [[سیاسی]] و اسطوره‌هایی مانند گیلگمش بود<ref>ناردو، بین‌النهرین باستان، ص۱۷.</ref>. سومری‌ها، با سایر [[اقوام]] [[مهاجر]] بین‌النهرین، پیوسته در [[نزاع]] بودند؛ تا اینکه اقوام «اکدّی» به [[فرماندهی]] «سارگن»<ref>Sargon.</ref> برای چند [[قرن]] [[قدرت]] را از سومریان گرفتند و نخستین امپراطوری شناخته شده [[جهان]] در [[قرن سوم]] ق. م را تأسیس کردند. قلمرو این امپراطوری از [[خلیج فارس]] تا شمال میان دو رود بود و بدین ترتیب برای نخستین بار قسمت علیا و سفلای بین‌النهرین در قالب یک [[حکومت]] یکپارچه قرار گرفت<ref>ناردو، بین‌النهرین باستان، ص۲۲.</ref>. عمر این امپراطوری، کوتاه بود و توسط اقوام [[وحشی]] «گوتی» نابود شد. گوتی‌ها نیز نتوانستند بیش از یک قرن دوام بیاورند؛ چراکه باقیمانده سومریان مجدداً قدرت را تصاحب کردند. در این دوره [[معماری]] و ساخت بناهای عظیمی چون زیگورات، رونق و شکوفایی فراوانی یافت<ref>ناردو، بین‌النهرین باستان، ص۲۶.</ref>؛ اما این [[دولت]] نیز نتوانست به حکومت خود ادامه دهد و سرانجام در حدود ۲۰۰۰ ق. م [[قدرت سیاسی]] سومریان برای همیشه خاتمه یافت. هرچند [[اقتدار]] سیاسی سومریان از بین رفت؛ اما [[نفوذ فرهنگی]] آنها هیچ‌گاه به پایان نرسید و سنت‌های [[اجتماعی]]، [[اقتصادی]]، سیاسی و [[فرهنگی]] آنها برای تمدن‌های بعدی به [[الگو]] مبدل شد<ref>ناردو، بین‌النهرین باستان، ص۲۷.</ref>. پس از [[حکومت]] کوتاه‌مدت «ایلامی‌ها»، «اموری ها» به [[قدرت]] رسیدند. [[حکومتی]] که [[شهرت]] ششمین [[پادشاه]] آن - حمورابی - تا کنون ادامه دارد. پایتخت حمورابی [[شهر]] «[[بابل]]» بود که بزرگ‌ترین و آبادترین شهر دنیای باستان به‌شمار می‌رفت. حمورابی فرمانروایی [[قدرتمند]] بود که به مسائل گوناگون [[اقتصادی]]، [[اجتماعی]] و [[فرهنگی]] توجه داشت و به اقدامات مهمی دست زد که از میان آنها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
احداث آبراهه‌های جدید و رونق دادن [[کشاورزی]]؛ ساختن [[معابد]] جدید در عین [[حفظ]] معابد قدیمی؛ پر و بال دادن به [[ادبیات]] سنتی با صدور [[حکم]] قدرت اسطوره‌های کهن سومری؛ [[تشویق]] [[محققان]] به مطالعه [[علم]] ریاضی؛ وضع [[قوانین اجتماعی]] بر پایه الگوهای سومری و اکدی<ref>ناردو، بین‌النهرین باستان، ص۳۹.</ref>.
[[اقوام]] [[جنگجو]] و قدرتمند آشوری، موفق شدند به [[سلطه]] اموری‌ها پایان داده و شهر [[نینوا]] - واقع در شمال [[بین‌النهرین]] - را مرکز [[فرمانروایی]] خود سازند. آشوری‌ها، علاوه بر [[قدرت نظامی]] در [[هنر]] نیز شهرت فراوانی داشتند. قصرهای آنان مملو از تندیس‌ها و نقش برجسته‌های سنگی باشکوه بود و هنرمندان به [[زیبایی]]، [[مراسم]] درباری، لباس‌ها، [[تسلیحات]] نظامی، [[مناسک]] مذهبی، شکار و دیگر ابعاد [[زندگی]] [[پادشاهان]] را به تصویر کشیده بودند<ref>ناردو، بین‌النهرین باستان، ص۵۹.</ref>.
