صبر در قرآن
معناشناسی
معنای لغوی
صبر در اصل به معنای منع و بازداشتن است[۱] و به ضد جزع[۲] (بیتابی) و خودداری در سختی و تنگنا[۳] نیز معنا شده است.
معنای اصطلاحی
از صبر در اصطلاح، تعاریف بسیاری ارائه شده است[۴]. صبر در علم اخلاق، به خویشتنداری انسان در برابر خواهشهای نفس اطلاق شده؛ بهگونهای که در برابر لذتهای ناپسند تسلیم نباشد[۵]. برخی، از منظری صبر را همانند حیا، حلم و قناعت، از فروع عفّت[۶] و از منظر دیگری از فروع صفت شجاعت دانستهاند[۷]. این دو نگاه چنین توجیه شدهاند که اگر صبر و خویشتنداری در برابر شهوتهای هیجانانگیز باشد، از فروع عفّت و اگر در برابر امور هراسانگیز و ترسآور باشد، از فروع شجاعت است[۸].
برخی نیز با رویکرد تحلیل شبکهای از مفاهیم اخلاقی ـ دینی قرآن، صبر را بخشی از شجاعت دانسته و افزودهاند که پیش از اسلام همین معنا از صبر رایج بوده؛ ولی اسلام مفهوم این فضیلت اخلاقی را مانند بسیاری از دیگر مفاهیم دگرگون کرده و به آن سمت و سویی کاملاً دینی بخشیده است[۹]. از امام علی(ع) نیز نقل شده که شجاعت به صبر کردن است[۱۰].
از دیدگاه بعضی، صبر از ویژگیهای انسان است که گاهی میان عقل و شهوت وی تعارض وجود دارد[۱۱]. از نگاه بعضی، صبر در میان ارزشهای اخلاقی مفهومی بسیار گسترده دارد. به نظر ایشان، خویشتنداری با پایبندی به عقل و شرع، صبر نامیده میشود و بسته به اینکه در چه زمینهای باشد، نامهایی گوناگون مانند شجاعت، شرح صدر، کتمان[۱۲]، عفّت، حلم، زهد و قناعت دارد[۱۳]. بهطورکلی، صبر، انجام دادن کارهای دشوار و بردباری در برابر سختیهاست[۱۴]، درنتیجه، صبر، بیشتر نظام رفتاری یک فرد مسلمان را شکل میدهد[۱۵]، زیرا از یک سو باید در برابر خوشیهای ناروا و مخالف عقل و شرع خویشتندار باشد و از دیگر سو باید طاعاتی را بهجا آورد که برای او دشوار است، چنانکه در روایتی از امام علی(ع) نیز به همین معنا اشاره شده است[۱۶].[۱۷]
صبر در قرآن کریم
واژه صبر و مشتقات آن بیش از ۱۰۰ بار در قرآن در هیئتهای متنوع و با متعلَّقات گوناگون به کار رفتهاند و در آیه ﴿وَبَرَزُوا لِلَّهِ جَمِيعًا فَقَالَ الضُّعَفَاءُ لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنْتُمْ مُغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذَابِ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ قَالُوا لَوْ هَدَانَا اللَّهُ لَهَدَيْنَاكُمْ سَوَاءٌ عَلَيْنَا أَجَزِعْنَا أَمْ صَبَرْنَا مَا لَنَا مِنْ مَحِيصٍ﴾[۱۸] همانند مفهوم لغوی آن در برابر «جزع» به کار رفته است، چنانکه کاربرد آن در روایات[۱۹] نیز همین گونه است.
در بیش از ۱۵ آیه پیامبر اکرم(ص) به صبر توصیه شده است؛ مانند: ﴿وَاتَّبِعْ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَاصْبِرْ حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ﴾[۲۰]؛ ﴿تِلْكَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ مَا كُنْتَ تَعْلَمُهَا أَنْتَ وَلَا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هَذَا فَاصْبِرْ﴾[۲۱]، ﴿وَاصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ ﴾[۲۲]؛ در دو مورد نیز مؤمنان به صبر سفارش شدهاند برای نمونه: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴾[۲۳]؛ نیز ﴿وَأَطِيعُواْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ﴾[۲۴]؛ در یک مورد هم از مصابره مؤمنان: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴾[۲۵] و در دو مورد از تواصی مؤمنان به صبر یاد شده است: ﴿ثُمَّ كَانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ﴾[۲۶]؛ ﴿إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْ﴾[۲۷].
در ۱۴ آیه قرآن نیز از گروهی با عنوان «صابران» همراه با بیان فضایلی از ایشان نامی به میان آمده است؛ مانند ﴿إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ﴾[۲۸]؛ ﴿أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَاهَدُواْ مِنكُمْ وَيَعْلَمَ الصَّابِرِينَ﴾[۲۹]؛ در یک مورد ماده صبر در قالب فعل تعجب بهکار رفته است: ﴿أُولَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلَالَةَ بِالْهُدَى وَالْعَذَابَ بِالْمَغْفِرَةِ فَمَا أَصْبَرَهُمْ عَلَى النَّارِ﴾[۳۰] و مفسرانی آن را به جرئت و گستاخی معنا کردهاند[۳۱].
گفتنی است در برخی آیات، صبر در قالب تعابیری دیگر آمده است. این تعابیر بیانگر مصداقهایی از مفهوم صبر هستند که در مدخل متناسب خود آمدهاند؛ مانند عفّت: ﴿وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَالَّذِينَ يَبْتَغُونَ الْكِتَابَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ فَكَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْرًا وَآتُوهُمْ مِنْ مَالِ اللَّهِ الَّذِي آتَاكُمْ وَلَا تُكْرِهُوا فَتَيَاتِكُمْ عَلَى الْبِغَاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنًا لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَنْ يُكْرِهْهُنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِنْ بَعْدِ إِكْرَاهِهِنَّ غَفُورٌ رَحِيمٌ﴾[۳۲]، خویشتنداری هابیل در برابر قابیل از اقدام به قتل: ﴿وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ﴾[۳۳]، ﴿لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي مَا أَنَا بِبَاسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لِأَقْتُلَكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ﴾[۳۴]، ﴿إِنِّي أُرِيدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِي وَإِثْمِكَ فَتَكُونَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ وَذَلِكَ جَزَاءُ الظَّالِمِينَ﴾[۳۵]، عفّت و پاکدامنی یوسف در برابر همسر عزیز مصر: ﴿وَرَاوَدَتْهُ الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِهَا عَنْ نَفْسِهِ وَغَلَّقَتِ الْأَبْوَابَ وَقَالَتْ هَيْتَ لَكَ قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوَايَ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ﴾[۳۶]، ﴿وَاسْتَبَقَا الْبَابَ وَقَدَّتْ قَمِيصَهُ مِنْ دُبُرٍ وَأَلْفَيَا سَيِّدَهَا لَدَى الْبَابِ قَالَتْ مَا جَزَاءُ مَنْ أَرَادَ بِأَهْلِكَ سُوءًا إِلَّا أَنْ يُسْجَنَ أَوْ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾[۳۷]، ﴿قَالَتْ فَذَلِكُنَّ الَّذِي لُمْتُنَّنِي فِيهِ وَلَقَدْ رَاوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ فَاسْتَعْصَمَ وَلَئِنْ لَمْ يَفْعَلْ مَا آمُرُهُ لَيُسْجَنَنَّ وَلَيَكُونًا مِنَ الصَّاغِرِينَ﴾[۳۸] و فرو بردن خشم (کظم غیظ): ﴿الَّذِينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ﴾[۳۹].[۴۰]
اقسام صبر
از کاربردهای صبر در قرآن کریم برمیآید که صبر اقسام و مراتبی دارد؛ زیرا از برخی با صفت «صابر»: ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُونَ﴾[۴۱]؛ ﴿قَالَ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ صَابِرًا وَلَا أَعْصِي لَكَ أَمْرًا﴾[۴۲] و از بعضی با صفت «صَبّار»: ﴿وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ﴾[۴۳] و از حضرت ابراهیم ﴿وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ﴾[۴۴] و اسماعیل ﴿فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ﴾[۴۵] با وصف «حلیم» یاد شده و حضرت یعقوب به داشتن «صبر جمیل» ستوده شده است: ﴿وَجَاؤُوا عَلَى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَاللَّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ﴾[۴۶]، ﴿قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ عَسَى اللَّهُ أَن يَأْتِيَنِي بِهِمْ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ﴾[۴۷].
در روایات، صبر به اعتبار متعلَّق آن به صبر بر طاعت، صبر بر (ترک) معصیت و صبر بر مصیبت قسمت شده است[۴۸]. در منابع تفسیری نیز از این سه گونه صبر یاد شده است[۴۹].[۵۰]
الصبر «عِنْدَ الْمُصِیبَةِ»: یعنی وقتی مصیبت و بلایی بر انسان وارد شد صبر پیشه میکند و جزع و فزع ندارد؛ پس با استرجاع خودش را آرام میکند؛ خداوند میفرماید: ﴿وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ * الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ﴾[۵۱]؛ الصبر «عَلَی الطَّاعَةِ»: یعنی تکالیف سخت و شدید را با استقامت و پایداری انجام میدهد و از زیر آن فرار نمیکند؛ الصبر «عَنِ الْمَعْصِیَة»: یعنی وقتی با معصیت مواجه شد صبر میکند و خویشتنداری دارد. خداوند میفرماید: ﴿قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ﴾[۵۲].
از امام علی(ع) نیز روایت است که فرمود: «اَلصَّبْرُ، اِمّا صَبْرٌ علَی الْمُصِیبةِ، أَوْ علَی الطّاعةِ، أَوْ عَنِ الْمَعْصِیَةِ وَهذَا الْقِسْمُ الثّالِثُ أَعْلی دَرَجَةً مِنَ الْقِسْمَینِ الاَوَّلَیْنِ»؛ صبر یا بر مُصیبت است، یا بر اطاعت خدا، یا در مقابل معصیت است، که قسم سوّم از دو قسم قبلی با ارزشتر است[۵۳].
البته همه صبرها در یک مرتبه و میزان و ارزش نیست، بلکه برخی ارزشیتر است، چنان که امام علی(ع) فرمود: «اَلصَّبْرُ عَلی طاعَةِ اللّهِ اَهْوَنُ مِنَ الصَّبْرِ عَلی عُقُوبَتِهِ»؛ صبر بر طاعت خدا، از صبر بر عذاب او آسانتر است[۵۴].
از امام زین العابدین(ع) نیز نقل شده که در وصیّت به فرزندش امام باقر(ع) فرمود: «یا بُنَیَّ اِصْبِرْ عَلی الْحَقِّ وَ اِنْ کانَ مُرّاً»؛ در راه حق، صبر و بردباری داشته باش اگر چه تلخ باشد[۵۵].[۵۶]
برخی آیات که به صبر سفارش کرده، مانند: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴾[۵۷] همۀ اقسام صبر را دربر میگیرد[۵۸] و چنانکه گفته شده، مقصود از آن صبر بر دینمداری[۵۹]، یعنی همان صبر بر طاعت، معصیت و مصیبت است[۶۰]، چنان که اطلاق آیاتی مانند ﴿الصَّابِرِينَ وَالصَّادِقِينَ وَالْقَانِتِينَ وَالْمُنْفِقِينَ وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحَارِ﴾[۶۱]،[۶۲] ﴿وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلاَّ إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَيَمْشُونَ فِي الأَسْوَاقِ وَجَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَتَصْبِرُونَ وَكَانَ رَبُّكَ بَصِيرًا﴾[۶۳]،[۶۴] ﴿وَالَّذِينَ صَبَرُواْ ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُواْ الصَّلاةَ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلانِيَةً وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُوْلَئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ﴾[۶۵].[۶۶] و آیات ﴿ وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا إِنَّهَا سَاءَتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَامًا وَالَّذِينَ لا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ وَلا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ وَلا يَزْنُونَ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ يَلْقَ أَثَامًا يُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِ مُهَانًا إِلاَّ مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلا صَالِحًا فَأُولَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا وَمَن تَابَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَابًا وَالَّذِينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا وَالَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْهَا صُمًّا وَعُمْيَانًا وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا أُوْلَئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلامًا ﴾[۶۷]، شامل هر سه قسم صبر میشود[۶۸].
به گفته بعضی از مفسران، پیامبر اکرم(ص) نیز که در برخی آیات به صبر فرمان یافته ﴿وَاتَّبِعْ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَاصْبِرْ حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ﴾[۶۹]؛[۷۰] ﴿وَاصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ﴾[۷۱]؛[۷۲] ﴿وَلِرَبِّكَ فَاصْبِرْ﴾[۷۳][۷۴] مراد از آن سه گونه یاد شده است. در دو مورد که از «تواصی به صبر» از سوی مؤمنان به یکدیگر یاد شده ﴿ثُمَّ كَانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ﴾[۷۵]؛ ﴿إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْ﴾[۷۶] مقصود این است که یکدیگر را به صبر بر طاعت و صبر بر (ترک) معصیت[۷۷] و صبر بر مصیبت[۷۸] سفارش کنند.
بر اساس آیه ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴾[۷۹] صبر، به صبر فردی و اجتماعی قسمت شده است: «اصْبِرُوا» اشاره به صبر فردی و «صَابِرُوا» اشاره به صبر اجتماعی دانسته شده؛ با این توضیح که در صبر فردی، یکایک افراد، سختی طاعت یا ترک معصیت را تحمل میکنند؛ ولی در صبر اجتماعی (مصابره)، جمعی به اتفاق یکدیگر اذیتها را تحمل میکنند و هر یک صبر خود را به صبر دیگری تکیه میدهد و در نتیجه، برکاتی که در صفت صبر هست بیشتر میگردد، چون باعث میشود یکایک افراد نیروی یکدیگر را به هم بپیوندند و همه نیروها یکی شود[۸۰]. جامع اقسام صبر، خویشتنداری در برابر هر چیزی است که خوشایند انسان نباشد[۸۱]. اگر فردی در تمام اقسام یاد شده شکیبا باشد، میتوان او را در شمار صابران دانست[۸۲].[۸۳]
پیامبر(ص) در تقسیمی برای صبر چهار شعبه و شاخه ذکر میکند و میفرماید: «اَلصَّبرُ أربَعُ شُعَبٍ: اَلشَّوقُ، وَالشَّفَقَهُ، وَ الزَّهادَهُ، وَ التَّرَقُّبُ، فَمَنِ اشتاقَ إلَي الجَنَّهِ سَلا عَنِ الشَّهَواتِ، وَ مَن أشفَقَ عَنِ النّارِ رَجَعَ عَنِ المُحَرَّماتِ»، وَ مَن زَهِدَ فِی الدُّنیا تَهاوَنَ بِالمُصیباتِ، وَمَنِ ارتَقَبَ المَوتَ سارَعَ فِی الخَیراتِ؛ صبر چهار شعبه دارد: شوق، ترس، زهد و انتظار، هر کس شوق بهشت داشته باشد، از هوا و هوس دست میکشد؛ و هر کس از آتش بترسد، از حرامها خود را نگه میدارد؛ و هر کس به دنیا بیاعتنا باشد، گرفتاریها را به چیزی نگیرد؛ و هر کس منتظر مرگ باشد، در کارهای خیر بکوشد[۸۴].
در حقیقت آن حضرت(ع) بیان میکند که صبر در چهار شکل و نسبت به چهار امر خود را نشان میدهد. این تقسیمبندی با تقسیم نخست شباهتی دارد و میتوان شوق و انتظار را به صبر بر طاعت، زهد را به صبر هنگام مصیبت و شفقت و ترس را به زهد از معصیت بازگرداند.
امام کاظم(ع) در تقسیم صبر تنها به دو نوع از آن اشاره کرده و به آنها فرمان داده و آثار آنها را بر ميشمارد: «اِصبِر عَلي طاعَهِ اللّه، وَاصبِر عَن مَعاصِي اللّهُ؛ فَإنَّمَا الدُّنيا ساعَهٌ، فَما مَضي مِنها فَلَيسَ تَجِدُ لَهُ سُرورا وَلا حُزنا، وَ ما لَم يَأتِ مِنها فَلَيسَ تَعرِفُهُ، فَاصبِر عَلي تِلكَ السّاعَهِ الَّتي أنتَ فيها فَكَأَنَّكَ قَدِ اغتَبَطتَ»؛ بر طاعت خدا صبر کن و در ترک معاصی او شکیبا باش؛ زیرا دنیا لحظه ای بیش نیست. آنچه گذشته جای شادی و غم ندارد و از آنچه نیامده نیز خبری نداری. پس لحظه ای را که در آن به سر میبری، صبور باش چنان که گویی خوشبخت و خوشحالی[۸۵].[۸۶]
صبر بر طاعت
در آیاتی مراد از صبر، صبر بر طاعت است؛ زیرا پس از طرح یکی از طاعات به صبر توصیه کرده، یا بهگونهای از آن تمجید یا به آن تشویق کرده است؛ مانند:
- عبادت خدا: ﴿رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَاعْبُدْهُ وَاصْطَبِرْ لِعِبَادَتِهِ هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيًّا﴾[۸۷]؛
- فرمان دادن خانواده به نماز: ﴿وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا لا نَسْأَلُكَ رِزْقًا نَّحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى﴾[۸۸] «اصطبار» برگرفته از صبر به معنای اکتساب صبر[۸۹] و ثابت قدم بودن[۹۰] است و مراد از آن تحمل سختیهای طاعت و عبادت است[۹۱]؛
- جهاد: ﴿لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ﴾[۹۲]؛ ﴿فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُم بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَمَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُواْ مِنْهُ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ قَالُواْ لاَ طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاقُوا اللَّهِ كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ وَلَمَّا بَرَزُواْ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُواْ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ اللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُدُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا يَشَاء وَلَوْلاَ دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الأَرْضُ وَلَكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ﴾[۹۳] در این آیه از صابران در جهاد، با عبارت ﴿حِينَ الْبَأْسِ﴾ تمجید شده است[۹۴]؛
- جهاد و هجرت: ﴿ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ هَاجَرُواْ مِن بَعْدِ مَا فُتِنُواْ ثُمَّ جَاهَدُواْ وَصَبَرُواْ إِنَّ رَبَّكَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ﴾[۹۵] مقصود از ﴿صَبَرُواْ﴾ صبر بر دینمداری و جهاد[۹۶] و صبر پس از هجرت است[۹۷]. بهطور کلی مراد از صبر بر طاعت، سهلانگار نبودن در انجام واجبات و مستحبات است[۹۸].[۹۹]
بیگمان تکالیف را از آن سبب تکلیف گفتهاند که انجام آن هماره همراه با کلفت و سختی است. انجام اعمال عبادی چون نماز و روزه و حج و جهاد و زکات و خمس نیازمند تحمل فشارهایی است که شخص میبایست در تن و روان و مال و عرض تحمل کند. انجام اعمال عبادی و تکالیف الهی به ویژه در شرایط متغیر سنی، بدنی، روانی، محیطی، اجتماعی، جغرافیایی و مانند آنها، هماره سخت و دشوار است. البته خدا در فرایض و واجبات و همچنین محرمات بر آن شده است تا تکالیفی را وضع کند که اکثریت و بیشتری مردم استطاعت انجام آن را دارند. از همین روست که خدا در قرآن میفرماید: ﴿لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا﴾؛ خدا نفسی را بیش از وسعش تکلیف نمیکند[۱۰۰].
بنابراین، حتی اگر شرایط چهارگانه عقل و قدرت و علم و بلوغ فراهم نباشد، تکلیفی بر بنده نیست؛ از همین روست که مجنون، ناتوان، جاهل و نابالغ را تکلیفی نیست؛ چنان که اگر شخص توانایی و استطاعت انجام کاری را نداشته باشد، مانند کسانی که مریض و بیمار هستند، تکلیف از ایشان ساقط است. در آیات و روایات بسیاری از مصادیق «رفع القلم» یعنی برداشته شدن تکلیف از افراد سخن به میان آمده است؛ چنان که مصادیقی نیز برای سقوط یا تعطیلی موقت یا دایمی تکالیف نسبت به افراد یا شرایط سخن گفته شده است. به عنوان نمونه روزه از مریض و مسافر و اذیت حیض برداشته شده و شخص میبایست در زمانی دیگر آن را به جا آورد؛ چراکه احکام الهی برای این نیست که شخص را در عسر و حرج قرار دهد، بلکه همه احکام نه تنها سمحه و سهله هستند، بلکه به آسان و یسر برای توده مردم قابل اطاعت و انجام است.[۱۰۱]
به هر حال، انجام تکالیف و فرایض الهی دارای مشقت و کلفت است؛ به ویژه آنکه ممکن است کسانی شرایطی را فراهم آورند که انجام تکالیف سختتر و دشوارتر شود، چنان که تمسخر و استهزاء دشمنان و کافران و منافقان از انجام فرایضی چون نماز و روزه یا حجاب و خمس و زکات و جهاد موجب شود تا انسان از نظر روحی و روانی تحت فشار قرار گیرد. در این جا است که اطاعت از اوامر و نواهی الهی نیازمند صبر است؛ زیرا لازم است تا آستانه تحمل آدمی بالا باشد و با شکیبایی اعمال کلفت آمیز را انجام دهد و نقشه دشمنان را نیز نقش بر آب کند[۱۰۲].
از این آیه به دست میآید که انجام اعمال عبادی فردی در گوشه ای ممکن است، آسان باشد؛ اما اقامه اجتماعی آن سخت و دشوار است و لازم است تا انسان در زمره صابران باشد تا بتوانند با تعاون با یک دیگر از مشکلات عبور کرده و در برابر دشمن شکست نخورند یا شکسته و خوار نشوند.
اصولا اطاعت از خدا جز از طریق اطاعت از رسول الله(ص) شدنی نیست[۱۰۳]. از این روست که در قرآن بیان میشود که هر کسی بخواهد ارتباط با خدای محبوب برقرار کند میبایست با ارتباط با حبیب خدا پیامبر(ص) و اتباع و اطاعت از او به این هدف برسد[۱۰۴].
بیگمان گذشت از مال و ثروت و بخشش و احسان آن در قالب انفاقات واجب و مستحب یکی از مسایلی است که جز با صبر امکان تحقق و انجام آن نیست تا جایی که گفتهاند برخی از جانشان میگذرند، ولی از مالشان نمیگذرند. اما مؤمنان به خدا و اسلام، نه تنها از مال و جانشان میگذرند، بلکه در ایمان و اسلام از همه چیز چون اباعبدالله الحسین(ع) و دیگر پیشوایان عصمت و طهارت میگذرند. خدا در قرآن میفرماید: گذشت از مال و دادن زکات نیازمند صبر است[۱۰۵]؛ طبق روایت نقل شده از امام رضا(ع) مقصود از «لتبلونّ فی أموالکم» اخراج و پرداخت زکات است[۱۰۶].
از نظر آموزههای وحیانی قرآن، انجام هر عمل عبادی و تکالیف در راستای اطاعت از خدا، نیازمند صبر و صبوری است. در این میان انجام برخی از اعمال عبادی، سختتر و نیازمند صبر است؛ چنان که اقامه نماز به ویژه در شکل اجتماعی و جماعت آن سختتر و دشوارتر و نیازمند صبوری است[۱۰۷].
اصولا فعالیتهای اجتماعی نیازمند صبر و آستانه تحمل بالا است؛ زیرا میبایست در برابر کنشها و واکنشهای نابخردان و جاهلان انسان قوی و پایدار باشد و زود عصبانی نشده و از کوره در نرود و تا پایان کار استقامت ورزد. از همین روست که امر به معروف به عنوان یک عمل اجتماعی، درپی دارنده مشکلات و نیازمند صبر و شکیبایی است[۱۰۸]؛ از امیرمؤمنان(ع) نقل شده که درباره «واصبر علی ما أصابک» فرمود: مقصود صبر در برابر مشقّت و اذیّتهایی است که در امر به معروف و نهی از منکر به انسان میرسد[۱۰۹].
در قرآن بیان شده که انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر که سفارش خدا و پیامبران است؛ نیازمند صبری بزرگ و عزم استوار و جدی است؛ چنان که لقمان حکیم این نکته را به فرزندش توجه میدهد که بدون صبر در مقام عزم الامور نمیتوان در این فریضه اساسی و اصلی موفق شد[۱۱۰].
باید توجه داشت که آزمونهای الهی از موارد صبر و خویشتن داری است؛ زیرا بدون صبر نمیتوان از آزمونهای الهی سربلند و موفق بیرون آمد[۱۱۱]. برخی از امتحانات الهی سختتر از برخی دیگر است؛ چنان که امتحان ذبح برای ذابح و ذبیح سخت و نیازمند صبوری است[۱۱۲]. خدا در قرآن، پیشه کردن صبر در برابر آزمایشهای الهی و آزارهای دشمنان مورد تشویق قرار میدهد[۱۱۳]؛ چراکه صبر در امتحان الهی شرط ورود به بهشت است[۱۱۴].
ایمان به عنوان یک عمل شخصی و رابطه میان شخص با خدا، ممکن است چنان دشوار نباشد، اما ایمان در ساختار اجتماعی هماره سخت و دشوار است؛ زیرا ایمان حقیقی که در رفتار شخصی و اجتماعی بروز و ظهور میکند، روابط میان فردی و اجتماعی و سیاسی شخص را نیز تحت تاثیر شدید قرار میدهد؛ زیرا شخص میخواهد اعتقادات و باورهای خویش را در سبک زندگی ظهور دهد. همین امر موجب تنش با دیگرانی میشود که خواهان سبک دیگری هستند. بنابراین، نمیتوان گفت که ایمان نیازمند به صبر ندارد، بلکه ایمان حقیقی تنها در سایه صبر و استقامت میتواند باقی و برقرار باشد. از همین روست که در قرآن بیان شده که ایمان به آیات الهی و ثبات قدم بر آن نیازمند صبر مضاعف است[۱۱۵]؛ زیرا «افراغ» به معنای فرو ریختن است [۱۱۶] و در آیه یاد شده استعاره از کثرت و زیادی است[۱۱۷].
البته تغییر شریعت برای کسانی که بر شرایع پیشین بودند، سختتر از دیگرانی است که شریعتی نداشتهاند. از همین روست که خدا برای کسانی که از شرایع قبلی به شریعت آخرین ایمان میآورند، پاداش مضاعفی برای صبر مضاعف ایشان قرار داده است[۱۱۸]؛ زیرا مقصود از «بما صبروا» صبر مؤمنان اهل کتاب بر ایمان به دین خودشان و ایمان به پیامبر اسلام(ص)است[۱۱۹].
اهل ایمان میبایست در برابر فشارهایی متعدد و متنوع از جهات گوناگون و مختلف صبر ورزند؛ زیرا افزون بر فشار تکالیف، میبایست در برابر سخنان و استهزاهای سفیهان و جاهلان از دشمنان نیز صبر کنند و دست از ایمان و اعتقادات و اعمال عبادی بر ندارند.[۱۲۰] به عنوان نمونه وقتی پیامبر(ص) تغییر قبله را اعلام میکند، از هر سو تحت فشار قرار میگیرد و افزون بر مشرکان و کافران، حتی اهل کتاب نیز ایشان را اذیت و آزار کرده و تغییر قبله را از سوی ایشان به تمسخر میگیرند. صبر آن حضرت(ص) و مؤمنان موجب شد تا ایشان بتوانند از این فشارهای سهمگین عبور کنند و هویت فرهنگی و شاخصه اجتماع اسلامی را حفظ و تقویت کنند.
در حقیقت عبور از مشکلات و تحریمها و اذیت و آزارهای دشمنان نیازمند صبر و شکیبایی و استقامت امام و امت است[۱۲۱].
از نظر قرآن، اموری چون تبلیغ دین اسلام[۱۲۲]، تبلیغ قرآن[۱۲۳]، تبلیغ نماز[۱۲۴]، تعلم و یادگیری علوم[۱۲۵]، تهجد وشب زنده داری[۱۲۶]، رفتار مسالمتآمیز، رعایت اعتدال[۱۲۷]، تواضع و فروتنی[۱۲۸]، جهاد در راه خدا[۱۲۹] رهبری امت[۱۳۰]، تحمل شکنجه دشمن[۱۳۱]، عفو و گذشت از دشمن[۱۳۲]، قطع رابطه با دشمنان و بیگانگان [۱۳۳]، گذشت از مادیات[۱۳۴]، گذشت و عفو کریمانه[۱۳۵]، هجرت[۱۳۶]، وفای به عهد[۱۳۷]، معاشرت با فقیران[۱۳۸] و مانند آنها نیازمند صبر است[۱۳۹].
صبر بر ترک معصیت
در دستهای دیگر از آیات، مراد از صبر، صبر بر ترک معصیت است؛ زیرا پس از نهی از کاری یا نفی برخی معاصی از مؤمنان، مانند شرک، قتل نفس، زنا و شهادت بهناحق ﴿وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَامًا﴾[۱۴۰]، ﴿وَالَّذِينَ لا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ وَلا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ وَلا يَزْنُونَ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ يَلْقَ أَثَامًا﴾[۱۴۱]، ﴿وَالَّذِينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا﴾[۱۴۲] از آنان ستایش شده و گفته شده در برابر صبری که داشتهاند به آنان پاداش داده میشود: ﴿أُوْلَئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلامًا﴾[۱۴۳]،[۱۴۴] یا از رسول خدا(ص) خواسته شده برای حکم پروردگارش شکیبا باشد و از گناهکار یا ناسپاسی فرمان نبرد: ﴿فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تُطِعْ مِنْهُمْ آثِمًا أَوْ كَفُورًا﴾[۱۴۵]، یا آنجا که درباره لزوم برخورد مؤدبانه مؤمنان با رسول خدا فرموده اگر صبر کنند تا حضرت بیرون بیاید بهتر است: ﴿وَلَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ...﴾[۱۴۶]، مراد، بهتر بودن این کار از صدا کردن آن حضرت با صدای بلند و بیادبانه است[۱۴۷]. پاکدامنی یوسف و صبر وی در برابر نقشه و دسیسه همسر عزیز مصر نیز نمونه دیگری از صبر بر ترک معصیت است: ﴿وَرَاوَدَتْهُ الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِهَا عَنْ نَفْسِهِ وَغَلَّقَتِ الْأَبْوَابَ وَقَالَتْ هَيْتَ لَكَ قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوَايَ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ﴾[۱۴۸].[۱۴۹]
صبر بر مصیبت
انسان در برابر مصیبتها و سختیهای زندگی میتواند دو شیوه متفاوت در پیش گیرد:
- صبر کرده و با آن به شکلی کنار آید تا بتواند از آن مصیبت بهره گیرد یا آن مصیبت به آسانی بگذرد بیآنکه در راه رسیدن به هدف اصلی مانعی شود؛
- فزع و بیتابی کند و واکنشهای عصبی و هیجانی از خود بروز دهد و نومید شود. حزن و اندوه از دست دادن، او را چنان دربرگیرد که از هرگونه حرکت و اقدامی برای جبران یا بهبود یا تغییر اوضاع دست بردارد.
بیگمان روش نخست بهتر است؛ زیرا تا زمانی که مرگ نرسیده هر چیزی قابل جبران است اما بیتابی و فزع به معنای پذیرش شکست بدون جبران است، به طوری که شخص را از همه چیز محروم میکند و افزون بر مصیبت، مصیبت دیگری را خود رقم میزند که سنگینتر و سختتر از مصیبت پیشین است[۱۵۰].
در دسته دیگری از آیات، مقصود از صبر، شکیبایی هنگام مصیبت و پیشامدهای ناگوار روحی، جسمی و طبیعی است، چنانکه در این آیه به آنها اشاره شده است: ﴿وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمْوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ﴾[۱۵۱] بیان نشدن متعلَّق بشارت به صابران، بر اهمیت و جایگاه بلند آن دلالت دارد[۱۵۲].
قرآن از لقمان نیز نقل کرده که به فرزندش پس از سفارش به نماز و امربهمعروف و نهیازمنکر، وی را به صبر در برابر مصائب سفارش کرد: ﴿يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَكَ إِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ﴾[۱۵۳].[۱۵۴] برخی صبر بر مصیبت در آیه یاد شده را نسبت به انجام فریضه امربهمعروف و نهی از منکر دانستهاند؛ زیرا انجام آن دشواریهایی دارد[۱۵۵] و گاهی مستلزم برانگیختن دشمنی افراد است و از اینرو به شکیبایی نیاز است[۱۵۶]. انبیای پیشین نیز بر سختیهای تکذیب و آزار مخالفان خود صبر میکردند: ﴿وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ فَصَبَرُواْ عَلَى مَا كُذِّبُواْ وَأُوذُواْ حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا وَلاَ مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ وَلَقَدْ جَاءَكَ مِن نَّبَإِ الْمُرْسَلِينَينَ﴾[۱۵۷] و در برابر آزارهای مخالفان اعلام داشتند بر آزاری که به ما رساندید شکیبایی خواهیم کرد: ﴿وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَى مَا آذَيْتُمُونَا﴾[۱۵۸].
صبر جادوگران فرعون نیز نمونه چنین صبری است که در برابر تهدید فرعون به بریدن دست و پای آنان در خلاف جهت همدیگر و سپس به دارآویختن ایشان، بر ایمان خود استقامت ورزیده و از خدا صبر خواستند: ﴿وَمَا تَنْقِمُ مِنَّا إِلَّا أَنْ آمَنَّا بِآيَاتِ رَبِّنَا لَمَّا جَاءَتْنَا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَتَوَفَّنَا مُسْلِمِينَ﴾[۱۵۹]. رسول خدا نیز موظف شد همانند انبیای اولواالعزم بر اذیتهای دشمنان[۱۶۰] و دشنی طعنهزنندگان[۱۶۱] صبر کند: ﴿فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلا تَسْتَعْجِل لَّهُمْ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلاَّ سَاعَةً مِّن نَّهَارٍ بَلاغٌ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلاَّ الْقَوْمُ الْفَاسِقُونَ﴾[۱۶۲]، چنانکه موظف شد در پیروی از تعالیم وحی و رنجهایی که از مخالفان به آن حضرت میرسید شکیبایی کند: ﴿وَاتَّبِعْ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَاصْبِرْ حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ﴾[۱۶۳][۱۶۴]؛[۱۶۵] نیز ﴿وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَكَ إِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ﴾[۱۶۶]؛ همچنین آن حضرت به بردباری در برابر آزارهای زبانی و تکذیب مشرکان و نیز گفتههای بیهوده آنان موظف شد: ﴿وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلَا تَكُ فِي ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ﴾[۱۶۷]؛ ﴿فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاء اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى﴾[۱۶۸]؛ ﴿فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لَا يُوقِنُونَ﴾[۱۶۹]؛ ﴿وَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْرًا جَمِيلًا﴾[۱۷۰]؛ ﴿فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ﴾[۱۷۱].[۱۷۲] چنانکه آن حضرت در برابر اذیتهای مشرکان و شتاب نکردن در طلب عذاب برای ایشان نیز به صبر موظف[۱۷۳] و به آن حضرت توصیه شد همانند یونس در عذاب قومش شتاب نکند: ﴿فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُنْ كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَكْظُومٌ﴾[۱۷۴].[۱۷۵] تحمل دشواری در معاشرت با دیگران و در زندگی خانوادگی نمونهای از صبر بر بلایاست. از نگاه قرآن نیکی در برابر بدی سبب تبدیل دشمنی به دوستی میشود و تنها بردباران توان چنین کاری دارند: ﴿وَلا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ وَمَا يُلَقَّاهَا إِلاَّ الَّذِينَ صَبَرُوا وَمَا يُلَقَّاهَا إِلاَّ ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ﴾[۱۷۶] فقط صبرپیشگاناند که در برابر بدی دیگران، بر مهار خشم خود از انتقام گرفتن قدرت دارند. دشواریهایی که مؤمنان باید در برابر آنها شکیبایی ورزند، به کمبودها یا هنگام جنگ محدود نیستند، بلکه ممکن است براثر استهزا و ریشخند کردن و تحقیر از سوی دشمنان و مخالفان باشند: ﴿إِنَّهُ كَانَ فَرِيقٌ مِنْ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ﴾[۱۷۷]، ﴿فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتَّى أَنْسَوْكُمْ ذِكْرِي وَكُنْتُمْ مِنْهُمْ تَضْحَكُونَ﴾[۱۷۸]، ﴿إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ﴾[۱۷۹][۱۸۰] به مؤمنان اعلام شده از کسانی که به شرک گراییدهاند، سخنان آزاردهندۀ بسیاری خواهند شنید؛ ولی اگر صبر و پرهیزگاری کنند، نشان عزم استوار آنان در کارهاست: ﴿لَتُبْلَوُنَّ فِي أَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ أَذًى كَثِيرًا وَإِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الأُمُورِ ﴾[۱۸۱].
البته همیشه هم از جانب مخالفان اعتقادی یا فکری نیست، بلکه گاهی همراهی با مؤمنان تهیدست نیز به شکیبایی نیاز است، از همین رو خدا به رسول اکرم(ص) فرمان داد در همراهی با آنان شکیبا باش و به انگیزه طلب زیور دنیا، دیدگان از آنان برمگیر: ﴿وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا﴾[۱۸۲].[۱۸۳]
براساس آموزههای قرآنی انسان در برابر سه نوع از دشواریهای گوناگون نه تنها باید صبر کند، بلکه باید حلم بورزد و شکل کمالی صبر را به نمایش گذارد.این دشواریها عبارتاند از: ۱. تکالیف شرعی و واجبات الهی که برای دست یابی به رشد و کمالات باید آنها را انجام دهد و همه شرایط تحقق و موانع پیش روی تکالیف و انجام آن را بردارد که گاه نیازمند ایثار و انفاق مالی و جانی و عرضی است. به عنوان نمونه جهاد نظامی و روزه نیازمند ایثار جان و مال و اسارت و ذلت خویشان و مانند آن است؛ ۲. ترک معصیت که خود یکی از سختترین آزمونهاست؛ زیرا در بیشتر موارد ترک و اجتناب، ناظر به اموری چون ترک شهوت و غضب است که بسیار سخت و دشوار است؛ چراکه هواهای نفسانی و خواستههای درونی دوست ندارد که شهوتهای غذایی و جنسی و اعتباری چون مقام و منصب و پول و ثروت و قدرت را کنار بگذاریم و به عنوان محرمات آنها را انجام ندهیم. بگذریم از دشمن درونی که ابلیس و شیاطین پیروش هستند و همیشه با وسوسه بر آن هستند که انسان شهوتی را انجام دهد که مطابق طبع، غریزه، خواسته نفسانی و هواهای آن است.۳. آزمونهای الهی که در دو شکل شر و خیر بروز میکند و انسان را به اشکال گوناگون به بازی میگیرد تا سیه روی شود هر که در او غش باشد و تنها اهل خلوص سربلند از این آزمون الهی بیرون آیند.
پیامبر گرامی اسلام(ص) براساس آموزههای قرآنی به این سه نوع دشواری و صبردر برابر آنها اشاره میکند و میفرماید: «اَلصَبرُ ثَلاثَةٌ: صَبرٌ عِندَ المُصيبَةِ، وَ صَبرٌ عَلَي الطاعَةِ وَ صَبرٌ عَنِ المَعصيَةِ»؛ صبر سه نوع است: صبر در هنگام مصیبت، صبر بر طاعت و صبر بر ترک گناه[۱۸۴].
صابر با تابآوری و بیتابی نکردن در برابر این امور سه گانه نشان میدهد که اهل صبر است. نشانههای وجودی صبر در انسان نیز این است که پیامبر(ص) میفرماید: «عَلامَهًْ الصابِرِ في ثَلاثٍ: اوَلُها ان لايَكسِلَ، وَالثانيَهًْ ان لايَضجَرَ، وَالثالِثَهًْ ان لايَشكُوَ مِن رَبِهِ تَعالي؛ لاِنَهُ إذا كَسِلَ فَقَد ضَيَعَ الحَقَ، وَ إذا ضَجِرَ لَم يُوَدِ الشُكرَ، وَإذا شَكا مِن رَبِهِ عَزَوَجَلَ فَقَد عَصاهُ»؛ شخص صبور سه نشانه دارد: اول آنکه سستی نمیکند، دوم آنکه افسرده و دلتنگ نمیشود و سوم آنکه از پروردگار خود شِکوه نمیکند؛ زیرا اگر سستی کند، حق را ضایع کرده و اگر افسرده و دلتنگ باشد شکر نمیگذارد و اگر از پروردگارش شکوه کند او را معصیت کرده است[۱۸۵].
امیرمؤمنان علی(ع) نیز میفرماید: «اَلصَبرُ اَن يَحتَمِلَ الرَجُلُ ما يَنوبُهُ وَ يَكظِمَ ما يُغضِبُهُ»؛ صبر آن است که انسان گرفتاری و مصیبتی را که به او میرسد تحمل کند و خشم خود را فرو خورد.[۱۸۶].
البته در برخی از موارد فراتر از صبر لازم است که انسان از حلم برخوردار باشد که اوج و درجه کمالی صبر است. حلم زمانی پدید میآید که عقلانیت و جزمیات و ذهنیات و حکمت عقلانی با حکمت عملی و عزم و اراده قوی جمع شود. اگر این حلم با علم همراه شود میتوان گفت که همه موفقیتها تثیبت شده خواهد بود.
به هر حال با توجه به شرایط زندگی بشر در دنیا، لازم است که انسان به مهمترین صفت و سلاح زندگی یعنی صبر مجهز شود؛ چراکه حتی علمآموزی و رفتار ساده و طبیعی در زندگی به این عنصر و صفت الهی متکی و متوقف است[۱۸۷].[۱۸۸]
مراتب صبر
همان طوری که صبر به اعتبار عوامل ایجادی جزع و فزع متفاوت است، همچنین درجات صبر آدمی نیز متفاوت است. از آن جایی که امیرمؤمنان(ع) ارتباط تنگاتنگی میان یقین با صبر بیان کرده، میتوان دست کم از سه درجه و مرتبه صبر نیز سخن گفت؛ زیرا بر اساس آیات قرآنی برای یقین سه درجه و مرتبه است: ۱. علم الیقین[۱۸۹]، ۲. عین الیقین[۱۹۰]، ۳. حق الیقین[۱۹۱].
پس باید گفت که صبر سه مرتبه دارد که شامل صبر علم الیقینی، صبر عین الیقینی و صبر حق الیقینی است. بنابراین، برترین درجات و مراتب صبر را باید صبر اخیر دانست که همان صبر جمیل است[۱۹۲].
گرایش فطری انسان به حقایق
از نظر قرآن، انسان دارای فطرت الهی است که توانایی شناختی و گرایشی خاصی به او میدهد تا در مسیر هدایت قرار گرفته و به تمامیت کمالی بایسته و شایسته خویش برسد؛ البته همه موجودات ازاین هدایت فطری و حجت باطنی تکوینی برخوردار هستند و اختصاصی به انسان ندارد، ولی سطح این توانایی در انسان بسیار عالیتر و برتر از هر مخلوق دیگری است؛ زیرا انسان برای خلافت الهی انتخاب و گزینش شده است؛ بنابراین، برای آنکه بتواند دیگر مخلوقات هستی را بر اساس «تسخیر» مدیریت کرده و در مقام مظهریت در خلافت الهی، پروردگاری و ربوبیت کند، لازم است تا در چنین سطح عالی از شناخت و گرایش قرار گیرد که سطح عالی تری برای مخلوقات نیست[۱۹۳].
از نظر آموزههای وحیانی قرآن، نفس انسانی در مرتبه قلب و فؤاد از این توانایی فطری برخوردار است تا ضمن شناخت حق از باطل و مصادیق آنها، به حق و مصادیق آن گرایش یافته و از باطل و مصادیق آن گریزش داشته باشد؛ بنابراین، به طور فطری عدالت، صداقت، امانت، ایمان، شکر، و مانند آنها را میشناسد و از اضداد آنها یعنی ظلم و دروغ و خیانت و کفر و کفران و مانند آنها گریزش دارد.
