صبر در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۶۷٬۴۶۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۳ دسامبر ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲۸: خط ۲۸:


== اقسام صبر ==
== اقسام صبر ==
از کاربردهای صبر در [[قرآن کریم]] برمی‌آید که [[صبر]] اقسام و مراتبی دارد؛ زیرا از برخی با صفت «[[صابر]]»: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُونَ}}<ref> ای پیامبر! مؤمنان را به کارزار برانگیز، اگر از شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز می‌گردند و اگر از شما صد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز می‌شوند زیرا آنان گروهی هستند که درنمی‌یابند؛ سوره انفال، آیه۶۵.</ref>؛ {{متن قرآن|قَالَ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ صَابِرًا وَلَا أَعْصِي لَكَ أَمْرًا}}<ref>«گفت: اگر خداوند بخواهد مرا شکیبا خواهی یافت و از هیچ فرمان تو سرنمی‌پیچم» سوره کهف، آیه ۶۹.</ref> و از بعضی با صفت «صَبّار»: {{متن قرآن|وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ}}<ref> به آنان گوشزد کن، بی‌گمان در آن نشانه‌هایی برای هر شکیبای سپاسگزاری است؛ سوره ابراهیم، آیه۵.</ref> و از [[حضرت ابراهیم]] {{متن قرآن|وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ}}<ref>«و آمرزش خواهی ابراهیم برای پدرش  جز بنا به وعده‌ای نبود که به وی داده بود و چون بر او آشکار گشت که وی دشمن خداوند است از وی دوری جست؛ بی‌گمان ابراهیم دردمندی بردبار بود» سوره توبه، آیه ۱۱۴.</ref> و اسماعیل {{متن قرآن|فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ}}<ref>«پس او را به پسری بردبار مژده دادیم» سوره صافات، آیه ۱۰۱.</ref> با وصف «[[حلیم]]» یاد شده و [[حضرت یعقوب]] به داشتن «صبر جمیل» ستوده شده است: {{متن قرآن|وَجَاؤُوا عَلَى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَاللَّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ}}<ref> و خونی دروغین را بر پیراهن او آوردند؛ (یعقوب) گفت: (نه چنین است که می‌گویید) بلکه (هوای) نفستان کاری را در چشمتان آراست، اکنون (کار من) شکیبی نیکوست و بر آنچه وصف می‌کنید از خداوند باید یاری جست؛ سوره یوسف، آیه۱۸.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ عَسَى اللَّهُ أَن يَأْتِيَنِي بِهِمْ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ}}<ref> یعقوب) گفت: (نه چنین است) بلکه هوای نفستان کاری را در چشمتان آراست پس (کار من) شکیبی نیکو (خواهد بود)، باشد که خداوند همه آنان را به نزد من باز آورد، اوست که دانای فرزانه است؛ سوره یوسف، آیه۸۳.</ref> در [[روایات]]، صبر به اعتبار متعلَّق آن به [[صبر بر طاعت]]، صبر بر (ترک) [[معصیت]] و [[صبر بر مصیبت]] قسمت شده است<ref>التمحیص، ص۶۴.</ref>. در منابع تفسیری نیز از این سه گونه صبر یاد شده است<ref>برای نمونه: روح المعانی، ج ‌۲، ص۳۸۴؛ مواهب الرحمان، ج ‌۵، ص۱۲۲؛ مقتنیات الدرر، ج ‌۲، ص۱۷۲.</ref>.
از کاربردهای صبر در [[قرآن کریم]] برمی‌آید که [[صبر]] اقسام و مراتبی دارد؛ زیرا از برخی با صفت «[[صابر]]»: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُونَ}}<ref> ای پیامبر! مؤمنان را به کارزار برانگیز، اگر از شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز می‌گردند و اگر از شما صد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز می‌شوند زیرا آنان گروهی هستند که درنمی‌یابند؛ سوره انفال، آیه۶۵.</ref>؛ {{متن قرآن|قَالَ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ صَابِرًا وَلَا أَعْصِي لَكَ أَمْرًا}}<ref>«گفت: اگر خداوند بخواهد مرا شکیبا خواهی یافت و از هیچ فرمان تو سرنمی‌پیچم» سوره کهف، آیه ۶۹.</ref> و از بعضی با صفت «صَبّار»: {{متن قرآن|وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ}}<ref> به آنان گوشزد کن، بی‌گمان در آن نشانه‌هایی برای هر شکیبای سپاسگزاری است؛ سوره ابراهیم، آیه۵.</ref> و از [[حضرت ابراهیم]] {{متن قرآن|وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ}}<ref>«و آمرزش خواهی ابراهیم برای پدرش  جز بنا به وعده‌ای نبود که به وی داده بود و چون بر او آشکار گشت که وی دشمن خداوند است از وی دوری جست؛ بی‌گمان ابراهیم دردمندی بردبار بود» سوره توبه، آیه ۱۱۴.</ref> و اسماعیل {{متن قرآن|فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ}}<ref>«پس او را به پسری بردبار مژده دادیم» سوره صافات، آیه ۱۰۱.</ref> با وصف «[[حلیم]]» یاد شده و [[حضرت یعقوب]] به داشتن «صبر جمیل» ستوده شده است: {{متن قرآن|وَجَاؤُوا عَلَى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَاللَّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ}}<ref> و خونی دروغین را بر پیراهن او آوردند؛ (یعقوب) گفت: (نه چنین است که می‌گویید) بلکه (هوای) نفستان کاری را در چشمتان آراست، اکنون (کار من) شکیبی نیکوست و بر آنچه وصف می‌کنید از خداوند باید یاری جست؛ سوره یوسف، آیه۱۸.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ عَسَى اللَّهُ أَن يَأْتِيَنِي بِهِمْ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ}}<ref> یعقوب) گفت: (نه چنین است) بلکه هوای نفستان کاری را در چشمتان آراست پس (کار من) شکیبی نیکو (خواهد بود)، باشد که خداوند همه آنان را به نزد من باز آورد، اوست که دانای فرزانه است؛ سوره یوسف، آیه۸۳.</ref>.
 
در [[روایات]]، صبر به اعتبار متعلَّق آن به [[صبر بر طاعت]]، صبر بر (ترک) [[معصیت]] و [[صبر بر مصیبت]] قسمت شده است<ref>التمحیص، ص۶۴.</ref>. در منابع تفسیری نیز از این سه گونه صبر یاد شده است<ref>برای نمونه: روح المعانی، ج ‌۲، ص۳۸۴؛ مواهب الرحمان، ج ‌۵، ص۱۲۲؛ مقتنیات الدرر، ج ‌۲، ص۱۷۲.</ref>.<ref>[[علی‌جان کریمی|کریمی، علی‌جان]]، [[صبر - کریمی (مقاله)|مقاله «صبر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص80-8۱.</ref>
 
الصبر «عِنْدَ الْمُصِیبَةِ»: یعنی وقتی [[مصیبت]] و بلایی بر انسان وارد شد صبر پیشه می‌کند و [[جزع]] و فزع ندارد؛ پس با [[استرجاع]] خودش را آرام می‌کند؛ [[خداوند]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ * الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}<ref>«و بی‌گمان شما را با چیزی از بیم و گرسنگی و کاستی دارایی‌ها و کسان و فرآورده‌ها می‌آزماییم، و شکیبایان را نوید بخش! * همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد می‌گویند: «انّا للّه و انّا الیه راجعون» (ما از آن خداوندیم و به سوی او باز می‌گردیم)» سوره بقره، آیه ۱۵۵-۱۵۶.</ref>؛ الصبر «عَلَی الطَّاعَةِ»: یعنی [[تکالیف]] سخت و شدید را با [[استقامت]] و [[پایداری]] انجام می‌دهد و از زیر آن فرار نمی‌کند؛ الصبر «عَنِ الْمَعْصِیَة»: یعنی وقتی با [[معصیت]] مواجه شد صبر می‌کند و [[خویشتنداری]] دارد. خداوند می‌فرماید: {{متن قرآن|قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ}}<ref>«به مردان مؤمن بگو دیدگان (از نگاه حرام) فرو دارند و پاکدامنی ورزند، این برای آنان پاک‌تر است، بی‌گمان خداوند از آنچه می‌کنند آگاه است» سوره نور، آیه ۳۰.</ref>.
 
از [[امام علی]]{{ع}} نیز [[روایت]] است که فرمود: {{متن حدیث|اَلصَّبْرُ، اِمّا صَبْرٌ علَی الْمُصِیبةِ، أَوْ علَی الطّاعةِ، أَوْ عَنِ الْمَعْصِیَةِ وَهذَا الْقِسْمُ الثّالِثُ أَعْلی دَرَجَةً مِنَ الْقِسْمَینِ الاَوَّلَیْنِ}}؛ صبر یا بر مُصیبت است، یا بر [[اطاعت خدا]]، یا در مقابل معصیت است، که قسم سوّم از دو قسم قبلی با ارزش‌تر است<ref>میزان الحکمه، نشر دفتر تبلیغات اسلامی، ج ۵، ۱۰۱۰۱.</ref>.
 
البته همه صبرها در یک مرتبه و [[میزان]] و [[ارزش]] نیست، بلکه برخی ارزشی‌تر است، چنان که [[امام علی]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|اَلصَّبْرُ عَلی طاعَةِ اللّهِ اَهْوَنُ مِنَ الصَّبْرِ عَلی عُقُوبَتِهِ}}؛ [[صبر بر طاعت]] [[خدا]]، از [[صبر]] بر [[عذاب]] او آسان‌تر است<ref>غرر الحکم، ج ۲، ۱۷۳۱.</ref>.
 
از [[امام زین العابدین]]{{ع}} نیز نقل شده که در [[وصیّت]] به فرزندش [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|یا بُنَیَّ اِصْبِرْ عَلی الْحَقِّ وَ اِنْ کانَ مُرّاً}}؛ در راه [[حق]]، صبر و [[بردباری]] داشته باش اگر چه تلخ باشد<ref>بحارالانوار، ج ۷۱، ص۷۷.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر ویژگی‌ها و آثار آن (مقاله)|صبر ویژگی‌ها و آثار آن]].</ref>


برخی [[آیات]] که به صبر سفارش کرده، مانند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}<ref> ای مؤمنان! شکیبایی ورزید و یکدیگر را به شکیب فرا خوانید و از مرزها نگهبانی کنید و از خداوند پروا بدارید باشد که رستگار شوید؛ سوره آل عمران، آیه۲۰۰.</ref> همۀ اقسام صبر را دربر می‌گیرد<ref> الوجیز، علی دخیل، ص۱۰۱.</ref> و چنان‌که گفته شده، مقصود از آن [[صبر]] بر [[دین‌مداری]]<ref>التبیان، ج ‌۳، ص۹۵؛ مجمع البیان، ج ‌۲، ص۹۱۸.</ref>، یعنی همان [[صبر بر طاعت]]، [[معصیت]] و [[مصیبت]] است<ref>المیزان، ج ‌۴، ص۹۱.</ref>، چنان که اطلاق آیاتی مانند {{متن قرآن|الصَّابِرِينَ وَالصَّادِقِينَ وَالْقَانِتِينَ وَالْمُنْفِقِينَ وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحَارِ}}<ref>«(همان) شکیبایان و راستگویان و فرمانپذیران و بخشندگان و آمرزش‌خواهان در سحرگاهان» سوره آل عمران، آیه ۱۷.</ref>،<ref>مواهب الرحمان، ج ‌۵، ص۱۲۲.</ref> {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلاَّ إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَيَمْشُونَ فِي الأَسْوَاقِ وَجَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَتَصْبِرُونَ وَكَانَ رَبُّكَ بَصِيرًا}}<ref> و پیش از تو پیامبران را نفرستادیم مگر آنکه بی‌گمان آنان خوراک می‌خورند و در بازارها راه می‌رفتند و شما را مایه آزمون یکدیگر کردیم (تا ببینیم) آیا شکیب می‌ورزید؟ و پروردگار تو بیناست؛ سوره فرقان، آیه۲۰.</ref>،<ref>المیزان، ج ‌۱۵، ص۱۹۴.</ref> {{متن قرآن|وَالَّذِينَ صَبَرُواْ ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُواْ الصَّلاةَ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلانِيَةً وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُوْلَئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ}}<ref> و آنان را که در پی خشنودی پروردگارشان شکیبایی پیشه می‌کنند و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه ما روزی آنان کرده‌ایم پنهان و آشکار می‌بخشند و به نیکی، بدی را دور می‌دارند؛ فرجام (نیک) آن سرای است؛ سوره رعد، آیه۲۲.</ref>.<ref>لمیزان، ج ‌۱۱، ص۳۴۳.</ref> و [[آیات]] {{متن قرآن| وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا  إِنَّهَا سَاءَتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا  وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَامًا  وَالَّذِينَ لا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ وَلا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ وَلا يَزْنُونَ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ يَلْقَ أَثَامًا  يُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِ مُهَانًا إِلاَّ مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلا صَالِحًا فَأُولَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا وَمَن تَابَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَابًا  وَالَّذِينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا  وَالَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْهَا صُمًّا وَعُمْيَانًا وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا أُوْلَئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلامًا }}<ref>« و آنان که می‌گویند: پروردگارا! عذاب دوزخ را از ما بگردان که عذاب آن همیشگی است.  بی‌گمان آن بدقرارگاه و (بد) جایگاهی است. و آنان که چون بخشش کنند نه گزافکاری می‌کنند و نه تنگ می‌گیرند و (بخشش آنها) میانگینی  میان این دو، است. و آنان که، با خداوند، خدایی دیگر را (به پرستش) نمی‌خوانند و انسانی را که خداوند (کشتنش را) حرام کرده است جز به حقّ نمی‌کشند و زنا نمی‌کنند و هر که چنین کند کیفر خواهد دید. روز رستخیز عذابش دو چندان می‌گردد و در آن (عذاب) به خواری جاوید می‌ماند. جز کسانی که توبه کنند و ایمان آورند و کاری شایسته کنند؛ که خداوند نیکی آنان را جانشین بدی‌هایشان می‌گرداند و خداوند آمرزنده بخشاینده است. و هر که توبه آرد و کرداری شایسته دارد بی‌گمان به سوی خداوند به بایستگی باز می‌گردد. و آنان که گواهی دروغ نمی‌دهند  و چون بر یاوه بگذرند بزرگوارانه می‌گذرند.  و آنان که هر گاه آیات پروردگارشان را به یادشان آورند ناشنیده و نادیده بر (پای) آنها نمی‌افتند.  و آنان که می‌گویند: پروردگارا! به ما از همسران و فرزندانمان روشنی دیدگان ببخش و ما را پیشوای پرهیزگاران کن. آنانند که غرفه (ی بهشت) را بر شکیبی که ورزیده‌اند پاداش می‌برند و در آن با خوشامد و درود روبه‌رو می‌گردند» سوره فرقان، آیه ۶۵-۷۵.</ref>، شامل هر سه قسم صبر می‌شود<ref>جوامع الجامع، ج ‌۳، ص۱۴۸؛ الکشاف، ج ‌۳، ص۲۹۷؛ کشف الاسرار، ج ‌۷، ص۷۱.</ref>.
برخی [[آیات]] که به صبر سفارش کرده، مانند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}<ref> ای مؤمنان! شکیبایی ورزید و یکدیگر را به شکیب فرا خوانید و از مرزها نگهبانی کنید و از خداوند پروا بدارید باشد که رستگار شوید؛ سوره آل عمران، آیه۲۰۰.</ref> همۀ اقسام صبر را دربر می‌گیرد<ref> الوجیز، علی دخیل، ص۱۰۱.</ref> و چنان‌که گفته شده، مقصود از آن [[صبر]] بر [[دین‌مداری]]<ref>التبیان، ج ‌۳، ص۹۵؛ مجمع البیان، ج ‌۲، ص۹۱۸.</ref>، یعنی همان [[صبر بر طاعت]]، [[معصیت]] و [[مصیبت]] است<ref>المیزان، ج ‌۴، ص۹۱.</ref>، چنان که اطلاق آیاتی مانند {{متن قرآن|الصَّابِرِينَ وَالصَّادِقِينَ وَالْقَانِتِينَ وَالْمُنْفِقِينَ وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحَارِ}}<ref>«(همان) شکیبایان و راستگویان و فرمانپذیران و بخشندگان و آمرزش‌خواهان در سحرگاهان» سوره آل عمران، آیه ۱۷.</ref>،<ref>مواهب الرحمان، ج ‌۵، ص۱۲۲.</ref> {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلاَّ إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَيَمْشُونَ فِي الأَسْوَاقِ وَجَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَتَصْبِرُونَ وَكَانَ رَبُّكَ بَصِيرًا}}<ref> و پیش از تو پیامبران را نفرستادیم مگر آنکه بی‌گمان آنان خوراک می‌خورند و در بازارها راه می‌رفتند و شما را مایه آزمون یکدیگر کردیم (تا ببینیم) آیا شکیب می‌ورزید؟ و پروردگار تو بیناست؛ سوره فرقان، آیه۲۰.</ref>،<ref>المیزان، ج ‌۱۵، ص۱۹۴.</ref> {{متن قرآن|وَالَّذِينَ صَبَرُواْ ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُواْ الصَّلاةَ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلانِيَةً وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُوْلَئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ}}<ref> و آنان را که در پی خشنودی پروردگارشان شکیبایی پیشه می‌کنند و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه ما روزی آنان کرده‌ایم پنهان و آشکار می‌بخشند و به نیکی، بدی را دور می‌دارند؛ فرجام (نیک) آن سرای است؛ سوره رعد، آیه۲۲.</ref>.<ref>لمیزان، ج ‌۱۱، ص۳۴۳.</ref> و [[آیات]] {{متن قرآن| وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا  إِنَّهَا سَاءَتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا  وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَامًا  وَالَّذِينَ لا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ وَلا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ وَلا يَزْنُونَ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ يَلْقَ أَثَامًا  يُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِ مُهَانًا إِلاَّ مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلا صَالِحًا فَأُولَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا وَمَن تَابَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَابًا  وَالَّذِينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا  وَالَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْهَا صُمًّا وَعُمْيَانًا وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا أُوْلَئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلامًا }}<ref>« و آنان که می‌گویند: پروردگارا! عذاب دوزخ را از ما بگردان که عذاب آن همیشگی است.  بی‌گمان آن بدقرارگاه و (بد) جایگاهی است. و آنان که چون بخشش کنند نه گزافکاری می‌کنند و نه تنگ می‌گیرند و (بخشش آنها) میانگینی  میان این دو، است. و آنان که، با خداوند، خدایی دیگر را (به پرستش) نمی‌خوانند و انسانی را که خداوند (کشتنش را) حرام کرده است جز به حقّ نمی‌کشند و زنا نمی‌کنند و هر که چنین کند کیفر خواهد دید. روز رستخیز عذابش دو چندان می‌گردد و در آن (عذاب) به خواری جاوید می‌ماند. جز کسانی که توبه کنند و ایمان آورند و کاری شایسته کنند؛ که خداوند نیکی آنان را جانشین بدی‌هایشان می‌گرداند و خداوند آمرزنده بخشاینده است. و هر که توبه آرد و کرداری شایسته دارد بی‌گمان به سوی خداوند به بایستگی باز می‌گردد. و آنان که گواهی دروغ نمی‌دهند  و چون بر یاوه بگذرند بزرگوارانه می‌گذرند.  و آنان که هر گاه آیات پروردگارشان را به یادشان آورند ناشنیده و نادیده بر (پای) آنها نمی‌افتند.  و آنان که می‌گویند: پروردگارا! به ما از همسران و فرزندانمان روشنی دیدگان ببخش و ما را پیشوای پرهیزگاران کن. آنانند که غرفه (ی بهشت) را بر شکیبی که ورزیده‌اند پاداش می‌برند و در آن با خوشامد و درود روبه‌رو می‌گردند» سوره فرقان، آیه ۶۵-۷۵.</ref>، شامل هر سه قسم صبر می‌شود<ref>جوامع الجامع، ج ‌۳، ص۱۴۸؛ الکشاف، ج ‌۳، ص۲۹۷؛ کشف الاسرار، ج ‌۷، ص۷۱.</ref>.
خط ۴۸: خط ۵۸:
# [[جهاد]]: {{متن قرآن|لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}<ref>نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راه‌ماندگان و کمک‌خواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات پردازد و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند؛ و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند؛ سوره بقره، آیه۱۷۷.</ref>؛ {{متن قرآن|فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُم بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَمَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُواْ مِنْهُ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ قَالُواْ لاَ طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاقُوا اللَّهِ كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ وَلَمَّا بَرَزُواْ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُواْ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ اللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُدُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا يَشَاء وَلَوْلاَ دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الأَرْضُ وَلَكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ}}<ref> و چون طالوت با سپاه (از شهر) بیرون رفت گفت: خداوند شما را به (آب) جویباری می‌آزماید، هر که از آن بنوشد از من نیست و هر که نخورد با من است مگر آنکه تنها کفی از آن برگیرد. باری، همه جز اندکی از آن نوشیدند و چون طالوت و مؤمنان همراه وی از آن گذشتند (همراهان سست ایمان طالوت که از آب نوشیده بودند) گفتند: امروز ما را تاب جالوت و سپاه وی نیست اما آنان که می‌دانستند خداوند را دیدار خواهند کرد گفتند: بسا گروهی اندک بر گروهی بسیار به اذن خداوند، پیروز شده است و خداوند با شکیبایان است. و چون با جالوت و سپاه وی رویاروی شدند گفتند: پروردگارا! ما را از شکیب، سرشار کن و گام‌های ما را استوار دار و ما را بر کافران پیروز گردان. پس آنان را به اذن خداوند تار و مار کردند و داود جالوت را کشت و خداوند به وی پادشاهی و فرزانگی ارزانی داشت و آنچه خود می‌خواست بدو آموخت، و اگر خداوند برخی مردم را با برخی دیگر باز نمی‌داشت، زمین تباه می‌گردید امّا خداوند بر جهانیان بخششی (بزرگ) دارد؛ سوره بقره، آیه ۲۴۹ - ۲۵۱.</ref> در این [[آیه]] از [[صابران]] در [[جهاد]]، با عبارت {{متن قرآن|حِينَ الْبَأْسِ}} تمجید شده است<ref>مجمع البیان، ج ‌۱، ص۴۷۸؛ منهج الصادقین، ج ‌۱، ص۳۷۲.</ref>؛
# [[جهاد]]: {{متن قرآن|لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}<ref>نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راه‌ماندگان و کمک‌خواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات پردازد و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند؛ و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند؛ سوره بقره، آیه۱۷۷.</ref>؛ {{متن قرآن|فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُم بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَمَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُواْ مِنْهُ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ قَالُواْ لاَ طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاقُوا اللَّهِ كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ وَلَمَّا بَرَزُواْ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُواْ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ اللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُدُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا يَشَاء وَلَوْلاَ دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الأَرْضُ وَلَكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ}}<ref> و چون طالوت با سپاه (از شهر) بیرون رفت گفت: خداوند شما را به (آب) جویباری می‌آزماید، هر که از آن بنوشد از من نیست و هر که نخورد با من است مگر آنکه تنها کفی از آن برگیرد. باری، همه جز اندکی از آن نوشیدند و چون طالوت و مؤمنان همراه وی از آن گذشتند (همراهان سست ایمان طالوت که از آب نوشیده بودند) گفتند: امروز ما را تاب جالوت و سپاه وی نیست اما آنان که می‌دانستند خداوند را دیدار خواهند کرد گفتند: بسا گروهی اندک بر گروهی بسیار به اذن خداوند، پیروز شده است و خداوند با شکیبایان است. و چون با جالوت و سپاه وی رویاروی شدند گفتند: پروردگارا! ما را از شکیب، سرشار کن و گام‌های ما را استوار دار و ما را بر کافران پیروز گردان. پس آنان را به اذن خداوند تار و مار کردند و داود جالوت را کشت و خداوند به وی پادشاهی و فرزانگی ارزانی داشت و آنچه خود می‌خواست بدو آموخت، و اگر خداوند برخی مردم را با برخی دیگر باز نمی‌داشت، زمین تباه می‌گردید امّا خداوند بر جهانیان بخششی (بزرگ) دارد؛ سوره بقره، آیه ۲۴۹ - ۲۵۱.</ref> در این [[آیه]] از [[صابران]] در [[جهاد]]، با عبارت {{متن قرآن|حِينَ الْبَأْسِ}} تمجید شده است<ref>مجمع البیان، ج ‌۱، ص۴۷۸؛ منهج الصادقین، ج ‌۱، ص۳۷۲.</ref>؛
# جهاد و [[هجرت]]: {{متن قرآن|ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ هَاجَرُواْ مِن بَعْدِ مَا فُتِنُواْ ثُمَّ جَاهَدُواْ وَصَبَرُواْ إِنَّ رَبَّكَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ}}<ref> سپس پروردگارت برای آنان که پس از آزار دیدن هجرت گزیدند آنگاه جهاد کردند و شکیبایی ورزیدند، بی‌گمان پس از آن آمرزنده‌ای بخشاینده است؛ سوره نحل، آیه۱۱۰.</ref> مقصود از {{متن قرآن|صَبَرُواْ}} [[صبر]] بر [[دین‌مداری]] و [[جهاد]]<ref>مجمع البیان، ج ‌۶، ص۵۹۸.</ref> و صبر پس از [[هجرت]] است<ref>المیزان، ج ‌۱۲، ص۳۵۶.</ref>. به‌طور کلی مراد از [[صبر بر طاعت]]، سهل‌انگار نبودن در [[انجام واجبات]] و [[مستحبات]] است<ref>التحقیق، ج ۶، ص۱۸۱.</ref>.<ref>[[علی‌جان کریمی|کریمی، علی‌جان]]، [[صبر - کریمی (مقاله)|مقاله «صبر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص8۲.</ref>
# جهاد و [[هجرت]]: {{متن قرآن|ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ هَاجَرُواْ مِن بَعْدِ مَا فُتِنُواْ ثُمَّ جَاهَدُواْ وَصَبَرُواْ إِنَّ رَبَّكَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ}}<ref> سپس پروردگارت برای آنان که پس از آزار دیدن هجرت گزیدند آنگاه جهاد کردند و شکیبایی ورزیدند، بی‌گمان پس از آن آمرزنده‌ای بخشاینده است؛ سوره نحل، آیه۱۱۰.</ref> مقصود از {{متن قرآن|صَبَرُواْ}} [[صبر]] بر [[دین‌مداری]] و [[جهاد]]<ref>مجمع البیان، ج ‌۶، ص۵۹۸.</ref> و صبر پس از [[هجرت]] است<ref>المیزان، ج ‌۱۲، ص۳۵۶.</ref>. به‌طور کلی مراد از [[صبر بر طاعت]]، سهل‌انگار نبودن در [[انجام واجبات]] و [[مستحبات]] است<ref>التحقیق، ج ۶، ص۱۸۱.</ref>.<ref>[[علی‌جان کریمی|کریمی، علی‌جان]]، [[صبر - کریمی (مقاله)|مقاله «صبر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص8۲.</ref>
بی‌گمان [[تکالیف]] را از آن سبب [[تکلیف]] گفته‌اند که انجام آن هماره همراه با کلفت و [[سختی]] است. انجام [[اعمال عبادی]] چون [[نماز]] و [[روزه]] و [[حج]] و [[جهاد]] و [[زکات]] و [[خمس]] نیازمند تحمل فشارهایی است که شخص می‌‌بایست در تن و روان و [[مال]] و عرض تحمل کند. انجام اعمال عبادی و [[تکالیف الهی]] به ویژه در شرایط متغیر [[سنی]]، بدنی، روانی، محیطی، [[اجتماعی]]، جغرافیایی و مانند آنها، هماره سخت و دشوار است. البته خدا در [[فرایض]] و [[واجبات]] و همچنین [[محرمات]] بر آن شده است تا تکالیفی را وضع کند که [[اکثریت]] و بیشتری [[مردم]] [[استطاعت]] انجام آن را دارند. از همین روست که خدا در [[قرآن]] می‌‌فرماید: {{متن قرآن|لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا}}؛ خدا نفسی را بیش از وسعش تکلیف نمی‌کند<ref>بقره، آیه ۲۸۶ و ۲۳۳؛ انعام، آیه ۱۵۲؛ اعراف، آیه ۴۲.</ref>.
بنابراین، حتی اگر شرایط چهارگانه [[عقل]] و [[قدرت]] و [[علم]] و [[بلوغ]] فراهم نباشد، تکلیفی بر [[بنده]] نیست؛ از همین روست که [[مجنون]]، [[ناتوان]]، [[جاهل]] و نابالغ را تکلیفی نیست؛ چنان که اگر شخص [[توانایی]] و استطاعت انجام کاری را نداشته باشد، مانند کسانی که مریض و [[بیمار]] هستند، تکلیف از ایشان ساقط است. در [[آیات]] و [[روایات]] بسیاری از مصادیق «[[رفع القلم]]» یعنی برداشته شدن تکلیف از افراد سخن به میان آمده است؛ چنان که مصادیقی نیز برای [[سقوط]] یا تعطیلی موقت یا دایمی تکالیف نسبت به افراد یا شرایط سخن گفته شده است. به عنوان نمونه روزه از مریض و مسافر و [[اذیت]] حیض برداشته شده و شخص می‌‌بایست در زمانی دیگر آن را به جا آورد؛ چراکه [[احکام الهی]] برای این نیست که شخص را در [[عسر و حرج]] قرار دهد، بلکه همه [[احکام]] نه تنها [[سمحه و سهله]] هستند، بلکه به آسان و [[یسر]] برای [[توده]] مردم قابل [[اطاعت]] و انجام است.<ref>بقره، آیات ۱۸۵ و ۲۰۳.</ref>
به هر حال، انجام [[تکالیف]] و [[فرایض الهی]] دارای [[مشقت]] و کلفت است؛ به ویژه آنکه ممکن است کسانی شرایطی را فراهم آورند که انجام تکالیف سخت‌تر و دشوارتر شود، چنان که [[تمسخر]] و [[استهزاء]] [[دشمنان]] و [[کافران]] و [[منافقان]] از انجام فرایضی چون [[نماز]] و [[روزه]] یا [[حجاب]] و [[خمس]] و [[زکات]] و [[جهاد]] موجب شود تا [[انسان]] از نظر [[روحی]] و روانی تحت فشار قرار گیرد. در این جا است که [[اطاعت]] از [[اوامر و نواهی الهی]] نیازمند [[صبر]] است؛ زیرا لازم است تا آستانه تحمل [[آدمی]] بالا باشد و با [[شکیبایی]] [[اعمال]] کلفت آمیز را انجام دهد و نقشه دشمنان را نیز نقش بر آب کند<ref>انفال، آیه ۴۶.</ref>.
از این [[آیه]] به دست می‌‌آید که انجام [[اعمال عبادی]] فردی در گوشه ای ممکن است، آسان باشد؛ اما اقامه [[اجتماعی]] آن سخت و دشوار است و لازم است تا انسان در زمره [[صابران]] باشد تا بتوانند با [[تعاون]] با یک دیگر از [[مشکلات]] عبور کرده و در برابر [[دشمن]] [[شکست]] نخورند یا شکسته و [[خوار]] نشوند.
اصولا [[اطاعت از خدا]] جز از طریق [[اطاعت از رسول]] [[الله]]{{صل}} شدنی نیست<ref>انفال، آیه ۴۶.</ref>. از این روست که در [[قرآن]] بیان می‌‌شود که هر کسی بخواهد ارتباط با خدای محبوب برقرار کند می‌‌بایست با ارتباط با [[حبیب خدا]] [[پیامبر]]{{صل}} و [[اتباع]] و اطاعت از او به این [[هدف]] برسد<ref>آل عمران، آیات ۳۱ و ۳۲.</ref>.
بی‌گمان گذشت از [[مال]] و [[ثروت]] و [[بخشش]] و [[احسان]] آن در قالب انفاقات [[واجب]] و [[مستحب]] یکی از مسایلی است که جز با صبر امکان تحقق و انجام آن نیست تا جایی که گفته‌اند برخی از جانشان می‌‌گذرند، ولی از مالشان نمی‌گذرند. اما [[مؤمنان]] به [[خدا]] و [[اسلام]]، نه تنها از مال و جانشان می‌‌گذرند، بلکه در [[ایمان]] و اسلام از همه چیز چون [[اباعبدالله الحسین]]{{ع}} و دیگر [[پیشوایان]] [[عصمت]] و [[طهارت]] می‌‌گذرند. خدا در قرآن می‌‌فرماید: گذشت از مال و دادن [[زکات]] نیازمند [[صبر]] است<ref>آل عمران، آیه ۱۸۶.</ref>؛ طبق [[روایت]] نقل شده از [[امام رضا]]{{ع}} مقصود از «لتبلونّ فی أموالکم» [[اخراج]] و [[پرداخت زکات]] است<ref>تفسیر نورالثقلین، ج ۱، ص۴۲۱، ح ۴۷۴.</ref>.
از نظر [[آموزه‌های وحیانی قرآن]]، انجام هر عمل [[عبادی]] و [[تکالیف]] در راستای [[اطاعت از خدا]]، نیازمند صبر و صبوری است. در این میان انجام برخی از [[اعمال عبادی]]، سخت‌تر و نیازمند صبر است؛ چنان که [[اقامه نماز]] به ویژه در شکل [[اجتماعی]] و [[جماعت]] آن سخت‌تر و دشوارتر و نیازمند صبوری است<ref>هود، آیات ۱۱۴ و ۱۱۵؛ طه، آیات ۱۳۰ تا ۱۳۲.</ref>.
اصولا فعالیت‌های اجتماعی نیازمند صبر و آستانه تحمل بالا است؛ زیرا می‌‌بایست در برابر کنش‌ها و واکنش‌های نابخردان و [[جاهلان]] [[انسان]] [[قوی]] و [[پایدار]] باشد و زود عصبانی نشده و از کوره در نرود و تا پایان کار [[استقامت]] ورزد. از همین روست که [[امر به معروف]] به عنوان یک عمل اجتماعی، درپی دارنده [[مشکلات]] و نیازمند صبر و [[شکیبایی]] است<ref>لقمان، آیه ۱۷.</ref>؛ از [[امیرمؤمنان]]{{ع}} نقل شده که درباره «واصبر علی ما أصابک» فرمود: مقصود صبر در برابر [[مشقّت]] و اذیّتهایی است که در [[امر به معروف و نهی از منکر]] به انسان می‌‌رسد<ref>مجمع البیان، ج ۷ ـ ۸، ص۵۰۰.</ref>.
در [[قرآن]] بیان شده که انجام [[فریضه]] امر به معروف و نهی از منکر که سفارش [[خدا]] و [[پیامبران]] است؛ نیازمند صبری بزرگ و [[عزم]] [[استوار]] و جدی است؛ چنان که [[لقمان حکیم]] این نکته را به فرزندش توجه می‌‌دهد که بدون صبر در [[مقام]] عزم الامور نمی‌توان در این فریضه اساسی و اصلی موفق شد<ref>لقمان، آیات ۱۳ و۱۷.</ref>.
باید توجه داشت که آزمون‌های [[الهی]] از موارد صبر و [[خویشتن داری]] است؛ زیرا بدون صبر نمی‌توان از [[آزمون‌های الهی]] سربلند و موفق بیرون آمد<ref>بقره، آیات ۱۵۵ و ۲۴۹؛ آل عمران، آیه ۱۸۶؛ فرقان، آیه ۲۰.</ref>. برخی از [[امتحانات الهی]] سخت‌تر از برخی دیگر است؛ چنان که [[امتحان]] [[ذبح]] برای ذابح و ذبیح سخت و نیازمند صبوری است<ref>صافات، آیات ۱۰۱ تا ۱۰۶.</ref>. [[خدا]] در [[قرآن]]، پیشه کردن [[صبر]] در برابر [[آزمایشهای الهی]] و آزارهای [[دشمنان]] مورد [[تشویق]] قرار می‌‌دهد<ref>آل عمران، آیه ۸۶.</ref>؛ چراکه صبر در [[امتحان الهی]] شرط ورود به [[بهشت]] است<ref>بقره، آیه ۲۱۴.</ref>.
[[ایمان]] به عنوان یک عمل شخصی و رابطه میان شخص با خدا، ممکن است چنان دشوار نباشد، اما ایمان در ساختار [[اجتماعی]] هماره سخت و دشوار است؛ زیرا [[ایمان حقیقی]] که در [[رفتار شخصی]] و اجتماعی بروز و ظهور می‌‌کند، روابط میان فردی و اجتماعی و [[سیاسی]] شخص را نیز تحت تاثیر شدید قرار می‌‌دهد؛ زیرا شخص می‌‌خواهد [[اعتقادات]] و باورهای خویش را در [[سبک زندگی]] ظهور دهد. همین امر موجب تنش با دیگرانی می‌‌شود که خواهان سبک دیگری هستند. بنابراین، نمی‌توان گفت که ایمان نیازمند به صبر ندارد، بلکه ایمان حقیقی تنها در [[سایه]] صبر و [[استقامت]] می‌‌تواند باقی و برقرار باشد. از همین روست که در قرآن بیان شده که ایمان به [[آیات الهی]] و [[ثبات قدم]] بر آن نیازمند صبر مضاعف است<ref>اعراف، آیه ۱۲۶.</ref>؛ زیرا «افراغ» به معنای فرو ریختن است <ref>مفردات، ص۶۳۲، «فرغ».</ref> و در [[آیه]] یاد شده استعاره از کثرت و زیادی است<ref>روح المعانی، ج ۶، جزء ۹، ص۴۳.</ref>.
البته [[تغییر]] [[شریعت]] برای کسانی که بر [[شرایع]] پیشین بودند، سخت‌تر از دیگرانی است که شریعتی نداشته‌اند. از همین روست که خدا برای کسانی که از شرایع قبلی به شریعت آخرین ایمان می‌‌آورند، [[پاداش]] مضاعفی برای صبر مضاعف ایشان قرار داده است<ref>قصص، آیه ۵۴.</ref>؛ زیرا مقصود از «بما صبروا» صبر [[مؤمنان]] [[اهل کتاب]] بر ایمان به [[دین]] خودشان و [[ایمان به پیامبر]] [[اسلام]]{{صل}}است<ref>مجمع البیان، ج ۷ – ۸، ص۴۰۳.</ref>.
[[اهل]] ایمان می‌‌بایست در برابر فشارهایی متعدد و متنوع از جهات گوناگون و مختلف صبر ورزند؛ زیرا افزون بر فشار [[تکالیف]]، می‌‌بایست در برابر سخنان و استهزاهای [[سفیهان]] و [[جاهلان]] از دشمنان نیز صبر کنند و دست از [[ایمان]] و [[اعتقادات]] و [[اعمال عبادی]] بر ندارند.<ref>مؤمنون، آیات ۱۰۸ تا ۱۱۰.</ref> به عنوان نمونه وقتی [[پیامبر]]{{صل}} [[تغییر قبله]] را اعلام می‌‌کند، از هر سو تحت فشار قرار می‌‌گیرد و افزون بر [[مشرکان]] و [[کافران]]، حتی [[اهل کتاب]] نیز ایشان را [[اذیت]] و [[آزار]] کرده و تغییر قبله را از سوی ایشان به [[تمسخر]] می‌‌گیرند. [[صبر]] آن حضرت{{صل}} و [[مؤمنان]] موجب شد تا ایشان بتوانند از این فشارهای سهمگین عبور کنند و [[هویت فرهنگی]] و شاخصه [[اجتماع]] [[اسلامی]] را [[حفظ]] و تقویت کنند.
در [[حقیقت]] عبور از [[مشکلات]] و تحریم‌ها و اذیت و آزارهای [[دشمنان]] نیازمند صبر و [[شکیبایی]] و [[استقامت]] [[امام]] و [[امت]] است<ref>آل عمران، آیه ۱۸۶؛ انعام، آیه ۳۴؛ ابراهیم، آیه ۱۲؛ نحل، آیه ۱۲۶.</ref>.
از نظر [[قرآن]]، اموری چون [[تبلیغ دین اسلام]]<ref>یونس، آیه ۹؛ نحل، آیه ۱۲۷.</ref>، [[تبلیغ]] قرآن<ref>نساء، آیات ۲۳ و ۲۴.</ref>، تبلیغ [[نماز]]<ref>طه، آیه ۱۳۲.</ref>، [[تعلم]] و [[یادگیری]] [[علوم]]<ref>کهف، آیات ۶۶ تا ۶۹.</ref>، [[تهجد]] وشب زنده داری<ref>فرقان، آیات ۶۳ و ۷۵.</ref>، [[رفتار مسالمت‌آمیز]]، رعایت [[اعتدال]]<ref>همان.</ref>، [[تواضع]] و [[فروتنی]]<ref>همان.</ref>، [[جهاد در راه خدا]]<ref>آل عمران، آیه ۲۰۰؛ بقره، آیات ۱۵۳ و ۱۵۴ و ۱۵۵ و ۱۷۷ و ۲۴۹ و ۲۵۰.</ref> [[رهبری]] امت<ref>یونس، آیه ۱۰۹؛ سجده، آیه ۲۴.</ref>، تحمل [[شکنجه]] [[دشمن]]<ref>نحل، آیه ۱۱۰.</ref>، [[عفو و گذشت]] از دشمن<ref>نحل، آیات ۱۲۶ و۱۲۷.</ref>، [[قطع رابطه]] با دشمنان و [[بیگانگان]] <ref>آل عمران، آیات ۱۱۸ تا ۱۲۰.</ref>، گذشت از [[مادیات]]<ref>آل عمران، آیات ۱۴ تا ۱۷؛ نحل، آیات ۹۵ و ۹۶.</ref>، گذشت و [[عفو]] کریمانه<ref>فرقان، آیات ۷۲ و ۷۵.</ref>، [[هجرت]]<ref>نحل، آیه ۱۱۰؛ زمر، آیه ۱۰.</ref>، [[وفای به عهد]]<ref>نحل، آیات ۹۵ و ۹۶.</ref>، [[معاشرت]] با [[فقیران]]<ref>کهف، آیه ۱۲۸.</ref> و مانند آنها نیازمند صبر است<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[موارد سه گانه صبر در قرآن (مقاله)|موارد سه گانه صبر در قرآن]].</ref>.