«کلدانی‌ها»، که «[[بخت النصر]]» بزرگ‌ترین پادشاه آن محسوب می‌شود، در نتیجه [[اتحاد]] با [[دولت]] [[ایرانی]] «ماد» موفق به [[انقراض]] آشوری‌ها گردیدند؛ هرچند طومار حکومت کلدانی‌ها نیز پس از مدتی با [[تسلط]] [[کوروش]] - نوه آخرین پادشاه ماد - درهم پیچیده شد و بین‌النهرین، قرن‌ها جزء قلمروی [[ایران]] گردید. کوروش که موفق به تأسیس سلسله [[هخامنشیان]] گردید از [[فرمانروایان]] قدرتمند، اما [[عادل]] و با [[فرهنگ]] ایران و بین‌النهرین بود. از اقدامات مهم او می‌توان به ایجاد شبکه‌ای از راه‌های مواصلاتی در بابل و سایر شهرهای قلمرو هخامنشیان، کانال‌سازی و ساخت قصرهای [[زیبا]] اشاره کرد<ref>ناردو، بین‌النهرین باستان، ص۹۷.</ref>. در [[زمان]] داریوش سوم بود که [[عاقبت]]، عمر این امپراطوری پهناور نیز به‌سر آمد و [[اسکندر مقدونی]] فاتح [[ایران]]، [[بین‌النهرین]] و بسیاری از سرزمین‌های دیگر شد. «سلوکوس» [[جانشین]] [[اسکندر]]، [[شهر]] سلوکیه را در [[بابل]] بنیان نهاد و آن را به پایتختی خود برگزید. [[سلطه]] [[یونانیان]] بر بین‌النهرین، سبب [[سیطره]] [[فرهنگ]] و زبان [[یونانی]] بر این منطقه گردید؛ و زبان آرامی همچنان متداول بود؛ چراکه سلوکیان دریافته بودند که برای تسهیل [[حکومت]] بر این [[سرزمین]] باستانی باید فرهنگ کهن بین‌النهرین را [[حفظ]] کنند<ref>ناردو، بین‌النهرین باستان، ص۱۱۳.</ref>. این حکومت نیز، پس از مدتی رو به افول گذاشت و از آن پس میان دو رود به صحنه درگیری اشکانیان و [[رومیان]] بدل شد. تأسیس سلسله [[ساسانیان]] در ایران و بین‌النهرین پایانی برای تغییرات متعدد [[سیاسی]] در میان دو رود و آغازی برای ورود فرهنگ [[ایرانی]] به این منطقه بود.
چنان‌که به وضوح مشخص است، [[عراق]] در طول [[تاریخ]] خود، [[شاهد]] [[تغییر]] و تحولات متعدد [[فرهنگی]] بود و هر یک از [[اقوام]] مذکور در برهه‌ای از [[زمان]] با [[تمدن]]، زبان، [[آیین‌ها]] و [[رسوم]] خاص خود، چهره‌ای متفاوت به این سرزمین دادند.<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۱۱۹.</ref>
====پیشینه فرهنگی====
عراق را می‌توان شبکه درهم آمیخته‌ای از اقوام و فرهنگ‌های گوناگون دانست. اقوام [[نبطی]]، [[عرب]]، فارس، [[عبری]]، [[سریانی]] و... با [[ادیان]] و [[مذاهب]] گوناگونی چون [[بت‌پرستی]]، [[مسیحیت]] [[نسطوری]] و مونوفیزیت، [[یهودیت]]، [[مانویت]]، [[آیین]] [[مزدک]] و...<ref>پیگولوسکایا، تاریخ ایران، ص۱۲۹.</ref> در کنار یکدیگر [[زندگی]] کرده و از [[دین]]، [[آداب و رسوم]] یکدیگر تأثیر می‌پذیرفتند. صاحبان ادیان و مذاهب مختلف، جز در برخی مواقع آشکارا به انجام [[مراسم دینی]] و [[تبلیغ]] آیین خود می‌پرداختند؛ چنان‌که [[رجال]] [[دینی]] [[مسیحی]]، آزادانه [[کلیسا]] ساخته و مسیحیت را تبلیغ می‌کردند<ref>پیگولوسکایا، اعراب حدود مرزهای شرقی و ایران، ص۶۱۳ و ۶۲۷.</ref>.