البته باید توجه داشت که اضداد حق، که همان باطل است، چیزی جز امر «عدم» نیست که تظاهر به «وجود» میکند و خود را در تظاهری «آب» نشان میدهد که در حقیقت «سراب» است که در حالت توهم شکل میگیرد. پس وقتی ما از ظلم سخن به میان میآوریم میبایست نسبت میان آنها در سطح نقیضین بدانیم؛ زیرا مراد از اضدادی چون ظلم و کذب و خیانت در برابر عدالت و صداقت و امانت، چیزی جز «لا عدل» و «لا صدق» و «لا امانت» نیست. در حقیقت آنچه اضداد حق میدانیم، همان نقیض آنهاست و گویی میبایست گفت نسبت میان آنها همان «لاوجود» در برابر «وجود» است؛ از همین روست که وقتی کافران دنبال «سراب» میروند، چیزی را نمییابند و وجدان تحقق نمییابد؛ زیرا باطل اصلا «وجود» ندارد و «لاوجود» است و آن چیزی که در هستی «وجود» دارد و انسان آن را به عنوان «وجدان» مییابد و از وجودش آگاه میشود، همان وجود خدا است که وجود حقیقی است[۱۹۴].
بنابراین، از نظر قرآن، انسان به سبب سلامت فطرت و نفس و قلب سالم و سلیم، حقیقت را میشناسد و بدان گرایش دارد و باطل را به عنوان عدم حقانیت نمیپذیرد و از آن گریزش دارد؛ زیرا آن را توهم و تخیل میشمارد که «سلطان» برای وجود و حقانیت آن نیست.
البته از نظر قرآن، نفس وقتی از حالت استوا و اعتدال ذاتی و فطری و تکوینی خویش خارج شود و تغییر یابد و در حقیقت به تعبیر قرآنی، دفن و دسیسه و طبع و ختم شود، دیگر نمیتواند کارکردهای فطری خودش را داشته باشد. این گونه است که دچار عدم شناخت و گرایش وارونه میشود؛ زیرا دیگر تفقه و تعقل ندارد[۱۹۵].[۱۹۶]
صبر، استقامت بر حق در شرایط عذاب
«صبر» میوه تلخ گیاهی در بیابان است که دارای مصارف دارویی و درمانی است. مرگ صبر، کشتن شخص با عذاب و شکنجه سخت و تلخ و دردناک است که در اسلام از آن نهی شده است؛ زیرا اگر کسی را بخواهند بکشند او را خلاص کنند نه آنکه او را با شکنجه و عذاب چنان بیازارند که از مرگ به سراغ بیاید.
از نظر آموزههای وحیانی قرآن، انسانی از خسران و زیان ابدی رها خواهد شد که در عصر کوتاه زندگی دنیوی در زمین بتواند به چهار عمل اصلی ایمان به خدا و عمل صالح بپردازد و دیگران را به حق و صبر دعوت کند[۱۹۷].
مراد از این صبر آن است که انسان سختیها را برای احقاق حق تحمل کرده و دیگران را به آن توصیه کند؛ زیرا آن چه اصالت دارد، شناخت حق و استقامت بر آن است؛ زیرا این گونه انسان در مسیر کمالی قرار میگیرد که برای آن خلق شده است. صبر و شکیبایی زمانی لازم است که فشار درونی یا بیرونی بسیار سنگین و سخت و دشوار باشد. در این شرایط هر چند که شخص فشار سهمگینی را بر خود احساس میکند، اما آستانه تحمل آن بالا است و به جزع و فزع نمیافتد و واکنشهای تند عصبی و غیر متعادل از او صادر نمیشود؛ البته این بدان معنا نیست که هیچ بروز و ظهوری در جسم و بدن شخص نداشته باشد، بلکه ممکن است در همان هنگامه صبر، آهی داشته باشد و اشکی از دیدگان فرو ریزد یا چهره درهم شود و بشاشت خود را از دست دهد؛ اما با این همه گفتار یا کرداری یا رفتاری نخواهد داشت که بیانگر خروج از اعتدال و تعادل و استوا باشد.
از نظر آموزههای وحیانی قرآن، هنگامی که انسان در دنیا زندگی میکند، با انواع ابتلائات و مصیبتها و فتنهها مواجه میشود که بر اساس سنت الهی است[۱۹۸]. بنابراین، اگر صبر ورزد و جزو صابرین باشد از آثار صبر برخوردار میشود[۱۹۹]. البته بهترین حالت صبر همان «صبر جمیل»[۲۰۰] است که زیباترین صبر نیز است که پیامبران بدان آراسته هستند و معصومان(ع) بر این باورند که در ابتلائات و مصیبتها ما رایت الا جمیلا.
از نظر قرآن، مؤمنان افزون بر ابتلائات و مصیبتها که به حکم سنت ابتلاء عارض میشود، در مسیر دعوت به حق و عمل به آنکه همان آموزههای وحیانی اسلام است، گرفتار اذیت و آزارهای دیگران میشوند که صبر بر آن لازم و ضروری است. در حقیقت صبر بر اذیت در راه حق امری ضروری و لازم است و خدا مردم را بدان توصیه و سفارش میکند.
از نظر آموزههای وحیانی قرآن، انسان در طول زندگی به سه دسته مسائل مواجه است که صبر بر آن لازم است: صبر در اطاعت و انجام تکالیف الهی، صبر در مصیبتها، و صبر در هنگامه مواجه معصیت و عدم خروج از تعادل و گرفتار شدن به آن. از نظر قرآن، مؤمنان در زندگی خویش میبایست به «صبر» به عنوان یک عامل مهم برای صیانت از حقگرایی خویش توجه کرده و به آن استعانت جویند[۲۰۱].
از آثار بهرهمندی از صبر این خواهد بود که «معیت» خدا را با خود خواهیم داشت و خدا در شرایط سخت به امداد و یاری صابر میآید و او را در مشکلات به سلامت عبور میدهد.
از آن جایی که صبر در زندگی نقش اساسی برای عبور از همه مشکلاتی دارد که شخص با آن مواجه میشود، سفارش و توصیه دیگران به آن جزو یکی از وظایف و تکالیف اصلی مؤمنان دانسته شده است[۲۰۲].
خدا در قرآن بارها پیامبر(ص) را فرمان میدهد تا بر اساس وحی عمل کرده و تابع آن باشد و تا زمان به نتیجه رسیدن یا حکم و حکومت الهی بر صبر به عنوان مهمترین عامل استعانت جوید؛ زیرا صبر از مصادیق احسان است[۲۰۳]. این صبر میبایست برای خدا و به خدا باشد؛ یعنی قصد آن باشد تا برای خدا صبر ورزد و دیگر آنکه تکیه گاه خویش را در صبر خدا قرار دهد نه به توانایی خویش[۲۰۴]. در چنین شرایطی است که خدا «معیت» داشته و صابر را به عنوان متقی و محسن یاری میرساند[۲۰۵].
از نظر قرآن، از مهمترین ویژگی پیامبران اولواالعزم همین ویژگی صبر است که در رسالت خویش به نمایش گذاشته و هرگز میدان را برای دشمن خالی نگذاشته و در هر شرایطی سختی را تحمل کرده و مأموریت خویش را به پایان رساندند و تحت تاثیر امور دنیوی یا شرایط سخت عقب نشینی نکردند و همه مصیبتها را تحمل کردند. البته مؤمنان نیز میبایست هم چون آنان صبر ورزند و این گونه عمل و زندگی کنند؛ زیرا صبر ورزی از مصادیق اصلی «عزم الامور»[۲۰۶] و رسیدن به مقام اولوالعزم و صاحبان عزم است که هرگز در مقام عمل جز رسیدن به مقصود در مقصد اندیشه ای دیگر ندارند و تحت تاثیر اذیت و افکار و اقوال دیگر از راه حق کوتاه نمیآیند و افراط و تفریط نمیکنند[۲۰۷].
از نظر قرآن، صبر برای حق و به حق در برابر باطل میتواند جلوی هر ضرری را بگیرد که از سوی دیگران متوجه اهل حق است؛ زیرا خدا مکر و کید دشمنان را به خودشان باز میگرداند و به یاری مؤمنان صابر میشتابد[۲۰۸].
پس از نظر قرآن، صبر در حق و بر حق و با حق و به حق میتواند مهمترین وظیفه و تکلیف باشد که انسان را در شرایط دنیا از مشکلات و مصیبت و اذیت و ابتلاء عبور میدهد و بستر امداد الهی را در دنیا فراهم میآورد و حزن و خوف را بر میدارد؛ از این روست که صبر را به عنوان «خیر» معرفی میکند[۲۰۹].
به هر حال، از نظر قرآن، صبر بر حق امری است که میبایست مؤمن به عنوان یک اصل بپذیرد و به دیگران توصیه و سفارش کند و در این راه صبر ورزی تنها تکیه گاه و توکل و اعتمادش به خدا باشد؛ چنان که خدا به پیامبرش میفرماید: ﴿وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلَا تَكُ فِي ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ﴾[۲۱۰].[۲۱۱]
اهمیت و جایگاه صبر
صبر در قرآن از اهمیت و جایگاه والایی برخوردار است. به ادعای برخی در قرآن به هیچ موضوع اخلاقی به اندازه صبر توجه نشده است[۲۱۲]. صبر از ارکان اخلاق است، چنانکه نماز از ارکان عبادات است[۲۱۳] و از همین رو در برخی آیات قرین یکدیگرند: ﴿وَاسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِينَ﴾[۲۱۴]، ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ﴾[۲۱۵] صبر فضیلتی بزرگ و نشانۀ عزم و اراده در کارهاست: ﴿وَلَمَن صَبَرَ وَغَفَرَ إِنَّ ذَلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الأُمُورِ﴾[۲۱۶]؛ ﴿وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَكَ إِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ﴾[۲۱۷].[۲۱۸] به گفته برخی عالمان اخلاق، بیشتر فضایل اخلاقی در صبر میگنجند[۲۱۹] و حتی برخی آن را جامع همه فضایل دانستهاند[۲۲۰]. در روایتی گفته شده نیمی از ایمان، صبر و نیم دیگرش شکر است[۲۲۱]. در روایتی دیگر از صبر در کنار یقین، عدل و جهاد به عنوان پایههای ایمان یاد شده[۲۲۲] و در روایتی نسبت آن به ایمان به سر در بدن تشبیه شده است.[۲۲۳].
نشان دیگر اهمیت و جایگاه صبر، همطراز قرار دادن آن با ارزشهای دیگر است؛ برای نمونه، فضیلت صبر با ارزشهایی مانند نماز: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ﴾[۲۲۴]، تسبیح: ﴿وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ﴾[۲۲۵]، استغفار: ﴿فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ﴾[۲۲۶]، یقین: ﴿وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا﴾[۲۲۷]، شکر: ﴿وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ﴾[۲۲۸]؛ ﴿إِن يَشَأْ يُسْكِنِ الرِّيحَ فَيَظْلَلْنَ رَوَاكِدَ عَلَى ظَهْرِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ﴾[۲۲۹]، توکل: ﴿وَالَّذِينَ هَاجَرُواْ فِي اللَّهِ مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُواْ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَلَأَجْرُ الآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ الَّذِينَ صَبَرُواْ وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ﴾[۲۳۰]، جهاد: ﴿وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا قَالُوا قَدْ سَمِعْنَا لَوْ نَشَاءُ لَقُلْنَا مِثْلَ هَذَا إِنْ هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ﴾[۲۳۱]، بخشش: ﴿وَلَمَن صَبَرَ وَغَفَرَ إِنَّ ذَلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الأُمُورِ ﴾[۲۳۲]، عمل صالح: ﴿إِلاَّ الَّذِينَ صَبَرُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ﴾[۲۳۳]، تقوا: ﴿إِن تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِن تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُواْ بِهَا وَإِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ لاَ يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ﴾[۲۳۴]، ﴿لَتُبْلَوُنَّ فِي أَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ أَذًى كَثِيرًا وَإِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الأُمُورِ﴾[۲۳۵] حق: ﴿إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْ﴾[۲۳۶] و مهربانی: ﴿ثُمَّ كَانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ﴾[۲۳۷] قرین و همراه شده است[۲۳۸].
همچنین در آیاتی صبر از صفات پرهیزگاران و مقدم بر صفاتی مانند صداقت، تواضع، انفاق و استغفار بیان شده است: ﴿قُلْ أَؤُنَبِّئُكُمْ بِخَيْرٍ مِنْ ذَلِكُمْ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَأَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ﴾[۲۳۹]، ﴿الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا إِنَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ﴾[۲۴۰]، ﴿الصَّابِرِينَ وَالصَّادِقِينَ وَالْقَانِتِينَ وَالْمُنْفِقِينَ وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحَارِ﴾[۲۴۱] در آیهای دیگر، یکی از صفات فروتنان در برابر خدا و مقدم بر دیگر صفات آنان و حتی مقدم بر صفت نمازگزاردن بیان شده است: ﴿وَلِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنسَكًا لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَى مَا رَزَقَهُم مِّن بَهِيمَةِ الأَنْعَامِ فَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَالصَّابِرِينَ عَلَى مَا أَصَابَهُمْ وَالْمُقِيمِي الصَّلاةِ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ﴾[۲۴۲].[۲۴۳] صبر در سختیها از نشانههای صدق ایمان و بودن در شمار ابرار و پرهیزگاران است: ﴿لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ﴾[۲۴۴].
صبر از شرایط رسیدن به مقام امامت در دین است که مقامی از آن برتر نیست: ﴿وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَلا تَكُن فِي مِرْيَةٍ مِّن لِّقَائِهِ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ﴾[۲۴۵].[۲۴۶] و صلوات و رحمت و هدایت الهی برای صابران قرار داده شده است: ﴿أُوْلَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ﴾[۲۴۷].[۲۴۸] افزون بر همه اینها، صابران، محبوب خدا ﴿وَكَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَكَانُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ﴾[۲۴۹] و بشارت داده شده به پاداشهای الهیاند: ﴿وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمْوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ﴾[۲۵۰].
از نکوهش بنیاسرائیل به سبب بیصبری نیز میتوان به ارزش صبر پی برد. آنان در دورهای از غذاهای آسمانی برخوردار بودند؛ ولی بر اثر تنوعطلبی و درخواست خوراک پستتر به جای خوراک برتر، نکوهش شدند: ﴿وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَن نَّصْبِرَ عَلَىَ طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنبِتُ الأَرْضُ مِن بَقْلِهَا وَقِثَّائِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُواْ مِصْراً فَإِنَّ لَكُم مَّا سَأَلْتُمْ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَاؤُواْ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُواْ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذَلِكَ بِمَا عَصَواْ وَّكَانُواْ يَعْتَدُونَ﴾[۲۵۱].
بیان حکمت جهاد نیز بیانگر ارزش صبر است؛ زیرا حکمت تشریع جهاد، آزمایش مؤمنان برای مشخص شدن مجاهدان راه خدا و صابران بر سختیهای تکالیف الهی است: ﴿وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِينَ مِنكُمْ وَالصَّابِرِينَ وَنَبْلُوَ أَخْبَارَكُمْ﴾[۲۵۲]؛[۲۵۳] همچنین مؤمنانی که در سختی و زیان و هنگام جنگ، شکیبا باشند، به عنوان مؤمنان راستین و پارسا ستوده شدهاند: ﴿وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِينَ الْبَأْسِ أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ﴾[۲۵۴].[۲۵۵] جایگاه بلند ارزشی صبر از این روست که فرد شکیبا با طبع اولیه خود مبارزه و بر آن غلبه میکند؛ زیرا طبیعت انسان آزمندی و بیتابی است؛ اگر آسیبیبه او رسد عجز و لابه میکند و اگر خوبی به وی رسد، بخل میورزد: ﴿إِنَّ الْإِنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا﴾[۲۵۶]، ﴿إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا﴾[۲۵۷]، ﴿وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعًا﴾[۲۵۸] از منظر قرآن ارزشمندی صبر فقط در جایی است که صبر با انگیزه الهی و کسب خشنودی خدا باشد. چنین صابرانی فرجامی نیک دارند: ﴿وَالَّذِينَ صَبَرُواْ ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُواْ الصَّلاةَ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلانِيَةً وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُوْلَئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ﴾[۲۵۹] پیامبر نیز مأمور شده فقط برای خدا شکیبایی کند: ﴿وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلَا تَكُ فِي ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ﴾[۲۶۰] چنین صبری از کمالات نفسانی و راه رسیدن به رستگاری است[۲۶۱] ﴿إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبر﴾[۲۶۲]، از این رو صبر بر امور باطلی که موجبات دوزخی شدن انسان را فراهم میکنند، ارزشی ندارد، چنانکه در آیات ﴿إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ الْكِتَابِ وَيَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَئِكَ مَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلَّا النَّارَ وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلَا يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾[۲۶۳]، ﴿أُولَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلَالَةَ بِالْهُدَى وَالْعَذَابَ بِالْمَغْفِرَةِ فَمَا أَصْبَرَهُمْ عَلَى النَّارِ﴾[۲۶۴] پس از نکوهش برخی اهل کتاب به سبب انتخاب گمراهی به جای هدایت، از صبر آنان بر عذاب اظهار تعجب شده است؛ زیرا رفتارهایی همانند اهل دوزخ دارند[۲۶۵].[۲۶۶]
انسان در زندگی هماره در مشکلات و مصیبتها به سر میبرد و باید عادت کند تا صبور باشد و شکیبایی و بلکه حلیم باشد و بردباری داشته باشد. از نظر آموزههای اسلامی، صبر در امور همانند سر برای تن است که همه تن را مدیریت و مهار کرده و امور آن را سامان میدهد.
امام علی(ع) فرموه است: «اَلصَّبْرُ فِي الاُمُورِ بِمَنْزِلَةِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ فَاِذا فارَقَ الرَّأْسُ الْجَسَدَ فَسَدَ الْجَسَدُ فَاِذا فارَقَ الصَّبْرُ الاُمُورَ فَسَدَتِ الاُمُورُ»؛ صبر در کارها همانند سر در بدن است، همانطور که وقتی سر از بدن جدا شود، بدن فاسد میشود، هنـگامی هـم که صبر از کارها جـدا شود کـارها تبـاه میشـود[۲۶۷].
پس کسی که جزع و فزع میکند و به جای صبر بیتابی دارد، نه تنها کاری را پیش نمیبرد و مشکلی را حل نمیکند بلکه مشکلی بر مشکلات میافزاید و به سبب بیتابی و جزع دیگر امورش را نیز فاسد میکند؛ زیرا بر اساس هیجانات رفتاری را در پیش میگیرد که غیر عقلانی و ناسنجیده است[۲۶۸].
صبر؛ ضرورت زندگی
تابآوری و صبر کردن از ضروریات زندگی است؛ زیرا همواره انسانها گرفتار انواع و اقسام مصیبتهایی هستند که یا برخاسته از گناهان و خطاهای آنان و یا برخاسته از سنت الهی آزمون و ابتلا است[۲۶۹].
در زندگی دنیایی تکالیفی برعهده انسان است که انجام آنها صبر را میطلبد. این تکالیف در دو شکل واجبات و محرمات، نیازمند آن است که انسان دارای صبر باشد. خداوند در آیه ۴۶ سوره انفال به صراحت بیان میکند که اطاعت الهی و پیامبر(ص) نیازمند صبر است. در آیه ۱۳۲ سوره طه و آیات ۱۱۴ و ۱۱۵ سوره هود مراقبت و مداومت بر انجام فریضه نماز و امر به خانواده در این زمینه نیازمند صبر بسیار دانسته شده است. چنان که انجام عبادات[۲۷۰]، برپایی نماز شب و تهجد شبانه[۲۷۱]، جهاد[۲۷۲]، روزه[۲۷۳]، رهبری امت[۲۷۴] و دیگر واجبات نیازمند صبر و تحمل است که در آیات قرآنی به آن اشاره شده است.
همچنان که رهایی از معصیت و اجتناب از آن نیز نیازمند صبر است. خداوند در آیات ۶۸ و ۷۵ سوره فرقان رعایت عفت دامن و پرهیز از زنا را امری نیازمند صبر دانسته است. همچنین اجتناب از شرک، شهادت ناحق، قتل، شهوت جنسی[۲۷۵] و مانند آنها نیازمند صبر و تاب آوری است. بر اساس آیات قرآنی سربلند بیرون آمدن از آزمونها و سنتهای الهی در امتحان و ابتلا نیازمند صبر است[۲۷۶].[۲۷۷]
البته در برخی از موارد فراتر از صبر لازم است که انسان از حلم برخوردار باشد که اوج و درجه کمالی صبر است. حلم زمانی پدید میآید که عقلانیت و جزمیات و ذهنیات و حکمت عقلانی با حکمت عملی و عزم و اراده قوی جمع شود. اگر این حلم با علم همراه شود میتوان گفت که همه موفقیتها تثیبت شده خواهد بود.
در آیات قرآنی بیان شده که صبر دارای مراتبی است؛ یعنی همانند اسلام و ایمان و تقوا دارای مراتب و درجات شدت و ضعف است[۲۷۸]. در روایات بیان شده که اوج و کمال صبر همان حلم است.
به هر حال با توجه به شرایط زندگی بشر در دنیا، لازم است که انسان به مهمترین صفت و سلاح زندگی یعنی صبر مهجز شود؛ چراکه حتی علمآموزی و رفتار ساده و طبیعی در زندگی به این عنصر و صفت الهی متکی و متوقف است[۲۷۹].[۲۸۰]
صبر نمادی از مقام احسان
یکی از مقامات بلند انسانی مقام احسان است. احسان در آموزههای قرآنی از دامنه و گستره وسیع معنایی و مصداقی برخوردار میباشد. احسان که ارتباط تنگاتنگی با عواطف و احساسات انسانی دارد، رفتار نیک و پسندیده به ویژه در ارتباط با دیگران را تعیین و تفسیر میکند. عارفان در باره مقام احسان بسیار سخن گفتهاند و حمزه فناری در کتاب مشهور خویش مصباح الانس ضمن بیان کلیاتی از عرفان نظری درباره تاویل قرآن کریم، مراتب وجودی انسان، علوم باطنی، اختلاف امتها، روشهای سیر و سلوک عرفانی، فهم حقایق عرفانی، مراتب نفس، براهین عرفانی مبنی بر وجود و توحید ذاتی، تجلی خداوند، به مفهوم احسان در عرفان پرداخته و سپس مراتب اهل سلوک، مراحل و منازل اخلاق و عرفان و عشق و محبت و مراتب آن در عرفان را بیان کرده است.
احسان از حوزه اخلاق فردی تا اجتماعی و از حوزه نماز تا انفاق را شامل میشود. واژه «احسان» که از ریشه «حُسن» به معنای زیبایی و نیکی میباشد، در قرآن در سه معنا به کار رفته است: ۱. تفضّل و نیکی به دیگران، ۲. انجام و سر و سامان دادن به امور و کارها به وجه نیکو و کامل، ۳. انجام اعمال و رفتار صالح. احسان در این کاربرد تقریباً مترادف با تقوا و پرهیزکاری است.
از بررسی موارد کاربرد واژه «محسن» و مشتقاتش در قرآن، استفاده میشود که این واژه دارای دو معنی و کاربرد است: ۱. نیکی و خیر رساننده به دیگران، ۲. انجامدهنده اعمال و رفتارهای صالح و نیک. مقام محسنان در این کاربرد از برخی مقامات متقیان برتر است و به طور کلی این واژه در این معنی و کاربرد خود بیشتر به کسانی اطلاق شده که از ایمانی راسخ و ثبات قدم در راه ایمان و انجام تکالیف الهی برخوردار بودهاند.
از نظر قرآن صبر نمادی از مقام احسان است. از این روست که خداوند در آیه ۱۱۵ سوره هود، صبر پیامبر را نمادی از نیکوکاری و مقام احسان وی برشمرده و میفرماید که صبر ریشه در مقام محسنین دارد و خداوند هرگز پاداش و اجر محسنان را تباه نمیسازد.
خداوند در آیاتی از جمله ۴۵ سوره بقره، صبر را یکی از ابزارهای کلیدی در زندگی بر میشمارد که آثار بسیاری از جمله آرامش و آسایش را برای شخص به ارمغان میآورد. اهل خشوع در برابر خداوند و ربوبیت و پروردگاریاش، اهل صبر و شکیبایی هستند و هرگز آزمونها و بلایا و مشکلات او را نمیشکند و از جاده صواب و درستی و راستی بیرون نمیبرد. از آیه ۱۵۳ سوره بقره و نیز ۱۲۸ سوره اعراف به دست میآید که صبر ابزاری کار آمد در زندگی بشر است که در کنار نماز و و استعانت به خداوند از آن طریق میتواند مشکلات بشری را حل کرده و سرنوشت فردی و جمعی او را به گونه ای رقم زند که همه زمین در اختیار ایشان قرار گرفته و آنان وارثان و حاکمان زمین شوند.
از مراتب صبر میتوان به صبر جمیل اشاره داشت که مشکلات سنگین و گرفتاریها و بلایا را بر شخص آسان میسازد و اجازه نمیدهد تا رفتار نامتعادل از خود بروز دهد. البته واکنشهایی چون گریه و درد درونی به معنای بیتابی و بیصبری نیست؛ چراکه عواطف انسانی در برابر عامل درد و هیجانات به طور طبیعی واکنش نشان میدهد و این واکنش طبیعی برای انسان مفید و سازنده است. بنابراین مراد از بیتابی آن است که شخص تحمل خویش را از دست داده و واکنشهای تند و هیجانی بیرون از تعادل از خود بروز دهد و نتواند غلیان احساس و عواطف خویش را مدیریت کند. اما اگر بتواند ضمن واکنش طبیعی به هیجانات آن را مدیریت کند، این صبر جمیل و زیباست. این عمل از سوی حضرت یعقوب(ص) هنگامی که خبر کشته شدن فرزند عزیزش یوسف(ع) به دست گرگان[۲۸۱] و اتهام دزدی و بازداشت دیگر فرزندش در مصر[۲۸۲] را شنید، انجام داد و از آن سخن گفت و اهل بیت(ع) بارها در مصیبتها از جمله شهادت امام حسین(ع) و یارانش بروز و ظهور دادند.
خداوند پیامبر گرامی(ص) را موظف به صبر جمیل و به دور از هر گونه بیتابی و گلایه در برابر خیره سریهای دشمنان[۲۸۳] میکند و در آیه ۳۲ و آیات بسیار دیگر، ایشان را مامور میکند تا صبر را پیشه خود سازد و در برابر سختیها و ناملایمات زندگی و مأموریت و مسئولیت الهی، بیتابی و گلایه نکند.
پیامبر(ص) برای دست یابی به مقام اولوالعزم مأمور میشود تا همانند دیگر پیامبران دارای این مقام، صبر پیشه کند تا این گونه بتواند به مسئولیتهای خود عمل کرده و اهداف خویش را تحقق بخشد[۲۸۴]؛ چراکه از آثار صبر در کنار تقوای الهی، رسیدن به فرجام نیک است.
اصولا هر کسی اگر بخواهد به هدف خویش برسد میبایست صبر پیشه کند؛ چه این هدف امری مادی و دنیوی باشد یا امری اخروی و معنوی. از این روست که در آیاتی از جمله در انجام مأموریت تبلیغ و اجرای دستورهای الهی میبایست شکیبایی و صبر پیشه کرد تا به هدف رسید[۲۸۵].[۲۸۶]
صبر در قیامت
صبر ارزشمند، صبر در دنیاست که محل انجام تکالیف با اختیار و آزموده شدن با سختیهاست؛ اما در قیامت که بساط تکلیف برچیده میشود، صبر با بیصبری یکسان است. در قیامت وقتی همگان در پیشگاه خداوند حاضر شوند، مستکبران در پاسخ به درخواست پیروان خود مبنی بر دفع عذاب از آنان میگویند بر ما یکسان است که بیتابی یا صبر کنیم. ما هیچ راه فراری از عذاب نداریم: ﴿وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ﴾[۲۸۷] برای دشمنان خدا نیز صبر و بیصبری یکسان است. هیچ عذری از ایشان پذیرفته نیست و جایگاه آنان دوزخ است: ﴿فَإِنْ يَصْبِرُوا فَالنَّارُ مَثْوًى لَهُمْ وَإِنْ يَسْتَعْتِبُوا فَمَا هُمْ مِنَ الْمُعْتَبِينَ﴾[۲۸۸]، چنانکه به مکذبان نیز خطاب میشود به دوزخ درآیید. شکیبایی ورزید یا نورزید بر شما یکسان است. تنها به کیفر آنچه میکردید جزا میبینید: ﴿اصْلَوْهَا فَاصْبِرُوا أَوْ لَا تَصْبِرُوا سَوَاءٌ عَلَيْكُمْ إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ﴾[۲۸۹].[۲۹۰]
تواصی به صبر
در دو جای قرآن از تواصی به صبر (توصیه یکدیگر به صبر) یاد شده است: یک جا تواصی به صبر از عوامل بسیار مهم گذر از گردنههای سخت در روز قیامت به شمار آمده است: ﴿فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ﴾[۲۹۱]، ﴿وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ﴾[۲۹۲]، ﴿ثُمَّ كَانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ﴾[۲۹۳]؛ همچنین در آیه دیگری با سوگند به عصر برای زیانکار دانستن انسانها، فقط مؤمنانی از آنها مستثنا شدهاند که همدیگر را به صبر سفارش کنند: ﴿وَالْعَصْرِ﴾[۲۹۴]، ﴿إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ﴾[۲۹۵]، ﴿إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ﴾[۲۹۶] تعبیر به ﴿تَوَاصَوْا﴾ که مفهومش سفارش کردن به یکدیگر است، نکته مهمی در بر دارد: مسائلی همچون صبر در طریق اطاعت پروردگار و مبارزه با هوای نفس و همچنین تقویت اصل محبت و رحمت، باید به صورت یک جریان عمومی در کل جامعه درآید و همه افراد یکدیگر را به رعایت آن توصیه کنند تا از این طریق پیوندهای اجتماعی نیز محکمتر شوند. تواصی به صبر مایه گذاشتن از اعتبار خود برای رفع مشکلات بندگان خداست که کاری بس دشوار است[۲۹۷]. دامنه تواصی به صبر در انجام فرایض و ترک گناهان است[۲۹۸]. ذکر تواصی به صبر پس از تواصی به حق در آیه یادشده از باب ذکر خاص بعد از عام و به دلیل اهمیت آن است؛ همچنین یادکرد تواصی به صبر، پس از یاد کردن از اتصاف به ایمان و عمل صالح برای اشاره به زندهدلی و شرح صدر مؤمنان نسبت به پذیرش اسلام و اهتمام به حاکمیت و گسترش حق در میان مردم است[۲۹۹].[۳۰۰]
زمینهها و عوامل صبر
شناخت
به گفته مفسران، آیات ﴿فَوَجَدَا عَبْدًا مِّنْ عِبَادِنَا آتَيْنَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِندِنَا وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا قَالَ لَهُ مُوسَى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَى أَن تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا قَالَ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا وَكَيْفَ تَصْبِرُ عَلَى مَا لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْرًا قَالَ سَتَجِدُنِي إِن شَاء اللَّهُ صَابِرًا وَلا أَعْصِي لَكَ أَمْرًا قَالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَنِي فَلا تَسْأَلْنِي عَن شَيْءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْرًا فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا رَكِبَا فِي السَّفِينَةِ خَرَقَهَا قَالَ أَخَرَقْتَهَا لِتُغْرِقَ أَهْلَهَا لَقَدْ جِئْتَ شَيْئًا إِمْرًا قَالَ أَلَمْ أَقُلْ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا قَالَ لا تُؤَاخِذْنِي بِمَا نَسِيتُ وَلا تُرْهِقْنِي مِنْ أَمْرِي عُسْرًا فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا لَقِيَا غُلامًا فَقَتَلَهُ قَالَ أَقَتَلْتَ نَفْسًا زَكِيَّةً بِغَيْرِ نَفْسٍ لَّقَدْ جِئْتَ شَيْئًا نُّكْرًا قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكَ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِي صَبْرًا قَالَ إِن سَأَلْتُكَ عَن شَيْءٍ بَعْدَهَا فَلا تُصَاحِبْنِي قَدْ بَلَغْتَ مِن لَّدُنِّي عُذْرًا فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا أَتَيَا أَهْلَ قَرْيَةٍ اسْتَطْعَمَا أَهْلَهَا فَأَبَوْا أَن يُضَيِّفُوهُمَا فَوَجَدَا فِيهَا جِدَارًا يُرِيدُ أَنْ يَنقَضَّ فَأَقَامَهُ قَالَ لَوْ شِئْتَ لاتَّخَذْتَ عَلَيْهِ أَجْرًا قَالَ هَذَا فِرَاقُ بَيْنِي وَبَيْنِكَ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ مَا لَمْ تَسْتَطِع عَّلَيْهِ صَبْرًا أَمَّا السَّفِينَةُ فَكَانَتْ لِمَسَاكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ فَأَرَدتُّ أَنْ أَعِيبَهَا وَكَانَ وَرَاءهُم مَّلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْبًا وَأَمَّا الْغُلامُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينَا أَن يُرْهِقَهُمَا طُغْيَانًا وَكُفْرًا فَأَرَدْنَا أَن يُبْدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَيْرًا مِّنْهُ زَكَاةً وَأَقْرَبَ رُحْمًا وَأَمَّا الْجِدَارُ فَكَانَ لِغُلامَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِي الْمَدِينَةِ وَكَانَ تَحْتَهُ كَنزٌ لَّهُمَا وَكَانَ أَبُوهُمَا صَالِحًا فَأَرَادَ رَبُّكَ أَنْ يَبْلُغَا أَشُدَّهُمَا وَيَسْتَخْرِجَا كَنزَهُمَا رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ وَمَا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي ذَلِكَ تَأْوِيلُ مَا لَمْ تَسْطِع عَّلَيْهِ صَبْرًا﴾[۳۰۱]، درباره موسی و خضر است[۳۰۲]. زمانی که موسی از خضر خواست برای بهره بردن از دانش خضر او را همراهی کند، خضر به سبب عدم احاطه علمی موسی بر امور و بیصبری وی در برابر رفتارهای خضر، مخالفت خود را اعلام کرد: ﴿وَكَيْفَ تَصْبِرُ عَلَى مَا لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْرًا﴾[۳۰۳] با اینکه موسی(ع) تعهد کرد شکیبا باشد و از خضر نافرمانی نکند، در برابر اقدامات خضر، مانند سوراخ کردن کشتی، کشتن غلام و تعمیر دیوار مردمانی که از پذیرایی آنان امتناع ورزیدند، نتوانست صبر کند و به اعتراض لب گشود و خضر نیز هر بار سخن خود را مبنی بر بیصبری موسی(ع) در امور به وی یادآور میشد: ﴿قَالَ أَلَمْ أَقُلْ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا﴾[۳۰۴]، تا اینکه در نهایت خضر، راز اقدامهای خود را که موسی در مورد آنها بیصبری داشت، برای وی بازگو کرد و از وی جدا شد: ﴿قَالَ هَذَا فِرَاقُ بَيْنِي وَبَيْنِكَ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ مَا لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَيْهِ صَبْرًا﴾[۳۰۵] برخی مفسران از این ماجرا برداشت کردهاند که شناخت فرجام نیک امور، زمینهساز صبر است[۳۰۶] و چنانکه گفته شده یقین پایه و اساس صبر و صبر از آثار آن است[۳۰۷] و برترین مردمان در شکیبایی هنگام بلایا کسانیاند که یقین بیشتری داشته باشند و اگر چنین دانشی کمتر باشد، بیتابی و جزع بیشتر خواهد بود[۳۰۸]. به فرموده قرآن ۲۰ نفر مؤمن شکیبا میتوانند در برابر ۲۰۰ نفر کافر مقاومت کرده و بر آنان پیروز شوند و ۱۰۰ نفر مؤمن شکیبا توانایی غلبه بر ۱۰۰۰ نفر کافر را دارند. قرآن عامل آن را بیبهره بودن کافران از شناخت میداند: ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُونَ﴾[۳۰۹]؛ زیرا مؤمنان کارهایشان بر پایه ایمان است که هیچ نیرویی با آن برابر نیست و ایمان بر شناخت مبتنی است که سجایای اخلاقی مانند شجاعت، استقامت، آرامش و وقار را در پی دارد. مؤمن میداند که به هر حال احدی الحسنیین (یکی از دو نیکی: پیروزی یا بهشت) نصیب وی خواهد شد؛ بر خلاف کافر که تنها بر اساس هوای نفس و فریب شیطان کار میکند[۳۱۰]. در ماجرای قوم سبأ نیز اشاره شده که فرجام آنان برای هر شکیبای سپاسگزاری مایه عبرت و درسآموز است؛ عبرت برای کسی که در ناملایمات شکیبایی ورزیده و در راحتی و آسایش سپاسگزار بوده است: ﴿فَقَالُوا رَبَّنَا بَاعِدْ بَيْنَ أَسْفَارِنَا وَظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ وَمَزَّقْنَاهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ﴾[۳۱۱].[۳۱۲] فرد صابر از این رخدادها درس میگیرد و میفهمد که صبر بر ناملایمات و دوراندیشی از بیتابی برتر است[۳۱۳] براساس تفسیری دیگر، صبّار کسی است که تمام همت خود را صرف مطالعه در آیات خدا و تفکر در نعمتهای او میکند[۳۱۴].[۳۱۵]
توجه به قدرت خداوند[۳۱۶] و قضای الهی در همه کلیات و جزئیات یا ریز و درشت موضوعات و مسایل و رخدادها[۳۱۷] و همچنین آگاهی و توجه یابی به سنت استدراج و امهال نسبت به دشمنان و مخالفان[۳۱۸] میتواند در ایجاد و تقویت صبر و بردباری بسیار موثر باشد. از این روست که در این آیات به این امور به عنوان عوامل صبر توجه داده شده است.
توجه و اعتقاد به اینکه دشمنان دین و توحید شکست میخورند و هر که بر خلاف حق و حقیقت گام بردارد و به سوی باطل متمایل شود در نهایت شکست خواهد خورد، خود عاملی مهم در ایجاد صبر و تقویت آن میباشد که در آیات ۵۵ و ۵۶ سوره غافر به آن اشاره شده است.
البته آگاهی انسان نسبت به فرجام بد و شوم بدکاران و باطل گرایان میتواند انسان را به سوی حق و حقیقت و صبر در برابر آن تقویت نماید. از این روست که خداوند در آیاتی از جمله آیات ۵۵ تا ۶۰ سوره روم گزارشی از احوالات بد و شوم دشمنان و باطل گرایان در قیامت میدهد تا موجبات تقویت روحیه و افزایش صبر در آدمی شود. در آیات ۴۸ و ۴۹ سوره قلم، نیز خداوند توجه یابی پیامبر به عواقب بیصبری در برابر حق ناپذیران را مطرح میکند و آن را زمینهساز صبر و شکیبایی آن حضرت بر میشمارد و در آیات ۱۲۸ تا ۱۳۰ سوره طه، توجه به هلاکت و نابودی دشمنان در گذشته تاریخ را زمینهساز صبر انسان در برابر فشارهای بیرونی بر میشمارد.
آگاهی انسان نسبت به قصه دیگران و رفتارهای آنان و همچنین موفقیتها و پیروزیهای که در سایه سار صبر پیشگی به دست آوردهاند، یکی از عوامل ایجاد و تقویت صبر دانسته شده است. از این روست که خداوند در آیات قرآنی به قصههای پیامبران[۳۱۹] از جمله سرگذشت حضرت داود[۳۲۰] و حضرت نوح[۳۲۱] و دیگران اشاره میکند تا این گونه روحیه مقاومت و صبر را در پیامبر(ص) تقویت کند. بر این اساس میتوان گفت که سرگذشت دیگران و خواندن آن میتواند به عنوان عامل و زمینهساز صبر در آدمی باشد.
آگاهی از وعدههای الهی و فرجام خوب اهل صبر و تقوا و فرجام بد اهل فجور و بیصبری میتواند خود به عنوان زمینهساز یا عامل ایجادی و یا تقویت صبر مطرح باشد[۳۲۲].
اگر انسان با استفاده از چنین عواملی زمینه صبر را در خود ایجاد و یا تقویت کند، میتوان به سادگی در برابر بدیهای دیگران[۳۲۳]، بیمنطقیهای دیگران[۳۲۴]، اذیت و آزار دشمنان[۳۲۵]، سخنان ناروا و زخم زبانها[۳۲۶]، احکام وتکالیف الهی[۳۲۷] سختیهای عبادت و بندگی[۳۲۸] و دیگر ناملایمات و سختیهای زندگی صبر کرده و بیتابی نکند و بتواند به اهدافی بلندی چون خودسازی و دیگرانسازی از طریق رسالت[۳۲۹] و تبلیغ معارف و حقایق قرآنی[۳۳۰] و اجرای و اقامه عدل و نماز و مانند آن[۳۳۱] برسد و از همه سختیها به سادگی عبور کند و مشکلات زندگی را مدیریت نماید. باشد این گونه باشیم و در برابر سختیها و مصیبتها بیتابی نکرده و صبر جمیل در پیش گیریم و از آثار آن بهره مند شویم[۳۳۲].
ایمان
در آیاتی از قرآن کریم ایمان و صبر مقارن هم یاد شدهاند: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴾[۳۳۳]؛ ﴿ثُمَّ كَانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ﴾[۳۳۴]؛ ﴿إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْ﴾[۳۳۵] که بیانگر پیوند این دو مفهوم دینی و اخلاقی است. ایمان است که دارنده خود را بر وانهادن هواهای نفسانی و ترک گمراهی تمرین میدهد[۳۳۶]، زیرا هیچ تکلیفی خالی از صبر و شکر نیست[۳۳۷] و به نظر برخی آیه ﴿إِلاَّ الَّذِينَ صَبَرُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ﴾[۳۳۸] دلالت دارد که صبر و عمل صالح، از ایمان منفک نیست و ممکن نیست فرد بیایمان، شکیبا و دارای اعمال صالح باشد[۳۳۹]. ایمان و یقین به حق، خاستگاه صفات نیکی است که پیامد آنها پیروزی، شجاعت، صبر و... است[۳۴۰]. ایمان سبب بالا رفتن روحیه شده و در نتیجه صبر و مقاومت افزایش مییابد و بر عکس، ضعف ایمان سبب کاهش روحیه و پیامد آن کاهش صبر و مقاومت است: ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُونَ الآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفًا فَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ صَابِرَةٌ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُواْ أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ﴾[۳۴۱].[۳۴۲] این صبر است که معیار درجهبندی مجاهدان است.