=== صبر بر ترک معصیت ===
=== صبر بر ترک معصیت ===
خط ۵۳: خط ۹۳:


=== صبر بر مصیبت ===
=== صبر بر مصیبت ===
[[انسان]] در برابر [[مصیبت‌ها]] و [[سختی‌های زندگی]] می‌‌تواند دو شیوه متفاوت در پیش گیرد:
# صبر کرده و با آن به شکلی کنار آید تا بتواند از آن [[مصیبت]] بهره گیرد یا آن مصیبت به آسانی بگذرد بی‌آنکه در راه رسیدن به [[هدف]] اصلی مانعی شود؛
# فزع و بی‌تابی کند و واکنش‌های عصبی و هیجانی از خود بروز دهد و [[نومید]] شود. [[حزن]] و [[اندوه]] از دست دادن، او را چنان دربرگیرد که از هرگونه حرکت و اقدامی برای جبران یا بهبود یا [[تغییر]] اوضاع دست بردارد.
بی‌گمان روش نخست بهتر است؛ زیرا تا زمانی که [[مرگ]] نرسیده هر چیزی قابل جبران است اما بی‌تابی و فزع به معنای پذیرش [[شکست]] بدون جبران است، به طوری که شخص را از همه چیز [[محروم]] می‌‌کند و افزون بر مصیبت، مصیبت دیگری را خود رقم می‌‌زند که سنگین‌تر و سخت‌تر از مصیبت پیشین است<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[هفتاد اثر صبر در زندگی (مقاله)|هفتاد اثر صبر در زندگی]].</ref>.
در دسته دیگری از [[آیات]]، مقصود از [[صبر]]، [[شکیبایی]] هنگام [[مصیبت]] و [[پیشامدهای ناگوار]] روحی، جسمی و طبیعی است، چنان‌که در این [[آیه]] به آنها اشاره شده است: {{متن قرآن|وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمْوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}<ref> و بی‌گمان شما را با چیزی از بیم و گرسنگی و کاستی دارایی‌ها و کسان و فرآورده‌ها می‌آزماییم، و شکیبایان را نوید بخش! همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد می‌گویند: ما از آن خداوندیم و به سوی او باز می‌گردیم؛ سوره بقره، آیه ۱۵۵ - ۱۵۶.</ref> بیان نشدن متعلَّق [[بشارت]] به [[صابران]]، بر اهمیت و جایگاه بلند آن دلالت دارد<ref>المیزان، ج ‌۱، ص۳۵۳.</ref>.
در دسته دیگری از [[آیات]]، مقصود از [[صبر]]، [[شکیبایی]] هنگام [[مصیبت]] و [[پیشامدهای ناگوار]] روحی، جسمی و طبیعی است، چنان‌که در این [[آیه]] به آنها اشاره شده است: {{متن قرآن|وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمْوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}<ref> و بی‌گمان شما را با چیزی از بیم و گرسنگی و کاستی دارایی‌ها و کسان و فرآورده‌ها می‌آزماییم، و شکیبایان را نوید بخش! همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد می‌گویند: ما از آن خداوندیم و به سوی او باز می‌گردیم؛ سوره بقره، آیه ۱۵۵ - ۱۵۶.</ref> بیان نشدن متعلَّق [[بشارت]] به [[صابران]]، بر اهمیت و جایگاه بلند آن دلالت دارد<ref>المیزان، ج ‌۱، ص۳۵۳.</ref>.
   
   
خط ۶۰: خط ۱۰۶:


البته همیشه هم از جانب مخالفان [[اعتقادی]] یا [[فکری]] نیست، بلکه گاهی [[همراهی با مؤمنان]] [[تهیدست]] نیز به [[شکیبایی]] نیاز است، از همین رو [[خدا]] به [[رسول اکرم]]{{صل}} [[فرمان]] داد در [[همراهی]] با آنان [[شکیبا]] باش و به انگیزه طلب [[زیور]] [[دنیا]]، دیدگان از آنان برمگیر: {{متن قرآن|وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا}}<ref>«و با آنان که پروردگار خویش را سپیده‌دمان و در پایان روز به شوق لقای وی می‌خوانند خویشتنداری کن و دیدگانت از آنان به دیگران دوخته نشود که زیور زندگی این جهان را بجویی و از آن کس که دلش را از یاد خویش غافل کرده‌ایم و از هوای (نفس) خود پیروی کرده و کارش تباه است پیروی مکن» سوره کهف، آیه ۲۸.</ref>.<ref>[[علی‌جان کریمی|کریمی، علی‌جان]]، [[صبر - کریمی (مقاله)|مقاله «صبر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص8۲-84.</ref>
البته همیشه هم از جانب مخالفان [[اعتقادی]] یا [[فکری]] نیست، بلکه گاهی [[همراهی با مؤمنان]] [[تهیدست]] نیز به [[شکیبایی]] نیاز است، از همین رو [[خدا]] به [[رسول اکرم]]{{صل}} [[فرمان]] داد در [[همراهی]] با آنان [[شکیبا]] باش و به انگیزه طلب [[زیور]] [[دنیا]]، دیدگان از آنان برمگیر: {{متن قرآن|وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا}}<ref>«و با آنان که پروردگار خویش را سپیده‌دمان و در پایان روز به شوق لقای وی می‌خوانند خویشتنداری کن و دیدگانت از آنان به دیگران دوخته نشود که زیور زندگی این جهان را بجویی و از آن کس که دلش را از یاد خویش غافل کرده‌ایم و از هوای (نفس) خود پیروی کرده و کارش تباه است پیروی مکن» سوره کهف، آیه ۲۸.</ref>.<ref>[[علی‌جان کریمی|کریمی، علی‌جان]]، [[صبر - کریمی (مقاله)|مقاله «صبر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص8۲-84.</ref>
براساس [[آموزه‌های قرآنی]] انسان در برابر سه نوع از دشواری‌های گوناگون نه تنها باید صبر کند، بلکه باید [[حلم]] بورزد و شکل کمالی صبر را به نمایش گذارد.این [[دشواری‌ها]] عبارت‌اند از: ۱. [[تکالیف شرعی]] و [[واجبات الهی]] که برای دست یابی به [[رشد]] و [[کمالات]] باید آنها را انجام دهد و همه شرایط تحقق و موانع پیش روی [[تکالیف]] و انجام آن را بردارد که گاه نیازمند [[ایثار]] و [[انفاق]] [[مالی]] و جانی و عرضی است. به عنوان نمونه [[جهاد نظامی]] و [[روزه]] نیازمند [[ایثار]] [[جان]] و [[مال]] و [[اسارت]] و [[ذلت]] [[خویشان]] و مانند آن است؛ ۲. [[ترک معصیت]] که خود یکی از سخت‌ترین [[آزمون]]‌هاست؛ زیرا در بیشتر موارد ترک و اجتناب، ناظر به اموری چون ترک [[شهوت]] و [[غضب]] است که بسیار سخت و دشوار است؛ چراکه [[هواهای نفسانی]] و خواسته‌های درونی [[دوست]] ندارد که شهوت‌های غذایی و جنسی و اعتباری چون [[مقام]] و منصب و [[پول]] و [[ثروت]] و [[قدرت]] را کنار بگذاریم و به عنوان [[محرمات]] آنها را انجام ندهیم. بگذریم از [[دشمن]] درونی که [[ابلیس]] و [[شیاطین]] پیروش هستند و همیشه با [[وسوسه]] بر آن هستند که [[انسان]] شهوتی را انجام دهد که مطابق طبع، [[غریزه]]، خواسته [[نفسانی]] و هواهای آن است.۳. [[آزمون‌های الهی]] که در دو شکل [[شر]] و خیر بروز می‌‌کند و انسان را به اشکال گوناگون به [[بازی]] می‌‌گیرد تا سیه روی شود هر که در او [[غش]] باشد و تنها [[اهل]] [[خلوص]] سربلند از این [[آزمون الهی]] بیرون آیند.
[[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} براساس [[آموزه‌های قرآنی]] به این سه نوع دشواری و صبردر برابر آنها اشاره می‌‌کند و می‌‌فرماید: {{متن حدیث|اَلصَبرُ ثَلاثَةٌ: صَبرٌ عِندَ المُصيبَةِ، وَ صَبرٌ عَلَي الطاعَةِ وَ صَبرٌ عَنِ المَعصيَةِ}}؛ [[صبر]] سه نوع است: صبر در هنگام [[مصیبت]]، [[صبر بر طاعت]] و صبر بر [[ترک گناه]]<ref>کافی، ج۲، ص۹۱، ح۱۵.</ref>.
[[صابر]] با تاب‌آوری و بی‌تابی نکردن در برابر این امور سه گانه نشان می‌‌دهد که [[اهل صبر]] است. نشانه‌های وجودی صبر در انسان نیز این است که [[پیامبر]]{{صل}} می‌‌فرماید: {{متن حدیث|عَلامَهًْ الصابِرِ في ثَلاثٍ: اوَلُ‌ها ان لايَكسِلَ، وَالثانيَهًْ ان لايَضجَرَ، وَالثالِثَهًْ ان لايَشكُوَ مِن رَبِهِ تَعالي؛ لاِنَهُ إذا كَسِلَ فَقَد ضَيَعَ الحَقَ، وَ إذا ضَجِرَ لَم يُوَدِ الشُكرَ، وَإذا شَكا مِن رَبِهِ عَزَوَجَلَ فَقَد عَصاهُ}}؛ شخص صبور سه نشانه دارد: اول آنکه [[سستی]] نمی‌کند، دوم آنکه افسرده و دلتنگ نمی‌شود و سوم آنکه از [[پروردگار]] خود شِکوه نمی‌کند؛ زیرا اگر [[سستی]] کند، [[حق]] را ضایع کرده و اگر افسرده و دلتنگ باشد [[شکر]] نمی‌گذارد و اگر از پروردگارش [[شکوه]] کند او را [[معصیت]] کرده است<ref>علل الشرایع، ج۲، ص۴۹۸، ح۱.</ref>.
[[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} نیز می‌‌فرماید: {{متن حدیث|اَلصَبرُ اَن يَحتَمِلَ الرَجُلُ ما يَنوبُهُ وَ يَكظِمَ ما يُغضِبُهُ}}؛ [[صبر]] آن است که [[انسان]] [[گرفتاری]] و مصیبتی را که به او می‌‌رسد تحمل کند و [[خشم]] خود را فرو خورد.<ref>غررالحکم، ج۲، ص۶۹، ح۱۸۷۴.</ref>.
البته در برخی از موارد فراتر از صبر لازم است که انسان از [[حلم]] برخوردار باشد که اوج و درجه کمالی صبر است. حلم زمانی پدید می‌‌آید که عقلانیت و جزمیات و ذهنیات و [[حکمت]] عقلانی با [[حکمت عملی]] و [[عزم]] و [[اراده قوی]] جمع شود. اگر این حلم با [[علم]] همراه شود می‌‌توان گفت که همه موفقیت‌ها تثیبت شده خواهد بود.
به هر حال با توجه به شرایط [[زندگی]] [[بشر]] در [[دنیا]]، لازم است که [[انسان]] به مهم‌ترین صفت و [[سلاح]] زندگی یعنی صبر مجهز شود؛ چراکه حتی [[علم‌آموزی]] و [[رفتار]] ساده و طبیعی در زندگی به این عنصر و صفت [[الهی]] متکی و متوقف است<ref>کهف، آیات ۶۷ و ۷۲ و ۷۵.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عوامل ایجاد صبر و بردباری (مقاله)|عوامل ایجاد صبر و بردباری]].</ref>


== مراتب صبر ==
== مراتب صبر ==
خط ۶۵: خط ۱۲۳:


پس باید گفت که صبر سه مرتبه دارد که شامل صبر [[علم]] الیقینی، صبر عین الیقینی و صبر [[حق]] الیقینی است. بنابراین، [[برترین]] درجات و مراتب صبر را باید صبر اخیر دانست که همان صبر جمیل است<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref>.
پس باید گفت که صبر سه مرتبه دارد که شامل صبر [[علم]] الیقینی، صبر عین الیقینی و صبر [[حق]] الیقینی است. بنابراین، [[برترین]] درجات و مراتب صبر را باید صبر اخیر دانست که همان صبر جمیل است<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref>.
=== [[گرایش فطری]] [[انسان]] به [[حقایق]] ===
از نظر قرآن، انسان دارای [[فطرت الهی]] است که [[توانایی]] [[شناختی]] و گرایشی خاصی به او می‌‌دهد تا در مسیر [[هدایت]] قرار گرفته و به تمامیت کمالی بایسته و شایسته خویش برسد؛ البته همه موجودات ازاین [[هدایت فطری]] و [[حجت باطنی]] [[تکوینی]] برخوردار هستند و اختصاصی به انسان ندارد، ولی سطح این توانایی در انسان بسیار عالی‌تر و [[برتر]] از هر مخلوق دیگری است؛ زیرا انسان برای [[خلافت الهی]] [[انتخاب]] و [[گزینش]] شده است؛ بنابراین، برای آنکه بتواند دیگر [[مخلوقات]] هستی را بر اساس «[[تسخیر]]» [[مدیریت]] کرده و در [[مقام]] مظهریت در خلافت الهی، پروردگاری و [[ربوبیت]] کند، لازم است تا در چنین سطح عالی از [[شناخت]] و [[گرایش]] قرار گیرد که سطح عالی تری برای مخلوقات نیست<ref>طه، آیه ۵۰؛ بقره، آیات ۳۰ تا ۳۴؛ لقمان، آیه ۲۰؛ هود، آیه ۶۱.</ref>.
از نظر [[آموزه‌های وحیانی قرآن]]، [[نفس انسانی]] در مرتبه [[قلب]] و فؤاد از این توانایی [[فطری]] برخوردار است تا ضمن [[شناخت حق]] از [[باطل]] و مصادیق آنها، به [[حق]] و مصادیق آن گرایش یافته و از باطل و مصادیق آن گریزش داشته باشد؛ بنابراین، به طور فطری [[عدالت]]، [[صداقت]]، [[امانت]]، [[ایمان]]، [[شکر]]، و مانند آنها را می‌‌شناسد و از اضداد آنها یعنی [[ظلم]] و [[دروغ]] و [[خیانت]] و [[کفر]] و [[کفران]] و مانند آنها گریزش دارد.
البته باید توجه داشت که اضداد [[حق]]، که همان [[باطل]] است، چیزی جز امر «عدم» نیست که [[تظاهر]] به «وجود» می‌‌کند و خود را در تظاهری «آب» نشان می‌‌دهد که در [[حقیقت]] «سراب» است که در حالت توهم شکل می‌‌گیرد. پس وقتی ما از ظلم سخن به میان می‌‌آوریم می‌‌بایست نسبت میان آنها در سطح نقیضین بدانیم؛ زیرا مراد از اضدادی چون ظلم و [[کذب]] و خیانت در برابر [[عدالت]] و [[صداقت]] و [[امانت]]، چیزی جز «لا عدل» و «لا صدق» و «لا امانت» نیست. در حقیقت آنچه اضداد حق می‌‌دانیم، همان نقیض آنهاست و گویی می‌‌بایست گفت نسبت میان آنها همان «لاوجود» در برابر «وجود» است؛ از همین روست که وقتی [[کافران]] دنبال «سراب» می‌‌روند، چیزی را نمی‌یابند و وجدان تحقق نمی‌یابد؛ زیرا باطل اصلا «وجود» ندارد و «لاوجود» است و آن چیزی که در هستی «وجود» دارد و [[انسان]] آن را به عنوان «وجدان» می‌‌یابد و از وجودش [[آگاه]] می‌‌شود، همان [[وجود خدا]] است که وجود [[حقیقی]] است<ref>نور، آیه ۳۹.</ref>.
بنابراین، از نظر [[قرآن]]، انسان به سبب [[سلامت]] [[فطرت]] و نفس و [[قلب سالم]] و [[سلیم]]، حقیقت را می‌‌شناسد و بدان [[گرایش]] دارد و باطل را به عنوان عدم حقانیت نمی‌پذیرد و از آن گریزش دارد؛ زیرا آن را توهم و تخیل می‌‌شمارد که «[[سلطان]]» برای وجود و حقانیت آن نیست.
البته از نظر قرآن، نفس وقتی از حالت استوا و [[اعتدال]] ذاتی و [[فطری]] و [[تکوینی]] خویش خارج شود و [[تغییر]] یابد و در حقیقت به تعبیر [[قرآنی]]، [[دفن]] و [[دسیسه]] و طبع و ختم شود، دیگر نمی‌تواند کارکردهای فطری خودش را داشته باشد. این گونه است که دچار عدم [[شناخت]] و گرایش وارونه می‌‌شود؛ زیرا دیگر [[تفقه]] و [[تعقل]] ندارد<ref>شمس، آیات ۷ تا ۱۰؛ بقره، آیات ۷ تا ۱۸؛ اعراف، آیه ۱۷۹؛ رعد، آیه ۱۱؛ انفال، آیه ۵۳.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر بر حق از نظر قرآن (مقاله)|صبر بر حق از نظر قرآن]].</ref>
=== [[صبر]]، [[استقامت بر حق]] در شرایط عذاب ===
«صبر» میوه تلخ گیاهی در بیابان است که دارای مصارف دارویی و درمانی است. [[مرگ]] صبر، کشتن شخص با عذاب و [[شکنجه]] سخت و تلخ و دردناک است که در [[اسلام]] از آن [[نهی]] شده است؛ زیرا اگر کسی را بخواهند بکشند او را خلاص کنند نه آنکه او را با شکنجه و عذاب چنان بیازارند که از مرگ به سراغ بیاید.
از نظر [[آموزه‌های وحیانی قرآن]]، [[انسانی]] از [[خسران]] و [[زیان]] [[ابدی]] رها خواهد شد که در عصر کوتاه [[زندگی دنیوی]] در [[زمین]] بتواند به چهار عمل اصلی [[ایمان به خدا]] و [[عمل صالح]] بپردازد و دیگران را به حق و صبر [[دعوت]] کند<ref>سوره عصر، آیات ۱ تا ۳.</ref>.
مراد از این صبر آن است که [[انسان]] [[سختی‌ها]] را برای [[احقاق حق]] تحمل کرده و دیگران را به آن توصیه کند؛ زیرا آن چه اصالت دارد، [[شناخت حق]] و استقامت بر آن است؛ زیرا این گونه انسان در مسیر کمالی قرار می‌‌گیرد که برای آن [[خلق]] شده است. صبر و [[شکیبایی]] زمانی لازم است که فشار درونی یا بیرونی بسیار سنگین و سخت و دشوار باشد. در این شرایط هر چند که شخص فشار سهمگینی را بر خود [[احساس]] می‌‌کند، اما آستانه تحمل آن بالا است و به [[جزع]] و فزع نمی‌افتد و واکنش‌های تند عصبی و غیر [[متعادل]] از او صادر نمی‌شود؛ البته این بدان معنا نیست که هیچ بروز و ظهوری در جسم و بدن شخص نداشته باشد، بلکه ممکن است در همان هنگامه صبر، آهی داشته باشد و اشکی از دیدگان فرو ریزد یا چهره درهم شود و بشاشت خود را از دست دهد؛ اما با این همه گفتار یا کرداری یا [[رفتاری]] نخواهد داشت که بیانگر خروج از [[اعتدال]] و [[تعادل]] و استوا باشد.
از نظر آموزه‌های وحیانی قرآن، هنگامی که [[انسان]] در [[دنیا]] [[زندگی]] می‌‌کند، با انواع [[ابتلائات]] و [[مصیبت‌ها]] و [[فتنه‌ها]] مواجه می‌‌شود که بر اساس [[سنت الهی]] است<ref>انبیاء، آیه ۳۵؛ بقره، آیات ۱۵۵ تا ۱۵۷؛ عنکبوت، آیات ۲ و ۳؛ حدید، آیات ۲۲ و ۲۳.</ref>. بنابراین، اگر [[صبر]] ورزد و جزو [[صابرین]] باشد از آثار صبر برخوردار می‌‌شود<ref>بقره، آیات ۱۵۵ تا ۱۵۷.</ref>. البته بهترین حالت صبر همان «صبر جمیل»<ref>یوسف، آیات ۱۸ و ۸۳؛ معارج، آیه ۵.</ref> است که [[زیباترین]] صبر نیز است که [[پیامبران]] بدان آراسته هستند و [[معصومان]]{{ع}} بر این باورند که در ابتلائات و مصیبت‌ها {{عربی|ما رایت الا جمیلا}}.
از نظر [[قرآن]]، [[مؤمنان]] افزون بر ابتلائات و مصیبت‌ها که به [[حکم]] [[سنت]] [[ابتلاء]] عارض می‌‌شود، در مسیر [[دعوت]] به [[حق]] و عمل به آنکه همان [[آموزه‌های وحیانی اسلام]] است، گرفتار [[اذیت]] و آزارهای دیگران می‌‌شوند که صبر بر آن لازم و ضروری است. در [[حقیقت]] صبر بر اذیت در راه حق امری ضروری و لازم است و [[خدا]] [[مردم]] را بدان توصیه و سفارش می‌‌کند.
از نظر [[آموزه‌های وحیانی قرآن]]، انسان در طول زندگی به سه دسته مسائل مواجه است که صبر بر آن لازم است: [[صبر در اطاعت]] و انجام [[تکالیف الهی]]، صبر در مصیبت‌ها، و صبر در هنگامه مواجه [[معصیت]] و عدم خروج از [[تعادل]] و گرفتار شدن به آن. از نظر قرآن، مؤمنان در زندگی خویش می‌‌بایست به «صبر» به عنوان یک عامل مهم برای صیانت از [[حق‌گرایی]] خویش توجه کرده و به آن [[استعانت]] جویند<ref>بقره، آیات ۴۵ و ۱۳۵.</ref>.
از آثار بهره‌مندی از صبر این خواهد بود که «[[معیت]]» خدا را با خود خواهیم داشت و خدا در شرایط سخت به [[امداد]] و [[یاری]] [[صابر]] می‌‌آید و او را در [[مشکلات]] به [[سلامت]] عبور می‌‌دهد.
از آن جایی که صبر در زندگی نقش اساسی برای عبور از همه مشکلاتی دارد که شخص با آن مواجه می‌‌شود، سفارش و توصیه دیگران به آن جزو یکی از [[وظایف]] و [[تکالیف]] اصلی [[مؤمنان]] دانسته شده است<ref>بلد، آیه ۱۷؛ عصر، آیه ۳.</ref>.
[[خدا]] در [[قرآن]] بارها [[پیامبر]]{{صل}} را [[فرمان]] می‌‌دهد تا بر اساس [[وحی]] عمل کرده و تابع آن باشد و تا [[زمان]] به نتیجه رسیدن یا [[حکم]] و [[حکومت الهی]] بر [[صبر]] به عنوان مهم‌ترین عامل [[استعانت]] جوید؛ زیرا صبر از مصادیق [[احسان]] است<ref>یونس، آیه ۱۰۹؛ هود، آیه ۱۱۵.</ref>. این صبر می‌‌بایست برای خدا و به خدا باشد؛ یعنی قصد آن باشد تا برای خدا صبر ورزد و دیگر آنکه تکیه گاه خویش را در صبر خدا قرار دهد نه به [[توانایی]] خویش<ref>نحل، آیه ۱۲۷؛ اعراف، آیه ۱۲۸.</ref>. در چنین شرایطی است که خدا «معیت» داشته و [[صابر]] را به عنوان [[متقی]] و [[محسن]] [[یاری]] می‌‌رساند<ref>نحل، آیات ۱۲۷ و ۱۲۸؛ انفال، آیه ۴۶.</ref>.
از نظر قرآن، از مهم‌ترین ویژگی [[پیامبران]] [[اولواالعزم]] همین ویژگی صبر است که در [[رسالت]] خویش به نمایش گذاشته و هرگز میدان را برای [[دشمن]] خالی نگذاشته و در هر شرایطی سختی را تحمل کرده و مأموریت خویش را به پایان رساندند و تحت تاثیر [[امور دنیوی]] یا شرایط سخت [[عقب نشینی]] نکردند و همه [[مصیبت‌ها]] را تحمل کردند. البته مؤمنان نیز می‌‌بایست هم چون آنان صبر ورزند و این گونه عمل و [[زندگی]] کنند؛ زیرا صبر ورزی از مصادیق اصلی «[[عزم]] الامور»<ref>آل عمران، آیه ۱۸۶؛ شوری، آیه ۴۳؛ احقاف، آیه ۳۵.</ref> و رسیدن به [[مقام]] [[اولوالعزم]] و صاحبان عزم است که هرگز در [[مقام عمل]] جز رسیدن به مقصود در مقصد [[اندیشه]] ای دیگر ندارند و تحت تاثیر [[اذیت]] و [[افکار]] و اقوال دیگر از راه [[حق]] کوتاه نمی‌آیند و [[افراط]] و تفریط نمی‌کنند<ref>کهف، آیه ۲۸؛ لقمان، آیه ۱۷؛ ص، آیه ۱۷؛ طور، آیه ۴۸؛ مزمل، آیه ۱۰؛ آل عمران، آیه ۲۰۰.</ref>.
از نظر قرآن، صبر برای حق و به حق در برابر [[باطل]] می‌‌تواند جلوی هر ضرری را بگیرد که از سوی دیگران متوجه [[اهل حق]] است؛ زیرا [[خدا]] [[مکر]] و [[کید]] [[دشمنان]] را به خودشان باز می‌‌گرداند و به [[یاری]] [[مؤمنان]] [[صابر]] می‌‌شتابد<ref>آل عمران، آیات ۱۲۰ و ۱۲۵؛ بقره، آیه ۲۵۰.</ref>.
پس از نظر [[قرآن]]، [[صبر]] در [[حق]] و بر حق و با حق و به حق می‌‌تواند مهم‌ترین [[وظیفه]] و تکلیف باشد که [[انسان]] را در شرایط [[دنیا]] از [[مشکلات]] و [[مصیبت]] و [[اذیت]] و [[ابتلاء]] عبور می‌‌دهد و بستر [[امداد الهی]] را در دنیا فراهم می‌‌آورد و [[حزن]] و [[خوف]] را بر می‌‌دارد؛ از این روست که صبر را به عنوان «خیر» معرفی می‌‌کند<ref>نساء، آیه ۲۵.</ref>.
به هر حال، از نظر قرآن، صبر بر حق امری است که می‌‌بایست [[مؤمن]] به عنوان یک اصل بپذیرد و به دیگران توصیه و سفارش کند و در این راه صبر ورزی تنها تکیه گاه و [[توکل]] و اعتمادش به خدا باشد؛ چنان که خدا به پیامبرش می‌‌فرماید: {{متن قرآن|وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلَا تَكُ فِي ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ}}<ref>«و شکیبا باش! و شکیب تو جز با (یاری) خداوند نیست و برای آنان اندوه مخور و از نیرنگی که می‌بازند در تنگدلی به سر مبر» سوره نحل، آیه ۱۲۷.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر بر حق از نظر قرآن (مقاله)|صبر بر حق از نظر قرآن]].</ref>


