کهیعص: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{خرد}} {{مهدویت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center;...» ایجاد کرد)
 
جز (جایگزینی متن - '، ص:' به '، ص')
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
خط ۱۱: خط ۱۱:
==مقدمه==
==مقدمه==
*[[سعد بن عبدالله قمی]] می‌گوید: به امام عصر {{ع}} عرض کردم: "ای فرزند رسول خدا! تأویل آیه "کهیعص" چیست‌؟ فرمود: این حروف از اخبار غیبی است که خداوند زکریا را از آن مطلع کرده و بعد از آن، داستان آن را به [[حضرت محمد]] {{صل}} بازگفته است... داستان از این قرار است که: زکریا از پروردگارش درخواست کرد که "اسماء خمسه طیّبه" را به وی بیاموزد. خداوند، [[جبرئیل]] را بر او فرو فرستاد و آن اسماء را به او تعلیم داد. زکریا چون نام‌های [[محمد]]، [[امام علی|علی]]، [[فاطمه]] و [[امام حسن|حسن]] {{عم}} را یاد می‌کرد، اندوهش برطرف می‌شد و گرفتاری‌اش از بین می‌رفت. و چون [[امام حسین|حسین]] {{ع}} را یاد می‌کرد، بغض و غصه، گلویش را می‌گرفت و می‌گریست و مبهوت می‌شد. روزی گفت: بارالها! چرا وقتی آن چهار نفر را یاد می‌کنم، آرامش می‌یابم و اندوهم برطرف می‌شود؛ اما وقتی حسین را یاد می‌کنم، اشکم جاری می‌شود و ناله‌ام بلند می‌گردد؟ خدای تعالی او را از این داستان آگاه کرد و فرمود: "کهیعص"! "کاف" اسم کربلا و "هاء" رمز هلاکت [[عترت]] طاهره است، و "یاء" نام یزید ظالم بر حسین {{ع}} و "عین" اشاره به عطش و "صاد" نشان صبر او است.
*[[سعد بن عبدالله قمی]] می‌گوید: به امام عصر {{ع}} عرض کردم: "ای فرزند رسول خدا! تأویل آیه "کهیعص" چیست‌؟ فرمود: این حروف از اخبار غیبی است که خداوند زکریا را از آن مطلع کرده و بعد از آن، داستان آن را به [[حضرت محمد]] {{صل}} بازگفته است... داستان از این قرار است که: زکریا از پروردگارش درخواست کرد که "اسماء خمسه طیّبه" را به وی بیاموزد. خداوند، [[جبرئیل]] را بر او فرو فرستاد و آن اسماء را به او تعلیم داد. زکریا چون نام‌های [[محمد]]، [[امام علی|علی]]، [[فاطمه]] و [[امام حسن|حسن]] {{عم}} را یاد می‌کرد، اندوهش برطرف می‌شد و گرفتاری‌اش از بین می‌رفت. و چون [[امام حسین|حسین]] {{ع}} را یاد می‌کرد، بغض و غصه، گلویش را می‌گرفت و می‌گریست و مبهوت می‌شد. روزی گفت: بارالها! چرا وقتی آن چهار نفر را یاد می‌کنم، آرامش می‌یابم و اندوهم برطرف می‌شود؛ اما وقتی حسین را یاد می‌کنم، اشکم جاری می‌شود و ناله‌ام بلند می‌گردد؟ خدای تعالی او را از این داستان آگاه کرد و فرمود: "کهیعص"! "کاف" اسم کربلا و "هاء" رمز هلاکت [[عترت]] طاهره است، و "یاء" نام یزید ظالم بر حسین {{ع}} و "عین" اشاره به عطش و "صاد" نشان صبر او است.
*زکریا وقتی این مطلب را شنید، غمگین شد و تا سه روز از عبادتگاهش بیرون نیامد، و به کسی اجازه نداد که نزد او بیاید. گریه و ناله سر داد و چنین نوحه کرد: بارالها! از مصیبتی که برای فرزند بهترین خلایق خود، تقدیر کرده‌ای دردمندم. خدایا! آیا این مصیبت را بر آستانه او نازل می‌کنی‌؟ آیا جامه این مصیبت را بر تن علی و فاطمه می‌پوشانی!؟ آیا این فاجعه را بر ساحت آنان فرود می‌آوری‌؟ بعد از آن گفت: بارالها! فرزندی به من عطا کن تا در پیری چشمم به او روشن شود و او را وارث و وصی‌ من قرار ده؛ آن‌گاه مرا دردمند او گردان؛ همچنان‌که حبیبت محمد را دردمند فرزندش گرداندی. خداوند، یحیی را به او بخشید و او را دردمند وی ساخت. و دوره حمل یحیی شش ماه بود و مدت حمل [[امام حسین]] {{ع}} نیز شش ماه بود و برای آن نیز قضیه‌ای طولانی است<ref>کمال الدین، ج ۲، ص ۴۲۰.</ref><ref>[[مجتبی تونه‌ای|مجتبی تونه‌ای]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص:۵۹۷.</ref>.
*زکریا وقتی این مطلب را شنید، غمگین شد و تا سه روز از عبادتگاهش بیرون نیامد، و به کسی اجازه نداد که نزد او بیاید. گریه و ناله سر داد و چنین نوحه کرد: بارالها! از مصیبتی که برای فرزند بهترین خلایق خود، تقدیر کرده‌ای دردمندم. خدایا! آیا این مصیبت را بر آستانه او نازل می‌کنی‌؟ آیا جامه این مصیبت را بر تن علی و فاطمه می‌پوشانی!؟ آیا این فاجعه را بر ساحت آنان فرود می‌آوری‌؟ بعد از آن گفت: بارالها! فرزندی به من عطا کن تا در پیری چشمم به او روشن شود و او را وارث و وصی‌ من قرار ده؛ آن‌گاه مرا دردمند او گردان؛ همچنان‌که حبیبت محمد را دردمند فرزندش گرداندی. خداوند، یحیی را به او بخشید و او را دردمند وی ساخت. و دوره حمل یحیی شش ماه بود و مدت حمل [[امام حسین]] {{ع}} نیز شش ماه بود و برای آن نیز قضیه‌ای طولانی است<ref>کمال الدین، ج ۲، ص ۴۲۰.</ref><ref>[[مجتبی تونه‌ای|مجتبی تونه‌ای]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۵۹۷.</ref>.


