←مقدمه
(صفحهای تازه حاوی «{{خرد}} {{مهدویت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center;...» ایجاد کرد) |
(←مقدمه) |
||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
*از زنانى است که طبق روایتى از [[امام صادق]] {{ع}} جزو یاران [[امام مهدی|حضرت مهدى]] {{ع}} است. هنگامى که استاندار عراق، [[یوسف بن عمر]]، [[زید بن على]] را در شهر کوفه به شهادت رساند، دست امّ خالد را نیز به جرم تشیع و تمایل به قیام زید قطع کرد. | *از زنانى است که طبق روایتى از [[امام صادق]] {{ع}} جزو یاران [[امام مهدی|حضرت مهدى]] {{ع}} است. هنگامى که استاندار عراق، [[یوسف بن عمر]]، [[زید بن على]] را در شهر کوفه به شهادت رساند، دست امّ خالد را نیز به جرم تشیع و تمایل به قیام زید قطع کرد. [[ابو بصیر]] مىگوید: خدمت [[امام صادق]] {{ع}} بودیم که امّ خالد با دست بریده شده آمد. حضرت فرمود: "اى ابا بصیر! آیا میل دارى سخن امّ خالد را بشنوى؟" عرض کردم: آرى و به آن شادمان مىگردم. امّ خالد به نزد حضرت مشرّف شد و سخنانى عرضه داشت. من او را در کمال فصاحت و بلاغت یافتم. حضرت نیز در مسأله ولایت و برائت از دشمنان با او سخن گفت... <ref>ریاحین الشریعه، ج ۳، ص ۳۸۱؛ معجم رجال الحدیث، ج ۱۴، ص ۲۳، ۱۰۸، ۱۷۶</ref><ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص:۱۲۱.</ref>. | ||
ابو بصیر مىگوید: خدمت [[امام صادق]] {{ع}} بودیم که امّ خالد با دست بریده شده آمد. حضرت فرمود: "اى ابا بصیر! آیا میل دارى سخن امّ خالد را بشنوى؟" عرض کردم: آرى و به آن شادمان مىگردم. امّ خالد به نزد حضرت مشرّف شد و سخنانى عرضه داشت. من او را در کمال فصاحت و بلاغت یافتم. حضرت نیز در مسأله ولایت و برائت از دشمنان با او سخن گفت... <ref>ریاحین الشریعه، ج ۳، ص ۳۸۱؛ معجم رجال الحدیث، ج ۱۴، ص ۲۳، ۱۰۸، ۱۷۶</ref><ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص: | |||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||