== اهمیت و جایگاه [[صبر]] ==
== اهمیت و جایگاه [[صبر]] ==
خط ۸۴: خط ۱۸۰:


پس کسی که [[جزع]] و فزع می‌‌کند و به جای صبر بی‌تابی دارد، نه تنها کاری را پیش نمی‌برد و مشکلی را حل نمی‌کند بلکه مشکلی بر [[مشکلات]] می‌‌افزاید و به سبب بی‌تابی و جزع دیگر امورش را نیز فاسد می‌‌کند؛ زیرا بر اساس هیجانات [[رفتاری]] را در پیش می‌‌گیرد که غیر [[عقلانی]] و ناسنجیده است<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref>.
پس کسی که [[جزع]] و فزع می‌‌کند و به جای صبر بی‌تابی دارد، نه تنها کاری را پیش نمی‌برد و مشکلی را حل نمی‌کند بلکه مشکلی بر [[مشکلات]] می‌‌افزاید و به سبب بی‌تابی و جزع دیگر امورش را نیز فاسد می‌‌کند؛ زیرا بر اساس هیجانات [[رفتاری]] را در پیش می‌‌گیرد که غیر [[عقلانی]] و ناسنجیده است<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref>.
=== صبر؛ [[ضرورت]] [[زندگی]] ===
تاب‌آوری و صبر کردن از ضروریات زندگی است؛ زیرا همواره [[انسان‌ها]] گرفتار انواع و اقسام مصیبت‌هایی هستند که یا برخاسته از [[گناهان]] و خطاهای آنان و یا برخاسته از [[سنت الهی]] [[آزمون]] و ابتلا است<ref>بقره، آیه ۱۵۵؛ عنکبوت، آیه ۲.</ref>.
در زندگی [[دنیایی]] تکالیفی برعهده [[انسان]] است که انجام آنها صبر را می‌‌طلبد. این [[تکالیف]] در دو شکل [[واجبات]] و [[محرمات]]، نیازمند آن است که انسان دارای صبر باشد. [[خداوند]] در [[آیه]] ۴۶ [[سوره انفال]] به صراحت بیان می‌‌کند که [[اطاعت الهی]] و [[پیامبر]]{{صل}} نیازمند صبر است. در آیه ۱۳۲ [[سوره طه]] و [[آیات]] ۱۱۴ و ۱۱۵ [[سوره هود]] [[مراقبت]] و [[مداومت]] بر انجام [[فریضه]] [[نماز]] و امر به [[خانواده]] در این زمینه نیازمند صبر بسیار دانسته شده است. چنان که انجام [[عبادات]]<ref>{{متن قرآن|رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَاعْبُدْهُ وَاصْطَبِرْ لِعِبَادَتِهِ هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيًّا}} «پروردگار آسمان‌ها و زمین است و آنچه میان آنهاست پس او را بپرست و در پرستش او شکیبایی کن، آیا برای او همنامی می‌شناسی؟» سوره مریم، آیه ۶۵.</ref>، [[برپایی نماز]] شب و [[تهجد]] شبانه<ref>فرقان، آیات ۶۴ تا ۷۵.</ref>، [[جهاد]]<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ * وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاء وَلَكِن لاَّ تَشْعُرُونَ * وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمْوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ}} «ای مؤمنان! از شکیبایی و نماز یاری بجویید که خداوند با شکیبایان است * و کسانی را که در راه خداوند کشته می‌شوند مرده نخوانید که زنده‌اند امّا شما درنمی‌یابید * و بی‌گمان شما را با چیزی از بیم و گرسنگی و کاستی دارایی‌ها و کسان و فرآورده‌ها می‌آزماییم، و شکیبایان را نوید بخش!» سوره بقره، آیه ۱۵۳-۱۵۵.</ref>، [[روزه]]<ref>{{متن قرآن|وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ}} «از شکیبایی و نماز یاری بجویید و بی‌گمان این کار جز بر فروتنان دشوار است» سوره بقره، آیه ۴۵ و روایات تفسیری.</ref>، [[رهبری]] [[امت]]<ref>{{متن قرآن|وَاتَّبِعْ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَاصْبِرْ حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ}} «و از آنچه به تو وحی می‌گردد پیروی کن و شکیبایی پیشه ساز تا خداوند داوری فرماید و او بهترین داوران است» سوره یونس، آیه ۱۰۹.</ref> و دیگر [[واجبات]] نیازمند [[صبر]] و تحمل است که در [[آیات قرآنی]] به آن اشاره شده است.
همچنان که [[رهایی]] از [[معصیت]] و اجتناب از آن نیز نیازمند صبر است. [[خداوند]] در [[آیات]] ۶۸ و ۷۵ [[سوره فرقان]] رعایت [[عفت]] دامن و پرهیز از [[زنا]] را امری نیازمند صبر دانسته است. همچنین اجتناب از [[شرک]]، [[شهادت]] ناحق، [[قتل]]، شهوت جنسی<ref>{{متن قرآن|وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلَا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}} «و هر یک از شما که یارایی مالی نداشته باشد تا زنان آزاد مؤمن را به همسری گیرد، در میان کنیزان، از دختران جوان مؤمن، همسر گزیند و خداوند به ایمانتان داناتر است؛ همه چون یکدیگرید پس با اجازه کسان آنها با آنان ازدواج کنید و کابین‌هایشان را در حالی که پاکدامنند و نه پلیدکار و گزیننده دوست‌های پنهان، به گونه شایسته به (کسان) آنها بپردازید. آنگاه چون شوی کنند، اگر به کاری زشت دست یازیدند بر آنان نیمی از کیفر زنان آزاد خواهد بود. این (ازدواج با کنیزکان) برای کسی است که از (آلایش) گناه بهراسد و شکیبایی ورزیدن، برای شما بهتر است و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۲۵.</ref> و مانند آنها نیازمند صبر و تاب آوری است. بر اساس آیات قرآنی سربلند بیرون آمدن از آزمون‌ها و [[سنت‌های الهی]] در [[امتحان]] و ابتلا نیازمند صبر است<ref>بقره، آیات ۱۵۵ و ۲۴۹؛ {{متن قرآن|لَتُبْلَوُنَّ فِي أَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا أَذًى كَثِيرًا وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ}} «بی‌گمان با مال و جانتان آزمون خواهید شد و از آنان که پیش از شما به آنان کتاب (آسمانی) داده‌اند و از کسانی که شرک ورزیده‌اند (سخنان دل) آزار بسیار خواهید شنید و اگر شکیبایی کنید و پرهیزگاری ورزید؛ بی‌گمان این از کارهایی است که آهنگ آن می‌کنند» سوره آل عمران، آیه ۱۸۶.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عوامل ایجاد صبر و بردباری (مقاله)|عوامل ایجاد صبر و بردباری]].</ref>
البته در برخی از موارد فراتر از صبر لازم است که انسان از [[حلم]] برخوردار باشد که اوج و درجه کمالی صبر است. حلم زمانی پدید می‌‌آید که عقلانیت و جزمیات و ذهنیات و [[حکمت]] [[عقلانی]] با [[حکمت عملی]] و [[عزم]] و [[اراده قوی]] جمع شود. اگر این [[حلم]] با [[علم]] همراه شود می‌‌توان گفت که همه موفقیت‌ها تثیبت شده خواهد بود.
در [[آیات قرآنی]] بیان شده که [[صبر]] دارای مراتبی است؛ یعنی همانند [[اسلام]] و [[ایمان]] و [[تقوا]] دارای مراتب و درجات شدت و [[ضعف]] است<ref>انفال، آیات ۶۵ و ۶۶.</ref>. در [[روایات]] بیان شده که اوج و کمال صبر همان حلم است.
به هر حال با توجه به شرایط [[زندگی]] [[بشر]] در [[دنیا]]، لازم است که [[انسان]] به مهم‌ترین صفت و [[سلاح]] زندگی یعنی صبر مهجز شود؛ چراکه حتی [[علم‌آموزی]] و [[رفتار]] ساده و طبیعی در زندگی به این عنصر و صفت [[الهی]] متکی و متوقف است<ref>کهف، آیات ۶۷ و ۷۲ و ۷۵.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عوامل و موجبات صبر و حلم (مقاله)|عوامل و موجبات صبر و حلم]].</ref>
=== [[صبر]] نمادی از [[مقام احسان]] ===
یکی از [[مقامات]] بلند [[انسانی]] مقام احسان است. [[احسان]] در [[آموزه‌های قرآنی]] از دامنه و گستره وسیع معنایی و مصداقی برخوردار می‌‌باشد. احسان که ارتباط تنگاتنگی با [[عواطف]] و [[احساسات]] انسانی دارد، [[رفتار نیک]] و پسندیده به ویژه در ارتباط با دیگران را تعیین و [[تفسیر]] می‌‌کند. عارفان در باره مقام احسان بسیار سخن گفته‌اند و [[حمزه]] فناری در کتاب مشهور خویش مصباح الانس ضمن بیان کلیاتی از [[عرفان نظری]] درباره [[تاویل قرآن]] کریم، مراتب وجودی [[انسان]]، [[علوم]] [[باطنی]]، [[اختلاف]] [[امت‌ها]]، روش‌های [[سیر و سلوک]] [[عرفانی]]، فهم [[حقایق]] عرفانی، مراتب نفس، [[براهین عرفانی]] مبنی بر وجود و [[توحید ذاتی]]، تجلی [[خداوند]]، به مفهوم احسان در [[عرفان]] پرداخته و سپس مراتب [[اهل]] [[سلوک]]، مراحل و منازل [[اخلاق]] و عرفان و [[عشق]] و [[محبت]] و مراتب آن در عرفان را بیان کرده است.
احسان از حوزه [[اخلاق فردی]] تا [[اجتماعی]] و از حوزه [[نماز]] تا [[انفاق]] را شامل می‌‌شود. واژه «احسان» که از ریشه «[[حُسن]]» به معنای [[زیبایی]] و [[نیکی]] می‌باشد، در [[قرآن]] در سه معنا به کار رفته است: ‌۱. [[تفضّل]] و [[نیکی به دیگران]]، ۲. انجام و سر و سامان دادن به امور و [[کارها]] به وجه [[نیکو]] و کامل، ۳. انجام [[اعمال]] و [[رفتار صالح]]. احسان در این کاربرد تقریباً مترادف با [[تقوا]] و [[پرهیزکاری]] است.
از بررسی موارد کاربرد واژه «[[محسن]]» و مشتقاتش در قرآن، استفاده می‌شود که این واژه دارای دو معنی و کاربرد است: ۱.‌ نیکی و خیر رساننده به دیگران، ۲. انجام‌دهنده اعمال و رفتارهای [[صالح]] و [[نیک]]. [[مقام]] محسنان در این کاربرد از برخی مقامات [[متقیان]] [[برتر]] است و به طور کلی این واژه در این معنی و کاربرد خود بیشتر به کسانی اطلاق شده که از [[ایمانی]] [[راسخ]] و [[ثبات قدم]] در راه [[ایمان]] و انجام [[تکالیف الهی]] برخوردار بوده‌اند.
از نظر قرآن صبر نمادی از مقام احسان است. از این روست که [[خداوند]] در [[آیه]] ۱۱۵ [[سوره هود]]، [[صبر]] [[پیامبر]] را نمادی از [[نیکوکاری]] و [[مقام احسان]] وی برشمرده و می‌‌فرماید که صبر ریشه در [[مقام]] [[محسنین]] دارد و خداوند هرگز [[پاداش]] و [[اجر]] محسنان را تباه نمی‌سازد.
خداوند در آیاتی از جمله ۴۵ [[سوره بقره]]، صبر را یکی از ابزارهای کلیدی در [[زندگی]] بر می‌‌شمارد که آثار بسیاری از جمله [[آرامش]] و [[آسایش]] را برای شخص به ارمغان می‌‌آورد. [[اهل]] [[خشوع]] در برابر خداوند و [[ربوبیت]] و پروردگاری‌اش، [[اهل صبر]] و [[شکیبایی]] هستند و هرگز آزمون‌ها و [[بلایا]] و [[مشکلات]] او را نمی‌شکند و از جاده صواب و [[درستی]] و [[راستی]] بیرون نمی‌برد. از آیه ۱۵۳ سوره بقره و نیز ۱۲۸ [[سوره اعراف]] به دست می‌‌آید که صبر ابزاری کار آمد در زندگی [[بشر]] است که در کنار [[نماز]] و و [[استعانت]] به خداوند از آن طریق می‌‌تواند مشکلات بشری را حل کرده و [[سرنوشت]] فردی و جمعی او را به گونه ای رقم زند که همه [[زمین]] در [[اختیار]] ایشان قرار گرفته و آنان [[وارثان]] و [[حاکمان]] زمین شوند.
از مراتب صبر می‌‌توان به صبر جمیل اشاره داشت که مشکلات سنگین و [[گرفتاری‌ها]] و بلایا را بر شخص آسان می‌‌سازد و [[اجازه]] نمی‌دهد تا [[رفتار]] نامتعادل از خود بروز دهد. البته واکنش‌هایی چون [[گریه]] و [[درد]] درونی به معنای بی‌تابی و بی‌صبری نیست؛ چراکه عواطف [[انسانی]] در برابر عامل درد و هیجانات به طور طبیعی واکنش نشان می‌‌دهد و این واکنش طبیعی برای [[انسان]] مفید و سازنده است. بنابراین مراد از بی‌تابی آن است که شخص تحمل خویش را از دست داده و واکنش‌های تند و هیجانی بیرون از تعادل از خود بروز دهد و نتواند غلیان [[احساس]] و عواطف خویش را [[مدیریت]] کند. اما اگر بتواند ضمن واکنش طبیعی به هیجانات آن را مدیریت کند، این صبر جمیل و زیباست. این عمل از سوی [[حضرت یعقوب]]{{صل}} هنگامی که خبر کشته شدن فرزند عزیزش یوسف{{ع}} به دست گرگان<ref>{{متن قرآن|وَجَاءُوا عَلَى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَاللَّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ}} «و خونی دروغین را بر پیراهن او آوردند؛ (یعقوب) گفت: (نه چنین است که می‌گویید) بلکه (هوای) نفستان کاری را در چشمتان آراست، اکنون (کار من) شکیبی نیکوست و بر آنچه وصف می‌کنید از خداوند باید یاری جست» سوره یوسف، آیه ۱۸.</ref> و [[اتهام]] دزدی و بازداشت دیگر فرزندش در [[مصر]]<ref>{{متن قرآن|قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَنِي بِهِمْ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ}} «(یعقوب) گفت: (نه چنین است) بلکه هوای نفستان کاری را در چشمتان آراست پس (کار من) شکیبی نیکو (خواهد بود)، باشد که خداوند همه آنان را به نزد من باز آورد، اوست که دانای فرزانه است» سوره یوسف، آیه ۸۳.</ref> را شنید، انجام داد و از آن سخن گفت و [[اهل بیت]]{{ع}} بارها در [[مصیبت‌ها]] از جمله [[شهادت امام حسین]]{{ع}} و یارانش بروز و ظهور دادند.
[[خداوند]] [[پیامبر گرامی]]{{صل}} را موظف به صبر جمیل و به دور از هر گونه بی‌تابی و [[گلایه]] در برابر [[خیره]] سری‌های [[دشمنان]]<ref>{{متن قرآن|سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ * لِّلْكَافِرِينَ لَيْسَ لَهُ دَافِعٌ * مِّنَ اللَّهِ ذِي الْمَعَارِجِ * تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ * فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِيلا}} «خواهنده‌ای عذابی رخ‌دهنده را خواست * که از آن کافران است، بی‌آنکه بازدارنده‌ای داشته باشد * از سوی خداوند دارنده پایگاه‌ها (ی بلند) * فرشتگان و روح، در روزی که اندازه آن پنجاه هزار سال است به سوی او فرا می‌روند * پس به نکویی شکیب کن» سوره معارج، آیه ۱-۵ و نیز مجمع البیان، ج ۹ و ۱۰، ص۴۲۸.</ref> می‌‌کند و در [[آیه]] ۳۲ و [[آیات]] بسیار دیگر، ایشان را مامور می‌‌کند تا [[صبر]] را پیشه خود سازد و در برابر [[سختی‌ها]] و ناملایمات [[زندگی]] و [[مأموریت]] و [[مسئولیت الهی]]، بی‌تابی و [[گلایه]] نکند.
[[پیامبر]]{{صل}} برای دست یابی به [[مقام]] [[اولوالعزم]] مأمور می‌‌شود تا همانند دیگر [[پیامبران]] دارای این مقام، [[صبر]] پیشه کند تا این گونه بتواند به مسئولیت‌های خود عمل کرده و اهداف خویش را تحقق بخشد<ref>{{متن قرآن|فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلا تَسْتَعْجِل لَّهُمْ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلاَّ سَاعَةً مِّن نَّهَارٍ بَلاغٌ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلاَّ الْقَوْمُ الْفَاسِقُونَ}} «بنابراین شکیبا باش همان‌گونه که پیامبران اولوا العزم شکیبایی ورزیدند و برای آنان (عذاب را به) شتاب مخواه که آنان روزی که آنچه را وعده‌شان داده‌اند بنگرند، چنانند که گویی جز ساعتی از یک روز (در جهان) درنگ نکرده‌اند، این، پیام‌رسانی است؛ پس آیا جز بزهکاران نابود می‌گردند؟» سوره احقاف، آیه ۳۵.</ref>؛ چراکه از آثار صبر در کنار [[تقوای الهی]]، رسیدن به فرجام [[نیک]] است.
اصولا هر کسی اگر بخواهد به [[هدف]] خویش برسد می‌‌بایست صبر پیشه کند؛ چه این هدف امری مادی و [[دنیوی]] باشد یا امری [[اخروی]] و معنوی. از این روست که در آیاتی از جمله در انجام مأموریت [[تبلیغ]] و اجرای [[دستورهای الهی]] می‌‌بایست [[شکیبایی]] و صبر پیشه کرد تا به هدف رسید<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ * قُمْ فَأَنذِرْ * وَرَبَّكَ فَكَبِّرْ * وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ * وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ * وَلا تَمْنُن تَسْتَكْثِرُ * وَلِرَبِّكَ فَاصْبِرْ}} «ای جامه بر خود کشیده! * برخیز و هشدار بده! * و پروردگارت را بزرگ بدار، * و جامه‌ات را پاکیزه گردان، * و از (هر) آلایش دوری کن، * و (چیزی) را بدین امید که زیادتر (باز) بگیری مده، * و برای پروردگارت شکیبایی پیشه کن،» سوره مدثر، آیه ۱-۷.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عوامل و آثار صبر در زندگی (مقاله)|عوامل و آثار صبر در زندگی]].</ref>


== صبر در [[قیامت]] ==
== صبر در [[قیامت]] ==
خط ۱۴۰: خط ۲۶۸:
انسان با چه انگیزه‌ای می‌‌تواند صبر را پیشه کند و به جای جزع و فزع و بی‌تابی، در برابر اقسام عوامل، صبر و [[شکیبایی]] پیشه کند؟ به سخن دیگر، چرا باید صبور باشیم و جزع و فزع نداشته باشیم، در حالی که با جزع و فزع می‌‌توانیم خودمان را آرام کنیم و [[همدلی]] و [[همدردی]] دیگران را نیز داشته باشیم؟
انسان با چه انگیزه‌ای می‌‌تواند صبر را پیشه کند و به جای جزع و فزع و بی‌تابی، در برابر اقسام عوامل، صبر و [[شکیبایی]] پیشه کند؟ به سخن دیگر، چرا باید صبور باشیم و جزع و فزع نداشته باشیم، در حالی که با جزع و فزع می‌‌توانیم خودمان را آرام کنیم و [[همدلی]] و [[همدردی]] دیگران را نیز داشته باشیم؟


[[رسول خدا]]{{صل}} با بیان انگیزه‌هایی که موجب تحقق صبر در آدمی می‌‌شود می‌‌فرماید: {{متن حدیث|اَلصَّبْرُ عَلي اَرْبَعِ شُعَبٍ: اَلشـَّوْقُ وَ الشـَّفَـقَةُ وَالزَّهادَةُ، وَ التَّرقُّبُ، فَمَنِ اشْتاقَ اِلَي الْجَنَّةِ سَلا عَنِ الشَّـهَواتِ، وَ مَنْ اَشْفَقَ عَنِ النّارِ رَجَعَ عَنِ الْمُحَرَّماتِ، وَ مَنْ زَهِـدَ فِي الدُّنْيا تـَهاوَنَ بِالْمُصيباتِ، وَ مَنِ ارْتَقَبَ الْمَوْتَ سـارَعَ فِي الْخَيْراتِ}}؛ صبر چهار شعبه دارد: [[اشتیاق]]، [[هراس]]، [[وارستگی]]، و [[انتظار]]. پس هر کس [[مشتاق]] [[بهشت]] است باید از [[شهوات]] بیرون برود و کسی که از [[آتش]] می‌‌ترسد باید از [[گناهان]] برگردد و کسی که نسبت به [[دنیا]] [[زهد]] می‌‌ورزد، باید [[گرفتاری]] را سبک بشمارد، و کسی که در [[انتظار مرگ]] است باید در کارهای خوب بشتابد<ref>میزان الحکمه، نشر دفتر تبلیغات اسلامی،ج ۵، ح ۱۰۱۳۳.</ref>.
[[رسول خدا]]{{صل}} با بیان انگیزه‌هایی که موجب تحقق صبر در آدمی می‌‌شود می‌‌فرماید: {{متن حدیث|اَلصَّبْرُ عَلي اَرْبَعِ شُعَبٍ: اَلشَّوْقُ وَ الشَّفَقَةُ وَالزَّهادَةُ، وَ التَّرقُّبُ، فَمَنِ اشْتاقَ اِلَي الْجَنَّةِ سَلا عَنِ الشَّهَواتِ، وَ مَنْ اَشْفَقَ عَنِ النّارِ رَجَعَ عَنِ الْمُحَرَّماتِ، وَ مَنْ زَهِدَ فِي الدُّنْيا تهاوَنَ بِالْمُصيباتِ، وَ مَنِ ارْتَقَبَ الْمَوْتَ سارَعَ فِي الْخَيْراتِ}}؛ صبر چهار شعبه دارد: [[اشتیاق]]، [[هراس]]، [[وارستگی]]، و [[انتظار]]. پس هر کس [[مشتاق]] [[بهشت]] است باید از [[شهوات]] بیرون برود و کسی که از [[آتش]] می‌‌ترسد باید از [[گناهان]] برگردد و کسی که نسبت به [[دنیا]] [[زهد]] می‌‌ورزد، باید [[گرفتاری]] را سبک بشمارد، و کسی که در [[انتظار مرگ]] است باید در کارهای خوب بشتابد<ref>میزان الحکمه، نشر دفتر تبلیغات اسلامی،ج ۵، ح ۱۰۱۳۳.</ref>.


بنابراین، از نظر [[پیامبر]]{{صل}} [[انسان]] به چهار انگیزه [[اشتیاق]]، [[هراس]]، [[وارستگی]] و [[انتظار]] تلاش می‌‌کند به جای بی‌تابی تاب آورده و [[صبر]] نماید. البته با دقت در این عناوین و توضیح و تبیینی که پیامبر{{صل}} می‌‌کند دانسته می‌‌شود که نوع نگاه انسان به هستی و فلسفه [[زندگی]] و درجات [[معرفتی]] و [[یقینی]] و اعتماد و [[توکل به خداوند]] و حسن الیقین به او در تحقق و تعیین [[انگیزه‌ها]] در شخص بسیار موثر است و نوع [[رفتار]] و کنش و واکنش‌هایش را مشخص می‌‌کند<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref>.
بنابراین، از نظر [[پیامبر]]{{صل}} [[انسان]] به چهار انگیزه [[اشتیاق]]، [[هراس]]، [[وارستگی]] و [[انتظار]] تلاش می‌‌کند به جای بی‌تابی تاب آورده و [[صبر]] نماید. البته با دقت در این عناوین و توضیح و تبیینی که پیامبر{{صل}} می‌‌کند دانسته می‌‌شود که نوع نگاه انسان به هستی و فلسفه [[زندگی]] و درجات [[معرفتی]] و [[یقینی]] و اعتماد و [[توکل به خداوند]] و حسن الیقین به او در تحقق و تعیین [[انگیزه‌ها]] در شخص بسیار موثر است و نوع [[رفتار]] و کنش و واکنش‌هایش را مشخص می‌‌کند<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref>.