مسیحیت تنها آیینی بود که توانست با فعالیت گسترده مبلغانش، ساکنان عراق به ویژه [[اعراب]] را مجذوب خود کرده، به تغییر [[کیش]] [[ترغیب]] کند. پس از آن‌که مسیحیت ارتدوکس، به عنوان آیین رسمی بیزانس اعلام گردید، میان آن و دو آیین دیگر [[مسیحیت]] یعنی منوفیزیت و [[نسطوری]] [[اختلافات]] زیادی پدید آمد و صاحبان هر [[آیین]] به دنبال یافتن پایگاه و طرفدار راهی سرزمین‌های دیگر شدند. از این میان نسطوری‌ها موفق به [[پیشرفت]] آیین خود در [[عراق]] و [[ایران]] گردیدند؛ هرچند مونوفیزیت‌ها نیز در برخی موارد به موقعیت‌هایی نائل شدند<ref>پیگولوسکایا، اعراب حدود مرزهای شرقی و ایران، ص۶۰۱ و ۶۱۲.</ref>. سریانی‌ها که زبانشان به [[زبان عربی]] نزدیک بود، [[اعراب]] [[بت‌پرست]] عراق را به پذیرش [[مسیحیت]] [[تشویق]] می‌کردند<ref>پیگولوسکایا، اعراب حدود مرزهای شرقی و ایران، ص۵۹۷.</ref>. پیشرفت [[مسیحیان]] در میان اعراب عراق به حدی بود که [[اسقف]] برخی کنیسه‌ها، اعراب [[مسیحی]] شده بودند<ref>جواد علی، المفصل، ج۶، ص۵۹۷.</ref>. با توجه به [[ملاقات‌ها]] و مناظره‌های فرق مسیحی درباره [[مسائل اعتقادی]] همچون ماهیت [[مسیح]]{{ع}}، جذب اعراب مسیحی شده به گرایش‌های مختلف [[فلسفی]] امری اجتناب‌ناپذیر بود<ref>پیگولوسکایا، اعراب حدود مرزهای روم شرقی و ایران، ص۵۹۷ و ۶۱۲ و ۶۱۹.</ref>.
[[یهودیان]] نیز در عراق حضور داشتند. تعدادی از آنها در [[شهر حیره]] ساکن بودند که وجود گورستان یهودیان و [[مدارس]] [[یهودی]] در نزدیکی [[حیره]] شواهدی بر این ادعا هستند<ref>طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۱۷، به نقل از: مرادیان، خدامراد، کشور حیره، ص۹.</ref>. با وجود فعالیت‌های [[تبلیغی]] [[اهل کتاب]]، [[توده]] اعراب همچنان بت‌پرست بودند<ref>پیگولوسکایا، اعراب حدود مرزهای روم شرقی و ایران، ص۶۳۰.</ref>؛ هرچند ارتباط نزدیک میان آنها سبب می‌گردید که با اندیشه‌های [[توحیدی]] [[بیگانه]] نباشند.
حضور [[اقوام]] [[متمدن]] و با [[فرهنگ]] در عراق، سبب [[رشد علوم]] گوناگون در این [[سرزمین]] شده بود. نخستین تأثیر [[علمی]] که اعراب عراق، از این اقوام پذیرفتند، [[یادگیری]] [[خواندن و نوشتن]] بود؛ چنان‌که عدی بن زید و پدرش چنان در [[کتابت]] تبحر یافتند که عدی به عنوان کاتب [[نعمان بن منذر]] [[انتخاب]] گردید و بعدها نیز بر اثر فراگرفتن [[زبان فارسی]]، مترجم [[شاه]] حیره شد<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۲، ص۳۹۳.</ref>. [[جفینه عبادی]] نیز از اعراب مسیحی بود که در [[دوره اسلامی]] به [[مدینه]] آمد و به سواد‌آموزی پرداخت<ref>جواد علی، المفصل، ج۸، ص۱۰۹-۱۱۰.</ref>.