مؤمنان پس از آزموده شدن به بلایای گوناگون در صورتی از بشارت به پاداش الهی بهرهمند خواهند شد که در ناملایمات شکیبا باشند: ﴿وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمْوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ﴾[۳۴۳]؛ باور به مالکیت مطلق و حقیقی پروردگار و زوال مالکیت اعتباری انسان، سبب میشود تا در برابر بلایا شکیبا بوده و متأثر و اندوهناک نگردد. کسی که باور دارد فقط خدا مالک همه چیز است و او حق دارد و میتواند در ملک خودش هرگونه تصرفی کند، در مصائب، تأثر و خودباختگی نخواهد داشت[۳۴۴]. غلبه ۲۰ نفر از مؤمنان بر ۲۰۰ نفر از کافران و ۱۰۰ نفر بر ۱۰۰۰ نفر آنان ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُونَ﴾[۳۴۵] از این روست که مؤمنان کارهایشان، بر پایه ایمان است که هیچ نیرویی با آن برابر نیست[۳۴۶]. در آیات ﴿وَلَئِنْ أَذَقْنَا الإِنسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَيَئُوسٌ كَفُورٌ وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاء بَعْدَ ضَرَّاء مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئَاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ إِلاَّ الَّذِينَ صَبَرُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ﴾[۳۴۷] از دستهای از انسانها یاد شده که در سختیها ناسپاس و در هنگام آسایش دچار غرور میشوند و در برابر آنان افراد شکیبا و شایستهکار از این حالات مستثنا شدهاند. به گفته برخی مفسران ﴿الَّذِينَ صَبَرُواْ﴾ تعبیر کنایی از مؤمنان به خداست؛ زیرا صبر از مقارنات ایمان است[۳۴۸]. نظر برخی اهل تفسیر هم بر آن است که اصولاً دو صفت صبر و شکر از آنِ مؤمنان موحدند که با توجه به توصیههای قرآن در این باره فقط در پی کسب خشنودی خدا بوده و با پذیرش آیات قرآن، به آنها متخلق شدهاند[۳۴۹].[۳۵۰]
دعا
مؤمنان موحد با استعانت از ایمان خود در برابر مشکلات و سختیها ایستادگی میکنند و افزون بر آن با ارتباط با خدا از راه دعا به درگاه او، خواهان صبر مضاعف به هنگام روبهرو شدن با دشواریها هستند؛ برای نمونه، مؤمنان مجاهد در سپاه طالوت وقتی با جالوت و سپاهیانش روبهرو شدند، از خدا صبر فراوان، گامهای استوار و پیروزی بر کافران را خواستند: ﴿وَلَمَّا بَرَزُواْ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُواْ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ﴾[۳۵۱] و سرانجام نیز سپاه جالوت را به اذن خدا شکست دادند و داوود جالوت را کشت: ﴿فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ اللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُدُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا يَشَاء وَلَوْلاَ دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الأَرْضُ وَلَكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ ﴾[۳۵۲]؛ همچنین جادوگران فرعون که پس از ایمان به خدا تهدیدهای فرعون را ناشی از ایمان خود به معجزات الهی دانستند، از درگاه خدا شکیبایی فراوان خواستند: ﴿وَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ قَالُواْ آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِينَ رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَ قَالَ فِرْعَوْنُ آمَنتُم بِهِ قَبْلَ أَن آذَنَ لَكُمْ إِنَّ هَذَا لَمَكْرٌ مَّكَرْتُمُوهُ فِي الْمَدِينَةِ لِتُخْرِجُواْ مِنْهَا أَهْلَهَا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلافٍ ثُمَّ لأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ قَالُواْ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ وَمَا تَنقِمُ مِنَّا إِلاَّ أَنْ آمَنَّا بِآيَاتِ رَبِّنَا لَمَّا جَاءَتْنَا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَتَوَفَّنَا مُسْلِمِينَ﴾[۳۵۳]؛ زیرا صبر در موقعیتهایی مانند سختیهای رسالت و آزار دشمنان، تنها با توفیق الهی و تسهیل سختیها از جانب او ممکن خواهد بود: ﴿وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلَا تَكُ فِي ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ﴾[۳۵۴].[۳۵۵].[۳۵۶]
ذکر خدا
در چندین آیه خداوند متعالی پس از توصیه رسول گرامی به صبر، او را به تسبیح خدا سفارش کرده است: ﴿وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ﴾[۳۵۷]؛ ﴿فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاء اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى﴾[۳۵۸]؛ ﴿فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ﴾[۳۵۹]؛ ﴿فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ﴾[۳۶۰] برخی احتمال دادهاند راز این مطلب آن است که ذکر تسبیح، به انسان روحیه شادابی میبخشد که صبر با همه تلخی به مذاق انسان شیرین میآید و انسان را از بیماری کمظرفیتی و دلتنگی ایمن میکند، ازاین رو در آیات ﴿وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ﴾[۳۶۱]، ﴿فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ﴾[۳۶۲]، ﴿وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ﴾[۳۶۳] پس از بیان دلتنگی رسول خدا، او را به تسبیح و حمد خدا فرمان داده است[۳۶۴].[۳۶۵]
تقوا و خداترسی
تقوا از عوامل صبر است، از همین رو صبر صفت اهل تقوا قرار گرفته است: ﴿قُلْ أَؤُنَبِّئُكُمْ بِخَيْرٍ مِنْ ذَلِكُمْ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَأَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ﴾[۳۶۶]، ﴿الصَّابِرِينَ وَالصَّادِقِينَ وَالْقَانِتِينَ وَالْمُنْفِقِينَ وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحَارِ﴾[۳۶۷].[۳۶۸] و اگر در آیه ﴿لَتُبْلَوُنَّ فِي أَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ أَذًى كَثِيرًا وَإِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الأُمُورِ ﴾[۳۶۹] به صبر و تقوا هر دو سفارش شده، از این روست که صبر عامل پیروزی بر دشمن است و مراد از تقوا در این آیه، مداومت بر امور ایمانی است[۳۷۰]. هابیل نیز پس از پذیرش قربانی خود و پذیرفته نشدن قربانی برادرش قابیل، وقتی از سوی قابیل به قتل تهدید شد، راز پذیرش قربانی خود را خداترسی و خودداری از اقدام متقابل در برابر اقدام او دانست: ﴿وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ﴾[۳۷۱]، ﴿لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي مَا أَنَا بِبَاسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لِأَقْتُلَكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ﴾[۳۷۲].[۳۷۳].[۳۷۴]
تواصی به صبر
در دو آیه قرآن بیان شده که مؤمنان یکدیگر را به صبر توصیه میکنند: ﴿ثُمَّ كَانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ﴾[۳۷۵]؛ ﴿إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْر﴾[۳۷۶] توصیه به صبر و نیز مصابره که در آیه ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴾[۳۷۷] آمده، اثر مثبت روحی دارد و چنانکه گفته شده، به صبر اجتماعی اشاره دارد؛ یعنی جمعیتی به اتفاق یکدیگر اذیتها را تحمل کنند و در نتیجه برکاتی که در صفت صبر هست، دست به دست هم دهد و تأثیر صبر دوچندان گردد[۳۷۸].[۳۷۹]
یقین ریشه صبر
اینکه خاستگاه و منشای صبر در آدمی چیست؟ هر کسی نظری میدهد. امیرمؤمنان امام علی(ع) در این باره فرموده است: «اَصْلُ الصَّبْرِ حُسْنُ الْیَقینِ بِاللّه»؛ ریشه صبر، ایمان نیکو و عقیده استوار به خداوند است[۳۸۰].
از نظر امام علی(ع) هر کسی نمیتواند به مقام صبر واقعی و حقیقی دست یابد؛ زیرا اگر خاستگاه صبر، یقین نیکو به خداوند تبارک و تعالی است، پس باید شخص از نظر معرفتی به جایی برسد که به مالکیت، ربوبیت، علم و حکمت و قدرت خداوند یقین داشته باشد. پس کسی که مالکیت خداوند را بر جان و جهان نپذیرد و یا نپذیرد خداوند بر اساس حکمت و علم و قدرت هر کاری را که حکمیانه و مبتنی بر مصلحت است انجام میدهد، به طور طبیعی قائل به تصادف یا تاثیر عوامل دیگر به عنوان علل است؛ در این صورت هرگاه امور را بر خلاف رویه و یا نظر و خواستهاش مییابد، به جزع و فزع میافتد و بیتابی و ناله میکند.
از نظر قرآن، هر چیزی در جان و جهان بر اساس حکمت و مصالحی است که باید تحقق یابد و بیتابی و ناله انسان هیچ تاثیری در تغییر آن نخواهد کرد. خداوند میفرماید: ﴿مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ * لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ﴾[۳۸۱].
البته امیرمؤمنان(ع) بر حسن یقین به خداوند تاکید دارد؛ زیرا برخی که خداوند را عادل نمیدانند، فکر میکنند که همه بلایا و مصیبتها بر سر او میآید و این به سبب بیعدالتی خداوند است؛ زیرا به برخی همه چیز میدهد و به برخی هیچ نمیدهد و اگر چیزی بدهد فقر و نداری و مصیبت و بلا است. چنین سوء ظنی نسبت به خداوند و عدالت او موجب میشود در برابر هر مصیبتی جزع و فزع کند و تاب و تحمل خودش را از دست دهد. البته برخی ممکن است از نظر معرفتی به یقین برسند ولی از نظر قلبی اعتقادی به آن نداشته باشد[۳۸۲]. چنین شخصی نیز گرفتار بیتابی و جزع و فزع میشود و صبری نخواهد داشت.
اما اگر کسی به خداوند حسن الظن داشته باشد اطمینان مییابد که خداوند کاری جز به مصلحت و حکمت انسان و جهان انجام نمیدهد. البته چنین شخصی نسبت به برخی از مصیبتها و مشکلات واکنش منفی نشان داده و جزع و فزع میکند؛ اما اگر به درجه حسن الیقین برسد و یقین داشته باشد که خداوند جز به مصلحت و حکمت هیچ کاری را انجام نمیدهد، پس هرگز جزع و فزع نخواهد کرد و صبر را پیشه میگیرد، بلکه صبری جمیل خواهد داشت؛ چنان که حضرت یعقوب(ع) از خداوند خواست به چنین صبری دست یابد و در برابر مصیبتها بیتابی نکند و جزع و فزع نداشته باشد[۳۸۳].
البته ممکن است این سوال مطرح شود که آیا هر کسی به مقام یقین و حسن الیقین میرسد و اگر میخواهد برسد چگونه میتواند به این مقام برسد؟ خداوند در آیاتی از جمله آیه ۲۹ و ۱۸۳ و ۲۸۲ سوره بقره و ۹۹ سوره حجر بیان میکند که راه دست یابی به تقوایی که خود موجب یقین میشود، عبادت است. پس کسی که میخواهد به یقین و حسن الیقین برسد باید عبادت کند تا تقوایی به دست آورد که یقین برآیند و نتیجه آن است[۳۸۴].
عوامل چهارگانه
انسان با چه انگیزهای میتواند صبر را پیشه کند و به جای جزع و فزع و بیتابی، در برابر اقسام عوامل، صبر و شکیبایی پیشه کند؟ به سخن دیگر، چرا باید صبور باشیم و جزع و فزع نداشته باشیم، در حالی که با جزع و فزع میتوانیم خودمان را آرام کنیم و همدلی و همدردی دیگران را نیز داشته باشیم؟
رسول خدا(ص) با بیان انگیزههایی که موجب تحقق صبر در آدمی میشود میفرماید: «اَلصَّبْرُ عَلي اَرْبَعِ شُعَبٍ: اَلشَّوْقُ وَ الشَّفَقَةُ وَالزَّهادَةُ، وَ التَّرقُّبُ، فَمَنِ اشْتاقَ اِلَي الْجَنَّةِ سَلا عَنِ الشَّهَواتِ، وَ مَنْ اَشْفَقَ عَنِ النّارِ رَجَعَ عَنِ الْمُحَرَّماتِ، وَ مَنْ زَهِدَ فِي الدُّنْيا تهاوَنَ بِالْمُصيباتِ، وَ مَنِ ارْتَقَبَ الْمَوْتَ سارَعَ فِي الْخَيْراتِ»؛ صبر چهار شعبه دارد: اشتیاق، هراس، وارستگی، و انتظار. پس هر کس مشتاق بهشت است باید از شهوات بیرون برود و کسی که از آتش میترسد باید از گناهان برگردد و کسی که نسبت به دنیا زهد میورزد، باید گرفتاری را سبک بشمارد، و کسی که در انتظار مرگ است باید در کارهای خوب بشتابد[۳۸۵].
بنابراین، از نظر پیامبر(ص) انسان به چهار انگیزه اشتیاق، هراس، وارستگی و انتظار تلاش میکند به جای بیتابی تاب آورده و صبر نماید. البته با دقت در این عناوین و توضیح و تبیینی که پیامبر(ص) میکند دانسته میشود که نوع نگاه انسان به هستی و فلسفه زندگی و درجات معرفتی و یقینی و اعتماد و توکل به خداوند و حسن الیقین به او در تحقق و تعیین انگیزهها در شخص بسیار موثر است و نوع رفتار و کنش و واکنشهایش را مشخص میکند[۳۸۶].
عوامل دیگر
برطبق تعالیم قرآن مؤمنان موظف هستند تا پیامبر(ص) را سرمشق خویش قرار دهند، چنانکه میفرماید: به تحقیق در پیامبر خدا برای شما سرمشق نیک است[۳۸۷]. بر این اساس هر کسی که ایمان به خدا و روز جزا و معاد دارد، باید در فکر و عمل، آن حضرت(ص) را سرمشق قرار دهد تا بتواند با فلسفه و سبک زندگی رسولالله(ص) زندگی دنیوی خویش را سامان دهد. شناخت آن حضرت(ص) و اینکه چگونه توانست مثلا در صبر به درجه کمال دست یابد، امری است که باید آن را دانست تا بتوانیم در زندگی با بهرهگیری از آن عوامل، در خود نیز صبر را ایجاد کرده و در مسائل زندگی صبوری کنیم و همانند پیامبر(ص) عملنماییم. از نظر قرآن، منشا و خاستگاه هر صفت نیک،خداست؛ بر این اساس صبر به عنوان یک فضیلت،دارای منشا و خاستگاهی الهی است و علت اصلی صبوری آن حضرت(ص) را باید در همین امر جستوجو کرد؛ چنانکه خدا میفرماید: ﴿وَمَا صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ﴾[۳۸۸].
برای تحقق صبر عواملی باید فراهم شود. درباره آن حضرت عوامل چندی موجب شده تا ایشان در صبر به جایگاهی بلند برسد. از مهمترین این عوامل میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- اعتقاد به ربوبیت الهی: از نظر قرآن، توجّه و ایمان به ربوبیّت فراگیر خداوند بر هستی، زمینه صبر پیامبر در عبادت و بندگی است[۳۸۹]؛ زیرا ربوبیت خدا به این معناست که هر چیزی در هستی تحت پرورش و مدیریت الهی قرار دارد و این خداست که صفر تا صد همه چیز را پرورش میدهد و به سمت و سوی کمالی هدایت میکند که به عنوان هدف آفرینش آن چیز مطرح است. بر این اساس، پیامبر(ص) در هر امری که وارد میشود میداند که رب العالمین آن را ساماندهی و پرورش و تدبیر و مدیریت میکند. بر این اساس، دیگر معنا ندارد که انسان به جای صبر گرفتار جزع و فزع شود؛ زیرا این رفتار مقابل صبر، به معنای آن است که شخص ربوبیت الهی را قبول ندارد.
- اعتقاد به حاکمیت الهی: بیگمان کسی که معتقد است همه هستی تحت حاکمیت ربوبی الهی است، به طور طبیعی هر چیزی را از خاستگاه خدا میبیند و در برابر اطاعت و معصیت و مصیبت صبر کرده و جزع و فزع نمیکند[۳۹۰].
- اعتقاد به قدرت مطلق خدا: خدا قادر مطلق است و از این توان و قوت برخوردار است که هر چیزی را بخواهد انجام میدهد یا ترک میکند بیآنکه مجبور به امری یا کاری باشد. اگر بر اساس ربوبیت و پروردگاری و حاکمیتی که دارد، ارادهاش به انجام کاری تعلق گرفت، همان خواهد شد. بنابراین، وقتی باورانسان به این باشد که خدا قادر مطلق است، دیگر نسبت به چیزی واکنش منفی نشان نمیدهد و جزع و فزع نمیکند و صبر را در پیش میگیرد؛ چنانکه پیامبر(ص) اینگونه بود[۳۹۱].
- اعتقاد به قضا و قدر الهی: از نظر آموزههای قرآن، همه هستی بر اساس مقدرات کلی که به عنوان حکمت و مشیت الهی مطرح است سامان یافته است. مقدرات الهی در قالب قضای جزیی اتفاق میافتد و اگر اراده الهی در قضای جزیی نباشد، هیچ چیزی اتفاق نمیافتد به طوری که اگر مقدر الهی سوزاندن آتش باشد، اگر اراده الهی بر عدم آن باشد، آتش در قضای جزئی نمیسوزاند و هیچ اتفاقی در مسئلهای خاص و قضیهای جزئی اتفاق نمیافتد؛ چنانکه آتش بر حضرت ابراهیم(ع) اینگونه شد[۳۹۲]. باور و اعتقاد به قضا و قدر الهی در کلی و جزیی موجب میشود که انسان همه امور را از جانب خدا بداند و بر این اساس هیچ جزع و فزع در حوادث نداشته باشد و صبر نماید؛ چنانکه پیامبر(ص) با همین اعتقاد اسوه صبر و شکیبایی بود[۳۹۳].
- توجه به سنتهای الهی: سنتهای الهی همان قوانین حاکم بر هستی است که در چارچوب حکمت و مشیت الهی نظم یافته است. توجه انسان به سنتهای الهی از جمله سنتهای ابتلاء، فتنه، استدراج و امهال و مانند آنها موجب میشود که به هنگام اطاعت و معصیت و مصیبت راه صبر را در پیش گیرد و جزع و فزع نکند؛ چنانکه اعتقاد حضرت(ص) به سنت استدراج موجب شد تا در برابر کفر و اذیت و آزار حقگریزان و حقستیزان صبر و شکیبایی کند[۳۹۴].
- اعتقاد به حسابرسی قیامت: از عوامل بسیار موثر در صبر و شکیبایی، اعتقاد انسان به قیامت و حسابرسی آن است. این اعتقاد موجب میشود که انسان در سه گانه اطاعت و معصیت و مصیبت صبوری کند و مشکلات و تکالیف را بپذیرد واز معصیت پرهیز کرده و نسبت به معصیت دیگران نیز با استقامت و صبر برخورد کند و مصیبتها را تحمل کند. بر اساس آیات بسیاری پیامبر(ص) به سبب همین اعتقاد و توجه است که بسیار صبور بود و همین مسئله نیز موجب میشود تا آن حضرت به سبب آگاهی به احوال دشمنان در قیامت، نسبت به اذیت و آزارهای آنان شکیبایی کند[۳۹۵].
- آگاهی به فرجام بدکاران: آگاهی انسان نسبت به فرجام بدی و بدکاران موجب میشود که نه تنها خود اینگونه نباشد بلکه نسبت به بدکاران آستانه تحمل و بردباریاش را بالا برد و جزع و فزع نکند؛ زیرا میداند که دیر یا زود هر بدکاری مجازات خواهد شد و نتیجه عمل بد خویش را خواهد دید[۳۹۶].
- اعتقاد به وعده الهی: خدا در آیات بسیاری وعدههایی به بشر داده است که از جمله آنها مجازات و کیفر بدکاران در دنیا و آخرت[۳۹۷]، تضمین روزی[۳۹۸]، پیروزی و فرجام خوب اهل تقوا[۳۹۹]، کیفر کافران معاند[۴۰۰]، غلبه حق و حقانیت اسلام بر کفر و باطل[۴۰۱] و مانند آنهاست. همین امر موجب میشود که انسان در برابر مشکلات و مصیبتها و معصیتها و انجام تکالیف و وظایف صبور باشد و استقامت ورزد و کوتاه نیاید و جزع و فزع نکند.
- توحید مطلق: انسانی که معتقد است که صفر تا صد هستی در دست خداست و او ولایت تمام دارد، دیگر گرایشی به شرک نخواهد داشت و امیدی به اهل شرک نمیبندد و در مشکلات، تنها به خدا مراجعه کرده و با صبر بر هر کاری از خدا فرجام نیک را میخواهد[۴۰۲].[۴۰۳]
- اراده قوی: خداوند در آیاتی بر عزم و اراده قوی به عنوان یکی از مهمترین موجبات و عوامل صبر اشاره دارد که از آن جمله میتوان به آیه ۱۸۶ سوره آل عمران، ۱۷ سوره لقمان، ۴۳ سوره شوری و ۳۵ سوره احقاف اشاره کرد.
- استغفار: استغفار از گناهان زمینهساز صبر و شکیبایی است[۴۰۴]. در حقیقت کسی که گناهی کرده با استغفار از خداوند این فرصت را برای خود فراهم میآورد تا بیتابی و جزع و فزع نکند و تحت رحمت الهی قرار گیرد.
- اعتقاد به معاد: باور به رستاخیز و اعتقاد به معاد و روز جزا از موجبات پایمردی در برابر سختی هاست[۴۰۵]. کسی که ایمان به معاد و باور به کیفر شدن کفار در آخرت دارد در برابر فشارهای مخالفان و دشمنان[۴۰۶] و در برابر عنادورزی مخالفان صبر پیشه میکند[۴۰۷]. چنانکه باور به نزدیکی معاد موجب میشود که صبر شخص افزایش یابد و در برابر مصیبتها، سختیها و فشارهای دشمنان شکیبایی ورزد[۴۰۸].
- امانتداری: از موجبات شکیبایی در برابر شر و بدی است. به این معنا که امین با امانت داری خویش زمینه صبر را در خود ایجاد میکند و از صابران میشود[۴۰۹].
- امتحان: شکیباسازی و توانمند کردن روحیه مردم، فلسفه آزمایش آنان از سوی خداوند است. بنابراین میتوان گفت که امتحانات الهی در اشکال گوناگون آن، موجب توانمندسازی و تاب آوری مردم میشود و صبر ایشان را ایجاد یا افزایش میدهد[۴۱۰].
- امید به امداد خدا: امید انبیا و مؤمنان به امداد الهی پشتوانه صبر و مقاومت آنها[۴۱۱] و تاب آوری ایشان در برابر شداید[۴۱۲] و دست یابی به صبر جمیل و پسندیده میشود[۴۱۳].
- امید به بهشت: آرزوی ورود به بهشت مقتضی صبر و پایداری در سختیهاست که خداوند در آیاتی از جمله ۲۱۴ سوره بقره و ۱۴۲ سوره آل عمران به آن توجه داده است.
- انفاق مالی: اختصاص دادن سهمی مشخص از مال خود به نیازمندان از اسباب صبر در برابر مشکلات و مصیبتها و تکالیف سخت الهی است[۴۱۴].
- بصیرت: بصیرت و درک عمیق، از عوامل صبر و شکیبایی است که خداوند در آیات ۶۵ و ۶۶ سوره انفال و ۱۹ و ۲۰ سوره رعد به آن توجه داده است.
- بینش توحیدی: جهان بینی توحیدی مؤمنان (از خدا بودن و به سوی او بازگشتن) دلیل صبر آنان در برابر سختیهاست. این بدان معناست که توحید به ویژه توحید فعل، نقش تعیین کننده در ایجاد و تقویت صبر در بشر دارد[۴۱۵].
- پاکدامنی و عفت: پاکدامنی از موجبات شکیبایی در برابر شرور و بدیها و بدکاری هاست که خداوند در آیات ۱۹ تا ۳۱ سوره معارج به آن اشاره کرده است.
- تدبر در سرگذشتها: تدبر و تامل در سرگذشتها به ویژه پیامبرانی چون ایوب(ع) و موسی(ع) و یوسف(ع) و یعقوب(ع) و مانند آنها میتواند در ایجاد و افزایش صبر، مفید و سازنده باشد[۴۱۶].
- ترس از عذاب و کیفر: ترس از عذاب خداوند از عوامل شکیبایی در سختی هاست که از آیات ۱۹ تا ۲۸ سوره معارج این معنا به دست میآید.
- تسبیح خدا: تسبیح و ستایش پروردگار در صبح و شام، زمینه استواری روح و دستیابی به صبر در برابر ناگواریهاست[۴۱۷].
- تواضع: فروتنی از عوامل دستیابی به صبر است که در آیات ۳۴ و۳۵ سوره حج به آن اشاره شده است.
- توجه به اسوههای صبر: توجه به اسوههای صبر تقویت کننده روحیه شکیبایی در انسان است. خداوند بارها در قرآن به مشکلات و فشارهایی که پیامبران تحمل کردهاند اشاره نموده تا صبر پیامبر(ص) و مؤمنان افزایش یابد[۴۱۸].
همچنین خشوع[۴۱۹]، خردمندی و تعقل[۴۲۰]، داشتن خصلتهای نیک[۴۲۱]، سجده[۴۲۲]، شب زنده داری[۴۲۳]، نماز و مداومت بر آن[۴۲۴]، وفای به عهد[۴۲۵]، یاد خدا[۴۲۶]، یقین به آیات الهی[۴۲۷] و مانند آنها از موجبات ایجاد یا تقویت صبر و حلم و بردباری و شکیبایی است[۴۲۸].
آثار و برکات صبر
صبر و شکیبایی در کاربردهای قرآن به خویشتن داری فرد در مقابل امور زندگی است به گونه ای که در برابر مشکلات و تنگناهای زندگی جزع و فزع نکرده بلکه با تحمل و مهار نفس واکنشهای عقلانی و متاثر از آن و یا شریعت را از خود بروز و ظهور دهد. بنابراین میتوان گفت که صبر به معنای مقاومت در برابر احساسات و عواطف و طغیان آن در برابر کنشهای درونی و بیرونی است. به این معنا که شخص هنگامی که در برابر کنشهای درونی و بیرونی و فعل و انفعالات خاصی قرار میگیرد افزون بر عقل وی احساسات و عواطف وی متاثر شده و در برابر کنشهای درونی و بیرونی شدید و خاصی، واکنشهایی هیجانی از خود بروز میدهد. اگر شخص در این حالات رفتار و واکنشهای خویش را متاثر از عواطف و احساسات برانگیخته شده و هیجانی انجام دهد بیگمان ممکن است دچار رفتارهای سوء و حتی نابهنجار شود و بیرون ازدایره عقل، اخلاق و قانون و شریعت عمل کند. در حقیقت احساسات و عواطف هیجانی و برانگیخته شده است که رفتارهای وی را مدیریت میکند.
قرآن برای اینکه رفتارهای انسانی هرگز بیرون از دایره عقل و حکمت و مصحلت نباشد و در دایره احساسات وعواطف مدیریت و مهارشده انجام پذیرد به صبر و شکیبایی به عنوان یک فضلیت اخلاقی و توان ویژه در شخص مینگرد و با بهرهگیری از ساز و کارها و عواملی که از آن به عوامل ایجادی صبر یاد میشود شخص را در مسیر کمالی قرار میدهد.
در حقیقت صبرورزی و شکیبایی در آموزههای قرآنی به معنا و مفهوم مدیریت و کنترل احساسات و عواطف هیجانی و برانگیخته شده و هدایت آن به سمت و سوی درست و کمالی است. انسان هر گاه در برابر مشکلات و عوامل تحریکی خاصی قرار گیرد تحت تاثیر عواطف و احساسات برانگیخته شده رفتارها و واکنشهای تند و شدیدی بروز میدهد که در بسیار بلکه در اغلب موارد شخص را گرفتار بحرانها و پیامدهای شدیدتر میکند و به اصطلاح از چاله به چاه میاندازد. در این زمان است که صبر و شکیبایی تربیت شده به شخص کمک میکند تا مدیریت و مهار احساسات و عواطف را در اختیار گیرد و بر اساس اصول عقلانی و اخلاقی و قانونی و شرعی عمل نماید و از بسیاری از بازتابها و پیامدهای عمل بر پایه عواطف و احساسات تشدید شده در امان بماند.
قرآن برای دست یابی به این حالت روشها و ساز و کارهایی را بیان میکند که در حقیقت شیوههای تربیت نفس برای مدیریت عواطف و احساسات برانگیخته شده است. از این عوامل در آیات به عنوان عوامل تربیتی یاد میشود که مهمترین آنها را میتوان در حوزههای بینشی و اعتقادی جست و جو کرد. به این معنا که قرآن و آموزههای وحیانی آن به شخص این فرصت و آموزش را میدهد که در بینش و نگرش خویش تصرف کرده و به او بیاموزد که مدیریت هستی به دست خداوند حکیم و دانا و قادر و توانایی است که هیچ امری بیرون از حکومت و مالکیت او انجام نمیشود و اگر امری از سوی برخی ضد مسیر تکاملی او انجام و تحقق مییابد از باب آزمون و یا تقویت و یا فعلیت تواناییهای سرشته در وی است و این که هر کسی رفتاری از روی ستم گری و بیعدالتی انجام دهد در قیامت و معاد میبایست پاسخ گوی آن باشد. ایجاد چنین تفکر و نگرشی در آدمی عاملی مهم در ایجاد صبر و شکبیایی در انسان است.
اما آثار صبر و شکیبایی و کارکردهای آن بنا بر آن چه بیان شد میتواند بسیار متعدد و متنوع باشد؛ زیرا بسیاری از مشکلات آدمی از رفتارهایی است که برخاسته از عواطف و احساسات تشدید شده و غیر کنترل شده میباشد. این گونه است که شخص در پی حادثه ای و یا کنشهای سخت و تند که احساسات و عواطف وی را بر میانگیزد عمل میکند و واکنشهای شدیدتر و تندتری از خود بروز میدهد که نتیجه آن خروج و بیرون رفتن از حکم عقل و خرد و یا شریعت و قانون و اخلاق است. در پی واکنشها و ظهور و بروز بازتابهای واکنشهای و آثار سوء آن است که شخص دچار پشیمانی و اندوه میشود و بر سر خویش میزند که چرا واکنش سریع و بیرون از دایره اخلاق و عقل و قانون و شریعت داشته است و دلی را شکسته و یا شخصی را کشته و یا آسیبهای جدی به خود و یا دیگری وارد ساخته است و ای کاش مهار نفس خویش را به دست میگرفت و این گونه بر اساس عواطف و احساسات عمل نمیکرد تا الان از آسیبهای واکنشهای نابخردانه خود در امان میماند.
از این رو میتوان گفت که صبر و شکیبایی نخستین و اصلیترین کارکرد و اثری که در زندگی انسان دارد مدیریت و مهار نفس و خویشتن داری در برابر ناملایمات زندگی و رفتار و واکنشهای بر اساس عقل و خرد و قانون و شریعت و اخلاق است.
قرآن در آیه ۱۱۲ و ۱۱۵ سوره هود صبر و شکیبایی را عاملی مهم برای اجتناب و دوری از طغیان گری میشمارد. بهکارگیری واژه طغیان نشان میدهد که عمل و واکنشی که بیرون از دایره فضلیت اخلاقی و هنجاری صبر انجام میشود عمل و واکنشی بیرون از دایره قانون و شریعت است؛ زیرا طغیان به معنای بیرون رفتن از دایره قانون است. بنابراین صبر و شکیبایی است که شخص را از عملهای بیرون از محدودههای قانونی و شرعی باز میدارد و نمیگذارد در هنگام برخاستن عواطف و احساسات تحریک شده عملی بیرون از دایره قانون انجام دهد و نسبت به قانون طغیان ورزد و رفتاری بیرون از دایره آن انجام دهد.
از آن جایی که عوامل تحریک عواطف و احساسات میتواند به دو دسته عوامل تحریک خشم و یا شادی باشد میتوان گفت که صبر و شکبیایی دو گونه کارکرد متفاوت دارد. به این معنا که شخص را از عملها و واکنشهای احساسی بر خاسته از خشم و شادی حفظ میکند و نمیگذارد تا طغیان کرده و علمی ضد قانونی و هنجاری و اخلاقی از خود بروز دهد. اعمال و رفتارهایی که یا متاثر از خشم زیاد و یا شادی غیر کنترل شده است.
بسیار دیده شده است که شخص تحت تاثیر کنشهایی رفتارها و واکنشهایی را بروز میدهد که مردمان از آن به نابخردی یاد میکنند. این واکنشهای میتواند واکنشهای مرتبط با خشم و یا شادی مفرط باشد. از این رو در شادیها و خشمهای افراطی از دایره قانون و هنجارها بیرون میرود.
قرآن موارد چندی را نشان میدهد که رفتار شخص در حوزه افراط در شادی بوده است و شخص به سبب نداشتن فضلیت صبر و شکیبایی نتوانسته است شادیهای خویش را مدیریت و کنترل کرده و از دایره قانون و شریعت گام فراتر نهاده و رفتارها و واکنشهای نابهنجار و ضد اخلاقی و قانونی را مرتکب شده است. از آن جمله است که خداوند به مسأله سرمستیها اشاره میکند و میگوید افراد و اشخاصی هستند که در هنگام بهرهمندی از نعمتهای الهی دچار سرمستی و شادی افراطی میشوند و به گناه میافتند. این رفتار و واکنشهای سرمستی از فرح و شادی افراطی آنان را از قانون و شریعت بیرون برده و از خداوند دور میسازد.از این روست که از آنان میخواهد تا با بهرهگیری از صبر و شکیبایی خود را در مسیر تکاملی قرار دهند و نگذارند تا احساسات و عواطف بر آنان غلبه کرده و چیره شود و آنان را به بیراهه و گناه سوق دهد[۴۲۹].
در همین آیات مصونیت یابی شخص از تفاخر و فخر فروشی به دیگران را در بهرهگیری شخص از صبر و شکیبایی بر میشمارد و از وی میخواهد که با بهرهگیری از آن خود را از رفتارهای برخاسته از شادی و عواطف افراطی حفظ کند و نگذارد تا شادیهای افراطی واکنشها و کنشهای او را مدیریت کند و او را به سوی تفاخر و فخر فروشی بکشاند.
به هر حال صبر میتواند در هر دو حوزه مفید و موثر باشد و نگذارد تا شخص در رفتارهای تند و احساسی غیر مهار شده از خود بروز دهد و طغیان نموده و بیرون از چارچوبهای قانونی و هنجاری رفتار نماید.
خداوند در آیات ۶۳ و ۷۵ سوره فرقان صبر را عامل مهمی در تصحیح رفتارها و انجام رفتارهای نیک و پسندیده و هنجاری بر میشمارد به ویژه اگر کنشهایی از سوی برخی از افراد نادان و جاهل انجام شود و احساسات و عواطف شخص را بر انگیزد. شخص صابر در برابر این رفتار با بهرهگیری صبر میتواند رفتارهای هنجاری انجام دهد و مهار نفس خویش را کنترل و مدیریت نماید و نگذارد رفتاری غیر هنجاری انجام دهد بلکه حتی او را بر میانگیزاند تا رفتاری هنجاری و پسندیده و درون چارچوبهای قانونی و شرعی انجام دهد.
در داستان موسی(ع) و قبطی این مسأله به خوبی روشن شده است. در آنجا جوانی اسرائیلی با جوان قبطی درگیر میشود و حضرت موسی(ع) به دفاع از جوان اسرائیلی بر میخیزد و بدون بهرهگیری از صبر خود را درگیر کرده و رفتاری بیرون از دایره قانون انجام میدهد و موجبات مرگ قبطی را فراهم میآورد. در آنجا خود را از جاهلین میشمارد؛زیرا تحت تاثیر تحریک عواطف عمل کرده است و از عقل و حلم و صبر سود نجسته است و موجب شده تا از شهر بگریزد و آواره بیابان و وطن شود.
قرآن در آیه ۶۳ سوره فرقان به مؤمنان پیشنهاد میدهد که از صبر بهره گیرند تا در صورتی که افراد جاهل و نابخرد رفتارهای زشت و زننده ای نسبت به آنان انجام دادند آنان با خویشتن داری بتوانند خود را از احساسات و عواطف برانگیخته شده حفظ کرده بلکه رفتاری پسندیدهتر انجام دهند و در واکنش به کنشهای زشت به آنان سلام و دورود فرستند.
در حقیقت صبر و شکیبایی موجب میشود تا انسان نه تنها خویشتن دار شود و واکنشهای احساسی و عاطفی تند و بیرون از دایره انجام ندهند بلکه رفتارهای پسندیده ای داشته باشند که از نمونههای آن میتوان به عفو و گذشت اشاره کرد.
خداوند در آیه ۱۲۶ سوره نحل میفرماید که شخص اگر مورد رفتاری زشت و تند قرار گرفت میتواند با حفظ اصول و مبانی عقلانی و به حکم عقل رفتاری مشابه انجام دهد و مقابله به مثل کند ولی اگر به جای مقابله به مثل صبر پیشه کند و از شخص در گذرد نه تنها پاداش اخروی دریافت میکند بلکه زمینههای بازگشت وی را به سوی خود فراهم میآورد. از این روست که از عفو و گذشت به خیر یاد میشود که سودهای بیشتر و مضاعف را بیان میدارد. به این معنا که واژه خیر بیانگر آن است که هم بهره دنیوی خواهد برد و هم از بهرههای اخروی بهره مند خواهد شد. بهره دنیوی عمل ایجاد زمینههای تصحیح رفتاری دیگری با احسان و نیکی و عفو و گذشت از عمل نابهنجارو زشت شخص است.
از دیگر آثار و کارکردهایی که قرآن برای صبر و شکیبایی بر میشمارد مصونیت یابی از یاس و نومیدی است. افرادی که صبر و شکیبایی را در خود تقویت و یا ایجاد کردهاند و نفس خویش را به گونه ای تربیت نمودهاند که مهار آن در دست عقل و خرد باشد هنگامی که دچار نابسامانی مالی میشوند و یا نعمتهایی را خداوند به آنان داده از دست میدهند دچار یاس و نومیدی نمیشوند و با توجه به این خداوند را مدیر هستی و جهان و مالک و قادر به هر کاری میدانند در برابر مشکلات و از دست دادن نعمتها شکیبایی میورزند و دچار یاس و نومیدی نمیشوند[۴۳۰].
قرآن در آیه ۶۱ سوره بقره صبر و شکیبایی را عاملی مهم در تأمین خیر و مصلحت بشر میشمارد و میفرماید که انسان اگر بر نعمتهای خداوند که به وی داده است صبر کند و شاکر و سپاس گزار آن باشد نه تنها از آن نعمت به خوبی میتواند بهره گیرد بلکه زمینههای افزایش و رشد و بالندگی آن را نیز فراهم میآورد. آیات بسیاری بر این که سپاسگزار و شکر نعمت بر افزایش آن تاثیر دارد وارد شده است که خود بیانگر اثر صبر و سپاس در افزایش نعمتهای الهی دارد.
از جمله اینکه انسان برای دست یابی به رحمت خاص خدا میبایست این گونه عمل کند و از نعمت به درستی بهره گیرد تا از نام خاص خداوند رحیم سود برد. رحیم نامی است که بیانگر بخشندگی و مهرورزی خاص خداوند به گروه خاصی از بندگان است. کسانی که صابر و شکیبا باشند از این مقام سود میبرند و تحت کفالت اسم رحیم قرار میگیرند[۴۳۱].
قرآن بیش از ۶۰ کارکرد و اثر برای صبر و شکیبایی یاد کرده است که میتوان به پیروزی[۴۳۲] اجتناب از قتل ناحق[۴۳۳] استحکام پیوندهای اجتماعی[۴۳۴] اطاعت از خدا و پیامبر(ص)[۴۳۵] رسیدن به مقام استقامت[۴۳۶]آسانی و آسان شدن سختی ها[۴۳۷]اجتناب از اتکا به ستمگران[۴۳۸] دوری و اجتناب از اسراف[۴۳۹] و دوری از باطل و امور بیهوده[۴۴۰] دوری از بخل امکان انفاق و بخشندگی[۴۴۱] ایمنی از توطئههای دشمنان و نیرنگهای آنان با انگیختن احساسات و عواطف[۴۴۲] پاکدامنی[۴۴۳][۴۴۴] ثبات قدم در راه حق و اعمال نیک[۴۴۵] و درک صحیح از مسایل و این که زخارف دنیا و پاداشهای آن تا چه اندازه ناچیز است[۴۴۶] حفظ اتحاد و انسجام اجتماعی[۴۴۷] و حفظ مرزها[۴۴۸] و رسیدن به مقامهای بلندی چون مقام ابرار[۴۴۹] و مقام امامت و رهبری[۴۵۰] و مقام رضا[۴۵۱] و مقام محسنان[۴۵۲].
اینها نمونههای اندکی از آن همه فواید و آثار و کارکردهای دنیوی و اخروی صبر و شکیبایی و حفظ و کنترل نفس است که در آیات قرآنی بدان اشاره شده است. اگر انسان بتواند تنها به بخشی از آثار و کارکردها دنیوی و اخروی صبر برسد میبایست این فضلیت را جست و جو کند و با بهرهگیری از عوامل ایجادی و یا تقویت آن در خود زمینههای خویشتن داری و مهار عواطف و احساسات شدید انگیخته شده فراهم سازد[۴۵۳].
در قرآن کریم برای صبر آثار و پاداشهای متنوعی بیان شده است. بهگفته برخی، بیشتر فضایل و خوبیها از آثار صبرند.[۴۵۴]. صابران بهطور کلی به پاداش دنیوی و اخروی بشارت داده شدهاند: ﴿وَكَأَيِّن مِّن نَّبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُواْ لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُواْ وَمَا اسْتَكَانُواْ وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ وَمَا كَانَ قَوْلَهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ فَآتَاهُمُ اللَّهُ ثَوَابَ الدُّنْيَا وَحُسْنَ ثَوَابِ الآخِرَةِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ﴾[۴۵۵] در آیه ﴿وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمْوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ﴾[۴۵۶] به صابران بشارت داده شده؛ ولی متعلَّق آن ذکر نشده است. بیان نشدن متعلَّق بشارت، نشانه گرانقدریِ آن است[۴۵۷]. در ماجرای موسی و خضر، موسی برای بار سوم به خضر تعهد داد که اگر از اینپس درباره رفتار خضر چیزی بپرسد، خضر حق دارد با او همراهی نکند: ﴿قَالَ إِنْ سَأَلْتُكَ عَنْ شَيْءٍ بَعْدَهَا فَلَا تُصَاحِبْنِي قَدْ بَلَغْتَ مِنْ لَدُنِّي عُذْرًا﴾[۴۵۸] بر پایه نقلی، رسول خدا پس از تلاوت این آیه فرمود اگر موسی صبر کرده بود ۱۰۰۰ امر شگفتانگیز را از خضر مشاهده میکرد.[۴۵۹] آثار صبر در دنیا و آخرت عبارتاند از:
آسان شدن سختیها
از مهمترین آثار صبر در دنیا، غلبه بر سختیهای تکلیف و مقابله با تنگناهای زندگی است. به وسیله صبر، آدمی بر انجام طاعات توانمند شده و از گناهان دوری میکند: ﴿وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ﴾[۴۶۰].[۴۶۱] جمع میان صبر و نماز بهترین وسیلهای است که میتوان از آن در برابر ناملایمات استعانت جست[۴۶۲] فرمان یاد شده به دنبال فرمانهای دیگری است که در آیات پیشین به صورت واجبات و محرماتِ نیازمند به صبر و استقامت مطرح شده و چنین جایگاهی با سفارش به صبر از یک سو و ارتباط با خدا از سوی دیگر متناسب است[۴۶۳]. صبر است که انسان را در چنین شرایطی از تزلزل و بیتابی و مغلوب شدن حفظ میکند[۴۶۴]. گرچه بر پایه روایاتی از شیعه[۴۶۵] و اهل تسنن[۴۶۶] صبر در آیه یاد شده به روزه تفسیر شده، از باب بیان یکی از مصادیق روشن آن است[۴۶۷]، زیرا روزهداری، عامل پایداری دربرابر هوای نفس است[۴۶۸].[۴۶۹]
بهرهمندی از امداد خدا و پیروزی
صبر از عوامل بهرهمندی از امدادهای خدا و گذر از نابسامانیها و رسیدن به آسایش و پیروزی است؛ برای نمونه، انبیای الهی با شکیبایی در برابر تکذیب و آزار مخالفان از نصرت الهی برخوردار شدند: ﴿وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ فَصَبَرُواْ عَلَى مَا كُذِّبُواْ وَأُوذُواْ حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا وَلاَ مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ وَلَقَدْ جَاءَكَ مِن نَّبَإِ الْمُرْسَلِينَينَ﴾[۴۷۰] وقتی فرعونیان اعلام کردند قصد دارند پسران بنیاسرائیل را کشته و زنانشان را به خدمت بگیرند، موسی به قوم خود دلداری داد و از آنان خواست برای دفع بلای فرعونیان از خدا مدد گرفته و شکیبا باشند. در این صورت پیروزی و فرجام نیک، همانند دیگر پرهیزگاران برای آنان خواهد بود: ﴿قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللَّهِ وَاصْبِرُواْ إِنَّ الأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ﴾[۴۷۱].[۴۷۲] چنین شد که خداوند پس از هلاک فرعونیان، بنیاسرائیل را وارث و فرمانفرمای مملکت شام و مصر کرد و سرزمینهایی پهناور را به تصرف آنها درآورد و وعده پیروزی را که به موسی و پیروانش داده بود، محقق ساخت: ﴿وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كَانُواْ يُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنَى عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ بِمَا صَبَرُواْ وَدَمَّرْنَا مَا كَانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُ وَمَا كَانُواْ يَعْرِشُونَ﴾[۴۷۳] مراد از ﴿وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنَى﴾ تحقق وعده الهی مبنی بر وراثت زمین و هلاک شدن دشمنانشان است[۴۷۴]. زمانی که خدای متعالی موسی را با آیات خود به سوی بنیاسرائیل فرستاد، به او فرمان داد قوم خود را از تاریکیها به سوی روشنایی بیرون آورد و ایامالله (ایام نجات آنان از فرعونیان) را به آنان یادآوری کند و البته یادآوری ایامالله را برای هر صبرپیشه سپاسگزاری مایه عبرت دانست: ﴿وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ﴾[۴۷۵] برخی ﴿صَبَّارٍ﴾ در این آیه را به معنای «پُر صبر» بر انجام طاعات و در برابر ناملایمات دانستهاند[۴۷۶]. به گفته برخی مفسران، مراد از آیات در این آیه، عبرتها و به گفته برخی ادله و نشانههاست[۴۷۷]. عبرتآموزی یا دلیل بودن آیات خدا برای شکیبایان از آن روست که ضمن صبر بر بلایا با تلاش خود، به پیروزی و رسیدن به آسایش امید دارند و این خصلت از آنِ مؤمنان راستین است[۴۷۸].