== نشانه‏‌های صبور ==
=== عوامل دیگر ===
چگونه می‌‌توانیم صبور را بشناسیم و یا صبر خود را ارزیابی کرده و درجه و مرتبه آن را بدانیم؟ در [[آیات]] و [[روایات]] به این [[پرسش]] پاسخ داده شده است. در [[روایت]] آمده است: {{متن حدیث|اِنَّ النَّبيَّ{{صل}} قالَ: عَلامَةُ الصّابِرِ فِي ثَلاثٍ: اَوَّلُها، اَنْ لايَكْسِلَ، وَالثَّانِيَةُ، اَنْ لايَضْجُرَ، وَالثّالِثَةُ، اَنْ لايَشْكُوَ مِنْ رَبِّهِ عز و جل لاِنَّهُ اِذا كَسِلَ فَقَدْ ضَيَّعَ الْحَقَّ وَ اِذا ضَجِرَ لَمْ يُؤَدِّ الشُّكْرَ، وَاِذا شَكا مِنْ رَبِّهِ عز و جل فَقَدْ عَصاهُ}}؛ [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود: نشانه [[انسان]] صبور در سه چیز است: ۱. اینکه کسل نمی‌شود؛ ۲. [[دل]] تنگ نمی‌شود؛ ۳. از پروردگارش [[شکایت]] نمی‌کند؛ چراکه وقتی کسل شود، [[حق]] را ضایع و تباه خواهد کرد، و هنگامی که دلتنگ شد، [[سپاسگزاری]] نمی‌کند و وقتی که از پروردگارش شکایت کند، [[گناه]] خواهد کرد<ref>بحارالانوار، ج ۷۱، ص۸۶.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref>
برطبق [[تعالیم قرآن]] [[مؤمنان]] موظف هستند تا پیامبر{{صل}} را [[سرمشق]] خویش قرار دهند، چنان‌که می‌فرماید: به تحقیق در [[پیامبر خدا]] برای شما سرمشق [[نیک]] است<ref>احزاب، آیه ۲۱.</ref>. بر این اساس هر کسی که [[ایمان به خدا]] و [[روز جزا]] و [[معاد]] دارد، باید در [[فکر]] و عمل، آن حضرت{{صل}} را سرمشق قرار دهد تا بتواند با [[فلسفه]] و [[سبک زندگی]] [[رسول‌الله]]{{صل}} [[زندگی دنیوی]] خویش را سامان دهد. [[شناخت]] آن حضرت{{صل}} و اینکه چگونه توانست مثلا در [[صبر]] به درجه کمال دست یابد، امری است که باید آن را دانست تا بتوانیم در [[زندگی]] با بهره‌گیری از آن عوامل‌، در خود نیز صبر را ایجاد کرده و در مسائل زندگی صبوری کنیم و همانند پیامبر{{صل}} عمل‌نماییم.
از نظر [[قرآن]]، منشا و خاستگاه هر صفت نیک‌،خداست؛ بر این اساس صبر به عنوان یک فضیلت‌،دارای منشا و خاستگاهی [[الهی]] است و علت اصلی صبوری آن حضرت{{صل}} را باید در همین امر جست‌وجو کرد؛ چنان‌که [[خدا]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَمَا صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ}}<ref>«و شکیبا باش! و شکیب تو جز با (یاری) خداوند نیست» سوره نحل، آیه ۱۲۷.</ref>.
 
برای تحقق صبر عواملی باید فراهم شود. درباره آن حضرت عوامل چندی موجب شده تا ایشان در صبر به جایگاهی بلند برسد. از مهم‌ترین این عوامل می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
# '''[[اعتقاد]] به [[ربوبیت الهی]]''': از نظر قرآن، توجّه و [[ایمان]] به [[ربوبیّت]] فراگیر [[خداوند]] بر هستی، زمینه صبر پیامبر در [[عبادت]] و [[بندگی]] است<ref>سوره مریم، آیه ۶۵.</ref>؛ زیرا [[ربوبیت خدا]] به این معناست که هر چیزی در هستی تحت پرورش و [[مدیریت]] الهی قرار دارد و این خداست که صفر تا صد همه چیز را پرورش می‌دهد و به سمت و سوی کمالی [[هدایت]] می‌کند که به عنوان [[هدف آفرینش]] آن چیز مطرح است. بر این اساس، پیامبر{{صل}} در هر امری که وارد می‌شود می‌داند که [[رب العالمین]] آن را ساماندهی و پرورش و [[تدبیر]] و [[مدیریت]] می‌کند. بر این اساس، دیگر معنا ندارد که [[انسان]] به جای [[صبر]] گرفتار [[جزع]] و فزع شود؛ زیرا این [[رفتار]] مقابل صبر، به معنای آن است که شخص [[ربوبیت الهی]] را قبول ندارد.
# '''[[اعتقاد به حاکمیت الهی]]''': بی‌گمان کسی که [[معتقد]] است همه هستی تحت [[حاکمیت]] [[ربوبی]] [[الهی]] است، به طور طبیعی هر چیزی را از خاستگاه [[خدا]] می‌بیند و در برابر [[اطاعت]] و [[معصیت]] و [[مصیبت]] صبر کرده و جزع و فزع نمی‌کند<ref>یونس، آیه ۱۰۹.</ref>.
# '''[[اعتقاد]] به [[قدرت]] مطلق خدا''': خدا قادر مطلق است و از این توان و قوت برخوردار است که هر چیزی را بخواهد انجام می‌دهد یا ترک می‌کند بی‌آنکه مجبور به امری یا کاری باشد. اگر بر اساس [[ربوبیت]] و پروردگاری و حاکمیتی که دارد، اراده‌اش به انجام کاری تعلق گرفت، همان خواهد شد. بنابراین، وقتی باورانسان به این باشد که خدا قادر مطلق است، دیگر نسبت به چیزی واکنش منفی نشان نمی‌دهد و جزع و فزع نمی‌کند و صبر را در پیش می‌گیرد؛ چنان‌که [[پیامبر]]{{صل}} این‌گونه بود<ref>ق، آیات ۳۸ و ۳۹.</ref>.
#'''اعتقاد به [[قضا و قدر الهی]]''': از نظر [[آموزه‌های قرآن]]، همه هستی بر اساس [[مقدرات]] کلی که به عنوان [[حکمت]] و [[مشیت الهی]] مطرح است سامان یافته است. [[مقدرات الهی]] در قالب قضای جزیی اتفاق می‌افتد و اگر [[اراده الهی]] در قضای جزیی نباشد، هیچ چیزی اتفاق نمی‌افتد به طوری که اگر مقدر الهی سوزاندن [[آتش]] باشد، اگر اراده الهی بر عدم آن باشد، آتش در قضای جزئی نمی‌سوزاند و هیچ اتفاقی در مسئله‌ای خاص و قضیه‌ای جزئی اتفاق نمی‌افتد؛ چنان‌که آتش بر [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} این‌گونه شد<ref>انبیاء، آیه ۶۹.</ref>. [[باور]] و اعتقاد به قضا و قدر الهی در کلی و جزیی موجب می‌شود که انسان همه امور را از جانب خدا بداند و بر این اساس هیچ جزع و فزع در حوادث نداشته باشد و صبر نماید؛ چنان‌که پیامبر{{صل}} با همین اعتقاد [[اسوه]] صبر و [[شکیبایی]] بود<ref>سوره روم، آیات ۵۸ تا ۶۰؛ سوره طه، آیات ۱۲۸ تا ۱۳۰.</ref>.
# '''توجه به [[سنت‌های الهی]]''': سنت‌های الهی همان [[قوانین]] [[حاکم]] بر هستی است که در چارچوب [[حکمت]] و [[مشیت الهی]] [[نظم]] یافته است. توجه [[انسان]] به سنت‌های الهی از جمله سنت‌های [[ابتلاء]]، [[فتنه]]، [[استدراج]] و [[امهال]] و مانند آنها موجب می‌شود که به هنگام [[اطاعت]] و [[معصیت]] و [[مصیبت]] راه [[صبر]] را در پیش گیرد و [[جزع]] و فزع نکند؛ چنان‌که [[اعتقاد]] حضرت{{صل}} به [[سنت استدراج]] موجب شد تا در برابر [[کفر]] و [[اذیت]] و [[آزار]] حق‌گریزان و [[حق‌ستیزان]] صبر و [[شکیبایی]] کند<ref>سوره قلم، آیات ۴۴ تا ۴۸.</ref>.
# '''اعتقاد به حسابرسی [[قیامت]]''': از عوامل بسیار موثر در صبر و شکیبایی، اعتقاد انسان به قیامت و حسابرسی آن است. این اعتقاد موجب می‌شود که انسان در سه گانه اطاعت و معصیت و مصیبت صبوری کند و [[مشکلات]] و [[تکالیف]] را بپذیرد واز معصیت پرهیز کرده و نسبت به معصیت دیگران نیز با [[استقامت]] و صبر برخورد کند و [[مصیبت‌ها]] را تحمل کند. بر اساس [[آیات]] بسیاری [[پیامبر]]{{صل}} به سبب همین اعتقاد و توجه است که بسیار صبور بود و همین مسئله نیز موجب می‌شود تا آن حضرت به سبب [[آگاهی]] به احوال [[دشمنان]] در قیامت، نسبت به اذیت و آزارهای آنان شکیبایی کند<ref>روم، آیات ۵۵ تا ۶۰؛ مدثر، آیه ۱۰؛ غافر، آیات ۷۰ تا ۷۷.</ref>.
#'''آگاهی به فرجام بدکاران''': [[آگاهی انسان]] نسبت به فرجام بدی و بدکاران موجب می‌شود که نه تنها خود این‌گونه نباشد بلکه نسبت به بدکاران آستانه تحمل و بردباری‌اش را بالا برد و جزع و فزع نکند؛ زیرا می‌داند که دیر یا زود هر [[بدکاری]] [[مجازات]] خواهد شد و نتیجه عمل بد خویش را خواهد دید<ref>طه، آیات ۱۲۸ تا ۱۳۰؛ احقاف، آیه ۳۵.</ref>.
# '''اعتقاد به [[وعده الهی]]''': [[خدا]] در آیات بسیاری وعده‌هایی به [[بشر]] داده است که از جمله آنها مجازات و [[کیفر]] بدکاران در [[دنیا]] و [[آخرت]]<ref>همان.</ref>، تضمین روزی<ref>طه، آیه ۱۳۲.</ref>، [[پیروزی]] و فرجام خوب [[اهل تقوا]]<ref>هود، آیه ۴۹.</ref>، [[کیفر]] [[کافران]] معاند<ref>احقاف، آیات ۳۴ و ۳۵.</ref>، [[غلبه]] [[حق]] و [[حقانیت اسلام]] بر [[کفر]] و [[باطل]]<ref>انعام، آیه ۳۴؛ هود، آیه ۱۱۵، نحل، آیات ۱۲۷ تا ۱۳۰؛ روم، آیه ۶۰.</ref> و مانند آنهاست. همین امر موجب می‌شود که [[انسان]] در برابر [[مشکلات]] و [[مصیبت‌ها]] و معصیت‌ها و انجام [[تکالیف]] و [[وظایف]] صبور باشد و [[استقامت]] ورزد و کوتاه نیاید و [[جزع]] و فزع نکند.
#'''[[توحید]] مطلق''': [[انسانی]] که [[معتقد]] است که صفر تا صد هستی در [[دست خدا]] است و او [[ولایت]] تمام دارد، دیگر گرایشی به [[شرک]] نخواهد داشت و امیدی به [[اهل]] شرک نمی‌بندد و در مشکلات، تنها به [[خدا]] مراجعه کرده و با [[صبر]] بر هر کاری از خدا فرجام [[نیک]] را می‌خواهد<ref>مریم، آیه ۶۵.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی پیامبر از منظر قرآن (مقاله)|صبر و شکیبایی پیامبر از منظر قرآن]].</ref>
# [[اراده قوی]]: [[خداوند]] در آیاتی بر [[عزم]] و اراده قوی به عنوان یکی از مهمترین موجبات و عوامل صبر اشاره دارد که از آن جمله می‌‌توان به [[آیه]] ۱۸۶ [[سوره آل عمران]]، ۱۷ [[سوره لقمان]]، ۴۳ [[سوره شوری]] و ۳۵ [[سوره احقاف]] اشاره کرد.
# [[استغفار]]: استغفار از [[گناهان]] زمینه‌ساز صبر و [[شکیبایی]] است<ref>{{متن قرآن|فَلَا تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُمْ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ بِهَا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَتَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَهُمْ كَافِرُونَ}} «و دارایی‌ها و فرزندان آنان تو را به شگفتی نیفکند، جز این نیست که خداوند می‌خواهد آنان را در زندگی این جهان به عذاب افکند و در حالی که کافرند جانشان (از تن) بیرون رود» سوره توبه، آیه ۵۵.</ref>. در [[حقیقت]] کسی که گناهی کرده با [[استغفار]] از [[خداوند]] این فرصت را برای خود فراهم می‌‌آورد تا بی‌تابی و [[جزع]] و فزع نکند و تحت [[رحمت الهی]] قرار گیرد.
# [[اعتقاد به معاد]]: [[باور]] به [[رستاخیز]] و اعتقاد به معاد و [[روز جزا]] از موجبات [[پایمردی]] در برابر [[سختی]] هاست<ref>بقره، آیات ۴۵ و ۴۶ و ۲۴۹.</ref>. کسی که [[ایمان به معاد]] و باور به [[کیفر]] شدن [[کفار]] در [[آخرت]] دارد در برابر فشارهای مخالفان و [[دشمنان]]<ref>معارج، آیات ۱ تا ۵.</ref> و در برابر [[عنادورزی]] مخالفان [[صبر]] پیشه می‌‌کند<ref>غافر، آیات ۷۰ تا ۷۷.</ref>. چنانکه باور به نزدیکی [[معاد]] موجب می‌‌شود که صبر شخص افزایش یابد و در برابر [[مصیبت‌ها]]، [[سختی‌ها]] و فشارهای دشمنان [[شکیبایی]] ورزد<ref>معارج، آیات ۵ تا ۷.</ref>.
# [[امانتداری]]: از موجبات شکیبایی در برابر [[شر]] و بدی است. به این معنا که [[امین]] با [[امانت داری]] خویش زمینه صبر را در خود ایجاد می‌‌کند و از [[صابران]] می‌‌شود<ref>معارج، آیات ۱۹ تا ۳۲.</ref>.
# [[امتحان]]: شکیباسازی و توانمند کردن [[روحیه]] [[مردم]]، [[فلسفه آزمایش]] آنان از سوی خداوند است. بنابراین می‌‌توان گفت که [[امتحانات الهی]] در اشکال گوناگون آن، موجب توانمندسازی و تاب آوری مردم می‌‌شود و صبر ایشان را ایجاد یا افزایش می‌‌دهد<ref>بقره، آیه ۱۵۵؛ آل عمران، آیه ۱۸۶؛ هود، آیات ۷ تا ۱۱؛ فرقان، آیه ۲۰.</ref>.
# [[امید]] به [[امداد]] [[خدا]]: امید [[انبیا]] و [[مؤمنان]] به [[امداد الهی]] پشتوانه صبر و [[مقاومت]] آنها<ref>{{متن قرآن|أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ}}؛ «آیا گمان می‌کنید به بهشت در خواهید آمد با آنکه هنوز داستان کسانی که پیش از شما (در) گذشتند بر سر شما نیامده است؟ به آنان سختی و رنج رسید و لرزانده شدند تا جایی که پیامبر و مؤمنان همراه وی می‌گفتند: یاری خداوند کی در می‌رسد؟ آگاه باشید که یاری خداوند نز» سوره بقره، آیه ۲۱۴.</ref> و تاب آوری ایشان در برابر [[شداید]]<ref>سوره یوسف، آیه ۸۳.</ref> و دست یابی به صبر جمیل و پسندیده می‌‌شود<ref>{{متن قرآن|قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَنِي بِهِمْ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ}} «(یعقوب) گفت: (نه چنین است) بلکه هوای نفستان کاری را در چشمتان آراست پس (کار من) شکیبی نیکو (خواهد بود)، باشد که خداوند همه آنان را به نزد من باز آورد، اوست که دانای فرزانه است» سوره یوسف، آیه ۸۳.</ref>.
# [[امید]] به [[بهشت]]: آرزوی ورود به بهشت مقتضی [[صبر]] و [[پایداری]] در [[سختی]]‌هاست که [[خداوند]] در آیاتی از جمله ۲۱۴ [[سوره بقره]] و ۱۴۲ [[سوره آل عمران]] به آن توجه داده است.
# [[انفاق]] [[مالی]]: اختصاص دادن سهمی مشخص از [[مال]] خود به [[نیازمندان]] از [[اسباب صبر]] در برابر [[مشکلات]] و [[مصیبت‌ها]] و [[تکالیف]] سخت [[الهی]] است<ref>معارج، آیات ۱۹ تا ۲۵.</ref>.
# [[بصیرت]]: بصیرت و [[درک عمیق]]، از عوامل صبر و [[شکیبایی]] است که [[خداوند]] در [[آیات]] ۶۵ و ۶۶ [[سوره انفال]] و ۱۹ و ۲۰ [[سوره رعد]] به آن توجه داده است.
# [[بینش توحیدی]]: [[جهان بینی توحیدی]] [[مؤمنان]] (از [[خدا]] بودن و به سوی او بازگشتن) دلیل صبر آنان در برابر [[سختی]]‌هاست. این بدان معناست که [[توحید]] به ویژه توحید فعل، نقش تعیین کننده در ایجاد و تقویت صبر در [[بشر]] دارد<ref>بقره، آیات ۱۵۵و۱۵۶.</ref>.
# [[پاکدامنی]] و [[عفت]]: پاکدامنی از موجبات شکیبایی در برابر [[شرور]] و بدی‌ها و [[بدکاری]] هاست که خداوند در آیات ۱۹ تا ۳۱ [[سوره معارج]] به آن اشاره کرده است.
# [[تدبر]] در سرگذشت‌ها: تدبر و تامل در سرگذشت‌ها به ویژه پیامبرانی چون ایوب{{ع}} و [[موسی]]{{ع}} و یوسف{{ع}} و [[یعقوب]]{{ع}} و مانند آنها می‌‌تواند در ایجاد و افزایش صبر، مفید و سازنده باشد<ref>ص، آیات ۴۱ تا ۴۴؛ غافر، آیه ۵۵.</ref>.
# [[ترس]] از [[عذاب]] و [[کیفر]]: ترس از عذاب خداوند از عوامل شکیبایی در سختی هاست که از آیات ۱۹ تا ۲۸ سوره معارج این معنا به دست می‌‌آید.
# [[تسبیح خدا]]: [[تسبیح]] و [[ستایش پروردگار]] در صبح و شام، زمینه [[استواری]] [[روح]] و دستیابی به صبر در برابر ناگواری‌هاست<ref>طه، آیه ۱۳۰؛ غافر، آیه ۵۵؛ ق، آیه ۳۹.</ref>.
# [[تواضع]]: [[فروتنی]] از عوامل دستیابی به صبر است که در آیات ۳۴ و۳۵ [[سوره حج]] به آن اشاره شده است.
# توجه به اسوه‌های صبر: توجه به اسوه‌های صبر تقویت کننده [[روحیه]] شکیبایی در انسان است. [[خداوند]] بار‌ها در [[قرآن]] به [[مشکلات]] و فشارهایی که [[پیامبران]] تحمل کرده‌اند اشاره نموده تا [[صبر]] [[پیامبر]]{{صل}} و [[مؤمنان]] افزایش یابد<ref>آل عمران، آیه ۱۶۴؛ انعام، آیه ۳۴؛ انبیاء، آیات ۸۳ و۸۵؛ ص،آیات۱۷ و ۴۱ و ۴۴.</ref>.
 
همچنین [[خشوع]]<ref>بقره، آیه ۴۵.</ref>، [[خردمندی]] و [[تعقل]]<ref>رعد، آیات ۱۹ و ۲۲.</ref>، داشتن خصلت‌های [[نیک]]<ref>فصلت، آیات ۳۴ و ۳۵.</ref>، [[سجده]]<ref>انسان، آیات ۲۴ و ۲۶.</ref>، [[شب زنده داری]]<ref>طه، آیه ۱۳۰.</ref>، [[نماز]] و [[مداومت]] بر آن<ref>معارج، آیات ۱۹ تا ۲۳.</ref>، [[وفای به عهد]]<ref>معارج، آیات ۱۹ تا ۳۲.</ref>، [[یاد خدا]]<ref>انسان، آیات ۲۴ و ۲۵.</ref>، [[یقین]] به [[آیات الهی]]<ref>سجده، آیه ۲۴.</ref> و مانند آنها از موجبات ایجاد یا تقویت صبر و [[حلم]] و [[بردباری]] و [[شکیبایی]] است<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عوامل ایجاد صبر و بردباری (مقاله)|عوامل ایجاد صبر و بردباری]].</ref>.
 
== آثار و [[برکات]] [[صبر]] ==
صبر و [[شکیبایی]] در کاربردهای [[قرآن]] به [[خویشتن داری]] فرد در مقابل امور زندگی است به گونه ای که در برابر [[مشکلات]] و تنگناهای زندگی [[جزع]] و فزع نکرده بلکه با تحمل و [[مهار نفس]] واکنش‌های [[عقلانی]] و متاثر از آن و یا [[شریعت]] را از خود بروز و ظهور دهد. بنابراین می‌‌توان گفت که صبر به معنای [[مقاومت]] در برابر [[احساسات]] و [[عواطف]] و [[طغیان]] آن در برابر کنش‌های درونی و بیرونی است. به این معنا که شخص هنگامی که در برابر کنش‌های درونی و بیرونی و فعل و انفعالات خاصی قرار می‌‌گیرد افزون بر [[عقل]] وی احساسات و عواطف وی متاثر شده و در برابر کنش‌های درونی و بیرونی شدید و خاصی، واکنش‌هایی هیجانی از خود بروز می‌‌دهد. اگر شخص در این حالات [[رفتار]] و واکنش‌های خویش را متاثر از عواطف و احساسات برانگیخته شده و هیجانی انجام دهد بی‌گمان ممکن است دچار رفتارهای سوء و حتی نابهنجار شود و بیرون ازدایره عقل، [[اخلاق]] و [[قانون]] و شریعت عمل کند. در [[حقیقت]] احساسات و عواطف هیجانی و برانگیخته شده است که رفتارهای وی را [[مدیریت]] می‌‌کند.
 
قرآن برای اینکه [[رفتارهای انسانی]] هرگز بیرون از دایره عقل و [[حکمت]] و مصحلت نباشد و در دایره احساسات وعواطف مدیریت و مهارشده انجام پذیرد به صبر و شکیبایی به عنوان یک فضلیت [[اخلاقی]] و توان ویژه در شخص می‌‌نگرد و با بهره‌گیری از ساز و کارها و عواملی که از آن به عوامل ایجادی صبر یاد می‌‌شود شخص را در مسیر کمالی قرار می‌‌دهد.
 
در حقیقت صبرورزی و شکیبایی در [[آموزه‌های قرآنی]] به معنا و مفهوم مدیریت و کنترل احساسات و عواطف هیجانی و برانگیخته شده و [[هدایت]] آن به سمت و سوی درست و کمالی است. [[انسان]] هر گاه در برابر مشکلات و عوامل تحریکی خاصی قرار گیرد تحت تاثیر عواطف و احساسات برانگیخته شده [[رفتارها]] و واکنش‌های تند و شدیدی بروز می‌‌دهد که در بسیار بلکه در اغلب موارد شخص را گرفتار بحران‌ها و پیامدهای شدیدتر می‌‌کند و به اصطلاح از چاله به چاه می‌‌اندازد. در این [[زمان]] است که [[صبر]] و شکیبایی [[تربیت]] شده به شخص کمک می‌‌کند تا [[مدیریت]] و مهار [[احساسات]] و عواطف را در [[اختیار]] گیرد و بر اساس اصول [[عقلانی]] و [[اخلاقی]] و قانونی و [[شرعی]] عمل نماید و از بسیاری از بازتاب‌ها و پیامدهای عمل بر پایه عواطف و احساسات تشدید شده در [[امان]] بماند.
 
[[قرآن]] برای دست یابی به این حالت روش‌ها و ساز و کارهایی را بیان می‌‌کند که در [[حقیقت]] شیوه‌های [[تربیت نفس]] برای مدیریت عواطف و احساسات برانگیخته شده است. از این عوامل در [[آیات]] به عنوان عوامل [[تربیتی]] یاد می‌‌شود که مهم‌ترین آنها را می‌‌توان در حوزه‌های بینشی و [[اعتقادی]] جست و جو کرد. به این معنا که قرآن و [[آموزه‌های وحیانی]] آن به شخص این فرصت و [[آموزش]] را می‌‌دهد که در [[بینش]] و نگرش خویش تصرف کرده و به او بیاموزد که مدیریت هستی به دست [[خداوند حکیم]] و دانا و قادر و [[توانایی]] است که هیچ امری بیرون از [[حکومت]] و [[مالکیت]] او انجام نمی‌شود و اگر امری از سوی برخی ضد مسیر تکاملی او انجام و تحقق می‌‌یابد از باب [[آزمون]] و یا تقویت و یا فعلیت توانایی‌های سرشته در وی است و این که هر کسی [[رفتاری]] از روی [[ستم]] گری و [[بی‌عدالتی]] انجام دهد در [[قیامت]] و [[معاد]] می‌‌بایست پاسخ گوی آن باشد. ایجاد چنین [[تفکر]] و نگرشی در [[آدمی]] عاملی مهم در ایجاد صبر و شکبیایی در [[انسان]] است.
 
اما آثار صبر و شکیبایی و کارکردهای آن بنا بر آن چه بیان شد می‌‌تواند بسیار متعدد و متنوع باشد؛ زیرا بسیاری از [[مشکلات]] [[آدمی]] از رفتارهایی است که برخاسته از [[عواطف]] و [[احساسات]] تشدید شده و غیر کنترل شده می‌‌باشد. این گونه است که شخص در پی حادثه ای و یا کنش‌های سخت و تند که احساسات و عواطف وی را بر می‌‌انگیزد عمل می‌‌کند و واکنش‌های شدیدتر و تندتری از خود بروز می‌‌دهد که نتیجه آن خروج و بیرون رفتن از [[حکم عقل]] و [[خرد]] و یا [[شریعت]] و [[قانون]] و [[اخلاق]] است. در پی واکنش‌ها و ظهور و بروز بازتاب‌های واکنش‌های و آثار [[سوء]] آن است که شخص دچار پشیمانی و [[اندوه]] می‌‌شود و بر سر خویش می‌‌زند که چرا واکنش سریع و بیرون از دایره اخلاق و [[عقل]] و قانون و شریعت داشته است و دلی را شکسته و یا شخصی را کشته و یا آسیب‌های جدی به خود و یا دیگری وارد ساخته است و ای کاش [[مهار نفس]] خویش را به دست می‌‌گرفت و این گونه بر اساس عواطف و احساسات عمل نمی‌کرد تا الان از آسیب‌های واکنش‌های نابخردانه خود در [[امان]] می‌‌ماند.
 
از این رو می‌‌توان گفت که [[صبر]] و [[شکیبایی]] نخستین و اصلی‌ترین کارکرد و اثری که در [[زندگی]] [[انسان]] دارد [[مدیریت]] و مهار نفس و [[خویشتن داری]] در برابر [[ناملایمات]] زندگی و [[رفتار]] و واکنش‌های بر اساس عقل و خرد و قانون و شریعت و اخلاق است.
 
[[قرآن]] در [[آیه]] ۱۱۲ و ۱۱۵ [[سوره هود]] صبر و شکیبایی را عاملی مهم برای اجتناب و دوری از [[طغیان]] گری می‌‌شمارد. به‌کارگیری واژه طغیان نشان می‌‌دهد که عمل و واکنشی که بیرون از دایره فضلیت [[اخلاقی]] و هنجاری صبر انجام می‌‌شود عمل و واکنشی بیرون از دایره قانون و شریعت است؛ زیرا طغیان به معنای بیرون رفتن از دایره قانون است. بنابراین صبر و شکیبایی است که شخص را از عمل‌های بیرون از محدوده‌های قانونی و [[شرعی]] باز می‌‌دارد و نمی‌گذارد در هنگام برخاستن [[عواطف]] و [[احساسات]] تحریک شده عملی بیرون از دایره [[قانون]] انجام دهد و نسبت به قانون [[طغیان]] ورزد و [[رفتاری]] بیرون از دایره آن انجام دهد.
 
از آن جایی که عوامل تحریک عواطف و احساسات می‌‌تواند به دو دسته عوامل تحریک [[خشم]] و یا [[شادی]] باشد می‌‌توان گفت که [[صبر]] و شکبیایی دو گونه کارکرد متفاوت دارد. به این معنا که شخص را از عمل‌ها و واکنش‌های احساسی بر خاسته از خشم و شادی [[حفظ]] می‌‌کند و نمی‌گذارد تا طغیان کرده و [[علمی]] ضد قانونی و هنجاری و [[اخلاقی]] از خود بروز دهد. [[اعمال]] و رفتارهایی که یا متاثر از خشم زیاد و یا شادی غیر کنترل شده است.
 
بسیار دیده شده است که شخص تحت تاثیر کنش‌هایی [[رفتارها]] و واکنش‌هایی را بروز می‌‌دهد که [[مردمان]] از آن به [[نابخردی]] یاد می‌‌کنند. این واکنش‌های می‌‌تواند واکنش‌های مرتبط با خشم و یا شادی مفرط باشد. از این رو در [[شادی‌ها]] و خشم‌های [[افراطی]] از دایره قانون و [[هنجارها]] بیرون می‌‌رود.
 
[[قرآن]] موارد چندی را نشان می‌‌دهد که [[رفتار]] شخص در حوزه [[افراط]] در شادی بوده است و شخص به سبب نداشتن فضلیت صبر و [[شکیبایی]] نتوانسته است شادی‌های خویش را [[مدیریت]] و کنترل کرده و از دایره قانون و [[شریعت]] گام فراتر نهاده و رفتارها و واکنش‌های نابهنجار و ضد اخلاقی و قانونی را مرتکب شده است. از آن جمله است که [[خداوند]] به مسأله سرمستی‌ها اشاره می‌‌کند و می‌‌گوید افراد و اشخاصی هستند که در هنگام [[بهره‌مندی از نعمت‌های الهی]] دچار سرمستی و شادی افراطی می‌‌شوند و به [[گناه]] می‌‌افتند. این رفتار و واکنش‌های سرمستی از [[فرح]] و شادی افراطی آنان را از قانون و شریعت بیرون برده و از خداوند دور می‌‌سازد.از این روست که از آنان می‌‌خواهد تا با بهره‌گیری از صبر و شکیبایی خود را در مسیر تکاملی قرار دهند و نگذارند تا [[احساسات]] و عواطف بر آنان [[غلبه]] کرده و چیره شود و آنان را به [[بیراهه]] و [[گناه]] سوق دهد<ref>هود آیات ۱۰ و ۱۱.</ref>.
 
در همین [[آیات]] مصونیت یابی شخص از [[تفاخر]] و [[فخر فروشی]] به دیگران را در بهره‌گیری شخص از [[صبر]] و [[شکیبایی]] بر می‌‌شمارد و از وی می‌‌خواهد که با بهره‌گیری از آن خود را از رفتارهای برخاسته از [[شادی]] و عواطف [[افراطی]] [[حفظ]] کند و نگذارد تا شادی‌های افراطی واکنش‌ها و کنش‌های او را [[مدیریت]] کند و او را به سوی تفاخر و فخر فروشی بکشاند.
 
به هر حال صبر می‌‌تواند در هر دو حوزه مفید و موثر باشد و نگذارد تا شخص در رفتارهای تند و احساسی غیر مهار شده از خود بروز دهد و [[طغیان]] نموده و بیرون از چارچوب‌های قانونی و هنجاری [[رفتار]] نماید.