== پرسش‌های وابسته ==
== پرسش‌های وابسته ==

نسخهٔ ‏۱۲ ژوئیهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۱:۱۸

این مدخل مرتبط با مباحث پیرامون امام مهدی(ع) است. "امام مهدی" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل امام مهدی (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

  • سعد بن عبدالله قمی می‌گوید: به امام عصر (ع) عرض کردم: "ای فرزند رسول خدا! تأویل آیه "کهیعص" چیست‌؟ فرمود: این حروف از اخبار غیبی است که خداوند زکریا را از آن مطلع کرده و بعد از آن، داستان آن را به حضرت محمد (ص) بازگفته است... داستان از این قرار است که: زکریا از پروردگارش درخواست کرد که "اسماء خمسه طیّبه" را به وی بیاموزد. خداوند، جبرئیل را بر او فرو فرستاد و آن اسماء را به او تعلیم داد. زکریا چون نام‌های محمد، علی، فاطمه و حسن (ع) را یاد می‌کرد، اندوهش برطرف می‌شد و گرفتاری‌اش از بین می‌رفت. و چون حسین (ع) را یاد می‌کرد، بغض و غصه، گلویش را می‌گرفت و می‌گریست و مبهوت می‌شد. روزی گفت: بارالها! چرا وقتی آن چهار نفر را یاد می‌کنم، آرامش می‌یابم و اندوهم برطرف می‌شود؛ اما وقتی حسین را یاد می‌کنم، اشکم جاری می‌شود و ناله‌ام بلند می‌گردد؟ خدای تعالی او را از این داستان آگاه کرد و فرمود: "کهیعص"! "کاف" اسم کربلا و "هاء" رمز هلاکت عترت طاهره است، و "یاء" نام یزید ظالم بر حسین (ع) و "عین" اشاره به عطش و "صاد" نشان صبر او است.
  • زکریا وقتی این مطلب را شنید، غمگین شد و تا سه روز از عبادتگاهش بیرون نیامد، و به کسی اجازه نداد که نزد او بیاید. گریه و ناله سر داد و چنین نوحه کرد: بارالها! از مصیبتی که برای فرزند بهترین خلایق خود، تقدیر کرده‌ای دردمندم. خدایا! آیا این مصیبت را بر آستانه او نازل می‌کنی‌؟ آیا جامه این مصیبت را بر تن علی و فاطمه می‌پوشانی!؟ آیا این فاجعه را بر ساحت آنان فرود می‌آوری‌؟ بعد از آن گفت: بارالها! فرزندی به من عطا کن تا در پیری چشمم به او روشن شود و او را وارث و وصی‌ من قرار ده؛ آن‌گاه مرا دردمند او گردان؛ همچنان‌که حبیبت محمد را دردمند فرزندش گرداندی. خداوند، یحیی را به او بخشید و او را دردمند وی ساخت. و دوره حمل یحیی شش ماه بود و مدت حمل امام حسین (ع) نیز شش ماه بود و برای آن نیز قضیه‌ای طولانی است[۱][۲].

پرسش‌های وابسته

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. کمال الدین، ج ۲، ص ۴۲۰.
  2. مجتبی تونه‌ای، موعودنامه، ص۵۹۷.