خداوند در ۴ مورد از همراهی با صابران سخن گفته است: ﴿إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ﴾[۴۷۹]؛ ﴿وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ﴾[۴۸۰] همراهی خدا در این موارد، سرپرستی خاصی است و حمایت و امداد غیبی خدا را نسبت به صابران میرساند[۴۸۱]. تأکید امر به صبر با جمله ﴿إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ﴾ از این روست که صبر نیرومندترین کمک در سختیها و محکمترین پایه در تصمیمگیریهاست و صبر است که به انسان فرصت تفکر صحیح میدهد[۴۸۲]. در جای دیگری به مؤمنان وعده داده شده اگر صبر و تقوا پیشه کنند، از کینه دشمنان در امان خواهند بود: ﴿إِن تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِن تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُواْ بِهَا وَإِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ لاَ يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ﴾[۴۸۳] و در آیهای دیگر وعده داده شده که چنانچه صبر و پرهیزگاری کنند، خدا آنان را با ۵۰۰۰ فرشتۀ نشاندار یاری خواهد کرد: ﴿بَلَى إِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ وَيَأْتُوكُم مِّن فَوْرِهِمْ هَذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُم بِخَمْسَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلائِكَةِ مُسَوِّمِينَ﴾[۴۸۴]؛ همچنین به مسلمانان بشارت داده شده در صورت صبر و بردباری، ۲۰ نفر از آنان در جهاد با کافران بر ۲۰۰ نفر و ۱۰۰ نفر آنان در صورت صبر، بر ۱۰۰۰ نفر از کافران چیره میشوند: ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُونَ﴾[۴۸۵] نمونه دیگر از تأثیر صبر در امداد و پیروزی درباره قوم بنیاسرائیل است: شماری از بنیاسرائیل بر اثر صبر و یقین به آیات خدا به مقام پیشوایی و هدایتگری رسیدند: ﴿وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا﴾[۴۸۶] این امر مخصوص بنیاسرائیل نیست، بلکه درسی است برای همه امتها که پایههای یقین خود را محکم کنند و از مشکلاتی که در راه به ثمر رساندن خط توحید است نهراسند و صبر و مقاومت پیشه کنند تا پیشوایان مردم و رهبر امتها در تاریخ شوند[۴۸۷]، چنانکه تحقق وعده خدا مبنی بر پیروزی پیامبر اکرم(ص) و عذاب دشمنانش در دنیا به صبر آن حضرت منوط شده است[۴۸۸]: ﴿فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَإِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيْنَا يُرْجَعُونَ﴾[۴۸۹] پیروزی مسلمانان صدر اسلام نیز در سایه هجرت و شکیبایی و توکل بر خدا حاصل شد: ﴿وَالَّذِينَ هَاجَرُواْ فِي اللَّهِ مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُواْ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَلَأَجْرُ الآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ الَّذِينَ صَبَرُواْ وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ﴾[۴۹۰] یوسف نیز رسیدن به مقام صدارت و عزیزی مصر را نعمتی الهی دانست که به شرط تقواپیشگی و صبر نصیب نیکوکاران میشود: ﴿قَالُواْ أَإِنَّكَ لَأَنتَ يُوسُفُ قَالَ أَنَاْ يُوسُفُ وَهَذَا أَخِي قَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا إِنَّهُ مَنَّ يَتَّقِ وَيَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ﴾[۴۹۱] طالوت و سپاهیان وی نیز با صبر و مقاومت در جهاد، از خدا نصرت طلبیدند و به پیروزی شماری اندک بر گروه بسیار امیدوار و با همین روحیه، بر سپاه جالوت پیروز شدند و داوود جالوت را کشت: ﴿فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُم بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَمَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُواْ مِنْهُ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ قَالُواْ لاَ طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاقُوا اللَّهِ كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ وَلَمَّا بَرَزُواْ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُواْ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ اللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُدُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا يَشَاء وَلَوْلاَ دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الأَرْضُ وَلَكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ﴾[۴۹۲].[۴۹۳]
بهرهمندی از فهم صحیح و عبرت گیری
همانگونه که در مرحلهای، شناخت عامل صبر است، در مرحله دیگری میتواند از آثار آن باشد. قرآن کریم پس از اشاره به ماجرای خودنمایی قارون با زر و زیورهای خود در برابر قومش و آرزوی دنیاطلبان بر دارابودن ثروتی همانند ثروت او، سخن کسانی را نقل کرده که از دانش واقعی بهرهمند بودند. به نظر ایشان، پاداش خدا برای افراد باایمان و شایستهکار برتر از ثروت دنیاست، و اشاره کرده که تنها شکیبایاناند که توانفهم این برتری را دارند: ﴿فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ قَالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا يَا لَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِيَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ وَقَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِّمَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا وَلا يُلَقَّاهَا إِلاَّ الصَّابِرُونَ﴾[۴۹۴] تلقی که در ﴿لا يُلَقَّاهَا﴾ یاد شده به معنای فهمیدن و دریافت کردن و مقصود این است که سیره ایمان و عمل صالح را کسی نمیفهمد یا موفق به دریافت و عمل به آن نمیگردد، مگر صابران؛ زیرا تصدیق به برتر بودن پاداش اخروی نسبت به بهرههای دنیوی برای کسی محقق میشود که دارای صفت صبر بر تلخی مخالفت با نفس اماره باشد[۴۹۵]، چنانکه صبر عاملی برای فهم و عبرت گرفتن از قدرت الهی در روان ساختن کشتی بر دریاهاست: ﴿أَلَمْ تَرَ أَنَّ الْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِنِعْمَتِ اللَّهِ لِيُرِيَكُمْ مِنْ آيَاتِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ﴾[۴۹۶]، ﴿إِن يَشَأْ يُسْكِنِ الرِّيحَ فَيَظْلَلْنَ رَوَاكِدَ عَلَى ظَهْرِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ﴾[۴۹۷]؛ زیرا تفکر و مطالعه در آفرینش و اسرار آن، به (شناخت و) ایمان میانجامد[۴۹۸].[۴۹۹]
بهرهمندی از پاداش ویژه
همه کارهای صابران، برترین کار در نوع خود نزد خدا به شمار میآید و از همین رو برترین پاداش را نیز خواهند داشت: ﴿مَا عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ وَلَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴾[۵۰۰].[۵۰۱] آن دسته از اهل کتاب نیز که به پیامبر اکرم ایمان آوردند، به سبب ایمان و ایستادگی در برابر خواهشهای نفسانی و نیز تحمل آزار مشرکان به دو بار پاداش وعده داده شدهاند: ﴿أُولَئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ بِمَا صَبَرُوا وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ﴾[۵۰۲]: یک بار برای ایمان به کتاب آسمانی خود و بار دیگر به سبب ایمان به قرآن و صبر بر آن[۵۰۳]. به صابران پاداش کامل و بیحساب وعده داده شده است: ﴿قُلْ يَا عِبَادِ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّكُمْ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَأَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةٌ إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسَابٍ﴾[۵۰۴] به گفته برخی مفسران، مراد از ﴿بِغَيْرِ حِسَابٍ﴾ این است که پاداش آنان به قدری فراوان است که محاسبهپذیر نیست[۵۰۵] و اطلاق آن شامل هر صبری میشود[۵۰۶]. برخی دیگر این نظر را نپسندیده و گفتهاند مقصود این است که صابران بر خلاف دیگران حسابرسی اعمال ندارند و نامه اعمالشان گشوده نمیشود و اجرشان همسنگ اعمالشان نیست، بلکه بسی فراتر است[۵۰۷].[۵۰۸]
بهرهمندی از محبت و رحمت خدا
صابران محبوب خدایند: ﴿وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ﴾[۵۰۹] و به صلوات و رحمت الهی بشارت داده شدهاند: ﴿وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ﴾[۵۱۰] ﴿أُوْلَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ﴾[۵۱۱] از برخی کاربردهای رحمت در قرآن ﴿وَرَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَسْتَخْلِفْ مِنْ بَعْدِكُمْ مَا يَشَاءُ كَمَا أَنْشَأَكُمْ مِنْ ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ﴾[۵۱۲]؛ ﴿وَاكْتُبْ لَنَا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ قَالَ عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاءُ وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُمْ بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ﴾[۵۱۳] برمیآید که رحمت، عطیه مطلق خدا و موهبت عام ربّانی است. بنابراین صلوات خدا نسبت به بندهاش، توجه خاص به بنده خویش است تا رحمت خود را شامل حال وی کند[۵۱۴].[۵۱۵]
بهرهمندی از مغفرت
برای مردان و زنان صابر، آمرزش و پاداش بزرگی از سوی خدا در آخرت آماده شده است: ﴿إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا﴾[۵۱۶] و برای کسانی که پس از تحمل شکنجه، هجرت کردند، سپس به جهاد پرداختند و بردباری ورزیدند، وعده مغفرت و رحمت داده شده است. ﴿ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ هَاجَرُوا مِنْ بَعْدِ مَا فُتِنُوا ثُمَّ جَاهَدُوا وَصَبَرُوا إِنَّ رَبَّكَ مِنْ بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَحِيمٌ﴾[۵۱۷] برای افراد باایمان که صبر را در برابر شداید و رخدادهای سخت زندگی پیشه کردهو در همه حال اعمال صالح دارند، آمرزش و پاداش بزرگی خواهد بود: ﴿وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئَاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ﴾[۵۱۸]، ﴿إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ﴾[۵۱۹].[۵۲۰].[۵۲۱]
بهرهمندی از بهشت و نعمتهای آن
افزون بر آنچه از پاداشهای کلی صابران در قرآن یاد شده، در برخی آیات به نمونههایی از پاداشهای آنان در عالم آخرت اشاره شده است: در پارهای از آیات بهرهمندی از بهشت و جاودانگی در آن، پاداش مؤمنان شکیبا و شایستهکار قرار داده شده است: ﴿قُلْ أَؤُنَبِّئُكُمْ بِخَيْرٍ مِنْ ذَلِكُمْ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَأَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ﴾[۵۲۲]، ﴿الصَّابِرِينَ وَالصَّادِقِينَ وَالْقَانِتِينَ وَالْمُنْفِقِينَ وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحَارِ﴾[۵۲۳]؛ ﴿سَلَامٌ عَلَيْكُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ﴾[۵۲۴]؛ ﴿وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُبَوِّئَنَّهُم مِّنَ الْجَنَّةِ غُرَفًا تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا نِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ الَّذِينَ صَبَرُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ﴾[۵۲۵]، چنانکه به مجاهدانی که بر سختیهای جهاد شکیبا بودهاند، نوید ورود به بهشت داده شده است: ﴿أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَاهَدُواْ مِنكُمْ وَيَعْلَمَ الصَّابِرِينَ﴾[۵۲۶]؛ همچنین پاداش ابرار بر اثر صبرشان، بهشت و پرنیان بهشتی خواهد بود: ﴿وَجَزَاهُمْ بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا﴾[۵۲۷] به دسته دیگری از بندگان خاص خدا که در دنیا در برابر تمسخر مشرکان شکیبایی میکردند، پاداش ویژه خدا عطا خواهد شد و در شمار رستگاران خواهند بود. ﴿فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتَّى أَنْسَوْكُمْ ذِكْرِي وَكُنْتُمْ مِنْهُمْ تَضْحَكُونَ﴾[۵۲۸]، ﴿إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ﴾[۵۲۹] صابران در بهشت نه تنها از نعمتهای جسمانی برخوردارند، از اکرام و احترام ویژهای نیز بهرهمندند؛ برای نمونه، از بندگان خاص خدا (عبادالرحمن) به سبب صبرشان با درود و سلام استقبال شده و در جایگاهی نیکو مستقر میشوند:﴿أُوْلَئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلامًا﴾[۵۳۰]، ﴿خَالِدِينَ فِيهَا حَسُنَتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا﴾[۵۳۱] فرشتگان بر صاحبان خرد ناب به سبب بردباری در راه کسب خشنودی پروردگارشان درود فرستاده و بشارت جایگاهی نیکو را به آنان میدهند: ﴿وَالَّذِينَ صَبَرُواْ ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُواْ الصَّلاةَ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلانِيَةً وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُوْلَئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَالْمَلائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِم مِّن كُلِّ بَابٍ سَلامٌ عَلَيْكُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ﴾[۵۳۲] متقیان شکیبا افزون بر پاداش بهشت با نهرهای جاری در آن و نیز همسرانی پاکیزه، از خشنودی خدا بهرهمند خواهند بود: ﴿قُلْ أَؤُنَبِّئُكُمْ بِخَيْرٍ مِنْ ذَلِكُمْ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَأَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ﴾[۵۳۳]، ﴿الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا إِنَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ﴾[۵۳۴]، ﴿الصَّابِرِينَ وَالصَّادِقِينَ وَالْقَانِتِينَ وَالْمُنْفِقِينَ وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحَارِ﴾[۵۳۵].[۵۳۶]
آثار دیگر
برخی دیگر از آثار صبر عبارتاند از:
- مقام رضا: اگر کسی بخواهد به مقام رضا برسد و از آثار خشنودی و رضایت الهی در دنیا و آخرت بهرهمند شود میبایست، صبر را در برابر اذیت و آزار دشمنان پیشه گیرد و اجازه ندهد که اذیت و آزار او را بیتاب نماید و از انجام مسئولیت و مأموریت باز دارد و مانع حرکت طبیعی به سوی هدف شود. اگر انسان به مقام رضا برسد از بهشت رضوان بهرهمند خواهد شد و دل وی در دنیا نیز به آرامش و خشنودی میرسد؛ چراکه خشنودی الهی به طور طبیعی خشنودی دل را به همراه خواهد داشت. به هر حال اگر کسی بخواهد به مقام رضای الهی دست یابد میبایست صبر را بر اساس آیه ۱۳۰ سوره طه به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای دست یابی در پیش گیرد و به آن پای بند باشد.
- فرجام نیک: از دیگر آثار صبر پیشگی میتوان به بهرهمندی از فرجام نیک و عاقبت به خیری اشاره کرد که در آیاتی از جمله ۴۹ سوره هود و ۱۳۲ سوره طه به آن اشاره شده است.
- نیکی در برابر بدی: انسانها به طور طبیعی واکنش متقابلی انجام میدهند و اگر نیکی از کسی ببیند میکوشند نیکی کنند و کمتر کسی است که در برابر نیکی رفتاری متضاد و متقابل انجام دهد و بدکاری نماید. همچنین کمتر کسی است که در برابر بدی دیگران اقدام به نیکی کند و خود را چنان بسازد که بدی را به نیکی پاسخ دهد. اما کسانی که صبر پیشه کردهاند، هرگز بر اساس رفتارهای دیگران واکنش و پاسخ نمیدهند بلکه بر اساس اخلاق و آموزههای انسانی و الهی میکوشند پاسخ دهند. این گونه است که در برابر بدی دیگران به نیکی اقدام میکنند و نشان میدهند که همانند دیگران نیستند بلکه در یک مرتبه بالاتر از اخلاق و انسانیت قرار دارند و همواره رحمت ایشان بر غضب ایشان پیشی میگیرد. خداوند دست یابی به خصلت نیکی در برابر بدی دیگران را در سایه سار شکیبایی و صبر میداند و در آیات ۳۴ و ۳۵ سوره فصلت به عنوان یکی از آثار صبر از آن یاد میکند.
- مقام احسان: بر اساس آیه ۱۱۵ سوره هود میتوان گفت که صبر موجب قرار گرفتن انسان در زمره محسنان است. البته چنان که گفته شد صبر خود به یک معنا خود نمادی از ویژگی احسان در شخص است. از این روست که به عنوان تعلیل در آیه مورد توجه قرار گرفته است. به هر حال ارتباط تنگاتنگی میان مقام احسان و مقام صبر وجود دارد که از این آیه میتوان آن را استنباط کرد.
اینها تنها نمونههای از آثار صبر است که در اینجا به آن اشاره شده است. همین مقدار از آثار صبر به خوبی میتواند منزلت و ارزش و اهمیت صبر در زندگی را نشان دهد و عاملی در تشویق انسان برای کسب آن باشد. اگر کسی بخواهد به همین آثار صبر دست یابد میبایست به عوامل ایجادی و تقویتی صبر توجه یابد و از بخواهد تا با شناسایی آنها، زمینه صبر را در خود پدید آورد و از آثار و برکات آن بهره مند شود. از این رو در ادامه به عوامل ایجادی و تقویتی صبر اشاره میشود. تا باشد با بهرهمندی از این عوامل و تحقق صبر از آثار صبر بهره مند شویم[۵۳۷].
موانع صبر
یکی از راههای ایجاد و افزایش صبر، شناخت موانع صبر و عوامل ضد صبر است. اموری که اجازه نمیدهد تا انسان به صبوری دست یابد چه رسد که به مقام عالی بردباری و حلم برسد و از مقام حلیم از اسمای الهی بهره برد. در اینجا به برخی از موانع مهم در تحقق صبر اشاره میشود.
- اجتناب از تکبر و تفاخر: تکبر و تفاخر دو مانع جدی در برابر صبوری آدمی است؛ زیرا متکبر به سبب فقدان تواضع و فروتنی، خود را چنان بزرگ میشمارد که حاضر نیست در برابر رفتارهای دیگران، واکنش نشان ندهد و خود را برتر از آن میبیند که فشاری را تحمل کند و یا سخن درشت بشنود و یا نگاهی از بالا را تحمل نماید؛ بلکه خود را چنان بالا میبیند که حاضر نیست فروتنی داشته باشد. این گونه است که از حالت طبیعی بیرون رفته و رفتاری هیجانی از خود بروز میدهد. خداوند در قرآن با توجه به روحیات متکبر فخور به ویژه در زمان رفاه و آسایش بیان میکند که چنین افرادی نمیتوانند صبور باشند و از آستانه تحمل پایینی برخوردارند. از همین رو، خواهان آن است که برای کسب صبر و افزایش آن از تکبر و فخرفروشی اجتناب کنند و این روحیه را کنار بگذارند. از نظر قرآن تنها کسانی در برابر فشار از دست دادن نعمتی صبوری میورزند که فاقد روحیه تکبر و تفاخر باشند و متأثر از هیجانات تند عاطفی، رفتارهای شدید احساسی از قبیل حزن و فرح نداشته باشند[۵۳۸].
- اجتناب از شهادت ناحق: حقمداری و بیان حق در هر حال، از جمله صفات انسانهای متعادل و موجه است. اما انسانهای نامتعادل همانگونه که به خود ظلم میکنند به سادگی نسبت به دیگران ظلم و ستم روا میدارند. این ستمورزی آنان در همه جا از جمله در گواهی دادن نیز بروز میکند که گواهی به ناحق میدهند و باطل را بر حق مقدم میدارند. بنابراین، برای اینکه از شخصیت و روحیه دارای صبر برخوردار شویم حقمداری در هر حال یکی از راههای کسب آن است. به این معنا که با اجتناب از گواهی ناحق و باطل میتوانیم خود را در مسیری قرار دهیم که نتیجه آن صبوری است[۵۳۹].
- اجتناب از لغو: در همین آیات، بیان شده که برای کسب روحیه صبر و افزایش آن باید از لغو و کارهای بیهوده اجتناب کرد؛ زیرا کارهای بیهوده از مصادیق باطل است و آدمی را به سمت و سوئی سوق میدهد که نهایت آن از دست رفتن صبر و صبوری است. خداوند با تأکید بر برخوردهای کریمانه در برابر رفتارهای لغو و بیهوده دیگران بیان میکند که انسان میتواند با این شیوه در خود صبوری را ایجاد و تقویت کند. اینکه انسان وقتی با سخن و رفتار بیهوده دیگران مواجه میشود واکنش نشان ندهد و بلکه واکنش مثبت نشان داده و با کرامت از آن عبور کند، زمینهای است که صبوری را در انسان تقویت میکند[۵۴۰].
- اجتناب از قتل نفس محترم: جان و عرض و مال مردم محترم بوده و دارای حرمت است و کسی نمیتواند متعرض آن شود. این از حقوق انسانی هر بشری است. کسی که بتواند خود را چنان تربیت کند که جز به حق و عدالت کسی را نکشد و در برابر کارهای نادرست دیگران به سرعت واکنش نشان ندهد، میتواند به درجات و سطوح عالی از صبوری برسد که او را لایق غرفههایی در بهشت کند که ویژه صابران است. در حقیقت تأکید بر بهرهمندی از غرفههای بهشتی خاص این صابران نشان میدهد که واکنشهایی از این دست تا چه اندازه مهم است[۵۴۱].
- اجتناب از مجالس باطل: اجتناب از حضور در مجالس باطل و لغو زمینهساز افزایش صبر در افراد و بهرهمندی از سعادت دنیا و آخرت خواهد شد[۵۴۲]. پس اگر بخواهیم انسانی صبور یا دارای آستانه تحمل بالا باشیم باید از حضور در مجالس لغو و لهو اجتناب کنیم و در هر مجلسی حضور نیابیم؛ زیرا حضور در این مجالس زمینه تغییر روحیه را فراهم آورده و انسان را برای رفتارهای هیجانی و خشم زودهنگام و مانند آن آماده میسازد، به طوری که در برابر کوچکترین کنشی واکنشهای عصبی و هیجانی از خود بروز میدهد. پس یکی از موانع ایجاد و یا افزایش صبر، حضور در چنین مجالسی است. اجتناب از آن نیز میتواند در افزایش آستانه تحمل بسیار مفید باشد[۵۴۳].
ویژگیها و نشانههای صابران
صبر از ارزش و اهمیت و جایگاه ارزشمندی در زندگی انسان برخوردار است؛ کسی که صبر دارد زندگی را با آسایش و آرامش بیشتر میپیماید و کمتر آسیب میبیند و بیشتر از زندگی بهره میبرد. از همین روست که امام علی(ع) درباره جایگاه ارزشمند صبر در زندگی بشر فرموده است: «اَلصَّبْرُ فِی الاُمُورِ بِمَنْزِلَةِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ فَاِذا فارَقَ الرَّأْسُ الْجَسَدَ فَسَدَ الْجَسَدُ فَاِذا فارَقَ الصَّبْرُ الاُمُورَ فَسَدَتِ الاُمُورُ»؛ صبر در کارها همانند سر در بدن است، همانطور که وقتی سر از بدن جدا شود، بدن فاسد میشود، هنگامی هم که صبر از کارها جدا شود کارها تباه میشود[۵۴۴].
پس صبر را باید در زندگی رییس و امیر قرار داد و هر چیز را تحت حکومت و حاکمیت آن قرار داد. رسول خدا(ص) فرمود: «عَلَیْکَ بِالْعِلْمِ فَاِنَّ الْعِلْمَ خَلیلُ الْمُؤْمِنِ، وَالْحِلْمَ وَزیرُهُ، وَالْعَقْلَ دَلیلُهُ، وَالْعَمَلَ قَیِّمُهُ، وَالرِّفْقَ اَبُوهُ، وَاللِّینَ اَخُوهُ، وَالصَّبْرَ اَمیرُ جُنُودِهِ»؛ بر تو باد علم که علم دوست مؤمن است و بردباری وزیر مؤمن است و خرد راهنمای اوست و عمل سرپرست او و مدارا کردن پدر او و ملایمت برادر او و صبر امیر سپاهیان اوست[۵۴۵].
وقتی صبر حاکم بر نفس انسانی باشد و حالت صبر در انسان ملکه و مقام شود، دیگر چیزی از بیرون نمیتواند بر او مسلط و چیره شود و او را برده و بنده خود سازد. از همین روست که صبر را دشمن سختیها دانستهاند. امام علی(ع) فرمود: «اَقوی عَدُوِّ الشَّدآئِدِ الصَّبْرُ»؛ قویترین دشمن سختیها صبر و تاب آوری در برابر آنهاست[۵۴۶].
صبر عمل نیک است اما برای برخی نیکوترین اعمال است. در روایت است که صبر بهترین و نیکوترین عمل برای فقیران است. رسول خدا(ص) فرمود: «اَلصـَّبْرُ حَـسَن وَلکِنْ فِی الْفُقَراءِ اَحْسَنُ»؛ صبر نیکوست ولی در فقراء نیکوتر است[۵۴۷].
صبر همچنین محبوبترین جرعهای است که انسان مینوشد. رسول خدا(ص) فرمود: «ما مِنْ جُرْعَةٍ اَحَبُّ اِلَی اللّهِ مِنْ جُرْعَةِ غَیْظٍ کَظَمَها رَجُلٌ، اَوْ جُرْعَةِ صَبْرٍ عَلی مُصیبَةٍ»؛ هیچ جرعه ای از جُرعه خشمی که مردی فرو برد، یا جرعه صبری که بر مصیبتی نوشیده شود، پیش خدا محبوبتر نیست[۵۴۸].[۵۴۹]
برای هر چیزی نشانه ای است. اگر بخواهیم نشانههای صبر را در خود و دیگران به دست آوریم میتوانیم به نشانههایی اشاره کنیم که پیامبر اکرم(ص) فرمود. آن حضرت میفرماید: «عَلامَةُ الصّابِرِ فِی ثَلاثٍ: اَوَّلُها، اَنْ لایَکْسِلَ، وَالثَّانِیَةُ، اَنْ لایَضْجُرَ، وَالثّالِثَةُ، اَنْ لایَشْکُوَ مِنْ رَبِّهِ عز و جل لاِنَّهُ اِذا کَسِلَ فَقَدْ ضَیَّعَ الْحَقَّ وَ اِذا ضَجِرَ لَمْ یُؤَدِّ الشُّکْرَ، وَاِذا شَکا مِنْ رَبِّهِ عز و جل فَقَدْ عَصاهُ»؛ نشانه انسان صبور در سه چیز است: ۱. این که کسل نمیشود؛ ۲. دل تنگ نمیشود؛ ۳. از پروردگارش شکایت نمیکند؛ چراکه وقتی کسل شود، حق را ضایع و تباه خواهد کرد و هنگامی که دلتنگ شد، سپاسگزاری نمیکند و وقتی که از پروردگارش شکایت کند، گناه خواهد کرد[۵۵۰].[۵۵۱]
به منظور درک وضعیت خود و دیگران نسبت به کنشهای عاطفی و واکنشیهای هیجانی میتوانیم از نشانههای صابران بهره گیریم. چنین سنجشی به ما کمک میکند تا بتوانیم میزان صبر و آستانه تحمل خود را به دست آورده و برای تربیت خویش و تغییر روحیه در جهت مثبت اقدام کنیم. از این رو، در اینجا به برخی از نشانههای صبوری اشاره میشود که میتواند به عنوان شاخص عمل کند.
- نیکی در برابر بدی و اخلاق نیک: نیکی در برابر بدی دیگران از اخلاق انسانهای صبور است که میتوان از این معیار و شاخص برای سنجش رفتار و روحیات خود بهره برد. خداوند میفرماید: ﴿وَالَّذِينَ صَبَرُوا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِيَةً وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُولَئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ﴾[۵۵۲] همچنین در آیات ۶۳ و ۷۵ سوره فرقان بیان میکند که صابران در برابر سخنان بیخردان با سلام به آنان واکنش نشان میدهند و در آیات ۵۴ و ۵۵ سوره قصص نیز میفرماید: آنان بدی را با نیکی دفع میکنند.. و هر گاه سخن بیهوده و لغوی شنیدند از آن اعراض کرده و در پاسخ به بیهودهگویان میگویند: هر کسی کار خودش، بار خودش. پس سلام بر شما. همچنین خداوند در آیات ۳۴ و ۳۵ سوره فصلت فرمان میدهد که بدی را با خوبیهای برتر دفع کنید که این بهتر است؛ زیرا شیوه صابران است. پس میتوان از این راه روحیه صبر را شناخته و در این مسیر گام برداریم تا صبوری یافته و آستانه تحمل ما نیز افزایش یابد.
- گذشت به جای مقابله به مثل: صابران با آنکه میتوانند مقابله به مثل کنند و توان این کار را هم دارند، ولی مقابله به مثل نمیکنند و از درگذشت و عفو وارد میشوند. پس اگر بخواهیم صبوری یاد گیریم یا آن را افزایش دهیم باید در هنگام توان مقابله به مثل و مجاز بودنش، دست از آن بشوییم و دیگر را عفو کنیم[۵۵۳].
- کمترین مجازات: صابران اگر مجبور به مجازات و تنبیه باشند، کمترین مجازات را در نظر میگیرند و واکنشهای آنان بر اساس عواطف شدید و هیجانات تند نخواهد بود[۵۵۴].
- تغییر مکان: صابران در هنگام برخورد با کنشهای تند دیگران که از روی بیخردی و جهالت و سفاهت است، از آن محیط خارج میشوند. این تغییر محیطگاه به بیرون رفتن از اتاق یا مجلسی است و گاه در قالب کوچ و مهاجرت از محله و شهر و کشور اتفاق میافتد. اینکه خداوند در ارتباط با صابران میفرماید زمین خداوند وسیع است، برای آن است که لازم نیست همواره واکنشهای رفتاری و مقاومت داشته باشیم، بلکه گاه جابجائی و هجرت بهترین واکنش است[۵۵۵].
- اعتدال در انفاق: از دیگر خصایص صابران، رعایت اعتدال در انفاق و پرهیز از اسراف و بخل در آن است که خداوند در آیات ۶۳ و ۶۷ و ۷۵ سوره فرقان به آن اشاره کرده است.
- صبوری در مصیبتها و مشکلات جسمی و مالی و جنگی: از شاخصهای صابران صبوری در انواع و اقسام مصیبتها و مشکلاتی بدنی و روانی و مالی در جنگ و غیرجنگ است. اگر چنین چیزی را در خود تقویت کنیم میتوانیم امید به افزایش صبر در خود داشته باشیم[۵۵۶].
- انفاقات آشکار و نهان مالی: از دیگر خصوصیات صابران آن است که از هر چه به دست میآورند بخشی را در راه خداوند به نیازمندان به صورت آشکار و نهان انفاق میکنند و بخل نمیورزند. اینگونه میتوان صبوری آموخت[۵۵۷].
- اقامه نماز: برپایی نماز بهویژه در جماعت و جمعه از دیگر ویژگیهایی است که صابران دارند[۵۵۸]؛ بنابراین باید برای کسب صبوری و افزایش آن از نماز به عنوان یک شاخص مهم بهره برد.
- امیدواری: صابران انسانهایی امیدوار حتی در صورت زوال نعمت و گرفتار شدن به فقر و تنگدستی هستند. پس باید این شاخص را نیز در نظر گرفت تا خود بسنجیم و بدان صبوری را تجربه کنیم[۵۵۹].
- بصیرت: صابران دارای آگاهی و بصیرت ویژه هستند[۵۶۰].
- بینش توحیدی: حاکم بودن جهانبینی توحیدی بر اندیشه و زندگی صابران، از مهمترین عوامل صبوری آنان است؛ زیرا آنان میدانند هر چیزی بر اساس توحید فعل از خداوند و بر اساس حکمت و مشیت و مصلحت است. پس نسبت به مصیبتها واکنشهای تند و عصبی ندارند بلکه هنگام ابتلاء به آن حتی اگر نقص در جان خود و دیگران باشد، آن را خواسته الهی دانسته و استرجاع میگویند: ﴿قالوا انا لله و انا الیه راجعون﴾[۵۶۱].
- پاکدامنی: اجتناب بندگان صبر پیشه خدا، از زنا و بیعفتی، از دیگر صفاتی است که خداوند به عنوان شاخص برای آنان بیان کرده است[۵۶۲]. بنابراین باید تلاش کرد این شاخص را ایجاد و تقویت کنیم.
- تواضع: رعایت وقار و تواضع در راه رفتن، خصلت بندگان صبور خداست[۵۶۳]. ایشان از هرگونه تکبر و تفاخر اجتناب میکنند. بنابراین، برای سنجش خود به این شاخص نیاز مبرم خواهیم داشت.
- ثبات: صابران دارای موضع ثابت در برابر خوشیها و ناخوشیها هستند. این مطلب در آیات ۹ تا ۱۱ سوره هود بیان شده است.
- زهد: اهمیت نداشتن متاعهای دنیا برای صابران از مهمترین ویژگیهای آنان است. همین مسئله موجب میشود تا در برابر از دست رفتنها و کمبودهای مالی دنیوی واکنشهای عاطفی و تند و هیجانی نداشته باشند. پس باید این را آموخت و در زندگی به کار بست تا از صابران شویم[۵۶۴].
- سرور: اصولا سرور در اهل صبر که صفت بهشتیان است، یک اصل است. از این رو آنان همواره مسرور به رضایت خداوندی هستند و نسبت به از دست دادن چیزی اندوهگین نمیشوند، بلکه مسرور هستند[۵۶۵].
- شبزندهداری: شب را به صبح آوردن برای پروردگار با سجده و نماز، از خصلتهای بندگان صبر پیشه خدا است. اصولا اینگونه اعمال عبادی در تقویت روحیه صبوری و افزایش آن بسیار موثر است[۵۶۶].
- شجاعت: ترس نداشتن صابران از مرگ و شهادت در راه خدا از دیگر خصلتهای آنان است؛ زیرا در بینش توحیدی آنان تا اجل مسمی نرسد فرشتگان حافظ، مانع مرگ میشوند و هر چه به انسان در بیرون و درون میرسد بر اساس حکمت و مصلحت و مشیت الهی است[۵۶۷].
- شرح صدر: صابران دارای شرح صدر و توان تحمل مخالفان هستند. پس باید اینگونه شاخصهای صبر را بشناسیم و در ایجاد و تقویت آن تلاش کنیم[۵۶۸].
- صلاح: صابران انسانهایی صالح و شایسته هستند. پس باید هر کار صالح را انجام دهیم تا به مقام صابران دست یابیم[۵۶۹].
- گذشت: عفو و گذشت از خطاکاران، از خصلتهای صابران است و لذا هرگاه با خطاکاری در مسایل شخصی نه اجتماعی مواجه شدیم، از او بگذریم و نخواهیم تنبیه و مجازات کنیم[۵۷۰].
- مسالمتجویی: بندگان صابر خدا، افراد مسالمتجو و نیکرفتار در تعامل با جاهلان و سفیهان هستند[۵۷۱].
- منش کریمانه: صابران دارای روش و منش کریمانه در برخورد با باطل و باطلگرایان هستند و باید اینگونه عمل کرد تا صبوری بیاموزیم و آن را تقویت کنیم[۵۷۲].
- موعظهپذیری: تنها صابران دارای زمینه پذیرش سخنان صاحبان علم و اهل پذیرش موعظه هستند[۵۷۳]؛ چراکه از نظر قرآن، صابران، انسانهایی پندآموز و اهل تذکر میباشند[۵۷۴].
- نیکوکاری: صابران از نیکوکاران و مورد محبت خداوند هستند[۵۷۵].
همچنین در آیات قرآن به صفتهای دیگر صابران از جمله: صبر بر اذیتهای دشمنان، صبر بر استهزاء، اطاعت از خدا و پیامبر، صبر بر امتحان خدا، امر به معروف و نهی از منکر، ایمان و ثبات قدم، صبر بر بلایا، پرداخت زکات، پرهیز از اتکا به ظالمان و دهها ویژگی دیگر توجه داده شده است که شناخت هر یک از آنها به عنوان یک شاخص و معیار میتواند برای کسانی که میخواهند صبر را در خود ایجاد یا تقویت کنند بسیار مفید و سازنده است.
همچنین شناخت آثار و فواید صبوری و آثار دنیوی و اخروی و نیز مادی و معنوی آن برای ایجاد انگیزه و تقویت آستانه تحمل بسیار مفید خواهد بود[۵۷۶].
صبر انبیا
در آیات ۴۸ - ۹۰ سوره انبیاء ضمن بیان داستان شماری از انبیا و نام بردن از ایوب، اسماعیل، ادریس و ذوالکفل، همه آنان را از صابران به شمار آورده است: ﴿كُلٌّ مِنَ الصَّابِرِينَ﴾[۵۷۷]؛ همچنین به رسول اکرم(ص) توصیه شده در صبر، پیامبران اولواالعزم را سرمشق خود قرار دهد: ﴿فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلا تَسْتَعْجِل لَّهُمْ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلاَّ سَاعَةً مِّن نَّهَارٍ بَلاغٌ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلاَّ الْقَوْمُ الْفَاسِقُونَ﴾[۵۷۸] نوح(ع) از پیامبران اولواالعزم است که ۹۵۰ سال با صبر و استقامت، قوم خود را به راه خدا دعوت کرد: ﴿وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عَامًا فَأَخَذَهُمُ الطُّوفَانُ وَهُمْ ظَالِمُونَ﴾[۵۷۹]، ﴿قَالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلا وَنَهَارًا فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعَائِي إِلاَّ فِرَارًا وَإِنِّي كُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ وَاسْتَغْشَوْا ثِيَابَهُمْ وَأَصَرُّوا وَاسْتَكْبَرُوا اسْتِكْبَارًا ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ جِهَارًا ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنتُ لَهُمْ وَأَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْرَارًا فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا يُرْسِلِ السَّمَاء عَلَيْكُم مِّدْرَارًا وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيَجْعَل لَّكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَل لَّكُمْ أَنْهَارًا ﴾[۵۸۰] ابراهیم(ع) نیز به سبب شکیبایی فراوان در برابر سختیهای رسالت و به ویژه به سبب مجادله با فرشتگان برای به تأخیر انداختن عذاب قوم لوط با وصف «حلیم» ستوده شده است: ﴿إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُنِيبٌ﴾[۵۸۱]؛[۵۸۲] همچنین به سبب تحمل جفاهای پدرش آزر با وصف «حلیم» از او یاد شده است: ﴿وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ﴾[۵۸۳].[۵۸۴]
در میان انبیا از صبر برخی مانند ایّوب، یعقوب و اسماعیل بهگونه ویژه یاد شده است. ایوب به بلاهایی مانند بیماری، از دست دادن عزیزان و اموال دچار شد: ﴿وَأَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ﴾[۵۸۵]؛ ﴿وَاذْكُرْ عَبْدَنَا أَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطَانُ بِنُصْبٍ وَعَذَابٍ﴾[۵۸۶][۵۸۷] ولی ناامید نشد و تنها از درگاه خدا رفع گرفتاری خود را خواست و خدا نیز دعایش را اجابت کرد: ﴿بَلْ مَتَّعْنَا هَؤُلَاءِ وَآبَاءَهُمْ حَتَّى طَالَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ أَفَلَا يَرَوْنَ أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنْقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا أَفَهُمُ الْغَالِبُونَ﴾[۵۸۸]، ﴿ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هَذَا مُغْتَسَلٌ بَارِدٌ وَشَرَابٌ﴾[۵۸۹]، ﴿وَوَهَبْنَا لَهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنَّا وَذِكْرَى لِأُولِي الْأَلْبَابِ﴾[۵۹۰] و از این رو از او به عنوان بندهای نیکو و شکیبا یاد شده است: ﴿إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِرًا نِعْمَ الْعَبْدُ﴾[۵۹۱].
حضرت یعقوب به پسرانش گفت در فراق یوسف صبر جمیل خواهد داشت: ﴿وَجَاؤُوا عَلَى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَاللَّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ﴾[۵۹۲]، ﴿قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ عَسَى اللَّهُ أَن يَأْتِيَنِي بِهِمْ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ﴾[۵۹۳] براساس روایات، صبر جمیل آن است که کسی (از مشکلات) نزد مردم شکایت نبرد[۵۹۴]. در پایان آیهای که از نابینا شدن یعقوب بر اثر اندوه گزارش داده، به این نکته اشاره شده که در همان حال «کظیم» بود. کظیم کسی است که با وجود خشم فراوان، آن را ابراز نمیکند[۵۹۵]، از این جهت اندوه یعقوب و از دست دادن بیناییاش در فراق یوسف با صبر وی منافات ندارد؛ زیرا در برابر مردم بیتابی نمیکرد و غم جانکاه و اندوه خود را فقط با خدا در میان میگذاشت: ﴿قَالَ إِنَّمَا أَشْكُو بَثِّي وَحُزْنِي إِلَى اللَّهِ وَأَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ﴾[۵۹۶]؛ خدایی که از شنیدن ناله و شکایت و اصرار بندگان نیازمندش هرگز خسته و ناتوان نمیشود.[۵۹۷]. بر پایه روایتی، یعقوب تسلیم فرمان خدا شد و هیچگاه از بلاهایی که به او میرسید، نزد کسی شکایت نمیکرد[۵۹۸]. اسماعیل نیز در برابر آزمون دشوار قربانی شدن به دست پدر به وی گفت که به خواست خدا او را از صابران خواهد یافت: ﴿فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ﴾[۵۹۹] پیش از آن خدای متعالی غلامی حلیم را به ابراهیم مژده داده بود: ﴿فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ﴾[۶۰۰] که مقصود از آن اسماعیل است[۶۰۱]. داوود نیز در برابر سختیهای رسالت شکیبا بود تا جایی که به رسول اکرم(ع) توصیه شده تا در برابر سخنان آزار دهنده مشرکان صبوری کند و به یاد داوود پیامبر باشد که در تسبیح و عبادت خدا بسیار توانمند بود: ﴿اصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاذْكُرْ عَبْدَنَا دَاوُودَ ذَا الأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ﴾[۶۰۲]؛[۶۰۳] همچنین از ایّوب، ابراهیم، اسحاق، یعقوب، اسماعیل، اَلْیَسَع و ذوالکفل یاد کند که همه از نیکان بودند: ﴿وَاذْكُرْ عَبْدَنَا أَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطَانُ بِنُصْبٍ وَعَذَابٍ﴾[۶۰۴]، ﴿وَاذْكُرْ عِبَادَنَا إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ أُولِي الْأَيْدِي وَالْأَبْصَارِ﴾[۶۰۵]، ﴿وَاذْكُرْ إِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَذَا الْكِفْلِ وَكُلٌّ مِنَ الْأَخْيَارِ﴾[۶۰۶].[۶۰۷]
صبر پیامبر خاتم (ص) الگوی دیگران
از نگاه قرآن، پیامبر(ص) به عنوان اسوه حسنه الهی باید شناخته شده و عقاید و افکار و رفتارش سرمشق قرار گیرد. شناخت و آگاهی از صبرهای پیامبر(ص) میتواند به مؤمنان کمک کند تا همانند آن حضرت در سهگانههایی که در زندگی با آن مواجه میشوند، صبر کنند و آستانه تحملشان را در سطح عالی تابآوری بالا برند و به مقام حلم، فراتر از صبر نیز برسند.