== صبر [[انبیا]] ==
[[خداوند]] در آیات ۶۳ و ۷۵ [[سوره فرقان]] صبر را عامل مهمی در تصحیح رفتارها و انجام رفتارهای [[نیک]] و پسندیده و هنجاری بر می‌‌شمارد به ویژه اگر کنش‌هایی از سوی برخی از افراد [[نادان]] و [[جاهل]] انجام شود و احساسات و عواطف شخص را بر انگیزد. شخص [[صابر]] در برابر این رفتار با بهره‌گیری صبر می‌‌تواند رفتارهای هنجاری انجام دهد و مهار نفس خویش را کنترل و مدیریت نماید و نگذارد [[رفتاری]] غیر هنجاری انجام دهد بلکه حتی او را بر می‌‌انگیزاند تا رفتاری هنجاری و پسندیده و درون چارچوب‌های قانونی و [[شرعی]] انجام دهد.
در [[آیات]] ۴۸ - ۹۰ [[سوره انبیاء]] ضمن بیان داستان شماری از انبیا و نام بردن از ایوب، اسماعیل، [[ادریس]] و [[ذوالکفل]]، همه آنان را از [[صابران]] به شمار آورده است: {{متن قرآن|كُلٌّ مِنَ الصَّابِرِينَ}}<ref>«همه از شکیبایان بودند» سوره انبیاء، آیه ۸۵.</ref>؛ همچنین به [[رسول اکرم]]{{صل}} توصیه شده در صبر، [[پیامبران اولواالعزم]] را [[سرمشق]] خود قرار دهد: {{متن قرآن|فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلا تَسْتَعْجِل لَّهُمْ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلاَّ سَاعَةً مِّن نَّهَارٍ بَلاغٌ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلاَّ الْقَوْمُ الْفَاسِقُونَ}}<ref> بنابراین شکیبا باش همان‌گونه که پیامبران اولوا العزم شکیبایی ورزیدند و برای آنان (عذاب را به) شتاب مخواه که آنان روزی که آنچه را وعده‌شان داده‌اند بنگرند، چنانند که گویی جز ساعتی از یک روز (در جهان) درنگ نکرده‌اند، این، پیام‌رسانی است؛ پس آیا جز بزهکاران نابود می‌گردند؟؛ سوره احقاف، آیه۳۵.</ref> نوح{{ع}} از پیامبران اولواالعزم است که ۹۵۰ سال با صبر و [[استقامت]]، [[قوم]] خود را به [[راه خدا]] [[دعوت]] کرد: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عَامًا فَأَخَذَهُمُ الطُّوفَانُ وَهُمْ ظَالِمُونَ}}<ref>«و به راستی ما نوح را به سوی قومش فرستادیم و هزار سال- جز پنجاه سال- میان آنان به سر برد آنگاه سیلاب آنان را فرو گرفت در حالی که ستمگر بودند» سوره عنکبوت، آیه ۱۴.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلا وَنَهَارًا فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعَائِي إِلاَّ فِرَارًا وَإِنِّي كُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ وَاسْتَغْشَوْا ثِيَابَهُمْ وَأَصَرُّوا وَاسْتَكْبَرُوا اسْتِكْبَارًا ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ جِهَارًا ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنتُ لَهُمْ وَأَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْرَارًا فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا  يُرْسِلِ السَّمَاء عَلَيْكُم مِّدْرَارًا وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيَجْعَل لَّكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَل لَّكُمْ أَنْهَارًا }}<ref>«گفت: پروردگارا من شب و روز، قوم خود را (به خداپرستی) فرا خواندم.و فراخوان من جز به گریز آنان نیفزود. و من هرگاه آنان را فرا خواندم تا بیامرزیشان، انگشت در گوش نهادند و جامه بر سر کشیدند  و (در کفر) پای فشردند و سخت گردنفرازی ورزیدند. سپس آنان را با ندای بلند فرا خواندم. باز آشکار به آنان گفتم و (نیز) یکسره پنهان به ایشان گفتم. و گفتم: از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده است. تا (باران) آسمان را بر شما ریزان ، بفرستد. و شما را با دارایی‌ها و پسران، یاوری کند و برایتان بوستان‌ها پدید آورد و جویبارها پدیدار گرداند» سوره نوح، آیه ۵-۱۲.</ref> ابراهیم{{ع}} نیز به سبب [[شکیبایی]] فراوان در برابر سختی‌های [[رسالت]] و به ویژه به سبب [[مجادله]] با [[فرشتگان]] برای به تأخیر انداختن [[عذاب]] [[قوم لوط]] با وصف «[[حلیم]]» [[ستوده]] شده است: {{متن قرآن|إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُنِيبٌ}}<ref>«ابراهیم به راستی بردبار دردمند توبه‌کاری بود» سوره هود، آیه ۷۵.</ref>؛<ref>المیزان، ج ‌۱۰، ص۳۲۶.</ref> همچنین به سبب تحمل جفاهای پدرش [[آزر]] با وصف «حلیم» از او یاد شده است: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ}}<ref>«و آمرزش خواهی ابراهیم برای پدرش  جز بنا به وعده‌ای نبود که به وی داده بود و چون بر او آشکار گشت که وی دشمن خداوند است از وی دوری جست؛ بی‌گمان ابراهیم دردمندی بردبار بود» سوره توبه، آیه ۱۱۴.</ref>.<ref>المیزان، ج ‌۹، ص۳۹۸.</ref>
 
در داستان [[موسی]]{{ع}} و قبطی این مسأله به خوبی روشن شده است. در آنجا جوانی [[اسرائیلی]] با [[جوان]] قبطی درگیر می‌‌شود و [[حضرت موسی]]{{ع}} به [[دفاع]] از جوان اسرائیلی بر می‌‌خیزد و بدون بهره‌گیری از صبر خود را درگیر کرده و رفتاری بیرون از دایره [[قانون]] انجام می‌‌دهد و موجبات [[مرگ]] قبطی را فراهم می‌‌آورد. در آنجا خود را از جاهلین می‌‌شمارد؛زیرا تحت تاثیر تحریک عواطف عمل کرده است و از [[عقل]] و [[حلم]] و صبر سود نجسته است و موجب شده تا از [[شهر]] بگریزد و آواره بیابان و [[وطن]] شود.
 
[[قرآن]] در [[آیه]] ۶۳ [[سوره فرقان]] به [[مؤمنان]] پیشنهاد می‌‌دهد که از [[صبر]] بهره گیرند تا در صورتی که افراد [[جاهل]] و نابخرد [[رفتارهای زشت]] و زننده ای نسبت به آنان انجام دادند آنان با [[خویشتن داری]] بتوانند خود را از [[احساسات]] و [[عواطف]] برانگیخته شده [[حفظ]] کرده بلکه [[رفتاری]] پسندیده‌تر انجام دهند و در واکنش به کنش‌های [[زشت]] به آنان [[سلام]] و دورود فرستند.
 
در [[حقیقت]] صبر و [[شکیبایی]] موجب می‌‌شود تا [[انسان]] نه تنها خویشتن دار شود و واکنش‌های احساسی و [[عاطفی]] تند و بیرون از دایره انجام ندهند بلکه رفتارهای پسندیده ای داشته باشند که از نمونه‌های آن می‌‌توان به [[عفو و گذشت]] اشاره کرد.
 
[[خداوند]] در آیه ۱۲۶ [[سوره نحل]] می‌‌فرماید که شخص اگر مورد رفتاری زشت و تند قرار گرفت می‌‌تواند با حفظ اصول و مبانی [[عقلانی]] و به [[حکم عقل]] رفتاری مشابه انجام دهد و مقابله به مثل کند ولی اگر به جای مقابله به مثل صبر پیشه کند و از شخص در گذرد نه تنها [[پاداش اخروی]] دریافت می‌‌کند بلکه زمینه‌های بازگشت وی را به سوی خود فراهم می‌‌آورد. از این روست که از عفو و گذشت به خیر یاد می‌‌شود که سودهای بیش‌تر و مضاعف را بیان می‌‌دارد. به این معنا که واژه خیر بیانگر آن است که هم بهره [[دنیوی]] خواهد برد و هم از بهره‌های [[اخروی]] بهره مند خواهد شد. بهره دنیوی عمل ایجاد زمینه‌های تصحیح رفتاری دیگری با [[احسان]] و [[نیکی]] و عفو و گذشت از عمل نابهنجارو زشت شخص است.
 
از دیگر آثار و کارکردهایی که قرآن برای صبر و شکیبایی بر می‌‌شمارد مصونیت یابی از [[یاس]] و [[نومیدی]] است. افرادی که صبر و شکیبایی را در خود تقویت و یا ایجاد کرده‌اند و نفس خویش را به گونه ای [[تربیت]] نموده‌اند که مهار آن در دست [[عقل]] و [[خرد]] باشد هنگامی که دچار نابسامانی [[مالی]] می‌‌شوند و یا نعمت‌هایی را [[خداوند]] به آنان داده از دست می‌‌دهند دچار [[یاس]] و [[نومیدی]] نمی‌شوند و با توجه به این خداوند را [[مدیر]] هستی و [[جهان]] و مالک و قادر به هر کاری می‌‌دانند در برابر [[مشکلات]] و از دست دادن [[نعمت‌ها]] [[شکیبایی]] می‌‌ورزند و دچار یاس و نومیدی نمی‌شوند<ref>سوره هود آیات ۹ و ۱۱.</ref>.
 
[[قرآن]] در [[آیه]] ۶۱ [[سوره بقره]] [[صبر]] و شکیبایی را عاملی مهم در تأمین خیر و [[مصلحت]] [[بشر]] می‌‌شمارد و می‌‌فرماید که [[انسان]] اگر بر نعمت‌های خداوند که به وی داده است صبر کند و [[شاکر]] و [[سپاس]] گزار آن باشد نه تنها از آن [[نعمت]] به خوبی می‌‌تواند بهره گیرد بلکه زمینه‌های افزایش و [[رشد]] و بالندگی آن را نیز فراهم می‌‌آورد. [[آیات]] بسیاری بر این که سپاسگزار و [[شکر نعمت]] بر افزایش آن تاثیر دارد وارد شده است که خود بیانگر اثر صبر و سپاس در افزایش [[نعمت‌های الهی]] دارد.
 
از جمله اینکه انسان برای دست یابی به رحمت خاص خدا می‌‌بایست این گونه عمل کند و از نعمت به [[درستی]] بهره گیرد تا از نام خاص خداوند [[رحیم]] سود برد. رحیم نامی است که بیانگر [[بخشندگی]] و [[مهرورزی]] خاص خداوند به گروه خاصی از [[بندگان]] است. کسانی که [[صابر]] و [[شکیبا]] باشند از این [[مقام]] سود می‌‌برند و تحت [[کفالت]] اسم رحیم قرار می‌‌گیرند<ref>نحل ایه ۱۱۰ و نیز حجرات آیه ۵ و بقره آیات ۱۵۵ و ۱۵۷ و انبیاء آیات ۸۵ و ۸۶.</ref>.


در میان [[انبیا]] از [[صبر]] برخی مانند [[ایّوب]]، [[یعقوب]] و اسماعیل به‌گونه ویژه یاد شده است. ایوب به بلاهایی مانند بیماری، از دست دادن عزیزان و [[اموال]] دچار شد: {{متن قرآن|وَأَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ}}<ref> و ایّوب را (یاد کن) آنگاه که پروردگارش را خواند که به من گزند رسیده است و تو بخشاینده‌ترین بخشایندگانی؛ سوره انبیاء، آیه۸۳.</ref>؛ {{متن قرآن|وَاذْكُرْ عَبْدَنَا أَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطَانُ بِنُصْبٍ وَعَذَابٍ}}<ref> و از بنده ما ایّوب یاد کن آنگاه که پروردگارش را ندا کرد که شیطان به من رنج و عذاب رسانده است؛ سوره ص، آیه۴۱.</ref><ref>التبیان، ج ‌۷، ص۲۷۱؛ تفسیر ابن کثیر، ج ‌۵، ص۳۱۵.</ref> ولی [[ناامید]] نشد و تنها از درگاه [[خدا]] رفع گرفتاری خود را خواست و خدا نیز دعایش را [[اجابت]] کرد: {{متن قرآن|بَلْ مَتَّعْنَا هَؤُلَاءِ وَآبَاءَهُمْ حَتَّى طَالَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ أَفَلَا يَرَوْنَ أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنْقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا أَفَهُمُ الْغَالِبُونَ}}<ref>«بلکه، اینان و پدرانشان را بهره‌مند کردیم چندان که زندگانی دراز یافتند؛ آیا نمی‌بینند که ما به (سر) زمین (کفر) می‌آییم، از پیرامون‌های آن می‌کاهیم، آیا باز آنان پیروز خواهند شد؟» سوره انبیاء، آیه ۴۴.</ref>، {{متن قرآن|ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هَذَا مُغْتَسَلٌ بَارِدٌ وَشَرَابٌ}}<ref>«(بدو گفتیم) با پای خود (بر زمین) بکوب! اینک شستنگاهی سرد و نوشیدنی‌یی (نوشین) است» سوره ص، آیه ۴۲.</ref>، {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنَّا وَذِكْرَى لِأُولِي الْأَلْبَابِ}}<ref>«و ما از سر بخشایشی از خویش و پند آموختن به خردمندان، خانواده‌اش را- و با آنها، همانند آنان را- به او بخشیدیم» سوره ص، آیه ۴۳.</ref> و از این رو از او به عنوان بنده‌ای [[نیکو]] و [[شکیبا]] یاد شده است: {{متن قرآن|إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِرًا نِعْمَ الْعَبْدُ}}<ref>«به راستی ما او را شکیبا یافتیم. نیکو بنده بود که اهل بازگشت توبه) بود» سوره ص، آیه ۴۴.</ref>.
قرآن بیش از ۶۰ کارکرد و اثر برای صبر و شکیبایی یاد کرده است که می‌‌توان به [[پیروزی]]<ref>اعراف آیه ۱۳۷ و بقره آیه ۲۴۹ و ۲۵۱.</ref> اجتناب از [[قتل]] ناحق<ref>فرقان آیه ۶۸ و ۷۵.</ref> [[استحکام]] [[پیوندهای اجتماعی]]<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}} «ای مؤمنان! شکیبایی ورزید و یکدیگر را به شکیب فرا خوانید و از مرزها نگهبانی کنید و از خداوند پروا بدارید باشد که رستگار شوید» سوره آل عمران، آیه ۲۰۰.</ref> [[اطاعت از خدا]] و [[پیامبر]]{{صل}}<ref>{{متن قرآن|وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ}} «و از خداوند و پیامبرش فرمانبرداری کنید و در هم نیفتید که سست شوید و شکوهتان از میان برود و شکیبا باشید که خداوند با شکیبایان است» سوره انفال، آیه ۴۶.</ref> رسیدن به [[مقام]] [[استقامت]]<ref>هود آیه ۱۱۲ و ۱۱۵.</ref>آسانی و آسان شدن [[سختی]] ها<ref>بقره آیه ۴۵ و ۱۵۳.</ref>اجتناب از اتکا به [[ستمگران]]<ref>هود آیات ۱۱۳ و ۱۱۵.</ref> دوری و اجتناب از [[اسراف]]<ref>فرقان آیات ۶۷ و ۷۵.</ref> و دوری از [[باطل]] و امور [[بیهوده]]<ref>همان.</ref> دوری از [[بخل]] امکان [[انفاق]] و [[بخشندگی]]<ref>همان و نیز رعد آیه ۲۲.</ref> [[ایمنی]] از توطئه‌های [[دشمنان]] و نیرنگ‌های آنان با انگیختن احساسات و [[عواطف]]<ref>آل عمران آیه ۱۲۰ و ۱۸۶.</ref> [[پاکدامنی]]<ref>نساء آیه ۲۵.</ref><ref>{{متن قرآن|وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلَا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}} «و هر یک از شما که یارایی مالی نداشته باشد تا زنان آزاد مؤمن را به همسری گیرد، در میان کنیزان، از دختران جوان مؤمن، همسر گزیند و خداوند به ایمانتان داناتر است؛ همه چون یکدیگرید پس با اجازه کسان آنها با آنان ازدواج کنید و کابین‌هایشان را در حالی که پاکدامنند و نه پلیدکار و گزیننده دوست‌های پنهان، به گونه شایسته به (کسان) آنها بپردازید. آنگاه چون شوی کنند، اگر به کاری زشت دست یازیدند بر آنان نیمی از کیفر زنان آزاد خواهد بود. این (ازدواج با کنیزکان) برای کسی است که از (آلایش) گناه بهراسد و شکیبایی ورزیدن، برای شما بهتر است و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۲۵.</ref> [[ثبات قدم]] در راه [[حق]] و [[اعمال نیک]]<ref>{{متن قرآن|وَلَمَّا بَرَزُوا لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُوا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ}} «و چون با جالوت و سپاه وی رویاروی شدند گفتند: پروردگارا! ما را از شکیب، سرشار کن و گام‌های ما را استوار دار و ما را بر کافران پیروز گردان» سوره بقره، آیه ۲۵۰.</ref> و [[درک]] صحیح از مسایل و این که زخارف [[دنیا]] و پاداش‌های آن تا چه اندازه ناچیز است<ref>{{متن قرآن|فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ قَالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا يَا لَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِيَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ * وَقَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا وَلَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الصَّابِرُونَ}} «آنگاه با زیورهایش در پیش قوم خویش آشکار شد؛ کسانی که زندگی این جهان را می‌خواستند گفتند: ای کاش ما نیز همانند آنچه به قارون داده شده است می‌داشتیم، بی‌گمان او را بهره‌ای سترگ است * و دانشوران گفتند: وای بر شما! پاداش خداوند برای آن کس که ایمان آورد و کرداری شایسته دارد بهتر است و آن را جز به شکیبایان فرا نیاموزند» سوره قصص، آیه ۷۹-۸۰.</ref> [[حفظ]] [[اتحاد]] و [[انسجام اجتماعی]]<ref>انفال آیه ۴۶.</ref> و [[حفظ مرزها]]<ref>آل عمران آیه ۲۰۰.</ref> و رسیدن به مقام‌های بلندی چون [[مقام ابرار]]<ref>بقره آیه ۱۷۷ و انسان آیه ۵ و ۱۲.</ref> و [[مقام امامت]] و [[رهبری]]<ref>{{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَلَا تَكُنْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقَائِهِ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِبَنِي إِسْرَائِيلَ * وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ}} «و به راستی ما به موسی کتاب (آسمانی) دادیم- بنابراین در لقای او (با خداوند) تردیدی مکن- و ما آن (کتاب) را رهنمودی برای بنی اسرائیل قرار دادیم * و چون شکیب ورزیدند و به آیات ما یقین داشتند برخی از آنان را پیشوایانی گماردیم که به فرمان ما (مردم را) رهنمایی می‌کردند» سوره سجده، آیه ۲۳-۲۴.</ref> و [[مقام رضا]]<ref>{{متن قرآن|فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى}} «باری، بر آنچه می‌گویند شکیب کن و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از فرو رفتن آن پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای! و پاس‌هایی از شب و پیرامون‌های روز را نیز به ستایش پرداز باشد که خشنود گردی» سوره طه، آیه ۱۳۰.</ref> و [[مقام]] محسنان<ref>آل عمران آیه ۱۴۶ و ۱۴۸ و نیز هود آیه ۱۱۵ و یوسف آیه ۹۰.</ref>.


[[حضرت یعقوب]] به پسرانش گفت در فراق یوسف صبر جمیل خواهد داشت: {{متن قرآن|وَجَاؤُوا عَلَى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَاللَّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ}}<ref> و خونی دروغین را بر پیراهن او آوردند؛ (یعقوب) گفت: (نه چنین است که می‌گویید) بلکه (هوای) نفستان کاری را در چشمتان آراست، اکنون (کار من) شکیبی نیکوست و بر آنچه وصف می‌کنید از خداوند باید یاری جست؛ سوره یوسف، آیه۱۸.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ عَسَى اللَّهُ أَن يَأْتِيَنِي بِهِمْ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ}}<ref> یعقوب) گفت: (نه چنین است) بلکه هوای نفستان کاری را در چشمتان آراست پس (کار من) شکیبی نیکو (خواهد بود)، باشد که خداوند همه آنان را به نزد من باز آورد، اوست که دانای فرزانه است؛ سوره یوسف، آیه۸۳.</ref> براساس [[روایات]]، صبر جمیل آن است که کسی (از [[مشکلات]]) نزد [[مردم]] [[شکایت]] [[نبرد]]<ref>کنز الدقائق، ج ‌۶، ص۲۸۷.</ref>. در پایان آیه‌ای که از نابینا شدن یعقوب بر اثر [[اندوه]] گزارش داده، به این نکته اشاره شده که در همان حال «کظیم» بود. کظیم کسی است که با وجود [[خشم]] فراوان، آن را ابراز نمی‌کند<ref>التبیان، ج ‌۶، ص۱۸۲؛ مجمع البیان، ج ‌۵، ص۳۹۲؛ نیز نک: نضرة النعیم، ج ۶، ص۲۴۴۱.</ref>، از این جهت اندوه یعقوب و از دست دادن بینایی‌اش در فراق یوسف با صبر وی منافات ندارد؛ زیرا در برابر مردم بی‌تابی نمی‌کرد و [[غم]] جانکاه و اندوه خود را فقط با خدا در میان می‌گذاشت: {{متن قرآن|قَالَ إِنَّمَا أَشْكُو بَثِّي وَحُزْنِي إِلَى اللَّهِ وَأَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«گفت: پریشانی  و اندوهگینی خود را تنها به خداوند شکوه می‌برم و از خداوند چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانید» سوره یوسف، آیه ۸۶.</ref>؛ خدایی که از شنیدن ناله و شکایت و اصرار [[بندگان]] نیازمندش هرگز خسته و [[ناتوان]] نمی‌شود.<ref>المیزان، ج ‌۱۱، ص۲۵۴.</ref>. بر پایه روایتی، یعقوب [[تسلیم]] [[فرمان خدا]] شد و هیچ‌گاه از بلاهایی که به او می‌رسید، نزد کسی شکایت نمی‌کرد<ref>نور الثقلین، ج ‌۲، ص۴۵۳.</ref>. اسماعیل نیز در برابر [[آزمون]] دشوار [[قربانی]] شدن به دست پدر به وی گفت که به خواست [[خدا]] او را از [[صابران]] خواهد یافت: {{متن قرآن|فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ}}<ref>«و چون در تلاش، همپای او گشت (ابراهیم) گفت: پسرکم! من در خواب می‌بینم که تو را سر می‌برم پس بنگر که چه می‌بینی؟ گفت: ای پدر! آنچه فرمان می‌یابی انجام ده که- اگر خداوند بخواهد- مرا از شکیبایان خواهی یافت» سوره صافات، آیه ۱۰۲.</ref> پیش از آن خدای متعالی غلامی [[حلیم]] را به ابراهیم مژده داده بود: {{متن قرآن|فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ}}<ref>«پس او را به پسری بردبار مژده دادیم» سوره صافات، آیه ۱۰۱.</ref> که مقصود از آن اسماعیل است<ref>الدر المنثور، ج ‌۵، ص۲۷۹؛ مواهب علیه، ج ۱، ص۱۰۰۳؛ نور الثقلین، ج ‌۴، ص۴۱۹.</ref>. داوود نیز در برابر سختی‌های [[رسالت]] [[شکیبا]] بود تا جایی که به [[رسول اکرم]]{{ع}} توصیه شده تا در برابر سخنان [[آزار دهنده]] [[مشرکان]] صبوری کند و به یاد داوود [[پیامبر]] باشد که در [[تسبیح]] و [[عبادت خدا]] بسیار [[توانمند]] بود: {{متن قرآن|اصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاذْكُرْ عَبْدَنَا دَاوُودَ ذَا الأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ}}<ref>بر آنچه می‌گویند، شکیبا باش و از بنده ما داود توانمند یاد کن که اهل بازگشت (و توبه) بود؛ سوره ص، آیه۱۷.</ref>؛<ref>المیزان، ج ‌۱۷، ص۱۸۹.</ref> همچنین از [[ایّوب]]، ابراهیم، [[اسحاق]]، [[یعقوب]]، اسماعیل، اَلْیَسَع و [[ذوالکفل]] یاد کند که همه از [[نیکان]] بودند: {{متن قرآن|وَاذْكُرْ عَبْدَنَا أَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطَانُ بِنُصْبٍ وَعَذَابٍ}}<ref> و از بنده ما ایّوب یاد کن آنگاه که پروردگارش را ندا کرد که شیطان به من رنج و عذاب رسانده است؛ سوره ص، آیه۴۱.</ref>، {{متن قرآن|وَاذْكُرْ عِبَادَنَا إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ أُولِي الْأَيْدِي وَالْأَبْصَارِ}}<ref>«و از بندگان توانمند و روشن‌بین  ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب، یاد کن» سوره ص، آیه ۴۵.</ref>، {{متن قرآن|وَاذْكُرْ إِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَذَا الْكِفْلِ وَكُلٌّ مِنَ الْأَخْيَارِ}}<ref>«و از اسماعیل و الیسع و ذو الکفل یاد کن و همه از نیکان بودند» سوره ص، آیه ۴۸.</ref>.<ref>[[علی‌جان کریمی|کریمی، علی‌جان]]، [[صبر - کریمی (مقاله)|مقاله «صبر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص90-91.</ref>
اینها نمونه‌های اندکی از آن همه فواید و آثار و کارکردهای [[دنیوی]] و [[اخروی]] [[صبر]] و [[شکیبایی]] و [[حفظ]] و کنترل نفس است که در [[آیات قرآنی]] بدان اشاره شده است. اگر [[انسان]] بتواند تنها به بخشی از آثار و کارکردها دنیوی و اخروی صبر برسد می‌‌بایست این فضلیت را جست و جو کند و با بهره‌گیری از عوامل ایجادی و یا تقویت آن در خود زمینه‌های [[خویشتن داری]] و مهار عواطف و [[احساسات]] شدید انگیخته شده فراهم سازد<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[آثار و کارکردهای صبر و شکیبایی در زندگی (مقاله)|آثار و کارکردهای صبر و شکیبایی در زندگی]].</ref>.


== آثار و [[برکات]] [[صبر]] ==
در [[قرآن کریم]] برای صبر آثار و پاداش‌های متنوعی بیان شده است. به‌گفته برخی، بیشتر [[فضایل]] و خوبی‌ها از آثار صبرند.<ref>احیاء علوم الدین، ج ‌۴، ص۶۶.</ref>. صابران به‌طور کلی به پاداش دنیوی و [[اخروی]] [[بشارت]] داده شده‌اند: {{متن قرآن|وَكَأَيِّن مِّن نَّبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُواْ لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُواْ وَمَا اسْتَكَانُواْ وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ وَمَا كَانَ قَوْلَهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ فَآتَاهُمُ اللَّهُ ثَوَابَ الدُّنْيَا وَحُسْنَ ثَوَابِ الآخِرَةِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ}}<ref> و بسا پیامبرانی که همراه آنان توده‌های انبوه به نبرد (با دشمنان خداوند) پرداختند و در راه خداوند هر چه به ایشان رسید نه سست و نه ناتوان شدند و نه تن به زبونی سپردند؛ و خداوند شکیبایان را دوست می‌دارد. و گفتارشان جز این نبود که (می) گفتند: پروردگارا! از گناهان ما و گزافکاری‌ها که در کار خویش کرده‌ایم در گذر و گام‌های ما را استوار دار و ما را بر گروه کافران پیروز گردان. پس خداوند به آنان پاداش این جهان و پاداش نیک جهان واپسین را بخشید و خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد؛ سوره آل عمران، آیه ۱۴۶ - ۱۴۸.</ref> در [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمْوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ}}<ref> و بی‌گمان شما را با چیزی از بیم و گرسنگی و کاستی دارایی‌ها و کسان و فرآورده‌ها می‌آزماییم، و شکیبایان را نوید بخش!؛ سوره بقره، آیه ۱۵۵.</ref> به صابران [[بشارت]] داده شده؛ ولی متعلَّق آن ذکر نشده است. بیان نشدن متعلَّق بشارت، نشانه گرانقدریِ آن است<ref>المیزان، ج ‌۱، ص۳۵۳.</ref>. در ماجرای [[موسی و خضر]]، [[موسی]] برای بار سوم به [[خضر]] [[تعهد]] داد که اگر از این‌پس درباره [[رفتار]] خضر چیزی بپرسد، خضر [[حق]] دارد با او [[همراهی]] نکند: {{متن قرآن|قَالَ إِنْ سَأَلْتُكَ عَنْ شَيْءٍ بَعْدَهَا فَلَا تُصَاحِبْنِي قَدْ بَلَغْتَ مِنْ لَدُنِّي عُذْرًا}}<ref>«گفت: اگر از این پس از تو چیزی پرسیدم همراهیم مکن که از سوی من معذوری» سوره کهف، آیه ۷۶.</ref> بر پایه [[نقلی]]، [[رسول خدا]] پس از [[تلاوت]] این [[آیه]] فرمود اگر [[موسی]] [[صبر]] کرده بود ۱۰۰۰ امر شگفت‌انگیز را از [[خضر]] مشاهده می‌کرد.<ref>مجمع البیان، ج ‌۶، ص۷۵۱؛ نور الثقلین، ج ‌۳، ص۲۸۲.</ref> [[آثار صبر]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] عبارت‌اند از:
در [[قرآن کریم]] برای صبر آثار و پاداش‌های متنوعی بیان شده است. به‌گفته برخی، بیشتر [[فضایل]] و خوبی‌ها از آثار صبرند.<ref>احیاء علوم الدین، ج ‌۴، ص۶۶.</ref>. صابران به‌طور کلی به پاداش دنیوی و [[اخروی]] [[بشارت]] داده شده‌اند: {{متن قرآن|وَكَأَيِّن مِّن نَّبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُواْ لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُواْ وَمَا اسْتَكَانُواْ وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ وَمَا كَانَ قَوْلَهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ فَآتَاهُمُ اللَّهُ ثَوَابَ الدُّنْيَا وَحُسْنَ ثَوَابِ الآخِرَةِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ}}<ref> و بسا پیامبرانی که همراه آنان توده‌های انبوه به نبرد (با دشمنان خداوند) پرداختند و در راه خداوند هر چه به ایشان رسید نه سست و نه ناتوان شدند و نه تن به زبونی سپردند؛ و خداوند شکیبایان را دوست می‌دارد. و گفتارشان جز این نبود که (می) گفتند: پروردگارا! از گناهان ما و گزافکاری‌ها که در کار خویش کرده‌ایم در گذر و گام‌های ما را استوار دار و ما را بر گروه کافران پیروز گردان. پس خداوند به آنان پاداش این جهان و پاداش نیک جهان واپسین را بخشید و خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد؛ سوره آل عمران، آیه ۱۴۶ - ۱۴۸.</ref> در [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمْوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ}}<ref> و بی‌گمان شما را با چیزی از بیم و گرسنگی و کاستی دارایی‌ها و کسان و فرآورده‌ها می‌آزماییم، و شکیبایان را نوید بخش!؛ سوره بقره، آیه ۱۵۵.</ref> به صابران [[بشارت]] داده شده؛ ولی متعلَّق آن ذکر نشده است. بیان نشدن متعلَّق بشارت، نشانه گرانقدریِ آن است<ref>المیزان، ج ‌۱، ص۳۵۳.</ref>. در ماجرای [[موسی و خضر]]، [[موسی]] برای بار سوم به [[خضر]] [[تعهد]] داد که اگر از این‌پس درباره [[رفتار]] خضر چیزی بپرسد، خضر [[حق]] دارد با او [[همراهی]] نکند: {{متن قرآن|قَالَ إِنْ سَأَلْتُكَ عَنْ شَيْءٍ بَعْدَهَا فَلَا تُصَاحِبْنِي قَدْ بَلَغْتَ مِنْ لَدُنِّي عُذْرًا}}<ref>«گفت: اگر از این پس از تو چیزی پرسیدم همراهیم مکن که از سوی من معذوری» سوره کهف، آیه ۷۶.</ref> بر پایه [[نقلی]]، [[رسول خدا]] پس از [[تلاوت]] این [[آیه]] فرمود اگر [[موسی]] [[صبر]] کرده بود ۱۰۰۰ امر شگفت‌انگیز را از [[خضر]] مشاهده می‌کرد.<ref>مجمع البیان، ج ‌۶، ص۷۵۱؛ نور الثقلین، ج ‌۳، ص۲۸۲.</ref> [[آثار صبر]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] عبارت‌اند از:


خط ۱۸۸: خط ۳۸۳:


