گریه کردن برای امام مهدی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - '، ص:' به '، ص')
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
خط ۱۱: خط ۱۱:
==مقدمه==
==مقدمه==
*یکی از وظایف مؤمنان، گریه کردن در فراق آن حضرت و یا بر آن‌چه از مصیبت‌ها و ناملایمات به ایشان رسیده است، می‌باشد. [[امام صادق]] {{ع}} فرمود: "هرکس ما را یاد کند، اگر از چشم او به اندازه بال پشه‌ای اشک بیرون آید، خداوند گناهان او را می‌آمرزد، هرچند به اندازه کف دریا باشد"<ref>بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۲۷۸.</ref>. سُدیر صِیرَفی می‌گوید: با بعضی اصحاب بر [[امام صادق]] {{ع}} وارد شدیم. دیدیم بر روی خاک نشسته و هم‌چون کسی که فرزند خود را از دست داده و جگرش سوخته باشد، می‌گریست و می‌گفت: "ای آقای من! غیبت تو، خواب را از من گرفته و زمین را بر من تنگ کرده است..." سدیر می‌گوید: از این حالتِ حضرت، ناراحت شدیم و عرض کردیم: خداوند دیدگانت را نگریاند! چه حالتی سبب شده که چنین در ماتم بنشینید؟ حضرت آهی کشید و فرمود: غیبت [[امام زمان]] {{ع}}<ref>کمال الدین، ج ۲، ص ۳۵۲؛ بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۲۱۹.</ref>.
*یکی از وظایف مؤمنان، گریه کردن در فراق آن حضرت و یا بر آن‌چه از مصیبت‌ها و ناملایمات به ایشان رسیده است، می‌باشد. [[امام صادق]] {{ع}} فرمود: "هرکس ما را یاد کند، اگر از چشم او به اندازه بال پشه‌ای اشک بیرون آید، خداوند گناهان او را می‌آمرزد، هرچند به اندازه کف دریا باشد"<ref>بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۲۷۸.</ref>. سُدیر صِیرَفی می‌گوید: با بعضی اصحاب بر [[امام صادق]] {{ع}} وارد شدیم. دیدیم بر روی خاک نشسته و هم‌چون کسی که فرزند خود را از دست داده و جگرش سوخته باشد، می‌گریست و می‌گفت: "ای آقای من! غیبت تو، خواب را از من گرفته و زمین را بر من تنگ کرده است..." سدیر می‌گوید: از این حالتِ حضرت، ناراحت شدیم و عرض کردیم: خداوند دیدگانت را نگریاند! چه حالتی سبب شده که چنین در ماتم بنشینید؟ حضرت آهی کشید و فرمود: غیبت [[امام زمان]] {{ع}}<ref>کمال الدین، ج ۲، ص ۳۵۲؛ بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۲۱۹.</ref>.
*از دیگر تکالیف مؤمنان، گریاندن دیگران بر فراق آن حضرت یا بر شداید وارده بر آن حضرت است. از [[امام صادق]] {{ع}} روایت شده است: هرکس بر مصیبت [[اهل بیت]] گریه کند و یا کسی را بگریاند، بهشت برای او است و هرکس نیز تباکی -خود را شبیه گریه‌کنندگان سازد- نماید، بهشت برای او است<ref>لهوف، ص ۱۱؛ بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۲۸۸.</ref><ref>[[مجتبی تونه‌ای|مجتبی تونه‌ای]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص:۶۰۱.</ref>.
*از دیگر تکالیف مؤمنان، گریاندن دیگران بر فراق آن حضرت یا بر شداید وارده بر آن حضرت است. از [[امام صادق]] {{ع}} روایت شده است: هرکس بر مصیبت [[اهل بیت]] گریه کند و یا کسی را بگریاند، بهشت برای او است و هرکس نیز تباکی -خود را شبیه گریه‌کنندگان سازد- نماید، بهشت برای او است<ref>لهوف، ص ۱۱؛ بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۲۸۸.</ref><ref>[[مجتبی تونه‌ای|مجتبی تونه‌ای]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۶۰۱.</ref>.


== پرسش‌های وابسته ==
== پرسش‌های وابسته ==

نسخهٔ ‏۱۲ ژوئیهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۱:۴۲

این مدخل مرتبط با مباحث پیرامون امام مهدی(ع) است. "امام مهدی" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل امام مهدی (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

  • یکی از وظایف مؤمنان، گریه کردن در فراق آن حضرت و یا بر آن‌چه از مصیبت‌ها و ناملایمات به ایشان رسیده است، می‌باشد. امام صادق (ع) فرمود: "هرکس ما را یاد کند، اگر از چشم او به اندازه بال پشه‌ای اشک بیرون آید، خداوند گناهان او را می‌آمرزد، هرچند به اندازه کف دریا باشد"[۱]. سُدیر صِیرَفی می‌گوید: با بعضی اصحاب بر امام صادق (ع) وارد شدیم. دیدیم بر روی خاک نشسته و هم‌چون کسی که فرزند خود را از دست داده و جگرش سوخته باشد، می‌گریست و می‌گفت: "ای آقای من! غیبت تو، خواب را از من گرفته و زمین را بر من تنگ کرده است..." سدیر می‌گوید: از این حالتِ حضرت، ناراحت شدیم و عرض کردیم: خداوند دیدگانت را نگریاند! چه حالتی سبب شده که چنین در ماتم بنشینید؟ حضرت آهی کشید و فرمود: غیبت امام زمان (ع)[۲].
  • از دیگر تکالیف مؤمنان، گریاندن دیگران بر فراق آن حضرت یا بر شداید وارده بر آن حضرت است. از امام صادق (ع) روایت شده است: هرکس بر مصیبت اهل بیت گریه کند و یا کسی را بگریاند، بهشت برای او است و هرکس نیز تباکی -خود را شبیه گریه‌کنندگان سازد- نماید، بهشت برای او است[۳][۴].

پرسش‌های وابسته

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۲۷۸.
  2. کمال الدین، ج ۲، ص ۳۵۲؛ بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۲۱۹.
  3. لهوف، ص ۱۱؛ بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۲۸۸.
  4. مجتبی تونه‌ای، موعودنامه، ص۶۰۱.