پیامبر(ص) در مقام پیامبری با حکمت و موعظه حسنه و مجادله نیکو، دیگران را دعوت به اسلام میکرد[۶۰۸]، اما برخی از آنان مخالفت کرده و تعدی میکردند. هر چند آن حضرت در برابر این مخالفتها میتوانست مقابله به مثل کند که عین عدالت است، اما صبر پیشه کرد و آستانه تحمل خود را بالا برد و مقابله به مثل نکرد؛ در این باره قرآن نیز میفرماید: لئن صبرتم لهو خیر للصابرین؛ اگر صبر کنید آن برای صابرین بهتر است[۶۰۹].
اصولا از نظر قرآن، مردم در برابر دعوت حق دو گونه واکنش نشان میدهند؛ پذیرش یا عدم پذیرش. پیامبر(ص) مکلف نیست تا به زور دست مردم را به عنوان وکیل بگیرد و آنان را به مقصد برساند، بلکه باید تنها ابلاغ و تبلیغ کند و این خدا است که هر که را خواهد هدایت میکند. البته پیامبر(ص) در امر تبلیغ میبایست تابع وحی باشد و نسبت به منکران شکیبا باشد تا حکم الهی در هدایت یا مرگ آنان برسد؛ زیرا این خدای خیرالحاکمین است که حکم را به بهترین وجه میدهد که هدایت یا مرگ مخالفان و دشمنان است[۶۱۰].
البته ممکن است که انسان برای هدایت دیگران بخواهد از برخی حقایق کوتاه بیاید تا آنان را به سوی حق جذب کند اما قرآن دستور میدهد که هر گونه گرایش به سوی کافران و مخالفانی که آتش را خریدارند باطل است؛ بنابراین، پیامبر(ص) و مؤمنان باید بر اصول اساسی خویش باشند و از آن کوتاه نیایند. اگر انسان، بر سر حق صبر کند و پایبند اصول باشد، در حقیقت به حسنات عمل کرده و اینگونه جزو محسنین قرار میگیرد و خدا اعمال محسنان را ضایع نمیکند. پس صبر در برابر مخالفان و اطاعت از احکام الهی از مصادیق احسان است که سیئات را از میان میبردارد[۶۱۱].
از نگاه قرآن، اقامه نماز یک واجب دینی و جزو شعائر الهی است که صف مسلمان را از کافر جدا میکند. در حقیقت عمل مطابق احکام شریعت که عقل فطری و نقل وحیانی آن را کشف میکند، چیزی جز عمل به معروف و امور پسندیده نیست؛ بنابراین کسی که نماز را اقامه میکند، عامل به معروف و آمر به آن است. البته این اعمال سختیهایی دارد ولی باید به آن تن داد. در این موارد به ویژه در ساحت امر به معروف و نهی از منکر چون با مخالفت دیگران مواجه خواهد شد باید آستانه تحمل خویش را بالا برد؛ لذا اگر در شرایط تبلیغ و عمل به شریعت و امر به معروف نهی از منکر با مخالفتهایی مواجه شد باید بر سختیهای این عرصه صبر کند[۶۱۲].
صبر بر اذیت و آزار دیگران در ساحت امر به معروف و نهی از منکر و عمل مطابق شریعت خصوصا نماز و اقامه آن، از مصادیق «عزم الامور»[۶۱۳] است؛ و کسی که بخواهد به مقام اولوالعزم برسد باید در این امور صبر پیشه کند[۶۱۴].
خدا به پیامبرش این بشارت را میدهد که همه اعمال او را زیر نظر دارد. پس باید بر اساس حکم الهی عمل کرده و بر انجام تکلیف و اطاعت از آن صبر کند؛ هرچند این حکم، بظاهر خوشایند نباشد. در این راه باید از نماز و تسبیحگویی بهره گیرد تا آستانه تحملش با نماز و ذکر الهی افزایش یابد[۶۱۵].
پس اگر پیامبر(ص) در امر تبلیغ و ابلاغ احکام خدا با سخنان درشت و تند و بیادبی مواجه میشود، میبایست صبر پیشه کند و اگر بخواهد آنان را از حریم خویش دور نگه دارد و بتواند به شکل متین تبلیغ کند و اذیت و آزارها را کاهش دهد، باید براساس دستور «اهجرهم هجرا جمیلا» با شیوهای پسندیده مخالفان را از خود دور کند تا بتواند مبلغ خوبی باشد[۶۱۶]. البته خدا خود میداند با اهل تکذیب چگونه معامله کند و آنان را پس از مهلتیاندک به درک واصل نماید[۶۱۷].
مؤمنان نیز باید در رفتار فردی و اجتماعی باید صبر را پیشه خود سازند تا بتوانند به تقوایی برسند که ایشان را رستگار میکند[۶۱۸]. اطاعت از پیامبر(ص) در این امور و پرهیز از هر گونه از نزاع و درگیری موجب میشود تا به صبری دست یابند که آنان را در مقام صابرین قرار دهد[۶۱۹].
صبر به توفیق الهی موجب میشود تا انسان به مقامات معنوی برسد. استعانت از صبر انسان را در مسیر درست قرار میدهد[۶۲۰]. پس همانگونه که خدا پیامبرش را به صبر دعوت و توصیه میکند، مؤمنان نیز اینگونه باید به صبر توصیه کنند و بر آن استقامت ورزند تا بتوانند در زندگی به توفیق الهی به فلاح و رستگاری برسند و از خسران ابدی نجات یابند[۶۲۱].[۶۲۲]
راه رسیدن به مقام صابران
عوامل شناختی و نگرشی
برای دستیابی به مقام صابران و یا برخی از مراتب آن میبایست در بخشهای شناختی و نگرشی آدمی برنامهریزی شود. از آنجا که صبر مقولهای تشکیکی و دارای مراتب شدت و ضعف است[۶۲۳] و این شدت و ضعف ارتباطی به دو حوزه شناختی و بصیرتی و ارادی و نگرشی فرد دارد میتوان امید داشت که دستکم به برخی از مراتب آن بتوان دست یافت.
دستیابی به مراتب عالی صبر زمانی ممکن است که شخص از نظر شناختی به مقام اهل بصیرت برسد و ملکوت آسمانها و زمین را بشناسد و موقعیت خدا و خود را در هستی و مسائل و امور آن به درستی بشناسد و درک کند. این همان مسئله بینشی است که دستیابی به مقام نهایی آن تنها برای اهل بصیرت ممکن است.
البته شناخت و بصیرت نهایی نیز برای دستیابی به مرتبه نهایی صبر و صابران کفایت نمیکند؛ زیرا از نظر قرآن ـ چنانکه در روانشناسی و علوم مرتبط انسانی دیگر اثبات شده است ـ شناخت به تنهایی برای انجام و تحقق خارجی عملی حتی در نفس آدمی کفایت نمیکند، بلکه نیازمند عامل مهم و موثر دیگری است که از آن به «اراده» یا عزم تعبیر میشود.
بسیاری از اهل شناخت و بصیرت و حتی ایمان وجود دارند که از عزم و اراده قوی برخوردار نیستند. از آن جمله میتوان به حضرت آدم(ع) اشاره کرد که قرآن در وصف او پس از شکست در امتحانات الهی میفرماید: ﴿وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا﴾[۶۲۴].
عزم به معنای اراده قوی و محکمی است که هر سدی را از جلوی عمل بردارد و تا به مقصد و مقصود نرسیده از کار دست برندارد. از این رو تنها برخی از پیامبران(ع) و انسانها به عنوان صاحبان عزم (اولوالعزم) ستوده و معرفی شدهاند.
بنابراین راه دستیابی به عالیترین درجات صبر، داشتن بصیرت کامل و عزم و اراده قوی و آهنین است[۶۲۵]. اما این مسئله موجب نمیشود تا انسانها نتوانند به مراتب دیگر آنکه پایینتر است دست یابند.
هر کس بر اساس دانش و شناخت خویش و نیز اراده و عزم خود از مرتبه و درجهای از صبر میتواند بهرهمند شود. بنابراین لازم است که برای رسیدن به هر مرتبه به مقدار دانش و شناخت خویش به اشکال مختلف بیفزاییم که این شناخت میتواند از راه دانشهای آفاقی و یا انفسی به دست آید. به این معنا که تفکر در هستی و تدبر در آیات درونی و بیرونی خود و هستی میتواند موقعیت خود در هستی را برای انسان روشن سازد و اینکه چه عامل و یا عواملی میتواند در زندگی او و یا جهانیان موثر باشد[۶۲۶].
علم و آگاهی عامل ایجاد صبر و کنترل نفس
خداوند در آیه ۶۸ سوره کهف با بیان داستان حضرت موسی(ع) و استاد کامل و ربانی وی یعنی حضرت خضر(ع) به این مسئله توجه میدهد که تا چه اندازه احاطه کامل علمی و شناخت جامع و آگاهی از فلسفه حوادث پیش آمده میتواند زمینهساز صبر و شکیبایی شخص باشد. در زمانی که حضرت موسی(ع) خواهان بهرهگیری از دانش رشدی عالم ربانی خضر(ع) میشود آن حضرت به وی میگوید که این امر ممکن نیست؛ زیرا نسبت به فلسفه حوادث و اتفاقات، احاطه علمی نداری و به سبب همین عدم احاطه علمی نمیتوانی در برابر مسائل و رخدادها صبر نشان دهی و واکنشهای خود را کنترل کرده و بر اساس احساسات و عواطف و موثرات آن عمل نکنی. به سخن دیگر زمانی صبر امکانپذیر است و شخص میتواند عواطف و احساسات خود را نسبت به رخدادها و حوادث مهار و مدیریت کند که از علل و فلسفه حوادث و رخدادها آگاهی داشته باشد ولی از آنجا که برای حضرت موسی(ع) چنین آگاهی و احاطه علمیفراهم نبود نمیتوانست راه شکیبایی را در پیش گیرد.
حضرت خضر(ع) به حضرت موسی(ع) میفرماید: ﴿وَكَيْفَ تَصْبِرُ عَلَى مَا لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْرًا﴾[۶۲۷]؛ هر چند که حضرت موسی(ع) بر این باور است که اراده قوی وی میتواند او را صابر کند و رخدادها و عوامل تحریک عواطف او را از میدان به در نکند ولی رخدادها نشان داده است قضاوت خضر(ع) درستتر بود؛ زیرا شخصی که نسبت به مسائل و موقعیت خود احاطه کامل علمی ندارد نمیتواند نسبت به رخدادهای تحریککننده احساسات و عواطف، به طور طبیعی واکنش ندهد. تنها کسانی میتوانند نسبت به حوادث تحریکی مقاومت کنند و واکنشهای خویش را از احساسی به عقلانی و یا شرعی تغییر جهت دهند که شناخت خوبی نسبت به رخدادها داشته باشند.
هر چند که حضرت موسی(ع) نشان داد که میتواند احساسات و عواطف طبیعی خود را به سرعت کنترل و مدیریت کند ولی این مسئله زمانی است که هشداری بیرونی او را از غفلت بیرون آورد و در حقیقت او خود به خود نمیتوانست نسبت به واکنشهای طبیعی خود کنترلی داشته باشد.
حضرت موسی(ع) با آنکه پیامبری بزرگ و حتی اولوالعزم به شمار میرود که از نظر اراده در مقامی بلند است ولی از نظر علمیو شناختی در مرتبه خضر(ع) نبود و حضرت خضر(ع) به دانشهایی آگاهی داشت که حضرت موسی(ع) از آن به دانش رشدی تعبیر میکند. این دانش رشدی است که حضرت خضر(ع) را شخص بااراده میسازد که بتواند تا در برابر رخدادها مهار نفس خود را در دست گیرد بلکه آگاهانه شکیبایی در پیش گیرد و صبر عقلانی از خود نشان دهد.
دانش رشدی که در اختیار حضرت خضر(ع) است دانشی است که خود آن بزرگوار از آن به دانش احاطی تعبیر میکند. دانش احاطی دانشی است که شخص از زاویه بلند، همه کلیات و جزئیات مسئله و پیامدهای آن را میشناسد و میبیند. این همان علمی است که خداوند نسبت به هستی دارد و حضرت خضر(ع) به تبع از آن آگاه میباشد. دستیابی به این علم که از آن به علم لدنی[۶۲۸] تعبیر میشود موجب میشود تا شخص از شفاعت نیز برخوردار گردد. به این معنا که اشخاص دارای علم لدنی و احاطی و رشدی میتوانند از همه مسائل و جزئیات امور آگاه باشند و با توجه به چنین علم و دانشی است که خواهان گذشت و عفو و مغفرت میشوند.
به هر حال آگاهی و شناخت، عامل اساسی و مهمی در ایجاد صبر و کنترل و مدیریت نفس و مقابله با احساسات تحریک شده است. خداوند در آیه ۴۹ سوره هود آگاهی از سرنوشت مخالفان و دشمنان را عاملی برای صبر و شکیبایی پیامبر(ص) برمیشمارد و در آیات ۵۸ و ۶۰ سوره روم آگاهی آن حضرت به ریشه رفتارها و انکارهای جاهلانه دشمنان را زمینهساز شکیبایی وی میداند.
به عبارت دیگر آگاهی از قوانین و سنتهای الهی و علل و عوامل ایجادی رخدادهای خوب و بد و زشت و زیبا، مهمترین عامل در ایجاد صبر و شکیبایی در انسان است که در آیات ۱۲۸ تا ۱۳۰ سوره طه نیز بدان اشاره و تاکید شده است.
برای تحقق چنین آگاهی، خداوند در آیات مختلف به مسئله شناخت فلسفه آفرینش و یا باور به معاد و رستاخیز و روز جزا و پاداش هر نیک و بد[۶۲۹] اشاره میکند و آن را زمینهساز صبر در انسان میشمارد[۶۳۰].
بینش و جهانبینی توحیدی و باور به اینکه از خدا و به سوی اوییم[۶۳۱] بصیرت و درک عمیق از علل و عوامل حوادث و فلسفه آنها[۶۳۲] و تدبر و تفکر در سرگذشت افراد و اقوام[۶۳۳] و امور دیگری که در ایجاد بینش و نگرش تاثیرگذار است از مهمترین علل و عوامل ایجادی صبر در انسان است[۶۳۴].
داشتن اراده قوی لازمه دستیابی به صبر
عامل مهم دیگری که در ایجاد صبر و یا تقویت آن و دستیابی شخص به مراتب عالیتر صبر موثر است و قرآن بر آن تاکید میورزد اراده قوی است. از این رو در آیه ۱۸۶ سوره آل عمران و نیز آیه ۱۷ سوره لقمان و شورا آیه ۴۳ و احقاف آیه ۳۵ بر مسئله عزم و اراده قوی به عنوان پیش شرط تحقق صبر اشاره میکند و میفرماید: و ان تصبروا و تتقوا فان ذلک من عزم الامور؛ اگر استقامت کنید و تقوا پیشه سازید[۶۳۵]، این از کارهای مهم و قابل اطمینان است؛ اصولا عزم در کارها و اراده قوی داشتن، همان صبر و شکیبایی است که به عنوان فضیلتی محبوب همگان است.
در آیه ۳۵ سوره احقاف میفرماید: فاصبر کما صبر اولوالعزم من الرسل؛ همانند پیامبران صاحب عزم و اراده قوی، تو نیز صبر و شکیبایی کن.
در حقیقت انسان اگر شناخت و احاطه علمی داشته باشد و حتی اگر به این شناخت خویش ایمان و باور داشته و قلب و دلش با آن باشد زمانی میتواند تاثیرگذار باشد که همراه با اراده قوی و عزم عملی در میدان عمل باشد. بسیاری از کسانی که راه فسق و فجور را در پیش میگیرند و در زندگی کاری میکنند که مورد خشم و غضب الهی قرار میگیرند کسانی هستند که با شناخت و حتی ایمان، در مقام عمل، سست اراده هستند و بر اساس ایمان و باورهای خویش عمل نمیکنند. در حادثه کربلا نیز کوفیان با آنکه قلبهایشان با امام حسین(ع) بود ولی شمشیرهایشان به سبب ترس از دولت اموی و خشونتهای آنان ضد امام حسین(ع) بود؛ زیرا اراده جدی و قوی نداشتند، چنانکه این مسئله را بارها امیرمؤمنان(ع) در جنگهای مختلف به آنان گوشزد کرده بود.
بسیاری از مردم در هنگام عمل کم میآورند و در برابر رخدادها و حوادث شدید، مقاومت خود را از دست میدهند و بیاراده در پی نفس و گرایشهای آن میروند و بر خلاف باور و ایمان خود عمل میکنند. این نشان میدهد که انسان افزون بر شناخت، نیازمند اراده قوی در هنگام عمل است و این همان چیزی است که آیات قرآن پیش گفته و آیات دیگر بر آن تاکید میکنند.
برای دستیابی به اراده قوی نیز قرآن راهکارهایی بیان میکند که از آن جمله میتوان به توجه به امدادهای غیبی خداوند[۶۳۶] توجه به اسوههای صبر و شکیبایی[۶۳۷]انفاق و اختصاص دادن سهمی مشخص از مال خود به نیازمندان[۶۳۸] امانتداری اقامه گواهی و شهادت راست در دادگاهها ترس از خدا به جای مردم[۶۳۹] خشوع و خضوع[۶۴۰] نماز و روزه گرفتن اشاره کرد.
با این راهکارها که قرآن بیان کرده میتوان امیدوار بود که دستیابی به مقام صابران که مقامی بس والا در نزد خداوند است امکانپذیر خواهد بود[۶۴۱].
حکم صبر
در آیات بسیاری پیامبر یا مؤمنان به صبر فرمان داده شدهاند: (﴿فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ﴾[۶۴۲]؛ ﴿فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاء اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى﴾[۶۴۳]؛ ﴿فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لَا يُوقِنُونَ﴾[۶۴۴]؛ ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴾[۶۴۵]؛ ﴿وَأَطِيعُواْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ ﴾[۶۴۶] با توجه به اینکه متعلَّق صبر در مواردی کلی است و در مواردی طاعت یا معصیت است، میتوان گفت هر جا به صبر فرمان داده شده، حکم آن مطلوبیت (وجوب یا استحباب) است و از همین رو برخی مفاد ﴿اصْبِرُواْ﴾ در آیه ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴾[۶۴۷] را لزوم پایبندی به عبادات و دوری از محرمات دانستهاند[۶۴۸]، یا به طور مثال در آنجا که از رسول خدا خواسته شده در برابر سخنانآزار دهنده مشرکان صبر و با شیوهای نیکو آنان را رها کند: ﴿وَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْرًا جَمِيلًا﴾[۶۴۹].
برخی مفسران از فرمان به صبر در آیه یاد شده وجوب صبر مبلغان دینی در برابر آزار و اذیتهای این راه را برداشت کردهاند[۶۵۰]. در برخی منابع حدیثی ـ فقهی شیعی نیز ابوابی در زمینه حکم صبر آمده است[۶۵۱]؛ برای مثال، یک باب با عنوان «استحباب صبر در همه امور» آمده و بر اساس روایتی از امام صادق(ع) صبر در همه امور لازم است[۶۵۲]. بابی هم با عنوان «وجوب صبر بر طاعت و صبر از معصیت» ذکر شده است[۶۵۳]. افزون بر آنها بابی هم با عنوان «استحباب صبر در برابر بلایا و آزار همسایه» آمده است[۶۵۴]. گفتنی است که در ابواب یادشده عموماً احادیثی در زمینه فضیلت اقسام صبر و توصیه به آن آمدهاند.
بعضی نیز با این فرض که امر، بر وجوب دلالت دارد، حکم وجوب صبر را از آیات یاد شده استفاده کردهاند[۶۵۵]، چنانکه بر وجوب صبر ادعای اجماع نیز شده است[۶۵۶]. بنابراین صبر بر واجبات و ترک محرمات، واجب و صبر بر مستحبات (و ترک مکروهات)، مستحب است[۶۵۷]. در مواردی نیز صبر از بیصبری بهتر دانسته شده است؛ مانند صبر در برابر بدی دیگران و گذشت از انتقام که برای بردباران بهتر دانسته شده است: ﴿وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُواْ بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُم بِهِ وَلَئِن صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِّلصَّابِرِينَ﴾[۶۵۸] برخی از این آیه حکم استحباب صبر را برداشت کردهاند[۶۵۹]. نمونه چنین صبری خودداری هابیل از اقدام متقابل در برابر برادرش قابیل است: هابیل به قابیل گفت «اگر دستت را به سوی من دراز کنی تا مرا بکشی، من هرگز دست خود را به سوی تو دراز نخواهم کرد تا تو را بکشم» و علت آن را خداترسی خود دانست: ﴿لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي مَا أَنَا بِبَاسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لِأَقْتُلَكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ﴾[۶۶۰] برخی مفسران گفتهاند در آن زمان کشتن دیگری در مقام دفاع جایز نبوده و هابیل مأمور به صبر بوده است[۶۶۱].[۶۶۲]
روش قرآن کریم در دعوت به صبر
روش قرآن کریم در دعوت به صبر را، بر اساس آیات این کتاب نورانی میتوان در این چند بند خلاصه نمود:
- قرآن کریم، نخست مردمان را امر میفرماید که از صبر کمک گیرند. در اینگونه از آیات، "آنچه بر آن صبر میشود" معمولاً حذف شده است، تا بر اساس قواعد زبان عرب، عمومیّت آن را به اشاره گیرد. از اینرو میتوان از صبر کمک گرفت و به واسطه آن یاری جست، تا در سیر و سلوک، در حلّ مشکلات و باز شدن دربهای مقامات عالی، آدمی فرونمانده به سعادت دو جهانی نائل شود. به این آیه شریفه بنگرید: ﴿اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ﴾[۶۶۳].
- زان پس وعده میفرماید که خداوند متعال با صابران است، و تأکید مینماید که این مسأله باعث میشود تا عنایت ویژه او شامل حال آنان شود. این وعده در بسیاری از آیات این کتاب تکرار شده، و برای تحریک جانهای مشتاقْ بهسوی تحصیل فضیلت صبر و صبرورزی، بسیار نافع است.
- خداوند متعال نکتهای لطیف را به یادآوری میگیرد؛ و آن اینکه آزمایشها و ابتلاهای دنیایی، از لوازم جداییناپذیر موجودات این دنیا و حیات آن است؛ چه کامل شدن هر موجودی وابسته به همین آزمایشها و گرفتاریها است. آدمی در این میان با اختیار خود به این وسیله تکامل مییابد، و دیگر موجودات بدون آنکه از اختیاری برخوردار باشند، به چنین کمالی متناسب با نوع وجود خود دست مییابند. به این دو آیه شریفه بنگرید: ﴿ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ائْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ﴾[۶۶۴]؛ ﴿مَا مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ﴾[۶۶۵]. انسان، یگانه موجودی است که در این آزمایشها و گرفتاریها اختیار داشته، میتواند روش خود را انتخاب نماید؛ از اینرو یا در آنها مردود شده به واسطه عدم صبر کردن بر آنها تنها از گرفتاری بدون اجر و ثواب، رنج برَد؛ و یا آنکه در آن امتحانها پیروز شده به درجات بلند و مقامات رفیع دست یابد. در این صورت این بلاها او را تصفیه کرده به شفافیت روحانی میرساند، همانگونه که سنگ طلا نیز در آتش نهاده میشود، تا آتش ناخالصیهای آن را زدوده باعث ارزشمند شدنش گردد: ﴿وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ * الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ * أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ﴾[۶۶۶].
- پس از آن، گه گاه اشاره میفرماید که به دست آوردن ملکه تقوی، در گرو صبر است. از اینرو هرکس بر مصائب و سختیها صبر نورزد، به گناهان گرفتار میشود؛ همانگونه که کسی که بر انجام طاعات الهی صبر نکند، سرانجام به گناهان مبتلا میشود؛ پر واضح است که این هر دو در مقابل تقوی قرار دارد. آیه زیرین در شمار این آیات قرار دارد: ﴿وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِينَ الْبَأْسِ أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ﴾[۶۶۷].
- در مرتبه پنجم نیز، راهنمائی میفرماید که صابران مورد محبّت الهی هستند؛ و میدانیم که هرکس مشمول محبّت الهی گردد، بدون تردید به خیر دنیا و آخرت دست یافته است: ﴿وَكَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَكَانُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ * وَمَا كَانَ قَوْلَهُمْ إِلَّا أَنْ قَالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ * فَآتَاهُمُ اللَّهُ ثَوَابَ الدُّنْيَا وَحُسْنَ ثَوَابِ الْآخِرَةِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ﴾[۶۶۸]. در برخی از آیات همین کتاب الهی، به ثوابهای دو جهانی که برای صابران فراهم شده، اشاره میشود. در شمار آیاتی که ثواب این جهانی آنان را روشن میفرماید، میتوان به این آیه اشاره کرد: ﴿إِنَّهُ مَنْ يَتَّقِ وَيَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ﴾[۶۶۹]. درباره ثواب اخروی اینان نیز، میتوان گفت که هر عملی در قیامت از ثوابی معیّن و مشخص برخوردار است؛ صابران اما ثوابی غیر محدود در مییابند، که بر خلاف دیگر ثوابها از اندازهای مشخص بهرهمند نیست: ﴿إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسَابٍ﴾[۶۷۰].
- در مرتبه ششم نیز، اشاره میفرماید که تهذیب نفس متوقّف بر صبر میباشد، و پاکیزگی نفس انسان بدون چنگ انداختن در فضیلت صبر به دست نخواهد آمد؛ همانگونه که قلب سلیم نیز -که به شهادت کتابهای آسمانی و تصدیق انبیاء (ع)، میتواند به ایمان دست یابد و محلّ آن گردد- تنها در سایه صبر به دست میآید و بس: ﴿وَإِذَا سَمِعُوا مَا أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ وَمَا لَنَا لَا نُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَمَا جَاءَنَا مِنَ الْحَقِّ وَنَطْمَعُ أَنْ يُدْخِلَنَا رَبُّنَا مَعَ الْقَوْمِ الصَّالِحِينَ﴾[۶۷۱]. ورنه انسان لجوج عنادورز، که محبّت مال و مقام را در دل داشته به واسطه آنها فریفته شده است، هرگز نمیتواند حق را بپذیرد و آن را در خانه قلب خود جای دهد: ﴿وَإِذْ قَالُوا اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ هَذَا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنَا حِجَارَةً مِنَ السَّمَاءِ أَوِ ائْتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ﴾[۶۷۲]. بدین ترتیب آشکار میشود، که به واسطه تهذیب نفس است که برکندن ریشههای این درخت آلوده از جان آدمی، ممکن میشود؛ حضرت حق با اشاره به اهمیّت صبر در زمینه هدایت و هدایتگری، میفرماید: ﴿وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ﴾[۶۷۳]
- قرآن کریم به گونه مکرّر یادآوری میفرماید، که صبر تنها سلاحی است که پیامبران بزرگوار الهی (ع) در مسیر هدایتگری و تبلیغ آیین، به کار میبردهاند. از همین رو است که او - جلَّ وعلا! - پیامبر خاتم (ص) را نیز امر میفرماید، که با پیروی از پیامبران پیشین چنین کند: ﴿فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُولُو الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلَا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ﴾[۶۷۴]. نیز میفرماید: ﴿وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَكَ إِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ﴾[۶۷۵].
- قرآن کریم در حکایت داستان حضرت موسی (ع) و عبد صالح، تبیین میفرماید که تحصیل فضائل - و از آن جمله علوم مربوط به معرفت الله - به اموری چند محتاج است. در این شمار است تحمّل سختیهای خاصّ این مسیر، صبر ورزیدن در تحصیل، رسیدن به محضر بندهای صالح که خود به مرتبت استادی رسیده باشد، تسلیم شدن در مقابل او بعد از عبور از مرتبه تواضع، تقیُّد به شرع در تمامی زمینههای آن حتّی زمینههای ظاهریش، ثبات و استقامت در تحصیل کمال، کمک کردن به مردم در اموری که بر آنان سنگین میآید، درخواست یاری نمودن از حضرت حق هم به زبان حال و هم به زبان قال؛ همه این امور - و دیگر اموری که از آن یاد نکردیم- سخت نیازمند صبر است؛ طُرفه آنکه تحصیل فضیلت صبر نیز، خود نیازمند به صبر است!. در همین حکایت، لطایف دیگری نهفته است، که بسیاری از مشکلات علمی - که علم، خود از حلّ آن ناتوان است - را، باز میگشاید. مسأله قضاء و قدر، جبر و تفویض، امر بین الأمرین، مصالحی که در عالم واقع در مورد هر یک از احکام شریعت نهفته است، منوط بودن افعال و ارادههای الهی به همین مصالح؛ و دیگر مسائلی که در اینجا در صدد تحقیق آنها نیستیم، به وسیله این داستان مورد تحلیل واقع میشود. آنچه با موضوع کتاب ما در پیوند بوده به فصل حاضر مربوط میباشد، آن است که تحصیل فضائل اخلاقی و معارف الهی، خود در گرو صبر بوده بدان نیازمند است. در این حکایت، عبد صالح به وضوح به حضرت موسی (ع) خطاب مینماید که: ﴿قَالَ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا وَكَيْفَ تَصْبِرُ عَلَى مَا لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْرًا ﴾[۶۷۶]؛ و موسی (ع) در پاسخ او میفرماید: ﴿قَالَ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ صَابِرًا وَلَا أَعْصِي لَكَ أَمْرًا﴾[۶۷۷].
- این کتاب آسمانی، یکی از سنّتهای الهی - که در بسیاری از آیات بدان اشاره فرموده- را، در این زمینه نیز به تبیین میگیرد. آن سنّت آن است که دستیابی به هدف، تنها پس از تلاش فراوان روی میدهد؛ شیرینی همیشه پس از تلخی، و آسانی پس از رنج و سختی قرار دارد؛ به این دو آیه شریفه بنگرید: ﴿فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا * إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا﴾[۶۷۸]
- نیز نشان میدهد که حضرت خلیل الرحمن (ع)، تنها پس از آنکه مراتبی بینظیر از صبر را گذرانید، به مرتبه امامت- که برترین مقام ممکن در عالم انسانی است- دست یافت: ﴿وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ﴾[۶۷۹]؛ نیز به وضوح در این زمینه میفرماید: ﴿وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا﴾[۶۸۰].
توضیح اجمالی این مطلب آنکه، ابراهیم خلیل (ع) نخست در شمار انبیاء عظام (ع) بود، و زان پس در شمار رسولان (ع) و آنگاه رسولان اولی العزم قرار گرفت؛ از اینرو چون تمامی کره زمین در حیطه بعثت او قرار گرفت، خود بر تمامی انبیاء آن روزگار ولایت یافت، زان پس امّا به مرتبه امامت دست یافت: ﴿إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا﴾[۶۸۱].
این مرتبه بلند، مرتبه وساطت در رسانیدن فیض به تمامی مخلوقات است؛ فیضی که آن را "وجود منبسط" خواندهاند، و قرآن کریم از آن به "اَمر" تعبیر میفرماید: ﴿وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ﴾[۶۸۲]؛ ﴿إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ﴾[۶۸۳]؛ عارفان مسلمان، همین فیض را "کُن رحمانی" / امر وجودی حضرت حق، میخوانند. آیه پیشگفته، به وضوح دلالت مینماید که آن حضرت، به این مقام بلند دست نیافت مگر آنکه صبر ورزید و در مسیر خویش استقامت نمود؛ مشکلاتی همچون وانهادن همسر و فرزند شیرخوار در بیابانی خشک و سوزان، آماده کردن خویشتن برای ذبح فرزند جوان رشیدی که به تمامی محاسن ظاهری و باطنی آراسته شده، و... در این شمار است؛ که تنها با صبر بیمانند آن حضرت میتوان سربلند از آن خارج شد.
آری! با این همه ولایت تکوینی آن حضرت در مقابل ولایت تکوینی رسول خاتم (ص) و اوصیاء معصومینش (ع) جز قطرهای در مقابل دریا نبود!؛ حضرت حق خود این مطلب را اینگونه به اشارت میگیرد: ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ﴾[۶۸۴].
چه در این آیه، نخست از ولایت الهی سخن رفته، و زان پس از ولایت پیامبر اکرم (ص) و امیرمؤمنان؛ حال عطف ولایت اینان بر او - جلَّ وعلا! - نشان از آن دارد که همانگونه که ولایت الهی در بالاترین مرتبه ممکن است، ولایت اینان نیز همینگونه است.
تفاوت در این میان، تنها در آن است که ولایت الهی ذاتی است، امّا ولایت معصومان عرضی بوده از منبع ولایت - که همان ذات بیپایان الهی است - بهدست میآید. در باره حضرت ابراهیم (ع) امّا، آیه شریفه دلالت میفرماید که ولایت او، تنها تا موقعی است که در میان مردمان به سر میبرد: ﴿إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا﴾[۶۸۵].
درباره حضرت عیسی بن مریم (ع) نیز، حکایت ولایت ایشان حکایتی همینگونه است؛ چه آیه شریفه به روشنی نشان میدهد که ولایت ایشان، تنها تا زمان حضور آن پیامبر عظیمالشَّأن در میان مردمان امتداد خواهد داشت: ﴿ وَكُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا مَا دُمْتُ فِيهِمْ﴾[۶۸۶].
پُر واضح است که ولایت مقیّد به زمانی خاص، با ولایتی که به ولایت الهی پیوند خورده باشد، فاصلهای بلند همچون فاصله میان زمین و آسمان خواهد داشت!
کوتاه سخن آنکه، سخن فعلی ما در آن است که حضرت خلیل الرَّحمن و نیز حضرت روح الله (ع) تنها با صبر ورزیدن در مشکلات، سختیها و امتحانهای دشوار، به آن مقام بلند دست یافتند؛ و اگر نبود صبری که از خود نمودند، هرگز به آن مراتب والا نائل نمیگشتند: ﴿وَمَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلَّا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ وَلَقَدِ اصْطَفَيْنَاهُ فِي الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ﴾[۶۸۷]؛ ﴿قَالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ﴾[۶۸۸].
از همین آیه شریفه و دیگر نمونههای آن، میتوان به نکتهای دیگر نیز دست یافت. آن نکته که سالکان کوی کمال را هر لحظه به کار میآید، آن است که تمامی مردمان با صبر ورزیدن بر مشکلات، میتوانند به مقام ولایت تکوینی دست یابند. اینان بنا بر استعدادی که در خمیرمایه جان خویش نهفته دارند، و به اندازه صبری که در مقابل مشکلات سلوک به خرج میدهند، میتوانند به ولایت الهی دست یافته در مراتب هستی به تصرّف پردازند.
در برخی از روایاتی که در تفسیر این آیه شریفه وارد شده، چنان آمده که جناب آصف بن برخیا، تخت بلقیس را از سرزمین یمن در زمانی کوتاهتر از زمان گردانیدن چشم، به محضر حضرت سلیمان (ع) آورد؛ چه او به بهرهای اندک از دانش قرآن دست یافته بود، این بهره او در مقابل تمامی علم قرآن تنها قطرهای بود در مقابل اقیانوس محیط، و ذرّهای در مقابل بیکران هستی.
در برخی از احادیث قدسی اینگونه آمده است که: "بنده من! مرا اطاعت کن تا تو را مانند- و یا نمونه - خود قرار دهم، چه من چون بگویم باش خواهد بود، تو نیز چون گویی باش خواهد بود" [۶۸۹].
در روایات بسیاری که بخشی از آن در کتاب شریف "کافی" آمده است، چنین آمده که بنده میتواند به واسطة ریاضتهای مشروع به مقام قرب الهی رسد؛ در این صورت هر آنچه که از امور غیر عادی اراده نماید، پدید خواهد آمد؛ طی الأرض طی اللسان و دیگر خوارق نقل شده از اهل دل، در شمار همین امور است.
روایتی صحیح در "کافی" شریف به چشم میآید، که بر اساس آن پیامبر اکرم (ص) ـ به روایت امام باقر (ع) و امام صادق (ع) ـ از حضرت حق روایت میفرماید که: "بنده با مستحبات به من نزدیک میشود، تا آنگاه که من او را دوست خواهم داشت؛ در این حال من شنوایی او خواهم بود که بدان میشنود، و بینایی او که به آن میبیند، و گویایی او که به آن سخن میکند، و توانایی او که بدان انجام میدهد"[۶۹۰].[۶۹۱]
سنت ابتلاء و فتنه
از نظر آموزههای وحیانی قرآن، انسان وقتی وارد دنیا میشود، براساس سنت فتنه و ابتلاء میبایست خود را برای انواع آزمایشها و آزمونهای الهی آماده سازد[۶۹۲]. این فتنهها و ابتلائات الهی با ابزارها و اسبابی گوناگون انجاممیشود که شامل امور خیر و شر است[۶۹۳]؛ چراکه فلسفه و هدف بسیاری از این ابتلائات و فتنهها شکوفایی استعدادها و ظرفیتهای بشر و جداسازی مدعیان ایمان و جهاد و صبر و استقامت از اهل آن است[۶۹۴]؛ زیرا بسیاری از مردم مدعی چیزی هستند که ندارند؛ به عنوان نمونه گروهی فاسق هستند که به شریعت و قوانین پایبند نیستند؛ ولی مدعی ایمان و شریعتمداری هستند؛ این افراد در هنگام فتنهها است که خودشان را نشان میدهند[۶۹۵] یا مدعی هستند که اگر مال و فرزند صالح داشتند شاکرانه آن را به کار میگیرند و فرزند صالح و خداپرست تربیت میکنند و مال را در راه خیر و مصالح شخصی و عمومی به کار میگیرند، در حالی که در عمل خلاف آن عمل میکنند و خیراتی ندارند و به کنز اندوزی رو میآورند و اگر انفاقی دارند، با کراهت و ناخوشی همراه است؛ چنان که وقتی فرزندار میشوند، فرزند را مشرک پرورش میدهند[۶۹۶].
به هر حال، از نظر قرآن، سنت ابتلاء و فتنه از سنتهای الهی است که میبایست آن را شناخت و ابعاد و اهداف و فلسفه آن را دانست و بر اساس آن، به تحلیل و تبیین روایدها و رخدادها در زندگی فردی و شخصی یا اجتماعی و عمومی پرداخت و توصیههای مناسب با این سنتها ارایه داد؛ زیرا عدم شناخت و عدم توجه به این سنتها میتواند در تحلیل و تبیین امور ما را به گمراهی و ضلالت بکشاند و نتوانیم توصیههای درست و صحیح و مناسبی را ارایه دهیم. در حقیقت تا درد و درمان به معنای واقعی و حقیقی کلمه شناخته نشود، نمیتوان کاری درست انجام دهد و امید موفقیت و کامیابی و صحت و سلامت داشت[۶۹۷].
نسبت صبر و علم از نظر قرآن
یکی از مسایلی که درباره سنت ابتلاء و فتنه مطرح است، مسأله صبر است. صبر در این آیات قرآنی در تقابل «عجله» نیست، بلکه معنای استقامت و شکیبایی است. صبر میوه تلخی است که برای درمان نیاز است مورد استفاده قرار گیرد. انسان اگر بخواهد به کمالات بایسته و شایسته خویش برسد، میبایست میوه تلخ صبر را بچشد. بنابراین، جزع و فزع کردن نمیتواند راهکاری برای رهایی از مشکلات یا درمان بیماریها و مصبیتها و شرور و بلایایی باشد که انسان در چارچوب سنت ابتلاء و فتنه بدان دچار میشود.
از نظر قرآن، انسانها در برابر مصیبتها و بلایا و فتنههایی که با آن مواجه میشوند، میبایست صبر را پیشه کنند؛ زیرا با صبر است که میتواند به تعقل و تفکر صحیح و تدبر و تذکر امور راه را از چاه شناخت و از مصیبت عظیم گذشت و به سلامت به مقصد و مقصود رسید.
از نظر قرآن، انسانهای صابر میتوانند از فتنهها و ابتلائات و مصیبتها سر بلند بیرون آیند و شکست نخورند و شکسته نشوند[۶۹۸].
البته از نظر قرآن، صبر کردن در اموری که انسان نسبت به آن جهل داشته باشد، سخت است؛ زیرا اصولا انسان دشمن مجهولات است و وقتی با مجهولی مواجه میشود، نمیداند چگونه با آن مواجه شده و عمل کند. از همین روست که «عدو ما جهلوا» یک حقیقتی است که امیرمؤمنان امام علی(ع) به آن توجه میدهد.
جالب اینکه ازنظر قرآن، وقتی انسان نسبت به چیزی جهل داشته باشد، کلافه و سردرگم بوده و نسبت به آن نمیتواند صبر ورزد. از همین روست که حضرت خضر(ع) به حضرت موسی(ع) میفرماید: ﴿قَالَ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا وَكَيْفَ تَصْبِرُ عَلَى مَا لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْرًا﴾؛ به راستی که هرگز نمیتوانی با من صبر کنی؛ و چگونه میتوانی بر چیزی صبر کنی که احاطه خبری نسبت به آن ندارد[۶۹۹].
از این آیات به دست میآید که صبر زمانی شدنی است که انسان نسبت به چیزی احاط خبری داشته و نسبت به جزئیات آن علم و آگاهی دقیق و کارشناسی داشته باشد؛ اما وقتی چنین علمی و احاطه خبری وجود نداشته باشد، صبر شدنی و دست یافتنی نیست و کسی که مدعی صبر است در حقیقت تنها ادعای بیپایه دارد. البته در عمل نیز حضرت موسی(ع) نشان میدهد که نمیتواند به سبب همان عدم احاطه خبری صبر ورزد؛ این گونه است که در آزمون سه گانه شکست میخورد و نشان میدهد که هرگز نمیتوان نسبت به چیزی صبر ورزید که نسبت به آن احاطه خبری نیست[۷۰۰].[۷۰۱]
صبر انسان در مصیبت بر پایه علم به مالکیت
از نظر آموزههای وحیانی قرآن، تنها مؤمنانی که اعتقاد راسخ به مالکیت خدا دارند و میگویند: ﴿إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ﴾؛ به راستی ما از خداییم و به سوی خدا باز میگردیم»[۷۰۲] از کسانی هستند که جزو صابرین در مصیبتها هستند. ازهمین روست که خدا در قرآن میفرماید: ﴿وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ * الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ * أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ﴾[۷۰۳].[۷۰۴]
مصیبتهای عظیم و ابتلائات ارزشمند
از نظر آموزههای وحیانی هر کسی درزندگی با یک یا چند مصیبت عظیم مواجه میشود. از ابتلائات چنان سرنوشت ساز است که ابدیت انسان با آن ساخته میشود.
از نظر قرآن کسی که با مصیبتهایی عظیم چون خوف و ناامنی، جوع و گرسنگی، نقص در مال یا نفس یا میوهها مواجه میشود مثلا فرزند یا نوه ای را از دست میدهد یا با بیماری گرفتار ازدست دادن اعضاء و جوارح میشود یا حتی همسرش را از دست میدهد، اگر بتواند صبر ورزد و بداند که همه چیز را مالک هستی یعنی خدا خواسته و تقدیر کرده و میبایست به تقدیر الهی رضایت دهد[۷۰۵]، آن گاه چنین شخصی مورد عنایت الهی قرار میگیرد و خدا صلوات خویش را به او ارزانی میدارد و تحت ربوبیت خاص الهی قرار گرفته و از رحمت رحیمی بهره مند شده و در جایگاه هدایت شدگان و مهتدی قرار میگیرد و به چیزهایی میرسد که دیگران به آن نمیرسند[۷۰۶].