اینها تنها نمونه‌های از آثار صبر است که در اینجا به آن اشاره شده است. همین مقدار از آثار صبر به خوبی می‌‌تواند [[منزلت]] و [[ارزش]] و اهمیت صبر در [[زندگی]] را نشان دهد و عاملی در [[تشویق]] انسان برای کسب آن باشد. اگر کسی بخواهد به همین آثار صبر دست یابد می‌‌بایست به عوامل ایجادی و تقویتی صبر توجه یابد و از بخواهد تا با [[شناسایی]] آنها، زمینه [[صبر]] را در خود پدید آورد و از آثار و [[برکات]] آن بهره مند شود. از این رو در ادامه به عوامل ایجادی و تقویتی صبر اشاره می‌‌شود. تا باشد با بهره‌مندی از این عوامل و تحقق صبر از آثار صبر بهره مند شویم<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عوامل و آثار صبر در زندگی (مقاله)|عوامل و آثار صبر در زندگی]].</ref>.
اینها تنها نمونه‌های از آثار صبر است که در اینجا به آن اشاره شده است. همین مقدار از آثار صبر به خوبی می‌‌تواند [[منزلت]] و [[ارزش]] و اهمیت صبر در [[زندگی]] را نشان دهد و عاملی در [[تشویق]] انسان برای کسب آن باشد. اگر کسی بخواهد به همین آثار صبر دست یابد می‌‌بایست به عوامل ایجادی و تقویتی صبر توجه یابد و از بخواهد تا با [[شناسایی]] آنها، زمینه [[صبر]] را در خود پدید آورد و از آثار و [[برکات]] آن بهره مند شود. از این رو در ادامه به عوامل ایجادی و تقویتی صبر اشاره می‌‌شود. تا باشد با بهره‌مندی از این عوامل و تحقق صبر از آثار صبر بهره مند شویم<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عوامل و آثار صبر در زندگی (مقاله)|عوامل و آثار صبر در زندگی]].</ref>.
== موانع صبر ==
یکی از راه‌های ایجاد و افزایش صبر، شناخت موانع صبر و عوامل ضد صبر است. اموری که [[اجازه]] نمی‌دهد تا انسان به صبوری دست یابد چه رسد که به [[مقام]] عالی بردباری و حلم برسد و از مقام [[حلیم]] از [[اسمای الهی]] بهره برد. در اینجا به برخی از موانع مهم در تحقق صبر اشاره می‌شود.
# '''اجتناب از [[تکبر]] و [[تفاخر]]''': تکبر و تفاخر دو مانع جدی در برابر صبوری [[آدمی]] است؛ زیرا [[متکبر]] به سبب فقدان [[تواضع]] و [[فروتنی]]، خود را چنان بزرگ می‌شمارد که حاضر نیست در برابر رفتارهای دیگران، واکنش نشان ندهد و خود را [[برتر]] از آن می‌بیند که فشاری را تحمل کند و یا سخن درشت بشنود و یا نگاهی از بالا را تحمل نماید؛ بلکه خود را چنان بالا می‌بیند که حاضر نیست [[فروتنی]] داشته باشد. این گونه است که از حالت طبیعی بیرون رفته و [[رفتاری]] هیجانی از خود بروز می‌دهد. [[خداوند]] در [[قرآن]] با توجه به [[روحیات]] [[متکبر]] فخور به ویژه در [[زمان]] [[رفاه]] و [[آسایش]] بیان می‌کند که چنین افرادی نمی‌توانند صبور باشند و از آستانه تحمل پایینی برخوردارند. از همین رو، خواهان آن است که برای کسب [[صبر]] و افزایش آن از [[تکبر]] و [[فخرفروشی]] اجتناب کنند و این [[روحیه]] را کنار بگذارند. از نظر قرآن تنها کسانی در برابر فشار از دست دادن نعمتی [[صبوری]] می‌ورزند که فاقد روحیه تکبر و [[تفاخر]] باشند و متأثر از هیجانات تند [[عاطفی]]، رفتارهای شدید احساسی از قبیل [[حزن]] و [[فرح]] نداشته باشند<ref>هود، آیات ۹ تا ۱۱.</ref>.
# '''اجتناب از [[شهادت]] ناحق''': [[حق‌مداری]] و [[بیان حق]] در هر حال، از جمله صفات انسان‌های [[متعادل]] و موجه است. اما انسان‌های نامتعادل همان‌گونه که به خود [[ظلم]] می‌کنند به [[سادگی]] نسبت به دیگران [[ظلم و ستم]] روا می‌دارند. این ستم‌ورزی آنان در همه جا از جمله در [[گواهی دادن]] نیز بروز می‌کند که [[گواهی]] به ناحق می‌دهند و [[باطل]] را بر [[حق]] مقدم می‌دارند. بنابراین، برای اینکه از [[شخصیت]] و روحیه ‌دارای صبر برخوردار شویم حق‌مداری در هر حال یکی از راه‌های کسب آن است. به این معنا که با اجتناب از گواهی ناحق و باطل می‌توانیم خود را در مسیری قرار دهیم که نتیجه آن صبوری است<ref>فرقان، آیات ۷۲ و ۷۵.</ref>.
# '''اجتناب از [[لغو]]''': در همین [[آیات]]، بیان شده که برای کسب روحیه صبر و افزایش آن باید از لغو و کارهای بیهوده اجتناب کرد؛ زیرا کارهای بیهوده از مصادیق باطل است و [[آدمی]] را به سمت و سوئی سوق می‌دهد که نهایت آن از دست رفتن [[صبر]] و صبوری است. [[خداوند]] با تأکید بر برخوردهای کریمانه در برابر رفتارهای [[لغو]] و [[بیهوده]] دیگران بیان می‌کند که [[انسان]] می‌تواند با این شیوه در خود صبوری را ایجاد و تقویت کند. اینکه انسان وقتی با سخن و [[رفتار]] بیهوده دیگران مواجه می‌شود واکنش نشان ندهد و بلکه واکنش مثبت نشان داده و با [[کرامت]] از آن عبور کند، زمینه‌ای است که صبوری را در انسان تقویت می‌کند<ref>فرقان، آیات ۷۲ و ۷۵.</ref>.
# '''اجتناب از [[قتل نفس]] [[محترم]]''': [[جان]] و عرض و [[مال]] [[مردم]] محترم بوده و دارای [[حرمت]] است و کسی نمی‌تواند متعرض آن شود. این از [[حقوق انسانی]] هر بشری است. کسی که بتواند خود را چنان [[تربیت]] کند که جز به [[حق]] و [[عدالت]] کسی را نکشد و در برابر کارهای نادرست دیگران به سرعت واکنش نشان ندهد، می‌تواند به درجات و سطوح عالی از صبوری برسد که او را لایق غرفه‌هایی در [[بهشت]] کند که ویژه [[صابران]] است. در [[حقیقت]] تأکید بر بهره‌مندی از غرفه‌های بهشتی خاص این صابران نشان می‌دهد که واکنش‌هایی از این دست تا چه اندازه مهم است<ref>فرقان، آیات ۶۳ و ۶۸ و ۷۵.</ref>.
# '''اجتناب از مجالس [[باطل]]''': اجتناب از حضور در مجالس باطل و لغو زمینه‌ساز افزایش صبر در افراد و بهره‌مندی از سعادت‌ [[دنیا]] و [[آخرت]] خواهد شد<ref>فرقان، آیات ۷۲ و ۷۵.</ref>. پس اگر بخواهیم [[انسانی]] صبور یا دارای آستانه تحمل بالا باشیم باید از حضور در مجالس لغو و [[لهو]] اجتناب کنیم و در هر [[مجلسی]] حضور نیابیم؛ زیرا حضور در این مجالس زمینه [[تغییر]] [[روحیه]] را فراهم آورده و انسان را برای رفتارهای هیجانی و [[خشم]] زودهنگام و مانند آن آماده می‌سازد، به طوری که در برابر کوچک‌ترین کنشی واکنش‌های عصبی و هیجانی از خود بروز می‌دهد. پس یکی از موانع ایجاد و یا افزایش [[صبر]]، حضور در چنین مجالسی است. اجتناب از آن نیز می‌تواند در افزایش آستانه تحمل بسیار مفید باشد<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[چگونه میزان صبر خود را بشناسیم (مقاله)|چگونه میزان صبر خود را بشناسیم]].</ref>.
== ویژگی‌ها و نشانه‌های صابران ==
صبر از [[ارزش]] و اهمیت و جایگاه ارزشمندی در [[زندگی]] [[انسان]] برخوردار است؛ کسی که صبر دارد زندگی را با [[آسایش]] و [[آرامش]] بیش‌تر می‌‌پیماید و کم‌تر آسیب می‌‌بیند و بیش‌تر از زندگی بهره می‌‌برد. از همین روست که [[امام علی]]{{ع}} درباره جایگاه ارزشمند صبر در زندگی [[بشر]] فرموده است: {{متن حدیث|اَلصَّبْرُ فِی الاُمُورِ بِمَنْزِلَةِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ فَاِذا فارَقَ الرَّأْسُ الْجَسَدَ فَسَدَ الْجَسَدُ فَاِذا فارَقَ الصَّبْرُ الاُمُورَ فَسَدَتِ الاُمُورُ}}؛ صبر در [[کارها]] همانند سر در بدن است، همانطور که وقتی سر از بدن جدا شود، بدن [[فاسد]] می‌‌شود، هنگامی هم که صبر از کارها جدا شود کارها تباه می‌‌شود<ref>بحارالانوار، نشر کتابفروشی اسلامیه، ج ۷۱، ص۷۳.</ref>.
پس صبر را باید در زندگی [[رییس]] و [[امیر]] قرار داد و هر چیز را تحت [[حکومت]] و [[حاکمیت]] آن قرار داد. [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|عَلَیْکَ بِالْعِلْمِ فَاِنَّ الْعِلْمَ خَلیلُ الْمُؤْمِنِ، وَالْحِلْمَ وَزیرُهُ، وَالْعَقْلَ دَلیلُهُ، وَالْعَمَلَ قَیِّمُهُ، وَالرِّفْقَ اَبُوهُ، وَاللِّینَ اَخُوهُ، وَالصَّبْرَ اَمیرُ جُنُودِهِ}}؛ بر تو باد [[علم]] که علم [[دوست]] [[مؤمن]] است و بردباری [[وزیر]] مؤمن است و خرد راهنمای اوست و عمل [[سرپرست]] او و مدارا کردن پدر او و ملایمت [[برادر]] او و صبر امیر سپاهیان اوست<ref>نهج الفصاحه، نشر سازمان انتشارات جاویدان، حدیث ۱۹۶۱.</ref>.
وقتی صبر [[حاکم]] بر [[نفس انسانی]] باشد و حالت صبر در انسان [[ملکه]] و [[مقام]] شود، دیگر چیزی از بیرون نمی‌تواند بر او مسلط و چیره شود و او را برده و [[بنده]] خود سازد. از همین روست که صبر را [[دشمن]] سختی‌ها دانسته‌اند. امام علی{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|اَقوی عَدُوِّ الشَّدآئِدِ الصَّبْرُ}}؛ قوی‌ترین دشمن سختی‌ها صبر و تاب آوری در برابر آنهاست<ref>غرر الحکم، ج ۲، ۲۹۰۸.</ref>.
صبر [[عمل نیک]] است اما برای برخی [[نیکوترین]] [[اعمال]] است. در [[روایت]] است که صبر بهترین و نیکوترین عمل برای [[فقیران]] است. رسول خدا{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|اَلصـَّبْرُ حَـسَن وَلکِنْ فِی الْفُقَراءِ اَحْسَنُ}}؛ صبر نیکوست ولی در فقراء نیکوتر است<ref>نهج الفصاحه، ۲۰۰۶.</ref>.
صبر همچنین محبوب‌ترین جرعه‌ای است که [[انسان]] می‌‌نوشد. [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|ما مِنْ جُرْعَةٍ اَحَبُّ اِلَی اللّهِ مِنْ جُرْعَةِ غَیْظٍ کَظَمَها رَجُلٌ، اَوْ جُرْعَةِ صَبْرٍ عَلی مُصیبَةٍ}}؛ هیچ جرعه ای از جُرعه خشمی که مردی فرو برد، یا جرعه صبری که بر مصیبتی نوشیده شود، پیش [[خدا]] محبوب‌تر نیست<ref>نهج الفصاحه، ۲۵۶۴.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر ویژگی‌ها و آثار آن (مقاله)|صبر ویژگی‌ها و آثار آن]].</ref>
برای هر چیزی نشانه ای است. اگر بخواهیم نشانه‌های صبر را در خود و دیگران به دست آوریم می‌‌توانیم به نشانه‌هایی اشاره کنیم که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود. آن حضرت می‌‌فرماید: {{متن حدیث|عَلامَةُ الصّابِرِ فِی ثَلاثٍ: اَوَّلُها، اَنْ لایَکْسِلَ، وَالثَّانِیَةُ، اَنْ لایَضْجُرَ، وَالثّالِثَةُ، اَنْ لایَشْکُوَ مِنْ رَبِّهِ عز و جل لاِنَّهُ اِذا کَسِلَ فَقَدْ ضَیَّعَ الْحَقَّ وَ اِذا ضَجِرَ لَمْ یُؤَدِّ الشُّکْرَ، وَاِذا شَکا مِنْ رَبِّهِ عز و جل فَقَدْ عَصاهُ}}؛ نشانه [[انسان]] صبور در سه چیز است: ۱. این که کسل نمی‌شود؛ ۲. [[دل]] تنگ نمی‌شود؛ ۳. از پروردگارش [[شکایت]] نمی‌کند؛ چراکه وقتی کسل شود، [[حق]] را ضایع و تباه خواهد کرد و هنگامی که دلتنگ شد، [[سپاسگزاری]] نمی‌کند و وقتی که از پروردگارش شکایت کند، [[گناه]] خواهد کرد<ref>بحارالانوار، ج ۷۱، ص۸۶.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر ویژگی‌ها و آثار آن (مقاله)|صبر ویژگی‌ها و آثار آن]].</ref>
به منظور [[درک]] وضعیت خود و دیگران نسبت به کنش‌های [[عاطفی]] و واکنشی‌های هیجانی می‌توانیم از نشانه‌های [[صابران]] بهره گیریم. چنین سنجشی به ما کمک می‌کند تا بتوانیم [[میزان]] صبر و آستانه تحمل خود را به دست آورده و برای [[تربیت]] خویش و [[تغییر]] [[روحیه]] در جهت مثبت [[اقدام]] کنیم. از این رو، در اینجا به برخی از نشانه‌های صبوری اشاره می‌شود که می‌تواند به عنوان شاخص عمل کند.
# [[نیکی]] در برابر بدی و [[اخلاق نیک]]: نیکی در برابر بدی دیگران از [[اخلاق]] انسان‌های صبور است که می‌توان از این معیار و شاخص برای سنجش [[رفتار]] و روحیات خود بهره برد. [[خداوند]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ صَبَرُوا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِيَةً وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُولَئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ}}<ref>«و آنان را که در پی خشنودی پروردگارشان شکیبایی پیشه می‌کنند و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه ما روزی آنان کرده‌ایم پنهان و آشکار می‌بخشند و به نیکی، بدی را دور می‌دارند؛ فرجام (نیک) آن سرای است،» سوره رعد، آیه ۲۲.</ref> همچنین در [[آیات]] ۶۳ و ۷۵ [[سوره فرقان]] بیان می‌کند که صابران در برابر سخنان [[بی‌خردان]] با [[سلام]] به آنان واکنش نشان می‌دهند و در آیات ۵۴ و ۵۵ [[سوره قصص]] نیز می‌فرماید: آنان بدی را با نیکی دفع می‌کنند.. و هر گاه سخن بیهوده و لغوی شنیدند از آن [[اعراض]] کرده و در پاسخ به بیهوده‌گویان می‌گویند: هر کسی کار خودش، بار خودش. پس سلام بر شما. همچنین خداوند در آیات ۳۴ و ۳۵ [[سوره فصلت]] [[فرمان]] می‌دهد که بدی را با خوبی‌های [[برتر]] دفع کنید که این بهتر است؛ زیرا شیوه صابران است. پس می‌توان از این راه روحیه صبر را شناخته و در این مسیر گام برداریم تا صبوری یافته و آستانه تحمل ما نیز افزایش یابد.
# گذشت به جای [[مقابله به مثل]]: [[صابران]] با آنکه می‌توانند [[مقابله به مثل]] کنند و توان این کار را هم دارند، ولی مقابله به مثل نمی‌کنند و از درگذشت و [[عفو]] وارد می‌شوند. پس اگر بخواهیم صبوری یاد گیریم یا آن را افزایش دهیم باید در هنگام توان مقابله به مثل و مجاز بودنش، دست از آن بشوییم و دیگر را عفو کنیم<ref>نحل، آیه ۱۲۶.</ref>.
# کمترین [[مجازات]]: صابران اگر مجبور به مجازات و [[تنبیه]] باشند، کمترین مجازات را در نظر می‌گیرند و واکنش‌های آنان بر اساس [[عواطف]] شدید و هیجانات تند نخواهد بود<ref>سوره ص، آیه ۴۴.</ref>.
# [[تغییر]] مکان: صابران در هنگام برخورد با کنش‌های تند دیگران که از روی بی‌خردی و [[جهالت]] و سفاهت است، از آن محیط خارج می‌شوند. این تغییر محیط‌گاه به بیرون رفتن از اتاق یا مجلسی است و گاه در قالب کوچ و [[مهاجرت]] از محله و [[شهر]] و [[کشور]] اتفاق می‌افتد. اینکه [[خداوند]] در ارتباط با صابران می‌فرماید [[زمین]] خداوند وسیع است، برای آن است که لازم نیست همواره واکنش‌های [[رفتاری]] و [[مقاومت]] داشته باشیم، بلکه گاه جابجائی و [[هجرت]] بهترین واکنش است<ref>زمر، آیه ۱۰.</ref>.
# [[اعتدال]] در [[انفاق]]: از دیگر خصایص صابران، رعایت اعتدال در انفاق و پرهیز از [[اسراف]] و [[بخل]] در آن است که خداوند در [[آیات]] ۶۳ و ۶۷ و ۷۵ [[سوره فرقان]] به آن اشاره کرده است.
# صبوری در [[مصیبت‌ها]] و [[مشکلات]] جسمی و [[مالی]] و [[جنگی]]: از شاخص‌های صابران صبوری در انواع و اقسام مصیبت‌ها و مشکلاتی بدنی و روانی و مالی در [[جنگ]] و غیرجنگ است. اگر چنین چیزی را در خود تقویت کنیم می‌توانیم [[امید]] به افزایش [[صبر]] در خود داشته باشیم<ref>بقره، آیات ۱۵۵ و ۱۵۷ و ۲۱۴ و ۱۷۷؛ حج، آیات ۳۴ و ۳۵.</ref>.
# انفاقات آشکار و [[نهان]] مالی: ‌از دیگر خصوصیات صابران آن است که از هر چه به دست می‌آورند بخشی را در راه خداوند به [[نیازمندان]] به صورت آشکار و [[نهان]] [[انفاق]] می‌کنند و [[بخل]] نمی‌ورزند. این‌گونه می‌توان صبوری آموخت<ref>رعد، آیات ۲۲ و ۲۴.</ref>.
# اقامه نماز: برپایی نماز به‌ویژه در [[جماعت]] و [[جمعه]] از دیگر ویژگی‌هایی است که [[صابران]] دارند<ref> رعد، آیات ۲۲ و ۲۴.</ref>؛ بنابراین باید برای کسب صبوری و افزایش آن از [[نماز]] به عنوان یک شاخص مهم بهره برد.
# [[امیدواری]]: صابران انسان‌هایی [[امیدوار]] حتی در صورت زوال نعمت و گرفتار شدن به [[فقر]] و [[تنگدستی]] هستند. پس باید این شاخص را نیز در نظر گرفت تا خود بسنجیم و بدان صبوری را [[تجربه]] کنیم<ref>هود، آیات ۹ و ۱۱.</ref>.
# [[بصیرت]]: صابران دارای [[آگاهی]] و بصیرت ویژه هستند<ref>انفال، آیات ۶۵ و ۶۶؛ رعد، آیات ۱۹ و ۲۲؛ فرقان، آیات ۷۳ و ۷۵.</ref>.
# [[بینش توحیدی]]: حاکم بودن [[جهان‌بینی توحیدی]] بر [[اندیشه]] و [[زندگی]] صابران، از مهمترین عوامل صبوری آنان است؛ زیرا آنان می‌دانند هر چیزی بر اساس [[توحید]] فعل از [[خداوند]] و بر اساس [[حکمت]] و [[مشیت]] و [[مصلحت]] است. پس نسبت به [[مصیبت‌ها]] واکنش‌های تند و عصبی ندارند بلکه هنگام [[ابتلاء]] به آن حتی اگر [[نقص]] در [[جان]] خود و دیگران باشد، آن را خواسته [[الهی]] دانسته و [[استرجاع]] می‌گویند: {{متن قرآن|قالوا انا لله و انا الیه راجعون}}<ref>بقره، آیات ۱۵۵ و ۱۵۶.</ref>.
# [[پاکدامنی]]: اجتناب [[بندگان]] [[صبر]] پیشه [[خدا]]، از [[زنا]] و [[بی‌عفتی]]، از دیگر صفاتی است که خداوند به عنوان شاخص برای آنان بیان کرده است<ref>فرقان، آیات ۶۳ و ۶۸ و ۷۵.</ref>. بنابراین باید تلاش کرد این شاخص را ایجاد و تقویت کنیم.
# [[تواضع]]: رعایت [[وقار]] و تواضع در [[راه رفتن]]، [[خصلت]] بندگان صبور خداست<ref>فرقان، آیات ۶۳ و ۷۵.</ref>. ایشان از هرگونه [[تکبر]] و [[تفاخر]] اجتناب می‌کنند. بنابراین، برای سنجش خود به این شاخص نیاز مبرم خواهیم داشت.
# [[ثبات]]: صابران دارای موضع ثابت در برابر خوشی‌ها و [[ناخوشی‌ها]] هستند. این مطلب در [[آیات]] ۹ تا ۱۱ [[سوره هود]] بیان شده است.
# [[زهد]]: اهمیت نداشتن متاع‌های [[دنیا]] برای [[صابران]] از مهمترین ویژگی‌های آنان است. همین مسئله موجب می‌شود تا در برابر از دست رفتن‌ها و کمبودهای [[مالی]] [[دنیوی]] واکنش‌های [[عاطفی]] و تند و هیجانی نداشته باشند. پس باید این را آموخت و در [[زندگی]] به کار بست تا از صابران شویم<ref>آل عمران، آیات ۱۴ و ۱۵ و ۱۷؛ قصص، آیات ۷۹ و ۸۰.</ref>.
# [[سرور]]: اصولا سرور در [[اهل صبر]] که صفت [[بهشتیان]] است، یک اصل است. از این رو آنان همواره مسرور به [[رضایت]] خداوندی هستند و نسبت به از دست دادن چیزی [[اندوهگین]] نمی‌شوند، بلکه مسرور هستند<ref>حدید، آیات ۲۲ و ۲۴؛ فرقان، آیه ۷۵.</ref>.
# [[شب‌زنده‌داری]]: شب را به صبح آوردن برای [[پروردگار]] با [[سجده]] و [[نماز]]، از خصلت‌های [[بندگان]] [[صبر]] پیشه [[خدا]] است. اصولا این‌گونه [[اعمال عبادی]] در تقویت روحیه صبوری و افزایش آن بسیار موثر است<ref>فرقان، آیات ۶۳ و ۶۴ و ۷۵.</ref>.
# [[شجاعت]]: [[ترس]] نداشتن صابران از [[مرگ]] و [[شهادت در راه خدا]] از دیگر خصلت‌های آنان است؛ زیرا در [[بینش توحیدی]] آنان تا [[اجل]] مسمی نرسد [[فرشتگان]] [[حافظ]]، مانع مرگ می‌شوند و هر چه به [[انسان]] در بیرون و درون می‌رسد بر اساس [[حکمت]] و [[مصلحت]] و [[مشیت الهی]] است<ref>حدید،‌آیات ۲۲ و ۲۳؛ آل عمران،‌آیات ۱۴۲ و ۱۴۳.</ref>.
# [[شرح صدر]]: صابران دارای شرح صدر و توان تحمل مخالفان هستند. پس باید این‌گونه شاخص‌های صبر را بشناسیم و در ایجاد و تقویت آن تلاش کنیم<ref>فصلت، آیات ۳۴ و ۳۵.</ref>.
# [[صلاح]]: صابران انسان‌هایی [[صالح]] و [[شایسته]] هستند. پس باید هر کار صالح را انجام دهیم تا به [[مقام]] صابران دست یابیم<ref>انبیاء آیات ۸۵ و ۸۶.</ref>.
# گذشت: [[عفو و گذشت]] از [[خطاکاران]]، از خصلت‌های صابران است و لذا هرگاه با [[خطاکاری]] در مسایل شخصی نه [[اجتماعی]] مواجه شدیم، از او بگذریم و نخواهیم [[تنبیه]] و [[مجازات]] کنیم<ref>یوسف، آیات ۹۲-۹۰؛ شوری، آیات ۴۰ و ۴۳.</ref>.
# مسالمت‌جویی: بندگان [[صابر]] خدا، افراد مسالمت‌جو و نیک‌رفتار در تعامل با [[جاهلان]] و [[سفیهان]] هستند<ref>فرقان، آیات ۶۳ و ۷۵؛ قصص، آیات ۵۴ و ۵۵.</ref>.
# [[منش]] کریمانه: [[صابران]] دارای روش و منش کریمانه در برخورد با [[باطل]] و باطل‌گرایان هستند و باید این‌گونه عمل کرد تا صبوری بیاموزیم و آن را تقویت کنیم<ref>فرقان، آیات ۷۲ و ۷۵.</ref>.
# موعظه‌پذیری: تنها صابران دارای زمینه پذیرش سخنان صاحبان [[علم]] و [[اهل]] پذیرش [[موعظه]] هستند<ref>قصص، آیه ۸۰.</ref>؛ چراکه از نظر [[قرآن]]، صابران، انسان‌هایی پندآموز و اهل [[تذکر]] می‌باشند<ref>رعد، آیات ۱۹ و ۲۲.</ref>.
# [[نیکوکاری]]: صابران از [[نیکوکاران]] و مورد [[محبت]] [[خداوند]] هستند<ref>آل عمران،‌ آیات ۱۴۶ و ۱۴۸.</ref>.
همچنین در [[آیات قرآن]] به صفتهای دیگر صابران از جمله: [[صبر]] بر اذیت‌های [[دشمنان]]، صبر بر [[استهزاء]]، [[اطاعت از خدا]] و [[پیامبر]]، صبر بر [[امتحان]] [[خدا]]، [[امر به معروف و نهی از منکر]]، [[ایمان]] و [[ثبات قدم]]، صبر بر [[بلایا]]، [[پرداخت زکات]]، پرهیز از اتکا به [[ظالمان]] و دهها ویژگی دیگر توجه داده شده است که [[شناخت]] هر یک از آنها به عنوان یک شاخص و معیار می‌تواند برای کسانی که می‌خواهند صبر را در خود ایجاد یا تقویت کنند بسیار مفید و سازنده است.
همچنین شناخت آثار و فواید صبوری و آثار [[دنیوی]] و [[اخروی]] و نیز مادی و [[معنوی]] آن برای ایجاد انگیزه و تقویت آستانه تحمل بسیار مفید خواهد بود<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[چگونه میزان صبر خود را بشناسیم (مقاله)|چگونه میزان صبر خود را بشناسیم]].</ref>.
== صبر [[انبیا]] ==
در [[آیات]] ۴۸ - ۹۰ [[سوره انبیاء]] ضمن بیان داستان شماری از انبیا و نام بردن از ایوب، اسماعیل، [[ادریس]] و [[ذوالکفل]]، همه آنان را از [[صابران]] به شمار آورده است: {{متن قرآن|كُلٌّ مِنَ الصَّابِرِينَ}}<ref>«همه از شکیبایان بودند» سوره انبیاء، آیه ۸۵.</ref>؛ همچنین به [[رسول اکرم]]{{صل}} توصیه شده در صبر، [[پیامبران اولواالعزم]] را [[سرمشق]] خود قرار دهد: {{متن قرآن|فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلا تَسْتَعْجِل لَّهُمْ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلاَّ سَاعَةً مِّن نَّهَارٍ بَلاغٌ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلاَّ الْقَوْمُ الْفَاسِقُونَ}}<ref> بنابراین شکیبا باش همان‌گونه که پیامبران اولوا العزم شکیبایی ورزیدند و برای آنان (عذاب را به) شتاب مخواه که آنان روزی که آنچه را وعده‌شان داده‌اند بنگرند، چنانند که گویی جز ساعتی از یک روز (در جهان) درنگ نکرده‌اند، این، پیام‌رسانی است؛ پس آیا جز بزهکاران نابود می‌گردند؟؛ سوره احقاف، آیه۳۵.</ref> نوح{{ع}} از پیامبران اولواالعزم است که ۹۵۰ سال با صبر و [[استقامت]]، [[قوم]] خود را به [[راه خدا]] [[دعوت]] کرد: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عَامًا فَأَخَذَهُمُ الطُّوفَانُ وَهُمْ ظَالِمُونَ}}<ref>«و به راستی ما نوح را به سوی قومش فرستادیم و هزار سال- جز پنجاه سال- میان آنان به سر برد آنگاه سیلاب آنان را فرو گرفت در حالی که ستمگر بودند» سوره عنکبوت، آیه ۱۴.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلا وَنَهَارًا فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعَائِي إِلاَّ فِرَارًا وَإِنِّي كُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ وَاسْتَغْشَوْا ثِيَابَهُمْ وَأَصَرُّوا وَاسْتَكْبَرُوا اسْتِكْبَارًا ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ جِهَارًا ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنتُ لَهُمْ وَأَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْرَارًا فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا  يُرْسِلِ السَّمَاء عَلَيْكُم مِّدْرَارًا وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيَجْعَل لَّكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَل لَّكُمْ أَنْهَارًا }}<ref>«گفت: پروردگارا من شب و روز، قوم خود را (به خداپرستی) فرا خواندم.و فراخوان من جز به گریز آنان نیفزود. و من هرگاه آنان را فرا خواندم تا بیامرزیشان، انگشت در گوش نهادند و جامه بر سر کشیدند  و (در کفر) پای فشردند و سخت گردنفرازی ورزیدند. سپس آنان را با ندای بلند فرا خواندم. باز آشکار به آنان گفتم و (نیز) یکسره پنهان به ایشان گفتم. و گفتم: از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده است. تا (باران) آسمان را بر شما ریزان ، بفرستد. و شما را با دارایی‌ها و پسران، یاوری کند و برایتان بوستان‌ها پدید آورد و جویبارها پدیدار گرداند» سوره نوح، آیه ۵-۱۲.</ref> ابراهیم{{ع}} نیز به سبب [[شکیبایی]] فراوان در برابر سختی‌های [[رسالت]] و به ویژه به سبب [[مجادله]] با [[فرشتگان]] برای به تأخیر انداختن [[عذاب]] [[قوم لوط]] با وصف «[[حلیم]]» [[ستوده]] شده است: {{متن قرآن|إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُنِيبٌ}}<ref>«ابراهیم به راستی بردبار دردمند توبه‌کاری بود» سوره هود، آیه ۷۵.</ref>؛<ref>المیزان، ج ‌۱۰، ص۳۲۶.</ref> همچنین به سبب تحمل جفاهای پدرش [[آزر]] با وصف «حلیم» از او یاد شده است: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ}}<ref>«و آمرزش خواهی ابراهیم برای پدرش  جز بنا به وعده‌ای نبود که به وی داده بود و چون بر او آشکار گشت که وی دشمن خداوند است از وی دوری جست؛ بی‌گمان ابراهیم دردمندی بردبار بود» سوره توبه، آیه ۱۱۴.</ref>.<ref>المیزان، ج ‌۹، ص۳۹۸.</ref>
در میان [[انبیا]] از [[صبر]] برخی مانند [[ایّوب]]، [[یعقوب]] و اسماعیل به‌گونه ویژه یاد شده است. ایوب به بلاهایی مانند بیماری، از دست دادن عزیزان و [[اموال]] دچار شد: {{متن قرآن|وَأَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ}}<ref> و ایّوب را (یاد کن) آنگاه که پروردگارش را خواند که به من گزند رسیده است و تو بخشاینده‌ترین بخشایندگانی؛ سوره انبیاء، آیه۸۳.</ref>؛ {{متن قرآن|وَاذْكُرْ عَبْدَنَا أَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطَانُ بِنُصْبٍ وَعَذَابٍ}}<ref> و از بنده ما ایّوب یاد کن آنگاه که پروردگارش را ندا کرد که شیطان به من رنج و عذاب رسانده است؛ سوره ص، آیه۴۱.</ref><ref>التبیان، ج ‌۷، ص۲۷۱؛ تفسیر ابن کثیر، ج ‌۵، ص۳۱۵.</ref> ولی [[ناامید]] نشد و تنها از درگاه [[خدا]] رفع گرفتاری خود را خواست و خدا نیز دعایش را [[اجابت]] کرد: {{متن قرآن|بَلْ مَتَّعْنَا هَؤُلَاءِ وَآبَاءَهُمْ حَتَّى طَالَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ أَفَلَا يَرَوْنَ أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنْقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا أَفَهُمُ الْغَالِبُونَ}}<ref>«بلکه، اینان و پدرانشان را بهره‌مند کردیم چندان که زندگانی دراز یافتند؛ آیا نمی‌بینند که ما به (سر) زمین (کفر) می‌آییم، از پیرامون‌های آن می‌کاهیم، آیا باز آنان پیروز خواهند شد؟» سوره انبیاء، آیه ۴۴.</ref>، {{متن قرآن|ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هَذَا مُغْتَسَلٌ بَارِدٌ وَشَرَابٌ}}<ref>«(بدو گفتیم) با پای خود (بر زمین) بکوب! اینک شستنگاهی سرد و نوشیدنی‌یی (نوشین) است» سوره ص، آیه ۴۲.</ref>، {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنَّا وَذِكْرَى لِأُولِي الْأَلْبَابِ}}<ref>«و ما از سر بخشایشی از خویش و پند آموختن به خردمندان، خانواده‌اش را- و با آنها، همانند آنان را- به او بخشیدیم» سوره ص، آیه ۴۳.</ref> و از این رو از او به عنوان بنده‌ای [[نیکو]] و [[شکیبا]] یاد شده است: {{متن قرآن|إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِرًا نِعْمَ الْعَبْدُ}}<ref>«به راستی ما او را شکیبا یافتیم. نیکو بنده بود که اهل بازگشت (و توبه) بود» سوره ص، آیه ۴۴.</ref>.
[[حضرت یعقوب]] به پسرانش گفت در فراق یوسف صبر جمیل خواهد داشت: {{متن قرآن|وَجَاؤُوا عَلَى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَاللَّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ}}<ref> و خونی دروغین را بر پیراهن او آوردند؛ (یعقوب) گفت: (نه چنین است که می‌گویید) بلکه (هوای) نفستان کاری را در چشمتان آراست، اکنون (کار من) شکیبی نیکوست و بر آنچه وصف می‌کنید از خداوند باید یاری جست؛ سوره یوسف، آیه۱۸.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ عَسَى اللَّهُ أَن يَأْتِيَنِي بِهِمْ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ}}<ref> یعقوب) گفت: (نه چنین است) بلکه هوای نفستان کاری را در چشمتان آراست پس (کار من) شکیبی نیکو (خواهد بود)، باشد که خداوند همه آنان را به نزد من باز آورد، اوست که دانای فرزانه است؛ سوره یوسف، آیه۸۳.</ref> براساس [[روایات]]، صبر جمیل آن است که کسی (از [[مشکلات]]) نزد [[مردم]] [[شکایت]] [[نبرد]]<ref>کنز الدقائق، ج ‌۶، ص۲۸۷.</ref>. در پایان آیه‌ای که از نابینا شدن یعقوب بر اثر [[اندوه]] گزارش داده، به این نکته اشاره شده که در همان حال «کظیم» بود. کظیم کسی است که با وجود [[خشم]] فراوان، آن را ابراز نمی‌کند<ref>التبیان، ج ‌۶، ص۱۸۲؛ مجمع البیان، ج ‌۵، ص۳۹۲؛ نیز نک: نضرة النعیم، ج ۶، ص۲۴۴۱.</ref>، از این جهت اندوه یعقوب و از دست دادن بینایی‌اش در فراق یوسف با صبر وی منافات ندارد؛ زیرا در برابر مردم بی‌تابی نمی‌کرد و [[غم]] جانکاه و اندوه خود را فقط با خدا در میان می‌گذاشت: {{متن قرآن|قَالَ إِنَّمَا أَشْكُو بَثِّي وَحُزْنِي إِلَى اللَّهِ وَأَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«گفت: پریشانی  و اندوهگینی خود را تنها به خداوند شکوه می‌برم و از خداوند چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانید» سوره یوسف، آیه ۸۶.</ref>؛ خدایی که از شنیدن ناله و شکایت و اصرار [[بندگان]] نیازمندش هرگز خسته و [[ناتوان]] نمی‌شود.<ref>المیزان، ج ‌۱۱، ص۲۵۴.</ref>. بر پایه روایتی، یعقوب [[تسلیم]] [[فرمان خدا]] شد و هیچ‌گاه از بلاهایی که به او می‌رسید، نزد کسی شکایت نمی‌کرد<ref>نور الثقلین، ج ‌۲، ص۴۵۳.</ref>. اسماعیل نیز در برابر [[آزمون]] دشوار [[قربانی]] شدن به دست پدر به وی گفت که به خواست [[خدا]] او را از [[صابران]] خواهد یافت: {{متن قرآن|فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ}}<ref>«و چون در تلاش، همپای او گشت (ابراهیم) گفت: پسرکم! من در خواب می‌بینم که تو را سر می‌برم پس بنگر که چه می‌بینی؟ گفت: ای پدر! آنچه فرمان می‌یابی انجام ده که- اگر خداوند بخواهد- مرا از شکیبایان خواهی یافت» سوره صافات، آیه ۱۰۲.</ref> پیش از آن خدای متعالی غلامی [[حلیم]] را به ابراهیم مژده داده بود: {{متن قرآن|فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ}}<ref>«پس او را به پسری بردبار مژده دادیم» سوره صافات، آیه ۱۰۱.</ref> که مقصود از آن اسماعیل است<ref>الدر المنثور، ج ‌۵، ص۲۷۹؛ مواهب علیه، ج ۱، ص۱۰۰۳؛ نور الثقلین، ج ‌۴، ص۴۱۹.</ref>. داوود نیز در برابر سختی‌های [[رسالت]] [[شکیبا]] بود تا جایی که به [[رسول اکرم]]{{ع}} توصیه شده تا در برابر سخنان [[آزار دهنده]] [[مشرکان]] صبوری کند و به یاد داوود [[پیامبر]] باشد که در [[تسبیح]] و [[عبادت خدا]] بسیار [[توانمند]] بود: {{متن قرآن|اصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاذْكُرْ عَبْدَنَا دَاوُودَ ذَا الأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ}}<ref>بر آنچه می‌گویند، شکیبا باش و از بنده ما داود توانمند یاد کن که اهل بازگشت (و توبه) بود؛ سوره ص، آیه۱۷.</ref>؛<ref>المیزان، ج ‌۱۷، ص۱۸۹.</ref> همچنین از [[ایّوب]]، ابراهیم، [[اسحاق]]، [[یعقوب]]، اسماعیل، اَلْیَسَع و [[ذوالکفل]] یاد کند که همه از [[نیکان]] بودند: {{متن قرآن|وَاذْكُرْ عَبْدَنَا أَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطَانُ بِنُصْبٍ وَعَذَابٍ}}<ref> و از بنده ما ایّوب یاد کن آنگاه که پروردگارش را ندا کرد که شیطان به من رنج و عذاب رسانده است؛ سوره ص، آیه۴۱.</ref>، {{متن قرآن|وَاذْكُرْ عِبَادَنَا إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ أُولِي الْأَيْدِي وَالْأَبْصَارِ}}<ref>«و از بندگان توانمند و روشن‌بین  ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب، یاد کن» سوره ص، آیه ۴۵.</ref>، {{متن قرآن|وَاذْكُرْ إِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَذَا الْكِفْلِ وَكُلٌّ مِنَ الْأَخْيَارِ}}<ref>«و از اسماعیل و الیسع و ذو الکفل یاد کن و همه از نیکان بودند» سوره ص، آیه ۴۸.</ref>.<ref>[[علی‌جان کریمی|کریمی، علی‌جان]]، [[صبر - کریمی (مقاله)|مقاله «صبر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص90-91.</ref>
== صبر پیامبر خاتم {{صل}} الگوی دیگران ==
از نگاه قرآن، [[پیامبر]]{{صل}} به عنوان [[اسوه حسنه]] [[الهی]] باید شناخته شده و [[عقاید]] و [[افکار]] و رفتارش [[سرمشق]] قرار گیرد. [[شناخت]] و آگاهی از صبرهای پیامبر{{صل}} می‌تواند به [[مؤمنان]] کمک کند تا همانند آن حضرت‌ در سه‌گانه‌هایی که در [[زندگی]] با آن مواجه می‌شوند، صبر کنند و آستانه تحملشان را در سطح عالی تاب‌آوری بالا برند و به [[مقام]] [[حلم]]، فراتر از صبر نیز برسند.
پیامبر{{صل}} در [[مقام پیامبری]] با [[حکمت]] و [[موعظه]] [[حسنه]] و [[مجادله]] [[نیکو]]، دیگران را [[دعوت به اسلام]] می‌کرد<ref>نحل، آیه ۱۲۵.</ref>، اما برخی از آنان [[مخالفت]] کرده و [[تعدی]] می‌کردند. هر چند آن حضرت در برابر این مخالفت‌ها می‌توانست [[مقابله به مثل]] کند که عین [[عدالت]] است، اما [[صبر]] پیشه کرد و آستانه تحمل خود را بالا برد و مقابله به مثل نکرد؛ در این باره [[قرآن]] نیز می‌فرماید: لئن صبرتم [[لهو]] خیر للصابرین؛ اگر صبر کنید آن برای [[صابرین]] بهتر است<ref>نحل، آیه ۱۲۶.</ref>.
اصولا از نظر قرآن، [[مردم]] در برابر [[دعوت حق]] دو گونه واکنش نشان می‌دهند؛ پذیرش یا عدم پذیرش. [[پیامبر]]{{صل}} [[مکلف]] نیست تا به [[زور]] دست مردم را به عنوان [[وکیل]] بگیرد و آنان را به مقصد برساند، بلکه باید تنها [[ابلاغ]] و [[تبلیغ]] کند و این [[خدا]] است که هر که را خواهد [[هدایت]] می‌کند. البته پیامبر{{صل}} در امر تبلیغ می‌بایست تابع [[وحی]] باشد و نسبت به [[منکران]] [[شکیبا]] باشد تا [[حکم الهی]] در هدایت یا [[مرگ]] آنان برسد؛ زیرا این خدای خیرالحاکمین است که [[حکم]] را به بهترین وجه می‌دهد که هدایت یا مرگ مخالفان و [[دشمنان]] است<ref>یونس، آیات ۱۰۸ و ۱۰۹.</ref>.
البته ممکن است که [[انسان]] برای هدایت دیگران بخواهد از برخی [[حقایق]] کوتاه بیاید تا آنان را به سوی [[حق]] جذب کند اما قرآن دستور می‌دهد که هر گونه [[گرایش]] به سوی [[کافران]] و مخالفانی که [[آتش]] را خریدارند [[باطل]] است؛ بنابراین، پیامبر{{صل}} و [[مؤمنان]] باید بر اصول اساسی خویش باشند و از آن کوتاه نیایند. اگر انسان‌، بر سر حق صبر کند و پایبند اصول باشد، در [[حقیقت]] به [[حسنات]] عمل کرده و این‌گونه جزو [[محسنین]] قرار می‌گیرد و خدا [[اعمال]] محسنان را ضایع نمی‌کند. پس صبر در برابر مخالفان و [[اطاعت]] از [[احکام الهی]] از مصادیق [[احسان]] است که [[سیئات]] را از میان می‌بردارد<ref>هود، آیات ۱۱۳ تا ۱۱۵.</ref>.
از نگاه قرآن، [[اقامه نماز]] یک [[واجب]] [[دینی]] و جزو [[شعائر الهی]] است که صف [[مسلمان]] را از [[کافر]] جدا می‌کند. در [[حقیقت]] عمل مطابق [[احکام شریعت]] که [[عقل]] [[فطری]] و نقل [[وحیانی]] آن را [[کشف]] می‌کند، چیزی جز عمل به معروف و امور [[پسندیده]] نیست؛ بنابراین کسی که [[نماز]] را اقامه می‌کند، عامل به معروف و آمر به آن است. البته این [[اعمال]] سختی‌هایی دارد ولی باید به آن تن داد. در این موارد به ویژه در ساحت [[امر به معروف و نهی از منکر]] چون با [[مخالفت]] دیگران مواجه خواهد شد باید آستانه تحمل خویش را بالا برد؛ لذا اگر در شرایط [[تبلیغ]] و عمل به [[شریعت]] و [[امر به معروف نهی از منکر]] با مخالفت‌هایی مواجه شد باید بر سختی‌های این عرصه [[صبر]] کند<ref>لقمان، آیه ۱۷.</ref>.
صبر بر [[اذیت]] و [[آزار دیگران]] در ساحت امر به معروف و نهی از منکر و عمل مطابق شریعت خصوصا نماز و اقامه آن، از مصادیق «[[عزم]] الامور»<ref>کارهای مهم.</ref> است؛ و کسی که بخواهد به [[مقام]] [[اولوالعزم]] برسد باید در این امور صبر پیشه کند<ref>لقمان، آیه ۱۷.</ref>.
[[خدا]] به پیامبرش این [[بشارت]] را می‌دهد که همه اعمال او را زیر نظر دارد. پس باید بر اساس [[حکم الهی]] عمل کرده و بر انجام [[تکلیف]] و [[اطاعت]] از آن صبر کند؛ هرچند این [[حکم]]، بظاهر خوشایند نباشد. در این راه باید از نماز و تسبیح‌گویی بهره گیرد تا آستانه تحملش با نماز و [[ذکر الهی]] افزایش یابد<ref>طور، آیات ۴۸ و ۴۹.</ref>.
پس اگر [[پیامبر]]{{صل}} در امر تبلیغ و [[ابلاغ احکام]] خدا با سخنان درشت و تند و بی‌ادبی مواجه می‌شود، می‌بایست صبر پیشه کند و اگر بخواهد آنان را از [[حریم]] خویش دور نگه دارد و بتواند به شکل [[متین]] تبلیغ کند و اذیت و [[آزارها]] را کاهش دهد، باید براساس دستور «اهجرهم هجرا جمیلا» با شیوه‌ای پسندیده مخالفان را از خود دور کند تا بتواند مبلغ خوبی باشد<ref>مزمل، آیه ۱۰.</ref>. البته خدا خود می‌داند با [[اهل]] [[تکذیب]] چگونه [[معامله]] کند و آنان را پس از مهلتی‌اندک به [[درک]] [[واصل]] نماید<ref>مزمل، آیات ۱۰ تا ۱۲.</ref>.
[[مؤمنان]] نیز باید در [[رفتار فردی]] و [[اجتماعی]] باید [[صبر]] را پیشه خود سازند تا بتوانند به تقوایی برسند که ایشان را [[رستگار]] می‌کند<ref>آل عمران، آیه ۲۰۰.</ref>. [[اطاعت از پیامبر]]{{صل}} در این امور و پرهیز از هر گونه از [[نزاع]] و درگیری موجب می‌شود تا به صبری دست یابند که آنان را در [[مقام]] [[صابرین]] قرار دهد<ref>انفال، آیه ۴۶.</ref>.
صبر به [[توفیق الهی]] موجب می‌شود تا [[انسان]] به [[مقامات معنوی]] برسد. [[استعانت]] از صبر انسان را در مسیر درست قرار می‌دهد<ref>بقره، آیات ۴۵ و ۱۵۳.</ref>. پس همان‌گونه که [[خدا]] پیامبرش را به صبر [[دعوت]] و توصیه می‌کند، مؤمنان نیز این‌گونه باید به صبر توصیه کنند و بر آن [[استقامت]] ورزند تا بتوانند در [[زندگی]] به توفیق الهی به [[فلاح]] و [[رستگاری]] برسند و از [[خسران]] [[ابدی]] [[نجات]] یابند<ref>عصر، آیات ۱ تا ۳؛ بلد، آیات ۱۷ و ۱۸.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر پیامبر الگوی مؤمنان (مقاله)|صبر پیامبر الگوی مؤمنان]].</ref>
== راه رسیدن به مقام صابران ==
=== عوامل [[شناختی]] و نگرشی ===
برای دستیابی به [[مقام صابران]] و یا برخی از مراتب آن می‌بایست در بخش‌های شناختی و نگرشی [[آدمی]] برنامه‌ریزی شود. از آنجا که [[صبر]] مقوله‌ای تشکیکی و دارای مراتب شدت و [[ضعف]] است<ref>انفال آیه ۶۵ و ۶۶.</ref> و این شدت و ضعف ارتباطی به دو حوزه شناختی و بصیرتی و ارادی و نگرشی فرد دارد می‌توان [[امید]] داشت که دست‌کم به برخی از مراتب آن بتوان دست یافت.
دستیابی به مراتب عالی صبر زمانی ممکن است که شخص از نظر شناختی به [[مقام]] [[اهل]] [[بصیرت]] برسد و [[ملکوت آسمان‌ها و زمین]] را بشناسد و موقعیت [[خدا]] و خود را در هستی و مسائل و امور آن به [[درستی]] بشناسد و [[درک]] کند. این همان مسئله بینشی است که دستیابی به مقام نهایی آن تنها برای اهل بصیرت ممکن است.
البته [[شناخت]] و بصیرت نهایی نیز برای دستیابی به مرتبه نهایی صبر و [[صابران]] کفایت نمی‌کند؛ زیرا از نظر [[قرآن]] ـ چنانکه در روانشناسی و [[علوم]] مرتبط [[انسانی]] دیگر [[اثبات]] شده است ـ شناخت به تنهایی برای انجام و تحقق خارجی عملی حتی در نفس آدمی ‌کفایت نمی‌کند، بلکه نیازمند عامل مهم و موثر دیگری است که از آن به «[[اراده]]» یا [[عزم]] تعبیر می‌شود.
بسیاری از اهل شناخت و بصیرت و حتی [[ایمان]] وجود دارند که از عزم و [[اراده قوی]] برخوردار نیستند. از آن جمله می‌توان به [[حضرت آدم]]{{ع}}‌ اشاره کرد که قرآن در وصف او پس از [[شکست]] در [[امتحانات الهی]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا}}<ref>«و ما از پیش به آدم سفارش کردیم اما او از یاد برد و در وی عزمی نیافتیم» سوره طه، آیه ۱۱۵.</ref>.
عزم به معنای اراده قوی و محکمی ‌است که هر سدی را از جلوی عمل بردارد و تا به مقصد و مقصود نرسیده از کار دست برندارد. از این رو تنها برخی از [[پیامبران]]{{ع}} و [[انسان‌ها]] به عنوان صاحبان عزم ([[اولوالعزم]]) ستوده و معرفی شده‌اند.
بنابراین راه دستیابی به عالی‌ترین درجات [[صبر]]، داشتن [[بصیرت]] کامل و [[عزم]] و [[اراده قوی]] و آهنین است<ref>انفال ایه ۶۵ و ۶۶.</ref>. اما این مسئله موجب نمی‌شود تا [[انسان‌ها]] نتوانند به مراتب دیگر آنکه پایین‌تر است دست یابند.
هر کس بر اساس [[دانش]] و [[شناخت]] خویش و نیز [[اراده]] و عزم خود از مرتبه و درجه‌ای از صبر می‌تواند بهره‌مند شود. بنابراین لازم است که برای رسیدن به هر مرتبه به مقدار دانش و شناخت خویش به ‌اشکال مختلف بیفزاییم که این شناخت می‌تواند از راه دانش‌های آفاقی و یا انفسی به دست آید. به این معنا که [[تفکر در هستی]] و [[تدبر در آیات]] درونی و بیرونی خود و هستی می‌تواند موقعیت خود در هستی را برای [[انسان]] روشن سازد و اینکه چه عامل و یا عواملی می‌تواند در [[زندگی]] او و یا جهانیان موثر باشد<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[راه رسیدن به مقام صابران (مقاله)|راه رسیدن به مقام صابران]].</ref>.
=== [[علم]] و [[آگاهی]] عامل ایجاد صبر و [[کنترل نفس]] ===
[[خداوند]] در [[آیه]] ۶۸ [[سوره کهف]] با بیان داستان [[حضرت موسی]]{{ع}} و استاد کامل و ربانی وی یعنی [[حضرت خضر]]{{ع}} به این مسئله توجه می‌دهد که تا چه اندازه احاطه کامل علمی‌ و شناخت جامع و آگاهی از [[فلسفه]] حوادث پیش آمده می‌تواند زمینه‌ساز صبر و [[شکیبایی]] شخص باشد. در زمانی که حضرت موسی{{ع}} خواهان بهره‌گیری از دانش رشدی عالم ربانی [[خضر]]{{ع}} می‌شود آن حضرت به وی می‌گوید که این امر ممکن نیست؛ زیرا نسبت به فلسفه حوادث و اتفاقات‌، احاطه علمی ‌نداری و به سبب همین عدم احاطه علمی نمی‌توانی در برابر مسائل و رخدادها صبر نشان ‌دهی و واکنش‌های خود را کنترل کرده و بر اساس [[احساسات]] و عواطف و موثرات آن عمل نکنی. به سخن دیگر زمانی صبر امکان‌پذیر است و شخص می‌تواند عواطف و احساسات خود را نسبت به رخدادها و حوادث مهار و [[مدیریت]] کند که از علل و فلسفه حوادث و رخدادها آگاهی داشته باشد ولی از آنجا که برای [[حضرت موسی]]{{ع}} چنین [[آگاهی]] و احاطه علمی‌فراهم نبود نمی‌توانست راه [[شکیبایی]] را در پیش گیرد.
[[حضرت خضر]]{{ع}} به حضرت موسی{{ع}} می‌فرماید: {{متن قرآن|وَكَيْفَ تَصْبِرُ عَلَى مَا لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْرًا}}<ref>«و چگونه در چیزی که به آن آگاهی فراگیر نداری شکیب می‌کنی؟» سوره کهف، آیه ۶۸.</ref>؛ هر چند که حضرت موسی{{ع}} بر این [[باور]] است که [[اراده قوی]] وی می‌تواند او را [[صابر]] کند و رخدادها و عوامل تحریک [[عواطف]] او را از میدان به در نکند ولی رخدادها نشان داده است [[قضاوت]] [[خضر]]{{ع}} درست‌تر بود؛ زیرا شخصی که نسبت به مسائل و موقعیت خود احاطه کامل [[علمی]] ‌ندارد نمی‌تواند نسبت به رخدادهای تحریک‌کننده [[احساسات]] و عواطف، به طور طبیعی واکنش ندهد. تنها کسانی می‌توانند نسبت به حوادث تحریکی [[مقاومت]] کنند و واکنش‌های خویش را از احساسی به [[عقلانی]] و یا [[شرعی]] [[تغییر]] جهت دهند که [[شناخت]] خوبی نسبت به رخدادها داشته باشند.
هر چند که حضرت موسی{{ع}} نشان داد که می‌تواند احساسات و عواطف طبیعی خود را به سرعت کنترل و مدیریت کند ولی این مسئله زمانی است که هشداری بیرونی او را از [[غفلت]] بیرون آورد و در [[حقیقت]] او خود به خود نمی‌توانست نسبت به واکنش‌های طبیعی خود کنترلی داشته باشد.
حضرت موسی{{ع}} با آنکه پیامبری بزرگ و حتی [[اولوالعزم]] به شمار می‌رود که از نظر [[اراده]] در مقامی ‌بلند است ولی از نظر علمی‌و شناختی در مرتبه خضر{{ع}} نبود و حضرت خضر{{ع}} به دانش‌هایی آگاهی داشت که حضرت موسی{{ع}} از آن به [[دانش]] رشدی تعبیر می‌کند. این دانش رشدی است که حضرت خضر{{ع}} را شخص بااراده می‌سازد که بتواند تا در برابر رخدادها مهار نفس خود را در دست گیرد بلکه آگاهانه شکیبایی در پیش گیرد و [[صبر]] عقلانی از خود نشان دهد.
دانش رشدی که در [[اختیار]] حضرت خضر{{ع}} است دانشی است که خود آن بزرگوار از آن به دانش احاطی تعبیر می‌کند. دانش احاطی دانشی است که شخص از زاویه بلند، همه کلیات و جزئیات مسئله و پیامدهای آن را می‌شناسد و می‌بیند. این همان [[علمی]] ‌است که [[خداوند]] نسبت به هستی دارد و [[حضرت خضر]]{{ع}} به تبع از آن [[آگاه]] می‌باشد. دستیابی به این [[علم]] که از آن به [[علم لدنی]]<ref>از پیش خدا یا علم خدادادی.</ref> تعبیر می‌شود موجب می‌شود تا شخص از [[شفاعت]] نیز برخوردار گردد. به این معنا که‌ اشخاص دارای علم لدنی و احاطی و رشدی می‌توانند از همه مسائل و جزئیات امور آگاه باشند و با توجه به چنین علم و دانشی است که خواهان گذشت و [[عفو]] و [[مغفرت]] می‌شوند.
به هر حال [[آگاهی]] و شناخت‌، عامل اساسی و مهمی ‌در ایجاد [[صبر]] و کنترل و [[مدیریت]] نفس و مقابله با [[احساسات]] تحریک شده است. خداوند در [[آیه]] ۴۹ [[سوره هود]] آگاهی از [[سرنوشت]] مخالفان و [[دشمنان]] را عاملی برای صبر و [[شکیبایی]] پیامبر‌{{صل}} برمی‌شمارد و در [[آیات]] ۵۸ و ۶۰ [[سوره روم]] آگاهی آن حضرت به ریشه [[رفتارها]] و انکارهای [[جاهلانه]] دشمنان را زمینه‌ساز شکیبایی وی می‌داند.
به عبارت دیگر آگاهی از [[قوانین]] و [[سنت‌های الهی]] و علل و عوامل ایجادی رخدادهای خوب و بد و [[زشت]] و [[زیبا]]، مهم‌ترین عامل در ایجاد صبر و شکیبایی در [[انسان]] است که در آیات ۱۲۸ تا ۱۳۰ [[سوره طه]] نیز بدان ‌اشاره و تاکید شده است.
برای تحقق چنین آگاهی، خداوند در آیات مختلف به مسئله [[شناخت]] [[فلسفه آفرینش]] و یا [[باور به معاد]] و [[رستاخیز]] و [[روز جزا]] و [[پاداش]] هر [[نیک]] و بد<ref>بقره آیه ۴۵ و ۴۶ و ۲۴۹ و معارج آیات ۱۹ تا ۲۶.</ref> ‌اشاره می‌کند و آن را زمینه‌ساز صبر در انسان می‌شمارد<ref>غافر آیات۷۰ تا ۷۷.</ref>.
[[بینش]] و [[جهان‌بینی توحیدی]] و [[باور]] به اینکه از [[خدا]] و به سوی اوییم<ref>بقره آیات ۱۵۵ و ۱۵۶.</ref> [[بصیرت]] و [[درک عمیق]] از علل و عوامل حوادث و [[فلسفه]] آنها<ref>انفال آیات ۶۵ و ۶۶ و رعد آیات ۱۹ و ۲۲ و بقره آیه ۱۵۵ و آل عمران آیه ۱۸۶.</ref> و [[تدبر]] و [[تفکر]] در سرگذشت افراد و [[اقوام]]<ref>غافر آیه ۵۵.</ref> و امور دیگری که در ایجاد [[بینش]] و نگرش تاثیرگذار است از مهم‌ترین علل و عوامل ایجادی [[صبر]] در [[انسان]] است<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[راه رسیدن به مقام صابران (مقاله)|راه رسیدن به مقام صابران]].</ref>.
=== داشتن اراده قوی لازمه دستیابی به صبر ===
عامل مهم دیگری که در ایجاد صبر و یا تقویت آن و دستیابی شخص به مراتب عالی‌تر صبر موثر است و [[قرآن]] بر آن تاکید می‌ورزد اراده قوی است. از این رو در [[آیه]] ۱۸۶ [[سوره آل عمران]] و نیز آیه ۱۷ [[سوره لقمان]] و [[شورا]] آیه ۴۳ و [[احقاف]] آیه ۳۵ بر مسئله [[عزم]] و اراده قوی به عنوان پیش شرط تحقق صبر ‌اشاره می‌کند و می‌فرماید: و ان تصبروا و تتقوا فان ذلک من عزم الامور؛ اگر [[استقامت]] کنید و [[تقوا]] پیشه سازید<ref>شایسته‌تر است؛ زیرا.</ref>، این از کارهای مهم و قابل [[اطمینان]] است؛ اصولا عزم در [[کارها]] و اراده قوی داشتن، همان صبر و [[شکیبایی]] است که به عنوان فضیلتی محبوب همگان است.
در آیه ۳۵ [[سوره احقاف]] می‌فرماید: فاصبر کما صبر [[اولوالعزم]] من الرسل؛ همانند [[پیامبران]] صاحب عزم و اراده قوی، تو نیز صبر و شکیبایی کن.
در [[حقیقت انسان]] اگر [[شناخت]] و [[احاطه علمی]] داشته باشد و حتی اگر به این شناخت خویش [[ایمان]] و [[باور]] داشته و [[قلب]] و دلش با آن باشد زمانی می‌تواند تاثیرگذار باشد که همراه با اراده قوی و عزم عملی در میدان عمل باشد. بسیاری از کسانی که راه [[فسق]] و [[فجور]] را در پیش می‌گیرند و در [[زندگی]] کاری می‌کنند که مورد [[خشم]] و [[غضب الهی]] قرار می‌گیرند کسانی هستند که با شناخت و حتی ایمان، در مقام عمل، [[سست]] [[اراده]] هستند و بر اساس ایمان و باورهای خویش عمل نمی‌کنند. در [[حادثه کربلا]] نیز [[کوفیان]] با آنکه قلب‌هایشان با [[امام حسین]]{{ع}} بود ولی شمشیرهایشان به سبب [[ترس]] از [[دولت اموی]] و خشونت‌های آنان ضد [[امام حسین]]{{ع}} بود؛ زیرا [[اراده]] جدی و قوی نداشتند‌، چنانکه این مسئله را بارها امیرمؤمنان‌{{ع}} در جنگ‌های مختلف به آنان گوشزد کرده بود.
بسیاری از [[مردم]] در هنگام عمل کم می‌آورند و در برابر رخدادها و حوادث شدید، [[مقاومت]] خود را از دست می‌دهند و بی‌اراده در پی نفس و گرایش‌های آن می‌روند و بر خلاف [[باور]] و [[ایمان]] خود عمل می‌کنند. این نشان می‌دهد که [[انسان]] افزون بر [[شناخت]]، نیازمند اراده قوی در هنگام عمل است و این همان چیزی است که [[آیات قرآن]] پیش گفته و [[آیات]] دیگر بر آن تاکید می‌کنند.
برای دستیابی به اراده قوی نیز [[قرآن]] راهکارهایی بیان می‌کند که از آن جمله می‌توان به توجه به [[امدادهای غیبی]] [[خداوند]]<ref>بقره آیه ۱۵۳ و ۲۴۹.</ref> توجه به اسوه‌های [[صبر]] و [[شکیبایی]]<ref>آل عمران آیه ۱۴۶ و انعام آیه ۳۴.</ref>[[انفاق]] و اختصاص دادن سهمی مشخص از [[مال]] خود به [[نیازمندان]]<ref>معارج آیات ۱۹ تا ۲۵.</ref> [[امانتداری]] اقامه [[گواهی]] و [[شهادت]] راست در دادگاه‌ها [[ترس از خدا]] به جای مردم<ref>همان تا آیه ۲۸.</ref> [[خشوع]] و [[خضوع]]<ref>بقره آیه ۴۵.</ref> [[نماز]] و [[روزه]] گرفتن ‌اشاره کرد.
با این راهکارها که قرآن بیان کرده می‌توان [[امیدوار]] بود که دستیابی به مقام صابران که مقامی بس والا در نزد خداوند است امکان‌پذیر خواهد بود<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[راه رسیدن به مقام صابران (مقاله)|راه رسیدن به مقام صابران]].</ref>.