ساکنان [[عراق]] در [[علوم]] مختلف [[مهارت]] داشته و آثاری [[علمی]] پدید آورده بودند. بنی‌عباد از خاندان‌های [[فرهیخته]] عراق محسوب می‌شدند که به [[صناعت]]، [[زبان فارسی]] و آرامی و علومی چون [[پزشکی]] [[شهرت]] داشتند<ref>عبدالغنی، تاریخ الحیره فی الجاهلیه و الاسلام، ص۲۱.</ref>. [[یوحنا]] ازرق، [[اسقف]] [[حیره]]، [[رسائل]] و کتبی را در زمینه [[رهبانیت]] تألیف کرده بود<ref>مرادیان، خدامراد، کشور حیره، ص۳۵.</ref>. زبان و [[ادبیات]] [[فارسی]] نیز به ویژه در [[شهر حیره]] رواج داشت. چنان‌که [[نضر بن حارث]] در [[سفر]] به حیره، داستان‌های [[ایرانی]] را آموخته بود<ref>ابن هشام، السیرة النبویة، ج۱، ص۳۰۰.</ref>. [[طب]] نیز از علوم رایج در عراق بود که به ویژه توسط کشیش‌های [[مسیحی]] انجام می‌شد<ref>ابن هشام، السیرة النبویة، ج۱۱، ص۴۰.</ref> و بیشتر مبتنی بر [[سؤال و جواب]] بود<ref>احمد صالح العلی، محاضرات فی تاریخ العرب، به نقل از: مرادیان، خدامراد، کشور حیره، ص۳۵۷.</ref>.
عراق چه پیش از [[اسلام]] و چه در [[دوره اسلامی]]، کتابخانه‌های فراوانی داشت که از [[فرهنگ]] [[غنی]] آن [[سرزمین]] حکایت دارند. کتابخانه دیرمتی، در ۲۰ میلی شمال شرقی [[موصل]]، در [[قرن]] ۴ میلادی تأسیس شد و در قرن ۷ میلادی، مملو از کتاب‌های متنوع بوده است<ref>عواد، [[خزائن]] الکتب القدیمه فی [[العراق]]، ص۸۰.</ref>. دیر [[بیت]] عابی، از دیرهای مشهور عراق بود که در قرن ۶ میلادی تأسیس و کتاب‌های بسیاری در آن نگهداری می‌شدند<ref>عواد، خزائن الکتب القدیمه فی العراق، ص۹۲.</ref>. کتابخانه‌های [[مرقد]] [[حزقیل]] [[نبی]] و دیرهای میخائیل، مار بهنام و [[یونس]]، از دیگر کتابخانه‌های عراق بودند که پیش از اسلام بنیان نهاده شده و در دوره اسلامی رونق داشتند<ref>عواد، خزائن الکتب القدیمه فی العراق، ص۷۷-۸۸.</ref>.
هنرهای متنوع و [[زیبایی]] در شهرهای عراق رواج داشت. تجلی [[هنر]] [[معماری]] عراق در قصرهای باشکوهی چون [[خورنق]] و [[کلیساها]] بود که دیوارهایی پر از نقش و نگار و تزئیناتی چون کاشی‌کاری داشتند<ref>مرادیان، خدامراد، کشور حیره، ص۳۲.</ref>. [[غنا]] و [[موسیقی]] نیز در عراق، به ویژه شهر حیره شهرت داشت و کنیزان آوازه‌خوان حیری در همه جا شناخته شده بودند<ref>مرادیان، خدامراد، کشور حیره، ص۳۲.</ref>. گلیم و پارچه‌های حریر و طلادوزی شده [[حیره]] نیز معروف بودند<ref>مرادیان، خدامراد، کشور حیره، ص۷۰.</ref> که این امور نشان از [[پیشرفت]] [[صنعت]] در این [[سرزمین]] دارد.<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۱۲۱.</ref>
====مراکز [[فرهنگی]]====
[[بین‌النهرین]]، [[پیش از ظهور اسلام]] از مراکز [[علمی]] و فرهنگی آن [[روزگار]] محسوب می‌شد. [[مدارس]] و دانشگاه‌های مهمی؛ به ویژه در شهرهای شمالی آن، مانند رها، [[نصیبین]]، رأس العین و حران وجود داشت که در نوع خود ممتاز بودند. عمر فروخ، در باب غنای علمی بین‌النهرین می‌نویسد: «برای سریانی‌های بین‌النهرین حدود ۵۰ [[مدرسه علمیه]] وجود داشت که در آنها [[کلام]] م [[مسیحی]] و و دیگر [[علوم]] [[یونانی]] به [[زبان سریانی]] [[تعلیم]] داده می‌شد. در [[زمان]] [[پادشاه روم]] ([[زنون]]) به سال ۴۷۴ م همه آن مدارس به سبب گرایش‌های ویژه و [[ناسازگاری]] با نسطوری‌ها تعطیل شدند و از آنجا که [[ایرانیان]] با [[رومی‌ها]] مخالف بودند و از هر [[فرصت]] استفاده می‌کردند تا [[مدرسه]] نصیبین را پایگاهی برای [[مسیحیان]] [[نسطوری]] قرار دهند... این نسطوری‌ها در درجه اول به تعلیم [[لاهوت]] (کلام مسیحی) اهمیت می‌دادند و سپس به [[طب]]، [[منطق]] و [[فلسفه]] [[ارسطو]] می‌پرداختند و مقداری از کتب [[فیثاغورس]]، [[افلاطون]] و ارسطو را نیز به [[سریانی]] برمی‌گرداندند»<ref>فروخ، عمر، تاریخ الفکر العربی الی ایام ابن خلدون، ص۱۵۵.</ref>. اما پس از تأسیس [[شهر حیره]]، این [[شهر]] توانست سهم ویژه‌ای در تمام علوم و [[فنون]] به دست آورد و مرکزیتی علمی و فرهنگی پیدا کند.