از نظر قرآن، زمانی حضرت ابراهیم(ع) به مقامات عالی رسید، و در مقام امامت قرار گرفت که از آزمون ابتلائات گوناگون سربلند بیرون آمد[۷۰۷]. همچنین از نظر قرآن خدا زمانی ملکوت هستی را به نشان داد که در برابر مشرکان توانست از آزمون و ابتلائات چون شرک بیرون آید[۷۰۸].
پس هر کسی در زندگی بر اساس سنت ابتلاء و فتنه با مصیبتهای گوناگونی مواجه میشود؛ اما برخی از آنها چنان عظیم است که اگر کسی بتواند آن را با صبر و توکل برخدا پشت سر بگذارد، به مقامات عالی معنوی میرسد. البته بسیاری از مردم در هنگام مواجه با این مصبیتها به سبب فقدان ایمان کامل و تمام به خدا و مالکیت او، گرفتار شرک و کفر میشوند. اینگونه است که برخی با از دست دادن امنیت یا سرمایه اقتصادی یا فرزند و نوه و همسر یا حتی اعضا و جوارح و نقص در آنها دین و ایمان را کنار میگذارند، و به کفر گویی و کفرگرایی دچار میشوند.
شاید شما هم کسانی را دیده باشید که وقتی تصادفی میکنند و عضوی را از دست میدهند یا با سرطان عضوی را قطع میکنند یا به عشقی نمیرسند یا معشوقی را از دست میدهند به جنون گرفتار میآیند وبه زمین و زمان فحش و درفش و دشنام میدهند و دست از اعتقاد واعمال عبادی بر میدارند. اینان همان کسانی هستند که در بازی زندگی و فتنه و ابتلای الهی باختند و نشان دادن که خدا را مالک هستی نمیدانند، و گرنه اگر کسی خدا را مالک میداند نمیتواند نسبت به تصرفات مالک اعتراضی داشته باشد؛ یعنی انسان که مالک اعتباری است در مُلک خویش تصرفات میکند و تخم مرغی را هر طور میخواهد به کارمی گیرد یا مرغی را نگه میدارد و یا هر زمانی خواست میکشد؛ چگونه چنین شخصی برای خود حق طِلق در ملک خویش قائل است، اما آزاد و رها هر کاری بخواهد در ملک خویش تصرف میکند، اما نمیپذیرد که خدا به عنوان مالک حقیقی هر گونه بخواهد در ملک خویش تصرف کند؟!
از نظر قرآن، مالک حقیقی بر اساس مشیت حکیمانه مقدراتی را تقدیر کرده است. بر اساس این مقدرات گاهی به شخصی چیزی داده یا گرفته میشود. همه این دادنیها و گرفتنیها در ام الکتاب ثبت است و تحقق مییابد. بنابراین، این امور در چارچوب سنتها از جمله سنت ابتلاء و فتنه به انسان میرسد. پس مصیبتی از خیر و شر نیست که در ام الکتاب ضبط و ثبت است و خدا به عنوان مالک حقیقی آن را بر اساس مشیت حکیمانه تقدیر کرده و قضا میکند و در خارج تحقق وجودی میبخشد.[۷۰۹] بر این اساس، انسان وقتی با مصبیتی از بزرگ و کوچک از خیر یا شر مواجه میشود، میبایست بداند که مالک حقیقی آن را خواسته و مشیت و اراده و قضا و امضا کرده است و راهی برای گریز از آن نیست.
البته از نظر قرآن، انسان دعا و نیایش و توسلات به معصومان(ع) میتواند از خدا بخواهد تا در مقام امر تصرفاتی داشته و تبدیلی در مشیت داشته باشد؛ زیرا ام الکتاب به دست خداست و محو و اثبات آن نیز به دست اوست؛ از این روست که اگر دعا و نیایش نبود خدا به انسانی هیچ اعتنایی نمیکرد و انسان گرفتار بسیاری از مصیبتها میشد[۷۱۰]، ولی این دعا موجب میشد تا خدا اعتنایی به بندهاش بکند و مشیت او را تبدیل کند: ﴿وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ وَجَعَلْنَا لَهُمْ أَزْوَاجًا وَذُرِّيَّةً وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ * يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْكِتَابِ﴾[۷۱۱].
بنابراین، برخی از چیزهایی که خدا وعده داده تحقق مییابد و برخی تحقق نمییابد[۷۱۲]؛ زیرا وقتی براساس وعده شخصی اجل معلق پیش میافتد و میبایست بمیرد، اما با دعا در تقدیر تبدیل رخ میدهد و اجل جا به جا میشود و وعده تحقق نمییابد؛ زیرا خدا در وعده وعیدی برآن است تا اگر شخص توبه و استغفار کرد و دعا نمود، تبدیل کند و بدی را به نیکی و شرور به خیرات تبدیل کند؛ اما تخلف در وعده مثلا وعده بهشت نیست. در حقیقت خدا برای رحم کردن خلق کرده[۷۱۳] و دنبال بهانه ای چون دعا و استغفار و توبه است.
به هر حال، از نظر آموزههای وحیانی قرآن، انسان در طول زندگی مصیبتهای عظیمی را دچار میشود که با صبر علمی و عملی میتواند ازآن سربلند خارج شود. به این معنا که باور داشته باشد که مالک خدا است و اگر خدا برای او تقدیری کرده است، آن را بپذیرد و با استغفار و توبه ودعا شرایط را تبدیل و تغییردهد. پس صابر کسی است که با علم به مالکیت خدا پذیرای مصیبت است و اگر بخواهد رحمت الهی را به سوی خویش جلب کند، با استغفار و توبه و دعا این کار را میکند؛ زیرا استغفار دفع بلا و رفع بلا و جلب رحمت میکند و از همین رو از اسرار الهی است[۷۱۴].[۷۱۵]
منابع
مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی ج۴
کریمی، علیجان، مقاله «صبر»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷
منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی در اسلام
منصوری، خلیل، نسبت صبر و عجله از نظر قرآن
منصوری، خلیل، عوامل و آثار صبر در زندگی
منصوری، خلیل، رابطه علم و صبر
منصوری، خلیل، عوامل ایجاد صبر و بردباری
منصوری، خلیل، آثار و کارکردهای صبر و شکیبایی در زندگی
منصوری، خلیل، صبر ویژگیها و آثار آن
منصوری، خلیل، هفتاد اثر صبر در زندگی
منصوری، خلیل، عوامل و موجبات صبر و حلم
منصوری، خلیل، صبر بر حق از نظر قرآن
منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی پیامبر از منظر قرآن
منصوری، خلیل، چگونه میزان صبر خود را بشناسیم
منصوری، خلیل، موارد سه گانه صبر در قرآن
منصوری، خلیل، نقش مالکیت خدا در صبر بر مصیبت
منصوری، خلیل، راه رسیدن به مقام صابران
منصوری، خلیل، نسبت صبر و ایمان
منصوری، خلیل، صبر پیامبر الگوی مؤمنان
پانویس
- ↑ معجم مقاییس اللغه، ج ۳، ص۳۲۹، «صبر».
- ↑ العین، ج ۷، ص۱۱۵؛ جمهرة اللغه، ج ۱، ص۳۱۲؛ المحیط فی اللغه، ج۸، ص۱۳۴، «صبر».
- ↑ مفردات، ص۴۷۴، «صبر».
- ↑ نضرة النعیم، ج ۶، ص۲۴۴۲.
- ↑ تهذیب الاخلاق، ص۱۰۷؛ نیز نک: معراج السعاده، ص۴۹.
- ↑ تهذیب الاخلاق، ص۱۰۶-۱۰۷.
- ↑ تهذیب الاخلاق، ص۱۰۷؛ معراج السعاده، ص۴۹.
- ↑ تهذیب الاخلاق، ص۱۰۷؛ البحر المحیط، ج۲، ص۵۶.
- ↑ مفاهیم اخلاقی، ص۲۰۸-۲۰۹.
- ↑ بحارالانوار، ج ۷۵، ص۱۱؛ التحریر و التنویر، ج ۱، ص۴۶۲.
- ↑ احیاء علوم الدین، ج ۴، ص۶۶-۶۷؛ البحر المحیط، ج۲، ص۵۶.
- ↑ مفردات، ص۵۷۳، «صبر».
- ↑ احیاء علوم الدین، ج ۴، ص۶۶-۶۷؛ البحر المحیط، ج۲، ص۵۶.
- ↑ احیاء علوم الدین، ج ۴، ص۶۶-۶۷؛ البحر المحیط، ج۲، ص۵۶.
- ↑ احیاء علوم الدین، ج ۴، ص۶۶ – ۶۷.
- ↑ مجمع البیان، ج ۱، ص۴۳۲.
- ↑ کریمی، علیجان، مقاله «صبر»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص79؛ منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی در اسلام.
- ↑ «و همه نزد خداوند حضور مییابند آنگاه ناتوانان به سرکشان میگویند: ما پیروان شما بودیم، آیا چیزی از عذاب خداوند را از ما باز میدارید؟ میگویند: اگر خداوند ما را (به رهایی از عذاب) رهنمایی کرده بود ما شما را راهبری میکردیم، برای ما برابر است که بیتابی کنیم یا شکیبایی ورزیم، ما را گریزگاهی نیست» سوره ابراهیم، آیه ۲۱.
- ↑ مصباح الشریعه، ص۱۸۵؛ مسکن الفؤاد، ص۵۳.
- ↑ «و از آنچه به تو وحی میگردد پیروی کن و شکیبایی پیشه ساز تا خداوند داوری فرماید و او بهترین داوران است» سوره یونس، آیه ۱۰۹.
- ↑ «این از خبرهای غیب است که ما به تو وحی میکنیم؛ تو و قومت پیش از این آنها را نمیدانستید پس شکیبا باش که سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است» سوره هود، آیه ۴۹.
- ↑ و شکیبایی ورز که خداوند پاداش نکوکاران را تباه نمیسازد؛ سوره هود، آیه۱۱۵.
- ↑ ای مؤمنان! شکیبایی ورزید و یکدیگر را به شکیب فرا خوانید و از مرزها نگهبانی کنید و از خداوند پروا بدارید باشد که رستگار شوید؛ سوره آل عمران، آیه۲۰۰.
- ↑ و از خداوند و پیامبرش فرمانبرداری کنید و در هم نیفتید که سست شوید و شکوهتان از میان برود و شکیبا باشید که خداوند با شکیبایان است؛ سوره انفال، آیه۴۶.
- ↑ ای مؤمنان! شکیبایی ورزید و یکدیگر را به شکیب فرا خوانید و از مرزها نگهبانی کنید و از خداوند پروا بدارید باشد که رستگار شوید؛ سوره آل عمران، آیه۲۰۰.
- ↑ «آنگاه، از کسانی خواهد بود که ایمان آوردهاند و یکدیگر را به شکیبایی و یکدیگر را به مهرورزی سفارش میکنند» سوره بلد، آیه ۱۷.
- ↑ «جز آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند و یکدیگر را به راستی پند دادهاند و همدیگر را به شکیبایی اندرز دادهاند» سوره عصر، آیه ۳.
- ↑ «ای مؤمنان! از شکیبایی و نماز یاری بجویید که خداوند با شکیبایان است» سوره بقره، آیه ۱۵۳.
- ↑ آیا پنداشتهاید به بهشت میروید بیآنکه خداوند جهادگران و شکیبایان شما را معلوم دارد؟؛ سوره آل عمران، آیه۱۴۲.
- ↑ «آنان، همان کسانند که گمراهی را به (بهای) رهنمود و عذاب را به (بهای) آمرزش خریدند، و بر آتش چه شکیبایند!» سوره بقره، آیه ۱۷۵.
- ↑ التبیان، ج ۲، ص۹۱؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۴۷۰.
- ↑ «و کسانی که (توان) زناشویی نمییابند باید خویشتنداری کنند تا خداوند به آنان از بخشش خویش بینیازی دهد و کسانی از بردگانتان که بازخرید خویش را میخواهند اگر در آنها خیری سراغ دارید بازخریدشان را بپذیرید و از مال خداوند که به شما بخشیده است به آنان (برای کمک به بازخرید) بدهید و کنیزان خود را که خواستار پاکدامنی هستند برای به دست آوردن کالای ناپایدار زندگانی این جهان به زنا واندارید و اگر کسی آنان را وادار کند (بداند که) پس از واداشتنشان خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره نور، آیه ۳۳.
- ↑ «و برای آنان داستان دو پسر آدم (هابیل و قابیل) را به درستی بخوان! که قربانییی پیش آوردند اما از یکی از آن دو پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد، (قابیل) گفت: بیگمان تو را خواهم کشت! (هابیل) گفت: خداوند تنها از پرهیزگاران میپذیرد» سوره مائده، آیه ۲۷.
- ↑ «اگر به سوی من دست دراز کنی تا مرا بکشی، من به سوی تو دست دراز نمیکنم تا تو را بکشم؛ که من از خداوند، پروردگار جهانیان میهراسم» سوره مائده، آیه ۲۸.
- ↑ «من میخواهم که تو با گناه من و گناه خود (نزد خداوند) بازگردی تا از دمسازان آتش باشی و این کیفر ستمگران است» سوره مائده، آیه ۲۹.
- ↑ «و آن زن که یوسف در خانهاش بود از او، کام خواست و درها را بست و گفت: پیش آی که از آن توام ! (یوسف) گفت: پناه بر خداوند! او پرورنده من است، جایگاه مرا نیکو داشته است، بیگمان ستمکاران رستگار نمیگردند» سوره یوسف، آیه ۲۳.
- ↑ «و هر دو به سوی در پیش تاختند و آن زن پیراهن او را از پشت درید و شویش را کنار در، یافتند؛ زن گفت: کیفر کسی که به همسرت نظر بد داشته باشد جز آنکه زندانی شود یا به عذابی دردناک دچار گردد چیست؟» سوره یوسف، آیه ۲۵.
- ↑ «(آن زن) گفت: این همان است که مرا درباره او سرزنش کردید؛ آری ، از او کام خواستم که خویشتنداری کرد و اگر آنچه به او فرمان میدهم انجام ندهد بیگمان به زندان افکنده میشود و از خوارشدگان خواهد بود» سوره یوسف، آیه ۳۲.
- ↑ «همان کسان که در شادی و رنج میبخشند و فروخورندگان خشم و در گذرندگان از مردماند؛ و خداوند نیکوکاران را دوست میدارد» سوره آل عمران، آیه ۱۳۴.
- ↑ کریمی، علیجان، مقاله «صبر»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص80.
- ↑ ای پیامبر! مؤمنان را به کارزار برانگیز، اگر از شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز میگردند و اگر از شما صد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز میشوند زیرا آنان گروهی هستند که درنمییابند؛ سوره انفال، آیه۶۵.
- ↑ «گفت: اگر خداوند بخواهد مرا شکیبا خواهی یافت و از هیچ فرمان تو سرنمیپیچم» سوره کهف، آیه ۶۹.
- ↑ به آنان گوشزد کن، بیگمان در آن نشانههایی برای هر شکیبای سپاسگزاری است؛ سوره ابراهیم، آیه۵.
- ↑ «و آمرزش خواهی ابراهیم برای پدرش جز بنا به وعدهای نبود که به وی داده بود و چون بر او آشکار گشت که وی دشمن خداوند است از وی دوری جست؛ بیگمان ابراهیم دردمندی بردبار بود» سوره توبه، آیه ۱۱۴.
- ↑ «پس او را به پسری بردبار مژده دادیم» سوره صافات، آیه ۱۰۱.
- ↑ و خونی دروغین را بر پیراهن او آوردند؛ (یعقوب) گفت: (نه چنین است که میگویید) بلکه (هوای) نفستان کاری را در چشمتان آراست، اکنون (کار من) شکیبی نیکوست و بر آنچه وصف میکنید از خداوند باید یاری جست؛ سوره یوسف، آیه۱۸.
- ↑ یعقوب) گفت: (نه چنین است) بلکه هوای نفستان کاری را در چشمتان آراست پس (کار من) شکیبی نیکو (خواهد بود)، باشد که خداوند همه آنان را به نزد من باز آورد، اوست که دانای فرزانه است؛ سوره یوسف، آیه۸۳.
- ↑ التمحیص، ص۶۴.
- ↑ برای نمونه: روح المعانی، ج ۲، ص۳۸۴؛ مواهب الرحمان، ج ۵، ص۱۲۲؛ مقتنیات الدرر، ج ۲، ص۱۷۲.
- ↑ کریمی، علیجان، مقاله «صبر»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص80-8۱.
- ↑ «و بیگمان شما را با چیزی از بیم و گرسنگی و کاستی داراییها و کسان و فرآوردهها میآزماییم، و شکیبایان را نوید بخش! * همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد میگویند: «انّا للّه و انّا الیه راجعون» (ما از آن خداوندیم و به سوی او باز میگردیم)» سوره بقره، آیه ۱۵۵-۱۵۶.
- ↑ «به مردان مؤمن بگو دیدگان (از نگاه حرام) فرو دارند و پاکدامنی ورزند، این برای آنان پاکتر است، بیگمان خداوند از آنچه میکنند آگاه است» سوره نور، آیه ۳۰.
- ↑ میزان الحکمه، نشر دفتر تبلیغات اسلامی، ج ۵، ۱۰۱۰۱.
- ↑ غرر الحکم، ج ۲، ۱۷۳۱.
- ↑ بحارالانوار، ج ۷۱، ص۷۷.
- ↑ منصوری، خلیل، صبر ویژگیها و آثار آن.
- ↑ ای مؤمنان! شکیبایی ورزید و یکدیگر را به شکیب فرا خوانید و از مرزها نگهبانی کنید و از خداوند پروا بدارید باشد که رستگار شوید؛ سوره آل عمران، آیه۲۰۰.
- ↑ الوجیز، علی دخیل، ص۱۰۱.
- ↑ التبیان، ج ۳، ص۹۵؛ مجمع البیان، ج ۲، ص۹۱۸.
- ↑ المیزان، ج ۴، ص۹۱.
- ↑ «(همان) شکیبایان و راستگویان و فرمانپذیران و بخشندگان و آمرزشخواهان در سحرگاهان» سوره آل عمران، آیه ۱۷.
- ↑ مواهب الرحمان، ج ۵، ص۱۲۲.
- ↑ و پیش از تو پیامبران را نفرستادیم مگر آنکه بیگمان آنان خوراک میخورند و در بازارها راه میرفتند و شما را مایه آزمون یکدیگر کردیم (تا ببینیم) آیا شکیب میورزید؟ و پروردگار تو بیناست؛ سوره فرقان، آیه۲۰.
- ↑ المیزان، ج ۱۵، ص۱۹۴.
- ↑ و آنان را که در پی خشنودی پروردگارشان شکیبایی پیشه میکنند و نماز را برپا میدارند و از آنچه ما روزی آنان کردهایم پنهان و آشکار میبخشند و به نیکی، بدی را دور میدارند؛ فرجام (نیک) آن سرای است؛ سوره رعد، آیه۲۲.
- ↑ لمیزان، ج ۱۱، ص۳۴۳.
- ↑ « و آنان که میگویند: پروردگارا! عذاب دوزخ را از ما بگردان که عذاب آن همیشگی است. بیگمان آن بدقرارگاه و (بد) جایگاهی است. و آنان که چون بخشش کنند نه گزافکاری میکنند و نه تنگ میگیرند و (بخشش آنها) میانگینی میان این دو، است. و آنان که، با خداوند، خدایی دیگر را (به پرستش) نمیخوانند و انسانی را که خداوند (کشتنش را) حرام کرده است جز به حقّ نمیکشند و زنا نمیکنند و هر که چنین کند کیفر خواهد دید. روز رستخیز عذابش دو چندان میگردد و در آن (عذاب) به خواری جاوید میماند. جز کسانی که توبه کنند و ایمان آورند و کاری شایسته کنند؛ که خداوند نیکی آنان را جانشین بدیهایشان میگرداند و خداوند آمرزنده بخشاینده است. و هر که توبه آرد و کرداری شایسته دارد بیگمان به سوی خداوند به بایستگی باز میگردد. و آنان که گواهی دروغ نمیدهند و چون بر یاوه بگذرند بزرگوارانه میگذرند. و آنان که هر گاه آیات پروردگارشان را به یادشان آورند ناشنیده و نادیده بر (پای) آنها نمیافتند. و آنان که میگویند: پروردگارا! به ما از همسران و فرزندانمان روشنی دیدگان ببخش و ما را پیشوای پرهیزگاران کن. آنانند که غرفه (ی بهشت) را بر شکیبی که ورزیدهاند پاداش میبرند و در آن با خوشامد و درود روبهرو میگردند» سوره فرقان، آیه ۶۵-۷۵.
- ↑ جوامع الجامع، ج ۳، ص۱۴۸؛ الکشاف، ج ۳، ص۲۹۷؛ کشف الاسرار، ج ۷، ص۷۱.
- ↑ «و از آنچه به تو وحی میگردد پیروی کن و شکیبایی پیشه ساز تا خداوند داوری فرماید و او بهترین داوران است» سوره یونس، آیه ۱۰۹.
- ↑ التبیان، ج ۵، ص۴۴۴.
- ↑ «و شکیبایی ورز که خداوند پاداش نکوکاران را تباه نمیسازد» سوره هود، آیه ۱۱۵.
- ↑ تفسیر بیضاوی، ج ۳، ص۱۵۱؛ الصافی، ج ۲، ص۴۷۶؛ المیزان، ج ۱۱، ص۵۹.
- ↑ و برای پروردگارت شکیبایی پیشه کن؛ سوره مدثر، آیه۷.
- ↑ التبیان، ج ۱۰، ص۱۷۴؛ مجمع البیان، ج ۱۰، ص۵۸۲.
- ↑ «آنگاه، از کسانی خواهد بود که ایمان آوردهاند و یکدیگر را به شکیبایی و یکدیگر را به مهرورزی سفارش میکنند» سوره بلد، آیه ۱۷.
- ↑ «جز آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند و یکدیگر را به راستی پند دادهاند و همدیگر را به شکیبایی اندرز دادهاند» سوره عصر، آیه ۳.
- ↑ مجمع البیان، ج ۱۰، ص۷۵۱، ۸۱۵؛ المیزان، ج ۲۰، ص۲۹۳، ۳۵۷؛ الوجیز، عاملی، ج ۳، ص۴۶۷، ۴۹۸.
- ↑ المیزان، ج ۲۰، ص۳۵۷.
- ↑ ای مؤمنان! شکیبایی ورزید و یکدیگر را به شکیب فرا خوانید و از مرزها نگهبانی کنید و از خداوند پروا بدارید باشد که رستگار شوید؛ سوره آل عمران، آیه۲۰۰.
- ↑ المیزان، ج ۴، ص۹۱؛ تفسیر کوثر، ج ۲، ص۳۴۱؛ نیز نک: نضرة النعیم، ج ۶، ص۲۴۴۲.
- ↑ التحقیق، ج ۶، ص۱۸۱-۱۸۲، «صبر».
- ↑ المیزان، ج ۱۶، ص۸۰.
- ↑ کریمی، علیجان، مقاله «صبر»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص80-8۱.
- ↑ کنزالعمال، هندی، ج۱، ص۲۸۵، ح۱۳۸۸.
- ↑ بحارالأنوار، ج۷۵، ص۳۱۱، ح۱.
- ↑ منصوری، خلیل، نسبت صبر و عجله از نظر قرآن.
- ↑ «پروردگار آسمانها و زمین است و آنچه میان آنهاست پس او را بپرست و در پرستش او شکیبایی کن، آیا برای او همنامی میشناسی؟» سوره مریم، آیه ۶۵.
- ↑ و خانوادهات را به نماز فرمان ده و بر آن شکیب کن، ما از تو روزی نمیخواهیم که خود، تو را روزی میدهیم و سرانجام (نیک) برای پرهیزگاری است؛ سوره طه، آیه۱۳۲.
- ↑ نضرة النعیم، ج ۶، ص۲۴۴۲.
- ↑ منهج الصادقین، ج ۵، ص۴۲۴-۴۲۵.
- ↑ التبیان، ج ۷، ص۱۳۹؛ المنیر، ج ۱۶، ص۱۴۰.
- ↑ نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راهماندگان و کمکخواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات پردازد و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند؛ و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند؛ سوره بقره، آیه۱۷۷.
- ↑ و چون طالوت با سپاه (از شهر) بیرون رفت گفت: خداوند شما را به (آب) جویباری میآزماید، هر که از آن بنوشد از من نیست و هر که نخورد با من است مگر آنکه تنها کفی از آن برگیرد. باری، همه جز اندکی از آن نوشیدند و چون طالوت و مؤمنان همراه وی از آن گذشتند (همراهان سست ایمان طالوت که از آب نوشیده بودند) گفتند: امروز ما را تاب جالوت و سپاه وی نیست اما آنان که میدانستند خداوند را دیدار خواهند کرد گفتند: بسا گروهی اندک بر گروهی بسیار به اذن خداوند، پیروز شده است و خداوند با شکیبایان است. و چون با جالوت و سپاه وی رویاروی شدند گفتند: پروردگارا! ما را از شکیب، سرشار کن و گامهای ما را استوار دار و ما را بر کافران پیروز گردان. پس آنان را به اذن خداوند تار و مار کردند و داود جالوت را کشت و خداوند به وی پادشاهی و فرزانگی ارزانی داشت و آنچه خود میخواست بدو آموخت، و اگر خداوند برخی مردم را با برخی دیگر باز نمیداشت، زمین تباه میگردید امّا خداوند بر جهانیان بخششی (بزرگ) دارد؛ سوره بقره، آیه ۲۴۹ - ۲۵۱.
- ↑ مجمع البیان، ج ۱، ص۴۷۸؛ منهج الصادقین، ج ۱، ص۳۷۲.
- ↑ سپس پروردگارت برای آنان که پس از آزار دیدن هجرت گزیدند آنگاه جهاد کردند و شکیبایی ورزیدند، بیگمان پس از آن آمرزندهای بخشاینده است؛ سوره نحل، آیه۱۱۰.
- ↑ مجمع البیان، ج ۶، ص۵۹۸.
- ↑ المیزان، ج ۱۲، ص۳۵۶.
- ↑ التحقیق، ج ۶، ص۱۸۱.
- ↑ کریمی، علیجان، مقاله «صبر»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص8۲.
- ↑ بقره، آیه ۲۸۶ و ۲۳۳؛ انعام، آیه ۱۵۲؛ اعراف، آیه ۴۲.
- ↑ بقره، آیات ۱۸۵ و ۲۰۳.
- ↑ انفال، آیه ۴۶.
- ↑ انفال، آیه ۴۶.
- ↑ آل عمران، آیات ۳۱ و ۳۲.
- ↑ آل عمران، آیه ۱۸۶.
- ↑ تفسیر نورالثقلین، ج ۱، ص۴۲۱، ح ۴۷۴.
- ↑ هود، آیات ۱۱۴ و ۱۱۵؛ طه، آیات ۱۳۰ تا ۱۳۲.
- ↑ لقمان، آیه ۱۷.
- ↑ مجمع البیان، ج ۷ ـ ۸، ص۵۰۰.
- ↑ لقمان، آیات ۱۳ و۱۷.
- ↑ بقره، آیات ۱۵۵ و ۲۴۹؛ آل عمران، آیه ۱۸۶؛ فرقان، آیه ۲۰.
- ↑ صافات، آیات ۱۰۱ تا ۱۰۶.
- ↑ آل عمران، آیه ۸۶.
- ↑ بقره، آیه ۲۱۴.
- ↑ اعراف، آیه ۱۲۶.
- ↑ مفردات، ص۶۳۲، «فرغ».
- ↑ روح المعانی، ج ۶، جزء ۹، ص۴۳.
- ↑ قصص، آیه ۵۴.
- ↑ مجمع البیان، ج ۷ – ۸، ص۴۰۳.
- ↑ مؤمنون، آیات ۱۰۸ تا ۱۱۰.
- ↑ آل عمران، آیه ۱۸۶؛ انعام، آیه ۳۴؛ ابراهیم، آیه ۱۲؛ نحل، آیه ۱۲۶.
- ↑ یونس، آیه ۹؛ نحل، آیه ۱۲۷.
- ↑ نساء، آیات ۲۳ و ۲۴.
- ↑ طه، آیه ۱۳۲.
- ↑ کهف، آیات ۶۶ تا ۶۹.
- ↑ فرقان، آیات ۶۳ و ۷۵.
- ↑ همان.
- ↑ همان.
- ↑ آل عمران، آیه ۲۰۰؛ بقره، آیات ۱۵۳ و ۱۵۴ و ۱۵۵ و ۱۷۷ و ۲۴۹ و ۲۵۰.
- ↑ یونس، آیه ۱۰۹؛ سجده، آیه ۲۴.
- ↑ نحل، آیه ۱۱۰.
- ↑ نحل، آیات ۱۲۶ و۱۲۷.
- ↑ آل عمران، آیات ۱۱۸ تا ۱۲۰.
- ↑ آل عمران، آیات ۱۴ تا ۱۷؛ نحل، آیات ۹۵ و ۹۶.
- ↑ فرقان، آیات ۷۲ و ۷۵.
- ↑ نحل، آیه ۱۱۰؛ زمر، آیه ۱۰.
- ↑ نحل، آیات ۹۵ و ۹۶.
- ↑ کهف، آیه ۱۲۸.
- ↑ منصوری، خلیل، موارد سه گانه صبر در قرآن.
- ↑ و آنان که چون بخشش کنند نه گزافکاری میکنند و نه تنگ میگیرند و (بخشش آنها) میانگینی میان این دو، است؛ سوره فرقان، آیه۶۷.
- ↑ و آنان که، با خداوند، خدایی دیگر را (به پرستش) نمیخوانند و انسانی را که خداوند (کشتنش را) حرام کرده است جز به حقّ نمیکشند و زنا نمیکنند و هر که چنین کند کیفر خواهد دید؛ سوره فرقان، آیه۶۸.
- ↑ و آنان که گواهی دروغ نمیدهند و چون بر یاوه بگذرند بزرگوارانه میگذرند؛ سوره فرقان، آیه۷۲.
- ↑ آنانند که غرفه (ی بهشت) را بر شکیبی که ورزیدهاند پاداش میبرند و در آن با خوشآمد و درود روبهرو میگردند؛ سوره فرقان، آیه۷۵.
- ↑ المیزان، ج ۱۵، ص۲۴۵.
- ↑ «پس برای فرمان پروردگارت شکیبا باش و از هیچ گناهکار یا ناسپاس آنان فرمان نبر» سوره انسان، آیه ۲۴.
- ↑ «و اگر آنها شکیبایی میورزیدند تا تو خود به نزد آنان برون آیی برای آنها بهتر میبود» سوره حجرات، آیه ۵.
- ↑ مجمع البیان، ج ۹، ص۱۹۷؛ المیزان، ج ۱۸، ص۳۱۱.
- ↑ «و آن زن که یوسف در خانهاش بود از او، کام خواست و درها را بست و گفت: پیش آی که از آن توام ! (یوسف) گفت: پناه بر خداوند! او پرورنده من است، جایگاه مرا نیکو داشته است، بیگمان ستمکاران رستگار نمیگردند» سوره یوسف، آیه ۲۳.
- ↑ کریمی، علیجان، مقاله «صبر»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص8۲.
- ↑ منصوری، خلیل، هفتاد اثر صبر در زندگی.
- ↑ و بیگمان شما را با چیزی از بیم و گرسنگی و کاستی داراییها و کسان و فرآوردهها میآزماییم، و شکیبایان را نوید بخش! همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد میگویند: ما از آن خداوندیم و به سوی او باز میگردیم؛ سوره بقره، آیه ۱۵۵ - ۱۵۶.
- ↑ المیزان، ج ۱، ص۳۵۳.
- ↑ «پسرکم! نماز را بپا دار و به کار شایسته فرمان ده و از کار ناشایست باز دار و در آنچه بر سرت آید شکیب کن؛ بیگمان این از کارهایی است که آهنگ آن میکنند» سوره لقمان، آیه ۱۷.
- ↑ المیزان، ج ۱۶، ص۲۱۸.
- ↑ نمونه، ج ۱۷، ص۵۳.
- ↑ التحریر و التنویر، ج ۲۱، ص۱۰۹.
- ↑ و به یقین پیش از تو (نیز) پیامبرانی دروغگو شمرده شدند پس، هر چه دروغگو شمرده شدند و آزار دیدند شکیبایی ورزیدند تا آنکه یاری ما به ایشان رسید؛ و برای کلمات خداوند هیچ دگرگونکنندهای نیست و بیگمان (برخی) از خبر (های) پیامبران به تو رسیده است؛ سوره انعام، آیه۳۴.
- ↑ «بیگمان بر آزاری که میدهیدمان شکیبایی پیشه میکنیم و توکّلکنندگان باید تنها بر خداوند توکّل کنند» سوره ابراهیم، آیه ۱۲.
- ↑ «و تو ما را کیفر نمیدهی مگر برای آنکه ما به نشانههای پروردگارمان هنگامی که به ما رسید ایمان آوردیم، پروردگارا! ما را از شکیب سرشار کن و ما را مسلمان بمیران!» سوره اعراف، آیه ۱۲۶.
- ↑ مجمع البیان، ج ۹، ص۱۴۳.
- ↑ تفسیر بیضاوی، ج ۵، ص۱۱۷.
- ↑ بنابراین شکیبا باش همانگونه که پیامبران اولوا العزم شکیبایی ورزیدند و برای آنان (عذاب را به) شتاب مخواه که آنان روزی که آنچه را وعدهشان دادهاند بنگرند، چنانند که گویی جز ساعتی از یک روز (در جهان) درنگ نکردهاند، این، پیامرسانی است؛ پس آیا جز بزهکاران نابود میگردند؟؛ سوره احقاف، آیه۳۵.
- ↑ «و از آنچه به تو وحی میگردد پیروی کن و شکیبایی پیشه ساز تا خداوند داوری فرماید و او بهترین داوران است» سوره یونس، آیه ۱۰۹.
- ↑ تفسیر بیضاوی، ج ۳، ص۱۲۶؛ الوجیز، عاملی، ج ۲، ص۶۶.
- ↑ مجمع البیان، ج ۵، ص۲۱۲؛ المیزان، ج ۱۰، ص۱۳۳.
- ↑ «و در آنچه بر سرت آید شکیب کن؛ بیگمان این از کارهایی است که آهنگ آن میکنند» سوره لقمان، آیه ۱۷.
- ↑ «و شکیبا باش! و شکیب تو جز با (یاری) خداوند نیست و برای آنان اندوه مخور و از نیرنگی که میبازند در تنگدلی به سر مبر» سوره نحل، آیه ۱۲۷.
- ↑ باری، بر آنچه میگویند شکیب کن و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از فرو رفتن آن پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای! و پاسهایی از شب و پیرامونهای روز را نیز به ستایش پرداز باشد که خشنود گردی؛ سوره طه، آیه۱۳۰.
- ↑ «پس شکیبا باش که وعده خداوند راستین است و مبادا آنان که اهل یقین نیستند تو را سبکسار گردانند» سوره روم، آیه ۶۰.
- ↑ «و بر آنچه میگویند شکیبا باش و از آنان به نکویی دوری گزین» سوره مزمل، آیه ۱۰.
- ↑ «پس بر آنچه میگویند شکیبا باش و پروردگارت را پیش از برآمدن خورشید و پیش از غروب با سپاس به پاکی بستای!» سوره ق، آیه ۳۹.
- ↑ جوامع الجامع، ج ۴، ص۱۷۲؛ بیان السعاده، ج ۲، ص۳۱۷؛ المیزان، ج ۱۶، ص۲۰۷.
- ↑ الوجیز، عاملی، ج ۳، ص۲۰۴؛ المیزان، ج ۱۸، ص۲۱۸.
- ↑ «پس برای (رسیدن) فرمان پروردگارت شکیبایی پیشه کن و چون «همراه ماهی» (یونس) مباش آنگاه که بانگ برداشت در حالی که اندوهگین بود» سوره قلم، آیه ۴۸.
- ↑ مجمع البیان، ج ۱۰، ص۵۱۲؛ المیزان، ج ۱۹، ص۳۸۷.
- ↑ نیکی با بدی برابر نیست؛ به بهترین شیوه (دیگران را از چالش با خود) باز دار، ناگاه آن کس که میان تو و او دشمنی است چون دوستی مهربان میگردد. و این را جز به آنان که میشکیبند، و جز به آنان که بهرهای سترگ دارند فرانیاموزند؛ سوره فصلت، آیه ۳۴ - ۳۵.
- ↑ «همانا دستهای از بندگان من میگفتند: پروردگارا! ایمان آوردهایم پس ما را بیامرز و بر ما بخشایش آور و تو بهترین بخشایندگانی؛» سوره مؤمنون، آیه ۱۰۹.
- ↑ «اما شما آنان را به ریشخند گرفتید تا جایی که یاد مرا از خاطرتان بردند و شما به آنان میخندیدید» سوره مؤمنون، آیه ۱۱۰.
- ↑ «من امروز به آنان برای شکیبی که ورزیده بودند پاداش دادم؛ بیگمان آنانند که کامیابند» سوره مؤمنون، آیه ۱۱۱.
- ↑ مفاهیم اخلاقی، ص۲۰۹.
- ↑ بیگمان با مال و جانتان آزمون خواهید شد و از آنان که پیش از شما به آنان کتاب (آسمانی) دادهاند و از کسانی که شرک ورزیدهاند (سخنان دل) آزار بسیار خواهید شنید و اگر شکیبایی کنید و پرهیزگاری ورزید؛ بیگمان این از کارهایی است که آهنگ آن میکنند؛ سوره آل عمران، آیه۱۸۶.
- ↑ «و با آنان که پروردگار خویش را سپیدهدمان و در پایان روز به شوق لقای وی میخوانند خویشتنداری کن و دیدگانت از آنان به دیگران دوخته نشود که زیور زندگی این جهان را بجویی و از آن کس که دلش را از یاد خویش غافل کردهایم و از هوای (نفس) خود پیروی کرده و کارش تباه است پیروی مکن» سوره کهف، آیه ۲۸.
- ↑ کریمی، علیجان، مقاله «صبر»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص8۲-84.
- ↑ کافی، ج۲، ص۹۱، ح۱۵.
- ↑ علل الشرایع، ج۲، ص۴۹۸، ح۱.
- ↑ غررالحکم، ج۲، ص۶۹، ح۱۸۷۴.
- ↑ کهف، آیات ۶۷ و ۷۲ و ۷۵.
- ↑ منصوری، خلیل، عوامل ایجاد صبر و بردباری.
- ↑ ﴿كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ﴾ «هرگز! اگر به «دانش بیگمان» بدانید،» سوره تکاثر، آیه ۵.
- ↑ ﴿ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِينِ﴾ «سپس آن را به «دیدار بیگمان» خواهید دید» سوره تکاثر، آیه ۷.
- ↑ ﴿إِنَّ هَذَا لَهُوَ حَقُّ الْيَقِينِ﴾ «به راستی این همان «حقیقت بیگمان» است» سوره واقعه، آیه ۹۵.
- ↑ منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی در اسلام.
- ↑ طه، آیه ۵۰؛ بقره، آیات ۳۰ تا ۳۴؛ لقمان، آیه ۲۰؛ هود، آیه ۶۱.
- ↑ نور، آیه ۳۹.
- ↑ شمس، آیات ۷ تا ۱۰؛ بقره، آیات ۷ تا ۱۸؛ اعراف، آیه ۱۷۹؛ رعد، آیه ۱۱؛ انفال، آیه ۵۳.
- ↑ منصوری، خلیل، صبر بر حق از نظر قرآن.
- ↑ سوره عصر، آیات ۱ تا ۳.
- ↑ انبیاء، آیه ۳۵؛ بقره، آیات ۱۵۵ تا ۱۵۷؛ عنکبوت، آیات ۲ و ۳؛ حدید، آیات ۲۲ و ۲۳.
- ↑ بقره، آیات ۱۵۵ تا ۱۵۷.
- ↑ یوسف، آیات ۱۸ و ۸۳؛ معارج، آیه ۵.
- ↑ بقره، آیات ۴۵ و ۱۳۵.
- ↑ بلد، آیه ۱۷؛ عصر، آیه ۳.
- ↑ یونس، آیه ۱۰۹؛ هود، آیه ۱۱۵.
- ↑ نحل، آیه ۱۲۷؛ اعراف، آیه ۱۲۸.
- ↑ نحل، آیات ۱۲۷ و ۱۲۸؛ انفال، آیه ۴۶.
- ↑ آل عمران، آیه ۱۸۶؛ شوری، آیه ۴۳؛ احقاف، آیه ۳۵.
- ↑ کهف، آیه ۲۸؛ لقمان، آیه ۱۷؛ ص، آیه ۱۷؛ طور، آیه ۴۸؛ مزمل، آیه ۱۰؛ آل عمران، آیه ۲۰۰.
- ↑ آل عمران، آیات ۱۲۰ و ۱۲۵؛ بقره، آیه ۲۵۰.
- ↑ نساء، آیه ۲۵.
- ↑ «و شکیبا باش! و شکیب تو جز با (یاری) خداوند نیست و برای آنان اندوه مخور و از نیرنگی که میبازند در تنگدلی به سر مبر» سوره نحل، آیه ۱۲۷.
- ↑ منصوری، خلیل، صبر بر حق از نظر قرآن.
- ↑ قوت القلوب، ج ۱، ص۳۴۸.
- ↑ المیزان، ج ۱۱، ص۵۹.
- ↑ از شکیبایی و نماز یاری بجویید و بیگمان این کار جز بر فروتنان دشوار است؛ سوره بقره، آیه۴۵.
- ↑ ای مؤمنان! از شکیبایی و نماز یاری بجویید که خداوند با شکیبایان است؛ سوره بقره، آیه۱۵۳.
- ↑ و هر آنکه شکیب ورزد و درگذرد بیگمان این از کارهایی است که آهنگ آن میکنند؛ سوره شوری، آیه۴۳.
- ↑ «و در آنچه بر سرت آید شکیب کن؛ بیگمان این از کارهایی است که آهنگ آن میکنند» سوره لقمان، آیه ۱۷.
- ↑ المیزان، ج ۱۶، ص۲۱۸؛ نیز نک: مجمع البیان، ج ۹، ص۵۳.
- ↑ معراج السعاده، ص۸۱۴.
- ↑ التحریر و التنویر، ج ۳، ص۳۱۷.
- ↑ بحارالانوار، ج ۵۷، ص۲۶.
- ↑ الکافی، ج ۲، ص۵۰-۵۱.
- ↑ الکافی، ج ۲، ص۸۷.
- ↑ ای مؤمنان! از شکیبایی و نماز یاری بجویید که خداوند با شکیبایان است؛ سوره بقره، آیه۱۵۳.
- ↑ «و بر فرمان پروردگارت شکیب کن که تو را زیر نظر داریم و چون برمیخیزی پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای!» سوره طور، آیه ۴۸.
- ↑ «بنابراین شکیب کن که وعده خداوند راستین است و از گناه خویش آمرزش بخواه و در پایان روز و پگاهان با سپاس پروردگارت را به پاکی بستای!» سوره غافر، آیه ۵۵.
- ↑ «و چون شکیب ورزیدند و به آیات ما یقین داشتند برخی از آنان را پیشوایانی گماردیم که به فرمان ما (مردم را) رهنمایی میکردند» سوره سجده، آیه ۲۴.
- ↑ به آنان گوشزد کن، بیگمان در آن نشانههایی برای هر شکیبای سپاسگزاری است؛ سوره ابراهیم، آیه۵.
- ↑ اگر بخواهد باد را از وزیدن باز میدارد و (کشتیها) بر آن (دریا) بیجنبش میمانند، بیگمان در این برای هر پرشکیب سپاسگزاری نشانههاست؛ سوره شوری، آیه۳۳.