== [[حکم]] [[صبر]] ==
== [[حکم]] [[صبر]] ==
خط ۲۳۵: خط ۵۵۶:
روایتی صحیح در "کافی" [[شریف]] به چشم می‌آید، که بر اساس آن [[پیامبر اکرم]] {{صل}} ـ به [[روایت]] [[امام باقر]] {{ع}} و [[امام صادق]] {{ع}} ـ از [[حضرت حق]] [[روایت]] می‌فرماید که: "[[بنده]] با [[مستحبات]] به من نزدیک می‌شود، تا آنگاه که من او را [[دوست]] خواهم داشت؛ در این حال من [[شنوایی]] او خواهم بود که بدان می‌شنود، و [[بینایی]] او که به آن می‌بیند، و گویایی او که به آن سخن می‌کند، و [[توانایی]] او که بدان انجام می‌دهد"<ref>{{متن حدیث|وَ إِنَّهُ لَيَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّافِلَةِ حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِي يَنْطِقُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۳۵۲.</ref>.<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی ج۴]]، ص ۲۱۱ ـ ۲۲۲.</ref>
روایتی صحیح در "کافی" [[شریف]] به چشم می‌آید، که بر اساس آن [[پیامبر اکرم]] {{صل}} ـ به [[روایت]] [[امام باقر]] {{ع}} و [[امام صادق]] {{ع}} ـ از [[حضرت حق]] [[روایت]] می‌فرماید که: "[[بنده]] با [[مستحبات]] به من نزدیک می‌شود، تا آنگاه که من او را [[دوست]] خواهم داشت؛ در این حال من [[شنوایی]] او خواهم بود که بدان می‌شنود، و [[بینایی]] او که به آن می‌بیند، و گویایی او که به آن سخن می‌کند، و [[توانایی]] او که بدان انجام می‌دهد"<ref>{{متن حدیث|وَ إِنَّهُ لَيَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّافِلَةِ حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِي يَنْطِقُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۳۵۲.</ref>.<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی ج۴]]، ص ۲۱۱ ـ ۲۲۲.</ref>