بخش عظیمی از فعالیت‌های علمی و فرهنگی [[عراق]]، به ویژه حیره، بر دوش کنیسه‌ها، دیرها و [[کلیساها]] بود. این مراکز محلی برای تعلیم [[خواندن و نوشتن]] به [[کودکان]] و [[آموزش]] [[علوم دینی]] به [[نوجوانان]] محسوب می‌شدند<ref>جواد علی، المفصل، ج۸، ص۲۹۳.</ref>؛ چنان‌که وقتی [[خالد بن ولید]] در [[فتوحات]] خود به [[عین التمر]] (اطراف حیره) رسید، در [[کنیسه]] روستای «نقیره» نوجوانانی را یافت که مشغول تعلیم بودند<ref>طبری، تاریخ، ج۳، ص۳۷۷؛ یاقوت، معجم البلدان، ج۵، ص۳۰۱.</ref> که افرادی چون [[حمران بن ابان]]، سیرین پدر [[محمد بن سیرین]]، [[ابوعمره]] جد عبدالاعلای [[شاعر]] و [[یسار]] جد [[محمد بن اسحاق]] در میان آنها به چشم می‌خوردند<ref>طبری، تاریخ، ج۳، ص۳۷۷.</ref>.
علاوه بر مراکز [[دینی]] [[عراق]]، [[مدارس]] نیز نقش برجسته‌ای را در [[گسترش علم]] ایفا می‌کردند. [[کودکان]] و [[نوجوانان]] در مدارس عراق، به ویژه مدارس [[حیره]]، [[خواندن و نوشتن]] می‌آموختند<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۳۱، ص۱۳۵.</ref>. در حیره، مدارس عمومی وجود داشتند که برخی از آنها به [[زبان عربی]] و برخی به [[زبان فارسی]]، [[تعلیم]] می‌دادند<ref>جواد علی، المفصل، ج۸، ص۱۰۹؛ عبدالغنی، تاریخ الحیره فی الجاهلیه و الاسلام، ص۳۴۵.</ref>.
در عراق، تعلیم خصوصی نیز مرسوم بود<ref>عبدالغنی، تاریخ الحیره فی الجاهلیه و الاسلام، ص۳۴۵.</ref>. برخی [[مسلمانان]] به خانه‌های افراد رفته و متناسب با خواسته [[والدین]]، به تعلیم کودکان می‌پرداختند<ref>جواد علی، المفصل، ج۸، ص۱۰۹.</ref>. زید بن ایوب، از جمله [[معلمان]] خصوصی حیره بود که به کودکان خواندن و نوشتن می‌آموخت<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۲، ص۱۰۰.</ref>.
با توجه به مطالب فوق، عراق به ویژه [[شهر حیره]]، مقارن [[ظهور اسلام]] از مراکز مهم [[علمی]] و [[فرهنگی]] آن [[روزگار]] به‌شمار می‌رفت که این امر، بدون [[شک]]، در غنای فرهنگی عراق [[دوره اسلامی]] تأثیرگذار بوده است.<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۱۲۴.</ref>


==زمینه [[سیاسی]] ظهور و [[گسترش اسلام]]==
==زمینه [[سیاسی]] ظهور و [[گسترش اسلام]]==
۸۰٬۱۲۹

ویرایش