- ↑ و کسانی را که پس از ستم دیدن در راه خداوند هجرت کردند در این جهان در جایی نیکو جا میدهیم و پاداش دنیای واپسین بزرگتر است اگر میدانستند. همانان که شکیب ورزیدند و بر پروردگارشان توکّل میکنند؛ سوره نحل، آیه ۴۱ - ۴۲.
- ↑ «و چون آیات ما بر آنان خوانده میشد میگفتند: شنیدیم و اگر میخواستیم مانند آن میگفتیم؛ این (آیات) جز افسانههای پیشینیان نیست» سوره انفال، آیه 31.
- ↑ و هر آنکه شکیب ورزد و درگذرد بیگمان این از کارهایی است که آهنگ آن میکنند؛ سوره شوری، آیه۴۳.
- ↑ جز آن کسان که شکیبایی ورزیدهاند و کارهای شایسته کردهاند؛ آنانند که آمرزش و پاداشی بزرگ خواهند داشت؛ سوره هود، آیه ۱۱.
- ↑ چون نیکییی به شما رسد آنان را غمگین میکند و چون بدییی دامنگیرتان شود از آن شادمان میشوند؛ و اگر شکیبایی کنید و پرهیزگاری ورزید نیرنگ آنان به شما هیچ زیانی نخواهد رساند؛ که خداوند آنچه را انجام میدهند فراگیر است؛ سوره آل عمران، آیه۱۲۰.
- ↑ بیگمان با مال و جانتان آزمون خواهید شد و از آنان که پیش از شما به آنان کتاب (آسمانی) دادهاند و از کسانی که شرک ورزیدهاند (سخنان دل) آزار بسیار خواهید شنید و اگر شکیبایی کنید و پرهیزگاری ورزید؛ بیگمان این از کارهایی است که آهنگ آن میکنند؛ سوره آل عمران، آیه۱۸۶.
- ↑ «جز آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند و یکدیگر را به راستی پند دادهاند و همدیگر را به شکیبایی اندرز دادهاند» سوره عصر، آیه ۳.
- ↑ «آنگاه، از کسانی خواهد بود که ایمان آوردهاند و یکدیگر را به شکیبایی و یکدیگر را به مهرورزی سفارش میکنند» سوره بلد، آیه ۱۷.
- ↑ سیمای صابران، ص۱۲۰.
- ↑ «بگو آیا (میخواهید) شما را به بهتر از آن آگاه سازم؟ برای کسانی که پرهیزگارند نزد پروردگارشان بوستانهایی است که از بن آنها جویباران روان است؛ در آنها جاودانند و (آنان را) همسرانی پاکیزه و خشنودی از سوی خداوند خواهد بود و خداوند به (کار) بندگان، بیناست» سوره آل عمران، آیه ۱۵.
- ↑ «آنان که میگویند: پروردگارا! به راستی ما ایمان آوردهایم پس، از گناهان ما درگذر و ما را از عذاب دوزخ نگاه دار!» سوره آل عمران، آیه ۱۶.
- ↑ «(همان) شکیبایان و راستگویان و فرمانپذیران و بخشندگان و آمرزشخواهان در سحرگاهان» سوره آل عمران، آیه ۱۷.
- ↑ و برای هر امتی آیینی نهادهایم تا نام خداوند را بر آنچه از چارپایان روزی آنان کرده است (به هنگام ذبح) یاد کنند پس خدای شما خدایی یگانه است؛ فرمانبردار او باشید و فروتنان را نوید ده. همان کسان که چون از خداوند یاد شود دلهاشان بیمناک میشود و بر هر چه به آنها رسد شکیبایند و برپادارندگان نمازند و از آنچه روزیشان کردهایم میبخشند؛ سوره حج، آیه ۳۴ - ۳۵.
- ↑ سیمای صابران، ص۱۰۷ – ۱۱۶.
- ↑ نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راهماندگان و کمکخواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات پردازد و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند؛ و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند؛ سوره بقره، آیه۱۷۷.
- ↑ و به راستی ما به موسی کتاب (آسمانی) دادیم- بنابراین در لقای او (با خداوند) تردیدی مکن- و ما آن (کتاب) را رهنمودی برای بنی اسرائیل قرار دادیم. و چون شکیب ورزیدند و به آیات ما یقین داشتند برخی از آنان را پیشوایانی گماردیم که به فرمان ما (مردم را) رهنمایی میکردند؛ سوره سجده، آیه۲۳ - ۲۴.
- ↑ کشف الأسرار، ج ۵، ص۲۴۸.
- ↑ بر آنان از پروردگارشان درودها و بخشایشی است و آنانند که رهیافتهاند؛ سوره بقره، آیه۱۵۷.
- ↑ کشف الأسرار، ج ۵، ص۲۴۸.
- ↑ «و بسا پیامبرانی که همراه آنان تودههای انبوه به نبرد (با دشمنان خداوند) پرداختند و در راه خداوند هر چه به ایشان رسید نه سست و نه ناتوان شدند و نه تن به زبونی سپردند؛ و خداوند شکیبایان را دوست میدارد» سوره آل عمران، آیه ۱۴۶.
- ↑ و بیگمان شما را با چیزی از بیم و گرسنگی و کاستی داراییها و کسان و فرآوردهها میآزماییم، و شکیبایان را نوید بخش!؛ سوره بقره، آیه ۱۵۵.
- ↑ و (یاد کنید) آنگاه را که گفتید: ای موسی! هرگز یک (رنگ) خوراک را برنمیتابیم به خاطر ما از پروردگارت بخواه تا برای ما از آنچه زمین میرویاند، از سبزی و خیار و سیر و عدس و پیاز، بر آورد. او گفت: آیا چیز پستتر را به جای چیز بهتر میخواهید؟ به شهری فرود آیید که (آنجا) آنچه خواستید در اختیار شماست؛ و مهر خواری و تهیدستی بر آنان زده شد و سزاوار خشم خداوند شدند زیرا نشانههای خداوند را انکار میکردند و پیامبران را ناحقّ میکشتند؛ این بدان روی بود که سرکشی ورزیدند و از اندازه، میگذشتند؛ سوره بقره، آیه۶۱.
- ↑ و بیگمان میآزماییمتان تا جهادگران و شکیبایان شما را معلوم داریم و گزارشهای (کردارهای) شما را بررسی کنیم؛ سوره محمد، آیه۳۱.
- ↑ المیزان، ج ۱۸، ص۲۴۳.
- ↑ «و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند» سوره بقره، آیه ۱۷۷.
- ↑ تفسیر بیضاوی، ج ۱، ص۱۲۱؛ کنز الدقائق، ج ۲، ص۲۲۶.
- ↑ «بیگمان انسان را آزمندی بیشکیب آفریدهاند» سوره معارج، آیه ۱۹.
- ↑ «چون شرّی بدو رسد بیتاب است» سوره معارج، آیه ۲۰.
- ↑ «و چون خیری بدو رسد بازدارنده است» سوره معارج، آیه ۲۱.
- ↑ و آنان را که در پی خشنودی پروردگارشان شکیبایی پیشه میکنند و نماز را برپا میدارند و از آنچه ما روزی آنان کردهایم پنهان و آشکار میبخشند و به نیکی، بدی را دور میدارند؛ فرجام (نیک) آن سرای است؛ سوره رعد، آیه۲۲.
- ↑ «و شکیبا باش! و شکیب تو جز با (یاری) خداوند نیست و برای آنان اندوه مخور و از نیرنگی که میبازند در تنگدلی به سر مبر» سوره نحل، آیه ۱۲۷.
- ↑ التحریر و التنویر، ج ۱، ص۴۶۲.
- ↑ «جز آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند و یکدیگر را به راستی پند دادهاند و همدیگر را به شکیبایی اندرز دادهاند» سوره عصر، آیه ۳.
- ↑ «بیگمان آنان که از کتاب (آسمانی) آنچه را خداوند فرو فرستاده است پنهان میدارند و (آن را) به بهای اندک میفروشند جز آتش در اندرون خود نمیانبارند و روز رستخیز خداوند با آنان سخن نمیگوید و آنها را پاکیزه نمیگرداند و عذابی دردناک خواهند داشت» سوره بقره، آیه ۱۷۴.
- ↑ «آنان، همان کسانند که گمراهی را به (بهای) رهنمود و عذاب را به (بهای) آمرزش خریدند، و بر آتش چه شکیبایند!» سوره بقره، آیه ۱۷۵.
- ↑ التبیان، ج ۲، ص۹۱؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۴۷۰.
- ↑ کریمی، علیجان، مقاله «صبر»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص84-86.
- ↑ بحارالانوار، نشر کتابفروشی اسلامیه، ج ۷۱، ص۷۳.
- ↑ منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی در اسلام.
- ↑ بقره، آیه ۱۵۵؛ عنکبوت، آیه ۲.
- ↑ ﴿رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَاعْبُدْهُ وَاصْطَبِرْ لِعِبَادَتِهِ هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيًّا﴾ «پروردگار آسمانها و زمین است و آنچه میان آنهاست پس او را بپرست و در پرستش او شکیبایی کن، آیا برای او همنامی میشناسی؟» سوره مریم، آیه ۶۵.
- ↑ فرقان، آیات ۶۴ تا ۷۵.
- ↑ ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ * وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاء وَلَكِن لاَّ تَشْعُرُونَ * وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمْوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ﴾ «ای مؤمنان! از شکیبایی و نماز یاری بجویید که خداوند با شکیبایان است * و کسانی را که در راه خداوند کشته میشوند مرده نخوانید که زندهاند امّا شما درنمییابید * و بیگمان شما را با چیزی از بیم و گرسنگی و کاستی داراییها و کسان و فرآوردهها میآزماییم، و شکیبایان را نوید بخش!» سوره بقره، آیه ۱۵۳-۱۵۵.
- ↑ ﴿وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ﴾ «از شکیبایی و نماز یاری بجویید و بیگمان این کار جز بر فروتنان دشوار است» سوره بقره، آیه ۴۵ و روایات تفسیری.
- ↑ ﴿وَاتَّبِعْ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَاصْبِرْ حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ﴾ «و از آنچه به تو وحی میگردد پیروی کن و شکیبایی پیشه ساز تا خداوند داوری فرماید و او بهترین داوران است» سوره یونس، آیه ۱۰۹.
- ↑ ﴿وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلَا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ﴾ «و هر یک از شما که یارایی مالی نداشته باشد تا زنان آزاد مؤمن را به همسری گیرد، در میان کنیزان، از دختران جوان مؤمن، همسر گزیند و خداوند به ایمانتان داناتر است؛ همه چون یکدیگرید پس با اجازه کسان آنها با آنان ازدواج کنید و کابینهایشان را در حالی که پاکدامنند و نه پلیدکار و گزیننده دوستهای پنهان، به گونه شایسته به (کسان) آنها بپردازید. آنگاه چون شوی کنند، اگر به کاری زشت دست یازیدند بر آنان نیمی از کیفر زنان آزاد خواهد بود. این (ازدواج با کنیزکان) برای کسی است که از (آلایش) گناه بهراسد و شکیبایی ورزیدن، برای شما بهتر است و خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۲۵.
- ↑ بقره، آیات ۱۵۵ و ۲۴۹؛ ﴿لَتُبْلَوُنَّ فِي أَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا أَذًى كَثِيرًا وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ﴾ «بیگمان با مال و جانتان آزمون خواهید شد و از آنان که پیش از شما به آنان کتاب (آسمانی) دادهاند و از کسانی که شرک ورزیدهاند (سخنان دل) آزار بسیار خواهید شنید و اگر شکیبایی کنید و پرهیزگاری ورزید؛ بیگمان این از کارهایی است که آهنگ آن میکنند» سوره آل عمران، آیه ۱۸۶.
- ↑ منصوری، خلیل، عوامل ایجاد صبر و بردباری.
- ↑ انفال، آیات ۶۵ و ۶۶.
- ↑ کهف، آیات ۶۷ و ۷۲ و ۷۵.
- ↑ منصوری، خلیل، عوامل و موجبات صبر و حلم.
- ↑ ﴿وَجَاءُوا عَلَى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَاللَّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ﴾ «و خونی دروغین را بر پیراهن او آوردند؛ (یعقوب) گفت: (نه چنین است که میگویید) بلکه (هوای) نفستان کاری را در چشمتان آراست، اکنون (کار من) شکیبی نیکوست و بر آنچه وصف میکنید از خداوند باید یاری جست» سوره یوسف، آیه ۱۸.
- ↑ ﴿قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَنِي بِهِمْ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ﴾ «(یعقوب) گفت: (نه چنین است) بلکه هوای نفستان کاری را در چشمتان آراست پس (کار من) شکیبی نیکو (خواهد بود)، باشد که خداوند همه آنان را به نزد من باز آورد، اوست که دانای فرزانه است» سوره یوسف، آیه ۸۳.
- ↑ ﴿سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ * لِّلْكَافِرِينَ لَيْسَ لَهُ دَافِعٌ * مِّنَ اللَّهِ ذِي الْمَعَارِجِ * تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ * فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِيلا﴾ «خواهندهای عذابی رخدهنده را خواست * که از آن کافران است، بیآنکه بازدارندهای داشته باشد * از سوی خداوند دارنده پایگاهها (ی بلند) * فرشتگان و روح، در روزی که اندازه آن پنجاه هزار سال است به سوی او فرا میروند * پس به نکویی شکیب کن» سوره معارج، آیه ۱-۵ و نیز مجمع البیان، ج ۹ و ۱۰، ص۴۲۸.
- ↑ ﴿فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلا تَسْتَعْجِل لَّهُمْ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلاَّ سَاعَةً مِّن نَّهَارٍ بَلاغٌ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلاَّ الْقَوْمُ الْفَاسِقُونَ﴾ «بنابراین شکیبا باش همانگونه که پیامبران اولوا العزم شکیبایی ورزیدند و برای آنان (عذاب را به) شتاب مخواه که آنان روزی که آنچه را وعدهشان دادهاند بنگرند، چنانند که گویی جز ساعتی از یک روز (در جهان) درنگ نکردهاند، این، پیامرسانی است؛ پس آیا جز بزهکاران نابود میگردند؟» سوره احقاف، آیه ۳۵.
- ↑ ﴿يَا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ * قُمْ فَأَنذِرْ * وَرَبَّكَ فَكَبِّرْ * وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ * وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ * وَلا تَمْنُن تَسْتَكْثِرُ * وَلِرَبِّكَ فَاصْبِرْ﴾ «ای جامه بر خود کشیده! * برخیز و هشدار بده! * و پروردگارت را بزرگ بدار، * و جامهات را پاکیزه گردان، * و از (هر) آلایش دوری کن، * و (چیزی) را بدین امید که زیادتر (باز) بگیری مده، * و برای پروردگارت شکیبایی پیشه کن،» سوره مدثر، آیه ۱-۷.
- ↑ منصوری، خلیل، عوامل و آثار صبر در زندگی.
- ↑ «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم میگمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمیرسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.
- ↑ «پس اگر شکیب کنند آتش (دوزخ) جایگاه آنان است و اگر بخشایش بخواهند از بخشودگان نخواهند بود» سوره فصلت، آیه ۲۴.
- ↑ «بدان درآیید! و شکیب کنید یا نکنید بر شما یکسان است، تنها کیفر آنچه میکردهاید میبینید» سوره طور، آیه ۱۶.
- ↑ کریمی، علیجان، مقاله «صبر»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص86.
- ↑ «اما او از گذرگاه سخت نگذشت،؛» سوره بلد، آیه ۱۱.
- ↑ «و تو چه دانی که گذرگاه سخت چیست؟» سوره بلد، آیه ۱۲.
- ↑ «آنگاه، از کسانی خواهد بود که ایمان آوردهاند و یکدیگر را به شکیبایی و یکدیگر را به مهرورزی سفارش میکنند» سوره بلد، آیه ۱۷.
- ↑ «سوگند به روزگار،» سوره عصر، آیه ۱.
- ↑ «که آدمی در زیانمندی است» سوره عصر، آیه ۲.
- ↑ «جز آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند و یکدیگر را به راستی پند دادهاند و همدیگر را به شکیبایی اندرز دادهاند» سوره عصر، آیه ۳.
- ↑ تسنیم، ج ۵، ص۴۲.
- ↑ مجمع البیان، ج ۱۰، ص۷۵۱.
- ↑ المیزان، ج ۲۰، ص۳۵۷.
- ↑ کریمی، علیجان، مقاله «صبر»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص86-87.
- ↑ «و بندهای از بندگان ما (خضر) را یافتند که به او از نزد خود بخشایشی داده و او را از پیش خویش دانشی آموخته بودیم. موسی به او گفت: آیا از تو پیروی کنم به شرط آنکه از آن راهدانی که تو را آموختهاند به من بیاموزی؟ گفت: بیگمان تو هرگز همراه من شکیبایی نمیتوانی کرد. و چگونه در چیزی که به آن آگاهی فراگیر نداری شکیب میکنی؟ گفت: اگر خداوند بخواهد مرا شکیبا خواهی یافت و از هیچ فرمان تو سرنمیپیچم. گفت: اگر از من پیروی داری چیزی از من مپرس تا خود از آن برای تو سخن سر کنم.پس راه افتادند، تا هنگامی که سوار کشتی شدند آن را سوراخ کرد؛ (موسی) گفت: آیا آن را سوراخ کردی که سرنشینان را غرق کنی، بیگمان کاری شگفت کردی! گفت: آیا نگفتم که تو هرگز با من شکیبایی نمیتوانی کرد؟ (موسی) گفت: مرا برای آنچه از یاد بردم بازخواست مکن و کار مرا بر من سخت مگیر! پس راه افتادند تا هنگامی که پسربچهای دیدند و او را کشت؛ (موسی) گفت: آیا انسانی بیگناه را بیآنکه کسی را کشته باشد کشتی؟ به راستی کاری ناپسند کردی! گفت: آیا به تو نگفتم که تو هرگز با من شکیبایی نمیتوانی کرد؟ گفت: اگر از این پس از تو چیزی پرسیدم همراهیم مکن که از سوی من معذوری. باز راه افتادند تا هنگامی که به مردم شهری رسیدند از مردمش خوراک خواستند، اما آنان از پذیرایی ایشان خودداری کردند؛ سپس دیواری در آن (شهر) یافتند که میخواست فرو افتد، (خضر) آن را استوار کرد، (موسی) گفت: اگر میخواستی برای آن مزدی دریافت میداشتی. گفت: اینک (هنگام) جدایی میان من و توست؛ اکنون تو را از معنی آنچه نتوانستی بر آن شکیبایی ورزی آگاه خواهم کرد: امّا آن کشتی از آن مستمندانی بود که (با آن) در دریا کار میکردند؛ بر آن شدم به آن آسیب رسانم چون در پی آن پادشاهی بود که هر کشتی (بیآسیب) را به زور میگرفت.امّا آن نوجوان، پدر و مادرش مؤمن بودند؛ ترسیدیم که آنان را به سرکشی و کفر وادارد . پس، خواستیم که پروردگارشان برای آنان فرزندی (دیگر) پاکجانتر و مهربانتر از او، جایگزین کند. و امّا آن دیوار، از آن دو نوجوان یتیم در آن شهر بود و زیر آن گنجی از آن آن دو و پدرشان مردی شایسته بود، بنابراین پروردگارت از سر بخشایش خویش اراده فرمود که آنان به برومندی خود برسند و گنجشان را بیرون کشند و من آن کارها را از پیش خویش نکردم، این بود معنی آنچه بر آن شکیبایی نتوانستی کرد» سوره کهف، آیه ۶۵-۸۲.
- ↑ جامع البیان، ج ۱۵، ص۱۷۹؛ التبیان، ج ۷، ص۷۰؛ الدر المنثور، ج ۴، ص۲۲۹.
- ↑ «و چگونه در چیزی که به آن آگاهی فراگیر نداری شکیب میکنی؟» سوره کهف، آیه ۶۸.
- ↑ «گفت: آیا نگفتم که تو هرگز با من شکیبایی نمیتوانی کرد؟» سوره کهف، آیه ۷۲.
- ↑ «گفت: اینک (هنگام) جدایی میان من و توست؛ اکنون تو را از معنی آنچه نتوانستی بر آن شکیبایی ورزی آگاه خواهم کرد:» سوره کهف، آیه ۷۸.
- ↑ التبیان، ج ۶، ص۸۱.
- ↑ قوت القلوب، ج ۱، ص۳۷۵.
- ↑ قوت القلوب، ج ۱، ص۳۴۹.
- ↑ ای پیامبر! مؤمنان را به کارزار برانگیز، اگر از شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز میگردند و اگر از شما صد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز میشوند زیرا آنان گروهی هستند که درنمییابند؛ سوره انفال، آیه۶۵.
- ↑ المیزان، ج ۹، ص۱۲۲-۱۲۳؛ نیز نک: التحریر و التنویر، ج ۹، ص۱۵۵.
- ↑ «اما گفتند: پروردگارا! میان سفرهای ما فاصله انداز و به خویشتن ستم کردند؛ ما نیز آنان را (چون) افسانهها گرداندیم و همه را سخت پراکندیم؛ بیگمان در این، نشانههایی برای هر شکیبای سپاسگزاری است» سوره سبأ، آیه ۱۹.
- ↑ التفسیر الکاشف، ج ۶، ص۲۵۹؛ تفسیر قاسمی، ج ۸، ص۱۴۲.
- ↑ التحریر والتنویر، ج ۲۲، ص۴۷.
- ↑ بحارالانوار، ج ۵۷، ص۲۶.
- ↑ کریمی، علیجان، مقاله «صبر»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص87-90.
- ↑ ﴿وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَمَا مَسَّنَا مِنْ لُغُوبٍ * فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ﴾ «و ما آسمانها و زمین و آنچه را میان آنهاست در شش روز آفریدیم و هیچ ماندگی به ما نرسید * پس بر آنچه میگویند شکیبا باش و پروردگارت را پیش از برآمدن خورشید و پیش از غروب با سپاس به پاکی بستای!» سوره ق، آیه ۳۸-۳۹.
- ↑ طه، آیات ۱۲۸ تا ۱۳۰ و نیز روم، آیات ۵۸ تا ۶۰.
- ↑ قلم، آیات ۴۴ تا ۴۸.
- ↑ ﴿وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ فَصَبَرُوا عَلَى مَا كُذِّبُوا وَأُوذُوا حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا وَلَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ وَلَقَدْ جَاءَكَ مِنْ نَبَإِ الْمُرْسَلِينَ﴾ «و به یقین پیش از تو (نیز) پیامبرانی دروغگو شمرده شدند پس، هر چه دروغگو شمرده شدند و آزار دیدند شکیبایی ورزیدند تا آنکه یاری ما به ایشان رسید؛ و برای کلمات خداوند هیچ دگرگونکنندهای نیست و بیگمان (برخی) از خبر (های) پیامبران به تو رسیده است» سوره انعام، آیه ۳۴.
- ↑ ص، آیات ۱۷ تا ۱۲۰.
- ↑ ﴿قِيلَ يَا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلَامٍ مِنَّا وَبَرَكَاتٍ عَلَيْكَ وَعَلَى أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَكَ وَأُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ يَمَسُّهُمْ مِنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ * تِلْكَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ مَا كُنْتَ تَعْلَمُهَا أَنْتَ وَلَا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هَذَا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ﴾ «گفته شد: ای نوح! (از کشتی) فرود آی با درودی از ما و برکتهایی بر تو و بر امتهایی از همراهانت و امتهایی که به زودی آنان را برخوردار خواهیم کرد سپس از ما عذابی دردناک به ایشان خواهد رسید * این از خبرهای غیب است که ما به تو وحی میکنیم؛ تو و قومت پیش از این آنها را نمیدانستید پس شکیبا باش که سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است» سوره هود، آیه ۴۸-۴۹.
- ↑ احقاف، آیات ۳۴ و ۳۵ و نیز انعام، ایه ۳۴ و آیات دیگر.
- ↑ ﴿نُزُلًا مِنْ غَفُورٍ رَحِيمٍ * وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ﴾ «به پذیرایی از سوی آمرزندهای بخشاینده * و این را جز به آنان که میشکیبند، و جز به آنان که بهرهای سترگ دارند فرانیاموزند» سوره فصلت، آیه ۳۲ و ۳۵.
- ↑ معارج، آیات ۱ تا ۵.
- ↑ انعام، آیه ۳۴.
- ↑ ﴿فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى﴾ «باری، بر آنچه میگویند شکیب کن و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از فرو رفتن آن پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای! و پاسهایی از شب و پیرامونهای روز را نیز به ستایش پرداز باشد که خشنود گردی» سوره طه، آیه ۱۳۰؛ ﴿فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ﴾ «پس بر آنچه میگویند شکیبا باش و پروردگارت را پیش از برآمدن خورشید و پیش از غروب با سپاس به پاکی بستای!» سوره ق، آیه ۳۹.
- ↑ معارج، آیات ۱ تا ۵.
- ↑ ﴿رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَاعْبُدْهُ وَاصْطَبِرْ لِعِبَادَتِهِ هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيًّا﴾ «پروردگار آسمانها و زمین است و آنچه میان آنهاست پس او را بپرست و در پرستش او شکیبایی کن، آیا برای او همنامی میشناسی؟» سوره مریم، آیه ۶۵.
- ↑ یونس، آیات ۱۰۸ و ۱۰۹.
- ↑ ﴿إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ تَنْزِيلًا * فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تُطِعْ مِنْهُمْ آثِمًا أَوْ كَفُورًا﴾ «به راستی ما این قرآن را بر تو خرده خرده فرو فرستادهایم * پس برای فرمان پروردگارت شکیبا باش و از هیچ گناهکار یا ناسپاس آنان فرمان نبر» سوره انسان، آیه ۲۳-۲۴.
- ↑ ﴿وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا لَا نَسْأَلُكَ رِزْقًا نَحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى﴾ «و خانوادهات را به نماز فرمان ده و بر آن شکیب کن، ما از تو روزی نمیخواهیم که خود، تو را روزی میدهیم و سرانجام (نیک) برای پرهیزگاری است» سوره طه، آیه ۱۳۲.
- ↑ منصوری، خلیل، عوامل و آثار صبر در زندگی؛ منصوری، خلیل، رابطه علم و صبر.
- ↑ ای مؤمنان! شکیبایی ورزید و یکدیگر را به شکیب فرا خوانید و از مرزها نگهبانی کنید و از خداوند پروا بدارید باشد که رستگار شوید؛ سوره آل عمران، آیه۲۰۰.
- ↑ «آنگاه، از کسانی خواهد بود که ایمان آوردهاند و یکدیگر را به شکیبایی و یکدیگر را به مهرورزی سفارش میکنند» سوره بلد، آیه ۱۷.
- ↑ «جز آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند و یکدیگر را به راستی پند دادهاند و همدیگر را به شکیبایی اندرز دادهاند» سوره عصر، آیه ۳.
- ↑ التحریر و التنویر، ج ۱۱، ص۲۱۵.
- ↑ مجمع البیان، ج ۶، ص۴۶۷.
- ↑ جز آن کسان که شکیبایی ورزیدهاند و کارهای شایسته کردهاند؛ آنانند که آمرزش و پاداشی بزرگ خواهند داشت؛ سوره هود، آیه ۱۱.
- ↑ المیزان، ج ۱۰، ص۱۵۸.
- ↑ المیزان، ج ۹، ص۱۲۶.
- ↑ ای پیامبر! مؤمنان را به کارزار برانگیز، اگر از شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز میگردند و اگر از شما صد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز میشوند زیرا آنان گروهی هستند که درنمییابند؛ سوره انفال، آیه۶۵-66.
- ↑ نک: المیزان، ج ۹، ص۱۲۶؛ تفسیر آسان، ج ۶، ص۱۶۰.
- ↑ و بیگمان شما را با چیزی از بیم و گرسنگی و کاستی داراییها و کسان و فرآوردهها میآزماییم، و شکیبایان را نوید بخش! همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد میگویند: ما از آن خداوندیم و به سوی او باز میگردیم؛ سوره بقره، آیه ۱۵۵ - ۱۵۶.
- ↑ المیزان، ج ۱، ص۳۵۳؛ نیز نک: التحریر و التنویر، ج ۲، ص۵۶.
- ↑ ای پیامبر! مؤمنان را به کارزار برانگیز، اگر از شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز میگردند و اگر از شما صد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز میشوند زیرا آنان گروهی هستند که درنمییابند؛ سوره انفال، آیه۶۵.
- ↑ المیزان، ج ۹، ص۱۲۲-۱۲۳؛ نیز نک: التحریر و التنویر، ج ۹، ص۱۵۵.
- ↑ و اگر به انسان بخشایشی از خویش بچشانیم سپس آن را از وی باز گیریم بیگمان نومید و ناسپاس خواهد شد. و اگر پس از رنجی که به او رسیده است آسایشی به وی بچشانیم به یقین خواهد گفت بدیها از من دور شد؛ که او سخت شادمان و خویشتنستای است. جز آن کسان که شکیبایی ورزیدهاند و کارهای شایسته کردهاند؛ آنانند که آمرزش و پاداشی بزرگ خواهند داشت؛ سوره هود، آیه ۹ - ۱۱.
- ↑ مجمع البیان، ج ۶، ص۴۶۷.
- ↑ التحریر و التنویر، ج ۲۱، ص۱۳۰.
- ↑ کریمی، علیجان، مقاله «صبر»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص87-90.
- ↑ و چون با جالوت و سپاه وی رویاروی شدند گفتند: پروردگارا! ما را از شکیب، سرشار کن و گامهای ما را استوار دار و ما را بر کافران پیروز گردان؛ سوره بقره، آیه۲۵۰.
- ↑ «پس آنان را به اذن خداوند تار و مار کردند و داود جالوت را کشت و خداوند به وی پادشاهی و فرزانگی ارزانی داشت و آنچه خود میخواست بدو آموخت، و اگر خداوند برخی مردم را با برخی دیگر باز نمیداشت، زمین تباه میگردید امّا خداوند بر جهانیان بخششی (بزرگ) دارد» سوره بقره، آیه ۲۵۱.
- ↑ «و جادوگران به سجده در افتادند. گفتند به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم، پروردگار موسی و هارون. فرعون گفت: آیا پیش از آنکه من به شما اجازه دهم به او ایمان آوردهاید؟ بیگمان این نیرنگی است که در این شهر به کار بردهاید تا مردم آن را از آن بیرون برانید، به زودی خواهید دانست. سوگند میخورم که دستها و پاهایتان را چپ و راست خواهم برید سپس همگی شما را به دار خواهم آویخت.گفتند: (باکی نیست) ما به سوی پروردگارمان باز میگردیم. و تو ما را کیفر نمیدهی مگر برای آنکه ما به نشانههای پروردگارمان هنگامی که به ما رسید ایمان آوردیم، پروردگارا! ما را از شکیب سرشار کن و ما را مسلمان بمیران!» سوره اعراف، آیه ۱۲۰-۱۲۶.
- ↑ «و شکیبا باش! و شکیب تو جز با (یاری) خداوند نیست و برای آنان اندوه مخور و از نیرنگی که میبازند در تنگدلی به سر مبر» سوره نحل، آیه ۱۲۷.
- ↑ مجمع البیان، ج ۶، ص۶۰۶؛ منهج الصادقین، ج ۵، ص۲۳۴.
- ↑ کریمی، علیجان، مقاله «صبر»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص87-90.
- ↑ «و بر فرمان پروردگارت شکیب کن که تو را زیر نظر داریم و چون برمیخیزی پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای!» سوره طور، آیه ۴۸.
- ↑ باری، بر آنچه میگویند شکیب کن و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از فرو رفتن آن پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای! و پاسهایی از شب و پیرامونهای روز را نیز به ستایش پرداز باشد که خشنود گردی؛ سوره طه، آیه۱۳۰.
- ↑ «بنابراین شکیب کن که وعده خداوند راستین است و از گناه خویش آمرزش بخواه و در پایان روز و پگاهان با سپاس پروردگارت را به پاکی بستای!» سوره غافر، آیه ۵۵.
- ↑ «پس بر آنچه میگویند شکیبا باش و پروردگارت را پیش از برآمدن خورشید و پیش از غروب با سپاس به پاکی بستای!» سوره ق، آیه ۳۹.
- ↑ «و ما به درستی میدانیم که تو از آنچه میگویند دلتنگ میگردی» سوره حجر، آیه ۹۷.
- ↑ «پس پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای و از سجدهگزاران باش» سوره حجر، آیه ۹۸.
- ↑ «و پروردگارت را پرستش کن تا مرگ تو فرا رسد» سوره حجر، آیه ۹۹.
- ↑ سیمای صابران در قرآن، ص۵۳-۵۴.
- ↑ کریمی، علیجان، مقاله «صبر»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص87-90.
- ↑ «بگو آیا (میخواهید) شما را به بهتر از آن آگاه سازم؟ برای کسانی که پرهیزگارند نزد پروردگارشان بوستانهایی است که از بن آنها جویباران روان است؛ در آنها جاودانند و (آنان را) همسرانی پاکیزه و خشنودی از سوی خداوند خواهد بود و خداوند به (کار) بندگان، بیناست» سوره آل عمران، آیه ۱۵.
- ↑ «(همان) شکیبایان و راستگویان و فرمانپذیران و بخشندگان و آمرزشخواهان در سحرگاهان» سوره آل عمران، آیه ۱۷.
- ↑ التبیان، ج ۲، ص۴۱۵.
- ↑ بیگمان با مال و جانتان آزمون خواهید شد و از آنان که پیش از شما به آنان کتاب (آسمانی) دادهاند و از کسانی که شرک ورزیدهاند (سخنان دل) آزار بسیار خواهید شنید و اگر شکیبایی کنید و پرهیزگاری ورزید؛ بیگمان این از کارهایی است که آهنگ آن میکنند؛ سوره آل عمران، آیه۱۸۶.
- ↑ التحریر و التنویر، ج ۳، ص۳۰۳.
- ↑ «و برای آنان داستان دو پسر آدم (هابیل و قابیل) را به درستی بخوان! که قربانییی پیش آوردند اما از یکی از آن دو پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد، (قابیل) گفت: بیگمان تو را خواهم کشت! (هابیل) گفت: خداوند تنها از پرهیزگاران میپذیرد» سوره مائده، آیه ۲۷.
- ↑ «اگر به سوی من دست دراز کنی تا مرا بکشی، من به سوی تو دست دراز نمیکنم تا تو را بکشم؛ که من از خداوند، پروردگار جهانیان میهراسم» سوره مائده، آیه ۲۸.
- ↑ نک: مجمع البیان، ج ۳، ص۲۸۴.
- ↑ کریمی، علیجان، مقاله «صبر»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص87-90.
- ↑ «آنگاه، از کسانی خواهد بود که ایمان آوردهاند و یکدیگر را به شکیبایی و یکدیگر را به مهرورزی سفارش میکنند» سوره بلد، آیه ۱۷.
- ↑ «جز آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند و یکدیگر را به راستی پند دادهاند و همدیگر را به شکیبایی اندرز دادهاند» سوره عصر، آیه ۳.
- ↑ ای مؤمنان! شکیبایی ورزید و یکدیگر را به شکیب فرا خوانید و از مرزها نگهبانی کنید و از خداوند پروا بدارید باشد که رستگار شوید؛ سوره آل عمران، آیه۲۰۰.
- ↑ المیزان، ج ۴، ص۹۱؛ تفسیر کوثر، ج ۲، ص۳۴۱؛ نیز نک: نضرة النعیم، ج ۶، ص۲۴۴۲.
- ↑ کریمی، علیجان، مقاله «صبر»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص87-90.
- ↑ غرر الحکم، ۲ / ۳۱۸۴.
- ↑ «هیچ گزندی در زمین و به جانهایتان نمیرسد مگر پیش از آنکه آن را پدید آوریم، در کتابی (آمده) است؛ این بر خداوند آسان است * تا بر آنچه از دست شما رفت دریغ نخورید و بر آنچه به شما دهد شادی نکنید و خداوند هیچ خود پسند خویشتن ستایی را دوست نمیدارد» سوره حدید، آیه ۲۲-۲۳.
- ↑ ﴿وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ﴾ «و از سر ستم و گردنکشی، با آنکه در دل باور داشتند آن را انکار کردند پس بنگر که سرانجام (کار) تبهکاران چگونه بود» سوره نمل، آیه ۱۴.
- ↑ ﴿وَجَاءُوا عَلَى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَاللَّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ * قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَنِي بِهِمْ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ﴾ «و خونی دروغین را بر پیراهن او آوردند؛ (یعقوب) گفت: (نه چنین است که میگویید) بلکه (هوای) نفستان کاری را در چشمتان آراست، اکنون (کار من) شکیبی نیکوست و بر آنچه وصف میکنید از خداوند باید یاری جست * (یعقوب) گفت: (نه چنین است) بلکه هوای نفستان کاری را در چشمتان آراست پس (کار من) شکیبی نیکو (خواهد بود)، باشد که خداوند همه آنان را به نزد من باز آورد، اوست که دانای فرزانه است» سوره یوسف، آیه ۱۸ و ۸۳.
- ↑ منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی در اسلام.
- ↑ میزان الحکمه، نشر دفتر تبلیغات اسلامی،ج ۵، ح ۱۰۱۳۳.
- ↑ منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی در اسلام.
- ↑ احزاب، آیه ۲۱.
- ↑ «و شکیبا باش! و شکیب تو جز با (یاری) خداوند نیست» سوره نحل، آیه ۱۲۷.
- ↑ سوره مریم، آیه ۶۵.
- ↑ یونس، آیه ۱۰۹.
- ↑ ق، آیات ۳۸ و ۳۹.
- ↑ انبیاء، آیه ۶۹.
- ↑ سوره روم، آیات ۵۸ تا ۶۰؛ سوره طه، آیات ۱۲۸ تا ۱۳۰.
- ↑ سوره قلم، آیات ۴۴ تا ۴۸.
- ↑ روم، آیات ۵۵ تا ۶۰؛ مدثر، آیه ۱۰؛ غافر، آیات ۷۰ تا ۷۷.
- ↑ طه، آیات ۱۲۸ تا ۱۳۰؛ احقاف، آیه ۳۵.
- ↑ همان.
- ↑ طه، آیه ۱۳۲.
- ↑ هود، آیه ۴۹.
- ↑ احقاف، آیات ۳۴ و ۳۵.
- ↑ انعام، آیه ۳۴؛ هود، آیه ۱۱۵، نحل، آیات ۱۲۷ تا ۱۳۰؛ روم، آیه ۶۰.
- ↑ مریم، آیه ۶۵.
- ↑ منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی پیامبر از منظر قرآن.
- ↑ ﴿فَلَا تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُمْ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ بِهَا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَتَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَهُمْ كَافِرُونَ﴾ «و داراییها و فرزندان آنان تو را به شگفتی نیفکند، جز این نیست که خداوند میخواهد آنان را در زندگی این جهان به عذاب افکند و در حالی که کافرند جانشان (از تن) بیرون رود» سوره توبه، آیه ۵۵.
- ↑ بقره، آیات ۴۵ و ۴۶ و ۲۴۹.
- ↑ معارج، آیات ۱ تا ۵.
- ↑ غافر، آیات ۷۰ تا ۷۷.
- ↑ معارج، آیات ۵ تا ۷.
- ↑ معارج، آیات ۱۹ تا ۳۲.
- ↑ بقره، آیه ۱۵۵؛ آل عمران، آیه ۱۸۶؛ هود، آیات ۷ تا ۱۱؛ فرقان، آیه ۲۰.
- ↑ ﴿أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ﴾؛ «آیا گمان میکنید به بهشت در خواهید آمد با آنکه هنوز داستان کسانی که پیش از شما (در) گذشتند بر سر شما نیامده است؟ به آنان سختی و رنج رسید و لرزانده شدند تا جایی که پیامبر و مؤمنان همراه وی میگفتند: یاری خداوند کی در میرسد؟ آگاه باشید که یاری خداوند نز» سوره بقره، آیه ۲۱۴.
- ↑ سوره یوسف، آیه ۸۳.
- ↑ ﴿قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَنِي بِهِمْ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ﴾ «(یعقوب) گفت: (نه چنین است) بلکه هوای نفستان کاری را در چشمتان آراست پس (کار من) شکیبی نیکو (خواهد بود)، باشد که خداوند همه آنان را به نزد من باز آورد، اوست که دانای فرزانه است» سوره یوسف، آیه ۸۳.
- ↑ معارج، آیات ۱۹ تا ۲۵.
- ↑ بقره، آیات ۱۵۵و۱۵۶.
- ↑ ص، آیات ۴۱ تا ۴۴؛ غافر، آیه ۵۵.
- ↑ طه، آیه ۱۳۰؛ غافر، آیه ۵۵؛ ق، آیه ۳۹.
- ↑ آل عمران، آیه ۱۶۴؛ انعام، آیه ۳۴؛ انبیاء، آیات ۸۳ و۸۵؛ ص، آیات۱۷ و ۴۱ و ۴۴.
- ↑ بقره، آیه ۴۵.
- ↑ رعد، آیات ۱۹ و ۲۲.
- ↑ فصلت، آیات ۳۴ و ۳۵.
- ↑ انسان، آیات ۲۴ و ۲۶.
- ↑ طه، آیه ۱۳۰.
- ↑ معارج، آیات ۱۹ تا ۲۳.
- ↑ معارج، آیات ۱۹ تا ۳۲.
- ↑ انسان، آیات ۲۴ و ۲۵.
- ↑ سجده، آیه ۲۴.
- ↑ منصوری، خلیل، عوامل ایجاد صبر و بردباری.
- ↑ هود آیات ۱۰ و ۱۱.
- ↑ سوره هود آیات ۹ و ۱۱.
- ↑ نحل ایه ۱۱۰ و نیز حجرات آیه ۵ و بقره آیات ۱۵۵ و ۱۵۷ و انبیاء آیات ۸۵ و ۸۶.
- ↑ اعراف آیه ۱۳۷ و بقره آیه ۲۴۹ و ۲۵۱.
- ↑ فرقان آیه ۶۸ و ۷۵.
- ↑ ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴾ «ای مؤمنان! شکیبایی ورزید و یکدیگر را به شکیب فرا خوانید و از مرزها نگهبانی کنید و از خداوند پروا بدارید باشد که رستگار شوید» سوره آل عمران، آیه ۲۰۰.
- ↑ ﴿وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ﴾ «و از خداوند و پیامبرش فرمانبرداری کنید و در هم نیفتید که سست شوید و شکوهتان از میان برود و شکیبا باشید که خداوند با شکیبایان است» سوره انفال، آیه ۴۶.
- ↑ هود آیه ۱۱۲ و ۱۱۵.
- ↑ بقره آیه ۴۵ و ۱۵۳.
- ↑ هود آیات ۱۱۳ و ۱۱۵.
- ↑ فرقان آیات ۶۷ و ۷۵.
- ↑ همان.
- ↑ همان و نیز رعد آیه ۲۲.
- ↑ آل عمران آیه ۱۲۰ و ۱۸۶.
- ↑ نساء آیه ۲۵.
- ↑ ﴿وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلَا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ﴾ «و هر یک از شما که یارایی مالی نداشته باشد تا زنان آزاد مؤمن را به همسری گیرد، در میان کنیزان، از دختران جوان مؤمن، همسر گزیند و خداوند به ایمانتان داناتر است؛ همه چون یکدیگرید پس با اجازه کسان آنها با آنان ازدواج کنید و کابینهایشان را در حالی که پاکدامنند و نه پلیدکار و گزیننده دوستهای پنهان، به گونه شایسته به (کسان) آنها بپردازید. آنگاه چون شوی کنند، اگر به کاری زشت دست یازیدند بر آنان نیمی از کیفر زنان آزاد خواهد بود. این (ازدواج با کنیزکان) برای کسی است که از (آلایش) گناه بهراسد و شکیبایی ورزیدن، برای شما بهتر است و خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۲۵.