== [[صبر]] نمادی از [[مقام احسان]] ==
== [[سنت]] [[ابتلاء]] و [[فتنه]] ==
یکی از [[مقامات]] بلند [[انسانی]] مقام احسان است. [[احسان]] در [[آموزه‌های قرآنی]] از دامنه و گستره وسیع معنایی و مصداقی برخوردار می‌‌باشد. احسان که ارتباط تنگاتنگی با [[عواطف]] و [[احساسات]] انسانی دارد، [[رفتار نیک]] و پسندیده به ویژه در ارتباط با دیگران را تعیین و [[تفسیر]] می‌‌کند. عارفان در باره مقام احسان بسیار سخن گفته‌اند و [[حمزه]] فناری در کتاب مشهور خویش مصباح الانس ضمن بیان کلیاتی از [[عرفان نظری]] درباره [[تاویل قرآن]] کریم، مراتب وجودی [[انسان]]، [[علوم]] [[باطنی]]، [[اختلاف]] [[امت‌ها]]، روش‌های [[سیر و سلوک]] [[عرفانی]]، فهم [[حقایق]] عرفانی، مراتب نفس، [[براهین عرفانی]] مبنی بر وجود و [[توحید ذاتی]]، تجلی [[خداوند]]، به مفهوم احسان در [[عرفان]] پرداخته و سپس مراتب [[اهل]] [[سلوک]]، مراحل و منازل [[اخلاق]] و عرفان و [[عشق]] و [[محبت]] و مراتب آن در عرفان را بیان کرده است.
از نظر [[آموزه‌های وحیانی قرآن]]، [[انسان]] وقتی وارد [[دنیا]] می‌‌شود، براساس سنت فتنه و ابتلاء می‌‌بایست خود را برای انواع آزمایش‌ها و [[آزمون‌های الهی]] آماده سازد<ref>عنکبوت، آیات ۲ و ۳.</ref>. این [[فتنه‌ها]] و [[ابتلائات]] [[الهی]] با ابزارها و اسبابی گوناگون انجاممی‌شود که شامل [[امور خیر]] و [[شر]] است<ref>انبیاء، آیه ۳۵؛ بقره، آیه ۱۵۵.</ref>؛ چراکه [[فلسفه]] و [[هدف]] بسیاری از این ابتلائات و فتنه‌ها شکوفایی استعدادها و ظرفیت‌های [[بشر]] و جداسازی مدعیان [[ایمان]] و [[جهاد]] و [[صبر]] و [[استقامت]] از [[اهل]] آن است<ref>سوره محمد، آیه ۳۱.</ref>؛ زیرا بسیاری از [[مردم]] مدعی چیزی هستند که ندارند؛ به عنوان نمونه گروهی [[فاسق]] هستند که به [[شریعت]] و [[قوانین]] پایبند نیستند؛ ولی مدعی ایمان و شریعت‌مداری هستند؛ این افراد در هنگام فتنه‌ها است که خودشان را نشان می‌‌دهند<ref>اعراف، آیه ۱۶۳.</ref> یا مدعی هستند که اگر [[مال]] و فرزند [[صالح]] داشتند شاکرانه آن را به کار می‌‌گیرند و فرزند صالح و [[خداپرست]] [[تربیت]] می‌‌کنند و مال را در راه خیر و [[مصالح]] شخصی و عمومی به کار می‌‌گیرند، در حالی که در عمل خلاف آن عمل می‌‌کنند و خیراتی ندارند و به کنز اندوزی رو می‌‌آورند و اگر انفاقی دارند، با [[کراهت]] و [[ناخوشی]] همراه است؛ چنان که وقتی فرزندار می‌‌شوند، فرزند را [[مشرک]] پرورش می‌‌دهند<ref>توبه، آیات ۷۵ و ۷۶ و ۳۴ و ۵۴؛ فجر، آیات ۱۵ تا ۱۷؛ اعراف، آیات ۱۸۹ و ۱۹۰.</ref>.
 
به هر حال، از نظر [[قرآن]]، سنت ابتلاء و فتنه از [[سنت‌های الهی]] است که می‌‌بایست آن را [[شناخت]] و ابعاد و اهداف و فلسفه آن را دانست و بر اساس آن، به تحلیل و تبیین روایدها و رخدادها در [[زندگی فردی]] و شخصی یا [[اجتماعی]] و عمومی پرداخت و توصیه‌های مناسب با این [[سنت‌ها]] ارایه داد؛ زیرا عدم شناخت و عدم توجه به این سنت‌ها می‌‌تواند در تحلیل و تبیین امور ما را به [[گمراهی]] و [[ضلالت]] بکشاند و نتوانیم توصیه‌های درست و صحیح و مناسبی را ارایه دهیم. در [[حقیقت]] تا درد و درمان به معنای واقعی و حقیقی کلمه شناخته نشود، نمی‌توان کاری درست انجام دهد و [[امید]] [[موفقیت]] و کامیابی و صحت و سلامت داشت<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نقش مالکیت خدا در صبر بر مصیبت (مقاله)|نقش مالکیت خدا در صبر بر مصیبت]].</ref>.
 
== نسبت [[صبر]] و [[علم]] از نظر [[قرآن]] ==
یکی از مسایلی که درباره [[سنت]] [[ابتلاء]] و [[فتنه]] مطرح است، مسأله صبر است. صبر در این [[آیات قرآنی]] در تقابل «[[عجله]]» نیست، بلکه معنای [[استقامت]] و [[شکیبایی]] است. صبر میوه تلخی است که برای درمان نیاز است مورد استفاده قرار گیرد. [[انسان]] اگر بخواهد به [[کمالات]] بایسته و [[شایسته]] خویش برسد، می‌‌بایست میوه تلخ صبر را بچشد. بنابراین، [[جزع]] و فزع کردن نمی‌تواند راهکاری برای [[رهایی]] از [[مشکلات]] یا درمان بیماری‌ها و مصبیت‌ها و [[شرور]] و بلایایی باشد که انسان در چارچوب سنت ابتلاء و فتنه بدان دچار می‌‌شود.
 
از نظر قرآن، [[انسان‌ها]] در برابر [[مصیبت‌ها]] و [[بلایا]] و فتنه‌هایی که با آن مواجه می‌‌شوند، می‌‌بایست صبر را پیشه کنند؛ زیرا با صبر است که می‌‌تواند به [[تعقل]] و [[تفکر]] صحیح و [[تدبر]] و [[تذکر]] امور راه را از چاه [[شناخت]] و از [[مصیبت]] عظیم گذشت و به [[سلامت]] به مقصد و مقصود رسید.
 
از نظر قرآن، انسان‌های [[صابر]] می‌‌توانند از [[فتنه‌ها]] و [[ابتلائات]] و مصیبت‌ها سر بلند بیرون آیند و [[شکست]] نخورند و شکسته نشوند<ref>بقره، آیه ۱۵۵.</ref>.
 
البته از نظر قرآن، صبر کردن در اموری که انسان نسبت به آن [[جهل]] داشته باشد، سخت است؛ زیرا اصولا انسان [[دشمن]] مجهولات است و وقتی با مجهولی مواجه می‌‌شود، نمی‌داند چگونه با آن مواجه شده و عمل کند. از همین روست که «عدو ما جهلوا» یک حقیقتی است که [[امیرمؤمنان]] [[امام علی]]{{ع}} به آن توجه می‌‌دهد.
 
جالب اینکه ازنظر قرآن، وقتی انسان نسبت به چیزی جهل داشته باشد، کلافه و سردرگم بوده و نسبت به آن نمی‌تواند صبر ورزد. از همین روست که [[حضرت خضر]]{{ع}} به [[حضرت موسی]]{{ع}} می‌‌فرماید: انک لن تستطیع معی صبرا و کیف [[تصبر]] علی ما لم تحط به خبرا؛ به [[راستی]] که هرگز نمی‌توانی با من [[صبر]] کنی؛ و چگونه می‌‌توانی بر چیزی صبر کنی که احاطه خبری نسبت به آن ندارد<ref>کهف، آیات ۶۷ و ۶۸.</ref>.
 
از این [[آیات]] به دست می‌‌آید که صبر زمانی شدنی است که [[انسان]] نسبت به چیزی احاط خبری داشته و نسبت به جزئیات آن [[علم]] و [[آگاهی]] دقیق و کارشناسی داشته باشد؛ اما وقتی چنین [[علمی]] و احاطه خبری وجود نداشته باشد، صبر شدنی و دست یافتنی نیست و کسی که مدعی صبر است در [[حقیقت]] تنها ادعای بی‌پایه دارد. البته در عمل نیز [[حضرت موسی]]{{ع}} نشان می‌‌دهد که نمی‌تواند به سبب همان عدم احاطه خبری صبر ورزد؛ این گونه است که در [[آزمون]] سه گانه [[شکست]] می‌‌خورد و نشان می‌‌دهد که هرگز نمی‌توان نسبت به چیزی صبر ورزید که نسبت به آن احاطه خبری نیست<ref>کهف، آیات ۷۰ تا ۷۸.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نقش مالکیت خدا در صبر بر مصیبت (مقاله)|نقش مالکیت خدا در صبر بر مصیبت]].</ref>
 
== صبر انسان در مصیبت بر پایه علم به [[مالکیت]] ==
از نظر آموزه‌های وحیانی قرآن، تنها مؤمنانی که [[اعتقاد]] [[راسخ]] به [[مالکیت خدا]] دارند و می‌‌گویند: {{متن قرآن|إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}؛ به راستی ما از خداییم و به سوی [[خدا]] باز می‌‌گردیم»<ref>بقره، آیه۱۵۶.</ref> از کسانی هستند که جزو [[صابرین]] در مصیبت‌ها هستند. ازهمین روست که خدا در [[قرآن]] می‌‌فرماید: {{متن قرآن|وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ * الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ * أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ}}<ref>«و بی‌گمان شما را با چیزی از بیم و گرسنگی و کاستی دارایی‌ها و کسان و فرآورده‌ها می‌آزماییم، و شکیبایان را نوید بخش! * همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد می‌گویند: «انّا للّه و انّا الیه راجعون» (ما از آن خداوندیم و به سوی او باز می‌گردیم) * بر آنان از پروردگارشان درودها و بخشایشی است و آنانند که رهیافته‌اند» سوره بقره، آیه ۱۵۵-۱۵۷.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نقش مالکیت خدا در صبر بر مصیبت (مقاله)|نقش مالکیت خدا در صبر بر مصیبت]].</ref>
 
== [[مصیبت‌های عظیم]] و [[ابتلائات]] ارزشمند ==
از نظر [[آموزه‌های وحیانی]] هر کسی درزندگی با یک یا چند [[مصیبت]] عظیم مواجه می‌‌شود. از ابتلائات چنان [[سرنوشت]] ساز است که ابدیت انسان با آن ساخته می‌‌شود.


احسان از حوزه [[اخلاق فردی]] تا [[اجتماعی]] و از حوزه [[نماز]] تا [[انفاق]] را شامل می‌‌شود. واژه «احسان» که از ریشه «[[حُسن]]» به معنای [[زیبایی]] و [[نیکی]] می‌باشد، در [[قرآن]] در سه معنا به کار رفته است: ‌۱. [[تفضّل]] و [[نیکی به دیگران]]، ۲. انجام و سر و سامان دادن به امور و [[کارها]] به وجه [[نیکو]] و کامل، ۳. انجام [[اعمال]] و [[رفتار صالح]]. احسان در این کاربرد تقریباً مترادف با [[تقوا]] و [[پرهیزکاری]] است.
از نظر [[قرآن]] کسی که با مصیبت‌هایی عظیم چون [[خوف]] و [[ناامنی]]، [[جوع]] و گرسنگی، نقص در [[مال]] یا نفس یا میوه‌ها مواجه می‌‌شود مثلا فرزند یا نوه ای را از دست می‌‌دهد یا با [[بیماری]] گرفتار ازدست دادن اعضاء و جوارح می‌‌شود یا حتی همسرش را از دست می‌‌دهد، اگر بتواند [[صبر]] ورزد و بداند که همه چیز را مالک هستی یعنی [[خدا]] خواسته و تقدیر کرده و می‌‌بایست به [[تقدیر الهی]] [[رضایت]] دهد<ref>بقره، آیات ۱۵۵ تا ۱۵۷؛ حدید، آیات ۲۲ و ۲۳.</ref>، آن گاه چنین شخصی مورد [[عنایت الهی]] قرار می‌‌گیرد و خدا [[صلوات]] خویش را به او ارزانی می‌‌دارد و تحت [[ربوبیت]] خاص [[الهی]] قرار گرفته و از [[رحمت رحیمی]] بهره مند شده و در جایگاه [[هدایت]] شدگان و مهتدی قرار می‌‌گیرد و به چیزهایی می‌‌رسد که دیگران به آن نمی‌رسند<ref>همان.</ref>.


از بررسی موارد کاربرد واژه «[[محسن]]» و مشتقاتش در قرآن، استفاده می‌شود که این واژه دارای دو معنی و کاربرد است: ۱.‌ نیکی و خیر رساننده به دیگران، ۲. انجام‌دهنده اعمال و رفتارهای [[صالح]] و [[نیک]]. [[مقام]] محسنان در این کاربرد از برخی مقامات [[متقیان]] [[برتر]] است و به طور کلی این واژه در این معنی و کاربرد خود بیشتر به کسانی اطلاق شده که از [[ایمانی]] [[راسخ]] و [[ثبات قدم]] در راه [[ایمان]] و انجام [[تکالیف الهی]] برخوردار بوده‌اند.
از نظر قرآن، زمانی [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} به [[مقامات]] عالی رسید، و در [[مقام امامت]] قرار گرفت که از [[آزمون]] ابتلائات گوناگون سربلند بیرون آمد<ref>بقره، آیه ۱۲۴.</ref>. همچنین از نظر قرآن خدا زمانی [[ملکوت]] هستی را به نشان داد که در برابر [[مشرکان]] توانست از آزمون و ابتلائات چون [[شرک]] بیرون آید<ref>انعام، آیات ۷۴ و ۷۵.</ref>.


از نظر قرآن صبر نمادی از مقام احسان است. از این روست که [[خداوند]] در [[آیه]] ۱۱۵ [[سوره هود]]، [[صبر]] [[پیامبر]] را نمادی از [[نیکوکاری]] و [[مقام احسان]] وی برشمرده و می‌‌فرماید که صبر ریشه در [[مقام]] [[محسنین]] دارد و خداوند هرگز [[پاداش]] و [[اجر]] محسنان را تباه نمی‌سازد.
پس هر کسی در [[زندگی]] بر اساس [[سنت]] [[ابتلاء]] و [[فتنه]] با مصیبت‌های گوناگونی مواجه می‌‌شود؛ اما برخی از آنها چنان عظیم است که اگر کسی بتواند آن را با صبر و [[توکل]] برخدا پشت سر بگذارد، به مقامات عالی [[معنوی]] می‌‌رسد. البته بسیاری از [[مردم]] در هنگام مواجه با این مصبیت‌ها به سبب فقدان ایمان کامل و تمام به خدا و [[مالکیت]] او، گرفتار شرک و [[کفر]] می‌‌شوند. اینگونه است که برخی با از دست دادن [[امنیت]] یا [[سرمایه]] [[اقتصادی]] یا فرزند و نوه و [[همسر]] یا حتی اعضا و جوارح و [[نقص]] در آنها [[دین]] و [[ایمان]] را کنار می‌‌گذارند، و به کفر گویی و کفرگرایی دچار می‌‌شوند.


خداوند در آیاتی از جمله ۴۵ [[سوره بقره]]، صبر را یکی از ابزارهای کلیدی در [[زندگی]] بر می‌‌شمارد که آثار بسیاری از جمله [[آرامش]] و [[آسایش]] را برای شخص به ارمغان می‌‌آورد. [[اهل]] [[خشوع]] در برابر خداوند و [[ربوبیت]] و پروردگاری‌اش، [[اهل صبر]] و [[شکیبایی]] هستند و هرگز آزمون‌ها و [[بلایا]] و [[مشکلات]] او را نمی‌شکند و از جاده صواب و [[درستی]] و [[راستی]] بیرون نمی‌برد. از آیه ۱۵۳ سوره بقره و نیز ۱۲۸ [[سوره اعراف]] به دست می‌‌آید که صبر ابزاری کار آمد در زندگی [[بشر]] است که در کنار [[نماز]] و و [[استعانت]] به خداوند از آن طریق می‌‌تواند مشکلات بشری را حل کرده و [[سرنوشت]] فردی و جمعی او را به گونه ای رقم زند که همه [[زمین]] در [[اختیار]] ایشان قرار گرفته و آنان [[وارثان]] و [[حاکمان]] زمین شوند.
شاید شما هم کسانی را دیده باشید که وقتی تصادفی می‌‌کنند و عضوی را از دست می‌‌دهند یا با سرطان عضوی را قطع می‌‌کنند یا به عشقی نمی‌رسند یا معشوقی را از دست می‌‌دهند به [[جنون]] گرفتار می‌‌آیند وبه [[زمین]] و [[زمان]] فحش و درفش و [[دشنام]] می‌‌دهند و دست از [[اعتقاد]] واعمال [[عبادی]] بر می‌‌دارند. اینان همان کسانی هستند که در [[بازی]] [[زندگی]] و [[فتنه]] و [[ابتلای الهی]] باختند و نشان دادن که [[خدا]] را مالک هستی نمی‌دانند، و گرنه اگر کسی خدا را مالک می‌‌داند نمی‌تواند نسبت به تصرفات مالک اعتراضی داشته باشد؛ یعنی [[انسان]] که مالک اعتباری است در [[مُلک]] خویش تصرفات می‌‌کند و تخم مرغی را هر طور می‌‌خواهد به کارمی گیرد یا مرغی را نگه می‌‌دارد و یا هر زمانی خواست می‌‌کشد؛ چگونه چنین شخصی برای خود [[حق]] طِلق در [[ملک]] خویش قائل است، اما [[آزاد]] و رها هر کاری بخواهد در ملک خویش تصرف می‌‌کند، اما نمی‌پذیرد که خدا به عنوان مالک [[حقیقی]] هر گونه بخواهد در ملک خویش تصرف کند؟!


از مراتب صبر می‌‌توان به صبر جمیل اشاره داشت که مشکلات سنگین و [[گرفتاری‌ها]] و بلایا را بر شخص آسان می‌‌سازد و [[اجازه]] نمی‌دهد تا [[رفتار]] نامتعادل از خود بروز دهد. البته واکنش‌هایی چون [[گریه]] و [[درد]] درونی به معنای بی‌تابی و بی‌صبری نیست؛ چراکه عواطف [[انسانی]] در برابر عامل درد و هیجانات به طور طبیعی واکنش نشان می‌‌دهد و این واکنش طبیعی برای [[انسان]] مفید و سازنده است. بنابراین مراد از بی‌تابی آن است که شخص تحمل خویش را از دست داده و واکنش‌های تند و هیجانی بیرون از تعادل از خود بروز دهد و نتواند غلیان [[احساس]] و عواطف خویش را [[مدیریت]] کند. اما اگر بتواند ضمن واکنش طبیعی به هیجانات آن را مدیریت کند، این صبر جمیل و زیباست. این عمل از سوی [[حضرت یعقوب]]{{صل}} هنگامی که خبر کشته شدن فرزند عزیزش یوسف{{ع}} به دست گرگان<ref>{{متن قرآن|وَجَاءُوا عَلَى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَاللَّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ}} «و خونی دروغین را بر پیراهن او آوردند؛ (یعقوب) گفت: (نه چنین است که می‌گویید) بلکه (هوای) نفستان کاری را در چشمتان آراست، اکنون (کار من) شکیبی نیکوست و بر آنچه وصف می‌کنید از خداوند باید یاری جست» سوره یوسف، آیه ۱۸.</ref> و [[اتهام]] دزدی و بازداشت دیگر فرزندش در [[مصر]]<ref>{{متن قرآن|قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَنِي بِهِمْ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ}} «(یعقوب) گفت: (نه چنین است) بلکه هوای نفستان کاری را در چشمتان آراست پس (کار من) شکیبی نیکو (خواهد بود)، باشد که خداوند همه آنان را به نزد من باز آورد، اوست که دانای فرزانه است» سوره یوسف، آیه ۸۳.</ref> را شنید، انجام داد و از آن سخن گفت و [[اهل بیت]]{{ع}} بارها در [[مصیبت‌ها]] از جمله [[شهادت امام حسین]]{{ع}} و یارانش بروز و ظهور دادند.
از نظر [[قرآن]]، مالک حقیقی بر اساس [[مشیت]] [[حکیمانه]] مقدراتی را تقدیر کرده است. بر اساس این [[مقدرات]] گاهی به شخصی چیزی داده یا گرفته می‌‌شود. همه این دادنی‌ها و گرفتنی‌ها در [[ام الکتاب]] ثبت است و تحقق می‌‌یابد. بنابراین، این امور در چارچوب [[سنت‌ها]] از جمله [[سنت]] [[ابتلاء]] و فتنه به انسان می‌‌رسد. پس مصیبتی از [[خیر و شر]] نیست که در ام الکتاب ضبط و ثبت است و خدا به عنوان مالک حقیقی آن را بر اساس مشیت حکیمانه تقدیر کرده و [[قضا]] می‌‌کند و در خارج تحقق وجودی می‌‌بخشد.<ref>حدید، آیات ۲۲ و۲۳.</ref> بر این اساس، انسان وقتی با مصبیتی از بزرگ و کوچک از خیر یا [[شر]] مواجه می‌‌شود، می‌‌بایست بداند که مالک [[حقیقی]] آن را خواسته و [[مشیت]] و [[اراده]] و [[قضا]] و [[امضا]] کرده است و راهی برای گریز از آن نیست.


[[خداوند]] [[پیامبر گرامی]]{{صل}} را موظف به صبر جمیل و به دور از هر گونه بی‌تابی و [[گلایه]] در برابر [[خیره]] سری‌های [[دشمنان]]<ref>{{متن قرآن|سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ * لِّلْكَافِرِينَ لَيْسَ لَهُ دَافِعٌ * مِّنَ اللَّهِ ذِي الْمَعَارِجِ * تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ * فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِيلا}} «خواهنده‌ای عذابی رخ‌دهنده را خواست * که از آن کافران است، بی‌آنکه بازدارنده‌ای داشته باشد * از سوی خداوند دارنده پایگاه‌ها (ی بلند) * فرشتگان و روح، در روزی که اندازه آن پنجاه هزار سال است به سوی او فرا می‌روند * پس به نکویی شکیب کن» سوره معارج، آیه ۱-۵ و نیز مجمع البیان، ج ۹ و ۱۰، ص۴۲۸.</ref> می‌‌کند و در [[آیه]] ۳۲ و [[آیات]] بسیار دیگر، ایشان را مامور می‌‌کند تا [[صبر]] را پیشه خود سازد و در برابر [[سختی‌ها]] و ناملایمات [[زندگی]] و [[مأموریت]] و [[مسئولیت الهی]]، بی‌تابی و [[گلایه]] نکند.
البته از نظر [[قرآن]]، [[انسان]] [[دعا]] و [[نیایش]] و [[توسلات]] به [[معصومان]]{{ع}} می‌‌تواند از [[خدا]] بخواهد تا در [[مقام]] امر تصرفاتی داشته و تبدیلی در مشیت داشته باشد؛ زیرا [[ام الکتاب]] به [[دست خدا]] است و محو و [[اثبات]] آن نیز به دست اوست؛ از این روست که اگر دعا و نیایش نبود خدا به [[انسانی]] هیچ اعتنایی نمی‌کرد و انسان گرفتار بسیاری از مصیبت‌ها می‌‌شد<ref>فرقان، آیه ۷۷.</ref>، ولی این دعا موجب می‌‌شد تا خدا اعتنایی به بنده‌اش بکند و مشیت او را تبدیل کند: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ وَجَعَلْنَا لَهُمْ أَزْوَاجًا وَذُرِّيَّةً وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ * يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْكِتَابِ}}<ref>«و بی‌گمان پیش از تو پیامبرانی فرستادیم و به آنان همسران و فرزندانی دادیم و هیچ پیامبری را نسزد که معجزه‌ای بیاورد مگر با اذن خداوند؛ هر سرآمدی، زمانی نگاشته دارد * خداوند هر چه را بخواهد (از لوح محفوظ) پاک می‌کند و (یا در آن) می‌نویسد و لوح محفوظ  نزد اوست» سوره رعد، آیه ۳۸-۳۹.</ref>.


[[پیامبر]]{{صل}} برای دست یابی به [[مقام]] [[اولوالعزم]] مأمور می‌‌شود تا همانند دیگر [[پیامبران]] دارای این مقام، [[صبر]] پیشه کند تا این گونه بتواند به مسئولیت‌های خود عمل کرده و اهداف خویش را تحقق بخشد<ref>{{متن قرآن|فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلا تَسْتَعْجِل لَّهُمْ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلاَّ سَاعَةً مِّن نَّهَارٍ بَلاغٌ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلاَّ الْقَوْمُ الْفَاسِقُونَ}} «بنابراین شکیبا باش همان‌گونه که پیامبران اولوا العزم شکیبایی ورزیدند و برای آنان (عذاب را به) شتاب مخواه که آنان روزی که آنچه را وعده‌شان داده‌اند بنگرند، چنانند که گویی جز ساعتی از یک روز (در جهان) درنگ نکرده‌اند، این، پیام‌رسانی است؛ پس آیا جز بزهکاران نابود می‌گردند؟» سوره احقاف، آیه ۳۵.</ref>؛ چراکه از آثار صبر در کنار [[تقوای الهی]]، رسیدن به فرجام [[نیک]] است.
بنابراین، برخی از چیزهایی که خدا [[وعده]] داده تحقق می‌‌یابد و برخی تحقق نمی‌یابد<ref>رعد، آیه۴۰.</ref>؛ زیرا وقتی براساس وعده شخصی اجل معلق پیش می‌‌افتد و می‌‌بایست بمیرد، اما با دعا در تقدیر تبدیل رخ می‌‌دهد و اجل جا به جا می‌‌شود و وعده تحقق نمی‌یابد؛ زیرا خدا در وعده وعیدی برآن است تا اگر شخص [[توبه]] و [[استغفار]] کرد و دعا نمود، تبدیل کند و بدی را به [[نیکی]] و [[شرور]] به [[خیرات]] تبدیل کند؛ اما [[تخلف]] در وعده مثلا وعده [[بهشت]] نیست. در [[حقیقت]] خدا برای رحم کردن [[خلق]] کرده<ref>هود، آیه ۱۱۹.</ref> و دنبال بهانه ای چون دعا و استغفار و توبه است.


اصولا هر کسی اگر بخواهد به [[هدف]] خویش برسد می‌‌بایست صبر پیشه کند؛ چه این هدف امری مادی و [[دنیوی]] باشد یا امری [[اخروی]] و معنوی. از این روست که در آیاتی از جمله در انجام مأموریت [[تبلیغ]] و اجرای [[دستورهای الهی]] می‌‌بایست [[شکیبایی]] و صبر پیشه کرد تا به هدف رسید<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ * قُمْ فَأَنذِرْ * وَرَبَّكَ فَكَبِّرْ * وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ * وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ * وَلا تَمْنُن تَسْتَكْثِرُ * وَلِرَبِّكَ فَاصْبِرْ}} «ای جامه بر خود کشیده! * برخیز و هشدار بده! * و پروردگارت را بزرگ بدار، * و جامه‌ات را پاکیزه گردان، * و از (هر) آلایش دوری کن، * و (چیزی) را بدین امید که زیادتر (باز) بگیری مده، * و برای پروردگارت شکیبایی پیشه کن،» سوره مدثر، آیه ۱-۷.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عوامل و آثار صبر در زندگی (مقاله)|عوامل و آثار صبر در زندگی]].</ref>
به هر حال، از نظر آموزه‌های وحیانی قرآن، انسان در طول [[زندگی]] مصیبت‌های عظیمی را دچار می‌‌شود که با [[صبر]] [[علمی]] و عملی می‌‌تواند ازآن سربلند خارج شود. به این معنا که [[باور]] داشته باشد که مالک خدا است و اگر [[خدا]] برای او تقدیری کرده است، آن را بپذیرد و با [[استغفار]] و [[توبه]] ودعا شرایط را تبدیل و تغییردهد. پس [[صابر]] کسی است که با [[علم]] به [[مالکیت خدا]] پذیرای [[مصیبت]] است و اگر بخواهد [[رحمت الهی]] را به سوی خویش جلب کند، با استغفار و توبه و [[دعا]] این کار را می‌‌کند؛ زیرا استغفار [[دفع بلا]] و رفع [[بلا]] و جلب [[رحمت]] می‌‌کند و ازهمین رو از [[اسرار الهی]] است<ref>نوح، آیات ۱۰ تا ۱۲.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نقش مالکیت خدا در صبر بر مصیبت (مقاله)|نقش مالکیت خدا در صبر بر مصیبت]].</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۳۰٬۳۱۴

ویرایش