- ↑ ﴿وَلَمَّا بَرَزُوا لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُوا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ﴾ «و چون با جالوت و سپاه وی رویاروی شدند گفتند: پروردگارا! ما را از شکیب، سرشار کن و گامهای ما را استوار دار و ما را بر کافران پیروز گردان» سوره بقره، آیه ۲۵۰.
- ↑ ﴿فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ قَالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا يَا لَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِيَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ * وَقَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا وَلَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الصَّابِرُونَ﴾ «آنگاه با زیورهایش در پیش قوم خویش آشکار شد؛ کسانی که زندگی این جهان را میخواستند گفتند: ای کاش ما نیز همانند آنچه به قارون داده شده است میداشتیم، بیگمان او را بهرهای سترگ است * و دانشوران گفتند: وای بر شما! پاداش خداوند برای آن کس که ایمان آورد و کرداری شایسته دارد بهتر است و آن را جز به شکیبایان فرا نیاموزند» سوره قصص، آیه ۷۹-۸۰.
- ↑ انفال آیه ۴۶.
- ↑ آل عمران آیه ۲۰۰.
- ↑ بقره آیه ۱۷۷ و انسان آیه ۵ و ۱۲.
- ↑ ﴿وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَلَا تَكُنْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقَائِهِ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِبَنِي إِسْرَائِيلَ * وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ﴾ «و به راستی ما به موسی کتاب (آسمانی) دادیم- بنابراین در لقای او (با خداوند) تردیدی مکن- و ما آن (کتاب) را رهنمودی برای بنی اسرائیل قرار دادیم * و چون شکیب ورزیدند و به آیات ما یقین داشتند برخی از آنان را پیشوایانی گماردیم که به فرمان ما (مردم را) رهنمایی میکردند» سوره سجده، آیه ۲۳-۲۴.
- ↑ ﴿فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى﴾ «باری، بر آنچه میگویند شکیب کن و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از فرو رفتن آن پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای! و پاسهایی از شب و پیرامونهای روز را نیز به ستایش پرداز باشد که خشنود گردی» سوره طه، آیه ۱۳۰.
- ↑ آل عمران آیه ۱۴۶ و ۱۴۸ و نیز هود آیه ۱۱۵ و یوسف آیه ۹۰.
- ↑ منصوری، خلیل، آثار و کارکردهای صبر و شکیبایی در زندگی.
- ↑ احیاء علوم الدین، ج ۴، ص۶۶.
- ↑ و بسا پیامبرانی که همراه آنان تودههای انبوه به نبرد (با دشمنان خداوند) پرداختند و در راه خداوند هر چه به ایشان رسید نه سست و نه ناتوان شدند و نه تن به زبونی سپردند؛ و خداوند شکیبایان را دوست میدارد. و گفتارشان جز این نبود که (می) گفتند: پروردگارا! از گناهان ما و گزافکاریها که در کار خویش کردهایم در گذر و گامهای ما را استوار دار و ما را بر گروه کافران پیروز گردان. پس خداوند به آنان پاداش این جهان و پاداش نیک جهان واپسین را بخشید و خداوند نیکوکاران را دوست میدارد؛ سوره آل عمران، آیه ۱۴۶ - ۱۴۸.
- ↑ و بیگمان شما را با چیزی از بیم و گرسنگی و کاستی داراییها و کسان و فرآوردهها میآزماییم، و شکیبایان را نوید بخش!؛ سوره بقره، آیه ۱۵۵.
- ↑ المیزان، ج ۱، ص۳۵۳.
- ↑ «گفت: اگر از این پس از تو چیزی پرسیدم همراهیم مکن که از سوی من معذوری» سوره کهف، آیه ۷۶.
- ↑ مجمع البیان، ج ۶، ص۷۵۱؛ نور الثقلین، ج ۳، ص۲۸۲.
- ↑ «از شکیبایی و نماز یاری بجویید و بیگمان این کار جز بر فروتنان دشوار است» سوره بقره، آیه ۴۵.
- ↑ مجمع البیان، ج ۱، ص۲۱۷.
- ↑ المیزان، ج ۱۱، ص۵۹.
- ↑ تسنیم، ج ۴، ص۱۶۸- ۱۶۹.
- ↑ المیزان، ج ۱۱، ص۵۹.
- ↑ نور الثقلین، ج ۱، ص۷۶؛ کنز الدقائق، ج ۱، ص۴۰۸.
- ↑ تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص۱۵۵.
- ↑ نمونه، ج ۱، ص۲۱۸.
- ↑ مجمع البیان، ج ۱، ص۲۱۷.
- ↑ کریمی، علیجان، مقاله «صبر»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص91-96.
- ↑ و به یقین پیش از تو (نیز) پیامبرانی دروغگو شمرده شدند پس، هر چه دروغگو شمرده شدند و آزار دیدند شکیبایی ورزیدند تا آنکه یاری ما به ایشان رسید؛ و برای کلمات خداوند هیچ دگرگونکنندهای نیست و بیگمان (برخی) از خبر (های) پیامبران به تو رسیده است؛ سوره انعام، آیه۳۴.
- ↑ موسی به قوم خود گفت: از خداوند یاری بخواهید و شکیبا باشید، بیگمان زمین از آن خداوند است، به هر کس از بندگان خویش که بخواهد به میراث میدهد و سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است؛ سوره اعراف، آیه ۱۲۸.
- ↑ نک: تفسیر خسروی، ج ۳، ص۳۰۱.
- ↑ و قومی را که (از سوی فرعونیان) ناتوان شمرده میشدند وارث شرق و غرب آن سرزمین کردیم که در آن برکت نهاده بودیم و سخن نیکوی پروردگارت درباره بنی اسرائیل به خاطر شکیبی که ورزیدند راست آمد و آنچه را فرعون و قومش میساختند و آنچه را بر میافراختند زیر و زبر کردیم؛ سوره اعراف، آیه۱۳۷.
- ↑ المیزان، ج ۸، ص۲۲۸.
- ↑ «و به راستی موسی را با نشانههای خویش فرستادیم (و گفتیم) که قومت را به سوی روشنایی از تیرگیها بیرون بر و روزهای خداوند را به آنان گوشزد کن، بیگمان در آن نشانههایی برای هر شکیبای سپاسگزاری است» سوره ابراهیم، آیه ۵.
- ↑ المنیر، ج ۱۳، ص۲۱۰.
- ↑ مجمع البیان، ج ۶، ص۴۶۷؛ ج ۸، ص۵۰۶، ۶۰۶؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۰، ص۳۴۲؛ ج ۱۷، ص۳۳.
- ↑ التفسیر الکاشف، ج ۴، ص۴۲۶؛ تفسیر قاسمی، ج ۶، ص۳۰۰.
- ↑ «خداوند با شکیبایان است» سوره بقره، آیه ۱۵۳.
- ↑ «خداوند با شکیبایان است» سوره بقره، آیه ۲۴۹.
- ↑ مجمع البیان، ج ۴، ص۸۴۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۴، ص۱۲۵؛ تفسیر قاسمی، ج ۱، ص۴۳۸.
- ↑ المیزان، ج ۹، ص۹۶.
- ↑ چون نیکییی به شما رسد آنان را غمگین میکند و چون بدییی دامنگیرتان شود از آن شادمان میشوند؛ و اگر شکیبایی کنید و پرهیزگاری ورزید نیرنگ آنان به شما هیچ زیانی نخواهد رساند؛ که خداوند آنچه را انجام میدهند فراگیر است؛ سوره آل عمران، آیه۱۲۰.
- ↑ چرا؛ (بیگمان بسنده است و) اگر شکیبایی کنید و پرهیزگاری ورزید و آنان چنین شتابان به سوی شما آیند خداوند شما را با پنج هزار فرشته نشانگذار یاری خواهد رساند؛ سوره آل عمران، آیه۱۲۵.
- ↑ ای پیامبر! مؤمنان را به کارزار برانگیز، اگر از شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز میگردند و اگر از شما صد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز میشوند زیرا آنان گروهی هستند که درنمییابند؛ سوره انفال، آیه۶۵.
- ↑ «و چون شکیب ورزیدند و به آیات ما یقین داشتند برخی از آنان را پیشوایانی گماردیم که به فرمان ما (مردم را) رهنمایی میکردند» سوره سجده، آیه ۲۴.
- ↑ نمونه، ج ۱۷، ص۱۶۶.
- ↑ مجمع البیان، ج ۸، ص۸۳۰.
- ↑ «پس شکیبا باش که وعده خداوند راستین است پس، چه برخی از آنچه را به آنان وعده میدهیم به تو نشان دهیم، چه تو را بمیرانیم، باری، (به هر روی) به سوی ما باز گردانده میشوند» سوره غافر، آیه ۷۷.
- ↑ و کسانی را که پس از ستم دیدن در راه خداوند هجرت کردند در این جهان در جایی نیکو جا میدهیم و پاداش دنیای واپسین بزرگتر است اگر میدانستند. همانان که شکیب ورزیدند و بر پروردگارشان توکّل میکنند؛ سوره نحل، آیه ۴۱ - ۴۲.
- ↑ گفتند: آیا تو همان یوسفی؟ گفت: من یوسفم و این، برادر من (بنیامین) است؛ خداوند بر ما منّت نهاد، چنین است که هر کس پرهیزگاری ورزد و شکیبایی کند بیگمان خداوند پاداش نیکوکاران را تباه نمیگرداند؛ سوره یوسف، آیه۹۰.
- ↑ و چون طالوت با سپاه (از شهر) بیرون رفت گفت: خداوند شما را به (آب) جویباری میآزماید، هر که از آن بنوشد از من نیست و هر که نخورد با من است مگر آنکه تنها کفی از آن برگیرد. باری، همه جز اندکی از آن نوشیدند و چون طالوت و مؤمنان همراه وی از آن گذشتند (همراهان سست ایمان طالوت که از آب نوشیده بودند) گفتند: امروز ما را تاب جالوت و سپاه وی نیست اما آنان که میدانستند خداوند را دیدار خواهند کرد گفتند: بسا گروهی اندک بر گروهی بسیار به اذن خداوند، پیروز شده است و خداوند با شکیبایان است. و چون با جالوت و سپاه وی رویاروی شدند گفتند: پروردگارا! ما را از شکیب، سرشار کن و گامهای ما را استوار دار و ما را بر کافران پیروز گردان. پس آنان را به اذن خداوند تار و مار کردند و داود جالوت را کشت و خداوند به وی پادشاهی و فرزانگی ارزانی داشت و آنچه خود میخواست بدو آموخت، و اگر خداوند برخی مردم را با برخی دیگر باز نمیداشت، زمین تباه میگردید امّا خداوند بر جهانیان بخششی (بزرگ) دارد؛ سوره بقره، آیه ۲۴۹ - ۲۵۱.
- ↑ کریمی، علیجان، مقاله «صبر»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص91-96.
- ↑ آنگاه با زیورهایش در پیش قوم خویش آشکار شد؛ کسانی که زندگی این جهان را میخواستند گفتند: ای کاش ما نیز همانند آنچه به قارون داده شده است میداشتیم، بیگمان او را بهرهای سترگ است. و دانشوران گفتند: وای بر شما! پاداش خداوند برای آن کس که ایمان آورد و کرداری شایسته دارد بهتر است و آن را جز به شکیبایان فرا نیاموزند؛ سوره قصص، آیه ۷۹ ـ ۸۰.
- ↑ مجمع البیان، ج ۷، ص۴۱۷؛ المیزان، ج ۱۶، ص۸۰؛ الوجیز، عاملی، ج ۲، ص۴۸۷.
- ↑ «آیا ندیدهای که کشتیها در دریا به نعمت خداوند روانند تا (خداوند) برخی از نشانههای خود را به شما نشان دهد؛ بیگمان در این، نشانههایی برای هر شکیب پیشه سپاسمندی است» سوره لقمان، آیه ۳۱.
- ↑ اگر بخواهد باد را از وزیدن باز میدارد و (کشتیها) بر آن (دریا) بیجنبش میمانند، بیگمان در این برای هر پرشکیب سپاسگزاری نشانههاست؛ سوره شوری، آیه۳۳.
- ↑ التحریر و التنویر، ج ۲۵، ص۱۶۶.
- ↑ کریمی، علیجان، مقاله «صبر»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص91-96.
- ↑ «آنچه نزد شماست پایان مییابد و آنچه نزد خداوند است پایاست و البته ما پاداش شکیبایان را نیکوتر از آنچه انجام میدادند خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۶.
- ↑ المیزان، ج ۱۲، ص۳۴۰.
- ↑ «آنانند که پاداششان برای شکیبی که ورزیدهاند دو بار به آنان داده میشود و بدی را با نیکی دور میسازند و از آنچه روزیشان کردهایم میبخشند» سوره قصص، آیه ۵۴.
- ↑ المیزان، ج ۱۶، ص۵۵.
- ↑ «بگو: ای بندگان من که ایمان آوردهاید، از پروردگارتان پروا کنید! برای کسانی که در این جهان، نیکی ورزند نیکی خواهد بود و زمین خداوند پهناور است؛ جز این نیست که پاداش شکیبایان را بیشمار، تمام دهند» سوره زمر، آیه ۱۰.
- ↑ قوت القلوب، ج ۱، ص۳۴۵؛ مجمع البیان، ج ۸، ص۷۶۷؛ التحریر و التنویر، ج ۲۴، ص۴۲.
- ↑ المیزان، ج ۱۷، ص۲۴۴.
- ↑ المیزان، ج ۱۷، ص۲۴۴؛ نیز نک: الکشاف، ج ۴، ص۱۱۸.
- ↑ کریمی، علیجان، مقاله «صبر»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص91-96.
- ↑ «خداوند شکیبایان را دوست میدارد» سوره آل عمران، آیه ۱۴۶.
- ↑ و شکیبایان را نوید بخش! سوره بقره، آیه ۱۵۵.
- ↑ بر آنان از پروردگارشان درودها و بخشایشی است و آنانند که رهیافتهاند؛ سوره بقره، آیه۱۵۷.
- ↑ «و پروردگار تو بینیاز دارای بخشایش است؛ اگر بخواهد شما را باز میبرد و آنچه را بخواهد پس از شما جانشین میگرداند به همانگونه که شما را از نسل گروه دیگری پدید آورد» سوره انعام، آیه ۱۳۳.
- ↑ «و در این جهان و در جهان واپسین برای ما نیکی مقرّر فرما که ما به سوی تو بازگشتهایم؛ فرمود: عذابم را به هر کس بخواهم میرسانم و بخشایشم همه چیز را فرا میگیرد و آن را به زودی برای آنان که پرهیزگاری میورزند و زکات میدهند و کسانی که به آیات ما ایمان دارند مقرّر میدارم» سوره اعراف، آیه ۱۵۶.
- ↑ المیزان، ج ۱، ص۳۶۱.
- ↑ کریمی، علیجان، مقاله «صبر»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص91-96.
- ↑ «بیگمان خداوند برای مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان مؤمن و مردان و زنان فرمانبردار و مردان و زنان راستگفتار و مردان و زنان شکیبا و مردان و زنان فرمانبردار و مردان و زنان بخشنده و مردان و زنان روزهدار و مردان و زنان پاکدامن و مردان و زنانی که خداوند را بسیار یاد میکنند، آمرزش و پاداشی سترگ آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۳۵.
- ↑ «سپس پروردگارت برای آنان که پس از آزار دیدن هجرت گزیدند آنگاه جهاد کردند و شکیبایی ورزیدند، بیگمان پس از آن آمرزندهای بخشاینده است» سوره نحل، آیه ۱۱۰.
- ↑ «و اگر پس از رنجی که به او رسیده است آسایشی به وی بچشانیم به یقین خواهد گفت بدیها از من دور شد؛ که او سخت شادمان و خویشتنستای است» سوره هود، آیه ۱۰.
- ↑ «جز آن کسان که شکیبایی ورزیدهاند و کارهای شایسته کردهاند؛ آنانند که آمرزش و پاداشی بزرگ خواهند داشت» سوره هود، آیه ۱۱.
- ↑ نمونه، ج ۹، ص۳۲.
- ↑ کریمی، علیجان، مقاله «صبر»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص91-96.
- ↑ «بگو آیا (میخواهید) شما را به بهتر از آن آگاه سازم؟ برای کسانی که پرهیزگارند نزد پروردگارشان بوستانهایی است که از بن آنها جویباران روان است؛ در آنها جاودانند و (آنان را) همسرانی پاکیزه و خشنودی از سوی خداوند خواهد بود و خداوند به (کار) بندگان، بیناست» سوره آل عمران، آیه ۱۵.
- ↑ «(همان) شکیبایان و راستگویان و فرمانپذیران و بخشندگان و آمرزشخواهان در سحرگاهان» سوره آل عمران، آیه ۱۷.
- ↑ «درود بر شما به شکیبی که ورزیدهاید که فرجام آن سرای، نیکوست!» سوره رعد، آیه ۲۴.
- ↑ و آنان را که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند در غرفههایی از بهشت که از بن آنها جویباران روان است جا میدهیم، جاودانه در آنند؛ پاداش اهل کردار نیکو (پاداشی) است همانان که شکیب ورزیدند و بر پروردگارشان توکل میکنند؛ سوره عنکبوت، آیه۵۸ ـ ۵۹.
- ↑ آیا پنداشتهاید به بهشت میروید بیآنکه خداوند جهادگران و شکیبایان شما را معلوم دارد؟؛ سوره آل عمران، آیه۱۴۲.
- ↑ «و به آنان برای شکیبی که ورزیدهاند بهشت و (پوشاک) پرنیان پاداش میدهد» سوره انسان، آیه ۱۲.
- ↑ «اما شما آنان را به ریشخند گرفتید تا جایی که یاد مرا از خاطرتان بردند و شما به آنان میخندیدید» سوره مؤمنون، آیه ۱۱۰.
- ↑ «من امروز به آنان برای شکیبی که ورزیده بودند پاداش دادم؛ بیگمان آنانند که کامیابند» سوره مؤمنون، آیه ۱۱۱.
- ↑ آنانند که غرفه (ی بهشت) را بر شکیبی که ورزیدهاند پاداش میبرند و در آن با خوشآمد و درود روبهرو میگردند؛ سوره فرقان، آیه۷۵.
- ↑ «در حالی که در آن جاودانند؛ آرامشگاه و جایگاهی نیکوست» سوره فرقان، آیه ۷۶.
- ↑ و آنان را که در پی خشنودی پروردگارشان شکیبایی پیشه میکنند و نماز را برپا میدارند و از آنچه ما روزی آنان کردهایم پنهان و آشکار میبخشند و به نیکی، بدی را دور میدارند؛ فرجام (نیک) آن سرای است، بهشتهایی جاودان که آنان و شایستگان از نیاکان و همسران و فرزندانشان در آن وارد میشوند و فرشتگان از هر دری بر آنان درمیآیند. درود بر شما به شکیبی که ورزیدهاید که فرجام آن سرای، نیکوست!؛ سوره رعد، آیه۲۲ - ۲۴.
- ↑ «بگو آیا (میخواهید) شما را به بهتر از آن آگاه سازم؟ برای کسانی که پرهیزگارند نزد پروردگارشان بوستانهایی است که از بن آنها جویباران روان است؛ در آنها جاودانند و (آنان را) همسرانی پاکیزه و خشنودی از سوی خداوند خواهد بود و خداوند به (کار) بندگان، بیناست» سوره آل عمران، آیه ۱۵.
- ↑ «آنان که میگویند: پروردگارا! به راستی ما ایمان آوردهایم پس، از گناهان ما درگذر و ما را از عذاب دوزخ نگاه دار!» سوره آل عمران، آیه ۱۶.
- ↑ «(همان) شکیبایان و راستگویان و فرمانپذیران و بخشندگان و آمرزشخواهان در سحرگاهان» سوره آل عمران، آیه ۱۷.
- ↑ کریمی، علیجان، مقاله «صبر»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص91-96.
- ↑ منصوری، خلیل، عوامل و آثار صبر در زندگی.
- ↑ هود، آیات ۹ تا ۱۱.
- ↑ فرقان، آیات ۷۲ و ۷۵.
- ↑ فرقان، آیات ۷۲ و ۷۵.
- ↑ فرقان، آیات ۶۳ و ۶۸ و ۷۵.
- ↑ فرقان، آیات ۷۲ و ۷۵.
- ↑ منصوری، خلیل، چگونه میزان صبر خود را بشناسیم.
- ↑ بحارالانوار، نشر کتابفروشی اسلامیه، ج ۷۱، ص۷۳.
- ↑ نهج الفصاحه، نشر سازمان انتشارات جاویدان، حدیث ۱۹۶۱.
- ↑ غرر الحکم، ج ۲، ۲۹۰۸.
- ↑ نهج الفصاحه، ۲۰۰۶.
- ↑ نهج الفصاحه، ۲۵۶۴.
- ↑ منصوری، خلیل، صبر ویژگیها و آثار آن.
- ↑ بحارالانوار، ج ۷۱، ص۸۶.
- ↑ منصوری، خلیل، صبر ویژگیها و آثار آن.
- ↑ «و آنان را که در پی خشنودی پروردگارشان شکیبایی پیشه میکنند و نماز را برپا میدارند و از آنچه ما روزی آنان کردهایم پنهان و آشکار میبخشند و به نیکی، بدی را دور میدارند؛ فرجام (نیک) آن سرای است،» سوره رعد، آیه ۲۲.
- ↑ نحل، آیه ۱۲۶.
- ↑ سوره ص، آیه ۴۴.
- ↑ زمر، آیه ۱۰.
- ↑ بقره، آیات ۱۵۵ و ۱۵۷ و ۲۱۴ و ۱۷۷؛ حج، آیات ۳۴ و ۳۵.
- ↑ رعد، آیات ۲۲ و ۲۴.
- ↑ رعد، آیات ۲۲ و ۲۴.
- ↑ هود، آیات ۹ و ۱۱.
- ↑ انفال، آیات ۶۵ و ۶۶؛ رعد، آیات ۱۹ و ۲۲؛ فرقان، آیات ۷۳ و ۷۵.
- ↑ بقره، آیات ۱۵۵ و ۱۵۶.
- ↑ فرقان، آیات ۶۳ و ۶۸ و ۷۵.
- ↑ فرقان، آیات ۶۳ و ۷۵.
- ↑ آل عمران، آیات ۱۴ و ۱۵ و ۱۷؛ قصص، آیات ۷۹ و ۸۰.
- ↑ حدید، آیات ۲۲ و ۲۴؛ فرقان، آیه ۷۵.
- ↑ فرقان، آیات ۶۳ و ۶۴ و ۷۵.
- ↑ حدید،آیات ۲۲ و ۲۳؛ آل عمران،آیات ۱۴۲ و ۱۴۳.
- ↑ فصلت، آیات ۳۴ و ۳۵.
- ↑ انبیاء آیات ۸۵ و ۸۶.
- ↑ یوسف، آیات ۹۲-۹۰؛ شوری، آیات ۴۰ و ۴۳.
- ↑ فرقان، آیات ۶۳ و ۷۵؛ قصص، آیات ۵۴ و ۵۵.
- ↑ فرقان، آیات ۷۲ و ۷۵.
- ↑ قصص، آیه ۸۰.
- ↑ رعد، آیات ۱۹ و ۲۲.
- ↑ آل عمران، آیات ۱۴۶ و ۱۴۸.
- ↑ منصوری، خلیل، چگونه میزان صبر خود را بشناسیم.
- ↑ «همه از شکیبایان بودند» سوره انبیاء، آیه ۸۵.
- ↑ بنابراین شکیبا باش همانگونه که پیامبران اولوا العزم شکیبایی ورزیدند و برای آنان (عذاب را به) شتاب مخواه که آنان روزی که آنچه را وعدهشان دادهاند بنگرند، چنانند که گویی جز ساعتی از یک روز (در جهان) درنگ نکردهاند، این، پیامرسانی است؛ پس آیا جز بزهکاران نابود میگردند؟؛ سوره احقاف، آیه۳۵.
- ↑ «و به راستی ما نوح را به سوی قومش فرستادیم و هزار سال- جز پنجاه سال- میان آنان به سر برد آنگاه سیلاب آنان را فرو گرفت در حالی که ستمگر بودند» سوره عنکبوت، آیه ۱۴.
- ↑ «گفت: پروردگارا من شب و روز، قوم خود را (به خداپرستی) فرا خواندم.و فراخوان من جز به گریز آنان نیفزود. و من هرگاه آنان را فرا خواندم تا بیامرزیشان، انگشت در گوش نهادند و جامه بر سر کشیدند و (در کفر) پای فشردند و سخت گردنفرازی ورزیدند. سپس آنان را با ندای بلند فرا خواندم. باز آشکار به آنان گفتم و (نیز) یکسره پنهان به ایشان گفتم. و گفتم: از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده است. تا (باران) آسمان را بر شما ریزان ، بفرستد. و شما را با داراییها و پسران، یاوری کند و برایتان بوستانها پدید آورد و جویبارها پدیدار گرداند» سوره نوح، آیه ۵-۱۲.
- ↑ «ابراهیم به راستی بردبار دردمند توبهکاری بود» سوره هود، آیه ۷۵.
- ↑ المیزان، ج ۱۰، ص۳۲۶.
- ↑ «و آمرزش خواهی ابراهیم برای پدرش جز بنا به وعدهای نبود که به وی داده بود و چون بر او آشکار گشت که وی دشمن خداوند است از وی دوری جست؛ بیگمان ابراهیم دردمندی بردبار بود» سوره توبه، آیه ۱۱۴.
- ↑ المیزان، ج ۹، ص۳۹۸.
- ↑ و ایّوب را (یاد کن) آنگاه که پروردگارش را خواند که به من گزند رسیده است و تو بخشایندهترین بخشایندگانی؛ سوره انبیاء، آیه۸۳.
- ↑ و از بنده ما ایّوب یاد کن آنگاه که پروردگارش را ندا کرد که شیطان به من رنج و عذاب رسانده است؛ سوره ص، آیه۴۱.
- ↑ التبیان، ج ۷، ص۲۷۱؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۵، ص۳۱۵.
- ↑ «بلکه، اینان و پدرانشان را بهرهمند کردیم چندان که زندگانی دراز یافتند؛ آیا نمیبینند که ما به (سر) زمین (کفر) میآییم، از پیرامونهای آن میکاهیم، آیا باز آنان پیروز خواهند شد؟» سوره انبیاء، آیه ۴۴.
- ↑ «(بدو گفتیم) با پای خود (بر زمین) بکوب! اینک شستنگاهی سرد و نوشیدنییی (نوشین) است» سوره ص، آیه ۴۲.
- ↑ «و ما از سر بخشایشی از خویش و پند آموختن به خردمندان، خانوادهاش را- و با آنها، همانند آنان را- به او بخشیدیم» سوره ص، آیه ۴۳.
- ↑ «به راستی ما او را شکیبا یافتیم. نیکو بنده بود که اهل بازگشت (و توبه) بود» سوره ص، آیه ۴۴.
- ↑ و خونی دروغین را بر پیراهن او آوردند؛ (یعقوب) گفت: (نه چنین است که میگویید) بلکه (هوای) نفستان کاری را در چشمتان آراست، اکنون (کار من) شکیبی نیکوست و بر آنچه وصف میکنید از خداوند باید یاری جست؛ سوره یوسف، آیه۱۸.
- ↑ یعقوب) گفت: (نه چنین است) بلکه هوای نفستان کاری را در چشمتان آراست پس (کار من) شکیبی نیکو (خواهد بود)، باشد که خداوند همه آنان را به نزد من باز آورد، اوست که دانای فرزانه است؛ سوره یوسف، آیه۸۳.
- ↑ کنز الدقائق، ج ۶، ص۲۸۷.
- ↑ التبیان، ج ۶، ص۱۸۲؛ مجمع البیان، ج ۵، ص۳۹۲؛ نیز نک: نضرة النعیم، ج ۶، ص۲۴۴۱.
- ↑ «گفت: پریشانی و اندوهگینی خود را تنها به خداوند شکوه میبرم و از خداوند چیزی میدانم که شما نمیدانید» سوره یوسف، آیه ۸۶.
- ↑ المیزان، ج ۱۱، ص۲۵۴.
- ↑ نور الثقلین، ج ۲، ص۴۵۳.
- ↑ «و چون در تلاش، همپای او گشت (ابراهیم) گفت: پسرکم! من در خواب میبینم که تو را سر میبرم پس بنگر که چه میبینی؟ گفت: ای پدر! آنچه فرمان مییابی انجام ده که- اگر خداوند بخواهد- مرا از شکیبایان خواهی یافت» سوره صافات، آیه ۱۰۲.
- ↑ «پس او را به پسری بردبار مژده دادیم» سوره صافات، آیه ۱۰۱.
- ↑ الدر المنثور، ج ۵، ص۲۷۹؛ مواهب علیه، ج ۱، ص۱۰۰۳؛ نور الثقلین، ج ۴، ص۴۱۹.
- ↑ بر آنچه میگویند، شکیبا باش و از بنده ما داود توانمند یاد کن که اهل بازگشت (و توبه) بود؛ سوره ص، آیه۱۷.
- ↑ المیزان، ج ۱۷، ص۱۸۹.
- ↑ و از بنده ما ایّوب یاد کن آنگاه که پروردگارش را ندا کرد که شیطان به من رنج و عذاب رسانده است؛ سوره ص، آیه۴۱.
- ↑ «و از بندگان توانمند و روشنبین ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب، یاد کن» سوره ص، آیه ۴۵.
- ↑ «و از اسماعیل و الیسع و ذو الکفل یاد کن و همه از نیکان بودند» سوره ص، آیه ۴۸.
- ↑ کریمی، علیجان، مقاله «صبر»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص90-91.
- ↑ نحل، آیه ۱۲۵.
- ↑ نحل، آیه ۱۲۶.
- ↑ یونس، آیات ۱۰۸ و ۱۰۹.
- ↑ هود، آیات ۱۱۳ تا ۱۱۵.
- ↑ لقمان، آیه ۱۷.
- ↑ کارهای مهم.
- ↑ لقمان، آیه ۱۷.
- ↑ طور، آیات ۴۸ و ۴۹.
- ↑ مزمل، آیه ۱۰.
- ↑ مزمل، آیات ۱۰ تا ۱۲.
- ↑ آل عمران، آیه ۲۰۰.
- ↑ انفال، آیه ۴۶.
- ↑ بقره، آیات ۴۵ و ۱۵۳.
- ↑ عصر، آیات ۱ تا ۳؛ بلد، آیات ۱۷ و ۱۸.
- ↑ منصوری، خلیل، صبر پیامبر الگوی مؤمنان.
- ↑ انفال آیه ۶۵ و ۶۶.
- ↑ «و ما از پیش به آدم سفارش کردیم اما او از یاد برد و در وی عزمی نیافتیم» سوره طه، آیه ۱۱۵.
- ↑ انفال ایه ۶۵ و ۶۶.
- ↑ منصوری، خلیل، راه رسیدن به مقام صابران.
- ↑ «و چگونه در چیزی که به آن آگاهی فراگیر نداری شکیب میکنی؟» سوره کهف، آیه ۶۸.
- ↑ از پیش خدا یا علم خدادادی.
- ↑ بقره آیه ۴۵ و ۴۶ و ۲۴۹ و معارج آیات ۱۹ تا ۲۶.
- ↑ غافر آیات۷۰ تا ۷۷.
- ↑ بقره آیات ۱۵۵ و ۱۵۶.
- ↑ انفال آیات ۶۵ و ۶۶ و رعد آیات ۱۹ و ۲۲ و بقره آیه ۱۵۵ و آل عمران آیه ۱۸۶.
- ↑ غافر آیه ۵۵.
- ↑ منصوری، خلیل، راه رسیدن به مقام صابران.
- ↑ شایستهتر است؛ زیرا.
- ↑ بقره آیه ۱۵۳ و ۲۴۹.
- ↑ آل عمران آیه ۱۴۶ و انعام آیه ۳۴.
- ↑ معارج آیات ۱۹ تا ۲۵.
- ↑ همان تا آیه ۲۸.
- ↑ بقره آیه ۴۵.
- ↑ منصوری، خلیل، راه رسیدن به مقام صابران.
- ↑ پس شکیبا باش که سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است؛ سوره هود، آیه۴۹.
- ↑ باری، بر آنچه میگویند شکیب کن و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از فرو رفتن آن پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای! و پاسهایی از شب و پیرامونهای روز را نیز به ستایش پرداز باشد که خشنود گردی؛ سوره طه، آیه۱۳۰.
- ↑ «پس شکیبا باش که وعده خداوند راستین است و مبادا آنان که اهل یقین نیستند تو را سبکسار گردانند» سوره روم، آیه ۶۰.
- ↑ ای مؤمنان! شکیبایی ورزید و یکدیگر را به شکیب فرا خوانید و از مرزها نگهبانی کنید و از خداوند پروا بدارید باشد که رستگار شوید؛ سوره آل عمران، آیه۲۰۰.
- ↑ و از خداوند و پیامبرش فرمانبرداری کنید و در هم نیفتید که سست شوید و شکوهتان از میان برود و شکیبا باشید که خداوند با شکیبایان است؛ سوره انفال، آیه۴۶.
- ↑ ای مؤمنان! شکیبایی ورزید و یکدیگر را به شکیب فرا خوانید و از مرزها نگهبانی کنید و از خداوند پروا بدارید باشد که رستگار شوید؛ سوره آل عمران، آیه۲۰۰.
- ↑ زبدة البیان، ص۱۴۴.
- ↑ «و بر آنچه میگویند شکیبا باش و از آنان به نکویی دوری گزین» سوره مزمل، آیه ۱۰.
- ↑ الوجیز، علی دخیل، ص۷۷۸.
- ↑ نک: وسائل الشیعه، ج ۳، ص۲۵۵؛ ج ۱۵، ص۲۳۶، ۲۶۱.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص۲۶۱.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص۲۳۶؛ نیز مستدرک الوسائل، ج ۱۱، ص۲۵۹.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۳، ص۲۵۵.
- ↑ نک: کشف الأسرار، ج ۳، ص۷۲۹؛ مدارج السالکین، ص۴۲۴؛ سیمای صابران در قرآن، ص۶۱.
- ↑ مدارج السالکین، ص۴۲۴.
- ↑ نیز نک: سیمای صابران در قرآن، ص۶۴.
- ↑ و اگر کیفر میکنید مانند آنچه خود کیفر شدهاید کیفر کنید و اگر شکیبایی پیشه کنید همان برای شکیبایان بهتر است؛ سوره نحل، آیه۱۲۶.
- ↑ مدارج السالکین، ص۴۲۴؛ سیمای صابران در قرآن، ص۶۳.
- ↑ «اگر به سوی من دست دراز کنی تا مرا بکشی، من به سوی تو دست دراز نمیکنم تا تو را بکشم؛ که من از خداوند، پروردگار جهانیان میهراسم» سوره مائده، آیه ۲۸.
- ↑ نک: مجمع البیان، ج ۳، ص۲۸۴.
- ↑ کریمی، علیجان، مقاله «صبر»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص96-97.
- ↑ «از شکیبایی و نماز یاری بجویید که خداوند با شکیبایان است» سوره بقره، آیه ۱۵۳.
- ↑ «سپس به آسمان رو آورد که (چون) دودی بود و به آن و به زمین فرمود: خواه یا ناخواه بیایید! گفتند: فرمانبردارانه آمدیم» سوره فصلت، آیه ۱۱.
- ↑ «هیچ جنبندهای نیست مگر که او بر هستیش چیرگی دارد؛ به راستی پروردگار من بر راهی راست است» سوره هود، آیه ۵۶.
- ↑ «و بیگمان شما را با چیزی از بیم و گرسنگی و کاستی داراییها و کسان و فرآوردهها میآزماییم، و شکیبایان را نوید بخش! * همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد میگویند: ﴿إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ﴾ (ما از آن خداوندیم و به سوی او باز میگردیم) * بر آنان از پروردگارشان درودها و بخشایشی است و آنانند که رهیافتهاند» سوره بقره، آیه ۱۵۵-۱۵۷.
- ↑ «و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند» سوره بقره، آیه ۱۷۷.
- ↑ «و بسا پیامبرانی که همراه آنان تودههای انبوه به نبرد (با دشمنان خداوند) پرداختند و در راه خداوند هر چه به ایشان رسید نه سست و نه ناتوان شدند و نه تن به زبونی سپردند؛ و خداوند شکیبایان را دوست میدارد * و گفتارشان جز این نبود که (می) گفتند: پروردگارا! از گناهان ما و گزافکاریها که در کار خویش کردهایم در گذر و گامهای ما را استوار دار و ما را بر گروه کافران پیروز گردان * پس خداوند به آنان پاداش این جهان و پاداش نیک جهان واپسین را بخشید و خداوند نیکوکاران را دوست میدارد» سوره آل عمران، آیه ۱۴۶-۱۴۸.
- ↑ «چنین است که هر کس پرهیزگاری ورزد و شکیبایی کند بیگمان خداوند پاداش نیکوکاران را تباه نمیگرداند» سوره یوسف، آیه ۹۰.
- ↑ «پاداش شکیبایان را بیشمار، تمام دهند» سوره زمر، آیه ۱۰.
- ↑ «و هر گاه آنچه را بر پیامبر فرو فرستاده شده است بشنوند، با شناختی که از حق یافتهاند چشمانشان را میبینی که از اشک لبریز میشود؛ میگویند: پروردگارا! ما ایمان آوردهایم ما را با گروه گواهان بنگار! و چرا ما به خداوند و آنچه از حق به ما رسیده است ایمان نیاوریم در حالی که امید میبریم که پروردگارمان ما را در میان شایستگان در آورد» سوره مائده، آیه ۸۳-۸۴.
- ↑ «و (یاد کن) آنگاه را که گفتند: بار خداوندا! اگر این (آیات) که از سوی توست راستین است بر ما از آسمان سنگ ببار یا بر (سر) ما عذابی دردناک بیاور» سوره انفال، آیه ۳۲.
- ↑ «و به راستی موسی را با نشانههای خویش فرستادیم (و گفتیم) که قومت را به سوی روشنایی از تیرگیها بیرون بر و روزهای خداوند را به آنان گوشزد کن، بیگمان در آن نشانههایی برای هر شکیبای سپاسگزاری است» سوره ابراهیم، آیه ۵.
- ↑ «بنابراین شکیبا باش همانگونه که پیامبران اولوا العزم شکیبایی ورزیدند و برای آنان (عذاب را به) شتاب مخواه» سوره احقاف، آیه ۳۵.
- ↑ «و در آنچه بر سرت آید شکیب کن؛ بیگمان این از کارهایی است که آهنگ آن میکنند» سوره لقمان، آیه ۱۷.
- ↑ «گفت: بیگمان تو هرگز همراه من شکیبایی نمیتوانی کرد و چگونه در چیزی که به آن آگاهی فراگیر نداری شکیب میکنی؟» سوره کهف، آیه ۶۷ -۶۸.
- ↑ «گفت: اگر خداوند بخواهد مرا شکیبا خواهی یافت و از هیچ فرمان تو سرنمیپیچم» سوره کهف، آیه ۶۹.
- ↑ «به راستی با دشواری، آسانی همراه است * به راستی با دشواری، آسانی همراه است» سوره انشراح، آیه ۵-۶.
- ↑ «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم میگمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمیرسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.
- ↑ «و چون شکیب ورزیدند و به آیات ما یقین داشتند برخی از آنان را پیشوایانی گماردیم که به فرمان ما (مردم را) رهنمایی میکردند» سوره سجده، آیه ۲۴.
- ↑ «من تو را پیشوای مردم میگمارم» سوره بقره، آیه ۱۲۴.
- ↑ «و فرمان ما یک کلمه بیش نیست مانند یک چشم بر هم زدن» سوره قمر، آیه ۵۰.
- ↑ «فرمان او جز این نیست که چون چیزی را بخواهد بدو میگوید: باش! بیدرنگ خواهد بود» سوره یس، آیه ۸۲.
- ↑ «سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آوردهاند، همان کسان که نماز برپا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند» سوره مائده، آیه ۵۵.
- ↑ «من تو را پیشوای مردم میگمارم» سوره بقره، آیه ۱۲۴.
- ↑ «و تا در میان ایشان بهسر میبردم بر آنها گواه بودم» سوره مائده، آیه ۱۱۷.
- ↑ «و چه کس جز آنکه سبک مغز است از آیین ابراهیم روی میگرداند؟ در حالی که ما او را در این جهان برگزیدهایم و بیگمان او در جهان واپسین از شایستگان است آنگاه که پروردگارش بدو فرمود: فرمانبردار باش، او گفت: فرمانبردار پروردگار جهانیانم» سوره بقره، آیه ۱۳۰-۱۳۱.
- ↑ «آن که دانشی از کتاب (آسمانی) با خویش داشت گفت: من پیش از آنکه چشم بر هم زنی آن را برایت میآورم» سوره نمل، آیه ۴۰.
- ↑ «عبدي أطعني حَتَّى أَجْعَلَكَ مثلى أو مثلى اقول كن فیکون تَقُولَ كُنْ فَيَكُونُ».
- ↑ «وَ إِنَّهُ لَيَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّافِلَةِ حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِي يَنْطِقُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا»؛ اصول کافی، ج۲، ص۳۵۲.
- ↑ مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی ج۴، ص ۲۱۱ ـ ۲۲۲.
- ↑ عنکبوت، آیات ۲ و ۳.
- ↑ انبیاء، آیه ۳۵؛ بقره، آیه ۱۵۵.
- ↑ سوره محمد، آیه ۳۱.
- ↑ اعراف، آیه ۱۶۳.
- ↑ توبه، آیات ۷۵ و ۷۶ و ۳۴ و ۵۴؛ فجر، آیات ۱۵ تا ۱۷؛ اعراف، آیات ۱۸۹ و ۱۹۰.
- ↑ منصوری، خلیل، نقش مالکیت خدا در صبر بر مصیبت.
- ↑ بقره، آیه ۱۵۵.
- ↑ کهف، آیات ۶۷ و ۶۸.
- ↑ کهف، آیات ۷۰ تا ۷۸.
- ↑ منصوری، خلیل، نقش مالکیت خدا در صبر بر مصیبت.
- ↑ بقره، آیه۱۵۶.
- ↑ «و بیگمان شما را با چیزی از بیم و گرسنگی و کاستی داراییها و کسان و فرآوردهها میآزماییم، و شکیبایان را نوید بخش! * همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد میگویند: «انّا للّه و انّا الیه راجعون» (ما از آن خداوندیم و به سوی او باز میگردیم) * بر آنان از پروردگارشان درودها و بخشایشی است و آنانند که رهیافتهاند» سوره بقره، آیه ۱۵۵-۱۵۷.
- ↑ منصوری، خلیل، نقش مالکیت خدا در صبر بر مصیبت.
- ↑ بقره، آیات ۱۵۵ تا ۱۵۷؛ حدید، آیات ۲۲ و ۲۳.
- ↑ همان.
- ↑ بقره، آیه ۱۲۴.
- ↑ انعام، آیات ۷۴ و ۷۵.
- ↑ حدید، آیات ۲۲ و۲۳.
- ↑ فرقان، آیه ۷۷.
- ↑ «و بیگمان پیش از تو پیامبرانی فرستادیم و به آنان همسران و فرزندانی دادیم و هیچ پیامبری را نسزد که معجزهای بیاورد مگر با اذن خداوند؛ هر سرآمدی، زمانی نگاشته دارد * خداوند هر چه را بخواهد (از لوح محفوظ) پاک میکند و (یا در آن) مینویسد و لوح محفوظ نزد اوست» سوره رعد، آیه ۳۸-۳۹.
- ↑ رعد، آیه۴۰.
- ↑ هود، آیه ۱۱۹.
- ↑ نوح، آیات ۱۰ تا ۱۲.
- ↑ منصوری، خلیل، نقش مالکیت خدا در صبر بر مصیبت.